Ali_haghshenas Instagram Photos and Videos

Loading...


ali_haghshenas Ali Haghshenas علي حق شناس @ali_haghshenas mentions
Followers: 7,486
Following: 571
Total Comments: 0
Total Likes: 0

‌ #آرشام در حین تقسیم آبگوشت ظهر #تاسوعا #محرم ۱۴۳۹
Media Removed
‌ #آرشام در حین تقسیم آبگوشت ظهر #تاسوعا #محرم ۱۴۳۹
#آرشام در حین تقسیم آبگوشت ظهر #تاسوعا #محرم ۱۴۳۹
Loading...
‌ ‌ پسرم #آرشام رفت کلاس چهارم ... ساعت هفت صبح اول مهر ماه ۱۳۹۶
Media Removed
‌ ‌ پسرم #آرشام رفت کلاس چهارم ... ساعت هفت صبح اول مهر ماه ۱۳۹۶

پسرم #آرشام رفت کلاس چهارم ... ساعت هفت صبح اول مهر ماه ۱۳۹۶
‌‌ بارد چه؟ خون که؟ دیده چسان؟ روز و شب چرا؟ از غم کدام غم؟ غم سلطان اولیاء ‌ نامش که بُد؟ حسین ...
Media Removed
‌‌ بارد چه؟ خون که؟ دیده چسان؟ روز و شب چرا؟ از غم کدام غم؟ غم سلطان اولیاء ‌ نامش که بُد؟ حسین ز نژاد که‌؟ از علی مامش که بود؟ ‌فاطمه‌ جدش که‌؟ مصطفی ‌ چون شد؟ شهید شد به کجا؟ ‌دشت ماریه کی‌؟ عاشر محرم پنهان‌؟ نه برملا ‌ شب کشته شد؟ ‌نه ‌روز چه هنگام‌؟ ‌وقت ظهر شد از گلو بریده سرش؟ ... ‌‌
بارد چه؟ خون
که؟ دیده
چسان؟ روز و شب
چرا؟ از غم
کدام غم؟ غم سلطان اولیاء


نامش که بُد؟ حسین
ز نژاد که‌؟ از علی
مامش که بود؟ ‌فاطمه‌
جدش که‌؟ مصطفی


چون شد؟ شهید شد
به کجا؟ ‌دشت ماریه
کی‌؟ عاشر محرم
پنهان‌؟ نه برملا


شب کشته شد؟ ‌نه ‌روز
چه هنگام‌؟ ‌وقت ظهر
شد از گلو بریده سرش؟ نی نی از قفا


سیراب کشته شد؟ ‌نه!
کس آبش ‌نداد؟ داد
که؟ شمر
از چه چشمه‌؟ ز سرچشمهٔ فنا


مظلوم شد شهید؟ بلی
جرم داشت؟ نه
کارش چه بد؟هدایت‌
یارش‌ که بد؟ خدا


این ظلم را که کرد؟ یزید
این یزید کیست‌؟زاولاد هند از چه کس‌؟ از نطفهٔ زنا
خود کرد این عمل‌؟ نه! فرستاد نامه‌ای
نزد که‌؟ نزد زادهٔ مرجانهٔ دغا


ابن زیاد زادهٔ مرجانه بد؟ نعم
از گفتهٔ یزید تخلف نکرد؟ لا
این نابکار کشت حسین را به دست خویش‌؟
نه او روانه کرد سپه سوی کربلا


میر سپه که بد؟عمرسعد!
او بریدحلق عزیز فاطمه؟ نه شمر بی‌حیا
خنجر برید حنجر او را نکرد شرم؟
کرد
از چه پس برید؟ نپذرفت ازو قضا


بهر چه‌؟ بهر آن که شود خلق را شفیع
شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بکاء
کس کشته شد هم از پسرانش‌؟ بلی دو تن
دیگر که؟ نه برادر، دیگر که؟ اقربا


دیگر پسر نداشت‌؟ چرا داشت
آن که بود؟سجاد چون بد او به غم و رنج مبتلا
ماند او به کربلای پدر؟ نی !به شام رفت
با عز و احتشام‌؟ نه ! با ذلت و عنا


تنها؟ نه ! با زنان حرم؛
نامشان چه بود؟زینب سکینه فاطمه کلثوم بینوا
بر تن لباس داشت‌؟ بلی! گرد رهگذار
بر سر عمامه داشت‌؟ بلی !چوب اشقیا


بیمار بد؟ بلی
چه دوا داشت‌؟ اشک چشم
بعد از دوا غذاش چه بد؟ خون دل غذا
کس بود همرهش‌؟ بلی اطفال بی‌پدر
دیگر که بود؟ تب !که نمی گشت ازو جدا


از زینب و زنان چه به جا مانده بد؟ دو چیز:طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا
گبر این ستم کند؟ نه!
یهود و مجوس؟ نه!
هندو؟ نه!
بت‌پرست؟ نه!
فریاد ازین جفا


قاآنی است قایل این شعرها؟ بلی
خواهد چه؟ رحمت! ‌ازکه‌؟ ز حق!
کی؟ صف جزا

‌ ‌
#شعر از #قاآنی است ‌


#عاشورا #حسین #اباعبدالله #سیدالشهدا #مظلوم #محرم #نوحه #مرثیه
Read more
‌ شوکه شدم وقتی فیلم‌های بعد از بازی #استقلال و #ذوب‌آهن را دیدم. آبی‌ها فریاد می‌زدند: «پیتزا فروش ...
Media Removed
‌ شوکه شدم وقتی فیلم‌های بعد از بازی #استقلال و #ذوب‌آهن را دیدم. آبی‌ها فریاد می‌زدند: «پیتزا فروش حیا کن، استقلال رو رها کن» باورم نمی‌شد که آنها دارند #علیمنصور‬ را چنین له می‌کنند. می‌دانم که فوتبال بی‌رحم است. اما چنین بر اسطوره باشگاه خود تیغ کشیدن نوبر بود. کجا سرمایه باشگاهی را چنین خرد ...
شوکه شدم وقتی فیلم‌های بعد از بازی #استقلال و #ذوب‌آهن را دیدم. آبی‌ها فریاد می‌زدند: «پیتزا فروش حیا کن، استقلال رو رها کن» باورم نمی‌شد که آنها دارند #علیمنصور‬ را چنین له می‌کنند. می‌دانم که فوتبال بی‌رحم است. اما چنین بر اسطوره باشگاه خود تیغ کشیدن نوبر بود. کجا سرمایه باشگاهی را چنین خرد می‌کنند؟
یاد نخستین مرتبه که #منصوریان را از نزدیک دیدم زنده شد. اواسط دهه ۷۰ ، بیش از بیست سال قبل. آن روزها علی جوان رعنایی بود که وسط زمین استقلال جولان می‌داد. با موهایی که او را خوش سیما نشان می‌داد. تازه از پارس خودرو آمده بود. یک تنه خط هافبک استقلال را می‌چرخاند. هم گل می‌زد، هم پاس گل می‌داد. از همان برخورد اول او را «بچه زرنگ» یافتم. بچه جنوب شهر بود. با معرفت و زبان باز. شوخ و پر انرژی. از آن روز تا امروز ، بیشتر از بیست سال استقلال برای آنکه آن جوانک تازه از پارس خودرو آمده، تبدیل شود به عشق استقلالی‌ها یا همان که آبی‌ها فریاد می‌زدند «داش علی منصوریان» چقدر هزینه داده باشد خوب است؟ یک میلیون؟ صد میلیون؟ یک میلیارد؟ ده میلیارد؟ استقلال سالیان سال از نامش، از عنوانش، از جایگاهش برای منصوریان خرج کرد تا او شد این مردی که عشق آبی‌ها بود.
اما این سرمایه کجا سوخت؟ چرا سوخت؟ چه کسی کبریت زیر آن کشید؟
مقصر اول مدیران بی کفایت ورزش و فوتبال ایران هستند، مردانی نا لایق که به ضرب پارتی و ژن خوب و ارتباط و رفیق بازی و صد جور کثافت کاری در این فوتبال و ورزش پست و مقام گرفته‌اند. آنها عاشق محبوب‌هایی مثل منصوریان هستند، تا پشت این محبوبیت سنگر بگیرند و کار نابلدی خود را پنهان کنند. خون علیمنصور‬ گردن آنهاست.
لابد می‌پرسید چرا خون علیمنصور‬؟
آن منصوریان مرد. عمر فوتبالی او در استقلال تمام شد، مگر معجزه‌ای او را زنده کند. در حالیکه منصوریان اگر به وقت مناسب و بعد از آنکه واقعا مربی می‌شد به استقلال می‌آمد سالها به استقلال سود میرساند.
البته هوس بی پایان خود منصوریان نیز در این شبه قتل یک سرمایه بزرگ مقصر بود.
ایکاش قدر سرمایه‌هایمان را بدانیم، آنها نباید چنین راحت نردبان یک مشت مدیر بی لیاقت شوند...
Read more
‌ ‌دفاع از تیم ملی «با شرف» #ایران وظیفه همه ماست. تیمی داریم که با اقتدار کامل و چند هفته زودتر و با ...
Media Removed
‌ ‌دفاع از تیم ملی «با شرف» #ایران وظیفه همه ماست. تیمی داریم که با اقتدار کامل و چند هفته زودتر و با خیال راحت و با کسب ۷۵ درصد امتیازات ممکن (بیشتر از همه آسیایی‌ها) به #جام_جهانی روسیه صعود کرده است. برای این موفقیت بزرگ خیلی‌ها زحمت کشیدند. از کیروش تا تک تک بازیکنان. آنها در تمام ۹۰۰ دقیقه‌ای ...
‌دفاع از تیم ملی «با شرف» #ایران وظیفه همه ماست. تیمی داریم که با اقتدار کامل و چند هفته زودتر و با خیال راحت و با کسب ۷۵ درصد امتیازات ممکن (بیشتر از همه آسیایی‌ها) به #جام_جهانی روسیه صعود کرده است. برای این موفقیت بزرگ خیلی‌ها زحمت کشیدند. از کیروش تا تک تک بازیکنان. آنها در تمام ۹۰۰ دقیقه‌ای که برای صعود جنگیدند لحظه‌ای #شرافت را فراموش نکردند.
اکنون عده‌ای به دلایل مختلف بازی با #سوریه را بهانه‌ای کرده‌اند برای تشکیک در شرف این تیم. دردآور است. اینکه به جان تیم خودمان افتاده‌ایم و این جوانان رعنا و این تیم یکدست را زیر ضرب تهمت گرفته‌ایم اوج ناسپاسی است. روزگاری را به یاد آوریم که برای کسب #صعود به جام جهانی آواره این پلی‌‌آف و آن پلی‌آف بودیم. روزهایی که تا بازی آخر جان به لب می‌شدیم. ایامی که با حسرت صعود دیگران را تماشا می‌کردیم و سهم ما آه کشیدن بود. حالا این تیم بزرگ، با مربیانی لایق و بازیکنانی شایسته نشانمان داد که جور دیگری هم می‌توان صعود کرد، بی دغدغه، بدون دردسر و با خیال راحت.
مزد و پاداش این تیم احترام و تقدیر است یا تهمت و اتهام؟
اغلب آنهایی که چنین اتهاماتی را بعد از بازی با سوریه مطرح می‌کنند از #فوتبال شناختی ندارند. چند سال فوتبال را از تلویزیون تماشا کرده‌اند و اینک خود را علامه فوتبال می‌دانند. آنها را دعوت می‌کنم خود را جای آن مقام عالیرتبه خیالی که گمان می‌کنند تبانی با سوریه را انجام داده بگذارند. حالا تصور کنند برای عملیاتی کردن این تبانی چه راه طولانی و سختی پیش رو دارند، کاری نزدیک به محال. برای آنکه تبانی شکل بگیرد حداقل به همراهی سرمربی و پنج شش بازیکن نیاز است. اگر این وظیفه را فقط به عهده یکی دو نفر از بازیکنان بگذاریم کار آنها چنان تابلو خواهد شد که همه مطلع خواهند شد. علاوه بر آن اگر سرمربی در جریان نباشد موقعیت آتی این دو بازیکن در تیم به خطر خواهد افتاد. حال کدام بازیکنی است که حضور در جام‌جهانی را با #تبانی کردن به خطر بیندازد؟
از سوی دیگر هماهنگ کردن کیروش و پنج شش بازیکن هم محال است. اگر کیروش تن به چنین معامله‌ای میداد تا ابد زیر تیغ افشا این بازیکنان بود و قدرتش را میان آنها از دست می‌داد. آیا او حاضر است چنین کاری انجام دهد؟ اگر از این جمع گزارشی به #فیفا ارسال شود چه؟ آیا می‌دانید در صورت اثبات تبانی در این سطح چه بلایی بر سر تبانی کنندگان خواهد آمد؟ تمام آینده فوتبالی آنها خواهد سوخت. کدام بازیکنی حاضر است چنین ریسکی را قبول کند؟ این ریسک در قبال چه چیزی؟ ‌ادامه مطلب در کامنت نخست
Read more
امروز که خبر رسید عطاالله #بهمنش رفت، بسیار بودند آنهایی که خبر را شنیدند، اما نمی‌دانستند او کیست ...
Media Removed
امروز که خبر رسید عطاالله #بهمنش رفت، بسیار بودند آنهایی که خبر را شنیدند، اما نمی‌دانستند او کیست و چرا آدم مهمی بوده است. بهمنش کارهای بزرگ زیادی کرد، اما مهمترین کارش آن بود که ورزش را به درون خانه و خانواده‌های ایرانی برد. شصت سال قبل که او پشت میکروفون نشست، کسی در این مملکت با ورزش و ورزش قهرمانی ... امروز که خبر رسید عطاالله #بهمنش رفت، بسیار بودند آنهایی که خبر را شنیدند، اما نمی‌دانستند او کیست و چرا آدم مهمی بوده است. بهمنش کارهای بزرگ زیادی کرد، اما مهمترین کارش آن بود که ورزش را به درون خانه و خانواده‌های ایرانی برد. شصت سال قبل که او پشت میکروفون نشست، کسی در این مملکت با ورزش و ورزش قهرمانی چندان رفاقتی نداشت. بهمنش اینجا گل کاشت، با آن صدای جذاب مردانه ، و آن شور و حرارت منحصر به فرد، و آن ورزش دانی خاص کاری کرد که دل‌های بسیاری از جوانهای ایران به ورزش گرم شد. صدای او آنها را به ورزش جلب کرد. آن روزها رادیو بود و شاید تلویزیونی هم پیدا میشد. راه ارتباطات کم بود، اما بهمنش این هنر را داشت که از همین مجرای کوچک کار بزرگ کند. ورزش ایران از صدای عطاالله بهمنش بالا رفت و اوج گرفت.
آنها که بهمنش را تا پیش از آنکه بیماری او را از ما برباید دیده‌اند خوب به یاد دارند که استاد گنجینه‌ای بی مثال از تاریخ ورزش ایران بود. دید ظریف او به ورزش از جمله نقاط قوت بهمنش بود. ورزش را چون جان عزیز میداشت و برای ورزش از جان مایه می‌گذاشت. ورزش با جان او پیوند داشت.
اینک بهمنش رفته، اما یادگار از او فراوان مانده است، یادگارانی که در آسمان ورزش ما چون ستاره می‌درخشند.
Read more
Loading...
‌ ‌ پرسپولیس بعد از مدتها قهرمان شد، مقتدرانه و بدون اما و اگر. مبارک همه پرسپولیسی‌ها. همه اهالی ...
Media Removed
‌ ‌ پرسپولیس بعد از مدتها قهرمان شد، مقتدرانه و بدون اما و اگر. مبارک همه پرسپولیسی‌ها. همه اهالی فوتبال ایران. هر کس که فوتبال ایران را در اوج می‌خواهد باید از قهرمانی پرسپولیس خوشحال شود، مثل قهرمانی استقلال و البته تراکتورسازی. حالا وقت آن است که مجموعه تصمیم گیرندگان در پرسپولیس به این پرسش ...
‌ پرسپولیس بعد از مدتها قهرمان شد، مقتدرانه و بدون اما و اگر. مبارک همه پرسپولیسی‌ها. همه اهالی فوتبال ایران. هر کس که فوتبال ایران را در اوج می‌خواهد باید از قهرمانی پرسپولیس خوشحال شود، مثل قهرمانی استقلال و البته تراکتورسازی.
حالا وقت آن است که مجموعه تصمیم گیرندگان در پرسپولیس به این پرسش جواب دهند که بعد از امروز و بعد از کسب این قهرمانی چه می‌خواهند؟
اگر «فقط» می‌خواهند به تکرار این قهرمانی در سال آینده چشم داشته باشند و به فکر تکرار قهرمانی لیگ‌برتر باشند که راه معلوم است؛
حفظ این بازیکنان و کمی تقویت نیروی انسانی و برنامه ریزی برای تدارکات قبل از شروع فصل جدید.
اما آیا این همه هدف پرسپولیس برای «آینده» است؟
به گمانم پرسپولیس اینک فرصتی طلایی دارد تا اهداف بزرگی را نشانه رود، مثلا قهرمانی در آسیا. برای این هدف باید جور دیگری برنامه ریزی کنند. از همین فردا که خیالی راحت از شانزدهمین دوره لیگ‌برتر یافته‌اند.
پرسپولیس برای قهرمانی در آسیا در گام نخست نیازمند یک انقلاب در ذهنیت حاکم بر باشگاه است. همه باید حرفه‌ای تر از قبل شوند، از مدیران گرفته تا مربیان و بازیکنان. آنها باید خود را ارتقا دهند. باید بزرگتر شوند. باید حرفه‌ای تر شوند. این گام نخست است، و البته مهمترین قدم. هر کس که توانست پا به پای بقیه خود را بالا بکشد، در «پرسپولیس آینده» جایگاهی مهم دارد. اما کسانیکه نمی‌توانند بزرگ شوند قادر نیستند در این پروژه پرسپولیس را همراهی کنند. بدیهی است که بعد از این گام نخست، قدمهای بسیاری برای برداشتن وجود دارد، که باید درباره آنها بحث کرد و تصمیم گرفت. اما فعلا پرسپولیس در مرحله «گام اول» است.
کاش پرسپولیس یک هیات مدیره قوی داشت که صاحب نگاهی راهبردی و کلان بودند.
در فوتبال طراز اول جهان این هیات مدیره است که استراتژی آینده را طراحی می‌کند و سایر ارکان باشگاه مثل مدیرعامل و سرمربی مجری این طراحی و برنامه ریزی هستند. آیا هیات مدیره پرسپولیس دارای چنین نگاهی است؟ یا آنها «فعلا» ترجیح می‌دهند برای قهرمانی در لیگ‌برتر فقط به شادی بپردازند؟
هیات مدیره پرسپولیس کاش درک می‌کرد چه جایگاهی دارد و چقدر می‌تواند موثر باشد. کاش آنها میدانستند وظیفه‌شان محدود به چند ساعت شرکت در جلسات هیات مدیره و صرف چای و شیرینی و میوه و «گل گفتن و گل شنفتن» نیست. آنها اینک می‌توانند فردایی را برای پرسپولیس نقش بزنند که امروز در دسترس نیست.

#فوتبال #پرسپولیس #برانکو #برانکوایوانکوویچ #طاهری #قهرمان #لیگ_برتر #پرسپولیس_فردا #هیات_مدیره #آینده
Read more
‌ این #علی عالی اعلی امیرالمومنینِ ...
این #علی عالی اعلی امیرالمومنینِ ...
Loading...
‌ من هم از تساوی مقابل الریان در تهران ناراحت و عصبی‌ام. اما در اوج این خشم و غم لازم میدانم برانکو را ...
Media Removed
‌ من هم از تساوی مقابل الریان در تهران ناراحت و عصبی‌ام. اما در اوج این خشم و غم لازم میدانم برانکو را تحسین کنم. او یک تیم خوب ساخته، یک پرسپولیس هیجان‌انگیز. تیمی که خوب فوتبال بازی می‌کند، شجاعانه بازی می‌کند، با برنامه بازی می‌کند، با پرنسیب بازی می‌کند، و در یک کلام پرسپولیس بعد از سال‌ها «پرسپولیسی» ...
من هم از تساوی مقابل الریان در تهران ناراحت و عصبی‌ام. اما در اوج این خشم و غم لازم میدانم برانکو را تحسین کنم. او یک تیم خوب ساخته، یک پرسپولیس هیجان‌انگیز. تیمی که خوب فوتبال بازی می‌کند، شجاعانه بازی می‌کند، با برنامه بازی می‌کند، با پرنسیب بازی می‌کند، و در یک کلام پرسپولیس بعد از سال‌ها «پرسپولیسی» فوتبال می‌کند. این پرسپولیس را برانکو ایوانکوویچ به اینجا رسانده، خشت خشت این پرسپولیس را برانکو چیده است. او تیمی ساخته که تماشاگران از نمایش آن حظ می‌کنند. پس لایق تحسین و تقدیر است.

اما حالا باید سوال کرد؛
چرا این تیم خوب امشب نتوانست از بازی خوب خود پیروزی بسازد؟
جواب این سوال مهم است زیرا پروژه نهایی پرسپولیس که قهرمانی در آسیا است به این پرسش بستگی دارد.
جواب من شامل چند بخش است که در این نوشته به سه قسمت آن اشاره می‌کنم.

یک/ پرسپولیس باید از نظر نیروی انسانی تقویت شود. بازیکنان این تیم اگرچه برای لیگ‌برتر ایران کافیست اما برای موفقیت در آسیا کمبودهای آشکاری دارند. پرسپولیس باید با نظر «برانکو» تقویت شود.

دو/ پرسپولیس آنقدر که حمله می‌کند و موقعیت خلق می‌کند گل نمی‌زند. این نقص هم تیمی است، هم فردی. اما کلید آن فقط تمرین است. تمرین و تمرین و تمرین. ایوانکوویچ «استاد طراحی تمرین» است. او باید این مشکل را در تمرین حل کند. اما چگونه؟ شاید لازم است برانکو دستیاری به کادر فنی اضافه کند، متخصصی برای تمرین با مردانی که در موقعیت گل قرار می‌گیرند. این دستیار (چه ایرانی، چه خارجی) البته باید تحت نظر برانکو و با نظر و میل برانکو بیاید. نباید اجباری در کار باشد. ‌
سه/ پرسپولیس اکنون با یک مسئله بزرگ مواجه است؛ مهدی طارمی.
می‌خواهم همه را دعوت به یک مقایسه کنم، قیاس رفتار و عملکرد و کردار و بازی طارمی در «پرسپولیس» و «تیم‌ملی».
این تفاوت از کجا می‌آید؟
فلاش بکی می‌زنم به ماجرای پنالتی ریسکی مشترک مهدی طارمی و رامین رضائیان ، رامین رضائیانی که بازیکن فوق‌العاده‌ای بود اما به درستی و با اصرار صحیح برانکو «اخراج» شد. آن ریسک اگرچه به گل نشست اما واکنش برانکو محدود شد به اخم کردن در تمرین بعد از بازی. آیا کافی بود؟ رامین نشان داد که نه. امروز طارمی هم ثابت کرد که آن واکنش خیلی کم بوده است. اینکه یک بازیکن پنالتی را خراب کند اصلا مهم نیست، مقصر هم نیست. اما وقتی طارمی چنین می‌کند که امشب برابر الریان کرد، رفتارش خبرهایی برای ما دارد...
(ادامه مطلب در کانال تلگرامی ام، که آدرس آن در صفحه بیوگرافی من موجود است)
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ #طارمی #پرسپولیس #برانکو #برانکوایوانکوویچ
Read more
‌ #شعر #خیام
Media Removed
‌ #شعر #خیام
#شعر #خیام
‌ رفته بودیم بهشت زهرا، با لباس‌های مشکی بر تن و غصه سنگین بر جان. قطعه نام آوران. همگی با هم داشتیم ...
Media Removed
‌ رفته بودیم بهشت زهرا، با لباس‌های مشکی بر تن و غصه سنگین بر جان. قطعه نام آوران. همگی با هم داشتیم پاره‌ای از تنمان را به خاک می‌سپردیم، انگار جانمان داشت «در» می‌رفت. داشتیم با ناصرخان احمدپور وداع می‌کردیم، جملگی صاحب عزا. اما برخی داغ بر دلشان سوزان تر. مثلا عباس آقا. عباس آقا عبدالملکی. جگرش ...
رفته بودیم بهشت زهرا، با لباس‌های مشکی بر تن و غصه سنگین بر جان. قطعه نام آوران. همگی با هم داشتیم پاره‌ای از تنمان را به خاک می‌سپردیم، انگار جانمان داشت «در» می‌رفت. داشتیم با ناصرخان احمدپور وداع می‌کردیم، جملگی صاحب عزا. اما برخی داغ بر دلشان سوزان تر. مثلا عباس آقا. عباس آقا عبدالملکی. جگرش سوخته بود. همان جا بود که لختی با او تنها و همکلام شدم. کنار خاک سردی که قرار بود رفیق چهل ساله عباس آقا را در آغوش کشد. یک عالم گله داشت، یک سینه پر از درد. می‌گفت که ناصرخان «دق» کرد. دق کرد از این جور بی‌انتها. از این ستم که همه ما جماعت ورزشی‌نویس را بی تاب و بی قرار کرده. می‌گفت و می‌گفت و می‌گفت. ناگهان گفت: «داش‌علی! باورت میشه من هنوز بیمه ندارم؟ هنوز بعد از ده‌ها سال سیاه کردن کاغذهای سپید بازنشستگی ندارم؟ مگر ناصر داشت؟ مگر بقیه بزرگترهای ما دارند؟»
عباس آقا عبدالملکی آن «روزِ سیاه» قفل از زبان گشوده بود. از جفاهایی می‌گفت که همه ورزش و اهالی ورزش در حق ما جماعت ورزشی‌نویس روا داشته‌اند. دلش پر بود. راست هم میگفت وقتی می‌پرسید: «کجایند آنها که قلم ناصرخان نردبان ترقی‌شان شد؟» قلم خودش هم نردبان صعود خیلی‌ها بود. اما آنها چون از نردبان بالا رفتند، نه تنها صاحب نردبان را تکریم نکردند بلکه سنگش هم زدند. سهمش از «سفره چند هزار میلیارد تومانی ورزش» را که ندادند هیچ، حقش از کارش را هم خوردند.
عباس آقا عبدالملکی وقتی از ظلم‌ها و ظالم‌ها گفت، ناگهان حرف آخر را هم زد: «همین روزها نوبت من است. دیگر توان ادامه ندارم. به ته خط رسیده‌ام. شاید هم آمدم همین جا کنار رفیق چهل ساله‌ام خوابیدم، شاید آن روز این دردها تمام شود...» گفتم: «عباس‌آقا! بیخیال... انشاالله ۱۲۰ سال با عزت زندگی کنید» گفت: «دیگه نمیتونم، دیگه نمیکشه این تن و جانم...»
آن روز گذشت، و گذشت تا رسیدیم به دم «تحویل سال» ۹۶ ، همین چند روز قبل. از جوار بارگاه ثامن الحجج برای عباس آقا پیامک تبریک فرستادم. در پاسخ از بیماری‌اش گفت و از تحملی که تمام شده. گفت داش‌علی! دعا کن....
حالا خبر رسیده که عباس آقا هم رفت. پاره‌ای دیگر از تنِ ما ورزشی‌نویسان رفت. حالا لابد سهمش می‌شود یک تکه از قطعه نام‌آوران. او رفت، با سینه‌ای پر از درد. اما با آبرو. او رفت، با یک دنیا گله. اما با شرف. او رفت، با کوله‌باری از رنج. اما با سربلندی. او از تبار شریفان بود، از قبیله عاشقان. شریف زندگی کرد و عاشقانه قلم زد. از او این عشق و شرافت تا ابد در ذهن ما یادگار است. ‌
#عباس_عبدالملکی #عبدالملکی #ورزشی_نویس #روزنامه_نگار #سردبیر
Read more
Loading...
Loading...
Loading...

Loading...