Azajoon Instagram Photos and Videos

azajoon آزاده @azajoon mentions
Followers: 169,002
Following: 134
Total Comments: 0
Total Likes: 0

بچه ها چي قبول شدين؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون
Media Removed
بچه ها چي قبول شدين؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون بچه ها چي قبول شدين؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> پاييز به معناي واقعيش به شهر زيباي استكهلم اومده و قطره هاي بارون خيابونها رو خيس كرده و عطر خاك ...
Media Removed
پاييز به معناي واقعيش به شهر زيباي استكهلم اومده و قطره هاي بارون خيابونها رو خيس كرده و عطر خاك بارون خورده آدم رو ديوونه.. تو اين سالها خيلي آدمهاي مختلف سر راهم قرار گرفتن و خيليا به بهانه هاي مختلف از مهربوني و ضعفم براي نه گفتن و دست رد به سينه كسي زدن سواستفاده كردن.. نميدونم چرا هيچوقت تجربه ... ➿➿
پاييز به معناي واقعيش به شهر زيباي استكهلم اومده و قطره هاي بارون خيابونها رو خيس كرده و عطر خاك بارون خورده آدم رو ديوونه.. تو اين سالها خيلي آدمهاي مختلف سر راهم قرار گرفتن و خيليا به بهانه هاي مختلف از مهربوني و ضعفم براي نه گفتن و دست رد به سينه كسي زدن سواستفاده كردن.. نميدونم چرا هيچوقت تجربه م نميشه تا براي فرد بعدي تمام نيرومو جمع كنم و قاطعانه بگم؛ نه.. از آدمهايي كه جايي براي رفتن نداشتن و ماهها تو خونه ما زندگي كردن بگير تا افرادي كه براي بيزينس و يا كمك گرفتن مجاني از خدمات دندانپزشكي حاج احمد با مظلوم نمايي بهم نزديك شدن.. با پدرم صحبت ميكرديم و حرف از اينجور آدمها شد و اينكه چرا ما انقدر ساده ايم و زودباور؟؟ بهش گفتم؛ بابا ميدوني، چون ما خودمون دروغ نميگيم نميتونيم باور و يا تصور كنيم كه بقيه ميتونن و يا ميخوان به ما دروغ بگن.. تاييدم كرد و گفت؛ اي كاش تجربه الانم رو سي سال پيش داشتم.. خيلي رو حرفش فكر كردم، ياد حرف همكارم داروخانه افتادم كه وقتي حرف مادرم شد از ته دل همدردي كرد، بهش گفتم؛ هميشه فكر ميكنم اگر مادرم زنده بود من الان كي بودم و چه شخصيتي داشتم.. بهم گفت؛ به اين فكر كن كه همه اين اتفاقات بايد مي افتاد تا تو بشي ايني كه هستي.. جمله قشنگي كه هميشه بهش فكر ميكنم.. گاهي پيش مياد از اينكه انقدر دلرحم و ساده ام و آدمهايي هستن كه از اين صفتها نهايت استفاده رو ميكنن دلگير ميشم ولي با فكر به اينكه خوبي، محبت، مهربوني و كمك به همنوع هرگز پيش خدا گم نميشه فراموشش ميكنم.. تجربه نشون داده آدمهاي زرنگ هميشه نفر آخر مسابقه زندگين و بار كسي كه با تقلب و زرنگي و نه با تلاش و باهوشي ميخواد از بقيه بزنه جلو هرگز به مقصد نميرسه.. به ده سال پيش فكر ميكنم و تمام وزنه هايي كه در طول اين سالها از روحم جدا كردم و به امروز فكر ميكنم كه با همه مهربوني ديگه اون آدم سابق نيستم.. من فرق كردم.. وقتي دست ياري به سمت كسي دراز ميكنم و اون طرف از من بعنوان پلي براي پرش استفاده ميكنه،،ديگه ناراحت نميشم.. فقط پرونده شو براي هميشه ميبندم و داستانشو فراموش ميكنم.. ديگه براي گذشته و اتفاقات و اشتباهاتم غصه نميخورم و بديها رو ميذارم پاي خامي و يا نادوني و اشتباه افراد.. ديگه مسائل رو شخصي نميگيرم و نميگم؛ چرا من.. خوشحال ميشم كه خدا منو وسيله اي براي كمك به بنده ش انتخاب كرده و به يادم ميارم تمام لحظه هاي سخت زندگيم و همه آدمهايي كه فرشته نجاتم شدم و اينكه؛ به اين فكر كن كه همه اين اتفاقات بايد مي افتاد تا تو بشي ايني كه هستي.. من هميني كه هستم رو دوست دارم.. آزاد و آزاده
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> تو سوالهايي كه برام اومده بود چند تاش خيلي توجه م رو جلب كرد كه جز تابوهاي بزرگ فرهنگ ماست... ارگاسم ...
Media Removed
تو سوالهايي كه برام اومده بود چند تاش خيلي توجه م رو جلب كرد كه جز تابوهاي بزرگ فرهنگ ماست... ارگاسم و خودارضايي... در روابط زناشويي هم زن و هم مرد بايد به ارگاسم برسن ولي درصد بالايي از خانومها هرگز اينو تو زندگي مشترك شون تجربه نكردن و خيلي وقتها فقط ظاهرسازي ميكنن كه اعتماد به نفس همسرشون از بين ... ➿➿
تو سوالهايي كه برام اومده بود چند تاش خيلي توجه م رو جلب كرد كه جز تابوهاي بزرگ فرهنگ ماست... ارگاسم و خودارضايي... در روابط زناشويي هم زن و هم مرد بايد به ارگاسم برسن ولي درصد بالايي از خانومها هرگز اينو تو زندگي مشترك شون تجربه نكردن و خيلي وقتها فقط ظاهرسازي ميكنن كه اعتماد به نفس همسرشون از بين نره و يا اينكه دست از سرشون بردارن و بيشتر از اين ادامه ندن... درصد خيلي كمي از خانومها از طريق واژينال به ارگاسم ميرسن و براي خيليا بايد از راهكارهاي ديگه اي استفاده كرد... خيليا از عنوان كردن و درخواست اين موضوع خجالت ميكشن و يا حتي آگاهي كامل رو ندارن... يكي ديگه از معضلهاي بزرگ دنياي امروز فيلمهاي پورن هستن كه باعث ميشن خيليا الگوي اشتباه بردارن و تو زندگي زناشويي شون به بن بست بخورن... ظاهر عجيب غريب، صداهاي عجيب غريب تر، افتاب مهتاب بالانس زدن و مازوخيست و ديوونه بازي و القاي اينكه همه چيز به همين راحتي و سادگي و انگار نه انگار كه طرف شغل و حرفه ش اينه و اينا همه ش فيلمه... در دين ما خودارضايي گناهه ولي در دنياي امروز اگر به تعداد نرمال و محدود باشه امري كاملا طبيعي و پيش پا افتاده س... در مدرسه كاملا راجع بهش صحبت ميكنن و آموزش ميدن، از بدن جنس مخالف گرفته تا راههاي جلوگيري از بارداري و انواع و اقسام بيماري هاي جنسي و راههاي سرايت و پيشگيريش... من صد در صد پافشاري ميكنم رو حق خانومها براي لذت بردن از روابط پاك و حلال و زندگي زناشويي شون و راجع به مسئله خودارضايي نظري ندارم و فكر ميكنم يك مسئله كاملا شخصي و انتخاب فرديه و به من نوعي ربطي نداره... اگر كسي بتونه با خودش و اعتقاداتش كنار بياد و از كاري كه ميكنه عذاب وجدان نگيره و بعد دچار فكر و خيال و افسردگي نشه و اين مسئله باعث شه از خيلي مسائل ديگه امن بمونه و دور، به نظرم امريه بين خودش و خداي خودش و به من نه ضرري ميزنه و نه ربطي داره... نظر شما راجع به ارگاسم در روابط زناشويي و خودارضايي افراد مجرد چيه؟؟ ممنونم كه از بحث كردن با هم خودداري ميكنين و فقط نظر خودتون رو مينويسين... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> خوب دو روزه كه من كار و زندگيمو گذاشتم و فقط دارم دايركت جواب ميدم، به غير از اونايي كه در دايركت جواب ...
Media Removed
خوب دو روزه كه من كار و زندگيمو گذاشتم و فقط دارم دايركت جواب ميدم، به غير از اونايي كه در دايركت جواب دادم يه تعدادي رو هم گذاشتم استوري تا متوجه حال و اوضاع من و علت اينكه ميگم از جواب دادن به سوالها در دايركت معذورم رو متوجه شين.. هر شخصي با توجه به تحصيلات و تجربه ش در يك زمينه اي آگاهي و اطلاعات لازم ... ➿➿
خوب دو روزه كه من كار و زندگيمو گذاشتم و فقط دارم دايركت جواب ميدم، به غير از اونايي كه در دايركت جواب دادم يه تعدادي رو هم گذاشتم استوري تا متوجه حال و اوضاع من و علت اينكه ميگم از جواب دادن به سوالها در دايركت معذورم رو متوجه شين.. هر شخصي با توجه به تحصيلات و تجربه ش در يك زمينه اي آگاهي و اطلاعات لازم رو داره و بقيه افراد هرگز نميتونن بهتر و بيشتر بهتون كمك كنن.. يكي از دلايل موفقيت و پيشرفته بودن جامعه سوئد اينه كه اطلاعات عمومي مردمش خيلي بالاست، اكثرا قبل از اينكه به پزشك مراجعه كنن ميرن راجع به بيماري و مشكلاتشون ميخونن و با اطلاعات وارد مطب ميشن و گفتگو با پزشك شون پربارتر و مفيدتره، در ضمن راجع به درمان غير دارويي بيماري شون هم اطلاعات زيادي جمع ميكنن مثلا فردي كه آلرژي داره نبايد شبها پنجره ها رو باز بذاره و يا لباسهاشو بيرون از خونه خشك كنه و تميز كردن و جارو كشيدن زير مبل و تخت خواب و سوراخ سمبه ها بسيار مهمه و ممكنه به بعضي ميوه ها كورس آلرژي داشته باشه و بوهاي تند و قوي براش سمه.. و فردي كه آسم داره ميدونه استرس، سرما و سرماخوردگي و آلرژي فصلي قاتل آسمه.. من راجع به بد بودن سيستم پزشكي ايران خيلي دردودلها شنيدم ولي خودتون ببينين اگر وقتي ميرين پيش پزشك و يا داروسازتون و به حرفها و نصيحت هاشون گوش نميدين و يا سوالهاي بي ربط ميپرسين و يا صبوري نميكنين و وسط درمان دارو رو قطع ميكنين چه توقعي دارين؟؟ مثلا يادتونه براي كمپين نه به آنتي بيوتيك چقدر من اطلاع رساني كردم، ولي هنوزم هستن خيلي از همكارهام كه ميگن همچنان بيماران ميان و بدون نسخه تقاضاي دارو دارن و در صورت دريافت نكردن توهين ميكنن و ميرن داروخانه بعدي كه شايد بخاطر بيزينس اون دارو رو تحويلشون ميدن.. بارها پيش اومده كه افراد عكس از جواب آزمايشها و حتي دست قطع شده واسه من فرستادن كه اينو ببين، آيا ما خوب ميشيم؟؟ من پزشك نيستم و شايد با يه سرچ ساده و پيدا كردن دو تا مقاله معتبر و به روز بتونم جواب مختصر و مفيدي رو بدم ولي آيا به نظر شما اين كافيه؟؟ پزشك معالج شما كل پرونده و سابقه پزشكي شما زير دستشه و شما رو يك انسان كامل ميبينه با همه فاكتورها، پس يه فرقي بين تشخيص ايشون و حدس من هست.. ما داروسازها اينجا يكي از مهمترين امتحانهاي فارماكوتراپي مون اينه كه كي اجازه داريم بيمار رو درمان كنيم، كي بايد بهش درمانهاي غير فارماكولوژيك بديم و كي بايد بفرستيمشون پيش پزشك.. ما بايد دو تا چيز رو ياد بگيريم؛ يك شجاعت و اعتماد به نفس داشتن براي گفتن نميدونم، دو رجوع به كسي كه تو اون مسئله خبره و حاذقه..
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> اصالت.. اصالت براي من يعني شجاعت.. شجاعت واسه سينه سپر كردن و نگاه مستقيم تو چشماي طرف مقابل و محكم ...
Media Removed
اصالت.. اصالت براي من يعني شجاعت.. شجاعت واسه سينه سپر كردن و نگاه مستقيم تو چشماي طرف مقابل و محكم و با افتخار گفتن: من ايرانيم.. من عربم.. من كردم.. من مسيحيم... من مسلمونم... من كليميم... من نظر دارم... من با نظر شما مخالفم... من همينم كه هستم... من از يك خونواده فقيرم... من فرزند يه كارگرم... ... ➿➿
اصالت.. اصالت براي من يعني شجاعت.. شجاعت واسه سينه سپر كردن و نگاه مستقيم تو چشماي طرف مقابل و محكم و با افتخار گفتن: من ايرانيم.. من عربم.. من كردم.. من مسيحيم... من مسلمونم... من كليميم... من نظر دارم... من با نظر شما مخالفم... من همينم كه هستم... من از يك خونواده فقيرم... من فرزند يه كارگرم... من منم... من با و يا بي حجابم... من پرورشگاهيم... من فرزند يه بدكاره م... خوب يا بد... من به خودم و ريشه هام افتخار ميكنم... من خودمو عوض ميكنم نه بخاطر همرنگ جماعت شدن كه بخاطر بهتر شدن، بخاطر رشد، بخاطر اهدافم... من بخاطر بالا بردن پرچم هم ريشه اي هام دود چراغ ميخورم، باركشي ميكنم... من واسه نون سفره هم سفره اي هام بعد از اداره مسافركشي ميكنم... عوض شدن من از روي مطالعه و تحقيقه... پاچه شلوار من با مد روز تنگ و گشاد نميشه... من عليرغم همه تغيير تحول ها و رشدها هيچوقت يادم نميره كي بودم و از كجا ريشه دارم... من نون به نرخ روز خور نيستم... من نه باج ميگيرم نه باج ميدم... من اصلم رو فراموش نميكنم... من "من بودنم" رو از نسل به نسل به امانت گرفتم و پاك و دست نخورده و بدون تحريف تحويل نسل بعديم ميدم... آدماي اصيل آدماي قوي و با اراده اي هستن... آدمايي كه حتي لباساي پاره و دستاي پينه بسته شون نميتونه چيزي از غرور تو چشمهاشون كم كنه... آدمايي كه هزار سالم كه بگذره واسه خوش اومدن اره عوره شمسي كوره از تركي حرف زدن اكراه ندارن... از پوشيدن لباسهاي محلي ترسي ندارن... واسه يه مهموني از در و همسايه آفتابه لگني قرض نميكنن... همينكه تنبونشون دو تا شد اسم مستعار پيدا نميكنن... اونور آب كه ميرن روز دوم به سوم جمله "به فارسي به اين چي ميگن" ورد زبونشون نميشه.. آدماي اصيل تا پاي دار هم كه برن حرفشون يكيه... حاضرن جون بدن ولي زير بار حرف زور نرن... آدماي اصيل بين كرور كرور آدم تو چشم ميزنن... همه چيشون متفاوته.. تو هيچي حرص نميزنن.. چشم و دلشون بدجور سيره... از اون بنز سوارايي نيستن كه تو صف نذري بقيه رو بولدوزري له كنن.. كلاه برداري رو زرنگي بدونن و با گفتن" به اين سوي چراغ" خون مردمو بكنن تو شيشه.. از كسي و چيزي تقليد كوركورانه نميكنن.. خودشون سبك سازن.. از كسي يا چيزي بت نميسازن... خودشون بت شكنن.. تو روشنايي روز يه فانوس بردارين و دنبال يه همچين آدمي بگردين.. و اگر پيداش كردين دو دستي بهش بچسبين و تا ابد ولش نكنين.. آدماي اصيل مطمئن ترين و بهترين حامي هاي زندگين.. داشتن يكي از اين تيپ آدما هم دنياتون رو تضمين ميكنه هم آخرت تون رو.. آدماي اصيل بوي خدا ميدن.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> خوشبختي شكل نداره.. طعم و بوي پول يا اهن و تلپ نميده.. مثل تو فيلما نيست.. مثل تو كتابا نيست.. كه ...
Media Removed
خوشبختي شكل نداره.. طعم و بوي پول يا اهن و تلپ نميده.. مثل تو فيلما نيست.. مثل تو كتابا نيست.. كه پايانش فقط يه راه داشته باشه يا خوب يا بد.. اما مثل درخت آرزوها هم پر شاخ و برگ و شلوغ نيست.. كه هر دقه يه جوونه بزنه و يه بامبولي علم كنه... خوشبختي يه حسه.. يه حس كه تا سختي نكشيده باشي سخت حسش كني.. خوشبختي ... ➿➿
خوشبختي شكل نداره.. طعم و بوي پول يا اهن و تلپ نميده.. مثل تو فيلما نيست.. مثل تو كتابا نيست.. كه پايانش فقط يه راه داشته باشه يا خوب يا بد.. اما مثل درخت آرزوها هم پر شاخ و برگ و شلوغ نيست.. كه هر دقه يه جوونه بزنه و يه بامبولي علم كنه... خوشبختي يه حسه.. يه حس كه تا سختي نكشيده باشي سخت حسش كني.. خوشبختي يه داراييه كه واسه ذره ذره ش بايد زحمت بكشي.. يه خونه كه بايد آجر آجرشو خودت بذاري رو هم... خوشبختي مثل پرواز ميمونه.. تا زمين نخورده باشي معني اوج رو نميفهمي.. خوشبختي يه جور اراده س... يعني روح و جسمت تو مشتت باشه... بتوني خودتو، نفستو، قلمتو، قدمتو، زبونتو، فكرتو و قلبتو كنترل كني.. چشمت دنبال مرغ و غاز در و همسايه ندوئه... خوشبختي يعني مناعت طبع و عزت نفس.. انقدري كه زرت و زرت جمله "خوش بحالت" و "خدا شانس بده" تو دهنت نچرخه.. سرت به كار خودت باشه و به جاي افسوس اينو اونو خوردن زندگي خودت و وابسته به خودت ها رو بسازي.. خوشبختي يعني هدف داشتن... يعني برنامه ريزي يعني اميد يعني دوندگي.. خوشبختي يعني باور داشتن.. يعني به خودت و قابليت هات ايمان داشته باشي... اراده كني حتي اگر هزار بار بخوري زمين واسه هزار و يكمين بار بلند شي و بخواي از نو بسازي... فك نكني موفقيت و آرامش راحت و بي دردسر بدست مياد... به اميد اينكه يكي قراره از راه بياد و نجاتت بده دست رو دست نذاري... به هواي اينكه غصه خوردن مشكلاتت رو حل ميكنه زانوي غم بغل نكني... به جاي چنگ زدن به مأمن هاي خيالي و تو خالي شنا كردن و جنگيدن... خوشبختي... خوشبختي يعني ايمان... ايمان به اينكه اوني كه اوردتت هميشه باهاته... كنارته... دستش دور روح و وجودته... خوشبختي يعني فرصت انتخاب و اشتباه داشتن و جرات ريسك كردن و ياد گرفتن... تو پيچ و خم زندگي دلي رو نشكستن... حقي رو پايمال نكردن و قطره اشكي رو باعث نشدن... يعني وجدان راحت، شبي آروم دلي پاك... يعني اگه همين الان سرتو گذاشتي زمين و تموم كردي حداقل واسه حق الناس سرت پايين نباشه... هر چقدرم كه بد باشي يه سري سنگا باشه واسه واكندن بين تو و خودش... پاي نفر سومي واسه اينوري اونوري شدنت سر اون پل معروف در ميون نباشه.. خوشبختي يعني صبر... يعني اشك يعني لبخند... يعني تصميم يعني آغاز.. يعني همون يكبار رو زندگي كردن... يعني از ترس آدما و قضاوتها عقب نشيني نكردن... خوشبختي يعني اجراي حكمتي كه باعث بودنت شده.. انجام وظيفه.. وسيله شدن.. نشونيش بودن.. خوشبختي يعني يه حس.. يه حس خوب و آروم كه به سختي بدست مياد.. ولي داشتنش قد همه سختي هاي دنيا مي ارزه.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> من و همكارم آدرين... خوب آخه نسل جديد چرا انقده مامان تون رو اذيت ميكنين واسه يه عكس انداختن؟؟ هان ...
Media Removed
من و همكارم آدرين... خوب آخه نسل جديد چرا انقده مامان تون رو اذيت ميكنين واسه يه عكس انداختن؟؟ هان هان هان؟؟؟ الان كه خوابه فكر كنم فردا كله مو بكنه قلفتي... خاطره بامزه از عكس انداختن چي دارين نصفه شبي بخنديم نن جون؟؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون ➿➿
من و همكارم آدرين... خوب آخه نسل جديد چرا انقده مامان تون رو اذيت ميكنين واسه يه عكس انداختن؟؟ هان هان هان؟؟؟ الان كه خوابه فكر كنم فردا كله مو بكنه قلفتي... خاطره بامزه از عكس انداختن چي دارين نصفه شبي بخنديم نن جون؟؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> سالها پيش يه مقاله اي ميخوندم كه تو فرانسه با مردهاي متاهل مصاحبه كرده بودن و آمار نشون داده بود ...
Media Removed
سالها پيش يه مقاله اي ميخوندم كه تو فرانسه با مردهاي متاهل مصاحبه كرده بودن و آمار نشون داده بود علت اصلي خيانت شون به همسرشون اين بوده كه نميتوستن نيازهاشون رو بيان كنن... يا روشون نميشده و يا نميتونستن و دلشون نميومده با "مادر بچه هاشون" خود واقعي شون باشن... حاضر بودن خيانت كنن و برن پول بدن ... ➿➿
سالها پيش يه مقاله اي ميخوندم كه تو فرانسه با مردهاي متاهل مصاحبه كرده بودن و آمار نشون داده بود علت اصلي خيانت شون به همسرشون اين بوده كه نميتوستن نيازهاشون رو بيان كنن... يا روشون نميشده و يا نميتونستن و دلشون نميومده با "مادر بچه هاشون" خود واقعي شون باشن... حاضر بودن خيانت كنن و برن پول بدن تا با يك زن غريبه به تخيلات و آرزوهاشون برسن ولي هرگز اون مرزها رو بين خود و همسرشون نشكنن، از ترس خراب شدن رابطه و يا سركوفت خوردن و طرد شدن... امروز كه بحث پريود شد و اينهمه خجالت و شرم همجنسهاي خودم رو راجع به طبيعي ترين و نرمالترين وضعيتي كه هر ماه باهاش روبروئن رو خوندم ياد همون مقاله افتادم... چقدر با هم راحتيم؟؟ چه زن و چه مرد؟؟ چقدر ميتونيم صادقانه و بدون ترس از قضاوت شدن و ليبل خوردن، راجع به نيازهامون با هم حرف بزنيم و از هم توقع داشته باشيم؟؟ نجابت چه ربطي به اين داره كه يك زن ساليان سال تو زندگي زناشوييش سكوت اختيار كنه و جرات نكنه احساساتش رو بروز بده؟؟ و يا اينكه يك مرد چقدر ميتونه با همسرش راحت باشه و بخاطر سركوب شدنها و فاصله گرفتنهاي اشتباه به بيراهه كشيده نشه؟؟ دوست دارم نظرتون رو بدونم و بفهمم مشكل از كجاست؟؟ آيا تربيت اشتباهيه كه باعث ميشه آدمها نتونن خود واقعيشون باشن و يا جامعه س كه ما رو ميندازه تو يه سري نقشها؟؟ آيا به نظرتون نسل الان هم همينن و يا اينكه به لطف سريالهاي مبتذل تركيه اي از اونور پشت بوم افتادن؟؟ اينجا مدارس از سالهاي پايين تمام آموزشهاي لازم رو به بچه ها ميده ولي اين باعث نشده بچه ها افسارگسيخته و بي بندوبار بار بيان و به نظرم خونواده مهمترين نقش رو تو شكل دادنشون ايفا ميكنه... زمان ما حتي نگاه كردن به تلويزيون وقتي دو نفر همو ميبوسيدن ممنوع بود و زشت... حتي يادمه يكي از دخترهاي فاميل مون تا سالها فكر ميكرد بچه با بوسيدن بوجود مياد و چقدر سخته با اين بك گراند بخواي خودتو با قوانين و مرزهاي جديد دنياي الان وفق بدي و اعتدال رو در مورد همسر و فرزندانت رعايت كني و از درون دچار تضاد و كلنجار روحي نشي... اگر روابط پاك و درست و اصولي هم بخواد ممنوعيت و محدوديت داشته باشه اصلا چرا خدا اين غريزه رو در وجود همه آفريده هاش گذاشته؟؟ شما چي فكر ميكنين؟؟ ممنونم كه با احترام به نظر هم باعث ميشين اينجا بكر و مفيد بمونه و كسي از ترس قضاوت و يا مزاحمت حرف دلش رو قورت نده... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> از اونجايي كه جوابها در مورد اين كاپهاي قاعدگي خيلي زياد و متفاوته و من تا امروز نميدوستم خيليا ...
Media Removed
از اونجايي كه جوابها در مورد اين كاپهاي قاعدگي خيلي زياد و متفاوته و من تا امروز نميدوستم خيليا حتي از وجودش خبر ندارن و تا پاسي از شب سركارم و نميتونم دونه دونه جواب بدم، تصميم گرفتم اين سوال رو بعنوان يك پست موقت بذارم و ازتون بخوام نظرها، سوالها و تجربه هاتون رو اينجا بنويسين تا بتونيم با كمك هم ... ➿➿
از اونجايي كه جوابها در مورد اين كاپهاي قاعدگي خيلي زياد و متفاوته و من تا امروز نميدوستم خيليا حتي از وجودش خبر ندارن و تا پاسي از شب سركارم و نميتونم دونه دونه جواب بدم، تصميم گرفتم اين سوال رو بعنوان يك پست موقت بذارم و ازتون بخوام نظرها، سوالها و تجربه هاتون رو اينجا بنويسين تا بتونيم با كمك هم به يك نتيجه گيري برسيم... اين كاپها يكبار مصرف نيستن و از نظر بهداشتي هم منجر به عفونت و يا به قول بعضي از دوستان سرطان دهانه رحم نميشن... از نظر ايراد داشتنش براي پرده بكارت من چيزي نشنيدم و اين نظريه رو ميذارم به عهده متخصيصين زنان و زايمان كه مطالعه و تجربه و دانش كافي براي جوابگويي به اين سوال رو دارن... در داروخانه ما سايزهاي مختلفش هست كه بسته به ميزان خونريزي خانومها داره و ديگه اينكه ميشه شسته و ضد عفوني شه، عليرغم ترس و يا نوشته بعضيها گير نميكنه و خلاصه اميدوارم از طريق اين پلت فرم تابوي اين مسئله تو دنيايي كه آدمها دارن بليط سفر به كره ماهشون رو رزرو ميكنن از بين بره... پيشرفت و مدرن بودن به مدل ماشين و طلا و آرايش و لباس روز نيست... ما خانومها بايد ياد بگيريم بدنمون رو بشناسيم، و بهش اهميت بديم و بدون ترس از قضاوت بتونيم حرف بزنيم، سوال كنيم و از روح و جسم مون به بهترين نحو ممكن نگهداري كنيم... زن بودن فقط به قرمه سبزي درست كردن و دهتري و همسري و مادري نيست... زن يك فرشته س كه به دست و اذن خدا آفريده شده و خودشناسي اولين قدم به سوي خداشناسيه... با اينكه دنيا خيلي پيشرفت كرده ولي هنوز حرف زدن راجع به پريود شدن، بكارت، حق و حريم و خواسته زن در مسائل زناشويي و خيلي چيزها براي خانومها تابوئه و دنياي مردسالار داره به شدت از اين جريانات سواستفاده ميكنه... اني وي خوشحال ميشم براي قدم اول نظرتون رو راجع به اين كاپها بدونم، استارتش با من ادامه ش با شما... پ.ن. هر گونه شوخي، متلك و لودگي به كامنت افراد تو اين پست بلاك و ريپورت ميشه، ممنونم كه مثل يك خونواده بزرگ به هم احترام ميذاريم و بحثهاي مهم و علمي رو رنگ و بوي سكسيم بهش نميديم... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> شغل شما چيه؟ و چي باعث شد اين راه رو انتخاب كنين؟ نقاط ضعف و قوت شغلتون كدومهان و اگر شانس انتخاب دوباره ...
Media Removed
شغل شما چيه؟ و چي باعث شد اين راه رو انتخاب كنين؟ نقاط ضعف و قوت شغلتون كدومهان و اگر شانس انتخاب دوباره داشتين چه راهي رو انتخاب ميكردين؟ من داروخانه رو خيلي دوست دارم ولي نه بعنوان يك شغل فول تايم اونم تا شصت و هفت سالگي كه ميتونم عصامو بزنم زير بغلم و برم خونه و بگم؛ آخيييش من بازنشسته شدم حالا با ... ➿➿
شغل شما چيه؟ و چي باعث شد اين راه رو انتخاب كنين؟ نقاط ضعف و قوت شغلتون كدومهان و اگر شانس انتخاب دوباره داشتين چه راهي رو انتخاب ميكردين؟ من داروخانه رو خيلي دوست دارم ولي نه بعنوان يك شغل فول تايم اونم تا شصت و هفت سالگي كه ميتونم عصامو بزنم زير بغلم و برم خونه و بگم؛ آخيييش من بازنشسته شدم حالا با اين تن و روح له و لاين بريم سراي سالمندان.. علتشم مشخصه، حس ميكنم اينكار با پنج سال زحمت شبانه روزي ما همخووني نداره.. اينكار ارزش سيصد هزار كرون قرض تحصيلي رو نداشت و اينكار بخاطر دوميننت بودن زنان و همچنين افراد غير سوئدي حقوق و استاتوسش خيلي پايينه... فشار كاري روي داروسازها خيلي زياده، استرس نگه داشتن ويتينگ تايم زير پنج دقه براي آمار مركزي، استرس چك كردن تمام موارد مهم در همون زمان محدود و از همه بدتر استفاده نكردن از اونهمه معلومات و اطلاعاتي كه خط به خطشو بايد حفظ ميكرديم، ميفميديم و روي كاغذ امتحان ميورديم.. متاسفانه كم نبودن عزيزاني (خارجي) كه چپ و راست و به شيوه هاي مختلف تقلب ميكردن و همين باعث شد ديدها نسبت به همه خارجيها عوض شه.. كپي پيست كردنها از روي هم نوشتن پي ام و لب راپورت رو هم كه ديگه افتضاح.. يه سري عزيزان با همين روشها اومدن بالا ولي وارد بازار كار كه شدن بخاطر نداشتن اطلاعات لازم و همينطور عدم محاوره درست سوئدي با مراجعين مدركشون رو دريافت نكردن و پس فرستاده شدن دانشگاه.. اعتراف ميكنم درسهامون خيلي سخت بود ولي محيطش سخت تر، اكثريت جوونهاي سوئدي كه كتابها رو قورت ميدادن، ديدن اين تقلبها كه تا اون موقع حتي يك خارجي هم تو زندگيشون نديده بودن باعث ميشد فشار روحي هم روي همه ماها باشه.. امروز به همه اونايي كه دم انتخابات طرفدار حزب راسيستها شدن ميگم؛ اگر يك روز جرات كردي همه دارو ندارتو بذاري تو يه كوله پشتي و بياي سرزمين من نوعي، از صفر استارت بزني، زبان ياد بگيري و انقدر جرات داشته باشي كه وارد دانشگاه و بيزينس شي و تا تهش بري و بعدم وارد بازار كار شدي، بعد باهات حرف ميزنم.. ما، منظورم همه مهاجرين از هر گوشه دنيا، سختي كشيديم، خون دل خورديم و عطاي خيلي چيزهاي خوب مملكت مادريمون رو به لقاش بخشيديم، اومديم اينور آب و ريشه دونديم.. خودمون رو تا جايي كه عقل و عرف و شعورمون اجازه ميداد با جامعه جديد وقف داديم ولي تا دنيا دنياست ما خارجي هستيم.. كوچكترين اشتباه مارو پاي همه خارجيها مينويسن و كارهاي خوبمون رو پاي وظيفه.. در اين جوامع پيشرفته، در هرم قدرتي انساني هر چي كه بالاتر ميره اسمهاي سوئدي بيشتر ديده ميشه و بالعكس.. بدون ما جامعه شما مي ايسته!!
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> چند روز پيش بود و اصلا خوب شروع نشد.. معمولا آدمها خيلي استرس دارن و فقط ميخوان نسخه شونو بگيرن و ...
Media Removed
چند روز پيش بود و اصلا خوب شروع نشد.. معمولا آدمها خيلي استرس دارن و فقط ميخوان نسخه شونو بگيرن و متوجه نميشن همه سوالها و توضيح ها فقط بخاطر سلامت خودشونه.. نفر چهارم به بعد با خنديدن انرژي منفي رو از خودم دور كردم، عصر شد و داروخانه مثل هميشه شلوغ.. آدمهاي استرسي تر با كيس هاي امرژنسي و يك اقاي جووني ... ➿➿
چند روز پيش بود و اصلا خوب شروع نشد.. معمولا آدمها خيلي استرس دارن و فقط ميخوان نسخه شونو بگيرن و متوجه نميشن همه سوالها و توضيح ها فقط بخاطر سلامت خودشونه.. نفر چهارم به بعد با خنديدن انرژي منفي رو از خودم دور كردم، عصر شد و داروخانه مثل هميشه شلوغ.. آدمهاي استرسي تر با كيس هاي امرژنسي و يك اقاي جووني اومد نسخه نوزادشو بگيره.. مجبور شدم شماره شناسايي شو دوبار بزنم چون سر و صداي اطراف مون خيلي زياد بود و صداي آقاهه خيلي آهسته.. معلوم بود حرصش گرفته و گذاشتم پاي اينكه حتما بدتر از من روز افتضاحي داشته.. براي پسرش بخاطر عفونت مجاري اداري آنتي بيوتيك نوشته بودن.. پرسيدم؛ چند وقتشه؟ گفت؛ عه!! چرا؟؟ شيش هفت ماه.. به دوزش نگاه كردم؛ دو و نيم ميلي ليتر روزي دوبار ده روز.. اتيكت رو امضا كردم و داشتم موقع چسبوندنش، براش از اهميت قطره باكتري سِمپر، تكون دادن شيشه و قاطي نكردن دارو با غذا يا شير ميگفتم كه هي اين پا اون پا ميكرد كه دارو رو بده من بررررم.. دوباره به تاريخ تولد كودكش نگاه كردم، پرسيدم؛ بچه شما چند كيلوئه؟ با بي ميلي گفت؛ چطور؟ نرمال.. گفتم؛ به تازگي و بخاطر اين مشكلش آنتي بيوتيك داشته؟ گفت؛ نه.. گفتم؛ پسر شما داره نه ماهش ميشه و دوزش كافي نيس، بايد با دكترش حرف بزنم و رفتم با متخصص اطفال بيمارستان تماس بگيرم.. شماره در دسترس نبود، زنگ زدم به اپراتور بيمارستان و گفتم؛ با دكتر فلاني كار دارم كه جواب نميده.. وصلم كرد به بخش و يه دكتر خانوم بهم گفت؛ اين دكتر الان تو جلسه س.. گفتم؛ سوال مهمي دارم.. گفت؛ به موبايلش زنگ بزن!! و شماره شو بهم داد.. بار اول رد كرد، بار دوم برداشت صداهاشون ميومد و من هي الو الو كه قطع كرد و دوباره زنگ زدم به اپراتور كه؛ لطفا دوباره وصلم كن بخش اطفال.. دوباره همون خانوم دكتره برداشت و در جوابم گفت؛ من الان سرم شلوغه، يك ربع ديگه زنگ بزن.. گفتم؛ اينجا شلوغه و من.. كه قطع كرد! اومدم پيش پدره و گفتم؛ متاسفم ولي نشد! گفت؛ خوب من چيكار كنم؟! گفتم؛ من نميتونم تا مطمئن شدن از دوزش، دارو رو بهتون بدم يا صبر كنين يا خودتون بهشون زنگ بزنين.. از ديدن استصالش دوباره رفتم تو و يكبار ديگه به موبايل دكتره زنگ زدم كه از عجايب برداشت.. گفتم؛ اين كودك بزودي نه ماهش ميشه ولي دوز داروش مال بچه شش ماه س، شما خودتون خواستين؟ يه كم فكر كرد و گفت؛ نه اشتباهه لطفا عوضش كنين و بالاخره بعد بيست دقه تونستم دارو رو بدم به پدرش و تو دلم خوشحال باشم كه حتي اگر كلافه شد و خودشم نفهميد، تونستم از عفونت كليه طفل معصومش جلوگيري كنم.. شما چي خوشحالتون ميكنه؟؟
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> آلوچه ها تقريبا ميشه گفت از آب و گل در اومدن انقدري كه پريروز وقتي سركار بودم ديدم اونام مستقيم از ...
Media Removed
آلوچه ها تقريبا ميشه گفت از آب و گل در اومدن انقدري كه پريروز وقتي سركار بودم ديدم اونام مستقيم از مدرسه اومدن سركار و چند ساعتي رو مشغول بودن و كلي هم خوشحال كه دارن يواش يواش صاحب درآمد هر چقدر كم و هر چقدر آهسته و سخت ميشن.. تو تمام اين سالها من و پدرشون سعي كرديم همه جوره براشون مايه بذاريم تا آب تو ... ➿➿
آلوچه ها تقريبا ميشه گفت از آب و گل در اومدن انقدري كه پريروز وقتي سركار بودم ديدم اونام مستقيم از مدرسه اومدن سركار و چند ساعتي رو مشغول بودن و كلي هم خوشحال كه دارن يواش يواش صاحب درآمد هر چقدر كم و هر چقدر آهسته و سخت ميشن.. تو تمام اين سالها من و پدرشون سعي كرديم همه جوره براشون مايه بذاريم تا آب تو دلشون تكون نخوره ولي هرگز لوس و متكي بار نيان.. و اينكه عليرغم همه مهربونيم من مادر قاطع و سخت گيريم چون جامعه و دنياي امروز رو به خوبي ميشناسم و با چشمهاي خودم ديدم آزادي و به دل راه اومدن زياد و بي حد و مرز و غيرعقلاني بچه ها همون اندازه داغون شون ميكنه كه بيش از اندازه محدود كردن اونم بدون علت و بيش از اندازه.. تعادل و همانگي با سنشون، با نرمهاي جامعه، با چيزي كه عقل سليم و قوانين روانشناسي حكم ميكنه و در كنارش دوست بودن و صداقت باعث ميشه بچه ها براي روبرو شدن با دنياي ما بزرگسالها به مشكل برنخورن و با اعتماد به نفس بار بيان.. و از همه بدتر مواقعيه كه شما بعنوان نزديكترين و دلسوزترين فرد جگرپاره هاتون (البته برعكسش هم هست و هميشه هستن آدمهايي كه صلاحيت داشتن و تربيت فرزند رو ندارن) از طرف بقيه چپ و راست مورد ارشاد و يا ساز مخالف زدن قرار ميگيرين.. به نظر من هرگز نبايد تو تربيت و سبك زندگي بقيه دخالت كرد مگه اينكه ازمون سوال كنن و راهنمايي مون رو بخوان، اينكه مثلا شما به كودكتون ياد دادين شب راس ساعت هشت بخوابن و يا اينكه در طول هفته شيريني شكلات نخورن و يا اينكه ساعات مشخصي رو پاي تلويزيون و دستگاه بازي بگذرونن و اطرافيان ميان و جلوي بچه ميگن؛ مامانش!!! اين سوسول بازيا چيه و بذار بچه راحت باشه زمان ما بچه ها از تو جوب سيب برميداشتن ميخوردن و لپاشون گلي بود و يا اينكه اي بابا.. شما چقدر به دلشون راه مياين و بهشون باج ميدين، زمان ما همسن اينا زن و بچه داشتن و غيره يك جور دخالت و دلسوزي بيمورده كه باعث ميشه كودك بيگناه دچار دوگانگي شخصيتي شه و به مرور زمان دچار مشكل.. احترام به افراد نسبت به مرزها و مسئوليتهاي زندگي شون خيلي مهمه و خيلي از دخالتها حتي اگر از روي دلسوزي هم كه باشه ممكنه نتيجه عكس بده.. يكي از مهمترين موارد موفقيت در تربيت فرزندهامون اينه كه پدر و مادر هميشه تو يك جبهه باشن و هرگز جلوي بچه ها اختلاف نظرهاشون رو بروز ندن.. من روانشناس نيستم ولي تموم كتابها و صحبت صاحب نظرهايي رو كه خوندم و گوش كردم دال بر اينه كه اگر كودك بد تربيت شه هميشه راهي براي درست كردنش بعدها هست ولي دوگانگي شخصيتي هرگز.. نظر و تجربه شما چيه؟ #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> يك ساعت پيش داروخانه... انجام كارهاي اوليه و ارسال آنتي سرم مار سمي مامباي سبز (يكي از بيست و پنج، ...
Media Removed
يك ساعت پيش داروخانه... انجام كارهاي اوليه و ارسال آنتي سرم مار سمي مامباي سبز (يكي از بيست و پنج، سمي ترين مارهاي دنيا) به شهر گوتنبرگ با آمبولانس... اميدوارم اون فرد زنده بمونه... Akutskickning med blåljus till Sahlgrenska sjukhuset, ormserum mot grön mamba... håll tummarna för den ... ➿➿
يك ساعت پيش داروخانه... انجام كارهاي اوليه و ارسال آنتي سرم مار سمي مامباي سبز (يكي از بيست و پنج، سمي ترين مارهاي دنيا) به شهر گوتنبرگ با آمبولانس... اميدوارم اون فرد زنده بمونه... Akutskickning med blåljus till Sahlgrenska sjukhuset, ormserum mot grön mamba... håll tummarna för den drabbade... ❤️
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> دو فرشته زميني كه باعث شدن بشم ايني كه هستم و چقدر برام از خودگذشتگي كردن.. نميدونم اگر تو زندگيم ...
Media Removed
دو فرشته زميني كه باعث شدن بشم ايني كه هستم و چقدر برام از خودگذشتگي كردن.. نميدونم اگر تو زندگيم نبودن الان كي بودم و كجا و چه شخصيتي داشتم، اسمم، آزاده، به يادگاري از پدرمه، آزاد.. و چقدر اين اسم تو شخصيت، رفتار و منش من موثر بود.. قبول دارين اسم آدمها خيلي رو شخصيت شون تاثير ميذاره؟ اسم شما چيه ... ➿➿
دو فرشته زميني كه باعث شدن بشم ايني كه هستم و چقدر برام از خودگذشتگي كردن.. نميدونم اگر تو زندگيم نبودن الان كي بودم و كجا و چه شخصيتي داشتم، اسمم، آزاده، به يادگاري از پدرمه، آزاد.. و چقدر اين اسم تو شخصيت، رفتار و منش من موثر بود.. قبول دارين اسم آدمها خيلي رو شخصيت شون تاثير ميذاره؟ اسم شما چيه و چه حسي راجع بهش دارين؟ دوست داشتين اسمتون چي بود؟من هرگز نميتونم اسم ديگه اي رو دوست داشته باشم.. نميدونم شايد بخاطر باند قوييه كه با پدرم ايجاد كرده يا بخاطر معنيش قشنگش؟ پدر من هرگز اهل دروغ گفتن نيست حتي اگر به ضررش باشه و هرگز در برابر بي عدالتي و ظلم و اجحاف سر خم نميكنه.. شايد بهمين خاطر قيد مقام و ثروت و مسند رو زد و عطاي خيلي چيزا رو به لقاش بخشيد.. نه اينكه چون پدرمه ولي واقعا بهش افتخار ميكنم و غرور درست و به جاشو تحسين.. يك قدمي تيمساري خودشو از نيروي هوايي بازخريد كرد و بخاطر حاشيه ها و زد و بندها و خيلي مسائلي كه شايد دلش نخواد عنوان كنم از كارش، شغلي كه عاشقش بود كناره گرفت.. با چهار هزار ساعت پرواز، شركت در هشت سال جنگ و مدرك خلباني بين المللي.. چقدر از دوستها و همكارهاش شهيد شدن، بايكوت شدن و يا از غصه دق كردن.. چيزي كه ازش ياد گرفتم اين بود كه درست زندگي كردن، آزاد و رها بودن ارزشش خيلي بيشتر از خوب و لوكس و رويايي زندگي كردن به قيمت اينه كه بخواي با دروغ و پارتي بازي كنار بياي و نسبت به بي عدالتيها و زد و بندها بي تفاوت باشي.. اگر قطره اي از خون و ژنش در من باشه هرگز راه ديگه اي رو انتخاب نميكنم چون من دختر اون پدرم و بايد راه و سبك و روشش رو تا زنده م سرلوحه زندگيم قرار بدم.. شايد براي ماهايي كه سن پايين زديم بيرون و از صفر شروع كرديم غربت نشيني و كنار اومدن با سختيهاش زياد سخت و بغرنج نباشه ولي پدرها و مادرهايي كه سن بالا، بخاطر آينده و آسايش و آرامش ما درد غربت نشيني و از عرش به فرش رسيدن رو به جون ميخرن واقعا قابل تحسينن.. برام پيش اومده سركارم كه ديدم نسل جديد نسبت به پدر و مادرشون رسپكت ندارن، مثلا از دست و پا شكسته به زبان بيگانه حرف زدنشون خجالت ميكشن و يا از اينكه فرهنگشون با فرهنگ كشوري كه در حال حاضر زندگي ميكنن، فرق ميكنه شاكين و خيلي قصه هاي ديگه.. قدرشون رو بدونيم و يادمون نره بدون وجود اونها، بدون ريسك كردشون و بدون داشتن شون معلوم نبود حال و شرايط الان ما چي بود.. هر وقت خواستيم لب مون رو به شكايت و چشم هامون به قش اومدن و قيافه مون به چروك انداختن بندازيم، يادمون باشه اونا كي بود و چه ابهتي داشتن.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> صبح به شدت خوابم ميومد، ديشب تا يك سركار بودم و امروز نه صبح شروع.. تا سه داشتم فيلم ترسناك ميديدم!! ...
Media Removed
صبح به شدت خوابم ميومد، ديشب تا يك سركار بودم و امروز نه صبح شروع.. تا سه داشتم فيلم ترسناك ميديدم!! صبح خودم شكل فيلم ترسناك شده بودم.. يك اقايي نسخه ديابت داشت و يكي از داروهاش كم بود، همزمان كه بقيه شو داشت ميگرفت سعي ميكرد تماس بگيره كه اصلا موفقيت آميز نبود!! براي دلداري گفتم؛ طفلكي دكترها ... ➿➿
صبح به شدت خوابم ميومد، ديشب تا يك سركار بودم و امروز نه صبح شروع.. تا سه داشتم فيلم ترسناك ميديدم!! صبح خودم شكل فيلم ترسناك شده بودم.. يك اقايي نسخه ديابت داشت و يكي از داروهاش كم بود، همزمان كه بقيه شو داشت ميگرفت سعي ميكرد تماس بگيره كه اصلا موفقيت آميز نبود!! براي دلداري گفتم؛ طفلكي دكترها خيلي تحت فشارن و كارشون سخته، گاهي فراموش ميكنن نسخه اي رو بنويسن.. نميدونم چه جوري حرف كشيده شد به من و اينكه آيا دوست دارم پزشكي بخونم يا نه؟ گفتم؛ بعد از دفاع پي اچ ديم چرا كه نه.. حالا بيينيم چي ميشه.. يكدفعه به فارسي گفت؛ شما ايراني هستي؟ اقا ما رو ميگي.. گفتم؛ بله! شما فارسي بلدي؟؟ گفت؛ من سه سال ايران بودم (لطفا حرفهاشو با لهجه ادم اهني مثل لهجه آلوچه ها بخونين!!) كلي تعريف كرد از ايران.. پرسيد؛ بچه كجا هستين؟ گفتم؛ تهران گفت؛ كجاي تهران.. گفتم؛ شهرك غرب و نه فرمانيه و غش غش خنديدم (چون صدي نو و نه تا ميان اينور آب ميشن بچه فرشته و فرمانيه) گفت؛ من خيابون مينا زندگي ميكردم.. گفتم؛ به به مينا!! گفت؛ بله ولي سه تا خيابون مينا داريم!! يعني كف كردم.. گفتم؛ آهان!! گفت؛ من اوني بودم كه نزديك پارك شاهه!! گفتم؛ جااان؟ گفت؛ پارك جمشيديه.. گفتم؛ خداييش باريكلا خيلي خوب بلدينها!! از ايران و آدمهاش كلي تعريف كرد و منم كلي تشكر و آخرشم گفتم؛ فارسي تون عاليه و باعث شد خواب از سر من بپره!! خوشحال و خندون رفت به سلامت.. بعد از ظهر يك آقاي هشتاد ساله قطره چشمشو ميخواست كه نداشتيم و گفتم؛ مشابهش هست اوكيه؟ رفتم جعبه شو اوردم و هي چپ و راستش كرد و انقدر سوال كه توش چيه؟ از هر كدوم چقدره؟ عوارضش چيه؟ افكتش كي مياد؟ و آخرشم آهي كشيد و گفت؛ باشه بده.. من بهت اعتماد ميكنم كه ميگي مشابهه همونه.. مردم از خنده.. كل فارماكولوژي دارو رو از ما شفاهي امتحان گرفت و بازم راضي نشد و دست به دامن اعتماد و انسانيت بگشت.. موقع امضا و سلام و صلوات آخرش گفت؛ ميتونم بپرسم از كجا مياي؟ گفتم؛ ايران! گفت؛ از اسمت حدس ميزدم.. من چند بار ايران بودم! با خودم فكر كردم يا خدا من كه ديگه خوابم نمياد پشت سر هم باعث و باني زدايش خواب برام ميفرستي و نيشم باز شد.. گفت؛ از كدوم شهري؟ گفتم؛ تهران.. گفت؛ به به تهران عاليه.. گفتم؛ بغير از ترافيكش واقعا.. راستي اصفهان و شيراز رفتين؟ گفت؛ بله.. خيلي قشنگن و آدمها تو ايران خيلي مهربونن.. گفتم؛ خوشحالم از شنيدنش، واقعا لازمه، تو دنيا امروز.. گفت؛ نسل جديد ايران خيلي باهوش و قويه و اجازه ادامه اين شرايط رو هرگز نميده و رفت.. از اينجور اتفاقها براي شمام افتاده؟؟
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> نوشته هاتون در مورد سوالم فوق العاده س... دلم نمياد با بقيه قسمت نكنم بهمين خاطر به جاي دونه دونه ...
Media Removed
نوشته هاتون در مورد سوالم فوق العاده س... دلم نمياد با بقيه قسمت نكنم بهمين خاطر به جاي دونه دونه استوري كردنش اينجا ازتون ميپرسم... نظرتون راجع به مجازات اعدام براي كسي كه مرتكب قتل شده چيه؟؟ من دو شبه دارم اين سريال رو ميبينم، داستان واقعي از زاويه كسي كه اسمش روشه؛ قاتل... خيلي خيلي پيچيده ... ➿➿
نوشته هاتون در مورد سوالم فوق العاده س... دلم نمياد با بقيه قسمت نكنم بهمين خاطر به جاي دونه دونه استوري كردنش اينجا ازتون ميپرسم... نظرتون راجع به مجازات اعدام براي كسي كه مرتكب قتل شده چيه؟؟ من دو شبه دارم اين سريال رو ميبينم، داستان واقعي از زاويه كسي كه اسمش روشه؛ قاتل... خيلي خيلي پيچيده س... خيليا تحت تاثير مشروب و مواد مخدر جون يك نفر ديگه رو گرفتن... خيليا تو بچگي شون صدمه هاي خيلي بدي ديدن... خيليا تحت تاثير جمع و دوستان ناباب و خيليام بخاطر فقر... اونايي هم كه قبل از رسيدن به سن قانوني قتل يا كمك به قتل كردن حبس ابد گرفتن... واقعا از كسي كه تو منجلاب بزرگ شده چجوري ميشه توقع گل بار اومدن رو داشت؟؟ از اونورم با خونواده مقتولين صحبت ميكنن، با قاضي پرونده... با دادستان، پليس و پزشك قانوني... هر كسي حرف خودشو ميزنه... از ديد و زاويه و نظر خودش... همونطور كه گفتم خيلي خيلي پيچيده س، ولي نظر شخصي شما راجع به اعدام قاتل چيه و چرا؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون پ.ن. ممنون ميشم نظر شخصي خودتون رو بنويسين و اين آزادي رو هم به بقيه بدين تا بحث به جروبحث تبديل نشه ممنونم...
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> و من تو را دوست دارم... و من تو را بيشتر و آگاهانه تر از نوزده سال پيش كه براي اولين بار ديدم دوست دارم... ...
Media Removed
و من تو را دوست دارم... و من تو را بيشتر و آگاهانه تر از نوزده سال پيش كه براي اولين بار ديدم دوست دارم... هزاران بار برگردم به عقب، بازم انتخابم تويي بهترينم... يادش بخير اون اوايل چقدر برات نامه مينوشتم... به عشق زندگي تون بگين، متعدد، بي بهانه و هميشه و به شيوه هاي مختلف كه دوستش دارين... زيباترين ... ➿➿
و من تو را دوست دارم... و من تو را بيشتر و آگاهانه تر از نوزده سال پيش كه براي اولين بار ديدم دوست دارم... هزاران بار برگردم به عقب، بازم انتخابم تويي بهترينم... يادش بخير اون اوايل چقدر برات نامه مينوشتم... به عشق زندگي تون بگين، متعدد، بي بهانه و هميشه و به شيوه هاي مختلف كه دوستش دارين... زيباترين جمله دنيا؛ دوستت دارم... براي بهترين زندگي تون بنويسين اينجا، بماند به يادگار... ❤️ #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
چقدر خنديديم... زير مجسمه اون آقاهه پارك قيطريه آتيش سوزونديم و حرف زديم... رفتيم تو يه آلاچيق و چقدر عكس گرفتيم و آخرشم زير بارون يخ زديم... صبح تون بخير و سلام به روزهاي قشنگ، روزهاي روشن، روزهاي پر از عشق، خنده و محبت... قشنگ ترين روز زندگي تون كي بوده؟؟ #اينستاميت_آزاجون ️ #گپ_خودموني_آزاجون ➿➿
چقدر خنديديم... زير مجسمه اون آقاهه پارك قيطريه آتيش سوزونديم و حرف زديم... رفتيم تو يه آلاچيق و چقدر عكس گرفتيم و آخرشم زير بارون يخ زديم... صبح تون بخير و سلام به روزهاي قشنگ، روزهاي روشن، روزهاي پر از عشق، خنده و محبت... قشنگ ترين روز زندگي تون كي بوده؟؟ #اينستاميت_آزاجون ❤️ #گپ_خودموني_آزاجون
عجب روزي بود و چقدر دلم براتون تنگ شده... آدمهاي بي چشمداشت، مهربون و خالص و ناب... يادش بخير... شما دلتون براي كي تنگ شده؟؟ #اينستاميت_آزاجون ️ #گپ_خودموني_آزاجون ➿➿
عجب روزي بود و چقدر دلم براتون تنگ شده... آدمهاي بي چشمداشت، مهربون و خالص و ناب... يادش بخير... شما دلتون براي كي تنگ شده؟؟ #اينستاميت_آزاجون ❤️ #گپ_خودموني_آزاجون
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> ايران... وطنم... پاره تنم... تو همه اين سالها هرگز و هرگز لحظه اي فراموشت نكردم... مگه ميشه جايي ...
Media Removed
ايران... وطنم... پاره تنم... تو همه اين سالها هرگز و هرگز لحظه اي فراموشت نكردم... مگه ميشه جايي رو كه درش ريشه گرفتي و كلي خاطره داري رو، جايي كه روش كلي تعصب و غيرت داري رو فراموش كني... مگه ميشه يك چمدون ببندي و بري و ديگه م به پشت سرت نگاه و فكر نكني... شنيدم دوباره زلزله اومده و آه از نهادم بر اومد... ... ➿➿
ايران... وطنم... پاره تنم... تو همه اين سالها هرگز و هرگز لحظه اي فراموشت نكردم... مگه ميشه جايي رو كه درش ريشه گرفتي و كلي خاطره داري رو، جايي كه روش كلي تعصب و غيرت داري رو فراموش كني... مگه ميشه يك چمدون ببندي و بري و ديگه م به پشت سرت نگاه و فكر نكني... شنيدم دوباره زلزله اومده و آه از نهادم بر اومد... واقعا چي به سر ما اومده... براي مام وطن، براي خاك مقدس ايران، براي همه ايرانيها تو اين شرايط بد دعا كنيم... به هم اميد بديم و اجازه نديم ناملايمتي ها ما رو از پا در بياره... برام از حال دلتون بنويسين و اينكه الان در اين شرايط چي خوشحالتون ميكنه... براي رسيدن به اين خوشحالي چه كاري از دستت تون برمياد و چه قدمي بايد و ميخواين كه بردارين... من و همه ايرانيهاي مهاجر از گوشه كنار دنيا به يادتونيم و بهتون فكر ميكنيم، دوست تون داريم و براتون انرژي مثبت ميفرستيم... قوي بمونين مثل هميشه... ما ايراني هستيم و هميشه ايراني ميمونيم... به خودمون، قابليت هامون، به اينهمه استقامت و انعطاف و صبوري مون، به اينهمه انسانيت و محبت و همدلي مون نسبت به هم تو شرايط سخت و بحراني و در زماني كه اكثر مسئولين عزيز مشغول تقسيم غنائم بين خودشونن، افتخار كنيم و هرگز اميد مون رو از دست نديم... دوست تون دارم... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> چهار نصفه شب ديشب بود... همه خواب بودن اما من حال عجيبي داشتم و به شدت دلتنگت بودم... جمع مون جمع ...
Media Removed
چهار نصفه شب ديشب بود... همه خواب بودن اما من حال عجيبي داشتم و به شدت دلتنگت بودم... جمع مون جمع بود و تو نبودي عزيزدلم، مهربونم، بهترينم، فرشته جانم... از ته دل بيصدا گريه كردم انقدري كه بالش زير سرم خيس شد و امروز صبح چشمهام رنگ خون داشت و از هم باز نميشد... دلتنگت بودم... دلتنگ اينكه محكم بغلت ... ➿➿
چهار نصفه شب ديشب بود... همه خواب بودن اما من حال عجيبي داشتم و به شدت دلتنگت بودم... جمع مون جمع بود و تو نبودي عزيزدلم، مهربونم، بهترينم، فرشته جانم... از ته دل بيصدا گريه كردم انقدري كه بالش زير سرم خيس شد و امروز صبح چشمهام رنگ خون داشت و از هم باز نميشد... دلتنگت بودم... دلتنگ اينكه محكم بغلت كنم، عطر تنتو با همه وجودم استنشاق كنم و گرماي وجودت رو تو تك تك سلولهام جذب... دلتنگ اينكه تو خوشحاليم شريكت كنم... دلتنگ اينكه با افتخار به نون هات نگاه كني و از ته دلت بخندي و من فقط نگات كنم... فرشته زندگيم، خواهش ميكنم براي همه مون دعاي خير كن... الهي كه از آسمون عشق و رحمت و محبت و بخشش و بركت و عاقبت بخيري و اجابت آرزوها بباره... مرسي كه مواظب كيوي هستي و براش تو دل آسمونها مادري ميكني... بهترين مادر دنياي من... بهت قول دادم به جاي تو زندگي كنم و تا پاي حون سر قولم ميمونم... قول ميدم قوي بمونم... قول ميدم سربلندت كنم... قول ميدم باعث افتخارت باشم... قول ميدم انسان بمونم و نام تو رو زنده نگه دارم... قول ميدم براي همه انقدر خوبي كنم و خوبي بخوام و دست به خير داشته باشم كه تا ابد و آلاباد هر كسي سر راهم قرار گرفت براي تو خدابيامرزي بفرسته و برات آرامش بخواد... تو توي وجود من، روح من، دنياي من زنده اي... تا ابد... اگر دوست داشتين اينجا به يادگار براي مادرتون بنويسين... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
يك قاب، سه نسل... <span class="emoji emoji2764"></span>️
Media Removed
يك قاب، سه نسل... يك قاب، سه نسل... ❤️
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> ديروزه ميرم سركار و يك كاغذ از همكارم روي كمد لباسهام جا خوش كرده.. نامه اي از طرف مادري كه اومده ...
Media Removed
ديروزه ميرم سركار و يك كاغذ از همكارم روي كمد لباسهام جا خوش كرده.. نامه اي از طرف مادري كه اومده دنبالم داروخانه و شماره موبايل دكتر دخترك قصه مون كه آ ال اس داشت رو برام گذاشته، به دكترشون زنگ ميزنم و شرايط دارويي رو كه تجويز كرده براش توضيح ميدم و اينكه ايشون بعنوان پزشك حق داره بخواد اين دارو رو ... ➿➿
ديروزه ميرم سركار و يك كاغذ از همكارم روي كمد لباسهام جا خوش كرده.. نامه اي از طرف مادري كه اومده دنبالم داروخانه و شماره موبايل دكتر دخترك قصه مون كه آ ال اس داشت رو برام گذاشته، به دكترشون زنگ ميزنم و شرايط دارويي رو كه تجويز كرده براش توضيح ميدم و اينكه ايشون بعنوان پزشك حق داره بخواد اين دارو رو فقط بخاطر اين بيمار از كشور ديگه اي وارد سوئد كنن و با هم به توافق ميرسيم كه براي اين دارو كه فعلا توليدش در سوئد دو سه هفته طول ميكشه تقاضاي ليسنس كنه و در آخر ميگم؛ هر سوال و كمكي از دستم بر اومد تماس بگيرين و ميپرسه كه اگر ميشه شماره موبايل خودمو داشته باشه چرا كه امروز بخاطر درخواست مادر بيمار باهام تماس گرفته ولي يك ساعت پشت خط داروخانه گير كرده با اينكه معمول نيست شماره مو ميدم و ميرم سركارم.. وسط صحبتهام با يه مريض دكتر موردنظر زنگ ميزنه و ميگه؛ من اينو فرستادم ميشه لطفا چك كني كافي و درسته؟؟ از مريضم اجازه ميگيرم و ميرم از يه كامپيتور ديگه وارد سيستم ميشم و بعد از خوندن نوشته و توضيحاتش ميگم: بله عاليه و بقيه شو من فيكس ميكنم و برميگردم سركارم و اولين فرصت ميرم كه فرمها رو پركنم و در قسمت پيغام داخلي تا جايي كه ميتونم از امرژنسي بودن شرايط بيمار مينويسم و اينكه حتي ممكنه تصميم بگيره و دستگاه تنفسي شو ببنده، ولي بعد بخاطر تعهدات اخلاقي و رازداري بين بيمار و داروساز جمله مو پاك ميكنم و مينويسم ممنون ميشم اين پرونده رو سريعتر بررسي كنن.. بين ساعت پنج تا هشت قرضم ميدن به يه داروخانه ديگه كه داروساز نداره و اولين فرصت بين مريضها به شماره مادر دختر زنگ ميزنم، تو قطاره و از صداش معلومه خيلي خسته س و بي انرژي.. ميگم؛ منو يادتونه هفته پيش اومدين پيشم و قرار شد باهاتون تماس بگيرم لحنش عوض ميشه و ميگه؛ بله چي شد؟؟ ميگم؛ با دكترتون صحبت كردم و ايشونم خيلي همكاري كردن و ازشون خواستم يك ساله و به تعداد متعدد دارو رو درخواست ليسنس بدن و همين امروز فرستاديمش و اميدوارم هر چه زودتر جواب بگيريم.. از ته دلش ميخنده و ميگه؛ خيلي ممنونم به دخترم ميگم و مطمئنم خيلي خيلي خوشحال ميشه.. ساعت هشته به كمك يك تكنيكر داروخانه رو ميبنديم و برميگردم داروخانه خودمون براي دو ساعت پاس باقي مونده م.. خيلي خوشحالم بيشتر از اوني كه بشه توصيفش كرد.. اينو نوشتم تا تو خوشحاليم شريك باشين همونطور كه چند روز پيش تو غمم سهيم بودين و اميدوارم هميشه خوشحال باشين.. زندگي هميشه و تحت هر شرايطي قشنگيهاي خودشو داره.. برام از قشنگيهاي زندگي تون بنويسين.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> شرط و خواسته تون واسه انتخاب همسر چيه؟ من درجا و با اولين نگاه عاشقش شدم.. عاشق رفتار و نجابت و افتادگي ...
Media Removed
شرط و خواسته تون واسه انتخاب همسر چيه؟ من درجا و با اولين نگاه عاشقش شدم.. عاشق رفتار و نجابت و افتادگي و اصالتش.. انقدري كه بخاطرش تو روي همه وايستادم.. خارج بودنش برام مهم نبود چون پدرم خارج از كشور منتظرم بود.. پولداريشم برام مهم نبود چون چشم و دل سير بودم و حسرت چيزي به دلم نبود.. حرف و نظر كسي ... ➿➿
شرط و خواسته تون واسه انتخاب همسر چيه؟ من درجا و با اولين نگاه عاشقش شدم.. عاشق رفتار و نجابت و افتادگي و اصالتش.. انقدري كه بخاطرش تو روي همه وايستادم.. خارج بودنش برام مهم نبود چون پدرم خارج از كشور منتظرم بود.. پولداريشم برام مهم نبود چون چشم و دل سير بودم و حسرت چيزي به دلم نبود.. حرف و نظر كسي برام مهم نبود چون ميدونستم از ته قلبم كه اون همونيه كه ميتونه خوشبختم كنه.. انگاري براي من آفريده و بهم هديه شده باشه.. تو اين نوزده سالي كه با هميم كم بالا پايين و سختي و پستي بلندي نديديم، اما هرگز قولي رو كه يك روز تابستوني بعد از خوردن دو تا بستني روي چوبهاش نوشتيم فراموش نكرديم.. تا ابد كنار هم موندن و همو خوشبخت كردن.. برام مهم نيست خونه م چيه و مدل ماشينم و نسبت به بقيه اي كه حسادتي بهشون ندارم كجاي راه دنيا وايستادم.. برام مهم نيست آدمها تو سر و دلشون راجع به ما و زندگي ما چي ميگذره، دوستش داشتم، دوستش دارم و دوستش خواهم داشت.. ميدونم تا رسيدن به اهداف مشترك مون راه خيلي طولاني و سختي در پيش داريم ولي از اون مهمتر ميدونم جفت مون سرسختيم و وفادار به هم.. خوشحالم ثمره بودن با هم مون دوتا پسري هستن كه در نجابت و صداقت و پاكيشون شكي نيست.. من از انتخابم راضيم و اميدوارم شما هم هر انتخابي كه ميكنين به خوشبختي و عاقبت بخيري برسين.. بايد بگم دعاي خير پدر و مادرم تو خوشبختيم بي تاثير نبوده و خواهش ميكنم هرگز نگين خوش به حالت چون بيشتر از اون چيزي كه فكر ميكنين براي رسيدن به جايي كه الان هستيم زحمت كشيديم و اين زحمت و تلاش ربطي به خارج بودن مون نداره.. با صبوري كمكم كرد تا ريشه بگيرم، پخته شم و در كنار خونه داري و بچه داري و غربت و مشكلاتش بتونم يكي از سخت ترين رشته ها رو شروع كنم و بعدشم وارد دنياي ريسرچ شم.. روزهاي طولاني، دو شيفته كار كردن، مسافرتهاي كاري و همراه داشتن مقاله و اپليكيشن و جواب دادن ايميلها و دردسرهاي كاريم هميشه و همه جا هرگز باعث نشدن ازم دلگير شه و انتقاد كنه.. منم با همه وجود و قدرتم پشتش وايستادم و تو كشوري كه زنها حرف اولو ميزنن و به اسم فمينيسم پوست آقايون رو ميكنن جون و دلمو گذاشتم براش.. بياين دست به دست هم بدين و با همه وجود و قدرت براي هم بسازين.. نذارين حرف مردم روحيه تون رو خراب كنه و به خودتون و انتخاب هاتون ايمان بيارين.. پدرم امروز صبح حرف خيلي قشنگي زد؛ تو اوني هستي كه فكر ميكني و هيچكس نميتونه اون ذهنيت رو در تو خراب و يا خدشه دار كنه... دوست تون دارم و منتظر نظرها، خواستگاريها و خوشبختيتون هستم.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> دخترم، زمان ميگذره... آدمها ميان و ميرن... دوستي ها شروع و تموم ميشن... دخترم تو از صميم قلب براشون ...
Media Removed
دخترم، زمان ميگذره... آدمها ميان و ميرن... دوستي ها شروع و تموم ميشن... دخترم تو از صميم قلب براشون سنگ تموم ميذاري چون غير از اون بلد نيستي، چون خدا از روح قشنگ و پاك و كريمش در وجودت دميده... ولي با گذر زمان متوجه ميشي كه تعداد خيلي خيلي محدودي ارزش اينهمه توجه و عشق و محبت خالصانه رو دارن و يواش ... ➿➿
دخترم، زمان ميگذره... آدمها ميان و ميرن... دوستي ها شروع و تموم ميشن... دخترم تو از صميم قلب براشون سنگ تموم ميذاري چون غير از اون بلد نيستي، چون خدا از روح قشنگ و پاك و كريمش در وجودت دميده... ولي با گذر زمان متوجه ميشي كه تعداد خيلي خيلي محدودي ارزش اينهمه توجه و عشق و محبت خالصانه رو دارن و يواش يواش ياد ميگيري آدمهاي دوروبرت رو با وسواس انتخاب كني... دخترم، گاهي پيش مياد آدمها بهت رو ميزنن تا ازت بعنوان پلي براي ترقي استفاده كنن و وقتي به قول معروف خرشون از پل ميگذره فراموشت ميكنن و يا بي معرفتي... دخترم، گاهي براي دوستيهات بيش از اندازه وقت و انرژي ميذاري و با گذر زمان متوجه ميشي چقدر از كارهاي مهم زندگي خودت عقب افتادي فقط بخاطر اينكه ميخواستي انسان باشي و انسانيت به خرج بدي... دختركم، اون لحظه ممكنه حالت گرفته شه و بري تو لاك خودت ولي بدون تو تنها نيستي... دنيا تا بوده همين بوده و مطمئن باش دست و قدم خير پيش خدا هرگز گم نميشه... مطمئن باش يه روزي يه جايي از در غيب برات دستهاي خيري پيدا ميشن كه حتي باورت نميشه... دخترم، هرگز خوب بودن رو شرطي نكن... هرگز از بديها ناراحت نشو... هرگز ذات پاك و نيت خيرت رو عوض نكن اما، سعي كن چند نفرو انتخاب كني كه بدوني برات جون ميدن و براشون جون ميدي... اونا رو تو نزديك ترين دايره زندگيت نگه دار و مرزهاي دايره هاي وسيع تر و دورترت رو مشخص كن، يكبار اشتباه كسب تجربه س و دوبار اشتباه حماقت... همه رو دوست داشته باش و اجازه نده بديها و كمي ها و سواستفاده ها تو رو دلسرد و دلزده كنن... دخترم، قانون وزنه ها رو يادت نره... با همون افراد انگشت شمار دايره نزديكت به اوج برو و براي همه آرزوي خير و عاقبت خيري كن... خدا تو دلهاي يخ زده و پر از كينه و تلخي جايي نداره پس خوب باش، خوب بمون و خوب بخواه... دنيا مال آدمهايي كه تو گذشته گير نميكنن و به آينده اميدوارن... دخترم، عزيزكم، نازنينم، قلب و عقل، احساس و منطق كنار هم قشنگن، هميشه از هر دو استفاده كن تا هرگز پشيموني و حسرت توي وجودت ريشه نكنه... اندازه انگشتهاي يك دستت عزيزانت رو انتخاب كن، هدفهاتو بشناس و هرگز نخواه همه دنيا دوستت داشته باشن... بهت قول ميدم، دنيا قشنگتر از اون چيزيه كه بخواد با رفيق نماها خراب و سياه شه... دوستت دارم تا ابد... مادرت آزاده يا به قول كودكي هاي آدرين آزاجون..
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> اين عكس رو خيلي دوست دارم، يادآور مشكل خيلي بزرگيه كه ناخودآگاه برام پيش اومد.. اولش شوكه شدم، ...
Media Removed
اين عكس رو خيلي دوست دارم، يادآور مشكل خيلي بزرگيه كه ناخودآگاه برام پيش اومد.. اولش شوكه شدم، بعد غمگين و در آخر هم تسليم.. باورم نميشد يك همچين مسئله اي حتي امكان اتفاق افتادنش باشه و از قبل تو سلولهاي مغزم هيچ راه حلي براش سيو نكرده بودم.. حس عجيبي داشتم، انگار دنيا با همه آدمهاي دوروبرش وايستاده ... ➿➿
اين عكس رو خيلي دوست دارم، يادآور مشكل خيلي بزرگيه كه ناخودآگاه برام پيش اومد.. اولش شوكه شدم، بعد غمگين و در آخر هم تسليم.. باورم نميشد يك همچين مسئله اي حتي امكان اتفاق افتادنش باشه و از قبل تو سلولهاي مغزم هيچ راه حلي براش سيو نكرده بودم.. حس عجيبي داشتم، انگار دنيا با همه آدمهاي دوروبرش وايستاده بودن و من تك و تنها، پرت شده بودم تو چاهي عميق و ناشناس پر از علامت سوال و چالش.. اوايلش حس بدي داشتم و غر ميزدم كه چرا من؟ كاش اينجوري و كاش اونجوري.. هر چند كه قلبم پر بود از غم و استرس ولي هرگز ثانيه اي اين حس رو به اطرافيانم منتقل نكردم و فقط لبخند زدم و گفتم؛ همه چيز عاليه، همه چيز درست ميشه، حتما قسمتي بوده، شايد جلوي اتفاق خيلي بدي گرفته شده كه ما نميدونيم.. يادمه چند ساعتي طول كشيد تا بتونم ذهن آشفته مو جمع كنم و به جاي غصه خوردن و يا سرزنش كردن و دنبال مقصر گشتن به اين نتيجه برسم كه؛ حالا كه شده! با افسوس خوردن نه زمان به عقب برميگرده و نه شرايط بهتر ميشه.. نيروتو بذار رو پيدا كردن راه حل مطمئن و درازمدت.. در طول اون سه چهار روز سرنوشت ساز، خداي مهربون هر چي دست خير و آدمهاي با معرفت و بي نظير بود رو گذاشت سر راهم.. نميتونم حس و حالمو توصيف كنم.. مگه ميشه؟ اينهمه خوبي، عشق، محبت، اعتماد و انسانيت.. از غيب و پشت سر هم؟ نسبت به مني كه حتي نميشناسن.. عليرغم همه سعي و صبوري كردنها هنوز گوشه اي از قلبم سنگين بود، آدميزاده ديگه، هر چقدرم كه مثبت فكر كني بازم پيش مياد وقتي فكرت به بيراهه ميره و اذيتت ميكنه.. تا يك شب، قبل از خوابيدن، موقع دعاهاي شبونه م، يك لحظه با همه وجودم بيخيال همه چيز شدم! انگاري يه جورايي اصلا به درك كه بشه يا نشه.. تو همه سعي تو كردي و تمام.. با همه وجودم، قلبم و روحم به خدا گفتم؛ هر چند ميل قلبي من اينه ولي ميدوني، ديگه برام مهم نيست.. راضيم به رضاي تو و تسليم تصميمت.. هر چي كه تو بخواي و صلاح ميدوني همون بشه.. ديگه اصراري ندارم.. چند ساعت بعد، يكي از بزرگترين معجزه هاي زندگيم اتفاق افتاد.. ميگن از معجزه هاي زندگيتون نگين ولي ديني گردن منه نسبت به كرامت و رحمت خداي يكتا.. من اينارو مينويسم تا بدونين همه آدمها مشكلاتي دارن كه براشون زجرآوره، خوشبخت مطلق وجود نداره و اينكه براي خدا هيچ كاري غيرممكن و نشدني نيست، هرگز نااميد نشين، تو شرايط سخت هم بخندين، به بقيه اميد بدين تا دوستان تون از ناراحتي شما ناراحت و دشمنان تون خوشحال نشن.. امروز اون مشكل بزرگ برام يك خاطره س و يك تجربه و تا ابد نسبت به همه دستهاي خير سر راهم مديونم و مسئول..
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> داروخانه م،يك خانوم ميان پيشم و ميگه داروي دخترمو ميخوام.. ميگم؛ كارت شناسايي جفت تون؟ ميگه؛ ...
Media Removed
داروخانه م،يك خانوم ميان پيشم و ميگه داروي دخترمو ميخوام.. ميگم؛ كارت شناسايي جفت تون؟ ميگه؛ مال اونو ندارم ولي ميخوام ببينم داروشو دارين؟ ميگم؛ من اجازه ندارم نسخه ايشونو براي شما فاش كنم.. ميگه؛ دخترم آ ال اس داره و حالش خيلي بده، يك آمپوله براي يبوست شديدش.. ميزنم تو سيستم و ميگم؛ نه متاسفانه ... ➿➿
داروخانه م،يك خانوم ميان پيشم و ميگه داروي دخترمو ميخوام.. ميگم؛ كارت شناسايي جفت تون؟ ميگه؛ مال اونو ندارم ولي ميخوام ببينم داروشو دارين؟ ميگم؛ من اجازه ندارم نسخه ايشونو براي شما فاش كنم.. ميگه؛ دخترم آ ال اس داره و حالش خيلي بده، يك آمپوله براي يبوست شديدش.. ميزنم تو سيستم و ميگم؛ نه متاسفانه اين دارو فعلا در بازار موجود نيست.. و دنبال جايگزينش ميگردم، هيچي نيست.. ميگم؛ ممكنه از دكترش خواهش كنين نسخه رو عوض كنه؟ميگه؛ دكترش مرخصيه و اوني كه الان هست اصلا كمك مون نميكنه.. دخترم، انقدر خسته شده كه ميخواد دستگاه تنفسيشو خاموش كنه!! به نسخه دخترش نگاه ميكنم همه ش چهل و هشت سالشه.. ميگه؛ خسته شده.. از اينكه پوشك شه، از اينكه خودشو كثيف كنه.. ميگم؛ با روانشناس حرف زدين؟ ميگه؛ بله ولي اگر در مدت سي روز سه بار با قاطعيت بگه نميخواد ادامه بده ميتونه دستگاه هاشو خاموش كنه.. نسخه رو پرينت ميكنم و ميرم به دكترش زنگ ميزنم، پرستار ميگه؛ دكتر سرشون شلوغه!! منم ميگم؛ جريان حياتيه!! خانوم دكتر تشريف ميارن پشت خط و تا شماره شناسايي بيمار رو ميدم ميگه؛ خوب؟ ميگم؛ اين دارو در بازار نيست تا سه هفته ديگه.. ميگه؛ خوب بهشون بگو!! ميگم؛ ممكنه يك نسخه ديگه بفرستين؟ يا درخواست ليسنس كنين كه از كشور ديگه اي وارد شه؟ ميگه؛ نه، وايستن تا دكتر خودشون بياد!! باورم نميشه.. ميگم؛ ممكنه كمكشون كنين؟ مادرش حالش خيلي بده.. ميگه؛ ما حواسمون هست و بگو دوشنبه باهاشون تماس ميگيريم.. برميگردم، پيش مادري كه با اميد منتظره.. ميگم؛ متاسفم ولي نشد.. اين دكتره خيلي حالش خوب نيست.. ميگه؛ شايد چون دخترم باهاش تند حرف زده چند بار!! ميگم؛ دوست عزيز، دختر شما بيماره!! ميدونين تو همين داروخانه چقدر پيش اومده ادمها به من تندي و بي احترامي كردن؟شغل ما ايجاب ميكنه صبور باشيم و اين برخوردها رو بذاريم پاي روحيه خراب و شرايط نامساعد طرف.. سرشو ميندازه پايين، ميگم؛ ممكنه ببرينش اورژانس؟ ميگه؛ نميتونيم تكونش بديم.. زمينگيره خيلي بدجور.. ميگم؛ زنگ بزنين آمبولانس!! ساكته.. ميگم؛ صبر كنين و ميرم و زنگ ميزنم به شركتي كه مسئول پخش داروئه.. شرايطو توضيح ميدم ميگه؛ خيلي متاسفم، به شركت توليديش زنگ بزنين شايد كمكتون كنن.. به اونام زنگ ميزنم ولي براي امروز تعطيل كردن.. برميگردم و توضيح ميدم و ميگم؛من فردا هم باهاشون تماس ميگيرم.. لطفا از اين دكتر شكايت كنين.. ميگه؛ حتما و دستهامو محكم ميگيره و ميگه؛ مرسي براي همه كمكهات.. كاش آدمهاي مثل تو بيشتر بودن و ميره.. سردرد گرفتم و حالت تهوع و بغض گلومو گرفته..
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ...
Media Removed
داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ها!! آشغاله.. ميپرسم؛ آيا سرشو بد نذاشته؟ً آيا سردرد هم داره؟ هنوز حرفهام تموم نشده كه ميگه؛ اين چرت و پرتا چيه ميپرسي داروت رو بده! به خانوم خيلي جوونش نگاه ميكنم و ميگم؛ شما سوئدي بلدين؟ ميگه؛ انگليسي.. ... ➿➿
داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ها!! آشغاله.. ميپرسم؛ آيا سرشو بد نذاشته؟ً آيا سردرد هم داره؟ هنوز حرفهام تموم نشده كه ميگه؛ اين چرت و پرتا چيه ميپرسي داروت رو بده! به خانوم خيلي جوونش نگاه ميكنم و ميگم؛ شما سوئدي بلدين؟ ميگه؛ انگليسي.. باهاش شروع ميكنم به صحبت و ميخوام مطمئن شم مسئله جدي و اورژانسي نيست كه بازم آقاهه ميگه؛ ولتارن نديها! آشغاله آشغال.. ميگم؛ كي گفته؟ ميگه؛ تلويزيون! ميگم؛ كدوم برنامه! ميگه؛ هر برنامه اي چه فرقي ميكنه؟ ميگم؛ فرقش اينه كه هر برنامه اي راست و درست اطلاعات نميده و اين دارو سالهاست همه جاي دنيا داره استفاده ميشه و آشغالم نيست.. زير لب غر ميزنه و من حرفمو با خانومش ادامه ميدم؛ قبلا هم اين علائم رو داشتين؟ تا الان چي مصرف كردين و معلوم ميشه اصلا قرص ولتارن استفاده نكرده.. ميگه؛ كرمشو استفاده كردم و استامينوفن.. بهش ميگم؛ استامينوفن براي دردهاي التهابي به تنهايي كمك نميكنه و كرم ولتارن هم در كنار قرصش افكتش بيشتره.. در ضمن نپروكسن هم هست كه شما روزي دوبار مصرف ميكنين و اثرش طولانيتره.. آقاهه ميگه؛ نه نميخواد!! خانومه ميگه؛ چرا همونو ميخوام و ميرم كه براش بيارم.. وقتي برميگردم ميشنوم كه آقاهه به فارسي داره تندخويي ميكنه و قلبم فشرده ميشه.. مني كه همه عمرم هر ايرانيي كه سر راهم قرار گرفته با افتخار فارسي حرف زدم و آشناييت دادم با همه وجودم آرزو ميكنم دخترك متوجه اسم روي روپوشم نشه و نفهمه كه من متوجه محاوره زشت و تند همسرش شدم.. آقاهه ميگه؛ اينكه پرونكسنه، نپروكسن كو؟ ميگم؛ اون تموم شده و اين همونه با يه اسم متفاوت.. خدا رو شكر قبل از غر زدن بيشتر نوشته روي جعبه رو ميخونه و ساكت ميشه.. بعد با عصبانيت كارت شناسايي شو پرت ميكنه سمتم كه؛ نسخه نپروكسن رو دارم!! ليست داروهام رو هم ميخوام.. ميزنم تو كامپيوتر طرف هفتاد ساله شه، نپروكسن رو ميارم و ميخوام روي اتيكتش رو امضا كنم كه داد ميزنه؛ اوهوي چيكار داري ميكني؟ مگه نگفتم ليستو بده؟ ميگم؛ متوجه شدم ولي هنوز كارم تموم نشده و ليستو پرينت ميكنم براش، خودكارمو ميگيره و چند تا چيزو علامت ميزنه، استامينوفن و دو تا جعبه نوبليگان.. انگاري آب سردي بريزن روم و تازه متوجه علت همه پرخاشگري و بي حوصلگي هاي طرف ميشم.. ميگم؛ شما فقط اجازه گرفتن يك جعبه رو دارين و ما ترامادول داريم به جاي نوبليگان.. دوباره شروع ميكنه به داد زدن همه بهش خيره شدن و دخترك بيچاره از خجالت بدون هيچ حرفي ميره بيرون.. نفس عميق ميكشم و با خودم ميگم؛ به كدامين گناه؟
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> همانا لاس وگاس بسي گرم بود، چهل درجه سانتيگراد طور... و ما بين گشت و گذارهايمان، له له زنان به دنبال ...
Media Removed
همانا لاس وگاس بسي گرم بود، چهل درجه سانتيگراد طور... و ما بين گشت و گذارهايمان، له له زنان به دنبال سايه هاي باريك باريكي ميگشتيم تا كه يه كم كله مان باد خورده و حالمان به سر جايش برگردد... تو يكي از باد خوردنها من و ادوين جان جانان از حاج احمد و آدرين جان جانان سراب زده و دور شده و به هواي سايه و نوشيدني ... ➿➿
همانا لاس وگاس بسي گرم بود، چهل درجه سانتيگراد طور... و ما بين گشت و گذارهايمان، له له زنان به دنبال سايه هاي باريك باريكي ميگشتيم تا كه يه كم كله مان باد خورده و حالمان به سر جايش برگردد... تو يكي از باد خوردنها من و ادوين جان جانان از حاج احمد و آدرين جان جانان سراب زده و دور شده و به هواي سايه و نوشيدني خنك رفتيم تو يه محوطه خوشگل پوشگل... بالام، يكعدد آقا از اون دور دورا آنچنان بدويد به دنبال ما كه، ما با خودمان گفتيم؛ چَني كلااااس!! يعني ببين چه خالصانه و چه مخلصانه واسه سرويس دادن به مشتريها جان بر كف گذاشته و از خير سايه بگذشته و زير ظل آفتاب همچين همچين ميدوئن به دنبال ملت... خلاصه همچنان خوشحال و خندان از فكر اينكه عجب جاي دبشي پيدا كرديم، بوديم كه آقاهه با لهجه مكزيكي و بسي عصباني پرسيد؛ آهاي!! شماها به چه حقي وارد اينجا شدين!! اصلا شماها سن قانوني دارين كه بخواين بياين اين تو؟؟ ادوين كه در جا غلاف كرد و فرمود؛ هلو سر، بنده شونزده سالمه!! منم هاج و واج عرض كردم كه؛ آقا!! منو حقمو خوردن وگرنه كه من ام الدوين و ام الآدرين و ام الآلوچئين و كلهم ام المركبات هستم!! آقاهه گفت؛ آهان كه اينطور... پس ببخشيد و خوش گلدينيز... ولي ما خوش نگلدينيزيم و همانجا درجا فرار را بر قرار ترجيح داده و قيد نوشيدني و سايه و پاتوق را بزده و به بقيه خانواده بپويستيم باشد كه تو اين هيروبير و در ينگه دنيا، اشتباهي و تا كه بخوايم ثابت كنيم كه حقمون خورده شده، دستگير نشويم...
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> دخترم، يه روز با دكتر خانوادگي مون صحبت ميكردم، داستانش طولانيه ولي قسمت مهمش درسي بود كه ياد گرفتم... ...
Media Removed
دخترم، يه روز با دكتر خانوادگي مون صحبت ميكردم، داستانش طولانيه ولي قسمت مهمش درسي بود كه ياد گرفتم... يادته بارها و بارها بهت گفتم كه دلم ميخواد تو همه چيز پرفكت باشم و نمونه؟؟ همون خواسته اشتباه داشت منو با خودش غرق ميكرد.. دخترم، دكترمون تعريف ميكرد يه مريض نجاري داشته كه ميرفته خونه آدمهاي ... ➿➿
دخترم، يه روز با دكتر خانوادگي مون صحبت ميكردم، داستانش طولانيه ولي قسمت مهمش درسي بود كه ياد گرفتم... يادته بارها و بارها بهت گفتم كه دلم ميخواد تو همه چيز پرفكت باشم و نمونه؟؟ همون خواسته اشتباه داشت منو با خودش غرق ميكرد.. دخترم، دكترمون تعريف ميكرد يه مريض نجاري داشته كه ميرفته خونه آدمهاي مختلف و كارهاشون رو انجام ميداده، و اون براش تعريف كرده بوده كه تو همه اين سالها و با ديدن هزاران ادم مختلف متوجه يه پترن عجيب ولي صادق براي همه شون شده.. خوشبخت ترين و شادترين آدمها، اونايين كه زندگي شون پرفكت نيست و خودشون و زندگيشون رو همونجور كه هست دوست دارن و از زندگي لذت ميبرن.. دخترم، اينكه آدم بتونه به شرايط سخت زندگيش به چشم يك تجربه براي آينده نگاه كنه يك هنره.. اينكه آدم بتونه به آينده اميدوار باشه و تو گذشته گير نكنه يك هنره.. اينكه آدم بتونه با درس از گذشته، در حال و براي آينده زندگي كنه باعث آرامش و خوشبختي هم توئه هم اطرافياني كه خوشيشون به خوشي تو بسته س.. دخترم، توي دنيا از هر تجربه اي دو تا مخالفش هست، صداقت و دروغ، موفقيت و شكست، عشق و خيانت، محبت و تنفر، دوست خوب و دشمن در پوست دوست، آگاهي و جهالت، بخشش و كينه، توكل و پوچي، علم و خرافات، پيشرفت و درجا زدن و.. دخترم، اين تويي كه ميتوني بين تجربه اين مخالفها يكيشون رو انتخاب كني و نهالش رو با خودت به بالن زندگيت ببري.. اون بالا بالاها كه رسيدي و دستت به جايي بند نبود، تك تك نهال هاي انتخاب شده ت ريشه ميزنن و ميتونن قد بكشن و باعث اوجت بشن و يا ميتونن تو زمين خاكي گير كنن و تو رو بكشن پايين.. اونجاست كه قانون وزنه ها معني پيدا ميكنه و يا به سالها راهي كه رفتي و انتخابهات افتخار ميكني و يا بايد تك تك شون رو بندازي پايين تا باعث سقوطت نشن و سالها از عمر و شانس انتخابهات رو هم از دست دادي.. دخترم، از اين فرهنگ اشتباه "راضي نگه داشتن بقيه" تا جايي كه ميتوني فاصله بگير و اول از همه براي خودت، شناخت نقطه هاي قوت و ضعفت و مواظبت از گل زيباي درونت كه خدا بهت هديه داده وقت بذار، اونايي كه لياقت موندن تو زندگيت رو دارن، تو رو همونجوري كه هستي قبول دارن و در كنارت ميمونن و اونايي هم كه فقط دنبال فرصتها و سواستفاده ازتن، قبل از اينكه به خودت بياي بدترين ضربه ها رو به روح و احساساتت وارد كردن و رفتن.. دخترم، بهترين نهالهارو با خودت انتخاب كن و چند نفر كمتر از انگشتهاي يك دست، هرگز بخاطر پرفكت بودن هميشه و همه جا لذت زندگي كردن رو به خودت حروم نكن كه موفق ترينها اونايين كه اصليات زندگي رو به فرعياتش نميفروشن..
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> طبق اخبار، اقتصاد ايران داره روز به روز بدتر ميشه و مثل هميشه اولين افرادي كه از اين تورمها و بي ثباتي ...
Media Removed
طبق اخبار، اقتصاد ايران داره روز به روز بدتر ميشه و مثل هميشه اولين افرادي كه از اين تورمها و بي ثباتي ها صدمه شديد ميخورن قشر عادي و بيگناه و لطمه پذير اجتماعن كه دستشون به جايي بند نيست و در برابر فريادهاشون به جاي كمك شدن از سمت مقامات و مسئولين، فقط دعوت به صبر ايوب و خويشتن داري و تلاش بيشتر و كمك ... ➿➿
طبق اخبار، اقتصاد ايران داره روز به روز بدتر ميشه و مثل هميشه اولين افرادي كه از اين تورمها و بي ثباتي ها صدمه شديد ميخورن قشر عادي و بيگناه و لطمه پذير اجتماعن كه دستشون به جايي بند نيست و در برابر فريادهاشون به جاي كمك شدن از سمت مقامات و مسئولين، فقط دعوت به صبر ايوب و خويشتن داري و تلاش بيشتر و كمك گرفتن از هم ميشن و يا سركوب شده و مهر جاسوس و آشوبگر و ضدانقلابي بودن ميخورن... با اينكه دورم و بعد از دو سال كار و درس و فشار و استرس و دوندگي، به نوعي در مرخصي خونوادگي و مثلا قراره از دنياي پرهياهو و دغدغه هاش دور شم اما نميتونم چشمها و گوشها و قلبم رو روي درد هموطنهام ببندم... از شرايط بوجود اومده به شدت متاسفم و از صميم قلبم براي همه تون دعا ميكنم، تنها كاري كه در حال حاضر و از اين گوشه دنيا، از دستم برمياد اينه كه اين پست رو اختصاص بدم به تبليغهاتون در كامنتها كه شايد از اين طريق بشه به شخص و خانواده اي كمك كرد... مواظب خوبيهاتون باشين و مطمئن باشين؛ يه روز خوب مياد...
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني ...
Media Removed
خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني چقدر با همه وجودم از حس شكرگزاريت مستم؟؟ حس ميكني چقدر افتاده حال و با سري به تعظيم فرود اومده، ازت ممنونم؟؟ خدايا... چه جوري ميشه از معجزه هات حرف زد؟؟ چه جوري ميشه شاكرت بود؟؟ خدايا... من كه بنده ... ➿➿
خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني چقدر با همه وجودم از حس شكرگزاريت مستم؟؟ حس ميكني چقدر افتاده حال و با سري به تعظيم فرود اومده، ازت ممنونم؟؟ خدايا... چه جوري ميشه از معجزه هات حرف زد؟؟ چه جوري ميشه شاكرت بود؟؟ خدايا... من كه بنده بد تو هستم و انقدر تو چاله چوله هاي زندگي نورتو جلوي راهم انداختي خوشا به حال اونايي كه بنده خاص و عزيز كرده ت هستن... خدايا... تو روزهايي كه گذشت بيش از اندازه بهت احتياج داشتم و تو ثانيه اي تنهام نذاشتي... خدايا، منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ چه جوري ميشه وقتي دنيا براي آدم تنگ و نفس براي كشيدن سخت ميشه تو آغوشتو باز ميكني و سلول سلول وجودشو پر ميكني از عشق، محبت و صبر... خدايا... از روزي كه خودمو شناختم هرگز به وجودت شك نكردم ولي اين چند روز رو عجيب باهات زندگي كردم... مثل هميشه و از روي عادت نوجونيم، اين چند روز رو روزه سكوت گرفتم و يه لحظه به جايي رسيدم كه عليرغم ميل باطني و قلبيم، چشمهامو بستم و به حكمت و تصميمت راضي شدم تا تو دوباره ثابت كني كه خدا بزرگ است و خدايي جز خداي يكتا نيست... تو دوباره ثابت كردي كه هميشه و همه جا با مني و لحظه اي از حال دل بنده هات غافل نيستي... تو دوباره ثابت كردي اگر نخواي برگي از درخت نميفته و تو يكتا و بينظري و من چقدر نادون و كوچيك و ناپخته كه بازيهاي تو رو نميفهمم و كم ميارم و عجله ميكنم... تو دوباره ثابت كردي به قول پدرم، تو از رگ گردن به بنده هات نزديكتري و تا تو نخواي برگي از درخت نميفته... تو دوباره بهم ثابت كردي ما آدمها خيلي خيلي قويتر از اون چيزي هستيم كه فكر ميكنيم و من از خلقت همچين موجود پيچيده، سرسخت و قوي به اسم انسان در برابر تو سر تعظيم فرود ميارم و وجود و حكمت و رحمتت رو شاكرم... انقدري كه ميتونم راجع به اين چند روز اخير، قشنگترين كتاب زندگيم رو بنويسم... واي به حال هر كسي كه بغير از تو به كس ديگه اي توكل و تكيه كرد و بغير از آغوش مهربون و پر آرامش تو به آغوشي پناه برد... پ.ن. هنوز دارم اتفاقات اخير رو هضم ميكنم و شايد يه روزي به زودي راجع بهش نوشتم ولي اگر دوست داشتين برام از معجزه هاي زندگيتون بنويسين... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> اگر قرار باشه همه شرايط از نوع بهترينش، برامون فراهم باشه و ما موفق بشيم اون موفقيت ربطي به قدرت، ...
Media Removed
اگر قرار باشه همه شرايط از نوع بهترينش، برامون فراهم باشه و ما موفق بشيم اون موفقيت ربطي به قدرت، هوش، استعداد و قابليت هاي فردي ما نداره، بلكه فقط يك جور شانس اوردنه كه هر آدمي تحت شرايطش ميتونه موفق ترينها باشه، عليرغم پشتكار و خصوصيات فرديش... بزودي علت اين پست رو براتون مينويسم (هرگز و تحت ... ➿➿
اگر قرار باشه همه شرايط از نوع بهترينش، برامون فراهم باشه و ما موفق بشيم اون موفقيت ربطي به قدرت، هوش، استعداد و قابليت هاي فردي ما نداره، بلكه فقط يك جور شانس اوردنه كه هر آدمي تحت شرايطش ميتونه موفق ترينها باشه، عليرغم پشتكار و خصوصيات فرديش... بزودي علت اين پست رو براتون مينويسم (هرگز و تحت هيچ شرايطي تو بحرانها و سختيها كسي رو شريك لحظه هام نكردم)، ولي تا اون موقع از صميم قلب برام اتفاقهاي خوب و سرنوشت ساز بخواين... مرسي كه هستين...
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> پسرم، چقدر خوشحالم از اينكه دارم بزرگ شدنت رو ميبينم.. ياد مادرم ميفتم كه حتي مدرسه رفتن منو نديد ...
Media Removed
پسرم، چقدر خوشحالم از اينكه دارم بزرگ شدنت رو ميبينم.. ياد مادرم ميفتم كه حتي مدرسه رفتن منو نديد و تمام لحظه هاي مهم و سرنوشت ساز زندگيم در حسرت وجودش طي شد.. پسرم، سالهاست كه با اومدنت، به زندگي ما نور و عشق و بركت دادي و تربيت و محافظت و رفاقت در كنار مديريت درست تو، يكي از مهمترين وظايف و دغدغه هاي ... ➿➿
پسرم، چقدر خوشحالم از اينكه دارم بزرگ شدنت رو ميبينم.. ياد مادرم ميفتم كه حتي مدرسه رفتن منو نديد و تمام لحظه هاي مهم و سرنوشت ساز زندگيم در حسرت وجودش طي شد.. پسرم، سالهاست كه با اومدنت، به زندگي ما نور و عشق و بركت دادي و تربيت و محافظت و رفاقت در كنار مديريت درست تو، يكي از مهمترين وظايف و دغدغه هاي من شده.. پسرم، شايد كه خواهري نداشتي ولي تا جايي كه تونستم سعي كردم، دختر، رو بهت بشناسونم.. من و پدرت، در روزمره هامون، در رفتارهامون، در بودنهامون سعي كرديم بهت ياد بديم چه جوري بايد با يك خانوم رفتار كني.. پسرم، با دختري كه وارد زندگيت ميشه مثل يك پرنسس رفتار كن.. با رفتارت ثابت كن كه او براي تو با بقيه فرق ميكنه و عشق و احترام رو از توي چشمهات بخونه.. پسرم، وقتي مرد زندگي كسي ميشي، ديگه پسر كوچولوي من نيستي، تو مرد بزرگ و قوي يك زن ديگه اي و بايد يك قدم بزرگ به سمت استقلال، قدرت و عشق بي پايان به خونواده جديدت برداري.. پسرم، براي من فرقي نميكنه تو چند سالته، من همچنان نگران اينم كه آيا صبحانه ت رو خوردي، آيا شبها بعد از مسواك فلورايدت رو زدي و آيا تمرينت رو فراموش نكردي.. پسرم، من همچنان نياز دارم صداتو بشنوم، خنده هات تو گوشم بپيچه و دستهاتو دورم حلقه كني و بهم بگي؛ مامان ميخواي قلنجتو بشكونم و قبل از جواب من مثل يه پر كاه بلندم كني.. پسرم، اين چند روزه چقدر آلبومهاتو با پدرت نگاه كرديم و خنديديم و بغض كرديم.. چقدر زود بزرگ شدي.. چقدر زمان زود گذشت و از اون نطفه كوچولويي كه عكسش اولين عكس آلبوم زندگيت شده، يكروز در وجود من شكل گرفت چه شاخ شمشاد و عشقي قد كشيد (چشمم كف پات و خدا حافظت باشه).. با خودم فكر ميكنم روزي كه درست تموم شده، همسري اختيار كردي و خودت پدر شدي و من با همه مادرانه هام سعي ميكنم وارد حريم زندگيت نشم و هرگز كاري نكنم كه همسرت حس دخالت و معذب شدن بهش دست بده.. ميدوني كارهاي خدا همه ش قشنگه.. طفلي رو در وجود زن خلق ميكنه و بعد از نه ماه بند ناف رو پاره.. اين يعني اون طفل كوچولو ديگه خودش ميتونه نفس بكشه، شير بخوره و وابسته به اون بند ناف نباشه.. بچه ها بزرگ ميشن.. هم جسمي هم روحي.. بچه ها بند ناف وابستگيشون رو با پدر و مادر قيچي ميكنن، نه بخاطر اينكه ميخوان دور شن كه بخاطر اينكه ميخوان وارد مرحله جديدي از زندگيشون شن و نفس روحي و تغذيه فكريشون رو مستقل انجام بدن.. پسرم، دوستت دارم و هركسي رو كه تو داشته باشي دوست دارم.. پدرت با من مثل يك پرنسس رفتار كرد تو هم قدم جاي پاي پدرت بذار و مرد بزرگ و قوي پرنسس زندگيت شو و باعث افتخار ما باش..
Read more
مشترك مورد نظر؛ اولا كه جاي تان خيلي خالي ميباشد... دوما كه حالا كه آشپزخانه مان ديوار ندارد همچين جينگولك بازيهايي امكان پذير نميباشد... سوما كه لطفا تا اطلاع ثانوي ما را از راهكارهاي جديد ابداعيتان مستفيض بفرماييد... @adrian.r.k @edvin02_20 پ.ن. آلوچه ها تشريف بردن كمپ تابستوني... ➿➿
مشترك مورد نظر؛ اولا كه جاي تان خيلي خالي ميباشد... دوما كه حالا كه آشپزخانه مان ديوار ندارد همچين جينگولك بازيهايي امكان پذير نميباشد... سوما كه لطفا تا اطلاع ثانوي ما را از راهكارهاي جديد ابداعيتان مستفيض بفرماييد... @adrian.r.k @edvin02_20 پ.ن. آلوچه ها تشريف بردن كمپ تابستوني...
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> دخترم، مهمترين مسئله زندگي مشترك آگاهي از خواسته ها، نيازها، جزييات و علايق همسرته... شايد خنده ...
Media Removed
دخترم، مهمترين مسئله زندگي مشترك آگاهي از خواسته ها، نيازها، جزييات و علايق همسرته... شايد خنده ت بگيره ولي گاهي جزئيات مهمتر از اون چيزين كه به نظر ميان، مثلا چه غذايي رو دوست داره، قهوه اش چقدر بايد قوي باشه، عطر مورد علاقه ش براي تو چيه و كدوم برنامه تلويزيوني رو دوست داره در سكوت و با توجه كامل ... ➿➿
دخترم، مهمترين مسئله زندگي مشترك آگاهي از خواسته ها، نيازها، جزييات و علايق همسرته... شايد خنده ت بگيره ولي گاهي جزئيات مهمتر از اون چيزين كه به نظر ميان، مثلا چه غذايي رو دوست داره، قهوه اش چقدر بايد قوي باشه، عطر مورد علاقه ش براي تو چيه و كدوم برنامه تلويزيوني رو دوست داره در سكوت و با توجه كامل ببينه... وقتي خسته س چه جمله اي آرومش ميكنه و تو نااميدي چه رفتاري باعث قويتر شدنش ميشه... وقتي هر دو بدونين پارتنرت از چه مسائلي خوشحال ميشه و چه رفتارهايي باعث دوري و ناراحتيش ميشه هرگز زندگي تون به بن بست نميخوره... دخترم، مردها با ما فرق ميكنن و احتياج دارن بشنون، بهشون يادآوري شه و بدونن... هرگز از گفتن خواسته هات، نيازهات، علائقت و آرزوهات به شريك زندگيت دريغ نكن و خجالت نكش... دخترم، هرگز به اميد اينكه كسي بعد از ازدواج عوض ميشه و يا من عوضش ميكنم، وارد زندگي مشترك نشو... انسانها هرگز عوض نميشن و انسانها هرگز هرگز بخاطر بقيه، بخاطر گذشت، محبت، عشق و يا صبوري ديگران عوض نميشن همونطور كه كسي بخاطر بدي بقيه ذات خوبش بد نميشه... دخترم، همه ما نقطه ضعفهاي زيادي داريم ولي كسي بزرگوار و دريادله كه هرگز رو نقطه ضعفهاي كسي دست نميذاره و اونا رو بعنوان اسلحه تو دعوا و دلخوريها استفاده نميكنه... ازدواج و زندگي مشترك رو مثل يك قايق ببين وسط اقيانوس... هر ضربه اي كه از دلخوري به كف اين قايق ميزني باعث غرق شدن هر دوي شما ميشه و آدمهايي كه اون دور دورها از خشكي دارن برات نسخه ميپيچن و از بيرون گود لنگش ميكنن هرگز موقع غرق شدن تو دل به اقيانوس نميزنن و خودشونو به خطر نميندازن... دخترم، اسرار زندگيت رو براي خودت نگه دار و محرم دل همسرت باش... شايد اين مسائل خيلي شخصي و خصوصي باشه و حتي من هم اجازه اظهارنظر راجع بهش رو نداشته باشم، ولي، وقتي جسم و روح و اسم و آبرو و از همه مهمتر فرزندت رو با كسي قسمت ميكني، تو مسائل مالي من و تو شروع نكن... هميشه اون قايقه يادت باشه، اگر به ساحل برسين با هم ميرسين، اگر غرق شين با هم غرق ميشين... به جاي عيب جوئي و منفي بافي و مقايسه زندگيت با زندگي بقيه، آستين بالا بزن، پارويي بردار و با همه توانت به سمت ساحل خوشبختي پارو بزن... #دلنوشته_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> مهموني بعد از كنفرانس در سيتي هال استكهلم... در اين ساختمون زيبا و قديمي مراسم شاهانه شام جايزه ...
Media Removed
مهموني بعد از كنفرانس در سيتي هال استكهلم... در اين ساختمون زيبا و قديمي مراسم شاهانه شام جايزه نوبل برقرار ميشه و در كنارش هر كنفرانس علمي و مهم و بين المللي كه در استكهلم برگزار ميشه شهرداري استكهلم مهمانان رو به صرف شام و تور با ليدر در اين ساختمون دعوت ميكنه... به غير از معماري زيبا و خاص درون ... ➿➿
مهموني بعد از كنفرانس در سيتي هال استكهلم... در اين ساختمون زيبا و قديمي مراسم شاهانه شام جايزه نوبل برقرار ميشه و در كنارش هر كنفرانس علمي و مهم و بين المللي كه در استكهلم برگزار ميشه شهرداري استكهلم مهمانان رو به صرف شام و تور با ليدر در اين ساختمون دعوت ميكنه... به غير از معماري زيبا و خاص درون اين ساختمون، حس اينكه چقدر دانشمندهاي خاص و نامبر وان دنيا در اين سالن حضور داشتن و جايزه نوبل رو دريافت كردن براي من فوق العاده س... حس اينكه اگر اونا تونستن منم بايد بتونم... اينكه اونام حتما هزاران هزار بار به بن بست و مشكلات برخورده... اينكه اونام شبها تا پاسي از شب بيدار و روزها رو از كله سحر سرپا بودن و استرس و هيجان ددلاينها و كارهاي مهمي كه بايدحتما بهشون برسي رو داشتن، حتي اگر نرسي ناهار بخوري، نرسي بخوابي، نرسي بري مهموني، نرسي فيلم مورد علاقه تو ببيني، كتاب رمان تو تموم كني، مسافرت بري، بخاطر كار مورد علاقه ت حقوق كمتري بگيري و هزاران حس خاص و شيرين ديگه كه بخاطر هدفت كنار گذاشته ميشن تا تو اون قدم بزرگه رو برداري... هيچً كاري نشد نداره فقط بايد خواست، برنامه ريزي درست كرد و بخاطرش از جون و دل زحمت كشيد و از خيلي چيزها زد، هيچكس الكي الكي به قله موفقيت نرسيده... آرزو ميكنم به قله موفقيت هاتون برسين... The City of Stockholm acknowledges the importance of international congresses that take place in Stockholm by hosting a number of official receptions. The receptions take place in the beautiful City Hall, famous not least for the annual Nobel Prize banquet.
For a congress to be invited, certain criteria must be met, and a majority of the delegates must be foreign guests. Decisions on inviting international congresses to the City Hall are taken by the International Committee.
Congresses related to the responsibilities of the County of Stockholm, for example medical meetings or conferences on traffic, are co-hosted by the city and the county.
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> اين چند روزه كه بچه ها نيستن پيشمون خيلي خوب بوده... جاشون خيلي خيلي خاليه ولي از اونطرف من و حاج ...
Media Removed
اين چند روزه كه بچه ها نيستن پيشمون خيلي خوب بوده... جاشون خيلي خيلي خاليه ولي از اونطرف من و حاج احمد، بين همه مشغله هامون براي هم وقت بيشتري پيدا كرديم و اين از نظر من خيلي خيلي مهمه... با هم ميريم بيرون غذا ميخوريم و بعدش من ميرم سركار و يا شب كه ميايم با هم ميوه و چايي و تنقلات ميذاريم و يه فيلم سينمايي ... ➿➿
اين چند روزه كه بچه ها نيستن پيشمون خيلي خوب بوده... جاشون خيلي خيلي خاليه ولي از اونطرف من و حاج احمد، بين همه مشغله هامون براي هم وقت بيشتري پيدا كرديم و اين از نظر من خيلي خيلي مهمه... با هم ميريم بيرون غذا ميخوريم و بعدش من ميرم سركار و يا شب كه ميايم با هم ميوه و چايي و تنقلات ميذاريم و يه فيلم سينمايي جالب و يا اينكه در طول روز اگر خونه باشيم راجع به كار و مسائل مختلف حرف ميزنيم و سر آشپزخونه جديد كلي همدلي و همكاري ميكنيم تا جا بيفته... ديروز به شوخي به يكي از همكارهام ميگفتم؛ خيلي جالبه، خونه تنهاييم و من به همسرم ميگم، اواااا سلام ببخشيد من شما رو يه جايي نديدم؟؟ مرده از خنده و ميگه؛ آزاده همه همينن و عذاب وجدان نداشته باش... خلاصه كه پدرمادر شدن وظايف خيلي مهمي رو به دوش آدم ميذاره و اين وظايف بيست و چهار ساعت شبانه روز باهاتن و تو ذهن و روح و قلبت، ولي خيلي خوبه كه بين همه اين دغدغه ها و مسئوليت پذيري ها يادمون نره اصل قضيه همسر آدمه و بايد براي هم وقت بذاريم و به هم توجه كنيم، بزرگترين اشتباه افراد اينه كه بخوان بخاطر بچه هاشون با هم زندگي كنن و يا اينكه با بدنيا اومدن بچه ها از هم غافل شن و همو فراموش كنن... بچه واسه هيچكس نمونده و يه روزي علي ميمونه و حوضش... خيلي سخته كه هم كار كرد، هم درس خوند، هم مادر بود و هم يه همسر نمونه با اينكه هميشه نهايت سعيمو كردم كه تا جايي كه ميشه به همه كارهام برسم ولي ايندفعه با رفتن بچه ها فهميدم اين اواخر خيلي خيلي سرم شلوغ بوده و اين خلوت و وقت آزاد برام يه موقعيت عالي بود تا يه بازبيني رو برنامه ريزيهام بكنم... خيلي خوشحالم كه بزودي يه مرخصي خونوادگي داريم و من بعد از دوسال و نيم، به مدت دو هفته و به معناي واقعي تعطيلم و از همه جا قطع... راستي شما چند وقته ازدواج كردين و براي زنده نگه داشتن عشق و علاقه خاطر و دلبستگي بينتون چيكار ميكنين؟؟ نصيحت تون براي افرادي كه تازه ازدواج كردن يا ميخوان ازدواج كنن چيه؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> شما در طول هفته گذشته هفتاد و پنج ساعت كار كردين، ميزنه و وسط تابستون به شدت احساس سرما كرده و وسط ...
Media Removed
شما در طول هفته گذشته هفتاد و پنج ساعت كار كردين، ميزنه و وسط تابستون به شدت احساس سرما كرده و وسط كار دواخونه مش ممدلي ميرين شال و كلاه ميكنين... بعد يادتون ميفته كه عه!! ما كه دستگاه فشار داريم و تا حالام كه هميشه گرفتين و نگرفتن براتون... خلاصه ميگين؛ آرام بيا فشار منو بگير... بعد همه پرده ها رو ... ➿➿
شما در طول هفته گذشته هفتاد و پنج ساعت كار كردين، ميزنه و وسط تابستون به شدت احساس سرما كرده و وسط كار دواخونه مش ممدلي ميرين شال و كلاه ميكنين... بعد يادتون ميفته كه عه!! ما كه دستگاه فشار داريم و تا حالام كه هميشه گرفتين و نگرفتن براتون... خلاصه ميگين؛ آرام بيا فشار منو بگير... بعد همه پرده ها رو ميكشين كه كسي نياد مزاحمتون شه كه يكدفعه شيرين مياد و ميگه؛ بچه ها اگر فكس اومد... عه!!! شماها دارين چيكار ميكنين و سه تايي ميزنين زير خنده!!! بعد از صداي شما سه تا اوا هم كله شو ميكنه تو و فشار شما رو ميبينه و يادش ميره كه مريض داره و دستش داروئه واسه تحويل و ميگه؛ عه!!! چقده فشارت پايينه!!! ولي غصه نخور منم موقع بارداري فشارم خيلي پايين بود (ايشون الان نتيجه دارن) ولي دكترم گفت كه هيچكس تا حالا از فشار پايين نمرده... بچه ها پخش و پلا ميشن و ميزن و شما به خودتون ميگين؛ عه!!! من نبايد موقع گرفتن فشارم حرف ميزدم و تكون ميخوردم و هر هر ميخنديدم... خودتون واسه خودتون نوشابه باز ميكنين و هي دكمه فشارمو بسنج ببينم رو فشار ميدين... اول آخرش همونه... بعد اوا مياد و دوباره سرشو ميكنه تو و ميگه؛ عه!!! تو هنوز اينجايي؟؟ بابا كسي از فشار پايين نمرده نترس... شما بعنوان رسپكت به بزرگتر و پيشكسوت هيچي نميگين ولي همه درسها و كتابها و نوشته ها ميان تو مغزتون رژه ميرن كه آقا فشار فشاره... كمش فشاره!! زيادش فشاره!! اينورش فشاره!! اونورش فشاره!! خلاصه جل و پلاستونو جمع ميكنين و نصفه شبي وقتي از آرام ام ام اس اين عكسو با فشارتون، ميگيرين فيلتون دوباره ياد هندوستان ميكنه كه عه!!! خب چرا دارين منو بازي ميدين شما؟؟ چرا ميخواين همه چيو عادي جلوه بدين؟؟ چرا دارين منو صحنه سازي درست ميكنين؟؟ من فشارم افتاده، بدم افتاده... آشپزخونه من رو سرم خراب شده... غذاي منو داره حاج احمد ميده... اون داره از بيرون غذا سفارش ميده... هيچ داغي از اين بزرگتر نيست، هيچ ننگي از اين بزرگتر نيست... من دارم به قهقرا ميرم، فقط بذارين برررم من... فقط حيف كه حاج احمد خوابه و شما نميتونين جريان فشار رو براش تعريف كرده و كمي تا قسمتي دلداري و "آخيش طفلكي بچه گنجيشك داغون شده" رو بشنوين...
Read more
 #Repost @azajoon ・・・ از بچگيم روي يه سري چيزا خيلي حساس بودم... مثلن يادمه فيلم مگس رو كه ديدم تا يه ...
Media Removed
#Repost @azajoon ・・・ از بچگيم روي يه سري چيزا خيلي حساس بودم... مثلن يادمه فيلم مگس رو كه ديدم تا يه هفته گياهخوار شدم... لامصب چش و چار آقاهه رفت تو حلقش... يا اون اوائل ازدواجمون وقتي حاج احمد سر ميز غذا از جراحي هاش و دندوني كه رفته تو لثه داره از دماغ طرف ميزنه بيرون ميگفت من قاشق چنگالمو ميذاشتم ... #Repost @azajoon ・・・
از بچگيم روي يه سري چيزا خيلي حساس بودم... مثلن يادمه فيلم مگس رو كه ديدم تا يه هفته گياهخوار شدم... لامصب چش و چار آقاهه رفت تو حلقش... يا اون اوائل ازدواجمون وقتي حاج احمد سر ميز غذا از جراحي هاش و دندوني كه رفته تو لثه داره از دماغ طرف ميزنه بيرون ميگفت من قاشق چنگالمو ميذاشتم بغل بشقابم و مثل يك جغد فقط نگاش ميكردم.. البته اون نگاه جغدي فقط مال اوائل بودا و موقغي كه بنده تازه عروس بودم و خجالتي.. بعدش ديگه رك و روراست گفتيم حاجي، جان من روزي سه بار، از اين چيزا يك ساعت قبل از غذا، سر ميز غذا و نيم ساعت بعد از صرف و هضمش تعريف نكن دل و روده مون ريخت به هم... ديگه همون شد... تا اينكه آلوچه هام بزرگ شدن و زدن تو خط تعريف امروز دوستم خورد زمين دستش كج شد و پاش قطع شد و چشمش دراومد... كه مام هي نفس عميق كشيديم و دندونامونو به هم فشار داديم و حاج احمدم هي از زير ميز زرت و زرت زد بهشون و با چشم و ابرو كه هيس مامانتون داره غذا ميخوره!!! هرچند هنوزم فيلماي كركثيف ميبينم ولي كلي رو خودم كار كرده ام... ديگه بلدم چيو كي ببينم... فقط ديشب وقتي بعد از يعالمه درس خوندن ساعت دو نصفه شب، هوسونه يه كوچولو قرمه سبزي دبش گرم كردم و وسطاش بودم نميدونم چرا اون آقاهه نامرد وسط كوه و برف و اسكي رفت تو چادر اون يكي آقاهه و با تبر زرت زد طرفو پوكوند... ديگه نخوردم... يادم افتاد رژيمم.. حالا با همه اين داستانا تصور كنين سر ميز صبونه م... نه هر چيزيها.. صبونه.. عشق.. بعد چشمم ميفته به آكواريوم و اون ماهي سفيده رو ميبينم... واي ددم... يك چيز درازي ازش آويزونه... نميدونم روده شه... مري شه.. دمبشه... بالشه.. شماره دوئشه.... واي واي واي.. به زور و با يه قلپ گنده قهوه تلخ اون لقمه رو ميدمش پايين... به خودم ميگم: اين صبونه س ميفهمي؟؟ صبونه... ماهي كه نيست... و خودم از خودم خوشم مياد و با يه نفس عميق و فكري مثبت ميرم سراغ صرف ادامه عشق.... همه تلاشم اينه كه سمت اون آكواريوم لعنتي نيگا نكنم... اصلا و ابدا... چه كاريه... والا... مشغول حال كردن با صداي معينم كه هي ميگه: ننه ننه ننه... نگام ميچرخه سمت لب پنجره... واي ننه... باورم نميشه... اونروز كه حاج احمد با سوسك پلاستيكيه بچه ها منو ترسوند و من با جيغي فراي بنفش پرتش كردم اونور... افتاد رو صندلي... ادوين فرداش رفت بشينه رو همون صندلي... قلبش اومد تو حلقش و من غش كردم از خنده... اونم اخم كرد و گذاشتش اونور... اون اونور لب پنجره بود... هيچي ديگه... قلپ گنده كه سهله ديگه با بيلم نميشه قورتش داد... بيخيال صبونه... ما رفتيم...
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> وسطاي سالاي دانشگاه بود و من هر روز بايد پنج صبح بيدار ميشدم كه برم يه شهر ديگه و به كلاساي هشت صبم ...
Media Removed
وسطاي سالاي دانشگاه بود و من هر روز بايد پنج صبح بيدار ميشدم كه برم يه شهر ديگه و به كلاساي هشت صبم برسم، روزي سه ساعت از وقتم صرف رفت و اومد ميشد.. بچه هام خيلي كوچيك بودن و يه سري همكلاسي ايراني به پستم خورده بودن كه تنها چيزي كه براشون مهم نبود نكهداشتن حرمت نون و نمك بود و سر سوزن رفاقت و معرفت.. من ... ➿➿
وسطاي سالاي دانشگاه بود و من هر روز بايد پنج صبح بيدار ميشدم كه برم يه شهر ديگه و به كلاساي هشت صبم برسم، روزي سه ساعت از وقتم صرف رفت و اومد ميشد.. بچه هام خيلي كوچيك بودن و يه سري همكلاسي ايراني به پستم خورده بودن كه تنها چيزي كه براشون مهم نبود نكهداشتن حرمت نون و نمك بود و سر سوزن رفاقت و معرفت.. من بي تجربه، صفر كيلومتر و مادر ترزا بدجور تو اين هيرو بير همه چيم قاطي شده بود و نميدونستم دارم چيكار ميكنم فقط غريزه اي ميرفتم جلو.. دلم ميخواست دل همه رو به دست بيارم و بخاطرش زندگي كردن و لذت بردن از بودنم رو فراموش كرده بودم.. فكر ميكردم خوشبختي يعني دورت شلوغ باشه و همه دوستت داشته باشن، حالا به هر قيمتي.. هر هفته مهموني، شيش جور غذا، ميز از تجريش تا ميدون آزادي، سنگ صبوري و خوردن غصه اره اوره شمسي كوره و اجراي نقش فردين محل.. وقت هم نمي كرديم دونه دونه اينارو بذاريم زير ذره بين تا كه ببينيم اين قوم ابوالهل به جز مليت ايراني چي چيشون با ما مشتركه.. هيچوقت يادم نميره يه روز حس كردم نفسم ديگه بالا نمياد، از همه طرف زير فشار بودم.. رفتم پيش دكتر خونوادگيمون كه شد فرشته زندگيم و قانون بالن و وزنه ها رو بهم ياد داد.. از اون روز سالها ميگذره و شناختن وزنه هاي "اضافي" و باز كردن و پرت كردن شون براي من خيلي طول كشيد، ولي سبك شدم، اوج گرفتم، آروم شدم، هر چي فاصله من از اين وزنه هاي افتاده رو خاك بيشتر شد خودمو بيشتر شناختم، قوي تر شدم و غرور شكسته م ترميم شد.. ياد گرفتم كه حتي اگر دورم خلوت باشه ميتونم احساس كامل بودن و رضايت داشته باشم.. كه قرار نيست همه آدمهاي دنيا از من خوششون بياد.. كه بخاطر غربت و تنهايي به هر ننه قمري چراغ سبز نشون ندم.. كه خوشبختي يعني بودن با اون چند انگشت شماري كه تو رو همون جوري كه هستي ميخوان، نه كمتر نه بيشتر.. وزنه هاي "اضافي" تون رو پيدا كنين.. اوج گرفتن شما يعني اوج گرفتن همسر، فرزندان و مهمترين آدمهاي زندگيتون.. چرا كه آدمي كه خودش بال و پرش بسته شده باشه هرگز بتونه سكوي پرش كسي باشه.. قرار نيست ما قهرمان زندگي همه آدمهاي دنيا باشيم.. قراره ما قهرمان زندگي اول خودمون و بعد آدمهاي مهم زندگيمون باشيم.. يه روزي من بي تجربه و صفر كيلومتر دلم ميخواست براي همه آدمها مادري كنم ولي به مرور زمان ياد گرفتم، با مادري كردن درست براي بچه هاي خودم ميتونم به جاي راضي كردن يه ملت طلبكار و ناراضي، دو نفر شهروند كار درست به جامعه تحويل بدم.. اينم بگم اينجور تغيير تحول هاي اساسي مستلزم زمان، صبر و انرژيه و اولين قدمش داشتن يه اراده آهنين.. #azajoon
Read more
#برقص_تا_برقصیم... #بچرخ_تا_بچرخیم... #مائده_هژبری... #برقص_تا_برقصیم... #بچرخ_تا_بچرخیم... #مائده_هژبری...
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> هيس دخترها گريه نميكنند... بار لغت فحشا براي من خيلي زياد و سنگينه و چسبوندن جرم اشاعه فحشا به دختري ...
Media Removed
هيس دخترها گريه نميكنند... بار لغت فحشا براي من خيلي زياد و سنگينه و چسبوندن جرم اشاعه فحشا به دختري كه همه دنيا و عشقش هنر رقصشه غيرقابل هضم و سنگينتر... كاش واسه بقيه جرمها و تنبيه مجرم ها هم انقدر پيگير و انقلابي عمل كنيم... #مائده_هژبری ➿➿
هيس دخترها گريه نميكنند... بار لغت فحشا براي من خيلي زياد و سنگينه و چسبوندن جرم اشاعه فحشا به دختري كه همه دنيا و عشقش هنر رقصشه غيرقابل هضم و سنگينتر... كاش واسه بقيه جرمها و تنبيه مجرم ها هم انقدر پيگير و انقلابي عمل كنيم... #مائده_هژبری
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> تو اين سالهاي غربت نشيني و برخورد با افراد مختلفي كه شايد اگر شرايط فرق ميكرد هرگز با هم برخورد پيدا ...
Media Removed
تو اين سالهاي غربت نشيني و برخورد با افراد مختلفي كه شايد اگر شرايط فرق ميكرد هرگز با هم برخورد پيدا نميكرديم، فهميدم و ياد گرفتم ما آدمها خيلي متفاوتيم و شايد همين تفاوتها باعث ميشه گاهي بينمون سوتفاهم پيش بياد و يا دلخوري... اون اوايل رو حسابي كه از خونواده و آدمهايي كه به خوبي ميشناختم، با آدمهاي ... ➿➿
تو اين سالهاي غربت نشيني و برخورد با افراد مختلفي كه شايد اگر شرايط فرق ميكرد هرگز با هم برخورد پيدا نميكرديم، فهميدم و ياد گرفتم ما آدمها خيلي متفاوتيم و شايد همين تفاوتها باعث ميشه گاهي بينمون سوتفاهم پيش بياد و يا دلخوري... اون اوايل رو حسابي كه از خونواده و آدمهايي كه به خوبي ميشناختم، با آدمهاي جديد زندگيم دوستي برقرار ميكردم و شايد همين مواظب نبودنها، حواس جمع نكردنها و بيگدار به آب زدنها باعث شد انقدر اشتباه كنم و كسب تجربه و بشم آدمي كه الان هستم، همچنان همون حس و حال با همه اخت گرفتن و راحت بودن رو دارم ولي با يادآوري بلاهايي كه سرم اومده مواظبم تا مرزهام شكسته نشن و تجربه هاي تلخمو تجربه نكنم... به مرور زمان ياد گرفتم كه آدمها طبق تربيت و بك گراندشون به اندازه هاي مختلف به بقيه پناه ميارن و يا از بقيه فراري ميشن... به اندازه هاي مختلف به بقيه محبت ميكنن و يا از محبت بقيه سواستفاده ميكنن... به اندازه هاي مختلف به من و يا ما اهميت ميدن و به اندازه هاي مختلف همديگه رو آزار ميدن و يا باعث خوشحالي و ترقي هم ميشن... اگر بدونيم و مطمئن باشيم كه خيلي از رفتارها از تربيت و دوران كودكي و شكل گرفتن آدمها تو سن بحراني و سرنوشت سازشون، منشا ميگيره ديگه نه ناراحت ميشيم نه شوكه... نميشه از كسي كه يه سري حسها رو تجربه و لمس نكرده اون حسها رو درخواست كرد همونطور كه از درخت سيب نميشه توقع ميوه گلابي داشت و يا برعكس... چند روزه كه به يك سوالي فكر ميكنم و دوست داشتم ازتون بپرسم؛ خودخواه ترين آدمي كه تو زندگي تون ديدين كيه و چرا؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون
پ.ن. تا سفره اي هست و آدمهايي دورش، زندگي و عاشقي بايد كرد...
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span>️ تولدت مبارك بهترينم، اميدوارم هميشه تو اوج باشي... سبك بال و سلامت و سربلند... خونواده اصل زندگيه ...
Media Removed
️ تولدت مبارك بهترينم، اميدوارم هميشه تو اوج باشي... سبك بال و سلامت و سربلند... خونواده اصل زندگيه و تو اصل خونواده مايي... Grattis på din födelsedag @amadent_ ... familjen är kärnan i livet och du är kärnan i vår familj... ❤️
تولدت مبارك بهترينم، اميدوارم هميشه تو اوج باشي... سبك بال و سلامت و سربلند... خونواده اصل زندگيه و تو اصل خونواده مايي... Grattis på din födelsedag @amadent_ ... familjen är kärnan i livet och du är kärnan i vår familj...
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوایی کجایید ...
Media Removed
کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوایی کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را درگشایی کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی کجایید ای در زندان شکسته بداده وام داران را رهایی کجایید ای در مخزن گشاده کجایید ای نوای بی‌نوایی در ... ➿➿
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده‌تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی‌نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف او است
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت‌های عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> سلام بچه ها... يك دنيا ممنون از پيامهاي پر از عشق و انرژي و محبت شيش تيري تون... خواستم بگم؛ مرسي ...
Media Removed
سلام بچه ها... يك دنيا ممنون از پيامهاي پر از عشق و انرژي و محبت شيش تيري تون... خواستم بگم؛ مرسي كه هستين و از ته ته ته قلبم براي همه تون بهترين آرزرها رو دارم... ديشب كه از سركار اومدم بيهوش شدم و هرآزگاهي يه ماچ رو كله م ميخورد و از روي حسش تو خواب و بيداري حدس ميزدم كدوم يكي از تفنگدارهاي خونه ميتونه ... ➿➿
سلام بچه ها... يك دنيا ممنون از پيامهاي پر از عشق و انرژي و محبت شيش تيري تون... خواستم بگم؛ مرسي كه هستين و از ته ته ته قلبم براي همه تون بهترين آرزرها رو دارم... ديشب كه از سركار اومدم بيهوش شدم و هرآزگاهي يه ماچ رو كله م ميخورد و از روي حسش تو خواب و بيداري حدس ميزدم كدوم يكي از تفنگدارهاي خونه ميتونه باشه... دلشون سوخته بود كه؛ عخي بچه روز تولدش پنچر شده بيد چرا؟؟ هم خستگي كار هم سه تا واكسن پشت سر هم... به جاش از چهار صبح مثل جغد بيدارم و امشبم تا يازده سركار، جفت بازوهامونم كن فيكن شده... داروخانه بار سنگين بهمون نخوره صلواااات ... روز تولد شما كِيه و معمولا چه جوري جشنش ميگيرين يا آرزوتونه كه بگيرين؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> سه ساعت از پاس طولانيم مونده، ديگه آمار تعداد آدمهايي رو كه نسخه شون رو پيچيدم از دستم رفته.. شماره ...
Media Removed
سه ساعت از پاس طولانيم مونده، ديگه آمار تعداد آدمهايي رو كه نسخه شون رو پيچيدم از دستم رفته.. شماره رو ميزنم يه خانومي مياد جلو و كارت شناسايي شو ميده، يهو از هيچ جا يك آقاي خيلي هيكلي با كاپشن چرم و كلاه مخصوص موتور سواري راهنما نزده ميپيچه مياد وسط صحبتهاي ما دو نفر!! با صدايي بلند كه مثلا همه بشنون ... ➿➿
سه ساعت از پاس طولانيم مونده، ديگه آمار تعداد آدمهايي رو كه نسخه شون رو پيچيدم از دستم رفته.. شماره رو ميزنم يه خانومي مياد جلو و كارت شناسايي شو ميده، يهو از هيچ جا يك آقاي خيلي هيكلي با كاپشن چرم و كلاه مخصوص موتور سواري راهنما نزده ميپيچه مياد وسط صحبتهاي ما دو نفر!! با صدايي بلند كه مثلا همه بشنون ميگه؛ الو!! اون دختر بلوند ريزه ميزهه كو؟؟ مشخصه كه دنبال شره، ميپرسم؛ چطور؟؟ ميگه؛ دو ساعت پيش اومدم ازش قرص خريدم جعبه ش خاليه و چهارتا قبض نشونم ميده.. روي قبض نسخه ش يك اسم خانوم ايراني نوشته شده، به جعبه نگاه ميكنم و ميبينم اين مسكن بدون نسخه س و ميرم دنبال همكارم كه اسمش رو قبضه ميگردم.. بعد از گشتن سوراخ سمبه هاي داروخانه ده هزار متر مربعي، ميفهمم كه ده دقه پيش رفته خونه.. ميرم بيرون يك پاكت جديد برميدارم تكون ميدم و مطمئن ميشم خالي نيست.. برميگردم و قبضها رو ميزنم تو صندوق كه عوضش كنم كه با يه لحن خيلي زننده اي ميگه؛ چك كردي خالي نباشه هه!! با آرامش ميگم؛ بله و اصلا معمول نيست اين دارو دزديده شه در ضمن احتياجي به بداخلاقي نيست!! انگار منتظر همين جمله باشه شروع ميكنه به داد زدن كه؛ بداخلاق؟؟ من بداخلاقم يا تو!! ميخواي از كارت راسيست بازي هم استفاده كن يالا!! با لبخند بهش نگاه ميكنم و ميگم؛ آيا حال شما خوب است؟؟ بيشتر عصبي ميشه و خم ميشه رو ديسك و بيشتر داد ميزنه كه؛ نه تو خوبي!! من هنوز شروع نكردم بداخلاق باشم!! ميخواي استارت بداخلاقي مو بزنم دختر كوچولو؟؟ دستهامو ميزنم به سينه م و با آرامش و احترام ميگم؛ حتما اينكارو بكنين!! داد ميزنه؛ من از يك كسي كه اينجا به دنيا نيومده پنج تا بچه دارم، من من من.. ميگم؛ گود فور يو و مشغول تعويض داروش ميشم، تمام صورت سفيد سوئديش قرمز شده و ميگه؛ اره، خير سرت كارتو كن!! قبض و دارو رو ميذارم كنار و بهش نگاه ميكنم و ميگم؛ نوپ.. اينكارو نميكنم.. قبل از اينكه بخواد اتفاق ديگه اي بيفته دو تا دست از پشت رو شونه هام حس ميكنم، اوا همكار قديمي، منو ميگيره ميكشه عقب و ميگه؛ برو يك فنجون قهوه بخور.. قبضها رو برميداره و به موتورسوار بزن بهادر ميگه بيا ديسك من.. ميشينم روي صندلي و از مود فايت اور فلايت در اومدم، حس ميكنم خون سرد توي تنم ميريزه و سرمو محكم ميگيرم توي دستهام كه تك تك بچه ها ميان تو و كلي بغل و دلجويي.. با ديدن اوا ميگم؛ راسيست؟ وا د فاك؟ ميگه؛ تو تا زماني كه بميري خارجي هستي.. ميخنديم و برميگردم سركارم و با لبخند هميشگي شماره بعدي رو ميزنم؛ تو شايد حالت خيلي بد باشه ولي قدرت و حق اينو نداري كه حال منو خراب كني!!
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> من و همكارانم... اينجا خيلي مرسومه كه نوجوونها تابستونها رو كار ميكنن... مثل مك دونالدز و يا بوتيك ...
Media Removed
من و همكارانم... اينجا خيلي مرسومه كه نوجوونها تابستونها رو كار ميكنن... مثل مك دونالدز و يا بوتيك ها و سوپرماركتهاي بزرگ و زنجيره اي... به نظر من خيلي خيلي مهمه كه فرزندانمون از سن پايين قدر پول و دانش زحمتي كه پشت قرون به قرونش كشيده شده رو بفهمن و براي فرهنگ كار كردن، مستقل بودن، صرفه جويي درست ... ➿➿
من و همكارانم... اينجا خيلي مرسومه كه نوجوونها تابستونها رو كار ميكنن... مثل مك دونالدز و يا بوتيك ها و سوپرماركتهاي بزرگ و زنجيره اي... به نظر من خيلي خيلي مهمه كه فرزندانمون از سن پايين قدر پول و دانش زحمتي كه پشت قرون به قرونش كشيده شده رو بفهمن و براي فرهنگ كار كردن، مستقل بودن، صرفه جويي درست و استفاده بهينه از اندوخته شون رسپكت قائل شن... كار كردن عار نيست و يكي از مهمترين نكته هاي پرورش و تربيت بچه هاست بخصوص الان كه ممكنه غفلت كني ساعتها بشينن پاي بازي و كامپيوتر و موبايل... در ضمن كار كردن و فعاليت داشتن باعث ميشه از الان بتونن براي آينده شون، رشته تحصيلي و شغل مورد علاقه شون بهتر تصميم بگيرن... نظر و تجربه شما چيه؟؟ آيا فرزندانتون مشغولن؟؟ يا خودتون تو سن پايين تجربه كار كردن كنار درس و ورزش رو داشتين؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> ديشب يك مريض هفتاد و نه ساله فوق العاده جنتلمن سوئدي داشتم كه هر چي نسخه داشت رو ميخواست، تو اون شلوغي ...
Media Removed
ديشب يك مريض هفتاد و نه ساله فوق العاده جنتلمن سوئدي داشتم كه هر چي نسخه داشت رو ميخواست، تو اون شلوغي و صف و كشمكش ديشب، يه چيزي در حد باورنكردني.. خوب ما هم كه حق نداريم بگيم برو بعدا بيا و شروع كردم به انتخاب دونه دونه داروها و چك كردن دوز و عوارض استفاده همزمان و پيشنهاد داروهايي با قيمت بهتر و در ... ➿➿
ديشب يك مريض هفتاد و نه ساله فوق العاده جنتلمن سوئدي داشتم كه هر چي نسخه داشت رو ميخواست، تو اون شلوغي و صف و كشمكش ديشب، يه چيزي در حد باورنكردني.. خوب ما هم كه حق نداريم بگيم برو بعدا بيا و شروع كردم به انتخاب دونه دونه داروها و چك كردن دوز و عوارض استفاده همزمان و پيشنهاد داروهايي با قيمت بهتر و در مدت زمان همه اينكارها شروع كرد به صحبت و دردودل و راجع به بيماريها و عملهاش گفتن.. يكدفعه وسط همه حرفهاش گفت؛ چه گردنبندت خوشگله و حرف كشيد به زبان فارسي و ايراني بودن من و در كمال تعجب گفت من چهار سال پيش ايران، تهران و اصفهان و.. بودم!! خيلي برام جالب شد جريان و نظرشو پرسيدم گفت؛ خيلي عالي بود و اولين كشوري بود تو عمرم، كه انقدر فرهنگ و تاريخ و قدمت داشت، "ولي" خيلي خيلي از ديدن خانومهايي كه تو خيابون ميديدم خودشونو پيچيدن و انقدر سخت و تحت فشار زندگي ميكنن ناراحت شدم!! حتي به خونه اشخاص ناشناس هم دعوت و پذيرايي شدم ولي هرگز با يك خانوم اجازه حرف زدن و برخورد رو نداشتم، هر جا كه ميرفتم زنها (به قول خودمون) در پستو بودن.. فقط يكبار اتفاق عجيبي افتاد و اونم مهموني كه بودم خانومي كه ميخواست سيگار بكشه و پرسيد با هم بريم بيرون و بكشيم.. و در طول حرفهاي بعديمون بهم گفت؛ اگر خانواده م بهم پول و امكانات بدن من با كمال ميل تمام شهر رو بهت نشون ميدم.. من لبخند زدم و گفتم؛ چه مهربون!! كه آقاهه سرشو تكون داد و گفت؛ نه!! از رو مهمون دوستي و مهربوني نبود بلكه ميخواست رابطه اي ايجاد كنه براي بيرون زدن از ايران!! خشكم زد... گفتم؛ چرا اينطوري فكر ميكنين؟؟ گفت؛ چون سالها امريكا زندگي ميكرده و اينكه آخه من!! يك مرد ميانسال مريض و درب و داغون!! به چيه من دلشو خوش كرده مثلا؟؟ خلاصه كه خيلي خيلي با هم گپ زديم و موقع رفتن كلي هم تشكر كرد و با رضايت قلبي رفت ولي من موندم و سوال بزرگي كه علتشو سالهاست به چشمم ميبينم.. ازدواج هاي برنامه ريزي شده.. ازدواج با مرد و يا زني كه اقامت خارج از كشور رو داره و فقط به فكر بيرون زدن از ايران بودن.. اينكه هنوز مهر پاسشون خشك نشده درجا طرفو قال ميذارن و كاخ آرزوهاي طرف رو كه سالهاست درد غربت و تنهايي كشيده رو با خاك يكسان ميكنن.. من كسي رو قضاوت نميكنم ولي به نظرم اين بيرحمانه ترين كاريه كه ميشه در حق كسي كرد، ديدم خانومي رو با پيشينه ناجور كه خونه و زندگي و بچه رو زد زير بغل و آقاهه رو كه ازدواج اولشم بود تحويل پليس داد و داغون كرد.. نظر شما در مورد ازدواجهايي كه به نيت طلاق، انجام ميشه چيه؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون پ.ن. مرسي از سميرا براي عكس هنري..
Read more