Loading Content...

Fakhrianmajid Instagram Photos and Videos

fakhrianmajid Majid Fkh @fakhrianmajid mentions
Followers: 698
Following: 595
Total Comments: 0
Total Likes: 0

. «هنرمند» بهانه‌ای است برای پیش‌کشیدن مفهوم «حدیث نفس». فیلمسازی که با مراودات روشنفکری آشناست٬ ...
Media Removed
. «هنرمند» بهانه‌ای است برای پیش‌کشیدن مفهوم «حدیث نفس». فیلمسازی که با مراودات روشنفکری آشناست٬ با این آگاهی که «بدل» می‌تواند جایگزین بهتری برای غور در «ایدئولوژی» باشد٬ فیلم‌هایش را می‌سازد. اول‌شخص او در وضعیتی به‌هنگام٬ با سرک‌کشیدن به گوشه‌وکنار قاب٬ با خیالی آسوده‌تر از پیش دست ... .
«هنرمند» بهانه‌ای است برای پیش‌کشیدن مفهوم «حدیث نفس». فیلمسازی که با مراودات روشنفکری آشناست٬ با این آگاهی که «بدل» می‌تواند جایگزین بهتری برای غور در «ایدئولوژی» باشد٬ فیلم‌هایش را می‌سازد. اول‌شخص او در وضعیتی به‌هنگام٬ با سرک‌کشیدن به گوشه‌وکنار قاب٬ با خیالی آسوده‌تر از پیش دست به «معناسازی»‌های دل‌خواه‌ش می‌زند. اما این‌جا توقف‌گاه و مقصد نهایی نیست. این تنها داستان قاب اول است. برای منتقد و فیلمسازی که «خوانش» کسب و کارش است٬ دل‌خوشی به این قاب٬ نه از روی علاقه و شور سینه‌فیلی٬ بلکه به‌خاطر اندک داشته‌هایش است. سازنده‌ی «هامون» و طیف بسیاری از «هامون‌بازها» در این دسته جای می‌گیرند. مسئله در قاب دوم رخ می‌دهد. جایی که قاب به «جهان» وصل می‌شود ‌و فیلمساز در مرکز این جهان٬ با شاخک‌های احساسی خود٬ به مادی‌ترین «چیز»های هستی واکنش نشان می‌دهد. فکر می‌کنم بهترین نمونه «زندگی و دیگر هیچ» کیارستمی است٬ و یا پایان «طعم گیلاس»؛ آن‌جا که سینه‌فیل متهعد با نامه‌ای به فیلمساز در آن مداخله می‌کند: «لطفا به این پایان دست نزنید.»
این میان ملاقلی‌پور استثنای قاعده است. نه روشنفکر است و نه می‌داند خوانش چیست. جزئی از «مردم» است اما آشکارا «ضدمردمی» است. یک انقلابی سرخورده که برای لعن و نفرین خود فیلم می‌سازد. (درباره‌ی «مجنون»٬ «نجات‌یافتگان» و «سفر به چزابه» حرف می‌زنم.). من این فیلمساز را دوست دارم. سینه‌فیل نیز گاه از جهان و خود متنفر است و دوست دارد چنین کند که «مجنون»...
یکشنبه ساعت ۱۷ سالن حوزه هنری
Read more
. «شورش در سلول ۹۹» [***]: غافلگیری تازه‌‌ی سینمای آمریکا. فیلمی آشکارا بد٬ برهنه و خلوت٬ که مثل ...
Media Removed
. «شورش در سلول ۹۹» [***]: غافلگیری تازه‌‌ی سینمای آمریکا. فیلمی آشکارا بد٬ برهنه و خلوت٬ که مثل موم و بسیار بهتر از فیلم‌های پرهیاهوی اطراف توسط کارگردان کنترل شده‌است. لذت این داستان پیش پاافتاده که گهگداری طعنه‌ای هم به امیال و آرزوهای آمریکا می‌زند٬ علناً به اجرای آن بر می‌گردد. به فاصله‌هایی ... .
«شورش در سلول ۹۹» [***]: غافلگیری تازه‌‌ی سینمای آمریکا. فیلمی آشکارا بد٬ برهنه و خلوت٬ که مثل موم و بسیار بهتر از فیلم‌های پرهیاهوی اطراف توسط کارگردان کنترل شده‌است. لذت این داستان پیش پاافتاده که گهگداری طعنه‌ای هم به امیال و آرزوهای آمریکا می‌زند٬ علناً به اجرای آن بر می‌گردد. به فاصله‌هایی که خاطی خانواده‌دوست از سلولی به سلول دیگر طی می‌کند. پنداری که در عمارت‌های قرون‌وسطایی این سو و آن‌سو می‌رود تا با سویه‌های تاریک خود درافتد و از ناانسان‌های پیرامونش انتقام بستاند. در همین مسیر٬ به دستاوردی عظیم می‌رسد که پیشتر و برای فیلم‌های شبیهش تنها حرف و ادعایش بود: °هفت‌سال حبس زمان زیادی است‌.° و این تنها چند روز از آن است. تازه این‌جا می‌توان برگشت و مقدمه کمابیش طولانی و کم‌کشش‌اش را تحسین کرد که چه‌جور پایانی را لابلای سکته‌هایش ندا می‌داد. بله٬ این فیلمی است که برای بیست‌دقیقه‌ پایانی‌اش ساخته‌شده و برای لذت از آن بیست دقیقه اکسپلوتیشن٬ باید کمی ممارست به خرج داد و استتیک فیلم‌های بد را فراگرفت.
«رومن جی.اسرائیل»(دن گیلروی) [۱.۲*]: نقطه‌ثقل فیلم بر دوش دنزل واشنگتن و گریمی است که جثه او را زشت‌تر و بزرگ‌تر از آنچه که هست نشان می‌دهد. حالا اگر همین وجه فیزیکی او را در داستان دنبال ‌کنیم٬ بر می‌خوریم به داستان غولی با قلب رئوف که در پی احقاق حق و عدالت در سیستم قضایی آمریکا تکاپو می‌کند. این همه دنگ‌وفنگ برای پیرنگی آشنا٬ که پیشتر هزاران فیلم دست‌مایه کار خود قرار داده‌ بودند٬ غرض گیلروی از ساخت این فیلم شلوغ که در سه‌هفته می‌گذرد را شکل می‌دهند. اما گیلروی در همین مسیر نیز کمتر تلاشی برای پیچیده‌ ساختن ابعاد وجودی کاراکتر می‌کند و بلافاصله پس از تصمیم کاراکتر مبنی بر تغییر نگاه خود٬ فاز فیلم را روی جنبه‌ای سانتی‌مال سوار می‌کند که انگار در تمام این مدت٬ دوستان همین چندوقت او٬ تاثیراتی مثبت از رومن گرفته‌اند. از این رو پیچش دراماتیک فیلم بیش از آنکه از قاب بیرون بزند٬ مقیاس کار را با انبوهی نمای خوش‌بر‌و‌رو کوچک‌تر می‌کند. بهترین سکانس فیلم با حضور محبوب رومن و رئیس‌اش -که هر دو او را دریافته‌اند- با این دیالوگ عیب‌پوش به پایان می‌رسد: «فقط سه‌هفته است که با شما دو نفر آشنا شد‌ه‌ام!»
«چرخ شگفتی»(وودی آلن) [*]: به‌نظر همان اتوبوسی به نام هوس است٬فقط این‌بار هوس‌بازش استلاست.اما این اصلا کافی نیست.چیزی که نیاز به تغییر دارد خود فیلمساز است.می‌دانم که دوست‌داران به همین معاشقه راضی‌اند ولی این دلیل نمی‌شود که من با صدای بلند قهقهه نزنم و نگویم:«آر یو کیدینگ؟»
Read more
. مومنت‌های سینه‌فیل فنلاندی حاصل یک معاشقه افلاطونی با سینماست در پرحرارت‌ترین حالت ممکن‌اش. ...
Media Removed
. مومنت‌های سینه‌فیل فنلاندی حاصل یک معاشقه افلاطونی با سینماست در پرحرارت‌ترین حالت ممکن‌اش. او وقت نوشتن٬ گوشه‌ای از آفیس برای خود کامنت نمی‌گذارد که فلان لحظه از کافه در فلان فیلم را بعدا ببین و در کافه‌ی فیلم‌ت از آن استفاده کن. به‌نظر همه‌چیز برای او بداهه است و وقت ضبط اتفاق می‌افتد (خود ... .
مومنت‌های سینه‌فیل فنلاندی حاصل یک معاشقه افلاطونی با سینماست در پرحرارت‌ترین حالت ممکن‌اش. او وقت نوشتن٬ گوشه‌ای از آفیس برای خود کامنت نمی‌گذارد که فلان لحظه از کافه در فلان فیلم را بعدا ببین و در کافه‌ی فیلم‌ت از آن استفاده کن. به‌نظر همه‌چیز برای او بداهه است و وقت ضبط اتفاق می‌افتد (خود گفته که برای نوشتن فیلمنامه‌ یک آخر هفته کافی است). تصاویر و مومنت‌ها در فیلم‌های او حکم ارواحی بی‌نام و نشان را دارند که٬ درست در «فضا» در برابرش احضار می‌شوند. و این ارواح تنها توسط منتقدان سینه‌فیل است که به چنگ می‌آیند. دو تصویر پایین یکی از زیباترین مومنت‌هایی است که در فیلم‌های کوریسماکی می‌توان یافت؛ فراتر از آن٬ یکی از زیباترین شکرگزاری‌های سینما به درگاه خود؛ اینجا و در این دو تصویر، کوریسماکی به شهادت گیریش شامبو(منتقد- سینه‌فیل) به تارکوفسکی و استاکر ارجاع می‌دهد، به فیلمسازی که درست مثل او، در روز ۴ آوریل به دنیا آمده‌است. گیریش شامبو در مطلبی که به حضور سگ‌ها در فیلم‌های کوریسماکی اختصاص داده، به یکی از فیلم‌های اول او(سایه‌ها در بهشت) -و پیش از آن‌که سگ‌ها به کاراکتری منحصر در آثارش بدل شوند- می‌پردازد. داستان فیلم از این قرار است که یک جمع‌کننده زباله که قصد دارد به زودی کمپانی خود را راه بیندازد و پشت میز بنشیند، در هنگام کار سکته‌ای قلبی به او دست می‌دهد و می‌میرد. شامبو در هنگام این مرگ می‌نویسد: «کات به یک تصویر شگفت‌انگیز: ‌ یک زمین بایر، پر از زباله، و سگی که به سرعت به سوی آبی کثیف که گوشه‌ای جمع شده راهی می‌شود.تصویر کوتاه است. فقط چند ثانیه. و یک سگ در فیلم ظاهر می‌شود.» این سگ سیاه شامبو را به یاد تصویر مشهور استاکر می‌اندازد اما او به همین بسنده نمی‌کند. کما اینکه پس ذهن کوریسماکی نیز: «همین‌طور تصویر مرگ پدر آپو (آپاراچیتو) در ساحل گنگ را نیز به یاد می‌آورد که بلافاصله پس از آن، دسته‌ای کبوتر در هوا پرواز می‌کنند. پنداری روح پدر از بدنش خارج می‌شود». من نیز مایلم به تاسی از شامبو این بازی را ادامه ‌دهم. «سایه‌ها در بهشت» در سال ۸۶ ساخته می‌شود، درست در سالی که تارکوفسکی می‌میرد. کوریسماکی با احیای دوباره‌ی سگ او بر سرِ مرازش می‌رود. ارواح بار دیگر تجسد می‌یابند. و به فیلمساز هدیه‌ای تقدیم می‌کنند؛ «داستان سگ‌ها» از این پس در سینمای کوریسماکی متولد می‌شود.
میلاد هر دو شان بر ما مبارک!
Read more
«۲» دمر٬ درازکش در حال شنیدن گپ‌وگفت بادها: باد موافق: این‌ها از درد و رنج ما نمی‌خوان بدونن. ولی ...
Media Removed
«۲» دمر٬ درازکش در حال شنیدن گپ‌وگفت بادها: باد موافق: این‌ها از درد و رنج ما نمی‌خوان بدونن. ولی از تجربه یک واقعه مفرح در این ایام چرا. گفتن جای پیک٬ خاطره بنویسید. یک خاطره مفرح. باد مخالف: زیاده‌ که. نوشته‌ها درباره «آخرین حرف حاتمی‌کیا» رو دنبال نکردی؟ باد موافق: این بحث‌ها واسه تو مفرح‌ه. ... «۲»
دمر٬ درازکش در حال شنیدن گپ‌وگفت بادها:
باد موافق: این‌ها از درد و رنج ما نمی‌خوان بدونن. ولی از تجربه یک واقعه مفرح در این ایام چرا. گفتن جای پیک٬ خاطره بنویسید. یک خاطره مفرح.
باد مخالف: زیاده‌ که. نوشته‌ها درباره «آخرین حرف حاتمی‌کیا» رو دنبال نکردی؟
باد موافق: این بحث‌ها واسه تو مفرح‌ه. واسه اون‌ها نیست. به «چیز» دیگه‌ای فکر کن.
باد مخالف: نوشته‌بودن حاتمی‌کیا به عمد فیلمنامه‌ای بد نوشته که روی ارائه تصاویر کمیک از آنتاگونیست‌هاش کار کنه. از خنده روده‌بر می‌شی. نمی‌شی؟
باد موافق: بیچاره حاتمی‌کیا...چرا یه عده دوست دارن حرف‌هاش رو با یه سری حرف‌های مد روز پنهان کنن؟
باد مخالف: بهتره ورود نکنیم. عصر٬ عصر مرتجع‌هاست. یه‌سری مرتجع دارن یه سری مرتجع دیگه رو بالا می‌کشن.
باد موافق: جدی شد که. نقد همیشه این‌قدر جدیه؟! حالا من باید چی بنویسم؟
باد مخالف: بنویس...بنویس یاد ایامی که در گلشن...
#فغانی‌_داشتم #آخرین_حرف_حاتمی‌کیا #پیک‌نوروزی #چیز
Read more
«۱» دمر٬ درازکش در حال شنیدن گپ‌و‌گفت‌ بادها: باد همیشه موافق: فضا رو چطور می‌بینی؟ باد همیشه ...
Media Removed
«۱» دمر٬ درازکش در حال شنیدن گپ‌و‌گفت‌ بادها: باد همیشه موافق: فضا رو چطور می‌بینی؟ باد همیشه مخالف: کدوم فضا؟ «نقد»؟ موافق: منظورم «طبیعت» بود. ولی باز تو بردی‌ش سمت بحث دلخواه‌ت. بگو٬ می‌شنوم. مخالف: ای٬ خوبه. همه‌چیز خوبه. فقط انگار به زویاگینتسف خیلی کم‌لطفی می‌شه‌‌. موافق: نگو ... «۱»
دمر٬ درازکش در حال شنیدن گپ‌و‌گفت‌ بادها:
باد همیشه موافق: فضا رو چطور می‌بینی؟
باد همیشه مخالف: کدوم فضا؟ «نقد»؟
موافق: منظورم «طبیعت» بود. ولی باز تو بردی‌ش سمت بحث دلخواه‌ت. بگو٬ می‌شنوم.
مخالف: ای٬ خوبه. همه‌چیز خوبه. فقط انگار به زویاگینتسف خیلی کم‌لطفی می‌شه‌‌.
موافق: نگو می‌خوای بگی که فیلم‌شو دوست داشتی؟!
مخالف: کدوم؟ نه جانم٬ گفتم که٬ «بی‌عشق» زباله است. اما راستش من حتی به بعضی از این واکنش‌های منفی هم مشکوکم.
موافق: تو هم که همیشه مشکوکی. قدر عافیت رو بدون پسر. یادت نیست اون قدیم‌ها؟ یادت نیست واسه‌ هواکردن این فیل‌ها٬ چندتا فیل هوا می‌کردن!
مخالفی: جوری می‌گی اون قدیم‌ها٬ انگار سال‌ها ازش گذشته. بابا این فیلم اگه دو سال پیش ساخته می‌شد٬ خیلی از همین‌ها تو «سینماوادبیات» واسه‌ش نیم‌ویژه‌نامه برپا می‌کردن. با تکیه بر آرای... خودت می‌دونی که!
موافق: خب٬ عزیزم٬ منم همین رو می‌گم. شک و تردید نمی‌خواد دیگه. بهش می‌گن «دگرگونی»!
مخالف: دلت خوشه‌ها. کدوم دگرگونی؟ وقتی با فیلم «آندری»٬ فیلم «جردن» رو بکوبی -این تنها یک مثال بود- بعید می‌دونم بدونی داری چی‌کار می‌کنی! به دو سال دیگه فکر کن.
موافق: خب بعضی‌ها هم هستن که هِر را از برِ تشخیص نمی‌دن. اما قلیلن. مطمئنم رفیق. این یک بار را با من موافق باش.
مخالف: والله این‌ها بیشتر «برِ را از هِر تشخیص نمی‌‌دن.»
موافق: از ابراهیم گلستان بود٬ نه؟ همین‌ها رو می‌خونی‌ که همیشه مخالفی! بگذر بابا٬ فضا رو داشته‌باش...
مخالف: کدوم فضا رو؟! دلت‌خوشه‌ها!
#زویاگینتسف #دگرگونی #آندری_و_جردن #بِر_و_هرِ #نیم‌ویژه‌نامه
Read more
God’s Wedding - João César Monteiro
Media Removed
God’s Wedding - João César Monteiro God’s Wedding - João César Monteiro
If I had to choose the one film that best allows the viewer to penetrate into Naser Taghvai's universe, ...
Media Removed
If I had to choose the one film that best allows the viewer to penetrate into Naser Taghvai's universe, I would unhesitatingly choose "My Uncle Napoleon". This Jewel is neither hyper-regular ("Captain Khorshid") nor hypocritical ("Tranquility in the Presence of Others"). It is Courageous ... If I had to choose the one film that best allows the viewer to penetrate into Naser Taghvai's universe, I would unhesitatingly choose "My Uncle Napoleon". This Jewel is neither hyper-regular ("Captain Khorshid") nor hypocritical ("Tranquility in the Presence of Others"). It is Courageous and Hot; such as the The Blood of a real Southerner.
#NaserTaghvai #MyUncleNapoleon #Tvseries
Read more
. در ایام نوروز به تماشای این ۵ فیلم بنشینید. مطمئناً درگیرتان خواهد کرد. برای اطلاعات بیشتر از ...
Media Removed
. در ایام نوروز به تماشای این ۵ فیلم بنشینید. مطمئناً درگیرتان خواهد کرد. برای اطلاعات بیشتر از اکران فیلم ها : @kaveh_mazaheri @omideshams @bahmanark @bahramark @arian_vazirdaftari @cartaphilus_ #اکران_نوروزی_فیلمکوتاه @filmhaye_kotahe_noroozi .
در ایام نوروز به تماشای این ۵ فیلم بنشینید. مطمئناً درگیرتان خواهد کرد.

برای اطلاعات بیشتر از اکران فیلم ها :
@kaveh_mazaheri @omideshams
@bahmanark @bahramark
@arian_vazirdaftari @cartaphilus_

#اکران_نوروزی_فیلمکوتاه
@filmhaye_kotahe_noroozi
. جدل‌های امسال همه بر سر یک سوتفاهم رخ داد؛ با ارائه تعریف پیش پاافتاده‌ای از مدرنیسم به معنای تجدد ...
Media Removed
. جدل‌های امسال همه بر سر یک سوتفاهم رخ داد؛ با ارائه تعریف پیش پاافتاده‌ای از مدرنیسم به معنای تجدد و برچیدن سنت‌ها. از این منظر احتمالا اوسلوند٬ زویاگینتسف و مکری امروزی‌ترین فیلم‌های امسال را ساخته‌اند. جشنواره‌ها نیز این را تایید می‌کنند. اما زهی خیال باطل. گوردون(همان لینچ) در صحنه‌ای ... .
جدل‌های امسال همه بر سر یک سوتفاهم رخ داد؛ با ارائه تعریف پیش پاافتاده‌ای از مدرنیسم به معنای تجدد و برچیدن سنت‌ها. از این منظر احتمالا اوسلوند٬ زویاگینتسف و مکری امروزی‌ترین فیلم‌های امسال را ساخته‌اند. جشنواره‌ها نیز این را تایید می‌کنند. اما زهی خیال باطل. گوردون(همان لینچ) در صحنه‌ای از تویین‌پیکس این‌گونه از خود دفاع می‌کند:«خودت که می‌دونی٬من از اون سنتی‌هاشَم!» به‌نظر همه‌چیز در همان واژه «ری‌ترن:بازگشت» مستتر است. ژان دوشه برای تبیین مدرنیسم در سینما چنین می‌گوید:«مساله مدرنیسم بیشتر از آن‌که ابداع چیزی نو باشد٬ "بازگشت" به گذشته‌ است برای ساختن روی شالوده‌های سینما». تعداد بسیاری از فیلم‌های بزرگ این لیست با آگاهی به چنین نگاهی ساخته‌شده‌اند:
●●●●●
Best Films:
1.Twin Peaks:The Return (David Lynch)
2. Phantom Thread (P.T.Anderson)
3. Lover For a Day (Philippe Garrel)
4. Staying Vertical (Alain Guiraudi)
5. Western (Valeska Grisebach)
6. Faces Places (Agnes Varda)
7. Good Time (Ben and Josh Safdie)
8. Colo (Teresa Villaverde)
9. The Other Side of the Hope (Aki Kaurismaki)
10. Anti-Porn (Sion Sono)
11. Nocturama (Bertrand Bonello)
12. Florida Project (Sean Baker)
13. Billy Lynn's Long Halftime Walk (Ang Lee)
14. Wonderstruck (Todd Haynes)
15. The Day After (Sang-Soo Hong)
16. 120 BPM (Robin Campilo)
17. Wake up Arezu! (Kianoush Ayari)
18. Last Flag Flying (Richard Linklater)
19. Get Out (Jordan Peele)
20. The Deuce (Pelecanos and Simon)
●●●●●
Most over-rated Films:
- Loveless (Zvyagintsev) [●]
- Downsizing (Payne) [●]
- Invasion (Mokri) [۱.۲]
- Three Bilboards...(McDonagh) [۱.۲]
- Square (Ostlund) [۱.۲]
- The Killing of a Sacred Deer (Lanthimos) [۱.۲]
- LadyBird (Gerwig) [☆]
- The MindHunter (Fincher) [☆]
Read more
. به همراه پرونده‌ای کوچک برای فیلم بزرگ سال (یا دهه؟!)٬ «تویین ‌پیکس:بازگشت». من هم یادداشتی کوتاه ...
Media Removed
. به همراه پرونده‌ای کوچک برای فیلم بزرگ سال (یا دهه؟!)٬ «تویین ‌پیکس:بازگشت». من هم یادداشتی کوتاه درباره‌اش نوشته‌ام. خوشحال می‌شم بخوانیدش... .
به همراه پرونده‌ای کوچک برای فیلم بزرگ سال (یا دهه؟!)٬ «تویین ‌پیکس:بازگشت». من هم یادداشتی کوتاه درباره‌اش نوشته‌ام. خوشحال می‌شم بخوانیدش...
. پیشنهادی حیاتی برای خواندن در ایام نوروز؛ در این شماره از مجله «شیوه» هم کوتاه و معرفی‌وار از اهمیتش ...
Media Removed
. پیشنهادی حیاتی برای خواندن در ایام نوروز؛ در این شماره از مجله «شیوه» هم کوتاه و معرفی‌وار از اهمیتش نوشته‌‌ام. .
پیشنهادی حیاتی برای خواندن در ایام نوروز؛ در این شماره از مجله «شیوه» هم کوتاه و معرفی‌وار از اهمیتش نوشته‌‌ام.
The Day After (Hong Sang-Soo) [***]
Media Removed
The Day After (Hong Sang-Soo) [***] The Day After (Hong Sang-Soo) [***]