إسم نفس هوا

Loading...


Unique profiles
12
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Berlin, Germany
Average media age
678.2 days
to ratio
5
... در این سنین چه کسی تو را ساعت یک شب صدا می‌زند؟ در این سنین چه کسی یکْ شب تو را صدا می‌زند؟ قطارها ...
Media Removed
... در این سنین چه کسی تو را ساعت یک شب صدا می‌زند؟ در این سنین چه کسی یکْ شب تو را صدا می‌زند؟ قطارها حرکت کرده اند. آخرین شومینه‌ها روشن اند و هیزم های سنگی سمّ گاز را می‌گیرند. سمّ مرا چه کسی می‌گیرد؟ سهم مرا چه کسی می‌گیرد؟ سخنان، عاشقانه هایی از ابر و خورشیدند. هوا فقط بعضی روزها آلوده است ... ...
در این سنین چه کسی تو را ساعت یک شب صدا می‌زند؟
در این سنین چه کسی یکْ شب تو را صدا می‌زند؟

قطارها حرکت کرده اند. آخرین شومینه‌ها روشن اند و هیزم های سنگی سمّ گاز را می‌گیرند.

سمّ مرا چه کسی می‌گیرد؟ سهم مرا چه کسی می‌گیرد؟

سخنان، عاشقانه هایی از ابر و خورشیدند. هوا فقط بعضی روزها آلوده است و من نمی‌دانم چرا ما در آلودگی نفس می‌کشیم.
همیشه در جایی از دنیا جنگ و قحطیِ چیزیست.
ما الان در همان جای دنیاییم. اینجا قحطی خیلی چیزها هم نیست ولی بیشتر که فکر می‌کنی، عمیق‌تر که نگاه می‌کنی، دلت می‌خواهد فرار کنی به سمت قحطیِ دیگر. قحطیِ ناشناخته!

من همه‌ی کارهایی که برای خودم انجام داده ام را برای دیگران انجام داده‌ام و تمام درختانی که برای دیگران کاشته ام درختان منند. این تفکیک‌ها را انجام می‌دهند تا حرفی برای گفتن داشته باشند و فکری برای کردن.
آن سرگردانی و خجل گشتن و سرافکندگی و تشنگی و ذوق کتابفروشی‌هایم فروکش کرده. معلوم است که این‌قدر چیز مهم و جالب در کتاب‌ها وجود ندارد. باز آدمی نشسته، خوانده، فکر کرده، چیزی سرهم کرده است. درباره‌ی ابر و خورشید. شکل‌های مختلف بقا را در نمایشگاه اتوموبیل و شعارسازی برند نایک ببین. در هر چیز می‌خواهی ببین. در کتاب‌ها.

کاغذ کم آمده و کاغذ که کم بیاید نان کم آمده.

چه بگویم به تو در مورد قیمت‌ها و شاهان گذشته؟
می‌بینی مردم همه چیز را می‌دانند. همه چیز را یاد گرفته اند. زیباتر شده اند. داستان‌های خوبشان را برای هم تعریف می‌کنند. داستان‌های بدشان را برای هم.
جدا می‌شوند. وصل می‌شوند. دنبال بهتر هستند. رضایت می‌دهند.

به نظرت عکس این نوشته را عوض کنم؟

ما نشسته ایم نگاه می‌کنیم. ساعت‌ها سرکار می‌رویم.
چه کسی گفته انسان باید سرکار برود؟ سرکار رفتن دیگر چه کاریست؟ فکر کن دنبال پولمان هم باید بیفتیم. از فلاکت‌هاییست که انسان به انسان تحمیل می‌کند. مثل آلودگی هوا. مثل لودگی.

حال اگر من جایی برای تو در نظر گرفته ام، لطفا در جایت بنشین یا برو. یا اگر نروی هم معلوم نیست که چه می‌شود.
آدم‌ها خوب فرق معمولی بودن و معمولی نبودن را می‌فهمند.
یا وقت ندارند یا تحمل! که خودشان را به نفهمیدن می‌زنند. یا بازی می‌کنند. چه کسی دلش خواسته بازی کند؟

می‌بینی متن ها در همین حول و حوشند. کتاب می‌شوند. آدم می‌شوند. تازه! اسم کتاب‌هایی که خواندی مهم است و نویسندگانشان. نشان دیگری از چیزی می‌بینی؟ پند و موعظه می‌خواهی؟ ترشح هورمون می‌خواهی؟

بیا ما در این خانه روزی ساعت‌ها فکر می‌کنیم و شکل هم می‌شویم.

#نوشتنی
#میثم_بهاران

#متن #شعر #کتاب #عاشقانه
Read more
Loading...
من زمان نفسي اكتب ذا البوست واخيرًا .. السفر المتكرر اقصد فيه الناس اللي تنزل ويكيند او كل شهر مرة أو ...
Media Removed
من زمان نفسي اكتب ذا البوست واخيرًا .. السفر المتكرر اقصد فيه الناس اللي تنزل ويكيند او كل شهر مرة أو مرتين.. ويأزم أحيانًا - أو غالبًا- تعبية الشنطة وتفضيتها وحطوا على التفضية عشرة خطوط .. . مع الوقت تعلمت كم شيء صار الوضع مرة اخف وأسهل الحمدلله .. واللي نفس وضعي اتمنى تستفيد من هاذي النقاط ... من زمان نفسي اكتب ذا البوست واخيرًا .. السفر المتكرر اقصد فيه الناس اللي تنزل ويكيند او كل شهر مرة أو مرتين.. ويأزم أحيانًا - أو غالبًا- تعبية الشنطة وتفضيتها وحطوا على التفضية عشرة خطوط 😩😂..
.
مع الوقت تعلمت كم شيء صار الوضع مرة اخف وأسهل الحمدلله .. واللي نفس وضعي اتمنى تستفيد من هاذي النقاط .. اذا تعرفوا احد بهاذا الوضع منشنوا خلوه يستفيد 💝
.
١- أول شيء احب اسميه التضخيم الفكري ههههههه اسم مرة كبير لشي تافه اني اشيل هم الامور الصغيرة التافهة ماتاخذ ١٠ دقايق .. هذا الشيء هوا اساس الكسل والتسويف ❌ للآن اعاني منه واحاول اهوّن الأمور واخلص منها.. ففي السفر احيانا زي كذا اووه الشنطة ولا المشوار ولا ... الخ اشياء كثيرة نشيل همها .. بس بالتهوين تهووون لانها اشياء بسيطة غالبًا. .
٢- لاتكثري من العفش.. تعلمتها لأني اقول يمكن احتاج ويمكن احتاج وخصوصا في الكريمات والمكياج والقى نفسي استخدم الاساسيات بسس .. وحتى الملابس خصوصا لأنها ويكيند غالبا ما احتاج الا قطعتين ويمكن ٣ بس ، غير اني اكون رايحة لأهلي فلو احتجت بلقاه غالبًا 🤷🏻‍♀️.
وحطي ف بالك دايما ف أي سفر .. العفش الكثير بيتعب في التعبية ولمن ترجعي تفضي الشنطة ويشتتك، خذي اللي تحتاجيه بس.
.
٣- اذا عندك طفل حاولي تاخذي قطع تتطبق وعملية في التنقل، يمكن تشوفوا كرسي الاكل ورا شنطة حلومي حبيبي هذا الكرسي ههههه يتطبق بسهولة ومرة ينفعني وقت الوجبات، احب اي شي يتطبق للاطفال مو بس ف السفر حتى ف التخزين👍🏼.
.
٤- لمن ترجعي من السفر، اعرف شعور الكسل والتأجيل وياما خليت الشنطة ع الارض تتفرج فيني واتفرج فيها يومين.. اللي خلاني اخلص منها علطول ثاني يوم او نفس الليلة افرغها علطول .. واخلي القرابيع والعفش كله ع الارض واحط الشنطة على جمب.. كذا ماراح اتحمل المنظر هههههه القى نفسي علطول ارتب وارجع الملابس مكانها واحط اللي تحتاج غسيل ف السلة 😆👍🏼
.
٥- الشنط الصغيرة الجاهزة.. حبيتني لمن سويت هاذي الحركة😂 ريحتني مرة خصوصا لأن اكثر شيء يأزمني ف التفكير المكياج واغراض العناية مدري ليه بس يطفشني تعبيتها وبعدين اقعد ارجع كل شيء مكانه.. بتكلم عن ذي النقطة بتفصيل البوست الجاي. 👈🏼
Read more
• اگه معنای کربلا یعنی تشنه مردن به حرمت انسان هوس کربلا اگه کردید یه تُک پا بیاید خوزستان خاک شهرُ گرفته جوری که انگاری عالمو هوا کردن خاک عالم سر کسایی که خاک عالم سر شما کردن همونایی که از سخاوتشون خونه هاتون هنوز ویرونه کوچشون اسم بچتون روشه خونه‌هاشون سه تا خیابونه پای هش سال ...
اگه معنای کربلا یعنی
تشنه مردن به حرمت انسان
هوس کربلا اگه کردید
یه تُک پا بیاید خوزستان

خاک شهرُ گرفته جوری که
انگاری عالمو هوا کردن
خاک عالم سر کسایی که
خاک عالم سر شما کردن

همونایی که از سخاوتشون
خونه هاتون هنوز ویرونه
کوچشون اسم بچتون روشه
خونه‌هاشون سه تا خیابونه

پای هش سال خون دل خوردن
نفس بچه هاتو میگیرن
آب میخوای؟ باشه چیزی نیست!
آب میدن طلاتو میگیرن

سینه هاشو شما زدید اما
اجر یک جای دیگه بارونه
اجر اونا که نور چشماشون
کربلاشون توی لواسونه

اون جهنم که وعدشو میدن
پس چرا وحشتش باهاشون نیست
کل چیزی که بچتون میخواد
پول تو جیب بچه هاشون نیست

اگه معنای کربلا یعنی
تشنه مردن به حرمت انسان
هوس کربلا اگه کردید
یه تُک پا بیاید خوزستان

موسیقی فیلم شکار
بابک بیات

#روزبه_بماني
#خوزستان
#خوزستان_آب_ندارد
#خوزستان_هوا_ندارد
Read more
. از اوایل نوجوانی عطش نوشتن داشتم، شاید کمی سبک‌سر و بی‌پروا. به هرحال باید موضوعی برای نوشتن پیدا ...
Media Removed
. از اوایل نوجوانی عطش نوشتن داشتم، شاید کمی سبک‌سر و بی‌پروا. به هرحال باید موضوعی برای نوشتن پیدا می‌شد و چه بهتر وقتی پیدا نمی‌شد! آن‌وقت بود که به درون خودم می‌خزیدم و دل و روده‌های روانم را با ولع بیرون می‌کشیدم و می‌ریختم روی صفحه‌ی بخت‌برگشته و تا سیاهِ سیاهش نمی‌کردم دست بردار نبودم. آرام ... .
از اوایل نوجوانی عطش نوشتن داشتم، شاید کمی سبک‌سر و بی‌پروا. به هرحال باید موضوعی برای نوشتن پیدا می‌شد و چه بهتر وقتی پیدا نمی‌شد! آن‌وقت بود که به درون خودم می‌خزیدم و دل و روده‌های روانم را با ولع بیرون می‌کشیدم و می‌ریختم روی صفحه‌ی بخت‌برگشته و تا سیاهِ سیاهش نمی‌کردم دست بردار نبودم. آرام آرام طبع شعری که از میان کروموزوم‌های پدرم قاچاقی و بی‌هوا در رگ‌های جانم ریخته‌بود شکوفا گردید و نتیجه‌اش کتاب شعری شد که در سال ١٣٧٧ به زیور طبع آراسته شد و لوح تقدیری از جشنواره ١١٠ جوان برگزیده کشور کف دستم نهاد.
بعد از انتشار آن نخستین کتاب البته علاقه‌ام به سرودن شعر کلاسیک رو به افول نهاد و تمایل به شعر سپید و نفس نوشتن باز بیشتر گریبانم را گرفت. با خود گفتم خب! لااقل آن یک کتاب یادگار می‌ماند تا نگویند چون نمی‌توانست شعر موزون بگوید اسم خزعبلاتش را شعر سپید گذاشت!
از آن به بعد شده‌بودم مثل یک نانوایِ ناشی که انواع آرد و خمیر را با شیوه‌های گوناگون به دل تنور می‌زند و امتحان می‌کند و لابلای مایه‌ی خمیرش قطره‌ای از جوهر روان خود می‌چکاند چندان‌که نتوان به روشنی دریافت.
نوشتم و هر قالبی را آنقدر مشت زدم و به دیواره‌ی تنور چسباندم که آنچه از آنِ من بود یافتم.
بعدها فضای مجازی همچو تنوری ماشینی با فناوری جدید به دامم افکند و سروده‌ها و نوشته‌های ریز و درشتم را بر دیواره‌ی این تنور ماشینیِ تازه از گرد راه رسیده آزمودم.
اینک تنوری مألوف در این نانواییِ هزارتو دارم و آنچه از فکر و روانم که دوست‌تر می‌دارم بر در و دیوارش می‌کوبم. این گوشه، تنور من برپا است، با شعر و نثر و طنز و دانش و جهلی که از آن من است.
اینجا آنچه می‌خواهم و آن‌گونه که می‌پسندم می‌نویسم. هر از گاهی آشنایی یا غریبه‌ای مذمت‌گر از راه می‌رسد، روبروی صفحه‌ام می‌ایستد و با لحنی حق به جانب و قیّم‌مآبانه می‌فرماید که چه بنویسم و چه ننویسم، چگونه بنویسم و چگونه ننویسم. برای این افراد دکمه‌ای مستطیلی شکل بالای تنور تدارک دیده شده‌است که به محض فشردن از برابر دیدگانشان محو خواهم‌شد، چندان که گویی هرگز نبوده‌ام...
برای آنان که می‌مانند هم چیز زیادی ندارم جز نان، گاهی سوخته، گاه خمیر و گاه چنان دلچسب که هر روزه‌داری را به شکستنِ بی‌پشیمانیِ روزه‌اش فرامی‌خواند...
امیرفرهاد حنیف زادگان
١آذر١٣٩٧
Read more
اتوبوس زده به دل جاده. دو طرف تا چشم کار می‌کند سبزی و درخت پهن شده از لب جاده تا افق؛جایی که انگاری آسمان ...
Media Removed
اتوبوس زده به دل جاده. دو طرف تا چشم کار می‌کند سبزی و درخت پهن شده از لب جاده تا افق؛جایی که انگاری آسمان به مصافحه زمین می‌آید.توربین‌های بادی می‌چرخند و هوا نه اینکه دلش گرفته باشد اما میان باریدن و بغض کردن متحیر مانده. چیزی برای جلب توجه کردن نمانده جز صدای زمزمه‌طور موسیقی‌ای که از هدفون فیلیپس ... اتوبوس زده به دل جاده.
دو طرف تا چشم کار می‌کند سبزی و درخت پهن شده از لب جاده تا افق؛جایی که انگاری آسمان به مصافحه زمین می‌آید.توربین‌های بادی می‌چرخند و هوا نه اینکه دلش گرفته باشد اما میان باریدن و بغض کردن متحیر مانده.
چیزی برای جلب توجه کردن نمانده جز صدای زمزمه‌طور موسیقی‌ای که از هدفون فیلیپس بغل‌دستی‌م بیرون می‌ریزد.
هدفون به گوشم می‌زنم و بی‌هیچ اراده‌ای روی اولین تِرَک می‌زنم و ملودی و ترانه دلتنگ‌کننده‌ای شروع می‌کند زمزمه شدن:
«تعطیلیای آخرِ هر هفته رو کنارتم
ولی تموم هفته رو خراب و بی‌قرارتم
همه‌ش روزا رو می‌شمرم که‌ وقت دیدنت بشه
دلی که عاشق تو شد هرچی ببینه حقشه»
چشم‌هایم را به طمع خوابیدن می‌بندم.
*
ایستاده‌ام پشت پنجره آی‌سی‌یو.بیمارستانی توی برلین شاید هانوفر یا شاید بُن یا..چه فرقی دارد؛غربت،غربت است چه کمی غریب‌تر چه کمی قریب‌تر.
من هستم و اصغر نقی‌زاده و زنِ سعید و نوزاد شیرخوارشان.
سعید روی تخت افتاده.تمام موهای سر و صورتش ریخته.باورمان نمی‌شود این‌،همان سعید ماست که موهای لَختش توی‌ پیشانی‌ش می‌ریخت.
زن سعید با تردید بلند می‌شود و می‌رود پشت شیشه می‌ایستد و از زیر چادر مشکی‌ش نوزادش را بیرون می‌آورد.با حیرت به مقابلش خیره مانده؛به سعید.
بچه را سر دست می‌گیرد تا سعید ببیند.بچه گریه می‌کند.
نمی‌دانم چرا دلم هُری می‌ریزد پایین.
ما از این شیرخوار سرِ دست گرفتن‌ها خاطره خوشی نداریم.
سعید چشم باز می‌کند و تا می‌خواهد چیزی بگوید،سرفه امانش را می‌برد؛
سرفه
سرفه
کانولاهای اکسیژن از دماغش بیرون می‌افتند.نفس کشیدنش به شماره می‌افتد.زن سعید متحیر فقط نگاه می‌کند.باور نمی‌کند تکه‌گوشت درهم‌پیچیده مقابلش همان سعید است که گفت:«میرم آلمان به خواهرم سر بزنم و چشمام رو عمل کنم».
گویی مثل زینب،بالا سر گودی قتلگاه،ایستاده و با خودش زمزمه می‌کند:«تو واقعا سعید منی؟»
شیمی‌درمانی چیزی از سعیدش باقی نگذاشته.
اصغر بلند می‌شود و می‌ایستد مقابل سعید:
-«من توی رکابتم..بگی برقص می‌رقصم.بگی بمیر،می‌میرم»
سعید می‌خواهد بخندد
ولی سرفه می‌کند
سعید می‌خواهد نفس بکشد
ولی سرفه می‌کند
با تکان خوردن اتوبوس به جاده برمی‌گردم.
در آستانه شهر برلین هستیم.
*
من اسم سس خردل که می‌آید،یاد گاز خردل می‌افتم
من اسپری که می‌بینم،یاد سرفه‌های سعید می‌افتم
من سرفه می‌شنوم،یاد آلمان می‌افتم
من فراموش نمی‌کنم؛نه کرخه را،نه راین را
ما نه فراموش می‌کنیم،نه می‌بخشیم
تا آخرین سربازی که بین ما نفس می‌کشد و تا صبح سرفه می‌کند و حسرت یک خواب راحت را با خود به قطعه شهدا خواهد برد.
*
پاییز هامبورگ.
Read more
 #خرمشهر<span class="emoji emoji2764"></span> خاک شهرُ گرفته جوری که انگاری عالمو هوا کردن خاک عالم سر کسایی که خاک عالم سر شما کردن همونایی ...
Media Removed
#خرمشهر خاک شهرُ گرفته جوری که انگاری عالمو هوا کردن خاک عالم سر کسایی که خاک عالم سر شما کردن همونایی که از سخاوتشون خونه هاتون هنوز ویرونه کوچشون اسم بچتون روشه خونه هاشون سه تا خیابونه پای هش سال خونِ دل خوردن نفس بچه هاتو میگیرن آب میخوای؟ باشه چیزی نیست آب میدن طلاتو میگیرن سینه ... #خرمشهر❤

خاک شهرُ گرفته جوری که
انگاری عالمو هوا کردن
خاک عالم سر کسایی که
خاک عالم سر شما کردن

همونایی که از سخاوتشون
خونه هاتون هنوز ویرونه
کوچشون اسم بچتون روشه
خونه هاشون سه تا خیابونه

پای هش سال خونِ دل خوردن
نفس بچه هاتو میگیرن
آب میخوای؟ باشه چیزی نیست
آب میدن طلاتو میگیرن

سینه هاشو شما زدید اما
اجر یک جای دیگه بارونه
اجر اونا که نور چشماشون
کربلاشون توی لواسونه

اون جهنم که وعدشو میدن
پس چرا وحشتش باهاشون نیست
کلّ چیزی که بچتون میخواد
پولِ تو جیب بچه هاشون نیست

اگه معنای کربلا یعنی
تشنه مردن به حرمت انسان
هوس کربلا اگه کردید
یه تُکه پا بیاید خوزستان

پ.ن:تو این شرایط موزیک هم دیگه حال نمیده. #روزبه_بمانی
#آب
#خاک
#خرمشهر
#آبادان
#خوزستان
#سلفی
Read more
Loading...
نفس بکش اگر چه مي دونم هوا سمّيه واسه تو که پاک بودي و من در پيه اسم و رسمي که شايد قاتق نونم بشه نه ...
Media Removed
نفس بکش اگر چه مي دونم هوا سمّيه واسه تو که پاک بودي و من در پيه اسم و رسمي که شايد قاتق نونم بشه نه شهرتي که زماني قاتل جونم بشه که به کم قانع نميشدم و پنجره هارو مي شکوندم به هوس هوا حنجره هارو مي بريدم و هميشه ام حق با من بود اما تو يه بار نپرسيدي حق من کو نپرسيدي که حرير قلبتو به چي باختم گله ... نفس بکش اگر چه مي دونم هوا سمّيه
واسه تو که پاک بودي و من در پيه

اسم و رسمي که شايد قاتق نونم بشه

نه شهرتي که زماني قاتل جونم بشه
که به کم قانع نميشدم و پنجره هارو
مي شکوندم به هوس هوا حنجره هارو

مي بريدم و هميشه ام حق با من بود

اما تو يه بار نپرسيدي حق من کو

نپرسيدي که حرير قلبتو به چي باختم

گله نکردي چرا از تنت جاده ساختم نخنديدي به شاديهاي کوچيک و مسخرم

نرنجيدي از خنده ها و کنايه هاي من

کوچيک موندي پيشم تا که فک کنم بزرگم گذشتي از خودت تا شايد منم بگذرم

از خودم.من گذشتم از همه،جز خودم

چطور له کردم جسد خاطره هارو

چطور طي کردم ساعت و فاصله هارو....
Read more
. @tavabin پرسید اگر جمهوری اسلامی نباشد چه کار میکنی؟ گفت فردای براندازی نظام کجا میروی؟ گفتم ...
Media Removed
. @tavabin پرسید اگر جمهوری اسلامی نباشد چه کار میکنی؟ گفت فردای براندازی نظام کجا میروی؟ گفتم من تا آخرین کوچه‌ای که سردرش اسم شهدا باشد میجنگم! تا آخرین کوچه می‌ایستم، گفتم ترجیح میدهم در جمهوری اسلامی بمیرم تا در غیر آن زندگی کنم! ما را از چه می‌ترسانند؟! از مرگی که عاجزانه طلبش میکنیم؟ یا ... .
@tavabin
پرسید اگر جمهوری اسلامی نباشد چه کار میکنی؟
گفت فردای براندازی نظام کجا میروی؟ گفتم من تا آخرین کوچه‌ای که سردرش اسم شهدا باشد میجنگم! تا آخرین کوچه می‌ایستم، گفتم ترجیح میدهم در جمهوری اسلامی بمیرم تا در غیر آن زندگی کنم! ما را از چه می‌ترسانند؟! از مرگی که عاجزانه طلبش میکنیم؟ یا محروم شدن از زندگی‌ای که به اجبار در آن نفس می‌کشیم؟ ما نسلی هستیم که نترسیده! ما به تعداد سال‌های زندگی‌مان تابوت شهید دیده‌ایم! شهید تشییع کرده‌ایم! شاهد بوده‌ایم! تصویر نوجوانی که زیر تانک بعثی‌ها رفت یا جوانی که زیر اتوبوس دراویش ماند را ببین! شاهد است! فاصله‌ی آن دو بیست سال است، او که نانِ حکومت طاغوت خورده بود آنگونه ایستاد و این که نان جمهوری اسلامی را، به این شکل حماسه آفرید..عکس امیر حاج‌امینی را دیده‌ای؟ با آن محاسن به خون خضاب شده‌اش و آن سربند سرخ! عکس محمدحسین حدادیان را دیده‌ای؟ رد گلوله ها را دیده‌ای؟ ما نسلی هستیم که نترسیده،عقب نکشیده.." ما مرگ را زندگی کرده‌ایم .." به آخرین شهیدِ فتح خرمشهر فکر میکنم، او که لابد بعد از شهادتش، بعد از ریخته شدن خونش روی خیابان‌های مقدسِ خونین شهر، حاج احمدکاظمی پشت بیسیم گفت"ما توی شهریم آقا، با هزار و خورده‌ای اسیرِ بعثی" و خرمشهر را خدا آزاد کرد! با خونِ آن شهیدان! آن‌ها که به ظهرِ برافراشتن پرچم فتحِ روی گنبدِ مسجد جامع نرسیدند.. آن‌ها که حتما شب تا به صبح دعا کرده بودند و ظهر به وصال رسیدند! آزادی خودشان از قفسِ تن و آزادی خرمشهر از دشمن.. من فردای براندازی نخواهم بود! چون شب تا صبحش می‌جنگم! تا آخرین قطره‌ی خون.. "من زنده‌ نخواهم ماند" حتی اگر جمهوری اسلامی صبح فردایش جمهوری اسلامی مانده باشد .‌‌. شاید من باید بجنگم، شاید " من نباید زنده بمانم " تا صبح فردایش جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی مانده باشد ..
ولی ما هستیم، ایستاده ایم پای کشوری که حتی آب شربش از بی کفایتی مسئولینش گل شده باشد! یا هوایش برای نفس کشیدن آلوده،
هوا برت ندارد منافق، دشمن!
تا آن روز" ما توی شهریم آقا" ..
.
.
.
غروب آفتاب ، اتوبان آزادگان
۱۹ شوال ۱۴۳۹ هجری غریبی
.
.
.
.
#جمهوری_اسلامی
#بسیجی
#ایستاده
#براندازم
#خرمشهر
#الله
#براندازی
#فتنه
#حدادیان
#پاسداران
#احمد_کاظمی
#الفتح #براندازم
#برانداز
#آزادگان
#لشگر۲۷
#دفاع_ادامه_دارد
Read more
Loading...
.. بطل العالم لوزن هو الاقوي للعبة لها اتحاد واحد في العالم فقط وهي الكونغ فو ساندا . وتقام لها بطولة عالم وبطولة كأس عالم واحدة . وطبعا كمان كي ون اللاعب ايمن جلال يلعب لمنتخب مصر ومصر من الأربعة الكبار في العالم العام هذه اللعبة ليست كالهلوثات فهي بطولة واحدة لاتحاد واحد تقام في موعد واحد ( سنة ... ..
بطل العالم لوزن هو الاقوي للعبة لها اتحاد واحد في العالم فقط وهي الكونغ فو ساندا . وتقام لها بطولة عالم وبطولة كأس عالم واحدة . وطبعا كمان كي ون
اللاعب ايمن جلال يلعب لمنتخب مصر ومصر من الأربعة الكبار في العالم العام هذه اللعبة ليست كالهلوثات فهي بطولة واحدة لاتحاد واحد تقام في موعد واحد ( سنة كاس عالم وسنة بطلولة عالم )
البطل فيها بيكون مغسول شراعة
انا كنت مثلة وبدون حذاء اتدرب انا وغيرنا من الابطال باسل الصياد ربيع جميل سليط البنداري ابراهيم روشة زينهم غانم وغيرة وغيرة الكثير
الذين تعبوا حتي يضعوا اسم العرب في القمة
كنت اتدرب لا مكيف لا حذاء لا قلفز واعمل طوال اليوم من عمر ست سنوات ثم اخرج من العمل للتدريب
وياتينا شباب الباديكير والمانيكير والمكيفات يقولون تدريبكم صعب ( امبييييه)
صعب يامن لست صديقي الحلبات للابطال
واذهب لما يليق بك
فمن المستحيل أن تتساوي مع بطل كل حياته مقاتل بصورة اخذتها لك والدتك في كورس صيفي .
لا نتساوي ابدا ولا نتقابل باي طريق ولا نتقارن
وغرور دنياك الذي تخدع بها
غرور حقيقته هواء في هوا .. @wpka_kw
@wpka_kw
@wpka_kw
@wpka_kw
@wpka_kw
@wpka_kw
@wpka_kw
راسلنا مباشرة الرابط في البايو مواعيدنا مميزة جدا
للكبار التاسعة مساء العاشرة والنصف مساء السابعة والنصف مساء الثالثة عصر وللاطفال الرابعة والنصف عصرا السادسة عصرا كل موعد ثلاث ايام بالاسبوع وتستطيع التواجد بنفس الاشتراك في الجميع ( مختلط استاند فايت كيك بوكسينغ وساندا كونغ فو وكي ون وقوة رمي وكي ون تاي )
67776020
التدريب رجال اطفال نساء
لأي تفاصيل حساب الفريق الرسمي
واتس اب 67776020
اوً دايركت علي نفس الحساب باللاعلي
مواعيد بعد رمضان مميزه اسأل واتس اب
Snap chat.  Qadisiyah
Twitter. Ismailradwann
Instagram. (@Wpka_kw) انستجرام
whatsapp. ( 0096567776020) واتس اب
Facebook.  إسماعيل رضوان  أو Dr-Ismail Radwan
training in kuwait
kickboxing & kowatalrami. sanda kungfu & k-1 mixed
تدريب كيك بوكسينغ وكونغ فو ساندا وقوة رمي وكي ون الكويت
#الكويت #فنون_قتالية #اعلان #اعلام #مشاهير
#جرائد #صحف #جريدة  #صحيفة #صحافة #تلفزيون  #راديو  #خبر  #نتائج  #اخبار #الجزيرة #العربية #mbc  #خبر_رياضي  #الان  #حدث #كويت #الكويت #شركات #شركة #مؤسسة #خطر #رجال #مشاهير  #الجزيرة
Read more
خواهر داشتن حس عجیبیه... یه وختایی دیوونه میشی از دستش اما همیشه دیوونَشی😗 یه جاهای کلافت میکنه ...
Media Removed
خواهر داشتن حس عجیبیه... یه وختایی دیوونه میشی از دستش اما همیشه دیوونَشی😗 یه جاهای کلافت میکنه اما همه جا بهش افتخار میکنی یه لحظه هایی هر چند فقط چند ثانیه دشمنه اما همیشه تو خاکریز ما داداشی ها فرماندَس️ یه جاهای عزیز دُردونه میشه که ما داداشا جلو ننه باباهه خراب میشیم ولی تو دلمون ... خواهر داشتن حس عجیبیه...
یه وختایی دیوونه میشی از دستش اما همیشه دیوونَشی😗
یه جاهای کلافت میکنه اما همه جا بهش افتخار میکنی👸
یه لحظه هایی هر چند فقط چند ثانیه دشمنه اما همیشه تو خاکریز ما داداشی ها فرماندَس👩‍✈️👩‍✈️
یه جاهای عزیز دُردونه میشه که ما داداشا جلو ننه باباهه خراب میشیم ولی تو دلمون قند آب میشه از دسته کاراش😊
یه وختای با کاراش باعثه سربلندی خانواده میشه که همه چپ چپ به ما داداشا نیگا میکنن که خجالت بکش یه دختره ولی تو لندهور😑🤔!!!
اما عجییییب بودنشون تو خونه مثل هوا واس نفس کشیدن واجبه!😍😍
یه جاهایی کارت و راه می ندازه که خدا هم هاج و واج می مونه این چی بود من خَلقیدم؟!😀
یه روزایی که همه تو خونه مثل بمب ساعتی هستن یهو مثل تفنگ آبپاش همه رو سورپرایز میکنه🙋‍♀️
اینا همه رو گفتم که اول به خودم دوم به همه برادرهای که مثل خودم فرشته خواهر و دارن بگم مواظب فرمانده های خاکریزمون باشیم آدم های گرگ و فرصت طلب تو جامعه زیاده...
(پ:ن، روز ۱۳ ام فروردین ۹۷ اسم باغ هم یادم نی چی بود😊 عکاس عزیزمون سارا جون بود که بعد ۶ واحد پاس کردن عکاسی یه همچی عکسی گرفت که من خودم و از رو لباسهام فقط شناختم!!!😅مرسی سارا جون @sarabaharlooi )
#علی_بهارلویی #کارگردان #فیلمبردار #عکاس #آتلیه_پرتره #آتلیه #خواهر #فرشته #ننه #بابا #فرمانده #۱۳_بدر
Photo:@sarabaharlooi
Read more
علم الهدی: غلط کرد هر کس گفت این زنان فوتبالیست قهرمانند؛ قهرمانان واقعی زنان واقعه کربلا بودند. آغای ...
Media Removed
علم الهدی: غلط کرد هر کس گفت این زنان فوتبالیست قهرمانند؛ قهرمانان واقعی زنان واقعه کربلا بودند. آغای علم الهدی تو خودت غلط میکنی و غلط زیادی هم میکنی... تو هم غلط میکنی اسم خودت را انسان بنامی چون انسان واقعی فقط مردان و زنان کربلا بودند تو هم غلط میکنی که فکر میکنی عقل داری و اجازه صحبت کردن داری ... علم الهدی: غلط کرد هر کس گفت این زنان فوتبالیست قهرمانند؛ قهرمانان واقعی زنان واقعه کربلا بودند.
آغای علم الهدی تو خودت غلط میکنی و غلط زیادی هم میکنی...
تو هم غلط میکنی اسم خودت را انسان بنامی چون انسان واقعی فقط مردان و زنان کربلا بودند
تو هم غلط میکنی که فکر میکنی عقل داری و اجازه صحبت کردن داری چون صاحب عقل فقط مردان و زنان کربلا بودند
تو هم غلط میکنی که بر منبر منتسب به پیغمبر خطابه میکنی چون خطابه کننده فقط امام حسین است و زینب کبری
تو هم غلط میکنی که لباس مشتبه به لباس پیغمبر میپوشی چون این لباس به شرط انتساب فقط مخصوص پیامبر است
تو هم غلط میکنی که خود را عاقل میدانی چون عقل در عالم فقط به چهارده معصوم داده شده
تو هم غلط میکنی که از هوا نفس میکشی و از غذای زمین میخوری چون خدا همه عالم را فقط برای چهارده معصوم خلق کرده است
چرا یک نفر توی دهن این مردک متجاوز به شعور انسان ‌و نام مسلمانی نمی زند؟
چرا یک نفر عالم شجاع پیدا نمی‌شود تا با این بیسواد خدا نشناس و اسلام ستیز به محاجه برخیزد؟
یعنی کشوری که در آن داعیه ی رهبری جهان اسلام وجود دارد یک مسئول شجاع ندارد؟
یک عالم شجاع در تمامی سیستم علمی آن کشور نیست؟
چرا رهبری تو دهنی به این مردک نمیزند؟ این که دیگر منتخب مردم نیست تا رهبری بخواهد به رای مردم احترام کند، این که بالاسری بجز شخص رهبری ندارد!
این که دیگر چیزی نیست که دلخوش کنیم که بگوش رهبری نرسیده والا اقدام می کرد!
عزل کردن و تو دهنی زدن به چنین کسی که دیگر تداخل در روند قانونی فعالیت قوای سه گانه نیست!

چرا هیچ نماینده ای پرچم این دشمن دیانت و انسانیت را آتش نمیزند؟
بدون شک از نظر علمی این مردک بیمار است و صاحب اختلالات مختلف روانی است و با یک استدلال ساده علمی این موضوع قابل اثبات است
بخدا قسم و به قطره قطره خون شهدای کربلا قسم که تاثیری که این یک نفر بر بیزاری مردم و جوانان از اسلام گذاشته و می گذارد در طول چهل ساله عمر حکومت جمهوری اسلامی و حتی در طول هزار و چهارصد سال بعثت نبی گرامی اسلام هرگز سابقه نداشته است.
اسمش پرچم هدایت است و عملا پرچمدار ضلالت و‌ گمراهی است.

وحید رضائیان ریزی ۱۳۹۷/۰۲/۲۳

لطفا تا می‌توانید انتشار دهید تا بدست آنان که باید برسد.
Read more
اگه معنای کربلا یعنی تشنه مُردن به حرمت انسان هوس کربلا اگه کردید یه تُک پا بیاید خوزستان . خاک ...
Media Removed
اگه معنای کربلا یعنی تشنه مُردن به حرمت انسان هوس کربلا اگه کردید یه تُک پا بیاید خوزستان . خاک شهرو گرفته جوری که انگاری عالمو هوا کردن خاک عالم سر کسایی که خاک عالم سر شما کردن . همونایی که از سخاوتشون خونه‌هاتون هنوز ویرونه کوچه‌شون اسم بچه‌تون روشه خونه‌هاشون سه‌تا خیابونه . پای ... اگه معنای کربلا یعنی
تشنه مُردن به حرمت انسان
هوس کربلا اگه کردید
یه تُک پا بیاید خوزستان
.
خاک شهرو گرفته جوری که
انگاری عالمو هوا کردن
خاک عالم سر کسایی که
خاک عالم سر شما کردن
.
همونایی که از سخاوتشون
خونه‌هاتون هنوز ویرونه
کوچه‌شون اسم بچه‌تون روشه
خونه‌هاشون سه‌تا خیابونه
.
پای هش سال خون دل خوردن
نفس بچه‌هاتو میگیرن
آب میخوای ؟ باشه چیزی نیست
آب میدن، طلاتو میگیرن
.
سینه‌هاشو شما زدید اما
اجر یک جای دیگه بارونه
اجر اونا که نور چشماشون
کربلاشون توی لواسونه
.
اون جهنم که وعده‌شو میدن
پس چرا وحشتش باهاشون نیست
کل چیزی که بچه‌تون میخواد
پول تو جیب بچه‌هاشون نیست

#روزبه_بمانی
@roozbehbemaniofficial

#خرمشهر
#خوزستان
Read more
Loading...
Loading...