Loading Content...

ازدواج هفته یک و

Loading...


Unique profiles
32
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Sanandaj, Iran, Russia, Qom, Iran
Average media age
780.8 days
to ratio
19.5
. در پیش‌تولید «محرمانه خانوادگی» با همسرم آشنا شدم. در روزهای تولید برنامه رفتم خواستگاری و در ...
Media Removed
. در پیش‌تولید «محرمانه خانوادگی» با همسرم آشنا شدم. در روزهای تولید برنامه رفتم خواستگاری و در روزهای تدوین بله‌برون گرفتیم و عقد و عروسی. یک سالِ تمام در زندگیِ شخصی و کاری مشغول ازدواج بودم! خوش گذشت؟ بله، هم زنِ خوبی گرفتم، هم اولین تجربه تصویری‌مان را با گروهی خوب درباره ازدواج و انتخاب همسر ... .
در پیش‌تولید «محرمانه خانوادگی» با همسرم آشنا شدم. در روزهای تولید برنامه رفتم خواستگاری و در روزهای تدوین بله‌برون گرفتیم و عقد و عروسی. یک سالِ تمام در زندگیِ شخصی و کاری مشغول ازدواج بودم! خوش گذشت؟ بله، هم زنِ خوبی گرفتم، هم اولین تجربه تصویری‌مان را با گروهی خوب درباره ازدواج و انتخاب همسر ساختیم؛ با طرح خوب خانم مرشدزاده، تصویرسازی‌های خلاقانه محمدرضا دوست‌محمدی، متن‌های درجه یک احسان عمادی، مشاوره‌های حامد شکیبانیا و اجرا و همراهی خانم‌ها و آقایان جلیلی، اشعری، صالحی‌زاده، الوندی، بی‌نیاز، واحدی، جناب و رحیمی و مدیریت هنری حسین فروتن عزیز.
مرد شماره یک و سردبیر برنامه هم محمد جباری است که برای من همیشه «آقای جباری» است؛ رئیس خوش‌اخلاق، صبور و حرفه‌ای که همیشه از او کار یاد گرفته‌ام و از «همشهری جوان» تا «دانستنیها» و «محرمانه خانوادگی» درجه یک بوده است و دوست‌داشتنی. خدا سایه او را همیشه بالای سر هلیا خانم و آقا پارسا نگه دارد. «محرمانه خانوادگی» از امشب شروع می‌شود و از چند هفته دیگر روی آنتن شبکه سه هم می‌رویم. اگر دوست داشتید تماشا کنید.
Read more
Loading...
 #ezportrait . امروز صبح یکم مرخصی گرفتم تا برم کارای بانکیو انجام بدم که وقتی هم براش نمونده، وسط ...
Media Removed
#ezportrait . امروز صبح یکم مرخصی گرفتم تا برم کارای بانکیو انجام بدم که وقتی هم براش نمونده، وسط کار زنگ زدن که باید زود بیای کار داریم، منم مجبور شدم کارمو ول کنم برم از بانک به محل خدمت، اونجا دیدم کار بسیار مسخره ای که به منم مربوط نمیشه رو دارن میندازن گردن من، منم ناچارا قبول کردم و خودمو انداختم ... #ezportrait
.
امروز صبح یکم مرخصی گرفتم تا برم کارای بانکیو انجام بدم که وقتی هم براش نمونده، وسط کار زنگ زدن که باید زود بیای کار داریم، منم مجبور شدم کارمو ول کنم برم از بانک به محل خدمت، اونجا دیدم کار بسیار مسخره ای که به منم مربوط نمیشه رو دارن میندازن گردن من، منم ناچارا قبول کردم و خودمو انداختم تا ساعت 4 تو هچل، ساعت 5 باید میرفتم جایی که دعوت بودم، و حدودا یه مسیر 12 کیلومتری رو یک ساعتو بیست دقیقه تو ترافیک رانندگی کردم، دیر رسیدم، موقع برگشت هم 1 ساعت تو ترافیک تا خونه عمرمو هدر کردم. به معتادای وسط اتوبان همت نگاه میکردم که مثل زامبی که از نور میترسن دور هم نشستن و تو خودشون فرو رفتن و ماشینای که دیگه راحت از کنار همچین صحنه ای رد میشن، به مرد 40 ساله ای که پراید 30 میلیونی صفر خریده بود و روکش صندلیش رو هنوز برنداشته بود و ذوق داشت که آشغالترین ماشین دنیا رو تونسته باهمه سرمایه ش بخره! به کسایی که پولمو تو روز روشن خوردن و جواب اعتماد منو با از بین بردن اعتبارم دادن، به پیام دوستم فکر میکردم که گفت گشت پلیس منو گرفته و گشته چون روسریم افتاده بود عقب و همزمان یاد دزدا و قاچاقچیایی افتادم که راحت تو شهر جون مردمو غارت میکنن و پدر دوستمو بخاطر موبایلش راهی بیمارستان کردن! به همکارم فکر کردم که ازدواج کرده و خوشاله تونسته یه خونه 80 متری تو نارمکو با دو سوم درامد ماهیانش و کل پس اندازش رهن و اجاره کنه و به زن و شوهر جوون و خوش قیافه ای فکر کردم که برای خریدن تخت تخواب کهنه و دست دومی که میخواستم بندازشم سرکوچه، اومدن خونه و میخواستن براش صدوپنجاه هزارتومن پول بدن! به مغازه داری فکر کردم که جنسشو ده روز پیش بهم نفروخت و نگه داشت تا امروز 500 هزارتومن بالای قیمت به مردم بفروشه، به وام پونزده میلیونی فکر کردم که شیش ماه طول میکشه نوبتت بشه همزمان یاد وام 10 میلیاردی بنده خدایی افتادم که یه هفته واسه شرکت سوری خودش گرفت. به موجوداتی که کنارمون زندگی میکنن و وقتی میفهن چیزی گرون میشه، میرن انبارش میکنن! به خودم فکر کردم، که نصف عمرم تو خیابونای کیپ این شهر به حرص خوردن و فکر کردن و چرت زدن پشت فرمون گذشت! به رفتن و موندن، به جنگیدن بی وقفه، به خدایی که لای صدای ناله و خنده و خمیازه ما گم شده!
توراه داشتم به همه چی فکر میکردم و گاهی تو ترافیک خبرای مهم روز رو میخوندم : دلار تو صرافی ها نیست، تلگرام فیلتر میشه، نمیشه!
.
.
پ. ن :کپشن رو ترجیحا نخونید!
Read more
. ‎شیوه زندگی متاهلی سپیده توکلی ؛ روزانه 2 جلسه تمرین! . ‎سپیده توکلی ستاره دو و میدانی زنان ایران ...
Media Removed
. ‎شیوه زندگی متاهلی سپیده توکلی ؛ روزانه 2 جلسه تمرین! . ‎سپیده توکلی ستاره دو و میدانی زنان ایران که گزینه جدی حضور در بازی های آسیایی جاکارتا به شمار می رود می گوید اگر به گذشته بر می گشت و تجربه امروز را داشت اجازه نمی داد 12 سال از عمرش برای رسیدن به جایگاهی که امروز در آن است به طول بینجامد. تكلیف ... .
‎شیوه زندگی متاهلی سپیده توکلی ؛ روزانه 2 جلسه تمرین!
.
‎سپیده توکلی ستاره دو و میدانی زنان ایران که گزینه جدی حضور در بازی های آسیایی جاکارتا به شمار می رود می گوید اگر به گذشته بر می گشت و تجربه امروز را داشت اجازه نمی داد 12 سال از عمرش برای رسیدن به جایگاهی که امروز در آن است به طول بینجامد.

تكلیف اعزام تا دم پرواز مشخص نیست
دو و میدانی رشته ای است که اعزام آن تا دم پرواز هم مشخص نیست (می خندد) اوضاع خوب است و امسال بدنم خیلی آماده است. دچار یک آسیب دیدگی جزئی شده بودم که طی چند هفته برطرف شد و بعد از آسیب دیدگی ام ، در مسابقه پریدم و رکوردم از رکورد تمرین هم بالاتر بود و شاید دلیلش این بود که استراحت خوبی داشتم.
در مسابقات بین المللی بلاروس  شرکت داشتم و رکوردم 1.78 متر بود و حالا آماده می شوم تا در مرحله دوم لیگ طلایی حضور يابم.
.
در مسابقات آغاز فصل در مشهد می خواستم در ماده هفت گانه شرکت کنم و کسب ورودی در هفت گانه برای ما با توجه به رکوردهایی که در تمرین زده بودم، خیلی ساده تر بود اما متاسفانه دچار آسیب دیدگی از ناحیه کمر شدم و در نهایت کار به بلاروس و سپس مسابقات لیگ طلایی کشید. .
جو آرام در تمرین به لطف ربانی
@mohsen_polevault 🙏🏼🌸 .
زیر نظر محسن ربانی مشغول تمرین هستم ، جوی آرام بر تمرین حاکم است و مربی ام از نظر روحی با من سازگاری دارد و این ، نکته بسیار مهمی است. واقعیت این است که در گذشته مشکلات زیادی برای تمرین داشتم اما در یک سال و نیم اخیر و از زمان کار با محسن ربانی ، تمام تمرکزم روی تمرین است و فکر می کنم این موضوع کمک بزرگی برای من بوده است.
.

اگر تجربه امروز را داشتم…
.
اگر به سال ها قبل بازگردم باز هم دو و میدانی را انتخاب می کنم اما اگر تجربه امروز را داشتم مسیر بهتری را طی می کردم. شاید میزان پیشرفتی که در 12 سال اخیر داشتم می توانستم در همان 4 یا 5 سال اول داشته باشم.
متاسفانه یا مربی نداشتم یا به طور مقطعی از مربی برخوردار بودم و فاصله هایی که در این مسیر ایجاد شد ، این روند را طولانی کرد. ممکن بود در صورت فراهم بودن شرایط ، 7 سال پیش 1.84 یا 1.85 می پریدم اما حالا پس از 12 سال از شروعم در دو و میدانی به این رکورد رسیده ام.

قبل و بعد از ازدواج!
قبل از ازدواجم یک نوبت در روز تمرین می کردم و بعد از ازدواجم 2 نوبت در روز ( می خندد) البته با همسرم به تمرین می آییم و مشکلی وجود ندارد اما شکل زندگی ما با خیلی ها تفاوت دارد و کاملا ورزشی است.
Read more
 #bighanoon #ahmadrezakazemi به‌نام خدا. ما نوروز را بسیار دوست داریم چون مدارس و دانشگاه‌ها در ...
Media Removed
#bighanoon #ahmadrezakazemi به‌نام خدا. ما نوروز را بسیار دوست داریم چون مدارس و دانشگاه‌ها در این ایام تعطیل و اداره‌ها و مراکز دولتی و غیردولتی تق و لق است و جمله «برو فردا بیا»ی کارمندان به جمله «برو بعد از سیزده بیا» تغییر پیدا می‌کند که البته همین جمله هم در روز چهاردهم جای خود را به «ایشالا ... #bighanoon #ahmadrezakazemi
به‌نام خدا. ما نوروز را بسیار دوست داریم چون مدارس و دانشگاه‌ها در این ایام تعطیل و اداره‌ها و مراکز دولتی و غیردولتی تق و لق است و جمله «برو فردا بیا»ی کارمندان به جمله «برو بعد از سیزده بیا» تغییر پیدا می‌کند که البته همین جمله هم در روز چهاردهم جای خود را به «ایشالا از شنبه هفته دیگه» می‌دهد. ما عید نوروز را بسیار دوست داریم چون در تعطیلات به دیدار اقوام خود رفته و ضمن شفاف‌سازی در مورد ابهامات زندگی شخصی‌مان برای شوهرعمه گرامی و خان‌دایی عزیز و خاله بزرگه گرانقدر دلایل خود را برای عدم ازدواج با وجود نزدیک شدن به سن 30 سالگی، عدم تولید مثل پس از گذشت چهارسال از ازدواج، دلایل تاخیر در فارغ‌التحصیلی از دانشگاه و همچنین میزان زمان باقی‌مانده از خدمت سربازی را بیان می‌کنیم. در تعطیلات نوروز صداوسیما برنامه‌های زیبا و هیجان‌انگیز بسياری دارد که همه آن‌ها را تماشا کردیم و نهايت استفاده را برديم. از کلاه قرمزی که به‌خاطر سانسورهای ریز و درشت چیز زیادی نفهمیدیم اما سریال پایتخت5 امسال با تهیه‌کنندگی موسسه اوج جذاب‌تر از هرسال به‌نظر می‌رسید و اگرچه از ژانر کمدی به ژانر «سیاسی- اکشن» تغییر ماهیت داده بود اما ما آن را بسیار دوست داشتیم و با دیدنش ضمن آشنایی با جاذبه‌های توریستی ترکیه تصمیم گرفتیم که حتما یک سفر به این کشور برویم اما حیف که قیمت دلار در تعطیلات نوروز بالا رفت و با گذشتن از مرز پنج هزارتومان خیال‌مان را از جهت عدم توانایی برای سفر خارجی، راحت و راحت‌تر کرد! برای همین تصمیم گرفتیم امسال هم تعطیلات نوروز را مثل تعطیلات نوروز سال پیش و البته مثل سایر تعطیلات‌مان در شمال کشور و در کنار دریای زیبای خزر بگذرانیم و با ریختن پوست پرتقال و پاکت پفک در ساحل، سرپا گرفتن کودکان‌مان در آب دریا، انجام کار شماره دو خودمان در پای درختان جنگل و همچنین‌ سنگ‌بازی با گونه‌های نادر جانوری مثل سیاهگوش، به طبیعت سلامی دوباره بکنیم! همچنین در راه بازگشت با تحمل ترافیکِ 20 ساعته، درس صبر و شکیبایی و استقامت آموختیم و از اینکه توانستیم بیش از صدها کیلومتر مسیر پر پیچ خم را بدون کشته و زخمی شدن با «پراید» طی کنیم به سازندگان خودروهای داخلی بالیدیم و خدا را شکر کردیم. این بود انشا که نه، دیکته‌ من!
Read more
نظر شما چیه؟ این مطالب برای تبادل نظر از کتاب انتخاب میشه و هدف مباحثه است نه رد یا تایید کردن<span class="emoji emoji1f609"></span> برای ...
Media Removed
نظر شما چیه؟ این مطالب برای تبادل نظر از کتاب انتخاب میشه و هدف مباحثه است نه رد یا تایید کردن برای سفارش کتاب که ارسال رایگان پستی داره، دایرکت پیام بدین . #درباره_کتاب «هزار خورشید تابان» دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان است که به زبان انگلیسی نوشته شده‌ است و به ده‌ها زبان زنده دنیا ... نظر شما چیه؟ این مطالب برای تبادل نظر از کتاب انتخاب میشه و هدف مباحثه است نه رد یا تایید کردن😉
برای سفارش کتاب که ارسال رایگان پستی داره، دایرکت پیام بدین
.
#درباره_کتاب
«هزار خورشید تابان» دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان است که به زبان انگلیسی نوشته شده‌ است و به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده‌است. این رمان بعد از رمانِ بادبادک باز منتشر شد و با فروش بسیار بالایی مواجه شد. «هزار خورشید تابان» در ژوئن سال ۲۰۰۷ برای دست کم سه هفته پرفروش‌ترین رمان آمریکای شمالی شد.
خالد حسینی در این رمان زنانی را به تصویر می‌کشد که بسیار در حاشیه زندگی هستند؛ دیده نمی‌شوند؛ اهمیتی ندارند و در عین حال بار اصلی جنگ و خشونت و محرومیت را بر دوش دارند. خشونت‌ها علیه آنها بیشتر است؛ آنها هستند که قربانی جنگ و موشک‌اند، آنها هستند که بار سنگین به دنیا آوردن فرزند در شرایط جنگی و نگهداری از آنها را به عهده دارند و آنها هستند که قربانی تعصبات کور و بی‌منطق گروهک‌های به ظاهر مسلمان مثل طالبان می‌شوند.
.
#درباره_داستان
«مریم» دختر یک بازرگان افغانی است که تا ۱۵ سالگی به همراه مادر، جدا از پدرش از زندگی می‌کند. مرگ مادر باعث می‌شود که پدرش وادار شود مدتی کوتاه او را در جمع خانواده واقعیِ خود بپذیرد، ولی در نهایت پدر مجبور می‌شود که برای حفظ آبرو، دختر را به ازدواج یک مرد مسن و خشن اهل کابل به نام «رشید» دربیاورد.
«لیلا» اما دختری کاملا متفاوت است. او دختر باهوش یک روشنفکر افغانی است. دست سرنوشت باعث می‌شود که این دو زن با هم هم‌خانه شوند. روابط خصمانه ابتدایی آنها، مبدل به رابطه‌ای دوستانه می‌شود و …
.
#مطالعه_گروهی
#معرفی_کتاب
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
#پریسا_سلیمان_زاده و #زیبا_گنجی
#نشر_مروارید
قیمت ۳۲۰۰۰ تومان
ارسال رایگان به سراسر ایران
.
شروع از ۳۰ خرداد
امروز ۲ تیر
از بخش ۹ تا ۱۱
.
Read more
انتظار فرد یا اتفاقی رو کشیدی در زندگی؟ به نظرت این حرف درسته؟ ارسال پستی رایگان داره این کتاب، از دستش ...
Media Removed
انتظار فرد یا اتفاقی رو کشیدی در زندگی؟ به نظرت این حرف درسته؟ ارسال پستی رایگان داره این کتاب، از دستش نده . #درباره_کتاب «هزار خورشید تابان» دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان است که به زبان انگلیسی نوشته شده‌ است و به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده‌است. این رمان بعد از رمانِ بادبادک ... انتظار فرد یا اتفاقی رو کشیدی در زندگی؟ به نظرت این حرف درسته؟ ارسال پستی رایگان داره این کتاب، از دستش نده😊📚
.
#درباره_کتاب
«هزار خورشید تابان» دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان است که به زبان انگلیسی نوشته شده‌ است و به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده‌است. این رمان بعد از رمانِ بادبادک باز منتشر شد و با فروش بسیار بالایی مواجه شد. «هزار خورشید تابان» در ژوئن سال ۲۰۰۷ برای دست کم سه هفته پرفروش‌ترین رمان آمریکای شمالی شد.
خالد حسینی در این رمان زنانی را به تصویر می‌کشد که بسیار در حاشیه زندگی هستند؛ دیده نمی‌شوند؛ اهمیتی ندارند و در عین حال بار اصلی جنگ و خشونت و محرومیت را بر دوش دارند. خشونت‌ها علیه آنها بیشتر است؛ آنها هستند که قربانی جنگ و موشک‌اند، آنها هستند که بار سنگین به دنیا آوردن فرزند در شرایط جنگی و نگهداری از آنها را به عهده دارند و آنها هستند که قربانی تعصبات کور و بی‌منطق گروهک‌های به ظاهر مسلمان مثل طالبان می‌شوند.
.
#درباره_داستان
«مریم» دختر یک بازرگان افغانی است که تا ۱۵ سالگی به همراه مادر، جدا از پدرش از زندگی می‌کند. مرگ مادر باعث می‌شود که پدرش وادار شود مدتی کوتاه او را در جمع خانواده واقعیِ خود بپذیرد، ولی در نهایت پدر مجبور می‌شود که برای حفظ آبرو، دختر را به ازدواج یک مرد مسن و خشن اهل کابل به نام «رشید» دربیاورد.
«لیلا» اما دختری کاملا متفاوت است. او دختر باهوش یک روشنفکر افغانی است. دست سرنوشت باعث می‌شود که این دو زن با هم هم‌خانه شوند. روابط خصمانه ابتدایی آنها، مبدل به رابطه‌ای دوستانه می‌شود و …
.
#مطالعه_گروهی
#معرفی_کتاب
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
#پریسا_سلیمان_زاده و #زیبا_گنجی
#نشر_مروارید
قیمت ۳۲۰۰۰ تومان
ارسال رایگان به سراسر ایران
.
شروع از ۳۰ خرداد
امروز ۹ تیر
بخشهای ۲۳ و ۲۴
.
Read more
Loading...
مسلمانان #میانمار از ۱۹۳۰–۱۹۳۸ بعد از تسلط انگلیس بر میانماردر ۱۸۸۶،پای هندی‌ها و نیز مسلمانان ...
Media Removed
مسلمانان #میانمار از ۱۹۳۰–۱۹۳۸ بعد از تسلط انگلیس بر میانماردر ۱۸۸۶،پای هندی‌ها و نیز مسلمانان بنگالی به این کشور گشوده شد ودر ۱۹۲۱تقریباً بیش از نیم میلیون مسلمان در میانمار ساکن شدند.در سال‌های ۱۹۳۰–۱۹۳۸اغتشاشات گسترده‌ای علیه مهاجران صورت گرفت ودر جنگ جهانی دوم در خلال خروج نیروهای ... مسلمانان #میانمار
از ۱۹۳۰–۱۹۳۸
بعد از تسلط انگلیس بر میانماردر ۱۸۸۶،پای هندی‌ها و نیز مسلمانان بنگالی به این کشور گشوده شد ودر ۱۹۲۱تقریباً بیش از نیم میلیون مسلمان در میانمار ساکن شدند.در سال‌های ۱۹۳۰–۱۹۳۸اغتشاشات گسترده‌ای علیه مهاجران صورت گرفت ودر جنگ جهانی دوم در خلال خروج نیروهای انگلیسی و ورود سربازان ژاپنی به میانمار، افراد قوم ماگ (بودایی)، به محله‌های مسلمان‌نشین درآراکان حمله‌ور شدند وهزاران نفر از مسلمانان را کشتند.
در سال ۱۹۳۸به دنبال خشونت علیه مسلمان ۲۰۴نفر کشته حدود ۱۰۰۰نفر زخمی و ۱۱۳مسجد تخریب شد.
سال ۱۹۴۸
با حضور ژاپنی‌ها درآراکان،مسلمانان آن منطقه علیه ژاپنی‌ها وارد عمل گردیدند وبا انگلیسی‌ها همکاری کردند.پس از تسلط انگلیسیها بر آراکان در ۱۹۴۵تا ۱۹۴۸که میانمار به استقلال رسید و اداره امور منطقه عمدتاً به مسلمانان سپرده شد، مسلمانان آراکان از رهبر مسلمانان هند، خواسته بودند که آراکان را به عنوان قسمتی از پاکستان بپذیرد.این پیشینه سبب شد که دولت مستقل میانمار، پس از آنکه در ۱۹۴۸به قدرت رسید به آزار و اذیت مسلمانان به‌ویژه مسلمانان ناحیه آراکان بپردازد.
دولت در سال ۱۹۶۲میلادی حج راممنوع کرد.به دنبال فشار حکومت، بسیاری از مسلمانان به کشورهای بنگلادش، هند، پاکستان،مالزی،تایلند،سنگاپور،امارات، عربستان مهاجرت نموده‌اند. دولت برمه کنترل شدیدی بر فعالیت‌های مساجد اعمال می‌کند، آمار ازدواج و تمایل مردم جهت انجام قربانی در مراسم عید قربان و نیز آمار افرادی که در مساجد به آموختن قرآن مشغول می‌شوند، به دولت گزارش داده می‌شود.
در ۱۵ می سال ۲۰۰۱حملات جدیدی علیه مسلمانان شکل گرفت. ۲۰۰مسلمان کشته شدند ۱۱مسجد تخریب شد و حدود ۴۰۰خانه آتش گرفت.درهمین روز ۲۰مسلمان که در مسجدی درحال اقامه نماز بودند،کشته شدند.
در سال ۲۰۱۲بعد از کشته شدن ۱۱مسلمان توسط ارتش میانمار و حمله یک گروه بودائیان به اتوبوس حامل مسلمانان و کشته شدن یک بودائی درپاسخ به این حمله آغاز شد.بودایی‌ها با حمله به مناطق مسلمان‌نشین بیش از ۲۰۰۰ منزل مسکونی مسلمانان را به آتش کشیدندو بیش ۱۰۰هزارنفر را آواره وبی خانمان کردند.
در سال ۲۰۱۶ چندین مسجد درشهرهای مختلف تخریب شد.وبوداییان افراطی به همراه ارتش این کشورحملاتی را علیه مسلمانان آغاز کردند.
در ۲۸اوت ۲۰۱۷،خبرگزاری آناتولی اعلام کرددرحملات صورت گرفته از ۲۵اوت توسط ارتش تاکنون ۳هزار مسلمان کشته شد.
۲۷۴۰۰نفرازمسلمانان روهینگیادرطی هفته گذشته به دلیل خشونت‌های میانمار به بنگلادش فرار کردند و ۲۰هزارنفر نیزدر منطقه ای خارج ازحاکمیت دوکشور تجمع کرده اند.
Read more
اگر خوشبختی را برای یک ساعت میخواهید؛ چرت بزنید. . اگر خوشبختی را برای یک روز میخواهید؛ به پیک نیک بروید. . اگر خوشبختی را برای یک هفته میخواهید؛ به تعطیلات بروید. . اگر خوشبختی را برای یک ماه میخواهید؛ ازدواج کنید. . اگر خوشبختی را برای یک سال میخواهید؛ ثروت به ارث ببرید. . و اگر خوشبختی ... اگر خوشبختی را برای یک ساعت میخواهید؛ چرت بزنید.
.
اگر خوشبختی را برای یک روز میخواهید؛ به پیک نیک بروید.
.
اگر خوشبختی را برای یک هفته میخواهید؛ به تعطیلات بروید.
.
اگر خوشبختی را برای یک ماه میخواهید؛ ازدواج کنید.
.
اگر خوشبختی را برای یک سال میخواهید؛ ثروت به ارث ببرید.
.
و اگر خوشبختی را برای یک عمر میخواهید؛
یاد بگیرید کاری را که انجام میدهید دوست داشته باشید ... استیو_جابز

@arash_rahbar

#rich_gaspari #tom_platz #bab_paris #Lee_haney #sergio_olivia #arnoldschwarzenegger
#mensphysique #albert_beckles #larry_scott #frank_zane #franco_columbu #chris_dikerson #samir_bannout #lee_haney #dorian_yates #ronine_coleman #dexter_jakson #philhealth #jey_cutler #mr_olympia #budybilding #fitness #video #muscle #training
#rich_gaspari #tom_platz #bab_paris #Lee_haney #sergio_olivia #arnoldschwarzenegger
#mensphysique #albert_beckles #larry_scott #frank_zane #franco_columbu #chris_dikerson #samir_bannout #lee_haney #dorian_yates #ronine_coleman #dexter_jakson #philhealth #jey_cutler #mr_olympia #budybilding #fitness #video #muscle #training
#rich_gaspari #tom_platz #bab_paris #Lee_haney #sergio_olivia #arnoldschwarzenegger
#mensphysique #albert_beckles #larry_scott #frank_zane #franco_columbu #chris_dikerson #samir_bannout #lee_haney #dorian_yates #ronine_coleman #dexter_jakson #philhealth #jey_cutler #mr_olympia #budybilding #fitness #video #muscle #training
Read more
Loading...
 #AThousandSplendidSuns #هزاران_خورشید_تابان #نویسنده : #خالد_حسینی بررسی #کتاب : هزار ...
Media Removed
#AThousandSplendidSuns #هزاران_خورشید_تابان #نویسنده : #خالد_حسینی بررسی #کتاب : هزار خورشید تابان دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان است که به زبان #انگلیسی نوشته شده‌ است. “هزار خورشید تابان” در ژوئن سال ۲۰۰۷ برای دست کم سه هفته پرفروش‌ترین #رمان #آمریکای_شمالی شد. نام ... #AThousandSplendidSuns
#هزاران_خورشید_تابان

#نویسنده : #خالد_حسینی

بررسی #کتاب :
هزار خورشید تابان دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان است که به زبان #انگلیسی نوشته شده‌ است.
“هزار خورشید تابان” در ژوئن سال ۲۰۰۷ برای دست کم سه هفته پرفروش‌ترین #رمان #آمریکای_شمالی شد.
نام این کتاب به گفته نویسنده از یکی از شعرهای #صائب_تبریزی ( #شاعر ایرانیِ قرن یازدهم هجری) گرفته شده است. “مریم” دختر نامشروع یک بازرگان #افغانی است که تا ۱۵ سالگی به همراه مادر، جدا از پدرش از زندگی می‌کند. مرگ مادر باعث می‌شود که پدرش وادار شود مدتی کوتاه او را در جمع خانواده واقعیِ خود بپذیرد، ولی در نهایت پدر مجبور می‌شود که برای حفظ آبرو، دختر را به ازدواج یک مرد مسن و خشن اهل کابل به نام “رشید” دربیاورد.

بررسی #ممنوعیت :
این کتاب ابتدا در کشور #افغانستان به چاپ رسید، اما پس از مدتی با حمله گروه تروریستی #طالبان به کتاب فروشی ها و سوزاندن این کتاب ممنوعیتی بر چاپ و عرضه این کتاب در افغانستان برقرار شد و این کتاب پس از آن در افغانستان #ممنوع گردید

پی‌نوشت ١ : نظر شخصی در کامنت اول

پی‌نوشت ٢ : اگر علاقه ای به تفکرات فمنیستی دارید حتما این کتاب ر مطالعه کنید.

پی نوشت ٣ : دانلود کتاب در کانال #تلگرام #ممنوعه_کده

_________________________
🔴🔴🔴
دانلود کتاب هزاران خورشید تابان در کانال تلگرام ممنوعه کده
T.me/mamnoe_kade
برای ورود به کانال تلگرام بر روی لینکی که در بیو پیج قرار گرفته است کلیک کنید.
🔴🔴🔴
_________________________
Read more
٤ مرحله ساده براى داشتن پوستى شفاف قبل از روز عروسيتون! اگر شما هم عروسيتون نزديكه يا كسى رو ميشناسين ...
Media Removed
٤ مرحله ساده براى داشتن پوستى شفاف قبل از روز عروسيتون! اگر شما هم عروسيتون نزديكه يا كسى رو ميشناسين كه داره ازدواج ميكنه حتما اين مقاله رو بخونين! برای عروس خانم ها داشتن پوستی شاداب در جشن عروسی اهمیت زیادی داره و با توجه به این نکته که زیبایی و طراوت پوست درآرایش خیلی مهمه و نهايتا در زيبايى ... ٤ مرحله ساده براى داشتن پوستى شفاف قبل از روز عروسيتون!

اگر شما هم عروسيتون نزديكه يا كسى رو ميشناسين كه داره ازدواج ميكنه حتما اين مقاله رو بخونين!
برای عروس خانم ها داشتن پوستی شاداب در جشن عروسی اهمیت زیادی داره و با توجه به این نکته که زیبایی و طراوت پوست درآرایش خیلی مهمه و نهايتا در زيبايى عكس هاى روز عروسى و خاطرات امون از اين روز زيبا تاثير ميذاره!

آرایش عیب های صورت رو میپوشونه در حالی که وقتی پوست رو پاکسازی كرده باشيم یعنی مشکلات پوست ما قبلا حل شده باشه، پوست ديگه عيبى براى پوشاندن نداره و صورت آماده هر نوعى از آرايش هست.

پاکسازی پوست مخصوص روز عروسى بهتره دو هفته قبل از مراسمتون شروع بشه و تا خود روز عروسى ادامه داشته باشه، دقت كنين كه قطع كردن نيمه كاره روتين ١٤ شبه ميتونه درمان رو ناقص كنه و باعث بشه كه به نتيجه دلخواه نرسيد

مرحله اول:
استفاده از شیر پاک کن برای برداشتن آلودگی از روی پوست. میتونین این محصول رو متناسب با پوستتون انتخاب کنید.
مرحله دوم:
استفاده از لوسیون برای برداشتن بقایای آلودگی یا آرایش ازروی پوست صورت
مرحله سوم:
استفاده از پاک کننده عمیق منافذ پوست استادرم، این محصول پوست رو تمیز و منافذ رو از آلودگی پاک میکنه. به محض استفاده از پاک کننده عمیق منافذ پوست تمیز و شفاف میشه البته دانه های سر سیاه هم از روی پوست برداشته میشه.
روش استفاده: به اندازه یک بند انگشت از محصول را روی تمام صورت، حتی نواحی حساس بزنید. کرم رو با ملایمت، بدون فشار و بصورت دورانی روی پوست ماساژ بدید، تا سفید و چسبنده شه. بعد از این مرحله چندین بار با آب شسته شه به این ترتیب با چسبیدن و اتصال به پوست تمام آلودگی ها رو از عمق منافذ بیرون می کشه.
مرحله چهارم:
استفاده از ماسک لایتنینگ استادرم، این ماسک پوست رو به صورت کاملا محسوس روشن، یکدست، نرم و شفاف میکنه و سلولهای مرده رو از روی پوست بر میداره.
روش استفاده:
• لایه ضخیمی از کرم رو روی پوست تمیز و خشک صورت، گردن و دکلته بزارید و بعد از چند دقیقه بصورت خطی ماساژ بدید. بعد از این مرحله پوستتون رو بشورید و خشک کنید.
مرحله پنجم:
این مرحله، مرحله آخر پاکسازیه و ما از اسپری سلولار واتربرای طراوت و انرژی بخشیدن به پوست استفاده میکنیم.
خريد اينترنتى از:👈 www.rojashop.com
.
كانال تلگرام #روژا:👈 https://t.me/roja_shop
Read more
. احمد الهی مقدم روانشناس: <span class="emoji emoji1f49e"></span> سلام دوستان خوبم<span class="emoji emoji1f49e"></span> این روزه خدمات روانشناسی و مشاوره ، دامنه وسیع و ...
Media Removed
. احمد الهی مقدم روانشناس: سلام دوستان خوبم این روزه خدمات روانشناسی و مشاوره ، دامنه وسیع و گسترده ای رو در شامل میشه اصول اصلی روانشناسی بالینی ، شامل : اخلاق مداری راز داری دریافت هزینه تعهد تخصص گستره خدمات روانشناسی شامل بخش های عدیده ای همچون : ازدواج خانواده تحصیلی سکس ... .
احمد الهی مقدم روانشناس: 💞 سلام دوستان خوبم💞

این روزه خدمات روانشناسی و مشاوره ، دامنه وسیع و گسترده ای رو در شامل میشه

اصول اصلی روانشناسی بالینی ، شامل :
اخلاق مداری
راز داری
دریافت هزینه
تعهد
تخصص

گستره خدمات روانشناسی شامل بخش های عدیده ای همچون :
ازدواج
خانواده
تحصیلی
سکس تراپی (درمان اختلالات جنسی)
اعتیاد
کودک و نوجوان
اختلالات خلقی
اختلالات رفتاری
اختلالات شخصیتی
بیماری های ذهنی و روانی
رشد
و ... می شود
حال با پیشرفت تکنولوژی امکان ارائه این خدمات به صورت غیر حضوری و با مجوز هم فراهم آمده است تا افرادی که نیاز به این خدمات دارند اما به دلیل ترس از حضور در کلینیک های روانشناسی و یا برچسب های رایج جامعه می توانند به صورت مجازی از این خدمات بهره ببرند
حال با هماهنگی های انجام گرفته ، احمد الهی ، کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی هفته ای یک روز کامل ، در خدمت اعضا پیج بنده می باشد ، تا به سوالات شما پاسخ دهد

درصورت نیاز به مشاوره تخصصی و فردی هم شما می توانید ، به آیدی ایشون در اینستاگرام یا تلفن ایشون در تلگرام پیام بدید تا شرایط رو خدمتتون ارائه کنند

نکته مهم : در خصوص نیاز به دریافت مشاوره تخصصی و فردی حتما این مسئله را مد نظر قرار دهید که به صورت رایگان نخواهد بود و هزینه آن طبق تعرفه های موجود خدمات روانشناسی و مشاوره محاسبه میگردد .
آیدی اینستا گرام
@ahmad_elahi_psychologist
شماره تلگرام :
09399925546

موفق و پیروز باشید
دوستار شما عزیزان
احمد تهرانی
[email protected]:
#زناشوئی #جذب #روانشناسي_ازدواج #روانشناسي_رابطه #زندگی #مشکلات #خستگی #اتاق_خواب #زندگی_مشترک #همسرداری #هدیه #رضایتبخش #مشاوران_ازدواج #بوسیدن #آغوش
#زناشوئی #جذب #رفتاری #اعتیاد #حساسیت #بابا #مامان #خواهر #ووو #مهمانی #دعوا #تلافی #شوهر⚘-------------------------------⚘
💖حضور شما عزیزان در اینجا اتفاقی نیست ،پیجی متفاوت با انرژی مثبت، بامطالب ارزنده، اگر فکر میکنید.پیج اینستگرام احمد تهرانی سودمند است به دوستانتان معرفی کنید💖. --------------------------------طب/سنتی/ahmad.Tehranihttps://t.me/joinchat/AAAAAEPCiy1xS6DJAU6NGQ
Read more
داستان کوتاه حالت تهوع #صد_داستان_صد_نقاشی #داستان_نوزدهم #حالت_تهوع بعد از دیدنش، چشامو ...
Media Removed
داستان کوتاه حالت تهوع #صد_داستان_صد_نقاشی #داستان_نوزدهم #حالت_تهوع بعد از دیدنش، چشامو بستم … هیچی بدتر از این نیست که برای رهایی از بدبختی، چشاتو ببندی و همون بدبختی، اولین چیزی باشه که خیال، تقدیمت میکنه. سال ۱۳۶۹ ؛ دوره‌ی دبیرستان به تنها چیزی که فکر میکردم، هضم کردنِ اولین ... داستان کوتاه حالت تهوع
#صد_داستان_صد_نقاشی
#داستان_نوزدهم
#حالت_تهوع

بعد از دیدنش، چشامو بستم …
هیچی بدتر از این نیست که برای رهایی از بدبختی، چشاتو ببندی

و همون بدبختی، اولین چیزی باشه که خیال، تقدیمت میکنه.
سال ۱۳۶۹ ؛ دوره‌ی دبیرستان به تنها چیزی که فکر میکردم، هضم

کردنِ اولین فرمولِ کتابِ فیزیک بود [ K=1.2mV^2 ]
به زیبا بودنم، اهمیت میدادم اما شاگرد اول بودم و درس؛ تنها چیزی

بود که درگیرش بودم.
بیرون مدرسه یه پسرِ بود، به اسم پیمان، مشمئز‌کننده‌ترین پسرِ

روی زمین، شغلش این بود: یه ربع مونده به زنگ آخرِمون، با موتورش

میومد جلوی مدرسه و با تک‌چرخ زدن، دلبری میکرد، همین.
اوایلِ پائیز بود، حالت تهوع داشتم، اجازه گرفتم و زودتر از زنگ، رفتم

سمتِ خونه، یه پسرِ اومد و با یکسری جملاتِ کثیف، مزاحمم شد،

بی اهمیت؛ طبق معمول مسیر رو ادامه دادم که یهو منو لمس کرد؛

اینجا بود که فهمیدم، از مشمئز‌کننده‌ترین هم، مشمئزکننده‌تر وجود داره.
بارون میومد، دوست داشتم همون لحظه یه صاعقه بزنه و پودر

شدنِ این آدمِ مریض رو ببینم، مسیر رو تندتر حرکت کردم، احساس

کردم که دوباره دنبالم میاد، نزدیک که شد، یهو دیدم با صورت خورد

زمین، تا به خودم اومدم؛ دیدم دارم میگم آقا پیمان، بسشه، کشتیش؛

داستان کوتاه حالت تهوع
داشت به قصدِ مرگ، طرف رو میزد.
هم میترسیدم، هم دلم خنک شده بود، هم بغضم گرفته بود.
فکرشم سخت بود که بعد از سه هفته؛ آخرِ ملاقات‌های پنهونی از

دست کمیته، به پیمان بگم؛ مراقب خودت باش عزیزم …
دیگه تک‌چرخ نمیزد، چه زود به زود، دلم براش تنگ میشد.
به یکماه نرسید، پیمان رو گرفتن.
اون آقا مشمئز‌کنندهِ، ۲۴ تا شکستگی‌ روی گونه و لگن و ساقِ‌پا و

کتفش ایجاد شده بود؛ ۱۷ تا عمل داشت، فقط هزینه‌ی یک جراحی‌

پلاستیکش ۱۱۲ هزار تومن تموم شده بود، تنها دارائی پیمان، موتورش

بود که با منت، فروخته شد ۱۹هزار تومن، تقریبا یکصدمِ کُلِ دیه‌ای که بریده شده بود. دیگه هیچ پولی نداشت.
رای دادگاه این بود، ۲۴ سال حبس.
میدونستم که محاله به پاش وایسم.
خونه‌کشی کردیم، چندسالی طول کشید تا تجدیدی‌هام رو پاس کنم.

دیپلم گرفتم و بعدش ازدواج و ماهان و پریا و نازنین، شدن بچه‌هام.
۶ اسفند ۹۳
درب خونه مون زده شد، همسرم درب رو باز کرد، صدا بلند شد، از

بالکن دیدمش؛ بعد از حبس، فقط ۵ماه طول کشید که منو پیدا کنه.
چشامو بستم و زمزمه میکردم، لعنت به حالت تهوعِ بی‌موقع …

نوشته‌ی: #سینا_زیبائی🎩
طراح نقاشی: #لیلا_راضی
Read more
Loading...
. بالاخره هر کسی از یه روشی برای تهدید اطرافیانش استفاده میکنه. نگین ما تهدید نمی‌کنیم که دلخور میشم ...
Media Removed
. بالاخره هر کسی از یه روشی برای تهدید اطرافیانش استفاده میکنه. نگین ما تهدید نمی‌کنیم که دلخور میشم چون قفل فرمون کشیدن سر چهار راه و چپوندن خودمون اول صف، آشنایی دادن به کسی که خودش رو تو خیابون زده به اون راه که شما رو ندیده هم بالاخره نوعی تهدید حساب میشه. بابام هروقت می‌خواست تهدیدمون کنه یا کولر ... .
بالاخره هر کسی از یه روشی برای تهدید اطرافیانش استفاده میکنه. نگین ما تهدید نمی‌کنیم که دلخور میشم چون قفل فرمون کشیدن سر چهار راه و چپوندن خودمون اول صف، آشنایی دادن به کسی که خودش رو تو خیابون زده به اون راه که شما رو ندیده هم بالاخره نوعی تهدید حساب میشه. بابام هروقت می‌خواست تهدیدمون کنه یا کولر رو خاموش می‌کرد یا یارانه‌مون رو نمی‌داد. خیلی دلش می‌خواست که بذاردمون سر کوچه تا تهدیدش وارد فاز جدیدتری بشه، اما تکون دادن ما overweight ها کار واقعا سختی بود. برای همین هر وقت واقعا زندگی بهش فشار می‌آورد اخبار گوش می‌کرد و مجری خبر رو با آره جون تو، هيس بابا، چرت نگو؛ مورد تفقد قرار می‌داد که در نوع خودش نوعی تهدید بود. مامانم وقتی می‌خواست تهدیدمون کنه دو تا خبر ازدواج رو رگباری بهمون می‌داد و بعد از اون بود كه مورد آماج قضاوت‌هاش قرار می‌گرفتیم. بعد هم می‌گفت به باباتون میگم، همین باعث می‌شد عقب بکشیم. یعنی حتي اگر چیزی هم نداشت که به‌بابامون بگه، با مهندسی معکوس خودمون اطلاعات بهش می‌دادیم و بالاخره به بابامون می‌گفت. شوهرم هر وقت میخواد تهدیدمون کنه از روش مختصر و مفیدی استفاده میکنه هرچند که ما کلا تو این حوزه سر شدیم. برای همین وسط برج یه قیمت گوشت و برق و حامل‌های انرژی رو اعلام میکنه تا دو هفته خودمون رو جمع می‌کنیم. اما دخترمون هر وقت میخواد تهدیدمون کنه، گوشی رو بر میداره و بی‌هوا از در و دیوار و خونه و زندگی و کمی هم از خودمون عکس و استوری میذاره و این ترسناک‌ترین نوع تهدید تا این لحظه است. البته دوستامون با هوایی زدن و کپی پیست کردن نیچه و شریعتی و حسین پناهی هم تهدیدمون میکنن. شما فکر میکنین خیلی خفن و شاخ و خوره ادبیاتن ولی در واقع پیغامشون اینه که یک پدری ازت دربیارم که دیگه من رو نپیچونی و خودت تنهایی بری عشق و حال، لاشخور. این رو پشت این جمله صادق هدایت پنهونش کردن كه ميگه: «در زندگی زخم‌هایی هست كه مثل خوره در انزوا روح را آهسته می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به كسی اظهار كرد.» به این‌ها یه دو سیب نعنا بدین برمیگردن به تنظیمات کارخونه، البته دنگی نه، به حساب خودتون. این میون بعضی‌ها هم هستن که با کپس‌لاک ملت رو تهدید میکنن که در جواب باید بهشون بگیم، عین آدم بنویس، دستتم بنداز موقع حرف زدن با ما! فهمیدی؟! اکانت فیک‌ها رو هم نریز تو اصلی‌ها!
Read more
یکی از قهرمانان مشهور گلف جهان، وقتی در یک مسابقه پیروز شد، زنی به سویش دوید و گفت: بچه ام مریض است، ...
Media Removed
یکی از قهرمانان مشهور گلف جهان، وقتی در یک مسابقه پیروز شد، زنی به سویش دوید و گفت: بچه ام مریض است، به من کمک کن و گرنه خواهد مرد. او بلافاصله همه ی پولی را که برنده شده بود به آن زن داد هفته بعد، یکی از مقامات ورزش گلف با او تماس گرفت و گفت: خبر بدی برایت دارم. آن زن کلاه بردار بوده و اصلا ازدواج نکرده ... یکی از قهرمانان مشهور گلف جهان، وقتی در یک مسابقه پیروز شد، زنی به سویش دوید و گفت:
بچه ام مریض است، به من کمک کن و گرنه خواهد مرد.
او بلافاصله همه ی پولی را که برنده شده بود به آن زن داد
هفته بعد، یکی از مقامات ورزش گلف با او تماس گرفت و گفت:
خبر بدی برایت دارم. آن زن کلاه بردار بوده و اصلا ازدواج نکرده بوده که بچه ای داشته باشد.
قهرمان مشهور گلف در پاسخ گفت:
این که خبر خوبی است، یعنی بچه ای مریض نبوده که در حال مرگ باشد، خدا را شکر.
مدل ذهنی انسان های بزرگ و موفق این گونه است. :
توجه 🔴🔴 دوستای عزیز لطفا پستها را لایک کنید که بقیه هم بتونند ببینند و از هوم حذف نشیم 🔴🔴 حالا چرا لایک ؟
اگر کسی پستی ببینه و لایک نکنه ! پست بعدی تو صفحه اصلیش نمیاد ! به ازای هر پستی کسی ببینه لایک نکنه پست برای ده نفر دیگه از فالورها نشون داده نمیشه ، الگوریتم جدید اینستا 🤔🤔🤔
:
به امید خدا در ماه مبارک رمضان پست های خوشمزه ای در راهه لطفا همکاری کنید تا همگی بتونیم در کنار هم استفاده کنیم ❤️مرسییی :
شیرینی خرمایی بهترین گزینه برای روزه دارها ، کودکان ، ورزشکاران و بیماران اصن برای همه چون پر انرژیه و انرژی از دست رفته بدن بر میگردونه : ۲۰۰ گرم خرما هسته ها جدا و با چنگال له کردم ، ۱۰۰ گرم گردو نیم کوب به خرما اضافه کردم بهمراه ۱ قاشق غذاخوری کنجد و ۵۰ گرم پودر نارگیل همه رو با هم مخلوط و ورز دادم حالا از اینجا هر مدل دوست دارید میتونید سرو کنید ظرف کنید یا مثه من مواد به شکل دایره درست کنید و در پودر نارگیل و کنجد و گردو بچرخانید .
#شیرینی_خرمایی #گردو #کنجد #پودرنارکیل #انرژی #ورزش #ماه_مبارک_رمضان #دسر #مقوی #کودک #ورزشکار #بیمار
❤️❤️❤️❤️ اگه عکس دیدید قلب بذارید
Read more
Istanbul, Turkey پشت یه عکس ساده از مراسم عقد خواهرم، سه تا خانواده‌ان که هر کدوم از یه کشور اومدن، ...
Media Removed
Istanbul, Turkey پشت یه عکس ساده از مراسم عقد خواهرم، سه تا خانواده‌ان که هر کدوم از یه کشور اومدن، و مراحل پیچیده‌ی ثبت ازدواج تو یه کشور دیگه که کار حضرت فیل بود و فقط با پشتکار بچه‌ها و دعای خانواده تو یک هفته انجام شد، البته که نه به همین آسونی، که با کلی دوندگی و رشوه به ادارات استانبول و شهرداری ... Istanbul, Turkey
پشت یه عکس ساده از مراسم عقد خواهرم، سه تا خانواده‌ان که هر کدوم از یه کشور اومدن، و مراحل پیچیده‌ی ثبت ازدواج تو یه کشور دیگه که کار حضرت فیل بود و فقط با پشتکار بچه‌ها و دعای خانواده تو یک هفته انجام شد، البته که نه به همین آسونی، که با کلی دوندگی و رشوه به ادارات استانبول و شهرداری و التماس به سفارت ایران و مسجد وغیره
.
@tete.sinat خوشحالم که تلاشتو کردی تا همه باهم باشیم و یه خاطره‌ی خوش برامون بمونه. من که هنوز باورم نمیشه! خوشبخت باشین 😅😍🌸😘💍
.
مرسی از لطف شما عزیزان تو پست قبل و دایرکت، انقدر سرم شلوغه که هنوز نتونستم جواب بدم! مرسی یه عالمه! مهربونترینید 🌸🌿
.
Read more
Loading...
سلام دوستان مدتها پیام های دایرکت رو تک به تک جواب دادم. در نورد فرهنگ نروژ وضع آموزش مدارس ازادی ...
Media Removed
سلام دوستان مدتها پیام های دایرکت رو تک به تک جواب دادم. در نورد فرهنگ نروژ وضع آموزش مدارس ازادی و برابری مهاجرت تحصیل ازدواج کودکان اما واقعا کار سختیست و خیلی وقت گیر چون هر جوابی که میدم یک سوال جدید مطرح میشود کار تمامی ندارد ! تصمیم دارم هفته ای دو شب Live و به سوالات جواب بدم چون هم شفاهی ... سلام دوستان مدتها پیام های دایرکت رو تک به تک جواب دادم. در نورد فرهنگ نروژ
وضع آموزش
مدارس
ازادی و برابری
مهاجرت
تحصیل
ازدواج
کودکان
اما واقعا کار سختیست و خیلی وقت گیر چون هر جوابی که میدم یک سوال جدید مطرح میشود کار تمامی ندارد ! تصمیم دارم هفته ای دو شب
Live
و به سوالات جواب بدم چون هم شفاهی برام اسون تر هست تا تایپ کردن و هم تعداد بیشتری میشنوند.
دو تا ابشن برای وقت لایو
اینجا میگذارم ساعاتیست که برایم مقدور هست
کسانی که سوال دارند و با 🔷جمعه ودوشنبه ساعت نه شب به وقت ایران موافقندعدد( ۱) 🔶کسانی که با سه شنبه و چهار شنبه ساعت نه شب به وقتی آیران موافقندعدد (۲)
را کامنت بگذارید لطفا
تا من جمع بندی کنم و شروع کنیم. 😘

#شهر #پناهندگی #نروژ #خیابان #موبایلگرافی #مهاجرت #زندگی
#راههای_مهاجرت_به_نروژ_ #تحصیل_در نروژ #امار
Read more
 #لاهیجان_را_باید_دید . ‌‌‌‌‌‎سه شنبه است و باز نوبت به #عکس_قدیمی رسید . ‌‌‌‌‌‎تصویر قديمى ...
Media Removed
#لاهیجان_را_باید_دید . ‌‌‌‌‌‎سه شنبه است و باز نوبت به #عکس_قدیمی رسید . ‌‌‌‌‌‎تصویر قديمى این هفته، مربوط ميشه به حضور شعبان جعفرى (شعبون بى مخ) در زورخانه سام لاهيجان سال ١٣٢٨ . شعبون خان سال ٢٧ بعنوان یک مهمان تبعیدی در لاهیجان سکونت کرد و در همان سال با یکی از دختران طايفه آزاد سرو ازدواج ... #لاهیجان_را_باید_دید . ‌‌‌‌‌‎سه شنبه است و باز نوبت به #عکس_قدیمی
رسید
.
‌‌‌‌‌‎تصویر قديمى این هفته، مربوط ميشه به
حضور شعبان جعفرى (شعبون بى مخ) در زورخانه سام لاهيجان
سال ١٣٢٨
.
شعبون خان سال ٢٧ بعنوان یک مهمان تبعیدی در لاهیجان سکونت کرد و در همان سال با یکی از دختران طايفه آزاد سرو ازدواج نمود که ثمره آن پسری به نام رضا بود
(رضا جعفرى هم چندسال پيش به رحمت خدا رفت)
.
شعبان خودش باستانى كار و در تهران صاحب زورخانه بود. اونهايى كه تو اين عكس اطرافش هستند، ايستاده از راست: غلامحسین مهری خواه, جواد قراب, ناصر عطار حمیدی, شعبان جعفری, محند آصف زاده و اکبر فتوحی
.
نشسته از راست: ابوالحسن نژاد قنبر
.
سپاس فراوان از جناب كيوان پندى

سه شنبه های عکس قدیمی رو دوست خوبمون در صفحه لاهیجان سیتی همراهی میکنه
________

عکسها و تصاویرتون رو از #لاهیجان با هشتک ما اشتراک بگذارید یا به دایرکت ما ارسال کنید و یا با تلگرام با ما در ارتباط باشید.
.
.

#MustSeeLahijan
✌😊✌
.
.
دوستانتون رو تگ کنید
____________
Read more
آخر هفته و سد های زیبای روستای گوین و مراسم ازدواج دوست عزیززموون آقا فریبرز پارسا ان شاالله یک عمر ...
Media Removed
آخر هفته و سد های زیبای روستای گوین و مراسم ازدواج دوست عزیززموون آقا فریبرز پارسا ان شاالله یک عمر با شادی و خوشی زندگی کنی داداش. رویدر #شنا #کوه #سد_گوین #رویدر #عروسی_فریبرز #رفقای_فابریک آخر هفته و سد های زیبای روستای گوین و مراسم ازدواج دوست عزیززموون آقا فریبرز پارسا ان شاالله یک عمر با شادی و خوشی زندگی کنی داداش. رویدر
#شنا #کوه #سد_گوین #رویدر #عروسی_فریبرز #رفقای_فابریک
Loading...
. #برشی_از_یک_کتاب خیلی خوب آن لحظه را به یاد دارم. در برابر دریا ایستاده و زل زده بودیم به رو‌به‌رویمان. ...
Media Removed
. #برشی_از_یک_کتاب خیلی خوب آن لحظه را به یاد دارم. در برابر دریا ایستاده و زل زده بودیم به رو‌به‌رویمان. همان لحظه بود که آنا از من پرسید: "اگر کار وحشتناکی انجام داده‌باشم، باز هم مرا دوست خواهی داشت؟ " باید چه پاسخی می‌دادم؟ آنا زن زندگی من بود. قرار بود سه هفته بعد ازدواج کنیم. معلوم است هرکاری ... .
#برشی_از_یک_کتاب
خیلی خوب آن لحظه را به یاد دارم. در برابر دریا ایستاده و زل زده بودیم به رو‌به‌رویمان. همان لحظه بود که آنا از من پرسید: "اگر کار وحشتناکی انجام داده‌باشم، باز هم مرا دوست خواهی داشت؟ "

باید چه پاسخی می‌دادم؟ آنا زن زندگی من بود. قرار بود سه هفته بعد ازدواج کنیم. معلوم است هرکاری هم که کرده‌بود، دوستش داشتم. دست کم این چیزی بود که فکر می‌کردم. ولی وقتی عکسی را از کیفش بیرون آورد، به من نشان داد و گفت:"من این کار رو کردم..." نتوانستم خودم را کنترل کنم. حتی نتوانستم هیچ واکنشی نشان دهم! پس از چند لحظه بیرون رفتم. در میان راه پشیمان شدم و برگشتم، ولی وقتی رسیدم خیلی دیر شده بود. هیچ اثری از آنا نبود.

از آن روز دارم دنبالش می‌گردم... عنوان کتاب: #دختری_از_بروکلین
نویسنده: #گیوم_موسو

لینک این کتاب:
https://goo.gl/Z7i29E

@shahreketabonline
Read more
. بزرگ ترین افسوسم این است که هرگز فرصت نشد از نزدیک ببینم ات، آدم همیشه فکر میکند هنوز وقت هست، اما خب همیشه هم اشتباه میکند. بزرگ ترین افسوسم این است که هرگز فرصت نشد صدایت را بشنوم؛ اما فکر میکنم اگر صدایت را می شنیدم، تو را در یک خیابان شلوغ، میان آن همه جمعیت تشخیص می دادم. بزرگ ترین افسوسم ... .
بزرگ ترین افسوسم این است که هرگز فرصت نشد از نزدیک ببینم ات،
آدم همیشه فکر میکند هنوز وقت هست، اما خب همیشه هم اشتباه میکند.

بزرگ ترین افسوسم این است که هرگز فرصت نشد صدایت را بشنوم؛
اما فکر میکنم اگر صدایت را می شنیدم،
تو را در یک خیابان شلوغ، میان آن همه جمعیت تشخیص می دادم.

بزرگ ترین افسوسم این است که هرگز عکسی از تو به دستم نرسید؛
اما باور کن مطمئنم تمام عکس هایی که در زندگی دیده ام، هیچ کدامشان تو نبوده ای.
.
بزرگ ترین افسوسم این است که هیچوقت شماره تلفن ات را پیدا نکردم.
اگر شماره ات را داشتم، قول میدهم چیزی از وضعیت آب و هوا نمی پرسیدم، یا از نتیجه بازی های آخر هفته ی لیگ.
یک راست میرفتم سر حرف هایی که دوستشان داری.
.
بزرگ ترین افسوسم این است که هرگز نفهمیدم کجا زندگی می کنی
شاید آنجا هستی که دختران چشم های بادامی دارند
و یا در کشوری زندگی می کنی که زن ها نقاب می زنند
یا مثلا آنجا که خانم ها موهای بلوندشان را نمی پوشانند.
حتی میتوانی آنجا زندگی کنی که زن ها دامن های چین دار قرمز می پوشند و با کفش های پاشنه بلندشان، رقص تانگو را خوب بلدند،
اما خوب می دانم که چشم های تو آبی ست
و لبخندت با تمام لبخندها فرق می کند.
.
بزرگ ترین افسوسم این است که هرگز اسم ات را ندانستم،
اما خب شک ندارم که اسم ات "دریا" ست.
اسم های دیگری هم شاید داشته باشی،
مثلا شاید در خانه "ایمیلی" صدایت کنند، یا "ویرجینیا" و یا حتی "سوفیا".
شاید هم اسمی عربی یا ترکی داشته باشی.
اسم های کوردی هم خیلی به تو می آیند،
اما خب راستش را بخواهی، اسم تو "دریا" ست
و تو نمی توانی اسمی غیر از این داشته باشی.

افسوس های بزرگی در زندگی دارم،
اما راستش را بخواهی
بزرگ ترین افسوسم این است که تو هنوز به دنیا نیامده ای
و شاید هم آمده و رفته ای ...
.
بزرگ ترین افسوسم این است
که من و تو
هیچ وقت
مال یک زمان نبودیم "دریا" ...
.
.
#بابک_زمانی
#لطفا_یکی_مرا_از_مرگ_نجات_بدهد
نشر ایجاز
.
.
پی نوشت: این ویدیو،برشی از فیلم «ابدیت و یک روز» به کارگردانی تئو آنگلوپلوس،از اسطوره های زندگی ام،همراه با موسیقی جاودانه و جادویی و خلسه آور النی کارایندرو است.هربار که میخواهم به خودم بازگردم، به هنر یونان پناه می برم،به موسیقی یونان به شعر یونان، به سینمای یونان ...
نمی دانم، شاید روزی،جایی،ماهیگیر پیری بوده ام در یکی از دهکده های ساحلی اش. شاید عکاس دوره گردی بوده ام در کوچه پس کوچه های آتن.شاید در یکی از شراب خانه های سانتورینی،شاید در میکونوس عاشق دختری شده ام،شاید در لاریسا ازدواج کرده ام، شاید روزی در آژیوس مُرده ام...
Read more
. <span class="emoji emoji1f53a"></span>بخشي از #كتاب قدرت تمرکز . پر فروش ترین کتاب نیویورک تایمز اثر سه استاد بزرگ : جک کنفیلد ، لس هیویت ...
Media Removed
. بخشي از #كتاب قدرت تمرکز . پر فروش ترین کتاب نیویورک تایمز اثر سه استاد بزرگ : جک کنفیلد ، لس هیویت و مارک ویکتور هنسن . زندگی بدون تجربه بی ارزش است . شخصی که در یک خانواده فقیر بزرگ شده بود و معلوم هم بود در کلاس درس مشکلات بزرگی داشت . او بخاطر ناتوانی ، در خواندن و نوشتن بسیار مشکل داشت . معلم هم ... .
🔺بخشي از #كتاب قدرت تمرکز .
پر فروش ترین کتاب نیویورک تایمز اثر سه استاد بزرگ : جک کنفیلد ، لس هیویت و مارک ویکتور هنسن
.
زندگی بدون تجربه بی ارزش است .
شخصی که در یک خانواده فقیر بزرگ شده بود و معلوم هم بود در کلاس درس مشکلات بزرگی داشت . او بخاطر ناتوانی ، در خواندن و نوشتن بسیار مشکل داشت . معلم هم به دلیل شلوغی کلاس ، به او توجهی نداشت . حتی یکی از معلمانش او را در کلاس جلو بقیه سرزنش می کرد و می گفت : تو آدم احمق و بی ارزشی هستی و جائی هم نمی رسی ! این شخص در همه درسها مردود شد و اخراج شد . او به کارهای مختلف پرداخت ، و به کار ساختمانی به عنوان کارگر مشغول شد . بعد از ازدواج تصمیم گرفت که برای خود کاری دست و پا کند که هر دفعه شروع می کرد ، همان سال اول ورشکست می شد .
اغلب مردم بعد از شکستها ، به کارهای حقوق بگیری روی می آورند ، اما او گفته بود که من تجربه بیشتری پیدا کرده ام ، بخاطر اینکه همه اشتباهات من یک بار بوده و تکراری نبوده اند ، البته این هم نکته ای است . اولین خطا یا اشتباه را تجربه می گویند . در صورت تکرار همان اشتباه یا خطا را "احمقی" می گویند .
او با خواهش از همسرش خواست که دوباره کاری را امتحان کند . این بار در یک بنگاه معاملات ملکی مشغول به کار شد . در مدت پنج سالی که سه بار ورشکست شده بود ، فقط یاد گرفته بود که باید پشتکار داشت . در تشویق کردن مهارت پیدا کرده بود . در عرض ده سال ، توانست یکی از موفقترین کارآفرینان محل شود و صاحب زندگی ای شد که هیچ کس تصور آن را نمی کرد وقتی از او پرسیده بودند که چطور به این درجه رسیده ای ؟ گفته بود من فقط برای فکر کردن ، وقت می گذاشتم . یک روز در هفته را برای فکر کردن اختصاص داده بودم . همه فکرها ،ایده ها و راهکارهائی را که بدست آورده ام در همان یک روز ، مختص فکر کردن بوده است .
.
🔺🔻🔺
📚نام کتاب : قدرت تمرکز 🔖مولفین : جک کنفیلد ، لس هیویت ، مارک ویکتور 📝مترجم : سید مجتبی میر مالک 💳قیمت : 19000تومان
📨ارسال رايگان با پست پيشتاز .
🔖🔖🔖
🛒‎جهت خريد كتاب به همراه ارسال رايگان .

1️⃣ كد١٦٨٠ را به سامانه 300086428 ارسال کنید ☎️كارشناسان ما با شما تماس مي گيرند و یا .
2️⃣📲 با شماره 09197464022 خانم كرمي هماهنگ كنيد.
Read more
 #bighanoon #mehrdadnaeimi سام هاشمی، سی و پنج ساله، مجرد، رُک و بدجنس، پشتکار عجیبی داشت. او تا ...
Media Removed
#bighanoon #mehrdadnaeimi سام هاشمی، سی و پنج ساله، مجرد، رُک و بدجنس، پشتکار عجیبی داشت. او تا حالا به تمام زن‌های زندگی‌اش خیانت کرده‌بود. کلا از این کار لذت می‌برد. او به‌تازگی از سربازی خلاص شده‌بود و حالا بیشتر اوقات مشغول بازی و شادی بود. بازی و شادی که چه عرض کنم. از این طرف به آن طرف می‌رفت ... #bighanoon #mehrdadnaeimi
سام هاشمی، سی و پنج ساله، مجرد، رُک و بدجنس، پشتکار عجیبی داشت. او تا حالا به تمام زن‌های زندگی‌اش خیانت کرده‌بود. کلا از این کار لذت می‌برد. او به‌تازگی از سربازی خلاص شده‌بود و حالا بیشتر اوقات مشغول بازی و شادی بود. بازی و شادی که چه عرض کنم. از این طرف به آن طرف می‌رفت تا زخم بستر نگیرد. از آن دسته آدم‌ها بود که هر لحظه در حال محاسبه‌ی تمام احتمالات موجودند. مثلا فکر می‌کرد دوستانش او را به خاطر خانه‌ و ماشینش دوست دارند. ماشینی که آنقدر کوچک بود که نمی‌شد در آن تکان خورد و خانه‌ای که متعلق به پدر و مادرِ همیشه در سفرش بود و سام که بچه‌ی ته‌تغاری خانواده بود، عملا تنها ساکن آن بود. او هر هفته دوستانش را به خانه دعوت می‌کرد اما آنقدر از ترس والدینش به همه تذکر می‌داد که مهمانی را کوفت‌شان می‌کرد. برای همین تنها موضوع مورد بحث در این مهمانی‌ها رابطه سام و گلی بود! سام اخیرا برای ازدواج با گلی تلاش عجیبی می‌کرد. در واقع مدتی بود دیگر کسی گولِ کلک‌ها، حقه‌‌ها، مکرها، نیرنگ‌‌‌ها، فریب‌‌ها، دسیسه‌‌ها، حیله‌ها و دغل‌هایش را نمی‌خورد. دیگر احساس پیری می‌کرد. با خودش فکر می‌کرد نکند دیگر برای زنها جذابیتی ندارد و قرار است تنها بماند. در تمام سالهای گذشته او پیوسته درگیر زنان بود اما از آنها متنفر. هیچکس دو دوتا چهارتای این رابطه غریب را نفهمیده‌بود اما همه می‌دانستند که سام از هر فرصتی برای آشنایی و ازدواج با یک زن استقبال می‌کرد. در این بین گلی هیچ‌وقت به سام محل نگذاشته بود. سام سالها بود که زیر تک‌تک پست‌های گلی کامنت می‌گذاشت. گلی هم بنظر دختر نورمالی نمی‌آمد اما می‌شد فهمید چرا سام او را دوست دارد. از ویژگی‌های ظاهری که صرفنظر می‌کردیم، گلی همه حرفهایش بی ربط و غیرمنطقی بنظر می‌آمدند و سام هم از همین‌جور دخترها خوشش می‌آمد. حتی کپشن‌های پست‌های اینستاگرامش هم بی‌ربط به عکس‌ها بود. مثلا عکس یک گربه می‌گذاشت با این کپشن: «مشترکم بودی اما در دسترس نبودی!» سام هم توی کامنت‌ها خودشیرین‌بازی درآورده‌بود که: «وای چه گربه پشمالویی، کاش می‌شد می‌تونستم اونجا باشم گربه‌هرو بغل کنم».
.
روز بعد گلی یک عکس با سگ گذاشته و کپشن زده‌بود: «باید قاب بگیرم حرف‌هایت را، همه عکس شدند!» و سام کامنت نوشته‌بود که: «وای چه سگ خوشملی، سوراخ دماغاشو... ای جان... کاش اقداماتی صورت می‌گرفت منم می‌تونستم اونجا باشم سگه رو بغل کنم» روز بعد این بانوی موسیقی و مهتاب عکسی با یک خرگوش گذاشته و کپشن نوشته‌بود: «عزیزم شما روی پاهات هم
.

بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇👇👇
Read more
.. احمد الهی مقدم روانشناس: <span class="emoji emoji1f49e"></span> سلام دوستان خوبم<span class="emoji emoji1f49e"></span> این روزه خدمات روانشناسی و مشاوره ، دامنه وسیع ...
Media Removed
.. احمد الهی مقدم روانشناس: سلام دوستان خوبم این روزه خدمات روانشناسی و مشاوره ، دامنه وسیع و گسترده ای رو در شامل میشه اصول اصلی روانشناسی بالینی ، شامل : اخلاق مداری راز داری دریافت هزینه تعهد تخصص گستره خدمات روانشناسی شامل بخش های عدیده ای همچون : ازدواج خانواده تحصیلی سکس ... ..
احمد الهی مقدم روانشناس: 💞 سلام دوستان خوبم💞

این روزه خدمات روانشناسی و مشاوره ، دامنه وسیع و گسترده ای رو در شامل میشه

اصول اصلی روانشناسی بالینی ، شامل :
اخلاق مداری
راز داری
دریافت هزینه
تعهد
تخصص

گستره خدمات روانشناسی شامل بخش های عدیده ای همچون :
ازدواج
خانواده
تحصیلی
سکس تراپی (درمان اختلالات جنسی)
اعتیاد
کودک و نوجوان
اختلالات خلقی
اختلالات رفتاری
اختلالات شخصیتی
بیماری های ذهنی و روانی
رشد
و ... می شود
حال با پیشرفت تکنولوژی امکان ارائه این خدمات به صورت غیر حضوری و با مجوز هم فراهم آمده است تا افرادی که نیاز به این خدمات دارند اما به دلیل ترس از حضور در کلینیک های روانشناسی و یا برچسب های رایج جامعه می توانند به صورت مجازی از این خدمات بهره ببرند
حال با هماهنگی های انجام گرفته ، احمد الهی ، کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی هفته ای یک روز کامل ، در خدمت اعضا پیج بنده می باشد ، تا به سوالات شما پاسخ دهد

درصورت نیاز به مشاوره تخصصی و فردی هم شما می توانید ، به آیدی ایشون در اینستاگرام یا تلفن ایشون در تلگرام پیام بدید تا شرایط رو خدمتتون ارائه کنند

نکته مهم : در خصوص نیاز به دریافت مشاوره تخصصی و فردی حتما این مسئله را مد نظر قرار دهید که به صورت رایگان نخواهد بود و هزینه آن طبق تعرفه های موجود خدمات روانشناسی و مشاوره محاسبه میگردد .
آیدی اینستا گرام
@ahmad_elahi_psychologist
شماره تلگرام :
09399925546

موفق و پیروز باشید
دوستار شما عزیزان
احمد تهرانی
[email protected]:
#زناشوئی #جذب #روانشناسي_ازدواج #روانشناسي_رابطه #زندگی #مشکلات #خستگی #اتاق_خواب #زندگی_مشترک #همسرداری #هدیه #رضایتبخش #مشاوران_ازدواج #بوسیدن #آغوش
#زناشوئی #جذب #رفتاری #اعتیاد #حساسیت #بابا #مامان #خواهر #ووو #مهمانی #دعوا #تلافی #شوهر⚘-------------------------------⚘
💖حضور شما عزیزان در اینجا اتفاقی نیست ،پیجی متفاوت با انرژی مثبت، بامطالب ارزنده، اگر فکر میکنید.پیج اینستگرام احمد تهرانی سودمند است به دوستانتان معرفی کنید💖. --------------------------------طب/سنتی/ahmad.Tehranihttps://t.me/joinchat/AAAAAEPCiy1xS6DJAU6NGQ
Read more
‌ پنج سال پیش، این ساعت، این روز، سما بعد از یک ماه بازداشت، با وثیقه آزاد شد. به اتهام تبلیغ علیه نظام. ...
Media Removed
‌ پنج سال پیش، این ساعت، این روز، سما بعد از یک ماه بازداشت، با وثیقه آزاد شد. به اتهام تبلیغ علیه نظام. وقتی که از تو خیابون، دست و چشم بسته بردنش، تازه یک ماه بود ازدواج کرده بودیم و جیک‌جیک مستون‌مون بود. بعدا وکیل گفت که خیلی تو پرونده بی‌قانونی بوده و می‌تونیم شکایت کنیم، اما از ترس حکم تلافی‌ ...
پنج سال پیش، این ساعت، این روز، سما بعد از یک ماه بازداشت، با وثیقه آزاد شد. به اتهام تبلیغ علیه نظام. وقتی که از تو خیابون، دست و چشم بسته بردنش، تازه یک ماه بود ازدواج کرده بودیم و جیک‌جیک مستون‌مون بود.
بعدا وکیل گفت که خیلی تو پرونده بی‌قانونی بوده و می‌تونیم شکایت کنیم، اما از ترس حکم تلافی‌ جویانه‌ی دادگاه این کار رو نکردیم.
این آزادیِ لحظه آخری اما، عیدمون رو ساخت. وحشتِ عیدِ بدون سما، از یکی دو هفته قبلش تو دل همه‌مون بود. وقتی سما ساعت ۵ روز ۲۸ اسفند آزاد شد، یه کم بعدش، همه‌ی فک و فامیل از شهرای مختلف اومدن خونه‌مون و بزن و بکوب شد 😊 یادش به‌خیر. یادمه موقع سال تحویل، روبوسی با فامیل حاضر، یه نیم ساعتی طول کشید. دادگاه شش ماه بعد تشکیل شد و بهش پنج سال تعلیقی دادن.

داستان هنوز ادامه داره:
بابای سما: حکم بدوی یک‌سال و نیم حبس، یک سال تبعید به میناب بندرعباس، منتظر حکم دادگاه تجدید نظر
مامان سما: یک سال حبس، منتظر دادگاه تجدیدنظر
بابای من: منتظر حکم دادگاه بدوی
عموی من: سه سال حبس، منتظر دادگاه تجدیدنظر
و اتهام همه تبلیغ علیه نظام و گاها اقدام علیه امنیت ملی. همه‌شون قبل از دادگاه بازداشت شدن، بازجویی شدن، انفرادی رفتن، و هر روز بازداشت و بی‌خبری ازشون بهمون یک سال گذشته. کاش دغدغه‌ی بازداشت و حکم و دادگاه از خونواده‌مون بره دیگه. همین‌طور از بقیه‌ی خونواده‌هایی که درگیر چنین اتهام‌ها و دادگاه‌هایی هستن.

پ.ن. بامزه‌ش اینه که اگر تجدیدنظر تایید کنه و برن زندان، ما باید بین کرمانشاه و سنندج و میناب بندرعباس و خاش سیستان‌بلوچستان بریم و بیایم برای ملاقات مامان باباها و عمو 😂 چهار طرف ایران . وطنم پاره‌ی تنم
Read more
: #جنوب_دریاچه_سوپریور #الن_ایرگود مترجم: #آرتمیس_مسعودی ۴۵۶ صفحه/ ۲۱۵۰۰ تومان/ نشر آموت جنوب ...
Media Removed
: #جنوب_دریاچه_سوپریور #الن_ایرگود مترجم: #آرتمیس_مسعودی ۴۵۶ صفحه/ ۲۱۵۰۰ تومان/ نشر آموت جنوب دریاچه سوپریور، داستانی سرشار از احساس نوع‌دوستی و نیکی به دیگران است که طی آن ماجراهایی مانند گم شدن یک کودک، یک عشق بر باد رفته، تصادف اتومبیل، جشن عروسی، آتش‌سوزی، یک ازدواج رمانتیک، ... :
#جنوب_دریاچه_سوپریور
#الن_ایرگود
مترجم: #آرتمیس_مسعودی
۴۵۶ صفحه/ ۲۱۵۰۰ تومان/ نشر آموت

جنوب دریاچه سوپریور، داستانی سرشار از احساس نوع‌دوستی و نیکی به دیگران است که طی آن ماجراهایی مانند گم شدن یک کودک، یک عشق بر باد رفته، تصادف اتومبیل، جشن عروسی، آتش‌سوزی، یک ازدواج رمانتیک، گلدیس و آربیوتوس و بقیه ساکنان شهر کوچک میشیگان، به زن جوانی که محور داستان است می‌آموزند که چطور انسان بزرگی باشد.

وقتی مدلین از شیکاگو به مقصد ساحل دریاچه سوپریور خارج می‌شد، هرگز فکر نمی‌‌کرد زندگی‌اش تا این اندازه متحول شود. وقتی مسئولیت نگهداری یکی از دوستان خانوادگی‌اش را به عهده می‌گیرد، در کنار دو خواهر مسن که یکی تندمزاج و لجباز و دیگری شیرین‌تر از عسل است، احساس سردرگمی می کند اما ...
این رمان پس از انتشار خود با واکنش‌هایی از سوی برخی نویسندگان و منتقدان نیز همراه شده است. تیفانی بیکر، نویسنده رمان «غول پیکر کوچک دهکده آبردین» درباره این رمان می‌گوید: «جنوب دریاچه سوپریور، شعری عمیق در مورد شادی‌های کوچک زندگی است. شخصیت‌های داستان و فضای این شهر کوچک، شما را به وجد می‌آورد و پس از پایان کتاب، دلتان می‌خواهد نزدیکانتان را در آغوش بگیرید».
همچنین لسلی کاگن، نویسنده رمان «سوت زدن در تاریکی» معتقد است: این رمان آنقدر فوق‌العاده بود که تا چند هفته پس از خواندن آن، نمی‌توانستم فراموشش کنم.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
نام : سريال كره ای گودال نام لاتین: Manhole شبكه پخش: mbc کشور تولید کننده : كره جنوبي ژانر: کمدی ...
Media Removed
نام : سريال كره ای گودال نام لاتین: Manhole شبكه پخش: mbc کشور تولید کننده : كره جنوبي ژانر: کمدی / رمانتیک سال توليد: ٢٠۱٧ زیر نویس: فارسی تعداد دیسک: ۴ عدد تعداد قسمت : ۱۶ فرمت: نسخه خانگي كيفيت عالي ٧٢٠p قيمت: ۸۰۰۰ تومان بازیگران: Kim Jae Joong as Bong Pil Uee as Kang Su Jin Baro ... نام : سريال كره ای گودال
نام لاتین: Manhole
شبكه پخش: mbc
کشور تولید کننده : كره جنوبي
ژانر: کمدی / رمانتیک
سال توليد: ٢٠۱٧
زیر نویس: فارسی
تعداد دیسک: ۴ عدد
تعداد قسمت : ۱۶
فرمت: نسخه خانگي
كيفيت عالي ٧٢٠p
قيمت: ۸۰۰۰ تومان
بازیگران: Kim Jae Joong as Bong Pil
Uee as Kang Su Jin
Baro as Jo Seok Tae
Jung Hye Sung as Oh Jin Suk
Jang Mi Kwan as Kang Jae Hyeon
Seo Min Ji
خلاصه داستان:
مرد و گودال،داستان شخصی به اسم “بونگ پیل” را بیان میکند،یک مرد بیکار که با تلکه کردن پدر و مادرش زندگی میکند
در حالی که وانمود میکند در حال درس خوندن برای آزمون دولتی است.
“بونگ پیل”از طریق یک گودال به گذشته سفر میکند تا جلوی ازدواج عشق یک طرفه زندگی اش “سو جین” را که تا یک هفته دیگر است بگیرد...
🚀ارسال به سراسر كشور🚀
🎈جهت سفارش:٠٩١٢٤٤٥٩٤٩٦
➖➖➖➖➖➖➖➖
📀💿📀💿📀💿📀💿
Read more
 #withgalaxy #russia #shotons9 راستش من فکر میکنم وقتی ما به جایی برای مدت کوتاهی سفر میکنیم درست ...
Media Removed
#withgalaxy #russia #shotons9 راستش من فکر میکنم وقتی ما به جایی برای مدت کوتاهی سفر میکنیم درست مثل این میمونه که به اقیانوس برسیم و یک پامون رو به آب بزنیم. با سفر کوتاه نه وارد جامعه میشیم و نه میتونیم با اقشار مختلف جامعه هم‌صحبت شیم نه از وضع زندگی و از مشکلات اجتماعی خبردار شیم و نه حتی از روی ... #withgalaxy #russia #shotons9
راستش من فکر میکنم وقتی ما به جایی برای مدت کوتاهی سفر میکنیم درست مثل این میمونه که به اقیانوس برسیم و یک پامون رو به آب بزنیم. با سفر کوتاه نه وارد جامعه میشیم و نه میتونیم با اقشار مختلف جامعه هم‌صحبت شیم نه از وضع زندگی و از مشکلات اجتماعی خبردار شیم و نه حتی از روی ظاهر آدم‌ها میتونیم به نتیجه ای برسیم ،چون حتی لباس و ظاهر و حال آدم‌ها بستگی به حال و روز و فصل و موقعیتی که ما شاید اتفاقی اونجا بوده باشیم داره.
اما ما با سفر به یه نقطه شروع میکنیم در خودمون جستجو کردن. پیش فرض‌ها و تصوراتمون رو از انبار ذهنمون بیرون میکشیم و مثل یه آلبوم تو منطقه ورقشون میزنیم.
#روسیه برای من پیش فرض‌های متفاوتی داشت و این تصاویر به سه دلیل وارد اون انباری شده بودن. یکی کتاب‌های دوران نوجوونی بود. رمان‌های قطور روسی که برای اون دوران ما در دست‌رس ترین بودن و من چه شبها که جلد جلد این کتابها رو تو ورق نمیزدم. تصاویری از کمونیسم ، سرما و جنگ از منطقه عجیب و با قدمت تاریخی به اسم شوروی.
یکی دیگه، هم‌کلاس‌های روسم بودن. دوستان نوجونی مثل خودم که پوست و مو و چشمانی روشن داشتن و قدهای بلند، و به غیر از اسم و فامیلی که نشون میداد از این منطقه هستن هیچ فرقی با بقیه نوجون‌های کلاس نداشتن. سومین روش رسیدن تصاویر هم عموی جوانم بود که از سال فروپاشی شوروی وارد مسکو شده بود، با خانمی روس ازدواج کرده بود و چند وقت یکبار با عکس‌ها، سوغاتی‌ها و داستان‌های روسی از زندگی‌اش در مسکو به ما سر میزد. داستان‌هایی که از خونگرمی و خجالتی بودن این مردم، غذاهای متفاوت و شکل زندگیشون میگفت.
این چند هفته سفر در روسیه با ورق زدن این آلبوم و ساعت‌ها در شهر راه رفتن گذشت و برای من این تصاویر رو ساخت که نه تمام مردم روس بلوند و قدبلند هستن و نه همه به یه شکل. از موی بلوند چشم آبی گرفته تا موهای مشکی و چشمان بادومی. نه همه لاغر و خوش اندامن و نه همه صبح تا شب مشغول نوشیدن ودکا! نه همه مردم به ادبیات کلاسیک علاقه دارن و نه همه مدرن و خوش لباس.
تو این چند روز غریبه‌ها بدون داشتن زبون مشترک کمکن کردن و اون تصویر مردم سرد و اخمو رو از توی ذهنم برداشتن. مسکو خیلی شهر تمیزی بود و مردم با ریتم تندی زندگی میکردن در حالی که سن‌پترزبورگ برام زیباتر بود و آروم تر بود با شب‌های روشن تابستونی. کازان شهر مسلمون‌ها و تاتارها و مساجد بود و سارانسک جایی کوچیک و بی سر و صدا با زنان مسیحی که با روسری به کلیسا میرفتن. همه در کشور ستاره‌ی سرخ.
پ.ن ممنون برای همه کامنت‌ها و توضیحات پست قبل :)
Read more
. در قسمت قبل گفتم از نظر خودم خوشبختانه اما از نظر اطرافیانم متاسفانه، در رشته زبان روسی دانشگاه ...
Media Removed
. در قسمت قبل گفتم از نظر خودم خوشبختانه اما از نظر اطرافیانم متاسفانه، در رشته زبان روسی دانشگاه تهران قبول شدم. . هیچوقت آنقدر خوب نیستید که در میهمانی فامیل بیایند و بحث را با :«عزیزم چقدر پوستت خوب شده» یا «چیکار می‌کنی انقدر خوش‌هیکل می‌شی» شروع کنند. (در آن صورت قطعا شما مزخرف‌ترین و حرص‌درآرترین ... .
در قسمت قبل گفتم از نظر خودم خوشبختانه اما از نظر اطرافیانم متاسفانه، در رشته زبان روسی دانشگاه تهران قبول شدم.
.
هیچوقت آنقدر خوب نیستید که در میهمانی فامیل بیایند و بحث را با :«عزیزم چقدر پوستت خوب شده» یا «چیکار می‌کنی انقدر خوش‌هیکل می‌شی» شروع کنند. (در آن صورت قطعا شما مزخرف‌ترین و حرص‌درآرترین موجود فامیلید). یک‌دفعه می‌پرند سر اصل مطلب، همان کلیشه‌های سابق. ازدواج نکرده باشی می‌پرسند: «کی ازدواج می‌کنی»، بعدش «کی بچه‌دار می‌شی» بعدش «کی دومی رو می‌آوری؟» دومی را هم که بیاری همین روند به عقب برمی‌گردد که: «ماشالا چه حوصله‌ای داشتی که دومی رو آوردی!» این‌ها اگر نبودند، میهمانی‌ها با یک شام و دسر خوشمزه، در سکوت کامل به سر می‌رسیدند اما همین‌ها دو دقیقه زبان به دهان نمی‌گیرند و می‌پرسند:« خب عزیزم دانشگاه چی می‌خونی؟»
.
فرمول تلفظ رشته و دانشگاه من بسیار ساده و حساس است. بخشی‌اش که مربوط به دانشگاه تهران است را با صدای بلند و رسا می‌گویم و رشته را با تُن صدای کاملا نزولی، چیزی شبیه «زعان اوسی» آن هم در حالی‌که حواسم جای دیگری‌ست.
.
اما فامیل ما که کلا تحصیلات تکمیلی ندارد ولی از نظر افاده کاملا تکمیل است، قطعا با شنیدن اسم دانشگاه تهران آن هم برای پخمه‌ای مثل من، از خودش تاحدودی مایوس می‌شود و می‌رود سراغ نقطه ضعف. همان قسمت «زعان اوسی»ای که آرام تلفظش کردم.
.
- ببخشید عزیزم دانشگاه تهران... چی؟
.
لفظ «زبان روسی» بیشتر شبیه این است که بگویی می‌روم کلاس زبان. چیزی که شبیه رشته‌ دانشگاهش بکند، یک سری پس و پیش‌هاست که در نظر عامه از ضایع بودنش می‌کاهد. پس گفتم: «زبان و ادبیات روسی و اسلاوی» خودتان قضاوت کنید. اصلا این دو رشته کاملا متفاوت به نظر نمی‌رسند؟ نه؟ نمی‌رسند؟ بله از نظر فامیل ما هم متفاوت به نظر نمی‌رسید چون بعد از ایموجی‌های مختلفی که یک‌دفعه در صورتشان نمایان ‌شد، تازه محاصره‌ام کردند و سوال‌هایشان یکی یکی شروع شد. مثلا می‌پرسیدند: «به نظرت زبان رو نمی‌شه کلاس زبان خوند؟ در کنارش یه مهندس موفق بود که دوتا زبان بلده» بله عزیزم. چرا نشود؟ چهارسال متوالی، بیست ساعت در هفته زبان روسی بخوانی در دانشگاه، دقیقا مثل این است که هفته‌ای دو ساعت بروی کلاس زبان. اما این‌ها را نمی‌شود گفت. از وقتی که شروع به خواندن روسی کردم، احساس می‌کنم رفتارم، بیانگر رفتار یک روس است و حالا مسئولیت سنگین‌تری بر عهده دارم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
Marda inaaaaan پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای ...
Media Removed
Marda inaaaaan پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود. اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم. می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست اولاش نمی خواستیم بدونیم با خودمون ... Marda inaaaaan
پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم...
ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم.
سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود.
اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم.
می دونستیم بچه دار نمی شیم.
ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست
اولاش نمی خواستیم بدونیم
با خودمون می گفتیم
عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه
بچه می خوایم چی کار؟
در واقع خودمونو گول می زدیم

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم
تا اینکه یه روز علی نشست رو به رومو گفت
اگه مشکل از من باشه
تو چی کار می کنی؟
فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم
خیلی سریع بهش گفتم…من حاضرم به خاطر تو رو همه چی خط سیاه بکشم
علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد
گفتم:تو چی؟ گفت:من؟
گفتم:آره… اگه مشکل از من باشه… تو چی کار می کنی؟
برگشت…زل زد به چشام…گفت: تو به عشق من شک داری؟
فرصت جواب نداد و گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم

با لبخندی که رو صورتم نمایان شد
خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره
گفتم:پس فردا می ریم آزمایشگاه
گفت:موافقم…فردا می ریم
و رفتیم… نمی دونم چرا اما دلم مثل سیر و سرکه می جوشید
اگه واقعا عیب از من بود چی؟
سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم
طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه
هم من هم اون…هر دو آزمایش دادیم
بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره
یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید
اضطرابو می شد خیلی اسون تو چهره هردومون دید

با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیست
بالاخره اون روز رسید
علی مثل همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب ازمایشو می گرفتم
دستام مثل بید می لرزید
داخل ازمایشگاه شدم
علی که اومد خسته بود
اما کنجکاو…ازم پرسید جوابو گرفتی؟
منم زدم زیر گریه…فهمید که مشکل از منه
اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود

یا از خوشحالی
روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد

تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود
بهش گفتم:علی… تو چته؟ چرا این جوری می کنی…؟
اونم عقده شو خالی کرد گفت: من بچه دوس دارم مهناز…مگه گناهم چیه؟
من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم
دهنم خشک شده بود… چشام پراشک… گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری
گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی… پس چی شد؟
گفت:آره گفتم… اما اشتباه کردم… الان می بینم نمی تونم… نمی کشم
نخواستم بحثو ادامه بدم… پی یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گ
Read more
. هم اکنون..چهارمین قاب از ماه عسل 97.. . لطفا ورق بزنید.. . صحبت های علیخانی پس از تیتراژ در مورد ...
Media Removed
. هم اکنون..چهارمین قاب از ماه عسل 97.. . لطفا ورق بزنید.. . صحبت های علیخانی پس از تیتراژ در مورد برنامه امشب : میخاییم برنامه امروز رو شروع کنیم..آدم ها همیشه خودشون از خودشون قهرمان میسازن..برای هدف باید جنگید تا پیروز شد..و متتظر نباشیم کسی دستمون رو بگیره.. مهمانان بخش اول برنامه آقای ... .
هم اکنون..چهارمین قاب از ماه عسل 97..
.
لطفا ورق بزنید.. .

صحبت های علیخانی پس از تیتراژ در مورد برنامه امشب : میخاییم برنامه امروز رو شروع کنیم..آدم ها همیشه خودشون از خودشون قهرمان میسازن..برای هدف باید جنگید تا پیروز شد..و متتظر نباشیم کسی دستمون رو بگیره..
مهمانان بخش اول برنامه آقای رضا لنگری و همسر محترمشون هستند..
آفای لنگری اهل دری گزی یکی از شهرهای خراسان است و همسرشون اهل نیشابور.
همسر لنگری از آشنایی اش می گوید:ازدواجِ کاملا سنتی داشتیم..من هیچ ملاکی برای ازدواج نداشتم متاسفانه ولی قسمت بود،من تاحالا کمتر از آقا رضا بهشون نگفتم حتی در خلوت خودمون!
آقا رضا از بیماری که داشته گفت:بعد از اینکه از سربازی برگشتم حساسیت شدیدی به گرد و غبار پیدا کردم .. سرفه های شدید و عطسه های پی در پی داشتم که هیچ دارویی نتونست خوبش کنه .. دوستانم گفتن اگه تریاک استفاده کنی خوب میشه.. و من استفاده کردم و واقعا هم خوب شدم اما مصرفِ هفته ای یکبار شد هرروز و هر ساعت .. علیخانی نکته ای رو ذکر کرد:بحث کاملا خانوادگیه و اگر بچه ای در خانه دارین لطفا تماشا نکنن..
آیتمی از خلاصه زندگی آقای لنگری و همسرشون پخش شد
پس از آیتم، همسر اقا رضا درباره بحرانِ زندگیشون پس از مصرف زیاد همسرش توضیح داد:من به برنامه اومدم تا خانم هایی که شبیه گذشته ی من هستن بدونن باید چیکار کنن..
من از همسرم می ترسیدم!برای همین بساطِ مصرفِ آقا رضا رو جور می کردم!اگر انجام نمیدادم بعدش به مشکل برمی خوردم...
آقا رضا:بعد از ۶ ۷ ماه روابط زندگیمون به کلی بهم ریخته بود و من سراغِ شیشه رفتم..
در این زمان در همه مسائل همسرم و دوست و اشنا و همکار رو مقصر می دونستم و باهاشون دعوا می کردم!
همسرش ادامه داد:من هیج وقت جرات نکردم جدی با آقا رضا برخورد کنم و ترس از آبروم داشتم..اما اشتباه کردم!
من قهر می کردم و نهایت بعد از یک هفته دوباره برمیگشتم!و اشتباه می کردم نباید برمی گشتم!
توی اون روزا مواد جای غیرتِ همسرم رو گرفته بود
یک روز دعوامون شد و جلوی بچه ها به من تهمتِ خیانت زد! و پسرم اون روز با پدرش گلاویز شد..و عماد خونه رو ترک کرد و برنگشت خونه ، من با آرمیتا دنبالش رفتیم اما پیداش نکردیم و من مستقیم رفتم دادگاه و بعدش خونه پدرم یک هفته موندم.
من وقتی برای مشاوره به دادگاه می رفتم می ترسیدم شوهرم بیاد چون من رو تهدید می کرد..از ترسِ همسرم با مترو رفت و امد می کردم که نتونه با ماشین دنبالم بیاد!
ترسِ خودم رو به دادیارِ پرونده گفتم و به من آدرسی دادند که در اونجا زندگی کنم؛وقتی رفتم متوجه شدم بهزیستی است..
.
Read more
<span class="emoji emoji1f3b6"></span>Release Me-The Tiger Lillies<span class="emoji emoji1f3b6"></span> فوریه ١٩٦٨ این چهارصدو‌پنجمین داستانی است که با این تاریخ شروع ...
Media Removed
Release Me-The Tiger Lillies فوریه ١٩٦٨ این چهارصدو‌پنجمین داستانی است که با این تاریخ شروع کردهَ‌م و می‌خواهم ادامه دهم.این اعداد و تاریخی که در ذهنم تکرار می‌شوند.وقایعی که در طولِ فوریه در ویتنام اتفاق افتاده‌است و شروع آن تاثیرگذارترین تصویری را باقی گذاشته که دیدنش هربار فلجم می‌کند.می ... 🎶Release Me-The Tiger Lillies🎶
فوریه ١٩٦٨ این چهارصدو‌پنجمین داستانی است که با این تاریخ شروع کردهَ‌م و می‌خواهم ادامه دهم.این اعداد و تاریخی که در ذهنم تکرار می‌شوند.وقایعی که در طولِ فوریه در ویتنام اتفاق افتاده‌است و شروع آن تاثیرگذارترین تصویری را باقی گذاشته که دیدنش هربار فلجم می‌کند.می ١٩٦٨ فرانسه-سه هفته‌ی تمام، ١٣ سال قبل از این‌که به‌دنیا بیایم-اما مدام با من هستند.شاید این احساسِ ناامنی را از آن زمان با خودم یدک می‌کشم.داستان را یک‌بار روزبه،یک‌بار سیاوش،یک‌بار مهری و هزاربار خودم تعريف كردهَ م.
همیشه جمعه است یا یک‌روز تعطیل،ترسیدهَ‌م و خودم را سریع رساندهَ‌م به پناهگاه-آشپزخانه‌ی مادر-کنارِ ماشینِ‌لباسشویی،همان‌جا که آفتاب مستقیم از پنجره می‌تابد بررویِ کاشی‌های صورتی؛لباس‌ها می‌چرخند،من هم می‌چرخم،ماشین‌لباسشویی جیغ می‌زند،بالا و پایین می‌پرد،آب‌های اضافه را بالا می‌آوردو بعد سکوت.همه‌چیز تمام می‌شود-آرام می‌گیرم.
پنجشنبه ٣١ خرداد ١٣٦٩ قبل از این‌که مادر تصادف کند،ساعت دوازده و نیم شب؛رودبار می‌لرزد ما هم می‌لرزیم.اَل و پدر خانه را ترک کردهَ‌ند،مادر فریاد می‌زند،من لال شدهَ‌م و میم از خواب بیدار نمی‌شود.
جمعه ٨ خرداد ١٣٨٣ پنجِ بعدازظهر تهران می‌لرزد.من،میم و اَل باهم هستیم.یک‌سالی می‌شود که صادق رفته‌است و هرچیزی به‌شدت ما را می‌ترساند.اَل دوست ندارد من و میم بدونِ او در خانه باشیم،صبح که می‌رود سرکار ما را هم راهی پارکِ نزدیکِ خانه می‌کند و این جریان برای هفته‌ها ادامه دارد.یک سال بعد من و میم از ایران می‌رویم.
دوشنبه ١٢ خرداد ١٣٩٣ چهارونیم عصر،تهران طوفانِ ترسناکی را پشتِ سرمی‌گذارد.تا هفته‌ها نمی‌توانم خودم را آرام کنم-صدای باد دیوانهَ‌م می‌کند،ساعت‌ها از پنجره‌ی بزرگِ آشپزخانه به بیرون زُل می‌زنم و قادر به تکان خوردن نیستم.یک‌ماه،دو ماه،شش ماه،یک‌سال می‌گذرد اما این وحشت تمام نمی‌شود و تا الان هم ادامه دارد.روزبه سال‌هاست که از ایران رفته‌است،مهری ازدواج کرده و بچه‌دار شده است و سیاوش سه سال است اتاقَ‌ش را ترک نکرده‌است.آن‌چه اتفاق می‌افتد و تجربیاتی که پشتِ سر می‌گذاریم شکلِ ظاهری و باطنی‌مان را تغییر می‌دهد و شخصیتِ جدید هرگز ترک‌مان نمی‌کند.
سال ١٣٦٧ قبل از این‌که تنهایی با رفتنِ آدم‌های کنارمان ضرباتِ سهمگینَ‌ش را یکی یکی بزند-پدر و مادر هم تصمیم گرفتند که ماهم برویم (مهاجرت کنیم).
[ادامه در كامنت اول] #نارنج
٠
#pinkmemory #emigration
Read more
. احمد الهی مقدم روانشناس: . <span class="emoji emoji1f49e"></span> سلام دوستان خوبم<span class="emoji emoji1f49e"></span> . این روزه خدمات روانشناسی و مشاوره ، دامنه وسیع ...
Media Removed
. احمد الهی مقدم روانشناس: . سلام دوستان خوبم . این روزه خدمات روانشناسی و مشاوره ، دامنه وسیع و گسترده ای رو در شامل میشه اصول اصلی روانشناسی بالینی ، شامل : اخلاق مداری راز داری دریافت هزینه تعهد تخصص گستره خدمات روانشناسی شامل بخش های عدیده ای همچون : ازدواج خانواده تحصیلی سکس ... .
احمد الهی مقدم روانشناس: .
💞 سلام دوستان خوبم💞
.
این روزه خدمات روانشناسی و مشاوره ، دامنه وسیع و گسترده ای رو در شامل میشه

اصول اصلی روانشناسی بالینی ، شامل :
اخلاق مداری
راز داری
دریافت هزینه
تعهد
تخصص

گستره خدمات روانشناسی شامل بخش های عدیده ای همچون :
ازدواج
خانواده
تحصیلی
سکس تراپی (درمان اختلالات جنسی)
اعتیاد
کودک و نوجوان
اختلالات خلقی
اختلالات رفتاری
اختلالات شخصیتی
بیماری های ذهنی و روانی
رشد
و ... می شود
حال با پیشرفت تکنولوژی امکان ارائه این خدمات به صورت غیر حضوری و با مجوز هم فراهم آمده است تا افرادی که نیاز به این خدمات دارند اما به دلیل ترس از حضور در کلینیک های روانشناسی و یا برچسب های رایج جامعه می توانند به صورت مجازی از این خدمات بهره ببرند
حال با هماهنگی های انجام گرفته ، احمد الهی ، کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی هفته ای یک روز کامل ، در خدمت اعضا پیج بنده می باشد ، تا به سوالات شما پاسخ دهد

درصورت نیاز به مشاوره تخصصی و فردی هم شما می توانید ، به آیدی ایشون در اینستاگرام یا تلفن ایشون در تلگرام پیام بدید تا شرایط رو خدمتتون ارائه کنند

نکته مهم : در خصوص نیاز به دریافت مشاوره تخصصی و فردی حتما این مسئله را مد نظر قرار دهید که به صورت رایگان نخواهد بود و هزینه آن طبق تعرفه های موجود خدمات روانشناسی و مشاوره محاسبه میگردد .
آیدی اینستا گرام
@ahmad_elahi_psychologist
شماره تلگرام :
09399925546

موفق و پیروز باشید
دوستار شما عزیزان
احمد تهرانی
[email protected]:
#زناشوئی #جذب #روانشناسي_ازدواج #روانشناسي_رابطه #زندگی #مشکلات #خستگی #اتاق_خواب #زندگی_مشترک #همسرداری #هدیه #رضایتبخش #مشاوران_ازدواج #بوسیدن #آغوش
#زناشوئی #جذب #رفتاری #اعتیاد #حساسیت #بابا #مامان #خواهر #ووو #مهمانی #دعوا #تلافی #شوهر⚘-------------------------------⚘
💖حضور شما عزیزان در اینجا اتفاقی نیست ،پیجی متفاوت با انرژی مثبت، بامطالب ارزنده، اگر فکر میکنید.پیج اینستگرام احمد تهرانی سودمند است به دوستانتان معرفی کنید💖. --------------------------------طب/سنتی/ahmad.Tehranihttps://t.me/joinchat/AAAAAEPCiy1xS6DJAU6NGQ
Read more
نظر شما چیه؟ این کتاب عالی و تامل‌برانگیز رو از دست نده، ارسال پستی رایگان هم داره. هر کتابی هم می‌خوای ...
Media Removed
نظر شما چیه؟ این کتاب عالی و تامل‌برانگیز رو از دست نده، ارسال پستی رایگان هم داره. هر کتابی هم می‌خوای دایرکت پیام بده! . #درباره_کتاب «هزار خورشید تابان» دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان است که به زبان انگلیسی نوشته شده‌ است و به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده‌است. این رمان بعد از ... نظر شما چیه؟ این کتاب عالی و تامل‌برانگیز رو از دست نده، ارسال پستی رایگان هم داره. هر کتابی هم می‌خوای دایرکت پیام بده! 😊📚
.
#درباره_کتاب
«هزار خورشید تابان» دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان است که به زبان انگلیسی نوشته شده‌ است و به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده‌است. این رمان بعد از رمانِ بادبادک باز منتشر شد و با فروش بسیار بالایی مواجه شد. «هزار خورشید تابان» در ژوئن سال ۲۰۰۷ برای دست کم سه هفته پرفروش‌ترین رمان آمریکای شمالی شد.
خالد حسینی در این رمان زنانی را به تصویر می‌کشد که بسیار در حاشیه زندگی هستند؛ دیده نمی‌شوند؛ اهمیتی ندارند و در عین حال بار اصلی جنگ و خشونت و محرومیت را بر دوش دارند. خشونت‌ها علیه آنها بیشتر است؛ آنها هستند که قربانی جنگ و موشک‌اند، آنها هستند که بار سنگین به دنیا آوردن فرزند در شرایط جنگی و نگهداری از آنها را به عهده دارند و آنها هستند که قربانی تعصبات کور و بی‌منطق گروهک‌های به ظاهر مسلمان مثل طالبان می‌شوند.
.
#درباره_داستان
«مریم» دختر یک بازرگان افغانی است که تا ۱۵ سالگی به همراه مادر، جدا از پدرش از زندگی می‌کند. مرگ مادر باعث می‌شود که پدرش وادار شود مدتی کوتاه او را در جمع خانواده واقعیِ خود بپذیرد، ولی در نهایت پدر مجبور می‌شود که برای حفظ آبرو، دختر را به ازدواج یک مرد مسن و خشن اهل کابل به نام «رشید» دربیاورد.
«لیلا» اما دختری کاملا متفاوت است. او دختر باهوش یک روشنفکر افغانی است. دست سرنوشت باعث می‌شود که این دو زن با هم هم‌خانه شوند. روابط خصمانه ابتدایی آنها، مبدل به رابطه‌ای دوستانه می‌شود و …
.
#مطالعه_گروهی
#معرفی_کتاب
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
#پریسا_سلیمان_زاده و #زیبا_گنجی
#نشر_مروارید
قیمت ۳۲۰۰۰ تومان
ارسال رایگان به سراسر ایران
.
شروع از ۳۰ خرداد
امروز ۱۷ تیر
بخشهای ۴۱ و ۴۲
.
Read more
تن تن و کاپیتان و پروفسور؛ کاستافیوره بلبل میلان را به عنوان مهمان در مارلین اسپایک پذیرفته بودند ولی ...
Media Removed
تن تن و کاپیتان و پروفسور؛ کاستافیوره بلبل میلان را به عنوان مهمان در مارلین اسپایک پذیرفته بودند ولی آمدن کاستافیوره از همان روز اول برای کاپیتان بدبیاری آورده بود در ابتدا،که کاستافیوره خبر آمدنش را داده بود،کاپیتان بیچاره می خواست فرار کند و برای مدتی از خانه برود.....اما هنگامی که می خواست ... تن تن و کاپیتان و پروفسور؛ کاستافیوره بلبل میلان را به عنوان مهمان در مارلین اسپایک پذیرفته بودند
ولی آمدن کاستافیوره از همان روز اول برای کاپیتان بدبیاری آورده بود
در ابتدا،که کاستافیوره خبر آمدنش را داده بود،کاپیتان بیچاره می خواست فرار کند و برای مدتی از خانه برود.....اما هنگامی که می خواست از پله ها بالا برود حواسش به پله شکسته نبود و افتاد.
دوباره از پله ها بالا رفت اما وقتی به آخری رسید،
آآآآآآآآآآآآخ......مچ پایش بدجوری پیچ خورد و مجبور شدند دکتر خبر کنند😐
و دکتر هم گفت که کاپیتان باید دو هفته ای استراحت مطلق کند و دیگر اینکه فردا برای گچ گرفتن پایش می آید😕
گذشته از آن،کاستافیوره برای کاپیتان یه طوطی آورده بود،و خب برای یک فرد پاشکسته که نباید تکان بخورد این بدترین هدیه بود😐😐
پس از گذشت چند روز، کاپیتان بیچاره روانی شد و به تن تن گفت که برایش یک صندلی چرخ دار بیاورد که فوقش بتواند کمی تو حیاط گردش کند....و دقیقا همان روز بود که آن سوتفاهم بزرگ پیش آمد؛از پاریس فلش برای مصاحبه با کاستافیوره آمده بودند....آنها کاپیتان و کاستافیوره را باهم دیدند و خیال کردند که خبرهایی در راهه😁
بنابراین،درموردش از پروفسور پرسیدند؛البته همانطور که می دانید پروفسور خوب نمی شنود و به این ترتیب پروفسور هم چند تا حرف بی ربط زد و فردای آن روز در روزنامه پاریس فلش نوشته بود که، کاستافیوره و کاپیتان قصد ازدواج دارند و همین برای خرد کردن اعصاب کاپیتان کافی بود😅😁😂😉😐🤣
—————————————————-
📩Telegram:
@tintin_comics
📥Channel telegram:
@tintin_comic
☎️tell&sms:
09384339993
Read more
 #ازدواج #افسردگی #احساس_تنهایی #دلزدگی احساس تنهایی بعد از ازدواج باعث افسردگی می شود. ما ...
Media Removed
#ازدواج #افسردگی #احساس_تنهایی #دلزدگی احساس تنهایی بعد از ازدواج باعث افسردگی می شود. ما معمولا از افرادی که دوستشان داریم توقعات بخصوصی داریم. دوست داریم او به ما نزدیک شود، هیچ وقت از ما فاصله نگیرد، دائم به ما توجه کند، افکار و احساساتش را با ما تقسیم کند و برای همیشه دوستمان داشته باشد ... #ازدواج #افسردگی #احساس_تنهایی #دلزدگی
احساس تنهایی بعد از ازدواج باعث افسردگی می شود.
ما معمولا از افرادی که دوستشان داریم توقعات بخصوصی داریم. دوست داریم او به ما نزدیک شود، هیچ وقت از ما فاصله نگیرد، دائم به ما توجه کند، افکار و احساساتش را با ما تقسیم کند و برای همیشه دوستمان داشته باشد و اگر این عطش سیراب نشود بلافاصله به دام انزوا و تنهایی سقوط می کنیم.
یک قلم و کاغذ بردارید و حساب کنید یک هفته چند ساعت یا چند دقیقه است.
سپس به این سؤال پاسخ دهید که چقدر از این زمان را به گفتگو با همسرتان اختصاص می دهید؟؟؟
نیم ساعت ، یک ساعت ، ده ساعت؟؟؟
از همسر خود بپرسید آیا این زمان برای او کافی است تا تمام حرف ها و مشکلاتش را با شما در میان بگذارد
به جای این که هر شب بعد از رسیدن به خانه جایی بنشینید، تلویزیون نگاه کنید یا روزنامه بخوانید و یا موبایلتان را چک کنید، به همسرتان نگاه کنید و با او صحبت کنید و اگر وقتی باقی ماند به سایر کارهایتان بپردازید.
هنگامی که همسر شما کنارتان می نشیند تا با شما صحبت کند روزنامه و موبایل را به کناری بگذارید و مدت زمان مشخصی از وقت خود را به او اختصاص دهید (مثلا نیم ساعت در روز).
ممکن است بگویید که تمام طول روز را کار می کنید و شب که به خانه برمی گردید خسته می شوید، ولی باید بدانید که این تنها راه حفظ صمیمیت و نزدیکی است.
این که او را دوست بدارید و مورد دوست داشتنش قرار گیرید از نیاز های بنیادین خود شماست.
پس برای پاسخ به این نیاز باید هزینه ای بدهید و آن همان وقت گذاشتن است.
رابطه مانند گیاه می ماند، باید به آن آب داد و رسیدگی کرد وگرنه خشک می شود...! کاری که اغلب زوجین با ارتباطشان می کنند...
لینک کانال در بیو قرار دارد.عضو کانال شوید تا از مطالب بیشتری بهره مند گردید.🌹
Read more
... چطور از عادی ‌شدن روابط میان خود و همسرمان جلوگیری کنیم؟ ■ زمانی در هفته را برای خودتان در نظر ...
Media Removed
... چطور از عادی ‌شدن روابط میان خود و همسرمان جلوگیری کنیم؟ ■ زمانی در هفته را برای خودتان در نظر بگیرید شما احتیاج دارید که زمانی برای خودتان باشید، یعنی تنها به خودتان و خودتان فکر کنید. این زمان می تواند هفتگی باشد. باید با هم توافق کنید و یک وقت فراغت مشترک تعریف کنید که در آن فقط به خواسته های ... ...
چطور از عادی ‌شدن روابط میان خود و همسرمان جلوگیری کنیم؟
■ زمانی در هفته را برای خودتان در نظر بگیرید
شما احتیاج دارید که زمانی برای خودتان باشید، یعنی تنها به خودتان و خودتان فکر کنید. این زمان می تواند هفتگی باشد. باید با هم توافق کنید و یک وقت فراغت مشترک تعریف کنید که در آن فقط به خواسته های همدیگر اهمیت دهید و نه چیز دیگر.
■ با هم و بدون بچه ها بیرون بروید
بسیاری از زن و شوهرهای بچه دار فکر می کنند که باید زندگیشان را وقف فرزند یا فرزندانشان کنند و دیگر حق ندارند که دونفری تفریح کنند، در صورتی که اتفاقاً به خاطر بچه ها هم که شده باید روابط مثبت همسران حفظ شود. پیشنهاد می شود که حتماً زمانی را در نظر بگیرید و بدون حضور بچه ها با هم بیرون بروید، قدم بزنید و حرف بزنید. این کار میتواند بسیاری از خاطرات خوش را دوباره زنده و شما را مثل روزهای اول ازدواج عاشق هم کند.
■ همیشه حرف های تازه ای داشته باشید
برای اینکه با هم حرف بزنید، همیشه باید حرف تازه و نویی داشته باشید. به همین خاطر حتی اگر شده در حد یک لطیفه یا خبر جدید حرف تازه داشته باشید که برای همسرتان تعریف کنید.
■ طوری زندگی کنید که انگار تازه ازدواج کرده اید
لباس های جذاب بپوشید، به خودتان برسید و برای رابطه جنسی اهمیت قائل باشید. مثل این رفتار کنید که انگار تازه عقد کرده اید و همسرتان همیشه برایتان یک فرد شگفت انگیز کشف نشده است.
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ما رو در تلگرام همراهی کنید لینک تلگرام در قسمت پروفایل پیج ⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️
Read more
 #bighanoon #shahabpaknegar من در اولین روز دانشگاه عاشق شدم. ترم اول دانشگاه سخت‌ترین ترم برای ...
Media Removed
#bighanoon #shahabpaknegar من در اولین روز دانشگاه عاشق شدم. ترم اول دانشگاه سخت‌ترین ترم برای عاشق شدن است و البته شروع تمام عشق‌های دانشگاهی هم از همین ترم است. شروع این عشق آتشین من دقیقا در جلسه معارفه بود. تنها تعریفی که از دانشگاه در ذهن من شکل گرفته بود، همان فضای سریال «در پناه تو» بود. ... #bighanoon #shahabpaknegar
من در اولین روز دانشگاه عاشق شدم. ترم اول دانشگاه سخت‌ترین ترم برای عاشق شدن است و البته شروع تمام عشق‌های دانشگاهی هم از همین ترم است. شروع این عشق آتشین من دقیقا در جلسه معارفه بود. تنها تعریفی که از دانشگاه در ذهن من شکل گرفته بود، همان فضای سریال «در پناه تو» بود. برای همین با ترکیب لباس حسن جوهرچی، یعنی یک تی‌شرت و یک پیراهن با دکمه‌های باز، وارد اولین محیطی شدم که قرار بود دختر و پسر کنار هم باشند. آن زمان سایز هر آدمی دو-سه شماره بزرگ‌تر از سایز‌های فعلی بود. وقتی به عکس‌های آن روزها نگاه می‌کنم، حس می‌کنم چند الیورتوییست کنار هم ایستاده‌ایم. من از بچگی خیلی به عشق در یک نگاه اعتقاد داشتم و به همین علت عاشق اولین کسی شدم که با او چشم تو چشم شده بودم.
.
یکی از ویژگی‌های خوب روز اول دانشگاه این است که آدم دوست‌های زیادی پیدا می‌کند و من هم با حمید دوست شده بودم. زمان نهار داشتیم باهم در مورد گزینه‌های ازدواج‌مان صحبت می‌کردیم. من به حمید گفتم که عاشق دختر سبزه‌ای شدم که مانتوی آبی پوشیده بود و حمید هم گفت از دختر گندمگونی خوشش آمده که مانتوی توسی داشته. باهم به این نتیجه رسیدیم که فردا تا دیر نشده برویم سر صحبت را باز کنیم که یک وقت کیس‌مان نپرد.
.
فردای آن روز ساعت هفت صبح با حمید رفتیم در دانشکده ایستادیم تا وقتی اولین معشوق دانشگاهی‌مان می‌آید با یک «سلام» کار را تمام کنیم. آن زمان سلام کردن یک چیزی مثل «نشان دادن» بود در مراسم خواستگاری و با اولین جوابِ سلام، ما «بله» را می‌گرفتیم. حدود ساعت هشت خانم شمشیری را با همان مانتوی دیروزی دیدم که داشت سمت دانشکده می‌آمد. به حمید گفتم «خودشه رسید!» و حمید هم جواب داد «ایول آره!». نزدیک‌تر که شد هر دو با هم سلام کردیم و جواب سلام را هم گرفتیم. بعد هر دو به هم خیره شدیم. حمید به من گفت «تو چرا سلام کردی!». بعد از چند دقیقه بحث متوجه شدیم که من و حمید در تشخیص رنگ مشکل داریم و اسم این رنگ «فیلی» است و هر دو عاشق شمشیری شده‌ایم. از فردای آن روز من و حمید دیگر باهم دوست نبودیم و رقیب عشقی به حساب می‌آمدیم. هر کدام سعی می‌کردیم به نحوی از انحا زودتر به معشوق‌مان سلام کنیم. البته من چاشنی کمیت را بر کیفیت اضافه کردم و با ثبت رکورد 30 سلام موفق و 42 سلام ناموفق در روز، توانستم در دو هفته حمید را از دور خارج کنم. مرحله بعد از سلام کردن برخورد و جمع کردن کتاب‌ها و جزوه‌ها بود. حمید زودتر از من پیش‌قدم شد و یک روز که شمشیری وسط دانشکده ایستاده بود،
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. ازدواج یک مقوله خیلی مهم در زندگی تمام جوانان است و البته مراسم و مخلفات قبل از عروسی یک مقوله خیلی ...
Media Removed
. ازدواج یک مقوله خیلی مهم در زندگی تمام جوانان است و البته مراسم و مخلفات قبل از عروسی یک مقوله خیلی خیلی مهم‌تر. یعنی مثلا قبل‌ترها دو نوگل نو شکفته رخت سفید و کت شلواری می‌پوشیدند و چلوکباب ماسیده با نوشابه شیشه‌ای می‌دادند دست ملت و با یک ارگ و یک دی‌جی فسنقری سر و ته قضیه را به هم می‌رساندند و تامام. ... .
ازدواج یک مقوله خیلی مهم در زندگی تمام جوانان است و البته مراسم و مخلفات قبل از عروسی یک مقوله خیلی خیلی مهم‌تر. یعنی مثلا قبل‌ترها دو نوگل نو شکفته رخت سفید و کت شلواری می‌پوشیدند و چلوکباب ماسیده با نوشابه شیشه‌ای می‌دادند دست ملت و با یک ارگ و یک دی‌جی فسنقری سر و ته قضیه را به هم می‌رساندند و تامام. اما الان که دیگر از این حرف‌ها نیست. طرف همان اول کار باید بودجه‌ای بالغ بر ساخت دو ‌سیزن گیم آو ترونز بگذارد روی میز. بعد نوبت مذاکره با تیم فیلم برداری براي ثبت خاطره‌ها می‌شود. حالا تازه مثل زمان ما نیست که فیلمبردار ما را می‌برد ته باغچه خانه خاله‌مان و هی اصرار می‌کرد که براي درخت خرزهره‌شون عشوه اسلوموشن بیاییم که! الان همه چیز پیشرفت کرده و عروس و داماد با خود برادر ریدلی اسکات قرارداد می‌بندند و بهش هم میگن: داداش ریدلی، دیگه هر چی واسه «بلید رانر»ت کردی واس ما هم دریغ نکن! بعد هم دسته جمعی بلیت می‌گیرند و برای هر چه با شکوه‌تر برگزار شدن مراسم فضای سبز و این‌ها، سفری را به جنگل‌های انبوه آمازون و کرانه‌های رود می‌سی‌سی‌پی آغاز می‌کنند. وقتی همه این‌ها تمام شد مساله پذیرایی و شام مطرح می‌شود. یعنی تنوع در تغذیه تدارك ديده شده براي ميهمان‌ها جوری است که اگر ميهمان بخواهد کل غذاها را یک جا بخورد، در دم صفرا و بلغم قاطی کرده و تا یک هفته شکم روش می‌گيرند.

خلاصه یعنی می‌خواهم بگویم فکر نکنید این غنچه‌های باغ زندگی همین جوری هرتی پرتی می‌روند زیر یک سقف ها! فی‌الواقع شوخی که نیست و تا خرج آخرین پونصد تومانی جیب بابا این حركت ادامه دارد!
Read more
روزنامه ی طنز بی قانون- سه شنبه بیست و‌ سه مرداد نود و هفت _____ «با اجازه ی بزرگترها..این چه وضعیه» ازدواج ...
Media Removed
روزنامه ی طنز بی قانون- سه شنبه بیست و‌ سه مرداد نود و هفت _____ «با اجازه ی بزرگترها..این چه وضعیه» ازدواج یک مقوله ی خیلی مهم در زندگی تمام جوانان است و البته مراسم و مخلفات قبل از عروسی یک مقوله خیلی خیلی مهم تر. یعنی مثلا قبل تر ها دو نوگل نو شکفته رخت سفید و کت شلواری می پوشیدیدند و چلوکباب ماسیده ... روزنامه ی طنز بی قانون- سه شنبه بیست و‌ سه مرداد نود و هفت
_____
«با اجازه ی بزرگترها..این چه وضعیه»
ازدواج یک مقوله ی خیلی مهم در زندگی تمام جوانان است و البته مراسم و مخلفات قبل از عروسی یک مقوله خیلی خیلی مهم تر. یعنی مثلا قبل تر ها دو نوگل نو شکفته رخت سفید و کت شلواری می پوشیدیدند و چلوکباب ماسیده با نوشابه شیشه ای می دادند دست ملت و با یک ارگ و یک دی جی فسنقری سر و ته قضیه را به هم می رساندند و تامام. اما الان که دیگر از این حرف ها نیست. طرف همان اول کار باید بودجه ای بالغ بر ساخت دو‌سیزن گیم آو ترونز بگذارد روی میز. بعد نوبت مذاکره با تیم فیلم برداری جهت ثبت خاطره ها می شود.حالا تازه مثل زمان ما نیست که فیلمبردار ما را می برد ته باغچه ی خونه خاله مان هی اصرار میکرد که واسه درخت خرزهره شون عشوه اسلوموشن بیاییم که! الان همه چیز پیشرفت کرده و عروس و داماد با خود برادر ریدلی اسکات قرار می بندند و به اش هم میگویند: حاجی ریدلی ، دیگه هر چی واسه «بلید رانر»ت کردی واس ما هم دریغ نکن! بعد هم دسته جمعی بلیت می گیرند و برای هر چه با شکوه تر برگزار شدن مراسم فضای سبز و اینا،. سفری به جنگل های انبوه آمازون و کرانه های رود می سی سی پی را آغاز می کنند. دیگر همه ی این ها تمام شد مساله ی پذیرایی شام مطرح می شود. یعنی تنوع در تغذیه ی مهمان ها جوری است که اگر مهمان بخواهد کل غذاها را یک جا بخورد، در دم صفرا و بلغم قاطی کرده و تا یک هفته شکم روش می شود.
خلاصه یعنی می خواهم بگویم فکر نکنید این غنچه های باغ زندگی همین جوری هرتی پرتی می روند زیر یک سقف ها! فی الواقع شوخی که نیست ! و تا خرج آخرین پونصد تومانی جیب بابا این نهضت ادامه دارد
Read more
من همیشه فکر می کنم برای یک زن استقلال مالی خیلی خیلی مهم است نه این که آدم مادی ای باشم که این را می ...
Media Removed
من همیشه فکر می کنم برای یک زن استقلال مالی خیلی خیلی مهم است نه این که آدم مادی ای باشم که این را می گویم. نه...واقعا نیستم. ولی همیشه دیده ام که این زن ها قویترند، آسوده ترند. زن باید دستش توی جیب و کارت و حساب خودش باشد. اصلا شاید یک روز دلش خواست برای انگشتان چروکيده ي مادرش یک انگشتر طلا ... من همیشه فکر می کنم برای یک زن استقلال مالی خیلی خیلی مهم
است

نه این که آدم مادی ای باشم که این را می گویم.
نه...واقعا نیستم.
ولی همیشه دیده ام که این زن
ها قویترند،
آسوده ترند.

زن باید دستش توی جیب و کارت و حساب خودش باشد.

اصلا شاید یک روز دلش خواست برای انگشتان چروکيده ي
مادرش یک انگشتر طلا بخرد.. خواست برود داخل یک شال فروشی و وقتی نتوانست بین چهار تا
شال با رنگ ها و طرح های جورو واجور انتخاب کند، بدون
درنگ و نگرانی به فروشنده بگوید : همشو می برم!

یک وقت هم دیدی اول هر ماه کل درآمدش را داد به صاحبخانه... همه جورش می شود.

ولی قسمت قشنگش همان است که لازم نیست برای پول بیشتر
گرفتن از شوهرش به هر دلیلی، یکی دو روز با خودش فکر و
خیال کند و آخر هم پشیمان بشود و باز هم در مهمانی بعدی مادرش
از توی جعبه ی مقوایی کنار آینه همان انگشتر بدلی زشت را دست
کند.

زن اگر پول خودش را داشته باشد
رنگ موهایش، مدل مانتویش، بوی عطرش، عدد قبض موبایلش،
و...
همه و همه را خودش انتخاب می کند!
----------------------------------- پ.ن:كاش به جاي اينكه از بچگي انقدر تشويق ميشديم به اينكه هي درس بخونيم و ، بيست بگيريم يكم فن و هنر ياد ميگرفتيم ....
خيلي از زنهاي كشورمون هستن كه دوست دارن از يه جايي شروع كنن و كمك خرج خودشونو ، مردشونو كشورشون باشن اما تا ميان شروع كنن با اين مشكل مواجه ميشن كه ... خُب حالا من چيكار كنم ؟! من كه كاري بلد نيستم....
😔😔😔
خانه داري خوبه ، نه اينكه خانه دار بودن زن عيب باشه ، اما هميشه يك زن خانه دار مستقل كه از هر دستش يه كاري بر بياد فرزندان بهتري رو تربيت مي كنه تا يه زن خانه دار بي هنرِافسرده و محتاج....
البته اين نظر منه...
اما خيلي از زنهاي اطرافم رو ميبينم كه اين روزها افسوس ميخورن و ارزوي برگشتن به گذشته رو دارن تا شايد ميتونستن راه بهتري رو انتخاب كنن...
بيايد فرزندانمون مخصوصا دخترامون رو مثل خودمون بار نياريم...
هدف يك دختر از بزرگ شدن نبايد فقط و فقط ازدواج باشه ، قبل از اون دختر يك انسانه و بايد مفيدِ خانواده و جامعه اش باشه...
.
پيرو صحبتهاي @sadaf_beauty 😉😉😉 البته من چند هفته پيش ميخواستم اين حرفا رو بزنم ولي منصرف شدم به دلايلي...
.
هميشه واسه شروع تصميمهاي جديد وقت نيست ... گاهي عجيب دير ميشه....
Read more
. در سریال #نور_زندگیم که ملیس جیوِلِک نویسندگی اونو بر عهده داره، هازال سوباشی(الیف کارابِی)نقش ...
Media Removed
. در سریال #نور_زندگیم که ملیس جیوِلِک نویسندگی اونو بر عهده داره، هازال سوباشی(الیف کارابِی)نقش همسر تولگاهان ساییشمان(ییلماز کارابِی) را ایفا می‌کند. کارگردان این سریال یوسف پیرحسن گفت فیلمبرداری این سریال در استانبول شروع خواهد شد و بعد از یه هفته در köyceğiz ادامه خواهد داشت. نقش ... .
در سریال #نور_زندگیم که ملیس جیوِلِک نویسندگی اونو بر عهده داره، هازال سوباشی(الیف کارابِی)نقش همسر تولگاهان ساییشمان(ییلماز کارابِی) را ایفا می‌کند.
کارگردان این سریال یوسف پیرحسن گفت فیلمبرداری این سریال در استانبول شروع خواهد شد و بعد از یه هفته در köyceğiz ادامه خواهد داشت. نقش اصلی زن دیگر این سریال رو اسرا بیلگیچ (دریا آکار)ایفا خواهد کرد.
همچنین نقش پدر (دریا آکار) را سرهات توتوملُر (کنان آکار) بر عهده داره.
در این سریال کنان آکار هر چقدر هم مخالفت کنه باز نمیتونه مانع ازدواج دخترش بشه.
آلپر سالدیران هم در یک قسمت این سریال به عنوان بازیگر مهمان بازی خواهد کرد.
Melis Civelek’in kaleme aldığı dizide Hazal Subaşı, Tolgahan Sayışman’ın hayat vereceği Yılmaz Karabey’in eşi Elif rolünü canlandıracak. Yusuf Pirhasan’ın yönetmen koltuğuna oturacağı dizinin çekimleri haftaya İstanbul’da başlayacak ve bir hafta sonra Köyceğiz’de devam edecek.
‘Hayat Işığım’ın diğer kadın başrol karakteri Derya Akar için geçen günlerde Esra Bilgiç Töre ile anlaşılmıştı. Derya’nın babası Kenan’ı ise Serhat Tutumluer oynayacak. Dizide Kenan Akar kızının evlilik kararına karşı çıksa da yaşanacak olaylara engel olamayacak. Dizide Alper Saldıran da bir bölüm konuk oyuncu olacak

#welovetolgahan #tolgahansayisman #tolgahansayişman #tsayisman #tsfc #sayismanist #HTers #HTers #HashTags #instagood #instagood #like #like4like #likeall #likeback #likebackteam #likeforlike #liker #likes #likes4likes #liking #love #photooftheday #picoftheday #esrabilgic #hazalsubasi
Read more
Loading...