Loading Content...

اشرف پهلوی

Loading...


Unique profiles
10
Most used tags
Total likes
0
Top locations
جنه اسوكا جويس
Average media age
825.2 days
to ratio
12
اشرف پهلوی درگذشت اشرف پهلوی، روز پنجشنبه ۷ ژانویه (۱۷ دی) در سن ۹۶ سالگی در #آمریکا درگذشت. #اشرف_پهلوی ...
Media Removed
اشرف پهلوی درگذشت اشرف پهلوی، روز پنجشنبه ۷ ژانویه (۱۷ دی) در سن ۹۶ سالگی در #آمریکا درگذشت. #اشرف_پهلوی ۳۷ سال پایانی عمر خود را به دور از #ایران زندگی کرد و در چند سال پایان عمر مبتلا به بیماری #آلزایمر بود. صفحه فیس‌بوک شخصی رضا پهلوی، فرزند محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران، این خبر را تأیید کرد. ... اشرف پهلوی درگذشت

اشرف پهلوی، روز پنجشنبه ۷ ژانویه (۱۷ دی) در سن ۹۶ سالگی در #آمریکا درگذشت. #اشرف_پهلوی ۳۷ سال پایانی عمر خود را به دور از #ایران زندگی کرد و در چند سال پایان عمر مبتلا به بیماری #آلزایمر بود.
صفحه فیس‌بوک شخصی رضا پهلوی، فرزند محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران، این خبر را تأیید کرد. رضا پهلوی در مورد عمه‌اش نوشت: «از درگذشت عمه عزیزم، شاهدخت اشرف پهلوی، بسیار متأثر و متألم شدم. خاطرات بسیاری از دوران کودکی تا به امروز از ایشان برایم به یادگار مانده است. به ویژه دل‌نگرانی‌هایش برای از دست رفتن جایگاه ایران پس از انقلاب اسلامی و نور امیدی که همیشه در قلبش برای آزادی و سربلندی ایران داشت.»
فعالیت‌های سیاسی – اجتماعی اشرف بیشتر در رابطه با سازمان‌هایی بود که از جانب برادرش به ریاست آنها منصوب می‌شد. در سال ۱۳۲۲، اشرف «بنیاد خدمات اجتماعی» را راه‌اندازی کرد که در اواخر ۱۳۲۶ به «سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی» تغییر نام داد. او در سال ۱۳۴۲ نایب‌رئیس «کمسیون مبارزه با بی‌سوادی شد»؛ او در همین سال از سوی برادرش به سازمان ملل فرستاده شد تا رئیس کمیته حقوق بشر ایران باشد. اشرف پهلوی از سال ۱۳۴۵ رئیس هیئت نمایندگی سیاسی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود.
فعالیت‌ها در سازمان زنان ایران
اشرف پهلوی در سال ۱۳۴۵ به ریاست عالیه «سازمان زنان ایران» از سوی برادرش منصوب شد؛ سازمانی که بر اساس بررسی‌های تاریخی الیز ساناساریان نتیجه گردهمایی چندین سازمان‌های زنان در ایران و هشت سال فعالیت و رابطه گرفتن آنها با قدرت مرکزی برای بهتر کردن شرایط زنان ایران بوده است.
قبل از سازمان زنان ایران، «شورای عالی جمعیت زنان ایران» در اسفندماه ۱۳۳۷ به ریاست اشرف پهلوی تأسیس شد. این شورا با اتحاد ۱۷ جمعیت از سازمان‌های زنان کوچک‌تر و شرکت ۵۰ عضو مؤسس آغاز به فعالیت کرد. این شورا پس از هشت سال منحل شد؛ بعد از آن سازمان زنان به رهبری اشرف پهلوی در سال ۱۳۴۵ در راستای اصلاحات انقلاب سفید محمدرضا پهلوی مجدد آغاز به کار کرد.
مهرانگیز دولتشاهی، دیپلمات ایرانی، نماینده مجلس شورای ملی و فعال حقوق زنان که در سال‌های ریاست اشرف پهلوی بر سازمان زنان ایران با او کار می‌کرد بر این باور بود که با اینکه پهلوی به شکلی استبدادی قدرت اصلی تصمیم‌گیری در سازمان زنان ایران بود، اما سال‌ها تجربه فعالان زنان که در این سازمان کار اجرایی می‌کردند، مدام بر رأی نهایی اشرف پهلوی در تصمیم‌گیری‌های اجرایی تأثیر می‌گذاشت.
اشرف پهلوی در سال‌های فعالیتش در سازمان زنان ایران، معمولاً نماینده اصلی این سازمان در سفر
Read more
Loading...
شهریار شفیق (پهلوی‌نیا) (شهریار مصطفی شفیق) (افسر ارشد نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران بود. وی ...
Media Removed
شهریار شفیق (پهلوی‌نیا) (شهریار مصطفی شفیق) (افسر ارشد نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران بود. وی فرزند اشرف پهلوی و احمد شفیق (احمد شفیق بی) مسئول شرکتهای هوایی تجاری در مصر بود.[۱] از آنجاییکه وی فرزند اشرف پهلوی و خواهرزاده شاه بود لقب والاگهر در ابتدای نامش استفاده می‌شد. وی بعد از انقلاب ... شهریار شفیق (پهلوی‌نیا) (شهریار مصطفی شفیق) (افسر ارشد نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران بود. وی فرزند اشرف پهلوی و احمد شفیق (احمد شفیق بی) مسئول شرکتهای هوایی تجاری در مصر بود.[۱] از آنجاییکه وی فرزند اشرف پهلوی و خواهرزاده شاه بود لقب والاگهر در ابتدای نامش استفاده می‌شد.

وی بعد از انقلاب ایران را ترک و در فرانسه به همسر و ۲ فرزندش پیوست. هم‌زمان در ایران صادق خلخالی رئیس دادگاه انقلاب اسلامی وقت برای وی دادگاهی غیابی ترتیب داده بود و وی را همراه با تنی چند از فرماندهان ارشد ارتش شاهنشاهی به «افساد فی الارض» متهم و محکوم به اعدام کرده بود.

شهریار شفیق با نفوذی که در ارتش ایران داشت قصد انجام کودتایی را برای بازگرداندن محمدرضا شاه پهلوی به ایران را داشت که در نهایت در ساعت ۱۳ روز جمعه ۱۶ آذر ماه ۱۳۵۸ هنگام خروج از اقامت‌گاه مادرش اشرف پهلوی در پاریس، به ضرب دو گلوله افراد مسلح که به پشت گردن و سر وی اصابت کرد، به قتل رسید.

#iran #ایران
Read more
. یکی از معروف ترین داستان های اشرف، ماجراهای هر روز او با همسران محمد رضا بود و لحظه ای از آزارشان دست ...
Media Removed
. یکی از معروف ترین داستان های اشرف، ماجراهای هر روز او با همسران محمد رضا بود و لحظه ای از آزارشان دست نمی کشید؛ جدای از اهداف سیاسی کلا او با خانمها گویی مشکل داشت! خودش در توجیهی بامزه می نویسد: چون دوست و همبازي دختر نداشتم، رفقاي برادرم را به دوستي انتخاب کرده بودم فوزیه شاهزاده مصری که محمدرضا ... .
یکی از معروف ترین داستان های اشرف، ماجراهای هر روز او با همسران محمد رضا بود و لحظه ای از آزارشان دست نمی کشید؛ جدای از اهداف سیاسی کلا او با خانمها گویی مشکل داشت! خودش در توجیهی بامزه می نویسد: چون دوست و همبازي دختر نداشتم، رفقاي برادرم را به دوستي انتخاب کرده بودم فوزیه شاهزاده مصری که محمدرضا او را به همسری برگزید لحظه ای در ایران طعم خوشبختی را ندید. فسادهای جنسی و بی پروای شاه ایران برایش ناباورانه بود. فوزیه مهربان بود اما عشقی که با خیانت مداوم پاسخ داده میشد. علنی شدن رابطه محمدرضا شاه با مهری دیوسالار طاقت فوزیه را طاق کرد و به قهر به مصر رفت .
پس از بازگشتش بنابه نقل مشهور به قصد انتقام پرده عفت را درید و با امامی رابطه برقرار کرد. پس از فاش شدن ماجرا نزد شاه با غیرت، تنها واکنش شاه یک چیز بود: دیگر امامی را به کاخ راه ندهید! برخی اصل مطلب را تهمت و توطیه اشرف میدانند فوزیه رسوا شده به مصر رفت. لابی ها و التماسهای شاه داشت کارگر می شد که اشرف زهر دیرین خود را ریخت. او در نامه ای تاریخی به دروغ به فوزیه نوشت اینجا شاه و.. نقشه قتلت را کشیده اند. امضا: خیر خواه شما ، اشرف پهلوی .
فوزیه و دربار مصر دیگر لحظه ای در جدایی از ایران تردید نکردند. انصاری از عوامل دربار می نویسد «... بالاخره همين قدرت طلبي بسيارش اورا با تمام همسران شاه در تضاد قرار داده بود . زيرا وي چشم ديدن زني را که شخصيت دوم دربار و خاندان سلطنتي باشد نداشت . با فوزيه اختلاف به هم رسانيد ومعروف است که يکي از عوامل اصلي پافشاري فوزيه بر طلاق، اختلافش با اشرف بود و آزاري که از دست رفتار او مي کشيد . با ثريا نيز وضعي بهتر از اين نداشت . به اختلافاتش با فرح [نيز ] اينجا و آنجا اشاره کرده ام"
نامه ذلیلانه شاه به دربار مصر و التماسهای رقت انگیزش با بی توجهی مصر مواجه شد و در سال بیست و هفت در نخستین روزهای پاییز شاه وفوزیه از هم جدا شدند و در این واقعه یک نفر بیش از هرکس خوشحال بود: پلنگ سیاه

ادامه دارد
Read more
محمدرضا: مرسدس بنز ۱۹۰اس‌ال (Mercedes-Benz 190SL) خودرویی است که در سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۳ در اشتوتگارت ...
Media Removed
محمدرضا: مرسدس بنز ۱۹۰اس‌ال (Mercedes-Benz 190SL) خودرویی است که در سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۳ در اشتوتگارت و آلمان تولید شده‌است.[۱] این خودرو در کلاس خودرو GT قرار گرفته و طراحی آن خودروهای موتور جلو-محور عقب بوده است. موتور آن ۱۸۹۷ سی‌سی سیستم جعبه‌دندهٔ آن ۴ دنده به صورت دستی است. از این خودرو ... محمدرضا:
مرسدس بنز ۱۹۰اس‌ال (Mercedes-Benz 190SL) خودرویی است که در سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۳ در اشتوتگارت و آلمان تولید شده‌است.[۱]
این خودرو در کلاس خودرو GT قرار گرفته و طراحی آن خودروهای موتور جلو-محور عقب بوده است.
موتور آن ۱۸۹۷ سی‌سی سیستم جعبه‌دندهٔ آن ۴ دنده به صورت دستی است. از این خودرو یک مدل به نام گالویینگ طراحی شده بود که تنها ۲ دستگاه از ان موجود می‌باشد. یکی از آنها در زمان پهلوی متعلق به اشرف پهلوی بوده و دیگری در موزه مرسدس می‌باشد. وجه تمایز گالویینگ با نوع معمولی اس ال تنها در نوع بازشدن درب‌های گالویینگ می‌باشد که مانند بال فرشته باز می‌شود
Read more
نام جدید و قدیم خیابان و اتوبان های تهران آیت الله هاشمی رفسنجانی : نیایش آیت الله کاشانی : آتاتورک آیت ...
Media Removed
نام جدید و قدیم خیابان و اتوبان های تهران آیت الله هاشمی رفسنجانی : نیایش آیت الله کاشانی : آتاتورک آیت الله طالقانی : تخت جمشید آیت الله مدرس : بزرگراه شاهنشاهی آیت الله سعیدی : بزرگراه شهیاد / غیاثی آیت‌ الله مدنی : نظام آباد استاد قریب : اوستا استاد نجات‌ اللهی : ویلا آذربایجان ... نام جدید و قدیم خیابان و اتوبان های تهران

آیت الله هاشمی رفسنجانی : نیایش

آیت الله کاشانی : آتاتورک

آیت الله طالقانی : تخت جمشید

آیت الله مدرس : بزرگراه شاهنشاهی

آیت الله سعیدی : بزرگراه شهیاد / غیاثی

آیت‌ الله مدنی : نظام آباد

استاد قریب : اوستا

استاد نجات‌ اللهی : ویلا

آذربایجان : حشما الدوله

امیرکبیر : چراغ برق

اجاره دار : خواجه نظام الملک

اقبال لاهوری : دکتر اقبال

ابوذر : فلاح

امام خمینی : سپه

ایران : عین الدوله

برادران سلیمانی : حکمت

بلوار کشاورز : بلوار الیزابت، نهر کرج یا آب کرج

بزرگراه امام علی : بزرگراه دارآباد

بزرگراه شهید همت : بزرگراه شمال عباس آباد

قدس : آناتول فرانس

سباری : آجودانیه

سعدی = لختی ها (قبل انقلاب تغییر کرد)

فاطمی : آریامهر

مالک اشتر : آریانا

راستوان : احتشامیه

دیباجی : اختیاریه

دستغیب : اشرف پهلوی

موحد دانش : اقدسیه

کارگر شمالی : امیرآباد

شهید محمد منتظری : ایرانمهر تهران نو

یادگار امام : بزرگراه 100

شیخ فضل الله نوری : بزرگراه ایوبی

دکتر چمران : بزرگراه پارک وی

رسالت : بزرگراه داریوش

شهید کاووسی فر : میترا

جلال آل احمد : بزرگراه فرحزاد

جمال زاده : جمشیدآباد

حقانی : جهان کودک ، تالقانی

حجر بن عدی : تیرانداز

خرمشهر : آپادانا

صیاد شیرازی : بزرگراه نیاوران

سبلان جنوبی : بهرامی

خالد اسلامبولی : وزرا

مقدس اردبیلی : پسیان

ولیعصر : مصدق / پهلوی
سبحانی : 16 متری امیری

ستارخان : تاج

سمیه : ثریا

شهید علی اکبری : سورنا

شهید اکبر وصالی : سفیدکوه غربی (محله تهران نو)

شهید آقاسرمدیان : سفیدکوه شرقی (محله تهران نو)

شهید شواخ : رودکی (محله تهران نو)

شهید عباس افضلی : مهر افروز (محله تهران نو)

شهید کامبیز خشی : مهرجو (محله تهران نو)

شهید علی باستانی : مهرآور (محله تهران نو)

شهید شهرام امیری : مهرپو (محله تهران نو)

شهید گلپایگانی : مهرآگین (محله تهران نو)

شهید کشواد : سلیم

شهید مطهری : تخت طاووس

شهید یوسفی : پاشا

شورا : رضا شاه

هویزه : تکش

نوفل لوشاتو : چرچیل

خاوران : خراسان

کلاهدوز : دولت

کوشک مصری : فروغی

دماوند : تهران نو

دکتر مفتح : روزولت

دکتر فاطمی : سازمان آب / ایران نوین

نبرد : کوکاکولا

غیوری : شهرزاد

فداییان اسلام : رزم آرا

فلاحی : زعفرانیه

سپهبد قرنی : زاهدی / فیشرآباد

مجاهدین اسلام : ژاله

پاسداران : سلطنت آباد

کارگر : 30 متری امیرآباد

وحدت اسلامی : شاپور

جمهوری : شاه

کمیل : بابائیان / شاهرخ

انقلاب : شاهرضا

قائم مقام فراهانی : شاه عباس

#iran
Read more
آنچه خواستم و انجام دادم برای ملت ام بود تنها دلگرمی من در زمان درگیری با اشرار و یاغیان که هر تکه از خاک ...
Media Removed
آنچه خواستم و انجام دادم برای ملت ام بود تنها دلگرمی من در زمان درگیری با اشرار و یاغیان که هر تکه از خاک گرانبها را جدا میدانستند تنها نام ایران بود وصیت نامه ای باقی نخواهم گذارد تا جوانانی که با شور و شعف مجسمه های من را بلاد های ایران پایین می آورند سالها بعد به انچه که کردند بیاندیشند ملتم در فقر ... آنچه خواستم و انجام دادم برای ملت ام بود تنها دلگرمی من در زمان درگیری با اشرار و یاغیان که هر تکه از خاک گرانبها را جدا میدانستند
تنها نام ایران بود
وصیت نامه ای باقی نخواهم گذارد تا جوانانی که با شور و شعف مجسمه های من را بلاد های ایران پایین می آورند سالها بعد به انچه که کردند بیاندیشند
ملتم در فقر و جهالت و استعمار بود و سعی در بیرون اوردن آنها را داشتم و تنها کسانی که مخالف بودند سه دسته
روحانیون تندرو
انگلیس
شوروی

رضا شاه #بزرگ در جزیره موریس-مصاحبه با اشرف پهلوی
Read more
Loading...
«خمینی‌نامه» شهید که تشییع می‌کردیم زبان دراز می‌کردند؛ «۴ تکه استخوان» حالا از ضرورت احترام ...
Media Removed
«خمینی‌نامه» شهید که تشییع می‌کردیم زبان دراز می‌کردند؛ «۴ تکه استخوان» حالا از ضرورت احترام به یک جسد حرف می‌زنند! اما درود بر خمینی که گوش پالانی‌های بی‌سواد نگهبان طویله را گرفت و از ایران پرت‌شان کرد بیرون میرپنج پالانی آری! سلطنت‌طلب‌ها همه پالانی هستند و همه میرپنج‌اند و ... «خمینی‌نامه»

شهید که تشییع می‌کردیم
زبان دراز می‌کردند؛
«۴ تکه استخوان»
حالا از ضرورت احترام به یک جسد
حرف می‌زنند!
اما درود بر خمینی
که گوش پالانی‌های بی‌سواد نگهبان طویله را گرفت
و از ایران
پرت‌شان کرد بیرون
میرپنج پالانی
آری!
سلطنت‌طلب‌ها همه پالانی هستند
و همه میرپنج‌اند
و هنوز هم
نگهبان طویله‌اند
طویله‌ی توهمات‌شان
حتی کروموزوم‌های ربع پالانی هم
بوی کودتا می‌دهند!
پسر پسر کودتاچی
این روزها دم از مردم می‌زند!
والله خلاف ادب نیست
اگر بنویسم؛
زارت!
اصلا دم خلخالی گرم!
آن مقبره باید هم خراب می‌شد
فقط به جرم کشف حجاب
فقط همین یک قلم
نه!
پالانی مسلمان نبود
بی‌بی می‌گوید؛
«اصلا انسان نبود
و الا
کتک نمی‌زد زن ایرانی را
به جرم حجاب»
هان ای آخوندهای زائر بی‌غیرتی!
هان ای منورالفکرهای مروش!
هان ای اسگلان قرن!
آن‌چه اجباری بود
بی‌حجابی بود
زمان همین پالانی اول
و الا حجاب
قانون من‌درآوردی جمهوری اسلامی نیست
امر خداست
که حتی
در کتیبه‌های تخت جمشید هم عیان است
زنده‌باد عفت منیژه
زنده‌باد حیای زن ایرانی
پالانی زر می‌زد؛
«۲۵۰۰ سال پادشاهی»
لطفا خفه!
اشرف بی‌ریخت هوس‌باز را
چه به دخت افراسیاب؟!
که برهنه ندیده رخش آفتاب؟!
خاک بر سر جوجه‌آخوندی که آموزش غسل میت می‌دهد
آن‌هم به نظام خمینی
اما درود بر خمینی
ما هیچ شاهی به نام «پهلوی» نداریم
برگردید به همان فامیلی اول‌تان
پالانی
نگهبانی از طویله‌ی اسب‌ها
رضاخان؛
کدام رضا؟!
کدام خان؟!
محمدرضا پهلوی؛
۳ دروغ در یک اسم
فامیلی این قبیله‌ی بدوی هم
کودتایی است!
خخخخخ
«پهلوی» فامیلی یکی دیگر بود
بی‌بی قشنگ می‌گوید؛
«بی‌بی‌سی دروغ می‌گوید!»
«رضا» نام آن «خان» بود
که اجازه نداد اروند
شط‌العرب شود
به هزینه‌ی شهادت
و پیکرش اما ۳۰ سال بعد برگشت
و باز
آغاز شد کنایه‌ها؛
«۴ تکه استخوان»!
گیرم این گوربه‌گوری
همان پالانی اول باشد
احسنت بر شما!
حالا بگویید؛ «۴ تکه استخوان!»
که استخوان‌های غواص شهیدی به نام رضا
مظهر شرف ایرانی است
فرق می‌کند با جسد فرعون
پس درود بر خمینی
و یادگارانش
یعنی شهدا
فاش می‌گویم؛
خمینی تنها یک پدر نبود
که وراثش بچه‌هایش باشند
خمینی «امام» بود
و شهدا
امام‌زاده‌ها
خمینی
ثلث و ربع و خمس ندارد
جگر شیر دارد
و ما دیدیم شیربچه‌هایش را
دیروز در شلمچه
و امروز در شام
و فردا هم
خواهیم دید باز
پرواز جگرگوشه‌های امام را
بر فراز بیت‌المقدس
ما را باکی نیست
از حضور یک جوجه‌اردک زشت
در طویله‌ی امروز پالانی‌ها
هیهات!
زن ایرانی
به باحجاب و بی‌حجاب تقسیم نمی‌شود
و مرد ایرانی
به باریش و بی‌ریش
با ما
حرف از شرف بزنید!
.
نوشته: @hoseinghadyani
Read more
. رمان ایرانی علی اشرف درویشیان . انتشارات نگاه منتشر کرد: «سلول 18» داستان مبارزه است مبارزه ...
Media Removed
. رمان ایرانی علی اشرف درویشیان . انتشارات نگاه منتشر کرد: «سلول 18» داستان مبارزه است مبارزه علیه دیکتاتوری محمدرضا پهلوی در روزگاری که ساواک پنجه بر جان جوانان و مبارزین میکشید و در شکنجه گاه هایش میکوشید تا کمر دلاوران را خم کند. درویشیان داستان خانواده ای را باز میگوید که بی دلیل به اسارت ... .
رمان ایرانی
علی اشرف درویشیان
.
انتشارات نگاه منتشر کرد: «سلول 18» داستان مبارزه است مبارزه علیه دیکتاتوری محمدرضا پهلوی در روزگاری که ساواک پنجه بر جان جوانان و مبارزین میکشید و در شکنجه گاه هایش میکوشید تا کمر دلاوران را خم کند. درویشیان داستان خانواده ای را باز میگوید که بی دلیل به اسارت در می آیند و در روز حبس با ددمنشی رژیم رو در رو شده و آگاهی میابند که تنها راه گسستن بندهای اسارت و از بین بردن سلطه دیکتاتور است. درویشیان در این اثر البته تا حدی غلوآمیز چهره های قصه را تصویر کرده و کوشیده تا مردمان عادی را در روند درگیری با رژیم آبدیده و استوار تصویر نماید.
.
www.30book.com
.
#کتاب #معرفی_کتاب #فروشگاه_اینترنتی #سی_بوک #خرید_کتاب #30book #فروش_ویژه #فروشگاه_کتاب #تخفیف #نویسنده #پیشنهاد_کتاب #پیشنهادکتاب #مطالعه #پیشنهاد_مطالعه #سیبوک #حراج #تاریخ #کتابخوانی #کتابخانه #کتابفروشی
Read more
Loading...
* #نگاه_امروز * . . . . . درباره کتاب ؛ . . قصه های بند داستان رنج و درد انسان‌های مبارز در زندان‌های ...
Media Removed
* #نگاه_امروز * . . . . . درباره کتاب ؛ . . قصه های بند داستان رنج و درد انسان‌های مبارز در زندان‌های رژیم پهلوی برای آزادی و عدالت است. مردانی که با گوشت و پوست و استخوان تاوان کارهایی ساده مثل کتاب خواندن، اعتراض صنفی، یا سر فرو نیاوردن در برابر صاحب قدرتی را می‌دهند و متحمل فشار طاقت‌فرسای ... * #نگاه_امروز * .
.
.
.
.

درباره کتاب ؛
.
.

قصه های بند داستان رنج و درد انسان‌های مبارز در زندان‌های رژیم پهلوی برای آزادی و عدالت است. مردانی که با گوشت و پوست و استخوان تاوان کارهایی ساده مثل کتاب خواندن، اعتراض صنفی، یا سر فرو نیاوردن در برابر صاحب قدرتی را می‌دهند و متحمل فشار طاقت‌فرسای شکنجه‌های جسمی و روحی می‌شوند، در کتاب قصه بسیاری از مبارزان ملی و سیاسی که تا مرگ ایستادند روایت می‌شود و در کنار آن از کارگران، دهقانان، معلمان، دانشجویان و افراد معمولی سخن گفته می‌شود، که همه گرفتار پنجه غدار دیکتاتوری و استبداد فردی شده‌اند.
درویشیان این قصه‌ها را در دوران زندان خود نوشته و در سال 1356 به پایان رسانده و به بازنویسی آن در سال 1358 انجام یافته و امروز پس از نزدیک به چهار دهه به قامت کتاب در آمده است.
.
.

داستان ؛
.
.
.

تابستان سال ۵۱ بود. در زندان شماره سه که حیاطی مثلث شکل داشت زیر تنها درخت چنار بند نشسته بودیم. الکساندر تن به آفتاب داده بود. سهمیه سیگارش را آرام دود می‌کرد و به رادیوی دستی‌اش گوش چسبانده بود. «چطور شد به ایران آمدی الکساندر؟»
رادیو را پایین آورد، کمی روی کف سیمانی گرم حیاط جا‌به‌جا شد . کمرش را با ناراحتی راست کرد و گفت: «بیشتر قوم و خویش‌های ما در ایران هستند. به سرمان زد و آمدیم اینجا، کاش هرگز نمی‌آمدیم. همان روزهای اول چیزهایی دیدم که نزدیک بود از تعجب شاخ دربیاورم. ای بابا این هم شد کار! دو نفر تو خیابان دعوا می‌کردند و یک پاسبان با باطوم به سر و کله آن‌ها می‌کوبید. تا آن وقت ندیده بودم پلیس مردم را بزند. آنجا که بودم چنین صحنه‌هایی اصلا نبود. پلیسی که باید خدمتگذار مردم باشد اینجا شده بود آفت جان مردم.»...
.
.
.

#قصه‌_های_بند
#علی_اشرف_درویشیان
#چاپ_دوم
۳۱۱ صفحه
۲۲۰۰۰ تومان
جلد شومیز
#نشرنگاه #negahpub ☘
#موسسه_انتشارات_نگاه
#۲شهریور #تولدتان_مبارک #آقای_نویسنده
#کتاب #کتابخوانی #مطالعه .
.
.
Read more
: <span class="emoji emoji1f3b5"></span> به خوانندگان "چهل سال" <span class="emoji emoji1f3b5"></span> @ghomayshi یه جور میگی چهل ساله که ما بدبخت و نابودیم که انگار پیش ...
Media Removed
: به خوانندگان "چهل سال" @ghomayshi یه جور میگی چهل ساله که ما بدبخت و نابودیم که انگار پیش از اون هرشب توی کاباره خوش بودیم گمونت ازسر سیری یه ملت انقلاب کردن؟ بهشت بود و همه باهم زدن اونو خراب کردن؟ یه جور میگی که این چل سال پر از کابوسه و بیداد که انگار پیش از اون مردم ندیدن گزمه ... :
🎵 به خوانندگان "چهل سال" 🎵
@ghomayshi

یه جور میگی چهل ساله
که ما بدبخت و نابودیم
که انگار پیش از اون هرشب
توی کاباره خوش بودیم

گمونت ازسر سیری
یه ملت انقلاب کردن؟
بهشت بود و همه باهم
زدن اونو خراب کردن؟

یه جور میگی که این چل سال
پر از کابوسه و بیداد
که انگار پیش از اون مردم
ندیدن گزمه و جلاد

ندیدی کاخای شاهو؟
ندیدی چاله میدونو؟
گمونم خوب یادت نیست
جنوب شهر تهرونو

ندیدی پهلوی ها رو
کیا آوردن و بردن؟
به جز مونتاژ و عریانی
تو این کشور چی آوردن؟

سی میلیون جمعیت داشتیم
همون قدر بشکه های نفت
نه جنگ بود و نه تحریمی
ولی پولا کجا می رفت؟

تو جیب اشرف و شاپور
تو کاخ حضرت والا
بله شادی فراوون بود
ولی تو فیلم فارسی ها

کی بعد از انقلاب، اول
به این ملت خیانت کرد؟
ترورها رو به راه انداخت
کی ازصدام حمایت کرد؟

خلیج فارس ایرانو
عرب میگفت کدوم شیاد؟
با شلیک کدوم موشک
هواپیما توآب افتاد؟

ندیدی توی سنگرها
هزاران جسم صدچاکو؟
جوونایی که جون دادن
ندادن یک وجب خاکو؟

تو اون روزا نمی خوندی
چرا از فقر و بدبختی؟
چرا شیون نمی کردی
برای کشتن تختی؟

به فرضم توی این چل سال
وطن غرق تباهی بود،
بپرس از غربیا آیا
مصدق هم سپاهی بود؟! ✍ افشین علا
🗓 مرداد ۹۷
_
پ. ن: آقای عارف و فرح انگیز این چه وضعیه؟
پ. ن: یه دوستی اشاره قشنگی داشت، کلیپ این فرومایه ها پر از سازه های مدرن شهر تهرانه که همش بعد از انقلاب ساخته شده😂😂😂
Read more
. <span class="emoji emoji1f4a0"></span>شعر جدید افشین علا در پاسخ به خوانندگان موسیقی "چهل سال" . یه جور میگی چهل ساله که ما بدبخت و نابودیم که ...
Media Removed
. شعر جدید افشین علا در پاسخ به خوانندگان موسیقی "چهل سال" . یه جور میگی چهل ساله که ما بدبخت و نابودیم که انگار پیش از اون هرشب توی کاباره خوش بودیم گمونت ازسر سیری یه ملت انقلاب کردن؟ بهشت بود و همه باهم زدن اونو خراب کردن؟ یه جور میگی که این چل سال پر از کابوسه و بیداد که انگار پیش از ... .
💠شعر جدید افشین علا در پاسخ به خوانندگان موسیقی "چهل سال"
.
یه جور میگی چهل ساله
که ما بدبخت و نابودیم
که انگار پیش از اون هرشب
توی کاباره خوش بودیم

گمونت ازسر سیری
یه ملت انقلاب کردن؟
بهشت بود و همه باهم
زدن اونو خراب کردن؟

یه جور میگی که این چل سال
پر از کابوسه و بیداد
که انگار پیش از اون مردم
ندیدن گزمه و جلاد

ندیدی کاخای شاهو؟
ندیدی چاله میدونو؟
گمونم خوب یادت نیست
جنوب شهر تهرونو

ندیدی پهلوی ها رو
کیا آوردن و بردن؟
به جز مونتاژ و عریانی
تو این کشور چی آوردن؟

سی میلیون جمعیت داشتیم
همون قدر بشکه های نفت
نه جنگ بود و نه تحریمی
ولی پولا کجا می رفت؟

تو جیب اشرف و شاپور
تو کاخ حضرت والا
بله شادی فراوون بود
ولی تو فیلم فارسی ها

کی بعد از انقلاب، اول
به این ملت خیانت کرد؟
ترورها رو به راه انداخت
کی ازصدام حمایت کرد؟

خلیج فارس ایرانو
عرب میگفت کدوم شیاد؟
با شلیک کدوم موشک
هواپیما توآب افتاد؟

ندیدی توی سنگرها
هزاران جسم صدچاکو؟
جوونایی که جون دادن
ندادن یک وجب خاکو؟

تو اون روزا نمی خوندی
چرا از فقر و بدبختی؟
چرا شیون نمی کردی
برای کشتن تختی؟

به فرضم توی این چل سال
وطن غرق تباهی بود،
بپرس از غربیا آیا
مصدق هم سپاهی بود؟! #چهل_سال #افشین_علا
Read more
* #نگاه_امروز * . . . . . درباره کتاب ؛ . . قصه های بند داستان رنج و درد انسان‌های مبارز در زندان‌های ...
Media Removed
* #نگاه_امروز * . . . . . درباره کتاب ؛ . . قصه های بند داستان رنج و درد انسان‌های مبارز در زندان‌های رژیم پهلوی برای آزادی و عدالت است. مردانی که با گوشت و پوست و استخوان تاوان کارهایی ساده مثل کتاب خواندن، اعتراض صنفی، یا سر فرو نیاوردن در برابر صاحب قدرتی را می‌دهند و متحمل فشار طاقت‌فرسای ... * #نگاه_امروز * .
.
.
.
.

درباره کتاب ؛
.
.

قصه های بند داستان رنج و درد انسان‌های مبارز در زندان‌های رژیم پهلوی برای آزادی و عدالت است. مردانی که با گوشت و پوست و استخوان تاوان کارهایی ساده مثل کتاب خواندن، اعتراض صنفی، یا سر فرو نیاوردن در برابر صاحب قدرتی را می‌دهند و متحمل فشار طاقت‌فرسای شکنجه‌های جسمی و روحی می‌شوند، در کتاب قصه بسیاری از مبارزان ملی و سیاسی که تا مرگ ایستادند روایت می‌شود و در کنار آن از کارگران، دهقانان، معلمان، دانشجویان و افراد معمولی سخن گفته می‌شود، که همه گرفتار پنجه غدار دیکتاتوری و استبداد فردی شده‌اند.
درویشیان این قصه‌ها را در دوران زندان خود نوشته و در سال 1356 به پایان رسانده و به بازنویسی آن در سال 1358 انجام یافته و امروز پس از نزدیک به چهار دهه به قامت کتاب در آمده است.
.
.

داستان ؛
.
.
.

تابستان سال ۵۱ بود. در زندان شماره سه که حیاطی مثلث شکل داشت زیر تنها درخت چنار بند نشسته بودیم. الکساندر تن به آفتاب داده بود. سهمیه سیگارش را آرام دود می‌کرد و به رادیوی دستی‌اش گوش چسبانده بود. «چطور شد به ایران آمدی الکساندر؟»
رادیو را پایین آورد، کمی روی کف سیمانی گرم حیاط جا‌به‌جا شد . کمرش را با ناراحتی راست کرد و گفت: «بیشتر قوم و خویش‌های ما در ایران هستند. به سرمان زد و آمدیم اینجا، کاش هرگز نمی‌آمدیم. همان روزهای اول چیزهایی دیدم که نزدیک بود از تعجب شاخ دربیاورم. ای بابا این هم شد کار! دو نفر تو خیابان دعوا می‌کردند و یک پاسبان با باطوم به سر و کله آن‌ها می‌کوبید. تا آن وقت ندیده بودم پلیس مردم را بزند. آنجا که بودم چنین صحنه‌هایی اصلا نبود. پلیسی که باید خدمتگذار مردم باشد اینجا شده بود آفت جان مردم.»...
.
.
.

#قصه‌_های_بند
#علی_اشرف_درویشیان
#چاپ_دوم
۳۱۱ صفحه
۲۲۰۰۰ تومان
جلد شومیز
#نشرنگاه #negahpub ☘
#موسسه_انتشارات_نگاه
#کتاب #کتابخوانی #مطالعه .
.
.
Read more
Loading...
#السلام_علی_الحسین_و_علی_علی_ابن_الحسین_و_علی_اولاد_الحسین_و_علی_اصحاب_الحسین باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله ... #السلام_علی_الحسین_و_علی_علی_ابن_الحسین_و_علی_اولاد_الحسین_و_علی_اصحاب_الحسین باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین

پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا

در خاک و خون طپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار به رو زار می گریست

خون می گذشت از سر ایوان کربلا

نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک

زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا

از آب هم مضایقه کردندکوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد

فریاد العطش ز بیابان کربلا

آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم

کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد

کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

وین خرگه بلند ستون بیستون شدی

کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی

کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت

یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان

سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست

عالم تمام غرقه دریای خون شدی

آن انتقام گر نفتادی به روزحشر

با این عمل معامله ی دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم برآورند

ارکان عرش را به تلاطم درآورند

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسله ی انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید

زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش

اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند

بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها

افروختند و در حسن مجتبی زدند

وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود

کندند از مدینه و در کربلا زدند

وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان

بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند

پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید

بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو

فریاد بر در ِ حرم کبریا زدند
Read more
Loading...