ام و براى لذت

Unique profiles
25
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Kitsilano, Tehran, Iran, East Azerbaijan Province
Average media age
675.7 days
to ratio
5.8
اگر از من بپرسى ميگم شايد هيجان انگيز ترين كار،فعاليت، يا كلا پديده اى كه توى اين دنياى امروز ما وجود ...
Media Removed
اگر از من بپرسى ميگم شايد هيجان انگيز ترين كار،فعاليت، يا كلا پديده اى كه توى اين دنياى امروز ما وجود داره و ميشه بهش رسيد و ازش لذت برد، لااقل براى من تا الان اينطورى بوده ، سفره. اين كه برى و ٤ گوشه ى دنيا را ببينى، مردم و فرهنگ ها و سبك هاى زندگى را در تنوع و گوناگونى خارج العاده اى كه دارند تجربه كنى، از ... اگر از من بپرسى ميگم شايد هيجان انگيز ترين كار،فعاليت، يا كلا پديده اى كه توى اين دنياى امروز ما وجود داره و ميشه بهش رسيد و ازش لذت برد، لااقل براى من تا الان اينطورى بوده ، سفره. اين كه برى و ٤ گوشه ى دنيا را ببينى، مردم و فرهنگ ها و سبك هاى زندگى را در تنوع و گوناگونى خارج العاده اى كه دارند تجربه كنى، از هركدام چيزى ياد بگيرى . سفر خيلى خوبه ولى مثل هر چيز خوب ديگرى زيادى اش ميتواند آدم را دل زده كند. اين درنورديدن مرزها، سفر كردن از روى خاكها و درياها، بعد از مدتى آن رازآلودگى و حلاوت كشف يك خاك جديد و سرزمين جديد را كم كم محو ميكند. من در سفرها حتى سعى ميكنم هر بار يك خط هوايى جديد را تجربه كنم تا مگر خستگى ساعتها در هواپيما نشستن كمتر شود ، اما اين لذت ناچيز از تجربه ى يك شركت هوايى جديد نيز بعد از مدتى دائم مسافر بودن محو ميشود. اما چيزهايى هست. چيزهاى كوچكى كه هميشه هستند و ميمانند. كه گمان ميكنم وقت كافى هرگز براى درك ، يا كشف ، همه شان نداريم . ----------------------------------------
ما در سفر اخيرمان به كانادا ، ابتدا از ونكوور شروع كرديم، شهرى آرام ، براى زندگى ،-براى كار و ... را نميدانم، با خانه هاى ويلايى زيبا . اين اولين تصويرى است كه شهر به شما ميدهد. مردم آرامند، به هم ، و به شما كه شبيه توريست هاييد، لبخند ميزنند، گاهى گفت و گوى كوتاهى ميكنند و ميروند. اينها زيباست . خيلى هم خوب و عالى است اما اينجا تنها نقطه ى دنيا نيست كه اين آرامش براى زندگى وجود دارد. براى من يك پديده ى خيلى كوچك ونكوور را متمايز كرد، چيزى كه من، جاى ديگر نديده بودم و تجربه نكرده بودم - البته يحتمل اين قضيه جاهاى ديگر دنيا هم هست ، فقط من نديده ام - .
.
در ونكور باغچه هايى بود با اسم community garden، باغ محله يا همچين چيزى، يك قطعه زمين بزرگ در محله هاى رزيدانتال را به قطعه هاى كوچك مربع شكل تقسيم بندى كرده بودند، هر خانواده ى ساكن محله ميتواند از يكى از اين قطعه ها براى كاشت و پرورش مواد خوراكى يا گل و گياه به سليقه خودش استفاده كند. يك سرى امكانات هم براى دسترسى عموم هست، يكى دو تا فرقان، تعدادى بيل و بيلچه و ... و خاك. براى آنهايى كه عاشق گل و گلكارى هستند! .
در دنياى امروز ما ، با هجوم تلفن هاى هوشمند و تكنولوژى هاى رنگارنگ ، ديدن يك مادر با ٢ فرزندش در حال كاشت سبزى و نهال ، لذتى تمام نشدنى است! از جنس همان چيزهاى كوچكى كه گفتم !
Read more
‌ <span class="emoji emoji1f33a"></span>🥀🥀🥀🥀<span class="emoji emoji1f33a"></span> ╰ ঊঈ<span class="emoji emoji1f494"></span>ঊ ঊ╯ فرزند دلبندم!  اين نامه را به تو مى نويسم، به تو كه آينده منى! عزيزم....زيباترينم.... ...
Media Removed
🥀🥀🥀🥀 ╰ ঊঈঊ ঊ╯ فرزند دلبندم!  اين نامه را به تو مى نويسم، به تو كه آينده منى! عزيزم....زيباترينم.... روزى كه تو را در درونم حس كردم.... نه آزمايش داده بودم.... نه فرشته ها برام خبر آوردن..... فقط صبح احساس كردم نقطه اى سپيد درونم مى جوشه... ☞❥ @MadarPedars ❥‌ ‌ حس گرمى رگهامو پر كرده ... ‌ 🌺🥀🥀🥀🥀🌺 ╰ ঊঈ💔ঊ ঊ╯
فرزند دلبندم!  اين نامه را به تو مى نويسم، به تو كه آينده منى!

عزيزم....زيباترينم.... روزى كه تو را در درونم حس كردم.... نه آزمايش داده بودم.... نه فرشته ها برام خبر آوردن..... فقط صبح احساس كردم نقطه اى سپيد درونم مى جوشه... ☞❥ @MadarPedars ❥‌
‌ 🌺🍃🌸🍃🌺 حس گرمى رگهامو پر كرده بود. هيچ كس باور نكرد حرفمو اما مى دونستم دارم مادر مى شم.... به فكر فرو رفتم، من قرار است به عنوان مادر چه چيزهايى به فرزند خود ياد بدهم و قرار است به زودى نام مقدس مادر را كه مسئوليت زيادى به همراه دارد را بر خود بگذارم ☞❥ @MadarPedars ❥‌
‌ 🌺🍃🌸🍃🌺 آن روز كه درونم زاده شدى دوباره عاشق شدم و هميشه از خدا خواستم سالم و مهربان باشى. فرزند عزيزم، عشق من، دوست دارم آنچنان كه لياقتش را دارى برايت مادرى كنم، قلب من، از زمانى كه متولد شدى لحظه به لحظه با هم بوديم، هر جا مى رفتم تو را مانند پاره اى از وجودم با خودم مى بردم، تب مى كردى تب مى كردم، مريض مى شدى مريض مى شدم، تشنگى و گرسنگى تو را حس مى كردم و هر كارى كه دوست داشتى به بهترين شكل برايت انجام مى دادم. عزيزم با هر مكش دهان كوچكت براى شير خوردن محبت و فداكارى را در رگ هاى بدنت تزریق میکردم ☞❥ @MadarPedars ❥‌
‌ 🌺🍃🌸🍃🌺
تو شايد فرشته نگهبان منى، بهانه تحمل سختى هايم، به خاطر تو مى جنگم و كار مى كنم. عجيب است اشكهايم كه براى تو مى ريزند آرامم مى كند، صدا كردن نامت برايم افتخار آفرين است، در هر خنده شيرينت اميد را حس مى كنم، تو معلمى هستى كه خداوند بزرگ به من هديه داده، تو به من ياد دادى حرف زدن را، آرامش را، تو به من راه رفتن را ياد دادى در اوج سختى ها و مبارزه كردن را و نديدن را وقتى همه چيز سياه است، چشم هايت به من نگاه كردن را آموخت، دست هاى كوچكت تلاش كردن براى هر آنچه آرزويش را دارى و حضورت غم و درد و رنج را از يادم مى برد، كنار تو تنهايى از دلم پر مى كشد. عزيزم هر جاى اين دنيا وقتى تو باشى بزرگترين بهشت روى زمين است.
☞❥ @MadarPedars ❥‌
‌ 🌺🍃🌸🍃🌺
فرزندم دنيا مكانى تكرارى است اما تكرار اين روزها با وجود تو زيباترين تكرر زندگيم است. زيبايى درونى است و تو درون و بيرون زيبايى دارى. سرو خوش قامت من در بهشت موهايت معانى تفاهم و لذت را باز شناختم. مى خواهم بدانى چقدر دوستت دارم و تو پيش من از چه جايگاه ويژه اى برخوردار هستى. در اين برهه از هستى كه ما آن را زندگى مى ناميم دو نكته آموخته ام: يكى اينكه
Read more
اين عكس ام رو خيلى دوست دارم. انگار چيدمان شده باشه و خواسته باشم همه چيز اين شكلى كنار هم چيده بشه. (آدم ...
Media Removed
اين عكس ام رو خيلى دوست دارم. انگار چيدمان شده باشه و خواسته باشم همه چيز اين شكلى كنار هم چيده بشه. (آدم ها چيدمان را نه كه چيدن را بيشتر دوست دارند). دارم خودم را جاى آن پسرى ميگذارم كه در لذت و بيخيالى تمام، بطرى آبجو را سر مى كشد. همانقدر رها، در خلوت ميان هزاران نفر، همان قدر دور از نگاه ها و در انتهاى ... اين عكس ام رو خيلى دوست دارم. انگار چيدمان شده باشه و خواسته باشم همه چيز اين شكلى كنار هم چيده بشه. (آدم ها چيدمان را نه كه چيدن را بيشتر دوست دارند). دارم خودم را جاى آن پسرى ميگذارم كه در لذت و بيخيالى تمام، بطرى آبجو را سر مى كشد. همانقدر رها، در خلوت ميان هزاران نفر، همان قدر دور از نگاه ها و در انتهاى همه چيز. كه آدمى در انتهاى اتفاقات ست كه ليوان همه چيز را سر مى كشد. دارم به كودكى فكر مى كنم كه گهواره اش را دزديده باشند. به زنى كه نازاست و اداى مادرى را در مياورد كه هر عصر سگ و دخترش را به پياده روى مى برد. به عروسك دست هاى آن دخترى فكر مى كنم كه در نسل هاى كودكى دست به دست مى شود و جنينى بلاتكليف ست. به دخترى كه دست در گلوى خويش از دنيا سير شده ست. كه ما بيشتر با دست هاى خود، خود را در آتش مى اندازيم. دارم به مردى فكر مى كنم كه پايان را بلد نيست. نميداند بهار ابتداى زمستان ست يا انتهايش؟ نام دختر نداشته ات را برف بگذار دوست من. بگذار با آفتاب آب شود. ما هر كدام برفى از سال هاى گذشته را در تمام تابستان ها به دوش مى كشيم. كه زمستان فصل نيست، نام تمام احساس هاى گمشده ست. ياد نامه اى مى افتم كه ننوشتم: ما مگر چقدر پيدا كرده ايم كه انقدر داريم گم مى كنيم؟ دنبال جواب اين سوال، به اين عكس رسيدم. همه دارند رد مى شوند. از خويش، از ما و از فردا. در روزهايى هستيم كه بهانه هاى نماندن، بر ماندن ها مى چربد. اما سر ما كه ميخواستيم بمانيم، چه آمد؟ اما من در اين خانه ى خاموش، پنجره را نمى بندم، شايد يك روز اتاق پر از پرنده شود. چه من در خانه باشم، چه تو از خانه رفته باشى، اين اتاق براى پرواز آماده ست. با سطرهاى آخر نوشته اى را كه چند روز ست در سرم ميچرخد، تمامش مى كنم:
.
چه كسى اولين بار
دروغى به نام 'بودن' را سر زبان ها انداخت؟
در اينجا كه بودن، فقط در فقدان حضور همه چيز معنا پيدا مى كند
دنبال چيزى كه نيستيم ميگرديم؟
نبودن مان مهم نيست
وقتى در سرنوشت مان، ماجراى فراموشى نوشته شده ست / على ليدار / ازمير
Read more
#Repost @mohammadzarnoosh (@get_repost) ・・・ ‎موهات ‎......منتشر شد ...... . ‎آهنگ "موهات" با صدا و ترانه ايى از من منتشر شد ‎اميدوارم كه از شنيدنش لذت ببرين . من تمام سعى ام اين بود كه با تمام احساس بنويسم و بخونم.️ . ميتونيد اين كار رو از كانال تلگرام خودم(آدرس بالاى پيج هست) و سايت ... #Repost @mohammadzarnoosh (@get_repost)
・・・
‎🔴موهات🔴
‎......منتشر شد ...... .
‎آهنگ "موهات" با صدا و ترانه ايى از من منتشر شد ‎اميدوارم كه از شنيدنش لذت ببرين . من تمام سعى ام اين بود كه با تمام احساس بنويسم و بخونم.☺️
.
ميتونيد اين كار رو از كانال تلگرام خودم(آدرس بالاى پيج هست) و سايت هاى معتبر ، دانلود
كنيد. 🎶
.
‎در ضمن دوستان عزيزم براى شنيده شدن كار نياز به حمايتتون دارم ممنون ميشم كارمو به اشتراك بگذاريد .... 🙏🏼✨
.
‎مرسى از همه ى دوستانى كه تو اين اثر كمكم كردن ‎بهروز نعيمى ،فتاح عزيز ، مهدى فراهانى ، اميد حق شناس ،حميد اميدى ، ميلاد پرقوه و شايان مجيدى و ...........
.
.
‎محمد زرنوش 〽️
‎آهنگ : محمد زرنوش و علي قادرى
‎تنظيم و ترانه : محمد زرنوش
گيتار : شايان مجيدى
‎پيانو : ميلاد پرقوه ‎ساكسيفون : محمد زرنوش
‎ميكس و مسترينگ : فتاح فتحى
‎ناظر ضبط : بهروز نعيمى
كاور: اميد حق شناس
عكس : حميد اميدي
‎ضبط در استديو شخصى محمد زرنوش (استديو لاجيك) و فتاح فتحى
#mz #mohammadzarnoosh
@ghaderi.aliii @behrooznaeimi @miladporghovehmusic @shayanmajidi @hamidomidii @fattahfathi @logicstudio.officialpage @logicedition
Read more
من زندگى خودم را ميكنم و برام مهم نيست چگونه قضاوت ميشوم. چاقم، لاغرم، قد بلندم، كوتاه قدم، سفيدم، ...
Media Removed
من زندگى خودم را ميكنم و برام مهم نيست چگونه قضاوت ميشوم. چاقم، لاغرم، قد بلندم، كوتاه قدم، سفيدم، سبزه ام، همه به خودم مربوط است، مهم بودن يا نبودن روفراموش كن روزنامه روز شنبه زباله ى روز يكشنبه است. زندگى كن به شيو خودت با قوانين خودت با باورها و ايمان قلبى خودت، مردم دلشان مى خواهد موضوعى براى گفتگو ... من زندگى خودم را ميكنم و برام مهم نيست چگونه قضاوت ميشوم. چاقم، لاغرم، قد بلندم، كوتاه قدم، سفيدم، سبزه ام، همه به خودم مربوط است، مهم بودن يا نبودن روفراموش كن روزنامه روز شنبه زباله ى روز يكشنبه است. زندگى كن به شيو خودت با قوانين خودت با باورها و ايمان قلبى خودت، مردم دلشان مى خواهد موضوعى براى گفتگو داشته باشند برايشان فرقى نميكند چگونه هستى هر جور كه باشى حرفى براى گفتن دارند، شاد باش و از زندگى لذت ببر چه انتظارى از مردم دارى؟ آنها حتى پشت سر خدا هم حرف مى زنند!!! #احمد شاملو #
Read more
فردا (سه شنبه) يه جلسه مهم برگزار مى شه، هم براى من،هم براى خيليا كه ترانه رو جدى دنبال مى كنن! جلسه ...
Media Removed
فردا (سه شنبه) يه جلسه مهم برگزار مى شه، هم براى من،هم براى خيليا كه ترانه رو جدى دنبال مى كنن! جلسه ى رونمايى از مجموعه ترانه و #شعر_محاوره برادر و دوستِ شاعرم #احسان_بايگى . افتخار آشنايى با احسان رو حدود سه چهار ساله كه دارم، و از نزديك شاهد رشد و سرفرازيش بودم، بدون در نظر گرفتنِ رفاقت و برادريمون ... فردا (سه شنبه) يه جلسه مهم برگزار مى شه،
هم براى من،هم براى خيليا كه ترانه رو جدى دنبال مى كنن!
جلسه ى رونمايى از مجموعه ترانه و #شعر_محاوره برادر و دوستِ شاعرم #احسان_بايگى .
افتخار آشنايى با احسان رو حدود سه چهار ساله كه دارم،
و از نزديك شاهد رشد و سرفرازيش بودم،
بدون در نظر گرفتنِ رفاقت و برادريمون بايد بگم
عجيب مشتاق خوندن اين مجموعه ام،
شك ندارم شما هم كمتر از من لذت نمى بريد!
پس همديگه رو سه شنبه مى بينيم.
پ.ن: دوستانى كه فردا شرايط حضور ندارن
مجموعه ى #محبوب رو از دست ندن!
#احسان_بايگى
#شعر
#محبوب
#نشر_نيماژ .
#سه_شنبه ١١/ارديبهشت
مكان: خيابان انقلاب/خيابان مظفرى شمالى #مركز_تبادل_كتاب
ساعت ٥ عصر
Read more
به اين ميگن يك سورپرايز بزرگ واسه افرادى كه واسه ورزش بهانه ى كمبود وقتشون رو ميارن و كسايى كه ميخوان ...
Media Removed
به اين ميگن يك سورپرايز بزرگ واسه افرادى كه واسه ورزش بهانه ى كمبود وقتشون رو ميارن و كسايى كه ميخوان تو زمان كم ( ) تبديل به يه ادم خوش هيكل و فيت بشن _____________________________________________________ بهترين ويژگى هايى كه يك باشگاه ميتونه داشته باشه رو من اينجا ديدم خبرى از يك محيط ... به اين ميگن يك سورپرايز بزرگ واسه افرادى كه واسه ورزش بهانه ى كمبود وقتشون رو ميارن و كسايى كه ميخوان تو زمان كم ( 😉😍) تبديل به يه ادم خوش هيكل و فيت بشن
_____________________________________________________
بهترين ويژگى هايى كه يك باشگاه ميتونه داشته باشه رو من اينجا ديدم
خبرى از يك محيط شلوغ و مربى كه اصلا به شما توجه نميكنه نيست 👌🏾 از زمان ورود تا ٢٠ دقيقه اى كه قراره تمرين كنيد قراره از ارامش و فضاى خوب اين باشگاه لذت ببريد 👌🏾 براى همين ازين به بعد توى باشگاه @royalfitness.ir ورزش رو ادامه ميدم •از اونجايى كه اكيداً تا چيزى رو امتحان نكنم پيشنهادش نميكنم به ديگران 👉🏾
عضو شدم و
•بايد بگم كه مربى به طور متمركز و دائمى به شما و صحيح بودن حركاتى كه انجام ميديد توجه داره 👉🏾
ای ام اس چیست؟
ای ام اس نسل جدیدی از ورزش است که با پوشیدن لباس مخصوص به دستگاه وصل می شوید و دستگاه پالس الکتریکی به عضلاتتان وارد می کنند. زمانی که شما در حین اتصال به دستگاه به همراه مربی خود ورزش می کنید، شدت تمرین شما چند برابر شده و در بیست دقیقه حدود هفتصد کالری می سوزانید

اگر ميخواهيد از ورزشى جواب مثبت بگيريد و راجب لاغر شدن بخش هاى مختلف بدنتون نگرانيد و اينكه ميخواهيد توى زمان كم به ايده التون برسيد
به نظرم ميتونيد از اين روش كمك بگيريد چون طبق مقايسه هايى كه شده اين روش نسبت به روش سنتى
موثرتره چون توى ٢٠ دقيقه شما ٧٠٠ كالرى ميسوزونيد (يعنى هر جلسه معادل ٣ جلسه بدنسازى يا همون روش سنتى هستش)
چون در تمام طول تمرين تمام بدن شما در فعاليته
البته كه ميتونيد به عنوان ورزش مكمل يا تركيبى هم استفاده كنيد مثلا من هم بدنسازى عادى انجام ميدم و هم اينو اين باعث ميشه با سرعت بيشترى به ايده الى كه تو ذهنمه برسم
@royalfitness.ir ♥️
#ems
Read more
. [ و شبى كه بينهايت در كنارِ دوستانمون خوش گذشت از بس گفتيم و خنديديم ( البته بيشتر حرفِ عكس و دوريين ...
Media Removed
. [ و شبى كه بينهايت در كنارِ دوستانمون خوش گذشت از بس گفتيم و خنديديم ( البته بيشتر حرفِ عكس و دوريين بود چون همه ىِ دوستانمون عكاس هم هستند و فقط عمويم شاعر و نويسنده هستند ) و از بودن در كنارشون لذت بردم ، يازدهمين سالِ باهم بودنِ افشين و من هم تمام شد ... ] . تصويرِ اول ؛ تو اتاقِ كارم با استاد حقيقىِ ... .
[ و شبى كه بينهايت در كنارِ دوستانمون خوش گذشت از بس گفتيم و خنديديم ( البته بيشتر حرفِ عكس و دوريين بود چون همه ىِ دوستانمون عكاس هم هستند و فقط عمويم شاعر و نويسنده هستند ) و از بودن در كنارشون لذت بردم ، يازدهمين سالِ باهم بودنِ افشين و من هم تمام شد ... 🍃 ]
.
تصويرِ اول ؛ تو اتاقِ كارم با استاد حقيقىِ عزيزم و عمو اقبال نازنينم و فائزه جان كه ثبت شد برايم تا ابد 🌼
تصويرِ دوم ؛ ساعتِ ١:٣٠ بامداد با چشمانِ خواب آلود و دوستانِ مهربون حامد جان ، آقاى تركى زاده و آقاى فرزانه و خانوازه گلشون و آقاى ميرى و همسرشون💚
تصويرِ سوم ؛ كه خب كيك و شمع ☺️🎂 .
و اينكه خيلى مهمه براىِ من با چه كسانى معاشرت كنم و پذيراشون باشم تو خونه ام ، زمانى كه مهمون دارم بخصوص اولين بار باشه كه ميزبانش هستم اون انرژى و حالِ خوبى كه دارن و واردِ خونه ام مى كنند را كاملا درك مى كنم ، و كسى كه انرژىِ خوبى نداره و باهاش معاشرت كنم ، بيمار و بى حال و حوصله ميشم ...
خيلى وقته گلچين مى كنم بى تعارف 💫
.
خوشبخت باشيد و حالِ دلتون خوش و دور و برتون پر از بهترين ها باشه و شاد و سلامت باشيد و لبتون خندون و شرمنده نميتونم تك تك پاسخِ مهربانى و لطفِ شما را بدم 💫💜
Read more
. . زیااااااد و مدام فکر کردن از جمله زیباترین عاداتمه که عاشقشم اصلا به هر چیز ریز و درشت گاها بسیار زیاد فکر میکنم نه فکر الکی ها دنبال تحلیل و انواع آنالیزم از چند زاویه سعی میکنم هر حادثه ساده رو بشکافم و زیر ذره بین تفکرم حسابی بررسی و چرا یابی و علت جویی کنم ... گاهی برخی سوالات که میپرسم ممکنه ... .
.
زیااااااد و مدام فکر کردن از جمله زیباترین عاداتمه که عاشقشم اصلا
به هر چیز ریز و درشت گاها بسیار زیاد فکر میکنم نه فکر الکی ها دنبال تحلیل و انواع آنالیزم
از چند زاویه سعی میکنم هر حادثه ساده رو بشکافم و زیر ذره بین تفکرم حسابی بررسی و چرا یابی و علت جویی کنم ...
گاهی برخی سوالات که میپرسم ممکنه از بیرون به نظر برسه نظرات متعارض برام خیلی مهمه ! اما واقعیت این نیست ! حقیقت چیز دیگه ایست من حرفهایی که میشنوم را هم آنالیز برای خودم میکنم و همین بررسی ها برام لذت بخشه وگرنه اگر قرار بود حرف ها برام اهمیت داشته باشه اصلا خلاف موج ها شنا نمیکردم !
حال اونکه سالهاست خلاف موج جامعه و اطرافم شاید شناگری یاد گرفتم
همین شنای خلاف موج باعث شناخت بیشتر شد و شاید نگاهم رو به دنیا و اطرافم بازتر کرد
در اوج دردهایی که گاهی از دنیای اطراف دریافت میکنم حس میکنم بیشتر باید شکر خدا رو کنم که بارها بهم ثابت کرده جز خودش واقعا نداریم !
تکیه به هیچ احدی نباید کنیم ولو برترین عشق های عالم مثل عشق والدین ! جای تکیه دادن نیست ! دیگه اینجا که سست بشه وای بر احوال دنیا !
هر روز که بیشتر بر عمرم اضافه میشه بیشتر میفهمم آدم ها صرفا به دلیل نیازهای بیشمارشون به هم هر سبک اتصالی هم حتی به هم دارند و هر سبک محبتی هم بینشون گاها به وجود میاد ! تمام این محبت ها ریشه یابی بشه انگار به یک نیاز درونی خودت پاسخ میده !
و امان از اون روزی که این انسانها برای حفظ خودشون به بهره گیری از بقیه نیاز هم پیدا کنند ! هر کاری با هم میکنند !
چهره حقیقی انسانها را آیات و روایات قیامت به خوبی ترسیم میکنه ! .
.
قران سوره مبارکه عبس :
فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ «33» يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ «34» وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ «35» وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ «36» لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ «37»

پس زمانى كه آن صداى هولناك در آيد. روزى كه انسان از برادرش بگريزد و از مادر و پدرش و همسر و فرزندانش. در آن روز براى هر يك از آنان كار و گرفتارى است كه او را (از پرداختن به كار ديگران) بازدارد.
.
.
.
.
فرازهایی از مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه :
اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الأمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ إِلاّ مَنْ أَتى الله بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ......... وَأَسْأَلُكَ الأمانَ يَوْمَ يَفِرُّ المَرءُ مِنْ أَخِيهِ وَاُمِّهِ وَأَبِيهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ لِكُلِّ امْرِيٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ....
.
.
.
.
و خلاصه : #یارفیق_من_لا_رفیق_له
و تمام ! .
Read more
نمي دونم شما دوستان خوبم تا جه اندازه به چشم و نظر اعتقاد داريد؟؟ من خودم معتقم كه چشم و نظر هست و واقعيت ...
Media Removed
نمي دونم شما دوستان خوبم تا جه اندازه به چشم و نظر اعتقاد داريد؟؟ من خودم معتقم كه چشم و نظر هست و واقعيت داره ولى براى من ايجاد محدوديت نميكنه . يعنى اجازه ندادم كه اين باور دست و پايم را ببندد. من هم توى زندگى مثل همه آدمها پراز مشكلات ، سختى ها ، ناخوشى ها و اتفاقات زيادي هستم كه بعضاً خيلى هم خوش آيند نيست ... نمي دونم شما دوستان خوبم تا جه اندازه به چشم و نظر اعتقاد داريد؟؟ من خودم معتقم كه چشم و نظر هست و واقعيت داره ولى براى من ايجاد محدوديت نميكنه . يعنى اجازه ندادم كه اين باور دست و پايم را ببندد. من هم توى زندگى مثل همه آدمها پراز مشكلات ، سختى ها ، ناخوشى ها و اتفاقات زيادي هستم كه بعضاً خيلى هم خوش آيند نيست ولى هميشه هميشه سعى كرده ام زاويه ديد و نوع نگاهم را نسبت به رويدادهاى زندگى تغيير دهم و خودم براى بهبود شرايط اقدامى انجام دهم تا حال و احوالم رابهتر كند. ولي دلخور ميشوم و بسيار دلگير از قضاوتهاي گاه و بيگاه دوست و آشنا . اگه توى صفحه اينستگرام خوبي ها، خوشي ها و لحظات خوب راثبت ميكنم نشانه اين نيست كه هميشه هميشه همه چيز گل وبلبل است ، واقعاً دوست دارم شادى و نشاط را بسط وگسترش دهم وگرنه ناليدن و به تصوير كشيدن سختى ها و ناراحتى ها هيچ كارى ندارد. بياييد همديگر را قضاوت نكنيم و افكارمثبتمان را تعالى بخشيم . بياييد زيبا ديدن ، خوب انديشيدن و شاد زندگى كردن را سرلوحه خود قرار دهيم تا مسير زيستنمان شيرين و لذت يخش باشد 😍🌺😍
Read more
(مقدمه) يكى بود يكى نبود. یک پدر بود و يک پسر بود. آن پدر باباى خوب من بود. آن پسر هم من بودم . من خيلى ...
Media Removed
(مقدمه) يكى بود يكى نبود. یک پدر بود و يک پسر بود. آن پدر باباى خوب من بود. آن پسر هم من بودم . من خيلى كوچک بودم كه مادرم مرد. من ماندم و بابام . بابام مرا خيلى #دوست می داشت . او می خواست من هميشه خوشحال باشم و بخندم . می خواست #خوب تربيت بشوم و خوب درس بخوانم . می خواست #انسان و مهربان باشم . من اين باباى ... (مقدمه)

يكى بود يكى نبود. یک پدر بود و يک پسر بود. آن پدر باباى خوب من بود. آن پسر هم من بودم .
من خيلى كوچک بودم كه مادرم مرد. من ماندم و بابام . بابام مرا خيلى #دوست می داشت . او می خواست من هميشه خوشحال باشم و بخندم . می خواست #خوب تربيت بشوم و خوب درس بخوانم .
می خواست #انسان و مهربان باشم . من اين باباى خوب را خيلى دوست داشتم .
من و بابام در #برلين #زندگى می كرديم . آن وقتها برلين #پايتخت #آلمان بود. وقتى كه #جنگ افروزان جهان به جان هم افتادند، شهر ما هم ويران شد. آلمان شكست خورد و برلين هم به دست جنگ افروزانى افتاد كه يپروز شده بودند.
حالا نزديک به چهل سال از آن روزگار می گذرد. براى من ، از ميان آن ويرانيها. سه كتاب به يادگار مانده است . اين سه كتاب پر است از قصه هايى كه بابام نقاشی كرده است . اين
نقاشیها هم خودش قصه اى دارد.
بابام براى #روزنامه ها و مجله ها نقاشى می كرد. با پولى كه از اين راه به دست می آورد زندگى می كرديم . خانه اى كوچک و زندگى ساده اى داشتيم ، ولى دلمان پر از شادی بود.
قصه های من و بابام!!! در اين خانه ، بابام هم #مادر بود، هم پدر و هم دوست خوب من . همه ی كارهاى خانه را هم بابام میكرد. من روز به روز
كه بزرگتر می شدم بيشتر به او در كارهاى خانه كمك می كردم .
ولى هميشه دلم می خواست پسر كوچولوى بابام باشم تا برايم قصه بگويد.
وقتر كه مادرم زنده بود، برايم قصه می گفت . در همه ی عمرم از شنيدن قصه #لذت برده ام . بابام دلش می سوخت كه ديگر مادرم برايم قصه نمی گويد. یک روز كاغذ و مدادش را آورد. مرا روى زانویش نشاند.
برايم #نقاشى كرد و قصه گفت . من از آن قصه خيلى خوشم آمد. از آن روز به بعد، هر وقت كه بابام كار نداشت ، برايم قصه می گفت . چه قصه هاى خوب و خنده دارى! او قصه هايى می گفت كه من و بابام توى آنها بوديم . آرزوهايمان توى آنها بود.
هر چه را می خواستيم توى آن قصه ها پيدا می كرديم . به هر چيز كه دلمان می خواست توى آن قصه ها می رسيديم . توى آن قصه ها من و بابام كارهاى #خنده دارى می كرديم .
بابام همه ی آن قصه ها را برايم نقاشی می كرد. شكل خودش و من را خنده دار می كشيد تا من بيشتر خوشحال بشوم و بخندم .
حالا از آن قصه ها و نقاشيها سه كتاب دارم . اين سه كتاب پر از قصه هاى من وبابام است . پر ازنقاشيهاى خنده دار است .
سالهاست كه ، در بیشتر كشوررهاى جهان ، كودكان اين كتابها و نقاشيهاى آنها را مى بينند و دوست دارند. نمى دانم تو هم از آنها خوشت خواهد آمد يا نه . فقط آرزو می كنم كه دوستشان داشته باشى.
آخر، اين كتابها يادگار باباى خوب من است !
دوست تو،
پسر
Read more
سلام <span class="emoji emoji1f33a"></span> . .براى حذف هزينه هاى اضافى كه هركدوم ازما به شكلى داريم بايد چاره انديشى كنيم <span class="emoji emoji1f60a"></span> . . .مثلاً ...
Media Removed
سلام . .براى حذف هزينه هاى اضافى كه هركدوم ازما به شكلى داريم بايد چاره انديشى كنيم . . .مثلاً از هزينه هاى هفتگى من ، دادن روسرى هام به خشكشويى بود. ماشين لباسشويى باعث خراب شدن روسرى ها ميشه . بخصوص نخى ها و ابريشم هاى خوب . هزينه هرروسرى ٤هزارتومان است. يه دونه شامپوى بچه فيروز خريدم و دونه ... سلام 🌺
.
.براى حذف هزينه هاى اضافى كه هركدوم ازما به شكلى داريم بايد چاره انديشى كنيم 😊
.
.
.مثلاً از هزينه هاى هفتگى من ، دادن روسرى هام به خشكشويى بود. ماشين لباسشويى باعث خراب شدن روسرى ها ميشه . بخصوص نخى ها و ابريشم هاى خوب . هزينه هرروسرى ٤هزارتومان است. يه دونه شامپوى بچه فيروز خريدم و دونه دونه روسرى هامو با دست شستم ( دستكش فراموش نشه 😉) بعدا از خشك شدنشون نوبت اتو كشي رسيد . .
.
.از اونجايى كه تنهايى و توى سكوت حوصله ام سر ميره 😅 فايل صوتى كتاب چهار ميثاق راكه يك دوست نازنين بهم هديه داده بود راگذاشتم و ١١تا روسرى را توى ٢٥دقيقه اتو زدم 😍
.
.يعنى ٤٤هزارتومان صرفه جويى در هزينه هفتگى خونه ، هزينه اي كه هرگز به چشم نمي آمد و در ضمن كلي هم لذت بردم از گوش دادن به كتاب فوق العاده چهار ميثاق با صداى نيما رئيسى 😊
.
.
اين يه دونه از كارهايى بود كه غير از نخريدن چيزهاى اضافه ميشه براى صرفه جويى در هزينه هاى خونه انجام بديم . اين مورد يه مثال بود از خرج هاى خونه ما و هركسى ممكنه براى خودش يه هزينه هايى داشته باشه كه بامديريت بتونيم حذف كنيم يا به حداقل برسونيم 🌺
.
#چالش_نه_به_خريد_اضافه
Read more
باور بودن تو خيال نبود، جايزه صد و چند سال صبورى و تنهايى بود، آرامشى كه امروز سكوتت ، بودنت، كج دار و ...
Media Removed
باور بودن تو خيال نبود، جايزه صد و چند سال صبورى و تنهايى بود، آرامشى كه امروز سكوتت ، بودنت، كج دار و مريز هايت برايم آورده خستگى صد و چند ساله را ميشورد و ميبرد از تنم و توى گوشم داد ميزند، هاى، رسيدى، محكم نگهش دار ميدزدنش از تو، حواست كه نباشد. جمع كن لعنتى را از توى كوچه بالاى پشت بام، از كنار ناودان، ... باور بودن تو خيال نبود، جايزه صد و چند سال صبورى و تنهايى بود، آرامشى كه امروز سكوتت ، بودنت، كج دار و مريز هايت برايم آورده خستگى صد و چند ساله را ميشورد و ميبرد از تنم و توى گوشم داد ميزند، هاى، رسيدى، محكم نگهش دار ميدزدنش از تو، حواست كه نباشد. جمع كن لعنتى را از توى كوچه بالاى پشت بام، از كنار ناودان، و بياورش روى تخت كنار خودت آرام بخوابانش، خيالت سركشت را ميگويم، بايد رامش كنى، بايد كه مشق كنى كه صبر هنوز ادامه دارد، حتى بعد از رسيدن آن غيرِ خيال، امروز صبر معنى شفافترى از گذشته برايت پيدا كرده، و اين آغاز راهت است، بالا و پايين هايت صد چندان ميشود، نترس، زندگى اش كن، طاقتت از پيش بيش شده، بزرگتر شده اى لابد، كسى چه ميداند، اين كش آمدنها شايد روزى پاره ات كند اما قطعا تمام نميشوى، تازه شروع تر ميشوى، بچرخ، به اضلاعش نگاه كن، طعم بودنش را طورى بچش كه انگارهرگز بويش به دماغت نخورده، لبخند را ادامه بده، نگاهت را هميشه بلغزان توى نگاهش، آرامتر برو، نترس، همراه تو زمان هم مى آيد، اين لحظه هاى با تو هرگز سراغى از من نگرفته بودند و امروز شكر گويان، لحظه لحظه مشامت ميكشد و با خودش ميگويد باور نميكنم، اينجايى كنار آغوشم و نيازى به هيچ باجى به هيچ جنبنده اى نيست، براى بودنت، ترجيح من اينست كه كنارت قدم بزنم، آرام در گوشت بگويم كه دوستت دارم حتى اگر بى نگاه رد شوى من هر روز و مدام تكرارش كنم تا كه مُهر و موم شود توى باور و خيالاتت، محكم به خودم نهيب ميزنم، از نبودنها هميشه ترسيده ام كه اينطور معلق بودم ما قبل تو، امروز اما، ايستاده ام، شايد چهار دست و پا اما ايستاده ام تمام قد، و هر چه شُكر كه جمع كرده بودم نثار هر قدمت ميكنم و مباركى بودنت را تيمم ميكنم روى چشمهايم، رد پايت جز برگ گل چيزى بجا نميگذازد، تمام كتابهاى، تمام كتابخانه هاى جهان ورق ورق قدمت را مهمان شده،.
حك شدى توى نگاهم، دنيايم را مملو از بودنت كردى، نعل بند تو شدم، داغ گذاشته نامت پشت و پهلويم را و لذت سوزش از تو به مراتب شيرين تر از قند و عسل ست. شادى چادر زده توى سرم، خودش را پهن كرده، خيال ماندگارى ميدود از سرش و خودش را جمع هم نميكند، خوب ميكند، سالهاست آن يكى آنطرفِ شادى با آن دو حرف مسخره اش، چمباتمه زده روى فكر و خيالت، تازه شادى را كه ديد گورش را از تنگناى رويايت برد بيرون، با آمبولانس بردندش، طاقت دورى نداشت، راهى تيمارستان شد، نميپذيرندش كه، از بس همه جا خرابكارى جا گذاشته بود

پاييز٩٦
مبعث
عكس: #مبعث_فدايي
#minimalha
#مينيمالها
Read more
. طرح جلد کتاب_ (پایان دروغ‌ها ) انتشارات ‌البرز طراح : امیر علایی . . . بخشی از کتاب: نام من ...
Media Removed
. طرح جلد کتاب_ (پایان دروغ‌ها ) انتشارات ‌البرز طراح : امیر علایی . . . بخشی از کتاب: نام من بکی‌ست. وقتی‌که به خانه رسیدم، دیدم که همسرم، کریس، با چاقو به قتل رسیده و خانه‌مان را به طورکامل به هم ریخته‌اند. این گونه كه به نظر مى‌رسد، کریس چیزی داشته که متعلق به آنان بوده است و من براى اينكه ... .
طرح جلد کتاب_ (پایان دروغ‌ها )
انتشارات ‌البرز
طراح : امیر علایی
.
.
.
بخشی از کتاب:
نام من بکی‌ست. وقتی‌که به خانه رسیدم، دیدم که همسرم، کریس، با چاقو به قتل رسیده و خانه‌مان را به طورکامل به هم ریخته‌اند. این گونه كه به نظر مى‌رسد، کریس چیزی داشته که متعلق به آنان بوده است و من براى اينكه زنده بمانم، باید آن را پیدا کنم و به ايشان بازگردانم. آنان به من هفت روز فرصت داده‌اند. هیچ‌جایی برای پنهان شدن ندارم و نمی‌دانم باید کجا را جست‌وجو كنم. بنابراين، با اينكه به پایان مهلت نزدیک می‌شوم، تصميم گرفته‌ام كه مقاومت کنم. اكنون همۀ آنچه دارم، ذهنی پر از دروغ و یک نقشۀ خیلی بد است.
این داستان من است... پایان دروغ‌هـــا پیچش‌هـــای داستـــانی فراوانی دارد که شما را تا آخرین لحظـــه به فکــــر کردن و حـــدس زدن واخواهد داشت.
جو ترنر

از مطالعۀ این کتاب کاملاً لذت بردم. حتی یک لحظه هم پیش نیامد که از خواندنش خسته شوم.
آمریکن کریتیکس

بى شک، پس از مطالعۀ این کتاب، اندرو برت را هم به فهرست نویسنده‌های مورد علاقۀ خود خواهید افزود. کیت نابل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
book cover
Alborz Publication
designer : Amir Alaei
. .
#کتاب #کتاب_خوب #کتاب_باز #کتابخوار #کتابیسم #کتابدوست #کتابخوان #کتابخانه #کتابسرا #کتابدونی #رمان #رمان_ایرانی #طراحی_جلد #جلد #جلدکتاب #داستان #معرفی_کتاب #معرفی_کتاب_خوب #کتاب_رمان #کتاب_دوست #کتابخونه #قصه #کتاب_کمیاب #کتابباز #کتاب_جدید #کتاب_خوانی #کتاب_بخونیم #کتابفروشی #کتابخون #رمان_فارسى #رمان_ایرانی
Read more
بخدا زندگى همين الان در همين ثانيه و لحظه جاريه. انقدر در فكر آينده پير نشيد. اگر الان و اين لحظه نباشه كه خب آينده اى هم نيست. چرا تو خيابون كسى رو نميبينيم كه بزنه زير آواز؟ چرا همه داريم از نگرانى دق ميكنيم؟ چرا الان و اين لحظه رو ول كرديم و داريم از ترس آينده اى كه معلوم نيست قراره توش چه اتفاقى بيفته ... بخدا زندگى همين الان در همين ثانيه و لحظه جاريه. انقدر در فكر آينده پير نشيد. اگر الان و اين لحظه نباشه كه خب آينده اى هم نيست. چرا تو خيابون كسى رو نميبينيم كه بزنه زير آواز؟ چرا همه داريم از نگرانى دق ميكنيم؟ چرا الان و اين لحظه رو ول كرديم و داريم از ترس آينده اى كه معلوم نيست قراره توش چه اتفاقى بيفته حال الانمون رو خراب ميكنيم؟ چرا حتى اونى هم كه اومده كنار خيابون داره با گيتارش يكم برامون مينوازه نگران اينه كه پنج دقيقه بعد نيان بساطش رو جمع كنن؟ چرا ما يكلحظه نمى ايستيم به صداى گيتارش گوش كنيم و يه دو تا قِر ريز بيايم؟ چرا دوتا خانم و آقاى غريبه كه از اونجا رد ميشن دست هم و نميگيرن يه دو دقيقه اى برقصن و به هم شادى هديه بدن و بعد به مسيرشون ادامه بدن؟ چرا همه داريم از آينده نامعلوم صحبت ميكنيم و سر تكون ميديم و از ترس خودمون رو باختيم؟ چرا هيچكس بفكر الان نيست؟ آهاى برادر سانسورچى بذار اون جوون بخونه، بذار اون خانم و آقا برقصن، بذار ريتم موسيقى تو خيابون طنين انداز بشه و سينه به سينه در كشور جارى بشه. آقاى معلم، بچه ها رو از روز حساب و امتحان آخر ترم نترسون. بابا خسته شدم از بس كه همه نگرانن! بيايد الان خوش باشيم. نه اينكه بشينيم تو خونه نه، ولى از لحظه هامون استفاده كنيم! حتى از اينجا تا پاى چوبه دار هم اينهمه لحظه و ثانيه مونده! تا آخر خرجشون كنيم. فكر نكنيد كه من مشكل ندارم! باور كنيد دارم و شما يك از هزار اونرو نميدونيد ولى دليلى نميبينم كه مشكلاتم رو با غم و قصه زيادتر كنم. اين زندگى كوتاهه. از همه مهم تر بيايد با هم مهربون باشيم و براى يكم سود بيشتر در آينده حال هموطنانمون رو خراب نكنيم و دزدى و اختلاص و احتكار و بذاريم كنار. اگر همه خوشحال باشيم شادى لذت بخش ميشه
آقا بزن زير آواز، خانم صداى موسيقى رو بلند كن، آقاى پليس چشمات رو ببند، حاج آقا شما هم بيخيال 😍😉❤️ بذار با خدا معامله اى از جنس خودش بكنيم. معامله اى از عشق
آقا الان انقدر هيجانى ام كه حاضرم وايسم وسط ميدان انقلاب و همه رو بغل كنم 🤗 الان رو دريابيد رفقا
يك كلام ختم كلام، زندگى كوتاهه و همه مون رفتنى هستيم حالا ميتونيم انتخاب كنيم كه در اين مدت بخنديم و حال كنيم (حتى با وجود همه مشكلاتى كه داريم) و بريم و يا بدون خنده و فقط با نگرانى و با استرس و فكر و خيال و مشكلات
#picassomo #happyness #iran
#ايران #هموطن #خوشبختى #الان #لبخند
Read more
—- —- نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است به خیسی چمدانی که عازم سفر است من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم که ...
Media Removed
—- —- نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است به خیسی چمدانی که عازم سفر است من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم که سرنوشت درختان باغمان تبر است به کودکانه ترین خواب های توی تنت به عشقبازی من با ادامه ی بدنت به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون به بچّه ای که توام! در میان جاری خون به آخرین فریادی که توی حنجره ... —-
—-
نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است
به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است

به کودکانه ترین خواب های توی تنت
به عشقبازی من با ادامه ی بدنت

به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون
به بچّه ای که توام! در میان جاری خون

به آخرین فریادی که توی حنجره است
صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره
به خوردن ِ دمپایی بر آخرین حشره

به «هرگز»ت که سؤالی شد و نوشت: «کدام؟»
به دست های تو در آخرین تشنّج هام

به گریه کردن یک مرد، آنور ِ گوشی
به شعر خواندن ِ تا صبح بی هماغوشی

به بوسه های تو در خواب احتمالی من
به فیلم های ندیده، به مبل خالی من

به لذت رؤیایت که بر تن ِ کفی ام...
به خستگی تو از حرف های فلسفی ام

به گریه در وسط ِ شعرهایی از «سعدی»
به چای خوردن تو پیش آدم بعدی

قسم به اینهمه که در سَرم مُدام شده
قسم به من! به همین شاعر تمام شده

قسم به این شب و این شعرهای خط خطی ام
دوباره برمی گردم به شهر لعنتی ام

به بحث علمی بی مزّه ام در ِ گوشت
دوباره برمی گردم به امن ِ آغوشت

به آخرین رؤیامان، به قبل کابوس ِ...
دوباره برمی گردم، به آخرین بوسه!
.
.
.
#سيد_مهدى_موسوى
@seyed.mehdi.moosavi ...
از كتاب دلقك بازى جلوى جوخه اعدام
مهدى عزيزم
.
.
.
پ ن:براى تو كه در منى ... نه ... براى تو كه خودِ منى ...
.
.
.
#چمدان
#خرداد
Read more
سلام بچه ها خوبين؟ از انتشار اين عكس در صفحه ى شخصيش دو سالى ميگذره و داشتم پيجشو نگاه ميكردم كه دلم خواست ...
Media Removed
سلام بچه ها خوبين؟ از انتشار اين عكس در صفحه ى شخصيش دو سالى ميگذره و داشتم پيجشو نگاه ميكردم كه دلم خواست همين الان ، اون روز بود.نه فقط به خاطر برف، بلكه به خاطر حال خوب اون روزا . مثل بيمارى كه دكترها ازش قطع اميد كردن و يه روز ميبينه شفا پيدا كرده، اون روز هم من و احسان از يك اتفاق خيلى بد و غيرقابل پيش ... سلام بچه ها خوبين؟ از انتشار اين عكس در صفحه ى شخصيش دو سالى ميگذره و داشتم پيجشو نگاه ميكردم كه دلم خواست همين الان ، اون روز بود.نه فقط به خاطر برف، بلكه به خاطر حال خوب اون روزا .
مثل بيمارى كه دكترها ازش قطع اميد كردن و يه روز ميبينه شفا پيدا كرده، اون روز هم من و احسان از يك اتفاق خيلى بد و غيرقابل پيش بينى، از روزاى خيلى خيلى سخت كه ياداورى جزئياتش هم اسون نيست ، رها شديم.
قبول دارين يك سرى رنج ها توى زندگى ادما هست كه مخصوص يه سنيه؟ مثلا توى دهه ٢٠ زندگيت در حد توانت نيست كه اين حجم از سختى رو يه جا به دوش بكشى. يا مثلا اب شدن شريك زندگيتو ببينى. ميدونين چى ميگم؟
مثل اين ميمونه ضعف بدنى داشته باشي اما بهت بگن بايد اين وزنه ى ٥٠ كيليويى رو با خودت دو سال حمل كنى و حتى زمينم نذاريش. نميشه ديگه. مى پُكى.
ولى.... من به شخصه نميدونم چمه كه عاشق روزاى بحرانى ام🤦🏻‍♀️. در حقيقت عاشق حل كردنم چه معما، چه مشكل، يه پايه ى مشتى ام دارم كه پا به پام مياد تا حلش كنيم. لذت بخش تر از اون زمانيه كه يه مدتى از بحران ميگذره و يه جاى دنج توى جنگل النگدره ى سفيد پوش ، براى خودت يه چايي ريختى و دارى روى برفا باهاش قدم ميزنى و در حاليكه رد حُرم نفسا توى هوا به هم برخورد ميكنن، اون روزا رو مرور ميكنى. تنها حسى كه اون لحظه دارى اينه، مى بالى، نه فقط به خودت بلكه به اون.
بياين سعى كنيم بحرانامونو حل كنيم. روزاى سخت، به خودىِ خود طاقت فرساست، سخت ترش نكنيم. هممونم داشتيم و خواهيم داشت. پايه باشيم نه حاد كننده ى مشكل.
حالا كه تا اينجاى متن منو منت گذاشتيد و خونديد، يه دعاي خيرم برام بكنيد لطفا. "يكشنبه درو شالى داريم و نيازمند بار مثبتِ انرژىِ دعاهاىِ خيرتونيم"
ارادت
الناز و احسان
Read more
مى‌خواستم به دنيا بيايم، در يك زايشگاه عمومى؛ پدرم به مادرم گفت: فقط بيمارستان خصوصى! مادرم گفت: ...
Media Removed
مى‌خواستم به دنيا بيايم، در يك زايشگاه عمومى؛ پدرم به مادرم گفت: فقط بيمارستان خصوصى! مادرم گفت: چرا؟ پدربزرگم گفت: مرد م چه مى‌گويند؟! مى‌خواستم به مدرسه بروم، همان مدرسه سر كوچه‌مان؛ مادرم گفت: فقط مدرسه غيرانتفاعى! پدرم گفت: چرا؟ مادرم گفت: مردم چه مى‌گويند؟! به رشته انسانى علاقه ... مى‌خواستم به دنيا بيايم، در يك زايشگاه عمومى؛ پدرم به مادرم گفت: فقط بيمارستان خصوصى!
مادرم گفت: چرا؟
پدربزرگم گفت: مرد م چه مى‌گويند؟!
مى‌خواستم به مدرسه بروم، همان مدرسه سر كوچه‌مان؛ مادرم گفت: فقط مدرسه غيرانتفاعى!
پدرم گفت: چرا؟
مادرم گفت: مردم چه مى‌گويند؟!
به رشته انسانى علاقه داشتم؛ پدرم گفت: فقط رياضى!
گفتم: چرا؟
پدرم گفت: مردم چه مى‌گويند؟!
مى‌خواستم با دخترى ساده كه دوستش داشتم ازدواج كنم؛ خواهرم گفت: مگر من بميرم.
گفتم: چرا؟
خواهرم گفت: مردم چه مى‌گويند؟!
مى‌خواستم پول مراسم عروسى را سرمايه زندگى‌ام كنم؛ پدر و مادرم گفتند: مگر از روى نعش ما رد شوى.
گفتم: چرا؟
آنها گفتند: مردم چه مى‌گويند؟!
مى‌خواستم به اندازه جيبم خانه‌اى در پايين شهر اجاره كنم؛ مادرم گفت: واى بر من.
گفتم: چرا؟
مادرم گفت: مردم چه مى‌گويند؟!
اوّلين مهمانى بعد از عروسى‌مان بود. مى‌خواستم ساده باشد و صميمى؛ همسرم گفت: شكست به همين زودى؟!
گفتم: چرا؟
همسرم گفت: مردم چه مى‌گويند؟!
مى‌خواستم يك ماشين مدل پايين بخرم، در حد وسعم تا عصاى دستم باشد؛ همسرم گفت: خدا مرگم دهد.
گفتم: چرا؟
همسرم گفت: مردم چه مى‌گويند؟!
مى‌خواستم بميرم. بر سر قبرم بحث شد؛ پسرم گفت: پايين قبرستان.
زنم جيغ كشيد!
دخترم گفت: چه شده؟
زنم گفت: مردم چه مى‌گويند؟!
مُردم... برادرم براى مراسم ترحيمم مسجد ساده‌اى در نظر گرفت.
خواهرم اشك ريخت و گفت: مردم چه مى‌گويند؟!
از طرف قبرستان سنگ قبر ساده‌اى بر سر مزارم گذاشتند؛ اما برادرم گفت: مردم چه مى‌گويند؟!
خودش سنگ قبرى برايم سفارش داد كه عكسم را رويش حك كرده بودند.
و حالا من در اينجا در حفره‌اى تنگ و تاريك، خانه‌اى دارم و تمام سرمايه‌ام براى ادامه زندگى، جمله‌اى بيش نبود؛ «مردم چه مى‌گويند؟!» مردمى كه عمرى نگران حرف‌هايشان بودم، حالا حتى لحظه‌اى هم نگران من نيستند!!!
👈كسانى كه براى خودشان زندگى مى‌كنند، از فرصت يك‌باره زندگى‌شان نهايت بهره و لذت را برده‌اند.
Read more
<span class="emoji emoji2b50"></span>️<span class="emoji emoji2b50"></span>️ شايد باشگاه بزرگ استقلال نتواند هر فصل قهرمان باشد، ولى اتفاقى كه هرگز نبايد برا باشگاه بزرگ ...
Media Removed
️ شايد باشگاه بزرگ استقلال نتواند هر فصل قهرمان باشد، ولى اتفاقى كه هرگز نبايد برا باشگاه بزرگ استقلال بيفتد قرار گرفتن در اين مكان جدول است، حتى براى ١ هفته، چون ميليون ها طرفدار دارد و اصولا مديريت تيمهاى پر طرفدار بسيار سخت و اينده نگرانه مى باشد زيرا هوادار بايد هميشه تيم خود را در كورس قهرمانى ... ⭐️⭐️
شايد باشگاه بزرگ استقلال نتواند هر فصل قهرمان باشد، ولى اتفاقى كه هرگز نبايد برا باشگاه بزرگ استقلال بيفتد قرار گرفتن در اين مكان جدول است، حتى براى ١ هفته، چون ميليون ها طرفدار دارد و اصولا مديريت تيمهاى پر طرفدار بسيار سخت و اينده نگرانه مى باشد زيرا هوادار بايد هميشه تيم خود را در كورس قهرمانى ببيند و از هوادارى خود لذت ببرد، پس پروسه توليد بازيكن، خريد بازيكنان جديد ،انتخاب كادر فنى بسيار بايد هوشمندانه و با فلسفه باشد كه باعث نشود براى تغيير نسل هوادار تاوان ان را بپردازد، متاسفانه شرايط فعلى استقلال نتيجه سالها بى تدبيرى عده اى خاص ميباشد كه سعى ميكنم نامى از انها نبرم چون هنوز هم ادامه دارد، و سعى ميكنم نظراتم در همان مسائل فنى بماند، ديروز در اون تايم كم من نظرخاصى راجب بازى ديروز يا سرمربى تيم ندادم و نظراتم كلى بود و تمام اين فصل رو در بر ميگرفت ، و تنها نقدى كه داشتم به تمرينات اين فصل استقلال و اقاى ميك در موت بود كه از ان اطلاع كامل دارم و اگر عنوان نكنم به تعهدم نسبت به حرفه ام وباشگاه مورد علاقه ام خيانت كرده ام، استقلال در اين فصل كمترين گل زده وايجاد موقعيت را در تاريخ خود تجربه ميكند تيم به ساده ترين شكل ممكن گل دريافت ميكند، و به قول خود اقاى شفر تيم مشكل بدنى دارد ، و حال در نظر بگيريد تمام طراحى تمرينات واجراى ان در اين فصل با اقاى ميك بوده است، اميد وارم اقاى شفر زودتر به شناخت كافى برسد و بطور كامل تيم را در اختيار بگيرد چون جام باشگاه هاى اسيا نزديك است،
Read more
 #googoosh از يك جايى به بعد تمام خواسته هايم پوچ مى شود.. چشمانم مات و لبانم نيمه باز مى ماند.. از ...
Media Removed
#googoosh از يك جايى به بعد تمام خواسته هايم پوچ مى شود.. چشمانم مات و لبانم نيمه باز مى ماند.. از يك جايى به بعد عشق، نهفته در دل جاى مى گيرد و.. لذت تماشاى خنده ات جورى هوش و عقل مى برد كه... بعد از چند ثانيه تازه يادم مى آيد لحظاتى حتى نفس نكشيده ام️ براى @googooshofficial به قلم @tara_googoosh_takejaze_eshgh ... #googoosh
از يك جايى به بعد تمام خواسته هايم پوچ مى شود..
چشمانم مات و لبانم نيمه باز مى ماند..
از يك جايى به بعد عشق، نهفته در دل جاى مى گيرد و..
لذت تماشاى خنده ات جورى هوش و عقل مى برد كه...
بعد از چند ثانيه تازه يادم مى آيد لحظاتى حتى نفس نكشيده ام❤️
براى @googooshofficial 💎
به قلم @tara_googoosh_takejaze_eshgh ✍🏻
Read more
﷽ . سلام رسيدن ماه بندگى مبارك امروز تولد يكى از بهترين دوستان بنده ى حقيره و البته تقارن اين روز ...
Media Removed
﷽ . سلام رسيدن ماه بندگى مبارك امروز تولد يكى از بهترين دوستان بنده ى حقيره و البته تقارن اين روز و روز اول ماه مبارك رو به فال نيك ميگيرم... محمدعلى جان كسى كه هميشه از ثمره تلاش و كارهاش لذت برديد كسى كه با زحمت هاى زيادش فيلم هاى جلسات رو به دست شما ميرسونه... مخصوصاً ايّام ماه محرم و ماه مبارك ...
.
سلام
رسيدن ماه بندگى مبارك
امروز تولد يكى از بهترين دوستان بنده ى حقيره
و البته تقارن اين روز و روز اول ماه مبارك رو به فال نيك ميگيرم...
محمدعلى جان
كسى كه هميشه از ثمره تلاش و كارهاش لذت برديد
كسى كه با زحمت هاى زيادش فيلم هاى جلسات رو به دست شما ميرسونه...
مخصوصاً ايّام ماه محرم و ماه مبارك رمضان
كه اصلاً خواب و خوراك نداره...
يه تدوينگر هنرمند و خوش ذوق...
البته هم در عرصه ى مذهبى و هم در عرصه هاى فرهنگى ، هنرى ، سينمايى و...
اما خب نكته ى قابل عرض هم اينه كه در تمام عرصه هاش كشته منو...
رفيق خوب و بمب انرژي و لبخند...
تولدت مبارك محمدعلى جان
ان شالله ١٢٠ سال براى اربابت نوكرى كنى
.
.
.
از قصد اين عكس رو گذاشتم تا تمام دوستان بدونند اكثر لحظات ما در كنار اقا محمدعلي عزيز همينطور شاد و پر انرژى هستش !
خداحفظش كنه
خداحفظتون كنه
خداحفظمون كنه
از همه التماس دعا
دم افطار مارو يادتون نره
ياعلى
.
.
.
#ياعلي
#حاج_محمدرضا_طاهري
#كربلايي_حسين_طاهري
#حسين_طاهري
‏ #hoseintaheri
___________________
Read more
. و چه لذت بخش است لحظاتى كه در كنجى خلوت و آرام ، افكارت را تنفس ميكنم... درست همان زمان كه نگاهت از ...
Media Removed
. و چه لذت بخش است لحظاتى كه در كنجى خلوت و آرام ، افكارت را تنفس ميكنم... درست همان زمان كه نگاهت از لابلاى تاريكى شب مسير قلبم را روشن ميسازد... . قلبي كه آهسته وجب به وجبش را قدم زدى تا همه بفهمند اينجا باغبانى به رعنايى تو دارد... . و چه نازنين باغبانى براى اين باغچهِ دل بودى... همانى كه برگ برگش ... .
و چه لذت بخش است لحظاتى كه در كنجى خلوت و آرام ، افكارت را تنفس ميكنم...
درست همان زمان كه نگاهت از لابلاى تاريكى شب مسير قلبم را روشن ميسازد...
.
قلبي كه آهسته وجب به وجبش را قدم زدى تا همه بفهمند اينجا باغبانى به رعنايى تو دارد...
.
و چه نازنين باغبانى براى اين باغچهِ دل بودى... همانى كه برگ برگش بوى تو را ميدهند و ميوه هايش طعمِ ...
.
.
بگذريم...
.
و حالا تازه فهميدم كه در سردترين شبهاى سال هم ميتوان به عشقِ باغبان گرم بود و زير لب ترانه داشت.
.
.
مهر هم تمام شد...
يک جمعه به تنهايى ام اضافه شد...
.
.
اما اين روزها با همفسرى اهل دل قصدِ تو را كرده ام...
مهر هم كه تمام شود مهر تو تمام شدنى نيست...
.
.
*** مسير نوشت:
.
اينبار ما :
عاشقانه تر دنبالت ميگرديم...
.
ايندفعه تو :
به حُرمت همسفرم، مهمانمان شو...
.
.
.
#باغبان_مهمان_نميخواهي؟
#امتداد_دلم_را_به_خود_گره_بزن
#مسير_همسفري_چون_تو_ميطلبد
#حضرتِ_بانو_خانه_را_مهياى_حضورت_كرده
#منتظر_ايستاده_ايم
#هم_سفره_آفتاب
Read more
روزِ بازى گر هميشه شانسِ كار با بازى گران بى نظير رو داشتم، در پچ پچه هاى پشت خط نبرد، بالاخره اين زندگى ...
Media Removed
روزِ بازى گر هميشه شانسِ كار با بازى گران بى نظير رو داشتم، در پچ پچه هاى پشت خط نبرد، بالاخره اين زندگى مال كيه؟، پرده ى سوم؛ صحنه ى چهارم و پسرانِ تاريخ. بازى گرانى كه روى صحنه با عشق و وجودشون براى هم لذت و براى من ذوق مى آفرينند. عشق شما ان قدر بى اندازه ست كه هر متر و قضاوتى رو پس مى زنه. ام روز، روزِ ... روزِ بازى گر
هميشه شانسِ كار با بازى گران بى نظير رو داشتم، در پچ پچه هاى پشت خط نبرد، بالاخره اين زندگى مال كيه؟، پرده ى سوم؛ صحنه ى چهارم و پسرانِ تاريخ.
بازى گرانى كه روى صحنه با عشق و وجودشون براى هم لذت و براى من ذوق مى آفرينند.
عشق شما ان قدر بى اندازه ست كه هر متر و قضاوتى رو پس مى زنه.
ام روز، روزِ شماست، مبارك مون باشيد.
پ.ن ١: ممنون كه با حضورتون روح بخشيدين به طراحى ها و كارگردانى من.
پ.ن ٢: تبريك به مريم نورمحمدى به خاطر جايزه ى طراحى لباس اش در دومين سمپوزيوم بين الملى طراحى صحنه و لباس.
عكس: رضا موسوى
Read more
. متن زيباي محسن نامجو براي اصغر فرهادي، قبل از اسكار سال ٢٠١١ كه فرهادي در آن اولين اسكار خود را گرفت: . پاييز ...
Media Removed
. متن زيباي محسن نامجو براي اصغر فرهادي، قبل از اسكار سال ٢٠١١ كه فرهادي در آن اولين اسكار خود را گرفت: . پاييز سال ١٣٧٣،دانشجوى موقت رشته تاتر بودم وانتظار نتايج قبول شدگان رشته موسيقى را مى كشيدم.انتظارى كه بعدها دانستم چندان ضرورى هم نبوده است.روزى بر تابلو اعلانات خوابگاه دانشگاه هنر پوستر ... .
متن زيباي محسن نامجو براي اصغر فرهادي، قبل از اسكار سال ٢٠١١ كه فرهادي در آن اولين اسكار خود را گرفت:
.
پاييز سال ١٣٧٣،دانشجوى موقت رشته تاتر بودم وانتظار نتايج قبول شدگان رشته موسيقى را مى كشيدم.انتظارى كه بعدها دانستم چندان ضرورى هم نبوده است.روزى بر تابلو اعلانات خوابگاه دانشگاه هنر پوستر نمايشى را ديدم كه چند ماه قبلش در جشنواره ى تاتر دانشجويى جوايز اصلى (كارگردانى،نمايشنامه و بازيگرى)را ربوده بود و ان زمان در تالار مولوى اجرا مى شد.نامش بود:”ماشين نشينها”. به نويسندگى “على خودسيانى” كه اقاى “فرهادى “(دانشجوى ورودى سال ١٣٧١ هنرهاى زيبا)ان را كارگردانى كرده بود .چند روز بعد به تالار مولوى رفتيم.
صحنه ى خالى كه تمام اكسسوار ان يك لاستيك فرسوده ى ماشين بود و يك چوب دستى و دو سوسك پلاستيكى.داستان ،اخرين ديدار يك زن و شوهر را روايت مى كرد(بابازى خود اصغر فرهادى و خانم بخت اور).مرد راننده ى كاميون بود كه به جرم كشتن يك نفر در تصادف ،محكوم به اعدام بود،چون نتوانسته بود غيرعمد بودن قتل را ثابت كند.هيچگاه فراموشم نمى شود كه ان شب اصغر فرهادى(دانشجوى سال اخر رشته تاتر)،همراه با همسرش و يك لاستيك ويك چوب ،چه تراژدى اى كه خلق نكرد.يادم مى ايد بعد از خروج از سالن انقدر روح وجانم تسخير شده بود كه نتوانستم جمع دوستان و نقد هاى خوب وبدشان را برتابم.بنا بر يك سنت شخصى ،فقط سكوت مى خواستم و پياده روى در تنهايى.ان دومين نمايش در كل زندگى ام و اولين نمايشى بود كه بعد از سكونت-به عنوان دانشجو-در تهران مى ديدم.يادم است براى انكه از حجم رمانتيسيسم وجودم بكاهم،به خود ميگفتم:اين اولين تجربه ى تو از صحنه است،از اين پس انقدر نمايش ريزودرشت خواهى ديد كه اين احساس عظيم تسخير شدن را تحت الشعاع قرار مى دهد.
نوشتن اين يادداشت ،بعد از گذشت ١٨ سال ،خود نشان مى دهد كه ان نمايش و رعشه ى لذت بخش تاثيرش بر ستون فقراتم،نه كاذب بود و نه موقت….باور كنيد تعداد نمايش هايى كه در كل سالهاى بعد ،تاثيرى مشابه بر وجودم گذاشتند ،به زور به انگشتان يك دست مى رسد.
.
سه شب ديگر ،اصغر فرهادى ،بزرگترين افتخار سينماى ايران را براى اولين بار كسب مى كند.دلم نميخواهد بگويم اميدواريم كسب كند،چيزى در درون همه ى دوستداران سادگى -به غايت پيچيده ى -او و فيلمش ،ندا مى دهد كه اصغر اسكار را به خانه خواهد برد
.
ادامه در كامنت اول
.
#اصغرفرهادى #اسكار
Read more
<span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻<span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f381"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻 من بهرنگ علوى متولد خيابان بهار كوچه فروردين پلاك ١ يك رگم به آسمان رفته گاهى ابرى ...
Media Removed
🏻🏻 من بهرنگ علوى متولد خيابان بهار كوچه فروردين پلاك ١ يك رگم به آسمان رفته گاهى ابرى ميشوم گاهى آفتابى هستم و گاهى بارانى ام در باغچه دلم براى عزيزانم شكوهى از گلهاى بهارى كاشته ام و خداوند مدام از تنهايى ام عكس ميگيريد روزها مهربانى ميخرم و شبها محبت هديه ميدهم اميد دارم تا ... 🙏🏻🎈🎁🎈🙏🏻
من
بهرنگ علوى
متولد خيابان بهار
كوچه فروردين
پلاك ١
يك رگم به آسمان رفته
گاهى ابرى ميشوم
گاهى آفتابى هستم
و گاهى بارانى ام
در باغچه دلم براى عزيزانم
شكوهى از گلهاى بهارى كاشته ام
و خداوند مدام از تنهايى ام عكس ميگيريد
روزها مهربانى ميخرم
و شبها محبت هديه ميدهم
اميد دارم تا قبل از
در آغوش گرفتن پروردگارم
لذت زندگى در من نميرد
آمين 🙏🏻
پي نوشت :
از اين چهره به قول يك عزيزى
فقط مژه هاش برام مونده ☺️✌🏻️
سلام بر فروردين محبوبم 😍♈️
با آرزوى اينكه امسال
سال كارى ، مالى ، عاطفى
شادى و سلامتى
مفيدى داشته باشيد 🙏🏻
عكس : آتليه طلايى
#بهار #فروردین #تولد
#سال_نو #عيد #نوروز
Read more
. #ahar #tabriz #estazarbayjan . [ #setare_trips ] خب بسلامتى رسيديم به #اهر و اولين بار اهر و ...
Media Removed
. #ahar #tabriz #estazarbayjan . [ #setare_trips ] خب بسلامتى رسيديم به #اهر و اولين بار اهر و ورزقان زمانِ زلزله اومدم براىِ كمك ... دوستانِ عزيزمون را ديديم و ناهار خورديم و مستقر شديم تو يه خونه باغِ قشنگِ آروم با يه درختِ آلبالوىِ بزرگ و انار و سيب ... هوا عاليه و خنك و آسمون هم قشنگ . چاى دَم ... .
#ahar #tabriz #estazarbayjan .
[ #setare_trips ]
خب بسلامتى رسيديم به #اهر و اولين بار اهر و ورزقان زمانِ زلزله اومدم براىِ كمك ... دوستانِ عزيزمون را ديديم و ناهار خورديم و مستقر شديم تو يه خونه باغِ قشنگِ آروم با يه درختِ آلبالوىِ بزرگ و انار و سيب ...
هوا عاليه و خنك و آسمون هم قشنگ .
چاى دَم كردم و ميوه شستم [ قيسى اهرى معروفه ] و اومدم تو تراسِ بزرگِ خونه و از زيبايى و آرامش لذت ميبرم و باعث شد دردِ كليه ام را كمى فراموش كنم .
يه همچين جايى آرزومه ، به دور از غوغا و شلوغىِ شهر ! كه شانه به سر و گنجشك و كلى نواىِ خوشِ طبيعت دور و برِ تو باشن !
افشين هم پاىِ تلويزيون و بازىِ فوتبالِ اروگوئه و مصر هست و منم كه زيرِ لب تو باد آهنگِ بوىِ جوىِ موليان آيد همى ... را زمزمه ميكنم و اين لحظات را ميگذارم به پاىِ خوشبختى هاىِ كوچك و ناديده ىِ زندگى ...
احتمالا براىِ ديدنِ بازىِ فوتبالِ ايران و مراكش بريم با دوستانمون سينماىِ اهر و كلى كيف كنيم ، براىِ تيمِ ملىِ فوتبالِ عزيزمون عشق و انرژى ميفرستيم و براشون آرزوىِ موفقيت داريم . ✌🏼🇮🇷💫⚽️ 💚 #ويواايران #ويوافوتبال #تيم_ملى #تيم_ملى_فوتبال_ايران #نه_به_پلاستیک #از_كيسه_هاى_پارچه_اى_استفاده_كنيم #نه_به_سفره_یکبار_مصرف #سفره_پارچه_ای
Read more
نه برف مرا مى ترساند و نه سرما ولى در اين حجم سنگين تنهايى ام براى گرم شدن بهانه اى ندارم جز اين كه دوستت داشته باشم . #نزار_قبانی پ.ن: برف و امتحانات، تناقض جالبیه، نمیدونی از باریدن برف خوشحال باشی یا از امتحان فردا ناراحت، مهم نیست از پشت پنجره مقصودی هم میشه از زندگی لذت برد. #کامل_ببینید #مقصودی_در_برف نه برف مرا مى ترساند
و نه سرما
ولى در اين حجم سنگين تنهايى ام
براى گرم شدن بهانه اى ندارم
جز اين كه دوستت داشته باشم .
#نزار_قبانی
پ.ن: برف و امتحانات، تناقض جالبیه، نمیدونی از باریدن برف خوشحال باشی یا از امتحان فردا ناراحت، مهم نیست از پشت پنجره مقصودی هم میشه از زندگی لذت برد.😊
#کامل_ببینید
#مقصودی_در_برف