اه در به آه

Loading...


Unique profiles
91
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Mecca, Saudi Arabia, Tehran University of Art, Liverpool
Average media age
839.4 days
to ratio
8.1
. اصلاً بروید خودتان را بیچاره کنید برسانید به یک مجلسی که یک #آه در شما برانگیزد،همین . این لحظه‌هایی که شما پای سخنرانی می‌نشینید حالا منِ درب‌داغون را تحمل می‌کنی یا یک آدم‌حسابی برایتان حرف بزند، #دلتان_را_رها_کنید یک‌دفعه‌ دیدی دل یک‌دفعه‌ آه می‌کِشد می‌گوید آخ! چقدر از دست دادم. یا ... .
اصلاً بروید خودتان را بیچاره کنید برسانید به یک مجلسی که یک #آه در شما برانگیزد،همین
.
این لحظه‌هایی که شما پای سخنرانی می‌نشینید حالا منِ درب‌داغون را تحمل می‌کنی یا یک آدم‌حسابی برایتان حرف بزند،
#دلتان_را_رها_کنید
یک‌دفعه‌ دیدی دل یک‌دفعه‌ آه می‌کِشد
می‌گوید آخ! چقدر از دست دادم.
یا دل آه می‌کِشد می‌گوید چقدر دوست دارم به اینجا برسم!
تمام زندگیت مرهون این لحظه‌هاست!
نگو رفتم پای سخنرانی یک لحظه داغ شدم آمدم بیرون دوباره سرد شدم،
خدا این لحظه‌ات را فراموش نمی‌کند،
خدا حاضر است هزاران گناه تو را فراموش بکند،
هزاران آرزوی غلط تو را فراموش بکند،
هزاران شهوت و شهوت‌رانی تو را فراموش بکند،
اما خدا مهربان است،
می‌گوید یک‌بار آمد
گفت آه! کاش من خدا را اینقدر دوست داشتم
ملائکه تنظیم کنید روی همین یک‌دانه آه
اصلاً بروید خودتان را بیچاره کنید برسانید به یک مجلسی که یک آه در شما برانگیزد، همین
بگو آخی رفتم یک آه کِشیدم، #سوختم، #حسرت گذشته خوردم، #آرزوی_خوبیا کردم
خدا شاهده یک آه بکِشی در تو تجلی پیدا نکند بعدش انقدر وضعت خراب بشود ها!
در نسل و دودمانت اثر می‌گذارد!
خدا شاهد است یک #آه_خوب گاهی روی اطرافیانت اثر می‌گذارد.
خدا تا آخر عمر هی می‌خواهی بروی،
هی می‌گوید: نه تو یادت است
آن شب یادت است #یک_آه_کشیدی؟
مگر من می‌گذارم تو بروی!
می‌گویی بابا خدا ولمون کن حالا ما آنجا داغ شدیم یک آه کشیدیم
می‌فرماید نه! همان قشنگ است برای من،
من آن را یادم نمی‌روم
اینکه پیغمبر اکرم فرمود:
«ارتعوا فِى ریاض اَلْجَنَّة»
بروید در باغ‌های بهشت خوشه‌چینی کنید، بهره‌برداری بکنید
گفتند #باغهای_بهشت کجاست؟
فرمود: مجالس ذکر! #مجلس_ذکر
تو را یاد خوبی‌ها می‌اندازد
یک‌دفعه‌ای عمیقاً می‌گویی #کاش من این‌جوری بودم!
#رفقا_شهدا_همینجوری_شهید_میشدند
من با چشم خودم می‌دیدم
در یک جلسه یک هوس می‌کرد، هوای دلش آن‌طرفی می‌شد.
خدا می‌فرمود #ملائکه_پا_داد،
گفت بد نیستا!
روش کار کنید.
بعد دیگر هی خودش می‌گفت
نه حالا ما نمی‌خواهیمم شهید بشویما
دیگر می‌پیچاندش زندگی‌اش را خدا
هی می‌بُرد، هی می‌بُرد
#عاشقتر و #عاشقترش می‌کرد
زار می‌زد خدایا پس کِی من را می‌بری؟
تو می‌دانی کِی خراب کردی کار خودت را؟
لو دادی
بند را به آب دادی
یادته در آن جلسه گفتی
کاش منم موقع زمین خوردن آقا می‌آمد سرم را به زانو می‌گرفت!
تمام شد دیگر!
یک #نور در تو هست!
در روایت می‌فرماید: خدا بخواهد یک بنده‌اش را آباد کند
از #نقطه_کوچولوی_نورانی شروع می‌کند
.
#ارزش_آه
#فیلم #استاد_پناهیان #استاد #پناهیان #پناهیانی
.
Read more
Loading...
 #Reposted #Bachekoshi - Track18: Bra33ers آلبوم #بچه_كشى - ترك١٨: برا3رز . [صدای روشن شدن ...
Media Removed
#Reposted #Bachekoshi - Track18: Bra33ers آلبوم #بچه_كشى - ترك١٨: برا3رز . [صدای روشن شدن کامپیوتر و بعد صدای کفی کردن دست صدای آه آه و بعد صدای فپ فپ] . آقا جلقه وسط پورنه که کیرم لای دستاس و این کمره میخوام بزنم با پورنایی که حتی فکر بهش از دیدنش بدتره دستامم کفی دسمالم کوش نیس ما جد ... #Reposted
#Bachekoshi - Track18: Bra33ers
آلبوم #بچه_كشى - ترك١٨: برا3رز
.
[صدای روشن شدن کامپیوتر و بعد صدای کفی کردن دست صدای آه آه و بعد صدای فپ فپ]
.
آقا جلقه
وسط پورنه که
کیرم لای دستاس و این کمره
میخوام بزنم با پورنایی که حتی فکر بهش از دیدنش بدتره
دستامم کفی
دسمالم کوش نیس
ما جد در جد جقی ایم و همه مال نسل گوگوشیم
ولی جق زدیم کوریم
یک سال اکانت گرفتم
سه دفه جق زدم و یک ماه کمرم
هر روزمو با جقا کردم
پورنا سینه فیلما سینه
دسمالامو پر از آب کردم
نگاه کیرم تو دستم با فیلمت
میخوان که مارو جلقی بار بیارن ولی با بچه کشی میگام من
ده دیقه قبل از جق زدن
تگزاس سینه آه آه فیلمش
ده دیقه بعد از جق زدن
پشیمونی پاک کردن پورن بعد گریه
کیره رو ول کرد دسمالو چسبیده
فارس تو این آلبوم پوتکو گاییده
بعدش با پورناش کیر بلد میشه
میره توی اکانتو سایفون قط (قطع) میشه
نیازی به صابونو دسمال ندارم
اگه که جقامو هدفوار بزنم
بگاعم ولی من کمر داش ندارم
تف تو دستام و کفم باش وردارم
ساشا پوشید (از پورن خدافظی کرد) الکسیس کند
مردم ناراحت دلتنگشن
فیلم پورنی که توش تجاوز نشه حق میدم به پورن استارایی که پرده دارن
.
حاجی میخوای یه دیقه نزن، حالت چطوره؟ خوبی؟
داشی، نمیدونم چمه، اصن نمیدونم آبم کجا ریخت
نمیدونم
نمیدونم
میخوام بچه کشی کنم
جقمو بزنم
نمیدونم
.
گیج شدم این پورنو بچسبم یا این داستانای اول فیلماشون
نمیدونم تگزاسو بچسبم یا این پورن استارای تازه کاراشون
اون گلنارو بده لامصب
حاجی هرکی بگاعه روز پورن میبینه شب جقاشه خب
نگاه کن اما با اکانت خود
اچ دی نگا کن پورن هابه خب
یکی دوس داره الکسیس میزاره
یکیم نمیخواد پس ننه میزاره
(ننه یا همون مادر یا مام که به میلف معروف است)
اگه جقو به زور ترک بکنی دو روز بعد با گلنار جق میزنه
کل حرف من احترام به پورن استارو و انقلاب استمناعه و انسان باشیم و پورنای بدو پاک کنیم از تو هارد هایمان
بیا جق نزنیم با پورن های بد
برزرز هست چرا ایرانی پس؟
برای وجود گلنار آه
بچه کشی کن
بچه کشی کن
بچه کشی کن
بزن جقتو بچه کشی کن
بچه کشی کن
د بزن واینستا بچه کشی کن
بچه کشی کن
بزن جقتو
واینستا بچه کشی کن
Read more
. به تماشا سوگند و به آغاز كلام و به پرواز كبوتر از ذهن واژه اي در قفس است حرف هايم ، مثل يك تكه چمن ...
Media Removed
. به تماشا سوگند و به آغاز كلام و به پرواز كبوتر از ذهن واژه اي در قفس است حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود من به آنان گفتم: آفتابي لب درگاه شماست كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد و به آنان گفتم : سنگ آرايش كوهستان نيست همچناني كه فلز ، زيوري نيست به اندام كلنگ در كف دست زمين گوهر ناپيدايي ... .
به تماشا سوگند
و به آغاز كلام
و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه اي در قفس است
حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود
من به آنان گفتم:
آفتابي لب درگاه شماست
كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد
و به آنان گفتم : سنگ آرايش كوهستان نيست
همچناني كه فلز ، زيوري نيست به اندام كلنگ
در كف دست زمين گوهر ناپيدايي است
كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند
پي گوهر باشيد
لحظه ها را به چراگاه رسالت ببريد
و من آنان را ، به صداي قدم پيك بشارت دادم
و به نزديكي روز ، و به افزايش رنگ
به طنين گل سرخ ، پشت پرچين سخن هاي درشت
و به آنان گفتم :
هر كه در حافظه چوب ببيند باغي
صورتش در وزش بيشه شور ابدي خواهد ماند
هركه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود
آنكه نور از سر انگشت زمان برچيند
مي گشايد گره پنجره ها را با آه
زير بيدي بوديم
برگي از شاخه بالاي سرم چيدم ، گفتم
چشم را باز كنيد ، آيتي بهتر از اين مي خواهيد؟
مي شنيدم كه بهم مي گفتند
سحر ميداند،سحر!
سر هر كوه رسولي ديدند
ابر انكار به دوش آوردند
باد را نازل كرديم
تا كلاه از سرشان بردارد
خانه هاشان پر داوودي بود
چشمشان را بستيم
دستشان را نرسانديم به سر شاخه هوش
جيبشان را پر عادت كرديم
خوابشان را به صداي سفر آينه ها آشفتيم
.
سهراب
Read more
. چشم ها روایتِ بارانند... گاه در #آسمان_خیال به دنبال بهانه ای برای باریدن و گاه در زمینِ خدا به ...
Media Removed
. چشم ها روایتِ بارانند... گاه در #آسمان_خیال به دنبال بهانه ای برای باریدن و گاه در زمینِ خدا به دنبال #نگاری برای دیدن... و هنگامی که مقابل تو به صف می شوند تو نگاری هستی در آسمانِ خیال عاشق که چشم ها بی اختیارند در باریدن ... . ‎. پ.ن: یزیدیان سال ۶۱ انتقام امیرالمومنین را از فرزندش حسین ... .
چشم ها روایتِ بارانند...
گاه در #آسمان_خیال به دنبال بهانه ای برای باریدن و گاه در زمینِ خدا به دنبال #نگاری برای دیدن...
و هنگامی که مقابل تو به صف می شوند
تو نگاری هستی در آسمانِ خیال عاشق که چشم ها بی اختیارند در باریدن ...
.
‎.
پ.ن:
یزیدیان سال ۶۱ انتقام امیرالمومنین را
از فرزندش حسین بن علی گرفتند
و سال ۸۸ یزیدیان انتقام ولایت فقیه را
از عاشورای اباعبدالله ...
تفکر همان تفکر ، مسیر همان مسیر ...
و ما هم همان یاران #سیدالشهدا ...
حتی اگر ۷۲ نفر باشیم ...
.
.
#شب_جمعه
#عکس #کربلا #حضرت_سقا ...
برای کرب و بلا رفتن
یک #آه کافی ست ...
#آه_حسین ...
-
Read more
<span class="emoji emoji1f62d"></span>دلنوشته<span class="emoji emoji1f62d"></span> دیروز به پایان رسیدی و دگر نامی از تو در زندگی ام نیست آری نامت به دانشگاه تغییر یافت... تو ...
Media Removed
دلنوشته دیروز به پایان رسیدی و دگر نامی از تو در زندگی ام نیست آری نامت به دانشگاه تغییر یافت... تو را با گریه آغاز نمودم وبا خنده تمام...رفتی با همه ی خوشی ها و سختی ها و خاطراتت...خیلی تندوتیز مانند طوفانی دربیابانی... هنوز صدای غمگینت هنگام خداحافظی در گوشم زنگ میزند... ای کاش میشد ترکم ... 😭دلنوشته😭
دیروز به پایان رسیدی و دگر نامی از تو در زندگی ام نیست آری نامت به دانشگاه تغییر یافت...
تو را با گریه آغاز نمودم وبا خنده تمام...رفتی با همه ی خوشی ها و سختی ها و خاطراتت...خیلی تندوتیز مانند طوفانی دربیابانی...
هنوز صدای غمگینت هنگام خداحافظی در گوشم زنگ میزند...
ای کاش میشد ترکم نمیکردی...ای کاش زودتر میفهمیدمت...
7سال داشتم که برای اولین بار پا به دنیایت گذاشتم...آری دوستت نداشتم با همه ی کودکی ام...روز اول دیدارمان اشک ریختم چون نمیشناختمت...گویی شخصی ناآشنا با کودکی تنها سخن میگویدو آن کودک از ترس دست هایش میلرزد و در دل فقد مادر را صدا میزند...
سال های خوبی بود...رفیق شب ها و روز هایم بودی...چه شب ها که با نامت صبح کردم و چه روز ها که با نامت شب...
اکنون که رفتی و تنهایم گذاشتی تازه تو را احساس کردم...احساسی لطیف و پر از وجد و شور...به تازگی فهمیدمت خود تورا...تو بدنبودی...اصلا...فقط در ذهن ما بد انگاشته شده بودی انگار...
انسان ها موجوداتی عجیب اند تا چیزی را از دست ندهند قدر و جایگاه آن را نمیدانند...از من هم بپذیر این بی محلی هایم به تو را ببخش...من تازه تو را دریافتم...تو رفتی و من به تازگی تورا شناختم...
دلم برایت تنگ میشود...برای همه ی روزهایی که با تو سپری کردم...برای امتحاناتت...نیمکت های عاشقانه ات...تخته سیاهی که اکنون گاه سفید است و گاه هوشمند...برای مدیرت...ناظمت...دبیرانت...معلمانت...از همه مهم تر دوست های نازنینم...همه و همه...شاید بگویید که هنوز عمری دارم و انشاءالله دانشگاه...ولی خودتان نیز میدانید هیچ چیز برای هیچکس به اندازه مدرسه شورانگیز تر نیست...مدرسه یادآور کودکی و نوجوانیست...مدرسه یادآور روزهای خوش است...مدرسه علم را به من آموخت...علم...علم...
ای عزیزتر از جانم...نامت را با طلا...نه طلا برای نامت کافی نیست...طلا مادی است و تو غیر مادی...چگونه میتوانم تورا آنقدر پایین بیاورم که با طلا بنویسمت...نمیتوانم نمیشود و نمیخواهم...آه پس با چه بنویسم نامت را تا همیشه در روح و روانم باقی بمانی؟!باچه؟!
تو را با تمام وجودم با تمام احساسات جوانی ام با تمام خاطره هایت در دلم ثبت میکنم...آری حال آسوده خاطرم...
نمیتوانم بگویم به امید دیدار چون دگر دیداری نداریم...
خدانگه دار😭😭
*به پایان دفتر رسیدی و نامت دگرگون شد
از کودکستان به دبستان از رهنمایی به دبیرستان
برای دوریت تاهمیشه دلم زیرورو شد...*
پ.ن:زیاد جدی نگیرین جوگیر بودم دیروز الان شادمممم😂😂😂
ولی هنو باور نکردم تموم شده انگار هنو تابستونه و بعد برمیگردم😢
#school #the_end
Read more
چشم زخم چیست مراقب چشم زخم باشیم <span class="emoji emoji1f44c"></span>🏻 خونه ها پر شده از بیماریها و مشکلات... طلاق مرگ و میر و دلیل اون ...
Media Removed
چشم زخم چیست مراقب چشم زخم باشیم 🏻 خونه ها پر شده از بیماریها و مشکلات... طلاق مرگ و میر و دلیل اون خود ماییم تعجب نکنید خواهران و برادرانم.... نیازی نیست دیگران بدونند که آیا من در زندگی مشترکم با همسر خود خوشبختم یا نه! نیازی نیست از غذا یا نوشیدنی خود عکس بگیریم آن را برای گروهها بفرستیم حتی ... چشم زخم چیست
مراقب چشم زخم باشیم 👌🏻
خونه ها پر شده از بیماریها و مشکلات...
طلاق مرگ و میر و دلیل اون خود ماییم
تعجب نکنید
خواهران و برادرانم....
نیازی نیست دیگران بدونند که آیا من در زندگی مشترکم با همسر خود خوشبختم یا نه!
نیازی نیست از غذا یا نوشیدنی خود عکس بگیریم آن را برای گروهها بفرستیم
حتی اگر همسرمون یه دونه شکلات واسمون میاره،از اون عکس میگیریم و می‌فرستیم گروه و زیرش مینویسیم؛ ای تاج سرم ازت ممنونم❤

برادرم خواهرم...
شاید دختر مجردی دم بخت باشد و به خاطر شرایط زندگی خواستگار نداره...
شاید پسری وضعیت مالی مناسب فعلا برای ازدواج نداره... حواسمونو جمع کنیم کسی آه نکشه...
که آه یه انسان دلشکسته عرش رو به صدا درمیاره
نیازی نیست مردم بدونن کجا رفتی و از کجا داری میای جزییات زندگی ما واسه دیگران مشخص شده!

دنیای مجازی
واسه این ساخته نشده که ما بیاییم شرایط زندگیمون رو به رخ دیگران بکشیم...
چون هر مردی وسعش نمیرسه به زنش هدیه بده....
خواهرم مراقب باش
هرکسی توانایی اینو نداره که مسافرت بره...
هرکسی نمیتونه به رستوران بره و هر ماه یه ست لباس بخره....
یه خانوم میاد جهیزیه 70،80 میلیونی دخترش رو فیلم میگیره میزاره توی دنیای مجازی که چشم همه درآد...
هیچ فکر کردید شاید دختری پدر نداره یا پدر داره ولی مادر نداره که واسه جهیزیه اش سنگ تموم بزاره...
یا شاید پدری دستش به دهنش نمیرسه...
میخوایم به کی فخر بفروشیم با این کارامون...
خدا عالمه فقر فرهنگی داریم شاید... خواهران و برادرانم ما اهمیت توکل بر خدا رو انکار نمیکنیم...
رازهای زندگی و خونتون رو پیش خودتون نگه دارید...
میایم توی گروهها جوک میزاریم...
دوست دخترم زنگ زده بیا خونمون من تنهام...
و هزاران پست مشابه دیگر که داریم با زبون بی زبونی به نوجوونا و جوونا میگیم که این کارا عیب نیست...
کم کم داریم
با این جوکها نشون میدیم که عفت و عصمت دختر یه مسئله بی ارزشه که هر پسری از راه برسه دخترامون باید خودشونو در اختیارش قرار بدن...
حواسمون باشه که توی گروه ها دخترای کم سن و سال هم هستن که شاید فکر کنن دنیای بیرون از فضای مجازی هم باید اونطوری باشن

کسی داشت راه میرفت پایش به سکه ای خورد فکر کرد طلا است نور کافی هم نبود،کاغذی را آتش زد که ببیند چه بوده دید یک سکه 50تومانی است بعد متوجه شد کاغذی که آتش زده دو هزار تومانی بوده است گفت: چی را برای چی آتش زدم!
واقعا این زندگی غالب ما انسانهاست...
ادامه را ذیل همین پست دنبال کنید.👇
Read more
Loading...
. از کودکی آموخته ام که حقوق آدمیزاد با سکوت احقاق نمی شود . با فریادهای کور هم‌نمی توان دست به دادخواهی زد. من سیاست مدار نیستم.حرفه ام شاعری و نویسندگی است.اما این حماقت است که فکر کنم این دو با هم ارتباطی ندارند.بنابراین من با سکوت تبانی نمی کنم و با خود عهد بسته ام اگر شعری برای مردم می نویسم قبلش ... .
از کودکی آموخته ام که حقوق آدمیزاد با سکوت احقاق نمی شود . با فریادهای کور هم‌نمی توان دست به دادخواهی زد.
من سیاست مدار نیستم.حرفه ام شاعری و نویسندگی است.اما این حماقت است که فکر کنم این دو با هم ارتباطی ندارند.بنابراین من با سکوت تبانی نمی کنم و با خود عهد بسته ام
اگر شعری برای مردم می نویسم قبلش خوب به صدای آنها گوش کرده باشم .

شعر و آهنگ #به_رئیس_جمهور
اثری است خطاب به رئیس جمهور و نه لزوما برای رئیس جمهور! سیبل انتقاد این شعر محدود به ایشان نیست(لطفا با دقت بخوانیم‌ و بشنویم)
علی قمصری داوطلبانه و مسوولانه کار را آهنگسازی و اجرا کرد . او ثابت کرده از قبیله ی بیداران است و با خاموشی و فراموشی میانه ای ندارد.

هرچند:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من
آنچه -البته- به جایی نرسد فریاد است

با اینحال روزی کتاب عمر به‌ پایان می رسد و انتخاب اینکه در صفحه ی پایانی یک انسان آزاده باشیم یا یک قربانی خاموش با خود‌ ماست

شعر کامل #به_رئیس_جمهور

من خسته ام ریاست جمهوری عزیز

از رقص داس های غزل کش
از مویه های گربه ی ناخوش

از ساعتی که خواب به خواب است
از گِل که اسم دیگر آب است

از تیغ های سرد برهنه
از قیل و قال این همه شحنه

ماییم و قفل بر در بسته
آه از تو ای کلید شکسته

من خسته ام‌ ریاست جمهوری عزیز

از موریانه های مقدس
از غسل در حنای مقدس

از حجره های مار به دوشان
از دخل و خرج سکه فروشان

از داس پشت شاخه ی گیلاس
از این همه شرایط حساس

ما رای انتخاب تو بودیم؟
یا سنگ آسیاب تو بودیم؟

آقا فدای روحیه ی شوخ و شنگتان
سیلی نخورده ایید و بنفش است رنگتان

اینک میان کوچه ی تردید و انتظار
ماییم و شوق ریختن هفت سنگتان

مانند کودکی نگران هر چه می پرم
دستم نمی رسد به ملاقات زنگتان

از ساقی غریبه چرا وام می کنید؟
در شیشه خون ماست شراب و شرنگتان

بیچاره چشم ما که در امواج ناگهان
امید بسته بود به پشت نهنگتان

اما امید همچو عقابی صحاری است
حاشا که این عقاب بیافتد به چنگتان!

دریا زدیم و کار به قایق نداشتیم
ما نفت داشتیم مصدق نداشتیم

#احسان_افشاری
#به_رئیس_جمهور
#آهنگسازواجرا #علی_قمصری
#من_خسته_ام_ریاست_جمهوری_عزیز
صدابرداری و ضبط #مصباح_قمصری

@alighamsari
@hrouhani
نسخه ی تصویری کامل در کانال موجود هست.نسخه ی صوتی هم به زودی
Read more
. . و راستی چقدر دلتنگم میخواهم از بهشت بگویم از آنجا که وعده گاه مؤمنان است جنت، که تجری من تحتها ...
Media Removed
. . و راستی چقدر دلتنگم میخواهم از بهشت بگویم از آنجا که وعده گاه مؤمنان است جنت، که تجری من تحتها الانهار است . و به راستی چقدر دلتنگم دنبال واژه های بهشت میگردم رضوان- نعیم- جنت- ...- جنة البقیع بقیع؟؟ مگر جای زیبایی است که نام بهشت به آن نهاده اند؟ در کشاکش نامش سرگردان می شوم عازمم... ... .
.
و راستی
چقدر دلتنگم
میخواهم از بهشت بگویم
از آنجا که وعده گاه مؤمنان است
جنت، که تجری من تحتها الانهار است
.
و به راستی چقدر دلتنگم
دنبال واژه های بهشت میگردم
رضوان- نعیم- جنت- ...- جنة البقیع
بقیع؟؟
مگر جای زیبایی است که نام بهشت به آن نهاده اند؟
در کشاکش نامش سرگردان می شوم
عازمم... با من بیا...
خودم را آماده می کنم برای رفتن به بهشت
مدینه، مسجد الرسول، بهشت بقیع اینجاست؟ آری کمی نزدیکتر از آسمان
وای چه شکوهی دارد این صحن و سرا
کاشی های مرمری مناره ایی تا بلندای اذان. گنبد سبزی که رهنمون بهشت است
با خودم می گویم اگر این ورودی بهشت است پس خود بقیع...
بی اختیار صحن و سرای مشهد الرضا برایم تداعی می شود
هجوم زائر. شاه و گدا، پیر و جوان، خادمانی چون فرشتگان
گنبدی به روشنی خورشید و صحنی به پهنای افلاک
آرام قدم بر می دارم ابهت مسجد و بوی نفس های رسول مرا مست دیدار بهشت کرده، بی اختیار کفش هایم را می کَنَم
فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوى
چشم هایم دنبال بهشت است کم کم بوی خاک مرطوب فضای دلم را بارانی می کند
سلام آقا، دنبال بهشت می گردم
کدام بهشت؟
جنة البقیع
مَرد لبخند سردی می زند آنجاست
... و با دست اشاره می کند
انتهای اشاره ی دستش پنجره ای است.
پاهایم سست می شود
خاک بر روی خاک
بغض امانم را می برد. روی پا نمی توانم بایستم با کمک زانو نزدیک میشوم
قبرستانی سرد
گرمای اشک و هق هق ناله، کبوتری را به طرفم می کشاند
کبوتر نگاهم را به همراه می برد و جسمم را پشت دیوار
آه آه چهار قبر خاکی از چهار امام؟
فریاد می زنم
خدا.ا.ا.ا
آرام باش دشمنان خدا را بیدار نکن اینجا خادمانی از نسل سقیفه دارد
کبوتر این را گفت و آرام گریست به او گفتم
چرا بهشت شیعه خاکی است؟
گفت: شیعه میراث دار غربت اهل بیت است
همان ها که خانه ی مادرمان را در آتش بغض علی سوزاندند
بیت الاحزانش خراب کردند
همان ها که خیمه گاه اربابت را به هیزم ملک ری سوزاندند
همانها....
روزگاری اینجا بارگاهی داشت که رشک ملک بود
گنبدی، صحنی، رواقی
اما...
اما چه؟ حرف بزن...
اما مثل همین روزی که اینجایی وهّابیان سقیفه مسلک آن را خراب کردند...
دیگر صدای پرنده را نمی شنیدم.
گرمای اشک، بوی خاک...
.
آری بهشت اینجاست همین نزدیکی
«جنة البقیع»
با انگشت روی خاک نوشتم
روزی برایتان حرمی می سازیم
همچون مشهد الرضا.
#نزدیک_خدا
#اللهم_صل_على_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم
#یه_صلوات_بفرستید_ثوابش_نصف_نصف😉😊
#بقیع
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
Read more
Loading...
معنی صبر: این گوهر گران بها نوعی ملکه‌ قلبي است که باعثِ تحمل فرد بر ناخوشی ها و عبور از سختي‌ها و رد شدن ...
Media Removed
معنی صبر: این گوهر گران بها نوعی ملکه‌ قلبي است که باعثِ تحمل فرد بر ناخوشی ها و عبور از سختي‌ها و رد شدن از آنها، می شود. هر چقدر سعه صدر، از وسعت بيشتر و ايمان از تعالي والاتري برخوردار باشد، صبر و بردباري نيز فزوني خواهد يافت. در دار دنیا آنکه مقامش بیشتر هست مثل ائمه اطهار(علیهم السلام) به سختي‌ها ... معنی صبر: این گوهر گران بها نوعی ملکه‌ قلبي است که باعثِ تحمل فرد بر ناخوشی ها و عبور از سختي‌ها و رد شدن از آنها، می شود. هر چقدر سعه صدر، از وسعت بيشتر و ايمان از تعالي والاتري برخوردار باشد، صبر و بردباري نيز فزوني خواهد يافت. در دار دنیا آنکه مقامش بیشتر هست مثل ائمه اطهار(علیهم السلام) به سختي‌ها و محنت‌ها و بليّات بیشتر آزمايش مي‌شوند و اين صبر و بردباري ايشان است که آن‌ها را در معبر عبور از سختي‌ها ياري مي‌کند.
اگر رد شدن از مراحل زندگی بدون رودررو با مانع ها بود، ما خیلی بی تحرک و ضعیف می ماندیم و پرواز را که همانا دستیابی به اهداف متعالی انسانیت است، را هرگز تجربه نمی کردیم. لذا به اصل صبر که برای بزرگ شدن انسان لازم است تمرکز نموده و به آن عامل باشیم.
همان طور که خداوند متعادل چنین بیان می‌دارد که: « وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا يُلَقّاها إِلا الصّابِرُون‏ » [قصص/ 80] یعنی به نوعی تنها صبرپیشگان، زمینه دار فهم و دریافت سخنان اهل معرفت اند و اینکه چشم پوشی از زخارف دنیا، نیازمند صبر و شکیبایی است.
البته در بحث خانواده اگر صبر پیشه نشود معروف ها به راحتی کاشت نمی شود، و خانه رو به ویرانی می رود، برای همین خداوند متعال بیان می دارد: « وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها»[ طه/ 132] خانواده خویش را به نماز فرمان بده و بر آن شکیبایی کن»
اساس خانواده با صبر محکم می شود، و زندگی در خانواده شیرین، دلنشین و توأم با گرمی و آرامش خواهد بود. همچنین با صبر هست که انسان به مقام های معنوی والایی دست پیدا می کند، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم): «مَنْ صَبَرَ عَلَي سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ (بِكُلِّ مَرَّةٍ) يَصْبِرُ عَلَيْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَي أَيُّوبَ عَلَي بَلائِهِ‏؛ هر مردی که بر بداخلاقی همسرش برای خدا صبر و شکیبایی کند، خداوند بزرگ برای هر بار صبر او، پاداشی همانند و همسنگ پاداش صبر ایوب در برابر بلای او به وی خواهد داد».[1]
قال رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) :«من صبرت علی سوء خلق زوجها أعطاها مثل (ثواب) آسیة بنت مزاحم؛[2]هر زنی که در برابر بداخلاقی شوهرش شکیبایی ورزد، خداوند همانند (ثواب) آسیه دختر مزاحم به او عطا کند.»

ادامه مطلب در کپشن... #خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #همسر_خوب #همسر #زندگی_خوب #همسر #عشق #صبر #زندگی_آرام
Read more
دکتر افشین یداللهی پیش از آنکه سفیر اهدای عضو ایران شوند،کارت اهدای عضو خود را دریافت کردند تا در صورت ...
Media Removed
دکتر افشین یداللهی پیش از آنکه سفیر اهدای عضو ایران شوند،کارت اهدای عضو خود را دریافت کردند تا در صورت امکان "نبضشان امانتی باشد پیش دیگران" بذار از زندگی چیزی بفهمم/ نمی خوام این سفر کوتاه باشه/ نذار جای تموم آرزوهام/ همه ش حسرت، همیشه آه باشه/ به من فرصت بده تا لحظه ها رو/ کنار عطر تو آروم ... دکتر افشین یداللهی پیش از آنکه سفیر اهدای عضو ایران شوند،کارت اهدای عضو خود را دریافت کردند تا در صورت امکان "نبضشان امانتی باشد پیش دیگران"
بذار از زندگی چیزی بفهمم/
نمی خوام این سفر کوتاه باشه/

نذار جای تموم آرزوهام/
همه ش حسرت، همیشه آه باشه/
به من فرصت بده تا لحظه ها رو/
کنار عطر تو آروم بگیرم/

به من فرصت بده از مرگ رد شم/
نذار، عشقو نفهمیده، بمیرم/ کمک کن وقتی با تو با یه لبخند/
می تونیم رد بشیم از آخرین درد/

با روحت سر به راه عشق می شی/
با قلبت بیقرار عشق می شم/

اگه این اتفاقو دوست داری/
بذار نبضت امانت باشه پیشم/
ترانه جشن نفس (اهداء عضو)

ترانه سرا: #افشین_یداللهی

خواننده: #شهرام_حافظی

آهنگساز: #بابک_زرین

این ترانه در کتاب #جنون_منطقی توسط #انتشارات_نگاه چاپ شده است

@afshinyadolahi

@babakzarin_official

@negahpub

@ehda.ir

#بذار_نبضت_امانت_باشه_پیشم

#روز_ملی_اهدا_عضو
Read more
. . . یـادش بـخیـر . هـر جـمعه خونـه "مادربزرگ" جمـع مـیشدیـم ریـز تـا درشـت، کـوچک تــا بـزرگ از ...
Media Removed
. . . یـادش بـخیـر . هـر جـمعه خونـه "مادربزرگ" جمـع مـیشدیـم ریـز تـا درشـت، کـوچک تــا بـزرگ از هـمهمه‌ی زیـاد، صـدا به صــدا نـمی‌رسـید آنقَـدَر میگفتـیم و می‌خندیدیم که اصـلاً متوجـهِ گذر زمان نمیشدیم . بـوی غـذای مادر بزرگ را تا چـند خیابان آنطرف تر مـیشد حس کرد روزهای هفـته را ... .
.
.
یـادش بـخیـر
.

هـر جـمعه خونـه "مادربزرگ" جمـع مـیشدیـم
ریـز تـا درشـت، کـوچک تــا بـزرگ
از هـمهمه‌ی زیـاد، صـدا به صــدا نـمی‌رسـید
آنقَـدَر میگفتـیم و می‌خندیدیم که اصـلاً متوجـهِ گذر زمان نمیشدیم
.

بـوی غـذای مادر بزرگ را تا چـند خیابان آنطرف تر مـیشد حس کرد
روزهای هفـته را روی دورِ تـند میزدیـم تا برسـیم به جمعه
جمعه های بچگی مان را با هیچ روزی عوض نمی‌کردیم
.

گـذشـت و گـذشـت
.
.
"مـادربـزرگ" از میـانمان رفـت...دورتـر و دورتـر شدیم
شـاید دیگر در مـاه و یا حـتی در سال یـکبار دورِ هم جمع شـویم
آن هم قـبلش طی می‌کنـیم میزبان اینـترنت داشته باشـد
.

دیگـر از صـدای همهمه خـبری نـیست
همه‌ی سـرها داخــل گـوشی شان هست
و جُـک ها و اخــبارِ روز را نـقل قـول می‌کنند
غـذا را از بیرون می آورند و به لـطفِ غــذا کنارِ هم می‌نشـینیم
.
.
#گذشته
#مادر_بزرگ
#یادش_بخیر
#مهمونی_های_گذشته
#دلنوشته
Read more
زن وشوهری بیش از 60سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتندآنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. ...
Media Removed
زن وشوهری بیش از 60سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتندآنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر مخفی نمیکردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز پیر مردآن را باز نکندو در مورد آن هم چیزی نپرسد در ... زن وشوهری بیش از 60سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتندآنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر مخفی نمیکردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز پیر مردآن را باز نکندو در مورد آن هم چیزی نپرسد

در همه ی این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود

ودرموردجعبه فکرنمی کرد.اما بالاخره یکروز پیرزن

به بستر بیماری افتادوپزشکان از او قطع امید کردند

درحالی که با یکدیگرامور باقی را رفع رجوع می کردند پیرمردجعبه کفش را از بالای کمد آورد ونزد همسرش برد. پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده که همه چیز را در مورد آن جعبه به شوهرش بگوید.واز او خواست تا در جعه را باز کند

وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ودسته ای پول بالغ بر 95 هزاردلار پیداکرد. پیرمرد دراین باره ازهمسرش سوال کرد

پیرزن گفت:هنگامی که ماقول و قرار ازدواج گذاشتیم مادر بزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید. او به من گفت که هر وقت از دست تو عصبانی شدم باید ساکت بمانم و یک عروسک ببافم

پیرمردبه شدت تحت تاثیر قرار گرفت تمام سعی خودرا به کاربردتا اشک هایش سرازیر نشود.فقط دو عروسک در جعبه بودند.پس همسرش فقط دو بار در طول تمام این سا لهای زندگی وعشق از او رنجیده بود.از این بابت در دلش شادمان شد

سپس به همسرش رو کرد و گفت

عزیزم، خوب،این در مورد عروسک ها بود

ولی در مورداین همه پول چطور؟اینها از کجا آمده؟

پیرزن در پاسخ گفت:آه عزیزم، این پولی است که از فروش عروسک ها بدست آورده ام
Read more
Loading...
تقدیم به بانوی عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها: هر که میخواند تو را مادر خود حس میکرد وصله ی ...
Media Removed
تقدیم به بانوی عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها: هر که میخواند تو را مادر خود حس میکرد وصله ی چادر خود را به دلش دوخته ای به نفس های پر از آه غلامت سوگند ذوق در سینه ی هر شاعر دلسوخته ای وصله ی چادر تو کار مسیحا میکرد همه ی خلق از این کار تو حیران شده اند مورهایی که دخیل نخ چادر بودند با عنایات ... تقدیم به بانوی عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها:

هر که میخواند تو را مادر خود حس میکرد
وصله ی چادر خود را به دلش دوخته ای

به نفس های پر از آه غلامت سوگند
ذوق در سینه ی هر شاعر دلسوخته ای

وصله ی چادر تو کار مسیحا میکرد
همه ی خلق از این کار تو حیران شده اند

مورهایی که دخیل نخ چادر بودند
با عنایات تو یک عمر سلیمان شده اند

پشت در آمده خورشید و تقاضا دارد
کمی از گرمی خود را به نگاهش بدهی

آرزوی دل دیوانه اش این است فقط
شمع باشد که تو در خانه پناهش بدهی

گندم از برکت دستان تو انسان می ساخت
نسل سلمان همه مدیون تنورت هستند

خود حیدر به تو میگفت که زهرا جانم
انبیا ریزه خور سفره نورت هستند

موقع مدح شما و علی انگار فقط
عرق از چهره ی حیران قلم میریزد

ولی ای سیب بهشتی خدا لبخندت
عشق در کالبد تیغ دو دم میریزد

دستبوس تو به والله که پیغمبر بود
قامتش را چقدر پیش شما تا میکرد

غم در سینه ی حیدر به زمین می افتاد
تا که دستان شما در به رویش وا میکرد

نیتم خواندن مدح است نه روضه بانو
ولی انگار دلم روضه ی در میگوید

با دل سوخته ی مادر خود محسن هم
ها علی بشر کیف بشر میگوید

علی رضوانی

telegram.me/alirezvani110

اللهم عجل لولیک الفرج
Read more
 #امام_هادی #مدح_امام_هادی . لطف امام هادى و نور ولایتش ما را اسیر کرده به دام محبتش . بر لطف بى ...
Media Removed
#امام_هادی #مدح_امام_هادی . لطف امام هادى و نور ولایتش ما را اسیر کرده به دام محبتش . بر لطف بى کرانۀ او بسته ‏ایم دل امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش . منت خداى را که به ما کرده مرحمت توفیق برگزارى جشن ولادتش تبریک باد بانوى کبرى سمانه را کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش ماه تمام و نیمۀ ذى ... #امام_هادی #مدح_امام_هادی
.
لطف امام هادى و نور ولایتش
ما را اسیر کرده به دام محبتش
.
بر لطف بى کرانۀ او بسته ‏ایم دل
امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش
.
منت خداى را که به ما کرده مرحمت
توفیق برگزارى جشن ولادتش

تبریک باد بانوى کبرى سمانه را
کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش

ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش
خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش

این است آن امام که تقدیر ایزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش

این است آن امام که ذرات کائنات
اقرار کرده‏ اند به جود و کرامتش

این است آن امام که در برکة السّباع
شیران شوند رام و گذارند حرمتش

این است آن امام که از نقش پرده هم
ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش
این است آن امام که دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به درگاه عزتش

سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى
دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش

آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى
چون سه على دیگر باشد عبادتش

افزون ز ریگ هاى بیابان عطاى او
بیش از ستاره ‏هاى درخشان فضیلتش

مائیم و دست و دامن آن حجت خدا
چون نا امید کس نشود از عنایتش

گردیده‏ ایم جمع به ذیل لواى او
افکنده‏ ایم دست به دامان رحمتش
از آستان قدس رضا هدیه مى‏ کنیم
آه دلى به غربت و اشکى به تربتش

یارب بحق فاطمه با فتح کربلا
بگشا بروى ما همه راه زیارتش

از لطف آن امام (مؤید) مؤید است
کو را نشان خدمت آل محمد است 🔸شاعر
#استاد_سیدرضا_مؤید
__________________________________
🔹اشعار ناب آئینے🔹
Read more
. . گیر ماها یکی و دوتا که نیست خیلیه یکی گیرش اینه کلا حالیش نیست چی به چیه دنیا و کی به کیه یکی دیگه حالیشه ها ولی باورش نیست فقط میدونه که بله میگن بی اذن خدا برگ هم از درخت نمیوفته ولی به عمقش نرسیده ... اون یکی دعا میکنه میکنه میکنه ته اش میگه اه ندادیدکه یا نخواستم اصلا دیگه یا یک گند رفتاری یا عملی ... .
.
گیر ماها یکی و دوتا که نیست
خیلیه
یکی گیرش اینه کلا حالیش نیست چی به چیه دنیا و کی به کیه
یکی دیگه حالیشه ها ولی باورش نیست فقط میدونه که بله میگن بی اذن خدا برگ هم از درخت نمیوفته ولی به عمقش نرسیده ...
اون یکی دعا میکنه میکنه میکنه ته اش میگه اه ندادیدکه یا نخواستم اصلا دیگه یا یک گند رفتاری یا عملی بالا میاره میگن بهش ندید این باید درست شه
اون یکی ...
اینها زیاده ...
باید پیدا کنی خودت ک کجاهات گیره و درست کنی ! این قدم رو باید برداری ! بااااید اصلاح شی ! چرا میگم باید چون تو اصلا وارد دنیا شدی برای حرکت به سمت کمال و اصلاح ! و در این حرکت مثل کودک نوپایی که والدین کمکش میکنند برای بلند شدن ها ولی گاهی هم رها میکنند تا راه رفتن یاد بگیره و در این خلال زمین هم میخوره حوادث تلخ و درد آور خواهد بود !
در مسیر همین کمال و آموزش ادب و تربیت هم همین ها مطرحه
مثلا اونچه معصوم فرموده اگر کسی در دلش هوایی جز رضای خدا نباشه من ضامنم اگر دعا کنه اجابت میشه شاید در دلش حرفها باشه
اونچه فقط خواستم بگم و پست را ببندم باشه همین
ما نیامدیم در دنیا برای ببخشید چریدن ها ! ریخت و پاش ها ! شهوت رانی ها ! فخر فروشی ها و برتری جویی ها ! و امثالهم ...
آمدیم که برسیم به اینجا که در زمان رفتن ملک برای ما بخواند
یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ! ...
و این حاصل نمیشه مگر اینکه در همین دنیا تمرین کنه نفست برسه به اطمینان و رضایتی که ریشه اش را در رضای خدا بشه یافت !
حالا این چه طور ممکنه شاید از راه اینکه ایمانی در قلبت بیابی که خداوند دروغگو نیست ! تعجب نکن ! بله همین ایمان اگر واقعی بشه شاید کافیه !
اگر ایمانت بر صدق وعده های خدا محکم بشه
یقین میکنی ادعونی استجب لکم یعنی چی
یقین میکنی الیس الله بکاف عبده یعنی چی
یقین میکنی 114 بار بسم الله الرحمن الرحیم یعنی چی
یعنی شاید ای بنده من برای تو همه جوره کافیم !!!! بر تو بی نهایت مهربانم و تو بخوان منو من اجابتت میکنم !
منتها بفهم فقط بفهم من کی هستم و تو کی هستی !
که از این فهم تو همین بس که میتونی درک کنی من در عین داشتن رحمت بی نهایت ، از حکمت بی نهایت هم برخوردارم پس اگر مثلا شعورت در حد کودک دو ساله ای باشه و بر فرض مثال یک قمه تیز را به التماس هم ازم بخوای محاله بهت بدم ! ولی جاش بهت چیزهایی میدم که به دردت بخوره ! منتها تو مودب باش و قبولم کن و بهم گستاخی نکن ! که اگر بکنی چون عاشقتم و با اینکه عاشقتم حسابی هم ادبت میکنم تا ....
الله اعلم ...
.
.
.
.
#مشکلات #حاجت #حدیث #روایت #خداوند #راه_حل_مشکلات
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji2666"></span>️آیت‌الله دستغیب: شورای نگهبان و قوه قضاییه غیرمستقل در مقابل مردم مظلوم چه پاسخی دارند؟ http://kaleme.com/1394/10/15/klm-234215/ بِسْمِ ...
Media Removed
️آیت‌الله دستغیب: شورای نگهبان و قوه قضاییه غیرمستقل در مقابل مردم مظلوم چه پاسخی دارند؟ http://kaleme.com/1394/10/15/klm-234215/ بِسْمِ الله الرَّحمْن الرَّحیمِ اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا موجودیّت هر شیء به آثار آن است و در هر مذهبی و کیش و آئینی می باشد؛ یعنی ... ♦️آیت‌الله دستغیب: شورای نگهبان و قوه قضاییه غیرمستقل در مقابل مردم مظلوم چه پاسخی دارند؟
http://kaleme.com/1394/10/15/klm-234215/
بِسْمِ الله الرَّحمْن الرَّحیمِ

اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا

موجودیّت هر شیء به آثار آن است و در هر مذهبی و کیش و آئینی می باشد؛ یعنی هر پیغمبری که از طرف خدا آمده همه به مرام او احترام می گذارند و گفتار و کردار او را مقبول می دانند پیروان ادیان آسمانی به خوبی نسبت به پیغمبری او اعتقاد داشتند حال تابع آن پیغمبر نبودند امّا او را نافع و حکیم و دلسوز و مهربان و مبدأ خیر می دانستند از حضرت آدم تا حضرت ابراهیم و موسی و عیسی و در نهایت پیغمبر رحمت و مغفرت محمّد بن عبدالله صلّی الله علیه و آله آثار آن به خوبی ظاهر است، در همین عصر خودمان حضرت امام خمینی (ره) و علماء عامل و نافعی که بودند و هستند ملاحظه شود مردم آزاده آن‌ها را نیکو می‌شمارند.

مردم به طور قطع یکی از چهره‌های محبوب و صادق و نافع را در این زمان آقای مهندس میرحسین موسوی می‌دانند چون از سابقه او و دیانت او و سیاست او و صداقت او به خوبی آگاه هستند، چطور می توان او را از قلوب مؤمنین و متدینین و حق جویان و آزاده خواهان بیرون کرد! آیا با چهار تا شعار صدا وسیمای مأمور و سپاه بی توجّه از حقوق مردم و قوّه قضائیه غیر مستقل و مجلس آن‌چنانی و سرمایه ملّت عزیز و غیور که صرف تخریب چهره‌ی محبوب و محترم جناب آقای موسوی و آقای کروبی می‌توان آنها را از دل‌ها بیرون کرد؟ اگر تا به حال از سال ۱۳۸۸ که از پول بیت‌المال جهت تحکیم مواضع خود خرج کرده‌اند اثری داشت مردم در سال ۱۳۹۲ آن درس تاریخی به مسئولین نمی‌دانند.

پس باید از این حرکات بی‌مدرک دست برداشت و از خداوند تقاضای عفو و از ملّت عزیز ایران عذر خواهی و به دامن مردم فهیم و خداجو و تابع امام زمان عجّل الله تعالی فرجه و رسول اکرم صلّی الله علیه وآله و ائمه هدی علیهم السّلام باز گردید و از گذشته تاریخ پند گرفت؛ آیا تمام گرفتاری ملّت از همین بی‌توجّهی شورای نگهبان و قوّه قضائیه تابع و غیر مستقل نیست؟ از همین نظارت استصوابی نیست؟ از همین افراد غیر مطمئن و به فرموده امام امّت انجمن حجّتیه ای که جز در فکر ضربه زدن به نظام مقدّس جمهوری اسلامی نیستند نیست؟ این نظام به چه فکر می کند والله قسم امام زمان عجّل الله تعالی فرجه به دنبال این ملّت می باشد، آه مظلومان به دنبال این انقلاب است و الّا این جمهوری باید از بین رفته بود چون خدا وعده داده که من با صابرین هستم من با محسنین هستم من با ابرار هستم. خدا را در نظر آورید ببینید با این روش، سپا
Read more
دلبــاختی اما فقط از روی خودخواهـی عاشق نباید میشدی ای دُخت تنهایــی باعقل ،، آب عشق در یک جــو ...
Media Removed
دلبــاختی اما فقط از روی خودخواهـی عاشق نباید میشدی ای دُخت تنهایــی باعقل ،، آب عشق در یک جــو نخواهد رفت هرگز نخواهی یافت اینجا آنچه میخواهــی با چشم مقضوبـُن علیه تو چه خواهد کرد اردیبهشت آن نگاه قول هواللهـی این عشق راه بی سرانجامـی ک میبینی در حق تو هرگز نخواهد کرد کوتاهــی باید ... دلبــاختی اما فقط از روی خودخواهـی
عاشق نباید میشدی ای دُخت تنهایــی

باعقل ،، آب عشق در یک جــو نخواهد رفت
هرگز نخواهی یافت اینجا آنچه میخواهــی

با چشم مقضوبـُن علیه تو چه خواهد کرد
اردیبهشت آن نگاه قول هواللهـی

این عشق راه بی سرانجامـی ک میبینی
در حق تو هرگز نخواهد کرد کوتاهــی

باید برادر میشدی با نابرادر هــا
یوسف که باشی میبَرَنْـدِت تا تَهِ چاهی

یک وصله ی ناجور تا باقــ سـت ناجـور است
مردانگـی کن مثل مردم باش گهگاهــی

اما نَـــه ... تو هرجا که هستی جوره دیگر بـاش
اشکــی،،هیاهویــی،،نگاهــی،،،هق هقــی،،آهــی

شک کُـن به هر چیزی که مردم باورش دارنـد
شاید حقیقت را بیابــی سمت گمراهـــی ....
Read more
 #bighanoon #hessamheidary زن متولد این هفته: یک زن سرزنده، بی‌خیال و سیاستمدار که پایه هر جور ...
Media Removed
#bighanoon #hessamheidary زن متولد این هفته: یک زن سرزنده، بی‌خیال و سیاستمدار که پایه هر جور بساط خنده و تفریحی هست و از سر کار گذاشتن دیگران لذت خاصی مي‌برد و می‌تواند مدل راه رفتن و حرف زدن همه اساتید دانشگاهش را تقلید کرده و جمعی را شاد کند. به شدت حواس‌پرت است و نیمی از عمرش را صرف پیدا کردن ... #bighanoon #hessamheidary
زن متولد این هفته:

یک زن سرزنده، بی‌خیال و سیاستمدار که پایه هر جور بساط خنده و تفریحی هست و از سر کار گذاشتن دیگران لذت خاصی مي‌برد و می‌تواند مدل راه رفتن و حرف زدن همه اساتید دانشگاهش را تقلید کرده و جمعی را شاد کند. به شدت حواس‌پرت است و نیمی از عمرش را صرف پیدا کردن کش موهایش کرده و هر بار وقتی آن را پیدا می‌کند، می‌گوید: «اه ... گذاشته بودم اینجا یادم نره ها» و به خودش فحش می‌دهد. سخت‌ترین کار دنیا برایش بیدار شدن از خواب است و اگر شاغل باشد، هر روز با تاخیر به محل کارش می‌رسد ولی با تعریف کردن چندتا خاطره بامزه رییسش را خر می‌کند و از حقوقش کم نمی‌شود. توانایی عجیبی در «حرف بار دیگران کردن» دارد و با نیش و کنایه حرفش را می‌زند و نمی‌گذارد چیزی توی دلش بماند. همچنین از یک روش خاص ارتباطی استفاده می‌کند که در آن پیام‌ها از طریق ابرو برای فرد مقابل ارسال می‌شود. او با استفاده از این سیستم با چند تا حرکت ریز ابرو می‌تواند در ميهمانی‌ها شوهرش را حالی کند که نباید چایی را هورت بکشد. درجه دمای بدنش معمولا در تضاد با بقیه است و وقتی بقیه سردشان است، او گرمش است و برعکس. شدیدا معتقد است که مامان‌ها پسرهای‌شان را بیشتر دوست دارند و حاضر است در این رابطه با هر مامانی مناظره برگزار کند ولی هیچ وقت در مورد رابطه پدرها و دخترهای‌شان حرفی نمی‌زند. صبح‌ها که از خواب پا می‌شود، خودش هم از دیدن خودش تعجب می‌کند و همیشه برایش سوال است که تو این فیلم‌ها چطوری وقتی صبح هم از خواب پا می‌شوند، زیبا و آرایش کرده هستند.

مرد متولد این هفته:

یک مرد احساساتی، حساس و البته وظیفه‌شناس که اشکش به شدت دم مشکش است و حتی با دیدن فیلم‌های اکشن هم به حال آن‌هایی که از دست بروس‌لی و جیسون استاتهام کتک می‌خورند، گریه می‌کند. در نوجوانی علاقه خاصی به آهنگ: «تابستونه فصل سفر به هرجا» داشته و این آهنگ همراه با آهنگ تبلیغ «غوری غوری جون گل کاشتی هر چی که خواستم داشتی» جزو بهترین ترانه‌هایی است که در عمرش شنیده است. در بین اعضای بدنش مثانه‌اش بیشتر از همه مسئولیت‌پذیر و فعال است و وقتی یک لیوان چایی بخورد تا هشت تا لیوان خروجي نگيرد ول کن نیست و به خاطر این موضوع همیشه در راه رفت و برگشت به دستشویی است. در پخت ماکارونی بهترین است و این کار را مانند یک مراسم آیینی با اصول و قوانین خاصی انجام می‌دهد و ته‌دیگ سیب‌زمینی را با خواندن اورادی خاص در ظرف خالی کرده و با عزت و احترام سر سفره می‌گذارد.
.

بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
Loading...
﷽ <span class="emoji emoji26ab"></span> #عمر_ابن_خطاب در قسمتی از نامه خود به معاویه نوشته است . <span class="emoji emoji26ab"></span>به فاطمه گفتم من اين خانه را به آتش مي ...
Media Removed
#عمر_ابن_خطاب در قسمتی از نامه خود به معاویه نوشته است . به فاطمه گفتم من اين خانه را به آتش مي كشم. فاطمه گفت: اي دشمن خدا و اي دشمن رسول خدا و اي دشمن امير مومنان . و بعد دو دستش را به در گرفت تا مرا از گشودن آن باز دارد . من او را دور نمودم و كار بر من مشكل شد سپس با تازيانه بر دستهاي او زدم كه دردش آمد ...
⚫ #عمر_ابن_خطاب در قسمتی از نامه خود به معاویه نوشته است
.
⚫به فاطمه گفتم من اين خانه را به آتش مي كشم.
فاطمه گفت: اي دشمن خدا و اي دشمن رسول خدا و اي دشمن امير مومنان .
⚫و بعد دو دستش را به در گرفت تا مرا از گشودن آن باز دارد . من او را دور نمودم و كار بر من مشكل شد سپس با تازيانه بر دستهاي او زدم كه دردش آمد و صداي ناله و گريه اش را شنيدم .
⚫ناله اش آنچنان جان سوز بود كه نزديك بود دلم نرم شود و از آنجا برگردم ولي به ياد كينه هاي علي و حرص او در ريختن خون بزرگان عرب و نيز به ياد نيرنگ محمد و سحر او افتادم اينجا بود كه با پاي خودم لگدي به در زدم در حالي كه او خودش را به در چسبانده بود كه باز نشود . و صداي ناله اش را شنيدم كه گمان كردم اين ناله مدينه را زير و رو نمود .
⚫در آن حال فاطمه مي گفت: اي پدر جان اي رسول خدا با حبيبه و دختر تو چنين رفتار مي شود آه اي فضه بيا و مرا درياب كه به خدا قسم فرزندم كشته شد .
⚫متوجه شدم كه فاطمه بر اثر درد زايمان به ديوار تكيه داده است . در خانه رافشار دادم و آن را باز كردم . وقتي كه وارد خانه شدم فاطمه با همان حال رو به روي من ايستاد (‌ تا مانع از رفتن من به داخل خانه شود )
⚫ولي از شدت خشم پرده اي در برابر چشمانم افتاده بود پس چنان از روي رو پوش بر صورت فاطمه زدم كه گوشواره اش كنده شد و خودش بر زمين افتاد .
💡لوسی مفسر سنی نقل کرده است که در ادامه امیرالمومنین به عمر حمله کرده و بینی اش را شکست، #ابوبکر با التماس فراوان شیر خدا را از آن نجس العین جدا کرد...
💡حوادث ادامه دارد...
.
⚠منابع سنی
🔎تاريخ طبری جلد 3 صفحات 202 و 210
🔎طبقات ابن سعد 3/182
🔎الرياض النضره 1/217
🔎سيره ابن هشام 3/473
🔎شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 2/56 و 6/48
🔎طرائف ابن طاووس ص 64
🔎الامامه والسياسه 1/30
.
.
❌پی نوشت: دوستان به خدا شرمنده ام که همچین مطلب سنگین و ناراحت کننده ای رو گذاشتم اما نیازه که ما بشناسیم که اون دوتا خبیث چی کردن با سیده زنان عالم
.
🔥دستت بشکند پسر صهاک که در کوچه ها مرا بی مادر کردی...😢 ▫
Read more
صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در تلوزیون عراق گفت: به هر خلبان ایرانی که به 50 مایلی نیروگاه بصره ...
Media Removed
صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در تلوزیون عراق گفت: به هر خلبان ایرانی که به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود- حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد و 150 دقیقه بعد از مصاحبه صدام- عباس دوران و حیدریان و علیرضا یاسینی- نیروگاه بصره را بمباران کردند. با این عملیات جواب ... صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان
ایرانی در تلوزیون عراق گفت:
به هر خلبان ایرانی که به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود- حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد
و 150 دقیقه
بعد از مصاحبه صدام-
عباس دوران و حیدریان و علیرضا یاسینی-
نیروگاه بصره را بمباران کردند.
با این عملیات جواب گستاخی صدام داده شد و در حقیقت خود
صدام تحقیر شد .
غروب همان روز خبرنگار رادیو بی بی سی اعلام کرد:

من امروز با آقای صدام حسین رئیس جمهور عراق، مصاحبه داشتم و ایشان با اطمینان خاطر
از دفاع قدرتمند هوایی خود در راه محافظت از نیروگاه ها، تاسیسات و دیگر منابع اقتصادی عراق در برابر حملات و تهاجم خلبانان ایرانی سخن می گفت. ولی من هنوز  مصاحبه او را تنظیم نکرده بودم که نیروی هوایی ایران نیروگاه بصره را منهدم کرد.
اینک جنوب عراق در خاموشی فرو رفته و چراغ قوه در بازارهای عراق بسیارنایاب و گران شده است چون با توجه به خسارات وارد به نیروگاه، تا چند روز آینده برق وصل نخواهد
شد.
سپس این خبرنگار با لبخندی تمسخر آمیز گفت:
- البته هنوز فرصتیپیش نیامده که من از صدام حسین سوال کنم چگونه جایزه خلبانان ایرانی را تحویلخواهندداد.
عباس فرزند محمد ابراهیم، در30/7/1329درشیراز به دنیا آمد.، مادر با شوق فراوان به تربیت او همت گماشت و عباس در شهر زیبای شیراز دوران شیرین کودکی را پشت سر نهاد.
پس از طی دوران طفولیت به مدرسه رفت وپس از اخذ دیپلم متوسطه درآزمون ورودی دانشكده خلبانی شركت نمودوپس ازقبولی در رشته خلبانی به تحصیل  اشتغال یافت.
سال 1351 بعد از اتمام تحصیلات به دانشگاه خلبانی نیروی هوایی ارتش رفت، با اتمام دوره مقدماتی جهت ادامه تحصیل به امریکا اعزام شد و با اخذ نشان وگواهی‌نامه خلبانی به ایران بازگشت.
تا از خاک پاک کشور خود محافظت نماید.با آغاز جنگ تحـمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبـان شـکـاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری نفتی شهید نوژه ادامه داد ودر طول سالهای دفاع مقدس بیش از یک
صدسورتی پرواز جنگ انجام داد.
دوران در تاریخ 7/9/1359 اسكله «الامیه» و«البکر» را غرق کرد و در عملیات فتح‌المبین حماسه آفرید.در تاریخ 21/4/1361 عاشقانه برای انجام مأموریت حاضر شد هدف موردنظر او بغداد بود .او قصد داشت، با ناامن کردن شهر از انجام کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد در این شهر جلوگیری نماید و مـانع رسیدن صدام به اهـداف شومـش شود .به همین علت صاعقه‌وار از سد دفاع هوایی پایتخت عراق گذشت و شهر را بمباران نمود. 
اما اصابت موشک عراقی باعـث شد، هواپیما آتش بگیرد
#شهدای_قهرمان
🔴کانال تلگرامی مارو دنبال کنید
Read more
. . <span class="emoji emoji267b"></span>️ گسترده شدن زمین از زیر خانه کعبه با هدف آفرینش ارتباط تنگاتنگی دارد . <span class="emoji emoji2705"></span> همان گونه که آغاز حیات ...
Media Removed
. . ️ گسترده شدن زمین از زیر خانه کعبه با هدف آفرینش ارتباط تنگاتنگی دارد . همان گونه که آغاز حیات زمین از خانه خدا بوده است ،حیات واقعی بشر نیز با ظهور حضرت حجت (عج) اتفاق می افتد. در شرایطی که انسان ها آسمانی شوند ، زمین تمام هستی خود را به ساکنانش عرضه می کند و نقطه عطف حیات زمین با ظهور امام مهدی (عج) ... .
. ♻️ گسترده شدن زمین از زیر خانه کعبه با هدف آفرینش ارتباط تنگاتنگی دارد . ✅ همان گونه که آغاز حیات زمین از خانه خدا بوده است ،حیات واقعی بشر نیز با ظهور حضرت حجت (عج) اتفاق می افتد. ✨در شرایطی که انسان ها آسمانی شوند ، زمین تمام هستی خود را به ساکنانش عرضه می کند و نقطه عطف حیات زمین با ظهور امام مهدی (عج) از سرزمین مکه ، در جوار کعبه و پشت مقام ابراهیم (ع) عینیت می یابد. 📚در برخی روایات آمده روزی که حضرت ولی عصر عج ظهور میکنند روز ۲۵ ذی القعده مصادف با روز جمعه است. 📗در کتاب شریف «المراقبات» روایت است که امام رضا علیه السلام فرموده اند: 🌒 در شب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسى (ع) متولد شده اند. 🌔 در این روز، رسول خدا صلى الله علیه و آله به قصد حجة الوداع از مدینه با یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار و حضرت فاطمه سلام الله علیها و تمامى اهل بیت خود از راه شجره به مکه عزیمت نمودند .
.
📚 طبق روایتی از امام رضا علیه السلام بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روز «دحوالارض» است 📖 در قرآن نیز به آن اشاره شده چنانکه در سوره نازعات آیه ۳۰ و همچنین سوره شمس آیه ۶ به آن اشاره شده است: 💎وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا
قسم به زمین و آنکه گسترانید.
.
📚بنابر روایات، زمانی که تمام روی زمین را آب💦 فرا گرفته بود، در این روز، نخستین خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و مطابق بعضی از روایات، نخستین جایی که از زیر آب بیرون آمد، خشک شد و سپس گسترش یافت، سرزمین🕋 «مکه» و به خصوص محل خانه «کعبه» بود، لذا مکه «ام القرا» یعنی مادر همه آبادی‌ها نام گرفت. ✳️ برای این روز و شب آن ، اعمالی نقل شده که به شرح زیر است:

1⃣ 🔱 در روایتی از امیر مومنان علیه السلام نقل شده است. «اول رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ذی القعده بوده است؛ بنابراین اگر کسی آن روز را روزه بگیرد و آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش عبادت یک صد سال را دارد». 💢همچنین فرموده‌اند: ‌ در آن روز اگر گروهی به ذکر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پیش از آنکه متفرق شوند برآورده سازد؛ خداوند در این روز هزار هزار رحمت نازل می‌کند که قسمتی از آن شامل کسانی است که جمع گردند و به ذکر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شب آن را عبادت کنند.

2⃣ 🔱مستحب است در آغاز روز، هنگامی که آفتاب کمی بلند شد دو رکعت نماز به جا آورد و در هر رکعت بعد از سوره حمد پنج مرتبه سوره و الشمس را بخواند و پس از سلام نماز، بگوید: ✳️ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ .
.
Read more
نرگس محمدی: دیگر تصویر روشن و واقعی از چهره‌های کودکانم ندارم نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان ...
Media Removed
نرگس محمدی: دیگر تصویر روشن و واقعی از چهره‌های کودکانم ندارم نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر که اینک در زندان به‌سر می‌برد، در سالروز تولد فرزندانش در هفتم آذر با انتشار دل‌نوشته‌ای از دوری فرزندانش گفته است. متن کامل دل‌نوشته نرگس محمدی: بیش از ۱۰۰ سال پیش مادر بزرگم زاده شد ... نرگس محمدی: دیگر تصویر روشن و واقعی از چهره‌های کودکانم ندارم
نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر که اینک در زندان به‌سر می‌برد، در سالروز تولد فرزندانش در هفتم آذر با انتشار دل‌نوشته‌ای از دوری فرزندانش گفته است.
متن کامل دل‌نوشته نرگس محمدی:
بیش از ۱۰۰ سال پیش مادر بزرگم زاده شد و ۶۷ سال پیش مادرم را زایید، فرزند و نوه‌های مادر بزرگم در تقلای آزادی، اعدام، زندانی و شکنجه شدند و مادر، رنج‌ها کشید و رفت. مادرم ۴۵ سال پیش مرا زایید و از حبس و بازداشت و هجرت عزیزانش نالید و اکنون مبتلا به بیماری‌هایی است که حتی توان ملاقات مرا در زندان ندارد. من ۱۱ سال پیش فرزندانم را زاییدم و اکنون در حسرت دیدارشان در گوشه زندانم.
بیش از ۱۰۰ سال است که زاییده شدیم و زاییدیم. دختر و بعد مادر شدیم و به موازات این تسلسل و تداوم زایش‌ها و مادرانگی‌ها، قصه پر غصه آزادی، در پای چوبه‌های دار و دالان‌های شکنجه و سلول‌ها، از گلوگاه‌های خسته نجوا شد و می‌شود.
آه اگر آزادی سرودی می‌خواند کوچک، حتی کوچک‌تر از گلوگاه پرنده.
در زمانه‌ای که شدت اشتیاق ثروت و لذت و جذابیت قدرت، از غیر پیشی گرفته، نوشتن از عشق و مهر مادرانه و محبت به بشر، اگر نگویم بیهوده، اما چو آواز خروس بی‌محل است. می‌دانم در این اوضاع و احوال زمانه، نوشته‌ام به آوازخروس بی محل می‌ماند.
7 آذر روز تولد کودکان در غربت من است.
سومین شمع تولد کیانا و علی را در زندان روشن می‌کنم، هرچند دیگر تصویر روشن و واقعی از چهره‌های نازنینشان ندارم. کیانا در تماسی که داشتم، می‌گفت مامان نرگس تو الان چه شکلی شدی؟ می‌دانم که دیگر فرزندانم هم تصویری از من ندارند. و این نمایش تصویر عریان استبداد و ظلم است. هجران طولانی شده و به این می‌اندیشم که اگر روزی در جدال استبداد با آزادی، در کشمکش دل و عقل و عشق و مصلحت، دل وانهادیم، اکنون به روزگاری رسیدیم که به جدال دل با دل مبتلا شده و به تکه‌تکه شدن قلب‌هایمان تن داده‌ایم.
کیانا و علی جان تولدتان مبارک
مامان نرگس
زندان اوین.

سه سال است که نرگس محمدی، تولد کودکانش را در زندان جشن می‌گیرد، فرزندانی که به‌دلیل مهاجرت اجباری، امکان ملاقات با مادر خود را ندارند.
فرزندان خردسال نرگس محمدی پس از بازداشت این مدافع حقوق بشر به نزد پدرشان در فرانسه رفته‌اند. تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی در پی فشارهای مقام‌های امنیتی و قضایی و صدور دستور اجرای حکم پنج سال زندان، از سال ۱۳۹۰ به اجبار به فرانسه مهاجرت کرده است.
Read more
 #انقلابی_بودن #استاد_پناهیان: مردم ما امروز به مهربان بودن چقدر نیاز دارن؟ دلیل من همه علاقه ...
Media Removed
#انقلابی_بودن #استاد_پناهیان: مردم ما امروز به مهربان بودن چقدر نیاز دارن؟ دلیل من همه علاقه ها و عطش هایی است که به فیلم های عشقی مردم دارن... دنبال مهربانی میگردن که دنبال این چیزا میان. نه دنبال بی دینی... مردم که اینقدر بی دین نیستن... چرا در اوج داستان ها یک پیوند رو قرار ... #انقلابی_بودن
#استاد_پناهیان: مردم ما امروز به مهربان بودن چقدر نیاز دارن؟
دلیل من همه علاقه ها و عطش هایی است که به فیلم های عشقی مردم دارن...
💛💙💜💚❤
دنبال مهربانی میگردن که دنبال این چیزا میان.
نه دنبال بی دینی...
مردم که اینقدر بی دین نیستن...
💠💠💠
چرا در اوج داستان ها یک پیوند رو قرار میدن؟
مردم توی اون دنبال چی میگردن؟
توی ارتباط یک زن و مرد توی داستان ها دنبال چی میگردن؟
🔽🔽🔽
آه از آن لحظه ای که این دو آغاز میکنند به یکدیگر مهربانی را...!
🎀🎀🎀
آه از آن لحظه ای که این دو مهربانی را نشان می دهند...!
🎀🎀🎀
آه از آن وقتی که این دو دلشان برای هم نرم می شود...!
🎀🎀🎀
مردم بیچاره ی مهربانی اند... "الإنسان عبید الإحسان". انسان عبدشه... نوکر مهربانیه و تا یک ذره و تا... و تااا.... یک ذره نیاز های اولیه حیاتی او، امنیت او تامین بشود در به در دنبال مهربانی می گردد.
⭐⭐⭐ هر کسی دنبال مهربانی نگردد گرگ🐺 می شود. باید با منفعت خودش را سرگرم کند و چه انسان دیو سیرتی خواهد شد.
Read more
﷽ . <span class="emoji emoji1f496"></span>عیـد صیـام آمـد و مـاه صـیـام رفــت<span class="emoji emoji1f343"></span> ❣لطـف تمـام آمـد و فیـض تـمـام رفـت<span class="emoji emoji1f341"></span> <span class="emoji emoji1f496"></span>شد عید فطر و لطف ...
Media Removed
﷽ . عیـد صیـام آمـد و مـاه صـیـام رفــت ❣لطـف تمـام آمـد و فیـض تـمـام رفـت شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد ❣گـرد غـم گـنـــاه ز جـــان عـوام رفـت . آری انگار یک چشم بر هم زدنے بیش نبود، همین دیروز بود که تبریک حلول ماه مبارک رمضان رو گفتیم... . و اکنون هم با آرزوی قبولے یک ماه طاعت و ...
.
💖عیـد صیـام آمـد و مـاه صـیـام رفــت🍃
❣لطـف تمـام آمـد و فیـض تـمـام رفـت🍁
💖شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد🍃
❣گـرد غـم گـنـــاه ز جـــان عـوام رفـت🍁
.
💢آری انگار یک چشم بر هم زدنے بیش نبود، همین دیروز بود که تبریک حلول ماه مبارک رمضان رو گفتیم...
.
🔸و اکنون هم با آرزوی قبولے یک ماه طاعت و عبادت و شب زنده داری و استغفارهای لیالے متبرکه قـدر...
.
🔹وقتے دهانمان خشک مےشود و دلمان گرسنه، زمانی که گرمای هوا بـےتابمان مےکند و انتظار لحظات افطار را مـےکشیدیم، شاید حالشان را درک کنیم.
.
💢اگر زندگـے فرصت فکر کردن به ما بدهد، اگر دوندگےهای روزمره بگذارد، به دیگران هم فکر کنیم، اگر راه و رسم زیستن مدرن، اجازه دهد احساسمان دستکاری شود.
.
🔹دلمان بلرزد یا اشکـے در چشمانمان جمع شود، در زیر پوست شهر، جایـے نه چندان دور، کنار خانـه‌هایمان یا شاید کوچه‌ی پشتـے و یا حتـے چند محله آن طرف‌تر، هستند.
.
🔸آنهایـے که مـےتوان پناه تنهایـے شان بود، مےشود ساحل کوچکـے برای تنهایی بزرگ‌شان شد.
.
💢خـدایـا! یاریمان ده که همچنان یک بنده‌ی مومن و رئوفـے باشیم.
.
🌟شیرینـے و حلاوت این عید بر همـه‌ی روزه داران و مسلمانان عزیز مبارک باد.
.
.
🆔Instagram & Telegram: @Baghiatalah
.
پی نوشت:
🌾 کـپـی آزاد....
🌾 ألـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج
🌾 با معرفی پیج بـقـیـة الله به دوستان خود در ثواب نشر مطالب سهیم باشید....
Read more
‍ <span class="emoji emoji1f499"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f499"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️ باز امشب من نشستم با خودم باز امشب آدمی دیگر شدم با خدای خویش خلوت کرده ام رو به محراب عبادت ...
Media Removed
️ باز امشب من نشستم با خودم باز امشب آدمی دیگر شدم با خدای خویش خلوت کرده ام رو به محراب عبادت کرده ام عشق من امشب چراغی روشن است چون خدای عاشقی پیش من است پس بمان و لحظه ای خاموش باش بهر من امشب سراپا گوش باش حرف ها دارم برایت نازنین قصه ای از مردم این سرزمین قصه ای از مردمانی سخت گیر مردمی ... ‍ 💙❤️💙❤️
باز امشب من نشستم با خودم
باز امشب آدمی دیگر شدم
با خدای خویش خلوت کرده ام
رو به محراب عبادت کرده ام
عشق من امشب چراغی روشن است
چون خدای عاشقی پیش من است
پس بمان و لحظه ای خاموش باش
بهر من امشب سراپا گوش باش
حرف ها دارم برایت نازنین
قصه ای از مردم این سرزمین
قصه ای از مردمانی سخت گیر
مردمی با فکرهایی پوچ و پیر
در کنار مردمانی خوب و پاک
عده ای هستند تیره تر ز خاک
کارشان از غصه و غم دم زدن
روی دنیا پرده ماتم زدن
یادشان رفته ست زیبایی ماه
جملگی قهرند با پروانه، آه !
قلب ها محروم از شادی شده
بارش باران دگر عادی شده
غرق دریاییم، اما آب نیست
آب, گل شد حرفی از سهراب نیست
شعرهای سعدی و حافظ چه شد؟
در بساط کولیان بازیچه شد
قصه مادربزرگ از یاد رفت
عشق شیرین از دل فرهاد رفت
داستان ها جنگ و نابودی شده
چشم ها هم عینک دودی شده
خسته ام از فکرهای تارشان
بغض های سمی از افکارشان
هیچ کس در عصر افکار جدید
بهت و سرگردانی ما را ندید
ما که دل را ساده با هم باختیم
داشتیم دنیای نو می ساختیم
مثل دوران خوش و سبز قدیم
رنگ بر دیوار دنیا می زدیم
عشق من! دنیای رنگی داشتیم
آرزوهای قشنگی داشتیم
خانه ای در جنگلی از یاس ها
ساده بود اما پر از احساس ها
ما هنوز افکارمان سنگی نبود
آرزومان سفره رنگی نبود
ما دوتا پروانه بودیم و جهان
گرد ما می گشت و ما هم گرد آن
آن قدر گفتند از غم پیشمان
تار شد افکار نیک اندیشمان
این یکی می گفت دنیا بی وفاست
آن یکی می گفت زندان بلاست
دیگری می گفت حتی عشق هم
می شود کم رنگ زیر بار غم
خسته ام از این همه افکار خیس
این قلم های سیاه غم نویس
عشق من ! چشمان پاکت را ببند
یا به هر چیزی که می بینی بخند
ما که مثل این قلم ها نیستیم
ما مگر انسان زیبا نیستیم؟! دلبرم از این جماعت دور باش
مملو از شوق و نشاط و شور باش
از نگاهم تا نگاهت پل بزن
خیره شو در چشم هایم زل بزن
چشم بردار از جهانی این چنین
زندگی را در نگاه من ببین
راه ما از مردم دنیا جداست
لحظه هامان مملو از بوی خداست
من به کوری دو چشم تارشان
یا که آن اندیشه بیمارشان
تا ابد عاشق ترین آزاده ام
طبق قولی که به مجنون داده ام
عاشقم من عاشق دنیای خویش
دلخوشم حتی به رویاهای خویش
من نمی گنجم درون پوستم
با درخت و کوه و دریا دوستم
آسمان ما هنوزم آبی است
لحظه هامان غرق در بی تابی است
با غم و افسردگی بیگانه ایم
ما هنوزم عاشق پروانه ایم
خانه ای هم رو به ساحل ساختیم
قایقی در قلب آب انداختیم
سوی دنیای تعالی می رویم
گرچه با دستان خالی می رویم
دست در دستان من تا آسمان
لحظه ای در وصف این رویا ب
Read more
من خسته ام ریاست جمهوری عزیز از رقص داس های غزل کش از مویه های گربه ی ناخوش از ساعتی که خواب به خواب است از گِل که اسم دیگر آب است از تیغ های سرد برهنه از قیل و قال این همه شحنه ماییم و قفل بر در بسته آه از تو ای کلید شکسته... من خسته ام‌ ریاست جمهوری عزیز از حجره های مار به دوشان از دخل و خرج سکه ... من خسته ام ریاست جمهوری عزیز

از رقص داس های غزل کش
از مویه های گربه ی ناخوش

از ساعتی که خواب به خواب است
از گِل که اسم دیگر آب است

از تیغ های سرد برهنه
از قیل و قال این همه شحنه

ماییم و قفل بر در بسته
آه از تو ای کلید شکسته... من خسته ام‌ ریاست جمهوری عزیز

از حجره های مار به دوشان
از دخل و خرج سکه فروشان

ما رای انتخاب تو بودیم؟
یا سنگ آسیاب تو بودیم؟

آقا فدای روحیه ی شوخ و شنگتان
سیلی نخورده ایید و بنفش است رنگتان

از ساقی غریبه چرا وام می کنید؟
در شیشه خون ماست شراب و شرنگتان

دریا زدیم و کار به قایق نداشتیم
ما نفت داشتیم مصدق نداشتیم
شعر:
احسان افشارى

اكنون در تلگرام
telegram.me/alighamsari

@hrouhani
Read more
ایـن روزهـا حـرف از حجـاب در ایـران که به پـا میـشود ... هـمه در بـرابـرت جبـهه میـگیـرنـد و میـگوینـد ...
Media Removed
ایـن روزهـا حـرف از حجـاب در ایـران که به پـا میـشود ... هـمه در بـرابـرت جبـهه میـگیـرنـد و میـگوینـد ... ای بـابـا ول کنیـد ایـن بحـث قدیـمی را ...!!! به خاطـر همـین افکـار اسـت که ایـران جـهان سـوم شـده (!) ایـن حـرف را میـزننـد تا مسـائـل مهـمتـر را یـادآوری کننـد تا چــادر و حجـاب را ... ایـن روزهـا حـرف از حجـاب در ایـران که به پـا میـشود ...
هـمه در بـرابـرت جبـهه میـگیـرنـد و میـگوینـد ...
ای بـابـا ول کنیـد ایـن بحـث قدیـمی را ...!!!
به خاطـر همـین افکـار اسـت که ایـران جـهان سـوم شـده (!)
ایـن حـرف را میـزننـد تا مسـائـل مهـمتـر را یـادآوری کننـد
تا چــادر و حجـاب را ...
تا پوشـش را تحـقیـر کننـد ...
راسـت هـم میـگوینـد ...!!!
چـرا که اگـر همـین آدم هـا ...
یک حجـاب ثابـت در ایـران داشـتنـد ...
الان ایـران جـهان اول بـود
زیـرا آدم هـایش ؛
دغـدغـه ی دیگـری به جـز پوشـش صبـح فـردایشـان داشـتند ...
دخـتر هایـش به جـای فکـر کـردن به رنگ سـاپورت فـردا ...
و پسـر هایـش به جـای فکـر کـردن به برداشـتن ابرویشـان ...
به چـیزهـای مهـم تـری فکـر میـکردنـد ...
به چـیزهـای خیـلی مهـم تـر ...
آن موقـع حـق با شمـاست ایـران جـهان اول میـشـد
آری شـما راسـت میـگوییـد افکـار مـن بچگـانه اسـت !
اصـلا به خاطـر همـین افکـار اسـت
که ایـران هـنوز جهـان سـوم اسـت !
چـرا که اگـر آدم هـای مثـلا متـمدن امـروز جامعـه مـن ...
حـداقـل نوع پوشـشان را مـیدانسـتند ...
مـن به جـای اینکـه پشـت ایـن مانیـتور بشـینم ...
و فریـادم را تایـپ کنـم
تا مـردم جامـعه ام هـدایـت شـوند ...!
در آزمـایشگـاه در حـال کشـف یک دارو بـودم ...
تا مـریضـان جامـعه ام هـر روز از بیـن نـرونـد ...
و آن مـوقـع ایـران جـهان اول میـشـد ...
آری حـق با شـماسـت !
امـا با ایـن اوضـاع ...
جامـعه ی مـا نـوع پوشـش را بـدانـد ...
جـهان اول شـدن پیشـکش ... ❤️کپی مطلب با ذکر صلوات آزاد است❤️
Read more
گوش کن، گوش بده قصه گو باید شد و منم راوی آن قصه ی تلخ گوش کن قصه ی من قصه ی بودن نخلیست صبور که ...
Media Removed
گوش کن، گوش بده قصه گو باید شد و منم راوی آن قصه ی تلخ گوش کن قصه ی من قصه ی بودن نخلیست صبور که شهادت می داد؛ فاطمه سیلی خورد و علی فاتح خیبر آن روز چاه را همدم شد ... صلح آن روز حسن خود پیام آور مظلومیتی بود غریب و دگر باره حسین که ز خون ساخت وضو تا ابد کرب و بلا را به دلم محشر ساخت آه ... گوش کن، گوش بده

قصه گو باید شد

و منم راوی آن قصه ی تلخ

گوش کن قصه ی من

قصه ی بودن نخلیست صبور

که شهادت می داد؛ فاطمه سیلی خورد

و علی فاتح خیبر آن روز

چاه را همدم شد ... صلح آن روز حسن

خود پیام آور مظلومیتی بود غریب

و دگر باره حسین

که ز خون ساخت وضو

تا ابد کرب و بلا را به دلم محشر ساخت

آه اما اکنون

قصه ام، قصه ی مردیست صبور

گوشه ی کرب و بلا

یک نفر افتاده ست

نه حسین است و نه حر

و علی اکبر نیست

او علمدار سپاه است که یک مشک به دندان دارد

تیر در چشم ابوالفضل نشسته است غریب

آه اما لب او تشنه ی لبیک حسین

دست در پیکر او نیست ولی

او علمدار سپاه است هنوز

اوست فرزند علی

که ز مادر آموخت

دور فرزند علی باید گشت

و برای پسر فاطمه از خویش گذشت

اوست عباس علمدار سپاه

روشنایی بنی هاشم از اوست

اوست فرزند علی

مادرش فاطمه نیست

لیک اما آن روز

روز آن حادثه ی عاشورا

پیکرش فاطمه را ناظر بود

که به مظلومیتش سخت گریست

دست عباس، علمدار سپاه

باب حاجات من است

و خدا می داند آرزویی دگر است

زائر تربت پاکش بودن

یا عباس
(فرزانه رفیعی_ همدان)

اللهم عجل لولیک الفرج
به حق دستان بریده حضرت عباس علیه السلام
Read more
 #ايينه #ديونه #خنده #اگه #تو #از #بري گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست دل بکن! آینه این قدر تماشایی ...
Media Removed
#ايينه #ديونه #خنده #اگه #تو #از #بري گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست حاصل خیره در آینه شدن‌ها آیا دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟! بی‌سبب تا لب دریا مکشان قایق را قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی ... #ايينه #ديونه #خنده #اگه #تو #از #بري
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست
حاصل خیره در آینه شدن‌ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!
بی‌سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست
آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می‌آیی نیست
خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست
#اره #نيست #خوب #رحمت #رنگ رخساره خبر ميدهد از سر درون #پدرسگ
#أَيْنَ اكلاب سيروس ؟؟؟ #يا #رفيق #من #لا #رفيق #له
Read more
. . در اين چند قرن اخير، از زماني كه براي حرم امام رضا(ع) ضريح درست شده، مي دونيد چقدر مرد و زن، پنجه ...
Media Removed
. . در اين چند قرن اخير، از زماني كه براي حرم امام رضا(ع) ضريح درست شده، مي دونيد چقدر مرد و زن، پنجه در شبكه هاي آن ضريح كردند و با آن امام مهربان حرف زدند و حاجت خواستند. چقدر مرد سرشكسته، چقدر زن دلشكسته، آمدند و رفتند؟ چقدر آه كشيدند. چقدر نگاه كردند. چقدر اشك ريختند. چه تعداد زائر از كودكي رفتند ... .
.
در اين چند قرن اخير، از زماني كه براي حرم امام رضا(ع) ضريح درست شده، مي دونيد چقدر مرد و زن، پنجه در شبكه هاي آن ضريح كردند و با آن امام مهربان حرف زدند و حاجت خواستند.
چقدر مرد سرشكسته، چقدر زن دلشكسته، آمدند و رفتند؟
چقدر آه كشيدند. چقدر نگاه كردند. چقدر اشك ريختند.
چه تعداد زائر از كودكي رفتند و پيري خود را در آينه شكسته هاي حرم ديدند و سلام آخر را هم دادند و ديگه برنگشتند.
چه تعداد با چكمه و چوب دست و اسلحه كمري و جور و ستم وارد آن صحن شريف شدند و دستور قتل و غارت دادند.
چقدر تابستان و رفت و پاييز آمد. پاييز رفت و زمستان آمد. زمستان رفت و بهار آمد، اما اين حرم امام رضا بود كه سال به سال زنده تر شد.
يك پدر و يا مادر، براي آينده خانه قناعت و فكر مي كند تا آينده ايي توام با آسايش براي خانواده ايجاد شود. گاهي برخي فرزندها اين را متوجه نمي شوند و تمام نگاه آنها به حال است. اما آن قناعت و صبر، خوشي و آرامش در پي دارد.
مردم ايران قرن هاست در مشهد و مضجع شريف و قدسي و نوراني امام رضا سرمايه گذاري كردند. پول خرج كردند. رفتند و آمدند كه به اينجايي كه امروز هست برسد.
چراغي كه هميشه روشن است.
والله قسم. به مبارك ترين و جلاله ترين نام خداي متعال قسم كه اگر نياكان ما دست خالي از آن حرم بر مي گشتند، اين چراغ اينگونه روشن نمي ماند. پس بدانيم كه اثبات ولايت و نگاه هميشه پايدار امام رضا به ما فقط با دلايل نقلي و عقلي نيست، بلكه يك دليل خاص تاريخي و انساني و معرفتي دارد.
تا مي توانيم بايد خدمت اين آستان را بكنيم. شادي را هم تقسيم كنيم. فقط غم و ماتم نبريم. ما هم در حد يك چراغ سهم داشته باشيم. يك چراغ!
ما ميزبان فرزند فاطمه زهرا(س) هستيم. بايد روسپيد و سربلند بود. فردا نگويند غريب آمد و غريب ماند.
ما آب خوردن خود را از امام رضا داريم. برخي از اغيار طلب كردند و مي كنند.
اميدوارم روزي بفهميم كه به آن حقيقت نوراني بدهكار هستيم. اما دير نشده باشد.
باز هم مبارك🌹
#امام_رضا #امام_هشتم #مشهد #ايران
Read more
<span class="emoji emoji1f337"></span> @yek_asheghanehye_aram حوصله داشتی بخون قشنگه!!!! یک روز از خواب بیدار می شوی و به تو می گویند ...
Media Removed
@yek_asheghanehye_aram حوصله داشتی بخون قشنگه!!!! یک روز از خواب بیدار می شوی و به تو می گویند این آخرین روز زندگی توست از جایت بلند می شوی دلت به حال خودت می سوزد با خودت فکر می کنی امروز چقد می توانی بیشتر زندگی کنی بیشتر از زندگی لذت ببری !دوش می گیری ، از کمدت بهترین لباس هایت را انتخاب می کنی و می ... 🌷 @yek_asheghanehye_aram
حوصله داشتی بخون قشنگه!!!! یک روز از خواب بیدار می شوی و به تو می گویند این آخرین روز زندگی توست از جایت بلند می شوی دلت به حال خودت می سوزد با خودت فکر می کنی امروز چقد می توانی بیشتر زندگی کنی بیشتر از زندگی لذت ببری !دوش می گیری ، از کمدت بهترین لباس هایت را انتخاب می کنی و می پوشی ، جلوی آینه می ایستی موهایت را شانه می کنی ، به خودت عطر می زنی و غرق فکر می شوی که امروز باید هرچه می توانی مهربان باشی ، بخشنده باشی ، بخندی و لذت ببری !
از خواب بیدارش می کنی به او می گویی در این همه سال که گذشت چقد دوستش داشتی و نگفتی ، چقد عاشقش بودی و نمی دانست ، به او می گویی مرا بیشتر دوست بدار ، بیشتر نگاهم کن ، بگذار بیشتر دستانت را بگیرم و به این فکر می کنی فردا دیگر نمی بینی اش و چقد آن لحظه ها برایت قیمتی می شود لحظه هایی که هیچ وقت حسشان نمی کردی !
دوتایی از خانه می زنید بیرون می روی ته مانده حسابت را می تکانی ، کادو می گیری برای مادرت و پدرت به سراغشان می روی و به آنها می گویی که چقد برایت مهم هستند که چقد مدیونشان هستی ، مادرت را بغل می کنی ، پدرت را می بوسی و اشک می ریزی چون می دانی فردا دیگر نیستی ...
آن روز جور دیگری مردم را نگاه می کنی ، جور دیگری به حیوان خانگی ات اهمیت می دهی ، جوری دیگر می خندی ، جور دیگری دلت می لرزد ، جور دیگری زنده هستی و دائم به این فکر میکنی که چقدر حیف است اگر نباشم ... ، آن روز می فهمی هیچ چیز به اندازه ی بودنت و ماندنت با ارزش نبوده و نیست !
شب که می شود جشن می گیری و در کنارش احساس می کنی چقدر خوشبختی ولی حیف که آخرین شب زندگی توست ، پس بیشتر بغلش میکنی بیشتر نوازشش می کنی بیشتر نازش را می خری و بیشتر ... می گویی : آه کاش فردا هم بودم !
خوب اگر فردا هم باشی قول می دهی همین گونه باشی یا نه ؟
قول می دهم !
ممکن است فردا باشی ، قدر لحظه هایت را بیشتر بدان ، چون هیچ چیز به اندازه ی خودت و ماندنت ارزش ندارد...
Read more
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو ...
Media Removed
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست لوح خدانمایی ... .
. .
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

لوح خدانمایی و آئینه ی تمام قد
بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبه لطف اله کردنست

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

بوسه ی تو به کام من کوه نورد تشنه را
کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست

استاد شهریار

_____________________________________________________
Read more
دردا ااا آه ________>><span class="emoji emoji1f494"></span><<________ ‏Tehran University ‏Iran . زندانىِ تنم، با صد شكنجه من من ...
Media Removed
دردا ااا آه ________>><<________ ‏Tehran University ‏Iran . زندانىِ تنم، با صد شكنجه من من آه مى كشم، از آه و دردِ تن ٠ پهلو گرفته ام، سر تكيه داده ام در كنجِ اين مسير، ريزد دو چشمِ من ٠ تك تك، شمارگر، رفته نفس كنون مي افتد اين تنم، يكهو بدونِ من ٠ بى اختيارم و اين درد شده ستم من درد مي ... دردا ااا آه
________>>💔<<________
‏Tehran University
‏Iran
.
زندانىِ تنم، با صد شكنجه من
من آه مى كشم، از آه و دردِ تن
٠
پهلو گرفته ام، سر تكيه داده ام
در كنجِ اين مسير، ريزد دو چشمِ من
٠
تك تك، شمارگر، رفته نفس كنون
مي افتد اين تنم، يكهو بدونِ من
٠
بى اختيارم و اين درد شده ستم
من درد مي كشم، با هر عضوِ تن
٠
ميگردد اين نفس، دائم به انقطاع
بي هوش بر زمين، در يادِ آن ثمن
٠
ديگر ندارد اين، جان طاقتِ تو را
بى تو نميتوان اى صاحبِ دلم
٠
در انتهاىِ آه، بغضم چه جارى است
من آه مي كشم، با اين خسته تن
.
‏I sense, full of pain in my body, with the Ahhh muttering cause of my flank
________>>💔<<________
Read more
یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند ...
Media Removed
یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای. از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی. اگر مرا آزاد کنی، سه پند ارزشمند به تو می‌دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی. پند اول را در دستان تو می‌دهم. اگر آزادم ... یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت.
پرنده گفت:
ای مرد بزرگوار!
تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای.
از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی.
اگر مرا آزاد کنی، سه پند ارزشمند به تو می‌دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی.
پند اول را در دستان تو می‌دهم.
اگر آزادم کنی پند دوم را وقتی که روی بام خانه‌ات بنشینم به تو می‌دهم.
پند سوم را وقتی که بر درخت بنشینم. مرد قبول کرد.
پرنده گفت:
پند اول اینکه: سخن محال را از کسی باور مکن.
مرد بلافاصله او را آزاد کرد.
پرنده بر سر بام نشست.. گفت پند دوم اینکه:
هرگز غم گذشته را مخور.
برچیزی که از دست دادی حسرت مخور.
پرنده روی شاخ درخت پرید و گفت : ای بزرگوار!
در شکم من یک مروارید گرانبها به وزن ده درم هست.
ولی متاسفانه روزی و قسمت تو و فرزندانت نبود.
و گرنه با آن ثروتمند و خوشبخت می‌شدی.
مرد شکارچی از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شد و آه و ناله‌اش بلند شد.
پرنده با خنده به او گفت:
مگر تو را نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟
یا پند مرا نفهمیدی یا کر هستی؟
پند دوم این بود که سخن ناممکن را باور نکنی.
ای ساده لوح !
همه وزن من سه درم بیشتر نیست، چگونه ممکن است که یک مروارید ده درمی در شکم من باشد؟
مرد به خود آمد و گفت ای پرنده دانا پندهای تو بسیار گرانبهاست. پند سوم را هم به من بگو.
پرنده گفت :
آیا به آن دو پند عمل کردی که پند سوم را هم بگویم.
پند گفتن با نادان خواب‌آلود مانند بذر پاشیدن در زمین شوره‌زار است.

مثنوی مولانا
Read more
____________________________________ عکسی و مکثی ح‌سین ق‌دیانی: مظلومیت و غربت ملت افغانستان، ...
Media Removed
____________________________________ عکسی و مکثی ح‌سین ق‌دیانی: مظلومیت و غربت ملت افغانستان، از بزرگ‌ترین آلام بشریت است. اگر در حادثه‌ای، صدها افغان، جان ببازند، نهایت در گوشه‌ی پایین صفحه‌ی خارجی روزنامه‌های اصول‌گرا ۲۰۰ کلمه خبر منتشر می‌شود اما خدا نکند در واقعه‌ای، چند نفر غربی ... ____________________________________
عکسی و مکثی
ح‌سین ق‌دیانی: مظلومیت و غربت ملت افغانستان، از بزرگ‌ترین آلام بشریت است. اگر در حادثه‌ای، صدها افغان، جان ببازند، نهایت در گوشه‌ی پایین صفحه‌ی خارجی روزنامه‌های اصول‌گرا ۲۰۰ کلمه خبر منتشر می‌شود اما خدا نکند در واقعه‌ای، چند نفر غربی چشم‌آبی بمیرند! همه‌ی دنیا سیه‌پوش می‌شوند هیچ، این‌جا هم عده‌ای ننر، می‌روند کنار دیوار سفارت اجنبی، شمع مشکی روشن می‌کنند به نشان آدمیت! تو اما بخوان شوی آدمیت! من البته از پس و پیش این عکس، خیلی مطمئن نیستم لیکن اگر قبل و بعد این صحنه هم به همین غربت و مظلومیت باشد، وای بر ما! وای بر وجدان ما! وای بر ما که ادعا می‌کنیم ۲۵۰۰ سال تمدن داریم و پادشاه‌مان کورش، مظهر حقوق بشر است؛ آن‌وقت می‌بینی یکی خارج از ملیت ما، رفته برای امنیت ما جان داده، درجه‌ی آخر این می‌شود دور و بر تابوت او! هم‌سری و فرزندی و دیگر هیچ! آه! چقدر شبیه «فاطمه» کوچ می‌کنند این شهدای «فاطمیون»! این‌همه را نوشتم، من‌باب یک تذکر! باز هم زن و مرد افغان دیدیم، یک‌وقت یادمان نرود مسخره‌ی‌شان کنیم! یک‌‌وقت فراموش نکنیم بخندیم به ریش‌شان! اصلا مگر جان مردم افغان هم، قیمتی دارد؟! و مگر آبروی‌شان، حرمتی دارد؟! «موگرینی» را بچسب! به‌به! چه اسم باکلاسی! من اما شک ندارم با دیدن این عکس، «چمران» پیش «احمدشاه مسعود» شرمنده می‌شود! و صدالبته کورش بزرگ! یادش به خیر! روزگاری میان آدمی‌زاد، این‌همه مرز و این‌همه سیم‌خاردار و این‌همه فاصله نبود! فاطمه! خودت به داد غریبی این تصویر برس! ما سرگرم روزگاریم! اصلا شوی این زن، می‌خواست نرود به جنگ دشمن ما! به ما چه؟! درد و غم و دوری و هجران و آوارگی مردم افغان، به ما چه؟! ما عاشق سلفی با طیاره‌ی از دم‌قسط یانکی‌ها هستیم! مجنون پوزخندهای جک استراو! سینه‌چاک پایه‌های فلزی ایفل! ما از تبار آهنیم و دود! خیلی وقت است انسانیت در ما مرده! از آن‌روز که یاد گرفتیم بگوییم؛ «امنیت ما مدیون شهدای مدافع حرم است» اما هست که هست! زنده باد هر که بیش‌تر به ما دروغ بگوید! زنده باد هر که برادرش دزدتر باشد! زنده باد چاخان «صبح بدون تحریم»! نه عجب، ملتی که فریب یک «کلید» را می‌خورد، این‌همه قفل خورده باشد به کار و بارش! هان ای شیرزن افغان! همین که معاون اول رئیس‌جمهور ما با کفش، پا روی تابوت هم‌سر شهیدت نمی‌گذارد، برو خدا را شکر کن! فکر کنم کورش، درگیر متمم بودجه‌ی کمبوجیه بود؛ وقت نکرد به مدعیان نژاد آریایی، ادب و معرفت یاد دهد! این مراسم ختم وجدان عاریی‌هاست؛ به شرف لا اله‌ الا الله...
#حسین_قدیانی
@ghete26
Read more
مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور در زمستــــان غبــــار ...
Media Removed
مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسید روزی از این تلـــخ و شیرین روزهـا روز پـــوچی همچو روزان دگــــــــر ســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــا دیدگـــــانم ... مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید
در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور
در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور
یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور
مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسید
روزی از این تلـــخ و شیرین روزهـا
روز پـــوچی همچو روزان دگــــــــر
ســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــا
دیدگـــــانم همچو دالان هــــای تــــــار
گـــونه هـــایم همچو مرمر هـای سرد
ناگهــــان خـــوابی مرا خـــواهد ربود
من تهی خــــواهم شد از فریــــاد درد
خـاک می خواند مرا هر دم به خویش
می رسند از ره کـــه در خــــاکم نهند
آه ... شـــــاید عــــاشقـــــانم نیمه شب
گــــل به روی گـــــور غمنــــاکم نهند
بعد من ، نـــــاگه به یک سو می روند
پـــرده هــــــای تیره ی دنیــــــــای من
چشمهـــــای ناشنـــــاسی می خـــــزند
روی کــــــاغذ هـــا و دفترهـــــای من
در اتــــــاق کــــــــوچکم پـــــا می نهد
بعد من ، بــــا یـــــاد من بیگــــــانه ای
در بـــر آئینه می مـــــاند به جــــــــای
تــــــــار موئی ، نقش دستی ، شانه ای
می رهم از خویش و می مانم ز خویش
هر چه بر جا مــــــانده ویران می شود
روح من چــــون بــادبــان قـــــــــایـقی
در افقهـــــا دور و پنهـــــــان می شود
می شتــــــابد از پـی هم بی شکـــــیب
روزهــــا و هفته هـــــــا و ماه هـــــــا
چشم تــــو در انتظــــــــار نــــــامه ای
خیره می مــــاند بــــه چشم راه هــــــا
لیک دیگــــر پیکـــــر سرد مــــــــــرا
می فشـــــارد خاک دامنگیر خــــاک !
بی تو ، دور از ضربه هـــــای قلب تو
قلب من می پوسد آنجــــــا زیر خــاک
بعد هـــــا نــــــام مرا بــــــاران و بــاد
نــــــرم می شویند از رخســــار سنگ
گور من گمنــــــام می مــــــــاند به راه
فارغ از افســـــانه هـــای نــــام و ننگ
#فروغ_فرخزاد
Read more
 #رفیق <span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f61e"></span>نمی دونم درسته یا نه؟! ولی به نظرم آدم بعضی وقتا به جای اینکه عاشق کسِ دیگه ای باشه، باید عاشق ...
Media Removed
#رفیق نمی دونم درسته یا نه؟! ولی به نظرم آدم بعضی وقتا به جای اینکه عاشق کسِ دیگه ای باشه، باید عاشق خودش باشه... باید بره تو گالریش،بشینه عکسای خودشو با لذتِ تمام ببینه و ذوق کنه! باید برای خودش بخونه: خوشگل زیاد پیدا میشه تو دنیا، اما یکیش خوشگل من نمیشه!! باید همه رو بذاره کنار ببینه خودش ... #رفیق 😊😞نمی دونم درسته یا نه؟!
ولی به نظرم آدم بعضی وقتا به جای اینکه عاشق کسِ دیگه ای باشه، باید عاشق خودش باشه...
باید بره تو گالریش،بشینه عکسای خودشو با لذتِ تمام ببینه و ذوق کنه!
باید برای خودش بخونه:
خوشگل زیاد پیدا میشه تو دنیا، اما یکیش خوشگل من نمیشه!!
باید همه رو بذاره کنار ببینه خودش چی میخواد،دلش چی میخواد؟
آدما به نظرم اول باید عاشق خودشون باشن،تا حالِ دلشون خوب باشه...
باید به خودشون خوبی کنن تا بتونن به بقیه هم خوبی کنن..
باید عاشق خودشون باشن تا عاشقی کنن!
باید...
نمی دونم درسته یا نه؟
به نظرم آدما باید عاشق خودشون باشن!! .
. 👑 #میکائیل💕
.
.
✅ #شبتان_در_پنـاه_خـدا✨💗✨
.
.
📱@mikilove351 📷
.
.
.
✅ #ماروحمایت_کنیدبانظرات_وپیشنهادهاتون 😊🙏
Read more
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه... نه هرگز! بی تو حتی شب من ماه ندارد... پایِ سست و تنِ فرسوده ام آخِر ...
Media Removed
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه... نه هرگز! بی تو حتی شب من ماه ندارد... پایِ سست و تنِ فرسوده ام آخِر که به آن کوچه دگر راه ندارد بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم هوسِ مویِ تو و بویِ تو و رویِ تو کردم سرِ سجاده ی خود تا به سحرگاه نشستم بند از پای گسستم، چشم ها بستم و در خویش شکستم... گله کردم ز نگاهت، آن ... بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه...
نه هرگز!
بی تو حتی شب من ماه ندارد...
پایِ سست و تنِ فرسوده ام آخِر که به آن کوچه دگر راه ندارد
بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم
هوسِ مویِ تو و بویِ تو و رویِ تو کردم
سرِ سجاده ی خود تا به سحرگاه نشستم
بند از پای گسستم،
چشم ها بستم و در خویش شکستم...
گله کردم ز نگاهت،
آن دو چشمانِ سیاهت،
بوسه ی گاه به گاهت...
گله کردم گله کردم به خدایت!
بی تو شب ماه ندارد،
ابر هم گاه ندارد،
به سحر راه ندارد،
در بساط آه ندارد!
دلِ سنگی که تو داری،
به خدا شاه ندارد!
دوش گفتم به خدایت که شب و روز ندارم
که ز دستت نفسم حبس در این سینه و
مبهوت نگاه و همه جانم نگران است!
نیمه شب بود و هوا رام
قطره ی اشک خدا پنجره را شست!
چشم ها خیس.... پای ها سست
لرزه افتاد به جانم
تو کجایی؟
نگرانم،
نکند باد بیاید حالتِ مویِ تو در هم بزند
یا خرامد در اتاقی که تو خوابی،
آرام تو بر هم بزند...
نگرانم نگرانم...
من پر از دغدغه و شب پر از آرامش و محجوب
من قسم می خورم این بار به آرامشِ این شب،
به سماوات
به کواکب
به سیارات
حذر از عشق ندانم ...
💙💔💙
Read more
متن زیبا توی ترافیک ایستاده بودیم. گفت میدونی این ترافیک چیه؟ اینجا مدرسه است. زنا میان دنبال بچه ...
Media Removed
متن زیبا توی ترافیک ایستاده بودیم. گفت میدونی این ترافیک چیه؟ اینجا مدرسه است. زنا میان دنبال بچه هاشون. یه ماشین انداختن زیرپاشون خیابونا رو ریختن به هم. زن رو چه به رانندگی؟ زن باید بره تو آشپزخونه. والا! سکوت کردم. گفت: ببین این خانمه رو. از اینجا راهنما زده. آخه بذار برسی نزدیک مدرسه. گفتم: ... متن زیبا
توی ترافیک ایستاده بودیم. گفت میدونی این ترافیک چیه؟ اینجا مدرسه است. زنا میان دنبال بچه هاشون. یه ماشین انداختن زیرپاشون خیابونا رو ریختن به هم. زن رو چه به رانندگی؟ زن باید بره تو آشپزخونه. والا!

سکوت کردم. گفت: ببین این خانمه رو. از اینجا راهنما زده. آخه بذار برسی نزدیک مدرسه.
گفتم: خانمتون رانندگی می کنه؟ خندید. گفت: نه! می ترسه. می چسبه به فرمون.
گفتم: میدونی چرا؟ چون شما بهش اعتماد نداری. بهش جرات نمیدی. میدونی آنجلا مرکل صدراعظم آلمان زنه. یعنی رانندگی تو خیابون از حکومت کردن تو آلمان سخت تره که ما به زن ها و دخترامون اینقدر اعتماد نداریم؟
نگاهم کرد. انتظار نداشتم بگوید: آه! تو مرا متحول نمودی! این جور آدم ها را گاه فقط صدای کلنگ گورکن ممکن است از خواب بیدار کند.
چه می توان کرد؟
1- مردان به جای تمسخرعملکرد زنان به نتایج فاجعه آمیز عملکرد خود بنگرند
و به خود یادآوری کنند هر بیست دقیقه یک جنازه به خاطر تصادفات رانندگی؛ این کارنامه بیشتر شوماخرهای وطنی است نه خانم ها!
بیشتر این حادثه ها را ما مردان غیوری می آفرینیم که به دست فرمان مان می نازیم و مدام افسرها را نفرین می کنیم که به زن ها گواهینامه داده اند!

2- زنان خود را بیشتر در معرض تجربه، امتحان و آزمون و قضاوت و انتخاب قرار دهند.

از سیستان بلوچستان بیاموزیم. در همین دوره ٤١٥ زن به شوراهای شهر این استان راه یافته‌اند! این یکی از شیرین ترین خبرهایی بود که در این چند مدت خوانده ام.
3- هر زمان خواستیم در مورد عملکرد زنان حرفی بزنیم و نقدی کنیم، به خود یادآوری کنیم که آن ها خواهران، مادران، فرزندان ما هستند.
آیا دوست داریم فرزندان ما، پرورش یافته زنانی جسور، با اعتماد به نفس، قدرتمند باشند یا ... نسل بعدی فقط با پدرانی با اعتماد به نفس کاذب نمی تواند به جایی برسد.
زنان نیمه دیگر ما هستند. توهین به زنان، توهین به خودمان است و تخریب نسل فعلی و بعدی است. یکی از بهترین «سرمایه گذاری های راهبردی اجتماعی»، برداشتن دیوارهای ذهنی و سقف های شیشه ای پیش روی زنان این سرزمین است.احسان محمدی
Read more
<span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span> #شعر_رو_بخونید_و_لذت_ببرید #جانم_امام_رضا #بی_پناهم_غصه_و_درد_محن_آورده_ام #بهر_تضمینم_امامی_چون_حسن_آورده_ام #حال_و_هوای_نوکرتان_روبراه_نیست . . کم ...
Media Removed
#شعر_رو_بخونید_و_لذت_ببرید #جانم_امام_رضا #بی_پناهم_غصه_و_درد_محن_آورده_ام #بهر_تضمینم_امامی_چون_حسن_آورده_ام #حال_و_هوای_نوکرتان_روبراه_نیست . . کم کم مسافـرانِ سحـر را خبـر کنید با ذکرِ یا حُسَیـن به مشهد سفر کنید خود را میانِ صحـنِ رضـا در به در کنید شَـب ... 🙏🙏🙏🙏
#شعر_رو_بخونید_و_لذت_ببرید
#جانم_امام_رضا
#بی_پناهم_غصه_و_درد_محن_آورده_ام
#بهر_تضمینم_امامی_چون_حسن_آورده_ام
#حال_و_هوای_نوکرتان_روبراه_نیست
.
.
کم کم مسافـرانِ سحـر را خبـر کنید
با ذکرِ یا حُسَیـن به مشهد سفر کنید
خود را میانِ صحـنِ رضـا در به در کنید
شَـب تا اذانِ صُبـح به گنبـد نظر کنید
.
داریم اهلِ رحمـت ِمخصوصه می شویم 
آمـاده ی زیــارتِ مخصوصـه می شویم
.
بایـد تمـامِ هِمَّـتِ خود را به کار بَست
حالا که بارِ عـام شـده کولـه بـار بست
یا جبـرِ عشـق در به روی اختیار بست
دل را به حلقـه هایِ ضریـحِ نگار بست
.
در طــوس برگــزار شـده اعتکــافِ مـا
صَـد حَـجِ واجب است ثوابِ طوافِ مـا
.
شُکـرِ خُــدا کــه از فُقَـراییــم تـا ابــد
از حاجیـــانِ کـــویِ رضاییــم تـا ابــد
پیــشِ رضــا کنــارِ خداییـــم تــا ابــد
مـــا راهیــانِ کَـربُبــلاییـــم تــا ابـــد
.
در صَحـنِ کهنــه بود که تاییـدِ ما رسید
آقـــا نگـاه کــرد و روادیــدِ مــا رسیــد
.
ای کربـــلا نرفتــه حـرم را بهانـه کن
دل را بیــا به جاده یِ مشهـد روانه کن
یک گوشه ای زِ صحنِ رضـا آشیـانه کن
پیــشِ کریـــم نوکــری عاشقـانــه کن
.
آنجـــا بـراتِ کرببـــلا زود می رسـد
هی خونِ دل نخور بخـدا زود می رسـد
.
آقـا خودش غریـب و به فکـرِ غریـب هاست
مرثیــه خوان روضه یِ یـابـنَ شبیب هاست
هرشب دلش شکسته یِ شیب الخضیب هاست
آزرده از مُــزاحمــــتِ نــانـــجیــب هـــاســت
. . .
🙏🌹
.
ایام زیارتی مخصوص امام رضا ان شالله روزی همه عشاق امام رضا بشه صحن گوهرشاد روضه امام حسن بخونن.
.
#روز_محشر_هم_خودت_دنبال_کار_بیفت
#پشت_ما_توصیه_شاهانه_باشد_بهتر_است
#مرقدت_مال_همه_باب_الجوادت_مال_ما
#جای_ما_پشت_در_میخانه_باشد_بهتر_است
#حسنیه_ی_مجازی_کریم_اهل_بیت
#ما_امت_حسنیم
#امام_حسنی_ها
Read more
. #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ ...
Media Removed
. #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى السَّلامُ ... .
#پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع
‌‌ ‌
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلادَ رَســُولِ اللهِ
‌‌‌
‌‌
‌ #جانم_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام ❤🍃
‌‌‌
‌روزی امام حسن(ع) هنگام عبور از كوچه‌ای، چند فقیر را دید كه روی خاك نشسته‌اند و به خوردن نان‌های خرده و خشك مشغولند. آن ها تا امام را دیدند، گفتند: ‌‌
‌بفرما از غذای ما بخور! امام حسن(ع) نزد آن ها رفت و فرمود:
‌‌
‌«خداوند متكبران را دوست ندارد.» سپس با آن ها غذا خورد و آن ها را به خانه خود دعوت كرد. آن ها به خانه امام حسن(ع) آمدند و غذا خوردند. هنگام رفتن نیز امام حسن(ع) به هر یك لباسی عطا فرمود.

.
📖 سیره ی پیشوایان ‌
‌‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌‌‌ #تا_بقیع_ای_کاش_میشد_پر_کشید ..
‌‌‌‌
‌‌‌سالیانی ست که با داغ بقیع میسوزیم
فانی شعله ی عشقیم، جهان افروزیم

مژده بر دیده که زائر شدنی خواهد بود
مجلس هروله دایر شدنی خواهد بود

عاقبت چشم عدو نیز خزان خواهد دید
عوض آنچه به ما رفت گران خواهد دید

بنویسید " بقیع " گریه به راه اندازید
رخنه در سینه نمایید وَ آه اندازید ...

#مرگ_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت
‌‌‌‌
‌‌
‌ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
‌‌
روزی رسد که با مدد از ذکر یاحسن (ع) ...
خــواهیم شکست گــردن آل ســعود را‌‌‌ ..‌
‌‌
‌‌
و زنده ایم به یک انتقام تاریخی ....
‌‌‌
تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت صاحب
الزمـــان و نــابــودی وهابیت وآل سعود #صلوات
‌‌‌‌
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹🍃

‌‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت شرکت در طرح به کانال ما در پیامرسان #بله مراجعه بفرمـایید .‌‌‌‌‌‌‌
‌‌

(✅لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است✅)
‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃📱▶✅Ble.im/Behesht8


🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌
‌‌
‌‌‌‌‌‌ #بقیع #هشتم_شوال #روضه_هشتم_ماه
#امام_رضایی_ها #ما_بقيع_را_ميسازيم
#امام_حسنی_ها #ما_بقیع_را_میسازیم
#مرگ_بر_آل_سعود #لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت‌‌ #آل_سقوط #آل_یهود
‌ #از_آل_سعود_نخواهیم_گذشت ...
‌‌
Read more
. #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ ...
Media Removed
. #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى السَّلامُ ... .
#پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع
‌‌ ‌
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلادَ رَســُولِ اللهِ
‌‌‌
‌‌
‌ #جانم_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام ❤🍃
‌‌‌
‌روزی امام حسن(ع) هنگام عبور از كوچه‌ای، چند فقیر را دید كه روی خاك نشسته‌اند و به خوردن نان‌های خرده و خشك مشغولند. آن ها تا امام را دیدند، گفتند: ‌‌
‌بفرما از غذای ما بخور! امام حسن(ع) نزد آن ها رفت و فرمود:
‌‌
‌«خداوند متكبران را دوست ندارد.» سپس با آن ها غذا خورد و آن ها را به خانه خود دعوت كرد. آن ها به خانه امام حسن(ع) آمدند و غذا خوردند. هنگام رفتن نیز امام حسن(ع) به هر یك لباسی عطا فرمود.

.
📖 سیره ی پیشوایان ‌
‌‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌‌‌ #تا_بقیع_ای_کاش_میشد_پر_کشید ..
‌‌‌‌
‌‌‌سالیانی ست که با داغ بقیع میسوزیم
فانی شعله ی عشقیم، جهان افروزیم

مژده بر دیده که زائر شدنی خواهد بود
مجلس هروله دایر شدنی خواهد بود

عاقبت چشم عدو نیز خزان خواهد دید
عوض آنچه به ما رفت گران خواهد دید

بنویسید " بقیع " گریه به راه اندازید
رخنه در سینه نمایید وَ آه اندازید ...

#مرگ_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت
‌‌‌‌
‌‌
‌ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
‌‌
روزی رسد که با مدد از ذکر یاحسن (ع) ...
خــواهیم شکست گــردن آل ســعود را‌‌‌ ..‌
‌‌
‌‌
و زنده ایم به یک انتقام تاریخی ....
‌‌‌
تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت صاحب
الزمـــان و نــابــودی وهابیت وآل سعود #صلوات
‌‌‌‌
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹🍃

‌‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت شرکت در طرح به کانال ما در پیامرسان #بله مراجعه بفرمـایید .‌‌‌‌‌‌‌
‌‌

(✅لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است✅)
‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃📱▶✅Ble.im/Behesht8


🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌
‌‌
‌‌‌‌‌‌ #بقیع #هشتم_شوال #روضه_هشتم_ماه
#امام_رضایی_ها #ما_بقيع_را_ميسازيم
#امام_حسنی_ها #ما_بقیع_را_میسازیم
#مرگ_بر_آل_سعود #لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت‌‌ #آل_سقوط #آل_یهود
‌ #از_آل_سعود_نخواهیم_گذشت ...
‌‌
Read more
تعداد قابل توجهي از مخاطبان اين پيج آقايون هستن كه ميدونم معمولا حوصله خوندن متن هاي طولاني رو ندارن!🤪 ...
Media Removed
تعداد قابل توجهي از مخاطبان اين پيج آقايون هستن كه ميدونم معمولا حوصله خوندن متن هاي طولاني رو ندارن!🤪 ولي اين متن يكي از بهترين و واقعي ترين متن هايي كه خوندم و هر وقت فرصت داشتين مطالعش كنيد لطفا🏻 آدمها، قرار نیست یکدیگر را فقط با مرگ و از این دنیا رفتن از دست بدهند... آن لحظه که همسرت ، لباس ... تعداد قابل توجهي از مخاطبان اين پيج آقايون هستن كه ميدونم معمولا حوصله خوندن متن هاي طولاني رو ندارن!🤪 ولي اين متن يكي از بهترين و واقعي ترين متن هايي كه خوندم و هر وقت فرصت داشتين مطالعش كنيد لطفا☺️🙏🏻💕💕💕💕 آدمها، قرار نیست یکدیگر را فقط با مرگ و از این دنیا رفتن از دست بدهند...
آن لحظه که همسرت ، لباس جدیدش را میپوشد و دور خودش می چرخد، اگر سر بلند نکنی و ستایش نشود ، اولین قدم را برای از دست دادنش برداشته ای
وقتی هر صبح با اشتیاق در چشمانت نگاه می کند شاید که تو در آغوشش بکشی و بگوئی مطمئن باش من هستم و تو بی تفاوت ، بلند میشوی و میگوئی دیرم شد...قدم بعدی ست.... آن لحظه که دررستوران مقابلت می نشیند و تو بی توجه به چشمان بی قرار او، به میز کناری نگاه می کنی، دلش را شکسته ای....
آن وقت که روز سالگرد ازدواجتان را فراموش می کنی و يا شبهای تولدش را، باز هم قدمى دیگر برداشته ای.. اگر یادت نباشد که چه رنگی را دوست دارد ، اگر تفاوت موهاى امروز و ديروزش را تشخیص ندهى
اگر به انگشتانش نگاه نکنی
اگر تفاوت لبخندش را ندانى
اگر موهاى سفيدش را ستايش نكنى
اگر پا به پایش نخندی و دل به دلش ندهی ، کودکی کردن در کنار تو را فراموش می کند ... وقتی آرام آرام خانه ات رنگ سکوت می گیرد و صدای خنده های بی هوای او در هیچ کجا نمی پیچد، وقتی با اشتیاق می نشیند پای سریالهای عاشقانه ، باید بدانی که یک چیز مهم را در وجودش کم دارد....
عاشقی کردن را از یادش برده ای که حالا دنبال خیلی چیزها، یا در کتابها می گردد و یا در فیلمهای خیالی... او می داند که مردانگی سخت است و کشیدن بار زندگانی بر دوش یک مرد سخت تر...برای همین است که پابه پای تو کار می کند
میداند که باید بارى هرچند كوچك را از روی شانه هایت بردارد....
در تمام آن لحظه ها که او از زنانگیش فاصله می گیرد تا تو را تنها نگذارد ، اگر یادت برود که مراقبش باشی، آرام آرام و شاید برای همیشه از دستش بدهی....
زنها می خواهند تكيه كنند حتى رئیس جمهور هم که باشند ، دلشان تکیه گاهی امن می خواهد، دلشان می خواهد یکی نازشان را بکشد ، قربان صدقه همه چیزشان برود ،
اگر نگذاری سر بر شانه احساس تو بگذارد
اگر همیشه ساكت و تنها باشد و آرام آه بکشد ... رفته است .... و زنها وقتی می روند دیگر وقت برگشتن همه چیز را نمی آورند ... ما هر کسی را طوری می کشیم ؛
بعضی از آن ها را با گلوله
بعضی از آن ها را با حرف
و بعضی ها را با کارهایی که کرده ایم
و بعضی ها را با کارهایی که تا به امروز برای آن ها نکرده ایم !

#لیلا_فلاح🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸👌🏻
Read more
. . آدمها، قرار نیست یکدیگر را فقط با مرگ و از این دنیا رفتن از دست بدهند... آن لحظه که همسرت ، لباس ...
Media Removed
. . آدمها، قرار نیست یکدیگر را فقط با مرگ و از این دنیا رفتن از دست بدهند... آن لحظه که همسرت ، لباس جدیدش را میپوشد و دور خودش می چرخد، اگر سر بلند نکنی و ستایش نشود ، اولین قدم را برای از دست دادنش برداشته ای وقتی هر صبح با اشتیاق در چشمانت نگاه می کند شاید که تو در آغوشش بکشی و بگوئی مطمئن باش من هستم و ... .
.
آدمها، قرار نیست یکدیگر را فقط با مرگ و از این دنیا رفتن از دست بدهند...
آن لحظه که همسرت ، لباس جدیدش را میپوشد و دور خودش می چرخد، اگر سر بلند نکنی و ستایش نشود ، اولین قدم را برای از دست دادنش برداشته ای
وقتی هر صبح با اشتیاق در چشمانت نگاه می کند شاید که تو در آغوشش بکشی و بگوئی مطمئن باش من هستم و تو بی تفاوت ، بلند میشوی و میگوئی دیرم شد...قدم بعدی ست.... آن لحظه که دررستوران مقابلت می نشیند و تو بی توجه به چشمان بی قرار او، به میز کناری نگاه می کنی، دلش را شکسته ای....
آن وقت که روز سالگرد ازدواجتان را فراموش می کنی و يا شبهای تولدش را، باز هم قدمى دیگر برداشته ای.. اگر یادت نباشد که چه رنگی را دوست دارد ، اگر تفاوت موهاى امروز و ديروزش را تشخیص ندهى
اگر به انگشتانش نگاه نکنی
اگر تفاوت لبخندش را ندانى
اگر موهاى سفيدش را ستايش نكنى
اگر پا به پایش نخندی و دل به دلش ندهی ، کودکی کردن در کنار تو را فراموش می کند ... وقتی آرام آرام خانه ات رنگ سکوت می گیرد و صدای خنده های بی هوای او در هیچ کجا نمی پیچد، وقتی با اشتیاق می نشیند پای سریالهای عاشقانه ، باید بدانی که یک چیز مهم را در وجودش کم دارد....
عاشقی کردن را از یادش برده ای که حالا دنبال خیلی چیزها، یا در کتابها می گردد و یا در فیلمهای خیالی... او می داند که مردانگی سخت است و کشیدن بار زندگانی بر دوش یک مرد سخت تر...برای همین است که پابه پای تو کار می کند
میداند که باید بارى هرچند كوچك را از روی شانه هایت بردارد....
در تمام آن لحظه ها که او از زنانگیش فاصله می گیرد تا تو را تنها نگذارد ، اگر یادت برود که مراقبش باشی، آرام آرام و شاید برای همیشه از دستش بدهی....
زنها می خواهند تكيه كنند حتى رئیس جمهور هم که باشند ، دلشان تکیه گاهی امن می خواهد، دلشان می خواهد یکی نازشان را بکشد ، قربان صدقه همه چیزشان برود ،
اگر نگذاری سر بر شانه احساس تو بگذارد
اگر همیشه ساكت و تنها باشد و آرام آه بکشد ... رفته است .... و زنها وقتی می روند دیگر وقت برگشتن همه چیز را نمی آورند ... ما هر کسی را طوری می کشیم ؛
بعضی از آن ها را با گلوله
بعضی از آن ها را با حرف
و بعضی ها را با کارهایی که کرده ایم
و بعضی ها را با کارهایی که تا به امروز برای آن ها نکرده ایم !
#برانچ_شبنم #جمعه
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f539"></span>﷽<span class="emoji emoji1f539"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> ‌ اَلـــسَّلامُ عَلَیْکِ یـــا بــِنْتَ رَســـُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا ...
Media Removed
‌ اَلـــسَّلامُ عَلَیْکِ یـــا بــِنْتَ رَســـُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ فـاطِمَةَ وَخَدیجَةَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمـــیرِ الــْمُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا اُخْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، اَلـــسَّلامُ عـــَلَیْکِ یـا بِــنْتَ ... 🍃🔹﷽🔹🍃

اَلـــسَّلامُ عَلَیْکِ یـــا بــِنْتَ رَســـُولِ اللهِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ فـاطِمَةَ وَخَدیجَةَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمـــیرِ الــْمُؤْمِنینَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا اُخْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ،
اَلـــسَّلامُ عـــَلَیْکِ یـا بِــنْتَ وَلِـــیِّ اللـهِ،
اَلـــسَّلامُ عَـــلَیْکِ یا اُخــــْتَ وَلـــِیِّ اللهِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا عَمَّةَ وَلِیِّ اللهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکـاتُهُ،
‌‌‌
‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🍃◾پيامبر اكرم (صلی الله عليه و آله و سلم)◾🍃:‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌‌‌‌🍃◾️مَن بَكى عَلى مُصابِ هذِهِ البِنتِ (زَينَبَ بَنتِ عَلِيٍّ(ع)) كانَ كَمَن بَكى عَلى أخَوَيهَا الحَسَنِ و الحُسَينِ(ع).◾🍃
‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃◾‌‌‌‌‌‌‌‌هر كس بر مصيبت‏هاى اين دختر (زينب(ع)) بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش، حسن و حسين(ع)، گريسته باشد.◾🍃
‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌ 📚وفيات الأئمه - ص 431‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌ #خادم_الحجة‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌


السَّلامُ عَلَيكِ يا اُمُّ المَصائِب يا زِينَبِ كُبريٰ (س) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

🍃◾سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
🍃◾کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

🍃◾چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
🍃◾پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

🍃◾چشمه فریادمظلومیت لب تشنگان
🍃◾در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود

🍃◾زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
🍃◾از طراز نغمه وا می ماند اگرزینب نبود

🍃◾در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
🍃◾در گلوی چشمها می ماند اگر زینب نبود

🍃◾ذوالجناح دادخواهی بی سوارو بی لگام
🍃◾در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود

🍃◾در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب
🍃◾پشت کوه فتنه جا می ماند اگر زینب نبود


🔹✒‌نوکر نوشت؛
‌‌
‌🍃◾یازَیْنَبْ الکُبْری سَلامٌ اللّہ عَلَیها◾🍃 ‌‌‌‌‌
‌‌
ای آن که شکستی کمر فاصله ها را
بگذاشته ای پشت سرت مرحله ها را ‌‌
از برکت چشمان مسلمان تو داریم
سوگند به سجاده ی تو نافله ها را

✒علی اکبر لطیفیان


آه از نماز شب نشسته و قامت ناگهان خمیده !
آه از موی سپید یک شبه !...آه از دل زینب !


🍃◾شهادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها تسلیت باد◾🍃

#التماس_دعا ...
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f539"></span>﷽<span class="emoji emoji1f539"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> ‌ اَلـــسَّلامُ عَلَیْکِ یـــا بــِنْتَ رَســـُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا ...
Media Removed
‌ اَلـــسَّلامُ عَلَیْکِ یـــا بــِنْتَ رَســـُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ فـاطِمَةَ وَخَدیجَةَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمـــیرِ الــْمُؤْمِنینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا اُخْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، اَلـــسَّلامُ عـــَلَیْکِ یـا بِــنْتَ ... 🍃🔹﷽🔹🍃

اَلـــسَّلامُ عَلَیْکِ یـــا بــِنْتَ رَســـُولِ اللهِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ فـاطِمَةَ وَخَدیجَةَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمـــیرِ الــْمُؤْمِنینَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا اُخْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ،
اَلـــسَّلامُ عـــَلَیْکِ یـا بِــنْتَ وَلِـــیِّ اللـهِ،
اَلـــسَّلامُ عَـــلَیْکِ یا اُخــــْتَ وَلـــِیِّ اللهِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا عَمَّةَ وَلِیِّ اللهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکـاتُهُ،
‌‌‌
‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🍃◾پيامبر اكرم (صلی الله عليه و آله و سلم)◾🍃:‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌‌‌‌🍃◾️مَن بَكى عَلى مُصابِ هذِهِ البِنتِ (زَينَبَ بَنتِ عَلِيٍّ(ع)) كانَ كَمَن بَكى عَلى أخَوَيهَا الحَسَنِ و الحُسَينِ(ع).◾🍃
‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃◾‌‌‌‌‌‌‌‌هر كس بر مصيبت‏هاى اين دختر (زينب(ع)) بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش، حسن و حسين(ع)، گريسته باشد.◾🍃
‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌ 📚وفيات الأئمه - ص 431‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌ #خادم_الحجة‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌


السَّلامُ عَلَيكِ يا اُمُّ المَصائِب يا زِينَبِ كُبريٰ (س) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

🍃◾سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
🍃◾کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

🍃◾چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
🍃◾پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

🍃◾چشمه فریادمظلومیت لب تشنگان
🍃◾در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود

🍃◾زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
🍃◾از طراز نغمه وا می ماند اگرزینب نبود

🍃◾در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
🍃◾در گلوی چشمها می ماند اگر زینب نبود

🍃◾ذوالجناح دادخواهی بی سوارو بی لگام
🍃◾در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود

🍃◾در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب
🍃◾پشت کوه فتنه جا می ماند اگر زینب نبود


🔹✒‌نوکر نوشت؛
‌‌
‌🍃◾یازَیْنَبْ الکُبْری سَلامٌ اللّہ عَلَیها◾🍃 ‌‌‌‌‌
‌‌
ای آن که شکستی کمر فاصله ها را
بگذاشته ای پشت سرت مرحله ها را ‌‌
از برکت چشمان مسلمان تو داریم
سوگند به سجاده ی تو نافله ها را

✒علی اکبر لطیفیان


آه از نماز شب نشسته و قامت ناگهان خمیده !
آه از موی سپید یک شبه !...آه از دل زینب !


🍃◾شهادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها تسلیت باد◾🍃

#التماس_دعا ...
Read more
شاید بسیار دیر شده گاهی حتی از خود متنفر میشوم که چرا دوستت دارم تلاش میکنم که قوی باشم آنگاه نیمه ...
Media Removed
شاید بسیار دیر شده گاهی حتی از خود متنفر میشوم که چرا دوستت دارم تلاش میکنم که قوی باشم آنگاه نیمه شب فرا میرسد و عشق تو به سراغم می آید و تمنای تو نیز آه خویشتنداری من کجا رفته تمام وجودم میسوزد و مشتاق توست در آرزوی اینکه مردی استوار باشم تلاش میکنم و از خود متنفر میشوم که چرا میخواهم با تو باشم می ... شاید بسیار دیر شده
گاهی حتی از خود متنفر میشوم که چرا دوستت دارم
تلاش میکنم که قوی باشم
آنگاه نیمه شب فرا میرسد و عشق تو به سراغم می آید
و تمنای تو نیز
آه خویشتنداری من کجا رفته
تمام وجودم میسوزد و مشتاق توست
در آرزوی اینکه مردی استوار باشم تلاش میکنم
و از خود متنفر میشوم که چرا میخواهم با تو باشم
می دانم که چون گذشته دوستم نداری
اما نیمه شب است و من دلتنگ تو
دارد دیر میشود و من میدانم این درست زمانی هست که من درمانده ام
و چه مضحک است که در نور صبحگاهی همه چیز بس درخشانتر به نظر میرسد
امید دارم که به بستر روم
و تلاش کنم برای سروسامان دادن به افکارم و فراموش کردن تو
اما نیمه شب است و من دلتنگ تو
دارد دیر میشود و من میدانم این درست زمانی هست که من درمانده ام
و چه مضحک است که در نور صبحگاهی همه چیز بس درخشانتر به نظر میرسد
امید دارم که به بستر روم
و تلاش کنم برای سروسامان دادن به افکارم و فراموش کردن تو
اما نیمه شب است و من دلتنگ تو
ضبط شده در تاریخ: 1973/12/10 
اولین انتشار در: به صورت تک آهنگ 
منتشر شده در آلبوم : Promised Land
شاعر و آهنگسار : Billy Edd Wheeler / Jerry Chesnut
خواننده :الویس پرسلی
Read more
بدنیست یادی کنیم از فروغ جان عزیز که حال در دیار دگر نظاره گر ماهست فروغ جان روحت شاد <span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f64f"></span> مرگ من روزی ...
Media Removed
بدنیست یادی کنیم از فروغ جان عزیز که حال در دیار دگر نظاره گر ماهست فروغ جان روحت شاد مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسید روزی از این ... بدنیست یادی کنیم از فروغ جان عزیز که حال در دیار دگر نظاره گر ماهست
فروغ جان روحت شاد ❤️🙏
مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید

در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور

در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور

یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور

مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسید

روزی از این تلـــخ و شیرین روزهـا

روز پـــوچی همچو روزان دگــــــــر

ســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــا

دیدگـــــانم همچو دالان هــــای تــــــار

گـــونه هـــایم همچو مرمر هـای سرد

ناگهــــان خـــوابی مرا خـــواهد ربود

من تهی خــــواهم شد از فریــــاد درد

خـاک می خواند مرا هر دم به خویش

می رسند از ره کـــه در خــــاکم نهند

آه ... شـــــاید عــــاشقـــــانم نیمه شب

گــــل به روی گـــــور غمنــــاکم نهند

بعد من ، نـــــاگه به یک سو می روند

پـــرده هــــــای تیره ی دنیــــــــای من

چشمهـــــای ناشنـــــاسی می خـــــزند

روی کــــــاغذ هـــا و دفترهـــــای من

در اتــــــاق کــــــــوچکم پـــــا می نهد

بعد من ، بــــا یـــــاد من بیگــــــانه ای

در بـــر آئینه می مـــــاند به جــــــــای

تــــــــار موئی ، نقش دستی ، شانه ای

می رهم از خویش و می مانم ز خویش

هر چه بر جا مــــــانده ویران می شود

روح من چــــون بــادبــان قـــــــــایـقی

در افقهـــــا دور و پنهـــــــان می شود

می شتــــــابد از پـی هم بی شکـــــیب

روزهــــا و هفته هـــــــا و ماه هـــــــا

چشم تــــو در انتظــــــــار نــــــامه ای

خیره می مــــاند بــــه چشم راه هــــــا

لیک دیگــــر پیکـــــر سرد مــــــــــرا

می فشـــــارد خاک دامنگیر خــــاک !

بی تو ، دور از ضربه هـــــای قلب تو

قلب من می پوسد آنجــــــا زیر خــاک

بعد هـــــا نــــــام مرا بــــــاران و بــاد

نــــــرم می شویند از رخســــار سنگ

گور من گمنــــــام می مــــــــاند به راه

فارغ از افســـــانه هـــای نــــام و ننگ

#فروغ_فرخزاد
Read more
. 🔅پست جدید #سارا_دشتگرد ، عضو شورای شهر کرج: #Repost @sara.dasht_gard.karaj ・・・ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ...
Media Removed
. 🔅پست جدید #سارا_دشتگرد ، عضو شورای شهر کرج: #Repost @sara.dasht_gard.karaj ・・・ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا اندر احوالات جایی که صدا به صدا نمی رسد: #آقای_پاک_دست ... .
🔅پست جدید #سارا_دشتگرد ،
عضو شورای شهر کرج:
#Repost @sara.dasht_gard.karaj
・・・
مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
اندر احوالات جایی که صدا به صدا نمی رسد:
#آقای_پاک_دست مصاحبه می کند که تقلب در مدرسه جرم نیست، بلکه برای #طرف پاپوش دوخته اند.
#طرف مصاحبه می کند، که بعضی از تأیید صلاحیت من احساس خطر می کنند.
#آقای_سلامت_صداقت_شفافیت هر روز به تهران می رود تا #حکم انتصاب #طرف را بگیرد.
نه!!! برادر من اینطور نیست.
باید از ماجرای مدیر #دو_شغله تبری کنید.
باید مسئولیت اینهمه هزینه که برای #شهر تراشیدید را به عهده بگیرید.

لازم باشد عطای #آب_دهن_بز را به لقای شما می بخشیم و این #دکان را تعطیل می کنیم.
با #یک_نیسان بار به این #شهر نیامده ام که بخواهم با #یک_خاور بار کوچ کنم.
ریشه در این #خاک دارم و در کنار این #مردم هستم.
در برابر مدیر #دو_شغله سکوت نمی کنم.
در برابر جذب #غیر_قانونی سکوت نمی کنم.
در برابر #عدم_حضور نماینده شهرداری در محاکم قضایی سکوت نمی کنم.
در برابر واگذاری #بی_حساب املاک به افراد #خاص سکوت نمی کنم.
لطفا به مردم پاسخ بدهید.
#لیست_امید
#تذکرات_بی_پاسخ
#شورای_شهر_کرج
#رأی_مردم
#شعارهای_پوشالی
#سارا_دشت_گرد
Read more
foroughfarokhzad ستيزه شب چو ماه آسمان پر راز گرد خود آهسته مي پيچد حرير راز او چو مرغي خسته از پرواز مي ...
Media Removed
foroughfarokhzad ستيزه شب چو ماه آسمان پر راز گرد خود آهسته مي پيچد حرير راز او چو مرغي خسته از پرواز مي نشيند بر درخت خشك پندارم شاخه ها از شوق مي لرزند در رگ خاموششان آهسته مي جوشد خون يادي دور زندگي سر مي شكد چون لاله اي وحشي از شكاف گور از زمين دست نسيمي سرد برگ هاي خشك را با خشم مي روبد آه ... ... foroughfarokhzad ستيزه شب چو ماه آسمان پر راز
گرد خود آهسته مي پيچد حرير راز
او چو مرغي خسته از پرواز
مي نشيند بر درخت خشك پندارم
شاخه ها از شوق مي لرزند
در رگ خاموششان آهسته مي جوشد
خون يادي دور
زندگي سر مي شكد چون لاله اي وحشي
از شكاف گور
از زمين دست نسيمي سرد
برگ هاي خشك را با خشم مي روبد آه ... بر ديوار سخت سينه ام گوئي
ناشناسي مشت مي كوبد
«باز كن در ... اوست
باز كن در ... اوست» من به خود آهسته مي گويم:
باز هم رؤيا
آنهم اينسان تيره و درهم
بايد از داروي تلخ خواب
عاقبت بر زخم بيداري نهم مرهم
مي فشارم پلك هاي خسته را بر هم
ليك بر ديوار سخت سينه ام با خشم
ناشناسي مشت مي كوبد
«باز كن در ... اوست
باز كن در ... اوست»
دامن از آن سرزمين دور برچيده
ناشكيبا دشت ها را نورديده
روزها در آتش خورشيد رقصيده
نيمه شب ها چون گلي خاموش
در سكوت ساحل مهتاب روئيده
«باز كن در ... اوست»
آسمان ها را به دنبال تو گرديده
در ره خود خسته و بي تاب
ياسمن ها را به بوي عشق بوئيده
بال هاي خسته اش را در تلاشي گرم
هر نسيم رهگذر با مهر بوسيده
«باز كن در ... اوست
باز كن در ... اوست»
اشك حسرت مي نشيند بر نگاه من
رنگ ظلمت مي دود در رنگ آه من
ليك من با خشم مي گويم:
باز هم رؤيا
آنهم اينسان تيره و درهم
بايد از داروي تلخ خواب
عاقبت بر زخم بيداري نهم مرهم
مي فشارم پلك هاي خسته را بر هم
Read more
آآآهـ... (داغنامه آه) _________<span class="emoji emoji1f525"></span><span class="emoji emoji1f494"></span><span class="emoji emoji1f525"></span>_________ Suspiring from your torrid. The tragedy of heartsick. . ‎آآآه، ...
Media Removed
آآآهـ... (داغنامه آه) __________________ Suspiring from your torrid. The tragedy of heartsick. . ‎آآآه، اى آه، زِ دل آه، همه آآآه اى واىِ دلم، آه، دلم، آه، دلم، آه ٠ من آه كشم، با همه سوزم و بسوزم اين سينه همه آه و جگر آه، همه آه ٠ سوزد همه چشمم ز دلِ افتاده به سوزت سوزد دلِ من، آه كشد، ... آآآهـ... (داغنامه آه)
_________🔥💔🔥_________
Suspiring from your torrid.
The tragedy of heartsick.
.
‎آآآه، اى آه، زِ دل آه، همه آآآه
اى واىِ دلم، آه، دلم، آه، دلم، آه
٠
من آه كشم، با همه سوزم و بسوزم
اين سينه همه آه و جگر آه، همه آه
٠
سوزد همه چشمم ز دلِ افتاده به سوزت
سوزد دلِ من، آه كشد، اين دل من، آه
٠
اى آتش داغت، شده شعله به دل من
اين آه دلم شعله شود، آتشِ من، آه
٠
دانى كه بباشد، آه، از اسماء الهى
حقا كه خدا هست و خدايا، خدا، آه
٠
دل داده منم، دلبرِ دلخواه دلم را
بيچاره دل سوخته ام گفت فقط آه
٠
يك آهِ دلم، جمله جهانيست همه سوز
ميسوزى و ميفهمى تو هم، سوخته ام، آه
٠
دردم همه از حَسرتِ فرداى تو باشد
من سوخته در آتش غربت، وَ تو هم آه
٠
آنروز كِشى با دل مغمون خودت آه
ياد آر همه سوز دلم را و بكِش آه
٠
آه اى تو حبيب و دلارام دل من
اشكم چكد از تصويرِ خيال تو و آن آه
٠
امروز منم آه و تو اى بي خبر از آه
فردا كه نباشم تو شَوى آه و همه آه
٠
اى آه از اين گردش ايّام لَفى خُسر
امروز منم آه و فردا تو شوى آه
٠
يارب همه ى آه، شده شعله بجانم
اين آتش افتاده به دامان من از آه
٠
جانم بستان و تو بكن بوستان يارم
اين حاجت آخر ز تو اى دادرس آه
.
_________🔥💔🔥_________
...المختوم في الغربة...
...المحزون في الغيبة...
___________________________
Read more
. کاش منم موقع زمین خوردن آقا می‌آمد سرم را به زانو می‌گرفت! . این لحظه‌هایی که شما پای سخنرانی می‌نشینید حالا منِ درب‌داغون را تحمل می‌کنی یا یک آدم‌حسابی برایتان حرف بزند، #دلتان_را_رها_کنید یک‌دفعه‌ دیدی دل یک‌دفعه‌ آه می‌کِشد می‌گوید آخ! چقدر از دست دادم. یا دل آه می‌کِشد می‌گوید ... .
کاش منم موقع زمین خوردن آقا می‌آمد سرم را به زانو می‌گرفت!
.
این لحظه‌هایی که شما پای سخنرانی می‌نشینید حالا منِ درب‌داغون را تحمل می‌کنی یا یک آدم‌حسابی برایتان حرف بزند،
#دلتان_را_رها_کنید
یک‌دفعه‌ دیدی دل یک‌دفعه‌ آه می‌کِشد
می‌گوید آخ! چقدر از دست دادم.
یا دل آه می‌کِشد می‌گوید چقدر دوست دارم به اینجا برسم!
تمام زندگیت مرهون این لحظه‌هاست!
نگو رفتم پای سخنرانی یک لحظه داغ شدم آمدم بیرون دوباره سرد شدم،
خدا این لحظه‌ات را فراموش نمی‌کند،
خدا حاضر است هزاران گناه تو را فراموش بکند،
هزاران آرزوی غلط تو را فراموش بکند،
هزاران شهوت و شهوت‌رانی تو را فراموش بکند،
اما خدا مهربان است،
می‌گوید یک‌بار آمد
گفت آه! کاش من خدا را اینقدر دوست داشتم
ملائکه تنظیم کنید روی همین یک‌دانه آه
اصلاً بروید خودتان را بیچاره کنید برسانید به یک مجلسی که یک آه در شما برانگیزد، همین
بگو آخی رفتم یک آه کِشیدم، #سوختم، #حسرت گذشته خوردم، #آرزوی_خوبیا کردم
خدا شاهده یک آه بکِشی در تو تجلی پیدا نکند بعدش انقدر وضعت خراب بشود ها!
در نسل و دودمانت اثر می‌گذارد!
خدا شاهد است یک #آه_خوب گاهی روی اطرافیانت اثر می‌گذارد.
خدا تا آخر عمر هی می‌خواهی بروی،
هی می‌گوید: نه تو یادت است
آن شب یادت است #یک_آه_کشیدی؟
مگر من می‌گذارم تو بروی!
می‌گویی بابا خدا ولمون کن حالا ما آنجا داغ شدیم یک آه کشیدیم
می‌فرماید نه! همان قشنگ است برای من،
من آن را یادم نمی‌روم
اینکه پیغمبر اکرم فرمود:
«ارتعوا فِى ریاض اَلْجَنَّة»
بروید در باغ‌های بهشت خوشه‌چینی کنید، بهره‌برداری بکنید
گفتند #باغهای_بهشت کجاست؟
فرمود: مجالس ذکر! #مجلس_ذکر
تو را یاد خوبی‌ها می‌اندازد
یک‌دفعه‌ای عمیقاً می‌گویی #کاش من این‌جوری بودم!
#رفقا_شهدا_همینجوری_شهید_میشدند
من با چشم خودم می‌دیدم
در یک جلسه یک هوس می‌کرد، هوای دلش آن‌طرفی می‌شد.
خدا می‌فرمود #ملائکه_پا_داد،
گفت بد نیستا!
روش کار کنید.
بعد دیگر هی خودش می‌گفت
نه حالا ما نمی‌خواهیمم شهید بشویما
دیگر می‌پیچاندش زندگی‌اش را خدا
هی می‌بُرد، هی می‌بُرد
#عاشقتر و #عاشقترش می‌کرد
زار می‌زد خدایا پس کِی من را می‌بری؟
تو می‌دانی کِی خراب کردی کار خودت را؟
لو دادی
بند را به آب دادی
یادته در آن جلسه گفتی
کاش منم موقع زمین خوردن آقا می‌آمد سرم را به زانو می‌گرفت!
تمام شد دیگر!
یک #نور در تو هست!
در روایت می‌فرماید: خدا بخواهد یک بنده‌اش را آباد کند
از #نقطه_کوچولوی_نورانی شروع می‌کند
.
#ارزش_آه
#دلم_هوای_تو_کرده_بگو_چه_چاره_کنم
#مهدی_جان_بیا
#فیلم #استاد_پناهیان #استاد #پناهیان #پناهیانی
.
Read more
. خواهش می کنم امیدوار باشیم این روزها خیلی این جمله رو میشنوم : ما ملتی هستیم که هر چی بکشیم حقمونه؛ اخه ...
Media Removed
. خواهش می کنم امیدوار باشیم این روزها خیلی این جمله رو میشنوم : ما ملتی هستیم که هر چی بکشیم حقمونه؛ اخه چرا ؟ مگه مردم بقیه جاهای دنیا چه کاری می کنند که ما نمی کنیم ؟ یعنی تغییر و تحول فرهنگی رو باید فاتحه اش رو خوند ؟ یعنی امیدی به اینده نداشتن ؟ یعنی تاریخ باید هی به اشکال مختلف تکرار بشه ؟ این ... .
خواهش می کنم امیدوار باشیم
این روزها خیلی این جمله رو میشنوم :
ما ملتی هستیم که هر چی بکشیم حقمونه؛
اخه چرا ؟ مگه مردم بقیه جاهای دنیا چه کاری می کنند که ما نمی کنیم ؟
یعنی تغییر و تحول فرهنگی رو باید فاتحه اش رو خوند ؟
یعنی امیدی به اینده نداشتن ؟
یعنی تاریخ باید هی به اشکال مختلف تکرار بشه ؟ این نوع تفکر تخریب گر و خطر ناکه خواهش می کنم امیدوار باشیم
روزی حتی ۵ صفحه کتاب بخوانیم
به هم اعتماد کنیم. تعصب بر اعتقاداتی که ممکن است با فهم بیشتر و مطالعه تغییر کند نداشته باشیم . به وجدان خود بها بدهیم
اگر در عشق شکست خوردیم نباید
به عشق بی اعتماد شویم. قضاوت نکنیم
در خیابان اگر به غریبه نگاهمان افتاد لبخند بزنیم
اگر دوست خوبی نیستیم هنگام دشمنی رازدار دوست باشیم
بفهمیم نه همه پولدار ها کثیف هستند ونه فقرا نفهم .
از موفقیت دیگران خوشحال باشیم .
با روزی کسی بازی نکنیم .
توقعات خود را کنترل کنیم و همانقدر که عشق به دنیا میدهیم توقع از دنیا کنیم
هر کس به ما روزی رساند برای جبرانش تملق و خبر چینی نکنیم برایش کاری کنیم و عشقی بدهیم کافیست
ارزش های انسان ها به پول یا شهرت یا ماشین و پست و مقام نیست . پس ببینیم به چه چیز داریم احترام می گذاریم
از محبت کردن و معرفت داشتن نترسیم
خدا ترسناک نیست؛ بجای ترس و وحشت از خدا به عشق او اعتماد کنیم
در رانندگی خود را بجای دیگران قرار دهیم
اگر کالایی گران شد دسته جمعی خریدش را تحریم کنیم
مبادا دلی را بشکنیم .
جان بی گناهی رابگیریم
غرور کسی را خورد کنیم
از نفرین و اه جدا بپرهیزیم
مراقب دل پدر و مادر باشیم
در شبکه های مجازی توهین نکنیم 👇
بخصوص برای متفاوت بودن و جلب توجه
ناسزا نگوییم
برای هم باید دعای خیر کنیم
التماس دعا 🙏
گاهی لازم است در هر موقعیتی هستیم به دلمان اعتماد کنیم به وجدانمان و به خداوند.
هر کس را می بینید به زیبایی هایش توجه کنید خوبی هایش را اژ ذهنتان پاک نکنید حتی اگر به شما بد کرد
نومید نباشیم از خود شروع کنیم
کافیست فرزندان تو سری خور تحویل اجتماع ندهیم
💙💙💙💙
Read more
. و هنوز دستم کارتن هایی را لمس می کند با صدای چسب کارتن که خِرت کشیده می شود. هنوز توی اتاق قبلی می چرخم ...
Media Removed
. و هنوز دستم کارتن هایی را لمس می کند با صدای چسب کارتن که خِرت کشیده می شود. هنوز توی اتاق قبلی می چرخم تا قاب ها را رویشان پلاستیک حبابی بکشم تا مبادا بشکنند، و نور اتاق را سعی می کنم در تمام لایه های زیرینِ حافظه ذخیره کنم. ترس از نور خانه ی جدید دارم. کتاب ها را توی کارتن سیگار می چینم و بابا خِرت چسب کارتن ... .
و هنوز دستم کارتن هایی را لمس می کند با صدای چسب کارتن که خِرت کشیده می شود. هنوز توی اتاق قبلی می چرخم تا قاب ها را رویشان پلاستیک حبابی بکشم تا مبادا بشکنند، و نور اتاق را سعی می کنم در تمام لایه های زیرینِ حافظه ذخیره کنم. ترس از نور خانه ی جدید دارم. کتاب ها را توی کارتن سیگار می چینم و بابا خِرت چسب کارتن می زند و می گوید سنگین نشود. و هنوز می چینم، شکستنی ها توی کارتنی که مامان با ماژیک رویش می نویسد: احتیاط، شکستنی. هنوز می چرخم و کارتن ها خالی شده است. توی اتاق جدید می چرخم و با حباب های پلاستیکی بازی می کنم. هنوز دستم به کلید برق اتاق قبلی می رود، اشتباهی به چپ، آه، اینجا راست است. اصلاح می کنم. دست از عادت ها می شورم و ظرف ها را در آبچکان جدید می چینم. نور آشپزخانه بهتر است و جنگلی روبه روی سینک ظرف ها به تو خیره شده است که انعکاس سبزی را می توانی روی کف ها و ظرف های نشسته ببینی. هنوز این سبزی بی حد تازگی دارد و پرنده های بال سفیدی رو به پنجره پرواز می کنند و چشم به راه شان می نشینم و شب ها می نشینم به دیدن ماه روی صندلی تراس و فکر کردن به ماه در اتاق قبلی پشتِ شیشه ی پنجره. و هنوز می چرخم بین تصویر جدید خودم در آینه با تصویر اتاق قبلی. ما فرق کرده ایم. این یکی با آن یکی حرف می زند. این شیوا با آن شیوا و با هم در صلح هستیم و از هم ممنون هستیم. این اتاق را خالی دوست دارم. آن اتاق را پُر دوست داشتم، جایی از دیوار نبود که خالی باشد. این دیوار جای خالی زیاد دارد. فروغ به دادم می رسد، می گوید اینجا خوب است بزنیم. می گویم اینجا؟ شک، شکوفه ی درخت جدیدِ این اتاقم است. شکوفه ها می ریزند و تا به میوه برسند، زمان می برد. می گویم خالی باشد بهتر نیست؟ می گوید نه، خوب است. و شکوفه ها می ریزند. از پنجره ی این اتاق به آن خط ِ محوِ افق که دریاست نگاه می کنم، این اتاق دریا دارد. و هنوز دستم کارتن هایی را لمس می کند که دیگر خالی ست و عادت های قدیمی به خواب زمستانی می روند و جوانه های سبز کمرنگی در انتظار تنه ی اتاق جدید است.
Read more
چند روز پیش، هنگ کرده و گیرکرده، اندر خم برو بیا و کاغذبازی اداره جات و بانک ها و وامانده از شرایط با عصبانیت ...
Media Removed
چند روز پیش، هنگ کرده و گیرکرده، اندر خم برو بیا و کاغذبازی اداره جات و بانک ها و وامانده از شرایط با عصبانیت اعلام کردمی که وقتی مشکلم حل شد قسم می خورم به هیچ کسی کمک نکنمی! چون اینجا کسی به من کمک نکردندی!!!!!!!!!! فردای آن روز بالاخره شرایطی پیش آمد و یکی از دوستان فرشته وار به جانمان رسیدندی و کمک ... چند روز پیش، هنگ کرده و گیرکرده، اندر خم برو بیا و کاغذبازی اداره جات و بانک ها و وامانده از شرایط با عصبانیت اعلام کردمی که وقتی مشکلم حل شد قسم می خورم به هیچ کسی کمک نکنمی! چون اینجا کسی به من کمک نکردندی!!!!!!!!!! فردای آن روز بالاخره شرایطی پیش آمد و یکی از دوستان فرشته وار به جانمان رسیدندی و کمک کردندی... در کمال خوشحالی به ایشان گفتمی که ای برادر جان، باشد که شرایطی پیش آید و جبران محبت کنمی از برایتان.... جواب دادندی، باشد که شما هم زنجیره محبت را کامل کنید و اگر کسی کمکی خواست کمکش کنندی!!!!! آه از این آه !!!! جوابم را گرفتم!!!! کمک خواهم کرد هر آنکس را که درمانده شده... #محبت #زندگی #عشق #من_میتونم
Read more
نسک(کتاب) اَوِستا چیست؟ . <span class="emoji emoji1f525"></span>زرتشتیان ایران<span class="emoji emoji1f525"></span> @iran_zoroastrian پاسخ را در نوشتار زیر بخوانید<span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span> . . ...
Media Removed
نسک(کتاب) اَوِستا چیست؟ . زرتشتیان ایران @iran_zoroastrian پاسخ را در نوشتار زیر بخوانید . . نـسـک اوسـتـا چیست؟ . اَوِستا نسکی(کتابی) بسیار کهن است که پیش از اشوزرتشت هم بوده است و تا پایان دوران ساسانیان هم آن را نگاشته‌اند. اوستا نوشتار و سروده‌های نیاکان ماست که همانا دانشنامه ... نسک(کتاب) اَوِستا چیست؟ .
🔥زرتشتیان ایران🔥
@iran_zoroastrian

پاسخ را در نوشتار زیر بخوانید👇👇👇
.
. 💠 نـسـک اوسـتـا چیست؟ .
🔷اَوِستا نسکی(کتابی) بسیار کهن است که پیش از اشوزرتشت هم بوده است و تا پایان دوران ساسانیان هم آن را نگاشته‌اند. اوستا نوشتار و سروده‌های نیاکان ماست که همانا دانشنامه ایرانیان بوده که در روزگار باستان ٢١نسک داشته و هم‌اکنون دارای پنج بخش است. ✅بخش‌های اوستا براین پایه‌اند: . 🔸١- یَسنه یا یسنا سروده‌ها و سخنان خود اشو زرتشت شناخته شده با نام گاتها که در اوستا گنجانده شده است.
گاتها نسک دینی زرتشتیان است که دارای ۵ بخش و ١٧هات یا سروده میباشد و دارای ٢٣۸بند است. گاتهای پنج‌گانه به نامهای١- اهـنـودگـاه. ٢- اشـتـودگـاه. ٣- سـپـنـتـمـدگـاه. ٤- وهـوخـشـتـرگـاه. ۵- وهـشـتـواشـتگاه میباشد. .
🔸٢- یشت‌ها = درباره سروده‌های نیایشی است که با ارزش‌ترین و مهم‌ترین ادبیات مزدیسنا است و ۷۲ تا سروده هست. سروده‌هایی در ستایش مزدا اهورا و ایزدان گوناگون. این سروده‌ها بنمایه مهمی برای استوره‌شناسی ایرانی به‌شمار میروند که فردوسی توسی در شاهنامه خود از آنها به بزرگی یاد کرده‌ است. .
🔸٣- وندیداد = دربرگیرنده دستورهای دینی و مسایل بهداشتی است. در وندیداد باور به داشتن بهداشت و جلوگیری از بیماریها. شأن دارایی. کمک به دیگران. ازدواج. کاروکوشش در زندگی است. وندیداد نسک دینی زرتشتیان نیست و اندیشه اشوزرتشت در آن نقشی نداشته است اما دارای دانش ارزشمندی است که نشان میدهد در زمانی که قوم‌های دیگر جهان به گونه‌ی نیمه وحشی زندگی می کرده‌اند و برای به‌دست آوردن خوراک و جای زندگی همانند جانوران به یکدیگر میتاختند و کشتارهای خونین انجام میشده است، چگونه نیاکان ما به دنبال قانونگذاری در بخشهای گوناگون بهداشتی، درمانی، اجتماعی و دیگرها بوده‌اند. وندیداد بخش بزرگ آن بسیار کهن است و به باور بسیاری، اوستا جزو منابع کهن پیش از زمان اشوزرتشت میباشد که در هزاره‌های بعد و در زمان اشکانیان و ساسانیان به مجموعه این نسک به اشتباه هم افزوده شده و از باب استوره‌شناسی و تاریخی تنها میتواند آنها را خواند و باره پژوهش قرار گیرد. .
🔸۴- ویسپرد = سروده‌های نیایش مزدیسنی و آیینِ شش گهنبار است و مجموعه‌ای از متمم‌های یسنا است.

#اهورامزدا
#زرتشت
#گاتها
#اوستا
#زرتشتیان
#بهدینان
#پارسیان
Read more
Takieh Mo’aven ol-Molk, Kermanshah, IRAN ___________________  تكيه معاون الملك در ب‍‍اف‍ت‌ ...
Media Removed
Takieh Mo’aven ol-Molk, Kermanshah, IRAN ___________________  تكيه معاون الملك در ب‍‍اف‍ت‌ ق‍دي‍م‌ ش‍‍ه‍ر ک‍رم‍‍ان‍ش‍‍اه‌، در م‍ح‍ل‍ه‌ ‌آب‍ش‍ور‌ان‌ ق‍دي‍م‌ و‌اق‍‍ع‌ شده‌ ‌اس‍ت‌ در س‍‍ال‌ ١٣٢٠‌ه‍ج‍ر‌ى‌ ق‍م‍رى ت‍وس‍ط ح‍س‍ي‍ن‌ خ‍‍ان‌ م‍‍ع‍ي‍ن‌ ‌ال‍ر‌ع‍‍اي‍‍ا ب‍ه‌ م‍ن‍ظور ب‍رگ‍ز‌ار‌ى‌ ... Takieh Mo’aven ol-Molk,
Kermanshah, IRAN
___________________  تكيه معاون الملك در ب‍‍اف‍ت‌ ق‍دي‍م‌ ش‍‍ه‍ر ک‍رم‍‍ان‍ش‍‍اه‌، در م‍ح‍ل‍ه‌ ‌آب‍ش‍ور‌ان‌ ق‍دي‍م‌ و‌اق‍‍ع‌ شده‌ ‌اس‍ت‌ در س‍‍ال‌ ١٣٢٠‌ه‍ج‍ر‌ى‌ ق‍م‍رى ت‍وس‍ط ح‍س‍ي‍ن‌ خ‍‍ان‌ م‍‍ع‍ي‍ن‌ ‌ال‍ر‌ع‍‍اي‍‍ا ب‍ه‌ م‍ن‍ظور ب‍رگ‍ز‌ار‌ى‌ م‍ر‌اس‍م‌ م‍ذ‌ه‍ب‍‍ى‌ ب‍ن‍‍اش‍ده‌ ‌اس‍ت‌
در س‍‍ال‌ ١٣٢٧ در گ‍رم‍‍اگ‍رم‌ م‍ب‍‍ارز‌ات‌ م‍ش‍روطه‌ خ‍و‌ا‌هى گ‍رو‌ه‍‍ى‌ ‌از م‍ش‍روطه‌ خ‍و‌ا‌ه‍‍ان‌ ب‍ه‌ ‌ع‍ل‍ت‌ ‌آن‍ک‍ه‌ ت‍ک‍ي‍ه‌ م‍‍ع‍‍اون‌ ‌ال‍م‍ل‍ک‌ م‍ح‍ل‌ ‌اج‍ت‍م‍‍ا‌ع‌ م‍خ‍‍ال‍ف‍‍ان‌ م‍ش‍روطه‌ ش‍ده‌ ب‍ود ب‍‍ا ‌اس‍ت‍ف‍‍اده‌ ‌از ت‍وپ‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ س‍ن‍گ‍ي‍ن‌ ‌اي‍ن‌ ب‍ن‍‍ا‌ى ن‍ف‍ي‍س‌ ر‌ا ک‍ه‌ ‌ه‍م‍چ‍ون‌ گ‍و‌ه‍ر ش‍ب‌ چ‍ر‌ا‌غ‍‍ى‌ در ‌غ‍رب‌ ‌اي‍ر‌ان‌ م‍‍ى‌ درخ‍ش‍ي‍د وي‍ر‌ان‌ ک‍رده‌ و ب‍ه‌ ‌آت‍ش‌ ک‍ش‍ي‍دن‍د. ب‍‍ا ف‍روک‍ش‌ ک‍ردن‌ ‌آت‍ش‌ ‌ه‍رج‌ و م‍رج‌، ح‍س‍ن‌ خ‍‍ان‌ م‍‍ع‍ي‍ن‌ ‌ال‍ر‌ع‍‍اي‍‍ا م‍‍ع‍روف‌ ب‍ه‌ م‍‍ع‍‍اون‌ ‌ال‍م‍ل‍ک‌ در س‍‍ال‌ ١٣٠٧ب‍ه‌ ب‍‍ازس‍‍از‌ي‌ م‍ج‍دد ‌اي‍ن‌ ب‍ن‍‍ا‌ى‌ ب‍‍اش‍ک‍وه‌ پ‍رد‌اخ‍ت‌
اين بنا از سه قسمت تشكيل شده است: قسمت اول را حسينيه، قسمت دوم را زينبيه و قسمت سوم را عباسيه مىنامند.  مجموعه بنا در حدود شش متر از سطح خيابان پائين تر است به طوري كه براي ورود به حسينيه بايد از ١٧ پله بزرگ عبور كرد. در جنب پله هاي ورودى، سقاخانه كوچكى وجود دارد كه به وسيله كاشي هايى با نقوش حضرت ابوالفضل تزئين شده است
بخش مياني يا زينبيه به صورت صحن مسقفى است كه اطراف آن به وسيله حجره هاي متعددي احاطه شده است. غرفه هاي طبقه فوقاني، استقرار زنان شركت كننده در مراسم سوگوارى بوده است. سقف بنا به صورت گنبدي روپوش است كه گنبد زيرين به صورت عرق چين و نماي گنبد فوقانى به صورت نماي فلزي است.
در بالاي قسمت ديواره گنبد هشت تابلو كاشيكارى شده وجود دارد. اين تابلوها  عبارتنـد از صحنـه‌اي از عروج پيامبـر(ص) و ديدن حضرت على در معراج، ضمـانت حضرت رضا از اهو، قرباني كردن حضرت اسماعيل توسط حضرت ابراهيم، نبرد حضرت على با حب سردار خيبريان، باطل كردن جادوي جادوگران فرعون توسط حضرت موسي ومكتب خانه فرزندان حضرت على. در حاشيه پائين آن اشكال متعددي از سلاطين و پادشاهان اساطيرى و تاريخى و همچنين مرثيه هاى متعددى از محتشم كاشانى در اطراف بنا به چشم مي خورد
Read more
‌‌‌‌‌‌‌‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>‌‌﷽<span class="emoji emoji1f539"></span>‌❖ ‌‌‌‌‌‌‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span> ‌‌ ‌ ‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span>❖شهادت جانسوز و مظلومانه حضرت امام باقر عليه السلام را ...
Media Removed
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌﷽‌❖ ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌❖شهادت جانسوز و مظلومانه حضرت امام باقر عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖ ‌‌ ‌ ‌ــــــــــ❖❖ـــــــــــ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌❖ #حدیث ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌🍃❖🔹‌‌﷽🔹‌❖ ‌‌‌‌‌‌‌‌🍃
‌‌

‌‌🍃❖شهادت جانسوز و مظلومانه حضرت امام باقر عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖🍃
‌‌

‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ
‌‌
‌‌
‌‌
‌‌‌‌🍃❖ #حدیث ⤵⤵
‌‌
🍃❖ #کلامکم_نور ⤵⤵
‌‌‌‌
‌‌‌
🍃🌷حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند :

🌟ما ضر من مات منتظر لامرنا ألا یموت فی وسط فسطاط المهدی و عسکره
‌‌‌
ـــــــــــــ
‌‌‌
🌟آنکه در انتظار امر ما بمیرد از اینکه در وسط خیمه مهدی و لشکرش از دنیا نرفته ضرر نکرده است
‌‌
🍃📘کافی(ط-الاسلامیه) ج1، ص372
‌‌‌
‌‌
((کپی باذکر یک صلوات آزاد میباشد))
‌‌‌‌

🍃🌷Telegram.me/AKHERATE
‌‌ ‌
‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ
‌‌

‌‌
#سلام_مولای_مظلومم 😢🍃

عـــاقبت آه کشــیــدی نفس آخـر را
نفس ســوخته از خاطره ای پرپر را

روضه خوانی مرا گـــرم نمودی امـشب
روضه ی آن همه گل، آن همه نیلوفر را

آخرین حلقه ی شب های محرّم هستم
شــکر ای زهر نـــدیدم سحـری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است
باورم نیـــست تــماشــــای تنی بــــی ســــر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیــدن ســوختـــــن چــــارقــد دخــتـر را

غارت خود و علم، غارت گهواره و مشک
غــــارت پـــیرهــن و غـارت انگشــــتر را

ذوالجناحی که ز یالش به زمین خون می ریخت
نــــیـزه هــــــایی کـــــه ربـودنــــد ســر اکــــبر را

آه در گوشه ی ویرانه که دق مرگ شدیم
تـــــا کـه هـــمبـازی مــن زد نفس آخـر را

کمک عمّه شدم تا بدنش خاک کنیم
بیـن زنجیر نهـان کرد تــنی لاغــر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش... تکّه ای از معجر را
‌‌


‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ
‌‌
‌‌
‌‌
#یا_باقرالعلوم

یک لحظه شدیم خیره تا در چشمت
دیــدیم تـــمام غــُصــه را در چشمت

چشمان تو از روضه ی مکشوف پر است
پیـــداست تــمــام کــــربلا در چـــشمــت
‌‌
‌‌

ـــــــــــــــــــــــــ


✏پـ ن ⤵⤵ :

🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت
شرکت در طرح به کانال سروش مراجعه بفرمـایید .
‌‌‌‌‌‌‌

🍃📱sapp.ir/shaybelkhaziib
‌‌
🔸تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید
‌‌‌
🍃🌷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌷🍃
Read more
#آه_باران ‌ جهت دانلود فایل کامل موزیک به کانال تلگرام (لینک در صفحه اصلی پیج) مراجعه کنید. ‌ آهنگساز و خواننده: #بابک_مشیری سروده‌ی زنده‌یاد #فریدون_مشیری ‌ @babak.moshiri @babak.moshiri ‌ Repost @babak.moshiri آهنگ تازه و طرح جلد قدیم، چاپ اول کتاب ِ آه باران ۱۳۶۷ #babak_moshiri #Aah_baaraan #Az_khaake_Aashenaa_ #album ‌ ‌ ... 🔶 #آه_باران

جهت دانلود فایل کامل موزیک به کانال تلگرام (لینک در صفحه اصلی پیج) مراجعه کنید.

آهنگساز و خواننده: #بابک_مشیری
سروده‌ی زنده‌یاد #فریدون_مشیری

🔶 @babak.moshiri
🔷 @babak.moshiri

Repost @babak.moshiri
آهنگ تازه و طرح جلد قدیم،
چاپ اول کتاب ِ آه باران ۱۳۶۷
#babak_moshiri
#Aah_baaraan
#Az_khaake_Aashenaa_ #album

‌ *** آه، باران... ***
ریشه در اعماق ِ اقیانوس دارد –شاید–
این گیسو پریشان کرده
بید ِ وحشی ِ باران
یا، نه، دریایی‌ست گویی، واژگونه، برفراز شهر،
شهرِ سوگواران.
‌*
هر زمانی که فرو می‌بارد از حد بیش
ریشه در من می‌دواند پرسشی پیگیر،
با تشویش:
رنگ این شب‌های وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران؟
*
چشم‌ها و چشمه‌ها خشک‌اند.
روشنی‌ها محو در تاریکی دلتنگ،
هم‌چنان که نام‌ها در ننگ!

هرچه پیرامون ما رنگ تباهی شد.‌
آه، باران، ای امیدِ جان ِ بیداران!
بر پلیدی‌ها
_که ما عمری‌ست در گرداب آن غرقیم_
آیا، چیره خواهی شد؟

- #فریدون_مشیری
از دفتر: " #آه_باران "
‌‌
🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
در تلگرام نیز همراه شما هستیم:
( لینک در قسمت بیو به رنگ آبی)
🚩 fereydoonmoshiri
🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼
_

#فریدون_مشیری #فريدون_مشيري #فریدون #مشیری #شعر_فارسی #شعر #شاعران_معاصر #ادبیات
#fereydoon_moshiri #fereydoonmoshiri #fereydoon #moshiri #fereydoun_moshiri #fereydounmoshiri #persianpoem #persian #poem #poetry #iranianpoems #iranianpoet
Read more
■ از تو می پرسم روز یا شب ؟ نه  ای دوست غروبیست ابدی با عبور دو کبوتر در باد چون دو تابوت سپید و ...
Media Removed
■ از تو می پرسم روز یا شب ؟ نه  ای دوست غروبیست ابدی با عبور دو کبوتر در باد چون دو تابوت سپید و صداهائی از دور  از آن دشت غریب بی ثبات و سرگردان همچون حرکت باد سخنی باید گفت سخنی باید گفت دل من میخواهد با ظلمت جفت شود سخنی باید گفت چه فراموشی سنگینی سیبی از شاخه فرومیافتد دانه ...
از تو می پرسم روز یا شب ؟

نه  ای دوست غروبیست ابدی

با عبور دو کبوتر در باد

چون دو تابوت سپید

و صداهائی از دور  از آن دشت غریب

بی ثبات و سرگردان همچون حرکت باد

سخنی باید گفت

سخنی باید گفت

دل من میخواهد با ظلمت جفت شود

سخنی باید گفت

چه فراموشی سنگینی

سیبی از شاخه فرومیافتد

دانه های زرد تخم کتان

زیر منقار قناری های عاشق من میشکنند

گل باقلا ، اعصاب کبودش را در سکر نسیم

میسپارد به رها گشتن از دلهرهء گنگ دگرگونی

آه…

در سر من چیزی نیست بجز چرخش ذرات غلیظ سرخ

و نگاهم

مثل یک حرف دروغ

شرمگینست و فرو افتاده – من به یک ماه می اندیشم – من به حرفی در شعر – من به یک چشمه میاندیشم – من به وهمی در خاک – من به بوی غنی گندمزار – من به افسانهء نان – من به معصومیت بازی ها

و به آن کوچه ی باریک دراز

که پر از عطر درختان اقاقی بود

من به بیداری تلخی که پس ازبازی

و به بهتی که پس از کوچه

و به خالی طویلی که پس از عطر اقاقی ها – قهرمانیها ؟ -آه ، اسب ها پیرند – عشق؟ – تنهاست و از پنجره ای کوتاه

به بیابان های بی مجنون مینگرد

به گذرگاهی با خاطره ای مغشوش

از خرامیدن اقی نازک در خلخال – آرزوها ؟ -خود را میبازند

در هماهنگی بیرحم هزاران در – بسته ؟ – آری ، پیوسته بسته ، بسته – خسته خواهی شد – من به یک خانه میاندیشم

فروغِ بی غروبِ شعر ایران #فروغ_فرخزاد
Read more
. به دنیا که آمد حلیه اشک می ریخت عقیل هم از خوشحالی گریه می کرد،اما کودک تازه متولد شده گریه نمیکرد. بزرگتر ...
Media Removed
. به دنیا که آمد حلیه اشک می ریخت عقیل هم از خوشحالی گریه می کرد،اما کودک تازه متولد شده گریه نمیکرد. بزرگتر که شد چندباری از سر نخل افتاد و پایش شکست اما گریه نکرد مادرش هر بار که سر سختی اش را برای گریه نکردن می دید میگفت قربان پسر بروم که مرد شده مرد که گریه نمی کند بعد ها در صفین شمشیر بازویش را که مجروح ... .
به دنیا که آمد حلیه اشک می ریخت عقیل هم از خوشحالی گریه می کرد،اما کودک تازه متولد شده گریه نمیکرد.
بزرگتر که شد چندباری از سر نخل افتاد و پایش شکست اما گریه نکرد
مادرش هر بار که سر سختی اش را برای گریه نکردن می دید میگفت قربان پسر بروم که مرد شده مرد که گریه نمی کند
بعد ها در صفین شمشیر بازویش را که مجروح کرد، همه متعجب بودند از بزرگی زخم اما مسلم انگار نه انگار اصلا گریه نکرد
نمازش را که در مسجد کوفه خواند و پشت سرش را خالی دید دلش لرزید اما گریه نکرد
آن شب اما، در خانه طوعه بغض گلویش را گرفته بود صدا خزیدن چهل و چند مرد مسلح را که در پشت دیوار خانه شنیده بود
طوعه دید مسلم دارد بند زره اش را محکم می کند بغض دارد اما گریه نمی کند
محاصره که شد بغض رسیده بود به گلویش
شمشیر که به لب بالایی اش خورد و نیزه را که از پشت به پهلویش زدند دردش گرفت اما گریه نکرد
محاصره اش که کردند چشمانش خیس شد اما هنوز گریه نمی کرد
اما وقتی دستانش را بستند و روی اسب سوارش کردند شروع کرد به های های گریه کردن نفسش از شدت گریه بریده بود شانه هایش تکان می خورد
توی دلش حتما حساب کرده بود که برای کمک به حسین دیر شده است.
حالا بعد سالها هنوز مادر ها به پسربچه هایشان می گویند «مرد که گریه نمی کند!»
اما شاید مادر ها نمی دانند که مرد ها هم گاهی گریه می‌کنند
مثلا
برای جا ماندن از حسین
برای جا ماندن از غافله
و شانه هایشان هم تکان می خورد.

پ.ن:طوعه نام زنی است که به مسلم پناه داد
پ.ن:تصویر سازی اثری است از خانم جنگروی که در #هیئت_هنر تولید شده است.
پ.ن؛ متن برداشت آزادی است از مقتل آه و زندگینامه مسلم ابن عقیل
#حروف_مقطعه
Read more
با تمام شهر جورم با تو جور دیگرم با همه پر می گشایم با تو تنها می پرم آه در ﺭفتارهايم خوب اگر دقت كني تاﺯه ...
Media Removed
با تمام شهر جورم با تو جور دیگرم با همه پر می گشایم با تو تنها می پرم آه در ﺭفتارهايم خوب اگر دقت كني تاﺯه می فهمي که از هر عاشقی عاشقترم بس که نازل می شود آیات چشمانت به من با چنین دینی برای ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ پیغمبرم پادشاهی می کنم در ﻛﺸﻮﺭ آغوش تو در چنین جولانگهی فرمانده ای نام آورم داده ام موسی که با ترفند ... با تمام شهر جورم با تو جور دیگرم
با همه پر می گشایم با تو تنها می پرم

آه در ﺭفتارهايم خوب اگر دقت كني
تاﺯه می فهمي که از هر عاشقی عاشقترم

بس که نازل می شود آیات چشمانت به من
با چنین دینی برای ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ پیغمبرم

پادشاهی می کنم در ﻛﺸﻮﺭ آغوش تو
در چنین جولانگهی فرمانده ای نام آورم

داده ام موسی که با ترفند بسپارد به نیل
تانگردد عاشق چشمان مستت لشکرم

هرچه گفتم دوستت دارم ندا آمد کم است
نه، نگنجد اين همه زيبايي ات در باورم؛
Read more
 #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ ...
Media Removed
#پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى السَّلامُ ... #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع
‌‌ ‌
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلادَ رَســُولِ اللهِ
‌‌‌
‌‌
‌ #جانم_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام ❤🍃
‌‌‌
‌روزی امام حسن(ع) هنگام عبور از كوچه‌ای، چند فقیر را دید كه روی خاك نشسته‌اند و به خوردن نان‌های خرده و خشك مشغولند. آن ها تا امام را دیدند، گفتند: ‌‌
‌بفرما از غذای ما بخور! امام حسن(ع) نزد آن ها رفت و فرمود:
‌‌
‌«خداوند متكبران را دوست ندارد.» سپس با آن ها غذا خورد و آن ها را به خانه خود دعوت كرد. آن ها به خانه امام حسن(ع) آمدند و غذا خوردند. هنگام رفتن نیز امام حسن(ع) به هر یك لباسی عطا فرمود.

.
📖 سیره ی پیشوایان ‌
‌‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌‌‌ #تا_بقیع_ای_کاش_میشد_پر_کشید ..
‌‌‌‌
‌‌‌سالیانی ست که با داغ بقیع میسوزیم
فانی شعله ی عشقیم، جهان افروزیم

مژده بر دیده که زائر شدنی خواهد بود
مجلس هروله دایر شدنی خواهد بود

عاقبت چشم عدو نیز خزان خواهد دید
عوض آنچه به ما رفت گران خواهد دید

بنویسید " بقیع " گریه به راه اندازید
رخنه در سینه نمایید وَ آه اندازید ...

#مرگ_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت
‌‌‌‌
‌‌
‌ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
‌‌
روزی رسد که با مدد از ذکر یاحسن (ع) ...
خــواهیم شکست گــردن آل ســعود را‌‌‌ ..‌
‌‌
‌‌
و زنده ایم به یک انتقام تاریخی ....
‌‌‌
تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت صاحب
الزمـــان و نــابــودی وهابیت وآل سعود #صلوات
‌‌‌‌
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹🍃

‌‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت شرکت در طرح به کانال ما در پیامرسان #بله مراجعه بفرمـایید .‌‌‌‌‌‌‌
‌‌

(✅لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است✅)
‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃📱▶✅Ble.im/Behesht8


🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌
‌‌
‌‌‌‌‌‌ #بقیع #هشتم_شوال #روضه_هشتم_ماه
#امام_رضایی_ها #ما_بقيع_را_ميسازيم
#امام_حسنی_ها #ما_بقیع_را_میسازیم
#مرگ_بر_آل_سعود #لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت‌‌ #آل_سقوط #آل_یهود
‌ #از_آل_سعود_نخواهیم_گذشت ...
‌‌
Read more
. #یا_عباس_علیه_السلام . تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه زره‌ات ...
Media Removed
. #یا_عباس_علیه_السلام . تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه زره‌ات را به رویِ سینه کمی محکم کُن تا ببینند که احرامِ علی یعنی چه کوهها را بشکن  تا که بفهمد دشمن معنیِ ضربه‌یِ آرامِ علی یعنی چه تیغ بردار که بازویِ علی داری تو وقتِ طوفان شده هوهویِ علی داری  تو مانده ... .
#یا_عباس_علیه_السلام
.
تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه
کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه
زره‌ات را به رویِ سینه کمی محکم کُن
تا ببینند که احرامِ علی یعنی چه
کوهها را بشکن  تا که بفهمد دشمن
معنیِ ضربه‌یِ آرامِ علی یعنی چه
تیغ بردار که بازویِ علی داری تو
وقتِ طوفان شده هوهویِ علی داری  تو
مانده در خاطره‌یِ رزم ، خطر یعنی تو
همه گفتند یک کوه ، جگر یعنی تو
از مسلمان شدگانِ درِ خیبر بشنو
مرگ تو صاعقه تو تیغِ دوسَر یعنی تو
خاطرات اُحُد انگار که تکرارِ تو بود
ها علی بَشَر کَیفَ بشر یعنی تو
نفَس اُم بنین شاه‌یلِ زهرایی
تو‌ پسر خوانده‌ی روزِ ازلِ زهرایی
آی ای عشق بخوان جانِ نجف عباس است
آفتابِ لبِ ایوانِ نجف عباس است
به عقیقِ یمنش گرچه تراشید حسین
نقشِ فیروزه‌ی سلطان نجف عباس است
بعدِ او کعبه‌ی پیران حرم هست حبیب
بعدِ تو قبله‌ی مردانِ نجف عباس است
هرکه شوقِ تو چشد حسرت محشر نکشد
ای خدا هیچ کسی داغِ برادر نکشد
دختری گفت به زینب که بگو برگردد
عمه با مَشک بگو زود عمو برگردد
گفت تا بوسه بگیری زِ علی می‌آید
بوسه زد جایِ عمو زیر گلو برگردد
گفت در پیشِ رُباب آمدنش گردنِ من
قول داده که برای لب او برگردد
حیف شد حیف که او آنچه که می‌خواست نشد
 تا که او خورد زمین پشتِ حرم راست نشد
ای مفاتیحِ حرم باز عَلَم را بردار
باز بر دوشِ خودت بارِ حرم را بردار
تو تکانی بخوری تا خودِ کوفه بروند
نگرانم چه کنم یک دو قدم را بردار
تکیه کردم به عَلَم باز نشد برخیزم
خیز از خاک برادر کمرم را بردار
آه در چشمِ تو خونِ جگرت را دیدم
تو زمین خوردی و من پشتِ سرت را دیدم
تیغ می‌خواست که بازویِ تو را بردارد
نیزه می‌خواست که گیسوی تو را بردارد
ای به رو خورده زمین از رویِ تیر و شمشیر
مادرم آمده تا رویِ تو را بردارد
این سه‌شعبه فقط ای کاش که چشمت می‌بُرد
حرمله زد که دو اَبروی تو را بردارد
آتشی بر جگرِ قافله انداخته‌اند
بینِ اَبروی تو بد فاصله انداخته‌اند
.
#علمدار
.
Read more
. بهترینِ بهترین من زرد و نیلی وبنفش سبز و آبی و کبود! با بنفشه ها نشسته ام، سال های سال، صبح های ...
Media Removed
. بهترینِ بهترین من زرد و نیلی وبنفش سبز و آبی و کبود! با بنفشه ها نشسته ام، سال های سال، صبح های زود. در کنار چشمه ی سحر سر نهاده روی شانه های یکدگر، گیسوان خیس شان به دست باد، چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم، رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم، می تراود از سکوت دلپذیرشان، بهترین ترانه، بهترین ... .
بهترینِ بهترین من
زرد و نیلی وبنفش
سبز و آبی و کبود!
با بنفشه ها نشسته ام،
سال های سال،
صبح های زود.
در کنار چشمه ی سحر
سر نهاده روی شانه های یکدگر،
گیسوان خیس شان به دست باد،
چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم،
رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم،
می تراود از سکوت دلپذیرشان،
بهترین ترانه،
بهترین سرود!
مخمل نگاه این بنفشه ها،
می برد مرا سبکتر از نسیم،
از بنفشه زار باغچه،
تا بنفشه زار چشم تو - که رسته در کنار هم -
زرد ونیلی وبنفش
سبز و آبی و کبود.
با همان سکوت شرمگین،
با همان ترانه ها وعطرها،
بهترین هرچه بود و هرچه هست،
بهترین هرچه هست و بود!
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین بهشت ها گذشته ام
من به بهترین بهار ها رسیده ام.
ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من
لحظه های هستی من از تو پر شده ست
آه!
در تمام روز،
در تمام شب،
در تمام هفته،
در تمام ماه،
در فضای خانه، کوچه ، راه
در هوا، زمین،درخت،سبزه،آب،
در خطوط در هم کتاب،
در دیار نیلگون خواب!
ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن!
بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام.
ای نوازش تو. بهترین امید زیستن!
در کنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام.
در بنفشه زار چشم تو
برگ های زرد و نیلی و بنفش،
عطر های سبز و آبی و کبود،
نغمه های نا شنیده ساز می کنند،
بهتر از تمام نغمه ها و سازها!
روی مخمل لطیف گونه هات،
غنچه های رنگ رنگ ناز،
برگ های تازه تازه باز می کنند،
بهتر از تمام رنگ ها و رازها!
خوب خوب نازنین من!
نام تو مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعر های ناب!
نام تو، اگرچه بهترین سرود زندگی است
من تو را به خلوت خدایی خیال خود:
«بهترین بهترین من» خطاب می کنم،
بهترین بهترین من!

#فريدون_مشيرى

#اصفهان #اصفهان_زیبا #میدان_نقش_جهان #اسفند۹۶
Read more
‏‎نفس ١٩١ __________🖤__________ Over the clouds by Ur dream . آه، از آن دلـدار و يـار بـى وفـا كو ...
Media Removed
‏‎نفس ١٩١ __________🖤__________ Over the clouds by Ur dream . آه، از آن دلـدار و يـار بـى وفـا كو نفس بود مرا با آن چشم سياه ٠ همنفس، مقطوع كرد مارا نفس از نفس ديگر نيايد جز به آه ٠ نام او گر چه نفس بود ولى ديگرم هق هق بسازد با يه آه ٠ از نفس حالا شدم من بى نفس بس كه اين بغضم شكست از اندوه و آه ٠ هر ... ‏‎نفس ١٩١
__________🖤__________
Over the clouds by Ur dream
.
آه، از آن دلـدار و يـار بـى وفـا
كو نفس بود مرا با آن چشم سياه
٠
همنفس، مقطوع كرد مارا نفس
از نفس ديگر نيايد جز به آه
٠
نام او گر چه نفس بود ولى
ديگرم هق هق بسازد با يه آه
٠
از نفس حالا شدم من بى نفس
بس كه اين بغضم شكست از اندوه و آه
٠
هر شبم با ياد او گردد صباح
او به خواب من نيايد حتى پگاه
٠
اين منم در هر نفس در حسرتش
او نفس بود و اما حالا گشته آه
.
__________🖤__________
Read more
. . . . . شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی به هوات ...
Media Removed
. . . . . شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن بنویس سردر مشق های سیات یا علی النقی بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت شود ... .
.
.
.
.
شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی

سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس

برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن

بنویس سردر مشق های سیات یا علی النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت

شود آبهای جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم

که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علی النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی

و سروده ای غزل از زبان خدات یا علی النقی

و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت

شده اید رب جلی ولی به صفات یا علی النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن

و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علی النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو

که سلام میدهمت به شوق لقات یا علی النقی

نبود به بودن تو غمم،بخداکه حر جهنمم

که گرفته ام به ولات برگ برات یا علی النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم

سر خویش را بزنم به کوی منات یا علی النقی

محمد بیابانی

رنگ صد لاله ز نسرین عذارش ریخته

صد نیستان ناله از آه نَزارش ریخته

فاطمه گر نیست بر بالین او پس از چه روی

این همه یاس پریشان در کنارش ریخته؟

یا پریده در حقیقت رنگ از روی مهش

یا دل آئینه ی آئینه دارش ریخته

تیر دیگر در کمان صیاد دنیا چون نداشت

زهر را چون طرح بر جان شکارش ریخته

خشکسالی جای دارد شهر را ویران کند

آبروی سامرا از چشم زارش ریخته

در عیادت از دلش شاید که دلها بشکند

چون دل اهل و عیال او کنارش ریخته

بس که می سوزد گمانم قالب خورشید را

از دل آتش نهاد داغدارش ریخته

شاید از کرببلا می آید و قبر حسین

ابر دلتنگی که باران بر مزارش ریخته

در کفن پیچید مانند خبر در کوچه ها

در گریز روضه خود طرحی به کارش ریخته

جای دارد تاک روید معنی از خاک درش

اشک چشم عسکری روی مزارش ریخته

محمد سهرابی

#شیعیان_حرمت_ایام_عزا_را_نگه_داریم
#شیعیان_حرمت_نگهداریم
#حرمت_شهادت_امام_هادی_عزاء_بکاء_سامراء_غرق_ماتم_حضرت_ولیعصر_عج_عزادار_اول_فروردین_ماتم_مرثیه_گریه_اهل_بیت_جانم_امام_هادی
#حرمت_شهادت
Read more
پس آنگاه زمین به سخن درآمد و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش و ...
Media Removed
پس آنگاه زمین به سخن درآمد و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش و زمین به سخن درآمده با او چنین می‌گفت: ــ به تو نان دادم من، و علف به گوسفندان و به گاوانِ تو، و برگ‌های نازکِ ترّه که قاتقِ نان کنی. انسان گفت: ــ چنین است. پس زمین گفت: ــ به هر گونه صدا من با تو به ... پس آنگاه زمین به سخن درآمد
و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش
و زمین به سخن درآمده با او چنین می‌گفت:

ــ به تو نان دادم من، و علف به گوسفندان و به گاوانِ تو، و برگ‌های نازکِ ترّه که قاتقِ نان کنی.
انسان گفت: ــ چنین است.
پس زمین گفت: ــ به هر گونه صدا من با تو به سخن درآمدم: با نسیم و باد، و با جوشیدنِ چشمه‌ها از سنگ، و با ریزشِ آبشاران؛ و با فروغلتیدنِ بهمنان از کوه آنگاه که سخت بی‌خبرت می‌یافتم، و به کوسِ تُندر و ترقه‌ی توفان.
انسان گفت: ــ می‌دانم می‌دانم، اما چگونه می‌توانستم رازِ پیامت را دریابم؟
پس زمین با او، با انسان، چنین گفت:
ــ نه خود این سهل بود، که پیام‌گزاران نیز اندک نبودند.
تو می‌دانستی که من‌ات به پرستندگی عاشقم… نیز نه به گونه‌ی عاشقی بختیار، که زرخریده‌وار کنیزککی برای تو بودم به رای خویش. که تو را چندان دوست می‌داشتم که چون دست بر من می‌گشودی تن و جانم به هزار نغمه‌ی خوش جوابگوی تو می‌شد. همچون نوعروسی در رختِ زفاف، که ناله‌های تن‌آزردگی‌اش به ترانه‌ی کشف و کامیاری بدل شود یا چنگی که هر زخمه را به زیر و بَمی دلپذیر دیگرگونه جوابی گوید. ــ آی، چه عروسی، که هر بار سربه‌مُهر با بسترِ تو درآمد! (چنین می‌گفت زمین.) در کدامین بادیه چاهی کردی که به آبی گوارا کامیابت نکردم؟ یا کجا به دستانِ خشونت‌باری که انتظارِ سوزانِ نوازشِ حاصلخیزش با من است تیغ گاوآهن در من نهادی که خرمنی پُربار پاداشت ندادم؟
انسان دیگرباره گفت: ــ رازِ پیامت را اما چگونه می‌توانستم دریابم؟
ــ می‌دانستی که من‌ات خاکسارانه دوست می‌دارم (و زمین به پاسخِ او چنین گفت). می‌دانستی. و تو را من پیغام کردم از پسِ پیغام به هزار آوا، که دل از آسمان بردار که وحی از خاک می‌رسد. پیغامت کردم از پسِ پیغام که مقامِ تو جایگاهِ بندگان نیست، که در این گستره شهریاری تو؛ و آنچه تو را به شهریاری برداشت نه عنایتِ آسمان که مهرِ زمین است. ــ آه که مرا در مرتبتِ خاکساریِ عاشقانه، بر گستره‌ی نامتناهی‌ کیهان خوش سلطنتی بود، که سرسبز و آباد از قدرت‌های جادویی‌ِ تو بودم از آن پیش‌تر که تو پادشاهِ جانِ من به خربندگی آسمان دست‌ها بر سینه و پیشانی به خاک بر نهی و مرا چنین به خواری درافکنی.
انسان، اندیشناک و خسته و شرمسار، از ژرفاهای درد ناله‌یی کرد. و زمین هم از آنگونه در سخن بود.
شاملو-پس انگاه زمین ۲:۵۵
Read more
شب شده، دلم سخت ازین شب گرفته آه بی تابم شورش کابوس های شبانه آرام  دقایقم را خیس کرده بیزارم، ...
Media Removed
شب شده، دلم سخت ازین شب گرفته آه بی تابم شورش کابوس های شبانه آرام  دقایقم را خیس کرده بیزارم، از رویای نبودنت بیزارم فریاد نبودنت در صدایم بغضی شده دلگیر هوای ثانیه هایم مواج است و طوفانی … دریای دلم چگونه قرار گیرد که قرار بی قراری هایش ساز رفتن می نوازد !؟ کاش پای رفتنت سست شود … کاش ... شب شده، دلم سخت ازین شب گرفته

آه بی تابم

شورش کابوس های شبانه

آرام  دقایقم را خیس کرده

بیزارم، از رویای نبودنت بیزارم

فریاد نبودنت در صدایم بغضی شده دلگیر

هوای ثانیه هایم مواج است و طوفانی …

دریای دلم چگونه قرار گیرد

که قرار بی قراری هایش ساز رفتن می نوازد !؟ کاش پای رفتنت سست شود …

کاش نگاهت به یاد خاطره هامان لحظه ای بارانی شود …

نمیدانم پشت پلک خیس کدام پنجره

دلم گرفت از نبودنت !

نمیدانم، هیچ نمیدانم …

با تمام دل نگرانی هایم معامله کرده ام

چشم های خیسم را داده ام

تا دمی معصوم ِنگاهت را بخرم

نمیدانستم قمار چشم هایت کار من نیست !

مشتی امید آورده بودم

و دلی خوش به بازی

اما … خودت خوب میدانی

که همیشه بازنده ی خوبی بودم

همیشه … همیشه !

از آن همه امید، کوله باری تنهایی برایم مانده

و خرواری سکوت …

سکوت میکنم تا کسی راز دلم را با تو نداند

سکوت میکنم تا حرفهای یک دل برای نگفتن باشد

حرف های نگفتنم آنقدر زیادند

که شب های بارانی و مهتابی در مقابلشان کم آورده اند

حرف های نگفتنم را تنها برای تو نگاه داشته ام

تا شاید روزی …

آه نه ! شاید کدام روز ؟! تا به کی پتک نیامدنت بر دقایق انتظارم کوبیده شود ؟ “کدام درد مرا میشناسی ای رفته؟ کدام ؟ ”

باید باور کنم که رفته ای، باید !

نباید بازهم خام خیال چشم هایت شوم

آری باید فراموشم شوی

باید حال که نیستی خیالت تنهایم گزارد !

باید تو را تازه تر بنامم: “آرزوی سوخته” یک رویای قدیمی !

بایدهایم را نگاه معصومت

که از قاب عکس مرا می نگرد شسته

یادم رفت قرارمان این بود که بایدی نباشد

گرچه نبایدهامان باید شد !

این شب ها سرد شده ام

سرد سرد

به سردی یک قهوه تلخ  این شب ها گوسفند های خیال تو را آنقدر می شمارم

تا چشمانم برای همیشه به خواب رود !

آه چقدر دلم میخواهد تا کسی هرگز بیدارم نکند !

باید آرام سکوت کنم و

حرفهای دلم رو ناگفته بزارم
Read more
. . #ننه_لالا_لالا_بکن_خوابی #مادر_همه_خوابن_تو_بیداری . مادر عزیزم ای به قربون جمالت ...
Media Removed
. . #ننه_لالا_لالا_بکن_خوابی #مادر_همه_خوابن_تو_بیداری . مادر عزیزم ای به قربون جمالت پریدی توی آسمون قربون بالت . نون حلالُ سفره ی بابا چه کرده فدا سَر مولام شدی شیرم حلالت . . . لالایی نخستین نغمه های زیبایی است که از لبان مادران ، به گوش ما رسیده... هر شبی و هر وقتی که بی تاب بودیم ... .
.
#ننه_لالا_لالا_بکن_خوابی
#مادر_همه_خوابن_تو_بیداری
.
مادر عزیزم ای به قربون جمالت
پریدی توی آسمون قربون بالت
.
نون حلالُ سفره ی بابا چه کرده
فدا سَر مولام شدی شیرم حلالت
.
.
.
لالایی نخستین نغمه های زیبایی است که از لبان مادران ، به گوش ما رسیده...
هر شبی و هر وقتی که بی تاب بودیم ،فرشته ی همیشگی مان با صدای مهربانش این اشعار را برای ما زمزمه میکرد...
اشعاری که علاوه بر اینکه مایه ی آرامش ما میشد و محبت را از صدای مادر دریافت میکردیم ، برای ما آرزوی سلامتی ،طول عمر و عاقبت به خیری داشت.....
دیروز مادری صورت بر صورت زخمی فرزندش گذاشت.....
فرزند پرپر شده اش را در آغوش کشید...
او را بویید و بوسید و لالایی برایش خواند........
و در آخر آرام شد.....
#سَلامٌ_عَلی_قَلبِ_زِینَبِ_الصَّبور
.
.
آه از آن لحظه وداع.....
آه از آن لحظه جدایی.....
آه از آن روز که نه مادری بود.....
نه اصلا سری بود.....
خواهرش کار را تمام کرد.....
لبها را بر رگهای بریده اش گذاشت.......
بگذریم...............
آه.....
آهی از ته دل......
.
#باز_هم_شرمنده_از_این_سر_که_باقیمانده⚘
#هنیئا_لک_یا_شهید
#مدافعان_حرم_عشق
#مدافعان_حرم
#فدایی_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#شهید_محمد_معافی
#لالایی_مادرانه
#آه_از_لحظه_وداع
#آه_از_لحظه_جدایی
#شهدا_گاهی_نگاهی
#نیم_نگاهی
#حال_دلمان_خوب_نیست
Read more
 #وَالْأَرْضَ_بَعْدَ_ذَلِكَ_دَحَاهَا_أَخْرَجَ_مِنْهَا_مَاءَهَا_وَمَرْعَاهَا #نازعات_آیه_۳۰_۳۱ . للحق ...
Media Removed
#وَالْأَرْضَ_بَعْدَ_ذَلِكَ_دَحَاهَا_أَخْرَجَ_مِنْهَا_مَاءَهَا_وَمَرْعَاهَا #نازعات_آیه_۳۰_۳۱ . للحق عكس نوشت : شش روز گذشت و قدرت ذات #الهی جلوه‏ ای کرد.. #خاک، آرام آرام قد کشید و ابراز وجود کرد و زمین نام گرفت که دریایی سبز و روان آن را به دوش می ‏کشد و زمین در برابر فرمان خداوند فروتن ... #وَالْأَرْضَ_بَعْدَ_ذَلِكَ_دَحَاهَا_أَخْرَجَ_مِنْهَا_مَاءَهَا_وَمَرْعَاهَا #نازعات_آیه_۳۰_۳۱
.
للحق عكس نوشت : شش روز گذشت و قدرت ذات #الهی جلوه‏ ای کرد..
#خاک، آرام آرام قد کشید و ابراز وجود کرد و زمین نام گرفت که دریایی سبز و روان آن را به دوش می ‏کشد و زمین در برابر فرمان خداوند فروتن و در برابر شکوه خداوندی هماره تسلیم و سر به زیر است..
.
این سیاره رها شده در وسعتی آبی که به دستهای ستونهایی بلند و نامرئی از آسمانها محافظت می‏شود..
خاک، سر تسلیم فرود آورد و خاشع شد تا گاهواره‏ ای شود برای رنج و اندوه #آدم..
و خاک، به اذن #خدا، جان گرفت و آدم پدید آمد.
اولین رد پای #خلقت، بر وسعت #زمین نمایان شد تا جاده‏ های بی‌نهایت را بپیماید.
و زمین، مهد #آسایش و #آرامش قرار گرفت و گناه آدمیان را به جان پذیرا شد..
رودها جاری گشت و آبشارها خروشیدن گرفت و پرنده‏ ها بر ارتفاع شاخسارها به #تسبیح و تحمید #خداوند مشغول شدند.
.
و زمین، با عظمت کوه‏ ها که چونان میخ هایی بزرگ تکه تکه‌‏اش را نگاهبان شدند و با دریاها که تصویری از #شهود و ادراکند و با درختان که برگ برگ معرفت می‏آموزند..
این گاهواره ابدی که می ‏پروراند از مهر.
این سیاره خاموش که هزار فریاد را در خود فروخفته...
زمین، این نگران همیشه از آینده #فرزندان خویش..
خاک پدید آمد تا جایگاهی شود برای آسایش بنی‌آدم.
تا پیشانی غرور انسان، سجده ‏گاهی داشته باشد برای تضرع و خشوع..
زمین آفریده شد تا از مناجات عاشقانه ابوتراب سرمست شود..
که خوب و بد از هم جدا شوند در محکی بزرگ..
زمین، این سیاره در معصیت فرو رفته!!
این سرگردانِ در جست‏ وجوی آرامش..
این گورستان خاطرات تلخ و شیرین..
این جایگاه شادی ‏ها..
جایگاه غم‏ ها..
مهربانی‏ ها..
غارت‏ ها..
ستم‏ ها...
و عدالت‏ها...
و زمین آفریده شد...
تا آدم در تجارتی بزرگ با خدا معامله کند و زمین آفریده شد با طبقاتی در هم فشرده از خاک و سنگ و چوب و آب و آتش...
تجلی قدرت لایتناهی پروردگار در آیینه خاک...
فلسفه بزرگ خلقت...
و زمین گاهواره در حال چرخش چونان شتری رام شده که سواران خود را به مقصد می‏ برد و ابتدای زمین در #دحوالارض از شروع خلقت از نقطه‏ ای به بلندای رستگاری..
از یک مکعب روشن که ثقل زمین است و پناهگاه بنی‌‏آدم...
از همان روزی که بنیان نهاد ابراهیم خشت خشت خانه خدا را...
و زمین چون نقطه‏ ای روشن بر مدار خویش هنوز می‏ چرخد و می ‏چرخد...ياحق.
.
.
پ‌ن : در اين شب دعاى ظهور اولين و تنها دعايمان باشد.
.
.
كاملاً بى ربط : ماه من!!!
شعرم زمینی بود اما آخرش..
عشق تو یک روز ما را آسمانی میکند.
.
Read more
 #مدافعی دیگران در صف مدافعان حرم . مدافع حرم آل الله شهید حمیدرضا زمانی بسیجی دلاوری از اسلامشهر ...
Media Removed
#مدافعی دیگران در صف مدافعان حرم . مدافع حرم آل الله شهید حمیدرضا زمانی بسیجی دلاوری از اسلامشهر ، یکی دیگر از رزمند‌گان مظلوم جبهه‌ی اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه و آله) که در راه دفاع از حریم آل الله در برابر ایادی «اسلام آمریکایی» و «مزدوران سعودی» بال در بال ملائک گشود. او پس از 45 روز حضور ... #مدافعی دیگران در صف مدافعان حرم .
مدافع حرم آل الله شهید حمیدرضا زمانی
بسیجی دلاوری از اسلامشهر ، یکی دیگر از رزمند‌گان مظلوم جبهه‌ی اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه و آله) که در راه دفاع از حریم آل الله در برابر ایادی «اسلام آمریکایی» و «مزدوران سعودی» بال در بال ملائک گشود.
او پس از 45 روز حضور در صفوف «مدافعان حریم آل الله» در حالی بر سفره‌ی «سالار شهیدان(صلوات الله علیه) مهمان شد که از پیکر پاکش در این دنیا، تنها سر خونین و دست قطع شده‌اش باقی ماند و بر دوش عزاداران حسینی در تهران تشییع شد.
«حمیدرضا زمانی» متولد سال 1365شمسی بود و در شب اول محرم الحرام در چهارم آبان 1393 در نزدیکی کربلا جاودانه شد و در قطعه 26 بهشت زهرا پیکر پاکش آرام گرفت ...
هنگامی که «حمیدرضا» خلعت شهادت پوشید، طفلی 3 ساله و کودکی متولد نشده از او به یادگار مانده بود که این کودک، بامداد روز جمعه، 24 بهمن 1393، حدود 110 روز پس از شهادت پدرش، دیده به جهان گشود ...
.

غم نوشت ؛
با کدام پا در برابرت زانو بزنم؟
با کدام چشم و سر ، شرمندگی را نثارت کنم؟
با کدام دست؟
آه... گفتم دست
آه ... گفتم سر
چه واژه های شده اند این سر و دست
نمیدانم!
نمیداانم!!!
.

عشق و مردانگی
صداقت و رفاقت
شهادت و جاودانگی
و کوله پشتی پر از واژه هایی که حقیرند در وصف تو ..
چطور این همه را با یک دست
برداشتی و خندیدی و رفتی؟
و تنها سری خونین و دستی ... برایش به یادگار گذاشتی ...
.

خواستم از طفل سه ساله ات بگویم باز بغض راه نفسم را بست ....
سه ساله ....
چه واژه ای شده است این سه ساله هایی که هر روز می بینیم و می شنویم از یتیم شدنشان ...
و فهمش چقدر برایم سخت است!!!
که چگونه باید به سه ساله ای فهماند یتیمی را ...؟؟
چگونه باید به او فهماند پدری که روزی تو را در آغوش میگرفت و بر سینه اش آرام میگرفتی فقط با یک سر و دست برگشت ...
نمیدانم ...!!
فقط میتوانم آهی از ته دل بکشم و بگویم ...
یا رقیه (س) ، ای سه ساله ارباب مددی ...
.
#مدافعان_حرم
#شهید_حمیدرضا_زمانی
#الهی_به_حق_این_شهدا
#الهی_به_حق_خانم_رقیه_س
#اللهم_ارزقنا_توفیق_الشهادة
#به_اميد_نگٰــاهي
Read more
#قربون_همون_خدایی_که_لر_آفرید @ehsan_bakhtiyariiii گـر بــه فکر نــام باشم, بختیاری نیستم ظالــم و خـودکــام باشم, بختیاری نیستم در سـراشیـب سقـوط عــدل در چــاه نفـاق ســاکـت و آرام باشم, بختیاری نیستم بعـد عمــری بنـدگی کـردن به درگـاه خدا خــــادم اصـنــام باشم , بختیاری ... #قربون_همون_خدایی_که_لر_آفرید

@ehsan_bakhtiyariiii
گـر بــه فکر نــام باشم, بختیاری نیستم
ظالــم و خـودکــام باشم, بختیاری نیستم

در سـراشیـب سقـوط عــدل در چــاه نفـاق
ســاکـت و آرام باشم, بختیاری نیستم

بعـد عمــری بنـدگی کـردن به درگـاه خدا
خــــادم اصـنــام باشم , بختیاری نیستم

مـن کـه نانم بوده است از دسترنج خویشتن
فکـر نــان شـــام باشم , بختیاری نیستم

من که تا اهـرام رخشم تاخت با کوروش همی
سنـگ چــون اهـرام باشم , بختیاری نیستم

مـن کـه در دفـع سکنــدر خار چشم او شدم
خصــم خـون آشــام باشم , بختیاری نیستم

من کـه بستم راه بر تازی و تاتار و مغول
حــال بـی اقــدام باشم , بختیاری نیستم

مـن کـه در یک شب گرفتم قندهار و برج او
ســد راه عـــام باشم , بختیاری نیستم

مـن که در دل مهر میهن دارم و یزدان پاک
غــرق در اوهـــام باشم , بختیاری نیستم

مـن کـه با کُرد و بلوچ و گیلکم دیر آشنا
منـفـک از اقــوام باشم , بختیاری نیستم

مـن کـه زیــر سقف میهـن یکـدلم با آذری
مُقـسم ایــن بــام باشم , بختیاری نیستم. ٫
٫ #درودهااااا__نثارتااااان_______همتباران_____________________😍😍😍💌💌💌💌💌💌💌👍👌👑🌹🌹🌹 ____________________💟🙋💟🙋💟🙋👑🌹🌹🌹 #بختياري #چهارمحال_بختیاری #خوزستان #اهواز #شهركرد #ايران
Read more
«قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان مثل تیری که رها می شود از دست کمان خسته ...
Media Removed
«قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان مثل تیری که رها می شود از دست کمان خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود مست می آمد و رخساره برافروخته بود روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته بر تنش دست یدالله حمایل بسته بی خود ... «قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها می شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود
بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
مست می آمد و رخساره برافروخته بود
روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته
بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد
زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد
یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را
آمده باز هم از جا بکند خیبر را
آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جمله در پوست نگنجیدن را
بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید
زیرپایش همه کون و مکان می چرخید
بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه
گفت:لاحول ولاقوه الابالله
مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون
به تماشای جنونش همه دنیا مجنون
آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است
بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است
رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی
پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد
با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست
آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا می گیری
زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای
به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا*
گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید
با فغان پسرم وا پسرم می آید
باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی اینبارچرا دست به پهلو داری؟! کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟! مثل آیینهء در خاک مکدر شده ای
چشم من تار شده ؟یا تو مکرر شده ای؟! من تو را در همه کرب و بلا می بینم
هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم
ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی
کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم
باید انگار تو را بین عبا بگذارم
باید انگار تو را بین عبایم ببرم
تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم

#علی_اکبر_حسین
#اللهم_الجعل_عواقب_امورنا_خیرا
#این_شعر_عالیهههههههه
#حی_علی_العزا
Read more
. بسم الله الرحمن الرحیم . تــقــــــارن #نوروز و #شهادت_امام_هادی (ع) . ســـیـــن مـثـل ...
Media Removed
. بسم الله الرحمن الرحیم . تــقــــــارن #نوروز و #شهادت_امام_هادی (ع) . ســـیـــن مـثـل "سـحـر" و "سـردی عفوی نایاب" ســیــــن "سـجــاده ی زوار" مــیـــانِ "ســرداب" ســیـن "سـائـل" شــدن حــاتــم و لـطـف اربــاب "ســـامـــرا"، "سـیــنـه زدن" تحت شعاع مهتـاب . بــرڪـت ... .
بسم الله الرحمن الرحیم
.
تــقــــــارن #نوروز و #شهادت_امام_هادی (ع)
.
ســـیـــن مـثـل "سـحـر" و "سـردی عفوی نایاب"
ســیــــن "سـجــاده ی زوار" مــیـــانِ "ســرداب"
ســیـن "سـائـل" شــدن حــاتــم و لـطـف اربــاب
"ســـامـــرا"، "سـیــنـه زدن" تحت شعاع مهتـاب
.
بــرڪـت ســال نـو امـســـال امـــام هــادی‌ست
بــــانـــی گــردش احــوال، امــــام هــــادی‌ست
.
بـــاز هـــم آیـــه بــخــوان راه بــه مــا یــاد بده
راه نــــزدیــڪ بـــه درگــــاه بــــه مــا یــاد بده
عــشـــق بــازیِ ســحــرگـــاه بـــه مــا یــاد بـده
وَ بِــکُـــم عَـــلَّــمــَــنـَا الله بـــــه مـــا یــاد بـــده
.
بـهــتـریـن نـسـخـه ی هر غصـه و هـر دردی تـو
جــامـعـه خــوانـدی و مــا را عـلـوی کــردی تـو
.
ڪـاش نــوری ســوی قـــلـبــم بـرسد، محـتاجم
اول ســـال، گـــره بــاز شــود... مــــحــــتـاجــم
نــظــری کـن بـه مـنِ خـسـتـه کـه بــد محتاجم
مـــن به الــطــاف شــمــا تــا بـه ابـد مـحـتاجم
.
تا که چــرخـیــد زبانــم همــه اش مـدح تو شد
خواســتم روضـه بخوانم همه اش مدح تو شد
.
راه ایـن روضــه ی غمناک، مسیری سخت است
دور از خــانـــه غــریــبانه اسـیـری سخت است
ایــن هــمــه جــام بلا را بـپـذیری سـخت است
یــادِ تـخـریـب حـرم روضه بگیری سخت است
.
آب بــســتـــنــد بــه صــحــن و حــرم جدت آه
ســـال هــا ســوخـــتـــی از داغ ابـــاعـــبــدالله
.
رتــبــه ی فــاطــمــی ات قــابـل تشـکیڪ نبود
ایــن هــمــه اذیــت مـعـصـوم خـدا، نیـک نبود
حــق تـــو دیــدن ویــرانـــه ی تــاریــڪ نبــود
جــایـگــاهـت بـه خــدا "خـان صـعـالیک" نبـود
.
ڪنج ویـرانه دلـت ســوخـت و در تــب بــودی
مــطــمــئــنــم کــه بـه یــاد دل زیــنــب بــودی
.
حــمـلــه بـر حـصـن حصـیـن؟! بر متوکـل لعنت
طــعــنــه بـر هــادی دیــن؟! بــر مــتـوکل لعنت
خـوردی آقــا به زمــیــن؟! بـــر مــتــوکـل لعنت
آه از ڪــوچــه، هــمــیــن... بر مــتـوڪل لعنت
.
ایــن زنــا زاده چــرا حمـله به یـوسـف کــرده؟!
بـه چــه رویــی بــه شـمـا بـاده تـعـارف کرده؟!
.

#محمدجواد_شیرازی
.
.
«اللهم عجل لولیک الفرج والعن الجبت والطاغوت»
.
تقدیم به روح مطهر مادر امام عصر «ارواحنافداه»؛
حضرت نرجـس خـاتون «سلام الله علیها» صلوات!
.
.
#عید #شعرفارسی #شعر_آئینی #عید_نوروز
#یاعلی
Read more
چند بیت روضه... یا امام جواد علیه السلام؛ نفس سوخته را مرهم و درمانی نیست حال و روز تو یقین غیر پریشانی ...
Media Removed
چند بیت روضه... یا امام جواد علیه السلام؛ نفس سوخته را مرهم و درمانی نیست حال و روز تو یقین غیر پریشانی نیست العطش العطش اینقدر مگو از جگرت که ازین ظالمه امید به احسانی نیست اثر زهر همین است بسوزاند و بس آه در حجره ی در بسته که بارانی نیست اصلا انگار بنا نیست که آبت بدهند اصلا انگار دراین ... چند بیت روضه... یا امام جواد علیه السلام؛

نفس سوخته را مرهم و درمانی نیست
حال و روز تو یقین غیر پریشانی نیست

العطش العطش اینقدر مگو از جگرت
که ازین ظالمه امید به احسانی نیست

اثر زهر همین است بسوزاند و بس
آه در حجره ی در بسته که بارانی نیست

اصلا انگار بنا نیست که آبت بدهند
اصلا انگار دراین غمکده انسانی نیست

این کنیزان به زمین خوردن تو میخندند
غربتت آه دگر غربت پنهانی نیست

رسم اینست به مهمان همه تکریم کنند..
زهر دادن بخدا سنت مهمانی نیست

خواهری نیست بیاید به سر بالینت
خواهری نیست سر تو روی دامانی نیست

اینقدر سعی مکن تا که ز جا برخیزی
به تن سوخته ی تو رمق و جانی نیست

چشم تارت به در حجره چرا خشک شده؟
یار و یاور که دراین معرکه میدانی نیست.. باتن محتضرت بهتر ازین کاری که..
آسمان را به دو خط روضه بگریانی نیست

خواهری روی تل از سوز جگر ناله کشید..
سربریدن زقفا رسم مسلمانی نیست

نیزه را در بدن یوسف زینب نکنید
سنگدل تر ز شما گرگ بیابانی نیست

پیش زینب به تن شاه جسارت کردند
زینت دوش نبی را همه غارت کردند.. التماس دعا
Read more
شنیده بودم که اینجا تور آتشفان برگزار میشه... و توریست ها همچین شیک و مجلسی میرن روی کوه صبحانه رو با گدازه های آتشفشان درست کنند و تناول میفرمایند.... اما میگن آتش نطلبیده مراده... از اول که ما در برنامه مون آتیش بازی نداشتیم و حالا یه دفه این کوه آگونگ از خواب بیداره شده و فعلا داره خمیازه های دودی ... شنیده بودم که اینجا تور آتشفان برگزار میشه... و توریست ها همچین شیک و مجلسی میرن روی کوه صبحانه رو با گدازه های آتشفشان درست کنند و تناول میفرمایند.... اما میگن آتش نطلبیده مراده... از اول که ما در برنامه مون آتیش بازی نداشتیم و حالا یه دفه این کوه آگونگ از خواب بیداره شده و فعلا داره خمیازه های دودی میکشه .... پس احتمالا در همین چند روزه به مراد دلم میرسم... البته الان یادم نمیاد مراد دلم چی بوده اما هر چی بوده خیلی بیخود بوده که نزدیک کوه آتشفشان ، فیلش یاد هندوستان کرده ..... گفتم هندوستان : همینجا وصیت میکنم نصف خاکسترم را به رود گنگ بسپارید ... البته به اون ابتداش بسپارید که تمیزتره.... اون آخراش خاکستر های مشابه زیاده و آلوده ست ..نصف دیگه خاکسترم رو هم بریزد کنار رود دانوب در اروپا ... داخلش نریزید که ممنوعه... خوبه بدونید که اندونزی روی خط آتشفشان و زلزله قرار داره و تقریبا هر روز این سرزمین در حال لرزیدنه... و میگن حدود دویست آتشفان فعال و خدا میدونه که چند تا غیر فعال داره... امروز میخوایم بریم نزدیک یکی از اون خوشگلاش😏
چون فیلم آتشفشان را فعلا ندارم ،میریم به عبادت و زیارت و اشک و آه و خدایا توبه و خدا جان غلط کردم😩✋🏻
Read more
@goftanihakamnist سالروز ارغوان ارغوان! شاخهٔ همخون جدا ماندهٔ من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ ...
Media Removed
@goftanihakamnist سالروز ارغوان ارغوان! شاخهٔ همخون جدا ماندهٔ من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز؟ . من در این گوشه که از دنیا بیرون است آفتابی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه می بینم دیوارست آه، این سخت سیاه آن چنان نزدیک است که چو بر می کشم از سینه نفس نفسم ... @goftanihakamnist
سالروز ارغوان

ارغوان! شاخهٔ همخون جدا ماندهٔ من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز؟ .
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوارست
آه، این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر می کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند.
.
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی ست
نفسم می گیرد
که هوا هم اینجا زندانی ست
.
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه می انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
چون دل من که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو می ریزد.
.
ارغوان!
این چه رازی است که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ می افزاید.
.
ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درد غم می گذرند.
.
ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجرهٔ باز سحر غلغله می آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم‌پروازند.
.
ارغوان، بیرق گلگون بهار!
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش.
.
تو بخوان نغمه ناخواندهٔ من
ارغوان شاخهٔ همخون جداماندهٔ من!
فروردین ۱۳۶۳
#هوشنگ_ابتهاج

پ‌ن:
سال‌ها بود پیِ منزل ارغوان حضرت سایه در خیابان فردوسی می‌گشتم تا فروردین ۹۶ به لطف رفیق عزیزم جهان، کنار دفتر سیمان تهران آن گنج نهان را یافتم.
خانهٔ پیر پرنیان‌اندیش، خانهٔ ارغوان.
از آنروز هرگاه دلتنگ حافظ زمانه که می‌شویم نزد درخت ارغوان می‌رویم، فیلمی از شعرخوانی حضرت سایه که با نوای پهلوان تار، استاد لطفی همراه است(کنسرت بال در بال) پیش روی درخت ارغوان قرار می‌دهیم؛ گویی ارغوان بی‌قرار سایه‌جان بوده و با شنیدن صدای ایشان آرام می‌شود.
امروز نیز با مهربانی سرکار خانم یلدا ابتهاج در آستانه‌ی سی و چهارمین زادروز شعر ارغوان(فروردین ۶۳) به یاد خیل عظیم دوستداران کنار ارغوان حاضر شدیم و مراسم همیشگی را به جا آوردیم تا آسمان ارغوان دمی گرفته نباشد.
.
با مهر فراوان
#یونس_رشیدی

@goftanihakamnist
Read more
این روزها به حال حسن زار میزنم از غصه سر به سینه ی دیوار میزنم بغض حسن به خلوت شب بارها شکست با آههای ...
Media Removed
این روزها به حال حسن زار میزنم از غصه سر به سینه ی دیوار میزنم بغض حسن به خلوت شب بارها شکست با آههای مادر خود بی صدا شکست کابوسهای هر شبه اش کار کوچه بود زخم دلش زدیدن آزار کوچه بود مادر شکسته بود، حسن هم شکسته تر بازو شکسته بود بدن هم شکسته تر کم حرف میزند به زمین خیره میشود هی آه میکشد به زمین خیره ... این روزها به حال حسن زار میزنم
از غصه سر به سینه ی دیوار میزنم
بغض حسن به خلوت شب بارها شکست
با آههای مادر خود بی صدا شکست
کابوسهای هر شبه اش کار کوچه بود
زخم دلش زدیدن آزار کوچه بود
مادر شکسته بود، حسن هم شکسته تر
بازو شکسته بود بدن هم شکسته تر
کم حرف میزند به زمین خیره میشود
هی آه میکشد به زمین خیره میشود
زخمش عمیق بود به هرحال بچه بود
دردی که میکشید فقط مال کوچه بود
مادر میان کوچه ی باریک اینچنین
پیش نگاه خیس حسن خورده بر زمین
نــوكـــر نـوشـــت:
باید به پای عشقِ حسن جان فدا ڪنیم
در عمق سینه یڪ حَسَــنیه به پا ڪنیم
بایـد برای اینڪه مُحِـبِ حسـن شدیم
روزی هـزار مـرتبه شڪـر خـدا ڪنیم
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... دوشنبتون امام حسنی (ع)
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_حامد_جوانی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
هو <span class="emoji emoji1f539"></span>سلطان اسم شریف " آه " در حضرت مریم_سلام الله علیها <span class="emoji emoji1f538"></span>در سوره ی مریم که خواهران سعی نمایند با این سوره ...
Media Removed
هو سلطان اسم شریف " آه " در حضرت مریم_سلام الله علیها در سوره ی مریم که خواهران سعی نمایند با این سوره حشر بیشتری داشته باشند آمده است: " واذکر فی الکتاب مریم اذ انتبذت من اهلها مکانا شرقیا" یعنی و دراین کتاب مریم را یاد آر آن هنگام که از خانواده اش جدا شد و درناحیه ی شرقی قرارگرفت معلوم میشود یک تنهایی ... هو 🔹سلطان اسم شریف " آه " در حضرت مریم_سلام الله علیها 🔸در سوره ی مریم که خواهران سعی نمایند با این سوره حشر بیشتری داشته باشند آمده است: " واذکر فی الکتاب مریم اذ انتبذت من اهلها مکانا شرقیا" یعنی و دراین کتاب مریم را یاد آر آن هنگام که از خانواده اش جدا شد و درناحیه ی شرقی قرارگرفت

معلوم میشود یک تنهایی و گوشه گیری بسیار سنگینی عاید حضرت مریم _سلام الله علیها شده بود که حتی از خانواده ی خود نیز جدا شد واین گونه گوشه گیری و عزلت نشینی چه شیرین است اگر روی حساب و برنامه باشد

غرض این که بعد از آن گوشه گیری و انقطاع از مردم , وقتی که مراقبت تام و حضور تام به حضرتش دست داد " فأجاءها المخاض الی جذع النخله "
درد شدید او را به قلق و اضطراب فراوان کشید تا اندازه ایی این درد گل کرد که فرمود:" خدایا کاش پیش از این مرده بودم و بطور کلی فراموش شده بودم" 🔸این درد , درد زایمان نیست , بلکه این درد متولد شدن خود مریم است و الا این درد زایمان متعارف را که همه ی زن های عالم دارند پس چرا قرآن فقط از حضرت مریم یاد کرده است و سوره ایی را بدان اختصاص داده است.

غرض اینکه آن دردی که در قران یاد شده فقط این درد متعارف زایمان فرزند نیست بلکه دردی فوق این دردهای روزمره ی زندگی است
این درد تولد خود مریم است
او خودش میخواهد زاییده شود و آدم دیگری شود
و الا قرآن این یگانه کتاب نظام هستی هیچ گاه وقت خود را فقط برای ذکر یک قضیه ی متعارف به دنیا آمدن کودک نمی گیرد, اگر چه برای آن بخش هم که مورد نیاز همه است بیاناتی دارد.
در این آیات اسرار و حقائق بیشماری است که باید به مغزای آن ها رسید.

__________
📚شرح دروس معرفت نفس
جلد دوم /ص۲۷۳
استاد صمدی آملی حفظه الله
Read more
‌ با قلب من، ای عشق! کاری کن که باید کاری که دل بردارم از امّا و شاید کاری که تنها خود بدانی چیست! یا ...
Media Removed
‌ با قلب من، ای عشق! کاری کن که باید کاری که دل بردارم از امّا و شاید کاری که تنها خود بدانی چیست! یا نه! کاری که از دست خودت هم بر نیاید ای دل جلایی تازه پیدا کن که این عشق چون آه در «آیینه» خود را می نماید باید که بر دیوار زندان سر بکوبم آه مرا گر بشنود در می گشاید رفتم که برگردم به آغوش تو ای عشق! تا ...
با قلب من، ای عشق! کاری کن که باید
کاری که دل بردارم از امّا و شاید
کاری که تنها خود بدانی چیست! یا نه!
کاری که از دست خودت هم بر نیاید
ای دل جلایی تازه پیدا کن که این عشق
چون آه در «آیینه» خود را می نماید
باید که بر دیوار زندان سر بکوبم
آه مرا گر بشنود در می گشاید
رفتم که برگردم به آغوش تو ای عشق!
تا جان به جای خستگی از تن درآید
+
#فاضل_نظری


Read more
<span class="emoji emoji1f4f7"></span><span class="emoji emoji1f44f"></span>🏼<span class="emoji emoji1f44d"></span>🏼<span class="emoji emoji1f4aa"></span>🏼<span class="emoji emoji1f499"></span> زی جان استُ حیاتُ زندگانی زی نفس استُ روح زی رهائیست از سکون، یأس و تاریکی . نمایشگاه ...
Media Removed
🏼🏼🏼 زی جان استُ حیاتُ زندگانی زی نفس استُ روح زی رهائیست از سکون، یأس و تاریکی . نمایشگاه عکس گروهی زی روایت دوم؛ “بی چرا زندگانیم”! میگه؛ “زی برای من جوان پرشور گیلک است که روزمرگی‌ها را با نگاه نو زندگی میکند... مجموعه عکسها (شعر نگاره) برداشت آزادی از شعر “شکاف” احمد شاملو هست، ... 📷👏🏼👍🏼💪🏼💙
زی
جان استُ حیاتُ زندگانی
زی
نفس استُ روح
زی
رهائیست از سکون، یأس و تاریکی
.
نمایشگاه عکس گروهی زی
روایت دوم؛ “بی چرا زندگانیم”!
میگه؛ “زی برای من جوان پرشور گیلک است که روزمرگی‌ها را با نگاه نو زندگی میکند... مجموعه عکسها (شعر نگاره) برداشت آزادی از شعر “شکاف” احمد شاملو هست، برای ما تا زندگی کنیم و آگاهتر باشیم؛
زاده شدن بر نیزه تاریک
همچون میلاد گشاده‌ی زخمی
سِفْر یگانه فرصت را
سراسر در سلسله پیمودن
بر شعله خویش سوختن
تا جرقه واپسین
بر شعله حرمتی
که در خاک راهش
یافته اند
بردگان
این چنین!
این چنین سرخ و لوند
بر خار بوته‌ی خون
شکفتن
وینچنین گردن فراز
بر تازیانه زار تحقیر
گذشتن
و راه را تا غایت نفرت
بریدن!
آه، از که سخن می‌گویم!؟
ما بی چرا زندگانیم
آنان به چرا مرگ خود آگاهانند!
🙏🏼🌱
خیلی حس خوب و لذتبخشیه دیدن موفقیت دوست و رفیقت، آدمی که شبانه روز با تمام توان تلاش میکنه برای پرورش و رشد دادن جوانهای علاقه‌مند به عکاسی، بچه های همشهری و هم‌استانیش (باید ازش چندتا کپی و تکثیر بشه توی این مملکت)، کسی که شاید نسبت به خیلی از عکاسهایی که میشناسید دغدغه هایی متفاوت‌تر و‌ هدفمندتر داشته باشه (روی هنر قیمت نمیذاره و باهاش کاسبی نمیکنه)، عکاسی که هیچوقت نگاهش رو که با عشق شکل گرفته به هر قیمتی و به هر‌ کسی نمیفروشه و تجربیاتش رو بدون ذره‌ای خصاصتُ بخل، که باز هم عاشقانه به اطرافیانش منتقل میکنه🙏🏼
خوشحالم برات @bernopix و امیدوارم بیشتر از تو و گروه جوانُ آینده‌دارت حمایت بشه💪🏼 خوشحالتر شدم تونستم روز افتتاحیه نمایشگاه کنارتون باشم...تو بهترینی و میدونمُ مطمئنم به همین زودی اتفاقات بزرگی رو رقم میزنی🙏🏼 روز به روز شادتر و موفقیتهای بزرگترت رو ببینم 👏🏼👍🏼🙏🏼💙
۲۵ اَمرداد ۱۳۹۷، رشت
#از_خوزستان_به_گیلان
#امرداد #رشت #نمایشگاه_عکس #زی #بی_چرا_زندگانیم #احمدشاملو #احمد_شاملو
Read more
دوش رفتم به در میکده، خواب آلوده خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده . آمد افسوس کنان مغبچه‌ی باده فروش گفت ...
Media Removed
دوش رفتم به در میکده، خواب آلوده خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده . آمد افسوس کنان مغبچه‌ی باده فروش گفت بیدار شو، ای ره رو خواب آلوده! . شست و شویی کن و آن‌گه به خرابات خرام تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده . به هوای لب شیرین پسران چند کنی جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده . به طهارت گذران منزل پیری ... دوش رفتم به در میکده، خواب آلوده
خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
.
آمد افسوس کنان مغبچه‌ی باده فروش
گفت بیدار شو، ای ره رو خواب آلوده! .
شست و شویی کن و آن‌گه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
.
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
.
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
.
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به درآی
که صفایی ندهد آب تراب آلوده
.
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
.
آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
.
گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
.
ـ💚
ـ🍃🍃🍃🍃🍃💚
حضرت #حافظ
Read more
. #شهیدنیوز #شهیدخبر . در یکم مرداد سال 1358 در یک خانواده مذهبی و ولایتمدار در شهرستان نظرآباد ...
Media Removed
. #شهیدنیوز #شهیدخبر . در یکم مرداد سال 1358 در یک خانواده مذهبی و ولایتمدار در شهرستان نظرآباد دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه‌ی خود را در مـحـل زادگـاهش به پـایان رسانـد. در سال 1376 در مقطع کارشناسی رشته مهندسی برق و الکترونیک در دانشگاه آزاد واحد ڪرج پذیرفته شد. ... .
#شهیدنیوز
#شهیدخبر .

در یکم مرداد سال 1358 در یک خانواده مذهبی و ولایتمدار در شهرستان نظرآباد دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه‌ی خود را در مـحـل زادگـاهش به پـایان رسانـد.
در سال 1376 در مقطع کارشناسی رشته مهندسی برق و الکترونیک در دانشگاه آزاد واحد ڪرج پذیرفته شد. و به موازات تحصیل ، ساخـت و ابـداع دستگاه ‌های الکترونیڪی را نیـز در برنامه‌های خود داشت به طوری ڪہ توانست در سال‌های پاسداری‌اش بعنوان یک نیرو نخبه ، مخترع و پای کار ظاهر شود.
او همواره در یک برنامه هدفمند به کسب علم و دانش مشغول بود به گونه ای که علاوه بر کارشناسی مهندسی برق و الکترونیک ، دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات عرب ، مدرک کارشناسی زبان انگلیسی ، مدرک کارشناسی ارشد اطلاعات امنیت و فارغ التحصیل دانشگاه امام علی (ع) بود و نیز بعنوان استاد دانشگاه امام‌ حسین (ع) فعالیت می‌ کرد که همه حاکی از آن است که لحظه‌ ای در راه کسب علم و دانش غفلت نکرده است.

در رشته های ورزشی ، مخصوصاً رشته های رزمی فعالیت داشت ، در دوره نوجوانی بطور جدّی در رشته کونگفو و در زمان پاسداری در رشته جودو ورزش می نمود.

از سال 1389 بر روی سوریه متمرکز شده و آموزش افسران و فرماندهان سوری را از همان سال آغاز ڪرده بود . او متخصـص تخریـب و جنگ‌های پارتیزانی بود، و بخاطر نبوغ علمی‌اش بسیاری از تجهیزات نظامی از ڪار افتاده را دوباره احیا و گاهـی قابلیت های جدیدی به آنها اضافه می کرد و در ڪمترین زمان توانایی مهندسی معڪوس تجهیزات جنگی به غنیمت گرفته شده را دارا بود. سـرانجـام ایـن شهید والا مقـام در سحرگـاه روز جـمعه يـازدهم مـرداد 1392 مصادف بـا 24 رمـضـان 1434 و روز قـدس بـا زبــان روزه در دفـاع از حـريــم آل ا... ، حرم حضرت زينب کبری (س) بـه درجـه رفیع شهادت نائل آمد. پـيکر مطهرش در روز 14 مرداد در گلزار شهدای زادگاهش با حضور هزاران نفر تشييع و تدفين شد. از وی دو فرزند خردسال به نام هاي محمد مهدی و محمد حسين به يادگار باقی است.
#شهید_مهندس_رضا_کارگر_برزی
#اولین_شهید_مدافع_حرم_ڪرج
.
@shahidnews
Read more
‎نيمه شب ١٨٨ __________🖤__________ Broken heart in the midnight . نيمه ى ماه و منم تنها در آه آه ...
Media Removed
‎نيمه شب ١٨٨ __________🖤__________ Broken heart in the midnight . نيمه ى ماه و منم تنها در آه آه از آن يارى كه كرد عمرم تباه ٠ در جوانى مو و اَبرويم سپيد رو سفيد اما كه بختم شد سياه ٠ جز سياهىِ دل شب كو كجا پاى سجاده بگويم من از آه ٠ زير تاريكى درخشد موى من همچو برق ديده ى خيس از آه ٠ آه از آن ... ‎نيمه شب ١٨٨
__________🖤__________
Broken heart in the midnight
.
نيمه ى ماه و منم تنها در آه
آه از آن يارى كه كرد عمرم تباه
٠
در جوانى مو و اَبرويم سپيد
رو سفيد اما كه بختم شد سياه
٠
جز سياهىِ دل شب كو كجا
پاى سجاده بگويم من از آه
٠
زير تاريكى درخشد موى من
همچو برق ديده ى خيس از آه
٠
آه از آن دلدار و يار بى وفا
كو نفس بود مرا با چشم سياه
٠
همنفس مقطوع كرد مارا نفس
از نفس ديگر نياد جز به آه
٠
نام او گر چه نفس بود ولى
ديگرم هق هق بباشد با يه آه
٠
آه از آن مهتاب شبهاى غريب
پاى كويش سر به آسمانم به آه
٠
مى كنم تنها نظر بر پنجره
ميكشد اين جگرم يك سوز و آه
٠
اى تمام انتظارم، كوچه و يك آسمان
كاش مى ديدى مرا تو، قدر يه آه ‎
.
__________🖤__________
Read more
#یاباب_الحوائج عمري زديم از دل صدا باب الحوائج را خوانديم بعد از ربنا باب الحوائج را . روزي ما كرده خدا باب الحوائج را ازمانگيردكاش "يا باب الحوائج " را . هركس صدايش كرد بي چاره نخواهد شد كارش به يك مو هم رسد پاره نخواهد شد . يادش بخيرآن روزها كه مادر خانه گه گاه ميزد پرچمي را سردر خانه . پرمي ... #یاباب_الحوائج
عمري زديم از دل صدا باب الحوائج را
خوانديم بعد از ربنا باب الحوائج را
.
روزي ما كرده خدا باب الحوائج را
ازمانگيردكاش "يا باب الحوائج " را
.
هركس صدايش كرد بي چاره نخواهد شد
كارش به يك مو هم رسد پاره نخواهد شد
.
يادش بخيرآن روزها كه مادر خانه
گه گاه ميزد پرچمي را سردر خانه
.
پرمي شداز همسايه ها دور وبر خانه
يك سفره نذري، قدروسع شوهر خانه
.
مادر پدرهامان همينكه كم مياوردند
يك سفره موسي بن جعفر نذر ميكردند
.
عصرسه شنبه خانه ما رو به را ميشد
يك سفره مي افتادو درد ما دوا ميشد
.
با اشك وقتي چشم مادر آشناميشد
آجيل هاي سفره هم مشكل گشا ميشد
.
آنچه هميشه طالبش چندين برابر بود
نان وپنير سفره موسي بن جعفر بود
.
گاهي ميان روضه ما شور مي آمد
پيرزني از راه خيلي دور مي آمد
.
با دختري از هردوچشمش كور...مي آمد
بهر شفاي كودك منظور مي آمد
.
يك بار در بين دعا مابين آمينم
برخاست از جا گفت دارم خوب مي بينم
.
آنكه توسل ياد چشمم داد مادر بود
آنكه ميان روضه مي زد داد مادر بود
.
آنكه كنارسفره مي افتاد مادر بود
گريه كن زنداني بغداد مادر بود
.
حتي نفس در سينه او گير می افتاد
هر باركه ياد غل و زنجير مي افتاد
.
مي گفت چيزي برلبش جز جان نيامد...آه
در خلوت او غير زندانبان نيامد...آه
.
اين بار يوسف زنده از زندان نيامد آه
پيراهنش هم جانب كنعان نيامد...آه
.
از آه او درخانه زنجير شيون ماند
بر روي آهن تا هميشه ردّ گردن ماند
.
اين اتفاق انگار كه بسيار مي افتاد
هرشب به جانش دست بد كردار مي افتاد
.
نه نيمه ي شب موقع افطار مي افتاد
انقدر ميزد دست او از كار مي افتاد
.
وقتي كه فرقي بين شان در چشم دشمن نيست
صدشكر كه مرد است زيردست وپا،زن نيست
.
#پ_ن:
یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر؛ نگاهی....
.
.
#امام_موسی_بن_جعفر
#امام_موسی_کاظم
#امام_هفتم
#مشکل_گشا
#عشق
#کاظمین
#شهادت
.
#حاج_مهدی_رسولی
@mahdirasuli_ir
#حاج_محسن_عربخالقی
@arabkhaleghi
Read more
#زنده مانده ام به يادت..... تمام امروز که نه،تمام امسال که نه،تمام عمر!اگر عمری باشد،اگر زندگی باشد ،اگر آرزو و حسرتی باشد ،بیادت میمانم .آنقدر در ذهنم بزرگ و اسطوره ای که هیچ خطی، هیچ نگاهی ،هیچ ردی ،هیچ مهربانی ،هیچ لبخندمعصومانه ای، هیچ چشم لبریز از آهی، نه میتواند و نه خواهد توانست ... #زنده مانده ام به يادت.....
💔💔😭💔💔
تمام امروز که نه،تمام امسال که نه،تمام عمر!اگر عمری باشد،اگر زندگی باشد ،اگر آرزو و حسرتی باشد ،بیادت میمانم .آنقدر در ذهنم بزرگ و اسطوره ای که هیچ خطی، هیچ نگاهی ،هیچ ردی ،هیچ مهربانی ،هیچ لبخندمعصومانه ای، هیچ چشم لبریز از آهی، نه میتواند و نه خواهد توانست جایگزین نام معصومت باشد خواهر،نام معصومت میان قلب من که نه، میان قلب تمام کسانی که به اوج بودن و نبودنت پی بردند ،عجیب آشوب میکند،عجیب سر به دیواره دل میکوبد و بغض میشود میان گلو و اشک سوزان میشود بر روی کوی
گونه های ترک خورده ،
مرا که هیچ وقت یادتو از خاطرش نرود،
مرا که هیچ وقت چشمانت،
آه چشمانت... همان چشمانی که تمام و کمال با عمق آه و نگاه ....
مگر فراموش میشوی؟مگر به پایان میرسی؟مگر از یاد میروی؟
نه چه ساده اند مردمانی که تو را رفته و رفته میپندارند؛تو هستی همیشه تا ابد حک شده بر قلبهای پرحسرت و داغ دیده و کمرهای خم شده خانواده ات آری *هستی در نگاه واشك سوزان پدر ومادرت*
و *هستي در لحظه لحظه زندگي من وخواهرانت*
و *هستي در آه غمگين وپردرد برادرانت..*
که هیچ گاه به روی خود نیاوردن چقدر حسرت نگاهت به دلشون مانده...چقدر....چقدر.... دوسال گذشت...ولی نه در باورم میگنجد، نه از خیالم میروى... خیییییییلی دلتنگ مهربونیاتم...💔 شادی روح #خواهرم یه فاتحه يه صلوات🙏🏻💔
Read more
،،،ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت یا ناله من در دل سنگت اثری داشت یا شام فراقت ز پی خود سحری داشت یا ...
Media Removed
،،،ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت یا ناله من در دل سنگت اثری داشت یا شام فراقت ز پی خود سحری داشت یا نرگس مخمور تو بر من نظری داشت ترسم نشوی با خبر از حال دل من تا سوسن و سنبل به در آید ز گِلِ من هر کس که تو را دید ز خود کرد فراموش هر کس که لبت دید شد از غیر تو خاموش ایکاش شبی تنگ در آغوش تو باشم می از کف ... ،،،ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت
یا ناله من در دل سنگت اثری داشت

یا شام فراقت ز پی خود سحری داشت
یا نرگس مخمور تو بر من نظری داشت

ترسم نشوی با خبر از حال دل من
تا سوسن و سنبل به در آید ز گِلِ من

هر کس که تو را دید ز خود کرد فراموش
هر کس که لبت دید شد از غیر تو خاموش

ایکاش شبی تنگ در آغوش تو باشم
می از کف تو گیرم و مدهوش تو باشم

خوش بخت تر از من بُوَد آن پیرهن تو
شب تا به سحر نرم خورد بر بدن تو

گیرد همه شب تنگ در آغوش تن تو
افتد به برش زلف شکن در شکن تو

ای ماهِ من، آه از تو، به عاشق نظری کن
ای آهِ من، آه از تو به قلبش اثری کن

ایکاش سرم بر سر زانوی تو باشد
یا پنجه من شانه گیسوی تو باشد

ایکاش بیایی و نهی لب به لب من
تا خوش گذرد با سر زلف تو شب من

گر دیده مهتاب چمن سایه و روشن
ای حور ز جا خیز که جنت شده گلشن،،،،
Read more
 #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ ...
Media Removed
#پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى السَّلامُ ... #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع
‌‌ ‌
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلادَ رَســُولِ اللهِ
‌‌‌
‌‌
‌ #جانم_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام ❤🍃
‌‌‌
‌روزی امام حسن(ع) هنگام عبور از كوچه‌ای، چند فقیر را دید كه روی خاك نشسته‌اند و به خوردن نان‌های خرده و خشك مشغولند. آن ها تا امام را دیدند، گفتند: ‌‌
‌بفرما از غذای ما بخور! امام حسن(ع) نزد آن ها رفت و فرمود:
‌‌
‌«خداوند متكبران را دوست ندارد.» سپس با آن ها غذا خورد و آن ها را به خانه خود دعوت كرد. آن ها به خانه امام حسن(ع) آمدند و غذا خوردند. هنگام رفتن نیز امام حسن(ع) به هر یك لباسی عطا فرمود.

.
📖 سیره ی پیشوایان ‌
‌‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌‌‌ #تا_بقیع_ای_کاش_میشد_پر_کشید ..
‌‌‌‌
‌‌‌سالیانی ست که با داغ بقیع میسوزیم
فانی شعله ی عشقیم، جهان افروزیم

مژده بر دیده که زائر شدنی خواهد بود
مجلس هروله دایر شدنی خواهد بود

عاقبت چشم عدو نیز خزان خواهد دید
عوض آنچه به ما رفت گران خواهد دید

بنویسید " بقیع " گریه به راه اندازید
رخنه در سینه نمایید وَ آه اندازید ...

#مرگ_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت
‌‌‌‌
‌‌
‌ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
‌‌
روزی رسد که با مدد از ذکر یاحسن (ع) ...
خــواهیم شکست گــردن آل ســعود را‌‌‌ ..‌
‌‌
‌‌
و زنده ایم به یک انتقام تاریخی ....
‌‌‌
تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت صاحب
الزمـــان و نــابــودی وهابیت وآل سعود #صلوات
‌‌‌‌
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹🍃

‌‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت شرکت در طرح به کانال ما در پیامرسان #بله مراجعه بفرمـایید .‌‌‌‌‌‌‌
‌‌

(✅لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است✅)
‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃📱▶✅Ble.im/Behesht8


🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌
‌‌
‌‌‌‌‌‌ #بقیع #هشتم_شوال #روضه_هشتم_ماه
#امام_رضایی_ها #ما_بقيع_را_ميسازيم
#امام_حسنی_ها #ما_بقیع_را_میسازیم
#مرگ_بر_آل_سعود #لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت‌‌ #آل_سقوط #آل_یهود
‌ #از_آل_سعود_نخواهیم_گذشت ...
‌‌
Read more
در پی کافه دنجی هستم ، ته یک کوچه بن بست فراموش شده که در آن ، یک نفر از جنس خودم دست و دلبازانه از خودش ...
Media Removed
در پی کافه دنجی هستم ، ته یک کوچه بن بست فراموش شده که در آن ، یک نفر از جنس خودم دست و دلبازانه از خودش دست بشوید گهگاه ... و حواسش به فراموش شدنها باشد ... کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه ... کافه ای با دو سه تا شمع نه چندان روشن ، و گرامافونی که بخواند ، گل گلدون ، بوی موهات ، ای که بی تو ... در پی کافه دنجی هستم ،
ته یک کوچه بن بست فراموش شده
که در آن ،
یک نفر از جنس خودم
دست و دلبازانه
از خودش دست بشوید گهگاه ...
و حواسش به فراموش شدنها باشد ...
کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه ...
کافه ای با دو سه تا شمع نه چندان روشن ،
و گرامافونی
که بخواند ،
گل گلدون ، بوی موهات ،
ای که بی تو خودمو ...
و تو یکمرتبه احساس کنی
کافه یک کشتی طوفان زده است
وسط خاطره هایی که تو را می بلعد ....
Read more
این یک اسباب کشی اجباریست ... مگر چقدر زنده می مانم، که محکوم به زندگی در صدف باشم شاید قطره ای بر صدف ...
Media Removed
این یک اسباب کشی اجباریست ... مگر چقدر زنده می مانم، که محکوم به زندگی در صدف باشم شاید قطره ای بر صدف بتابد و مروارید شود ... . . . ما در این اقیانوس پاروها زده ایم بی آنکه بیمه ی موج ها باشیم ... بی آنکه بلد راه داشته باشیم ... بی آنکه طوفانی رحمی کند و از کنارمان بگذرد ... ما بارها و بارها با سَر و پا ... این یک اسباب کشی اجباریست ...
مگر چقدر زنده می مانم،
که محکوم به زندگی در صدف باشم شاید قطره ای بر صدف بتابد و مروارید شود ... .
.
.

ما در این اقیانوس پاروها زده ایم بی آنکه بیمه ی موج ها باشیم ... بی آنکه بلد راه داشته باشیم ... بی آنکه طوفانی رحمی کند و از کنارمان بگذرد ... ما بارها و بارها با سَر و پا پخشِ صخره ها شده و آبشوش های پُر شده از دود و آه مان به هوا ... .
.
.
عجب اُوراق بند ظریفیست زمان ... جمع کرده اند تکه تکه هایمان به گوشه ای بردند و چسباندن ما را،
و دوختند دهانمان ... اشتباه بزرگشان زحمت دوخت زبان !
غافل از اینکه این لمس شدگانِ باتلاق بی مِهری و تشویش... با قابلیت هشتپایان حرفی نداشتند در دهان ... .
.
.

این یک اسباب کشی اجباریست ...
من می روم به سرزمینی که بندر دارد ... و به طوفان قسم می دهم ... .
.
.
اگر به ساحل زد زیر پایِ صدف های لمس و بی جانِ بیرون زده از دریا را خالی نکند ... .
.
.

این یک اسباب کشی اجباریست .
.
.
.
#ساغر_مسعودی
Read more
. #ارزش_آه . پیامبر اکرم(ص)می فرمایند: "ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها" در روزگاران ...
Media Removed
. #ارزش_آه . پیامبر اکرم(ص)می فرمایند: "ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها" در روزگاران پیش رو در زندگی یک لحظه هایی هست که یک نسیم رحمتی از جانب خدا می رسد خودتان را در معرض این نسیم های الهی بگذارید این فرصت ها را دریابید آیت الله بهاءالدینی می فرماید: این نسیم ها #مبدا_میل را ... .
#ارزش_آه
.
پیامبر اکرم(ص)می فرمایند:
"ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها"
در روزگاران پیش رو در زندگی یک لحظه هایی هست که یک نسیم رحمتی از جانب خدا می رسد
خودتان را در معرض این نسیم های الهی بگذارید
این فرصت ها را دریابید
آیت الله بهاءالدینی می فرماید:
این نسیم ها #مبدا_میل را عوض می کند
این نسیم های رحمت الهی چیست؟
ایشان توضیح می دهند
هم آنانکه یک دفعه #جهت_دل آدم را تغییر می دهند
وقتی این نسیم وزیدن بگیرد بعضیها در معرض این نسیم ها اند
و صفای روحانی می یابند
#صفا ی روحانی که آمد،
#محبت زیاد میشود
و انسان را به #اوج می رساند.
یک لحظه هایی هست که یک دفعه خدا محبتش را به ما زیاد می کند،
یک  دفعه ای آدم هوس می کنه بره حرم،
دلش برای خدا تنگ می شه،
یک اتفاق قشنگ برای دل آدم می افته.
این آن نسیم هاست
خودتان را در معرض شان بگذارید
یک نکته ای راجع به این #جلسات_موعظه بگوییم؛
دیدید در این جلسات یک لحظه یک اتفاق قشنگ در گوشه دل آدم می افتد،
آدم یک آرزوی خوب در دلش پدید می آید
برخی این ها را هم بها نمی دهند
می گویند یک ذره #داغ شدی که چی؟!
در حالیکه پیش پیامبر اکرم(ص) می نشستند می گفتند ما حالمان خوب است از این جا بیرون می ریم حالمان بد می شود
چه کنیم همیشه حالمان خوب باشد؟
رسول خدا(ص) می فرمود: اگر می توانستید همیشه حال جلسه را حفظ کنید
مانند عیسی بن مریم روی آب راه می رفتید؛
یعنی حضرت طبیعی می دانند
کسی در #مجلس_موعظه
یک احساس خوبی بیابد
بعدش این حس را نداشته باشد.
البته باید تلاش کرد این حال خوب را حفظ کرد ولی طبیعتا نمیشود
آن لحظه های خوبی که یک دفعه یک #آرزو در دلت اوج می گیرد،
یک دفعه یک احساس غم از دوری خدا در دلت می آید،
احساس توبه میکنی
آن لحظه ها جزء این نسیم های رحمت اند
خدا آن لحظه ها را فراموش نمی کند
و زندگی برخی ها را بر اساس آن لحظه ها طراحی می کند
به کلی گناه و زندگی خراب آن ها نگاه نمی کند
میفرماید: بنده من یک لحظه یک حرف قشنگ به من زد،
با #آه_جگرسوزی به من گفت:
خدایا من تو رو می خوام
میرم زندگیش را طوری طراحی می کنم که به سمت من بیاد.
این لحظه ها را مغتنم بشمارید
نگید کسی ما را آدم حساب نمی کند
یا من یک چیز خوبی خواستم چه اتفاقی در زندگیم رخ میده؟!
خدا آن لحظه ها را ثبت می کند
و به ملائکه نشان می دهد ویادش نمی رود،
خدا بخیل نیست
در نسل و دودمان تو اثرش را می گذارد!
یک کاری کن این لحظه ها بیشتر برات پیش بیاد
پای #رحل_قرآن برو،
#دعا و #روضه های مختلف را تجربه کن
ببین دل کجاها تکان میخوره
گاهی یک لحظه خوب
زندگی را کاملا عوض میکند
.
#استاد_پناهيان
.
Read more
در پی کافه دنجی هستم ته یک کوچه بن بست فراموش شده که در آن یک نفر از جنس خودم دست و دلبازانه از خودش دست ...
Media Removed
در پی کافه دنجی هستم ته یک کوچه بن بست فراموش شده که در آن یک نفر از جنس خودم دست و دلبازانه از خودش دست بشوید گهگاه و حواسش به فراموش شدن ها باشد کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه کافه ای دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن و گرامافونی که بخواند: گل گلدون.. بوی موهات.. ای که بی تو خودمو... و ... در پی کافه دنجی هستم
ته یک کوچه بن بست فراموش شده
که در آن یک نفر از جنس خودم
دست و دلبازانه از خودش دست بشوید گهگاه
و حواسش به فراموش شدن ها باشد
کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه
کافه ای دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن
و گرامافونی که بخواند:
گل گلدون.. بوی موهات.. ای که بی تو خودمو...
و تو یکمرتبه احساس کنی
کافه، یک کشتی طوفان زده است
وسط خاطره هایی که تو را می بلعند...!
Read more
گفته بودی درد دل کن گـــــــــاه با هم صحبتی کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــو دل پرطاقتی؟ شمع ...
Media Removed
گفته بودی درد دل کن گـــــــــاه با هم صحبتی کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــو دل پرطاقتی؟ شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــرفت شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کــــــــو غیرتی؟ گریه می‌کردم که زاهد ... گفته بودی درد دل کن گـــــــــاه با هم صحبتی

کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کــــــــو غیرتی؟

گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره مــــــــاند

دور باد از خرمن ایمان عـــــــــــــــــــاشق آفتی

روزهایم را یکایک دیدم و دیــــــــــــــدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حســــــــــــــــــرتی

بس‌که دامان بهاران گل به گل پژمرده شــــــــد

باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتــــــــــــــی

من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تــــــــــــــــــو

آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتــــــــــــــــــی
Read more
يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ الا ای رسولی که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیده‌ای. آیه 1 قُمْ فَأَنذِرْ ...
Media Removed
يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ الا ای رسولی که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیده‌ای. آیه 1 قُمْ فَأَنذِرْ برخیز و به اندرز و پند، خلق را خدا ترس گردان. آیه 2 وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ و خدایت را به بزرگی و کبریایی یاد کن. آیه 3 وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و لباس (جان و تن) خود را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه ... يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ الا ای رسولی که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیده‌ای.
آیه 1 قُمْ فَأَنذِرْ برخیز و به اندرز و پند، خلق را خدا ترس گردان.
آیه 2 وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ و خدایت را به بزرگی و کبریایی یاد کن.
آیه 3 وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّرْ و لباس (جان و تن) خود را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه دار.
آیه 4 وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ و از ناپاکی (بت و بت‌پرستان) به کلی دوری گزین.
آیه 5 وَ لَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ و بر هر که احسان کنی ابدا منّت مگذار و عوض افزون مخواه.
آیه 6 وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ و برای خدایت صبر و شکیبایی پیش‌گیر.
آیه 7 فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ تا آن‌گاه که (هنگامه قیامت برپا شود و) در صور (اسرافیل) بدمند.
آیه 8 فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ آن روز بسیار روز سختی است.
آیه 9 عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ کافران را هیچ گونه در آن راحتی و آسایش نیست.
آیه 10 ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا به من واگذار کار انتقام آن کس را که من او را تنها آفریدم.
آیه 11 وَ جَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا و به او مال و ثروت فراوان بذل کردم.
آیه 12 وَ بَنِينَ شُهُودًا و پسران بسیار حاضر به خدمت نصیب گردانیدم.
آیه 13 وَ مَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا و اقتدار و مکنت و عزّت دادم.
آیه 14 ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ و (با کفران این نعمتها) باز هم از من طمع افزونی آن دارد.
آیه 15 كَلَّا ۖ إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا هرگز (بر نعمتش نیفزایم) که او با آیات ما دشمنی و عناد ورزید.
آیه 16 سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا به زودی او را به سختی و دشواری (آتش دوزخ) درافکنم.
آیه 17 إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ اوست که فکر و اندیشه بدی کرد (که رسول خدا را به سحر و ساحری نسبت داد). آیه 18 فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ و خدایش بکشد که چقدر اندیشه غلطی کرد.
آیه 19 ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ باز هم خدایش بکشد که چه فکر خطایی نمود.
آیه 20 ثُمَّ نَظَرَ پس باز اندیشه کرد.
آیه 21 ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ و (به اظهار تنفّر از اسلام) رو ترش کرد و چهره در هم کشید.
آیه 22 ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ آن‌گاه روی گردانید و تکبر و نخوت آغاز کرد.
آیه 23 فَقَالَ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ و گفت: این (قرآن) به جز سحر و بیان سحرانگیزی که (از ساحران گذشته) نقل می‌شود هیچ نیست.
آیه 24 إِنْ هَٰذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ این آیات گفتار بشری بیش
Read more
. . #از_شدت_شوق_عاشقت_صدبار_جان_داد . دامن آلوده و #روی_سیاه آورده ام گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام هر چه بودم هر چه هستم بر کسی مربوط نیست بر #امام_مهربان خود پناه آورده ام . #خداروشکر #الحمدلله روز میلاد ولی نعمتمون آقا امام علی ابن موسی الرضا(ع) در حرم باصفایش دعاگو و نایب ... .
.
#از_شدت_شوق_عاشقت_صدبار_جان_داد
.
دامن آلوده و #روی_سیاه آورده ام
گر چه آهی در بساطم نیست
آه آورده ام
هر چه بودم
هر چه هستم
بر کسی مربوط نیست
بر #امام_مهربان خود پناه آورده ام
.
#خداروشکر
#الحمدلله
روز میلاد ولی نعمتمون آقا امام علی ابن موسی الرضا(ع) در حرم باصفایش دعاگو و نایب الزیاره همه دوستان و موالیان حضرت مولا امیرالموئمنین(ع)....
#به_یاد_همه_عزیزان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
#سلطان_عالمی
#سلطان_قلبمی
#دردمرا_که_هیچ_طبیبی_دوا_نکرد
#جز_دارو_و_دوای_تو_یاثامن_الحجج
#بلله_نمیروم_در_بیگانگان_به_عجز
#تا_هستم_آشنای_تو_یاثامن_الحجج
Read more
. عکس و متن از صفحه‌ی @hasan.beyranvand . پدرو پارامو داستانی‌ست در باب تلاش جسمی و روحی یک کاسیکه(لقب ...
Media Removed
. عکس و متن از صفحه‌ی @hasan.beyranvand . پدرو پارامو داستانی‌ست در باب تلاش جسمی و روحی یک کاسیکه(لقب رئیس قبیله در برخی نواحی امریکای لاتین) روستایی کم‌حرف و توداری که شخصیت پیچیده و متناقضش در هاله‌ای از ابهام پوشیده شده است. وقایع داستان نیز در دوزخی اساطیری و زمینی می‌گذرد، با ساکنان ... .
عکس و متن از صفحه‌ی @hasan.beyranvand
.
پدرو پارامو داستانی‌ست در باب تلاش جسمی و روحی یک کاسیکه(لقب رئیس قبیله در برخی نواحی امریکای لاتین)
روستایی کم‌حرف و توداری که شخصیت پیچیده و متناقضش در هاله‌ای از ابهام پوشیده شده است. وقایع داستان نیز در دوزخی اساطیری و زمینی می‌گذرد، با ساکنان مرده‌ای که به سبب خطاهای گذشته‌شان پیوسته در تلاطمند.
پدرو پارامو با آن ایجاز عامدانه‌اش نمونه‌ای تحسین‌برانگیز و اثر گذار از تراکم و علظت روایی است. رولفو به‌فراست دریافته بود که نویسنده باید ناپدید شود و بگذارد شخصیت‌های داستانش آزادانه سخن بگویند. او با بهره گیری از ساختاری خاص شامل سکوت‌ها، سرنخ‌های ناپیوسته و رها و صحنه‌های مقطع به خواننده مجال می‌دهد خودش جاهای خالی را پر کند. رمان حاضر که با رئالیسم جادویی قرابت‌های انکارناپذیری دارد، کلاف درهم‌بافته‌ای است از تنهایی، جبرگرایی و اسطوره

از متن کتاب:

چه تنومند بود آن مرد! چه بلندبالا! صدایش خشن بود و خشک، خشک مثل خشک‌ترین زمین دنیا. سیمایش محو بود. یا بعدا محو شد؟ انگار باران بین او و زن فاصله انداخته باشد. چه گفته بود؟ فلورنثیو ؟ از کدام فلورنثیو حرف می‌زد؟ فلورنثیوی خودم؟ اه! چرا زار نزدم؟ چرا اشک را از خودم دریغ کردم و اندوهم را با ان بیرون نریختم؟ پروردگارا، تو وجود نداری! او را به تو سپردم که حفظش کنی. تنها همین را از تو خواستم و بس. اما تو فقط حواست به روان آدم‌ها بود. چیزی که من از او می‌خواهم جسمش است، داغ از عشق و سوزان از تمنا. دلم می‌خواهد با زور بازویش پیکر سبکم را نگه دارد و رها کند. حالا چه کنم با لبان دردآلودم؟

#کتاب
#پدرو_پارامو
#خوان_رولفو
#ادبیات
#رمان
#داستان
#مطالعه
#متن
#مطالعه_بیست_صفحه_در_روز
#نشر_ماهی
.
پدرو پارامو / خوان رولفو، ترجمه (از اسپانیایی) کاوه میرعباسی، ویرایش مهدی نوری و علیرضا اسماعیل‌پور / ۱۷۶ صفحه جیبی، ۱۲ هزار تومان
.
برای خرید کتاب‌های ماهی، می‌توانید به دیجیکالا، سایت نشر یا کتابفروشی‌ها سر بزنید.
.
http://digikala.com/brand/mahi/
Read more
. رفیقان معذرت؛ شعرم خراب است درونش واژه‌های ناصواب است! تو اوّل پوزشِ من کُن اجابت بخوان تا خود ...
Media Removed
. رفیقان معذرت؛ شعرم خراب است درونش واژه‌های ناصواب است! تو اوّل پوزشِ من کُن اجابت بخوان تا خود بدانی از چه بابت به بُقعه رفت روزی پیرمردی به سینه بود او را آهِ سردی به جانش بود دردی سَخت و جانکاه که ادرارش روان می‌گشت ناگاه! به کُنجی، گشت مشغولِ مُناجات زِ سلطانِ حرَم، می‌جُست آیات به ... .
رفیقان معذرت؛ شعرم خراب است
درونش واژه‌های ناصواب است!
تو اوّل پوزشِ من کُن اجابت
بخوان تا خود بدانی از چه بابت
به بُقعه رفت روزی پیرمردی
به سینه بود او را آهِ سردی
به جانش بود دردی سَخت و جانکاه
که ادرارش روان می‌گشت ناگاه!
به کُنجی، گشت مشغولِ مُناجات
زِ سلطانِ حرَم، می‌جُست آیات
به پای حضرتش می‌کرد زاری
که بر"حاجت" ندارد اختیاری!
زِ سوزِ دل، طلَب می‌کرد از دوست
که درمانش کند، دردی که در اوست
میانِ ناله و "اَمَّن یُجیبَش"
بر او شد چیره آن حالِ عجیبش!
عنانِ رفعِ حاجت از کف افتاد!
نبودش چاره‌ای؛ ای داد و بیداد
دوباره معذرت! من را ببخشید
که او طاقت نیاورد و بشاشید!
بسانِ آب باران در در و دشت
روان از پاچه‌یِ شلوارِ او گشت!
چو زوّارِ دگر، این صحنه دیدند
بسانِ گرگ بر رویش پریدند!
به بیرونِ حَرَم تا می‌بَرندَش
به پا و دست؛ بر سر می‌زنندَش
چُنان از یورشِ آنان بترسید
که مرگش پیشِ چشمِ خود، عیان دید!
زِ بیمِ جانِ خود؛ اندیشه‌ای کرد
کمک باید بگیرد از همان درد!
زِ هوشِ ذاتی و اوجِ زرنگی
خروش آورد: ای مردم دِرنگی
مرا دردِ عجیبی در بدن بود
که دارویی به دردم چاره ننمود!
نفَس از جانِ من رفت و بیامد
ولی ده روز ادرارم نیامد!
نهادم تا به صحنِ بُقعه پایم
به یُمنِ حضرتش حاجت روایم!
شدم آسوده و ادرارم آمد!
بدونِ درد تا ده بارم آمد!
به پا گردید از حرفش هیاهو!
که از آقا گرفته حاجتش او!
دوباره بر سر و رویش پریدند
به ادرارش همه دستی کشیدند!
بیا تا گویَمَت من ساده و رُک
که ادرارش بشد عینِ تَبرُّک!
رسانم تا مُرادم از جهالت
شدم خیسِ عَرق، من از خجالت!

مازیار نظری
Read more
. دلم می خواهد ... از ماشین پیاده شوم ! پنجاه متری را قدم بزنم ... گوشه ای از درب ورودی ، کفش هایم ...
Media Removed
. دلم می خواهد ... از ماشین پیاده شوم ! پنجاه متری را قدم بزنم ... گوشه ای از درب ورودی ، کفش هایم را در بیاورم ... و قدم هایم را بر روی زمین گرم ، کِشان کِشان بکشانم ... سرم به زیر باشد ... چشمانم ببارد... از شوق ، از درد ، از #سنگینی_قلبم ، از مظلومیتِ امامم ... آفتاب گرم بر سر و صورتم بتابد ، تا ... .
دلم می خواهد ...
از ماشین پیاده شوم !
پنجاه متری را قدم بزنم ...
گوشه ای از درب ورودی ،
کفش هایم را در بیاورم ...
و قدم هایم را بر روی زمین گرم ،
کِشان کِشان بکشانم ...
سرم به زیر باشد ... چشمانم ببارد...
از شوق ، از درد ، از #سنگینی_قلبم ،
از مظلومیتِ امامم ...
آفتاب گرم بر سر و صورتم بتابد ،
تا بیشتر بسوزم که رنج را بیشتر حس کنم ...
سنگ تیزی در پایم را فرو برود
تا بلکه کرب و بلا برایم بیشتر تداعی شود ...
.
سرم را بالا بیاورم ، رقص پرچم ها را
در میان بادهای سرگردان ببینم ،
بادهایی که حاملِ پیام اند اما
کجایند گوش های شنوا؟ ،
بشنوم صدای #خنده_های_شیرین شان را
که به حالِ دنیا و دنیاییان می خندند
و اما قرار بر نشنیدن است ... تا ابد ...
.
حتی دلم می خواهد ببینم آنانکه به انتظارم
برای خوش آمد ایستاده اند و جلویم را
آب و جارو می کنند ، اما چشم هایم را
در کدامین گناه از دست داده ام؟
.
بروم بر بالای یک بلندی بیاستم ،
صدایم را آزاد کنم ، از تمام وجودم،
با تمام سلول های بدنم ، فریاد بزنم که :
آی شهدا ، قلبم را اینجا به امانت گذاشته بودم
و قرار بر صد دله شدنش نبود ،
چه شد آن امانت؟
آی شهدا ، ما بی توان در مبارزه ایم
و شما اما مرد نبردید ، برگردید
زمان زمان رجعت است که انقلاب
به دست نااهلان افتاده ،
که انقلابی های دهه پنجاه ،
ضد انقلاب های دهه نود هستند... و...
.
بر روی خاک بنشینم ، فکر کنم ،
اندکی خاک بازی کنم ، تا که خاکی شدن
و خاکی بودن را یاد بگیرم ، بفهمم که انتهایش
مشتی خاک است که بر صورتم خواهند ریخت ،
بدانم که آخر این مسیر اگر شهادت نباشد ،
مرگی است که ننگ یک بسیجی است ...
.
آری ، دلم می خواهم همین الان ، در همین گرما ،
آنجا باشم ، شلمچه قطعه ای از بهشت ،
تا که شاید سبک شوم ...اما چه کنم که
دچارِ اما و ولی و شاید و کاش هستم ...
.
‎پ.ن: ‎درد دارم ...
‎دردِ انقلاب روح الله ...
که از هر دردی ، دردناک تر هست ...
و دیدن نااهلان که از هر رنجی ، دشوار تر است...
اما جز اشک و آه چه در بساط دارد
دلِ گرفته ی ملتهب ...
‎ #حرکت_کنیم ...
‎ #امام #امام_خامنه_ای #روح_الله #انقلاب
‎ #در_خواب_ببینند!
#فکریات
#عکس_قدیمی_و_بازنشر ...
.
Read more
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست دل بکن ! آینه اینقدر تماشایی نیست حاصل خیره در آیینه شدنها آیا دو ...
Media Removed
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست دل بکن ! آینه اینقدر تماشایی نیست حاصل خیره در آیینه شدنها آیا دو برابر شدن غصه تنهایی نیست ؟! بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را قایق ات را بشکن! روح تو دریایی نیست آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه ... گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن ! آینه اینقدر تماشایی نیست
حاصل خیره در آیینه شدنها آیا

دو برابر شدن غصه تنهایی نیست ؟! بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را

قایق ات را بشکن! روح تو دریایی نیست
آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد

آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست

حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست
خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

شاعر : شمس تبریزی
Read more
Loading...
Load More
Loading...