Loading Content...

اى براى رسيدن فقط

Loading...


Unique profiles
12
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Esfahan, Iran, Iran, Tehran, Iran
Average media age
776 days
to ratio
5
‎براى اينكه خانه اى، خانه باشد ‎بايد كسى مدام در آن راه برود. بايد يكى باشد كه ‎ظرفهاى كثيف را بگذارد ...
Media Removed
‎براى اينكه خانه اى، خانه باشد ‎بايد كسى مدام در آن راه برود. بايد يكى باشد كه ‎ظرفهاى كثيف را بگذارد توى سينك ‎تميزها را بچيند سر جايش ‎تختها را مرتب كند ‎ميوه ها را بشورد ‎قبضها را پرداخت كند ‎ به گلدانها آب بدهد ‎ملافه ها را عوض كند ‎ لباسها را مرتب كند ‎ به ناهار فردا و شام شب فكر كند. جارو ... ‎براى اينكه خانه اى، خانه باشد ‎بايد كسى مدام در آن راه برود. بايد يكى باشد كه
‎ظرفهاى كثيف را بگذارد توى سينك
‎تميزها را بچيند سر جايش
‎تختها را مرتب كند
‎ميوه ها را بشورد
‎قبضها را پرداخت كند
‎ به گلدانها آب بدهد
‎ملافه ها را عوض كند
‎ لباسها را مرتب كند
‎ به ناهار فردا و شام شب فكر كند. جارو بزند و گردگيرى كند
‎براى اينكه خانه، خانه باشد
‎ يك عالمه قدمهاى خاموش
‎ از تراس تا آشپزخانه، ‎از آشپزخانه تا اتاق خواب، ‎از اتاق خواب تا حمام، ‎از حمام تا دم در ‎بارها و بارها بايد تكرار شود
‎تازه آن موقع مى شود
‎ نشست و خيره شد
‎ به خانه اى كه آرام ‎و در صلح به نظر مى رسد
‎انگار نه انگار كه براى رسيدن
‎ به اين ثبات و سكون ‎كسى ساعتها راه رفته
‎ و به هيچ جا نرسيده
‎آرامش و ثبات ‎جايزه ى كسى است كه
‎ راه مى رود
‎بقيه اما فكر مى كنند
‎ خانه خود به خود اداره مى شود. فكر مى كنند
‎ داشتن غذايى آماده روى ميز و يخچال و فريزرى پر ‎ طبيعى و عادى است
‎تا وقتى كه خود خانه اى داشته باشند و بفهمند كه
‎ معجزه اى اتفاق نمى افتد
‎ مگر با راه رفتن
‎ آرام... ممتد و بى پايان
‎ از اين طرف به آن طرف
‎ و براى ساعتهاى متمادى
‎اين همه راه رفتن ‎فقط براى اينكه خانه
‎ همين سكون را حفظ كند
‎ اين همه راه رفتن
‎ فقط براى حفظ يك سكون
‎یک نفر باید عاشقانه
‎ در خانه راه برود ‎ و الا راه رفتن
..‎ .از هر کسی بر میاید
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f331"></span><span class="emoji emoji2665"></span>️<span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f381"></span>...<span class="emoji emoji1f447"></span>🏽بخونيد هر روز روزِ تولد توست،هر روز واس من افريده ميشى. مثل كوه،استوارى و صبور،مثل ...
Media Removed
...🏽بخونيد هر روز روزِ تولد توست،هر روز واس من افريده ميشى. مثل كوه،استوارى و صبور،مثل اب،صاف و زلال... من خبر از دل همچون اينه شكننده تو رو دارم،من ميدونم كه در اين سالها به تو چى گذشته،سختى كشيدى و مثل يك مـــرد ايستادى اما اجازه ندادى براى ثانيه اى سختى بكشيم و نذاشتى لحظه اى اب تو دلمون ... 🌱♥️🎂🎈🎁...👇🏽بخونيد
هر روز روزِ تولد توست،هر روز واس من افريده ميشى.
مثل كوه،استوارى و صبور،مثل اب،صاف و زلال...
من خبر از دل همچون اينه شكننده تو رو دارم،من ميدونم كه در اين سالها به تو چى گذشته،سختى كشيدى و مثل يك مـــرد ايستادى اما اجازه ندادى براى ثانيه اى سختى بكشيم و نذاشتى لحظه اى اب تو دلمون تكون بخوره... در مسير رسيدن به تمام آرزوهام در كنارم قدم برداشتى،با تمام غصه هام اشك ريختى و با تمام شادى هام از ته دل خنديدى و شاد شدى،هرچى كه امروز دارم از تو دارم وجايگاه امروزم رو مديون تمام زحمات توام.
با وجود مادرى چون تو ياد گرفتم كه زندگى يك زن فقط و فقط به دورهمى هاى هفتگى زنانه،مانيكور پديكورهاى ماهانه،عمل هاى زيبايى سالانه و... نيست!
زندگى يك زن جنگيدنه براى رسيدن به تمام ارزوهاى نهفته در فكر و ذهن و وجود هر زنى،زندگى يك زن يعنى ايستادن در برابر تمام ناملايمتى ها،سختى ها و نابرابرى هاى اين دوره زمونه...
راه زندگى رو از تو اموختم وقتى از همون دوران كودكى و نوجوونى كه در كنارت با دست هاى كوچيكم لباس هاى عروس زيبايى كه شبانه ميدوختى رو با مرواريد و گل هاى دست ساز خودم تزئين ميكردم،تا شب و روزهايى كه پا به پاى كارمندهات مشغول به بسته بندى ميشدم در كارگاهت و خوشحال بودم كه چقدر تند كار ميكنم كه در هر يك دقيقه ١٠٠ تا شلوار تا ميكنم 😂 وقتى كه رقابت سخت و تنگاتنگى بين من و ايدا بود در سرعت عمل😅...چه روزهايى بود،دورانى كه از شما انسانيت رو ياد گرفتم كه چقدر صميمانه و دلسوزانه در كنار كارگرهات پا به پاى اونها كار ميكردى و به من ياد دادى مديريت كردن با رياست فرق ميكنه...
تا به امروز كه فرسنگ ها ازت دورم،نيستم كه وقتى از سر كار مياى خونه چهره ى خسته ت رو ببينم،خسته نباشيد بگم،با يك پا،همونطور كه هميشه ميخواستى،روى دست و پات رو لگد كنم تا خستگيت دربياد☺️
مادرم،تمام اون روزها گذشت و شما براى رسيدن به تمام ارزوها و خواسته هام تا به امروز كنارم بودى،ولى ازين به بعد اين منم كه ميخوام همراهيت كنم،براى هرچيزى كه در اين دنيا ميخواى و هر ارزويى كه دارى و من ميتونم واست براورده كنم...تو فقط از من جون بخواه،من نميخوام حتى لحظه اى غم تو چهره ت ببينم،نميخوام حتى براى يك ثانيه اشك تو چشات جمع بشه
مادرم تو فقط بخند...
فرشته ى مهربون،فداكار و دلسوز من به زمين خوش امدى...♥️
٣ شهريور ١٣٩٧
روزهاى خوشِ ايران .
📷 @hooman817
.
@royaesmaeliyan
.
#يلداعباسي #يلداعباسى #يلدا_عباسى #رويا_اسماعيليان #تولد #زادروز #عشق #مادر #داييك #yaldaabbasi #singer #dayîk #mamma #mother
Read more
از نظر من موفقيت يك فرمول ساده داره. ابتدا هدفتون رو مشخص كنيد، بعد موقعيت خودتون رو نسبت به اون هدف به درستى پيدا كنيد. حالا با طرح يك مسير معقول گام به گام به سمت اون هدف حركت كنيد. شايد لازم باشه در ابتدا قبل از رسيدن به مقصد نهايى به مقاصد ديگرى برسيد تا براى هدف اصلى آماده بشيد كه خب اشكالى هم نداره. ... از نظر من موفقيت يك فرمول ساده داره. ابتدا هدفتون رو مشخص كنيد، بعد موقعيت خودتون رو نسبت به اون هدف به درستى پيدا كنيد. حالا با طرح يك مسير معقول گام به گام به سمت اون هدف حركت كنيد. شايد لازم باشه در ابتدا قبل از رسيدن به مقصد نهايى به مقاصد ديگرى برسيد تا براى هدف اصلى آماده بشيد كه خب اشكالى هم نداره. اينروزها ميبينم كه خيلى درباره ميزان دارايى من صحبت ميشه (كه مثلاً بابا تو پولدارى و راحت از اين حرفها ميزنى يا اگر ما هم پول تورو داشتيم چنين و چنان بوديم)! خب بايد بگم كه مسئله دارايى يك مسئله كاملاً نسبيه! يعنى ممكنه شخصى با دارايى صد هزار يورويى (يورو رو مثال زدم چون تومان فردا ارزشش تغيير ميكنه و كسى كه ممكنه اين پست رو چند ماه بعد بخونه حسابى اعداد گيجش كنه🤪) از نظر يك شخص پولدار بحساب بياد و از نظر شخص ديگرى حتى فقير! پس بهتره وارد بحث وضعيت مالى شخص من نشيم چون نظرات متفاوته واصلاً مهم هم نيست ولى شايد بعضيها خوشحال بشن اگر من بگم من پولدار نيستم! ولى شايد بد نباشه بدونيد كه من در زندگيم با اتكا به خداوند خودم زندگيم رو شروع كردم و از سن جوانى با يك چمدان مكسيموم بيست كيلويى تك و تنها از منزل پدرى زدم بيرن و زندگيم رو در دست خودم گرفتم. سعى كردم هيچوقت به خانواده متكى نباشم و راه خودم رو رفتم. همونطور كه گفتم از نظر من موفقيت يك فرمول بسيار ساده داره. منتها عمل كردن به اين فرمول نياز به اميد، تفكر، تلاش، پشتكار و سماجت بسيار داره. من حدرد بيست سال پيش اهدافم رو در زندگيم مشخص كردم و دارم بسمتشون حركت ميكنم. هيچ عجله اى هم براى رسيدن ندارم چون از نظر من لذت طى كردن اين مسير به اندازه رسيدن به خود هدف هست و يا شايد هم بيشتر. خيلى دوست دارم ميتونستيم يكجا بشينيم و با هم كمى حرف بزنيم. از اهدافمون بگيم و كمى در رابطه با مسير و خاطرات تلخ و شيرينش صحبت كنيم. فقط اينرو هم بگم كه براى رسيدن به اهداف بزرگ نياز به برداشتم قدمهاى كوچك داريم. دقيقاً مثل شنا يادگرفتن نيوان. در حقيقت ما هيچ عجله اى براى يادگيرى و شنا كردن نداريم و داريم از همين زمان يادگيرى بيشترين لذت رو ميبريم تا زمانى كه به هدف برسيم 😉😍🙏
خيلى مخلصيم
#picassomo #niwan #swimming #pool #baby #family #daddy
@lucky_sport_team4 🙏👍🏻🙏
Read more
سلام دوستاى عزيزم ، امروز سال مادرم بود ، عزيز ترين موجود و باوفا ترين فرشته روى زمين براى هر انسانى ...
Media Removed
سلام دوستاى عزيزم ، امروز سال مادرم بود ، عزيز ترين موجود و باوفا ترين فرشته روى زمين براى هر انسانى ، من توى اين دنيا بعد از خدا فقط مادرمو داشتم و تو لحظات خوب و بد هميشه در كنار هم بوديم ، براى من كه كسيو تو زندگيم نداشتم بزرگترين نعمت بود ، ولي خيلى زود آسمانى شد ، هيچ چيز تو اين دنيا بعد از مادرم برام ارزش ... سلام دوستاى عزيزم ، امروز سال مادرم بود ، عزيز ترين موجود و باوفا ترين فرشته روى زمين براى هر انسانى ، من توى اين دنيا بعد از خدا فقط مادرمو داشتم و تو لحظات خوب و بد هميشه در كنار هم بوديم ، براى من كه كسيو تو زندگيم نداشتم بزرگترين نعمت بود ، ولي خيلى زود آسمانى شد ، هيچ چيز تو اين دنيا بعد از مادرم برام ارزش نداشت يا حداقل فهميدم فقط اونه كه بخاطر خودت ميخوادت ، فقط منتظرم كه نوبت من بشه ، البته خدا اين زندگى رو به همه ما هديه داده و من ناشكر نيستم ولى به هر حال منظورم اينه كه من چيزى براى از دست دادن ندارم و هيچ هراسى از مرگ ندارم ، اينارو گفتم بدونيم كه چه موفق باشيم چه ناموفق چه خوشبخت و چه نه و در هر جايگاهى كه باشيم يه روزى از اين دنيا ميريم ، حريص نباشيم و دنبال چيزهاى خاص نباشيم كه شايد دست نيافتنى هستن يا به هر شيوه اى بخوايم بهش برسيم درسته بايد تلاش كنيم ولى نه به هر قيمتى، همديگرو دوست داشته باشيم و به هم عشق بورزيم ، زندگى كوتاهه خيلى كوتاه ، شايد سالها براى رسيدن به آرزوهامون بجنگيم و به زور بهش برسيم ولى همون موقع زمان ما هم رسيده باشه ، فقط كافيه اينو درك كنيم و واقعا بپذيريم كه خود ما هم بايد بريم ، اين روال زندگى بوده و هست و چه خوبه كه انسان درستى باشيم قبل از رفتن ، قدر مادرهاى فرشتتونو بدونين و هميشه بهشون محبت كنين ، من حداقل از اين بابت كه تا آخرين لحظه در كنار عشق و جانم بودم و هر كارى تونستم بكنم وجدانم راحته ، اگر مشكلى با مادرتون دارين يا ازتون ناراحته همين الان برين و دستشو ببوسين ، هيچ موجودى مثل مادر نيست ، فرشته اى بر روى زمين ❤️♥️😔
Read more
مهمان ها كه ميروند، غمگين ترين حالت هر خانه در آشپزخانه و بالكن اتفاق مى افتد. آنجا كه زنى ميوه ها را ...
Media Removed
مهمان ها كه ميروند، غمگين ترين حالت هر خانه در آشپزخانه و بالكن اتفاق مى افتد. آنجا كه زنى ميوه ها را يكى يكى در يخچال جا ميدهد و مردى در بالكن جنوبىِ خانه اى كه به شهر پشت كرده ست، سيگارهايش را بهم و چشمانش را به انتهاى آسمان ميدوزد. خانه هاى خالى شده از مهمان، شببه انسان هاى نااميد از دوست داشتن و دوست ... مهمان ها كه ميروند، غمگين ترين حالت هر خانه در آشپزخانه و بالكن اتفاق مى افتد. آنجا كه زنى ميوه ها را يكى يكى در يخچال جا ميدهد و مردى در بالكن جنوبىِ خانه اى كه به شهر پشت كرده ست، سيگارهايش را بهم و چشمانش را به انتهاى آسمان ميدوزد. خانه هاى خالى شده از مهمان، شببه انسان هاى نااميد از دوست داشتن و دوست داشته شدن، افسرده اند. حرف ها تنها جمله هاى كوتاه اند؛ بشقابا رو بده بذارم تو ماشين/ چراغ پذيرايى رو خاموش مى كنى/ اشغالا رو بذارم بيرون؟/ شلوارك منو نديدى؟.. آدم ها در جملات كوتاه شان خفه مى شوند، آنجا كه "ول كن بيا فردا باهم جمع مى كنيم" يك مرد " با جمله ى " من خوابم نمياد، اينجاها رو جمع و جور كنم ميخوابم" يك زنى خنثى ميشود. درون آدم ها زودتر از خودشون ميميره؛ تشييع جنازه اش فقط عقب مى افته، اما سوگوارى در چشم ها تموم نميشه. آدم ها با تعداد دفعاتى كه درون شون تونسته نميره، زنده اند. شب ها تنهاترين مراسم دلتنگى در صورت هاى نيمه اميدوار و روشن از نور موبايل زير ملافه هاى تابستانى مزخرف اجرا ميشه و صبح هيچ اشتياقى براى رسيدن به شهر به كار و به هيچ هيجانى نيست. آدم ها جراحت هايى عميق و جارى در شهر اند كه هيچ لمسى ديگر خوب شان نمى كند. چراغ آشپزخانه كه خاموش شد، مرد براى اينكه ديالوگى با زن نداشته باشد، خود را به خواب مى زند و زن به پهلو رو به كمد ديوارى و پشت به تمام دوست داشتن ها، پشت به آرزوهايى كه دير شده اند و پشت كرده به مردى كه قرار بود با او به تمام اندوه هايش پشت كند، به خواب مى رود. من اما موسيقى ام را در تاريكى تنهاى اتاقم طنين انداز مى كنم. مدت هاست كه سطرهايم را در جاهايى مخفى از همگان چال مى كنم. نوشتن، يك تنهايى پر از تصويرهاست. نوشتن آغاز اندوه ست، نوشتن يك جشن دلتنگى براى آنهايى ست كه نخواهيم داشت. نوشتن، يك موسيقى آرام از ناآرام ترين روزهاى آدمى ست. من مدت هاست دلتنگ كسى هستم كه اين شهر را در جيب هاى من رها كرده است. من اندوه خانه هاى بعد از مهمانى هاى شبانه ام كه اين شهر را يكروز با تمام شعرهايش تنها گذاشت و رفت. نه نوشتن جواب ميدهد، نه خواب و نه ترانه هايى از بادهاى شمال غرب. براى داشتن شهرى خوشبخت، هر روز خانه اى ميساختيم كه تنهاترين زوج هاى جهان اجاره اش مى كردند. خانه هاى بيشتر، تنهايى هاى بيشترى بود. خانه هايى كه در پنجره هايش شعرى نوشته بوديم: | يكروز كه از اينجا بروى، هيجانم زخمى عميق خواهد برداشت | ارزوروم - بهار ٢٠١٨
Read more
موضوع انشاء : با ارزش ترين چيزى كه از ندگى خود آموختيد چيست ؟ ياد گرفتم كه زندگى شوخيه تلخى بيش نيست براى ...
Media Removed
موضوع انشاء : با ارزش ترين چيزى كه از ندگى خود آموختيد چيست ؟ ياد گرفتم كه زندگى شوخيه تلخى بيش نيست براى رسيدن به اهدافت فقط در يه صورت موفق ميشى.در صورتى كه همونطورى كه خوب ميتونى صاف برى خوبم بپيچى ياد گرفتم چه وقت نياز و چه وقت بى نيازى از كسى انتظارى نداشته باشم و فقط هميشه آماده باشم كه كار ديگرانو ... موضوع انشاء : با ارزش ترين چيزى كه از ندگى خود آموختيد چيست ؟
ياد گرفتم كه زندگى شوخيه تلخى بيش نيست
براى رسيدن به اهدافت فقط در يه صورت موفق ميشى.در صورتى كه همونطورى كه خوب ميتونى صاف برى خوبم بپيچى
ياد گرفتم چه وقت نياز و چه وقت بى نيازى از كسى انتظارى نداشته باشم و فقط هميشه آماده باشم كه كار ديگرانو به بهترين نحو راه بندازم
ياد گرفتم خدارو بپرستم اما نه خدايى كه با استفاده از اسمش دست به هركارى ميزنن تا پولدار شن،معروف شن،پر قدرت شن
ياد گرفتم هرچى كه ميبينمو ميشنومو فقط يه سرگرميه چند دقيقه اى خطاب كنم نه گناه و اشتباه
ياد گرفتم بهترين دروغ هاى زندگيمو تقديم به بهترين هاى زندگيم كنم
ياد گرفتم هيچكس صداتو نميشنوه،هيچكس دستاتو نميگيره،هيچكس تا نفعى براش نداشته باشى اصلا به هيجاش حسابت نميكنه
و از همه مهمتر ياد گرفتم در اوج بدبختى خوشبخت باشم و با بلعكس
در اوج خوشبختى بدبخت...
#rezaya #rezayaaa
Read more
Loading...
از تولد سال قبل كه ايران نبودم تا تولد امسالم كه 'تهرانم'هستم خيلى چيزها بهم اضافه شد. مبالغه نميكنم، ...
Media Removed
از تولد سال قبل كه ايران نبودم تا تولد امسالم كه 'تهرانم'هستم خيلى چيزها بهم اضافه شد. مبالغه نميكنم، دورى آدم رو به طرز عجيبى تغيير ميده. خوشحالم كه مامان شدم هر چند كه سختى هاى غريبى رو متحمل شدم. مطمئنم خانم ها اين حرف منو خوب ميفهمن. خراش ذهن، نشت كردن گاه و بيگاه اشك، نوسانات روحى و خلا دوست داشتنِ ... از تولد سال قبل كه ايران نبودم تا تولد امسالم كه 'تهرانم'هستم خيلى چيزها بهم اضافه شد. مبالغه نميكنم، دورى آدم رو به طرز عجيبى تغيير ميده. خوشحالم كه مامان شدم هر چند كه سختى هاى غريبى رو متحمل شدم. مطمئنم خانم ها اين حرف منو خوب ميفهمن. خراش ذهن، نشت كردن گاه و بيگاه اشك، نوسانات روحى و خلا دوست داشتنِ وجود و بازى درآوردن هورمون هاى لعنتى بعد از زايمان رو فقط يه خانم ميتونه لمس كنه و بفهمه. (اين قسمت از ورق زندگيم باعث شد بيش از قبل به زن بودنم افتخار كنم و تلاشم رو براى رسيدن به هدفم بيشتر كنم).
و اما فاصله ها. فاصله منو سوگل متفاوت ترى كرد. با خودم به صلح درونى و ماندگارى رسيدم كه روز به روز افزون تر ازش لذت ميبرم. جهان پيرامونم رو با همه نا قشنگى هاش دوست دارم. باهاش كيف ميكنم و از اينكه بدنيا اومدم راضيم.
خانواده مثل گنجينه ست و با گذر زمان قيمتى تر ميشه. خانوادم رو ميپرستم با تمام تفاوت هايى كه از نظر نسلى و سليقه اى داريم. پدر و مادر وحيد برام عزيزترينن مثل پدر و مادر دوست داشتنى و دلسوز خودم.
خواهر وحيد خواهر كوچيكيه خودمه. شيطنت ها و هيجانامون انقدر شبيه كه بعضى وقتا ميگم ما خواهرهاى گمشده هميم از دنياى تناسخ رسيديم به اينجا.
خواهر بزرگم انقدر عاقل و ماهِ كه دلم ميخواد بذارمش تو چمدونم و با خودم ببرمش (ريزه ميزه است جا ميشه). داداش كوچيكه هم كه يكى يه دونه است و از گل نازك تر نبايد بهش بگيم.
و دوستام.برام عزيزن، عزيزتر از رويا و خيال پردازى. در شرايطى كه بهشون احتياج داشتم حتى دورى هم باعث نشد طراوت و عشقشون رو ازم دريغ كنند. انقدر دوستشون دارم كه فكر كردن بهشون هم حالم رو خوب ميكنه، چه برسه به اينكه كنارشون باشم ببوسمشون عكاسى كنيم فوتبال تماشا كنيم بنويسيم فيلم ببينيم دعوا كنيم گالرى گردى كنيم با هم برقصيم.
پسرم؛ ليام ديدگاه من به زندگى رو زيباتر كرد. دوست دارم همچنان بياموزم و هيجان هاى جديد رو امتحان كنم كه بزرگتر شد با هم خوشى ها رو دربنورديم.
و در آخر اولينم در خواب و بيدارى. وحيد طالب لو؛ فوتباليستى كه ايمان دارم بعدها تاريخ بيشتر ازش ياد ميكنه.انسانى شريف و ارزشمند كه براى موندن و شهرت تلاش نميكنه، پاك بودن براش مهم تر از وسوسه ها و درخشيدن هاى موقتيه. تو خودِ خودتى و اين كيمياست.وحيد نازنينم من و تو تفاوت هاى اخلاقى، رفتارى و شخصيتى زيادى داريم.اما هميشه برام قابل احترامى و دوستت دارم به اندازه تمام قصه هاى عاشقانه دنيا.
سپاس از شما عزيزان (فالورها) كه تولدم رو تبريك گفتيد🌸به اميدروزهاى بهتر 🙏 #زن_ايرانى_سايه_نشين_نيست_
Read more
اسفند بوىِ عجيبى دارد، بويى شبيه ماش و عدس هاىِ در حالِ جوانه زدن، بويى شبيهِ قرار گذاشتن و نرفتن به مدرسه و خيانت بعضى ها به قولشان، يا شايد هم ضرب گرفتن روىِ نيمكت و رقص و اواز هاىِ اخرِ سال. بوى تسويه حساب مى دهد : مثلِ بقالى كه مدام مى گويد : اخر سال است،مى خواهم حساب ها را ببندم. بوى عجله مى ... اسفند بوىِ عجيبى دارد،
بويى شبيه ماش و عدس هاىِ در حالِ جوانه
زدن،
بويى شبيهِ قرار گذاشتن و نرفتن به مدرسه
و خيانت بعضى ها به قولشان،
يا شايد هم ضرب گرفتن روىِ نيمكت و رقص و اواز هاىِ اخرِ سال.
بوى تسويه حساب مى دهد :
مثلِ بقالى كه مدام مى گويد :
اخر سال است،مى خواهم حساب ها را ببندم.
بوى عجله مى دهد،
عجله براىِ خريدن،دويدن،رسيدن،و شايد هم
نرسيدن.
يا شايدهم بوىِ بى حوصلگى مى دهد
از بابت آن كه باشد براىِ آن ور سال.
اگر دقت كنى اسفند تنها ماهى ست كه در
عينِ كهنگى بوىِ نويى مى دهد.
حتى بوىِ صبح هايش،ظهرهايش،عصر ها و شب هايش با ماه هاىِ دِگر فرق دارد،
بارانهايش به سانِ زنى ست كه نمى داند
دلتنگ است يا عاشق،فقط دوست دارد ببارد
با بوىِ عجيبى از باريدن.
اسفند كلافه است،عجول است،پر از صدا و حركت است،اما زيرِ چشمى كه نگاهش كنى،
يك گوشه اى ارام نشسته،
و سكوت است
و سكوت است
و سكوت ....
اسفند ادغامِ لحظه هاست:
همانندِ ادمى كه هراسان است از يك سال پير شدن،
و از طرفى كودكى خوشحال از خريدنِ لباسِ نو.
اسفند بوىِ شب بو و بنفشه و ماهىِ قرمز مى دهد.
اسفند بوىِ نرگس هاىِ دسته اى مى دهد
اسفند بوىِ پيكِ مدرسه مى دهد.
اسفند بوىِ خنده هاىِ اخرِ سال مى دهد.
اسفند بوىِ باروت و كبريت و صداهاىِ مهيب مى دهد،
اسفند بوىِ بوق هاىِ ممتدِ ماشين هايى را مى دهد كه معلوم نيست به كجا مى خواهند بروند.
اسفند بوى گرد و خاك گيرى مى دهد.
اسفند بوىِ زردى تو از من و سرخى من از تو
مى دهد.
اسفند بوى ترسيدن از آمدنِ فروردين را مى دهد.
اسفند بوىِ خواندنِ يك كتاب در شبِ امتحان را
مى دهد،
اسفند بوىِ ((هياهوىِ بسيار براىِ هيچ را مى دهد))
اسفند اصلا بوىِ عيد را نمى دهد
اصلا اسفند هيچ بويى نمى دهد
اسفند :فقط و فقط :
((بوىِ نداشتنِ تو را مى دهد))
اسفند فقط و فقط:
(( بوىِ نداشتنِ تو را مى دهد))
#اميرسالار_احتشام
#نيلوفرانه
#اسفند
Read more
Loading...
ازخداپرسیدم چگونه میتوان بهترزندگی کرد؟؟... خداجواب داد: ☜گذشته ات را بدون هىچ تاسفى بپذير.. ☜بااعتمادبه ...
Media Removed
ازخداپرسیدم چگونه میتوان بهترزندگی کرد؟؟... خداجواب داد: ☜گذشته ات را بدون هىچ تاسفى بپذير.. ☜بااعتمادبه نفس حال ات را بگذران و بدون ترس براى اينده آماده شو.. ☜ايمان رانگهدار و ترس را به گوشه اى انداز.. ☜شکهايت را باورنکن وهىچ گاه به باورهاىت شک نکن.. ☜زندگى شگفت انگيزاست,فقط اگربدانيد ... ازخداپرسیدم چگونه میتوان بهترزندگی کرد؟؟...
خداجواب داد:
☜گذشته ات را بدون هىچ تاسفى بپذير..
☜بااعتمادبه نفس حال ات را بگذران و بدون ترس براى اينده آماده شو..
☜ايمان رانگهدار و ترس را به گوشه اى انداز..
☜شکهايت را باورنکن وهىچ گاه به باورهاىت شک نکن..
☜زندگى شگفت انگيزاست,فقط اگربدانيد چگونه باىدزنگى کنيد..
☜مهم نىست که قشنگ باشى,قشنگ اينه که مهم باشى حتى براى يکنفر..
☜مهم نىست شيرباشى ياآهو,مهم اينه باتمام توان شروع به دويدن کنى..
☜کوچک باشى ياعاشق..که عشق ميداندآيين بزرگ کردن را..
☜بگذارعشق خاصيت خاص توباشد نه رابطه خاص توباکسى..
☜موفقعيت پىش رفتن,نه به نقطه ى پايان رسيدن..
☜فرقى نميکند گودال اب کوچکى باشى يادرياى بيکران..
⇜☜زلال که باشى آسمان درتو پيداست...
Read more
. اين عكسو كه ديدم دلم براش سوخت . . . . . . يادمه قبلاً تا حرف از مهاجرت ميشد ميگفتم من مال اين ...
Media Removed
. اين عكسو كه ديدم دلم براش سوخت . . . . . . يادمه قبلاً تا حرف از مهاجرت ميشد ميگفتم من مال اين خاكم، روش تعصب دارم همينجا ميمونم پاش بيفته واسش ميجنگم وهزار تا از اين اراجيف كه الان واسه خودم هم مسخره اس سى سال و خورده اى از تولدم گذشته كل عمرمو تو تحريم بودم، نه آزاد زندگى كردم نه طعم زندگيى ... .
اين عكسو كه ديدم دلم براش سوخت
.
.
.
.
.
.
يادمه قبلاً تا حرف از مهاجرت ميشد ميگفتم من مال اين خاكم، روش تعصب دارم همينجا ميمونم پاش بيفته واسش ميجنگم وهزار تا از اين اراجيف كه الان واسه خودم هم مسخره اس

سى سال و خورده اى از تولدم گذشته
كل عمرمو تو تحريم بودم، نه آزاد زندگى كردم نه طعم زندگيى كه يه انسان بايد داشته باشه چشيدم (منظورم زندگى همه ى دنيا غير از ايران و ونزوئلاست)

ما ايرانيا عادت داريم خودمونو با شرايط هماهنگ كنيم
ميگيم اين وضعيت واسه همه هس
ميگيم ما كه دستمون به دهنمون ميرسه، بدبختى واسه اونه كه هيچى نداره
اون يكى ميگه من چيزى نميخوام بخرم هنوز فشار رو حس نكردم
يكى ديگه ميگه تا آخر كه اينجورى نميمونه، موقته، درست ميشه
يه نفر ديگه ميگه چرا من صدام در بياد، بقيه ميفتن جلو داد ميزنن من خودمو دخالت نميدم چون سياسى نيستم
يكى ديگه ميگه اين امتحان الهيه، بايد جلوى نفسمونو بگيريم و .... من چند تا سوال دارم از اين عزيزان

شما تو خونواده و آشنا مريض نداريد كه نياز به دارو داشته باشه؟ يا خود درمانى ميكنيد و با آب شفا ميگيريد؟
تو خونواده بچه نداريد كه نياز به پوشك داشته باشه؟ يا ژنتيكى ميكشيد بالا توف ميكنيد؟
زن و دختر تو خونواده نداريد كه نياز به محصولات بهداشتى داشته باشن؟ يا خاندانتون به كل يائسه تردد ميكنن؟
اصلاً غذا ميخوريد؟ يا فوتوسنتز؟
آرزو ميدونيد چيه؟ ميتونيد تلاشى براى آرزوتون بكنيد؟ امنيتى هست كه رسيدن شما رو به هدفتون تضمين كنه؟
يا به كل اومديد بخوريد و بگذرونيد و بميريد؟
اصلاً اينا رو ول كن، آدمى يا نه؟

د لامصب همه بلايى سرمون اومده فقط مونده دست ناموسمونو از تو خونمون بگيرن ببرن، هيچ جوره صدامون نبايد در بياد؟

آب رفت، خاك رفت، دخترامون رفتن، مومن فرستاديم مكه نقطه رفت صفر برگشت

انقدربا مزه ايم كه هركارى بكنن باهامون سريعاً شكل ظرف رو به خودمون ميگيريم

داره جورى ميشه كه مجبور بشيم مملكت و خاك و خونواده رو بزاريم و بريم، ميفهمى مجبور يعنى چى؟ يعنى بمونى آينده ى خودتو بچه اتو اطرافيانتو به فاك ميدى

دوستامو كه ميبينم چند ساله از ايران رفتن برام عجيب غريبن
انقدر با من و جووناى همسن و سال من تو ايران فرق ميكنن كه فكر ميكنم يا ما يه موجودى غير از آدميم يا اونا انسان نيستن
حتى جنس خنده هاشون فرق ميكنه، شادابى و طراوت رو تو چشماشون ميبينى
اونوقت تو خيابوناى تهران از شوش تا نياوران كه راه برى ميبينى مردم حالشون بده، آروم نيستن

مقصر اينا كيه؟
دولته؟ به خدا كه نه
مقصر ما و فرهنگ عقب افتادمونه (ادامه در كامنت اول)
#ايران #دلار #گا #بدبختى
Read more
<span class="emoji emoji1f4da"></span>فروش ويژه كتاب #فقط_كمتر_از_يك_دقيقه در <span class="emoji emoji1f447"></span>🏻<span class="emoji emoji1f447"></span>🏻 فروشگاه آثار هنرى و كتاب فروشى #سينما_پرديس_ملت ...
Media Removed
فروش ويژه كتاب #فقط_كمتر_از_يك_دقيقه در 🏻🏻 فروشگاه آثار هنرى و كتاب فروشى #سينما_پرديس_ملت واقع در تهران خيابان وليعصر ابتداى بزرگراه نيايش (جنب پارك ملت) ، ساختمان پرديس سينمايى ملت (همكف) اين كتاب ٢٠٠ صفحه اى بصورت تمام گلاسه و رنگى چاپ شده است. در اين كتاب شما با راه هايى براى عبور ... 📚فروش ويژه كتاب
#فقط_كمتر_از_يك_دقيقه
در 👇🏻👇🏻
فروشگاه آثار هنرى و كتاب فروشى #سينما_پرديس_ملت واقع در تهران خيابان وليعصر ابتداى بزرگراه نيايش (جنب پارك ملت) ، ساختمان پرديس سينمايى ملت (همكف)
اين كتاب ٢٠٠ صفحه اى بصورت تمام گلاسه و رنگى چاپ شده است.
در اين كتاب شما با راه هايى براى عبور از بحران و رسيدن به موفقيت و پنجره اى تازه رو به زندگى آشنا ميشويد.
نويسنده : #شهاب_عشقى
انتشارات: #آرياگهر 🔻مراكز پخش :
٦٦٩٣٣٠٤٥
@aryagoharbooks @aryagoharbooks @aryagoharbooks @aryagoharbooks
سيار:
٠٩١٩٨٣٨٨٩٦١
قابل توجه شما هنردوستان و فرهيختگان ، كليه درآمد حاصل از فروش اين كتاب صرف امور خيريه خواهد شد.
#only1minute #success #shahabeshghi #thanksgod
Read more
سلام دوستاى گلم عكس براى ديروزه و مامان كوچولوم منتظره براش غذا بكشيم، قرار بود فقط نودل داشته باشيم ...
Media Removed
سلام دوستاى گلم عكس براى ديروزه و مامان كوچولوم منتظره براش غذا بكشيم، قرار بود فقط نودل داشته باشيم با كوفته قلقلى، ولى چون مهمونهاى عزيزى از راه رسيدن كباب ماهيتابه اى و كته هم گذاشتم ، نوشابه هم ميدونم ضرر داره ولى هرچند وقت يكبار يه ته استكان بسلامتى هم ميخوريم حالا جالبه ديروز هرچى تو خونه ... سلام دوستاى گلم
عكس براى ديروزه و مامان كوچولوم منتظره براش غذا بكشيم، قرار بود فقط نودل داشته باشيم با كوفته قلقلى، ولى چون مهمونهاى عزيزى از راه رسيدن كباب ماهيتابه اى و كته هم گذاشتم ، نوشابه هم ميدونم ضرر داره ولى هرچند وقت يكبار يه ته استكان بسلامتى هم ميخوريم 😅
حالا جالبه ديروز هرچى تو خونه نداشتيم مادر اونو ميخواست، ظهر كه رسيدم خونه اش گفت هندونه بيار برام گفتم چشم در يخچالو باز كردم ديدم هندونه نداره گفتم هندونه نيست تو يخچال گفت اشكالى نداره يه قاچ خربزه بده از قضا خربزه هم نداشت، ميوه ريز هم گفت نميخورم سرديم ميكنه، گفتم بستنى بيارم گفت الان چه وقت بستنيه هيچى ديگه، زنبيل مادرو برداشتم و رفتم بيرون و بعد از كلى پياده روى هندونه خربزه گرفتم براش،
موقع نهار گفت كوفته منو بيار بخورم كمى هم سبزى بزار كنارش، گفتم پلو مرغ آوردم سبزى ام نداريم با ماسته، بازم هر دوتاييمون تركيديم از خنده، گفت ايشاالله كه رون مرغه من سينه نميخورم خدارو شكر اين يه قلم رو ميدونستم و براش رون مرغ پخته بودم،
وقت شامم ، پريسا جون گفت آناجون نوشيدنى چى ميخورى گفت يه ليوان نصفه برام كانادا بريز،( مامانم به همه نوشابه زردا ميگه كانادا) من و پريسا نگاه هم كرديم و اونقد خنديديم از چشامون اشك اومد، متاسفانه حسش نبود بريم سوپرى سركوچه براش كانادا بگيريم دوغ و كولا هم نخورد گفت آب بدين بهم تا ما شب رو با عذاب وجدان ندادن كانادا به مادر سر بر بالين بگذاريم ولى نودل با كوفته قلقلى رو به نيت كوفته كه هوس كرده بود خورد اما بازم آخرش گفت دفعه ديگه كوفته درست كن گفتم چشم،
مادر خوابه و اومدم ببينمتون و برم ، يه مگس سمج اومده تو اتاق برم بيرونش كنم تا مامانمو بيدار نكرده ،
روزتون پر از خبرهاى خوب انشاالله
پى نوشت: پريسا جون از اتاق فرمان اشاره ميكنند كه مادر انگور هم خواستند و ما نداشتيم اينم به ليست نداشته ها اضافه كنيد 😅😍 #مهنازمادر
Read more
Loading...
Loading...