Loading Content...

این تو در

Loading...


Unique profiles
90
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Istanbul, Turkey, Shiraz, Iran, Tehran, Iran
Average media age
669.2 days
to ratio
7.3
اولین کار اجرا شده دکتر افشین یداللهی به سفارش جناب اقای خشایار اعتمادی ، آهنگسازی جناب اقای فواد ...
Media Removed
اولین کار اجرا شده دکتر افشین یداللهی به سفارش جناب اقای خشایار اعتمادی ، آهنگسازی جناب اقای فواد حجازی و اجرای ارکستر سمفونیک صدا وسیما که هیچگاه پخش نشد. برای شنیدن این ترانه با صدای اقای خشایار اعتمادی و اگاهی از دیدگاهی که این ترانه نسبت به حضرت امام حسین (ع) برمی تاباند می توانید صفحه اینستاگرام ... اولین کار اجرا شده دکتر افشین یداللهی به سفارش جناب اقای خشایار اعتمادی ، آهنگسازی جناب اقای فواد حجازی و اجرای ارکستر سمفونیک صدا وسیما که هیچگاه پخش نشد. برای شنیدن این ترانه با صدای اقای خشایار اعتمادی و اگاهی از دیدگاهی که این ترانه نسبت به حضرت امام حسین (ع) برمی تاباند می توانید صفحه اینستاگرام اقای خشایار اعتمادی را ببینید

در این ظهری که خورشید از پس تاریکی آن بر نمی آید/

ظهور دومین خورشید را یک آسمان ایثار می باید/

تو ای اسطوره عاشق، رسیدی از دیاری دور/

تو دادی با طلوع خود به این شام سترون نور/

سفر در آتش و نیزه، برای تو چه آسان بود/

که حتی عشق هم از این همه غیرت هراسان بود/

به شمشیرت، به یک ضربت، سپاهی می زند زانو/

نگو تنها فرو ماندی، به سان برج بی بارو/

که معشوق تو امشب، عاشقش را کشته می خواهد/

تو را چون گل به خون خویشتن، آغشته می خواهد/

خدایا مرگ اینجا رنگ می بازد/

در این دشت سراسر خون/

کدام عاشق در اینجا عشق می بازد؟/ در این گل کردن عشاق، بر نیزه/

خدایا خیمه های بی سراپرده، چه مظلومانه می سوزد/

ببین کودک نگاهش را به شط خون، چه معصومانه می دوزد/

تبار عشق، امشب آتشی در سینه می کارد/

ببین در عرش هم از این ستم، خونابه
می بارد/

صبورانه، کنار آب، در آتش، گلو تشنه/

چه دژخیمانه بنهاده ست دشمن بر گلو، دشنه/

بر اندام زمین از گام هایت لرزه افتاده/

زمان، از اقتدارت، اختیار خود ز کف داده/

لبان تشنه ات تاریخ حق را تا ابد سیراب خواهد کرد/

عبور یاد تو، پس کوچه های عشق را بی تاب خواهد کرد/

گلوی خسته ام هر شب به یادت می زند فریاد/

طنین تلخ آوازم مرا هم می دهد بر باد/

نمی دانم چه می خواهی تو ای دنیای طوفانی؟/ تو درد کهنه من را نمی دانی ، نمی دانی/

@shahoographic

@khashayaretemadi

#عاشورا
#امام_حسین
#خشایار_اعتمادی
#افشین_یداللهی
#فواد_حجازی

این ترانه در کتاب #جنون_منطقی توسط #انتشارات_نگاه چاپ شده است

@negahpub
Read more
Loading...
: دوست داشتنی‌ترین و عزیزترین آدم زندگیمی بی تو در‌ همان بنبست اول مانده بودم و راه نمیافتم به ادامه‌ی ...
Media Removed
: دوست داشتنی‌ترین و عزیزترین آدم زندگیمی بی تو در‌ همان بنبست اول مانده بودم و راه نمیافتم به ادامه‌ی زندگی... هر بار که میرفتی شوق برگشتن و دوباره دیدنت تماشایی بود ولی این بار که گفتی شاید دیدار آخرمان باشد در ایران، دلم لرزید و هراس دوری از تو و همنشینیِ تو جهانم را در بر گرفته. تو یادگار عزیز ... :
دوست داشتنی‌ترین و عزیزترین آدم زندگیمی
بی تو در‌ همان بنبست اول مانده بودم و راه نمیافتم به ادامه‌ی زندگی...
هر بار که میرفتی شوق برگشتن و دوباره دیدنت تماشایی بود ولی این بار که گفتی شاید دیدار آخرمان باشد در ایران، دلم لرزید و هراس دوری از تو و همنشینیِ تو جهانم را در بر گرفته. تو یادگار عزیز بابا و مادری... در برادری ، در انسانیت ، در پاکی ، در خوبی ، در مهربانی و در شکیبایی و گذشت شبیه تو هیچکس نبود و نیست.
من و تمام آنچه از خوبی و درستی اگر در من هست ، مدیون تواییم.
من نتونستم از اینجا دل بکنم و ماندم و امیدوارم تو برگردی و بلیط برگشت شهریور تو را برساند به من و به ما... هیچوقت نشد که بگم ، شاید فرصت مناسب نبود و یا شاید روم نشد که بگم بی‌نهایت دوستت دارم بامداد جان... من برادر همیشه کوچکِ تو تا برسه آخرای شهریور دلم آب میشه و امیدوارم به دوباره در آغوش کشیدنت. این عکس را دم دمای آخر گرفتم ازت و اگه آنطور که باید مراسم خداحافظی را به جا نیاوردم منو ببخش اگه خودخواهم چون در انتظار‌ برگشتنتم...
Read more
. • بچه‌ها یادتونه در مورد استوری #صدف_بیوتی صحبت کردیم؟ ‍ • وقتی اون استوری رو دیدم، یاد کتاب #شفای_زندگی ...
Media Removed
. • بچه‌ها یادتونه در مورد استوری #صدف_بیوتی صحبت کردیم؟ ‍ • وقتی اون استوری رو دیدم، یاد کتاب #شفای_زندگی افتادم که چند ساله روش زندگی منو تحت تأثیر قرار داده. فکر کنم خیلیاتون این کتابو خوندین. خلاصه‌ش میشه این که؛ افکار و اعمال ما باعث بروز بیماریها میشن. یعنی بیماریها یه عامل ظاهری و فیزیکی ... .
• بچه‌ها یادتونه در مورد استوری #صدف_بیوتی صحبت کردیم؟

• وقتی اون استوری رو دیدم، یاد کتاب #شفای_زندگی افتادم که چند ساله روش زندگی منو تحت تأثیر قرار داده. فکر کنم خیلیاتون این کتابو خوندین. خلاصه‌ش میشه این که؛
افکار و اعمال ما باعث بروز بیماریها میشن. یعنی بیماریها یه عامل ظاهری و فیزیکی دارن، یه عامل اصلیِ معنوی. وقتی بهشون آگاه بشیم، با اصلاح اعمال و افکارمون میتونیم خودمونو درمان کنیم. توی عکس چهارم و پنجم که از همین کتابه، دور عامل بوی بد دهن و روش درمانش خط کشیدم.

• خودتون نظرهایی که در مورد حرف اون خانوم بود، بخونین. نمیگم درستن یا غلطن، نمیگم چیزایی که گفت، واقعاً توی #قرآن و #احادیث اومدن یا جعلی هستن، فقط میگم بخونیم و بهشون فکر کنیم. شاید آخرش شما هم مثل من به این نتیجه برسین که با کمی اغماض، هممون درست میگیم؛ هم آموزش‌های #اسلامی، هم کتابهای #معنوی امروزی #غربی، هم #دانش_روز ، همه و همه.

• شاید تک‌تک اینا درست باشن، یعنی واقعاً #شیطان توی دهن ما رفته باشه، #غیبت کرده باشیم، #افکار پوسیده داشته باشیم، #مسواک نزده باشیم، #معده مون خراب باشه، #لثه هامون مشکل داشته باشن، و ده‌ها عامل دیگه. مثل اون فیل که توی تاریکی بهش دست میزدن، و هر کی یه جور تجسمش میکرد؛ یکی به صورت بادبزن، یکی به صورت ستون، یکی هم یه لوله دراز و الی آخر.

• دقت کردین چقدر اعتقاداتمون تو مسیر زندگیمون تغییر میکنه؟! انگار ما اصلاً اون آدم چند سال پیش نیستیم! حالا ممکنه مؤمن‌تر شده باشیم، یا برعکس. یا حتی درجه اعتقامون همون مونده باشه و فقط نوع اعتقادمون فرق کرده باشه. پس به نظرم همین یه دلیل کافیه که به اعتقادات همدیگه احترام بذاریم، چون همه ما درست وسط مسیر هستیم و هر لحظه نسبت به لحظه بعدی ناقصیم!

• من که میگم همه اعتقادات قابل احترامن، ولی تا زمانی که حقوق انسانی دیگرانو نقض نکنن و مُخلِّ زندگی دیگران نباشن. نظر شما چیه دوستان؟ 🤔

• این چند سال اخیر بدجوری هممون به #اعتقادات_شخصی همدیگه گیر میدیم. شاید دلیلش دلزدگیمون از این همه فشار ایدئولوژیک باشه که هر روز داره بهمون وارد میشه.

• پذیرفتن اعتقادات دیگران، یکی از تمریناتیه که مدتهاست بهش مشغولم و اعتراف میکنم سخته، خیلی سخته، خیلی.

• ببخشید که این پست زیبایی بصری چندانی نداشت و خیلی روزنامه‌وار بود. 😅 فقط میخواستم هم‌فکری کنین که با همدیگه یه دید جدید نسبت به این قضایا پیدا کنیم. 😊 حیف که کپشن جا نداره، وگرنه دلم میخواست ده برابر این کپشن در موردش مینوشتم و نظر شما رو هم توش میگُنجوندم. 👌😊
۱۳۹۷/۰۹/۰۳
Read more
برای این فیلم؛ چهل کیلوگرم وزن کم کردم و شبها به جای شام؛بالشت بغل کردم و خوابیدم. برای این فیلم؛قلپ ...
Media Removed
برای این فیلم؛ چهل کیلوگرم وزن کم کردم و شبها به جای شام؛بالشت بغل کردم و خوابیدم. برای این فیلم؛قلپ قلپ آب دریاچه دفاع مقدس را نوشیدم و دیالوگ گفتم. برای این فیلم؛کیلومترها در گرما و سرما دویدم و زحمت کشیدم. برای این فیلم بازی رو ارائه دادم که از دوست و دشمن به من زنگ زدند و تبریک گفتند و گفتند بهترین ... برای این فیلم؛
چهل کیلوگرم وزن کم کردم و شبها به جای شام؛بالشت بغل کردم و خوابیدم.
برای این فیلم؛قلپ قلپ آب دریاچه دفاع مقدس را نوشیدم و دیالوگ گفتم.
برای این فیلم؛کیلومترها در گرما و سرما دویدم و زحمت کشیدم.
برای این فیلم بازی رو ارائه دادم که از دوست و دشمن به من زنگ زدند و تبریک گفتند و گفتند بهترین بازی در حوضه دفاع مقدس رو دیدیم و دمت گرم.
برای این فیلم غواصان واقعیِ حاضر در این عملیات من را دیدند و اشک ریختند و گفتند به حق بازی تو یادآور لحظات واقعی ما در جنگ بود!!!
اما چه شد؟
این فیلم در بدترین شرایط اکران شد؛در هیچ جشنواره ای به قصد دیده نشد و خستگی بر تن من ماند!!
این روزها جینگولک بازی و مسخره بازی و دلقک بازی در سینمای ایران بیشتر میفروشد!!
و من واقعا خسته..‌‌.
خسته از اینهمه تبعیض و خسته از باند بازیهای رایج در سینما.
حال من خوب است اما تو باور نکن!!
دیگر دل و دماغی بعد از نادیده گرفتن این همه زحمات و پشت سر هم جایزه دادن به یک سری آدمها و پشت سر هم تکرار کَستهای تکراریِ سینمای ایران برایم نمانده!!دم تک تک کَسانی که خستگی رو بر تن من گذشتند!!نا گرم!!ناگرم!!!!!!!!
یا حق!
@film_online
@parvizparastouei
@banifilm
@procinemanews
@khabargozarisaba
@salamcinama
@soje.3
@tvpluss
#عکس #عکس #عکس
Read more
 #قربانی_گوسفندان . <span class="emoji emoji1f534"></span> همیشه در ایام عبادت و انجام فرائض دینی، صداهایی از برخی سلبریتی ها در میاد ...
Media Removed
#قربانی_گوسفندان . همیشه در ایام عبادت و انجام فرائض دینی، صداهایی از برخی سلبریتی ها در میاد که بزرگترین هنرشون، ادای دیگران رو دراوردن -بازیگری- سطح متوسط سوادشون دیپلم و میزان مطالعات دینی شون در حد آمدنیوزِ! عجیبه که این فتاوا، وقتی ۸۵ هزار ایرانی برای انجام حج واجب به مکه میرن درمیاد ... #قربانی_گوسفندان
.
🔴 همیشه در ایام عبادت و انجام فرائض دینی، صداهایی از برخی سلبریتی ها در میاد که بزرگترین هنرشون، ادای دیگران رو دراوردن -بازیگری- سطح متوسط سوادشون دیپلم و میزان مطالعات دینی شون در حد آمدنیوزِ! عجیبه که این فتاوا، وقتی ۸۵ هزار ایرانی برای انجام حج واجب به مکه میرن درمیاد نه وقتی ۴ میلیون ایرانی جهت عیاشی به ترکیه!!
.
🔴 دستور قربانی یک امر الهیه که از زمان حضرت آدم وجود داشته و خداوند شرط قبولی اراده هارو گذشتن از تعلقاتی چون اموال بیان کردند و به هابیل و قابیل امر شد تا از محصول زراعی و دام خودتون بهترینش رو برای قربانی شدن به محضر خالق حاضر کنید… هابیل بهترین زراعت و دام رو حاضر کرد و قابیل بدترین! این سنت در یهود و مسیحیت و اسلام ادامه پیدا کرد و مساله اصلی، گذشتن از مال برای اثبات حرف شنوی از خداوند و اصلاح عمل بود. اما تمرین این از خود گذشتگی در ذبح این قربانی نمود پیدا میکرد و در رفتار و اخلاق متجلی میشد. لذا این کار تمرینی اخلاقی برای گذشتن از تعلقات در راه خدا و کمک به محرومان جهان با تقسیم عادلانه غنایم زمینه… جناب معترض، گوشت سفرت از کجاست؟!
.
.
🔴 گویا مطلع نیستید که تمامی قربانیان حج به مصرف گرسنگان آفریقایی میرسن و سالانه صدها هزار تن گوشت قرمز از طرف حجاج به این کشورها صادر میشه تا مجانا به مصرف فقرا برسه!! همون فقرایی که بخاطر گوسفند ماندن انسان نماهای بی اخلاق، در جنگ و قحطی و ظلم، شبها گرسنه می خوابند و شمایی که شعار زنده باد گوسفند سر میدی و سالانه در ایران بیش از ۲/۷ میلیون تن گوشت میلومبانی، متوجه گرسنگی او و حیوان ماندن خود بخاطر سکوت و بی تفاوتی نیستی!! چطور از گرسنگی ۸۰۰ میلیون انسان صداتون در نمیاد و بخاطر ۱ میلیارد انسان دچار سوء تغذیه سکوت کردین اما اگر کسی بخواد با پول شخصی سالیانه به این فقرا کمک کنه و تعلقات مادی خودش رو در راه رضای خدا ذبح کنه، معترض میشید؟!
.
🔴 ای کاش کمی اندیشه می کردید و جای دلسوزی برای عمر طبیعی یک گوسفند که اگر برای مستضعفین ذبح نشه، برای شکم بارگی های تو و امثال تو… و استیک و چنجه و فیله رستورانیت ذبح میشه!! دین حکیمانه خدارو به سخره نگیری و بر اصلاح جهل خود متمرکز باشی… چه سنتی زیباتر از سنت قربانی و ذبح که هم موجب تمرین قربانی کردن تعلقات انسان برای رشد روحی و معنوی اوست و هم اهدای هزاران تن خوراک گوشتی به میلیونها گرسنه و محروم و دارای سوء تغذیه در جهان… لذا از بازیگران بی اطلاع و بی نماز خواهشمندیم تا به همون هنر تقلید از دیگران بپردازن و اینبار نقش یک آدم رو بازی کنن…
.
#محمد_جلیلی
.
Read more
. اشکان خطیبی عزیز و سینماوتلویزیون ، قدر نشناس وقتی عکست و دیدم برخلاف عکس هایی که متاسفانه در این روزها میبینم بغض کردم اشک ریختم تمام تنم درد گرفت و بند بند وجودم تیر کشید. ولی من قدر رنجی را که در این نقش کشیدی خوب میدونم. یادمه وقتی خودم برای نقشی که در فیلم سیزده ۵۹ داشتم برای اینکه ... .
اشکان خطیبی عزیز
و
سینماوتلویزیون ، قدر نشناس
وقتی عکست و دیدم
برخلاف عکس هایی که متاسفانه در این روزها میبینم
بغض کردم
اشک ریختم
تمام تنم درد گرفت و بند بند وجودم
تیر کشید.
ولی من قدر رنجی را که در این نقش
کشیدی
خوب میدونم.
یادمه وقتی خودم برای نقشی که در
فیلم سیزده ۵۹ داشتم
برای اینکه بیننده باور کنه ۲۰ سال در کما بودم
۲۰ کیلو وزن کم کردم .
وروزی که برای جمع آوری پول برای زلزله آذربایجان، جلوی سینما آزادی
تجمع کرده بودیم
یه هنرپیشه معروف بهم گفت
چرا اینجوری شدی؟
گفتم چه جوری شدم ؟
یواشکی در گوشم گفت چی میکشی؟
گفتم درد
گفت جدی میگم نکنه سیخی میکشی؟
گفتم آره
هرروز سیخکی میرم تا ایستگاه ۵ توچال و سیخکی برمیگردم
اگه طالبی بیا تو هم بکش...
اشکان عزیز
تا بوده همین بوده
ما قراره از رنج کارمون لذت ببریم
وقدر شناس هم نداشته باشیم
اصلا مهم نیست
مهم اینه که خودمون در دوران رنج کشیدن
لذتی میبریم
که درکش برای خیلی ها سخته
حق داری که آزرده بشی
وفکر نمیکنم چیزی رو در این سینما فعلی از دست داده باشی
حرف زیاده و جا برای این صفحه کم
امیدوارم روزی ،روزگاری
بستری خوبی فراهم بشه
وقدر تو بدونن و منتتو بکشن
وبا عزت در سینمایی که داشتیم
حضور داشته باشی
وبا عشق رنج بکشی و لذت ببخشی...
تو در هرجا که باشی
خوش میدرخشی
در تئاتر
در اجرا
در آموزش ...
Read more
Loading...
بسم الله روِيَ عَن رسولِ الله(ص): الدُّنْيَا دُوَلٌ فَمَا كَانَ لَكَ أَتَاكَ عَلَى ضَعْفِكَ وَ ...
Media Removed
بسم الله روِيَ عَن رسولِ الله(ص): الدُّنْيَا دُوَلٌ فَمَا كَانَ لَكَ أَتَاكَ عَلَى ضَعْفِكَ وَ مَا كَانَ مِنْهَا عَلَيْكَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِكَ وَ مَنِ انْقَطَعَ رَجَاؤُهُ مِمَّا فَاتَ اسْتَرَاحَ بَدَنُهُ وَ مَنْ رَضِيَ بِمَا قَسَمَهُ اللَّهُ قَرَّتْ عَيْنُهُ. شرح حدیث: «الدُّنْيَا ... بسم الله
روِيَ عَن رسولِ الله(ص): الدُّنْيَا دُوَلٌ فَمَا كَانَ لَكَ أَتَاكَ عَلَى ضَعْفِكَ وَ مَا كَانَ مِنْهَا عَلَيْكَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِكَ وَ مَنِ انْقَطَعَ رَجَاؤُهُ مِمَّا فَاتَ اسْتَرَاحَ بَدَنُهُ وَ مَنْ رَضِيَ بِمَا قَسَمَهُ اللَّهُ قَرَّتْ عَيْنُهُ.
شرح حدیث:
«الدُّنْيَا دُوَلٌ». حضرت در ابتدا وضع دنیا را بیان می­فرمایند. دنيا در گردش است. يعني دنيا هيچ­گاه براي هيچ‏كس ثابت نیست. دنيا هيچ ثبوت و قراري براي هيچ‏كس ندارد. اين وضع دنيا است.
«فَمَا کان‌ لک‌أَتَاكَ عَلی ضَعْفِكَ» آنچه كه خدا تقدير كرده به تو خواهد رسيد گرچه در نهايت ضعف و ناتوانى باشى. چه بسا انسان فكر می­کند كه از نظر امور دنيايي توان به دست آوردن فلان منفعت را ندارد، ولي چون مقدّر شده است به او خواهد رسید.
«وَ مَا كان مِنْهَا علیکَ لمْ تَدْفَعْهُ بقُوَّتِكَ» در جایی هم كه مواردی به ضرر و زيان تو باشد باز به تو خواهد رسيد هر چند تو در كمال قدرت و نيرومندى باشى؛ هرگز نمی­توانی آنها را از خودت دفع کنی. بنابر این، تو نه مي‏تواني برای خودت ‌جلب منفعت كني و نه مي­تواني از خودت دفع ضرر كني.
«وَ مَنِ انْقَطَعَ رَجَاؤُهُ مما فات اسْتَرَاح بَدَنُهُ». اگر انسان از چيزهايي كه دلش مي­خواسته به دست بیاورد امّا ‌به دست نياورده قطع اميد كند، بدنش راحت مي­شود. به عبارت ساده ‌ضعف اعصاب نمي‏گيرد! يعني در فكر اين نباش که اي كاش به دست می ­آوردم! ‌اي واي که فلان چیز از دستم رفت! این افکار و خیالات، باعث فشار عصبي و ‌روحي براي تو می‏شود. اين به نفع تو است که به چيزهايي كه به آن دست پيدا نكردي اميد نبندی. به دست نيامده كه نيامده! نشد كه نشد!
«وَ مَنْ رضی بما قَسَمَهُ الله قَرَّتْ عَيْنُهُ»‌ اگر كسي به آنچه كه خدا داده است ‌خشنود باشد، چشمش روشن مي‏شود. چون خدا داده است خوشحال هم مي­شود.
هسته مركزي اين جملات چيست؟ اين است كه خيال نكن که تو مي‏تواني كاري انجام بدهي. نافع خدا است، ‌ضارّ‌ هم خدا است. او است که امور را براي تو تقدير مي­كند. بی­ جهت خودت نقشه نكش. اگر نقشه بكشي،‌ خدا به نقشه ات ضربه مي­زند. بنابر اين، ‌تو ‌برو به وظيفه ‏ات عمل كن. اين چيزها را به او واگذار كن. هنگامی هم که ‌او براي تو تدبير كرد و ‌به دستت رسيد، آن را که به تو داده قبول کن، ‌خوشحال شو و راضی شو. اگر اين رضايت باشد، آن‏وقت يك زندگي شيرين پيدا مي‏كني؛ نه ضعف اعصاب مي­گيري،‌ نه بی­ جهت دنبال دنیا مي­دوي، بی ­جهت خودت را، فکرت را و بدنت را هم ناراحت نمي­كني. هم روحت راحت است هم بدنت.
.
.
.
#اخلاق
#عرفان
#مرحوم_آقا_مجتبی_تهرانی_ره
Read more
‍ ‍ تا امروز هرگز نتوانسته‌ام جواب این سوال مادرم را بدهم. او روزهای آخر عمرش از من پرسید: اگر دیگر چیزی به یاد نیاورم، می توانم بگویم که در این دنیا حضور دارم؟ سوالش همیشه با من ماند... کاش امروز اینجا بود و به او می‌گفتم: مهم نیست تو چیزی به خاطر داشته باشی؛ اگر کسی، حتی یک نفر، نام تو را به ... ‍ ‍ تا امروز هرگز نتوانسته‌ام جواب این سوال مادرم را بدهم.

او روزهای آخر عمرش از من پرسید:
اگر دیگر چیزی به یاد نیاورم،
می توانم بگویم که در این دنیا حضور دارم؟

سوالش همیشه با من ماند... کاش امروز اینجا بود و به او می‌گفتم:
مهم نیست تو چیزی به خاطر داشته باشی؛
اگر کسی،
حتی یک نفر،
نام تو را به یاد داشته باشد
و آن را با عشق تکرار کند،
یعنی تو در این دنیا حضور داری... عشق هرگز فراموش نمی‌کند
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji25fe"></span>️حبّ دنیا، انسان را از امام زمانش جدا می‌کند. <span class="emoji emoji1f518"></span>این‌قدر حرص دنیا را نخورید، این‌قدر در صف نایستید، ...
Media Removed
️حبّ دنیا، انسان را از امام زمانش جدا می‌کند. این‌قدر حرص دنیا را نخورید، این‌قدر در صف نایستید، صف پراید، سکّه، دلار....! اینها همه کار شیطان است که شما را از یک حقیقتی دور و جدا کند. در این کربلای کره‌ی زمین، امام شما روز به روز مظلوم‌تر و غریب‌تر می‌شود. چقدر مردم حرص و غم گرانی را دارند! چرا ... ◾️حبّ دنیا، انسان را از امام زمانش جدا می‌کند. 🔘این‌قدر حرص دنیا را نخورید، این‌قدر در صف نایستید، صف پراید، سکّه، دلار....! اینها همه کار شیطان است که شما را از یک حقیقتی دور و جدا کند.
در این کربلای کره‌ی زمین، امام شما روز به روز مظلوم‌تر و غریب‌تر می‌شود.
چقدر مردم حرص و غم گرانی را دارند!
چرا حرص و غم نیامدن امام زمانشان را نمی‌خورند! که اگر این توجّهات را به‌سمت امام زمان ارواحنافداه معطوف می‌کردند، خدا می‌داند فرج و ظهور انجام می‌شد. ⚪️در یک تشرّفی آقا فرموده بودند: «اگر فقط شیعیان ایران جمع می‌شدند و برای فرج من دعا می‌کردند، فرج می‌شد و دیگر تمام بود.» ما شیعیان ایران هم که داریم غم گران شدن مرغ را می‌خوریم! این همان فرمایش آقاست که فرموده بودند: «اگر به ‌اندازه‌ی مرغی که گم می‌کنید و دنبالش می‌گردید، دنبال من می‌گشتید، مرا پیدا می‌کردید.» 🔘امام زمان ارواحنافداه هر صبح و شام انتظار دارند که برایشان قدم برداریم، دعا کنیم، بخود بیاییم و بیدار شویم.
ولی ما هنوز دنبال عشق‌های مجازی می‌رویم. دنبال مسائل پوچ و بی‌ارزشی که هیچ نفعی به حال ما ندارد. 🚫شرم نمی‌کنیم، خجالت نمی‌کشیم.
محرّم هم که می‌آید سیاه می‌پوشیم و برای امام حسین علیه‌السّلام گریه می‌کنیم که ای داد بیداد، چه ظلمی به امام حسین علیه‌السّلام کردند... چرا نمی‌نشینی فکر کنی که تو چه ظلمی بر امام زمانت کردی؟! ⚪️امام حسین علیه‌السّلام را چگونه در کربلا تنها گذاشتند و برگشتند؟ برای چه برگشتند؟
برای زندگی، عمر و لذّت بیشتر، بودنِ در کنار همسر و فرزند.
الآن همین‌ها ما را از امام زمان ارواحنافداه جدا کرده است.
عمر بیشتر، زندگی بیشتر، کامجویی بیشتر، در کنار زن و فرزندمان خوش و خرّم زندگی کنیم، گرفتاری نداشته باشیم... - پس حجّة ابن‌الحسن امام زمان ارواحنافداه چه می‌شود؟ - باشد هر وقت امام زمان ارواحنافداه آمد ان‌شاءاللّه می‌رویم... توجیه می‌کنیم.
نه، این راهش نیست. حواسمان جمع باشد. ☑️استاد حاج آقا زعفری زاده
Read more
‌ یادداشت #پرویزپرستویی برای اشکان خطیبی . بعد از آن‌که #اشکان_خطیبی از بازی در سینما کناره گیری ...
Media Removed
‌ یادداشت #پرویزپرستویی برای اشکان خطیبی . بعد از آن‌که #اشکان_خطیبی از بازی در سینما کناره گیری کرد، پرویز پرستویی در یادداشتی برای او نوشت: . اشکان خطیبی عزیز و سینما و تلویزیون، قدر نشناس وقتی عکست و دیدم برخلاف عکسهایی که متاسفانه در این روزها میبینم، بغض کردم ، اشک ریختم، تمام تنم ...
یادداشت #پرویزپرستویی برای اشکان خطیبی
.
بعد از آن‌که #اشکان_خطیبی از بازی در سینما کناره گیری کرد، پرویز پرستویی در یادداشتی برای او نوشت:
.
اشکان خطیبی عزیز
و سینما و تلویزیون، قدر نشناس
وقتی عکست و دیدم برخلاف عکسهایی که متاسفانه در این روزها میبینم، بغض کردم ، اشک ریختم، تمام تنم درد گرفت و بند بند وجودم تیر کشید. ولی من قدر رنجی را که در این نقش کشیدی، خوب میدونم.
یادمه وقتی خودم برای نقشی که در فیلم سیزده ۵۹ داشتم ، برای اینکه بیننده باور کنه ۲۰ سال در کما بودم ، ۲۰ کیلو وزن کم کردم. و روزی که برای جمع آوری پول برای زلزله آذربایجان، جلوی سینما آزادی تجمع کرده بودیم ، یه هنرپیشه معروف بهم گفت ، چرا اینجوری شدی؟ گفتم چه جوری شدم ؟ یواشکی در گوشم گفت چی میکشی؟ گفتم درد ، گفت جدی میگم نکنه سیخی میکشی؟گفتم آره ، هرروز سیخکی میرم تا ایستگاه ۵ توچال و سیخکی برمیگردم. اگه طالبی بیا تو هم بکش...
اشکان عزیز، تا بوده همین بوده ، ما قراره از رنج کارمون لذت ببریم و قدر شناس هم نداشته باشیم. اصلا مهم نیست، مهم اینه که خودمون در دوران رنج کشیدن ، لذتی میبریم که درکش برای خیلی ها سخته.
حق داری که آزرده بشی و فکر نمیکنم چیزی رو در این سینما فعلی از دست داده باشی، حرف زیاده و جا برای این صفحه کم. امیدوارم روزی ،روزگاری ، بستری خوبی فراهم بشه و قدر تو بدونن و منتتو بکشن و با عزت در سینمایی که داشتیم ، حضور داشته باشی و با عشق رنج بکشی و لذت ببخشی...
تو در هرجا که باشی، خوش میدرخشی در تئاتر، در اجرا، در آموزش ...
Read more
پرويز پرستويي براي اشكان خطيبي نوشت : وقتي عكست را ديدم تمام تنم درد گرفت ، يكي از هنر پيشه هاي معروف ...
Media Removed
پرويز پرستويي براي اشكان خطيبي نوشت : وقتي عكست را ديدم تمام تنم درد گرفت ، يكي از هنر پيشه هاي معروف گفت نكنه سيخكي مي كشي ؟؟ . اشکان خطیبی عزیز و سینما و تلویزیون ، قدر نشناس وقتی عکست و دیدم ، برخلاف عکس هایی که متاسفانه در این روزها میبینم بغض کردم ، اشک ریختم تمام تنم درد گرفت و بند بند وجودم تیر ... پرويز پرستويي براي اشكان خطيبي نوشت : وقتي عكست را ديدم تمام تنم درد گرفت ، يكي از هنر پيشه هاي معروف گفت نكنه سيخكي مي كشي ؟؟ .
اشکان خطیبی عزیز
و
سینما و تلویزیون ، قدر نشناس وقتی عکست و دیدم ، برخلاف عکس هایی که متاسفانه در این روزها میبینم بغض کردم ، اشک ریختم
تمام تنم درد گرفت و بند بند وجودم تیر کشید.
ولی من قدر رنجی را که در این نقش
کشیدی خوب میدونم.
یادمه وقتی خودم برای نقشی که در
فیلم سیزده ۵۹ داشتم
برای اینکه بیننده باور کنه ۲۰ سال در کما بودم
۲۰ کیلو وزن کم کردم .
.
وروزی که برای جمع آوری پول برای زلزله آذربایجان، جلوی سینما آزادی
تجمع کرده بودیم
یه هنرپیشه معروف بهم گفت
چرا اینجوری شدی؟
گفتم چه جوری شدم ؟
یواشکی در گوشم گفت چی میکشی؟
گفتم درد
گفت جدی میگم نکنه سیخی میکشی؟
گفتم آره
هرروز سیخکی میرم تا ایستگاه ۵ توچال و سیخکی برمیگردم اگه طالبی بیا تو هم بکش...
اشکان عزیز تا بوده همین بوده
ما قراره از رنج کارمون لذت ببریم
وقدر شناس هم نداشته باشیم اصلا مهم نیست
مهم اینه که خودمون در دوران رنج کشیدن لذتی میبریم
که درکش برای خیلی ها سخته حق داری که آزرده بشی وفکر نمیکنم چیزی رو در این سینما فعلی از دست داده باشی حرف زیاده و جا برای این صفحه کم .
امیدوارم روزی ،روزگاری بستری خوبی فراهم بشه وقدر تو بدونن و منتتو بکشن وبا عزت در سینمایی که داشتیم
حضور داشته باشی وبا عشق رنج بکشی و لذت ببخشی... تو در هرجا که باشی
خوش میدرخشی
در تئاتر
در اجرا
در آموزش .. پي نوشت : عكس اشكان خطيبي مربوط به فيلم سينما نيمكت به كارگرداني محمد رحمانيان است كه براي اين نقش ٢١ كيلو وزن كم كرد اما نقشش در هيچ جشنواره اي مورد توجه قرار نگرفت و او حتي نامزد هم نشد
Read more
پست نیمچه موقت: گویا دیشب دوتا از بانوان هموطن در فرانسه مست میکنن و قربانی تجاوز میشن حالا یا تو خیابون ...
Media Removed
پست نیمچه موقت: گویا دیشب دوتا از بانوان هموطن در فرانسه مست میکنن و قربانی تجاوز میشن حالا یا تو خیابون یا تو کافه یا تو منزل صاحب میهمانی. اتفاقی که روزانه خیلی پیش میاد در کشورهای خارجی بیافته که خانمها مست کنند و قربانی تجاوز یا تعارض جنسی قرار بگیرن. خلاصه در همون حالت گویا تصمیم میگیرن به ... پست نیمچه موقت: گویا دیشب دوتا از بانوان هموطن در فرانسه مست میکنن و قربانی تجاوز میشن حالا یا تو خیابون یا تو کافه یا تو منزل صاحب میهمانی.

اتفاقی که روزانه خیلی پیش میاد در کشورهای خارجی بیافته که خانمها مست کنند و قربانی تجاوز یا تعارض جنسی قرار بگیرن.

خلاصه در همون حالت گویا تصمیم میگیرن به پلیس مراجعه کنن و قضیه رو از طریق مجاری قانونی پیگیری کنن. کاری که غالب خانمها به دلایل مختلف اشتباه میکنن، و انجام نمیدن. و گویا پروسه فایل کردن شکایت اولیه شش ساعت در دفتر پلیس فرانسه طول کشیده.

حالا این وسط نکته‌ی جالب اینه که یکی از دوستان ما پست گذاشته که سوده خانم گل و دوستش دیشب مست کردن و بهشون تجاوز شده. ولی اون تصمیم گرفته که از همه‌ی مراحل شکایت گزارش تهیه کنه و این دوست ما اظهار میکرد که «خوشحالم از اینکه میبینم این تجربه تبدیل شده به یه تجربه‌ی مثبت براشون!» داشتم پیش خودم فکر میکردم حالا اگه این اتفاق تو ایران براشون افتاده بود و مرحله تهیه گزارش اولیه دو ساعت و فقط دو ساعت طول میکشید، گوش فیل و فلک رو پر میکردن که حق ما خورده شده، به من تجاوز کردن مرتیکه‌ی فلان فلان شده میگه بشین واسه من شرح بده و گزارش بنویس! ااااااییییی من می‌خوام زنگ بزنم بی بی سی و رادیو فردا و رادیو پس فردا که حرف من شنیده بشه ااایییییی... ولی این اتفاقات در خارج که بیافته، عالیه. خارجیا تجاوزشونم آموزنده‌س و‌ پر از مفاهیم اخلاقی و پند و اندرز. خلاصه گفتم اگر احیانا اتفاق مشابهی برای شما در خارج افتاد حتما بیایید با روی گشاده از تجربیات مثبتتون برامون بگیم تا همه یاد بگیریم.

@bbcalihamedani @heduos

#هموطن #به_خانه_برگرد بیا تا #ایرانمان را #باهم #آبادتر بسازیم.

#minimaliran #foodart #insiran #instairanian #ig_captures #insta_iran #igerpersia #iranshots #ig_persia #iranpx #ipixell #irpics #ig_iran_ #aksdastan #aks_baran #harfeaks #bezan #bokhor #ashpazi_shoma #ashpazbashi #ir_cook #foodland_irani #ashpazi_page #شام #بخور
Read more
Loading...
 #برگرد . انقدر مرا با غم دوریت نیازار با پای دلم راه بیا قدری و بگذار _ این قصه سرانجام خوشی داشته ...
Media Removed
#برگرد . انقدر مرا با غم دوریت نیازار با پای دلم راه بیا قدری و بگذار _ این قصه سرانجام خوشی داشته باشد شاید که به آخر برسد این غم بسیار این فاصله تاب از من دیوانه گرفته در حیرتم از این همه دل‌سنگی دیوار هر روز منم بی‌تو و من بی‌تو ولاغیر تکرار ... و تکرار ... و تکرار ... و تکرار ... من زنده به ... #برگرد
.
انقدر مرا با غم دوریت نیازار
با پای دلم راه بیا قدری و بگذار _

این قصه سرانجام خوشی داشته باشد
شاید که به آخر برسد این غم بسیار

این فاصله تاب از من دیوانه گرفته
در حیرتم از این همه دل‌سنگی دیوار

هر روز منم بی‌تو و من بی‌تو ولاغیر
تکرار ... و تکرار ... و تکرار ... و تکرار ... من زنده به چشمان مسیحای تو هستم
من را به فراموشی این خاطره نسپار

کاری که نگاه تو شبی با دل ما کرد
با خلق نکرده ست؛ نه چنگیز، نه تاتار !

ای شعر، چه می‌فهمی از این حال خرابم ؟
دست از سر این شاعر کم‌حوصله بردار

حق است اگر مرگ من و عالم و آدم ،
بگذار که یک‌بار بمیریم؛ نه صدبار !

اوج غم این قصه در این شعر همین‌جاست :

من بی‌تو پریشان و تو انگار نه انگار ... رویا باقری
Read more
مذاکرات 1+1 ( من و خدا ) ۱-خدایا . . . من لذت گناه را ترک میکنم، . . . در مقابل تو تحریم لذت مناجات را ...
Media Removed
مذاکرات 1+1 ( من و خدا ) ۱-خدایا . . . من لذت گناه را ترک میکنم، . . . در مقابل تو تحریم لذت مناجات را از من بردار . . . ۲-خدایا . . . من کسانی که تو دوستشان نداری را ترک میکنم و درمقابل تو لذت با خود بودن را به من بده . . . ۳-خدایا . . . من پناهگاه شیطان را ترک میکنم . و تو در . . . مقابل پناهگاه امن خودت را به ... مذاکرات 1+1 ( من و خدا )

۱-خدایا . . .
من لذت گناه را ترک میکنم، . . .
در مقابل تو تحریم لذت مناجات را از من بردار . . .
۲-خدایا . . .
من کسانی که تو دوستشان نداری را ترک میکنم
و درمقابل تو لذت با خود بودن را به من بده . . .
۳-خدایا . . .
من پناهگاه شیطان را ترک میکنم . و تو در . . . مقابل پناهگاه امن خودت را به من بده. . . .
امروز . روز اول مذاکره است .!!!
خدایا . . .
برای شفاف سازی گام اول را من برمیدارم . و
سانتری فیوژهای گناه را که شیطان در وجودم برپا کرده . یکی یکی و با کمک تو از کار . می اندازم . . .
هسته ی درونی ام را خودت غنی سازی کن . . .
در کنار این که معترفم . . . "و ما توفیقی الا بالله"
در عین حال معتقدم . . . " آدم شدن حق مسلم ماست
Read more
حدودا هفت هشت سال تو مزرعه قرقاول(تیرنگ،تورنگ) پرورش میدادم، با این تفاوت که جوجه قرقاول های متولد ...
Media Removed
حدودا هفت هشت سال تو مزرعه قرقاول(تیرنگ،تورنگ) پرورش میدادم، با این تفاوت که جوجه قرقاول های متولد شده در مزرعه رو عوض کشتن و خوردن بعد از اینکه شیش ماهه(نیمچه)میشدن ولشون میکردم تومزرعه،البته نژادشون پرورشی یا همون امریکایی بود(دور گردن حلقه سفید دارن،بومیهای ایران و بخصوص خزری این طوق سفید ... حدودا هفت هشت سال تو مزرعه قرقاول(تیرنگ،تورنگ) پرورش میدادم، با این تفاوت که جوجه قرقاول های متولد شده در مزرعه رو عوض کشتن و خوردن بعد از اینکه شیش ماهه(نیمچه)میشدن ولشون میکردم تومزرعه،البته نژادشون پرورشی یا همون امریکایی بود(دور گردن حلقه سفید دارن،بومیهای ایران و بخصوص خزری این طوق سفید گردن رو ندارن)،پستهاش رو خیلی قبل تر تو صفحم گذاشتم،
مساحت کل مزرعه حدودا بیست و پنج نا سی هکتاره، از باغات مختلف گرفته و مزارعه لوبیا و ذرت و گندم و جو و... ،و البته حمایت همه جانبه افراد مزرعه در مقابل شکارچیان مجاز و غیر مجاز باعث شدش تا میزان تراکم و تعداد این پرندی در حال انقراض و زیبا، قرقاول های موجود در مزرعه بالا بره و خیلی زیاد بشه،
اما به قول پدر که از هر چیز باید بهره برداری کرد، اما در راه درستش،
شاید تو این دوره زمونه برای خیلی ها قابل باور نباشه، ولی روزی نیست که در مزرعه دها قرقاول رو نبینم، اینجا تو مزرعه شده بهشتی برای زندگیشون،
اما امروز ماده توشیبا یکی از قرقاول های جوان و نر رو که دنبال کرده بود و اونم کنار فنس کنار باغ کیوی گیر افتاده بود رو شکار کرد و با تواضع تمام تقدیم من کرد،
دیگه اینجا مزرعس تو هر روز یک داستان داریم،
ما جای شما خالی اگه اون دسته از دوستان حامی حیوانات اگه اجازه بدن شام امشب کنیم، جای تمامی شما دوستان و عزیزان رو خالی میزاریم
Read more
Loading...
. خداوندا برس بردادم امشب به زیر تیغ جراهانم امشب رحیمی دل به امید تو بستم به امید تو من دلشادم امشب رحیمی ...
Media Removed
. خداوندا برس بردادم امشب به زیر تیغ جراهانم امشب رحیمی دل به امید تو بستم به امید تو من دلشادم امشب رحیمی دل به امید تو بستم ز لطف تو من دلشادم امشب برای سومین بار آمدم من ز راه دور از لار آمدم من رحیمی دل به امید تو بستم ز لطفت با دل شاد آمدم من خداوندا تو دردم را دوا کن شفای عاجلی بر من عطا کن رحیمی ... .
خداوندا برس بردادم امشب
به زیر تیغ جراهانم امشب
رحیمی دل به امید تو بستم
به امید تو من دلشادم امشب
رحیمی دل به امید تو بستم
ز لطف تو من دلشادم امشب
برای سومین بار آمدم من
ز راه دور از لار آمدم من
رحیمی دل به امید تو بستم
ز لطفت با دل شاد آمدم من
خداوندا تو دردم را دوا کن
شفای عاجلی بر من عطا کن
رحیمی تا به این درد گران نیست
مرا از منجل آب غم رها کن
.
.
.
این اشعار در ساعت یک بامداد تاریخ 1397/6/6 توسط عبدالله رحیمی
12ساعت قبل از عمل جراحی در بیمارستان MRI #شیراز #سروده شده است .
.
.
.
پ‌ن 2 :برای سلامتی کامل پدر بزرگم دعا کنین 🙏💙
Read more
... قوانینی که برای کسب موفقیت در روابط عاطفی خود باید وضع کنید قسمت اول ادامه در پست بعدی: ۱. هرگز ...
Media Removed
... قوانینی که برای کسب موفقیت در روابط عاطفی خود باید وضع کنید قسمت اول ادامه در پست بعدی: ۱. هرگز فحش ندهید فحش دادن و کاربرد واژه‌های ناپسند نشانه‌ی تحقیر طرف مقابل است. هرچه بعد از آن عذرخواهی کنید، آن عبارت‌ها از حافظه‌ی فرد پاک نمی‌شود. مطمئن باشید کلمه‌های نیش‌دارتان دیر یا زود در جدل ... ...
قوانینی که برای کسب موفقیت در روابط عاطفی خود باید وضع کنید قسمت اول ادامه در پست بعدی:
۱. هرگز فحش ندهید
فحش دادن و کاربرد واژه‌های ناپسند نشانه‌ی تحقیر طرف مقابل است. هرچه بعد از آن عذرخواهی کنید، آن عبارت‌ها از حافظه‌ی فرد پاک نمی‌شود. مطمئن باشید کلمه‌های نیش‌دارتان دیر یا زود در جدل یا بحث دیگری تکرار و باعث آزار طرف مقابل خواهد شد. پس نسبت‌دادن کلمه‌ها و عبارت‌های ناپسند به طرف مقابل را از دایره‌ی عادت‌هایتان خارج کنید.
۲. تهدید نکنید؛ شرط و شروط نگذارید
جمله‌هایی مثل «جرئت رفتن نداری!» یا «تو نمی‌تونی بدون من زندگی کنی!» باعث می‌شود طرف مقابل خود را در موقعیت تصمیم‌گیری بین ماندن و رفتن ببیند؛ درحالی‌که ممکن است راه‌حلی میانه برای مشکل وجود داشته باشد. تهدیدهای شرطی مانند «اگه فلان کار رو بکنی/نکنی، من هم بهمان کار رو می‌کنم/نمی‌کنم» روش خوبی برای کاشتن بذر تردید به آینده‌ی این رابطه در طرف مقابل است! تهدید کردن به‌ندرت منجر به تغییرهای مثبت می‌شود؛ به‌ویژه اگر فرد، نگرانِ تکرارِ چندباره‌ی آنها باشد.
۳. حرف نامزد یا همسر قبلی را پیش نکشید
هیچ‌ چیز آزاردهنده‌تر از مقایسه‌‌شدن با شریک عاطفی پیشین نیست؛ این برای وادار کردن فرد به گذر از خط قرمز کافی‌ است. جمله‌هایی مانند «نباید ازش جدا می‌شدم…» یا «باید با اون ازدواج می‌کردم…» خیلی سنگدلانه‌ هستند.
۴. حساب‌کشی نکنید؛ به‌ویژه برای مسائل جزئی
جمله‌ای مثل «اون چه کادوی الکی‌ای بود که ۳ سال پیش برام گرفتی!» نشانه‌ی بی‌ملاحظگی است و هیچ کمکی به حل مسائل زمان حال نمی‌کند. بر حال تمرکز کنید. اینکه طرف مقابل بتواند در برابر چیزی که باید ماه‌ها یا سال‌ها قبل مطرح می‌شده از خودش دفاع کند، هم دشوار و هم غیرمنصفانه‌ است. چه کسی به‌خاطر می‌آورد که ۳ سال پیش گرفتار چه مسئله‌ای بوده یا بر پایه‌ی چه باورها و احساساتی هدیه‌ی تولد خریده است.
۵. حکم صادر نکنید
عبارت‌های مانند «تو همیشه…» یا «تو هیچ‌وقت…» احساسات افراد را جریحه‌دار می‌کنند، زیرا هر دو طرف می‌دانند چنین حکم‌هایی درست نیستند. «تو هیچ‌وقت از لباسی که می‌پوشم تعریف نمی‌کنی» یا «هیچ‌وقت به حرف‌هام و مشکلاتم گوش نمی‌دی» معمولا درست نیستند! طرف مقابل قطعا «از لباس‌تان تعریف کرده» و «به درد دل‌تان گوش داده»؛ شما هم این را می‌دانید. هرچند ممکن است به‌اندازه‌ی کافی این کارها را نکرده باشد. بهتر است احساس‌تان را این‌طور بیان کنید: «وقتی از من تعریف می‌کنی،‌ حس خوبی دارم!» یا «ممکنه چند دقیقه به من توجه کنی، می‌خوام درباره‌ی مشکلم توی محل کار صحبت کنم».
ادامه دارد....
Read more
"سالگرد همچراغی.چهار سال از آن روز گذشت... از جشن ساده ی ما با مهمانان انگشتشمارش. از ما که - بی لباسهای ...
Media Removed
"سالگرد همچراغی.چهار سال از آن روز گذشت... از جشن ساده ی ما با مهمانان انگشتشمارش. از ما که - بی لباسهای عروس و دامادی مرسوم - زیر سایش کله قندها به عاقد می خندیدیم. از یکی شدن دستهامان که همچنان به دهان نمی رسند اما یکدیگر را گرفته اند چرا که می دانند عشق همیشه حرف آخر را می زند. چهار سال است که پا به پای ... "سالگرد همچراغی.چهار سال از آن روز گذشت... از جشن ساده ی ما با مهمانان انگشتشمارش. از ما که - بی لباسهای عروس و دامادی مرسوم - زیر سایش کله قندها به عاقد می خندیدیم. از یکی شدن دستهامان که همچنان به دهان نمی رسند اما یکدیگر را گرفته اند چرا که می دانند عشق همیشه حرف آخر را می زند. چهار سال است که پا به پای منی و چراغ راهم. همدست من شدی، همراه و همدغدغه ام، ... شریک تلخ و شیرینی این چهارسال بودی و . ممنون برای تک تک دقایق این سالها که در آسان و سختهایش کنار من بودی. ممنون برای عشقت، مهرت، صبوری ات، برای تیمار این ابر آسیمه سر که جز باریدن نمی داند. تنها نوازشهای تو این گرگ سرگردان را از زوزه هایش نجات می دهد، تنها عطر تو نمی گذارد راه بازگشت از این جنگل تو در تو را گم کنم. مرا ببخش به خاطر همه ی نداشته هایم، به خاطر بلاتکلیفی و ممنوع الهمه چیزی دیر سالم، به خاطر فقر و دردی که با خود دارم. به خاطر این دستهای خالی که دامنت را رها نمی کند. تو تعبیر تمام خواب های من بودی و بدون شناختنت این زندگی ارزش تجربه کردن نداشت. مغرورم به دستهای تو در دستم. دوستت می دارم
#zihamid
Read more
Loading...
 #تولد نازنینم تولدت مبارک<span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span> دخترم! با تو سخن میگویم گوش كن، با تو سخن میگویم زندگی در نگهم گلزاریست و ...
Media Removed
#تولد نازنینم تولدت مبارک دخترم! با تو سخن میگویم گوش كن، با تو سخن میگویم زندگی در نگهم گلزاریست و تو با قامت چون نیلوفر شاخه ی پر گل این گلزاری من در اندام تو یك خرمن گل می بینم گل گیسو ـ گل لبها ـ گل لبخند شباب من به چشمان تو گلهای فراوان دیدم گل تقوا گل عفت گل صد رنگ امید گل ... #تولد
نازنینم تولدت مبارک❤❤❤
دخترم! با تو سخن میگویم

گوش كن، با تو سخن میگویم
زندگی در نگهم گلزاریست

و تو با قامت چون نیلوفر

شاخه ی پر گل این گلزاری

من در اندام تو یك خرمن گل می بینم

گل گیسو ـ گل لبها ـ گل لبخند شباب

من به چشمان تو گلهای فراوان دیدم

گل تقوا

گل عفت

گل صد رنگ امید

گل فردای بزرگ

گل دنیای سپید

میخرامی و تو را مینگرم

چشم تو آینه روشن دنیای من است

تو همان خرد نهالی كه چنین بالیدی

راست، چون شاخه سر سبز و برومند شدی

همچو پر غنچه درختی، همه لبخند شدی

دیده بگشای و در اندیشه گلچینان باش

همه گلچین گل امروزند

همه هستی سوزند

كس به فردای گل باغ نمی اندیشد

آنكه گرد همه گلها بهوس میچرخد

بلبل عاشق نیست

بلكه گلچین سیه كرداریست

كه سراسیمه دَود در پی گلهای لطیف

تا یكی لحظه بچنگ آرد و ریزد بر خاك

دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاك

تو گل شادابی

به ره باد، مرو

غافل از باغ مشو

ای گل صد پر من!

با تو در پرده سخن میگویم :

گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ

گل پژمرده نخندد بر شاخ

كس نگیرد ز گل مرده سراغ
دخترم! با تو سخن میگویم:

عشق دیدار تو بر گردن من زنجیریست

و تو چون قطعه الماس درشتی كمیاب « گردن آویز » بر این زنجیری

تا نگهبان تو باشم ز « حرامی » هر شب

خواب بر دیده من هست حرام

بر خود از رنج به پیچم همه روز

دیده از خواب بپوشم همه شام

دخترم، گوهر من !

گوهرم، دختر من !

تو كه تك گوهر دنیای منی

دل به لبخند « حرامی » مسپار « دزد » را « دوست » مخوان

چشم امید بر ابلیس مدار

دیو خویان پلیدای كه سلیمان رویند

همه گوهر شكنند « دیو » كی ارزش گوهر داند ؟

نه خردمند بود

آنكه اهریمن را

از سر جهل، سلیمان خواند

دخترم ـ ای همه هستی من !

تو چراغی، تو چراغ همه شب های منی

به ره باد مرو

تو گلی، دسته گل صد رنگی

پیش گلچین منشین

تو یكی گوهر تابنده بی مانندی

خویش را خوار مبین

آری ای دختركم، ای به سراپا الماس

از « حرامی » بهراس

قیمت خودمشكن

قدر خود را بشناس

قدر خود را بشناس

مهدی سهیلی
Read more
آقای مربی روزای سخت کم نداشتیم با هم شاید مردم یادشون نیاد اما من و شما یادمونه دارم از فصلی میگم ...
Media Removed
آقای مربی روزای سخت کم نداشتیم با هم شاید مردم یادشون نیاد اما من و شما یادمونه دارم از فصلی میگم برات که اول فصل نتونستیم درست حسابی یارگیری کنیم برای یه برد پنج هفته صبر میکردیم هنوز نیومده صدای پای بقیه مربیا پشت در میومد کاپیتانمون رفت کار به جایی رسید که حتی دروازه بان نداشتیم یادته ... آقای مربی
روزای سخت کم نداشتیم با هم
شاید مردم یادشون نیاد
اما من و شما یادمونه
دارم از فصلی میگم برات که اول فصل
نتونستیم درست حسابی یارگیری کنیم
برای یه برد پنج هفته صبر میکردیم
هنوز نیومده صدای پای بقیه مربیا پشت در میومد
کاپیتانمون رفت💔
کار به جایی رسید که حتی دروازه بان نداشتیم
یادته مربی؟؟؟
یادته؟؟؟؟ ما زمین میخوردیم
درد داشت...اونقدر که برای داد نزدن
اشک از چشمامون سرازیر میشد
درد می کشیدیم اما جا نمیزدیم
نه که ما جا نزنیمااااا نه!!
تو جا نمیزدی
تو ناامید نمیشدی
تو نمی نشستی
از همون اول حرف از قهرمانی زدی
همون روزا که حتی ما هم باورش نداشتیم
تو بودی که تو دل روزای تاریک
امید به ما هدیه میدادی تو بودی که باور قهرمانی به ما بخشیدی
با تو هم باختیم مثل همه تیمهای دنیا و مربیای دنیا
اما وقتی باختیم زمین و زمان مقصر نشدن
تو مثل یه مرد مسئولیت همه زمین خوردنا رو قبول میکردی
تو که امسال وقت تمدید قراردادت تازه فهمیدیم از سال نود و چهار
مطالبات عقب افتاده داری اما... از دیوار صدا در اومد از تو نه!
تو که الان داری محرومیت پنجره دوم نقل و انتقالات رو میگذرونی
با اینهمه بازیکن از دست رفته
میتونستی بری و نمونی!!! مثل همه بازیکنای با غیرتی که حق پیشرفت داشتن
و مردم عاشقشونن!!!!👎 میتونستی سربلند بری و تنهامون بذاری و این جنگ نابرابر رو
به جون نخری!!! موندی چون مرد روزای سختی
چون جنگیدن برای بهتر شدن ،کار توئه هدف توئه
میدونستی این روزا در پیشه
مردم رو میشناختی اما موندی
تو اگه قهرمان هم نشی کسی حق نداره چپ نگاهت کنه
هیچ مربی قرار نیست هر فصل قهرمان باشه اونم با این محرومیت!!!!
اما تو قهرمانی و قهرمانا همیشه میجنگن
چون اونا نشستن رو بلد نیستن!
آقای مربی من با افتخار کنارت هستم
تا آخر این مسیر
تو تنها نیستی❤
.
@ivankovic_branko
Read more
این نسل را باید باور کرد . زیبایی این خنده های سرخوش ، این شوخ چشمی ها و دلبری ها را باید باور کرد . هر چند که این خنده های بی پروا سالها پیش در من و نسلی که ما از آن می امدیم در بحبوحه ی انقلاب و بمب باران و موشک باران و جنگ و قحطی نفت و نان و ....کشته شد . راستی از نسل‌ له شده ی ترسیده از آتش دوزخ ، از نسل بزرگ شده ... این نسل را باید باور کرد .
زیبایی این خنده های سرخوش ، این شوخ چشمی ها و دلبری ها را باید باور کرد .
هر چند که این خنده های بی پروا سالها پیش در من و نسلی که ما از آن می امدیم در بحبوحه ی انقلاب و بمب باران و موشک باران و جنگ و قحطی نفت و نان و ....کشته شد .
راستی از نسل‌ له شده ی ترسیده از آتش دوزخ ، از نسل بزرگ شده با احساس گناه از نسلی که تنها موسیقی که برایش حرام نکرده بودند آژیر علامت قرمز با شعر ؛ توجه توجه : علامتی که هم اکنون می شنوید به معنی علامت قرمز است لطفا پناه بگیرید ؛ بود ، چه انتظاری داری رفیق ؟ شاید اگر آن روزها شعر بود ، تو بودی ، ساز بود و عشق ممنوع نبود دیگر نیازی نبود تو در آن گوشه ی دلتنگ سرزمینم غم هایت را دانه به دانه سر ببری و فکر نان شب باشی و من فرسنگ ها دور از خانه دوستت دارم را با زبان بیگانه برای مادرم هجی کنم .
@nargesjajarmi
پ ن : شما نسل شجاع تری هستید لطفا جای ما هم عاشق بشید و زندگی کنید . لطفا انتقام ما رو با خنده هاتون از خوشبختی بگیرید.
#رویا_ابراهیمی
#پالت_بند
Read more
<span class="emoji emoji1f537"></span>شعر بسيار زيبا در وصف مولود كعبه سلطان اولياء امير مومنان علي ع ،، تقديم به ساحت ملكوتي امام زمان عج ...
Media Removed
شعر بسيار زيبا در وصف مولود كعبه سلطان اولياء امير مومنان علي ع ،، تقديم به ساحت ملكوتي امام زمان عج و روح بلند اقا اميرالمونين ع و همهء شما مخاطبان جان پيج حقوقي نيكبخت ؛ ﺷﺄﻥ تو در اندیشه ما جا شدنی نیست درکوزه که جا دادن دریا شدنی نیست هرچند که توصیف تو مولا شدنی نیست تو لطف کنی ناشدنی ناشدنی نیست طبعی ... 🔷شعر بسيار زيبا در وصف مولود كعبه سلطان اولياء امير مومنان علي ع ،، تقديم به ساحت ملكوتي امام زمان عج و روح بلند اقا اميرالمونين ع و همهء شما مخاطبان جان پيج حقوقي نيكبخت ؛
ﺷﺄﻥ تو در اندیشه ما جا شدنی نیست
درکوزه که جا دادن دریا شدنی نیست
هرچند که توصیف تو مولا شدنی نیست
تو لطف کنی ناشدنی ناشدنی نیست

طبعی که نپرداخت به نام تو تلف شد
بر خاک نوشتند علی ؛ در نجف شد

ماییم و دلی مست در ایوان طلایی
احسنت ! چه معماری انگشت نمایی
تاریخ ندیده به خود اینگونه بنایی
دارد هنر شیخ بهایی چه بهایی... هرکس که تو را دید به زانو زدن افتاد
در صحن تو خورشید به جارو زدن افتاد

در خلقت تو هرچه خدا داشت عیان شد
در روز ازل هرچه دلت خواست همان شد
هر کس که گدای تو شد آقای جهان شد
از برکت نام تو اذان نیز اذان شد

سردار بجز میثم تمار نداریم
ما غیر علی با احدی کار نداریم

از ظرفیت خویش فراتر چه بگویم؟
گنگ است زبان پیش تو دیگر چه بگویم؟
از تو که خدا گفته مکرر چه بگویم؟!
هیچ است علی، پیش تو من هر چه بگویم

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه ست
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان ست

نام تو شده قدرت بازوی پیمبر
در غزوه احزاب تویی یک تنه لشکر
یک ضربه ات از کل عبادات فراتر
با فاطمه شد قدرت تو چند برابر

غیر از تو علی هیچ کسی حصن حصین نیست
یا فاطمه گفتی رجزی بهتر از این نیست

باید که به رخ ها بکشانی هنرت را
آسوده کن این مرتبه تیغ دوسرت را
رندی کن و یک گوشه رها کن سپرت را
صفین محیاست بیاور پسرت را

چشم تو گره خورده به ابروی اباالفضل
وصل است به تو قدرت بازوی اباالفضل 🔷التماس دعاي خير و استغفار براي حقير

#عيد_غدير #وكيل_نيكبخت #وكيل_الرعايا #حبيب_نيكبخت #حقوقي #رايگان #سياسي #اجتماعي #مولود_كعبه🕋 #عيد #حق #علي_عادل #غدير #ولايت #فالو #اينستا #عيدي #مخاطب #سيد #يا_علي_مدد #م #مشاوره #شهريار #تهران #جهادي #تحصيل #تهذيب #قم
Read more
. 7ماهه ها با هوش ترند!!!!!!!!!!!! ‏ این‌جا نشسته‌ام و نمی‌دانم...، دردی شبیه درد شدن، سنتز دستی ...
Media Removed
. 7ماهه ها با هوش ترند!!!!!!!!!!!! ‏ این‌جا نشسته‌ام و نمی‌دانم...، دردی شبیه درد شدن، سنتز دستی به زندگی/ که نمی‌کردی/در من/تمام شب نفس‌ات را کز دریا و پیرمرد، من و ساحل، دختر که سعی کرده خودش باشد حسی شبیه سخت پریشان‌ام، تنهایی عمیق شب مارکز من سعی می‌کنم که خودم باشم، ((تو در درون گم شده‌ام ... .
7ماهه ها با هوش ترند!!!!!!!!!!!!

این‌جا نشسته‌ام و نمی‌دانم...، دردی شبیه درد شدن، سنتز
دستی به زندگی/ که نمی‌کردی/در من/تمام شب نفس‌ات را کز
دریا و پیرمرد، من و ساحل، دختر که سعی کرده خودش باشد
حسی شبیه سخت پریشان‌ام، تنهایی عمیق شب مارکز
من سعی می‌کنم که خودم باشم، ((تو در درون گم شده‌ام هستی)) هی فکر می‌کنم که تو را.../هستم/هی سعی می‌کنم که تو را...هرگز
اصلا ً کجای وحشت اقیانوس تف شد جنین خستگی‌ام افسوس-
هرگز نخواستی و نفهمیدم، یعنی تمام پنجره‌ها مأیوس...
یعنی نمی‌شود بروم از تو دل‌واپس‌ام که باز نباشی و
بال و پری به وسعت آزادی در تارهای حنجره‌ام محبوس- - می‌ماند آه این شب تکراری تا خلسه‌های مبهم بیداری
در من صدای منتشری/پر زد/از من هجوم وحشت یک کابوس
دختر به چشم‌های تو محدود است، زن سعی می‌کند که خودش باشد
دستی تمام پنجره‌ها را بست، زن سعی می‌کند که خودش باشد
خاتون شعرهای پریشانی، تلخندهای حسرت مردانی
کهcome fill me..the ..see you last ،زن سعی می‌کند که خودش باشد
جاده شروع سخت سفر برگرد، هی تکه تکه تکه فرو رفتن
انگشت‌های زخمی هی بن‌بست، زن سعی می‌کند که خودش باشد
زن سعی می‌کند که خودش باشد اما به چشم‌های تو محدود است
در من هزار مرده که می‌میرد، در من هزار زنده که هی رود است
دارد تمام می‌شود این کابوس، اسکیزو فرنی غزل‌آلوده
زنجیرهای روح مرا بردار،این مرده سخت منتظرت بوده
#مریم_حقیقت
#literature #poem #short_poem #poems #poetry #writer #clerk #author #love_poem #lyric_poem #ادبیات #شعر #غزل #مریم_حقیقت #شیراز #قلم #حافظیه #گریه #تنهایی #درد #یک_نفر_آدمم_و_چند_نفر_غمگینم
Read more
. ♡<span class="emoji emoji2665"></span>خدایاااا دوستت دارم<span class="emoji emoji2665"></span>♡ . خدایا... . قصه وکالت را زياد شنيده ام اما قصه وکیلی چون تو را نه ... تو ...
Media Removed
. ♡خدایاااا دوستت دارم♡ . خدایا... . قصه وکالت را زياد شنيده ام اما قصه وکیلی چون تو را نه ... تو که وکیل باشی همه حق ها گرفتنی است پرونده ای که تو وکیلش باشی قصه اش ستودنی است از روزی که ایمان آوردم، تو وکیل منی و تنها پناهم و تو در این عشق بازی، پرده از رازی بزرگ برداشتی، رازی که اسمش را ... .
♡♥خدایاااا دوستت دارم♥♡
.
خدایا...
.
قصه وکالت را زياد شنيده ام
اما قصه وکیلی چون تو را نه ...
تو که وکیل باشی همه حق ها گرفتنی است
پرونده ای که تو وکیلش باشی قصه اش
ستودنی است
از روزی که ایمان آوردم، تو وکیل منی و تنها
پناهم
و تو در این عشق بازی، پرده از رازی بزرگ
برداشتی، رازی که اسمش را می دانستم اما
رسمش را ...
.
رازی بنام "توکل" ...
.
"توکل" قصه ای است که از روز ازل برایمان
خواندی و گفتی در هر تاریکی و پیچ و خم دنیا
و حتی در تمام لحظات روشنایی،
دستانت در دست من است ...
بنده من، نگران نباش و به من اعتماد کن...
"توکل" ...
.
و فهمیدم :
.
"حسبنا الله ونعم الوکیل".
.
الهی و ربی من لی غیرک •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• .
عصره همه دوستان بخیر و شادکامی
Read more
.... پرسپولیس بعضی آدم ها هستند که هیچوقت آنها را ملاقات نکردید اما انگاری سالهاست آنها را می شناسید.آدم ...
Media Removed
.... پرسپولیس بعضی آدم ها هستند که هیچوقت آنها را ملاقات نکردید اما انگاری سالهاست آنها را می شناسید.آدم هایی که از جنس شما هستند و ضربان قلب تان با دیدنشان به مانند گنجشک میزند،توی دلتان خالی می شود و با آغوش کشیدن آنها احساس امنیت و آرامش می کنید.انگاری این آدم ها از اعضای خانواده شما هستند و در ... .... پرسپولیس

بعضی آدم ها هستند که هیچوقت آنها را ملاقات نکردید اما انگاری سالهاست آنها را می شناسید.آدم هایی که از جنس شما هستند و ضربان قلب تان با دیدنشان به مانند گنجشک میزند،توی دلتان خالی می شود و با آغوش کشیدن آنها احساس امنیت و آرامش می کنید.انگاری این آدم ها از اعضای خانواده شما هستند و در کودکی به خارج از کشور هجرت کرده و حال به ایران سفر کردند تا شما را برای اولین بار ملاقات کنند.کاپیتان وفادار و متعصب #ارتش_سرخ از همان غریبه های آشناست، از همان هایی که برای دیدنش لحظه شماری میکنی، حال برای خودش سن و سالی پیدا کرده و دیگر یاغی نیست،با آن موهای جو گندمی چنان گرم با شما برخورد میکند که انگاری از اعضای خانواده اش هستید،خوب او واقعا از اعضای خانواده #هواداران_پرسپولیس است.مگر از آقا مجتبی پرسپولیسی تر وجود دارد وقتی #علی_پروین می گوید او از من هم پرسپولیسی تر است؟؟مگر کسی در جهان هستی وجود دارد که به پرسپولیسی بودن کاپیتان یاغی ارتش سرخ شک داشته باشد؟؟دیروز و در #جشن_کانون_هواداران_پرسپولیس متوجه شدم آقا #مجتبی_محرمی ثروتی به وسعت دریا دارد،چه ثروتی از آن بالاتر که چنین دوستت داشته باشند و تو را از اعضای خانواده خودشان بدانند؟؟ با تو درد و دل کنند، از نگرانی و دغدغه هایی که برای #پرسپولیس دارند صحبت کنند و تو با همان لبخند همیشگی آنها را آرام کنی، اینکه هواداران با تو از بی تعصبی نسل جدید بازیکن ها صحبت کنند و تو در دفاع از آنها و بخاطر حرمت پیراهن قرمزی که روزگاری بر تن کردند بی معرفتی آنها را توجیح کرده و از مشکلات زندگی در این روزگار صحبت کنی، آخه تو #مجتبی_محرمی هستی و همیشه پشت بازیکن ها در آمده و یک تنه به لشکر حریف میزدی، اگر کسی به ارتش سرخ بی احترامی میکرد بدون ملاحظه در همان میدان مسابقه چنان صورتش را سرخ میکردی که تا دنیا دنیاست آن سرخی به یادگار بماند. وقتی از تلخ ترین خاطره ات حرف میزنی باورمان نمی‌شد که از دست دادن پنالتی مقابل نماینده کره جنوبی در جام باشگاه های آسیا تلخ ترین خاطره ات است چرا که بعد از خراب کردن آن پنالتی میخندی، در جواب میگوید تو اون لحظه اگر به عنوان کاپیتان تیم نمی‌خندیدم بازیکن ها دیگر روحیه ای برای ادامه دادن و مبارزه کردن نداشتند. اینکه در دلت آشوب باشد و بر لبانت خنده آن هم در اوج حساسیت و اضطرابی که داری نشان دهنده یک قلب عاشق و یک روح بزرگ است. آقا مجتبی سرت سلامت، سایه ات بالای سر ارتش سرخ، روزگارت شیرین، تو همیشه کاپیتان و بزرگ مایی

#فوتبال_با_فواد #نشر_مطلب_با_ذکر_منبع
Read more
هرکسی رو به تو آورد جهان آرا شد مـورد مـرحمت انسیهّ الحـورا شد کودکی بودم و با اسم تو مانوس شدم پای ...
Media Removed
هرکسی رو به تو آورد جهان آرا شد مـورد مـرحمت انسیهّ الحـورا شد کودکی بودم و با اسم تو مانوس شدم پای عشقت به سویدای دل من وا شد هرکه نوکر به کسی گشت همان نوکر ماند هر کسی نـوکر دربار تـو شد آقـا شد در زدم بر در هر خانه دری باز نشد جز در خانه ی تو در نزده در وا شد ریزه خواران سر سفره ی تو شاهانند آرزومند ... هرکسی رو به تو آورد جهان آرا شد
مـورد مـرحمت انسیهّ الحـورا شد
کودکی بودم و با اسم تو مانوس شدم
پای عشقت به سویدای دل من وا شد
هرکه نوکر به کسی گشت همان نوکر ماند
هر کسی نـوکر دربار تـو شد آقـا شد
در زدم بر در هر خانه دری باز نشد
جز در خانه ی تو در نزده در وا شد
ریزه خواران سر سفره ی تو شاهانند
آرزومند گــدایی درت مـوسی شد
تو نگاهم نکنی در بر مردم هیچم
نگهت عزت دنیای من و عقبا شد
سینه زنهای تو در رتبه همه سلطانند
این مقامیست که با دست علی امضا شد
گریه کردن به شما روزی هر چشمی نیست
این متاعیست که در عـالـم ذر اهدا شد
هیچ کس از لب خشکیده ی تو نه نشنید
نظـر لطف شما شامل نـوکــرها شد
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسـین_جـان
من به جا ماندن از این قافله عادت کردم
و شما را فقط از دور زیارت کردم
نوش جانش بشود هر که حرم رفت حسین
خودمانیم، ولی، گاه، حسادت کردم
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_حمید_سیاهکالی_‌مرادی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
. یاد و نامش همیشه جاوید و همیشه ماندگار در آدینه هایمان ️جمعه شعر : شهیار قنبری آهنگساز : اسفندیار منفردزاده خواننده : مرحوم فرهاد مهراد آهنگ جمعه جز معروفترین و شناخته شده ترین آثار فرهاد به شمار می رود. این آهنگ در واکنش به واقعه قیام سیاهکل نوشته شد. این واقعه را می توان جز اولین اقدامات ... .
یاد و نامش همیشه جاوید و همیشه ماندگار در آدینه هایمان ▪️جمعه
شعر : شهیار قنبری
آهنگساز : اسفندیار منفردزاده
خواننده : مرحوم فرهاد مهراد
آهنگ جمعه جز معروفترین و شناخته شده ترین آثار فرهاد به شمار می رود. این آهنگ در واکنش به واقعه قیام سیاهکل نوشته شد. این واقعه را می توان جز اولین اقدامات حمله مسلحانه با اهداف سیاسی در تاریخ ایران دانست. در این واقعه در 19 بهمن 1349 چریک های مسلح فداییان خلق ایران به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله کردند و در این واقعه سه نفر کشته و ده نفر دستگیر و سپس اعدام شدند. اسفنیار منفرد زاده چندین مدت پس از این واقعه با الهام از این واقعه تصمیم گرفت آهنگی را بسازد و از شهریار قنبری خواست شعری در مورد دلتنگی غروب جمعه بسراید. در ابتدا هیچ سرمایه گذاری پیدا نشد که بر روی ساخت این آهنگ سرمایه گذاری کند و منفردزاده از گوگوش خواست نیز این آهنگ را بخواند تا در صورتی که از نسخه با صدای فرهاد استقبال نشد این آهنگ با صدای گوگوش منتشر شود، ولی با توجه به موفقیت نسخه با صدای فرهاد این آهنگ با صدای گوگوش دو سال بعد پخش شد. در طی سالیان بعد از عرضه این آهنگ با حوادث تاریخی بسیاری پیوند خورد از جمله واقعه 17 شهریور در میدان ژاله. شاید مصرع زیبای عمر جمعه ها به هزار سال میرسه به خوبی می توان مصداقی برای این برداشت ها و پیوندها دانست. آهنگ جمعه یکی از آثر معروف و ماندگار در زمینه مبارزات سیاسی و انقلابی به شمار می رود. موسیقی این آهنگ با صدای ماشین تایپ و گیتار آکوستیک و گروه کر آغاز می شود. یکی از نکات جالب این آهنگ در مورد صدای پس زمینه این آهنگ است که یک ماشین تایپ در تمام مدت آهنگ در حال تایپ و رسیدن به پایان خط و رفتن سطر بعدی است که نقش ساز ضربی را نیز در آهنگ ایفا می کند. ریتم نوازی گیتار در کنار بک وکال ها در کنار صدای ماشین تایپ فضای محزونی را خلق نموده است. در قسمت کروس همخوان ها نیز شعر را همخوانی می کنند و در پس زمینه ورس ها به زیبایی با آوا خوانندگی را همراهی می کنند. منفرد زاده از سازهای کوبه ای نیز در ورود آهنگ تا پایان آهنگ به خوبی استفاده نموده است و از تم هایی که مربوط به ساخت موسیقی فیلم است که در آن مهارت بسیاری دارد به خوبی استفاده نموده است.
#فرهاد
#جمعه
جمعه...
توی قاب خیس این پنجره ها
عکسی از جمعه ی غمگین میبینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگین میبینم
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه
نفسم در نمیاد جمعه ها سر نمیاد
کاش میبستم چشامو این ازم بر نمیاد
داره از ابر سیاه .....
#فرهاد_مهراد
#موسیقی
Read more
من مرده ای بیش نبودم با تو زنده شدم این تو بودی که معنی مهربانی، محبت ،زندگی ،مهر ، علاقه ،عشق و همه و ...
Media Removed
من مرده ای بیش نبودم با تو زنده شدم این تو بودی که معنی مهربانی، محبت ،زندگی ،مهر ، علاقه ،عشق و همه و همه را در من بیدار کردی تو تنها کسی هستی که میتوانی درکم کنی و مرا بفهمی و در آخر تو تنها کسی هستی که در من خوشبختی دمیدی #من_با_تو_حالم_خوبه_فقط #زیباترین_بهانه_زندگی #عشق #مهربانی #زندگی_زیبا ... من مرده ای بیش نبودم با تو زنده شدم
این تو بودی که معنی مهربانی، محبت ،زندگی ،مهر ، علاقه ،عشق و همه و همه را در من بیدار کردی
تو تنها کسی هستی که میتوانی درکم کنی و مرا بفهمی
و در آخر تو تنها کسی هستی که در من خوشبختی دمیدی
#من_با_تو_حالم_خوبه_فقط
#زیباترین_بهانه_زندگی
#عشق #مهربانی #زندگی_زیبا
#P
#پانویس_درد #پا_نویس_درد
Read more
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب ...
Media Removed
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد نه به یک بار نشاید در احسان بستن صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد همه انواع خوشی حق به یکی حجره ... همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد
چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی
خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد
نه به یک بار نشاید در احسان بستن
صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد
همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد
هیچ کس بی‌تو در آن حجره ره راست نبرد
گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبین
آنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد
آستینم ز گهرهای نهانی پر دار
آستینی که بسی اشک از این دیده سترد
شحنه عشق چو افشرد کسی را شب تار
ماهت اندر بر سیمینش به رحمت بفشرد
دل آواره اگر از کرمت بازآید
قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد
این جمادات ز آغاز نه آبی بودند
سرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد
خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش است
چون برون آید از جای ببینش همه ارد
مفسران آب سخن را و از آن چشمه میار
تا وی اطلس بود آن سوی و در این جانب برد
Read more
. چند وقت پیش عقد یکی از اقوام بودیم و پدر عروس یک ساعت و نیم دور تالار می‌چرخید و می‌گفت: پس این عاقد ...
Media Removed
. چند وقت پیش عقد یکی از اقوام بودیم و پدر عروس یک ساعت و نیم دور تالار می‌چرخید و می‌گفت: پس این عاقد چی شد. بعد یکهو زد رو پیشونیش و گفت: من خودم باید می‌رفتم عاقد رو می‌آوردم. حالا هم تیرانداز کشورمون کلی تمرین کرده، از اینجا پا شده رفته جاکارتا، بعد ميگن یادش رفته بره مسابقه بده و از دور مسابقات حذف ... .
چند وقت پیش عقد یکی از اقوام بودیم و پدر عروس یک ساعت و نیم دور تالار می‌چرخید و می‌گفت: پس این عاقد چی شد. بعد یکهو زد رو پیشونیش و گفت: من خودم باید می‌رفتم عاقد رو می‌آوردم. حالا هم تیرانداز کشورمون کلی تمرین کرده، از اینجا پا شده رفته جاکارتا، بعد ميگن یادش رفته بره مسابقه بده و از دور مسابقات حذف شده. يعني الان از اين ماجرا دو روايت هست. یک روایت میگه به زهرا نعمتی گفتن پاشو برو نهار بازیت ساعت دوئه و خانم نعمتی که رفته یکهو فهمیدن همین الان مسابقه است و دیر رسیده. حالا مشخص نیست مسئول تیم که این اشتباه رو کرده مشکلش چی بوده؟ ساعتش هنوز به وقت ایران بوده و روي جاکارتا تنظیمش نکرده بوده؟ اینترنت موبایلش به شبکه ایران وصل بوده، سایت مسابقات فیلتر بوده، نتونسته برنامه مسابقات رو دانلود کنه؟ یا شاید فکر کرده اندونزی بغل پاتایاست رفته بوده ترمینال ببینه بلیت دارند یا نه؟ شايد هم اینستاگرامش رو باز کرده و انقدر عکس سمانه پاکدل و هادی کاظمی دیده ، همه جا باباشاه رو می‌دیده.

روایت دیگه‌ اين حادثه هم میگه خود ورزشکار حواسش نبوده و رفته سرویس بهداشتی و 30 ثانیه دیر به خط شروع رسیده و مسابقه رو از دست داده. پژمان منتظری هم توی جام جهانی رفته بود سرویس بهداشتی و سیدمجید حسینی به جاش وارد زمین شد و منتظری سر همون دستشویی رفتن، بازی کردن تو جام جهانی رو از دست داد. در اینجا جا داره چند تا روانشناس استخدام بشن و به جای اینکه به بازیکنا بگن استرس نداشته باشید، بگن یک ذره استرس داشته باشید. گاهی با خودتون بگید من الان کجام؟ اینها رو کی کرده مسئول ما؟ به مسئولتون بگید من الان آن نیستم شما آنی؟ حواست هست ساعت چند مسابقه داریم؟ یا مادر چند تا از ورزشکارها رو بفرستید همراه کاروان. هم از ساعت هشت شب انقدر میگن بگیر بخواب فردا مسابقه داری که هم مشکل قلیون کشیدن ساعت دوی شب تو لابی هتل تیم‌ها حل میشه، هم انقدر میگن ساعت فلان یادت نره تو ورزشگاه فلانجا باشی که بازیکن از پنج صبح رو تشک بازی کله پاچه رو با نون بربری ترید می‌کنه.

مشکلاتی از این دست در حالی پیش میاد که توی بعضی از فدراسیون‌ها فقط پسرخاله نگهبان جلو در فدراسیون الان تهران مونده و همراه کاروان نرفته جاکارتا. مازیار ناظمی هم گفته ما یک‌سری از خبرگزاری‌ها و سایت‌های خارجی رو گشتیم ولی هیچ جا این خبر رو کار نکرده بودند و چرا خبرگزاری‌های داخلی روش کار کردند. در همین زمینه باید بگیم یک مقدار برنامه‌های طنز و استنداپ کمدی‌های خارجی رو نگاه کنید چنین اخباری معمولا توی این جور برنامه‌ها کار میشه.
Read more
. دیشب یه برنامه مستند دیدم در مورد قطب شمال. . بهار و تابستون و پاییز، کلا پنج شش ماه میشد و بقیه‌ی ...
Media Removed
. دیشب یه برنامه مستند دیدم در مورد قطب شمال. . بهار و تابستون و پاییز، کلا پنج شش ماه میشد و بقیه‌ی سال زمستون تاریک و سرمای وحشتناک... . پنج دقیقه از این مستند در مورد یه کرم کوچولو بود، از شما چه پنهون، من اصلاً فکرش هم نمی‌کردم که تو اون سرمای وحشتناک هیچ حشره‌ای دوام بیاره. حالا چه برسه به یه ... .
دیشب یه برنامه مستند دیدم در مورد قطب شمال.
.
بهار و تابستون و پاییز، کلا پنج شش ماه میشد و بقیه‌ی سال زمستون تاریک و سرمای وحشتناک...
.
پنج دقیقه از این مستند در مورد یه کرم کوچولو بود، از شما چه پنهون، من اصلاً فکرش هم نمی‌کردم که تو اون سرمای وحشتناک هیچ حشره‌ای دوام بیاره. حالا چه برسه به یه کرم کوچولوی دو سانتی!! و اما، قصه‌ی زندگیش! عجیب!!
.
این کرم کوچولو که چون رو تنش کرک داشت، بهش میگفتند کرم پشمالوی قطبی، وقتی از حالت لارو خارج میشد و تبدیل میشد به کرم، مثل همه‌ی کرم‌های دیگه شروع میکرد به خوردن و ذخیره سازی و کسب انرژی برای دگردیسی، کل بهار و تابستون را میخورد، ولی اینقدر وقت کم بود که زمستون از راه می‌رسید و اون هنوز آماده نبود.

او قادر به ترک قطب شمال نیست زیرا نمی تواند پرواز کند بنابر این در زیر یک سقف لانه می کند
از گرمای خورشید به سرعت کاسته می شود . در زیر تخته سنگ کرم از وزش باد در امان است اما سرما به عمق خاک هم نفوذ می کند
بزودی قلب کرم از تپیدن باز می ایستد، تنفس قطع می شود، بدنش شروع به یخ زدن می کند.
اول اندام‌هاش بعد خونش منجمد میشد. بهار که میومد، با گرم شدن هوا، یخ اونم وا می‌رفت و... دوباره زنده میشد و دوباره شروع می‌کرد به خوردن و اندوختن تا بلکه بتونه پروانه بشه.
ولی خیال باطل!! تو بهار دوم هم وقت کم میاره... بازم زمستون و دوباره مرگ و... حالا فکر کنید، این روند چند سال طول میکشه؟ هفت سال!!! فکرش رو بکنید، هفت بار بمیری و زنده شی و تلاش کنی، و تسلیم نشی، برای پروانه شدن!! بالاخره، تو بهار هفتمین سال، اینقدر انرژی جمع میشه که به نظر کافی میاد ، شروع می‌کنه به تار تنیدن و شفیره شدن، دگردیسی شروع میشه، تبدیل شدن و بالاخره بعد از هفت سال تلاش و شکست، کرم کوچولوی پشمالو تبدیل میشه به... پروانه!! حالا چقدر وقت داره؟ فقط هفت روز!!
هفت روز برای #پرواز کردن، برای #زندگی کردن، برای #جفت پیدا کردن و بعدش مرگ واقعی!! هفت سال تلاش واسه هفت روز!! عجیبه!! نه؟! داشتم فکر میکردم، کاشکی ما آدم ها هم مراحل دگردیسی داشتیم، یه عمر بدو بدو می‌کنیم،
برای چی؟
آدم بهتری شدن؟
اندوختن؟
.
هیچ وقت لذت پروانه شدن را کشف می‌کنیم؟
هیچ‌وقت به رویاهامون می‌رسیم؟؟ پرواز می‌کنیم؟؟
یا فقط تا دقیقه‌ی آخر عمر اندوخته جمع می‌کنیم؟! هیچ وقت به روحمون فکر می‌کنیم؟
.
🔴 آدمی لذت رسیدن به پرواز را با اندوختن چه چیزی عوض کرده که هیچ وقت به قدر کافی نیست؟
.
✅ به نظر می‌رسد حتی یک کرم پشمالوی قطبی هم از بیشتر ما مردم متمدن امروزی هدفمندتر و جلوتر است!
.
برداشت شما؟
Read more
‌ نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن در این حصار جادویی روزگار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت ...
Media Removed
‌ نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن در این حصار جادویی روزگار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن زبرون کسی نیاید، چو به یاری تو این جا  تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن شب غارت تتاران همه ...
نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون
به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن

تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن

زبرون کسی نیاید، چو به یاری تو این جا 
تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه دیوسار بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی 
تو خود آفتاب خود باش، طلسم کار بشکن

بسرای تا که هستی، که سرودنست بودن
به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#خطاطی #سلماز_ضیاء
Read more
﷽ . . . عمریست دل تو خانه ی غم باشد چشمان تو سر چشمه ی زمزم باشد امشب همه بر غربت تو گریه کنند بانیّ عزا رسول خاتم باشد دادی همه هست خویش در راه خدا پس هرچه دهد خدا به تو کم باشد تو مادری و شفاعت ما محشر بر یک نخ چادر تو محکم باشد روزی همهٔ جلالت صورت تو در چهره ی زینبت مجسم باشد این زود یتیم گشتن ...
.
.
.

عمریست دل تو خانه ی غم باشد
چشمان تو سر چشمه ی زمزم باشد
امشب همه بر غربت تو گریه کنند
بانیّ عزا رسول خاتم باشد
دادی همه هست خویش در راه خدا
پس هرچه دهد خدا به تو کم باشد
تو مادری و شفاعت ما محشر
بر یک نخ چادر تو محکم باشد
روزی همهٔ جلالت صورت تو
در چهره ی زینبت مجسم باشد
این زود یتیم گشتن دخترها
ارثیه ی مادر دو عالم باشد
آن روز کجایی که ببینی زهرا
در پشت در و اسیر ماتم باشد
چون درد زنانه بود از فضه بپرس
خوب است کنیزخانه محرم باشد
امشب که برایتان کفن می آید
بشمار گمانم که یکی کم باشد
در این دهم ماه دل ما فکر
عصر دهم ماه محرم باشد
.
وفات حضرت خدیجه سلام‌الله علیها را خدمت شما عزیزان تسلیت عرض می‌کنم .
‎ #ياعلي
‎ #حاج_محمد_رضا_طاهری
‎ #محمد_رضا_طاهری
‎ #طاهری ‎
Read more
علم رسمی سر به سر قیل است و قال نه از او کیفیتی حاصل، نه حال طبع را افسردگی بخشد مدام مولوی باور ندارد ...
Media Removed
علم رسمی سر به سر قیل است و قال نه از او کیفیتی حاصل، نه حال طبع را افسردگی بخشد مدام مولوی باور ندارد این کلام وه! چه خوش می‌گفت در راه حجاز آن عرب، شعری به آهنگ حجاز: کل من لم یعشق الوجه الحسن قرب الجل الیه و الرسن یعنی: «آن کس را که نبود عشق یار بهر او پالان و افساری بیار» گر کسی گوید که: از عمرت ... علم رسمی سر به سر قیل است و قال
نه از او کیفیتی حاصل، نه حال
طبع را افسردگی بخشد مدام
مولوی باور ندارد این کلام
وه! چه خوش می‌گفت در راه حجاز
آن عرب، شعری به آهنگ حجاز:
کل من لم یعشق الوجه الحسن
قرب الجل الیه و الرسن
یعنی: «آن کس را که نبود عشق یار
بهر او پالان و افساری بیار»
گر کسی گوید که: از عمرت همین
هفت روزی مانده، وان گردد یقین
تو در این یک هفته، مشغول کدام
علم خواهی گشت، ای مرد تمام؟
فلسفه یا نحو یا طب یا نجوم
هندسه یا رمل یا اعداد شوم
علم نبود غیر علم عاشقی
مابقی تلبیس ابلیس شقی
علم فقه و علم تفسیر و حدیث
هست از تلبیس ابلیس خبیث
زان نگردد بر تو هرگز کشف راز
گر بود شاگر تو صد فخر راز
هر که نبود مبتلای ماهرو
اسم او از لوح انسانی بشو
دل که خالی باشد از مهر بتان
لتهٔ حیض به خون آغشته دان
سینهٔ خالی ز مهر گلرخان
کهنه انبانی بود پر استخوان
سینه، گر خالی ز معشوقی بود
سینه نبود، کهنه صندوقی بود
#شيخ_بهايي
Read more
اری هستی همه جا هست همیشه هستی این ما هستیم که همیشه در همه جا نیستیم این ما هستیم که در برابر تمام بودن ...
Media Removed
اری هستی همه جا هست همیشه هستی این ما هستیم که همیشه در همه جا نیستیم این ما هستیم که در برابر تمام بودن های تو در تمام بامعرفتی های تو بی معرفتیم باز هم میخواهم تمام بی معرفتیهای ما را با معرفت بی پایانت ببخشی..‌. اری هستی همه جا هست همیشه هستی این ما هستیم که همیشه در همه جا نیستیم این ما هستیم که در برابر تمام بودن های تو در تمام بامعرفتی های تو بی معرفتیم باز هم میخواهم تمام بی معرفتیهای ما را با معرفت بی پایانت ببخشی..‌.
خانمی 30 ساله و دارای ارشد و در اداره‌ای، کارمند پیمانی هستم. در این چند سال اخیر، خواستگارهایی داشتم ...
Media Removed
خانمی 30 ساله و دارای ارشد و در اداره‌ای، کارمند پیمانی هستم. در این چند سال اخیر، خواستگارهایی داشتم که اکثریت مناسب من نبودند و رد کردم تا این که ۵ ماه پیش دوستم، مرا برای برادرش خواستگاری کرد. ایشان هم فوق لیسانس و در یک اداره دولتی، کارمند است، ولی پست شغلی‌اش چندان بالا نیست. (در قسمت نگهبانی ... خانمی 30 ساله و دارای ارشد و در اداره‌ای، کارمند پیمانی هستم. در این چند سال اخیر، خواستگارهایی داشتم که اکثریت مناسب من نبودند و رد کردم تا این که ۵ ماه پیش دوستم، مرا برای برادرش خواستگاری کرد. ایشان هم فوق لیسانس و در یک اداره دولتی، کارمند است، ولی پست شغلی‌اش چندان بالا نیست. (در قسمت نگهبانی کار می‌کند.) و بناست به پست بالاتر ارتقاء یابد. به همین خاطر فعلا ادامه خواستگاری را تا ارتقاء شغلی ایشان معلق کردیم. در حال حاضر 5 ماه است که صبر کردیم تا ایشان ارتقاء شغلی پیدا کند، ولی فعلا خبری نشده است. ایشان از جهت شخصیتی و خانوادگی، پسر سالم و خوبی است و به دلم نشسته است، ولی خواهرم می‌گوید: این پسر در شأن تو نیست و تو با این موقعیت می‌توانی با فرد بهتری ازدواج کنی. از طرفی عمه‌ای دارم که اگر متوجه شغل خواستگارم شود، حتما سوژه‌ای برای طعنه و کنایه زدن در میان اقوام و فامیل پیدا می‌کند و حرف و حدیث و نگاه‌های مردم، مرا نگران می‌کند. لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ اجمالی:
شأن خانوادگی را به شغل و کار ربط دادن، اصلاً درست نیست. از طرفی هر شغلی در جایگاه خودش ارزشمند است و یک ضرورت به حساب می‌آید. از طرفی ملاک برتری شخصیتی انسان‌ها براساس آموزه های دینی، داشتن ایمان، اخلاق، منش و رفتار آدمی است نه مسائل مادی که ممکن است هر لحظه با یک اتفاق آن را از دست داد. بنابراین به جای تمرکز روی مسئله کار ایشان، بررسی کنید نسبت به ایشان شناخت دارید و اینکه چقدر در درک، فهم، فکر، علایق و سلایق، خواستها و تمایلات‌تان و ... دیدگاه‌های نزدیک به هم دارید؟

پاسخ تفصیلی:
قطعا مسائلی مهم تر از مسئله کار و شغل ایشان وجود دارد که لازم است شما برای شناخت بهتر خواستگارتان به آنها توجه بیشتری کنید؛ از جمله اینکه آیا از جهات اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، فکری، فرهنگی و خانوادگی از تناسب کافی برخوردار هستید یا نه؟ از طرفی شأن خانوادگی را به شغل و کار ربط دادن، اصلاً درست نیست؛ چرا که هر شغلی در جای خود ارزشمند و ضروری است. متاسفانه نگاه از بالا به پایین نسبت به برخی از مشاغل در جامعه ما می‌تواند ناشی از غرور و خودبرتربینی باشد، در حالی که ملاک برتری شخصیتی انسان‌ها براساس آموزه‌های دینی، داشتن ایمان، اخلاق، منش و رفتار آدمی است نه مسائل مادی که ممکن است هر لحظه با یک اتفاق آن را از دست داد.
اینکه وضعیت خواستگارتان را تا ارتقاء شغلی معلق کردید، کار درستی نیست؛ چرا که از یک طرف سن شما در حال بالا رفتن است و ...
‌‌
ادامه مطلب در قسمت نظرات ...
‌‌
#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #خواستگار #سرزنش #شغل
Read more
. <span class="emoji emoji2049"></span>️ رویا یا واقعیت؟! آیا پایان فیلم Inception شاهکار نولان مشخص شد؟ (اسپویلر) . - حدود ۸ سال پیش ...
Media Removed
. ️ رویا یا واقعیت؟! آیا پایان فیلم Inception شاهکار نولان مشخص شد؟ (اسپویلر) . - حدود ۸ سال پیش فیلم Inception به کارگردانی کریستوفر نولان، به‌روی پرده‌های سینما رفت و با تحسین منتقدان و تماشاگران مواجه شد. با این حال، پایان فیلم بسیار بحث برانگیز بود و از آن زمان شاهد انتشار نظریه‌های مختلفی ... .
⁉️ رویا یا واقعیت؟! آیا پایان فیلم Inception شاهکار نولان مشخص شد؟ (اسپویلر)
.
- حدود ۸ سال پیش فیلم Inception به کارگردانی کریستوفر نولان، به‌روی پرده‌های سینما رفت و با تحسین منتقدان و تماشاگران مواجه شد. با این حال، پایان فیلم بسیار بحث برانگیز بود و از آن زمان شاهد انتشار نظریه‌های مختلفی در مورد آن بودیم
.
- در صحنه پایانی این فیلم، شخصیت دام کاب با بازی لئوناردو دی‌ کاپریو، سرانجام با فرزندان خود ملاقات کرد، اما مشخص نبود که این صحنه در واقعیت جریان دارید یا بخشی از رویا است. در این صحنه توتم کاب روی میز بود و با توجه به قوانین فیلم، اگر توتم همیشه در حال چرخیدن باشد و چرخش آن به اتمام نرسد، او در یک رویا است و اگر در نهایت سقوط کند، او در واقعیت قرار دارد
.
- با این حال، بسیاری در مورد واقعیت یا رویا بودن این صحنه اختلاف نظر دارند. برخی معتقد هستند با توجه به اینکه در صحنه پایانی فیلم، کاب حلقه عروسی را در دست ندارد و سرانجام می‌تواند صورت فرزندان خود را ببیند، پس این صحنه در واقعیت است و با توجه به صحبت‌های کین و شخصیت او که پدر کاب بود و در این صحنه حضور داشت، پس به نظر می‌رسد که این صحنه واقعا در واقعیت جریان داشته است
.
- چندی پیش «مایکل کین» که نقش پدر زن «کاب» و استادش «پروفسور استفن مایلز» را در فیلم داشت در مصاحبه‌ای با مجله اسکوآیر اعلام کرد که «نولان» پایان فیلم را در زمان فیلم‌برداری برای او توضیح داده است! او گفت: «زمانی که من فیلمنامه فیلم «اینسپشن» را دریافت کردم، کمی این فیلمنامه برای من مثل یک پازل بود و من به او (نولان) گفتم که نمی‌دانم چه زمانی از اتفاقات فیلم در رویا است و چه زمانی در فیلم در واقعیت جریان دارد؟ نولان گفت زمانی که تو در صحنه حضور داری، آن صحنه در واقعیت جریان دارد. پس من متوجه شدم اگر در یک صحنه من حضور داشته باشم، آن صحنه واقعیت است و اگر در آن من نباشم، آن صحنه رویا است»
.
- بسیاری معتقدند که «نولان» با این حرف سعی داشت به «کین» در درک بهتر فیلم و نهایتاً بازی بهتر کمک کند. همچنین نولان همیشه ترجیح داده است که پایان این فیلم مبهم باقی بماند و هیچگاه واقعیت یا رویا بودن این صحنه را رد یا تکذیب نکرده است. به احتمال زیاد این سوال از «نولان» تا پایان دوران فعالیت حرفه‌ای او پرسیده می‌شود اما دیر یا زود تماشاگران باید این مسئله را درک کنند که هدف اصلی فیلم چیز دیگری بوده است
.
💭 نظر شما در مورد پایان فیلم «اینسپشن» و صحبت های کین چیه؟
_____________________
#Inception #ChristopherNolan
#LeonardoDiCaprio #MichaelCaine
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ "اندیشه های بی زنجیر"<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ ای آزادی، ای روح جاودانۀ اندیشه های بی زنجیر، تو در سیاهچالها ...
Media Removed
️ "اندیشه های بی زنجیر"️ ای آزادی، ای روح جاودانۀ اندیشه های بی زنجیر، تو در سیاهچالها به منتهای درخشش می رسی، زیرا تو آنجا بر کرسی قلب نشسته ای، قلبی که تنها اسیر عشق توست. آن دم که فرزندان تو را در زیر طاقهای نمناک در هوای تیرۀ محروم از روز به کند و زنجیر می سپارند، لحظه ای است ... 🔹️
🔹️
🔹️
"اندیشه های بی زنجیر"🔹️
🔹️
ای آزادی،
ای روح جاودانۀ اندیشه های بی زنجیر،
تو در سیاهچالها به منتهای درخشش می رسی،
زیرا تو آنجا بر کرسی قلب نشسته ای،
قلبی که تنها اسیر عشق توست.
آن دم که فرزندان تو را
در زیر طاقهای نمناک
در هوای تیرۀ محروم از روز
به کند و زنجیر می سپارند،
لحظه ای است که آنها با خون خویش
نشان فتح و فیروزی قوم را رقم می زنند
و نام پر افتخار آزادی را بر بال هر نسیم در جهان می پراکنند.
ای قلعۀ شیلُن،
زندان تو حریمی مقدس است
و زمین غم افزای تو محرابی است
که قدیسی چون بُنیوار بر آن گام پیمود،
چندان که نشان قدمهایش بر آن راهرو سرد و نمور،
که چون خاک علفزار نرم و هموار می نمود، بر جای ماند.
باشد که هیچیک از این نشانها هرگز محو نگردد،
زیرا هر نشان فریاد ستمدیده ای است
که از ستم جبّاری در پیشگاه خداوند دادخواهی می کند.
لرد بایرون
🔹️
"Hymn to Liberty"
Eternal Spirit of the chainless Mind!
Brightest in dungeons, Liberty! thou art,
For there thy habitation is the heart --
The heart which love of thee alone can bind;
And when thy sons to fetters are consign'd --
To fetters, and the damp vault's dayless gloom,
Their country conquers with their martyrdom,
And Freedom's fame finds wings on every wind.
Chillon! thy prison is a holy place,
And thy sad floor an altar -- for 't was trod,
Until his very steps have left a trace
Worn, as if thy cold pavement were a sod,
By Bonnivard! May none those marks efface!
For they appeal from tyranny to God.
Lord Byron
🔹️
□ در سفری کان ره آزادی است
شحنه غم پیشرو شادی است
نظامی
🔹️
□ آه، ای صدای زندانی
ای آخرین صداها
فروغ فرخزاد
🔹️
□ لرد بایرون یکی از برجسته ترین شاعران مکتب رومانتیک در ادب اروپاست
و اشعار غنایی او در آن دیار زبانزد خاص و عام است.
بایرون از عاشقان آزادی بود و عمر خود را در این آرمان بزرگ فدا کرد.

برگرفته از کتاب "در قلمرو زرین"
ترجمه و توضیح: حسین الهی قمشه ای
نقاشی: پرتره لرد بایرون اثر Thomas Phillips
#اندیشه_های_بی_زنجیر #لرد_بایرون #در_قلمرو_زرین #حسین_الهی_قمشه_ای #دکتر_الهی_قمشه_ای #قمشه_ای #اینستاگرام
#Hymn_to_Liberty #Lord_Byron #In_the_Realm_of_Gold #Drelahighomshei #Ghomshei #Instagram #Official
Read more
تور ماجراجویانه قایقرانی در آبهای خروشان ( رفتینگ ) ارمند رود تور رفتینگ یکی از جذاب ترین و مهیجترین ...
Media Removed
تور ماجراجویانه قایقرانی در آبهای خروشان ( رفتینگ ) ارمند رود تور رفتینگ یکی از جذاب ترین و مهیجترین نوع سفرهای ماجراجویانه محسوب میشه ، البته شیوه برگزاری و محل برگزاری هم بسیار مهمه ، اینکه قبل و بعد قایقرانی بتونی استراحت داشته باشی و در کوتاه ترین فاصله زمانی به محل اقامت برسی و یه دوش بگیری ... تور ماجراجویانه قایقرانی در آبهای خروشان ( رفتینگ ) ارمند رود
تور رفتینگ یکی از جذاب ترین و مهیجترین نوع سفرهای ماجراجویانه محسوب میشه ، البته شیوه برگزاری و محل برگزاری هم بسیار مهمه ، اینکه قبل و بعد قایقرانی بتونی استراحت داشته باشی و در کوتاه ترین فاصله زمانی به محل اقامت برسی و یه دوش بگیری و استراحت کنی . و از همه مهمتر اینکه چه رودخانه ای رو انتخاب کنی ! این روزها در خیلی از رودهای ایران شنیده میشه که دارن تور رفتینگ برگزار میکنن ! در صورتی که اولین نیازمندی این نوع قایقرانی داشتن آب تند در یک رودخانه خروشان هستش ،در تجربیات گذشته ثابت شده که رود ارمند مناسبترین مکان برای این نوع ورزش و یا تفریح هست و تمام قابلیت ها رو داره .
ما در این سفر چهارشنبه شب ساعت 9 شب از تهران حرکت میکنیم و صبح خیلی زود به روستای جغد مجاور ارمند رود در چهارمحال بختیاری میرسیم . پس از صرف صبحانه و کمی استراحت به کنار آّب میریم و پس از آموزشهای لازم برنامه رفتینگ آغاز میشه ، 5 ساعت روی آب هستیم و تو این فاصله برنامه های بسیار جذابی رو براتون خواهیم داشت ، مثل پرش از صخره درون آب و توقف در کنار رودشور ، شنا در قسمتهای آرام آب و ........... و پس از طی کردن 18 کیلومتر از کنار پل ارمند به ساحل برمیگردیم و میریم برای ناهار و بعد هم به محل اقامت . اقامت شب در خانه های محلی همون روستا خواهد بود . صبح روز دوم پس از صبحانه به سمت تهران حرکت میکنیم و در مسیر یک گشت دو ساعته پیاده روی به آبشار آتشگاه در لردگان هم خواهیم داشت و بعد از ناهار ادامه راه تا تهران .
خدمات سفر : خودروی اتوبوس وی آی پی دربست در اختیار ، اقامت در خانه های محلی ، دو صبحانه ، یک ناهار ، یک شام ، تمامی گشتها ، رفتینگ ، بیمه و مجوز به همراه کادر اجرایی تخصصی .
هزینه سفر : 385000 تومان
زمان برگزاری : 10 الی 12 مرداد
تماس : 09124039836 سعادتمند
تی تی ، با تو تا خاطرات خوب
Read more
#review #این روزها بدون تو #حجت_اشرف_زاده تاریخ تولید ۱۳۹۶ یکی از کارام که خیلی دوسش دارم @hojatashrafzade کوچه جهنم است خیابان جهنم است این روزها بدون تو تهران جهنم است سرگرم خاطرات توام بعد رفتنت بی تو بهار مثلِ زمستان جهنم است هر کافه ای که می‌روم از یاد تو پر است هر کافه ای که می‌روم ... #review
#این روزها بدون تو
#حجت_اشرف_زاده
تاریخ تولید ۱۳۹۶
یکی از کارام که خیلی دوسش دارم
@hojatashrafzade
کوچه جهنم است خیابان جهنم است
این روزها بدون تو تهران جهنم است
سرگرم خاطرات توام بعد رفتنت
بی تو بهار مثلِ زمستان جهنم است

هر کافه ای که می‌روم از یاد تو پر است

هر کافه ای که می‌روم از یاد تو پر است
هر فال بی تو در ته فنجان جهنم است
پیراهنی که عطر تو را میدهد کجاست
وقتی که نیست بوی تو کنعان جهنم است

کوچه جهنم است خیابان جهنم است
این روزها بدون تو تهران جهنم است
سرگرم خاطرات توام بعد رفتنت
بی تو بهار مثلِ زمستان جهنم است

هر کافه ای که می‌روم از یاد تو پر است
هر فال بی تو در ته فنجان جهنم است
پیراهنی که عطر تو را میدهد کجاست
وقتی که نیست بوی تو کنعان جهنم است

کوچه جهنم است خیابان جهنم است
این روزها بدون تو تهران جهنم است
سرگرم خاطرات توام بعد رفتنت
بی تو بهار مثل زمستان جهنم است
#director #emadkhiabanian #new #video #radio #rj #radiojavan #iran #iran #actor #cinama #style #maho #inatagram #music #musicvideo #rap #track
Read more
Stunning | <span class="emoji emojia9"></span> Peter Zelei چقدر برای عکس ها مینویسید؟ صحنه ای شاهکار از یک خواب عمیق ! وقتی سالها در ...
Media Removed
Stunning | Peter Zelei چقدر برای عکس ها مینویسید؟ صحنه ای شاهکار از یک خواب عمیق ! وقتی سالها در یک خواب حبس میشویم چقدر میتوان در یک عکس صدها قدم جلو بود! از ان عکس هاییست که بیش از چندین دقیقه گرفتارتان میکند بیایید تشریحش کنیم با این عکس میشود بسیار گفتگو کرد معجزه اش این است که خالیست ولی ... Stunning | © Peter Zelei
چقدر برای عکس ها مینویسید؟
صحنه ای شاهکار از یک خواب عمیق ! وقتی سالها در یک خواب حبس میشویم
چقدر میتوان در یک عکس صدها قدم جلو بود!
از ان عکس هاییست که بیش از چندین دقیقه گرفتارتان میکند
بیایید تشریحش کنیم با این عکس میشود بسیار گفتگو کرد
معجزه اش این است که خالیست ولی شما تا چند دقیقه به دنبال جزییات بیشتر خواهید گشت , برای یک عکس سوریال، معجزه ارزشمندیست
و اری این عکس ارزش جستجو را دارد ،خواهشا با یک لایک فقط تمامش نکنید
جا به جایی تصویر از یک قاب خالی به دختری در یک قاب طبیعی (در باز ) و حتا درهایی تو در تو که حس دو اینه روبروی هم را میدهد
فضای مثبت در همان نقطه یک سوم کلاسیک چپ با دخترمان پر شده - بهترین جا برای قرار گیری مدل ،و سه رنگ تکمیل کننده اصلی
و در اخری که نیمه باز و بسته باقی مانده و یک صندلی ناظر غایب
کادری افقی و نگاه انسانی، فضای منفیه بسیار پربار و سکون
سکوت سنگین و نوری که از راست کامل به چپ تابیده
حال ایا مهم است که ان کلاغ طبیعیست یا بعدا اضافه شده ؟
برای یک عکاس سوریال و فاین ارت کاری که با تصاویر دیجیتال نیز کمی سبک خود را پیش میبرد شاید زیاد عیب نباشد !
بازهم بگویم ؟
یک عکس سوریال و کلاسیک!
اری فرا واقعیت ،واقعیتی که شاید وجود داشته باشد !
واقعیتی که شاید در نقطه ای دور به وقوع بپیوندد
در ناخود اگاه ما
و نقطه اوج اثر را فهمیدید ؟
موهای هویجی مدل
این موها راز داستان مارا با ان کلاغ سیاه خواهد ساخت
ایا این یک صحنه ارام و صرفا فاین ارت است ؟
یا ارامش قبل از یک اتفاق مرموز؟
اری شبیه یک کابوس پیجیده است
ارام و ارام قبل از ثبت عکس با چشمان بسته ،سرنوشت مدل را پیش بینی کنید ،او چرا انجاست
با یک عکس خوب و شاید تکراری ولی بسیار زیبا طرف هستیم یا نتوانستید اصلا با او ارتباط برقرار کنید
راستی شما که متن مرا تا انتها خواندید اسیر فضای عکس نشدید ؟
کسی چه میداند شاید امشب خواب این تصویر را دیدیم
چیزی بیش از یک ظهر ترسناک
تنها امید ما رنگی بودنش است؟
تصور سیاه و سفیدش شاید نوید یک برزخ طولانیست
جیزی شبیه به بازی سایلنت هیل
دوباره ببینید ،عمیق تر ،برای همین اینجا جمع شده ایم

اینکه عکاسی نیاز به نوشتن ندارد بحثیست جدا، ما میخواهیم ازتاثیر عکس ها صحبت کنیم

سکوت مخصوصا علاقه مندان حرفه ای من، جایز نیست
لطفا برای عکاسی بنویسید

درود بر دنیای مرموزش

متن از امیر شمس
@amirshamsofficial

#Peterzelei
#Fineartphg
#Color #Nikon #Photography #Photograph
#Girl #Gallery #Fineartphotography
#Amirshams
Read more
: خیلی تلخه ولی اگه اینستا فیلتر بشه تعجب نمی کنم. دلایل زیادی برای اینکار برای مراجع مسئول وجود داره. ...
Media Removed
: خیلی تلخه ولی اگه اینستا فیلتر بشه تعجب نمی کنم. دلایل زیادی برای اینکار برای مراجع مسئول وجود داره. با بخش سیاسی اش کار ندارم فقط به بخش فرهنگی اش فکر کنیم. یه سر به بخش ذره بین بزنین کلی پست در مورد چیزهایی که نمیشه نام برد حتی. کلی لایک و کامنت و... کلی شاخ و کلی شاخ باز! کلی سلبریتی بی سواد که نظرات ... :
خیلی تلخه ولی اگه اینستا فیلتر بشه تعجب نمی کنم. دلایل زیادی برای اینکار برای مراجع مسئول وجود داره. با بخش سیاسی اش کار ندارم فقط به بخش فرهنگی اش فکر کنیم. یه سر به بخش ذره بین بزنین کلی پست در مورد چیزهایی که نمیشه نام برد حتی. کلی لایک و کامنت و... کلی شاخ و کلی شاخ باز! کلی سلبریتی بی سواد که نظرات صد من یه غازشون به خاطر چند تا لایک و کامنت بیشتر تو صفحات بازتاب گسترده پیدا می کنه. کلی بچه زیر 18 سال که تو پست هایی که کلا بهشون مربوط نیست مشغول ان و بعضی والدین حتی نمی دونن فرق نت و اینترنت چیه! کلی آدم که برای چند لایک بیشتر حاضرن خیلی کارا بکنن. بخش ویدئو های طولانی که جدیدا به اینستاگرام اضافه شد تا رقیبی برای یوتیوب باشه به علاوه دسته بندی مطالب در بخش اکسپلورر و اعمال نظر یک طرفه اینستاگرام در بعضی موارد و.... هم مزید بر علت شده تا این فکر در ذهن بعضی ها شکل بگیره که اااا چرا اینستا فیلتر نیست هنوز؟
امیدوارم هیچ وقت این اتفاق نیافته ولی اگه بیافته علاوه بر مسئولان ما که پاک کردن صورت مسئله رو راحت ترین کار می دونن، همون شاخ بازها و طرفداران پرو پا قرص بعضی صفحات مستهجن و... هم شریک این اتفاق هستن به‌نظر من. اونها حق ندارن فریاد وامصیبتا سر بدن که هزاران شغل از بین رفت و کلی جوون که صفحات مناسب و قانونی دارن بیکار شدن و... اونها سهم بزرگی تو این اتفاق دارن با بی قانونی و دادن بهانه برای فیلترینگ. به جای انداختن گناه گردن این مسئول و اون قاضی و این ارگان و اون کشور که اونها حتما سهم مهمی از مشکلات دارن ، یه بارم قبول کنیم از ماست که بر ماست.
.
.
.
.
#فیلتر #اینستاگرام #فیلترینگ
Read more
در زمستان گرمم از گرمای تو در بهاران شادم از اوای تو فصل گرما گرمیش از قلب من در خزان برگم و می میرم ...
Media Removed
در زمستان گرمم از گرمای تو در بهاران شادم از اوای تو فصل گرما گرمیش از قلب من در خزان برگم و می میرم به پیش پای تو کاش فصل پنجمی در راه بود کاش نامش فصل وصل ماه بود کاش برگ برگ درختان خزان برگ ریزان زرد و سرخ و نغمه خوان می سرودند این نوا با بخت تو #همچنان خاص به خاصی چشمانت # در زمستان گرمم از گرمای تو
در بهاران شادم از اوای تو
فصل گرما گرمیش از قلب من
در خزان برگم و می میرم به پیش پای تو
کاش فصل پنجمی در راه بود
کاش نامش فصل وصل ماه بود
کاش برگ برگ درختان خزان
برگ ریزان زرد و سرخ و نغمه خوان
می سرودند این نوا با بخت تو
#همچنان خاص به خاصی چشمانت #
. للحق پست نوشت: ماجرای گوش بری کودک کار تکذیب شد و دروغی بیش نبود. ماجرای خانه های فحشا در مشهد هم کمی قبل تر و شایعه تجاوز سریالی به 40 دختر ایرانشهر هم و قبل ترش تجاوز گروهی به دختر افغان در خمین . می بینید بخش قابل تأملی از جنجال ها و حال بد اینروزهایمان از دل همین شایعات بر می خیزد; شایعاتی که ... .
للحق پست نوشت:
ماجرای گوش بری کودک کار تکذیب شد و دروغی بیش نبود.
ماجرای خانه های فحشا در مشهد هم
کمی قبل تر و شایعه تجاوز سریالی به 40 دختر ایرانشهر هم
و قبل ترش تجاوز گروهی به دختر افغان در خمین
.
می بینید بخش قابل تأملی از جنجال ها و حال بد اینروزهایمان از دل همین شایعات بر می خیزد; شایعاتی که بعضا امنیت ملی و اتحادمان با مردمان هم مرز و هم عقیده مان را نشانه رفته است.
آیا میشود باور کرد همه از سر ناشی گری و جهل ساخته میشوند؟
.
به اینگونه اخبار از دو منظر می توان نگریست. یک طرف شایعه سازان هستند و آنسوی دیگر شایعه پراکنان که قاطبه مردم را تشکیل می دهند .در مورد دسته دوم قرآن می فرماید:"وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا؛ و ايشان را به اين كار علم و آگاهی نيست، جز ظن و گمان خود را پيروى نمى‌كنند؛ و در واقع گمان در وصول به حقيقت هيچ سودى نمى ‏رساند. (نجم، آیه ۲۸)
.
از نظر قرآن هر جامعه‌ای که به جای مبادی و مبانی عقلانی، بر اساس ظن می‌اندیشد و عمل می‌کند، جامعه‌ای جاهلی است. در این جوامع اخباری که رد و بدل می‌شود، ظنی است; بنابراین در تولید اخبار و انتشار آن براساس وهم و خیال و ظن و گمان و تخمین عمل و رفتار می‌شود و افراد بدون آنکه تحقیق قطعی از صحت و سقم اخبار به دست آورند، به انتشار آن می‌پردازند.
.
و در مورد دسته اول در سوره احزاب می فرماید :"لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدينَةِ لَنُغْرِيَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَکَ فيها إِلاَّ قَليلاً" اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند دست از کار خود بر ندارند ، تو را بر ضدّ آنان می شورانیم ، سپس جز مدّت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند!"
.
قرآن به اخبار با درجه حساسیت بالای اجتماعی و در عین حال بی‌پایه ارجاف می گوید یعنی همان چیزی که همچون زلزله تکانه های شدیدی دارد که امنیت روانی جامعه را به مخاطره می اندازد.
.
مرجفون کسانی هستند که نه تنها به انتشار اخبار بی‌پایه و شایعات می‌پردازند; بلکه خود آنان شایعه سازانی هستند که اخبارشان همچون زلزله جامعه را به لرزه در می آورد و این گروه به تعبیر قرآن در زمره بیماردلان و منافقانند.
.
امید که در این شب و روزهای پر التهاب و به مدد خداوند در زمره هیچ یک از این دو گروه قرار نگیریم.
.
#شهرداری
#تهران
#کودک_کار
#شایعه
#التماس_تفکر
#کودک_افغان
Read more
<span class="emoji emoji1f6a9"></span> در تکاپوی خوشبختی . . اگر بخواهیم در یک کلام بگوییم که انگیزه آدمی در کنش و کوششی که دارد چه چیز ...
Media Removed
در تکاپوی خوشبختی . . اگر بخواهیم در یک کلام بگوییم که انگیزه آدمی در کنش و کوششی که دارد چه چیز است، طبعا «خوشبختی» به ذهن می آید. برای انسان، سعادت و خوشبختی هدفی بسیار مهم در زندگی است. مردم انرژی قابل توجهی را صرف جستجوی خوشبختی و همچنین در صورت به دست آوردن آن، صَرف حفظ کردن آن می کنند. اهمیّت ... 🚩 در تکاپوی خوشبختی
.
.

اگر بخواهیم در یک کلام بگوییم که انگیزه آدمی در کنش و کوششی که دارد چه چیز است، طبعا «خوشبختی» به ذهن می آید. برای انسان، سعادت و خوشبختی هدفی بسیار مهم در زندگی است. مردم انرژی قابل توجهی را صرف جستجوی خوشبختی و همچنین در صورت به دست آوردن آن، صَرف حفظ کردن آن می کنند. اهمیّت خاصی که خوشبختی به عنوان یک ارزش انسانی داراست، حسّ ما را برمی انگیزد تا برای نیل به آن، وقت و همّت گماریم.
.
. 👈🏻 نکته شایان توجه، اینکه باید باور کرد: «هر کس خود ، عامل خوشبختی خویش است». خوشبختی خریدنی نیست ؛ بلکه دریافتنی است. رسیدن به خوشبختی به قابلیت فردی بستگی دارد. تو می توانی از امکانات مادی و غیرمادی خود طوری استفاده کنی که زندگی ات به جهنم تبدیل شود ، یا طوری که زندگی ات آکنده از زیبایی، عشق، شادی و خوشبختی و صفات بهشتی گردد. این ، به تو بستگی دارد.

دلیل اینکه در دنیا این همه بدبختی و رنج و عذاب وجود دارد، این است که آدمها در فضای غفلتْ سرگرم هستند و نمی دانند بر روی بوم نقاشیِ وجود خویش، چه نقاشی کنند. زندگی به خودی خود، مانند یک بوم سفید نقاشی است. هرچه بر روی آن رسم کنی، همان رخ می نماید. می توانی فلاکت و بدبختی و بیچارگی بر آن نقاشی کنی، و یا می توانی نقش شادی و خوشبختی بر آن بیفکنی؛ تمام شکوه و عظمت وجود انسانیِ تو در این آزادی و انتخاب، خلاصه می شود..
.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
مركز مشاوره گروه همراه
تلفن تماس:٢٢٣٨٣٨٤٦
www.grohamrah.com
Read more
. . . ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز در غمت خون دل از دیده روانیم هنوز جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم ...
Media Removed
. . . ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز در غمت خون دل از دیده روانیم هنوز جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز به امید تو شب خویش به پایان آریم آن جفا دیده که بودیم، همانیم هنوز ای دریغا که پس از آن همه جان بازی ها بر سر کوی تو بی نام و نشانیم هنوز دیگران وادی عشق تو به ... .
.
.
ما بدان قامت و بالا نگرانیم هنوز
در غمت خون دل از دیده روانیم هنوز
جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت
بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز
به امید تو شب خویش به پایان آریم
آن جفا دیده که بودیم، همانیم هنوز
ای دریغا که پس از آن همه جان بازی ها
بر سر کوی تو بی نام و نشانیم هنوز
دیگران وادی عشق تو به پایان بردند
ما به یاد تو در این دشت روانیم هنوز
آرمیدند همه در حرم حرمت و ما
ساکن کوی خرابات و مغانیم هنوز
نو بهار آمد و بگذشت ولیکن من و دل
همچنان در تف آسیب خزانیم هنوز
بس شگفت است که با این همه تابش چو نخست
در پس پرده پندار نهانیم هنوز
ما از این چرخ کهن گرچه بسی پیرتریم
همچنان از مدد عشق جوانیم هنوز
اوستاد همه فن بوده و هستیم ادیب
با همان نام همان شوکت و شأنیم هنوز
.
.
.
#دیباچه #تابستان #ادیب_نیشابوری
Read more
<span class="emoji emoji1f4ab"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> متولد اول شهریور ح‌سین ق‌دیانی: اولین روز آخرین ماه تابستان، خیلی باید به خودش ببالد که حسین ...
Media Removed
متولد اول شهریور ح‌سین ق‌دیانی: اولین روز آخرین ماه تابستان، خیلی باید به خودش ببالد که حسین خرازی «متولد اول شهریور» است! تولدت مبارک سردار تبسم‌های ناتمام! تولدت مبارک علم‌دار خنده‌های ناتمام! با وجود لب‌های همیشه دارای لبخند تو، لعنت به کسانی که سپاه ما را خشونت‌طلب می‌خوانند! خوش ... 💫🌸
متولد اول شهریور
ح‌سین ق‌دیانی: اولین روز آخرین ماه تابستان، خیلی باید به خودش ببالد که حسین خرازی «متولد اول شهریور» است! تولدت مبارک سردار تبسم‌های ناتمام! تولدت مبارک علم‌دار خنده‌های ناتمام! با وجود لب‌های همیشه دارای لبخند تو، لعنت به کسانی که سپاه ما را خشونت‌طلب می‌خوانند! خوش آمدی به دنیا، حاج‌حسین خرازی! خوش به حال اول شهریور! خوش به حال اصفهان! خوش به حال دوربین روایت فتح! خوش به حال عکاس کربلای پنج! خوش به حال شرق ابوالخصیب! و خوش به حال ما که سرداری چون تو را داریم! ۸ سال جنگ تحمیلی تمام شد اما خنده‌های تو، هنوز هم ادامه دارد! آن‌هم چه خنده‌هایی! با چه لب‌هایی! با چه چشم‌هایی! و در چه صورتی! صورتت تجسم تواضع و اخلاص بود و هنوز هم هست! بی‌خود نیست که زمان بر شهید نمی‌گذرد! ما بچه بودیم؛ تو اما جوان بودی! ما جوان شدیم؛ تو اما باز جوان بودی! و ما به سنین میان‌سالی رسیده‌ایم و تو هنوز هم جوان مانده‌ای! پیری خود را شاید ببینیم لیکن پیری تو را هرگز، حاج‌حسین خرازی! سن و سالت هم‌چنان همان است و همان هم خواهد ماند! خنده‌هایت هم‌چنان همان است و همان هم خواهد ماند! خنده‌های تو، آن‌هم وسط معرکه‌ی جنگ، بخش مهمی از میراث دفاع مقدس است! و خنده‌های تو هم مقدس است! وقتی باد، آستین خالی لباس سپاهت را تکان می‌داد، دلت هم‌چنان قرص بود! و لبت هم‌چنان لبخند داشت! هنوز هم دارد! هروقت دل ما در این کارزار زندگی می‌گیرد، متوسل می‌شویم به تبسم‌های تو در اوج جنگ! چرا که خنده‌های تو، زنده می‌کند دل مرده‌ی ما! والله حبیب ابوالخصیبی! و دل آن خاک اشراقی، سالیانی است برای لبخندهای خدایی تو، تنگ شده! و محزون شده! دشمن بنا داشت ما تو را نشناسیم و الگو را از قهرمانان پوشالی غرب بگیریم اما خدا این‌گونه خواسته بود که خنده‌هایت از ما دل‌بری کند! و بمانی در دل نسل‌ها! و فصل‌ها! یک ماه دیگر پاییز است! برگ‌ها از شاخه‌ی درختان خواهند افتاد و روزها کوتاه و کوتاه‌تر خواهند شد اما گرمای خنده‌های تو، ما را از سرمای هیچ زمستانی نمی‌ترساند! آخر سال هم از روز شهادتت خواهیم نوشت! از کربلای پنج! از سه‌راه شهادت! ۴۰ سال است تو انسان انقلاب اسلامی هستی! چشم کور عبدالله زبیر که محروم از تماشای خنده‌ی شهداست، به ما ربطی ندارد! حاج‌کاظم، فیلم بود! عشق است حاج‌حسین خودمان که واقعیت دارد! عشق است تبسم‌های تو که حقیقت دارد! قسم به خدای خنده‌های خرازی، ما فراموش نمی‌کنیم شهدا را! که از دست گذشتند اما از لبخند، نه! دشمن، ما را عبوس و عصبانی می‌خواهد! به تأسی از تبسم‌های علمدار، لبخند بزن بسیجی!
Read more
. #قربانی_گوسفندان . <span class="emoji emoji1f534"></span> همیشه در ایام عبادت و انجام فرائض دینی، صداهایی از برخی سلبریتی ها در میاد ...
Media Removed
. #قربانی_گوسفندان . همیشه در ایام عبادت و انجام فرائض دینی، صداهایی از برخی سلبریتی ها در میاد که بزرگترین هنرشون، ادای دیگران رو دراوردن -بازیگری- سطح متوسط سوادشون دیپلم و میزان مطالعات دینی شون در حد آمدنیوزِ! عجیبه که این فتاوا، وقتی ۸۵ هزار ایرانی برای انجام حج واجب به مکه میرن درمیاد ... .
#قربانی_گوسفندان
.
🔴 همیشه در ایام عبادت و انجام فرائض دینی، صداهایی از برخی سلبریتی ها در میاد که بزرگترین هنرشون، ادای دیگران رو دراوردن -بازیگری- سطح متوسط سوادشون دیپلم و میزان مطالعات دینی شون در حد آمدنیوزِ! عجیبه که این فتاوا، وقتی ۸۵ هزار ایرانی برای انجام حج واجب به مکه میرن درمیاد نه وقتی ۴ میلیون ایرانی جهت عیاشی به ترکیه!
.
🔴 دستور قربانی یک امر الهیه که از زمان حضرت آدم وجود داشته و خداوند شرط قبولی اراده هارو گذشتن از تعلقاتی چون اموال بیان کردند و به هابیل و قابیل امر شد تا از محصول زراعی و دام خودتون بهترینش رو برای قربانی شدن به محضر خالق حاضر کنید… هابیل بهترین زراعت و دام رو حاضر کرد و قابیل بدترین! این سنت در یهود و مسیحیت و اسلام ادامه پیدا کرد و مساله اصلی، گذشتن از مال برای اثبات حرف شنوی از خداوند و اصلاح عمل بود. اما تمرین این از خود گذشتگی در ذبح این قربانی نمود پیدا میکرد و در رفتار و اخلاق متجلی میشد.
.
.
🔴 حضراتی که ذبح گوسفند و شتر در ایام حج تمتع رو کاری غیر انسانی بشمار میارن و مدافع حقوق حیوانات شدن و ندای وامصیبت سر دادن، گویا خبر ندارن که این مساله تمرینی اخلاقیه و جزو اعمال واجب الهی… که خالق همان گوسفند فرموده که انسان حیات گوسفند رو برای حیات خودش بگیره! لذا خواهشمندیم از خالق گوسفند دلسوزتر نشید و به حال گوسفند ماندن عقل هاتون دلسوزی کنید!
.
.
🔴 گویا مطلع نیستید که تمامی قربانیان حج به مصرف گرسنگان آفریقایی میرسن و سالانه صدها هزار تن گوشت قرمز از طرف حجاج به این کشورها صادر میشه تا مجانا به مصرف فقرا برسه!! همون فقرایی که بخاطر گوسفند ماندن انسان نماهای بی اخلاق، در جنگ و قحطی و ظلم، شبها گرسنه می خوابند و شمایی که شعار زنده باد گوسفند سر میدی و سالانه در ایران بیش از ۲/۷ میلیون تن گوشت میلومبانی، متوجه گرسنگی او و حیوان ماندن خود بخاطر سکوت و بی خبری ات نیستی!
.
🔴 ای کاش کمی اندیشه می کردید و جای دلسوزی برای عمر طبیعی یک گوسفند که اگر برای مستضعفین ذبح نشه، برای شکم بارگی های تو و امثال تو… و استیک و چنجه و فیله رستورانیت ذبح میشه!! دین حکیمانه خدارو به سخره نگیری و بر اصلاح جهل خود متمرکز باشی… چه سنتی زیباتر از سنت قربانی و ذبح که هم موجب تمرین قربانی کردن تعلقات انسان برای رشد روحی و معنوی انسانه و هم اهدای هزاران تن خوراک گوشتی به میلیونها گرسنه و محروم و دارای سوء تغذیه در جهان… لذا از بازیگران بی اطلاع و بی نماز خواهشمندیم تا به همون هنر تقلید از دیگران بپردازن و اینبار نقش انسان رو قبول کنن…
.
.
#محمد_جلیلی
Read more
. کلافه بودم ؛ حالم آنقدر خراب بود که هر لحظه می توانست با یک تلنگر کوچک ، گریه ام را راه بیندازد ... و ...
Media Removed
. کلافه بودم ؛ حالم آنقدر خراب بود که هر لحظه می توانست با یک تلنگر کوچک ، گریه ام را راه بیندازد ... و من آدم معمولی نیستم ؛ من آدمی هستم که خیلی فکر می کنم ، کاری که این روزها کمتر کسی میکند ... می نشینم و ساعت ها و روز ها و هفته ها فکر می کنم ؛ آنقدر فکر می کنم که مریض میشوم ، حالم به هم میخورد ؛ بی اشتها میشوم ؛ ... .
کلافه بودم ؛ حالم آنقدر خراب بود که هر لحظه می توانست با یک تلنگر کوچک ، گریه ام را راه بیندازد ... و من آدم معمولی نیستم ؛ من آدمی هستم که خیلی فکر می کنم ، کاری که این روزها کمتر کسی میکند ... می نشینم و ساعت ها و روز ها و هفته ها فکر می کنم ؛ آنقدر فکر می کنم که مریض میشوم ، حالم به هم میخورد ؛ بی اشتها میشوم ؛ و حالا فکرش را بکن ؟! بیش از یک هفته گذشته و حتی یک نفر روز تولدت را به یاد نداشت !
امروز هم حال خرابی داشتم ؛ زنگ مشاوره بود ، با کلافگی همه جای کیفم را دنبال دفترچه ام گشتم ، دست آخر ، در جایی که فکرش را نمی کردم ، دفترچه ام را پیدا کردم ، اما حس کردم که دستم علاوه بر آن ، به یک جعبه خورد !
آرام درش آوردم ! زیر میز بازش کردم ؛ خدای من ... و دیگر هیچ !! فوری آنرا سر جایش گذاشتم ؛ دلم گیلی گیلی رفت ؛ یک گردنبند بود ، ...یک گردنبند خیلی معمولی ! اما اگر برای من بوده باشد ؛ برای منی که هیچ چیز به نظرم معمولی نیست ؛ می شود یک گردنبند غیر معمولی!! هجوم فکر و احساسات مختلف نزدیک بود مرا وادار کند که فریاد بزنم ؛ دست خودم نبود ، اما فقط گریه کردم .... و کلی فکر که چه کسی این را در کیف من گذاشته !؟ اصلا از کی اینجا بوده و من ندیده بودم!؟ ... ذهنم فقط و فقط به یک نفر میرسید : «محیا !» محیا ... محیا... محیا....!! آی دخترک دیوانه ؛ من تو را کنار گذاشته بودم ... و وقتی کسی را کنار می گذارم ، یعنی دیگر نمی بینمش !
و من امروز ، تو را دوباره دیدم ؛ جز تو کسی نمی داند که چطور می توان مرا غافلگیر کرد ! تویی که این آدم غیر معمولی را شناخته ای و با این وجود ، همه چیزش را تحمل کردی ... و تو دختر ؛ چقدر صبور بودی ...... !
در روز هایی که حالم از خودم بهم میخورد ، در روز هایی که مادرم می گفت عرضه ی نگه داشتن «یک دوست » را هم نداری ، تو از «دور » مانده بودی ...!
دلم می خواست در آغوشش بکشم . اما پیش خودم دل دل کردم که اگر کار او نباشد چه ؟! ... اما می دانم که هست ! ... این حرف ها را اینجا نوشتم که بخواند ؛ بلاک هست ، ولی می خواند !!! گفتم که ؛ او رفیق یک آدم غیر معمولی است ؛ پس هر کاری که بگویی از او بر می آید !
آهای دریا دل ! از وقتی رفته ای ، صندلی بغل دستی ام را پرت کرده ام ته کلاس  که مبادا کسی جز تو بیاید ... ! هر وقت آمدی ؛ قدمت سر چشم ! صندلی ات را هم از ته کلاس بیاور !!! #دلنوشته_دخترخوب
#دخترخوب

یکشنبه ... ۲۵.۹.۹۷
Read more
بخشی از کتاب: «داشت خوابم میبرد ... دیدم اگه این خواب باشه و توی این خواب، خوابم ببره، تازه وقتی از ...
Media Removed
بخشی از کتاب: «داشت خوابم میبرد ... دیدم اگه این خواب باشه و توی این خواب، خوابم ببره، تازه وقتی از اون خواب دومی بیدار بشم، توی این اولی ام ... و تازه باید از این یکی هم بیدار بشم» در نظراتی که روی این کتاب نوشتند چرخی زدم و یکی، جمله‌ای نوشته بود که به نظرم خیلی درست آمد، این کتاب ۱۱۰ صفحه حجم دارد و ... بخشی از کتاب:
«داشت خوابم میبرد ... دیدم اگه این خواب باشه و توی این خواب، خوابم ببره، تازه وقتی از اون خواب دومی بیدار بشم، توی این اولی ام ... و تازه باید از این یکی هم بیدار بشم»

در نظراتی که روی این کتاب نوشتند چرخی زدم و یکی، جمله‌ای نوشته بود که به نظرم خیلی درست آمد، این کتاب ۱۱۰ صفحه حجم دارد و چندصدصفحه حرف.
از نظر ساختار نثر کتاب ساده و روان است و نویسنده به خوبی از ایجاز در آن بهره برده. اصلا گول زبان ساده‌ی آن را نخورید، شاید در برخورد اول «گاوخونی» قصه‌ای ساده مثل بقیه قصه‌ها به نظر بیاید، اما این کتاب از نظر ساختاری بی‌نقص است. سبک نوشتاری داستان شبیه سیال ذهن است و هرچه به آخر کتاب نزدیک می‌شویم این گمان شدت می‌یابد و داستان سیر زمانی و مکانی خود را از دست می‌دهد، جایی که دیگر تمییز خواب و بیداری و رویا و واقعیت بسیاری مشکل است و شما در بستری از افکار راوی شناور می‌شوید.
کاری که جعفر مدرس صادقی در «گاوخونی» کرده و آن را تبدیل به یک شاهکار می‌کند، تشخص‌بخشیدن و اسطوره‌سازی از یک پدیده بومی است. اصفهان شاید در نظر ما یک شهر باشد اما فی‌نفسه ما، درون ما یا کل جهان است. زاینده‌رودی که نماد باروری و‌ تولد دوباره است، آبی که هر روز تن پدر را می‌شوید و پاک می‌کند و از وقتی که پدر نرفت آب‌تنی، دق کرد و مرد. و در نهایت گاوخونی‌ای که زاینده‌رود را در خود می‌بلعد و به وحدت و سکون می‌رسد. گاوخونی‌ای که به قول پدر «همه‌ی زندگی ما تو این باتلاقه، هست و نیست ما، دار و ندار ما، ریخته این تو».
پدر پشت میز نمرد، در گاوخونی غرق شد. اقای گلچین هم. همه در گاوخونی غرق می‌شوند. وسط لاله‌زار تهران هم ایستاده باشی، آب زاینده‌رود حتی در خواب هم به تنت خورده باشد آخرش روزی در انتها، گاوخونی منتظرت است.
این‌ها شاید در خارج از کتاب صرفا یک شهر، رودخانه و باتلاق معمولی باشند اما در کتاب با ما سخن می‌گویند و از روی دیگر خود حرف می‌زنند.
دیک دیویس، شاعر و نویسنده انگلیسی٬ در مقدمه‌ای که بر ترجمه انگلیسی این کتاب نوشته به تاثیرپذیری نویسنده از سبک روایت ادبیات غرب و تلفیق آن با برداشتش از ادبیات کلاسیک و بومی ایران اشاره می‌کند و «گاوخونی» را یک شاهکار می‌نامد. تلفیقی که منجر به الگویی مختص «گاوخونی» شده‌ است.
ادامه در كامنت اول
Read more
. <span class="emoji emoji1f3b6"></span> شعر "گتمه ترسا بالاسی" از استاد شهریار همراه با دکلمه‌ی زیبا و پراحساسِ Serdar Tuncer <span class="emoji emoji1f3b6"></span> . معنی ...
Media Removed
. شعر "گتمه ترسا بالاسی" از استاد شهریار همراه با دکلمه‌ی زیبا و پراحساسِ Serdar Tuncer . معنی فارسی: اجازه بده من در شب عروسی به عنوان دایه همراه تو بیایم و زمانی که مشّاطه دست به آرایش تو می زند من هم نظاره گر باشم. تو در این شب مهتابی مانند سروی باش که برای سیر بیرون آمده است. به من نیز اجازه ... .
🎶 شعر "گتمه ترسا بالاسی" از استاد شهریار همراه با دکلمه‌ی زیبا و پراحساسِ Serdar Tuncer 🎶
.
معنی فارسی:

اجازه بده من در شب عروسی به عنوان دایه همراه تو بیایم و زمانی که مشّاطه دست به آرایش تو می زند من هم نظاره گر باشم.
تو در این شب مهتابی مانند سروی باش که برای سیر بیرون آمده است. به من نیز اجازه بده که در پشت سر تو مانند سایه ای به حالت سینه خیز بیایم. (کلمه سورونوب در ترکی خیلی ملیح است مشابه آن را در فارسی نیافتیم)
تو با چشمهای شهلایت به من نگاهی کردی، ولی منِ سیه روز حتی جرأت نکردم که از تو تمنایی داشته باشم.
من اگر در جهنم با تو سر به یک بالش بگذارم هیچ حاضر نمی شوم که بیدار شده و به بهشت بیایم.
اگر در شکم مادر با تو دوقلو بودم، نمی خواستم زاییده شده و به این دنیا بیایم.
زمانی که تو در خواب رویای بهشت را می بینی. من هم پرنده ای می شوم و به آن رویا می آیم.
مانند سالهای خشکی و قحطی اشک چشمانم خشکیده است، باید در کوی عشق تو یکبار دیگر به مصلا بیایم.
تو نیز مانند آهوان به صحرا درآ. چه عیبی دارد اگر این کار را بکنی تا من نیز مانند صیادان به صحرا بیایم.
اگر از خدا نترسی و مسیحی بشوی، من نیز ترس آن را دارم که از مسلمانی برگشته و پیرو دین مسیح بشوم.
حاضرم مانند شیخ صنعان سالهای سال خوک چرانی بکنم بلکه برای دیدن تو به معبد ترسایان راه یابم.
ای صنم، حاشا که من نفهمیدم و این مطلب را گفتم آیا ممکن است که مسجد را ول کنم و به کلیسا بیایم؟
بیا باهم به طور تجلی برویم و تو به مثابۀ کوه طور باش و من هم مانند حضرت موسی نظاره گر تجلای تو باشم.
شعر شهریار به مثابه ی شیر شمشیر به دست است چه کسی می تواند به دعوای این شیر بیاید؟

#استاد_شهریار #شهریار #شعر #ترکی #شعر_ترکی #ادبیات #shahriyar #poem #shahriar #literature
Read more
خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر آسمان بی هدف، بادهای بی طرف ابرهای ...
Media Removed
خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر آسمان بی هدف، بادهای بی طرف ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویر مثل شعر ناگهان ، مثل گریه بی امان مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر ای مسافر غریب، در دیار ... خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر
آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان ، مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور، دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف، پشت میله ها رها
این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر

دست خسته مرا مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر
.
.
.
*قیصر امین پور
*بیست ونه خرداد شهادت شریعتی
*چشم انداز قله دماوند از طرف ارتفاعات ایرا...
*حیف علامه حسن زاده آملی در روستا نبود...
*عصردوشنبه 25 خرداد94...جاده روستای ایرا
Read more
چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر ...
Media Removed
چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر آدمهای تلخ ،از کوچه های اکنون مان گذشته اند و در گذشته اند اما جاوید اما روحشان هنوز در حریم چشمها و لبهایشان در قاب عکس کهنه لبخند میزند هنوز شیرین ترین شیرینی ها و نوبرترین میوه ها از دستان تو روح مرا ... چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر آدمهای تلخ ،از کوچه های اکنون مان گذشته اند و در گذشته اند اما جاوید اما روحشان هنوز در حریم چشمها و لبهایشان در قاب عکس کهنه لبخند میزند هنوز شیرین ترین شیرینی ها و نوبرترین میوه ها از دستان تو روح مرا سیراب میکند و نگاه ترین نگاه ها ب چشمان تو آرامشم میبخشد هنوز دستهای توانمند تو نوازشگر گیسوی در هم پیچیده پسر جان و دختران باباست هنوز خنده های تو نشانگر شادی ماهاست هنوز از هر ماهی که بگذریم از تو نمیگذریم تو ماه تری؛ بابای خوب من هر شب ماه که به ایوان آسمان می‌نشیند تو در قاب سینه اش نشسته ای نگاه توست که مرا اسیر جذابیت ماه میکند ،دلبری را از تو آموختیم نه دلشکنی را مهربانی را از تو اموختیم نه نامهربانی را مردانگی را از که جویم که بهانه ای برای دل سپردن باشد هزاران روز هم که بگذرد روز ها یاد تو و شب ها بی قرار غربت ایامی هستیم که بی تو سپری میکنیم هنوز خاطره های دور تو حریم روح در هم شکسته مارا ترمیم میکند هر روز کنار مایی اما بدون کالبدی که که میخواهیمش نیازمان ب دستان پر عطوفت و نگاه گیرای توست گل گیرای تو دلنشین قلب های عاشق ماست عزیز سارا
احساست میکنم صد سالم هم که بشود بابا گفتن را دوست دارم بابای من بدون بابا دنیای دخترها غم انگیز و تلخ است کاش میماندی تا کوچکترین عضو خانه باتو خوشبخت تر میشد
جان من نیاز من شب آرمیدن تو همیشه شب تلخ قصه های من است امشبم را دوست ندارم این را ب خدا میگویم که هر بار گلی را چید که من بوییده بود و جانی را گرفت که من دلسپرده اش بودم اما باز هم ستایش مخصوص خدایی ست که گل وجود مرا با تو عاشق تر ساخت و ب نگاهی حتی مهربانتر
Read more
کمی استراحت کن هادی چوپان طی دو سال اخیر به نیت حضور در دو دوره از مسترالمپیا و البته جا ماندن از انها ...
Media Removed
کمی استراحت کن هادی چوپان طی دو سال اخیر به نیت حضور در دو دوره از مسترالمپیا و البته جا ماندن از انها ، حضور در نمایشگاه فیبو، دوبی ماسل شو و رقابت در مسابقات پرتغال همواره در رژیم بود تمرین ،تغذیه ، رژیم غذایی ، داروهای رایج در بدنسازی و ... همانطور که تاثیرات ظاهری شگفت انگیزی دارند،در این سطح ... کمی استراحت کن

هادی چوپان طی دو سال اخیر به نیت حضور در دو دوره از مسترالمپیا و البته جا ماندن از انها ، حضور در نمایشگاه فیبو، دوبی ماسل شو و رقابت در مسابقات پرتغال همواره در رژیم بود
تمرین ،تغذیه ، رژیم غذایی ، داروهای رایج در بدنسازی و ... همانطور که تاثیرات ظاهری شگفت انگیزی دارند،در این سطح از بدنسازی میتواند بدنساز را در معرض آسیب های جدی ببرد
چوپان تا اینجای کار پیش آمد و منطقی بود که او برای بزرگترین رویداد اماده باشد
اما حالا با عدم صدور ویزایش منطقی است که یک هفته بعد در کره جنوبی راه را برای برخی از قهرمانان المپیا ببندد تا هم اثباتی باشد بر توانایی هایش و هم فرصتی باشد برای کسب سهمیه المپیای سال بعد
اما بعد از این اتفاق چه خوب میشود که او خودش را برای دوستدارانش حفظ کند

در این مقطع باید چوپان گفت : تو تلاشت را کردی آنهم دوسال پیاپی
عدم حضور تو در مسترالمپیا شاید برای تو افسوس باشد اما بازنده این اتفاق نبودی
برگزار کنندگان المپیا و طرفدران این رشته از نبود تو بیشتر افسوس خواهند خورد
در این دوران که بدنسازی با افول شرکت کننده و حضور استعدادهای خاص روبرو است برگزار کنندگان المپیا باید بیشتر از ورزشکار برای حضور افرادی چون چوپان و کای گرین تلاش کنند تا تنور رقابتهایشان داغ بماند
ایا آنها تورا محروم میکنند ؟ پس تو نیز بگذار از حضورت محروم باشند

اما بحث اصلی اینست که با نگاهی احساسی و دوستانه باید پذیرفت که خارج از دایره اتفاقات اخیر او در نقش فرزند،همسر،پدر،دوست،الگو و.. باید همیشه در کنار انها باشد ،صحیح و سالم

درست است که او را تشویق به ادامه راه میکنیم اما این قهرمان آنقدر عزیز و ارزشمند است که باید حالا ازاو بخواهیم که در کره جنوبی و یا نهایت هفته بعد از آن در پراگ به این جریان طاقت فرسا و آسیب پذیر برای مدتی پایان دهد تا بدن او فرصتی برای استراحت پیدا کند
همانقدر که قهرمانی های او برای ما مهم است ،سلامت جسمانی او نیز اهمیت دارد
قهرمانان مسترالمپیا مدت کمی در سال در شرایط رژیم مسابقه قرار دارند
آنها به خوبی میدانند که مواد مصرفی در بدنسازی ، ایجاد حجم بالای عضلانی این رشته و بزرگ شدن اندام تبعات خاص ومشکلات پزشکی خود را دارد
Read more
. در امتدادِ شبی تیره و طولانی که به نظر میرسید تمام نخواهد شد، با تو برخورد کردم و همین برخورد، شروعِ ...
Media Removed
. در امتدادِ شبی تیره و طولانی که به نظر میرسید تمام نخواهد شد، با تو برخورد کردم و همین برخورد، شروعِ پیدا شدن بود. پیدا شدم، یا بهتر بگویم پیدایت کردم. پیدایت کردم درست پشتِ همان خاطراتی که مدت‌ها بود دفنشان کرده بودم به این امید که درد کمتر شود. خاطراتی که اتفاقاتی را در خود جای داده بودند و فکر ... . در امتدادِ شبی تیره و طولانی که به نظر میرسید تمام نخواهد شد، با تو برخورد کردم و همین برخورد، شروعِ پیدا شدن بود.
پیدا شدم، یا بهتر بگویم پیدایت کردم.
پیدایت کردم درست پشتِ همان خاطراتی که مدت‌ها بود دفنشان کرده بودم به این امید که درد کمتر شود. خاطراتی که اتفاقاتی را در خود جای داده بودند و فکر میکردم، مرورشان، دردهای عمیقی را بیدار خواهند کرد.
و درست فکر میکردم. دردهای عمیقی بیدار شدند اما درست لحظه‌ای که درد بی نهایت بود و تاریکیِ عجیبی بر خاطره پهن شده بود، تو را دیدم.
تو، بخشی از من که تمامِ این مسیر را دوام آورده بود و در تمامِ طولِ زندگی‌ سعی کرده بود بهترین تصمیم‌ها را بگیرد و انگار من هیچگاه تو را و تلاش‌هایت را ندیده بودم.
در میانه‌ی مرور اتفاقاتِ سخت و تلخ، چشم‌های تو را که دیدم، انکار محو شد. انکارِ تو و حضورِ وجودِ تو در درونم.
بخشی که تلاش میکند درست رفتار کند، تلاش میکند اشتباه نکند، تلاش میکند زخمی نشود اما تمامِ تلاش‌هایش بدونِ حمایت من بوده است.
و در هر اتفاقِ دردناک، من تو را و احساساتِ ناخوشایندت را دفن میکردم که صدایت شنیده نشود.
شاید که با این سخت‌گیری فکر میکردم تو بهتر تصمیم خواهی گرفت و در آینده بهتر رفتار خواهی کرد. اما به مرور زمان بیشتر متوجه شدم تو خسته شده ای و دیگر سخت گیری‌ها کمک نمیکنند که تغییر کنی.
تو هر روز خسته تر میشدی و من هر روز ناامید‌تر.
با مرور خاطراتِ دردناک متوجه شدم گاهی نباید سخت گرفت. دردهای بسیار عمیق با سخت‌گیری از بین نمیروند، فقط دفن میشوند و هر اتفاقی که در ذهن ما سرکوب شود، روزی، جایی، در لحظه‌ای که فکرش را نمیکنیم دوباره به ما هجوم میآورد و بدن به شدت مضطرب و بی قرار میشود و ما می‌مانیم و حالتی گنگ که نمیدانیم دلیلش چیست.
هیچ چیز برای همیشه در ما دفن نمیشود چون بدن و ذهن محلِ دفن کردنِ اتفاقاتِ دردناک نیستند، بلکه محلِ تجربه کردن و دیدن و لمس کردنِ اتفاقات هستند. چه خوش‌ایند چه تلخ و سخت.
وقتی که بزرگتر میشویم، بدن به سنی میرسد که میتواند دردها را تحمل کند، مخصوصا دردهای دفن شده ی بسیار قدیمیِ ما را. دردهایی که با مرور خاطراتمان بیدار میشوند و بدن میتواند دوباره در خاطره قرار بگیرد و درد را تجربه کند و بعد از ان احساس رهایی کند.
برای تجربه ی این رهایی احتیاج به عشق داریم.
احتیاج به دیدنِ بخشی در درونمان که دوام آورده است و احتیاج به عشق ورزیدن به همان بخش. و این عشق، شروعِ پیدا کردنِ خودمان و تغییرات است.
هیچگاه تغییر نخواهیم کرد اگر با سرزنش با درونمان رفتار کنیم. هیچگاه.
متن #پونه_مقیمی
---------
Read more
. یکی از جمعه های همین آخرای مرداد پارسال حدودای عصر این متن یه جرقه بود برای اینکه امسال بتونم بگم ...
Media Removed
. یکی از جمعه های همین آخرای مرداد پارسال حدودای عصر این متن یه جرقه بود برای اینکه امسال بتونم بگم با اون ادم پارسال خیلی فرق دارم باشه اینجا که یادم بمونه، . تنهایی دو گونه است، یکی از این است که در تعامل ثمربخش با دیگران ناکام بمانی و قادر نباشی یک عضو پذیرفته شده از اجتماع باشی و دیگری به این ... .
یکی از جمعه های همین آخرای مرداد پارسال حدودای عصر
این متن یه جرقه بود برای اینکه امسال بتونم بگم با اون ادم پارسال خیلی فرق دارم
باشه اینجا که یادم بمونه،
.

تنهایی دو گونه است، یکی از این است که در تعامل ثمربخش با دیگران ناکام بمانی و قادر نباشی یک عضو پذیرفته شده از اجتماع باشی و دیگری به این سبب است که در مسیر اجتماعی شدن زبانی را آموخته‌ای که قراردادی‌ست و تنها به کار اشاره کردن به موضوعات مشخص شده از سوی فرهنگی که تو را پذیرفته است می‌خورد و قواعد و قوانین از پیش تعیین‌شده را بر می‌تابد؛ در چنین شرایطی قادر نخواهی بود آن‌چه دربارۀ تو منحصربه فرد و یگانه است را بیان کنی. چیزی از تو در جامعه جذب و حل نمی‌شود، چیزی از تو پشت #پرسونا (نقاب‌هایت) باقی می‌ماند که دیده و شنیده نمی‌شود و این تو را از درون می‌فشارد.
.
میانسالی زمان احساس کردن هرچه بیشتر تنهایی دوم است. در نوجوانی تنهایی نوع اول مهم می‌شود و فرد انگیزه می‌یابد تا بر این دلواپسی غلبه کند، او هویتی را طلب می‌کند تا به واسطه‌ی آن جامعه به رسمیت بشناسدش و این‌گونه از تنهایی در امان باشد. بسیاری ممکن است در این مرحله ناکام باشند، شاید سال‌ها گمگشتگی نقش داشته باشند و از این شغل به آن شغل و از این رابطه به آن رابطه سرک بکشند. شاید اجتماع‌گریز شوند یا حتی اجتماع‌ستیز. اما اگر فرد موفق شود نوازش‌هایی که نیاز دارد را از جامعه دریافت کند و برای خود اعتباری دست و پا کند، آنگاه در میانسالی ناگهان آن بخش‌هایی از او که با جامعه و فرهنگی که با آن هم‌هویت‌انگاری کرده است جور نشده خود را نشان می‌دهند. احساس پوچی و ملال نشانه‌های اصلی این تنهایی نوع دوم یا #تنهایی_وجودی (اگزیستانسیالیستی) هستند. .
آدم‌های شجاع کمی هستند -یا اگر به زبان اسطوره بخواهیم بیانش کنیم قهرمان‌های کمی هستند- که به دل این دلواپسی می‌روند تا پاسخی برای وضعیت وجودی خود در جهان هستی بیابند. بیشتر آدم‌ها به کار بیشتر یا لذت بردن افراطی پناه می‌برند و یا با یک گروه و فرهنگ جدید هم‌هویت می‌شوند تا از این پوچی بگریزند، جای دیگری استخدام می‌شوند، بنگاه جدیدی تاسیس می‌کنند، شعبۀ دیگری افتتاح می‌کنند، همسر، معشوق یا معشوقه‌ی تازه‌ای می‌گیرند، در خوراک یا الکل خود را غرق می‌کنند. اما این‌ها همه در راستای انکار تنهایی‌ست و هیچ کدام پاسخی به آن نمی‌دهد.
.
قهرمان به دل جنگل تاریک سفر می‌کند که به شکلی نمادین رفتن به ژرفای ناشناخته‌ی درون خود است.
ادامه در کامنت
Read more
■برای زخم قلبت ای بامداد■ ميبينمت در آن صبح غمگين، در جمع زندانیان وقتی از بلندگو خبر اعدام مرتضی ...
Media Removed
■برای زخم قلبت ای بامداد■ ميبينمت در آن صبح غمگين، در جمع زندانیان وقتی از بلندگو خبر اعدام مرتضی کیوان را پخش میشود ،آن که همه جان های شیفته را با مهربانی نگهبان بود .شعر سالهای بعد ،آغاز فریادهای تازه است .حالا آن کودکی که به دیدن شلاق خوردن آن سرباز ،گریه اش بند نمی آمد ،زبانی دارد به وسعت ادبیات ... ■برای زخم قلبت ای بامداد■
ميبينمت در آن صبح غمگين،
در جمع زندانیان وقتی از بلندگو خبر اعدام مرتضی کیوان را پخش میشود ،آن که همه جان های شیفته را با مهربانی نگهبان بود .شعر سالهای بعد ،آغاز فریادهای تازه است .حالا آن کودکی که به دیدن شلاق خوردن آن سرباز ،گریه اش بند نمی آمد ،زبانی دارد به وسعت ادبیات فارسی ،بلکه بزرگتر که میتوانست این درد را بسراید .
در " آهن ها و احساس " بغض بودی اما دیر نپائيد که ترکیدی .
" هوای تازه "اعلام حضور کسی بود که تا چهل سال بعد که زنده ماند دیگر کسی انکارش نتوانست .
در تیره ترین روزگار یک نسل ،در شوره زاری که سر برآورده بود تو روییدی .اگر غم نان نبود ،اگر بستگی فضای سیاسی نبود که مجال به هیچ آزاده ای نميداد می بایست در همان زمان صدایت به جهان می رسید ، اما افسوس که فقر تاریک و سرد با دربدری و بسته بودن درها حتی مجال نمیداد در آن تفنن - روزنامه نگاری ،لختی بیاسايي .
ده سال بعد از روزگاری که #صادق_هدایت کلید وجود خود را زد و خاموش کرد
ده سال بعد از زمهرير سکوت و سانسور و تاریکی ،اینک این نوری بود که با آیدا در خانه جانت روشنی گرفت .آیدا شریک سختی ها و آوارگی ها.
این مقام که چون شاعر انگشت اشاره شعر خود را به سویی بگیرد ،جاودانگیش بخشد همان رتبتي هست که حافظ و سعدی و دیگر قله های شعر این دیار بدان دست یافته بودند .آری به قله رسیدی بامداد خسته ،گرچه مجال بی رحمانه اندک بود و واقعه سخت نامنتظر ،تو رسیدی .هم از این رو چهار نسل طلبت کرد و در شعرت یاس و نومیدی ،شادی و سرور ،امید و سرمستی ،و زخم دل خود را دید .
آن سالها که آوازه در افتاد که تو را در جمع نامزدان نوبل نشانده اند ،یکی آن خطابه را که باید خوانده میشد در علت گزينش تو ،در معتبرترین نشریه فرانسه نوشت " سخن از مردی است که عمر را از بزرگی انسان ،از عشق ،از آزادی سروده است "
جاودانگی ارزانی تو باد که شایسته بودی و بی گمانم که نسل ها در واژه های تو رازی را جست و جو خواهند کرد و تو را به سالیان خواهند خواند ،حتی اگر هنوز به راز آن هزاران صفحه تاریخ و فرهنگ کوچه های این دیار دست نیافته باشند که تا آخرین دم بر سر آن بودی .
بگذار شب کوران از درد بمیرند و از حسد ، #شاملو نامی است به بزرگی که از روزگاران ما نثار تاریخ شد ،از يک قرن ،قرنی که او در آن زیست اگر دو نام ایرانی در حافظه تاریخ جای بگيرد ،یکی #احمدشاملو است .
.
Read more
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده ...
Media Removed
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست ... یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آواره ی صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی

شعر از: مرتضی عبداللهی
Read more
<span class="emoji emoji1f538"></span> #چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده ...
Media Removed
#چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است، ‌ میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من، به هر طرف نگرم جای پای حرمان است زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق: در آرزوی کسی سوختن نه آسان است! ‌ به ... 🔸 #چه_پاییزی_ست ...

نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من
شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است،
تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی
فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است،

میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من،
به هر طرف نگرم جای پای حرمان است
زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق:
در آرزوی کسی سوختن نه آسان است!

به عشق روی تو دامن کشیدم از همه خلق
دریغ و درد که دامن‌کشان گذر کردی
به اشک و آه دلی ناتوان نبخشودی
مرا به دام غم افکندی و سفر کردی

شرار عشق توام آنچنان گرفت به جان
که نیمه راه بیابان شوق واماندم،
کشید سیل حوادث به کام خویش مرا
تو بی‌خبر که من از کاروان جدا ماندم

جهان به چشم من از عشق تو همیشه بهار،
به باغ خاطر شادم خزان نمی‌آمد!
نگاه گرم و نوازشگر تو چون امروز
چنین به جانب من سرگران نمی‌آمد،

کنار چشمه‌ی نوش تو تشنه جان دادن
به جان دوست که افسانه‌ی غم انگیزی‌ست
بهار عمر و بهار جوانی من بود،
همان زمان که تو گفتی به من: «چه پاییزی‌ست»!

هنوز برگ تری از بهار عشق و شباب
به جان مانده که چشم و چراغ این چمن است،
در این خرابه در آغوش این سکوت حزین
هنوز یاد تو سرمایه‌ی حیات من است.

- #فریدون_مشیری
از دفتر: #تشنه_ی_طوفان
Read more
-" خاله .... خاله تو رو خدا، نذر مامانمه " - " نذر که پولی نیست !!!" - " پول نمیخواد بدی " میگیرمش ؛ " دستت ...
Media Removed
-" خاله .... خاله تو رو خدا، نذر مامانمه " - " نذر که پولی نیست !!!" - " پول نمیخواد بدی " میگیرمش ؛ " دستت درد نکنه " - "حالا هر چه قدر کرمته کمک کن " - "بیا پسش بگیر" - " خاله تو رو خدا ..." - "بگیرش ... خجالت بکش . کسی قرآنو نمیفروشه .بگیییر ...." . . . نمونه ی دیگه ای از معجزات این جریان در نوع خود بی نظیر ... -" خاله .... خاله تو رو خدا، نذر مامانمه " - " نذر که پولی نیست !!!"
- " پول نمیخواد بدی "
میگیرمش ؛ " دستت درد نکنه " - "حالا هر چه قدر کرمته کمک کن "
- "بیا پسش بگیر" - " خاله تو رو خدا ..." - "بگیرش ... خجالت بکش . کسی قرآنو نمیفروشه .بگیییر ...." .
.
.
نمونه ی دیگه ای از معجزات این جریان در نوع خود بی نظیر ، میشه همین مکالمه ی بی نهایت فاخر که شاید در طول عمر یک بار  از ان استفاده کرده باشید .  جریانی که از بی مسئولیتی مسئول شروع بشه و  برادرای سو استفاده گر هم ناخونکی بهش بزنن ، تهش میشه این که " دیواری کوتاه تر از دین پیدا نشه " که مسئول خودشو پشتش پنهون کنه و ااااااااانقدر تو بی خبری بمونه که یکی پیدا شه و این طور ، این دیوار رو خراب کنه . 🔴آهای مسئول خوش خیال ....
حالا میتونی تو بوق و کرنا کنی که :(( با تدابیر بسیار هوشمندانه که توسط """"12"""" سازمان درگیر این معضل اندیشیده شده ، به چنان مرحله ای از موفقیت رسیدیم که تو جامعه ی اسلامی ، " قرآنی " که هیچ بنی و بشری از ثروتمند تریناااااش هنوز نتونسته براش قیمت بذاره ، داره کف این خیابونا به بهای ناچیزی دست به دست میشه ..... و انتظار تشویق هم داشته باشید ...✋ پ.ن : شاید باورتون نشه که 12 سازمان مسئول پیگیری علل و حل کردن معضل تگدی گرین . 😢بیاید باورمون نشه ... #شهرساز #شهراندیش #شهرداری #تکدی-گری #گدا
Read more
. خودت آمدی و خودت رفتی از کادر در عکس دوتایی تو را مرده دیدم در آن عکس تاریخی و تار و تاریک خودم را ...
Media Removed
. خودت آمدی و خودت رفتی از کادر در عکس دوتایی تو را مرده دیدم در آن عکس تاریخی و تار و تاریک خودم را کنارت زمین خورده دیدم غلط کردم اما، رها کردی ام باز میان چک و چانه و نیش و دندان رها کردی ام در قدم های تکرار زمستان زمستان زمستان، زمستان پس از مرگ تو نیمه قصه بد شد تو دامن کشیدی که از من گریزی نشستی ... .
خودت آمدی و خودت رفتی از کادر
در عکس دوتایی تو را مرده دیدم
در آن عکس تاریخی و تار و تاریک
خودم را کنارت زمین خورده دیدم
غلط کردم اما، رها کردی ام باز
میان چک و چانه و نیش و دندان
رها کردی ام در قدم های تکرار
زمستان زمستان زمستان، زمستان
پس از مرگ تو نیمه قصه بد شد
تو دامن کشیدی که از من گریزی
نشستی بنوشی تمام تنم را
و خون مرا پای پایت بریزی
تو تاریخ در خود فرو رفتنی حیف
به تاریخ در خود شکسته اسیرم
و مغزی که دیگر تحمل ندارد
به بیراهه خورده شکنجه اسیرم
غروب چه روزی تو را منجمد شد
طلوع کدامین سفر از تو پر شد
چقدر از مرا روی دفتر نوشتی
که شعر امتداد هزاران تومور شد
در این لابلای پر از وهم و وحشت
به یاد جهان من و باورم باش
بیا بیتی از ماندنت باش و برگرد
به فکر خط خالی دفترم باش
زنیت کن و از سر نو بسازو
هراس مرا در خودت جستجو کن
کسانی که با زخم من آشنایند
مرا با همین مثنوی می‌شناسند
مرا با خودت آشنا کرده ای مرگ
نیفتی زمین حضرت آخرین مرگ
زمین و زمان را عقب برنگردان
تحمل ندارم دوباره به قرآن
بیا واقعی بودنت را بلد شو
فقط لحظه ای مثل زن ها بفهمم
از این زنده بودن برای تو سهمم
بتان جام من را پر از زهر کردند
خدایان پس از رفتنت قهر کردند
و ابر سیاهی که قبر مرا دید
قرونی گذشت و قرانی نبارید
پس از تو فقط نکبت از خانه ام ماند
دو پر چوب خشکیده از لانه ام ماند
چگونه به اسمت صدایت کنم هان؟
بمان لیلی در زمستان نشانی
از این قصه رفتم که پایت وسط بود
نماندم که تو، در میانه بمانی
وگرنه بدون تو معنا کجا بود
شفق بی تو یعنی شبم را ببارم
زمان بی تو یعنی فقط ساعت صفر
جهان و زمان را تمرکز ندارم
وگرنه بدون تو اصلا ولش کن
به کمرنگی من کسی در جهان نیست
از آن لحظه که سمت رفتن دویدی
کسی بین ما جز غمی ناگهان نیست
به چشمان من خیره شو سرنگردان
من آیینه ام، من توام حضرت درد
بگو جای پاهایمان کو چه کردی؟
بگو این خیابان چه کردت که مردی
مرا حیف و میل دو پس کوچه کردی
در آن گیرو دار شب و شوکران ها
چه کاری برایت نکردم که می‌شد؟
و یا در شب رفتن و مردن تو
دو بیت مرا می‌شنیدی چه می‌شد؟
چگونه مرا روبرو می‌گذاری
بگو با چه سحری مرا میکشی باز
چطور آب از جوی رفته دوباره
به جو بازگردد بگو شعبده باز
ببخشم نبخشم مرا صرف کردی
چطور آن دل داده را پس بگیرم
تو را با خیالت به دنیا سپردم
خودم را به دست خودم چال کردم
پس از تو نبودم اگرچه نمردم
مرورم کن از خاطرت جا نمانم
زمین مثل من مرد ماندن ندیده
به پای گناهی نکرده نشستم
کسی جز تو آن سیب من را نچیده
تمرکز ندارم چه باید بگویم
روایت از این مرد راوی گرفتی ‌ #علیرضا_آذر
Read more
. یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم از قند تو می نوشم با پند تو ...
Media Removed
. یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم از باغ جمال تو یک بند گیاهم من وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم بر گرد تو این عالم خار سر دیوار ... .
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم
زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم
از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم
من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم
جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست
سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم
از باغ جمال تو یک بند گیاهم من
وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم
بر گرد تو این عالم خار سر دیوار است
بر بوی گل وصلت خاری است که می خارم
چون خار چنین باشد گلزار تو چون باشد
ای خورده و ای برده اسرار تو اسرارم
خورشید بود مه را بر چرخ حریف ای جان
دانم که بنگذاری در مجلس اغیارم
رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت
گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم
دیدم همه عالم را نقش در گرمابه
ای برده تو دستارم هم سوی تو دست آرم
هر جنس سوی جنسش زنجیر همی‌درد
من جنس کیم کاین جا در دام گرفتارم
گرد دل من جانا دزدیده همی‌گردی
دانم که چه می جویی ای دلبر عیارم
در زیر قبا جانا شمعی پنهان داری
خواهی که زنی آتش در خرمن و انبارم
ای گلشن و گلزارم وی صحت بیمارم
ای یوسف دیدارم وی رونق بازارم
تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان
در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم
در شادی روی تو گر قصه غم گویم
گر غم بخورد خونم والله که سزاوارم
بر ضرب دف حکمت این خلق همی‌رقصند
بی‌پرده تو رقصد یک پرده نپندارم
آواز دفت پنهان وین رقص جهان پیدا
پنهان بود این خارش هر جای که می خارم
خامش کنم از غیرت زیرا ز نبات تو
ابر شکرافشانم جز قند نمی‌بارم
در آبم و در خاکم در آتش و در بادم
این چار بگرد من اما نه از این چارم
گه ترکم و گه هندو گه رومی و گه زنگی
از نقش تو است ای جان اقرارم و انکارم
تبریز دل و جانم با شمس حق است این جا
هر چند به تن اکنون تصدیع نمی‌آرم

#مولانا
Read more
آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین<span class="emoji emoji1f60d"></span> بی تو، مهتاب ...
Media Removed
آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم ... آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین😍 بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم 
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن 
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن 
آب، آئینه عشق گذران است 
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نرمیدم، نگسستم
باز گفتم: که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا بدام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم
رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم . 🗣 #فریدون_مشیری

#fashionsandwichbybahar #streetstyle #fashionsandwich
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر ... بسم الله الرحمن الرحیم
یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آواره ی صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی

در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم
Read more
 #ویژه‌ها ۲ . یکی از شهدا همیشه ذکرش این بود: یابن الزهرا گشته ام از فراق تو شیدا یا بیا یک نگاهی ...
Media Removed
#ویژه‌ها ۲ . یکی از شهدا همیشه ذکرش این بود: یابن الزهرا گشته ام از فراق تو شیدا یا بیا یک نگاهی به من کن یا به دستت مرا در کفن کن از بس این شهید به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف علاقه داشت بعد به دوست روحانی خود وصیت کرد: اگر من شهید شدم، دوست دارم در مجلس ختم من تو سخنرانی کنی آن روحانی می ... #ویژه‌ها ۲
.
یکی از شهدا همیشه ذکرش این بود:
یابن الزهرا
گشته ام از فراق تو شیدا
یا بیا یک نگاهی به من کن
یا به دستت مرا در کفن کن
از بس این شهید به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف علاقه داشت
بعد به دوست روحانی خود وصیت کرد:
اگر من شهید شدم، دوست دارم در مجلس ختم من تو سخنرانی کنی
آن روحانی می گوید:
من از مشهد که برگشتم، عکس ایشون رو دیدم که شهید شده بود
رفتم پیش پدرش و گفتم: این شهید چنین وصیتی کرده است، طبق وصیتش باید توی مجلس ختم او سخنرانی کنم؟
رفتم منبر و بعد از ذکر خصوصیات شهید و عشقش به امام زمان عج ، گفتم: ذکر همیشگی این شهید در جبهه ها خطاب به مولایش امام زمان عج این بوده است:
یا بن الزهرا
گشته ام از فراق تو شیدا
یا بیا یک نگاهی به من کن
یا به دستت مرا در کفن کن
تا این مطلب را گفتم، یک نفر از میان مجلس بلند شد و گفت:
من غسال هستم، دیشب (به من گفتند یکی از شهدا فردا باید تشییع شود، و چون پشت جبهه شهید شده است باید او را غسل دهی)
وقتی که می‌خواستم این شهید را کفن کنم، دیدم درب غسالخانه باز شد و شخص بزرگواری به داخل آمد و گفت:
بروید بیرون، من خودم باید این شهید را کفن کنم.
من رفتم بیرون و وقتی برگشتم بوی عطر در فضا پیچیده بود. شهید هم کفن شده و آماده ی تشییع بود

منبع: کتاب روایت مقدس صفحه 100
به نقل از نگارنده کتاب میر مهر(حجه الاسلام سید مسعود پورآقایی) صفحه۱۱۷
#انتشار_دهید
.
.
Read more
به نام او ... . . . اگر تمامیِ آنچه را که همه ی آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و ...
Media Removed
به نام او ... . . . اگر تمامیِ آنچه را که همه ی آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و قدرت و رفاه و لذتِ تمامی آن ها را تو به تنهایی صاحب شوی، بِدان این همه از تو کوچک تر و بی ارزش تر است، که تو یک لحظه ات را برای آن فدا کنی این ها همه، برای تو و بخاطرِ تو بوده اند و سزاوار نیست که تو عمرِ خودت و وجودِ ... به نام او ...
.
.
.
اگر تمامیِ آنچه را که همه ی آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و قدرت و رفاه و لذتِ تمامی آن ها را تو به تنهایی صاحب شوی، بِدان این همه از تو کوچک تر و بی ارزش تر است، که تو یک لحظه ات را برای آن فدا کنی این ها همه، برای تو و بخاطرِ تو بوده اند و سزاوار نیست که تو عمرِ خودت و وجودِ خودت را برایِ آن ها بگذاری؛ که امام اولیاء علی علیه السلام می فرمود و با تعبیرهای گوناگون می فرمود به خدا، دنیایِ شما در نظر من ، از آبِ بینیِ بز ، از استخوانِ لیسیده در دستِ جذامی، از یک لنگ کفش پاره، بی ارزش تر است الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا مگر این که حقی را به پا و یا باطلی را سرنگون سازم تمامیِ هستی به تو مُنتهی می شود و تو باید به خدایِ هستی منتهی شوی ان الی ربک المنتهی که این آیه در خور تامل بسیار است ...
_______________________
استاد مهربان و خوش قلبم...
استادی که راه زندگی منو تغییر داد..
امیدوارم که لحظه لحظه عمربی ارزش من کم بشه و به عمر شما اضافه بشه...
استادی که خستگی را خسته کرده..
_________________________
دوستان عزیز پیج استاد مارو فالو کنید و لطفا معرفی کنید ....
#سید محمد انجوی نژاد #سیدمحمد #
#انجوی نژاد #رهپویان _وصال #
#رفیق #شهدا #دوست #شیراز #
Read more
من به درماندگی #صخره و #سنگ من به آوارگی ابر و #نسیم من به سرگشتگی آهوی #دشت من به تنهایی خود می مانم ...
Media Removed
من به درماندگی #صخره و #سنگ من به آوارگی ابر و #نسیم من به سرگشتگی آهوی #دشت من به تنهایی خود می مانم من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی گیسوان تو به یادم می اید من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی #شعر چشمان تو را می خوانم چشم تو چشمه شوق چشم تو ژرفترین راز وجود #برگ بید است که با ... من به درماندگی #صخره و #سنگ
من به آوارگی ابر و #نسیم
من به سرگشتگی آهوی #دشت
من به تنهایی خود می مانم
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
گیسوان تو به یادم می اید
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
#شعر چشمان تو را می خوانم
چشم تو چشمه شوق
چشم تو ژرفترین راز وجود
#برگ بید است که با زمزمه جاری باد
تن به وارستن عمر ابدی می سپرد
تو تماشا کن
که #بهار دیگر
#پاورچین پاورچین
از دل تاریکی می گذر
و تو در خوابی
و #پرستوها خوابند
و تو می اندیشی
به بهار دیگر
و به یاری دیگر
نه بهاری
و نه یاری دیگر
حیف
اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از #وحشت پوسیدن نیست
غمم از #زیستن بی تو دراین #لحظه پر دلهره است
دیگر از من تا #خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این #صحرا این #دریا
پر خواهم زد خواهم مرد
#غم تو این غم #شیرین را
با خود خواهم برد
#حميدمصدق
#سالهاى_صبورى #عمر_رفته #دهستان_گرکان #iranissafe
#دکترقریب #طبیعت
#گرکان باغ پدربزرگ پدرم
با اینکه هیچوقت هیچ #مکالمه ای با هم نداشتیم یا اگه مکالمه ای هم بوده من یادم نمیاد ولی عجیب #کمبود حضورت #حس میشد حاج آقای نازنینم.😢💖 #قدر_بزرگترها_رو_تا_پیشمون_هستن_بدونیم
پ. ن پدر بزرگم عجیب کم حرف بود😧
پ. ن دوم ما همیشه حاج آقا شکوری صداش میکردیم الان که مینویسم میبینم چه #غیرعادی صداش میکردیم 😲
Read more
• کتاب «سرمه در چشم غزل» اثر استاد غلام رضا شکوهی ست که به بیان مدح و مرثیه اهل بیت علیم السلام پرداخته ...
Media Removed
• کتاب «سرمه در چشم غزل» اثر استاد غلام رضا شکوهی ست که به بیان مدح و مرثیه اهل بیت علیم السلام پرداخته است. هر فصل از این کتاب به یکی از معصومین اختصاص یافته در این کتاب با تنوع قالب های شعر مواجه هستیم قالب غزل بیشترین اشعار این کتاب را در بر گرفته در حالی که قالب های ترکیب بند و ترجیع بند و رباعی را ...
کتاب «سرمه در چشم غزل» اثر استاد غلام رضا شکوهی ست که به بیان مدح و مرثیه اهل بیت علیم السلام پرداخته است.
هر فصل از این کتاب به یکی از معصومین اختصاص یافته
در این کتاب با تنوع قالب های شعر مواجه هستیم
قالب غزل بیشترین اشعار این کتاب را در بر گرفته
در حالی که قالب های ترکیب بند و ترجیع بند و رباعی را نیز در این مجموعه می خوانیم.

استاد مرتضی امیری اسفندقه در سطر هایی از مقدمه کتاب می نویسد:
«مگر چند شاعر انگشت شمار که شکوهی یکی از آن هاست یکی از آنهایی که حسین منزوی نیز یکی از آن هاست در غزل های نیک و نورانی اش که هیچ کم از غزل های عاشقانه ی او ندارد. می توانم بگویم این مجموعه، در ساحت شعر آیینی معاصر، تا هم اکنون بی سابقه است و هیچ کس نتوانسته همچون شکوهی خراسانی در فضای شعر آیینی تا این اندازه، قدم و قلم زده باشد»

«من کوه صبرم؛ سر به دامانت نهاده!
تو دشت و در بارانی از تیر، ایستاده!

چون آبشار غصه حجم درد خود را
بر صخره می بارم ز داغت، بی اراده!

می میرد آن شبنم ز حسرت روی گلبرگ
وقتی که اشک از گونه هایت اوفتاده!

گل های باغت را به طوفان می سپارند
ای هستی ات چون خلقت گل صاف و ساده!

مهتاب هم در کوچه های دشت خورشید
از ماتمت کوچید، با پای پیاده!

گفتی: به گوش زندگانی « لا اری الموت»
اما به گوش عشق خود «الا سعاده»

در کام تو مرگ است یا شهد شهادت؟
ای آن که چون تو، مادر گیتی نزاده»

(سرمه در چشم غزل ص 203 و 204)

#سرمه_در_چشم_غزل
#استاد_غلامرضا_شکوهی

#احسان_معبودی
Read more
What is your favorite color combination ? <span class="emoji emoji1f49a"></span>🧡 بی شک ‌همتون این روزها زیاد با کلمه استایلیست برخورد ...
Media Removed
What is your favorite color combination ? 🧡 بی شک ‌همتون این روزها زیاد با کلمه استایلیست برخورد می کنین و ممکنه خیلیاتون ندونین که این تو دنیای مد یکی از مهمترین بخش هاست . این که شما خوشتیپ و یا خوش استایلی صرفا به این معنی نیست که شما یک استایلیست محسوب می شین ، چیزی که تو بیو ی خیلی از پیج های اینستگرام ... What is your favorite color combination ? 💚🧡
بی شک ‌همتون این روزها زیاد با کلمه استایلیست برخورد می کنین و ممکنه خیلیاتون ندونین که این تو دنیای مد یکی از مهمترین بخش هاست . این که شما خوشتیپ و یا خوش استایلی صرفا به این معنی نیست که شما یک استایلیست محسوب می شین ، چیزی که تو بیو ی خیلی از پیج های اینستگرام به وفور دیده می شه ، ولی لازمه گفت که شما ممکنه زیباترین ترکیب رنگی رو انتخاب کنین ، زیباترین و خاص ترین استایل ها رو داشته باشین حتی شاید صاحب بهترین سلیقه هم باشین اما شما نمی تونین یک استایلیست به حساب بیاین تا زمانی که درس این کار رو خونده باشین و به خیلی از چیزها تو این زمینه اشنا باشین . از استایلیست تو ایران خیلی در جاها حتی نامی هم برده نمی شه در صورتی که عضو اصلی عکاسی ها ، فیلمبرداری ها و فشن شو ها استایلیست ها هستن ،لازمه ی یک استایلیست که تو دنیای مد استایلینگ انجام می ده به این صورته : اشنایی با رنگ ها و ترکیب های رنگی ، سبک های هنری ( سبک های مد که از هنر و تاریخ هنر ریشه می گیرن ) اشنایی کامل با فرم بدن اشخاص ، اشنایی با شرایط اجتماعی ، موقیت شغلی ( اون فردی که قراره از طرف اون فرد استایل بشه ) و اشنایی با نوع لباس ها و طریقه ست کردن ایتم ها کنار هم ، اشنایی و تسلط داشتن کامل به ترند ها و این که تو دنیای مد و کشور هایی که مد از اونجا اغاز شده چی می گذره . این افراد تو مجله های مد ، استایلینگه فیلم ها ، استایلینگ برای عکاسی های تبلیغاتی نقش مهمی دارن . یک سری استایلیست دیگه هم وجود داره که کار اونها پرسونال استایلینگ هست که مخصوص یک شخص کار می کنن و اون فرد رو با در نظر گرفتن موقیت اجتماعی ، بودجه ای که داره و فرم بدنش استایل میکنن ، برای مثال بازیگر ها ، افراد مهم ، مدل ها و خواننده ها خصوصا برای مراسم مهم همه گی از یک استایلیست مشاوره می گیرن تا حتی ریز ترین نکته که ممکنه رنگ لاک اون فرد تو اون استایل باشه رو انتخاب کنن . مشاوره گرفتن از یک استایلیست بهتون کمک می کنه خرید مقرون به صرفه تری هم داشته باشین چون اون فرد می دونه که کمد یک خانم به چه ایتم هایی نیاز داره ، مثل ایتم هایی که می شه اون رو بارها با ایتم های متفاوت دیگه ای پوشید و تکراری به چشم نیاد ، نکته بعدی کاری که استایلیست می کنه اینه که طبق فرم بدن اون فرد برای اون لباس انتخاب می کنه ، برای مثال با یک سری کلک ها شما می تونین بعضی از ایرادات بدن رو بپوشونین و به طرز زیباتری فرم بدنتون رو نشون بدین .
Read more
در سالهای اخیر نیمه شهریورماه اغلب نمایشگاه ملی صنایع دستی برگزار می شود دیروز آخرین روز این نمایشگاه بود و می تواند دستاویزی باشد برای شنیدن و خواندن سرود ملی صنایع دستی ایران (میراث عشق) که سروده دکتر افشین یداللهی است. در دست های تو، تاریخ انسان است/ تاریخ عشق و خون، تاریخ ایران است/ می ... در سالهای اخیر نیمه شهریورماه اغلب نمایشگاه ملی صنایع دستی برگزار می شود دیروز آخرین روز این نمایشگاه بود و می تواند دستاویزی باشد برای شنیدن و خواندن سرود ملی صنایع دستی ایران (میراث عشق) که سروده دکتر افشین یداللهی است.

در دست های تو، تاریخ انسان است/

تاریخ عشق و خون، تاریخ ایران است/

می آفرینی و دست تو آبادی ست/

قلب تو، زیبایی، نبض تو آزادی است/

با نقش تو، از فرش تا عرش نزدیک است/

بی نقش تو، از عرش تا فرش تاریک است/

بر خشت و آیینه، بر شیشه و بر سنگ/

جاری ست شور تو، در جشن نور و رنگ/

چوب و فلز با تو پرواز خواهد کرد/

نام تو را در اوج، آواز خواهد کرد/

ای بینهایت عشق، ای بینهایت شور/

دل های تنها را، نزدیک کن از دور/

در زیر پای تو، تا چرخ می گردد/

در دست هایت عشق، با چرخ می گردد/

در دست های تو، تاریخ انسان است/

تاریخ عشق و خون، تاریخ ایران است/

شاعر: #افشین_یداللهی

خواننده: #علی_مینو_سپهر

آهنگساز: #حسین_کاج

این اثر در کتاب #جنون_منطقی به کوشش #انتشارات_نگاه چاپ شده است

@afshinyadollahi

@negahpub

پ.ن: این اثر را از آپارات می توانید بشنوید
Read more
. خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو ای حیات دوستان در بوستان بی‌من مرو ای فلک بی‌من مگرد و ای قمر ...
Media Removed
. خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو ای حیات دوستان در بوستان بی‌من مرو ای فلک بی‌من مگرد و ای قمر بی‌من متاب ای زمین بی‌من مروی و ای زمان بی‌من مرو این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو ای عیان بی‌من مدان و ای زبان بی‌من مخوان ای نظر بی‌من مبین و ای ... . خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو
ای حیات دوستان در بوستان بی‌من مرو
ای فلک بی‌من مگرد و ای قمر بی‌من متاب
ای زمین بی‌من مروی و ای زمان بی‌من مرو
این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است
این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو
ای عیان بی‌من مدان و ای زبان بی‌من مخوان
ای نظر بی‌من مبین و ای روان بی‌من مرو
شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید
من شبم تو ماه من بر آسمان بی‌من مرو
خار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گل
تو گلی من خار تو در گلستان بی‌من مرو
در خم چوگانت می‌تازم چو چشمت با من است
همچنین در من نگر بی‌من مران بی‌من مرو
چون حریف شاه باشی ای طرب بی‌من منوش
چون به بام شه روی ای پاسبان بی‌من مرو
وای آن کس کو در این ره بی‌نشان تو رود
چو نشان من تویی ای بی‌نشان بی‌من مرو
وای آن کو اندر این ره می‌رود بی‌دانشی
دانش راهم تویی ای راه دان بی‌من مرو
دیگرانت عشق می‌خوانند و من سلطان عشق
ای تو بالاتر ز وهم این و آن بی‌من مرو
#مولانای_عشق .
.
.
.
.

#مولانا #مولانا_عشق #مولوی #مولانا🌹 #مولانای_جان🌹 #مولانای_شمس #مولانای_جان #شمس_تبریزی #شمس_تبريزي #دیوان_شمس #مثنوی #مثنوی_معنوی #مثنوی_مولانا #مثنوی_مولوی @molanaye_eshgh #شعر_عاشقانه #شعر_فارسی #غزل_فارسی #غزلیات_مولانا #غزل_عاشقانه #رباعی #رباعیات_مولانا #molana #molavi #سماع #رقص_سماع #فیه_ما_فیه
Read more
... در این سنین چه کسی تو را ساعت یک شب صدا می‌زند؟ در این سنین چه کسی یکْ شب تو را صدا می‌زند؟ قطارها ...
Media Removed
... در این سنین چه کسی تو را ساعت یک شب صدا می‌زند؟ در این سنین چه کسی یکْ شب تو را صدا می‌زند؟ قطارها حرکت کرده اند. آخرین شومینه‌ها روشن اند و هیزم های سنگی سمّ گاز را می‌گیرند. سمّ مرا چه کسی می‌گیرد؟ سهم مرا چه کسی می‌گیرد؟ سخنان، عاشقانه هایی از ابر و خورشیدند. هوا فقط بعضی روزها آلوده است ... ...
در این سنین چه کسی تو را ساعت یک شب صدا می‌زند؟
در این سنین چه کسی یکْ شب تو را صدا می‌زند؟

قطارها حرکت کرده اند. آخرین شومینه‌ها روشن اند و هیزم های سنگی سمّ گاز را می‌گیرند.

سمّ مرا چه کسی می‌گیرد؟ سهم مرا چه کسی می‌گیرد؟

سخنان، عاشقانه هایی از ابر و خورشیدند. هوا فقط بعضی روزها آلوده است و من نمی‌دانم چرا ما در آلودگی نفس می‌کشیم.
همیشه در جایی از دنیا جنگ و قحطیِ چیزیست.
ما الان در همان جای دنیاییم. اینجا قحطی خیلی چیزها هم نیست ولی بیشتر که فکر می‌کنی، عمیق‌تر که نگاه می‌کنی، دلت می‌خواهد فرار کنی به سمت قحطیِ دیگر. قحطیِ ناشناخته!

من همه‌ی کارهایی که برای خودم انجام داده ام را برای دیگران انجام داده‌ام و تمام درختانی که برای دیگران کاشته ام درختان منند. این تفکیک‌ها را انجام می‌دهند تا حرفی برای گفتن داشته باشند و فکری برای کردن.
آن سرگردانی و خجل گشتن و سرافکندگی و تشنگی و ذوق کتابفروشی‌هایم فروکش کرده. معلوم است که این‌قدر چیز مهم و جالب در کتاب‌ها وجود ندارد. باز آدمی نشسته، خوانده، فکر کرده، چیزی سرهم کرده است. درباره‌ی ابر و خورشید. شکل‌های مختلف بقا را در نمایشگاه اتوموبیل و شعارسازی برند نایک ببین. در هر چیز می‌خواهی ببین. در کتاب‌ها.

کاغذ کم آمده و کاغذ که کم بیاید نان کم آمده.

چه بگویم به تو در مورد قیمت‌ها و شاهان گذشته؟
می‌بینی مردم همه چیز را می‌دانند. همه چیز را یاد گرفته اند. زیباتر شده اند. داستان‌های خوبشان را برای هم تعریف می‌کنند. داستان‌های بدشان را برای هم.
جدا می‌شوند. وصل می‌شوند. دنبال بهتر هستند. رضایت می‌دهند.

به نظرت عکس این نوشته را عوض کنم؟

ما نشسته ایم نگاه می‌کنیم. ساعت‌ها سرکار می‌رویم.
چه کسی گفته انسان باید سرکار برود؟ سرکار رفتن دیگر چه کاریست؟ فکر کن دنبال پولمان هم باید بیفتیم. از فلاکت‌هاییست که انسان به انسان تحمیل می‌کند. مثل آلودگی هوا. مثل لودگی.

حال اگر من جایی برای تو در نظر گرفته ام، لطفا در جایت بنشین یا برو. یا اگر نروی هم معلوم نیست که چه می‌شود.
آدم‌ها خوب فرق معمولی بودن و معمولی نبودن را می‌فهمند.
یا وقت ندارند یا تحمل! که خودشان را به نفهمیدن می‌زنند. یا بازی می‌کنند. چه کسی دلش خواسته بازی کند؟

می‌بینی متن ها در همین حول و حوشند. کتاب می‌شوند. آدم می‌شوند. تازه! اسم کتاب‌هایی که خواندی مهم است و نویسندگانشان. نشان دیگری از چیزی می‌بینی؟ پند و موعظه می‌خواهی؟ ترشح هورمون می‌خواهی؟

بیا ما در این خانه روزی ساعت‌ها فکر می‌کنیم و شکل هم می‌شویم.

#نوشتنی
#میثم_بهاران

#متن #شعر #کتاب #عاشقانه
Read more
. و نخ به نخ دهنم دودست غمت غلیط ترین کامست آقا یه ضرب المثل هستش که میگه آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟ آدم تریاک لازم میشه . . تو حکم واجب الاجرایی و عشق جوخه ی اعدام است.... . ذکات ... .
و نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیط ترین کامست 🚬

آقا یه ضرب المثل هستش که میگه
آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه
یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟😤
آدم تریاک لازم میشه
.
.

تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است.... .

ذکات گوش صدای تو
عشق صدای تو
چوخه اعدام هم فقط صدای تو
صدات میکشه آدمو محسن خان و این قشنگترین مُردنه 😍💙.
@mohsenchavoshi 💙
.
.
‌‌
پ‌ن : #صدای_بهشت
میگن خدا سرنوشت همه رو از قبل نوشته ، سرنوشت ایرانم نوشته بوده ، میدونسته بعده انقلاب همه چی برامون #زهره_مار ، یه روز خوش نمیبینیم
قشنگ معلومه خدا خواسته بعده انقلاب و تو دوره #هیراد ها و بند مند ها که از همه طرف بدمیاریم برای دادن یه حالی بهمون #چاوشیُ خلق کرده
خیلی شیک خلق شده برای این روزای بد که برای لحظه ای هم که شده گوشش بدیم تا بشوره ببره اوقات #تلخ و زهرمارمونو
و ماهم سپاسگزاریم از خلق این اثر ناب ، از خلق این #صدای_بهشتی

#نتیجه_گیری : هنوز دنیا قشنگیا خاص خودشو داره ، کم بنالین از زشتیای دنیا 😍.
.
.
پ‌ن2 : اونیکه بلاک میکنه هم نه تگش میکنم نه هشتگشو میزنم و حتی اسمشم نمیارم شاید گذری دید پستو 😂😂
#چاوشیستا میدونن چی میگم 😂😂😂😂
.
.
.
‌‌.
.

#محسن_خان_چاوشی #محسن_چاوشی #چاوشی #چاوشیست #صدای_بهشتی #صدای_عشق #صدای_زخمی #صدای_نسل #آلبوم #ابراهیم #آهنگ #ببر_به_نام_خداوندت
.
.
.
.
.
.
.
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
ببر به نام خداوندت
که لطف خنجر ابراهیم
به تیز بودن احکام است
نبخش مرتکبانت را
تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است
به دست آه بسوزانم
که شعله ور شدنم دودست
کفن به سلفه بپوشانم
که سر به سر بدنم دودست
نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیظ ترین کامست
هـــــــــــــــی
نگاه من به سرانجامست
سرنگ ها همه دم قرمز
و رنگ ها همه گان قرمز
سماء مولویان قرمز
جهان کرم به کران قرمز
که نبشی از رژ گل گونت
هنوز بر لب این جامست
بگو ستاره دردانه
در انزوایه رصد خانه
کدام کوزه شکسته آن روز
که با گذشتن نهصد سال
هنوز حلقه ی دستانش
به دور گردن خیام است
هــــــــــــی
ببین چقدر اسیرم من
چنان بکش که پس از مردن
هزار بار بمیرم من
دسیسه هایه تو میبینی
ورید پاک امیرم من
در در تدارک حمام است
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
Read more
"" سعی‌ کنیم بدون فحش و فضاحت بخونیم این مطلب رو "" . . . . بعد از استوری امروز ، یه سری جواب‌های خیلی‌ ...
Media Removed
"" سعی‌ کنیم بدون فحش و فضاحت بخونیم این مطلب رو "" . . . . بعد از استوری امروز ، یه سری جواب‌های خیلی‌ جالب گرفتم ، نه اینکه با مزه باشه یا حتا ناراحت کننده ، بیشتر سوال بود . شاید گفتن از این موضوع که انقدر قدیم و الان تو ذهن‌ها بلد شده و مهمه ( کمااینکه هست ) ، کار آسونی نباشه ، اما بالاخره باید یه جائی ... "" سعی‌ کنیم بدون فحش و فضاحت بخونیم این مطلب رو ""
.
.
.
.
بعد از استوری امروز ، یه سری جواب‌های خیلی‌ جالب گرفتم ، نه اینکه با مزه باشه یا حتا ناراحت کننده ، بیشتر سوال بود .
شاید گفتن از این موضوع که انقدر قدیم و الان تو ذهن‌ها بلد شده و مهمه ( کمااینکه هست ) ، کار آسونی نباشه ، اما بالاخره باید یه جائی نوشت یا صحبت کرد ، یه جا گفت و شاید جواب و سوال و تعریف یه غریبه تحملش اسون تر باشه .
تو یه رابطهٔ سه نفره ، تا شما توی اون رابطه نباشین نمیتونین درکش کنین . رابطهٔ دوس دختری دوس پسری فرق میکنه ، در نهایت ممکن با فحش و فحش کاری تموم شه یا ایگنور کردن اما تو رابطه‌ای که یه طرفش تاهل باشه به این سادگی‌ نمی‌شه حرف زد . هیچ وقت تو این مدل رابطه‌ها یه نفر مقصر نیست ، به نظر من هر کسی‌ به یه مقداری مقصره ، از شوهری که توجه نکرده ، از زنی‌ که چشمش دنبال چیز دیگه‌ای بوده یا حتا از نفر سومی‌ که نتونسته خودش رو بکشه بیرون.رابطه‌های این شکلی‌ اکثرا اون چیزی نیست که تو فیلم‌ها نشون میدن که یکی‌ به یکی‌ لبخند می‌زنه و داستان می‌شه (استثنا هست همیشه ) ، اکثر این رابطه و تو این یه مورد به خصوص ، از صحبت‌های عادی روز مره شروع شده ، حرف هایی که خیلی‌ عادی زده می‌شه ، معاشرت هایی که شاید پشتش حتا انگیزه جنسی‌ هم نبوده از ابتدا ، صرفا حس خوش حالی‌ معاشرت با کسی‌ که جنس فهمیدنش با بقیه فرق داره. تا اینکه یه زمانی‌ میرسه که میبینی‌ یه چیز ساده‌ای تبدیل شد به معضلی که حل کردنش واقعا مصیبته.
تو خیلی‌ از این رابطه‌ها هیچ کس ممکنه به تاهل یا تعهد اشاره هم نکنه حتا، نتونه ، بترسه ، یا هر چی‌ . اما یادمون باشه اون آدم‌ها هر چیزی با خودش فکر می‌کنن یا تصمیم میگیرن تو شرایط نرمال و عقلانی نیستن ، صرف اینکه نمیدونن تصمیم درست چیه ( یا حتا اینکه مثل خود من فکر می‌کنن باید تو لحظه زندگی‌ کنن ) ، اشتباه رو تکرار می‌کنن یا جائی سعی‌ می‌کنن درستش کنن که خیلی‌ دیر شده . این مطلب در تائید این امر نیست ، نبود و نخواهد هم بود، فقط اینکه قبل از اینکه کسی‌ رو با انگشت نشونه بگیریم فکر می‌کنم باید یک مقداری جای اون آدم‌ها هم فکر کنیم ، منم میدونم احمقانه است ، میدونم تو یه کپشن اینستاگرامی نمی‌شه در موردش صحبت کرد ، میدونم حتا شاید حرف زدن در موردش به جائی هم نرسه اما بالاخره یه جائی یقه آدم رو میگیره ، یه جا این اشتباه میاد و تو چشم آدم زًل می‌زنه و هیچ کاریش نمی‌شه کرد . قبل از اینکه جای آدم‌ها تصمیم بگیریم ، خودمون رو بذاریم جاشون .
.
.
.
.
پ. نون یکم : عکس و کپشن بیربط .
Read more
#یا_علی حضرت #خیر_البشر پرورده خیر الانام حضرت مولی الموالی حضرت عالی مقام حضرت عین الیقین سر رشته حبل المتین آیت الله العلی بر کل آیات عظام حضرت مشکل گشا روح دعا و التجا ای به هر دردی دوا ای زخم ها را التیام حضرت صاحب سند بر مسند ملک ابد صاحب دار الشفا دار البقا دار السلام حضرت نعم الامیر ... #یا_علی

حضرت #خیر_البشر پرورده خیر الانام
حضرت مولی الموالی حضرت عالی مقام
حضرت عین الیقین سر رشته حبل المتین
آیت الله العلی بر کل آیات عظام
حضرت مشکل گشا روح دعا و التجا
ای به هر دردی دوا ای زخم ها را التیام
حضرت صاحب سند بر مسند ملک ابد
صاحب دار الشفا دار البقا دار السلام
حضرت نعم الامیر ای آمِر اَمر کبیر
حاکم هر انقلاب و هر جهاد و هر قیام
حضرت سر سلسله بالا نشین قافله
بر سر ما سایه سار دودمانت مستدام
حضرت #شاه_نجف ای مالک بیت الشرف
حضرت لطف مکرر حضرت جود مدام
عالمی پشت سرت #السابقون_السابقون
زنده ام با وعده ی انا الیه الراجعون

دور پیشانی خود پیچیده ای اسرار را
جان عالم بر لب آمد باز کن دستار را
گنج ها می جوشد از خاک قدم هایت ولی
وصله نعلین تو پیچیده کرده کار را
روز خندق جای جن و انس عبادت کرده ای
یک تنه با ضربه ای برداشتی این بار را
فرق بین حق و باطل هستی و در روز حشر
تو معین می کنی آرایش حضار را
هفت شهر عشق را عطار دنبال تو گشت
ما هم عازم گشته ایم این راه نا هموار را
آسمان ها در نجف با هم تلاقی می کنند
دست حق گردانده دور گنبدت پرگار را
حق ز ناز شست تو فرمود ای احمد ببین
اعتبار #ذوالفقار #حیدر_کرار را

وحی بر افلاک شد از جانب پروردگار
#لافتی_الا_علی_لا_سیف_الا_ذوالفقار

نام تو بین دل و تشویش حائل می شود
عطر تو هر جا بپیچد سحر باطل می شود
تو هزاران سال از خورشید نورانی تری
روز و شب با گردش چشم تو کامل می شود
آنقدر مشکل گشایی انبیا هم مثل ما
یا علی گویند وقتی کار مشکل می شود
دین ما دینیست که غیر از همه احکام شرع
راه و رسم عاشقی را نیز شامل می شود
قبل ما گفتند و ما هم همچنان خواهیم گفت
هر که از #عشق تو دیوانه شد عاقل می شود
من برای دیدنت خود را مهیا می کنم
عاقبت هر کس به دیدار تو نائل می شود
وعده دیدار دادی تا قدم رنجه کنی 
خاک قبر از اشک های شوق من گل می شود

جان به شوق دیدن روی تو آسان می دهم
بعد مردن باز هم با دیدنت جان می دهم

گفته هایت در تن عالم طنین انداز ماند
هر چه که گفتی علم شد هر چه نگفتی راز ماند
ای امام هر امام ای چشمه سار معجزات
در میان نسل پاکت قدرت اعجاز ماند
خانه ای بت خانه بود و چون تو را شد زادگاه
مرکز توحید شد در رتبه ممتاز ماند
بوذر و عمار در چشم تو مستغرق شدند
جعفر طیار با دست تو در پرواز ماند

یا #امیرالمومنین گفتیم و عشق آغاز شد
هر که محرم بود در بدو همین آغاز ماند
چارچوب خالی #خیبر شهادت می دهد
هر دری را باز کردی تا قیامت باز ماند
ما که گفتیم از تو اما از تو گفتن نیست این
قبل از این وادی هزاران خواجه شیراز ماند

#عید_غدیر_مبارک
Read more
امروز روز آمدنت است، سی امین سال بودنت اما امسال کمی با سالهاي قبل فرق میکند، امروزِِ امسالت میخواهي ...
Media Removed
امروز روز آمدنت است، سی امین سال بودنت اما امسال کمی با سالهاي قبل فرق میکند، امروزِِ امسالت میخواهي خراب شوي، میخواهي دوباره به دنیا بیایي کنار خالقت، در دیار حضرت پدر، میخواهي بهتر از قبل مهرباني کني، بهتر از قبل لبخند هدیه دهي، بهتر از قبل خوب باشي ، تو همه اینها را خوب بلدي ولي از پدر که بیاموزي ... امروز روز آمدنت است، سی امین سال بودنت اما امسال کمی با سالهاي قبل فرق میکند، امروزِِ امسالت میخواهي خراب شوي، میخواهي دوباره به دنیا بیایي کنار خالقت، در دیار حضرت پدر، میخواهي بهتر از قبل مهرباني کني، بهتر از قبل لبخند هدیه دهي، بهتر از قبل خوب باشي ، تو همه اینها را خوب بلدي ولي از پدر که بیاموزي میشود خویت، میشود تو
تولد امسالت گونه اي دیگر است ، امسال جشن بودنت را در خانه ي خدا هستي ، این هم از لطف خدا به توست.
سي امین سال بودنت را به فال نیک میگیرم و دلم آرام میشود که هستي ، که این بودن در خانه خدا هدیه ي سی سال زندگي است ، زندگي خوبِ تو و تو باید قدر بداني ، هدیه تولد بزرگیست .
امروزِ امسال روز عجیبي است ، خوب حالم را خوب میکند.
امیدوارم بتواني همانطور که میخواهي خراب شوي ، از نو خودت را بهتر از دیروزت بسازي.
امیدوارم به هر چه که لایقش هستي برسی. همیشه خواهرانه دوستت داشته ام و مثل یک خواهر برایت آرزوي بهترین هارا دارم
تـــــولــــّــدت مــــــبارکــــــــ دادا
_________________
#تولدت_مبارک
#من_یک_ضیاییم
#سی_سالگیت_مبارک_دادا
#aliziyaoriginal #HBD
۹۴/۶/۲۶ پنج شنبه
Read more
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست ...
Media Removed
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست. لطفاً به بند اوّل سبّابه ات بگو يك ذرّه صبر و حوصله اش بيشتر شود از بُخلْ زنگ خانه ي من سكته مي كند دستت اگر كمي متمايل به در شود تحلیل این شعر از همون ابتدا با یک سوال شروع میشه. ... .
تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست.

لطفاً به بند اوّل سبّابه ات بگو
يك ذرّه صبر و حوصله اش بيشتر شود
از بُخلْ زنگ خانه ي من سكته مي كند
دستت اگر كمي متمايل به در شود

تحلیل این شعر از همون ابتدا با یک سوال شروع میشه. چرا «بند اول سبابه»؟
هممون میدونیم که سبابه همون انگشت اشاره هست.
و «بند اول انگشت اشاره» دقیقا همون قسمتی از دست هست که ما باهاش زنگ در رو فشار میدیم!! شاعر از معشوقش میخواد که موقع زدن زنگ در، کمی صبر داشته باشه. چرا؟ به این خاطر که اگر معشوقش دستش رو از روی زنگ برداره، زنگ در از شدت بخل سکته میکنه! یعنی زنگ در دوست داره که دست اون شخص بیشتر اون رو لمس کنه و به سمت دستگیره در متمایل نشه!
اما یه فرق جالبی بین «بخل» و «حسادت» هست. «حسادت به معنای آرزوی زوال نعمتی است که خدای تعالی به کسی از بندگان خود اعطا کرده و بخل آن است که انسان از نعمتی که خدای متعال به خود او داده به کسی ندهد»

شاعر میگه زنگ در خونه از بخل سکته میکنه (نه از حسادت) یعنی زنگ خونه چشم نداره که دستِ اون شخص زننده زنگ رو با کسی سهیم بشه!! (فوق العاده نیست این شعر؟) در مي زني كه وارد تنهايي ام شوي
امّا بعيد نيست زماني كه مي روي
در از خودش جلاي وطن گفته، مثل من
در جستجوي در زدنت در به در شود
وارد تنهایی من میشی و تنهایی من رو به هم میریزی. و بعدش من رو ترک میکنی. «در» میزنی و وارد تنهایی من میشی اما وقتی میخوای بری دیگه «در»ی وجود نداره! در، خودش رو ترک کرده و برای یکبار دیگه در زدن تو (لمس دستات) در به در و آواره شده! دقیقا مثل من!
«جلای وطن گفتن» یعنی «بیرون رفتن از وطن، تبعید»
در واقع، در «از خودش» جلای وطن میگه! یعنی ماهیت در بودنش رو رها کنه و به دنبال تو می افته! (اینکه در، در به در بشه یه ترکیب بی نظیره واقعا!) اين بچه لاكپشتِ نگون بخت سال هاست
از تخم در ميآيد و سوي تو مي دود
امّا مقدّر است كه در آخرين قدم
يعني در آستانه ي دريا دمر شود

چرا لاکپشت؟ علتش معروف بودن لاکپشت به کند بودنه! یعنی لاکپشت از تخم در میاد و از همون ابتدا شروع میکنه به گشتن در پی مقصودش (که دریا = معشوق باشه) و این مسیر انقددددر طولانیه که هیچوقت به مقصودش نمیرسه! در واقع تا یک قدمی اون میره ولی هیچوقت به خودش نمیرسه! و این سیکل سال هاست که در حال تکراره! (لاکپشتی به دنیا میاد و با سرعت کمش تمام عمر دنبال مقصودش میره ولی درست یک لحظه قبل از رسیدن بهش، تلف میشه و ارزو به دل میمیره) x تکرار
Read more
. چند سال پیش در واحد مارکتینگ پرشیاخودرو ۳ تا پیرمرد مجرد و ناامید تحویل گرفتیم و اکنون با افتخار ...
Media Removed
. چند سال پیش در واحد مارکتینگ پرشیاخودرو ۳ تا پیرمرد مجرد و ناامید تحویل گرفتیم و اکنون با افتخار ۳ تا مرد متاهل امیدوار البته همچنان پیر تحویل جامعه دادیم.😎 خب راستشو بخوایین اگر از نظر زمانی بخواییم حساب کنیم من بیشتر از هر کس دیگه ای با این ۳ نفر همکار بودم. به ترتیب از راست یا بزرگتر بخوام بگم ... .
چند سال پیش در واحد مارکتینگ پرشیاخودرو ۳ تا پیرمرد مجرد و ناامید تحویل گرفتیم و اکنون با افتخار ۳ تا مرد متاهل امیدوار البته همچنان پیر تحویل جامعه دادیم.😎
خب راستشو بخوایین اگر از نظر زمانی بخواییم حساب کنیم من بیشتر از هر کس دیگه ای با این ۳ نفر همکار بودم.
به ترتیب از راست یا بزرگتر بخوام بگم هانی، مرتضی و مسعود که سن شناسنامه ای هر کدومشون ۳۰ و اندی ساله اما راستش سن واقعیشونو که ما درآوردیم ۹۰ سال بود! البته در مواردی سنشون به ۶ سال هم کاهش پیدا میکنه!😉
هانی بیش از هر چیزی با این اسم زیباش کار دستمون داده و همیشه همه فکر میکنن منظور از هانی یک جنس لطیف و ... حالا بماند! اما بر عکس خیلی زمخت و ... حالا بمانده! این همکار لژیونر ما که مدتی در بوندسلیگا زندگی میکرد اکنون مدام سرش توی حساب و کتاب های پیچیده مارکتینگ هست! هانی از اون پیرمرداییه که توپتون بیفته تو حیاط خونش پارش نمیکنه بلکه با لبخندی ملیح میاد همبازیتون میشه! هانی وقتی اینستاگرام میبینه انقد براش پیچیده اس که تشنج میکنه!😀
مرتضی مشکل اسم نداره اما خب اونم مشکلات دیگه ای داره که ... حالا بماند! مارکوپولوی واحد ما که در این مدت بیشتر از این که در واحد باشه در شهرهای مختلف کشور به سر میبرد. خب راستش در شرایط سخت همیشه خیلی فراتر از یک همکار بوده. مرتضی از اون پیرمردایی هست که اگه توپتون بیفته تو حیاط خونش میگیره با اشد مجازات به ریزترین تکه ممکن پاره پورش میکنه اما بعدش میره یه توپ نو میخره میاره میده!😂
و مسعود با وجود این که سن شناسنامه ایش کمترین هست بین این ۳ نفر اما سن واقعیش در حد پدربزرگشونه! گرافیستمونه. اگه حال نداشته باشه خروجی کار میشه حشمت فردوس ۶ ساله از تهران. اگرم حال داشته باشه میشه تابلوی مونا لیزا! از اون پیرمرداست که توپتون بیفته تو حیاط خونش نه تنها توپه رو پاره میکنه، بلکه ... حالا بماند! کاملا مراقب توپتون باشین! 😆
هشدار؛ این متن طنز میباشد!⚠️
📌تابستان ۹۶ مراسم رونمایی از نسل هفتم BMW سری ۵ سدان در ایران 😍✌🏻
_____________________
#marketing #life #love #work #mashin #otomobil #khodro #car #machine #automobile #vehicle #persiakhodro #bmwgroup #sheerdrivingpleasure #bmw #bimmer #bmwlove #bmwlife #bmwworld #mini #minicooper #cooper #asia #iran #tehran #amirshiralivand
Read more
همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توئی تنها ...
Media Removed
همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توئی تنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام توئی هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا بی‌اختیار سمت حرم می‌کشد مرا با شور شهر فاصله دارم کنار تو احساس وصل می‌کند آدم کنار تو حالی نگفتنی به دلم دست می‌دهد در هر ... همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد
لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توئی
تنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا
بی‌اختیار سمت حرم می‌کشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو
احساس وصل می‌کند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست می‌دهد
در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع
روشن کننند‌هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر
از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگری‌ست
خونین‌تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم
داریم افتخار که همشهری‌ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می‌شویم
وقتی که با ملائکه همگام می‌شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات
مردان شهر نوکر و زن‌ها کنیزهات

زیباترین خاطره‌هامان نگفتنی‌ست
تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی‌ست

باران میان مرمر آیینه دیدنی‌ست
این صحنه در برابر آیینه دیدنی‌ست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است
یعنی به اوج عشق همین‌جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قم‌ایم
جاروکشان خواهر خورشید هشتم‌ایم

اعجاز این ضریح که همواره بی‌حد است
چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف‌های خود اصرار می‌کنم
در مثنوی و در غزل اقرار می‌کنم

ما در کنار دختر موسی نشسته‌ایم
عمری‌ست محو او به تماشا نشسته‌ایم

اینجا کویر داغ و نمک‌زار شور نیست
ما روبروی پهنه دریا نشسته‌ایم

قم سال‌هاست با نفسش زنده مانده است
باور کنید پیش مسیحا نشسته‌ایم

بوی مدینه می‌وزد از شهر ما، بیا
ما در جوار حضرت زهرا نشسته‌ایم

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان
از دست ما چه‌ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می‌شوم
روزی که زیر پای شما خاک می‌شوم
Read more
در دستم فندک و ... را می بینی و می پرسی بی من؟ و من میان دود و سرما و آدمهای غریبه جنون وار می خندم، جنون وار تکرار می کنم، بی تو؟ ...بی تو ؟؟؟ بی تو صبح های زیادی چشمهایم را باز کرده ام و نمی دانسته ام کجای این کره خاکی و اساسا چرا تنهای تنها رها شده ام ... بی تو غروب های بی شماری، پشت فرمان ماشین آنقدر رانده ام ... در دستم فندک و ... را می بینی و می پرسی بی من؟ و من میان دود و سرما و آدمهای غریبه جنون وار می خندم، جنون وار تکرار می کنم، بی تو؟ ...بی تو ؟؟؟
بی تو صبح های زیادی چشمهایم را باز کرده ام و نمی دانسته ام کجای این کره خاکی و اساسا چرا تنهای تنها رها شده ام ... بی تو غروب های بی شماری، پشت فرمان ماشین آنقدر رانده ام و رانده ام تا به جایی برسم که از جاده ها جز ماه و شب و فراموشی چيزي باقی نمانده باشد... بی تو در کافه های زیادی بی اعتنا به همکافه ای هایم، بی اعتنا به دنیا نشسته ام، قهوه پشت قهوه، شعر پشت شعر،خاطره پشت خاطره، بغض پشت بغض .... بی تو گیسوانِ من خواهشِ نوازش را از یاد برده اند ... . فرقی نمی کند چقدر حواسم را پرت کنم یا چقدر دلم گرم شود، بی تو دستهای صبورم چنان آلوده به سرمای مزمن شده اند که همواره می لرزند، همواره بی تابند، همواره می ترسند... بی تو چه شبهایی ... چه شبهایی که در بسترِ سردِخالی از نفس های تو، آرزوی خوابی کرده ام، عمیق ... و آرام ... و طولانی ... بسیار طولانی
بی تو ساعت ها و ساعت ها، کز کرده گوشه مبل خانه ام، به غمگین ترین ساز های دنیا گوش می دهم و فکر می کنم به کجای دنیا بر می خورد اگر از هر چه فاصله است، فاصله می گرفتیم.... فقط اگر می خواستیم ... فقط اگر می توانستیم بخواهیم ... اگر نمی ترسیدیم ... اگر باور داشتیم که هیچ دایره ای نیست که جا برای دو نفر نداشته باشد ....
فندک را می زنم و غرق می شوم در دود و آتش و فراموشی .... آی روزگار لعنتی ... آی روزگار لعنتی ...
.
.
نیکی فیروزکوهی
اگر بخواهيد يك جمله بنويسيد براي كسي كه دوره... خيلي دور.. چى مى نويسيد؟
📚ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه صبح
Read more
روز پزشک شاد دکتر افشین یداللهی سرود انجمن علمی روانپزشکان ایران را سروده و با اهنگسازی فردین خلعتبری ...
Media Removed
روز پزشک شاد دکتر افشین یداللهی سرود انجمن علمی روانپزشکان ایران را سروده و با اهنگسازی فردین خلعتبری آن را خوانده است،تمام واژه های این شعر فارسی است. جهان تو است این جهان روان/ روان تو است آن روان جهان/ تنت استوار از روان تو است/ نگاه تو راز زبان تو است/ جهانی است در ناخودآگاه تو/ درآمیخته ... روز پزشک شاد

دکتر افشین یداللهی سرود انجمن علمی روانپزشکان ایران را سروده و با اهنگسازی فردین خلعتبری آن را خوانده است،تمام واژه های این شعر فارسی است.
جهان تو است این جهان روان/

روان تو است آن روان جهان/

تنت استوار از روان تو است/

نگاه تو راز زبان تو است/

جهانی است در ناخودآگاه تو/

درآمیخته با خودآگاه تو/

تن تو اگر مرز آبادی است/

روان تو راهی به آزادی است/

من آگاهم از رنج و از خشم تو/

که جان تو پیداست در چشم تو/

تن تو جدا از روان تو نیست/

که خاک تو بی آسمان تو نیست/

در اندوه و شیدایی و در تنش/

تب و ترس و بدبینی و کشمکش/

اگر راه اندیشه ات نارواست/

منم آنکه با درد تو آشناست/

که پندارت انگه نکو می شود/

که با بینشت روبه رو می شود/

به گفتار و رفتار دانا می شوی/

پس از نوشدارو توانا می شوی/

#روز_پزشک

#افشین_یداللهی

#فردین_خلعتبری

این شعر در کتاب جنون منطقی توسط #انتشارات_نگاه چاپ شده است
Read more
از متن کتاب* آوای آینه دور می‌رفت و گل شمعدانی به حیات و زیبایی بازمی‌گشت او بی‌پناه خاموش و مدهوش ...
Media Removed
از متن کتاب* آوای آینه دور می‌رفت و گل شمعدانی به حیات و زیبایی بازمی‌گشت او بی‌پناه خاموش و مدهوش ... "وه که این دختر چه زیباست ولی مسئله‌ی زیست و اندیشه به کنار این افسانه‌ی زیبایی ...؟" زمزمه کرد "غریزه غریزه نه توانا نیستم درین سرزمین غریب گیاه تلخ اندیشه رویید و آوای گل غم به دیار دور رفت و کنار ... از متن کتاب*
آوای آینه دور می‌رفت و گل شمعدانی به حیات و زیبایی بازمی‌گشت او بی‌پناه خاموش و مدهوش ... "وه که این دختر چه زیباست ولی مسئله‌ی زیست و اندیشه به کنار این افسانه‌ی زیبایی ...؟" زمزمه کرد
"غریزه غریزه نه توانا نیستم درین سرزمین غریب گیاه تلخ اندیشه رویید و آوای گل غم به دیار دور رفت و کنار آینه تابوت سیاه ...؟" دختر گفت
"من هیچ نمی‌خواهم تنها همیشه در کنار تو باشم و تو در من به خواب روی و در من بیدار شوی؟"
- "من ... بدبختم" دختر به غمناکی گفت
- "نه تو مرا همراه مبر اما رمز آمدن را به من بیاموز من خود پیش تو می‌آیم همراه سیر اندیشه‌های تو اما اندیشه‌ها به کجاست؟ آن‌ها را به من بنما تا خود راه بیابم" او خسته و نومید گفت
- "من همه‌ی آن‌ها را به تو خواهم داد" دختر در چشم‌های او می‌نگریست گفت
- "وه که چه‌قدر آرزو می‌کردم این‌جا جلوی آینه به آغوش تو باشم تا وقتی مرا می‌بوسی صورت هر دو ما در آینه پیدا باشد" او دختر را بوسید و گفت
- "به یاد من زیاد در آینه نگاه می‌کنی؟"
- همیشه و خودم نمی‌دانم"
- "نه تو نمی‌‌توانی بدانی افسانه‌ی زیبایی تو نادانی‌ست" دختر را بدرود گفت و از آن‌جا بیرون آمد

نام کتاب: گذرگاه بی‌پایانی
نویسنده: کاظم تینا
ناشر: آوانوشت
پ‌ن: کامنت نخست
پ‌ن۲: دوّمین اثری‌ست که از این نویسنده در صفحه معرفی می‌شود

#کتاب #کاظم_تینا #کاظم_تینا_تهرانی
#رقص_با_کاظم_تینا
Read more
آهنگ دل من محسن چاوشی ♪♪♫♫♪♪♯ قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من♪♪♫♫♪♪♯ وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من واله و شیدا دل من بی‌سر و بی‌پا دل من وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من مرده و زنده دل من گریه و خنده دل من خواجه و بنده دل من عهد و چو ... آهنگ دل من محسن چاوشی ♪♪♫♫♪♪♯
قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من
قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من♪♪♫♫♪♪♯
وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من
واله و شیدا دل من بی‌سر و بی‌پا دل من
وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من
مرده و زنده دل من گریه و خنده دل من
خواجه و بنده دل من عهد و چو دریا دل من♪♪♫♫♪♪♯
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من♪♪♫♫♪♪♯
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
جور مکن که بشنود شاد شود حسود من
بیش مکن تو دود را شاد مکن حسود را
وه که چه شاد می شود از تلف وجود من
تلخ مکن امید من ای شکر سپید من♪♪♫♫♪♪♯
تا ندرم ز دست تو پیرهن کبود من
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من♪♪♫♫♪♪♯
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
♪♪♫♫♪♪♯
Read more
با رسیدن نرخ سیب زمینی به از قرار هر کیلو پنج هزار تومان، زین پس استفاده از نام این عزیز به عنوان فحش قدغن ...
Media Removed
با رسیدن نرخ سیب زمینی به از قرار هر کیلو پنج هزار تومان، زین پس استفاده از نام این عزیز به عنوان فحش قدغن اعلام می‌شود. یعنی هروقت خواستین بگین( بابا! یارو خیلی سیب زمینیه...) یه لحظه تامل کنین ببینید طرف حدودی چند کیلوئه؟ مثلا اگه به یه آدم هفتاد کیلویی بگید سیب‌زمینی خودتون درجا سیصد و پنجاه هزار ... با رسیدن نرخ سیب زمینی به از قرار هر کیلو پنج هزار تومان، زین پس استفاده از نام این عزیز به عنوان فحش قدغن اعلام می‌شود. یعنی هروقت خواستین بگین( بابا! یارو خیلی سیب زمینیه...) یه لحظه تامل کنین ببینید طرف حدودی چند کیلوئه؟ مثلا اگه به یه آدم هفتاد کیلویی بگید سیب‌زمینی خودتون درجا سیصد و پنجاه هزار تومن روی طرف قیمت گذاشتین که خودش یک‌سوم حقوق یک کارگره.
گلابی هم قبلا از محبوب ترین فحش‌های مردم‌پسند بود که با توجه به نرخ کیلویی بیست،سی هزار تومانی این محصول در روزهای اخیر، الان فحش که نیست هیچی، بلکه نوعی قربان صدقه یا پاچه خواری به حساب می‌آد، به نحوی که یقینا اگه مرحوم خواجه شیراز یا شیخ عجل امروزه در قید حیات بودن به جای چشم نرگس و باده ناب و لب لعل، یک کلام به یارشون می‌گفتن( گلابی)و بچه‌ها هم در مدارس ناچار نبودن اینهمه صنعت کنایه و استعاره یاد بگیرن. خلاصه این روزها اگه یکی بهتون گفت «چطوری گلابی» یا «کجایی سیب زمینی؟»بدونین دوستتون داره، اگه گفت «درخت گلابی من!» یا«گونی‌سیب زمینی عزیزم»بدونین عاشقتون شده و خیلی زود باهاش حالت ازدواجی بگیرید.
خب حالا ممکنه برخی دوستان بگن ما اعصاب صحیحی نداریم دوست داریم گاهی رکیک باشیم و تو خلوت‌مون به یه کسایی که موجب بی‌اعصابی شدن فحش بدیم، حالا که سیب زمینی و گلابی تبدیل به کالاهای لوکس شدن چی بگیم که تخلیه شیم؟ به این دسته از دوستان مژده می‌دم که یک واژه برای (تحقیر) پیدا کردم که به طور جامع و کامل می‌تونه در کوتاه‌ترین زمان ممکن میزان حقارت، خاک بر سری، ذلالت و پستی رو در حد اعلا به بهترین وجه ممکن بیان کنه: (ریال)! شما از این به بعد هرجا خواستی در یک کلام شخصی رو بکوبونی جوری که له‌له شه، بهش بگو:« برو بابا ریااال!» ببین اگه له نشد بیا من بهت یک کیلو سیب زمینی سرخ کرده می دم. این فحش مجهز به تکنولوژی روزه و اختراع خودمه. ویژگیش اینه که اولین فحش تاریخ بشریته که ساعت به ساعت رکیک‌تر می‌شه. یعنی فرضا بلانسبت طرف دیروز به شما گفته:( برو گمشو ریال عوضی!) امروز که شما داری خاطره رو برای دوستت تعریف می کنی، دو برابر دیروز همین موقع مورد توهین قرار گرفتی. هفته بعد رسما بهت تجاوز شده، اینقدر رکیکه!
حال کردین چه فحشی اختراع کردم؟
یه خبر خوب هم برای اون دسته از دوستانی که رد دادن و حالشون با این فحش‌های پاکیزه خوب نمی شه: دوستان خوشبختانه قیمت (کش) هنوز بالا نرفته و این کالا تا این لحظه همون معنی سابق رو داره، تا «کش» هم تبدیل نشده به یک کالای لاکچری و الفاظ استرچ یا کشی، تبدیل به کلمات فاخر نشدن، راحت باشین!
Read more
سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید ...
Media Removed
سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید یکی با یکی آشنا شده تا ته و توی قضیه رو در نمی آورد آروم نمی نشست. این خیلی ربطی هم به فضولی نداشت، فقط کیف می کرد بشینی براش از روابط عاشقانه خودت و بقیه تعریف کنی. بعد طوری چشم هاش از خوشحالی برق می زند انگار ... سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید یکی با یکی آشنا شده تا ته و توی قضیه رو در نمی آورد آروم نمی نشست. این خیلی ربطی هم به فضولی نداشت، فقط کیف می کرد بشینی براش از روابط عاشقانه خودت و بقیه تعریف کنی. بعد طوری چشم هاش از خوشحالی برق می زند انگار خودش همون لحظه عاشق شده. البته نامبرده از بر و روی خدادادی بی بهره نبود اما تا جایی که خبر داشتم سال‌ها بود تنها زندگی می کرد. من و یکی دو نفر دیگه از رفقای قدیمی گاهی موردهایی رو برای آشنایی بهش معرفی کرده بودیم ولی نمی‌دونم چی می‌شد که هیچ وقت جور نمی شد و یه ایرادی توی طرف پیدا می کرد و کار توی همون ملاقات تموم می‌شد. همیشه برام سوال بود که چرا این جوریه و بعضی از آدم ها این قدر تنها می‌مونن تا این که در یک مکاشفه‌ی معنوی وقتی داشتم به ترانه‌ی برادر حسن شماعی زاده گوش می‌کردم نور حقیقت بر دلم تابید. اون جایی که می فرماد: ((اخ چقدر قشنگه از عشق تو دیونه شدن
تو می یای تموم می شه هر چی غمه
زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه)) فهمیدم عشق در نگاه خیلی از آدم ها بهشت زیبایی ست که همیشه در آینده ای نامعلوم قرار داره. معشوقی که یه روز می یاد و همه ی غم‌ها تموم می شه. یعنی عشق بیشتر چیزی امید بخشه تا واقعیتی ملموس و تجربی. بعد برادر شماعی زاده می فرماد: ((انگار از یه معبد عشق قدیمی تو می یای
از یه شعر عاشقونه صمیمی تو می یای
از تو پرواز پرستو های عاشق تو می یای
از رو گلبرگ های معصوم شقایق)) بعد فهمیدم عشق در این نگاه یه جور قدرت پاک کنندگی قوی هم داره. مثل صابونی آنتی باکتریال یا آیینی مقدس در معبدی قدیمی که همه ناپاکی های وجود آدم رو تطهیر می کنه، مثه بخشایش یا آیین توبه! اما مگه ما چه گناهی کردیم که باید واسه اش توبه کنیم؟ دوباره به ترانه رجوع کردم که می فرماد: ((باز یه روز دستای گرمت رو به دستام برسون
با خودت عشقو بیار گذشته هامو بسازم
می دونم باز یه روزی تموم می شه فاصله مون)) و دیدم چیزی که انتظار داریم عشق از وجودمون پاک کنه احساس درد و تنهایی ست. عشق آتشی ست که باهاش جنگل خشک همه ناکامی های گذشته رو می سوزونیم و از نو متولد می شیم. مرهمی ست بر درد همه ی آرزوهای برباد رفته، اندوه و حسرت همه‌ی کارهای نکرده و گاهی نقابی ست برای فراموش کرد یا پنهان کردن همه ی حقارت هایی که خودمون یا دیگران به ما تحمیل کردن. برای همین به معبد عشق نیاز داریم که جان خسته و زخمی و رنجورمون رو تطهیر کنه و قدرتی دوباره به قلب مون بده. اما چقدر عجیبه که ادامه درکامنت
Read more
. <span class="emoji emoji1f539"></span> #درد_دل به مناسبت سالروز شهادتت . . زمانه #غریبی ست آسد مرتضی! گوش دادن طنین صدای تو در طوفان ...
Media Removed
. #درد_دل به مناسبت سالروز شهادتت . . زمانه #غریبی ست آسد مرتضی! گوش دادن طنین صدای تو در طوفان متلاطم #گناه در این دیار، آن قدر برای عده ای عجیب است، که آن را دلیل بر #افراطی بودنمان می دانند! . چه بگویم سید...! #دل های زیادی #خون است از این حرف ها... ولی مگر می شود فراموش کرد آن همه #ایثار ... .
🔹 #درد_دل به مناسبت سالروز شهادتت
.
.
زمانه #غریبی ست آسد مرتضی!
گوش دادن طنین صدای تو در طوفان متلاطم #گناه در این دیار،
آن قدر برای عده ای عجیب است،
که آن را دلیل بر #افراطی بودنمان می دانند!
.
چه بگویم سید...!
#دل های زیادی #خون است از این حرف ها...
ولی مگر می شود فراموش کرد آن همه #ایثار و فداکاری را؟!
.
مگر می شود چشم بست بر آن همه زیبایی...
که قطعا شما جز زیبایی ندیدید که چنین #عاشقانه پرکشیدید...
.
و اینک ما...
در این #زمانه پرگناه،
در حسرت بودن لحظه ای از آن روزها می سوزیم...
عجیب نیست اگر بگویم، شنیدن روایت های ناب تو و صدای دلنشینت؛
نسل بعد شما را شیفته ی آن همه #اخلاص و #ایمان کرده...
.
سید شهید !
می بینی شهر، کوچه، خیابان، بعد شما دیگر رنگ و بوی #خدا ندارد...
قدم که می گذاریم در آن، غبار غم روی دلمان می نشیند و عاقبت این دل ما را به بهشت زهرا،
کنار شما می کشاند تا کمی قرار گیرد از این همه بی قراری...
آسد مرتضی ببین چه بر سر #نسل ما آوردند...
چنین که چشم هایمان را مجبور به انزوا کردند
و دل هایمان را #زخمی...
حالا هم دست بر نمی دارند
و در خلوت هایمان هم ما را تیرباران برچسب ها می کنند!
خسته ام سید...
.
زمانی تو این جمله را به دیگر #شهدا میگفتی
حالا این جمله را من به تو می گویم...
می دانم که درک میکنی حال و روز #جامانده ای در این قفس را...
#سخت می گذرد روزها سید!
خیلی سخت...
"ای شهید! دستی برآر و این #قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش"
.
.
.
#جزیره_مجنون۳۱۳
Read more
کودکی که آماده تولد بود،نزدخدارفت وپرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین میفرستید، اما من به این ...
Media Removed
کودکی که آماده تولد بود،نزدخدارفت وپرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین میفرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیار فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تونگهداری خواهد کرد. اما کودک هنوز ... کودکی که آماده تولد بود،نزدخدارفت
وپرسید:
می گویند فردا شما مرا به زمین میفرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد:
از میان تعداد بسیار فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تونگهداری خواهد کرد.
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه .
اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد:
فرشته تو برایت آواز خواهد خواند، هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد:
من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها رانمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت:
فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی؟
کودک با ناراحتی گفت:
وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم ؟
خدا برای این سوال هم پاسخی داشت:
فرشته ات دستهایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید:
شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد:
اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم، ناراحت خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت:
فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده میشد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:
خدایا اگر من باید همین حالابروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید. 🌱
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: 🌱
نام فرشته ات اهمیتی ندارد.🌱 به راحتی میتوانی او را مادر صدا کنی.

با ما به روز باشيد زمان نما
Read more
. تو کافه نشسته بودم که تلفنم زنگ خورد، یکی از نوجوان‌ها بود، از تن صداش معلوم بود عصبانی و شاکی هست. ...
Media Removed
. تو کافه نشسته بودم که تلفنم زنگ خورد، یکی از نوجوان‌ها بود، از تن صداش معلوم بود عصبانی و شاکی هست. گفتم چی شده؟ گفت ببخشید این موقع زنگ زدما ولی دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم، مامانم بدون اینکه در بزنه میاد تو اتاقم. مگه من حریم خصوصی ندارم آخه؟ گفتم به مامان بگو و ازش بخواه که در بزنه. خندید و گفت ... .
تو کافه نشسته بودم که تلفنم زنگ خورد، یکی از نوجوان‌ها بود، از تن صداش معلوم بود عصبانی و شاکی هست. گفتم چی شده؟
گفت ببخشید این موقع زنگ زدما ولی دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم، مامانم بدون اینکه در بزنه میاد تو اتاقم. مگه من حریم خصوصی ندارم آخه؟

گفتم به مامان بگو و ازش بخواه که در بزنه.

خندید و گفت بارِ دهمِ که میگم و خواهش کردم ولی میگه ما همه یک خانواده‌ایم و چیزی برای پنهان کردن نداریم.

منم گفتم مامان خانوم من هیچی برای پنهان کردن ندارم ولی حق خودم می‌دونم که در اتاقم بسته باشه. حالا شما می‌گید چه کار کنم؟ حرفم اشتباه بوده؟
من سعی کردم به حرفاش گوش بدم و حرفی نزنم که رنجش بیشتر بشه، پیش خودم می‌گفتم خب حق داره و‌ می‌خواد در اتاقش بسته باشه و از طرفی هم ذهنم می‌رفت سراغ ذهن مادر که احتمالا نگران چیزی بوده که اینقدر پی‌گیر باز بودنِ درِ اتاق بوده. ولی خب نگران چی؟
اگر مادر نگران این باشه که نوجوانش تو اتاق یه کاری می‌کنه که ممکنه به خودش آسیب بزنه( و واقعا هم این باشه) خب این‌ نوجوان در یک زمان دیگری هم که مادر و‌ پدر خونه نباشن آزادی عمل بیشتری داره و این چک کردن مادر فقط نوجوانش را حساس‌تر می‌کند و بالاخره کار مورد نظرش را انجام می‌دهد.
اگر هم نوجوانی باشد که به اقتضای سنش و در راستای اثبات مستقل بودنش این کار را می‌کند، نگرانی این چنینی مادر او را پرخاشگر، بی‌اعتماد به خودش و اطرافیانش و بتدریج فاصله گرفتن از خانواده می‌کند( فاصله عاطفی و فیزیکی). بعضی مواقع به نظر می‌رسد مسئله از نوجوان است اما در واقع مسئله، مسئله خود والدین است و لازمست به عنوان پدر و مادر در امر فرزندپروری جرات و جسارت این را داشته باشیم که چند قدمی از نوجوانمان فاصله بگیریم و پیش خودمان اعتراف کنیم:
این مسئله خودت هست، خودتم حلش کن.🤔
در مورد‌ بالا با توجه به شناختی که از خانواده دارم خود مادر در نوجوانی‌اش توسط هم پدر هم مادر بشدت چک می‌شده و حتی تجربه تعقیب شدن در مسیر مدرسه توسط مادر را داشته است پس لازمست مادر به این مسئله حل نشده با والدین خودش بپردازد.
#گذشته_نگذشته #فرزندپروری #نوجوان
#والدین #سید_مجتبی_حسینی_نیا
Read more
.... چه می شود اگر امروزم به تو ختم شود؟ هر سال که نباید منِ عاشق در روز تولدت به توئه معشوق هدیه بدهم! ...
Media Removed
.... چه می شود اگر امروزم به تو ختم شود؟ هر سال که نباید منِ عاشق در روز تولدت به توئه معشوق هدیه بدهم! ختم امروزم را با خودت به من هدیه بده! می دانم از این آرزوهای محال در این شهر زیاد هستند اما این را هم می دانم که این آرزویم در آرزوهای محال این شهر گمشده؛ بیا و دستش را بگیر و از میان آن ها پروازش بده. دوری ... ....
چه می شود اگر امروزم به تو ختم شود؟
هر سال که نباید منِ عاشق در روز تولدت به توئه معشوق هدیه بدهم! ختم امروزم را با خودت به من هدیه بده!
می دانم از این آرزوهای محال در این شهر زیاد هستند اما این را هم می دانم که این آرزویم در آرزوهای محال این شهر گمشده؛ بیا و دستش را بگیر و از میان آن ها پروازش بده.
دوری ات برایم زهر است اما وقتی در حوالی عزیزانت باشی، مگر از این زهر، شیرین تر هم وجود دارد؟
موهایت را می سپارم به دستان باد تا به جای من نوازششان کند.
بوسه های آب دارم را می سپارم به دستان باران تا قطره هایش روی گونه ات گل بوسه بدهند.
سهم من از تو هم همان دیدن لبخندهایت از راه دور است و بس!
فرشته ی جهانم زادروزت مبارک❤
text:
#سلاله_علیزاده
@solaleh_alizadeh
@fan_of_saharghoreyshi
Read more
 #حافظ ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب ...
Media Removed
#حافظ ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همی‌کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مهجوری دور از ... #حافظ
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همی‌کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
Read more
 #حافظ ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب ...
Media Removed
#حافظ ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همی‌کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی و مهجوری دور از ... #حافظ
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همی‌کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
Read more
. در هفته‌‌ای که گذشت یک مساله مهم در رابطه با لباس داشتیم که در فضای مجازی هم کلی سر و صدا کرد. این قضیه ...
Media Removed
. در هفته‌‌ای که گذشت یک مساله مهم در رابطه با لباس داشتیم که در فضای مجازی هم کلی سر و صدا کرد. این قضیه همه را یاد بیت معروف سعدی «تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» انداخت. بله، درست متوجه شدید منظورمان شوخی سرهنگ علیفر بود با کت و شلوار و پیراهن خوشرنگ و نوی جواد خیابانی، ... .
در هفته‌‌ای که گذشت یک مساله مهم در رابطه با لباس داشتیم که در فضای مجازی هم کلی سر و صدا کرد. این قضیه همه را یاد بیت معروف سعدی «تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» انداخت. بله، درست متوجه شدید منظورمان شوخی سرهنگ علیفر بود با کت و شلوار و پیراهن خوشرنگ و نوی جواد خیابانی، آن هم درست وسط گزارش بازی.

این در حالیست که ما هنوز درست و حسابی نتوانسته بودیم هوس چیپس کردن جواد خیابانی با دیدن چیپس در دست دو کودک تماشاچی را هضم کنیم. کلا با شروع جام ملت‌های آسیا و فرصت دیده شدن و شنیده شدن انگار روح تازه‌ای در جان گزارشگران توانمند کشورمان دمیده شده. همین نکته نشان می‌دهد آن‌ها هرچند گویی به روح اعتقاد ندارند، اما خودشان روح دارند، روحی که احساس سرزندگی و نشاط و طراوت دارد آن هم در حد لالیگا، نه این جام‌های سطحی و بیخود آسیایی. لابد به خاطر همین هم هست که گزارشگران زبده ما وسط گزارش بازی حوصله‌شان سر می‌رود و شروع می‌کنند به شوخی‌های بامزه تا تن ما طنزنویس‌ها را به لرزه در بیاورند.
.
از طرفی خبر رسیده که اجرای برنامه ورزش و مردم بعد از مرحوم شفیع سپرده شده به آقای پیمان یوسفی؛ گزارشگر عرب زبان کشورمان که کمی هم فارسی بلد است.‌ واقعا آدم لذت می‌برد از این همه همکاری، چیزی که مرحوم شفیع سال‌ها ساخته و پرداخته کرده با یک پاس تو در، می‌رسد به پیمان یوسفی تا من حیث المجموع برود بالریاح الفنا. کلا در صدا و سیما یک ضرب المثلی هست که می‌گوید «دو تا چیز خودش جور میشه، یکی مجری، یکی هم فقر و بدبختی در اروپا و امریکا و غرب وحشی» اما فقط گزارشگران نیستند که اعجوبه‌اند، مسعود خان ده‌نمکی کارگردان سه‌گانه اخراجی‌ها، افراطی‌ها، معراجی‌ها و خیلی هاهای دیگر درباره برد ۵-۰ تیم ملی مقابل یمن اظهار نظر کرده اند. بله ایشان همان‌طور که گفتیم کارگردانند، البته قبل از کارگردانی هم هرچند سابقه کار تیمی داشته‌اند اما تا جایی که خبر داریم مرتبط با فوتبال نبوده و گویا بیشتر با حوزه کاری فدراسیون موتورسواری و اتوموبیل‌رانی قرابت داشته، به هر حال ایشان صحبت‌هایی کرده‌اند که مضمونش این است: خوشحالید به کشور جنگ زده ۵تا گل زدید؟ و ما هم که تازه فهمیدیم چه گلی خورده‌ایم که خوشحالیم، سر در گریبان فرو برده و های‌های گریه کردیم که چرا؟ واقعا چرا؟ بعد یادمان افتاد بنا به گفته مسئولان کشورمان خودمان هم الان درگیر جنگ اقتصادی با جهان هستیم، وقتی یادمان افتاد داریم با دلار ۱۱هزار تومانی حقوق کی‌روش را می‌دهیم نه تنها از خوشحالی کردن‌مان پشیمان نشدیم، بلکه
.
بقیه در کامنت اول 👇
Read more
سلام_بر_مردم_وطنم جماعت نازنینی که این‌روزها #نان را با #جان_کندن به سفره می‌رسانند، می‌بینید ...
Media Removed
سلام_بر_مردم_وطنم جماعت نازنینی که این‌روزها #نان را با #جان_کندن به سفره می‌رسانند، می‌بینید خداوکیلی!؟ چه زخم‌ها رسیده به جگرها و چه بغض‌ها که دارد می‌ترکد این روزها. در آمار آمده بیش از پنجاه نفر به دلیل #افت_شدید_دلار #سکته کرده‌اند. گروهی می‌گویند حق‌شان است! مگر آن‌روزها که سود ... سلام_بر_مردم_وطنم

جماعت نازنینی که این‌روزها #نان را با #جان_کندن به سفره می‌رسانند، می‌بینید خداوکیلی!؟ چه زخم‌ها رسیده به جگرها و چه بغض‌ها که دارد می‌ترکد این روزها. در آمار آمده بیش از پنجاه نفر به دلیل #افت_شدید_دلار #سکته کرده‌اند. گروهی می‌گویند حق‌شان است! مگر آن‌روزها که سود می‌بردند، پولی به دیگران بخشیدند که حالا با ضرر کردن‌شان دلی برای‌شان بسوزد!؟ عرضم به خدمت انورتان، این #کلاهبرداری کلان عمومی که #دولت و سایر #نهادهای_نظامی و انتظامی و #آمریکا و #بورکینافاسو ... طی این چند ماه کردند، چنان برخی را به وسوسه انداخت که دوست بیچاره‌ی من که تمام مکنتش یک #پراید پانزده میلیونی بود، آن را آب کرد و دلار خرید و در جواب من گفت؛ «پسر جان! تو هم ماشینت رو بفروش, بیا دلار بخر! پونزده میلیونت دو ماه دیگه میشه صد میلیون، شایدم بیشتر»
من که کلا چیزی به نام دندان در دهنم نیست، چه دندان #طمع و چه ولع، گفتم: «بی‌خیال عمو! اگر یهو دلار بیاد پایین، چه خاکی به سر می‌کنی؟» خلاصه، این سکته‌کرده‌ها همین‌جور آدم‌ها هستند، چه آن‌را که تاجر است و پول کلانی در بساط دارد، قطعا، همه‌ی تخم‌هاش را در #سبد دلار نگذاشته و حالا هم #بشکن_و_بالا_بنداز دارد که در این ورطه غریق نیست.

پرچانگی نکنم، آمدم بنویسم و بگویم‌تان، تا کی باید اسیر نابخردی و ناکامی و ناتوانی باشیم؟ هی دری را باز بگذاریم که دزد لامصب با چراغ بیاید و گزین کند و ببرد از ما، هر چه دوست دارد را!؟ تا کجا قرار است #هجوم ببریم برای #خرید پراید و در بلبشوی گرانی از ترس گران‌تر نشدن، ده تا حلب #روغن بخریم و بگذاریم کنج آشپزخانه!؟ تا کجا باید دولا شویم و سواری بدهیم به بالانشین‌هایی که مدام دست‌شان در #جیب_ملت است!؟ این دلاری که #شیب_تند_سقوط را دارد سورتمه می‌رود، نیمه‌ی آبان نشده باز می‌کشد بالا، محض خدا، ای جماعت «مقاوم» و «احمق» و «عجول»! محکم بچسبید به شلوارهاتان و به طرفة‌العینی، نکشید پایین! بگذارید یک بار هم که شده، شرایط، روال عادی‌اش را طی کند و با استقبال احمقانه از نوسانات، موجی برای سواری #برادران_قاچاقچی فراهم نکنید.

#ما_بدبختیم
#ایران_غارت_شده
#دزدان_دلاری
#خفت_کردن_ملت
#کلاهبرداری_عمومی
Read more
. . میلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و روز دختر مبارک غزلی از آقای هادی جانفدا: جایی ...
Media Removed
. . میلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و روز دختر مبارک غزلی از آقای هادی جانفدا: جایی که کوه خضر به زحمت بایستد شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد نزدیک می‌شوم به تو چیزی نمانده است قلبم از اشتیاق زیارت بایستد بانو سلام کاش زمان با همین سلام در آستانه در ساعت بایستد و گردش ... .
.
میلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و روز دختر مبارک

غزلی از آقای هادی جانفدا:

جایی که کوه خضر به زحمت بایستد
شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد

نزدیک می‌شوم به تو چیزی نمانده است
قلبم از اشتیاق زیارت بایستد

بانو سلام کاش زمان با همین سلام
در آستانه در ساعت بایستد

و گردش نگاه تو در بین زائران
روی من – این فتاده به لکنت – بایستد

تا فارغ از تمام جهان روح خسته‌ام
در محضر شما دو سه رکعت بایستد

بانو اجازه هست که بار گناه من
در کنج صحن این شب خلوت بایستد؟

در این حرم هزار هزار آیه عذاب
هم وزن با یک آیه رحمت بایستد

باید قنوت حاجت بی‌انتهای ما
زیر رواق‌های کرامت بایستد

شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید
طاقت نداشت تا به قیامت بایستد

آنکس که جای فاطمه در قم نشسته است
در روز حشر هم به شفاعت بایستد

تو خواهر امام غریبی و این غزل
با بیت‌هاش در صف بیعت بایستد

من واژه واژه عطر تو را پخش می‌کنم
حتی اگر نسیم ز حرکت بایستد

این شعر مست تکیه زده بر ضریح تو
مستی که روی پاش به زحمت بایستد

#هادی_جانفدا
#میلادحضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#مجمع_شاعران_اهل_بیت_علیهم_السلام
Read more
همیشه کسی را برای دوست داشتن انتخاب کن، که آنقدر قلبش بزرگ باشد، که نخواهی برای اینکه در قلبش جا بگیری، ...
Media Removed
همیشه کسی را برای دوست داشتن انتخاب کن، که آنقدر قلبش بزرگ باشد، که نخواهی برای اینکه در قلبش جا بگیری، بارها و بارها خودت را کوچک کنی... التماس نکن، خودت را کوچک هر کسی نکن، تو انقدر بزرگ هستی که نیاز به کسی نداشته باشی، فقط باور داشته باش تو توانایی و بیشتر از اینی هستی که الانی، . میتوان زیبا ... همیشه کسی را برای دوست داشتن انتخاب کن، که آنقدر قلبش بزرگ باشد،
که نخواهی برای اینکه در قلبش جا بگیری، بارها و بارها خودت را کوچک کنی...
التماس نکن،
خودت را کوچک هر کسی نکن،
تو انقدر بزرگ هستی که نیاز به کسی نداشته باشی،
فقط باور داشته باش تو توانایی و بیشتر از اینی هستی که الانی،
.
میتوان زیبا زیست…
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم،
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد و خوب!
لحظه ها میگذرند
گرم باشیم پر از فکر و امید…
عشق باشیم و سراسر خورشید…
.
.زندگی شگفت انگیز است، فقط باید بدانید که چطور زندگی کنید!
در غیر این صورت سراسرعمر خود را در رنج و سختی دست و پا خواهید زد ...
این انسان است که مقایسه را خلق کرده است و عده ای در این میان تنها با حس و رفتار "مقایسه کردن" زندگی می کنند و مدام این حس منفی را تغذیه و رشد می دهند.

با این حس و رفتار، تنها دو نتیجه منتظر انسان است. یعنی گاهی احساس برتر بودن می کنی و گاهی احساس کوچکی و خواری... انسان می داند که احساس خواری و کوچک بینی بیش از احساس برتری در او جا می گیرد. زیرا میلیون ها انسان وجود دارد که ممکن است از او زیباتر، از او بلندقدتر، از او قوی تر، هوشمندتر، توانمند تر و... باشد. یک فرد چنان است و دیگری چنین است.

اگر به مقایسه کردن خود با این میلیون ها انسان ادامه دهی، عقده ی حقارت تو نیز روز به روز بزرگ تر و حجمی میلیونی پیدا می کند. در حالیکه پندارهای تو و به عبارتی قیاس های تو در واقعیت وجود ندارند. آنچه که واقعیت می پنداری تنها تصورات و انگارهای تو هستند.
.
#دانشگاه_مجازی_تکنولوژی_فکر_برتر #موفقيت #عشق #هدف #قلب #حقیر
Read more
. . . ای قبله من خاک در خانه تو بی منت می مستم ز پیمانه تو ای قبله من خاک در خانه تو در دام توام بی زحمت ...
Media Removed
. . . ای قبله من خاک در خانه تو بی منت می مستم ز پیمانه تو ای قبله من خاک در خانه تو در دام توام بی زحمت دانه تو من خسته و بیمارم درمان منی شور شعر و آوازی در جان منی ای تو هوای هر نفس عشق تو میورزم و بس دل کنده ام از همه کس پناه من تویی و بس تا در دل تو زنده ام از عالمی دل کنده ام در خود رها گشتن خوش است در ... .
.
.
ای قبله من خاک در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه تو
من خسته و بیمارم درمان منی
شور شعر و آوازی در جان منی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من تویی و بس
تا در دل تو زنده ام
از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوش است
در تو فنا گشتن خوش است
ای قبله من خاک در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه تو
تویی تویی بهانه ام شاعر هر ترانه ام
شعله شوریدگیم تویی تویی زبانه ام
تو زخمه سازمنی منی صدای آواز منی
رمز من و راز منی نقطه آغاز منی
بر جان من آتش بزن ای عشق من ای عشق من
باید تو باشی آتشم تا تن در این آتش کشم
من تو شوم تو قصه ها تا من بسوزانم مرا
بی مرگی از تو مردن است این معنی عشق من است
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه تو
تویی تویی بهانه ام شاعر هر ترانه ام
شعله شوریدگیم تویی تویی زبانه ام
تو زخمه سازمنی منی صدای آواز منی
رمز من و راز منی نقطه آغاز منی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من تویی و بس
تا در دل تو زنده ام
از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوش است
در تو فنا گشتن خوش است
ای قبله من خاک در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو
.
.
.
#دیباچه #تابستان #اردلان_سرفراز #هایده
Read more
ترانه ای برای #بیمه_مرکزی ترانه_سرا: #دکتر_افشین_یداللهی خواننده: #علیرضا_قربانی آهنگساز: ...
Media Removed
ترانه ای برای #بیمه_مرکزی ترانه_سرا: #دکتر_افشین_یداللهی خواننده: #علیرضا_قربانی آهنگساز: #فردین_خلعتبری نترس از سفرها که یار تو هستم/ نترس از خطرها، کنار تو هستم/ نترس از زمانه که بی اعتبار است/ که هر لحظه من اعتبار تو هستم/ کنار تو هستم که یار تو هستم/ که بیش از خودت بی قرار ... ترانه ای برای #بیمه_مرکزی

ترانه_سرا: #دکتر_افشین_یداللهی خواننده: #علیرضا_قربانی
آهنگساز: #فردین_خلعتبری
نترس از سفرها که یار تو هستم/

نترس از خطرها، کنار تو هستم/

نترس از زمانه که بی اعتبار است/

که هر لحظه من اعتبار تو هستم/

کنار تو هستم که یار تو هستم/

که بیش از خودت بی قرار تو هستم/

چه با هم، چه تنها، چه حالا، چه فردا/

چه در آسمان و چه خاک و چه دریا/

اگر سبز و شادی، اگر زرد و غمگین/

اگر گرم و سرشار، اگر سرد و مسکین.../ ...کنار تو هستم که یار تو هستم/

که بیش از خودت بی قرار تو هستم/

در آتش ببینی اگر خانه ات را/

برد آب اگر کوی و کاشانه ات را/

بسوزی اگر سود و سرمایه ات را/

بگیرد اگر آسمان سایه ات را.../ ...کنار تو هستم که یار تو هستم/

که بیش از خودت بی قرار تو هستم/

چه در عهد بستن، چه وقت گسستن/

چه در اقتدار و چه وقت شکستن/

اگر هر چه دیدی و هر چه شنیدی/

هر آنجا که ماندی، به هر جا رسیدی.../ ...کنار تو هستم که یار تو هستم/

که بیش از خودت بی قرار تو هستم/

این ترانه در کتاب #جنون_منطقی توسط #انتشارات_نگاه چاپ شده است

@afshinyadollahi

@alireza_ghorbani

@fardin_khalatbari
Read more
<span class="emoji emoji1f33c"></span><span class="emoji emoji1f340"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> . . <span class="emoji emoji2705"></span> هیچ کسی نمی‌تواند به تو رشدی بدهد! <span class="emoji emoji1f538"></span> استاد علی صفایی حائری(عین.صاد) <span class="emoji emoji1f338"></span> نباید گرو موقعیت‌ها ...
Media Removed
. . هیچ کسی نمی‌تواند به تو رشدی بدهد! استاد علی صفایی حائری(عین.صاد) نباید گرو موقعیت‌ها بود که اگر با فلانى باشم بهتر خواهم بود. اگر با فلانى ازدواج کنم، به من رشد مى‌دهد و از این حرف‌ها... چون هیچ کسى نمى‌تواند به تو رشد بدهد. این تو هستى که در هر موقعیتى مى‌توانى رشد کنى و یا خسارت ... 🌼🍀🌹
.
.
✅ هیچ کسی نمی‌تواند به تو رشدی بدهد!
🔸 استاد علی صفایی حائری(عین.صاد)
🌸

نباید گرو موقعیت‌ها بود که اگر با فلانى باشم بهتر خواهم بود. اگر با فلانى ازدواج کنم، به من رشد مى‌دهد و از این حرف‌ها... چون هیچ کسى نمى‌تواند به تو رشد بدهد. این تو هستى که در هر موقعیتى مى‌توانى رشد کنى و یا خسارت ببینى.
🌸

گیرم تو در کنار رسول باشى و یا همراه فاطمه، این درست که اینجا زمینه بهتر است، ولى این هم هست که تکلیف بیشترى از تو مى‌خواهند.
🌸

در هر حال این زمینه‌ها مهم نیستند، وضعیتى که تو مى‌گیرى و اطاعتى که تو خواهى داشت، تو را بالا می‌برد و یا پایین مى‌آورد.
🌸

البته این حرف‌ها بر ما که با چیزهاى دیگر مأنوس بودیم، سنگینى مى کند. ما دوست داریم با فلانى باشیم و در فلان جا زندگى کنیم و اسمش را هم مى‌گذاریم خدا و رشد، غافل از آنکه رشد ما در گرو همین اطاعت و تقوى، همین عبودیت است؛ یعنى اینکه در هر موقعیتى تکلیفمان را بیاوریم و اسیر موقعیت‌هاى خوب و یا بد نباشیم. 📚 صراط، ص ۱۵۰ .
#کتاب
#صراط
#خدا
#علی_صفایی_حائری
#عین_صاد
Read more
خدا رحمت كند مرحوم حاج ملاآقاجان را، من گفتم ما هر چه مي خواهيم به ما نمي دهند. گفت: داده اند، گفتند: ...
Media Removed
خدا رحمت كند مرحوم حاج ملاآقاجان را، من گفتم ما هر چه مي خواهيم به ما نمي دهند. گفت: داده اند، گفتند: پارسال اين موقع يادت هست چه مي خواستي؟ گفتم: بله، گفت: تا حالا داده اند يا نه، فكر كرديم بله، بله. گفت: حالا اين كار بچّه گانه است كه مثلاً تا تو مي گويي يك چيزي بده فوراً دست كنند در جيبشان بدهند! ... خدا رحمت كند مرحوم حاج ملاآقاجان را، من گفتم ما هر چه مي خواهيم به ما نمي دهند.
گفت: داده اند،
گفتند: پارسال اين موقع يادت هست چه مي خواستي؟
گفتم: بله،
گفت: تا حالا داده اند يا نه، فكر كرديم بله، بله.
گفت: حالا اين كار بچّه گانه است كه مثلاً تا تو مي گويي يك چيزي بده فوراً دست كنند در جيبشان بدهند!
اين را بچّه فكر مي كند.
خب يك قدري شرح صدر داشته باش، تحمّل داشته باش، صبر داشته باش، بهترش را به تو مي دهند. 
بعضي افراد مُسن كه خانه دارند، زندگي دارند، ماشين دارند جوان كه بودند مي گفتند خدايا يك اتاق به ما بده در آن زندگي كنيم.
خدا آنجا نداد ولي بعدها حالا يك خانه اي داري مثلاً چند صد متر، ماشين داري، تشكيلات داري. مي دهد منتها يك قدري مي خواهد تو را درستت كند.
خدا ربّ است، ربُّ الارباب است و يك مقدار هم تو خطا كردي.
اين هم حواست جمع باشد اگر به تو نداده است خطا كردي.
بنشين به فكر خطاهاي خودت باش... ✨حضرت آیت الله ابطحی رحمة الله علیه ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ ❌ما توان درک خیلی چیزا رو نداریم.... 🌟امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «دیر اجابت نمودن خداوند، ‌تو را ناامید نکند که همانا بخشش او،‌ بسته به مقدار درخواست است و چه بسا در اجابت دعای تو تأخیر رخ دهد تا درخواست تو طولانی تر گردد و بخشش او کامل تر شود. چه بسا چیزی را خواسته ای و تو را نداده و بهتر از آن را در این دنیا یا آن دنیا داده و یا خیر تو در آن بوده که آن را از تو باز دارد. چه بسا چیزی را طلب نمودی که اگر به تو می داد،‌ تباهی دین و دنیای خود را در آن می دیدی! 📚نهج البلاغه، نامه ۳۱
Read more
“نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن در این حصار جادویی روزگار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت ...
Media Removed
“نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن در این حصار جادویی روزگار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن زبرون کسی نیاید، چوبیاری تو این جا تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن شب غارت تتاران همه ... “نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن

در این حصار جادویی روزگار بشکن

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون

به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن

تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه

لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن

زبرون کسی نیاید، چوبیاری تو این جا

تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه

تو به آذرخشی این سایه دیوسار بشکن

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

تو خود آفتاب خود باش، طلسم کار بشکن

بسرای تا که هستی، که سرودنست بودن

به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن”

شفیعی کدکنی
Read more
Loading...
Load More
Loading...