ای خانه ها

Loading...


Unique profiles
90
Most used tags
Total likes
0
Top locations
ZEEEN, فرودگاه بین‌المللی امام خمینی, Piranshahr (Mukryan)
Average media age
845.4 days
to ratio
10.1
. هرخانه ای #حال و هوای #خاص #خودش را دارد بعضی از خانه ها همین که وارد میشوی عجیب آرامت می کنند  انگار ...
Media Removed
. هرخانه ای #حال و هوای #خاص #خودش را دارد بعضی از خانه ها همین که وارد میشوی عجیب آرامت می کنند  انگار که جادویت کرده باشند بعضی از خانه ها #رسم شان است  صبح های جمعه افتاب نزده تاسر #کوچه را #آب وجارو میکنند بعضی از خانه ها ... هیچ وقت #دلتنگی ندارند بعضی از خانه ها #صبح های زود  بوی ... .
هرخانه ای
#حال و هوای #خاص
#خودش را دارد

بعضی از خانه ها
همین که وارد میشوی
عجیب آرامت می کنند 
انگار که جادویت کرده باشند
بعضی از خانه ها #رسم شان است 
صبح های جمعه افتاب نزده
تاسر #کوچه را #آب وجارو میکنند

بعضی از خانه ها ...
هیچ وقت #دلتنگی ندارند
بعضی از خانه ها #صبح های زود 
بوی #چای تازه دم و #نان برشته می دهند 
و #ظهر ها بوی پیاز داغ ونعنا
و #غروب ها بوی #هل و #دارچین... بعضی خانه ها
انگار مٵمن نورند
بعضی از #خانه ها
آبروی یک #محله اند ... #راستی چرا 
توی #قیمت خانه ها
این چیزها حساب نمیشود ؟؟....
Read more
Loading...
اینجا قلعه رودخان در استان گیلان (فومن) . زیبایی و طبیعت بکر ،قلعه ی بسیااااار زیبا که در دوره ی ساسانیان ...
Media Removed
اینجا قلعه رودخان در استان گیلان (فومن) . زیبایی و طبیعت بکر ،قلعه ی بسیااااار زیبا که در دوره ی ساسانیان ساخته و در دوره ی سلجوقیان مرمت شده ‌واز پایگاه های مبارزاتی اسماعیلیان الموت بوده‌است. این قلعه در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری برای سلطان حسام‌الدین تجدید بنا شده‌است. امیره حسام الدین دباج ... اینجا قلعه رودخان در استان گیلان (فومن) .
زیبایی و طبیعت بکر ،قلعه ی بسیااااار زیبا که در دوره ی ساسانیان ساخته و در دوره ی سلجوقیان مرمت شده ‌واز پایگاه های مبارزاتی اسماعیلیان الموت بوده‌است.

این قلعه در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری برای سلطان حسام‌الدین تجدید بنا شده‌است. امیره حسام الدین دباج فومنی (مظفرالسلطان)، فرمانروای بیه‌پس اولین قدرت منطقه‌ای بود که از اطاعت از صفویان سرپیچی کرد، و قلعه رود خان را بازسازی کرد تا از آنجا به مقاومت بپردازد ولی موفقیتی به دست نیاورد و به دربند گریخت و نهایتاً دستگیر و در تبریز اعدام شد.

قلعه رودخان از دو بخش ارگ و قورخانه تشکیل شده‌است. ارگ در قسمت غربی این بنا در دو طبقه واقع شده و جنس آن از آجر است. قراول‌خانه‌ها در قسمت شرقی در دو طبقه با نورگیرها و روزنه‌های متعدد بر اطراف مسلط است. چشمه‌ای نیز میان قلعه و گودترین محل آن وجود دارد.

بخش شرقی قلعه شامل دوازده ورودی، زندان، درب اضطراری، حمام و آبریزگاه است. بخش غربی دوازده ورودی دارد، چشمه، حوض، آب‌انبار، سردخانه، حمام، آبریزگاه شاه‌نشین و چند واحد مسکونی که با برج و بارو محصور شده‌اند، دیگر بناهای این بخش را تشکیل می‌دهند. ۴۰ برج دیده‌بانی دور تا دور قلعه را احاطه کرده که اتاق‌های هشت ضلعی آن با طاق‌های گنبدی پوشانده شده‌است. دور تا دور دیوارها و برج‌ها روزنه‌هایی شیب‌دار دیده می‌شود که برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی تعبیه شده‌اند. لازم است ذکر شود که در طول تاریخ قلعه، هیچ‌گاه دشمنی به آن نفوذ نکرده و نتوانسته آن را فتح کند.

اینم بگم که باید ورزشکار باشین حتما از ساعت ۱۱:۳۰تا ۱۶:۳۰ رفتن بالای کوه و برگشتنش طول کشید ...خلاصه داغون شدیم تا رفتیم بالا 😐
Read more
<span class="emoji emoji1f3ec"></span> هتل پنج ستاره ترنج <span class="emoji emoji1f3ec"></span> . مجموعه گردشگری و هتل 5 ستاره دریایی ترنج در شمال غربی جزیره کیش (در خلیج فارس ...
Media Removed
هتل پنج ستاره ترنج . مجموعه گردشگری و هتل 5 ستاره دریایی ترنج در شمال غربی جزیره کیش (در خلیج فارس ) در منطقه بکر با اکوسیستم طبیعی واقع گردیده ‏است. این مجموعه در دو فاز تعریف شده است فاز اول هتل بر روی آب و فاز دوم هتل طبقاتی ساحلی ( در حال احداث ) و همچنین رستوران ‏ساحلی ، کافی شاپ ، فست فود ساحلی ، ... 🏬 هتل پنج ستاره ترنج 🏬
.
مجموعه گردشگری و هتل 5 ستاره دریایی ترنج در شمال غربی جزیره کیش (در خلیج فارس ) در منطقه بکر با اکوسیستم طبیعی واقع گردیده ‏است. این مجموعه در دو فاز تعریف شده است فاز اول هتل بر روی آب و فاز دوم هتل طبقاتی ساحلی ( در حال احداث ) و همچنین رستوران ‏ساحلی ، کافی شاپ ، فست فود ساحلی ، رستوران بزرگ خورشید بر روی آب با کف شیشه ای ، کافی شاپ ، رستوران فرنگی بر روی دریا ، ‏رستوران تاج ترنج بر روی آب با دید بسیار عالی از غروب و آبهای آزاد خلیج فارس ، سالن اسپا‎ – ‎ماساژ با کف شیشه ای ، سالن جیم ( ورزش ) ‏کف شیشه ای ، خانه بازی کودک ، مزون ، سالن بیلیارد و … می باشد‎.‎ سوئیتهای این هتل ( 100 عدد ) همگی بر روی دریا احداث گردیده و دارای کف شیشه ای‎( ‎که میهمان می تواند از داخل اتاق کف دریا را ببیند ) و ‏بالکن اختصاصی است . این سوئیتها با اسکله چوبی ( حدود 1 کیلومتری ) به هم متصل شده اند و چیدمان نهایی از بالا تصویر یک بته جقه را بر ‏روی خلیج فارس حک نموده است . واحد ها 40 متری ، 60 متری و 120 متری به ترتیب سوئیت فلت، یک خوابه رویال و‎ VIP 2 ‎خوابه می ‏باشد. برای رفاه حال میهمانان از ماشینهای گلف برای حمل و نقل استفاده می گردد و برای جابه جایی ملزومات روزمره مورد نیاز اتاق ها نیز از ‏ماشینهای ترولی گلف استفاده می گردد‎.‎ اتاق های این هتل دارای مینی بار و اینترنت رایگان می باشند و خدمات اتاق ها به صورت روزانه انجام می گیرد. ترنسفر رفت و برگشت به ‏فرودگاه نیز به صورت رایگان انجام می گیرد همچنین روزانه ترنسفر به مراکز خرید نیز صورت می گیرد.‏ در ساخت این مجموعه تمام تلاشهای انجام گرفته گروه مهندسین سازه ، مشاور ، طراحی و اجرا بر این اساس بوده تا هتل دوستار محیط زیست ‏باشد و کمترین آسیب به محیط زیست برسد و از میهمانان گرانقدر هم انتظار می رود با توجه به اینکه اعتقاد عوامل مجموعه بر این است که شما در ‏اصل میهمان طبیعت هستید موارد حفظ محیط زیست را کامل و جامع عمل نمایید‎.‎
.
امکانات هتل :
رستوران
خدمات 24 ساعته در اتاق
کافی شاپ
ترانسفر فرودگاهی
خشکشویی
صندوق امانات
رستوران فضای باز
کافی شاپ فضای باز
تلویزیون کابلی/ماهواره‌ای
مینی بار رایگان
سشوار
پزشک
.
امکانات ورزشی و تفریحی :
ماساژ
باشگاه بدنسازی
تنیس
بیلیارد
.
خدمات اینترنت :
اینترنت بیسیم رایگان در لابی
اینترنت بیسیم رایگان در اتاقها
Read more
چرا درب #یخچال‌های امروزی مغناطیسی است؟ جذابیت ظاهری یخچال‌های قدیمی یک چیز دیگر است. یخچال‌های ...
Media Removed
چرا درب #یخچال‌های امروزی مغناطیسی است؟ جذابیت ظاهری یخچال‌های قدیمی یک چیز دیگر است. یخچال‌های جاداری که هنوز هم در برخی از خانه‌ها می‌توان آن‌ها را دید، اما همین ظاهر جذاب یک ویژگی مرگ‌آور و خطرناک هم داشته است. حتما می‌پرسید چه چیزی؟ امکان باز شدن در فقط از بیرون. در گذشته متاسفانه کودکان ... چرا درب #یخچال‌های امروزی مغناطیسی است؟

جذابیت ظاهری یخچال‌های قدیمی یک چیز دیگر است. یخچال‌های جاداری که هنوز هم در برخی از خانه‌ها می‌توان آن‌ها را دید، اما همین ظاهر جذاب یک ویژگی مرگ‌آور و خطرناک هم داشته است. حتما می‌پرسید چه چیزی؟ امکان باز شدن در فقط از بیرون.
در گذشته متاسفانه کودکان زیادی به دلیل پنهان شدن در یخچال و خفگی ناشی از نبودن اکسیژن جان خود را از دست دادند. به همین سبب دولت آمریکا، سال 1956، قانونی را با عنوان ایمنی یخچال تصویب کرد. تا پیش از آن زمان یخچال ها فقط از بیرون باز می شدند و درزهای آنها با یک نوار پلاستیکی پوشش داده می شد و همین امر باعث می شد که صدای کودکان به بیرون درز نکند.

قانون تصویب شده سازندگان را موظف می کرد که در یخچال ها را به گونه ای بسازند که از داخل هم باز شود. به همین دلیل بسیاری از کمپانی ها روش مغناطیسی را برگزیدند. این روش باعث می شد که یخچال در مواقع نیاز بسته بماند و هر زمان هم که لازم شد تنها با یک فشار کم باز شود.

حبس شدن کودکان در یخچال آن روزها به قدری رایج بود که آکادمی اطفال آمریکا تحقیقی بر روی تاثیر این اتفاق روی آنها انجام داد.

پس از این قانون خوشبختانه مرگ های ناشی از ماندن در یخچال به اندازه چشمگیری کاهش یافت، اما همان طور که در ابتدا هم گفتیم هنوز هم می توان از این یخچال ها در برخی از خانه ها مشاهده کرد. سال 2013 سه کودک آفریقایی در اثر گیر افتادن در این یخچال ها جان خود را از دست دادند.
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span> دوستان عزیز خوشبختانه حال آقای قناد خوبه و خیلی زود مرخص میشن خیلی ممنون از تمام کسانی که جویای احوال ...
Media Removed
دوستان عزیز خوشبختانه حال آقای قناد خوبه و خیلی زود مرخص میشن خیلی ممنون از تمام کسانی که جویای احوال بودن، التماس دعا. با آرزوی سلامتی برای همه شما عزیزان. شعر زیر‌ هم سروده خانم رودابه حمزه ای عزیز هست: تقدیم به عموقناد عزیز که در بستر بیماری هم به فکر بچه ها هستند: بچه ها در انتظار... مرد نا ... 🌹
دوستان عزیز خوشبختانه حال آقای قناد خوبه و خیلی زود مرخص میشن خیلی ممنون از تمام کسانی که جویای احوال بودن، التماس دعا.
با آرزوی سلامتی برای همه شما عزیزان.
شعر زیر‌ هم سروده خانم رودابه حمزه ای عزیز هست:
تقدیم به عموقناد عزیز که در بستر بیماری هم به فکر بچه ها هستند:

بچه ها در انتظار...
مرد
نا امید از روند کار
استرس ، فشار... قیمتی تر از تمام خاطرات بی شمار
نرخ گنج کودکی
نرخ رنج های خنده دار
قدر زحمت تو را حساب می کنند...بچه ها و خاطرات بی شمار
ده و ده
یک کف قشنگ و جیغ ویک هورااا
ای عزیز بچه ها
زودتر صدای خنده را
سوی خانه ها بیار
🌼
#مجیدقناد #عموقناد #مجید_قناد #عمو_قناد #majidghanad
Read more
...به او یك گونی داد <span class="emoji emoji1f538"></span>علینقی (پدر حاج آقا قرائتی)، كاسب مؤمن و خیری بود. نخ ابریشم و قالی میفروخت. ...
Media Removed
...به او یك گونی داد علینقی (پدر حاج آقا قرائتی)، كاسب مؤمن و خیری بود. نخ ابریشم و قالی میفروخت. یك عمر جلسات مذهبی در خانه ها و تكیه ها به راه انداخته و كلی مسجد مخروبه را آباد كرده بود ولی از نعمت فرزند محروم بود. . آنهایی كه حسودی شان می شد و چشم دیدنش را نداشتند، دنبال بهانه می گشتند تا نمكی به ... ...به او یك گونی داد
🔸علینقی (پدر حاج آقا قرائتی)، كاسب مؤمن و خیری بود. نخ ابریشم و قالی میفروخت. یك عمر جلسات مذهبی در خانه ها و تكیه ها به راه انداخته و كلی مسجد مخروبه را آباد كرده بود ولی از نعمت فرزند محروم بود.
.
🔸آنهایی كه حسودی شان می شد و چشم دیدنش را نداشتند، دنبال بهانه می گشتند تا نمكی به زخمش بپاشند؛ آخر بعضی ها عقده پدر علینقی را هم به دل داشتند؛ (پدر بزرگ حاج آقا قرائتی) پیرمردی كه رضاخان قلدر هم نتوانسته بود جلسات قرآن خانگی او را تعطیل كند. علینقی هم در اوج لجاجت و مبارزه رضاخانی با مظاهر دینی، استاد جلسات قرائت قرآن بود و مردم به قرائتی می شناختندش؛ همان لقبی كه با صدور شناسنامه به عنوان فامیل برایش ثبت شد.
.
🔸علینقی راه پدر را ادامه داده بود اما الان پسری نداشت كه او هم به راه پدری برود. به خاطر همین همسایه كینه توز بهانه خوبی پیدا كرده بود تا آتش حسادتش را بیرون بپاشد.
.
🔸در زد. علینقی آمد دم در. مردک به او یك گونی داد و گفت: «حالا كه تو بچه نداری، بیا اینها مال تو، شاید به كارت بیاید». علینقی در گونی را باز كرد.
.
🔸 ۱۱ تا بچه گربه از توی آن ریختند بیرون. قهقهه مردک و صدای گریه علینقی قاتی شد.
.
🔸چیزى که ذهن و فکر او را مشغول مى‏کرد، این بود که تا حدود سن چهل سالگى صاحب فرزندى نشده بود. تا این که با همه مشکلات موجود در آن زمان،موفق به زیارت خانه خدا و اعمال حج گردید.
.
🔸نكته جالب و قابل توجه ديگر اينكه؛ آن دلسوخته و عاشق، در همان سفر در كنار خانه خدا چنين مناجات و دعا مي‌‌كند: ای خدايي كه فرموده‌‌اي: «ادعوني استجب لكم» (بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را!) اي خالق يكتا! فرزندي بمن عطا فرما كه مبلّغ قرآن و دين تو باشد. .
🔸خدایی كه دعای زكریای سالخورده را در اوج ناامیدی اجابت كرده بود، ۱۱فرزند به علینقی داد.
.
🔸پدر كه نذر كرده بود پسرش طلبه شود، هر چقدر اصرار می كرد به بن بست می خورد. محسن پایش را كرده بود توی یك كفش كه من حوزه برو نیستم؛ می خواهم بروم دبیرستان و رفت.
.
🔸یك روز چند تا از همكلاسی هایش را دید كه در راه مدرسه، مزاحم مردم می شدند. او هم آنتن بازی اش گل كرد و راپرت آنها را به مدیر داد. مدیر هم یك حال حسابی به آنها داد. آنها هم برای آنكه با محسن بی حساب شوند، چنان كتك مفصلی به محسن زدند كه با تن له و لورده و سر و صورت زخمی به زور خودش را به خانه رساند.
.
🔸پدر گفت: «چی شده؟» محسن گفت: «هیچی، فقط می خواهم بروم حوزه علمیه و طلبه بشوم».
.
🔸تصویر حاج آقا قرائتی در کنارمزار علینقی قرائتی و تصویر دوم مرحوم علینقی
Read more
Loading...
اشتباه بزرگی بود درب فاحشه خانه ها را بستند!! آن زمان مردها مجبور نبودند برای تخلیه یک حس حیوانی عشق ...
Media Removed
اشتباه بزرگی بود درب فاحشه خانه ها را بستند!! آن زمان مردها مجبور نبودند برای تخلیه یک حس حیوانی عشق را بهانه کنند با عشق وارد شوند ، دروغ بگویند بعد اعتراف به اشتباه کنند. آن وقت ها از یک رابطه ی پست شروع میشد و گاهی عاشق میشدند و آب توبه ای میریختند و انسانی بیچاره و گمراه نجات پیدا میکرد! امروز ... اشتباه بزرگی بود درب فاحشه خانه ها را بستند!!
آن زمان مردها مجبور نبودند برای تخلیه یک حس حیوانی عشق را بهانه کنند
با عشق وارد شوند ، دروغ بگویند بعد اعتراف به اشتباه کنند.
آن وقت ها از یک رابطه ی پست شروع میشد و گاهی عاشق میشدند و آب توبه ای میریختند و انسانی بیچاره و گمراه نجات پیدا میکرد!
امروز چه؟
با یک رابطه ی خدایی به نام عشق آغاز میشود و به مرور انسانی مظلوم و بی گناه تبدیل به محکوم بینوایی میشود که نمیداند جرمش چیست!
اشتباه بود درب فاحشه خانه ها را بستند ! آن روزها فاحشه ای با مردانگی یک مرد نجات پیدا میکرد این روزها زنان بیگناه با نامردی مردان فاحشه میشوند... ⭐ آقای خاص ⭐
Read more
@siina_rahiimi عکس جادویی ... رمانی مسحورکننده ... یا جسی نویسنده‌‌ای است با استعدادی اعجاب‌انگیز ...
Media Removed
@siina_rahiimi عکس جادویی ... رمانی مسحورکننده ... یا جسی نویسنده‌‌ای است با استعدادی اعجاب‌انگیز ایزابل ویلکرسون، منتقد کتاب نیویورک تایمز رمان اولی تأثیرگذار که تا مدت‌ها پس از پایان خواندنش همراهتان می‌ماند. وقتی مردم درباره‌ی همه‌ی چیزهایی که ادبیات می‌تواند بهتان بدهد صحبت ... @siina_rahiimi عکس
جادویی ... رمانی مسحورکننده ... یا جسی نویسنده‌‌ای است با استعدادی اعجاب‌انگیز
ایزابل ویلکرسون، منتقد کتاب نیویورک تایمز

رمان اولی تأثیرگذار که تا مدت‌ها پس از پایان خواندنش همراهتان می‌ماند. وقتی مردم درباره‌ی همه‌ی چیزهایی که ادبیات می‌تواند بهتان بدهد صحبت می‌کنند، منظورشان چنین کتاب‌هایی است.
استف اپیتز، ‌ماری کلر

خانواده به جنگل می‌ماند: بیرونش که باشی، پرپشت و متراکم است؛ درونش که باشی، می‌بینی هر درختی جای خود را دارد.
ضرب‌المثل آکانی 📙
📙 «خانه‌روان»
یا جسی
مترجم: محمد حکمت
نشرنون -از #پرفروش های نیویورک تایمز

#خانه_روان #یا_جسی #محمد_حکمت #کتاب_جدید #کتابدونی #کتاب #کتابخوانی #کتابفروشی #بازگشت_به_خانه #homegoing #جایی_که_ماه_نیست #هیچ_وقت_خانواده_ای_داشته_ای
#خانه_روان
Read more
Loading...
. ۱. روزهای آخر اسفند، روزهایِ شلوغی و هیجان و ذوق و شوق است. آدمها در جوشش‌ند. دختر پنج ساله جوجه رنگی ...
Media Removed
. ۱. روزهای آخر اسفند، روزهایِ شلوغی و هیجان و ذوق و شوق است. آدمها در جوشش‌ند. دختر پنج ساله جوجه رنگی می‌خواهد. پسر ده ساله سویی‌شرتِ قرمزِ جلف را پشت ویترین گرانترین بوتیک شهر پسندیده. دختر نوجوان قهر کرده و از اتاقش بیرون نمی‌آید تا خانواده‌اش را مجبور کند، اجازه دهند برای اولین بار صورتش را ... .
۱. روزهای آخر اسفند، روزهایِ شلوغی و هیجان و ذوق و شوق است. آدمها در جوشش‌ند. دختر پنج ساله جوجه رنگی می‌خواهد. پسر ده ساله سویی‌شرتِ قرمزِ جلف را پشت ویترین گرانترین بوتیک شهر پسندیده. دختر نوجوان قهر کرده و از اتاقش بیرون نمی‌آید تا خانواده‌اش را مجبور کند، اجازه دهند برای اولین بار صورتش را اصلاح کند. تازه عروس ها دنبال متفاوترین سفره هفت سین می‌گردند. سبزه و سنبل میان شلوغی و آلودگی سعی می‌کنند تازه و سرحال باقی بمانند. ماهی‌ها از تنگ‌های شیشه‌ایِ قدیمی درآمده و در حوضچه‌های آبی فیروزه‌ای جای گرفته‌اند.
همه‌ی ذوق و بدو بدو، ناگهان -و غریبانه- در لحظه سال تحویل پایان می‌یابد. خیابان‌ها خلوت می‌شود. مغازه‌ها بسته و چراغها کم نور و خاموش می‌شوند. باورت نمی‌شود که تا چند ساعت قبل همین خیابان پر از هیاهوی عابران و دست فروش‌ها بود. صبح روز اول عید با اینکه همه‌ی سور و سات مهیاست اما چیزی کم است. گردی نامرئی از بی‌حوصلگی و خستگی با رخوتِ بهاری همه‌ی خانه‌ها را فرا میگیرد. چه شده؟ برای ما که با این فرهنگ بزرگ شده‌ایم، شاید این چرخش صد و هشتاد درجه ای در لحظه سال تحویل عادی باشد، اما این چیزی از عجیب بودنش کم نمی‌کند.
۲. ازدواج هم همین است. دوره‌ی دوستی همان شگفتی و میل و هوس اسفند ماه است. سال تحویل لحظه‌ی عقد و عید روزهای بعد از ازدواج است. جوشش از بین می‌رود و لباسهای نو، تشریفات و آیین‌های دست و پاگیر جای آن را می‌گیرد. پس اگر بعد از ازدواج احساس یکنواختی یا کاهش احساسات رو تجربه کردید، نگران نباشید. این یک «حَوِّل حالِنا»ست و شمایید که با نوع انتخاب و تصمیم‌گیری‌هایتان می‌توانید آن را به «اَحسَنِ الحال» تبدیل کنید. کافی ست همه‌ی «بایدهای» ذهنی‌تان را دور بریزید و فقط آن کاری را بکنید که حالِ رابطه‌تان را خوب کند.
۳. بهترین رابطه‌ها و عاشقانه‌ترین ازدواج‌ها را در سال جدید برایتان آرزو می‌کنم.
Read more
. للحق پست نوشت:. تا حالا به این فکر کردید که چرا یزید فقط اصرار داشت که از #امام_حسین_علیه_السلام ...
Media Removed
. للحق پست نوشت:. تا حالا به این فکر کردید که چرا یزید فقط اصرار داشت که از #امام_حسین_علیه_السلام بیعت بگیرد؟ . خیلی افراد دیگری هم بودند که بیعت نکردند,عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر و امثال اینها ,تازه در مکه هم آزادانه زندگی می کردند.هیچ نامه ای هم یزید نفرستاد که اگر بیعت نکردند,آنها ... .
للحق پست نوشت:.
تا حالا به این فکر کردید که چرا یزید فقط اصرار داشت که از #امام_حسین_علیه_السلام بیعت بگیرد؟
.
خیلی افراد دیگری هم بودند که بیعت نکردند,عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر و امثال اینها ,تازه در مکه هم آزادانه زندگی می کردند.هیچ نامه ای هم یزید نفرستاد که اگر بیعت نکردند,آنها را بکشید.فقط دستور آمد که حسین علیه السلام را بکشید.
.
مأمورانی هم که بنا بود امام علیه السلام را بکشند روز هفتم ذی الحجه وارد مکه شدند و مُحرم شدند و قرار بود روز هشتم موقع رسمی شدن مراسم حج توسط شمشیرهایی که زیر احرام خود بسته بودند امام حسین علیه السلام را بکشند.
.
اما امام حسین همان روز از مکه خارج شدند.واقعا چرا باید امام حسین علیه السلام کشته شود اما زنده ماندن امثال عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر که مخالفت هم می کردند ,مهم نبود؟
.
بودن امام حسین علیه السلام آن نوع بودنی است که حق و باطل را می فهمد و می فهماند اما امثال ابن عمرها و ابن زبیرها بودنشان آنگونه نیست که مردم به وسیله آنها معنی حق و باطل را بفهمند ,چرا که خودشان یزیدی دیگرند منتها در ظاهری مقدس.
.
ما هم به همان اندازه که قدرت تشخیص جبهه حق و باطل را داشته باشیم حسینی هستیم و هر اندازه در این تشخیص دچار ضعف و سهل اندیشی و سطحی نگری باشیم به ابن عمرها نزدیکیم.
.
اکنون که تا حدودی فرهنگ معاویه حاکم گشته و رسانه ها نقش منبر معاویه را به دست گرفته اند حسینی بودن و حسینی ماندن هنر است.
.
#دلنوشت:
سردر این خانه ها با ما و پرچم باخودت
دسته سینه زنی با ما ولی دم با خودت
روزی اشک تمام نوکران هم باخودت
واقعاً دلواپسیم آقا محرم باخودت
از عزاداران آن آقای عطشانیم ما
رفته رفته نالۀ مظلوم دارد میرسد
مادری با کودکی معصوم دارد میرسد
آه آه خواهری مهموم دارد میرسد
خنجر کندی روی حلقوم دارد میرسد
از غم انگشترش پاره گریبانیم ما
چکمه ای آمد کنار پیکرش یابن شبیب
روی تل می زد به صورت خواهرش یابن شبیب
جای او شمر آمده بالاسرش یابن شبیب
آه آه از ضربه های آخرش یابن شبیب
انتهای روضه را زنده نمی مانیم ما .
#محرم
#ارباب_بوی_محرمت_می_آید
#کربلا
#شمر_زمانه_ات_را_بشناس
#بصیرت
#فتنه
#عاشورا
Read more
• #چیدانه برگزار می کند! کارگاه آموزش گلدوزی به روش مدرن در #آکادمی_چیدانه @chidanehacademy ...
Media Removed
• #چیدانه برگزار می کند! کارگاه آموزش گلدوزی به روش مدرن در #آکادمی_چیدانه @chidanehacademy هنر #گلدوزی از جمله صنایع دستی است که قدمت بسیار زیادی در ایران دارد. این روزها نقش آفرینی نخ ها روی پارچه ها محدود به الگوهای سنتی و طرح های کلاسیک نمی شود. الگوهای متعدد گلدوزی مدرن کمک کرده تا بتوانیم ...
#چیدانه برگزار می کند!
کارگاه آموزش گلدوزی به روش
مدرن در #آکادمی_چیدانه
@chidanehacademy
هنر #گلدوزی از جمله صنایع دستی است که قدمت بسیار زیادی در ایران دارد. این روزها نقش آفرینی نخ ها روی پارچه ها محدود به الگوهای سنتی و طرح های کلاسیک نمی شود. الگوهای متعدد گلدوزی مدرن کمک کرده تا بتوانیم از دیدن خلاقیت هنرمندان چیره دست بیشتر از پیش لذت ببریم و از هنر آنها برای زیباتر کردن خانه هایمان استفاده کنیم. هنر گلدوزی می تواند نقش بسیار مهمی در چیدمان #دکوراسیون_داخلی منزل داشته باشد. استفاده از آن بر روی عناصر پارچه ای خانه به تنوع بخشیدن به فضا کمک خواهد کرد. حمایت از صنایع دستی علاوه بر حفظ هنرهای ملی، می تواند پشتوانه اقتصادی برای هنرمندان ایران باشد.
• مدرس: تارا پرهیزی
@tarahandmadee • نکته: ابزار مورد نیاز برای آموزش در کارگاه در اختیار هنرآموزان قرار خواهد گرفت.
• مدت کارگاه: 5 ساعت
• زمان: پنجشنبه 15 شهریور 1397 - ساعت ۸ صبح تا ۱۳
🔹کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام از طریق لینک زیر یا لینک موجود در بیو 👇🏻
https://goo.gl/U4qEha
Read more
<span class="emoji emoji1f534"></span>سوال: آیا عدد۱۳ نحس است؟ <span class="emoji emoji1f535"></span>جواب: "هوالعادل" <span class="emoji emoji1f536"></span>یکی از مسائلی که باعث ضربه زدن به ریشه های اعتقادی ...
Media Removed
سوال: آیا عدد۱۳ نحس است؟ جواب: "هوالعادل" یکی از مسائلی که باعث ضربه زدن به ریشه های اعتقادی و فرهنگی ما می شود اعتقاد به مسائل خرافی است. مثلاً درباره اعداد، از همه مظلوم تر عدد ۱۳ است. این خرافه فقط مختص ملت ما هم نیست، ملت های به اصطلاح پیشرفته، اروپایی ها و آمریکایی ها بیشتر از ما به این ... 🔴سوال:
آیا عدد۱۳ نحس است؟ 🔵جواب:
"هوالعادل"
🔶یکی از مسائلی که باعث ضربه زدن به ریشه های اعتقادی و فرهنگی ما می شود اعتقاد به مسائل خرافی است.
🔸مثلاً درباره اعداد، از همه مظلوم تر عدد ۱۳ است.
این خرافه فقط مختص ملت ما هم نیست، ملت های به اصطلاح پیشرفته، اروپایی ها و آمریکایی ها بیشتر از ما به این عدد حمله کرده اند. مثلاً سازمان ملل طبقه ۱۳ندارد! در ایتالیا پلاک خانه ها را به جای سیزده، ۱۲+۱ می نویسند! مسیحیان هیچ وقت سیزده نفری سر یک میز غذا نمی خورند! مردم سوئد اگر تعطیلات آخر هفته شان به سیزدهم بیفتد می گویند هفته نحسی در راه دارند! در برخي كشورها درون هواپيماها جاي صندلي شماره ۱۳ را خالي مي گذارند! گويا اگر هواپيما خواست سقوط كند فقط صندلي شماره ۱۳ سقوط مي كند! يا گاه ديده مي شود كه برخي از ورزشكاران از پوشيدن لباس شماره ۱۳خود داري مي كنند!
🔷اعداد و روزها چه جرم و جنایتی مرتکب شده اند که آنها را #نحس بدانیم!! اصلاً اختیاری دارند؟! ما نتیجه ی بدِ افکار و کارهای اشتباه خود را به گردن روزها و اعداد بی گناه انداخته ایم، به جای اینکه #مسیولیت کار خود را بپذیریم.
عطسه می کنیم می گوییم صبر آمد! خطای خود را به گردن گربه و کلاغ و جغد بی گناه می اندازیم! با سبزه عید گره زدن از نحسی خارج نخواهیم شد، ۱۳ چه گناهی دارد؟! اگر سیزده عدد نحسی بود 👈
هجرت پیامبر از مکه به مدینه در سال ۱۳ بعثت نبود، اگر ۱۳ نحس بود خدا حضرت علی با آن همه عظمت را در خانه خدا روز سیزده رجب به دنیا نمی فرستاد.
🔶کلمه #نحس در قرآن درباره نزول عذاب بر قوم عاد آمده است. آن روزی که مردم با عمل اشتباه، سرنوشت خود را به تباهی می کشاند، آن روز، روز نحس است. 🔷 این حرف‌ها که ایام را گناهکار بدانیم و برای آنها نحوست قائل شویم، نه تنها فایده‌ای به حالمان ندارد، بلکه خدا علیه ما اعلام جرم خواهد کرد و در قیامت از ما سوال خواهد کرد که چرا مخلوق بی‌گناه مرا مجرم دانستید؟
🔶اگر بخواهيم اين مسائل خرافی را ريشه يابي كنيم، مي بينيم كه عدد ۱۳ بر مي گردد به روز ولادت امير المومنين علي(ع).
🔸یا مقدس بودن نعل اسب در برخي مناطق که ريشه آن بر مي گردد به روز عاشورا كه اسبها توسط حرام زادگان يزيد بر پيكر مطهر امام حسين (ع) تاختند.
🔸یااستفاده از اسم امامان معصوم در ضرب المثل هاي منفي و... مثلا: طرف خودش را زده به كوچه علي چپ!
یا اسامی ای كه در مورد چيزهاي بنجول به كار مي برند، مثلاً فلان چيز جواده!
به نظر شما آيا اسم ديگري وجود نداشت كه از اسم امامان معصوم در چنين مواردي استفاده مي شود⁉️
✍برگرفته از کتاب ده گفتار
Read more
Loading...
97/03/04 #ایران #بوشهر این روزهای زندگی ما.. ما در الان زندگی نمیکنیم... در آینده هم زندگی نمیکنیم.. از ...
Media Removed
97/03/04 #ایران #بوشهر این روزهای زندگی ما.. ما در الان زندگی نمیکنیم... در آینده هم زندگی نمیکنیم.. از تمام سه حالت گذشته حال و آینده فقط به وجود گذشته اعتقاد دارم.. زمان حالی وجود ندارد.. هیچ ثانیه ای "الان" نیست.. تا بخواهی بگویی "الان"، ثانیه اش وارد گذشته میشود... آینده هم نیست.. ... 97/03/04
#ایران #بوشهر
این روزهای زندگی ما..
ما در الان زندگی نمیکنیم...
در آینده هم زندگی نمیکنیم..
از تمام سه حالت گذشته حال و آینده فقط به وجود گذشته اعتقاد دارم..
زمان حالی وجود ندارد.. هیچ ثانیه ای "الان" نیست.. تا بخواهی بگویی "الان"، ثانیه اش وارد گذشته میشود...
آینده هم نیست.. تا بخواهی بگویی "بعد"، آن هم سریع از حال تو میگذرد و به آغوش گذشته می رود...
نمیدانم گذشته چه مه دلبری است که حال و آینده شتابان بسویش در جست و خیزند...
زمان انگار هیچ معنایی ندارد... می آید ، می رود، خواهد آمد...
نمیدانم متعلق به کدام دوره معاصر باید باشم. .. اما می دانم به این روزهایش تعلقی ندارم...
شاید به معاصری تعلق دارم که پنجره خانه ها و آسمان حیاطش پر از نور خداست...همان زمانی که صدایی جز سکوت در کوچه هایش نبود و حتی نفس هایت هم برایت نت زندگی بود... انگار خدا هم حواسش نبوده به حال و آینده ای که قدم روی زمینش گذاشتم..
#شیوا_محمدی
....
این روزها چقدر دلتنگ #عود هستم...
این روزها چقدر دلتنگ خودم هستم...
کاش جاده ای باشد و رفتن و رفتن....
....
👸🌹🍃🌼
Read more
من دهه پنجاهی هستم نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است !! من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم را روی ...
Media Removed
من دهه پنجاهی هستم نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است !! من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم را روی یخها به سوی شعبه نفت هُل داده ام ! من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام! من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را در آسمان ... من دهه پنجاهی هستم
نعش مرا به خاک نسپارید !
نعشِ من مسموم است !!
من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم را روی یخها به سوی شعبه نفت هُل داده ام ! من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام! من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را در آسمان تماشا کرده ام ! من مدادِ سیاه ِ"سوسمار" نشانم را آنقدر تراشیده ام که توی مُشتِ کوچکم جا شده و باز هم دست از سرش بر نداشته ام !من توی دفترِ کاهی مشق نوشته ام !من شبهایِ "وفات"ِ زیادی به عکسِ سیاه و سفیدِ آن منارهِ مسجد (توی تلویزیون) زُل زده ام و ناله تکرار شونده نِیِ عزا را تا آخرِ شب گوش داده ام ! من خیلی از شبها که برق رفته است شمع روشن کرده ام! و دزدکی اشکِ شمع را توی پیاله آب چکانده ام تا "بِمیرَد " ! من پاترولِ «کمیته»، بنز سیاه «گشت ضربت» و وَن سبز «گشت ارشاد» را دیده ام !
من رنگ زدنِ دستها را دیده ام به جُرمِ پوشیدنِ پیراهنِ آستین کوتاه!
من قیچی کردن موی بلند و کراوات مردان و پونز بر پیشانی دخترانی که چند مویشان بیرون بود دیده ام!
من هم مدرسه ای ام را توی یک جعبه نئوپانی "تشییع " کرده ام ! هر دوشنبه , هر پنجشنبه !
بوی جنازه آدمیزاد را که گلاب هم پنهانش نمیکرد بارها استشمام کرده ام ! من بارها "گیرِ" گشت های لباس سبز افتاده ام که پرسیده اند :اینجا چه کار میکنی؟! .
آنجا که خیابان بود و من مجبور بوده ام از آن بگذرم!
من ویدئو را "قایمکی" دیده ام !
من نوارِ کاست را جاسازی کرده ام !
نواری که صدایِ"معین" رویَش ضبط شده بود ,با کلی خش خش و تق و توق ! من بوکس و شطرنج (حــرام) بازی کرده ام! مدام من کارتونِ سانسور شده دیده ام بارها و بارها !
من دزدها را در خانه ها دیده ام و پلیس ها را بر پشت بام خانه‌ها که آمده بودند دیش‌های ماهواره را جمع کنند! من مدتها فکر کرده ام آن جوانِ عینکی با سِبیل کوچک (صادق هدایت),خودِ شیطان است که همه از کتابهایی که عکسِ او روی جلدش باشد میترسند ! من خیلی شبها جلویِ تلویزیون خوابم برده در انتظارِ تمام شدن سخنرانیهاِی پر از جمله هایِ بی سر و ته عربی , تا فیلمِ سینمایی ببینم !من با جنگ , ترس, تحریم , غم , شعار , سخنرانی , کمبود , عقده زور , ریا, بلندگو , کوپن , دروغ و حسرت بزرگ شده ام و دارم پیر میشوم !من بره دست آموز صاحب منصبانی هستم که به من شعارمرگ برآمریکاراآموختند ولی خودوفرزندانشان برای کسب علم به امریکامیروند؟!من نسل بزرگ نشده ی این انقلابم
مرا آتش بزنید و خاکسترم را به باد بسپارید!!!!
من متولد دههء پنجاهم .....
Read more
‌‌ عجله کنید!!<span class="emoji emoji1f3c3"></span><span class="emoji emoji1f3c3"></span><span class="emoji emoji1f3c3"></span> تنها دو روز برای ثبت نام باقی مونده. . . . . چیدانه برگزار می کند! کارگاه ...
Media Removed
‌‌ عجله کنید!! تنها دو روز برای ثبت نام باقی مونده. . . . . چیدانه برگزار می کند! کارگاه آموزش گلدوزی به روش مدرن در آکادمی چیدانه @chidanehacademy هنر گلدوزی از جمله صنایع دستی است که قدمت بسیار زیادی در ایران دارد. این روزها نقش آفرینی نخ ها روی پارچه ها محدود به الگوهای سنتی و طرح ... ‌‌
عجله کنید!!🏃🏃🏃
تنها دو روز برای ثبت نام باقی مونده.
.
.
.
.
چیدانه برگزار می کند!
کارگاه آموزش گلدوزی به روش
مدرن در آکادمی چیدانه
@chidanehacademy
هنر گلدوزی از جمله صنایع دستی است که قدمت بسیار زیادی در ایران دارد. این روزها نقش آفرینی نخ ها روی پارچه ها محدود به الگوهای سنتی و طرح های کلاسیک نمی شود. الگوهای متعدد گلدوزی مدرن کمک کرده تا بتوانیم از دیدن خلاقیت هنرمندان چیره دست بیشتر از پیش لذت ببریم و از هنر آنها برای زیباتر کردن خانه هایمان استفاده کنیم. هنر گلدوزی می تواند نقش بسیار مهمی در چیدمان دکوراسیون داخلی منزل داشته باشد. استفاده از آن بر روی عناصر پارچه ای خانه به تنوع بخشیدن به فضا کمک خواهد کرد. حمایت از صنایع دستی علاوه بر حفظ هنرهای ملی، می تواند پشتوانه اقتصادی برای هنرمندان ایران باشد.

مدرس: تارا پرهیزی
@tarahandmadee
نکته: ابزار مورد نیاز برای آموزش در کارگاه در اختیار هنرآموزان قرار خواهد گرفت.
مدت کارگاه: 5 ساعت
زمان: پنجشنبه 15 شهریور 1397
کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام از طریق لینک زیر یا لینک موجود در بیو :
https://goo.gl/U4qEha
Read more
Loading...
چیدانه برگزار می کند! کارگاه آموزش گلدوزی به روش مدرن در آکادمی چیدانه @chidanehacademy هنر ...
Media Removed
چیدانه برگزار می کند! کارگاه آموزش گلدوزی به روش مدرن در آکادمی چیدانه @chidanehacademy هنر گلدوزی از جمله صنایع دستی است که قدمت بسیار زیادی در ایران دارد. این روزها نقش آفرینی نخ ها روی پارچه ها محدود به الگوهای سنتی و طرح های کلاسیک نمی شود. الگوهای متعدد گلدوزی مدرن کمک کرده تا بتوانیم ... چیدانه برگزار می کند!
کارگاه آموزش گلدوزی به روش
مدرن در آکادمی چیدانه
@chidanehacademy
هنر گلدوزی از جمله صنایع دستی است که قدمت بسیار زیادی در ایران دارد. این روزها نقش آفرینی نخ ها روی پارچه ها محدود به الگوهای سنتی و طرح های کلاسیک نمی شود. الگوهای متعدد گلدوزی مدرن کمک کرده تا بتوانیم از دیدن خلاقیت هنرمندان چیره دست بیشتر از پیش لذت ببریم و از هنر آنها برای زیباتر کردن خانه هایمان استفاده کنیم. هنر گلدوزی می تواند نقش بسیار مهمی در چیدمان دکوراسیون داخلی منزل داشته باشد. استفاده از آن بر روی عناصر پارچه ای خانه به تنوع بخشیدن به فضا کمک خواهد کرد. حمایت از صنایع دستی علاوه بر حفظ هنرهای ملی، می تواند پشتوانه اقتصادی برای هنرمندان ایران باشد.

مدرس: تارا پرهیزی
@tarahandmadee
نکته: ابزار مورد نیاز برای آموزش در کارگاه در اختیار هنرآموزان قرار خواهد گرفت.
مدت کارگاه: 5 ساعت
زمان: پنجشنبه 15 شهریور 1397
کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام از طریق لینک زیر یا لینک موجود در بیو :
https://goo.gl/U4qEha
Read more
«کلاغ» به تو حسادت می کنم! کلاغ غارغارگوی چهار صبح! سحرخیز پر قیل و قال با چشم های کافکایی ات! بیدار ...
Media Removed
«کلاغ» به تو حسادت می کنم! کلاغ غارغارگوی چهار صبح! سحرخیز پر قیل و قال با چشم های کافکایی ات! بیدار می شوی که سایه ات را به فتح بام خانه ها ببری، گردوی نورسیده بدزدی، سر به سر گنجشک ها بگذاری و گول روباه های چرب زبانی را نخوری که -مثل من- به بال هایت حسادت می کنند. می خواستم مثل تو در انتهای ... «کلاغ»

به تو حسادت می کنم!
کلاغ غارغارگوی چهار صبح!
سحرخیز پر قیل و قال
با چشم های کافکایی ات!

بیدار می شوی که سایه ات را
به فتح بام خانه ها ببری،
گردوی نورسیده بدزدی،
سر به سر گنجشک ها بگذاری
و گول روباه های چرب زبانی را نخوری
که -مثل من-
به بال هایت حسادت می کنند.

می خواستم مثل تو
در انتهای هیچ قصه ای
به خانه نرسم.
می خواستم
مالک مرموز آسمان باشم،
باد را زیر بال هایم حس کنم
و در سپیده ی صبح
خواب از چشم دیگران بگیرم،
با قارقار سرخوشانه ام.

به تو حسادت می کنم،
-کلاغ ناپیدای چهار صبح -
که بیشتر از من زنده می مانی.

یغما گلرویی

photo by yaghma golrouee
Read more
... به زندگی فکر کن ؛ ولی برای آن غصه نخور دیدن حقیقت است؛ ولی درست دیدن، فضلیت... مهربان باش و ...
Media Removed
... به زندگی فکر کن ؛ ولی برای آن غصه نخور دیدن حقیقت است؛ ولی درست دیدن، فضلیت... مهربان باش و دوست بدار و عاشق باش شاید فردایی نباشد شاید فردایی باشد اما عزیزی نباشد... #دکتر_الهی_قمشه‌‌ای ... خانه مشیرالملک انصاری یکی از زیباترین بناهای زمان قاجار در اصفهان #همگردی #اصفهان ... ...
به زندگی فکر کن ؛
ولی برای آن غصه نخور
دیدن حقیقت است؛
ولی درست دیدن، فضلیت...
مهربان باش
و دوست بدار
و عاشق باش
شاید فردایی نباشد
شاید فردایی باشد
اما عزیزی نباشد...
#دکتر_الهی_قمشه‌‌ای
...
خانه مشیرالملک انصاری یکی از زیباترین بناهای زمان قاجار در اصفهان 😍👌
#همگردی #اصفهان #اصفهانگردی #ایران #ایرانگرد #خانه_تاریخی #خانه_مشیر #مشیر_الملک #معماری #هنر #توریست #توریسم #خانه_مشیر_الملک_انصاری #سفر #مسافرت #دیدنی #دیدنیهای_اصفهان #ایرانگردی #instalike #instatravel #instagood
Photo by @reza_rafiee
Judge @_elham_ju

مارا از طريق هشتگ #hamgardi دنبال كنيد

خوشحال میشیم نظرتون رو درباره عکس یا متن باما درمیان بگذارید 🙏☺️

📍 اگه از تصویر لذت میبرید و عاشق این زیبایی هستید با دعوت دوستانتون اونها رو در این لذت و زیبایی شریک کنید 🙏
ممنون از این که ؛
- ✈ دوستای واقعی تو تگ میکنی
- ❤ لایک 💛 کامنت 💙 فالو میکنی
- 👉 سفر ها و ماجراهای مارو دنبال میکنی
Read more
Loading...
این پیج شهر کرمانشاه و مردم کورده چند کلامی از ما بشنوید مسئولین نه تنها حرف من بلکه حرف بیشتر مردم ...
Media Removed
این پیج شهر کرمانشاه و مردم کورده چند کلامی از ما بشنوید مسئولین نه تنها حرف من بلکه حرف بیشتر مردم کرمانشاهه 🏻🏻🏻🏻🏻🏻🏻🏻🏻 هشت ماه پیش وسط سرمای شدید زلزله میاد خانه ها آوار میشن مردم بی پناهو بیکس میشن و مسئولین و دولت قول میدن ک خیلی زود خانه ها بازسازی میشه خانه های ضد زلزله میسازن برای ... این پیج شهر کرمانشاه و مردم کورده
چند کلامی از ما بشنوید مسئولین
نه تنها حرف من بلکه حرف بیشتر مردم کرمانشاهه
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
هشت ماه پیش وسط سرمای شدید زلزله میاد خانه ها آوار میشن مردم بی پناهو بیکس میشن و مسئولین و دولت قول میدن ک خیلی زود خانه ها بازسازی میشه خانه های ضد زلزله میسازن برای مردم ،
اما امروز مردم توی کانکس و چادر زیر گرمای پنجاه درجه ای زندگی میکنن و معدود خانه های (ضد زلزله ای)که بازسازی شدند باز هم تخریب میشن
#درد_یعنی_کورد_بودن
Read more
لطفا متن را کامل بخوانید:با درود، هموطنان عزیز به زودی در طی یک ماهه آینده شاید کمتر ،به گفته منابع ...
Media Removed
لطفا متن را کامل بخوانید:با درود، هموطنان عزیز به زودی در طی یک ماهه آینده شاید کمتر ،به گفته منابع خبری شدیدترین تحریم‌های طول تاریخ علیه حکومت آخوندی اعمال می‌شود و پیش‌بینی می‌شود قیمت دلار به بالای پانزده هزار تومان رسیده و سکه قیمت پنج ملیون را رد کند.بدانید چاره ای جز تظاهرات در خیابان‌ها ... لطفا متن را کامل بخوانید:با درود، هموطنان عزیز به زودی در طی یک ماهه آینده شاید کمتر ،به گفته منابع خبری شدیدترین تحریم‌های طول تاریخ علیه حکومت آخوندی اعمال می‌شود و پیش‌بینی می‌شود قیمت دلار به بالای پانزده هزار تومان رسیده و سکه قیمت پنج ملیون را رد کند.بدانید چاره ای جز تظاهرات در خیابان‌ها و سرنگونی حکومت برای عادی شدن اوضاع ایران نیست،اما نکاتی را متذکر می‌شوم ، فقط حضور میلیونی در خیابان‌ها بی هدف کافی نیست، برای سرنگونی حکومت باید نقاط حساس در تصرف مردم درآید و حکومت خلع سلاح شود،یقینا همه میخواهیم این خلع سلاح مسالمت آمیز باشد و از نیروی انتظامی انتظار میرود که در این شرایط حساس با لباس نظامی به صف مردم بپیوندد.ودر صورت مقابله با مردم، بی شک هزینه ی سنگین و بی سابقه به طوری که در تاریخ ثبت میشود برای آن نظامی خواهد داشت‌.مکانهایی که باید تصرف شود، مجلس،تمام وزارت خانه ها، صدا و سیما وفرمانداری ها در کل استانها ، تصرف تمام پایگاه های بسیج، کلانتریها و حفظ پرسنل کلانتری به جز ریاست با حضوری چند تن از مردم،به همین صورت برای تامین نظم در پادگان ها به جز امیران حفظ پرسنل برای نظم با حضور و دستور مبارزان،بدانید هر تبلیغ نظام برای عادی جلوه دادن اوضاع وقت خریدن برای چپاول بیشتر تا سقوط است. پس جایی برای فریب خوردن نیست.با هم از این حکومت دیکتاتور عبور می‌کنیم و در زمان کوتاه ایران را بازسازی خواهیم کردم ، رضاشاه فقط در عرض بیست سال ویرانه ی قاجار را به ایران متمدن تبدیل کرد اکنون همه ما باید یک رضا شاه در سازندگی باشیم، بیشرف است هرکس گفت ایرانی ها نمی‌توانند کار گروهی انجام دهند، ما هم مثل همه دنیا انسانیم و گروهی زندگی را به ایران باز می‌گردانیم. #خداپرستان #آزادی #ایران #همبستگی #دلار #سکه #زندانیان_سیاسی #خیزش #اعتراضات_سراسری #اعتصابات_سراسری #تظاهرات_سراسری #قیام_تا_آزادی #نافرمانی_مدنی #رفراندوم #rezapahlavi #ابراهیم_خسروی
Read more
هر چه ماه و ستاره می‌خواهی در شبِ شعرِ بی‌چراغِ من است با من از مرزهای دور نگو که جهان گوشه‌ی اتاق ...
Media Removed
هر چه ماه و ستاره می‌خواهی در شبِ شعرِ بی‌چراغِ من است با من از مرزهای دور نگو که جهان گوشه‌ی اتاق من است با دلم فکر می‌کنم اغلب مغزِ بی‌استفاده‌ای دارم با خودم حرف می‌زنم گاهی دلخوشی‌های ساده‌ای دارم! پدرم از غرور می‌ترسید غرقِ افتادگی بزرگ شدم به همین سادگی نبود ولی به همین سادگی... ... هر چه ماه و ستاره می‌خواهی
در شبِ شعرِ بی‌چراغِ من است
با من از مرزهای دور نگو
که جهان گوشه‌ی اتاق من است
با دلم فکر می‌کنم اغلب
مغزِ بی‌استفاده‌ای دارم
با خودم حرف می‌زنم گاهی
دلخوشی‌های ساده‌ای دارم!
پدرم از غرور می‌ترسید
غرقِ افتادگی بزرگ شدم
به همین سادگی نبود ولی
به همین سادگی... بزرگ شدم...
وسطِ فحش‌های ناموسی
مثل چاقو به هر رگی خوردم
با پشیمانی از پشیمانی
کار کردم عرق سگی خوردم
مستی‌ام را به خانه‌ها بردم
خانه‌ها از حدیث پر بودند
مستی‌ام را به کوچه‌ها بردم
کوچه‌ها از پلیس پر بودند!
متهم به گناهِ دیگری‌ام
جرم‌های نکرده سرسخت‌اند
روسیاهِ سفید کردن‌هام
پاک‌کن‌ها چقدر بدبخت‌اند!
پاک‌کن بودم و نفهمیدند
فقط از چرک‌های من گفتند
غیرِ من را هدف نمی‌گیرند
یادِ غم‌هایشان که می‌افتند!
من ولی باز هم همان هستم
سر به‌زیر و صبور و ساکت و سرد
مثلِ یک تاک می‌روم بالا
به خودم پیچ می‌خورم از درد
من ولی باز هم همان هستم
یاسرِ روزهای تنهایی
خالی‌ام از جرایدِ بازار
پُرم از شعرِ غیراجرایی!
هرچه ماه و ستاره می‌خواهی
در شبِ شعر بی‌چراغ من است
با من از مرزهای دور نگو
که جهان... گوشه‌ی اتاق من است...
- #یاسرقنبرلو -
Read more
وسط همین خنده ها و شوخی گرفتن ها و ادا درآوردن هاست که همیشه چشم باز میکنی و می بینی خیلی ناگهانی، درست ...
Media Removed
وسط همین خنده ها و شوخی گرفتن ها و ادا درآوردن هاست که همیشه چشم باز میکنی و می بینی خیلی ناگهانی، درست بعد از یک خداحافظی عادی که همیشه تکرار می شود، حس میکنی که فاصله ی عادی ِ دو روز ندیدنش، تبدیل میشود به یک چهل و هشت ضربدر شصت ضربدر شصت ثانیه. این احساس جدید به ساعت، و درک جدید از زمان، درست در همان نقطه ... وسط همین خنده ها و شوخی گرفتن ها و ادا درآوردن هاست که همیشه چشم باز میکنی و می بینی خیلی ناگهانی، درست بعد از یک خداحافظی عادی که همیشه تکرار می شود، حس میکنی که فاصله ی عادی ِ دو روز ندیدنش، تبدیل میشود به یک چهل و هشت ضربدر شصت ضربدر شصت ثانیه. این احساس جدید به ساعت، و درک جدید از زمان، درست در همان نقطه تسلیم اتفاق می افتد که مثل یک قربانی چشم هایش را می پایی آرام.
وقتی که از همه نا امید شده بودی، فکر می کردی هیچ شهری اطرافت نیست، هیچ بنی بشری، و هیچ خانه ای.
و فکر می کردی همه کوچه ها کوچ کرده اند به آن ور دنیا، و همه خانه ها مهاجرت کرده اند به آن قاره دیگر، و همه دوستی ها توی باغچه های آن ور مرز روییده اند.
همیشه همین جاست که یک نفر می آید و می ایستد مقابلت و خیلی پر رو زل می زند توی چشم هایت.
خنده ات میگیرد، با همان خنده ای که آمده به شوخی به او میگویی، تو خودت وطنی لامذهب، تو خودت آیینی لاکردار. و آری، اینجا، همان نقطه تسلیم است.
Read more
شهر تاریخی ماسوله در نزدیکی شهر فومن و در استان گیلان واقع شده است.شهری با معماری خاص و پلکانی.شهری ...
Media Removed
شهر تاریخی ماسوله در نزدیکی شهر فومن و در استان گیلان واقع شده است.شهری با معماری خاص و پلکانی.شهری که بخشندگی را میتوان از مردمانش آموخت. آنجایی که پشت بام هر منزل حیاط منزل بالایی است و دودکش های خانه ها میهمان حیاط خانه های بالاتر است. شهر ماسوله در استان گیلان و در مجاورت استان زنجان واقع شده ... شهر تاریخی ماسوله در نزدیکی شهر فومن و در استان گیلان واقع شده است.شهری با معماری خاص و پلکانی.شهری که بخشندگی را میتوان از مردمانش آموخت. آنجایی که پشت بام هر منزل حیاط منزل بالایی است و دودکش های خانه ها میهمان حیاط خانه های بالاتر است.
شهر ماسوله در استان گیلان و در مجاورت استان زنجان واقع شده است.نزدیکترین شهر بزرگ به ماسوله فومن است .برای رسیدن به شهر ماسوله کافی است از شهر فومن وارد جاده ماسوله شده و ۳۵ کیلومتر در میان جاده سرسبز و زیبای آن حرکت کنیم.فاصله شهر فومن از مرکز استان (رشت) ۳۵ کیلومتر است.از ویژگی های بارز این شهر این است که امکان ورود وسایل نقلیه در آن وجود ندارد.هرچند ماسوله در استان گیلان در منطقه ای سرسبز قرار گرفته است اما هوای زمستان آن بسیار سرد است و ارتفاع برف در بعضی مواقع موجب مسدود شدن مسیر ها و معابر آن میشود.معماران اولیه ماسوله برای این منظور تکنیک خاصی به کار برده اند.اکثر خانه ها بصورت تو در تو و در دو بخش ساخته شده که بخش داخلی آن که راه برون رفت دمای کمتری دارد و عمدتا آشپزخانه هم در آن قرار گرفته برای زمستان ساخته میشود که در زبان محلی به آن سومه نیز میگویند.بیشتر خانه ها دو طبقه ساخته میشوند.هرچند جاذبه اصلی شهر ماسوله معماری منحصر به فرد آن است اما طبیعت زیبای منطقه ماسوله و آب و هوای مطبوع آن سبب شده است که همه ساله ایرانگردان زیادی از کشور عزیزمان و سرتاسر جهان به دیدن آن بیایند.کوه های پوشیده از جنگل،جاده های جنگلی و پر پیچ و خم ، رودخانه ها و آبشار های کوچک و بزرگ از شاخصه های این منطقه به شمار میرود.

#تور #توریسم #مسافرت #سفر #گردشگری #تفریح #تفریحی #تفریحات #منظرها #مناظر #طبیعت #طبیعت_ایران #ایران #ایرانگردی #ایران_را_باید_دید #گیلان #ایران_ما #گیلان_گردی #ماسوله
#iran #irani #iranian #tour #iran_tourism #iran_tour #irangram #gilan #thisisiran
Read more
. چرا درکی از رسانه در حاکمیت وجود ندارد؟ مهدی دزفولی . <span class="emoji emoji1f539"></span>یکی از چالش‌های اساسی در جمهوری اسلامی ...
Media Removed
. چرا درکی از رسانه در حاکمیت وجود ندارد؟ مهدی دزفولی . یکی از چالش‌های اساسی در جمهوری اسلامی در تمامی ادوار مختلف این ۴۰ سال، عدم شفافیت رسانه.ای و اهمیت دادن به رسانه ها برای اقناع افکار عمومی است. نهادهای مختلف به نسبت میزان تماس و ارتباطی که با مردم دارند قاعدتاً باید سطح ارتباط رسانه‌ای ... .
چرا درکی از رسانه در حاکمیت وجود ندارد؟

مهدی دزفولی
.
🔹یکی از چالش‌های اساسی در جمهوری اسلامی در تمامی ادوار مختلف این ۴۰ سال، عدم شفافیت رسانه.ای و اهمیت دادن به رسانه ها برای اقناع افکار عمومی است.
نهادهای مختلف به نسبت میزان تماس و ارتباطی که با مردم دارند قاعدتاً باید سطح ارتباط رسانه‌ای خوبی هم داشته باشند اما زمانیکه به فعالیت های قوا و نهادهای مختلف نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم این ارتباط رسانه‌ای یا اصلا وجود ندارد و یا در نازل ترین سطح خود است.
.
🔸به عنوان مثال چه میزان از جلسات و بحث‌های اعضای شورای نگهبان در جامعه، اخبار و اطلاعات وجود دارد و مردم اطلاعات دارند؟ و یا چه میزان از فعالیت‌های مختلف وزارت خانه‌ها و شخص رئیس جمهور، اطلاعات دقیق و جزئی منتشر می‌شود؟ بسیار کم و در حد اخبار رسانه‌های رسمی و تقریباً اخبار ریز و جزئی و با دقت، کمتر منتشر می‌شود و رسانه‌ها و مردم نیز به همین اخبار خیلی کلی و ساده دلخوش کرده‌اند.
.
🔻 همین نسبت در مورد مجلس شورای اسلامی هم وجود دارد و از جزئیات مصوبات مجلس و اتفاقات جاری در مجلس نیز چیزی منتشر نمی‌شود. اینها عیب و ایراد است که خیلی هم به آن توجه نمی‌شود.
اما زمانی مساله تلخ‌تر می‌شود که متوجه شویم درباره قوه قضائیه و احکام جاری این قوه تقریباً وضع از همه ارکان دیگر حاکمیت بدتر است.
قوه قضائیه به عنوان پیشانی نظام، بیشترین ارتباط را با بدنه مردم دارد.
شکایت های حقوقی مختلف به این قوه ارجاع داده می شود و زمانی که ۱۷ میلیون پرونده حقوقی در این قوه وجود دارد، نشان می‌دهد که چه میزان از جامعه با این قوه در ارتباط هستند، اما چه میزان شفافیت رسانه‌ای وجود دارد؟ تقریبا هیچ!
.
🔺 شرایط زمانی وخیم‌تر نیز می‌شود که مسائل خاص و بحرانی نیز بروز کند و مخالفین و معاندین هجمه‌ای وارد کنند و این قوه منفعلانه نتواند اقناعی در مخاطب خود ایجاد کند و صرفاً با دو خط خبر بخواهد مطلبی را به جامعه منتقل کند.
.
.
ادامه در کامنت اول 👇
.
.
.
Read more
پنج اسفند و قبل و بعد از آن به شما دوستان وعده خبرهای خوشی در پایان تابستان نود و هفت درباره ی نیروی هوایی ...
Media Removed
پنج اسفند و قبل و بعد از آن به شما دوستان وعده خبرهای خوشی در پایان تابستان نود و هفت درباره ی نیروی هوایی دادم راستش از تمامی خبرها و رونمایی ها در جریان نیستم اما همینکه از آن روز تا به امروز دل شما دوستانم را به قدرت جدید نیروی هوایی خوشحال نگه داشتم و امروز صدق گفته خود را میبینم بسیار خوشحالم این یکی ... پنج اسفند و قبل و بعد از آن به شما دوستان وعده خبرهای خوشی در پایان تابستان نود و هفت درباره ی نیروی هوایی دادم راستش از تمامی خبرها و رونمایی ها در جریان نیستم اما همینکه از آن روز تا به امروز دل شما دوستانم را به قدرت جدید نیروی هوایی خوشحال نگه داشتم و امروز صدق گفته خود را میبینم بسیار خوشحالم این یکی دو ماه اخیر نبوده ام و میدانم بسیار دلخورید بنده را ببخشید بخاطر کم کاری اینکه خودم در این عرصه هستم و چیزهایی بدانم سخت است برایم که با شما به اشتراک نزارم اما تقریبا چندین هفته ای هست که اجازه فعالیت در فضای مجازی از بنده به طور جد گرفته شده است سخت بود همان زمان بازگو کنم اما دوستان کشور به سمت مراحل بسیار حساسی رفته که طبیعتاً عذر بندرو خواستند بنده با همان توان گذشته هستم شاید در کنارت نباشم اما قلبم پیش شماست مطمئن باشید تلاشم برای رفع این محدودیت است تا حداقل با شما هم سخن بمانم ... مجلات زیادی به بنده درخواست همکاری دادن پیج های رسمی سفارت خانه ها مجلات نظامی غربی و حتی پیج های جاسوسی زیادی در فالوورهای بنده رو به ازدیاد رفت و صلاح مسئولین سکوت بنده هست بهرحال امید را زنده نگه دارید دشمن برای ماه ها و یکی و دو سال آتی برنامه های زیادی چیده اما ما هم فیوزشان را با قدرت نمایی های جدید میسوزانیم هم تمام مشکلات را حل و پرچم را به فرزند فاطمه خواهیم رساند ... دل همه ی ما از این روزهای کشور خون است از اقتصاد و رانت و غیره ... هر روز میشنویم و کلنجار میرویم تنها جای اعتراض یک هم خون و هم وطن من دیگر جایی در صدا و سیمای کشورش ندارد و همه در اینستاگرام و تلگرام محصور شده ایم اینجا هم حرفمان به گوش کسی نمی‌رود پس مثل همیشه یک چیز را میگویم حتی همه هم بد شدند تو ایمانت را حفظ کن خداوند عاشق صبر کنندگان است .. به زودی دست الهی کارهای عجیبی می‌کند یا علی
Read more
: <span class="emoji emoji1f4b0"></span>دارای کد تخفیف دوره‌ی تهرانگردی برای اعضاء اینستاگرام #هنرمعماری: teh063gtb . <span class="emoji emoji1f4e3"></span> شنبه‌شهر ...
Media Removed
: دارای کد تخفیف دوره‌ی تهرانگردی برای اعضاء اینستاگرام #هنرمعماری: teh063gtb . شنبه‌شهر برگزار می‌کند . مسیرسوم: #قلب‌تهران، بازار شامل بازدید از بازاری که گویی چندان نزدیک و دست یافتنی نیست . در مسیر «قلب تهران، بازار» به سراغ بازار بزرگ تهران خواهیم رفت. بازاری که اگرچه ... :
💰دارای کد تخفیف دوره‌ی تهرانگردی برای اعضاء اینستاگرام #هنرمعماری:
teh063gtb
.
📣 شنبه‌شهر برگزار می‌کند .
🔺مسیرسوم:
#قلب‌تهران، بازار
شامل بازدید از بازاری که گویی چندان نزدیک و دست یافتنی نیست
.
🔺 در مسیر «قلب تهران، بازار» به سراغ بازار بزرگ تهران خواهیم رفت. بازاری که اگرچه اسمش را زیاد شنیده و موقعیت حدودی‌اش را در شهر دانسته و حتی در مواردی به آن مراجعه داشته‌ایم، اما چون بسیار دیگر بازارهای شرقی، این بازار نیز مملو از رازها و رمزهایی شنیدنی است که برای به دست آوردنشان باید راهی‌اش شد. راهیِ بازاری همدوش کسبه، کارگران، باربران و خریدارانی که به سبب حضور آن‌هاست که بازار، بازار است. مکانی اقتصادی که در بزنگاه‌های تاریخ معاصر این شهر و مملکت، کنش‌های اجتماعی ـ سیاسی معناداری را از خود نشان داده‌اند.
.
🔺 در مسیر ۵ کیلومتری «قلب تهران، بازار» از جایی آن سوی بازار و از ابتدای محله‌ای کارگرنشین سفرمان را آغاز و خواهیم دید چگونه محله‌ها در ارتباطی ناگسستنی از بازارهای ایرانی ـ در مقام قلب‌های تپنده‌ی شهرهاـ پشتیبانی ‌می‌کرده‌اند. با گذار از محله و ملاقات ساکنان و تماشای خانه‌ها، دکان‌ها، بازارچه‌ها، سقاخانه‌ها، مسجدها و کلیساها، وارد بخش اول مسیرمان در بازار خواهیم شد. .
🔺 در بخش اول مسیر در بازار به تدریج پای در شلوغی بازار خواهیم گذاشت و به تدریج از تک دکان‌ها فاصله و راهی بازارچه‌ها، تیمچه‌ها، سراها، مسجدها و امامزاده‌ها خواهیم شد. مکان‌هایی که بهانه‌ی مرور بخش‌های قابل توجهی از تاریخ پر فراز و فرود پایتخت را برایمان سبب می‌سازند. .
🔺کمی از ظهر گذشته، ناهار را در بازار صرف و راهی بخش سوم مسیر خواهیم شد. بخشی که به لحاظ ارزش‌های معماری و میراثی از وجوه ارزشمندتری برخوردار بوده و به لحاظ تاریخی، از رویدادها و روایت‌های متاخرتری برخوردار است‌‌.
.
🕶پای شنبه‌شهر شو و پایِ خود را بگو تا بیاید
.
🗓 تاریخ برگزاری: پنجشنبه - ۲۲ شهریور
🕰 زمان برگزاری: ۹ الی ۱۵ 📞تلفن تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر: ۰۹۳۶۶۹۶۳۶۸۱
.
💰دارای کد تخفیف دوره‌ی تهرانگردی برای اعضاء اینستاگرام #هنرمعماری:
teh063gtb
.
#تهرانگردی #شنبه_شهر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📄لینک ثبت‌نام جهت شرکت در دروه:
http://www.shanbeh-
shahr.com/Home/Products/4
Read more
به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن . . تو یک روز نیستی تمامِ سالی. تو یک شب یا یک کتاب و یک قطره نیستی تو ...
Media Removed
به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن . . تو یک روز نیستی تمامِ سالی. تو یک شب یا یک کتاب و یک قطره نیستی تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی. اگر دقیقه ای نباشی ساعت ها از کار می افتند خانه ها برهوت می شوند کوچه ها اشک می ریزند پرندگان، سیَه پوش وُ شعرها هم نیست می شوند. . تو فقط باد و باران هشتمِ ... به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن
.
.
تو یک روز نیستی
تمامِ سالی.
تو یک شب
یا یک کتاب و یک قطره نیستی
تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.
اگر دقیقه ای نباشی
ساعت ها از کار می افتند
خانه ها برهوت می شوند
کوچه ها اشک می ریزند
پرندگان، سیَه پوش وُ
شعرها هم نیست می شوند.
.
تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی
تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی
گیسوان شب های پاییزی
تو ای سوز بوران عشق
تو نباشی
چه کسی باشد؟!
مادر،مادر،مادر،مادر
تو زندگی هستی..
#جشن #سه_نفره #مادرانه #خواهرانه #روز_مادر #رستوران_سنتي_خليج_فارس
Read more
 #شهادت امام صادق(ع) #قصیده #روضه پیرمردی به دل شرر داری کوهی از غصه دور و بر داری میروی دسته بسته ...
Media Removed
#شهادت امام صادق(ع) #قصیده #روضه پیرمردی به دل شرر داری کوهی از غصه دور و بر داری میروی دسته بسته نیمه شب از دل کوچه ها گذر داری ناله مادرانه میشنوی داغ مادر سر جگر داری از در خانه ها که میگذری روضه با میخ پشت در داری دود و اتش به یاد می آری دیده ای غرق خون و تر داری بی حرم ماندنش تورا کشته با ... #شهادت امام صادق(ع)
#قصیده
#روضه
پیرمردی به دل شرر داری
کوهی از غصه دور و بر داری
میروی دسته بسته نیمه شب
از دل کوچه ها گذر داری

ناله مادرانه میشنوی
داغ مادر سر جگر داری
از در خانه ها که میگذری
روضه با میخ پشت در داری

دود و اتش به یاد می آری
دیده ای غرق خون و تر داری
بی حرم ماندنش تورا کشته
با خودت درد همسفر داری

بین ره میخوری زمین آقا
چقدر زخم و شعله ور داری
پا برهنه بدون عمامه
جان نداری قدم تو بر داری

از نگاهت شراره میریزد
حالتی مثل محتضر داری
میروی قتلگاه شکر خدا
هم تنت هست هم که سر داری

خنجری نیست زیر حلقومت
سالمی سایه روی سر داری
سینه ات را کسی لگد نزده
لااقل جان مختصر داری

نشدی بی پناه مثل حسین
وقت مردن تو یک پسر داری
بس که گفتی نماز اول وقت
تا ابد عاشق انقدر داری

در عزایت همیشه گریانیم
با دعای شما مسلمانیم
Read more
. دو . رسیدی!؟ تنفس این هوا برای ریه های ات هم عجیب است چه برسد به چشم هایی که از ترس و دلهره در چشم خانه ...
Media Removed
. دو . رسیدی!؟ تنفس این هوا برای ریه های ات هم عجیب است چه برسد به چشم هایی که از ترس و دلهره در چشم خانه ها جا نمی شوند. ترسیدی؟ یا شاید هنوز باور نمی کنی چه تصمیمی گرفته ای و حالا کجای جهان ایستاده ای! باید مراحل قانونی را طی کنی، اتاق اول سمت راست که هفت تابلوی راهنما تا اولین مسئول بررسی پرونده هدایت ... .
دو
.
رسیدی!؟ تنفس این هوا برای ریه های ات هم عجیب است چه برسد به چشم هایی که از ترس و دلهره در چشم خانه ها جا نمی شوند. ترسیدی؟ یا شاید هنوز باور نمی کنی چه تصمیمی گرفته ای و حالا کجای جهان ایستاده ای! باید مراحل قانونی را طی کنی، اتاق اول سمت راست که هفت تابلوی راهنما تا اولین مسئول بررسی پرونده هدایت ات می کند. وارد می شوی. بعد از بیست و دو ساعت در آسمان، کسی از تو نام ات را می پرسد، نام کوچک و نام به ارث برده از اجدادی که دیگر در خاک این شهر نیستند... سال تولد، روز، ماه، ولی نه ساعتی که حالا اگر دور بزنی از چرخ زمین همان باشد که دیروز بوده... نام پدر، نام مادر ... محل تولد! من در حال متولد شدن هستم ولی این بار با صدایی بلندتر از گریه ولی بی نشانه از همان شیون و جیغ معمول، ولی این بار با قامت تاریخی که ریشه می کشد تا بیست و هفت سال و هشت ماه و چهار روز خاطره! صدای پشت شیشه گفت: خوش آمدی! شاید وقت تولد هم مادرم یا پدرم همین جمله را گفته بودند ولی این بار من نه صاحب صدا را می شناختم و نه زبان اش آن بود که اولین شعر زندگی ام را با حروف اش نوشتم.
.
(ادامه دارد...).
.
نامه اى به يك سال پيش
.
س.ب.ا

#letterstomyself #immigration #oneyearanniversary
Read more
مجتمع مسکونی باغ ونک پروژه منتخب فستیوال جهانی معماری بارسلون:این پروژه در فستیوال جهانی معماری ...
Media Removed
مجتمع مسکونی باغ ونک پروژه منتخب فستیوال جهانی معماری بارسلون:این پروژه در فستیوال جهانی معماری بارسلونا در سال 2010 در بخش مجتمع های مسکونی، در میان پروژه های منتخب قرار داشت.زمین این مجتمع، باغ قدیمی تقریبا خشک شده ای بود که به کدخدای ده ونک تعلق داشت.ایده اصلی طراحی، براساس بازآفرینی قالب ... مجتمع مسکونی باغ ونک پروژه منتخب فستیوال جهانی معماری بارسلون:این پروژه در فستیوال جهانی معماری بارسلونا در سال 2010 در بخش مجتمع های مسکونی، در میان پروژه های منتخب قرار داشت.زمین این مجتمع، باغ قدیمی تقریبا خشک شده ای بود که به کدخدای ده ونک تعلق داشت.ایده اصلی طراحی، براساس بازآفرینی قالب خانه-باغ شکل گرفت. طراحان این پروژه تصمیم گرفتند تا برخی از درختان خشک شده را حفظ کنند و خانه ها را کنار این درختان و حول یک حیاط مرکزی تعبیه کنند. خانه ها از هم جدا شدند، بطوریکه هرکدام، از سه یا چهار وجه خود امکان نورگیری و تهویه دارند.
.
#negahememar #architecture #architect #decor #decoration #designer #interior #interiordesign #luxury #modern #modernhome #memar #memari #معمار #معماری #دكور #دكوراسيون #تبليغ #تبليغات #معمارى_داخلى #ساختمان #نما #دكوراسيون_داخلي #هنر #كاغذ_ديواري #كاغذديوارى #معماري #مبلمان #مبل #دکوراسیون_داخلی
Read more
تهرانگردی این هفته با توجه به عید سعید غدیر حال و هوای عیدانه داشت و بر همین اساس به محل هایی رفتیم که ...
Media Removed
تهرانگردی این هفته با توجه به عید سعید غدیر حال و هوای عیدانه داشت و بر همین اساس به محل هایی رفتیم که می شد از غدیر و امام نخست شیعیان صحبت کرد. نکته قابل توجهی که در شروع تهرانگردی این هفته مورد توجه قرار گرفت، وجود یک تابلوی نقاشی به هنر استاد مدبر در مورد جنگ خیبر بود که در کافه باغ موزه قصر قرار دارد ... تهرانگردی این هفته با توجه به عید سعید غدیر حال و هوای عیدانه داشت و بر همین اساس به محل هایی رفتیم که می شد از غدیر و امام نخست شیعیان صحبت کرد.
نکته قابل توجهی که در شروع تهرانگردی این هفته مورد توجه قرار گرفت، وجود یک تابلوی نقاشی به هنر استاد مدبر در مورد جنگ خیبر بود که در کافه باغ موزه قصر قرار دارد و مقرر شد در معرض دید عموم قرار گیرد.
در این کافه همچنین در خصوص چگونگی پیدایش کافه در تهران نیز صحبت شد.
کافه، از ثمرات مشروطه خواهان است؛ به گونه‌ای که دانشجویان ایرانی که در کشورهای خارجی به خصوص فرانسه حضور داشتند، از کافه‌های دیگر کشورها الگوبرداری کرده و در ایران نیز کافه ایجاد کردند.
در سال ۱۳۰۷ نیز قانونی در راستای ساماندهی این صنف راه‌اندازی شد و بر اساس این قانون نقش‌های شاهنامه که در آن زمان در قهوه‌خانه‌ها باب بوده است، ممنوع می‌شود.
در کافه باغ موزه قصر عکسی قرار دارد که متعلق به امیرکبیر است و جالب اینجاست که تنها دو تصویر از چهره واقعی امیرکبیر وجود دارد.
خودروی دکتر مصدق نیز در این کافه قرار دارد به گونه‌ای که بعد از کودتای ۲۸ مرداد راننده دکتر مصدق خودروی او را به کرج برده و پنهان می‌کند و بعد از انقلاب این خودرو کشف می‌شود و دو سال مرمت آن طول می‌کشد و حالا در باغ موزه قصر قرار دارد.

عکاس: مرضیه نورعلی
#احمد_مسجد_جامعی
#تهرانگردی
Read more
من یک خرمشهری ام. اوایل جنگ به دنیا آمده ام و با صدای ضدهوایی بزرگ شده ام. من در چهارسالگی یک خمپاره ی ...
Media Removed
من یک خرمشهری ام. اوایل جنگ به دنیا آمده ام و با صدای ضدهوایی بزرگ شده ام. من در چهارسالگی یک خمپاره ی کامل را از نزدیک دیده ام و خانه ی مادربزرگم که خراب شده بود. فکرش را بکن. یک بچه ی پنج ساله وسط بمباران گم شود و از ترس زیر و دست و پا ماندن خودش را خیس کند. هیجان انگیز است، نه؟ من یک آبادانی ام. همین ده سال ... من یک خرمشهری ام. اوایل جنگ به دنیا آمده ام و با صدای ضدهوایی بزرگ شده ام. من در چهارسالگی یک خمپاره ی کامل را از نزدیک دیده ام و خانه ی مادربزرگم که خراب شده بود. فکرش را بکن. یک بچه ی پنج ساله وسط بمباران گم شود و از ترس زیر و دست و پا ماندن خودش را خیس کند. هیجان انگیز است، نه؟
من یک آبادانی ام. همین ده سال پیش به دنیا آمده ام. وسط باد خاک و بی آبی. برادر چندماهه ام همین چندوقت پیش انقدر توی بیمارستان سرفه کرد تا مرد و خودم هم الان مدتی ست بدون کپسول آهنی و سنگین اکسیژنم از خانه بیرون نمی روم. فکرش را بکن، مادرم اندازه ی هزار سال پیر شده و بابایم نمی تواند ما را ببرد خارج که خوشبخت زندگی کنیم. جذاب است، نه؟
من یک اهوازی ام. هنوز به دنیا نیامده ام و برنامه ای هم ندارم که به دنیا بیایم. برای اینکه به پدرم ده ماه است حقوق نداده اند و از بس که پول نداشتیم آب راستکی از مغازه بخریم مادرم روده هایش ورم کرده گوشه ی بیمارستان افتاده. فکرش را بکن، هیچ وقت دیگر من را نمی بینند که بخواهند غصه ی اضافه ای هم بخاطر من بخورند. قشنگ است، نه؟
من یک خوزستانی ام. فیلم جایزه بگیر اسکاری نیستم. شعر تاثیرگذار در یک محفل خصوصی نیستم. یک متن جان کاه چندخطی توی اینستاگرام هم نیستم. من واقعی ام. من تعبیر خود خود خود دردم. من زنده ام و هنوز دارم نفس می کشم. مرا ببینید. به نشان آن نفت هایی که از زیر پای مان فروخته شد و ما یک قرانش را هم ندیدیم. به خاطر خانه ها و خاطره هایمان که یک شبه خاک و خاکستر شدند و به سند چهل سال زجر خالص و فرداعلا کشیدن هم که شده مرا یک بار ببینید.
Read more
. جوان‌تر که بودم عشق سنگی بود در دستانم که با آن شیشه‌های خانه‌ها را می‌شکستم. امّا حالا عشق صخره‌ای‌ست ...
Media Removed
. جوان‌تر که بودم عشق سنگی بود در دستانم که با آن شیشه‌های خانه‌ها را می‌شکستم. امّا حالا عشق صخره‌ای‌ست سهمگین، فرونشسته در اعماق اقیانوس آرام تنم. این چنین است که سیگار می‌کشم، چای می‌نوشم، داستانی را روایت می‌کنم که در آن تو را دوست می‌دارم... . | #علی_کرمی | | پياله ای چای بنوش | .
جوان‌تر که بودم عشق سنگی بود در دستانم که با آن شیشه‌های خانه‌ها را می‌شکستم.
امّا حالا عشق صخره‌ای‌ست سهمگین، فرونشسته در اعماق اقیانوس آرام تنم. این چنین است که سیگار می‌کشم، چای می‌نوشم، داستانی را روایت می‌کنم که در آن تو را دوست می‌دارم...
.
| #علی_کرمی |
| پياله ای چای بنوش |
. با این همه مهر و مهربانی دل می‌دهدت که خشم رانی وین جمله شیشه خانه‌ها را درهم شکنی به لن ترانی در ...
Media Removed
. با این همه مهر و مهربانی دل می‌دهدت که خشم رانی وین جمله شیشه خانه‌ها را درهم شکنی به لن ترانی در زلزله است دار دنیا کز خانه تو رخت می‌کشانی نالان تو صد هزار رنجور بی تو نزیند هین تو دانی دنیا چو شب و تو آفتابی خلقان همه صورت و تو جانی هر چند که غافلند از جان در مکسبه و غم امانی اما چون جان ز جا ... .
با این همه مهر و مهربانی
دل می‌دهدت که خشم رانی
وین جمله شیشه خانه‌ها را
درهم شکنی به لن ترانی
در زلزله است دار دنیا
کز خانه تو رخت می‌کشانی
نالان تو صد هزار رنجور
بی تو نزیند هین تو دانی
دنیا چو شب و تو آفتابی
خلقان همه صورت و تو جانی
هر چند که غافلند از جان
در مکسبه و غم امانی
اما چون جان ز جا بجنبد
آغاز کنند نوحه خوانی
خورشید چو در کسوف آید
نی عیش بود نه شادمانی
تا هست از او به یاد نارند
ای وای چو او شود نهانی
ای رونق رزم و جان بازار
شیرینی خانه و دکانی
خاموش که گفت و گو حجابند
از بحر معلق معانی
Read more
همه مقصریم! روحانی بيشتر! ✍ دكتر مهران صولتی جامعه شناس سياسي انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد ...
Media Removed
همه مقصریم! روحانی بيشتر! ✍ دكتر مهران صولتی جامعه شناس سياسي انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد محتوا نمي باشد. • آمارهای ارائه شده از خروج بیش از ۳۰ میلیارد و ذخیره بیش از ۲۰ میلیارد #دلار #ارز در خانه ها پیش از #نوروز حکایت داشتند! این روزها و در ایام تلاطم بازارهای مالی کشور قطعا آمارها ... همه مقصریم! روحانی بيشتر!
✍ دكتر مهران صولتی
جامعه شناس سياسي
انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد محتوا نمي باشد.

آمارهای ارائه شده از خروج بیش از ۳۰ میلیارد و ذخیره بیش از ۲۰ میلیارد #دلار #ارز در خانه ها پیش از #نوروز حکایت داشتند! این روزها و در ایام تلاطم بازارهای مالی کشور قطعا آمارها بیش از اینهاست! در حقیقت به نظر می رسد یک ماه مانده به ضرب الاجل #ترامپ برای خروج از #برجام، ما از ترس مرگ به یک خودکشی جمعی دست یازیده ایم! #اعتراضات دیماه روند فروپاشی اجتماعی را که از مدت ها پیش #جامعه شناسان زنگ های هشدار آن را به صدا درآورده بودند مقابل دیدگانمان نمایان ساخت. داستان این روزهای بازار ارز کشور هم تداوم این بحران تا مرزهای فروپاشی اقتصادی است. امروزه اگر چه #دولت و #روحانی مقصر اصلی #بحران بازارهای مالی کشور هستند و باید در مقابل افکار عمومی پاسخگو باشند ولی هرگز نباید از نقش خودمان هم در تعمیق این وضعیت چشم بپوشیم. ملتی که شجاعت نقد خود را نداشته باشد جایگاه شایسته ای در تاریخ نخواهد یافت!

عطش فراوان این روزهای ما برای خرید ارز اگر چه از بی تدبیری دولت در ناامید کردن جامعه از بهبود اوضاع حکایت دارد ولی بیش از همه نشان از ذره ای شدن جامعه و ذوب شدن پیوندهای اجتماعی آن دارد! در حقیقت بحران بی اعتمادی عمومی به نظم سیاسی موجود این روزها خود را در رفتار بی سابقه #بازار ارز نمایان ساخته است! ما هم در این میانه نقش آفرین هستیم! با دمیدن در تنور اخبار نرخ ارز از طریق انتشار لحظه به لحظه تحولات آن، ناخواسته به التهاب بازار دامن زده و احساس ناامنی را در جامعه گسترش می دهیم. حاصل هم تشویق یکدیگر به هجوم بیشتر برای خرید و انباشت افزون تر ارز است. وضعیتی که در آن بحران ارز، مرزهای اقتصادی را در نوردیده و صبغه ای اجتماعی- #سیاسی می یابد. در سطح جهانی هم کشورهایی که در مقاطعی ناباورانه به روی نظامیان و فاشیست ها آغوش گشوده اند تجربه مشابهی از بی اعتباری پول ملی، بحران بازارهای مالی و احساس عمیق ناامنی اجتماعی را از سر گذرانده اند. جوامعی که برای غلبه بر یک ناامنی عمیق روانی خود را ناگزیر به یک دیکتاتور فروخته اند!
در این روزهای پرالتهاب، ژرفای بی تدبیری دولت را با کم تحملی خود بیشتر نسازیم!
#انديشكده_سياسي
#سياست #حكومت #حاكميت #قدرت #ايران #پول

#politics #Political #Politik #Policy #dollar #Money #Money
Read more
تو یک روز نیستی تمامِ سالی. تو یک شب یا یک کتاب و یک قطره نیستی تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی. اگر ...
Media Removed
تو یک روز نیستی تمامِ سالی. تو یک شب یا یک کتاب و یک قطره نیستی تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی. اگر دقیقه ای نباشی ساعت ها از کار می افتند خانه ها برهوت می شوند کوچه ها اشک می ریزند پرندگان، سیَه پوش وُ شعرها هم نیست می شوند. . تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی تو ای دل انگیزِ شب های ... تو یک روز نیستی
تمامِ سالی.
تو یک شب
یا یک کتاب و یک قطره نیستی
تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.
اگر دقیقه ای نباشی
ساعت ها از کار می افتند
خانه ها برهوت می شوند
کوچه ها اشک می ریزند
پرندگان، سیَه پوش وُ
شعرها هم نیست می شوند.
.
تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی
تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی
گیسوان شب های پاییزی
تو ای سوز بوران عشق
تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی.. .
صدو شانزدهمین روز #زلزله #سرپل_ذهاب
#روز_زن #شاعر #كورد #شیرکو_بیکس .
#Earthquake #iran #kermanshah #counseling #psychology #روانشناسی #مشاوره #زلزله #زاگرس #کردستان #کرمانشاه #قصرشيرين #ازگله #ثلاث_باباجانی #ایران #هموطن
#8mars #WomenDay
Read more
. (به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن) تو یک روز نیستی تمامِ سالی. تو یک شب یا یک کتاب و یک قطره نیستی تو ...
Media Removed
. (به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن) تو یک روز نیستی تمامِ سالی. تو یک شب یا یک کتاب و یک قطره نیستی تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی. اگر دقیقه ای نباشی ساعت ها از کار می افتند خانه ها برهوت می شوند کوچه ها اشک می ریزند پرندگان، سیَه پوش وُ شعرها هم نیست می شوند. . تو فقط باد و باران هشتمِ ... .
(به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن)
تو یک روز نیستی
تمامِ سالی.
تو یک شب
یا یک کتاب و یک قطره نیستی
تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.
اگر دقیقه ای نباشی
ساعت ها از کار می افتند
خانه ها برهوت می شوند
کوچه ها اشک می ریزند
پرندگان، سیَه پوش وُ
شعرها هم نیست می شوند.
.
تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی
تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی
گیسوان شب های پاییزی
تو ای سوز بوران عشق
تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی..
«شیرکو بیکس»
.
#flower #flowers #instablooms #flowerstagram #floweroftheday #flowerlife #flowermagic #flowerlover #explore_dof #dofnature #inspiring_shot #7flowers_1day #flowerzdelight #flowersandmacro #lovely_flowergarden #loves_flowers_ #flowerlove #splendid_flowers #pretty_shotz #flowerbox _ #beautiful #picoftheday #photooftheday #instamood #tbt #instagood #love #insta #mobilephotography #روز_جهانی_زن_مبارک
Read more
* #تجدیدچاپ * . . . . . «شخصی مهمانی را در زیرخانه خوابانید، نیمشب صدای خنده او را در بالاخانه شنید. پرسید ...
Media Removed
* #تجدیدچاپ * . . . . . «شخصی مهمانی را در زیرخانه خوابانید، نیمشب صدای خنده او را در بالاخانه شنید. پرسید که در آنجا چه می‌کنی؟ گفت: در خواب غلتیده‌ام. گفت: مردم از بالا به پایین غلتند، تو از پایین به بالا غلتی؟ گفت: من هم به هممین می‌خندم.» . . یادداشت نویسنده: . . . عبید اگرنه نخستین ... * #تجدیدچاپ * .
.
.
.
.
«شخصی مهمانی را در زیرخانه خوابانید، نیمشب صدای خنده او را در بالاخانه شنید.
پرسید که در آنجا چه می‌کنی؟
گفت: در خواب غلتیده‌ام.
گفت: مردم از بالا به پایین غلتند، تو از پایین به بالا غلتی؟
گفت: من هم به هممین می‌خندم.»
.
.

یادداشت نویسنده:
.
.
.

عبید اگرنه نخستین کس، اما مهمترین طنزپردازی است که هزل را از حوزه شعر جدا کرد و به عرصه نثر آورد. در ادب سنتی ایران، هزل‌پردازی یکی از هنرهای شاعری شمرده می‌شد. اگرچه شوخی‌ها را مردم به زبان عامیانه می‌ساخته‌اند و بسیاری از کتب معتبر تاریخی-ادبی چون «محاضرات» و «اغانی» آن شوخی‌ها را با کمی دستکاری ادبی ضبط کرده‌اند اما به هر حال در شعر فارسی بود که هجو و هزل مجال گسترش یافت و به خاطر موزون و مقفی بودنش راحت سر زبان‌ها می‌افتاد و شهر به شهر و حافظه به حافظه سفر می‌کرد... .
.
.

داستان:
.
.
روزی پنهانی راه افتادم که به زادگاهم بروم، قریه زاکان را نشناختم، اما نمی‌شد در دو چیز شک کرد؛ در نامش و فقر پایدارش.
خاطره‌ای از کودکی هنوز در من زنده بود آن آسیاب و آن بیشه سراشیب، انبوه ژنده‌پوشان در راه و چشمه ماهیان سیاه. دیدم و گشتم. قریه جابجا شده بود. آنجا که خانه‌ها بود اکنون گورستان بود و آغل و انبار. این را از تپه شرقی که بر آن گه‌گاه بادبادک هوا می‌کردیم می‌شد دریافت. هنوز امامزاده بر شانه تپه مستقر بود اگرچه ایوان و گنبدش شکل و رنگ دیگری یافته بود. به سوی خانه‌ها نرفتم. سه چهار کودک لاغر پریده‌رنگ از دور به سویم آمدند، قاتی نمی‌شدند اما سایه به سایه‌ام می آمدند. سنگی در مشتشان نبود لکن آن شیطنت که غریبه‌ها را نشان می‌گیرد در چشم‌هاشان برق می‌زد ...
.
.
.
.
.

#داستان_ایرانی
#عبیدبازمی‌_گردد
#جوادمجابی
#تجدیدچاپ
#چاپ_ششم
۳۹۲ صفحه
۳۵۰۰۰ تومان
جلد شومیز
#نشرنگاه #negahpub
#موسسه_انتشارات_نگاه‌ .
.
.
Read more
#عروسها_در_صور_میمیرند ما،مردم را می‌دیدیم ولی آن‌ها ما‌ را نه. من و اوس‌میتیِ مستندساز و همسفر اصفهانی دیگرم،درست پشت سر راننده و محافظ کناردستش نشسته بودیم. ردیف‌ماشین‌های عضلانی و شیشه‌دودی‌ کاروان ما به سرعت از همه گذرگاه‌های رسمی و غیررسمی میان دو کشور سوریه و لبنان گذر می‌کرد بی‌آنکه ... #عروسها_در_صور_میمیرند
ما،مردم را می‌دیدیم ولی آن‌ها ما‌ را نه.
من و اوس‌میتیِ مستندساز و همسفر اصفهانی دیگرم،درست پشت سر راننده و محافظ کناردستش نشسته بودیم.
ردیف‌ماشین‌های عضلانی و شیشه‌دودی‌ کاروان ما به سرعت از همه گذرگاه‌های رسمی و غیررسمی میان دو کشور سوریه و لبنان گذر می‌کرد بی‌آنکه حتی لحظه‌ای درنگ کنیم و لَمحه‌ای توقف؛یک‌نفس از بیروت تا دمشق.گویی سیمای ظاهری کاروان و پلاک‌های زمینه‌سفید لبنانی ماشین‌ها،خودش ویزای شینگن بود.
بودند در کاروان،همسفرانی نگران از نشستن مهر کشور سوریه بر پاسپورتشان.محور رذالت،سوریه را جزوی از محور شرارت می‌دانست و این یعنی آیندهٔ تحصیلی و شغلی خیلی‌ها با همان مهر گردالی ورود و خروج به سوریه،می‌توانست نیست‌ونابود شود.
برای ما اما،محور جهان سرانگشت زینب دختر حیدر کرار بود و پاسخم به پرسش«اگه بعد سفر سوریه به اروپا راهمون ندن چی؟»یک کلمه بود:«به دَرَک»
و البته که همه به این بی‌خیالی مودبانه پاسخ نمی‌گفتند؛یکی‌ش اوس‌میتی که قرص و قایم می‌گفت:«به..»از تخم‌مرغ سخن می‌گفت.
از ورای دودیِ صددرصدِ پنجرهٔ ماشین،آدم‌های کنار جاده را می‌دیدم؛سربازان ارتش سوریه را -که در قیاس با افسران جدی و رشید سپاه فرودگاه امام خمینی و سربازان پیدا و ناپیدای حزب‌الله لبنان،به نظرم خیلی نامرتب و خسته می‌رسیدند-آدم‌معمولی‌ها را-که تن هیچ‌کدامشان پوشش عربیِ چفیه‌عقال و دشداشه نمی‌دیدم-پرچم سوریه را،فروشگاه‌های فری‌شاپ را،خانه‌ها و شهرک‌های توریستی مسیر را.
سرعت گذرکردنمان از جاده هول‌انگیز بود؛راننده‌های مسلح و‌ مصممان با بی‌سیم شرایط ورا و قفای کاروان را به همدیگر خبر می‌دادند. هراسی در چهره‌شان نمی‌دیدم ولی طوفانی بود در دل‌هاشان که مبادا از حرامیان شام گزندی به زائران ایرانی‌شان برسد.
نیک می‌نگریستی انگاری همه‌چیز درست معکوس رخ می‌داد؛معکوس هرآنچه در سال ۶۱ هجری رخ داده بود.گویی زینب،خواهر حسین،دست‌به‌قلم برده باشد و هرچه بلا در مسیر شام رفته بود را،برای ما نیکی و راحتی می‌نوشت.جای شتر بی‌جَهاز،مرکب رهوار نوشته بود.جای مراقب حرامی نظرباز،مردان شیرآهنکوه حزب‌الله و جای نیزه‌های سَر دار..دل‌های پر از روضهٔ ما را.
هرچه چونان نسوان بارزات،در کنار خیمه ایستاده بود به تماشای شهسوارش و با حسرت،به زبان دل گفته بودش:
یاابْنَ الزَّهرا مَهلاً مَهلاٰ
اینجا ما را به سرعت رهسپار می‌کرد
از جاده‌های شام بلا
تا
دامانش
که آرام بگیریم؛در امن و آرامشَش.
*
اندکی پس از بارش باران،وقت تابش خورشید شام،هنگامه غوغای پرندگان،وقتی هوا پر بود از بوی مطبوع نم،بر زینب وارد شدیم
Read more
. تخریب خانه ها و میراث شهر اهواز یکی پس از دیگری و بی توجهی به آن . یک فرهنگ غلط که در ایران مرسوم است حذف تاریخ کسانی است که در گذشته فعالیتی داشته اند که مورد پسند عده ای نبوده ،که این عده ممکن است کسانی باشند که قدرت تخریب یا بی توجهی به این اماکن را پرورش دهند . نباید فراموش کنیم بعنوان مثال شیخ خزعل ... .
تخریب خانه ها و میراث شهر اهواز یکی پس از دیگری و بی توجهی به آن
.
یک فرهنگ غلط که در ایران مرسوم است حذف تاریخ کسانی است که در گذشته فعالیتی داشته اند که مورد پسند عده ای نبوده ،که این عده ممکن است کسانی باشند که قدرت تخریب یا بی توجهی به این اماکن را پرورش دهند
.
نباید فراموش کنیم بعنوان مثال شیخ خزعل یا هر تفکر دیگری که در این سرزمین بوده جزیی از تاریخ ما بوده و این یک حقیقت است و بناهای این شخصیت ها جزیی از تاریخ و هویت شهر ما را میسازد و میتواند موجب جذب گردشگر شود.
. .مدتي پيش فرصتي پيش آمد كه به شهر زنجان و سپس تبريز سفري داشته باشم بجد مي توانم بگويم خانه هايي با قدمت بسيار كمتر توسط شهرداري و ميراث فرهنگي خريداري و با سازي شده اند و در برخي موزه اي نيز بنا نهاده اند مثل خانه استاد شهريار، موزه مشروطه ،موزه سنجش و خانه هاي ديگر با قدمتي كمتر از صد سال . .

فقط ياد گرفته ايم كه به مفسدان اقتصادي حمله كنيم كه البته مفسدان اجتماعي و فرهنگي(با آنهمه صداي طباشان) كاري بس بدتر انجام مي دهند. پول برمیگردد ولی بنا میراثی دیگر قابل بازگشت نیست
ویدیو از جناب الکثیر
.
#فرهنگ .
Read more
‌ گفتار معماران را در صفحه گفتار معمار دنبال کنید: @goftaar.ir #شیوا_آراسته: معماری زمینه‌گرا ...
Media Removed
‌ گفتار معماران را در صفحه گفتار معمار دنبال کنید: @goftaar.ir #شیوا_آراسته: معماری زمینه‌گرا شاخه و حوزه‌ای از معماری را شامل می‌شود که فقط نگاه کالبدی به معماری ندارد و معماری را فقط ساخت و ساز نمی‌بیند. بلکه معماری را برآیندی از مسائل اجتماعی و اقتصادی و زمینه‌های تاریخی، اقلیمی و محیط ...
گفتار معماران را در صفحه گفتار معمار دنبال کنید:
@goftaar.ir
#شیوا_آراسته: معماری زمینه‌گرا شاخه و حوزه‌ای از معماری را شامل می‌شود که فقط نگاه کالبدی به معماری ندارد و معماری را فقط ساخت و ساز نمی‌بیند. بلکه معماری را برآیندی از مسائل اجتماعی و اقتصادی و زمینه‌های تاریخی، اقلیمی و محیط زیست و همین‌طور کالبد می‌‌داند. در واقع به کلیه نیروها و آیتم‌هایی که در به وجود آمدن یک کالبد معماری تأثیر دارند، توجه می‌کند و معماری را برآیند چندین حوزه می‌بیند، موضوع طراحی در حوزه زمینه‌گرایی فقط کالبد فیزیکی نیست.

حالت کلی باید زمینه را در چهار حوزه کلان؛ اجتماعی، فرهنگی و تاریخی، محیطی و کالبدی بررسی و تحلیل کرد و تأثیر آن را در معماری و شهرسازی معاصر لحاظ کرد. {...} زمینه‌گرایی دقیقاً اصل و جوهره معماری پیشینیان ما بوده و معماری‌ و شهرسازی گذشته مانند معماری بازارها، مساجد و خانه‌های ایرانی با این نگاه ساخته شده‌اند. به همین دلیل معماری خانه‌ها در هر بوم و اقلیمی متفاوت بوده و منتج از زمینه فرهنگی، طبیعی و تاریخی آن شهر بوده است.

معماری دنیا در دوره‌ای از معماری زمینه‌گرا فاصله گرفت و به سمت مدرنیسم سوق پیدا کرد ولی در چند سال اخیر ما دوباره شاهد این هستیم که جایزه پریتزکر را به معمارانی می‌دهند که معماری را در بین مردم و با مردم انجام می‌دهند. من فکر می‌کنم این خیلی مهم است که معماری برای مردم باشد. ما اصولاً دو دسته معمار و هنرمند داریم؛ یک دسته از آن‌ها می‌گویند هنر برای هنر است و دسته دوم هنر را برای مردم می‌دانند.

معماری زمینه‌گرا جزو دسته دوم است. اصولاً معماری برای مردم است. معماری برای خود معمار نیست که ما بر اساس احساسات خودمان و با هزینه مردم بنایی را بسازیم و مردم را در خصوص اظهار نظر در مورد کارمان واجد صلاحیت ندانیم.

(در گفتگو با سمیه باقری نویسندهٔ وب‌گاه هنرآنلاین، سال 1397)
#goftaar_ir
#architectsquote
Read more
رمان #کوری اثر #ساراماگو ی پرتغالی، از ترافیکِ یک چهارراه آغاز می‌شود. راننده ای، به‌ناگاه دچار کوری می‌گردد. به فاصلهٔ اندکی،افراد دیگری که همگی از بیماران یک چشم‌پزشک‌اند، دچار کوری می‌شوند. پزشک با معاینهٔ چشم آن‌ها درمی‌یابد که چشم این افراد کاملاً سالم است، اما آن‌ها هیچ‌چیز نمی‌بینند. ... رمان #کوری اثر #ساراماگو ی پرتغالی، از ترافیکِ یک چهارراه آغاز می‌شود. راننده ای، به‌ناگاه دچار کوری می‌گردد. به فاصلهٔ اندکی،افراد دیگری که همگی از بیماران یک چشم‌پزشک‌اند، دچار کوری می‌شوند. پزشک با معاینهٔ چشم آن‌ها درمی‌یابد که چشم این افراد کاملاً سالم است، اما آن‌ها هیچ‌چیز نمی‌بینند. جالب آن است که برخلاف بیماری کوری، که همه‌چیز سیاه است، تمامی این افراد دچار دیدی #سفید می‌شوند.

پزشک می‌فهمد که این نوع کوری است که به چشم ارتباطی پیدا نمی‌کند. از طرف دولت، تمامی افراد نابینا جمع‌آوری و در یک آسایشگاه اسکان داده می‌شوند. پزشک نیز خود دچار این بیماری می‌شود. پلیس برای جلوگیری از شیوع بیماری، پزشک را نیز روانهٔ آسایشگاه می‌کند.همسر پزشک نیز به‌دروغ اذعان به کوری می‌نمایدتا بتواند در کنار شوهرش باشد. آن‌ها به آسایشگاه یادشده برده می‌شوند. در آن آسایشگاه تمامی افراد نابینایند. نیروهای امنیتی برای افراد غذا تهیه می‌کنند، اما برای عدم سرایت کوری به آنها، تنها غذاها را تا درِ آسایشگاه حمل می‌کنند. نابینایان برای تقسیم غذا با هم درگیر می‌شوند. کم‌کم خوی حیوانیِ افراد در این وضعیت فلاکت‌بار بروز می‌کند. کثافت، فحشا و… آسایشگاه را فرامی‌گیرد. عده‌ای از کورها، تحویل غذا را به‌دست می‌گیرند و غذا را به افراد دیگری می‌فروشند. کورها، برای زنده ماندن، از تمامی چیزهای باارزشِ خود می‌گذرند تا به جایی می‌رسد که افراد زورگیر از کورها زن‌هایشان را طلب می‌کنند. درنهایت، کورها راضی می‌شوند تا زنان خود را برای به‌دست آوردن خوراک به آن‌ها بفروشند.
همسر پزشک، که نابینا نشده، شاهد تمامی این مسائل است. زن دکتر،عاشقانه سعی در بهبود وضعیت هریک از افراد می‌کند، اما به‌هیچ‌عنوان اجازه نمی‌دهد،کسی از نابینا نبودن او اطلاعی به‌دست آورَد.همسر پزشک، همراه با دیگر زنان، برای تهیهٔ غذا به اتاق زورگیران می‌رود.یکی از زنها،در حین تجاوز، جان خود را ازدست می‌دهد. همسر پزشک، شاهد این واقعه است. او به اتاق می‌رود و با قیچی کوچکش برمی‌گردد و گلوی رئیس زورگیران را می‌درد. سایشگاه به‌هم می‌ریزد، آتش می‌گیرد و نابینایان به بیرون می‌ریزند. متوجه می‌شوند که تمامی شهر و کشور نابینا شده‌اند.همه‌جا خالی است، خانه‌ها، شهرو..
مرده‌ها و کثافت شهر را فراگرفته‌است،باران شدیدی می‌بارد. گروه‌های نابینایان برای غارت غذا در شهر پرسه می‌زنند.همسر پزشک جایی میگوید! .
.
ما کورنشده ایم. کور هستیم،اما بینا!کورهایی که میتوانند ببینند،اما #نمیبینند! #وضعیت_آشنا!
#پیام_رمان
#فرناندو_میرلس/کارگردان 2008
#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
Read more
با درود عزیزان انتخاب عکس به خاطر نشان دادن گوشه‌ای از چهره ی کریه این حکومت و سرانش می باشد.بارها تاکید ...
Media Removed
با درود عزیزان انتخاب عکس به خاطر نشان دادن گوشه‌ای از چهره ی کریه این حکومت و سرانش می باشد.بارها تاکید کردم راهه آزادی با یقین و آگاهی میسر می‌شود. یقین به درست بودن تصمیم برای سرنگونی این حکومت با آگاهی و تفکر، بارها در پیج چه من چه مبارزان دیگر فراخوان برای حضور در خیابان ها در سراسر ایران را دادیم،و ... با درود عزیزان انتخاب عکس به خاطر نشان دادن گوشه‌ای از چهره ی کریه این حکومت و سرانش می باشد.بارها تاکید کردم راهه آزادی با یقین و آگاهی میسر می‌شود. یقین به درست بودن تصمیم برای سرنگونی این حکومت با آگاهی و تفکر، بارها در پیج چه من چه مبارزان دیگر فراخوان برای حضور در خیابان ها در سراسر ایران را دادیم،و در پست آخر برای فراخوان به ادامه دار بودن حضور تا پیروزی تاکید کردم.عزیزان حال به نکاتی اشاره میکنم که بسیار مهم و کلیدی است.این نکات شامل عمل حکومت اهریمنی آخوندی برای جلوگیری از سرنگونی است. حکومت آخوندی هر شخص یا سازمانی را که مخالف آن باشد به کثیف ترین شکل با کثیف‌ترین دروغها ترور شخصیت میکند،حکومت آخوندی طبق روال اولیه با استفاده از نا آگاهی مردم موج سواری مذهبی و اعتقادی میکند.اصلا جای بحث فلسفی نیست اما یک نمونه که در مذهب شیعه و مکتب آخوندیسم هست تقیه یا دروغ گفتن است، آن اهرمینها که در راس هستند و احتمالا به هیچ چیز پایبند نیستند به عوامل حکومت تزریق می‌کنند برای حفظ حکومته به گفته ی اینها خدا ،باید به هر حرف و کاره دروغی دست بزنی ، حال در این شرایط و قیامه مردم اینان چطور عمل می‌کنند؟با رگبار دروغ در رسانه‌ها ی مختلف به مردم القا میکنند که سرنگونی حکومت غیر ممکن است و مردم را از ادامه ی اعتراضات نا امید میکنند. با پخش عمدی احکام سنگین برای معترضین جو ارعابی درست میکنند تا مردم بترسند و از خواست حقه خود جا بزنند. برای این فرقه ی مافیایی و خانواده هایشان زندگی بسیار رویایی است ،بهترین ماشینها ،بهترین خانه ها ،بهترین غذاها و تفریحات و سفرها ،درست همانند مثلا ناصرالدین شاه،اما فرق اینان با ناصرالدین شاه در این است که او آشکارا می‌گفت این مملکت و زندگی رویایی و جان شما حق من است و ادعای حکومت دین و خدا را نمیکرد،اما اینها خود را نماینده خدا و البته دارای زندگی ساده با هزار تزویر و ریا نشان می‌دهند.والبته رمز کلیدی این اهریمنان برای توجیه نابود کردن ایران و ایرانی از ابتدا یک کلمه بوده است.دشمن، اکنون با این همه گفتن و دیدن و شنیدن آیا هنوز باید مثلا منتظر رفتار آمریکا برای تحریم کردن یا تحریم نکردن بود ؟با وجود اینکه چهل ساله مردم ایران بدبخت و بدبخت تر شدن و در طول همه ی این سالها هم حکومت آخوندی دشمن را باعث این بدبختی اعلام کرد و گفت باید برای حفظ انقلاب مقاومت کنید،اولا کدام انقلاب و کدام ارزش؟دوما بدانید منظوره اینها از حفظ انقلاب و ارزش، حفظ زندگی رویایی برای خود با ثروت مردم ایران است. حال همه چیز دست ما مردم است ،ادامه در کامنت اول
Read more
هفت یا هشت ساله بودم که تازه همه ی اهل محل پول گذاشته بودند و کوچه را آسفالت کرده بودند. هنوز تصویر دور ...
Media Removed
هفت یا هشت ساله بودم که تازه همه ی اهل محل پول گذاشته بودند و کوچه را آسفالت کرده بودند. هنوز تصویر دور هم جمع مردهای محل را به خاطر دارم وقتی دور هم حلقه می زدند معنایش این بود که دارند مشورت می کنند برای انجام کاری که بر زندگی همه تاثیر می گذارد. در آن دوران که سرگرمی خاصی در خانه ها وجود نداشت ما لحظه شماری ... هفت یا هشت ساله بودم که تازه همه ی اهل محل پول گذاشته بودند و کوچه را آسفالت کرده بودند. هنوز تصویر دور هم جمع مردهای محل را به خاطر دارم وقتی دور هم حلقه می زدند معنایش این بود که دارند مشورت می کنند برای انجام کاری که بر زندگی همه تاثیر می گذارد.
در آن دوران که سرگرمی خاصی در خانه ها وجود نداشت ما لحظه شماری می کردیم و سر خود را از لای در کوچه بیرون می بردیم تا یک دوست و همبازی ببینیم و بپریم وسط کوچه ی آسفالت که برای ما مثل فرش ابریشم بود. نه فقط برای بچه ها که بزرگترها هم مثل تخم چشمهایشان از آن مراقبت می کردند.
یادم می آید یک روز گرم تابستان هنگام غروب یکی از مردها از حلقه ی مشورتی تشکیل شده خطاب به ما بچه ها فریاد زد: اگر کل کوچه را جارو بزنید از مغازه ی آقا جواد برای همه ی شما بستی کیم دوقلو می خرم.
ما که از شنیدن این حرف به هیجان آمده بودیم برای برداشتن جارو از هم پیشی می گرفتیم و چنان محکم جارو را بر آسفالت می کشیدیم که گویا خادم حرم ضامن آهو شده ایم و برای حاجت روا شدن تلاش می کنیم.
یادم می آید آن بعد از ظهر هیچ بچه ای بازی نکرد و همگی تا خود شب کل کوچه را که خیلی هم طول عرض زیادی داشت حسابی برق انداختیم و همگی گوشه ای ایستادیم تا چشم در چشم آقای فلانی باشیم. یعنی خیلی تابلو ایستاده بودیم طوری که با دیدن ما یاد بستی کیم دوقلو بیافتد😋 که در آن زمان برای خودش یک بستی لاکچری محسوب می شد.

بالاخره انتظار به سر رسید و حلقه ی مشورتی مردان پراکنده شد. همه آفرینی به ما گفتند و رفتند ولی ما که نرفتیم منتظر آقای فلانی بودیم. دق مرگ شدیم تا اینکه بالاخره آمد
نفس ها در سینه حبس شده بود خوب که جلو آمد با لبخندی بسیار ملیح به ما گفت: آفرین بچه ها خیلی کوچه تمیز شد فردا برای همه شما بستنی می خرم.
سی سال گذشت و هنوز آن فردا نیامده است. من در این سال ها بستی های زیادی خوردم خیلی لاکچری تر از کیم دوقلو ولی هنوز منتظر آن بستی هستم. ( به جای نام آن مرد از اصطلاح فلانی استفاده کردم به دلیل اینکه چندتا از بچه محل ها در این پیج حضور دارند😁)
Read more
. نماز خانه ای در طراز مناسب . سی چهل دقیقه ای که با قطار از مشهد به سمت تهران حرکت کردیم؛ به ایستگاه ...
Media Removed
. نماز خانه ای در طراز مناسب . سی چهل دقیقه ای که با قطار از مشهد به سمت تهران حرکت کردیم؛ به ایستگاه #تربت رسیدیم و صدای #نماز #نماز با خبرمان کرد؛ که می توان رفت و نماز خواند . . برای مایی که عموم نماز خانه های بین راهی رو دیدیم و خیلی وضعیت مناسبی نداشتن، دیدن همچنین نماز خانه تمیز و شیک و مرتبی در ... .
نماز خانه ای در طراز مناسب .

سی چهل دقیقه ای که با قطار از مشهد به سمت تهران حرکت کردیم؛ به ایستگاه #تربت رسیدیم و صدای #نماز #نماز با خبرمان کرد؛ که می توان رفت و نماز خواند .
.

برای مایی که عموم نماز خانه های بین راهی رو دیدیم و خیلی وضعیت مناسبی نداشتن، دیدن همچنین نماز خانه تمیز و شیک و مرتبی در این ایستگاه واقعا برای همه مسافرا؛ تعجب برانگیز بود ! .

جای تشکر داره از مسئولان #راه_آهن که به نظر تمرکز کردن روی ساخت این قبیل نماز خانه ها ؛ امید که همه گیر باشد در سراسر ایران .

#نماز_بخوانیم .
Read more
<span class="emoji emojia9"></span> Irving Penn عکاسی در ابتدا علم بود و بعد از سالها به شکل هنر تبدیل شد، تصاویری که دلیل خلقشان صرفا ...
Media Removed
Irving Penn عکاسی در ابتدا علم بود و بعد از سالها به شکل هنر تبدیل شد، تصاویری که دلیل خلقشان صرفا ثبت تصویر بود، بعد از گذشت زمان حرف هایی بزرگ را به همراه داشت حال این بخشی از وجود هنرمند بود که در تک تک گرین ها نمایش داده میشد لحظه هایی گاه عجیب و گاه خشن و یا در اوج ارامش عکاسی به وجود امد تا به ما گذشت ... © Irving Penn
عکاسی در ابتدا علم بود و بعد از سالها به شکل هنر تبدیل شد، تصاویری که دلیل خلقشان صرفا ثبت تصویر بود، بعد از گذشت زمان حرف هایی بزرگ را به همراه داشت
حال این بخشی از وجود هنرمند بود که در تک تک گرین ها نمایش داده میشد
لحظه هایی گاه عجیب و گاه خشن و یا در اوج ارامش
عکاسی به وجود امد تا به ما گذشت زمان را نشان دهد
به قول سوزان سونتاگ بخشی از حقیقتی بزرگ!
اری کار دوربین عکاسی بازسازی یک واقعیت تمام شده است! دقت کنید اری تمام شده!
ان لحظه دیگر وجود ندارد ولی دوربین ما میتواند همه انرا بازسازی کند، انهم در کسری از ثانیه!
سالها گذشت و امروزه عکاسی به داخل خانه ها کشیده شده و حتا به دست کودکان نیز افتاده است!
موبایل ها و دوربین های کامپکت هر روز و هر روز مردم را به ثبت تصویر اشنا میکنند
اما یک جای کار میلنگد!
هنر عکاسی فقط ثبت کردن نیست!
چگونه ثبت کردن و چرایی ثبت کردن و دلیل ثبت تصویر است که از ما یک هنردوست و هنرمند خواهد ساخت!
این که حتا در حد کافی بلد باشیم که ارزش هر سوژه ای چیست
شما هر روز در همه جای دنیا ساعت هارا میگذرانید
و موبایل ها را به دست دارید! از خود و دوستان یا طبیعت عکس میگیرید! ولی چه فرقی میان شما عکاس اماتور و یک عکاس حرفه ایست؟
اری شما فقط سوژه را می بینید و او تمام دنیای سوژه را!
پس حیف است که یک دوربین dslr تهیه نکنید تا بتوانید مهارت با عشق ثبت کردن را بیاموزید
بسیاری از مدل های معروف دنیا، میک اپ ارتیست ها ،معماران و گرافیست ها، فیلم سازان نیزسعی می‌کنند دوره های عکاسی حرفه ای را حتا کوتاه مدت بگذرانند
چون چگونه دیدن است که به فهم بهتر حرفه خودشان کمک میکند
هنر عکاسی بیشتر از هر هنری در این عصر به ما نزدیک است، کارهای وقت گیر و شغل های شلوغی داریم
اما
شما هر روز ساز نمیزنید! شما قطعا طراحی لوگو انجام نمیدهید، کمتر کسی از شما شاید به نقاشی چهره بپردازد
اما شما هر روز با موبایل های خود عکس میگیرید
هر چند این عکس ها فقط ثبت است و نه عکس!
اما شما به نحوی درگیر یک ریز شاخه هنر عکاسی میشوید
پس چه نیکوست اگر بفهمید که چه میکنید
با چه نوری عکس میگیرید و از چه باید عکاسی کنید
کمی ذوق، یک دوربین ساده و اموزش درست!
عکاسی را ابتدا بیاموزید، سپس تجربه کنید
سپس ذوق کنید
سپس تمرین کنید
بعد عکاس شوید!
در تمامی کلاس های عکاسی خودم همیشه به هنرجویانم میگویم که تا وقتی با شاتر رفیق نشدید، از صدایش خسته نشوید!
عکاسی کنید
نوشته امیر شمس: مدرس هنر عکاسی
@amirshamsofficial
مهلت ثبت نام ترم بهار ،تا 23 فروردین ماه
تلگرام
0922 419 0 958
Read more
. شجریان پسر و پدر زیر میدان آزادی روی یک فرش قرمز بختیار گلچهره می‌خوانند و از دور میدان لب به لب ...
Media Removed
. شجریان پسر و پدر زیر میدان آزادی روی یک فرش قرمز بختیار گلچهره می‌خوانند و از دور میدان لب به لب مردم نشسته اند ، کنار هم، تا چشم کار می‌کرد «ما» بودیم. هر کسی آن دیگری را نگاه می‌کرد، لبخند می‌زد و چشمش خیس می شد، همه در سکوت با چشم‌های بسته صدای استاد را در سر می‌دواندند و لب ها کم و کوتاه تکان می‌خورد. در ... .
شجریان
پسر و پدر
زیر میدان آزادی روی یک فرش قرمز بختیار
گلچهره می‌خوانند و از دور میدان لب به لب مردم نشسته اند ، کنار هم، تا چشم کار می‌کرد «ما» بودیم.
هر کسی آن دیگری را نگاه می‌کرد، لبخند می‌زد و چشمش خیس می شد، همه در سکوت با چشم‌های بسته صدای استاد را در سر می‌دواندند و لب ها کم و کوتاه تکان می‌خورد.
در هوا چراغ‌های خیابان انقلاب و آزادی شبیه به ستاره های نزدیک به زمین بودند . دست بالا می‌آوردی در مشتت بودند.
از تمام خانه‌ها و مغازه‌های بر خیابان سینی های شربت پر و خالی می‌شد.
لیوان های بلند و سبز شیشه ای که از سکنجبین و یخ پر بود و در آن تخم شربتی ها می‌رقصیدند.
یادم هست ، زنی راه می‌رفت و حافظ را مجانی پخش می‌کرد.
پیراهنش سفید بود و موهایش حنا.
همه بودند، همه...
مادرم هم بود، وقتی او جائی‌ست یعنی خیر و برکت کاشته اند.
کنارش نشسته بودم ، دستم را گرفت و در گوشم گفت:
نگفتم همه چیز درست می‌شود...
.
.
.
باید به مامان زنگ بزنم و بگویم
دیشب خواب دیدم
همه چیز خوب است
———
نقاشی از لیلی متین دفتری‌ست
Read more
دخمه‌های سنگی کافر کلی , لاریجان Larijan , Iran با تشکر از: Photo by: @k1_persia توضیحات: کافر ...
Media Removed
دخمه‌های سنگی کافر کلی , لاریجان Larijan , Iran با تشکر از: Photo by: @k1_persia توضیحات: کافر کلی‌ها فضای معماری دست کندی است در مسیر جاده هراز از پلور به سمت آمل شاهد مجموعه سوراخ‌هایی در دل کوه هستیم که اکثرا با نگاهی ساده از آن می‌گذرند. آنچه را که ابن اسفندیار کاتب در کتاب ... دخمه‌های سنگی کافر کلی , لاریجان
Larijan , Iran
با تشکر از:
Photo by: @k1_persia

توضیحات:
کافر کلی‌ها فضای معماری دست کندی است در مسیر جاده هراز از پلور به سمت آمل شاهد مجموعه سوراخ‌هایی در دل کوه هستیم که اکثرا با نگاهی ساده از آن می‌گذرند.

آنچه را که ابن اسفندیار کاتب در کتاب طبرستان، رویة ۵۷، از جایگاهی به نام وَرْ (وَرِکوه) که به معنی پناهگاه و غار در کوهستان، یاد کرده است؛ همان است که نمونه‌هایی از «وَرْها» در چند جایگاه از آبادی‌های کوهستان لاریجان و رویان در نزد مردم به نام «کافر کلی» نامیده می‌شوند. هنوز نمونه‌های زیادی از «وَرْها» در کوهستان پنجاب، نمارستاق (نیمه رُستاک)، اسک، نیاک، ایرا (و در جایگاهی به نام ایرج وَرْ) و دیده می‌شود. دسترسی به جایگاه پاره‌ای از «وَرْها» بستی سخت و صعب‌العبور است. با توجه به کاوش‌های باستان‌شناسی و بقایای سفال‌هایی که در این خانه‌ها پیدا شده، می‌توان قدمت آنها را به اوایل دوران اسلامی یعنی حدود هزار سال پیش نسبت داد و از آنجایی که در این دوران ایران مورد هجوم اعراب قرار گرفته است؛ به نظر می‌رسد این خانه‌ها در دل کوه با امکان زندگی در بلندمدت، همراه با محل‌هایی برای نگهبانی بخاطر عدم پذیرش کیش و آیین جدید یا بخاطر ترس از هجوم اعراب بنا شده‌است و به همین دلیل نام این غارها کافرکلی یعنی محل زندگی غیرمسلمانان است.

#citymity_com
Www.citymity. com
Telegram: @citymity_com
Read more
با درود، هموطنان عزیز این موارد که به آن اشاره می شود حاصل تفکر ،استدلال و پیگیری تمام اخبار و وقایع ...
Media Removed
با درود، هموطنان عزیز این موارد که به آن اشاره می شود حاصل تفکر ،استدلال و پیگیری تمام اخبار و وقایع در حال رخ دادن می باشد. خطاب به تمام معترضان به خاطر پایمال شدن حقشان توسط حکومت آخوندی ،از جمله کارگران هفت تپه،کارگران گروه ملی فولاد، کشاورزان اصفهان، معلمان،مردم ستمدیده ی سیستان و بلوچستان ... با درود، هموطنان عزیز این موارد که به آن اشاره می شود حاصل تفکر ،استدلال و پیگیری تمام اخبار و وقایع در حال رخ دادن می باشد. خطاب به تمام معترضان به خاطر پایمال شدن حقشان توسط حکومت آخوندی ،از جمله کارگران هفت تپه،کارگران گروه ملی فولاد، کشاورزان اصفهان، معلمان،مردم ستمدیده ی سیستان و بلوچستان و کردستان و کرمانشاه و خوزستان، جوانان بدون آینده و دورنما و تحت ستم در سراسر ایران، و همه ی اقشار تحت ستم و فشار در سرتاسر ایران. بدانید و آگاه باشید که با احتمال بسیار زیاد اگر تا قیامت هم در شهرها و شهرستان های خود اعتراض کنید و به تهران نیایید اعتراضات شما راهی پیش نخواهد برد مگر با فریب شما ،علت آن را عرض میکنم با دقت و تفکر مطالعه نمایید:همه ی ارگانهای اصلی سیاسی که ثروت و قدرت را قبضه کردند در تهران هستند، مجلس،وزارت خانه ها، ادارات اصلی دولتی، بیت رهبری،کاخ ریاست جمهوری و منزل تمام سران اصلی حکومت آخوندی که دستور و بودجه ی سرکوب استثمار را صادر می کنند در تهران است.اکثریت امکانات رفاهی در تهران است و دلیل موج مهاجرت به خاطر بیکاری با سرافکندگی به تهران است. البته برای اکثریت مردم تهران این امکانات به صورت قطره چکان است. به همین دلایل تهران دارای بیشترین و شدیدترین نیروهای امنیتی و خانواده های حکومت آخوندی می باشد. با توجه به موارد اشاره شده امیدوارم درک کنید که حتی با وجود ده میلیون جمعیت چه قدر شکل دادن تظاهرات می‌تواند مشکل باشد.از این رو از همه ی هموطنان در سرتاسر ایران با خواسته های به حق می خواهیم به تهران بیایند و بدانید تصرف تهران و مراکز مهم سیاسی توسط مردم ، پایان حکومت آخوندی خواهد بود. پس بدانید تنها راه آمدن به تهران و آوردن اعتراضاتتان به پایتخت می باشد.سند تایید این حرف اعتراضات پراکنده در سراسر ایران و بدون نتیجه بودن آن است. زیرا حکومت آخوندی با قبضه ی ثروت مردم ایران و رسانه هیچ عزم و هدفی برای حل مشکلات ایران و ایرانی به گواه عملکرد چهل ساله ی آنها ندارد. فتح خیابان‌ها ی تهران پیروزی نهایی بر استبداد آخوندی خواهد بود. از همه ی ایرانیان معترض و مسوول می خواهیم به تهران بیایند. #خداپرستان #آزادی #ایران #تهران #کرج #مشهد #اصفهان #شیراز #رشت #گیلان #خوزستان #سیستان_بلوچستان #کرمانشاه #کردستان #شهرکرد #هرمزگان #آذربایجان #مازندران #کارگران_هفت_تپه #هفت_تپه #میدان_میلیونی #جنبش_فیروزه_ای #اعتراضات_سراسری #اعتصابات_سراسری #نافرمانی_مدنی #رفراندوم #rezapahlavi #ابراهیم_خسروی
Read more
. #قبرستان_روستای_ما #وصیت_کردم_اگر_مردم_اینجا_دفنم_کنند #خیلی_باصفاست . . به مادرم ...
Media Removed
. #قبرستان_روستای_ما #وصیت_کردم_اگر_مردم_اینجا_دفنم_کنند #خیلی_باصفاست . . به مادرم بگویید مرا در "گوهران" دفن کند! کنارم اجدادم، آفتاب گردان ها و سپیدارها تنم را سعید غسل دهد اگر نبود، علی با آب چشمه ای که در همان حوالی همچنان جاری ست. بگویید اگر مُردم... تنم را ببخشد ... .
#قبرستان_روستای_ما
#وصیت_کردم_اگر_مردم_اینجا_دفنم_کنند
#خیلی_باصفاست
.
.

به مادرم بگویید
مرا در "گوهران" دفن کند!
کنارم اجدادم، آفتاب گردان ها و سپیدارها
تنم را سعید غسل دهد
اگر نبود، علی
با آب چشمه ای که در همان حوالی
همچنان جاری ست.

بگویید اگر مُردم...
تنم را ببخشد تکه تکه!
چشمانم را به "بیوک چای"
که وقت سیل ببیند مزارع و خانه ها را
که وقت سیل حواسش به تمشک ها و ذرت ها باشد.
آنها را به نیابت از "جهان عم گیزی" ببخشد
که کورمال کورمال
روستا را دوره کرده بود وُ
سالها دنبال چشمانش می گشت!
.
پاهام را بدهد به بوته های گندم
بدوند با نسیم
تا موهای بور دختر روستای کناری،
که ریخته بود از سرطان
که دوست داشت با شقایق ها
آذین ببندد برای آخرین بار
.
دست هام
از آنِ تک درخت صنوبر باغچه‌ی مادربزرگ باشد
بغل کند باد را از تنهایی
بغل کند نارون همسایه ی کناری را
بغل کند تا دست هام...
بخندند لااقل برای یکبار!
.
به مادر بگویید
جگرم اگر چه سوخته، اگر چه خونین
او سهم تک کلیسای مخروب روستاست
با او مهربان نبودند مسجدها
وقتی صدای اذان
تنش را غریبانه می لرزاند تا آوار...
.
بگویید خون از آن معصومه است!
قول می دهم پس نزند
قول می دهم که رگ هاش
آوندهای سبزینه ی رستن باشند
و از بیست یک سالگی نجاتش دهد.
.
بگویید شُش هام از آنِ "علی عم اوغلی"...
هر نفس،
می تواند بادکنکی باشد رنگی، به دستان بچه های دِه
می تواند در بسته های سه/ شش و دوازده تایی
بدمد در اجاق مادربزگ های روستا
تا چای و شوربا...
همیشه به راه باشد
.
گوش هام
سهم چوپان ها باشد وقتی نی می زنند
زبانم برای جیرجیرک ها
تا از دهان آنها بخوانم اینبار
.
به مادرم بگویید
قلبم را ولی ندهد
او را که خسته است از تپیدن
او را که بارها بخشیده‌ام و پس داده اند!
بگویید اگر مُردم
تنها قلبم را دفن کند
که در تکه های کوچک شکسته است
تا مورچه ها
زمستان شادی داشته باشند.
.
.
#حمید_جدیدی
.
پ.ن
بخشی از وصیت نامه ی اجتماعی سیاسی فرهنگی عقیدتی بنده ی حقیر
#زندگی_زیباست
#مرگ_بی_خبر_میاید_ولی
#آماده‌ام_آماده
.
یا حق
زندگی تان مستدام، شاد و سلامت
.
Read more
#هشدار_این_تنها_یک_روایت_است #شهر_من می زنم بیرون،سر خیابان بیست و‌پنجمم، تا مترو پیاده یا با تاکسی؟ شب، نور چراغ مغازه ها، خلوت، تنهایی و تاریکی این مجموعه یکصدا می گوید: پیاده پیاده. دارم تصمیم می گیرم که مردی فریاد می زند: پنالت پنالت. مرد جوانی که در کافه نشسته بود حالا وسط کافه بالا و‌ ... #هشدار_این_تنها_یک_روایت_است
#شهر_من
می زنم بیرون،سر خیابان بیست و‌پنجمم، تا مترو پیاده یا با تاکسی؟ شب، نور چراغ مغازه ها، خلوت، تنهایی و تاریکی این مجموعه یکصدا می گوید: پیاده پیاده. دارم تصمیم می گیرم که مردی فریاد می زند: پنالت پنالت. مرد جوانی که در کافه نشسته بود حالا وسط کافه بالا و‌ پایین می پرد. دخترک همراهش که همچنان آرام نشسته یک خنده پله ای می کند و می گوید: وای چیه؟ پسر به سریعترین شیوه به من فهماند امشب یک شب فوتبالی است. بیشتر به مغازه ها دقت می کنم، فروشنده ها دور هم جمع شده اند، همه به سمتی متمرکزند، سمتی که سمت مشتری ها نیست. کمی جلوتر بعد از کافه صدای فریادهایی می آید مشخص نیست فحش می دهند یا شادی می کنند. دنبال منشا صدا می گردم اما خبری نیست فقط پسرکی روسری فروش توی مغازه اش، یکی یکی روسری ها را تا می کند، انگار اصلا علاقه ای به فوتبال ندارد. صدایی مردانه فریاد می زند: برای ..... بلند صلوات بفرست قضیه بازم فوتبال است، اما نمی شنوم برای چی باید صلوات بفرستند. صدا از جلوتر می آید هنوز به مغازه منشا صدا نرسیده ام مغازه نیست یک در کوچک است سپس یک راهرو و مردانی که نشسته اند و هرکدام یک قلیان جلویشان است و با سرهای بالا فوتبال نگاه می کنند. فضای قهوه خانه دودآلود است چطور فوتبال می بینند؟ بوی بد همه قهوه خانه ها را می دهد، زود می گذرم. خانواده ای لباس مهمانی پوشیده همه پر زرق و‌برق تصمیم دارند به آنسمت خیابان بروند،‌ مردان خانواده انگار فوتبالی نیستند شاید هم استقلالی اند، زن جوان این خانواده می خواهد بچه به بغل با کفش پاشنه بلند از روی جوب بگذرد به پاشنه کفش هایش نگاه می کنم و نگرانش می شوم از کنارش رد شده ام اما برمی گردم دوباره نگاهش می کنم به سلامت گذشت خدا را شکر. واقعا با نگاه کردن چکار می خواستم بکنم؟ جز اینکه اگر حادثه ای اتفاق افتاد از جزییاتش مطلع تر می بودم اگر خیلی نگران بودم باید کاری می کردم. به خیابان یکم رسیده ام صدای موسیقی می آید، مردی فلوت می زند، ایستادم به تماشا. من و دوسه نفر دیگر در حال فیلم و عکس گرفتنیم، پسرکی پلاستیک جمع کن با کوله باری از زباله از کنار مرد فلوت زن رد می شود، با تعجب به اقبالی که به مرد شده نگاه می کند و شاید به داخل ظرفی که برای مرد پول می ریزند هم نیم نگاهی کرد و شاید حتی وزن کوله بار پلاستیکی اش را چک کرد و از خود پرسید: امشب چقدر کاسبم؟ بیشتر از مرد فلوت زن یا کمتر؟ حالا مرد موسیقی فیلم پدر خوانده را می زند چه تلاقی غریبی.
خیابان تمام شد به مترو رسیدم باید بروم کاش خیابان ادامه داشت.
Read more
نشانه های قحطی در ایران !!! اوایل دهه شصت کودکی بیش نبودم، اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها ...
Media Removed
نشانه های قحطی در ایران !!! اوایل دهه شصت کودکی بیش نبودم، اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم. سس ... نشانه های قحطی در ایران !!!
اوایل دهه شصت کودکی بیش نبودم،
اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.
تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.
سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.
صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت!!!!!
بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد،
خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.
جیره بندی روغن، برنج و پودر لباسشویی.
نبود پتو در بازار ، تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.
همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...
اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود...
و اما امروز
امروز فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا
موبایل و تبلت و ...
داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا!!!
رینگ اسپرت تا...
و حال ، این تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گران قیمت از شنیدن کلمه قحطی به لرزه افتاده بسوی بازارها هجوم میبریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید!
مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، فخر فروشی و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...!!
ورشكسته شدن انتشارت !!
بی سوادی دانشجوها !!
بی سوادی مدرسین !!
عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر !!
تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...برایمان مهم نیست، ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم!!!!
می شود كتابها نوشت...
خلاصه اینكه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم!!!!
فقط كافیست یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!
قحطی امروز که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمس می کنیم :
قحطى اخلاق است!
قحطی همدلیست!
قحطي رفاقت است!
قحطی عشق است!
Read more
‏چهارباغ و نقش‌جهان و زاینده رود را که می‌بینم نمی‌توانم یاد مشهد و طرح توسعه حرم نیوفتم. میلیاردها ...
Media Removed
‏چهارباغ و نقش‌جهان و زاینده رود را که می‌بینم نمی‌توانم یاد مشهد و طرح توسعه حرم نیوفتم. میلیاردها خرجی که برای تملک و توسعه صحن‌ها شد (که شاید فاجعه‌بارترین مداخله شهری تاریخ این مملکت باشد)؛ نمی‌توانست خرج نجات اصفهان و باغ‌ها و خانه‌ها و دکان‌ها و میراثش از دست توسعه بی‌قواره شهری شود؟ ‏به ... ‏چهارباغ و نقش‌جهان و زاینده رود را که می‌بینم نمی‌توانم یاد مشهد و طرح توسعه حرم نیوفتم. میلیاردها خرجی که برای تملک و توسعه صحن‌ها شد (که شاید فاجعه‌بارترین مداخله شهری تاریخ این مملکت باشد)؛ نمی‌توانست خرج نجات اصفهان و باغ‌ها و خانه‌ها و دکان‌ها و میراثش از دست توسعه بی‌قواره شهری شود؟
‏به جای نابودی تمام خاطرات و هویت شهری مشهد، ممکن نبود خانه‌ای در اصفهان نجات داده شود یا باغی حفظ شود و یا زاینده‌رود همچنان بجوشد؟ سالهاست شیعه‌گری را به گنبدسازی و طلاکاری کاهش دادیم. هرجا دستمان میرسد قبه‌ای علم می‌کنیم و دکانی برای کاسبی سوار می‌کنیم. خواه شیراز باشد یا قم یا تهران. تاریخ از ما با عنوان مردمی یاد میکند که چشم بر نابودی میراث ملی و حافظه جمعی‌شان بستند. مردمی بی‌خاطره.
Read more
. . شاید به‌خاطر علاقه‌ی غریبش به تماشای طلوع آفتاب بود که آفتاب‌نزده از خانه بیرون می‌زد و دوربین‌به‌دست ...
Media Removed
. . شاید به‌خاطر علاقه‌ی غریبش به تماشای طلوع آفتاب بود که آفتاب‌نزده از خانه بیرون می‌زد و دوربین‌به‌دست دنبال گوشه‌ای می‌‌گشت که آفتاب و‌ آسمان و ابرها و هرچه را دوروبرش بود دوباره ببیند و این دوباره دیدن انگار همان چیزی بود که همه‌ی عمر به آن وفادار ماند و هیچ‌وقت فکر نکرد جاده‌ها و درخت‌ها ... .
.
شاید به‌خاطر علاقه‌ی غریبش به تماشای طلوع آفتاب بود که آفتاب‌نزده از خانه بیرون می‌زد و دوربین‌به‌دست دنبال گوشه‌ای می‌‌گشت که آفتاب و‌ آسمان و ابرها و هرچه را دوروبرش بود دوباره ببیند و این دوباره دیدن انگار همان چیزی بود که همه‌ی عمر به آن وفادار ماند و هیچ‌وقت فکر نکرد جاده‌ها و درخت‌ها و درها و پنجره‌ها را قبلِ این هم دیده و بیش‌تر به این فکر می‌کرد که حالا اگر دوباره این‌چیزها را ببیند چه چیز تازه‌ای در آن‌ها کشف می‌کند و همیشه چیز تازه‌ای بود که سر ذوق بیاوردش و نتیجه‌ی این دیدن دوباره عکس‌هایش از درخت‌ها بود در روزهای آفتابی و برفی و تماشای خیابان و خانه‌ها و سواری‌ها از پشت شیشه‌ی باران‌زده‌ای سواری‌اش و تازه این فقط کار عکاسی‌اش بود روزهایی که فیلم نمی‌ساخت یا نمی‌شد بسازد و مثل خیلی از ما در خانه نمی‌نشست و سقف را نگاه نمی‌کرد و فکر نمی‌کرد آسمان به زمین آمده و چاره‌ای نداریم جز بغل کردن زانوی غم و حرفش این بود که نباید نشست و باید همیشه کار کرد و همیشه ایده داشت و همیشه چیزی آفرید و کار خودش در همه‌ی این سال‌ها همین بود عباس کیارستمی. #عباس_کیارستمی #abbaskiarostami
Read more
@hoomanbookstore #کتابفروشی #هومان . .. . هیچ‌وقت خانواده‌ای داشته‌ای؟ چاپ دوم بیل کلگ ترجمه ...
Media Removed
@hoomanbookstore #کتابفروشی #هومان . .. . هیچ‌وقت خانواده‌ای داشته‌ای؟ چاپ دوم بیل کلگ ترجمه محمد حکمت نشر نون زیاد شنیده‌ایم که مورد قضاوت واقع شده‌ایم و نباید دیگران را قضاوت کرد. امری که روزانه به آن برمی‌خوریم یا از این و آن می‌شنویم. شاید برای اینکه نگاهی دیگرگونه به این موضوع ... @hoomanbookstore #کتابفروشی #هومان .
..
.

هیچ‌وقت خانواده‌ای داشته‌ای؟
چاپ دوم
بیل کلگ
ترجمه محمد حکمت
نشر نون

زیاد شنیده‌ایم که مورد قضاوت واقع شده‌ایم و نباید دیگران را قضاوت کرد. امری که روزانه به آن برمی‌خوریم یا از این و آن می‌شنویم. شاید برای اینکه نگاهی دیگرگونه به این موضوع که به طور روزمره با آن مواجه می‌شویم داشته باشیم به سراغ ادبیات برویم و از آن زاویه به آن نگاه کنیم. اینگونه درک بهتری از این موضوع پیدا می‌کنیم.
رمان «هیچ‌وقت خانواده‌ای داشته‌ای؟» داستان همین قضاوتها است که دست از سر ما برنمی‌دارد؛ قضاوتهايي که ديگران ميکنند و قضاوت‌هايي که ما ميکنيم درباره ديگران و درباره خودمان. #بيل_کلگ نویسنده کتاب با شخصيت‌پردازي دقيق و بازگوکردن ماجرا از زاويه ديد افراد مختلف نشان ميدهد چقدر اين قضاوتها می‌توانند بيگذشت و بيرحمانه باشند، حتی و شايد بخصوص وقتي طرف آنها خودمان هستيم. اما وقتي مصيبتي پيش ميآيد همه تغيير ميکنند و حقيقت درباره گذشته سرانجام رخ مينمايد و در اين ميانه انسانيت به بهترين وجه در بخشش و اميد جلوه‌گر ميشود.
این رمان اولین رمان معرفی‌شده بیل کلگ در ایران است که با ترجمه #محمد_حکمت از سوی نشر نون منتشر شده است. «هیچ‌وقت خانواده‌ای داشته‌ای؟» در لیست پرفروش‌های #نیویورک_تایمز قرار داشته و در فهرست ابتدایی جایزه #بوکر و کتاب ملی آمریکا نیز حضور داشته است.
بیل کلگ درباره اینکه این #رمان را چطور شروع کرده می‌گوید: «اول کار، #داستان این‌جور شروع شد که دلم می‌خواست درباره شهری مشابه شهری که در آن بزرگ شدم بنویسم. فکر کنم موقع نوشتن خاطرات و دوباره‌ اشغال‌کردن آن فضا، جایی است که ۲۵ سال است آنجا زندگی نکرده‌ام، ‌بخش‌هایی از آن خاطره‌ها بود که منجر به این شد به زادگاهم فکر کنم. شهر کوچکی در قسمت‌های دورافتاده کانتیکت بود. یک جمعیتی دارد که تمام‌وقت آنجا مقیم هستند و یک جمعیت آخر هفته‌ها و تابستان‌ها دارد. مقدار زیادی تنش و اصطکاک بین این دو دسته وجود دارد. آنها در یک جا زندگی می‌کنند، ولی به هیچ وجه از یک جا نمی‌آیند... خیلی وقت‌ها چنین جوامعی تا حد زیادی درواقع وابسته به جمعیتی هستند که از اطراف می‌آیند و خانه‌های قشنگ می‌خرند و می‌دهند به افراد مقیم که چمن‌هاشان را بزنند و خانه‌هاشان را تمیز کنند. برایشان گاراژ و استخر می‌سازند و میهمانی‌های شام برگزار می‌کنند. خدمات متنوعی که ربطی به داشتن یک خانه ویلایی داشته باشد وجود دارند.
#هیچ_وقت_خانواده_ای_داشته_ای #خانه_روان #جایی_که_ماه_نیست #نشرنون #نشر_نون
Read more
. آدم که کلید خانه اش را دست هر کسی نمی‌دهد. . . همین طوری هم نباید بگذارد هر کسی دست‌نوشته هایش را ...
Media Removed
. آدم که کلید خانه اش را دست هر کسی نمی‌دهد. . . همین طوری هم نباید بگذارد هر کسی دست‌نوشته هایش را بخواند. مثل این می‌ماند که کلید حرف‌هایت را بدهی دست آدم‌ها و بعد بگویی به شما ربطی ندارد من چه می‌گویم! . می‌خواستم بگویم ما نویسنده ها همین قدر دیوانه ایم. . کلید فکرهایمان را دست همه می‌دهیم ... .
آدم که کلید خانه اش را دست هر کسی نمی‌دهد. .
.
همین طوری هم نباید بگذارد هر کسی دست‌نوشته هایش را بخواند. مثل این می‌ماند که کلید حرف‌هایت را بدهی دست آدم‌ها و بعد بگویی به شما ربطی ندارد من چه می‌گویم!
.
می‌خواستم بگویم ما نویسنده ها همین قدر دیوانه ایم.
.
کلید فکرهایمان را دست همه می‌دهیم و بعد نمی‌توانیم کاری برای تنهاییِ تکثیر شده مان انجام دهیم! خانه مان پر از آدم‌هایی ست که می‌آیند سرک می‌کشند و ما را برای لحظه ای می‌خوانند و می‌روند.
.
باور کن لحظه ای میخواهند و بعد میروند .
بعضی شب‌ها هم آن‌قدر ازدحام جمعیت زیاد می‌شود که جایی برای خوابیدن ذهنمان پیدا نمی‌کنیم و آواره ی کوچه‌های فرار می‌شویم...
برای همین است که نویسنده ها و شاعرها معمولا" زیاد سفر می‌کنند. علاوه بر این که سفر، سوژه های جدید برایشان می‌آورد، فرصت مناسبی‌ست تا از دست آدم‌هایی که دنبالشان هستند، فرار کنند!

من،
نیکو بهجتی ِ دلبسته ی #بهارنارنج
همیشه یک چمدان آماده دارم تا هر وقت از شهر دلزده شدم، جاده‌ها را پشت سر بگذارم و دلتنگی‌هایم را به دست باد بسپارم ...
.
بگذار همه ی آدم‌ها کلید داشته باشند. من که همیشه در حال عبورم. من که همیشه در سفرم.
.
بگذار بیایند و کلید بیندازند و ببینند کسی خانه نیست و بروند!
.
نگران نباش. درست است که من نمی‌توانم دست از نوشتن بردارم، اما می‌توانم کاری کنم که کلیدهایی که دست مردم می‌دهم به قفل خانه ام نخورد...
تو اما بلد نیستی. تو بی پرده حرف می‌زنی. بی ملاحظه می‌نویسی. صادقانه عشق می‌ورزی. خیلی صادقانه تر از من! پس نوشتن برای آدمی مثل تو خطرناک است. برایم بنویس و بگذار فقط من بخوانم. نگذار مردم نشانی ات را پیدا کنند. .
می‌دانی که چقدر دوستت دارم؟...
نگرانم کلید این خانه دست نااهل‌ ها بیفتد...
حالا بخند و زیر لب بگو همه حسودند. اما اشتباه می‌کنی. چون من بلدم عشق را طوری فریاد بزنم که فقط تو بشنوی بهار نارنج من ....
.
اما تو به گمانم بلد نیستی... می‌دانی؟
عشق، همین دیوانگی محض است.
همین که نیمه شب قفل‌ساز را از خواب بیدار کرده ام و آورده ام اینجا تا کلیدهایی که دست مردم داده ای خانه‌خرابم نکند...
من همین قدر دیوانه ام. همین قدر دیوانه ی عطر تو #بهارنارنج_من که از رنج به نارنج رسیدم .
#نیکو_بهجتی
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> منظور از عنکبوت در قرآن کریم عایشه است . <span class="emoji emoji1f539"></span> علامه مجلسی رضوان الله علیه می‌نویسد: . ✍ ٢٣٩ - ٢٤٠ - ...
Media Removed
منظور از عنکبوت در قرآن کریم عایشه است . علامه مجلسی رضوان الله علیه می‌نویسد: . ✍ ٢٣٩ - ٢٤٠ - كنز: محمد البرقي عن الحسين بن سيف عن أخيه عن أبيه عن سالم بن مكرم عن أبيه قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول في قوله: " مثل الذين اتخذوا من دون الله أولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتا " قال: هي الحميراء. . ✍ ... 💠 منظور از عنکبوت در قرآن کریم عایشه است
.
🔹 علامه مجلسی رضوان الله علیه می‌نویسد:
.
✍ ٢٣٩ - ٢٤٠ - كنز: محمد البرقي عن الحسين بن سيف عن أخيه عن أبيه عن سالم بن مكرم عن أبيه قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول في قوله: " مثل الذين اتخذوا من دون الله أولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتا " قال: هي الحميراء.
.
✍ کراجکی رحمه الله در کتاب کنز الفوائد روایت کرده است که امام باقر علیه السلام در مورد آیه «داستان کسانی که به جای خدا سرپرستانی گرفته‌اند، مانند داستان عنکبوت است که خانه‌ای برای خود بنا کرده باشد، و بی‌تردید سست‌ترین خانه‌ها خانه عنکبوت است، اگر معرفت و شناخت داشتند (سوره مبارکه عنکبوت، آیه ۴۱) فرمودند: منظور از عنکبوت در این آیه عایشه (لقب عایشه حمیرا است) می‌باشد.
.
🔹 علامه مجلسی در ادامه می‌نویسد:
.
✍ قال مؤلف الكتاب: إنما كني عنها بالعنكبوت لأنه حيوان ضعيف اتخذت بيتا ضعيفا أوهن البيوت وكذلك الحميراء حيوان ضعيف لقلة حظها وعقلها ودينها اتخذت من رأيها الضعيف وعقلها السخيف في مخالفتها وعداوتها لمولاها بيتا مثل بيت العنكبوت في الوهن والضعف.
.
🔸 مولف کتاب در ادامه گفته است: به راستی که از عایشه به عنکبوت تعبیر شده است زیرا عنکبوت حیوان ضعیفی است که خانه‌ای سست بنیان می‌نهد و عایشه (حمیراء) نیز حیوان ضعیفی است به خاطر کمی لذت و عقل و دینش، که به دلیل رأی ضعیف و عقل سخیفش در راه مخالفت با مولایش خانه‌ای به مانند خانه عنکبوت در سستی و ضعف بنیان نهاد.
.
📚 بحار الانوار، تألیف علامه مجلسی، جلد ۳۲، صفحه ۲۸۶
.
📃 اسکن کتاب:
🌐 http://bit.ly/2Mi2haP
📃 پوستر:
🌐 http://bit.ly/2KVq9LR
.
💬 پی نوشت: البته یکی از ویژگی‌های عنکبوت کشتن شوهر خویش است ...
.
#مطاعن_عایشه #احادیث_تبری_و_تولی #تفسیر_روایی_قرآن #کتاب_بحار_الانوار
Read more
. از رسوم جالب توجهی ک قبلا در میان ترکمنها مرسوم بود و بدون استثنا شامل همه مناطق جغرافیایی ترکمن ...
Media Removed
. از رسوم جالب توجهی ک قبلا در میان ترکمنها مرسوم بود و بدون استثنا شامل همه مناطق جغرافیایی ترکمن صحرا میشد کمک به همسایه ها و افراد یک محل یا روستا در هنگام ساخت خانه و سرپناه تازه بود بطوریکه کسیکه قصد ساخت خانه را داشت برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز متحمل هیچ هزینه ای نمیشد و افراد همان منطقه ... .
از رسوم جالب توجهی ک قبلا در میان ترکمنها مرسوم بود و بدون استثنا شامل همه مناطق جغرافیایی ترکمن صحرا میشد کمک به همسایه ها و افراد یک محل یا روستا در هنگام ساخت خانه و سرپناه تازه بود

بطوریکه کسیکه قصد ساخت خانه را داشت برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز متحمل هیچ هزینه ای نمیشد و افراد همان منطقه خود و فرزندانشان را ملزم به کمک به فرد مذکور میکردند و این بمثابه قرضی که بر گردن این شخص بود و خود را ملزم و مقید به یاری رساندن در حق کسانی میدانست که به وی در گذشته در ساخت خانه کمک کرده اند
از رسوم بسیار زیبا و فداکارانه در کمک به همنوع که با گذشت سالهایی چند اکنون به کلی فراموش شده و از بین رفته
حداقل دیگر در آن بعد وسیعی که قبلا بود مشاهده نمیشود
آنچه که محرض هست با گذشت زمان و پیشرفت وضعیت زندگی
انسانها از لحاظ عاطفی و یاری رساندن به یکدیکر کمی فاصله گرفتن و این تنها مختص به اقلیت و گروه خاصی نمیشود
که تا حدود زیادی ناشی از مشکلات روزمره زندگی میباشد که گذران روزگار را بر تمام اقشار جامعه امروز سخت کرده است و این شاید قبلا در گذشته به دغدغه و توقع کمتر مردم از زندگی نسبت به وضعیت فعلی ناشی میشد
گاهی با کمی عقب گرد به گذشته درمیابیم که رسوم بسیار جالبی در میان ترکمنها بوده که باعث نزدیکی بیشتر آنها به یکدیگر میشد بطوریکه
بعداز تشکیل شهر و زندگی یکجانشینی بین خانه ها دیوار کشیده نشد
و این از نظر خیلی ها که فلسفه این کار را نمیدانستن
مرتبط به بضاعت مالی اندک برخی از خانواده ها جهت حصار کشی خانه خود بود
در حالیکه
از نظر ترکمنها کشیدن دیوار توهین به همسایه تلقی میشد و اعتمادعجیب به همدیگر باعث شده بودکه درهای منازل همیشه بروی یکدیگر باز باشد
هیچ کس دزدی نمی کرد در داخل مجموعه امنیت کامل برقرار بود
Read more
در غمِ ما روزها بى‌گاه شد امروز قصدِ دوش گرفتن داشتم که ديدم برق نداريم؛ شير آب را باز و با خودم فکر کردم ...
Media Removed
در غمِ ما روزها بى‌گاه شد امروز قصدِ دوش گرفتن داشتم که ديدم برق نداريم؛ شير آب را باز و با خودم فکر کردم با اين روند، چند سالِ‌ آینده، هنوز آبى از شيرِ آب‌ِ خانه‌هايمان سرازير می‌شود؟ بر اساس دانشِ من، آبِ موردِ استفاده‌ی مردم در خانه‌ها، حدود ٥ تا ١٠ درصد آب مصرفى كشور است و بقیه‌ی آن در كشاورزى و ... در غمِ ما روزها بى‌گاه شد
امروز قصدِ دوش گرفتن داشتم که ديدم برق نداريم؛ شير آب را باز و با خودم فکر کردم با اين روند، چند سالِ‌ آینده، هنوز آبى از شيرِ آب‌ِ خانه‌هايمان سرازير می‌شود؟
بر اساس دانشِ من، آبِ موردِ استفاده‌ی مردم در خانه‌ها، حدود ٥ تا ١٠ درصد آب مصرفى كشور است و بقیه‌ی آن در كشاورزى و صنعت مصرف مى‌شود و بر اساس شنيده‌ها و دیده‌ها و استدلال‌هایم، این بحران تنها بر اساس بی‌تدبیری و نبودِ تخصص و نگاهِ ملی در حوزه‌های مدیریتی، دامن‌گیر سرزمین ایران شده است.
بعد از این مرور در ذهنم یاد جلسه‌ای که ماهِ رمضانِ سال گذشته با دکتر نوبخت -مدیر خوش‌رو و متین سازمان برنامه ‌و بودجه- داشتم افتادم؛ (اين تنها جلسه‌‌‌ام با یکی از افرادِ حاکمیت برای صحبت درباره‌ی مشکلات فرهنگی بود و پیش و بعد از آن، انگیزه‌ای برای شرکت در این‌گونه جلسات نداشته‌ام) آن روز برای حل مشکلاتِ فرهنگ و دیگر مسایل از ایشان خواستم تا روی این موضوع تحقیق کنند که چرا در این چهل‌و‌اندی سال، تمام نخبگانِ فرهنگ و هنر این سرزمین از کار در دولت و تعدادی از فعالیت در ایران و برخی حتی از زندگی در ایران فراری‌اند؟(اساتید #سیحون، #شجریان، #بیضایی، #کیا‌رستمی و...) این نکته‌ی دردناک در تمام مراکز تصمیم‌گیری و مدیریتی ایران کم و بیش قابل لمس است؛ با اینکه امید به شنیدنِس حرف در مسوولین از صدر تا ذیل وجود ندارد؛ اما باز هم بر اساس خویش‌کاری این نکته را گوشزد می‌کنم که تنها راه نجات از نابودی ‌ایران در چند سال آینده، ‌استفاده از مغزهای کم نظیر ایرانی است که به هر دلیل خانه‌نشین شده‌ یا باعث مهاجرت‌شان شده‌اید؛ من به یقین به شما می‌گویم اگر نوابغ ایراني که در سراسر جهان در حال خدمت رساندن به کشورهای دیگرند زمینه مساعد و "امن" برای کار در ایران پیدا کنند؛ بی شک مدتی محدود قادر به نجات ایران خواهند بود؛ این که دیگر دست دراز کردن پیش غرب و شرق نیست و به گمانم آخرین فرصت برای جلوگیری از نابودی آب، هوا، منابع، زیست‌بوم، امید و آینده‌ی جوانان و پیران در این سرزمین است.
ایرانی که این میزان از خدمات را به بشریت کرد مستحق این روزگار نیست.
ایرانی که فرهنگ، هنر، پزشکی، مهندسی، نجوم، ریاضیات، هندسه و... را به جهان و بشریت هدیه کرد؛ لایق این سرنوشت نیست.
باور کنید، کافی ‌است.
باور بفرمایید روزی نیست از این غم چشمانمان تر نباشد.
لطفا فرمان را عوض کنید؛
بدون شعار و حرف سیاسی ... بدونِ تعارف #خسته‌ایم...
.
.
تصویر؛ #دریاچه_ارومیه
.
#ايران
#سهراب_پورناظری
#Iran
#sohrabpournazeri
Read more
. تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون نک کش کشانت می برند انا الیه راجعون تا کی زنی بر خانه‌ها تو قفل ...
Media Removed
. تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون نک کش کشانت می برند انا الیه راجعون تا کی زنی بر خانه‌ها تو قفل با دندانه‌ها تا چند چینی دانه‌ها دام اجل کردت زبون شد اسب و زین نقره گین بر مرکب چوبین نشین زین بر جنازه نه ببین دستان این دنیای دون برکن قبا و پیرهن تسلیم شو اندر کفن بیرون شو از باغ و چمن ساکن شو ... .
تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
نک کش کشانت می برند انا الیه راجعون
تا کی زنی بر خانه‌ها تو قفل با دندانه‌ها
تا چند چینی دانه‌ها دام اجل کردت زبون
شد اسب و زین نقره گین بر مرکب چوبین نشین
زین بر جنازه نه ببین دستان این دنیای دون
برکن قبا و پیرهن تسلیم شو اندر کفن
بیرون شو از باغ و چمن ساکن شو اندر خاک و خون
دزدیده چشمک می زدی همراز خوبان می شدی
دستک زنان می آمدی کو یک نشان ز آن‌ها کنون
ای کرده بر پاکان زنخ امروز بستندت زنخ
فرزند و اهل و خانه‌ات از خانه کردندت برون
کو عشرت شب‌های تو کو شکرین لب‌های تو
کو آن نفس کز زیرکی بر ماه می خواندی فسون
کو صرفه و استیزه‌ات بر نان و بر نان ریزه‌ات
کو طوق و کو آویزه‌ات ای در شکافی سرنگون
کو آن فضولی‌های تو کو آن ملولی‌های تو
کو آن نغولی‌های تو در فعل و مکر ای ذوفنون
این باغ من آن خان من این آن من آن آن من
ای هر منت هفتاد من اکنون کهی از تو فزون
کو آن دم دولت زدن بر این و آن سبلت زدن
کو حمله‌ها و مشت تو وان سرخ گشتن از جنون
هرگز شبی تا روز تو در توبه و در سوز تو
نابوده مهراندوز تو از خالق ریب المنون
امروز ضربت‌ها خوری وز رفته حسرت‌ها خوری
زان اعتقاد سرسری زان دین سست بی‌سکون
زان سست بودن در وفا بیگانه بودن با خدا
زان ماجرا با انبیا کاین چون بود ای خواجه چون
چون آینه باش ای عمو خوش بی‌زبان افسانه گو
زیرا که مستی کم شود چون ماجرا گردد شجون
.
دیوان شمس
.
به قول دوستی هر روز باید این ابیات رو خوند...شاید که گول نخوریم...باید که گول نخوریم....برای خودم این پست رو گذاشتم....برای دل خودم....برای ثبت...برای اینکه هر روز هر لحظه ای که غمگین شدم هر لحظه ای که دلبسته شدم هر لحظه ای که مغرور شدم هر لحظه ای که مشعوف تحسین ها شدم هر لحظه ای که مرعوب غم و ترس شدم یکبار دیگه این ابیات رو بخونم و یادم بیاد که همش، همه ی همش الکیه.توهمه....هیچه....حق با شیمودائه....حق به طرز عجیبی ، به طرز زیبایی ، به طرز دردناکی با دونالد شیمودائه.....اگه خواستین با شیمودا آشنا بشین کتاب پندار از ریچارد باخ رو بخونین.
Read more
. از رسوم جالب توجهی ک قبلا در میان ترکمنها مرسوم بود و بدون استثنا شامل همه مناطق جغرافیایی ترکمن صحرا ...
Media Removed
. از رسوم جالب توجهی ک قبلا در میان ترکمنها مرسوم بود و بدون استثنا شامل همه مناطق جغرافیایی ترکمن صحرا میشد کمک به همسایه ها و افراد یک محل یا روستا در هنگام ساخت خانه و سرپناه تازه بود بطوریکه کسیکه قصد ساخت خانه را داشت برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز متحمل هیچ هزینه ای نمیشد و افراد همان منطقه ... . از رسوم جالب توجهی ک قبلا در میان ترکمنها مرسوم بود و بدون استثنا شامل همه مناطق جغرافیایی ترکمن صحرا میشد کمک به همسایه ها و افراد یک محل یا روستا در هنگام ساخت خانه و سرپناه تازه بود

بطوریکه کسیکه قصد ساخت خانه را داشت برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز متحمل هیچ هزینه ای نمیشد و افراد همان منطقه خود و فرزندانشان را ملزم به کمک به فرد مذکور میکردند و این بمثابه قرضی که بر گردن این شخص بود و خود را ملزم و مقید به یاری رساندن در حق کسانی میدانست که به وی در گذشته در ساخت خانه کمک کرده اند
از رسوم بسیار زیبا و فداکارانه در کمک به همنوع که با گذشت سالهایی چند اکنون به کلی فراموش شده و از بین رفته
حداقل دیگر در آن بعد وسیعی که قبلا بود مشاهده نمیشود
آنچه که محرض هست با گذشت زمان و پیشرفت وضعیت زندگی انسانها از لحاظ عاطفی و یاری رساندن به یکدیکر کمی فاصله گرفتن و این تنها مختص به اقلیت و گروه خاصی نمیشودکه تا حدود زیادی ناشی از مشکلات روزمره زندگی میباشد که گذران روزگار را بر تمام اقشار جامعه امروز سخت کرده است و این شاید قبلا در گذشته به دغدغه و توقع کمتر مردم از زندگی نسبت به وضعیت فعلی ناشی میشد
گاهی با کمی عقب گرد به گذشته درمیابیم که رسوم بسیار جالبی در میان ترکمنها بوده که باعث نزدیکی بیشتر آنها به یکدیگر میشد بطوریکه بعداز تشکیل شهر و زندگی یکجانشینی بین خانه ها دیوار کشیده نشد
و این از نظر خیلی ها که فلسفه این کار را نمیدانستن
مرتبط به بضاعت مالی اندک برخی از خانواده ها جهت حصار کشی خانه خود بود در حالیکه از نظر ترکمنها کشیدن دیوار توهین به همسایه تلقی میشد و اعتمادعجیب به همدیگر باعث شده بودکه درهای منازل همیشه بروی یکدیگر باز باشد
هیچ کس دزدی نمی کرد در داخل مجموعه امنیت کامل برقرار بود

#اداب و رسوم ترکمن #خانه ترکمن #زندگی ترکمن ها #
Read more
. . سایه‌ی قهوه بر قدرت بزرگان تاریخ عثمانی باور این‌که روزگاری نوشیدن قهوه در شهری چون استانبول ...
Media Removed
. . سایه‌ی قهوه بر قدرت بزرگان تاریخ عثمانی باور این‌که روزگاری نوشیدن قهوه در شهری چون استانبول که در هر کوچه پس‌کوچه‌اش رایحه‌ی خوش قهوه به مشام می‌رسد، مجازات مرگ به همراه داشته دشوار است اما تاریخ – این آینه‌ی تمام‌نمای تکرار اشتباه‌های بشر – داستان‌هایی از این دست کم ندارد. قهوه در ... .
.
سایه‌ی قهوه بر قدرت بزرگان تاریخ عثمانی

باور این‌که روزگاری نوشیدن قهوه در شهری چون استانبول که در هر کوچه پس‌کوچه‌اش رایحه‌ی خوش قهوه به مشام می‌رسد، مجازات مرگ به همراه داشته دشوار است اما تاریخ – این آینه‌ی تمام‌نمای تکرار اشتباه‌های بشر – داستان‌هایی از این دست کم ندارد.

قهوه در سال ۱۵۵۵میلادی، توسط «اوزدمیر پاشا» فرماندار پادشاهی عثمانی در یمن به استانبول وارد می‌شود. گویا در دربار عثمانی روش جدیدی برای برشته‌کاری و دم‌آوری قهوه به‌کار می‌رفته که عطر و طعم قهوه را دوچندان می‌کرده. این نوشیدنی به سرعت در دل‌های مردم استانبول جا باز می‌کند و قهوه‌خانه‌های زیادی در گوشه و کنار بساط دم کردن قهوه را راه ‌می‌اندازند!

مورخان دلایل زیادی را برای محبوبیت این نوشیدنی در این منطقه عنوان می‌کنند. پیش‌تر در مقاله‌ای منتشر شده در آیکافی با عنوان «شراب اسلام» آمده که به علت منع نوشیدن الکل در قرآن مسلمان قهوه را جایگزین آن کرده‌اند. در واقع محرک بودن و ایجاد روابط گرم اجتماعی حاصل از نوشیدن قهوه باعث ‌شده مسلمانان مکه و دیگر شهرهای عربی قهوه‌خانه‌ها را جایگزین می‌خانه‌ها کنند تا برای ساعاتی گردهم بیایند و در باب مسایل سیاسی روز صحبت کنند.

تاثیر این نوشیدنی تازه در فرهنگ اجتماعی استانبول باعث شد تا در سال ۱۶۳۳ میلادی – چیزی بیش از صد سال بعد از ورود این نوشیدنی به این شهر – مجازات مرگ را به همراه داشته باشد. ماجرا از این قرار است که «سلطان مراد چهارم»، گردهمایی‌های روشنفکران و مخالفان عصر را در قهوه‌خانه‌ها خوش نمی‌داشت و بحث‌های پیرامون این نوشیدنی را تهدیدی جدی علیه قدرت‌ حاکم تلقی می‌کرد. در عین‌حال، قهوه‌‌خانه‌ها مکانی‌ بوده که برخلاف بسیاری دیگر از محافل، طبقات مختلف اجتماعی را گردهم می‌آورده. هوشیاری ناشی از نوشیدن قهوه، مشتریان را به بحث‌هایی جدی‌تر از بحث‌های پیرامون الکل و موادمخدر در می‌خانه‌ها و مکان‌های کشیدن تریاک و حشیش وامی‌داشته. تا جایی‌که‌ نوشیدن قهوه در ملاء‌عام باعث ضرب و شتم افراد می‌شده و گاهی نیز به سرنوشتی شوم از قبیل انداختن‌ در گونی و پرتاب آن‌ها در تنگه‌ی «بسفر» منجر می‌شده!

امروز در آیکافی بخوانید.
به قلم نفیسه مطلق
#قهوه_نگار
Read more
: #تاریخچه_خصوصی_خانه #بیل_برایسون مترجم: #علی_ایثاری_کسمایی چاپ چهارم / ۵۲۸ صفحه / ۳۳۰۰۰ ...
Media Removed
: #تاریخچه_خصوصی_خانه #بیل_برایسون مترجم: #علی_ایثاری_کسمایی چاپ چهارم / ۵۲۸ صفحه / ۳۳۰۰۰ تومان / #نشر_آموت کتاب در جستجوی خوشبختی به نوعی تاریخ‌نگاری است. البته با توجه به اینکه نویسنده، نگاه خاصی دارد؛ از یک منظر متفاوت به این بحث پرداخته است. در این کتاب، نویسنده، مسائل و مباحثی ... :
#تاریخچه_خصوصی_خانه
#بیل_برایسون
مترجم: #علی_ایثاری_کسمایی

چاپ چهارم / ۵۲۸ صفحه / ۳۳۰۰۰ تومان / #نشر_آموت

کتاب در جستجوی خوشبختی به نوعی تاریخ‌نگاری است. البته با توجه به اینکه نویسنده، نگاه خاصی دارد؛ از یک منظر متفاوت به این بحث پرداخته است. در این کتاب، نویسنده، مسائل و مباحثی را که در طول تاریخ رخ داده است، در بخش‌های مختلف یک خانه مانند پذیرایی، هال و اجزای مختلفی که هر خانه‌ای دارد بررسی کرده است و از این جهت، در این کتاب، نگاه نویی می‌بینيم. خانه‌ها مخزن‌های پیچیده‌ی حیرت‌آوری هستند. آنچه پی بردم، در نهایت شگفتی، این بود که هر چه در جهان رخ می‌دهد، هر چه کشف یا ساخته می‌شود یا بر سر آن به شدت مبارزه می‌شود؛ در نهایت به شکلی به خانه‌های ما راه می‌یابد. جنگ‌ها، قحطی‌ها، انقلاب صنعتی، عصر روشنگری، همه‌ی آنها در کاناپه‌ها و قفسه‌های شما، در چین‌های پرده‌ها، در نرمی کرک‌های بالش شما، در رنگ‌های دیوارها و در آب لوله‌های خانه‌های شما وجود دارند. به این دلیل تاریخ زندگی خانواده آن‌طور که من کمابیش تصور کرده بودم فقط تاریخ تختخواب‌ها و کاناپه‌ها و اجاق‌های آشپزخانه‌ها نیست بلکه تاریخ اسکوبرت و کود مرغ دریایی و برج ایفل و ساس و دزدیدن جسد و درباره‌ی هر چیز دیگری است که تاکنون رخ داده است. خانه مکانی برای فرار از تاریخ نیست بلکه جایی است که تاریخ به آنجا منتهی می‌شود.
شادمهر راستین، استاد دانشگاه و نویسنده فیلمنامه « یه حبه قند » درباره این کتاب می گوید: قبل از اين، فقط کتاب «دنياي سوفي» را اين‌گونه ديده بودم و به همين دليل فکر مي‌کنم «تاریخچه خصوصی خانه» مانند «دنياي سوفي» کتابي خواندني و جذاب است. اين کتاب به ما ياد مي‌دهد که چگونه مي‌توانيم اين همه حرف را به صورت جذاب، پيوسته، يادگيرنده و قابل ياد دادن مطرح کنيم. به نظرم اين کتاب يک تاريخ تمدن است. من قبلاٌ تاريخ تمدن خوانده بودم؛ اما هيچ کدام به اين شيريني و جذابي و به دور از موارد خشک و رسمي، تاريخ تمدن را واکاوي نکرده است. نويسنده، مسائل و مباحثي را که در طول تاريخ در بخش‌هاي مختلف يک خانه مانند پذيرايي، هال و اجزاي مختلفي که هر خانه‌اي دارد، رخ داده، بررسي کرده است و از اين جهت، در اين کتاب، نگاه نويي مي‌بينم.
این کتاب در فهرست ۳۰ کتاب پرفروش تاریخ قرار دارد و مدت ها رتبه دوم پرفروش های آمازون بود. از نویسنده کتاب هم قبلا کتاب «تاریخچه تقریبا همه چیز» منتشر شده است.

www.aamout.com
Read more
. . نظام‌نامه قهوه‌خانه‌ها در عصر پهلوی چند شب پیش در کافه «کارفه» حوالی خانه هنرمندان سندی قاب‌گرفته ...
Media Removed
. . نظام‌نامه قهوه‌خانه‌ها در عصر پهلوی چند شب پیش در کافه «کارفه» حوالی خانه هنرمندان سندی قاب‌گرفته بر دیوار کافه نظرم را جلب کرد. «نظام‌نامه‌ قهوه‌خانه‌ها» که وزارت داخله / بلدیه‌ی شیراز آن‌را صادر کرده. پایین تابلو امضا شده: پیشکش شد به عزیزان گروه «جانان» گلی امامی و کافه مسعودیه ... .
.
نظام‌نامه قهوه‌خانه‌ها در عصر پهلوی

چند شب پیش در کافه «کارفه» حوالی خانه هنرمندان سندی قاب‌گرفته بر دیوار کافه نظرم را جلب کرد. «نظام‌نامه‌ قهوه‌خانه‌ها» که وزارت داخله / بلدیه‌ی شیراز آن‌را صادر کرده. پایین تابلو امضا شده:
پیشکش شد به عزیزان گروه «جانان» گلی امامی و کافه مسعودیه – ۱۳۹۳

تاریخ این نظام‌نامه برای من مشخص نیست اما گمانم پیدا کردنش برای آن‌ها که واردترند چندان دشوار نباشد. متن نظام‌نامه را در ادامه آورده‌ام. برای خوانش راحت‌تر تغییراتی در شیوه‌ی نگارش داده‌ام. نظرم به چند نکته از این نظام‌نامه بیش از باقی جلب شد:

در آن‌ زمان انگار واژه‌ی «زیرسیگاری» چندان متداول نبوده و در متن آمده: «جای خاکستر سیگار»

ما به امروز به کسی که وارد کافه/کافی‌شاپ/قهوه‌خانه شود می‌گوییم مشتری یا مهمان. آن‌زمان ظاهرا «وارد» و «واردین» در صورت جمع متدوال بوده که انگار بد هم نیست.

قهوه‌خانه‌ها مجبور بوده‌اند که ظرف به تعداد کافی برای آب دهان واردان قهوه‌خانه قرار دهند!

امروز می‌نویسیم شست‌وشو، آن زمان شسته‌شو متداول بوده.

این نظام‌نامه‌ی یک «قهوه‌خانه» است؛ اما هیچ‌جایی‌ش اشاره‌ای به سرو قهوه نشده. حتا در بندی به صراحت ذکر شده که قهوه‌خانه مجاز است فلان نوشیدنی‌ها و خوردنی‌ها را بفروشد، ولی آن‌جا هم خبری از قهوه نیست. درست مربوط به همان زمان‌هایی‌ست که قهوه از قهوه‌خانه‌ها رخت بربسته و سر از «کافه»ها درآورده بوده. احتمال می‌دهم معنی‌اش آن نیست که در هیچ قهوه‌خانه‌ای در آن زمان قهوه تهیه و فروخته نمی‌شده، اما آن‌قدر هم اهمیتی نداشته که در نظام‌نامه‌ی قهوه‌خانه‌ها اشاره‌ای بدان شود.

قهوه‌چی‌ها اجازه نداشته‌اند که در فضای بیرونی قهوه‌خانه نیمکت بگذارند. ممنوعیت آشنایی نیست؟
«دوست‌کامی» ممنوع بوده! دهخدا در توضیح «دوست‌کامی» آورده: «پیاله ٔ شراب نوبت خویش را از روی محبت به دیگری دادن». مطمئن نیستم مقصود این‌جا همان باشد.

مطبوخ لیمو از جمله نوشیدنی‌های قهوه‌خانه‌ها بوده. مطبوخ در دهخدا: پخته، پخته‌شده یا جوشانده، عصاره، دم‌کرده.

تصویر کامل را امروز در آیکافی ببینید. یادداشتی از صفا هراتیان.
لینک در استوری
#قهوه_نگار
Read more
جملات و اصطلاحات انگلیسی در مورد خانه و آپارتمان House and Apartment جملات رایج زبان انگلیسی، ...
Media Removed
جملات و اصطلاحات انگلیسی در مورد خانه و آپارتمان House and Apartment جملات رایج زبان انگلیسی، در مورد انواع خانه و آپارتمان، صحبت در مورد خانه و قسمت های داخلی و بیرونی از جمله حیاط، اتاق ها، آشپزخانه و ... انواع خانه ها Kind of Houses 1- خانه من حیاط بزرگی دارد. My house has a large yard/ garden. ... جملات و اصطلاحات انگلیسی در مورد خانه و آپارتمان
House and Apartment
جملات رایج زبان انگلیسی، در مورد انواع خانه و آپارتمان، صحبت در مورد خانه و قسمت های داخلی و بیرونی از جمله حیاط، اتاق ها، آشپزخانه و ... انواع خانه ها Kind of Houses
1- خانه من حیاط بزرگی دارد.
My house has a large yard/ garden.  در آمریکا برای حیاط yardو در انگلستان garden  بکار می رود و منظور محوطه سرسبزی است که روبروی خانه یا دور تا دور آن را فراگرفته است.) 2- خانه ما حیاط جلویی بزرگ و حیاط عقبی کوچکی دارد.
Our house has a large front yard and small back yard.
3- من در آپارتمانی در طبقه سوم زندگی می کنم.
I live in a apartment (Am.)/a flat (Br.) on the third floor.
4- من در یک آپارتمان سه اتاق خوابه زندگی می کنم.
I live in a three bedroom(ed) apartment/ flat.
5- یکی از دوستانم آپارتمان دوبلکس قشنگی خریده است.
A friend of mine has bought a nice duplex apartment.(Am.) 6- خانواده اسمیت در یک خانه دوطبقه(دوبلکس) زندگی می کنند.
The Smiths live in a ranch house.(Am.) 7- منظور خانه یک طبقه (ویلایی) بزرگی است که اطراف آنرا محوطه سرسبزی فرا گرفته است.
My American friend lives in a ranch house.(Am.) 8- من یک سوئیت (آپارتمان کوچک ) دارم.
I have a/an studio (apartment)/efficiency (apartment) suite (Br.). 9- در نظر دارم یک خانه بخرم. (منظور خانه ایست که از دیگر خانه ها جداست و روبروی آن یا اطراف آن را محوطه سبز فرا گرفته است.) I am planning to buy a detached house.(Br.) 10- منظور هر یک از دو خانه بهم چسبیده است که یک دیوار مشترک دارند ولی از طرف دیگر به خانه ای متصل نیستند.
We’ve moved into a semi-detached house lately.(Br.) 11- منظور یکی از چندین خانه متصل بهم است که یک شکل ساخته شده اند.
My parents live in a terraced house.(Br.) 12- منظور خانه مجزای کوچکی است که یک طبقه باشد.
We live in a bungalow.(Br.) 13- در یک خانه سه طبقه زندگی می کنیم.
We live in a three-story house.
#english_teacher #learning #آموزش_زبان_انگليسي #teaching #اصطلاحات_انگلیسی #504 #لغات #english_teacher #گرامر #grammar #گرامر_زبان ❤ ❤
Read more
🌲<span class="emoji emoji1f334"></span><span class="emoji emoji1f34f"></span><span class="emoji emoji1f34e"></span> پیرانشهر نامه‌هایت در صندوق پستی من کبوترانی خانگی‌اند بی‌تاب خفتن در دست‌هایم یاس‌هایی ...
Media Removed
🌲 پیرانشهر نامه‌هایت در صندوق پستی من کبوترانی خانگی‌اند بی‌تاب خفتن در دست‌هایم یاس‌هایی سفیدند به خاطر سفیدی یاس‌ها از تو ممنونم می‌پرسی در غیابت چه کرده‌ام؟ غیبتت!؟ تو در من بودی با چمدانت در پیاده‌روهای ذهنم راه رفته‌‏ای ویزای تو پیش من استُ بلیط سفرت ممنوع الخروجی از ... 🌲🌴🍏🍎 پیرانشهر

نامه‌هایت در صندوق پستی من
کبوترانی خانگی‌اند
بی‌تاب خفتن در دست‌هایم
یاس‌هایی سفیدند
به خاطر سفیدی یاس‌ها از تو ممنونم
می‌پرسی در غیابت چه کرده‌ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی
با چمدانت در پیاده‌روهای ذهنم راه رفته‌‏ای
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت
ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم
نامه‌هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من
از بیروت پرسیده بودی
میدان‌ها و قهوه‌خانه‌های بیروت
بندرها وُ هتل‌ها وُ کشتی‌هایش
همه وُ همه در چشم‌های تو جا دارند
چشم که ببندی
بیروت گم می‌شود
عشق تو
پرنده‌ای سبز است
پرنده‌ای سبز و غریب
بزرگ می‌شود
همچون دیگر پرندگان
انگشتان و پلک‌هایم
را نوک می‌زند
چگونه آمد؟
پرنده‌ سبز
کدامین وقت آمد؟
هرگز این سؤال را
نمی‌اندیشم محبوب من!
که عاشق هرگز اندیشه نمی‌کند
عشق تو کودکی‌ست با موی طلایی
که هر آن‌چه شکستنی را می‌شکند،
باران که گرفت به دیدار من می‌آید،
بر رشته‌های اعصاب‌ام
راه می‌رود و بازی می‌کند
و من تنها صبر در پیش می‌گیرم
عشق تو کودکی بازیگوش است
همه در خواب فرو می‌روند
و او بیدار می‌ماند
کودکی که بر اشک‌هایش ناتوانم
عشق تو یکه و تنها قد می‌کشد
آن‌سان که باغ‌ها گل می‌دهند
آن‌سان که شقایق‌های سرخ
بر درگاه خانه‌ها می‌رویند
آن‌گونه که بادام و
صنوبر بر دامنه‌ کوه سبز می‌شوند
آن‌گونه که حلاوت در هلو جریان می‌یابد
عشق‌ات، محبوب من
همچون هوا مرا در بر می‌گیرد
بی آن‌که دریابم
جزیره‌ای‌ست عشق تو
که خیال را به آن دسترس نیست
خوابی‌ست ناگفتنی
تعبیر ناکردنی
به‌راستی عشق تو چیست؟
گل است یا خنجر؟
یا شمع روشنگر؟
یا توفان ویران‌گر؟
یا اراده‌ شکست‌ناپذیر خداوند؟
تمام آن‌چه دانسته‌ام
همین است :
تو عشق منی
و آن‌که عاشق است
به هیچ چیز نمی‌اندیشد
نزار قبانی
Read more
ای سفیهان بهر خود هم اندکی غوغا کنید حال خود را دیده‌، واغوثا و واویلا کنید کیسه‌های خالی خود را ...
Media Removed
ای سفیهان بهر خود هم اندکی غوغا کنید حال خود را دیده‌، واغوثا و واویلا کنید کیسه‌های خالی خود را دهید آخر تکان پس تکانی خورده دزد خویش را پیدا کنید تا به کی با این لباس ژنده می‌ریزید اشک با جوی غیرت لباس از اطلس و دیبا کنید کشته شد شاه شهیدان تا شما گیرید پند پیش ظالم پافشاری یکه و تنها کنید خانه‌هاتان ... ای سفیهان بهر خود هم اندکی غوغا کنید

حال خود را دیده‌، واغوثا و واویلا کنید

کیسه‌های خالی خود را دهید آخر تکان

پس تکانی خورده دزد خویش را پیدا کنید

تا به کی با این لباس ژنده می‌ریزید اشک

با جوی غیرت لباس از اطلس و دیبا کنید

کشته شد شاه شهیدان تا شما گیرید پند

پیش ظالم پافشاری یکه و تنها کنید

خانه‌هاتان شد خراب اما صداهاتان گرفت

آخر ای خانه‌خرابان لااقل نجوا کنید

انتظار از مجلس و از شیخ و از ملای شهر

کار بیهوده است خود را حاضر دعوا کنید

خودکشی باشد قمه برسرزدن‌، آن تیغ تیز

بر سر دشمن زنید و خویش را احیا کنید

این دکاکین کساد ای اهل تهران بسته به

دکه بربندید و مشت ظالمان را واکنید

ای جوانان مدارس‌، بی‌سوادان حاکمند

این گروه بینوا و سفله را رسوا کنید

ای رفیقان اداری‌، رفت قانون زیر پای

حفظ قانون را قیامی سخت و پابرجا کنید

ای دیانت‌پیشگان دین رفت و دنیا نیز رفت

چشم‌پوشی بعد از این از دین و از دنیا کنید

چشم‌هاتان روشن ای مشروب خواران قدیم

هم به‌ضد یکدگر هنگامه و غوغا کنید

کشور دارا لگدکوب سمند جور شد

راستی فکری برای کشور دارا کنید

چون که ننهادید بر قانون و بر خویش احترام

مستبدین از شما یک‌یک کشیدند انتقام

رفته حس مردمی از مرد و زن‌، من باکیم

نیست گوشی تا نیوشد این سخن‌، من با کیم؟

بیست سال افزون زدم داد وطن، نشنید کس

تازه از نو می‌زنم داد وطن‌، من با کیم

همچو بلبل گر هزار آوا برآرم‌، چون که هست

گوش‌ها بر نغمهٔ زاغ و زغن‌، من با کیم

هی‌علی و هی‌حسین و هی‌حسن گویم‌،‌چو نیست

نی علی و نی حسین و نی حسن‌، من با کیم

گاه گویم کز مشیری مؤتمن جویم علاج

چون نمی‌بینم‌ مشیری مؤتمن‌، من با کیم

می‌زنم در انجمن فریاد واویلا ولیک

پنبه دارد گوش اهل انجمن‌، من با کیم

خلق ایران دسته‌ای دزدند و بی‌دین‌، دسته‌ای

سینه‌زن‌، زنجیرزن‌، قداره‌زن‌، من با کیم

گویم این قداره را بر گردن ظالم بزن

لیک شیطان گویدش بر خود بزن‌، من باکیم

گویم این زنجیر بهر قید دزدانست و او

هی زند زنجیر را بر خویشتن‌، من با کیم

گویم ای نادان به ظلم ظالمان گردن منه

او بخارد گردن و ریش و ذقن‌، من با کیم

گویمش باید بپوشانی کفن بر دشمنان

باز می‌پوشد به عاشورا کفن‌، من با کیم

گویم ای واعظ دهانت را لئیمان دوختند

او همی بلعد ز بیم آب دهان‌، من با کیم

گویم ای‌ آخوند خوردند این شپش‌ها خون تو

او شپش می‌جوید اندر پیرهن‌، من با کیم

گویمش دین رفت از کف‌، گوید این باشد دلیل
بر ظهور مهدی صاحب زمن‌، من با کیم

گویم ای کلّاش‌، آخر این گدایی تا به کی
..... ملکالشعرای بهار
Read more
به #خشت خشتت #سوگند اگر #از_طلا ساخته شده بودی نامت لانه #سامری_ها بود نه #خانه_خدا ،خانه خدا باید ...
Media Removed
به #خشت خشتت #سوگند اگر #از_طلا ساخته شده بودی نامت لانه #سامری_ها بود نه #خانه_خدا ،خانه خدا باید همین قدر ساده باشد این بنا #یادمان_بشر #برای_خداست نه #خانه_حقیقی_خدا، خانه حقیقی خدا دلهای انسانهاست البته به هر بنی آدمی هم انسان نمی گویند در حقیقت این بنا نماد ساخت و ساز برای خداهم هست #همین_قدر_ساده ... به #خشت خشتت #سوگند اگر #از_طلا ساخته شده بودی نامت لانه #سامری_ها بود نه #خانه_خدا ،خانه خدا باید همین قدر ساده باشد این بنا #یادمان_بشر #برای_خداست نه #خانه_حقیقی_خدا، خانه حقیقی خدا دلهای انسانهاست البته به هر بنی آدمی هم انسان نمی گویند در حقیقت این بنا نماد ساخت و ساز برای خداهم هست #همین_قدر_ساده اما برای #همه_مردم_زمین که به دور این نماد دعوت اند
این نماد همدلی جمعی است برای یک هدف درک حقیقت و رسیدن به سعادت پس #زمین که #مخلوق #خداست در #حقیقت نمی تواند #خانه #خدا باشد مگر اینکه #نام آن را #خانه_خدا ( #کعبه) #انتخاب کنند و همه تنها برای خدا کار کنند تا #گفتار_نیک و #کردار_نیک و #پندار_نیک که چکیده ی -همه ادیان جهان است را به مرحله اجرا در آورند وگرنه این مسلمانان هفتادو دو مذهب و هزار مسلک که بیرون از خانه خدا باهم در جنگند را نمی توان مسلمان نامید و آن بنا را خانه خدا خانه ای که در زمان جاهلیت هم تبدیل به #بتخانه شده بود و آن زمان هم خانه خدا نبود
این بنا یادبودی است برای از بین بردن خونریزی و کشتار ،یادبودی برای رسیدن به صلح و گردهم آمدن برای صلح ، این بنا به ما گوشزد می کند #مالک قطعی تمام زمین ها خداست پس همه ی #زمینی ها #مستاجر خدا هستند و همه ی #خانه_ها #خانه_خدا اما آیا همه مستاجر خدا هستند ؟ و همه ی خانه ها به #سادگی خانه ی خداست ؟ آیا کسی برای خدا کار می کند ؟
پ.ن : #کعبه_آیا_روسری_برداشته ؟
Read more
<span class="emoji emoji1f4a5"></span>باید تحمل کنم حسین محب اهری با بیان اینکه همچنان مراحل درمان را سپری می‌کند، گفت: مشکلات برای هر ...
Media Removed
باید تحمل کنم حسین محب اهری با بیان اینکه همچنان مراحل درمان را سپری می‌کند، گفت: مشکلات برای هر کسی وجود دارد و من هم باید تحمل کنم. این بازیگر که چند سالی است به بیماری سرطان مبتلا شده است، در گفت‌وگو با ایسنا درباره روند درمانش گفت: چند آمپول دیگر باید تزریق کنم و پس از پایان این دوره درمانی، ... 💥باید تحمل کنم
حسین محب اهری با بیان اینکه همچنان مراحل درمان را سپری می‌کند، گفت: مشکلات برای هر کسی وجود دارد و من هم باید تحمل کنم.

این بازیگر که چند سالی است به بیماری سرطان مبتلا شده است، در گفت‌وگو با ایسنا درباره روند درمانش گفت: چند آمپول دیگر باید تزریق کنم و پس از پایان این دوره درمانی، یک سری آزمایش‌ها انجام خواهم داد و پس از آن دکترم آنها را بررسی خواهد کرد تا برای ادامه درمانم برنامه‌ای جدید در نظر بگیرد.

او ادامه داد: ما راضی به رضای خداوند هستیم. من از کودکی بر این عقیده هستم که آن کسی که ما را خلق کرده است، می‌داند که چه کاری انجام می‌دهد و پشت هر چیزی حکمتی هست. مشکلات برای هر کسی وجود دارد و من هم باید آنها را تحمل کنم. سلامتی مانند جوانی، گوهری است که وقتی آن را از دست می‌دهیم تازه قدرش را می‌دانیم.

محب اهری در ادامه درباره نمایش‌هایی که قرار است در آینده اجرا کند، گفت: چند پیشنهاد برای بازی در تئاتر دارم اما از دوستانم خواستم چند روزی به من فرصت دهند تا نتایج آزمایش‌هایم بیاید و با دکترم مشورت کنم و بعد با توجه به روند درمانم، برای همکاری با آنها اقدام کنم. من خیلی علاقه‌مند هستم که فرصتی پیش بیاید که دوباره کار کنم.

این بازیگر تئاتر که در تابستان امسال در نمایش "خسیس" ایفای نقش کرده بود، درباره این نمایش گفت: استقبال از "خسیس" خیلی خوب بود. با توجه به این که شرایط اقتصادی خیلی به هم ریخته است و مردم نگران وضعیت اقتصادیشان هستند اما ما تقریبا هر روز به طور متوسط ۲۵۰ نفر تماشاگر داشتیم.

او تاکید کرد: باید به مردم امیدواری داده شود تا آن قدر تحت تاثیر تبلیغات رسانه‌ای که ریشه شکن هستند، نباشند. برنامه سازان رادیو- تلویزیون و رسانه‌ها باید در جهتی پیش‌روند که به مردم آرامش داده شود. نمایش‌ها باید به سمت شادی و نشاط حرکت کنند و به مردم امیدواری دهند. متاسفانه با هر کسی که صحبت می‌کنیم در شرایط نامساعدی است. سختی وجود دارد ولی نباید همراه آن ناامیدی باشد.

محب اهری در پایان سخنانش درباره «خانه سیمین و جلال» در تهران که به تازگی مرمت و بازی سازی شده است و اخیرا از آن بازدیدی داشته است، گفت: بد نیست در شلوغی و ازدحام این شهر تبلیغی شود تا مردم از این‌گونه خانه‌ها بازدیدی داشته باشند و با فضای آن خانه‌ها کمی خلوت کنند و از حساب و کتاب روزمره اندکی فارغ شوند. در حیاط آن خانه‌ها بنشینند و درباره هستی و مفهوم زندگی فکر کنند. متاسفانه همگی فکر و ذکرمان مسائل اقتصادی شده است، ما باید ساعتی را در روز به خود اختصاص دهیم.
Read more
#یا_علی حضرت #خیر_البشر پرورده خیر الانام حضرت مولی الموالی حضرت عالی مقام حضرت عین الیقین سر رشته حبل المتین آیت الله العلی بر کل آیات عظام حضرت مشکل گشا روح دعا و التجا ای به هر دردی دوا ای زخم ها را التیام حضرت صاحب سند بر مسند ملک ابد صاحب دار الشفا دار البقا دار السلام حضرت نعم الامیر ... #یا_علی

حضرت #خیر_البشر پرورده خیر الانام
حضرت مولی الموالی حضرت عالی مقام
حضرت عین الیقین سر رشته حبل المتین
آیت الله العلی بر کل آیات عظام
حضرت مشکل گشا روح دعا و التجا
ای به هر دردی دوا ای زخم ها را التیام
حضرت صاحب سند بر مسند ملک ابد
صاحب دار الشفا دار البقا دار السلام
حضرت نعم الامیر ای آمِر اَمر کبیر
حاکم هر انقلاب و هر جهاد و هر قیام
حضرت سر سلسله بالا نشین قافله
بر سر ما سایه سار دودمانت مستدام
حضرت #شاه_نجف ای مالک بیت الشرف
حضرت لطف مکرر حضرت جود مدام
عالمی پشت سرت #السابقون_السابقون
زنده ام با وعده ی انا الیه الراجعون

دور پیشانی خود پیچیده ای اسرار را
جان عالم بر لب آمد باز کن دستار را
گنج ها می جوشد از خاک قدم هایت ولی
وصله نعلین تو پیچیده کرده کار را
روز خندق جای جن و انس عبادت کرده ای
یک تنه با ضربه ای برداشتی این بار را
فرق بین حق و باطل هستی و در روز حشر
تو معین می کنی آرایش حضار را
هفت شهر عشق را عطار دنبال تو گشت
ما هم عازم گشته ایم این راه نا هموار را
آسمان ها در نجف با هم تلاقی می کنند
دست حق گردانده دور گنبدت پرگار را
حق ز ناز شست تو فرمود ای احمد ببین
اعتبار #ذوالفقار #حیدر_کرار را

وحی بر افلاک شد از جانب پروردگار
#لافتی_الا_علی_لا_سیف_الا_ذوالفقار

نام تو بین دل و تشویش حائل می شود
عطر تو هر جا بپیچد سحر باطل می شود
تو هزاران سال از خورشید نورانی تری
روز و شب با گردش چشم تو کامل می شود
آنقدر مشکل گشایی انبیا هم مثل ما
یا علی گویند وقتی کار مشکل می شود
دین ما دینیست که غیر از همه احکام شرع
راه و رسم عاشقی را نیز شامل می شود
قبل ما گفتند و ما هم همچنان خواهیم گفت
هر که از #عشق تو دیوانه شد عاقل می شود
من برای دیدنت خود را مهیا می کنم
عاقبت هر کس به دیدار تو نائل می شود
وعده دیدار دادی تا قدم رنجه کنی 
خاک قبر از اشک های شوق من گل می شود

جان به شوق دیدن روی تو آسان می دهم
بعد مردن باز هم با دیدنت جان می دهم

گفته هایت در تن عالم طنین انداز ماند
هر چه که گفتی علم شد هر چه نگفتی راز ماند
ای امام هر امام ای چشمه سار معجزات
در میان نسل پاکت قدرت اعجاز ماند
خانه ای بت خانه بود و چون تو را شد زادگاه
مرکز توحید شد در رتبه ممتاز ماند
بوذر و عمار در چشم تو مستغرق شدند
جعفر طیار با دست تو در پرواز ماند

یا #امیرالمومنین گفتیم و عشق آغاز شد
هر که محرم بود در بدو همین آغاز ماند
چارچوب خالی #خیبر شهادت می دهد
هر دری را باز کردی تا قیامت باز ماند
ما که گفتیم از تو اما از تو گفتن نیست این
قبل از این وادی هزاران خواجه شیراز ماند

#عید_غدیر_مبارک
Read more
 #روضه_ناگهان #گریزهای_ناگزیر من آقای مجلسی نیستم اما دلم می‌خواست یک‌عصر محرمی،توی محله‌‌ای ...
Media Removed
#روضه_ناگهان #گریزهای_ناگزیر من آقای مجلسی نیستم اما دلم می‌خواست یک‌عصر محرمی،توی محله‌‌ای غریب،ناگهان زنی-از آن‌جاافتاده‌های تَر و فرز که راه می‌افتند در محله و درِ تک‌تک خانه‌ها را می‌زنند و حتی معطل«کیه؟»گفتنِ زن خانه‌دارِ درخانه‌ماندهٔ همسایه نمی‌مانند و از همان پشت در،با ... #روضه_ناگهان
#گریزهای_ناگزیر
من
آقای مجلسی نیستم
اما دلم می‌خواست یک‌عصر محرمی،توی محله‌‌ای غریب،ناگهان زنی-از آن‌جاافتاده‌های تَر و فرز که راه می‌افتند در محله و درِ تک‌تک خانه‌ها را می‌زنند و حتی معطل«کیه؟»گفتنِ زن خانه‌دارِ درخانه‌ماندهٔ همسایه نمی‌مانند و از همان پشت در،با صدای زیر خش‌دار بلند می‌گویندش:
«حاج‌خانوم روضه داریم!پلاک سینْزده!»
-جلویم را بگیرد و بگوید:
«سلام!تَشیف میارین خونه‌مون؟روضهٔ ما آقا نداره»
مثل قافله‌ای که سقا ندارد،لشکری که میر و سالار ندارد.
و نفهمم به قیافه‌ام اعتنا کرده یا به دل خودش اعتماد،اما هرچه هست من حالا مجلسی دارم که حدیث کسایش را خوانده و منتظر روضه‌اش نشسته.
یااللهی می‌گویم و می‌روم روی صندلی‌ای چوبی که رویش پارچه مشکی افتاده،می‌نشینم.چوب‌های صندلی زیر سنگینی تنه‌ام قیژقیژ می‌کنند.به گوشه‌گوشهٔ مجلس با تبسم نظر می‌کنم و سلامشان می‌دهم.روها را گرفته‌اند،برخی به دندان،برخی مثلثی به مدد انگشتانشان.
از کنار دستم مفاتیحی برمی‌دارم.روی دیوار خانه،دو قاب عکس است؛یکی پیر و یکی جوان ولی هردو از دست‌رفته.مفاتیح را ورق می‌زنم تا زیارت جامعةالمومنین و شروع می‌کنم برایشان خواندن و ترجمه:
«يَا مَوَالِيَّ فَلَوْ عَايَنَكُمُ الْمُصْطَفَي وَ سِهَامُ الأُْمَّةِ مُغْرَقَةٌ فِي أَكْبَادِكُمْ وَ رِمَاحُهُمْ مُشْرَعَةٌ فِي نُحُورِكُمْ؛ای سروران من،چه حالی داشت محمّد مصطفی اگر شما را می‌ديد درحالی‌كه تيرهای ملت،در جگرهای شما فرورفته و نيزه‌هايشان در گلوهای شما قرارگرفته»
مجلس ساکت است.این‌ها روضهٔ این‌شکلی نشنیده‌اند؛به‌ناگهان،بی‌هیچ درآمد و پیش‌زمینه‌ای؛می‌گویمشان:
«ما وقتی مشکلات به‌مون رو میارن،وقتی مصیبت‌زده میشیم،خیلی سخته،چه‌کار می‌کنیم؟دنبال یکی می‌گردیم باهاش درددل کنیم!یه دردآشنا»
و بعد برایشان می‌خوانم:
«فَهَلِ الْمِحَنُ يَا سَادَتِي إلاَّ الَّتِي لَزِمَتْكُمْ وَ الْمَصَائِبُ إلاَّ الَّتِي عَمَّتْكُمْ؛پس ای سروران من!آيا محنت‌ها غير آن است كه ملازم شما شد و مصايب جز آن است كه شما را فرا گرفت؟»
رخ‌دررخ آدم‌های قاب‌گرفته روی دیوار می‌گویمشان:
«تعبیر از منه که توسل یعنی مصیبت‌هامون رو ببریم پیش کسایی که وقتی داریم جزع‌وفزع‌ووَجَع می‌کنیم،بشینن کنارمون،دستمونو بگیرن و بگن چی از دست دادی؟می‌فهمیم حالتونو!آخه ما هم بچه‌شیرخواره ازدست‌ دادیم،ما زن به اسیری فرستادیم،ما هم جوون دادیم!سر برادرت رو دست‌به‌دست کردن تا حالا؟به‌صورتت تف انداختن؟..اونقدر برامون بگن،تا خودمون شرم کنیم و بگیم..»
و اینجای مجلس آرام دم بگیرم:
-«سیدی ماکو مثلُکَ الغریب
Read more
. من دهه پنجاهی هستم نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است : . من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم ...
Media Removed
. من دهه پنجاهی هستم نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است : . من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم را روی یخها به سوی شعبه نفت هُل داده ام ! من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام! من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را ... .
من دهه پنجاهی هستم
نعش مرا به خاک نسپارید !
نعشِ من مسموم است : .

من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم را روی یخها به سوی شعبه نفت هُل داده ام !

من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام!

من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را در آسمان تماشا کرده ام !

من مدادِ سیاهِ "سوسمار"نشانم را آنقدر تراشیده ام که توی مُشتِ کوچکم جا شده و باز هم دست از سرش بر نداشته ام !

من توی دفترِ کاهی مشق نوشته ام !

من شبهایِ "وفات"ِ زیادی به عکسِ سیاه و سفیدِ آن منارهِ مسجد (توی تلویزیون) زُل زده ام و ناله تکرار شونده نِیِ عزا را تا آخرِ شب گوش داده ام !

من خیلی از شبها که برق رفته است شمع روشن کرده ام! و دزدکی اشکِ شمع را توی پیاله آب چکانده ام تا "بِمیرَد " !

من پاترولِ «کمیته»، بنز سیاه «گشت ضربت» و وَن سبز «گشت ارشاد» را دیده ام !

من رنگ زدنِ دستها را دیده ام به جُرمِ پوشیدنِ پیراهنِ آستین کوتاه!

من قیچی کردن موی بلند و کراوات مردان و پونز بر پیشانی دخترانی که چند مویشان بیرون بود دیده ام!

من هم مدرسه ای ام را توی یک جعبه نئوپانی "تشییع " کرده ام ! هر دوشنبه , هر پنجشنبه !
بوی جنازه آدمیزاد را که گلاب هم پنهانش نمیکرد بارها استشمام کرده ام !

من بارها "گیرِ" گشت های لباس سبز افتاده ام که پرسیده اند :اینجا چه کار میکنی؟! .
آنجا که خیابان بود و من مجبور بوده ام از آن بگذرم!

من ویدئو را "قایمکی" دیده ام !

من نوارِ کاست را جاسازی کرده ام !
نواری که صدایِ"معین" رویَش ضبط شده بود ,با کلی خش خش و تق و توق !

من بوکس و شطرنج (حــرام) بازی کرده ام!

مدام من کارتونِ سانسور شده دیده ام بارها و بارها !

من دزدها را در خانه ها دیده ام و پلیس ها را بر پشت بام خانه‌ها که آمده بودند دیش‌های ماهواره را جمع کنند!

من مدتها فکر کرده ام آن جوانِ عینکی با سِبیل کوچک (صادق هدایت),خودِ شیطان است که همه از کتابهایی که عکسِ او روی جلدش باشد میترسند !

من خیلی شبها جلویِ تلویزیون خوابم برده در انتظارِ تمام شدن سخنرانیهاِی پر از جمله هایِ بی سر و ته عربی , تا فیلمِ سینمایی ببینم !

من با جنگ , ترس, تحریم , غم , شعار , سخنرانی , کمبود , عقده زور , ریا, بلندگو , کوپن , دروغ و حسرت بزرگ شده ام و دارم پیر میشوم !

من نسل بزرگ نشده ی این انقلابم
نعشِ مرا در خاک وطنم بخاک نسپارید که خاک از عقده های روییده در دلم مسموم میشود
مرا آتش بزنید و خاکسترم را به باد بسپارید!!!!
Read more
‌ همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است. ...
Media Removed
‌ همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است. مردمی بزرگ شده در دل صحراهای بی‌آب و پُرآفتاب کویر مرکزی ایران که قدر آب و سبزه و حیات را می‌دانند و بر دیده و دل می‌گذارند. آنجا بود که با هنر بی‌بدیل زنان روستایی این مناطق آشنا شدیم، هنری برآمده ...
همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است.
مردمی بزرگ شده در دل صحراهای بی‌آب و پُرآفتاب کویر مرکزی ایران که قدر آب و سبزه و حیات را می‌دانند و بر دیده و دل می‌گذارند.

آنجا بود که با هنر بی‌بدیل زنان روستایی این مناطق آشنا شدیم، هنری برآمده از ذهن‌هایی پر نقش و نگار و زیبابین. سخن از سوزن‌دوزی‌های رنگ‌رنگی است که نقش خیال گل و شاخ و برگ گیاهان روی سفیدی‌ پارچه‌های چلواری بود.

پارچه‌های گلدوزی شده‌‍‌ی زیبایی که در شکل پرده‌ی پنجره‌ها و یا پوششی برای رختخواب‌ها و لباس‌ها رنگین‌کمانی از زیبایی را به خانه‌های روستایی بخشیده بود. نقش چشم‌نواز گل و برگ‌های طراحی شده روی زمینه سفید نگاه هر بیننده‌ای را خواهی نخواهی به خود جلب می‌کرد.

ویژگی این هنر دست‌ساز، مثل بیشتر صنایع‌دستی و هنرهای برآمده از دل زندگی و سلیقه مردمان روستا، کاربردی بودنش است. هنری که نه فقط برای تزئین و آذین‌بندی که بخشی از جزئیات زندگی روزمره و لازم‌شان به حساب می‌آمد و همچنان می‌آید.

این بخشی از هویت و میراث کهن ساکنان این دیار بود اما هنر زیبای آنان هم رو به فراموشی می‌رفت و هم مانایی‌ چندانی نداشت، چرا که هم زنان هنرمند، دست از نخ و سوزن کشیده بودند و هم جنس پارچه‌ها طوری نبود که دوام و ماندگاری بلندی داشته باشد.

از همان‌جا بود که ایده زنده‌کردن و دوام‌بخشی به این طرح و نقش‌های چشم‌نواز به ذهن و خیال ما خطور کرد تا دنیای هزار رنگ و صمیمی گل‌دوزی‌های دستی زنان روستاهای کویر را از روی چلوارهای پنبه‌ای سفید و ساده به گلیم‌های خوش‌بافت رنگارنگ کوچ بدهیم، با طرح همان گل‌ها و انارها و ساقه‌ها و برگ‌ها.

نقش‌های آن گل‌دوزی‌های سنتی که سال‌هاست به دست فراموشی و انقراض سپرده شده بود حالا در طرح و قالبی جدید این بار روی بستر با دوام گلیم‌ها با رنگبندی‌های نو شده و چشم‌نواز به خانه‌ها برگشته است.

گلیم‌های مجموعه مروارید «زییین» الهام گرفته از همان سوزن‌دوزی‌ها و طرح و نقش‌های خوش آب و رنگ است که به دست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طراحان ما باب سلیقه و نگاه امروزی بازطراحی شده و به دنیای گلیم‌های ایرانی اضافه شده است.
Read more
ورق بزنید پرده عاشورا هفت ساله بود که آفتاب عمر پدرش غروب کرد و طعم یتیمی را چشید . همزمان با آن روزهای ...
Media Removed
ورق بزنید پرده عاشورا هفت ساله بود که آفتاب عمر پدرش غروب کرد و طعم یتیمی را چشید . همزمان با آن روزهای بی پدری در تکیه دولت که یادگار قبله عالم ناصرالدین شاه قاجار بود نقش یکی از طفلان مسلم را بازی میکرد . بزرگتر که شد تحت نظر علیرضا غوللر آغاسی پیشه کاشی سازی و نقاشی روی کاشی را آموخت . اندکی رشد نمود ... ورق بزنید
پرده عاشورا

هفت ساله بود که آفتاب عمر پدرش غروب کرد و طعم یتیمی را چشید . همزمان با آن روزهای بی پدری در تکیه دولت که یادگار قبله عالم ناصرالدین شاه قاجار بود نقش یکی از طفلان مسلم را بازی میکرد . بزرگتر که شد تحت نظر علیرضا غوللر آغاسی پیشه کاشی سازی و نقاشی روی کاشی را آموخت . اندکی رشد نمود تا اینکه به پیشنهاد حسین غوللر آغاسی پسر استاد ، دوست و یار قدیمی خود که بزرگترین نقاش قهوه خانه ای بود وارد عرصه نقاشی قهوه خانه ای شد و در کنار یکدیگر رشد نمودند تا به رفیع ترین قله های سبک نقاشی قهوه خانه ای بدل گشتن .
از استاد محمد علی مدبر این هنرمند والا که به سفارش قهوه خانه ها و قهوه چی ها پرده های قهوه خانه ای رسم میکرد آثاری به یادگار مانده که صحنه های عاشورایی وی زبانزد عام و خاص اند . در وصفش گویند در حالی که در یک دستش قلم و در دست گیرش دستمالی برای پاک کردن اشک چشم های خویش داشت ، نوحه هایی در مظلومیت شاه صحرای کربلا زمزمه میکرد و با اشک های خود نقش رخ یار و مصیبت رفته بر وی را بر بوم نقاشی به یادگار باقی میگذاشت .
همانگونه که پیشتر گفته شد در کودکی طعم یتیمی چشید و در بزرگسالی طعم فقر ، دست آخر در دهه 50 شمسی چشم از جهان فرو بست و آثاری برایمان به یادگار گذاشت که هم اینک زینت بخش موزه ها و گنجینه های ایران هستند.

در آخر از تمامی مسولین و عوامل موزه رضا عباسی برای همکاری ایشان و از فصلنامه گیلگمش مخصوصا سرکار خانم زنگنه کمال تشکر را دارم که با پیگیری های خویش فرصت عکاسی از این اثر ارزنده را در اختیار حقیر قرار دادند .
با تلاش دوستان فصلنامه گیلگمش این اثر زیبا در برابر چشم جهانیان قرار گرفت تا آنها هم از دیدن این اثر لذت ببرند .
#ایران #تاریخ #هنر #موزه #موزه_رضا_عباسی #نقاشی #نقاشی_قهوه_خانه_ای #کربلا
@gilgamesh.mag
Read more
. قدرتِ فن بیان را از کجا آورده‌ای؟ این درازی زبان را از کجا آورده‌ای؟ دیده شد در خانه‌ات مرغ و پنیر ...
Media Removed
. قدرتِ فن بیان را از کجا آورده‌ای؟ این درازی زبان را از کجا آورده‌ای؟ دیده شد در خانه‌ات مرغ و پنیر و تخم مرغ قوتِ از ما بهتران را از کجا آورده‌ای؟ با کلیدت باز کردی این دکان را، عیب نیست ساز و برگ این دکان را از کجا آورده‌ای؟ یک سبد کالای مفتی را گرفتی! نوش جان پس بگو آن قرص نان را از کجا آورده‌ای؟ زیر ... .
قدرتِ فن بیان را از کجا آورده‌ای؟
این درازی زبان را از کجا آورده‌ای؟

دیده شد در خانه‌ات مرغ و پنیر و تخم مرغ
قوتِ از ما بهتران را از کجا آورده‌ای؟

با کلیدت باز کردی این دکان را، عیب نیست
ساز و برگ این دکان را از کجا آورده‌ای؟

یک سبد کالای مفتی را گرفتی! نوش جان
پس بگو آن قرص نان را از کجا آورده‌ای؟

زیر بـارِ زندگـانی شد کمانی قامـتت
چشم ما روشن، کمان را از کجا آورده‌ای؟

این که مردی تا بدین حد می‌شود خم جالب است
نرمیِ این استخوان را از کجا آورده‌ای؟

دست و پا و کله را دایم بلرزانی، کلک
شدت لرز و تکان را از کجا آورده‌ای؟

قلکِ فرزندِ خود را بشکنی در نیمه شب
نقشه‌ی گنج نهان را از کجا آورده‌ای؟

آن یکی میلیاردها از جیب ملت خورد و رفت
تو بگو این یک قران را از کجا آورده‌ای؟

در چنین وضعی شنیدم باز هم عاشق شدی؟
دلبرِ ابرو کمان را از کجا آورده‌ای؟

بـا وجودِ سـن بالا رفته‌ای “آنتـالـیا”
این همه تاب و توان را از کـجا آورده‌ای؟

بنده لنگِ پولِ اصلاح سرم هستم، شما
خرج اجلاسِ سران را از کجا آورده‌ای؟

معنیِ خر را نفهمیدی برادر جان، ولی
این خرِ جفتک پران را از کجا آورده‌ای؟

عکس تان را در جراید دیده‌ام، اما بگو
آن نگاهِ مهربان را از کجا آورده‌ای؟

لو بِده! مسوولِ پخشِ مرغ در شب‌های عید
سینه‌ها را هیچ، ران را از کجا آورده‌ای؟

تازگی‌ها شعر طنز و هزل را هم گفته‌ای
راستی طبع روان را از کجا آورده‌ای؟

راشد انصاری
Read more
زمین گلگون غرب کشورم که متبرک به خون هزاران شهید است،لرزیده ... درد در جان هم میهنانم ریشه دوانده ...
Media Removed
زمین گلگون غرب کشورم که متبرک به خون هزاران شهید است،لرزیده ... درد در جان هم میهنانم ریشه دوانده و زالو صفتی عده ای مغرض درد را دو چندان می کند. در حالی که میلیون ها نفر از هموطنانم با شرایط اقتصادی ضعیف با مسکن مهر خانه دار شده اند،مسئولان!!! با قیاسی نامردانه با مانور بر خرابی روبنایی چند ساختمان ... زمین گلگون غرب کشورم که متبرک به خون هزاران شهید است،لرزیده ...
درد در جان هم میهنانم ریشه دوانده و زالو صفتی عده ای مغرض درد را دو چندان می کند.

در حالی که میلیون ها نفر از هموطنانم با شرایط اقتصادی ضعیف با مسکن مهر خانه دار شده اند،مسئولان!!! با قیاسی نامردانه با مانور بر خرابی روبنایی چند ساختمان در دومین زلزله بزرگ ایران، این خانه ها را بدترین خانه دانسته و امنیت روانی ساکنینش را تضعیف میکنند.

آب ، پتو ،چادر و... کم است و از همان ساعات اولیه مسئولینی که باید تمام وقت کار کنند، دنبال مقصر میگردند و نمک بر زخم داغدیده ها می پاشند... مردمی که چنان متحد با جان و مال به یاری هم می شتابند،به راهزنی متهم می شوند... راستی چه کسی از یاس و بد دلی مردم ما نسبت به هم سود می برد ؟چرا در مقابل پیام های فضای مجازی که امید و همدلی را از ما می گیرد ،انقدر ساده لوحانه عمل می کنیم؟
#کرمانشاه_تسلیت💔
#تفرقه_بنداز_و_حکومت_کن
#بوی_روباه
#لاشخور_سیاسی
#سواد_رسانه_ای
Read more
کدوم عکس<span class="emoji emoji1f447"></span> . ‌هرخانه ای حال و هوای خاص خودش را دارد بعضی از خانه ها همین که وارد میشوی عجیب آرامت ...
Media Removed
کدوم عکس . ‌هرخانه ای حال و هوای خاص خودش را دارد بعضی از خانه ها همین که وارد میشوی عجیب آرامت می کنند انگار که جادویت کرده باشند بعضی از خانه ها رسم شان است صبح های جمعه افتاب نزده تاسرکوچه را آب وجارو میکنند بعضی از خانه ها ... هیچ وقت دلتنگی ندارند بعضی از خانه ها صبح های زود بوی ... کدوم عکس👇
.
‌هرخانه ای
حال و هوای خاص
خودش را دارد

بعضی از خانه ها
همین که وارد میشوی
عجیب آرامت می کنند
انگار که جادویت کرده باشند
بعضی از خانه ها رسم شان است
صبح های جمعه افتاب نزده
تاسرکوچه را آب وجارو میکنند

بعضی از خانه ها ...
هیچ وقت دلتنگی ندارند
بعضی از خانه ها صبح های زود
بوی چای تازه دم ونان برشته می دهند
وظهر ها بوی پیاز داغ ونعنا
وغروب ها بوی هل و دارچین... بعضی خانه ها
انگار مامن نورند
بعضی از خانه ها
آبروی یک محله اند
راستی چرا
توی قیمت خانه ها
این چیزها حساب نمیشود ؟؟
.

photo by : @simarlifology
.
#اصفهان_عکس #اصفهانیا #اصفهانی #اصفهان #فرش #خلاقیت

#esfahan #isfahan #esfahanziba #iranian_photography #ig_iran #instapersian #honar_dostan #aks_baran #_ax_honari #travelmagazin #traveling #iranian_photography #travelmagazi #ir_ig #ig_today #ig_mood #aks__khass #iranemoon #lenzak #ig_iran #instapersian #am_iranaks #axxkhas #instaesfahan
.
.
👈👈 جهت ارتباط با ما از هشتگ های زیر استفاده کنید
👇👇👇
#esfahanaks
#isfahanaks
Read more
Shared by @mary.sadat.ir نه به خاطر اینکه شیمی بخشی از زندگیم شده نه هرگز به نظرم آمد که این جهان ...
Media Removed
Shared by @mary.sadat.ir نه به خاطر اینکه شیمی بخشی از زندگیم شده نه هرگز به نظرم آمد که این جهان نوع بزرگی از جدول مندلیف است! مثلا به همین آدمهای اطرافمان که دقت کنی میبینی بعضی ها نشستند در خانه گاز های نجیب! آرام و بی سروصدا… می آیند و کسی از بودنشان خبر دار نمیشود! غصه هایشان را یواشکی میخورند ... Shared by @mary.sadat.ir
نه به خاطر اینکه شیمی بخشی از زندگیم شده
نه هرگز
به نظرم آمد که این جهان نوع بزرگی از جدول مندلیف است!
مثلا به همین آدمهای اطرافمان که دقت کنی میبینی بعضی ها نشستند در خانه گاز های نجیب! آرام و بی سروصدا… می آیند و کسی از بودنشان خبر دار نمیشود! غصه هایشان را یواشکی میخورند و لبخندهایشان را با خجالت قورت میدهند!
برعکس؛آدم هایی هستند که یکجا بند نمیشوند
از فرسخ ها صدای خنده شان دلت را به وجد می آورد هرجا که باشند شادی همانجاست…
گمان میکنم این ها وجودشان را سدیم پر کرده از بس که باهمه گرم میگیرند و پیوند میدهند! همیشه پیوند یونی را دوست داشتم…
یا مثلا شنیده ای بعضی ها مهره مار دارند؟!
هرچقدرم که سرد باشند و دوستت نداشته باشند بازهم جذبشان میشوی
آنقدر که الکترونگاتیوشان بالاست درست مثل فلوئور
میدانی دوست من
شاید اگر همانطور که خواص عناصر را میدانستیم وقت برای شناخت خواص همدیگر میگذاشتیم و هم دیگر را حفظ میشدیم اینقدر در رابطه هامان دچار مشکل نمیشدیم
همه دوستی ها یونی بودند و همه زوج ها هالوژن و قوی!
هرکسی جای خودش بود و حق دیگری را نمیخورد!
ما آدم ها این روز ها بیشتر شبیه آمفوتریم ، اسیدی یا بازی بودنمان معلوم نیست! هرجا که سود باشد اسیدی میشویم تا نفوذ کنیم اما غافل از اینکه برای عزیزانمان تا دلت بخواهد تلخیم و بازی!
این روز ها کاتالیزور رابطه هایمان پول شده و فرآیند کارهایمان به مقدار پول بستگی پیدا کرده!
همیشه به اینجاها که میرسم با خودم میگویم دنیای شیمی به اندازه دنیای واقعی تلخ نیست
✒نیما خالقی
97/06/15
#شیمی #آزمایشگاه_شیمی #تهران_یونیورسیتی #قرمز #محلول #شیمیستا #شیمیست #عشق_شیمی❤ #مندلیف #کاتالیزور #آمفوتر #یون #عناصر #جدول_مندلیف #باز #اسید #پول #هالوژن #دوست #عکس #thankyouforsharing ~ #lookattheblue
Read more
چند دهه قبل در خانه‌ها عموماً سه قابِ عکس در طاقچه اتاق نشیمن قرار داشت: الله، علی (ع) ، آقاجون! در ...
Media Removed
چند دهه قبل در خانه‌ها عموماً سه قابِ عکس در طاقچه اتاق نشیمن قرار داشت: الله، علی (ع) ، آقاجون! در جامعه‌ای که مرد محورِ امور بود تنها عکس پدر خانواده می‌توانست در طاقچه قرار گیرد و بعد از الله و علی(ع)، از آن بالا به ما نگاه کند. با گذشت زمان و وقتی‌که زیارت، خانوادگی شد به‌تدریج عکس‌های خانوادگی ... چند دهه قبل در خانه‌ها عموماً سه قابِ عکس در طاقچه اتاق نشیمن قرار داشت:

الله، علی (ع) ، آقاجون!

در جامعه‌ای که مرد محورِ امور بود تنها عکس پدر خانواده می‌توانست در طاقچه قرار گیرد و بعد از الله و علی(ع)، از آن بالا به ما نگاه کند.
با گذشت زمان و وقتی‌که زیارت، خانوادگی شد به‌تدریج عکس‌های خانوادگی هم روی دیوارها و در طاقچه‌ها جا باز کردند؛
همان عکس‌هایی که اعضای خانواده بدون هیچ لبخندی، دست بر سینه در کنار آرامگاه امام رضا (ع) ایستاده بودند.
در این عکس‌ها هم غالباً پدر خانواده در مرکز عکس قرار داشت. با تغییر جامعه و گسترش مدرنیسم اجتماعی، به‌تدریج عکس‌های خانوادگی آتلیه‌ای (با محوریت زن و شوهر) روی دیوارها جا باز کردند.
زن و شوهرها عکس دونفره می‌گرفتند، قاب می‌کردند و به دیوار می‌چسباندند. عکس‌ها بیشتر شدند و آلبوم وارد خانواده‌ها شد.
معمولاً خانواده‌ها یک آلبوم عکس داشتند که با عکس عروسی پدر و مادر شروع می‌شد.
وقتی آلبوم را ورق می‌زدید گویی دارید یک سریال تلویزیونی تماشا می‌کنید. این آلبوم عکس بود که سرگذشت خانواده را روایت می‌کرد.
آدم‌ها وقتی دلشان می‌گرفت آلبوم می‌دیدند و درباره آدم‌ها حرف می‌زدند. وقتی مهمان می‌آمد آلبوم‌ها آورده می‌شد، تخمه می‌شکستند و دور هم عکس می‌دیدند و خاطرات را مرور می‌کردند.
آدم‌ها برنامه‌ریزی می‌کردند که فلان روز به آتلیه بروند. برای همین قبل و بعد از عکس گرفتن در آتلیه، خوش بودند. عکس گرفتن به معنای یک روز خوب بود.
یکی از خاطرات خوب زندگی هم حرف زدن از فیگورهای عکاس‌ها موقع گرفتن عکس بود.
دوربین‌های شخصی که آمد با آن فیلم‌های 12 ، 24 و 36 تایی، دوره انتظار پر شدن حلقه و بردن به عکاسی و گرفتن از عکاسی را با خودش آورد.
همه دوربین نداشتند. خیلی اوقات پیش می‌آمد که آدم ها عکس‌هایی از خودشان می‌دیدند که خودشان نداشتند. در مراسمی عکس گرفته بودند و طبیعتاً فقط صاحب دوربین عکس‌ها را داشت.
هر خانواده معمولاً یک آلبوم داشت و آدم‌ها با ازدواج می‌توانستند آلبوم عکس جداگانه‌ای داشته باشند. داشتن آلبوم عکس به معنای مستقل شدن از خانواده بود.
دوربین‌های دیجیتال که آمد، انقلابی بر پا شد و موبایل‌های دوربین‌دار که آمد انقلابی دیگر!
امروزه بااینکه هر کس در ماه شاید صدها عکس بگیرد دیگر آلبومی وجود ندارد.
عکس‌ها گرفته می‌شوند ولی حتی یک‌بار هم نگاه نمی‌شوند. عکس‌ها مانند پودر رخت‌شویی فقط مصرف می‌شوند!
همه عجله می‌کنند تا لحظه‌هایشان را با عکس ثبت کنند ولی چون این جمله باب شده است که در لحظه زندگی کنید معمولاً به هیچ لحظه‌ای پس از ثبت ش
Read more
Home is not a place, It’s a feeling . . . در فرهنگ ایرانی ، واژه «خانه» دارای ریشه ای باستانی است که ...
Media Removed
Home is not a place, It’s a feeling . . . در فرهنگ ایرانی ، واژه «خانه» دارای ریشه ای باستانی است که مفهومي فراتر از يك چهار ديواري براي ماندن دارد. . تا همين پنجاه سال اخير خانه چيزي بيشتر از سرپناه هاي امروزي ، آپارتمان هاي كوچك و قوطي كبريتي بوده است . حياط و باغچه و حوض آب و صفا و صميميتي كه آثار آنرا ... Home is not a place, It’s a feeling .
. .
در فرهنگ ایرانی ، واژه «خانه» دارای ریشه ای باستانی است که مفهومي فراتر از يك چهار ديواري براي ماندن دارد.
.
تا همين پنجاه سال اخير خانه چيزي بيشتر از سرپناه هاي امروزي ، آپارتمان هاي كوچك و قوطي كبريتي بوده است . حياط و باغچه و حوض آب و صفا و صميميتي كه آثار آنرا ديگر فقط مي توان در خانه هاي قديمي و تاريخي پيدا كرد
.

خانه هايي كه هنوز قدم گذاشتن درونشان حس دل انگيزي دارد و تنها غم درون آنها ديدن خرابي و از بين رفتن آنها است
.

خانه هاي قديمي بخشي از هويت ما است . هر چند در شرايطي كه اينروزها شاهد خرابي و از بين رفتن اميد و آينده جوانان اين مرز و بوم هستيم صحبت از لزوم مرمت و جلوگيري از خرابي اين خانه ها كمي سخت است اما شايد روزي ايران روزهاي بهتري به خود ببيند .
اميدوارم آن روز نشاني از اين خانه ها هنوز باشد و نسل هاي بعد ببينند كه خانه واژه اي عميق تر از يك آپارتمان كوچك بوده است
. .
حال خوشحال مي شوم اگر كمي با من همراه شويد تا تعدادي از خانه هاي قديمي خطه ماكو را با هم ببينيم .
.
عكس ها از عمارت كلاه فرنگي
خانه حسن خان پسر اقبال السلطنه سردار ماكو
كاخ باغچه جوق (خانه تيمور پاشا خان سردار ماكو )گرفته شده است .
.
.

#ماكوگردي
#ماكوگرام
#ماكو
Read more
ویدیو یک فیلم تبلیغاتی یک دقیقه ای برای معرفی یک خانه است ... اما بعد ... حقیقت یک مطلبی رو دوست داشتم ...
Media Removed
ویدیو یک فیلم تبلیغاتی یک دقیقه ای برای معرفی یک خانه است ... اما بعد ... حقیقت یک مطلبی رو دوست داشتم بی پرده مطرح کنم تا همه بهش فکر کنند ... بلکه ثمرات مفیدی داشت ! با دیدن امثال این خانه ها و یا با مواجهه با افراد متمول و یا دارای جایگاه های مالی خاص ویدیو یک فیلم تبلیغاتی یک دقیقه ای برای معرفی یک خانه است ... اما بعد ... حقیقت یک مطلبی رو دوست داشتم بی پرده مطرح کنم تا همه بهش فکر کنند ... بلکه ثمرات مفیدی داشت ! با دیدن امثال این خانه ها و یا با مواجهه با افراد متمول و یا دارای جایگاه های مالی خاص
فصل تابستان است  سایه ای می جویم  سایه ای پر الفت  کوچه ها گرم کلام  خانه ها گرم سخن  کودکی با ...
Media Removed
فصل تابستان است  سایه ای می جویم  سایه ای پر الفت  کوچه ها گرم کلام  خانه ها گرم سخن  کودکی با شادی  روی خاک نمناک  کلبه ای می سازد  کلبه ای بی سرما  ان طرف تر  دخترک می دوزد  لباس از جنس خیال  و عروسک پشت ویترین مغازه  چشمکی می زند به دنبال لباس  این طرف تر  در خیابان گنجشکی افتاده ... فصل تابستان است 
سایه ای می جویم 
سایه ای پر الفت 
کوچه ها گرم کلام 
خانه ها گرم سخن 
کودکی با شادی 
روی خاک نمناک 
کلبه ای می سازد 
کلبه ای بی سرما 
ان طرف تر 
دخترک می دوزد 
لباس از جنس خیال 
و عروسک پشت ویترین مغازه 
چشمکی می زند به دنبال لباس 
این طرف تر 
در خیابان گنجشکی افتاده بی غذا 
فصل تابستان است 
می نویسم شعری 
از زبان سهراب 
و خدایی که در این نزدیکی است
... #تابستان #کوچه_باغ #باغ #درخت #کوچه #برگریزان #کردان #مرداد #امرداد #جهانگردی #ایرانگردی #ایران # جهانگرد #منظره #سایه #سهراب_سپهری #سهراب #شعر #کلبه #فصل_تابستان
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span> یادتونه قدیما نه خیلی قدیم پتوها و لحافهای پنبه ای رو با پارچه های چلوار سفید یا چیتهای گل گلی جلد میکردیم ...
Media Removed
یادتونه قدیما نه خیلی قدیم پتوها و لحافهای پنبه ای رو با پارچه های چلوار سفید یا چیتهای گل گلی جلد میکردیم ، آخر پاییز و زمستون مامانا یه روز کامل مشغول در آوردن ملحفه ها و شستن بودند دو روز میکشید تا خشک میشد و یه روز وقت میزاشتن برای دوختن به تن پتوهای پلنگی و لحافهای مخملی و ترمه ، آخ که چه کلاسی داشت ... ❤ یادتونه قدیما نه خیلی قدیم پتوها و لحافهای پنبه ای رو با پارچه های چلوار سفید یا چیتهای گل گلی جلد میکردیم ، آخر پاییز و زمستون مامانا یه روز کامل مشغول در آوردن ملحفه ها و شستن بودند دو روز میکشید تا خشک میشد و یه روز وقت میزاشتن برای دوختن به تن پتوهای پلنگی و لحافهای مخملی و ترمه ، آخ که چه کلاسی داشت اگه ملحفه ها با ماشین لباسشویی سطلی با پودر مارک برف و وایتکس شسته میشد انگار مسابقه بود هر چه سفیدتر بهتر ، یادمه یه چند سالی یه نوع صابون زبر آبی رنگ به نام راویس وارد بازار شده بود مادرم اونو رنده میکرد و تو ماشین میریخت تا لباسا تمیزتر شه ، زنگ تفریح هم زمانی بود که بهمون میگفتند برو لباسا رو آبکشی کن ، آب بازی اونم پابرهنه وسط تشت فلزی تو رختا پریدن کیف میداد بخصوص تو دل تابستون ، اون موقع مهم نبود چقدر آب مصرف میشه تنها گزینه نظافت به نحو احسن با آب زلال بود تمام خونه با اسباب محکوم به تمیز بودنو براق شدن بودند و غیر این قابل بخشش نبود ، اینروزا وقتی در مصرف آب صرفه جویی میکنم و اینکه شکل زندگیها چقدر متفاوت شده با خودم میگم ایکاش از خیلی سالها قبل طرز مصرفو یادمون میدادند و جای بالا بردن نرخ نوع نگرش رو تغییر میدادند که اگر انجام میشد حتما امروز با خطر بی آبی مواجه نبودیم ☺

تصویری که ملاحظه میکنید خانه ای روستایی ست ، هر سال تابستان بیشتر ساکنین مازندران بدلیل رطوبت بالای هوا رختخوابها را در آفتاب پهن میکنند تا بوی نم را از بین ببرند 😍 با دیدن این صحنه متوجه شدم حضور پتوها و لحافهای پنبه ای در خانه ها پررنگ و رسم زیبای جلد کردن آنها همچنان پابرجاست 🤗

#خانه_روستایی
#قدیم
#آب_بازی
#رختخواب
#بی_آبی
#چلاو_امل
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span>برگی از یک نوشتار بسم الله الرحمن الرحیم «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ ...
Media Removed
برگی از یک نوشتار بسم الله الرحمن الرحیم «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ ... هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ‏ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ الله»‏ سلام بر میهمانان دار الضّیافة : سلام بر ماه خداوند؛ ماه عظیم و مبارک رمضان، ... 🍃برگی از یک نوشتار

بسم الله الرحمن الرحیم «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ ... هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ‏ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ الله»‏ 📌سلام بر میهمانان دار الضّیافة : 🔸سلام بر ماه خداوند؛ ماه عظیم و مبارک رمضان، سلام بر روزه داران و احترام کنندگان این ماه شریف؛ آنان که با نیروی ایمان، تمایلات و مشتهیات نفسانی را مهار کرده و می توانند خویشتن را از آلودگی های غضب و شهوت، و از پلیدی ها و خباثت ها کنار کشیده، و پاک زندگی کنند. 🔸سلام بر میهمانان خداوند متعال، آنان که مشمول رحمت الهی هستند و نفس کشیدن آنها ثواب تسبیح، و خواب آنها، ثواب عبادت را دارد. 🔸اکنون بیش از ۱۴۰۰ سال است که امّت اسلام، با نشاط و شور و سروری غیر قابل وصف، از هلال ماه رمضان استقبال می کنند و آن را بسیار گرامی می دارند، چرا که میهمان خداوند مهربان شده، و در دار الضّیافة حضرت حقّ، به کرامت و شرافت مشرّف شده اند. 🔸هر ساله با طلوع ماه مبارک الهی، مکتب خاصّ تربیت اسلام، در همه نقاط عالم افتتاح می شود و کلاسهای درس آن در همه کشورها و شهرها، در روستاها و خانه ها و بالاخره در همه نقاط عالم تشکیل می گردد و در این دانشگاه عام جهانی، همه از مرد و زن، پیر و جوان، غنیّ و فقیر، شاه و گدا، عالم و جاهل، شاگرد و استاد در کلاسهای انسان ساز آن شرکت نموده و فیض و بهره می برند، و بدبخت کسی است که از درسهای این دانشگاه بزرگ الهی، بهره‌ ای نبرد و اوقات آن را به لغو و لهو و لعب بگذراند و مصداق «فالشّقیّ من حُرِمَ غفران الله فی هذا الشّهر العظیم» شود. 🔸هم اکنون ای امّت اسلام! درهای رحمت الهی گشوده شده است، به سوی آن بشتابید و بکوشید در این دانشگاه، همه درسهایی را که به شما تعلیم می دهند، خوب به خاطر بسپارید، و در زندگی به کار گیرید. 🔸اهتمام کنید در کلاس درس نماز، متواضعانه شرکت کنید و در صفوف جماعت، وحدت و عزّت امّت اسلامی و بی ارزشی مقامات دنیوی، و مساوات غنیّ و فقیر در اسلام را تماشا نمایید. 🔸در کلاس ادعیه این دانشگاه جهانی، وارد شده، و سحرگاهان، و شب و روز خویش را با تأمّل در مضامین و معانی آموزنده آن دعاها، نورانی و با نشاط سازید. 🔸در این کلاسها، حالات رفتار و سبک زندگی خود را مطالعه و رسیدگی نمایید. نهانی های روح و ضمیر خویشتن را بررسی کنید و سعی در جبران گذشته ها داشته باشید.
Read more
لطفا متن را تا اخر بخوانید🏿🏿 شرق استان كرمان در شهر شهداد، شهری تاریخی از زیر خاك بیرون آورده شده كه به دلیل ساختار كوچه‌ها و خانه‌های آن و كوچك‌بودنشان به شهر كوتوله‌ها شهرت یافته است، شهری كه قدمت آن به پنج هزار سال پیش برمی‌گردد و به نظر می اید ادمهای کوتاه قدی در ان زندگی می کردند.  شهداد با نام ... لطفا متن را تا اخر بخوانید🙏🏿🙏🏿 شرق استان كرمان در شهر شهداد، شهری تاریخی از زیر خاك بیرون آورده شده كه به دلیل ساختار كوچه‌ها و خانه‌های آن و كوچك‌بودنشان به شهر كوتوله‌ها شهرت یافته است، شهری كه قدمت آن به پنج هزار سال پیش برمی‌گردد و به نظر می اید ادمهای کوتاه قدی در ان زندگی می کردند.
 شهداد با نام كهن «‌خبیص»‌ به فاصله 100‌كیلومتری شرق كرمان در حاشیه غربی دشت لوت قرار دارد. تا سال 1846 تصور وجود تمدن‌هایی كهن در كناره‌های این دشت غیرمسكونی نمی‌رفت، ولی در این سال طی بررسی‌های گروه جغرافیایی دانشگاه تهران در شرق شهداد سفالینه‌های سطحی مشاهده شد كه از وجود تمدن‌هایی در همسایگی دشت لوت خبر می‌داد.كاوش‌های علمی باستان‌شناختی در حاشیه غربی دشت لوت از سال 1848 تا سال 1856 ادامه یافت كه حاصل هشت فصل كاوش در این منطقه منجر به كشف گورستان‌هایی مربوط به هزاره دوم و سوم قبل از میلاد و كوره‌های ذوب مس شد.
 پس از پیروزی انقلاب و با یك وقفه  17‌ساله، كاوش‌های دشت لوت شهداد مجددا آغاز شد. حاصل چهار فصل كاوش بعد از انقلاب، كشف مجموعه‌ای از واحدهای معماری مسكونی و كارگاهی است كه نكات مبهم بسیاری را در خصوص معماری و مسكن مردمان دنیای باستان شهداد روشن می‌كند.
 نظر به شواهد و آثار به دست‌آمده‌ای چون زمین‌های خیش خورده، كرت‌بندی شده و ... یكی از این واحدها را به نام محله كشاورزان و محله دیگری را به لحاظ كشف تعداد زیادی مهره‌های ساخته‌شده سالم، نیمه‌كاره و شكسته‌شده در حین انجام كار، محله جواهرسازان نامیده‌اند.محوطه باستانی شهداد كه به شهر كوتوله‌ها شهرت یافته، 60 كیلومتر وسعت دارد و در دل كویر لوت جای گرفته است.این شهر یكی از مهم‌ترین شهرهای باستانی محسوب می‌شود كه تاكنون طی بیش از 10 فصل كاوش در آن، باستان‌شناسان به بقایای معماری و اشیای باستانی بی‌نظیری از هزاره سوم قبل از میلاد برخورد كرده‌اند.شهر باستانی شهداد دارای بخش‌های مختلف كارگاهی، گورستانی و محله‌های مسكونی است.
نكته قابل توجه درخصوص شهر قدیم شهداد نوع معماری عجیب خانه‌ها و كوچه‌های آن است. به طوری كه دیوارها، سقف، تنور، تاقچه‌ها و تمام اجزای خانه‌های آن برای افرادی ساخته شده كه از قامت بسیار كوتاهی برخوردار باشند و به همین دلیل شهر شهداد به شهر كوتوله‌ها شهرت یافته است.
Video by: @dour_nist
#iran #irantraveler #iran_traveler #tourism_iran #daily_picx #natgeopro #turismo #khaf #desert # #كوه #کرمان #ایران #ایرانگردی #شهداد #تاریخ #بيابان #كوير #منظره #باستانی #توریست #گردشگر #عكاسي @irantraveler
Read more
. خانه تاریخی "حاج باشی" یکی دیگر از خانه های نسل اول شهرسازی اراک در آستانه نابودی. خانه های تاریخی ...
Media Removed
. خانه تاریخی "حاج باشی" یکی دیگر از خانه های نسل اول شهرسازی اراک در آستانه نابودی. خانه های تاریخی بخشی از میراث فرهنگی هر شهر و استان به شمار می رود که می تواند وزنه ای برای هویت سازی آن مکان جغرافیایی به شمار رود. شهر اراک به رغم سابقه نه چندان زیادی که از تاسیس آن می گذرد به مدد همین بناهای تاریخی ... .
خانه تاریخی "حاج باشی" یکی دیگر از خانه های نسل اول شهرسازی اراک در آستانه نابودی.

خانه های تاریخی بخشی از میراث فرهنگی هر شهر و استان به شمار می رود که می تواند وزنه ای برای هویت سازی آن مکان جغرافیایی به شمار رود.

شهر اراک به رغم سابقه نه چندان زیادی که از تاسیس آن می گذرد به مدد همین بناهای تاریخی دارای شناسنامه ای است که از آن میان «بازار تاریخی اراک»، مهم ترین اثر شناخته می شود. خانه‌هایی همچون خاکباز، قلعه حاج وکیل و حسن پور نیز از جلوه های دیگر معماری تاریخی این شهر محسوب می شود. در این راستا حفاظت و احیای این خانه‌ها و ثبت آن ها در فهرست میراث فرهنگی، امری مهم جلوه می کند.

خانه تاریخی موسوم به خانه "حاج باشی" در خیابان جنت اراک، یکی از بناهای تاریخی است که متاسفانه با وجود اهمیت و معماری خاص آن که متعلق به دوره قاجار است، در وضعیتی نامعلوم قرار دارد. در حال حاضر این خانه در طرح خیابان امیرکبیر یا "۵۵متری" قرار دارد و در صورت پیشبرد این طرح، تخریب می شود؛ از سوی دیگر تعدادی از وارثان این ملک پیگیر ثبت آن هستند و تعدادی به دنبال تخریب آن.
#ایران #اراک #استان_مرکزی #حاج_باشی #خانه_حاج_باشی #تخریب #تخریب_بناهای_تاریخی #آثار_تاریخی #بناهای_تاریخی #مرمت #مرمت_بناهای_تاریخی #معماری #معماری_قاجاری #میراث_فرهنگی #فرهنگ
Read more
برشی از #رمان #رد_پای_فرشته، اثر #نانسی_هوستون، #ترجمه #فریبا_مجیدی، (رمان ردپای فرشته در نمایشگاه کتاب و رمان خطای نسل ها و سازهای ظلمانی از همین نویسنده، نانسی هوستون و ترجمه اینجانب به زودی توسط #نشر_نیماژ به چاپ می رسد) : زوفی به مادرش در آویزان کردن لباس ها، در بیرون، در باغ پشت خانه شان ... برشی از #رمان #رد_پای_فرشته، اثر #نانسی_هوستون، #ترجمه #فریبا_مجیدی، (رمان ردپای فرشته در نمایشگاه کتاب و رمان خطای نسل ها و سازهای ظلمانی از همین نویسنده، نانسی هوستون و ترجمه اینجانب به زودی توسط #نشر_نیماژ به چاپ می رسد) :

زوفی به مادرش در آویزان کردن لباس ها، در بیرون، در باغ پشت خانه شان کمک می کرد، #بهار بود- نه این بهار، بهاری پیش از #ترس و #وحشت، شاید سال چهل و دو یا چهل و سه- زوفی، دختری پنج یا شش ساله بود... آن #روز، چقدر به آن ها #خوش گذشت! پیش از آنکه بتوانند ملافه ها را با گیره روی طناب نگه دارند، #باد آن ها را از میان #دست هایشان می قاپید، قاه قاه می خندیدند و آن ها را از روی #چمن جمع می کردند (آه آن #سبزی! آن #سپیدی! سپیدی ملافه ها و سبزی چمن: آن #رایحه های فوق العاده، برای #همیشه #ناپدید شدند) ملافه ها را دوباره آویزان می کردند، هماهنگ با هم #آواز می خواندند: #پرنده ای #پروازکنان آمده، مادرش با صدایی زیر و زوفی با صدایی بم آواز می خواند: پرنده ای #خانه ما آمده، با خود روی نوکش #نامه ای از #مادرم آورده.
Read more
اکثرا از تاثیر رسانه و ارتباطات در ذهن و ناخودآگاه مان بی اطلاع هستیم و بر مبنای آن قضاوت میکنیم و جهت ...
Media Removed
اکثرا از تاثیر رسانه و ارتباطات در ذهن و ناخودآگاه مان بی اطلاع هستیم و بر مبنای آن قضاوت میکنیم و جهت دهی می شویم.مثالهای آن بسیار بیشمار است.در عادی ترین حالت اکثر مردان و زنان ایرانی سطح سلیقه شان در انتخاب کاملا تغییر کرده و ظاهر جای باطن را گرفته است.فقط در عرض کمتر از صد سال ،دیگر زنان چاق و فربه ... اکثرا از تاثیر رسانه و ارتباطات در ذهن و ناخودآگاه مان بی اطلاع هستیم و بر مبنای آن قضاوت میکنیم و جهت دهی می شویم.مثالهای آن بسیار بیشمار است.در عادی ترین حالت اکثر مردان و زنان ایرانی سطح سلیقه شان در انتخاب کاملا تغییر کرده و ظاهر جای باطن را گرفته است.فقط در عرض کمتر از صد سال ،دیگر زنان چاق و فربه قدیم مورد انتخاب هیچ مرد ایرانی نیست. اول موج تلویزیون در خانه ها مارا میخکوب کرد،کم کم اینترنت و شبکه های ماهواره ای جایگزین آن شد و الان گوشی های همراه بدون کوچکترین تاخیری جلوی چشمانمان سیل عظیم اطلاعات طبقه بندی شده را به سمت مغزمان جاری می کند.با فیسبوک ،اینستاگرام و تلگرام براحتی ظرف چند سال مزاج و سلیقه ملت ایران( و هر ملتی) شناسایی شد و بوسیله گوشی های هوشمند از هر شخصی اطلاعات مشخصی در نهاد های قدرت به ثبت رسید.متاسفانه تکنولوژی در اختیار مان قرار گرفت اما سواد رسانه ای(media literacy)
به هیچ‌وجه آموزش داده نشد.موضوع سواد رسانه ای جدی بگیرین و درباره آن در اینترنت جستجو کنید.
#رسانه #پیام #media
Read more
همه چیز آرام است ما چقدر خوشبختم . خب دوستان با دستگیر شدن بانوانی که حرکت موزون انجام می دادند همه ...
Media Removed
همه چیز آرام است ما چقدر خوشبختم . خب دوستان با دستگیر شدن بانوانی که حرکت موزون انجام می دادند همه چیز به حالت اول برگشت . از تنش و التهابی که جامعه را در بر گرفته بود کاسته شد ، حاکمیت که دچار بحران مشروعیت شده بود دوباره در قلب تک تک ما جاز باز کرد به گونه ای که دلم می خواهد النگوهای طلای خود را که جیرینگ ... همه چیز آرام است ما چقدر خوشبختم .

خب دوستان با دستگیر شدن بانوانی که حرکت موزون انجام می دادند همه چیز به حالت اول برگشت . از تنش و التهابی که جامعه را در بر گرفته بود کاسته شد ، حاکمیت که دچار بحران مشروعیت شده بود دوباره در قلب تک تک ما جاز باز کرد به گونه ای که دلم می خواهد النگوهای طلای خود را که جیرینگ جیرنگ صدا می کرد را زودتر تحویل دولت دهم که این چند مشکل کوچک و پیش پا افتاده ی اقتصادی هم حل و فصل شود ، ابرهایی که از ما ربوده بودند را هم خود خارجی ها زحمت کشیدند بارور کردند و برای ما ارسال می کنند فقط عزیزان بروند لب مرز تحویل بگیرند.
اصلا احساس می کنم با دستگیری رقصنده ها و فیلم گرفتن از بازجویی آن ها و پخش کردن گریه ی آن ها چقدر هوا بهتر شده همه چیز زیبا به نظر می رسد مردان دائم التحریک آرام گرفته اند. هیچ شخصی کلیه و قرنیه ی چشم خود را نمی فروشد ، تجاوز و کودک آزاری هم به زیر خط فقر رسیده ، صاحبخانه ی ما هم گفته: چون گرانی بیداد می کند شما لازم نیست کلی پول به اجاره خانه اضافه کنید، فکر کنم امسال پاییز و زمستان پر باری هم داشته باشیم . دشمنان خارجی هم حساب کار دستشان آمد فکر کرده بودند ما کم الکی هستیم. ترامپ هم دست های سفیدش را از بازار ایران بیرون می کشد، شک نکنید .

خدایا هزار مرتبه شکر که از این همه کشور به لک لک ها گفتی من را اینجا بگذارند رو زمین دست گُلَت درد نکند. فقط ای کاش کمک کنی که دیگر رقصنده ها را هم زودتر دستگیر کنند، اصلا ما مگر انقلاب کردیم که یک عده برقصند و دیگران نگاه کنند و نظر بدهند ، نه والا، ما صرفا برای این انقلاب کردیم که این بساط ها جمع شود ، قمار خانه ها تعطیل شود، روسپی خانه ها را ببندند و بساط عیش و نوش را جمع کنند . حالا که این رقصنده ها هم دستگیر شدند آخرین میوه ی انقلاب به ثمر رسید.
یا ارحم الرحمین شکر.
Read more
پیش نوشت :امیدوارم بیش تر از لایک ، اعلام هم کاری ببینیم ... دیدن افرادی که به خاطر ساختار های انسانی ...
Media Removed
پیش نوشت :امیدوارم بیش تر از لایک ، اعلام هم کاری ببینیم ... دیدن افرادی که به خاطر ساختار های انسانی _ و آن هم انسان اسلامی _ در رنج گیر افتاده اند ، همیشه برایم سخت تر از دیدن رنج بلایای طبیعی بوده... بشاگرد ، یکی از آن هزاران نقطه ی محروم کشور ماست ... یکی از همان هزاران جایی که تهران نیست ... دور است ... پیش نوشت :امیدوارم بیش تر از لایک ، اعلام هم کاری ببینیم ...
دیدن افرادی که به خاطر ساختار های انسانی _ و آن هم انسان اسلامی _ در رنج گیر افتاده اند ، همیشه برایم سخت تر از دیدن رنج بلایای طبیعی بوده...
بشاگرد ، یکی از آن هزاران نقطه ی محروم کشور ماست ... یکی از همان هزاران جایی که تهران نیست ... دور است ... اینقدر دور که با گذشت شونصدسال از اختراع بلند گو ، فریاد رنجشان تا تهران نمیرسد ... اگر هم برسد تا شمال شهر بالا نمیرود و اگر هم رفت تا پنت هاوس خانه ی فلان مسئول بالا نمی آید و اگر هم احیانن برود ، تا دم دمپایی چپ طرف میرود
و این ، خانه ی آخر طول موج صدای محرومین است :
دمپایی چپ مسئولین ... فعلن فریاد نزنید بچه ها ، اگر تست فاعل ومفعول کنکور را نمیتوانید بزنید ، خب اشکال ندارد ، به جاش در زندگی واقعی یاد میگیرید اسم مفعول مصدر استضعاف باشید ... ای همه ی کسانی که این متن را میخانید ، بچه های بشاگرد_مثل هزار جای دیگه_ ، وضع آموزش و به داشت و اشتغال و رفاه خوبی ندارند ... ما بگذاریم طول موج صدایشان در ما یک نفر _حتا یک نفر _ اثر کند ... ای همه ی کسانی که هر گونه توانایی ای در امر آموزش ، اشتغال زایی ، مسائل فرهنگی ، کمک مالی و محرومیت زدایی دارید ،
شعله ای در این بیابان های تاریک اما مستعد ، بیفروزید ...
عکس مربوط به بچه های کنکوری با استعداد امسال بشاگرده که نه معلم دارند نه کتاب نه تمکن مالی نه پزشک ...
ای معلم ها ، رتبه های برتر کنکور ، کتاب دارها، متمکن ها ، پزشک ها ... دست خدا بشوید برایشان ... گروه جهادی شهید حججی ، بر خلاف مشی غالب ، تصمیم به کار ساختاری ارتقای تحصیلی و تربیت نیروی بومی برای منطقه دارد .
برای هم کاری تماس بگیرید ... حتا یک هفته اعزام یک معلم جهادی برای آن ها خیلی ارزش مند است
آدرس : خیابان دولت ، اختیاریه جنوبی ، جنب مسجد صاحب الزمان
#جهاد #آموزش #ما_96درصد_هستيم #محرومین #عدالت #اسلام #مالکم_لاتقاتلون_فی_سبیل_الله_والمستضعفین
Read more
خاطرات کودکی شعرهای پر از نغمه های بی پروا از سر کوچه که گذشتم صدای خسرو که کلام کودکی حسین پناهی را ...
Media Removed
خاطرات کودکی شعرهای پر از نغمه های بی پروا از سر کوچه که گذشتم صدای خسرو که کلام کودکی حسین پناهی را دکلمه میکرد در گوش ذهنم نجوا شد. شعرهای سهراب نوشته های دیبا و هزاران کلام نوشته شده و شنیده شده از اوج فهم کودکی. الان برایم قابل درک است. این کوچه ی کودکی من است. خبری از خانه های آن موقع نیست. خبری ... خاطرات کودکی شعرهای پر از نغمه های بی پروا
از سر کوچه که گذشتم صدای خسرو که کلام کودکی حسین پناهی را دکلمه میکرد در گوش ذهنم نجوا شد.
شعرهای سهراب
نوشته های دیبا و هزاران کلام نوشته شده و شنیده شده از اوج فهم کودکی.
الان برایم قابل درک است.
این کوچه ی کودکی من است.
خبری از خانه های آن موقع نیست.
خبری نیست از خانه های قدیمی و آن آدم های صمیمی
خبری نیست از خط کشی زمین گل کوچیک و بازی لی لی دخترها.
خبری نیست از آن خانه ی قدیمی پیرزنی که از شاخه های به هم تابیده خانه باغش وحشت داشتیم.خبری نیست از آن دیوار بلندی که وحشت داشتیم از بلعیدن توپ های پلاستیکی ای که تمام دلخوشی بچگی بود.
الان کوچه پهن تر شده.
خانه ها هم مثل ما قد کشیده اند.
حیاط ها شده جای پارک ماشین ها.
وای که کاش عمق قلم حسین پناهی را آن موقع درک میکردیم و قدر میدانستیم لحظه هایی که به هیچ قیمتی بر نمیگردند.اوج صدای فرهاد در بوی عیدی و اسکناس تا نخورده را.
همه چیز رفته
خنده و خستگی بازی کودکی
آدم های صمیمی آن موقع
اما دلم جان تازه گرفت همین که میدانم زمین کوچه همان کوچه است و مارا از یاد نبرده
دلم تنگ است برای آداب بچگی
دلم تنگ است برای قهرهای لحظه ای
دلم تنگ است برای بوی مدرسه
دلم تنگ است برای شمع دانی های دور حوض
دلم تنگ است برای خود سادگی ها
دلم تنگ است......
#کوچه #کودکی #کوچه_شهید_جزایری
#خمین
#حرف_دل
#دل #حسین_پناهی
#فرهاد
#بوی_عیدی
Read more
. پ. امده. ژوبر مشاور ارشد ناپلئون بناپارت، یكی از سفیران عالی‌رتبه‌ی اروپایی است كه زمان فتحعلی‌شاه ...
Media Removed
. پ. امده. ژوبر مشاور ارشد ناپلئون بناپارت، یكی از سفیران عالی‌رتبه‌ی اروپایی است كه زمان فتحعلی‌شاه می‌آید ایران و موجبات عهدنامه‌ی فینكنشتاین (در كاخ فینكنشتاین لهستان، میان دو دولت ایران و فرانسه، سال ۱۱۸۶ شمسی) را فراهم می‌آورد. این دیپلمات، شرق‌شناس و جهانگرد فرانسوی كه مترجم و مشاور ... .
پ. امده. ژوبر مشاور ارشد ناپلئون بناپارت، یكی از سفیران عالی‌رتبه‌ی اروپایی است كه زمان فتحعلی‌شاه می‌آید ایران و موجبات عهدنامه‌ی فینكنشتاین (در كاخ فینكنشتاین لهستان، میان دو دولت ایران و فرانسه، سال ۱۱۸۶ شمسی) را فراهم می‌آورد. این دیپلمات، شرق‌شناس و جهانگرد فرانسوی كه مترجم و مشاور محبوب ناپلئون بناپارت است در سفرنامه‌اش علاوه بر شرح مفصل گشت‌وگذار در ایران و مذاكرات با شاه و درباریان، بخش مجزایی را به توصیف گیلان اختصاص داده است. آنچه در ادامه می‌خوانید تصویری است كه ژوبر از گیلان و رشتِ ۲۱۳ سال قبل می‌دهد.

شهر در دو فرسخی دریاست و دو رودخانه‌ی کوچک آن را آبیاری می‌کند. پیرامونش را گودال‌های بزرگ آب و باتلاق‌ها گرفته‌اند و هوای آن بی‌اندازه ناسازگار است. خانه‌ها با آجر پخته ساخته شده و معمولا یک طبقه و کمی بلندتر از زمین هستند و از یک اتاق با یک فضای سرپوشیده در جلو ترکیب شده است. چوب‌بندی ساختمان با چوب‌های خیلی بی‌عیب ساخته شده و خیلی خوب با اره بریده شده و چهارگوش گردیده است. اتاق‌ها و پستوهای مورد نیاز نیز در زیر و اطراف آن ساخته شده‌اند. مردمان مرفه در اطراف خانه‌ی خود یک فضای مربعی را که کم‌وبیش قابل ملاحظه باشد محصور می‌کنند. سقف‌ها کمی شیب دارند و از سفال‌های گرد پوشیده شده‌اند که گاهی اوقات لعاب به آن‌ها زده شده است. بر روی دیوارهایشان خیلی پیشامدگی می‌گذارند تا آب روان گردد و این کار به معماری رشت یک تناسب درست و خاصیت ویژه‌ای می‌دهد.

برشی از «راهی رشت» سفرنامه‌ی ژوبر فرانسوی به گیلان در اوایل روزگار قاجار. متن کامل این متن را می‌توانید در شماره شهریورماه داستان همشهری ببینید.

کانال ماهنامه داستان همشهری
Telegram.me/dastanmag
Read more
. جوزفین گریس کاکْرِن، بانوی مخترع آمریکایی بود که نخستین ماشین ظرف‌شویی را در سال ۱۸۸۶ اختراع کرد. ...
Media Removed
. جوزفین گریس کاکْرِن، بانوی مخترع آمریکایی بود که نخستین ماشین ظرف‌شویی را در سال ۱۸۸۶ اختراع کرد. با اینکه در سال ۱۸۶۵ ماشینی توسط ال ای الکساندر طراحی شده بود، اما طرح ماشین ساخت جوزفین به عنوان پایه‌ای در تولید ماشین‌های ظرف‌شویی خانگی اوایل سده بیستم بکار گرفته‌شد. ایدهٔ اختراع ماشین ... .
جوزفین گریس کاکْرِن، بانوی مخترع آمریکایی بود که نخستین ماشین ظرف‌شویی را در سال ۱۸۸۶ اختراع کرد. با اینکه در سال ۱۸۶۵ ماشینی توسط ال ای الکساندر طراحی شده بود، اما طرح ماشین ساخت جوزفین به عنوان پایه‌ای در تولید ماشین‌های ظرف‌شویی خانگی اوایل سده بیستم بکار گرفته‌شد.
ایدهٔ اختراع ماشین ظرف‌شویی زمانی به ذهن جوزفین رسید که او متوجه شد بسیاری از ظروف چینی آن‌ها توسط خدمتکاران در شستشوی دستی لب‌پر شده بودند. بنابراین ماشین خود را طراحی کرد که از یک چرخ تسمه‌دار درون دیگ بخار مسی تشکیل‌شده بود. او شرکت خود را نیز تأسیس کرد. ماشین ظرف‌شویی او در سال ۱۸۹۳ در نمایشگاه جهانی شیکاگو برنده جایزه شد و به رستوران‌ها و هتل‌ها فروخته شد. اگرچه آن ماشین‌ها به دلیل بزرگ بودن و نیاز به آب داغ زیاد برای خانه‌ها مناسب نبودند، اما طرح آن‌ها پایهٔ نخستین ماشین‌های ظرفشویی بود.
‏ #8fact_persian #فكت #علمى #حقيقت #حقايق #دانستنى #دانستنيها #فارسي #پارسي #ايران #اينستاگرام
Read more
. به این زنان لقب " Comfort Women " به معنی زنان آسوده دادن... . این ویدیو اولین ویدیوییست که به این زنان نسبت دادن و میبینید که چطور سربازان ژاپنی زنان رو به خط کردن! . امروز تجمع اعتراضی کره ای ها در جلوی ساختمون سابق سفارت ژاپن در ۷۳مین سالگرد گرامیداشت قربانیان تجاوز جنسی ژاپنی ها به زنان کره ... .
به این زنان لقب " Comfort Women " به معنی زنان آسوده دادن...
.
این ویدیو اولین ویدیوییست که به این زنان نسبت دادن و میبینید که چطور سربازان ژاپنی زنان رو به خط کردن!
.
امروز تجمع اعتراضی کره ای ها در جلوی ساختمون سابق سفارت ژاپن در ۷۳مین سالگرد گرامیداشت قربانیان تجاوز جنسی ژاپنی ها به زنان کره ای در جریان جنگ جهانی دوم برگزار شد.
.
در زمان سلطه ی ژاپن بر کره ، زنان کره ای رو مجبور کرده بودن در فاحشه خانه ها به ژاپنی ها سرویس بدن!معترضان خواستار عذرخواهی دولت ژاپن و دادن غرامت به قربانیان هستن.
.
.
#Korea
Read more
با سلامی گرم خدمت دوستان مهربانم در فضای مجازی هر چند که شاید این موضوع تکراری باشد ولی بیشتر برای ان ...
Media Removed
با سلامی گرم خدمت دوستان مهربانم در فضای مجازی هر چند که شاید این موضوع تکراری باشد ولی بیشتر برای ان دسته از عزیزانی عرض میکنم که شاید تا به حال این صحبت ها به گوششان نرسیده !!! روی صحبتم به اقایان هست ؛البته نه همه؛ جنتلمن هانه اونا حسابشون جداست ویاد گرفتند که چطور با زن جماعت چه رفتاری را داشته باشند ... با سلامی گرم خدمت دوستان مهربانم در فضای مجازی هر چند که شاید این موضوع تکراری باشد ولی بیشتر برای ان دسته از عزیزانی عرض میکنم که شاید تا به حال این صحبت ها به گوششان نرسیده !!! روی صحبتم به اقایان هست ؛البته نه همه؛ جنتلمن هانه اونا حسابشون جداست ویاد گرفتند که چطور با زن جماعت چه رفتاری را داشته باشند !!منظور م بقیه اقایان است که در جامعه کنونی دارند با ما زندگی میکنند ولی شناختی کاملی؛ ندارند ببینید اقایان محترم ؛ جامعه ما سه گروه زن با سه ؛؛شخصیت اخلاقی ورفتاری در خود جای داده است ؛گروه اول خانم هایی هستند که به هزاران دلیل موجه وغیر موجه که به خودشان مربوط میشود وقضاوت با مانیست دارند امور زندگی خود را با تن فروشی (روسپیگری) میگذرانند !! گروه دوم خانم هایی هستند؛ که در خیابان ها بدنبال نیمه گمشده خود (شوهر)میگردنند که در اشتباه محض هم هستند (چون کسی را که در خیابان یافتی در خیابان از دست خواهی داد !! وهرگز به مراد دل خودهم نمیرسند و عده ای دیگه ای از خانم ها دوست دارند با یک نفر هم صحبت شوند ومنظور خاصی هم ندارند !!وگروه سوم خانم هایی هستند که به دنبال هیچ کدام از این اهداف نیستند چون این گروه اززنان کسانی هستند که با اعتماد بنفس بالا روی پای خودشان دارند پابه پای مردان جامعه کار میکنند ! وسرشون به کار زندگیست واگر هم متاهل باشند به خانه داری مشغولند !!خطاب اصلی من اینجاست!! لطفا برای این قشر مزاحمت ایجاد نکنید واین خانم ها را مورد اذیت وازار قرار ندهید بگذارید به زندگیشون برسند!!! سی و شش سال پیش یک روحانی که امام جمعه هم بود فرموده بود خانه های فساد را ویران نکنید بگذارید بماند ولی روی این خانه ها نظارت داشته باشید (بوسیله پزشک ویک روحانی !!! ولی کسی به حرف این پیرمرد دانا اهمیت قائل نشد؛؛ او گفته بود که فساد به کف خیابانها وخانه های نجیب مردم کشیده میشود خدا رحمت کند اورا اگر زنده بود امروز پیش بینی که کرده بود به چشم خود می دید !!اکنون خیابان که هیچ خانه ها که هیچ حتی ماشینها هم روسپی خانه سیار شده اند !!!! خدایا خودت فرجی بفرما تا زنان ومردان ایران زمین نجابت خود را ارزان نفروشند !!! امین یا رب العالمین
Read more
. اوايل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم. سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی ... .
اوايل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.
تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.

سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.

صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت!
بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد، خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.
جیره بندی روغن، برنج و پودر لباسشویی
نبود پتو در بازار ، تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.
همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ... اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد

یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.

همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.

و اما امروز... امروز فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند
و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت و ... داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا
بستنی با روكش طلا !

و حال، این تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید!
مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
صورت های دستکاری شده
جراحی های بیهوده
دلهای اجاره ای
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، فخر فروشی و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است .
ورشكسته شدن انتشارات،
تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری برایمان مهم نیست
ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم!
می شود كتابها نوشت
خلاصه اینكه این روزها
لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم
فقط كافیست یک ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست آنوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
قحطی امروز که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمس می کنیم : قحطى اخلاق است!
قحطی همدلیست!
قحطى رفاقت است!
قحطی عشق است!
قحطی انسانیت است

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻤﺎﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﻓﻬﻢ ﺍﺳﺖ

#طبیعت #حقیقت_تلخ #کانال_تلگرام_قشنگستان
Read more
. . وبلاگ‌نویسی برای من هیچ‌وقت جدا از نوشتن‌های دیگر نبوده و نوشتن‌های دیگر فقط نوشتن در روزنامه‌ها ...
Media Removed
. . وبلاگ‌نویسی برای من هیچ‌وقت جدا از نوشتن‌های دیگر نبوده و نوشتن‌های دیگر فقط نوشتن در روزنامه‌ها و مجله‌ها نیست، دفترچه‌های جلدسیاه و جلدقرمزِ این سال‌ها هم جای نوشتن بوده برای من؛ چیزهایی که نمی‌شده یا نمی‌خواسته‌ام جای دیگری منتشر شوند. خیلی‌هاشان هم بعداً دود شدند و به هوا رفتند و دست‌آخر ... .
.
وبلاگ‌نویسی برای من هیچ‌وقت جدا از نوشتن‌های دیگر نبوده و نوشتن‌های دیگر فقط نوشتن در روزنامه‌ها و مجله‌ها نیست، دفترچه‌های جلدسیاه و جلدقرمزِ این سال‌ها هم جای نوشتن بوده برای من؛ چیزهایی که نمی‌شده یا نمی‌خواسته‌ام جای دیگری منتشر شوند. خیلی‌هاشان هم بعداً دود شدند و به هوا رفتند و دست‌آخر فقط «شمال از شمال غربی» ماند که آخر تیر ۱۳۸۱ شروع شد و اردی‌بهشتِ امسال هم به آخر رسید. دلم نمی‌خواست کرکره‌اش را پایین بکشم؛ فعلاً هم هست؛ همان‌طور که بوده؛ هرچند پرشین‌بلاگ با بی‌سلیقگیِ تمام در همه‌ی این سال‌ها گاه اجازه‌ی نوشتن نمی‌داد؛ گاه قالب را به سلیقه‌ی خودش عوض می‌کرد و گاه بایگانی وبلاگ را دستکاری می‌کرد و بخشی از نوشته‌ها ناگهان ناپدید می‌شدند. این بود که چندماه قبل یک‌روز که از خواب بیدار شده بودم فکر کردم باید از این خانه‌ی اجاره‌ای، خانه‌ای که شبیه خانه‌ی قمرخانم بود، بیرون بزنم و کوچ کنم به اتاقی از آن خود. نام این اتاق «نامه به سینما»ست؛ ظاهرش فرق دارد با «شمال از شمال غربی»؛ بخشی از نوشته‌ها همان است و به‌مرور کامل می‌شود، اما به‌هرحال سلیقه‌ی این روزها یا این سال‌های من است. طول می‌کشد تا جای بهتری شود، ولی به‌هرحال جایی‌ست که دلم می‌خواهد نوشته‌هایم را در آن منتشر کنم؛ آن‌هایی که در نشریه‌ها منتشر می‌شوند و آن‌ها که قرار است مخصوص «نامه به سینما» باشند. خانه‌ی تازه را، این اتاقِ از آنِ خود را، دوست دارم و امیدوارم همان چیزی شود که دلم می‌خواهد. این نامه، یا نامه‌هایی‌ست به سینما، به چیزی که در همه‌ی این سال‌ها بخش مهمی از زندگی‌ام بوده؛ چیزی که مسیر زندگی‌ام را سال‌ها عوض کرده. بدون سینما، بدون فیلم‌ها، این زندگی مفت نمی‌ارزد. حالا نشانی‌اش را در صفحه‌ی اصلی‌ام هم می‌‌توانید ببینید [lettertocinema.com]. چندروزی‌ست که آن بالا جا خوش کرده. خوش‌حال می‌شوم اگر فرصت کنید و سری بهش بزنید. «برای شما این چیزی بیش از یک فیلم نیست. برای من امّا همه‌ی زندگی‌ام است.» فرانسوآ تروفو محبوبم این را گفته بود، در «کایه دو سینما»، شماره‌ی ۳۱۵، چهارسال پیش از آن‌که چشم‌هایش را برای همیشه ببندد. #نامه_به_سینما #lettertocinema
Read more
. <span class="emoji emoji2b55"></span>️سفر به گذشته در امتداد رود سيمره . <span class="emoji emoji1f53b"></span>رود سيمره سمت چپمان در جريان بود و ما پيچ‌وخم‌های جاده را ...
Media Removed
. ️سفر به گذشته در امتداد رود سيمره . رود سيمره سمت چپمان در جريان بود و ما پيچ‌وخم‌های جاده را يكی پس از ديگری از سر می‌گذرانديم. مسافت زيادی را از آخرين خانه و خيابان و كوچه كه ديده بوديم آمده بوديم. حدود ٤٥ كيلومتری می‌شد كه ماشين راهنمای جلويی ما به جاده‌ای كه بيشتر به كوره راه می‌مانست پيچاند. ... .
⭕️سفر به گذشته در امتداد رود سيمره
.
🔻رود سيمره سمت چپمان در جريان بود و ما پيچ‌وخم‌های جاده را يكی پس از ديگری از سر می‌گذرانديم. مسافت زيادی را از آخرين خانه و خيابان و كوچه كه ديده بوديم آمده بوديم. حدود ٤٥ كيلومتری می‌شد كه ماشين راهنمای جلويی ما به جاده‌ای كه بيشتر به كوره راه می‌مانست پيچاند. دو كليومتر كه از اين جاده‌ی خاكی را گذرانديم به دهاتی در سايه‌ی كوه رسيديم. شايد بیست خانه‌ می‌شدند. بیست خانه‌ای كه از به هم كوبيدن ناشيانه‌ی خشت روی هم ساخته شده بودند.
.
🔻در همان لحظه به ٥٠ سال قبل سفر كرديم. با اينكه در سال ١٣٩٧ بوديم اما سر از ٥٠ سال پيش در آورديم. اطرافمان همه خانه‌هايی بود كه در تهاجم زلزله، طاقت نياورده بودند و عقرب‌هايی كه گاه به گاه دمشان را تيز می‌كردند به سمت همه. بعضی‌ها اصلا خانه‌ی خودشان نبود و هر آن ممكن بود كه صاحبش از راه برسد و از خانه بيرونشان كند. نه خبر از لوله‌كشی آب بود نه گاز. امور عشايری استان ایلام شايد ١٠ روز يک بار به آنها آب می‌رساند؛ آن آب هم وقتی ذخيره می‌شد در تانكرها بيشتر لجن‌آلود و بدبو می‌شد كه همين باعث بيماری‌های گوارشی و انگلی اهالی شده بود.
.
🔻مردم در خانه‌ها كنار گله می‌خوابيدند و همه‌ی درخت‌ها را برای پخت نان بريده بودند. درست شبيه پنجاه سال پيشِ همه‌ی روستاها خبری از مدرسه نبود. تا دوردست‌های خبری از خدمات پزشكی نبود و همه‌ی ده پر بود از سوژه‌های نوستالوژی برای مادربزرگ مادرم. از حمام كردن با آتشِ چوب گرفته تا مريضی‌هايی كه همسايه‌هايشان را به كشتن داده بود.
.
🔻راهنمايمان می‌گفت لوله‌های خطوط گاز از همه‌ی زمين‌های اين ده رد شده و چون اهالی‌اش سواد نداشتند هيچ غرامت و پولی بهشان داده نشده. پول‌هايی كه سرنوشت این مردم را می‌توانست عوض کند. راهنمايمان می‌گفت اينجا آخر دنياست ما وسط مثلث محروميت هستيم بيش از ١٠٠ كيلومتر فاصله بين ايلام و كرمانشاه و لرستان.
.
🔻ما به خانه می‌آييم؛ در حالی‌که فقر در زننده‌ترین حالتش در این روستا هر روز به قربانیانش سلام می‌کرد:
پسرک چهارساله‌ای که هشت کیلو داشت.
فردی که از عفونت بدن دچار قطع عضو شده بود.
زنی که بدون كمک پزشك زايمان كرده بود و تكرار گرسنگی در همه‌ی وعده‌های غذايی و از زجر فقر خودكشی كردن، گوشه‌هایی از این سیاهه‌ی بی‌انتهای فقر هستند.
.
#جمعیت_امام_علی
Read more
اوايل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه ...
Media Removed
اوايل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم. . . سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها ... اوايل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.
تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.
.
.
سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.
.
.
صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت!
بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد، خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.
جیره بندی روغن، برنج و پودر لباسشویی ... .
.
نبود پتو در بازار ، تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود. .
.
همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ... اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد .
.
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.
.
.
و اما امروز... امروز فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند
و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت و ...
.
.
داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا
بستنی با روكش طلا !
.
.
و حال، این تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید!
مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
صورت های دستکاری شده
جراحی های بیهوده
دلهای اجاره ای .
.
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، فخر فروشی و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است .
ورشكسته شدن انتشارات،
تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری برایمان مهم نیست
ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم!
می شود كتابها نوشت...
خلاصه اینكه این روزها
لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم .
.
فقط كافیست یک ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست آنوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
. .
قحطی امروز که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمس می کنیم : قحطى اخلاق است!
قحطی همدلیست! قحطى رفاقت است! قحطی عشق است! قحطی انسانیت است
.
.
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻤﺎﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﻓﻬﻢ ﺍﺳﺖ!
ببار ای آگاهی...
Read more
دیوارهایی از جنس عشق ،یادگار پدربزرگ و مادربزرگ ، سایه هایی مهربان که در گرمای تابستان به ان پناه می ...
Media Removed
دیوارهایی از جنس عشق ،یادگار پدربزرگ و مادربزرگ ، سایه هایی مهربان که در گرمای تابستان به ان پناه می بردیم در حالی که غرولند مادر و پدربزرگ همچنان به گوش می رسید که ما را از بازی کردن در زیر افتاب سوزان بر حذر دارند سرمای زمستان و بوی آتش و گرمای اتاق نشیمن در کنار انها نیز صفای دیگری داشت. چنان درهای ... دیوارهایی از جنس عشق ،یادگار پدربزرگ و مادربزرگ ، سایه هایی مهربان که در گرمای تابستان به ان پناه می بردیم در حالی که غرولند مادر و پدربزرگ همچنان به گوش می رسید که ما را از بازی کردن در زیر افتاب سوزان بر حذر دارند
سرمای زمستان و بوی آتش و گرمای اتاق نشیمن در کنار انها نیز صفای دیگری داشت. چنان درهای چوبی را چفت می بستند که مبادا سرما بخوریم غافل از انکه گرمای وجودشان ما را دلگرمی می بخشید
همه ان روزها می گذرد و در پایان ما می مانیم و خانه ای خالی از صدای انها، سکوتی که بوی مرگ می دهد ، حتی پرندگان نیز بر روی درختان به خواب رفته اند
ما مانده ایم و خاطراتی بس زیبا و شیرین که به یکباره همانند شیشه غبار بسته ای حبابی می شود و میروند بی انکه بدانیم چه وقت بزرگ شدیم و کودکی هایمان را در کنار بقچه سبزرنگ مادربزرگ جا گذاشته ایم
ما می مانیم و ان دیوارهای ترک خورده، درهای نیمه باز و پرندگانی که دیگر کسی را ندارند که دانه ای برای انها بپاشد، انها نیز نیک می دانند که بایست رفت به جایی دیگر ،کسی دیگر ،شاید انها را مهربانانه در اغوش گیرد
طاقچه هایی پر از خاک و‌ قاب عکسی گرد گرفته که روزگاری دست نوازش پدربزگ را حس می‌کرد اینک‌ به کناری نشسته و منتظر دستیست که شاید دوباره نوازشش کند و از زیر سنگینی گرد و‌خاک رهایش سازد
این خانه ها لبریز از داستان، عشق و خاطراتی ست که ما هیچ گاه قدر ندانستیم که حسرتی بسان خوره به جانمان چنگ می‌زند و ما را می خورد
یاد و خاطر همه انها گرامی باد
Read more
Loading...
Load More
Loading...