ای دوست تو

Unique profiles
95
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Vahdat Hall, Golestan, Golestān, Iran
Average media age
726.1 days
to ratio
5.7
<span class="emoji emoji263a"></span> . می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوست شاید افتد به من خسته نگاهت ای دوست به امیدی که ببینم رخ زیبای تو ...
Media Removed
. می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوست شاید افتد به من خسته نگاهت ای دوست به امیدی که ببینم رخ زیبای تو را می نشینم همه شب بر سر راهت ای دوست تو پناه دو جهانی چه شود این دل ما دمی آرام بگیرد ،به پناهت ای دوست . سالروز آغاز امامت مولا، #ابا_صالح_المهدی مبارک باد . . در این حوالی شمع روشن کرده ام و نشسته ... ☺ .
می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوست
شاید افتد به من خسته نگاهت ای دوست
به امیدی که ببینم رخ زیبای تو را
می نشینم همه شب بر سر راهت ای دوست
تو پناه دو جهانی چه شود این دل ما
دمی آرام بگیرد ،به پناهت ای دوست .
سالروز آغاز امامت مولا، #ابا_صالح_المهدی مبارک باد 🌹 . .
در این حوالی
شمع روشن کرده ام و نشسته ام
تا مرا ببینی و نجات دهی
از این تنگنای دنیا!
تو آرام جان و جهان منی !
یا #صاحب_الزمان
#کلانکوئه #گل
Read more
میخوام برگردم به حدود یک سال پیش ، زمانی که مسابقات خلاصه میشد به کوروش و داریوش و بقیه فقط برای سومی ...
Media Removed
میخوام برگردم به حدود یک سال پیش ، زمانی که مسابقات خلاصه میشد به کوروش و داریوش و بقیه فقط برای سومی میجنگیدن . کاندیدای سومی هم امین الله یار بود و مرتضی بینا و اسماعیل حاج عباسی . در مسابقه دادن بین این ۳ نفر اختلاف فاحشی نبود ( در حالی که تکنیک امین الله یار در آن زمان بسیار بالاتر بود ) و در هر مسابقه ... میخوام برگردم به حدود یک سال پیش ، زمانی که مسابقات خلاصه میشد به کوروش و داریوش و بقیه فقط برای سومی میجنگیدن . کاندیدای سومی هم امین الله یار بود و مرتضی بینا و اسماعیل حاج عباسی . در مسابقه دادن بین این ۳ نفر اختلاف فاحشی نبود ( در حالی که تکنیک امین الله یار در آن زمان بسیار بالاتر بود ) و در هر مسابقه یکی از این سه نفر مقام سوم رو با فاصله ی کم نسبت به ۲ نفر دیگه کسب میکرد . تا زمانی که مرتضی بینا تمرینای سختش رو در کنار من شروع‌کرد . کسی‌که کوچکترین غروری در زمان آموختن نداشت و نداره و با تمام وجود آموزش های منو به جون و دل خرید . حالا حدودا یک سال از اون تاریخ میگذره و روی صحبتم با خود مرتضی هست . کمپانی بزرگ @s3parts اسپانسرت هست و لباس با فرمت خصوصی خودت داری . تلاش شبانه روزی تو در پیست در کنار من و حمید قائمی سزاوار تقدیر هست و امروز به جرات میگم که با این فاصله ای که تو با سایرین ایجاد کردی هیچ یک از رقیبات حتی فکر رقابت با تو رو نمیکنن ( با تمام احترامی که برای امین الله یار عزیز و دوست داشتنی قائلم و مشغله هایی که داره ) و امروز تو بطور قاطع و‌ با فاصله ی زیاد بین ۳ نفر اول ایرانی ( گرچه چند باری به سکوی ۲ هم دست پیدا کردی ) . برات از ته دل خوشحالم که مزد زحماتت رو گرفتی و آرزو میکنم روز به روز این روند رو به رشد رو حفظ کنی و بیای به سمت سکوی اول ( البته که تا اونجا هم راه سختی در پیش داری و خودم اونجا منتظرتم 😅😍 ) .
جمعه‌ ای که گذشت ، زمان سواریت در مسابقه ، همه ما بهت افتخار کردیم . به حسادت بخیل ها و حسودان هم که اکثرا خودت میدونی کیا هستن هم اهمیت نده چون دلیل حرفاشون اینکه تو موفقی و نمیتونن جای تو باشن .
پ.ن : ای کسانی که هنوز ایمان نیاورده اید ، ببینید و عبرت بگیرید و ایمان بیاورید . توانا بُوَد هر که با ما بُوَد .😂😅😁
کوروش قربانی
دهم تیر ماه ۱۳۹۷
Read more
ما تکثیر شدگانیم ای دوست / Tehran | امسال سال تو است صالح، باید باشد، آن چه در این چند سال بر تو گذشت را ...
Media Removed
ما تکثیر شدگانیم ای دوست / Tehran | امسال سال تو است صالح، باید باشد، آن چه در این چند سال بر تو گذشت را نمی توانم تصور کنم، سخت بود، خیلی سخت. امسال سال تو است و باید سال آسانی باشد برایت، سختی بس است، درد بس است. شادی تو شادی دوستانت است. ما تکثیر شدگانیم ای دوست / Tehran | امسال سال تو است صالح، باید باشد، آن چه در این چند سال بر تو گذشت را نمی توانم تصور کنم، سخت بود، خیلی سخت. امسال سال تو است و باید سال آسانی باشد برایت، سختی بس است، درد بس است. شادی تو شادی دوستانت است.
Winter in Russia بندباز شروع به درنوردیدن بندِ میان دو برج (حیوان و ابرانسان) کرده بود در این میان ...
Media Removed
Winter in Russia بندباز شروع به درنوردیدن بندِ میان دو برج (حیوان و ابرانسان) کرده بود در این میان یک دلقک (برخی مفسران او را مُبلغ اجتماعی رادیکال، عوام فریب و "پیشرو" یا مبلغ مذهبی معرفی کرده اند) به روی بند آمد و خطاب به او می‌گوید : (( برو جلو چُلاق ، تنبل ، رنگ و رو باخته و... واِلّا لگدی نثارت ... Winter in Russia

بندباز شروع به درنوردیدن بندِ میان دو برج (حیوان و ابرانسان) کرده بود در این میان یک دلقک (برخی مفسران او را مُبلغ اجتماعی رادیکال، عوام فریب و "پیشرو" یا مبلغ مذهبی معرفی کرده اند) به روی بند آمد و خطاب به او می‌گوید : (( برو جلو چُلاق ، تنبل ، رنگ و رو باخته و... واِلّا لگدی نثارت خواهم کرد، جای تو روی بند نیست، تو راهِ بهتر از خود را بسته ای.)) و سرانجام بندباز تعادل از کف می‌دهد و سقوط می‌کند و نیمه جان در مقابل پای زرتشت می‌افتد.
بندباز به هوش می‌آید و خطاب به زرتشت می‌گوید: ((تو اینجا چه می‌کنی، دیری بود که می‌دانستم شیطان روزی مرا می‌لغزاند. حال او مرا گریبان کش به دوزخ می‌کشاند، نکند که تو می‌خواهی او را از این کار باز داری؟
زرتشت پاسخ داد: ای دوست ،به شرفم سوگند که چنان چیزی در کار نیست،نه شیطانی هست و نه دوزخی. روانت نیز از تنت زود تر خواهد مُرد. پس دیگر از هیچ چیز مَترس! ...)) به یاد کتاب
#چنین_گفت_زرتشت اثر #فریدریش_نیچه .
مجموعه کلیساهای ایزمایلوا در مسکو ، مذهب در هر بلادی و به هر رنگ و لعابی .... و قصه سفر من به پایان می رسد ، اما روایت همچنان باقی است ... همین و دیگر هیچ .
Just think about it ....
Reza
#russia
#moscow
#winter_is_best #winter #travel #travel_in_winter #photography
#church #izmailovo #kremlin #solo_traveler
Read more
هیهات! کزین دیار رفتم ناکرده وداع یار رفتم چه سود قرار وصل جانان؟ اکنون که من از قرار رفتم چون خاک ...
Media Removed
هیهات! کزین دیار رفتم ناکرده وداع یار رفتم چه سود قرار وصل جانان؟ اکنون که من از قرار رفتم چون خاک در تو بوسه دادم با دیدهٔ اشکبار رفتم بگذاشتم، ای عزیز چون جان، دل نزد تو یادگار رفتم زنهار! دل مرا نگه‌دار چون من ز میان کار رفتم بردند به اضطرارم، ای دوست، زین جا نه به اختیار رفتم غم خواره ... هیهات! کزین دیار رفتم
ناکرده وداع یار رفتم
چه سود قرار وصل جانان؟
اکنون که من از قرار رفتم
چون خاک در تو بوسه دادم
با دیدهٔ اشکبار رفتم
بگذاشتم، ای عزیز چون جان،
دل نزد تو یادگار رفتم
زنهار! دل مرا نگه‌دار
چون من ز میان کار رفتم
بردند به اضطرارم، ای دوست،
زین جا نه به اختیار رفتم
غم خواره و مونسم تو بودی
بی‌مونس و غمگسار رفتم
از خلق کریم تو ندیدم
یک عهد چو استوار، رفتم
چون از لب تو نیافتم کام
ناکام به هر دیار رفتم
نایافته مرهمی ز لطفت
دل خسته و جان فگار رفتم
شکرانه بده، که از در تو
چون محنت روزگار رفتم
تو خرم و شاد و کامران باش
کز شهر تو سوکوار رفتم
در قصهٔ درد من نگه کن
بنگر که چگونه زار رفتم
Read more
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی من چه گویم که غریب است دلم در وطنم همه مرغان هم آواز پراکنده شدند آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت کی بود باز که شوری به جهان درفکنم نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟ من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم بی تو دیگر غزل "سایه" ندارد لطفی باز ... چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان درفکنم
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
بی تو دیگر غزل "سایه" ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
#هوشنگ_ابتهاج
Read more
<span class="emoji emoji1f389"></span> نهال عمر تو ای دوست همیشه رعنا باد بهار حسن تو بی آفت از خزان ها باد همواره شمع وجود تو روشنایی بخش همیشه ...
Media Removed
نهال عمر تو ای دوست همیشه رعنا باد بهار حسن تو بی آفت از خزان ها باد همواره شمع وجود تو روشنایی بخش همیشه روشنیت گرم و محفل آرا باد! تولدتان مبارك @mehdisoltanisarvestanii 🎉
نهال عمر تو ای دوست همیشه رعنا باد
بهار حسن تو بی آفت از خزان ها باد
همواره شمع وجود تو روشنایی بخش
همیشه روشنیت گرم و محفل آرا باد!
تولدتان مبارك
@mehdisoltanisarvestanii
. <span class="emoji emoji2705"></span> نوشته ی زیبای دکتر سعید مهرپور فوق تخصص جراحي ستون فقرات ورئیس بیمارستان دکتر شریعتی به همسرشون ...
Media Removed
. نوشته ی زیبای دکتر سعید مهرپور فوق تخصص جراحي ستون فقرات ورئیس بیمارستان دکتر شریعتی به همسرشون دكتر مریم غریب دوست که به تازگی فوت شدند مریم عزیزم سلام . من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام. پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس ! اما امروز ... .
✅ نوشته ی زیبای دکتر سعید مهرپور فوق تخصص جراحي ستون فقرات ورئیس بیمارستان دکتر شریعتی به همسرشون دكتر مریم غریب دوست که به تازگی فوت شدند

مریم عزیزم سلام . من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام. پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس ! اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ، یک آرزو بیشتر ندارم . همه این ها را که برشمردم را پس بدهم . در عوض لحظه ای کنارِ تو بنشینم ، در چشمانت نگاه کنم و فنجان چایی با هم بنوشیم و این بار قول میدهم که چای را نه یکباره و داغ که با آرامش و پا به پای تو بنوشم.

مریم عزیزم ؛ این روزها جوانترها آنچنان برای پیشرفت ، عجله دارند که نگاهِ مادر ؛ نفسِ پدر و عشقِ همسر را نمی بینند و برای رسیدنِ هر چه سریعتر به قله ، بسیاری را در دامنه جای میگذارند .

مریم عزیزم ، من پشیمانم از تمامِ شبهایی که صحبتِ تو را نمی شنیدم و به فکرِ تشویقِ حاضرینِ در سخنرانیِ فردایم بودم. من پشیمانم.

مریم جان بگذار جوانترها را نصیحتی کنم .

در بالای قلّه ها و آن سوی ابرها خبری نیست ، هر چه هست در دامنه زندگی شماست. 👇 ❣ @mehrpour_saeed ❣
Read more
■ از تو می پرسم روز یا شب ؟ نه  ای دوست غروبیست ابدی با عبور دو کبوتر در باد چون دو تابوت سپید و ...
Media Removed
■ از تو می پرسم روز یا شب ؟ نه  ای دوست غروبیست ابدی با عبور دو کبوتر در باد چون دو تابوت سپید و صداهائی از دور  از آن دشت غریب بی ثبات و سرگردان همچون حرکت باد سخنی باید گفت سخنی باید گفت دل من میخواهد با ظلمت جفت شود سخنی باید گفت چه فراموشی سنگینی سیبی از شاخه فرومیافتد دانه ...
از تو می پرسم روز یا شب ؟

نه  ای دوست غروبیست ابدی

با عبور دو کبوتر در باد

چون دو تابوت سپید

و صداهائی از دور  از آن دشت غریب

بی ثبات و سرگردان همچون حرکت باد

سخنی باید گفت

سخنی باید گفت

دل من میخواهد با ظلمت جفت شود

سخنی باید گفت

چه فراموشی سنگینی

سیبی از شاخه فرومیافتد

دانه های زرد تخم کتان

زیر منقار قناری های عاشق من میشکنند

گل باقلا ، اعصاب کبودش را در سکر نسیم

میسپارد به رها گشتن از دلهرهء گنگ دگرگونی

آه…

در سر من چیزی نیست بجز چرخش ذرات غلیظ سرخ

و نگاهم

مثل یک حرف دروغ

شرمگینست و فرو افتاده – من به یک ماه می اندیشم – من به حرفی در شعر – من به یک چشمه میاندیشم – من به وهمی در خاک – من به بوی غنی گندمزار – من به افسانهء نان – من به معصومیت بازی ها

و به آن کوچه ی باریک دراز

که پر از عطر درختان اقاقی بود

من به بیداری تلخی که پس ازبازی

و به بهتی که پس از کوچه

و به خالی طویلی که پس از عطر اقاقی ها – قهرمانیها ؟ -آه ، اسب ها پیرند – عشق؟ – تنهاست و از پنجره ای کوتاه

به بیابان های بی مجنون مینگرد

به گذرگاهی با خاطره ای مغشوش

از خرامیدن اقی نازک در خلخال – آرزوها ؟ -خود را میبازند

در هماهنگی بیرحم هزاران در – بسته ؟ – آری ، پیوسته بسته ، بسته – خسته خواهی شد – من به یک خانه میاندیشم

فروغِ بی غروبِ شعر ایران #فروغ_فرخزاد
Read more
. #تقویم_شهر_کتاب این روزها اینگونهام، ‌ببین: دستم، چه كند پیش می‌رود،‌ انگار هر شعر باكره‌ای ...
Media Removed
. #تقویم_شهر_کتاب این روزها اینگونهام، ‌ببین: دستم، چه كند پیش می‌رود،‌ انگار هر شعر باكره‌ای را سروده‌ام پایم چه خسته می‌كشدم، ‌گویی كت بسته از خَم هر راه رفته‌ام تا زیر هركجا حتی شنوده‌ام هربار شیون تیر خلاص را □  ای دوست این روزها با هركه  دوست می‌شوم احساس می‌كنم آنقدر ... .
#تقویم_شهر_کتاب

این روزها
اینگونهام، ‌ببین:
دستم، چه كند پیش می‌رود،‌ انگار
هر شعر باكره‌ای را سروده‌ام
پایم چه خسته می‌كشدم، ‌گویی
كت بسته از خَم هر راه رفته‌ام

تا زیر هركجا
حتی شنوده‌ام
هربار شیون تیر خلاص را
□ 
ای دوست
این روزها
با هركه  دوست می‌شوم احساس می‌كنم
آنقدر دوست بوده‌ایم كه دیگر 
وقت خیانت است

انبوه غم حریم و حرمت خود را
از دست داده است
دیری‌ست هیچ كار ندارم 
مانند یك وزیر

وقتی كه هیچ كار نداری
تو هیچ كاره‌ای
من هیچ كاره‌ام: یعنی كه شاعرم
گیرم از این كنایه هیچ نفهمی

این روزها
اینگونه‌ام:
فرهاد واره ای كه تیشه ی خود را
گم كرده است

آغاز انهدام چنین است
اینگونه بود آغاز انقراض سلسله‌ی مردان
یاران

وقتی صدای حادثه خوابید
برسنگ گور من بنویسید:
- یك جنگجو كه نجنگید
اما...، شكست خورد

۲۷ خرداد سالمرگ #نصرت_رحمانی

https://goo.gl/ZgV7j9

@shahreketab
Read more
. بودی؛ از همان اول بودی! ولی من قدرت را نمی دانستم ... گاهی باید بروی و دوباره بیایی تا قَدرت را بدانند. ...
Media Removed
. بودی؛ از همان اول بودی! ولی من قدرت را نمی دانستم ... گاهی باید بروی و دوباره بیایی تا قَدرت را بدانند. و تو عزیز دل ! رفتی و دوباره آمدی ... ! و من این بار دیگر دل دل نکردم؛ تمام دلم را جمع کردم و با تمام وجود عاشقت شدم !! امروز آسمان آبی بود ، آبی آبی ! میشد ابر های سفید تپلی و پنبه ای را در آسمان دید. میشد ... .
بودی؛ از همان اول بودی! ولی من قدرت را نمی دانستم ... گاهی باید بروی و دوباره بیایی تا قَدرت را بدانند. و تو عزیز دل ! رفتی و دوباره آمدی ... !
و من این بار دیگر دل دل نکردم؛ تمام دلم را جمع کردم و با تمام وجود عاشقت شدم !! امروز آسمان آبی بود ، آبی آبی ! میشد ابر های سفید تپلی و پنبه ای را در آسمان دید. میشد حتی سنگ ریزه های کوه های اطراف مدرسه را هم دید !
حتی میشد آن خرگوشی را که در دامنه ی کوه ها میجهید هم دید...
تازه !! امروز که در آلاچیق کوچک مدرسه نشسته بودم ، بیش از پیش دقت کردم؛ به مدرسه ای که تو مرا به آنجا کشانده بودی ... مثلا فهمیدم مدرسه مان یک درخت لاغر و رنجور ، اما دوست داشتنی کاج دارد !
یک درخت توت دارد که بهار ، تمام مدرسه را سیر می کند... و بوته های یاس ... یاس و یاس و یاس!! ... نگاهشان که می کردی بوی اردی بهشت می ‌آمد ...
چند تا پرنده ی عجیب و غریب هم روی شاخه های درختان عریان آواز می خواندند.
و من ؛ به آدمی فکر می کردم که در چرند های فلسفی اش ، وجودت را منکر شده بود ؛ تا اینکه یک شب خوابید و فردا صبح «آدم آهنی» بیدار شد !! تو که نباشی ، عشق نیست ... !! #حضرت_عشق. #فلسفه_و_عرفان
#دلنوشته_دخترخوب
.
پ ن : شکرت بابت بودنت .. و بعد هم ، شکرت بابت حضور یه همکلاسی! یه دوست !! کسی که یادم داد لبخند بزنم در حالیکه خودش بلد نیست لبخند بزنه ، کسی که تونست من واقعی رو ، بدون نقاب همیشگیم ببینه ... کسی که یکدل و بی شیله پیله بود و هست ... کمکم میکنه ، کمکش میکنم ؛ دوستش دارم ... دوستم داره؟! ... خدایا ! این یکیو ازم نگیر..... هعی ! خدایا شکرت😊
@mahya_shk
Read more
..... خسته ، ساکت نازگل در دل دار آرام و شکیبا پُر ز پُر لبریز ، تنها ... ، وصف خود می داد ، مرداب ...
Media Removed
..... خسته ، ساکت نازگل در دل دار آرام و شکیبا پُر ز پُر لبریز ، تنها ... ، وصف خود می داد ، مرداب . . .در جا . و رود ، رفت پرصدا ، بی جواب باخروش اش گویی ،سایه ای روشن ز فهم ِ مردگی از نا تکانی ، سایش هر ایستایی ، پا به گِل مانی، بر سر ِ هر اآنچه که مرداب ،از خود، داشت باور، گسترانید . کر شد از هرست ... .....
خسته ،
ساکت
نازگل در دل دار
آرام و شکیبا
پُر ز پُر
لبریز ،
تنها ... ،
وصف خود می داد ، مرداب . . .در جا .
و
رود ،
رفت
پرصدا ، بی جواب
باخروش اش گویی ،سایه ای روشن ز فهم ِ مردگی از نا تکانی ، سایش هر ایستایی ،
پا به گِل مانی،
بر سر ِ هر اآنچه که مرداب ،از خود، داشت باور،
گسترانید .
کر شد از هرست این ویرانگی .مات شد مردآب.
ماتِ وصفی نو.
مات فصلی ارشد ،
مات رنگ زردِ ، دم آخر.

مُرده آب،

با حکم ِاعدام باز ،مرد دیگر بار.

از گناهی نا عمد، ناخود خواست،
ضعف مادر زاد شاید،انگار
جهش بی جای یک ژن ،
یا به قول ِ عامّه ، داده ی پروردگار .
جرم نا کرده و دار؟
گفت مرداب
که "من اینجا هستم ....اینچنین ، اینگونه
نه گمان بری بر آورده شده ؛ خواسته ام از عالم ،
نه ، ولی، این شدنم را می پذیرم ، کامل .
نشدم گرچه منی که بود در رویایم
لاکن
نقش در جازدگی را هر که بر من داده
به یقین
او همان است که به تو ،
دوپای رفتن داده...
این تمامِ ناتمام خلق ماست ای دوست، رود
تو مرا می پندار ،
آبِ لش
مرداب .
تو مرا را میگویی
ناتوان و
مرده
کور دل باشم مگر من ،آن روز
که تورا صدا زنم
هرزه
چون که هر لحظه به یک جایی ،
آب ِ هر جا رفته
ای که بی رحمی تو با شاخه
هوار ی تو همش به سر سنگ ب خواب رفته
و رود
رفت
بود باز، ولی،هنوز ،
پهلو به پهلو داده ی مرداب
مرداب خواند
آواز ؛
خسته ام
از ماندن ، خسته ی در جایی
تو اگر رد میشوی از من . گذر کن، گو،
گوشهایم با تو اند
هر چه میخواهی بزن فریاد بر سنگ بر من
هر چه میخواهی ،به جز حرفی از این
بی پایی من ،
من خودم مغموم از آنم . اگه از این ضعف مادر زادیم
و رود
رفت ،
دور ، دور. دورِ دور
رفت رود و ماند مرداب باز ، هنوز، هنوز.هنوزِ هنوز
Read more
سلام بچه ها خوبین ؟ چیپس_خونگی دو عدد سیب زمینی بزرگ و پوست گرفتم و ورقه ورقه کردم من با رنده مخصوص ...
Media Removed
سلام بچه ها خوبین ؟ چیپس_خونگی دو عدد سیب زمینی بزرگ و پوست گرفتم و ورقه ورقه کردم من با رنده مخصوص اینکار ورقه کردم استوری میزارم ببینید حتما تو یه ظرف بزرگ آب ریختم و تو آب نمک و پودر سیر و یه قاشق چایخوری بیکینگ پودر ریختم بعد سیب زمینیها رو ریختم تو ظرف و گذاشتم یخچال تا یک ساعت بمونه بعد سیب زمینیا ... سلام بچه ها خوبین ؟
چیپس_خونگی
دو عدد سیب زمینی بزرگ و پوست گرفتم و ورقه ورقه کردم من با رنده مخصوص اینکار ورقه کردم استوری میزارم ببینید حتما
تو یه ظرف بزرگ آب ریختم و تو آب نمک و پودر سیر و یه قاشق چایخوری بیکینگ پودر ریختم بعد سیب زمینیها رو ریختم تو ظرف و گذاشتم یخچال تا یک ساعت بمونه بعد سیب زمینیا رو از آب خارج کردم و رو پارچه تمیز پهنشون کردم تا خشک بشه . تو قابلمه روغن ریختم تا داغ بشه باید سیب زمینیا تو روغن غوطه ور بشن . بعد کم کم سرخشون کردم اگه دوست دارید فلفلی بشه تو روغن فلفل بریزید . اگه دوست دارید سرکه ای بشه تو ظرف آب سرکه بریزید
بعد سرخ شدن بزارید رو دستمال جذب روغن . دقت کنید چیپسا تا زمانی که خنک نشدن روی هم نزاریدشون چون نرم میشن و حالت تردیشونو از دست میدن .
@fateme__mokhtari
Read more
پدر دستهای تو گهواره من دو چشم تو چراغ خونه من بجزء تو از همه دنیا بریدم که عاشق تر ز تو هرگز ندیدم ببوسم ...
Media Removed
پدر دستهای تو گهواره من دو چشم تو چراغ خونه من بجزء تو از همه دنیا بریدم که عاشق تر ز تو هرگز ندیدم ببوسم پینه دستان پاکت ببوسم صورت چون قرص ماهت پدر ای قبله راه سعادت ندارم ذره ای از تو شکایت تو رو هم چون نفسها دوست دارم که جون من تویی تا بی نهایت... پدر دستهای تو گهواره من
دو چشم تو چراغ خونه من
بجزء تو از همه دنیا بریدم
که عاشق تر ز تو هرگز ندیدم
ببوسم پینه دستان پاکت
ببوسم صورت چون قرص ماهت
پدر ای قبله راه سعادت
ندارم ذره ای از تو شکایت
تو رو هم چون نفسها دوست دارم
که جون من تویی تا بی نهایت...
ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی همه ...
Media Removed
ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی همه شب منتظرم بر سر راهت گل من باورت هست دمادم به تو من می گفتم شده بر دوش من آن بار گناهت گل من این همه سردی تو باز عذابم داده‌است مگر آغوش کسی گشته پناهت گل من یادت آمد به تو گفتم که چه زیبا شده ای با گلی را ... ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من
جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من
باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی
همه شب منتظرم بر سر راهت گل من
باورت هست دمادم به تو من می گفتم
شده بر دوش من آن بار گناهت گل من
این همه سردی تو باز عذابم داده‌است
مگر آغوش کسی گشته پناهت گل من
یادت آمد به تو گفتم که چه زیبا شده ای
با گلی را که زدی تو به کلاهت گل من
بارها گفته ام ای دوست چنین آه مکش
چون که آتش بکشد خرمن آهت گل من
Read more
می‌گویند روزی ملک‌الشعرای بهار، در مجلسی نشسته بود و حضار برای آزمایش طبع وی، چهار کلمه را انتخاب ...
Media Removed
می‌گویند روزی ملک‌الشعرای بهار، در مجلسی نشسته بود و حضار برای آزمایش طبع وی، چهار کلمه را انتخاب کردند تا وی آنها را در یک رباعی بیاورد. کلمات انتخاب شده عبارت بودند از: خروس، انگور، درفش و سنگ ملک الشعرای بهار گفت: برخاسـت خروس صبح برخیز ای دوست خون دل انگور فکن در رگ و پوست عشق من و تو صحبت ... می‌گویند روزی ملک‌الشعرای بهار، در مجلسی نشسته بود و حضار برای آزمایش طبع وی، چهار کلمه را انتخاب کردند تا وی آنها را در یک رباعی بیاورد.
کلمات انتخاب شده عبارت بودند از: خروس، انگور، درفش و سنگ

ملک الشعرای بهار گفت:

برخاسـت خروس صبح برخیز ای دوست
خون دل انگور فکن در رگ و پوست
عشق من و تو صحبت مشت است و درفش
جور دل تو صحبت سنگ است و سبوست

جوانی خام، که در مجلس حاضر بود گفت:
این کلمات با تبانی قبلی انتخاب شده‌اند. اگر راست می‌گویید، من چهار کلمه انتخاب می‌کنم و شما آنها را در یک رباعی بیاورید.

سپس این چهار کلمه را انتخاب نمود: آئینه، اره، کفش و غوره.

بدیهی‌ست آوردن این کلمات دور از ذهن، در یک رباعی کار ساده‌ای نبود، لیکن ملک‌الشعرا شعر را این‌گونه گفت:

چون آینه نورخیز گشتی احسنت
چون ارّه به خلق تیز گشتی احسنت
در کفش ادیبان جهان کردی پای
غوره نشده موَیز گشتی احسنت!

سلام روزتون خوش وایام به کام سپاس از حضور سبزتان در پناه حق مانا باشید
Read more
یکم اردیبهشت، سالگرد درگذشت #سهراب_سپهری است. به همین بهانه شعری را که زنده‌یاد فریدون مشیری "در ...
Media Removed
یکم اردیبهشت، سالگرد درگذشت #سهراب_سپهری است. به همین بهانه شعری را که زنده‌یاد فریدون مشیری "در لحظه‌ی درگذشت سهراب سپهری" سرودند، بخوانیم. #روح_چمن ای دوست، چه پرسی تو، که: - «سهراب» کجا رفت؟ - سهراب، «سپهری» شد و «سر وقتِ خدا» رفت! او نورِ سحر بود، کزین دشت سفر کرد او روحِ چمن بود ... یکم اردیبهشت،
سالگرد درگذشت #سهراب_سپهری است. به همین بهانه شعری را که زنده‌یاد فریدون مشیری "در لحظه‌ی درگذشت سهراب سپهری" سرودند، بخوانیم.

#روح_چمن
ای دوست، چه پرسی تو، که:
- «سهراب» کجا رفت؟
- سهراب،
«سپهری» شد و
«سر وقتِ خدا» رفت!
او نورِ سحر بود، کزین دشت سفر کرد
او روحِ چمن بود که با بادِ صبا رفت

همراهِ فلق، در افقِ تیره‌ی این شهر
تابید و، به آنجا که قدر گفت و قضا،
رفت.
ناگاه، چو پروانه، سبک خیز و سبکبال،
پیدا شد و،
چرخی زد و،
گل گفت و،
هوا رفت!
◽️
ای جامه‌ی شعرت، «نخِ آوازِ قناری»
رفتی تو و از باغ و چمن، نور و نوا، رفت...
‌‌
#فریدون_مشیری
از دفتر: #لحظه_ها_و_احساس

‌ 🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
در تلگرام نیز همراه شما هستیم:
( لینک در قسمت بیو به رنگ آبی)
🚩 t.me/fereydoonmoshiri
🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼
_

#فریدون_مشیری #فريدون_مشيري #فریدون #مشیری #شعر_فارسی #شعر #شاعران_معاصر #ادبیات
#fereydoon_moshiri #fereydoonmoshiri #fereydoon #moshiri #fereydoun_moshiri #fereydounmoshiri
Read more
هزاران قطره را دریا کن ای دوست! همه اجزاء را یکجا کن ای دوست! گناه توست،کثرت آفرینی تو مسئول خطای اینچنینی هزاران قطره را دریا کن ای دوست!
همه اجزاء را یکجا کن ای دوست!
گناه توست،کثرت آفرینی
تو مسئول خطای اینچنینی ❤
نامه ای کوچک به دوستم‌ سلام ای دوست سلامی به بلندی زوزه گرگ دوست خوبم تو امروز از زمین خوردن من شادی ...
Media Removed
نامه ای کوچک به دوستم‌ سلام ای دوست سلامی به بلندی زوزه گرگ دوست خوبم تو امروز از زمین خوردن من شادی و خوشحالی ولی از فردای خویش چه دانی دوست خوبم اگر بد خواهم تو باشی پس مواظب خودت باش شرمنده دوست خوبم اگه روزت خراب شد ولنتاین مبارک نامه ای کوچک به دوستم‌
سلام ای دوست سلامی به بلندی زوزه گرگ
دوست خوبم تو امروز از زمین خوردن من شادی و خوشحالی 🔫🔫 ولی از فردای خویش چه دانی
دوست خوبم اگر بد خواهم تو باشی 🔪🔪 پس مواظب خودت باش
شرمنده دوست خوبم اگه روزت خراب شد
ولنتاین مبارک
Photo By Anne Geddes عکاس این عکس یکی از معروفترین عکاسان کودک دنیا میباشد ایشون در سال های گذشته ...
Media Removed
Photo By Anne Geddes عکاس این عکس یکی از معروفترین عکاسان کودک دنیا میباشد ایشون در سال های گذشته انواع و اقسام شگردهای جدید عکاسی کودک را معرفی کردند از گذاشتن نوزاد در هندوانه تا نوزاد بینوا را شبیه به گل افتاب گردان کردن و وسظ مزرعه گذاشتن ! کاری به طرفداران ایشون و حینگولک بازی های عکاسی نوزاد ... Photo By Anne Geddes
عکاس این عکس یکی از معروفترین عکاسان کودک دنیا میباشد
ایشون در سال های گذشته انواع و اقسام شگردهای جدید عکاسی کودک را معرفی کردند
از گذاشتن نوزاد در هندوانه تا نوزاد بینوا را شبیه به گل افتاب گردان کردن و وسظ مزرعه گذاشتن !
کاری به طرفداران ایشون و حینگولک بازی های عکاسی نوزاد ندارم (که شخصا با تمام این حینگولک بازی های اضافی مخالفم )
عکس های ایشون در مجلات معروف دنیا چاپ شده ، استایلیست دارند و سالها کار کردند ...
مثلا این عکس اثر قابل قبولیست
اما
سخنی با عکاسان پیگیر مخصوصا اتلیه ای دارم
سعی کنید کپی نکنید
هیچ وقت تو عکاسی دنبال کپی کاری نباشید
حالا این عکس که عکاسی نوزاد هست
ولی من میبینم در تمامی ژانر های عکاسی ،دوستان همش در حال کپی کارین ، من بارها شنیدم که گویا مردم به یکدیگر تاکید میکنند ،دقیقا همین عکس رو میخوام !!!!عکاس هم با افتخار تمام کپی میکنه و هر دو راضی و خشنود !
خه دوست عزیز فرم هر انسان، نوع اناتومی ،حس و حال چهره افراد متفاوته ! شما نمیتونید روی هر فردی فرم عکسی دیگری رو پیاده کنید !
به قوس کمر این خانوم فرم لگن ،دست ها دقت کنید،یعنی ایا مدل شما نیز این گونه هست؟
عزیزان هنر کپی کاری شمارو به هیج جایی نمیرسونه ،جز تعریف اندک دوستانتون ،که اون دوستان هم عکس زیادی ندیدند !! متاسفانه نصف عکاسان در ایران (نصف ،نه همه ،باب جوگیر نشوند انها که میشوند) دقیقا نما به نمای عکس های مجلات خارجی یا سایت هاو یا حتی کارهای عکاسان ایرانی روبه بدترین شکل و بدترین نور اجرا میکنند
چه میشود گفت ،اگر هم نگوییم که باز هم بدتر است
حرف خودتونو در عکاسی بزنید
عکس خوب بیبینید، و باور کنید اگر اینکاره نیستید ،کارها و شغل های دیگه ای هم تو زندگی میتونید انجام بدید
عکاسی یعنی خلاقیت ،یعنی یک باور
یعنی حتا کارهای بازاری رو نسبت به هر کاراکتر جدا تعریف کرد
یعنی هر عروسی را نباید روی چمن خواباند !
یعنی حساب پهلوهارا کرد
یعنی جنس پوست از بین نرود
یعنی ته ریش داماد به پوست نوزاد تبدیل نشود
یعنی در کنار عکس مستند کودک خیابانی اضافه کاری رنگی نکرد
یعنی خیلی چیزهای دیگر
پس عکاسی کنیم ،کپی کاری را به دست هنر اموزان مبتدی واگذار کنیم که فقط تمرین کنند و اثار در همان حد نگه داشته شود نه اینکه منتشر شود !
درود
@amirshamsofficial

#Fineartphg
#Fineartphg
Read more
... کاملا #متفاوت --- و --- #موقت ... به ته رسید همین لحظه #گاز #فندک من #مخالف است در این لحظه ساز ...
Media Removed
... کاملا #متفاوت --- و --- #موقت ... به ته رسید همین لحظه #گاز #فندک من #مخالف است در این لحظه ساز فندک من تو را به جان هر آنکس که #دوستش داری بکش به جای من ای #دوست #ناز فندک من و یا بده کمی از #آتش #لبانت تا شود بریده #زبان دراز فندک من #همیشه تا #سحر از #فکر تو نمی‌خوابم قضا نمی شود از تو #نماز ... ...
کاملا #متفاوت --- و --- #موقت
...
به ته رسید همین لحظه #گاز #فندک من
#مخالف است در این لحظه ساز فندک من
تو را به جان هر آنکس که #دوستش داری
بکش به جای من ای #دوست #ناز فندک من
و یا بده کمی از #آتش #لبانت تا
شود بریده #زبان دراز فندک من
#همیشه تا #سحر از #فکر تو نمی‌خوابم
قضا نمی شود از تو #نماز فندک من
من و تو و شب و #سیگار و #شعر و #بیداری
و بی نتیجه گی اش با #نیاز فندک من
نگو که از تو نگفتم خودت #قضاوت کن
که #اشتباه ز من بوده یا ز فندک #من
نداد #روشنی اش را که من بگویم از او
#سرودن غزلم بود #راز فندک من
...
کمی فارغ از هرگونه فکرهای سیاسی، اجتماعی و غیره، از شعر پیش رویتان خوشمان آمد... این پست رو گذاشتم...ایشالله دوستان خرده نگیرند...
Read more
پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم که زبانی چو بيان تو ندارد سخنم ره مگردان و نگه دار همين پرده ی راست تا ...
Media Removed
پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم که زبانی چو بيان تو ندارد سخنم ره مگردان و نگه دار همين پرده ی راست تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم صبر كن اي دل غم ديده كه چون پير حزين عاقبت مژده ي نصرت رسد از پيرهنم چه غريبانه تو با ياد وطن می نالی من چه گويم که غريب است دلم در وطنم شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت کی ... پيش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بيان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همين پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم صبر كن اي دل غم ديده كه چون پير حزين
عاقبت مژده ي نصرت رسد از پيرهنم

چه غريبانه تو با ياد وطن می نالی
من چه گويم که غريب است دلم در وطنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به چمن در فکنم؟

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از اين باد بلاخيز که زد در چمنم

نی جدا زان لب و دندان چه نوايی دارد
من زبی هم نفسی ناله به دل می شکنم

بی تو آری غزل سايه ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

هوشنگ ابتهاج
Read more
ای دوست قبولم کن و جانم بستان مستم کن و وز هر دو جهانم بستان با هر چه دلم قرار گیرد بی تو آتش به من اندر ...
Media Removed
ای دوست قبولم کن و جانم بستان مستم کن و وز هر دو جهانم بستان با هر چه دلم قرار گیرد بی تو آتش به من اندر زن و آنم بستان ای زندگی تن و توانم همه تو جانی و دلی ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی از آنی همه من من نیست شدم در تو از آنم همه تو خود ممکن آن نیست که بردارم دل آن به که به سودای تو بسپارم دل گر من ... ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و وز هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو

خود ممکن آن نیست که بردارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است
هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است

از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است
#عکس_کودک #پسرم #instaboys #lovely #loves #coffee #cute butifoule #instalike #me #instagood
Read more
#تاس_کباب چه نوع تاس کبابی میپسندی🤔ترش مزه😗ملسشیرین آگه بادمجون بریزی میشه تاس کباب بادمجون ما بدون بادمجون نمیخوریم سلیقه ای دوست ندارید نریزید امتحانش ضرری نداره اگر ترش مزه دوست دارید پودر لیمو عمانی والو بزنید آگه شیرین دوست دارید هویج بریزید آگه ملس دوست دارید هم الو وهم هویج بریزد ... #تاس_کباب
چه نوع تاس کبابی میپسندی🤔ترش مزه😗ملس😉شیرین😋
آگه بادمجون بریزی میشه تاس کباب بادمجون
ما بدون بادمجون نمیخوریم سلیقه ای دوست ندارید نریزید امتحانش ضرری نداره😊
اگر ترش مزه دوست دارید پودر لیمو عمانی والو بزنید آگه شیرین دوست دارید هویج بریزید آگه ملس دوست دارید هم الو وهم هویج بریزد ☺

قبل از دست به کار شدن چند تکه گوشت را با یک عدد پیاز چهار قاچ بزارید بپزه من از گوشت دنده استفاده کردم
آگه گوشت دوست ندارید با مرغ هم عالی میشه

سیب زمینی وبادمجون همه رو پوست میگیریم وحلقه ای برش میزنیم توجه داشته باشید اندازه برش ها از نیم سانت کمتر نباشه سعی کنید یک اندازه باشن بادمجون رو پوست کنده ونیم ساعتی تو آب و نمک بزارید تا تلخیش گرفته شه کف قابلمه حلقه های از پیاز رو بزارید به ترتیب سیب زمینی وبادمجون وگوشت پخته، چند حلقه گوجه فرنگی چند عدد سیر وچند عدد الو هم بریزید در یک ماهی تابه کوچک یکی دوقاشق رب تفت میدیم وبا کمی آب گوشت رقیق میکنیم همراه ادویه نمک و فلفل قرمز وفلفل سیاه وزردچوبه وپاپریکا میریزیم رو مواد یکی دو لیوان اب گوشت میریزیم .بعضیا کلا ابشو میکشن وسرو میکنن ما میزاریم کمی سس داشته باشه مثل( آب خورشت )وبا نون سبزی نووووش جان میفرمایم😉میتونید به جای رب از پوره گوجه فرنگی استفاده کنید تاس کباب با به معرکس آگه فصل به رسید حتمااااااااا امتحان کنید
من آخر پخت پودر لیمو عمانی هم میزنم درشو بزارید با شعله کم بزارید بپزه وجابیفته😋 حدود دو الی سه ساعت با حرارت کم پخت لازم دارم نگران نباشید مواد هیچ کدوم وا نمیره

سیر و آلو اختیاریه دوست ندارید نریزید
من چون از گوشت دنده استفاده کردم وچربه روغن جز یکی دو قاشق که رب رو باهاش تفت دادم روغن نریختم
فالو یادتون نره
@rangarang_ashpazi
@rangarang_ashpazi
@ashpazi.iranian
@ashpazi.iranian
Read more
یکی بود یکی نبود در یک عصر پاییزی لعنت میفرستم به صبح پاىىزى که تو را از ما گرفت البته دیگر نگرانت نیستم ...
Media Removed
یکی بود یکی نبود در یک عصر پاییزی لعنت میفرستم به صبح پاىىزى که تو را از ما گرفت البته دیگر نگرانت نیستم میدانم روزها سخت به پایان رسید و روزها آسان در نزد پروردگار پیش روی توست بعد رفتنت جاده یک طرفه عشق را به جاده دو طرفه تبدیل نمودیم و تا پاسی از شب خیابان های کشور ترانه هایت را زمزمه میکرد ادعای عشقت ... یکی بود یکی نبود در یک عصر پاییزی لعنت میفرستم به صبح پاىىزى که تو را از ما گرفت البته دیگر نگرانت نیستم میدانم روزها سخت به پایان رسید و روزها آسان در نزد پروردگار پیش روی توست بعد رفتنت جاده یک طرفه عشق را به جاده دو طرفه تبدیل نمودیم و تا پاسی از شب خیابان های کشور ترانه هایت را زمزمه میکرد ادعای عشقت را نداریم و واقعاً عاشقانه به تو عشق میورزیم و باور کن که این عشق ىک دروغ دوست داشتنی نیست میدانم باید کاری مىکردىم ولی نشد و قادر به حفظ نبض احساست نبودیم مطمئنم خاطراتت در روزهای برفی دل عاشقانت را بیش از پیش خواهد سوزاند هر چقدر خواستم که از خدا شکایت کنم نشد و ستایش خدایی را که بنده ای چون تو آفرید یکی هست که هنوزم هست تا ابد.
Read more
ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست درد تو بجان خسته داریم ای دوست گفتی که به دلشکستگان نزدیکم ما ...
Media Removed
ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست درد تو بجان خسته داریم ای دوست گفتی که به دلشکستگان نزدیکم ما نیز دل شکسته داریم ای دوست ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست

درد تو بجان خسته داریم ای دوست

گفتی که به دلشکستگان نزدیکم

ما نیز دل شکسته داریم ای دوست
 #صبح_بخیر_شیراز صبح دل انگیز تو ای یار بخیر صبح زیبای تو پر نعمت و پر کار، بخیر خنده برلب بزن ای ...
Media Removed
#صبح_بخیر_شیراز صبح دل انگیز تو ای یار بخیر صبح زیبای تو پر نعمت و پر کار، بخیر خنده برلب بزن ای دوست که زیبا بشوی ای که با خنده شود روز تو پر بار، بخیر صبح قشنگتون بخیر و شادی به کانال فرهنگی هنری شهرراز در تلگرام بپیوندید photo: @mehdi_shahoseini عکسهای زیبا ... #صبح_بخیر_شیراز
صبح دل انگیز تو ای یار بخیر
صبح زیبای تو پر نعمت و پر کار، بخیر

خنده برلب بزن ای دوست که زیبا بشوی
ای که با خنده شود روز تو پر بار، بخیر

صبح قشنگتون بخیر و شادی🌹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
👈به کانال فرهنگی هنری شهرراز در تلگرام بپیوندید
photo: @mehdi_shahoseini
عکسهای زیبا از استان پهناور فارس را در پیج زیر ببینین👇
@fars_nature
@fars_nature
@fars_nature
#شیراز #شهرراز #تابستان #طبیعت #شیرازی #فارس #پارس #تهران #اصفهان #مشهد #تبریز #اهواز #کرج #بوشهر #ایرانگردی
#shiraz #shahr_raz #shirazi #fars #photo #nature #persian #photography #art #iranian_photography #tourist
Read more
اربـاب جـانـم حـسـین(علیه السلام) من به خون لبت ای دوست گرفتار شدم ... حال سجاد تو را دیدم و بیمار ...
Media Removed
اربـاب جـانـم حـسـین(علیه السلام) من به خون لبت ای دوست گرفتار شدم ... حال سجاد تو را دیدم و بیمار شدم ... در حسینیه ارباب شبی خوابم برد ... صبح پشت در یک میکده بیدار شدم ... چه شبی بود که از بین دو انگشت شما ... ناگهان با خبر از عالم اسرار شدم ... شال خوش‌بوی تو سبز و علم دوش تو سبز ... دام همرنگ زمین ... اربـاب جـانـم حـسـین(علیه السلام)

من به خون لبت ای دوست گرفتار شدم ...
حال سجاد تو را دیدم و بیمار شدم ... در حسینیه ارباب شبی خوابم برد ...
صبح پشت در یک میکده بیدار شدم ... چه شبی بود که از بین دو انگشت شما ...
ناگهان با خبر از عالم اسرار شدم ... شال خوش‌بوی تو سبز و علم دوش تو سبز ...
دام همرنگ زمین بود گرفتار شدم ... بچه بودم که اباالفضل شفا داد مرا ...
تا قیامت به اباالفضل(علیه السلام) بدهکار شدم ... خلق در روضه گرفتند برات عتبات ...
من بیچاره ولی دیر خبر دار شدم ... رشته بر گردنم افکنده ای و در پی تو ...
هر شب آواره هر کوچه و بازار شدم ... کربلا اوج عزا بود ولی چون زینب(س) ...
از بلایای پس از شام عزادار شدم ... من از آن روز که در بند توأم آزادم ...
نوکر فاطمه و حیدر کرار شدم ...
Read more
♡..ارباب جانَم حُسین(ع)...♡ من به خون لَبَت ای دوست گِرفتار شدم حال سَجّاد تو را دیدم و بیمار شدم در ...
Media Removed
♡..ارباب جانَم حُسین(ع)...♡ من به خون لَبَت ای دوست گِرفتار شدم حال سَجّاد تو را دیدم و بیمار شدم در حُسینیه ارباب شَبی خوابَم بُرد صُبح پشت در یک میکده بیدار شدم چه شبی بود که از بین دو انگشت شما ناگهان با خبر از عالَم اَسرار شُدم شال خوش‌بوی تو سَبز و عَلم دوش تو سَبز دام همرنگ زمین بود گِرفتار ... ♡..ارباب جانَم حُسین(ع)...♡ من به خون لَبَت ای دوست گِرفتار شدم
حال سَجّاد تو را دیدم و بیمار شدم

در حُسینیه ارباب شَبی خوابَم بُرد
صُبح پشت در یک میکده بیدار شدم

چه شبی بود که از بین دو انگشت شما
ناگهان با خبر از عالَم اَسرار شُدم

شال خوش‌بوی تو سَبز و عَلم دوش تو سَبز
دام همرنگ زمین بود گِرفتار شُدم

بچه بودم که اباالفَضل شَفا داد مرا
تا قیامَت به اباالفَضل(ع) بدهکار شدم

خَلق در روضه گرفتند بَرات عَتَبات
من بیچاره ولی دیر خَبَر دار شدم

رشته بر گردنم افکنده ای و در پی تو
هر شب آواره هر کوچه و بازار شدم

کَربَلا اوج عَزا بود ولی چون زِینَب(س)
از بلایای پس از شام عَزادار شُدم

من از آن روز که در بند توأم آزادم
نوکر فاطِمه و حِیدَر کَرّار شدم ♡..لَبّیکَ یا حُسین(ع)...♡
Read more
. هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل هر کو شنید گفتا للهِ دَرُّ قائل تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول آخر ...
Media Removed
. هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل هر کو شنید گفتا للهِ دَرُّ قائل تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید از شافعی نپرسند امثال این مسائل گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل دل داده‌ام به یاری شوخی کشی نگاری مرضیّةُ ... .
هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل
هر کو شنید گفتا للهِ دَرُّ قائل
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل
حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید
از شافعی نپرسند امثال این مسائل
گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم
گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل
دل داده‌ام به یاری شوخی کشی نگاری
مرضیّةُ السجایا محمودةُ الخصائل
در عین گوشه‌گیری بودم چو چشم مستت
و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل
از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدم
وز لوح سینه نقشت هرگز نگشت زایل
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل
#حافظ
Read more
@samderakhshani . . . ⚜️روز میلاد تو ای دوست برای دل من روز میلاد همه خوبی هاست دلم امروز از این ...
Media Removed
@samderakhshani . . . ⚜️روز میلاد تو ای دوست برای دل من روز میلاد همه خوبی هاست دلم امروز از این حادثه خوش لبریز دامن افکارم پر گلهای خیال تو شده ست تک تک گلها را یک به یک میبوسم و به دل میدوزم نازنینم دلی از عاطفه لبریز و پر از عطر امید توشه راهت باد......⚜️ . . . . . #samderakhshani ... @samderakhshani .
. .
⚜️روز میلاد تو ای دوست برای دل من
روز میلاد همه خوبی هاست
دلم امروز از این حادثه خوش لبریز
دامن افکارم
پر گلهای خیال تو شده ست
تک تک گلها را
یک به یک میبوسم
و به دل میدوزم
نازنینم

دلی از عاطفه لبریز و پر از عطر امید
توشه راهت باد......⚜️
.
.
🎊🎂🎈🎁🎼🎻🎹💌
.
🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉
.
.
#samderakhshani 💙
#actor 💙
#love 💙
#happybirthday 💙
Read more
خدا همیشه با ماست. خودش میگه: هرجا باشید من باهاتونم. چه خوبه دوستی و همراه بودن خدا رو تو زندگیمون ...
Media Removed
خدا همیشه با ماست. خودش میگه: هرجا باشید من باهاتونم. چه خوبه دوستی و همراه بودن خدا رو تو زندگیمون حس کنیم و بیشترش کنیم. تو ماشین نشستی.. بگی منم و خدا کی هست تو خونه؟ منم و خدا با کی تو خیابون داری میای؟ با خدا دارم میام. با کی رفتی مسافرت؟ منم و خدا.. ارزش قائل بشیم برا همراه همیشگیمون. اگه همونطور ... خدا همیشه با ماست. خودش میگه: هرجا باشید من باهاتونم.
چه خوبه دوستی و همراه بودن خدا رو تو زندگیمون حس کنیم و بیشترش کنیم.
تو ماشین نشستی.. بگی منم و خدا
کی هست تو خونه؟ منم و خدا
با کی تو خیابون داری میای؟ با خدا دارم میام.
با کی رفتی مسافرت؟ منم و خدا.. ارزش قائل بشیم برا همراه همیشگیمون. اگه همونطور که اسم همه رو میاریم، اسم خدا رو هم بیاریم، کم کم برامون حسی میشه..
با خدا غذا بخوریم..با خدا کار کنیم.. ای دوست من...ای همیشه همراه من..دستت درد نکنه که هیچوقت ولم نمیکنی، من هیچوقت تنها نیستم
Read more
به یاد #سانچی ایندفعه بیعت می کنم، با کردگار ِدیگری شاید به آغوشم کشد، پروردگار ِدیگری طفلِ ...
Media Removed
به یاد #سانچی ایندفعه بیعت می کنم، با کردگار ِدیگری شاید به آغوشم کشد، پروردگار ِدیگری طفلِ دل ِمن بیش از این طاقت ندارد مشقِ غم باید بگیرم بعداز این، آموزگار دیگری ازبس که پوشیدم تنم ، رختِ عزایم کهنه شد من عاریت گیرم دگر ، از سوگوار دیگری پیراهنِ این خاندان ، بویی زِ ماتم می دهد ای کاش ... به یاد #سانچی

ایندفعه بیعت می کنم، با کردگار ِدیگری
شاید به آغوشم کشد، پروردگار ِدیگری

طفلِ دل ِمن بیش از این طاقت ندارد مشقِ غم
باید بگیرم بعداز این، آموزگار دیگری

ازبس که پوشیدم تنم ، رختِ عزایم کهنه شد
من عاریت گیرم دگر ، از سوگوار دیگری

پیراهنِ این خاندان ، بویی زِ ماتم می دهد
ای کاش میزادی مرا، ایل وتبار دیگری

شمعی چراغی جور کن، ای دوست درکاشانه ام
دارد که از ره می رسد، شبهایِ تارِ دیگری

این روزها در ذهنِ من، داِئم تداعی می شود
ضربِ کلنگ وتیشه ای ، حفرِ مزارِ دیگری

هرچهارفصل زندگی، ماراخزانی بیش نیست
مرگ ِعزیزی می رسد، درنوبهارِ دیگری

شیپورِ مرگ ما فقط ، در دستِ عزراییل بود؟
جزقلع وقمع ِ ما نداشت او کاروبار دیگری

ای وصله ی پیراهنِ جانم ،مکن دل بد مکن
سر می گذاری بعداز این ، بر دوشِ یار دیگری

تو درمسیرِ ریل ها ، روزی به من خواهی رسید
من با قطاری می روم ، تو با قطار دیگری

بعدِ هزاران سالها، شاید که نعشم گُل کند
شاید بهارم می رسد، در روزگار دیگری
Read more
گاهی چشمانم را می بندم و به جایی که دوست دارم باشم فکر می کنم! تازگی ها به کم نیز قانع شده ام، به هوایی ...
Media Removed
گاهی چشمانم را می بندم و به جایی که دوست دارم باشم فکر می کنم! تازگی ها به کم نیز قانع شده ام، به هوایی #گرگ و میش فکر می کنم، سرد و مه گرفته در دل چمن های نمناکی که تکه سنگ ها قدم گاهی باریک برایم ساخته اند و نور چراغ ها آرام آرام از میان مه راه را نشان می دهند. آنجا را دوست دارم، با تمام سردی هاش، #تنهایی ... گاهی چشمانم را می بندم
و به جایی که دوست دارم باشم فکر می کنم!
تازگی ها به کم نیز قانع شده ام،
به هوایی #گرگ و میش فکر می کنم، سرد و مه گرفته
در دل چمن های نمناکی که تکه سنگ ها قدم گاهی باریک برایم ساخته اند
و نور چراغ ها آرام آرام از میان مه راه را نشان می دهند.
آنجا را دوست دارم، با تمام سردی هاش، #تنهایی هاش
تنهایی...
ای کاش تو هم باشی
قول می دهم دستم را در جیبم بگذارم
تو هم قول بده #آبی بپوشی
و #عطر همیشگیت را بزنی
آن وقت برایت هزار سال #داستان می گویم
تو هم برایم از #آسمان گرفته ی دیروز بگو
یا از تنگ بودن کفش های جدیدت...
رفته رفته هوا خیلی سرد شده
هنوز #دستانت گرم هست؟
چه می گویم؟
فراموش کردم تازگی ها به کم نیز قانع شده ام!
#قناعت #دلنوشته # دستان_تو #پاییز #پائیز #مه #مه_آلود
#آسمان #عطرتو #تخیل #فانتزی
Read more
سلام رزمنده و جانباز و دوست عزیز حاج روح ا... عبداللهی ای کاش تو را درک می کردیم. هوای جبهه ها یادت ...
Media Removed
سلام رزمنده و جانباز و دوست عزیز حاج روح ا... عبداللهی ای کاش تو را درک می کردیم. هوای جبهه ها یادت بخیر..... #بسم_الله_الرحمن_الرحيم #بنام_ خدا #رزمندگان_اسلام #حاج_روح_الله_عبداللهی #فسا #محسن_زاهدی سلام
رزمنده و جانباز و دوست عزیز
حاج روح ا... عبداللهی
ای کاش تو را درک می کردیم.

هوای جبهه ها یادت بخیر..... #بسم_الله_الرحمن_الرحيم
#بنام_ خدا
#رزمندگان_اسلام
#حاج_روح_الله_عبداللهی
#فسا
#محسن_زاهدی
<span class="emoji emoji1f341"></span> . ای دوست مـرا بــه حال ِ خـود بـاز گذار با خلـوتِ من تو را چکار اســت ، چکار؟ بگذار به دردِ #خویــش ...
Media Removed
. ای دوست مـرا بــه حال ِ خـود بـاز گذار با خلـوتِ من تو را چکار اســت ، چکار؟ بگذار به دردِ #خویــش بــاشم مشغــول بیــزارم از این جمـــع دروغــین ، #بیـــزار پ.ن:هیچی از عکس معلوم نی اما دوسش دارم 🍁 .
ای دوست مـرا بــه حال ِ خـود بـاز گذار
با خلـوتِ من تو را چکار اســت ، چکار؟
بگذار به دردِ #خویــش بــاشم مشغــول
بیــزارم از این جمـــع دروغــین ، #بیـــزار

پ.ن:هیچی از عکس معلوم نی اما دوسش دارم 🍃🍁🌿
صبح دل انگیز تو ای یار بخیر صبح زیبای تو پر نعمت و پر ڪار بخیر خنده بر لب بزن ای دوست ڪہ زیبا بشوی ای ...
Media Removed
صبح دل انگیز تو ای یار بخیر صبح زیبای تو پر نعمت و پر ڪار بخیر خنده بر لب بزن ای دوست ڪہ زیبا بشوی ای ڪہ با خنده شود روز تو پر بار بخیر سلام صبحتون بخیر و شادی لبتان خندان دلتان شاد صبح دل انگیز تو ای یار بخیر
صبح زیبای تو پر نعمت و پر ڪار
بخیر

خنده بر لب بزن ای دوست ڪہ زیبا بشوی

ای ڪہ با خنده شود روز تو پر بار
بخیر 🌹سلام صبحتون بخیر و شادی🌹 🌸🍃لبتان خندان دلتان شاد🍃🌸 💕🌺🌿💕🌺🌿💕🌺🌿
. . . دِنج یعنی قلب کسانی که حالت را خوب می کنند!! دِبش یعنی چایی که عطرش تو را مست کند!! . . صبح شد صبح دل انگیز تو ای یار بخیر صبح زیبای تو پر نعمت و پر کار بخیر خنده بر لب بزن ای دوست که زیبا بشوی ای که با خنده شود روز تو پر بار بخير . . #زمستان #٩٦ #بهمن #ماه _________________________ .
.
.
دِنج یعنی قلب کسانی که
حالت را خوب می کنند!! دِبش یعنی چایی که
عطرش تو را مست کند!!
.
.
صبح شد صبح دل انگیز تو ای یار بخیر
صبح زیبای تو پر نعمت و پر کار بخیر

خنده بر لب بزن ای دوست که زیبا بشوی
ای که با خنده شود روز تو پر بار بخير
.
.
#زمستان #٩٦ #بهمن #ماه
_________________________
تو روزگاری زندگی میکنیم که هر طور باشی و رفتار کنی مردم واسه تحقیر کردنت بهانه های خاص خود را دارند سعی ...
Media Removed
تو روزگاری زندگی میکنیم که هر طور باشی و رفتار کنی مردم واسه تحقیر کردنت بهانه های خاص خود را دارند سعی کردم باتمام غم و غصه ای که تو دلم دارم بخندم و دیگران رو هم شاد کنم ولی گذاشتن رو حساب اینکه بی دردمو نمیفهمم همیشه سعی کردم که تو درد و مشکلات دیگران کنارشون باشم و بتونم دردی از دلشون کم کنم ولی هرکی ... تو روزگاری زندگی میکنیم که هر طور باشی و رفتار کنی مردم واسه تحقیر کردنت بهانه های خاص خود را دارند
سعی کردم باتمام غم و غصه ای که تو دلم دارم بخندم و دیگران رو هم شاد کنم ولی گذاشتن رو حساب اینکه بی دردمو نمیفهمم
همیشه سعی کردم که تو درد و مشکلات دیگران کنارشون باشم و بتونم دردی از دلشون کم کنم ولی هرکی رسید دردی رو دلم گذاشت
همیشه تا دیدم کسی تنها شده و همه کنارش گذاشتن رفیقش شدم و تنهاییشو پر کردم ولی حتی همونا تو تنهاییم ولم کردن
همیشه دوست داشتم اطرافیانم به اون چیزایی که ارزوشونو دارن برسن خلاصه درد دل زیاده
اما تنها چیزی که همیشه قوت قلبی برام بوده و سرپا نگهم داشته نوکر بودنم بوده که تو سختیها و تنهایی هام یادم اومده که صاحب دارم و تنها این صاحبم فراموشم نمیکنه
به قول یکی از رفقا منو امام حسین شما همه
همه اینارو گفتم که خیلی ها بدونن هر چقدر بهم طعنه ؛زخم زبونم بزنن و مسخرم کنن و کل دنیا هم تنهام بزارن هیچ گله ای نیست چون یه رفیق دارم که با دنیا عوضش نمیکنم
رفاقت ممنوع همه نامردن
همه غیر حسین منو ول کردن
حسین کاری کرد که تا جون دارم
بهش مدیونم تا رگ گردن
رفیقم ارباب حسینه
رفیقم شه عالمینه
میخوامش اربابمو چون
رفیقم مرد عالمینه
Read more
به تو ای دوست، سلامی به بلندای وفایت کنم و به اندازه پیوند افق های امیدم ، از ته دل دعایت کنم و تندرستی ...
Media Removed
به تو ای دوست، سلامی به بلندای وفایت کنم و به اندازه پیوند افق های امیدم ، از ته دل دعایت کنم و تندرستی تو آغاز کلام سحرم باشد آمدم تا که تو را مست و گرفتار کنم آن دل غمزده را محرم اسرار کنم آمدم تا که سلامی به تو ای نور کنم غم و محنت همه را از دل تو دور کنم گر چه دیر آمده ام لیک همان هم زود است بودنم ... به تو ای دوست،
سلامی به بلندای وفایت کنم و
به اندازه پیوند افق های امیدم ،
از ته دل دعایت کنم و
تندرستی تو آغاز کلام سحرم باشد

آمدم تا که تو را مست و گرفتار کنم
آن دل غمزده را محرم اسرار کنم

آمدم تا که سلامی به تو ای نور کنم
غم و محنت همه را از دل تو دور کنم
گر چه دیر آمده ام لیک همان هم زود است
بودنم در بر دلبر همه دم پر سود است
Read more
Regrann from @saahaar.22‌‌ ‌‌ روح من تاریک است. مثل ژرفنای دور دست شب. و روح من از وجود من جدا مانده ...
Media Removed
Regrann from @saahaar.22‌‌ ‌‌ روح من تاریک است. مثل ژرفنای دور دست شب. و روح من از وجود من جدا مانده است گویی در سرزمینی، در جهانی دیگر است، در ماورای من. تاریکم ولی در قفس تاریک و تنگ نیستم. مثل شب، بی پایان و بی کرانه ام. در خودم نیستم در همه ی دنیای گرداگرد هستم و با همه چیز آمیخته ام، با خاک مادرم که ... Regrann from @saahaar.22‌‌
‌‌
روح من تاریک است. مثل ژرفنای دور دست شب. و روح من از وجود من جدا مانده است گویی در سرزمینی، در جهانی دیگر است، در ماورای من. تاریکم ولی در قفس تاریک و تنگ نیستم. مثل شب، بی پایان و بی کرانه ام. در خودم نیستم در همه ی دنیای گرداگرد هستم و با همه چیز آمیخته ام، با خاک مادرم که امروز به دیدارش رفتم و حتی با مرگ او. مرگ در خانه ی دل من نشسته است بی آنکه جانم را تسخیر کند. برعکس با همه ی این ها_ چقدر آن بزرگ، زیبا گفته است _ "می خواهم در ستاره های آسمان چنگ بزنم" ، اما بی قدرت پرواز و با دست های کوتاه.
______
#سوگ_مادر
#شاهرخ_مسکوب
به کوشش #حسن_کامشاد
#نشر_نی
______
پ.ن : به حرمت قلم و نوشتن ؛چه حسی بهتر و زیباتر از حس نوشتن، نوشتنی که از ذهن پریشان نویسنده اش بر آید... که به نقل از نویسنده این کتاب " نوشتن برای من یک جور عبادت است، احتیاج به حضور قلب دارد "
چه بگویم از این کتاب که هر سطر به سطرش را با دردی توام با لذت خواندم... که هر سطرش غم نامه ئی بود در سوگ مادر. مادری که زمین است و آسمان...که چشمه است... که ریشه است... که جان بخش است. کیست که چنین تعاریفی از مادرش نداشته باشد.
کتاب سوگ مادر ماجرای شاهرخ مسکوب است با مادرش، که این دو چنان در هم تنیده و عجین شده اند که تفکیک آن ها از هم مشکل است. عشقی چنان بزرگ و عمیق که مرا یارای توصیفش نیست که بهتر از هر پی نوشتی، نوشته های صادقانه و احساس های عمیق خود مسکوب است در شرح حال چگونگی این شیفتگی
________
صدای بیدار دوستی خاموش که در بستر ضمیر من خفته است. و آنگاه که خفته بودم به ندای او چشم هایم را باز و دست هایش را تماشا کردم. او مرا نامید و من در میان بودنی ها به خود آمدم... صدای دوست آغاز من بود. دمیدن و شکفتن بود... صدای همزاد بود که گفت تو نور چشم های منی و من نگاهم را مثل دست هایم به او دادم و گفتم ... تو را ای دوست در جلوه های گوناگون دوست دارم زیرا تو ... مادر، زاینده و پرورنده ی منی.
...........
امروز صبح حالم خوب نبود، گیتا غزاله را بیدار کرد و برد مدرسه، در خواب و بیداری صدای غزاله را می شنیدم مثل صدای پرنده ها بود در صبح بهار، صدای سبز، روییده و ترد و نازک، بازیگوش، بی خیال. سال1342 یک روز، اول های اردیبهشت صبح با صدای مامان از خواب بیدار شدم داشت می گفت جان، جان ! به گنجشک ها می گفت، خودش از جیک جیک آن ها بیدار شده بود....
.........
از نظر من همه رنج و گذشت مادرم در دست هایش متبلور شده بود. حتی بیشتر از چشم هایش.
______
#نخواندن_بدتر_از_سواد_خواندن_نداشتن_است -
Read more
. به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت دلــی کــــه کرده هـوای کرشمه‌های صدایت نه یوسفم، نه سیاوش، ...
Media Removed
. به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت دلــی کــــه کرده هـوای کرشمه‌های صدایت نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز کـــه آورد دلــــــم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت تو را ز جرگــــه‌ی انبوه خاطرات قدیمی برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست نمی‌کنــــم ... .
به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت
دلــی کــــه کرده هـوای کرشمه‌های صدایت
نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز
کـــه آورد دلــــــم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت
تو را ز جرگــــه‌ی انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت
تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمی‌کنــــم اگـــر ای دوست، سهل و زود، رهایت
گره بـــــه کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکی دست‌های عقده‌گشایت؟
به کبر شعر مَبینم کــه تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت
‪"دلم گرفته برایت "زبان ساده‌ی عشق است‬
سلیس و ساده بگویم: دلــــــم گرفته برایت!
.
#سالگرد #حسین_منزوی
در تلگرام یا ویدئوی‌(Live) این غزل را بشنوید..
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> هر قدر که از عشق پریشان شده باشیم ننگ است اگر از تو پشیمان شده باشیم . از جان و دل خویش گذشتیم به شوقت تا ...
Media Removed
هر قدر که از عشق پریشان شده باشیم ننگ است اگر از تو پشیمان شده باشیم . از جان و دل خویش گذشتیم به شوقت تا مایه ی تحسین رقیبان شده باشیم... . اعجاز تو این است که با این همه آیه با کفر نگاه تو مسلمان شده باشیم . چون سایه به دنبال تو هستیم شب و روز هر چند که از چشم تو پنهان شده باشیم . یک عمر شکستیم ... 💠
هر قدر که از عشق پریشان شده باشیم
ننگ است اگر از تو پشیمان شده باشیم
.
از جان و دل خویش گذشتیم به شوقت
تا مایه ی تحسین رقیبان شده باشیم...
.
اعجاز تو این است که با این همه آیه
با کفر نگاه تو مسلمان شده باشیم
.
چون سایه به دنبال تو هستیم شب و روز
هر چند که از چشم تو پنهان شده باشیم
.
یک عمر شکستیم ولی یاد نداریم
یک لحظه هم از عشق گریزان شده باشیم
.
ما خانه خرابِ غم عشقیم در این خاک
خاکی تر از آنیم که ویران شده باشیم
.
ای کاش که ای دوست! بمیریم و نبینیم
بر خوان کسی غیر تو مهمان شده باشیم...
.
#محمدحسن_جمشیدی
@mohammadhasanjamshidi
.
______💠______
#غزل #ناب #عاشقانه #عشق #فارسی #غزل_فارسی #پارسی #شعر #شعر_فارسی ‏ #sher #Qazal #Farsi #Iran #Persian #poem #poetry #Love
.
کتاب شعر خوب:
#دستخط و #طراح_صحنه (جدید)
مجموعه غزل های محمدحسن جمشیدی
انتشارات سوره ی مهر
.
Read more
سعدی سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم که به روی دوست ماند که برافکند نقابی سرم از خدای ... سعدی
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد
بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی

نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی

نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی

سرم از خدای خواهد که به پایش اندر افتد
که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی

دل من نه مرد آنست که با غمش برآید
مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی

نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری
تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی

دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی

برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی

#saadi #saadishirazi #iran #poem #poet #farsi #persian #music #song #auspiciousomen #kitaro #towardsthewest
#سعدی #شیرازی #دیوان_اشعار #غزلیات #شعر #هنر #شاعر #هنرمند #بهترینها #کتاب #اسطوره #سخن_بزرگان #تاجیم #شیراز #موسیقی #بی_کلام #موزیک
Read more
. خوشحال میشم بدونم کدوم همکاری تیم ما با " مهران آتش " عزیز رو‌بیشتر دوست داشتید . . لطفا اگه بیشتر ...
Media Removed
. خوشحال میشم بدونم کدوم همکاری تیم ما با " مهران آتش " عزیز رو‌بیشتر دوست داشتید . . لطفا اگه بیشتر از یک کار رو دوست داشتید به ترتیب اولویت بنویسین ممنونم # . مهران جان شما هم باید نظر بدی 😀 ----------------------- " توو آینه " من این شهرو باید فراموش کنم مثه پرسه هایی که با من زدی بعیده ... .
خوشحال میشم بدونم کدوم همکاری تیم ما با " مهران آتش " عزیز رو‌بیشتر دوست داشتید .
.
لطفا اگه بیشتر از یک کار رو دوست داشتید به ترتیب اولویت بنویسین
ممنونم #💙 .
مهران جان شما هم باید نظر بدی 😉😀
-----------------------
" توو آینه "
من این شهرو باید فراموش کنم
مثه پرسه هایی که با من زدی
بعیده کسی با کسی خوب شه
به اندازه ای که تو با من بدی !
.
موزیک : صادق زینی
تنظیم : آرش آزاد
ترانه : وحید بیاتی .
-----------------------
"جاده چالوس "
ببین دریای احساسم کنارت
داره کم کم یه اقیانوس میشه
کنارت از بیابونم که رد شم
شبیه جاده ی چالوس میشه .
موزیک : صادق زینی
تنظیم : آرش آزاد
ترانه : وحید بیاتی
. -----------------------
" گلوله "
راشو کج می کرد گلوله
اگه می تونست ببینه
اگه می دونست قراره
روی قلب تو بشینه
.
ته ِ اون کوچه ی بن بست
مادری خوابش نمی برد
وقتی عکسش توی جیبت
پشت هم گلوله می خورد
.
موزیک : صادق زینی
تنظیم : شهراد امیدوار
ترانه : وحید بیاتی
. -----------------------
"سیب کال "
برای من یه سیب کال بودی
تو‌رو‌حس میکنم که زود چیدم
دارم احساسمو بالا میارم
کنارش غصه هامو قورت میدم
.
موزیک : صادق زینی
تنظیم : سعید تفاخ
ترانه : وحید بیاتی .
-----------------------
"آرزوی محال "
به هیشکی به جز تو نه فکر میکنم
نه یه تار موت ُ عوض می کنم
اگه آرزوی تو‌نیستم نترس
خودم آرزوت ُ عوض می کنم
.
به هر سمت که پاهات قدم میزنه
مسیر منو زیر و رو می کنه
سکوت تو یعنی تمومش کنم
نگاهت ولی هی شروع میکنه
.
موزیک : صادق زینی
تنظیم : پارسا قناعتی
ترانه : وحید بیاتی .
-----------------------
"عشق ممنوع "
نه دیگه عشق ممنوع
وابستگی هرگز
سردی ِ این دستا
یعنی خداحافظ
.
باور نکن شاده
با اینکه می خنده
مردی که توو بارون
چترش رو می بنده
.
موزیک : صادق زینی
تنظیم : امیرمیلاد نیکزاد
ترانه : وحید بیاتی .
-----------------------
پ ن :
دلتنگتم مهران جان #💙
.
#مهران_آتش #وحیدبیاتی #شاعر #ترانه_سرا #اهواز #توو_آینه #جاده_چالوس #سیب_کال #عشق_ممنوع #آرزوی_محال #گلوله
@mehranatash
@sadeq.zeyni
@saeed.taffakh
@arashazadofficial
@shahradomidvar1
@parsaghanaati
@amirmiladnikzad 💙💙💙💙
Read more
سر آن ندارد #امشب که برآید آفتابی چه #خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی به چه دیر ماندی ای #صبح که ...
Media Removed
سر آن ندارد #امشب که برآید آفتابی چه #خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی به چه دیر ماندی ای #صبح که #جان من برآمد بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی نفحات صبح دانی ز چه روی #دوست_دارم که به روی #دوست ماند که برافکند نقابی سرم ... سر آن ندارد #امشب که برآید آفتابی

چه #خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

به چه دیر ماندی ای #صبح که #جان من برآمد

بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی

نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند

همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی

نفحات صبح دانی ز چه روی #دوست_دارم

که به روی #دوست ماند که برافکند نقابی

سرم از خدای خواهد که به پایش اندرافتد

که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی

دل من نه مرد آنست که با غمش برآید

مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی

نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری

تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی

دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی

عجبست اگر نگردد که بگردد آسیابی

برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن

که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی   #حضرت_سعدی
#کسری_خدمت_ایثارگران
#بی_قانونی
#سهم_من_از_قانون
Read more
من با همه‌ی درد جهان ساختم اما با درد تو هر ثانیه در حال نبردم تو دور شدی از من و با این همه یک عمر من غیر ...
Media Removed
من با همه‌ی درد جهان ساختم اما با درد تو هر ثانیه در حال نبردم تو دور شدی از من و با این همه یک عمر من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم انقدر که راحت به خودم سخت گرفتم از عشق شده باور من درد کشیدن گیرم همه آینده‌ی من پاک شد از تو با خاطره‌های تو چه باید بکنم من من خسته‌ام از این همه تاوان جدایی ای بی‌خبر ... من با همه‌ی درد جهان ساختم اما
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم
تو دور شدی از من و با این همه یک عمر
من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم
انقدر که راحت به خودم سخت گرفتم
از عشق شده باور من درد کشیدن
گیرم همه آینده‌ی من پاک شد از تو
با خاطره‌های تو چه باید بکنم من
من خسته‌ام از این همه تاوان جدایی
ای بی‌خبر از حال من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیفتم
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی؟ .
.

#روزبه_بمانی
Read more
ای بی تو دل تنگم بازیچه ی طوفان ها چشمان تب آلودم باریکه ی باران ها مجنون بیابان ها افسانه مهجوری است لیلای من اینک من مجنون خیابان ها آویخته ی دردم آمیخته ی مردم تا گم شوم از خود گم در جمع پریشان ها مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی با این تپش جاری تمثیل من است ... ای بی تو دل تنگم بازیچه ی طوفان ها
چشمان تب آلودم باریکه ی باران ها

مجنون بیابان ها افسانه مهجوری است
لیلای من اینک من مجنون خیابان ها

آویخته ی دردم آمیخته ی مردم
تا گم شوم از خود گم در جمع پریشان ها

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

با این تپش جاری تمثیل من است آری
این بارش رگباری بر شیشه ی دکان ها

با زمزمه ای غم بار تکرار من است انگار
تنهایی فواره در خالی میدان ها

دریاب مرا ای دوست ای دست رهاننده
تا تخته برم بیرون از ورطه طوفان ها

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
.
.
@omidnemati @sadeghtasbihi
🎻مجنون خيابانها😑
Read more
. 17 دی ماه 1997 برنامه بزرگداشتی برای لطفی در شهر کلن آلمان برگزار شد. در این بزرگداشت هوشنگ ابتهاج ...
Media Removed
. 17 دی ماه 1997 برنامه بزرگداشتی برای لطفی در شهر کلن آلمان برگزار شد. در این بزرگداشت هوشنگ ابتهاج (سایه) شاعر و غزلسرای معاصر غزلی را که برای دوست و همکارش محمد رضا لطفی سروده بود، خواند. . پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست تا ... .
17 دی ماه 1997 برنامه بزرگداشتی برای لطفی در شهر کلن آلمان برگزار شد. در این بزرگداشت هوشنگ ابتهاج (سایه) شاعر و غزلسرای معاصر غزلی را که برای دوست و همکارش محمد رضا لطفی سروده بود، خواند.
.

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم

صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان در فکنم

نی جدا زان لب و دندان جه نوایی دارد؟
من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنم

بی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
.
.
استاد #هوشنگ_ابتهاج
استاد #محمدرضا_لطفی
Read more
دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا وای بر من کز غمت می میرم و جان می ...
Media Removed
دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا وای بر من کز غمت می میرم و جان می دهم واگهی نیست از دل افگار بیمارم ترا ای به تو روشن دو چشم گر درآری سر به من از عزیزی همچو نور دیده می دارم ترا داری اندر سر که بگذاری مرا و من برآنک در جمیع عمر خویش از دست نگذارم ترا خواری و آزار بر ... دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا
در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا
وای بر من کز غمت می میرم و جان می دهم
واگهی نیست از دل افگار بیمارم ترا
ای به تو روشن دو چشم گر درآری سر به من
از عزیزی همچو نور دیده می دارم ترا
داری اندر سر که بگذاری مرا و من برآنک
در جمیع عمر خویش از دست نگذارم ترا
خواری و آزار بر من، گر به تیغ آید ز تو
خارم اندر دیده، گر با گل بیازارم ترا
یک زمان از پای ننشینم به جست و جوی تو
یا کنم سر را فدایت، یا به دست آرم ترا
نیست شرط، ای دوست، با یاران دیرینت جفا
شرم دار آخر که من یار وفادارم ترا
Read more
‌ چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم ‌ در سرم بود که دوری کنم از آتش ...
Media Removed
‌ چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم ‌ در سرم بود که دوری کنم از آتش عشق چه کنم؟ شیوۀ پرهیز نمی‌دانستم ‌ گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟ گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم ‌ بغض را خندۀ مصنوعی من پنهان کرد گریه را مصلحت‌آمیز نمی‌دانستم ‌ عشق اگر پنجره‌ای ...
چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم
هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم

در سرم بود که دوری کنم از آتش عشق
چه کنم؟ شیوۀ پرهیز نمی‌دانستم

گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟
گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم

بغض را خندۀ مصنوعی من پنهان کرد
گریه را مصلحت‌آمیز نمی‌دانستم

عشق اگر پنجره‌ای باز نمی کرد به دوست
مرگ را اینهمه ناچیز نمی‌دانستم

از کتاب #سالیان
انتشارات #سوره_مهر

#سجاد_سامانی

🌸🌸
Read more
میدونی، من هیچ وقت نفهمیدم دوستت دارم گفتنه که یکی رو ازت دور میکنه یا رو زبون نیاوردن دوستت دارم. اولین ...
Media Removed
میدونی، من هیچ وقت نفهمیدم دوستت دارم گفتنه که یکی رو ازت دور میکنه یا رو زبون نیاوردن دوستت دارم. اولین بار که دلم واسه یکی لرزید هیچ اختیاری نداشتم رو گفتن یا نگفتن دوستت دارم یعنی من حتی نفس کشیدنشم دوست داشتم و اونقدر بهش گفتم این دوست داشتن تک تک کارا و حرفا و هرچیزی که بهش مربوط بود رو گفتم که ... میدونی،
من هیچ وقت نفهمیدم
دوستت دارم گفتنه که یکی رو ازت دور میکنه
یا رو زبون نیاوردن دوستت دارم.
اولین بار که دلم واسه یکی لرزید
هیچ اختیاری نداشتم رو گفتن یا نگفتن دوستت دارم
یعنی من حتی نفس کشیدنشم دوست داشتم
و اونقدر بهش گفتم این دوست داشتن تک تک کارا و حرفا و هرچیزی که بهش مربوط بود رو گفتم
که یه روز چشم باز کردم و دیدم
همونجور که یه دفعه ای و بی اجازه ی من اومده بود
یه دفعه ای و بی پرسیدن نظرم یه جور رفت
که انگار هیچ وقت نبوده.
دفعه بعد اما
من شده بودم یه تیکه سنگ
که دوستش داشتم
و هی انکار میکردم این دوست داشتنو
حتی تو خلوت خودمم انکار میکردم.
انکار میکردم که دوستش دارم
که دائم دارم بهش فکر میکنم
که دلم پر میزنه که بهش بگم دلمو حتی بیشتر از آدم قبلی زندگی لرزونده.
من تو گیر و دار انکار کردن با خودم بودم
که دیدم نیست
مثل بچه ای که تو بازار گم شده با دهنِ از تعجب باز مونده دور خودم میگشتم و دنبالش میگشتم
خودش که نمیگفت
ولی من خونده بودم از حرفاش و دلخوری چشاش
که این فکر که حسش به من یه طرفست داره قلبشو تیکه تیکه میکنه
که آخرم برایِ قلب تیکه تیکه شدش
دوستت دارم گفتن من مرهم نشد
و تیکه هایِ قلبشو جمع کرد
و رفت.
میدونی
من هیچ وقت نفهمیدم دوستت دارم گفتنه که یکی رو پابندت میکنه
یا نگفتنشه که یکی رو تا ابد درگیرت...
.
. 👑 #میکائیل💞 .
.
.
📱@mikilove351 📷
.
.
⤵ #کامنت_بزار_تو_پستات_جبران_میشه😍😜💙💙❤❤🍎🍎🌹🌹😍😍
Read more
«پسربچه ای که تو رو دوست داشت» خواننده و آهنگساز: مسعود امامی تنظیم کننده: حامد حسینی میکس و مستر: رضا پوررضوی ترانه و دکلمه: یغما گلرویی تو از کوچه‌ رد می‌شدی، یادمه!  با یه پیرهن ساده ی صورتی یه جایی حوالیِ دَه سالگیم،  همون سالای روشن و قیمتی دوتا جوجه‌رنگی توی پیرهنم،  یه برگِ ... «پسربچه ای که تو رو دوست داشت»

خواننده و آهنگساز: مسعود امامی
تنظیم کننده: حامد حسینی
میکس و مستر: رضا پوررضوی
ترانه و دکلمه: یغما گلرویی

تو از کوچه‌ رد می‌شدی، یادمه! 
با یه پیرهن ساده ی صورتی
یه جایی حوالیِ دَه سالگیم، 
همون سالای روشن و قیمتی

دوتا جوجه‌رنگی توی پیرهنم، 
یه برگِ لواشک تو دستام بود
وطن واسه من خونه‌مون بود و بس، 
همون کوچه معنای دنیام بود.

تو مثلِ یه قو رد شدی، یادمه! 
رو دریاچه‌ای که منو غرق کرد
گذشتی و بعد از عبورت جهان 
دیگه پیش چشمای من فرق کرد.

می‌خواستم همه چیزو قسمت کنم، 
با اون چشمای روشن خواستنی
یه جوجه، یه تیکه لواشک، یه تاس، 
چهار پنج تا تیله، یه لیس بستنی

ولی تو گذشتی و با تو گذشت، 
همه آب‌های جهان از سرم
حالا با همین موی جوگندمی
از اون کوچه با فکرِ تو می‌گذرم.

پسربچه‌ای که تو رو دوست داشت،
به عشقِ تو تبعید شد از بهشت
سرِ زنگ انشا توی دفترش 
برات اولین نامه‌هاشو نوشت.

قایم کردشون تو کیفِ مدرسه‌ش
کنارِ کتاب و تراش و مداد
بغل دستِ پرگار و نون و پنیر
ولی هرگز اونا رو دستت نداد.

پسر بچه‌ای که تو رو دوست داشت، 
هنوزم به یادت نفس می‌کشه
هنوزم تو خواباش قدم می‌زنی
نمی‌تونه بعد از تو عاشق بشه.

هنوزم تو از کوچه‌مون می‌گذری
یکی این‌جا مثلِ قدیم مستته
می خواد نامه هاشو به دستت بده
ولی دستِ بچه‌ت توی دستته.

@masoudemami1

#مسعود_امامی
#یغما_گلرویی
#یغماگلرویی
#yaghma_golrouee
#yaghmagolrouee
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> #فخرالدین_عراقی: دوست می‌دارمت به بانگ بلند! ‌ #شعر کامل: آشکارا نهان کنم تا چند؟ دوست می‌دارمت ...
Media Removed
#فخرالدین_عراقی: دوست می‌دارمت به بانگ بلند! ‌ #شعر کامل: آشکارا نهان کنم تا چند؟ دوست می‌دارمت به بانگ بلند ‌ دلم از جان خویش دست بشست بعد از آن دیده بر رخ تو فکند ‌ عاشقان تو نیک معذورند زان که نبود کسی تو را مانند ‌ دیده‌ای کو رخ تو دیده بود به خیال تو کی شود خرسند؟ ‌ روی بنما، نظر ... 💠 #فخرالدین_عراقی:
دوست می‌دارمت به بانگ بلند!

#شعر کامل:
آشکارا نهان کنم تا چند؟
دوست می‌دارمت به بانگ بلند

دلم از جان خویش دست بشست
بعد از آن دیده بر رخ تو فکند

عاشقان تو نیک معذورند
زان که نبود کسی تو را مانند

دیده‌ای کو رخ تو دیده بود
به خیال تو کی شود خرسند؟

روی بنما، نظر تو باز مگیر
از من مستمند زار نژند

بر تن ما تو حاکمی، ای دوست
خواه راحت رسان و خواه گزند

ای ملامت کنان مرا در عشق
گوش می‌نشنود ازینسان پند

گرچه من دور مانده‌ام ز برت
با خیال تو کرده‌ام پیوند

آن چنان در دلی، که پندارم
ناظرم در تو دایم، ای دلبند

تو کجایی و ما کجا؟ هیهات!
ای عراقی، خیال خیره مبند

📗 فصل نهم #عشاق_نامه
Read more
 #کنکور_فیلی_برای_هوا_کردن . . سلام ، طبق معمول هر سال امشب که شب کنکوره لازم میدونم این پست و بذارم ...
Media Removed
#کنکور_فیلی_برای_هوا_کردن . . سلام ، طبق معمول هر سال امشب که شب کنکوره لازم میدونم این پست و بذارم تا یه چندتا نکته ی مهم رو بگم‌بهتون توی شبای قدر خیلیا گفتن خدایا منو شرمنده ی خانوادم نکن، خیلی خوبه که دوست دارید جلوی خانوادتون سربلند باشید، همین حس یکی از ارکان موفقیته که مطمئنن تو وجود همتون ... #کنکور_فیلی_برای_هوا_کردن
.
.
سلام ، طبق معمول هر سال امشب که شب کنکوره لازم میدونم این پست و بذارم تا یه چندتا نکته ی مهم رو بگم‌بهتون توی شبای قدر خیلیا گفتن خدایا منو شرمنده ی خانوادم نکن، خیلی خوبه که دوست دارید جلوی خانوادتون سربلند باشید، همین حس یکی از ارکان موفقیته که مطمئنن تو وجود همتون هست اما این نکته رو در نظر داشته باشید که، با خراب کردن کنکور، هیچکس نباید سر افکنده شه
مگه شما چند سالتونه که بخواید احساس سر افکندگی داشته باشید؟
تازه ۱۸_۱۹ سالتونه، یعنی اوج سن یادگیری.
کسی باید احساس سر افکندگی داشته باشه، که برای سالهای آینده ی عمرش برنامه نداشته باشه
#همه_چیز _کنکور_نیست
زندگی سرشار از مهارتهای مختلف و زیباییه
این  تفکر که میگه هر کس در کنکور نتیجه نگیره، باید سر افکنده باشه ، حاصل سیستم آموزشی بیمار کشور‌ مائه.
شما یک تنه جلوی این تفکر‌ رو بگیرید و با هرکسی که میخواد این فکر رو بهتون القا کنه مقابله کنید.
چرا باید یک جوون ۱۸ ساله در اوج سن شکوفایی احساس سرخوردگی کنه؟
شما تازه اول راهید
اگه جامعه ، اطرافیان یا خانواده میخوان شمارو سرخورده نشون بدن شما اجازه ندید، مطمئنا خانواده ی شما هم آرزوی خوشبختی شمارو دارن، اما شاید ندونن که همه چیز کنکور نیست! فارغ از هر نتیجه ای که تو کنکور میگیرید، از فردای کنکور یه زندگی جدید رو استارت بزنید ، ورزش کنید ، نقاشی بکشید ، نرم افزار های تخصصی رو یاد بگیرید ، ساز بزنید ، زبان یاد بگیرید ، کار کنید
.
کسی جلوی خانوادش سر افکنده میشه، که تلاش نکنه و بی هدف باشه نه کسی که کنکور رو خراب میکنه و حتی اگه تو کنکور شکست خوردی، با افتخار سرتو بالا بگیر و بگو تازه اول راهم، تلاش میکنم و هر یک سال یه مهارت جدید یاد میگیرم و باعث سربلندی خودمو خانوادم میشم... زندگی جریان داره ، همه چیز کنکور نیست،
خودتون رو از زندگی محروم نکنید و بدونید که این شکسته که آدمارو میسازه
.
کنکور یکی از راههای موفقیته، اما همه ی راههای موفقیت به کنکور ختم نمیشن😉
.
.
فردا برای جلسه کنکور یادتون باشه :
اپل واچ و ساعتهای این سبکی ممنوعه، اما ساعت عادی ممنوع نیست و بهتره همراهتون باشه برای تنظیم زمان.
هر نوع ماشین حسابی ممنوعه.
هندزفری ممنوعه.
توصیه میشه موبایل هم با خودتون نبرید که مجبور نباشین تو صف تحویل معطل بشید😊⁦✌️⁩
.
هر خوراکی ای دوست داشتید میتونید همراه خودتون ببرید،
سر کنکور بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید😀
.
امیدوارم کنکور خوبی رو بگذرونید...
.
.
#کنکور #کنکور97 #کنکور٩٧ #کنکوریا #کنکور_سراسری #کنکور_تجربی #کنکور_ریاضی #کنکور_انسانی
Read more
. . صبح می‌خندد و من #گریه کنان از #غم_دوست ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست بر خودم گریه همی‌آید ...
Media Removed
. . صبح می‌خندد و من #گریه کنان از #غم_دوست ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست بر خودم گریه همی‌آید و بر خنده تو تا تبسم چه کنی بی‌خبر از مبسم دوست ای نسیم سحر از من به دلارام بگوی که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست گو کم یار برای دل اغیار مگیر دشمن این نیک پسندد که تو گیری کم دوست تو که با جانب ... . .
صبح می‌خندد و من #گریه کنان از #غم_دوست

ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست

بر خودم گریه همی‌آید و بر خنده تو

تا تبسم چه کنی بی‌خبر از مبسم دوست

ای نسیم سحر از من به دلارام بگوی

که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست

گو کم یار برای دل اغیار مگیر

دشمن این نیک پسندد که تو گیری کم دوست

تو که با جانب خصمت به ارادت نظرست

به که ضایع نگذاری طرف معظم دوست

من نه آنم که عدو گفت تو خود دانی نیک

که ندارد دل دشمن خبر از عالم دوست

نی نی ای باد مرو حال من خسته مگوی

تا غباری ننشیند به دل خرم دوست

هر کسی را غم خویشست و دل سعدی را

همه وقتی غم آن تا چه کند با #غم #دوست

#سعدی » دیوان اشعار » #غزلیات
Read more
. <span class="emoji emoji2764"></span>️سی امین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...<span class="emoji emoji2764"></span>️ . <span class="emoji emoji2764"></span>️ @seyedmohamadmousavi <span class="emoji emoji2614"></span>️ <span class="emoji emoji1f49f"></span> @seyedmohamadmousavi ...
Media Removed
. ️سی امین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...️ . ️ @seyedmohamadmousavi @seyedmohamadmousavi @seyedmohamadmousavi ️ . #دلنوشته... ماه پیشونی من! :) امسالمم غرق تو گذشت... :) غرق تر شدن توی گرداب این احساس خوب قوی ترم کرد... تغییرم داد... تو قرار بود دست نیافتنی ترینی باشی ... .
❤️سی امین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...❤️
.
❤️ @seyedmohamadmousavi ☔️
💟 @seyedmohamadmousavi ☁️
💙 @seyedmohamadmousavi ❄️
.
💟 #دلنوشته...
ماه پیشونی من! :)
امسالمم غرق تو گذشت... :)
غرق تر شدن توی گرداب این احساس خوب قوی ترم کرد... تغییرم داد...
تو قرار بود دست نیافتنی ترینی باشی که فقط توی خواب و رویامه و دیدنش خلاصه میشه توی یه مشت عکس...
اما امسال چیزای دیگه ای رو بهم ثابت کرد... :)❤️
ماه پیشونی من! :)🌙
سال داره تموم میشه و من دوست داشتنتو مثه یه عتیقه ی چندهزارساله -آروم و مصمم- به سال بعد منتقل میکنم......💙
...زمان و فصل و گذر سال شیء عتیقه رو با ارزش تر میکنه... دوست داشتنت رو هم همینطور...! :)💕
.
❤️ @seyedmohamadmousavi ☔️
💙 @seyedmohamadmousavi ❄️
.
💕 #غزل...
ای در دلم نشسته! از تو کجا گریزم...؟
ای توبه ام شکسته! از تو کجا گریزم...؟ :)
.
ای نور هر دو دیده! بی تو چگونه بینم...؟
ای گردنم ببسته! از تو کجا گریزم...؟ :)
.
ای شش جهت ز نورت چون آینه ست شش رو!
ای روی تو خجسته! از تو کجا گریزم...؟ :)
.
دل بود از تو خسته، جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته... از تو کجا گریزم؟ :)
.
گر بندم این بصر را ، ور بسکلم نظر را
از دل نه ای گسسته... از تو کجا گریزم...؟ :)❤️
#مولانای_جان
.
❤️ @seyedmohamadmousavi ☔️
💙 @seyedmohamadmousavi ❄️
.
+ پی نوشت:
بهم بگو از کدوم کوچه یا خیابون رد بشم که اونجا باشی؟...🚶‍♂
از کی بپرسم که تو رو بهم نشون بده؟...👈
چه وقت کجا بیام که ببینمت؟...👣
.
+ پی تر نوشت:
بوی عید چیه؟
من فقط عطر تو رو حس میکنم... :)💓👔🌸
.
+ پی ترین نوشت:
دانى كه آرزوى تو
تنهاست در دلم...؟!❤️
#هوشنگ_ابتهاج
.
❤️ @seyedmohamadmousavi ☔️
💟 @seyedmohamadmousavi ☁️
💙 @seyedmohamadmousavi ❄️
.
❎هرگونه کپی #ممنوع است❎
#با_شعور باشید و کپی نکنید😏
❌کپی⬅️بلاک و ریپورت💣
✖️کپی پیگرد #الهی دارد☝️
.
❤️میشه تگش کنین؟🙏
نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم به خاطر این همه مهربونیاتون...😢
مرسی که امسالم کنارم بودین و تحملم کردین و با خوبیاتون باعث دلگرمی من شدین🙏🙏🙏🌹🌹🌹
بهترینین👌
مرسی ازتون💐
Read more
مردی از خانه ای که در آن سکونت داشت زیاد راضی نبود ، بنابراین نزد دوستش در یک بنگاه املاک رفت و از او خواست ...
Media Removed
مردی از خانه ای که در آن سکونت داشت زیاد راضی نبود ، بنابراین نزد دوستش در یک بنگاه املاک رفت و از او خواست کمکش کند تا خانه اش را بفروشد ، بعد از دوستش خواست تا برای بازدید خانه مراجعه کند، دوستش به خانه مرد آمد و بر مبنای مشاهداتش، یک آگهی نوشت و آنرا برای صاحب خانه خواند. "خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام ... مردی از خانه ای که در آن سکونت داشت زیاد راضی نبود ، بنابراین نزد دوستش در یک بنگاه املاک رفت و از او خواست کمکش کند تا خانه اش را بفروشد ، بعد از دوستش خواست تا برای بازدید خانه مراجعه کند، دوستش به خانه مرد آمد و بر مبنای مشاهداتش، یک آگهی نوشت و آنرا برای صاحب خانه خواند. "خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام قرار گرفته، بام سه گوش، تراس بزرگ مشرف به کوهستان، اتاق های دلباز و پذیرایی و ناهار خوری وسیع. کاملا دلخواه برای خانواده های بچه دار "

صاحب خانه گفت دوباره بخوان !

مرد متن آگهی را دوباره خواند و صاحب خانه گفت: این خانه فروشی نیست !
در تمام مدت عمرم میخواستم جایی داشته باشم مثل این خانه ای که تو تعریفش را کردی ،ولی تا وقتی که تو نوشته هایت را نخوانده بودی نمی دانستم که چنین جایی دارم ★ خیلی وقت ها نعمت هایی را که در اختیار داریم ، نمی بینیم چون به بودن با آنها عادت کرده ایم، مثل سلامتی ، مثل نفس کشیدن ، مثل دوست داشتن ، مثل پدر ، مادر ، خواهر و برادر ، فرزند ، دوستان خوب و خیلی چیزهای دیگه که بهشون عادت کردیم، قدر زندگیمان را بیشتر بدانیم و خدا را در هر حال شاکر باشیم ♥‌ツ
Read more
⚜️<span class="emoji emoji1f446"></span>🏻لطفا "و حتما" تصوير را ورق بزنيد <span class="emoji emoji1f449"></span>🏻🎞<span class="emoji emoji1f4f2"></span> عزیزم سلام من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی ...
Media Removed
⚜️🏻لطفا "و حتما" تصوير را ورق بزنيد 🏻🎞 عزیزم سلام من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام!! پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس ! اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ، یک آرزو بیشتر ندارم “ همه این ها را که برشمردم را پس بدهم . در عوض ... ⚜️👆🏻لطفا "و حتما" تصوير را ورق بزنيد 👉🏻🎞📲
عزیزم سلام

من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام!!
پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس !
اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ،
یک آرزو بیشتر ندارم “
همه این ها را که برشمردم را پس بدهم .
در عوض لحظه ای کنارِ تو بنشینم ، در چشمانت نگاه کنم و فنجان چایی با هم بنوشیم و این بار قول میدهم که چای را
نه یکباره و داغ که با آرامش و پا به پای تو بنوشم.....‎
مریم عزیزم ؛
این روزها جوانترها آنچنان برای پیشرفت ، عجله دارند ....
که نگاهِ مادر ؛ نفسِ پدر و عشقِ همسر را نمی بینند
و برای رسیدنِ هر چه سریعتر به قله ، بسیاری را در دامنه جای میگذارند ! ‎مریم عزیزم ،
من پشیمانم از تمامِ شبهایی که صحبتِ تو را نمی شنیدم و به فکرِ تشویقِ حاضرینِ در سخنرانیِ فردایم بودم’ من پشیمانم. ‎مریم جان ....بگذار جوانترها را نصیحتی کنم "‎
در بالای قلّه ها... و آن سوی ابرها... خبری نیست ،
هر چه هست در دامنه زندگی شماست.... 🍂☕️
متن برگرفته از پيج 👇🏻
@saratan.ir
#بردلنشسته ي زیبا از دکتر سعید مهرپور فوق تخصص جراحي ستون فقرات ورئیس بیمارستان دکتر شریعتی خطاب به همسر تازه ازدست رفتشون دكتر مریم غریب دوست
#روح_همه_رفتگانمان_غرق_در_نور_آرامش_ابدي 🥀🙏🏻
@mehrpour_saeed

اين متن رو بارها خوندم و بارها....
#اندكي_تامل
#پاييز #غروب #زيبايي #عشق #هنر #دوست_داشتن
#روانشناسي #مهارتهاي_ارتباطي #سواد_عاطفي
#ناگهان_زود_دیر_میشود
شايد اين چند سحر فرصت آخر باشد ....
#photo 📲مطهره
#mustseeiran #love #sunset #autumn #photography ✅و بودن هامان را قدر بدانيم.... نبودن هامان همين نزديكيست #خوب_من
❤️☕️
Read more
۰ #تولدت مبارک عزیزم ⚘⚘⚘⚘ #مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست تنم ... ۰

#تولدت مبارک عزیزم ⚘⚘⚘⚘
#مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست🌹
هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست
چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم
که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست🌹
گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت
به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست🌹
دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست
بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست🌹
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود
هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست🌹
جفا مکن که بزرگان به خرده‌ای ز رهی
چنین سبک ننشینند و سرگران ای دوست🌹
به لطف اگر بخوری خون من روا باشد
به قهرم از نظر خویشتن مران ای دوست🌹
مناسب لب لعلت حدیث بایستی
جواب تلخ بدیعست از آن دهان ای دوست🌹
مرا رضای تو باید نه زندگانی خویش
اگر مراد تو قتلست وارهان ای دوست
که گفت سعدی از آسیب عشق بگریزد
به دوستی که غلط می‌برد گمان ای دوست🌹
که گر به جان رسد از دست دشمنانم کار
ز دوستی نکنم توبه همچنان ای دوست
Read more
. به سینه می زندم سر ، دلی که کرده هوایت دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت نه یوسفم ، نه سیاوش ، به نـَـفس ...
Media Removed
. به سینه می زندم سر ، دلی که کرده هوایت دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت نه یوسفم ، نه سیاوش ، به نـَـفس کشتن و پرهیز که آورد دلم ای دوست ! تاب وسوسه هایت تو را از جرگه ی انبوه خاطرات قدیمی برون کشیده ام و دل نهادم به صفایت تو ، سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجیب نیست نمی کنم اگر ای دوست ! سهل و زود ... .
به سینه می زندم سر ، دلی که کرده هوایت

دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت

نه یوسفم ، نه سیاوش ، به نـَـفس کشتن و پرهیز

که آورد دلم ای دوست ! تاب وسوسه هایت

تو را از جرگه ی انبوه خاطرات قدیمی

برون کشیده ام و دل نهادم به صفایت

تو ، سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجیب نیست

نمی کنم اگر ای دوست ! سهل و زود ، رهایت

گره به کار من افتاده است از غم غربت

کجاست چابکی ِ دست های عقده گشایت ؟

به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک

به خاکساری دل بین ، که سر نهاده به پایت « دلم گرفته برایت » زبان ساده ی عشق است

سلیس و ساده بگویم : دلم گرفته برایت !

حسین منزوی
Read more
... تا دل به غم تو دادم ای دوست پنهانْ چه کنم که شادم ای دوست حسرت برم از هر آنچه بی تو عمری که به باد ...
Media Removed
... تا دل به غم تو دادم ای دوست پنهانْ چه کنم که شادم ای دوست حسرت برم از هر آنچه بی تو عمری که به باد دادم ای دوست خوشتر، که گمان برم به لطفت در حلقه ی تو فتادم ای دوست ای پاک نفس، فدای نامت جز یاد تو نیست یادم ای دوست بندی ز محبت و وفا را بر گرده ی دلْ نهادم ای دوست بر جلوه ی دلبرانه ی تو  افسوس! ... ...
تا دل به غم تو دادم ای دوست
پنهانْ چه کنم که شادم ای دوست

حسرت برم از هر آنچه بی تو
عمری که به باد دادم ای دوست

خوشتر، که گمان برم به لطفت
در حلقه ی تو فتادم ای دوست

ای پاک نفس، فدای نامت
جز یاد تو نیست یادم ای دوست

بندی ز محبت و وفا را
بر گرده ی دلْ نهادم ای دوست

بر جلوه ی دلبرانه ی تو 
افسوس! که جان ندادم ای دوست

#شنتیا_ربانی (صهبا)
#گل
#ایران_زیبا
#شکوه طبیعت در "منطقهٔ تلو" استان تهران
#flower
#ir_flower
#Tehran_IRAN
Read more
سلام ای غروب غریبانه ی دل دلم گرفت ای همنفس عشق است و آتش و خون کاشکی میشد بهت بگم‌چقد صداتو دوس دارم مرو ...
Media Removed
سلام ای غروب غریبانه ی دل دلم گرفت ای همنفس عشق است و آتش و خون کاشکی میشد بهت بگم‌چقد صداتو دوس دارم مرو ای دوست مرو از دست من ای یار تا تو عاشقانه بودی شب من سحر نمیخواس وقتی تو با من نیستی از من چه میماند تموم شد ترانه به پایان رسیدم کجای این شب غریبم و کجای این کرانه ی کبود نه میشه باورت کنم نه میشه ... سلام ای غروب غریبانه ی دل
دلم گرفت ای همنفس
عشق است و آتش و خون
کاشکی میشد بهت بگم‌چقد صداتو دوس دارم
مرو ای دوست مرو از دست من ای یار
تا تو عاشقانه بودی شب من سحر نمیخواس
وقتی تو با من نیستی از من چه میماند
تموم شد ترانه به پایان رسیدم
کجای این شب غریبم و کجای این کرانه ی کبود
نه میشه باورت کنم نه میشه از تو رد بشم
شوق سفر نداشتی قصد گذر نداشتی
یه روز سیاه یه روز سپید یه روز زرد
شب عشق شب درد شب تنهایی مرد
درد بی درمان من گفتنی نیست
نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم
باران که میبارد تو می آیی
دل دل مکن حرفی بزن حرفی بزن بی گفتگو
گله دارم گله دارم پر دردم گله دارم
قصه اینجوری نبود که
خوب شد دردم دوا شد خوب شد
دل به غم سپرده ام در عبور سالها
.....
.....
.....
اگر ترانه ای از قلم انداختم ببخشید😊 بالاخره شاعر فراموش میکند بین کارهایش🙌💖
نمیدانم کدام یک را دوست دارید و با کدام خاطره بازی و خاطره سازی کردید اما اگر دوست داشتید بنویسید که از این ترانه ها کدامش همدمتان بوده
ضمنا همه ی این آثار را در کتاب "پروانه پوش" کنار هم گذاشتیم که امروز شنبه بیست و دوم اردیبشهت در نمایشگاه کتاب غرفه ی نشر نگاه ساعت چهار تقدیمتان کنم اگر دوست داشتید با خطی به یادگار از من💖💖💖
خوشحال میشم خیلی خیلی از دیدنتون
آدرس هم که در پوستر هست😉💖
@negahpub
Read more
❆﷽❆ . . <span class="emoji emoji1f53c"></span>دخترک قهقهه ای بلند میزند وشال کوتاهش را که حکم بادبزن دارد مرتب جابه جا میکن. .زیر این ...
Media Removed
❆﷽❆ . . دخترک قهقهه ای بلند میزند وشال کوتاهش را که حکم بادبزن دارد مرتب جابه جا میکن. .زیر این افتاب داغ یک بستنی با طعم شکلات چقدر میچسبد!. دختر بستنی اش را لیس میزند و چشم های دودوزه باز به موهای طلایی که زیر شال قرمزش خودنمایی میکند،خیره شده اند. آخر میدانی.... گرگ ها همیشه به دنبال شنل ... ❆﷽❆
.
.
🔼دخترک قهقهه ای بلند میزند وشال کوتاهش را که حکم بادبزن دارد مرتب جابه جا میکن.
.زیر این افتاب داغ یک بستنی با طعم شکلات چقدر میچسبد!.
دختر بستنی اش را لیس میزند و چشم های دودوزه باز به موهای طلایی که زیر شال قرمزش خودنمایی میکند،خیره شده اند.👀
آخر میدانی....
گرگ ها همیشه به دنبال شنل قرمزیند...
لبخند هوس آمیز روی لبهای پسری که آن سوی خیابان ایستاده است مینشیند.😈 .
➿و برای هزارمین بار اشک در چشمانت حلقه میزند...
آه بلندی از اعماق وجودت زبانه میکشد که دل آسمانها و زمین را میلرزاند.😔
لبخند روی لبهای همگان.... .
و اشک های سرد روی گونه های تو ....
عبایت را روی سر میکشی و از کوچه ها عبور میکنی....
یک عبور تلخ....
شاید تحمل دیدن این صحنه ها آنقدر برایت دشوار است که ندیدنشان را ترجیح میدهی.😞..
🔺و سخت تر از همه آنکه امروز جمعه است‼.
️روزی که قولش را داده بودی...
هزار سال میگذرد و هزاران جمعه...
هزار جمعه و هنوز آن سیصد و سیزده نفر جور نشده است....
انتظار غریبی چقدر سخت است این را باید از تو پرسید؟
ای کاش تو هم یک زینب داشتی...
زینبی که غمخوارت میشد...
.زینبی که سنگ برادر را به سینه میزند..
.کاش عباسی داشتی تاحداقل در این هلهله و شور وهیاهو دلت را به او خوش میکردی.😭
.
یعنی میتوان لذتی که در دیدن توست را به دیدن فیلم ها وعکس هایی که دشمنانت ساخته اند وعمل به برنامه هایشان فروخت⁉
دیدن روی ماه تو یا هوس و وسوسه شیطان⁉

به راستی که قدر تورا فقط کودکی میداند که مشق شبش به جای الف، ب و بابا آب داد... خمپاره و گلوله ...
و بابایی که رفت ....
وآغوش گرم مادرانه ای که دیگر نیست شده!
قدر تورا ....
تنها مادری میداند ...
که پیشانی خونین پسرش را درآغوش گرفته میبوسد و انتقام خون شهیدش را به تو واگذار میکند!😭
.
ای کاش دعاهایمان ادعا نبود ...
که اگر چیز بیش از این بود.... امروز تیتر رسانه ها بجای حمله انتحاری و کشته شدن صدها زن و کودک این بود!👇👇👇👇
. . . . . . . . . . . «یوسف زهرا آمـــــــــــد!»
.
.
.
💮متن و تصویر در کانال تلگرام موجود است.
.
.
#اسلام #شهدا_شرمنده_ایم
#حجاب #چادر #دختر_آریایی
#عفت #حیا #خوشتیپ
#من_حجاب_را_دوست_دارم
#پرنسس_چادری
#دختر_ایرانی
#لعنت_الله_علی_آل_سعود 🔫
#شیعه #منتظر_ظهور
#قرآن #حامی_رهبر
#تهاجم_فرهنگی #جنگ_نرم
#امر_به_معروف #نهی_از_منکر
#حضرت_زهرا(س) #چادر_خاکی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#Iranian_woman
#islam #hijab
#iranian_girl
#i_love_hijab
#princess
Read more
#Repost @yaghma_golrouee ️ . . «پسربچه ای که تو رو دوست داشت» خواننده و آهنگساز: مسعود امامی تنظیم کننده: حامد حسینی میکس و مستر: رضا پوررضوی ترانه و دکلمه: یغما گلرویی تو از کوچه‌ رد می‌شدی، یادمه!  با یه پیرهن ساده ی صورتی یه جایی حوالیِ دَه سالگیم،  همون سالای روشن و قیمتی دوتا ... #Repost @yaghma_golrouee ❤️ .
.
«پسربچه ای که تو رو دوست داشت»

خواننده و آهنگساز: مسعود امامی
تنظیم کننده: حامد حسینی
میکس و مستر: رضا پوررضوی
ترانه و دکلمه: یغما گلرویی

تو از کوچه‌ رد می‌شدی، یادمه! 
با یه پیرهن ساده ی صورتی
یه جایی حوالیِ دَه سالگیم، 
همون سالای روشن و قیمتی

دوتا جوجه‌رنگی توی پیرهنم، 
یه برگِ لواشک تو دستام بود
وطن واسه من خونه‌مون بود و بس، 
همون کوچه معنای دنیام بود.

تو مثلِ یه قو رد شدی، یادمه! 
رو دریاچه‌ای که منو غرق کرد
گذشتی و بعد از عبورت جهان 
دیگه پیش چشمای من فرق کرد.

می‌خواستم همه چیزو قسمت کنم، 
با اون چشمای روشن خواستنی
یه جوجه، یه تیکه لواشک، یه تاس، 
چهار پنج تا تیله، یه لیس بستنی

ولی تو گذشتی و با تو گذشت، 
همه آب‌های جهان از سرم
حالا با همین موی جوگندمی
از اون کوچه با فکرِ تو می‌گذرم.

پسربچه‌ای که تو رو دوست داشت،
به عشقِ تو تبعید شد از بهشت
سرِ زنگ انشا توی دفترش 
برات اولین نامه‌هاشو نوشت.

قایم کردشون تو کیفِ مدرسه‌ش
کنارِ کتاب و تراش و مداد
بغل دستِ پرگار و نون و پنیر
ولی هرگز اونا رو دستت نداد.

پسر بچه‌ای که تو رو دوست داشت، 
هنوزم به یادت نفس می‌کشه
هنوزم تو خواباش قدم می‌زنی
نمی‌تونه بعد از تو عاشق بشه.

هنوزم تو از کوچه‌مون می‌گذری
یکی این‌جا مثلِ قدیم مستته
می خواد نامه هاشو به دستت بده
ولی دستِ بچه‌ت توی دستته

@masoudemami1 ❤️ .
.
#مسعود_امامی
#یغما_گلرویی
#یغماگلرویی
#yaghma_golrouee
#yaghmagolrouee
#masoudemami
#موزیک #ترانه #صدا
Read more
ای گیسوانِ رهای تو از #آبشاران رهاتر چشمانت از چشمه سارانِ صافِ سَحر با صفاتر با تو برای چه از غربت ...
Media Removed
ای گیسوانِ رهای تو از #آبشاران رهاتر چشمانت از چشمه سارانِ صافِ سَحر با صفاتر با تو برای چه از غربت دست هایم بگویم؟ #ای_دوست ای از غم غربت من به من آشناتر من با تو از هیچ ،‌ از هیچ توفان هراسی ندارم ای ناخدایِ وجود من ، ای از خدایان خداتر ای مرمر سینه‌یِ تو در آن طرفه پیراهن سبز از خرمن یاس،‌ ... ای گیسوانِ رهای تو از #آبشاران رهاتر

چشمانت از چشمه سارانِ صافِ سَحر با صفاتر

با تو برای چه از غربت دست هایم بگویم؟

#ای_دوست ای از غم غربت من به من آشناتر

من با تو از هیچ ،‌ از هیچ توفان هراسی ندارم

ای ناخدایِ وجود من ، ای از خدایان خداتر

ای مرمر سینه‌یِ تو در آن طرفه پیراهن سبز

از خرمن یاس،‌ در بستر سبزه ها دلرباتر

ای خنده های زلال تو در گوش ذرات جانم

از ریزش #می به #جام آسمانی تر و خوش صداتر

بگذار راز دلم را بدانی : #تو_را_دوست_دارم

ای با من از رازهایم صمیمی تر و بی ریاتر

آری تو را دوست دارم ،‌ وگر این سخن باورت نیست

اینك نگاه ستایشگرم از زبانم رساتر 
#شعر : #حسین_منزوی

#آبشار_تمام_خزه_ای_کبودوال
#آبشار_کبودوال
#دهگردی
#بیاین_بریم_روستا
#شاد_گردی
#عید_گردی
#اینجا_گلستان_ایران_است
Read more
مرا با چشم های بسته از پل بگذران ای دوست! تو وقتی با منی دیگر مرا بیمِ معادی نیست ! Photo by: @arash_razavian
Media Removed
مرا با چشم های بسته از پل بگذران ای دوست! تو وقتی با منی دیگر مرا بیمِ معادی نیست ! Photo by: @arash_razavian مرا با چشم های بسته
از پل بگذران ای دوست!

تو وقتی با منی
دیگر مرا بیمِ معادی نیست !
Photo by: @arash_razavian
 #چرا #بی #عشق #سر #بر #سجده #تسلیم #بگذارم #نمیخواهم #نمازی #راکه #درآن #ازتو #یادی #نیست <span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span> ♡♡♡ ...
Media Removed
#چرا #بی #عشق #سر #بر #سجده #تسلیم #بگذارم #نمیخواهم #نمازی #راکه #درآن #ازتو #یادی #نیست ♡♡♡ ♡♡♡ ♡♡♡ مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیست به این صحرا که من می آیم از آن، اعتمادی نیست ... به دنبال چه می گردند مردم در شبستان ها در این مسجد که من دیدم، چراغ اعتقادی نیست ... نه تنها ... #چرا #بی #عشق #سر #بر #سجده #تسلیم #بگذارم
#نمیخواهم #نمازی #راکه #درآن #ازتو #یادی #نیست ♥♥♥ ♡♡♡ ♥♥♥ ♡♡♡ ♥♥♥ ♡♡♡
مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیست
به این صحرا که من می آیم از آن، اعتمادی نیست
...
به دنبال چه می گردند مردم در شبستان ها
در این مسجد که من دیدم، چراغ اعتقادی نیست
...
نه تنها غم، سلامت باد گفتن های مستان هم
گواهی می دهد دنیای ما دنیای شادی نیست
...
چرا بی عشق سر بر سجده تسلیم بگذارم
نمی خواهم نمازی را که در آن از تو یادی نیست
...
کنار بسترم بنشین و دستم را بگیر ای عشق
برای آخرین سوگندها وقت زیادی نیست
...
مرا با چشم های بسته از پل بگذران ای دوست
تو وقتی با منی، دیگر مرا بیم معادی نیست...!!!
Read more
<span class="emoji emoji1f451"></span> . . #معرفی_کتاب . چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم ‌. در ...
Media Removed
. . #معرفی_کتاب . چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم ‌. در سرم بود که دوری کنم از آتش عشق چه کنم؟ شیوۀ پرهیز نمی‌دانستم ‌. گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟ گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم ‌. بغض را خندۀ مصنوعی من پنهان کرد گریه را مصلحت‌آمیز نمی‌دانستم ‌. عشق ... 👑
.
.
#معرفی_کتاب
.
چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم
هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم
‌.
در سرم بود که دوری کنم از آتش عشق
چه کنم؟ شیوۀ پرهیز نمی‌دانستم
‌.
گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟
گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم
‌.
بغض را خندۀ مصنوعی من پنهان کرد
گریه را مصلحت‌آمیز نمی‌دانستم
‌.
عشق اگر پنجره‌ای باز نمی کرد به دوست
مرگ را اینهمه ناچیز نمی‌دانستم
‌.
.
👑 #سجاد_سامانی
📕 #سالیان
انتشارات #سوره_مهر
نمایشگاه کتاب
@sajjad_samani .
.
⚜️صفحه دوم ما
@cafeehooonar
.
.
.
بهترین ابیات و اشعار در کانال تلگرام شاهبیت
لینک در بیو..
Read more
‌ از کتاب در دست انتشار #سالیان انتشارات #سوره_مهر نمایشگاه کتاب ‌ چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم هیچ ...
Media Removed
‌ از کتاب در دست انتشار #سالیان انتشارات #سوره_مهر نمایشگاه کتاب ‌ چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم ‌ در سرم بود که دوری کنم از آتش عشق چه کنم؟ شیوۀ پرهیز نمی‌دانستم ‌ گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟ گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم ‌ بغض را خندۀ ...
از کتاب در دست انتشار #سالیان
انتشارات #سوره_مهر
نمایشگاه کتاب

چیزی از عشق بلاخیز نمی‌دانستم
هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم

در سرم بود که دوری کنم از آتش عشق
چه کنم؟ شیوۀ پرهیز نمی‌دانستم

گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟
گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم

بغض را خندۀ مصنوعی من پنهان کرد
گریه را مصلحت‌آمیز نمی‌دانستم

عشق اگر پنجره‌ای باز نمی کرد به دوست
مرگ را اینهمه ناچیز نمی‌دانستم

#سجاد_سامانی

🌸🌸
Read more
به صلیب صدا مصلوبم ای دوست تو گمان مبری مغلوبم ای دوست شرف نفس من اگه شد قفس من به سکوت تن ندادم حالا ...
Media Removed
به صلیب صدا مصلوبم ای دوست تو گمان مبری مغلوبم ای دوست شرف نفس من اگه شد قفس من به سکوت تن ندادم حالا میرم بی*کفن وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن معنی آواز هم این بود ته بن*بست داد کشیدن وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود گفتنی*ها رو می*گفتیم اگه فرصت یه نفس بود به گناه صدا با جرم گفتن اگه ... به صلیب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبری مغلوبم ای دوست
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سکوت تن ندادم حالا میرم بی*کفن
وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن
معنی آواز هم این بود ته بن*بست داد کشیدن
وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود
گفتنی*ها رو می*گفتیم اگه فرصت یه نفس بود
به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روی صلیب ویرون شدم من
شرف نفس من گه شد قفس من
به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن
توی شب*های سکوت فریاد من بود
ته جنگل خواب بیــــداری رود
از غروب هراس تا صبح موعـــود
تیغ خشم خلیل بر قلب نمــــرود
در عذاب تشنگی گم حسرت من بوی گندم
بر دلم داغ شقایق از عذاب تلخ مردم

از کسی که مثل بختک تو شب*هام انداخته سایه
یه سوال ساده کردم نفرت من شد گلای

#داریوش
#moh3enpar3a
پیج دوم[email protected]
Read more
به صلیب صدا ، مصلوبم ای دوست.. تو گمان مبری ، مغلوبم ای دوست.. شرف نفس من ، اگه شد قفس من ، به سکوت تن ندادم ، تا نمیرم بی کفن.... تو‌ صدای حق ، صدای مردم بی صدا ، صدای مردم خسته ای.. دقیقا مثل همون روزا که یه تنه به دل تیم حریف میزدی و همه استراتژی شونو به هم میریختی ، یه تنه مقابل این همه مافیا و این همه فساد سینه ... به صلیب صدا ، مصلوبم ای دوست.. تو گمان مبری ، مغلوبم ای دوست.. شرف نفس من ، اگه شد قفس من ، به سکوت تن ندادم ، تا نمیرم بی کفن....
تو‌ صدای حق ، صدای مردم بی صدا ، صدای مردم خسته ای.. دقیقا مثل همون روزا که یه تنه به دل تیم حریف میزدی و همه استراتژی شونو به هم میریختی ، یه تنه مقابل این همه مافیا و این همه فساد سینه سپر کردی ، درود به شرافتت❤️
#علی_کریمی #اسطوره #صدای_مردم #صدای_حق #شرافت #مرد_تنها #جادوگر #مدیران_فاسد #فساد
Read more
زندگی بالا و پایین داره ای دوست گهی شادی گهی غم داره ای دوست تو بین اکنون کجای روزگاری به وقته سر ...
Media Removed
زندگی بالا و پایین داره ای دوست گهی شادی گهی غم داره ای دوست تو بین اکنون کجای روزگاری به وقته سر خوشی یا که عذابی اگر وقته خوشی بخت با تو یار است وگرنه آتشی روی اجاق است درون آتش ایوای دل بسوزد تمامه شادیها ،ای وای بسوزد ولی باز اینها که تا ابد نیست اگر دوره آواز شد که عجب نیست!! اگر این روزگار ... زندگی بالا و پایین داره ای دوست
گهی شادی گهی غم داره ای دوست

تو بین اکنون کجای روزگاری
به وقته سر خوشی یا که عذابی

اگر وقته خوشی بخت با تو یار است
وگرنه آتشی روی اجاق است

درون آتش ایوای دل بسوزد
تمامه شادیها ،ای وای بسوزد

ولی باز اینها که تا ابد نیست
اگر دوره آواز شد که عجب نیست!! اگر این روزگار در شادی بگذشت
نگر تا کی یه روی سکه برگشت

ولی این را بدان ای دوست دانا
که پروردگاره ما نیز هست اینجا

اگر خواهد در یک اندک زمانی
به توفانی نهاد یک دل به زاری

وگر خواهد در یک لحظه آنی
شوی چون کوهی از نور الهی

بنازم شوکته باری تعالی
که شب تا روز تسبیح باید او را
Read more
سنگ به يادت هست آن شب را كه تنها به بزمی ساده مهمان تو بودم؟ تو می‌خواندی که دل دریا کن ای دوست من امّا ...
Media Removed
سنگ به يادت هست آن شب را كه تنها به بزمی ساده مهمان تو بودم؟ تو می‌خواندی که دل دریا کن ای دوست من امّا غرق چشمان تو بودم؟ . تو می‌گفتی که پروا کن، صد افسوس مرا پروای نام و ننگ رفته است من آن ساحل‌نشین سنگم، چه دانی چه‌ها بر سینه‌ی این سنگ رفته است . مکش دریا به خون خواندی و خاموش تمنّاگر، کنار ... سنگ
به يادت هست آن شب را كه تنها
به بزمی ساده مهمان تو بودم؟
تو می‌خواندی که دل دریا کن ای دوست
من امّا غرق چشمان تو بودم؟
.
تو می‌گفتی که پروا کن، صد افسوس
مرا پروای نام و ننگ رفته است
من آن ساحل‌نشین سنگم، چه دانی
چه‌ها بر سینه‌ی این سنگ رفته است
.
مکش دریا به خون خواندی و خاموش
تمنّاگر، کنار من نشستی
چو ساحل‌ها گشودم بازوان را
تو چون امواج در ساحل شکستی
.
#سیاوش_کسرایی
پ.ن: بر اثر شعر
مرا گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد اینک در کنارت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
Read more
ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، ...
Media Removed
ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود تو خالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بد بین، کینه دار، عقده دار، بی‌تاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو، یعنی ... ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود تو خالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بد بین، کینه دار، عقده دار، بی‌تاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو، یعنی هیچ!
ای آزادی، به مهر تو پرورده‌ام، ای آزادی، قامت بلند و آزاد تو، مناره زیبای معبد من است، ای آزادی، کبوتران معصوم و رنگین تو، دوستان همراز و آشنای من‌اند، کبوتران صلح و آشتی‌اند، پیک‌های همه مژده‌ها و همه پیام‌های نوید و امید و نوازش من‌اند.
ای آزادی، کاش با تو زندگی میکردم، با تو جان می‌دادم، کاش در تو می‌دیدم، در تو دم می‌زدم، در تو می‌خفتم، بیدار می‌شدم، می‌نوشتم، می‌گفتم، حس میکردم، بودم.
ای آزادی من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هرچه و هر که تو را در بند میکشد بیزارم.
ای آزادی، مرغک پر شکسته زیبای من، کاش می توانستم تو را از چنگ پاسداران وحشت، سازندگان شب و تاریکی و سرما، سازندگان دیوارها و مرزها و زندان‌ها و قلعه‌ها رهایت کنم، کاش قفست را می‌شکستم و در هوای پاک بی‌ابر و بی‌غبار بامدادی پروازت می‌دادم.
دکتر على شریعتی
Read more
 #فاطمه ای ترجمان حدیث قدسی لولاک لما خلقت الافلاک.... فاطمه ای جلوه ی زمینی کوثر ،ای دشمن تو ابتر... پیامبر ...
Media Removed
#فاطمه ای ترجمان حدیث قدسی لولاک لما خلقت الافلاک.... فاطمه ای جلوه ی زمینی کوثر ،ای دشمن تو ابتر... پیامبر را که خداوند تورا عطا نمود ،امر فرمود ؛فصل لربک ...نماز بگذار و قربانی کن یا محمد که آنچه تورا عطا کردیم ،دیگری را نه... که فاطمه است حلقه ی ارتباط نبوت و امامت... فاطمه است هم نگین انگشتری ... #فاطمه
ای ترجمان حدیث قدسی لولاک لما خلقت الافلاک....
فاطمه
ای جلوه ی زمینی کوثر ،ای دشمن تو ابتر...
پیامبر را که خداوند تورا عطا نمود ،امر فرمود ؛فصل لربک ...نماز بگذار و قربانی کن یا محمد که آنچه تورا عطا کردیم ،دیگری را نه...
که فاطمه است حلقه ی ارتباط نبوت و امامت...
فاطمه است هم نگین انگشتری رسالت ختم رسل و هم عروس نازنین خانه ی امامت و مادر حسنین و مادر زینب و مادر....
فاطمه ناز دانه ی خانه ی #محمد است ،عزیزترین #خدیجه ....
آه خدیجه ، چه خوش قدمی تو ،چه خوش یمنی و چه پر خیر و برکتی که برای محمد ،نه،برای عالمیان،فاطمه را بدنیا آوردی...
خدیجه نماندی و فاطمه ماند برای محمد و شد امّ محمد و شد همه ی محمد ،جان او شد ... فرمود هر که فاطمه را دوست بدارد من او را دوست دارم و خدا دوستش دارد ،هرکه را من دوست بدارم....
و فرمود فاطمه پاره ی تن من است
و فرمود زیر کسا یمانی ؛اینان اهل بیت من هستند و لحمهم لحمی و دمهم دمی ..
و باز زیر همان کسا فرمود انا حرب لمن حاربهم و ....
و نیز فرمود پرورگارا لیذهب عنکم الرجس و یطهرکم تطهیرا....
پیامبر البته روزهای خوب فاطمه را دید ...
لیلة المیبتش سپرد او را به علی ،که از مکه تا مدینه همراهی کند دخترش را ،پاره ی تنش را....
و از میان تمام خواستگاران با منظور و بی منظور سپردش به زاده ی کعبه ،به معنی و مفهوم کعبه ،علی ابن ابی طالب ،و نه کس دیگری....
پیامبر خیلی خاطر فاطمه و علی را می خواست، آنقدر که دری از مسجد محل سکونت خود به خانه ی دختر و دامادش باز گذاشت و تمام در ها را بست ...
پیامبر تولد حسن را دید و خودش در گوش او اذان گفت و اسمش را از خداوند هدیه گرفت ...
تولد حسین را دید ...
پیامبر ،مادر شدن فاطمه را دید و کیف کرد بسکه فاطمه هم دختر کاملی بود و همسر ی باوفا وهم مادر ی دلسوز...
پیامبر حتی گاه رخت بربستن از دنیا با فاطمه نجوایی کرد که همگان شاهد آرامش بی قراری های فاطمه بودند....
پیامبر از دنیا رفت
و نبود روزی که علی را دست بسته بردند و شیر فاتح خیبر برای صلاح مسلمین سکوت کرده بود ....
و فاطمه آن روز پشت درب خانه رفته بود ،و کسان دیگر هم ،از هم پیمانان سقیفه...
فاطمه پشت در بود و محسن هم،فاطمه مادر امامت و محسن وارث ثلث امامت.....
دست در دست پسر ارشدش ،توی کوچه رفت فاطمه و راه خانه را گم کرد به ضرب یک سیلی ....
.
#آجرک_الله_یا_بقیة_الله
.
.
.

#فاطمه_سادات
محرم ۹۶
مسجد بقیة الله نارمک
Read more
مداح عزیز!!! چون خون خدا بیا مسلمان باشیم یا حد‌اقل، شبیه سلمان باشیم مولا، سگ آستان نمی خواهد مَرد! او ...
Media Removed
مداح عزیز!!! چون خون خدا بیا مسلمان باشیم یا حد‌اقل، شبیه سلمان باشیم مولا، سگ آستان نمی خواهد مَرد! او کرده قیام، تا که «انسان» باشیم. ای مرثیه خوان! گزافه گفتن کفرست با لهجه ی دین، خرافه گفتن کفرست اسلام دو نور عترت و قرآن است جز این، سخنی اضافه گفتن کفرست وقتی که حسین را تو «سین» می خوانی در ... مداح عزیز!!! چون خون خدا بیا مسلمان باشیم
یا حد‌اقل، شبیه سلمان باشیم
مولا، سگ آستان نمی خواهد مَرد!
او کرده قیام، تا که «انسان» باشیم.
ای مرثیه خوان! گزافه گفتن کفرست
با لهجه ی دین، خرافه گفتن کفرست
اسلام دو نور عترت و قرآن است
جز این، سخنی اضافه گفتن کفرست

وقتی که حسین را تو «سین» می خوانی
در تعزیه، روضه ی حزین می خوانی
یعنی که حماسه را غلط می فهمی
وقتی که ز کوه، اینچنین می خوانی

ای دل شدگان! حسین «عبدالله» است
گوینده ی «لا اله الا الله» است
هر کس که حدیث دیگری می گوید
سوگند به نور، مشرک و گمراه است ‌‌‌‌‌‌‌ ای دوست، بیا تا که مُکرّم باشیم
در بندگی خدا، مُصمّم باشیم
اسلام، غلام و سگ نمی خواهد مرد!
دین آمده است، تا که «آدم» باشیم
Read more
‌ مثل بچه‌های کوچولو هستن که فکر می‌کنن باباشون بهترینه و قوی‌ترینه، من مطمئنم که بابام یکی از قوی‌ترین ...
Media Removed
‌ مثل بچه‌های کوچولو هستن که فکر می‌کنن باباشون بهترینه و قوی‌ترینه، من مطمئنم که بابام یکی از قوی‌ترین و محکم‌ترین آدمای زندگیمه. مطمئنم که برام یه الگوی عالیه و می‌دونم که دوست دارم مثل اون قوی و در عین حال مهربون و خوش خنده باشم. با همه‌چی شوخی کنم اما در عین حال تدبیر داشته باشم. دسترسی به منابع ...
مثل بچه‌های کوچولو هستن که فکر می‌کنن باباشون بهترینه و قوی‌ترینه، من مطمئنم که بابام یکی از قوی‌ترین و محکم‌ترین آدمای زندگیمه. مطمئنم که برام یه الگوی عالیه و می‌دونم که دوست دارم مثل اون قوی و در عین حال مهربون و خوش خنده باشم. با همه‌چی شوخی کنم اما در عین حال تدبیر داشته باشم. دسترسی به منابع داشته باشم، اما همیشه صرفه‌جویی کنم. تصمیمات تعیین کننده بگیرم و از تبعاتش نترسم. از اطرافیانم حمایت کنم، اما آزادشون بذارم که خودشون تجربه کنن. شجاع باشم و از چیزی نترسم و اجازه ندم ترس محدودم کنه. حرفم رو بزنم و سر حق و حقوقم معامله نکنم. امن و قابل اعتماد باشم که بقیه من رو قابل مشورت بدونن. بتونم زندگی مالی عالی داشته باشم، اما پایبندی به آرمان‌هام مهم‌تر باشه. آره! دلم می‌خواد مثل بابام باشم.
این عکس اینجا باشه به عنوان یادآوری برای روزی که بابا برای اتهام تکراری "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" به دادگاه احضار شده بود تا از خودش دفاع کنه. یادآوری برای احساس تعلیق و نگرانی من و بقیه‌ی خانواده از آینده‌ای که معلوم نیست. یادآوری همه‌ی تبعیض‌هایی که توی مدت زندگی‌هامون تحمل کردیم تا عادی و غیرقابل تشخیص شدن.
بابای خوبم، ارزش استقامت و پایداریت رو می‌دونم و مطمئنم هزینه‌ای که تو و خیلی‌های دیگه دادید و می‌دید (از هر دین و عقیده و قومی)، زندگی رو برای نسل‌های بعدی راحت‌تر می‌کنه. دوستت دارم. منتظریم از دادگاه برگردی
Like little kids thinking their father is the best and the strongest, I am sure my Dad is one of the strongest people in my life. I am sure he is a great role model to me and I know I love to be as strong, caring and witty as he is. Taking everything easy while being wise. Being resourceful but not wasteful. Being audacious but not be afraid of the consequences. Protecting my loved ones while letting them to experience their own deeds. Be courageous and not letting fear to restrict me from my goals. Speak out my belief and not compromise over my rights and wants. Be a safe and secure heaven for others so they would counsel and trust in me. Being financially secure but honouring my moral standards. Yes! I want to be like my Dad.
Let this post serve as a reminder for today as my Dad was summoned to the judicial court to defend himself against the fabricated charge of "Propaganda Against the Islamic Republic government". (the rest in the comment)
Read more
این عکس اولین پست اینستاگرام منه و کسی هم که تو عکس کنارش نشستم جز اولین رفقای موندگار و در جه ۱ من تو ...
Media Removed
این عکس اولین پست اینستاگرام منه و کسی هم که تو عکس کنارش نشستم جز اولین رفقای موندگار و در جه ۱ من تو این حرفه است ... 🏳️‍کم میبینیم همو ولی از دور هم میشه انرژیه خوبش رو گرفت و ریخت تو زندگی ...️ ازون رفیقا که تو بدترین شرایط دیدن یه کامنتش یه دایرکتش یه تلفنش میتونه حال ادمو زیر و رو کنه ... بدون اغراق ... این عکس اولین پست اینستاگرام منه
و کسی هم که تو عکس کنارش نشستم جز اولین رفقای موندگار و در جه ۱ من تو این حرفه است ... 🏳️‍🌈کم میبینیم همو ولی از دور هم میشه انرژیه خوبش رو گرفت و ریخت تو زندگی ...⭕️ ازون رفیقا که تو بدترین شرایط دیدن یه کامنتش یه دایرکتش یه تلفنش میتونه حال ادمو زیر و رو کنه ... 📛 بدون اغراق با صدای بلند میگم که تو با معرفتا و مشتیای این حرفه جز پرچمداراست🚩 ... با تمام وجود ذوق میکنم وقتی چند ساله رو پرده سینما میبینمش که مثل فامیلش درخشانه و داره حاصل سالها دست رنجش رو میبینه👌🏻🎞💯 ....این حرفا بهونه بود تا بگم تولد تو مبارک من باشه که همیشه از ته قلب و یه طور ویژه ای دوست داشتم داداش بزرگه ✋🙏❤️
راستی قول میدم زودتر اولین فیلم بلندمو🎥‌بسازم و قول میدم تو تایمی بسازم که تو تایمت ازاد باشه و بهانه نیاری برای بازی نکردن😜🤪😍🙏 #سام_درخشانی #امین_محمودی #رفیق #رفیق❤ #رفاقت #حرفه #سینما #تئاتر #تلویزیون #ایران #سام_درخشانی⭐ @samderakhshani
Read more
@lotfali_khani به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن ما کن ای دوست دلم دریا شد و دادم به دستت مکش دریا به خون پروا کن ای دوست کنار چشمه ای بودیم در خواب تو با جامی ربودی ماه از آب چو نوشیدیم از آن جام گوارا تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب  تن بیشه پر از مهتابه امشب پلنگ کوه ها در خوابه امشب به ... @lotfali_khani

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب  تن بیشه پر از مهتابه امشب
پلنگ کوه ها در خوابه امشب
به هر شاخی دلی سامون گرفته
دل من در تنم بیتابه امشب

#سیاوش _کسرایی #شجریان
#لطفعلی_خانی
#دریا
#دل
Read more
‍ راه لذت از درون دان نه از برون...وقتی سخنی تو را آشفته می کند یا کنش شخصی واکنش تلخ تو را به دنبال دارد؛ ...
Media Removed
‍ راه لذت از درون دان نه از برون...وقتی سخنی تو را آشفته می کند یا کنش شخصی واکنش تلخ تو را به دنبال دارد؛ هیچ اندیشیده ای که آن کلام اینک کجای کاینات را تحت تاثیر و نفوذ خود قرار داده یا آن شخص اصلا در کجای سرنوشت توست؟به راستی چه چیز افق بلند آدمی را چنین محدود میکندکه نمی تواند اندکی آنسوتر بنگرد و وسعت ... ‍ راه لذت از درون دان نه از برون...وقتی سخنی تو را آشفته می کند یا کنش شخصی واکنش تلخ تو را به دنبال دارد؛ هیچ اندیشیده ای که آن کلام اینک کجای کاینات را تحت تاثیر و نفوذ خود قرار داده یا آن شخص اصلا در کجای سرنوشت توست؟به راستی چه چیز افق بلند آدمی را چنین محدود میکندکه نمی تواند اندکی آنسوتر بنگرد و وسعت دریای دلش را چنان کوتاه می کند که همچون باده ای کوچک به تلنگری متلاطم می شود؟در حالی که خالِقت بهشت را همینجا و نه فردا که همینک در درون تو جای داده؛ بهشت و دوزخت با توست در پوست چرا بیرون خود می جویی ای دوست؟حصاری از نکند ها و چه کنم ها به دور خود پیچیده ای که بین تو و سرور و بهجت بی مانند هستی فاصله انداخته این روزها روزهای شکستن است؛ شکستن پیله ی خودتنیده ای که حتی تو را هم از تو گرفته! پر پروازت سالهاست در انتظار گشودن است. ببین در پشت دری که مدت هاست بسته ای، چیست؟ چشم بگشا... سینه بگشا... و در بگشا که:آنچه که خواسته ای پشت در است... در گشودن هنر است🍀
Read more
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن ما کن ای دوست دلم دریا شد و دادم به دستت مکش دریا به خون پروا کن ای دوست کنار چشمه ای بودیم در خواب تو با جامی ربودی ماه از آب چو نوشیدیم از آن جام گوارا تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب تن بیشه پر از مهتابه امشب پلنگ کوه ها در خوابه امشب به هر شاخی ... به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

تن بیشه پر از مهتابه امشب

پلنگ کوه ها در خوابه امشب

به هر شاخی دلی سامون گرفته

دل من در تنم بیتابه امشب
Read more
. . کنار چشمه ای بودیم در #خواب تو با جامی ربودی ماه از آب . چو نوشیدیم از آن جام گوارا تو #نیلوفر ...
Media Removed
. . کنار چشمه ای بودیم در #خواب تو با جامی ربودی ماه از آب . چو نوشیدیم از آن جام گوارا تو #نیلوفر شدی من اشک مهتاب . به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن ما کن ای دوست . دلم #دریا شد و دادم به دستت مکش دریا به خون پروا کن ای دوست . به شب #فانوس بام تار من بود گل آبی به گندمزار من بود . اگر ... .
. کنار چشمه ای بودیم در #خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
.
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو #نیلوفر شدی من اشک مهتاب
.
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
.
دلم #دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
.
به شب #فانوس بام تار من بود
گل آبی به گندمزار من بود
.
اگر با دیگران #تابیده امروز
همه دانند که روزی #یار بود...
.
.
.
.«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«
.
Read more
. . کنار چشمه ای بودم در #خواب تو با جامی ربودی ماه رو از آب . چو نوشیدم از آن جام گوارا تو #نیلوفر ...
Media Removed
. . کنار چشمه ای بودم در #خواب تو با جامی ربودی ماه رو از آب . چو نوشیدم از آن جام گوارا تو #نیلوفر شدی من اشک مهتاب . به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن ما کن ای دوست . دلم #دریا شد و دادم به دستت مکش دریا به خون ، پروا کن ای دوست . به شب #فانوس بام تار من بود گل آبی به گندمزار من بود . اگر ... .
.
کنار چشمه ای بودم در #خواب
تو با جامی ربودی ماه رو از آب
.
چو نوشیدم از آن جام گوارا
تو #نیلوفر شدی من اشک مهتاب
.
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
.
دلم #دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون ، پروا کن ای دوست
.
به شب #فانوس بام تار من بود
گل آبی به گندمزار من بود
.
اگر با دیگران #تابیده امروز
همه دانند که روزی #یار بود....
.
.
.
.
«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»
Read more
خداوند تعالی امام علی علیه السلام را امیر المومنین لقب داد (به روایت اهل سنت عمری) . ابن مردویه از ...
Media Removed
خداوند تعالی امام علی علیه السلام را امیر المومنین لقب داد (به روایت اهل سنت عمری) . ابن مردویه از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است که ابن عباس گفت: صبحگاهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خانه‌اش بود که علی بن ابی طالب علیهما السلام به نزد ایشان آمد و همواره دوست می‌داشت که در آمدن به نزد ایشان ... خداوند تعالی امام علی علیه السلام را امیر المومنین لقب داد (به روایت اهل سنت عمری)
.
ابن مردویه از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است که ابن عباس گفت: صبحگاهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خانه‌اش بود که علی بن ابی طالب علیهما السلام به نزد ایشان آمد و همواره دوست می‌داشت که در آمدن به نزد ایشان کسی از وی پیشی نگیرد. پس او وارد شد در حالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در میان شبستان خانه سرش بر دامن دحية بن خلیفه کلبی بود. پس امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «السلام علیک! احوال پیامبر خدا چگونه است؟» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «خوب است ای برادر رسول خدا.» پس امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «خدای متعال از ناحیه‌ی ما اهل بیت به تو جزای خیر بدهد.» دحيه به امیر المومنین علیه السلام عرض کرد: «من تو را بسیار دوست دارم، همانا برای تو نزد من مدحت و ستایشی است که خبر خوش آن را به تو می‌دهم، تو امیر مومنان و امام دست و روسفیدان هستی، تو بزرگ فرزندان حضرت آدم علیه السلام به جز پیامبران و رسولان هستی. روز قیامت پرچم حمد به دست تو است، تو و شیعیانت همراه با حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حزب او به سوی بهشت جاودان می‌شتابید. هر کس ولایت تو را برگزید رستگار و پیروز شد و هر کس از تو جدا شد به زیان افتاد. دوست حضرت محمد صلی الله علیه و آله دوست تو و دشمن حضرت محمد صلی الله علیه و آله دشمن تو است، شفاعت حضرت محمد هرگز به دشمن تو نخواهد رسید. بیا به من نزدیک شوای برگزیده خدا!» پس او سر مبارک پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را گرفته و آن را در دامنش گذاشت. بدین جهت ایشان بیدار شده و فرمودند: «این همهمه و سرو صدا برای چیست؟» پس على علیه السلام ماجرا را به ایشان خبر داد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «او دحیه کلبی نبود؛ بلکه جبرئيل علیه السلام بود که تو را به نامی صدا کرد که خدا تو را به آن نامیده است. و او کسی است که دوستی تو را در دل اهل ایمان و ترس از تو را در سینه کافران انداخته است.»
.
مناقب علی بن ابی طالب، تالیف ابن مردویه، صفحه ۶۳-۶۴، چاپ دار الحدیث
.
اسکن کتاب:
http://bit.ly/2MgHinU
پوستر:
http://bit.ly/2KIk45h
.
#فضائل_اهل_بیت_از_کتب_مخالفین
Read more
. در خودم گم شده ام آه بگو راه کجاست؟ شب تاریک پر ابری شده ام، ماه کجاست؟ دورم از ساقی و بی یار شدم مست ...
Media Removed
. در خودم گم شده ام آه بگو راه کجاست؟ شب تاریک پر ابری شده ام، ماه کجاست؟ دورم از ساقی و بی یار شدم مست خودم گله دارم، گله دارم، گله از دست خودم سخت سرگرم رصد کردن مردم شده‌ام از خودم دورم و بی قبله‌نما، گم شده‌ام نردبان نرده شد و ساختم از آن قفسی مرغ باغ ملکوتم شد اسیر هوسی حُسن یوسف گهری بود ... .
در خودم گم شده ام آه بگو راه کجاست؟
شب تاریک پر ابری شده ام، ماه کجاست؟

دورم از ساقی و بی یار شدم مست خودم
گله دارم، گله دارم، گله از دست خودم

سخت سرگرم رصد کردن مردم شده‌ام
از خودم دورم و بی قبله‌نما، گم شده‌ام

نردبان نرده شد و ساختم از آن قفسی
مرغ باغ ملکوتم شد اسیر هوسی

حُسن یوسف گهری بود که ارزان دادیم
چقدر سخت در این فاصله تاوان دادیم

در فراقت چه قَدَر شعر که از بر کردیم
شعر خواندیم از آرامش و باور کردیم

شعر از عشق و جنون خواندن ما، عشق نبود
عشق جاری است، نه! جا ماندن ما عشق نبود

عشق شرح پر پروانه در آتش باشد
«عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد»

عاشقان تو، شب از شوق سحر بیدارند
روزها بار ز دوش همه بر می دارند

در پی دوست به کوی دگران می گردیم
یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم

کاش یک بار بیوفتیم به پای خودمان
جمعه ای ندبه بخوانیم برای خودمان

ای خوش آنها که دمی لایق دیدار شدند
که به خال لبت ای دوست گرفتار شدند

شاعران شعر برای خط و خالی گفتند
چقدر شعر که در وصف خیالی گفتند

زلف محبوب نهان بود ولی شانه زدند
«چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند»

من ولی شاعر این حادثه‌ی واقعی‌ام
عاشق بیت پر از بارقه‌ی برقعی‌ام:
.
«می نویسم که شب تار سحر می‌گردد
یک نفر مانده از این قوم که برمی‌گردد»(1)

یک نفر مانده که چشم همه بر درگه اوست
یک نفر مانده که صد قافله دل همره اوست

ساقی از عهد و قراری ازلی برگشته
پسر فاطمه با تیغ علی برگشته

پسر پاک حسن برده به لب نام حسین
که بگوید به همه، دین فقط اسلام حسین

که بگوید که زمین مامن مردان خداست
پایتخت همه عشاق جهان کرببلاست

یک گل است او که بهار آمده با عطر تنش
عقل بینا شده از رایحه‌ی پیرهنش

یوسف ابن الحسن و گمشده‌ی کنعان اوست
زده فریاد مسیحا: پسر انسان اوست

ساقی آورده قدح تا همه عالم بچشند
بچشند و پس از آن بار امانت بکشند

وقت آرامش این عالم سرگردان است
هان به قرآن قسم! این مرد، خودِ قرآن است

#قاسم_صرافان
.
(1) تضمینی از: #سیدحمیدرضابرقعی #سیدحمیدبرقعی

سیدجان!برادر عزیزم و شاعر نظر کرده اهل بیت، تولدت رو با کمی تاخیر تبریک میگم. چشمه سار طبعت همچنان جوشان و قلمت همچنان روان. 🙏🙏🌷🌷❤❤ .
@hamidrezaborghei
.
.
#فایل_صوتی_کامل_ومتن_شعردرکانالها ی تلگرام و سروش
شعرخوانی اردیبهشت 97 در #فرهنگسرای_اندیشه
@farhangsara.andishe
.
.
Read more
از بچگی سفر رو دوست داشتم، با این‌که همیشه به خاطر ماشین‌گرفتگی یا به قول فرنگیا تراول سیکنِس، مسیر ...
Media Removed
از بچگی سفر رو دوست داشتم، با این‌که همیشه به خاطر ماشین‌گرفتگی یا به قول فرنگیا تراول سیکنِس، مسیر کوفتم می‌شد ولی از هیجان کشف جهان نمی‌تونستم بگذرم و همیشه پایه‌ی اردوهای مدرسه و مشتاق سفرهای خانوادگی بودم و تو نوجوونی هم گاهی که امکان سفر میسر نمی‌شد، با پای پیاده یا با یه اتوبوس یا مینی‌بوس ... از بچگی سفر رو دوست داشتم، با این‌که همیشه به خاطر ماشین‌گرفتگی یا به قول فرنگیا تراول سیکنِس، مسیر کوفتم می‌شد ولی از هیجان کشف جهان نمی‌تونستم بگذرم و همیشه پایه‌ی اردوهای مدرسه و مشتاق سفرهای خانوادگی بودم و تو نوجوونی هم گاهی که امکان سفر میسر نمی‌شد، با پای پیاده یا با یه اتوبوس یا مینی‌بوس درون‌شهری راه می‌افتادم و می‌رفتم تا آخرین جایی که می‌شد رفت و از قبل نمی‌دونستم کجاست و این‌طوری با یه بچه‌سفر، حس نیازم به سفر رو کمی ارضا می‌کردم ... بعدها که تو دوره‌ی جٓوو‌نی یه مدتی توی فرودگاه کار می‌کردم هم، موضوع سفر بیش‌تر از کار خودم برام جذاب بود ... نگاه کردن به آدما رو خیلی دوست داشتم وقتی توی ترمینال و پای هواپیما در حالی که تازه از یه سفری می‌اومدن یا داشتن به یه سفری می‌رفتن، منو می‌برد تو فاز خیال‌پردازی و تأمل و پرسیدن پرسشای گوناگون از خودم راجع به رابطه‌ی بین سفرشون با حس و حال‌شون، ظاهرشون، داستان‌شون، دلیل سفرشون، شغل‌شون یا هر چیز مربوط و نامربوط دیگه.
تو دوره‌های مختلف زندگیم شغلای مختلفی رو تجربه کردم و همیشه به آدمایی که سفر جزئی از کار و شغل‌شون بود با حسرت نگاه می‌کردم به خصوص اگه به نظر می‌اومد که کارشون رو هم دوست دارن و ازش لذت هم می‌برن این حس تشدید می‌شد ...
بعدها این فکر به کله‌م زد که چقدر خوب می‌شد اگه می‌تونستم سفر رو با هر چیز دیگه‌ای که دوست دارم ترکیب کنم: سفر با زندگی، سفر با کار، سفر با تفریح، سفر با آموزش، سفر با موسیقی، سفر با خودشناسی و ... و سرانجام چندتاشون با هم توأمان برآورده شدن؛ ترکیب آموزش و شغل و سفر 😊🌀 پ.ن ۱: رؤیاهامون دیر یا زود محقق می‌شن گاهی اون‌قدر آروم و زیرپوستی که حتی یادمون می‌ره که داستان امروز همون رؤیای دیروزه.
پ.ن ۲: چقدر حواسمون به رؤیاهامون هست؟
پ.ن ۳: همسفر شدن با آموزگارایی مثل امیر و ناصر که بیش‌تر از من سفر کردن آموزنده و دلچسبه چون آدمای پخته‌ای هستن، تو حوزه‌های تخصصی خودشون باتجربه و سرآمدن، و دارن رؤیاهاشونو زندگی می‌کنن و این آخری خودش به تنهایی خیلی برای من الهام‌بخشه.

@amirmehrani
@ghanemzadeh

#سفر #زندگی #زاهدان #آموزش #رؤیا
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span> ترجمه کامل مصاحبه با روزنامه حوریت در ژانویه 2015...دی ماه 93(سه سال و نیم پیش بعد از بازی در فیلم ...
Media Removed
ترجمه کامل مصاحبه با روزنامه حوریت در ژانویه 2015...دی ماه 93(سه سال و نیم پیش بعد از بازی در فیلم دلیبال)🏻🏻🏻 #Culusoyrep بخش دوم: ●شما هم مثل فیلم یه عشق شدیدو تجربه کردید؟؟ -این چیزا حتما تو فیلما هست...بین اطرافیانم اصلا ندیدم...خودمم تجربه نکردم ●مثل کاراکتر توی فیلم آدم انقدر ...
ترجمه کامل مصاحبه با روزنامه حوریت در ژانویه 2015...دی ماه 93(سه سال و نیم پیش بعد از بازی در فیلم دلیبال)👇🏻👇🏻👇🏻
#Culusoyrep
بخش دوم:
●شما هم مثل فیلم یه عشق شدیدو تجربه کردید؟؟
-این چیزا حتما تو فیلما هست...بین اطرافیانم اصلا ندیدم...خودمم تجربه نکردم
●مثل کاراکتر توی فیلم آدم انقدر وابسته ای نیستید؟
-وابسته ام.اما احساساتمو انقدر شدید تجربه نمیکنم احساسشون میکنم.اونم با منطق!!یکم رابطه داشتن برام سخته.قبل هرچیزی باید طرف مقابلمو به خوبی بشناسم.فقط با همچین آدمی میتونم باشم.
●عشقو چجوری تعریف میکنین؟
-زیر کلمه عشق وابستگی هست...
●بخاطر عشق فداکاری میکنین؟؟
-نمیدونم...الان چیزی نمیتونم بگم دیگه چون جلوی دوستان عاشقمون درست نیست.تو دیگه بیشتر از من درباره عشق نپرس
●تاحالا خیلی عاشق شدید؟؟
-معمولا روابطم طولانی مدت میشه.چیزی که مهمه میخوام با کسایی که هستم تفاهماتی داشته باشم و کسی باشه که بتونیم باهم یه وقتایی خوش بگذرونیم.
●تو روابطتون صادقید؟؟
-بله...به کس دیگه ای نگاه نمیکنم.
●چطور زنهایی توجهتونو جلب میکنن؟
-کسایی که رو پاهای خودشونن!یه شخصیت قوی و محکمن!تو روابط دوستانمم هم همینجوریع‌...
●تواضعو ول کنیم.اینهمه آرزوی بقیه بودن اشباعت نمیکنه؟؟
-به اون طرف قضیه نگاه نمیکنم.اون فقط منو از لحاظ معنوی تامین میکنه.ذهنمو با اینکه اطرافم انتخاب های زیادی هست درگیر نمیکنم.
●سه ماهه تو آمریکا زندگی میکنین.وقتی مشهور میشید و به نقطه مشخصی میرسید طبق قوانین شهرت راه آمریکا رو پیش میگیرید؟؟
-نه عزیزم.شش ساله میخواستم برم.برای اولین بار یه فاصله ی کاری به این طولانی ای دادم.اینو هم بعنوان وسیله ای برای پیشرفتم استفادش کردم.
●اونجا چطور زندگی ای دارید؟؟
-تو سانتا مونیکا عم.یه خونه دو اتاقه گرفتم.صبح ها بیدار میشم لباسمو درمیارم میرم کنار اقیانوس میدوم.کسی منو نمیشناسه.به خودم گوش میدم.از طرفی هم برای فصل آینده و سریال جدیدم درسهایی یاد میگیدم.ماه فوریه هم یه کار تبلیغاتی داریم.در آینده میخوام که یه خونه تو لس آنجلس برای خودم بگیرم.حتی با یکی از رفیقام برنامه میچینیم که یه مکان کوچیک هم باز کنیم.
●دوستای اونوریتون میدونن که تو ترکیه مشهور و مهم شدید؟؟
-نه به کسی نمیگم.فقط میدونن که به بازیگری مشغولم.اونجا آدما بدون اینکه بدونن کی هستم باهام دوست میشن.
●خب حالا که همه چی آمادس و کسی مشهور بودنتونو نمیدونه اونجا عشقیو پیدا کردید؟؟
-اگه عشق بیاد تو زندگیم سرعتم کند میشه.میخوام اونو هدایت کنم(کاراشو).اونجا برای پیشرفت خودم رفتم.نمیخوام از هدفم پرت بشم.
Admin #Niloooiii
Read more
. . #خورشید #جان , امان از این بی تو گذشتن‌ها؛ وقتی از شما دورم, برف‌های درونم آغاز می‌شود. کاش می‌دانستید درباره‌تان چه فکر می‌کنم. من برای دیدن شما همهٔ درها را زده‌ام. #عاشقی خوب است؛ #زندگی حلال کسانی که #عاشق ‌اند. من خجالتی‌ام و هنوز نمی‌دانم اسمتان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش #عشق , خود لب ... .
.

#خورشید #جان , امان از این بی تو گذشتن‌ها؛ وقتی از شما دورم, برف‌های درونم آغاز می‌شود. کاش می‌دانستید درباره‌تان چه فکر می‌کنم. من برای دیدن شما همهٔ درها را زده‌ام. #عاشقی خوب است؛ #زندگی حلال کسانی که #عاشق ‌اند. من خجالتی‌ام و هنوز نمی‌دانم اسمتان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش #عشق , خود لب و دهان داشت.  اجازه می‌فرمایید گاهی #خواب شما را ببینم؟ .

#محمد_صالح_علاء
.
.
.
.
.

میگویی دوستم نداری !
اما
خیره میشوی ...
گل میخری !
با من که حرف میزنی صدایت را صاف میکنی...
#شعر میخوانی !
باشد ...
قبول جانِ دلم !
اصلا تا باشد از این دوست نداشتن ها ..
.
.
#مریم_قهرمانلو .
.
.
.
.

کجایی
ای که تو
وقتی عبور می‌کردی
حصار هیبت هر آستانه‌ای می‌ریخت!

#حمید_مصدق .
.
.
.
.
.

بگذار بگویم
بغض که می کنی،
گریه ام می گیرد.
#خنده ات که بگیرد،
حالم از همیشه بهتر است...
می بینی زندگی ام را؟
به دلت بند است؛
بند دلم..
.
#عادل_دانتیسم .
.
.
.
.
.

خنده ات دکان عطاری ست یا دارالشفاست؟
من یقین دارم که بر هر درد بی درمان دواست

واژهء عشق و محبت را تو معنا میکنی
صبح هم تعبیر #زیبایی ز لبخند شماست...
.

#مهتاب_بهشتی
.
.
.
.
. ‏دلم یه چیز توهم‌زا میخواد!
مثلا
بـــغلت ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌.
.
.
.
.

#خوشگلی و زشتی آدما
فقط و فقط بستگی به این داره
که کی داره نگاهشون میکنه!
.
.
.
.

#بغلم کن
که آدمیزاد
باید دلش به چیزی گرم باشد...
.
.
.

فكر كردن به تو
يعنى غزلى شورانگيز
كه‌ همين‌ شوق مرا
خوب‌ترينم كافی‌ست...
#محمدعلی_بهمنی
.
.
.
.
.
.
.
.
سلاااااااااااام و ایامتون به کام دوستان
چ طورایید
جونم بگه برای همتون ک
یک دختر و پسر داریم رسمی کچلمون کردن
دعا کنید اگر خیرشونه دیگه جفت شن خخخ
نیست هم ک خدا بهترشو زودتر برای هردوشون برسونه
دومی هم ک بگم براتون مریض ...
الهی خدا همه مریض ها رو به رحمت شفا بده
اوووه خبر زیاده
وقت نوشتن گاهی کم
چ دوست دارم بیشتر از داستان های هر روزه زندگیم بنویسم
راستی یک چیزی
همین الان الان یک آرزو کن ...
کردی ؟؟
یک دونه ها
منم کنم ...
(منم کردم)
برای آرزوهای توی دلهای همتون الهی آممممین ....
برای منم دعا کنید 😉😊
نمیگم خیلی دوستتون دارم
چون قبلا گفتم مشکل زا شده 😂😂
اما واااااقعاااا همه آدم ها رو جز استثنائات خیلی دوست دارم ... 😊
.
.
.
الهی حال دلاتون خوب نه هااا
عااااالی
خلیفه های #خدا روی زمین 😊
ای شماهایی که اسمتون انسانه و تو وجود هر کدوم یک تیکه از روح حضرت عشق وجود داره
الهی حال هااااتون به حق همون حضرت عشق بی نظیررررر عاالی
آمین😊
🌹
Read more
بی تو به #سامان نرسم ، ای سرو #سامان همه تو ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو من همه تو ، تو همه من ...
Media Removed
بی تو به #سامان نرسم ، ای سرو #سامان همه تو ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو من همه تو ، تو همه من ، او همه تو ، ما همه تو هرکه وهرکس همه تو ، ای همه تو ، آن همه تو من که به دریاش زدم تا چه کنی با دلِ من تخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم ، رمز نیستان همه تو ، راز نیستان ... بی تو به #سامان نرسم ، ای سرو #سامان همه تو
ای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تو
من همه تو ، تو همه من ، او همه تو ، ما همه تو
هرکه وهرکس همه تو ، ای همه تو ، آن همه تو
من که به دریاش زدم تا چه کنی با دلِ من
تخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو
ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم ،
رمز نیستان همه تو ، راز نیستان همه تو
شور تو آواز تویی ، بلخ تو شیراز تویی ،
جاذبه ی شعر تو ، جوهر عرفان همه تو
همّتی ای دوست که این دانه ز خود سر بكشد
ای همه خورشید تو و خاک و باران همه تو
Read more
کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید کسی تنهایی مارا نمی گرید دلم در حسرت یک دست دلم در حسرت یک دوست دلم ...
Media Removed
کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید کسی تنهایی مارا نمی گرید دلم در حسرت یک دست دلم در حسرت یک دوست دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را بگو ای دوست بگو ... کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید
کسی تنهایی مارا نمی گرید

دلم در حسرت یک دست
دلم در حسرت یک دوست

دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست
و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی
کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی
کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را
بگو ای دوست
بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی
تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی
تو حتی روزهای تلخ نامردی
نگاهت التیام دستهایت را دریغ از ما نمیکردی
من امشب با تمام خاطراتم با تو هم خواهم گفت
من امشب با تمام کودکیهایم برایت اشک خواهم ریخت
من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای ناآرام خواهم داد
همان دریا که میگفتی
که بغض شکوه هایم از گلویش موج خیزش زخم برمیداشت
بگو ای دوست بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی
کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی
Read more
دوستَت دارم تو گندم‌زارِ باران خورده‌ای دوستَت دارم مرا دستِ کسی نسپُرده‌ای دوستَت دارم شبیه خوابِ بعد از خستگی دوستَت دارم شبیه لحظه‌ی وابستگی... ‌ ‌ آهنگ #دوستت_دارم خواننده: #فریدون_آسرایی ترانه: #حسین_غیاثی ملودی: #ابوالفضل_فراز تنظیم،میکس،مستر: #فرید_فراز ویولن: ... 🎼
دوستَت دارم
تو گندم‌زارِ باران خورده‌ای
دوستَت دارم
مرا دستِ کسی نسپُرده‌ای
دوستَت دارم
شبیه خوابِ بعد از خستگی
دوستَت دارم
شبیه لحظه‌ی وابستگی...


آهنگ #دوستت_دارم
خواننده: #فریدون_آسرایی
ترانه: #حسین_غیاثی
ملودی: #ابوالفضل_فراز
تنظیم،میکس،مستر: #فرید_فراز
ویولن: #میثم_مروستی
گیتار: #مجتبی_تقی_پور
@hoseinghiasi
@farazinsta
@faridfaraz
@meysammarvasti_official
@mojtabataghipour.music

می‌تونید آهنگ رو از طریق کانال تلگرام دانلود کنید
لینک کانال: (در بیوگرافی پیج)

http://t.me/fereydounasraei1
Read more
من با تو نگویم كه تو پروانه من باش چون شمع بیا روشنی خانه من باش در كلبه ما رونق اگر نیست صفا هست تو ...
Media Removed
من با تو نگویم كه تو پروانه من باش چون شمع بیا روشنی خانه من باش در كلبه ما رونق اگر نیست صفا هست تو رونق این كلبه و كاشانه من باش من یاد تو را سجده كنم ای صنم اكنون برخیز و بیا ، خود بت بتخانه من باش دانی كه شدم خانه خراب تو حبیبا اكنون دگر آبادی ویرانه من باش لطفی كن و در خلوت محزون من ای دوست آرام ... من با تو نگویم كه تو پروانه من باش
چون شمع بیا روشنی خانه من باش

در كلبه ما رونق اگر نیست صفا هست
تو رونق این كلبه و كاشانه من باش

من یاد تو را سجده كنم ای صنم اكنون
برخیز و بیا ، خود بت بتخانه من باش

دانی كه شدم خانه خراب تو حبیبا
اكنون دگر آبادی ویرانه من باش

لطفی كن و در خلوت محزون من ای دوست
آرام و قرار دل دیوانه من باش

#مهدی_اخوان_ثالث
Read more
. من با همه ی درد جهان ساختم اما ،، با درد تو هر ثانیه دلآله نپردم #تو_دورشدی_از_من_و_با_این_همه_یک_عمر_من_غیر_تو_حتی_به_کس_فکر_نکردم من ...
Media Removed
. من با همه ی درد جهان ساختم اما ،، با درد تو هر ثانیه دلآله نپردم #تو_دورشدی_از_من_و_با_این_همه_یک_عمر_من_غیر_تو_حتی_به_کس_فکر_نکردم من خسته ام از این همه تاوان جدایی ،، ای بی خبر از حال من امروز کجایی من صبر نکردم که به این روز بیوفتم ،، اینقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی ای دوست کجایی،،، اینقدر ... .
من با همه ی درد جهان ساختم اما ،، با درد تو هر ثانیه دلآله نپردم
#تو_دورشدی_از_من_و_با_این_همه_یک_عمر_من_غیر_تو_حتی_به_کس_فکر_نکردم
من خسته ام از این همه تاوان جدایی ،، ای بی خبر از حال من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیوفتم ،، اینقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی،،،
اینقدر که راحت به خودم سخت گرفتم ،، از حفظ شده باور من درد کشیدن
#گیرم_همه_آینده_ی_من_پاک_شد_از_تو_با_خاطرهای_تو_چه_باید_بکنم_من
من خسته از این همه توان جدایی ،، ای بی خبر از حال من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیوفتم ،، اینقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی،،،
Haminjury khub bud neveshtam vagarna dustamun dorvarmunan #refaghat
#احسان_خواجه_امیری
Read more
... عینک آفتابی ای که تو بهم داده بودی، آخرین یادگاری ت بود که گم شد، الان انگار سبکم.... انگار هیچ ...
Media Removed
... عینک آفتابی ای که تو بهم داده بودی، آخرین یادگاری ت بود که گم شد، الان انگار سبکم.... انگار هیچ چیزی نیست که دیگه هی منو یاد تو بندازه... وقتی کتابی رو که بهم هدیه داده بودی، هدیه که نه، چون یادمه دادی بخونم و بعدش گفتی مال خودت، چون یه تازه ش رو برای خودت خریده بودی، مهم نیست ، به هر حال من یه کتابی ... ... عینک آفتابی ای که تو بهم داده بودی، آخرین یادگاری ت بود که گم شد، الان انگار سبکم....
انگار هیچ چیزی نیست که دیگه هی منو یاد تو بندازه...
وقتی کتابی رو که بهم هدیه داده بودی، هدیه که نه، چون یادمه دادی بخونم و بعدش گفتی مال خودت، چون یه تازه ش رو برای خودت خریده بودی، مهم نیست ، به هر حال من یه کتابی داشتم که از طرف تو بهم رسیده بود و مجبور شدم بر خلاف میل باطنی م ، به خاطر اصرار باور نکردنی یه دوست برای خوندنش، بدم بهش ، بعد از مدتها اون دوست از اینجا رفت و چون احمق نبود کتاب رو هم با خودش برد، یه چیزی ته وجودم گفت یه دلیلی داره و من اون موقع دلم خواست فکر کنم اونقدر یواشکی گفته شده که نشنیدم...
وقتی ساعتی که هدیه ی تو بود ، یه جایی توو این شهر بزرگ، که اصلا نمی دونم کجا، بدون اینکه بندش پاره باشه یا چفتش خراب، از دستم افتاد و من نفهمیدم، باز همون چیز ته وجودم گفت حتما یه دلیلی داره و من باز خواستم فکر کنم اونقدر یواشکی گفته شده که نباید بشنوم...
و سر رسیدی که چون خیلی سال ازش گذشته بود لای کاغذ باطله هام خودش رو جا کرد و رفت توو سطل آشغال، بدون اینکه من خواسته باشم که بندازمش دور و باز اصرار من برای نشنیدنِ "حتما یه دلیلی داره"...
آدمس هایی که تاریخ مصرفشون گذشت و بو گرفتن....
شالی که لای در مترو گیر کرد و به طرز باور نکردنی ای غیرقابل استفاده شد...
کفشی که کهنه شد و از مد افتاد....
و حالا عینک...
عینک آفتابی ای که گم شد...
من آدم گم کردن و جا گذاشتن و خراب کردن نیستم، حتما یه دلیلی داره، چرا فقط هر چیزی که به تو ربط پیدا می کنه یهو غیب می شه؟
مثل خودِ دوست داشتنت که سالهاست دارم می گردم توو تک تک سلولهام و پیداش نمی کنه، اصلا نمی دونم کجا گذاشتمش و یا به کی دادمش ...
به هر حال هیچ چیزی از تو دیگه توو من نیست و این حتما یه دلیلی داره...
پس، خدا حافظ.
#سین_شین #سمیراشکوری #سمیرا_شکوری
#samirashakouri
Read more
97/2/28 #ایران #بوشهر ... نمیدانم ده سال دیگر که در آستانه ورود به میانسالی هستم دنیا را چگونه ...
Media Removed
97/2/28 #ایران #بوشهر ... نمیدانم ده سال دیگر که در آستانه ورود به میانسالی هستم دنیا را چگونه تجربه کرده ام... نمیدانم زندگی را زندگی کرده ام یا نه.. حتی نمیدانم هستم یا که نه.. دوست دارم تا هستم برای خوشحال کردن منی که بخاطرش متولد شدم تلاش کنم.. دستش را بگیرم و هر لحظه به او بگویم چقدر دوستش ... 97/2/28
#ایران #بوشهر
...
نمیدانم ده سال دیگر که در آستانه ورود به میانسالی هستم دنیا را چگونه تجربه کرده ام...
نمیدانم زندگی را زندگی کرده ام یا نه.. حتی نمیدانم هستم یا که نه.. دوست دارم تا هستم برای خوشحال کردن منی که بخاطرش متولد شدم تلاش کنم.. دستش را بگیرم و هر لحظه به او بگویم چقدر دوستش دارم و چقدر برایم عزیز است..
به او بگویم چه قلب مهربانی دارد و چقدر شگفت انگیز و رویایی است...
دوست دارم تا دلش گرفت دستش را بگیرم و بگویم وقت رفتن است، با من بیا که میخواهم تو را ببرم به آنجایی که در آن زمان و مکان فراموشت شود...
آنقدر دوستش بدارم که خنده مهمان همیشگی جان شیرین او باشد..
بگویم از این دنیای بزرگ متعلق و اهل هیچ جا نباش... فقط خودت باش و کوله ای کوچک در جاده ای که تو را هر بار به جایی ببرد..
دلم میخواهد خودم را ببرم..
شاید به جایی که اسمش هیچ است...
شاید هم به جایی که اسمش هیچ هم نباشد...
باید بروم...
هیچ چیز مانند رفتن آرامم نخواهد کرد
#شیوا_محمدی
...
ش.ن : عکس آرشیو ...
👸🌹🍃🌼
Read more
. سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی به چه دیر ماندی ای صبح که جان ...
Media Removed
. سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد بزه کردی و نکردند موذنان ثوابی نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم که به روی دوست ماند که برافکند نقابی سرم از خدای خواهد ... .
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد
بزه کردی و نکردند موذنان ثوابی
نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی
نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی
سرم از خدای خواهد که به پایش اندرافتد
که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی
دل من نه مرد آنست که با غمش برآید
مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی
نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری
تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی
دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی عجبست اگر نگردد که بگردد آسیابی
برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی
.
#سعدى
Read more
سلام <span class="emoji emoji1f64b"></span>‍♂️<span class="emoji emoji1f64b"></span>‍♀️ظهر همگی بخیر🏝 به من گفتی که دل دریاکن ای دوست همه دریاازآن من کن ای دوست دلم دریاشدودادم ...
Media Removed
سلام ‍♂️‍♀️ظهر همگی بخیر🏝 به من گفتی که دل دریاکن ای دوست همه دریاازآن من کن ای دوست دلم دریاشدودادم به دستت مکش دریا به خون پرواکن ای دوست بدنم موج برمیدارد روی دریای خیالت کوبانده می شوم به ساحل تنهایی و شن های داغ خواستن تو را درخود فرو می کشند و کفم بریده می شود از شوق شیدایی ! #دریا #ساحل #طبیعت #سرسبز #افتاب #خورشید #طلوع #غروب #موج #سنگ #شن #کوه #بندرچارک #جزیره_کیش #خلیج_فارس #هرمزگان #ایران #دریای_خلیج_فارس #تنهايی #اسمان #ابری سلام 🙋‍♂️🙋‍♀️ظهر همگی بخیر🏝

به من گفتی که دل دریاکن ای دوست همه دریاازآن من کن ای دوست
دلم دریاشدودادم به دستت مکش دریا به خون پرواکن ای دوست

بدنم موج برمیدارد روی دریای خیالت
کوبانده می شوم به ساحل تنهایی و شن های داغ خواستن
تو را درخود فرو می کشند و کفم بریده می شود از شوق شیدایی !
#دریا #ساحل #طبیعت #سرسبز #افتاب #خورشید #طلوع #غروب #موج #سنگ #شن #کوه #بندرچارک #جزیره_کیش #خلیج_فارس #هرمزگان #ایران #دریای_خلیج_فارس #تنهايی #اسمان #ابری
. این‌جا با بهره‌ گیری از فرمایشات معصومین(ع) به برخی از آثار و برکات محبت اهل‌ بیت(ع) می پردازیم: الف) چشم روشنی در هنگام #مرگ : رسول خدا(ص) فرموده اند: #محبت من و خاندانم در هفت جا، که هول و هراس آنها عظیم است سود می بخشد.[۱]هنگام مرگ، در #قبر ، هنگام #رستاخیز ، هنگام گرفتن نامه اعمال، وقت حساب، ... . این‌جا با بهره‌ گیری از فرمایشات معصومین(ع) به برخی از آثار و برکات محبت اهل‌ بیت(ع) می پردازیم:

الف) چشم روشنی در هنگام #مرگ :

رسول خدا(ص) فرموده اند: #محبت من و خاندانم در هفت جا، که هول و هراس آنها عظیم است سود می بخشد.[۱]هنگام مرگ، در #قبر ، هنگام #رستاخیز ، هنگام گرفتن نامه اعمال، وقت حساب، کنار #میزان و سنجش اعمال و هنگام عبور از #صراط .

روزی #حارث_همدانی به حضور امیرالمومنین(ع) آمد، امام از علت آمدن او جویا شد او گفت: علاقه به شما مرا به این جا کشانیده، حضرت فرمود: ای حارث تو مرا دوست داری؟ گفت: بلی والله یا امیرالمؤمنین، حضرت فرمود: بدان که هیچ بنده‌ای از دوستان ما نمی میرد مگر این‌که در هنگام مردن مرا آن طوری که دوست دارد می بیند چون ببینی مرا که دشمنان خود را از #حوض_کوثر دور می‌کنم خوشحال خواهی شد، و چون ببینی که بر صراط می گذرم و (عَلَم محمد(ص) به دست من است و پیش #حضرت رسول(ص) می روم چنان مرا خواهی دید که مشعوف و مسرور می شوی.[1]

ب) حشر با اهل بیت(ع) در قیامت:

امیرالمومنین(ع) فرمودند:(2) ؛ هرکه ما را دوست بدارد، در روز #قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، #خداوند او را با آن محشور خواهد کرد. از امام صادق(ع) روایت شده که #حضرت_رسول (ص) به امیرالمومنین(ع) فرمودند: #یاعلی تو و شیعیان تو از قبرها بیرون خواهید آمد و صورت‌های شما مانند ماه شب چهارده خواهد بود و جمیع شدت ها و غم ها از شما برطرف خواهد شد و در سایه عرش الهی خواهید بود، مردم خواهند ترسید و شما نخواهید ترسید و مردم‌ اندهناک خواهند بود و شما مسرور خواهید بود و برای شما خوان نعمت های الهی می آورند و مردم مشغول به حساب و کتاب خواهند بود.[3]

ج) بالاترین درجات بهشت:

امیرالمومنین(ع) فرمودند: اهل #بهشت به منازل #شیعیان ما (در بالاترین درجات آن) نگاه می کنند همانطوری که انسان به ستاره ها می نگرد.[4]

د) رسیدن به مقام #شهید :

#امیرالمومنین (ع) فرموده اند: (5)؛ میّت #شیعه ما صدیق و شهید است چون که امر ما را تصدیق نموده و به خاطر ما دوستی و دشمنی نموده است و از این کار خود، خدای عزوجل را اراده کرده است.

ه) قبولی کارهای نیک :

اگر انسان تمام کارهای نیک و اعمال خیر را انجام داده باشد و واجبات الهی را به جای آورد اما از #اهل_بیت (ع) و #ولایت و محبت آنان دور باشد، هیچ یک از اعمال و نیکی های او ثمره ای نخواهد داشت #حضرت_علی ع ...
.
.
ادامه کامنت اول .
.
.
🔴👈چله #زیارت_عاشورا و #ختم_قران 120 روزه ثبت نام دارم جا نمونی
بالا پیجم زیر عکسم👆 تو استوری های ثبت شده ببین .
.
Read more
. آخر ای دوست, نخواهی پرسید که دل از, دوری رویت, چه کشید ؟ جان به لب آمده, در ظلمت غم کی به دادم رسی ...
Media Removed
. آخر ای دوست, نخواهی پرسید که دل از, دوری رویت, چه کشید ؟ جان به لب آمده, در ظلمت غم کی به دادم رسی ای صبح امید.. . #فريدون_مشيرى . در تلگرام هم همراه ما باشیدلینک تو بیو .
آخر ای دوست, نخواهی پرسید
که دل از, دوری رویت, چه کشید ؟

جان به لب آمده, در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید.. .
#فريدون_مشيرى
.
در تلگرام هم همراه ما باشید❤لینک تو بیو
Loading...
Load More