بغض خواب كه

Loading...


Unique profiles
23
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Box Classic - کافه رستوران باکس کلاسیک, Iran, Bray, Ireland
Average media age
824.9 days
to ratio
3.2
 #شب_سوم_محرم #شب_عاشورای_خیلیا #اصلا_رقیه_طفل_سه_ساله_نبوده_است #یا_صورتش_پر_از_گل_لاله_نبوده_است #اصلا_تمام_روضه_الشام_هم_دروغ #اما_عزیز_فاطمه_دختر_که_بوده_است #دختر_دلش_برای_پدر_تنگ_میشود . . #سوزناک‌حتمااا‌بخوانید<span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f494"></span> #شب‌سوم‌محرم #حضرت‌رقیه‌سلام‌الله‌علیها #٣١٥ـ قافله ...
Media Removed
#شب_سوم_محرم #شب_عاشورای_خیلیا #اصلا_رقیه_طفل_سه_ساله_نبوده_است #یا_صورتش_پر_از_گل_لاله_نبوده_است #اصلا_تمام_روضه_الشام_هم_دروغ #اما_عزیز_فاطمه_دختر_که_بوده_است #دختر_دلش_برای_پدر_تنگ_میشود . . #سوزناک‌حتمااا‌بخوانید #شب‌سوم‌محرم #حضرت‌رقیه‌سلام‌الله‌علیها #٣١٥ـ قافله ... #شب_سوم_محرم
#شب_عاشورای_خیلیا
#اصلا_رقیه_طفل_سه_ساله_نبوده_است
#یا_صورتش_پر_از_گل_لاله_نبوده_است
#اصلا_تمام_روضه_الشام_هم_دروغ
#اما_عزیز_فاطمه_دختر_که_بوده_است
#دختر_دلش_برای_پدر_تنگ_میشود
.
.
#سوزناک‌حتمااا‌بخوانید😔💔
#شب‌سوم‌محرم
#حضرت‌رقیه‌سلام‌الله‌علیها
#٣١٥ـ

قافله رفته بود و من بيهوش
روي شن زارهاي تفتيده
ماه با هر ستاره اي مي گفت:
بي صدا باش! تازه خوابيده

قافله رفته بود و در خوابم
عطر شهر مدينه پيچيده
خواب ديدم پدر ز باغ فدك
سيب سرخي براي من چيده

قافله رفته بود و من بي جان
پشت يك بوته خار خشكيده
بر وجودم سياهي صحرا
بذر ترس و هراس پاشيده

قافله رفته بود و من تنها
مضطرب، ناتوان ز فريادي
ماه گفت اي رقيه چيزي نيست
خواب بودي ز ناقه افتادي

قافله رفته بود و دلتنگي
قلب من را دوباره رنجانده
باد در گوش ماه ديدم گفت:
طفلكي باز هم كه جامانده

قافله رفته بود و تاول ها
مانعي در دويدنم بودند
خستگي،تشنگي،تب بالا
سد راه رسيدنم بودند

قافله رفته بود و مي ديدم
مي رسد يك غريبه از آن دور
ديدمش-سايه اي هلالي شكل-
چهره اش محو هاله ای از نور

ازنفس هاي تند و بي وقفه
وحشت و اضطراب حاكي بود
ديدم او را زني كه تنها بود
چادرش مثل عمه خاكي بود

بغض راه گلوي من را بست
گفتمش من يتيم و تنهايم
بغض زن زودتر شكست و گفت:
دخترم ، مادر تو زهرايم

ز بس که طعنه از هرکس شنیدم
که از این زندگی کردن بریدم
لباسم پاره بود و بین کوچه
ز دختر ها خجالت میکشیدم

من غرورم جریحه دار شده
شاکی از دست ساربان هستم
کعب نی ها مدام میگویند
دست و پا گیر کاروان هستم

دختر حرمله چه مغرور است
به من از بام دست تکان میداد
او خبر دار شده یتیم شده ام
پدرش را به من نشان میداد ▪️شاعر: #وحید_قاسمی .
.
#امام_حسنی_ها .

در شب سوم محرم در کربلای معلی دعاگوییم
Read more
. . . ﷽ . #به_وقت_شام را ديدم جناب #ابراهيم_حاتمي_كيا و كمي #به_وقت_دلتنگی مي نگارم در سالروز ...
Media Removed
. . . ﷽ . #به_وقت_شام را ديدم جناب #ابراهيم_حاتمي_كيا و كمي #به_وقت_دلتنگی مي نگارم در سالروز شهادت #سيد_مرتضي_آويني ✍️✍️✍️✍️✍️✍️ كارگردان #وابسته_نظام و #انقلابي ؛ در قاب جادويي تصوير افسون كردي و برشي از رشادت ها و دليري هاي مردمان مدافع حرم و حريم انقلاب اسلامي را به رخ كشيدي... نگاهي ... .
.
. ﷽
.
#به_وقت_شام را ديدم جناب #ابراهيم_حاتمي_كيا و كمي #به_وقت_دلتنگی مي نگارم در سالروز شهادت #سيد_مرتضي_آويني ✍️✍️✍️✍️✍️✍️
كارگردان #وابسته_نظام و #انقلابي ؛ در قاب جادويي تصوير افسون كردي و برشي از رشادت ها و دليري هاي مردمان مدافع حرم و حريم انقلاب اسلامي را به رخ كشيدي...
نگاهي گذرا به چشم هاي بينندگان در هنگام خروج از سالن نمايش و بغض هاي فروخورده آنان همه حرف و ثمر اين نمايش بود
نمايشي كه همه مي دانستند نمايش بود
نمايشي كه در آن رزمندگان فاطميون ، زينبيون ، نبويّون ، فاتحين و... نبودند
حرفي از #حاج_حسين_همداني و #مصطفي_صدرزاده و #حاج_رحيم_كابلي و #محمد_بلباسي و #مدافعان #گمنام #حرم نبود
تصويري از #احسان_حاجي_حتملو و #سيد_رحيم_فيروز_آبادي و #يدالله_ترميمي و #قاسم_غريب و #شهداي_مدافع_حرم نبود
اما...
دلتنگي
تنها ثمره اين نمايش براي منِ #جامانده بود
پر از غيرت بود براي جواناني كه براي رويارويي با دشمنان اين خاك و حريم و شريعت خونشان مي جوشد
پر از ياد خاطرات رفقاي پر كشيده بود و ...
#سكانس_آخر📽 آرامش مردم سرزمين بود و تلالو گنبد طلايي #حضرت_زينب #سلام_الله_علیها
راستي #سيد_مرتضي چگونه فوت كوزه گري را بر لوح دوربين و تدوينت دميد ؟؟؟
گاهي دعا مي كنم
خدايي نكرده اجل مرا در بستر خواب يا يك سانحه و بيماري و ... غافلگير نكند
عمري آرزويم وصل معبود بود با شهادت كه البته هنوز درگير #جهاد_اكبر هستم و نفس دنيايي زمين گيرم كرده
اي كشتگان عشق برايم دعا كنيد
يعني نمي شود كه مرا هم صدا كنيد...
#ما_را_مدافعان_حرم_آفریده_اند
حتما سعي كنيد اين فيلم را ببينيد و آن وقت بنويسيد #چطوری_ایرانی 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@shahid_ehsan_hatamlo @modafeharamzeinab @rasoulkhalilii @mahboube_b1987 @aviny_com @arbab_tanha @shahid.mohsen.heydari @shahid_haj_mahdi_noroozi @shahidkaboli @owjmedia_org @malek.1359
#دارد_جوان_گريه_كنت_پير_ميشود
Read more
Till dig som är: min kärlek, mitt liv och mitt allt(<span class="emoji emoji2764"></span>min mamma<span class="emoji emoji2764"></span>)<span class="emoji emoji1f618"></span>. تقديم ب تو كه : عشقمى ، زندگيمى ...
Media Removed
Till dig som är: min kärlek, mitt liv och mitt allt(min mamma). تقديم ب تو كه : عشقمى ، زندگيمى و همه چيزمى(مادرم) دلم می خواهد حرفهایی که سالیان سال روی قلبم سنگینی می کند را برای تو بگویم ای نگهبان شبهای خاموش من. آن زمان که من با لالایی آرام تو به خواب میرفتم نمی دانستم که هنوز قلب تو دلواپس ... Till dig som är: min kärlek, mitt liv och mitt allt(❤min mamma❤)😘.
تقديم ب تو كه : عشقمى ، زندگيمى و همه چيزمى(❤مادرم❤)😘
دلم می خواهد حرفهایی که سالیان سال روی قلبم سنگینی می کند را برای تو بگویم ای نگهبان شبهای خاموش من. آن زمان که من با لالایی آرام تو به خواب میرفتم نمی دانستم که هنوز قلب تو دلواپس فردا های من است. و آن هنگام که پاهایم خسته بود و آغوش تو امن ترین پناهگاه خستگی هایم می شد غافل از این بودم که تو بر شانه های استوارت بار زمانه را نیز به دوش می کشی. وقتی گریه هایم سکوت شب را می شکست می دانستم تنها دست نوازشگر تو مرا به ادامه خوابهایم پیوند میزند. مادرم لحظه لحظه های زندگی تو با قدکشیدن من گره خورد و من اینک آن کودک دیروز نیستم. و هر چه بزرگ و بزگ تر شدم خیلی چیزها را فراموش کردم.
من یادم رفت که تو قدرت پاهایم بودی وقتی ناتوان بودم، زبان من بودی وقتی نمی توانستم حرف بزنم. تودستان مرا گرفتی و به من دستگیری از دیگران را آموختی. یادم رفت که تو عاشقی را به من یاد دادی .
مادر من یادم رفت من خیلی چیزها یادم رفت .
مادر مرا ببخش اگر آنقدر گرفتار روزمرگی های خودم شدم که تو را ندیدم نه تورا دیدم نه چهره خسته ات و دیروز که خوب نگاه کردم موهای سفیدت را و چین و چروک صورتت دیدم و در دل گفتم: چقدر پیر شدی مادر.
مادر مرا ببخش من می توانستم هر روز بوسه بر دستانت زنم و از تو قدردانی کنم اما غرورم اجازه نداد.
مادر چه روزها که من بغض های در گلو زندانی شده خود را، که تو مسبب آن نبودی ، بر سر تو فریاد کشیدم من ان هنگام صدای گریه های آهسته تورا وقتی که قلبت را شکستم نشنیدم.
مادر مرا ببخش بخاطر تمام لحظاتی که می خواستی با من درددل کنی اما من وقت نداشتم من سنگ صبور ت نبودم راستی آن لحظه ها با چه کسی از درد درونت گفتی؟
مادر من می توانستم در لحظه های تنهایی ات در کنارت باشم و لحظه هایی از زندگیم را نثار کسی کنم که تمام لحظاتش را با تمام وجود وقف من کرد اما قلب بی سخاوتم نگذاشت.
مادر ! مرا ببخش برای تمام حرفهای تو که نشنیدم ؛ نگاه خسته ات را که ندیدم وتمام دوستت دارم هایی که در سینه نگه داشتم و به تو نگفتم .
مادر! صدایم را ببخش. چشمانم را ببخش .
مادر جان! هنوز هم سجاده تو بهترین گوشه امن روی زمین است و آن هنگام که دستانت را رو به آسمان بلند میکنی و برایم دعا میکنی من ایمان دارم که دعای تو با بالهای فرشتگان به آسمان میرود و مستجاب میشود.
مادر هنوز آغوش تو برای من بهترین ماوا و پناهگاه است . مادر خواستم بگویم من فرزند خوبی برای تو نبودم اما تو بهترین مادر دنیا هستى دوستت دارم❤
Read more
صد روز دگر مانده فقط تا به #محرم نگرانم...نگرانم... نكند خواب بمانم؟ نكند بغض من از شدت غم، نه ...
Media Removed
صد روز دگر مانده فقط تا به #محرم نگرانم...نگرانم... نكند خواب بمانم؟ نكند بغض من از شدت غم، نه ببارد،نه بكاهد، تا ابد الدهر بماند...؟ نكند اشك نريزم؟ نكند #كرب و بلا و #نجفم را ندهي حضرت #ارباب؟ نكند باز نخوانم كه #حرم، اهل حرم، #مير و علمدار نيامد؟ نكند باز بمانم؟ نكند پاى پياده ... صد روز دگر مانده فقط تا به #محرم
نگرانم...نگرانم... نكند خواب بمانم؟

نكند بغض من از شدت غم،
نه ببارد،نه بكاهد،
تا ابد الدهر بماند...؟ نكند اشك نريزم؟

نكند #كرب و بلا و #نجفم را
ندهي حضرت #ارباب؟

نكند باز نخوانم كه #حرم،
اهل حرم، #مير و علمدار نيامد؟

نكند باز بمانم؟

نكند پاى پياده حرم ات
باز بماند به دلم #حسرت و آهش...؟ نگرانم..نگرانم...
نكند دير شود،
جاى بمانم
Read more
شکوه از تو، غرور از تو، غم دنیا به دور از تو تو شوق تماشایی، تو بی‌پروا و زیبایی دلت دریا، شبت روشن، ...
Media Removed
شکوه از تو، غرور از تو، غم دنیا به دور از تو تو شوق تماشایی، تو بی‌پروا و زیبایی دلت دریا، شبت روشن، به نام توست نام من دیدنی‌ترین آسمان، ای ستاره‌باران زخمیِ عشقی وطنم باید صدایت بزنم باید کنارت بمانم شعری و شوری وطنم وقتی صدای تو منم باید که از تو بخوانم مرا با خود ببر آرام، به بغض آخرین سنگر ... شکوه از تو، غرور از تو، غم دنیا به دور از تو
تو شوق تماشایی، تو بی‌پروا و زیبایی
دلت دریا، شبت روشن، به نام توست نام من
دیدنی‌ترین آسمان، ای ستاره‌باران
زخمیِ عشقی وطنم باید صدایت بزنم
باید کنارت بمانم شعری و شوری وطنم
وقتی صدای تو منم باید که از تو بخوانم
مرا با خود ببر آرام، به بغض آخرین سنگر
به خواب کوچه‌ی عاشق، به عطر لاله‌ی پرپر
تو حس خوب بارانی، تو فریاد دلیرانی
حریم امن دورانی، تو ایرانی تو ایرانی
زخمیِ عشقی وطنم باید صدایت بزنم
باید کنارت بمانم شعری و شوری وطنم
وقتی صدای تو منم باید که از تو بخوانم

ديدني ترين آسمان...
اي ستاره باران...
زخمي عشقي وطنم...
شعري و شوري وطنم... تصميم داشتم خيلي چيزا بنويسم زير اين پست دو صفحه اي ولي ديدم چه كاري اخه زير اين فيلم زيبا كه هزار بار حس خوب رو منتقل مي كنه... شعري و شوري وطنم...
همين و سه تا نقطه برين تا آخرش... شايان @shayanafkari و سينا @shojaie_sina مرسي كه هستين و من با اين فيلم هر بار مي بينم حالم خوب و بهتر مي شه... #ايران #وطن #وطنم #وطنم_ایران #وطنم_پاره_تنم #وطنم_ای_شکوه_پابرجا #شعري_و_شوري_وطنم #زخمي_عشقي_وطنم #iran #myiran
Read more
خونه ي ما دوره دوره، پشت كوه هاي صبوره، پشت دشت هاي طلايي، پشت صحراهاي خالي خونه ي ماست اون ور اب ...
Media Removed
خونه ي ما دوره دوره، پشت كوه هاي صبوره، پشت دشت هاي طلايي، پشت صحراهاي خالي خونه ي ماست اون ور اب اون ور موج هاي بيتاب پشت جنگل هاي سرو ه توي روياست، توي خواب پشت اقيانوس ابي، پشت باغ هاي گلابي، اون ور باغ هاي انگور پشت كندوهاي زنبور خونه ي ما پشت ابرهاست... اون ور دلتنگي ماست ته جاده هاي ... خونه ي ما دوره دوره،
پشت كوه هاي صبوره،
پشت دشت هاي طلايي،
پشت صحراهاي خالي
خونه ي ماست اون ور اب
اون ور موج هاي بيتاب
پشت جنگل هاي سرو ه
توي روياست، توي خواب

پشت اقيانوس ابي،
پشت باغ هاي گلابي،
اون ور باغ هاي انگور
پشت كندوهاي زنبور
خونه ي ما پشت ابرهاست...
اون ور دلتنگي ماست
ته جاده هاي خيسه
پشت بارون، پشت درياست
خونه ي ما قصه داره
البالو و پسته داره
پشت خنده هاي گرمش ادماي خسته داره
خونه ي ما گرم و صميمي
رو ديواراش عكس هاي قديمي
عكس بازي توي ايوون
لب دريا تو تابستون
عكس اون روز زير بارون
با يه بغض و يه چمدون
رفتن از پيش ادماي نازنين و مهربون...
...
...
.... ادم بعضي وقت ها يه جوري دلش براي مامانش تنگ ميشه كه حس ميكنه سه سالشه و قراره تا ابد دستاش توي دست مادرش باشه. مهم نيست كجا باشم، تنها كسي كه اخرش بهش پناه ميبرم هميشه يك نفره. .
.
.
.
.
.
#wanderer #bray #ireland #ireland🍀 #ireland_gram #goodday #travel #sea #sky #instagood
Read more
Loading...
. #فَاستَقِم_كَما_أُمِرتَ للحق پست نوشت:گویی یمن اینقدر غریبه که حتی نباید اخباری ازش مخابره ...
Media Removed
. #فَاستَقِم_كَما_أُمِرتَ للحق پست نوشت:گویی یمن اینقدر غریبه که حتی نباید اخباری ازش مخابره بشه,خبرگزاریها رو که بالا و پایین میکنی خبری از یمن نیست.تنها یک خبر رو پیدا میکنی که ازیمن گفته و داستان هولناکی که سراسر یمن رو در برگرفته,جایی که بسیاری از خانواده ها آواره شدند و به سختی مایحتاج ... .
#فَاستَقِم_كَما_أُمِرتَ
للحق پست نوشت:گویی یمن اینقدر غریبه که حتی نباید اخباری ازش مخابره بشه,خبرگزاریها رو که بالا و پایین میکنی خبری از یمن نیست.تنها یک خبر رو پیدا میکنی که ازیمن گفته و داستان هولناکی که سراسر یمن رو در برگرفته,جایی که بسیاری از خانواده ها آواره شدند و به سختی مایحتاج اولیه زندگیشون از آب و غذا رو باقیمتهای نجومی باید تهیه کنند و ساعتها در صف بایستند برای چند لیتر سوخت که اونهم اگر خوش شانس باشن بهشون برسه و کودکانی که چشم انتظارند تا یکبار دیگه پشت نیمکتهای درس ,مشق زندگی کنند.
.
ظلمی حاصل از ائتلاف سعودی_آمریکایی که قحطی و کمبود دارو رو ابزاری کرده تا مقاومت یمنی ها را بشکنه.
امروز میخوام بیشتر از یمن بگم اما نه از حال و روز اینروزهاش بلکه از پیشینه پرافتخارش و آینده باشکوهش.
یمن که امروز خار چشم شجره ملعونه و خائنان به حرمین شریفین است, اولین قومی بود که دعوت خلیل الرحمان برای حج خانه خدا را اجابت کرد.
قومی که در شرافتشان همین بس که مسلمان شده به دست علی ابن ابیطالب اند.
.
کسانی که پیامبر صلی الله علیه و آله در موردشان فرموده:"آن که یمنی ها را دوست بدارد مرا دوست داشته  و هر که با آنها کینه ورزی کند با من کینه ورزی کرده است."
همان هایی که نفس رحمن به سوی رسول الله اند و به این نفس صورت و بنای ایمان زنده و برپا می شود.
.
قومی که نقش آفرین در وقایع آخرالزمانی ظهور مهدی فاطمه عج هستند و حاملان اینک انقلاب خمینی ,همان پابرهنگانی که به دعوت روح الله در برابر سعودیان کفتار صفت عیاش با دستان خالی و شکمهای گرسنه اما قلبهایی پر ایمان ایستاده اند.
.
یمن مقاوم بمان که ظهور نزدیک است.
.
دلنوشت:
آواز عاشقانه‌ي ما در گلو شكست
حق با سكوت بود، صدا در گلو شكست

ديگر دلم هواي سرودن نمي‌كند
تنها بهانه‌ي دل ما در گلو شكست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه‌هاي عقده‌گشا در گلو شكست

اي داد، كس به داغ دل باغ، دل نداد
اي واي، هاي‌هاي عزا در گلو شكست

آن روزهاي خوب كه ديديم، خواب بود
خوابم پريد و خاطره‌ها در گلو شكست
.
"بادا" مباد گشت و "مبادا" ‌به باد رفت
"آيا" ز ياد رفت و "چرا" در گلو شكست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست

تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم
بغضم امان نداد و خدا..... در گلو شكست
.
کاملا بی ربط:
ما زخم ترین شاخه ی این جنگل خشکیم
تیغ و تبری نیست که ما را نشِناسد !

#یمن
#ظهور
#اللهم_العن_آل_سعود
#مرگ_بر_آمریکا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
Read more
 #nightsky #nightphotography #nikond750 #nikon #iran #kalibar آواز عاشقانه‌ي ما در گلو شكست حق ...
Media Removed
#nightsky #nightphotography #nikond750 #nikon #iran #kalibar آواز عاشقانه‌ي ما در گلو شكست حق با سكوت بود، صدا در گلو شكست ديگر دلم هواي سرودن نمي‌كند تنها بهانه‌ي دل ما در گلو شكست سربسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گريه‌هاي عقده‌گشا در گلو شكست اي داد، كس به داغ دل باغ، دل نداد اي ... #nightsky #nightphotography
#nikond750 #nikon
#iran #kalibar
آواز عاشقانه‌ي ما در گلو شكست
حق با سكوت بود، صدا در گلو شكست
ديگر دلم هواي سرودن نمي‌كند
تنها بهانه‌ي دل ما در گلو شكست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه‌هاي عقده‌گشا در گلو شكست
اي داد، كس به داغ دل باغ، دل نداد
اي واي، هاي‌هاي عزا در گلو شكست
آن روزهاي خوب كه ديديم، خواب بود
خوابم پريد و خاطره‌ها در گلو شكست "بادا" مباد گشت و "مبادا" به باد رفت "آيا" ز ياد رفت و "چرا" در گلو شكست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست
تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم
بغضم امان نداد و خدا..... در گلو شكست
#gheysaraminpour
Read more
Loading...
شب ها كه ميشود خواب او را زياد ميبينم گويي اصلا خواب را او مي آورد مرا صدا ميكند دور ميشود مي رود بغض ...
Media Removed
شب ها كه ميشود خواب او را زياد ميبينم گويي اصلا خواب را او مي آورد مرا صدا ميكند دور ميشود مي رود بغض ميكنم سرم را پايين مي اندازم يك قطره شور به قطره هاي بي كران دريا اضافه ميشود.... #فران . #Ax_matn #honari_ha #photogram35 #honaristyle #teh_photography #axdastan #axehaftom #iranianpoems #harfeaks #topcaptures #istgahe_honar #pic_poem #ipixell #_ax_honari_ #negah_doorbin #pic_firik_ #ax_begir #fotosher #i_owe_myself #rjarwork #thstreetlife #ir_photographer #honar_cheshm #ax_caption ... شب ها كه ميشود
خواب او را زياد ميبينم
گويي اصلا خواب را او مي آورد
مرا صدا ميكند
دور ميشود
مي رود
بغض ميكنم
سرم را پايين مي اندازم
يك قطره شور به قطره هاي بي كران دريا اضافه ميشود....
#فران
.
#Ax_matn #honari_ha #photogram35 #honaristyle #teh_photography #axdastan #axehaftom #iranianpoems #harfeaks #topcaptures #istgahe_honar #pic_poem #ipixell #_ax_honari_ #negah_doorbin #pic_firik_ #ax_begir #fotosher #i_owe_myself #rjarwork #thstreetlife #ir_photographer #honar_cheshm #ax_caption #am_iranaks #photo_kiosk #photo_impression
Read more
. رفتی و یک روز دلم بند نشد . بعد تو این بغض که لبخند نشد... . . <span class="emoji emoji1f494"></span><span class="emoji emoji1f3bb"></span><span class="emoji emoji1f614"></span> . #نيماوارسته . . پی نوشت ...
Media Removed
. رفتی و یک روز دلم بند نشد . بعد تو این بغض که لبخند نشد... . . . #نيماوارسته . . پی نوشت : . . غروبِ جمعه ٢٩ تيرماه١٣٩٧ . . #ماهگردِ_هميشه_بودنت . . از دل من کم نشده مهر تو ماهم... . . #نيماه . . . ======NimaVarasteh_Fans====== . . و اگر دست به قلم می شوم در شب ... .
رفتی و یک روز دلم بند نشد
.

بعد تو این بغض که لبخند نشد...
.
.
💔🎻😔
.
#نيماوارسته .
.

پی نوشت :
.
🌅
.

غروبِ جمعه ٢٩ تيرماه١٣٩٧
.
.
#ماهگردِ_هميشه_بودنت .
.

از دل من کم نشده مهر تو ماهم...
.
🌙🎻💖
.
#نيماه
. . .
======NimaVarasteh_Fans======
. .
و اگر دست به قلم می شوم در شب های بلند تابستان و در کنار نسیم خنک بیابان ؛
.

می خواهم بدانی
در خلأ نبود تو ، عجیب سرگردان
_'می‌ چرخم و می‌‌ چرخم و می‌ چرخم'-
و در چشم‌ های حیران یک مرد کسی را تماشا می کنم که مثل من است.
.

هنوز دلباخته ی کسی ست و
هنوز وجود کسی را حس می کند که سالهاست همسفر روزگار ست .
.

آه ، هرشب فکر میکنم که غم خواری پیدا کردم؛ اما
اینکه تصویر خودم است در دل شب، بر روی چهره ی نسیم غروب ؛داستانم همیشگی ست. .

آری،
می نویسم تا بدانی
روزگار بدون تو چگونه است ،باران، قطره هایش را تند کرده و شب های کوتاه تیر ماه خود را آرام کرده اند انگار که بخواهند مرا و تمام انسان های دلتنگ را بی قرار و امید وار کنند .
.

آخر هر کاری انجام می دهند تا خاطرات برایت زنده شوند_تلخ یا شیرین _و انقدر ادامه اش می دهند تا خواب مهمان چشم هایت شود و صبح که بیدار شوی هیچ نشانه ی پیدا نکني..
.. .

یاداشت می کنم تا حالم را بدانی .

نوشتن ست ‌که بخواب می برد دل های زخمی را
از هیاهوی دنیای بی وفا ...💔🙏🏻❤️
.
. . 🖋دلنوشته : به قلم :لعیا بهاری عزيز 👌🏻🌺💗
.
.
🎬تشكر از @rahil_krm عزيز بابتِ اديتِ زيباي ويدئو👌🏻🌹💗
.
سپاس از همراهيِ هميشه ي يكايكِ شما كه عزيترين هايين🙏🏻💐❤️
Read more
. سلام... حالم شبيهِ اين كبوتر هاست كه ساعت ها پرواز كردن و الان دلش يه دَه قدم بي سر و صدا پياده روي ِ بدونِ مزاحم ميخواد.. از اين مُدل آرامش هايي كه شبيه هيچ وقت نيست ، شبيه هيچ چيز نيست... ‭ دلم يه بادِ خُنكِ آروم ميخواد كه بشينِ روي صورتم.. هيچ صداي اين حوالي نباشه.. يه من باشم ، يه تو ، يه خوشحاليِ ... .
سلام...
حالم شبيهِ اين كبوتر هاست كه ساعت ها پرواز كردن و الان دلش يه دَه قدم بي سر و صدا پياده روي ِ بدونِ مزاحم ميخواد..
از اين مُدل آرامش هايي كه شبيه هيچ وقت نيست ، شبيه هيچ چيز نيست... ‭
دلم يه بادِ خُنكِ آروم ميخواد كه بشينِ روي صورتم..
هيچ صداي اين حوالي نباشه..
يه من باشم ، يه تو ، يه خوشحاليِ بي وصف :)..
میونِ بغض و لبخندم

میونِ خواب و بیداری

تو هم با من به این رویا

یه حس ِ مشترک داری

هنوزم باورش سخته

که تو اینجایی بی وقفه

حالا دنیای من با تو

همینجا زیر این سقفه

با تصویره همین دیدار

جهان یک لحظه ماتش برد

تا که چشماتو وا کردی

غمای توی قلبم مرد

تورو دیدم خدا خندید

من از عشق تو حظ کردم

با تو من کل دنیارو

تو یک لحظه عوض کردم
.
دلم مييييره براي اين ترانه...
Read more
خيلي قبل از آرمين (آقاي داماد) دريا (عروس خانم) رو مي شناختم ؛ تازه از فرنگ برگشته بود؛ يك دوست مشترك ...
Media Removed
خيلي قبل از آرمين (آقاي داماد) دريا (عروس خانم) رو مي شناختم ؛ تازه از فرنگ برگشته بود؛ يك دوست مشترك مارو آشنا كرد؛ فكر مي كنم ٣ يا ٤ سال پيش بود ؛ كم كم آرمين هم به گروه اضافه شد ... اما من در تمام طول اين مدت هرگز حتي تصورش هم نمي كردم از خبر تصميم به ازدواج گرفتنشون انقدر مسرور شم و حتي تو خواب نمي ديدم كه ... خيلي قبل از آرمين (آقاي داماد) دريا (عروس خانم) رو مي شناختم ؛ تازه از فرنگ برگشته بود؛ يك دوست مشترك مارو آشنا كرد؛ فكر مي كنم ٣ يا ٤ سال پيش بود ؛ كم كم آرمين هم به گروه اضافه شد ... اما من در تمام طول اين مدت هرگز حتي تصورش هم نمي كردم از خبر تصميم به ازدواج گرفتنشون انقدر مسرور شم و حتي تو خواب نمي ديدم كه امشب براي اينكه قرار بازم بريد فرنگ بغض كنم .. رفقا درسته دوستي هامون خيلي قديمي نبود اما صميمي بود ؛ مهم نيست چقدر ازمون دور مي شيد مهم اينه كه هنوز شك ندارم @daryanamvar تو يك مافياي بزرگي و @arminmvdn تو هنوز بهترين گزينه ها رو تو بازي شخصيت نويسي انتخاب مي كني 😁😍
هرجا هستيد شاد، موفق و پر انرژي بمونيد ؛ به اميد روزي كه بازم كنار همديگه باشيم 😘
Read more
Loading...
. از دو سه روز پيش كه اين هشتگ فرزندت كجاست رو براى مسئولين راه انداختين، بغض داره خفه ام ميكنه و عرق ...
Media Removed
. از دو سه روز پيش كه اين هشتگ فرزندت كجاست رو براى مسئولين راه انداختين، بغض داره خفه ام ميكنه و عرق شرم از صورتم پاك نميشه. حالا خيالتون راحت شد؟ همينو ميخواستين؟ الان از خودتون راضى هستين كه مجبورشون كردين اعتراف كنن كه همه فرزندانشون ساكن ايران و كارمند دون پايه و فقير و كارتن خواب و بدبخت و بيچاره ... .
از دو سه روز پيش كه اين هشتگ فرزندت كجاست رو براى مسئولين راه انداختين، بغض داره خفه ام ميكنه و عرق شرم از صورتم پاك نميشه. حالا خيالتون راحت شد؟ همينو ميخواستين؟ الان از خودتون راضى هستين كه مجبورشون كردين اعتراف كنن كه همه فرزندانشون ساكن ايران و كارمند دون پايه و فقير و كارتن خواب و بدبخت و بيچاره و مفلوك هستن؟ خوشحالين كه آبروشون جلوى در و همسايه و فك و فاميل رفت؟ اين طفليا يه عمر صورتشون رو با سيلى سرخ نگه داشته بودن كه يه روزه بياييد گند بزنيد توش؟ شرم بر شما... آقا من از طرف اين مردم بى چشم و رو ازتون معذرت ميخوام و خواهش ميكنم ديگه بيش از اين ما رو خجالت ندين و به فكر آينده فرزندانتون باشين. گناه كه نكردن فرزند شما شدن. آفرين. حالا هم پاشيد يه آب پرتغال براشون بگيريد، روشون رو ببوسيد و يكم پول بذاريد توى جيبشون، برن واسه خودشون ... ببخشيد... ديگه نميتونم ادامه بدم... اشك امانم رو بريده... پ.ن: شقايق دو سه روز پيش اين عكس رو ازم گرفت، گفت شبيه آقاى كيميايى شدى... البته ورژن جلفش
Read more
روزى شليك خواهم كرد تفنگم را. تفنگى كه يك فشنگ بيشتر ندارد. فشنگى كه از باروت نيست، فشنگى كه چاشنى اش فرياد است، بغض است، فشنگى كه چاشنى اش دلتنگى ست. مى چپانم در شقيقه ى آن دليلى كه تو را از من گرفت، مى چپانم در شقيقه ى روزگار، سرنوشت،و هر چه كه خواب هاى مرا نا آرام كرد. مى چپانم در شقيقه ى دلتنگى. مى ... روزى شليك خواهم كرد تفنگم را.
تفنگى كه يك فشنگ بيشتر ندارد.
فشنگى كه از باروت نيست،
فشنگى كه چاشنى اش فرياد است،
بغض است،
فشنگى كه چاشنى اش دلتنگى ست.
مى چپانم در شقيقه ى آن دليلى كه تو را از من
گرفت،
مى چپانم در شقيقه ى روزگار،
سرنوشت،و هر چه كه خواب هاى مرا نا آرام كرد.
مى چپانم در شقيقه ى دلتنگى.
مى چپانم در شقيقه ى آن چيزى و آن كسى كه :
تو را از من گرفت،
خوشى را از من گرفت،
كمرم را شكست،
روزگارم را بد كرد،
موهاىِ مادرم را سپيد كرد،
خنده هايم را محو كرد،
نوروزهايم را پر از بغض كرد،
نرگس هايم را بى بو كرد،
يلداهايم را بلند تر كرد،
نفس هايم را حبس كرد،
دستانمان را لمس كرد،
خنده هايم را مصنوعى كرد،
فردايم را بى معنا كرد،
زندگى ام را مرده كرد،
روزهاىِ نامردم را پوچ كرد،
و
لذتِ حس كردنِ نفس هاىِ تو را از من گرفت.
مى چپانم در وسطِ جمجه ى تقدير،
يا شايد هم ادم هاىِ نفرت انگيزى كه به ظاهر
دلتنگِ تو هستند و از ناچارى بى قراريت را مى كنند اما در جاىِ دِ گر خوشند،
را پشتِ سر هم
قطار كنم:
و طورى شليك كنم كه :
فشنگم درست از وسطِ كاسهِ مغزِ متظاهرِ
همه ى شان رد شود.
من تفنگم آماده است به سمتِ شقيقه ى
هر چه و هر تقديرى ،كه تو را از من گرفت؛
خدا را چه ديدى شايد هم كه شقيقه ى
خدا را نشانه گرفتم،
اما نه،شقيقه ى خدا را بوسه باران خواهم كرد.
چون خدا خودش تك تيرانداز است،.
شايد هم شقيقه ى خودم را نشانه گرفتم!؟
نمى دانم كدام شقيقه را خواهم چپاند،
اما مى دانم كه روزى اين تك فشنگ چپانده خواهد شد،
نه با صدا خفه كن
نه در خفا،
طورى مى چپانم كه صدايش در عرش به گوشت برسد.
طورى كه دلم صاف شود از دردى كه دارم.
صداى شليكى كه در لابلاى سكوتِ فرياد شده ام ؛خفه خواهد شد
طورى جمجمه را متلاشى مى كنم؛
كه دلم خنك شود،
اما دلم كه با اين ها خنك نمى شود،
ولى:
مهم اين است كه نوكِ مگسكِ تفنگم از روى شقيقه ى هدفم ،جُم نمى خورد.
مهم اين است كه دستم هنگام ِ شليك نمى لرزد،
چون يك فشنگ بيشتر ندارم.
مهم اين است :كه تيرم خطا نمى رود،
مهم اين است كه اين فشنگ شليك خواهد شد،
مهم اين است كه مى دانم هدفم كيست،
و مهم تر از همه اين است:
((كه ديگر هيچ چيز مهم نيست))
(راستى اگر اين تفنگ دستِ تو بود؛
به سمت كدام شقيقه نشانه مى گرفتى اش)؟؟؟؟
اصلا ولش كن خودم شليك خواهم كرد :
مطمئن باش،عينِ همان قولى كه روزِ وداع به تو دادم.
پس هدفم اماده باش همانند فشنگم،
همانندِ تفنگم
#اميرسالار_احتشام
#نيلوفرانه
#هيچ_چيز_اهميت_ندارد
#metallica
#nothing_else_matters
Read more
#شب_جمعه_است_هوایت_نکنم_میمیرم #بی_سبب_نیست_شب_جمعه_شب_رحمت_شد #مادری_گفت_حسین_جان_همه_را_بخشیدند #مادری_گفت_بدانید_که_غریب_است_حسن #سال_ها_از_غم_یک_کوچه_شهید_است_حسن . . . #دل_نوشته . . چرا براي پسرم شعر نميگويي.....وصال در عالم رويا به مادرش فرمودمن ... #شب_جمعه_است_هوایت_نکنم_میمیرم
#بی_سبب_نیست_شب_جمعه_شب_رحمت_شد
#مادری_گفت_حسین_جان_همه_را_بخشیدند
#مادری_گفت_بدانید_که_غریب_است_حسن
#سال_ها_از_غم_یک_کوچه_شهید_است_حسن
.
.
.
#دل_نوشته
.
.
چرا براي پسرم شعر نميگويي.....وصال در عالم رويا به مادرش فرمودمن تمام ديوانم وقف حسين شماس بي بي جان حضرت فرمودندوصال براي حسنم شعري بگو...حسنم غريبه
از خواب بلندشد...شعري گفت ماندني
.
.
از تاب رفت و طشت طلب كرد و ناله كرد
و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد
.
.
آمد به خواب عبدالزهراي كعبي...سالياني روضه خوان حرم اباعبدلله بوده...چرا براي پسرم روضه نميخواني...خانم جان من هرشب روضه حسينت راميخوانم..عبدالزهرا روضه حسنم را بخوان حسنم خيلي غريبه
.
.
در طول دوسال نوكري براي امام مجتبي هيچوقت ازناملايمتي ها شكوه نكرديم و حرف مادرش را آويزه ي گوش خود قرار داديم كه حسنم غريب است...وقتایی که تنهایی و فشارهای صفحه اذيتم كرد به خودم میگویم يادت باشد حسنش غريب است
.
.
اگر در اين چهارسال كاري كرديم...طرحي داديم...پيكسلي داديم فقط و فقط براي شادي دل مادرش بود كه ديگر نيايد و به مابگويد براي پسرم كار كنيد....نه حب معروف شدن داشتيم نه در جو كامنت ها گم شديم....هركار كرديم فقط براي اين جمله ي مادرش بوده..حسنم غريبه
.
.
براي همين وقتي صفحه از تب و تاب ميفتد بغض ميكنم...فقط براي غريبي حسنش
.
امشب هم مادرش کربلاس.....میخواند...میبیند....بیاییم با نوشتن کامنت یاحسن و اعلام اینکه تا پای جان پاکار امام حسن هستیم
مادر را دعاگوی خودمان قرار دهیم درست بین اشکهایش برای حسین و ناله های بنی بنی برای غریب کربلا
.
.
پابه کارهای امام حسن و همراهان صفحه امام حسنی ها کامنت #یاحسن بذارین
.
#راستي_يادتان_باشد
#حسنش_غريب_است
#دلنوشته
Read more
Loading...
هر موقع كه از خواب پا ميشم مايوس ام مايوس و نااميد.... نا اميدى چو گرگى گشنه همه ى اميد هايم را ميدزدد ...
Media Removed
هر موقع كه از خواب پا ميشم مايوس ام مايوس و نااميد.... نا اميدى چو گرگى گشنه همه ى اميد هايم را ميدزدد و ميدرد. آرزوى زندگى شاد هميشه همراهم بوده و تركم نميكند. بغض مانند طنابِ دار گلويم را خفه كرده و نمى گذارد خودم را خالى كنم. نمى گذارد فرياد كنم. نمى گذارد گريه كنم. ديگر همدمى پيشم نيست... ديگر ... هر موقع كه از خواب پا ميشم مايوس ام
مايوس و نااميد....
نا اميدى چو گرگى گشنه همه ى اميد هايم را ميدزدد و ميدرد.
آرزوى زندگى شاد هميشه همراهم بوده و تركم نميكند.
بغض مانند طنابِ دار گلويم را خفه كرده و نمى گذارد خودم را خالى كنم.
نمى گذارد فرياد كنم.
نمى گذارد گريه كنم.
ديگر همدمى پيشم نيست...
ديگر همدمى پيشم نيست كه كمى با او خلوت كنم
با او حرف بزنم و اون دلداريم بده...
ديگر كسى جوابم را نميده...
ديگر كسى جوابم را نميده حتى خدايم
دستِ دراز شده ام را حتى نگاه نميكند.
حتى نگاه نميكند تا دل سياه من كمى با نگاهش روشنى پيدا كند و دلخوش شوم.
خستگى در طنم سنگينى ميكند..
خستيگى از روزگار.
خستگى از زندگى.
خستى از خدا،خدا كردنم.
گاهى از ينگينيش روى زمين مى افتادم.
ولى هر بار با اميدى دلم رو خوش ميكردم و به سختى بُلند ميشدم.
اما اين بار بد جور زمين خوردم.
كمرم شكسته و ناى بلند شدن ندارم.
اميد ها تركم كرده اند.
ديگر اميدى نيست تا مثل دفعه هاى قبل بر سرم بيايد و بلندم كند.
شيطان هم از بازى با من خسته شده...
بازى اى كه هميشه در آن پيروز بوده و منِ ابله شكست رو با افتخار ميپذيرفتم.
بازى اى كه خدا با شرمسارى شاهدِ آن بود.
بازى كه خدا روى ديدنش را نداشت.
بازى كه آبرويى براى خدا باقى نميگذاشت.
خدايا...
خدايا بيا و زودتر مرا با خود ببرد.
بيا و مرا از زمينِ بازى خارج كن.
بيا كه آبرويت دو خطر است....
Read more
‌ ‌ ‌به مناسبت روز پدر؛ ‌ ‌ از اخرين باري كه برايت نامه نوشتم مدت زمان زيادي مي گذرد. اين بار براي ديدارت چمداني بسته ام بيا و ببين، از همان چمدان ها كه هنگام بستنش بغض راه گلو را مي فشارد، اين چمدان را فقط يكبار مي بندند. اگر از روزگار و احوالم بخواهي بداني ؛ كلي از موهايم سپيد شده، هميشه با ...

‌به مناسبت روز پدر؛🌷

‌ 🔻از اخرين باري كه برايت نامه نوشتم مدت زمان زيادي مي گذرد.
اين بار براي ديدارت چمداني بسته ام بيا و ببين،
از همان چمدان ها كه هنگام بستنش بغض راه گلو را مي فشارد،
اين چمدان را فقط يكبار مي بندند.
اگر از روزگار و احوالم بخواهي بداني ؛
كلي از موهايم سپيد شده،
هميشه با خود مي گفتم چه زماني بود كه اولين تار مويت سپيد شد؟
الان جوابم را ميدانم.
خيلي زمان است صبح هاي جمعه كسي اسمم را صدا نمي زند و به زور بيدارم نمي كند.
خيلي زمان است عطر نان گرم و چاي تازه به مشامم نمي رسد.
خيلي زمان است ديگر صداي ابوعطا نيست،
يادت مي ايد تو ابوعطا بودي و من شور.
من شور ميخواندم و تو مي بخشاييدي.
يادت مي ايد مي پرسيدم من كي ابوعطا ميخوانم؟
و
ميگفتي هروقت ابوعطا شدي،
پدر شدن حس خوبي است، اما پدر داشتن حس ديگري است.
دستان من نه ضخيم شده،نه پينه بسته،
راست است كه ميگويند مظلوميت تو با همه متفاوت است.
بگذريم ...
خواستم بگويم دلم برايت تنگ شده حتي اگر بالاي پلكم باشي،
دلم براي سحرخيزي و تكرار اسمم و چاي تازه دم و نآن داغ تنگ شده.
دلم براي سفره دسته جمعي و شيطنت هاي من و عصبانيت و نفس هاي عميق ان لحظه ات تنگ شده.
يادت مي ايد چه زماني چمدان بستي؟
تو در خزان رفتي و زمستان شد
اين بار من در خزان مي ايم و بهار مي شود.
من امدم بايد قول بدهي،
قول بدهي چاي تازه را تو دم كني
من هم قول ميدهم برايت به تلافي سالياني كه نبودي جوراب كادو بياورم.
قول ميدم اين بار از شور خبري نباشد
تو ابوعطا باش ،من بيداد مي كنم.
راستي من راه را بلد نيستم،
ممكن است خواب بمانم و از تو عبور كنم
اخر ميداني تقصير من نيست،
هميشه مي گفتم خوشا ديدار ما در خواب،
به خودم قول داده ام تا برسم بيدار بمانم.
زمان زيادي است نديدمت
اما خيالت راحت...ميشناسمت.
موهاي سپيد زياد داشتي
تو هم اگر كسي را ديدي موهايش سپيد شده و يك چمدان در دست،،،
منم.
اصلا به گمانم صبح جمعه برسم.
چاي تازه دم با تو
نآن داغ با من
تو ابوعطا بخوان ....
من بيداد مي كنم.
به یاد پدران سفر کرده
پیشاپیش روز پدر مبارک 🌷
Read more
. وقتاي رعد و برق توو اوج دلهره هر وقت قلبت از دنيات دلخوره هر وقت بي كسي تنها كست شده هر وقت اضطراب دلواپست ...
Media Removed
. وقتاي رعد و برق توو اوج دلهره هر وقت قلبت از دنيات دلخوره هر وقت بي كسي تنها كست شده هر وقت اضطراب دلواپست شده چشماتو هم بذار اونجا كنارتم رو شونه هام ببار اونجا كنارتم هر وقت خاطرات بغضِ گلوت شد هر جا دلت گرفت هرجا سكوت شد هروقت درد و غم پاتو به خون كشيد هرجا كسي برات خط و نشون ... .
وقتاي رعد و برق
توو اوج دلهره
هر وقت قلبت از
دنيات دلخوره

هر وقت بي كسي
تنها كست شده
هر وقت اضطراب
دلواپست شده

چشماتو هم بذار اونجا كنارتم
رو شونه هام ببار اونجا كنارتم

هر وقت خاطرات
بغضِ گلوت شد
هر جا دلت گرفت
هرجا سكوت شد

هروقت درد و غم
پاتو به خون كشيد
هرجا كسي برات
خط و نشون كشيد

چشماتو هم بذار اونجا كنارتم
رو شونه هام ببار اونجا كنارتم

اونجا كنارتم
اونجا كه ميبُري
اونجا كه حرفتو
با بغض ميخوري

اونجا كه مضطرب
از خواب ميپري
اونجا كه دردتو
تا خونه مي بَري

چشماتو هم بذار اونجا كنارتم
رو شونه هام ببار اونجا كنارتم
---------------------------------------
سروده ای زیبا از آقای @hosseinmotevallian
تقدیم به :@seyyedeh.fatemeh
Read more
Loading...
.. بعضي دوست داشتن ها تكراري نمي شوند. بغض نمي شوند. درد نمي شوند. خنجري ندارند كه به عاطفه و احساس ...
Media Removed
.. بعضي دوست داشتن ها تكراري نمي شوند. بغض نمي شوند. درد نمي شوند. خنجري ندارند كه به عاطفه و احساس ضربه بزند! بعضي دوست داشتن ها ماندني ٓند، مثل عروسكي كه پير نمي شود. مثل درختي كه خشك نمي شود. با بعضي دوست داشتن ها مي شود شب را زندگي كرد. چاي ولرمي نوشيد، موسيقي آرامي شنيد و با شب بخير عاشقانه اي ... ..
بعضي دوست داشتن ها تكراري نمي شوند. بغض نمي شوند. درد نمي شوند. خنجري ندارند كه به عاطفه و احساس ضربه بزند!
بعضي دوست داشتن ها ماندني ٓند، مثل عروسكي كه پير نمي شود.
مثل درختي كه خشك نمي شود.
با بعضي دوست داشتن ها مي شود شب را زندگي كرد.
چاي ولرمي نوشيد، موسيقي آرامي شنيد و با شب بخير عاشقانه اي به خواب رفت.
بعضي دوست داشتن ها خودِ معجزه ٓند.

#شیما_سبحانی
@shima.sobhani
از کتاب: خیال‌بافی‌ها
نشر ۳۶۰ درجه
@360pub
Read more
بعضي دوست داشتن ها تكراري نمي شوند. بغض نمي شوند. درد نمي شوند. خنجري ندارند كه به عاطفه و احساس ضربه ...
Media Removed
بعضي دوست داشتن ها تكراري نمي شوند. بغض نمي شوند. درد نمي شوند. خنجري ندارند كه به عاطفه و احساس ضربه بزند! بعضي دوست داشتن ها ماندني ٓند، مثل عروسكي كه پير نمي شود. مثل درختي كه خشك نمي شود. با بعضي دوست داشتن ها مي شود شب را زندگي كرد. چاي ولرمي نوشيد، موسيقي آرامي شنيد و با شب بخير عاشقانه اي به ... بعضي دوست داشتن ها تكراري نمي شوند. بغض نمي شوند. درد نمي شوند. خنجري ندارند كه به عاطفه و احساس ضربه بزند!
بعضي دوست داشتن ها ماندني ٓند، مثل عروسكي كه پير نمي شود.
مثل درختي كه خشك نمي شود.
با بعضي دوست داشتن ها مي شود شب را زندگي كرد.
چاي ولرمي نوشيد، موسيقي آرامي شنيد و با شب بخير عاشقانه اي به خواب رفت.
بعضي دوست داشتن ها خودِ معجزه ٓند.
😁🍔همبرگر خارق العاده ي باكس كلاسيك🍔😁
نوش جونتون
#شب_بخير #پيش_غذا #نوشيدني #باقالی_پلو_با_گردن #باقالي_پلو_ماهيچه #گردن #باكس_كلاسيك #شهرك_غرب #شانديزگالريا #مركزخريدگالريا #تراس #ويوي_عالي #تالار #وي_اي_پي #ولنجك #غذاهاي_فرنگي #ايراني #كافي_شاپ #breakfast #egg #turkey_scrambled #boxclassic #morning #healthyfood #healthylifestyle
Read more
وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود ، وقتی نمیتوانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ ...
Media Removed
وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود ، وقتی نمیتوانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌ و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ میشكند ، وقتی احساس‌ میكنیم بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌ و رنج‌ها بیشتر از صبرمان ؛ وقتی امیدها ته‌ میكشد و انتظارها به‌ سر نمیرسد ... وقتی طاقتمان‌ ... وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود ،
وقتی نمیتوانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ میشكند ،
وقتی احساس‌ میكنیم
بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان ؛
وقتی امیدها ته‌ میكشد
و انتظارها به‌ سر نمیرسد ...
وقتی طاقتمان‌ تمام‌ میشود
و تحملمان‌ هیچ ...
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ تو ،
و فقط‌ تویی كه‌ كمك مان‌ میكنی ...
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا میكنیم
و تو را میخوانیم ...
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ میكشیم
تو را گریه‌ میكنیم
و تو را نفس‌ میكشیم
وقتی تو جواب‌ میدهی ،
دانه‌دانه‌ اشك‌هایمان‌ را پاك‌ میكنی
و یكی یكی غصه‌ها را از دلمان‌ برمیداری
گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز میكنی
و دل‌ شكسته‌مان‌ را بند میزنی
سنگینی ها را برمیداری
و جایش‌ سبكی میگذاری و راحتی ؛
بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی
و بیشتر از حجم لب‌هایمان ، لبخند
خواب‌هایمان‌ را تعبیر میكنی
و دعاهایمان‌ را مستجاب‌
آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی ؛
قهرها را آشتی میدهی
و سخت‌ها را آسان
تلخ‌ها را شیرین‌ میكنی
و دردها را درمان
ناامیدی ها، همه امید میشود
و سیاهی‌ها سفید ...
خداوندا ! صدایت میکنم وسپاس میگویمت
.
🔸عوايد تبليغات صرف امور خيريه ميشود
🔹استفاده از تمام پستهای پیج وکانال تلگرام برای همه آزاده
براي ذخيره متن و عكس ها به كانال خدا آفيشيال مراجعه كنيد
⬅️ لينك عضويت كانال بالاي پيج هست➡️
Read more
نقش ِچشمان ِخمارت ، چه كشيدن دارد سايه ساران ِدو زلفت چه لميدن دارد آن قدر خوب و مليحي كه به يك جرعه ...
Media Removed
نقش ِچشمان ِخمارت ، چه كشيدن دارد سايه ساران ِدو زلفت چه لميدن دارد آن قدر خوب و مليحي كه به يك جرعه نگاه حس ِمستي لبت ، طعم ِچشيدن دارد مثل ِموسيقي ِشوري ،كه بيات ِتُركش پرده ها دارد و بي پرده شنيدن دارد اين تپش چيست ، كه در سينه ي لرزان ِتو نيز همچو آهو بره اي ، شوق ِجهيدن دارد تو تمناي ِغزل كردي ... نقش ِچشمان ِخمارت ، چه كشيدن دارد
سايه ساران ِدو زلفت چه لميدن دارد
آن قدر خوب و مليحي كه به يك جرعه نگاه
حس ِمستي لبت ، طعم ِچشيدن دارد

مثل ِموسيقي ِشوري ،كه بيات ِتُركش
پرده ها دارد و بي پرده شنيدن دارد

اين تپش چيست ، كه در سينه ي لرزان ِتو نيز
همچو آهو بره اي ، شوق ِجهيدن دارد

تو تمناي ِغزل كردي و گلواژه شكفت
گل ، ز گلخانه ي دامان ِتو چيدن دارد

عطر ِگيسوي ِتو را گر ببرد دست ِنسيم
تا فرا سوي ِزمان ، باز دويدن دارد

بهتر از هر گل ِنازي و به نازت ، نازم
نازنين ، هر چه كني ناز ، خريدن دارد

از شكوفايي ِآن غنچه ي لب دانستم
بغض ِنمناك ِترك خورده ، مكيدن دارد

تا كجا مي بردم ، خواب ِخيال انگيزت ؟
جشن ِبيداري ِاين خواب چه ديدن دارد ؟

جمعي از خواب وخيالت دهنم آب افتاد
واقعا‍ً نقش َخيال ِتو ، كشيدن دارد ...!.
Read more
.. زمان را كه مي دوم به حالايي ميرسم در كنارت كه سپيد ريش گونه هايت را با دستانِ لرزانم نوازش مي كنم در اين حالا من يا تو به رهايي نزديك تر مي شويم به پايانِ ناگريز آخرين برگ، از دفترِ قصه ي بودن جايي كه يكي از ما مي ماند و ديگري در اقيانوس آرام ابديت ،چون خوابِ ماهيها روان مي شود.. . اما خدا هم دلش ... ..
زمان را كه مي دوم
به حالايي ميرسم در كنارت
كه سپيد ريش گونه هايت را با دستانِ لرزانم نوازش مي كنم
در اين حالا من يا تو به رهايي نزديك تر مي شويم
به پايانِ ناگريز آخرين برگ، از دفترِ قصه ي بودن
جايي كه يكي از ما مي ماند و ديگري در اقيانوس آرام ابديت ،چون خوابِ ماهيها روان مي شود..
.
اما خدا هم دلش به درد مي آيد اگر من بي تو
تو بي من جان بدهيم
من اين را از چشمانش در نگاهِ بغضِ آسمان خواندم
وقتي كسوف شد
ميان خورشيد و زمين جا مانده بودم
عطش رفتن از خورشيد مي كشيدم و طلب ماندن از زمين،
.
ماه بودم من در شبي كه روز بود
و ديدم بغضِ خدا را در دل مملوإ ابرها
كه چكيد از آسمان
تا رسيد بر گونه ام
كه رسيد بر گونه ام
تا كه ديد تك و تنها اشكي .
با هم خزيدند و خنديدند
و خنديدم به حالِ حالا
تا چه فرداهايي كه نرفتم
وقتي هنوز امروز است
.
شعر و دکلمه: "ثاماراد"
.
براي شنيدنِ كامل این دکلمه به پيج
زير مراجعه كنيد:
@Samarad_art
Read more
من موندم و بچه ها با دنيايى از نگرانى شب بسيار بدى بود و تلفن هم نداشتيم تا بتونيم خبرى بگيريم بالاخره ...
Media Removed
من موندم و بچه ها با دنيايى از نگرانى شب بسيار بدى بود و تلفن هم نداشتيم تا بتونيم خبرى بگيريم بالاخره نيمه هاى شب پدر و مادر با يوسف كه تو بغل مادر خواب بود با قيافه هاى ناراحت و داغون به خونه برگشتند، توى بيمارستان بهشون گفته بودند كه يوسف بايد خيلى سريع سيتى اسكن بشه من كه اين كلمه رو براى اولين بار ... من موندم و بچه ها با دنيايى از نگرانى
شب بسيار بدى بود و تلفن هم نداشتيم تا بتونيم خبرى بگيريم بالاخره نيمه هاى شب پدر و مادر با يوسف كه تو بغل مادر خواب بود با قيافه هاى ناراحت و داغون به خونه برگشتند،
توى بيمارستان بهشون گفته بودند كه يوسف بايد خيلى سريع سيتى اسكن بشه من كه اين كلمه رو براى اولين بار بود ميشنيدم گفتم سيتى اسكن چيه ديگه، پدر گفت از مغزش بايد عكس بندازيم و هق هق كنان از پله ها بالا رفت،
صبح زود دوباره راهى بيمارستان جم شدند چون يكى از دو مركزى بود كه فقط اونجا ميشد اينكارو انجام داد،
اونروزها حال من هم زياد خوب نبود و دكتر حركت زياد رو برام ممنوع كرده بود،
يكى از بدترين دوران زندگيم شروع شده بود ، جواب سيتى اسكن يوسف رو گرفتند و پيش دكتر سميعى بردند كه ايشون تشخيص تومور مغزى دادند كه بايد سريع عمل انجام ميشد وگرنه معلوليت ذهنى و كورى در انتظار يوسف بود، مادرم شوكه بود و مثل كسى كه خواب بدى ديده همش تو فكر ميرفت و بعدش ميگفت پرفسور سميعى بهترين دكتره حتما يوسف رو عمل ميكنه بچه ام خوب ميشه، كلا هيچكدوممون روحيه نداشتيم روز عمل فقط يوسف و زاهد رو همراه خودشون بردند، اونروز به اصرار حسين خونه خواهرشوهرم رفتيم و نهار اونجا بوديم عصر شد و دلم عين سير و سركه ميجوشيد، حسين منو اونجا گذاشت و گفت زود برميگرده ، ديدم از حسين خبرى نيست ، مجيد برادر شوهرم اومد اونجا ، مجيد ماشين داشت و ازش خواستم منو برسونه خونمون،
او هم پذيرفت در خونه كه رسيدم ديدم در خونه بازه و حياط شلوغه،
وارد حياط شدم دايى پرويزم داشت گريه ميكرد و منو كه ديد دوييد طرفم و بغلم كرد چقدر بغض داشتم هجمه اى از غم و اندوه و اشك بود و اشك، زاهد توى حياط پخش زمين بود و زار ميزد كه ديگه من برادر ندارم،
خونه اى كه هميشه ازش صداى خنده و شادى شنيده ميشد با مرگ يوسف ماتم زده شد،
طاقت ديدن پدر و مادرم رو نداشتم حالم خيلى بد بود فقط تونستم تا كنار تختم برم و روزهاى بعد هم به همين منوال سپرى شد و بخاطر كسالتى كه تو دوران باردارى داشتم منو به مراسم تدفين يوسف نبردند،
دلم خيلى به مادرم ميسوخت همش زير لب ناله ميكرد كه ( گوجاقيم بوش گالدى بالا) آغوشم خالى شد.
راست هم ميگفت آغوش مادر از فرزندى كه عاشقانه بغل ميكرد و بهش شير ميداد و عشق ميورزيد خالى شده بود ، مادر سينه اش رو با پارچه اى محكم بسته بود تا ديگه ازش شير نياد ازغصه مريض شد و تب كرد،
بعد از چند روز كه رفت و آمدها كم شد و مادر كمى به خودش اومد لباسهاى يوسف رو بقچه كرد و داد به كسى ،
پدر هر روز سر خاك يوسف ميرفت انگارى كه👇🏻👇🏻
Read more
. . #خورشید #جان , امان از این بی تو گذشتن‌ها؛ وقتی از شما دورم, برف‌های درونم آغاز می‌شود. کاش می‌دانستید درباره‌تان چه فکر می‌کنم. من برای دیدن شما همهٔ درها را زده‌ام. #عاشقی خوب است؛ #زندگی حلال کسانی که #عاشق ‌اند. من خجالتی‌ام و هنوز نمی‌دانم اسمتان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش #عشق , خود لب ... .
.

#خورشید #جان , امان از این بی تو گذشتن‌ها؛ وقتی از شما دورم, برف‌های درونم آغاز می‌شود. کاش می‌دانستید درباره‌تان چه فکر می‌کنم. من برای دیدن شما همهٔ درها را زده‌ام. #عاشقی خوب است؛ #زندگی حلال کسانی که #عاشق ‌اند. من خجالتی‌ام و هنوز نمی‌دانم اسمتان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش #عشق , خود لب و دهان داشت.  اجازه می‌فرمایید گاهی #خواب شما را ببینم؟ .

#محمد_صالح_علاء
.
.
.
.
.

میگویی دوستم نداری !
اما
خیره میشوی ...
گل میخری !
با من که حرف میزنی صدایت را صاف میکنی...
#شعر میخوانی !
باشد ...
قبول جانِ دلم !
اصلا تا باشد از این دوست نداشتن ها ..
.
.
#مریم_قهرمانلو .
.
.
.
.

کجایی
ای که تو
وقتی عبور می‌کردی
حصار هیبت هر آستانه‌ای می‌ریخت!

#حمید_مصدق .
.
.
.
.
.

بگذار بگویم
بغض که می کنی،
گریه ام می گیرد.
#خنده ات که بگیرد،
حالم از همیشه بهتر است...
می بینی زندگی ام را؟
به دلت بند است؛
بند دلم..
.
#عادل_دانتیسم .
.
.
.
.
.

خنده ات دکان عطاری ست یا دارالشفاست؟
من یقین دارم که بر هر درد بی درمان دواست

واژهء عشق و محبت را تو معنا میکنی
صبح هم تعبیر #زیبایی ز لبخند شماست...
.

#مهتاب_بهشتی
.
.
.
.
. ‏دلم یه چیز توهم‌زا میخواد!
مثلا
بـــغلت ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌.
.
.
.
.

#خوشگلی و زشتی آدما
فقط و فقط بستگی به این داره
که کی داره نگاهشون میکنه!
.
.
.
.

#بغلم کن
که آدمیزاد
باید دلش به چیزی گرم باشد...
.
.
.

فكر كردن به تو
يعنى غزلى شورانگيز
كه‌ همين‌ شوق مرا
خوب‌ترينم كافی‌ست...
#محمدعلی_بهمنی
.
.
.
.
.
.
.
.
سلاااااااااااام و ایامتون به کام دوستان
چ طورایید
جونم بگه برای همتون ک
یک دختر و پسر داریم رسمی کچلمون کردن
دعا کنید اگر خیرشونه دیگه جفت شن خخخ
نیست هم ک خدا بهترشو زودتر برای هردوشون برسونه
دومی هم ک بگم براتون مریض ...
الهی خدا همه مریض ها رو به رحمت شفا بده
اوووه خبر زیاده
وقت نوشتن گاهی کم
چ دوست دارم بیشتر از داستان های هر روزه زندگیم بنویسم
راستی یک چیزی
همین الان الان یک آرزو کن ...
کردی ؟؟
یک دونه ها
منم کنم ...
(منم کردم)
برای آرزوهای توی دلهای همتون الهی آممممین ....
برای منم دعا کنید 😉😊
نمیگم خیلی دوستتون دارم
چون قبلا گفتم مشکل زا شده 😂😂
اما واااااقعاااا همه آدم ها رو جز استثنائات خیلی دوست دارم ... 😊
.
.
.
الهی حال دلاتون خوب نه هااا
عااااالی
خلیفه های #خدا روی زمین 😊
ای شماهایی که اسمتون انسانه و تو وجود هر کدوم یک تیکه از روح حضرت عشق وجود داره
الهی حال هااااتون به حق همون حضرت عشق بی نظیررررر عاالی
آمین😊
🌹
Read more
Loading...