بغل خود را و

Loading...


Unique profiles
84
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Mahallat, Markazi, Iran, مشهد قدم الامام الرضا ع, Tehran, Iran
Average media age
793.1 days
to ratio
4.6
<span class="emoji emoji2733"></span> #آموزش_آسانا_یوگا <span class="emoji emoji2733"></span>️آسانای سی و چهارم <span class="emoji emoji2747"></span>️مریچی آسانا (یک) <span class="emoji emoji2747"></span>️Marichyasana l <span class="emoji emoji2747"></span>️نام گذاری این ...
Media Removed
#آموزش_آسانا_یوگا ️آسانای سی و چهارم ️مریچی آسانا (یک) ️Marichyasana l ️نام گذاری این اسانا به مریچی Marichi فرزانه، پسر برهمای آفریدگار، و پدربزرگ سوریا Surya (خدای خورشید) پیشکش شده است. ️تکنیک 1. روی زمین بنشینید و پاهای خود را به جلو باز کنید. (شکل35) 2. زانوی چپ را خم ... ✳ #آموزش_آسانا_یوگا
✳️آسانای سی و چهارم
❇️مریچی آسانا (یک)
❇️Marichyasana l
❇️نام گذاری
این اسانا به مریچی Marichi فرزانه، پسر برهمای آفریدگار، و پدربزرگ سوریا Surya (خدای خورشید) پیشکش شده است. ❇️تکنیک

1. روی زمین بنشینید و پاهای خود را به جلو باز کنید. (شکل35)

2. زانوی چپ را خم کنید و کف پاشنه پای چپ را صاف روی زمین قرار دهید. استخوان ساق پای چپ عمود بر زمین است و عضله ساق پا با ران تماس پیدا می‌کند. پاشنه چپ را نزدیک میاندوراه قرار بدهید. کناره داخلی پای چپ با کناره داخلی ران راست که در حالت کشیده قرار دارد تماس پیدا می‌کند.

3. شانه سمت چپ را به سمت جلو بکشید تا زیر بغل چپ با استخوان ساق پای چپ که عمود بر زمین است تماس پیدا کند. دست چپ را پیرامون استخوان ساق پا و ران چپ بچرخانید؛ آرنج چپ را خم کنید و ساعد دست چپ را در سطح کمر به طرف پشت بپرید. سپس دست راست را به طرف پشت ببرید و مچ دست چپ (یا دست راست) را بگیرید. اگر نمی‌توانید این کار را انجام دهید کف یا انگشتان دست را بگیرید. (شکل70)

4. حالا ستون فقرات را به چپ بچرخانید و پای راست گشوده شده را صاف نگه دارید. با خیره نگریستن به انگشت شست پای راست گشوده شده در این وضعیت بمانید و چندبار نفس عمیق بکشید.

5. دم را بیرون دهید و به جلو خم شوید. به ترتیب پیشانی، بینی، لب‌ها و سرانجام چانه را روی زانوی راست قرار دهید. (شکل71) در این وضعیت شانه‌ها را به موازات زمین نگه دارید و به صورت طبیعی تنفس کنید. در حدود 30 ثانیه در این وضعیت بمانید و دقت کنید تا سرتاسر پشت پای گشوده شده روی زمین قرار گیرد.

6. دم را فرو دهید؛ سر را از زانوی راست بلند کنید (شکل70)؛ دست‌ها را رها کنید؛ پای چپ را صاف کنید و به وضعیت 1 بازگردید.

7. این حالت را به همان مدت در سمت دیگر تکرار کنید. ❇️تاثیرات

با تمرین این آسانا انگشتان دست نیرومند می‌شوند. در آسانا‌های قبلی یعنی، جانوشیرش اسانا (شکل63)، اردا بادا پادما پاسچی موتان آسانا (شکل66) و تری انگا موکا اکا پادا پاسچی موتان اسانا (شکل69) اندام‌های شکمی بر اثر گرفتن پا با دست‌ها منقبض می‌شوند اما در این حالت پاها با دست‌ها گرفته نمی‌شوند. اندام‌های شکمی با خم شدن و قرار دادن چانه روی زانوی پای گشوده شده به صورت شدید منقبض می‌شوند. با این کار خون به خوبی پیرامون اندام‌های شکمی جریان می‌یابد و آنها را سالم نگه می‌دارد. در ابتدا بعد از اینکه دست‌ها را در پشت سر گرفتید به سختی می‌توانید رو به جلو خم شوید اما بر اثر تمرین می‌توانید آن را انجام دهید. همچنین در این وضعیت قسمت عقبی ستون فقرات ورزید
Read more
Loading...
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب برپا بشود محشر کبری شب جمعه آید ز حرم ناله ی زهرا شب جمعه یک هفته نگه داشته غم های دلش را تا لحظه ی دیدارِ پسر تا شب جمعه زیر بغل فاطمه را فضّه گرفته با مریم و آسیه و حوّا شب جمعه با قامت خم، چادر خاکی، رخ نیلی تا صبح کند زمزمه برپا شب جمعه پیراهن خونی شده بر دست بگیرد آشفته ... #شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

برپا بشود محشر کبری شب جمعه
آید ز حرم ناله ی زهرا شب جمعه

یک هفته نگه داشته غم های دلش را
تا لحظه ی دیدارِ پسر تا شب جمعه

زیر بغل فاطمه را فضّه گرفته
با مریم و آسیه و حوّا شب جمعه

با قامت خم، چادر خاکی، رخ نیلی
تا صبح کند زمزمه برپا شب جمعه

پیراهن خونی شده بر دست بگیرد
آشفته شود عرش معلّا شب جمعه

مادر گره ی معجر خود باز نموده
در لحظه ی بوسیدن رگها شب جمعه

آن موی به هم ریخته که در پَسِ در سوخت
گردد ته گودال هویدا شب جمعه

این بوسه کجا! بوسه ی گودال کجا و
یادی کند از زینبِ تنها شب جمعه

@dobanoyedameshgh_video
@dobanoyedameshgh
Read more
#هشدار_این_تنها_یک_روایت_است #شهر_من می زنم بیرون،سر خیابان بیست و‌پنجمم، تا مترو پیاده یا با تاکسی؟ شب، نور چراغ مغازه ها، خلوت، تنهایی و تاریکی این مجموعه یکصدا می گوید: پیاده پیاده. دارم تصمیم می گیرم که مردی فریاد می زند: پنالت پنالت. مرد جوانی که در کافه نشسته بود حالا وسط کافه بالا و‌ ... #هشدار_این_تنها_یک_روایت_است
#شهر_من
می زنم بیرون،سر خیابان بیست و‌پنجمم، تا مترو پیاده یا با تاکسی؟ شب، نور چراغ مغازه ها، خلوت، تنهایی و تاریکی این مجموعه یکصدا می گوید: پیاده پیاده. دارم تصمیم می گیرم که مردی فریاد می زند: پنالت پنالت. مرد جوانی که در کافه نشسته بود حالا وسط کافه بالا و‌ پایین می پرد. دخترک همراهش که همچنان آرام نشسته یک خنده پله ای می کند و می گوید: وای چیه؟ پسر به سریعترین شیوه به من فهماند امشب یک شب فوتبالی است. بیشتر به مغازه ها دقت می کنم، فروشنده ها دور هم جمع شده اند، همه به سمتی متمرکزند، سمتی که سمت مشتری ها نیست. کمی جلوتر بعد از کافه صدای فریادهایی می آید مشخص نیست فحش می دهند یا شادی می کنند. دنبال منشا صدا می گردم اما خبری نیست فقط پسرکی روسری فروش توی مغازه اش، یکی یکی روسری ها را تا می کند، انگار اصلا علاقه ای به فوتبال ندارد. صدایی مردانه فریاد می زند: برای ..... بلند صلوات بفرست قضیه بازم فوتبال است، اما نمی شنوم برای چی باید صلوات بفرستند. صدا از جلوتر می آید هنوز به مغازه منشا صدا نرسیده ام مغازه نیست یک در کوچک است سپس یک راهرو و مردانی که نشسته اند و هرکدام یک قلیان جلویشان است و با سرهای بالا فوتبال نگاه می کنند. فضای قهوه خانه دودآلود است چطور فوتبال می بینند؟ بوی بد همه قهوه خانه ها را می دهد، زود می گذرم. خانواده ای لباس مهمانی پوشیده همه پر زرق و‌برق تصمیم دارند به آنسمت خیابان بروند،‌ مردان خانواده انگار فوتبالی نیستند شاید هم استقلالی اند، زن جوان این خانواده می خواهد بچه به بغل با کفش پاشنه بلند از روی جوب بگذرد به پاشنه کفش هایش نگاه می کنم و نگرانش می شوم از کنارش رد شده ام اما برمی گردم دوباره نگاهش می کنم به سلامت گذشت خدا را شکر. واقعا با نگاه کردن چکار می خواستم بکنم؟ جز اینکه اگر حادثه ای اتفاق افتاد از جزییاتش مطلع تر می بودم اگر خیلی نگران بودم باید کاری می کردم. به خیابان یکم رسیده ام صدای موسیقی می آید، مردی فلوت می زند، ایستادم به تماشا. من و دوسه نفر دیگر در حال فیلم و عکس گرفتنیم، پسرکی پلاستیک جمع کن با کوله باری از زباله از کنار مرد فلوت زن رد می شود، با تعجب به اقبالی که به مرد شده نگاه می کند و شاید به داخل ظرفی که برای مرد پول می ریزند هم نیم نگاهی کرد و شاید حتی وزن کوله بار پلاستیکی اش را چک کرد و از خود پرسید: امشب چقدر کاسبم؟ بیشتر از مرد فلوت زن یا کمتر؟ حالا مرد موسیقی فیلم پدر خوانده را می زند چه تلاقی غریبی.
خیابان تمام شد به مترو رسیدم باید بروم کاش خیابان ادامه داشت.
Read more
. قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد . کسی نمیشنود ما را . اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر ...
Media Removed
. قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد . کسی نمیشنود ما را . اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر دهانِ خودت هستی اگر زبان خودت هستی به گوش هایِ خودت رو کن . در تمام طول شعر شاعر داره مخاطب رو دعوت میکنه به اینکه قید بقیه رو بزنه و خودش تنهایی و توی انزوا برای خودش کاری انجام بده. اینجا هم از این قاعده ... .
قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد
.
کسی نمیشنود ما را
.
اگر که رویِ سخن داری
و درد حرف زدن داری
اگر دهانِ خودت هستی
اگر زبان خودت هستی
به گوش هایِ خودت رو کن
.
در تمام طول شعر شاعر داره مخاطب رو دعوت میکنه به اینکه قید بقیه رو بزنه و خودش تنهایی و توی انزوا برای خودش کاری انجام بده. اینجا هم از این قاعده مستثنی نیست. میگه کسی به ما توجهی نمیکنه پس اگر حرفی برای گفتن داری و این حرف از دل خودته و نه نقل قول کس دیگه، پس باید این حرف رو اول برای خودت بزنی. تا زمانی که برای خودت این حرف رو بازگو نکنی (و طبعا بهش عمل نکنی) هیچ اتفاق خاصی نمیوفته!
.
دو تا بریده یِ از شانه
دو تا خجول دو دیوانه

منم دو دست که میخواهم
بغل بگیرمت ای جنگل
تفقدی نظری چیزی
به این دو ساقه یِ کم رو کن

ترکیب «دو تا بریده ی از شانه» ناخوداگاه من رو یاد «دو تا دستام دو تا پاروی بی قایق» انداخت!

اینجا جنگل در نقش همون دریا توی دو بند بالاتر ظاهر شده. دو دستی که از شانه جدا شدن و ریشه ندارن و از این بابت خجول (شرمنده) هستن.
ولی با این حال میخوان برگردن به آغوش جنگل. و از جنگل میخوان این دو دستِ کم‌رو رو در آغوش بگیره.
.
مسم که پخش و پلا هستم
دچار درد و بلا هستم
.
تو عادلی که طلا هستی
.
به کیمیای مساواتت
تو را بدل به خودت اما
مرا بدل به ترازو کن
.
«مس و طلا» از مقایسه های همیشگی ادبیات نمادین ما هستن. بعلاوه، «کیمیا» علمی بوده که هدفش تبدیل مس به طلا بوده!
.
شاعر میگه من مس هستم و تو طلا هستی. .
«عدالت آن است که هرموجودی به میزان حق، استعداد و لیاقت خود سهمی دریافت کند»
مساوات هم که یعنی برابری.
.
تو عادلی و استحقاق طلا بودن داری. و کیمیای تو «مساوات» هست. یعنی اگر روی این مس کیمیا رو انجام بدی، قاعدتا باید تبدیل به طلا بشه ولی طبق مساوات تبدیل به ترازو میشه.
اما چرا ترازو؟ ترازو همیشه نماد معیار و برابری هست. ترازو فارغ از اینکه چه چیزی رو بذارن روش، وزن اون رو نشون میده! چه دو کیلو طلا باشه چه دو کیلو مس، براش فرقی نداره. پس شاعر میگه که کیمیای واقعی طلا شدن مس نیست! بلکه فراغت از رنگ و جنس و قیمته! بلکه تبدیل به معیار شدنه.
عدل یعنی یکی طلا و یکی مس باشه و مساوات یعنی بین این دو تبعیض قائل نشیم و مثل ترازو باشیم و به ظاهر توجهی نکنیم.
.
تو را ببوس که لب هایت
هنوز طعمِ عسل دارد
.
تو را بخواه که آغوشت
هنوز میلِ به بغل دارد
.
تو را بکار و شکوفا شو
تو را بچین و تو را بو کن
.
در نهایت هم به پیام اصلی شعر که اتکا به خود برای رسیدن به شکوفایی هست تاکید میشه. .
ادامه در کامنت
#بررسی_ابراهیم
Read more
<span class="emoji emoji2705"></span>در فصل گرما با خیال راحت موهای خود را لیزر کنید <span class="emoji emoji2705"></span>الکساندرایت کندلا پیشرفته ترین دستگاه روز دنیا <span class="emoji emoji1f52e"></span>@laser.poost.jarahi <span class="emoji emoji1f52e"></span><span class="emoji emoji1f52e"></span>@laser.poost.jarahi <span class="emoji emoji1f52e"></span><span class="emoji emoji1f52e"></span><span class="emoji emoji1f52e"></span>@laser.poost.jarahi <span class="emoji emoji2705"></span>بدون ...
Media Removed
در فصل گرما با خیال راحت موهای خود را لیزر کنید الکساندرایت کندلا پیشرفته ترین دستگاه روز دنیا @laser.poost.jarahi @laser.poost.jarahi @laser.poost.jarahi بدون ژل و بی نیاز به استفاده از کرم های بی حسیدارای کولینگ بسیار قویخط کشی ناحیه ایسری های لیزر مخصوص لیزر برای هر ... ✅در فصل گرما با خیال راحت موهای خود را لیزر کنید ✅الکساندرایت کندلا پیشرفته ترین دستگاه روز دنیا 🔮@laser.poost.jarahi
🔮🔮@laser.poost.jarahi
🔮🔮🔮@laser.poost.jarahi
✅بدون ژل و بی نیاز به استفاده از کرم های بی حسی✅دارای کولینگ بسیار قوی✅خط کشی ناحیه ای✅سری های لیزر مخصوص لیزر برای هر نفر
🔮@laser.poost.jarahi
🔮🔮@laser.poost.jarahi
💎💎💎پکیج ویژه کل بدن همراه با سری مخصوص لیزر رایگان:۴۹۰ هزار تومان
💎💎💎پکیج نرمال فول بادی: پا کامل بیکینی ، دست ، زیر بغل؛۳۹۰ هزار تومان ☎️۸۸۵۳۱۸۴۶/۸۸۵۳۲۵۶۹
.
Read more
. <span class="emoji emoji2705"></span>در فصل گرما با خیال راحت موهای خود را لیزر کنید <span class="emoji emoji2705"></span>الکساندرایت کندلا پیشرفته ترین دستگاه روز دنیا ...
Media Removed
. در فصل گرما با خیال راحت موهای خود را لیزر کنید الکساندرایت کندلا پیشرفته ترین دستگاه روز دنیا @skin.home @skin.home @skin.home بدون ژل و بی نیاز به استفاده از کرم های بی حسیدارای کولینگ بسیار قویخط کشی ناحیه ایسری های لیزر مخصوص لیزر برای هر نفر @skin.home @skin.home پکیج ... .
✅در فصل گرما با خیال راحت موهای خود را لیزر کنید ✅الکساندرایت کندلا پیشرفته ترین دستگاه روز دنیا 🔮@skin.home
🔮🔮@skin.home
🔮🔮🔮@skin.home
✅بدون ژل و بی نیاز به استفاده از کرم های بی حسی✅دارای کولینگ بسیار قوی✅خط کشی ناحیه ای✅سری های لیزر مخصوص لیزر برای هر نفر
🔮@skin.home
🔮🔮@skin.home
💎💎💎پکیج ویژه کل بدن همراه با سری مخصوص لیزر رایگان:۴۹۰ هزار تومان
💎💎💎پکیج نرمال فول بادی: پا کامل بیکینی ، دست ، زیر بغل؛۳۹۰ هزار تومان ☎️۸۸۵۳۱۸۴۶/۸۸۵۳۲۵۶۹
Read more
Loading...
بسم ربّ الحسين . . . تازه ميخواست دلم سرخوش مبعث گردد خبر آمد حسين ابن على راهى شد... ـ ـ ـ السلام ...
Media Removed
بسم ربّ الحسين . . . تازه ميخواست دلم سرخوش مبعث گردد خبر آمد حسين ابن على راهى شد... ـ ـ ـ السلام عليك يا اباعبداللّه و علي الارواح التي حلت بفنائك... ـ ـ ـ دلم كربُ بلا ميخواد خدايا ـ ـ ـ . دست من نیست اگر این دل من بیتاب است وقت آوارگی قافله ی ارباب است . . #حرکت_قافله_ارباب_به_سوی_صحرای_خون ... بسم ربّ الحسين
.
.
.
تازه ميخواست دلم سرخوش مبعث گردد
خبر آمد حسين ابن على راهى شد...
ـ
ـ
ـ
السلام عليك يا اباعبداللّه و علي الارواح التي حلت بفنائك...
ـ
ـ
ـ
دلم كربُ بلا ميخواد خدايا 😢
ـ
ـ
ـ .
دست من نیست اگر این دل من بیتاب است
وقت آوارگی قافله ی ارباب است .
.
#حرکت_قافله_ارباب_به_سوی_صحرای_خون
#خانم_جان_یا_رباب_علیها_سلام
#تا_میشود_کودک_خود_را_بغل_بگیر
#چیزی_نمانده_است_که_بی_اصغرت_کنند .
#به_طول_و_عرض_سه_شعبه_رباب_فکر_نکن
Read more
<span class="emoji emoji1f3ac"></span> #هزارپا با ۳ میلیون تماشاگر در ۴۵ روز رکورد زد . فیلم سینمایی "هزارپا" با عبور از رکورد تعداد تماشاگران ...
Media Removed
#هزارپا با ۳ میلیون تماشاگر در ۴۵ روز رکورد زد . فیلم سینمایی "هزارپا" با عبور از رکورد تعداد تماشاگران فیلم هایی چون "شهر موشها۲"، "آینه بغل"، "نهنگ عنبر۲" و... به عنوان پر مخاطب ترین فیلم دهه ۹۰ رسید. . این فیلم تاکنون ۳ میلیون تماشاگر در گیشه داشته است. . اگر این فیلم را دیده‌اید نظر ... 🎬
#هزارپا با ۳ میلیون تماشاگر در ۴۵ روز رکورد زد
.
فیلم سینمایی "هزارپا" با عبور از رکورد تعداد تماشاگران فیلم هایی چون "شهر موشها۲"، "آینه بغل"، "نهنگ عنبر۲" و... به عنوان پر مخاطب ترین فیلم دهه ۹۰ رسید.
.
این فیلم تاکنون ۳ میلیون تماشاگر در گیشه داشته است.
.
📌اگر این فیلم را دیده‌اید نظر خود را درباره این سینمایی کامنت کنید
.
#خبرنگار_هنر
#artreporter #art_reporter
Read more
Loading...
اولين خودروي تمام الكتريكي توليد شده پورشه Model : porsche mission e concept (2016) پورشه جديدترين ...
Media Removed
اولين خودروي تمام الكتريكي توليد شده پورشه Model : porsche mission e concept (2016) پورشه جديدترين خودروی <<تمام>> الكتريكي خود را معرفي كرد اين خودرو قادر است مسافت ٤٠٠ كيلومتري را بپيمايد در صورتي كه براي شارژ ان فقط كافيه تا ١٥ دقيقه به برق متصل شود صفر تا صد اين خودرو تنها ٣.٥ ثانيه است ... اولين خودروي تمام الكتريكي توليد شده
پورشه
Model : porsche mission e concept (2016)
پورشه جديدترين خودروی <<تمام>> الكتريكي خود را معرفي كرد
اين خودرو قادر است مسافت ٤٠٠ كيلومتري را بپيمايد در صورتي كه براي شارژ ان فقط كافيه تا ١٥ دقيقه به برق متصل شود
صفر تا صد اين خودرو تنها ٣.٥ ثانيه است و حداكثر قدرت ان ٦٠٠ اسب بخار
جنس بدنه تركيبي از المينيوم فولاد و فيبركربن تقويت شده پليمري ميباشد
اينه هاي بغل در اين خودرو جاي خودشونو به دوربين هاي ديد عقب داده اند
Read more
هفته گذشته - المان نمایشگاه خودروفرانکفورت ۲۰۱۵ رونمایی از پورشه تمام الکتریکی ۲۰۱۶ Model : porsche ...
Media Removed
هفته گذشته - المان نمایشگاه خودروفرانکفورت ۲۰۱۵ رونمایی از پورشه تمام الکتریکی ۲۰۱۶ Model : porsche mission e concept (2016) پورشه اولين خودروي <<تمام>> الكتريكي خود را معرفي كرد اين خودرو قادر است مسافت ٤٠٠ كيلومتري را بپيمايد در صورتي كه براي شارژ ان فقط كافيه تا ١٥ دقيقه به برق متصل ... هفته گذشته - المان نمایشگاه خودروفرانکفورت ۲۰۱۵
رونمایی از پورشه تمام الکتریکی ۲۰۱۶
Model : porsche mission e concept (2016)

پورشه اولين خودروي <<تمام>> الكتريكي خود را معرفي كرد
اين خودرو قادر است مسافت ٤٠٠ كيلومتري را بپيمايد در صورتي كه براي شارژ ان فقط كافيه تا ١٥ دقيقه به برق متصل شود
صفر تا صد اين خودرو تنها ٣.٥ ثانيه است و حداكثر قدرت ان ٦٠٠ اسب بخار
جنس بدنه تركيبي از المينيوم فولاد و فيبركربن تقويت شده پليمري ميباشد
اينه هاي بغل در اين خودرو جاي خودشونو به دوربين هاي ديد عقب داده اند
price : about 18,000,000,000 rls
Read more
سلام هایمان پشیزی ارزش ندارند نه سلامتی می آورند، نه ثواب دارند، نه کسی را خوشحال می کنند، تا وقتی ...
Media Removed
سلام هایمان پشیزی ارزش ندارند نه سلامتی می آورند، نه ثواب دارند، نه کسی را خوشحال می کنند، تا وقتی که به آنان که دوستشان داریم میرسیم و آنان را در بغل نمی گیریم و سخت به خود نمی فشاریم سلام هایمان پشیزی نمی ارزد سکوتمان ارزشمندتر است... عماد زیلابی سلام هایمان پشیزی ارزش ندارند
نه سلامتی می آورند،
نه ثواب دارند،
نه کسی را خوشحال می کنند،
تا وقتی که به آنان که دوستشان داریم
میرسیم و آنان را در بغل نمی گیریم و سخت به خود نمی فشاریم
سلام هایمان پشیزی نمی ارزد
سکوتمان ارزشمندتر است... عماد زیلابی
<span class="emoji emoji1f490"></span> برپا بشود محشر کبری شب جمعه آید ز حرم ناله ی زهرا شب جمعه یک هفته نگه داشته غم های دلش را تا لحظه ی ...
Media Removed
برپا بشود محشر کبری شب جمعه آید ز حرم ناله ی زهرا شب جمعه یک هفته نگه داشته غم های دلش را تا لحظه ی دیدارِ پسر تا شب جمعه زیر بغل فاطمه را فضّه گرفته با مریم و آسیه و حوّا شب جمعه با قامت خم، چادر خاکی، رخ نیلی تا صبح کند زمزمه برپا شب جمعه پیراهن خونی شده بر دست بگیرد آشفته شود عرش معلّا ... 💐
برپا بشود محشر کبری شب جمعه
آید ز حرم ناله ی زهرا شب جمعه
یک هفته نگه داشته غم های دلش را
تا لحظه ی دیدارِ پسر تا شب جمعه
🌼🌼🌼
زیر بغل فاطمه را فضّه گرفته
با مریم و آسیه و حوّا شب جمعه
با قامت خم، چادر خاکی، رخ نیلی
تا صبح کند زمزمه برپا شب جمعه
🌹🌹🌹
پیراهن خونی شده بر دست بگیرد
آشفته شود عرش معلّا شب جمعه
مادر گره ی معجر خود باز نموده
در لحظه ی بوسیدن رگها شب جمعه
🌿🌿🌿
آن موی به هم ریخته که در پَسِ در سوخت
گردد ته گودال هویدا شب جمعه
این بوسه کجا! بوسه ی گودال کجا و
یادی کند از زینبِ تنها شب جمعه
🌷🌷🌷
صلى الله عليك يا اباعبدالله الحسين
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #سال_نو #لبيك_يا_حسين #تصويري #امنيت
#امام_حسين #شيعه #هفت_سین
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
#آرامش_امت #تشيع #مشهد #iran
‏ #shia #islam #islamic #quran #allah #muslim #makkah #namaz #karbala ‏ #abooamir133
Read more
Loading...
ورق بزنيد . اشك هاي قيمتي . در روزهايى كه بازار انتقاد از رفتار و منش سلبريتى ها داغ شده و متاسفانه ...
Media Removed
ورق بزنيد . اشك هاي قيمتي . در روزهايى كه بازار انتقاد از رفتار و منش سلبريتى ها داغ شده و متاسفانه جايگاهي براي تحسين قائل نمي شويم بگويم برايتان از باراني كه بر روي صورت #مهران_غفوريان باريد قطراتى كه نشان ميداد اين فيلم كار خودش را كرده است. #تنگه_ابوقريب! به دل مينشيد چون شهدا به اين ... ورق بزنيد
.
اشك هاي قيمتي
.
در روزهايى كه بازار انتقاد
از رفتار و منش سلبريتى ها داغ شده
و متاسفانه جايگاهي براي تحسين قائل نمي شويم
بگويم برايتان از باراني كه بر روي صورت #مهران_غفوريان باريد
قطراتى كه نشان ميداد اين فيلم كار خودش را كرده است.
#تنگه_ابوقريب!
به دل مينشيد چون شهدا به اين فيلم نظر كرده اند!
اين جمله تنها بخشي از تعاريف مهران از تنگه بود!
و جملاتي كه دائما تكرار ميشد
ما تازه داريم فيلمش و ميبينيم..
خيلي سر تر از جوايزيه كه گرفته...
مهرداد مي گويد
تنگه ابوقریب خودِ خود جنگ است
و البته خودِ خودِ سینما!
دوربینش تماما روی دست، ریتمش تند،
گریمش بی نظیر و نماهایش نفس‌گیر.
تنگه ابوقریب همه چیز دارد...
از کولاک #جواد_عزتی در نقشی کاملا متفاوت تر
از «هزارپا و آینه بغل» تا دلبری #امیر_جدیدی
روی پرده سینما...
.
دعوت ميكنم اين فيلم را ببينيد تا با واقعيت آشنا بشيد...
تا طعم شيرين اثر حرفه اى انقلابي را زير زبان خود مزه كنيد
#تنگه_ابوقريب
#مهران_غفوريان
#اينجا_هر_كسي_بترسه_زودتر_ميميره
Read more
. صبح لباسهای کهنه ترمون رو پوشیدیم که قدم در کارزار رنگپاشی بگذاریم. یک ریکشا گرفتیم و به سمت مرکز ...
Media Removed
. صبح لباسهای کهنه ترمون رو پوشیدیم که قدم در کارزار رنگپاشی بگذاریم. یک ریکشا گرفتیم و به سمت مرکز شهر حرکت کردیم. به اولین گروه رنگ پاشنده که رسیدیم از چپ و راست بهمون حمله شد. یکی هم با تمام قدرت خاک صورتی رنگی رو بصورت روناک زد که در دم جنگ مغلوبه شد و عقبگرد کرده به پایگاه برگشتیم. اول فکر کردم که ... .
صبح لباسهای کهنه ترمون رو پوشیدیم که قدم در کارزار رنگپاشی بگذاریم. یک ریکشا گرفتیم و به سمت مرکز شهر حرکت کردیم. به اولین گروه رنگ پاشنده که رسیدیم از چپ و راست بهمون حمله شد. یکی هم با تمام قدرت خاک صورتی رنگی رو بصورت روناک زد که در دم جنگ مغلوبه شد و عقبگرد کرده به پایگاه برگشتیم.
اول فکر کردم که در برابر این سپاه اشقیا که از صبح صف آرایی کرده اند و همچون حرمله به همسر کوچک جثه ما هم رحم نمی کردند چه رسالتی برای عکاسی داریم که برویم و بلکه هم ناقص العضو برگردیم. اما بعد از ریکاوری و با علم به اینکه بیرون جنگی در جریانه تا جشن، با روسری، سر و صورت رو پوشوندیم و دوربین رو هم چندلایه نایلون پیچ کردیم و رفتیم.
راه که افتادیم اول به این فکر کردم اگر مثلا در یک محله حتی متوسط شهر جیپور یا جادپور بودیم حتما ملت خیلی سوسول وار به هم گرد رنگی می پاشیدن و بعدش شاید فیلم هندی وار عاشق می شدن و چه بسا کار به تولید مثل هم میرسید، مسلما که این جمعیت میلیاردی با مشوقهای کمتر هم به تولیدات خود پرداخته اند اما اینجا که ما آمدیم نژاد بشر در معرض نابودی بود!
بعد هم فکر کردم که توی منطقه راجستان اکثر بناها از سنگ قرمز ساخته شده اند و مسلما اون کیسه های برنج مانند با گرد صورتی دردناک در اصل خاک سنگ هست و به نظرم زائران ویرانداوان که اکثرا از روستاها اتوبوسی آمده بودند به دلایل اقتصادی از این خاک دردناک بصورت گسترده استفاده می کردند.
در نوع نرمال می آمدند و مقداری رنگ را با دست به صورتمان می مالیدند بعد هم بغل می کردند و دو طرف لبخند میزدیم و تمام. در نوع غیر نرمال و تهاجمی اول با رنگ از چند جهت مورد حمله قرار می گرفتی و معمولا یک نفر هم بود که برای اینکه پودر رنگش در هوا هرز نرود آنرا قبلا در سطل آبی حل کرده بوده و می پاشید تا رنگها قبلی و بعدی خوب به خوردت برود.
اون روز صدمه جدی ندیدیم و طرفای ظهر تا وسطهای سپاه دشمن پیش رفته بودیم که دیدیم همه سلاح ها رو بر زمین گذاشتند و برای دعا به معابد میروند ما هم به پایگاه رجعت کردیم . .
#uspiran #ronakrezvan #سفرنوشته #سفر #هندوستان #theweekoninstagram  #exploretehran #aksiine  #doubleyedge #dailymomentums  #streetphotography #friendsinstreets  #bnw_demand #streetphoto_iran  #thestreetphotographyhub #streetPhotographerscommunity #akasimagazine  #urban_photography_ir #everybodystreet  #hikaricreative  #MySPC #myspc17  #MEdailytlife  #roozdaily #lensculture  #lensculturestreets #life_is_street  #hartcollective  #capturestreets #india
Read more
سریال بیا و منو بغل کن Come and Hug Me با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی مشخصات ژانر : درام | عاشقانه | جنایی زیرنویس : فارسی 🗓 سال انتشار : ۲۰۱۸ 🌐 کشور سازنده : #کره_جنوبی 🗣 زبان : کره ای تعداد قسمت ها : ۳۲ 🎞 شبکه : MBC قیمت محصول : نسخه خانگي : ۱۰۰۰۰ تومان نسخه كامپيوتری : ۸۰۰۰ ... 🎬 سریال بیا و منو بغل کن 👈 Come and Hug Me 🎬
🎥 با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی 🎥
📌 مشخصات 👇
🎭 ژانر : درام | عاشقانه | جنایی
🔖 زیرنویس : فارسی
🗓 سال انتشار : ۲۰۱۸
🌐 کشور سازنده : #کره_جنوبی
🗣 زبان : کره ای
📂 تعداد قسمت ها : ۳۲
🎞 شبکه : MBC
💵 قیمت محصول : 👇
📺 نسخه خانگي : ۱۰۰۰۰ تومان
💻 نسخه كامپيوتری : ۸۰۰۰ تومان
📋 خلاصه داستان : یک سریال دراماتیک که نشان دهنده عشق میان یک زن و مرد است که از سن نوجوانی به دلیل یک قتل زندگی آنها درهم آمیخته میشود. علی‌رغم سرنوشت وحشتناک، آنها تلاش میکنند که زندگی شادی داشته باشند و زخم های خود را بهبود ببخشند.
🔵 بازیگران مطرح : 👇
👉 #Chand_Ki_Yong
👉 #Jin_Ki_Joo
👉 #Heo_Jun_Ho
👉 #Nam_Da_Reum
🛍🎁🛍🎁🛍🎁🛍🎁🛍🎁
☎️ راه های ارتباطی برای سفارش 👇
🔴 Telegram & Tel : 09117082306 🔴
💯 کیفیت را با ما تجربه کنید 👇
👑 @Shinhwa_Shop 👑
Read more
Loading...
سریال بیا و منو بغل کن Come and Hug Me با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی مشخصات ژانر : درام | عاشقانه | جنایی زیرنویس : فارسی 🗓 سال انتشار : ۲۰۱۸ 🌐 کشور سازنده : #کره_جنوبی 🗣 زبان : کره ای تعداد قسمت ها : ۳۲ 🎞 شبکه : MBC قیمت محصول : نسخه خانگي : ۱۰۰۰۰ تومان نسخه كامپيوتری : ۸۰۰۰ ... 🎬 سریال بیا و منو بغل کن 👈 Come and Hug Me 🎬
🎥 با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی 🎥
📌 مشخصات 👇
🎭 ژانر : درام | عاشقانه | جنایی
🔖 زیرنویس : فارسی
🗓 سال انتشار : ۲۰۱۸
🌐 کشور سازنده : #کره_جنوبی
🗣 زبان : کره ای
📂 تعداد قسمت ها : ۳۲
🎞 شبکه : MBC
💵 قیمت محصول : 👇
📺 نسخه خانگي : ۱۰۰۰۰ تومان
💻 نسخه كامپيوتری : ۸۰۰۰ تومان
📋 خلاصه داستان : یک سریال دراماتیک که نشان دهنده عشق میان یک زن و مرد است که از سن نوجوانی به دلیل یک قتل زندگی آنها درهم آمیخته میشود. علی‌رغم سرنوشت وحشتناک، آنها تلاش میکنند که زندگی شادی داشته باشند و زخم های خود را بهبود ببخشند.
🔵 بازیگران مطرح : 👇
👉 #Chand_Ki_Yong
👉 #Jin_Ki_Joo
👉 #Heo_Jun_Ho
👉 #Nam_Da_Reum
🛍🎁🛍🎁🛍🎁🛍🎁🛍🎁
☎️ راه های ارتباطی برای سفارش 👇
🔴 Telegram & Tel : 09117082306 🔴
💯 کیفیت را با ما تجربه کنید 👇
👑 @Shinhwa_Shop 👑
Read more
<span class="emoji emoji1f3ac"></span> سریال بیا و منو بغل کن <span class="emoji emoji1f448"></span> Come and Hug Me <span class="emoji emoji1f3ac"></span> <span class="emoji emoji1f3a5"></span> با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی <span class="emoji emoji1f3a5"></span> <span class="emoji emoji1f4cc"></span> مشخصات <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f3ad"></span> ژانر : درام | ...
Media Removed
سریال بیا و منو بغل کن Come and Hug Me با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی مشخصات ژانر : درام | عاشقانه | جنایی زیرنویس : فارسی 🗓 سال انتشار : ۲۰۱۸ 🌐 کشور سازنده : #کره_جنوبی 🗣 زبان : کره ای تعداد قسمت ها : ۳۲ 🎞 شبکه : MBC قیمت محصول : نسخه خانگي : ۱۰۰۰۰ تومان نسخه كامپيوتری : ۸۰۰۰ ... 🎬 سریال بیا و منو بغل کن 👈 Come and Hug Me 🎬
🎥 با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی 🎥
📌 مشخصات 👇
🎭 ژانر : درام | عاشقانه | جنایی
🔖 زیرنویس : فارسی
🗓 سال انتشار : ۲۰۱۸
🌐 کشور سازنده : #کره_جنوبی
🗣 زبان : کره ای
📂 تعداد قسمت ها : ۳۲
🎞 شبکه : MBC
💵 قیمت محصول : 👇
📺 نسخه خانگي : ۱۰۰۰۰ تومان
💻 نسخه كامپيوتری : ۸۰۰۰ تومان
📋 خلاصه داستان : یک سریال دراماتیک که نشان دهنده عشق میان یک زن و مرد است که از سن نوجوانی به دلیل یک قتل زندگی آنها درهم آمیخته میشود. علی‌رغم سرنوشت وحشتناک، آنها تلاش میکنند که زندگی شادی داشته باشند و زخم های خود را بهبود ببخشند.
🔵 بازیگران مطرح : 👇
👉 #Chand_Ki_Yong
👉 #Jin_Ki_Joo
👉 #Heo_Jun_Ho
👉 #Nam_Da_Reum
🛍🎁🛍🎁🛍🎁🛍🎁🛍🎁
☎️ راه های ارتباطی برای سفارش 👇
🔴 Telegram & Tel : 09117082306 🔴
💯 کیفیت را با ما تجربه کنید 👇
👑 @Shinhwa_Shop 👑
Read more
. @rezagolzar Repost @rozita.mrg4 . محمدرضاگلزار، هنرپیشه سینما، مدل، نوازنده و خواننده ...
Media Removed
. @rezagolzar Repost @rozita.mrg4 . محمدرضاگلزار، هنرپیشه سینما، مدل، نوازنده و خواننده موسیقی پاپ در ۱ فروردین ۱۳۵۶ زاده که اصالت او آذری و متولد تهران است. او فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی است که فعالیت موسیقی خود را از سال ۱۳۷۷ با گروه آریان شروع و در سال ۱۳۷۹ ... .
@rezagolzar
Repost @rozita.mrg4
.
محمدرضاگلزار، هنرپیشه سینما، مدل، نوازنده و خواننده موسیقی پاپ در ۱ فروردین ۱۳۵۶ زاده که اصالت او آذری و متولد تهران است.
او فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی است که فعالیت موسیقی خود را از سال ۱۳۷۷ با گروه آریان شروع و در سال ۱۳۷۹ برای نخستین بار در فیلم «سام و نرگس» بازیگری سینما را تجربه و در سال ۱۳۸۰ بعنوان اولین فتومدل ایرانی ظاهر شد.

🎬 فعالیت های سینمایی او⬇️
.
فیلم شناسی:
۱-سام ونرگس تولید ۱۳۷۹ درنقش «سام»
۲-شام آخر تولید ۱۳۸۰ درنقش ‌«مانی»
۳-زمانه تولید ۱۳۸۰ درنقش ‌«سعید»
۴-بالای شهر، پایین شهر تولید ۱۳۸۰ ‌درنقش «داوود»
۵-زهر عسل تولید ۱۳۸۱ ‌درنقش «سینا»
۶-چشمان سیاه تولید ۱۳۸۱ ‌درنقش «سورنا»
۷-کما تولید ۱۳۸۲ ‌درنقش «امیر»
۸- سیزده گربه روی شیروانی تولید ۱۳۸۲ ‌درنقش «رامو»
۹-بوتیک تولید ۱۳۸۲ ‌درنقش «جهان»
۱۰-گل یخ تولید ۱۳۸۳ ‌درنقش «عباس»
۱۱-شام عروسی تولید ۱۳۸۴ درنقش ‌«محمدرضاگلزار»
۱۲-آتش بس تولید ۱۳۸۴ ‌درنقش «یوسف»
۱۳-تله تولید ۱۳۸۴ درنقش ‌«فرشاد»
۱۴-کلاغ پر تولید ۱۳۸۶ ‌درنقش «رضا»
۱۵-توفیق اجباری تولید ۱۳۸۶ ‌درنقش «محمدرضاگلزار»
۱۶-مجنون لیلی تولید ۱۳۸۶ ‌درنقش «فرهاد»
۱۷-مثل آن شب تولید ۱۳۸۷ درنقش ‌«سیاوش»
۱۸-دو خواهر تولید ۱۳۸۷ ‌درنقش «امیر،افشین»
۱۹-دموکراسی در روز روشن تولید ۱۳۸۸ درنقش ‌«عزرائیل»
۲۰-شیش وبش تولید ۱۳۸۹ ‌درنقش «سامی»
۲۱-در امتداد شهر تولید ۱۳۸۹ ‌درنقش «محمدرضاگلزار»
۲۲-تو،من تولید ۱۳۹۰ ‌درنقش «علی»
۲۳-بانویی از ماه تولید ۱۳۹۰ ‌درنقش «حمیددرخشان»
۲۴-دلم میخواد تولید ۱۳۹۲ درنقش ‌«نیمافرزانه»
۲۵-مادر قلب اتمی تولید ۱۳۹۳ درنقش ‌«طوفان»
۲۶-خشکسالی و دروغ تولید ۱۳۹۴ ‌درنقش «آرش»
۲۷-سلام بمبئی تولید ۱۳۹۵ ‌درنقش «علی»
۲۸- آینه بغل تولید ۱۳۹۶ ‌درنقش «شاهرخ»
• ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#rezzar #rezagolzar #movie #cinema #dram #comedy #model #actor #singer #superstar #news #athlete #photomodel #interview #celebrity #malemodel #news #international #best #man
@rezagolzar
@m.r.g.4
#رضاگلزار #بازیگر #نوازنده #خواننده #مدل #سوپراستار #سینما
Read more
Loading...
بگذارساده تر بگویم : پاییز همیشه به معنای رنگ زرد و نارنجی نیست... گاهی با نم بارانی که با خود دارد ...
Media Removed
بگذارساده تر بگویم : پاییز همیشه به معنای رنگ زرد و نارنجی نیست... گاهی با نم بارانی که با خود دارد دلتنگ بهار است... گاهی میخواهد تو خودت را تنگ در آغوش بگیری و شال گردنت را محکم تر دور گردنت بپیچی وقتی صبح ها میان برگ ها با پاهایت آهنگ پاییزی زیبایی مینوازی و دل تنگت را بغل گرفته ای و برای دیدن او پرپر ... بگذارساده تر بگویم : پاییز همیشه به معنای رنگ زرد و نارنجی نیست...
گاهی با نم بارانی که با خود دارد دلتنگ بهار است...
گاهی میخواهد تو خودت را تنگ در آغوش بگیری و شال گردنت را محکم تر دور گردنت بپیچی وقتی صبح ها میان برگ ها با پاهایت آهنگ پاییزی زیبایی مینوازی و دل تنگت را بغل گرفته ای و برای دیدن او پرپر میزنی...
آری؛پاییز همیشه عاشق نیست...پاییز دلتنگ است...
#فتانه_قرایی
Read more
اولين خودروي تمام الكتريكي توليد شده پورشه Model : porsche mission e concept (2016) پورشه با ...
Media Removed
اولين خودروي تمام الكتريكي توليد شده پورشه Model : porsche mission e concept (2016) پورشه با رونمايي جديدترين خودروي خود در نمايشگاه فرانكفورت اولين خودروي <<تمام>> الكتريكي خود را معرفي كرد اين خودرو قادر است مسافت ٤٠٠ كيلومتري را بپيمايد در صورتي كه براي شارژ ان فقط كافيه تا ١٥ دقيقه ... اولين خودروي تمام الكتريكي توليد شده
پورشه
Model : porsche mission e concept (2016)
پورشه با رونمايي جديدترين خودروي خود در نمايشگاه فرانكفورت اولين خودروي <<تمام>> الكتريكي خود را معرفي كرد
اين خودرو قادر است مسافت ٤٠٠ كيلومتري را بپيمايد در صورتي كه براي شارژ ان فقط كافيه تا ١٥ دقيقه به برق متصل شود
صفر تا صد اين خودرو تنها ٣.٥ ثانيه است و حداكثر قدرت ان ٦٠٠ اسب بخار
جنس بدنه تركيبي از المينيوم فولاد و فيبركربن تقويت شده پليمري ميباشد
اينه هاي بغل در اين خودرو جاي خودشونو به دوربين هاي ديد عقب داده اند
Read more
اولين خودروي تمام الكتريكي توليد شده پورشه Model : porsche mission e concept (2016) پورشه با ...
Media Removed
اولين خودروي تمام الكتريكي توليد شده پورشه Model : porsche mission e concept (2016) پورشه با رونمايي جديدترين خودروي خود در نمايشگاه فرانكفورت اولين خودروي <<تمام>> الكتريكي خود را معرفي كرد اين خودرو قادر است مسافت ٤٠٠ كيلومتري را بپيمايد در صورتي كه براي شارژ ان فقط كافيه تا ١٥ دقيقه ... اولين خودروي تمام الكتريكي توليد شده
پورشه
Model : porsche mission e concept (2016)
پورشه با رونمايي جديدترين خودروي خود در نمايشگاه فرانكفورت اولين خودروي <<تمام>> الكتريكي خود را معرفي كرد
اين خودرو قادر است مسافت ٤٠٠ كيلومتري را بپيمايد در صورتي كه براي شارژ ان فقط كافيه تا ١٥ دقيقه به برق متصل شود
صفر تا صد اين خودرو تنها ٣.٥ ثانيه است و حداكثر قدرت ان ٦٠٠ اسب بخار
جنس بدنه تركيبي از المينيوم فولاد و فيبركربن تقويت شده پليمري ميباشد
اينه هاي بغل در اين خودرو جاي خودشونو به دوربين هاي ديد عقب داده اند
Read more
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز صد سال اگر درس بخوانی همه هیچ است در مدرسه یک عمر بمانی همه هیچ است خود ...
Media Removed
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز صد سال اگر درس بخوانی همه هیچ است در مدرسه یک عمر بمانی همه هیچ است خود را به حقیقت برسانی همه هیچ است جز مسخرگی هر چه بدانی همه هیچ است رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز وافور بکش تا بودت ممکن و مقدور از باده مکن غفلت از چرسمشو دور بنشین به خرابات بزن بربط و تنبور خواهی ... رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
صد سال اگر درس بخوانی همه هیچ است
در مدرسه یک عمر بمانی همه هیچ است
خود را به حقیقت برسانی همه هیچ است
جز مسخرگی هر چه بدانی همه هیچ است

رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
وافور بکش تا بودت ممکن و مقدور
از باده مکن غفلت از چرسمشو دور
بنشین به خرابات بزن بربط و تنبور
خواهی که شوی پیش خوانین همه مشهور

رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
در مجلس اعیان همه شب مست گذر کن
اول چو رسیدی دم در عرعر خرکن
پس گنجفه را از بغل خویش به درکن
از باده دماغ همه را تازه و ترکن والا بخدا😂

چرس: حشیش
گنجفه: بازیی شبیه حکم که تو دوران صفویه شکل گرفت
Read more
‌ #محمدرضاگلزار سومین همکاری خود را با #منوچهرهادی بعد از فیلم سینمایی «آینه بغل» و سریال نمایش ...
Media Removed
‌ #محمدرضاگلزار سومین همکاری خود را با #منوچهرهادی بعد از فیلم سینمایی «آینه بغل» و سریال نمایش خانگی «عاشقانه» در فیلم سینمایی « #خزه» تجربه می‌کند. . پیش تولید فیلم جدید منوچهر هادی با نام موقت «خزه» به تهیه کنندگی علی سرتیپی از مدتی پیش آغاز شده و گروه این روزها مشغول انتخاب بازیگران فیلم ...
#محمدرضاگلزار سومین همکاری خود را با #منوچهرهادی بعد از فیلم سینمایی «آینه بغل» و سریال نمایش خانگی «عاشقانه» در فیلم سینمایی « #خزه» تجربه می‌کند.
.
پیش تولید فیلم جدید منوچهر هادی با نام موقت «خزه» به تهیه کنندگی علی سرتیپی از مدتی پیش آغاز شده و گروه این روزها مشغول انتخاب بازیگران فیلم هستند.
.
بابک کایدان نویسنده «خزه» و جواد نوروزبیگی مجری طرح این فیلم می‌باشد. «خزه» که اثری پربازیگر می‌باشد، با انتخاب بازیگران بزودی مقابل دوربین می‌رود.
.
ساره بیات، سعید آقاخانی و بهرام افشاری نیز در این فیلم بازی میکنند.
.
منوچهر هادی با انتشار این خبر در اینستاگرامش نوشت:
سومین همکاری من با رضای عزیز در سینمایی خزه بعد از عاشقانه و آینه بغل. تقدیم به هواداران قشنگ رضا. و ممنون از همراهی همیشگی جناب گلزار.
Read more
- . شش عضو شورای نگهبان توسط شخص خامنه‌ای انتخاب میشوند و شش عضو بعدی را رئیس قوه قضاییه‌ای انتخاب و به مجلس میفرستد که نمایندگان به او رای دهند یعنی تعدادی را که تا فرق سر زیر عبای خامنه‌ای هستند کلچین شده و به مجلس میفرستند و میگویند میتوانید به این ملتزمان به ولایت رای دهید!! حالا خود رئیس قوه قضاییه ... - .
شش عضو شورای نگهبان توسط شخص خامنه‌ای انتخاب میشوند و شش عضو بعدی را رئیس قوه قضاییه‌ای انتخاب و به مجلس میفرستد که نمایندگان به او رای دهند یعنی تعدادی را که تا فرق سر زیر عبای خامنه‌ای هستند کلچین شده و به مجلس میفرستند و میگویند میتوانید به این ملتزمان به ولایت رای دهید!! حالا خود رئیس قوه قضاییه را شخص خامنه‌ای انتخاب کرده ! یعنی در اصل کل اعضای شورای نگهبان همگی انتخاب شخص خامنه‌ای هستند.
____
حالا در مجلس هر قانونی تصویب شود میفرستند نزد شورای نکهبان‌برای تایید ! شورای نکهبانی که تا فرق سر ملتزم به خامنه ای و منتخب شده او هستند و اگر ببینند قانونی مخالف منویات مقام‌عظما تصویب شده باشد براحتی اب خوردن با اهرم نظارت استصوابی و به بهانه عدم مطابقت با شرع اسلام انرا وتو میکنند.
شرع اسلام هم یک قانون نوشته شده و در یک چهارچوب مشخص نیست و جنتی ان بالا در راس شورای نکهبان است که نگاهش و تفسیرش از اسلام با حتی بغل دستی اش در ان شورا تفاوت دارد و‌سلیقه‌ای یک تفسیری از اسلام و قران دارد ، تفسیری که در راستای منویات مقام عظمای ولایت است و هر جا قانونی مخالف این منویات بوده انرا وتو کرده
___
پس تکلیف قوانین که مشخص شد اما خود نمایندگان در مجلس هم‌از زیر فیلتر این شورا رد شده و درجه ولایت پذیری‌شان توسط جنتی سنجیده شده و بعد مهر صلاحیت به پیشانی‌شان خورده و اگر تک و توکی از زیر دستشان در رفته باشد، در دور بعدی خدمتش میرسند و با یک مهر عدم صلاحیت از مجلس ولایت پذیر به بیرون پرتش میکنند.
پس چرا مردم میروند پای صندوق ها وقتی تمام‌ مسائل حول محور نظریات خامنه‌ای میچرخد؟
____
جالب توجه اینکه خود خامنه‌ای توسط مجلس خبرگانی انتخاب میشود که مردم به اعضای ان رای دادند اما صلاحیت افراد مجلس خبرکان باید توسط شخص خود خامنه‌ای تایید شود!!! واقعا خنده دار نیست که اعضایی که قرار است رهبری را تعیین صلاحیت کنند ، ابتدا خودشان باید توسط شخص خامنه‌ای تایید صلاحیت شوند!!
....
در جمهوری اسلامی طوری قوانین را طراحی کردند که دایره وار همه چیز بر میگردد زیر دست خامنه‌ای و به قولی محور عالم دور خامنه‌ای میچرخد و زندگی و سرنوشت مردم و یک کشور باید مطابق سلایق و دستورات او‌ باشد و بعد اسم این سیستم را گذاشته‌اند جمهوریت.
___
در دنیا کشورهای جمهوری یک عده چهار سال یا هشت سال می‌ایند و هر کاری میخواهند انجام میدهند و بعد میروند پی کارشان اما در نظام ولایت تعدادی کمتر از انکشتان دست چهل سال است که بر مهمترین و کلیدی ترین پست ها تکیه زده و فقط پست ها را به یکدیگر
Read more
... یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آب ، زمین مهربان باشم، با مردم شهر و فراموش ...
Media Removed
... یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آب ، زمین مهربان باشم، با مردم شهر و فراموش کنم، هر چه گذشت خانه ی دل، بتکانم ازغم و به دستمالی از جنس گذشت ، بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل مشت را باز کنم، تا که دستی گردد و به لبخندی خوش دست در دست زمان بگذارم یاد من باشد فردا دم صبح به ... ...
یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم

یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی

یاد من باشد
باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت ... #فريدون #مشيري
Read more
 #سیاه_سفید #سیاه #طراحی #دوستت_دارم # بالاخره یاد میگیریم از یک "دوستت دارم" ساده برای دلمان ...
Media Removed
#سیاه_سفید #سیاه #طراحی #دوستت_دارم # بالاخره یاد میگیریم از یک "دوستت دارم" ساده برای دلمان یک خیال رنگارنگ نبافیم..... یاد میگیریم رابطه یعنی بازی و اگر "بازیگر" نباشیم میبازیم.... یاد میگیریم داستانهای عاشقانه از یک جایی به بعد رنگ و بوی "منطق" به خود میگیرند.... یاد میگیریم خود را دریغ ... #سیاه_سفید #سیاه #طراحی #دوستت_دارم #

بالاخره یاد میگیریم از یک "دوستت دارم" ساده برای دلمان یک خیال رنگارنگ نبافیم..... یاد میگیریم رابطه یعنی بازی و اگر "بازیگر" نباشیم میبازیم.... یاد میگیریم داستانهای عاشقانه از یک جایی به بعد رنگ و بوی "منطق" به خود میگیرند.... یاد میگیریم خود را دریغ کنیم تا همیشه "عزیز" بمانیم.... یاد میگیریم وقتی باد می آید باید کلاهمان را سفت بچسبیم نه "بازوی" بغل دستیمان را.... روزی میفهمیم در انتهای تمام گپ زدنهای دوستانه باز هم تنهاییم.... یاد میگیریم به اعتبار هیچ شانه ای تکیه نزنیم، چون آدمی از همان سمتی می افتد که تکیه کرده است....
Read more
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این ...
Media Removed
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این جنایت به پاس بودن هاست شهرِ بی شعر نوش جان شما شاعر اینجا جنازه ای تنهاست دوست دارم به آسمان بزنم تا نگاهم به ماه برگردد می فروشم خدای نورم را روزگار ِ سیاه برگردد بیت، من را گرفته ... مرگ آرام در تحمل بستر

مثل ققنوسِ شمس برگشتن

در مسیحایِ سردِ خاکستر

دست هایم به کار کشتنم اند

این جنایت به پاس بودن هاست

شهرِ بی شعر نوش جان شما

شاعر اینجا جنازه ای تنهاست

دوست دارم به آسمان بزنم

تا نگاهم به ماه برگردد

می فروشم خدای نورم را

روزگار ِ سیاه برگردد

بیت، من را گرفته از خویشم

اولم شعر بوده، عشق آخر

شعر یعنی تمام آدم ها

عشق یعنی علیرضا آذر

عشق اما نهایتی مجهول

بی حضورش اگر چه شب عالی است

در تن فکرهای هر شبه ام

باز هم جای خالی اش خالی است

پشت ذهنم دهان سوراخی

به خیال کلید وا مانده

یا کلیدی به فکر سوراخی

توی جیب جلیقه جا مانده

آنور قفل های تکراری

می پذیرم عمیق چاهم را

دوزخت از بهشت آبی بهتر

می کشم وزنه ی گناهم را

چشم هایت کنار ماشین ها

زیر پاهای شهر جان بدهند

عابرین شلوغ بی سر و ته

رد شوند و سری تکان بدهند

جفت گیری گاو - آدم ها

پای تابوت کرکسی مُرده

ماهیانی که دیر فهمیدند

کوسه از رنج بی کسی مُرده *

باز روزی شریک جرمت را

توی تار عنکبوت می بینی

دست و پای ظریف جفتت را

روی میز نهار می چینی

توی بشقاب مهمان ها

تکه های غرور خون بارت

زیر چشمی تعارفی بزنی

به لب و لوچه ی پرستارت

مفصل و ساق استخوانت را

به سگ هرزه ای نشان بدهی

استخوان را به نیش خود بکشی

رو به خود هم دمی تکان بدهی

بعداز عمری خر خودت باشی

یک نفر گردن کلفتت را

مفت دریا به تخم ماهی ها

یک نفر در طویله جفتت را...!!! از دهان تو خسته تر باشم

زیر فحش تو جان به جان بدهم

زیر فحش تو خوار مادر را

به درک!! روی خوش نشان بدهم

عشق یعنی علاج واقعه ای

قبل از افتاد و بعد از افتادن

عشق یعنی که نامه ای خوش خط

به زن هیتلر فرستادن

و بگویی که عاشقش هستی

بچه ها هم تفنگ می گیرند

عشق یعنی به تخم ماهی ها

که هزاران نهنگ می میرند

غرق در انتهای یک باور

در تمنای صید مروارید

زیر آبی و غافل از اینکه

بچه میگو به هیکلت میرید!

بی نفس از فشار یک پوچی

در سراشیب تن پس از سیگار

زیر لب آرزو کنی هر شب

دست از این مَردِ بی پدر بردار

مثل کبریتِ بی خطر باشی

هیزمی از تو گـُر نگیرد یا... مثل آتشفشان سردی که

برف را ساده می پذیرد بعد... عشق یعنی بغل کنم زن را

فکر زن جای دیگری باشد

عشق یعنی زنی بغل کُندم

فکر من جای دیگری باشد *

جان این ایستگاه متروکه

زنده کن لاشه ی قطارم را

هیچ عشقی به مقصدم نرسید

پس بده مهره های مارم را

ضامنم را بکش که منتظرند
Read more
کل زندگیمان را خاطرات برداشته و دل دور انداختن هیچ کدام شان را نداریم ، داریم له می شویم زیر آوار این ...
Media Removed
کل زندگیمان را خاطرات برداشته و دل دور انداختن هیچ کدام شان را نداریم ، داریم له می شویم زیر آوار این همه خاطره ... کاش می شد خاطره ها را مثل پنبه زد، کاش اصلا یک آدم هایی بودن مثل همین پنبه زن ها که با کمانشان می آمدند توی کوچه پس کوچه ها... سر ِظهرِ خلوت شهر.... و دست شان را می گذاشتند کنار دهان شان و ... کل زندگیمان را خاطرات برداشته و دل دور انداختن هیچ کدام شان را نداریم ،
داریم له می شویم زیر آوار این همه خاطره ... کاش می شد خاطره ها را مثل پنبه زد،
کاش اصلا یک آدم هایی بودن مثل همین پنبه زن ها که با کمانشان می آمدند
توی کوچه پس کوچه ها... سر ِظهرِ خلوت شهر....
و دست شان را می گذاشتند کنار دهان شان و داد می زدند:

آآآآآآآآآی خاطره می زنیم .

بعد تو صدایشان می کردی می آمدند توی حیاط، لب حوضی ، باغچه ای ، جایی می نشستند و تو بغل بغل خاطره می ریختی جلوی شان،

خاطره ی مرگ عزیزهایت....تنهایی هایت،... گریه هایت، ...
غصه خوردن هایت،خاطره ی رفتن دوست و آشنایت همه را می ریختی جلوی خاطره زن

و او هی می زد، هی می زد، آن قدر که خاطره ها را تکه تکه می کرد، تکه تکه.....
آن قدر که پودر می شدند، ریز می شدند تو هوا، مثل غبار که باد بیاید برشان دارد و با خود ببرد به هر کجا که می خواهد... بعد تو یک لیوان چای خوش رنگ تازه دم
می آوردی برای خاطره زن و می گفتی :

نوش جان سبک شدم راحتم کردی از دست این همه خاطره... و از خاطرات خوش برای شبهای سردمان رواندازی گرم میدوخت پر از امنیت
Read more
برای رسیدن به بهترین نتیجه در انجام تمرینات با وزنه نکاتی در ادامه عنوان شده که با پیروی از آنها بعد ...
Media Removed
برای رسیدن به بهترین نتیجه در انجام تمرینات با وزنه نکاتی در ادامه عنوان شده که با پیروی از آنها بعد از گذشت چند هفته تغییرات را در بدن خود حس خواهید کرد. پرس سینه با هالتر این حرکت در طول زمان ببشترین تاثیر را در رشد عضلات سینه خواهد داشت. با مقدار کمی کمک گرفتن از عضلات دلتوئید و پشت بازو میتوانید ... برای رسیدن به بهترین نتیجه در انجام تمرینات با وزنه نکاتی در ادامه عنوان شده که با پیروی از آنها بعد از گذشت چند هفته تغییرات را در بدن خود حس خواهید کرد.

پرس سینه با هالتر

این حرکت در طول زمان ببشترین تاثیر را در رشد عضلات سینه خواهد داشت. با مقدار کمی کمک گرفتن از عضلات دلتوئید و پشت بازو میتوانید وزنه های بیشتری را در این حرکت جابجا کنید.که باعث تحریک تعداد بیشتری از فیبر های سینه نسبت به هر حرکت دیگری میشود. پرس سینه با وزنه های سنگین را باید بطور معمول در ابتدای برنامه سینه قرار دهید.

جلو بازو با هالتر

هر چند استفاده از دمبل در حرکات جلو بازو مزایای زیادی به دنبال دارد ولی هیچ حرکتی به اندازه جلو بازو با هالتر ایستاده وقتی که به صورت صحیح اجرا شود نمیتواند باعث افزایش ضخامت و پیک جلو بازو شود..یکی از اشتباهات رایج در اجرای این حرکت تاب دادن وزنه برای جابجا کردن آن است که علت آن استفاده از وزنه های بیش از توان است .
زیر بغل هالتر خم

زیر بغل هالتر خم حرکتی بی رقیب در افزایش ضخامت بخش میانی و پایینی عضلات پشت است بدنسازان در این حرکت میتوانند با تغییر فاصله دستها و زاویه اجرای حرکت مقدار فشار بر روی بخشهای مختلف پشت را به دلخواه تنظیم کنند فاصله کمترمیان دستها باعث فشار بیشتر بر بخش پائینی پشت میشود، در حالی که فاصله بیشتر باعث فشار بیشتر بر بخش بالایی و میانی پشت خواهد شد کشیدن میله به سمت بالای شکم باعث فشار بر بخش بالایی و به سمت پایین شکم باعث تاثیر بر بخش پایینی پشت خواهد شد
مچ با هالتر در حالت نشسته

برای بهره برداری کامل از این حرکت اجازه دهید تا میله تا حد ممکن به سمت پایین حرکت کند و پنجه ها تا حد ممکن باز شوند قبل از اینکه وزنه را مجددا به سمت بالا حرکت دهید. برای دستیابی به دامنه کامل حرکتی و در گیری تعدا بیشتری از فیبرهای عضلات ساعد انگشت شست را در زیر میله قرار دهید.

پرس پا

در حالی که اسکوات پدر تمام حرکات است. تقریبا تمام گروهای اصلی عضلانی در بدن برای اجرای صحیح آن به فعالیت وا داشته میشوند ولی پرس پا تنها روی پا فشار اعمال میکند. بنا بر این از نظر اعمال فشار بر چهار سر هیچ حرکتی بهتر از پرس پا نیست
پرس سر شانه هالتر

تمرکز اعمال فشار بر سر شانه ها تا حدودی مشکل است به دلیل پیچیدگی وظرافت این مفاصل.
Read more
. بعد از باخت سنگین فردین معصومی در بازی های آسیایی دوحه قطر (2006 )در مقابل آرتور تایمازوف،فردین به دنبال فرصتی برای جبران می گشت! . سال 2007 فرا رسید این بار مسابقات جهانی! طبق قرعه فردین و آرتور بعد از پیروزی مقابل رقبا بار دیگر می بایست رو در روی هم قرار می گرفتند،آرتور به مانند سال های قبل در ... .
بعد از باخت سنگین فردین معصومی در بازی های آسیایی دوحه قطر (2006 )در مقابل آرتور تایمازوف،فردین به دنبال فرصتی برای جبران می گشت!
.
سال 2007 فرا رسید این بار مسابقات جهانی! طبق قرعه فردین و آرتور بعد از پیروزی مقابل رقبا بار دیگر می بایست رو در روی هم قرار می گرفتند،آرتور به مانند سال های قبل در فرم ایده آل خودش نبود اما هر چه بود نامش و عنواین بی شمارش لرزه ای بر اندام رقبای سنگین وزن خود داشت!
.
کشتی آغاز شد و آرتور به مانند سال قبل کشتی را طوفانی آغاز نکرد و فردین هم فردین سال قبل نبود او پخته تر و آماده تر از بازی های اسیایی و مسابقات جهانی شده بود،در اواخر تایم اول تایمازوف به حالت کف گرگی توانست معصومی را به بیرون تشک هدایت کند و یک امتیاز کسب کند و برنده ی تایم اول شود!
.
تایم دوم آغاز شد،در کلیپی که ملاحضه می کنید فردین در همان ثانیه های ابتدایی اقدام به زیرگیری کرد،همان زیرهای که خود آرتور استاد و صاحب سبک در اجرای آن می باشد،زیرگیری تبدیل به سرزیر بغل شد و فردین به پشت آرتور رفت و به حالت فرار از تشک داور یک امتیاز به معصومی و یک "اخطار"به تایمازوف داد!
.
تایمازوف حملاتش را آغاز کرد هرچه رفت به در بسته خورد، فردین کاملا کشتی تایمازوف را آنالیز کرده بود و کاملا هوشیار بود که آرتور از کدام قسمت میخواهد حمله می کند،تایمازوف کم کم خسته شد و در بیست ثانیه پایانی به لطف هول دادن و خارج کردن پای فردین توانست یک امتیاز کسب کند،اما پیروز همچنان فردین بود! اخطاری که داور به هنگام قرار از تشک به تایمازوف داده بود را نه کادرفنی متوجه بود نه خوده فردین،تایمازوف کاملا خسته دیگر توان حمله نداشت و فردین هم غافل از پیروزی بدست آمده به سمت پاهای تایمازوف یورش برد و در پنج ثانیه به پایان کنده ی او را کشید رو کشتی را واگذار کرد!...
.
به جرات می توان گفت اگر کشتی به تایم سوم کشیده می شد فردین معصومی کاملا یارای مقابله با آرتور را داشت،تایمازوف خسته و ناآمده به مرحله ی سرگروهی رسید و در دو تایم پیاپی در مقابل الکسیس رودریگز کوبایی کشتی را واگذار کرد و سند حذف فردین معصومی را نیز امضا کرد،در پایان رقابت ها بلال ماخوف جوان روسی به مقام اول رسید تایمازوف هم به مقام سوم دست پیدا کرد
Read more
... #مکعب_خالی ... آمدیم اینجا ، آمدیم دنیا را زل زدیم به چشمانش و او ندید ما را چسبیدیم غریبانه ...
Media Removed
... #مکعب_خالی ... آمدیم اینجا ، آمدیم دنیا را زل زدیم به چشمانش و او ندید ما را چسبیدیم غریبانه به تن‌های ناشناس و آلزایمر با خود برد چهره‌ای آشنا را فاصله ای به وسعت روز های سال من کی ام ؟! باید پیدا کنم پاسخِ معما را علامت های سوال که پر میکنند دریا را غرق میشوم در مغزم ، آخرین نفس ها ... ...
#مکعب_خالی
...
آمدیم اینجا ، آمدیم دنیا را
زل زدیم به چشمانش و او ندید ما را

چسبیدیم غریبانه به تن‌های ناشناس
و آلزایمر با خود برد چهره‌ای آشنا را

فاصله ای به وسعت روز های سال
من کی ام ؟! باید پیدا کنم پاسخِ معما را

علامت های سوال که پر میکنند دریا را
غرق میشوم در مغزم ، آخرین نفس ها را

مقابل قیچی می ایستم و گره میزنم نخ‌ها را
بس است دعوا ، باید بدوزم این تکه‌ها را

تکه هایی به هم پیوست ، با آثار چند بخیه
و با اخبار بالا می آورم تاریخ و جغرافیا را

تبعید شدم به سلولی به نام زمین
گاز زده ام سیب آدم و حوا را

با کابوسی که هر لحظه تکرار مى شود
حس میکنم درد مشترک خود و خدا را

اینجا چه ترسناک و سوت و کور است
آشفته و مضطرب میگردم اتاق ها را

شاید بتوانم یک شب آرام باشم و بخوابم
اما کسی را ندیدم ،
و ناچار ،
بغل کردم متکا را ...
...
#اهورا_کاکتوس
...
شعر ؛ از مجموعه #شبهای_دیوانگی
...
عکس [ تابستان نود و شش ]
تهران ، نیاوران ، کافه میامی
...
#کاکتوس #کاکتوسی #شعر #شاعر #هنر #هنرمند #کافه #کافی_شاپ #مکعب #خالی #تنهایی #اتاق
...
#Ahoora_Kactoos #Kactoos #Cactus #Poem #Poet #Art #Artist #Writing #Coffee #Cafe #Coffeeshop #Barista #Room #Alone #Lonely
...
Read more
 #خاطرات_یک_راننده_تاکسی #نخبگان_علمی #تلخ #حکومت_اسلامی #بیکاری امروز اتفاقی عجیب ...
Media Removed
#خاطرات_یک_راننده_تاکسی #نخبگان_علمی #تلخ #حکومت_اسلامی #بیکاری امروز اتفاقی عجیب برام رخ داد، و عجیب تر از اون اتفاق، اطلاعاتی بود که از اینترنت در موردش گرفتم! لوکیشن: خیابان....سعادت آباد، مسافر اینترنتی #کارپینو، جوان، خوش پوش، خوش بَر و بالا، مقصد میدون توپخونه، ابتدای ... #خاطرات_یک_راننده_تاکسی

#نخبگان_علمی
#تلخ #حکومت_اسلامی
#بیکاری

امروز اتفاقی عجیب برام رخ داد،
و عجیب تر از اون اتفاق،
اطلاعاتی بود که از اینترنت در موردش گرفتم!
لوکیشن:
خیابان....سعادت آباد،
مسافر اینترنتی #کارپینو،
جوان، خوش پوش، خوش بَر و بالا،
مقصد میدون توپخونه،
ابتدای ناصرخسرو،
تو مسیر کم کم سر صحبت از موسیقی به تحصیلات و اشتغال کشیده شد.
حسم می‌گفت مسافر جوان دچار مشکل روحی باشه،
تند تند حرف میزد،
سر رشته کلام از دستش خارج میشد،
کارت دانشجویی ارشد دانشگاه سراسری و رشته
👈مهندسی شیمی نفت!
نخبه بود،
و از دوستان دیگر نخبه اش می‌گفت که دچار #بیماری_روحی شدن،
بعلت اینکه در حکومت ما #آقازاده های #بیسواد فلان #سردار_رانتخوار جایگاه علمی این بچه های پاک و باهوش رو #غصب کردند.
دلم گرفت،
به مقصد رسیدیم گفت میشه منتظر بمونی منو برگردونی؟
قبول کردم،
وقتی برگشت کیسه ای دارو دستش بود،
یک آمپول 👈(پتیدین) و ملحقات تزریق،
و شروع کرد به توضیح که من اینو میزنم آرامش میگیرم و اجازه خواست تا تو ماشینم #تزریق کنه،
پذیرفتم و تزریق کرد،
و ادامه داستان آنقدر تلخ بود که نمیتونم بنویسم،
خون بازی و ...
پس از پیاده شدنش کنجکاو شدم در مورد ماده تزریق شده به کنکاشی بکنم و سریع زدم بغل،
یه چای برای خودم ریختم و تو جستجوگر دنبال دارو گشتم و این خلاصه اونه،
مینویسم تا بدونید که این #حکومت چه بر سر نخبگان علمی #شریف و دیگر دانشگاهها مون آورده.
و چگونه جایگاه این عزیزان رو به #حرامزاده های بی اصل و نصب خود سپرده اند.
👇👇
شایددرکل ایران فقط ۱۰۰نفر این مقاله رابخوانند
کسانی که یا خود پتیدین مصرف می کنند
یا یکی از بستگان انهاازاین ماده استفاده میکند
ولی برای من این ۱۰۰ نفر از هزاران معتادبه مواد #مخدر دیگر مهمترند.
زیرا پتیدین را اکثرا افرادی با #درجه_هوشی_بالا و #تحصیلکرده درجامعه ایران مصرف میکنند،
که سرمایه بزرگی برای جامعه هستندومن به شخصه احترام زیادی برای انها قائل هستم و وجودانها را درجامعه کنونی ایران،
بسیار با اهمیت تر از دیگران مصرف کنندگان
مواد مخدر میدانم.
👈ترک پتیدین درکسی که به استفاده از آن
گرفتار شده باشدتقریبا #غیرممکن است,
زیرا این افراد،علاوه بر اینکه
#دانش و #بینش کافی
نسبت به ضرر مواد مخدر دارند,
این ماده را به عنوان یک ماده معتاد کننده نمی شناسند،
مصرف کننده گان پتیدین اعتقاد دارند
این ماده به انها #انرژی و #روحیه کار میدهد
ونسبت به موادمخدر دیگر هیچ ضرری ندارد
و چه بهتر انسان مصرف کننده #پت باشد
تا مواد مخدر دیگر!
👈جراح مغز اعصابی که #ریتالین و پتیدین مصرف می کرد!
Read more
عضلات درگیر در حرکت زیربغل سیم کش دست صاف حرکت زیربغل سیم کش، کشش از روبه رو با دست صاف قسمت بالای کمر به خصوص عضله لاستیموس دورسی (لت) را مورد هدف قرار می‌دهد. به علاوه گروه دیگری از عضلات که شامل عضله دلتوئید، عضلات شکم، عضلات چهارسر ران و باسن می‌شود در این حرکت نقش تثبیت‌کنندگی و استحکام بدن را ... عضلات درگیر در حرکت زیربغل سیم کش دست صاف

حرکت زیربغل سیم کش، کشش از روبه رو با دست صاف قسمت بالای کمر به خصوص عضله لاستیموس دورسی (لت) را مورد هدف قرار می‌دهد. به علاوه گروه دیگری از عضلات که شامل عضله دلتوئید، عضلات شکم، عضلات چهارسر ران و باسن می‌شود در این حرکت نقش تثبیت‌کنندگی و استحکام بدن را بر عهده دارند.

زیر بغل سیم کش، تقویت عضله کمر، زیربغل سیم کش کشش از روبه رو با دست صاف

روش انجام حرکت بدنسازی زیربغل سیم کش از جلو

جلوی دستگاه لت بایستید و بازوها را کاملا به سمت بالا کشیده، میله دستگاه را با هر دو دست بگیرید. به آرامی میله را به سمت پایین بکشید و سعی کنید آن را هرچه بیشتر به ران خود نزدیک کنید. در طول تمرین تنها از قدرت عضلات کمر استفاده کنید و از هرگونه نوسان و حرکت‌دادن بالاتنه برای کشیدن وزنه به سمت پایین خودداری نمایید. دوباره به حالت اول بازگردید و به همین ترتیب حرکت را تکرار کنید.
اهمیت تمرین بدنسازی زیربغل سیم کش

عضلات کمر بخش بزرگی از بدن را تشکیل می‌دهند و نادیده گرفتن آن‌ها در تمرینات ورزشی منجر به عدم تناسب و تقارن در ظاهر فرد می‌شود. داشتن عضلات قوی و برجستگی قسمت V شکل کمر، شما را کمرباریک‌تر و جذاب‌تر نشان می‌دهد. علاوه بر جنبه ظاهری، تقویت عضلات کمر حالت نشستن و ایستادن شما را نیز بهبود می‌بخشد و مسلما وقتی درست بنشینید و بدون قوزکردن راه بروید از کمر درد هم خبری نخواهد بود. داشتن عضلات پشت قوی یعنی داشتن میان تنه قوی و مستحکم و در نهایت یعنی داشتن تعادل و تقارن در ظاهر.

نکات مهم در حرکت بدنسازی زیربغل سیم کش

اگر هرگونه درد و ناراحتی در قسمت شانه‌ها دارید حرکت زیربغل سیم‌کش را انجام ندهید. قبل از شروع تمرین وزنه مناسب خود (نه خیلی سبک و نه خیلی سنگین) را انتخاب کنید تا هم از تمرین نتیجه مطلوبی بگیرید و هم دچار آسیب‌دیدگی نشوید.

استایل صحیح و فرم درست حرکت را رعایت کنید: برای کاهش فشار بر مفاصل زانو، آن‌ها را کمی خم کنید و بازوها را نیز کاملا صاف و کشیده نگه دارید. سر را بالا بگیرید و برای حفظ تمرکز به یک نقطه ثابت در روبرو زل بزنید. فاصله پاها به اندازه عرض شانه‌ها و فاصله دست‌ها باید کمی بیشتر از عرض شانه‌ها باشند. در طول تمرین کمر را صاف و عضلات پا و باسن را منقبض نگه دارید.
@dr.moravej #drmoravej #navidmoravej

#نویدمروج #دکترمروج #drmoravej #navidmoravej #
@dr.moravej
.
#fitnessgirl #fitgirls #fitness #workout #squat #girl #ass🍑 #booty🍑 #muscle #woman #body #بدنسازی #fit #hot #sixpack #legs #glutes
Read more
<span class="emoji emoji1f647"></span>‍♀️ باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می برم. خیلی دلم می خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده ...
Media Removed
‍♀️ باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می برم. خیلی دلم می خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یک بار، از میان مرده ها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفری که از رسانه های جمعی دارم، چند روزنامه بخرم. این آخرین آرزوی من است. روزنامه ها را زیر بغل می زنم. بعد کورمال کورمال ... 🙇‍♀️
باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می برم.
خیلی دلم می خواهد وقتی که از دنیا رفتم،
هر ده سال یک بار، از میان مرده ها بیرون بیایم،
خودم را به یک کیوسک برسانم و
با وجود تنفری که از رسانه های جمعی دارم،
چند روزنامه بخرم.
این آخرین آرزوی من است.
روزنامه ها را زیر بغل می زنم.
بعد کورمال کورمال به قبرستان برمی گردم و
از فجایع این جهان باخبر می شوم.
بعد با خاطری آسوده،
در بستر امن گور خود،
دوباره به خواب می روم...
.
#لوئیس_بونوئل
‏ #road_of_sense
‏‎‏‎🍒عاشقانه ها در کانال تلگرام
‏‎‏‎لینک کانال در بیو🍒
‏@road_of_sense
Read more
@@@ . . #موقت دیروز در جلسه ای حاضر بودم با جمعی از شاعران مطرح هم روزگار که سخنی هم از جناب معلم دامغانی ...
Media Removed
@@@ . . #موقت دیروز در جلسه ای حاضر بودم با جمعی از شاعران مطرح هم روزگار که سخنی هم از جناب معلم دامغانی به میان آمد و حضرات معتقد بودند نقش سلمان هراتی و احمد عزیزی از این بزرگوار در شعر این سالها بیشتر بوده!!! القصه آنجا به علت حضور میان مایه گان معاصر به ظاهر بزرگتر ، اجازه صحبت به من کوچک ترین ... @@@
.
.
#موقت
دیروز در جلسه ای حاضر بودم با جمعی از شاعران مطرح هم روزگار که سخنی هم از جناب معلم دامغانی به میان آمد و حضرات معتقد بودند نقش سلمان هراتی و احمد عزیزی از این بزرگوار در شعر این سالها بیشتر بوده!!!
القصه آنجا به علت حضور میان مایه گان معاصر به ظاهر بزرگتر ، اجازه صحبت به من کوچک ترین ندادند اما این صفحه و مخاطبان شریفش را هنوز کسی از من نگرفته است.
لذا عرض میکنم که درست است که آن دو شاعر مرحوم شده اند و قوم ایرانی به مرده پرستی شهره اند، اما کاش بودند و می دیدند اخر و عاقبت ملتی را که به حکیمان روزگار خود پشت می کند. شاید دیگر جای تعجب نباشد اگر خبر فوت حضرتش را هرازگاهی به صدر اخبار رسانه ای مبدل می کنند!
راستی بغل دستی من در آن جلسه که اتفاقا دکتر هم بود و هیات علمی دانشگاه نیز هم، می گفت : معلم که اصلا دیگه شعر نمیگه چرا سرش بحث میکنن!!!
یادم آمد غزل و مثنوی غدیریه مولا که روز عید منتشر شد را برایش بفرستم
بگذریم.. فردا می روم دستبوسش فرهنگستان بلکه دست کم من از این قماش نباشم .
.
شرح عکس : سیلی ادبیات
Read more
. از وقتی که جهان به سطحی از تکنولوژی رسید که مخترعان، دستگاه سیب‌پوست‌کن و تخم‌مرغ‌شکن را به بازار ...
Media Removed
. از وقتی که جهان به سطحی از تکنولوژی رسید که مخترعان، دستگاه سیب‌پوست‌کن و تخم‌مرغ‌شکن را به بازار ارائه دادند، عده‌ای از دانشمندان هم سعی کردند کم نیاورده و شروع کردند به کشف علل وقایع مختلف. یک عده انرژی‌شان را گذاشتند روی پیدا کردن علت اینکه چرا نان تُست مربا زده اگر سقوط کند حتمن از سمت مربا ... .
از وقتی که جهان به سطحی از تکنولوژی رسید که مخترعان، دستگاه سیب‌پوست‌کن و تخم‌مرغ‌شکن را به بازار ارائه دادند، عده‌ای از دانشمندان هم سعی کردند کم نیاورده و شروع کردند به کشف علل وقایع مختلف. یک عده انرژی‌شان را گذاشتند روی پیدا کردن علت اینکه چرا نان تُست مربا زده اگر سقوط کند حتمن از سمت مربا دارش روی زمین می‌افتد. عده‌ای دیگر نشستند و کشف کردند که اگر بچه را با بابایش تنها بگذاریم، موهایش مدل سیخ سیخی می‌شود. یک گروه دانشمند بیکارتر هم که دیدند سوژه‌های قبلی کشف شده، تصمیم گرفتند دلیل اینکه «به چه علت‌هایی یک نفر گوشی‌اش را از سمت ال‌سی‌دی روی میز یا زمین می‌گذارد» را کشف کنند.

طبیعتا اولین چیزی که باید می‌فهمیدند این بود که «چقدر امکان داشت این حرکت تصادفی باشد؟». بعد از آمارگیری‌های فراوان معلوم شد که گونه بشریت وقتی گوشی می‌خرد، ال‌سی‌دی‌اش را در دَم داخل همان مغازه با گلس می‌پوشاند. حالا چطور امکان داشت ال‌سی‌دی گوشی که این‌قدر برای آدمیزاد عزیز است، پشت و رو روی سطح زمین قرار بگیرد. پس تا اینجا مشخص شد که کسی تصادفا اینکار را نمی‌کند.

اقدام بعدی از این قرار بود که بفهمند اصلا آدمیزاد چرا باید عمدا گوشی را پشت و رو بگذارد؟

بله صحیح است. علل مختلفی پیدا شد که این مقاله به سه مورد از عمده‌ترین آن‌ها اشاره می‌کند.

اولین دلیلش این بود که صاحب گوشی منتظر پیامک فردی است که نباید هویتش برای بغل‌دستی‌اش کشف شود. در این حالت بغل‌دستی نامبرده چشمانش از سلامت کامل برخوردار است و از دقیق‌ترین آزمایشات و تست‌های چشم پزشکی با سرافرازی بیرون آمده. این شخص غالبا با یک نیم نگاه می‌تواند کل ماهیت و رزومه شخص پیامک‌دهنده را برای‌تان پرینت بگیرد.

دلیل بعدی این است که احتمالا عکس پس زمینه گوشی، خبر می‌دهد از سِرِّ درون. یعنی حتی اگر پیامکی از شخصی متفرقه بیاید و باعث روشن شدن صفحه نمایش و برملا شدن عکس پس زمینه شود ممکن است عوارض جانبی زیادی را به همراه خود بیاورد. در این حالت بغل دستی حتی اگر کم‌سوترین چشمان دنیا را داشته باشد هم توانایی تشخیص هویت عکس را دارد. .
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
. به لطف مدیریت دوستان در راس دولت و مجلس، در حال حاضر بحران اقتصادی سن و سال و کوچک و بزرگ نمی‌شناسد. ...
Media Removed
. به لطف مدیریت دوستان در راس دولت و مجلس، در حال حاضر بحران اقتصادی سن و سال و کوچک و بزرگ نمی‌شناسد. اگر به صورت رندوم دست روی هریک از هشتاد میلیون ایرانی بگذاری با احتمال 99 درصد آن فرد نیز دچار بحران اقتصادی شده است. تا چند ماه پیش سرپرست خانواده درگیر تامین مایحتاج زندگی و ایجاد تعادل بین درآمد ... .
به لطف مدیریت دوستان در راس دولت و مجلس، در حال حاضر بحران اقتصادی سن و سال و کوچک و بزرگ نمی‌شناسد. اگر به صورت رندوم دست روی هریک از هشتاد میلیون ایرانی بگذاری با احتمال 99 درصد آن فرد نیز دچار بحران اقتصادی شده است. تا چند ماه پیش سرپرست خانواده درگیر تامین مایحتاج زندگی و ایجاد تعادل بین درآمد و خرج و مخارجش بود اما در حال حاضر با توجه ویژه مسئولان، مردم صبح که از خواب بیدار می‌شوند، هنوز دست و صورت را نشسته، مسواک نزده و به بزرگتر سلام نکرده، نرخ دلار و هر گرم طلای 18 عیار را جویا می‌شوند. در هفته‌ای که گذشت کودکان، این نوگلان باغ زندگی نیز در تامین برخی از اقلام و کالاهای اساسی خود دچار مشکل شدند. وزیر بهداشت در مصاحبه‌ای گفت: «شاید مجبور شویم در آینده شیر خشک را سهمیه‌بندی کنیم». هنوز این صحبت به طور کامل منعقد نشده بود که شیر خشک گران شد. هنوز شیر خشک داشت سیر صعودی قیمت را طی می‌کرد که پوشک بچه گران و در برخی مناطق نایاب شد. حقیقتا تا کی کودکان این مرز و بوم نتوانند یک قضای حاجت درست و حسابی کنند و نگران عدم وجود پوشک بین پاهای‌شان و ریختن آبروی‌شان باشند؟ واقعا این درست است که لحظه‌ای که کودک 1 ساله پس از چند ساعت تمرکز بر روی قضای حاجت، نگران افزایش قیمت دلار باشد؟ در صورتی که همین روند ادامه یابد شاهد چنین دیالوگ‌هایی خواهیم بود:
.
مهد کودک- روز- داخلی
.
کودک 1: (در حالی که جعبه شیر خشک را بغل کرده): داداش چونه نزن. همین یکی رو دارم، کمتر هم نمیدم.
.
کودک 2: یه لطفی کن کمتر حساب کن، مشتری شیم.
.
کودک 1: داداش بقالی نیست که چونه میزنی. شیر خشک رو سهمیه‌بندی کردن. اصلا گیر نمیاد. اینم بابام رفته ناصر خسرو قاچاقی گیر آورده.
.
کودک 2: آخه داری گرون حساب می‌کنی؟
.
کودک1: انگار تو بازار نیستی. سرت همش لای اسباب بازی و پستونکه. دلار 15 تومنه. من همینو الان بخوام بخرم باید 40 هزار تومن بسلفم.
.
کودک 2: شیر خشک چه ربطی به دلار داره؟ مگه پودر بچه است؟
.
کودک 1: بچه حسابی تو آروغ بزنی به دلار ربط داره. همش هم کار خودشونه. حالا چقدر اصلا میخوای هزینه کنی؟
.
کودک 2: پنج تا تیله دارم با یه جغجغه. اگه میتونی بهم بده. خیلی گشنمه.
.
کودک 1(با خنده:) با این چهارتا تیله، پوشک فقط میتونم بهت بدم. اونم یه دونه.
.
کودک 2: یه دونه؟ بابا من معده‌ام مشکل داره. از همون اولا کلیه‌ام درست تشکیل نشده. یه دونه مال نیم ساعت منه. اذیت نکن.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. نیریش و میل، چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است ...
Media Removed
. نیریش و میل، چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است و به مرور تلخ می‌شود، ولی «نیریش و میل» زن و شوهری هستند که اولش تلخند و آخرش شیرین. . «نیریش» آینه در دست، با بینی‌اش ور می‌رفت و نوکش را بالا و پایین می‌کرد. «میل» از دستشویی بیرون آمد و با تعجب نگاهش ... .
نیریش و میل، چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است و به مرور تلخ می‌شود، ولی «نیریش و میل» زن و شوهری هستند که اولش تلخند و آخرش شیرین.
.
«نیریش» آینه در دست، با بینی‌اش ور می‌رفت و نوکش را بالا و پایین می‌کرد. «میل» از دستشویی بیرون آمد و با تعجب نگاهش کرد. نیریش تا چشمش به میل افتاد گفت: «پول بده می‌خوام برم عمل کنم!» میل خودش را به آن راه زد و گفت: «باشه؛ حوله نبود، تمیز بردارم؟» این بار نیریش خودش را به نشنیدن زد و گفت: «جدی گفتم ها! حساب‌هات رو راست و ریس کن، می‌خوام برم عمل کنم». میل بی‌حوصله یک حوله تمیز از توی کمد برداشت و گفت: «منم جدی گفتم باشه. این ماه که هیچ، سرم شلوغه و وقت ندارم، ایشالا ماه دیگه میرم یه بانک می‌زنم و هرچی درآوردم باهات نصف می‌کنم که بری عمل کنی! فعلا با حقوق خودت یه کاریش بکن!»
.
نیریش اخم‌هایش توی هم رفت. میل جدی شد و گفت: «همین خود تو نبودی که دايم می‌گفتی اگه هیچ شانسی نیاوردی تو زندگی، این خوشبختی رو داشتی که دماغت خوش‌فرم بوده و نیاز به عمل نداشته؟ حالا منم به کنار که جزو شانس‌های زندگیت حسابم نکردی!» نیریش هم جدی پاسخ داد: «چرا! لازم هم نیست وسط دعوا نرخ تعیین کنی، از خود متشکر!» میل گفت: «پس کجات رو می‌خوای عمل کنی؟» نیریش با پررویی گفت: «دماغم رو!» میل چشم‌هایش گرد شد و رو برگرداند سمت دستشویی. نیریش عصبانی گفت: «الان از توالت اومدی، باز کجا داری میری؟» میل حوله را به سمت نیریش گرفت و بعد توی دستشویی آویزان کرد و برگشت.
.
نیریش دید با این استراتژی به جایی نمی‌رسد، دست میل را گرفت کنار خودش نشاند، دست انداخت دور گردنش و گفت: «عزیزم، مگه نمی‌دونی الان سادگی مد شده؟ نشنیدی دخترا میرن کک و مک تتو می‌کنن تا ساده‌تر بشن؟ منم می‌خوام برم این دماغم رو که شبیه عملی‌هاست عمل کنم تا شبیه دماغ بقیه مردم بشه. می‌خوام یه قوز بذارم براش، سرش رو هم بدم پایین، این بغل‌هاش رو هم گوشتی کنم. اصلا بریم دماغم رو مثل دماغ خودت بکنیم، خوبه؟» میل با چشم‌های گرد نگاهش کرد.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. #سارا جونم از همین تریبون ازت میخوام که دیگه فعلا رنگ موهاتو عوض نکنی انقدر جهش های مخالف تو رنگ مو ...
Media Removed
. #سارا جونم از همین تریبون ازت میخوام که دیگه فعلا رنگ موهاتو عوض نکنی انقدر جهش های مخالف تو رنگ مو نداشته باش آروم بگیر بچه جون تا یکم موهای خودت سلامت بشه😑 #سارا عزیز چند ساله همراه ماست و دوسش داریم @saraa6731🧡 #اکستنشن_لاینی روشِ بدون رینگ و چسب برای پوشش دهی و پر حجم کردن موهای پشت ... . #سارا جونم از همین تریبون ازت میخوام که دیگه فعلا رنگ موهاتو عوض نکنی انقدر جهش های مخالف تو رنگ مو نداشته باش آروم بگیر بچه جون 😂تا یکم موهای خودت سلامت بشه😤😑💙
#سارا عزیز چند ساله همراه ماست و دوسش داریم😍😍😍😍
@saraa6731🧡
#اکستنشن_لاینی روشِ بدون رینگ و چسب برای پوشش دهی و پر حجم کردن موهای پشت سر و کناره گیجگاه و همچنین بلند کردن موهای کوتاه میباشد.
در روش ما محل اتصال فقط توسط نخ میباشد و از موهای سردوخت متری برای اکستنشن استفاده میشود؛کسانی که موهای اکستنشن را از نصب های قبل خود در مراکز دیگر با روش چسب لیزری یا روش رینگ دارند و از نحوه نصب رضایت نداشتند ولی کیفیت موها مورد قبولشان است میتوانند همان موهای شاخه ای را بصورت متری و سردوخت تغییر دهند و با استفاده از همان موها فقط هزینه نصب روش لاینی را پرداخت کنند اما بخش مهم موضوع در هر روش #اکستنشن کیفیت مو میباشد پس هرگز با استفاده از موهای ضعیف و یا الیاف و تبلیغات در نصب رایگان تجربه ناخوشایندی را از اکستنشن مو برای خودتان رقم نزنید.
برای اطلاع از قیمت لطفا عکس موهایتان را از پشت و بغل سر به تلگرام و یا واتس اپ بفرستید.
با سپاس
۰۹۳۶۳۰۸۸۸۵۸
Read more
یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم ! روح نفرین شده ای در قفس تن دارم در رگ و مویرگم درد به خود می پیچد تو ...
Media Removed
یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم ! روح نفرین شده ای در قفس تن دارم در رگ و مویرگم درد به خود می پیچد تو ولی فکر بکن قلبی از آهن دارم ! ساکتم، حرف ولی پشت سکوتم کم نیست بسته لب هام، نخ صبر به سوزن دارم بیخودی سعی نکن درد مرا درک کنی این جنون را توی این شهر فقط من دارم ! قطره ای بودم و مرداب شما حبسم ... یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !

روح نفرین شده ای در قفس تن دارم

در رگ و مویرگم درد به خود می پیچد

تو ولی فکر بکن قلبی از آهن دارم !

ساکتم، حرف ولی پشت سکوتم کم نیست

بسته لب هام، نخ صبر به سوزن دارم

بیخودی سعی نکن درد مرا درک کنی

این جنون را توی این شهر فقط من دارم !

قطره ای بودم و مرداب شما حبسم کرد... به زمین می روم آخر تب رفتن دارم !

حقِّ حق گفتن اگر حلقه ی دار است، چه باک؟

های منصور ببین! مثل تو گردن دارم !!! حیف! فریاد مرا بغض به یغما برده

یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !
Read more
. زمانی که خسته و مانده از مسافرت یکروزه ی پر ماجرایمان به خانه بر میگردیم بیخیال جا به جا کردن خانه ، رخت و لباس و کوله هایمان شویم و همانطور که لباس هایمان را با شلختگی ای بی نظیری در نوع خود در می آوریم و به اینور آنور پرت میکنیم به سمت اتاق خواب برویم و درست قبل از خواب ، زمانی که ده ثانیه به ده ثانیه خمیازه ... .
زمانی که خسته و مانده از مسافرت یکروزه ی پر ماجرایمان به خانه بر میگردیم بیخیال جا به جا کردن خانه ، رخت و لباس و کوله هایمان شویم و همانطور که لباس هایمان را با شلختگی ای بی نظیری در نوع خود در می آوریم و به اینور آنور پرت میکنیم به سمت اتاق خواب برویم و درست قبل از خواب ، زمانی که ده ثانیه به ده ثانیه خمیازه میکشیم ، زمانی که آنقدر خسته ایم که یک چشمی همدیگر را نگاه میکنیم با هم روز فوق العاده و مسافرت یکروزه مان را مرور کنیم ، میدانی ما کل روز را باهم سپری کرده ایم و همه چیز را باهم دیده ایم اما همیشه مرور کردن دوباره و دوباره با تو لطفی بس عجیب و غریب خواهد داشت و بعد میتوانی روز به این خوبی را با یک بغل به بزرگی دنیای بالای سرمان برایم تمام کنی و من در حجم این خوشبختی وصف ناپذیر غرق شوم

و بخوابی بروم شیرین تر از آن چیزی که تو در تخیل ات میگنجانی... .
و حال من از تو میپرسم که آیا تجربه ای دونفره از این معرکه تر و بکر تر در دنیا وجود خواهد داشت یا نه !؟
|بهتاش کیانی| پویان اوحدی |
.
#خانم_و_آقای_ح_جیمی
#ح_جیمی_ها_در_سفر
Read more
... قوانینی که برای کسب موفقیت در روابط عاطفی خود باید وضع کنید قسمت دوم ادامه ى پست قبلی : ۶. در اتاق ...
Media Removed
... قوانینی که برای کسب موفقیت در روابط عاطفی خود باید وضع کنید قسمت دوم ادامه ى پست قبلی : ۶. در اتاق خواب بحث نکنید این راهکاری ساده و البته مهم است. اتاق خواب مکان خواب، مطالعه، تماشای تلویزیون، خوردوخوراک گاه‌وبی‌گاه و رابطه‌ی جنسی است؛ همین. اتاق خواب باید به‌عنوان محل آرامش حفظ شود. بحث ... ...
قوانینی که برای کسب موفقیت در روابط عاطفی خود باید وضع کنید قسمت دوم ادامه ى پست قبلی :
۶. در اتاق خواب بحث نکنید
این راهکاری ساده و البته مهم است. اتاق خواب مکان خواب، مطالعه، تماشای تلویزیون، خوردوخوراک گاه‌وبی‌گاه و رابطه‌ی جنسی است؛ همین. اتاق خواب باید به‌عنوان محل آرامش حفظ شود. بحث و دعوا در اتاق خواب باعث می‌شود نیروی منفی و احساسات ناخوشایند در آن جریان پیدا کند. رهایی از این احساسات و انرژی منفی کار ساده‌ای نیست.
۷. پیش از حل مشکل به تخت‌خواب نروید
به خواب رفتن در کنار کسی که از دستش عصبانی هستید، تقریبا غیرممکن است. مهم نیست چقدر طول می‌کشد، مشکل را حل کنید و به توافق برسید؛ دست‌کم تا روز بعد.
۸. سکوت را بیش از یک روز ادامه ندهید
برخی می‌توانند تا یک هفته با طرف مقابل صحبت نکنند. این کار برای خودتان و حتی فرزندان ایجاد تنش و زندگی روزمره را غیرممکن می‌کند. سپری کردن روزها بی‌هیچ کلامی اعصاب‌خردکن است و به جروبحث بیشتر منجر می‌شود.
۹. در مقابل فرزندان فریاد نزنید
فریادهایِ هنگامِ جروبحث، بچه‌ها (و حیوان‌های خانگی) را می‌ترساند. بچه‌های کوچک به‌دلیل حساسیت بیشتر با تغییر در روند روزمره‌ی زندگی به‌سادگی دچار ترس می‌شوند؛ به‌ویژه هنگامی‌که دلیل بروز تغییرات را درک نمی‌کنند.
۱۰. عبارت‌های تحقیرآمیز را به‌ زبان نیاورید
وقتی دعوا از کنترل خارج می‌شود، آسیب کلامی زوج‌های خشمگین اتفاقی رایج است. یکی از رایج‌ترین روش‌ها اشاره به برخی کمبودهای غیرقابل‌کنترل طرف مقابل مثل کچلی یا اشاره به مواردی است که طرف مقابل نسبت به آنها حساس است، مانند وزن یا برخی قسمت‌های بدنش. کاربرد این عبارت‌ها نیز، مانند فحش دادن، نتیجه‌ی مثبتی به‌همراه ندارد و در آینده به خودتان برمی‌گردد.
۱۱. هنگام خشم از پرتاب اشیا خودداری کنید
وقتی هنگام خشم شروع به پرتاب اشیا می‌کنید، به‌سادگی کنترل اوضاع از دست‌تان خارج می‌شود. این کار برخلاف فیلم‌های کمدی‌رمانتیک به خنده‌ی ناگهانی دو طرف و بغل هم پریدن ختم نمی‌شود! پرتاب شیء بحث و دعوا را شدیدتر و مشکل را بغرنج‌تر می‌کند؛ حتی ممکن است منجر به آسیب فرد و شاید شکایت قانونی شود.
Read more
 #ارباب_صدای_قدمت_می_آید . گر بنا نیست ببخشید...نبخشید اما دست مارا به محرم برسانید فقط . . نام ...
Media Removed
#ارباب_صدای_قدمت_می_آید . گر بنا نیست ببخشید...نبخشید اما دست مارا به محرم برسانید فقط . . نام ما را ننویسید، بخوانید فقط سر این سفره گدا را بنشانید فقط آمدم در بزنم، در نزنم می میــــرم من اگر در زدم این بار نرانید فقط میهمان منتظر دیدن صاحب خانه ست چند لحظه بغل سفره بمانید فقط کم ... #ارباب_صدای_قدمت_می_آید
.
گر بنا نیست ببخشید...نبخشید اما
دست مارا به محرم برسانید فقط
.
.
نام ما را ننویسید، بخوانید فقط
سر این سفره گدا را بنشانید فقط

آمدم در بزنم، در نزنم می میــــرم
من اگر در زدم این بار نرانید فقط
میهمان منتظر دیدن صاحب خانه ست
چند لحظه بغل سفره بمانید فقط

کم کنید از سر من شرّ خودم را، یعنی
"فقط از دست گناهم برهانید... فقط"

حُرّم و چکمه سر شانه ام انداخته ام
مـــادرم را به عزایــــم ننشانید فقط

صبح محشر به جهنم ببریدم اما
پیش انظار گنهکار نخوانید فقط

پیش زهرا"س" نگذارید خجالت بکشیم
گوشـــه ای دامن ما را بتکانیــــد فقط
حقمان است ولی جان اباعبـ❤️ـدالله
محضر فاطمــه"س" ما را نکشانید فقط

سمت آتش ببری یا نبری خود دانـــے
من دلم سوخته، گفتم که بدانید فقط

گر بنا نیست ببخشید، نبخشید اما
#دست_ما_را_به_مُحَرم_برسانید_فقط

صلی الله علیک یااباعبدالله
#محرم
#محرم_الحرام
#امام_حسین
#کربلا
#بین_الحرمین
#اللہم_عجڸ_لولیڪ_الفرج
#سینه_زنی
#هییت
#حسین_جان_شکر_خدا_قبولم_کردی_آقا
#اربعین
#اربعین_دعوتم_کن_اقا
Read more
. اولین بار که برای دریافت مجوز فیلمم اقدام کردم، مسئول مربوطه اخم‌هایش را در هم کشید و با اشاره به ...
Media Removed
. اولین بار که برای دریافت مجوز فیلمم اقدام کردم، مسئول مربوطه اخم‌هایش را در هم کشید و با اشاره به صفحه مانیتورش گفت: «فیلمت یک‌سری تحرکات داره که قابل پخش نیست». در حالی‌که به صفحه مانیتورش نگاه می‌کردم گفتم: «قربان اینکه فقط یه گاوه». گفت: «خب نگاه به تحرکاتش بکن». گفتم: «خب کمد که نیست، بالاخره ... .
اولین بار که برای دریافت مجوز فیلمم اقدام کردم، مسئول مربوطه اخم‌هایش را در هم کشید و با اشاره به صفحه مانیتورش گفت: «فیلمت یک‌سری تحرکات داره که قابل پخش نیست». در حالی‌که به صفحه مانیتورش نگاه می‌کردم گفتم: «قربان اینکه فقط یه گاوه». گفت: «خب نگاه به تحرکاتش بکن». گفتم: «خب کمد که نیست، بالاخره یه تحرکاتی داره دیگه». در حالی‌که تصویر را زوم می‌کرد، گفت: «نه خوب نگاه کن». گفتم: «خب مشکلش چیه؟» اشاره کرد نزدیک شوم و در گوشم چیزهایی گفت. گفتم: «نه!» گفت: «باورت نمیشه؟ صبر کن الان مسئول تعیین سطح ممیزیمون رو صدا کنم». مسئول تعیین سطح آمد و با دیدن صحنه بیرون آمدن گاو از رودخانه کمی لرزید و سفیدی چشم‌هایش رفت و افتاد. مسئول مربوطه گفت: «دیدی؟» گفتم: «خب چیکار کنم؟» گفت: «چسب بزن دیده نشه». گفتم: «تمام چسب زخم‌ها رو هم بخرم، نه دردی از چسب‌فروش دوا میكنه نه تحرکات گاومون پوشیده میشه». گفت: «چرند نگو، چسب پنج سانتی بزن». خریدم و چسباندم و دوباره نشان‌شان دادم. مسئول تعیین سطح دوباره غش کرد. مسئول مربوطه گفت نه اصلا باید از یه زاویه دیگه بگیری. تصویر را از بغل گرفتیم، مسئول تعیین سطح غش کرد، از روبه‌رو گرفتیم غش کرد، با هلی‌شات از بالا گرفتیم غش کرد تا نهایتا به این نتیجه رسیدیم که به جای خود گاو از اشکال دیگرش استفاده کنیم. صحنه حساسی بود؛ این‌بار به جای گاو، یک سینی سوسیس از رودخانه خارج می‌شد. گفتیم این‌بار دیگر مسئول تعیین سطح نمره قبولی را می‌دهد اما تا نشانش دادیم، بدون هیچ توضیحی غش کرد! به استیصال رسیده بودیم که فکر بکری به سرمان خورد. آن سوسیس‌ها را به یک هنرور دادیم تا بخورد. صحنه به این شکل در آمد که هنرور که به نوعی گاو در شکمش حضور داشت، با سه عدد پتو و از زاویه روبه‌رو از رودخانه خارج می‌شد. مسئول تعیین سطح دیگر غش نکرد و فیلم پس از اخذ مجوز با استقبال منتقدان نیز روبه‌رو شد.
.
دومین و آخرین تجربه کاری‌ام هم فیلمی بود با این قصه: «قاتلی که قصد انتقام از یک خلبان به نام کاپتان بهادری را دارد، از طریق مهماندار و چندخدمه، کنترل پروازش را در دست می‌گیرد». با حذف همه کاراکترها و نشانه‌های شائبه‌دار، ماجرا این‌گونه تغییر کرد که کاپیتان بهادری، خلبان کهنه‌کار با یک دست پیراهن و شلوار پارچه‌ای پشت فرمان نشسته و اتوبوس قدیمی آبی رنگش را در کوچه‌ای خلوت عقب و جلو می‌کند. بعد از تحویل این نسخه از فیلم، مسئول تعیین سطح مجددا غش کرد. گفتیم: «چه شد؟» گفتند: «کوچه خلوت نباشد». تعدادی آقا ریختیم داخل کوچه.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. این داستان کوتاه و زیبا رو با دقت بخونید و سپس در #مسابقه این پست که به مناسبت «نمایشگاه کتاب تهران» ...
Media Removed
. این داستان کوتاه و زیبا رو با دقت بخونید و سپس در #مسابقه این پست که به مناسبت «نمایشگاه کتاب تهران» است شرکت کنید! به یک نفر از کسانی که زیر این پست، حداقل دو دوست خود رو تگ کنند، کتابی از مجموعه کتاب‌های زیر تقدیم می‌شود: ‌‌ «از قلب تا زبان» ‌‌ روزى زنى روستايى كه هرگز حرف دلنشينى از شوهرش نشنيده ... .
این داستان کوتاه و زیبا رو با دقت بخونید و سپس در #مسابقه این پست که به مناسبت «نمایشگاه کتاب تهران» است شرکت کنید! به یک نفر از کسانی که زیر این پست، حداقل دو دوست خود رو تگ کنند، کتابی از مجموعه کتاب‌های زیر تقدیم می‌شود:
‌‌
«از قلب تا زبان»
‌‌
روزى زنى روستايى كه هرگز حرف دلنشينى از شوهرش نشنيده بود، بيمار شد. شوهر او كه راننده موتورسيكلت بود و از موتورش براى حمل كالا بين روستا و شهر استفاده مى‌كرد، براى اوّلين‌بار همسرش را سوار موتورسيكلتِ خود كرد تا به بهدارى ده ببرد.
‌‌
زن با احتياط سوار موتور شد و از دستپاچگى و خجالت نمى‌دانست دست‌هايش را كجا بگذارد كه ناگهان شوهرش گفت: «مرا بغل كن.»
‌‌
زن پرسيد: «چه‌كار كنم؟» و وقتى متوجه حرف شوهرش شد، ناگهان صورتش سرخ شد... با خجالت كمر شوهرش را بغل كرد و كم‌كم اشك صورتش را خيس نمود.
‌‌
به نيمه راه رسيده بودند كه زن از شوهرش خواست به خانه برگردند! شوهرش با تعجب پرسيد: «چرا؟! تقريباً به درمانگاه رسيده‌ايم.»
‌‌
زن جواب داد: «بهتر شدم. سرم ديگر درد نمى‌كند.»
‌‌
آن مرد، همسرش را به خانه رساند، ولى هرگز متوجه نشد كه گفتن همان جمله ساده «مرا بغل كن» چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش به وجود آورد كه در همين مسير كوتاه، سردردش برطرف شد.
‌‌
نکته: فاصله ابراز عشق دور نيست؛ فقط از قلب تا زبان... كافى است كه حرف‌هاى دلتان را بيان كنيد.
‌‌
"هرگز فرصت به زبان آوردن «دوستت دارم» را از دست ندهيد." / براون
‌‌
📚 برگرفته از كتاب «من، منم؟!» ll با افتخار، چاپ بیست و هشتم
‌‌‌‌‌‌
⭐️ یکی از پُر فروش‌ترين كتاب‌های سال ٩٦
‌‌‌‌‌‌
مترجم و گردآور: #اميررضا_آرميون ll نشر #ذهن_آويز
‌‌‌‌‌‌
🌟مجموعه کتاب‌های «تو، تویی؟!» ، «من، منم؟!» ، «من و ما!» ، «زندگی کن!» ، «جملات هشت ریشتری!» و مجموعۀ «خوشحالی یعنی...» منبع عشق، انرژی و مهربانی هستند. می‌توانید این کتاب‌های زیبا را در #نمايشگاه_كتاب_تهران كه هم اکنون در حال برگزاري است، با تخفيف ويژه نمايشگاه تهيه كنيد؛📍مصلی، شبستان، راهرو ۱۵ ، غرفه ۱۱ ، نشر ذهن آویز
‌‌‌‌
📍و در تمامی کتابفروشی‌های معتبر و شهر کتاب‌ها
‌‌‌
🎁 ارسال پستی به همراه تخفیف ویژه نمایشگاه و ارسال رایگان (واتس‌اپ، ایمو، يا تماس): ٠٩٣٦٩٣٠٥٥٥٠
‌‌‌‌‌‌
✅@Books.Armion
✅@Books.Armion
✅@Books.Armion
‌‌‌‌‌
#کتاب_خوب #روانشناسی #من_منم
Read more
(جنون قسمت دهم) عزیزجون بود که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند و به پهنای صورتش اشک می ریخت.آقا جون و ...
Media Removed
(جنون قسمت دهم) عزیزجون بود که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند و به پهنای صورتش اشک می ریخت.آقا جون و داداشم تو راهرو نشسته بودن و حال و روز خوبی نداشتن.نگام به خودم افتاد که مثل یه تیکه گوشت افتاده بودم رو تخت بیمارستان‌.توی اون حالت چقدر بدبخت بودم.سرم بسته بود و دستگاه نفس مصنوعی و سرم بهم وصل بود.امواج ... (جنون قسمت دهم)
عزیزجون بود که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند و به پهنای صورتش اشک می ریخت.آقا جون و داداشم تو راهرو نشسته بودن و حال و روز خوبی نداشتن.نگام به خودم افتاد که مثل یه تیکه گوشت افتاده بودم رو تخت بیمارستان‌.توی اون حالت چقدر بدبخت بودم.سرم بسته بود و دستگاه نفس مصنوعی و سرم بهم وصل بود.امواج منظم قلبم روی مانیتور دیده میشد و صداش تو سرم می پیچید.بدنم شروع کرد لرزیدن.یعنی امیدی به زنده موندنم هست؟آهی از ته دل کشیدم و از دیدن وضعیت خونوادم دلم به شدت سوخت و اشکم روان شد.دیگه حس نداشتم رو پاهام وایسم برای همینم عقب عقب رفتم و به دیوار تکیه دادم و همونجا سر خوردم روی زمین...چقدر دلم می خواست برم عزیزجون و بغل کنم و بهش دلداری بدم.چقدر دلم می خواست که دوباره چشام تو چشای خسته و رنج کشیده آقاجون بیفته تا برای زحمتی که برام کشیدن ازشون حلالیت بطلبم.خدایا حالا پول بیمارستان‌ و از کجا میارن؟نقش زمین شده بودم و تو افکارم غرق بودم که پروانه کنارم نشست و با نگاه مهربونی گفت:بهتره دیگه بریم.موندن ما اینجا دردی را دوا نمی کنه.اشکامو با کف دستم پاک کردم و گفتم:تو برو من...من می مونم.دستم و گرفت و گفت:اما بهتره همراه من بیای.با نگاهی که بهش کردم...دستمو رها کرد و گفت:اوه...یادم نبود.از حرکتش خندم گرفت.آخه در عین بی پروایی,چشمای معصومی داشت و بعضی از حرکاتش خیلی شیرین و بانمک بود.در حالی که لباش مثل بچه کوچولوها آویزون بود...چش غره ای بهم رفت و گفت:برای چی می خندی؟توی چشاش دقیق شدم و گفتم:همیشه دلم می خواست یه خواهر کوچولو مثل تو داشته باشم.یه ایییش گفت و وایساد.بعد ابروهاشو بالا برد و با یه ادای خاصی گفت:اما من اصلا دوست نداشتم یه داداش ماست و خیار مثل تو داشته باشم.با این حرف انگار توی دنیای دیگه ای غرق شده باشه تو خودش رفت.کنارش ایستادم و گفتم:حرفتو که زدی دیگه چرا قیافه می گیری؟اما اون انگار صدامو نشنید.به یه گوشه خیره مونده بود.دستمو چندبار جلو چشاش تکون دادم تا به خود اومد.پرسیدم:کجایی؟با اخم تو چشام خیره شد و آروم گفت:بالاخره میای بریم یا خودم برم؟دور تا دور اتاق و بازم از نظر گذروندم.برای چند ثانیه یادم رفته بود تو چه وضعیتیم.غم بزرگی روی دلم نشست.عزیزجون قرآن و بوسید و توی صورتش نگه داشت.زیرلب داشت زمزمه می کرد.از شونه هاش که میلرزیدن عمق گریش معلوم بود.بی تاب شدم,رفتم کنارش و سرش و از روی چادر بوسیدم.دلم می خواست بغلش کنم و زار زار گریه کنم.دستمو پشت شونه های لرزونش کشیدم.نمیدونم چی شد انگار حس کرده باشه یهو آروم شد... ادامه دارد.باسپاس بیکران (مهرا)
Read more
گوشواره #مهربان # لحظه را در یابم من به بازار محبت بروم فردا صبح مهربانی خودم، عرضه کنم یک بغل ...
Media Removed
گوشواره #مهربان # لحظه را در یابم من به بازار محبت بروم فردا صبح مهربانی خودم، عرضه کنم یک بغل عشق از آنجا بخرم یاد من باشد فردا حتما به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در چشم بر کوچه بدوزم با شوق تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود و بدانم دیگر قهر ... گوشواره #مهربان #

لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی
یاد من باشد
باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت......ـ

#availableintoronto #kindnness #earrings
Read more
. یک : #روزنامه_جوان نوشت : تلویزیون مسابقه "برنده باش" را ساخته تا توسط سلبریتی‌ها مردم را فریب ...
Media Removed
. یک : #روزنامه_جوان نوشت : تلویزیون مسابقه "برنده باش" را ساخته تا توسط سلبریتی‌ها مردم را فریب دهد . . در برنامه پنج شنبه شب مسابقه «برنده باش» که به تازگی از شبکه سه سیما پخش می‌شود «منوچهر هادی» و همسرش «یکتا ناصر» که با مجری این مسابقه یعنی «محمدرضا گلزار» در سریال «عاشقانه» و فیلم سینمایی ... .
یک : #روزنامه_جوان نوشت : تلویزیون مسابقه "برنده باش" را ساخته تا توسط سلبریتی‌ها مردم را فریب دهد .
.

در برنامه پنج شنبه شب مسابقه «برنده باش» که به تازگی از شبکه سه سیما پخش می‌شود «منوچهر هادی» و همسرش «یکتا ناصر» که با مجری این مسابقه یعنی «محمدرضا گلزار» در سریال «عاشقانه» و فیلم سینمایی «آینه بغل» همکاری کرده بودند، حاضر شدند و در نهایت برنده جایزه ۱۰۰ میلیون تومانی این مسابقه شدند.
.
در شرایطی که عده‌ای از مردم برای تهیه نان شب با انبوهی از مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند چگونه می‌شود افرادی خاص و سلبریتی روی موج شانس و قرعه کشی برای مردم ذهنیت سازی کنند و عده‌ای هم در برنامه‌های خود با قراردادن جایزه‌های بزرگ، جذب مخاطب کنند.
.
دو : #مشرق : قمارخانه‌ای به وسعت همه قرعه‌کشی‌های صدا و سیما!
.

این قمارخانه همیشه باز است! تنها کافی است به سراغ کنترل بروید و تلویزیون را روشن کنید تا به کازینوی همیشه فعال رسانه ملی وارد شوید. اینجا هم درست شبیه دیگر قمارخانه‌ها و ساختارهای شرط‌بندی، شما پیش‌بینی می‌کنید، با خرید کالایی بی‌کیفیت پولی وسط می‌گذارید و در جریان قماری که قرعه‌کشی نامیده می‌شود، شرکت می‌کنید تا در نهایت شرکت‌هایی برنده شوند که اسپانسر برنامه‌های تلویزیونی‌اند و به مدد قمار با شانس شما میلیاردها تومان سود به جیب می‌زنند و شما را در توهم برنده‌شدن به سمت باخت وقت و انرژی و زمان پیش می‌برند.
.
سه : #رجا_نیوز : بازخوانی توصیه رهبر انقلاب درباره جوایز مسابقات تلویزیونی در دیدار مسئولان صداوسیما ۱۱ آذر ۸۳ .
.
یک روز من دیدم در یک برنامه‌ی تلویزیونی پنج میلیون تومان به یک نفر جایزه دادند؛ برای این‌که به چند سؤال جواب داد! این سرگرمىِ خیلی جالبی نیست. پنج میلیون تومان، تقریباً حقوق دو سه سال یک کارمند متوسط است.
.
پی نوشت : همه چیز گویاست و البته حرف در این زمینه بسیار است ؛ حرفهایی از جنس وابستگی بودجه صدا و سیما به دولت؛ تکلیف رسانه ملی به تامین بخشی از درآمدهای خود از طریق تبلیغات در بودجه سنواتی، بزرگ بودن بی فایده و کثرت نیروهای سازمانی؛ اختلاف فاحش حقوق مدیران ارشد سازمان با کارکنان آن و .... .
.
#صدا_و_سیما
#رسانه_ملی
#تبلیغات
#لاتاری
#قمارخانه
#بودجه
#دولت
#مجلس
Read more
 #تمرینات #بانوان و #حقایق سرد اما واقعی ! وقتی بحث #تمرین ویژه #خانم ها باشد ، #شایعات و خرافات خیلی ...
Media Removed
#تمرینات #بانوان و #حقایق سرد اما واقعی ! وقتی بحث #تمرین ویژه #خانم ها باشد ، #شایعات و خرافات خیلی بیشتر از بخش #مردان است اما با آگاهی یافتن از اصول علمی می توانید خود را از دام خرافه‌ها #آزاد کنید. در #فضای_مجازی به شدت اطلاعات ضدونقیض در دسترس است که نمی توانند شما را به باوری واحد برسانند. ... #تمرینات #بانوان و #حقایق سرد اما واقعی !
وقتی بحث #تمرین ویژه #خانم ها باشد ، #شایعات و خرافات خیلی بیشتر از بخش #مردان است اما با آگاهی یافتن از اصول علمی می توانید خود را از دام خرافه‌ها #آزاد کنید.

در #فضای_مجازی به شدت اطلاعات ضدونقیض در دسترس است که نمی توانند شما را به باوری واحد برسانند. در این  بخش ۳ باور مهم در #بدنسازی_بانوان را مطرح می کنیم که برای ایجاد تغییرات بزرگ در #بدن و به عبارتی برای ایجاد #تحول در شکل و بازدهی بدن بسیار مهم هستند.
1. تمرکز افزایی  روی #تمرین_قدرتی : به طور کلی این نکته را باید در نظر بگیرید که تمرینات قدرتی نه تنها برای مردان بلکه برای بانوان هم بسیار ضروری می باشد. برای رهایی از #تمرینات یکنواخت و بی روح بهتر است از تمرینات زیربنایی و اصلی مثل #اسکوات ، #لانژ ، کشش های زیر بغل ، #ددلیفت و سایر تمرین های قدرتی به صورت هفته ای سه جلسه استفاده کنید.
ادامه مطلب 👈
http://goo.gl/ps4o7a

#مشهد #تناسب_اندام #خوش_هیکل #هوازی #کالری #طرقبه #کوهنوردی #باشگاه
#fitness #mashhad #women #men
Read more
,,, ♫♫♫ لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل ...
Media Removed
,,, ♫♫♫ لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود هرکس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند من نشئه ی زخمی که یک شهر خمارش ماند یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست ای بر پدرت دنیا ... ,,, ♫♫♫ لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد
آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد
آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود
هرکس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند
من نشئه ی زخمی که یک شهر خمارش ماند

یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست
دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست
ای بر پدرت دنیا آن باغ جوانم کو
دریاچه ی آرامم کوه هیجانم کو
بر آینه ی خانه جای کف دستم نیست
آن پنجره ای را که با توپ شکستم نیست
اما منه امروزی کابوس پُر از خواب است
تکلیف شب و روزم با دکتر اعصاب است
نفرین کدام احساس خون کرد جهانم را
با جهد چه جادویی بستند دهانم را
من مرد شدم وقتی زن از بدنش سر رفت
وقتی دو بغل مهتاب از پیرهنش سر رفت
اندازه ی اندوهم اندازه ی دفتر نیست
شرح دو جهان خواهش در شعر میسر نیست
یک چشم پُر از اشک و چشم دگرم خون است
وضعیت امروزم آینده ی مجنون است
سر باز نکن ای اشک از جاذبه دوری کن
ای بغض پُر از عصیان این بار صبوری کن
من اشک نخواهم ریخت این بغض خدادادی ست
عادت به خودم دارم افسردگی ام عادی ست
پس عشق به حرف آمد ساعت دهنش را بست
تقویم به دست خویش بند کفنش را بست
او مُرده ی کشتن بود ابزار فراهم کرد
هوای هزاران سیب قصد منه آدم کرد
،،،،،
Read more
درست کردن یک شکم شش تکه نیازمند دانش هسته ای نیست! اما به هر حال اشتباهاتی وجود دارد که همه ما مرتکب آن می شویم. هر چقدر هم که شما در باشگاه خوب کار کنید، عضلات شکم شما خود را نشان نخواهند داد مگر اینکه چربی بدن خود را به زیر ۹% برسانید. که این به معنی توجه بیشتر به رژیم غذایی است. اما اینجا ما در مورد اقداماتی ... درست کردن یک شکم شش تکه نیازمند دانش هسته ای نیست! اما به هر حال اشتباهاتی وجود دارد که همه ما مرتکب آن می شویم. هر چقدر هم که شما در باشگاه خوب کار کنید، عضلات شکم شما خود را نشان نخواهند داد مگر اینکه چربی بدن خود را به زیر ۹% برسانید. که این به معنی توجه بیشتر به رژیم غذایی است.

اما اینجا ما در مورد اقداماتی که در باشگاه باید انجام ندهید، صحبت خواهیم کرد:

۱. تمرینات کم فشار
کرانچ
شکم هم مانند سایر عضلات شما هستند، پس چرا آنها را مثل هم تمرین نمی دهید؟

اینکه ست های پر تکرار از کرانچ را انجام بدهیم، همان قدر در ایجاد یک شکم شش تکه کمک می کند که اگر با انجام تکرار های زیاد از شنا، به سینه های آرنولد برسیم. از اینکه از تمرینات با وزنه برای شکم استفاده کنید، پرهیز نکنید!

بیشتر از ۱۲-۱۵ تکرار را انجام ندهید، البته اگر می خواهید شکم شش تکه بسازید؟! ۲. تمرین بدون شدت
شکم خلبانی
خیلی از دوستان تصور می کنند تنها کاری که برای بدست آوردن شکم شش تکه باید بکنند، این است که در آخر تمرینات شان چند تا ست کرانچ و دراز و نشست بروند، همین و بس!! اما همان طور که قبلاً تاکید کردم، شکم هم مثل سایر عضلات یک عضله است، و باید آنها را با همان شدتی که باقی بدنتان را فشار می دهید، بر شکم هم باید فشار بیاورید. نترسید بگذارید کمی دل درد بگیرید!! ۳. تکرار های کم یا خیلی کوتاه
کرانچ از بغل
اگر فقط یک عضله باشد که باید آن را خیلی آهسته تمرین داد، آن عضله، عضلات شکمی است. در انجام هر حرکت سعی کنید تمام دامنه حرکتی را رعایت کنید و انجام دهید. تکرار های سریع نتیجه ای به جز صدمات فیزیکی برای شما نخواهد داشت.

۴. حرکت های غلط
شکم شش تیکه
درست همانند عضلات شانه یا سینه که با استفاده از حرکات گوناگون و متنوع سعی در این داریم که عضله را تحت فشار قرار دهیم برای عضلات شکم هم باید از تنوع حرکتی بهره ببریم. یک نکته مهم در طراحی برنامه تمرینی برای عضلات شکم این است که سعی کنید تاکید بیشتری را روی قسمت پایینی شکم داشته باشید.

البته حرکت پیچشی نیز برای فشار آوردن روی عضلات کناری شکم بسیار مناسب هستند.

۵. لنگر کردن پا ها
دراز و نشست
موقعی که دارید حرکتی مثل دراز و نشت یا خلبانی را می زنید، سعی کنید پا های خود را در جایی قلاب نکنید! وقتی شما پا های خود را در جایی لنگر می کنید فشاری که باید به شکم خود وارد کنید به عضلات باسن شما منتقل می شود و این می تواند منجر به درد های عضلانی در قسمت پشت بشود.
@dr.moravej
#fitnessgirl #fitnesswomen #fitgirls #fitness #fitnessgirl #squats #gym #bodybuilding
Read more
. پنجشنبه ها روز کلپچ خوری ️ . مغز و زبان و بناگوش و پاچه و‌ چشم و آبگوشت کله ️ . معمولا ما با پودر دارچین و نارنج یا لیموی تازه میخوریم . شما با چی میخورید ؟ . . . حکمت های نهفته در کله پاچه! . : ...سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند، سلطان فرمودند: در این کله پاچه اندرزها نهفته است. سپس ... .
پنجشنبه ها روز کلپچ خوری 😁☝️
.
مغز و زبان و بناگوش و پاچه و‌ چشم و آبگوشت کله 😍✌️
.
معمولا ما با پودر دارچین و نارنج یا لیموی تازه میخوریم . شما با چی میخورید ؟
.
.
.
حکمت های نهفته در کله پاچه! .
:
...سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند، سلطان فرمودند: در این کله پاچه اندرزها نهفته است.
سپس لقمه نانی برداشت و یک راست مغز کله را تناول نمود، آنگاه گفت:
"اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید با حواشی هنرمندان و خال لب هاشان و لباس تن شان ! و نقل عروسی و طلاق های شان ! 😂 جامعه را از "مغز" تهی کنید." .
.
سپس "زبان" کله پاچه را نوش جان و فرمود:
"اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید "زبان جامعه را کوتاه و ساکت کنید." ... و هر کسی حرف زد و اعتراض کرد ، بگید دشمن است و سرسپرده ! 🤨☝️
.
.
آنگاه چشم ها و بناگوش کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:
"برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم از تلگرام 😂 زیاد ببینند و زیاد بشنوند." 😁.
.
وزیر اعظم عرض کرد:
پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، دقیقا . جماعت هم بوق اند و نمی فهمند !! 😂😂 اما
جواب روده کوچک مان را چه بدهیم؟
.
ذات ملوكانه در حالی که دست خود را بر سبیل های خود می کشید، با ابروان خود اشاره ای به "پاچه" انداختند و فرمودند:
"شما "پاچه" را بخورید و "پاچه خواری" را در جامعه رواج دهید تا حکومتمان مستدام بماند…" 😂دورهمی بذارید و هندوانه زیر بغل مردم بدید !! تا دسته جمعی به ماه عسل و‌ ماه دوشاب بروند !! 😁و خوش باشند !! 😏🤣 تکبیر !!😂😂😂😂😂😂😂
.
.
حکایت به نقل از نت .
#کله_پاچه_سفره_خونه #سفره_خونه #sofrehkhune
Read more
. پس از آنکه چوپان دروغگو دو سه بار دیگر اهالی روستا را اوسکل دست خودش کرد و به دلیل دروغ‌هایش دیگر کسی ...
Media Removed
. پس از آنکه چوپان دروغگو دو سه بار دیگر اهالی روستا را اوسکل دست خودش کرد و به دلیل دروغ‌هایش دیگر کسی به زانویش هم نبود گرگ چه بلایی سر خودش و گله‌اش آورده، چوپان به اتاقش رفت تا به کارهای زشت جدیدی فکر کند. این‌قدر فِس‌فِس کرد تا بچه‌های دهه شصتی بزرگ شدند و دید این دهه هشتاد، نودی‌ها هم به این راحتی‌ها ... .
پس از آنکه چوپان دروغگو دو سه بار دیگر اهالی روستا را اوسکل دست خودش کرد و به دلیل دروغ‌هایش دیگر کسی به زانویش هم نبود گرگ چه بلایی سر خودش و گله‌اش آورده، چوپان به اتاقش رفت تا به کارهای زشت جدیدی فکر کند. این‌قدر فِس‌فِس کرد تا بچه‌های دهه شصتی بزرگ شدند و دید این دهه هشتاد، نودی‌ها هم به این راحتی‌ها گول دروغ‌های آبکی و صدمن‌یک‌‌غازش را نمی‌خورند. پس باقی گوسفندانش را فروخت و با فروش کله‌پاچه‌ دو رأس از آن‌ها در مدرسان‌شریف ثبت‌نام کرد. مشاور مدرسان هم بعد از یک دوره استعدادیابی فشرده از چوپان، متوجه شد که در رشته‌های سیاسی دیپلماتیک می‌تواند حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد. لذا چوپان وارد یکی از این رشته‌ها شد و تا دو سه ترم هم شاگرد اول دانشکده بود. اما شانس پسِ سرش زد و یکی از آشنایان درجه یکش در بانک مرکزی به او پیشنهاد کار داد؛ چوپان هم درس و دانشگاه را به یک اشاره رها کرد و کارمند بانک شد و دیری نپایید که به‌خاطر ذهن خلاق و بیمارش پیشرفت‌های چشمگیری کرد و درجه شغلی‌اش به «خیلی بالا» ارتقا یافت. یک روز که چوپان در اتاق کارش نشسته بود و با پول‌ها بازی می‌کرد. با خودش گفت: «چوپان ببین چی بودی و چی شدی؟ پس کو اون همه نبوغ و پدر سوختگی‌ات؟ نشستی اینجا واسه من حقوق کارمندا رو حساب می‌کنی؟» در این میان لامپ کم مصرف و پرنوری در ذهنش روشن شد. حقوق کارمندان را به همراه بقیه موجودی بانک، در گونی ریخت و یک تراول پنجاه تومانی هم ته گاوصندوق نگه داشت که کسی شک نکند. اما از آنجا که چوپان تیز بود و می‌دانست هیچ کودنی با گونی این همه پول را نمی‌دزدد؛ این‌دفعه به یکی دیگر از آشنایان درجه دومش در کانادا زنگ زد تا برایش یک حساب پس‌انداز آب باریکه‌ای باز کند. برای خودش هم چند روز مرخصی با حقوق رد کرد تا زمینی و از طریق مرزهای شمالی کشور خود را به آب باریکه‌اش برساند. در مرز ماکو احساس کرد کباب بدنش کم شده، پس وارد کبابی شد. ازقضا روی تخت بغل‌دستی با مردی آشنا شد که به‌شدت کباب با پیاز می‌خورد. چوپان وقتی داستان زندگی مرد را شنید. دسته‌دسته مو بود که از تن و بدنش می‌ریخت. مرد گفت 450 میلیون تومان بدهی بالا آورده و اینجا دیگر جای بیزینس نیست، قصد دارد به کشورهای خارجی برود و «شهرام کوین» دایر کند. وی افزود لامصب اینجا مثل برگه هلو، خشک شده و هرچه چلاندم دیگر چیزی نچکید. چوپان که دید پس از سال‌ها رنج و ممارست، عاقبت زوج کاریِ خودش را یافته. دست دوستی به سمت مرد دراز کرد. همین که دست مرد در مسیر دراز شدن بود، ماموران آمدند و به او دستبند زدند.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
ماکسول مالتز , پدر تصویر ذهنی میگوید: " زندگی را طلاق ندهید." یعنی خودتان را از خوشیهای دنیا و زندگی، ...
Media Removed
ماکسول مالتز , پدر تصویر ذهنی میگوید: " زندگی را طلاق ندهید." یعنی خودتان را از خوشیهای دنیا و زندگی، محروم نکنید! در مقابل مشکلات، تسلیم نشوید و زانوی غم بغل نگیرید. خودتان را دوست داشته باشید و به خود و خواسته هایتان احترام بگذارید. یادتان باشد بهترین دوست شما، "تصویرهای ذهنی خوب شما از خودتان ... ماکسول مالتز , پدر تصویر ذهنی میگوید: "

زندگی را طلاق ندهید." یعنی خودتان را از خوشیهای دنیا و زندگی، محروم نکنید!
در مقابل مشکلات، تسلیم نشوید و زانوی غم بغل نگیرید. خودتان را دوست داشته باشید و به خود و خواسته هایتان احترام بگذارید. یادتان باشد بهترین دوست شما، "تصویرهای ذهنی خوب شما از خودتان " است!
دیگران را دوست بدارید حتی کسانی که با شما همراه و هم عقیده نیستند!
از کسی متنفر نباشید که روزگارتان رنگ تنفر نگیرد و سیاهی جذب نکند.

از هیچ کس توقعی نداشته باشید که جز دلگیری پیامدی به همراه ندارد!
زندگی کنید .....
چندان هم که فکر میکنید وقت نیست!

و اما.... هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند.

هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا‍ً به آن فکر کنید، در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند.

بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که: در زندگی واقعا
طالب آن هستید. 🌺❤خداوندا سپاسگزارم❤🌺 روزتان پر از فرکانس های مثبت و زیبای زندگی ... 😊🌺❤️
Read more
️باب باتلر در سال ١٩۶۵ در انفجار مین زمینی در ویتنام پاهایش را از دست داد؛ قهرمان جنگ شد و با استقبال رسمی به وطن بازگشت. بیست سال بعد او ثابت کرد که قهرمانی از قلب انسان نشأت می‌گیرد. یک روز گرم تابستانی، باتلر در تعمیرگاهش، در شهر کوچکی در آریزونای امریکا، کار می‌کرد که ناگهان صدای فریادهای ... ♦️باب باتلر در سال ١٩۶۵ در انفجار مین زمینی در ویتنام پاهایش را از دست داد؛ قهرمان جنگ شد و با استقبال رسمی به وطن بازگشت.
بیست سال بعد او ثابت کرد که قهرمانی از قلب انسان نشأت می‌گیرد.

یک روز گرم تابستانی، باتلر در تعمیرگاهش، در شهر کوچکی در آریزونای امریکا، کار می‌کرد که ناگهان صدای فریادهای ملتمسانۀ زنی را از منزلی نزدیک کارگاهش شنید. صندلی چرخ‌دارش را به آن سو هدایت کرد امّا بوته‌های درهم و انبوه مانع از حرکت صندلی چرخ‌دار و رسیدن او به منزل مزبور می شد. از صندلی‌اش پایین آمد و روی سینه در میان خاک و خاشاک و بوته‌ها خزید؛ اگرچه سخت دردناک بود، امّا توانست راه خود را باز کرده پیش برود.
خودش تعریف می‌کند که، "باید به آنجا می‌رسیدم، هر قدر که زخم و درد رنجم می‌داد."
وقتی باتلر به آنجا رسید متوجّه شد که دختر سه سالۀ آن زن به نام استفانی هینز به درون استخر افتاده و چون دست‌هایش را از بازو از دست داده امکان شنا نداشته و اینک زیر آب بی‌حرکت مانده بود. مادرش بالای استخر ایستاده و سراسیمه و دیوانه وار جیغ می زد و فریاد می‌کشید. باتلر به درون آب شیرجه رفت و خود را به ته استخر رساند و استفانی کوچک را بیرون آورد و در کنارۀ استخر نهاد. رنگش سیاه شده و ضربان قلبش قطع شده بود و از نفس هم خبری نبود.
باتلر بلافاصله تنفّس مصنوعی و احیاء ضربان قلب را شروع کرد و مادر استفانی هم به آتش نشانی زنگ زد. به او جواب دادند که متأسفانه پزشک‌ یاران به دلیل تلفنی قبل از او، بیرون رفته‌اند. مادر نومید و درمانده باتلر را بغل کرده هق هق می‌گریست.
باتلر در حین تنفّس مصنوعی و احیاء قلبی به مادر درمانده امید می‌داد و اطمینان می‌بخشید و می‌گفت: "نگران نباشید؛ من دستان او بودم و از استخر بیرونش آوردم؛ حالش خوب خواهد شد. حالا هم ریه‌های او هستم؛ با هم از عهدۀ زندگی مجدد بر خواهیم آمد."
چند ثانیه بعد، دخترک کوچک سرفه‌ای کرد و دیگربار نفسی کشید و قلبش به حرکت آمد و زد زیر گریه. مادرش او را در آغوش کشید و هر دو شادمان و مسرور بودند. مادر از باتلر پرسید:
"از کجا می‌دانستید که حالش خوب خواهد شد؟"
باتلر گفت، "راستش را بخواهید نمی‌دانستم. امّا وقتی زمان جنگ پاهایم را از دست دادم، در آن میدان تنهای تنها بودم. هیچ کس آنجا نبود به من کمک کند مگر دخترکی ویتنامی. دخترک تلاش می‌کرد مرا به طرف روستایش بکشد و در آن حال به انگلیسی دست و پا شکسته‌ای زمزمه می‌کرد:
"طوری نیست؛ زنده می‌مانی. من پاهای تو هستم. با هم از عهدۀ این کار بر می‌آییم."
کلام او به روح و جانم امید بخشید #drahmadhellat
Read more
تصویرش کن کپشن رو <span class="emoji emoji1f447"></span> امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و ...
Media Removed
تصویرش کن کپشن رو امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به ... تصویرش کن کپشن رو 👇
امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به وضوح می آید صدایت آشنا و پر‌رنج بود؛ پدرم بی درنگ از خواب پرید، مادرم با کفـگیر،به زمین تکیه داده بود،من و برادرم کنترل را به کناری پرت کردیم و سراپا گوش شدیم، اصلاً مجری تلویزیون و مهمانان آن هم از جای خود بلند شده بودند و با دهانی باز و چشمانی متعجب، آسمان را ور‌انداز می کردند و تو خود را معرفی کردی « ای اهل عالم من بقیةالله و حجت و جانشین خداوند روی زمینم » باورمان نمی‌شد ‌ آن‌جا بود که گل از گل‌مان شکفت و زیر لب سلام دادیم «السلام علیک یا بقیةالله فی ارضه» بعد با طنین محمدی‌ات ما را خواستی « در حقّ ما از خدا بترسید و ما را خوار نسازید، یاری‌مان کنید که خداوند شما را یاری کند امروز از هر مسلمانی یاری می طلبم » پدرم همان پایین تخت به سجده شکر افتاد مادرم سرش روی زانو بود و های‌های گریه می کرد و من و برادرم به خیابان دویدیم خودت دیدی که کوچه و خیابان غلغله بود مردم مثل مورچه هایی که خانه‌هاشان اسیر سیلاب شده بیرون می‌ریختند، یکی دکمه پیراهنش را بین راه می‌بست، دیگری گره روسری‌اش را میان کوچه محکم می‌کرد، عده ای زیر‌ بغل پیرزنی ناراحت را که پایه عصایش به‌خاطر عجله شکسته بود گرفته بودند و دیدی آن کودکی که به عشق توکفش‌های پدرش را با عجله پوشیده بود و هی می افتاد مردمی که روزی از سلام کردن به یکدیگر اکراه داشتند، خندان به هم تبریک می گفتند قنادی رایگان شیرینی پخش می‌کرد و در گل فروشی سر خیابان، مردم صف بسته بودند برای خرید گل ولو یک شاخه برای تهنیت به گل نرگس جوانانی که دست می افشاندند و با شور می‌خواندند «صلّ علی محمد حضرت مهدی آمد» خیلی از نگاه‌ها به ویترین یک تلویزیون‌ فروشی در آن سوی خیابان دوخته شده بود تا اولین تصویر جمال زیبایت، مخابره جهانی شود وقتی چهره دلربایت به قاب تلویزیون آمد، شیشه مغازه غرق بوسه شد یکی بلندبلند صلوات می‌فرستاد، صلوات می‌فرستاد، دیگری قسم می‌خورد که تو را قبلاً در محله‌شان دیده وخیلی‌ها اشک‌هایشان را با آستین پاک می‌کردند تا یک دل سیر تماشایت کنند اما کسی فکر نمی‌کرد به این زودی‌ها ببـیندت 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 رسول خدا فرمود « مثل ظهور مهدی عج ، مثل برپایی قیامت است مهدی عج نمی آيدمگرناگهانی

#ظهور
#امام_زمان
#منجی
Read more
دانشنامه فرزند . چگونه فرزندان ما رشد می کنند: از بدو تولد تا دو سالگی . فرزندان ما از لحظه ای که ...
Media Removed
دانشنامه فرزند . چگونه فرزندان ما رشد می کنند: از بدو تولد تا دو سالگی . فرزندان ما از لحظه ای که به دنیا می آیند در حال رشد و تغییر هستند. هر کودکی با دیگری متفاوت است، برخی از کودکان به سرعت رشد می کنند و برخی رشد آرامی دارند. صفر تا شش ماهگی: در شش ماه اول زندگی کودکان دوست دارند در آغوش گرفته شوند ... دانشنامه فرزند
.
چگونه فرزندان ما رشد می کنند: از بدو تولد تا دو سالگی
.
فرزندان ما از لحظه ای که به دنیا می آیند در حال رشد و تغییر هستند. هر کودکی با دیگری متفاوت است، برخی از کودکان به سرعت رشد می کنند و برخی رشد آرامی دارند.
صفر تا شش ماهگی:
در شش ماه اول زندگی کودکان دوست دارند در آغوش گرفته شوند و مورد نوازش قرار گیرند. از طریق گریه کردن سعی در برقراری ارتباط دارند. با تماشا کردن، گوش دادن و لمس نمودن یاد می گیرند. برای تقویت یادگیری می توانید اشیا با جنس های مختلف را جهت لمس و دیدن به او بدهید. حرف زدن، آواز و کتاب خواندن نوزادان را شاد کرده و مهارت کلامی آن ها را تقویت می کند، گوش دادن به صدای والدین برای آن ها آرامش بخش است.
شش تا دوازده ماهگی:
در این سن نیاز دارند تا والدین و سایر اعضای خانواده با آن ها صحبت کنند، آواز و کتاب بخوانند و با آن ها بازی کنند. سر و صدای بیشتری می کند و سعی در جلب توجه والدین دارد. صدا و چهره اعضای خانواده را تشخیص می دهد و از صدا و چهره غریبه خجالت می کشد. می تواند بنشیند، بچرخد، دست افراد را بگیرد و سعی می کند چهار دست و پا حرکت کند و روی پاهایش بایستد.
دوازده ماهگی تا دو سالگی:
تا دوازده ماهگی اکثر کودکان می توانند چند کلمه حرف بزنند و تا دو سالگی جملات ساده را بگویند. بازی می کنند و راه رفتن را می آموزند. آن ها باید نزدیک اعضای خانواده باشند و دوست دارند خیلی زیاد بغل کنند و بغل شوند. شروع به الگو برداری از والدین کرده و کارهای پدر و مادر خود را تقلید می کنند.
.
#فرزند #دانشنامه_فرزند #کودک #بچه #والدین #کودکانه #کودکی #نوزاد #نوزادی #مادر #مادرانه #نی_نی #نینی #پدر #پدرانه #خانواده #خانه #بچگانه #گریه_نوزاد #گریه_کودک
Read more
.. #تشی.. . . #Hystrix_indica... . #Family #Hystricidae.. . . بزرگترین جونده ایران است . خار های بلند روی بدنش او را از سایر پستانداران متمایز می کند, خار های ناحیه گردن و شانه نازک و بلند است , موقعی که آنها را سیخ می کند به شکل بادبزن در می آیند و حیوان بزرگتر به نظر می رسد. خار های قسمت پشت , ... ..
#تشی..
.
. #Hystrix_indica...
.
#Family #Hystricidae..
.
. بزرگترین جونده ایران است . خار های بلند روی بدنش او را از سایر پستانداران متمایز می کند, خار های ناحیه گردن و شانه نازک و بلند است , موقعی که آنها را سیخ می کند به شکل بادبزن در می آیند و حیوان بزرگتر به نظر می رسد. خار های قسمت پشت , کوتاه تر و کمی کلفت تر با نوار های سیاه و زرد , و خار های ناحیه دم کوتاه و سفیدند. شبگرد است . به طور انفرادی زندگی می کند ولی گاهی یک گروه فامیلی کوچک در یک لانه ساکن می شوند . برخلاف آنچه که شایع است تشی نمی تواند خار های خود را پرت کند . در موقع احساس خطر برای بزرگ جلوه دادن خود خار ها را سیخ می کند و خود را از پشت و یا بغل به حیوان مهاجم می کوبد . با این اقدام خار ها به بدن حیوان مهاجم فرو می رود , خار هایی که از ریشه سست هستند کنده شده و در بدن حیوان مهاجم می ماند . گاهی اوقات نیز در حال فرار , ناگهان می ایستد و باعث برخورد حیوان یا انسان مهاجم به خار ها می گردد . خواب زمستانی واقعی ندارد ولی گاهی اوقات ممکن است چند ماه از زمستان را در لانه بماند. تشی ها معمولا در سوراخ های وسیع , عمیق , شکاف سنگ ها , غار ها , خرابه ها , چاه ها و قنوات متروکه لانه می سازند . در مناطق مسطح جهت لانه سازی تونلی در زیر زمین ایجاد می کنند . حسی بویایی و شنوایی قوی ولی بینایی ضعیف است.
از تمام قسمت های گیاهان تغذیه می کند برای خوردن پیاز و ریشه گیاهان زمین را حفر می کند به گیاهان غده دار نظیر سیب زمینی علاقه زیادی دارد علاوه بر آن تشی ها از میوه هایی مثل خرما که زیر درختان می ریزد , حشرات , مهره داران کوچک و گاهی لاشه حیوانات تغذیه می کنند . تشی ها معمولا چند ساعت پس از تاریک شدن هوا از لانه خارج می شوند و گاهی برای دسترسی به مواد غذایی به خصوص محصولات کشاورزی در یک شب تا 15 کیلومتر راه می روند .
.
. ارسالی از
@javad_ghalavand.

#خوزستان #اندیمشک #10 #تیر #1397
Read more
. " این روزها " . این روزها با یاد آلوپسی آره آتا از خواب بر می خیزمو به یاد سوریازیس قطره ای به تماشای ...
Media Removed
. " این روزها " . این روزها با یاد آلوپسی آره آتا از خواب بر می خیزمو به یاد سوریازیس قطره ای به تماشای غروب آفتاب مینشنم وای بر من اگر پنج پی لیکن پلان را در روزمرگی و مشغله هایم از یاد ببرم این روزها چشمم که به تصاویر درخت های کریسمس می افتد به یاد پوسته ی یقه دار پچ پیشاهنگی می افتم که هیرالد می نامندش ... .
" این روزها "
.
این روزها با یاد آلوپسی آره آتا از خواب بر می خیزمو به یاد سوریازیس قطره ای به تماشای غروب آفتاب مینشنم
وای بر من اگر پنج پی لیکن پلان را در روزمرگی و مشغله هایم از یاد ببرم
این روزها چشمم که به تصاویر درخت های کریسمس می افتد به یاد پوسته ی یقه دار پچ پیشاهنگی می افتم که هیرالد می نامندش ، به یاد تنهایی و پیش آهنگی اش بغض میکنم
دلم میگیرد برای آکنه ای که سر باز کرده تا دنیایی جدید را تجربه کند ولی سرکوبش میکنند با ترتینوئین به جرم کومدون بودنش
برای مظلومیت میخچه که چه ساده انگارانه زگیل میپندارندش ، و چشم میبندند بر تمامی خلوص نیت او که در برابر خراش های زمانه خونی به ناحق نریخت و در برابر فشار های جانبی خم به ابرو نیاورد و صورت خود را با سیلی سرخ کرد تا کسی نقاط سیاه رنگ زگیل را در او نبیند ، دلم میسوزد که با اینکه خطوط پوستی در او ندیدند ولی گاها به اشتباه زگیلش خواندند و چه سخت است تحمل این بار
" زگیل بار امانت نتوانست کشید ، قرعه ی کار به نام میخچه ی دیوانه زدند "
و عزا دار هرپس سیمپلکسی هستم که هر بار که پاراستزی و سوزشی به ارمغان آورد که بعد ها با وزیکول هایش خودی نشان دهد با آسیکلوویر در نطفه خفه اش کردند تا دوباره در اعصاب پنهان شود و زانوی غم بغل گیرد ، چرا که " دهانت را می بویند مبادا گفته باشی وزیکول "
این روزها با دلی مالامال از اندوه به یاد رسوبات آنولر IgG درماتیت هرپتی فرم با خود زمزمه میکنم که " تا به کی در خویش تن تنی ، پرسید رسوب را درماتیت از فروتنی "
چه بگویم که حرف دل نتوان در این کلمات گنجاند ؛ این روزهایم همرنگ پوسته های سوریازیس است و استریای ویکهام لیکن پلان و هر دم از خود میپرسم که چرا در اپیدرم هیچکسی کرکس نیست !
.
پ.ن ۱ : فکر کنم کسایی که پزشکی نخوندن با خوندن این متن فکر میکنن که من دیوونه م ، البته کسایی که پزشکی خوندن هم با خوندن این متن فکر میکنن من دیوونه م ، ولی نکته ی جالب اینه که خودم هم با خوندن این متن فکر میکنم دیوونه م ؛ در واقع " مرا بدین رد کردگی خود گمان نبود "
پ.ن ۲ : ولی با همه ی دری وری هام یه سری تصویر سازی هم کردم واسه #درماتولوژی ها ، نه ؟ ؛ نه بابا خیلی هم اوضاعم داغون نیست ، الان ملت از همین چیزا پول در میارن ، به خدا
.
#محمد_هستم_یک_اینترن
Read more
بوی ابریشم تو آمد، از ته ریشم عاشقت بودم و هستم! که نباشی پیشم توی تکراری یک بچّه دبیرستانی می نویسم ...
Media Removed
بوی ابریشم تو آمد، از ته ریشم عاشقت بودم و هستم! که نباشی پیشم توی تکراری یک بچّه دبیرستانی می نویسم بر شیشه: به تو می اندیشم!! عاشقم بودی؟ هستی؟ خواهی شد؟ شاید... تیغ بر صورت من می رود و می آید به خودم می گویم: تو مَردی! گریه نکن! می کشم سیگاری منتظر ِ یک تلفن می کشم سیگاری تا که بخوابد دردم می ... بوی ابریشم تو آمد، از ته ریشم
عاشقت بودم و هستم! که نباشی پیشم
توی تکراری یک بچّه دبیرستانی
می نویسم بر شیشه: به تو می اندیشم!!
عاشقم بودی؟ هستی؟ خواهی شد؟ شاید...
تیغ بر صورت من می رود و می آید
به خودم می گویم: تو مَردی! گریه نکن!
می کشم سیگاری منتظر ِ یک تلفن
می کشم سیگاری تا که بخوابد دردم
می کشم سیگاری تا که به تو برگردم
می کنم گم وسط بغض کتابم خود را
چشم می بندم... شاید که بخوابم خود را
می شود پیدا آن راه فراری که تویی
می رسم با هیجان تا به قراری که تویی
بعد ِ قرنی دوری، حسّ کمی نزدیکی
سینما رفتن و دستت وسط تاریکی
فیلم بر پرده و آماده ی اکران شدنت
حسّ غمگین سرانگشت کسی بر بدنت
مضطرب، عاشق، غرق هیجان، بی هدفی
بوسه می گیری، از صندلی ِ آن طرفی!
- «دوستت دارم...»
این اوّل ِ خط خواهد شد
وارد زندگی مسخره ات خواهد شد!
می زنی در تاریکی به غمم لبخندی
با طناب ِ نامرئیت مرا می بندی
خسته از چوبی ها، آدم ها!، سنگی ها
می زنی لبخندی... آخر ِ دلتنگی ها

می پرم از بغل خستگی ام در خانه
نه تو هستی و نه آماده شده صبحانه
جلوی آینه ام: خسته و ناآماده
شعر می گویم و گه روی ورق می آید
از همه زندگی ام بوی عرق می آید
خواب خوش بودم و سردرد ِ پس از بیداری ست
عاشقی چیز قشنگی ست... ولی تکراری ست
چشم بی حالم در کاسه ی خون افتاده
رختخوابم جلوی تلویزیون افتاده
ریشه ام سوخته و کهنه شده ته ریشم
نیستی پیشم و بهتر که نباشی پیشم!!
زنگ من می زندت با هیجان در گوشی
باز هم گم شده ای در وسط ِ خاموشی
نیستی! بوی غم از لحظه ی شک می آید
از لباس ِ زیرم بوی کپک می آید
حلقه ای در، انگشتم... و یکی در گوشم
کت و شلوارم را با نفرت می پوشم
می برم توی خیابان غم سنگینم را
می کنم پارک ته ِ دنیا ماشینم را
خسته ام مثل درون بغلی جا نشدن
خسته ام مثل هماغوشی و ارضا نشدن
خسته ام مثل دو تا تخت جدا افتاده
قرمه سبزی تو در یک شب جا افتاده
بی تفاوت وسط ِ گریه شدن یا خنده
می کشد سیگاری یک شبح بازنده
بی هدف بودم در مرثیه ی رؤیاهام
Read more
 #شهید شاکری قسمت دوم . چهار هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی ...
Media Removed
#شهید شاکری قسمت دوم . چهار هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی هستم باورکردنی نیست که صبح عاشورا ضریح را بغل کنم. گیجم، حسین اما می‎فهمد کجا ایستاده است. پشت سرم مثل محافظی ایستاده و مثل معلم توی گوشم زمزمه می‎کند: «هرچی می‎خوای بگیر، وقتش همین جاست...». ... #شهید شاکری قسمت دوم .
چهار

هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی هستم باورکردنی نیست که صبح عاشورا ضریح را بغل کنم. گیجم، حسین اما می‎فهمد کجا ایستاده است. پشت سرم مثل محافظی ایستاده و مثل معلم توی گوشم زمزمه می‎کند: «هرچی می‎خوای بگیر، وقتش همین جاست...». یاد حرف‎‎های تهران می‎افتم که حاج مصطفی می‎گفت: «زیر قبه امام حسین (علیه‎السلام) هر آرزویی برآورده می‎شه». بعد پیرمرد که می‎زد زیر خنده که اگر قرار باشد هر کسی می‎رود زیر قبه همه آرزوهایش برآورده شود که سنگ روی سنگ بند نمی‎شود! و حاج مصطفی که با خنده تلخی به پیرمرد می‎گفت: «با کریمان کار‎ها دشوار نیست...». شروع می‎کنم به یادآوری آن همه آرزویی که 30 سال جمع کرده بودم و حالا می‎خواستم همه را زیر قبه اباعبدالله (علیه السلام) خرج کنم. از خودم و خانواده‎ام شروع می‎کنم و به دوستانم می‎رسم، همه را می‎گویم و از بین جمعیت عقب می‎کشم. حسین را از لابه لای جمعیت بیرون می‎آوردم و از شلوغی جدایم می‎کند! نفس نفس می‎زنم هنوز که می‎گوید: «برای ظهور دعا کردی؟! شهادت خواستی از آقا؟!» انگار تمام دنیا روی سرم آوار می‎شود.
خاک بر سرم! دانه دانه یادم می‎آید که چه آرزو‎هایی داشتم که به آب و نان فروختم، چه باید می‎خواستم و چه خواستم! گداگشنه که باشی غم آب و نان داری، کاش همه گدا‎ها شاکر باشند، شاکری باشند...
سه
«عراقی‎ها یه ضرب المثل دارن که می‎گن سینه زنی رو بده به پاکستانی‎ها و هندی‎ها، مراسم رو بسپار به عراقی‎ها و گریه کردن رو بسپار به ایرانیها!» میپرسم: «حالا تو رو ایرانی حساب کنیم یا عراقی؟» میخندد و می‎گوید: «من یه عراقی گریه کنم!»
راست می‎گوید. زائر که پایش به عراق می‎رسد همه چیز را هماهنگ می‎کند. از خانه و وسیله نقلیه گرفته تا کفش و دمپایی و حتی غذای نذری! مثل خودمان هم تا روضه می‎خوانند مثل ابر بهار اشکی می‎شود و وقتی پای شوخی باشد مثل عسل شیرین است. اصرار می‎کند شعر بخوانم، می‎خوانم: «با اشکهاش دفتر خود را نمور کرد/ در خود تمام مرثیه‎ها را مرور کرد/ ذهنش ز روضه‎‎های مجسم عبور کرد/ شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد... خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن/ پیشانی‎اش پر از عرق سرد و بعد از آن/ خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن/ شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن/ در خلسه‎ای عمیق خودش بود و هیچ ...
.
#مدافع_حرم
#شهید_حسین_شاکری
#شهدا_گاهی_نگاهی
#دل_سیاه_مارو_هم_جلا_بدین
Read more
. . صدای پای آخرین برگ (قسمت دوم) .... به یقین . مادری دارم بهتر از برگ درخت عشق بر شكم حامله ي فكر ...
Media Removed
. . صدای پای آخرین برگ (قسمت دوم) .... به یقین . مادری دارم بهتر از برگ درخت عشق بر شكم حامله ي فكر لگد مي كوبيد بايد دست به اقدامي زد بروم خانه ي آفت زده و بي رمق پشت درخت جلوي آينه ي دخترك همسايه تكيه بر پشتي ايمان و سرور بنشينم بغل كركس تنهايي عشق و به تسبيحِ درخت . بشمارم نفسِ خشكِ گلو يك ... .
.
صدای پای آخرین برگ (قسمت دوم)
....
به یقین
. مادری دارم بهتر از برگ درخت
عشق بر شكم حامله ي فكر لگد مي كوبيد
بايد دست به اقدامي زد
بروم خانه ي آفت زده و بي رمق پشت درخت
جلوي آينه ي دخترك همسايه
تكيه بر پشتي ايمان و سرور
بنشينم بغل كركس تنهايي عشق
و به تسبيحِ درخت
. بشمارم نفسِ خشكِ گلو

يك بغل حسرت بوسيدن لبهاي ترك خورده ي شمع
يك سبد ميوه پر از خواهش نور
چاي جوشيده ي اميد در سيني خواب
. استكان ها لب پر
. قندان بي قند
در دل پنجره ها چالش مرگ
عرق سرد حيات
. و تب گرم تشك
. و لحافي كه در آن كنج اتاق
. انتظار نفس آخر را
. . در پي ريزش عصيان مي جست

سهراب در افسون گل سرخ شناور شده بود. آشنا بود با سرنوشت تر آب. نبض گل ها را مي گرفت. خود را مهيا كرد براي نجات شاخه گلی كه درون قفس سينه ي سوخته اي محبوس بود و آواز چكاوك گدايي مي كرد. او گياهان را در ظلمت مي ديد. آماده شد براي خفه كردن صداي ظلمت وقتي از برگي مي ريزد. فكر روييدن گل در كره اي ديگر به دلش سرازير شد. بساط تنهايي را در كوله ي نقاشي خود ريخت و با تاب و تب راهي آنطرف كوچه ي شب، روبروي پنجره ي منتظر و خسته ي نيلوفر شد و از پله ي سكوي تجلي بالا رفت و سوار بر نردبان محبت روي ديوار سياه اوهام، مشغول ثبت نقش برگي از حس حيات، پر از چشمك و طعنه به نيلوفر شد.

دور بايد بشوم، دور
نوبت پنجره هاست.
روبرو شب شده است

پيشه ام نقاشي است
پرده اي باز كنم
و به رنگي که به بي رحمي برگ
. و هجوم سرطان طعنه زند، قفسي ساز كنم.

برم روي چنار
. و به پيكار
. با گله ي رم كرده ي برگ
جنگ با هجمه ي مرگ
جنگ با يك گل سرخ
جنگ رنگين سكون و جريان
اشك ها اسلحه ام
رنگ ها تير كماندار دلم

حمله ي بوسه ي نقاش بر شاخه ي ترس
حمله ي باد به احساس هنر:
. قطع يك شاخه ي اميد به دست يك برگ؟
. قطع يك وصل، به جبر تسليم؟!
. قتل يك عشق به فرمان نمو؟!
.
حمله با نيزه ي خونين به رعد باران
حمله ي رنگ به آغوش دروغ
حمله ي تن به تن جان
. به ديوار خرافات زمان
ثبت يك شعر در دفتر مشق پسري آشفته
و رهاسازي ماهي داخل حوض حيات

فتح يك صبح با گره خوردن احساس و گياه
فتح يك شمع به جانبازي يك پروانه
فتح تجديد هم آغوش شدن
رقص ماهي وسط حوضچه ي نقاشي
نصب پرچم
. به روی قله ی بیداری ها...
-------------------------
ادامه در پست بعد

#پاییز
#آخرین_برگ
#داستان_کوتاه
#صدای_پای_آب
#سهراب_سپهری
Read more
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود در ...
Media Removed
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود هرکس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند من نشئه ی زخمی که یک شهر خمارش ماند یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست ای بر پدرت دنیا آن باغ ... لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد
آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد
آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود
هرکس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند
من نشئه ی زخمی که یک شهر خمارش ماند
یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست
دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست
ای بر پدرت دنیا آن باغ جوانم کو
دریاچه ی آرامم کوه هیجانم کو
بر آینه ی خانه جای کف دستم نیست
آن پنجره ای را که با توپ شکستم نیست
پشتم به پدر گرم و دنیا خود ِ مادر بود
تنها خطر ممکن اطراف سماور بود
از معرکه ها دور و در مهلکه ها ایمن
یک ذهن هزار آیا از چیستی آبستن
یک هستی سردستی در بود و عدم بودم
گور پدر دنیا مشغول خودم بودم
هر طور دلم میخواست آینده جلو میرفت
هر شعبده ای دستش رو میشد و لو میرفت
صد مرتبه میکشتند یکبار نمیمردم
حالم که بهم میریخت جز حرص نمیخوردم
آینده ی خیلی دور ماضی بعیدی بود
پشت در آرامش طوفان شدیدی بود
آن خاطره های خشک در متن عطش مانده
آن نیمه ی پُر رنگم در کودکی اش مانده
اما منه امروزی کابوس پُر از خواب است
تکلیف شب و روزم با دکتر اعصاب است
نفرین کدام احساس خون کرد جهانم را
با جهد چه جادویی بستند دهانم را
من مرد شدم وقتی زن از بدنش سر رفت
وقتی دو بغل مهتاب از پیرهنش سر رفت
اندازه ی اندوهم اندازه ی دفتر نیست
شرح دو جهان خواهش در شعر میسر نیست
یک چشم پُر از اشک و چشم دگرم خون است
وضعیت امروزم آینده ی مجنون است
سر باز نکن ای اشک از جاذبه دوری کن
ای بغض پُر از عصیان این بار صبوری کن
من اشک نخواهم ریخت این بغض خدادادی ست
عادت به خودم دارم افسردگی ام عادی ست
پس عشق به حرف آمد ساعت دهنش را بست
تقویم به دست خویش بند کفنش را بست
او مُرده ی کشتن بود ابزار فراهم کرد
هوای هزاران سیب قصد منه آدم کرد
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد
آن بوسه ما میکشت لب منهدمم میکرد
آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود
تنها سر من بین این ولوله پایین است
با من همه غمگینن تا طالع من این است
در پیچ و خم گله یکبار تو را دیدم
بین دو خیابان گُرگ هی چشم چرانیدم
محض دو قدم با تو از مدرسه در رفتم
چشمت به عروسک بود تا جیب پدر رفتم
این خاصیت عشق است باید بلدت باشم
سخت است ولی باید در جذر و مدت باشم
هرچند که بی لنگر هرچند که بی فانوس
حکم آنچه تو فرمایی ای خانوم اقیانوس
کشتی و گذر کردی دستان دعا پشتت
بر گود گلویم ماند جا پای هر انگشتت
از قافله جا ماندم تا همقدمت باشم
تا در طبق تقسیم راضی به کمت باشم
Tagesh kon ❤️
Read more
. بین خودمان باشد ؛ این روزها ذهنم زیادی درگیره ؛ درگیر کار ؛ درگیر مشغله های شخصی ؛ درگیر گیجی های روزگار ...
Media Removed
. بین خودمان باشد ؛ این روزها ذهنم زیادی درگیره ؛ درگیر کار ؛ درگیر مشغله های شخصی ؛ درگیر گیجی های روزگار ، درگیر ِ #تُ . گاهی آدم کم می آورد ؛ از بس خود را بهای رسیدن می کند و هیچ باقی نمی ماند از « من » گاهی آدم کم می آورد و از « #قوی » بودن دست می کشد حالا باید زانوی نیستی خود را بغل کند و به سوال های این روزها ... .
بین خودمان باشد ؛ این روزها ذهنم زیادی درگیره ؛ درگیر کار ؛ درگیر مشغله های شخصی ؛ درگیر گیجی های روزگار ، درگیر ِ #تُ
.
گاهی آدم کم می آورد ؛ از بس خود را بهای رسیدن می کند و هیچ باقی نمی ماند از « من »
گاهی آدم کم می آورد و از « #قوی » بودن دست می کشد
حالا باید زانوی نیستی خود را بغل کند و به سوال های این روزها فکر کند ...
.
لا به لای شلوغی های گیج کننده ی این روزها به تبلیغی در یکی از این پیج ها برخوردم که احتمالا اعلانی است برای یک رویداد فرهنگی !
حالا من با احترام به خالق این تبلیغ دست به کار شده ام ؛ تغییراتی در اعداد و ارقام ایجاد کرده ام و با رنگی دیگر علامت زده ام !
( در اعلان اصلی اعداد به گونه ی دیگری چینش شده اند )
.
این یکی از سوالات من است ...
به جای اینکه لایک کنی یا سیو کنی این پست و پاسخ بده لطفا !
این جواب ، یکی از مهم ترین پاسخ های درگیری های این روزهای من است .
.
این سوال دنباله دار است
.
#سوال
Read more
. برای #مائده_هژبری . تو می‌رقصی دلِ دنیا باز می‌شود .. و آسمان ترانه‌خوان می‌گردد.. بهشت «مائده»‌ای ...
Media Removed
. برای #مائده_هژبری . تو می‌رقصی دلِ دنیا باز می‌شود .. و آسمان ترانه‌خوان می‌گردد.. بهشت «مائده»‌ای می‌شود، به وسعت افق‌های شادی.. . تو که می‌رقصی فرشته‌ها پای‌کوبی می‌کنند.. و خدا غزل‌سُرای عاشقانه‌های زمینی می‌شود.. . . تو شکنجه می‌شوی خدا با زمین قهر می‌کند فرشته‌ها ... .
برای #مائده_هژبری
.
تو می‌رقصی
دلِ دنیا باز می‌شود .. و
آسمان ترانه‌خوان می‌گردد..
بهشت
«مائده»‌ای می‌شود،
به وسعت افق‌های شادی..
.
تو که می‌رقصی
فرشته‌ها پای‌کوبی می‌کنند.. و
خدا غزل‌سُرای عاشقانه‌های زمینی می‌شود..
.
.
تو
شکنجه می‌شوی
خدا با زمین قهر می‌کند
فرشته‌ها زانوی غم بغل می‌گیرند.. و
درهای افق،
به جانبِ ظلمت بسته می‌شوند..
.
تو که شکنجه می‌شوی
دلِ آسمان به درد می‌آید.. و
بهشت،
آرزویی دور و دراز می شود
برای مردمی که
در برزخ این دنیا
مدام مشقِ دوزخ می‌کنند..
.
می‌دانی..
اینجا دیرزمانی‌ست که
رقص
به جرم تشویش اذهانِ شادی
محکوم است.. #حمیدرضا_هندی
.
.
.
.
پی‌نوشت‌:
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
.
در محفل عاشقان خوشا رقصیدن
دامن زبساط عافیت برچیدن
در دست سر بریده ی خود بردن
در یک یک کوچه کوچه ها گردیدن
.
هرجا که نگاه می کنم خونین است
از خون پرنده ای گلی رنگین است
در ماتم گل پرنده می موید و گل
از داغ دل پرنده داغ آجین است
.
فانوس هزار شعله اما در باد
می‌سوزد و سرخوش است و چین‌واچین است
یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی
از عشق هر آنچه می رسد شیرین است
.
در آتش و خون پرنده پر خواهد زد
بر بام بلند خانه پر خواهد زد
امشب که دوباره ماه بالا آمد
می آید و باد پشت در خواهد زد
.
یک ساقه ی سبز در دلم خواهد کاشت
مهتاب بر آن شبنم تر خواهد زد
صد جنگل صبح در هوا می شکفد
خورشید به شاخه ها شرر خواهد زد
.
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم #محمد_اصفهانی
.
.
telegram.me/joinchat/Am5tSDwRR5P3PhrYonNKKw
Read more
* قبل از اینکه به ادامه مطلب قبلی بپردازم لازم هست دوباره توضیحی در مورد احساس ارزشمندی ارائه بدهم ...
Media Removed
* قبل از اینکه به ادامه مطلب قبلی بپردازم لازم هست دوباره توضیحی در مورد احساس ارزشمندی ارائه بدهم اگر چه پیشنهاد می‌کنم مطالب قبلی حتما مرور شوند چون کاملتر توضیح داده شده است. احساس ارزشمندی در اثر اعتقاد و باوری است که شما در مورد ارزشمند بودن خود دارید به وجود می‌آید؛ پس تنها یک حس و حال سطحی نیست! ... *
قبل از اینکه به ادامه مطلب قبلی بپردازم لازم هست دوباره توضیحی در مورد احساس ارزشمندی ارائه بدهم اگر چه پیشنهاد می‌کنم مطالب قبلی حتما مرور شوند چون کاملتر توضیح داده شده است. احساس ارزشمندی در اثر اعتقاد و باوری است که شما در مورد ارزشمند بودن خود دارید به وجود می‌آید؛ پس تنها یک حس و حال سطحی نیست! این اعتقاد شماست که فکر می‌کنید تمام خوشبختی، موفقیت و حس خوب شما به این بر می‌گردد که دیگران شما را ارزشمند بدانند یا کاری نکنند که ارزش شما از بین برود! این در حالی است که اگر شما به ارزشمند بودن خود باور داشته باشید اولا نیازی به اثبات آن به دیگران ندارید دوما خودتان خوشبختی، موفقیت و حس‌های مثبت را در خود به وجود می‌آورید و وابسته و معطل دیگران نمی‌مانید. مثلا منتظر نمی‌مانید یکی با شما ازدواج کند و ناگهان یک بغل خوشبختی برای شما بیاورد یا سرکار بروید و یکباره احساس ارزشمندی کنید

البته ما وقتی احساس ارزشمندی داریم؛ به توجه و تایید دیگران مشتاق و امیدوار هستیم نه محتاج و طلبکار؛ پس همیشه ابتدا از خود طلب داریم تا دیگران. وقتی احساس ارزشمندی ندارید اصلا قادر نیستید موفقیتها و قابلیتهای خود را ببینید و روابط نامناسبی را نیز انتخاب می‌کنید زیرا خود را شایسته روابط بهتر نمی‌دانید. بسیار مهم است که ارزشمند بودن خود را به چه چیزهایی وابسته می‌دانید و آیا تغییر و کنترل این عوامل در اختیار شما هستند یا خیر... می‌پردازیم به ادامه مطلب قبلی و گفتن از شرایطی که در آنها بیشتر باورهای منفی نسبت به خود داریم. وقتی می‌دانیم در چه شرایطی بیشتر حس بد داریم پس می‌توانیم حس بد خود را از آن شرایط جدا بدانیم و بیشتر مراقب تفسیر خودمان از آن شرایط باشیم

۲-ناتوانی در انجام کارها: زمانی که نتوانید کاری را به هر دلیلی درست انجام دهید ممکن است حس بی‌کفایتی در شما رخ دهد و چون شما خود را ارزشمند نمی‌دانید آن را به خودتان تعمیم می‌دهید که من در کل آدم احمق و بی‌عرضه‌ای هستم! اما به این توجه کنید که شما دقیقا برابر با عملکردتان نیستید و واقعا هیچکس کامل نیست. اگر خودتان را با رفتار و اعمالتان قضاوت کنید چون ممکن است دچار خطا و لغزش شوید؛ هر بار باید خود را نالایق و بی‌ارزش فرض کنید. این حس بی‌کفایتی در انجام کارها باعث می‌شود از دیگران فاصله بگیرید تا دیگران متوجه رفتار شما نشوند! شما خود را نادان فرض می‌کنید و بیشتر خود را لایق سرزنش دیگران می‌دانید البته اگر دیگران هم، واکنشی منفی در این مورد داشته باشند در آن اغراق می‌کنید.‌ پس وقتی کار یا رفتاری را... ادامه در کانال و کامنت‌ها
.
.
.
Read more
ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل از شوخی‌ گرد رهت عالم‌ گلستان در بغل . ابرویت از چین جبین زه‌ ...
Media Removed
ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل از شوخی‌ گرد رهت عالم‌ گلستان در بغل . ابرویت از چین جبین زه‌ کرده قوس عنبرین چشم از نگاه شرمگین شمشیر برّان در بغل . بی رویت از بس موبه‌مو طوفان‌طراز حسرتم چون ابر دارد سایه‌ام یک چشم‌ گریان در بغل . دل را خیال نرگست برداشت آخِر از میان صحرا ز گرد وحشیان ... ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل
از شوخی‌ گرد رهت عالم‌ گلستان در بغل
.
ابرویت از چین جبین زه‌ کرده قوس عنبرین
چشم از نگاه شرمگین شمشیر برّان در بغل
.
بی رویت از بس موبه‌مو طوفان‌طراز حسرتم
چون ابر دارد سایه‌ام یک چشم‌ گریان در بغل
.
دل را خیال نرگست برداشت آخِر از میان
صحرا ز گرد وحشیان پیچیده دامان در بغل
.
حیرت ‌رموز جلوه‌ای بر روی آب آورده‌است
آیینه دارد تا کجا تمثال پنهان در بغل
.
دیوانهٔ ما را دلی در سینه نتوان یافتن
دارد شراری یادگار از سنگ طفلان در بغل
.
می‌خواست از مهد جگر بر خاک غلتد بی‌رخت
برداشت طفل اشک را چون دایه مژگان در بغل
.
هستی ندارد یک شرر نور شبستان طرب
این صفحه ‌گر آتش زنی یابی‌ چراغان در بغل
.
عشق از متاع این و آن مشکل‌ که آراید دکان
آخِر خریدار تو کو ای ‌کفر و ایمان در بغل
.
کو خلوت و کو انجمن در فکر خود دارم وطن
چون شمع سر تا پای من دارد گریبان در بغل
.
چشمی اگر مالیده‌ام زین باغ بیرون چیده‌ام
وحشت‌کمین خوابیده‌ام چون غنچه دامان در بغل
.
در وادی‌ای‌ کز شوق او بیدل ز خود من رفته‌ام
خوابیده هر نقش قدم بگذشت جولان در بغل
.
📝 #بیدل_دهلوی
Read more
#امام_الرئوف #آیت_الله_بهجت (رحمة الله علیه): مثل ما تنبل نباشید،زود زود به مشهد بروید. گاهی موانع بزرگی با یکبار مشهد رفتن از سر راه ما برداشته میشوند. هنگامی که به حرم مشرف شدید به عدد اسم ابجد امام رضا علیه السلام یعنی هزار و یک مرتبه " یا رئوف و یا رحیم "بگویید. زیارت کنید،نماز زیارت بخوانید ... #امام_الرئوف
#آیت_الله_بهجت (رحمة الله علیه):
مثل ما تنبل نباشید،زود زود به مشهد بروید.
گاهی موانع بزرگی با یکبار مشهد رفتن از سر راه ما برداشته میشوند.
هنگامی که به حرم مشرف شدید به عدد اسم ابجد امام رضا علیه السلام یعنی هزار و یک مرتبه " یا رئوف و یا رحیم "بگویید.
زیارت کنید،نماز زیارت بخوانید و بعد به امام رضا علیه السلام بگویید دست خالی آمده ام،گره به کارم افتاده است،شما مشکلم را حل کنید.
برگردید و ببینید امام رضا علیه السلام چطور مسیر را برای شما هموار میکند.
او حجت خدا و پناه شیعه است.
آسمان و زمین و آنچه بین آندو است،در اختیار امام رضا علیه السلام است.
خود را قطره ای از دریای امامتش فرض کن تا محبتش را نسبت به خود درک کنی...
.
#پ_ن:
ممنون امام رضا جانم هستم، مثل همیشه ما رو بغل کرد و شرمنده...
اگر شما رو نداشتیم چه داشتیم؟؟؟!
دعاگوی دوستان هستم.
.
.
#امام_رضا
#امام_مهربانی_ها
#عشق
#الحمدلله

#استاد_حاج_مهدی_توکلی
#حاج_مهدی_توکلی
#مهدی_توکلی4
Read more
. <span class="emoji emoji2714"></span> عضلات اصلی: پشت بازو (عضله سه سر) <span class="emoji emoji2714"></span> مراحل انجام حرکت: 1- دمبلی را در دست بگیرید و روی نیمکت دراز ...
Media Removed
. عضلات اصلی: پشت بازو (عضله سه سر) مراحل انجام حرکت: 1- دمبلی را در دست بگیرید و روی نیمکت دراز بکشید. 2- در نقطه شروع، دستِ شما باید کاملا عمود بر زمین قرار گیرد. 3- در حالی که وضعیتِ استخوان بازو را (عمود بر زمین) حفظ می کنید، دمبل را به آهستگی تا بغل گوش خود پایین آورید. 4- به آهستگی و با ... .
✔ عضلات اصلی: پشت بازو (عضله سه سر)
✔ مراحل انجام حرکت:
1- دمبلی را در دست بگیرید و روی نیمکت دراز بکشید.
2- در نقطه شروع، دستِ شما باید کاملا عمود بر زمین قرار گیرد.
3- در حالی که وضعیتِ استخوان بازو را (عمود بر زمین) حفظ می کنید، دمبل را به آهستگی تا بغل گوش خود پایین آورید.
4- به آهستگی و با کنترل دمبل­ را به نقطه شروع حرکت بازگردانید.
✔ دم: پایین آوردنِ دمبل
✔ بازدم: بالا بردنِ دمبل
✔ نکات مهم:
📍هنگام بازکردنِ (اکستنشنِ) آرنج همواره فشار زیادی به مفصل آن وارد می شود، از این رو در حین انجام کلیه ی حرکات پشت بازو باید به فرم صحیح حرکت و وضعیتِ این مفصل توجه کرده و در صورت هرگونه احساس ناراحتی یا درد سریعا حرکت را متوقف کنید.
📍 در بالاترین نقطه حرکت بهتر است آرنج خود را کاملا صاف نکنید تا از احتمال آسیب به مفصل کاسته شود. رعایت این امر به ویژه برای آنهایی که مفصل آرنج شان بیش از حد باز می شود (هایپراکستنشن)، امری که بیشتر خانم ها به آن مبتلا هستند، بسیار اهمیت دارد.
📍 بهتر است افراد مبتدی تا جایی دمبل را پایین آورند که زاویه آرنج 90 درجه شود. در حالی که افراد باتجربه تر می توانند به منظور افزایش دامنه حرکتی و به کارگیری تارهای عضلانی بیشتر، حرکت را تا نقاط پایین تر ادامه دهند.
📍 در این حرکت نسبت به تمریناتِ پشت بازویی که در حالت ایستاده انجام می شوند، از ناحیه کمر کاملا محافظت می شود و حفظ وضعیتِ مناسب تنه بسیار آسان تر است، از این رو فرد می تواند تمرکز بیشتری بر حرکتِ اصلی و عضلاتِ تحت تمرین داشته باشد.
✒دکتر محمد حسین نظری
🔥 برای مشاوره، برنامه تمرینی و غذایی زیر نظر مستقیم دکتر محمد حسین نظری 👈 09124035061 (فقط Whatsapp/Telegram)
Read more
یک میلیارد چقدر است؟ اینکه راننده یک ماشین میلیاردی، سرعت بالا را حق خود بداند و وقتی کنترل ماشین را از دست میدهد و ماشینش چپ میکند خود را مجاز میداند که یک مامور نیروی انتظامی را زیر مشت و لگد بگیرد و با ژستی ارباب-رعیتی به او بگوید "میدونی یه میلیارد چقده؟" تلخ است، سخت است، حقارت آمیز است اما واقعیت ... یک میلیارد چقدر است؟
🔴 اینکه راننده یک ماشین میلیاردی، سرعت بالا را حق خود بداند و وقتی کنترل ماشین را از دست میدهد و ماشینش چپ میکند خود را مجاز میداند که یک مامور نیروی انتظامی را زیر مشت و لگد بگیرد و با ژستی ارباب-رعیتی به او بگوید "میدونی یه میلیارد چقده؟" تلخ است، سخت است، حقارت آمیز است اما واقعیت است! واقعیت است که نه آن مامور، نه آن راننده پژو۲۰۶ تولید ایران خودرو که ماشینش وسط جاده خاموش کرده، نه من پاپتی و نه احتمالا اکثر شماها که این را میخوانید نمیدانید و نمیدانیم یک میلیارد چقدر است... من تلخی این واقعیت را به جان میخرم تا به شما بگویم آن مامور بیچاره زیرمشت و لگد میتواند سرچهارراه یکی از تقاطع های تهران بایستد و زمانی که ما ماشینمان با آینه بغل خودروی کسانی که میدانند یک میلیارد چقدر است برخورد میکند بیاید و بگوید سویچ ماشینت را بعنوان خسارت تحویل بده و یک اسنپ بگیر و به خانه ات برو! 🔵 برای من آن مردک زنجیرپاره کرده یک"فرد"نیست یک واقعیت اجتماعی است،یک نظام است که اگر در آن به راننده ماشین یک میلیاردی اش بگویم ماشینت خون دل میلیونها جوان بیکار است جواب"برید بمیرید، تمام!"را میشنوم،یک اندیشه است که در آن ممکن است روحانی زیباکلام برنامه ظهرگاهی شبکه سه یقه من را بگیرد که رانندگان ماشینهای میلیاردی ممکن است یک"مینی کمیته امداد"باشند و دست آخر بگوید خانواده امام حسین(ع)هم لاکچری زیسته اند،یک سیستم است که مامورش میتواند زیر مشت لگد میلیاردرها کتک بخورد اما قاضی اش نمیتواند اجازه انتشار تصاویر متخلفان را بدهد...در آن ویدئو فقط یک مامور کتک نخورد،او کتک خورد تا ما ادب شویم و بفهمیم که احترام رانندگان لندکروز، مازراتی، بنز، پورشه و...را باید نگه داشت،آنها میدانند یک میلیارد چقدر است اما میلیونها جوان که التماس میکنند تا کاری با حقوق یک میلیون و۱۱۱هزار و‌ ۲۶۷تومان مصوبه مجلس شورای اسلامی پیدا کنند به زور میدانند یک میلیون چقدر است! 🔴 ما نمیدانیم یک میلیارد چقدر است اما باید فاصله مان را با ماشین دختر و پسرهای بیست و چندساله ای که در اندرزگو تردد میکنند رعایت کنیم،آنها پول ماشینشان چندبرابر دیه ما در ماه های حرام است...ما باید بدانیم که احترام ثروتمندان واجب است، مالیات دادنشان مستحب و خون خوردنشان مباح، ما مستاجر ملک آنهاییم و آنها صاحب این بهشت ومیوه هایش...من باز هم میگویم که آن مردک زنجیرپاره کرده یک "فرد" نبود،محیط ما بود، سیستم ما بود،معلم ما بود که میگفت"میدونی یه میلیارد چقده؟"و ما شاگردها برای نمره۲۰گرفتن در این سیستم روزی۱۰۰بار باید بنویسی
Read more
<span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f536"></span><span class="emoji emoji1f537"></span>به نام خدا<span class="emoji emoji1f537"></span><span class="emoji emoji1f536"></span> <span class="emoji emoji1f4a5"></span><span class="emoji emoji1f4a5"></span>فایل pdf ؛ شامل متن و ترجمه ی خطبه ی غدیر ؛ و همچنین فایل صوتی ترجمه ی خطبه ی غدیر ...
Media Removed
به نام خدا فایل pdf ؛ شامل متن و ترجمه ی خطبه ی غدیر ؛ و همچنین فایل صوتی ترجمه ی خطبه ی غدیر رو میتونید از کانال ایتا و تلگرام توبه کده دریافت کنید(لینک کانال ایتا ؛بالای صفحه هست) . گزیده ای از خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم: هان اى مردم! نزديك است من دعوت حق را لبيك بگويم ... 👇👇👇👇👇
🔶🔷به نام خدا🔷🔶
💥💥فایل pdf ؛ شامل متن و ترجمه ی خطبه ی غدیر ؛ و همچنین فایل صوتی ترجمه ی خطبه ی غدیر رو میتونید از کانال ایتا و تلگرام توبه کده دریافت کنید(لینک کانال ایتا ؛بالای صفحه هست)
.
گزیده ای از خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم:
هان اى مردم! نزديك است من دعوت حق را لبيك بگويم و از ميان شما بروم. من مسؤولم و شما نيز مسؤول هستيد!»
سپس فرمود:
«درباره من چه فكر مى كنيد!؟...» (آيا من وظيفه خود را در برابر شما انجام دادم؟)
در اين موقع صداى جمعيت به تصديق خدمات پيامبر بلند شد:
«ما گواهى مى دهيم تو رسالت خود را انجام دادى، و كوشش نمودى، خدا تو را پاداش نيك دهد».
پيامبر فرمود:
«آيا گواهى مى دهيد كه معبود جهان يكى است، و محمّد بنده خدا و پيامبر او مى باشد; و در بهشت و دوزخ و زندگى جاويدان در سراى ديگر جاى ترديد نيست؟»
همگى گفتند:
«آرى صحيح است، گواهى مى دهيم!»
سپس فرمود:
«مردم! من دو چيز نفيس و گرانمايه در ميان شما مى گذارم، ببينم بعد از من چگونه با اين دو يادگار من رفتار مى نماييد؟!»
در اين وقت يك نفر برخاست و با صداى بلند گفت:
«منظور از اين دو چيز نفيس چيست؟!»
پيامبر فرمود:
«يكى كتاب خداست كه يك طرف آن در دست قدرت خداوند، و طرف ديگر آن در دست شما است، و ديگرى عترت و اهل بيت من است; خداوند به من خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد!»
...هان اى مردم! بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد، و در عمل به فرمان هر دو، كوتاهى نكنيد كه هلاك مى شويد!»
در اين لحظه، دست على علیه السلام را گرفت و آن قدر بالا برد كه سفيدى زير بغل هر دو براى مردم نمايان گشت، و او را به همه مردم به عنوان جانشین و وصی خود ؛ معرفى نمود...
.
💥توجه:
روز پنجشنبه 8 شهریور؛ روز عید غدیر است
.
.
💬 عکس و متن رو میتونید از کانال تلگرام ؛ ایتا و سروش توبه کده دریافت کنید.
.
🔷پستهای قبلی توبه کده رو از دست ندین👈@towbekadeh
.
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_وعجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
.
《 مطالب رو منتشر کنید تا شریک ثواب باشید 》
.
.
{ سعی کنیم در پیشگاه خدا و #اهلبیت علیهم السّلام از #گناه دوری و به سمت #خدا #توبه کنیم.}
Read more
افراد موفق هنگام رویارویی با چالش‌ها، زمان زندگی خود را از دست نمی‌دهند. آن‌ها می‌دانند که گذر زمان ...
Media Removed
افراد موفق هنگام رویارویی با چالش‌ها، زمان زندگی خود را از دست نمی‌دهند. آن‌ها می‌دانند که گذر زمان چالش‌ها را کمرنگ و بی‌ارزش می‌کند اما زمان رفته که صرف غم و اندوه شده است رفته و برنمی‌گردد و افراد موفق با عمل به اینکه این نیز بگذرد از تک‌تک لحظه‌ها استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌پذیرند که چالش‌ها ... افراد موفق هنگام رویارویی با چالش‌ها، زمان زندگی خود را از دست نمی‌دهند.
آن‌ها می‌دانند که گذر زمان چالش‌ها را کمرنگ و بی‌ارزش می‌کند اما زمان رفته که صرف غم و اندوه شده است رفته و برنمی‌گردد و افراد موفق با عمل به اینکه این نیز بگذرد از تک‌تک لحظه‌ها استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌پذیرند که چالش‌ها وجود دارند و حتی ناراحتی و سختی آن را هم درک می‌کنند اما کل زندگی خود را مختل نمی‌کنند و تمام بخش‌های زندگی خود را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهند. به‌عنوان‌مثال فردی که در کسب‌وکار خود دچار ورشکستگی مالی شده است اگر روحیه‌ای عالی و قوی داشته باشد اول‌ازهمه می‌داند که چه اتفاق بدی برایش رخ‌داده است، قطعاً این موضوع برایش سخت و دشوار است اما گوشه‌ای نمی‌نشیند و زانوی غم بغل بگیرد و تمام جنبه‌های زندگی‌اش مسئولیت زندگی خانوادگی‌اش، ارتباطات فامیلی‌اش و ... را کلاً کنار بگذارد.
.
#زمان #چالش #عبور #تكنولوژي #فكر #نخبگان #گذر #مديريت #دكتر_عليرضا_آزمنديان #موفقیت #ارتباطات #مالي
Read more
پاهايم لُخت از مسح وضوی توي حوض ضريح است ...ساعدهايم خيس است، صورتم هم ...پشت لبم قطره‌اي آب وضو مانده ...
Media Removed
پاهايم لُخت از مسح وضوی توي حوض ضريح است ...ساعدهايم خيس است، صورتم هم ...پشت لبم قطره‌اي آب وضو مانده مي‌مكمش...خنكاي رقيقي از مرمرهاي براق می‌دود توي ساقهايم مي‌رسد به قلبم ... بوهای خوب مي آيد...بوي كاهگل باران خورده بوي خوب تي شرت تازه شسته شده در حدفاصل وقتي كه سرت از پايينش برود و از گلدان ... پاهايم لُخت از مسح وضوی توي حوض ضريح است ...ساعدهايم خيس است، صورتم هم ...پشت لبم قطره‌اي آب وضو مانده مي‌مكمش...خنكاي رقيقي از مرمرهاي براق می‌دود توي ساقهايم مي‌رسد به قلبم ... بوهای خوب مي آيد...بوي كاهگل باران خورده بوي خوب تي شرت تازه شسته شده در حدفاصل وقتي كه سرت از پايينش برود و از گلدان يقه‌ات جوانه بزند ... بوي زعفران، چمدان سوغاتی ...بوي عطاري ...بوي وانيل بوي گل سنجد بوي دانه هلي كه توي نقلی تویسرکانی، هربار می‌آیم همينجای توي اين عكس می‌ايستم، دل مي‌دهم به تماشای دروازه بهشتتان... خیلی اهل جلو آمدن نیستم ...بالای سرم هواسازهاي بارگاهتان كريستال‌های يك چلچراغ را به بازي گرفته‌اند و بلورها تيريك تيريك صلوات میفرستند... به شما فكر مي‌كنم به حضورتان توی خاطراتم ... حبابها یکی یکی گردالی میشوند و می‌ترکند، یکی از حبابها خیلی ورم میکند،همان را ادامه میدهم ... میرسم به صبح گرم و چسبناکی كه فرمانده به خطمان كرد و جلو آسايشگاه دانه‌دانه توي كلاهمان را نگاه كرد كه جز اسممان هر چه نوشته باشيم را بهانه كند و اضاف بزند... چند نفري مانده بود به ما برسد . بغل دستی‌ام زد توي پهلويم و با نگاهش گفت: به دادم برس : چشم انداختم توي گودی كلاه شوره بسته اش بدخط نوشته بود آهو ... گفتم خب؟ گفت:اسم عشقمه به گاراج رفتم! خودکار از جيبم درآوردم و قبل آهو نوشتم : «یاضامن» هنوز مطمئن نبودم گل را زده ام یانه ... فرمانده رسید اول توی کلاه من را نگاه کرد رد شد . بعد کلاه رفیقم را، چشم توی چشم شدند . آب دهن فرو نمی‌رفت سکوت بود ... لکه ی چرک کلاغی و ناله‌اش اسمان و سکوت حاکم را چاک داد ... نقاب کلاه را گرفت چند بار کاسه کلاه را کوبید کف دست مخالفش و صدا ول داد : خاک تو سرتون یاد بگیرید یه چی هم می‌نویسین خداپیغمبری بنویسین ... زد رو شونه رفیقم و گفت:کارت خلاف بود ولی امام رضاس حرمت داره... رفت کلاه بعدی ... کله‌ها چرخید رو به هم با پلک‌ها همدیگر را بغل کرده بودیم و صدای نقاره‌خانه توی کله‌ام ول کن نبود ...بغض کرده بودیم جهیدن از جهنم اضاف شوخی نبود ... خلاصه که آقاجان نوشتم بدانید شما دوبار ضامن آهو شدید! یکبار آهویی در دشتهای خراسان و یکبار آهویی محبوس در کاسه کلاه شوره بسته سربازی عاشق در کرمان و حتا ضامن خود شکارچی آهو ... خلاصه آقاجان ما پز شما را میدهیم و روی چک شما چک میکشیم ... این شب تولدتان که بریز و بپاش دارید حواستان به دل ما باشد... توی این بریز و بپاش ها یک دانه دراژه کیکتان هم نصیب من گیوه سوخته باشد با تمام دنیا عوضش نمی کنم ...تصدق علینا...
#مشهدنیستم
Read more
<span class="emoji emoji2614"></span>️وقتی باران می بارد،از چترها کاری ساخته نیست . یک قاب بی نظیر در مراسم اهدای جام جهانی روسیه ثبت ...
Media Removed
️وقتی باران می بارد،از چترها کاری ساخته نیست . یک قاب بی نظیر در مراسم اهدای جام جهانی روسیه ثبت شد؛ یک قاب عکس خاطره انگیز. وقتی در ورزشگاه لوژنیکی روسیه،سکوها را نصب کردند و سیاستمداران از آن بالا رفتند. روسیه بزرگ،فرانسه متمدن و کشوری در شرق اروپا؛ کرواسی... رئیس فیفا آقای اینفانتیو، امانوئل ... ☔️وقتی باران می بارد،از چترها کاری ساخته نیست
.
یک قاب بی نظیر در مراسم اهدای جام جهانی روسیه ثبت شد؛ یک قاب عکس خاطره انگیز. وقتی در ورزشگاه لوژنیکی روسیه،سکوها را نصب کردند و سیاستمداران از آن بالا رفتند.
روسیه بزرگ،فرانسه متمدن و کشوری در شرق اروپا؛ کرواسی... رئیس فیفا آقای اینفانتیو، امانوئل ماکرون را نگاه می کرد به کالیندا کیتاروویچ لبخند می زد و البته خود را در جایگاه پرزیدنت فوتبال می دید.
اینفانتینو که در فیفا مدعی جدایی سیاست از فوتبال است و سیاسون را از مداخله در امور فونبالی بر حذر می دارد و به این بهانه،کشورهای مداخله گر را تعلیق می کند حالا برابر خود سیاستمدارانی را می بیند که جذابیت های جام جهانی را چند برابر می کنند.
رئیس جمهور کرواسی در فوتبال دیگر در قامت پرزیدنت ظاهر نمی شود. او یکی می شود از جمع هزاران کروات حاضر در ورزشگاه و بازیکنان هر دو تیم را در آغوش می کشد و ماکرون،از آن چهره اتوکشیده و خشک فاصله می گیرد و بازیکنان فرانسه را بغل می کند.
آقای پوتین که در عمرش هرگز زیر باران خیس نشده بود این صحنه های جذاب را نگاه می کند. برای او چتری بالای سرش گرفتند؛ اما وقتی باران می بارد از چترها هم کاری ساخته نیست!
همه با هم خیس می شویم و این معجزه فوتبال است. لذتی که همه مردم دنیا با هم به اشتراک می گذاریم. چه آنهایی که در محل جام جهانی حاضر شده اند و چه افرادی که پای تلویزیون نشسته اند؛
هدف همه ما،زبان ما،دغدغه های ما یک چیز است؛ فوتبال و بهانه مردم جهان در یک روز،یک ساعت و یک محل مشخص باز یک پدیده است؛ فوتبال...
.
#فوتبال #جام_جهانی #روسيه #٢٠١٨ #فرانسه #كرواسي #باران
Read more
. روزی روزگاری، یک دخترِ مردم بود که امین را پکر کرده‌بود. امسال از هر سال، عاشق‌ترش کرده‌بود. یعنی ...
Media Removed
. روزی روزگاری، یک دخترِ مردم بود که امین را پکر کرده‌بود. امسال از هر سال، عاشق‌ترش کرده‌بود. یعنی فی‌الواقع امین روزی دو بار به او پیشنهاد ازدواج می‌داد و روزی سه بار جواب رد می‌شنید. . تو خودش مانده بود طرف او را دوست دارد یا نه... بارها توی گوشش خوانده بود یا بگو آره یا نه... و خب آن دخترِ مردم ... .
روزی روزگاری، یک دخترِ مردم بود که امین را پکر کرده‌بود. امسال از هر سال، عاشق‌ترش کرده‌بود. یعنی فی‌الواقع امین روزی دو بار به او پیشنهاد ازدواج می‌داد و روزی سه بار جواب رد می‌شنید.
.
تو خودش مانده بود طرف او را دوست دارد یا نه... بارها توی گوشش خوانده بود یا بگو آره یا نه... و خب آن دخترِ مردم می‌گفت نه!... اما امین جوابِ رد را اصلا نمی‌شنید! رد داده‌بود. اعتراف می‌کرد که: «دیگه دست خودم نیست. دیگه دل توی دلم نیست. دو چشماش ول کنم نیست.»
.
آن دخترِ مردم که دو چشماش ول کنِ امین نبود، اسمش گیتا بود. گیتا علاقه‌ای به امین نداشت. او دنبال تجربه دیگری بود. دلش از آن عشق‌ها می‌خواست که دو نفر به هم کراش دارند اما کم‌محلی می‌کنند و حال همدیگر را می‌گیرند و ضایع می‌کنند و به خاک سیاه می‌نشانند تا بالاخره یک روز در یک موقعیت رمانتیک همزمان اعتراف می‌کنند که در تمام این سالها عاشقِ همدیگر بوده‌اند!
.
و خب امین اصلا همچین موردی نبود. امین نمی‌توانست حتی یک روز به گیتا ابراز علاقه نکند. انگار که هر روز قلب امین به مغزش می‌گفت: امین پاشو به گیتا پیشنهاد بده، شاید نمی‌دونه دوستش داری.
بعد مغزش می‌گفت: می‌دونه... بابا می‌دونه، خود شیطون بلاش می‌دونه، که من کشته‌ی اون قد و بالاشم!
.
بعد قلبش می‌گفت: «به هر حال ضرر که نداره. یه پیشنهاد بده...»
.
می‌رفت پیشنهاد می‌داد، جوابِ رد می‌شنید و برمی‌گشت. زانوی غم بغل می‌کرد و بعد قلبش می‌گفت: شاید یه مشکلی هست. شاید اصلا نمی‌تونه به تو جوابِ مثبت بده.
.
و مغزش می‌گفت: می‌تونه، بابا می‌تونه... اگه دلش بخواد می‌تونه، که اون مالِ منو، من مالِ اون باشم!
.
در واقع مغزِ امین مشکل را در قلبِ گیتا می‌دید و قلبِ گیتا مشکل را در مغزِ امین می‌دید! .
تا اینکه یک مدتی خبری از گیتا نشد. امین زار می‌زد که: «رفته و از خود بی‌خبرم کرده، وای نگو انگار دست به سرم کرده» و خب درست فکر می‌کرد، گیتا آن شهر را ترک کرده‌بود تا شاید در دلِ امین آبها از آسیاب بیفتد. اما امین ول‌کن نبود. رفت و گیتا را پیدا کرد و گفت: آهای آهای من تو رو می‌خوام. بخوای نخوای من تو رو می‌خوام. بالا بری پایین بیای من تو رو می‌خوام. هوا بری زمین بیای من تو رو می‌خوام.
.
گیتا واقعا نمی‌دانست چطوری از دست این مردیکه اوزگل خلاص شود. والا دوست داشتن هم یه استانداردی باید داشته باشه بالاخره. گیتا آن شب نخوابید. آنقدر صبر کرد تا مطمئن شود امین خوابیده و بعد وارد یک کامیونِ سیاه شد و به سمت شمالِ شرق حرکت کرد. چند ساعت بعد زیر یک پل، ونِ سفیدی را از پشت
.
بقیه در کامنت اول👇
Read more
بسم الله ‌ . سکوتت را بغل کن ، بغض و گریه دردسر دارد کجا فریاد کردن در دل زندان اثر دارد؟ سر دار حقیقت ...
Media Removed
بسم الله ‌ . سکوتت را بغل کن ، بغض و گریه دردسر دارد کجا فریاد کردن در دل زندان اثر دارد؟ سر دار حقیقت لال باش و ناله کمتر کن که این شهر دروغین تا بخواهی گوش کر دارد به هر سمتی که رفتم کوهی از دیوار سدم شد خدایا پس کجای این جهنم دره در دارد دلم را دست هر کس دادم از احساس من رد شد نوشتم روی قلبم "عشق ... بسم الله

.
سکوتت را بغل کن ، بغض و گریه دردسر دارد
کجا فریاد کردن در دل زندان اثر دارد؟

سر دار حقیقت لال باش و ناله کمتر کن
که این شهر دروغین تا بخواهی گوش کر دارد

به هر سمتی که رفتم کوهی از دیوار سدم شد
خدایا پس کجای این جهنم دره در دارد

دلم را دست هر کس دادم از احساس من رد شد
نوشتم روی قلبم "عشق ، رنج بی ثمر دارد"

به دست دوستی شک کردم از آن لحظه شومی
که دیدم باغبان در دستهای خود تبر دارد .
..
عزیز خویش را راهی صحرا کردم اما .... آه 
دلم از قصد شوم نابرادرها خبر دارد

خیال پر کشیدن داشتم در سر ، ولی اینجا 
سرانجامش تفنگ است و قفس هر کس که پر دارد

زبانم سرخ شد از بس که هی خون جگر خوردم
درخت شعرم اما همچنان سبز است و سر دارد

#بهزاد_نجفی
__________________
.
.
.
#کاملا_تسلیم
Read more
ما براي اولين بار در تاريخ ايران ، در پنجره جمعيتي كشور هستيم ؛ يعني بيشترين تعداد جوان فعال در تاريخ ايران را داريم ؛ نه قبل از اين ، نه در بيست سال اينده اين تعداد جوان فعال اماده كار نخواهيم داشت ؛ وقتي كشوري در پنجره جمعيتيست ، بهترين موقعيت پيشرفت خود را داراست ، تنها به يك شرط : بتواند از منابع انساني ... ما براي اولين بار در تاريخ ايران ، در پنجره جمعيتي كشور هستيم ؛ يعني بيشترين تعداد جوان فعال در تاريخ ايران را داريم ؛ نه قبل از اين ، نه در بيست سال اينده اين تعداد جوان فعال اماده كار نخواهيم داشت ؛ وقتي كشوري در پنجره جمعيتيست ، بهترين موقعيت پيشرفت خود را داراست ، تنها به يك شرط : بتواند از منابع انساني خود ، كامل و عادلانه استفاده كند ؛ حالا فرض كن ، اينهمه استعداد متنوع ، اينهمه موتور پيشرفت و رفاه ، توسط كارخانه اموزشي ، بسته بندي مي شوند براي يك يا دو شغل مشخصي كه امكاني هم براي بدست اوردنش ندارند ؛ و همه با زانوي غم به بغل مي گيرند كه براي اينده چه كنيم ؟! كافيست كه اينهمه استعداد متنوع را به رسميت بشناسيم، كافيست بفهميم هر كدام از اين جوانها را اگر به استعداد منحصر به فردش ، ميدان بدهيم ، يك موتور توسعه و رفاه كشور مي شود ؛ در كشوري كه جوان نمي تواند كار كند ، تحريم نباشد ، تورم مي شود ، تحريم باشد ، بيكاري و ركود مي شود ؛ راهي جز حضور اين جوانها براي حال خوب كشور نيست ؛ فقط استعدادها را به رسميت بشناسيم و فقط همين جوانها ؛ راه ديگري براي نجات كشور از فشارها نيست . #سيدمجيدحسيني #كاش_رنجي_كم_كنيم #دانشگاه
Read more
. ایران زنی زیباست با موهای مشکی بلند چشم‌های تیره و غمگین و دست‌هایی پر از داستان هر گوشه‌ی ...
Media Removed
. ایران زنی زیباست با موهای مشکی بلند چشم‌های تیره و غمگین و دست‌هایی پر از داستان هر گوشه‌ی این زمین باغی بزرگ آزادی خود را بغل‌کرده به نخ‌های نازک شال سبز او دخیل بسته است ایران زن بلند‌قامتی‌ست با رگ‌های کشیده و سرخ که خون تمام مردان خسته را زنده می‌کند این خاک بدون ایران می‌میرد ... .
ایران
زنی زیباست
با موهای مشکی بلند
چشم‌های تیره و غمگین
و دست‌هایی پر از داستان
هر گوشه‌ی این زمین
باغی بزرگ
آزادی خود را بغل‌کرده
به نخ‌های نازک شال سبز او
دخیل بسته است
ایران
زن بلند‌قامتی‌ست
با رگ‌های کشیده و سرخ
که خون تمام مردان خسته را
زنده می‌کند
این خاک بدون ایران می‌میرد
و ایران بدون این خاک
آنهایی که قصد کورکردن
خورشید چشم‌های ایران را دارند
به مادرانشان پشت کرده‌اند
و هنوز
در رحم حماقت مانده‌اند
من
ایران را دوست دارم
حتی اگر
در آغوش پهناورش
یک نفسِ بی‌بغض نداشته باشم...
.
#جلال_حاجی_زاده .
میلان هجدهم اولین شماره‌‌ای‌ست که مزین شده به تصویر یک زن ایرانی. زنی با اصالت که با کلمات و کتاب‌ها زندگی می‌کند. می‌نویسد ومی‌نویسد و دغدغه‌های زنانه‌ی خودش را مردانه زندگی می کند. ما زودتر از این‌ها باید سراغ نام‌های بزرگ زنانه می‌رفتیم اما خط کشیدند و حذف کردند.
حالا که رسیدیم اگر چه دیر، اگر چه خسته، ولی رسیده‌ایم.
با امید آنکه در این شهر کوچه‌های بیشتری نام زنانه داشته باشند.
سلمان و علی برای مصاحبه با مریم حسینیان هزار کیلومتر را بی‌خواب رفتند و آمدند تا میلان حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشد. خسته نباشین دیوانه‌های دوست داشتنی.
.
#میلان
#مریم_حسینیان
.
@salman_nezafat_yazdi
@ali.bagheriyan1369
@kazem.kalantari7
@qasemfathi69
@majid.adibi.a.r.t
ممنون از خلبان سالوادور برای ثبت این عکس
@saeedkasraei347fly
Read more
‌‌ ‌ #به_سبک_ترمه ‌ عکس از @aye_book ‌ ‌ ‌ صدای دریا از دور می‌آید. هابیل و قابیل پایان سرنوشت ...
Media Removed
‌‌ ‌ #به_سبک_ترمه ‌ عکس از @aye_book ‌ ‌ ‌ صدای دریا از دور می‌آید. هابیل و قابیل پایان سرنوشت خود را در خلیج پر رمز و راز آغاز می‌کنند و دریاروندگان جزیره آبی‌تر، صید مروارید را از یاد می‌برند. آنچه می‌ماند، غروب خورشید بر فراز کپرهاست. ‌ از پنجره تنها بارش برف پیدا بود، برفی لجوج و بی موقع ... ‌‌

#به_سبک_ترمه

عکس از @aye_book

‌ ‌
صدای دریا از دور می‌آید. هابیل و قابیل پایان سرنوشت خود را در خلیج پر رمز و راز آغاز می‌کنند و دریاروندگان جزیره آبی‌تر، صید مروارید را از یاد می‌برند. آنچه می‌ماند، غروب خورشید بر فراز کپرهاست.

از پنجره تنها بارش برف پیدا بود، برفی لجوج و بی موقع که پیچ می خورد و بازی می کرد.کمی پایین تر از پنجره، کاووس باستانی روی تخت زانوهاش را بغل زده بود و جوری به بیرون خیره شده بود که به نظر می آمد دارند سرنوشتش را تعیین می کنند و چهره آرام وسفیدش به نجات موسایی قوت قلب می داد که دیگر احساس لرز نکند و با نگاه به پنجرهف هم برف را ببیند و هم کاووس را…

📕 #دریا_روندگان_جزیره_آبی_تر
📖 #عباس_معروفی


خرید آنلاین همه محصولات:
Termegraphic.ir

Read more
بهترين خاطره شما از عروسكتان و روزهاى خاله بازى را بنويسيد، داستان "مامان بازى"، "خاله بازى" و "دكتر ...
Media Removed
بهترين خاطره شما از عروسكتان و روزهاى خاله بازى را بنويسيد، داستان "مامان بازى"، "خاله بازى" و "دكتر بازى" هايمان، مثلِ عروسك هاىِ هميشه در خواب ابدى چند نسل، بدون لباس و برهنه در كنار سبدِ پلاستيكي آبي رنگِ اسباب بازى، قابلمه هاىِ بازي فلزي، ميوه هاي پلاستيكي، ملاقه و آبكش، گاز دو شعله و در نهايت ... بهترين خاطره شما از عروسكتان و روزهاى خاله بازى را بنويسيد، داستان "مامان بازى"، "خاله بازى" و "دكتر بازى" هايمان، مثلِ عروسك هاىِ هميشه در خواب ابدى چند نسل، بدون لباس و برهنه در كنار سبدِ پلاستيكي آبي رنگِ اسباب بازى، قابلمه هاىِ بازي فلزي، ميوه هاي پلاستيكي، ملاقه و آبكش، گاز دو شعله و در نهايت "انسان" كه شبيه عروسكى برهنه، تا ابدالآباد در ميان خاطرات بچگانه اش در سبد زندگى اسير خواهد ماند. روزهايي را به ياد مي آوريم كه با قابلمه ها، قاشق ها، گاز پيك نيك و ليوان هاي كوچك پلاستيكي بازي مي كرديم و جهان را روى يك قاليچه و در يك سبد كوچك جا مي داديم، به راحتي عاشق اولين دختر بچه همبازى مان مي شديم، همزمان پدر، مادر، عاشق، كودك و يار عروسك بوديم، روزهايي كه بازي ها و صورت ها همه شگون داشتند و بخت با ما يار بود. اسباب بازي ها، حياط ها، بالش ها، چادر مادر، كت و شلوار پدر و قالي هاي خانه، همه بخشي از جهان كوچكمان بودند. فرصت ها و زمان به زودي از دست رفت و به روزهايي رسيديم كه خاطره ها، سنگيني روحمان و نوستالژي هاي وجودمان، در هيچ قابلمه و ظرفي جا نمي گيرد و خبري از غذاهاي خوشمزه اي نيست كه در اين ظرف هاي كوچك پلاستيكي براي دخترك همبازي مان مي پختيم. خود را در گوشه اي از اين روياىِ پلاستيكي جا دهيد. يكباره وسط بازى و تجربه هولناك غريزه و جاذبه انسانى در كودكانه ترين شكلش بدون فهم ابعادش، و ما همين "بغل" پياده مى شويم، در همين حياط، روي همين قاليچه و فرش ها، كنار باغچه از دست رفته با بوى خاك و عطر خيس آب بازى، كنار شلنگ پلاستيكى سرخ و ترك خورده از آفتاب، كنار شير آب و پاشويه حوض، روى موزاييك هاى طرح دار و رنگ و رو رفته. و در نهايت ما كه هميشه پيش از ورود به جهان، دمپايى هاىِ پلاستيكى خنده دارمان را پشت سر جا گذاشتيم. هر انساني در نهايت با عروسك كودكي هايش محشور خواهد شد، سكانس آخر هميشه به "خانه عروسك ها" ختم مى شود. اينجا "كافه نوستال" است، صداىِ راستينِ خاطرات و يادگارهاىِ ملت ايران.
Read more
. . . فیلم کوتاه نان و کوچه را کامل در IGTV cinema r ببینید برای دسترسی اینستاگرام خود را به روز کنید معرفی ...
Media Removed
. . . فیلم کوتاه نان و کوچه را کامل در IGTV cinema r ببینید برای دسترسی اینستاگرام خود را به روز کنید معرفی فیلم کوتاه نان و کوچه سال ساخت 1349 کارگردان عباس کیارستمی نویسنده تقی کیارستمی فیلم‌برداری مهرداد فخیمی توزیع‌کننده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مدت زمان ۱۰ دقیقه داستان ... .
.
.
فیلم کوتاه نان و کوچه را کامل در IGTV cinema r ببینید برای دسترسی اینستاگرام خود را به روز کنید
معرفی فیلم کوتاه
نان و کوچه
سال ساخت 1349
کارگردان
عباس کیارستمی
نویسنده
تقی کیارستمی
فیلم‌برداری
مهرداد فخیمی
توزیع‌کننده
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
مدت زمان
۱۰ دقیقه
داستان فیلم
فیلم با آهنگی شاد شروع می‌شود و پسربچه‌ای را نشان می‌دهد که با نان سنگکی در زیر بغل در حال رفتن به خانه است؛ در حالی که شئ‌ای مانند توپ را شوت می‌کند. ناگهان در کوچه‌ای حضور یک سگ مانع از عبور او می‌شود. آهنگ قطع می‌شود و پسرک از ترس فرار می‌کند و کوچه را برمی‌گردد. پسرک که از سگ فاصله گرفته‌است، منتظر می‌ماند تا سگ کنار برود. در همین زمان جوانی سوار برالاغ و پس از آن یک دوچرخه‌سوار از آن‌جا به راحتی و به سرعت عبور می‌کنند و پسرک چون پیاده است نمی‌تواند همراه آنان از کوچه بگذرد. پسرک با این‌که از انتظار خسته شده است؛ ولی جرأت عبور از کوچه را ندارد و ...... کیارستمی تا زمان ساخت این فیلم نزدیک به ۱۵۰ فیلم کوتاه تبلیغاتی ساخته بود، کیارستمی برای یافتن پسرک فیلم و خانه مورد نظر و نیز کوچه پس‌کوچه‌های به هم پیوسته روزهای متوالی جستجو می‌کند تا سرانجام در حوالی امامزاده صالح در منطقه شمیران آن را می‌یابد.فیلم‌برداری صحنه مربوط به سگ (ورود پسر به خانه و سپس لم‌دادن سگ پشت در) ۴۰ روز به طول انجامید
روح استاد کیارستمی شاد و یادش گرامی
Read more
چهل روز عزاداري براي مادر بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ آن روز، چهار ساله گلستان عصمت ...
Media Removed
چهل روز عزاداري براي مادر بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ آن روز، چهار ساله گلستان عصمت و عفاف در كنار بستر مظلومه تاریخ (فاطمه زهرا) همراه اسماء بنت عمیس زانوى غم را بغل گرفته و خیره خیره بر چهره تكیده مادر نگاه مى كرد. مادر از او خواست كه نزدیك بستر آید. سپس به او دو امانت گرانبها سپرد و ... چهل روز عزاداري براي مادر
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
آن روز، چهار ساله گلستان عصمت و عفاف در كنار بستر مظلومه تاریخ (فاطمه زهرا) همراه اسماء بنت عمیس زانوى غم را بغل گرفته و خیره خیره بر چهره تكیده مادر نگاه مى كرد.
مادر از او خواست كه نزدیك بستر آید. سپس به او دو امانت گرانبها سپرد و فرمود: ((دخترم زینب ! دو بقچه اى كه به تو مى سپارم ، یكى از آنها متعلق به دختر ابوذر غفارى و دیگرى مال خودت مى باشد، كه در آن پیراهنى است كه مال حسین مى باشد. اما بدان هر گاه كه او، این پیراهن را از تو طلب نماید، وقت وصل و همراهى شما سر رسیده و حسین براى شهادت مهیا مى گردد.))
فاطمه (س ) رو به اسماء نمود و فرمود: ((من اندكى به خواب مى روم . لحظاتى بعد سراغم بیا و مرا صدا نما. اگر جواب تو را ندادم ، برو على و اولادم را مطلع كن كه زهرا از دنیا رخت بربسته است .))
سپس مشغول خواندن سوره یس گشت : ((یس ، و القرآن الحكیم ...)).
اسماء لحظاتى بعد زهرا (س ) را صدا مى زند، اما چیزى نمى شنود و در مى یابد كه دختر پیغمبر از دنیا چشم فرو بسته است .
زینب بعد از سكوت مادر با حالت صیحه و گریه خود را بر بدن مطهر او مى اندازد و صدا مى زند و مى گوید: ((مادر! سلام ما را به جدمان رسول خدا برسان . مادر! گویى ما امروز رسول خدا را از دست دادیم . مادر!...))
Read more
<span class="emoji emoji2049"></span>️با بچه های لجباز چه کنیم؟ <span class="emoji emoji1f538"></span>بچه ها از 3 سالگی نه گفتن را یاد می گیرند و #لجبازی ها شروع می شوند. این نوعی ...
Media Removed
️با بچه های لجباز چه کنیم؟ بچه ها از 3 سالگی نه گفتن را یاد می گیرند و #لجبازی ها شروع می شوند. این نوعی اعلام استقلال است. این خیلی مهم است که بچه ها نه گفتن را یاد داشته باشند پس مهم است که با لجبازی ها چطور مقابله کنیم.با كمي خلاقيت و ابتكار مي توانید بدون نگراني و عصبانيت راه حل هاي خوبی پیدا کنید. ... ⁉️با بچه های لجباز چه کنیم؟ 🔸بچه ها از 3 سالگی نه گفتن را یاد می گیرند و #لجبازی ها شروع می شوند. این نوعی اعلام استقلال است.
این خیلی مهم است که بچه ها نه گفتن را یاد داشته باشند پس مهم است که با لجبازی ها چطور مقابله کنیم.با كمي خلاقيت و ابتكار مي توانید بدون نگراني و عصبانيت راه حل هاي خوبی پیدا کنید.

1⃣ او را بخندانيم!
وقتي كه آنها مي خندند، هم فکرشان مشغول است هم دفاعشان می شکند.

2⃣خاطرات دوران كودكي خود را تعريف كنيم!
بهترين روش براي سر گرم كردن فرزندمان در مواقع ضروري #داستان گفتن است. حتي اگر داستان ساختگي باشد

3⃣آهنگين صحبت كنيم!
مي توانيم زمان #آواز_خواندن، يك يا دو كلمه را اشتباه تلفظ كنيم.با اين كار حواس فرزندمان به اشتباه ما بيشتر از کارهایی مثل لباس پوشیدن یا مسواك زدن جلب مي شود.

4⃣تغيير صدا بدهيم!
با تغيير دادن صدايمان براي كودكان داستان هاي جالب تعريف كنيم مانند صحبت كردن پيرزن بي دندان، صحبت كردن با لهجه هاي مختلف، حرف زدن بچه گانه و يا هر #تقليد_صدايي كه مي توانيم انجام دهيم.

5⃣به او رازي را بگوييم!
"من مي خواهم يك #راز خيلي مهم را به تو بگويم. مي خواهي آن را بشنوي؟" وقتي كه او با سر بله گفت او را بغل كنيم و چيزهاي جالب و شيرين را در گوشش بگوييم؛بعد می توانیم او را همراه کنیم.

6⃣روي نكات مثبت تاكيد بيشتري كنيم
آيا فرزندمان از دست شستن قبل از شام يا شامپو زدن متنفر است؟ تعريف و تمجيد كردن از يك مدل قديمي ترفند خوبي است بگوييم هر وقت كه سرت رابا شامپو مي شويي، موهايت بسيار براق و زيبا به نظر مي رسند، هم چنين بوي خوبي مي دهد.
Read more
چگونه از کوکان خود در برابر آزار جنسی محافظت کنیم ؟ 1_ بهترین سن شروع آموزش به کودکان وقتی است که بچه ...
Media Removed
چگونه از کوکان خود در برابر آزار جنسی محافظت کنیم ؟ 1_ بهترین سن شروع آموزش به کودکان وقتی است که بچه ها را از پوشک میگیرید. هرگز جلوی جمع شلوارشان را پایین نکشید. بهشان یاد دهید که زیر پوشک حریم خصوصی بچه هاست. هرگز بچه ها را مجبور نکنید کسی را ببوسند. "مادر برو یه بوس به عمو بده" یا "برو بغل ... چگونه از کوکان خود در برابر آزار جنسی محافظت کنیم ؟

1_ بهترین سن شروع آموزش به کودکان وقتی است که بچه ها را از پوشک میگیرید.
هرگز جلوی جمع شلوارشان را پایین نکشید.
بهشان یاد دهید که زیر پوشک حریم خصوصی بچه هاست.
هرگز بچه ها را مجبور نکنید کسی را ببوسند.
"مادر برو یه بوس به عمو بده"
یا
"برو بغل دایی جان"
و حرفهایی از این دست.

2_ بگذارید یاد بگیرند که برای بوسیدن و در آغوش کشیده شدن اجازه بچه ها شرط است.

3_ هرگز بچه ها را در سن پایین با هیچ مردی حتی محارم تنها نگذارید.
بیشتر تجاوزها از طرف داییها و عمو ها بوده و مسلما به عقل هیچ پدر و مادری هم نرسیده که ممکن است خطر در کمین بچه باشد.
فکر نکنید پسربچه ها در خطر نیستند اتفاقا آمار تجاوز و آزار جنسی پسربچه ها رو به افزایش است.

4_ مهارت "نه" گفتن را به بچه ها بیاموزید.- 5_ سعی کنید راننده سرویس بچه ها مرد نباشد. مخصوصا مراقب آخرین نفری که با راننده تنهاست باشید.

6_ هرگز وقتی بیرون از منزل هستید سفارش چیزی را ندهید که بچه ها مجبور شوند تحویل بگیرند.

7_ اسم اعضای تناسلی را به بچه ها درست آموزش دهید.
استفاده از اسامی متفرقه را کنار بگذارید. به بچه ها یاد دهید صحبت در این موارد خارج ار عرف است و هرکسی خواست در این موارد با ایشان صحبت کند سریع شما را درجریان بگذارند.
بگویید این حرف ها فقط در چارچوب خانه مطرح می شوند.

8_ بیشتر متجاوزین بچه ها را می ترسانند.

به بچه ها بگویید هر کاری که کرده باشند دوستشان دارید
هرگز حتی برای تنبیه های معمولی هم این جمله رو به کار نبرید" این کارو کردی دیگه دوست ندارم".
بچه ها باید بدانند تحت هر شرایطی خانواده پذیرای ایشان است.

9_ اگر پرستار کودک دارید غیر مستقیم به او بفهمانید که خانه توسط دوربین کنترل می شود.

10_ هرگز در سنین ۲ تا ۵ سال شوخی جنسی با همسرتان نکنید به این امید که بچه ها نمی فهمند.

به بچه ها در مورد مسایل جنسی دروغ نگویید.
اگر در مورد نحوه باردار شدن سوال کردند بهتر است با جفتگیری حیوانات شروع کنید.

11_ حریم خصوصی را به بچه ها آموزش دهید.
مثلا از بچه ها اجازه بگیرید و بعد ببوسیدشان یا قلقلکشان دهید.
بگذارید گاهی نه بگویند.

12_ فضایی فراهم کنید که حرف هایشان را برای شما بگویند.

#روانشناسی #کودک #آزار_جنسی #آزار_جنسی_کودکان #آگاهی #والدین_بخوانند #آموزش
Read more
صبح حیاط خانه در بزرگی نداشت، ماشینی در کار نبود که داخل بیاید. در کوچک خانه ولی همیشه باز بود و با پرده‌ای ...
Media Removed
صبح حیاط خانه در بزرگی نداشت، ماشینی در کار نبود که داخل بیاید. در کوچک خانه ولی همیشه باز بود و با پرده‌ای که به چادر نماز می‌ماند حجاب گرفته بود، درست مثل تمام خانه‌های روستایی قدیمی که یادتان-مان هست! بعد از راهرویی که "در" کوچکی سمت چپ داشت و خانه دو برادر را به هم اتصال می‌داد حیاط که نه، بهشت ... صبح
حیاط خانه در بزرگی نداشت، ماشینی در کار نبود که داخل بیاید. در کوچک خانه ولی همیشه باز بود و با پرده‌ای که به چادر نماز می‌ماند حجاب گرفته بود، درست مثل تمام خانه‌های روستایی قدیمی که یادتان-مان هست!

بعد از راهرویی که "در" کوچکی سمت چپ داشت و خانه دو برادر را به هم اتصال می‌داد حیاط که نه، بهشت کوچک "دایی‌آقارضا" خود را روی دست راست‌ات پهن می‌کرد! دایی پدرم را می‌گویم.

توی حیاط موزاییک شده هیچ چیزی اضافه نبود، خانه دوتا یال داشت که روبروی هم بودند، یکی از کنار ورودی و یکی روبرو.

اتاق‌های روبرو را هیچ وقت نرفتیم، اما اتاق‌های کنار ورودی بوی دود می‌داد، از آن بوهایی که توی خانه‌های روستایی دلت را حال می‌آورند! وسط حیاط هم باغچه‌ای بود با گردوهای تنومند و پیر!

ظهر
می‌نشستیم پای سفره‌های توی ایوان و زندایی ترمه می‌انداخت از این سر تا آن سر، بیست-سی نفری دور نقش و نگار سفره می‌نشستند و تازه نوبت نقش زدن رنگ به رنگ زندایی شروع می‌شد. بچه بودیم و نمی‌فهمیدیم نان خوردن سر سفره کشاورزها چرا طعم دیگری دارد.

بالای سرمان هم همیشه عکس پسردایی بود، شهید خانواده که دایی و زندایی را از همان کودکی عزیزتر می‌کرد.

غروب
دایی روی زمین نشسته بود و برای اینکه به ما نشان بدهد حالش بهتر شده به کمک زندایی ایستاد و واکر را سفت چسبید و یک قدم برداشت، قدم دومی را رها کرد و توی بغل پدر افتاد!

مادر گریه می‌کرد. خانه دیگر بوی دود نمی‌داد، بوی "نا" بود.

اتاق‌های روبرویی انگار خالی بودند و نور به سختی از توی شیشه‌های مشجر تو می‌زد! زندایی به چای مهمان‌مان کرد و مثل همیشه بیست جفت گردو به مادرم داد، سهم‌مان بود. خانه سکنه نداشت، مهمان که سهل است.

شب
اس‌ام‌اس می‌گفت زندایی، همین دیشب، چند سال بعد از دایی‌آقارضا مثل یخی که توی تابستان آفتاب خورده باشد آب شد و رفت. نه دردی داشت و نه همدردی! آنقدر سریع رفت که به تشییع قطره‌های آخرش هم نرسیدیم! آب شد و به خاک رسید.

حالا دیگر خانه قدیمی گارماسه هیچ سکنه‌ای ندارد! مثل خانه پدربزرگ! شاید بعدها مجبور باشیم برای یادآوری خاطرات گذشته به صاحبخانه‌ای رو بزنیم که چهره‌اش آشنا نیست!

پی نوشت یک
برای شادی روح زندایی پدرم صلوات و فاتحه بخوانید

پی نوشت دو
مادرهای شهدا مثل هم هستند، فقط اسم‌هاشان فرق می‌کند

#مادرشهید #زندایی_پدر #خانه_قدیمی #اصفهان #گارماسه #ومن_الله_التوفیق
Read more
پرواز به سوی پدر وقتی به دستور یزید، سر پدر را برای رقیه علیهاالسلام آوردند، رقیه سر را در بغل گرفت ...
Media Removed
پرواز به سوی پدر وقتی به دستور یزید، سر پدر را برای رقیه علیهاالسلام آوردند، رقیه سر را در بغل گرفت و عقده های دل را باز کرد و هر چه می خواست با سر بابا گفت. آن شب رقیه علیهاالسلام ، گم شده خود را یافته بود، اما بی نوازش و آغوش گرم. پس لب هایش را بر لب های بابا گذاشت و آن قدر گریست تا جان به جان آفرین تسلیم کرد. ... پرواز به سوی پدر
وقتی به دستور یزید، سر پدر را برای رقیه علیهاالسلام آوردند، رقیه سر را در بغل گرفت و عقده های دل را باز کرد و هر چه می خواست با سر بابا گفت. آن شب رقیه علیهاالسلام ، گم شده خود را یافته بود، اما بی نوازش و آغوش گرم. پس لب هایش را بر لب های بابا گذاشت و آن قدر گریست تا جان به جان آفرین تسلیم کرد. پشت خمیده زینب علیهاالسلام شکست، رو به سر برادر فرمود: آغوش بگشا که امانتت را باز گرداندم. دیگر کسی ناله های شبانه رقیه علیهاالسلام را در فراق پدر نشنید.***** راز دل با پدر
هنگامی که در خرابه شام، سر پدر را نزد رقیه علیهاالسلام آوردند، آن دختر کوچک بسیار گریست و سخنانی بر زبان آورد که شیون اهل بیت علیه السلام را بلند کرد و آتش بر دل زینب علیهاالسلام نشاند:

پدر جان! کدام سنگ دلی سرت را برید و محاسن تو را به خون پاکت خضاب کرد؟

پدر جان! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پس از مادر از غم فراق او به دامان تو پناه می آوردم و محبت او را در چشم های تو سراغ می گرفتم، اکنون پس از تو به دامان که پناه برم؟

پدر جان! پس از تو چه کسی نگهبان دختر کوچکت خواهد بود، تا این نهال نو پا به بار بنشیند؟

پدر جان! پس از تو چه کسی غم خوار چشم های گریان من خواهد بود؟

پدر جان! در کربلا، مرا تازیانه زدند، خیمه ها را سوزاندند، طناب بر گردن ما انداختند و بر شتر بی حجاز سوار کردند و ما را اسیران از کوفه به شام آوردند.*** شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها تسلیت باد
Read more
 #bighanoon #farivarkharabati شب قبل از بازی ایران و پرتغال تعدادی از هموطنان غیور و دلاورمان با ...
Media Removed
#bighanoon #farivarkharabati شب قبل از بازی ایران و پرتغال تعدادی از هموطنان غیور و دلاورمان با حضور به موقع در هتل محل اقامت پرتغال جلوی تمام دسیسه‌هایی که قرار بود آن‌ها برای ما بچینند را گرفتند. این عزیزان که هرکدام‌شان کتاب بیشعوری ناطق هستند با حضور در مقابل این هتل و خواندن شعار «دم دروازه ... #bighanoon #farivarkharabati
شب قبل از بازی ایران و پرتغال تعدادی از هموطنان غیور و دلاورمان با حضور به موقع در هتل محل اقامت پرتغال جلوی تمام دسیسه‌هایی که قرار بود آن‌ها برای ما بچینند را گرفتند. این عزیزان که هرکدام‌شان کتاب بیشعوری ناطق هستند با حضور در مقابل این هتل و خواندن شعار «دم دروازه میدن عدس پلو، رونالدو تیمتو بردار و برو!» کاری کردند که رونالدو که قول داده تا روزی که در جام هستند ریش خود را نزند، تمام ریش‌هایش ریخت. این عزیزان البته پیش از این هم دسته گل‌های خوشگلی در روسیه آتش زده‌اند که در جریان آن‌ها قرار دارید، فقط امیدوارم طوری در روسیه نباشند که در جام‌جهانی بعدی با برخي بحران‌هاي خانوادگي روبه‌رو باشيم، بگذریم... اما برای به هم ریختن پرتغالی‌ها نیاز به این همه جار و جنجال نبود، کافیست فیلم جیغ کشیدن‌های مستر تیستر را به آن‌ها نشان می‌دادیم، مستر تیستر انقدر جیغ کشیده بود که بنفش شده بود و بهتر است از این به بعد او را آقای بنفش صدا بزنیم؛ فیلم را که ببینند آن وقت خودشان دل‌شان نمی‌آید به ما گل بزنند، یا رضا پرستش را به هتل تیم ملی پرتغال بفرستیم تا پادر میانی ما را پیش رونالدو بکند و بگوید: «عشقم چطوره؟! ببین من توی این جام گل نزدم، بیا توام گل نزن!» آن‌وقت رونالدو می‌فهمد که این مسی واقعی نیست، به پلیس زنگ می‌زند، رضا پرستش را هم بازداشت می‌کنند. اما هر وقت در کشور ما یکی از سر فصل‌های کتاب بیشعوری رخ می‌دهد، پاسخ ما این است: «همه ایرانیا این‌طوری نیستن!» مثلا وانت هندوانه چپ می‌کند، یک عده از هموطنان برای کمک به کسی که بارش چپ شده، بار او را زیر بغل می‌زنند و داخل ماشین‌های خودشان می‌برند، فیلم را در فضای مجازی می‌بینیم و یک عده می‌گویند: «اینجور آدما خیلی کم هستن، تعدادشون به انگشت سه تا دستم نمیرسه!» یا مثلا پس بازی ایران و اسپانیا به صفحه شکیرا برویم و فحاشی کنیم، باز یک نفر می‌گوید: «مگه چند نفرن؟! اینا همونایی هستن که میرن جلوی هتل پرتغال و نیناش ناش میکنن، همونایی هستن که با موتور میرن توی پیاده رو، همونایی هستن که زیر درخت آتیش روشن میکنن، همونایی هستن که 100 تومن میدن معاینه فنی میخرن، که سر جمع هزار نفرم نمیشن!» همین را می‌گویند و اگر پشت فرمان باشند، با سرعت 80کیلومتر وارد ورود ممنوع می‌شوند.
Read more
. با اینکه مامان و بابا خیلی به تربیت ما اهمیت می‌دادند ولی کارهای برادرم همیشه و همه جا باعث آبروریزی ...
Media Removed
. با اینکه مامان و بابا خیلی به تربیت ما اهمیت می‌دادند ولی کارهای برادرم همیشه و همه جا باعث آبروریزی بود. با خستگی تمام چمدان‌هایمان را تحویل گرفته بودیم و داشتیم از پله برقی‌های سالن فرودگاه می‌آمدیم پایین که داداش کوچیکه بازی‌اش گرفت. با سرعت شروع کرد به پایین دویدن و دوباره بالا آمدن از پله‌های ... .
با اینکه مامان و بابا خیلی به تربیت ما اهمیت می‌دادند ولی کارهای برادرم همیشه و همه جا باعث آبروریزی بود. با خستگی تمام چمدان‌هایمان را تحویل گرفته بودیم و داشتیم از پله برقی‌های سالن فرودگاه می‌آمدیم پایین که داداش کوچیکه بازی‌اش گرفت. با سرعت شروع کرد به پایین دویدن و دوباره بالا آمدن از پله‌های روبه‌رو. مامان دستپاچه شد و سعی کرد از لابه‌لای جمعیت رد شود بلکه بتواند دانیال را متوقف کند. اما طفلکی نه اینکه چاق باشد هاا!! ولی حجم و ابعادش جوری بود که بالا تنه‌اش رد شد و پایین تنه‌اش همان جا کنار من و بابایی ماند که البته بعد از چند ثانیه با دو تا تکان آن را هم رد کرد و با سرعت به جلو رفت. توی دلم داشتم به دانیال فحش می‌دادم و با چشم مسیر حرکت مامان را دنبال می‌کردم. ناگهان متوجه آقای بسیار قوی‌هیکلی شدم که درست پشت به پشت مامان مشغول راه رفتن است. هر چه مامان سرعتش را بیشتر می‌کرد آقای هیکلی خطرناک هم تندتر راه می‌رفت. بابا خیلی حواسش نبود و داشت طبق دستورات شوهرخواهر آقای خسروی با موبایلش مسیر فرودگاه تا نزدیک‌ترین هتل را چک می‌کرد. سعی کردم مامان را در تیررس نگاهم نگه دارم. لعنتی این وسط اثری از دانیال هم نبود. به سرعتم اضافه کردم و تقریبا به فاصله سه چهارمتری مامان و مرد خطرناک رسیدم. اوضاع از آنچه فکرش را می‌کردم خیلی خطرناک‌تر بود. آقای مذکور علاوه بر اینکه به حالت خم شده و نزدیک به مامان راه می‌رفت حالا چیزهایی هم با صدای بلند می‌گفت. فکر کنم خود مامان هم متوجه خطری که تهدیدش می‌کرد شده بود. ولی از شدت استرس بدون اینکه به اخطارها توجه کند با سرعت داشت به مسیرش ادامه می‌داد. مرد خشمگین حالا دیگر به مامان چسبیده بود و با فریادهای بلند به او می‌گفت: نمی‌دونم چی چی*!! نمی‌دونم چی چی*!! استاپ! استاپ!
.
دست بابا را کشیدم و گفتم: بابایی! مامان در خطره! باید نجاتش بدیم. اون آقاهه مماس با مامان داره بهش فحش میده.
.
بابا سرش را از توی موبایل در آورد و با بی‌حوصلگی و حالت گیج و منگی دنبال مامان گشت. اما با دیدن صحنه پیش رو یکهو رگ غیرتش از جا در رفت و با حالت باورنکردنی عربده‌کشان خودش را به آقای هیکلی رساند و از بغل خودش را روی طرف انداخت و گفت: هوی عمو؟ شی ایز مای ناموس! و بدون معطلی یک مشت محکم حواله چانه مرد کرد. البته هنوز مشت روی لپ طرف منعقد نشده ضربت مشابهی هم زیر چشم بابا فرود آمد. وسط این ماجراها نمی‌دانم دانیال یهو از کجا پیدایش شد و چون اوضاع را هیجان‌انگیز دید از فاصله معینی ایستاد، دست‌هایش را مدل موتور گازی کرد
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
چکش کراس فیت یا Crossfit Sledge Hammer از تجهیزات نوین ورزشی است که برای انجام تمرین های متنوع طراحی ...
Media Removed
چکش کراس فیت یا Crossfit Sledge Hammer از تجهیزات نوین ورزشی است که برای انجام تمرین های متنوع طراحی و تولید شده است. از تمرین های اصلی با چکش کراس فیت می توان ضربه به لاستیک را نام برد به طوری که یک حلقه لاستیک نسبتا سایز بزرگ را بصورت افقی روی زمین قرار داده و با ضربه های متعدد نیروی زیادی از عضلات کمر ... چکش کراس فیت یا Crossfit Sledge Hammer از تجهیزات نوین ورزشی است که برای انجام تمرین های متنوع طراحی و تولید شده است. از تمرین های اصلی با چکش کراس فیت می توان ضربه به لاستیک را نام برد به طوری که یک حلقه لاستیک نسبتا سایز بزرگ را بصورت افقی روی زمین قرار داده و با ضربه های متعدد نیروی زیادی از عضلات کمر به عضلات زیر بغل سپس به سرشانه ها و نهایتا از طریق عضلات بازو و ساعد منتقل می شود. چه کسی می توانست باور کند که تمرینات با چکش یکی از بهترین راه ها برای افزایش قدرت و عملکرد ورزشکاران باشد؟
مقدمه ای بر تمرینات با چکش

هنگامی که شما به روش های آموزشی قدیمی مدرسه فکر می کنید، چکش یکی از اولین چیزهایی است که احتمالا به ذهن می آید که در راستای ساخت و توسعه نیرو و قدرت انفجاری با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. البته که اولین دریافت کننده نیروی مخرب چکشی که نوسان می دهید، تایر بزرگ تراکتور است.

چکش ها در وزن های مختلف از 4 پوند و بزرگتر در دسترس هستند. با وجود تمام مزیت هایی که تمرینات با چکش دارد شما تنها چکش را نوسان می دهید و پایین می آورید. تمرین با چکش قدرت خام ذاتی ورزشکار را خارج کرده و یک احساسی مانند سوپر قهرمان به او می دهد. نمی توانید این احساس را از هرگونه تجهیزات دیگر دریافت کنید.
مزایای تمرین با چکش کراس فیت

برای ورزشکاران رزمی و دیگر ورزشکاران تمرینات با چکش ابزار بسیار خوبی در هر زمان است چه جزء برنامه های تمرینی باشد و چه به عنوان ابزار اولیه برای افزایش و بهبود قدرت استفاده شود. همراه با توسعۀ توانایی و قدرت می توانید به دنبال افزایش ثبات مچ دست و همچنین قدرت ساعد و گریپ خود باشید. قدرت گریپ هم برای ورزشکاران ضربه زننده و کشتی گیران و حتی دیگر گروه های ورزشی دیگر نیز مهم است. چکش یکی از مهمترین ابزارهایی است که می توانید با آن تمرین کنید و قدرت، استقامت، انعطاف پذیری و قدرت انفجاری خود را افزایش دهید. هنگامیکه از چکش برای تمرینات قدرتی استفاده می کنید سبب می شود تا از دامنه کامل حرکات، حرکات با استفاده از چندین مفصل، و تمرکز بر شتاب، چابکی، هماهنگی، سرعت و ثبات ذهنی استفاده کنید.
ادامه مقاله را در سایت مطالعه کنید.( لینک در بیو)
#ورزش #ورزشی #لاغری #رژیم #فوتبال #والیبال #بسکتبال #بدنسازی #فیتنس #آدیداس #نایک #لینینگ #ریبوک #رزمی #پرسپولیس #استقلال #نمایندگی #محصولات_ورزشی #خبر_ورزشی #مسابقه #ایروبیک #trx #پایه #نیشن #ایمپکتر #nation #fitness #bumper #plate #rack
Read more
. پيش بيني پنج نفر برتر مستر المپياي امسال؛ اين اولين بار هست كه در موضوع مسابقات بدنسازي در پيج شخصيم ...
Media Removed
. پيش بيني پنج نفر برتر مستر المپياي امسال؛ اين اولين بار هست كه در موضوع مسابقات بدنسازي در پيج شخصيم قصد دارم تحيلي از مسابقات امسال را در رشته ي نوپا و به شدت پرطرفدار فيزيك كلاسيك كه دوباره جان تازه اي به رقابتهاي بدنسازي داده انجام بدم. نفر اول:برونو بدنساز سابق رشته (٢١٢پوندي) كه سال گذشته ... .
پيش بيني پنج نفر برتر مستر المپياي امسال؛
اين اولين بار هست كه در موضوع مسابقات بدنسازي در پيج شخصيم قصد دارم تحيلي از مسابقات امسال را در رشته ي نوپا و به شدت پرطرفدار فيزيك كلاسيك كه دوباره جان تازه اي به رقابتهاي بدنسازي داده انجام بدم.
نفر اول:برونو بدنساز سابق رشته (٢١٢پوندي) كه سال گذشته عنوان اول را كسب كرد احتمال خيلي زياد امسال نيز اين عنوان را تصاحب خواهد كرد.ژنتيك بينظير،عمق كاتهاي عضلاني زياد،جزييات زياد در عضلات چهار سر و پشت و پشت پا و تسلط زياد روي فيگورها واقعاً رقابت را براي هر بدنسازي با او بسيار سخت مي كند.
نفر دوم:سال گذشته آرش رهبر به جايگاه چهارم دست پيدا كرد اما از نظر من مسبت به سال گذشته(٢٠١٦) پيشرفت بسيار خوبي داشت و همچنان اين روند رو به جلو در آرنولد كلاسيك مشهود بود.آرش نماد يك بدنساز كامل كلاسيكي است،تمام زيباييها و فاكتورهاي قابل انتظار را به خوبي نمايش مي دهد،سايز خوب،قد بلند،كات مناسب،عضلات كامل و بالانس و از همه مهمتر روي استيج نماي كلي بسيار چشمگير و گيرايي را القا مي كند كه اگر همين روند رشد را ادامه دهد امسال او را در جايگاه دوم دور از انتظار نيست ببينيم.
نفر سوم:كريس بامستد از آن دسته بدنهاييست كه عضلاتش به صورت جداگانه چشمگير و زيبا نيستند اما پكيج كلي خوب و قلدري را روي استيج مي آورد.عضلات زير بغل در فيگور جفت بازو،ايكس كامل با وكيوم شكم و چهره ي خوبش امتياز كامل را از داوران مي گيرد اما در نماي كلي عضلات پشت به خوبي آرش و برونو نيست.
نفر چهارم:رگان گريمس كه به تازگي مجوز ورود به مستر المپيا را كسب كرده بدنسازي است كه در رشته بادي بيليدنگ فعاليت داشت و مانند خيلي از آنها به رشته فيزيك كلاسيك رو آورده و در مستر المپياي امسال معياري براي سنجش بدنسازاني است كه در بادي بيليدنگ فعاليت مي كردند.عضلات گرد و حجيم با جزييات زياد در قسمت پا و پشت پا و بالانس خوب و همچنين كمر باريك رگان نقاط قوت اوست كه اگر بتواند كات بهتري روي استيج بياورد رقابت فوق العاده جذابي را خواهيم ديد.تنها نكته اي كه در مورد رگان مشخص نيست نظر داوران نسبت به اين تيپ بدنهاست چون با بدنهاي كلاسيك و عضلات كشيده بدنهاي كلاسيكي تا حدي تفاوت دارد.
نفر پنجم:روف ديسل فيگوريست ماهري است و بدن بسيار چشم نوازش باعث مي شود شانس زيادي براي او قايل باشيم.اگر عضلات بالاتنه ي خود را به اندازه ي پاها توسعه دهد بدني بسيار نزديك به برونو از او خواهيم ديد.
__
خُب بچه ها با اين پيش بيني من موافقيد؟؟
نظر شما چيه؟
Read more
 #مقداداسلامی #آوید #فراموشی (no tashih) سر ریز می شوم هردم هم از شور ، ‌هم‌از شعور لبریز باشی اگر ...
Media Removed
#مقداداسلامی #آوید #فراموشی (no tashih) سر ریز می شوم هردم هم از شور ، ‌هم‌از شعور لبریز باشی اگر تو‌ همچنان چه از شعور و چه از شور. کممان است دنیا نه ؟ تنگمان است اینجا نه ؟با این حال ؟ اما جز به این حال، اگر ما باشیم اگر ... باشی تو!! تکلیف را من، خوب میدانم، برمن تا که من ، پیش من، دست کم، ... #مقداداسلامی #آوید #فراموشی (no tashih)
سر ریز می شوم
هردم
هم از شور ، ‌هم‌از شعور
لبریز باشی
اگر تو‌
همچنان
چه از شعور و چه از شور.
کممان است دنیا نه ؟
تنگمان است اینجا نه ؟با این حال ؟
اما
جز به این حال، اگر ما باشیم اگر ...
باشی تو!!
تکلیف را من، خوب میدانم، برمن
تا که من ،
پیش من، دست کم، نخورد سر این سر ،
بر زیر ،
بر آن ته .دونِ دون
این مشق را ای یار من ، تو ، ای تو ،
میگذاری روی دامانم .
مشق نا شوقی که می راند مرا ،
اِی کمکی، از رنج آن داغِ بزرگ .داغ ته .آخر
ای تو !
کَمَکی کم،
قطره ای،یا حتی
ذره ای، اصلا ،
نازنین ام ،
مانده باشی تا شوی لبریز .
منِ ناچار، می شوم ان یکه تاز دایما از خود گریز ...
بی قرار و
باقرار،
درجا؟
دوان،
صابر ‌اما
کم جان.
نه به هیئت عروسک آن من ، بغل این، بغل آن.
ناز و آنهم در کنار ، نزدیک که من آن مترسک ی خواهم بود ،رو شده دستش به زاغ، بی ترس بر شانه ی آن لم داده و می کند داد را با قار .
ول در باد، شل با اب، شل و ول، لرزان ،
این سر چوب سر خرمن ،
با لباسی نو ،نه ، ژنده .
نه کنارت تازه.
نزدیک ، نه. آن دورها ، دورِ دور
شور او ،کو ؟ هست اما، ساکن
پس شعورش؟
پس شعورم !
پس شعورم؟؟؟!!! و شعوری،
که دگر ، سایه ندارد کامل
نه به سر، نه بر بدن، نه به جان و نه به دل.
بار این مشقِ شب من
بر زمین است اکنون آماده و حاضر
مشقِ فارغ شده از این حمل نا حاصل
مشق مادر شده ی من
زایمانش نه که ساده،کمکی کم درد تر
بی ریزش خون ، ساکت
نام این نوپا "فراموشی " است ای تو !
فراموش کردن آن توی نا لبریز،
توی ناهمدل . .. Avid
Read more
@adina.laser.center @adina.laser.center کلینیک لیزر موهای زائد آدینا با قیمت های استثنائی تلفن هماهنگی: 26355393_ 26355397 در صورت عدم جوابدهی در جلسه اول پول خود را به طور کامل دریافت نمائید لیزر موهای زائد با دستگاه سوپرانو پلاتینیوم آیس 2018 آمریکا برای اولین بار در جهان , سه طول ... @adina.laser.center @adina.laser.center
کلینیک لیزر موهای زائد آدینا با قیمت های استثنائی
تلفن هماهنگی: 26355393_ 26355397
در صورت عدم جوابدهی در جلسه اول پول خود را به طور کامل دریافت نمائید
لیزر موهای زائد با دستگاه سوپرانو پلاتینیوم آیس 2018 آمریکا
برای اولین بار در جهان , سه طول موج الکس, ان دی یگ و دایود بصورت همزمان باهم
تنها کافیست هزینه یک دستگاه را پرداخت نمائید
دارای سیستم خنک کننده بسیار قوی و بدون نیاز به بی حسی
مناسب برای انواع پوست حتی پوست های تیره و موهای کرکی
10 شات لیزر در هر ثانیه
مشاوره حضوری رایگان هر روز از ساعت 12 الی 14
مشاوره رایگان تلفنی هر روز از ساعت 10 الی 16
تست شات رایگان هر روز بدون وقت قبلی
پک های بسیار کاربردی با قیمت های استثنائی (قیمت ها به تومان)
پشت لب 20000
چانه 20000
خط ریش 35000
دور سینه, خط سینه 25000
زیر بغل دو طرف 50000
فول بادی (واقعی) 790000
@adina.laser.center
@adina.laser.center
@adina.laser.center
Read more
@adina.laser.center @adina.laser.center کلینیک لیزر موهای زائد آدینا با قیمت های استثنائی تلفن هماهنگی: 26355393_ 26355397 در صورت عدم جوابدهی در جلسه اول پول خود را به طور کامل دریافت نمائید لیزر موهای زائد با دستگاه سوپرانو پلاتینیوم آیس 2018 آمریکا برای اولین بار در جهان , سه طول ... @adina.laser.center @adina.laser.center
کلینیک لیزر موهای زائد آدینا با قیمت های استثنائی
تلفن هماهنگی: 26355393_ 26355397
در صورت عدم جوابدهی در جلسه اول پول خود را به طور کامل دریافت نمائید
لیزر موهای زائد با دستگاه سوپرانو پلاتینیوم آیس 2018 آمریکا
برای اولین بار در جهان , سه طول موج الکس, ان دی یگ و دایود بصورت همزمان باهم
تنها کافیست هزینه یک دستگاه را پرداخت نمائید
دارای سیستم خنک کننده بسیار قوی و بدون نیاز به بی حسی
مناسب برای انواع پوست حتی پوست های تیره و موهای کرکی
10 شات لیزر در هر ثانیه
مشاوره حضوری رایگان هر روز از ساعت 12 الی 14
مشاوره رایگان تلفنی هر روز از ساعت 10 الی 16
تست شات رایگان هر روز بدون وقت قبلی
پک های بسیار کاربردی با قیمت های استثنائی (قیمت ها به تومان)
پشت لب 20000
چانه 20000
خط ریش 35000
دور سینه, خط سینه 25000
زیر بغل دو طرف 50000
فول بادی (واقعی) 790000
@adina.laser.center
@adina.laser.center
@adina.laser.center
Read more
#دنا_تو_دیگه_چرا ___________؟ ️ اشتباه از کی بود؟؟ یک روز تلویزیون بخشی از پیشرفت های شگرف چین در سی چهل سال اخیر را نشان میداد؛ دود از مغزم بلند شد. یادم آمد روزهایی را که سجاده زیر بغل به نماز جمعه میرفتیم تا از خدا بخواهیم که کافران را نابود، کشورمان را آباد، زندگیمان را پربرکت، تنمان را سالم، ... #دنا_تو_دیگه_چرا
___________؟ ♨️ اشتباه از کی بود؟؟ یک روز تلویزیون بخشی از پیشرفت های شگرف چین در سی چهل سال اخیر را نشان میداد؛ دود از مغزم بلند شد. یادم آمد روزهایی را که سجاده زیر بغل به نماز جمعه میرفتیم تا از خدا بخواهیم که کافران را نابود، کشورمان را آباد، زندگیمان را پربرکت، تنمان را سالم، دلمان را شاد و عمرمان را دراز گرداند؛ اما نمیدانم چه شد که سر از اینجا در آوردیم.
آیا خدا اشتباه کردو همه چیزهایی را که همه ما ملت ایران در مدت نزدیک به 40 سال با اشک و آه و توسل به مقام کبریایی خودش، عزت و آبروی 14 معصوم ,علی اصغر خردسال و... و با گرو گذاشتن خون شهدا، امام شهدا، ناله و ضجه مادران، پدران و همسر شهدا، اشک یتیمان شهدا، حرمت میلیونها جلسه قرائت قرآن، مفاتیح‌الجنان، جلسات دعای ندبه، کمیل و غیره ما از خدا میخواستیم،
همه را به چینی های کمونیست خدانشناس داده و در عوض همه ی درد و رنج روحی و جسمی، فقر، خرابی مملکت، بیکاری و فحشا، خرابی اعصاب و روان، خزانه خالی، خیل عظیم معتادین، ده ها میلیون پرونده قضایی، تهمت، افترا،دروغ، دزدی ها و اختلاس های میلیاردی، چپاول بیت المال توسط کسانی که خود را مرد خدا میخوانند،کسب برترین مقامها در منفی ترین موضوعات وپایین ترین مقام ها در موضوعات مثبت، خشکسالی های ممتد و #سانچی #سقوط_هواپیما #زلزله_کرمانشاه و غیره
همه را یکجا به ما داده.
اشکال کار کجا بود؟!
یادم میآید در خیابان منتهی به نماز جمعه، چادر و روسری و جانماز چینی به وفور دیده میشد و بعدها، قرآن چینی و مهرچینی نیز اضافه گردید.
شاید خدا به خاطر مهربانی چینی ها، تمام موهبت ها را به آنها داده، چرا که بازار مملکت را پر کرده‌اند از تمام وسایل زندگی، از سفیدی قند تا سیاهی زغال؛
یا شاید رهبران چین، مدیران فرصت طلب و زیرکی بودند!
یا شاید چراغ عقل ما و مسولان خاموش شده بود و در بی خبری و توهم به سر میبردیم! شاید هم هردو!

آیا امید نجاتی باقیمانده است؟!
آیا مسولان ما از عالم توهم بیرون و به دنیای واقعیت ها پاخواهند گذاشت؟!
مگر اسلام ناب فقط مال ما نبود؟!
مگر دیگران کافر، نجس و در ضلالت نبودند ؟!
مگر ما تنها هدایت یافتگان راه حق نبودیم؟!
چرا کارمان به اینجا کشید؟!
مگر کافران هرروزه با بی حجابی،مشروبات الکلی، دنسینگ، شادی و خنده، اعصاب خدا را بهم نمیریزند؟؟؟؟
ایا بندگان خوبی برای خدای مهربان نیستیم؟؟
خدایا ما رو ببخش .... #دنا #هواپیما #کوه #سمیرم #یاسوج #دولت #هوا
#سقوط_هواپیما
#کوه_دنا
Read more
روش صحیح برداشتن زگیل های پوستی خوشبختانه زگیل های پوستی کاملا بدون ضرر هستند اما همواره ظاهری که ...
Media Removed
روش صحیح برداشتن زگیل های پوستی خوشبختانه زگیل های پوستی کاملا بدون ضرر هستند اما همواره ظاهری که ایجاد می کنند برای شما آزار دهنده است.زگیل های پوستی بیشتر در ناحیه هایی مانند گردن و زیر بغل ایجاد می شوند. در بسیاری موارد این زگیل ها ارثی هستند. افراد چاق بیشتر از دیگران شانس ابتلا به زگیل دارند. ... روش صحیح برداشتن زگیل های پوستی
خوشبختانه زگیل های پوستی کاملا بدون ضرر هستند اما همواره ظاهری که ایجاد می کنند برای شما آزار دهنده است.زگیل های پوستی بیشتر در ناحیه هایی مانند گردن و زیر بغل ایجاد می شوند. در بسیاری موارد این زگیل ها ارثی هستند.
افراد چاق بیشتر از دیگران شانس ابتلا به زگیل دارند. افراد ممکن است تنها یک زگیل و یا تعداد زیادی زگیل پوستی در ابعاد مختلف داشته باشند.
توجه: هرگز زگیل های پوستی را نخارانید و زخم نکنید.
با وجود اینکه در اینترنت روش های مختلفی برای از بین بردن زگیل در خانه معرفی می شود، متخصصین توصیه اکید دارند که هرگز این کار را انجام ندهید چرا که خود را در معرض ریسک عفونت شدید قرار می دهید.
خبر خوب: زگیل های پوستی به راحتی قابل برداشتن هستند. برداشتن آنها با درد و ناراحتی خاصی همراه نیست و شما می توانید بلافاصله به فعالیت های عادی خود ادامه دهید.
بعد از برداشتن زگیل: معمولا برداشتن آنها اثر ظاهری بر روی پوست شما باقی نمی گذارد و شاهد رشد مجدد آنها نخواهید بود. هرچند که احتمال بوجود آمدن زگیل در سایر نواحی پوست از بین نخواهید رفت.
سخن آخر: اگر زگیل پوستی شما را آزار نمیدهد به راحتی می توانید آن را فراموش کنید اما اگر ظاهر آن ثابت نیست و شکل و اندازه آن تغییر می کند، لازم است فورا به یک متخصص پوست مراجعه کنید
مرجع: WOMENS HEALTH MAGAZINE
Read more
من پيش از تو ؛ يك دختر نااميد و بى برنامه و بى هيچ هدفى براى آينده ى مبهمِ خود بودم تنها ، با كمى شيطنتِ ...
Media Removed
من پيش از تو ؛ يك دختر نااميد و بى برنامه و بى هيچ هدفى براى آينده ى مبهمِ خود بودم تنها ، با كمى شيطنتِ جامانده از كودكى ام... مغرور ، اما غمگين ... نيمه شبها از سركار به خانه ى به هم ريخته ام ميرسيدم و براى خوابيدن تقلا نميكردم قرص هاى خوابِ آبى رنگم را با يك ليوان آب ميبلعيدم و دراز ميكشيدم در تختِ ... من پيش از تو ؛
يك دختر نااميد و بى برنامه و بى هيچ هدفى براى آينده ى مبهمِ خود بودم
تنها ، با كمى شيطنتِ جامانده از كودكى ام...
مغرور ، اما غمگين ...
نيمه شبها از سركار به خانه ى به هم ريخته ام ميرسيدم و براى خوابيدن تقلا نميكردم
قرص هاى خوابِ آبى رنگم را با يك ليوان آب ميبلعيدم و دراز ميكشيدم در تختِ كوچكم
يك ليوان چاى سبز سمتِ چپم
زير سيگارى روى شكم ام
و بهمن لاى انگشتانِ دستِ راستم كه از كارِ طاقت فرساى كافه، از ساعد تا گردن ميسوخت
سيگار پشتِ سيگار از پنجره به آسمانِ روبرويم زُل ميزدم و آرزوهايم را به تاريكىِ شب دود ميكردم...
تا آرام... آرام... خواب چشمهايم را بدرد...
من پيش از تو حتى براى خودم هم سرد بودم
من قبل از تو دلشكسته و تنها بودم...
تو اما آمدى...
نه با اسب سفيد و نه با چهره ى هاليوودى كه دل در نگاهِ اول بِبرد...
آمدى با يك بغل مهربانى
با عشقى بى نهايت به من و دنياى درهم برهم ام...
من را از تخت بيرون كشيدى و زير آسمان به ديدن ستاره ها بُردى ،
آرزوهايم را شمردى، در قلك خود انداختى و يكى يكى اجابت كردى...
هرچه كردى و هرچه خواستى براى خندان كردن لب هاى من بود... به چشمهاى رنگِ شب ام اميد دادى به فرداى بهتر و زندگىِ من، زندگىِ تو، تبديل شد به زندگىِ "ما"
Read more
اجرک الله یا صاحب الزمان نحوه جان سپردن رقیه(س) در خرابه شام عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب ...
Media Removed
اجرک الله یا صاحب الزمان نحوه جان سپردن رقیه(س) در خرابه شام عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب «کامل بهایی» که کار تألیف آن را در سال 675 هجری به پایان رسانده است از خرابه شام و از وفات دختری چهار ساله از خاندان امام حسین (ع) بدون آنکه نامی از این دختر برده باشد، سخن به میان آورده است. او این مطلب ... اجرک الله یا صاحب الزمان
نحوه جان سپردن رقیه(س) در خرابه شام

عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب «کامل بهایی» که کار تألیف آن را در سال 675 هجری به پایان رسانده است از خرابه شام و از وفات دختری چهار ساله از خاندان امام حسین (ع) بدون آنکه نامی از این دختر برده باشد، سخن به میان آورده است. او این مطلب را از کتاب «حاویه فی مثالب معاویه» اثر یکی از علمای اهل سنت به نام «قاسم بن محمد بن احمد مأمونی» نقل می کند. در این کتاب آمده: «در میان فرزندان امام حسین (ع)دختری چهار ساله وجود داشت که  همراه کاروان اسرا به شام رفت. اهل بیت حسین (ع) در حال اسارت، از کودکانی که پدرشان در کربلا به شهادت رسیده بودند خبر شهادت پدر را پنهان می داشتند دخترکی چهارساله از حسین (ع) شبی از خواب بیدار شد و با گریه سراغ پدر را گرفت. اهل بیت نیز با او هم ناله شدند و صدای گریه شان به گوش یزید رسید. او از علّت این گریه پرسید. قصه را برایش گفتند. یزید دستور داد سر مقدّس امام حسین(ع) را برای آن دختر ببرند. هنگامی که سر مقدّس را در مقابل او قرار دادند، او که تازه متوجه شهادت پدر خود شده بود سر پدر را برداشت و بغل نمود و شروع به سخن گفتن با سر پدر کرد. او لبان خود را بر لبان پدر نهاد و به شدّت می گریست تا اینکه از شدت گریه بی هوش بر زمین افتاد. بانوان حرم کنار آن دختر آمدند؛ اما هنگامی که او را حرکت دادند دیدند که او از دنیا رفته است. اهل بیت(ع) با دیدن این واقعه به شدّت متأثر شده و ناله سر دادند. گویند در این روز تمام اهل دمشق نیز گریان بودند.»
Read more
... يك بحث بودار داستان عرق! گفتگو درباره يك مساله اساسى فيزيولوژيك و البته "اجتماعى!" ماجرا ...
Media Removed
... يك بحث بودار داستان عرق! گفتگو درباره يك مساله اساسى فيزيولوژيك و البته "اجتماعى!" ماجرا بر سر اكرين و آپوكرين است! اگر مايل هستيد پيشنهاد مى كنم ساعت خود را كوك كنيد #موتور_جستجو - امشب -ساعت بيست و يك- شبكه آموزش #زير_بغل #مترو #اتوبوس #عرق پ.ن: برنامه امشب موتور جستجو خاطره ... ...
يك بحث بودار
داستان عرق!
گفتگو درباره يك مساله اساسى فيزيولوژيك و البته "اجتماعى!"
ماجرا بر سر اكرين و آپوكرين است!
اگر مايل هستيد پيشنهاد مى كنم ساعت خود را كوك كنيد
#موتور_جستجو - امشب -ساعت بيست و يك- شبكه آموزش
#زير_بغل
#مترو
#اتوبوس
#عرق
پ.ن: برنامه امشب موتور جستجو خاطره برنامه كندو را در ذهن من زنده كرد . در اين سبك برنامه درباره همه چيز يك موضوع صحبت ميشود گرچه هرگز نمى شود درباره همه چيز همه چيز را گفت
Read more
دانشنامه فرزند . سلامتی در بارداری دوم . همان گونه که پیش از بارداری نوزاد اول باید سالم باشید، ...
Media Removed
دانشنامه فرزند . سلامتی در بارداری دوم . همان گونه که پیش از بارداری نوزاد اول باید سالم باشید، قبل از بارداری دوم هم باید به فکر سلامتی خود باشید. بدن شما یک بارداری و زایمان را پشت سر گذاشته و با قبل از بارداری اول تان متفاوت است. به گفته متخصصان، بهبودی پس از زایمان یک سال تمام زمان می برد و آن ... دانشنامه فرزند
.
سلامتی در بارداری دوم
.
همان گونه که پیش از بارداری نوزاد اول باید سالم باشید، قبل از بارداری دوم هم باید به فکر سلامتی خود باشید. بدن شما یک بارداری و زایمان را پشت سر گذاشته و با قبل از بارداری اول تان متفاوت است.
به گفته متخصصان، بهبودی پس از زایمان یک سال تمام زمان می برد و آن به دلیل کاهش ویتامین، فشار آمدن به سیستم باروری و نوسان وزن می باشد، اما قانونی وجود ندارد که برای بارداری دوم باید یک سال صبر کنید. اگر به وزن پیش از بارداری تان برگردید، خوب غذا بخورید و به اندازه کافی برای بارداری دوم پر انرژی باشید دلیلی ندارد که برای بارداری مجدد اقدام نکنید. برای بارداری پشت سر هم دلایل مخالف و موافقی وجود دارد که در زیر ارائه می شود. مزایای بارداری ها با فاصله زمانی کم:

اگر نگران سن و قدرت باروری خود هستید بهتر است بدانید هر چه برای بارداری دوم زودتر اقدام کنید جوان تر خواهید بود و احتمالا قدرت باروری تان هم بیشتر است.

احتمالا شیطنت های فرزند اول تان باعث شده تا شرایط جسمی خوبی پس از تولد نوزاد اول داشته باشید و راحت تر برای بارداری دوم اقدام کنید.

از آنجایی که شبانه روز مشغول هستید، زمانی برای توجه به علائم مربوط به هر بارداری نخواهید داشت.

معایب بارداری ها با فاصله زمانی کم:

در دومین بارداری نمی توانید به هر اندازه که خواستید استراحت کنید یا بخوابید چون نوزاد اول تان نیازمند توجه دائم شماست و در غیر این صورت سر و صدا می کند.

برخلاف اولین بارداری تان، باید کارهای سنگینی انجام دهید، حتی اگر کمردرد داشته باشید مجبورید فرزندتان را بغل کنید.

اگر اولین زایمان خود را به صورت سزارین انجام داده اید، زایمان طبیعی به مدت 18 ماه الی 2 سال برای تان دشوار خواهد بود.

اگر در بارداری دوم نیز تصمیم دارید با پستان به نوزاد شیر دهید شاید مجبور شوید به دو نوزاد همزمان شیر بدهید، بنابراین باید مراقب باشید تا سطح مواد مغذی بدن تان را بالا نگه دارید.
.
#بارداری #فرزند #دانشنامه_فرزند #بارداری_اول #بارداری_دوم #حاملگی #بچه #نوزاد #کودک #بارداری_سالم #ناباروری #شیردهی #شیرمادر #زایمان #سزارین #طبیعی #مادر #پدر #خانواده
Read more
کل زندگیمان را خاطرات برداشته و دل دور انداختن هیچ کدام شان را نداریم ، داریم له می شویم زیر آوار این ...
Media Removed
کل زندگیمان را خاطرات برداشته و دل دور انداختن هیچ کدام شان را نداریم ، داریم له می شویم زیر آوار این همه خاطره ... کاش می شد خاطره ها را مثل پنبه زد، کاش اصلا یک آدم هایی بودن مثل همین پنبه زن ها که با کمانشان می آمدند توی کوچه پس کوچه ها... سر ِظهرِ خلوت شهر.... و دست شان را می گذاشتند کنار دهان شان و ... کل زندگیمان را خاطرات برداشته و دل دور انداختن هیچ کدام شان را نداریم ،
داریم له می شویم زیر آوار این همه خاطره ... کاش می شد خاطره ها را مثل پنبه زد،
کاش اصلا یک آدم هایی بودن مثل همین پنبه زن ها که با کمانشان می آمدند
توی کوچه پس کوچه ها... سر ِظهرِ خلوت شهر....
و دست شان را می گذاشتند کنار دهان شان و داد می زدند:

آآآآآآآآآی خاطره می زنیم .

بعد تو صدایشان می کردی می آمدند توی حیاط، لب حوضی ، باغچه ای ، جایی می نشستند و تو بغل بغل خاطره می ریختی جلوی شان،

خاطره ی مرگ عزیزهایت....تنهایی هایت،... گریه هایت، ...غصه خوردن هایت،خاطره ی رفتن دوست و آشنایت همه را می ریختی جلوی خاطره زن

و او هی می زد، هی می زد، آن قدر که خاطره ها را تیکه تیکه می کرد، تیکه تیکه.آن قدر که پودر می شدند، ریز می شدند تو هوا، مثل غبار که باد بیاید برشان دارد و با خود ببرد به هر کجا که می خواهد... بعد تو یک لیوان چای خوش رنگ تازه دم لیمو ترش کنار،
می آوردی برای خاطره زن و می گفتی :

نوش جان سبک شدم راحتم کردی از دست این همه خاطره... و از خاطرات خوش برای شبهای سردمان رواندازی گرم میدوخت پر از امنیت
Read more
Loading...
Load More
Loading...