به نه در

Loading...


Unique profiles
94
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Esfahan, Iran, Germany
Average media age
602.1 days
to ratio
6.1
برای کربلای پنجی‌ها هاشمی «فرمانده‌ی فتنه» بود، نه جنگ! تخلف‌شان؛ دست‌کاری کردن شناسنامه بود! تعدد ...
Media Removed
برای کربلای پنجی‌ها هاشمی «فرمانده‌ی فتنه» بود، نه جنگ! تخلف‌شان؛ دست‌کاری کردن شناسنامه بود! تعدد مشاغل‌شان؛ برداشتن هم‌زمان چند بار جنگ! محل درمان‌شان؛ بیمارستان صحرایی واقع در همین خاک خودمان! و ضربان قلب‌شان در جماران می‌زد نه در کیش نه در استخر شه‌بانو و من مانده‌ام با ... برای کربلای پنجی‌ها
هاشمی «فرمانده‌ی فتنه» بود، نه جنگ!
تخلف‌شان؛
دست‌کاری کردن شناسنامه بود!
تعدد مشاغل‌شان؛
برداشتن هم‌زمان چند بار جنگ!
محل درمان‌شان؛
بیمارستان صحرایی واقع در همین خاک خودمان!
و ضربان قلب‌شان
در جماران می‌زد
نه در کیش
نه در استخر شه‌بانو
و من مانده‌ام
با این پرسش حیاتی
نخستین سال‌گرد هاشمی مهم‌تر است
یا سی‌ویکمین سال‌گرد کربلای ۵؟!
هانوفر آلمان
یا شلمچه‌ی ایران؟!
بچه‌های جنوب
یا مسافران شمال؟!
چند دولت
آمدند و رفتند
آخرش هم آزادراه تهران- شمال را نساختند!
ولی
سه‌راه شهادت
یک‌شبه باز شد!
به عشق ولی...
دلم می‌خواهد
به «سیاست» فحش بدهم
به این بی‌پدر و مادر لعنتی
و به دروغ بزرگی به نام اصلاح‌طلبی
و به دروغ بزرگ‌تری به نام اصول‌گرایی
و به بزرگ‌ترین دروغ ممکن؛
«هاشمی فرمانده‌ی جنگ بود»!
هیهات!
فرمانده‌ی جنگ، خمینی بود
بت‌شکن کبیر
امام پابرهنه‌ها
و الا آن مرحوم
«فرمانده‌ی فتنه» بود!
و سرکرده‌ی ساندویچ‌خوران خیابان انقلاب!
پدر معنوی بابک زنجانی
و بیژن زنگنه
و هم‌سر «بریزید در خیابان‌ها»
این روزها
چپ و راست
دارند از هاشمی می‌گویند
و من می‌ترسم
باز هم شهدا قیچی شوند
با تیغه‌های اصلاح‌طلبی
و اصول‌گرایی
لعنت بر سیاست
مرگ بر ۳۷ شغله‌ها
مرگ بر توجیه
«رئیس قبرستان ادب بودن که شغل حساب نمی‌شود!»
اما بودجه را بلد است تیغ بزند!
و صدای مردم را درآورد!
زین پس
به جای واژه‌ی نامأنوس «عدالت»
بگوییم؛ کش‌لقمه!
شد فلان میلیارد بودجه!
بخوربخور چپ و راست
در فست‌فود مصلحت
صدرحمت به عطاویچ
و هنوز هم
دعوا بر سر لحاف ملاست!
و اما در کربلای ۵
چند تکه نان خشک بود ناهار!
و ساده‌زیستی
واقعیت بود!
و انقلابی‌گری
حقیقت بود!
و رنگ بادگیرها
آبی بود
درست مثل رنگ آسمان...
هان ای حضرت آقازاده!
کجا را می‌گردی؟!
وصیت‌نامه‌ی پدرت در گاوصندوق است!
کنار نامه‌ی سرگشاده!
طبقه‌ی بالای «موشک می‌خواهیم چه کار»!
«فرمانده‌ی جنگ!»
خخخخخ...
الحق که حق با پدرم بود
آن‌جا که در وصیت‌نامه‌اش نوشت؛
«سرخی بالاترین رنگ است، نه سیاهی»!
و شما همه سیاهید...
سیاه و سیاه‌کار
مرگ‌ بر شما!
درود بر شهدا!
مرگ‌ بر فتنه!
درود بر صداقت!
مرگ بر سیاست!
درود بر شهادت... #حسین_قدیانی
.
#هاشمی_رفسنجانی
#انقلاب
#جنگ
#فتنه
#اصولگرا
#اصلاح_طلب
#کربلای_5
Read more
Loading...
يك روز خسته مي شوي. سيم هاي تلفنت را مي كشي. چمدانت را مي بندي. كفش هايت را خوب واكس ميزني. به يك حمام گرم ...
Media Removed
يك روز خسته مي شوي. سيم هاي تلفنت را مي كشي. چمدانت را مي بندي. كفش هايت را خوب واكس ميزني. به يك حمام گرم و طولاني مي روي و بهترين لباست را مي پوشي. با خيال راحت يادگاري هايت را دور مي اندازي. در آينه نگاهي به خودت مي اندازي. نه همه چيز همان طور است كه مي خواستي. تا دم در مي روي. چراغ ها را خاموش ميكني. در را ... يك روز خسته مي شوي. سيم هاي تلفنت را مي كشي. چمدانت را مي بندي. كفش هايت را خوب واكس ميزني. به يك حمام گرم و طولاني مي روي و بهترين لباست را مي پوشي. با خيال راحت يادگاري هايت را دور مي اندازي. در آينه نگاهي به خودت مي اندازي. نه همه چيز همان طور است كه مي خواستي. تا دم در مي روي. چراغ ها را خاموش ميكني. در را باز ميكني كه بروي اما نمي روي. همانطور چمدان به دست در آستانه ي در باقي ميماني. نه اينكه نخواهي بروي اما تازه يادت مي آيد فراموش كردي كجا مي خواهي بروي. فكر ميكني حتما آنجا بايد جايي باشد كه بتواني خستگيت را برطرف كني. اما جايي به ذهنت نمي رسد. به خودت ميگويي غيرممكن است، حتما بايد جايي باشد. اما هر چه بيشتر فكر ميكني، بيشتر متوجه ميشوي كه ديگر جايي نمانده است. بار ديگر به خودت در آينه نگاه ميكني. حالا مضحك به نظر مي رسي. برميگردي. همانطور در تاريكي جلو مي روي. انگار كه آنجا غريبه باشي نميداني حتي كجا ميروي. اما دوباره به اتاقت برمي گردي. ناخودآگاه در كمدت را باز ميكني. يادت مي آيد كوچكتر كه بودي هميشه ساعت ها خودت را در كمد پنهان مي كردي و منتظر مي ماندي. اما حالا فراموش كردي چرا آنقدر انتظار مي كشيدي. يادت مي آيد خسته شده بودي. به خودت مي گويي كمي بنشينم بعد دوباره خواهم رفت. داخل كمد مي شوي. چشم هايت را مي بندي. منتظر ميماني. بيشتر منتظر ميماني. و حتي كمي بيشتر.
تصويرش كم كم روشن مي شود. حالا صدايش را هم مي شنوي. اين را مي داني كه در آن بعدازظهر نيمه ابري تابستاني هيچ كس در جزيره به ماهي گيري نخواهد رفت. تو هم نخواهي رفت. آنجا خواهي نشست. شايد هم دراز خواهي كشيد و به موج هاي پيوسته ي آب خيره خواهي شد، شايد هم به تلاقي اش با آسمان. حتي برگ هاي سوزني درخت بالاي سرت را خواهي شمرد و انتظار چيزي را خواهي كشيد. بار ديگر به دور و اطرافت نگاهي خواهي انداخت اما دليلي براي انتظارت پيدا نخواهي كرد و اينگونه بيشتر منتظر خواهي ماند.
Read more
... امشب🌚 آسمان ستاره باران شده است<span class="emoji emoji1f31f"></span> ستاره ها چشمک می‌زنند. <span class="emoji emoji1f4ab"></span> آری! خیلی وقت است که ابرها<span class="emoji emoji2601"></span>️ بار ...
Media Removed
... امشب🌚 آسمان ستاره باران شده است ستاره ها چشمک می‌زنند. آری! خیلی وقت است که ابرها️ بار سفر بسته‌اند. گویا آسمان بزمی در راه دارد. اصلا مگر میشود تولد تو باشد و زمین و زمان، آرام بماند؟ آن طرف آب که سهل است، آن‌ور کهکشان هم که باشی، من در اعماق سکوت قلبم، آرام و بی‌صدا، 🔕 تولدت ... ...
امشب🌚
آسمان ستاره باران شده است🌟
ستاره ها چشمک می‌زنند. 💫
آری! خیلی وقت است که ابرها☁️ بار سفر بسته‌اند. 🌈
گویا آسمان بزمی در راه دارد.💞
اصلا مگر میشود تولد تو باشد و🎂
زمین و زمان، آرام بماند؟ ⏰
آن طرف آب که سهل است،💦 آن‌ور کهکشان هم که باشی،🌏 من در اعماق سکوت قلبم، 💔
آرام و بی‌صدا، 🔕
تولدت را به خودم تبریک می‌گویم!🎊 ولوله‌ی باد را چه کنم🌪
که صدای نفس‌هایت را از فرسنگ‌ها✨
فاصله در گوشم می‌نوازد!🎷
اما باز هم در گوش فلک فریاد می‌کشم:🗣
ای وَهم شیرین 😍
در کوچه پس کوچه‌های مغزم! 🌃
قدمی راه بیا، کوچه‌ها را طی کن! 🏃‍♀
دل من وسوسه‌ی تو را دیدن دارد! 😻
در یخبندان این روزهای دلم، ❄️
حیف که گرمای وجودت درکنارم نیست🔥 اما تولدت هم🎂
دلگرمی است برای خودش♥️ دلگرمم که هستی،💕 حالا نه در کنار من، 😜
در کنار کسانی که بند بند وجودت👸
به آن‌ها متصل است.💎 تولدت را در هیاهوی کلمات 🎀
در فکرم که لایق تو نیستند، 🎉
به ساده ترین شکل تبریک می‌گویم. ♥️
تولدت مبارک!🎁
Text📝
#سلاله_علیزاده
@solaleh_alizadeh
@fan_of_saharghoreyshi

Photo📸
@sahar.fans
#اتحاد_سحریا💋
Read more
_فقط یك آدم "بدون درک و منطق" میتونه فکر کنه که دانشگاه رفتن و خوندن دقیق درسهای دانشگاه میتونه موجب ...
Media Removed
_فقط یك آدم "بدون درک و منطق" میتونه فکر کنه که دانشگاه رفتن و خوندن دقیق درسهای دانشگاه میتونه موجب رشد موفقیت بشه. دلیلش واضحه. اگه اینها کمکی میکرد ما باید سالانه لااقل چندصد هزار نفر "آدم حسابی" به جامعه تحویل میدادیم. نه یك سری بیکار مدرک به دست مدعی که مدرکشون رو بالای صفحه ی پروفایل اینستاگرامشون ... _فقط یك آدم "بدون درک و منطق" میتونه فکر کنه که دانشگاه رفتن و خوندن دقیق درسهای دانشگاه میتونه موجب رشد موفقیت بشه.

دلیلش واضحه. اگه اینها کمکی میکرد ما باید سالانه لااقل چندصد هزار نفر "آدم حسابی" به جامعه تحویل میدادیم.

نه یك سری بیکار مدرک به دست مدعی که مدرکشون رو بالای صفحه ی پروفایل اینستاگرامشون اعلام میکنن شاید لااقل به درد دوست یابی بخوره!

مسیر تمایز و رشد و موفقیت از جایی شروع میشه که:
استاد میگه:
من فقط از پنج فصل اول امتحان میگیرم. خوندن بقیه ی کتاب لازم نیست.
و دانشجو بعد از خوندن پنج فصل، شروع میکنه و با دقت، فصل ششم و هفتم رو هم میخونه.

_عشق در لحظه ای دیده میشه که من به جای مسیج فرستادن با استیکر و "قلب های پیش ساخته"، به دوستم زنگ بزنم بگم کاری نداشتم. اما دلم میخواست شفاهی بگم دوستت دارم.

_رابطه با خدا وقتی جدی میشه که نه درد دارم. نه مشکل. نه بدهی. نه بیماری.
بعد میشینم باهاش حرف میزنم.

_زندگی از اونجا شروع میشه که
من یه جمله ی خوب از یکی ببینم و بعدش بشینم سرچ کنم ببینم حرفهای دیگه اش چیه و سرگرم خوندنشون بشم.

_انسان بودن از اونجا شروع میشه که
دارم توی یه پارکینگ شلوغ میرم ماشینم رو بردارم و خارج شم (مثلا پارکینگ بیهقی تهران). میبینم یکی لابه لای ردیف های ماشین ها، دنبال جای پارک میگرده.
صداش کنم بگم: لطفا دنبال من بیاین. من دارم میرم ماشینم رو بردارم. شما اونجا پارک کنین.

_دانشجوی زرنگ کلاس، میشد بعد از پایان درس مستقیم بره خونه.
کسی هم انتظاری نداشت.
اما میگه اگر بچه ها نگران امتحان هستن من میتونم یه ساعت بمونم با هم تمرین حل کنیم.

_مدیری که برای بچه های شرکتش، دوره تخصصی آموزشی میگذاره، زحمت میکشه. اما این وظیفه ی اونه.
مثل تغذیه ی بهتر گیاه برای اینکه میوه ی بیشتری بده!
اما برگزاری یه کلاس آموزشی برای بهبود محیط خانواده و تربیت فرزندان. نه در شرح وظایفش هست و نه کسی انتظار داره.

_اصلا خلاصه بگم و اولین بحثهامون رو دوره کنیم:
پاسخ. یعنی کاری که لازم بوده.
اقدام یعنی کاری که میشد انجام نشه.

زندگی خودمون، شهرمون و جامعه مون، احتمالا از نقطه ای شروع به تغییر میکنه که به کارهای خوبی فکر میکنیم که میشد انجام ندیم
و اگر هم انجام نمیدادیم هرگز هیچوقت هیچکس نمیگفت که چرا انجام ندادی ولی ما انجام دادیم و یه قدم مثبت رو به تغییر ورداشتیم. از خودت شروع کن چون هیچکس مارو از بیرون نجات نمیده و نخواهد داد. ✍🏻: محمدرضا شعبانعلی
روانشناس
#felor #felornazari #felornazarii #nazari #felor_nazari #felor_nazarii
Read more
 #پارسینما “فرایند” “برگزیده‌ی بیست‌ویکمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران” کاندیدای ...
Media Removed
#پارسینما “فرایند” “برگزیده‌ی بیست‌ویکمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران” کاندیدای بهترین کارگردانی ، طراحی صحنه ، طراحی لباس ، طراحی موسیقی و جایزه بهترین طراحی نور و دراماتورژی . با استقبال خوب مخاطبان وارد هفته دوم اجرای خود شد . هرشب ساعت ۲۱ سالن مولوی . علی‌اصغر ... #پارسینما
“فرایند”
“برگزیده‌ی بیست‌ویکمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران”
کاندیدای بهترین کارگردانی ، طراحی صحنه ، طراحی لباس ، طراحی موسیقی و جایزه بهترین طراحی نور و دراماتورژی
.
با استقبال خوب مخاطبان وارد هفته دوم اجرای خود شد .
هرشب
ساعت ۲۱
سالن مولوی
.
علی‌اصغر دشتی :
دیشب مهمان نمایش “فرایند” بودم در تالار مولوی، اجرایی براساس داستان‌های کافکا از اجراهای موفق جشنواره دانشجویی دوره گذشته.
دراماتورژی و چگونگی ساخت و ساز این اجرا می‌تواند بهترین بهانه باشد برای اینکه تماشای فرایند را پیشنهاد کنم.
عباس جمالی:
_فرایند،فرایند هولناکی دارد‌نسبتش با وضعیت امروزی ما نه صرفا در کلامش که در فرمش عیان است.
فرایند با راهروهای دراز و تودر تویش (که در جشنواره ی تاتر دانشجویی دیدم)به شدت آدم را یاد لابیرنت های کافکایی می اندازد و هولناکی هجوم را به خوبی در فرمش نشان می دهد..
فرایند درست سرجایش ایستاده .تاتر دانشجویی است نه دانشگاهی ..تاتر اعتراض است نه اعتدال‌..
رفیق نصرتی:
چند سال پیش فرزاد موسوی پیشنهاد کرد این داستان رو نمایشنامه کنیم،خوندم داستان رو گفتم درام خوبی نمیشه،تازه وقتی محاکمه کافکا هست چرا این؟دوسال پیش علی کرسی زر جلوی تئاتر مستقل گفت فلانی میخوام رو این داستان کار کنم،گفتم وقتتو تلف نکن،بعیده بشه درام خوبی ازش ساخت،تلف نکرد چون درام خوبی از آن داستان ساخته اند با امیر ابراهیم زاده دراماتورژ کار.
همین چند سال این چندمین اقتباس لز تجاوز قانونی است که میبینم،خب در وضعیت مشابهی زندگی میکنیم.از صبح به ما تجاوز میشود تا شب،کاملا قانونی!
فرایند بزخلاف برخی تئاترهای دانشجویی که به محض اجرای عمومی قبای ژنده ی دانشجویی را می آویزند و پاپیون تئاتر حرفه ای میزنند،دانشجویی تر شده است،یعنی بیش از خوشاینذ تماشاچی به اندیشه وفادار است.
ببینید
.
اصغر نوری:
فرآیند علی کرسی زر برآیند کاری دقیق روی متن و اجراست، با بازی های درست و طراحی صحنه تمیز.
اقتباس از رمان برای تئاتر کاری سخت و حتی غیرممکن است چون رمان اساسا راوی دنیای درون است با بازتاب حداقلی بیرونی و تئاتر تماما دنیای عینیت است. در نمایش "فرایند" امیر ابراهیم زاده و علی کرسی زر تلاش کرده اند این تفاوت را با تصویر جبران کنند. فرآیند مر است از تصویرهای خلاقانه ای که دنیای عجیب شخصیتی غریب را می سازند در حضور مهاجمانی عجیب تر که زندگی شخصی کارکتر اصلی را ویران می کنند.
تماشای ایده های بکر گروه خلاق "فرآیند" را از دست ندهید
.
خرید بلیت از سایت تیوال
.
@process_theatre
@alikorsizar
@amir.ebrahimzade
@_.rom
Read more
سلام دوستان محترم و همیشه همراه در همه حال سپاسگزار و قدردان محبت های شما هستم طاعات و عبادات همگی ...
Media Removed
سلام دوستان محترم و همیشه همراه در همه حال سپاسگزار و قدردان محبت های شما هستم طاعات و عبادات همگی قبول حق حلوا خوشمزه کاکائو و دسر تی تاب با کرم نسکافه بارالها…. از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم نكند فرق به حالم .... چه براني، چه بخواني…. چه به اوجم برساني چه به خاكم بكشاني…. نه من آنم ... سلام دوستان محترم و همیشه همراه
در همه حال سپاسگزار و قدردان محبت های شما هستم
طاعات و عبادات همگی قبول حق
حلوا خوشمزه کاکائو و دسر تی تاب با کرم نسکافه
🍃🌺
بارالها….
از كوي تو بيرون نشود
پاي خيالم
نكند فرق به حالم ....
چه براني،
چه بخواني….
🍃🌺 چه به اوجم برساني
چه به خاكم بكشاني…. نه من آنم كه برنجم
نه تو آني كه براني....
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد….
نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهی
التماس دعا‌🌹
#آشپزی #افطاری #روزه دار #خوشمزه #به به #دسر #گرما #خنک #جنوب #هرمزگان #رستوران برکه #
#sedighe_bazmandegan
دسر ساده و خوشمزه تی تاب با کرم نسکافه
شیر مایع دولیوان
تی تاپ شکلاتی ۵ تا ۶ عدد
پودر کرم کارامل یک پاکت
خامه صبحانه یک پاکت
پودر نسکافه دو قاشق غذاخوری
بسکویت پذیرایی نیم چاشت ۶ تا۷ عدد یا بسکویت پتی بور یک بسته و ...
پودر کاکائو به مقدار لازم
قالب کمربندی سایز متوسط البته میتونین توی پیرکس هم درست کنین
تی تاب با چاقو از وسط نصف کرده و از سمتی که کرم نداره توی قالب یک ردیف می چینیم
شیر مایع میزاریم روی حرارت پودر کرم کارامل اضافه میکنیم میزاریم ۲ دقیقه بجوشه
خامه صبحانه +پودر نسکافه+بسکویت پذیرایی+مایع کارامل توی میکسر ریخته میزنیم مایع یک دست و کرمی شود
کرم آماده روی تی تاب ریخته سپس قالب سه تا چهار ساعت یخچال میزاریم قبل از برش و سرو مقداری پودر کاکائو روش الک می کنیم نووووش جان
استفاده و کپی از دستورها با ذکر منبعSB
Read more
Loading...
خودت غلط می‌کنی بی‌شرف سفاک؛ تو غلط کرده‌ای تمام این سال‌ها دیگران را از حقوق‌شان محروم کرده‌ای؛ غلط کرده‌ای خون‌خوار که دستت را به خون بی‌گناهان آغشته‌ای و به زودی خواهی فهمید چه غلطی کرده‌ای و بذر ستم، خرافات و خشونتی که در این خاک کاشته‌ای چه میوه‌ای خواهد داشت؛ افسوس خواهی خورد که چرا از سرنوشت ... خودت غلط می‌کنی بی‌شرف سفاک؛ تو غلط کرده‌ای تمام این سال‌ها دیگران را از حقوق‌شان محروم کرده‌ای؛ غلط کرده‌ای خون‌خوار که دستت را به خون بی‌گناهان آغشته‌ای و به زودی خواهی فهمید چه غلطی کرده‌ای و بذر ستم، خرافات و خشونتی که در این خاک کاشته‌ای چه میوه‌ای خواهد داشت؛ افسوس خواهی خورد که چرا از سرنوشت شاه و قذافی و صدام و... عبرت نگرفتی...
تو غلط می‌کنی به مردم من توهین کنی و حیف که نه می‌توانیم خود را تا سطح کرم‌هایی چون تو پایین بیاوریم و متناسب با شعور و لیاقتت پاسخ بدهیم و نه کلمه‌ای یافت می‌شود که میزان پلشتی و حقارت تو را توصیف کند...
به قول مریم هوله:
«وای اگر کودکان بزرگ می‌شدند
لنگه کفشی برای تو کافی بود...»
.
کودکان بزرگ شده‌اند و پایانت نزدیک است...
.
پی‌نوشت: رفقایی که دائم در کامنت‌ها به احتمال ادیت صدا اشاره می کنند توجه کنند که درصورت حقیقت داشتن این موضوع بازهم تاثیری در ماهیت حرف‌هاش نداشته و حتی اگر مخاطب اون توهین مردم نبوده باشند، این جنایتکار دارد با وجود این همه کشتار و جنایت در برابر اعتراضات مردم، آشکارا از نیروهای نظامی انتقاد می‌کند و فرمان سرکوب شدیدتر می‌دهد... همین برای من کافی‌ست که به او بگویم: تو غلط می‌کنی!
به نظر من موضوع ادیت شدن فایل، بهانه‌ی عوامل سیستم است برای ماست‌مالی ماجرا و تکرارش فقط به تردید در ماهیت این جانی و مزدورانش خواهد انجامید و در شانه خالی کردن از مسئولیت به آنها کمک می‌کند؛ فرض می‌کنیم این جانی به مردم توهینی نکرده، باز هم غلط می‌کند فرمان سرکوب و کشتار بدهد...
پانوشت دوم!: واکنش نخست من به شنیدن فایل صوتی بدون توجه به ادیت شدن یا نشدن آن بود اما همانطور که توضیح دادم برای من ذره‌ای اهمیت ندارد و بدون توجه به صدای بالا هم با گوشت و پوست این حقیقت را لمس کرده‌ام که همین رویکرد را در عمل هم دنبال کرده است و همین برایم کافیست که به او بگویم: غلط کرده‌ای!
تکرار «جعلی بودن فایل» در کامنت‌ها آب به آسیاب سیستم ریختن یا نشانه‌ی ناآگاهی‌ست یا قصد و غرض دفاع از سیستم است و واکنش مناسب می‌طلبد.
Read more
. چند روزی است ناخودآگاه خاطره ای به ذهنم رسیده و اذیتم می کند. خواستم بنویسمش مگر… نمی دانم. توی ...
Media Removed
. چند روزی است ناخودآگاه خاطره ای به ذهنم رسیده و اذیتم می کند. خواستم بنویسمش مگر… نمی دانم. توی انفرادی بند ۲الف سپاه بودم و هر روز بازجویی می شدم. یک روز من را به اتاق متفاوتی بردند که فکر می کنم با دریچه ای از اتاق کناری اش جدا می شد. تاریک و کوچک بود. شاید هم راهرویی بود قبل از اتاق اصلی. چشمبند داشتم ... .
چند روزی است ناخودآگاه خاطره ای به ذهنم رسیده و اذیتم می کند. خواستم بنویسمش مگر… نمی دانم.
توی انفرادی بند ۲الف سپاه بودم و هر روز بازجویی می شدم. یک روز من را به اتاق متفاوتی بردند که فکر می کنم با دریچه ای از اتاق کناری اش جدا می شد. تاریک و کوچک بود. شاید هم راهرویی بود قبل از اتاق اصلی. چشمبند داشتم و نمی توانستم بیشتر از جلوی پایم ببینم. انگار دختر دیگری هم در اتاق آن‌طرفی بود که از حرف هایی که بعدا بازجو زد فهمیدم ادمین یکی از پیج های فیسبوک است. پیجی که تعدادی از شعرهای من و موزیک هایی با شعر من را نیز در آن قرار داده بود.چندین روز من را تحت فشار قرار داده بودند تا مسئولیت پیج را بپذیرم. اما متعلق به من نبود و طبعا قبول نکرده بودم. حالا انگار آن دختر را دستگیر کرده بودند و احتمالا با چشمبند نشانده بودندش روی صندلی تا اعتراف کند. بعدها فهمیدم س.ت است. می شناختمش. مهربان و محترم بود. دقیق یادم نمی آید بازجو چه می گفت و چه سوالاتی به تناوب از ما دوتا می پرسید که من شروع کردم به گریه کردن. آهسته. صدایی برایم نمانده بود. فکر می کنم سی روزی گذشته بود که توی انفرادی بودم. بازجو از دختر سوالی پرسیده بود و بعد جواب دختر را با طعنه و کنایه به من می گفت. من گریه بودم و حرفی نمی زدم. بعد به دختر گفت «ببین اینم داره به حرفات می خنده! تو چقدر بدبختی که حتی اینی هم که ازش شعر گذاشتی توی پیجت، داره بهت می خنده!»
الان که خاطره به ذهنم آمده می گویم باید بلند، جوری که س هم می شنید داد می زدی که من نمی خندم! باید حداقل بلند می شدی و این یک جمله را می گفتی! باید داد می زدی تا آن دختر طفل معصوم، زیر آن فشار عصبی وحشتناک و ترسِ از محیط و دستبند و بازجوها اینجوری تحقیر نشود، اینجوری خرد نشود. اما من انگار دیگر مثل روزهای اول نبودم. نه جانی برایم مانده بود و نه امیدی. نه می دانستم کی این دلهره تمام می شود و نه در انتهایش نور روشنی برایم بود. مثل زنی که می داند بچه توی شکمش مرده، نشسته بودم و زیر چادر گل گلی‌ام گریه می کردم. بعد هم مرا برگرداندند سلولم و گمان کنم مدتی بعد س آزاد شد. بعد از آن هیچ خبر، اسم یا اثری از او ندیدم. اما چند روزی است که این فکر آزارم می دهد که آن لحظه، س چه حالی شده است؟ آیا حرفهای بازجو را باور کرده؟ می دانم که تحت تاثیر فضا و موقعیت ترسناک اوین، روحیه آدم اینقدر ضعیف می شود که هر چیزی را از هر کسی و درباره هر کسی باور می کند. اما کاش کاش می توانستم فقط برای چند ثانیه برگردم توی آن اتاقک کوچک و تاریک اوین و به او بگویم که دروغ های بازجوها را باور نکن!
Read more
Loading...
. (گاهی دير فهميدن به اندازهء نفهميدن، زيانبار است. روان شناسان، فراوان در بارهء بلوغ زودرس جوانان ...
Media Removed
. (گاهی دير فهميدن به اندازهء نفهميدن، زيانبار است. روان شناسان، فراوان در بارهء بلوغ زودرس جوانان سخن گفته و هشدار داده اند. كاش در بارهء بلوغ عقلى ديررس هم پيوسته هشدار مى دادند و زنگهاى خطر را به صدا در مى آوردند. بلوغ ديررس، يعنى آنچه را كه در سى سالگى فهميده اى بايد در بيست سالگى مى فهميدى و آنچه ... .
(گاهی دير فهميدن به اندازهء نفهميدن، زيانبار است. روان شناسان، فراوان در بارهء بلوغ زودرس جوانان سخن گفته و هشدار داده اند. كاش در بارهء بلوغ عقلى ديررس هم پيوسته هشدار مى دادند و زنگهاى خطر را به صدا در مى آوردند. بلوغ ديررس، يعنى آنچه را كه در سى سالگى فهميده اى بايد در بيست سالگى مى فهميدى و آنچه در پنجاه سالگى آموختى بايد در چهل سالگى مى دانستى. گاهى دير فهميدن به اندازهء نفهميدن، زيانبار است. وقتى كار از كار گذشت ، نه پشيمانى سودى دارد، نه آگاهى. جامعه نيز مانند انسان، دوران بلوغ دارد. جامعه اى كه ديرتر به بلوغ عقلى برسد، آنچه را كه مثلاً بايد در قرن بيستم ميلادى بفهمد، در قرن بيست و يكم مى فهمد. پس در قرن بيست و يكم چيزى را مى فهمد كه زمان آن گذشته است. بدين ترتيب، چيزى را كه بايد در قرن بيست و يكم بياموزد و مربوط به همان قرن است، نمى آموزد و به قرنى ديگر وامى گذارد، زيرا در آن قرن چيزى را مى آموزد كه بايد در قرن پيش مى آموخت. اين دومينوى تأخير همينطور قرنهاى او را مى بلعد و ميان او و قافلهء تمدن فاصله مى اندازد).
{روزنامه اطلاعات، پنجشنبه ١٦/١/٩٧، ص٣، ذيل عنوان: تمدن يعنى طبيعت دوستى، به قلم دكتر رضا بابايى}.
...
متن کامل این نوشتار در پایگاه اطلاع رسانی اینجانب به نشانی www.ghorbanalimehri.ir قابل دسترس می باشد.
Read more
سخني با هواداران/ لطفا كپشن را مطالعه فرمائيد؛ جشن روز هوادار و گراميداشت سالروز دربي ماندگار كه همه ساله توسط بنده و با كمك دوستانم در كانون هواداران برگزار ميشود نه از پول بيت المال هزينه ميشود و نه باشگاه پرسپوليس هزينه اي براي انجام اين جشن پرداخت ميكند كه بنده بخواهيم به امثال متهم فراري ونوچه ... سخني با هواداران/ لطفا كپشن را مطالعه فرمائيد؛
جشن روز هوادار و گراميداشت سالروز دربي ماندگار كه همه ساله توسط بنده و با كمك دوستانم در كانون هواداران برگزار ميشود نه از پول بيت المال هزينه ميشود و نه باشگاه پرسپوليس هزينه اي براي انجام اين جشن پرداخت ميكند كه بنده بخواهيم به امثال متهم فراري ونوچه هاش و برخي افراد هميشه شاكي و منتقد جواب پس بدهم ،
حمايت باشگاه و پيشكسوتان هميشه حمايت معنوي بوده كه همان براي ما بسيار ارزشمند است و هر سال بنده و دوستانم در كانون هواداران براي برپايي اين جشن و زنده نگه داشتن دربي ماندگار شش تايي ها از يكماه قبل پي گير برگزاري آن به بهترين شكل هستيم و هميشه سعي ميكنيم به صورت چرخشي مهمانهاي مختلفي از بين هواداران و هنرمندان سرخ در كنار پيشكسوتان و اعضاي كانون هواداران دعوت كنيم، اگر لوح و يادبودي در اين مراسم داده ميشود به پاس زحمات افراد و با هدف تكريم هواداران و دوستان زحمت كشي است كه چه در روي سكوها و چه در فضاي مجازي و در كل در جهت هواداري تيم محبوبمان زحمت ميكشند، قطعا هيچ برنامه اي بي نقص نيست و بسياري از دوستان و هواداران هم علاقه مند به حضور در كنار بزرگان تاريخ باشگاه درجشن روز هوادارهستند اما در يك سالن دويست نفره نميشود چهل ميليون نفر را دعوت كرد، هدف اصلي ما برگزاري جشني نمادين به پاس روز هوادار و زنده نگه داشتن دربي معروف شش تايي هاست كه اينكار توسط بنده و دوستانم و كمك اسپانسرهايي كه با ارتباطاتي كه برقرار ميكنيم ميگيريم محقق ميشود ،
اميدوارم روزي مجوز داشته باشيم كه بتوانيم در استاديوم با حضور يكصد هزار هوادار اين جشن را برگزار كنيم اما از دوستان ميخواهم كه به جوسازيهاي برخي كه هدفشان فقط حاشيه سازي و ايجاد اختلاف در كانون هواداران است توجه نكنيد و هميشه براي قضاوت نيمه پر ليوان را ببينيد، در ضمن دوستاني كه فقط دنبال بهانه اي براي انتقاد و توهين هستند و يا نظرات شخصي شان را از زبان هواداران مطرح ميكنند لطف كنيد سالهاي بعد شما هم همت كنيد چنين جشني را در هر شهري كه صلاح ميدانيد برگزار كنيد و هر كس را هم كه ميتوانيد دعوت كنيد و اصلا چه إشكالي داره روز هوادار تمام هواداران در شهر ها و مناطقي كه هستند جشن روز هوادار و سالروز دربي ماندگار را بگيرن ؟
ايكاش برخي از دشمنان پرسپوليس از جمله متهم فراري كه خودشو مدعي العموم ميدونه از پيشكسوتان و بزرگان تاريخ باشگاه كه همه ساله با عشق و شور خاصي در اين جشن كه بنده از مرحوم عمو بهزادي به يادگار دارم خجالت ميكشيد و در مورد هر موضوعي كه البته ربطي هم بهش نداره شكر زيادي نميخورد
Read more
قسمت ششم گوش هایم را خوب تیز کردم ، صدای ناله و زجر کشیدن بود با اینکه صدا به نظر از مسافتی خیلی نزدیک ...
Media Removed
قسمت ششم گوش هایم را خوب تیز کردم ، صدای ناله و زجر کشیدن بود با اینکه صدا به نظر از مسافتی خیلی نزدیک به گوش می رسید ولی بسیار گنگ و مبهم بود. احساس کردم صدا از کنار پنجره ی همان اتاقی که در آن نماز می خواندم به گوش می رسد . خود را بی درنگ به پشت پنجره رساندم و یک ماشین سفید رنگ زانتیا نظرم را به خود جلب کرد ، ... قسمت ششم

گوش هایم را خوب تیز کردم ، صدای ناله و زجر کشیدن بود با اینکه صدا به نظر از مسافتی خیلی نزدیک به گوش می رسید ولی بسیار گنگ و مبهم بود. احساس کردم صدا از کنار پنجره ی همان اتاقی که در آن نماز می خواندم به گوش می رسد . خود را بی درنگ به پشت پنجره رساندم و یک ماشین سفید رنگ زانتیا نظرم را به خود جلب کرد ، ماشین خاموش بود ولی کاملا مشخص بود که اشخاصی در آن حضور دارند که در آن ساعت از نیمه شب کاملا مشکوک بود. نمی دانستم باید بیرون بروم یا نه ، معلوم نبود چه پیشامدی در حال رخ دادن بود باید فکر می کردم و بی گدار به آب نمی زدم. تقریبا تمام چراغ های خانه ها خاموش بود که حکایت از خواب آرام ساکنانش داشت گویا هیچ کس این صداها به گوشش نمی رسید آخر هر چه بود در نزدیکی من در حال رخ دادن بود و شاید کسی چیزی نمی شنید.در حال دودوتاچهارتا کردن بودم که فریادی همراه با ناله از همان خودرو بلند شد که صددرصد یقین حاصل کردم که صدای یک پسر بچه است . پویش های ذهنی ام خود به خود متوقف شد ، با همان چادر گل گلی مغز پسته ای به طرف در شتافتم و یک جفت دمپایی به پا کردم و خود را به محل مورد نظر رساندم. مردی در صندلی راننده نشسته بود و پسر بچه ای نه ساله که کاملا تکیده بود در کنارش. متوجه حضور من نشدند .مرد که قوی هیکل و جوان به نظر می رسید به قصد کشتن کودک را کتک می زد.

ادامه دارد
Read more
 #لبیک_یا_زینب منتشر کنید ، دریافتی مدافعان حریم اهل بیت را... . . هم فیش حقوقی کماندوهای نیروی ...
Media Removed
#لبیک_یا_زینب منتشر کنید ، دریافتی مدافعان حریم اهل بیت را... . . هم فیش حقوقی کماندوهای نیروی سپاه قدس ، هم فیش حقوقی دیپلمات ها و مذاکره کننده ها را... . . منتشر کنید حقوق شهید صدرزاده و بیضایی و سیاوشی را که ماه ها در جوب های دمشق و لاذقیه می خوابیدند تا سپاه چراغ خاموش پنج سال سوریه را از ... #لبیک_یا_زینب
منتشر کنید ، دریافتی مدافعان حریم اهل بیت را...
.
.

هم فیش حقوقی کماندوهای نیروی سپاه قدس ، هم فیش حقوقی دیپلمات ها و مذاکره کننده ها را... .
.

منتشر کنید حقوق شهید صدرزاده و بیضایی و سیاوشی را که ماه ها در جوب های دمشق و لاذقیه می خوابیدند تا سپاه چراغ خاموش پنج سال سوریه را از چنگال ناتو نگه دارد... .
.

منتشر کنید حقوق عراقچي و بعیدی نژاد و صالحی را که در هتل کوبورگ و اینترکونتینتال ، ننگ نامه برجام را امضاء کردند تا مملکت هر زمان و هر مکان بازرسی شود .
.
.

منتشر کنید دریافتی .

سردار شهید حسین همدانی

سردار شهید حاج سید حمید تقوی
سردار شهید سید جاسم نوری

سردار شهید حاج احمد مجدی

و
سردار شهید عباس خداوردی
.

را ، که نه در کیش و قشم و شمال بلکه در سامرا و حمص و قنیطره به دست شقی ترین مخلوقات کشته شدند و هنوز خانواده حاج عباس اللهی چشم انتظار بازگشت پیکر مطهر شهیدشان هستند...
.
.

و هم منتشر کنید دریافتی
زنگنه
نعمت زاده
آخوندی
و سریع القلم را و هزینه هر ساعت پرواز هواپیمای ایرباس اختصاصی آنها را
.
.

منتشر کنید مبالغ دریافتی مدیران شرکت نفت را که زیر مدرن ترین ایرکاندیشن های سامسونگ دمای بدنشان از 22 درجه نرمال ، 23 درجه نمیشود... .
.

منتشر کنید مبالغ دریافتی کلاه سبزهای ارتش را که سرما و گرما در تیررس تک تیرانداز های "النصره" چادر میزنند و هر لحظه ممکن است سوراخی به قطر دو سانتیمتر در جمجمه شان ایجاد شود ، و یک فقره 19 ساعت جنگ تن به تن داشتند...
.
.

منتشر کنید کل سود ماهانه خاندان سلطنتی
هاشمی و پسران را

موسوی خوئینی‌ها را
موسوی بجنوردی ها را... .
.

و منتشر کنید حقوق ماهیانه ای که برای گذران عمر ، به نو عروسان بیوه ای میدهند که مردشان ، مردانه جنگید تا شیخین اصلاحات در شمال تهران خدایی نکرده صدای انفجار نشنوند... .
.

والعاقبت للمتقین

#سپاه_پاسداران
#سپاه_قدس
#صفحه_رسمی_سردار_شهید_حاج_حمید_تقوی
#مدافعان_حرم_عشق .

#khamenei_ir
@khamenei_ .
کپی کردم تاپخش بشه این مطلب همه بدونن درکشورما بین بزرگان چه میگذره. بزرگان مسندنشین وکاخ نشین. وبزرگان آسمانی وعرش نشین.
Read more
Loading...
هم سردار از تيم ملى رفت و هم گوچى از بعد بازى با اسپانيا تا همين الان كه سردار آزمون بصورت رسمى در اينستاگرامش ...
Media Removed
هم سردار از تيم ملى رفت و هم گوچى از بعد بازى با اسپانيا تا همين الان كه سردار آزمون بصورت رسمى در اينستاگرامش نوشت خداحافظ تيم ملى، بارها با او صحبت كردم كه از تصميمش و اعلام رسمى آن صرف نظر كند. سعى كردم آرامش كنم،سعى كردم تجربياتم را در اختيارش بگذارم، كاملا برايم مشهود بود كه بلوف نمى زند، كه ... هم سردار از تيم ملى رفت و هم گوچى
از بعد بازى با اسپانيا تا همين الان كه سردار آزمون بصورت رسمى در اينستاگرامش نوشت خداحافظ تيم ملى، بارها با او صحبت كردم كه از تصميمش و اعلام رسمى آن صرف نظر كند.
سعى كردم آرامش كنم،سعى كردم تجربياتم را در اختيارش بگذارم،
كاملا برايم مشهود بود كه بلوف نمى زند،
كه اهل جلب توجه نيست،
بعد بازى با اسپانيا بهم گفت: از تيم ملى مىاز روم تا خدايى ناكرده مادرم دق نكند،
گفت: من تحمل بى مهرى را دارم اما قلب نازنين مادرم برايم از همه ى دنيا مهمتر است،
گفت: دنيا، ثروتش، شهرت و جايگاهش فداى يك تار موى مادرم.
تركمن جماعت همين است،
براى اين قوم مادر و اسب يعنى شرافت و همه چيز،
فرهنگشان، رسومشان، آيين شان همين است،
تركمن جماعت هيچگاه حرمت مادرش را با تمام دنيا هم عوض نمى كند،
براى تركمن ها، مادر و اسب معناى عجيبى دارد.
به عنوان يك فارسِ گرگانى، با تركمن ها زندگى ها كرده ام.
با يكى از آنها در دبيرستان دو سال در يك ميز مى نشستم و رسومشان را از بَرم.
رسومى كه غير از ما گرگانى ها كه قوم تركمن در استانمان نفس به نفسمان زندگى كرده شايد كسى ديگر چندان نشناسد و درك نكند.
تركمنها اهل تسنن هستند،
دروغ نمى گويند،
حرفشان براى جلب توجه نيست،
بين تركمنها هنوز هم چِك كشيدن معنا ندارد،
هنوز هم تركمنها براى ضمانت پولى كه قرض مى گيرند يا قول و قرارشان در معامله تنها همان حرفى ست كه از دهانشان بيرون مى آيد،
تركمن ها شديد پايبند به رسوم و سنت هايشان هستند.
سردار آزمون هم يك تركمن است،
براى او مادر و اسب اعتقاد و باور است،
سردار رفت همانطور كه به من گفته بود مى روم تا مادرم از بى احترامى و فحاشى هموطنم قلبش بيشتر از اين به درد نيايد.
هيچ قدرتى نمى تواند سردار را از تصميمش منصرف كند؛
غير از مادرش.
فقط مادر يك تركمن است كه مى تواند تصميم و حرف از زبان خارج شده مردى تركمن را به اصطلاح وتو كند.
فوتبال ايران پسر ٢٣ ساله اى را در سطح ملى از دست داد كه مى توانست به بين المللى ترين فوتباليست جهانى ما تبديل شود،
پسرى كه سه سال قبل زندگى ام را روى درخشش فوق العاده اش تا بعد ٣٠ سالگى در دنياى فوتبال شرط بسته بودم.
بعيد مى دانم حالا حالاها فوتبال ايران سردار آزمون ديگرى را با اين قابليتها و پتانسيل در خود ببيند.
تاكيد مى كنم كه سردار آزمون يك تركمن است،
تركمن لاف نمى زند،
آنها توهين به مادر را تاب نمى آورند،
نه در زمين فوتبال توسط تماشاگر و نه در جاى دگر،
سردار رفت تا مادرش عزت داشته باشد،
و ما مانديم و برخى زبان نفهم كه...
شديد غمگينم.
پوريا تابان هفتم تير ١٣٩٧
@pooriya.taban
Read more
‍ <span class="emoji emoji2712"></span>️ ‎هیچ جامعه ای بصورت جمعی نمیتواند به معنایی واحد برای زندگی برسد. مثلا در همین چهل سال گذشته ، یک ...
Media Removed
️ ‎هیچ جامعه ای بصورت جمعی نمیتواند به معنایی واحد برای زندگی برسد. مثلا در همین چهل سال گذشته ، یک عده آخوند ایدئولوژیست، سعی کردند معنای زندگی میلیون ها انسان را تدوین کنند.دست آخر هم فاتحه هر چه معنا و معنویت بود را خواندند.معنا بخشی به زندگی، امری شخصی است که میتواند از لابیرنت های جمعی عبور ... ‍ ✒️ ‎هیچ جامعه ای بصورت جمعی نمیتواند به معنایی واحد برای زندگی برسد. مثلا در همین چهل سال گذشته ، یک عده آخوند ایدئولوژیست، سعی کردند معنای زندگی میلیون ها انسان را تدوین کنند.دست آخر هم فاتحه هر چه معنا و معنویت بود را خواندند.معنا بخشی به زندگی، امری شخصی است که میتواند از لابیرنت های جمعی عبور کند و در تجربه شخصی فرد متجلی شود.اما هرگز وهرگز نمیتوان معنایی واحد را بر جمع القا کرد.شوروی با آن عظمتش نتوانست معنای واحدی را بر زندگی بشر تحمیل کند و در نهایت فرو پاشید.
از این روست که جامعه بشری بیش از آنکه بخواهد به سمت یکپارچه سازی معنا برود ، نیازمند آموختن شیوه های معنا بخشی به زندگی است و این مسئله را نه خودمان تجربه کرده ایم ، نه درمدارس و دانشگاه به ما یاد داده اند و نه در نهایت چیز به درد بخوری داریم که به نسل آینده منتقل کنیم.
معنای جامعه ما اساسا برای مُردن طراحی شده است.
در کمتر جایی از آموخته هایمان رد پایی از معنای زندگی میابیم.
نتیجه این معنای ناهنجار را امروز در نا امیدی و رخوت و بی رحمی و استیصال جامعه و خانواده ایرانی به وضوح میتوان شاهد بود.
پرسش اینجاست اگر ناشرین جهل سیستم فرهنگی یک کشور را برای استقبال از مرگ طراحی میکنند، چرا ما نباید فضای فردی وخانوادگی مان را برای زندگی طراحی کنیم؟
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
🍏

t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa ( مهر و آبان ۹۷ دوره معنای زندگی ۳ - متفاوت تر از همیشه تجربه خواهد شد )
#معنای_زندگی
Read more
... عرفات عشق‌بازان سر كوی يار باشد به طواف كعبه زين در نروم كه عار باشد چوسری بر آستانش ز سر صفا ...
Media Removed
... عرفات عشق‌بازان سر كوی يار باشد به طواف كعبه زين در نروم كه عار باشد چوسری بر آستانش ز سر صفا نهادی به صفا و مروه ای دل! دگرت چه كار باشد قدمی ز خود برون نه، به رياض عشق، كاينجا نه صداع نفخة گل، نه جفای خار باشد به معارج «اناالحق» نرسي ز پاي منبر كه سری شناسد اين س‍ِر‌ّ، كه سزای «دار» باشد نكند ... ...
عرفات عشق‌بازان سر كوی يار باشد
به طواف كعبه زين در نروم كه عار باشد

چوسری بر آستانش ز سر صفا نهادی
به صفا و مروه ای دل! دگرت چه كار باشد

قدمی ز خود برون نه، به رياض عشق، كاينجا
نه صداع نفخة گل، نه جفای خار باشد

به معارج «اناالحق» نرسي ز پاي منبر
كه سری شناسد اين س‍ِر‌ّ، كه سزای «دار» باشد

نكند «كمال» ديگر طلب حضور باطن
كه قرارگاه زلفش دل بی قرار باشد

#کمال_خجندی
#گل
#ایران_زیبا
#عصر دل انگیز در جوار "مقبره دو کمال" واقع در محله بیانکوه تبریز (بخاطر بسته بودن درب باغ کمال، امکان گرفتن عکس نزدیک از مقابر امکانپذیر نشد)

مقبره دو کمال تبریز آرامگاه کمال‌الدین بهزاد و کمال‌الدین مسعود خجندی می‌باشد.
کمال‌الدین بهزاد نقاش و نگارگر (مینیاتوریست) چیره‌دست ایرانی قرن دهم هجری قمری و نگارگر مکتب هرات است.
کمال‌الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری قمری است که بعد از تشرف به حج، در تبریز سکنی گزید و تحت حمایت سلطان جلایر قرار گرفت. از آنجا که سلطان حسین جلایری یکی از ارادتمندان کمال‌الدین خجندی محسوب می‌شد، در محله بیلانکوه باغچه‌ای را به شیخ هدیه کرد و در آنجا خانقاهی برای وی بنا نمود و از این زمان باغ مذکور به «باغ کمال» مشهور شد.
در چند سال اخیر این مکان «دانشگاه دو کمال» یا «مرکز آموزش نگارگری» عنوان گرفته است

#flower
#ir_flower
#Tabriz_IRAN
Read more
Loading...
<span class="emoji emojia9"></span> Mario Testino عکسی زیبا از عروسی کیت موس (سوپرمدل معروف دنیا) از معروفترین عکاس مد دنیا ماریو ...
Media Removed
Mario Testino عکسی زیبا از عروسی کیت موس (سوپرمدل معروف دنیا) از معروفترین عکاس مد دنیا ماریو تستینو نه، قرار نشد احساساتی شوید این عروسی پولدار ترین مدل دنیا بوده است نه شما! نه شما معروفید، نه مدل نه به اندازه او پولدار نه در مملکتتان گل و بلبل رشد میکند و نه شعور به حد کافی موجود است! پس ... © Mario Testino
عکسی زیبا از عروسی کیت موس (سوپرمدل معروف دنیا)
از معروفترین عکاس مد دنیا
ماریو تستینو

نه، قرار نشد احساساتی شوید
این عروسی پولدار ترین مدل دنیا بوده است نه شما!
نه شما معروفید، نه مدل نه به اندازه او پولدار
نه در مملکتتان گل و بلبل رشد میکند و نه شعور به حد کافی موجود است!
پس لطفا کمی تامل کنیم
ما ان شاهزاده ای نیستیم که بخواهیم برای در نقش رفتنش ملتی را خبر کنیم و تمام سرمایه خود را دود هوا کنیم
ایا به راستی در همین روزها و بعد از حتا محرم و صفر کسی جرات گرفتن مراسم عروسی را دارد؟
داشتم فکر میکردم که غیر از ان یک درصد همیشه دارای ایران، ایا کسی با این هزینه های کمر شکن و مسخره به فکر مراسم عروسی ان هم اینچنانی می افتد؟
اصلا ارزشش را دارد؟
ا یادم نبود به قول بعضی ها این بهترین شب یک عروس است و میخواهد رویایی باشد، ولی بد نیست یک حساب سرانگشتی کنید تا ببینید کجای کار هستید
این خراب شده که فعلا همین است
پس بهتر نبست ان پول زبان بسته را خرج دیگر رویاهای بهترتان کنید؟
نه باقالی پلوی روی میز و ان ارایشگاه خاله زنک بازی؟

اگاهی، اگاهی
کی ما میخواهیم بهتر بدانیم خدا داند
این داستان‌`` فقط یک شب است`` گویا کماکان ادامه خواهد داشت

خوددانید، ازادید و از انتخابتان لذت ببرید

امیر شمس
@amirshamsofficial
Read more
<span class="emoji emoji1f4c2"></span>یادداشت هایی به قصد تأثیر. <span class="emoji emoji1f53b"></span>قصد تأثیر در یک یادداشت بدون شناخت دقیق موضوع، جدی نیست! و اما برای اینکه ...
Media Removed
یادداشت هایی به قصد تأثیر. قصد تأثیر در یک یادداشت بدون شناخت دقیق موضوع، جدی نیست! و اما برای اینکه قصد مؤثر بشود متغیر هایی باید بررسی و تحلیل شود. عناصر موجود در متغیر مخاطب و موضوع و سوژه و شیوه و وسیله و.... همه در قصد تأثیر و میزان تأثیر دخالت جدی دارد. زمان تحلیل و فرصتی که" مقصد تأثیر" ... 📂یادداشت هایی به قصد تأثیر.
🔻قصد تأثیر در یک یادداشت بدون شناخت دقیق موضوع، جدی نیست! و اما برای اینکه قصد مؤثر بشود متغیر هایی باید بررسی و تحلیل شود.
🔻عناصر موجود در متغیر مخاطب و موضوع و سوژه و شیوه و وسیله و.... همه در قصد تأثیر و میزان تأثیر دخالت جدی دارد.
🔻زمان تحلیل و فرصتی که" مقصد تأثیر" در آن تعریف می شود، بسیار تعیین کننده است. به عنوان مثال این سؤالی که مجلس در زمان حاضر به اصرار افکار عمومی از رئیس جمهور می پرسد اصلاً تناسبی با استیضاح به معنای تند آن ندارد!
🔻حتی بعید میدانم پرسشگر یعنی مجلس و پاسخگو یعنی رئیس جمهور در میزان و مقدار وضوح مطلب از هم دور باشند بنابراین در واقع استیضاحی در کار نیست نه در مصداق غلیظ آن و نه در نوع رقیق آن!
🔻زمان تحلیل و فرصتی که موقعیت این سؤال و جواب را تعریف می کند به وضوح مصرح داشته که سؤال باید به راهکار ختم شود و نه چیز دیگری!
_ببخشید خیلی کپسولی شد، لطفا برای ملاحظه و تأمل لازم یاد داشت را ببینید.
✒کرم رضا پیریایی.
Read more
شب آرامی بود  می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی ...
Media Removed
شب آرامی بود  می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین با خودم می گفتم زندگی،  راز بزرگی ... شب آرامی بود  می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین

با خودم می گفتم
زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟ !!!هیچ

زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان

فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

به جا می ماند
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست

من دلم می خواهد

قدر این خاطره را دریابیم
Read more
Loading...
شروع جنگ اقتصادی تمام عیار علیه ایران توسط ایالات متحده یک تحلیل نیست بلکه موضع رسمی این کشور است. ...
Media Removed
شروع جنگ اقتصادی تمام عیار علیه ایران توسط ایالات متحده یک تحلیل نیست بلکه موضع رسمی این کشور است. چنانچه ترامپ و سپس وزیر خارجه آمریکا تاکید کرده اند، آنها قصد دارند با ایجاد فشار و تحریم و به تبع آن ایجاد نارضایتی، مردم را علیه حکومت ایران بشورانند تا بدینوسیله نظام ایران را سرنگون نمایند. سه روز ... شروع جنگ اقتصادی تمام عیار علیه ایران توسط ایالات متحده یک تحلیل نیست بلکه موضع رسمی این کشور است. چنانچه ترامپ و سپس وزیر خارجه آمریکا تاکید کرده اند، آنها قصد دارند با ایجاد فشار و تحریم و به تبع آن ایجاد نارضایتی، مردم را علیه حکومت ایران بشورانند تا بدینوسیله نظام ایران را سرنگون نمایند. سه روز پیش در کنفرانس بنیاد دفاع از دمکراسی نیز بار دیگر مقامات آمریکایی همین مواضع را اعلام کردند.
نباید هیچگونه شکی داشته باشیم که این برنامه یک پیوست رسانه ای هم دارد. فشار بر مردم اگر با ناامید ساختن آنان، بی اعتماد ساختن مردم به مسئولین و کاشتن بذر تفرقه و اختلاف نباشد نخواهد توانست به نتیجه مطلوب برسد.
در دو سال گذشته با برجسته شدن نقش موسساتی مانند کمبریج آنالیتیکا نقش بالقوه ی رسانه ها و شبکه های مجازی در تخریب افکار عمومی حداقل در کشورهای غربی بویژه آمریکا به اثبات رسید، بطوریکه مدیر فیس بوک را چندین بار به عذرخواهی واداشت. دستکاری بر جریان افکار عمومی از طریق شبکه های مجازی توانست نتیجه انتخابات آمریکا را تغیر دهد.
در ایران عطش مردم برای آگاهی و دانستن واقعیتها و تبادل نقطه نظرات و اطلاعات ریشه در فرهنگ غنی آنها دارد. اما همین امر بالقوه زمینه مناسبی را برای سوء استفاده هم فراهم می کند. امروز مشهود است که افراد بسیار اندکی با ساختن دهها حساب و شناسه ی جعلی و حتی بدون داشتن هیچ هویتی در فضای محازی با ساختن اخبار دروغ و ساختگی فضای کشور را مسموم نمایند. آنها صبح که از خواب بر می خیزند با اتکا به آخرین تحولات شب گذشته، ماشین دروغ و سمپاشی را به راه می اندازند و خبری جعلی یا تحلیلی مغرضانه را در لباس هزل و لطیفه و یا جدی در وسعتی گسترده منتشر می نمایند و بسیاری از افراد نیز بدون توجه با فوروارد کردن ساده این اخبار و تحلیلها به مثابه ی نیروهای حامی آنها در می آیند. آنان برای دروغ و اخبار جعلی حدی نمی شناسند، نه نیاز به ارائه مدرک می بینند و نه به سند و مدرکی نیاز دارند. روز روشن با وجود در دسترس بودن متن مصوب کنوانسیون خزر، مسئولین را به فروختن سرزمین و حاکمیت کشور متهم می کنند و جو جامعه را ملتهب می کنند.
البته دسترسی به اطلاعات و اخبار و به اشتراک گذاردن آنها حق ماست. ولی فرهنگ استفاده صحیح از هر فن آوری را نیز لازم است در نظر بگیریم. در شرایطی که دشمن برای ضربه زدن به ما در تلاش است لازم است مراقب باشیم.
به هر خبری اعتماد نکنیم. صحت و درستی مطالب را از منابع موثق مورد اعتماد خود سوال کنیم. هر خبر و تحلیلی را فوروارد نکنیم. جنگ رسانه ای و روانی را جدی بگیریم.
Read more
پسر گلم روز به دنیا امدنت زیباترین روز زندگی منه گاهی با خودم فکر میکنم که شاید روزی… جایییی…. برای ...
Media Removed
پسر گلم روز به دنیا امدنت زیباترین روز زندگی منه گاهی با خودم فکر میکنم که شاید روزی… جایییی…. برای گنجشکی دانه ای پاشیدم که پاداش خداوند به من خنده های زیبای توست... تو داری مرد می شی … داری قد می کشی و من دارم لحظه های مرد شدنت رو می بینم. لحظه های قد کشیدنت رو می بینم و زندگی می کنم . تنها آرزوم اینه که ... پسر گلم روز به دنیا امدنت زیباترین روز زندگی منه گاهی با خودم فکر میکنم که شاید روزی… جایییی…. برای
گنجشکی دانه ای پاشیدم که پاداش خداوند به من خنده های زیبای توست... تو داری مرد می شی … داری قد می کشی و من دارم لحظه های مرد شدنت رو می بینم.
لحظه های قد کشیدنت رو می بینم و زندگی می کنم . تنها آرزوم اینه که چشات همیشه بخنده... دعا میکنم هرروز برایت رویایی باشد در دست

نه دوردست

عشقی باشد در دل

نه در سر

و علتی باشد برای زندگی

نه روز مره گی

پسر عزیزتر از جانم تولدت مبارک..
Read more
. شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید، ...
Media Removed
. شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین :با خودم می گفتم زندگی، راز بزرگی است که در ... .
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون استزندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
#سهراب_سپهری
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> تو سوالهايي كه برام اومده بود چند تاش خيلي توجه م رو جلب كرد كه جز تابوهاي بزرگ فرهنگ ماست... ارگاسم ...
Media Removed
تو سوالهايي كه برام اومده بود چند تاش خيلي توجه م رو جلب كرد كه جز تابوهاي بزرگ فرهنگ ماست... ارگاسم و خودارضايي... در روابط زناشويي هم زن و هم مرد بايد به ارگاسم برسن ولي درصد بالايي از خانومها هرگز اينو تو زندگي مشترك شون تجربه نكردن و خيلي وقتها فقط ظاهرسازي ميكنن كه اعتماد به نفس همسرشون از بين ... ➿➿
تو سوالهايي كه برام اومده بود چند تاش خيلي توجه م رو جلب كرد كه جز تابوهاي بزرگ فرهنگ ماست... ارگاسم و خودارضايي... در روابط زناشويي هم زن و هم مرد بايد به ارگاسم برسن ولي درصد بالايي از خانومها هرگز اينو تو زندگي مشترك شون تجربه نكردن و خيلي وقتها فقط ظاهرسازي ميكنن كه اعتماد به نفس همسرشون از بين نره و يا اينكه دست از سرشون بردارن و بيشتر از اين ادامه ندن... درصد خيلي كمي از خانومها از طريق واژينال به ارگاسم ميرسن و براي خيليا بايد از راهكارهاي ديگه اي استفاده كرد... خيليا از عنوان كردن و درخواست اين موضوع خجالت ميكشن و يا حتي آگاهي كامل رو ندارن... يكي ديگه از معضلهاي بزرگ دنياي امروز فيلمهاي پورن هستن كه باعث ميشن خيليا الگوي اشتباه بردارن و تو زندگي زناشويي شون به بن بست بخورن... ظاهر عجيب غريب، صداهاي عجيب غريب تر، افتاب مهتاب بالانس زدن و مازوخيست و ديوونه بازي و القاي اينكه همه چيز به همين راحتي و سادگي و انگار نه انگار كه طرف شغل و حرفه ش اينه و اينا همه ش فيلمه... در دين ما خودارضايي گناهه ولي در دنياي امروز اگر به تعداد نرمال و محدود باشه امري كاملا طبيعي و پيش پا افتاده س... در مدرسه كاملا راجع بهش صحبت ميكنن و آموزش ميدن، از بدن جنس مخالف گرفته تا راههاي جلوگيري از بارداري و انواع و اقسام بيماري هاي جنسي و راههاي سرايت و پيشگيريش... من صد در صد پافشاري ميكنم رو حق خانومها براي لذت بردن از روابط پاك و حلال و زندگي زناشويي شون و راجع به مسئله خودارضايي نظري ندارم و فكر ميكنم يك مسئله كاملا شخصي و انتخاب فرديه و به من نوعي ربطي نداره... اگر كسي بتونه با خودش و اعتقاداتش كنار بياد و از كاري كه ميكنه عذاب وجدان نگيره و بعد دچار فكر و خيال و افسردگي نشه و اين مسئله باعث شه از خيلي مسائل ديگه امن بمونه و دور، به نظرم امريه بين خودش و خداي خودش و به من نه ضرري ميزنه و نه ربطي داره... نظر شما راجع به ارگاسم در روابط زناشويي و خودارضايي افراد مجرد چيه؟؟ ممنونم كه از بحث كردن با هم خودداري ميكنين و فقط نظر خودتون رو مينويسين... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
.... خب آقای بنیانگذارباز هم جمعه ومن که سلام نمیکنم،نه بخاطر بی ادبی،بخاطر اینکه عصبانی ام وشما ...
Media Removed
.... خب آقای بنیانگذارباز هم جمعه ومن که سلام نمیکنم،نه بخاطر بی ادبی،بخاطر اینکه عصبانی ام وشما مقصر تمام اتفاقهایی که درایران من می افتد. کجا بودیم؟ها،یادم آمد،قرار بودشمارابااسنپ وتپ سی آشناکنم آقای بنیانگذار،تازگیهادیگرترافیک زجر دهنده نیست،نه برای اینکه اتفاقات زجر دهنده آنقدر ... ....
خب آقای بنیانگذارباز هم جمعه ومن که سلام نمیکنم،نه بخاطر بی ادبی،بخاطر اینکه عصبانی ام وشما مقصر تمام اتفاقهایی که درایران من می افتد.
کجا بودیم؟ها،یادم آمد،قرار بودشمارابااسنپ وتپ سی آشناکنم آقای بنیانگذار،تازگیهادیگرترافیک زجر دهنده نیست،نه برای اینکه اتفاقات زجر دهنده آنقدر زیاداست که ترافیک در آنها گم،برای اینکه همه میدانند بخش اعظم ماشینهایی که خیابان رااشغال کرده اند،ماشینهای تپ سی واسنپ هستند،راستی هنوز نگفته ام اینها چه هستند،نه؟ تاکسیهای آنلاین،اینترنتی،یعنی از طریق اینترنت مشخص میکنی ازکجابه کجا میخواهی بروی،بعد ماشین به دنبالت می آید،رئیس جمهورماباتکیه برهمین تاکسیهامعتقداست که فرصت کاری ایجاد کرده،از آژانسهاودفاترتاکسی تلفنیهایی که تعطیل شدندبگذریم،میرسیم به تعدیل نیرو درشرکتهای مختلف وتخته شدن درب کارخانه های گوناگون وراههایی که ازوجودنداشتن برای حل مشکلات به رانندگی درسطح شهر ختم می شوند.های آقای بنیانگذار نمیدانید چه دردی داردوقتی سواراین تاکسیها میشوی و میبینی راننده پیرمردی ست که چون از اینترنت سر درنمی آوردازتو میخواهددریافتن آدرس کمکش کنی وبه دروغ می گوید که اینترنتش مشکل دارد،پیرمردی که قطعادراین سن یابایدبا هم سن وسالانش درپارک قدم بزند یاروی نیمکتها یش بنشیندوشوخی کند،ویادرخانه روی مبل لم بدهد،او زحمتهایش راکشیده،روا نیست در این سن....باز هم می خواهم بگویم بگذریم امامگر میشود آقای بنیانگذار؟راننده های این تاکسیهای آنلاین رایاهمانطورکه گفتم پیرمردها تشکیل میدهند،یا جوانهایی که باهزارامیدوآرزو درس خواندند تاآینده شان رابسازند،در کشورمن،آقای بنیانگذار آینده ای موجودنیست،یعنی شماکسانی راسرکارگذاشته اید واین جمهوریِ مثلااسلامی رابه دستشان سپردیدکه به حال ملت هم بی توجهند،چه رسد به آینده،در کشورمن همه هر روزدارندجان میکنند،بله آقای بنیانگذار،دقیقا درست متوجه شدید،مردم کشور من کار نمیکنند،جان میکنندتاازگرسنگی نمیرند،در کشور من نه هیچ پدر و مادری میتواند به فرزندش قول حمایت بدهدونه هیچ فرزندی به پدرومادرش،چون تقریباتمام فرزندهادرحال رفتنندوتمام پدرومادرهاهرروزبغض قورت میدهندودلتنگی برای فرزندشان راتحمل میکنند تاشاید آینده ای باشدبرایشان، چون کشور من دیگرجای ماندن نیست وشما هم که باخیال راحت مُرده اید و اصلا انگارنه انگار که اینهانتیجه انقلابی ست که شمارهبرش بودید، تا بعد.
#آقای_بنیانگذار
Read more
. : هر مذهبی شرافت انسان را نابود میکند و او را یک گناهکار میخواند. آنان بجای اینکه به انسان شرافت ببخشند و او را زیباتر و درستکارتر سازند و از انسان یک خدا بر روی زمین بسازند، تمام بشریت را جمعیتی از گناهکاران ساخته اند. و آنچه شما نیاز دارید بکنید این است: "ای گناهکاران! به زانو در آیید." آنان ... .
:
هر مذهبی شرافت انسان را نابود میکند و او را یک گناهکار میخواند.
آنان بجای اینکه به انسان شرافت ببخشند و او را زیباتر و درستکارتر سازند و از انسان یک خدا بر روی زمین بسازند، تمام بشریت را جمعیتی از گناهکاران ساخته اند.
و آنچه شما نیاز دارید بکنید این است:
"ای گناهکاران! به زانو در آیید."
آنان این را پرستش میخوانند
و این را نیایش میدانند.
این چیزی جز خودکشی نیست.
این یعنی از بین بردن خود و نابودکردن حرمت انسانی و شرافت خویش.
شما ولاترین تجلی تکامل در جهان هستید.
جهان هستی به شما امید بسته و رویایش این است که شما به مراحل بسیار والاتری از معرفت برسید.
رویای جهان هستی در درون شما این است که از شما ابرانسان بسازد.
ولی این مذهبیون از انسانها فقط ابر گناهکاران ساخته است.
چه نیازی به این همه کلیسا و معبد و کنیسا است؟
آیا تمام این دنیا، تمام کائنات، یک معبد زیبا نیست؟
آسمان پرستاره در شب
روز پر از درخشش خورشید
پرندگانی که آواز میخوانند
گلهای شکوفا
چه زیبایی برتر از این میتوانید خلق کنید؟
این گستره یِ جهان هستی، آزادی شما است.
با محدود شدن توسط ایدئولوژیهای کاذب در درون یک کلیسا، تو چیزی جز یک زندانی نیستی.
تمام این کائنات پرستشگاه خداوند است.
و هرآنچه که زنده است چیزی جز الوهیت نیست.
همه چیز مقدس است.
هیچ چیز نامقدس وجود ندارد.
دوگانگی توسط مذهبیون ایجاد شده است
و دوگانگی بین مقدس و نامقدس.
در درونِ شما تولید دوگانگی کرده است.
دوگانگی بین بدن و روح.
این تولید یک بشریت اسکیزوفرنی کرده است.
همه دچار شکاف شخصیتی هستند.
تا زمانی که یگانه نشوی، یک هماهنگی و همخوانی عمیق نگردی، هرگز موسیقی آسمانی را نخواهی شنید_که تنها گواه است که این دنیا بد نیست.
که دنیا زنده است:
نه تنها زنده است، بلکه هشیاراست.
نه تنها هشیار است، بلکه پیوسته خالق است.
مسیحیان میگویند:
خدا دنیا را در شش روز آفرید و در روز هفتم، یکشنبه، استراحت کرد _ و هنوز هم در حال استراحت است.
دوشنبه ی او هنوز فرا نرسیده است!
این دنیا، این کائنات وسیع که بی پایان است،
یک روند دایم از خلاقیت است.
هنوز هم در حال آفریده شدن است.
چه کسی میگوید که آفرینش در شش روز کامل شد؟
و چرا باید در شش روز کامل شود؟
هیچ چیز به نظر کامل نمیآید.
همه چیز در حال رشد است.
هوشمندی انسان در حال رشد است.
معرفت انسان در حال رشد است.

#کتاب_مافیای_روح
#ترجمه_محسن_خاتمی

#اشو
#osho
t.me/osho1990
Read more
. صدای #حاج_قاسم صدایی متفاوت و‌اصیل است. صدایی که محصول چهار دهه زیست توام با مبارزه است. صدایی ...
Media Removed
. صدای #حاج_قاسم صدایی متفاوت و‌اصیل است. صدایی که محصول چهار دهه زیست توام با مبارزه است. صدایی که کلمه را به قدرت دولتی و جناحی و فردی الوده نمیکند چرا که حنجره خود را تنها از ان خود نمیداند. و از آن هزاران هم سنگر میداند که از خوزستان تا سوریه و عراق و لبنان در خاک افتاده‌اند. و برای همین هم جنس تهدید ... .
صدای #حاج_قاسم صدایی متفاوت و‌اصیل است. صدایی که محصول چهار دهه زیست توام با مبارزه است. صدایی که کلمه را به قدرت دولتی و جناحی و فردی الوده نمیکند چرا که حنجره خود را تنها از ان خود نمیداند. و از آن هزاران هم سنگر میداند که از خوزستان تا سوریه و عراق و لبنان در خاک افتاده‌اند. و برای همین هم جنس تهدید کردنش و ایستادگی اش مقابل ترامپ متفاوت است. چرا که ضمانت اجرایی سخنانش همین رفیقان شهیدش و زیست در مرز شهادت خودش هستند. بخشهایی از صحبتهایش را اینجا می‌آورم و به همه کسانی که فلسفه وجودیشان نه استقلال خواهی از طریق مبارزه با سلطه یا برقراری عدالت بلکه نفرت و کینه جناحی (که با اختلاف سلیقه بسیار متفاوت است) توصیه میکنم دوباره و چندباره آن را بخوانند: 🔹سلیمانی: ترامپ! تو مارا تهدید می کنی به اینکه اقدامی انجام می دهی که در دنیا سابقه ندارد! این ادبیات کاباره است.
‏از فرماندهان و از سازمان های امنیتی خود بپرس و حرف های ندانسته را به زبان نيار. 🔹 شما چه کاری می توانستید بکنید که در این سالها نکردید؟ با تانک و نفربر و صدها فروند هلیکوپرتهای پیشرفته آمدید به افغانستان و جنایت كرديد. ‏از دوهزار و یک تا دوهزار و هجده با صد و ده هزار سرباز چه غلطی کردید؟ امروز دارید به طالبان برای گفتگو التماس می کنید.🔸 ترامپ قمار باز! من خودم به تنهایی در مقابلت می ایستم. ما ملت، حوادث سختی را پشت سر گذاشته ایم. جنگ را شما شروع می کنید اما ما به پایان می رسانیم. بروید از پیشینیان خود بپرسید. پس ما را تهدید به کشتن نکنید. ما آماده هستیم در مقابلت بایستیم.🔹 ما از آن چه فكر كنيد به شما نزديكتريم؛شما كه مي‌دانيد توان ايران در جنگ نامتقارن چقدر است؟
‏🔹طرف حساب شما من هستم و نيروي سپاه قدس نه تمام نيروهاي مسلح🔸 رئیس جمهور عزیز و ارزشمند ما کلمات ذیقیتی -درجواب رييس جمهور آمريكا-گفت که از قلب و وجدان ملت ایران بود. من می‌دانم در کشور کسانی هستند که به نوعی تحرک می‌کنند تا این بیانات را ضعیف کنند و علیه آن گفتاری داشته باشد که این روش غلط است. بیانات شجاعانه و قابل افتخار رئیس جمهور بسیار اثرگذار بود و هر کس بخواهد این روش و بیان را تضعیف کند، خائن است. #حاج_قاسم_سلیمانی #ایران #باب_المندب #علی_علیزاده
Read more
هیچکس نیست دقیقا هیچکس،و تو خیلی دیر میفهمی که برای هیچکس های زیادی عمرتو‌ تلف کردی...شاید بی دلیل ...
Media Removed
هیچکس نیست دقیقا هیچکس،و تو خیلی دیر میفهمی که برای هیچکس های زیادی عمرتو‌ تلف کردی...شاید بی دلیل نیست که من و فروغ فرخزاد روح و احساسمان در هم تنیده و گره خورده میباشد،چرا که از عمق جان من شعر و سخن گفته است همچو این متن زیر(که میشود این متن را بسط داد نصبت به عشق و محبوب،یا هر نوع دوستی و حتی رفاقت،لزوما ... هیچکس نیست دقیقا هیچکس،و تو خیلی دیر میفهمی که برای هیچکس های زیادی عمرتو‌ تلف کردی...شاید بی دلیل نیست که من و فروغ فرخزاد روح و احساسمان در هم تنیده و گره خورده میباشد،چرا که از عمق جان من شعر و سخن گفته است همچو این متن زیر(که میشود این متن را بسط داد نصبت به عشق و محبوب،یا هر نوع دوستی و حتی رفاقت،لزوما مربوط به عشق بین فروغ و همسرش نیست.میشود بسطش داد به عشق های که به هر شخصصصصص از اطرافیانمان داریم....،اين آخرين حرف من است.تو را مجبور نمي كنم.تو آزادي خيلي هم آزادي.اگر مرا دوست نداري،اگر نمي خواهي با من زندگي كني من هم اصراري ندارم.مثلي است معروف كه مي گويند (براي كسي بمير كه برايت تب كند)من تا اين درجه مي توانستم به تو كمك كنم و كردم.من تا آنجا كه قادر بودم به تنهايي در راه رسيدن به هدف و مقصودم يعني(تو) كوشش كردم.حال وقتي تو را نسبت به زحماتي كه كشيده ام حق ناشناس و بی تفاوت مي بينم،بيش از اين در مقابل تو نمي توانم پايداري كنم.من هم شخصيتي دارم و به شخصيت خودم فوق العاده علاقه مندم و هرگز حاضر نيستم آن را از دست بدهم.من تا اين حد حاضر شدم خودم را در مقابل تو كوچك نمايم،يعني اين عشق تو بود كه مرا وادار مي كرد از همه چيز حتي از شخصيت خودم هم بگذرم.ولي بيش از اين نمي توانم و شئونات و حيثيات خانوادگي من به من اجازه نمي دهد باز هم به تو اصرار كنم. نه!تو اگر مرا دوست داشته باشي مي آيي و هردو در كنار هم زندگاني نويني آغاز مي كنيم ولي اگر نه نمي خواهي و مايل نيستي، ميتواني صريحاً بگويي و من جز اينكه با يك دنيا حسرت و ناكامي از تو چشم بپوشم و در تمام مدت سعادت تو و همسر آينده ات را از خدا بخواهم كار ديگري ندارم.اگر مي تواني مرا فراموش كني،فراموش كن.من نه تنها به تو اعتراض نمي كنم بلكه به خودم اين حق را نمي دهم كه اصلا بگويم چرا؟چرا؟چون مرا دوست نداري
Read more
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست ...
Media Removed
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست. لطفاً به بند اوّل سبّابه ات بگو يك ذرّه صبر و حوصله اش بيشتر شود از بُخلْ زنگ خانه ي من سكته مي كند دستت اگر كمي متمايل به در شود تحلیل این شعر از همون ابتدا با یک سوال شروع میشه. ... .
تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست.

لطفاً به بند اوّل سبّابه ات بگو
يك ذرّه صبر و حوصله اش بيشتر شود
از بُخلْ زنگ خانه ي من سكته مي كند
دستت اگر كمي متمايل به در شود

تحلیل این شعر از همون ابتدا با یک سوال شروع میشه. چرا «بند اول سبابه»؟
هممون میدونیم که سبابه همون انگشت اشاره هست.
و «بند اول انگشت اشاره» دقیقا همون قسمتی از دست هست که ما باهاش زنگ در رو فشار میدیم!! شاعر از معشوقش میخواد که موقع زدن زنگ در، کمی صبر داشته باشه. چرا؟ به این خاطر که اگر معشوقش دستش رو از روی زنگ برداره، زنگ در از شدت بخل سکته میکنه! یعنی زنگ در دوست داره که دست اون شخص بیشتر اون رو لمس کنه و به سمت دستگیره در متمایل نشه!
اما یه فرق جالبی بین «بخل» و «حسادت» هست. «حسادت به معنای آرزوی زوال نعمتی است که خدای تعالی به کسی از بندگان خود اعطا کرده و بخل آن است که انسان از نعمتی که خدای متعال به خود او داده به کسی ندهد»

شاعر میگه زنگ در خونه از بخل سکته میکنه (نه از حسادت) یعنی زنگ خونه چشم نداره که دستِ اون شخص زننده زنگ رو با کسی سهیم بشه!! (فوق العاده نیست این شعر؟) در مي زني كه وارد تنهايي ام شوي
امّا بعيد نيست زماني كه مي روي
در از خودش جلاي وطن گفته، مثل من
در جستجوي در زدنت در به در شود
وارد تنهایی من میشی و تنهایی من رو به هم میریزی. و بعدش من رو ترک میکنی. «در» میزنی و وارد تنهایی من میشی اما وقتی میخوای بری دیگه «در»ی وجود نداره! در، خودش رو ترک کرده و برای یکبار دیگه در زدن تو (لمس دستات) در به در و آواره شده! دقیقا مثل من!
«جلای وطن گفتن» یعنی «بیرون رفتن از وطن، تبعید»
در واقع، در «از خودش» جلای وطن میگه! یعنی ماهیت در بودنش رو رها کنه و به دنبال تو می افته! (اینکه در، در به در بشه یه ترکیب بی نظیره واقعا!) اين بچه لاكپشتِ نگون بخت سال هاست
از تخم در ميآيد و سوي تو مي دود
امّا مقدّر است كه در آخرين قدم
يعني در آستانه ي دريا دمر شود

چرا لاکپشت؟ علتش معروف بودن لاکپشت به کند بودنه! یعنی لاکپشت از تخم در میاد و از همون ابتدا شروع میکنه به گشتن در پی مقصودش (که دریا = معشوق باشه) و این مسیر انقددددر طولانیه که هیچوقت به مقصودش نمیرسه! در واقع تا یک قدمی اون میره ولی هیچوقت به خودش نمیرسه! و این سیکل سال هاست که در حال تکراره! (لاکپشتی به دنیا میاد و با سرعت کمش تمام عمر دنبال مقصودش میره ولی درست یک لحظه قبل از رسیدن بهش، تلف میشه و ارزو به دل میمیره) x تکرار
Read more
. شتاب کردم که آفتاب بیاید نیامد دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ ...
Media Removed
. شتاب کردم که آفتاب بیاید نیامد دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می‌ریخت که آفتاب بیاید نیامد به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند که آفتاب بیاید نیامد چو گرگ زوزه کشیدم چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم دریدم شبانه روز دریدم که ... .
شتاب کردم که آفتاب بیاید
نیامد
دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می‌ریخت که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
چو گرگ زوزه کشیدم
چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم
دریدم
شبانه روز دریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
چه عهدِ شومِ غریبی!
زمانه صاحبِ سگ، من سگش
چو راندم از درِ خانه
ز پشت بامِ وفاداری
درون خانه پریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
کشیده‌ها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان
دو گونه را
چنان گدازه‌ی پولاد سوی خلق گرفتم
که آفتاب بیاید
نیامد
اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان را
ولی، گریستن نتوانستم
نه پیشِ دوست
نه در حضور غریبه
نه کنجِ خلوتِ خود
گریستن نتوانستم که آفتاب
بیاید
نیامد
.
#رضا_براهنی
Read more
سلام ميكنم به همه عزيزان دلم بخاطر مشغله زياد نتونستم زودترپست بزارم و تشكر كنم و جواب تمام محبتهاي ...
Media Removed
سلام ميكنم به همه عزيزان دلم بخاطر مشغله زياد نتونستم زودترپست بزارم و تشكر كنم و جواب تمام محبتهاي پر مهرتون رو بابت تبريك تولد بدم ممنونم از تمام عزيزاي دلي كه با استوري يا پست و يا دايركت و مسيج تبريك گفتين من عاشق تك تكتون هستم من امروز خودم رو خوشبخت ترين دختر دنيا احساس ميكنم چون كساني كنارم ... سلام ميكنم به همه عزيزان دلم بخاطر مشغله زياد نتونستم زودترپست بزارم و تشكر كنم و
جواب تمام محبتهاي پر مهرتون رو بابت تبريك تولد بدم
ممنونم از تمام عزيزاي دلي كه با استوري يا پست و يا دايركت و مسيج تبريك گفتين
من عاشق تك تكتون هستم
من امروز خودم رو خوشبخت ترين دختر دنيا احساس ميكنم چون كساني كنارم هستن كه واقعا دوستم دارن وبهم عشق ميدن ،بهم انرژي ميدن
حتي كسايي كه من اصلا نميشناختم و با پيام تبريك تولد كلي منو هيجان زده كردن
واقعا خوشحالم رفيقا و همكارايي دارم كه اينقدر ماهن
بخودم ميبالم از داشتن شاگردايي كه اينقدر عشقن
خدارو شكر ميكنم كه اطرافيانم اينقدر دوستم دارن و دل به دلم ميدن و من هم متقابلا عاشقانه تو قلبم جاشون دادم
با وجود شماها من ديگه هيچي تو زندگيم كم ندارم....
امسال چند باري سورپرايز شدم و چند باري هم كيك تولد فوت كردم و هر بار آرزوي سلامتي و ارامش كردم براي خودم و مردمم و اطرافيانم از خدا خواستم به هيچ دليلي .حتي با ديدن نامرديها و بي مراميهاي روزگار،اين جوهره وجودم رو كه عشق و انرژي دادن به اطرافيانم هست رو ازم نگيره
ارزو ميكنم روزي برسه كه ملتم در صلح و ارامش زندكي كنند و استرس بالا رفتن هزينه هاي زندگي كمرشون رو نشكنه و .......
اايشالا روزي بشه كه كه حال دلمون خوب بشه
هر روز برامون رويايي باشد در دست ،نه دوردست
دليلي باشد براي زندگي،نه روزمرگي
عشقي باشد در دل ،نه در سر..
آمين
عكس از رفيق باحالم امير حق بر
@amirhaghbarr
Read more
. به هر طرف که نگاه کنیم زنی را خواهیم یافت که انتخاب کرده است. ازدواج نکند و یا انتخاب میکند ازدواج ...
Media Removed
. به هر طرف که نگاه کنیم زنی را خواهیم یافت که انتخاب کرده است. ازدواج نکند و یا انتخاب میکند ازدواج کند اما شرایطش پیش نیآمده است. به هر شهر و روستایی که سر بزنیم زنانی را ملاقات خواهیم کرد که "تنها" در مسیر زندگی‌شان جلو میروند و گاهی آنقدر قدرتمند جلو میروند که تحسین نکردنشان تقریبا غیر ممکن به ... .
به هر طرف که نگاه کنیم زنی را خواهیم یافت که انتخاب کرده است.
ازدواج نکند و یا انتخاب میکند ازدواج کند اما شرایطش پیش نیآمده است.
به هر شهر و روستایی که سر بزنیم زنانی را ملاقات خواهیم کرد که "تنها" در مسیر زندگی‌شان جلو میروند و گاهی آنقدر قدرتمند جلو میروند که تحسین نکردنشان تقریبا غیر ممکن به نظر میرسد.
انتخابِ اينكه مجرد بمانيم يا ازدواج كنيم نه نشان دهنده ي نقص و ناکامل بودن است، نه نشان دهنده ي موفقيت!
نه در تجرد برتری‌ای وجود دارد نه در ازدواج. .
براي خيلي از افراد رابطه اي ميان تنها بودن و «احساس نقص داشتن»، وجود دارد.
در بسياري از فرهنگ ها مجرد ماندن نمادِ نقص داشتنِ "زن" است. .
اين نوع نگاه ريشه در معناي "ازدواج" دارد. .
زماني كه ما به ازدواج به چشم يك دست آورد و يا يك موفقيت نگاه كنيم قطعا با زنهايي كه نميخواهند ازدواج كنند، يا از ازدواجشان بيرون امده اند و يا رابطه دارند اما به ازدواج اعتقادي ندارند به چشم افرادی داراي "نقص" نگاه خواهيم كرد، چون شبيه به ديگران به دست نياورده اند و در اين بخش از زندگي شان موفق نبوده اند. .
این بارِ نقص داشتن و چیزی را کم داشتن به نگاه جامعه‌ای برمیگردد که نمیتواند استقلالِ زن و نبودن مرد در کنار یک زن را به رسمیت بشمارد. .
زندگی را بر زنی که در اطرافتان زندگی میکند و ازدواج نکرده است و مردی را برای ادامه‌ی مسیر زندگی‌اش انتخاب نکرده است، سخت نکنید.
.
اگر دخترتان از ازدواجش بیرون آمده است و دوباره به خانه‌ی پدری‌اش برگشته است با او شبیه به یک مجرم رفتار نکنید. استقلال زنهای تنهای اطرافتان را به رسمیت بشمارید و با کنترل کردن، چک کردن و نگران بودن، به آنها احساس نقص داشتن و ناکامل بودن ندهید.
.
بدانیم که زن، انسانی کامل زاده شده است درست مانند مرد! و بدانیم که افسانه‌های قدیمی در مورد خوشبخت شدنِ یک زن، فقط افسانه است.
.
در دنیای واقعی، کافی‌ست کمی چشم‌هایمان را باز کنیم و به اطرافمان نگاه کنیم.
وقتی با دقت نگاه کنیم زنان قدرتمند و تحسین برانگیزی را خواهیم یافت که سالهاست این معادلات را بر هم زده اند و با نگاهی خسته اما مصمم به تبعیض‌ها، لبخند میزنند. .
.
.
متن :پونه_مقیمی
تنهابودن_نقص_نيست
Read more
بارالها از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم<span class="emoji emoji2728"></span> نكند فرق به حالم چه براني، چه بخواني<span class="emoji emoji2728"></span> چه به اوجم برساني چه ...
Media Removed
بارالها از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم نكند فرق به حالم چه براني، چه بخواني چه به اوجم برساني چه به خاكم بكشاني نه من آنم كه برنجم نه تو آني كه براني نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي در اگر باز نگردد نروم باز به جايي پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي كس ... بارالها
از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم✨
نكند فرق به حالم
چه براني، چه بخواني✨
چه به اوجم برساني
چه به خاكم بكشاني✨
نه من آنم كه برنجم
نه تو آني كه براني✨
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي✨
در اگر باز نگردد نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي✨
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي✨
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهی…🙏🏻🌹 سلام دوستان خوبم 😊✋🏻 طاعاتتون قبول درگاه حق 🌷🙏🏻 #كرم #باواريا #سه #رنگ #دسر #بين #الملل #خوشمزه #دلچسب

آموزش در پست بعد ☺️
Read more
شب ساعته ۲۳ بود البته توو رختخوابم، خلاصه ۱۱ بار اینور اونور شدم، همش به خاطراتم فکر کردم، هرچی دوره ...
Media Removed
شب ساعته ۲۳ بود البته توو رختخوابم، خلاصه ۱۱ بار اینور اونور شدم، همش به خاطراتم فکر کردم، هرچی دوره می کردم توو اوجه نارحتی خوشحال می شدم . سرم درد گرفته بود، هوا بخاطره اسپیلیت خنک، اما پیشونیم پُره عرق. همش لحافو جلو چشم می کشیدم تا پیشونیمو خشک کنم . روزی که گذشتو خیلی کار کردم، برای آروم شدنمم ... شب ساعته ۲۳ بود البته توو رختخوابم،
خلاصه ۱۱ بار اینور اونور شدم، همش به خاطراتم فکر کردم، هرچی دوره می کردم توو اوجه نارحتی خوشحال می شدم .
سرم درد گرفته بود، هوا بخاطره اسپیلیت خنک، اما پیشونیم پُره عرق.
همش لحافو جلو چشم می کشیدم تا پیشونیمو خشک کنم .
روزی که گذشتو خیلی کار کردم، برای آروم شدنمم کلی هم ورزش .
خلاصه بدنم خسته ی خسته بود فکرمم مثله ساعت کار می کرد، انگار معنیه خستگیو نمی فهمید همش از این کوچه تو اون کوچه از این مورد به اون مورد در حاله دوئیدن‌ بود .
کاش می تونستم جمجممو باز کنم این توده ی سفید و در بیارمو بزارم رو میزه بغله تختم، چون مطمئنم خوابم می برد .
هیچ کس اون یکیو نمی فهمه البته تو نقش همه، خودت می شن .
هم از زندگی خستم،
هم از مرگ می ترسم .
چون با شنیده هام مرگ هم مثله زندگی ترسناکه !!!
البته مرگ هم سراغه هر کس نمیره
یعنی اگر هم ما بریم سمتش تا نخواد مارو همراهی نمی کنه پس اونم همراهه خوبی نیست و هرقت خودش بخواد مارو با خودش می بره
باور کن راست می گم
شنیدم فردی یازده بار به انواع گوناگون قصد خودکشی کرد و همه ی مراحل این مسیر و رفت: خودشو دار زد، طناب پاره شد. خودشو انداخت توو دریا، از آب بیرون کشیدنش و غیره... بالاخره برای آخرین بار با سیانور و آمپوله هوا کاره آخرو کرد این دفعه ی ۱۲ آخرین بار بود که به مرحله۱۳هم نرسیدپس۱۳ هم عدده نحسی نیست .
آره
سرنوشت که فرمان روای زندگیه هممونه و من هستم که سرنوشتمو تایین می کنم، چون حاکمم و فرمانروایه زندگیمو خودم تائین می ‌کنم .
اما دیگه بد از تعیین کردنش نمی تونم دیگه از دستش راحت بشم، نمی تونم ازش فرار کنم
چون بد از تعیینش من دیگه پیر شدم !!!سرنوشت پر زورتر از من می شه.
هر روز قویتر از دیروز
فکر می کنم آزادم ولی جلو سرنوشتم نمی تونم وایسم.انگار یه قلاده انداخته گردنمو داره می کشه، این ورو اون ور .
نه می تونم داد بزنم، نه می تونم بجنگم .
پس
زندگی خر است .
آره، از چیزی نه خوشم می آد ونه بدم می آد. دیگه با مرده ها فرقی ندارم فقط تحرک دارم . من هم از دنیای اونام ولی فقط دارم با حرکت کردنمو حرف مفت زدنم می گم با مرده ها فرق دارم اما، من هم با اونا هستم و زنده به گور در هوا هستم !!!
وتنها و تنها، فقط نگاه می کنم، چون دل خوشیم تنها نوشتنو بازی با ذهنه خودم شده
و
تمام .
امیدوارم
اگر تو‌دریا داری غرق می شی
اگر نون نداری شیکمتو سیرکنی
معنیه آرامشه نفهمیدی
داری تو باتلاق زندگی فورو می ری
حداقل یه نفر، یه حس، نمی دونم، باشه که به معنیه واقعیه همراهت باشه
دستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
تشیع، یک اصل دارد و تمام اصول دیگرش از همین یک اصل منشعب می‌شود، و اساساً به عقیده من تاریخ تشیع و پیدایش ...
Media Removed
تشیع، یک اصل دارد و تمام اصول دیگرش از همین یک اصل منشعب می‌شود، و اساساً به عقیده من تاریخ تشیع و پیدایش تشیع در اسلام از همین یک "نه" آغاز می شود. اگر همه اصول و فروع شیعه بر این اصل مبتنی نباشد، پا در هوا و بی معنی و بی‌هدف است. و این اصل اصل‌ها "نه" است. …..در شورای ساخت عمر، "عبد الرحمن بن عوف" رئیس مجلس ... تشیع، یک اصل دارد و تمام اصول دیگرش از همین یک اصل منشعب می‌شود، و اساساً به عقیده من تاریخ تشیع و پیدایش تشیع در اسلام از همین یک "نه" آغاز می شود. اگر همه اصول و فروع شیعه بر این اصل مبتنی نباشد، پا در هوا و بی معنی و بی‌هدف است. و این اصل اصل‌ها "نه" است. …..در شورای ساخت عمر، "عبد الرحمن بن عوف" رئیس مجلس مأمور انتخاب خلیفه بعد از عمر، به علی دست می‌دهد و میگوید: "به عنوان خلیفه رسول خدا، بر اساس "کتاب خدا"، "سنت پیغمبر" و "رویه دو شیخ"، با تو بیعت می‌کنم. و علی بی لحظه‌ای تردید می‌گوید: "نه". و "نه"اش قیمتی دارد که خود علی می‌داند و علی باید بپردازد: نابود شدن خود علی، قیمت اول. نابودی تمام فرزندان علی در طول تاریخ، قیمت دوم. و حتی محروم شدن جامعه اسلامی زمان علی، از حکومت علی، قیمت سوم! این همه زیان برای یک "نه" ؟. "نه"ای، این همه گران! چرا!؟ او، خود و حکومتش را حق داشت قربانی کند، اما فرزندانش را چرا؟ محروم کردن مردم و جامعه زمانش را از حکومت علی و گرفتار کردنشان را به حکومت و زعامت خلفای جور، چرا؟ علی، به عنوان هدف خویش و رسالت بزرگ امامتش، نه می‌خواهد حکومت به دست گیرد و نه در اندیشه نجات همان جامعه محدود زمانش است، و نه می‌خواهد به هر قیمتی فرزندانش را بر جامعه حکومت ببخشد (گرچه این همه را می خواهد، اما به صورت جزئی از کل). او، با این "نه"، می‌خواهد به مردم همه عصرها بیاموزد که:.هرکه به حق می‌اندیشد و در راه من گام می‌گذارد، هر گاه در برابر باطل (در هر شرایطی و با هر مصلحتی) قرار بگیرد باید بگوید: "نه"! به خاطر این اصل است که فدا شدن خود او، و حکومت و فرزندانش، و حتی جامعه زمانش، به ماندگاری این اصل در همه زمان‌ها، می‌ارزد، تا در میان همه اندیشمندان پا برجا شود، که به خاطر مصلحت، حقیقتی را پایمال نکنند و در برابر باطل به دلیل مصلحتی "آری" نگویند. "تشیع مصلحت"، تشیع صفوی است و در برابرش تشیع علوی که "تشیع حقیقت" است.

همیشه مصلحت، روپوش دروغین زیبایی بوده است، تا دشمنان "حقیقت"، حقیقت را در درونش مدفون کنند. و همیشه "مصلحت" تیغ شرعی بوده است تا حقیقت را رو به قبله ذبح کنند. که مصلحت، همیشه مونتاژ دین و دنیا بوده است (منبع: مسئولیت شیعه بودن)
Read more
. کوچولو بودم در آستانه نه سالگی. این عکس مربوط به ثبت نام کلاس سوم دبستان بود. پشت عکس اسم معلمم هست. ...
Media Removed
. کوچولو بودم در آستانه نه سالگی. این عکس مربوط به ثبت نام کلاس سوم دبستان بود. پشت عکس اسم معلمم هست. اون موقع موبایل نبود. عکسشو بگیرم یادم بمونه. برای همین مشخصه ظاهریشو نوشتم. چون این معلم رو واقعا دوست داشتم. کارت صدآفرین آخرین کارتی است که کلاس چهارم گرفتم. بعد ازون تا آخر دانشگاه مشغول شیطونی ... .
کوچولو بودم در آستانه نه سالگی. این عکس مربوط به ثبت نام کلاس سوم دبستان بود. پشت عکس اسم معلمم هست. اون موقع موبایل نبود. عکسشو بگیرم یادم بمونه. برای همین مشخصه ظاهریشو نوشتم. چون این معلم رو واقعا دوست داشتم. کارت صدآفرین آخرین کارتی است که کلاس چهارم گرفتم. بعد ازون تا آخر دانشگاه مشغول شیطونی و بی انضباطی و کارهای خارج از قاعده نظام آموزشی بودم. نمره انضباط راهنمایی ام ١٣ یا ١۴ بیشتر نبود.
اول راهنمایی که بودیم موقعی که زنگ آخر رو میزدن ما عین زندونیا که بالاخره آزاد شدن دسته جمعی نعره زنان از کلاس بیرون می رفتیم. تا اینکه خانم ناظم اولتیماتوم جدی داد که وای به حالتون اگه از امروز نعره بزنید. زنگ آخر رو زدن. بچه ها آروم و خیلی رام از کلاس بیرون می رفتن. منم انگار خوشم نیومد رام باشم. پس تنهایی داد زدم: هورا کلاس تعطیل شد! و دویدم. بچه ها هم دنبال من نعره زنان به سمت در کوچه دویدند. تا اینکه ناظم عصبانی منو دید. گفت اون ژاکت زرده بایست! منم می دویدم. یکی از بچه ها گفت ژاکت رو دربیار. اولین بار بود که حس کردم یه چریکم. ژاکت رو دوستم گرفت زیر چادرش قایم کرد. ناظم که تا کوچه دویده بود منو تو سیل جمعیت بچه های خوشحال گم کرد. خانم ناظم! ببخشید حرصت دادم.
کلاس پنجم دبستان یه خانم ناظمی داشتیم مانتو و شلوار اتو کشیده و رنگ روشن میپوشید. عین طاووس تو حیاط موقع زنگ تفریح راه می رفت. واقعا به خط اتوی شلوارش و تمیزی لباسش می نازید. منم در حال بازی و شلوغی تو حیاط پشت پام بالا رفت و با کف کفشم یه مهر گنده روی مانتوی شکری رنگ خانم ناظم زدم. هیچ وقت خشمش رو از یاد نمی برم. الآنم ازش معذرت نمی خواهم چون اون بیش از اندازه لازم خشمگین شد.
باز کلاس پنجم معلم دینی درست جلسه اول باهامون با آب و تاب از فشار شب اول قبر حرف زد، انگار خودش تجربه کرده بود! تصویرسازیش طوری قوی بود که ترسیدیم. ما ده یازده سالمون بود. تقریبا همه مون شب کابوس دیدیم و با گریه از خواب پریدیم. صبح مادرها اومدن مدرسه اعتراض کردند. خانم دینی از جلسه دوم سرمون غر زد که اگه موضوعی بود به خودم می‌گفتین.
#پونه_ندایی
.
When I was 9 years old.
#nostalgia #iran #poonehnedai
Read more
"داستان راشومون - که از چهار منظر متفاوت بازگو می‌شود - یک سوال اساسی طرح می‌کند : چه چیز" دیگری بزرگ ...
Media Removed
"داستان راشومون - که از چهار منظر متفاوت بازگو می‌شود - یک سوال اساسی طرح می‌کند : چه چیز" دیگری بزرگ " را تهدید می‌کند؟ علت اصلی و غایی که ثباتِ پیمان مردانه (دیگری بزرگ در ژاپن قرون وسطی) را به هم می‌زند و وضوح نگاه مردانه را از بین می‌برد چیست؟ یک زن، میل زنانه. به این اعتبار، نظریه کوروساوا درباره ... "داستان راشومون - که از چهار منظر متفاوت بازگو می‌شود - یک سوال اساسی طرح می‌کند : چه چیز" دیگری بزرگ " را تهدید می‌کند؟ علت اصلی و غایی که ثباتِ پیمان مردانه (دیگری بزرگ در ژاپن قرون وسطی) را به هم می‌زند و وضوح نگاه مردانه را از بین می‌برد چیست؟ یک زن، میل زنانه. به این اعتبار، نظریه کوروساوا درباره حقیقت در فیلم راشومون نظریه‌ای نیچه‌ای است که بنا به آن "حقیقت زن است"، چرا که در نهایت فاقد انسجام است و در زیر حجاب‌ها و پرده‌های متعدد هیچ نقطه مرجع نهایی و واپسینی ندارد، و از این روست که مواجهه با حقیقت چنین شوک‌آور است و راشومون فیلمی است درباره مواجهه شوک‌آور با حقیقت، و نه در دفاع از "نسبی‌نگری"
(ص۴٧)
@lega.press
#راشومون
#صالح_نجفی
#نشر_لگا
Read more
کاروانسرای شاه عباسی پیکی گرانبها حامل میراث دیرینه و ناگفته های چند صد ساله اجداد تاریخ شهر کویری ...
Media Removed
کاروانسرای شاه عباسی پیکی گرانبها حامل میراث دیرینه و ناگفته های چند صد ساله اجداد تاریخ شهر کویری ابوزیدآباد از توابع شهرستان آران و بیدگل است در گستره فلات ایران زمین، استان اصفهان به تنهایی فصلی زرین از کتاب فرهنگ، ادب و هنر ایرانی است و به حق از هزاران سال پیش با آموزه های ادیان الهی عجین شده ... کاروانسرای شاه عباسی
پیکی گرانبها حامل میراث دیرینه و ناگفته های چند صد ساله اجداد تاریخ شهر کویری ابوزیدآباد از توابع شهرستان آران و بیدگل است
در گستره فلات ایران زمین، استان اصفهان به تنهایی فصلی زرین از کتاب فرهنگ، ادب و هنر ایرانی است و به حق از هزاران سال پیش با آموزه های ادیان الهی عجین شده است.
در این میان منطقه ابوزید آباد واقع در شمال این استان به مرکزیت این شهر و با مجموعه ده روستا بر کناره بیابان های خاموش و پر رمز و راز ایران مرکزی، در40 کیلومتری شهرستان آران بیدگل گنجی پر بها را نه در پستوخانه ها و زیر خاک، بلکه در آستانه این شهر با سکوتی غریب نگهداری کرده است.
#گردشگری
#سفر #کویرنوردی #کویر #مرنجاب #آران #جاذبه #مسافرت #کاروانسرا #شاه عباسی
Read more
👭👭 ما آنقدر خوب هستیم که ببخشیم و آنقدر بد که بگریانیم حرفم این است هیچ موجودی جاندار و بی جان در ...
Media Removed
👭👭 ما آنقدر خوب هستیم که ببخشیم و آنقدر بد که بگریانیم حرفم این است هیچ موجودی جاندار و بی جان در هیچ صفتی مطلق نیست ما همه خوب های گاها” بد و بد های گاها” خوب هستیم نه بیش و نه کم #مژده_خردمندان پ_ن:رمق قدر دونستن نداشتم به جز مامان و بابا نیاز داری یه آدمایی رو کنار خودت داشته باشی نه ... 👭👭
ما آنقدر خوب هستیم که ببخشیم
و آنقدر بد که بگریانیم
حرفم این است
هیچ موجودی
جاندار و بی جان
در هیچ صفتی مطلق نیست
ما همه
خوب های گاها” بد
و بد های گاها” خوب هستیم
نه بیش
و نه کم
#مژده_خردمندان
پ_ن:رمق قدر دونستن نداشتم
به جز مامان و بابا نیاز داری یه آدمایی رو کنار خودت داشته باشی
نه میشه اسمشو دوست گذاشت
نه دختر دایی
از یه خواهر بهت نزدیکترن
من مفهوم (ای کاش) رو الان درک کردم وقتی که احساس پشیمونی کردم
یه اشتباهی بوده
یه طرز فکرای غلطی بوده
که الان سعی بر اینه که دیگه هیچوقت تکرار نشه
یه جا خوندم نوشته بود:
چیزی که علاج نداره،نیاز به توجه هم نداره،گذشته ها گذشته
چیزی که علاج نداره،افسوس هم نداره،گذشته ها گذشته
و من حس میکنم از الان به بعدش مهمه
الان قدر ثانیه،ثانیه زندگی رو میدونم
و با تمام وجودم حسش میکنم دیگه خواب نیستم بیدارم کردین
با هر کلمه یا جمله ای که بخوام تشکر کنم کمه واسه شماها
نیست در حد شما ها.امیدوارم به آینده
در آخر هم جمله ی معروف «دوستون دارم» بیشتر از قبل
بیشتر از همیشه
@shadi_kt ♥️💛
@nazanin__khatami ♥️❤️
@fatemefiroozpour ❤️♥️
Read more
جان بولتون: آمریکا در پی تغییر رژیم ایران نیست مشاور امنیت ملی کاخ سفید می گوید که آمریکا در پی سرنگونی ...
Media Removed
جان بولتون: آمریکا در پی تغییر رژیم ایران نیست مشاور امنیت ملی کاخ سفید می گوید که آمریکا در پی سرنگونی حکومت ایران نیست و تنها خواهان آن است که این رژیم «تغییر اساسی» در رفتار خود ایجاد کند. جان بولتون در جریان سفر به اسرائیل در گفتگو با خبرنگاران همچنین به تظاهرات ماه های اخیر در ایران اشاره و ... جان بولتون: آمریکا در پی تغییر رژیم ایران نیست
مشاور امنیت ملی کاخ سفید می گوید که آمریکا در پی سرنگونی حکومت ایران نیست و تنها خواهان آن است که این رژیم «تغییر اساسی» در رفتار خود ایجاد کند.

جان بولتون در جریان سفر به اسرائیل در گفتگو با خبرنگاران همچنین به تظاهرات ماه های اخیر در ایران اشاره و بر تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا برای اعمال تحریم ها و مجازات های بیشتر بر ضد تهران تاکید کرد.

مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریکا در این خصوص تصریح کرد: «برای صراحت بیشتر باید گفت که سیاست آمریکا تغییر رژیم ایران نیست. ما می خواهیم شاهد تغییر بنیادین در رفتار ایران باشیم.» آقای بولتون با اشاره به ضعف دراز مدت تهران در مدیریت بحران اقتصادی و نقش آن در به راه افتادن تظاهرات اعتراض آمیز در کشور خاطرنشان کرد مدیریت ناکارآمد اقتصاد در حالی اثرات خود را نشان می دهد که پیشتر به واسطه توافقنامه هسته ای سال ۲۰۱۵ اندکی از تاثیر آن کاسته شده بود.
جان بولتون در این زمینه تصریح کرد: «پس از رد توافقنامه هسته ای، اعمال مجدد تحریم ها و فشار مجدد بر تهران شاهد اثرات عمیقا منفی آن بر روی تهران هستیم.» به گفته آقای بولتون «این فشار بسیار شدید تر از آن چیزی است که پیش بینی می شد.» مشاور امنیت ملی کاخ سفید همچنین معتقد است که تظاهرات اعتراض آمیز در ایران نه حاصل یک «توطئه» و نه از پیش سازماندهی شده بود.

جان بولتون در ادامه یادآور شد که آمریکا حاضر است با رژیم ایران بر سر یک توافق جدید مذاکره کند اما طرف ایرانی نمی خواهد خود را با خواسته های آمریکا منطبق کند. به گفته آقای بولتون، با توجه به شرایط موجود آمریکا فشار حداکثری را بر اعمال خواهد کرد تا تهران هرکز نتواند به سلاح هسته ای عملیاتی دست پیدا کند.

#euronews #euronewspersian #euronewspe
Read more
. بعضی از ایرانیان در کنارِ جنگ زدگانِ سوری و عراقی زیستن را به زندگی در کشور خود ترجیح می دهند. بسیاری ...
Media Removed
. بعضی از ایرانیان در کنارِ جنگ زدگانِ سوری و عراقی زیستن را به زندگی در کشور خود ترجیح می دهند. بسیاری از آنان موفق می شوند بعد از مدتی از کمپ خارج شوند. و به جامعه ای به مراتب بهتر از جامعه‌ی خود ورود پیدا کنند. در این رفتن، در این دور شدن، و پذیرفتنِ سختی ها شاید نوعی بازگشت هست. بازگشت به زندگیِ بهتر، ... .
بعضی از ایرانیان در کنارِ جنگ زدگانِ سوری و عراقی زیستن را به زندگی در کشور خود ترجیح می دهند. بسیاری از آنان موفق می شوند بعد از مدتی از کمپ خارج شوند. و به جامعه ای به مراتب بهتر از جامعه‌ی خود ورود پیدا کنند. در این رفتن، در این دور شدن، و پذیرفتنِ سختی ها شاید نوعی بازگشت هست. بازگشت به زندگیِ بهتر، دنیایی آرام تر، چنان که در کودکی و نوجوانی از وطنِ خود می خواستیم و نمی شد و نشد. در این نوع از #مهاجرت ، هرچند دردناک، بازگشت به آرمانشهری ست که شهروندِ شهرِ دود و شکست، از ساختنش عاجز مانده. یا نتوانسته، یا نخواسته. یا مسئولیتِ اجباریِ ملیتش را نپذیرفته، یا خواسته و نتوانسته، هرچه هست، این مهاجران جان به لب رسیدگانِ خسته ای هستند که نه پای ماندن داشته اند نه جانِ رفتن. بعضی مهاجران بازگشت خود را در پذیرفته شدن در جامعه ای می دانند که شناخت درستی از آن ندارند و برای آنها گرفتن اجازه‌ی اقامت، روزهای آفتابیِ خوشایندی ست در محیطی پر از مه و ابهام. *
بخشی از مقاله ام در مجله مروارید ویژه مرداد نود هفت با موضوع مهاجرت. لینک کامل متن زیر عکس پرو فایلم هست.
لطفا متن را کامل بخوانید بعد نظر فرمایید
.
photo:
#Sergey_Ponomarev 
the New York Times
Read more
 #سفرنامه_ترکیه_مونا ... سه عکس اول #redmosqueminaret #مسجد_مناره_قرمز متاسفانه نه در کنار ...
Media Removed
#سفرنامه_ترکیه_مونا ... سه عکس اول #redmosqueminaret #مسجد_مناره_قرمز متاسفانه نه در کنار مسجد و نه در سرچ کردن هیچ اطلاعاتی از این مسجد زیبا پیدا نکردم. اما خیلی زیاد جای خوشگلی بود. عکس چهارم به بعد #kayavelebicami – تاریخ ساخت این مسجد به دوران سلجوقی برمیگردد که در سال 1993 بازسازی ... #سفرنامه_ترکیه_مونا ...
سه عکس اول
#redmosqueminaret
#مسجد_مناره_قرمز
متاسفانه نه در کنار مسجد و نه در سرچ کردن هیچ اطلاعاتی از این مسجد زیبا پیدا نکردم.
اما خیلی زیاد جای خوشگلی بود.
عکس چهارم به بعد
#kayavelebicami –
تاریخ ساخت این مسجد به دوران سلجوقی برمیگردد که در سال 1993 بازسازی و بازگشایی شد.
معماری این مسجد یکی از ساختارهای مهم عصر عثمانی است.
این از اون مساجدی بود که اجازه میدادن توش شب بخوابی؛ بهت بخاری برقی و چای داغ هم میدادن.
نمیدونم چرا تو مسجد های ایران اجازه نمیدن شب بخوابی؛ البته هم منطقی است هم نیست‌.
#turkey #van #decmebr #shervin #anatoli
#خاطرات_سفرهای_موناشروین #مونا #شروین #ترکیه #پاییز۹۷ #وان #آناتولی #وان_گردی
Read more
Drowned series 2015 *وقتی نمیتوانی به آنسوی دریا بروی، وقتی احتمال غرق شدن وجود دارد، در ساحلِ ...
Media Removed
Drowned series 2015 *وقتی نمیتوانی به آنسوی دریا بروی، وقتی احتمال غرق شدن وجود دارد، در ساحلِ امن بنشینی و خیال سرزمین های آنورِ آب را ببافی. خیال ببافی و جایت امن است. خیال ببافی و آرام بگیری. خیال ببافی و تنت خشک است. هیچ غریق نجاتی نمیتواند نجاتت دهد و غرق میشوی. نه در ساحل ِ امن، نه در آب های عمیق، ... Drowned series
2015
*وقتی نمیتوانی به آنسوی دریا بروی، وقتی احتمال غرق شدن وجود دارد، در ساحلِ امن بنشینی و خیال سرزمین های آنورِ آب را ببافی. خیال ببافی و جایت امن است. خیال ببافی و آرام بگیری. خیال ببافی و تنت خشک است. هیچ غریق نجاتی نمیتواند نجاتت دهد و غرق میشوی. نه در ساحل ِ امن، نه در آب های عمیق، نه در سرزمین آنسوی آب. .... #poonehoshidari
#pooneh_oshidari
Read more
. . بارالها از كوى تو بيرون نشود پاى خيالم نكند فرق به حالم چه برانى چه بخوانى چه به اوجم برسانى ...
Media Removed
. . بارالها از كوى تو بيرون نشود پاى خيالم نكند فرق به حالم چه برانى چه بخوانى چه به اوجم برسانى چه به خاكم بكشانی نه من آنم كه برنجم نه تو آنى كه برانى نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم نه تو آنى كه گدا را ننوازى به نگاهى در اگر باز نگردد، نروم باز به جايى پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهى كس ... .
.
بارالها
از كوى تو بيرون نشود پاى خيالم

نكند فرق به حالم
چه برانى
چه بخوانى
چه به اوجم برسانى چه به خاكم بكشانی
نه من آنم كه برنجم
نه تو آنى كه برانى

نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنى كه گدا را ننوازى به نگاهى
در اگر باز نگردد، نروم باز به جايى
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهى
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهى چه نخواهى
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهى
خواجه عبدالله انصارى _ بهار ١٣٩٤
.
پ ن ؛
هر چه هست در نااميدى از اطرافيان است ...
Read more
بیایید هواداری کنیم، نه تحلیل‌گری تیم ملی فوتبال پرتغال، قهرمان جام ملت‌های اروپا در سال 2016 است ...
Media Removed
بیایید هواداری کنیم، نه تحلیل‌گری تیم ملی فوتبال پرتغال، قهرمان جام ملت‌های اروپا در سال 2016 است و بهترین فوتبالیستِ حالِ حاضرِ کره زمین را در آماده‌ترین وضعیت جسمی و روحی خود، در ترکیب‌اش دارد. در حالیکه از آخرین قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت‌های آسیا، 42 سال می‌گذرد! لذا طبیعی‌ترین ... بیایید هواداری کنیم، نه تحلیل‌گری
تیم ملی فوتبال پرتغال، قهرمان جام ملت‌های اروپا در سال 2016 است و بهترین فوتبالیستِ حالِ حاضرِ کره زمین را در آماده‌ترین وضعیت جسمی و روحی خود، در ترکیب‌اش دارد. در حالیکه از آخرین قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت‌های آسیا، 42 سال می‌گذرد! لذا طبیعی‌ترین نتیجه بازی دو تیم ملی فوتبال ایران و پرتغال در جام جهانی، بُرد پرتغال می‌تواند باشد، تساوی در این بازی می‌تواند یک نتیجه عالی برای ایران تلقی شود، و بُرد ایران هم به مثابه یک شگفتی خواهد بود. اما فراموش نکنیم که ما هوادارِ تیمِ ملیِ فوتبالِ ایرانِ عزیز هستیم، نه تحلیل‌گر و کارشناس متخصص فوتبال! وظیفه یک هوادار، تشویق تیم و رؤیاپردازی، و القا و انتقال حس پیروزی بر رقیب، (ولو رقیب، قوی‌ترین تیم جهان باشد) است. تحلیل عقلایی فوتبال را به مربیان و کارشناسان تیم واگذار کنیم و تیم ملی فوتبال میهن‌مان را فقط تشویق کنیم. به پیروزی در این بازی امیدوار باشیم و به بازیکنان تیم ملی کشومان روحیه و انرژی بدهیم. صدالبته بعد از بازی می‌توانیم وارد وادی منطق و استدلال بشویم. اگر خدای ناکرده نتیجه بد هم گرفتیم، صدها روز فرصت داریم، کادر فنی و مربیان را ملامت کنیم و کارشناسان نقد سازنده کنند تا در مقاطع دیگر بهتر ظاهر شویم.
در این یک روز باقی‌مانده تا بازی مهم و حساس با پرتغال، فقط و فقط آرزوی پیروزی برای تیم ملی بکنیم، آن هم در قالب مطالب جدی و میهن‌دوستانه.
به امید خلق شگفتی توسط تیم ملی فوتبال ایران و پیروزی مقابل پرتغال و برپاییِ یک جشن بی‌سابقه در سراسر ایران. ✅ @mohebbisbs
Read more
این منم دوچرخه سوار <span class="emoji emoji270b"></span>🚴 پا در رکاب... جاده در پیش... آرام و بی شتاب،پیش میروم... تو از کنارم میگذری،تند ...
Media Removed
این منم دوچرخه سوار 🚴 پا در رکاب... جاده در پیش... آرام و بی شتاب،پیش میروم... تو از کنارم میگذری،تند و پرشتاب،دستت را روی بوق میفشاری و زیر لب چیزی میگویی! نمیشنوم،نمیدانم! نمیدانم تفاوت میان من و تو چیست؟ تو کار مهمی داری و من ندارم؟ تو آدم مهمی هستی و من نیستم؟ تو آدم جدی هستی و من برای ... این منم دوچرخه سوار ✋🚴
پا در رکاب...
جاده در پیش...
آرام و بی شتاب،پیش میروم...
تو از کنارم میگذری،تند و پرشتاب،دستت را روی بوق میفشاری و زیر لب چیزی میگویی!
نمیشنوم،نمیدانم!
نمیدانم تفاوت میان من و تو چیست؟
تو کار مهمی داری و من ندارم؟
تو آدم مهمی هستی و من نیستم؟
تو آدم جدی هستی و من برای سرگرمی رکاب میزنم؟ 🚴‍♀ به خودت نگاه کن! تو یک انسان هستی،من هم!
تو سرمایه مردم این سرزمین را به دود تبدیل میکنی تا نفس انسانها را مسموم کنی!
این بهای رسیدن تو به مقصد است...
من رکاب کشان راهی هستم،نه زمین را آلوده میکنم نه آسمان را،
هیچکس برای رسیدن من به مقصد بهایی نمیپردازد!
چربی خون،چاقی،استرس... درکمین توست!
شادابی،سلامت،آرامش،... همیشه با من است!
توبا سرانگشت پا، پدال گاز را میفشاری،درچند ثانیه به سرعت صد کیلومتر رسیده ای!
من پا در رکاب ،انرژی زیادی به کار میبرم تا به سرعت سی کیلومتر برسم!
تو سهم زیادی از خیابان را پر کرده ای!
همه ی سهم من از خیابان به طول قد من است؛
تو گمان میکنی که پهنای همه ی خیابان از آن توست!
من به پهنای یک وجب در خیابان راضی ام!
تو برای رهگذاران شلوغ و پرسروصدا،
ومن برای رهگذران یادآور شادی و شادابی زندگی!
تو برای کودکانی که میگذرند، بوق گوشخراش خود را به صدا در میآوری
ومن برای کودکان رهگذر لبخند میزنم!

تفاوت من و تو چیست؟ 🤔

اگر سرعت من کم است،
بوق های ممتد تو آنرا زیاد نخواهد کرد!
اگر ماشینی با ماشین تو تصادف کند ،
آهن است و آهن!
اگر ماشین تو با دوچرخه من تصادف کند،
آهن است و گوشت و پوست و استخوان!

من دوچرخه سوارم! 🚴
دوستدار طبیعت،دوستدار آفرینش!
دوستدار تو !
جانم در دست توست!
بی احتیاطی تو جانم را بر باد خواهد داد!
پس مراقب من باش!
رانندگی یک رفتار نیست،
رانندگی یک فرهنگ است!
رانندگی یک ادب است!
به فرهنگ رانندگی، به ادب رانندگی پایبند باشین ... 🚴
Read more
استاد برجسته جامعه شناسی سیاسی بر این باور است که طبقه متوسط از سیاست به زندگی کوچ کرده است. اگر هم ...
Media Removed
استاد برجسته جامعه شناسی سیاسی بر این باور است که طبقه متوسط از سیاست به زندگی کوچ کرده است. اگر هم به سیاست می‌آید برای تضمین جامعه است.  دکتر آزاد ارمکی می‌گوید طبقه متوسط برای یافتن فرصت زندگی تمایل به ماندن در سیاست ندارد  دکتر تقی آزاد ارمکی استاد برجسته جامعه شناسی حرف های مهمی درباره طبقه ... استاد برجسته جامعه شناسی سیاسی بر این باور است که طبقه متوسط
از سیاست به زندگی کوچ کرده است. اگر هم به سیاست می‌آید برای تضمین جامعه است. 
دکتر آزاد ارمکی می‌گوید طبقه متوسط برای یافتن فرصت زندگی
تمایل به ماندن در سیاست ندارد  دکتر تقی آزاد ارمکی استاد برجسته جامعه شناسی حرف های مهمی درباره طبقه متوسط دارد. او باورش این است که طبقه متوسط به ساحت واقع‌گرایانه‌ای رسیده است و دغدغه‌اش دموکراسی اجتماعی است نه دموکراسی سیاسی.این یعنی اینکه دکتر آزاد ارمکی تاکید می کند بر هجرت طبقه متوسط از سیاست به جامعه. به این معنا که آنها اولویت های مربوط به زندگی را بر آنچه که تا دیروز در سیاست مدنظر داشت ترجیح می دهد.او البته اصرار دارد که طبقه متوسط به هیچ وجه محافظه کار نشده است. گفت و گوی دو ساعته مجله مثلث را با این استاد برجسته در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران را بخوانید.
Read more
<span class="emoji emoji1f53b"></span> . معیشت برایشان سخت شده بود و از روستا زده بودند بیرون و چند سال در محله ازگل تهران سرایدار بودند. ...
Media Removed
. معیشت برایشان سخت شده بود و از روستا زده بودند بیرون و چند سال در محله ازگل تهران سرایدار بودند. بعد که بچه‌ها یکی یکی به دنیا آمدند (دو پسر و یک دختر) ساکنان مجموعه عذرشان را خواستند. یکی دو شب را در «صالح‌آباد» و شب دیگر را اطراف حرم امام گذرانده بودند. مرد به من گفت: «شما که خودت می‌دونی، اطراف ... 🔻
.
معیشت برایشان سخت شده بود و از روستا زده بودند بیرون و چند سال در محله ازگل تهران سرایدار بودند. بعد که بچه‌ها یکی یکی به دنیا آمدند (دو پسر و یک دختر) ساکنان مجموعه عذرشان را خواستند. یکی دو شب را در «صالح‌آباد» و شب دیگر را اطراف حرم امام گذرانده بودند. مرد به من گفت: «شما که خودت می‌دونی، اطراف حرم برای موندن جای خوبی نیست. من برای زن و دخترم ترسیدم».
.
دوباره برگشته بودند به روستا. حالا پسر بزرگتر (که شاید دوازده سیزده ساله بود و به دلیل سوءتغذیه هفت ساله به نظر می‌آمد) از روستا می‌آید تهران و در مترو دستفروشی می‌کند. درآمدش حدودا روزی بیست و پنج هزار تومان است. شبها را هم پیش کارگرهای هم طایفه می‌ماند تا یک ماه. بعد می‌آید ده. این درآمد اصلی خانواده است، به اضافه چند گوسفندی که به عنوان چوپان امانت می‌گیرند و پروار می‌کنند و به صاحبش بر می‌گردانند.
.
در خانه جز آب، چیزی نبود. .
زن تعریف کرد که چند شب پیشتر پسر کوچکتر (چهار پنج ساله) دندانش آبسه می‌کند و بی‌قرار می‌شود. نه مُسَکنی در دسترس هست، نه در ده کوچکشان دسترسی به دندانپزشکی هست که بشود دردش را درمان کرد. چند ساعت گریه کودک، مادر را بی‌طاقت می‌کند. گریه‌اش می‌گیرد. رو به آسمان می‌کند و می‌گوید:«خدایا وسط این بیابان تو هم ما را فراموش کردی؟!» خدا صدای زن را شنیده بود: صبح فردا تیم جهادی درمان، می‌رسند به این روستا و بچه را می‌برند برای درمان.‌
.
پیرمردی از اهالی همین ده به من گفت آقای قالیباف زمان امام، حدودا سی و هفت سال پیش از جهاد سازندگی آمدند توی ده ما، وایستادند پای کار تا آبرسانی به روستا انجام شد. بعد از آن دیگر کسی نیامد سراغ ما تا همین چند روز پیش که دکترها [گروه جهادی درمان] آمده اینجا. .
تصویری که می‌بینید مدرسه ده است. نصف کانکسی خراب، با سقفی که به مدد ستون سرپاست. نصف دیگر کانکس انبار علوفه است. وسیله گرمایش مدرسه یک والر قدیمی است و پنج دانش آموز این ده روی نیمکت‌های به هم فشرده درس می‌خوانند.

#روایت_سفر
#لرستان
Read more
<span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f536"></span><span class="emoji emoji1f537"></span>به نام خدا<span class="emoji emoji1f537"></span><span class="emoji emoji1f536"></span> دهم ذی الحجه (مصادف با چهارشنبه 31 مرداد) ؛عید سعید قربان مبارک باد <span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> . در ...
Media Removed
به نام خدا دهم ذی الحجه (مصادف با چهارشنبه 31 مرداد) ؛عید سعید قربان مبارک باد . در روایات مختلف دینی آمده است که حضرت #ابراهیم علیه السّلام در سن بالا و بعد از انتظار زیاد ، دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، ... 👇👇👇👇👇
🔶🔷به نام خدا🔷🔶
دهم ذی الحجه (مصادف با چهارشنبه 31 مرداد) ؛عید سعید قربان مبارک باد
🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹
.
در روایات مختلف دینی آمده است که حضرت #ابراهیم علیه السّلام در سن بالا و بعد از انتظار زیاد ، دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که حضرت اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به #حضرت_ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا حضرت اسماعیل را قربانی کند.

او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر میروند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود می‌شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می‌‌یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می‌‌فرستد.
این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضه‌ای برای حجاج می‌‌گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند.
💥نکته:
از مهمترین عامل موفقیت حضرت ابراهیم علیه السّلام، زیر پا گذاشتن خواسته ی نفس بود که اگه این کار رو انجام نمیدادن، نه در امتحان الهی پیروز میشدن و نه الآن عید قربانی در کار بود.
_ما توی امتحانهای زندگی خودمون چه کار کردیم؟
_خواسته های خدا رو بر خواسته های خودمون ترجیح دادیم؟
#عیدتون_مبارک
#عیدقربان
.
.
💬 عکس و متن رو میتونید از کانال تلگرام و ایتا توبه کده دریافت کنید.
.
🔷پستهای قبلی توبه کده رو از دست ندین👈@towbekadeh
.
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_وعجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
.
《 مطالب رو منتشر کنید تا شریک ثواب باشید 》
.
.
{ سعی کنیم در پیشگاه خدا و #اهلبیت علیهم السّلام از #گناه دوری و به سمت #خدا #توبه کنیم.}
Read more
من درست نمی‌فهمم که بهروز وثوقی چرا نمی‌تواند به ایران برگردد؟ و اگر برگردد چه اتفاق بدی برایش می‌تواند ...
Media Removed
من درست نمی‌فهمم که بهروز وثوقی چرا نمی‌تواند به ایران برگردد؟ و اگر برگردد چه اتفاق بدی برایش می‌تواند بیفتد؟ و اصلاً مگر چه کار کرده است؟ عادت کرده‌ایم از روی احتیاط سوال‌های ساده‌ای را نپرسیم که جواب‌های ساده‌ای دارند و یا اصلاً جواب ندارند! خب عادت است دیگر! بهروز وثوقی از هنرپیشه‌های مطرح ... من درست نمی‌فهمم که بهروز وثوقی چرا نمی‌تواند به ایران برگردد؟ و اگر برگردد چه اتفاق بدی برایش می‌تواند بیفتد؟ و اصلاً مگر چه کار کرده است؟ عادت کرده‌ایم از روی احتیاط سوال‌های ساده‌ای را نپرسیم که جواب‌های ساده‌ای دارند و یا اصلاً جواب ندارند! خب عادت است دیگر!

بهروز وثوقی از هنرپیشه‌های مطرح سال‌های قبل از انقلاب بوده است. در فیلم‌هایی بازی کرده که همبازی‌های معتبرش هنوز هم همچنان دارند در فیلم‌های سینمای این روزها بازی می‌کنند و کسی هم اکراهی و اعتراضی ندارد – که نباید هم داشته باشد. آیا ایشان مشکل حقوقی دارند؟ فعال سیاسی بوده‌اند؟ هنرپیشه‌ای بوده که به قول حالایی‌ها – فیلم‌های مبتذل! بازی کرده؟ آیا ایشان لاف وابستگی به جایی در آن سال‌ها زده‌اند؟ حال که چهل سال گذشته است چرا این مطالب در جایی منعکس نمی‌شود تا پاسخ بگیرد؟

بهروز وثوقی تعدادی از فیلم‌های بسیار موجه را در کارنامه‌ی سینمایی خود دارد؛ از «سوته‌دلان» تا «قیصر»، تا «گوزن‌ها» و تا بسیاری دیگر. آدم مبتذلی نبوده تا عذرخواه حضور در‌ دورانی باشد که عناوین و تعریف‌ها در آن متفاوت بود و آدم‌ها خود نمی‌دانستند که همه چیز بعد‌ها چه قدر متفاوت خواهد بود.
این‌ها در دورانی کار می‌کردند که تلویزیون و گردانندگانش مطلقاً مورد تائید انقلابیون بعدی نبود. اما گروه کثیری از همین‌ها به کارشان تا امروز ادامه داده‌اند! چرا به جای تکیه به «گفته‌اند» نمی‌گویند «می‌گوییم»! و دلایلشان را بی‌تهدید به جفا عرضه نمی‌کنند؟

بهروز وثوقی چرا نمی‌تواند به ایران برگردد؟ چون یادآور دورانی دور و سپری شده است؟ مگر هنرمندان مشهور و محبوب بازمانده از آن روزها هم همینطور نیستند؟ هستند؟ نه نیستند! هنرمند حقیقی بازمانده‌ی خودش است. در امتداد خودش است. مستقل است‌. و به استقلالش سربلند است. و به کارش سربلند است. این ترس و اکراه دارد؟ نه ندارد.
Read more
. «مردی به نام اوزو» . . . در فیلم های #یاسوجیرو_اوزو هنگامی که فردی از بیرون به خانه می‌آید. دوربین ...
Media Removed
. «مردی به نام اوزو» . . . در فیلم های #یاسوجیرو_اوزو هنگامی که فردی از بیرون به خانه می‌آید. دوربین به حالت سکون همراه شخص یا اشخاصِ منتظر، در خانه است. معمولاً ابتدا صدای پا یا بسته شدن در به گوش می‌رسد و سپس اشخاص حاضر در خانه، نام آن فرد را با اطمینان خطاب می‌کنند. و چند لحظه بعد که آن فرد به شخصیت ... .
«مردی به نام اوزو» .
.
.
در فیلم های #یاسوجیرو_اوزو هنگامی که فردی از بیرون به خانه می‌آید. دوربین به حالت سکون همراه شخص یا اشخاصِ منتظر، در خانه است. معمولاً ابتدا صدای پا یا بسته شدن در به گوش می‌رسد و سپس اشخاص حاضر در خانه، نام آن فرد را با اطمینان خطاب می‌کنند. و چند لحظه بعد که آن فرد به شخصیت ها و دوربین رخسار نمود. در مقام بیننده درمی‌یابیم که همان فرد مورد خطاب آن‌هاست.

با استدلال بند فوق می‌توان درباره بی اهمیت بودن #تعلیق در سینمای اوزو مطالعه کرد. در فیلم های اوزو تعلیق هیچکاکی بسا ناچیز هم وجود ندارد. (تعلیق #هیچکاکی : شخصیت نمی‌داند اما ما می‌دانیم.) منتها رگه هایی از تعلیق مدرن را می‌توان یافت. (تعلیق #مدرن : شخصیت نمی‌داند، ما هم نمی‌دانیم.) دوربین همیشه نزدیک به زمین در نمایی ساکن با حداقل کات و تغییر پلان، داستانی را دنبال می‌کند که فرای ملودرامی متعارف نمی‌رود. اما بینش سِحرآمیز #اوزو چنان عمقی به آن می‌بخشد. که نه هنگام تماشا می‌توان از آن چشم برچید و نه پس از تماشا آن را از خاطر راند. اوزو جزء معدود فیلمسازهایی است که نگاه سینمایی را با هویت و اصالت خویش درمی‌آمیزد و به فرم ملی دست می‌یابد. هیچ فیلمساز #ژاپنی دیگری را نمی‌شناسم که همچون اوزو به ما #ژاپن را بدهد حتی بزرگانی چون #کوبایاشی، #میزوگوچی و #کوروساوا .

در یکی از طولانی‌ترین سکانس های #اواخر_بهار پدر و دختر به تماشای نمایشی آیینی رفته‌اند. شاید در نگاه اول به نظر آید، اختصاص آن زمان قابل توجه به تئاتر بومی که ما در مقام مخاطب غیرژاپنی عملاً چیزی از دیدن رقص ها و شنیدن آوازهایش دستگیرمان نمی‌شود زائد و عبث است. اما جادوی کارگردانی همه چیز را تغییر می‌دهد. پدر با چهره‌ای بشاش نمایش را تماشا می‌کند اما دختر حالتی مشوش به خود گرفته‌ است. با پیشرفت نمایش و نزدیک شدن به نقطه اوج، به هم ریختگی چهره #نوریکو (دختر) نمایان‌تر از پیش می‌شود. تا اینکه او زنی را که طبق حرف و حدیث ها قرار است زن‌بابایش شود و با پدرش ازدواج کند را در چند ردیف آنسوتر می‌بیند در آن هنگام استیصال در تمپو درونی به اوج خود می‌رسد. و احتمالاً آشفته‌ترین حال نوریکو در سه‌گانه (اواخر بهار، #اوایل_تابستان ، #داستان_توکیو ) را شاهدیم.

#سینا_لسانی
برای کانال شخصی
Read more
<span class="emoji emoji2611"></span>️اول بايد تسلط كافي روي شعر هاي كتاب داشته باشيد،هم معني و هم مفهوم شعر. صرفا روی منابع کمک درسی متکی ...
Media Removed
️اول بايد تسلط كافي روي شعر هاي كتاب داشته باشيد،هم معني و هم مفهوم شعر. صرفا روی منابع کمک درسی متکی نشید و خودتون هم در حدس زدن معانی و مفهوم نقش داشته باشید. درست باید مثل ریاضیات برخورد داشته باشید با ابیات. فرض کنید شما میخواین مسائل کتاب ریاضی رو حل کنید مسلما اولین بار نمیرین سراغ پاسخش بلکه ... ☑️اول بايد تسلط كافي روي شعر هاي كتاب داشته باشيد،هم معني و هم مفهوم شعر. صرفا روی منابع کمک درسی متکی نشید و خودتون هم در حدس زدن معانی و مفهوم نقش داشته باشید. درست باید مثل ریاضیات برخورد داشته باشید با ابیات. فرض کنید شما میخواین مسائل کتاب ریاضی رو حل کنید مسلما اولین بار نمیرین سراغ پاسخش بلکه سعی می کنید ابتدا خودتون پاسخ رو بدست بیارید پس توی قرابت معنایی هم سعی کنید اول خودتون معنی رو بدست بیارید و بعد سراغ کتاب های کنکوریتون برید. ☑️سعي كنيد شعر را درست بخونيد و حواستون به كلمه هايي كه املاي مشترك دارن باشه مثل پَر و پُر،كِشتي و كُشتي و … همچنين كلمه هايي كه چند تا معني دارن مثل شير،شوخ،ريش و … . برای این که این اشکالات ریز رو نداشته باشید باید زیاد تمرین کنید و همچنین هنگام خوندن ابیات دقت بیشتری به خرج بدید.
☑️شعر را موزون بخونيد نه به شكل نثر!كه بفهميد كجا بايد مكث كنيد كجا كسره نياز داره و … . که این هم با زیاد شعر خوندن دستتون میاد و خودتون به راحتی یاد میگیرید
☑️لازم نيست كل بيتو معني كنيد همين كه مفهومشو بفهميد كافيه.مفهوم بيت را كنارش يادداشت كنيد كه گيج نشيد و زمانتون هدر نره. ☑️حواستون به كاربرد هاي “ي” باشه:ي ممكنه نكره باشه مثل گلي به معناي يك گل ممكنه جزء خود كلمه باشه مثل تنگ دستي يا جزء فعل باشه مثل هستي.
☑️كاربرد هاي “نه”:ميتونه به جاي فعل نيست به كار برده بشه،ممكنه فعل مثبت باشه ولي با آوردن نه فعل منفي بشه.
☑️كاربرد هاي “را”:نشانه مفعول،معني براي،به،از،در.
☑️خيلي وقتتونو نميگيره اگه هرشب ١٠ تا تست قرابت بزنيد ولي ميتونه خيلي مفيد باشه. سعی کنید شعر هم زیاد بخونید تا درک ادبیتون بالا بره این کار نه تنها به کنکورتون بلکه برای کل زندگیتون مفید خواهد بود و به شما کمک میکنه که زندگی بهتری داشته باشید! ☑️ هر بیتی یک موضوع مشخص و کلی داره مثلا تقابل عقل و عشق یا یه سری موضوع دیگه که خارج از بیت های کتاب نیستند شما باید بتونید بیت ها رو دسته بندی کنید که در کدوم دسته هستند و تحت کدام موضوع هستند و نظر شاعر در مورد اون موضوع چیه. مثلا ایا موافقه که عقل بر عشق برتر داره یا بالعکس.
یکی از ماهرترین افراد توی قرابت معنایی خانم پردیس صادقی دانشجوی پزشکی دانشگاه تهرانه که توی کادر ما هستن و این مطلب رو برای شما نوشتن!
#کنکور #کنکور۹۷ #کنکور97
Read more
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق ...
Media Removed
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق زنجانی بود #احسان_معبودی • این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم. صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی ...
در روضه دلش همیشه طوفانی بود
در عشق حسین بن علی فانی بود
دلسوخته ی مصائب کربوبلا
میرزا حسن غریق زنجانی بود
#احسان_معبودی

این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم.
صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی تمام از روزگار تلخ صدرنگ خداحافظی کردند.

این شعر رو امیر عزیز ( #امیر_سلیمانی)برام خوند، به خاطر اینکه بتونم منتشرش بکنم تایپش کردم.

ای ساقی گلچهره بده باده ی گلبیز
مستم کن از آن ساغر پی در پی لبریز
جاوید نشد دهر چو بر خسرو و پرویز
کو شوکت جمشید چه شد صولت چنگیز
زان جام که خوردند رسد قسمت ما نیز

روزی بدرد گرگ اجل پیرهن ما
چندی نکشد نشنوی از کس سخن ما
یا کوزه گران کوزه کنند از بدن ما
یا خشت سر خم شود از خاک تن ما
یا نقش به دیوار و یا فرش به دهلیز

سروی که در افتاد چه بالا و چه پایین
رختی که به هم سوخت چه بی رنگ و چه رنگین
آبی که فرو ریخت چه بی طعم و چه شیرین
آن تیشه که بشکست چه باریک و چه سنگین
روحی که ز تن رفت چه کاشان و چه تبریز

زان پیش که آید به سر این مدت معدود
تا هستی من گردد از این مرحله نابود
شاید نشده ملک بدن یکسره مفقود
چینم ز گلستان زمانه گل مقصود
زان گل که شود از گل فردوس دلاویز

در میکده دانم نه مکان است و نه جایم
دریوزه صفت رو به در میکده آیم
کن همچو مرا مست ندانم سر و پایم
باشد که رخی بر قدم یار بسایم
بازار محبت کنم از آتش می تیز

افسوس که ره بر چمن راز ندارم
در گلشن دانش پر پرواز ندارم
در اوج هنر قوه ی شهباز ندارم
پروانه صفت سوزم و آواز ندارم
مبهوتم از این فکر و تمنای غم انگیز

هر سو نگرم هستی رندان و حریفان
در بحر مناقب همه در کشتی عرفان
غواص مثل غوطه زنان همچو نهنگان
دامن همه پر از دُر و لؤلؤ و مرجان
مستغرق دریای مقالند گهرریز

دل برده ز من دلبر خوشرنگ و شمایل
فرد است در ایجاد به هر حسن و خصایل
خوبان همه تکمیل از آن دلبر کامل
در محفل امکان رخ او شمع محافل
در گلشن وحدت قد وی سرو دلاویز

تنها نه منم عاشق آن دلبر طناز
بل ذی نفسانند از این عشق سر افراز
خود نامدگان و شدگانند هم آواز
جمله به «غریقند» در این مرحله همراز
جان بهر نثار قدمش خوانده به تجویز

میرزا حسن غریق زنجانی
Read more
" نقاب‌ها را برداریم " " نه به خشونت " —————————————- در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد. پانزدهم شهریور ماه، تالار شهنازِ خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود. سه بخش اصلی این مراسم شامل رونمایی از پوستر، ... " نقاب‌ها را برداریم "
" نه به خشونت "
—————————————-
در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد.
پانزدهم شهریور ماه، تالار شهنازِ خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود.
سه بخش اصلی این مراسم شامل رونمایی از پوستر، تجلیل از پرویز پور‌حسینی و در انتها پخش تیزر فیلم بود.
منیژه حکمت کارگردان جاده قدیم در ابتدای این مراسم با اشاره به زمان اکران فیلم که 4 مهر سال جاری خواهد بود، گفت: اینجا قرار است نقاب ها را برداریم. نقاب هایی که روی صورت زنان و مردانی است که از یک دوره تاریخی طولانی روی چهره هایشان به جا مانده. ما برای حرکت رو به جلو و از بین بردن تمام آسیب هایی که طی این دوران به ما و علی الخصوص زنان، تحمیل شده چاره نداریم جز اینکه نقاب ها را برداریم.
وی با تاکید بر اینکه وجود این نقاب ها اجباری و تحمل خشونت در تمامی دوران های زندگی ما قدم به قدم همراه با ما جلو آمده و رشد کرده، بیان داشت: ما در این دوران، انواع خشونت کلامی، خشونت در خانواده، مرد سالاری و ... را تجربه کرده ایم اما امروز می‌خواهیم تلاش کنیم تا نقابی را که به نحوی در وجود تک تک ما نهادینه شده است را کنار بزنیم. نقاب هایی از جنس انکار، کتمان، تحمل انواع فشار‌های روحی و روانی و ... وی افزود: این نقاب‌ها بیشترین ضربه را در طول زندگی به ما خواهد زد و ما دیگر نباید تاریخ را اینگونه تکرار کنیم.
یک جایی قرار است همه با هم بگوییم نه! نه به خشونت.
کارگردان فیلم زندان زنان اظهار داشت که امیدوار است این حرکت نمادین، امروز به کمک حضور اهالی رسانه و پیشکسوتان، اشاعه پیدا کند و همه با هم برای ایستادن در مقابل خشونت، متحد شویم.
در ادامه برنامه، کارگردان جاده قدیم افزود: 5 زن ایستاده روی سن ، در کنار پوستر بازیگران فیلم، به نمایندگی از تمامی قومیت ها و تمامی زنان ایرانی به خشونت نه می گویند و نقاب ها را برمی دارند.
در ادامه این برنامه، مراسم گرامیداشت پرویز پورحسینی از بازیگران این فیلم سینمایی با معرفی و صحبت های سعید پورصمیمی برگزار شد.
#مهتاب_کرامتی #آتيلا_پسياني #ترلان_پروانه #محمدرضاغفاری #هدى_زين_العابدين #پرويز_پورحسينى #بانيپال_شومون #پوريارحيمى_سام #شيرين_يزدان_بخش #ليلى_رشيدى #سعيدپورصميمي #احترام_برومند #محمدحسين_هوشمندي #روياتيموريان #سينماي_مستقل #تجاوز #نه_به_خشونت #نه_به_خشونت_علیه_زنان #جاده_قدیم #حرف_بزن #سينماى_ايران #خانه_هنرمندان #٤مهر
Read more
. برخی بر این باورند که هسته مركزي و محور اصلی دعاي #عرفه #امام_حسین (علیه السلام)، بخش پاياني آن ...
Media Removed
. برخی بر این باورند که هسته مركزي و محور اصلی دعاي #عرفه #امام_حسین (علیه السلام)، بخش پاياني آن است؛ زيرا ديگر مفاهیم و مضامین مطرح در دعای عرفه را می توان در ادعیه دیگر نیز یافت؛ فرصت سؤال و خواهش از خدا و حتی «خواندن» او، و طرح مشکلات و حوائج علمی و عینی، در ادعيه مأثور دیگر هم فراهم است و آنچه در دعای ... .
برخی بر این باورند که هسته مركزي و محور اصلی دعاي #عرفه #امام_حسین (علیه السلام)، بخش پاياني آن است؛ زيرا ديگر مفاهیم و مضامین مطرح در دعای عرفه را می توان در ادعیه دیگر نیز یافت؛ فرصت سؤال و خواهش از خدا و حتی «خواندن» او، و طرح مشکلات و حوائج علمی و عینی، در ادعيه مأثور دیگر هم فراهم است و آنچه در دعای عرفه، اختصاص یافته و موجب امتیاز آن شده، معرفت و عرفان برآمده از عرفه و دعای معروف آن است: «أَ يَكُونُ‏ لِغَيْرِكَ‏ مِنَ‏ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ‏ لَكَ‏ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ إِلَى دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الْآثَارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْكَ عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَزَالُ [تَرَاكَ‏] عَلَيْهَا رَقِيبا». معنای روان این فراز و فرازهای پیش رو این است که ذات مقدس حق را به غير خود نياز نيست؛ نه در مقام عين و نه در مقام علم!

تفسیر این فراز را باید در دیگر كلمات #سید_الشهداء(علیه السلام) يافت، چنان که سخن توحیدی ايشان در #تحف_العقول چنين است: «بِهِ‏ تُوصَفُ‏ الصِّفَاتُ‏ لَا بِهَا يُوصَفُ وَ بِهِ تُعْرَفُ الْمَعَارِفُ لَا بِهَا يُعْرَفُ فَذَلِكَ اللَّهُ لَا سَمِيَّ لَهُ سُبْحَانَهُ‏ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِير». اشياء با اوصاف خود شناخته می شوند و وصف نشانه موصوف است؛ ليکن در ذات مقدس حق، ذات نشانه وصف است و شناخت اوصاف الهی با وساطت ذات صورت می پذیرد و وصف واصف نیز به بركت ذات ممکن است، چراکه اوصاف در گوهر ذات به هويت مطلق نيازمند اند و از این رو فرمود، صفات به او اتصاف دارند، به عبارت بهتر به وساطت نورانیت ذات مقدس حق، اوصاف او، متصف مي‌شوند؛ يعني وصف او به او محتاج است!

به همين بیان، هر معروف و هر معرفتي، و هر مفهوم و هر فهمي، و هر مشهود و هر كشف و شهودي، و هر شاهد و هر مشهودي، در سايه نور محض حق شناخته مي‌شود: «وَ بِهِ تُعْرَفُ الْمَعَارِفُ لَا بِهَا يُعْرَفُ». انسان نخست علم می یابد و سپس به واسطه علم، اشياء خارج را درمی‌یابد؛ چون علم حاكي و كاشف است، معلوم به واسطه آن فراهم می آید. پس آيا خدا هم به وساطت معلوم یا معروف ديگر شناخته می شود؟

نه حكيم، خدا را با برهان مي‌فهمد! نه عارف خدا را با شهود مشاهده مي‌كند! و نه ...؛ معرفت الهی پيش از هر چيزي است و ما معروفها، معرفتها و عارفها را به خدا مي‌فهميم.

پ.ن:
عرفه دریای بیکران معارف است. قدر بدانیم! یکدیگر را #دعا کنیم.
این مطلب بسیاری طولانی بود و مقدمه و مؤخره ای داشت؛ خلاصه اش کردم.
#سید_محمود_صادقی
Read more
, مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش ...
Media Removed
, مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام: اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است. پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های: سطح ... , مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام:

اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.

پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های:

سطح انرژی
چرخش
مدار

که فیزیک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.

پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست.

پاولی مثالی می زند و می گوید :

سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم.
فرض کنید نام آن الکترون را بگذاریم "اریک".... عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.
پاولی ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی , حتی در ستاره ای در کهکشان , نه تنها هیچ سیب دیگری , بلکه هیچ شیئی دیگر پیدا نمی کنید که الکترونش عدد کوانتوامی آن 23 باشد.

حال اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازم , از اصطکاک ایجاد شده , انرژی حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتوامی اریک را ارتقا داده و به مثلا 26 می رساند.و درست در همان لحظه تنها الکترونی که در جهان هستی با عدد کوانتوامی 26 بوده , دستخوش تغییر می شود.

جهان ما برای حفظ توازن خود , لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد.پاولی با اثبات این موضوع جایزه نوبل فیزیک گرفت و گفت:

اگر هر الکترونی دارای ارتعاش منحصر به فرد خود باشد, پس هر شیئی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.

و اما نتیجه گیری :

وقتی یک سیب با یک اصطکاک کوچک , تغییر پیدا می کند، بنابراین وقتی که من فرزندم را در آغوش می گیرم و می بوسم , و یا وقتی که همسرم را می بخشم... و یا وقتی که به همسایه ام ناسزا می گویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم....
در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.
هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد , الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.

اندیشه فقط بر ماده تاثیر نمی گذارد، بلکه اندیشه خود ماده است.

غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگ ترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.

بقیه ی متن در کامنت 👇👇👇
Read more
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست ...
Media Removed
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ، هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ، حالم بهتر نیست از این دل خسته … نمیدانم کیستی ، غریبه ای یا آشنایی ، تنها میدانم ... آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم
آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و
آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم

مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ، هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ، حالم بهتر نیست از این دل خسته …
نمیدانم کیستی ، غریبه ای یا آشنایی ، تنها میدانم تو برای دلم یک بی وفایی!
نه به فکرت هستم نه در حال فراموش کردنت ، شاید دلم باشد در حال یاد کردنت !
یاد میکند از تویی که از یاد برده ای مرا ، از یاد برده ای حتی بی وفایی ات را ، از یاد برده ای یاد مرا ، سوزانده ای همه خاطره ها را …
مدتیست از آخرین دیدارمان گذشته ، هنوز سرنوشت همه درها را بر رویمان نبسته ، تا دلم ببیند لحظه رفتنت را ، تا دلم از یاد نبرد که چگونه پشت کردی به من و با دل سنگت تنهایم گذاشتی و رفتی !
آه این دل ،حسرت روزهای با تو بودن است ، حسرت روزهایی که چه عاشقانه دوستت داشتم ، برایت میمردم ، و تو نیز بی رحمانه مرا جا گذاشتی
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم ، آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم…
من که هر چه میخواهم فراموشت کنم نمیتوانم ، کاش مثل تو میتوانستم آنطور فراموش کنم که حتی نام عشق گذشته ات را نیز به یاد نداری …
آنگونه که تو مرا شکستی ، هر سنگدل دیگری بود پشت سرش را هم نگاهی میکرد ، که حتی لحظه پرپر شدن آن دلشکسته را ببیند ، تو که مرا شکستی دیگر نگاه نکردی به پشت سرت ، راه خودت را رفتی و من هم گفتم این دل شکسته ام فدای سرت …
آه این دل به سردی آن لحظه هایی است که گذشته، اما یادش در قلبم یخ بسته است !
Read more
ما قبول داریم که برای ازدواج قطعا نیاز به هزینه کردن است؛ هم شروع یک زندگی و هم ادامه دادن آن به خرج و مخارج ...
Media Removed
ما قبول داریم که برای ازدواج قطعا نیاز به هزینه کردن است؛ هم شروع یک زندگی و هم ادامه دادن آن به خرج و مخارج ضروری نیاز دارد ولی نمی‌توانیم این را هم بپذیریم که تا صد در صد امکانات مادی مهیا نباشد نباید اقدام به ازدواج کرد. متاسفانه در بین جوانان ما فرهنگی باب شده است که کاری که برای ما یک درآمد خوب نداشته ... ما قبول داریم که برای ازدواج قطعا نیاز به هزینه کردن است؛ هم شروع یک زندگی و هم ادامه دادن آن به خرج و مخارج ضروری نیاز دارد ولی نمی‌توانیم این را هم بپذیریم که تا صد در صد امکانات مادی مهیا نباشد نباید اقدام به ازدواج کرد.
متاسفانه در بین جوانان ما فرهنگی باب شده است که کاری که برای ما یک درآمد خوب نداشته باشد را نباید از همان ابتداء آغاز کرد و خانواده‌های دختردار نیز تا کار پسر را نپسندند، به راحتی به او دختر نمی‌دهند. تا تفکر ما این‌گونه باشد نه ازدواجی صورت خواهد پذیرفت و نه جوانی سرو سامان پیدا خواهد کرد.
اگر مبنای خودمان را بگذاریم تلاش کردن و جنم داشتن یک جوان، ممکن است از بن بست بیرون بیاییم؛ ما به دنبال این نیستیم که ماجرای تخم مرغ و مرغ را مطرح نماییم و به دنبال مقصر بگریدم ولی آن‌چه که پیداست این است که نه جوان‌های ما آن‌چنان کاری، پرتلاش و اهل سختی کشیدن هستند و نه دختران و خانواده‌های آنها به راحتی به کسی که امکانات کافی زندگی ندارد ولو به این‌که در حال تلاش است و راه رسیدن به موفقیت را بلد است جواب مثبت می‌دهند.
برای این‌که به عمق ماجرا پی ببریم به سوال یکی از کاربران محترم سایت رهروان ولایت با عنوان "با این وضعیت از دختر همسایه خواستگاری کنم؟" اشاره می‌کنیم که ایشان در سوال خود بیان کرده‌اند: " من ۲۷ سال دارم و بچه روستاهستم. در حال حاضر شغل ندارم و خیلی جاها برای شغل گشتم. بعضی روزها برای اداره پست کار می‌کنم شاید روزی 20000 تومان هم درآمد نداشته باشم و البته دائمی نیست و بعضی روزها هست. در حال حاضر هم بیکارم. بدن ضعیفی دارم و نمی‌توانم کارهای سخت انجام دهم. می‌خواهم وامی بگیرم و ماشینی بخرم و مسافر جابجا کنم. جدیدا هم عاشق دختر همسایه‌مان شده‌ام. به نظر شما آیا اقدام به خواستگاری کنم یا نه؟" در پاسخ به سوال این کاربر محترم و در راستای مطالبی که بیان شد بید بگوییم که طبعا نمی‌شود در مساله شما که بحث کار و ازدواج‌تان است، نبود موقعیت‌های شغلی و عدم حمایت مناسب مسئولان در بحث تأمین نیازهای افراد تولید کننده و کارآفرین را نادیده گرفت ولی ذکر این مطلب نیز ضروری است که گاه توقعات بالای ما و تا حدودی راحت‌‍طلبی و نبود نگاه خلاقانه باعث می‌شود که در زمینه پیدا کردن شغل دچار مشکل شویم؛ به عقیده ما هر کس وظیفه خود را باید در زمان مناسب انجام دهد، یعنی شما تلاش خودت را انجام دهی و در سمت مقابل نیز خانواده دختر معیار خواستگار را صرفا بر مبنای مادیات قرار ندهند.

‌ادامه مطلب در قسمت نظرات...

#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #ناامیدی #شغل #ازدواج
Read more
زنان، استادیوم و بحران حکمرانی در ایران دكتر مهران صولتی جامعه شناس سياسي انتشار تحليل ديگران ...
Media Removed
زنان، استادیوم و بحران حکمرانی در ایران دكتر مهران صولتی جامعه شناس سياسي انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد محتوا نميباشد • زنان ایرانی بالاخره دیشب به #استادیوم_آزادی راه یافتند تا تماشاچی بازی ایران-اسپانیا از روی سکوهای ورزشگاه باشند.حضوری که با کش و قوس های فراوانی در تمام عصر دیروز ... زنان، استادیوم و بحران حکمرانی در ایران
دكتر مهران صولتی
جامعه شناس سياسي
انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد محتوا نميباشد

زنان ایرانی بالاخره دیشب به #استادیوم_آزادی راه یافتند تا تماشاچی بازی ایران-اسپانیا از روی سکوهای ورزشگاه باشند.حضوری که با کش و قوس های فراوانی در تمام عصر دیروز همراه بود! از موافقت اولیه تا ممنوعیت بعدی و نهایتا دستور وزیر کشور که برخی آنرا متاثر از ورود #حسن_روحانی به عرصه این کشاکش می دانند! به نظرم می توان تحول دیشب را نوعی بازنمایی #بحران در حکمرانی کشور قلمداد کرد که خود را به تناسب خود را در عرصه ها نیز بازتاب می دهد. بنابراین از شواهدی مانند رویداد دیشب می توان به نتایجی در مورد ویژگی ها و نارسایی های نظام حکمرانی ایران در هزاره سوم دست یافت:
هیچ تصمیمی قطعی و مداوم نیست!در لحظه می اندیشیم و تصمیم میگیریم!نظام تصمیم گیری معیوب، پرچالش و سرشار از تناقض است
به دلیل ناهماهنگی بسیار در سطوح حکمرانی، شجاعتی برای تحول و اتخاذ تصمیم های بزرگ وجود ندارد!مدیری که خلاف عادت اقدامی کند باخطر حذف مواجه است.بنابراین چیزی به نام ریسک پذیری وجود ندارد!
بین اختیارات و مسئولیت ها شکافی ژرف وجود دارد! لایه های انتخابی و انتصابی به تناسب موقعیت در نقش #اپوزیسیون یکدیگر ظاهر می شوند!هیچ هماهنگی استراتژیکی برای اتخاذ تصمیم های بزرگ شکل نگرفته است!
چون از ابتدا تمهیدی برای نهادینه کردن مشارکت مردم در فرآیند تصمیم گیری ها اندیشیده نشده است اجتماعات مردمی همواره به چشم یک تهدید امنیتی و غیرقابل پیش بینی نگریسته میشوند،حتی یک حضور ساده در استادیوم های ورزشی!
به دلیل فقدان یک اجماع راهبردی برای خروج از بحران های موجود همچنان مسائل حاشیه ای اهمیتی بیشتر از مسائل اصلی دارند!تصمیم های بزرگ ابتدا در سخنرانی ها اعلام می شوند و سپس در فرایندهای چانه زنی تعدیل میشوند!
به دلیل فقدان گفتگو میان نمایندگان سنت و مدنیته مانند حوزه ها و دانشگاه ها،فضایی سرشاراز سوء تفاهم بر روابط حاکم است!
شلختگی موجود در نظام تصمیم گیری موجب #آزادی اظهار نظر درهمه عرصه هاشده است! هرکسی خود را مکلف می داند که در هر زمینه ای و از هر تریبونی نظرات خود را بیان کند!بحران حکمرانی ایران از فقدان تمایز میان نهادها آغاز می شود!
شوربختانه باید گفت که بافراگیری چنین بحران در نظام حکمرانی کشور نه تنها به توسعه نخواهیم رسید بلکه همچنان درجاخواهیم زد!آنچه البته نصیبمان می شود استهلاک عمیق سرمایه های اجتماعی،انسانی و فیزیکی در این مسیر است! برای اصلاح این سیکل معیوب ازکجا آغاز کنیم؟
#انديشكده_سياسي
👇
Read more
 #رفیق_آیت_الله #امیر_عباس_فخرآور #سید_علی_خامنه_ای #انقلاب_۵۷ #روسیه #شوروی یکصد سالی ...
Media Removed
#رفیق_آیت_الله #امیر_عباس_فخرآور #سید_علی_خامنه_ای #انقلاب_۵۷ #روسیه #شوروی یکصد سالی هست که سرنوشت ، بازی تلخی را با سرزمین کهن آریایی ما سر گرفته است. بادهای حوادثی غریب ، ما مردم ایران را در تعلیقی تاریخی نگاه داشته اند. دردی مشترک که حالا به آن معتاد شده ایم و دست در گریبان ماندن با روزمرگی ... #رفیق_آیت_الله
#امیر_عباس_فخرآور
#سید_علی_خامنه_ای #انقلاب_۵۷ #روسیه #شوروی
یکصد سالی هست که سرنوشت ، بازی تلخی را با سرزمین کهن آریایی ما سر گرفته است. بادهای حوادثی غریب ، ما مردم ایران را در تعلیقی تاریخی نگاه داشته اند. دردی مشترک که حالا به آن معتاد شده ایم و دست در گریبان ماندن با روزمرگی هایمان ، حتی قدرت اینکه به نقطه آغاز این درد مشترک بیاندیشیم را از ما گرفته است. شاید اگر پدرانمان ریشه این درد مشترک را می یافتند ، امکان پرداختن به چاره آن نیز پدیدار می شد.
آنچه در پیش رو دارید ، چکیده دو دهه دویدن به دنبال پاسخ برای پرسش هایی است که نیمی از زندگی ام را با آن زیسته بودم. در نهایت چهار سال پیش وقتی نوشتن این کتاب را شروع کردم ، انتظار خیلی چیزها را داشتم. انتظار داشتم این کتاب به زندگینامه یک دیکتاتور ستمگر و یا کشف یک شبکه کهنسال جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شود. ولی اینکه کتاب رفیق آیت الله تبدیل به شاید بزرگترین مجموعه تحقیقاتی برای رمزگشایی از تاریک ترین پرونده های سیاسی- جنایی تاریخ ایران شود ، حتی در وحشی ترین تصوراتم نیز نمی گنجید.
امروز با اعتماد به نفس میگویم که درد تاریخی مردم سرزمینمان را شناخته ام و در این تردید ندارم همه آنها که تا پایان این کتاب همسفرم باشند ، دیدگاهی نوین به آنچه بر ملت ما در یکصد سال گذشته رفته است ، خواهند داشت.
مشکل اینجا بود که ریشه این درد مشترک را نه در درون سرزمین ما ، که فرسنگ ها دورتر در قلب همسایه شمالی ایران ، در کشور پهناور روسیه باید جستجو می کردیم. آنجا که در سال ۱۹۰۵ میلادی برابر با ۱۲۸۴ خورشیدی ، جرقه های یک انقلاب در روسیه تزاری زده شد.
دوازده سال پس از آن ، شعله های انقلاب بولشویکی ابتدا دامان مردم این سرزمین پهناور را فرا گرفت و سپس به جان ایران کهن و دیگر مناطق کره خاکی افتاد و تاریخ ، فرهنگ و هویت آنها را خاکستر کرد.
کتاب رفیق آیت الله در ده فصل به بررسی اسناد مربوط به نقش کلیدی سازمان امنیت شوروی در طراحی و اجرای انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ خورشیدی و پس از آن کمک های آشکار و پنهان این سازمان مخوف برای رسیدن سید علی خامنه ای به مقام ولی مطلقه فقیه در ایران ، می پردازد.
در هر یک از فصل های ده گانه این کتاب با یکی از رازهای سر به مهر و معماهای ترسناک در تاریخ انقلاب اسلامی مواجه خواهید بود که علاوه بر رمزگشایی از آنها تلاش شده است تا امکان تحقیق مستقل و موضوعی برای پژوهشگران در آن زمینه خاص نیز فراهم گردد.
Read more
وقتي كسي در حالي كه رگ پيشانيش متورم شده و دندانهايش را به روي هم فشار ميدهد، نعره كشان ميگويد: "همتون بريد به جهنم"، در حقيقت خود او در جهنمي زندگي ميكند كه " همتون" براي او ساخته اند. در اينجا قصد قضاوت ندارم حضار گرامي! اينكه آيا او به حق اين نفرين را سر ميدهد و يا حتي به حق است كه بگوييم "همتون" براي ... وقتي كسي در حالي كه رگ پيشانيش متورم شده و دندانهايش را به روي هم فشار ميدهد، نعره كشان ميگويد: "همتون بريد به جهنم"، در حقيقت خود او در جهنمي زندگي ميكند كه " همتون" براي او ساخته اند. در اينجا قصد قضاوت ندارم حضار گرامي! اينكه آيا او به حق اين نفرين را سر ميدهد و يا حتي به حق است كه بگوييم "همتون" براي او جهنمي ساخته اند كه باعث شده است دندان قروچه برود. در اينجا حس و حال شاكي مورد بحث قرار ميگيرد. براي مثال در حال حاضر كه من اين نوشته ها را براي شما ميخوانم، شما عزيزان به سخنان من با تأمل گوش ميدهيد و حتي ممكن است از خدايتان باشد تا فرصتي به شما دست دهد و جواب دندان شكني در مقابل فرضيات اينجانب بيان كنيد تا به نوعي من را نقض كرده و يا تنها با بيان فرضيه اي مخالف، اعلام حضور نماييد. خب، بايد گفت قابل احترام است. چون هر شخصي بنا به تجربيات و دانسته هاي خود و يا حتي احساسات خود- كه جا دارد تاكيد كنم قضاوت نميكنيم كه اين احساسات منطقي و به حق هستند يا نه- نظريه و فرضيات متفاوت و يا شايد متناقضي دارد. لذا شكايتي از افكار شما كه با شنيدن سخنان من در ذهنتان شكل ميگرد نيست. در ميان شما حتي حضاري هستند كه حتي در همين زمان كوتاه كه در خدمتتان هستم، توانسته اند چنان كينه اي از من به دل گرفته باشند كه اگر به ايشان بهترين اصلحه دوربُرد بدهند، بدون ترديد جمجمه اين جانب را با اولين شليك گلوله از هم مي شكافند، اما خب بايد اين را هم در نظر گرفت كه مهارت تيراندازي شرط مهمي است. ممكن است اين حضار بنا به دلايل متنوع و شايد منطقي اين كينه را به دل گرفته باشند و با خود بگويند مردك احمق ياوه گو، وقت با ارزش ما را گرفته و يك مشك چرنديات تحويلمان ميدهد. ميتواند استدلال جالبي باشد اما كافي نيست زيرا اگر آنها هم در جايگاه من بودند ميتوانستند نظريات و فرضيات خود را كه بر اساس مطالعات، تجربيات و دانسته هاي خود گرد آورده اند به شكل چرنديات به خورد حضار بدهند. برخي ديگر نيز در اين جمع حضور دارند كه بي توجه به سخنان بنده، سرگرم تاييد كردن، نقد كردن، چك كردن و يا حتي سخره گرفتن عده اي در دنياي مجازي هستند. با وجود اينكه سالن كنفرانسي كه در حال حاضر در آن هستيم به لطف همكاران گرامي بسيار نوراني است اما از اين فاصله كه من ايستاده ام نور صفحات گوشي هاي همراه عزيزان به چشم ميخورد. جالبتر اينجاست كه اين عزيزان حتي با وجود اينكه نگاه خيره ي بقيه حضار را بهخود جلب كرده اند- صرفا به دليل اشاره اي كه به آنها كردم- اما توجهي نشان نميدهند، چون غرق شده اند.
#ادامه_دارد ❗️❗️❗️
Read more
(جنون قسمت پنجم) از بسکه اون چند روز حواس پرتی داشتم,قرآنم و جا گذاشته بودم.ترس همه وجودمو در بر ...
Media Removed
(جنون قسمت پنجم) از بسکه اون چند روز حواس پرتی داشتم,قرآنم و جا گذاشته بودم.ترس همه وجودمو در بر گرفت.از جام بلند شدم و طوری که متوجه نشه آروم آروم به طرف در خروجی رفتم.وسط سالن بودم که صدام کرد.سر جام میخکوب شدم در حالی که بدنم عین بید میلرزید.سعی کردم یه سوره کوچک از قرآن زمزمه کنم اما از بسکه استرس ... (جنون قسمت پنجم)

از بسکه اون چند روز حواس پرتی داشتم,قرآنم و جا گذاشته بودم.ترس همه وجودمو در بر گرفت.از جام بلند شدم و طوری که متوجه نشه آروم آروم به طرف در خروجی رفتم.وسط سالن بودم که صدام کرد.سر جام میخکوب شدم در حالی که بدنم عین بید میلرزید.سعی کردم یه سوره کوچک از قرآن زمزمه کنم اما از بسکه استرس داشتم هیچی یادم نمیومد.نمیتونستم نفس بکشم.زیر لب گفتم:خدایا غلط کردم.نه جرات داشتم برگردم عقب و نگاه کنم نه میتونستم قدم از قدم بردارم.چند ثانیه توی همون حالت خشکم زده بود که حس کردم دقیقا پشت سرمه.چشامو بستم و به سختی آب دهنمو قورت دادم.کف پاهام سوزن سوزن میشد.باید یه طوری از محلکه فرار می کردم اما شجاعت هیچ حرکت و نداشتم.با صدای بشکنی که شنیدم مثل اینکه از خواب پریده باشم چشام بطور خودکار باز شد و دهنم از چیزی که روبروم می‌دیدم باز موند.تو زندگیم زنی به اون زیبایی ندیده بودم. بیشتر مثل خیال بود تا واقعیت.موهای خرمایی روشن که تا کمرش می‌رسید و با رنگ چشمای درشت و خمارش تقریبا یکی بود و سفیدی اندامش که توی یه لباس حریر سرخ عین الماس میدرخشید.یه لبخند رو لبش بود که دندونای ردیف و سفیدش پیدا شده بود.محو اونهمه زیبایی شده بودم و مثل مجسمه بهش خیره مونده بودم.قلبم دیگه سر جاش نبود.حرارت بدنم خیلی بالا بود و احساس می کردم تو آتیشم.به سختی نفسمو که تو گلوم حبس شده بود بیرون دادم و دوباره چشامو بستم.با خودم گفتم:علی آقای رستگار!جوون خوشنام محل!دیدی چطور تو این شهر غربت خودتو باختی و اسیر وسوسه شیطون شدی؟یادم اومد سر نماز چقدر از خدا خواستم که دوباره این دختر و ببینم.اشک تو چشام نشست و از خودم بدم اومد.با شرمندگی توی دلم فریاد کشیدم خدایا نجاتم بدست توست,نجاتم بده.انگار نیروی دوباره گرفته باشم چشامو باز کردم.اون رفته بود و کسی روبروم نبود.نفس راحتی کشیدم.دو قدم دیگه به سمت در برداشتم که دوباره صداشو از پشت سرم شنیدم_آهای آقاهه!این رفتارت خلاف ادبه.به جای اینکه وقتی یه خانوم زیبا می بینی ازش تعریف کنی,دو متر دهنت باز می‌مونه بعد چشاتو میبندی؟بعد با حالت غمزده‌ای ادامه داد: باشه برو!من که میدونم بر میگردی,منتظرت می مونم.توی دلم به حرفش خندیدم و گفتم:آره منتظر بمون تا موهات رنگ دندونات بشن.دوباره راه افتادم سمت در که یهو از پشت بغلم کرد و محکم کمرمو چسبید.لرزشی مثل برق از کل بدنم عبور کرد.تو همون حالت با یه حالت لوس گفت: خواهش می کنم نرو! تنهام نزار.عطر تندی که استفاده کرده بود توی مشامم پیچید.نزدیک بود کنترل خودمو از دست بدم.اما بازم خدارو یاد کردم... ادامه دارد
Read more
" نقاب‌ها را برداریم " " نه به خشونت " —————————————- در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد. پانزدهم شهریور ماه، تالار شهنازِ خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود. سه بخش اصلی این مراسم شامل رونمایی از پوستر، ... " نقاب‌ها را برداریم "
" نه به خشونت "
—————————————-
در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد.
پانزدهم شهریور ماه، تالار شهنازِ خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود.
سه بخش اصلی این مراسم شامل رونمایی از پوستر، تجلیل از پرویز پور‌حسینی و در انتها پخش تیزر فیلم بود.
منیژه حکمت کارگردان جاده قدیم در ابتدای این مراسم با اشاره به زمان اکران فیلم که 4 مهر سال جاری خواهد بود، گفت: اینجا قرار است نقاب ها را برداریم. نقاب هایی که روی صورت زنان و مردانی است که از یک دوره تاریخی طولانی روی چهره هایشان به جا مانده. ما برای حرکت رو به جلو و از بین بردن تمام آسیب هایی که طی این دوران به ما و علی الخصوص زنان، تحمیل شده چاره نداریم جز اینکه نقاب ها را برداریم.
وی با تاکید بر اینکه وجود این نقاب ها اجباری و تحمل خشونت در تمامی دوران های زندگی ما قدم به قدم همراه با ما جلو آمده و رشد کرده، بیان داشت: ما در این دوران، انواع خشونت کلامی، خشونت در خانواده، مرد سالاری و ... را تجربه کرده ایم اما امروز می‌خواهیم تلاش کنیم تا نقابی را که به نحوی در وجود تک تک ما نهادینه شده است را کنار بزنیم. نقاب هایی از جنس انکار، کتمان، تحمل انواع فشار‌های روحی و روانی و ... وی افزود: این نقاب‌ها بیشترین ضربه را در طول زندگی به ما خواهد زد و ما دیگر نباید تاریخ را اینگونه تکرار کنیم.
یک جایی قرار است همه با هم بگوییم نه! نه به خشونت.
کارگردان فیلم زندان زنان اظهار داشت که امیدوار است این حرکت نمادین، امروز به کمک حضور اهالی رسانه و پیشکسوتان، اشاعه پیدا کند و همه با هم برای ایستادن در مقابل خشونت، متحد شویم.
در ادامه برنامه، کارگردان جاده قدیم افزود: 5 زن ایستاده روی سن ، در کنار پوستر بازیگران فیلم، به نمایندگی از تمامی قومیت ها و تمامی زنان ایرانی به خشونت نه می گویند و نقاب ها را برمی دارند.
در ادامه این برنامه، مراسم گرامیداشت پرویز پورحسینی از بازیگران این فیلم سینمایی با معرفی و صحبت های سعید پورصمیمی برگزار شد.
#مهتاب_کرامتی #آتيلا_پسياني #ترلان_پروانه #محمدرضاغفاری #هدى_زين_العابدين #پرويز_پورحسينى #بانيپال_شومون #پوريارحيمى_سام #شيرين_يزدان_بخش #ليلى_رشيدى #سعيدپورصميمي #احترام_برومند #محمدحسين_هوشمندي #روياتيموريان #سينماي_مستقل #تجاوز #نه_به_خشونت #نه_به_خشونت_علیه_زنان #جاده_قدیم #حرف_بزن #سينماى_ايران #خانه_هنرمندان #٤مهر
@manijeh.hekmat
Read more
بچگیام آرزوی مزخرف کم نداشتم. مثلاً همیشه آرزو داشتم که ساقه‌ی بریده شده‌ی قاصدکی را بگیرم و مثل پِرین ...
Media Removed
بچگیام آرزوی مزخرف کم نداشتم. مثلاً همیشه آرزو داشتم که ساقه‌ی بریده شده‌ی قاصدکی را بگیرم و مثل پِرین که آن‌روز‌ها زمان عصر‌گاهی‌مان را پر می‌کرد، به پرواز در‌بیایم. . یا روز اولی که رفتم مدرسه دلم می‌خواست روزی حروف الفبای فارسی را بدون وقفه و به‌درستی ادا کنم. علی رغم تلاش بسیار، این مهم حاصل ... بچگیام آرزوی مزخرف کم نداشتم. مثلاً همیشه آرزو داشتم که ساقه‌ی بریده شده‌ی قاصدکی را بگیرم و مثل پِرین که آن‌روز‌ها زمان عصر‌گاهی‌مان را پر می‌کرد، به پرواز در‌بیایم. . یا روز اولی که رفتم مدرسه دلم می‌خواست روزی حروف الفبای فارسی را بدون وقفه و به‌درستی ادا کنم. علی رغم تلاش بسیار، این مهم حاصل نشد و مانند 20هزار آرزوی کودکی دیگر با من ماند. روزی که پا به وادی تحصیل در مکانی وسیع‌تر چون دانشگاه نهادم، فکرش را که نمی‌کردم هیچ، در خواب هم نمی‌دیدم سر‌و‌کارم دوباره با حروف الفبا آن‌هم به‌صورت اجباری و با‌قوتِ بی‌سابقه‌ای افتد. آن‌روزها هنوز روزنامه از رونق نیوفتاده بود و یکی از سرگرمی‌های هر جوان جویای نامی مرور تیتر روزنامه‌های چیده شده بر پیش‌خوان دکه ها بود. آن‌جا که اولین بار «ش.ج» به چشمم خورد.
در کشوری زندگی می‌کنم که حروف الفبا نه فقط در کتاب آموزشی سال اول مدارسش، بلکه در متن زندگی نقشی پررنگ دارد.و از قضا این حروف چیده شده با یک نقطه درمیان،با اعداد و ارقامی در‌ارتباطند که نه تنها در هیچ کتاب ریاضی‌ای، بلکه در هیچ‌کدام از محاسبات جان‌فرسای شیمی کنکور هم آن‌ها را ندیده‌ام. این روز‌ها عادت صبحگاهی‌ام شده آشنایی و یادداشت یک جفت حرف جدید با یک رقم نجومی بغل دستش.

از مقوله ی این حروف و دزدی‌های نجومی کنارشان که بگذریم، همانند کاری که از پيش یاد‌گرفته‌ایم، نوع واکنش ما نسبت به این اخبار جالب‌انگیز است.در بدو شنیدن خبر یک شور همگانی مارا فرا می‌گیرد که باید جلوی دزدی بایستیم و چه کنیم و چه نکنیم. اما درست پس از گذشتن اندک زمانی، رو به چشم انداز طنز می‌آوریم و با داشته و نداشته و جان و مال و ناموسمان سر شوخی را باز می‌کنیم و در پایان معتقدیم که این خنده ‌ی تلخ ما از گریه غم‌انگیز‌ترست. شوخی و طنز نوعی واکنش تدافعی به رخ‌داد های تلخ جاری در جامعه است قبول، ولی جامعه ای که مطالباتی را در کفه ای از ترازو خواسته باشد و نه ما.مانند آن لحظه ی رهایی خنده که درست در وسط تراژدی، ساخته و پرداخته می شود. نه آن‌که به گوشه ای بنشینیم و به لودگی فقط پست‌هایی را به اشتراک می‌گذاریم که نه جنبه‌ای اعتراضی دارند و نه پایه‌ای از طنز ساختارشکنانه.و همین میشود که ما میشویم مردمی که به مرگ رسیده‌اند تا به تب راضی شوند ولی رضایتی نیست.فقط نتیجه آن می‌شود که در واکنش به انتشار خبر اختلاص «م.م» در‌پی برنامه‌ای در تلویزیون، نهایت واکنشمان می‌شود باز هم خوب که به مقدار کمی از سرمایه‌ی ما راضی شده و کلاهمان را بالا می‌اندازیم و با رضایتی وصف نا‌شدنی به ساختن جوک‌هایمان ادامه میدهیم
Read more
. احترام، نه اعتناء! ... سالها است بر اين باورم برخى كسان صرفاً واجب الاحترام اند، امّا هرگز و هيچگاه ...
Media Removed
. احترام، نه اعتناء! ... سالها است بر اين باورم برخى كسان صرفاً واجب الاحترام اند، امّا هرگز و هيچگاه اعتناء را نشايند. يعنى در آن جايگاه نيستند هم صحبت شوند يا به مشورت در آيند، پرونده اى از شخصيّت ندارند تا بودن با هم را براى اندك لحظاتى تحمّل پذير نمايند، سينه اى نه به وسعت دريا بلكه به اندازه ... .
احترام، نه اعتناء!
...
سالها است بر اين باورم برخى كسان صرفاً واجب الاحترام اند، امّا هرگز و هيچگاه اعتناء را نشايند. يعنى در آن جايگاه نيستند هم صحبت شوند يا به مشورت در آيند، پرونده اى از شخصيّت ندارند تا بودن با هم را براى اندك لحظاتى تحمّل پذير نمايند، سينه اى نه به وسعت دريا بلكه به اندازه بِركه ندارند تا رازى به امانت بپايند، گنجينه اى ندارند تا أسرار در آن سپارند يا فاش اش نسازند. كثيرشان بدخواه نيستند، امّا آدمى را به برخوردار شدن از خيرى در صف نگاه نمى دارند. اينان احترام مى شوند تا شَرّ نشوند، موى دماغ نگردند يا آسيب نرسانند، امّا اعتناء نمى شوند چون اعتماد را نيارزند. چه اندك اند آنان كه هم احترام شوند، هم مورد اعتناء قرار گيرند. اينان، در جمع خانواده ها و دوستان، كبريت اَحمرند.
.
همه خلايق از بيگانه و آشنا، احترام شان واجب، تا دشمن نگردند يا اگر دشمن اند، اذيّت و آزارشان به كمترين ميزان كاهش بيابد. چنين است كه قطع رَحِم، تحت هـيچ عنوان، نه مقبول شرع است و نه متبوع عقل. قطع رَحِم به معناى خاصّ كلمه يا انزوا گزيدن و بريدن پيوندها به معناى عامّ كلمه، تنهايى مى آورد. تنهايى مختصّ ذات اقدس الهى است، حال آنكه نوع انسان به حكم فطرت و جِبِلَّت، موجودى است اجتماعى. ارتباطات اربعه است كه مراودات را واجب مى گرداند. ارتباط انسان با خود، با همنوعان از كسان و ديگر آدميان، با مجموعه نظام هستى و با خداى هستى آفرين. ايّام آدمى، آنى و لحظه اى خالى از تعامل و همدمى با يكى از ارتباطات چهارگانه يا همزمان با همه آنها نيست. البتّه نوع تعاملات يا به نيكوترين وجه ممكن است يا به ديگر وجوهى كه وصف آن نشايد.
.
سخن به درازا رفت و از بيان مقصود دورمان كرد. بى آنكه مَنويات درون را با كمتر كسى در ميان گذارم بر همان سياق بودم تا اخيراً متنى كوتاه از نظر گذراندم و به ماندن بر همان باور مصمّم تر شدم. و امّا آن متن كوتاه، عبارتى است گويا كه شما نيز با ملاحظه آن و بازخوانى گذشته تان به ارزيابى خواهيد نشست و چه بسا ممكن است با دست مريزاد گويى به گوينده و نگارنده اش زبان به تحسين گشاييد. او مى نويسد:
(آنكه به جنگ شيطان برود، به جنگ خلقت رفته است. آنچه در خصوص شيطان لازم و حتّى ممكن است، بى اعتنايى است و عدم تبعيّت!!).
...
ادامه متن در کامنت های اول و دوم ⬇️⬇️⬇️
...
(متن کامل این نوشتار در پایگاه اطلاع رسانی اینجانب به نشانی www.ghorbanalimehri.ir نیز قابل دسترس خواهد بود).
Read more
بعد از رسیدن به خانه لیموی تازه و آب بنوشید درست است که متخصصان گوارش با نوشیدن آب و آب‌لیموی تازه در ...
Media Removed
بعد از رسیدن به خانه لیموی تازه و آب بنوشید درست است که متخصصان گوارش با نوشیدن آب و آب‌لیموی تازه در ابتدای روز موافق نیستند، اما کمتر متخصصی است که نوشیدن آن در میانه روزهای گرم را توصیه نکند. شاید وقتی صبح‌ها سراغ این ترکیب سم‌زدا می‌روید، معده‌تان برای ترشح بیشتر اسید و آسیب‌دیدن، تحریک شود، ... بعد از رسیدن به خانه لیموی تازه و آب بنوشید
درست است که متخصصان گوارش با نوشیدن آب و آب‌لیموی تازه در ابتدای روز موافق نیستند، اما کمتر متخصصی است که نوشیدن آن در میانه روزهای گرم را توصیه نکند.

شاید وقتی صبح‌ها سراغ این ترکیب سم‌زدا می‌روید، معده‌تان برای ترشح بیشتر اسید و آسیب‌دیدن، تحریک شود، اما تردیدی نداشته باشید که کمتر نوشیدنی وقت رسیدن به خانه در یک روز گرم، به اندازه این معجون طبیعی به بدن شما فایده می‌رساند.

به آب خوردن تشویق می‌شوید
حتی اگر در طول روز یاد نوشیدن آب نیفتادید، می‌توانید خودتان را با این شیوه، به نوشیدن مایعات تشویق کنید. خوبی این معجون، خالی از شکر بودنش است و نه تنها با مصرف کردنش، به بدنتان فایده می‌رسانید، بلکه احتمال آسیب‌دیدن بدن به‌خاطر مصرف نوشیدنی‌های گازدار یا شیرین را کمتر می‌کنید.

چربی می‌سوزانید
این نوشیدنی سوخت‌وساز بدنتان را به وضعیت طبیعی برمی‌گرداند و احتمال ابتلایتان به دیابت یا چربی خون را کاهش می‌دهد. بررسی‌ها نشان می‌دهد مصرف‌کنندگان این ترکیب، کمتر گرفتار کلسترول خون بالا می‌شوند.

سرطان نمی‌گیرید
این معجون پاک‌سازی‌کننده بدن، احتمال ابتلا به سرطان را کاهش می‌دهد. محققان می‌گویند، لیموی تازه‌ای که به آب اضافه می‌کنید، بدنتان را در برابر هجوم رادیکال‌های آزاد محافظت می‌کند.

پوستتان شفاف می‌شود
لیموی تازه سرشار از ویتامینc و آنتی‌اکسیدان‌هاست و با مصرف‌کردنش می‌توانید پوستتان را شفاف، درخشان و سالم نگه دارید. گذشته از این، نوشیدن آب بیشتر، برای سلامت و شادابی پوستتان مفید خواهد بود. پس این فرصت را از دست ندهید.

کمتر بیمار می‌شوید
این ترکیب سرشار از ویتامینc، سیستم ایمنی بدنتان را تقویت می‌کند و احتمال اینکه گرفتار سرماخوردگی، آنفلوآنزا و دیگر بیماری‌های ویروسی شوید را کمتر می‌کند.

قلبتان سالم می‌ماند
منیزیم و پتاسیمی که در لیموی تازه وجود دارد، به حفظ سلامت قلب شما کمک می‌کند. این نوشیدنی، گردش خون در عروق بدنتان را بهبود می‌بخشد و با کاهش فشارخون، احتمال دچار شدنتان به بیماری‌های قلبی را پایین می‌آورد.

سنگ‌کلیه نمی‌گیرید
این ترکیب را می‌توانید به‌عنوان نوعی سنگ‌شکن طبیعی به رسمیت بشناسید. آبی که با لیموی تازه طعم‌دارشده، نه تنها از ایجاد سنگ‌های تازه در کلیه شما جلوگیری می‌کند، بلکه به سنگ‌های ایجادشده هم مجال بزرگ و دردسرساز‌شدن نمی‌دهد. #آبميوه #ليمون #نوشيدني #خواص #سلامتی #coffee #coffeeshop #juice #lemon #water
Read more
(جنون قسمت ششم) دستاشو آروم بالا آورد و روی سینم قفل کرد و سرشو پشت شونه هام چسبوند.انگار یه پارچ آب ...
Media Removed
(جنون قسمت ششم) دستاشو آروم بالا آورد و روی سینم قفل کرد و سرشو پشت شونه هام چسبوند.انگار یه پارچ آب یخ خالی کردن رو سرم.گرمای دستاشو از روی پیرهن نازک سفیدی که پوشیده بودم می تونستم حس کنم.بدنم آشکارا میلرزید و توانی توی زانوهام نمونده بود.حقش نبود اینجوری مغلوب بشم.دلمو به دریا زدم و محکم دستاشو ... (جنون قسمت ششم)
دستاشو آروم بالا آورد و روی سینم قفل کرد و سرشو پشت شونه هام چسبوند.انگار یه پارچ آب یخ خالی کردن رو سرم.گرمای دستاشو از روی پیرهن نازک سفیدی که پوشیده بودم می تونستم حس کنم.بدنم آشکارا میلرزید و توانی توی زانوهام نمونده بود.حقش نبود اینجوری مغلوب بشم.دلمو به دریا زدم و محکم دستاشو از هم باز کردم و با تمام انرژی که برام مونده بود هُلش دادم عقب و به سرعت از خونه زدم بیرون.وقتی پایین پله ها رسیدم یه نگاه بهش انداختم که توی چهارچوب در وایساده بود و گفتم:من مال این حرفا نیستم خانوم,ببخشید و شروع کردم دویدن به سمت در باغ.طوری می‌دویدم که دوبار خوردم زمین.وقتی در و باز کردمو خودمو توی کوچه انداختم یه نفس بلند از ته دل کشیدم و دوباره شروع به دویدن کردم.تا خوابگاه سه چهارتا کوچه بیشتر فاصله نبود.از پله ها بالا رفتمو در و باز کردم.بچه ها همگی یه تیکه از حال جمع شده بودن و انگار دنبال چیزی می گشتن.رفتم تو بعد از اینکه سلام کردم خودمو رو کاناپه رها کردم.از اینکه جواب سلاممو ندادن فهمیدم اصلا متوجه اومدنم نشدن.عرق پیشونیمو با کف دست پاک کردم و یه نفس راحت کشیدم.انگار در مورد موضوع مهمی بحث میکردن و خیلی استرس داشتن. خوب نگاشون کردم.چمدون منو واسه چی میگردن؟رو به سعید که دستش تا آرنج تو جیب رویی چمدون بود گفتم:هوی دیوونه!وسایل منو برا چی میگردی؟اما هیچ کدوم اعتنایی نکردن.با عصبانیت رفتم سمتشون که یهو محمد پرید بالا و گفت:آهان!یادم اومد.دو روز پیش شارژ موبایلش تموم شد با موبایل من زنگ زد خونشون.شاید شمارش هنوز باشه.بعد گوشیشو برداشت و در حالی که لیست تماساشو چک می کرد با ذوق گفت:پیداش کردم.همگی کنارش جمع شدن.مجتبی گفت:زود باش شمارشونو بگیر تا به خانوادش اطلاع‌ بدیم.مات و مبهوت وسط اتاق وایساده بودم.محمد گوشیو به طرف مجتبی گرفت و گفت:من نمی تونم,کار خودته.مجتبی گوشیو ازش گرفت و در حالی که ابروهاش در هم بود دستی توی موهاش کشید و با گفتن الو...الو به سمت دیگه اتاق راه افتاد.من اصلا سر از کارشون در نمی آوردم.کنار مجتبی رفتم._الو...سلام حاج آقارستگار؟... من مجتبی دوست علی پسرتون هستم.بله...خیلی ممنون...می خواستم...بهتون خبر بدم که...نه...نه.چیزی نشده فقط یکم حالش خوب نیست...بله بیمارستانه...حالا شما تشریف بیارین... الو...الو...لبشو گاز گرفت و گفت:قطع کرد.داد زدم خیر ندیده این حرفا چیه به آقاجونم گفتی؟اون قلبش ضعیفه.من که سرو مور و گنده اینجام.محمد دستی روی لبش کشید و اومد کنار مجتبی و دستی رو شونش زد.مجتبی اونو بغل گرفت و با هم گریه کردن... ادامه دارد
Read more
<span class="emoji emoji2747"></span>️ بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چراکه روی مواردی در زندگی تمرکز داریم که خارج از کنترل ما هستند. ...
Media Removed
️ بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چراکه روی مواردی در زندگی تمرکز داریم که خارج از کنترل ما هستند. هرچه بیشتر ما این چنین رفتار می کنیم، بیشتر ناتوان می شویم، و بیشتر ناکامی، ناامیدی، خشم و اضطراب را تجربه می کنیم. در مقابل، هرچه بیشتر روی مواردی تمرکز کنیم که تحت کنترل خودمان است، توانمندتر خواهیم ... ❇️ بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چراکه روی مواردی در زندگی تمرکز داریم که خارج از کنترل ما هستند. هرچه بیشتر ما این چنین رفتار می کنیم، بیشتر ناتوان می شویم، و بیشتر ناکامی، ناامیدی، خشم و اضطراب را تجربه می کنیم. در مقابل، هرچه بیشتر روی مواردی تمرکز کنیم که تحت کنترل خودمان است، توانمندتر خواهیم شد؛ درواقع می توانیم اقدامات مفیدتری انجام دهیم.
.
. ✳️ در اینجا ایده هایی را با شما در میان می گذارم، تا به شما کمک کند که نسبت به این موضوع روشن تر شوید که چه چیزی قطعاً تحت کنترل ما نیست و چه چیزی به طور بالقوه تحت کنترل ما است:
.
✴️ موارد خارج از کنترل من
.
🔹اکثریت هیجانات و عواطفم
🔹اکثریت افکارم
🔹اکثریت حس های بدنی ام
🔹خاطراتم
🔹این که به هدفم دست پیدا کنم و یا نکنم
🔹وقتی کاری را انجام می دهم چقدر احساس مثبت نسبت به آن داشته باشم
🔹اینکه مردم چه بگویند و چه کاری انجام دهند
🔹اینکه دیگران نسبت به انگیزه های من چه درکی دارند
🔹اینکه دیگران نسبت به من چه نظری دارند و مرا چگونه قضاوت می کنند
🔹در آینده چه اتفاقاتی می افتد
🔹در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است
🔹ضرر و زیان های دردآور و اجتناب ناپذیر در زندگی
🔹آیا زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد و یا خیر
🔹اجتناب ناپذیر بودن پیری، بیماری و آسیب
.
✴️ مواردی که تحت کنترل من هستند (به طور بالقوه)
.
🔹چگونه به هیجانات و عواطفم پاسخ بدهم
🔹چگونه به افکارم پاسخ بدهم
🔹چگونه به حس های بدنی ام پاسخ دهم
🔹چگونه به خاطراتم پاسخ بدهم
🔹در راستای اهدافم چه اقداماتی را انجام دهم
🔹در کاری که انجام می دهم چقدر تمرکز داشته باشم و تا چه حد درگیر آن باشم
🔹برای آنکه روی دیگران تأثیر بگذارم، چه بگویم و چه کاری انجام دهم
🔹چقدر از ارزشهایم برای انگیزه مند کردن خود استفاده کنم
🔹اینکه آیا بر اساس آن انسانی که می خواهم باشم اقدام می کنم و یا نه
🔹برای آنکه بر آینده ام تأثیر بگذارم چه می گویم و چگونه عمل می کنم
🔹 به افکار در مورد گذشته چگونه پاسخ می دهم
🔹هنگامی که ضرر و زیان اتفاق می افتد نسبت به خود مشفق باشم
🔹ارزش هایی که من بر اساس آنها زندگی می کنم، صرف نظر از اینکه زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد یا نه
🔹چگونه از خودم مراقبت می کنم و به خودم اهمیت می دهم
.
🔶ادامه در کامنت اول...
Read more
#چهل_سال است که باوجود همه کارشکنی ها ، توطئه ها ، #فتنه ها و تهدیدهای شبانه روزی داخلی و خارجی روز به روز بیشتر پیش رفته ایم و در بسیاری زمینه ها به اعتراف دشمنانمان به قدرت تبدیل شده ایم ؛ اما اگر نبود #تدبیر و #رهبری این #مرد_الهی و این روح الله ثانی ، هرگز نمیتوانستیم! خامنه‌ای با اتکا به خدا، ... 🔴 #چهل_سال است که باوجود همه کارشکنی ها ، توطئه ها ، #فتنه ها و تهدیدهای شبانه روزی داخلی و خارجی روز به روز بیشتر پیش رفته ایم و در بسیاری زمینه ها به اعتراف دشمنانمان به قدرت تبدیل شده ایم ؛ اما
اگر نبود #تدبیر و #رهبری این #مرد_الهی و این روح الله ثانی ، هرگز نمیتوانستیم!
خامنه‌ای با اتکا به خدا، چنان انقلاب اسلامی خمینی را بدل به جمهوری اسلامی تنومند کرده که نه در خارج، سیلی از داعش آمریکایی بخورد و نه در داخل، زخم از بزک‌کنندگان ابلیس!
بله! در شام، سر #جوان دلاور ما از تن جدا می‌شود؛ هم‌چنان که گردش خون قلب راکتور هسته ای، چند صباحی دچار خلل می‌شود!
اما درخت تناور و منعطفی که ریشه در اعماق خاک دارد، چه هراس از طوفان؟! #چهل_سالگی_انقلاب مصادف شده با اوج کارشکنی ها و تلاش بی سابقه غربزدگان برای خسته و ناامید کردن مردم از #ایستادگی !
اما کورخوانده اند!
نه آن دشمنان قسم خورده ای که یکی یکی درحال نابودشدنند و نه #نفوذی های #منافق و فریبخوردگان حامی شان ،
هنوز نتوانسته اند این ملت را به درستی بشناسند!
نه این ملت را
که اساسا ماهیت این انقلاب را
و ماهیت #وعده های حتمی الهی را!....
.
الا ان وعدالله حق لا ریب فیه...
.
.
#ما_ایستاده_ایم ✌
.
.
#اللهم_احفظ_قائدنا_الامام_خامنه_ای
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#امام_خامنه_ای #پدر #رهبر #امید #پیشرفت #ما_میتوانیم
Read more
حتي تحمل ديدن تيتر فيلم را كه هنرجويم فرستاد نداشتم و هنوز نديده ام! اما بخوانيد بانو سحر سخايي جانانه ...
Media Removed
حتي تحمل ديدن تيتر فيلم را كه هنرجويم فرستاد نداشتم و هنوز نديده ام! اما بخوانيد بانو سحر سخايي جانانه نگاشته از زخم قلب ما! : با ما شرافتمندانه بجنگید! #سحر_سخایی ۱ـ چند روز دیگر سالگرد مرگ یکی از بزرگ‌ترین نوازندگان موسیقی ایرانی‌ «غلامحسین درویش» است. معروف است که در یک شب آذر ماهی سرد ... حتي تحمل ديدن تيتر فيلم را كه هنرجويم فرستاد نداشتم و هنوز نديده ام! اما بخوانيد
بانو سحر سخايي جانانه نگاشته از زخم قلب ما! :
با ما شرافتمندانه بجنگید!
#سحر_سخایی

۱ـ چند روز دیگر سالگرد مرگ یکی از بزرگ‌ترین نوازندگان موسیقی ایرانی‌ «غلامحسین درویش» است. معروف است که در یک شب آذر ماهی سرد در تهران ۱۳۰۵ او با درشکه به خانه برمی‌گشته و یکی از آن اولین اتول‌های آمده به تهران که اتفاقاً در مسیر برگشت از محله‌ی بدنامی هم بوده، با درشکه‌ی درویش تصادف می‌کند و او در اوج ساختن و نواختن و بودن، سهم سنگفرش‌های خیابان می‌شود.

۲ـ کاراواجوی نقاش تابلوی معروفی دارد به نام «شکِ توماسِ قدیس». در این نقاشی، مسیح را نشان می‌دهد که با زخمی عمیق و خالی روی تنش انگار اجازه داده کاراواجو هم انگشتش را در زخم فرو کند تا به حقیقت آن پی ببرد. توماس، یارِ مسیح، عقیده داشت تا نبیند باور نخواهد کرد. ایمان توماس در چشم‌هایش بود و در سرِ انگشتی که در زخم پهلوی پسرِ خدا چرخید.
۳ـ باور کنید دارم درباره‌ی ویدیوی نوازندگان خیابانی رشت می‌نویسم که فقط ثانیه‌های اولیه‌اش را دیدم. تا همانجا که دستی انگار از غیب، آمد و یقه‌ی لباسِ پسر جوان را کشید و او با تمام وزنش جلوی آن همه انسان نقش زمین شد. من همان لحظه موبایلم را خاموش کردم و به جلو خیره شدم. در بیشتر دیدن این مصیبت حقارتی بود که تمام تاریخِ موسیقی مرا به یادم می‌آورد. از تصادفی که نوشته‌ام را با آن آغاز کردم تا داستان‌های بسیار دیگری که نه چشمان شما دوست دارد بخواندشان و نه دست‌های من توانِ نوشتن‌شان را دارد. ما توماس نیستیم. ما ندیده، نشنیده، نخوانده، می‌دانیم داریم کجا زندگی می‌کنیم. سهم‌خواهیِ ما معلوم است. ما، تمام ما، چه اهل ساز باشیم و چه نه، در جنگ مدام‌مان با ابتذالِ روزمرگی و مرگِ فرهنگ، بیشترِ عمر و حال‌مان را صرف می‌کنیم. ما حرمت می‌خواهیم. با ما شرافت‌مندانه بجنگید.
ادامه در كامنت اول.
#موسيقي #هنر #سهتار #سه_تار #نوازنده #ابوسعيدمرضايي #سحر_سخايي
#art #setar #setaar #saharsakhaei #abousaeidmarzaei #artist
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span>️ شب آرامی بود،  می روم در ایوان،تا بپرسم از خود؛ زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست،گل لبخندی ...
Media Removed
️ شب آرامی بود،  می روم در ایوان،تا بپرسم از خود؛ زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست،گل لبخندی چید،هدیه اش داد به من. خواهرم تکه نانی آورد،آمد آنجا لب پاشویه نشست. پدرم دفتر شعری آورد،تکيه بر پشتی داد،شعر زیبایی خواند و مرا برد به آرامش زیبای یقین. با خودم می گفتم: زندگی راز بزرگی است ... ❤️
شب آرامی بود،
 می روم در ایوان،تا بپرسم از خود؛
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست،گل لبخندی چید،هدیه اش داد به من.
خواهرم تکه نانی آورد،آمد آنجا لب پاشویه نشست.
پدرم دفتر شعری آورد،تکيه بر پشتی داد،شعر زیبایی خواند و مرا برد به آرامش زیبای یقین.
با خودم می گفتم:
زندگی راز بزرگی است که در ما جاریست.
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست.
رود دنیا جاریست،زندگی آبتنی کردن در این رود است.
وقت رفتن به همان عریانی که به هنگام ورود آمده ایم.
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هيچ!
زندگی وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند.
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری،شعله گرمی امید تو را خواهد کشت.
زندگی درک همین اکنون است.
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد.
تو نه در دیروزی،و نه در فردایی،ظرف امروز پر از بودن توست.
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با امید است.
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند.
زندگی سبزترین آیه در اندیشه برگ.
زندگی خاطر دریایی یک قطره در آرامش رود.
زندگی حس شکوفایی یک مزرعه در باور بذر.
زندگی باور دریاست در اندیشه ماهی در تنگ.
زندگی ترجمه روشن خاک است در آیینه عشق.
زندگی فهم نفهمیدن هاست.
زندگی پنجره ای باز به دنیای وجود،تا که این پنجره باز است جهانی با ماست.
آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت با ماست.
فرصت بازی این پنجره را دریابیم.
در نبندیم به نور،در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم.
پرده از ساحت دل برگیریم.
رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم.
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است.
وزن خوشبختی من،وزن رضایتمندی ست.
زندگی شاید شعر پدرم بود که خواند.
چای مادر که مرا گرم نمود.
نان خواهر که به ماهی ها داد.
زندگی شاید آن لبخندی ست که دریغش کردیم.
زندگی زمزمه پاک حیات ست میان دو سکوت.
زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست.
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست.
من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابیم.
@psychology_counseling
#سهراب_سپهري
#روانشناسي_مشاوره
#روانشناسي
#مشاوره
#زندگي
#مريم_مرادي
@psychology_counseling
#psychology_counseling
#psychology
#counseling
#sohrab_sepehri
#Maryam_Moradi
@psychology_counseling
Read more
غرق شدن در عين داشتن ظاهري شايد ترسناك چندان هم بد نيست. حداقل فايده اش رهايي از جو آزاردهنده حاكم خواهد ...
Media Removed
غرق شدن در عين داشتن ظاهري شايد ترسناك چندان هم بد نيست. حداقل فايده اش رهايي از جو آزاردهنده حاكم خواهد بود. با اينحال، به سخنانم ادامه ميدهم و شايد در دل بگويم بروند به جهنم، من حرفم را خواهم زد. اينكه به چه دليل اصرار به ادامه دادن و اتمام سخنانم دارم موضوع بحث نيست و شايد هم چندان حائز اهميت نباشد ... غرق شدن در عين داشتن ظاهري شايد ترسناك چندان هم بد نيست. حداقل فايده اش رهايي از جو آزاردهنده حاكم خواهد بود. با اينحال، به سخنانم ادامه ميدهم و شايد در دل بگويم بروند به جهنم، من حرفم را خواهم زد. اينكه به چه دليل اصرار به ادامه دادن و اتمام سخنانم دارم موضوع بحث نيست و شايد هم چندان حائز اهميت نباشد اما اينكه چرا در دل ميگويم بروند به جهنم، نه رگ پيشانيم متورم ميشود و نه دندان قروچه ميروم قابل بحث است.
تنها دليل آن عدم اهميت حضار است. حضار عزيز! شما براي من چندان مهم نيستيد كه بخاطر بي توجهيتان خون در رگانم بجوشد.همانطور كه من براي شما اهميتي ندارم. قول ميدهم نيمي از شما با شنيدن جملات قبلي زير لب زمزمه كرديد:"خودت برو به جهنم". منطقي است. جواب هاي، هوي است. اما چه ميشود كه واكنشهاي مذكور در ما بعد از گفتن آن جمله ي طلايي هويدا ميشود. امروز صبح بعد از آماده شدن و انداختن نگاهي اجمالي در آينه به خود، بار ديگر به خانواده ي خود متشكل از همسر، برادر و پدرم، خاطرنشان كردم كه امروز در سالن كنفرانس مركزي شهر، سخنراني اي خواهم داشت كه حضور آنها موجب شادي اينجانب خواهد بود. بعد ازشنيدن وعده "سعي خودمان را ميكنيم" از خانه بيرون آمدم. در طول راه به متن سخنراني و اصلاحات لازم فكر ميكردم. در حال حاضر، همچنان به اصلاحات فكر ميكنم و جا دارد با مشت محكم... همين گونه كه مشاهده كرديد، صدايش را شنيديد و اندكي جا خورديد به روي ميز بكوبم. آنچنان محكم كه حتي حضار غرق شده براي لحظاتي سر از آب بيرون بياورند و نفسي تازه كنند. از ابتداي سخنراني سعي بر اين داشتم كه جهت نوشته را به سوي مثبت كه البته هر شخصي تعريف متفاوتي از كلمه مثبت دارد پيش ببرم و هيچوقت پاي خانواده مقدسم را به مثالهاي هجوم نكشانم اما حال كه سي ثانيه از مدت زمان اين سخنراني باقي مانده و من همچنان بعد از مرور كردن تمام سالن و چك كردنهاي مكرر در ورودي، اثري از آن خانواده مقدس نميبينم، خون در رگهايم به جوش آمده، رگهاي پيشانيم متورم شده و فرياد ميزنم:"به سخنراني من نمي آييد؟برويد به جهنم"
بله. اينگونه صداي اصابت دندانهايتان به يكديگر در گوشتان خواهد پيچيد و يا حتي ممكن است مانند حالِ فعلي من قلبتان تند بتپد و صدايتان بلرزد. پس، يك موضوع مهم، زماني كه توسط يك شخص و يا اشخاص مهم ناديده گرفته شود شما را از خود بيخود ميكند.حتي شخص مهم ميتواند از شما استفاده ابزاري كند كه در اين مورد بايد به شما تسليت گفت. شما مُرده ايد و همانطور كه در اول سخنراني عرض كردم در حقيقت شما در جهنمي زندگي ميكنيد كه " همتون" براي شما ساخته اند.
Read more
واقعیت‌هایی در مورد نوشیدن چای سیاه تمام چای‌ها دارا کافئین و تنین هستند به همین دلیل روی مغز اثر ...
Media Removed
واقعیت‌هایی در مورد نوشیدن چای سیاه تمام چای‌ها دارا کافئین و تنین هستند به همین دلیل روی مغز اثر می‌گذارد و باعث افزایش سطح هوشیاری و کاهش خطر ابتلا به آلزایمر می‌شود. چای سیاه و اولانگ اکسید شده است به همین دلیل خاصیت آنتی اکسیدانی کم‌تری نسبت به چای سبز دارند. تاثیر چای در پیشگیری از بروز ... واقعیت‌هایی در مورد نوشیدن چای سیاه
تمام چای‌ها دارا کافئین و تنین هستند به همین دلیل روی مغز اثر می‌گذارد و باعث افزایش سطح هوشیاری و کاهش خطر ابتلا به آلزایمر می‌شود.
چای سیاه و اولانگ اکسید شده است به همین دلیل خاصیت آنتی اکسیدانی کم‌تری نسبت به چای سبز دارند.

تاثیر چای در پیشگیری از بروز سرطان‌ها
نتایج مطالعات نشان می‌دهد مصرف چای می‌تواند در پیشگیری و کاهش احتمال بروز بیماری‌هایی از جمله بیماری‌های قلبی و عروقی و دیابت شود. هم‌چنین مصرف چای موجب کاهش کلسترول نیز می‌شود.
سخنگوی انجمن رژیم‌شناسان آمریکا معتقد است که چای جایگزین مناسبی برای قهوه است به همین دلیل متخصصان تغذیه به افراد توصیه می‌کنند چایی که مدت زیادی از دم کردن نگذشته باشد را مصرف کنند و به شدت از مصرف چای که ساعت‌ها پیش تهیه شده اجتناب کنند.

ممنوعیت مصرف چای با مواد قندی
البته افراد باید به خاطر داشته باشند که به همراه چای مواد شیرین از جمله قند و شکر استفاده نکنند.
هم‌چنین نتایج مطالعات نشان می‌دهد مصرف چای موجب کاهش احتمال بروز بیماری‌های تحلیل بنده عصبی مانند آلزایمرد و موجب بهبود عملکرد شناختی افراد می‌شود.
متخصصان دانشگاه هاروارد معتقد هستند مصرف چای در کنار رژیم غذایی سالم می‌تواند مفید و موثر باشد، رژیم غذایی سالم باید حاوی غلات کامل، ماهی، سبزی و میوه‌ها و مقدار کمی گوشت قرمز باشد.
چای هم‌چنین خاصیت ضد التهابی و آنتی اکسیدانی نیز دارد.

مصرف چای و خطر کم‌خونی در خانم‌ها
مصرف بیش از حد چای نه تنها نمی‌تواند مفید واقع شود، بلکه خطراتی نیز برای سلامتی افراد در پی دارد. برای مثال مصرف بیش از اندازه چای در خانم‌ها به خصوص در سنین باروری موجب فقر آهن می‌شود.
به خانم‌ها تأکید و توصیه می‌شود در سنین باروری، و شیردهی و هم‌چنین در صورت ابتلا به کم‌خونی به میزان متناسب چای مصرف کنند.
آقایان نیز باید به خاطر داشته باشند چای به مقدار متناسب مصرف کنند؛ زیرا مصرف چای به مقدار زیاد نه تنها موجب کاهش احتمال بیماری‌های قلبی و عروقی نمی‌شود بلکه باعث افزایش احتمال بروز این بیماری خواهد شد.

روزانه 3 الی 4 فنجان چای بنوشید
در خصوص میزان متناسب مصرف چای، به افراد توصیه می‌شود روزانه 3 الی 4 فنجان چای با رنگ متعادل مصرف کنند.
مصرف بیش از اندازه چای باعث افزایش دفع ادرار و الکترولیت‌های مفید بدن و در نتیجه کم آبی بدن می‌شود.
#نوشيدني #آبميوه #خواص #coffee #سلامتی #چاي #كافي_شاپ #coffeeshop #tea
ادامه مطلب در كامنت
Read more
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه ...
Media Removed
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه ... (جنون قسمت نهم)
پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه می کنی.فکر کردم آدم عاقلی هستی اما تو فقط یه آدم مغرور و خودخواهی.خنده ای عصبی کردم و گفتم:انگار یه چیزیم طلبکاری؟با صورتی قرمز شده از عصبانیت باهام چهره به چهره شد و آروم گفت:هر چی دیدی ترس و توهمات روح سرگردان تو بوده آقا پسر.داد زدم یعنی دفعه دوم که بهم تنه زدی و منو کشوندی تو راهرو دانشگاه و گفتی دوسم داری یادت نیست؟یا همین امروز که اومدی جلو کلاس و من احمق و دنبال خودت به این خونه کشوندی.با عصبانیت فریاد کشید:آقاپسر تو فقط یه بار تنه خوردی و همون موقع افتادی و به کما رفتی,تازه چند روز نیست و فقط چهار ساعته فهمیدی؟گیج شده بودم...خدایا این چی داره میگه؟همونطور که داشت از پله ها بالا میرفت,کمی آرومتر شده بود.گفت:منم اول وضعیت تو رو داشتم.کم کم بهش عادت می کنی.به سمتش رفتم و در حالی که بدنم عین بید میلرزید گفتم:از اینکه سرت داد زدم معذرت می خوام.به چشمم خیره شد و گفت:نه ناراحت نشدم,درکت می کنم.بعد یه نگاه به آسمون انداخت و آه سردی کشید و گفت:اینجا مثل اونور نیست.زمان و مکان مطرح نیست.حتی شکل و اندازه اشیا و دور و نزدیک بودن فاصله ها.اینجا یه دنیای دیگس.نه فصل ها به موقع عوض میشن,نه شب و روز.چیزایی می بینی که وقتی زنده بودی تو خیالتت نمی تونستی ببینی.مثل خوابه یا کابوس یا یه چیزی شبیه اون.البته به آدمشم ربط داره.سرم و توی دستام گرفتم و گفتم:من خیلی می ترسم.دستشو روی دوشم گذاشت و به نشونه همدردی فشار داد.بهش یه نگاه کردم و در حالی که ازش دور می شدم گفتم:خواهش می کنم بهم زیادی نزدیک نشو.من اعتقاداتی دارم که...حرفم و برید و گفت:بازم یادت اینجا همه چی با اونور فرق داره,اینجا...اینبار من وسط حرفش پریدم و گفتم:من این چیزا حالیم نیست.کاری که حالم را بد کنه دوست ندارم پس لطفا فاصلت و با من رعایت کن.دستاشو به نشونه تسلیم بالا برد و گفت:اوه...باشه.بعد زیرلبی گفت:دیوونه و ازم دور شد.گفتم:شنیدم چی گفتی.شونه ای بالا انداخت و با خنده گفت:بیا بریم تو.بطرفش رفتم و گفتم:میشه باهام بیای بیمارستان‌,من واقعا وحشتزدم.ابرویی بالا برد و گفت:باشه,بریم***باورم نمیشد همیشه تو فیلما دیده بودم که مادری کنار تخت برای بچش قرآن میخونه.حالا عزیزجونه که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند... ادامه دارد(مهرا)
Read more
. در هفته‌‌ای که گذشت یک مساله مهم در رابطه با لباس داشتیم که در فضای مجازی هم کلی سر و صدا کرد. این قضیه ...
Media Removed
. در هفته‌‌ای که گذشت یک مساله مهم در رابطه با لباس داشتیم که در فضای مجازی هم کلی سر و صدا کرد. این قضیه همه را یاد بیت معروف سعدی «تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» انداخت. بله، درست متوجه شدید منظورمان شوخی سرهنگ علیفر بود با کت و شلوار و پیراهن خوشرنگ و نوی جواد خیابانی، ... .
در هفته‌‌ای که گذشت یک مساله مهم در رابطه با لباس داشتیم که در فضای مجازی هم کلی سر و صدا کرد. این قضیه همه را یاد بیت معروف سعدی «تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت» انداخت. بله، درست متوجه شدید منظورمان شوخی سرهنگ علیفر بود با کت و شلوار و پیراهن خوشرنگ و نوی جواد خیابانی، آن هم درست وسط گزارش بازی.

این در حالیست که ما هنوز درست و حسابی نتوانسته بودیم هوس چیپس کردن جواد خیابانی با دیدن چیپس در دست دو کودک تماشاچی را هضم کنیم. کلا با شروع جام ملت‌های آسیا و فرصت دیده شدن و شنیده شدن انگار روح تازه‌ای در جان گزارشگران توانمند کشورمان دمیده شده. همین نکته نشان می‌دهد آن‌ها هرچند گویی به روح اعتقاد ندارند، اما خودشان روح دارند، روحی که احساس سرزندگی و نشاط و طراوت دارد آن هم در حد لالیگا، نه این جام‌های سطحی و بیخود آسیایی. لابد به خاطر همین هم هست که گزارشگران زبده ما وسط گزارش بازی حوصله‌شان سر می‌رود و شروع می‌کنند به شوخی‌های بامزه تا تن ما طنزنویس‌ها را به لرزه در بیاورند.
.
از طرفی خبر رسیده که اجرای برنامه ورزش و مردم بعد از مرحوم شفیع سپرده شده به آقای پیمان یوسفی؛ گزارشگر عرب زبان کشورمان که کمی هم فارسی بلد است.‌ واقعا آدم لذت می‌برد از این همه همکاری، چیزی که مرحوم شفیع سال‌ها ساخته و پرداخته کرده با یک پاس تو در، می‌رسد به پیمان یوسفی تا من حیث المجموع برود بالریاح الفنا. کلا در صدا و سیما یک ضرب المثلی هست که می‌گوید «دو تا چیز خودش جور میشه، یکی مجری، یکی هم فقر و بدبختی در اروپا و امریکا و غرب وحشی» اما فقط گزارشگران نیستند که اعجوبه‌اند، مسعود خان ده‌نمکی کارگردان سه‌گانه اخراجی‌ها، افراطی‌ها، معراجی‌ها و خیلی هاهای دیگر درباره برد ۵-۰ تیم ملی مقابل یمن اظهار نظر کرده اند. بله ایشان همان‌طور که گفتیم کارگردانند، البته قبل از کارگردانی هم هرچند سابقه کار تیمی داشته‌اند اما تا جایی که خبر داریم مرتبط با فوتبال نبوده و گویا بیشتر با حوزه کاری فدراسیون موتورسواری و اتوموبیل‌رانی قرابت داشته، به هر حال ایشان صحبت‌هایی کرده‌اند که مضمونش این است: خوشحالید به کشور جنگ زده ۵تا گل زدید؟ و ما هم که تازه فهمیدیم چه گلی خورده‌ایم که خوشحالیم، سر در گریبان فرو برده و های‌های گریه کردیم که چرا؟ واقعا چرا؟ بعد یادمان افتاد بنا به گفته مسئولان کشورمان خودمان هم الان درگیر جنگ اقتصادی با جهان هستیم، وقتی یادمان افتاد داریم با دلار ۱۱هزار تومانی حقوق کی‌روش را می‌دهیم نه تنها از خوشحالی کردن‌مان پشیمان نشدیم، بلکه
.
بقیه در کامنت اول 👇
Read more
 #روز_خبرنگار تو این روزگاری که همه چیز چند برابر شده اما حقوق‌ها همون مقدار مونده، وجدان کاری شاید ...
Media Removed
#روز_خبرنگار تو این روزگاری که همه چیز چند برابر شده اما حقوق‌ها همون مقدار مونده، وجدان کاری شاید خنده‌دارترین کلمه باشه. در روزگاری که طبق اعلام مسئولان میزان کار مفید کارمندان به زحمت به یک ساعت می‌رسه، هشت ساعت زل زدن به مانیتور و تایپ کردن شاید یک شوخی باشه. در روزگاری که سرانه مطالعه به زحمت ... #روز_خبرنگار
تو این روزگاری که همه چیز چند برابر شده اما حقوق‌ها همون مقدار مونده، وجدان کاری شاید خنده‌دارترین کلمه باشه. در روزگاری که طبق اعلام مسئولان میزان کار مفید کارمندان به زحمت به یک ساعت می‌رسه، هشت ساعت زل زدن به مانیتور و تایپ کردن شاید یک شوخی باشه. در روزگاری که سرانه مطالعه به زحمت از یک دقیقه عبور می‌کنه، مطالعه سه چهار ساعته رویاست. تو این دوره و زمونه عشق به کار یک توهمه اما ما همه اینا رو داشتیم. شرف‌مون رو به پول نفروخیتم که اگر دنبال پول بودیم سراغ این کار نمی‌رفتیم. هر روز خودمون رو به در دیوار زدیم که از خبرا جا نمونیم. از تایم خوابمون زدیم که چهار خط بیشتر بخونیم و به اندازه همون چهار خط اطلاعات بیشتری به شما بدیم. توهین شنیدیم. تحقیر شدیم اما سر جلوی کسی خم نکردیم. به کسی باج ندادیم. شریف موندیم. جنگیدیم. البته روی صحبت من با خبرنگارهایی است که این روزا تعدادشون از تعداد انگشت‌های دو دست کمتره. نه اینایی که آرایشگاه خالشون تعطیل شده بود، بیکار بودن اومدن گفتن بریم خبرنگار بشیم. نه اینایی که با صدا نازک کردن و ادا و عشوه اومدن مصاحبه جمع می‌کنن. نه اینایی که هنوز مهر خبرنگاریشون خشک نشده ادعای خبرنگاری دارن. نه اینایی که روز و شب زیرآب می‌زنن که دو زار اعتبار داشته باشن. نه اینایی که جنسیت براشون شده ابزار خبرنگاری. سن و سالی ندارم اما سال دیگه که بیاد ده سال میشه که دارم می‌نویسم. حدسم بهم میگه سال آخرم. حسم میگه سال دیگه این همه غر نمی‌زنم و میام این روز رو به خبرنگارای واقعی و نه خبرنگارنماها، نه اونایی که ادای این کار رو درمیارن تبریک می گم. شاید عده‌ای بعد از این پست ناراحت بشن اما مهم نیست؛ اگر اغراق نکنم میانگین خوابم در سه سال گذشته از چهار ساعت عبور نکرده. من زحمت کشیدم. من تلاش کردم. به خدا دلم می‌سوزه برای شغلی که یک عده برای اعتبارش کار کردن اما یک عده به لجن کشیدنش.
پ.ن: امروز حدود 100 پیام و استوری داشتم. دست تک‌تک شما همراهان را می‌بوسم. یک شعر محاوره هم آماده کردم که به زودی در کانال تلگرام قرار خواهد گرفت.
#خبرنگار #خبرگزاری #روزنامه #ژورنالیست #روزنامه_نگار #خبر #کتاب #بی_پولی #عشق #کار #شغل
Read more
فريياي مالاگا. فرييا جشن يك هفته اَي ساليانه است كه هر شهري در اسپانيا أين هفته جشن و پايكوبي را در تاريخ ...
Media Removed
فريياي مالاگا. فرييا جشن يك هفته اَي ساليانه است كه هر شهري در اسپانيا أين هفته جشن و پايكوبي را در تاريخ مشخصي دارد، جشن شهر مالاگا أين هفته است كه ما هم ديروز آنجا بوديم. برأي من به عنوان يك إيراني و كسي كه هميشه در كشورش هفته هفته عزا داريست أين جشنها جاذبه خاصي دارد. روزها إز نزديك ساعت ١١ صبح همه به ... فريياي مالاگا. فرييا جشن يك هفته اَي ساليانه است كه هر شهري در اسپانيا أين هفته جشن و پايكوبي را در تاريخ مشخصي دارد، جشن شهر مالاگا أين هفته است كه ما هم ديروز آنجا بوديم. برأي من به عنوان يك إيراني و كسي كه هميشه در كشورش هفته هفته عزا داريست أين جشنها جاذبه خاصي دارد. روزها إز نزديك ساعت ١١ صبح همه به خيابان أصلي شهر مي ايند خاتمها لباسهاي فلامينكو به تن ميكنند و با گلهاي رنگي سرهايشان را مي ارايند و اقايان هم گاهي لباسهاي سنتي ماتادورها را به تن ميكنند. شما با يك شهر پر إنسان شاد كه گوشه به گوشه مينوازند، ميرفصند و مي خوانند مواجه ميشويد. أين مراسم شراب خاصي دارد كه در جاي جاي خيابان إز دكه هاي تعبئه شده مي توان خريداري كرد و اكثر مردم ليوانهاي كوچكي به گردن دارند كه با ان شراب مي نوشند. و در همين روزها اگر دقت كنيم پي به فرهنگ غني أين ملت مي بريم. ما سالهاست كه در أين جشن در شهرهاي كوچك و بزرگ شركت كرديم و همه مينوشند و ميرقصند ولي تا به حال در گيري در بين مردمي كه إز صبح شراب نوشيده اند، نديده ايم. خاتمها در هر سن و سالي در حال رقص و پايكوبي هستند همه به دورشان جمع ميشوند و دست ميزنند و هولي گويان تشويقشان ميكنند ولي إز هيچ نظر مورد تعرض قرار نميگيرند نه إز نظر رقصيدن نه خنديدن و نه إز سن و سالشان. دختر خانمهاي زيبا و جوان هم بسياريشان لباسهاي سنتي فلامينكو ميپوشند و زيبايهايشان وصف ناپذير است ولي با خيال راحت مينوشند و ميرقصند و ميخندند چون در شهرشان احساس أمينيت ميكنند. پسرها ي جوان و برنا و اقايان خوش پوش هم همه جا همراه و همپاي خاتمها ميرقصند و مي خوانند. عجيب است كه بعد إز شركت در أين جشنها، وقتي به خانه برميگردم همه خاطرات ان روز برايم زيباست همه را زيبا ديده أم نه به أين دليل كه همه داراي زيبايي ظاهري هستند بلكه أين مجموعهً يك فرهنگ غني و إنسانهاي شاد و سرزنده و فهم اجتماعي بالا است كه به همه چيز رنگ شاد و دلنوازي ميزند.
Read more
مسلمانی؟ مسیحی هستی؟ یهودی هستی؟ زرتشتی هستی؟ بودایی هستی؟ باخدایی؟ بی خدایی؟ کافری؟ شررری؟ ...
Media Removed
مسلمانی؟ مسیحی هستی؟ یهودی هستی؟ زرتشتی هستی؟ بودایی هستی؟ باخدایی؟ بی خدایی؟ کافری؟ شررری؟ خیری؟ هرچی میخوای باشی باش اصلا مهم نیس فقط "انسان" باش انسان ک نباشی همه ی اینها نمادند من انسانم . . . پیامبر ندارم .. ، امّا عقل دارم . . . امام ندارم ، اماشعور دارم . . . روحانی برای توست ... مسلمانی؟
مسیحی هستی؟
یهودی هستی؟
زرتشتی هستی؟
بودایی هستی؟
باخدایی؟ بی خدایی؟ کافری؟ شررری؟ خیری؟
هرچی میخوای باشی باش اصلا مهم نیس
فقط "انسان" باش♥
انسان ک نباشی همه ی اینها نمادند
من انسانم . . .
پیامبر ندارم ..
، امّا عقل دارم . . .
امام ندارم ، اماشعور دارم . . .
روحانی برای توست ! چون من نیازی به تقلید ندارم . . .
فرهنگ من فرهنگ عرب نیست...
کتابم کتاب عرب نیست... عاشورا ندارم . . . منجی درون چاه ندارم . . . تنها فکر من خداست ! امّا خدایم نه در بیابان ؛ نه درون مکعّب محصور است و نه در قصّه ها و نه غرق در خرافات است . . . خدای من قتل و کشتن و خونریزی ، حتّی در راه خودش دوست ندارد !
جهاد برایش معنا ندارد ! در دنیایش همه اش صلح است و آرامش و محبت !
اینها اعتقادات من است !
چون خدایم،حقیقت است ...
من انسانم ؛ کسی که افکارش در مغز کوچک تو نمی گنجد دوست !!
Read more
اگر می‌خواهید کارمندی را بدبخت کنید، به مدت یک سال حقوق او را دوبرابر کرده، سپس دستمزد او را به حالت ...
Media Removed
اگر می‌خواهید کارمندی را بدبخت کنید، به مدت یک سال حقوق او را دوبرابر کرده، سپس دستمزد او را به حالت عادی بازگردانید، او نه دیگر در شرکت شما قادر به ادامه کار خواهد بود نه در سازمان دیگر همان یک سال کافی بود تا کالیبراسيون او را به هم بریزد ______________________ اجازه بدهید که من برخی از نمونه‌های ... اگر می‌خواهید کارمندی را بدبخت کنید، به مدت یک سال حقوق او را دوبرابر کرده، سپس دستمزد او را به حالت عادی بازگردانید، او نه دیگر در شرکت شما قادر به ادامه کار خواهد بود نه در سازمان دیگر
همان یک سال کافی بود تا کالیبراسيون او را به هم بریزد

______________________

اجازه بدهید که من برخی از نمونه‌های کالیبراسیون را (مثبت یا منفی) برای شما مثال بزنم: · #سوبسید دادن و #یارانه بر روی انرژی و مواد دیگر، یک «ملت» را اشتباه کالیبره می‌کند.
· ارث پدری برای یک فرزند پولدار، به احتمال زیاد او را اشتباه کالیبره می‌کند.
· منابع زیرزمینی، اقتصاد یک کشور را اشتباه کالیبره می‌کنند (خصوصاً وقتی آن کشور وارد تعاملات اقتصادی در سطح بین‌المللی شود)

______________________ · یک #معلم ، مدام با حرف‌ها و آموزش‌ها و تشویق‌ها و تنبیه‌ها و توجه‌ها و بی‌توجهی‌هایش، شاگردانش را کالیبره می‌کند.
· والدین، به صورت دائمی فرزندان را کالیبره می‌کنند. به نظرم دور از واقعیت نیست اگر بگوییم که تربیت، تا حد زیادی به معنای کالیبره کردن فرزندان برای حضور در اجتماع است.

______________________

نه گربه‌ی داخل خیابان و سطل زباله بدبخت است و نه گربه‌ی خانگی. بدبخت گربه‌ای است که از سطل زباله به خانه می‌آید و بعد از مدتی در خیابان رها می‌شود. یا گربه‌ای که در خانه متولد می‌شود و پرورش پیدا می‌کند و بعداً به خیابان می‌رود. چون کالیبره‌اش به هم می‌خورد.

______________________

اگر بخواهیم به یک موجود خیانت کنیم یا نابودش کنیم (یا حتی اگر بخواهیم خودمان و کسب و کارمان را نابود کنیم) بهترین شیوه، کالیبره کردن اشتباه است.

شما با چه نمونه هایی از #کالیبراسیون_اشتباه سر و کار داشتید؟ «روزنوشته های محمدرضاشعبانعلی »

#كار_و_كسب
#علوم_تربيتى
#مهارت_زندگى
#سعیدغفوری
#غفورغفوری
#شبکه_آموزش_غفوری
#موسسه_فرهنگی_هنری_غفوری
#مجتمع_فنی_تبریز
Read more
زندگی را نمی شود به تعویق انداخت؛ باید همین حالا آن را زیست، نمی شود به آخر هفته، تعطیلات، وقتی بچه ها ...
Media Removed
زندگی را نمی شود به تعویق انداخت؛ باید همین حالا آن را زیست، نمی شود به آخر هفته، تعطیلات، وقتی بچه ها خانه را برای رفتن به کالج ترک کردند و یا به سال های بعد از بازنشستگی موکولش کرد...! بعضی افراد سراسر زندگی را جنگی کین خواهانه میبینند که باید در آن پیروز شد، گروهی غرق در نومیدی تنها رویای صلح رهایی ... زندگی را نمی شود به تعویق انداخت؛ باید همین حالا آن را زیست، نمی شود به آخر هفته، تعطیلات، وقتی بچه ها خانه را برای رفتن به کالج ترک کردند و یا به سال های بعد از بازنشستگی موکولش کرد...! بعضی افراد سراسر زندگی را جنگی کین خواهانه میبینند که باید در آن پیروز شد، گروهی غرق در نومیدی تنها رویای صلح رهایی و آزادی از رنج را در سر می پرورانند، برخی زندگیشان را فدای موفقیت، ثروت، قدرت یا حقیقت میکنند، برخی دیگر در پی تعالی خویشند و در علتی یا موجودی دیگر معشوق یا ذات الهی غوطه ور میشوند، دیگرانی هستند که معنای زندگی را درخدمت به دیگران، در خود شکوفایی یا در آفرینش می بینند...! مراقب آدمهاے "آرام" زندگیتان باشید،
آنهایے که "گوش" میدهند،
دیرتر "غمگین" میشوند، "سخت عصـــبانے" میشوند،
طولانے "دوستتان" دارند،
کم "عاشـــق" میشوند، "مهربانے" را بلدند،"حواسشان" به شماست، ...
"درد" را به "جان" میگیرند تا شما را "نرنجانند"،... آنها همانهایے هستند که اگر "دلشان بشکند"!
دیگر"نیســـتند"!
نه اینکه "کم" باشند
دیگر "نیستـــند... سلام وصدسلام صبح پاییزتون خوش وسپاس از حضورتان
Read more
# بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه ها/ توضيحات شهاب حسينى براى حواشى اخير اين ويديويى كه منتشر شد . «سلام مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن ... #🎥
بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه ها/ توضيحات شهاب حسينى براى حواشى اخير اين ويديويى كه منتشر شد
.
«سلام
مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن و از گوشت و پوست و خون و دل و جگر و دنبه و سیراب و شیردان و روده و کله و پاچه و حتی دنبلانش هم نمیگذرن.
.
سخت تهوع آوره زندگی در شرایطی که دوست و دشمن رو از هم تشخیص نمیدی و سخت وحشتناک تر وقتی که حس کنی دیگه دوستی نمونده که تو رو به خاطر خودت بخواد نه به خاطر خودش.
.
متاسفانه اغلب کسانی که باهاشون به نوعی در ارتباط بودم ثابت کردن مقهور نام برندی به نام شهاب حسینی هستن نه دوستی به نام شهاب.
دیگه حتی آدم نمیدونه کسانی که برای گرفتن عکس یادگاری به آدم مراجعه می‌کنن،عکس رو به خاطر علاقه شخصی میخوان یا به خاطر پز دادن در فضای مجازی و تسکین درد مزمن مورد توجه بودن اونم در جامعه ما که بیش از هر بحران دیگه ای بحران داشتن یه هویت شخصی با ثبات به چشم میخوره.
.
در مورد پست اخیر منتشر شده در باره آقای دکتر عشقی عرض میشه که چون مدتهاست که برای انجام کارهای دندانپزشکی به ایشون مراجعه میکنم، و همواره ایشون بنا به لطفشون از زیر بار محاسبات مالی خدماتشون شونه خالی میکنن، خواستم قدر دانی به روش خودم در مطب ایشون ازشون داشته باشم.
.
تاکید میکنم در مثالی که در باب احوال خیلی از آدمهایی که سنخیتی با فامیلی نامشون ندارن به کار بردن نام شریفی به عنوان یک مثال در کاربرد معنایی منظورم بوده و اشاره به هیچ شخص حقیقی نیست. چون معنی شرافت قطعا عمیق تر از آنیست که صرفا فقط به عنوان نام فامیل استفاده بشه. همه ما وقتی صادقانه به خودمون مراجعه کنیم دقیقا متوجه میشیم كجای نیمه تاریک وجودمون با نام فامیلی پر طمطراق مون که همه مارو به اون نام میشناسن فرق داره.
.
بگذریم. بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه های صفیحانه شهرت و با کمال ادب اعلام میکنم دیگه به این قبیل درخواست های دوستانه اما حاشیه ساز اعتماد و اعتنایی نخواهم کرد چون در تضاد با اهداف متعالی و بزرگیست که در زندگی دنبال میکنم و میخوام تا فرصت بقا باقیست همواره رهرو این راه باشم و در نهایت روح امانتی رو که در کالبدم دمیده شده رو در بهترین جای ممکن و در حالی که سهم بودنم رو در حد توان ادا کردم، به صاحبش برگردونم.
فرمود،
آنچه هستی، هدیه خداست به تو، و آنچه میشوی، هدیه توست به خدا.»
.
@shahaab_hosseini
.
‏≣🅲🅸🅽🅴🅼🅰🅽🅴🆆🆂≣
سينمانيوز | سينماى روز
Read more
انتخاب همنشين اين همنشين ميتونه يك دوست باشه يك كانال تلگرامي يك كانال تلويزيوني يك مهموني يك ...
Media Removed
انتخاب همنشين اين همنشين ميتونه يك دوست باشه يك كانال تلگرامي يك كانال تلويزيوني يك مهموني يك كتاب خود خداوند فرمودند كه: لا اكراه في الدين خداوند دستور داده اند ميتوانيم اجرا كنيم يا نكنيم مساله انتخاب بين رشد و غيّ است خداوند تفاوت رشد و تعالي و سقوط و پسرفت را روشن فرموده ... انتخاب همنشين
اين همنشين ميتونه يك دوست باشه

يك كانال تلگرامي

يك كانال تلويزيوني

يك مهموني

يك كتاب

خود خداوند فرمودند كه:

لا اكراه في الدين

خداوند دستور داده اند
ميتوانيم اجرا كنيم يا نكنيم
مساله انتخاب بين رشد و غيّ است
خداوند تفاوت رشد و تعالي و سقوط و پسرفت را روشن فرموده اند
و دستورات لازم جهت يافتن راه صحيح رشد را داده اند
هر كسي دوست دارد هر كاري ميخواهد بكند
...
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر (و خلوص اعمالش بیشتر) است و او مقتدر و بسیار آمرزنده است. آیه 2 سوره الملك
...
مهم نيست كه ايمان دارند يا نه
نماز ميخوانند يا نه
حجاب دارند يا نه
دروغ ميگويند يا نه
دزدي ميكنند يا نه
و ...
نهايتاً بر اساس معيارهاي الهي كه توسط پيامبران به بشر اعلام شده است، توسط خود خداوند، قضاوت خواهيم شد
...
تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ ۖ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ (دوزخ از خشم کافران) نزدیک است شکافته و قطعه قطعه شود، هر فوجی را که به آتش در افکنند خازنان جهنّم از آنها پرسند: آیا پیغمبری برای راهنمایی شما نیامد؟
آیه 8 قَالُوا بَلَىٰ قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ آنها در جواب گویند: آری، ما را رسول بیم دهنده حق آمد ولی ما تکذیب او کردیم و گفتیم که خدا چیزی (از آسمان) نفرستاده و جز اینکه شما رسولان سخت به گمراهی و ضلالتید هیچ نیست.
آیه 9 وَ قَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ و گویند: اگر ما در دنیا (سخن انبیا) می‌شنیدیم یا به دستور عقل رفتار می‌کردیم (امروز) از دوزخیان نبودیم.
آیه 10 فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ آنجا به گناه خود معترف شوند (که سودی ندارد و خطاب قهر فرا رسد) که اهل آتش افروخته (قهر، از رحمت حق) دور باد.
آیه 11 إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ همانا آنان که از خدای خود در پنهان می‌ترسند آنها را آمرزش و پاداش بزرگ (بهشت ابد) خواهد بود.
آیه 12 وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ ۖ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ و شما سخن پنهان گویید یا آشکار، در علم حق یکسان است، که خدا به اسرار دلها هم البته داناست
کپی حلال❗️
Read more
پست جديد آقاي حسيني سلام مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند ...
Media Removed
پست جديد آقاي حسيني سلام مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن و از گوشت و پوست و خون و دل و جگر و دنبه و سیراب و شیردان و روده و کله و پاچه و حتی دنبلانش ... پست جديد آقاي حسيني

سلام
مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن و از گوشت و پوست و خون و دل و جگر و دنبه و سیراب و شیردان و روده و کله و پاچه و حتی دنبلانش هم نمیگذرن.
سخت تهوع آوره زندگی در شرایطی که دوست و دشمن رو از هم تشخیص نمیدی و سخت وحشتناک تر وقتی که حس کنی دیگه دوستی نمونده که تو رو به خاطر خودت بخواد نه به خاطر خودش.
متاسفانه اغلب کسانی که باهاشون به نوعی در ارتباط بودم ثابت کردن مقهور نام برندی به نام شهاب حسینی هستن نه دوستی به نام شهاب.
دیگه حتی آدم نمیدونه کسانی که برای گرفتن عکس یادگاری به آدم مراجعه می‌کنن،عکس رو به خاطر علاقه شخصی میخوان یا به خاطر پز دادن در فضای مجازی و تسکین درد مزمن مورد توجه بودن اونم در جامعه ما که بیش از هر بحران دیگه ای بحران داشتن یه هویت شخصی با ثبات به چشم میخوره.
در مورد پست اخیر منتشر شده در باره آقای دکتر عشقی عرض میشه که چون مدتهاست که برای انجام کارهای دندانپزشکی به ایشون مراجعه میکنم، و همواره ایشون بنا به لطفشون از زیر بار محاسبات مالی خدماتشون شونه خالی میکنن، خواستم قدر دانی به روش خودم در مطب ایشون ازشون داشته باشم.
تاکید میکنم در مثالی که در باب احوال خیلی از آدمهایی که سنخیتی با فامیلی نامشون ندارن به کار بردن نام شریفی به عنوان یک مثال در کاربرد معنایی منظورم بوده و اشاره به هیچ شخص حقیقی نیست. چون معنی شرافت قطعا عمیق تر از آنیست که صرفا فقط به عنوان نام فامیل استفاده بشه. همه ما وقتی صادقانه به خودمون مراجعه کنیم دقیقا متوجه میشیم كجای نیمه تاریک وجودمون با نام فامیلی پر طمطراق مون که همه مارو به اون نام میشناسن فرق داره.
بگذریم. بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه های سفیحانه شهرت و با کمال ادب اعلام میکنم دیگه به این قبیل درخواست های دوستانه اما حاشیه ساز اعتماد و اعتنایی نخواهم کرد چون در تضاد با اهداف متعالی و بزرگیست که در زندگی دنبال میکنم و میخوام تا فرصت بقا باقیست همواره رهرو این راه باشم و در نهایت روح امانتی رو که در کالبدم دمیده شده رو در بهترین جای ممکن و در حالی که سهم بودنم رو در حد توان ادا کردم، به صاحبش برگردونم.
فرمود،
آنچه هستی، هدیه خداست به تو، و آنچه میشوی، هدیه توست به خدا.
—————————————
نظرتون؟
#شهاب_حسینی
Read more
... خب میدونین مشکل خیلیا چی بود؟ این که تو ویدیوی وایدست دریمز فقط تیلور رو دیدن. اینکه فقط اون عاشق ...
Media Removed
... خب میدونین مشکل خیلیا چی بود؟ این که تو ویدیوی وایدست دریمز فقط تیلور رو دیدن. اینکه فقط اون عاشق هری شده و هری هم اگه رفت دنیال تیلور یا ناراحت بود فقط از رو مهربونیش بود یه بار کلا از اول ویدیو تا اخرش فقط پسر رو ببینید. هری با کندالم رابطه تبلیغاتی داشت. ولی کجاش شبیه هیلور بوووود؟ هری با کندال ... ...
خب میدونین مشکل خیلیا چی بود؟ این که تو ویدیوی وایدست دریمز فقط تیلور رو دیدن. اینکه فقط اون عاشق هری شده و هری هم اگه رفت دنیال تیلور یا ناراحت بود فقط از رو مهربونیش بود 😒 یه بار کلا از اول ویدیو تا اخرش فقط پسر رو ببینید. هری با کندالم رابطه تبلیغاتی داشت. ولی کجاش شبیه هیلور بوووود؟ هری با کندال و کارا و نادین دوسته. تو تولدش هم هر سه شونو با هم دعوت کرد! ولی تیلور رو نه. در صورتی که تیلور و هری همش میگن ما دوستیم باهم. ولی نه هری تو دایره دوستی تیلور هست نه تیلور 😒 پس تیلور با کندال و کارا و نادین فرق داره. هری یه جور دیگه به تیلور نگاه "میکرده". و طبق موزیک ویدیو اون نگاه تنفر نبوده. خیلی جالبه لری شیپرا چون  این ویدیو به نفع لری هستو قبول دارن برای هیلوره ولی بقیه اهنگای رمانتیک تیلور که توش چیزای واضح تر از هیلور میگه رو نه!! اتفاقا ویدیو خیلی به اهنگ ربط داشت. اگه شما از قبل به اهنگ دقت میکردین خودتون میفهمیدین
"I can see the end as it begin"
"Nothing lasts forever"
"Someday when you leave me..."
از اولش میتونستم اخرش رو ببینم. هیچ چیز همیشگی نیست. یه روز وقتی ترکم میکنی... یعنی میدونسته این رابطه هم قرار نیست دووم بیاره. از اول تعیین شده بوده. ولی همه چی برنامه ریزی شده پیش نمیره چون این وسط یه حسی به وجود میاد. و همش به هری میگه اولین شرطم و اخرین درخواستم اینه هیچ وقت منو از یاد نبر. امیدوارم این خاطراتی که باهم داشتیم دنبالت بیان. این اهنگ حتی میتونسته قبل از بهم زدن هیلور هم نوشته شده باشه... حالا که داستان رو میدونین, ازتون میخوام یه بار دیگه هم به اهنگ بلنک اسپیس دقت کنین...
یه چیز دیگه م حواستون باشه ممکنه واقعا ویدیو راجبه هیلور و لری نباشه ها 😐 اخه پریمر اون فیلم خیلی بعد تر از فیلم برداری بوده...
ببخشید پست نمیزارم... حوصله بحث ندارم
اگه بزارم فلش بک میزارم
Read more
. توضيحات شهاب حسينى در اینستاگرامش براى حواشى اخير ويديويى كه منتشر شد. . بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه ها . «سلام مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش ... .
توضيحات شهاب حسينى در اینستاگرامش براى حواشى اخير ويديويى كه منتشر شد.
.
بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه ها
.
«سلام
مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن و از گوشت و پوست و خون و دل و جگر و دنبه و سیراب و شیردان و روده و کله و پاچه و حتی دنبلانش هم نمیگذرن.
.
سخت تهوع آوره زندگی در شرایطی که دوست و دشمن رو از هم تشخیص نمیدی و سخت وحشتناک تر وقتی که حس کنی دیگه دوستی نمونده که تو رو به خاطر خودت بخواد نه به خاطر خودش.
.
متاسفانه اغلب کسانی که باهاشون به نوعی در ارتباط بودم ثابت کردن مقهور نام برندی به نام شهاب حسینی هستن نه دوستی به نام شهاب. 
دیگه حتی آدم نمیدونه کسانی که برای گرفتن عکس یادگاری به آدم مراجعه می‌کنن،عکس رو به خاطر علاقه شخصی میخوان یا به خاطر پز دادن در فضای مجازی و تسکین درد مزمن مورد توجه بودن اونم در جامعه ما که بیش از هر بحران دیگه ای بحران داشتن یه هویت شخصی با ثبات به چشم میخوره.
.
در مورد پست اخیر منتشر شده در باره آقای دکتر عشقی عرض میشه که چون مدتهاست که برای انجام کارهای دندانپزشکی به ایشون مراجعه میکنم، و همواره ایشون بنا به لطفشون از زیر بار محاسبات مالی خدماتشون شونه خالی میکنن، خواستم قدر دانی به روش خودم در مطب ایشون ازشون داشته باشم.
.
تاکید میکنم در مثالی که در باب احوال خیلی از آدمهایی که سنخیتی با فامیلی نامشون ندارن به کار بردن نام شریفی به عنوان یک مثال در کاربرد معنایی منظورم بوده و اشاره به هیچ شخص حقیقی نیست. چون معنی شرافت قطعا عمیق تر از آنیست که صرفا فقط به عنوان نام فامیل استفاده بشه. همه ما وقتی صادقانه به خودمون مراجعه کنیم دقیقا متوجه میشیم كجای نیمه تاریک وجودمون با نام فامیلی پر طمطراق مون که همه مارو به اون نام میشناسن فرق داره.
.
بگذریم. بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه های صفیحانه شهرت و با کمال ادب اعلام میکنم دیگه به این قبیل درخواست های دوستانه اما حاشیه ساز اعتماد و اعتنایی نخواهم کرد چون در تضاد با اهداف متعالی و بزرگیست که در زندگی دنبال میکنم و میخوام تا فرصت بقا باقیست همواره رهرو این راه باشم و در نهایت روح امانتی رو که در کالبدم دمیده شده رو در بهترین جای ممکن و در حالی که سهم بودنم رو در حد توان ادا کردم، به صاحبش برگردونم.
فرمود،
آنچه هستی، هدیه خداست به تو، و آنچه میشوی، هدیه توست به خدا.»
.
#شهاب_حسینی
@shahaab_hosseini
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span>مباحث مهدوی<span class="emoji emoji1f33a"></span> . <span class="emoji emoji1f4a1"></span> #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر<span class="emoji emoji1f4a1"></span> #قسمت_بيست_و_چهارم . . <span class="emoji emoji2b05"></span>️چندتا ديگه آيه ...
Media Removed
مباحث مهدوی . #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر #قسمت_بيست_و_چهارم . . ️چندتا ديگه آيه برا شما بخونم! . وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ (سوره مباركه فاطر آيه 22) زنده ها و مرده ها كه با هم مساوي نيستن . إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاءُ خدا به هركسي دلش ... 🌺مباحث مهدوی🌺
.
💡 #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر💡
#قسمت_بيست_و_چهارم
.
.
⬅️چندتا ديگه آيه برا شما بخونم!
.
🍀وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ (سوره مباركه فاطر آيه 22)🍀
زنده ها و مرده ها كه با هم مساوي نيستن
.
🍀إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاءُ🍀
خدا به هركسي دلش بخواد ميشنوونه!
.
بعد ميفرمايد:
🍀وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ🍀
پيغمبر! تو كسي كه درون قبرِ كه نميتوني باهاش حرف بزني!
.
.
يه مقوله ايه حيات در قرآن!
در ادبيات كهن ماهم خيلي زيبا گاهي گفته میشه كه :
بر او نمرده به فتواي من نمازكنيد!
او در حال تشيع جنازه خودشه! داره راه ميره خودش داره خودشو تشييع ميكنه!
چقدم داره طول ميكشه اين تشيع جنازه(40 سال 50 سال)
اينا ادبيات قرآنه! يعني اينا قبل از پذيرش دينِ! اينها اثر پذيرش دينه!
.
و بعد!
عشق انسان به حيات
علائم حياتي در انسان ديده بشود چه ميشود!
.
عشق به حيات رو من نتونستم توضيح بدم و نميتونم عشق به حيات در مراتب عاليترش رو بيدار كنم در دلها
ولي اگر كتابي، نوشته اي، سخني در اين زمينه ديديد ازش فاصله نگيريد
بذاريد عشق به حيات در يك مرتبه ي بالاتر رو در شما زنده كنه
.
به خاطرش اگه مومني بياي بري در خونه خدا گريه كني
اگه مومن نيستي به خاطر اون حيات بياي بري در خونه خدا مومن بشي
پيغمبرا به انسانها اينو ميگن؛
«ميخوام زنده ات كنم»
.
دست معلمهايي رو بايد بوسيد كه بتونن #عشق_به_حيات رو در انسان زنده كنن!
.
دست عالماني رو كه بتونن حيات رو ترجمه كنن بايد بوسه زد.
.
نه فقط مراتب عالي حيات؛
خداوند نميفرمايد مراتب عالي حيات!
مراتب پايين حيات كه مرده ست! اون كه در قبر است هنوز.
.
نه آقا جان
زنده باش
زنده دل باش! نه!! اصلا زنده باش
از خودت دفاع كن!
بگير! بيار! ببر! بشنو! حرف بزن! راه برو! حركت كن! سير كن! از قوا و استعدادهاي خاموش ديگر خودت استفاده كن!
.
.
ادامه دارد...
_________________
#خط_امام_زمان
Read more
اگر می‌خواهید کارمندی را بدبخت کنید، به مدت یک سال حقوق او را دوبرابر کرده، سپس دستمزد او را به حالت ...
Media Removed
اگر می‌خواهید کارمندی را بدبخت کنید، به مدت یک سال حقوق او را دوبرابر کرده، سپس دستمزد او را به حالت عادی بازگردانید، او نه دیگر در شرکت شما قادر به ادامه کار خواهد بود نه در سازمان دیگر همان یک سال کافی بود تا کالیبراسيون او را به هم بریزد ______________________ اجازه بدهید که من برخی از نمونه‌های ... اگر می‌خواهید کارمندی را بدبخت کنید، به مدت یک سال حقوق او را دوبرابر کرده، سپس دستمزد او را به حالت عادی بازگردانید، او نه دیگر در شرکت شما قادر به ادامه کار خواهد بود نه در سازمان دیگر
همان یک سال کافی بود تا کالیبراسيون او را به هم بریزد

______________________

اجازه بدهید که من برخی از نمونه‌های کالیبراسیون را (مثبت یا منفی) برای شما مثال بزنم: · #سوبسید دادن و #یارانه بر روی انرژی و مواد دیگر، یک «ملت» را اشتباه کالیبره می‌کند.
· ارث پدری برای یک فرزند پولدار، به احتمال زیاد او را اشتباه کالیبره می‌کند.
· منابع زیرزمینی، اقتصاد یک کشور را اشتباه کالیبره می‌کنند (خصوصاً وقتی آن کشور وارد تعاملات اقتصادی در سطح بین‌المللی شود)

______________________ · یک #معلم ، مدام با حرف‌ها و آموزش‌ها و تشویق‌ها و تنبیه‌ها و توجه‌ها و بی‌توجهی‌هایش، شاگردانش را کالیبره می‌کند.
· والدین، به صورت دائمی فرزندان را کالیبره می‌کنند. به نظرم دور از واقعیت نیست اگر بگوییم که تربیت، تا حد زیادی به معنای کالیبره کردن فرزندان برای حضور در اجتماع است.

______________________

نه گربه‌ی داخل خیابان و سطل زباله بدبخت است و نه گربه‌ی خانگی. بدبخت گربه‌ای است که از سطل زباله به خانه می‌آید و بعد از مدتی در خیابان رها می‌شود. یا گربه‌ای که در خانه متولد می‌شود و پرورش پیدا می‌کند و بعداً به خیابان می‌رود. چون کالیبره‌اش به هم می‌خورد.

______________________

اگر بخواهیم به یک موجود خیانت کنیم یا نابودش کنیم (یا حتی اگر بخواهیم خودمان و کسب و کارمان را نابود کنیم) بهترین شیوه، کالیبره کردن اشتباه است.

شما با چه نمونه هایی از #کالیبراسیون_اشتباه سر و کار داشتید؟ «روزنوشته های محمدرضاشعبانعلی »

#كار_و_كسب
#علوم_تربيتى
#مهارت_زندگى
#سعیدغفوری
#غفورغفوری
#شبکه_آموزش_غفوری
#موسسه_فرهنگی_هنری_غفوری
#مجتمع_فنی_تبریز
Read more
فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه ...
Media Removed
فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه من شخصا ليسانس كارگردانى دارم اما منبع درآمد زندگيم كارگردانى نيست، هيچ جا و در هيچ فرمي به خودم اجازه نمى دم كه در محل شغل، بنويسم كارگردان...شغل و اتيكت اجتماعى من، منبع درآمدم هست...دوستان ... فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه من شخصا ليسانس كارگردانى دارم اما منبع درآمد زندگيم كارگردانى نيست، هيچ جا و در هيچ فرمي به خودم اجازه نمى دم كه در محل شغل، بنويسم كارگردان...شغل و اتيكت اجتماعى من، منبع درآمدم هست...دوستان عزيزى كه كلاس نقاشى رفتن و يا تحصيلات نقاشى دارند اما يا از باباشون پول مى گيرند و يا يك شغل غيرمرتبط دارند اسمشون نقاش نيست...يك علاقمند و نهايتا اگر تحصيلات آكادميك داشته باشند يك مطلع هستند در زمينه ى نقاشى...هر سال دانشگاه ها و آموزشگاه ها كلي فارغ تحصيل انواع رشته هاي هنرى دارند...و قطعا مثل رشته هاي غير هنرى شما بعد از كسب مدرك پزشكى، پزشك نمي شيد...در هنر شما با ارائه ي كارتون، پيدا كردن ارتباطات درست و دقيق و كسب درآمد در طولانى مدت شايد هنرمند بشيد و شايد هيچ وقت نشيد...در نتيجه يك نقاش كه در پاساژ قائم نقاشي هاش رو مى فروشه، حتما در به كار بردن اسم نقاش به يك فوق ليسانسه نقاشى كه از هنر يك مدرك قاب شده داره، اولويت داره
پى نوشت:زدن برچسب كپى كردن يك اثر هنرى به اين آسونى نيست كه يك سرى راه افتادن واى كپى كپى...در كشورهايى كه قوانين كپى رايت به صورت جدى پيگيرى ميشه هم براي اين موارد دادگاهى تشكيل ميشه، همه ي ابعاد بررسي ميشه و بعد از حكم گروهي متخصص ، حكم دادگاه صادر ميشه...چند شب پيش بي بي سي مستندى پخش كرد از زندگى اردشير محصص كه قسمتي مربوط بود به اتهام به محصص در مورد كپى بودن تعدادى از آثارش كه تعدادي منتقد با دليل سعي مي كردند او رو از اين اتهام مبرا كنند...يعني اين موارد جاي گفتگو داره و جاى بررسي شرايط...نه اينكه اينقدر ذوق كنيم با تصور مچ گرفتن...لذت بيمارگونه مچ گرفتن رو بهتر هست كنترل كنيد و بذاريد در راه رسيدن به لذت عدالت...كه يكى از زيباترين داستان ها درحوزه ي ديندارى براى من داستان جنگ و رزم حضرت على هست با عمربن عبدود در اشعار مولانا در مثنوى...زمانى كه حضرت على به بالاي سر عمر رسيده بود، دقيقا در آخرين لحظه برخاست و دور ميدان راه رفت و بعد او را كشت...و پاسخش بابت اين عمل اين بود كه من بابت تفي كه او به صورت من انداخت خشمگين شدم،و از روي خشمم مي خواستم او را بكشم نه براي حق و نه براي عدالت ...راه رفتم كه خشمم آرووم بگيره و بعد براي عدالت تيغ بكشم ...خشم هاي دسته جمعي اينچيني خيلي شبيه عدالت نيست ...بيشتر شبيه خشم و انتقام جويي و لذت نابودي كسي هست كه دچار اين تصوريم كه حق ما رو خورده...تلخ و فاسد
Read more
# در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد/ نقاب ها را برداریم . پانزدهم شهریور ماه، تالار شهنازِ خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود . منیژه حکمت کارگردان جاده قدیم در ابتدای این مراسم با اشاره به زمان اکران ... #🎥
در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد/ نقاب ها را برداریم
.
پانزدهم شهریور ماه، تالار شهنازِ خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود
.
منیژه حکمت کارگردان جاده قدیم در ابتدای این مراسم با اشاره به زمان اکران فیلم که 4 مهر سال جاری خواهد بود، گفت: اینجا قرار است نقاب ها را برداریم. نقاب هایی که روی صورت زنان و مردانی است که از یک دوره تاریخی طولانی روی چهره هایشان به جا مانده. ما برای حرکت رو به جلو و از بین بردن تمام آسیب هایی که طی این دوران به ما و علی الخصوص زنان، تحمیل شده چاره نداریم جز اینکه نقاب ها را برداریم
.
وی با تاکید بر اینکه وجود این نقاب ها اجباری و تحمل خشونت در تمامی دوران های زندگی ما قدم به قدم همراه با ما جلو آمده و رشد کرده، بیان داشت: ما در این دوران، انواع خشونت کلامی، خشونت در خانواده، مرد سالاری و ... را تجربه کرده ایم اما امروز می‌خواهیم تلاش کنیم تا نقابی را که به نحوی در وجود تک تک ما نهادینه شده است را کنار بزنیم. نقاب هایی از جنس انکار، کتمان، تحمل انواع فشار‌های روحی و روانی و ... وی افزود: این نقاب‌ها بیشترین ضربه را در طول زندگی به ما خواهد زد و ما دیگر نباید تاریخ را اینگونه تکرار کنیم. یک جایی قرار است همه با هم بگوییم نه! نه به خشونت
.
کارگردان فیلم زندان زنان اظهار داشت که امیدوار است این حرکت نمادین، امروز به کمک حضور اهالی رسانه و پیشکسوتان، اشاعه پیدا کند و همه با هم برای ایستادن در مقابل خشونت، متحد شویم
.
در ادامه برنامه، کارگردان جاده قدیم افزود: 5 زن ایستاده روی سن ، در کنار پوستر بازیگران فیلم، به نمایندگی از تمامی قومیت ها و تمامی زنان ایرانی به خشونت نه می گویند و نقاب ها را برمی دارند
.
در ادامه این برنامه، مراسم گرامیداشت پرویز پورحسینی از بازیگران این فیلم سینمایی با معرفی و صحبت های سعید پورصمیمی برگزار شد
.
سه بخش اصلی این مراسم شامل رونمایی از پوستر، تجلیل از پرویز پور‌حسینی و در انتها پخش تیزر فیلم بود
.
گفتنی است شیرین یزدان بخش، مهتاب کرامتی، آتیلا پسیانی، پرویز پور حسینی، بانی پال شومون، لیلی رشیدی، هدی زین العابدین، ترلان پروانه، محمدرضا غفاری و ... از بازیگران فیلم تازه منیژه حکمت هستند
.
ویدیو: مسعود رفیع‌زاده
.
‏≣🅲🅸🅽🅴🅼🅰🅽🅴🆆🆂≣
سينمانيوز | سينماى روز
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span> مهربانا <span class="emoji emoji2764"></span> تو نه زاده‌ی سیاره‌ی دگری نه شهزاد سوار بر اسب بلورین رویاها <span class="emoji emoji2764"></span> و نه قایقی که تنها ...
Media Removed
مهربانا تو نه زاده‌ی سیاره‌ی دگری نه شهزاد سوار بر اسب بلورین رویاها و نه قایقی که تنها بازمانده‌ی کشتی مغروق را نجات خواهد داد تو همین پایین همین کنار همین حوالی در لا به لای تلّی از آدمک و خاک و خشت جوانه زدی سبز شدی و شوق تو به نوازش مخمل آفتاب چنانت پرواند که امروز ریشه ... ❤❤
مهربانا

تو نه زاده‌ی سیاره‌ی دگری
نه شهزاد سوار بر اسب بلورین رویاها

و نه قایقی
که تنها بازمانده‌ی کشتی مغروق را نجات خواهد داد

تو
همین پایین
همین کنار
همین حوالی
در لا به لای تلّی از آدمک و خاک و خشت
جوانه زدی
سبز شدی

و شوق تو به نوازش مخمل آفتاب چنانت پرواند
که امروز
ریشه های عمیق استوارت
ریشه های ظریف کم جان مرا
گره به گره در آغوش کشیده و
وحشت بی‌ریشگی از من ربوده است

گویی از ازل یگانه بوده‌ایم
چونان تک گیاه بازیگوش دیوانه‌ای
که از دو خاک سربرآورده

هم‌ریشه‌ی مهربان من!
قدومت به پیچاپیچ دنیای ساده‌ام
مبارک❤️❤️

#الحمدلله_كثيرا
#الحمدلله_علی_کل_حال
#ماشاالله_لاحول_و_لاقوه_الا_باالله_العلی_العظیم ⚘
#و_آی_عشق_ادرکنی 🙃❤


بماند به یادگار ....
شیشم دی ماه هزار و سیصد و نود و هفت
Read more
آیا این آتش هم جادوست [چنانکه در دنيا وحي را جادو مي پنداشتيد] يا شما [اين واقعيت آشکار را] نمي بينيد ...
Media Removed
آیا این آتش هم جادوست [چنانکه در دنيا وحي را جادو مي پنداشتيد] يا شما [اين واقعيت آشکار را] نمي بينيد [چنانکه در دنيا حقايق را نمي ديديد؟] در آن در آييد [و بسوزيد]؛ پس صبر کنيد يا نکنيد براي شما يکسان است. فقط اعمالي را که همواره انجام مي داديد، جزا داده مي شويد. بي ترديد پرهيزکاران در بهشت ها و نعمتي ... آیا این آتش هم جادوست [چنانکه در دنيا وحي را جادو مي پنداشتيد] يا شما [اين واقعيت آشکار را] نمي بينيد [چنانکه در دنيا حقايق را نمي ديديد؟] در آن در آييد [و بسوزيد]؛ پس صبر کنيد يا نکنيد براي شما يکسان است. فقط اعمالي را که همواره انجام مي داديد، جزا داده مي شويد. بي ترديد پرهيزکاران در بهشت ها و نعمتي فراوان اند. به آنچه پروردگارشان به آنان عطا کرده و [براي آنکه] پروردگارشان آنان را از عذاب دوزخ مصون داشته، شادمان و مسرورند. [به آنان گويند:] به پاداش اعمالي که همواره انجام مي داديد [از اين نعمت ها] بخوريد و بياشاميد، گوارايتان باد. [اين] در حالي [است] که بر تخت هايي رديف و به هم پيوسته تکيه مي زنند و حورالعين را به همسري آنان در مي آوريم. و کساني که ايمان آوردند و فرزندانشان [به نوعي] در ايمان از آنان پيروي کردند، فرزندانشان را [در بهشت] به آنان ملحق مي کنيم و هيچ چيز از اعمالشان را نمي کاهيم؛ هر انساني در گرو اعمال خويش است. و [همواره] به آنان انواع ميوه ها و گوشتهايي که دلخواه آنان است، مي رسانيم. آنان در بهشت، جام هاي [پر از شراب طهور را] که نه در آن [پس از نوشيدنش، زمينه] بيهوده گويي و نه [خوردنش] گناه است، از دست يکديگر مي گيرند. و [همواره براي پذيرايي از آنان] نوجواناني پيرامونشان مي گردند که گويا مرواريدي نهفته در صدف هستند. و به يکديگر روي مي کنند [و از احوالات گذشته] از هم مي پرسند. مي گويند: ما پيش تر [در دنيا] در ميان کسان خود [از عذاب امروز] ترسان بوديم؛ ولي خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب مرگبار حفظ کرد. از پيش او را [براي نجات از عذاب] مي خوانديم؛ زيرا که او نيکوکار و مهربان است. پس [مشرکان را] هشدار ده که تو به لطف و رحمت پروردگارت نه کاهني نه ديوانه؛ بلکه اين سبک مغزانند که مي گويند: او شاعري است که براي او حوادث تلخ روزگار و آمدن مرگش را انتظار مي برديم! بگو: [هلاکت خود را] انتظار بريد که من هم با شما از منتظرانم
Read more
" نقاب‌ها را برداریم " " نه به خشونت " —————————————- در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد. پانزدهم شهریور ماه، خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود. منیژه حکمت کارگردان جاده قدیم در ابتدای این مراسم با اشاره ... " نقاب‌ها را برداریم "
" نه به خشونت "
—————————————-
در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد.
پانزدهم شهریور ماه، خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود.
منیژه حکمت کارگردان جاده قدیم در ابتدای این مراسم با اشاره به زمان اکران فیلم که 4 مهر سال جاری خواهد بود،
وی با تاکید بر اینکه وجود این نقاب ها اجباری و تحمل خشونت در تمامی دوران های زندگی ما قدم به قدم همراه با ما جلو آمده و رشد کرده، بیان داشت: ما در این دوران، انواع خشونت کلامی، خشونت در خانواده و ... را تجربه کرده ایم اما امروز می‌خواهیم تلاش کنیم تا نقابی را که به نحوی در وجود تک تک ما نهادینه شده است را کنار بزنیم. نقاب هایی از جنس انکار، کتمان، تحمل انواع فشار‌های روحی و روانی و ... وی افزود: این نقاب‌ها بیشترین ضربه را در طول زندگی به ما خواهد زد و ما دیگر نباید تاریخ را اینگونه تکرار کنیم.
یک جایی قرار است همه با هم بگوییم نه! نه به خشونت.
کارگردان فیلم زندان زنان اظهار داشت که امیدوار است این حرکت نمادین، امروز به کمک حضور اهالی رسانه و پیشکسوتان، اشاعه پیدا کند و همه با هم برای ایستادن در مقابل خشونت، متحد شویم.
در ادامه برنامه، کارگردان جاده قدیم افزود: 5 زن ایستاده روی سن ، در کنار پوستر بازیگران فیلم، به نمایندگی از تمامی قومیت ها و تمامی زنان ایرانی به خشونت نه می گویند و نقاب ها را برمی دارند.
#ترلان_پروانه
Read more
Reza Azizipour: همسفر! در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد مخواه ... Reza Azizipour:
همسفر!

در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم

و چون باد می‌گذرد

بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا

مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم

یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را

و یك شیوه نگاه كردن را

مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.

هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است
عزیز من!

دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.

عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .

من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.
عزیز من!

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم.

بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .

بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .

اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .

سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.

بیا بحث كنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا كلنجار برویم .

اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.

بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.

من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.

بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

عزیز من! بیا متفاوت باشیم.
Read more
. هر جای دنیا بگویی که دختران ۱۷ و ۱۸ ساله را بخاطر رقص، شادی و زیبایی‌شان به جرم اشاعه فحشا بازداشت و زندانی کردند و در مقابل متجاوزان به کودکان و ... آزاد هستند، می‌خندند! چون برای‌شان باور پذیر نیست! بعد از بازداشت‌شان با اعمال فشار و روش‌های غیراخلاقی و غیرقانونی از این نوجوان‌ها و جوان‌ها ... .
هر جای دنیا بگویی که دختران ۱۷ و ۱۸ ساله را بخاطر رقص، شادی و زیبایی‌شان به جرم اشاعه فحشا بازداشت و زندانی کردند و در مقابل متجاوزان به کودکان و ... آزاد هستند، می‌خندند! چون برای‌شان باور پذیر نیست!
بعد از بازداشت‌شان با اعمال فشار و روش‌های غیراخلاقی و غیرقانونی از این نوجوان‌ها و جوان‌ها اعتراف تلوزیونی می‌گیرند تا حرف‌ها و اشک‌هایشان برای دیگران مایه عبرت شوند! واقعا نمی‌دانند این عمل ناشایست افتخار‌ کردن ندارد و اگر کمی چشمانشان را باز کنند باید برای حال و روز خودشان اشک بریزند که هر روز سقوط انسان را رقم می‌زنند!

این‌ها نسل ۷۰ و ۸۰ هستند نسلی که به زور نمی‌خواهند راهی بهشت شوند، نسلی که خسته از اجبار و سیاست و دین و دروغ و ریا و ... هستند، نسلی که ساختارها و سنت‌های نادرست کنونی را مانعی برای زندگی خود می‌دانند. آنها خودشان می‌خواهند از بهشتی که می‌سازند لذت ببرند! از زندگی، از زیبایی، از شادی و آزادی لذت ببرند و شما آنقدر متحجرانه و کورکورانه به زندگی نگاه می‌کنید که هر مساله‌ای در نگاه شما به نام دین به بحران تبدیل می‌شود، و انگار نمی‌دانید که همان دین گفته است «در دین هیچ اجباری وجود ندارد»

رقص، شادی و آزادی حق همه است، من همیشه از دیدن رقص این دختران و پسران لذت برده‌ام و امروز ناراحت و عصبانی‌ام! وضعیت ما از فاجعه گذشته و تبدیل شده به طنز تلخی که نمی‌دانی پسش باید بخندی یا گریه کنی! بیش از این انسان را به سخره نگیرید و اخلاق و قانون را به ابتذال نکشانید؛ آنها نه فسادی به معنای‌ واقعی کلمه بپا کرده‌اند، نه متجاوز بوده‌اند، نه در اختلاس و نابودی کشور دست داشته‌اند، و نه دنبال نرمالیزاسیون‌سازی رانت‌خواری، جنایت، دروغ و دزدی هستند! آنها در یک کلام « می‌خواهند زندگی کنند، می‌خواهند شاد باشند، میخواهند در آزادی به رویاهایشان بال پرواز بدهند». بگذارید زندگی کنند، بگذارید زندگی کنیم، فرصت نفس کشیدن بدهید و به خودتان زمان بدهید فرصت دیدن و درک کردن بدهید تا بفهمید زندگی چیست! خودتان باشید و این رقص زیبا را بجای آنکه در پستوی افکارتان تحسین کنید در همین زندگی جاری تحسین کنید!

#مائده_هژبری
#شاداب
#رقص
#آزادی
#شادی
#برقص_تا_برقصیم
#زن
#حقوق_زن
#حجاب
Read more
• شاعرانگی نگاه دلورای در طراحی، در کنار توجه ویژه‌اش به هنرهای گذشته ایرانی؛ آثارش را بدل به شعری ...
Media Removed
• شاعرانگی نگاه دلورای در طراحی، در کنار توجه ویژه‌اش به هنرهای گذشته ایرانی؛ آثارش را بدل به شعری نو کرده است. و از او شاعری ساخته که نه با کلمات، که با نگاره‌ها و نقش‌مایه‌ها شعر می‌سراید. جهان او در مقام طراح گرافیک، جهان بی‌مرزی است که نه کاملا در گرافیک خلاصه می‌شود و نه در حروف‌نگاری صرف و نه ...
شاعرانگی نگاه دلورای در طراحی، در کنار توجه ویژه‌اش به هنرهای گذشته ایرانی؛ آثارش را بدل به شعری نو کرده است. و از او شاعری ساخته که نه با کلمات، که با نگاره‌ها و نقش‌مایه‌ها شعر می‌سراید. جهان او در مقام طراح گرافیک، جهان بی‌مرزی است که نه کاملا در گرافیک خلاصه می‌شود و نه در حروف‌نگاری صرف و نه حتی تصویرسازی. او مرزهای میان هنرها و حوزه‌های مختلف را کمرنگ می‌کند و در ترکیب آنها با یکدیگر، هنر دیگری را می‌سازد که ماندنی‌تر، چالش‌برانگیزتر و قابل تأمل‌تر است. 
هما دلورای، بی‌شک یکی از تأثیرگذارترین زنان طراح ایرانی است که در فضای مردمحور گرافیک ایران با تمام انتقادها و حواشی و سختی‌هایش که کار حرفه‌ای را برای یک زن دو برابر سخت‌تر می‌کند؛ نه تنها حضوری فعال دارد که هرگز دریچه‌های خلاقیت را به روی خود نمی‌بندد و خود را محدود نمی‌کند.
... در جامعه‌ای که هنوز باور دارد جنسیت عامل تعیین‌کننده‌ای برای موفقیت یا عدم موفقیت افراد است؛ هما دلورای با تلاش بی‌وقفه و جستجوی راه‌های جدید در حرفه‌اش، پتانسیل خود را در حوزه‌های تخصصی به عنوان یک زن نمایان می‌سازد؛ دری از این هزارتوی بی‌اعتمادی به زنان را می‌بندد، و دریچه‌ دیگری را به فرداهای نیامده می‌گشاید.
.
[چاپ شده در شماره سی و سوم زنان امروز]
.
@homadelvaray @zananemrooz
Read more
. کتاب «شش متفکر اگزیستانسیالیست» اثر «هرولد جان بلاکهام»، نویسنده و فیلسوف بیرمنگام انگلیس از ...
Media Removed
. کتاب «شش متفکر اگزیستانسیالیست» اثر «هرولد جان بلاکهام»، نویسنده و فیلسوف بیرمنگام انگلیس از نشر مرکز. که علی‌رغم حجم نه چندان زیادش، به بررسی عمیق فلسفهٔ شش غول اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ اروپا، یعنی نیچه، کی‌یرکه گور، کارل یاسپرس، گابریل مارسل، مارتین هایدگر، ژان‌پل سارتر میپردازد. هرچند ... .
کتاب «شش متفکر اگزیستانسیالیست» اثر «هرولد جان بلاکهام»، نویسنده و فیلسوف بیرمنگام انگلیس از نشر مرکز. که علی‌رغم حجم نه چندان زیادش، به بررسی عمیق فلسفهٔ شش غول اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ اروپا، یعنی نیچه، کی‌یرکه گور، کارل یاسپرس، گابریل مارسل، مارتین هایدگر، ژان‌پل سارتر میپردازد. هرچند کسانی مثل نیچه و هایدگر بطور رسمی «اگزیستانسیالیست» نیستند، امّا رابطه و تٲثیر شگرفی در شکل‌یابی این فلسفهٔ سازنده (یا شاید ویران‌کننده!) داشتند. این کتاب که بسیار منسجم نگاشته شده و محتوای آن قدم‌به‌قدم در ذهن مخاطب می‌نشیند، خواننده را به ژرفای فلسفهٔ این ۶ غول(!) میبرد و ناگاه ذهن خویش را در باتلاقِ افکار آن فیلسوفان مذکور می‌یابد.
 نویسنده در بخشی از پیشگفتار اثر خویش را چنین معرفی میکند:
«هدف این کتاب، نه نقد نه دفاع و نه بازنمود است. شرح عامه‌فهم اندیشه‌های کلی اگزیستانسیالیست‌ها بقدر کافی انجام گرفته است. حال وقت آنست که این متفکران را از یکدیگر بازشناسیم؛ آنها نمایندگان یک مکتب فکری نیستند، و با این همه وابستگی اندیشه‌های بسیار فردی آن ها به یکدیگر، که زمانه، ملیّت، و منش آن‌ها را از هم جدا نموده، از گیرائی کمی برخوردار نیست: آن‌ها به یکدیگر راه می‌برند؛ خانواده‌های طبیعی را تشکیل میدهند؛ هر یک بر دیگران پرتو می‌افکند، و در مجموع مضمونهای مشترک معینی را می‌گسترند. از این رو، کتاب را باید همچون یک کل مطالعه نمود.»
بلاکهام، در توصیه به خواننده نه چندان ماهر در شناخت اگزیستانسیالیسم چنین می‌گوید:
«سرانجام باید از همین آغاز به خواننده معمولی که به قدر کافی به آشنا ساختن خویش با اگزیستانسیالیسم علاقمند است بگوئیم که اگر  براستی بخواهد مطالب این کتاب را بفهمد، هیچ چیزی در آن نیست که او را از این کار بازدارد. دشواری‌هائی وجود دارند، امّا فنی نبوده و ممکن است فیلسوف را حتی بیشتر از خواننده معمولی بیازارند!»
پُست و متن✍ : عرفان آرامش
🔷 @erfanarameshdel
🔶 #erfanaramesh
Read more
. . امروز افتخار حضور در مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی را که بزرگترین مجتمع فرهنگی و آموزشی ...
Media Removed
. . امروز افتخار حضور در مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی را که بزرگترین مجتمع فرهنگی و آموزشی کشور است، داشتم و در جمع دانش آموزان کلاس یازدهم به ارایه‌ی مطلب پرداختم. با وجود آن که در ارایه برای جمع جوانان و عمدتا" دانش‌جویان، به قولی «گرگ باران دیده» هستم، اما انرژی بسیار زیادی از جمعیت ... .
.

امروز افتخار حضور در مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی را که بزرگترین مجتمع فرهنگی و آموزشی کشور است، داشتم و در جمع دانش آموزان کلاس یازدهم به ارایه‌ی مطلب پرداختم.
با وجود آن که در ارایه برای جمع جوانان و عمدتا" دانش‌جویان، به قولی «گرگ باران دیده» هستم، اما انرژی بسیار زیادی از جمعیت چند صد نفره ی حاضر گرفتم. حقیقت آن که قرار بر این بود با حضور در این سخنرانی، به عزیزان دانش آموز انگیزه و انرژی بدهم ولی خود به خاطر اقدامات انجام شده در این مجتمع آموزشی و رفتار دانش آموزان علاقه مند، با انگیزه و انرژی از سخنرانی بازگشتم.
یادِ این طنز انگلیسی افتادم که موش آزمایشگاهی به رفیقش می گفته: «این دانشمنده رو شرطی کردم. هر وقت دستم رو تکون میدم بهم یه تیکه پنیر میده!». در حقیقت، امروز ماجرای معکوس رخ داد و من از همه ی این عزیزان دانش آموز و مدیران مجتمع سپاسگزارم.
.
همیشه بر این باور بوده ام که اگر می خواهیم تحولی در کشور ایجاد کنیم و روزی در چندین دهه ی آینده، به توسعه ی اقتصادی برسیم، چاره ای جز توسعه ی عقلانیت نداریم. توسعه ی عقلانیت نیز باید از پایین ترین سطوح آموزشی کشور آغاز شود و طی چند دهه تا بالا پیش بیاید. آنچه امروز در مجتمع یادشده برداشت کردم، نویدبخش این ماجراست که دست کم، دوستانی هستند که این حرکت را هر چند نه در کشور، بلکه در یک سازمان آموزشی آغاز کرده اند و امیدوارم این رویکرد، به دیگر سازمان های آموزشی کشور تسری یابد. .
.

#توسعه #عقلانیت #مجتمع_علامه
@allameh.tabatabayi
.
پ.ن.1. از جناب آقای نقوی، معاون محترم آموزش مجتمع به خاطر زحمات سپاسگزارم.
پ.ن.2. مراجعه به www.mat.ir خالی از لطف نیست.
Read more
"نقاب ها را برداريم " " نه به خشونت " ———————————— . در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد . پانزدهم شهریور ماه، تالار شهنازِ خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود. سه بخش اصلی این مراسم شامل رونمایی از پوستر، ... "نقاب ها را برداريم "
" نه به خشونت "
———————————— .
در مراسم رونمایی از پوستر فیلم «جاده قدیم» و گرامیداشت پرویز پور‌حسینی مطرح شد .

پانزدهم شهریور ماه، تالار شهنازِ خانه هنرمندان ایران، میزبان عوامل جدیدترین فیلم منیژه حکمت، «جاده قدیم» بود.
سه بخش اصلی این مراسم شامل رونمایی از پوستر، تجلیل از پرویز پور‌حسینی و در انتها پخش تیزر فیلم بود.
منیژه حکمت کارگردان جاده قدیم در ابتدای این مراسم با اشاره به زمان اکران فیلم که 4 مهر سال جاری خواهد بود، گفت: اینجا قرار است نقاب ها را برداریم. نقاب هایی که روی صورت زنان و مردانی است که از یک دوره تاریخی طولانی روی چهره هایشان به جا مانده. ما برای حرکت رو به جلو و از بین بردن تمام آسیب هایی که طی این دوران به ما و علی الخصوص زنان، تحمیل شده چاره نداریم جز اینکه نقاب ها را برداریم.
وی با تاکید بر اینکه وجود این نقاب ها اجباری و تحمل خشونت در تمامی دوران های زندگی ما قدم به قدم همراه با ما جلو آمده و رشد کرده، بیان داشت: ما در این دوران، انواع خشونت کلامی، خشونت در خانواده، مرد سالاری و ... را تجربه کرده ایم اما امروز می‌خواهیم تلاش کنیم تا نقابی را که به نحوی در وجود تک تک ما نهادینه شده است را کنار بزنیم. نقاب هایی از جنس انکار، کتمان، تحمل انواع فشار‌های روحی و روانی و ... وی افزود: این نقاب‌ها بیشترین ضربه را در طول زندگی به ما خواهد زد و ما دیگر نباید تاریخ را اینگونه تکرار کنیم.
یک جایی قرار است همه با هم بگوییم نه! نه به خشونت.
کارگردان فیلم زندان زنان اظهار داشت که امیدوار است این حرکت نمادین، امروز به کمک حضور اهالی رسانه و پیشکسوتان، اشاعه پیدا کند و همه با هم برای ایستادن در مقابل خشونت، متحد شویم.
در ادامه برنامه، کارگردان جاده قدیم افزود: 5 زن ایستاده روی سن ، در کنار پوستر بازیگران فیلم، به نمایندگی از تمامی قومیت ها و تمامی زنان ایرانی به خشونت نه می گویند و نقاب ها را برمی دارند.
در ادامه این برنامه، مراسم گرامیداشت پرویز پورحسینی از بازیگران این فیلم سینمایی با معرفی و صحبت های سعید پورصمیمی برگزار شد.
-

#ترلان_پروانه
@tarlan_parvanee
#tarlanfans
Read more
. دیگر جوان نمی شوم.... ، ....... دیگر جوان نمی شوم نه به وعده عشق و نه به وعده چشمان تو ... و دیگر ...
Media Removed
. دیگر جوان نمی شوم.... ، ....... دیگر جوان نمی شوم نه به وعده عشق و نه به وعده چشمان تو ... و دیگر به شوق نمی آیم نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو چه نامرادی تلخی و دریغا چه تلخِِ تلخ فرو می ریزم با سنگینی این غربت عمیق در سرزمین اجدادی خویش و دریغا چه عطشناک و پریشان پیر می شوم در بارش این ... .
دیگر جوان نمی شوم.... ،
.......
دیگر جوان نمی شوم
نه به وعده عشق و نه به وعده چشمان تو
... و دیگر به شوق نمی آیم

نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو
چه نامرادی تلخی
و دریغا
چه تلخِِ تلخ فرو می ریزم
با سنگینی این غربت عمیق
در سرزمین اجدادی خویش
و دریغا چه عطشناک و پریشان پیر می شوم
در بارش این گستره تشویش
در خانه خورشیدها، خاطره ها
دریغا چه بی برگ و بار لال می شوم
در دوردست آن گلها، گمانها، گفتگو
و مگر فراموش می شود؟
سرانجام آن جست و جوها و آن چشمه و چشم انداز آواز و آرزوها
و مگر فراموش می شود آن بهاری که آمده بود با رقص شکوفه هایش و وعده همان بهار
که در کرامت درختان تابستانیش هیچ سبد و سفره ای بی نصیب نخواهد ماند از سرشاری میوه های مهربانیش
و دریغا بر من
چگونه فراموش می شود سبدها و سفره هایی که سالهاست نه سیب را می شناسند و نه مهربانی را
و دریغا بر من
چه لال و بی برگ و بار پیر می شوم
در این سوی دیوارهایی که از من دزدیده اند سیب را و جانمایه سرودهای جوانی را
و دیگر جوان نمی شوم
نه به وعده این بهاری که آمده است
.و نه به وعده آن شکوفه های نو شکسته
Read more
خدا در جزييات است يا شيطان! زمانيكه يك پروژه معماري اغاز ميشود همه از كارفرما تا طراح و مجري بدنبال ...
Media Removed
خدا در جزييات است يا شيطان! زمانيكه يك پروژه معماري اغاز ميشود همه از كارفرما تا طراح و مجري بدنبال يافتن پاسخي خردمندانه ، حكمت اميز ، هنرمندانه و كاربردي هستند ! پاسخي به سوالهاي پيدا و پنهان پروژه اقليم ، فرهنگ ، هويت ، موقعيت ، محدوديت هاي اجرا ، بودجه ، زمان و ...... وقتي كارفرما يك شخص هست, پاسخ ... خدا در جزييات است يا شيطان!
زمانيكه يك پروژه معماري اغاز ميشود همه از كارفرما تا طراح و مجري بدنبال يافتن پاسخي خردمندانه ، حكمت اميز ، هنرمندانه و كاربردي هستند ! پاسخي به سوالهاي پيدا و پنهان پروژه
اقليم ، فرهنگ ، هويت ، موقعيت ، محدوديت هاي اجرا ، بودجه ، زمان و ...... وقتي كارفرما يك شخص هست, پاسخ برخي از پرسشها رو اسانتر مي يابيم و يقينا كار راحت تر پيش مي رود .
-حال اگر كارفرمايي به بزرگي مردم يك شهر و يا يك كشور داشته باشيد چه؟
-اگر انان وارث يك فهم زيبايي شناختي تاريخي باشند چطور؟
-اگر در بودجه و زمان محدوديت خاصي نباشد چه؟
-اگر كار شما همچون ديگر پروژه ها بخواهد براي حداقل صد سال يا بيشتر عضو جدايي ناپذير فضاي بصري شهر باشد ان هم نه در كوچه و پس كوچه ها بلكه در برجسته ترين نقاط شهر ! مسوليت سنگيني به نظر ميرسه نه!
القصه
بعد از سالهاي سال بخشي از پروژه متروي اصفهان
كه حداقل در بيشتر خاطرات منه ٣٤ ساله حضور فعال دارد به بهره برداري رسيد....به بدنه چند اثر جاودانه تاريخي و در راس انها به سي و سه پل صبورمان اسيب جدي رساند.
ده ها درخت كهن و تنومد سايه شون از سر مردم كم شد.
چهارباغ از كهن ترين گذر هاي شهري دنيا تُنُك گشت و اثار پيري و رنجوري در چهره اش نمايان شد.
در خيلي از معابر شهر ساليان سال راه ها رو تنگ كرد.
از دروازه شيراز نه دري ماند و نه آوازه اي ...
پس از اين همه نيكي كه ياد شد ،
اينكه بطور كل پروژه درست بوده يا نه رو متخصصين امر ميدانند ولي من شهروند به دنبال مرهمي براي اين زخم هاي شهرم ميگشتم تا اينكه با ورودي ايستگاه متروي آزادى( دروازه شيراز) برخورد كردم براي مدت طولاني ارزو ميكردم و ميكنم كه انچه ساخته اند موقتي بوده يا باشد .
با تمام وجود بدنبال پاسخ پرسشهاي فراواني هستم كه فكرم رو مشغول كرد
-ايا اين شهر كمبود هزينه داشته؟
-چه كسي كار رو سفارش داده ؟
-چه كسي طرح رو تاييد كرده؟
-چه كسي اجازه برداشت از جيب من براي ساخت -اين اثر هنري رو صادر كرده؟
-چه كسي ناظر اين اجراي ضعيف بوده ؟( در عكس جاي جوشها و رنگ اميزي مشكي پروفيل ها رو با دقت بنگريد)
-اصلا شما اصفهان زندگي كرده ايد هرگز ؟ ميدانيد كه اينجا گرد و خاك وارد خانه هاي دربسته نيزميشود و روي همه چيز مي نشيند ؟
براي تميز كردن اين سطوح بزرگ شيشه اي چه انديشيده ايد كه همچون تصوير بالا نماد شلختگي ما نشوند؟
-در مورد نحوه تعامل اين سازه با محيط پيرامونش با رهگذران با فرهنگ و هويتمان كمي توضيح دهيد لطفا ...!؟
ما هم زمان كافي و هم پول حسابي پرداخت كرديم ونتيجه رو نمي پسنديم !
بابك حسن پور
Read more
لطفاً بخوانید. #غم_بزرگ_رو_تبدیل_کنید_به_کار_بزرگ .مادرش گفته بود و او بهترین مجری این #فرمان ...
Media Removed
لطفاً بخوانید. #غم_بزرگ_رو_تبدیل_کنید_به_کار_بزرگ .مادرش گفته بود و او بهترین مجری این #فرمان بود. فرمانی بزرگتر از همه مادری‌هایی که برای همه هزاران دخترم و سه فرزند خودم، کرده‌ام. #توران هم در اجرای #فرمان_مادر به جای از دست دادن برادرش #فرهاد_میرهادی در اثر تصادف با ماشین، #مدرسه_فرهاد ... لطفاً بخوانید.
#غم_بزرگ_رو_تبدیل_کنید_به_کار_بزرگ
.مادرش گفته بود و او بهترین مجری این #فرمان بود. فرمانی بزرگتر از همه مادری‌هایی که برای همه هزاران دخترم و سه فرزند خودم، کرده‌ام.
#توران هم در اجرای #فرمان_مادر به جای از دست دادن برادرش #فرهاد_میرهادی در اثر تصادف با ماشین، #مدرسه_فرهاد و به جای از دست دادن فرزندش #کاوه_خمارلو ، در سیل شمال، #فرهنگنامه_کودکان_و_نوجوانان
را بنا نهاد. #غم‌های_بزرگ و #کارهای_بزرگ ...
.
قصه زندگی شخصی‌اش و ازدواج و ... هم بسیار زیباست. فیلم را ببینید.
فرزندش می‌گفت او دور خودش حبابی درست کرده بود که بدی‌ها رو نبینه تا بتونه به زندگی هدفمندش ادامه بده، حرف خیلی درستی‌ست. چون سال۵۸هم‌زمان #آموزش_پرورش چنین کسی را از فرآیند خدمت کنار گذاشت!!! مدرسه فرهاد رو از او گرفت!!! و همسر دوم‌ش #محسن_خمارلو فوت کرد. همسر اول‌ش #جعفر_وکیلی سال۱۳۳۳در دادگاه شاه اعدام شده بود ... چه کسی توان ادامه داره، جز با راهی که فرزندش گفت؟ وقتی می‌گم #اسطوره است، بی‌دلیل نیست ...
.
کاش بود و دست‌ش رو می‌بوسیدم، گفتم که خانم #توران_میرهادی از اسطوره‌های ذهنی من بوده و هست. از آن انسان‌هایی (نه فقط زن‌هایی) که توانست #عشق را به تمامه در #عرصه_زندگی به نمایش بگذارد. خانمی که «سپیدی موهای‌َش» را در کنار همه جوانی و علم و سایر توانایی‌های‌ش از دیگران دریغ نکرد. خداوند همه رحمت‌های ممکن را به روح این #زن_بزرگ عنایت کند ان‌شاءالله.
.
مثل همه مادرها به خودش حق می‌داد که هر لحظه از فرزندان‌ش خبر داشته باشد ولی پاسخِ درخوری برای این سوال که چرا موبایل رو قبول نمی‌کنی، نداشت. قشنگیِ ماجرا آن‌جاست که هر چند فرزندان‌ش این کار را دیکتاتوری نامیدند ولی مثل یک #فرزند_خوب این #دیکتاتوری_مادرانه را پذیرفته بودند، برخلاف بسیاری از جوانان امروز که #استقلال_شخصیتی ِ خود را در بزرگترین برخوردها با پدر و مادر می‌دانند!
.
چند ساعت محدود بیشتر از پخش اینترنتی فیلم نمانده. لطفاً ببینید.
.
ولی هدف من از این پست و #نکته_اصلی من در اینجا این است که غبطه می‌خورم به لطفی که #خدا در حق‌ش کرد. همیشه آرزوی‌م #توفیق_خدمت به مردم بوده. توفیق‌ی که در #نهایت_زیبایی و #نهایت_صمیمیت و #نهایت_عشق از طرف خدا به ایشان عنایت شد. خدای‌ش رحمت کناد 🥀
.
پی‌نوشت۱: تا الان سه بار فیلم را دیده‌ام. سیر نمی‌شم از دیدن‌ش ...
پی‌نوشت۲: الان در صفحه خانم #رخشان_بنی_اعتماد دیدم که اکران اینترنتی۴۸ساعت دیگه ادامه داره.
Read more
تحقیقات اخیر نشان داده پلی فنولهای موجود در سیب می تواند شما را از چاق شدن در امان نگه داشته و توان تان ...
Media Removed
تحقیقات اخیر نشان داده پلی فنولهای موجود در سیب می تواند شما را از چاق شدن در امان نگه داشته و توان تان را تقویت کند. حتماً شما هم این مثل را شنیده اید که: " اگر یک عدد سیب در روز مصرف کنید نیازی به دکتر پیدا نمی کنید ." ولی آیا این حقیقت دارد؟ و چرا این مثل را در مورد سیب ساخته اند نه پرتقال یا میوه ای دیگر؟ ... تحقیقات اخیر نشان داده پلی فنولهای موجود در سیب می تواند شما را از چاق شدن در امان نگه داشته و توان تان را تقویت کند.
حتماً شما هم این مثل را شنیده اید که: " اگر یک عدد سیب در روز مصرف کنید نیازی به دکتر پیدا نمی کنید ." ولی آیا این حقیقت دارد؟ و چرا این مثل را در مورد سیب ساخته اند نه پرتقال یا میوه ای دیگر؟ یک دلیل آن بر می گردد به پلی فنولهای موجود در سیب. مشابه فواید موادی که در برگ چای یافت می شود، پلی فنولهای موجود در سیب هم کاری بیش از دور نگهداشتن شما از دکتر انجام می دهند. بر اساس تحقیقات دانشگاه سایتاما (ژاپن) ، این مواد می توانند به بدن در کاهش ذخایر چربی کمک کنند. اما موضوع به اینجا ختم نمی شود، پلی فنولها می توانند توان و استقامت شما را هم افزایش دهند: مطالعه ای که در دانشگاه طب ورزش نیپون (توکیو) انجام شد، نشان داد که این مواد می توانند واقعاً به افزایش توان عضله و ممانعت از خستگی عضلات کمک کنند.
جزئیات مطالعات انجام شده :
در دانشگاه سایتاما، محققان به 71 مرد و زن چاق برای 12 هفته، روزانه 600 میلی گرم از پلی فنولهای موجود در سیب یا ماده ای بی اثر دادند. محققان "مجموع کلسترول" این افراد ، کلسترول LDL (کلسترول مضر) ، وزن بدن و چربی شکم آنها را قبل و پس از مطالعه اندازه گیری نمودند. در مطالعه ای دیگر، محققان در توکیو به موشهای نر برای سه هفته پلی فنولهای سیب یا ماده بی اثر دادند. آنها وزن بدن موشها، چربی بدن، قدرت عضلات دوقلوی آنها ، و استقامت عضلانی را قبل و پس از آزمایش اندازه گیری کردند.
نتایج :
هر دو تحقیق نشان دهنده فواید پلی فنولهای موجود در سیب بود. محققان دانشگاه علم ورزش نیپون در نشریه "علم و طب در ورزش و تمرین" گزارش کردند موشهایی که به آنها پلی فنولهای سیب داده شده بود کمی از وزنشان کاسته شده و حدود 30 درصد چربی بدنشان کمتر از موشهایی گزارش شد که به آنها ماده بی اثر داده شده بود. همچنین مشاهده کردند موشهایی که پلی فنول به آنها داده شد قدرت عضلات دوقلویشان صد در صد افزایش یافت ، و خستگی کمتری بدنبال فعالیت در عضلات شان ایجاد شد. محققان دانشگاه سایتاما هم گزارش کردند مصرف پلی فنولهای سیب تنها برای سه هفته کاهش محسوسی در "مجموع کلسترول" افراد ، LDL ، وزن بدن و چربی شکم ایجاد می کند در مقایسه با افرادی که به آنها مواد بی اثر داده شده بود. در مطالعه روی موشها، پلی فنولهای سیب توسط افزایش فعالیت ژنهایی که چربی سوزی را تقویت می کنند و تولید و ذخیره سازی چربی را کاهش می دهند، باعث کاهش چربی بدن شدند.
#oxygenfamily #oxygengroup
Read more
Loading...
Load More
Loading...