Loading Content...

بوسه ای رو

Unique profiles
92
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Gothenburg, Moscow, Russia, Tehran, Iran
Average media age
904.2 days
to ratio
4.6
. تودنیای ادمها شبیح قوطی حلبی روغن شده بودم که با تمام زخمهای که روی تنم بود و از اتش درون میسوختم ,بازهم صورتم سرخ نگه میداشتم واز حرارت وجودم اطرافیانم گرم ولی دیگه الان در یک دنیای دیگه زندگی میکردم, که مهم نبود در موردم چه فکری میکنن و حالا اون داشت خودش در من نگاه میکرد, اشکی ریخت گفت انسانها عجب ... .
تودنیای ادمها شبیح قوطی حلبی روغن شده بودم که با تمام زخمهای که روی تنم بود و از اتش درون میسوختم ,بازهم صورتم سرخ نگه میداشتم واز حرارت وجودم اطرافیانم گرم ولی دیگه الان در یک دنیای دیگه زندگی میکردم, که مهم نبود در موردم چه فکری میکنن و حالا اون داشت خودش در من نگاه میکرد, اشکی ریخت گفت انسانها عجب موجودات عجیبی هستن از وقتی که بدنیا میان و به شعور جمعی میرسن مدام در اینه های مختلف دارای تصاویر و شخصیتهای متفاوتی میشن تا شاید روزی به خوشحالی برسن وخودشون پیدا کنن, عاشق خودشون بشن و ماندگار بشن , غافل از اینکه زندگی خیلی کوتاه و تا به خودت بیای دیگه اینه ای هم پیدا نمیشه که تورو خوشحال کنه
, دیگه خیلی دیر شده بود و اخرین لحظات عمرش سپری میکرد , ودرحالی که برس رو به تارموهای سفیدش میکشید و چروک های صورتش زخمهای عمیقی رو براندام من نمایان میکرد وچشمانش خیس از اشک شده بود,تمام سعی خودم کردم  که نمایانگر زیباترین تصویر زندگیش از زمان در کنار من بودن باشم و به روزگاری رفتیم که در اون پاک و زلال,,, مثل جیوه بودواینه که دراون من خودم پیدا کردم وبه جاودانگی عشق رسیدم, به لحظه ای که بوسه ای بر لبهای سرخ, طعم کهکشان دارش زده بودم ,,,گونه هاش بازهم در گذر از اون لحظه سرخ شد, لبخند ملیح وخوشایندی از درک کردن اون لحظه روی صورتش نشست وجای گرم بوسه ای رو برتن من باز گذاشت , اما بااین  تفاوت که الان من تبدیل به اینه ی شده بودم پراز عشق هنوزهم تنها برای او بیرون از دنیای ادمها - وحالا اون هم دیگه برای همیشه درکنار من بود...
مهدیا
Read more
تصویرش کن کپشن رو <span class="emoji emoji1f447"></span> امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و ...
Media Removed
تصویرش کن کپشن رو امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به ... تصویرش کن کپشن رو 👇
امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به وضوح می آید صدایت آشنا و پر‌رنج بود؛ پدرم بی درنگ از خواب پرید، مادرم با کفـگیر،به زمین تکیه داده بود،من و برادرم کنترل را به کناری پرت کردیم و سراپا گوش شدیم، اصلاً مجری تلویزیون و مهمانان آن هم از جای خود بلند شده بودند و با دهانی باز و چشمانی متعجب، آسمان را ور‌انداز می کردند و تو خود را معرفی کردی « ای اهل عالم من بقیةالله و حجت و جانشین خداوند روی زمینم » باورمان نمی‌شد ‌ آن‌جا بود که گل از گل‌مان شکفت و زیر لب سلام دادیم «السلام علیک یا بقیةالله فی ارضه» بعد با طنین محمدی‌ات ما را خواستی « در حقّ ما از خدا بترسید و ما را خوار نسازید، یاری‌مان کنید که خداوند شما را یاری کند امروز از هر مسلمانی یاری می طلبم » پدرم همان پایین تخت به سجده شکر افتاد مادرم سرش روی زانو بود و های‌های گریه می کرد و من و برادرم به خیابان دویدیم خودت دیدی که کوچه و خیابان غلغله بود مردم مثل مورچه هایی که خانه‌هاشان اسیر سیلاب شده بیرون می‌ریختند، یکی دکمه پیراهنش را بین راه می‌بست، دیگری گره روسری‌اش را میان کوچه محکم می‌کرد، عده ای زیر‌ بغل پیرزنی ناراحت را که پایه عصایش به‌خاطر عجله شکسته بود گرفته بودند و دیدی آن کودکی که به عشق توکفش‌های پدرش را با عجله پوشیده بود و هی می افتاد مردمی که روزی از سلام کردن به یکدیگر اکراه داشتند، خندان به هم تبریک می گفتند قنادی رایگان شیرینی پخش می‌کرد و در گل فروشی سر خیابان، مردم صف بسته بودند برای خرید گل ولو یک شاخه برای تهنیت به گل نرگس جوانانی که دست می افشاندند و با شور می‌خواندند «صلّ علی محمد حضرت مهدی آمد» خیلی از نگاه‌ها به ویترین یک تلویزیون‌ فروشی در آن سوی خیابان دوخته شده بود تا اولین تصویر جمال زیبایت، مخابره جهانی شود وقتی چهره دلربایت به قاب تلویزیون آمد، شیشه مغازه غرق بوسه شد یکی بلندبلند صلوات می‌فرستاد، صلوات می‌فرستاد، دیگری قسم می‌خورد که تو را قبلاً در محله‌شان دیده وخیلی‌ها اشک‌هایشان را با آستین پاک می‌کردند تا یک دل سیر تماشایت کنند اما کسی فکر نمی‌کرد به این زودی‌ها ببـیندت 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 رسول خدا فرمود « مثل ظهور مهدی عج ، مثل برپایی قیامت است مهدی عج نمی آيدمگرناگهانی

#ظهور
#امام_زمان
#منجی
Read more
مادر! من خدا را نقاشی کردم؛ خدا به شکل بوسه‌های تو بر پیشانی من بود. مادر! من از آن آخرین بدرقه‌ات تا ...
Media Removed
مادر! من خدا را نقاشی کردم؛ خدا به شکل بوسه‌های تو بر پیشانی من بود. مادر! من از آن آخرین بدرقه‌ات تا پشت دیوار بی‌کسی نوشتم و بغض کردم. مادر! در این‌سوی بی‌خوابی، من هر شب پرنورترین ستاره را تو می‌بینم. شنیده‌ام کوله‌بار دوران کودکی مرا سنگ صبور خویش کرده‌ای. من هم در آن آیینه که دادی یادگاری؛ ... مادر! من خدا را نقاشی کردم؛ خدا به شکل بوسه‌های تو بر پیشانی من بود. مادر! من از آن آخرین بدرقه‌ات تا پشت دیوار بی‌کسی نوشتم و بغض کردم. مادر! در این‌سوی بی‌خوابی، من هر شب پرنورترین ستاره را تو می‌بینم. شنیده‌ام کوله‌بار دوران کودکی مرا سنگ صبور خویش کرده‌ای. من هم در آن آیینه که دادی یادگاری؛ در آن هر شب تصویری از تبسم تو را می‌بینم. مادر! ای زیباترین احساس، قشنگ‌ترین بنفشه، ستاره‌ام را چندی‌ست گم کرده‌ام...
.
.
.
.
از خدای بزرگ میخام که بقیه عمرم هم مثل الان سپری بشه
.
.
مامان عزیز تر از جونم هرچقدر هم که ازت تشکر کنم بازم کلمات نمیتونن اون رو بیان کنن .
.
.
خیلی خیلی خیلی... خیلی دوست دارم
.
.
.
.پ.ن: سه تا عکس آخر مال روز مادرن.
.


.
. 💜💛💚دوست دارم مامانی💙❤💖
Read more
از بهر دل ما را در رقص درآ یارا وز ناز چنین میکن آن زلف کمند ایجان ای پیش رو خوبان ای شاخ گل خندان بنمای ...
Media Removed
از بهر دل ما را در رقص درآ یارا وز ناز چنین میکن آن زلف کمند ایجان ای پیش رو خوبان ای شاخ گل خندان بنمای که دلبندان چون بوسه دهند ایجان #مولانای_جان از بهر دل ما را در رقص درآ یارا
وز ناز چنین میکن آن زلف کمند ایجان

ای پیش رو خوبان ای شاخ گل خندان
بنمای که دلبندان چون بوسه دهند ایجان

#مولانای_جان
نترسون باغو از گل،نترسون سنگو از برف نترسون ماهو از ابر،نترسون کوه و از حرف نترسون بیدو از باد،نترسون خاکو از برگ نترسون عشقوازرنج،نترسون مارو از مرگ نه تیر و دشنه،نه دار و زندون ستاره هارو از شب نترسون چه ترسی داره بوسه بر لب خونین آزادی چرا وحشت کنم از عشق چرا برگردم از شادی از این خاموشه ... نترسون باغو از گل،نترسون سنگو از برف
نترسون ماهو از ابر،نترسون کوه و از حرف
نترسون بیدو از باد،نترسون خاکو از برگ
نترسون عشقوازرنج،نترسون مارو از مرگ
نه تیر و دشنه،نه دار و زندون
ستاره هارو از شب نترسون
چه ترسی داره بوسه بر لب خونین آزادی
چرا وحشت کنم از عشق چرا برگردم از شادی
از این خاموشه تا خورشید چه ترسی داره پل بستن
از این سرچشمه تا دریا خوشا شکفتن و رستن
نترسون عاشقارو از این کولاک تاراج
به خاک افتادن از عشق ، پر و باله به معراج
نه تیر و دشنه،نه دار و زندون
ستاره هارو از شب نترسون
کجا پروانه ترسید از حریر شعله پوشیدن
کجا شبنم هراسید از شراب نور نوشیدن
از این شب گوشه ی خاموش
از این تکرار بی رویا
سلام ای صبح آزادی
سلام ای روشن فردا
نترسون باغو از گل،نترسون سنگو از برف
نترسون ماهو از ابر،نترسون کوه رو از حرف
نترسون بیدو از باد،نترسون خاکو از برگ
نترسون عشقو رنج،نترسون مارو از مرگ
نه تیر و دشنه،نه دار و زندون
ستاره هارو از شب نترسون

ترانه : ایرج جنتی عطایی
آهنگ : فرید زلاند
Read more
میپرسم قصد خواب نداری جانم؟ دستی به موهای برهم ریخته اش میکشد و میگوید تو صبحِ زود بیدار شده ای خسته ای همین نیم ساعت پیش گفتی گیجِ خوابم فردا هم که باید صبحِ زود بیدار شوی کلی هم کار داری منطقی ست که بخوابی... دوباره میپرسم قصد خواب نداری جانم؟ لبش را کج میکند و چند مرتبه پلک میزند و ابرو بالا ... میپرسم قصد خواب نداری جانم؟
دستی به موهای برهم ریخته اش میکشد و میگوید
تو صبحِ زود بیدار شده ای
خسته ای
همین نیم ساعت پیش گفتی گیجِ خوابم
فردا هم که باید صبحِ زود بیدار شوی
کلی هم کار داری
منطقی ست که بخوابی...
دوباره میپرسم قصد خواب نداری جانم؟
لبش را کج میکند و چند مرتبه پلک میزند و ابرو بالا می اندازد و میگوید نه !
میگویم قهوه را دم میکنی یا دم کنم؟
ادامه میدهد که منطقی نیست جانا!
تو بخواب!

میگویم اتفاقا خیلی هم منطقی ست!
شبی که تو بی خواب شوی
منطقی ترین تصمیم جهان در آن شب، به نام من ثبت میشود!
منطقی ترین تصمیم جهان دو صندلی ست رو به روی هم در نیمه ی تاریکِ خانه، کنارِ پنجره...
همراه دوفنجان قهوه ی تلخ و داغ
البته که با خنده ی شیرین ات همراه میشود...
همراه میشود با چشمان زل زده ات به چشمانم به چشمانم که سرخ شده است، خمار شده است ، سخت بازو بسته میشود اما قیدِ خواب را زده...!
گیج و گنگ نگاهم میکند

ادامه میدهم که عزیزم کار و خستگی که همیشه هست نگذار این روزمرگی برایمان تصمیم بگیرد!
برایش منطق خودت را تعریف کن...
حالا قهوه را دم میکنی یا دم کنم؟
میگوید دم میکنم...فقط یک بوسه به آن تصمیم منطقی ات اضافه کن که وقتی قرار است برایم شعر بخوانی نور ماه را از روی لب هایت بچینم...
میگوید و می رود و دفترچه ی شعرم دنبالش راه میافتد...! ‌ ❣️ فقط خواستم بهت يادآورى كنم ، يكسرى از بهترين روزهاى زندگيت هنوز اتفاق نيفتادن و تو راهن ❣️ #🌓
Read more
. از بهر دل ما را در رقص درآ یارا وز ناز چنین میکن آن زلف کمند ایجان ای پیش رو خوبان ای شاخ گل خندان بنمای ...
Media Removed
. از بهر دل ما را در رقص درآ یارا وز ناز چنین میکن آن زلف کمند ایجان ای پیش رو خوبان ای شاخ گل خندان بنمای که دلبندان چون بوسه دهند ایجان #مولانای_جان .
از بهر دل ما را
در رقص درآ یارا
وز ناز چنین میکن
آن زلف کمند ایجان
ای پیش رو خوبان
ای شاخ گل خندان
بنمای که دلبندان
چون بوسه دهند ایجان
#مولانای_جان 🌹
تقدیم به مادر قلمم راست بایست! واژه ها ...گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب ...
Media Removed
تقدیم به مادر قلمم راست بایست! واژه ها ...گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب شعر عزیزی است به نام «مادر» امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟! آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تک و تنها و غریبم! تو کجایی مادر...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از ... تقدیم به مادر
قلمم راست بایست!
واژه ها ...گوش به فرمان قلم!
همگی نظم بگیرید
مودب باشید!
صاحب شعر عزیزی است به نام «مادر»
امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟!
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
تک و تنها و غریبم!
تو کجایی مادر...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما مادر..
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
مادر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن مادر...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
گفته بودی: فرزندم! عاشق اشعار تو ام
ای به قربان تو فرزند..بیا دلتنگم
آنقَدَر شعر برای تو بخوانم که نگو...
مادرم...مادر خوبم
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
تو که باشی مادر!
دست و دلباز ترین شاعر این منطقه ام
آنقَدَر واژه به پای تو بریزم که نگو...
گرچه از دور ولی،دست تو را میبوسم
نه شعار است ،نه حرف!
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو.
Read more
لحظه ها می رن ... بدون اونکه برگردن … و من … تنها و بیشتر با آدم ها آشنا می شم . درکوچه هایه این روزا توو ...
Media Removed
لحظه ها می رن ... بدون اونکه برگردن … و من … تنها و بیشتر با آدم ها آشنا می شم . درکوچه هایه این روزا توو حوالیه دیروز دنبالتم …. روزگار من بی تو احضار آرزو های مُردست … اونجا که هیچ کس فردا رو به دلم تسلیت نمی گه …!!! من گاهي اوقات چيزي نمی گم نه که کلاً نگم می گم اما از دل سوختم می گم نه فکره مُردم با ... لحظه ها می رن ...
بدون اونکه برگردن …
و من …
تنها و بیشتر با آدم ها آشنا می شم .
درکوچه هایه این روزا
توو حوالیه دیروز دنبالتم ….
روزگار من بی تو
احضار آرزو های مُردست …
اونجا که هیچ کس
فردا رو به دلم تسلیت نمی گه …!!!
من گاهي اوقات چيزي نمی گم
نه که کلاً نگم
می گم
اما از دل سوختم می گم
نه
فکره مُردم
با نگام یاد گرفتم حرف بزنم
به اندازه یه دنيا حرف دارم حتی توو نگام
بخدا
خیابونا، کوچه ها، خونه ها ... همه هستن، اما خالی ازعشق و معرفت
البته با عشقو، معرفت پدر، مادر به فرزند،
کاری ندارم ...
باهم
قدم بزنیم
با هم که باشیم
بوسه و بارون حتما خودشونو می رسونن …
همه عاشق می شن
فارق می شن
بوسه می گیرن و ...
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﺪﻳﮕﺭو ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻰ کنن ؟!؟
همدرد می شن
طبیب می شن
هم راز میشن
...
اما بخدا بخاطر شرایط، یه دقیقه پیش هر کی می فروشنت .
به خدا ...
ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﻯ ﺧﻴﻠﻰ ﺩﻭﺭ …
ﺍﺯ ﺗﻪِ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎﻯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ …
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ
ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻨﺎﺭ ﻫﻢ باشن
به خدا این فکر اشتباهه!!!
دیگه آب از سرم گذشته
آهسته تر قدم بردار، نه
ديرتر بيا…
امدی، می شه !؟!
با پنجره ها حرف بزنی ….
می شه با یک نارنجی تند
یا سبز
یا قهوه ای
که رنگ پنجرت باشه با من صحبت کنی،...
لبخندو توو نگام که خستس از پشت پنجرای که می بینی، نقاشی کنی ….
اینطوری
اگر نقاشیت درست باشه
قشنگ زندگی می کنی …
چون زندگیو درک کردی
نه واسه من،
واسه خودت ...
امیدوارم کسی باشه براتون که بتونه قشنگترین نقاشی به رنگ زندگیو بکشه...
دوسِتون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
—- —- می پری از میون یه کابوس وسط اشک و موی آشفته اس ام اس می زنی که: گریه نکن! اتفاق بدی نمی افته... درد ...
Media Removed
—- —- می پری از میون یه کابوس وسط اشک و موی آشفته اس ام اس می زنی که: گریه نکن! اتفاق بدی نمی افته... درد داری و باز می چرخی مث انگشت توو مدادتراش! نگرانی شبیه یه بچّه واسه تنهایی عروسکهاش مثل اینه که خسته از کلمه به کسی نامه ای سفید بدی! به کسی که رسیده آخر خط وسط گریه هات، امید بدی داری ... —-
—-
می پری از میون یه کابوس
وسط اشک و موی آشفته
اس ام اس می زنی که: گریه نکن!
اتفاق بدی نمی افته...
درد داری و باز می چرخی
مث انگشت توو مدادتراش!
نگرانی شبیه یه بچّه
واسه تنهایی عروسکهاش

مثل اینه که خسته از کلمه
به کسی نامه ای سفید بدی!
به کسی که رسیده آخر خط
وسط گریه هات، امید بدی

داری از هوش می ری از سردرد
توی لبهات باز حس داری
باز لبخند می زنی به چشاش
که نفهمه که استرس داری

خواب و بیدار بودنت زجره
همه ی زندگیت کابوسه
اون ولی قول داده توو شعراش
برمی گرده به آخرین بوسه

نه به فکر تصاحبش هستی
نه به دنبال یه هماغوشی
واسه حرفاش منتظر میشی
صبح تا شب کنار یه گوشی

بغلش می کنی از اونور خط
وسط حرف های ناگفته
بغلش می کنی و مطمئنی:
اتفاق بدی نمی افته...
.
.
.
#سید_مهدی_موسوی
@seyed.mehdi.moosavi .
.
.
پ ن ۱: درد دارم،ولی میخندم :)
پ ن ۲: ترجیح میدم حقیقت رو بشنوم حتا اگه طاقت نداشته باشم... تا دروغ.
پ ن ۳: بغلش میکنی از اون ور خط 😏
پ ن ۴: هنوز جای بوسه های او روی گونه ی تو،درد می‌کند در قلبم ...
پ ن ۵: من باختم اما کسی جز ما نخواهد برد
بوی مرا ...
.
.
.
#همیشه_رویا
#درد_زن_بودن
Read more
تو به من گفتی تا که دل دریا کن بند گیسو وا کن سایه­ها رویا با بوی گل­ها که بوی گُل ناله مرغ شب، ...
Media Removed
تو به من گفتی تا که دل دریا کن بند گیسو وا کن سایه­ها رویا با بوی گل­ها که بوی گُل ناله مرغ شب، تشنگی­ها بر لب پنجه­ها در گیسو عطر شب بو بزن قلتی اطلسی­ها را برگ افرا در باغ رویاها بلبلی می­خواند، سایه­ای می­ماند مستُ تنها نگاه تو شکفه آه تو حُرم دستان تو گرمی جان تو با ... تو

به من گفتی تا که دل دریا کن

بند گیسو وا کن

سایه­ها رویا با بوی گل­ها
که بوی گُل

ناله مرغ شب، تشنگی­ها بر لب

پنجه­ها در گیسو

عطر شب بو
بزن قلتی اطلسی­ها را

برگ افرا در

باغ رویاها

بلبلی می­خواند، سایه­ای می­ماند

مستُ تنها
نگاه تو

شکفه آه تو

حُرم دستان تو

گرمی جان تو

با نفس­هات
به من گفتی

تا که دل دریا کن

بند گیسو وا کن

ابر باران زا، شب، بوی دریا
به ساحل­ها

موج بی تابی را

در قدم­های پا، در وصال رویا

گردش ماهی­ها، بوسه ما

بوسه ما

#محمدابراهیم‌جعفری

پ.ن: کاش میشد عطر فضا رو هم تو عکس بگنجونم
Read more
. اینکه فقط یک بار می شود دوست داشت، حرف مزخرفی است میدانی مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که دیگر برق هیچ ...
Media Removed
. اینکه فقط یک بار می شود دوست داشت، حرف مزخرفی است میدانی مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که دیگر برق هیچ چشمی نمی تواند دلت را بگیرد و آنچنان لبت را منقبض کند که انگار باشکوه ترین بوسه ی دنیا را روی گونه های تاریخ می کاری. مشکل اینجاست که دیگر هیچ گل فروشی نیست تا آن رز قرمزی را بخری که یک روز عصر وقتی داشت ... .
اینکه فقط یک بار می شود دوست داشت، حرف مزخرفی است
میدانی مشکل کجاست؟
مشکل اینجاست که دیگر برق هیچ چشمی نمی تواند دلت را بگیرد و آنچنان لبت را منقبض کند که انگار باشکوه ترین بوسه ی دنیا را روی گونه های تاریخ می کاری.
مشکل اینجاست که دیگر هیچ گل فروشی نیست تا آن رز قرمزی را بخری که یک روز عصر وقتی داشت دیر آمدنت را زیر باران غر غر می کرد، رو به روی صورتش گرفتی و گفتی "خیس شدی؟" که گفتی "خیس که میشوی با مزه تری" که گفت "باران را دوست دارم" تو هم گفتی "چون موهایت را فرفری می کند پس چیز خوبی است" که هی دستت لایشان گیر کند و تراژدی اینکه او بگوید "آی یواش موهایم کند" و تو بگویی "دنیای من به موهایت گره خورده، موهایت با من، تو قول می دهی دل نکنی؟" و بعدش هم بخندد که دیگر دلی نمانده همه اش پیش شماست آقا.
مشکل اینجاست که همین بوی سوخته ی غذای همسایه هم لعنتی می شود و میخواهد تا مغز و استخوانت را بسوزاند . مثلا آن پنج شنبه ای که قرار بود او مرغش را بپزد و تو هم زرشک پلویش را بار بگذاری و آنقدر پشت تلفن از دوست داشتنت گفت و آنقدر از دلیل زندگی ات بودنش گفتی که غذایتان سوخت و آخر سر هم پیتزایی کوچک کوچه ی پشت چهار راه را با دو نوشابه ی شیشه ای خنک پاتوق عصر های پنج شنبه تان کرد و باقی عمر تو را از پیتزا بیزار.

حتما میشود دوباره کسی را دوست داشت. اما با همین روزمرگی های بوی گل، غذای سوخته. با نم نم باران، موهای فر. با غرغر کردن و تلفن با عصر های پنج شنبه با یک عمر خاطره چه می شود کرد؟
............
#علیرضا_فراهانی
Read more
. نميدانم چندمین جمعه ایست که هیچ خیابانی را با هم قدم نزدیم ، هیچ عکس دو نفره ای نینداختیم ، هیچ ...
Media Removed
. نميدانم چندمین جمعه ایست که هیچ خیابانی را با هم قدم نزدیم ، هیچ عکس دو نفره ای نینداختیم ، هیچ کافه ای نرفتیم... این جمعه هم بدون دست هایت تمام شد و من باز لا به لای پک های عمیق سیگارم دوستت دارم هایم را بوسه زدم... نميدانم ! شاید هوای گناوه را همین دوستت دارم های بی جواب سیاه و آلوده کرد ... .
نميدانم
چندمین جمعه ایست
که هیچ خیابانی را با هم قدم نزدیم ،
هیچ عکس دو نفره ای نینداختیم ،
هیچ کافه ای نرفتیم...
این جمعه هم
بدون دست هایت تمام شد
و من باز لا به لای پک های عمیق سیگارم
دوستت دارم هایم را بوسه زدم...
نميدانم !
شاید هوای گناوه را
همین دوستت دارم های بی جواب
سیاه و آلوده کرد !
بگذریم...
جمعه ات بخیر معشوق دیگری... .
. 👑 #میکائیل💕 📷@mikilove351 ⭐
.
.
.
#پستهای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن💖💖😍😍👑👑✋ #پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌
Read more
یادشون بخیر! یاد همه ی اونایی که دیروز بودن و امروز نیستن ، اونایی که پارسال با بوسه بر دستاشون عید ...
Media Removed
یادشون بخیر! یاد همه ی اونایی که دیروز بودن و امروز نیستن ، اونایی که پارسال با بوسه بر دستاشون عید رو بهشون تبریک گفتیم و امروز با بوسه بر مزارشون و خوندن فاتحه ای یادشون می کنیم ، روح همشون شاد و یادشون تا ابد گرامی یادشون بخیر!
یاد همه ی اونایی که دیروز بودن و امروز نیستن ،
اونایی که پارسال با بوسه بر دستاشون عید رو بهشون تبریک گفتیم و امروز با بوسه بر مزارشون و خوندن فاتحه ای یادشون می کنیم ،

روح همشون شاد و یادشون تا ابد گرامی 🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
لبانت به ظرافت شعر شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می كند كه جاندار غار نشین از آن سود ...
Media Removed
لبانت به ظرافت شعر شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می كند كه جاندار غار نشین از آن سود می جوید تا به صورت انسان درآید و گونه هایت با دو شیار مّورب كه غرور ترا هدایت می كنند و سرنوشت مرا كه شب را تحمل كرده ام بی آن كه به انتظار صبح مسلح بوده باشم، و بكارتی سر بلند را از رو سبیخانه ... لبانت

به ظرافت شعر

شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می كند

كه جاندار غار نشین از آن سود می جوید

تا به صورت انسان درآید

و گونه هایت
با دو شیار مّورب

كه غرور ترا هدایت می كنند و
سرنوشت مرا

كه شب را تحمل كرده ام

بی آن كه به انتظار صبح

مسلح بوده باشم،

و بكارتی سر بلند را

از رو سبیخانه های داد و ستد

سر به مهر باز آورده م
هرگز كسی این گونه فجیع به كشتن خود برنخاست

كه من به زندگی نشستم!

و چشانت راز آتش است
و عشقت پیروزی آدمی ست

هنگامی كه به جنگ تقدیر می شتابد
و آغوشت

اندك جائی برای زیستن

اندك جائی برای مردن

و گریز از شهر

كه به هزار انگشت

به وقاحت

پاكی آسمان را متهم می كند
كوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود

و انسان با نخستین درد
در من زندانی ستمگری بود

كه به آواز زنجیرش خو نمی كرد -

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم
توفان ها

در رقص عظیم تو

به شكوهمندی
نی لبكی می نوازند،

و ترانه رگ هایت

آفتاب همیشه را طالع می كند
بگذار چنان از خواب بر آیم

كه كوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است

ودوستانی كه یاری می دهند
تا دشمنی

از یاد برده شود
پیشانیت آیینه ای بلند است

تابناك و بلند،

كه خواهران هفتگانه در آن می نگرند

تا به زیبایی خویش دست یابند
دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از كدامین راه فرا خواهد رسید

تا عطش

آب ها را گوارا تر كند؟

تا آ یینه پدیدار آئی

عمری دراز در آ نگریستم

من بركه ها ودریا ها را گریستم

ای پری وار درقالب آدمی

كه پیكرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!

حضور بهشتی است

كه گریز از جهنم را توجیه می كند،

دریائی كه مرا در خود غرق می كند

تا از همه گناهان ودروغ

شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود
احمد شاملو
Read more
... «حرف دل» ▀▀▀▀▀▀ تبریک کریسمس و ولنتاین و مناسبتای غربی میشه با کلاسی! تبریک عید غدیر و مبعث ...
Media Removed
... «حرف دل» ▀▀▀▀▀▀ تبریک کریسمس و ولنتاین و مناسبتای غربی میشه با کلاسی! تبریک عید غدیر و مبعث و نیمه شعبان شد عرب پرستی! سفر مکه و کربلا و مشهد کسی بره، میگن چرا پولشو ندادی فقرا ! ولی از سفر تایلند و آنتالیای خودش که نمی گذره، بالاخره آدمیزاده تفریح هم لازم داره ! شاهین نجفی و شارلی فحاشی می کنند ... ...
«حرف دل» ▀▀▀▀▀▀
تبریک کریسمس و ولنتاین و مناسبتای غربی میشه با کلاسی!
تبریک عید غدیر و مبعث و نیمه شعبان شد عرب پرستی! سفر مکه و کربلا و مشهد کسی بره، میگن چرا پولشو ندادی فقرا !
ولی از سفر تایلند و آنتالیای خودش که نمی گذره، بالاخره آدمیزاده تفریح هم لازم داره ! شاهین نجفی و شارلی فحاشی می کنند شد آزادی بیان !
مسلمونا از چیزی انتقاد مودبانه کنن، میشه دیکتاتوری دین ! گلشیفته فراهانی لخت شد همه گفتن حجاب مسئله شخصیه!
الهام چرخنده چادری شد همون آدما گفتن ریا کار و متظاهره و نون خوره حکومته ! طرف علنا بر مقبره کورش کبیر سجده می کنه شد یکتا پرست!
اما بوسه بر ضریح مبارک حضرت عباس میگن بت پرستی ! دلسوزی برای هزاران کودک شهید سوری ودفاع ازحرم بی بی زینب س میشه بیگانه پرستی,
گل گذاشتن پشت در سفارت فرانسه برای کشته شدن 12 نفر هتاک میشه انسانیت! دختره سرمای زمستون با یه ساپورت میاد خیابون سردش نمیشه!!
اما گرمای تابستون اگه روسری سر داشته باشه از گرما هلاک میشه ! خانمه با کفش پاشنه بلند داخل خیابون پیچ و تاب خورون، جولان میده!
اما جمع کردن چادر یا مانتو بلند براش خیلی خیلی سخت شده ! ته ریش گذاشتن برای مد و کلاس میشه خوشتیپی!
اما برای محرم و مسجد که باشه میگن اُمل و شلخته ! چهارشنبه سوری نارنجک میزنه دیوار مردم نمی گه کسی مریض داره!
بعد در سال فقط سه روز هیئت بیرون بیاد میگن مریضا آسایش ندارن ! برای برد باخت الکی فوتبال میاد آرژانتین و عراقو می بنده به بار فحش ناموسی!
بعد خود رو از نژاد پاک آریایی و از نسل کوروش و باشخصیت پارسی میدونه ! هر سال بدنش زیر سوزن و جوهر پر از تتو و خالکوبی میشه هیچی نیست!
اما یکی برای سید الشهدا سینه زنی می کنه، میگن چرا به بدن ضرر می زنید ! دسته ها و جشن های هالووین و شیطان پرستی شده افتخار!
دسته های سینه زنی محرم شده خار رفته تو چشمش ! برای نشر جملات جعلی و بی منبع کوروش سر و دست می شکنه و تازه خودشم میره مطالب نهج البلاغه رو به اسم کورش می زنه!
اما به نهج البلاغه پر از حکمت مولا علی که میرسه سکوت میکنه ! امثال صادق هدایت و نیچه که به فجیح ترین شکل مردند شده الگو!
بعد حضرت علی ، مولود کعبه و شهید محراب رو یه عرب می دونه ! .
.
.
متاسفم برای احساسات مصلحتی بعضی روشنفکرنماهای جامعه ما
که " شتر با بارش " را نمی بینند
اما اندر خم " لنگ پشه کوره ای " وا مانده اند
.
#اخبار #مساـٔل #شیعه
Read more
لبانت به ظرافت شعر شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند که جاندار غار نشین از آن سود می جوید تا ...
Media Removed
لبانت به ظرافت شعر شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند که جاندار غار نشین از آن سود می جوید تا به صورت انسان درآید و گونه هایت با دو شیار مّورب که غرور ترا هدایت می کنند و سرنوشت مرا که شب را تحمل کرده ام بی آن که به انتظار صبح مسلح بوده باشم، و بکارتی سر بلند را از رو سبیخانه های داد ... لبانت به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان درآید
و گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور ترا هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سبیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده م
هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی
نشستم!
و چشانت راز آتش است
و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد
و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم می کند
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم
توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند
بگذار چنان از خواب بر آیم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت آیینه ای بلند است
تابناک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند
دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی
خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟
تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آ نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را
توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود...
Read more
<span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span> تقدیم به مادر قلمم راست بایست! واژه ها ...گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب ...
Media Removed
تقدیم به مادر قلمم راست بایست! واژه ها ...گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب شعر عزیزی است به نام «مادر» امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟! آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تک و تنها و غریبم! تو کجایی مادر...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ ... 💞💞💞💞💞
تقدیم به مادر
قلمم راست بایست!
واژه ها ...گوش به فرمان قلم!
همگی نظم بگیرید
مودب باشید!
صاحب شعر عزیزی است به نام «مادر»
امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟!
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
تک و تنها و غریبم!
تو کجایی مادر...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما مادر..
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
مادر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن مادر...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
گفته بودی: فرزندم! عاشق اشعار تو ام
ای به قربان تو فرزند..بیا دلتنگم
آنقَدَر شعر برای تو بخوانم که نگو...
مادرم...مادر خوبم
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
تو که باشی مادر!
دست و دلباز ترین شاعر این منطقه ام
آنقَدَر واژه به پای تو بریزم که نگو...
گرچه از دور ولی،دست تو را میبوسم
نه شعار است ،نه حرف!
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو.
Read more
تقدیم به پدرم وتمامی عزیزانی که پدرشون به خواب ابدی در گوشه ای از خاک آرمیده اند یادشان گرامی،،،، قلمم ...
Media Removed
تقدیم به پدرم وتمامی عزیزانی که پدرشون به خواب ابدی در گوشه ای از خاک آرمیده اند یادشان گرامی،،،، قلمم راست بایست! واژه ها ...گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب شعر عزیزی است به نام "پدر" امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟! آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تک و تنها و غریبم! تو ... تقدیم به پدرم وتمامی عزیزانی که پدرشون به خواب ابدی در گوشه ای از خاک آرمیده اند یادشان گرامی،،،، قلمم راست بایست!
واژه ها ...گوش به فرمان قلم!
همگی نظم بگیرید
مودب باشید!
صاحب شعر عزیزی است به نام "پدر"
امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟!
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
تک و تنها و غریبم!
تو کجایی پدرم...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم..
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
گفته بودی: فرزندم! عاشق اشعار تو ام
ای به قربان تو فرزند..بیا دلتنگم
آنقَدَر شعر برای تو بخوانم که نگو...
پدرم...پدر خوبم
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
تو که باشی بابا!
دست و دلباز ترین شاعر این منطقه ام
آنقَدَر واژه به پای تو بریزم که نگو...
گرچه از دور ولی،دست تو را میبوسم
نه شعار است ،نه حرف!
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو🌹
Read more
@hilda.seir ️ ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با من حریرِ سبزِ شالی خیسِ نم نم کردنش با من گُلِ رنگین کمان در انتهایِ کوچه باغِ ابر به استقبالِ تو سر تا کمر خم کردنش با من اگر سردت شده روشن کن آغوشِ اجاقم را برایِ شعله ای بوسه مصمم کردنش با من ... @hilda.seir ☕️ •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با من
حریرِ سبزِ شالی خیسِ نم نم کردنش با من
گُلِ رنگین کمان در انتهایِ کوچه باغِ ابر
به استقبالِ تو سر تا کمر خم کردنش با من
اگر سردت شده روشن کن آغوشِ اجاقم را
برایِ شعله ای بوسه مصمم کردنش با من
عجب قندِ سمرقندی، عجب چایِ بخارایی
بیا مهمانِ حافظ شو، غزل دم کردنش با من
بزن لبخند در آیینه تا از شب بیاویزم
خودت ماهم شوی از ماه، رو کم کردنش با من
برقص و درهم و برهم بریز ابریشمِ مویت
چنین آشوبِ دلخواهی منظم کردنش با من
مرا با خود ببر تا جاذبه، با سیبِ حوایت
دلی سر به هوا این گونه، آدم کردنش با من
تو مو خرمایِ زیتون چشمِ لب انجیرِ من باشی
در این بیتِ مقدس وصفِ مریم کردنش با من
لبی تر کن، معطر کن هوایِ باغِ جانم را
هزاران برگِ گُل شادابِ شبنم کردنش با من
اگرچه هر درود آغازِ بدرود است و دلتنگی
بیا کارت نباشد چاره یِ غم کردنش با من
خیالی بود اگرچه این غزل اما خیالی نیست
تو باشی این همه رویا مجسم کردنش با من

شهراد ميدري
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
🎥: @savasmete

@hilda.seir
#هيلدا_سير✈️ #صبح #چاي #سفر #همسفر_خوب #همسفر_هيلدا #تور #صبحانه #سفر_ارزان #تور_مسافرتي #طبيعت #hildaseir #morning #berkfast #tea #trip #tour
Read more
. من این اشتباهم رو دوست دارم! . شاید اگر تنها و تنها تو را هفت سال زودتر دیده بودم الان تصمیم بهتری ...
Media Removed
. من این اشتباهم رو دوست دارم! . شاید اگر تنها و تنها تو را هفت سال زودتر دیده بودم الان تصمیم بهتری برای روزهای باقی مانده به دهه ی دوم زندگی ام می گرفتم ... نمی دانم اگر ما از اول همدیگر را داشتیم هم تصمیمم بر همین زندگی بود یا نه ... شاید من اگر در بیست و يك سالگی انتخابت می کردم ، الان سال های نزدیک ... .
من این اشتباهم رو دوست دارم!
.
شاید اگر تنها و تنها تو را هفت سال زودتر دیده بودم الان تصمیم بهتری برای روزهای باقی مانده به دهه ی دوم زندگی ام می گرفتم ...
نمی دانم اگر ما از اول همدیگر را داشتیم هم تصمیمم بر همین زندگی بود یا نه ...
شاید من اگر در بیست و يك سالگی انتخابت می کردم ، الان سال های نزدیک به سی سالگی باز هم این چنین برای داشتن زندگی آرام نمی جنگیدم
شاید اگر زودتر تو را دیده بودم ، الان حتی از این فکر خیالی که تو تصمیم درست بودی خلاص شده بودم و روزهای تابستانی دهه دوم زندگی ام را به گونه ای دیگر سپری می کردم
.
شاید اگر پاییز سال های پیش ؛ همان هفت سال پیش برای کشیدن یک نخ سیگار هم که شده به محوطه ی تئاتر شهر می آمدی و من در تلاقی چشم هایت بودم؛
حالا کنار ِ من دراز کشیده بودی
و من با صدای نفس هایت آرام می گرفتم ...
.
حالا نمی دانیم در کنار هم آرام ایم یا نه ،
نمی دانیم این بوسه های شیرین اشتباه است یا نه ،
نمی دانیم اگر هفت سال پیش در تلاقی هم بودیم تقلایی برای دیدار هم می کردیم یا نه ...
.
اشتباهای شیرین خیلی وقت‌ها بهتر از تصمیم‌های درستِ تلخ اند .
~ بانـو

📍@studiotehran
📷 by @amirmohammad821

#photoaxgram #pic #photo #streetstyle #i_own_myself #black #خيابان #street #ax_matn #استايل #girls #ourlook #style #tehran #iran #smile #خنده #لبخند #happy #behappy #sadness #sad
Read more
امروز سالگرد پدر هست شانزده ساله که دیگه کنارمون نیست. آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو… تو کجایی ...
Media Removed
امروز سالگرد پدر هست شانزده ساله که دیگه کنارمون نیست. آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو… تو کجایی پدرم…؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو… بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا… آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو… جانِ من حرف بزن! امر بفرما پدرم. آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو… کوچه ... امروز سالگرد پدر هست شانزده ساله که دیگه کنارمون نیست.
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو…
تو کجایی پدرم…؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو…
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا…
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو…
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو…
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو…
پدر ای یاد تو آرامش من…!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم…!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو…
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار…
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. ..
یادت گرامی ، روحت شاد
Read more
. و اما روز مرد خیلی سخته باید توی زندگیت با همه وجود یک خانوم خوب وارد بشه تا بفهمی مرد شدن و تکامل ...
Media Removed
. و اما روز مرد خیلی سخته باید توی زندگیت با همه وجود یک خانوم خوب وارد بشه تا بفهمی مرد شدن و تکامل یعنی چی همه ما مردا مردیم همه مردونگی میکنیم اما شاید خیلی خیلی کم پیش بیاد مرد بودن رو بفهمیم اینستاگرام و همه جارو پر میکنیم از حرفای قشنگ ولی مرد بودن تمامش به عملشه به اینکه حرفت و عملت یکی باشه به ... .
و اما روز مرد
خیلی سخته
باید توی زندگیت با همه وجود یک خانوم خوب وارد بشه تا بفهمی مرد شدن و تکامل یعنی چی
همه ما مردا مردیم
همه مردونگی میکنیم
اما شاید خیلی خیلی کم پیش بیاد مرد بودن رو بفهمیم
اینستاگرام و همه جارو پر میکنیم از حرفای قشنگ
ولی مرد بودن تمامش به عملشه
به اینکه حرفت و عملت یکی باشه
به اینکه مثل کوه باشی
مرد بودن یعنی کوه بودن
باد و اب و بارون و همه چی نتونه تورو جابه جا کنه
شاید مشکلات و سختی ها شکلتو عوض کنه
شاید خوردت کنه
شاید تکه ای از وجودتو برداره و جا به جا کنه
اما
باز مرد باشی
یعنی کوه باشی
.....
#عشق #عاشقانه #عشقولانه #دخترونه #عاشق #مرد #پدر #روزپدر #قشنگ #بوسه #آغوش #زندگی #احساس #روزمرد #همسر
#love #kiss
Read more
☘️<span class="emoji emoji1f353"></span> دقت کردین همیشه «آخرین‌ها» غم‌انگیزن؟ مثل آخرین دیدار، آخرین روز، آخرین شام، آخرین بوسه، آخرین ...
Media Removed
☘️ دقت کردین همیشه «آخرین‌ها» غم‌انگیزن؟ مثل آخرین دیدار، آخرین روز، آخرین شام، آخرین بوسه، آخرین ... ! جز وقتی نزدیک سال جدید می‌رسه، توی حرف همه از «آخرین» استفاده می‌شه اما هیچ حسی از غم نداره! الان استوری‌ها پر شده از این «آخرین‌ها»ی بی‌غم. می‌دونین چرا؟ چون مطمئنیم ادامه‌ای وجود داره ... ☘️🍓
دقت کردین همیشه «آخرین‌ها» غم‌انگیزن؟ مثل آخرین دیدار، آخرین روز، آخرین شام، آخرین بوسه، آخرین ... ! جز وقتی نزدیک سال جدید می‌رسه، توی حرف همه از «آخرین» استفاده می‌شه اما هیچ حسی از غم نداره! الان استوری‌ها پر شده از این «آخرین‌ها»ی بی‌غم.
می‌دونین چرا؟ چون مطمئنیم ادامه‌ای وجود داره اما با تغییر و نو شدن.همراه با جشنی برای این فرصت دوباره.
امروز وقتی داشتم خرید آجیل و شیرینی عید رو می‌کردم و شور ‌و شوق مردم برای سال جدید (یا تموم شدن سال قدیم) رو می‌دیدم به این فکر کردم که اگر هروقت به یکی از اون «آخرین‌ها»ی غم‌انگیز می‌رسیم، فکر کنیم این نشونه‌ایه برای یک تغییر و نو شدن (که حتمن هم هست) کلی از غصه‌هامون کم می‌شه و راحت‌تر باهاش کنار میاییم.
بعد از هر «آخرین» قطعن یک«اولین» وجود داره.
«اولین‌ها» ی زندگیتونو قشنگ و خوش‌حال بسازین.
پیش‌پیش نوروزتون شاد.
عکس از @naqmehyazdani
Read more
دیگه فایده ای نداره نگو عاشقی و دلتنگ مثل اون وقتای تو منم شدم یه تیکه سنگ این افتخار بود واسه من بزارمت ...
Media Removed
دیگه فایده ای نداره نگو عاشقی و دلتنگ مثل اون وقتای تو منم شدم یه تیکه سنگ این افتخار بود واسه من بزارمت روی سرم عکس تو بوسه بزنم لای گلای دفترم یادت میاد می گفتم فقط بمونی کافیه خندیدیو گفتی برو خیالتم اضافیه دنیا چقد کوچیک شده یاد ما هم میفتی در حدّ من تو نیستی این جمله رو تو گفتی واسه دل سنگیه ... دیگه فایده ای نداره نگو عاشقی و دلتنگ
مثل اون وقتای تو منم شدم یه تیکه سنگ
این افتخار بود واسه من بزارمت روی سرم
عکس تو بوسه بزنم لای گلای دفترم
یادت میاد می گفتم فقط بمونی کافیه
خندیدیو گفتی برو خیالتم اضافیه
دنیا چقد کوچیک شده یاد ما هم میفتی
در حدّ من تو نیستی این جمله رو تو گفتی
واسه دل سنگیه تو هزارتا نامه دادم
نخونده پاره می شدن بازم ادامه دادم
چقد برای دیدنت پی بهونه گشتم
کوچیک شدم پیش دلت دیگه ازت گذشتم
شبا دیگه کار منه خوندن کناره پنجره شاید که عاشقت بشم اگه زمستون بگذره
یادت میاد می گفتم فقط بمونی کافیه
خندیدیو گفتی برو خیالتم اضافیه
دنیا چقد کوچیک شده یاد ما هم میفتی
در حدّ من تو نیستی این جمله رو تو گفتی@babakjahanbakhshoriginal
Read more
تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر کردید!!! ؟؟ همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ، و فرا رسیدن سال ...
Media Removed
تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر کردید!!! ؟؟ همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ، و فرا رسیدن سال نو رو بهم تبریک میگن و ... اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و قاب عکسی را می‌بوسه و روش دست می‌کشه و میگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ !!! میدونید اون عکس کیه ؟ اون عکس من و شماست!!! تبدیل شدیم ... تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر کردید!!! ؟؟
همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ، و فرا رسیدن سال نو رو بهم تبریک میگن و ...
اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و قاب عکسی را می‌بوسه و روش دست می‌کشه و میگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ !!! میدونید اون عکس کیه ؟
اون عکس من و شماست!!!
تبدیل شدیم به یک خاطره ...
آنهم شاید اگر خیلی خوش شانس باشیم... این واقعیت روزگار من و توست... 50 سال دیگر فقط یک خاطره ایم
تو یک قاب عکس خاک گرفته...
شاید هم نه عکسی و نه قابی ...
همین و واقعا همین !!.... پس چرا حرص ؟؟
چرا دل شکوندن ؟؟
چرا تظاهر ؟؟
چرا چاپلوسی ؟؟
چرا دروغ ؟؟
چرا تعصبات بیهوده ؟؟
چرا ادعای جاهلانه ؟؟
چرا بی‌مهری ؟؟
چرا ....؟؟ بیاید مهربون باشیم ،
شاد باشیم ،
به مردممون بیشتر برسیم ،
کینه ها رو دور بریزیم ،
همین الان دلی بدست بیاوریم،

اون سالها چه بخواهیم چه نخواهیم بزودی فرا خواهند رسید...
پس بهتره خاطره ای خوش و یادی از انسانی شایسته بجا گذاشته باشیم.. باور کنیم
روزی هــــــــــــــزار بار میمیره، کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست...
هوایِ هم رو داشته باشیم ..
حتما بهـــــــــــتر میشه ...
شاید یه روز دیگه وقت نباشه ...
شاید ما نباشیم
شاید اون نباشه...
و دیدنش آرزومون بشه‌...
وقت کمه.
زندگی کوتاه ست !!!
⛑ telegram.me/family1doctor
Read more
. . . پشت خرمن های گندم، لای بازو های بید آفتاب زرد کم کم رو نهفت . بر سر گیسوی گندم زار ها بوسه ی بدرود ...
Media Removed
. . . پشت خرمن های گندم، لای بازو های بید آفتاب زرد کم کم رو نهفت . بر سر گیسوی گندم زار ها بوسه ی بدرود تابستان شکفت . از تو بود ای چشمه ی جوشان تابستان گرم گر به هر سو، خوشه ها جوشید و خرمن ها رسید از تو بود از گرمی آغوش تو هر گلی خندید و هر برگی دمید....... این همه شهد و شکر از سینه ی پر شور توست در ... .
.
.
پشت خرمن های گندم، لای بازو های بید
آفتاب زرد کم کم رو نهفت .
بر سر گیسوی گندم زار ها
بوسه ی بدرود تابستان شکفت .
از تو بود ای چشمه ی جوشان تابستان گرم
گر به هر سو، خوشه ها جوشید و خرمن ها رسید
از تو بود از گرمی آغوش تو
هر گلی خندید و هر برگی دمید.......
این همه شهد و شکر از سینه ی پر شور توست
در دل ذرات هستی نور توست

#فريدون_مشيری
Read more
 #سالگرد #پدر<span class="emoji emoji2764"></span> *دومين سالگرد در گذشت پدر* ... تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه ...
Media Removed
#سالگرد #پدر *دومين سالگرد در گذشت پدر* ... تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو... جانِ من حرف بزن! امر بفرما پدرم. آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو... کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست آنقَدَر ... #سالگرد #پدر❤ *دومين سالگرد در گذشت پدر* ...
تو کجایی پدرم...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. ..
Read more
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو ...
Media Removed
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست لوح خدانمایی ... .
. .
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

لوح خدانمایی و آئینه ی تمام قد
بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبه لطف اله کردنست

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

بوسه ی تو به کام من کوه نورد تشنه را
کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست

استاد شهریار

_____________________________________________________
Read more
<span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f337"></span>تقدیم به دوستانی که پدر از دست داده اند:<span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...<span class="emoji emoji1f61e"></span> تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر ...
Media Removed
تقدیم به دوستانی که پدر از دست داده اند: آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو... جانِ من حرف بزن! امر بفرما پدرم. آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو... کوچه ... 🌷🌸🌷تقدیم به دوستانی که پدر از دست داده اند:🌸🌷🌸 آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...😞
تو کجایی پدرم...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...😞
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...😞
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...😞
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...😞
پدر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...😞
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. ..😞
Read more
Till dig som är: min kärlek, mitt liv och mitt allt(<span class="emoji emoji2764"></span>min mamma<span class="emoji emoji2764"></span>)<span class="emoji emoji1f618"></span>. تقديم ب تو كه : عشقمى ، زندگيمى ...
Media Removed
Till dig som är: min kärlek, mitt liv och mitt allt(min mamma). تقديم ب تو كه : عشقمى ، زندگيمى و همه چيزمى(مادرم) دلم می خواهد حرفهایی که سالیان سال روی قلبم سنگینی می کند را برای تو بگویم ای نگهبان شبهای خاموش من. آن زمان که من با لالایی آرام تو به خواب میرفتم نمی دانستم که هنوز قلب تو دلواپس ... Till dig som är: min kärlek, mitt liv och mitt allt(❤min mamma❤)😘.
تقديم ب تو كه : عشقمى ، زندگيمى و همه چيزمى(❤مادرم❤)😘
دلم می خواهد حرفهایی که سالیان سال روی قلبم سنگینی می کند را برای تو بگویم ای نگهبان شبهای خاموش من. آن زمان که من با لالایی آرام تو به خواب میرفتم نمی دانستم که هنوز قلب تو دلواپس فردا های من است. و آن هنگام که پاهایم خسته بود و آغوش تو امن ترین پناهگاه خستگی هایم می شد غافل از این بودم که تو بر شانه های استوارت بار زمانه را نیز به دوش می کشی. وقتی گریه هایم سکوت شب را می شکست می دانستم تنها دست نوازشگر تو مرا به ادامه خوابهایم پیوند میزند. مادرم لحظه لحظه های زندگی تو با قدکشیدن من گره خورد و من اینک آن کودک دیروز نیستم. و هر چه بزرگ و بزگ تر شدم خیلی چیزها را فراموش کردم.
من یادم رفت که تو قدرت پاهایم بودی وقتی ناتوان بودم، زبان من بودی وقتی نمی توانستم حرف بزنم. تودستان مرا گرفتی و به من دستگیری از دیگران را آموختی. یادم رفت که تو عاشقی را به من یاد دادی .
مادر من یادم رفت من خیلی چیزها یادم رفت .
مادر مرا ببخش اگر آنقدر گرفتار روزمرگی های خودم شدم که تو را ندیدم نه تورا دیدم نه چهره خسته ات و دیروز که خوب نگاه کردم موهای سفیدت را و چین و چروک صورتت دیدم و در دل گفتم: چقدر پیر شدی مادر.
مادر مرا ببخش من می توانستم هر روز بوسه بر دستانت زنم و از تو قدردانی کنم اما غرورم اجازه نداد.
مادر چه روزها که من بغض های در گلو زندانی شده خود را، که تو مسبب آن نبودی ، بر سر تو فریاد کشیدم من ان هنگام صدای گریه های آهسته تورا وقتی که قلبت را شکستم نشنیدم.
مادر مرا ببخش بخاطر تمام لحظاتی که می خواستی با من درددل کنی اما من وقت نداشتم من سنگ صبور ت نبودم راستی آن لحظه ها با چه کسی از درد درونت گفتی؟
مادر من می توانستم در لحظه های تنهایی ات در کنارت باشم و لحظه هایی از زندگیم را نثار کسی کنم که تمام لحظاتش را با تمام وجود وقف من کرد اما قلب بی سخاوتم نگذاشت.
مادر ! مرا ببخش برای تمام حرفهای تو که نشنیدم ؛ نگاه خسته ات را که ندیدم وتمام دوستت دارم هایی که در سینه نگه داشتم و به تو نگفتم .
مادر! صدایم را ببخش. چشمانم را ببخش .
مادر جان! هنوز هم سجاده تو بهترین گوشه امن روی زمین است و آن هنگام که دستانت را رو به آسمان بلند میکنی و برایم دعا میکنی من ایمان دارم که دعای تو با بالهای فرشتگان به آسمان میرود و مستجاب میشود.
مادر هنوز آغوش تو برای من بهترین ماوا و پناهگاه است . مادر خواستم بگویم من فرزند خوبی برای تو نبودم اما تو بهترین مادر دنیا هستى دوستت دارم❤
Read more
تقديم به خرداديها دوستاى خردادى رو تگ كنيد شب گریه های آواز! خمیازه های فریاد! بلوغ ِ تند خورشید! خاتون ...
Media Removed
تقديم به خرداديها دوستاى خردادى رو تگ كنيد شب گریه های آواز! خمیازه های فریاد! بلوغ ِ تند خورشید! خاتون ِ خواب ِ خرداد! دلپرسه های طوفان! ترانه های یاغی! غم مویه های مجروح! آواز ِ کوچه باغی! جادوی رنگ ِقرمز! رویایی و شرابی کویر کویر ترانه! تشنه ترین سرابی! وسوسه های رنگی عصیانی ... تقديم به خرداديها
دوستاى خردادى رو تگ كنيد
شب گریه های آواز!
خمیازه های فریاد!
بلوغ ِ تند خورشید!
خاتون ِ خواب ِ خرداد!
دلپرسه های طوفان!
ترانه های یاغی!
غم مویه های مجروح!
آواز ِ کوچه باغی!
جادوی رنگ ِقرمز!
رویایی و شرابی
کویر کویر ترانه!
تشنه ترین سرابی!
وسوسه های رنگی
عصیانی چشاته
شیطنتای شیرین
معراج ِ عشوه هاته
نگام نکن می سوزم
ای که چشات تنوره
پیرهن آینه پوشت
مخملی از بلوره
شعر ِ قشنگ بوسه
آهنگ ِ ناز ِ آغوش
غم ِ تموم ِ دنیا
با تو می شه فراموش
رقصنده مثل پیچک
فوّاره مثل خواهش
طغیان ِ اشک ِ من باش
یاغی ترین نوازش
خالی تر از همیشه
سرشاری از تمنّا
سرسبزی یه جنگل
دلشوره های دریا
Read more
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه ...
Media Removed
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو... جانِ من حرف بزن! امر بفرما پدرم. آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو... کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست آنقَدَر بی ... آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.

آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم...! آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار... گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم...
Read more
مهدی جان تمام پنجره ها رو به آسمان باز است ببار حضرت باران که فصل اعجاز است کجا قدم زده ای که ببوسم ...
Media Removed
مهدی جان تمام پنجره ها رو به آسمان باز است ببار حضرت باران که فصل اعجاز است کجا قدم زده ای که ببوسم آنجا را که بوسه بر اثر پایت عین پرواز است #یابن_الحسن #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم مهدی جان
تمام پنجره ها رو به آسمان باز است
ببار حضرت باران که فصل اعجاز است

کجا قدم زده ای که ببوسم آنجا را

که بوسه بر اثر پایت عین پرواز است

#یابن_الحسن
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
محكم تر ببند حاجی ..! عرق هايت فراموش نشود ..! كارت تمام شد ..! تسبيح فراموش نشود ..! ملائک منتظر ...
Media Removed
محكم تر ببند حاجی ..! عرق هايت فراموش نشود ..! كارت تمام شد ..! تسبيح فراموش نشود ..! ملائک منتظر ثبت خيرات تو هستند ..! سرت را بالا بگير ..! محاسنت را مرتب كن ..! مبادا مانده باشد رد بوسه هايشان ..! دكمه ی يقه را محكم ببند ..! باز شود ، بهشت نمی روی ..! ليموزين ضد گلوله ات دم در منتظر حضور توست ... محكم تر ببند حاجی ..!
عرق هايت فراموش نشود ..!
كارت تمام شد ..!
تسبيح فراموش نشود ..!
ملائک منتظر ثبت خيرات تو هستند ..!
سرت را بالا بگير ..!
محاسنت را مرتب كن ..!
مبادا مانده باشد رد بوسه هايشان ..!
دكمه ی يقه را محكم ببند ..!
باز شود ، بهشت نمی روی ..! ليموزين ضد گلوله ات دم در منتظر حضور توست حاجی ..! يا الله ..!
سرنوشت آن دخترک هم ..!
خب به درک ..!
مهم تويی ..!
تويی كه كف پايت جا بر سر ما دارد ..!
و جاده ی زندگيت خون و آه ملت است ..!
صدای اذان را که شنيدي درنگ مكن ..!
صف اول نماز ..!
پشت سر آن روحانی ..!
که خاطره ها با او داری ..!
جای توست ..!
ذكرهايت را آرام تر بگو ..!
تا ملائک به پايت برسند حاجی ..! از حل مشكلاتمان بگو ..!
امروز كجا سخنرانی داری ..؟
امروز كدام تريبون را به استفراغ ميكشي ..؟
جوابی داری برای مادرهايی که هنوز دنبال فرزندانشان هستند ..!؟
فرزندی که شايد امروز تفريح تو بود ..!
حاجی محكم ببند كه اگر باز شود ..!
رسوا ميشوی ..!
محكم ببند ..!
يقه را ..!
زندگی كن حاجی ..!
كف پای تو ..!
بر سر ماست ..!
از ماست که بر ماست ..! ♚..........رحمت بختیاری..........♚
______________________________________________

اینم واسه اون آقایون حوزه رفته ای که دنبال صیغه زنها ی بیوه و دخترای خیابانی هستند و این کار رو خدایی میدانند ...
Read more
• آرزو می کنم این هفته را خودت باشی و باشی؛ چشمت به روزهایی که گذشت نمانده باشد دلشوره روزهای پیش ...
Media Removed
• آرزو می کنم این هفته را خودت باشی و باشی؛ چشمت به روزهایی که گذشت نمانده باشد دلشوره روزهای پیش رو را نداشته باشی... آرزو می کنم این یک هفته را شبیه آنهایی زندگی کنی که از تمام عمر همین چند روز برایشان مانده پر از دوستت دارم های نگفته آغوش های دریغ کرده راه های نرفته خنده های بی دلیل اشتیاق ...
آرزو می کنم این هفته را خودت باشی
و باشی؛
چشمت به روزهایی که گذشت نمانده باشد
دلشوره روزهای پیش رو را نداشته باشی...
آرزو می کنم این یک هفته را شبیه آنهایی زندگی کنی که از تمام عمر همین چند روز برایشان مانده
پر از دوستت دارم های نگفته
آغوش های دریغ کرده
راه های نرفته
خنده های بی دلیل
اشتیاق بی حد...
آرزو می کنم زندگی را محکم بغل کنی
بوسه بباری به لحظه هایش
و از اینهمه قدر دانی شگفت زده اش کنی...
آرزو می کنم دلگرم خودت باشی آنقدر که یخِ دلگیری ها و دلسردی های پیرامونت را ذوب کنی...
آرزو می کنم این یک هفته را با قدم هایت، با دست هایت، با کلماتت خدا را مناجات کنی
و آنگونه منتشر شوی در سراسر هستی که انگار یک عمر زیسته ای...
آرزو می کنم این یک هفته برایت بارها و بارها تکرار شود اما تکراری نه
آمین
#پریسا_زابلی_پور .
#کیف_جغدونه
Read more
. لبانت، شکارچی! بوسه هايت، وحشی! مانده ام عشق را، چگونه در چشمانم اهلی کرده ای؟! #عرفان_یزدانی . . . . چهارشنبه ...
Media Removed
. لبانت، شکارچی! بوسه هايت، وحشی! مانده ام عشق را، چگونه در چشمانم اهلی کرده ای؟! #عرفان_یزدانی . . . . چهارشنبه سوری است یاد ایام به خیر و این روز مبارک سال جدید و پیش رو هم خدمت همگی تبریک میگویم التماس دعا . . لبانت، شکارچی!

بوسه هايت، وحشی!

مانده ام عشق را،
چگونه
در چشمانم
اهلی کرده ای؟! #عرفان_یزدانی
.
.
.
.
چهارشنبه سوری است
یاد ایام به خیر و این روز مبارک
سال جدید و پیش رو هم خدمت همگی تبریک میگویم
التماس دعا ☺
.
مهم نیست چه راهی رو برم ولی قول میدم تهش به تو برسم <span class="emoji emoji2665"></span> . من هنوز معتقدم وقتی دوستش داری و دوستت داره به ...
Media Removed
مهم نیست چه راهی رو برم ولی قول میدم تهش به تو برسم . من هنوز معتقدم وقتی دوستش داری و دوستت داره به هم محرمید . عاشق شوید! نه بخاطر لذت بوسه و هم آغوشی ،بخاطر تمرکز ذهن روی یک نفر ،وفاداری لذت دارد . بعده رفتن تو ندیدی ک چه آمد به سرم سر به کجا خورد شکست قلب من,هر روز ، ترک, خورد، شدووو قصه ی هر ... مهم نیست چه راهی رو برم
ولی قول میدم تهش به تو برسم ♥
.
من هنوز معتقدم وقتی دوستش داری و دوستت داره
به هم محرمید
.
عاشق شوید!
نه بخاطر لذت بوسه و هم آغوشی ،بخاطر تمرکز ذهن روی یک نفر ،وفاداری لذت دارد
.
بعده رفتن تو ندیدی ک چه آمد به سرم
سر به کجا خورد شکست
قلب من,هر روز ، ترک, خورد، شدووو
قصه ی هر روز من از کودکی ام دور شدم
خنده هایم الکیست
قهقمه میزنم اما صدایش سکوتستو سکوت است!
.
- کل پاییزو زمستون یه طرف ،ها کردن رو شیشه ماشین و اون قلب که به یاده تو میکشم ،یه طرف
.
دلتنگی همون مرگه ،فقط با کوله ای پر از غم ،در دست دل و کمی بغض در جیب گلو
.
مادرم میگوید چرا یک کار را انجام میدهی کار بعدی را نه ؟روم نمیشد بگم حواسمو پیشه تو جا گذاشتم!
.
چقدر دلم نمیخواد با ادمایه جدید اشنا بشم ،چقدر دلم هیچکسو نمیخواد
.
#همش #hp #بودا #دل_خودم
#1396 #7 #25
#13هرچه_زودتر #14_زودتر
Read more
<span class="emoji emoji1f61e"></span><span class="emoji emoji1f61e"></span><span class="emoji emoji1f61e"></span><span class="emoji emoji1f61e"></span> . تقدیم ب پدرانی ک کنارمان نیستند. انقدر وسوسه دارم بنویسم ک نگو. تو کجایی پدرم.؟! انقدرحسرت ...
Media Removed
. تقدیم ب پدرانی ک کنارمان نیستند. انقدر وسوسه دارم بنویسم ک نگو. تو کجایی پدرم.؟! انقدرحسرت دیدار، تو دارم ک نگو. بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا. انقدر بوسه ب تصویر،، تو دادم ک نگو. جان من حرف بزن! امر بفرما پدرم. انقدر گوش ب فرمان تو هستم ک نگو. کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست ... 😞😞😞😞
.

تقدیم ب پدرانی ک کنارمان نیستند.

انقدر وسوسه دارم بنویسم ک نگو.
تو کجایی پدرم.؟!
انقدرحسرت دیدار، تو دارم ک نگو.
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا.
انقدر بوسه ب تصویر،، تو دادم ک نگو.
جان من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
انقدر گوش ب فرمان تو هستم ک نگو.
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
انقدر بی تو در این شهر غریبم ک نگو.
پدر ای یاد،، تو ارامش من.
امشب از کوچه ی دلتنگی من میگذری؟!
جان من زود بیا
بغلم کن پدرم.
انقدر حسرت اغوش ،،تو دارم ک نگو.
ب خدا دلتنگم
رو به رویم بنشینی کافیست
همه دنیا ،،ب کنار.
گرچه از دور ولی، من ،،تو را میبوسم
انقدر خاک کف پای،، تو هستم ک نگو.
ب سلامتی همه پدرها و شادی روح باباهای سفر کرده. ❤پدرم روحت شاد💔
Read more
<span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> میفرماید شاعر که: شکوفه های بی قرار روز آفتابی به صبا بوسه دهند با لب سرخابی <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> ای شکوفه ...
Media Removed
میفرماید شاعر که: شکوفه های بی قرار روز آفتابی به صبا بوسه دهند با لب سرخابی ای شکوفه خنده تو جلوه ها دارد... بهار رو تو قلبتون نگه دارین برای هر روز #بهارباش #ویگن #شکوفه_های_بیقرار #شکوفه_صورتی #شکوفه_هلو #صورتی #شکوفه #بهار #سرخابی #بهارزیبا #آسمان #آسمان_آبی ... 🌸🍃🌸
میفرماید شاعر که:
شکوفه های بی قرار
روز آفتابی
به صبا بوسه دهند
با لب سرخابی 🌸🌸🌸
ای شکوفه خنده تو جلوه ها دارد...
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
بهار رو تو قلبتون نگه دارین برای هر روز💜🌸💜
#بهارباش
#ویگن #شکوفه_های_بیقرار #شکوفه_صورتی #شکوفه_هلو #صورتی #شکوفه #بهار #سرخابی #بهارزیبا #آسمان #آسمان_آبی #مانتو #سفید #آبی #پارچه #کرپ #مانتوبهاره #لطافت #بهاری
Tlgrm.me/nessabanoo
Tlgrm.me/nessabanoodesign
Read more
این زندگی به ما یه خوشی بدهکاره! یه دلخوشی و حال خوش! یه فنجون قهوه‌ی بی استرس که وقتی شروع میکنیم ...
Media Removed
این زندگی به ما یه خوشی بدهکاره! یه دلخوشی و حال خوش! یه فنجون قهوه‌ی بی استرس که وقتی شروع میکنیم به سر کشیدنش، هزارجور فکر و خیال نیاد توی ذهنمون و حناق نشه رو گلومون! یا اصلا یه قدم زدن دونفره‌ی ساده‌ی ناب توو دل شلوغترین خیابون شهر؛ که پره از آدمایِ پرمشغله اما خوش قلبِ ساکن توی همون حوالی ! خلاصه ... این زندگی به ما یه خوشی بدهکاره!
یه دلخوشی و حال خوش!
یه فنجون قهوه‌ی بی استرس که وقتی شروع میکنیم به سر کشیدنش، هزارجور فکر و خیال نیاد توی ذهنمون و حناق نشه رو گلومون!
یا اصلا یه قدم زدن دونفره‌ی ساده‌ی ناب توو دل شلوغترین خیابون شهر؛
که پره از آدمایِ پرمشغله اما خوش قلبِ ساکن توی همون حوالی !
خلاصه اینکه هرجور که بخوای فکر کنی و من بگم و تو بشماری این زندگی یه عمره که خیلی به ما بدهکاره!
خیلی چیزهای به ظاهر ساده اما بزرگ و پرمعنی؛
یا یه چیزی که شاید از دید بقیه مهم به نظر نیاد اما واسه ما یه دنیاست!
این دنیای پر از ریسک و رعشه یه معامله ی بُرد بُرد به ما بدهکاره!
یه معامله ای که وقتی داریم می بندیمش از تلقین انگاری های منفی آینده ش صدای تالاپ و تولوپ دلمون گوش آسمونو کر نکنه!
مثل یه بوسه ی ساده‌ی دوطرفه پر از عشق جلوی چشم همه،
از من به تو، از تو به من...
.
.
. ✉ #میکائیل💕
.
.
.
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
♻ #پست_های_قبل_رو_ببین_اگه_خوشت_اومد_فالو_کن👉👆💕😍
Read more
<span class="emoji emoji2934"></span>🔆<span class="emoji emoji1f343"></span> <span class="emoji emoji1f33c"></span><span class="emoji emoji1f33e"></span> مثل دیدن یه دوست عزیز قدیمی، بعد از چند سال بی خبری تو ایستگاه متـرو... مثل بوی گـردن یه نوزاد ...
Media Removed
🔆 مثل دیدن یه دوست عزیز قدیمی، بعد از چند سال بی خبری تو ایستگاه متـرو... مثل بوی گـردن یه نوزاد سه ماهه... ترشی گوجه سبزای اول بهار که جون میـده به روح آدم... مثل دراز کشیدن رو تختت با لباس مدرسه وقتی حسابی خسته ای و کـوفته... مثل آغوش گـرم خانجـون و صدای بوسه های محکم و آبدارش از سر و صورتت.... مثل ... ⤴🔆🍃
🌼🌾
مثل دیدن یه دوست عزیز قدیمی، بعد از چند سال بی خبری تو ایستگاه متـرو...
مثل بوی گـردن یه نوزاد سه ماهه...
ترشی گوجه سبزای اول بهار که جون میـده به روح آدم...
مثل دراز کشیدن رو تختت با لباس مدرسه وقتی حسابی خسته ای و کـوفته...
مثل آغوش گـرم خانجـون و صدای بوسه های محکم و آبدارش از سر و صورتت....
مثل پاس کـردن سخت ترین درس ها با نمـره یِ بالا
مثل همه حس های خـوب دنیا شیریـنه،
قشنگـه دوست داشتنت...
بــودنت... ❤️
#فاطمه_صابری_نیا
🌹🖤🍃‌
🌱 Location:🌍 #Mazandaran #Iran

🌱 photo by :📷 @_fateme.mehr1985
╚═══════════════════════════╝
🌺🍃🌻🍃🌹🍃🌸🍃🌳🍃🌲🍃💐🍃🌷🍃🌼
╔═══════════════════════════╗
🌱 #shomal_pic هشتگ پیج برای ارسال عکس ╚═══════════════════════════╝
🌺🍃🌻🍃🌹🍃🌸🍃🌳🍃
#iran #video #love #instagram #instagood #like4like #follow #best #irantravel #mustseeiran #life #world
Read more
. وقتی تنها دستاورد دولتشون رو کدخداشون پاره میکنه. پ.ن۱: دیشب جک جدیدی شنیدم از پرزیدنت روحانی. ...
Media Removed
. وقتی تنها دستاورد دولتشون رو کدخداشون پاره میکنه. پ.ن۱: دیشب جک جدیدی شنیدم از پرزیدنت روحانی. گفتن از یه هفته پیش میدونستن ترامپ قراره بزنه زیر برجام برای همین از اون نوقع تمهیدات اقتصادی رو اندیشیدن.-تمهیدات را بخوانید دلار هفت هزار تومنی و طلای سر به فلک. پ.ن۲: احتمالا الان دیگه عمه ای ... .
وقتی تنها دستاورد دولتشون رو کدخداشون پاره میکنه.
پ.ن۱: دیشب جک جدیدی شنیدم از پرزیدنت روحانی. گفتن از یه هفته پیش میدونستن ترامپ قراره بزنه زیر برجام برای همین از اون نوقع تمهیدات اقتصادی رو اندیشیدن.-تمهیدات را بخوانید دلار هفت هزار تومنی و طلای سر به فلک.
پ.ن۲: احتمالا الان دیگه عمه ای ندارن که بیماری خاص داره و لنگ داروی خارجیه و دلار نمیذاره.
پ.ن۳: جک خفن تر رییس جمهورمان این بود که از اول آمریکا به تعهدات برجام پایبند نبوده. انگار نه انگار که تا دیروز میگفتن پایبنده و سر موشکم میخواستن باهاش ببندن.
پ.ن۴: جک جالب ترش این بود که فرمودند آمریکا هیچ وقت قابل اعتماد نبوده به نظرشون. نشون به نشون پیچ راهروی سازمان ملل و دیدار اتفاقی و تماس تلفنی یهوووی روءسا و ماچ و بوسه های سر میز مذاکرات.
پ.ن۵: شما به پنج تای دیگر همچنان اعتماد داشته باشید. در ادبیات خودتان میگویم.مگر رعیت بی اذن کدخدا نفس می کشد؟ حالا گیرم یک لگدی هم در هوا بیندازد.آلمان باشد یا فرانسه رعیت رعیت است.
پ.ن۶: ایرانیی که خودش عزت نداشته باشد پاسپورتش کاغذ پاره توی دهن گاو هم نخواهد بود. ممنون از عزتی که به ما دادی؛
خدا قوت دولت دروغ و خفت و تزویر.
Read more
سلام . ‍ روز سه شنبه همگی لبریز اتفاقهای قشنگ . الهی دلتون مثل افتاب روشن و مثل برکه اروم باشه . الهی ...
Media Removed
سلام . ‍ روز سه شنبه همگی لبریز اتفاقهای قشنگ . الهی دلتون مثل افتاب روشن و مثل برکه اروم باشه . الهی جای بوسه ی خدا همیشه روگونه ی زندگیتون باشه . 🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞 یادت باشه ؛ مشکلات هم تاریخ انقضا دارند ، پس هر وقت عرصه بهت تنگ شد این جمله رو زیاد تکرار کن : این نیز بگذرد ... پ.ن1 : گردش بهاری ... سلام . ‍ روز سه شنبه همگی
لبریز اتفاقهای قشنگ .
الهی دلتون
مثل افتاب روشن
و مثل برکه اروم باشه .
الهی جای بوسه ی خدا
همیشه روگونه ی زندگیتون باشه . 🌞🌿🌞🌿🌞🌿🌞🌿🌞🌿🌞🌿🌞🌿🌞🌿 یادت باشه ؛
مشکلات هم تاریخ انقضا دارند ،
پس هر وقت عرصه بهت تنگ شد
این جمله رو زیاد تکرار کن :
این نیز بگذرد ... پ.ن1 : گردش بهاری تا مزرعه " #لتکا " 🌾
#فصل_بهار #مازندران #فریدونکنار #کشاورزی #خزانه_نشاء #نشاء #برنج
پ.ن2 : ای کاش مسئولین کمی بیشتر به فکر باشن و نتیجه یکسال زحمت کشاورزان رو به هدر ندن . " برنج اسمش همراهشه ، یعنی کار همرا با رنج و خستگی زیاد " 🌾
پ.ن3 : که مازندران شهر ما یاد باد
همیشه بر و‌ بومش آباد باد ... 😊💖😊
Read more
‌ من سکانس پایانیِ لا لا لَندم* دلم‌ازت خیلی پُره / ولی برات می‌خندم با این که آخر همه ی شعرام چمدونامو ...
Media Removed
‌ من سکانس پایانیِ لا لا لَندم* دلم‌ازت خیلی پُره / ولی برات می‌خندم با این که آخر همه ی شعرام چمدونامو می بندم ولی تا پامو تو جاده می ذارم خاطراتت برم می گردونَن اینو دیگه‌همه ی اونایی که شعرامو خوندن می دونن که بعضی آدما هستن / که‌بدونِ بعضیاشون‌نمی تونن البته خیلی هم زنده نمی مونن شاید ...
من سکانس پایانیِ لا لا لَندم*
دلم‌ازت خیلی پُره / ولی برات می‌خندم
با این که آخر همه ی شعرام چمدونامو می بندم
ولی تا پامو تو جاده می ذارم
خاطراتت برم می گردونَن
اینو دیگه‌همه ی اونایی که شعرامو خوندن می دونن
که بعضی آدما هستن / که‌بدونِ بعضیاشون‌نمی تونن
البته خیلی هم زنده نمی مونن
شاید توی یک اتاق
با کاغذ و خودکار یه روزایی رو دووم‌ بیارن
ولی هزار بارم اذیتشون کنی و دلشونو بشکنی
مطمئن باش / هیچوقت به روت‌ نمیارن..‌
‌⁦⏹️⁩
ما الکی الکی شاعر شدیم
خواستیم به قلبِ هم برسیم
اما ایستگاه هارو اشتباهی پیاده شدیم
از هرکی آدرسو پرسیدم بد نگام کرد
مثل یک کاغذِ پر از حرفای عاشقونه تام کرد
گذاشت تو جیبِ پیراهنش
تا هرچی‌از‌عشق‌‌ یادت‌ دادمو / از‌طرفِ‌خودش بگه ‌به زنِش
میدونی‌چند وقته آدما از شعرام سو‌استفاده می‌کنن؟
باهاش بوسه‌ می زنن همدیگه‌رو بغل می کنن
اصلا انگار نه انگار نویسنده ی این حرفا الان تنهاس
حالااگه دلت تنگ شد
برگشتی و گذرت افتاد به‌باغِ گیلاس
سراغِ منو از پیرترین کلاغ بگیر..‌
‌⁦⏹️⁩
مطمئنم دلت برام می سوزه
ولی دیگه فایده ای نداره
یه چیزایی توی زندگیِ آدما هست
که مثل غذای روی گاز داره می سوزه..حواست نیست
و دیگه هیچوقت‌ برمی نمی گرده
تازه بعدش می فهمی
مردی که زندگیش شبیه سکانسِ پایانیِ لا لا لنده
فقط واسه دلخوشیت می خنده..‌

#احسان_قربانیان
#دکلمه_شعر ‌
*لا لا لند(lalaland)‌: فیلمی رمانتیک و موزیکال محصول سال ۲۰۱۶ آمریکا به نویسندگی و کارگردانی  #دیمین_شزل
Read more
Aala Hariri's Romantic Kisses on her Wedding Night on face of her Cousin Saad A'Hariri( Lebenon Prime Minister)led to get groom jelousy feeling بوسه و بغل کردن عاشقانه سعد حریری نخست وزیر محبوب لبنان از طرف دختر عمه خودش علائ حریری باعث برانگیختن حس حسادت در داماد و عکس العملش شد. وقتی عشقت ... Aala Hariri's Romantic Kisses on her Wedding Night on face of her Cousin Saad A'Hariri( Lebenon Prime Minister)led to get groom jelousy feeling
بوسه و بغل کردن عاشقانه سعد حریری نخست وزیر محبوب لبنان از طرف دختر عمه خودش علائ حریری باعث برانگیختن حس حسادت در داماد و عکس العملش شد.
وقتی عشقت شخص دیگه ای به جز داماد رسمی باشه همین می شه البته باید به علائ آفرین گفت که شخصی رو که حتما باش خاطرات تلخ وشیرین زیادی داشته رو شب جشن عروسیش فراموش نکرده💕💕💕💕💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓
Read more
قلمم راست بایست! واژه ها ...گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب شعر عزیزی است به ...
Media Removed
قلمم راست بایست! واژه ها ...گوش به فرمان قلم! همگی نظم بگیرید مودب باشید! صاحب شعر عزیزی است به نام «پدر» امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟! آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تک و تنها و غریبم! تو کجایی پدر...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر ... قلمم راست بایست!
واژه ها ...گوش به فرمان قلم!
همگی نظم بگیرید
مودب باشید!
صاحب شعر عزیزی است به نام «پدر»
امشب از شعر پرم،کو قلم و دفتر من؟!
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
تک و تنها و غریبم!
تو کجایی پدر...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدر....!
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدر...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
گفته بودی: دخترم! عاشق اشعار تو ام
ای به قربان تو فرزند..بیا دلتنگم
آنقَدَر شعر برای تو بخوانم که نگو...
پدرم...پدر خوبم
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
تو که باشی پدر..
دست و دلباز ترین شاعر این منطقه ام
آنقَدَر واژه به پای تو بریزم که نگو...
گرچه از دور ولی،دست تو را میبوسم
نه شعار است ،نه حرف!
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو.. روز پدر مبارك ♥️🌸♥️♥️عكس از آرشيو عكس ها بوده ايشالا حال بابا خوب خوب بشه اون وقت كيك قشنگه درست كنم براش
Read more
به نام حضرت حق ؛ . تا حالا به لحظه تحویل بهار ١٤٥٠ فکر کردید!!! . همه بلند میشند ، روی همدیگر رو می بوسند ...
Media Removed
به نام حضرت حق ؛ . تا حالا به لحظه تحویل بهار ١٤٥٠ فکر کردید!!! . همه بلند میشند ، روی همدیگر رو می بوسند و اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و با یک دستش قاب عکسی را می بوسه ومیگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ!! . اون عکس من و شماست!! تبدیل شدیم به یک خاطره خوش اگر خیلی خوش شانس باشیم! این واقعیت ... به نام حضرت حق ؛
.
تا حالا به لحظه تحویل بهار ١٤٥٠ فکر کردید!!! .
همه بلند میشند ، روی همدیگر رو می بوسند و اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و با یک دستش قاب عکسی را می بوسه ومیگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ!! .
اون عکس من و شماست!! تبدیل شدیم به یک خاطره خوش اگر خیلی خوش شانس باشیم! این واقعیت روزگار من و شماست توی قاب عکس خاک گرفته،
يادمان باشد بيشتر مهربان باشیم، شاد باشیم، به دوستامون بیشتر برسیم، کینه ها رو دور بریزم، دلی بدست بیاریم.. ..خاطره ای موندگار باشیم!! سال نو بر فراموش کنندگان و فراموش شدگان مبارک 🌹🌺💝 سلام عزيزان روزگارتان خدایی... در پناه حضرت حق ، عاشق باشيد💖
.
ياحق.
Read more
نیایش های جام جهانی -قسمت دوم آقای پیکه ،یه عمر برای شادی و بوسه هات برای شکیرا بعد از گُلهایت خوشحالی ...
Media Removed
نیایش های جام جهانی -قسمت دوم آقای پیکه ،یه عمر برای شادی و بوسه هات برای شکیرا بعد از گُلهایت خوشحالی کردیم،یه امشب رو بگذار برای دژاگه و گوچی... خدایا،اسپانیایی ها با هر نتیجه ای گوشه گوشه کشورشون بازهم رقص و پایکوبیه ، مثل تمام روز و شب سال و میدونی چقدر مردم سرزمینم به این شادی های کم تَکرار ... نیایش های جام جهانی -قسمت دوم

آقای پیکه ،یه عمر برای شادی و بوسه هات برای شکیرا بعد از گُلهایت خوشحالی کردیم،یه امشب رو بگذار برای دژاگه و گوچی...
خدایا،اسپانیایی ها با هر نتیجه ای گوشه گوشه کشورشون بازهم رقص و پایکوبیه ، مثل تمام روز و شب سال و میدونی چقدر مردم سرزمینم به این شادی های کم تَکرار دلخوشند... #سلام_به_درب_های_گشوده_شده_آزادی
#ایران_اسپانیا
#جام_جهانی
Read more
 #شعر_رو_بخونید_و_لذت_ببرید #جانم_حسن_آقای_کریمان_دو_دنیا #حسن_شدی_که_غریبی_همیشه_ناب_بماند . . تو ...
Media Removed
#شعر_رو_بخونید_و_لذت_ببرید #جانم_حسن_آقای_کریمان_دو_دنیا #حسن_شدی_که_غریبی_همیشه_ناب_بماند . . تو آمدی و شاخه ی طوبی ثمر گرفت آخر دعای سبز پیمبر اثر گرفت ای بانمک ترین پسر های فاطمه تو آمدی و بوسه ز رویت پدر گرفت ای قوت همیشه ی بازوی مرتضی فتح الفتوح کردی و لشگر جگر گرفت وقتی ... #شعر_رو_بخونید_و_لذت_ببرید
#جانم_حسن_آقای_کریمان_دو_دنیا
#حسن_شدی_که_غریبی_همیشه_ناب_بماند
.
.
تو آمدی و شاخه ی طوبی ثمر گرفت
آخر دعای سبز پیمبر اثر گرفت
ای بانمک ترین پسر های فاطمه
تو آمدی و بوسه ز رویت پدر گرفت
ای قوت همیشه ی بازوی مرتضی
فتح الفتوح کردی و لشگر جگر گرفت
وقتی که می زنی به دل لشگر جمل
دیگر نمی شود دم تیغت سپر گرفت
از دست نعره های بلندت به معرکه
دشمن فرار کرده و راه مفر گرفت

بالا بزن نقابت خودت را یل جمل
معنا بده به جمله احلی من العسل

روزه گرفته ایم که باران بیاورید
از سفره ی کریم کمی نان بیاورید
عمری است روزی ام ز سر سفره ی شماست
از این به بعد نان فراوان بیاورید
ما را غبار کوی شما زنده می کند
بر این دل سیاه کمی جان بیاورید
یا ایها الکریم، تصدّق... گدا رسید
بر این گدا رحمت و احسان بیاورید
زهرا به گریه بر حسنش شاد می شود
لطفی کنید دیده ی گریان بیاورید

ای بانی همیشه ی اشک و بکا حسن
ای روضه خوان اول کرببلا حسن

سر را بگیر و راه خدا را نشان بده
وقت نماز مغرب ما تو اذان بده
هرجا که سفره ی کرمی پهن می شود
از آن بساط روزی افطارمان بده
قرآن بخوان تا که مسلمان تو شویم
دل را شبیه مردک شامی تکان بده 
من گریه می کنم برای تو، پس تو هم
از کوری ام به روز قیامت امان بده
حالا که تو کریمی و آقای عالمی
ما را به کربلا ببر آنجا مکان بده

هر سفره ایی که سفره آقا نمی شود
هر بچه ایی که بچه ی مولا نمی شود

شان تو را خدای به موسی نداده است
از معجزات تو که به عیسی نداده است
شاهان روزگار گدای در تواند
رزق تو را به سفره ی آنها نداده است
صلحی که کرده ایی تو، کم از کربلا نداشت
دیگر به کس شبیه تو تقوا نداده است
باید عصای فاطمه باشی به کوچه ها
بی خود تو را خدای به زهرا نداده است

از اشک چشم توست اگر گریه می کنم
بر روضه های پاره جگر گریه می کنم
.
.
#امیر_حسین_محمود_پور
#همیشه_میکنم_با_این_سخن_عشق
#حسن_آقا_حسن_مولا_حسن_عشق
#امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام
#امام_حسنی_ها
Read more
وقتی هست و کنارش خوشبختی، وقتی حرفاش آرومِ جونته و لبخندش برقِ چشمات، وقتی نفساش بوی قهوه‌س تو روزگارت و صداش از صدای موجای دریا بیشتر دلتو میبره، همون روزا که غرقِ خوشی و آرامشی و آرزوت اینه زمان واسته رو لبخندش و از بودنش اونورتر نره، همونجا که هر روز اسفند رو آتیش میریزی که چشمتون نزنن و از بازارِ ... وقتی هست و کنارش خوشبختی،
وقتی حرفاش آرومِ جونته و لبخندش برقِ چشمات،
وقتی نفساش بوی قهوه‌س تو روزگارت و صداش از صدای موجای دریا بیشتر دلتو میبره،
همون روزا که غرقِ خوشی و آرامشی و آرزوت اینه زمان واسته رو لبخندش و از بودنش اونورتر نره،
همونجا که هر روز اسفند رو آتیش میریزی که چشمتون نزنن و از بازارِ تجریش وان یکاد میگیری میندازی گردنش،
همون روزا، همون وقتا،
حواست باشه هیچ دوستت دارم و بوسه‌ای رو ذخیره نکنی واسه فردا
هیچ قربونت برمی رو جا نندازی بگی حالا بعدا میگم
از دادنِ هیچ هدیه‌ای منصرف نشی بگی حالا زوده انقد واسش بریز بپاش کنم
همون روزای اوجِ عاشقی و خوشبختی، بدون عشق مراقبت میخواد و خوشبختی قولی نیست که زندگی بهت داده باشه و نزنه زیرش
حواست باشه اگه کم بذاری، اگه بپیچونی، اگه روراست نباشی، اگه دروغ بگی، اگه اولویتت اون که همه چیزته نباشه، اگه بخاطرش پا رو چیزایی که به هم میزیرتش نذاری، خیلی زود اون لبخندا استعدادشو دارن که بشن اشک
اون خوشبختی خیلی زود میتونه لباسِ حسرت تنش کنه
همون روزای عاشقی و شیدایی، جای وان‌یکاد دستاتو بنداز دور گردنش و یه جوری ببوسش که انگار میخوای طلبتو از دنیا بگیری
جای اسفند دود کردن از ترسِ چشم‌زخم حواستو چارچشمی بده بهش و قربونِ همه خوبیا و قشنگیاش برو
لج نکن، یه‌دنده و مغرور و خودخواه نباش چون ممکنه یه روز اشک بریزی واسه کادوهایی که ندادی، دوستت دارم و قربونت برم‌هایی که نگفتی و از خودگذشتگیایی که میتونستی و نکردی
زود دیر میشه
دوست داشتنتو به تعویق ننداز
تو عاشقی صرفه جویی نکن و
به هیچ قیمتی دلشو به درد نیار
اینا رو فقط وقتی میفهمی که از دستش میدی و میبینی نه وان یکاد و اسفند تونستن حافظِ اون خوبیا بشن و نه غرور و لجبازی تونستن جذابت کنن و نگهش دارن واست
فرصت کمه واسه عاشقی
اگه هست کم نذار واسه دلت
نگو حالا زوده
چون زودتر از اونکه تو فکرشو کنی
دیر میشه😊😞🌷
.
.
✅ #تادیرنشده_فکری_به_حال_خودتون_کنید😊🙏 .
.
📱@mikilove351 📷
.
.
.
📬 #کامنت_گذاشتن_زیرپستا_برای_فالوشدن_فراموش_نشه😜😉🙃
Read more
. @seyedmohamadmousavi . بی‌تفاوت شدم به زندگی‌ام😙😙<span class="emoji emoji1f61e"></span> مثل یک «تیر ِ بی‌هدف» بودن دارم از انتظار ...
Media Removed
. @seyedmohamadmousavi . بی‌تفاوت شدم به زندگی‌ام😙😙 مثل یک «تیر ِ بی‌هدف» بودن دارم از انتظار می‌میرم همه‌ی عمر توی صف بودن . غار غار کلاغ‌ها بودم زیر یک ژاکت زمستانی طعم تلخ «خدا نگهدار» و بوسه‌ای سرد روی پیشانی . نه به خود فکر می‌کنم نه به او کـارد تا اسـتخوان مـن رفته ظرف ... .
@seyedmohamadmousavi
.
بی‌تفاوت شدم به زندگی‌ام😙😙😞
مثل یک «تیر ِ بی‌هدف» بودن
دارم از انتظار می‌میرم😭
همه‌ی عمر توی صف بودن😱
.
غار غار کلاغ‌ها بودم
زیر یک ژاکت زمستانی
طعم تلخ «خدا نگهدار» و
بوسه‌ای سرد روی پیشانی😖
.
نه به خود فکر می‌کنم نه به او
کـارد تا اسـتخوان مـن رفته🔪
ظرف شامی که بی تو لب نزدم
ظرف شامی که بی تو یک هفته...❗💘😥
.
هستی‌ام زیر کفش‌های کسی
هی لگد می‌شد و لگد می‌شد
به خودم هم دروغ می‌گفتم
حالم از هر چه بود بد می‌شد😭😭😭
.
گم شدم مثل تکه‌ای از برف
لـبه‌ی پشت بام مـتروکی
آخـرش اتـفاق... افـتـادم
[مرگ یک زن به طرز مشکوکی...]🔫👸 ■

دارم انگار می‌روم حتی
از خیالات خویش هم کم کم
نگرانـم نکن عزیز دلـم
#من_خودم_را_به_زور_میفهمم...😭😭
.
گـیج چرخیـدم و فـرو دادم
دود یک شهر ِ خسته‌ی خفه را
آخـرش انتخاب می‌کردم
خواب راحت به جای فلسفه را
.
خواب دیدن چه چیز غمگینی‌ست
خواستن با تمام شوق و عطش
بودن ِ با کسی بدون خودت😭
بودن ِ با کسی بدون خودش😭😖😩😫 ■
عاشقانه به فووت‌های کسی
پشت گوشی جواب می‌دادم
تا سحر گریه‌های زیر پتو
به شبم قرص خواب می‌دادم💊😥😪
.
جبر می‌گفت که فرو بروم:
چکمه‌ای نا امید در گل باش!
برف یکریز و سرد می‌بارید
مادرم گریه کرد: عاقل باش!😭
.
بادبادک فروش غمگینم!
هستی‌ام را به باد دادم... باد...
کاری از عشق بر نمی‌اید
مرگ ما را نجات خواهد داد
.
.
💑مخاطب: #آقای_سکوتم
همه چی ،طوری پیش میره ک گند زده بشه به همههههه چی..😱😱😱😱😫😭😭
همههه چی😭
❎کپی ممنووووووووووع❎
حتی با تگ⛔
Read more
با صدای تق تق آرومی از خواب بیدار شدم... کنار گلدون لب پنجره،پشت شیشه گنجشک کوچیکی با نوک کوچیکش به ...
Media Removed
با صدای تق تق آرومی از خواب بیدار شدم... کنار گلدون لب پنجره،پشت شیشه گنجشک کوچیکی با نوک کوچیکش به شیشه میزد! پنجره رو باز کردم، سلام کرد و با صدای حزین و آروم و دلنشینی رو به من گفت : میتونم یه خواهشی ازت کنم؟ گفتم: بله...حتما... گفت : روی درخت توی حیاط با تعدادی از گنجشکای محل یه مجلس روضه گرفتیم...! ... با صدای تق تق آرومی از خواب بیدار شدم... کنار گلدون لب پنجره،پشت شیشه گنجشک کوچیکی با نوک کوچیکش به شیشه میزد!
پنجره رو باز کردم، سلام کرد و با صدای حزین و آروم و دلنشینی رو به من گفت :
میتونم یه خواهشی ازت کنم؟
گفتم:
بله...حتما...
گفت : روی درخت توی حیاط با تعدادی از گنجشکای محل یه مجلس روضه گرفتیم...! میشه بیای برای ما روضه بخونی؟
گنجشکا هرکدومشون یه مشتی گندم نذری هم آوردن...!
گفتم : من که روضه خونی بلد نیستم، اصلا صدای خوبی هم ندارم...!!
دوباره و سه باره خواهش کرد...
قبول کردم!
رفتم توی حیاط...همشون ساکت شدن!
همون گنجشک اومد در گوشم گفت : میشه روضه حضرت علی اصغر بخونی؟
گفتم : باشه چشم...
گفت: یه خواهشی دارم
باصدایی لرزون و گرفته و آرووم گفت:
میشه نگی که به علی اصغر آب ندادن؟!!
بگو آب دادن ولی خیلی کم آب دادن...!!!
گفتم : خب آب ندادن...!
خواهش کرد...مونده بودم چی بگم!!
روضه رو شروع کردم و در تکاپوی گفتن و نگفتن
وقتی لبان کوچک تو بی جواب شد

مادر به جای آب ، ز شرم تو آب شد

بیهوده پا به سینه ی من میزنی مکوش

پیش لبان خشک تو دریا سراب شد

مثل همیشه بوسه زدم روی گونه ات

اما لبم ز تاول رویت کباب شد

وقتی عمود خیمه ی عباس را کشید

گفتم رباب : خیمه عمرت خراب شد

از چشمهای حرمله پیداست فکر چیست

مادر دعا نکرده ای و مستجاب شد... سرم رو ک بلند کردم دیدم تمام گنجشکا جون دادن و پای درخت افتادن... شنیده بودم مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد اما...
و چه زیبا غرق در روضه شدند...! محرم که بشی، دلت رو که براش صفا بدی، خونه ی دلت رو که از هرچی غیر حسین باشه خالی کنی اونوقت با چشمت میبینی،قبل از اینکه با گوش بشنوی...!
Read more
. متن زیر نجوای عاشقانه‌ی دوستی است با شهید محسن حججی. نوشته‌ای از سر سوز و صدق که دلم نیامد شما نخوانید. ...
Media Removed
. متن زیر نجوای عاشقانه‌ی دوستی است با شهید محسن حججی. نوشته‌ای از سر سوز و صدق که دلم نیامد شما نخوانید. ️ امروز خیلی دلم گرفته. از دیشب محسن حججی ولم نمی کنه. چی می خوای از جون من؟ چرا با من اینجوری می کنی؟ چیو هی به رخم می کشی؟ لجم می گیره از این همه کربلایی بودنت. حالا هی هر روز دلبری کن. فیلم ... .
متن زیر نجوای عاشقانه‌ی دوستی است با شهید محسن حججی. نوشته‌ای از سر سوز و صدق که دلم نیامد شما نخوانید. ❇️
امروز خیلی دلم گرفته.
از دیشب محسن حججی ولم نمی کنه.
چی می خوای از جون من؟
چرا با من اینجوری می کنی؟
چیو هی به رخم می کشی؟

لجم می گیره از این همه کربلایی بودنت.
حالا هی هر روز دلبری کن.
فیلم نوحه خون بودنت از کودکی رو پخش کن.
عکس جسد بی سرت رو‌ پخش کن.
فیلم بوسه به پای مادرت رو پخش کن.
جسد مثله شده‌ات رو توی بیابونهای عراق و سوریه پخش و پلا کن.
تعارف نکن!
اربااربا شو اصلا.
اصلا فردا فیلمت رو‌ منتشر کن که قبل از اینکه سرت رو ببرند داری رجز می خونی.
پس فردا فیلمت رو پخش کن که با ماشین یا تانک رفتند روی پیکرت.
تشییع جنازه‌ات رو بنداز توی دهه محرم.
آقا رو بکشون پای جنازه‌ات.
تعارف نکن.
تو که بلدی. وقتی اومد بالای سرنداشته‌ات لابد می تونی بدون سر ازش بپرسی: أوفیت یابن رسول الله؟
حالا هی دلبری کن.
هی خودشیرینی کن.
هی به ما سرکوفت بزن.
چی می خوای از جون من؟
چرا دست از سرم بر نمی داری؟
چرا نمی ذاری سرم توی آخور خودم باشه؟
چرا خواب خوش منو به هم زنی؟

چرا ولم نمی کنی با مرگ تدریجی‌ام؟
تو با روزمرّگی و با روز مرگی من چه مشکلی داری آخه؟

برو دست از سرم بردار.
برو ضعیف‌کشی نکن.

برو با هم‌قدهای خودت
هم‌قطارهای خودت

منو ول کن.
بذار لابلای دغدغه‌های سخیفم بلولم.
بذار بمیرم.
بذار به درد خودم بمیرم.
آخه تو کجا و‌من کجا؟

نویسنده: علی گل اکبر
#محسن_حججی
Read more
name of the song { LiLi } By: aaron band @aarontheband @simonburet . . . Lili, take another walk ...
Media Removed
name of the song { LiLi } By: aaron band @aarontheband @simonburet . . . Lili, take another walk out of your fake world لیلی، چند قدم بیرون از اون دنیای ساختگی بردار Please put all the drugs out of your hand لطفا اون داروها رو بذار کنار You'll see that you can breathe with no back up خواهی ... name of the song { LiLi }
By: aaron band
@aarontheband
@simonburet . . .

Lili, take another walk out of your fake world
لیلی، چند قدم بیرون از اون دنیای ساختگی بردار
Please put all the drugs out of your hand
لطفا اون داروها رو بذار کنار
You'll see that you can breathe with no back up
خواهی دید که میتونی بدون هیچ کمکی نفس بکشی
So much stuff you've got to understand
چیز های زیادی هست که تو باید بفهمی

For every step in any walk
برای هر قدم توی هر گذری
Any town of any thought
هر شهر توی هر رویایی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود
For every street of any scene
برای هر خیابون با هر منظره ای
Any place you've never been
هر جایی که تا حالا نبودی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود

Lili, you know there's still a place for people like us
لیلی، میدونی که هنوز جایی برای آدمایی مثل ما هست
The same blood runs in every hand
یک خون در رگ های همه ی ما جاریه
You see it's not the wings that make the angel
میدونی، این بال ها نیستن که فرشته رو به وجود میارن
Just have to move the bats out of your head
فقط باید این خفاش ها رو از سرت دور کنی
For every step in any walk
برای هر قدم توی هر گذری
Any town of any thought
هر شهر توی هر رویایی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود
For every street of any scene
برای هر خیابون با هر منظره ای
Any place you've never been
هر جایی که تا حالا نبودی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود

Lili, easy as a kiss, we'll find an answer
لیلی، راحت مثل یه بوسه، میتونیم یه جواب پیدا کنیم
Put all your fears back in the shade
ترس هات رو به دست سایه بسپار
Oh don't become a ghost with no colour
به یه روح بدون رنگ و رو تبدیل نشو
Cause you're the best paint, life ever made
چون تو بهترین رنگی هستی که زندگی تا حالا آفریده شده
For every step in any walk
برای هر قدم توی هر گذری
Any town of any thought
هر شهر توی هر رویایی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود
For every street of any scene
برای هر خیابون با هر منظره ای
Any place you've never been
هر جایی که تا حالا نبودی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود.
#music #musik #musicly #song #aarong #piano #pianocover #artesanato #insta #instagram #music_video
#موسیقی #آهنگ #پیانو🎹 #گیتار #ساز #هنر
Read more
حالا من باید برای چشمهات "و ان یکاد" بخوانم "و یقولون انه لمجنون" مجنون منم این روزها در میان وعده های جنون "و ما هو الا ذکر العالٓمین" مجنونم مرا وعده دیداری بده در یک صبح به بوسیدن دستهات حالا من در خانه راه میروم و هوایی که تو جا گذاشتی را نفس میکشم. آخر کجا روم که یادت نباشد و یادت نیایم؟! پایتخت ... حالا من باید برای چشمهات "و ان یکاد"
بخوانم
"و یقولون انه لمجنون"
مجنون منم این روزها در میان وعده های جنون "و ما هو الا ذکر العالٓمین"
مجنونم مرا وعده دیداری بده در یک صبح به بوسیدن دستهات
حالا من در خانه راه میروم و هوایی که تو جا گذاشتی را نفس میکشم.
آخر کجا روم که یادت نباشد و یادت نیایم؟! پایتخت نشینی موهات تا ابد مرا مستاجر طرح لبخندهات تمدید میکند.
چمشهات هوای خانه را هوایی میکند
یادته چه ذوقی میکردم؟ وقتی موهاتو میبافتم؟
دل گره زده بودم به انتهای بافته ی موهات، به سر برگرداندنت، به بوسه ای کوتاه، به عمق بی پایان شادی چشمهات
الان ديگه حتى دلش رو ندارم بهش فكر كنم
غريبه كه نيستى على عشقى تا قاتل شدن
فاصله اى نداره وقتى حرف تو ميون باشه
برات نوشته بودم كسانى كه به تو فكر حتى فكر
ببين حتى فكر كرده بودند را سلاخى ميكنم
چقدر دلم ميخواست زندگى كنى
نشد

#شرقى_غمگين
@sajadafsharian ✨👁👁🔥❤️🤦🏻‍♀️👌🏻
Read more
اهیل : خب حالا میخوای کجا بری ؟؟ - اممممم ... بریمممم .... اها طبیعت - طبیعت ؟؟ - اره دیگه من یجایی رو میشناسم ...
Media Removed
اهیل : خب حالا میخوای کجا بری ؟؟ - اممممم ... بریمممم .... اها طبیعت - طبیعت ؟؟ - اره دیگه من یجایی رو میشناسم خیلی قشنگه ... - باشه پط بگو که بریم ... - باشه ... .. اهیل : وای راست میگیاااا اینجا خیلی قشنگه ... - ... تازه دراز بکشی و به اسمون خیره شی قشنگ ترم میشه ... - تو از چجوری اینجا رو میشناسی ؟؟ ... اهیل : خب حالا میخوای کجا بری ؟؟ - اممممم ... بریمممم .... اها طبیعت - طبیعت ؟؟ - اره دیگه من یجایی رو میشناسم خیلی قشنگه ...
- باشه پط بگو که بریم ...
- باشه ...
..
اهیل : وای راست میگیاااا اینجا خیلی قشنگه ...
- ... تازه دراز بکشی و به اسمون خیره شی قشنگ ترم میشه ...
- تو از چجوری اینجا رو میشناسی ؟؟ - خب...
- میشه برام تعریف کنی ؟؟ - خب ... راستش وقتی 12 سالم بود پدرم کشته شد ...
- پس این پدرت ...
- نه این پدر واقعی من نیست ... برادر دوقلو پدرمه ... اون بخاطر حسودیش به پدرم اونو کشت و با فریب دادن مادرم با اون ازدواج کرد ...
-...
- همیشه وقتی ناراحت میشدم میمدم اینجا ...
اروم بغلم کرد و سرمو نوازش میکرد ...
اروم اروم گریه میکردم ....
بوسه ای به سرم زد ...: اروم باش عزیزم ... دیگه تنها نیستی ...
..
صنم: اهیل ؟؟
- هوم ؟؟ - میشه زودتر ازدواج کنیم ؟؟ - اره ... چرا که نه - پس پس فردا عروسی میکنیم ..
Read more
... دلم باران... دلم دریا... دلم لبخند ماهی ها... دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور... دلم ...
Media Removed
... دلم باران... دلم دریا... دلم لبخند ماهی ها... دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور... دلم بوی خوش بابونه می خواهد... دلم یک باغ پر نارنج... دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار... دلم صبحی... سلامی... بوسه ای... عشقی... نسیمی... عطر لبخندی... نوای دلکش تار و کمانچه... از ... ...
دلم باران...
دلم دریا...
دلم لبخند ماهی ها...
دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور...
دلم بوی خوش بابونه می خواهد...
دلم یک باغ پر نارنج...
دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار...
دلم صبحی...
سلامی...
بوسه ای...
عشقی...
نسیمی...
عطر لبخندی...
نوای دلکش تار و کمانچه...
از مسیری دورتر حتی...
دلم شعری سراسر دوستت دارم...
دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد...
دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند...
دلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهد...
دلم تغییر می خواهد...
دلم تغییر می خواهد...
#بتول_مبشری
...
شالیزارهای زیبای شمال
#همگردی #گیلان #بندر_انزلی #شمال #صبح #صبحانه #ایران #ایرانگرد #هندونه #چای #شالی #باقالی #هندوانه #باقالا #برنج #مزرعه #سیر #حصیر #شالیزار #ایرانگردی
Photo by @banooye_shomalii
Judge @_elham_ju

مارا از طريق هشتگ #hamgardi دنبال كنيد

خوشحال میشیم نظرتون رو درباره عکس یا متن باما درمیان بگذارید 🙏☺️

📍 اگه از تصویر لذت میبرید و عاشق این زیبایی هستید با دعوت دوستانتون اونها رو در این لذت و زیبایی شریک کنید 🙏
ممنون از که ؛
- ✈ دوستای واقعی تو تگ میکنی
- ❤ لایک 💛 کامنت 💙 فالو میکنی
- 👉 سفر ها و ماجراهای مارو دنبال میکنی
Read more
، #خواب_گل_سرخ #۹۱ #چیستایثربی #مرجان_فرساد سنگفرش خیابان ، رختخواب زفافم بود، یکی یکی سنگها را میشمردم و به دستهای گرمش فکر میکردم که دیگر نبود تا یادم دهد کوچه های سنگفرش قدیمی را چگونه سرعت بگیرم...باد میشدم.درخودم گرد میشدم ، غبارشهر میشدم، روی برگها مینشستم،اصلا خود سنگفرش میشدم، ... ،
#خواب_گل_سرخ #۹۱ #چیستایثربی
#مرجان_فرساد

سنگفرش خیابان ، رختخواب زفافم بود، یکی یکی سنگها را میشمردم و به دستهای گرمش فکر میکردم که دیگر نبود تا یادم دهد کوچه های سنگفرش قدیمی را چگونه سرعت بگیرم...باد میشدم.درخودم گرد میشدم ، غبارشهر میشدم، روی برگها مینشستم،اصلا خود سنگفرش میشدم، میرفتم..
یکنفر نزدیکم بود.کمین کرده بود.
دیگر به همه شک داشتم!
چرا جسد را از پشت خوابانده بودند؟
دیوار که ریخت، من مدتی، از حال رفتم ،آدمهای جدیدی که آمده بودند که بودند؟چرا روی موهای مرده، پارچه انداخته بودند؟پلیس برای شناسایی، معمولا جسد را آماده میکند ، نه اینکه او را از پشت بخواباند!
چرا مریم را که مظنون بود،دوباره به محل جرم آوردند؟ پلیس،چنین کاری نمیکند!
چرا مریم به پلیس گفت:میخواد فرار کنه!مگر همکار پلیس بود؟حس خوبی از پلیسهای جدید، جز آن دو مامور اولیه،منتقل نمیشد.باید میگریختم، اما یکی دنبالم بود.مطمئن بودم. همان موتور بود! ناگهان مقابلم ظاهر شد.زمین خوردم.بار صد و دوم!...بلند شو مانا، داره میاد!
حتما از آدمای اوناست.بالای سرم رسید!نورتند چراغ قوه!صدای آشنایی گفت:بلند شو مانا! نگاه کردم فرید بود،بی اختیار بغضم ترکید.پس محسن واقعا رفته بود؟فرید گفت:گریه بعدا !
.گفتم :مادرمو میخوام.حالم بده.من الان مادرمو میخوام!فرید گفت:بشین پشت موتور...به من اعتماد کن دختر! خواب نمیبینی،من زنده ام!
پشت موتور نشستم.خسته شده بودم، فرید نیامد.چشمانم ازخستگی،روی هم رفت،بانجوا، در حال خواب گفتم :چه خوبه تو زنده ای، کاش اونم بود.صدایش انگار از دوردست میآمد:
_گفتم تنهات نمیذارم!چشمانم راسریع گشودم.قوم مغول بود که دشنه میزدبه قلبم!
گفت: الان هیچی نپرس عشق من!بعدا...سر فرصت! الان من فقط پیک موتوری ام.صد تااتفاق افتاده!همه چیزو برات میگم خانم گلم!ترسیدی نه؟ببخش منو!

نگاه کردم.موهای بلندش،چنگیز خان را دار زده بود.لال شده بودم.محسن!
گونه ام را بوسیدوگفت:عاشقتم شاگرداول خودم!اسکیتت عالی بود.
خدا! یکی بزن تو گوشم!واقعامحسنه؟
گفت:نبینم شاگرد اولم گریه کنه!جیغ زدم از شادی.دهانم را با بوسه ای بست،گفت:مامان مامان نکنیا!قبل از مامانی،یه خرده حساب شخصی داریم!من وتو،بایه قهرمان!میخواست عشق منو بکشه؟آره؟الان رو تخت بیمارستانه،داریم میایم حامد قهرمان!
فریداز دور،دستی تکان داد.محسن کلاه ایمنی را سرش گذاشت،یکی هم به من دادوگفت:صورتتو بپوشون...الان پیک بیمارستانیم!باشه؟!فرید،داد زد:سردارگفت، الان امنه،برید!فقط مراقب باشید!دستم را دور کمرش انداختم، انگار دورجهان!چنگیز من تمام اشرار جهان را درو میکرد،خدایاعاشقتم...
Read more
می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟ صبح زیبای مرا با غزل آغاز کنی ؟ آه ای آتش آوار شده روی سرم ، به خدا لج ...
Media Removed
می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟ صبح زیبای مرا با غزل آغاز کنی ؟ آه ای آتش آوار شده روی سرم ، به خدا لج بکنی از همه لج باز ترم ! می شود با غزلی از تو بگویم امشب ؟ لب و چشمان تو را سخت ببویم امشب ؟ غزلی ساخته ام ، مثل غزل های شما ... غزلی مثل در و پنجره ای رو به تو ، وا ... غزلی قافیه اش دوست ، ردیفش باران ... غزلی ... می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟
صبح زیبای مرا با غزل آغاز کنی ؟
آه ای آتش آوار شده روی سرم ،
به خدا لج بکنی از همه لج باز ترم !
می شود با غزلی از تو بگویم امشب ؟
لب و چشمان تو را سخت ببویم امشب ؟
غزلی ساخته ام ، مثل غزل های شما ...
غزلی مثل در و پنجره ای رو به تو ، وا ...
غزلی قافیه اش دوست ، ردیفش باران ...
غزلی ساده تر از ایل و دهاتت آسان ...
راستی از تو و از پنجره هامان چه خبر ؟
از غزل خواندن و از خاطره هامان چه خبر ؟
از همان شور دل انگیز که در ایوان ماند !
مثنوی های صمیمانه که در دیوان ماند !
راستی از من و از خاطره هایم بنویس ،
از همان حس غریبانه برایم بنویس ،
راستی مثل قدیم از تب من می گویی ؟
غزل از زمزه های لب من می گویی ؟
آری آری شب و روز از تب تو می گویم ،
غزل از زمزمه های لب تو می گویم ...
از همان زمزمه هایی که پر از نفرینند !
گرچه تلخند ولی از دهنت شیرینند !
آری آری غزل از دوست سرودن زیباست ،
با خیال لب تو شیفته بودن زیباست !
نام خوبی و شب و روز به لب های منی !
نکند نام مرا از دل خود خط بزنی ؟
عاشقی پیشه کن از دور مرا باز ببین ،
نکند مطلع شعر تو نباشم پس از این ...
من همیشه به تو و عشق تو می اندیشم ،
چقدر دلهره دارم ، بروی از پیشم ...
یک سبد بوسه و گل هدیه به لب های تو باد ،
هر چه رویاست فدای تو و شبهای تو باد !
بخدا آمده ام تا تو مرا ناز کنی ،
صبح زیبای مرا ، با غزل آغاز کنی ...
در نشد ، از سر دیوار شما می گذرم
به خدا لج بکنی ، از همه لجباز ترم !!!
Read more
~ نگرانم كه بعدِ رفتن تو خنده هامون به قاب برگرده تا درستش كنم جدايي رو اونكه رفته، خرااااب برگرده . واسه ...
Media Removed
~ نگرانم كه بعدِ رفتن تو خنده هامون به قاب برگرده تا درستش كنم جدايي رو اونكه رفته، خرااااب برگرده . واسه رفتن دروغ لازم نيست رو لبت حرفِ مفته مي دونم قبلِ رفتن سكوت كن #دختر حرف هاتو نگفته مي دونم! . من يه عمره كه پات وايسادم کی نشست زير پات و گرگت كرد؟! از منی تو، نذار تنهاشم از منی كه تو ... ~
نگرانم كه بعدِ رفتن تو
خنده هامون به قاب برگرده
تا درستش كنم جدايي رو
اونكه رفته، خرااااب برگرده
.
واسه رفتن دروغ لازم نيست
رو لبت حرفِ مفته مي دونم
قبلِ رفتن سكوت كن #دختر
حرف هاتو نگفته مي دونم!
.
من يه عمره كه پات وايسادم
کی نشست زير پات و گرگت كرد؟!
از منی تو، نذار تنهاشم
از منی كه تو رو بزرگت كرد!
.
نگرانم برات وقتی كه
تو به دستاى ديگه تن میدی
گريه اى كه به ياد تو هستم!
#بوسه ای كه به ياد من میدی
.
خاطراتى كه با مرور زمان
تا ابد توىِ قاب مي مونه
ساعتت بعدِ من بگو دختر
توو اتاقِ کی خواب می مونه؟!
.
نگرانم كه وقتِ برگشتن
با يه حالِ خراب برگردى
من نپرسم كه چي شده! اما
با
يه دنيا
جواب
برگردى...
~
#احمداميرخليلى
~
[ مکالمه امروز:
+چه خبر؟ کجاهایی؟
-سلامتی! همین گوشه هام
توو خودم...
+توو خودت نباش!
- توو خودم راحتم تنها جاییه که هیشکی کاری به کارم نداره...]
Read more
حالا من باید برای چشمهات "و ان یکاد" بخوانم "و یقولون انه لمجنون" مجنون منم این روزها در میان وعده های جنون "و ما هو الا ذکر العالٓمین" مجنونم مرا وعده دیداری بده در یک صبح به بوسیدن دستهات حالا من در خانه راه میروم و هوایی که تو جا گذاشتی را نفس میکشم. آخر کجا روم که یادت نباشد و یادت نیایم؟! پایتخت ... حالا من باید برای چشمهات "و ان یکاد"
بخوانم
"و یقولون انه لمجنون"
مجنون منم این روزها در میان وعده های جنون "و ما هو الا ذکر العالٓمین"
مجنونم مرا وعده دیداری بده در یک صبح به بوسیدن دستهات
حالا من در خانه راه میروم و هوایی که تو جا گذاشتی را نفس میکشم.
آخر کجا روم که یادت نباشد و یادت نیایم؟! پایتخت نشینی موهات تا ابد مرا مستاجر طرح لبخندهات تمدید میکند.
چمشهات هوای خانه را هوایی میکند
یادته چه ذوقی میکردم؟ وقتی موهاتو میبافتم؟
دل گره زده بودم به انتهای بافته ی موهات، به سر برگرداندنت، به بوسه ای کوتاه، به عمق بی پایان شادی چشمهات
الان ديگه حتى دلش رو ندارم بهش فكر كنم
غريبه كه نيستى على عشقى تا قاتل شدن
فاصله اى نداره وقتى حرف تو ميون باشه
برات نوشته بودم كسانى كه به تو فكر حتى فكر
ببين حتى فكر كرده بودند را سلاخى ميكنم
چقدر دلم ميخواست زندگى كنى
نشد

@sajadafsharian
# شرقى_غمگين
Model: @atousaamiri9
@atousaamiri
Read more
‌ ماندن "مرد" می خواهد. پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد. ...
Media Removed
‌ ماندن "مرد" می خواهد. پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد. مردانگی به منطقی بودن نیست. عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد. احساس امنیت "مرد" می خواهد. شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد. مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست. مردانگی ... ‌ ماندن "مرد" می خواهد.
پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد.
مردانگی به منطقی بودن نیست.
عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد.
احساس امنیت "مرد" می خواهد.
شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد.

مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست.
مردانگی اصلا به مرد بودن نیست!
ماندن "مرد" می خواهد.
ساختن "مرد" می خواهد.
بودن "مرد" می خواهد.

بدبختانه تمام خوشبختی های کوچک و ساده ی دنیا "مرد" می خواهد،
و از همین رو کار جهان رو به خوشبختی نیست!
#text #including #love #girl #son #ense #friend #friendship #matn #jomle #eshgh #bf #gf #friend @TagsUpLikes #عاشقانه #متن #سخن #جمله #دکلمه #عشق #عاشقی #عاشق #دختر #بوسه #پسر #حس #دونفری #دوست #دوستی
Read more
یکشنبه تعطیل قلب کیتو،هنرمندی مهربون که این قطعه رومانتیک رو برای من اجرا کرد ،آخرشم با بوسه ای تشکر کرد ازم ،پنجاه سنت انعام دادم و گفت ،من اینجا هستم 😀😀😀به پول شما حدود شش هزار تومان بود،اما اینجا پولی نیست چون از روزی که اومدیم با همون سه هزار تومان محاسبه میشه و نوسانی نداشت ... یکشنبه تعطیل قلب کیتو،هنرمندی مهربون که این قطعه رومانتیک رو برای من اجرا کرد ،آخرشم با بوسه ای تشکر کرد ازم ،پنجاه سنت انعام دادم و گفت ،من اینجا هستم 😊😊😊😊😊😊😀😀😀💓💓💓❤❤❤💙💙💚💚💛به پول شما حدود شش هزار تومان بود،اما اینجا پولی نیست چون از روزی که اومدیم با همون سه هزار تومان محاسبه میشه و نوسانی نداشت 🍃🍀🍀☘🌿🌿🌿🌿🍃🍀🍀🍀☘☘و او نمیدانست که لطف من فقط یکبار شامل هنر او خواهد بود😊😊😊😊😊 #quito #ecuador #musica
Read more
با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود نورِ مهتاب و غزل های فراوان ... چه شود رو به رو شعله یِ شومینه ...
Media Removed
با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود نورِ مهتاب و غزل های فراوان ... چه شود رو به رو شعله یِ شومینه یِ تب دار به پا پشتِ سر پنجره ای رو به گلستان ... چه شود قهوه یِ تلخ و کمی قندِ لبانت ، به به من و هی بوسه یِ از گونه یِ خندان چه شود چه کسی گفته که بیداری یِ شب بیهوده ست من بخواهم ببرم زیره به کرمان ... با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود
نورِ مهتاب و غزل های فراوان ... چه شود

رو به رو شعله یِ شومینه یِ تب دار به پا
پشتِ سر پنجره ای رو به گلستان ... چه شود

قهوه یِ تلخ و کمی قندِ لبانت ، به به
من و هی بوسه یِ از گونه یِ خندان چه شود

چه کسی گفته که بیداری یِ شب بیهوده ست
من بخواهم ببرم زیره به کرمان ... چه شود

مستِ انگور شدن ، کارِ هوس بازان ست
من و انگورِ گلویی شده عریان ... چه شود

آن قَدَر مست که انگار زمین میرقصد
دستِ من دورِ کمر ، حالِ پریشان ... چه شود

چشم در چشمُ ، نفس حبسُ ، لبانی در هم
رقص و آوازِ دو تا قُمری یِ شیطان چه شود
کلبه ای غرقِ سکوتَست و فقط ما هستیم
لمسِ آغوش تو بی ترسِ نگهبان ... چه شود

وای اگر صبح بفهمد که تو همراهِ منی
میرسد زودتر از جنّ ِ سلیمان ... چه شود

در خیالاتِ خودم ، خوابِ خوشی میبینم
خوابِ خوبم نرسد باز به پایان ... چه شود

#آرش_مهدی_پور
Read more
. -افسانه طُرقه رو شنیده ای؟ در افسانه های قدیم خراسان طرقه پرنده کوچکی بود که دلداده خورشید بود و سالیان سال آرزوی رسیدن به خورشید را داشت. اما وصال آسان نبود و گرمای سوزان خورشید تاب آوردنی نبود. پرنده ها ی دیگر نصیحتش میکردند که: «امروز نگاه ار تو به خورشید بدوزی فردا دگر از مهر رخش چشم بسوزی» ... .
-افسانه طُرقه رو شنیده ای؟
در افسانه های قدیم خراسان طرقه پرنده کوچکی بود که دلداده خورشید بود و سالیان سال آرزوی رسیدن به خورشید را داشت.
اما وصال آسان نبود و گرمای سوزان خورشید تاب آوردنی نبود.
پرنده ها ی دیگر نصیحتش میکردند که:
«امروز نگاه ار تو به خورشید بدوزی
فردا دگر از مهر رخش چشم بسوزی»
اما پرنده کوچک اصلا سر به راه نمیشد ،
وای از دل بیقرار عاشق
وای از دل بیقرار عاشق...
دست آخر شنید که تنها راه برای طی مسیر این است که هزار اسم خداوند را از بر کند و آنها را در مسیر بگوید تا از گرمای سوزان در امان بماند ، تصمیمش را گرفت.
«تا کی غم آن خورم روم یا نروم ؟
وین عمر به بوسه ای دهم یا ندهم ؟
گر دوست بخواهدم؛ ببوسم رویش
وز جانب عاشقان ببویم مویش»
پرنده سحرگاه روی بلندترین شاخه درخت مینشیند.پرنده ها هم می آیند و هرپرنده یک پر از خودش رو به طرقه میدهد و به گردنش میآویزد.ظهر وقتی خورشید در اوج قرار میگیرد ، پرنده میپرد و ذکر میگوید و پرواز میکند تا به نزدیک خورشید که میرسد ذکر هزارم از خاطرش میرود و خودش در نور گم میشود...
-قطعه طُرقه کیهان کلهر چیزی شبیه آرزوست،طرقه این پرنده ی افسانه ای را ، با سازش، چنان رامشگرانه و نغمه پرداز به خورشید میرساند و پر میسوزاند تو گویی که خود شاهد زنده ای هستی بر این ماجرای افسانه ای...
Read more
چیزکیک تنوری از روژین عزیز @roozhiiiiiiiin گــاهی دست " پدر و مادرت" را ببــــوس ایـڹ بـوسه ...
Media Removed
چیزکیک تنوری از روژین عزیز @roozhiiiiiiiin گــاهی دست " پدر و مادرت" را ببــــوس ایـڹ بـوسه معجزه ای مي ڪند ڪه وصف ناشدني ست گاهي همیڹ بوسه گره گشایت مي شود شڪ نڪن. روز خوش عزیزای من #چیز_کیک_تنوری دوست دارید؟با سس توتفرنگی دست ساز؟ با یه دستور فوق العاده عالی در خدمتتونم به ... چیزکیک تنوری

از روژین عزیز

@roozhiiiiiiiin
گــاهی
دست " پدر و مادرت" را ببــــوس

ایـڹ بـوسه معجزه ای مي ڪند
ڪه وصف ناشدني ست

گاهي همیڹ بوسه
گره گشایت مي شود شڪ نڪن.

روز خوش عزیزای من🙋
#چیز_کیک_تنوری
دوست دارید؟با سس توتفرنگی دست ساز؟
با یه دستور فوق العاده عالی در خدمتتونم به شرط اینکه دستای خوشگلتون اون قلب کوچلو رو لمس کنن😁روشو دارید چه طلایی شده😆
مواد لازم .بیسکوییت کرم دار شکلاتی 220گرم کره 60 گرم شیر دو قاشق پنیر خامه ای 350 گرم خامه صبحانه پاکتی 100گرم تا 120
تخم مرغ 2 عدد
ارد 2 ق غذاخوری پر
نشاسه ذرت 1ق سوپخوری
شکر1/2پ دانه ریز
وانیل 1ق چ
.
برای چیز کیک خوب باید تمام مواد به دمای محیط رسیده باشه.
بیسکوییت پودر کنید در بلندر کره را گرم کنید در حد ذوب شدن کافیه به همراه شیر با هم مخلوط کنید..کف یه قالب 23 کمر بندی پهن کنید با دست فشرده کنید....من در قالب 20 ریختم کمربندی هم نبود.کف قالبمو کاغذ روغنیو به علاوه انداختم که بجای اهرم ازش بتونم استفاده کنم.قالبمو گذاشتم تو فریزر تا مواد اصلیو درست کنم.
پنیر خامه ای رو با شکر زدم اگر شکر دانه ریز نبود در بلندر چند پالس بزنید.حالا خامه صبحانه رو اضافه کنید و بزنید...از این به بعد باید همزن دور کند باشد..تخم مرغ و وانیل دانه دانه اضافه میکنید هر کدوم به اندازه فقط مخلوط شدن بزنید و بعد تخم مرغ بعدی و کمی دیگر از وانیل را میزنید.ارد و نشاسه ذرتو با الک اضافه کنید بازم یک دور هم زن بزنید...اینجا دقت کنید زیاد زدن باعث میشه چیز کیک ترک بخوره...ارد و نشاسه ذرت کمک میکنه این مشکل کمتر پیش بیاد....
حالا موادو بریزد داخل قالبی که در فریزر بود....حالا اگر قالب کمر بندی دارید دورشو حسابی فویل بپیچید اگرم که قالب معمولیه که هیچی...یه ظرف بزرگتر از قالب کمی اب بریزد داخلش اندازه یک لیوان کافیه...بعد قالبو با ظرف زیرش که اب ریختید بزارید در فر گرم شده 170 حدود 40الی50 دقیقه وقتی روی چیزکیکتون طلایی شد فرو خاموش کنید در فرو نیمه باز کنید تا یکساعت تا یکساعت و نیم.بعد همونجور بزارید یخچال حدود 8الی10 ساعت .حالا دیگه قابل سرو کردنه.....طعمش عالی بود خیالتون راحت....
برای سس توت فرنگی باید یک لیوان توت فرنگیو پوره کنید با یک قاشق چ نشاسه ذرت و دو قاشق شکر بزارید روی حرارت تا قوام مورد دلخواه بدست بیاد.
.
براتون یه روز پر حس خوب ارزو میکنم🌹
Read more
به پاس اولین بوسه ای که #پدر به رسم مهر در اولین ساعات تولدم به گونه ام زد و من نفهمیدم وبیاد سوزنده ترین بوسه ای که من به رسم وداع به صورتش زدم و او نفهمید ... پدر عزیزم یادت گرامی ... خدا رحمت کنه همه #پدرانه اسیر خاک رو و خدا حفظ کنه پدر هر کسی رو که سایش بالای سرشه ... به پاس اولین بوسه ای که #پدر به رسم مهر در اولین ساعات تولدم به گونه ام زد
و من نفهمیدم
وبیاد سوزنده ترین بوسه ای که من به رسم وداع به صورتش زدم و او نفهمید ...😢😢😢
پدر عزیزم یادت گرامی ...
خدا رحمت کنه همه #پدرانه اسیر خاک رو و خدا حفظ کنه پدر هر کسی رو که سایش بالای سرشه ...
تصویر اول چیه ؟! استاد مریم ملازاده یزدی اثر پروانه‌ای ((پروانه های مورف ابی)) نام پدیده‌ای است ...
Media Removed
تصویر اول چیه ؟! استاد مریم ملازاده یزدی اثر پروانه‌ای ((پروانه های مورف ابی)) نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوب‌ناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود. این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوب‌ناک چون جو سیارهٔ زمین (مثلاً بال‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات ... تصویر اول چیه ؟! استاد مریم ملازاده یزدی
اثر پروانه‌ای ((پروانه های مورف ابی)) نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوب‌ناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود.
این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوب‌ناک چون جو سیارهٔ زمین (مثلاً بال‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات شدید (وقوع توفان در کشوری دیگر) در آینده شود. 📐🌀⚡هر کاری که امروز ما انجام میدیم در یک زمانی و در یک جایی تاثیر خودش رو خواهد گذاشت
این تاثیر بیشترین قدرتش از نیت و انگیزه ما شکل میگیره و باقیموندش از تاثیرات محیط .
این که تاثیر خوب بزاریم یا بد این دست خودمونه...! ما مسئول تک تک کارایی که میفهمیم و انجام میدیم یا نمیدیم هستیم
اشاره شد
از شروع یک صبح که چرا از خواب بیدار بشیم و دانشگاه بریم و سر کار بریم
و چرا پول در بیاریم و کجا خرج کنیم شروع میشه
چطور رانندگی کنیم
چطور و به چه نیتی لباس بپوشیم
به چه نیتی تن صدامون رو عکض کنیم
به چه نیتی . حتی یه ماشین جلو تر دختر یا پسره یه سر گاز بدی تا بهش نزدیک بشی ...
نفس هایی که میکشیم
همه و همه رو مسئولیم که در اینده چه تاثیری خواهد گذاشت ... چطور شب راحت سرمو روی بالشتم بزارم؟

درحالی که زنی بعد از هر بار کل کل و جر و بحث با همسرش در هنگام تنهایی به یاد نگاه با محبت یا بوسه ای که در جوانی اش به او زدم می افتد و مدام با خود بگوید ,شاید اگر همسر او((دوست قدیمی ام )) شده بودم خیلی بهتر میشد .... و این یعنی شکست من در این دنیا در برابر خود ...... در اسلاید دوم کلیپ پروفسور سمیعی در برنامه دور همی درباره خوشبختی یک فرد صحبت میکند که به نکته عالی اشاره میکنه :
اگر مسئولیتت رو درست انجام بدی نسبت به خودت و اونچه که میدونی و میفهمی دیگه عذاب وجدان نداشته باشی و بتونی شب اروم بخوابی همین یعنی خوش بختی ...
با خودت نگی چه بلایی سر فلانی اوردم
چه کاری با فلانی کردم که شاید هیچ وقت نفهمه
و ...... اگر از دیدگاه مذهبو دینی بخوایم به یکی از مهمترین اتفاقات امروز جامعه ((دوستی دخترو پسر ))نگاه کنیم
میبینیم تاثیر دوستی با جنس مخالف اون هم با دیدگاه موضوعی عادی و غریزی بسیار زیاد هست
که از شدت گستردگی اون نیاز به نقشه و مسیر داره که داریم روش کار میکنیم
اما قطعه ای از این دریا ی عظیم از تاثیرات که با یکی از اساتید چندی پیش گفت و گو میکردم من رو بسیار ریز تر کرد در این موضوع
خاطراتی که افراد برای هم میسازند !

خاطراتی که مابرای هم میسازیم به شدت مسئول اونها هستیم
خب چرا ؟! چطور ؟خاطره که طعم و به قول معروف نمکه داستانه ؟!!!
....
Read more
حولمو دورم پیچیدمو اومدم بیرون . جلوی تخت روبروی اهیل وایسادم ... اخه داشت بیدار میشد ... بعد کلی ...
Media Removed
حولمو دورم پیچیدمو اومدم بیرون . جلوی تخت روبروی اهیل وایسادم ... اخه داشت بیدار میشد ... بعد کلی کش و قس اومدن چشماشو باز کرد ... صنم : به به ساعت خواب - چی ؟؟ تو کی بلند شدی ؟؟ اصن واسه چی حوله پیچیدی دورت ؟؟ - معلومه هنوز خوابی ... خب از حموم اومدم مثلا - اهان برو لباس بپوش - همون دیگه منتظر دستور تو بودم ... حولمو دورم پیچیدمو اومدم بیرون .
جلوی تخت روبروی اهیل وایسادم ... اخه داشت بیدار میشد ...
بعد کلی کش و قس اومدن چشماشو باز کرد ...
صنم : به به ساعت خواب - چی ؟؟ تو کی بلند شدی ؟؟ اصن واسه چی حوله پیچیدی دورت ؟؟ - معلومه هنوز خوابی ... خب از حموم اومدم مثلا - اهان برو لباس بپوش - همون دیگه منتظر دستور تو بودم .
- میدونم - تو بخواب خب ؟؟ - نه بلند میشم میخوام برم حموم -😐
بلند شد و رفت تو حموم .
منم لباسامو پوشیدم .
رفتم تو اشپزخونه ک صبحونه رو بچینم .
کارم که تموم شد یکم نشستم تا اهیل اومد و شروع کردیم به خوردن صبحونه .
..
اهیل : خدافظ عزیزم ( بوسه ای به گونم زد )
- هی کجا ؟؟ - میرم سرکار دیگه - سرکار ؟؟ تو از کی تا حالا پیری سر کار ؟؟ - خب ... این شرکت ... مال بابام بود بعد من کارا رو بخاطر تو تو خونه میکردم برای همین نمیرفتم شرکت ...
- اهان ... موفق باشی .
- مرسی .
بوسه ای به لبم زدو رفت از خونه بیرون منم خودمو مشغول کارای خونه کردم که زنگ در رو زدن ...
تنویر پشت در بود ...
Read more
[قسمت28] عجیب ترین مسئله ی رابطه ی من و هالسی،بوسه ای بود که بعد از مسابقه ای که با ماشین هامون توی پیست ...
Media Removed
[قسمت28] عجیب ترین مسئله ی رابطه ی من و هالسی،بوسه ای بود که بعد از مسابقه ای که با ماشین هامون توی پیست دادیم و درحالی که هردو به خاطر چهره ی مضحک پسرتازه وارد میخندیدیم داشتیم! در واقع اون زمانی که من از خنده دستهامو روی صورتم گذاشته بودم دستهاشو دور گردنم حلقه کرد و توی یک حرکت لبهاشو به لبهام چسبوند بعد ... [قسمت28]
عجیب ترین مسئله ی رابطه ی من و هالسی،بوسه ای بود که بعد از مسابقه ای که با ماشین هامون توی پیست دادیم
و درحالی که هردو به خاطر چهره ی مضحک پسرتازه وارد میخندیدیم داشتیم!
در واقع اون زمانی که من از خنده دستهامو روی صورتم گذاشته بودم دستهاشو دور گردنم حلقه کرد و توی یک حرکت لبهاشو به لبهام چسبوند
بعد ازاینکه متوجه شدم اون برای بوسه پیش قدم شده محکم کمرش رو برای جلوگیری ازهر پشیمونیه احتمالی گرفتم و تند و به سرعت شروع به بوسیدنش کردم
بعداز یک ماه رابطه ی سرد و خشک این عجیب ترین اتفاقه بین ما محسوب میشد
و شب،بعداز خوردن شام دونفره توی پیست بعدازاینکه دلیل اون بوسه رو پرسیدم جواب شگفت انگیزی گرفتم!!
-ما دوستیم نه؟پس این نباید انقدر غیرعادی باشه!
یعنی به این سرعت عاشقم شد؟من روی چندین ماه حساب باز کرده بودم!
قدرت و تاثیر تو روی دخترها باورنکردنیه لیام!لبخند ژکوندی توی آیینه به خودم تقدیم کردم و از خونه خارج شدم
صدای زنگ موبایلم بلند شد و قبل از لمس دستگیره ی در ماشین بدون نگاه کردن به شماره پرسیدم:یه نفر از ترس اینکه من به قرار نیام دو بار تا الان باهام تماس...
-با کسی قرار داری؟؟
لبخندم محو شد و به سرعت صداموصاف کردم:شما؟
-احمق!به شماره نگاه کن!
-از کجا میدونی که نکردم؟؟
-چون الان دقیقا کنار در بسته ی خونه ات ایستادم و به قیافه ی خنده دارت زل زدم!
با این وجود نمیخندم چون فکر نمیکردم با کسی قرار داشته باشی و حالا باید برگردم خونه!!
موبایلم رو قطع کردم و به نایل که با چهره ی پر از تمسخرش به سمتم میومد نگاه کردم
-متاسفم که ازت دعوت نمیکنم بیای تو!
ابروهاشو بالا داد و با تعجب تکرار کرد:نمیذاری بیام تو؟
دستم رو روی دستگیره ی در فشار دادم و جواب دادم:من قرار دارم از دیدنت خوشحالم نایل اما باید برم پس..
-هی احمق!من نیومدم به تو سر بزنم!
خندیدم:میدونی برای اینکه نشون بدی ضایع نشدی حرف مزخرفی زدی!
-اما من اینجام چون خونه ی دختری که باهاش دوست شدم نزدیک خونه ی توئه
لبهامو جلو دادم:خوبه که دیگه سینگل نیستی!
-حداقل اونقدر باهمه ی دخترهای شهر نبودم که مجبور شم با یه لزبین دوست شم!باور نمیکنم لی!دقیقا چه مرگته؟
نفسم رو با فشار بیرون دادم و دستم رو روی گردن نایل کشیدم
-تو همه چیزو نمیدونی!
-خوشحال میشم اگه بهم بگی..
خدایا اون داره با من شوخی میکنه نه؟؟
-گوش کن هالسی الان منتظر منه و من بعدا بهت میگم ک..
-الان لیام
لبهامو برای فرو نکردن دندون هام توی گوشت بدن نایل روی هم فشردم و دستم رو به ماشین تکیه دادم
-من با اون دوستم چون فقط میخوام تاحدودی باهاش بازی کنم!
Read more
#withgalaxy #russia #moscow #shotons9 این روزهای سفر در #روسیه، غیر از فوتبال دیدن برای من روزهای کاری هم بود. قرار بود برای پروژه‌ای که در دست گرفته بودم ویدیو بسازم و همین باعث شده بود گوشی به دست زندگی روزمره مردم شهر رو زیر ذره‌بین ببرم. روزها جایی می‌نشستم و زندگی در جریان آدم‌ها رو نگاه میکردم ... #withgalaxy #russia #moscow #shotons9
این روزهای سفر در #روسیه، غیر از فوتبال دیدن برای من روزهای کاری هم بود. قرار بود برای پروژه‌ای که در دست گرفته بودم ویدیو بسازم و همین باعث شده بود گوشی به دست زندگی روزمره مردم شهر رو زیر ذره‌بین ببرم. روزها جایی می‌نشستم و زندگی در جریان آدم‌ها رو نگاه میکردم و فیلم میگرفتم. مثل زندگیِ خانواده‌ی ترک و روسی که خونه‌ی سه خوابشون رو برای جام‌جهانی تبدیل به هاستل کرده بودن و خودشون هم همونجا زندگی میکردن و من هر روز میدیدم زن از این همه مسافر غریبه توی خونه‌ش معذب و ناراحته و مرد هر روز از سر اجبار پیرهن و شلوار می‌پوشه!
یا فروشنده تاجیک سر یکی از پارک‌ها که یک لحظه هم بیکار نمیموند و اگه مشتری نداشت شیشه‌های دکه رو می‌سابید. یا قصه زنی در کوپه‌ی شماره نه که تمام یازده ساعت راه رو بی‌صدا و خیره به بیرون پنجره‌ی قطار گذروند.
اینجا و در این فیلم هم که به شکل اتفاقی با اسلوموشن گوشی گرفته‌م بیرون متروی معروف مرکز شهر مسکوست. داشتم از اسب‌های در حال چرخیدن و شهربازی کوچیکی فیلم میگرفتم و گذر آدم ها رو تماشا میکردم که خانواده‌ای رو یه گوشه و منتظر دیدم. تلاش پسرک برای سوار اسب شدن، نگاه دخترک کوچیکی که دست در جیب به اومدن مرد در تصویر خیره شده بود، نگاه زن، بوسه ی با تعلل مرد ، روی پیشونی زن ، چرخیدن اسب‌ها و بازی نور برای من مثل داستان کوتاه با پایان باز بود که در #مسکو جا موند.
Read more
درود تو یه جمعی مشروب میخوردن؛نوبت به گفتن سلامتیها رسید؛ یکی گفت بسلامتی اون دو بوسه ای که وقت گرفتن ...
Media Removed
درود تو یه جمعی مشروب میخوردن؛نوبت به گفتن سلامتیها رسید؛ یکی گفت بسلامتی اون دو بوسه ای که وقت گرفتن همیشه یکیشون بیخبره.. پیکها تو هوا موندو یکی خندید وگفت دوبوسه؟ گفت اره گفتند خب کدوم دوبوسه.. گفت اولین بوسه زمانیه که بچه بدنیا میادو مادر؛گونه هاشو میبوسه و بچه متوجه نمیشه؛ و دومین ... درود
تو یه جمعی مشروب میخوردن؛نوبت به گفتن سلامتیها رسید؛
یکی گفت بسلامتی اون دو بوسه ای که وقت گرفتن همیشه یکیشون بیخبره..
پیکها تو هوا موندو یکی خندید وگفت
دوبوسه؟ گفت اره
گفتند خب کدوم دوبوسه..
گفت اولین بوسه زمانیه که بچه بدنیا میادو مادر؛گونه هاشو میبوسه و بچه متوجه نمیشه؛
و دومین بوسه زمانیه که مادر میمیره و بچه گونه های مادر رو میبوسه و مادر خبردار نمیشه...
پیکهاتو هوا واشکها....
بسلامتی همه مادرا و مادر تو...
صبحتون زیبا 
Read more
خونه ای که زنش ؛عاشق باشه؛آشپزخونه اش بوی غذای محبوب یار رو میده و خونه ای که مردش عاشق باشه،بوی بوسه ...
Media Removed
خونه ای که زنش ؛عاشق باشه؛آشپزخونه اش بوی غذای محبوب یار رو میده و خونه ای که مردش عاشق باشه،بوی بوسه های وقت و بی وقت... ظهرتون بخير آخه چرا همه ى غذاهاى گيلانى ها خوشمزه هست؟ ترش شامى گيلانى غذاى خوشمزه ى امروز ما معمولا ترجيح مى دم دستورات سنتى رو ننويسم من دستور را از نت برداشتم و كتاب دريابندرى ... خونه ای که زنش ؛عاشق باشه؛آشپزخونه اش بوی غذای محبوب یار رو میده و خونه ای که مردش عاشق باشه،بوی بوسه های وقت و بی وقت... ظهرتون بخير
آخه چرا همه ى غذاهاى گيلانى ها خوشمزه هست؟
ترش شامى گيلانى غذاى خوشمزه ى امروز ما
معمولا ترجيح مى دم دستورات سنتى رو ننويسم من دستور را از نت برداشتم و كتاب دريابندرى عزيز
نمى دونم چند نفر از همراهان پيجم از شمال هستن اما به تنوع غذاهاشون حسودى مى كنم😉😉
جايى خوندم كه بالاترين تنوع غذاهاى سنتى را در ايران گيلان داره با ١٧٠ نوع غذاى مختلف
اطلاعات بيشترى داشتيد خوشحال مى شم كامنت بنويسد
#ترش_شامی_گیلانی
پ ن : تهديگ سيب زمينى رنده شده
——————————————
دوستان ادرس پيج روانشناسيم 👇🏻👇🏻
@tara_koliji
@tara_koliji
براى گرفتن وقت مشاوره در غرب تهران ساعت ٢-٤ با شماره ى ٠٩٠٣٥٦٧٧٥٥٦تماس بگيريد( خانواده و زوج درمانى )
Read more
. . تمام شد #جام‌_جهانی هم با تمام تب و تاب و اشک و لبخند هاش... با تمام بوسه های ناب تماشاگرهاش... ...
Media Removed
. . تمام شد #جام‌_جهانی هم با تمام تب و تاب و اشک و لبخند هاش... با تمام بوسه های ناب تماشاگرهاش... با تمام فریاد ها و خوشحالی هاش... با تمام شکست ها و پیروزی هاش... بالاخره تمام شد. به این فکر می کنم که ای کاش همه ما مثل #مرتضی_پورعلی_گنجی که روی شونه های په په گریه می کرد، یکی رو داشتیم که آخرش... ... .
.
تمام شد

#جام‌_جهانی هم با تمام تب و تاب و اشک و لبخند هاش... با تمام بوسه های ناب تماشاگرهاش... با تمام فریاد ها و خوشحالی هاش... با تمام شکست ها و پیروزی هاش...
بالاخره تمام شد.

به این فکر می کنم که ای کاش همه ما مثل #مرتضی_پورعلی_گنجی که روی شونه های په په گریه می کرد، یکی رو داشتیم که آخرش... حتی وقتی با تمام وجود مقابل مون جنگیده... ما رو در آغوش بکشه.
آرزو می کنم همه مون مثل اون لحظه ای که #علیرضا_بیرانوند تمام رویا و آرزو هاش رو... توپ رو... خلاصه تمام جهانش رو سخت در آغوش کشیده بود... همه مون اون لحظه شیرین رو تجربه کنیم.
انگار تمام روزهایی که زندگی کردیم... تمام کارهایی که انجام دادیم... برای رسیدن به اون لحظه شگفت انگیز باشه.

خدا کنه همه پدر ها... هر کجای دنیا که هستن..‌. مثل اون لحظه زیبا... درست مثل اشماکیل ها... بتونن به همدیگه افتخار کنن. پدری به پسری...
مثل #احمدرضا_عابدزاده عزیزم... عقاب آسیا و پسرش... چه خوبه پسری به پدرش افتخار کنه

زیبایی هایی دنیا کم نیست.
می شه از هر چیزی به زیبایی رسید.
حتی از فوتبال.
اگر به من باشه که می گم حتی در اوج نفرت هم می شه به عشق رسید... شاید خنده دار باشه... اما برید از عاشق های واقعی بپرسید... یا عاشق های واقعی رو ببینید.
تبریک به همه اونهایی که عاشقانه برای کشورشون جنگیدن.
اولین قهرمانی فرانسه رو خوب به یاد دارم... حالا از اون روز ۲۰ سال گذشته.
امروز برگشتم به ۲۰ سال پیش. و مرور کردن خودم و روزهای زندگی که سپری کردم.
از این بابت ممنونم از بر و بچه های فرانسه.
و در آخر به قول مفسر ورزشی موقع تحویل جام به فرانسوی ها: این یک قرار عاشقانه بود.

و من در انتها می گم: امیدوارم در انتهای تمام قرارهای عاشقانه تون، همیشه بارون بباره ❤️ .
.
#علیرضا_اسفندیاری
.
.
شب همگی به روشنا
@ahmadabedz ❤💪❤
@Alirezabeyranvand.official
@Mortezapouraliganji88
@official_pepe
@abedz
.
.
Read more
ویدئو #همخونه با صدای #مارتیک و #ژاکلین_ویگن . ویدئویی کمتر دیده شده از همخوانی خانم ژاکلین و مارتیک نازنین . این ویدئو رو کدومتون دیده بودید ؟ . شب خوش ️ . می خوام بگم که چشمات منو دیونه کرده نجابت تو ای زن ما رو همخونه کرده برای تو می خونم تویی که بهترینی برای قلب این زن تنها مرد زمینی ... ویدئو #همخونه با صدای #مارتیک و #ژاکلین_ویگن
.
ویدئویی کمتر دیده شده از همخوانی خانم ژاکلین و مارتیک نازنین 👌😍
.
این ویدئو رو کدومتون دیده بودید ؟ 😃
.
شب خوش ✋️
.
می خوام بگم که چشمات منو دیونه کرده
نجابت تو ای زن ما رو همخونه کرده
برای تو می خونم تویی که بهترینی
برای قلب این زن تنها مرد زمینی
ای همیشه صادق من با تو می مونم
تا که دنیا دنیا است من با تو می خونم
همخونه عشق تو همه دار و ندارمه
یه بوسه از لب تو آخرین انتظارمه
Read more
. . ببین #عزیز #من ; یه تفاوتی هست میان بیان گزاره منطقی و گزاره عاطفی ! شما یک بار بگی "مجموع زاوایای داخلی مثلث 180 درجه است" من میفهمم و تکرارش اشتباه اما وقتی میگی " #دوست_دارم " فکر کن من خنگم!هی بگو!هی بگو! . . . . . و آن کسی را که دوست داری؛ نصف دیگر تو نیست او تویی اما جایی دیگر...! ... .
.

ببین #عزیز #من ;
یه تفاوتی هست میان بیان گزاره منطقی و گزاره عاطفی !
شما یک بار بگی "مجموع زاوایای داخلی مثلث 180 درجه است" من میفهمم و تکرارش اشتباه
اما وقتی میگی " #دوست_دارم " فکر کن من خنگم!هی بگو!هی بگو!
.
.
.
.
.

و آن کسی را که دوست داری؛
نصف دیگر تو نیست
او تویی
اما جایی دیگر...! .
#جبران_خلیل_جبران
.
.
.
.

پناه میبرم به پوست تنت از ترس اضطراب
.
.
.
.
.

در زیـر سایه ی مـژه ات خوابم آرزوست ...
.
#فریدون_مشیری
.
.
.
.
.

خوش می‌روی به تنها

تن‌ها فدای جانت

#سعدى
.
.
.
.
.

#جنگ نرم یعنی، دو نفر سر اینکه کدوم اونیکی رو بیشتر #دوست داره، با #بوسه به جون هم بیفتن

#رسول_ادهم
.
.
.
.

محبوبم! عاشقِ شما آرشِ کمانگیر است. تیر و کمانی دارد و سرزمینِ خیالاتِ من. مرزِ عشقِ شما حاشیهٔ هستی است.
محبوبم! در آن هنگام که گل‌های سرخ در دشت‌ها می‌رویند و باغ‌ها لبریز از طراوت‌اند و باد با زلفِ شما به پچ‌پچ است، آن مساحت اثیری #عشق است.

#دست_بردن_زیر_لباس_سیب #محمد_صالح_علاء
.
.
.
.
.
.
.
.
بعدنوشت :
سلااااااااااام وقت عالی همگی به خیر
الهی ک حسابی خوب و خوش و شاد باشید و همه زیر سایه خدای مهربون در عالی ترین حالات ...
اما بعد جونم براتون بگه اونی ک به زندگی ما آدم ها رنگ و لعاب میده
شاید خیلی اوقات همین عشق و محبته
این عشق و #محبت ک بیاد وسط صبور میشی تاب میاری ناملایمات رو و خلاصه سازگاری هم میتونی یاد بگیری
امااااا
امان از اون روزی ک این عشق و محبت از جایی رخت ببنده و بره
تحمل کوچک ترین مسایل گاهی میشه سخت ترین کارها ...
عشق و محبت هم چیزی نیست ک خود به خود جایی ایجاد شه ! و یا اگر ایجاد هم بشه اتفاقی چیزی نیست که الکی دوام بیاره !!
کاشتنیه خیلی وقتها و بعد مراقبت میخواد ! و بعد درو کردنی !
ک گندم هم از گندم بروید و جو ز جو !
خیلی اوقات #زندگی ها و روابط ما با دنیای اطرافمون تلخ و بده چون از اول جو کاشتیم !!! نه گندم !
اگر پس اول رابطه ای هستی و هدفت درو کردن گندمه !
عقل سلیم میگه
بذر گندم بکار !
اگر هدفت درو کردن محبته هم
عقل سلیم میگه
بذر محبت بکار ...
.
.
.
.
.

شما هم هر چ میخواهد دل تنگت بگوووووووو 😊
روزگارت خوش
و مثل آبی دریا زلال ...
ایام به کام
و الهی عشق کنید ...
و از پست #عشقی هم لذت ببرید 😊🌸
.
.
.
با تقدیم احترام و ادب
آرشام 😊😊🌸🌸👌
فردا پنجشنبه
15 شهریور
6 سپتامبر
25 ذی الحجه
.
.
Read more
ا در بیابانی دور که نروید جز خار که نتوفد جز باد که نخیزد جز مرگ که نجنبد نفسی از نفسی خفته در خاک ...
Media Removed
ا در بیابانی دور که نروید جز خار که نتوفد جز باد که نخیزد جز مرگ که نجنبد نفسی از نفسی خفته در خاک کسی زیر یک سنگ کبود در دل خاک سیاه میدرخشد دو نگاه که بناکامی ازین محنت گاه کرده افسانه هستی کوتاه باز می خندد مهر باز می تابد ماه باز هم قافله سالار وجود سوی صحرای عدم پوید راه با دلی خسته ... ا
در بیابانی دور
که نروید جز خار
که نتوفد جز باد
که نخیزد جز مرگ
که نجنبد نفسی از نفسی
خفته در خاک کسی

زیر یک سنگ کبود
در دل خاک سیاه
میدرخشد دو نگاه
که بناکامی ازین محنت گاه
کرده افسانه هستی کوتاه

باز می خندد مهر
باز می تابد ماه
باز هم قافله سالار وجود
سوی صحرای عدم پوید راه
با دلی خسته و غمگین -همه سال-
دور ازین جوش و خروش
میروم جانب آن دشت خموش
تا دهم بوسه بر آن سنگ کبود
تا کشم چهره بر آن خاک سیاه

وندر این راه دراز
میچکد بر رخ من اشک نیاز
میدود در رگ من زهر ملال

منم امروز و همان و راه دراز
منم اکنون و همان دشت خموش
من و آن زهر ملال
من و آن اشک نیاز

بینم از دور،در آن خلوت سرد
در دیاری که نجنبد نفسی از نفسی
ایستادست کسی! "روح آواره کیست؟
پای آن سنگ کبود
که در آن تنگ غروب
پر زنان آمده از ابر فرود؟" می تپد سینه ام از وحشت مرگ
می رمد روحم از آن سایه دور
می شکافد دلم از زهر سکوت!

مانده ام خیره به راه
نه مرا پای گریز
نه مرا تاب نگاه!

شرمگین میشوم از وحشت بیهوده خویش
سرو نازی است که شادابتر از صبح بهار
قد برافراشته از سینه دشت
سر خوش از باده تنهائی خویش! "شاید این شاهد غمگین غروب
چشم در راه من است؟
شاید این بندی صحرای عدم
با منش یک سخن است؟" من،در اندیشه که :این سرو بلند
وینهمه تازگی و شادابی
در بیابانی دور
که نروید جز خار
که نتوفد جز باد
که نخیزد جز مرگ
که نجنبد نفسی از نفسی... غرق در ظلمت این راز شگفتم ناگاه
خنده ای میرسد از سنگ بگوش!
سایه ای میشود از سرو جدا!
در گذرگاه غروب
در غم آویز افق
لحظه ای چند بهم می نگریم
سایه میخندد و میبینم وای...
مادرم میخندد!... "مادر ای مادر خوب
این چه روحی است عظیم؟
وین چه عشقی است بزرگ؟
که پس از مرگ نگیری آرام؟

تن بیجان تو در سینه خاک
به نهالی که در این غمکده تنها ماندست
باز جان میبخشد!
قطره خونی که بجا مانده در آن پیکر سرد
سرو را تاب و توان می بخشد!

شب،هم آغوش سکوت
میرسد نرم ز راه
من از آن دشت خموش
باز رو کرده باین شهر پر از جوش و خروش
میروم خوش به سبکبالی باد
همه ذرات وجودم آزاد
همه ذرات وجودم فریاد
.
.
@به یاد مادرم که ناباورانه مرا در این دنیا هشت سال پیش تنها گذاشت

@in memory of my mother who passed away eight years ago
.
.
#مادر
#جمعه_آخرسال
Read more
«شهزاد» شهزادِ پشتِ پنجره‌ی قصرِ آهنی! آهنگِ دل‌برانه‌ی ممنوعه ساز کن من از دلِ یه جنگلِ تاریک ...
Media Removed
«شهزاد» شهزادِ پشتِ پنجره‌ی قصرِ آهنی! آهنگِ دل‌برانه‌ی ممنوعه ساز کن من از دلِ یه جنگلِ تاریک اومدم واسم طنابِ بافه‌ی موتو دراز کن من یه گلادیاتورِ پیرم که ضجه‌هاش عُمری دلیلِ کیفِ تماشاچیا شده فواره‌های خونشو تقدیس می‌کنن وقتی رَگش تو حادثه‌ی تیغ وا شده. شکلِ «مسیح» روی صلیبم ... «شهزاد»

شهزادِ پشتِ پنجره‌ی قصرِ آهنی!
آهنگِ دل‌برانه‌ی ممنوعه ساز کن
من از دلِ یه جنگلِ تاریک اومدم
واسم طنابِ بافه‌ی موتو دراز کن

من یه گلادیاتورِ پیرم که ضجه‌هاش
عُمری دلیلِ کیفِ تماشاچیا شده
فواره‌های خونشو تقدیس می‌کنن
وقتی رَگش تو حادثه‌ی تیغ وا شده.

شکلِ «مسیح» روی صلیبم که تک تکِ
حواریونِ کهنه‌شو انکار می‌کنه
مثلِ «هدایتی» که توی شامِ آخرش
پنبه تو گوشِ موشای دیوار می‌کنه

خستم از این کبوترِ منقاربسته که
یک عمره از رو شونه‌ی من پر نمی‌کشه
دستی که با تصورِ تو شعر رج زده
باید یه روزی دورِ کمرگاهت حلقه شه.

این برده‌ی فراریِ زانوشکسته رو
با گرگای گرسنه‌ی خون‌خوار تک نذار
با اون پرستویی که تو چشمات مخفیه
از نو بهارو یادِ تنِ یخ‌زده‌م بیار.

می‌خوام تمامِ شب تو نگاهت سفر کنم،
عطرِ تو رو نفس بکشم تا سحر بشه
از زندگی تو سایه‌ی باطوم خسته‌ام
این خستگی باید تو لباسِ تو در بشه.

این ببرِ زخمی تشنه‌ی دستِ نوازشه
چین و چروکِ چهره‌مو با بوسه‌هات بشور
می‌خوام جوون کنی منو تو چشمه‌ی تنت
از تختِ خوابمون ببرم تا یه جای دور

ایمان بیار به دستِ کسی که تو فصل سرد
روی بخارِ شیشه‌ها اسمِ تو رو نوشت
تنهاییِ عظیمتو احساس کرده بود
قویی رو دیده بود وسطِ اردکای زشت.

با من بیا تا اوجِ تپش‌های آخرم
شاید یه روزی عشقِ ما ضرب‌المثل بشه
ماهی سیاهِ زخمیِ از جنگ خسته‌ام
که خوش داره «صمد» توی رودِ عسل بشه.

از عکسمون تو آینه خجالت نمی‌کشم
حتا زمانی که تنمو چنگ می‌زنی.
با تو به لحظه‌ای بَدَوی غلت می‌خورم
شهزادِ پشتِ پنجره‌ی قصرِ آهنی.

یغما گلرویی
.
.

عکس مونا فاضلی
Read more
«شام آخر» شعر و صدای یغما گلرویی موسیقی: پیتر گابریل - آخرین وسوسه مسیح از البوم دکلمه ی شام آخر پیتزا به جای نون، پپسی جای شراب، بازم برام بریز! اين شام آخره عیسای ناصری، امشب خودِ منم، موهام کوتاه شدن، چشمم یکم تره تو مجدلیه‌ای، تو پالتوی سیاه، مثل یه صفحه از فیلم نامه‌ی بهشت هر شاعری ... «شام آخر»

شعر و صدای یغما گلرویی
موسیقی: پیتر گابریل - آخرین وسوسه مسیح
از البوم دکلمه ی شام آخر

پیتزا به جای نون، پپسی جای شراب،
بازم برام بریز! اين شام آخره
عیسای ناصری، امشب خودِ منم،
موهام کوتاه شدن، چشمم یکم تره

تو مجدلیه‌ای، تو پالتوی سیاه،
مثل یه صفحه از فیلم نامه‌ی بهشت
هر شاعری به تو برخورد و دلسپرد،
شب‌ها به جای شعر، انجیل می‌نوشت

اين شامِ آخره، فردا تنِ منو
رو تپه‌ی اوین، می‌بینی رو صلیب
راهِ بهشتم از چشم تو می‌گذره،
این دشتِ گندم و باغ بزرگِ سیب

اين صورتا کی‌ان، که دور میز شام،
سرگرمِ صحبتن، با اخم و زمزمه؟
تو حرفاشون دارن از مرگِ من می‌گن،
از فیلم اعتراف، حبس و محاکمه.

حواریون من، امشب همه منو
قبل از خروسخون انکار می‌کنن.
فردا یهودا رو واسه خیانتش
با شور و هلهله سردار می‌کنن.

حواریون من، تو فکرشون همه
سرگرمِ کشتنِ رؤیاهای منن.
حتا دیگه واسه، لو دادن تنم
بوسه نشونه نیست، بیسیم می‌زنن.

دستِ منو بگیر، اين شام آخره،
امکان معجزه یک بی‌نهایته.
اون‌قدر جرم من با من خودی شده
که سایه‌ی منم فکرِ خیانته.

کو تاجِ خارِ من؟ کو پیکر صلیب؟
پس تازیانه‌ها کی سوت می‌کشن؟
آماده‌ام! بگو گل‌میخای عذاب
کی غنچه می‌کنن رو دست و پای من؟

من خسته‌ام از این اورادِ بی‌هدف
من ذله‌ام از این ایمان بی‌امید،
از روزگاری که حتا خدا رو هم
باید تو ماشین ضدِ گلوله دید.

اين آخرین شب و غمگین‌ترین شبه،
چشمای ما مثِ لیوانمون پره.
معراج من هنوز، مثل گذشته‌ها
بوسیدن لبات توی آسانسوره.

دستِ منو بگیر! ختمِ ضیافته!
بیرون رستوران مرگم مقدره!
«زانو نمی‌زنم! سر خم نمی‌کنم!»
این فردا رو صلیب فریادِ آخره.
یغما گلرویی

از مجموعه ترانه ی «من رویایی دارم» / نگاه ۱۳۹۲

نسخه کامل این دکلمه را می توانید در کانال رسمی یغما گلرویی در تلگرام بشنوید:
https://telegram.me/yaghmagolrouee
Read more
"صد سال تنهایی" چشمای ناز و خواستنی داری، دل تُرد و شکستنی داری، واسه این بچه‌‌ی چهل ساله، روی ...
Media Removed
"صد سال تنهایی" چشمای ناز و خواستنی داری، دل تُرد و شکستنی داری، واسه این بچه‌‌ی چهل ساله، روی لب‌هات بستنی داری. شبیهِ عکسای تو بوردایی، شکلِ آرتیستای تو فیلمایی «اینگرید برگمَن‌«ترین عشقی، تو جهانِ «کازابلانکا»یی من یه گرگم با دستای آردی، تو مثِ ماه رو سرِ مردآب حبه انگورا ... "صد سال تنهایی"

چشمای ناز و خواستنی داری،
دل تُرد و شکستنی داری،
واسه این بچه‌‌ی چهل ساله،
روی لب‌هات بستنی داری.

شبیهِ عکسای تو بوردایی،
شکلِ آرتیستای تو فیلمایی
«اینگرید برگمَن‌«ترین عشقی،
تو جهانِ «کازابلانکا»یی

من یه گرگم با دستای آردی،
تو مثِ ماه رو سرِ مردآب
حبه انگورا رو قایم کردی
پشتِ پیراهنی به رنگِ شراب

توی عکسای دسته جمعی هم
مثل یه تک درختِ تنهایی
اما عاشق شدن برات جُرمه
توی این روزگارِ هرجایی

نفسم تنگ می‌شه دور از تو،
بیا تا موهاتو نفس بکشم!
چشم‌هامو ببند که تا صبح
رو بریل تنِ تو دس بکشم!

مارکِزاَم قبلِ مرگ همینو می‌گفت
دیگه «صد سال تنهایی» بسّه!
دل‌برک‌های غم‌زده ممنوع!
عشق‌های مقوایی بسّه!

دست من رو بگیر و هم‌پا باش،
من از این زندگی فرار می‌خوام
شوقِ رفتن سرِ قرار می‌خوام،
اس.ام.اس‌های بوسه‌دار می‌خوام.

خسته‌ام از تمام حرفایی
که نمی‌شد رو هیچ‌کدوم وایساد
از ستون‌های سُستِ روزنامه
که خبر از رو اونا می‌افتاد

خسته‌ام از جماعتِ معذور،
از همه وعده‌های دورادور،
از شبی که تو رو می‌خوام و به جات،
اس.ام.اس می‌زنه رییس جمهور!

روز و شب نقشه می‌کشن واسه‌م،
تا یه روزی شبیهِ نقش بشم
هی گلوی منو فشار می‌دن
که شاید نم‌نمک بنفش بشم

تو که باشی هوای من خوبه،
حتا تو نافِ سُربیِ تهرون
منو مثل یه بچه شیر بده،
فیلمو به اولاش برگردون

با تو هیچ دنیایی مجازی نیست،
چت به چت، خط به خط خرابم کن،
کتابِ شعر تازه‌ای واسه
دست‌فروشای انقلابم کن.

یغما گلرویی
Read more
<span class="emoji emoji1f4a2"></span>اثر برگزیده‌ی جشنواره ملی «وصف شهید» به مناسبت ۲۲ اسفند ماه روز بزرگداشت شهدا بــا اشک خویش، قبـــر ...
Media Removed
اثر برگزیده‌ی جشنواره ملی «وصف شهید» به مناسبت ۲۲ اسفند ماه روز بزرگداشت شهدا بــا اشک خویش، قبـــر تـــرا رنگ می‌زند این مادری که بوسه بر این سنـگ می‌زند مــادر نبــوده‌ای کـه بدانی چه می‌کشـد؟ از چه به روی صورت خود چنگ می‌زند مــادر نبـــوده‌ای کـــه بـدانـی غم پســــر آتـش بـه ... 💢اثر برگزیده‌ی جشنواره ملی «وصف شهید» به مناسبت ۲۲ اسفند ماه روز بزرگداشت شهدا

بــا اشک خویش، قبـــر تـــرا رنگ می‌زند
این مادری که بوسه بر این سنـگ می‌زند

مــادر نبــوده‌ای کـه بدانی چه می‌کشـد؟
از چه به روی صورت خود چنگ می‌زند

مــادر نبـــوده‌ای کـــه بـدانـی غم پســــر
آتـش بـه جـــــان مــــــادر دلتنـگ می‌زند

در استــوای هجــــر تو هـرچنـد سوختـه
امّـــا پـــر از غــرور دم از جـنـــگ می‌زند

با اشک‌هــای شعلــه ورش، دست بر دعـا
آتـش به هـــر چه فتنـه و نیــرنگ می‌زند

هــان ای شهیــــد! زنـده‌ی تــاریخ تا ابـد!
مـــرگــا بر آن کــه بــر ره تو اَنـگ می‌زند

در ایــن هــوای شــرجـیِ دور از تبـسّمت
کــم‌کــم تمــــــام آینـــه‌هــا زنــگ می‌زند

می‌خواستم قصیـده بگویم به وصف تو
دیـدم که پـــای قافیــــه‌هـا لنــگ می‌زند

#سجاد_شاکری
.
.
.
پ ن: سلام به همه عزیزان
خوشحالم که پایان یافتن ضبط کار جدید گروهمون رو که برای شهدای مدافع حرم هست، مصادف شد با روز بزرگداشت شهدا...
.
.
پ ن: ان شاءالله بعد از میکس و مستر کار در اختیار عزیزان قرار خواهد گرفت.
.
پ ن: نخواستم بگم ولی دیگه میگم...، منتظر دیدن نماهنگ کار هم باشید....
با کمک استاد عزیزم یوسف شعرانی و گروه مطاف مدیا
@u_pex_studio
.
پ ن: تشکر ویژه دارم از استاد حسن فولادی تیاترسین و موزیسین خوب و حرفه ای و بالاخص بسیار متواضع شهر مون بابت راهنمایی ها و کمک های بی دریغ شون به گروه #مشکات_بندر_دیر در تمامی اجراها بویژه در تولید این کار...
Read more
. سرما زده و سوزه و پاییز فراری در حسرتِ روزهای بهاری،بُق کرده قناری اجاقِ خونه می سوزه و سرده، ببین سرما چه کرده ای وای از اون روزی که گردونه به کامِ ما نگرده یخ بسته گُلِ گُلدونا ای داد طوفانِ طبیعت رو ببین کرده چه بیداد برگی دیگه نیست روی درختا سرماست فقط میونِ حرفا هرچی که بوده توی طبیعت قایم ... .
سرما زده و سوزه و پاییز فراری
در حسرتِ روزهای بهاری،بُق کرده قناری
اجاقِ خونه می سوزه و سرده، ببین سرما چه کرده
ای وای از اون روزی که گردونه به کامِ ما نگرده
یخ بسته گُلِ گُلدونا ای داد
طوفانِ طبیعت رو ببین کرده چه بیداد
برگی دیگه نیست روی درختا
سرماست فقط میونِ حرفا
هرچی که بوده توی طبیعت
قایم کرده یکی میونِ برفا
در حسرتِ روزهای بهاری، بُق کرده قناری
در حسرتِ روزهای بهاری، بُق کرده قناری
.
#چشمات #عاشقانه #عاشق #عاشقی #عاشقي #عشق #عشاق #همسر #همسرانه #همسرانه #بوسه #بوسه_عاشقانه #رفیق #قمیشی #سیاوش_قمیشی #یار #زیبایی #دنیا_عشق #مخاطب_خاص #محبت #دوست #دوستی #پاییز #عاشقانه_پاییزی #همکلاسی #زندگی #نفس
Read more
تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر کردید!!! ؟؟ یعنی55 سال دیگر همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ...
Media Removed
تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر کردید!!! ؟؟ یعنی55 سال دیگر همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ، و فرا رسیدن سال نو رو بهم تبریک میگن و ... اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و قاب عکسی را می بوسه و روش دست می کشه و میگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ !!! میدونید اون عکس کیه ؟ اون عکس من و شماست!!! ... تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر
کردید!!! ؟؟ یعنی55 سال دیگر

همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ، و فرا رسیدن سال نو رو بهم تبریک میگن و ... اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و قاب عکسی را می بوسه و روش دست می کشه و میگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ !!! میدونید اون عکس کیه ؟

اون عکس من و شماست!!! تبدیل شدیم به یک خاطره ... آنهم شاید اگر خیلی خوش شانس باشیم... این واقعیت روزگار من و توست... 😔😔 50 سال دیگر فقط یک خاطره ایم
تو یک قاب عکس خاک گرفته...
شاید هم نه عکسی و نه قابی ... همین و واقعا همین !!.... پس چرا حرص ؟؟ چرا دل شکوندن ؟؟
چرا تظاهر ؟؟ چرا چاپلوسی ؟؟ چرا دروغ ؟؟
چرا تعصبات بیهوده ؟؟
چرا ادعای جاهلانه ؟؟
چرا بی مهری ؟؟
چرا ....؟؟ بیاید مهربون باشیم ،
شاد باشیم ،
به مردممون بیشتر برسیم ،
کینه ها رو دور بریزیم ،
همین الان دلی بدست بیاوریم،

اون سالها چه بخواهیم چه نخواهیم بزودی فرا خواهند رسید... پس بهتره خاطره ای خوش و یادی از انسانی شایسته بجا گذاشته باشیم...💞💞💞💞💞
دكتر احمد حلت ( مدیر مسئول مجله موفقیت ) می گوید : 👈 با خواهرت 👉
شوخی کن، ماچش کن، بغلش کن، حمایتش کن واحترامش رو حفظ کن. 👈 داداشتو 👉
محکم بزن به سَر شونش وبگو مخلصیم ، هواشو داشته باش خصوصا وقتی تنهاست وکمک نیاز داره . 👈 مامانتو 👉
کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده، کیف کنه از داشتنت ، واسش هدیه بخر ، ازش بخواه دعات کنه ،وگاهی یواشکی پاهاشو ببوس 👈 باباتو 👉
بغل کن، چاییشو بده دستش، بگو برات از تجربه هاش بگه، بشین پای حرفش وخاطره هاش ،گاهی هم دستاش رو ببوس . 👈 دوستت 👉
اگه تنهاست، اگه غم داره تو دلش ،اگه مشکلی داره، تو هواشو داشته باش و تنهاش نذار... 👈 عشقت 👉
رو بغل کن بهش بگو چقدر دوستش داری، اگه از دستش دلگیری به این فکر کن که اون توی تمام آدمای دنیا تو رو برای عشق ورزیدن انتخاب کرده،
پس ببوسش ، ازش تشکر کن و بهش وفادار باش. 👌 باور کنیم 👌
روزی هــــــــــــــزار بار میمیره، کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست... هوایِ هم رو داشته باشیم ..
حتما بهـــــــــــتر میشه ...
شاید یه روز دیگه وقت نباشه ...
شاید ما نباشیم
شاید اون نباشه...
و دیدنش آرزومون بشه‌...
وقت کمه.

#زندگی_کوتاست !!!
Read more
تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوش‌بخته . جهانی که تو اون پول و نژاد ...
Media Removed
تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوش‌بخته . جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست . نه بمب هسته‌ای داره نه بمب‌افکن نه خمپاره دیگه هیچ بچه‌ای پاش و روی مین جا نمیذاره . همه آزاد آزادان همه بی‌درد بی‌دردن تو روزنامه نمی‌خونی ... تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوش‌بخته
.
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست
.
نه بمب هسته‌ای داره نه بمب‌افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه‌ای پاش و روی مین جا نمیذاره
.
همه آزاد آزادان همه بی‌درد بی‌دردن
تو روزنامه نمی‌خونی نهنگا خودکشی کردن
.
جهانی رو تصور کن بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و تابوت
.
جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی
.
تصور کن اگه حتا تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه
.
تصور جهانی رو که توش زندان یه افسانه‌س
تموم جنگای دنیا شدن مشمول آتش بس
.
کسی آقای عالم نیست برابر با همن مردم
دیگه سهم هر انسانه تن هر دونه‌ی گندم
.
بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا
.
#یغما_گلرویی
Read more
. تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوش‌بخته . جهانی که تو اون پول ...
Media Removed
. تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوش‌بخته . جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست . نه بمب هسته‌ای داره نه بمب‌افکن نه خمپاره دیگه هیچ بچه‌ای پاش و روی مین جا نمیذاره . همه آزاد آزادان همه بی‌درد بی‌دردن تو روزنامه ... .
تصور کن اگه حتا تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوش‌بخته
.
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست
.
نه بمب هسته‌ای داره نه بمب‌افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه‌ای پاش و روی مین جا نمیذاره
.
همه آزاد آزادان همه بی‌درد بی‌دردن
تو روزنامه نمی‌خونی نهنگا خودکشی کردن
.
جهانی رو تصور کن بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و تابوت
.
جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی
.
تصور کن اگه حتا تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه
.
تصور جهانی رو که توش زندان یه افسانه‌س
تموم جنگای دنیا شدن مشمول آتش بس
.
کسی آقای عالم نیست برابر با همن مردم
دیگه سهم هر انسانه تن هر دونه‌ی گندم
.
بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می‌تونی بشی تعبیر این رویا
__________________
#یغما_گلرویی
از کتاب #دهه_پنجاهی_ها
گزینشی از شعر محاوره و ترانه‌های متولدین دهه‌ی پنجاه
به کوشش: #عزیز_عباسی
Read more
اینم از سورپرایز دخترم امشب بعد از افطار دخترم هستی جان این نامه رو بهمراه یه ادامس داخل اتاقم تو ایستگاه ...
Media Removed
اینم از سورپرایز دخترم امشب بعد از افطار دخترم هستی جان این نامه رو بهمراه یه ادامس داخل اتاقم تو ایستگاه هدیه گذاشته که بعداز رفتنش دیدم. یکی از بهترین هدیه هایی که گرفتم ..... *************...... نقش پدر نیست فقط آب و نان مهر و محبت به کجا شد امان ؟ بوسه بزن بر رخ فرزند خویش نیست مروت که نوازش ... اینم از سورپرایز دخترم
امشب بعد از افطار دخترم هستی جان این نامه رو بهمراه یه ادامس داخل اتاقم تو ایستگاه هدیه گذاشته که بعداز رفتنش دیدم.
یکی از بهترین هدیه هایی که گرفتم ..... *************...... نقش پدر نیست فقط آب و نان
مهر و محبت به کجا شد امان ؟
بوسه بزن بر رخ فرزند خویش
نیست مروت که نوازش به ریش
اخم مکن ؛ خشم مگیر برعتاب
بوسه بزن روی گلت با گلاب
خشم وخشونت ندهد هیچ جواب
زنگ خطر است ؛ برایت جناب
گفت یکی خاطره ای بس عجیب
غافل فرزند مشو؛ ای حبیب
مهر و محبت همه احساس خویش
بر دل و جانش بنه ؛ امر کیش
Read more
From Iran 🇮🇷 #amirazizilove 🤗 1/1/97 (happy New Year) هیتلر موسلینی استالین ناپلئون همه احمق بودند! کدام مرد عاقلی بجای بافتن موی معشوقه اش عمرش را صرف جنگ میکند ﺑﻴﺎ ﺩﺭ ﻻﺑﻼﻱ ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﻛﺘﺎﺏ ﻧﻤﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪ… براتون سالی بدون جنگ ،حادثه، ... From Iran 🇮🇷
#amirazizilove 🌷🤗 1/1/97 (happy New Year)

هیتلر موسلینی استالین ناپلئون همه احمق بودند!

کدام مرد عاقلی بجای بافتن موی معشوقه اش عمرش را صرف جنگ میکند ﺑﻴﺎ ﺩﺭ ﻻﺑﻼﻱ ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﻛﺘﺎﺏ ﻧﻤﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪ…

براتون سالی بدون جنگ ،حادثه، اتفاق بد و سالی پر از شادی ، بوسه و عشق و شادی آرزو می کنم😘
#poetry #poet #poem #instapoetry #lovely #words #writer #writing #follow #متن #عاشقانه #زیبا #نوشته‎ #military_love #سال_نو_مبارک #iran

بیایید برای هم دعا کنیم
دعا کنیم برای جاودانگی مهر مادر
همیشه سبز ماندن نگاه خسته ی پدر...
سلامتی همسر و خواهر و برادر و فرزند
برای دل دوستانمان دعای روشنی کنیم...
دعا کنیم برای قلب مهربان همسایه...
دعا کنیم برای تمام بیمارانی که چشم به خدای الشافی دوخته اند.
دعا کنیم برای تمام آنانی که سفره خالیشان را به حرمت مهربانی خدایشان شکر میگویند!
دعا کنیم برای دل کودکانی که جای خالی پدر گوشه سفره هفت سینشان به چشم میخورد اما لبخند میزنند برای دل مادر و به پاس شکر خدایشان.
دعا کنیم هیچ پدر و مادری در این شب عید شرمنده نگاه اشک آلود فرزندش نشود
و دعا کنیم برای تمام کسانی که این روزها زیر بار جنگ و بی عدالتی ها هنوز لبخند میزنند به امید لطف خدایشان
و بعد...
دعا کنیم برای دلمان تا همیشه آبی بماند و لبریز از عشق به دیگران!
یادمان نرود دنیا در گذر است جایی برای شستشوی دلمان از تمام غصه ها و کدروت ها پیدا کنیم... گاهی چه زود دیر میشود... امیدوارم نوروزی که پیش رو دارید....آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی.
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست و برخی دوستدار.
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد

امیدوارم اگر جوان هستی ، خیلی به تعجیل ،
رسیده نشوی. و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی .
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد .
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی، هر چند خرد بوده باشد ،
و با روییدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی" این مال من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است

و در پایان اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی.
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی. که اگر فردا خسته باشید ،
یا پس فردا شادمان ، باز هم از عشق
Read more
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود در ...
Media Removed
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود هرکس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند من نشئه ی زخمی که یک شهر خمارش ماند یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست ای بر پدرت دنیا آن باغ ... لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد
آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد
آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود
هرکس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند
من نشئه ی زخمی که یک شهر خمارش ماند
یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست
دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست
ای بر پدرت دنیا آن باغ جوانم کو
دریاچه ی آرامم کوه هیجانم کو
بر آینه ی خانه جای کف دستم نیست
آن پنجره ای را که با توپ شکستم نیست
پشتم به پدر گرم و دنیا خود ِ مادر بود
تنها خطر ممکن اطراف سماور بود
از معرکه ها دور و در مهلکه ها ایمن
یک ذهن هزار آیا از چیستی آبستن
یک هستی سردستی در بود و عدم بودم
گور پدر دنیا مشغول خودم بودم
هر طور دلم میخواست آینده جلو میرفت
هر شعبده ای دستش رو میشد و لو میرفت
صد مرتبه میکشتند یکبار نمیمردم
حالم که بهم میریخت جز حرص نمیخوردم
آینده ی خیلی دور ماضی بعیدی بود
پشت در آرامش طوفان شدیدی بود
آن خاطره های خشک در متن عطش مانده
آن نیمه ی پُر رنگم در کودکی اش مانده
اما منه امروزی کابوس پُر از خواب است
تکلیف شب و روزم با دکتر اعصاب است
نفرین کدام احساس خون کرد جهانم را
با جهد چه جادویی بستند دهانم را
من مرد شدم وقتی زن از بدنش سر رفت
وقتی دو بغل مهتاب از پیرهنش سر رفت
اندازه ی اندوهم اندازه ی دفتر نیست
شرح دو جهان خواهش در شعر میسر نیست
یک چشم پُر از اشک و چشم دگرم خون است
وضعیت امروزم آینده ی مجنون است
سر باز نکن ای اشک از جاذبه دوری کن
ای بغض پُر از عصیان این بار صبوری کن
من اشک نخواهم ریخت این بغض خدادادی ست
عادت به خودم دارم افسردگی ام عادی ست
پس عشق به حرف آمد ساعت دهنش را بست
تقویم به دست خویش بند کفنش را بست
او مُرده ی کشتن بود ابزار فراهم کرد
هوای هزاران سیب قصد منه آدم کرد
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد
آن بوسه ما میکشت لب منهدمم میکرد
آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود
تنها سر من بین این ولوله پایین است
با من همه غمگینن تا طالع من این است
در پیچ و خم گله یکبار تو را دیدم
بین دو خیابان گُرگ هی چشم چرانیدم
محض دو قدم با تو از مدرسه در رفتم
چشمت به عروسک بود تا جیب پدر رفتم
این خاصیت عشق است باید بلدت باشم
سخت است ولی باید در جذر و مدت باشم
هرچند که بی لنگر هرچند که بی فانوس
حکم آنچه تو فرمایی ای خانوم اقیانوس
کشتی و گذر کردی دستان دعا پشتت
بر گود گلویم ماند جا پای هر انگشتت
از قافله جا ماندم تا همقدمت باشم
تا در طبق تقسیم راضی به کمت باشم
Tagesh kon ❤️
Read more
. #یا_عباس_علیه_السلام . تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه زره‌ات ...
Media Removed
. #یا_عباس_علیه_السلام . تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه زره‌ات را به رویِ سینه کمی محکم کُن تا ببینند که احرامِ علی یعنی چه کوهها را بشکن  تا که بفهمد دشمن معنیِ ضربه‌یِ آرامِ علی یعنی چه تیغ بردار که بازویِ علی داری تو وقتِ طوفان شده هوهویِ علی داری  تو مانده ... .
#یا_عباس_علیه_السلام
.
تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه
کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه
زره‌ات را به رویِ سینه کمی محکم کُن
تا ببینند که احرامِ علی یعنی چه
کوهها را بشکن  تا که بفهمد دشمن
معنیِ ضربه‌یِ آرامِ علی یعنی چه
تیغ بردار که بازویِ علی داری تو
وقتِ طوفان شده هوهویِ علی داری  تو
مانده در خاطره‌یِ رزم ، خطر یعنی تو
همه گفتند یک کوه ، جگر یعنی تو
از مسلمان شدگانِ درِ خیبر بشنو
مرگ تو صاعقه تو تیغِ دوسَر یعنی تو
خاطرات اُحُد انگار که تکرارِ تو بود
ها علی بَشَر کَیفَ بشر یعنی تو
نفَس اُم بنین شاه‌یلِ زهرایی
تو‌ پسر خوانده‌ی روزِ ازلِ زهرایی
آی ای عشق بخوان جانِ نجف عباس است
آفتابِ لبِ ایوانِ نجف عباس است
به عقیقِ یمنش گرچه تراشید حسین
نقشِ فیروزه‌ی سلطان نجف عباس است
بعدِ او کعبه‌ی پیران حرم هست حبیب
بعدِ تو قبله‌ی مردانِ نجف عباس است
هرکه شوقِ تو چشد حسرت محشر نکشد
ای خدا هیچ کسی داغِ برادر نکشد
دختری گفت به زینب که بگو برگردد
عمه با مَشک بگو زود عمو برگردد
گفت تا بوسه بگیری زِ علی می‌آید
بوسه زد جایِ عمو زیر گلو برگردد
گفت در پیشِ رُباب آمدنش گردنِ من
قول داده که برای لب او برگردد
حیف شد حیف که او آنچه که می‌خواست نشد
 تا که او خورد زمین پشتِ حرم راست نشد
ای مفاتیحِ حرم باز عَلَم را بردار
باز بر دوشِ خودت بارِ حرم را بردار
تو تکانی بخوری تا خودِ کوفه بروند
نگرانم چه کنم یک دو قدم را بردار
تکیه کردم به عَلَم باز نشد برخیزم
خیز از خاک برادر کمرم را بردار
آه در چشمِ تو خونِ جگرت را دیدم
تو زمین خوردی و من پشتِ سرت را دیدم
تیغ می‌خواست که بازویِ تو را بردارد
نیزه می‌خواست که گیسوی تو را بردارد
ای به رو خورده زمین از رویِ تیر و شمشیر
مادرم آمده تا رویِ تو را بردارد
این سه‌شعبه فقط ای کاش که چشمت می‌بُرد
حرمله زد که دو اَبروی تو را بردارد
آتشی بر جگرِ قافله انداخته‌اند
بینِ اَبروی تو بد فاصله انداخته‌اند
.
#علمدار
.
Read more
. آن‌قدر خوابت را دیده‌ام که واقعیتت را از دست داده‌ای آیا هنوز نرسیده وقت آن که در آغوشت کشم؟ و ...
Media Removed
. آن‌قدر خوابت را دیده‌ام که واقعیتت را از دست داده‌ای آیا هنوز نرسیده وقت آن که در آغوشت کشم؟ و بر آن لب‌ها، بوسه زنم میلادِ صدای دلنشینت را؟ . آن‌قدر خوابت را دیده‌ام که بازوانم عادت کرده‌اند سایه‌ات را در آغوش کشند و یکدیگر را بیابند، بی‌آن‌که گردِ تنت پیچیده‌ باشند اگر با واقعیتِ ... .
آن‌قدر خوابت را دیده‌ام
که واقعیتت را از دست داده‌ای
آیا هنوز نرسیده وقت آن که
در آغوشت کشم؟
و بر آن لب‌ها، بوسه زنم میلادِ صدای دلنشینت را؟
.
آن‌قدر خوابت را دیده‌ام
که بازوانم عادت کرده‌اند
سایه‌ات را در آغوش کشند
و یکدیگر را بیابند، بی‌آن‌که گردِ تنت پیچیده‌ باشند
اگر با واقعیتِ تو که روزها و سال‌هاست
که تسخیرم کرده‌ای، روبرو شوم،
بی‌تردید به سایه‌ای بدل خواهم شد
آه! ای توازن احساسات!
‌.
آن‌قدر خوابت را دیده‌ام
که بی‌شک فرصتی نمانده‌ تا بیدار شوم
ایستاده می‌خوابم، تمام‌قد رو به زندگی
رو به عشق و رو به سوی تو
تنها تو را می‌بینم
آن‌قدر در رویاهایم پیشانی و لب‌هایت را لمس کرده‌ام
که لمس واقعی‌شان، خیالی‌تر است
‌.
آن قدر خوابت را دیده‌ام،
با تو راه رفته‌ام، حرف زده‌ام در رویا
با سایه‌ی تو خوابیده‌ام
که دیگر از من چیزی نمانده ‌است به جا
و سایه‌ای شده‌ام
در میان اشباح و سایه‌ها
سایه‌ای که با سُرور گام می‌گذارد
بارها و بارها
روی عقربه‌ی خورشیدی ِ ساعت زندگیِ تو
Read more
. کشانده سوی حرم آنکه قلب آهو را به یک اشاره بر او بسته غیر این سو را . هوای مشهد از آن رو به گریه میچسبد که ...
Media Removed
. کشانده سوی حرم آنکه قلب آهو را به یک اشاره بر او بسته غیر این سو را . هوای مشهد از آن رو به گریه میچسبد که باد کرده پریشان قرار گیسو را . چه هشت رکعت نابی شود نماز عشق اشاره روی اشاره که قوس ابرو را . چه قبله ای چه خدایی خوش است حال دل همینکه لب زده دائم شراب یاهو را . فدای حضرت سلطان شوم که درگاهش اسیر ... . کشانده سوی حرم آنکه قلب آهو را
به یک اشاره بر او بسته غیر این سو را
.
هوای مشهد از آن رو به گریه میچسبد
که باد کرده پریشان قرار گیسو را
.
چه هشت رکعت نابی شود نماز عشق
اشاره روی اشاره که قوس ابرو را
.
چه قبله ای چه خدایی خوش است حال دل
همینکه لب زده دائم شراب یاهو را
.
فدای حضرت سلطان شوم که درگاهش
اسیر خود بنموده حدیث مینو را
.
فمن یمت یرنی شرح آن سه میعاد است
همینکه دیده ببیند نگار دلجو را
.
به شوق بوسه به پایش لحد گشاید دل
مگر که سجده کند آن جمال مه رو را
.
به لطف مادر عطا کرده ضامن آهو
به طره این غزل ناب و شعر نیکو را
.
هرچه_میخواهد_دل_تنگت_بگو
ای_حرمت_ملجا_درماندگان💙
.
#خدا #الله #الحمدلله #يارب #عراق #کربلا #نجف #یاحسین
#یازینب #بین_الحرمین #iraq #مشهد_المقدسة #مشهد_الرضا
#iran #مشهد #امام_رضا #عشق #شعر
#شيعة #صلوات #ایران #هنر #تصوير #تصويري #صورة #allah #islam #quran #mashhad #karbala
Read more
 #عشقتوتگ_کن<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f48f"></span><span class="emoji emoji1f491"></span> . #رفیقتوتگ_کن👭👬<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> . .عاشق باشی، اما عاشقی کردن بلد نباشی، باختی براش بمیری ...
Media Removed
#عشقتوتگ_کن . #رفیقتوتگ_کن👭👬 . .عاشق باشی، اما عاشقی کردن بلد نباشی، باختی براش بمیری و روزی چند بار پشت گوشی آروم نگی هی ببین من میمیرم برات، باختی احساسِ مالکیت داشته باشی اما هی یادش نیاری و نگی مالِ خودمی، از دستش دادی من هنوز خودمم نمیدونم زنا تو زندگی دنبالِ چی‌ان و با چی میشه ... #عشقتوتگ_کن😍💏💑 .
#رفیقتوتگ_کن👭👬😍😍🙏🌸 .
.عاشق باشی، اما عاشقی کردن بلد نباشی، باختی
براش بمیری و روزی چند بار پشت گوشی آروم نگی هی ببین من میمیرم برات، باختی
احساسِ مالکیت داشته باشی اما هی یادش نیاری و نگی مالِ خودمی، از دستش دادی
من هنوز خودمم نمیدونم زنا تو زندگی دنبالِ چی‌ان و با چی میشه پابندشون کرد
اما میدونم زنی که هی با بوسه‌های بی‌هوا غافلگیر بشه و گل و کادوی بی‌مناسبت بگیره و بی‌بهانه هی لم بده تو آغوشِ مردش و حرفای عاشقانه ازش بشنفه، اونقد احساسِ خوشبختی میکنه که دلش دور نشه هرگز از مردی که کنارشه
میگم اگه عاشقشی و میخوای عاشقش کنی، بریز دور هرچی داری و نداریو
هی باهاش حرف بزن، زبون بریز، به کسی نگو من گفتم ولی مخشو بزن، زنا عاشق اینن که مخشونو بزنی، هی زبون بریزی هی بگی دوستت دارم دورت بگردم هی تاکید کنی که تو قشنگ‌ترین زن دنیایی
ببین منو ... اینا رو نگی باختی!
بی‌هوا دستتو دورش حلقه نکنی و گردنشو نبوسی و سربه‌سرش نذاری،
هی براش آواز نخونی و از عشق نگی و نبریش قدم زدن و دور دور،
هی از زیباییش تعریف نکنی و نگی رنگ رژت قلبمو تا مرز سکته برد،
هی بی‌هوا دستتو نکنی لای موهاش و براش نبافی و وا نکنی و نگی موهات عطر اقاقی داره،
از دستش میدی ... سرد میشه ... یخ میکنه ... میذاره میره
تو اصن دنیا رو بریز به پاش ولی این دوستت دارمِ لاکردارو نگو،
اصن برو براش دنیا رو به هم بریز ولی سفت بغلش نکن نگو تو مال خودمی فهمیدی؟
فایده‌ش چیه؟ دلش تو زندگی به چی گرم شه؟ از چی سرخوش بشه و تو دلش چراغونی شه؟
زنا رو باید رو سرت حلوا حلوا کنی تا عاشقت بشن! نه که تو دلت قربون صدقه‌شون بری ... نه
باید به زبون بیاری حستو! باید با هر جمله‌ای که بلدی حواسشونو پرت کنی از هرچی و هرکی غیرِ خودت
من میگم زنو نباید به حالِ خودش گذاشت
یه زن مراقبت و توجه و عشق میخواد تو رابطه
زنِ عاشق اعتیادِ عجیبی داره به شنیدنِ عاشقانه‌ها و وقت و بی‌وقت بوسیده‌شدنا و تو بغل گیر افتادنا
اینا بهش نرسه عصبی میشه
قاطی میکنه
کم کم از سرش میفتی و ترکت میکنه
ببین منو ... عشق عاشقی کردن میخواد
عاشقی نکنی باختی
چه فرقی داره چقد عاشقشی وقتی از عشق چیزی رو نمیکنی واسش؟
.
.
👑 #میکائیل💕
.
👭 #دوستانتونو_تگ_کنید❤
.
. 📱@mikilove351 📷
Read more
. هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو با کی حریف بوده‌ای ...
Media Removed
. هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو با کی حریف بوده‌ای بوسه ز کی ربوده‌ای زلف که را گشوده‌ای حلقه به حلقه مو به مو نی تو حریف کی کنی ای همه چشم و روشنی خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو ای دل همچو شیشه‌ام خورده ... .
هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو

مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو

با کی حریف بوده‌ای بوسه ز کی ربوده‌ای

زلف که را گشوده‌ای حلقه به حلقه مو به مو

نی تو حریف کی کنی ای همه چشم و روشنی

خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو

راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو

ای دل همچو شیشه‌ام خورده میت کدو کدو

راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن

چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو

در طلبم خیال تو دوش میان انجمن

می‌نشناخت بنده را می‌نگریست رو به رو

چون بشناخت بنده را بنده کژرونده را

گفت بیا به خانه هی چند روی تو سو به سو

عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر

همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو

گفتمش ای رسول جان ای سبب نزول جان

ز آنک تو خورده‌ای بده چند عتاب و گفت و گو

گفت شراره‌ای از آن گر ببری سوی دهان

حلق و دهان بسوزدت بانگ زنی گلو گلو

لقمه هر خورنده را درخور او دهد خدا

آنچ گلو بگیردت حرص مکن مجو مجو

گفتم کو شراب جان ای دل و جان فدای آن

من نه‌ام از شتردلان تا برمم به های و هو

حلق و گلوبریده با کو برمد از این ابا

هر کی بلنگد او از این هست مرا عدو عدو

دست کز آن تهی بود گر چه شهنشهی بود

دست بریده‌ای بود مانده به دیر بر سمو

خامش باش و معتمد محرم راز نیک و بد

آنک نیازمودیش راز مگو به پیش او
.
.
پ.ن: در طلبم خیال تو دوش میان انجمن

می‌نشناخت بنده را می‌نگریست رو به رو
پ.ن: حافظیه را به خاطر بسپار
.
#به_سوی_جنوب
#مولانا
#رفیق
#شیراز
#سفر
#هیچهایک
#Due_South
#shiraz
#journey
#hitchhike
#friends
Read more
آرزو می کنم این هفته را خودت باشی و باشی؛ چشمت به روزهایی که گذشت نمانده باشد دلشوره روزهای پیش رو ...
Media Removed
آرزو می کنم این هفته را خودت باشی و باشی؛ چشمت به روزهایی که گذشت نمانده باشد دلشوره روزهای پیش رو را نداشته باشی... آرزو می کنم این یک هفته را شبیه آنهایی زندگی کنی که از تمام عمر همین چند روز برایشان مانده پر از دوستت دارم های نگفته آغوش های دریغ کرده راه های نرفته خنده های بی دلیل اشتیاق بی ... آرزو می کنم این هفته را خودت باشی
و باشی؛
چشمت به روزهایی که گذشت نمانده باشد
دلشوره روزهای پیش رو را نداشته باشی...
آرزو می کنم این یک هفته را شبیه آنهایی زندگی کنی که از تمام عمر همین چند روز برایشان مانده
پر از دوستت دارم های نگفته
آغوش های دریغ کرده
راه های نرفته
خنده های بی دلیل
اشتیاق بی حد...
آرزو می کنم زندگی را محکم بغل کنی
بوسه بباری به لحظه هایش
و از اینهمه قدر دانی شگفت زده اش کنی...
آرزو می کنم دلگرم خودت باشی آنقدر که یخِ دلگیری ها و دلسردی های پیرامونت را ذوب کنی...
آرزو می کنم این یک هفته را با قدم هایت، با دست هایت، با کلماتت خدا را مناجات کنی
و آنگونه منتشر شوی در سراسر هستی که انگار یک عمر زیسته ای...
آرزو می کنم این یک هفته برایت بارها و بارها تکرار شود اما تکراری نه
آمین
#پریسا_زابلی_پور
.
.
سلام دوست جونیا✋خوبین،خوشین چه میکنید با پاییز برگ ریز سرد و گرم😊صدای منو ازآخرین روزای انفولانزای بی....ور که دمار از روزگارم در آورده میشنوید الهی بلا ازتون به دور باشه یعنی به عمرم این شکلی سرما نخورده بودم یعنی از تاکتیکا و تکنیکای غافلگیر کننده این ویروس ای جدید در عجبم😷مواظب خودتون مهربونیاتون و سلامتیتون باشید❤
.
پ.ن:ایشون #هویج_پلو #هستن بسی #خوشمزه و #لذیذ اما از گالری فکر نکنید این چند روز تونسته باشم از این خوشمزه ها بپزم یا بخورم فقط #سوپ #آش #نون_پنیر.والسلام
Read more
باغ _________<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f343"></span>_________ The garden of your memories . تو مپندار که شکسته دل من، نه گل من ‎دل ...
Media Removed
باغ __________________ The garden of your memories . تو مپندار که شکسته دل من، نه گل من ‎دل من شیشه شده، خرد شده، ای دل من ٠ عطر مریم که بپیچید به میان همه ی حجم اتاق برده است جان من خسته به یادش، ته باغ ٠ ته باغی که تو بودی و من و سرو بلند پای آن سرو بلند بوسه بدادی دلبند ٠ دل من بند بشد در عقب ... باغ
_________🍃🍂🍃_________
The garden of your memories
.
تو مپندار که شکسته دل من، نه گل من
‎دل من شیشه شده، خرد شده، ای دل من
٠
عطر مریم که بپیچید به میان همه ی حجم اتاق
برده است جان من خسته به یادش، ته باغ
٠
ته باغی که تو بودی و من و سرو بلند
پای آن سرو بلند بوسه بدادی دلبند
٠
دل من بند بشد در عقب نرمیه دستای تو باز
تو که باز کردی غنچه ی لبخندت را ناز
٠
دست خود جا بنهادم به میان خرمن مریم تو
بو گرفته بعد از آن دست من از عطر تن تو
٠
سینه ای مرمر و یک دل پر تب از عطشت
بوسه دادی به لبم، وای گرفتم رطبت
٠
آری آری لحظه لحظه من بگویم ز تو اى جان
که شده قلب من از تو يكهو به هیجان
٠
جان من با که بگویم ز دلم آخر هیچ
نه تو مانی نزد من و نه دیگر هیچ
٠
گفتگوی من و همصحبتی من با تو
ته شبهای قشنگی که بشد صبح با تو
٠
حال این سرگشته ی پر گیجی و پر از درد در سر
نه تو دانی و نه دیگر هيچکس، حتی دلبر
٠
تو به شوق بیت بیت منی و من به شوق تو غزل گوی تو ام
گر نبینم من تو را خشک و شهید کشته ی کوی تو ام
٠
چه نشانی بدهم از خود و از حال خراب
دل بیتابی که عقبش دیده بیافتاده به تاب
٠
تاب ابروی تو و تاب دل پر تپشم، از همه ی برق شما
برق چشمان تو و کشته ی در راه شما
٠
گفته ام باز همه چی را، لا به لای کلمات
تو خودت رو و بفهم آن همه ناز و حرکات
.
_________🍃🍂🍃_________
Read more
. . آرزو كن كه آن اتفاق قشنگ بیفتد؛ رویا ببارد دختران برقصند قند باشد بوسه باشد خدا بخندد به ...
Media Removed
. . آرزو كن كه آن اتفاق قشنگ بیفتد؛ رویا ببارد دختران برقصند قند باشد بوسه باشد خدا بخندد به خاطر ما ما كه كارى نكرده ایم...! #سید_علی_صالحی ___ روزتون مبارک دختراااا ___ #پیراشکی_گوشت: شیر نصف پیمانه روغن(ترجیحا زیتون ) نصف پیمانه تخم مرغ ۱ عدد خمیر مایه نصف قاشق غذاخوری ... .
.
آرزو كن كه آن اتفاق قشنگ بیفتد؛
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
ما كه كارى نكرده ایم...! #سید_علی_صالحی
___

روزتون مبارک دختراااا❤❤❤❤
___

#پیراشکی_گوشت:

شیر نصف پیمانه
روغن(ترجیحا زیتون ) نصف پیمانه
تخم مرغ ۱ عدد
خمیر مایه نصف قاشق غذاخوری
شکر ۱ قاشق چایخوری
آرد تا جایی که به دست نچسبه حدود ۳ الی ۴ لیوان معمولا .‌‌.‌. شیر رو کمی گرم میکنیم، ‌ولرم بشه اصلا داغ نشه ، خمیر مایه و شکر رو اضافه کرده هم میزنیم روشو میپوشونیم حدود ده دقیقه تا عمل بیاد ( از نمک به جای شکر استفاده نکنید، آب یا شیر اصلا داغ نباشه، خمیر مایه تازه باشه روی کیفیت کار تاثیر میزاره ) ، تخم مرغ و روغن رو باهم مخلوط کرده شیر و خمیر مایه رو هم اضافه کرده و به تدریج آرد الک شده رو اضافه میکنیم، تا جایی خمیر لطیفی به دست بیاد و به دست نچسبه ، خمیر رو حسابی ورز بدید تا لطیف بشه آرد بیشتر اضافه نکنید که خمیر سفت و خشک میشه ، آماده که شد داخل ظرفی رو کمی چرب کنید خمیر رو داخلش بزارید و روشو با حوله نمدار بپوشونید و حدود ۱ ساعت میزاریم تا عمل بیاد، الان هوا گرمه مراقب باشید خمیر بوی ترشی نگیره، بعد که خمیر دو برابر شد و ور اومد پفش رو میگیریم، سطح کار رو آرد پاشی میکنیم و خمیر رو با وردنه یا دست حدود ۲ میل باز میکنیم از مواد داخلش میزاریم و میپیچیم، باز ۱۵ دقیقه دیگه میزاریم استراحت کنه و بعد یا سرخ کنید یا با زرده و کمی شیر و زعفران رومال کنید و داخل فر بزارید، دمای ۱۸۰ درجه حدود نیم ساعت...
مواد داخلش هم کاملا دلخواهه، من پیاز رنده شده رو تفت دادم ،گوشت رو اضافه کردم گذاشتم تا کاملا آبش کشیده شد، زردچوبه، نمک ،‌ فلفل سیاه و قرمز، ‌آویشن اضافه کردم، بعد قارچ و فلفل دلمه ای و یه دونه گوجه رنده شده یا یه قاشق رب اضافه کرده و گذاشتم جا بیفته ،‌پنیر پیتزا هم میتونید استفاده کنید ...
این خمیر برای انواع غذاها و شیرینی ها کاربرد داره ، فقط برای شیرینی باید حدود ۵ قاشق شکر پودر شده اضافه کنید...
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span> آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد! . مثلا روی پله های خاک گرفته ی یکی از این سالن های قدیمی ...
Media Removed
آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد! . مثلا روی پله های خاک گرفته ی یکی از این سالن های قدیمی #تئاتر ، نیمکت های چوبی قهوه ای رنگ بالکن یک #کافه در خیابان #سهروردی ، رو به روی ویترین مغازه ای در خیابان کریمخان ، کلاس دانشکده و میدانی که آخرین بوسه هایش را کرده! ... بوسه ی خداحافظی ... . شهرکی ... 🍃
آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد!
.
مثلا روی پله های خاک گرفته ی یکی از این سالن های قدیمی #تئاتر ، نیمکت های چوبی قهوه ای رنگ بالکن یک #کافه در خیابان #سهروردی ، رو به روی ویترین مغازه ای در خیابان کریمخان ، کلاس دانشکده و میدانی که آخرین بوسه هایش را کرده! ... بوسه ی خداحافظی ...
.
شهرکی که از بدو تولد تا بیست و هشت سالگی اش را در آن بزرگ شده ؛ پلکان سالن نم زده ی سالن تئاتری که مردی بی هیچ تقلایی او ‌را #عاشق کرده
بعد از آن هر وقت که از آنجا می گذرد با دیدن ِ خود تنهای خسته اش دهانش #تلخ می شود و بغض از گلویش بالا می آید.
.
آدم، یک وقت هایی، یک جاهایی، خودش را جا می گذارد .
.
آن نیمه از خودش را که در مقابل #فراموشی مقاومت می کند، می اندازد همان گوشه کنار و برای همیشه می رود ...

حالا اما ، همین او فراموش شده ترین است
در پس #درد و درد و درد ....
.
📍Vahdat Hall
📷Photo by @hoseinhajibabaei
👗 by @dionart.ir

#photoaxgram #pic #photo #streetstyle #i_own_myself #black #خيابان #street #ax_matn #استايل #girls #ourlook #style #tehran #iran #smile #خنده #لبخند #happy #behappy #lonley
Read more
"آن کارِ دیگر کردن" آقای محمدعلی بهمنی رییس شورای سانسور دفتر موسیقی، در مصاحبه ای "عریانی" و وجودِ ...
Media Removed
"آن کارِ دیگر کردن" آقای محمدعلی بهمنی رییس شورای سانسور دفتر موسیقی، در مصاحبه ای "عریانی" و وجودِ کلمه ی ممنوع "آغوش" را دلیل یک سال مجوز نگرفتن آلبوم محسن چاوشی عنوان کردند و فردایش حرفهاشان را که فایل صوتی اش موجود است و عریانی دراین آلبوم - و نه لیست کلمات ممنوعه- را تکذیب کردند. می گویند لیست ... "آن کارِ دیگر کردن"

آقای محمدعلی بهمنی رییس شورای سانسور دفتر موسیقی، در مصاحبه ای "عریانی" و وجودِ کلمه ی ممنوع "آغوش" را دلیل یک سال مجوز نگرفتن آلبوم محسن چاوشی عنوان کردند و فردایش حرفهاشان را که فایل صوتی اش موجود است و عریانی دراین آلبوم - و نه لیست کلمات ممنوعه- را تکذیب کردند. می گویند لیست ممنوعه ها را ارشاد نوشته و استاد مامورند و معذور و مجبور به اعمال سانسور. نه انگار خودشان ارشادند. تازه ما آغوشِ مادرانه و کودکانه هم داریم و کسی با شنیدنِ کلمه ی "آغوش" به عریانی می رسد که دچار بیماری جنسی باشد! شاید صاحبکار ایشان از این دسته است اما تشخیص نوع آغوش و امضای نهایی اش با آقای بهمنی ست! با هم فرازهایی از ترانه هایشان را مرور می کنیم با طرح این سوال ساده: آیا ترانه های خود استاد که مدتهاست مشغول ذبح ترانه و جلوگیری از ترویج ابتذالند چیزی آنورتر از عریانی را تبلیغ نمی کنند؟ آیا این - به قول حافظ - همان "کارِ دیگر کردنِ" واعظِ بر منبر نشسته نیست؟

لبت روی لبم تنگِ شراب شد،
برای بوسه هات دلِ من آب شد
لب که دادی ستاره ها می دیدن،
یدفعه سقف آسمون خراب شد

خورشید اگه لب رو لبام بذاره،
گرمی لبهای تو رو نداره
جواب بوسه رو با بوسه دادی
کاشکی می شد جواب بدی دوباره

نمکِ لبات لبامو بگیره
اگه عشق تو در دلِ من بمیره / دینامیک 💋 از تنگ -نه لااقل جام - شراب شدنِ لبِ احتمالن تزریقی طرف و آب شدن دل راوی و دید زدن ستارگان که بگذریم آن جواب بوسه را با بوسه دادن باید چیزی شبیه جلسات پرسش و پاسخ بوده باشد که لبِ راوی را نمکگیر کرده!

هم لبهای تو خوشگله هم چشات قشنگه،
دلم عاشق کدوم شه؟ / عهدیه 💋 مسئله ترانه چیزی در حد بودن یا نبودن است و دستپاچگی راوی در انتخابِ عضو مورد عشق یادآور شعر ایرج میرزا که: چنان از هول گشتم دستپاچه / که دستم رفت از پاچین به پاچه.

دیگه توی این خونه دلم تنگ اومد
برو درو وا کن صدای زنگ اومد
چقده خوبه وقتی که در وا بشه
گلِ روی اون خوشگله پیدا بشه / ایرج 💋 با این پیش درآمد، خدا به "اون خوشگله" بعد از پیدا شدنِ گلِ رویش رحم کند!

نیر دیگه بسه بیا یه بار وفا کن
نیر یا جونمو بستون یا دردم دوا کن
نیر دل من عزا گرفته بیا نیر
دل باز بونه ی تو رو گرفته بیا نیر
تیلیفون میزنم جواب نمی دی
کسی رو مثل من عذاب نمی دی / جمال وفایی 💋 برای آگاهی از سرنوشت "نیرِ"نگونبخت بعد از جواب دادنِ تیلیفون و آمدن شما را به "خوشگله"ی ترانه ی قبل ارجاع * می دهم.
.
ارجاع *: با ارجاح اشتباه نشود که بنا بر تعریفِ یکی از علمای فرزانه ترانه در کارگاهش، ترجیحبند از آن گرفته شده!
Read more
. #زیبای_خفته خیلی سال پیش یه زن دیگه هم بود که مثل ملکه ی یه داستان کذایی بچه دار نمیشد و بعد با پیام ...
Media Removed
. #زیبای_خفته خیلی سال پیش یه زن دیگه هم بود که مثل ملکه ی یه داستان کذایی بچه دار نمیشد و بعد با پیام ماهیا و دعای فرشته ها شد اما برای جشن تولد دخترشون اصلا بشقاب نقره ای نداشتن که بخوان پری دعوت کنن برای همینم پری ها جلسه گرفتن و قرار گذاشتن که برن و هرچی نفرین بلدن نثار دختر تازه متولد بکنن . تولد که ... .
#زیبای_خفته
خیلی سال پیش یه زن دیگه هم بود که مثل ملکه ی یه داستان کذایی بچه دار نمیشد و بعد با پیام ماهیا و دعای فرشته ها شد اما برای جشن تولد دخترشون اصلا بشقاب نقره ای نداشتن که بخوان پری دعوت کنن برای همینم پری ها جلسه گرفتن و قرار گذاشتن که برن و هرچی نفرین بلدن نثار دختر تازه متولد بکنن .
تولد که شروع شد دونه دونه اومدن و آرزو هاشونو با صدای اکو شده گفتن. یکی آرزو کرد ک زشت باشه یکی ارزو کرد ک احمق باشه یکی آرزو کرد ک اخلاقش بد باشه و... آخری ( که احتمالا لباس سیاه پوشیده بود و یکم شبیه آنجلینا جولی بود و با شیطانی ترین حالت ممکن میخندید) آرزو کرد که :هیچ وقت هیچ کس این دخترو دوست نخواهد داشت و در تولد ۲۵ سالگیش از شدت تنهایی و کمبود محبت خواهد مرد (و هیچ نیازی هم به سوزن های تیز نیست!) پ.ن: کاشکی لااقل یه بشقاب نقره بود که یه پری باشه که تبصره ی بوسه ی عشق واقعی رو عنوان کنه!
پ.ن بعدی: پختم از گرما چرا زودتر برف نمیاد؟
پ.ن بعد بعدی: عکس جدید ندارم خب!
Read more
Loading...
Load More