بچه های جمعیت و

Loading...


Unique profiles
44
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Hormuz, Sistan and Baluchestan Province, Mount Sofe - کوه صفه
Average media age
1039.5 days
to ratio
5.9
آکادمی «سرباز»؛ فوتبال برای امید در سیستان و بلوچستان سعیدالدین بزرگ‌زاده، مربی تیم فوتبال سرباز ...
Media Removed
آکادمی «سرباز»؛ فوتبال برای امید در سیستان و بلوچستان سعیدالدین بزرگ‌زاده، مربی تیم فوتبال سرباز پرشین ۲۴ سال پیش مدرسه فوتبالی را با دست خالی پایه‌گذاری کرد. مدرسه‌ای که به گفته خودش جلوی معتاد شدن خیلی از بچه‌های روستا را گرفت و به آنها انگیزه داد تا دنبال دود و دم نروند. حالا چند سالی است که ... آکادمی «سرباز»؛ فوتبال برای امید در سیستان و بلوچستان
سعیدالدین بزرگ‌زاده، مربی تیم فوتبال سرباز پرشین ۲۴ سال پیش مدرسه فوتبالی را با دست خالی پایه‌گذاری کرد. مدرسه‌ای که به گفته خودش جلوی معتاد شدن خیلی از بچه‌های روستا را گرفت و به آنها انگیزه داد تا دنبال دود و دم نروند.
حالا چند سالی است که آقای بزرگ‌زاده تیم خود را به تهران می‌آورد و در لیگ پرشین کنار بچه‌های جمعیت امام علی از گوشه و کنار ایران توپ می‌زنند. بچه‌هایی که اغلب جنس زندگی شان یکی است. تجربه کار از کودکی و احاطه شدن در میان انواع آسیب‌ها. لیگ پرشین، چهار دوره است که با همت جمعیت امام علی با هدف آشنایی کودکان کار و کودکان در معرض آسیب، با ورزش برگزار می‌شود. #euronews #euronewspersian #euronewspe
Read more
Loading...
«به جنگل متروکت برگرد» از یادداشتهای روزانه درست همان چیزی شد که آنها می خواستند. آرام و هدایت ...
Media Removed
«به جنگل متروکت برگرد» از یادداشتهای روزانه درست همان چیزی شد که آنها می خواستند. آرام و هدایت شده نوک پیکانها را به سمت سینه ی تو برگرداندند و حالا گوسفندان گوشتخوار گله به فرمان چوپان دروغگو، سگ نگهبان خود را هم می درند. گله ی خندانی که قهقهه های هیستریکشان علت نمی طلبد. از بُرد و باخت فلان ورزشکار، ... «به جنگل متروکت برگرد»

از یادداشتهای روزانه

درست همان چیزی شد که آنها می خواستند. آرام و هدایت شده نوک پیکانها را به سمت سینه ی تو برگرداندند و حالا گوسفندان گوشتخوار گله به فرمان چوپان دروغگو، سگ نگهبان خود را هم می درند. گله ی خندانی که قهقهه های هیستریکشان علت نمی طلبد. از بُرد و باخت فلان ورزشکار، زندگی شخصی بهمان چهره ی هنر، صورت با اسید سوخته ی زنان، تا بازداشت یک شاعر و آوازخوان، مرگ یک کارگردان و حتا تصویر سرهای بریده هم می توانند اسباب خنده ی این کرور کریه جُک ساز و فحش پران باشد. هشتگ بافان همه فن حریفی که همه از ترس حمله هاشان، بدل به گیاهان دست آموزی شدیم که برای رسیدن به چکه ای نور بیشتر، دور گردن هم می پیچیم. بی اعتنایی به اطراف و ندیدن یکدیگر را شیرفهمان کردند. این لشکر بی چهره که قمه هاشان در گوشی هاشان پنهان شده و استمناء کیفناکشان را با حمله های گازانبری لیچار به فعل می رسانند و حتا برای تجاوز به دختران نوسال هم جک می سازند. هر فاجعه ای می تواند اسباب تفریح و توییت بازیهای بوناکشان شود. وزغ های گرد مردآبی که به فریاد استمداد رو به غرقان می خندند و مانند مجنونان داعش، با سرهای بریده فوتبال بازی می کنند. واکنش نشان دادن هنرمند به پیرامونش را کفر می دانند و او را عروسک خیمه شب بازی مبتذلشان می کنند. باید یکی از این تیمارستان همگون خوش خنده شوی. باید زبان به دهان بگیری تا قیچی اش نکنند. باید قطره ای از این فاضلاب باشی و همجهت جریانش. موجسوارت می خوانند آنهایی که به سونامی های ویرانگر هم بی اعتنایند. کاش زودتر می فهمیدی شعر را به میان عام بردن همین عواقب را دارد. توده ی ناآگاه به هر چه نمی فهمد یا می خندد، یا ناسزایش می گوید و در حسرت فهمش تو تنها موسفید می کنی. پس مقابل هر فاجعه ای شانه بالا بینداز اگر شانه هایت هوس تازیانه ی ناسزا نکرده اند. یا پا به پای این گله بخند، یا خود را در پستوی خانه پنهان و به نادانی شان گریه کن. ختم قصه همانی شد که دستهای پنهان پشت پرده می خواستند. ما قهرمان فحاشی در فضای نت جهان شدیم. این گربه را طوری تربیت کردند که تمام بچه هایش را بخورد. جمعیت ترحم آمیز را مانند خمیربازی شکل دادند و از آن بوآی بانمکی ساختند که دم خود را بلعیده و این خودخوری کیفناک را از یک دَم اندیشه خوشتر دارد. غرش شیرها در سیرک، پاسخی جز گوجه و تخم مرغ گندیده نخواهد داشت. یا با کلاه بوقی بر سرت از حلقه های اتش بپر، یا به جنگل متروکت برگرد! شیر بودن زیر این چادر ممکن نیست! همه برای خندیدن به این سیرک آمده اند.

یغما گلرویی
Read more
. . به گزارش "ورزش سه"، شکست مقابل لهستان در دومین بازی برگشت ایران مقابل این تیم بسیاری از معادلات ...
Media Removed
. . به گزارش "ورزش سه"، شکست مقابل لهستان در دومین بازی برگشت ایران مقابل این تیم بسیاری از معادلات لیگ جهانی را برای کشورمان بر هم زد و تا حد زیادی نظریه سغود را منتفی کرد که دیشب این موضوع کاملا رد شد و ایران به ریو نخواهد رفت. یکی از مجهولات این معادله که واقعا غیر قابل پیش بینی بود رو برگرداندن تعداد ... .
.
به گزارش "ورزش سه"، شکست مقابل لهستان در دومین بازی برگشت ایران مقابل این تیم بسیاری از معادلات لیگ جهانی را برای کشورمان بر هم زد و تا حد زیادی نظریه سغود را منتفی کرد که دیشب این موضوع کاملا رد شد و ایران به ریو نخواهد رفت. یکی از مجهولات این معادله که واقعا غیر قابل پیش بینی بود رو برگرداندن تعداد کثیری از طرفداران ظاهرا پر و پا قرص است که دیگر حالی از والیبال نمی پرسند. در مجموع آمار اصل وفاداری در ایران همیشه دارای نوسات زیادی بوده است و حضور در شبکه های اجتماعی مختلف و جا به جایی رسانه ها یکی از بارزترین نشانه های عدم وفاداری در ایران است.

یک شکست در 8 بازی کافی بود تا دیگر مخاطبان از والیبال هم سیر شوند و کار به جایی برسد که بلیت های بازی با روسیه تا لحظات آخر روی دست فدراسیون بماند. البته فقط تماشاگران این حس را نداشتند بلکه این عدم وفاداری در بین جایگاه هنرمندان، جایگاه مقامات و مسولین هم دیده می شود که دیگر رمقی برای دیدن والیبال ندارند. مثل اینکه این بچه ها فقط باید برد بیاورند و محکوم به پیروزی هستند چون در غیر این صورت تشویق که هیچ، نگاه شان هم نمی کنند. این شدت از تغییر موضع برای بسیاری ها قابل هضم است اما یک خطای ساعد عبادی پور، نخوابیدن اسپک میرزاجانپور، پاس خراب معروف و اشتباهات فردی سایر بازیکنان برای اکثریت قابل هضم نیست.

در بازی امشب بازیکنان همان بازیکنانی هستند که آمریکا را 3 بر صفر آن هم 2 بار شکست دادند، زمین همان زمینی است که زیر پای حریفان از ازدیاد جمعیت می لرزید و لیگ همانی است که ما برایش اعتبار و احترام قائلیم اما تنها چیزی که عوض شده نگاه آن مردمی است که دیگر بلیت والیبال را نمی خرند، برای دیدن بازی از تلویزیون مرخصی نمی گیرند و برای تشویق تیم ملی هیچ انگیزه ای ندارند. این بار اگر برعکس همیشه بازیکنان تیم ملی بخواهند تماشاگران را نقد کنند چه اتفاقی خواهد افتاد ؟
____________________
پ.ن:اینجاس ک هوادارای واقعی خودشونو نشون میدن و هوادارنماها هم معلوم میشه کیا هستن👀💁
.
.
.
#volleyball
#iran
Read more
چه کسی میتواند انکارکند که تمام جمعیت جهان از رحم زنها آفریده نشده است با صدای قلبهای آنها خوابشان نبرده است از جان آنها جان نگرفته اند و از خون آنها زندگی چه کسی می تواند انکار کند که تمام این هشت میلیارد نفر از رحم زنها زاده نشده اند این آلاهه گان زیبایی این خدایان زمینی چه کسی می تواند انکار ... چه کسی میتواند انکارکند
که تمام جمعیت جهان
از رحم زنها آفریده نشده است
با صدای قلبهای آنها خوابشان نبرده است از جان آنها جان نگرفته اند
و از خون آنها زندگی
چه کسی می تواند انکار کند
که تمام این هشت میلیارد نفر
از رحم زنها زاده نشده اند
این آلاهه گان زیبایی
این خدایان زمینی
چه کسی می تواند انکار کند
قصه ی مریم مقدس را
چه آنانی که آن را معجزه الهی می دانند
چه آنانی که افسانه
یا یک دروغ بزرگ
هرچه که هست
همه ی آنها باور داشته اند
چه خداوند،چه نویسنده،چه دروغ گوی. بزرگ
که زنها به تنهایی می توانند
بار هستی را به دوش بکشند
می خواهید باور کنید یا نه
جهان بدون زن
عشق را کم دارد
و جهان بدون عشق
اتاق کوچکی است
به اندازه ی تن مچاله ات
.
.
.
شوالیه هایی که چیزی را
برای از دست دادن ندارند
خطرناک اند
قبول دارم
آنان هر نبرد را آخرین نبرد میبینند
پس سهمگین تر ضربه میزنند
اما باور کنید
مردهای جنگجوی عاشق
خطرناک ترند
چون می دانند
با مرگشان
هم جانشان را ازدست می دهند
هم یک زن را
پس در هر نبرد
جز پیروزی
چیزی نمی خواهند
و ضربه ی نهایی را دهشتناک و سهمگین
اما با شکوه میزنند
.
زنها چه دارند
که جهان مبهوت آنان است
دیروز مادری را دیدم
با نوزادی در آغوشش
نگران از حرف دکتر
که گفته بود بچه اش تپل شده است
باید غذایش را کنترل کند
او نگران بود
و این عاشقانه ترین احساسات انسانی ست
احمق ترین انسانها
این را کوچک می شمارند و پیش پا افتاده
اما باور کنید
همیت چیزهای کوچک و پیش پا افتاده
آنهارا نگران میکند
مضطرب میکند
حتی به گریه می اندازد
زنها از فریاد می ترسند
از تندخویی می ترسند
از جنگ می ترسند
آنها طالب صلح اند
اما بزرگ ترین جنگجوها از شکم آنها زاده شده اند
.
.
زن ها اگر غمگین شوند
سکوت می کنند
و. اگر سکوتشان طولانی شود
میمیرند
و اگر زنی بمیرد
تعادل هستی بهم میریزد
باور کنید
.
.
ای کاش وقتی میمردیم
دوباره مارا به رحم های مادرانمان
بر میگرداندن
که آرام ترین آرامگاه هاست
...
#پوریا_قاسمی_پور
Read more
. <span class="emoji emoji1f4cc"></span>مصاحبه‌ی خبرگزاری مهر با اعضای جمعیت امام علی از وضعیت کودکان در مراکز تفکیک زباله <span class="emoji emoji1f300"></span>کودکانی ...
Media Removed
. مصاحبه‌ی خبرگزاری مهر با اعضای جمعیت امام علی از وضعیت کودکان در مراکز تفکیک زباله کودکانی که زیر بار زباله خم شدند/ نیمی از درآمدشان را باج می‌دهند. . بر اساس پژوهش انجام شده توسط جمعیت امام علی: این  کودکان به طور میانگین ۱۰ و نیم ساعت در روز کار می‌کنند. برخی از آنها تا ۲۰ ساعت هم کار می‌کنند. میانگین ... .
📌مصاحبه‌ی خبرگزاری مهر با اعضای جمعیت امام علی از وضعیت کودکان در مراکز تفکیک زباله
🌀کودکانی که زیر بار زباله خم شدند/ نیمی از درآمدشان را باج می‌دهند.
.
بر اساس پژوهش انجام شده توسط جمعیت امام علی:
🔻این  کودکان به طور میانگین ۱۰ و نیم ساعت در روز کار می‌کنند. برخی از آنها تا ۲۰ ساعت هم کار می‌کنند.
🔻میانگین سنی این کودکان ۱۲ سال است که در میان آنها کودک ۴ ساله نیز بود.
🔻پیمانکاران شهرداری یا مستقیم بچه ها را استخدام می‌کنند یا به واسطه به صاحبان گاراژهایی که برای تفکیک زباله است این پروژه را واگذار می‌کند  که صاحبان این گاراژها برای هر بچه ۸۰۰ هزار تومان ماهیانه حقوق می‌دهند؛ بدون دستکش و ماسک.
🔻۴۰ درصد این بچه‌ها بی‌سواد مطلق هستند و ۳۷ درصد ترک تحصیل کرده‌اند.
🔻ماجرا آن جا تلخ‌تر می‌شود که می‌فهمی آنها که بزرگترند و سنی نزدیک به ۱۲ سال دارند تا ۸۰ کیلو روزانه زباله جمع می‌کنند!
.
در یک سال گذشته از مرحله‌ی انکار این حقیقت، به قول‌هایی برای حل این آسیب  رسیده‌ایم اما هیچ‌کدام از این قول‌ها عملیاتی نشده و اتفاقی نیفتاده است؛ حتی تغییر مدیریت شهری باعث نشده در وضعیت این کودکان تغییری ایجاد شود. شناسایی برای مراکزی که کودکان را به کار می‌گیرند یا آیین نامه‌های ساماندهی اجرایی نشده است.
.
📌گزارش کامل را در لینک زیر مشاهده فرمایید:
➡ mehrnews.com/news/4373396/

#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
#جمعیت_امام_علی
Read more
. شهر ووپرتال در غرب آلمان . ووپرتال یکی از شهرهای ایالت نوردراین-وستفالن در غرب آلمان و بر کرانهٔ رود ووپر در جنوب منطقهٔ رور و شرق شهر دوسلدورف هست و طبق آمار جمعیت آن در سال ۲۰۰۷ برابر با ۳۵۶٬۴۲۰ نفر بوده و دو سوم منطقه شهری ووپرتال فضای سبز و دار و درخته و بر روی تپه های متعددی ساخته شده و خیابان های ... .
شهر ووپرتال در غرب آلمان .
ووپرتال یکی از شهرهای ایالت نوردراین-وستفالن در غرب آلمان و بر کرانهٔ رود ووپر در جنوب منطقهٔ رور و شرق شهر دوسلدورف هست و طبق آمار جمعیت آن در سال ۲۰۰۷ برابر با ۳۵۶٬۴۲۰ نفر بوده و دو سوم منطقه شهری ووپرتال فضای سبز و دار و درخته و بر روی تپه های متعددی ساخته شده و خیابان های شهر پستی و بلندی داره .
.
شهر نسبت به برخی شهرهای کوچکتر ساده تره و چون شهر دانشگاهیه و همه جور ملیتی توش دیده میشن خیلی شیک و سطح بالا به نظر نمیاد اما مناطق لوکس و شیک و سطح بالا هم داره .
پسرخان و عروس جان دوست داشتند با من سفر خاطره انگیزی به این شهر داشته باشیم تا هم برای خودشون تجدید خاطره بشه و هم محلی رو که چندسال اونجا درس خوندند باهم ببینند و به من نشون بدند .
این محله با خیابونای شیب دارش محلی بود که خونه ای زیبا اجاره کرده و توش زندگی کرده بودند .صاحبخانه استاد دانشگاه مسن و با کمالاتی ست که با همسر نازنینش تنها در طبقه پایین زندگی میکردند و پسر و عروس شون هم همون نزدیکی ها زندگی میکردند و همگی مایل بودند منو ببینند و خیلی خوشحال شدم وقتی که از این بچه ها اینقدر صمیمانه تعریف کردند و بهم تبریک گفتند .
.
پسرخان دوست داشت تمام نقاط شهر و دیدنی هاشو نشونم بده اما فرصت کمه و فقط موفق به دیدن برخی قسمت های شهر شدیم که از جمله اون قطار معلق مشهور بود که براتون پستشو ارسال کردم : #قطارمعلق_ووپرتال .
.
تمام مدت سفر تو فکر مادران و‌ پدرانی بودم که چند سال فرزندان ساکن خارج از کشورشون رو ندیدند و مدام ته دلم صمیمانه دعا میکنم که ایکاش این دیدارها برای همه خانواده ها میسر بشه و بتونند بچه ها و والدین همدیگه رو ملاقات کنند. اتفاقا قبل از من والدین عروس جان چند صباحی اینجا بودند .اما من این بار به تنهایی اومدم چون آقای همسر کار داشت و نتونست اما انشاالله تعطیلات بعدی شاید در معیت هم به دیدار بچه ها بیاییم .
.
.
خیلی قشنگه که آدم ثمره تلاشهای خود و همسر و کوشش های بچه ها رو بتونه ببینه . این آرزوی همه والدینه .
امیدوارم همه فرزندان این آب و خاک در سایه خداوند مهربون تندرست و شاد و‌موفق به درجات عالی برسند و والدین شون بتونند لذت و شوق دیدارشون رو درک کنند . امید داریم که روزی برسه مثل گذشته ها فرزندان ما تو کشور خودشون با هر نگرش و عقیده و‌ دیدگاهی بتونند سری از سرها بیرون برآرند و موجب افتخار مملکت و خانواده شون باشند . الهی آمین 🌺🙏مملکت برای آبادانی بهمه فرزندانش احتیاج داره 🌺
.
.
#ووپرتال #سفرنامه_ووپرتال #سفرنامه_آلمان #سفرنامه_سفره_خونه #سفره_خونه #sofrehkhune
Read more
Loading...
🌐 سیاستها و اقدامات جالب #پوتین <span class="emoji emoji1f53a"></span>در #روسیه جوانان دوره یلتسین را #نسل_سوخته میگویند. دوره #یلتسین ...
Media Removed
🌐 سیاستها و اقدامات جالب #پوتین در #روسیه جوانان دوره یلتسین را #نسل_سوخته میگویند. دوره #یلتسین دوره #رقص، #کاباره، #کازینو و #مک_دونالد و جوانانی شیفته #غرب بود که دوست نداشتند سختیهای ابرقدرت بودن را با عیش و نوششان تعویض کنند. در متروی روسیه جوانان دوره یلتسین که این روزها گرد پیری بر ... 🌐 سیاستها و اقدامات جالب #پوتین 🔺در #روسیه جوانان دوره یلتسین را #نسل_سوخته میگویند.
دوره #یلتسین دوره #رقص، #کاباره، #کازینو و #مک_دونالد و جوانانی شیفته #غرب بود که دوست نداشتند سختیهای ابرقدرت بودن را با عیش و نوششان تعویض کنند. در متروی روسیه جوانان دوره یلتسین که این روزها گرد پیری بر چهره شان نشسته نظاره گیر جوانانی هستند که در حال #مطالعه روزنامه یا کتاب هستند. اما دوره پوتین حکایت دیگری دارد. او کمر بسته تا نسلی متفاوت از دوره میراث غربگرایی تربیت کند. نسلی ورزشکار، #پرکار ، خانواده دوست و به دور از عیش و نوش و سبک زندگی متداول غربی 🔺پوتین در سه سال گذشته تمام کاباره ها و کازینوها را در سراسر روسیه (به غیر شهر سوچی) جمع نموده و #تجارت_سکس را در سراسر روسیه ممنوع کرده است. در یکسال گذشته هم با جدیت همه خانه های فساد زیر زمینی را متلاشی کرده است. 🔺پوتین با راه اندازی #پلیس_اخلاق در تابستان سال گذشته به خانمهای بدپوشش تذکر داده و دو سال است لباسهای فرم با پوشش مناسب در همه مدارس دخترانه و پسرانه اجباری شده است.
instagram.com/p/Bcl9EjIFZFb/
🔺در حالیکه در فرودگاههای ما اتاق سیگار به تازگی درنظر گرفته شده، استعمال دخانیات و سیگار در اماکن عمومی ممنوع و میزان مصرف مشروبات الکلی که روسها بدان شهره بودند را با سیاستهای سختگیرانه از سرانه ۱۵ لیتر به ده لیتر رسانده است. 🔺یادگیری سه ورزش شنا، ژیمناستیک و اسکی در مدارس اجباری بوده و باید علاوه بر اینها دانش آموزان ورزش تخصصی انتخاب کنند.میزبانی المپیک زمستانی، بازی های جام جهانی ۲۰۱۸ و دهها مسابقات تخصصی ورزشی بین المللی فضای شهری و روانی روسیه و جوانانش را تحت تاثیر قرار داده است. 🔺روسیه سه سال متوالی است که با جهش رشد جمعیت مواجه است. در روسیه هر بچه ای که بدنیا بیاید تا یکسال هزینه درمان و بیمارستان رایگان است و به ازا بچه اول معادل ۴۰۰ هزار تومان و بعدی دو برابر به خانواده تا ۸ سالگی کمک هزینه میدهند. 🔺از بچه دوم وام برای خرید خانه و بچه سوم و چهارم کمک بلاعوض برای خرید خانه بزرگتر داده میشود. مثلا یک ایرانی که زن روسی دارد ۳۰۰ میلیون تومان بلاعوض بابت بچه چهارم دریافت کرده است. 🔺تاکید بر زبان روسی و وجود عرق خاص نسبت به زبان روسی و عدم یادگیری زبان انگلیسی و عدم وجود تابلوها و ... به زبان انگلیسی نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی داشته است. 🔺روسها میگویند اگر روسیه میایید روسی یاد بگیرید نه انگلیسی

مطالب بالا برداشتها و مشاهدات بنده در سفر به روسیه است.
✍🏻 #جعفر_فرجی
Read more
محـو سخـنان حـاج همـت بـودم که در صـبحگاه لشـگر با شـور و هیـجان و حـرکات خاص سر و دستـش مشـغول سخــنرانی ...
Media Removed
محـو سخـنان حـاج همـت بـودم که در صـبحگاه لشـگر با شـور و هیـجان و حـرکات خاص سر و دستـش مشـغول سخــنرانی بود. مثل همیشه آنقدر صحبت های حاجی گیرا بود که کسی به کار دیگری نپردازد. سکوت همه جا را فرا گرفته بود و صدا فقط طنین صدای حاج همت بود و صلوات گاه به گاه بچه ها. تو همین اوضاع پچ پچی توجه  بچه ها را به خود ... محـو سخـنان حـاج همـت بـودم که در صـبحگاه لشـگر با شـور و هیـجان و حـرکات خاص سر و دستـش مشـغول سخــنرانی بود. مثل همیشه آنقدر صحبت های حاجی گیرا بود که کسی به کار دیگری نپردازد. سکوت همه جا را فرا گرفته بود و صدا فقط طنین صدای حاج همت بود و صلوات گاه به گاه بچه ها. تو همین اوضاع پچ پچی توجه  بچه ها را به خود جلب کرد. صدای یکی از بسیجی های کم سن و سال لشگر بود که داشت با یکی از دوستاش صحبت می کرد.
فرمانده دسته هرچی به این بسیجی تذکر می داد که ساکت شود و به صحبت های فرمانده لشگر گوش کند، توجهی نمی کرد. شیطنتش گل کرده بود و مثلاً می خواست نشان بدهد که بچه بسیجی از فرمانده لشگرش نمی ترسد. خلاصه فرمانده دسته یک، برخوردی با این بسیجی کرد و همهمه ای اطراف آنها ایجاد شد.
سرو صداها که بالا گرفت، بالاخره حاج همت متوجه شد و صحبت هایش را قطع کرد و پرسید: «برادر! اون جا چه خبره؟ یک کم تحمل کنید زحمت رو کم می کنیم.»
کسی از میان صفوف به طرف حاجی رفت و چیزی در گوشش گفت. حاجی سری تکان داد و رو به جمعیت کرد و خیلی محکم و قاطع گفت: «آن برادری که باهاش برخورد شده بیاد جلو.» حاجی صدایش را بلندتر کرد: «بدو برادر! بجنب.»
بسیجی جلوی جایگاه که رسید، حاجی محکم گفت: «بشمار سه پوتین هات را دربیار» و بعد شروع کرد به شمردن.
بسیجی کمی جا خورد و سرش را به علامت تعجب به پهلو چرخاند.
حاجی کمی تن صدایش را بلندتر کرد و گفت: «بجنب برادر! پوتین هات.»
بسیجی خیلی آرام به باز کردن بند پوتین هایش مشغول شد،همه شاهد صحنه بودند. بسیجی پوتین پای راستش را که از پا بیرون کشید، حاجی خم شد و دستش را دراز کرد و گفت: «بده به من برادر!» بسیجی یکه ای خورد و بی اختیار پوتین را به دست حاجی سپرد. حاجی لنگه پوتین را روی تریبون گذاشت و دست به کمرش برد و قمقمه اش را درآورد. در آن را باز کرد و آب آن را درون پوتین خالی کرد. همه هاج و واج مانده بودند که این دیگر چه جور تنبیهی است؟

حاجی انگار که حواسش به هیچ کجا نباشد، مشغول کار خودش بود و یکدفعه پوتین را بلند کرد و لبه آن را به دهان گذاشت و آب داخلش را نوشید و آن را دراز کرد به طرف بسیجی و خیلی آرام گفت: «برو سرجایت برادر!» بسیجی که مثل آدم آهنی سرجایش خشکش زده بود پوتین را گرفت و حاجی هم بلند و طوری که همه بشنوند گفت: «ابراهیم همت! خاک پای همه شما بسیجی هاست. ابراهیم همت توی پوتین شما بسیجی ها آب می خوره.»
جوان بسیجی یکدفعه مثل برق گرفته ها دستش را بالا برد و فریاد زد: برای سلامتی فرمانده لشگر حق صلوات و انفجار صلوات، محوطه صبحگاه را لرزاند..
.
#شهید
#همت
Read more
Loading...
در شهری زندگی می کنم که کم کم، اغنیا در دل فقرا و محرومین گم می شوند. صورت فقر در جای جایِ شهر هویداست. حقوق کارگرانش را نمی دهند، درصد بیکاری بالا می رود، حاشیه نشینی روز به روز بیشتر می شود، کودکان کار رو به افزایش اند، جمعیتِ متکدیان رو به افزایش است، دستفروشی، زباله گردی و جمع آوری ضایعات شغل جدید ... در شهری زندگی می کنم که کم کم، اغنیا در دل فقرا و محرومین گم می شوند. صورت فقر در جای جایِ شهر هویداست.
حقوق کارگرانش را نمی دهند، درصد بیکاری بالا می رود، حاشیه نشینی روز به روز بیشتر می شود، کودکان کار رو به افزایش اند، جمعیتِ متکدیان رو به افزایش است، دستفروشی، زباله گردی و جمع آوری ضایعات شغل جدید بسیاری از شهروندان شده است، خودفروشی به زنان بیشتری تسری پیدا کرده است، آمار سرقت و اعتیاد بالا رفته است و بخش عظیمی از مردم شهر افسرده و خموده اند.
با این اوصاف چه عیدی و چه جای تبریک عیدی می ماند؟ وقتی که مادری منتظر مانده با پول واریزی یارانه ها، برای بچه هایش خرید عید کند. دست بچه هایش را گرفته و دستفروش های تهِ بازار را زیر و رو می کند تا حداقل جنس ارزان قیمتی پیدا کند و دل بچه هایش را خوش کند که ما هم می توانیم برای عید خرید کنیم.
به چه کس باید تبریک گفت؟
در شهری که یک طرفش بچه پولدارها با ماشین های میلیاردی دورـ‌دور می کنند و سوی دیگرش کودکان هفت، هشت ساله دستفروشی می کنند، به کسی باید عید را تبریک گفت؟
در شهری که مسئولانش نه هوای شهروندان را دارند، نه هوای شهر را، به چه کسی باید تبریک گفت؟
عید تبریک گفتی نیست....
#aydintabrizi #tabriz #iran #عید #مسئولان
Read more
. ‎بیشتر اتفاقات زندگیم رو از سه چهار سالگی به یاد میارم. ‎خونمون که هنوز همونجا زندگی میکنم، اون ...
Media Removed
. ‎بیشتر اتفاقات زندگیم رو از سه چهار سالگی به یاد میارم. ‎خونمون که هنوز همونجا زندگی میکنم، اون روزا یه رنگ و بوی دیگه داشت ‎بچه بودم، تو حیاط خونه واسه خودم گل بازی میکردم، با مرغ و خروس ها بازی میکردم، دوچرخه سواری میکردم عصرا تو کوچه، کوچه هایی که هیچوقت رنگ یه هم سن و سال خودم رو توش ندیدم. ‎تک ... .
‎بیشتر اتفاقات زندگیم رو از سه چهار سالگی به یاد میارم.
‎خونمون که هنوز همونجا زندگی میکنم، اون روزا یه رنگ و بوی دیگه داشت
‎بچه بودم، تو حیاط خونه واسه خودم گل بازی میکردم، با مرغ و خروس ها بازی میکردم، دوچرخه سواری میکردم عصرا تو کوچه، کوچه هایی که هیچوقت رنگ یه هم سن و سال خودم رو توش ندیدم.
‎تک بچه خانواده بودم، اما نه عزیز بودم، نه گوله نمک، نه تو ناز و نعمت
‎با تموم این شرایط هیچوقت احساس تنهایی نکردم تو دوران کودکی
‎با پدرم گاهی اوقات میرفتیم سر کلاس هایی که درس میداد
‎هنرستان هنر های زیبا شهرضا، دانشگاه پردیس
‎روز ها میومد و میرفت
‎خوش و نا خوش
‎راستی، خونمون بهارستان بود، یه شهر نو ساز که یکم با مرکز اصفهان فاصله داشت و اون روزا جمعیت زیادی نداشت.
‎رفتم مدرسه، یه مدرسه به نام حقیقت.
‎کلاس مربع بود و میزها دور کلاس چیده شده بودن، به حالتی که اگه یه نفر میخواست بره بیرون، همه باید از نیمکت ها میومدن بیرون تا اون شازده بره پی کارش.
واقعا هیچوقت نفهمیدم مهندسیه اون چیدمان با کی بود‎
چند روزی نگذشته بود که یکی از بچه ها با نوک مداد زارتی زد پا چشم ما، ما هم گذاشتیم تو گوشش. اولین چکی بود که زدم و بعدیش ۱۰ سال بعدش بود. معلممون، خانم نوروزی منو با چک و لگد و کشیدن گوش و مو های کلمون کشون کشون توی راهرو مدرسه، برد دفتر، که یهو دیدم بابام اونجاس
‎همون روز پرونده و دفتر و دستک مارو گرفت و از اون مدرسه برد... ادامه دارد...
‎ #خاطرات_كودكي_سهراب
Read more
. #لاک_پشت #خزری. . . #Mauremys_caspica. . لاک پشتان یک گروه بسیار با ارزش جانوری می باشند , ...
Media Removed
. #لاک_پشت #خزری. . . #Mauremys_caspica. . لاک پشتان یک گروه بسیار با ارزش جانوری می باشند , زیرا گروهی از خزندگان هستند که بیشترین صفات ابتدایی یا اجدادی خود را حفظ کرده اند. لاک پشتان آبزی نقش مهمی در پاکسازی محیط زیست ایفا می کنند زیرا علاوه بر رژیم گوشتخواری , لاشه خوار نیز بوده و از لاشه ... .
#لاک_پشت #خزری.
.
. #Mauremys_caspica.
.
لاک پشتان یک گروه بسیار با ارزش جانوری می باشند , زیرا گروهی از خزندگان هستند که بیشترین صفات ابتدایی یا اجدادی خود را حفظ کرده اند. لاک پشتان آبزی نقش مهمی در پاکسازی محیط زیست ایفا می کنند زیرا علاوه بر رژیم گوشتخواری , لاشه خوار نیز بوده و از لاشه ی ماهیان و سایر آبزیان در حال پوسیدگی و همچنین از لارو سنجاقک ها که دشمن ماهیان محسوب می شوند و از تخم , نوزاد و بالغ قورباغه ها و مار ها تغذیه کرده و نقش مهمی در کنترل جمعیت آنها دارند . مدفوع آنها همانند کود باعث افزایش نسبی قدرت حاصلخیزی برکه ها شده و از آنجا که تخم , نوزاد و بالغ آنها غذای بسیاری از گوشتخواران محسوب می شود از عناصر تشکیل دهنده زنجیره های غذایی منطقه به شمار می روند , هر چند حضور آنها در استخر های پرورش ماهی موجب خسارت هم می شود 😉.. لطفا با بچه ها مهربان باشید 😊.
.
. ممنونم هادی عزیز برای نگاه پر مهرت به بچه ها و ممنونم برای ثبت های بی مانندت از اونا 😊😍🐢.
.. @hadiamini81.
.
#آذربایجان_غربی #مهاباد #کانی_برازان #1397
Read more
. جمعیت داره میره سمتِ اسکله که بی خبر رگبار میشه ، همه شتاب میگیرن که زودتر برسن زیر سقف . هر طرف نگاه ...
Media Removed
. جمعیت داره میره سمتِ اسکله که بی خبر رگبار میشه ، همه شتاب میگیرن که زودتر برسن زیر سقف . هر طرف نگاه میکنی باباها رو میبینی که کت و ژاکت تنشون رو پیچیدن دور بچه ها ، کوچیکترها رو تنگ تو سینه بغل کردن . من فکرم میره به این دوردونه های زیر کت ، یعنی هیچ . جمعیت داره میره سمتِ اسکله که بی خبر رگبار میشه ، همه شتاب میگیرن که زودتر برسن زیر سقف . هر طرف نگاه میکنی باباها رو میبینی که کت و ژاکت تنشون رو پیچیدن دور بچه ها ، کوچیکترها رو تنگ تو سینه بغل کردن . من فکرم میره به این دوردونه های زیر کت ، یعنی هیچ
Loading...
جدال سلاطين صخره ها War of the Sultans of the Rock نام علمی : Capra aegagrus نام انگلیسی:  Wild Goat ...
Media Removed
جدال سلاطين صخره ها War of the Sultans of the Rock نام علمی : Capra aegagrus نام انگلیسی:  Wild Goat نام فارسی: كل و بز (بزوژ و پازن، بزكوهی) (اراكی: تكه گچی) (بلوچی: گردوپاچین) (تركی: تَكِه، گچی) (تركمنی: داغ تكه سی) كردی: بُزنَه چی وی، بزنه كی وی، ری) (كرمانی: بزونری) (لری: ساو‍ِرین) اندازه‌ها: ... جدال سلاطين صخره ها War of the Sultans of the Rock نام علمی : Capra aegagrus
نام انگلیسی:  Wild Goat
نام فارسی: كل و بز (بزوژ و پازن، بزكوهی)
(اراكی: تكه گچی) (بلوچی: گردوپاچین) (تركی: تَكِه، گچی) (تركمنی: داغ تكه سی) كردی: بُزنَه چی وی، بزنه كی وی، ری) (كرمانی: بزونری) (لری: ساو‍ِرین)
اندازه‌ها: طول سر و تنه 120 تا 150 سانتی‌متر، دم 12 تا 17 سانتی‌متر، ارتفاع 65 تا90 سانتی‌متر، وزن 30 تا 120 كیلوگرم.
وضعیت فعلی: دشمن طبیعی مهم آن پلنگ، گرگ و به تازگی یوز است. بچه‌ها ممكن است توسط كفتار، سیاه‌گوش، روباه و عقاب شكار شوند. گاهی اوقات عقاب طلایی به بزغاله‌ها حمله می‌كند و آنها را از صخره‌ها به پایین می‌اندازد (در كوه‌های سكنج واقع در استان كرمان عقاب طلایی بزغاله چند روزه‌ای را به دره عمیقی پرت كرد و بلافاصله مشغول خوردن آن شد). در بسیاری از مناطق بزغاله‌های تازه متولد شده توسط مردم گرفته می‌شوند. تا اوایل دهة 1360 دسته‌های بزرگی از این حیوان در اكثر مناطق كوهستانی كشور مشاهده می‌شد ولی به علت شكار آن از طریق جرگه (راندن جانوران به سمت شكارچیان) و استفاده از سلاح‌های ساچمه‌زنی و جنگی، تله‌گذاری در اطراف چشمه‌ها و گرفتن آنها توسط سگ، در سال‌های اخیر جمعیت آن در اكثر زیستگاه‌های كشور به شدت روبه كاهش گذاشته و در بسیاری از مناطق مانند جنوب فارس، بوشهر و غرب كشور كه در هر منطقه هزاران رأس كل‌و‌بز مشاهده می‌شد نسل آن منقرض شده و یا در شرف انقراض قرار گرفته است. در منطقه حفاظت شده بیستون كرمانشاه متجاوز از ده هزار رأس كل‌و‌بز كه برخی از آنها از نظر زیبایی و طول شاخ در جهان بی‌نظیربودند وجود داشت كه تعداد آنها به صفر رسیده است. در بسیاری از دیگر مناطق تحت حفاظت كشور نظیر پارك ملی بختگان و پارك ملی بمو نیز از دهها هزار راس كل و بز فقط تعداد اندكی باقی مانده است.
#wildlifeanimal #Iran
#wildlifephotography #iranianwildlife
#wildgota #desert #iran_landscape #natgeo #natgeoyourshot #naturephotography #natur #فرزادونكي #ايران #حيات_وحش_ايران #عكاسي #natgeoiran_official #farzadvanaki
@nikoniran.official @natgeoiran_official
Read more
می‌خوام یه اعتراف بکنم! من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،عاشق یه دختر ...
Media Removed
می‌خوام یه اعتراف بکنم! من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته استکانی می‌زد و پونزده سال از خودم بزرگ‌تر بود،اون هر روز به خونۀ پیرزن همسایه می‌اومد تا ازش پیانو یاد بگیره. ازقضا زنگ خونۀ پیرزن خراب بود و معشوقۀ دوران کودکی من،مجبور ... می‌خوام یه اعتراف بکنم!
من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته استکانی می‌زد و پونزده سال از خودم بزرگ‌تر بود،اون هر روز به خونۀ پیرزن همسایه می‌اومد تا ازش پیانو یاد بگیره.
ازقضا زنگ خونۀ پیرزن خراب بود و معشوقۀ دوران کودکی من،مجبور بود زنگ خونۀ ما رو بزنه، منم هر روز با یه دست لباس اتو کشیده می‌رفتم پایین و در رو واسه ش باز می‌کردم، اونم می گفت: «ممنون عزیزم!» لعنتی چقدر تو دل برو می‌گفت عزیزم.
پیرزن همسایه چند ماهی بود که داشت آهنگ «دریاچه قو » چایکوفسکی رو بهش یاد می‌داد و اون خوشبختانه این قدر بی‌استعداد بود که نتونه آهنگ رو یاد بگیره،به هر حال تمرین به بی‌استعدادی چربید و اون کم کم داشت آهنگ رو یاد می‌گرفت.
اما پشت دیوار،حال و روز من چندان تعریفی نداشت،چون می‌دونستم پیرزن همسایه فقط بلده همین آهنگ دریاچه قو رو یاد بده و بعد از اون دیگه خبری از عزیزم گفتن‌ها و صدای زنگ‌ها نخواهد بود!
واسه همین همۀ هوش و ذکاوتم رو به کار گرفتم و یه روز با سادیسم تمام،یواشکی چند صفحه از نت‌های آهنگ رو کش رفتم و تا جایی که می‌تونستم نت ها رو جابجا کردم و از نو نوشتم و گذاشتم شون سر جاش.
اون لحظه صدایی تو گوشم داشت فریاد می کشید،فکر کنم روح چایکوفسکی بود.
روز بعد و روزهای بعدش دختره دوباره اومد و شروع کرد به نواختن «دریاچۀ قو».شک ندارم کل قوهای دریاچه داشتن زار می‌زدن،پیرزنه فقط جیغ می‌کشید،روح چایکوفسکی هم تو گور داشت می‌لرزید.
 تنها کسی که این وسط لذت می برد،من بودم،چون می دونستم پیرزنه هوش و حواس درست و حسابی نداره که بفهمه نت‌ها دست‌کاری شدن.
همه‌چی داشت خوب پیش می‌رفت،هر روز صدای زنگ،هر روز «ممنونم عزیزم» و هر روز صدای پیانو بدتر از دیروز!
تا اینکه پیرزنه مُرد،فکر کنم دق کرد!بعد از اون دیگه دختره رو ندیدم،ولی بیست سال بعد فهمیدم تو شهرمون کنسرت تک نوازی پیانو گذاشته.
یه سبد گل گرفتم و رفتم کنسرتش،دیگه نه لاغر بود و نه عینکی، همۀ آهنگ ها رو هم با تسلط کامل زد تا اینکه رسید به آهنگ آخر.یکهو دیدم همون نت های تقلبی من رو گذاشت روی پیانو، این بار علاوه بر روح چایکوفسکی به انضمام روح پیرزنه،تن خودمم داشت می‌لرزید؛دریاچۀ قو رو به مضحکی هر چه تموم‌تر با نت‌های قلابی من اجرا کرد،وقتی که تموم شد سالن رفت رو هوا!
کل جمعیت ده دقیقه سر پا داشتن تشویقش می کردن، از جاش بلند شد و تعظیم کرد و اسم آهنگ رو گفت،اما اسم اون آهنگ دریاچه قو نبود!اسمش شده بود «وقتی که یک پسر بچه عاشق می‌ شود.»
#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
Read more
. بعد شام خوردن واسه استراحت به سمت خوابگاه حرکت کردیم، دستم روی شونه‌اش بود و داشتیم صحبت می‌کرديم ...
Media Removed
. بعد شام خوردن واسه استراحت به سمت خوابگاه حرکت کردیم، دستم روی شونه‌اش بود و داشتیم صحبت می‌کرديم و خوشحال بود از اینکه به تهران آمده، چهار‌راه ولیعصر یکی از بچه‌های دست‌فروش که دستمال می فروخت رو دید با غمی عمیق توی صداش: + عمو میدونی چیه؟ - جانم چیه؟ + این پسر الان داره من و تو رو نگاه میکنه تو ... .
بعد شام خوردن واسه استراحت به سمت خوابگاه حرکت کردیم، دستم روی شونه‌اش بود و داشتیم صحبت می‌کرديم و خوشحال بود از اینکه به تهران آمده، چهار‌راه ولیعصر یکی از بچه‌های دست‌فروش که دستمال می فروخت رو دید با غمی عمیق توی صداش:
+ عمو میدونی چیه؟
- جانم چیه؟
+ این پسر الان داره من و تو رو نگاه میکنه تو دلش میگه اینارو ببین چقدر خوشحالن خوش بحالشون؛ ولی نمیدونه من خودم از اون بدتره وضعیتم.
.
منو میگی؟
بغض
دوباره دستمو روی دوشش گذاشتم و تو بغلم کشیدمش
به سمت خوابگاه رفتیم
الآن مثل فرشته خوابیده، منم با بغض دارم می‌نویسم... .
#پرشین
#جمعیت_امام_علی
🆔 @kermanshah.imamalisociety
Read more
Loading...
. <span class="emoji emoji1f53b"></span>نقدی براظهارات معاون فرهنگی قوه قضاییه(کودک آزاری شایعی درسطح جامعه نداریم) <span class="emoji emoji1f539"></span>زهرارحیمی،مدیرعامل ...
Media Removed
. نقدی براظهارات معاون فرهنگی قوه قضاییه(کودک آزاری شایعی درسطح جامعه نداریم) زهرارحیمی،مدیرعامل جمعیت امام علی درگفتگو با اسکان نیوز گفت: یک نکته ای وجود دارد که باید دید آمار اعلامی توسط دولت در چه شرایطی ثبت می شود. . این آمار یا شکایت به قوه قضاییه است که ثبت شده یا کودک آزاری منجر به ... .
🔻نقدی براظهارات معاون فرهنگی قوه قضاییه(کودک آزاری شایعی درسطح جامعه نداریم)
🔹زهرارحیمی،مدیرعامل جمعیت امام علی درگفتگو با اسکان نیوز گفت:
یک نکته ای وجود دارد که باید دید آمار اعلامی توسط دولت در چه شرایطی ثبت می شود.
.
این آمار یا شکایت به قوه قضاییه است که ثبت شده یا کودک آزاری منجر به قتل شده که موضوع رسانه ای شده و همه مردم از آن مطلع شده اند و در آمار ثبت شده است. او ادامه می دهد: با توجه به نقص قانون برای مجازات کودک آزار و نبود قانون حمایتی از حقوق کودکان، کودک آزاری های بسیاری رخ می دهد که هرگز رسانه ای نمی شود و کسی از وجود آن مطلع نمی شود.
.
آمار درست و دقیقی از کودک آزاری وجود ندارد. قوانین ناکارآمد است و مقایسه معاون فرهنگی قوه قضاییه با کشورهای غربی، قیاسی مع الفارق است. چرا که اینجا تنها مصوبه قانونی که در راستای حمایت از حقوق کودکان می تواند تبدیل به قانون شود، بیش از 12 سال است در مجلس خاک می خورد و تصویب نمی شود اما در کشورهای دیگر حقوق کودکان بسیار اهمیت دارد و با مجرمان به شدت برخورد می شود.
.
در کشور ما کودکان به خصوص از سوی خانواده ها به صورت آشکار مورد آزار قرار می گیرند، اما هیچ قانون جامعی از کودک حمایت نمی کند. مثلا وقتی پدر بچه خود را می سوزاند، فردای آن روز از بیمارستان کودک را بار دیگر به همان پدر تحویل می دهند. این چرخه
نامش کودک آزاری نیست؟
.
#قربانیان_خاموش
#کودک_آزاری ⬅️متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
eskannews.com/report/10433
.
#جمعیت_امام_علی
Read more
. <span class="emoji emoji2600"></span>️<span class="emoji emoji1f33f"></span> آبش بی‌اندازه سرد بود. وقتی پاهایمان را درونش گذاشتیم با حس سردی و سرما تنمان می‌لرزید؛ اما ...
Media Removed
. آبش بی‌اندازه سرد بود. وقتی پاهایمان را درونش گذاشتیم با حس سردی و سرما تنمان می‌لرزید؛ اما وقتی در کنار یکدیگر به جلو حرکت می‌کردیم سردی آب به پاهایمان نمی‌رسید. انگار آب هم با ما شوخی می‌کرد. گاه سرد می‌شد و گاه گرم... آنقدر شوق فراوان و شیطنت در ما نفوذ کرده بود که حتی گهگاه به شوخی در آب می‌افتادیم ... .
☀️🌿 آبش بی‌اندازه سرد بود. وقتی پاهایمان را درونش گذاشتیم با حس سردی و سرما تنمان می‌لرزید؛ اما وقتی در کنار یکدیگر به جلو حرکت می‌کردیم سردی آب به پاهایمان نمی‌رسید. انگار آب هم با ما شوخی می‌کرد. گاه سرد می‌شد و گاه گرم...
آنقدر شوق فراوان و شیطنت در ما نفوذ کرده بود که حتی گهگاه به شوخی در آب می‌افتادیم و خنده‌های روح‌انگیزمان تمام جنگل را فرا می‌گرفت.
یکی از بچه‌ها برای تفریح به سمت جنگل حرکت می‌کرد و دیگری برای کم کردن کنجکاوی‌اش به سوی کوه می‌رفت.
همان‌طور درمیان شادی‌هایمان، کوچکترها به کمک معلم‌ها رفته بودند و برای ناهار سفره‌ای رنگین می‌چیدند....
همه چیز خوب بود؛ ساعتی شادی، ساعتی خنده؛ و ساعتی کنار گذاشتن فشارهای زندگی...
دیگر برای کسی مهم نبود که ساعت چند است تا به سرکار برود؛ بلکه با تپش قلب‌هایمان روزمان را رنگین کردیم. حال با آرزوی روزی نو زندگی می‌کنیم.‌
.
📝نوشته‌ی سولماز، از نوجوانان خانه ایرانی دروازه غار، درباره‌ی اردوی تفریحی این مرکز جمعیت امام علی

#جمعیت_امام_علی
Read more
. تقریبا ۴۰ درصد افراد دارای خاطرات تخیلی هستند! . <span class="emoji emoji1f539"></span>در این مطالعه بزرگ مقیاس، ۶۶۴۱ نفر اولین خاطره ...
Media Removed
. تقریبا ۴۰ درصد افراد دارای خاطرات تخیلی هستند! . در این مطالعه بزرگ مقیاس، ۶۶۴۱ نفر اولین خاطره خود و سنی را که در آن خاطره مورد نظرشان را رمزگذاری کردند، توصیف نمودند. آنان آزمون‌های رتبه‌بندی و قضاوت حافظه مختلفی را هم انجام دادند. دیدگاه رایج این است که افراد خاطرات کمی از دوره پیش کلامی ... .
تقریبا ۴۰ درصد افراد دارای خاطرات تخیلی هستند!
.
🔹در این مطالعه بزرگ مقیاس، ۶۶۴۱ نفر اولین خاطره خود و سنی را که در آن خاطره مورد نظرشان را رمزگذاری کردند، توصیف نمودند. آنان آزمون‌های رتبه‌بندی و قضاوت حافظه مختلفی را هم انجام دادند. دیدگاه رایج این است که افراد خاطرات کمی از دوره پیش کلامی به یاد دارند یا اصلا هیچ خاطره‌ای از این دوره ندارند. اما اختر و همکارانش دریافتند که ۲۴۸۷ خاطره اول (تقریبا ۴۰ درصد کل جمعیت نمونه) قسمتی از خاطرات دو سالگی را می توانند به یاد آورند. تحقیقات فعلی نشان می دهد که نخستین خاطرات افراد به سنین ۳ تا ۳٫۵ سالگی بازمی گردد. با این وجود، بر اساس تحقیقات جدید، ۳۸٫۶ درصد از مجموع ۶۶۴۱ افرادی که در نظرسنجی شرکت کردند، مدعی شدند که می توانند خاطراتی را از دو سالگی و حتی قبل از آن به یاد آورند.
.
🔸دکتر «شازیا اختر» نویسنده و محقق در دانشکده روانشناسی در دانشگاه برادفورد بیان کرد: «به باور ما، هر آنچه فرد وقتی خاطرات غیرمحتمل دوران ابتدایی زندگی را به خاطر می آورد در ذهنش دارد، یک نمایش ذهنی حافظه اپیزودی یا قسمتی است که از بخش‌های بخاطر سپرده شده تجارب ابتدایی و دانش‌هایی در خصوص کودکی یا نوزادی فرد تشکیل می یابد. افزون بر این، شاید جزئیات بیشتری را هم می توان افزود؛ مثلا ایستادن فردی در کنار تخت خواب در حالی که لباس مخصوص خواب بر تن دارد. چنین نمایش‌های ذهنی حافظه اپیزودی زمانی به طور جمعی توسط فرد تجربه می شوند که بر ذهن وارد شده و فرد آنها را صرفا خاطراتی توصیف می کند که به ابتدای کودکی اشاره دارند.»...
.
شما خاطرات بچه‌گی‌تون یادتون هست؟
.
ادامه و بیشتر:
bigbangpage.com/?p=77732
.
ترجمه: منصور نقی لو/ سایت بیگ بنگ
.
🆔 @big.bangpage
Read more
Loading...
. <span class="emoji emoji1f4cc"></span>آینده دنیا . سقف چادر را بادکنک زده‌اند. پسر نوجوانی که کف چادر خوابیده بلند می‌شود و می‌نشیند. ...
Media Removed
. آینده دنیا . سقف چادر را بادکنک زده‌اند. پسر نوجوانی که کف چادر خوابیده بلند می‌شود و می‌نشیند. «پسرمه». می‌پرسم «چند وقته اینجایید؟» «چهل روزه. اومده بودیم تهران برای کار، نگهبان یه خونه قرار بود بشیم. اونی که کار برامون پیدا کرده بود مدارک‌مون رو گرفت و گم‌وگور شد. پشت حرم امام تو یه آلونک ... .
📌آینده دنیا .

سقف چادر را بادکنک زده‌اند. پسر نوجوانی که کف چادر خوابیده بلند می‌شود و می‌نشیند. «پسرمه». می‌پرسم «چند وقته اینجایید؟»
«چهل روزه. اومده بودیم تهران برای کار، نگهبان یه خونه قرار بود بشیم. اونی که کار برامون پیدا کرده بود مدارک‌مون رو گرفت و گم‌وگور شد. پشت حرم امام تو یه آلونک می‌خوابیدیم. یه شب شمع روشن کرده بودیم، تموم شد و اثاثمون آتیش گرفت. الان چهل روزه اومدیم اینجا. آب خوردن‌مون رو از امامزاده می‌آریم، حموم هم می‌ریم حرم. خودم تو عوارضی دستمال می‌فروشم. یه گله گوسفند هم این کناره. شبا مواظبش هستم. صاحبش ماهی پنجاه تومن بهم میده. پسرم هم تو بهشت‌زهرا قبرها رو می‌شوره. سنگ قبر رنگ می‌کنه. سیمان‌کاری می‌کنه. خرج‌مون رو در میاره خلاصه...»
دخترک خوش‌خوشان و ذوق‌زده به بادکنک‌های سقف چادر نگاه می‌کند و می‌گوید «برام خوراکی‌موراکی میاره!»
«داداش؟»
«آره»
«آقا پسرتون مدرسه نمیره؟»
مادر جواب می‌دهد: «تا دوم راهنمایی خونده. امسال باید می‌رفت سوم که دیگه این‌جوری شد وضعیت‌مون...»
«کسی اینجا اذیتتون نمی‌کنه ؟ اومدنی چند تا معتاد کنار چادر وایساده بودن...»
«نه، خداییش اینا کاری به ما ندارن. حتی تا الان چندبار چادر خالی بوده و اینا اینجا بودن دست نزدن به وسایلمون. الان فقط شهرداری اذیت می‌کنه، چندبار اومدن گفتن جمع کنید برید از اینجا.»
«شهرداری اومد اینجا، دید وضعیت و بچه‌ها رو؟»
«آره، هم دخترم، هم پسرم، هر دوتاشون تو چادر بودن.»
«بعد چیزی نگفتن؟»
«نه! فقط گفتن جمع کنید برید از اینجا.»
«تا حالا پلیس هم سر زده اینجا؟»
«یکی، دوبار اومدن تو چادر رو گشتن، دیدن موادی، چیزی نداریم، رفتن.»
«اونا هم بچه‌ها رو دیدن؟»
«آره دیدنشون. دنبال مواد می‌گشتن. اینجا بعضی وقتا پر از معتاده. چادر و دور و برش رو گشتن، چیزی پیدا نکردن، رفتن.»... . 📌متن کامل یادداشت را می‌توانید در این لینک بخوانید:
➡ newspaper.fdn.ir/newspaper/page/2522/1/144810/0

#جمعیت_امام_علی
Read more
. ادامه از پست قبل : (حتمااا اول متن پست قبل رو بخون) وقتی کشوری درش کارها بسیاریش بشه همه کیلویی و ...
Media Removed
. ادامه از پست قبل : (حتمااا اول متن پست قبل رو بخون) وقتی کشوری درش کارها بسیاریش بشه همه کیلویی و هر دم بیل !! لیدرهای کارها بشن غیر متخصص ها هوچی گری های عوامانه بشه سر خط کارها علم ها همه در کوزه آب بخورن ! جنگ بشه بر سر اثبات بزرگی عمامه هاااا !!! بر اثر هوچی گری رای بیارن و بر اثر هوچی گری حمله ... .
ادامه از پست قبل : (حتمااا اول متن پست قبل رو بخون)
وقتی کشوری درش کارها بسیاریش بشه همه کیلویی و هر دم بیل !!
لیدرهای کارها بشن غیر متخصص ها
هوچی گری های عوامانه بشه سر خط کارها
علم ها همه در کوزه آب بخورن !
جنگ بشه بر سر اثبات بزرگی عمامه هاااا !!!
بر اثر هوچی گری رای بیارن و بر اثر هوچی گری حمله کنند و بر اثر هوچی گری ها فقط موضع گرفته بشه
روز به روز وضع نه فقط اعصاب و روان مردمش !!!! بلکه قطعا اقتصادش هم بدتر میشه !
.
.
اقتصاد کشورهای موفق رو ببینید !
من نمیگم الگو اقتصاد اونها درسته یا اسلامی ! خیررر !!!
اما حرفم اینه و عین واقعیت هنوز بعد چهار دهه از انقلاب یک اقتصاد اسلامی درست حتی انگار تبین نشده !
شاید با درک و مطالعات و تجارب و بررسی های من اقتصاد یک کشوری برای نمونه فقط میگم مثل المان از اقتصاد ایران خیلی هم اسلامی تر بشه !
اقتصاد ژاپن و غیره بماند
حرفم اینه
برنامه اقتصادی درست که موجود نیست !
هیچ
شکاف طبقاتی موجوده و یک عده یا به عمد یا از جهل طبقه پایین جامعه رو که اکثریت جمعیت هست و همه جای دنیا هم همینه تقریبا ! علیه طبقه بالای جامعه به شورش وا میدارن !
حالا اسمش رو میگذارند مبارزه با اشرافی گری
خوب نتیجه عقلانی چی میشه!!؟؟
ساده است
وضع اقتصاد ایران ک خرابه
بیرون هم که تهدید زیاده
خارج کشور هم جذب سرمایه دارها مثل گلابی و با فرش قرمزه ! و هزار رقم خدمت به سرمایه دارها میکنن رفاه و همه چی هم که خیلی بیشتره ...
نتیجه مبرهنه
ثروت از ایران هر روز بیشتر از دیروز خارج میشه
و ایران روز به روز میخواد فقیرتر بشه !
کسانی که کار هم تولید میکنند و می کردند
کم کم اوضاع رو خراب تر میبینن و اونهایی هم که موندن میرن !
.
.
.
.
راه حل چیه !!!؟؟؟
بفرمایید مبارزه با اشرافی گری
من میگم رفتار غیرکارشناسی و غیر علمی علیه اقتصاد ایران !
مالکیت شخصی محترمه ! پس ثروتمند هم باید حرمتش حفظ بشه تا بمونه تو جامعه و ثروتش بشه عامل ایجاد کار و رونق اقتصاد ایران !
علم اقتصاد نمیدونن و یک ذره فعالیت اقتصادی درست هم ندارن و ....
به سادگی خیالتون رو راحت کنم
اگر این مملکت نتونه فکری درست به حال اقتصاد کنه من میگم فاتحه انقلاب مردم خونده است !
من دلم به حال اسلام و انقلاب میسوزه
اما بی درایتی ها هم وحشتناکه
مسیولین رو میخواید بازخواست کنید هم کار خوبیه بسم الله شروع کنید اما از بالا !!! با بچه بازی نزنید به سر شاخه ها ! بزنید به کله گنده ها !
ته اش هم فقط دعا کنم و ان شا الله بسه حرف
فقط خدا فرج آل محمد رو برسونه
ک این خانه از پای بست ویرانه
یاعلی
.
Read more
عزیزااااان دللللل سلااااام <span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f648"></span> . درمورد کاربرد و استفاده از In order to در انگلیسی در این پست قراره ...
Media Removed
عزیزااااان دللللل سلااااام . درمورد کاربرد و استفاده از In order to در انگلیسی در این پست قراره صحبت کنیم. . از این عبارت به خصوص در صحبت کردن و نوشتار رسمی و آزمونهای بین المللی برای بیان و معرفی توضیحات هدف یا بحثی مورد استفاده قرار میگیره. مثالز In order to understand X, we need ... عزیزااااان دللللل سلااااام ❤️😍🙈
.
درمورد کاربرد و استفاده از In order to در انگلیسی در این پست قراره صحبت کنیم.
.
از این عبارت به خصوص در صحبت کردن و نوشتار رسمی و آزمونهای بین المللی
برای بیان و معرفی توضیحات هدف یا بحثی مورد استفاده قرار میگیره.
مثالز📎📎📎
In order to understand X, we need first to understand Y.
برای فهمیدن ایکس، اول باید ایگرگ رو بفهمیم
.
Mohammad had to work full-time in order to earn a living for himself and his family of five children.
محمد به منظور کسب درآمد برای خودش و خانواده‌ی 5 بچه ایی اش باید تمام وقت کار می‌کرد.
.
دقت داشته باشید که در جمله ی بالا☝🏻
به منظور کسب درآمد برای خودش و خانواده‌ی 5 بچه ایی اش
توضیحی است و دلیلی است برای: تمام وقت کار کردن موری📍
.
We all need stress in order to achieve goals and do our best work.
همه برای دستیابی به اهداف و اجرای بهترین تلاشمان نیاز به سْترس داریم
.
در جمله بالا☝🏻
برای دستیابی به اهدف اجرای بهترین تلاش
توضیحی است برای توجیه نیاز به سْترس📍
.
She stood in order to see over the crowd.
او به منظور دیدن از بالای جمعیت ایستاد
.
I went home in order to change my clothes.
من به منظور عوض کردن لباسهایم به خانه رفتم
.
منفی In order to میشه:👇
In order not to
مثال:
They never parked the big van in front of the house in order not to upset the neighbours.
آنها هرگز اون ون گنده جلوی خانه به منظور ناراحت نکردم همسایه ها پارک نمیکنند.
—------------------------—
رونویییییسسی از روی مثال ها و اضافه کردن مثال های خودتون فراموشش نشه عزیزاااان دل 😘
Read more
قسمت سوم اسکاچ سبز رنگ زِبر را به دست گرفتم و به مایع ظرفشویی صورتی گلی آغشته کردم. ( فقط اهل دل ها این ...
Media Removed
قسمت سوم اسکاچ سبز رنگ زِبر را به دست گرفتم و به مایع ظرفشویی صورتی گلی آغشته کردم. ( فقط اهل دل ها این ترکیب را می شناسند) و آماده ی ظرف شستن شدم. فکر کنم ترانه ای هم زیر لب زمزمه می کردم که رنگ احساس هم به کارم داده باشم در قسمت های اوج ترانه بودم که به ناگاه جسمی نه چندان سخت به دستم برخورد کرد. ابتدا احساس ... قسمت سوم

اسکاچ سبز رنگ زِبر را به دست گرفتم و به مایع ظرفشویی صورتی گلی آغشته کردم. ( فقط اهل دل ها این ترکیب را می شناسند😊) و آماده ی ظرف شستن شدم. فکر کنم ترانه ای هم زیر لب زمزمه می کردم که رنگ احساس هم به کارم داده باشم در قسمت های اوج ترانه بودم که به ناگاه جسمی نه چندان سخت به دستم برخورد کرد. ابتدا احساس کردم فضله ی پرنده ای است که در اطراف من رفع حاجت کرده است. ولی نه، تکه سنگی بود کوچک که کاغذی دور آن پیچیده شده بود که با یک نشانه گیری دقیق به هدف خورده بود.
در همسایگی ما دو خانه وجود داشت . همسایه ی سمت راست که مانند ما خانه ای بود پر جمعیت که تشکیل شده بود از نَوه های هم سن و سال ما که بسیار پر سر و صدا بودند و همسایه ی دست چپ خانه ای بود بسیار ساکت و دختری داشت یک سال از من کوچکتر که خیلی با هم دوست بودیم. هرگز فراموش نمی کنم که از صبح تا شام در حیاط ما و همسایه ی سمت راست چه جوش و خروشی به واسطه ی بازی بچه ها برپا بود و هیچ شکایتی هرگز از هیچ همسایه ای دریافت نکردیم خدا خیرشان دهد انسان ها صبر و حوصله ی بیشتری داشتند یا شاید دگر خواهی بیش از فردگرایی منفی بر تعاملات انسان ها چیره بود.چرا که اکنون به واسطه ی کوچکترین صدایی شکایت همسایه بر سر ما آور می شود و حتی از اینکه در حال عبور نزدیک خانه اشان هم همه و شادی کودکانه به گوششان برسد تهدید می کنند که با صد و دَه تماس می گیرند.

سرتان را درد نیاورم ، سنگ کاغذ پیچ شده را برداشتم و کاغذ را باز کردم. یادداشت کوتاهی بود : (( بیا بالا پشت بام اگر نیایی.....)).
کوتاه بود و تهدید آمیز گویا می خواست بگوید: اگر نروم چیزی را از دست می دهم یا اینکه اگر نروم رخداد ناخوشایندی پیش خواهد آمد😁... ادامه دارد
Read more
. کارگاه تصویرسازی، نقاشی خلاق و انیمیشن خمیری برای کودکان سرپل‌ذهاب . روز اول با بچه‌ها يک فعاليت ...
Media Removed
. کارگاه تصویرسازی، نقاشی خلاق و انیمیشن خمیری برای کودکان سرپل‌ذهاب . روز اول با بچه‌ها يک فعاليت هنری گروهی انجام داديم. كاغذ رولی پهن كرديم تا همه‌شان دور آن بنشينند و با گواش يک باغ بزرگ نقاشی كردند. مربيان هم به ما پيوستند. بعد خمير بازی به آنها داديم تا هر كدام يک شخصيت (موجود زنده) درست ... .
کارگاه تصویرسازی، نقاشی خلاق و انیمیشن خمیری برای کودکان سرپل‌ذهاب .

روز اول با بچه‌ها يک فعاليت هنری گروهی انجام داديم. كاغذ رولی پهن كرديم تا همه‌شان دور آن بنشينند و با گواش يک باغ بزرگ نقاشی كردند. مربيان هم به ما پيوستند. بعد خمير بازی به آنها داديم تا هر كدام يک شخصيت (موجود زنده) درست كنند تا بعدا هر كدام را به انيميشنی كوتاه تبديل كنند.
.

روز دوم، بچه‌ها در چند گروه آمدند. نقاشی كشيدند. كاردستی درست كردند و انيميشن كوتاه ساختند. گروهی روی يک رول كاغذی با كاغذ رنگی‌های تكه پاره، هر يک موجود عجيب غريب ساختند. گروهی ديگر با آبرنگ منظره نقاشی كردند و گروهی با پاستل نقاشی كشيدند.
.

#زلزله_کرمانشاه
#جمعیت_امام_علی
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم بیایین مایه زینت اهل بیت باشیم. خبردار شدیم دولت کثیف نیجریه حمله کرده ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم بیایین مایه زینت اهل بیت باشیم. خبردار شدیم دولت کثیف نیجریه حمله کرده به خونه اقای زکزاکی و معاون و پزشکشو کشته. ایشون کیه؟ رهبر شیعیان نیجریه.. ایشون اولین شیعه نیجریه ست.. سی و هفت سال پیش بخاطر انقلاب اسلامی میاد ایران میره درس حوزه میخونه برمیگرده نیجریه. میلیون ... بسم الله الرحمن الرحیم

بیایین مایه زینت اهل بیت باشیم.
خبردار شدیم دولت کثیف نیجریه حمله کرده به خونه اقای زکزاکی و معاون و پزشکشو کشته.
ایشون کیه؟
رهبر شیعیان نیجریه.. ایشون اولین شیعه نیجریه ست.. سی و هفت سال پیش بخاطر انقلاب اسلامی میاد ایران میره درس حوزه میخونه برمیگرده نیجریه.
میلیون ها آدم رو شیعه میکنه!
من آرزومه ایشونو ببینم خاک نعلین شو بزارم رو چشمم!
روش تبلیغ این آدم رو ببینین میفهمین چه جوری مایه زینت اهل بیت بوده.
وقتی برگشت کشورش، نه پول داشته نه رسانه نه جمهوری اسلامی ای بوده ازش حمایت کنه.
رفت عین سیره اهل بیت رو ارائه داد .
دوسال پیش که دولت نیجریه دوتا پسرشو کشتن جمعیت شیعیان از بیست به بیست و پنج میلیون رسید!
روز عاشورا به شیعیان دستور داد برن خون رایگان بدن،
امام حسین خون داد ماهم خون میدیم.بعد اون روز هر نیجریه ای که بهش خون رایگان میرسه میفهمه این خون شیعه ست و شیعه میشه!چرا چون جز خوبی ندیده!
میگه چقدر اینا خوبن!
چقدر امامشون خوبه! چرا شیعه نشم!
حالا خداوکیلی اینو بزارین کنار این جریان که من رو یه اروپایی تامرز مسلمون شدن کار کرده بودم، بحث اینکه شیعه بشه یا سنی،گفتم خودت برو تحقیق کن. چون ما از تحقیق نمیترسیم.
بهم ایمیل زده بود
You are wilds!شما وحشی هستین
کنارشم لینک گوگل ایمیج Google image رو زده بود بازش میکردی نوشته بود shia muslimهمش قمه_زنی و خون و خونریزی میومد.
عکس بچه شش ماهه میومد که به زور کله شو نگه داشتن با تیغ میزنن رو سرش!!!
دیگه هرچی ایمیل زدم جواب نداد... روش این اقای زکزاکی رو بعضی شیعه های اروپایی هم یاد گرفتن.
روز عاشورا بخاطر این جریانات قمه زنی میرن خون میدن. تا جایی که نماینده یکی از کشورهای شمال اروپا رفته بود مجلس سخنرانی کرده بود ما امروز تو کشورمون خون پولی نداشتیم!خون اضافی اومد. یه فرقه مذهبی هستن به نام شیعیان که خون رایگان امروز به مردم میدن!
گفتن مگه امروز چه روزیه؟
گفت: امروز روز حسینه!

اینجوری امام حسین رو معرفی میکنه.
. سخنان خواندنی از استاد رائفى پور در مورد آیت الله زکزاکی:

٢٢/آذر/١٣٩۴ - حسینیه اعظم زنجان
.پ ن :
. ما بيشتريم و بيشتر مي گرديم
تا سيصد و سيزده نفر مي گرديم

در نيجريه...يمن...در افغانستان
ما را بکشيد، زنده تر مي گرديم
Read more
<span class="emoji emoji1f4da"></span><span class="emoji emoji1f4d6"></span> . از متن کتاب: "ترس از لو رفتن عملیات و درگیر شدن به جانم افتاد. حبیب گفت:در گوشی به بچه ها بگویید ...
Media Removed
. از متن کتاب: "ترس از لو رفتن عملیات و درگیر شدن به جانم افتاد. حبیب گفت:در گوشی به بچه ها بگویید وجعلنا بخوانند و حرکت کنند. آیا کار با وجعلنا درست می شد؟ ایمان حبیب و اراده او می گفت بله، اما مهتاب آن بالا به نفع عراقی ها چشمک می زد. هنوز گام های اول را برنداشته بودیم که یک رعد و برق آن سوی آسمان افتاد ... 📚📖
.
از متن کتاب:
"ترس از لو رفتن عملیات و درگیر شدن به جانم افتاد. حبیب گفت:در گوشی به بچه ها بگویید وجعلنا بخوانند و حرکت کنند. آیا کار با وجعلنا درست می شد؟ ایمان حبیب و اراده او می گفت بله، اما مهتاب آن بالا به نفع عراقی ها چشمک می زد. هنوز گام های اول را برنداشته بودیم که یک رعد و برق آن سوی آسمان افتاد و زمین و آسمان روشن شد. همه نشستیم... جمعیت با اشاره دست حبیب همچنان نشسته بودند و بی حرکت به مهتاب خیره ماندند که یک تکه ابر سیاه مانند نقاب مقابل مهتاب کشیده شد و به قدری تاریک شد که دیدن نفر بغل دستی هم ممکن نبود باور نمی کردم اما وجعلنا کار خودش را کرده بود."
.
.
"...و خدا می داند که شهادت در راه او چقدر شیرین است ولی افسوس که ما در این خیل جامانده ایم." شهید علی خوش لفظ
.
.
.
#کتاب #کتابخوانی #وقتی_مهتاب_گم_شد #شهید #علی_خوش_لفظ #حمیدحسام #نشرسوره_مهر #من_و_کتاب
#book #books #bookworm #lovereading
Read more
ده پانزده سال پیش بود. از مسجدالرسول (ص) نازی آباد بیرون آمدم. آن طرف میدان تجمع مردم در کنار دو خودروی پلیس توجهم را جلب کرد. رفتم بین جمعیت. چند مامور تلاش می کردند تا دختری را که ظاهر زننده ای داشت سوار خودروی گشت ارشاد کنند. مثل همین فیلم که اخیرا در فضای مجازی پخش شده و حتی وزیر کشور را به واکنش وا ... ده پانزده سال پیش بود. از مسجدالرسول (ص) نازی آباد بیرون آمدم. آن طرف میدان تجمع مردم در کنار دو خودروی پلیس توجهم را جلب کرد. رفتم بین جمعیت. چند مامور تلاش می کردند تا دختری را که ظاهر زننده ای داشت سوار خودروی گشت ارشاد کنند. مثل همین فیلم که اخیرا در فضای مجازی پخش شده و حتی وزیر کشور را به واکنش وا داشته...
از کنار خودم نجوای دو جوان را شنیدم که می خواستند برای آن دختر کاری کنند. انگار بی اختیار شده بودم. به سمت مسوول ارشد انتظامی حاضر در میدان رفتم. پیش بینی خودم را از ادامه ماجرا و احتمال واکنش مردم به او گفتم. گفت برو بچه!
خیلی تعجب کردم.فکر می کردم ظاهر موجه ام (دقیقا تیپ دهه شصتی داشتم، پیراهن روی شلوار و ...) برای او حس خودی بودن جلوه کند و کوتاه بیاید.
کنار آمدم و بقیه ماجرا را از دور تعقیب کردم.
آجر و سنگ چیزی از شیشه های آن دو الگانس سالم نگذاشت. ماموران که دست خالی رفتند اما آب قند و شربت بود که برای آن دختر می آوردند. این ظاهر ماجرا بود، تصویری که در ذهن مردم ساخته شد بماند.
نمی دانم که زحمت کشان ناجا چقدر در این چند ده سال از طرح خود راضی و خشنود هستند اما حتما این شمایید که می توانید در خیابان ها ارزیابی دقیق تری از ماجرا بدهید.
برایم عجیب است که بعد از این همه سال، هنوز تجربه برخورد با موارد خاص اینچنین دست این عزیزان نیامده است؟! به نظر من در شرایط فعلی منکری بالاتر از انگشت نما کردن کلیت که هیچ، حتی اجزای این نظام وجود ندارد. تا کی برای رفع یک منکر ، باید منکر بزرگ تری را انجام داد ؟! پ.ن: صدای فیلم ناهنجار و دلخراش بود برای همین فیلم را بی صدا منتشر کردم.
Read more
این شهر پر از رنگ است، از آدم‌های متنوع و از شلوغی جمعیت متکثر اصلا سرت گیج می‌رود. در خیابان‌هایش که ...
Media Removed
این شهر پر از رنگ است، از آدم‌های متنوع و از شلوغی جمعیت متکثر اصلا سرت گیج می‌رود. در خیابان‌هایش که بچرخی اما خیالت پرواز می‌کند انگار ؛ که ای کاش در ایران ما هم تا سال۱۴۱۰ یک افغان‌تبار شهردار تهران باشد، نماینده تاجیک‌تبار در مجلس، رییس یکی از قوا اهل‌سنت، ترکمن در تلوزیون مجری باشد، یک مسیحی ... این شهر پر از رنگ است، از آدم‌های متنوع و از شلوغی جمعیت متکثر اصلا سرت گیج می‌رود. در خیابان‌هایش که بچرخی اما خیالت پرواز می‌کند انگار ؛ که ای کاش در ایران ما هم تا سال۱۴۱۰ یک افغان‌تبار شهردار تهران باشد، نماینده تاجیک‌تبار در مجلس، رییس یکی از قوا اهل‌سنت، ترکمن در تلوزیون مجری باشد، یک مسیحی وزیر باشد، بچه‌هایتان دورگه باشند، ایران جامعه سیاه‌پوستان داشته باشد، این دست ونک کلیسا و آن‌دست مسجد و کنیسه.
‏آرزوست دیگر؛
جامعه متکثر چندصدا
Read more
‌ ‌‌ به محض رسیدن به جزیره هرمز ی موتور گرفتیم و دورتادور جزیره رو گشتیم تا تصمیم بگیریم کجا کمپ بزنیم ...
Media Removed
‌ ‌‌ به محض رسیدن به جزیره هرمز ی موتور گرفتیم و دورتادور جزیره رو گشتیم تا تصمیم بگیریم کجا کمپ بزنیم .‌ ‌ ‌ هر چند جمعیت زیادی به هرمز اومده بودند ، اما تقریبا همه شون برای سفر یکروزه آمده بودند و تو جزیره کوله گرد و چادر خیلی کم پیدا میشد ،‌ ‌ ‌ چون هوا یکم گرم شده بود و اکثر بچه های سفر یکی دو ماه پیش ...
‌‌ به محض رسیدن به جزیره هرمز ی موتور گرفتیم و دورتادور جزیره رو گشتیم تا تصمیم بگیریم کجا کمپ بزنیم .‌

‌ هر چند جمعیت زیادی به هرمز اومده بودند ، اما تقریبا همه شون برای سفر یکروزه آمده بودند و تو جزیره کوله گرد و چادر خیلی کم پیدا میشد ،‌

‌ چون هوا یکم گرم شده بود و اکثر بچه های سفر یکی دو ماه پیش به هرمز سفر کرده بودند .‌

‌ در نهایت تصمیم گرفتیم تو ساحل خاک سرخ کمپ بزنیم .‌


#هرمز #خاک_سرخ #گلک #کمپ ‌


#nature #adventure #hiking #travel #outdoors #summer #camp #mountains #road #explore #outdoor #backpacking #forest #hitchhiker #friends #roadtrip #wanderlust #che
#tent #iran #hitchhiker
Read more
... امسال قسمت بود برای شناسایی خانواده هایی که با معضل فقر، مریضی، اعتیاد و بدتر از هر چیز دیده نشدن ...
Media Removed
... امسال قسمت بود برای شناسایی خانواده هایی که با معضل فقر، مریضی، اعتیاد و بدتر از هر چیز دیده نشدن دست و پنجه نرم می کنند، همراه بچه های جمعیت امام علی علیه السلام باشم. حسی غریب از دیدن اتفاقات ناگواری که کنار گوش خود ما می افتد داشتم... در آیین #کوچه_گردان_عاشق کمترین کاری که می توانید بکنید، ... ...
امسال قسمت بود برای شناسایی خانواده هایی که با معضل فقر، مریضی، اعتیاد و بدتر از هر چیز دیده نشدن دست و پنجه نرم می کنند، همراه بچه های جمعیت امام علی علیه السلام باشم.
حسی غریب از دیدن اتفاقات ناگواری که کنار گوش خود ما می افتد داشتم...
در آیین #کوچه_گردان_عاشق کمترین کاری که می توانید بکنید، به اشتراک گذاشتن این تصویر با هشتگ #سفیرآرزوها است...
دریغ نفرمایید...
Read more
 #arvand *خرمشهر اردیبهشت۹۷ در اشغال عراقی ها* *سکانس اول:بازار ماهی فروشان خرمشهر* باشور ...
Media Removed
#arvand *خرمشهر اردیبهشت۹۷ در اشغال عراقی ها* *سکانس اول:بازار ماهی فروشان خرمشهر* باشور و اشتیاق مانند اکثر جمعه ها که به بچه ها قول ماهی خوردن داده بودم وارد بازار ماهی فروشها شدم.ازدحام نامتعارف جمعیت و چهره های ناشناخته انها تعجب برانگیز بود. *اقا ببخشید صبور کیلوچند؟* *قابل نداره ... #arvand
*خرمشهر اردیبهشت۹۷ در اشغال عراقی ها*
*سکانس اول:بازار ماهی فروشان خرمشهر*

باشور و اشتیاق مانند اکثر جمعه ها که به بچه ها قول ماهی خوردن داده بودم وارد بازار ماهی فروشها شدم.ازدحام نامتعارف جمعیت و چهره های ناشناخته انها تعجب برانگیز بود. *اقا ببخشید صبور کیلوچند؟* *قابل نداره خانم۸۵۰۰۰تومان*

غرفه کناری
*اقا حلوا سیاه کیلوچند؟* مرد ماهی فروش سرگرم شمردن دلارها و دینارهای مرد عراقی بود که ماهیهایش را خریده بود و مرد عراقی هم با چهره ای بشاش در حال آماده کردن صندوق کائوچوبی برای بردن ماهی هایش بود.
صدایم را کمی بلند تر کردم و از ماهی فروش پرسیدم: *اقا پرسیدم حلواسیاه کیلوچنده؟* *ماهی فروش که تازه متوجه حضور من شده بودگفت: ۴۵۰۰۰ تومان* *گفتم:عامو هفته پیش ۱۸۰۰۰ تومان بود چی شده اینقدر گرون شده؟* *گفت:نمیبینید امروز مشتری عراقی زیاده؟*
🤔

داخل بازار هرچه گشتم ماهی ارزان کمتر از ۳۰۰۰۰ تومان پیدانکردم .حتی قزل الای پرورشی هم در بازار نبود.
اما تا دلتان بخواهد صفا و شادی در دل ماهی فروش ها بود که ماهی هایشان را با قیمت بالا با دلارو دینارهای عراقیها عوض کرده بودند. *اما به چه قیمتی* *به قیمت دست خالی برگشتن خانواده های خرمشهری از بازار ماهی فروش ها* *خرمشهری های همیشه مظلوم*

بالاخره هم مرغی خریدم برای بچه ها مرغ سرخ شده به جای ماهی سرخ شده دادم و به بچه هایم گفتم بخورید به سلامتی عراقی ها و چشمتان را ببندید و تجسم کنید که ماهی میخورید که همین مرغ هم دست کمی از ماهی ندارد و یک مرغ ۲۷۰۰۰ تومان شده ... *ادامه دارد...* پخش كنيدتابه دست مسولين برسه اومدن عراقي به بازار رانميخواهيم
Read more
امروز داستان جدیدی در پهنه سیاسی کشور رقم خورد بنام جمعیت یاران انقلاب اسلامی اون هم با حضور اساتیدی ...
Media Removed
امروز داستان جدیدی در پهنه سیاسی کشور رقم خورد بنام جمعیت یاران انقلاب اسلامی اون هم با حضور اساتیدی مثل جناب علی آبادی و زریبافان و عده ای دیگر از عتیقه های زمان احمدی نژاد اولا آقایون غیر محترم بعد اون همه افتضاحی که در بنیاد شهید انجام دادید و حیف و میل سرمایه های خانواده های شهدا و بعد اون همه گندی ... امروز داستان جدیدی در پهنه سیاسی کشور رقم خورد بنام جمعیت یاران انقلاب اسلامی
اون هم با حضور اساتیدی مثل جناب علی آبادی و زریبافان و عده ای دیگر از عتیقه های زمان احمدی نژاد
اولا آقایون غیر محترم بعد اون همه افتضاحی که در بنیاد شهید انجام دادید و حیف و میل سرمایه های خانواده های شهدا و بعد اون همه گندی که در تربیت بدنی و ورزش مملکت و هزار جای دیگه بچه هات و خودتون زدیدخجالت نمیکشید اسم خودتون جمعیت یاران انقلاب گذاشتید شماها جمعیت خاران انقلاب اسلامی رو باید تاسیس کنید
ثانیا شماها حتی به هم اعتماد ندارید یجوری اونهمه کاری که احمدی نژاد براتون کرده بود رو زیر پا گذاشتید و لگد به اون بدبخت زدید که نمیدونم چجوری میخواید وارد سیاست بشید واصلا کسی بهتون اعتماد میکنه وچرا باید اعتماد بکنه
ثالثا پدرجان اون زمان که با یه شورا و تشکیلات مثلا حزب آبادگران وامثال ذلک تاسیس میکردند وکلی رای از مردم میگرفتن و بعد اون سواری های متعدد ،دیگه گذشته
الان بحران اعتماد عمومی داریم بعد شما رفتید دنبال زیر بغل مورچه می گردید ودوباره میخواهید به نسخه شانزده سال پیش کلاه سر مردم بگذارید

مصداق این کارهای شما همون شعر معروف عرب هست که برای ابوعبیده گفته بودند رفقای اهل فضل خوندن دلشون شاد یه فاتحه ای برای مملکت بخونن😉
میفرماد:
صلی اللّه علی لوطٍ وشعیتِه
اباعبیدة قُلْ بالله آمینا
فانتَ عندی بلا شک بقیّتُهم
مُنذ احتلت وقد جاوزتَ سَبعینا
#انقلاب
#اعتماد
#اعتماد_ملی
#سیاست
Read more
. نشستم لبه‌ی دهانه‌ی غار، پشت سر غار و آتیش و بچه‌ها و صدای هنگ درام حسام، روبرو دریا و ساحل و ماهِ کامل ...
Media Removed
. نشستم لبه‌ی دهانه‌ی غار، پشت سر غار و آتیش و بچه‌ها و صدای هنگ درام حسام، روبرو دریا و ساحل و ماهِ کامل توی آسمون و بارون و فیتو پلانکتون‌های روی موج‌ها. دچار جنون دریا شده بودم. از صخره میومدم پایین، محو ساحل میشدم از غار دور میشدم بدون هیچ آلودگی نوری. فقط مهتاب. از ساحل نور آتیش توی غار مجذوبم میکرد ... . نشستم لبه‌ی دهانه‌ی غار، پشت سر غار و آتیش و بچه‌ها و صدای هنگ درام حسام، روبرو دریا و ساحل و ماهِ کامل توی آسمون و بارون و فیتو پلانکتون‌های روی موج‌ها.
دچار جنون دریا شده بودم. از صخره میومدم پایین، محو ساحل میشدم از غار دور میشدم بدون هیچ آلودگی نوری. فقط مهتاب. از ساحل نور آتیش توی غار مجذوبم میکرد و دلتنگ بچه‌ها میشدم و برمیگشتم بالا. بیشتر از ده بار صخره رو بالا پایین رفتم. گاهی روی شن‌های غار خوابم میبرد و بیدار میشدم و میدیدم جمعیت کمتر شده ولی هنوز آتیش هست، حرف هست، موزیک هست، دریا و رعد و برق و بارون هست.
تو راه برگشت بهش گفتم عجیب نیست؟
الان‌ کاپشن‌ حسام تنمه، فقط چند ساعته دیدمش، صبح که بیدار بشم‌ رفته،‌ هیچ وقت قرار نیست بببینمش دیگه. دوست‌هام ساعت‌هاست توی چادر خوابیدن من موندم توی غار و ناب‌ترین لحظه‌ها رو دارم با آدم‌های غریبه‌ای تجربه میکنم که بیشتر ادم‌ها حتی شانس تجربه کردنش با دوست‌های نزدیکشون‌ رو ندارن. عجیبه که چند روز دیگه همه‌ی اینا تموم میشه.
دوباره بعد از دو سال (بعد از تفلیس و اون‌ تجربه‌ی مالیخولیایی) با این واقعیتِ جان‌ لحظه را بنوش و بگذار و بگذر روبرو شدم. این بار ولی گذاشتن و رها کردن واقعا بخشی از من شد. اصطکاک کمتری نشون دادم‌ و گذاشتم رد شه فقط همین! به همین رضایت دادم.
.
بخشی از حال و هوای اون شب، توی ویدیو هست. ملیکا ضبطش کرده. دمش گرم دمش گرم @mlk.___.vlp
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> #لیگ_پرشین مسابقات #فوتبال #جمعیت_امام_علیه. تمام تیم‌ها متشکل از کودکان مستعد محله‌های ...
Media Removed
#لیگ_پرشین مسابقات #فوتبال #جمعیت_امام_علیه. تمام تیم‌ها متشکل از کودکان مستعد محله‌های فراموش شده #حاشیه شهر با قومیت‌های گوناگونه که سالی یک بار دور هم جمع میشن و کنار فوتبال به اشاعه #صلح و همدلی می‌پردازن. اینجا برد و باخت معنا نداره. ما کنار هم خوش میگذرونیم و به همدیگه #دوستی و #مهربانی ... 💜
#لیگ_پرشین مسابقات #فوتبال #جمعیت_امام_علیه.
تمام تیم‌ها متشکل از کودکان مستعد محله‌های فراموش شده #حاشیه شهر با قومیت‌های گوناگونه که سالی یک بار دور هم جمع میشن و کنار فوتبال به اشاعه #صلح و همدلی می‌پردازن.
اینجا برد و باخت معنا نداره. ما کنار هم خوش میگذرونیم و به همدیگه #دوستی و #مهربانی هدیه میدیم.
.
محله‌های حاشیه، پر از اتفاقای غمگینه. پر از #مهاجر، پر از #بچه‌های_کار، پر از #فقر_فرهنگی، #اعتیاد ، #ازدواج کودکان، #آزار_جنسی... نذاریم این بچه‌ها به "از دست دادن" و "نادیده گرفتن" عادت کنن. اجازه ندیم فکر کنن کسی به فکرشون نیست.
این بچه‌ها کنار ما زندگی می‌کنند، به زبان ما حرف میزنند و به حمایت ما نیاز دارند.
ما منتطرتونیم.
بیاید ما مثل مسئولینمون نباشیم.
#مهربان_باشیم.
💜
توضیحات:
ویدیو اول و دوم: دعوتنامه
ویدیو سوم: افتتاحیه برنامه و ورود یکی از تیم‌ها
عکس‌ها: برنامه بازی‌ها
.
#مکان و #زمان:
زمین چمن دانشگاه شهید بهشتی، ۲۴ مرداد تا ۲ شهریور، ۱۷ تا ۲۴.
#جمعیت_امام_علی
#لیگ_فوتبال_پرشین
#چالش_بشوت
.
پ.ن۱: ویدیو در #کانال موجوده. می‌تونید با پخشش از بچه‌ها حمایت کنید💜
پ.ن۲: شما با کی می‌خواید برید؟ همینجا دوستاتون رو #منشن کنید💜😌
Read more
. کوچولو بودم در آستانه نه سالگی. این عکس مربوط به ثبت نام کلاس سوم دبستان بود. پشت عکس اسم معلمم هست. ...
Media Removed
. کوچولو بودم در آستانه نه سالگی. این عکس مربوط به ثبت نام کلاس سوم دبستان بود. پشت عکس اسم معلمم هست. اون موقع موبایل نبود. عکسشو بگیرم یادم بمونه. برای همین مشخصه ظاهریشو نوشتم. چون این معلم رو واقعا دوست داشتم. کارت صدآفرین آخرین کارتی است که کلاس چهارم گرفتم. بعد ازون تا آخر دانشگاه مشغول شیطونی ... .
کوچولو بودم در آستانه نه سالگی. این عکس مربوط به ثبت نام کلاس سوم دبستان بود. پشت عکس اسم معلمم هست. اون موقع موبایل نبود. عکسشو بگیرم یادم بمونه. برای همین مشخصه ظاهریشو نوشتم. چون این معلم رو واقعا دوست داشتم. کارت صدآفرین آخرین کارتی است که کلاس چهارم گرفتم. بعد ازون تا آخر دانشگاه مشغول شیطونی و بی انضباطی و کارهای خارج از قاعده نظام آموزشی بودم. نمره انضباط راهنمایی ام ١٣ یا ١۴ بیشتر نبود.
اول راهنمایی که بودیم موقعی که زنگ آخر رو میزدن ما عین زندونیا که بالاخره آزاد شدن دسته جمعی نعره زنان از کلاس بیرون می رفتیم. تا اینکه خانم ناظم اولتیماتوم جدی داد که وای به حالتون اگه از امروز نعره بزنید. زنگ آخر رو زدن. بچه ها آروم و خیلی رام از کلاس بیرون می رفتن. منم انگار خوشم نیومد رام باشم. پس تنهایی داد زدم: هورا کلاس تعطیل شد! و دویدم. بچه ها هم دنبال من نعره زنان به سمت در کوچه دویدند. تا اینکه ناظم عصبانی منو دید. گفت اون ژاکت زرده بایست! منم می دویدم. یکی از بچه ها گفت ژاکت رو دربیار. اولین بار بود که حس کردم یه چریکم. ژاکت رو دوستم گرفت زیر چادرش قایم کرد. ناظم که تا کوچه دویده بود منو تو سیل جمعیت بچه های خوشحال گم کرد. خانم ناظم! ببخشید حرصت دادم.
کلاس پنجم دبستان یه خانم ناظمی داشتیم مانتو و شلوار اتو کشیده و رنگ روشن میپوشید. عین طاووس تو حیاط موقع زنگ تفریح راه می رفت. واقعا به خط اتوی شلوارش و تمیزی لباسش می نازید. منم در حال بازی و شلوغی تو حیاط پشت پام بالا رفت و با کف کفشم یه مهر گنده روی مانتوی شکری رنگ خانم ناظم زدم. هیچ وقت خشمش رو از یاد نمی برم. الآنم ازش معذرت نمی خواهم چون اون بیش از اندازه لازم خشمگین شد.
باز کلاس پنجم معلم دینی درست جلسه اول باهامون با آب و تاب از فشار شب اول قبر حرف زد، انگار خودش تجربه کرده بود! تصویرسازیش طوری قوی بود که ترسیدیم. ما ده یازده سالمون بود. تقریبا همه مون شب کابوس دیدیم و با گریه از خواب پریدیم. صبح مادرها اومدن مدرسه اعتراض کردند. خانم دینی از جلسه دوم سرمون غر زد که اگه موضوعی بود به خودم می‌گفتین.
#پونه_ندایی
.
When I was 9 years old.
#nostalgia #iran #poonehnedai
Read more
#سور_خدا نشسته‌‌ام بالاسر امام.مشهد.درست توی کنج دنجی که جلوی پاهای مضطربم سبز شد و مرا کشید در آغوش خودش.جمعیت موج می‌زند مثل همیشه.کتاب دعا مقابلم باز مانده و من،یارای پیش رفتن ندارم.جایی وسط‌های جامعه کبیره مانده‌ام. .. آن‌ها را نمی‌شناسم؛ولی دوستشان دارم.عباس و علی‌اکبر و زهیر را ... #سور_خدا
نشسته‌‌ام بالاسر امام.مشهد.درست توی کنج دنجی که جلوی پاهای مضطربم سبز شد و مرا کشید در آغوش خودش.جمعیت موج می‌زند مثل همیشه.کتاب دعا مقابلم باز مانده و من،یارای پیش رفتن ندارم.جایی وسط‌های جامعه کبیره مانده‌ام.
..
آن‌ها را نمی‌شناسم؛ولی دوستشان دارم.عباس و علی‌اکبر و زهیر را می‌گویم و باقی رفقایشان را.همهٔ بچه‌های پرورشگاه را.به‌قول مردم،بچه‌سرِ راهی‌ها.
همان‌ها که تصویر چهره‌هاشان را اولین‌بار روی نقاشی‌دیواری خیابان ولی‌عصر تهران دیدم.حوالی شیرخوارگاه آمنه یا دارالایتام بهزیستی.ردیف عکس‌هاشان را کشیده بودند.شهید..شهید..شهید..مطمئنم جز من هرکس آن‌روزها توی آن اتوبوس‌های خط راه‌آهن-تجریش خوب دور و برش را نگاه می‌کرد هم می‌دیدشان.
هر سه‌تایشان جوان بودند.خیلی خیلی جوان که انقلاب شد و پشت‌بندش جنگ.آن‌سال‌‌ها پسرها پیش از نوجوانی،جوان می‌شدند و پیش از جوانی مَرد.کسی فرصت نداشت با سن‌وسال سجلش بزرگ شود؛.برای مرد شدن صف می‌کشیدند.
و‌ آن‌ها رفتند خط،قاطی بقیه مردها.و توی یکی از آن‌شب‌های سنگر نشسته بودند به ندبه،دعا.عباس که صدایش بهتر از همه بود روبه‌قبله،روبه‌کربلای حسین داشت جامعه کبیره می‌خواند تا رسید به آن‌جا که باید می‌گفتند:
-«بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُكُمْ أَنِّي مُؤْمِنٌ بِكُمْ وَ بِمَا آمَنْتُمْ پدر و مادرم و اهل و مال و طايفه‌ام فدای شما! خدا و شما را گواه می‌گيرم،كه من به شما و به آنچه شما ايمان آورديد باور دارم».
به امام که نمی‌شود دروغ گفت؟می‌شود؟نه!
حتمی علی‌اکبر به عباس گفته ما که نه پدر داریم نه مادر نه خانواده نه مال و‌ طایفه‌ای،چه چیز را می‌خواهیم فدای امام کنیم؟و بعد حتمی‌ هر سه سر گذاشته بودند روی شانه هم به گریستن.یتیمان خمینی چیزی نداشتند برای هدیه جز جانشان.
*
امشب پای خاکریز دم‌زدن از فدا کردن همه داشته‌ها برای امام،یاد علی اکبر و عباس و زهیر افتادم و به آن‌ها دخیل بستم.به شهدای بهزیستی،همان‌ها که در دنیا نه پدری بود زیر تابوتشان را بگیرد نه خواهری برایشان گریه کند،نه مادری که برایشان مویه کند.دلشکسته زندگی کردند،غریبانه در بیابان‌های خوزستان به‌خاک افتادند و یتیمانه دفن شدند.سربه‌راه رفتند.مزارشان زائر ندارد و تمام داروندارشان،جانشان را‌ فدای امامشان کردند؛چه خوشبخت بود خمینی که سربازانی چون شما داشت.
*
کاش از تاریکی‌ها ردمان کنند؛کاش.
Read more
نامه مهران مدیری برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ...
Media Removed
نامه مهران مدیری برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید، کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد. هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید، هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد ... نامه مهران مدیری برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان

در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید، کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد.

هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید،
هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد و متنوع، از خدا و دین و اخلاق و انسانیت و آزادگی و جوانمردی و وطن دوستی آموختید،
هر چه بخاطر لبخند معصومشان، لباس نوزاد و پیرزن به تن کردید، گاو و الاغ و مرغ و خروس و سگ و گربه و ... شدید،
کسی از شما قدردانی نکرد، به چشم کسی نیامد.

در سفرهای دور و دراز از جاده های صعب العبور به مناطق محروم، برای نوازش و تشویق کودکان مستعد اما محروم و بی چیز،
کسی همراهتان نشد.

نجات آن اعدامی اهل بم، بخاطر نامه ای که دختر هشت ساله اش برایتان نوشته بود و دوندگی های شما را کسی ندید.

دلجویی تان از خانواده های داغدار بچه های قربانی در آن ورزشگاه لعنتی که دلیلی جز سوء مدیریت مسئولین و مدیران مربوطه نداشت،
حضور مداومتان در آسایشگاه بچه های معلول ، کودکان سرطانی، اهدای خون ، برنامه های کوچک و بزرگ نیکوکاری،... هیچکدام از اینها چیزی نبودند که به چشم مسئولین و ایضا، بسیاری از ما مردمان این آب و خاک بیاید و تحسینی و تشکری را بدرقه ی خستگی هاتان کند... اما، تنها یک اشتباه کافی بود تا سیل پیامها و لعن و نفرین ها و خط و نشان کشیدن ها را به سویتان سرازیر کند،
رگ غیرت و تعصب قومی و نژادی را ، بر گردن جماعتی برآورد و سیل جمعیت را به خیابانها بکشاند،
سوژه ی طراز اول بحث گروههای مجازی و بهانه ی انتقام کشی اهل سیاست و صاحبان قدرت شوید،
و پذیرش اشتباه و عذرخواهی صادقانه تان را هم نه کسی ببیند و نه کسی بشنود و نه کسی بپذیرد... من نگران شما هستم، عموهای دوست داشتنی فیتیله ای!
اگر چه فرزندان من دیگر آنقدر قد کشیده اند که کمتر پای برنامه تان بنشینند،
و خودم آنقدر این روزها گرفتار شده ام که کمتر بیاد آورم که؛
نظاره ی عمیق ترین شادی ها و قهقهه ی کودکانم را ، حین تماشای فیتیله ی زیبای شما تجربه کرده ام!
که بهای این خاطره را، سپید شدن موی شما پرداخته،

دستتان را می بوسم
و دعا می کنم در این روزهای سخت، در روزگاری که خطای انسان جایزالخطا را کسی برنمی تابد،
و تاوان تعصبات و انتقام کشی ها را ، نه مدیران صاحب قدرت، که همان اهالی هنر و اندیشه ی زیردست و خاک صحنه خورده می پردازند،
که رسم مروت و انصاف از میانمان رخت برنبندد،
و ما و بچه های ما را از ادامه ی حضورتان در قاب تصویر محروم نکند.
Read more
سفرنامه . جزیره هرمز بودم که با محمد از بوشهر،فرزین از اراک و آرش از تهران آشنا شدم.هرکدوم از بچه ...
Media Removed
سفرنامه . جزیره هرمز بودم که با محمد از بوشهر،فرزین از اراک و آرش از تهران آشنا شدم.هرکدوم از بچه ها از شهر خودشون هیچهایک‌کرده بودن و حالا در جزیره بودن. تعاریف زیادی از سیستان و بلوچستان شنیده بودیم و تصمیم گرفتیم همراه هم راهی این استان بزرگ بشیم و بخشهایی از اون رو ببینیم.برای رفتن به سیستان ... سفرنامه
.
جزیره هرمز بودم که با محمد از بوشهر،فرزین از اراک و آرش از تهران آشنا شدم.هرکدوم از بچه ها از شهر خودشون هیچهایک‌کرده بودن و حالا در جزیره بودن.
تعاریف زیادی از سیستان و بلوچستان شنیده بودیم و تصمیم گرفتیم همراه هم راهی این استان بزرگ بشیم و بخشهایی از اون رو ببینیم.برای رفتن به سیستان و بلوچستان باید از جزیره به بندرعباس برمیگشتیم،از بندر تا چابهار تقریبا هشت ساعت راه هست ولی برای هیچهایک کردن باید یکی دوساعتی زمان اضافی (جهت معطلی های احتمالی) در نظر گرفت.
جاده های بلوچستان (شمال استان سیستان و جنوب استان بلوچستان) به شدت قدیمی هستن و تردد هم بسیار کمه و این برای هیچهایکرها خیلی بده،ولی خونگرمی بلوچهای دوست داشتنی، خیال شما رو از بابت #هیچهایک کردن راحت میکنه.درمسیر بودیم که تصمیم گرفتیم روستاگردی رو در برنامه خودمون جا بدیم و شب رو مهمون اهالی روستای سورماچ در سیصد کیلومتری چابهار شدیم و اهالی روستا ،مسجد اهل تسنن رو در اختیار ما گذاشتن،معتقد بودن مسجد درش همیشه و روی هرکسی بازه.
سورماچ جمعیت کمی داشت و غالب افراد روستا از راه پرورش شُتر امرار معاش میکردن.صبح که بیدار شدیم آرش رو‌دیدیم که بادکنک باد میکنه و به بچه ها هدیه میده.بچه های روستا دور و بر ما رو احاطه کرده بودن و از همه ی خونه ها بچه هایی با لباس محلی بلوچی بیرون میاد تا از آرش بادکنک بگیره و با زحمت فراوون تونستیم وسایل رو‌جمع کنیم و از دست اسحاق و‌عثمان و طاهر و ... ( بچه های روستا) فرار کنیم!!
پ.ن: شلوار بچه ها ،شلوار هندی هست،تعجب نکنید!
#سیستان_و_بلوچستان_امن_است
Read more
دموکراسی تو روز روشن : به یک کارگر ساده نیازمندیم یا دلال ها به بهشت می روند مسوولان دقیقا از چه ...
Media Removed
دموکراسی تو روز روشن : به یک کارگر ساده نیازمندیم یا دلال ها به بهشت می روند مسوولان دقیقا از چه چیز واهمه دارید؟ به خوبی قابل درک است در مقام خودخواهی و بیسوادی و استبداد از تربیت انسان های متخصص و متعهد که هیچ از فردی که لااقل متوجه میزان بی کفایتی شما ست بترسید... انصافا حق دارید که خواهان کوچک ... دموکراسی تو روز روشن :
به یک کارگر ساده نیازمندیم
یا
دلال ها به بهشت می روند

مسوولان دقیقا از چه چیز واهمه دارید؟
به خوبی قابل درک است در مقام خودخواهی و بیسوادی و استبداد از تربیت انسان های متخصص و متعهد که هیچ از فردی که لااقل متوجه میزان بی کفایتی شما ست بترسید... انصافا حق دارید که خواهان کوچک و کوچک تر شدن دانشگاه ها باشید. بعد در شوهای تلویزیونی و همایشی خود بنشینید و دستاوردهای دانشگاه هاروارد و استنفورد را برای دانشگاه های خودی بربشمرید و به ریش تحصیلکرده هایی که جایشان نشسته اید بخندید. عزیزان نگاهی به فهرست رشته ها، تعداد کرسی ها و اساتید دانشگاه های ایده آل تان بکنید و بعد قانون و آیینه نامه برای دانشگاه های خودی ابلاغ بفرمایید.
آنچنان این روزها از کارگران دانشگاه نرفته برای تحصیلکرده هایتان میگویید که گویی آمارهای شاخص فقر با جمعیت تجار و مدیران و مسوولان پر شده است و جمعیت شریف و زحمتکش جامعه که اتفاقا یک دو درصد بیشتر نیستند در راس هرم ثروت جا "خوش" کرده اند.
تشویق های پی در پی رسانه ای تان برای عدم ادامه تحصیل و قوانین رسمی تان در کنار تبلیغات گسترده این دوره مبنی بر رساندن تحصیلات کاندید ریاست جمهوری به دکترا و قوانین مشابه برای مجلس و معاون و غیره و از طرفی آماری که خود به افتخار از تحصیلات عالی فرزندان و خاندانتان در کشور های البته نه چندان دوست ارایه میدهید نمیدانم دقیقا چه معنایی میدهد غیر از آنکه آنچه ارث پدری تان تصور کرده اید مدعی پیدا کند خدای ناکرده! شما با آن دست که مدام حرکت میکند با آمارهای اشتغال و بیکاری بازی کنید من ولی مخاطب تحصیلکرده ی بیکاری هستم که دست دیگر تو را خواهم دید که بازی اصلی را به آرامی ادامه میدهد من میدانم این بازی برای فرزندان دهه های آینده چه سرنوشتی خواهد داشت من برای تو خطرناک شده ام از بد روزگار!برای بچه های دهه های اخیر و بعد نگرانم که خطرناک هم حتی نمیشوند که کمی تن عده ای را لرزانده باشند.
پ.ن
چرا مساله انحصاری شدن علم و آموزش در آموزش و پرورش و رویکردهای عدم یکپارچگی مواد آموزشی با تاسیس مدارس ویژه و خاص برای دارندگان و برازندگان مسکوت مانده است در حالی که مدارس استعداد درخشان به بهانه یکپارچه سازی تعطیل میشوند؟آیا دلال ها به اهمیت تحصیل پی برده اند و انحصار درونی آغاز شده است؟ من از آینده میترسم . خداوندا عمر کوتاه نعمت بزرگی ست در این روزها بمانیم چه چیز را ببینیم
Read more
‌ ۳۰۰ نفری بودیم. نه؟ ‌ خوشم اومد که اینگونه خودم رو محک زدم و برای اولین بار کنار این جمعیتِ «اولش‌ترسناک‌ولی‌درادامه‌صمیمی‌وروان» ...
Media Removed
‌ ۳۰۰ نفری بودیم. نه؟ ‌ خوشم اومد که اینگونه خودم رو محک زدم و برای اولین بار کنار این جمعیتِ «اولش‌ترسناک‌ولی‌درادامه‌صمیمی‌وروان» از کوله‌گردی و هیچ‌هایک گفتم. ‌ و چه جایی بهتر از #شیراز و جمعی این‌چنین برای این جور ماجراجویی‌های بزرگ‌ و پرچالش. ‌ اگه بدونید وقتی فهمیدم چند نفرتون ...
۳۰۰ نفری بودیم. نه؟

خوشم اومد که اینگونه خودم رو محک زدم و برای اولین بار کنار این جمعیتِ «اولش‌ترسناک‌ولی‌درادامه‌صمیمی‌وروان» از کوله‌گردی و هیچ‌هایک گفتم.

و چه جایی بهتر از #شیراز و جمعی این‌چنین برای این جور ماجراجویی‌های بزرگ‌ و پرچالش.

اگه بدونید وقتی فهمیدم چند نفرتون از شهرهای اطراف اومده بودین چقدر خوشحال شدم و چه انرژی‌های قشنگی گرفتم.

فکر کنم میشه دورهمی‌های قشنگی رو در شهرهای دیگه هم برگزار کنیم. چندماه پیش قرار بود اولین همایش دانشگاهیم در مشهد باشه ولی نشد. از طرف بچه‌های دانشگاه مشهد برای سمینار مشابهی دعوت شده بودم (و داشت میشد که بلاخره استان خراسان رو ملاقات کنم) ولی کل ماجرا توسط «نماینده‌ی نهاد رهبری در دانشگاه» کنسل شد.

به امید روزی که مشهد نجات پیدا کنه از تحجر و ذهن بسته‌ی تصمیم‌گیرندگان و رئیس‌هاش.

مرسی شیراز،
مرسی بچه‌های انجمن گردشگری و هتلداری دانشگاه شیراز @shirazu_saths،
مرسی از خودم که اینقدر باحالم.



پی‌نوشت:
راستی مریم گیان (@maaryaam_raha)، بچه‌های انجمن گردشگری دانشگاه شیراز می‌خوان دعوتت کنن همایش بعدی تو بیای و از تجربیاتت بگی. از من خواستن بهت زنگ بزنم و سفارش‌شون رو بکنم. بدینوسیله همین‌جا سفارش‌شون می‌کنم 😉






#دورهمی_سیزدهم #شیراز #دانشگاه_شیراز
#کوله_گردی #هیچهایک #سفر #سفر_ارزان
Read more
. <span class="emoji emoji1f4cc"></span>گزارش «ایران» از روزگار سخت مهاجران پاکستانی در ایران آوارگان کراچی، رهاشدگان شهرری . <span class="emoji emoji2757"></span>اینجا ...
Media Removed
. گزارش «ایران» از روزگار سخت مهاجران پاکستانی در ایران آوارگان کراچی، رهاشدگان شهرری . اینجا در شهرری تقریبا ۴۰۰ خانواده پاکستانی در فقری ترسناک زندگی می‌کنند و کودکانشان هم با اینکه در ایران متولد شده‌اند، نه اوراق هویت دارند و نه حق تحصیل؛ اما جمعیت مهاجران پاکستانی تنها به تهران و ... .
📌گزارش «ایران» از روزگار سخت مهاجران پاکستانی در ایران
آوارگان کراچی، رهاشدگان شهرری
.
❗اینجا در شهرری تقریبا ۴۰۰ خانواده پاکستانی در فقری ترسناک زندگی می‌کنند و کودکانشان هم با اینکه در ایران متولد شده‌اند، نه اوراق هویت دارند و نه حق تحصیل؛ اما جمعیت مهاجران پاکستانی تنها به تهران و شهرری ختم نمی‌شود. آنها در شهریار هم هستند؛ در بندرعباس، یزد و شیراز هم.
.
❗در ذهن علی، تاریخ‌ وقایع چیزی شبیه حدس و گمان است یا حتی رویا. وقتی می‌پرسم چند ساله است، می‌گوید: «دقیق نمی‌دانم شاید ۱۲ ساله، شاید ۱۴ ساله... نمی‌دانم.» تنها چیزی که خوب بلد است، کار کردن است و کار کردن. کاری در ازای مبلغی ناچیز روی زمین‌های بامیه.
.
❗درهای خانه‌ها مثل دهان غاری تاریک باز است. چند زن مشغول شست‌وشوی بچه‌ها با آب چاه هستند. نگاهی به آب جلبک بسته‌ که بچه‌ها در آن مشغول بازی هستند، کافی است تا به این حس برسی که چطور هپاتیت و انواع بیماری‌های قارچی و انگلی در این حوالی جولان می‌دهد.
.
⬅️ متن کامل گزارش روزنامه‌ی ایران را در لینک زیر بخوانید👇
🌐 iran-newspaper.com/newspaper/item/470209
.
#جمعیت_امام_علی
Read more
. <span class="emoji emoji1f392"></span> به منظور افزایش انگیزه و تلاش درسی بچه‌های ۱۳ تا ۱۷ سال جمعیت امام علی در زنجان و به همت اعضای داوطلب ...
Media Removed
. به منظور افزایش انگیزه و تلاش درسی بچه‌های ۱۳ تا ۱۷ سال جمعیت امام علی در زنجان و به همت اعضای داوطلب در دانشگاه، بازدید ده نفر از نوجوانان، از نمایشگاه زمین‌شناسی لیتوس، آزمایشگاه اپتیک دانشکده فیزیک، بازدید از کارگاه‌های برق و مکانیک و موزه تاریخ طبیعی انجام گرفت. در ادامه مسابقه پانتومیم ... .
🎒 به منظور افزایش انگیزه و تلاش درسی بچه‌های ۱۳ تا ۱۷ سال جمعیت امام علی در زنجان و به همت اعضای داوطلب در دانشگاه، بازدید ده نفر از نوجوانان، از نمایشگاه زمین‌شناسی لیتوس، آزمایشگاه اپتیک دانشکده فیزیک، بازدید از کارگاه‌های برق و مکانیک و موزه تاریخ طبیعی انجام گرفت. در ادامه مسابقه پانتومیم برگزار شد. سپس بازدید از آزمایشگاه حشره‌شناسی و کارگاه‌های چاپ و نقاشی برگزار گردید. در پایان معرفی مختصری از رشته‌های مختلف و بازدید از دانشکده‌ها صورت پذیرفت. .
.
🔸هدف از این اردوهای علمی-فرهنگی، آشنایی نوجوانان با محیط‌های آموزشی و فرهنگی است تا با دیدی بازتر برای آینده‌ی خویش، هدف‌گذاری کنند و به سمت معضلات و آسیب‌های موجود نروند.

#جمعیت_امام_علی
Read more
. . حالا کارمان شده است گله از وضعیت اشتغال جوانانمان . جوانانی که مطابق خط کش سیستم آموزشی رشد کرده ...
Media Removed
. . حالا کارمان شده است گله از وضعیت اشتغال جوانانمان . جوانانی که مطابق خط کش سیستم آموزشی رشد کرده اند و حالا چشم انتظار کار هستند . فرزندانی که والدینشان ، چندی پیش برای وارد شدنشان به دانشگاه هشت هزار میلیارد تومان هزینه کرده اند ، اما اکنون چشمشان به دستان دولت است که برای اشتغالشان کاری کند ... .
.
حالا کارمان شده است گله از وضعیت اشتغال جوانانمان . جوانانی که مطابق خط کش سیستم آموزشی رشد کرده اند و حالا چشم انتظار کار هستند . فرزندانی که والدینشان ، چندی پیش برای وارد شدنشان به دانشگاه هشت هزار میلیارد تومان هزینه کرده اند ، اما اکنون چشمشان به دستان دولت است که برای اشتغالشان کاری کند . واقعیت این است که نظام آموزشی که هدفش درآمد زایی از کنکور است و جیب قلمچی ها را پر پول میکند ، نمیتواند کاری برای کودکانمان کند . حالا والدین دائما پول های خود را خرج گاج و قلمچی و کنکور آسان است بکنند ، تا حاصلش بشود 45 درصد نرخ بیکاری فارغ التحصيلان . ایران در مقایسه با ژاپنی که دو برابر ایران جمعیت دارد، یک بیست و هشتم بودجه آموزش و پرورش را دارد که با در نظر گرفتن جمعیت ژاپن ، این بودجه 14 برابر بودجه آموزش و پرورش ایران است . این تفاوت آمار نشان می دهد که آموزش در ایران از اساس بی ارزش است در بودجه ملي . ژاپن شدن به معنای اقتصادی با پول و نفت و منابع و امكانات نيست ، ژاپن شدن ، راهی ندارد مگر آنکه آموزش همچون ژاپن شود، ژاپن شدن يعني همه بودجه يك كشور ٤ تليارد دلاري را صرف اموزش بچه هايت كني ، و همه چيز را روي بناي پرورش كودكانت بسازي ، ژاپن شدن يعني سمپاد و نمونه دولتي و غير انتفاعي نداشته باشي ، اموزش خوب و تربيت درست مال همه بچه ها باشد با همه جور استعداد ، ژاپن شدن يعني معلم بالاترين منزلت اجتماعي را داشته باشد نه پزشكان ، بهتر از ژاپن شدن سخت نيست ، نگاه و همت مي خواهد براي تغيير اموزش ، شك ندارم.
#آموزش #اشتغال #سیدمجیدحسینی #ما_حالمان_خوب_نیست
Read more
خدا رحمت کند آقای ابوترابی را... سال 79 برای خواندن دعای عرفه با جمع کثیری از مردم اندیمشک به مرز خسروی ...
Media Removed
خدا رحمت کند آقای ابوترابی را... سال 79 برای خواندن دعای عرفه با جمع کثیری از مردم اندیمشک به مرز خسروی رفتیم تا به کربلا نزدیکتر باشیم به قصر شیرین که رسیدیم ،در ترافیک سنگین گرفتار شدیم. توی این شلوغی و ترافیک اتوبوس ها ناگهان هم همه شد و عده از اتوبوس پایین رفتند وقتی از پنجده بیرون رو نگاه کردم ... خدا رحمت کند آقای ابوترابی را... سال 79 برای خواندن دعای عرفه با جمع کثیری از مردم اندیمشک به مرز خسروی رفتیم تا به کربلا نزدیکتر باشیم
به قصر شیرین که رسیدیم ،در ترافیک سنگین گرفتار شدیم. توی این شلوغی و ترافیک اتوبوس ها ناگهان هم همه شد و عده از اتوبوس پایین رفتند وقتی از پنجده بیرون رو نگاه کردم دیدم عموی مادرم که آزاده بودند به همراه دایی حمید به سمت سیدی دویدند و او را در آغوش کشیدند. موجی از جمعیت راه افتاد.
تا خواستم ببینم چه خبر شده سیدی را دیدم که وارد اتوبوس شد و گفت دوستان من ادامه مسیر را با بچه های اندیمشک می آیم و بعد نگاهی به داخل اتوبوس انداخت که کجا بنشیند.
نوجوانی 14 ساله را دید که سر بند یازهرا بسته و در حالی که تصویر امام و رهبری را بر سینه دارد به او خیره شده است.به طرف او رفت و در حالی که نوجوان در فکر با خود میپرسید این سید کیست؟! این همه دوست و عاشق که دنبالش بودند از او چه میخواستند؟ نکند مقام مهمی است؟ و ... بود که سید به او سلام کرد و با او دست داد.به محض اینکه سید دست پسر راگرفت او را کشید و دستانش را بوسید.
پسر گیج و سر درگم...
فقط توانست در جواب سید را در آغوش کشد و شانه هایش را ببوسد.
مسیر کوتاه بود اما دو ساعتی طول کشید...
دو ساعت درس ایثار
دو ساعت درس عشق.
دو ساعت با ابوترابی....
روزی تکرار نشدنی در زندگیم که هنوز حسرت لحظه به لحظه آن را میخورم.
Read more
‍ این ویدیو را در ایسنتاگرام دیدم ، سه جوان دارند یک موزیک ترکی را که خیلی هم معروف شده هم نوازی میکنند ...
Media Removed
‍ این ویدیو را در ایسنتاگرام دیدم ، سه جوان دارند یک موزیک ترکی را که خیلی هم معروف شده هم نوازی میکنند ، به سبک تنظیم خودشان البته . من نوازنده نیستم اما فکر میکنم ساز زدن احساس درونی بسیار عظیم و غیر قابل وصفی را به آدمی منتقل میکند ، حالا اگر این اجرا جلوی انبوه جمعیت باشد که میشود نور علی نور . اما ... ‍ این ویدیو را در ایسنتاگرام دیدم ،
سه جوان دارند یک موزیک ترکی را که خیلی هم معروف شده هم نوازی میکنند ،
به سبک تنظیم خودشان البته . من نوازنده نیستم اما فکر میکنم ساز زدن احساس درونی بسیار عظیم و غیر قابل وصفی را به آدمی منتقل میکند ، حالا اگر این اجرا جلوی انبوه جمعیت باشد که میشود نور علی نور .
اما نکته ی مهم تری که در این ویدیو ذهن مرا مشغول و برایم خیلی ترسناک جلوه کرد چیز دیگری بود . در این ویدیوی چند ثانیه ای طوری که من حساب کردم هفده نفر از جلوی نوازنده های خیابان تجریش میگذرند ، از هر سنی و از هر تیپ و قیافه ای ، از این هفده نفر هیچکدام شان جلوی نوازنده مکث نمیکنند ،
مکث و لحظه ای ایستادن برای گوش دادن به یک قطعه ی زیبا ،
برای گوش دادن به هنر چند جوان ، برای گوش دادن به معجزه ای بنام موسیقی .
از این هفده نفر تنها سه نفر نگاهی متمایل و لحظه ای به سه نوازنده میکنند که اتفاقا یکی از آنها یک بچه خردسال است ، از آن نگاه هایی که به ویترین تمام مغازه های مهم و غیر مهم سر راه مان می اندازیم ، از آن نگاه هایی که انگار حواست شش هزار کیلومتر آنطرف تر است و خودت شش هزار کیلومتر اینطرف تر ؛ نگاهی نصف و نیمه که حتی باعث کند شدن سرعت گام هایشان هم نمیشود . در بین این هفده نفر جوانی هست که هندزفری از دوشش آویزان است ، خانومی را میبینیم که بوم نقاشی در دست دارد .
این اتفاق ترسناکی است که ما برای لذت بردن از زندگی وقت نداریم و حتی وقتی هم برایش نمیگذاریم ، چند ثانیه ایستادن ، لذت بردن از موسیقی که با ذوق برایت مینوازند ، چند لحظه دیرتر رسیدن به هر خراب شده ای که فکرش را میکنید ، انداختن یک هزار تومانی ناقابل که ده برابر آن را خرج اتیناهای روزانه میکنیم و یا اصلا یک کف زدن چند ثانیه ای به پاس آن آرامش و لذتی که از گوش دادن به هنرشان نصیب حالمان شده به کجای دنیا بر میخورد ؟
ما چرا و چگونه تا این حد به زندگی و لحظات آرامش دهنده و خوشی های کوچک لحظه ای اش بی اعتنا شدیم ؟
انتظار زیادی است که از آن هفده نفر یک نفر باییستد و لذت ببرد ؟
ما برای چه چیز مزخرفی اینقدر عجله به خرج زندگی میدهیم ؟ چه چیزی منتظر ما ایستاده که میخواهیم هر چه سریع تر به آخرش برسیم ؟
غیر از این بود که باید از زندگی و از تک تک لحظات آن لذت میبردیم ؟
وقتی ما به خودمان فرصت لذت بردن را هدیه نکنیم ، برای هیچکس دیگری هم نمیتوانیم لذت را تعریف کنیم
نه برای عشق مان ،
نه برای بچه هایمان ،
نه برای دوستان مان
و نه برای هیچ موجود زنده ی دیگری در دنیا
همین .

#پویان_اوحدی
Read more
با خستگی زیاد تازه آمده بودم سر پُستِ خود در اتاق مهدقرآن <span class="emoji emoji1f60d"></span>و از شما چه پنهان<span class="emoji emoji1f440"></span> ریز ریز از دلم میگذشت: "کاش ...
Media Removed
با خستگی زیاد تازه آمده بودم سر پُستِ خود در اتاق مهدقرآن و از شما چه پنهان ریز ریز از دلم میگذشت: "کاش یه کوچولو دیرتر بیان بچه ها...کاش امروز یه ذره جمعیت کم تر باشه" در همین افکار بودم که یکهو چهار پنج نفری آمدند دم در، رو به من ایستادند و زل زده بودند به خانم دکتری که من باشم و به ایشان گفته بودند ... با خستگی زیاد تازه آمده بودم سر پُستِ خود در اتاق مهدقرآن 😍و از شما چه پنهان👀 ریز ریز از دلم میگذشت: "کاش یه کوچولو دیرتر بیان بچه ها...کاش امروز یه ذره جمعیت کم تر باشه"🙈
در همین افکار بودم که یکهو چهار پنج نفری آمدند دم در، رو به من ایستادند
و زل زده بودند به خانم دکتری که من باشم😅 و به ایشان گفته بودند برید پیش خانم دکتر ببینید چی کارتون داره🤔
چشمانشان برق خاصی داشت😍
سیاهی چشمانشان پُر جاااااان بود.
بلند با عشق گفتم: سلااااام😍
بیاید ببینمم...به به به به چه دختر پسرای خوشگلی
بیاید خاله پیش من بشینید ببینید چی کاااارتووون دااارمممم😎
و آن ها انگار منتظر یک جرقه بودند که دمپایی و کفشهایشان را بِکَنند و در عرض نیم ثانیه دور من ظاهر شوند.😄
همگی دوزانو و مشتاق نشستند
گویی یکهو همه شان شدند سراسر گوش و چشم🙆🙌
در همان لحظه ی اول عاشقشان شدم
انرژی شان وصف شدنی نبود
اسمهایشان را پرسیدم...در این بین یکی لیلی ماه بود و دیگری شیرین گل😍😍😍 و من مات و مبهوت اسمهایشان چون چشمهایشان😏
شروع کردم به آموزش
- "خبببب ببینم کدوماتون دندون کوچولو دارید؟؟؟بخندید ببینمم؟؟؟؟"
و آنها خندیدند😍 و در همان حال نگاهشان مدام میچرخید و به دندانها و خنده ی هم نگاه میکردند...
- "به به به شما ها که همتون دندوناتون بزرگ شددههههه"
و شروع کردم از فلسفه ی دندان و ما یتعلق به گفتم برااایشان و دندان شیری و دائمی و روش رولینگ! ، همه به زبان کودکانه!
از میکروب های بدجنس و عروسی گرفتنشان در دهان و تا جارو کشیدن دندان ها!😲😎😁
و بعد رسیدیم به بخش انواع غذاهای خوب
-"خبببب بچه های خوب ماها باید غذاهای سالم بخوریم..
به حرف بابا مامانمون گوش بدیم
مثلا یه عااالمه میوه بخوریم
یه عاالمه شیر بخوریم
گوشت و اینا بخوریم...
باشههه؟؟؟" لیلی ماه: خانم اجااازه؟؟
- جانم عزیزم؟؟😊
- خانم ما قبلنا شیر میخوردیم الان دیگه نمیخوریم
و من تعجب کردم...پشت بندش شیرین گل هم لیلی ماه را تایید کرد.😟
و من داشتم کم کم میرفتم‌در نقش جدیت که شاید تذکری بدهم که شیر بخورند، لبخندم را کم تر کردم😒 و گفتم: "خب چرا الان دیگه نمیخورید، شیر فلانه و بهمانه "
که لیلی ماه وسط حرفهایم پرید و گفت: "خاله بابامون دیگه پول نداره برامون شیر بخره، قبلنا پول داشتیم و ..."
و
من
فروریختم😯😢 لحظه ای فقط
نگاهشان‌کردم
زبانم بند آمده بود و نمیدانستم چه بگویم😔
خودم‌را جمع کردم
نمیخواستم احساس ترحم منتقل کنم به قلبهای پاکشان
نمیخواستم تشویقشان کنم به درد خود را جلوی هرکسی به زبان آوردن
اما نمیدانستم هم چه بگویم😔
#ادامه_در_کامنت_اول
Read more
روستای جُد ‌ روستایی در سیستان و بلوچستان ‌ روستایی با حدود ۷۰۰ نفر جمعیت و ۱۷۰ خانوار ‌ حدود ...
Media Removed
روستای جُد ‌ روستایی در سیستان و بلوچستان ‌ روستایی با حدود ۷۰۰ نفر جمعیت و ۱۷۰ خانوار ‌ حدود دویست دانش آموز داره که توی یه مدرسه با سه کلاس و بدون کولر، چسبیده به هم میشینن و مشتاقانه درس رو دنبال میکنن ‌ با کمترین امکانات، با یه زمین بازی که تمام وسایل بازیش،شکسته و اوراغیه ‌ این دخترا، ... روستای جُد

روستایی در سیستان و بلوچستان

روستایی با حدود ۷۰۰ نفر جمعیت و ۱۷۰ خانوار

حدود دویست دانش آموز داره که توی یه مدرسه با سه کلاس و بدون کولر، چسبیده به هم میشینن و مشتاقانه درس رو دنبال میکنن

با کمترین امکانات، با یه زمین بازی که تمام وسایل بازیش،شکسته و اوراغیه

این دخترا، شیفت بعدازظهری بودن و عاشق معلمشون و درس خوندن.

من رو که دیدن، دوست داشتن دوچرخه سواری یاد بگیرن و دانشگاه برن.

کاش همه بچه‌های سرزمینم از امکانات یکسان برخوردار بودند.
✅ @sahar_toussi
✔️ AMin_RiGi
Read more
Moscow, Fifa World Cup 2018 حدودا هفته پیش، یکی از نماینده‌های مجلس روسیه، خطاب به دخترای روسی گفته ...
Media Removed
Moscow, Fifa World Cup 2018 حدودا هفته پیش، یکی از نماینده‌های مجلس روسیه، خطاب به دخترای روسی گفته بود، که با هیچ مرد غیر روسی‌ای نخوابن. دلیلشم گفته که نمیخواد نژاد روسها با ملیتهای دیگه قاطی پاتی بشه. . مثل اینکه تو المپیک سی سال پیش که تو روسیه برگزار شده بود، یه عالمه بچه دو رگه به دنیا میان، ... Moscow, Fifa World Cup 2018
حدودا هفته پیش، یکی از نماینده‌های مجلس روسیه، خطاب به دخترای روسی گفته بود، که با هیچ مرد غیر روسی‌ای نخوابن. دلیلشم گفته که نمیخواد نژاد روسها با ملیتهای دیگه قاطی پاتی بشه.😅
.
مثل اینکه تو المپیک سی سال پیش که تو روسیه برگزار شده بود، یه عالمه بچه دو رگه به دنیا میان، که به بچه‌های المپیک معروفن و خب حرف این نماینده این بوده که نمیخواسته تجربه قبلی تکرار شه.✋🏻
.
حالا جدا از اینکه جامعه پیشرفت کرده و وسایل کنترل جمعیت وجود داره، این حرف نژادپرستانه، اعتراضات زیادی رو تو روسیه به پا کرده😉🤓.
.
این سوال رو تو هر سفری از من میپرسن که مردم فلان جا چطوری ان؟ من یه جواب برای همیشه دارم و اون اینه که آدم خوب و بد، مهربون و بداخلاق، رو اعصاب و دل رحم، نژادپرست و غیره همه جا هست، حتی تو درون همه‌ی ما سایه نیک و بد وجود داره، من اینجا ادمهای زیادی رو دیدم که با لبخند کمکم کردن، و در مقابل رفتار بد هم دیدم، و این پای ملیت آدمها نیست، پای شخصیت و نوع فرهنگ و تربیت و حال و احوال فرد و خیلی چیزای دیگه‌ست، با یه نگاه سطحی نمیشه در مورد آدمها عمیق حرف زد☺️👍🏻🌿
.
#russia #moscow #shotons9
#مسکو #روسیه #روسیه_نامه #جام_جهانی_نامه
#جام_جهانی_روسیه #جام_جهانی #جام_جهانی_۲۰۱۸ #fifaworldcuprussia #fifaworldcup2018
Read more
. . #قورباغه_جنگلی. . #Rana_pseudodalmatina.. . . #Family #Ranidae. دوزیستان در طبیعت از اهمیت ویژه ای برخوردارند و امروزه جمعیت آنها در جهان رو به کاهش می باشد این امر اهمیت مطالعه بر روی آنها را دو چندان کرده است انسان با توسعه بخشیدن به کشاورزی و به زیر کشت بردن زمین های وسیع مساعد ترین ... .
.
#قورباغه_جنگلی. .

#Rana_pseudodalmatina..
.
. #Family #Ranidae.

دوزیستان در طبیعت از اهمیت ویژه ای برخوردارند و امروزه جمعیت آنها در جهان رو به کاهش می باشد این امر اهمیت مطالعه بر روی آنها را دو چندان کرده است انسان با توسعه بخشیدن به کشاورزی و به زیر کشت بردن زمین های وسیع مساعد ترین شرایط را برای زندگی و تولید مثل کلیه موجوداتی که از گیاهان تغذیه می کنند فراهم آورده است موجودات گیاهخوار به خصوص حشرات خسارت قابل ملاحظه ای به محصولات کشاورزی وارد می کنند و اینجاست که دوزیستان در حفظ و کنترل این محصولات بیشترین اهمیت را پیدا می کنند به طوری که در مناطقی که بدون مطالعه و تحقیق تعداد دوزیستان یکباره کاهش داده شود خسارت زیادی به گیاهان وارد خواهد شد و ودر نتیجه در کنترل گروهی از بی مهرگان اختلال ایجاد خواهد شد .
ممنونم از آقای کاظمی عزیز برای ارسال این کلیپ زیبا .
@ali_kazemi_aak....
.
پ ن : یاد تون هست چهارم بهمن سال گذشته از آمپلکسوس و تخم های این گونه زیبا فیلم گذاشتم این هم بچه های زیبای من 😁😁😍😍🍬🍭🐸🐸.
.
#مازندران #ساری #نکا #میاندرود #جنگل #اوسا #مرسم #فروردین #1397
Read more
ما یه کتیبه ای داریم ماله هزاران سال پیش با این جمله که: "خداوند ایران را از دروغ و خشکسالی در امان بدارد" دروغ ...
Media Removed
ما یه کتیبه ای داریم ماله هزاران سال پیش با این جمله که: "خداوند ایران را از دروغ و خشکسالی در امان بدارد" دروغ و که همه اطلاع داریم غیر قابل در امان نگه داشتنه کاریش نمیشه کرد ،میدونید نهادینه شده ،ینی نهادینه اش کردن ،کلی فرهنگ سازی شده تا وارد خون ما بشه تا اگر احیانا از مدیران و مدبّران چُس دروغی ... ما یه کتیبه ای داریم ماله هزاران سال پیش با این جمله که: "خداوند ایران را از دروغ و خشکسالی در امان بدارد"
دروغ و که همه اطلاع داریم غیر قابل در امان نگه داشتنه کاریش نمیشه کرد ،میدونید نهادینه شده ،ینی نهادینه اش کردن ،کلی فرهنگ سازی شده تا وارد خون ما بشه تا اگر احیانا از مدیران و مدبّران چُس دروغی چیزی شنیدیم خیلی تعجب نکنیم
اما در رابطه با خشکسالی و کم آبی من یه سری راهکار دارم، دل بده شما:

درسته که بارندگی های ما نسبت به گذشته کمتر شده ولی با کلی تلاش و تبلیغات ، جمعیت و از بیس سی میلیون به هشتاد میلیون رسوندیم ینی تشیّع رو گسترش دادیم خب این الان یعنی چی ، ینی این که اون آبی که واسه بیس میلیون استفاده میشد واسه هشتاد میلیون داره استفاده میشه
البته وزیر نیرو فرمودن اگه صرفه جویی کنیم و الگوی مصرف رو از دبستان به بچه ها یاد بدیم مشکلی پیش نمیاد
یعنی یه مسئول آب خوری بزاریم بالا سر شیر آب هر کی با دست آب خورد الله اکبر گویان چنان بزنه پسِ کله بچه مردم که شیر آب بره تو خرطناقش تا کشور از بحران کم آبی نجات پیدا کنه ، یا بجای مسواک زدن آدامس جویدن و یاد بچه ها بدیم
اگه از من بپرسین کلی آب داره با قوانین دینی ما هدر میره و در این مورد صدای هیچ کس در نمیاد ولی امان از موقعی که شما هوس کنی ماشین بشوری!! فک کن چقد آب داره واسه طهارت شما مرد و بانوی مومن و مسلمان هدر میره ،باید سه بار اون داستان و آب بکشی اگه وسواس داشته باشی که به کرّات ، اگه اهل مسائل مستحبی باشی که دیگه یه تانکر با خودت جای آفتابه باید ببری تو بیت الخلاء
-پیشنهاد من استفاده از سنگ و کلوخه

یا همین وضو گرفتن ببینید چقدر آب شرب هدر میره -پیشنهاد من استفاده از خاک واسه تیمّمه ،یا اینکه اول صب یه وضو و دائم الوضو موندن تا غروبه که به مسائلی همچون معده و بادش ارتباط مستقیم داره که اونم قابل حله و با کمی تمرین میشه عضلات قسمتهایی از بدن رو پرورش داد تا قوی تر عمل کنن ، یا هم که بزرگان قانون باد و خواب رو از دلایل ابطال وضو حذف کنن!
کم آبیه بزرگان، کم آبی ، قوانین رو آپدیت کنید!
مساله بعدی غسل جنابته ،آقا جان چه کاریه هر روز هر روز !چقد راست و چپت و میشوری آخه؟
دو ماهی ،شیش ماهی یه بار کافیه -من پیشنهاد میکنم زمان تخمک گذاری و پیدا کنید و دست از تلاشهای مذبوحانه بردارید در زمان خودش به امیال نفسانی جامه عمل پوشانده برو یه سال دیگه بیا
پیشنهاد بعدی استفاده از خزینه اس ، هم سنتی تره هم آب کمتر مصرف میشه
غسل ارتماسی میکنم قربه الی الله!

ادامه در کامنت
علی راد ۹۶/۴/۱۹
S:1/125
F:13
Iso:100
Focal:40mm
Read more
Kalhor Nomads (Kurdish tribe), Kermanshah Province, Qasr-e Shirin, IRAN KALHOR is a Kurdish ...
Media Removed
Kalhor Nomads (Kurdish tribe), Kermanshah Province, Qasr-e Shirin, IRAN KALHOR is a Kurdish tribe in the southernmost part of Persian Kurdistan. The Kalhor were an important tribe in Safavid times. Ely Soans and Hyacinth Louis Rabino described it as the most powerful tribe in the province ... Kalhor Nomads (Kurdish tribe), Kermanshah Province, Qasr-e Shirin, IRAN
KALHOR is a Kurdish tribe in the southernmost part of Persian Kurdistan. The Kalhor were an important tribe in Safavid times. Ely Soans and Hyacinth Louis Rabino described it as the most powerful tribe in the province of Kermānšāh, and Henry Rawlinson as “one of the most ancient, if not the most ancient, of the tribes of Kurdistan”. When the Kalhor tribe was still fully nomadic, its winter quarters were around Qasr-e Sirin, Kerend, Dira, Gilān, and Sumār, on both sides of the Ḵaneqin-Kermānšāh road, and its summer quarters were around Hārunābād and Mahidašt, between 36 and 72 km west of Kermānšāh. The last of the great Kalhor chiefs was Dāwud Khan, who ruled the tribe in the early 1900s. 💠💠💠💠💠💠💠 ایل کلهر به عنوان یکی از بزرگ‌ترین ایلات کرد نام برده شده است
براساس تحقیقات چند ساله ی معتبرترین دانشگاه آمریکا هاروارد بزرگترین .ایل کُرد در کردستان است که در طول تاریخ نقش مهمی در تحولات کردستان ، ایران و عثمانی داشته است . مناطق کلهر نشین گیلانغرب ، اسلام آباد ، ایوانغرب ، بخش هایی از سرپل ذهاب ، سومار ، نفت شهر ، ماهیدشت ، برخی نواحی کرماشان ، قصرشیرین بخشی از مناطق کلهر زبان است که از بیجار در شمال تا مهران در جنوب و در شرق از کرماشان ماهیدشت تا خانقین در غرب را شامل می شود. زبان ایل کلهر کُردی با گویش کلهری است که گویش مستقلی می باشدکه جزو هیچ یک از گویش های لکی یا سورانی یا هورامی نمی باشد و خود به لهجه هایی تقسیم می شود.
زنان در خانواده های عشایری نقش بسیار مهم و برجسته ای در صحنه زندگی ایفا می کنند. به گونه ای که به جرات می توان گفت ستون مهم زندگی سخت و پر مشکل این خانواده ها زنان هستند. زندگی در دل طبیعت و دوری از امکانات رفاهی زنان عشایر را زودتر از آن چه که فکر کنید پیر و شکسته می کند و دیری نمی پاید که رنگ جوانی از رخسار دختران کم سن و سال محو می شود. عدم دسترسی به امکانات بهداشتی به ویژه آموزش های مربوط به کنترل جمعیت و تنظیم خانواده نیز باعث شده تا زنان گاهی تا ۱۲ بار بچه دار شوند که این خود با توجه به شیوه زندگیشان و سختی های آن توان بسیاری را از آنان به تحلیل می برد
Read more
خمینی نیجریه شیخ ابراهیم یعقوب زکزاکی سال 1953 در شهر زاریا در شمال شرقی نیجریه متولد شد، ابتدا مالکی مذهب بود، وی اولین بار امام خمینی (ره) را در پاریس ملاقات کرد و یک سال پس از پیروزی انقلاب در سال 1980 زمانی که دانشجوی رشته اقتصاد در دانشگاه زاریا  بود، در سمت معاون دبیرکل دانشجویان مسلمان آفریقا ... خمینی نیجریه
🔴 شیخ ابراهیم یعقوب زکزاکی سال 1953 در شهر زاریا در شمال شرقی نیجریه متولد شد، ابتدا مالکی مذهب بود، وی اولین بار امام خمینی (ره) را در پاریس ملاقات کرد و یک سال پس از پیروزی انقلاب در سال 1980 زمانی که دانشجوی رشته اقتصاد در دانشگاه زاریا  بود، در سمت معاون دبیرکل دانشجویان مسلمان آفریقا به ایران آمد و با امام خمینی دیدار و گفت و گو کرد. امام در آن دیدار قرآنی به او هدیه دادند و فرمودند: برو و با قرآن مردم کشورت را هدایت کن»، او پس از آن دیدار شیعه و شیفته مکتب تشیع شد.
_ با وجود اینکه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فقط چند شیعه در نیجریه زندگی می‌کردند اما پس از انقلاب و با رهبری شیخ زکزاکی اکنون نیجریه به یکی از پر جمعیت‌ترین کشورهای شیعی جهان تبدیل شده است، شیعیان نیجریه که به واسطه شیخ زکزاکی شیعه شدند و به انقلاب، امام و مقام معظم رهبری ارادت دارند، در آفریقا به خمینیون مشهورند.
_ مبارزات شیخ زکزاکی سرویس‌های جاسوسی آمریکا و صهیونیست ها و وهابی‌ها را از سال‌ها پیش به شدت وحشت انداخته است. سه پسر او به نام‌های محمد، حمید و احمد در جریان راهپیمایی روز قدس سال ۲۰۱۴ به شهادت رسیدند.
🌷یاد همه شهدا بخیر
#بچه_های_خمینی
#فرزندان_روح_الله
#یادمان_یاران_دوکوهه
#یک_میدان_مسابقه_بهشت
#نقطه_رهایی
#زیارت_شهدا_دعوت_به_یک_میهمانی_است
#حرم_مطهر_شهدای_گمنام
#اگر_از_کربلا_دوریم_هوا_اینجا_سرشار_از_عطر_شهداست
#آتش_به_اختیار
#آری_باز_هم_یا_زهرا_رمز_پیروزی_است
#التماس_دعا
#با_آرزوی_شهادت_برای_مردان_خدا
#منطقه۱۸_منطقه_شهدای_گمنام
#yaranedokoohe #iran #tehran #martyrs
Read more
. <span class="emoji emoji2757"></span>کودکی سختی داشت ولی همیشه امیدوار بود که یک روز با دستان کوچک خودش به زندگی‌اش رنگ خواهد بخشید. می‌خواست ...
Media Removed
. کودکی سختی داشت ولی همیشه امیدوار بود که یک روز با دستان کوچک خودش به زندگی‌اش رنگ خواهد بخشید. می‌خواست درس بخواند تا شانس تحقق این رویا را داشته باشد. تنها ۱۱ سال داشت که به علت سوختگی پدر و نبود کار برای او، مجبور شد کارگر صاحبکارهایی شود که برای دادن حقوق کمتر، دختر بچه‌ای را به جای مادرش بر ... .
❗کودکی سختی داشت ولی همیشه امیدوار بود که یک روز با دستان کوچک خودش به زندگی‌اش رنگ خواهد بخشید.
می‌خواست درس بخواند تا شانس تحقق این رویا را داشته باشد.
تنها ۱۱ سال داشت که به علت سوختگی پدر و نبود کار برای او، مجبور شد کارگر صاحبکارهایی شود که برای دادن حقوق کمتر، دختر بچه‌ای را به جای مادرش بر سر کار می‌گذارند.
.
❗با کمک خیرین جمعیت، حقوق ماهیانه‌ای برای او تامین شد تا بتواند در خانه علم پاکدشت ادامه تحصیل دهد؛
اما...
حالا که ۱۳ ساله شده، قرار است لباس کاری که بر تن پدرش نشد، لباس عروسی برای این کودک باشد و شیر بهای او، هزینه‌ی شیرخشک کودک تازه متولد شده‌ی خانواده باشد.
علی‌رغم تلاش‌های جمعیت امام علی برای کمک به او، مشخص نیست که بازهم باید شاهد مرگ یک رویا باشیم یا خیر!

#ازدواج_کودکان
#جمعیت_امام_علی
Read more
"از مجموعه : پاکت سیگارت جا مونده" _نکش دیگه،نکش خفه شدیم! *نکشم چه کنم؟! _بشین آسمون رو نگاه کن ...
Media Removed
"از مجموعه : پاکت سیگارت جا مونده" _نکش دیگه،نکش خفه شدیم! *نکشم چه کنم؟! _بشین آسمون رو نگاه کن به یار فکر کن چار روز دیگه بهاره بعدش تابستون و اون گرمای مزخرفش؛اونوقت حسرت میخوری چرا تو این هوای سرد لخت نشدی و سرما رو جذب نکردیا! *الان یعنی لخت شم بکشم تو سرما رو؟ _استعاری دیگه! *استعاریش ... "از مجموعه : پاکت سیگارت جا مونده"
_نکش دیگه،نکش خفه شدیم!
*نکشم چه کنم؟!
_بشین آسمون رو نگاه کن به یار فکر کن چار روز دیگه بهاره بعدش تابستون و اون گرمای مزخرفش؛اونوقت حسرت میخوری چرا تو این هوای سرد لخت نشدی و سرما رو جذب نکردیا!
*الان یعنی لخت شم بکشم تو سرما رو؟
_استعاری دیگه!
*استعاریش چه کوفتیه؟
_یعنی اون سیگار رو خاموش کن!
*کجاش استعاره داشت به این!
_همه جاش!خاموش کن بسه دیگه کشتی هوا رو!
*آقا من نکشم میمیرم!اصن من معتادم تهش چی؟
معتاد قدرت نیستم آدما رو خرد کنم که،
معتاد منت گذاشتن نیستم آدما رو زیر دینم نگه دارم که،
معتاد خودنمایی نیستم که فکر کنم فقط من و دور و برم آدمیم بقیه هیچی نمیفهمن،
اون ساختمون رو میبینی؟
_چی بود این سوال وسط این حرفا اخه! آره میبینم!
*من و با هزار نفر رندوم بریز توی یه واحدش بگو تا فردا یه نفر باید بمونه،بقیه باید مرده باشن!
یکی میگی من میشم لیدرتون تو یخچالو بزار پشت در تو برو اونجا تو برو اینجا!
آخرشم یکی از اتاق میاد بیرون همه رو میکشه و تموم!
این وسط سر لیدر بودن صد نفر همو جر میدن که کدوم برترن!
اون گوشه خونه رو نگاه میکنی پنج نفر همو میشناسن اما یکیشون حالا فکر میکنه خیلی گنده شده و یکی یکی اون پنج نفرو از خودش دور میکنه و وقتی بر اثر ازدحام جمعیت از پنجره اویزون میشه کسی رو نداره کمکش کنه و ....
اونور یکی رفته روی لبه تراس و داره از اینکه چقدر خوبه و چقدر تو زندگیش رو پای خودش بوده میگه!
اخرم پاش سر میخوره و همه نگاه میکنن افتادنش رو!
آخرش اما میان همه رو میکشن چون هیچوقت فقط یه بازمانده نمیمونه!
آخرش تموم میشه همه چی،
حالا اون لیدرنما باشم،
اون خودنما باشم،
اون خودخواه،
یا ...
من میدونی اما چیکار میکنم!
لبه پنجره دارم سیگار میکشم و از ویو لذت میبرم و همین یه روز زندگیم رو اگه به کسی خوبی نکنم حداقل بدی نمیکنم!
یه جاهایی باید رها کنی،
بیخیال بشی!
باید بفهمی اونقدر زنده نیستیم که با بدی کردن به بقیه بگذرونیم دنیا رو،
حالا اگه خیلی شاکی و میخوای خالی کنی خودتو،
دو پاکت بهمن بگیر یه دلستر تلخ یک و نیم لیتری "فکر کن ابجو حالا" بشین جلو تئاتر شهر ظلم کن به شهر درون خودتو "ریه های لعنتی و قلبت" و سرفه های خونیت رو تف کن توی شهری که ادماش ظلم کردن عادتشون شده!
#داستان_کوتاه #تهران #ولیعصر #میدان_ولیعصر #بهمن #پاکت_سیگار
پ . ن : هر چند شر و ور ناقاباله متن ولی خودم نوشتم و امیدوارم همینجوری پس فردا تو یه پیجی نبینم با سر تیتر مثلا : نامه به بچه ای که به چنگ رفت از مریم حیدرفالاچی!
Read more
. راست بخوام بگم ارادت ب شهدا زیاد دارم الحمدلله اما قصد پست گذاشتن براشون رو نداشتم امروز دیشب باز خوابی باعث این پست شد خواب دیدم لحظاتی شبیه اضطراب این بچه های #مدافع_حرم توی جمعی هستم قاطی جمعیت و یک جوری انگار داعشی ها نزدیک شدن و ... بماند ترس و اضطراب #اسارت و ... اینها رو گفتم ک بگم اصلاااااااا ... .
راست بخوام بگم ارادت ب شهدا زیاد دارم الحمدلله
اما قصد پست گذاشتن براشون رو نداشتم امروز
دیشب باز خوابی باعث این پست شد
خواب دیدم لحظاتی شبیه اضطراب این بچه های #مدافع_حرم توی جمعی هستم قاطی جمعیت و یک جوری انگار داعشی ها نزدیک شدن و ...
بماند ترس و اضطراب #اسارت و ...
اینها رو گفتم ک بگم
اصلاااااااا تا اون حال ترس بهت غلبه نکنه قطعاااااااااا نمیفهمی
نمیفهمیم که جون چ قدر عزیزه
و ترس از اسارت و وحشی گری یعنی چی !
نوشتم بگم خیلی مرد بودید
و بگم خیلی مردید بزرگ مردانی که به خاطر #خدا و در راه خدا #شهادت رو به زندگی ترجیح دادید و در راه خدا از زندگی شیرین دست کشیدید و نه از سر سیری از دنیا بلکه از سر #عشق به معبود و راه خدا در راهش به شهادت رسیدید
.
.
.
روح همتوووووون الهی شاد
.
.
👈این پست و ثواب انتشارش هدیه میشه به روح مطهر تمامی شهدا در راه خدا از ازل الی الابد
.
.
❤👈 #فاتحه و #صلوات #هدیه کنید به روح تمامی #شهدا ...
باشد دعاگوی هممون باشند ...
.
.
.
و اول #سلام به روح مطهر #حضرت_سیدالشهدا علیه السلام و اصحاب و یاران باوفایشان ...
.
.
.
#السلام_علی_الحسین_و_علی_علی_ابن_الحسین_و_علی_اولاد_الحسین_و_علی_اصحاب_الحسین
.
.
.
.
راستی دیروز اولین سالگرد #شهادت #شهید_محسن_حججی بود ... برادر عزیز التماس دعا و سلام و التماس دعای ما رو به #ارباب_بی_کفن و تمامی دوستان و همجواران #حضرت_اباعبدالله برسون ... یادت نره ...😊👌
.
.
Read more
. <span class="emoji emoji1f300"></span>اولین باخت، اولین برد بود . مسابقه‌ی تدارکاتی بین نوجوانان پرشین اهواز و شهدای لشکرآباد در ...
Media Removed
. اولین باخت، اولین برد بود . مسابقه‌ی تدارکاتی بین نوجوانان پرشین اهواز و شهدای لشکرآباد در اهواز برگزار شد. بچه‌هایی که در محله و تمرین، رقیب بودند رفیق شدند. از برای خود بودن، به در خدمت تیم بودن رسیدند. از باختن اولین بازی تدارکاتی‌شان ناراحت نبودند؛ زیرا برای اولین بار با هم یک تیم ... .
🌀اولین باخت، اولین برد بود
.
مسابقه‌ی تدارکاتی بین نوجوانان
پرشین اهواز و شهدای لشکرآباد در اهواز برگزار شد.
بچه‌هایی که در محله و تمرین، رقیب بودند رفیق شدند.
از برای خود بودن، به در خدمت تیم بودن رسیدند.
از باختن اولین بازی تدارکاتی‌شان ناراحت نبودند؛ زیرا برای اولین بار با هم یک تیم شده بودند. .
این باخت انگیزه‌ای برای جدی‌تر گرفتن تمرینات شد؛ برای رسیدن به موفقیت‌های پیش رویشان.
.
زندگی هیچ موفقیتی را رایگان و بدون تلاش به آنها نخواهد بخشید. کودکان کار و محروم حاشیه‌نشین، لیاقت فرصت بهتر دیده شدن و درخشیدن را باید داشته باشند.
.
مربی تیم نوجوانان پرشین که صندلی ذخیره‌اش خالی بود، با تصمیمی بجا بعد از عقب افتادن ۵ بر ۱ تیم به بازیکنان نونهالان پرشین، شانس حضور در زمین و بازی را داد که نونهالان موفق به زدن دو گل دیگر شدند. بازی بدون هیچ برخوردی و با اخلاق خوب دو تیم ۵ بر ۳ پایان یافت.

#جمعیت_امام_علی
Read more
Loading...