تمام غم بی و

Unique profiles
82
Most used tags
Total likes
0
Top locations
حوزه هنری انقلاب اسلامی - Hozehonari, تالار وحدت, Dubai, United Arab Emirates
Average media age
606.9 days
to ratio
4.6
بگذار هر ثانیه ، و هر لحظه حالِ تو ودلت خوب باشد " #خوب_من ....تو خودت دكتر خودت ب مان ! بگذار تمام رفتنی ها زودتر بروند و فقط همان ماندنی ها بمانند روي دست دلتـ ... بگذار تمام غم هايت را همين امشب براي ابد ....بماند بِ پشت همان در! ‎ صبح‌ها غم‌هایت را به‌ شبی‌ که‌ گذشت واگذارکن ! به همان #دائما_يكسان_نباشد_حال_دوران_غم_مخور ... بگذار هر ثانیه ، و هر لحظه حالِ تو ودلت خوب باشد "
#خوب_من ....تو خودت دكتر خودت ب مان !
بگذار تمام رفتنی ها زودتر بروند و فقط همان ماندنی ها بمانند روي دست دلتـ ...😍
بگذار تمام غم هايت را همين امشب براي ابد ....بماند
بِ پشت همان در! ‎
صبح‌ها غم‌هایت را به‌ شبی‌ که‌ گذشت واگذارکن !
به همان #دائما_يكسان_نباشد_حال_دوران_غم_مخور
تو خودت لبخندت را بردار و بزن ، برروي دلتـ
محكم تَر
انگار نه انگار ...😌🙌🏻
و هيچ وقت حالِ خوبِ خودت و دلتـ را به هیچ زمين و زماني و همان ديگري و ديگري ها يي گره نزن !
بی واسطه خوب باش ، بي واسطه شاد....مهربان " بی واسطه ❤️لبخندي بزن عميق از ته دلتـ ...
✅باوركن " تو که خوب باشی ؛ همه چیز خوب می شود ،
باور کن !

#خوب_من
❣️ ...آمين
🌹 #مطهره_دلنوشت ✍🏻
#ي_شب_طولاني ....
به چه مي انديشي!؟ #نگراني_بي_جاست
عشق اينجا و خدا هم اينجاست ...❣️
#يلدا #٩٧ #زمستان #دي #شب #آرامش #روانشناسي #مهارتهاي_ارتباطي #سواد_عاطفي #حس_خوب فيلم_از_من #آرامش #عشق #و_خدايي_كه_همين_نزديكيست
#اميد #انگيزشي رسيد_مژده_كه_ايام_غم_نخواهد_ماند
#تولدي_ديگر ...
#لبخند_بزن اين درماني رايگان استــ خوب من ❣️☺️
#mybirthday #winter #mustseeiran #tehran
#video by 📲 مطهره
#الحمدلله_علي_كل_حال
#اولين_شب_زمستان #يلدا_مبارك 🍉
سپاسگزارم از تمامي پيام هاي تبريك 🌹و سرشار از مهر شما🌹🙏🏻 #حال_دلتون_خوب ❤️
Read more
 #رفیقتوتگ_کن <span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f4f7"></span><span class="emoji emoji1f339"></span>اونیکه_خیلی_دلتنگشی . ‌درست است دراین روزهای دونفره کسی راندارم تاعاشقانه ...
Media Removed
#رفیقتوتگ_کن اونیکه_خیلی_دلتنگشی . ‌درست است دراین روزهای دونفره کسی راندارم تاعاشقانه هایمان راباهم قدم بزنیم.. اما خداروشکر همچون تویی رادارم که متکی به گرمای جیب های خودمان قدم بزنیم وبه این‌تنهایی بخندیم! توهستی تا برای اینکه حسادت امانمان رانبرد به کافه رفته و دوستانه چای بخوریم.. میدانی ... #رفیقتوتگ_کن ❤📷🌹اونیکه_خیلی_دلتنگشی .
‌درست است دراین روزهای دونفره کسی راندارم تاعاشقانه هایمان راباهم قدم بزنیم..
اما خداروشکر همچون تویی رادارم که متکی به گرمای جیب های خودمان قدم بزنیم وبه این‌تنهایی بخندیم!
توهستی تا برای اینکه حسادت امانمان رانبرد به کافه رفته و دوستانه چای بخوریم..
میدانی درست است عشق نیست اما درحوالی منوتو بدجوری رفاقت پرسه میزند...
تو برای تمام دردای مکرر این روزا پناهی #رفیق ...
برای تمام این کولاکِ غم.
برای تمام این سیلِ خبرای بد.
برای تمام این لرزشی که افتاده به جون زانوهام.
برای تمام این نشدنایی که پا گذاشته بیخ گلوی این دنیا و آدماش...
من تمام راه‌ها رو رفتم ولی هیچ راهی تو دنیا به خندیدن بدون تو نرسید. نه که فقط خودم نخوام، بخوام هم نمیشه.
نمیشه بی‌رفیق این زمستونای پشت همو سر کرد و یخ نزد...
نمیشه بی‌کسی که تو و چاله‌چوله‌های دلتو بلده، جلوی این پاییزِ بی‌بارون قد علم کرد و نیفتاد...
هرچقدرم از تنهایی بگیم نمیشه بی‌رفیق جاده‌ها و رفت و سهم زندگی رو از این بیغوله گرفت...
نمیشه بی‌رفیق این پاییز بی‌بارون رو سر کرد.....

#رفیقتوتگ_کن🌹❤😍📷💑😍😊🙏
.
.
.
.
.
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓
اينكه ميگويند
من بى تو ميميرم
دروغ نيست !!!
فقط آدمها به يكباره نميميرند !!!
خيلى آهسته
و به مرور زمان
يكى با مرور خاطرات
يكى با جاى خالى كسى
يكى با عكسى به يادگار در آغوشش
يكى با صداى در و ديوار
يكى هم با عطرِ به جا مانده اى

#میکائیل 📷
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓ ─❥✮❥♛♝♛❥✮❥
──❥✮❥♛♝♛❥✮❥
───❥✮❥♛♝♛❥✮❥
────❥✮❥♛♝♛❥✮❥
─────❥✮❥♛♝♛❥✮❥
──────❥✮❥♛♝♛❥✮❥
───────❥✮❥♛♝♛❥✮❥
────────❥✮❥♛♝♛❥✮❥
──▄██ ██▄─────▄████▄ ─▄ █▓▓▓▓▓▓▓█▄─▄█▓▓▓▓▓▓█▄
▐█▓▓▓▓▓▒▒▓▓▓▓▓▒▒▓▓▓▓▓█▌
██▓▓▓▒▒▒░░▒▓▒░░▒▒▒▓▓▓██ ██▓▓▒▒░░░░▓░▓░░░░▒▒▓▓██ ▐█▓▓▒▒░░░▓░░
#رفیقتوتگ_کن👭👬😍😍🙏🌸🌹اونیکه_بدونش_زندگی_کردن_سخته
Read more
. <span class="emoji emoji1f30a"></span><span class="emoji emoji1f30a"></span> زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم، به رابطه هایی دیگر سلام کردم. زمانی که از تو ناامید شدم، ...
Media Removed
. زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم، به رابطه هایی دیگر سلام کردم. زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم. به آدمهایی که مرا می دیدند و هر از گاهی حالم را میپرسیدند. آدمهایی که با بی تفاوتی مرا در انتظاری سخت جا نمی‌گذاشتند. آدمهایی که برای تولدم لازم نبود کسی به آنها یادآوری ... .
🌊🌊
زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم، به رابطه هایی دیگر سلام کردم. زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم. به آدمهایی که مرا می دیدند و هر از گاهی حالم را میپرسیدند. آدمهایی که با بی تفاوتی مرا در انتظاری سخت جا نمی‌گذاشتند. آدمهایی که برای تولدم لازم نبود کسی به آنها یادآوری کند و به زور لبخند بزنند و بگویند " آرزو کن!"
آن زمانها آرزویم تو بودی و اکنون آرزویم خودم هستم! آن روزها همه چیز به تو ختم میشد. چه روزهای غم انگیزی.
خوشحالم که آن روزها تمام شده است.
تو نیستی و من هنوز در امتدادِ خداحافظی‌ام.
و راضی‌ام.
از نبودنت و از بودنم!
از اینکه تصمیم گرفتم برای بی تفاوتی تو تلاش نکنم.
از اینکه در نهایت تصمیم گرفتم خداحافظی را شروع کنم.
موفق نشده‌ام کامل خداحافظی کنم.
تصویرت هنوز همراهم هست.
در تصویرت میخندی و سیگار میکشی و مهمتر از همه مرا میبینی. در تصویرت نگاه میکنی. نگاهی نافذ و گیرا!
اما این فقط یک تصویر است.
و من قبول کرده ام که تصویر تو هرگز شبیه به خودت نبوده و نخواهد بود.
تصویری که من از تو دارم، با حقیقتِ تو بسیار تفاوت دارد.
و شبی که پذیرفتم تو با تصویرت فرق داری شب عجیبی بود.
آن شب تنهاترین و بی پناه ترین آدمِ روی زمین بودم!
آن شب فکر میکردم "میمیرم"! ایمان داشتم که دیگر نمیتوانم در دنیا دوام بیاورم.
اما شبهای زیادی گذشت! و من زنده ماندم! و تو همچنان بی تفاوت!
به نظر میرسد قرار نیست بدونِ حضورِ تو بمیرم. اگر قرار بود بمیرم تا به حال مرده بودم! و به نظر میرسد قرار هم نیست چیزی تغییر کند.
تو بی تفاوت ترین آدمِ زندگیِ من از کودکی ام تا به اکنون بوده ای، هستی و خواهی بود. راضی‌ام. از خودم و از تصمیم هایم. از اینکه جایی تلاش برای به دست آوردنت را متوقف کردم و اجازه دادم زندگی فرصت های دیگری را نشانم دهد.
فقط گاهی که دلم تنگ میشود به ستاره ها نگاه میکنم و برایت آرزوهای خوب میکنم و با خودم فکر میکنم که چقدر حتی بی تفاوتی‌ات را دوست داشتم!
به خاطر تمام روزهایی که نبودی و ندیدی ممنونم و به خاطر بزرگترین درسی که به من دادی همیشه سپاس گزارت خواهم بود؛ اینکه نخواهم مُرد اگر رابطه ای تمام شود.
متن #پونه_مقیمی
.
.
.
@samsungmobileir
.
.
#ازنوببین #سفر #سفرباماهنی #مسافرت #دخترمسافر #mustseeiran #travellergirl #travellblogger #traveller
Read more
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید گیرم ...
Media Removed
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید (دکلمه) تمام ... گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید
(دکلمه)
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل

غم غریب کدوم غروبی که عطر پاییز گرفته بوی تنت
نگات به سوی کدوم ستارَست که قلب پارَست به زیر پیرهنت
من وتو چله نشین این شب پُر اندوهیم من و تو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
من وتو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
چراغ سفره ی ما دیگر نشانی از نان نیست به خاک غم زده ی شهرم نمیزه باران نیست
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل نشسته
جاودااانه داریوش
Read more
. دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند . . من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم از آن روزی که اربابم شود ...
Media Removed
. دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند . . من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس من از خوابیدن منجی درون غار می ترسم ! رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن از ... .
دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند
.
.
من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم
از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم

همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس
من از خوابیدن منجی درون غار می ترسم !

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند
من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم

همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن
از اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترسم !

سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریست
من از بی مهری این ابر های تار می ترسم!

تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم
از آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم!

طببیم داده پیغامم بیا دارویت آماده است
از آن شرمی که دارم از رخ عطار می ترسم

شنیدم روز و شب از دیده ات خون جگر ریزد
من از بیماری آن دیده خونبار می ترسم!

به وقت ترس و تنهایی، تو هستی تکیه گاه من
مرا تنها میان قبر خود نگذار می ترسم!

دلت بشکسته از من لکن ای دلدار رحمی کن
من از نفرین و از عاق پدر بسیار می ترسم!

هزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتم
ز هجرانت نترسیدم ولی این بار می ترسم!

دمی وصلم،دمی فصلم،دمی قبضم،دمی بستم
من از بیچارگی آخر این کار می ترسم!

جهان را قطره اشکی می کند ویران
من از اشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم
.
.
#مهدی_بقایی
.
.
.
#الحمدلله_على_كل_حال
Read more
. گاهی وقت‌ها دلت می‌خواهد از دنیای بزرگسالی فرار کنی و به دنیای کودکی بازگردی. می‌خواهی شناسنامه ...
Media Removed
. گاهی وقت‌ها دلت می‌خواهد از دنیای بزرگسالی فرار کنی و به دنیای کودکی بازگردی. می‌خواهی شناسنامه و سجل و سال تولد را کنار بگذاری. موهایت را به دست باد بدهی، دست‌هایت را دو طرف باز کنی و تا جان داری، بدوی. آسوده بخندی، حتی اگر زمین خوردی، مهم نیست، مهم این است که می‌توانی اگر زمین خوردی آسوده گریه ... .
گاهی وقت‌ها دلت می‌خواهد از دنیای بزرگسالی فرار کنی و به دنیای کودکی بازگردی. می‌خواهی شناسنامه و سجل و سال تولد را کنار بگذاری. موهایت را به دست باد بدهی، دست‌هایت را دو طرف باز کنی و تا جان داری، بدوی. آسوده بخندی، حتی اگر زمین خوردی، مهم نیست، مهم این است که می‌توانی اگر زمین خوردی آسوده گریه کنی، آسوده خودت را در آغوش مادرت بیندازی تا پناه خستگی‌ات شود.
گاهی وقت‌ها می‌خواهی کودک باشی تا بغض‌هایت را بی‌صدا نخوری. بغض خوردن مخصوص بزرگترهاست نه کودکی که بی‌خیال است.
گاهی وقت‌ها احساس می‌کنی که تشنه هستی، تشنه کودکی. تشنه کودکی خودت. تشنه اینکه آن کودک پرنشاط را بگیری و همراهش لِی لِی بازی کنی.
اما نمی‌شود.
کودکی‌ات شده آبنباتی که با تمام وجودد چشیدن آن را می‌خواهی و روزگار شده مادری که آن را در بالاترین گنجه آشپزخانه مخفی می‌کند. دستت نمی‌رسد به آن حال و هوای کودکی‌ات.
یادش بخیر کودکی. روزی که دست هم‌بازی کوچکم را می‌گرفتم. کوچه‌ها را یکی یکی رد می‌کردیم تا برسیم به آن باغ قدیمی. بعد بنشینیم کنار حوض بزرگش و ماهی‌ها را تماشا می‌کردیم. ماهی‌هایی که بازیگوشی‌شان کم از بازیگوشی ما نداشت. بعد من چشم می‌شدم و او قایم می‌شد. من می‌گفتم«من چشم می‌شوم.» او می‌خندید و می‌گفت: «من چشم می‌گذارم.» تا غروب قایم باشک بود و بي خيالي...
.
اگر به کودکی بازمی‌‌گشتیم، دنیا چه زیبا می‌شد. راستی و درستی و مهربانی، شاد بودن به کوچک‌ترین بهانه و فراموش کردن غم و غصه در کوتاه‌ترین زمان ممکن. کینه نداشتن از هیچ‌کس و بخشیدن زمین و زمان. قهر کردن‌هایی که الکی می‌گفتیم: قهر قهر تا روز قیامت... روز قیامت به فردا صبح هم نمی‌کشید. شب نشده آشتی می‌کردیم. دوستی‌هایمان از صمیم قلب و واقعی بود. نه برای صلاح و مصلحت و استفاده. این بود کودکی....
نويسنده؟
.
.
پ.ن:وقتي بهاره هشت سالش بود
Read more
#محرم_آمد رنگ #مشکی #عزاداری در عالم پخش شد سوخت دل‌ها  دود اسپند #محرم پخش شد تا ابد باز این چه شورت را بنازم #محتشم این چه شعری بود که در خلق عالم پخش شد #منبری یا #نوحه_‌خوان یا #سینه_‌زن یا گریه ‌کن هر چه منصب بود یک جا زیر #پرچم جمع شد چای تلخ #روضه زخم قلب ما را خوب کرد حبه‌ء قندی به ما ... #محرم_آمد

رنگ #مشکی #عزاداری در عالم پخش شد
سوخت دل‌ها  دود اسپند #محرم پخش شد

تا ابد باز این چه شورت را بنازم #محتشم
این چه شعری بود که در خلق عالم پخش شد

#منبری یا #نوحه_‌خوان یا #سینه_‌زن یا گریه ‌کن
هر چه منصب بود یک جا زیر #پرچم جمع شد

چای تلخ #روضه زخم قلب ما را خوب کرد
حبه‌ء قندی به ما دادند و مرهم جمع شد

هرچه که ما برده ایم از سهم #هیئت برده‌ایم
در #حسینیه کرم هم جمع شد هم پخش شد

از محرم می‌توان فهمید روزی دست کیست
#فاطمه آهی کشید و بین ما #غم پخش شد

اشک #زینب روی پاره پاره‌ء باران چکید
بهترین تفسیر از ‌‌آیات مریم پخش شد

هر کس آمد بی نصیب از قتلگاهت برنگشت
نامنظم شد تنش اما منظم پخش شد

حق مطلب بر زمین می‌مانْد اگر زینب نبود
خون دلها خرده شد تا اینکه کم کم پخش شد

رفقا
از همین اول نیت کنیم برای تمام #ماه_محرم ، بلکه تمام #محرم_و_صفر
نیت کنیم به عرض ارادات و عزاداری
اگر موفق شدیم که چه بهتر
نشدیم هم بی نصیب نیستیم ، ان شاالله
التماس دعا
Read more
‎زمان آرزوهای کلیشه ای سر امده ‎نه عمر صد هزار ساله و نه تکرار مکررات ‎آرزو میکنم امسال فقط برای یکروز بهتر از سال قبل زندگی کنیم ‎امیدوارم فقط یک ثانیه بیشتر از سال قبل بخندیم ‎یک لحظه بیشتر از سال قبل مفید باشیم ‎یک لحظه کمتر از سال قبل شاهد درد و غم باشیم ‎دست یک نفر را بیشتر برای کمک بگیریم ‎یک ... ‎زمان آرزوهای کلیشه ای سر امده
‎نه عمر صد هزار ساله و نه تکرار مکررات
‎آرزو میکنم امسال فقط برای یکروز بهتر از سال قبل زندگی کنیم
‎امیدوارم فقط یک ثانیه بیشتر از سال قبل بخندیم
‎یک لحظه بیشتر از سال قبل مفید باشیم
‎یک لحظه کمتر از سال قبل شاهد درد و غم باشیم
‎دست یک نفر را بیشتر برای کمک بگیریم
‎یک خط کتاب بیشتر از سال گذشته بخوانیم
‎یک موسیقی زیبا بیشتر از سال قبل گوش کنیم
‎امیدوارم امسال به اندازه تمام عمرمان عشق را در مفهومی ملموس تر حس کنیم
‎آرزو نمیکنم کسی را از دست ندهیم
‎اروز میکنم در غم جاهای خالی صبور باشیم
‎اروز میکنم سال آینده یک انسان به معنای واقعی بیشتر از تمام عمرمان تجربه کنیم
‎آرزو میکنم حالمان آنقدر تغییر کند که هر روز به تکاندن روزگارمان مشغول شویم نه به اجبار تقویم
‎امیدوارم امسال بی تبصره رو به تصویر لبخندتان بنشینم
‎هیچ داشته ای جز سلامتی برایتان نمی خواهم
‎عید از نگرش ما آغاز می شود ‎حال دلتان خوش و نوروز مبارک
Read more
خبر دستگیری سعید اسدی مدیر تاتر شهر که خود استادی نامدار در تاتر هست و دبیر جشنواره تاتر فجر بوده و خانم ...
Media Removed
خبر دستگیری سعید اسدی مدیر تاتر شهر که خود استادی نامدار در تاتر هست و دبیر جشنواره تاتر فجر بوده و خانم مریم کاظمی کارگردان نمایش رویای شب تابستان که از بازیگران خوب هم هست بسیار غم انگیز بود. اهالی تاتر زلال ترین افرادی هستند که بی ادعا با مخاطبان محدود و فرهیخته خود صادقانه و پر از رنج ودرد و تلاش ... خبر دستگیری سعید اسدی مدیر تاتر شهر که خود استادی نامدار در تاتر هست و دبیر جشنواره تاتر فجر بوده و خانم مریم کاظمی کارگردان نمایش رویای شب تابستان که از بازیگران خوب هم هست بسیار غم انگیز بود.
اهالی تاتر زلال ترین افرادی هستند که بی ادعا با مخاطبان محدود و فرهیخته خود صادقانه و پر از رنج ودرد و تلاش خاک صحنه میخورند و همیشه آبروی هنر ایران بوده اند.
من که کاره ای نیستم اما به خاطر حق بزرگی که اهالی تاتر بر من دارند و مشتری ثابت دیدن کارهایشان هستم، مرتب پیگیر بودم و نگران.
شنیدم آزاد شدند. زندان جای هنرمندان نیست.
امیدم این است که روح لطیف هنرمندان تاتر آسیب زیادی نبیند و به خاطر مردم کارهای خوبشان ادامه یابد. بی تردید میتوان ادعا کرد که اهالی تاتر بی حاشیه ترین و پرکار ترین هنرمندان کشورند.
همبستگی اهالی تاتر هم که هیچوقت ابزار سیاست نشده اند، قابل تقدیر است.
از اینکه وزارت ارشاد پشت آنان را در این ماجرا خالی نکرد هم تشکر میکنم. میدانم وزیر ومعاونت هنری واقعا تمام وقت با پذیرش مسئولیت کار، تا آزادی آنها مدام پیگیر بودند.
Read more
یعنی دمش گرم یعنی اصلا اینقدر دمش گرمه که نیازی به دمش گرم گفتن نداره یعنی این آفتاب که بخوره تو سر ملت دیگه هم دمشون گرم میشه هم بازدمشون گرمه گرم داغه داغ یعنی رسما احتیاط رو نبوسیده ولی گذاشته کنار یعنی بی خیال جون و حفظ جون بی خیال چشمهای منتظر یک خانواده یعنی بی خیال که اگر گوشه موتور ... 😁😩😝
یعنی دمش گرم
یعنی اصلا اینقدر دمش گرمه که نیازی به دمش گرم گفتن نداره
یعنی این آفتاب که بخوره تو سر ملت دیگه هم دمشون گرم میشه هم بازدمشون
گرمه گرم
داغه داغ 😊

یعنی رسما احتیاط رو نبوسیده ولی گذاشته کنار
یعنی بی خیال جون و حفظ جون
بی خیال چشمهای منتظر یک خانواده
یعنی بی خیال که اگر گوشه موتور بگیره به ماشین یک بیچاره و بشه اونی که نباید ، باید چندین ماه از کار و #زندگی بیوفته تا این حماقت رو ثابت کنه
که تازه اگر بتونه ثابت کنه

یعنی پیش به سوی آزادی ، زیر تابلوی مستقیم ازادی
یعنی بی خیال مسیری که میگه سمت یادگاران واقعی #امام این سمته
یعنی موتور خودمه به بقیه چه ، #قضاوت_نکنید
یعنی به موتورسواری شخصی من کاری نداشته باشید

یعنی فریاد کو #امنیت توسط جماعت مخل امنیت

یعنی عبور از کنار پرچمها و نشانه های #جمهوری_اسلامی ، بی خیال ، عین برخی #مسئولان

یعنی رسما بی خیال همه چیز
یعنی بی خیال قیمت #دلار و طلا و #سکه
یعنی #تورم کیلو چند ، #گرانی چیه
یعنی به من چه که #اوضاع_اقتصادی اینطوره
به من چه طرف خودش به #روحانی رای داده و حالا از همه طلبکاره به جز #دولت
به من چه که #ترامپ تهدید کرده
به من چه که هزاران #ترامپ_داخلی داریم که قبل از ترامپ امریکایی دارن تهدیدها رو بر سر ملت عملی میکنن
یعنی بی خیال معضلات اجتماعی
بی خیال بی اخلاقی ها مجازی و غیر مجازی
یعنی بی خیال اگر طرف میاد توی #خنداننده_شو #خندوانه به اسم نقد #فحاشی ده دقیقه تمام فحش میده
که بچه سه ساله فلانی یکی دو تاش رو مثل طوطی ضبط کنه و بدون اینکه معنیش رو بدونه تکرار کنه

یعنی بی خیال چالش #فساد ستیزی و #اشرافی گری ، بی خیال تکرار پستهای #صدرالساداتی و مرادیان و #آهنگران و فلانی و فلانی
بی خیال قیمت ساعت مچی #آقازاده و کیف دستی همسر محترمه
یعنی بی خیال #دخالت
که اگر بیای بگی اقا با #اشرافیت مبارزه کنید ولی اینقدر فحش ندید و به کسایی که فحاشی میکنن تذکر بدید ، میان به خودت هم فحش میدن

یعنی بی خیال چرندیات #زیباکلام
بی خیال سوتی بلکه #دزدی لب زنی فلان #خواننده توی کنسرت زنده
بی خیال قطعی برق و کمبود آب
بی خیال خنده های نچسب وزرا و مجلس نشینان
بی خیال #مسئولان بی غم و بی خیال غم #مردم
بی خیال

نکته
یک موتوری دیگه قبل از ایشون داره این کار رو انجام میده
اوایل کلیپ اون ته مه های تصویر پیداست
شاید این از اون یاد گرفته و شاید اون از این
فقط خدا نکنه کوری عصا کش کور دگر شود
Read more
 #رفیق_خفنتوتگ_کن <span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f4f7"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> . . ‌درست است دراین روزهای دونفره کسی راندارم تاعاشقانه هایمان راباهم قدم ...
Media Removed
#رفیق_خفنتوتگ_کن . . ‌درست است دراین روزهای دونفره کسی راندارم تاعاشقانه هایمان راباهم قدم بزنیم.. اما خداروشکر همچون تویی رادارم که متکی به گرمای جیب های خودمان قدم بزنیم وبه این‌تنهایی بخندیم! توهستی تا برای اینکه حسادت امانمان رانبرد به کافه رفته و دوستانه چای بخوریم.. میدانی ... #رفیق_خفنتوتگ_کن ❤📷🌹 .
. ‌درست است دراین روزهای دونفره کسی راندارم تاعاشقانه هایمان راباهم قدم بزنیم..
اما خداروشکر همچون تویی رادارم که متکی به گرمای جیب های خودمان قدم بزنیم وبه این‌تنهایی بخندیم!
توهستی تا برای اینکه حسادت امانمان رانبرد به کافه رفته و دوستانه چای بخوریم..
میدانی درست است عشق نیست اما درحوالی منوتو بدجوری رفاقت پرسه میزند...
تو برای تمام دردای مکرر این روزا پناهی #رفیق ...
برای تمام این کولاکِ غم.
برای تمام این سیلِ خبرای بد.
برای تمام این لرزشی که افتاده به جون زانوهام.
برای تمام این نشدنایی که پا گذاشته بیخ گلوی این دنیا و آدماش...
من تمام راه‌ها رو رفتم ولی هیچ راهی تو دنیا به خندیدن بدون تو نرسید. نه که فقط خودم نخوام، بخوام هم نمیشه.
نمیشه بی‌رفیق این زمستونای پشت همو سر کرد و یخ نزد...
نمیشه بی‌کسی که تو و چاله‌چوله‌های دلتو بلده، جلوی این پاییزِ بی‌بارون قد علم کرد و نیفتاد...
هرچقدرم از تنهایی بگیم نمیشه بی‌رفیق جاده‌ها و رفت و سهم زندگی رو از این بیغوله گرفت...
نمیشه بی‌رفیق این پاییز بی‌بارون رو سر کرد.....

#رفیقتوتگ_کن🌹❤😍📷💑😍😊🙏
.
.
.
.
.
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓
اينكه ميگويند
من بى تو ميميرم
دروغ نيست !!!
فقط آدمها به يكباره نميميرند !!!
خيلى آهسته
و به مرور زمان
يكى با مرور خاطرات
يكى با جاى خالى كسى
يكى با عكسى به يادگار در آغوشش
يكى با صداى در و ديوار
يكى هم با عطرِ به جا مانده اى

#میکائیل 📷
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓
ﺩﻟـﻢ ﺗﻨﮓ ﺷـﺪﻩ ﺑﺮﺍﯾﺖ. . . اﻣﺎﻧﻤﯽﺷـﻮﺩﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾـﻢ اﺯﺍﯾﻦ ﺩﻟﺘﻨـــــﮕﯽ

ﺩﻟﺘﻨـــــﮕﯽ ﺭﺍﻧﺸﺎﻧﺖ ﻣﯽ ﺩﻫــﻢ باﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘـﻪ. . . ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔـﺬﺍﺭﻡ ﮐـﻪ شاﯾـﺪﯾـــــﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺯﺁﻥ ﮔـﺬﺭﮐﻨﯽ
بخوﺍﻧﯽ !!! ﻭﮐﺎﺵ ﺑﺪﺍﻧـﯽ
ﮐـــــﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣـــــﻦ ﺗـــــﻮﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ. . . ﺗـــــﻮﯾﯽ کـــــﻪ ﺍﮔـــــﺮ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺷﺘـﻢ ﻧﺸﺎﻧﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ بﻪ ﻫﻤـــــﻪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻔﺘـﻢ :

ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧـــــﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿـــــﺪ. . . ﺗﻤـﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣـــــﻦ ﺍﺳت
‌‎ 🌾
🍃🌸
🌸🍂 🍂🍃🌸🍃🌾 ☞ 🌸💞@mikilove351 🌸💞
Read more
‎‫غم انگیزترین چیزِ تمام زندگیم،آدم بودنم بوده،همیشه به حیوانات حسادت کردم،چن فکر میکنم،فقط فکر ...
Media Removed
‎‫غم انگیزترین چیزِ تمام زندگیم،آدم بودنم بوده،همیشه به حیوانات حسادت کردم،چن فکر میکنم،فقط فکر میکنم،که اونا به ماهیتشون فکر نمیکنن،ومتوجهِ اینکه چی هستن نمی شن و خیلی راحت غرایزشونو دنبال میکنن،آره،درسته،بزرگترین اندوهم،همیشه،از وقتی یادم میاد،همین آدم بودن،همین تاسف برای ماهیتم ... ‎‫غم انگیزترین چیزِ تمام زندگیم،آدم بودنم بوده،همیشه به حیوانات حسادت کردم،چن فکر میکنم،فقط فکر میکنم،که اونا به ماهیتشون فکر نمیکنن،ومتوجهِ اینکه چی هستن نمی شن و خیلی راحت غرایزشونو دنبال میکنن،آره،درسته،بزرگترین اندوهم،همیشه،از وقتی یادم میاد،همین آدم بودن،همین تاسف برای ماهیتم بوده،یه وقتایی اما تو زندگی،یه اتفاقا و یه موقعیتهایی پیش اومده،که عکس العمل و برخوردم،باعث شده یه حسِ راضی کننده ی خوبی،وسط همین تاسفِ جدانشدنی و بی وقفه،به خودم داشته باشم.در واقع به این فک کنم که درسته آدم بودن اسف باره،اما اینکه به چجور آدمی بودنت اهمیت ندی،واقعا حال بهم زنو تهوع آوره،امروز،یه موقعیتی پیش اومد،یه دوراهی،یه انتخاب،که باعث شد رابطه م با خودم،که از هر چیز دیگه ای توی دنیا برام مهم تره،محکمتر و راضی کننده تر بشه،و یاد یه بیت شعر افتادم..
_________________________
دانه و دام در این راه فراوان امّا
مرغِ دل سیر زِ هر دام رها می ماند
می رسیم آخر و افسانه یِ واماندنِ ما
همچو داغی به دلِ حادثه ها می ماند
محمد علی بهمنی‬‎
Read more
شاید عکسای از آسمون و بندر این شهرو و گلای گوشه خیابون تکراری بشن، اما برای خود من هر روز تازگی دارن، ...
Media Removed
شاید عکسای از آسمون و بندر این شهرو و گلای گوشه خیابون تکراری بشن، اما برای خود من هر روز تازگی دارن، یادم میارن مکث کنم، آروم باشم و خدا رو شکر کنم. هفته‌ای که گذشت مثل شروع تمام هفته‌های این سه ماهی که در بلاتکلیفی و بی‌خبری و کسالت گذشت، با انگیزه شروع شد. تلاش برای کار کردن حتی اگه روتین مشخصی نیست ... شاید عکسای از آسمون و بندر این شهرو و گلای گوشه خیابون تکراری بشن، اما برای خود من هر روز تازگی دارن، یادم میارن مکث کنم، آروم باشم و خدا رو شکر کنم.
هفته‌ای که گذشت مثل شروع تمام هفته‌های این سه ماهی که در بلاتکلیفی و بی‌خبری و کسالت گذشت، با انگیزه شروع شد. تلاش برای کار کردن حتی اگه روتین مشخصی نیست و بهترین زمان هر روزم برای پیگیری ملال‌آور کارای اداری سپری میشه... مثل بیشتر هفته‌های این سه ماه، وسطای هفته و وسطای هر روز یه خبر و اتفاقی پیش اومد که برنامه‌هام رو بهم بزنه یا بی‌انگیزه‌م کنه. دوشنبه همه‌ی پیگیری‌های کارای اداریم بازم به در بسته خورد و وقتی کارام تموم شده بود انقدر خسته بودم که نتونستم خیلی کار مفید کنم و به کتاب خوندن بسنده کردم. سه‌شنبه عموم فوت شدن و بقیه هفته به ناراحتی، یاداوری خاطره‌های بچگی، و دست و پنجه نرم کردن با ترس همیشگیم از مرگ ناگهانی عزیزام سپری شد. یه خانومی رو اتفاقی دیدم که ازم کمک خواست و داستان خیلی غم‌انگیزی تعریف کرد از شرایط زندگی و بیماریش، و باز همه چیز رو برام تو پرسپکتیو گذاشت. چهارشنبه اسباب کشی پنجمم توی این سه ماه، به خونه‌ی چهارمم تو این شهر رو شروع کردم که خونه مشکل داشت و نصفه برگشتم همینجا. پنج شنبه دلتنگی روز عید غدیر برای مادربزرگ سیدم و خونه‌شون؛ و علیرغم همه‌ی این داستانا حدود ۶ ساعت بیرون خونه موندم که بتونم کارامو علیرغم اینکه پروسه‌ی قرارداد بستنم با استادم به مشکل خورده، بخاطر تعهد حرفه‌ای که بهش دارم به موقع تموم کنم. امروز هم از صبح دارم باقیمونده‌ی وسایل رو جمع می‌کنم که از خونه‌ی رفیقی که بدون هیچ ادعایی مثل یه عضو خانواده تا شنید شرایطم تو خونه‌ی قبلی رو، خونه و زندگیش رو گذاشت در اختیارم، برم. این هم آسمون قشنگ و گرفته‌ی امروزه از پنجره‌های بزرگ خونه‌ی رفیق. قراره آخر هفته چند تا از دوستا بعد از سه ماه برگردن اینجا و خوشحالم که‌ بتونم چند روز رو به هیچ کدوم این داستانا فکر نکنم.
دیروز که مثل آخر هر ماه جوجه‌ها رو میشمردم، داشتم فکر می‌کردم درسای این تابستون برای من این بود که کار و روتین نداشتن برام خیلی سخته، بلاتکلیفی و کنترل نداشتن روی شرایط زندگیم غیر قابل تحمله ولی میشه با بعضی کارای کوچیک و پروژه‌های شخصی از زمان استفاده‌ی بهینه کرد، و در نهایت، وقتی میدونم از زندگی چی میخوام، هر موقعیتی که مجبورم کنه مثل داستان مصور شل‌سیلور‌استاین از گوشه‌هام بخوام بزنم تا تو‌ یه قالب از پیش تعیین شده‌ی نامناسب با خودم، جا بشم؛ موقعیتیه که به احتمال زیاد مناسب نیست و جای تامل داره.
Read more
نمی دونم اینجا برای چی اینجوری ریسه رفتم، حتی نمی‌دونم کی این عکسو گرفته اما از یک چیز مطمئنم، منِ خوش‌خنده، ...
Media Removed
نمی دونم اینجا برای چی اینجوری ریسه رفتم، حتی نمی‌دونم کی این عکسو گرفته اما از یک چیز مطمئنم، منِ خوش‌خنده، منی که معمولا بگو بخند و شوخم و کمتر بلدم جدی باشم، من که نه از با صدای بلند خندیدن واهمه دارم نه از بهم ریختن صورت وقت قهقهه زدن، من که اصلا آدما بخاطر طبع شوخ و الکی خوشم باهام معاشرت می‌کنن، خیلی ... نمی دونم اینجا برای چی اینجوری ریسه رفتم، حتی نمی‌دونم کی این عکسو گرفته اما از یک چیز مطمئنم، منِ خوش‌خنده، منی که معمولا بگو بخند و شوخم و کمتر بلدم جدی باشم، من که نه از با صدای بلند خندیدن واهمه دارم نه از بهم ریختن صورت وقت قهقهه زدن، من که اصلا آدما بخاطر طبع شوخ و الکی خوشم باهام معاشرت می‌کنن، خیلی وقته که از ته دل نخندیدم. یادم نمی‌اد آخرین بار که سبک و بی‌خیال با تمام وجود قهقهه زدم کی بود، کجا بود، چند صدهزار سال پیش...من غم و افسردگی رو تو چشمای همشهریام هر صبح و شب می‌بینم. واقعیت اینه که ترس فردا و وحشت فقر و ناامیدی تو روزنه چشمای همه مونه اما چه دوست داشته باشیم چه نه این روزها که می‌گذره روزای عمرمونه. اگه قاتق نون هم نیستیم قاتل جون هم نباشیم. دل به دل ترس‌ها ندیم، به شایعات دلهره‌آور دامن نزنیم. لبخند مثل خمیازه‌اس، حسوده، تکثیر می‌شه. حمل اینهمه سختی با چهره‌های گشاده ساده‌تره. بخاطر خودمون بیشتر لبخند بزنیم
Read more
... زمان به شکل غم انگیزی می گذرد و ما با دروغ های کوچکمان بزرگ می شویم عاشق می شویم زندگی می کنیم آنقدر ...
Media Removed
... زمان به شکل غم انگیزی می گذرد و ما با دروغ های کوچکمان بزرگ می شویم عاشق می شویم زندگی می کنیم آنقدر که تاریخ تولدمان را فراموش می کنیم نگران نباش ما تمام این دردها را پشت سر خواهیم گذاشت تا پنجاه سال دیگر چیزهایی برای به یاد آوردن داشته باشیم غم های بزرگ دارایی انسان هستند نقطه های درخشان ... ...
زمان به شکل غم انگیزی می گذرد
و ما با دروغ های کوچکمان بزرگ می شویم
عاشق می شویم
زندگی می کنیم
آنقدر که تاریخ تولدمان را فراموش می کنیم
نگران نباش
ما تمام این دردها را پشت سر خواهیم گذاشت
تا پنجاه سال دیگر
چیزهایی برای به یاد آوردن داشته باشیم
غم های بزرگ دارایی انسان هستند
نقطه های درخشان آسمانی تاریک
فکر کن که سال ها بعد یکدیگر را در خیابان
خواهیم دید
و من به چشمهايت كه تنها يادگار زيبايي تو هستند نگاه می کنم
می گویم : دیدی چطور تاریخ ها فراموش می شوند
و تو برعکس امروز
لبخند می زنی
و زمان به عقب بر می گردد

به همین لحظه که داری برای همیشه می روی
به گریه هایت از ترس نبودن هایم
به شعرهایم که برای هیچ کس نیست
به فرودگاه
به انتظار
به لمس بی مجوز انگشت های کشیده ات در خیابان

بعد من سیگارم را روشن می کنم
و تلفنم را خاموش
می بینی؟!
و به همین سادگی همه چیز تمام می شود
#حسين_غياثي
#تولد #هجدهم_اردیبهشت
Read more
یک پست مردانه آدمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئنتر است از ...
Media Removed
یک پست مردانه آدمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئنتر است از آدمی که تا به حال پاش نلغزیده … این حرف سنگین است … خودم هم میدانم. خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتنِ آکبند در آمد، فلزش معلوم میشود، اما فلزِ خطاکرده رو است، روشن است… مثلِ کفِ دست، کج و معوجِ خطش ... یک پست مردانه

آدمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئنتر است از آدمی که تا به حال پاش نلغزیده … این حرف سنگین است … خودم هم میدانم. خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتنِ آکبند در آمد، فلزش معلوم میشود، اما فلزِ خطاکرده رو است، روشن است… مثلِ کفِ دست، کج و معوجِ خطش پیداست.
از آدمِ بی خطا میترسم، از آدمِ دو خطا دوری میکنم، اما پای آدمِ تک خطا میایستم…!
. 👈 شما هم فکر میکنید بی وفایی بیشترین اسیب را به زن رابطه میزند؟
.
ما زن ها معمولا قبل از وارد شدن به یک رابطه ان را می سنجیم وسپس رابطه را اغاز میکنیم ولی مردها با احتیاط کمتری وارد رابطه میشوند و ارام ارام دل می بندند،چون به مرور وارام دل داده اند ،عمیق دلبسته میشوند،(برخلاف انچه ما زنان تصور میکنیم.)
.
از طرفی رقابت جز ذات یک مرد است ،وقتی زن مورد علاقه اش را بدست می اورد احساس پیروزی وبرنده بودن میکند حالا همین زن وقتی رهایش میکند هم قلبش زخمی میشود هم احساس باخت وبازندگی که خاص مردان است در او بیداد میکند،حتي از اینکه نتوانسته زن مورد علاقه اش را انقدر راضی نگهدارد که در رابطه بماند احساس بی کفایتی وناتوانی میکند،حالا او مردی است که پر شده از احساس خشم،غم،حسرت،انکار ،وبی اعتمادبه نفسی ،در چنین حالتی چگونه از خودش دفاع کند؟
.
کمی فکر کنید تمام حمایت های اجتماعی در چنین شرایطی متوجه زنان است ،حال ان که اتفاقا مردان در این مورد اسیب پذیرترند.
.
به همین دلیل کم کم در خودش فرو میرود مردی میشود ساکت ،بی اعتماد ومشکوک .و یا خودش را غرق در انواع وابستگی ها میکند، واز اعتیاد به کار بی وقفه تا اعتیاد به انواع مخدر ها پیش میرود.
.
(مردان را فقط به جرم مرد بودن به بی وفایی متهم نکنیم بی وفایی که مرد وزن نمی شناسد.)
.
Read more
. من دهه پنجاهی هستم نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است : . من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم ...
Media Removed
. من دهه پنجاهی هستم نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است : . من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم را روی یخها به سوی شعبه نفت هُل داده ام ! من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام! من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را ... .
من دهه پنجاهی هستم
نعش مرا به خاک نسپارید !
نعشِ من مسموم است : .

من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم را روی یخها به سوی شعبه نفت هُل داده ام !

من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام!

من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را در آسمان تماشا کرده ام !

من مدادِ سیاهِ "سوسمار"نشانم را آنقدر تراشیده ام که توی مُشتِ کوچکم جا شده و باز هم دست از سرش بر نداشته ام !

من توی دفترِ کاهی مشق نوشته ام !

من شبهایِ "وفات"ِ زیادی به عکسِ سیاه و سفیدِ آن منارهِ مسجد (توی تلویزیون) زُل زده ام و ناله تکرار شونده نِیِ عزا را تا آخرِ شب گوش داده ام !

من خیلی از شبها که برق رفته است شمع روشن کرده ام! و دزدکی اشکِ شمع را توی پیاله آب چکانده ام تا "بِمیرَد " !

من پاترولِ «کمیته»، بنز سیاه «گشت ضربت» و وَن سبز «گشت ارشاد» را دیده ام !

من رنگ زدنِ دستها را دیده ام به جُرمِ پوشیدنِ پیراهنِ آستین کوتاه!

من قیچی کردن موی بلند و کراوات مردان و پونز بر پیشانی دخترانی که چند مویشان بیرون بود دیده ام!

من هم مدرسه ای ام را توی یک جعبه نئوپانی "تشییع " کرده ام ! هر دوشنبه , هر پنجشنبه !
بوی جنازه آدمیزاد را که گلاب هم پنهانش نمیکرد بارها استشمام کرده ام !

من بارها "گیرِ" گشت های لباس سبز افتاده ام که پرسیده اند :اینجا چه کار میکنی؟! .
آنجا که خیابان بود و من مجبور بوده ام از آن بگذرم!

من ویدئو را "قایمکی" دیده ام !

من نوارِ کاست را جاسازی کرده ام !
نواری که صدایِ"معین" رویَش ضبط شده بود ,با کلی خش خش و تق و توق !

من بوکس و شطرنج (حــرام) بازی کرده ام!

مدام من کارتونِ سانسور شده دیده ام بارها و بارها !

من دزدها را در خانه ها دیده ام و پلیس ها را بر پشت بام خانه‌ها که آمده بودند دیش‌های ماهواره را جمع کنند!

من مدتها فکر کرده ام آن جوانِ عینکی با سِبیل کوچک (صادق هدایت),خودِ شیطان است که همه از کتابهایی که عکسِ او روی جلدش باشد میترسند !

من خیلی شبها جلویِ تلویزیون خوابم برده در انتظارِ تمام شدن سخنرانیهاِی پر از جمله هایِ بی سر و ته عربی , تا فیلمِ سینمایی ببینم !

من با جنگ , ترس, تحریم , غم , شعار , سخنرانی , کمبود , عقده زور , ریا, بلندگو , کوپن , دروغ و حسرت بزرگ شده ام و دارم پیر میشوم !

من نسل بزرگ نشده ی این انقلابم
نعشِ مرا در خاک وطنم بخاک نسپارید که خاک از عقده های روییده در دلم مسموم میشود
مرا آتش بزنید و خاکسترم را به باد بسپارید!!!!
Read more
. مردم به ندرت می دانند حقیقت ایمان چیست. چندان در غم دانستن آن هم نیستند. اما عده ای تا آخرین لحظات ...
Media Removed
. مردم به ندرت می دانند حقیقت ایمان چیست. چندان در غم دانستن آن هم نیستند. اما عده ای تا آخرین لحظات عمرشان صلیبِ غم دانستن را بر دوش کشیدند.  شاید مانند انامونو نجوا می کردند: «خدایا! کمی بیشتر پرده را کنار بزن، شاید چشمان بسیار ضعیف نیز تو را ببینند، و گوش های سنگین، صدایت را بشنوند، تا تردیدی باقی ... .
مردم به ندرت می دانند حقیقت ایمان چیست. چندان در غم دانستن آن هم نیستند. اما عده ای تا آخرین لحظات عمرشان صلیبِ غم دانستن را بر دوش کشیدند.  شاید مانند انامونو نجوا می کردند: «خدایا! کمی بیشتر پرده را کنار بزن، شاید چشمان بسیار ضعیف نیز تو را ببینند، و گوش های سنگین، صدایت را بشنوند، تا تردیدی باقی نماند.» «قدیس مانوئل»، «مادر ترزا» و «دسپلنِ پزشک»، شکاکان با وجدان و با مسئولیت که با ایمان به بی‌ایمانی خویش مردند، ولی بدون ایمان به ایمان خویش. آن‌ها عملاً مؤمن بودند و در تنهایی و وارستگی و در همه کردارهای خویش باایمان بودند. آن‌ها خواهان وارستگی همگان، شفقت ورزیدن همگان به یکدیگر بودند.

قدیس مانوئل: هر کس خدا را ببیند، هر آن کس که چشمان رؤیا را ببیند، همان چشمانی را که خدا با آن‌ها به ما می‌نگرد، بی‌چون و چرا و برای همیشه خواهد مرد. به همین جهت نگذار، مردم مادامی که زنده اند خدا را ببینند.

دسپلن: من نیز همانند خیلی عظیمی از انسان‌هایی هستم که به دین‌داری تظاهر می‌کنند و در عین حال تا جایی که بتوانند ملحد هستند. خداوند هم باید دوست خوبی باشد. قاعدتاً نباید از من کینه‌ای به دل داشته باشد. سوگند می‌خورم، حاضرم تمام ثروتم را بدم تا ایمانی مانند ایمان بورژوا در ذهنم وارد شود.

مادر ترزا: از سال 1949 این حس دردناک گم‌گشتگی، تاریکی غیر قابل وصف، این تنهایی و این اشتیاق مداوم برای خداوند، اعماق وجودم را به درد می‌آورد. تاریکی چنان است که من حقیقتاً چیزی نمی‌بینم. نه با ذهنم نه با عقلم. جای خداوند در ذهنم خالی است. خدایی در من حضور ندارد. فقط و فقط اشتیاق خداوند را دارم.

#قدیس_مانوئل #اونامونو  ترجمه #بهاءالدین_خرمشاهی  #نشر_رامند

#عشای_ربانی_ملحدان #دوبالزاک ترجمه #هانیه_رجبی #نشر_پارسه

#مادر_ترزا ترجمه #پروین_ادیب  #نشر_پارسه
اگر فرصت کردید و این سه کتاب را خواندید، پیشنهاد می کنم سرسال #پاپ_ جوان را هم ببینید.
Read more
افراد موفق هنگام رویارویی با چالش‌ها، زمان زندگی خود را از دست نمی‌دهند. آن‌ها می‌دانند که گذر زمان ...
Media Removed
افراد موفق هنگام رویارویی با چالش‌ها، زمان زندگی خود را از دست نمی‌دهند. آن‌ها می‌دانند که گذر زمان چالش‌ها را کمرنگ و بی‌ارزش می‌کند اما زمان رفته که صرف غم و اندوه شده است رفته و برنمی‌گردد و افراد موفق با عمل به اینکه این نیز بگذرد از تک‌تک لحظه‌ها استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌پذیرند که چالش‌ها ... افراد موفق هنگام رویارویی با چالش‌ها، زمان زندگی خود را از دست نمی‌دهند.
آن‌ها می‌دانند که گذر زمان چالش‌ها را کمرنگ و بی‌ارزش می‌کند اما زمان رفته که صرف غم و اندوه شده است رفته و برنمی‌گردد و افراد موفق با عمل به اینکه این نیز بگذرد از تک‌تک لحظه‌ها استفاده می‌کنند. آن‌ها می‌پذیرند که چالش‌ها وجود دارند و حتی ناراحتی و سختی آن را هم درک می‌کنند اما کل زندگی خود را مختل نمی‌کنند و تمام بخش‌های زندگی خود را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهند. به‌عنوان‌مثال فردی که در کسب‌وکار خود دچار ورشکستگی مالی شده است اگر روحیه‌ای عالی و قوی داشته باشد اول‌ازهمه می‌داند که چه اتفاق بدی برایش رخ‌داده است، قطعاً این موضوع برایش سخت و دشوار است اما گوشه‌ای نمی‌نشیند و زانوی غم بغل بگیرد و تمام جنبه‌های زندگی‌اش مسئولیت زندگی خانوادگی‌اش، ارتباطات فامیلی‌اش و ... را کلاً کنار بگذارد.
.
#زمان #چالش #عبور #تكنولوژي #فكر #نخبگان #گذر #مديريت #دكتر_عليرضا_آزمنديان #موفقیت #ارتباطات #مالي
Read more
در صدایت چیزیست که نمیدانم چیست ! مثل آرامش بعد از یک غم مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران در صدایت چیزیست که نمیدانم چیست هرچه هست من به آن محتاجم. برای شنیدن این تصنیف ، صبر کردم تا شب شاید این بار کمی آرام تر باشم. اما شب هم افاقه نکرد. ماه و آسمان و سکون هم مرهم نبود انگار. کاش ... 🎵🎶
در صدایت
چیزیست که نمیدانم چیست !
مثل آرامش بعد از یک غم
مثل پیدا شدن یک لبخند
مثل بوی نم بعد از باران
در صدایت
چیزیست که نمیدانم چیست
هرچه هست
من به آن محتاجم.

برای شنیدن این تصنیف ، صبر کردم تا شب
شاید این بار کمی آرام تر باشم.
اما شب هم افاقه نکرد.
ماه و آسمان و سکون هم مرهم نبود انگار.
کاش می فهمیدم در این شعر با این نغمه ی جانسوز دلنشین بهشتی چه رازی نهفته است که اینهمه بی تابم می کند؟
اگر خوابیده باشم ، می نشاندم
اگر نشسته باشم ، سرپایم میکند
اگر ایستاده باشم ، به راه بی قراری می کشاندم.
من و پنجره ای رو به خیابان .
و انتهای همه ی اینها
سر در دست
با هجوم حسی ناشناخته
گنگ و دردناک
اما دلنشین
که دوباره و دوباره و دوباره تکرار می شود.
حسی که بعد ۹ ماه و شاید هزاران بار گوش سپردن به این تصنیف، هنوز نمیدانم چیست
اما تبدیل شده به یک رسم خودآزاری دلنشین.
در تمام کنسرت های
"همایون جانِ شجریان"
در این سالها همیشه سراپا چشم و گوش بودم برای دیدن ، برای شنیدن
و آن شب
"ایران من "
تصنیف " قلاب "
و دردی که به سختی بر جانم نشست و ماندنم را دشوار کرد
و از آن دقائق پر طپش ،
تنها لحظاتی در خاطرم مانده که
چشمی برای دیدن نمانده بود.
او خواند؛
و من بر غم بزرگ ناشناخته گریستم.
چقدر چشم به راه شنیدنت بودم.
او می کشد قلاب را.

آلبوم : ایران من
تصنیف : قلاب
آواز : همایون شجریان
آهنگساز : سهراب پورناظری
شعر : سعدی
ادیت : آوای همایون
با سپاس فراوان از بانوی خوش صدا
بانو دلنیا آرام
@delniaaram

پ.ن۱ : آلبوم ایران من ، هم اکنون در سراسر ایران قابل خرید می باشد.

پ.ن۲ : برای دانلود قانونی آلبوم ایران من به سایت بیپ تیونز و برای سفارش اینترنتی آلبوم به سایت پیش فروش مراجعه کنید.

پ.ن۳ : در صورت استفاده از ویدئو لطفا نام و آدرس صفحه ی آوای همایون ذکر شود.

#همایون
#همایون_شجریان
#استاد_همایون_شجریان
#سهراب_پورناظری
#ایران_من

#homayounshajarian
#homayoun_shajarian
#sohrabpournazeri
@homayounshajarian
@sohrabpournazeri
Read more
یا مُقَلِّبَ القُلوبِ وَالاَبصار یا مُدَبِّرَ الَیلِ وَ النَّهار یا مُحَوِلَ الحَولِ وَ الاَحوال حَوِّل ...
Media Removed
یا مُقَلِّبَ القُلوبِ وَالاَبصار یا مُدَبِّرَ الَیلِ وَ النَّهار یا مُحَوِلَ الحَولِ وَ الاَحوال حَوِّل حالَنا اِلی اَحسَنِ الحال ومن در خویش، طوری هستم که حتی نمی توانم برایت زندگی ایی آرزو کنم که بی خزان و بی زمستان باشد. نمی توانم بگویم سالی پر از فقط شادی و موفقیت داشته باشی. ... یا مُقَلِّبَ القُلوبِ وَالاَبصار
یا مُدَبِّرَ الَیلِ وَ النَّهار
یا مُحَوِلَ الحَولِ وَ الاَحوال
حَوِّل حالَنا اِلی اَحسَنِ الحال
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
ومن در خویش، طوری هستم که حتی نمی توانم برایت زندگی ایی آرزو کنم که بی خزان و بی زمستان باشد. نمی توانم بگویم سالی پر از فقط شادی و موفقیت داشته باشی. نمی شود، بگویم برایت سالی پر از ثروت و سلامت می خواهم! من و تو می دانیم که زندگی بسیار زیبا، اما دشوار و شکننده است! می دانیم قرار است همانطور که گاهی موفق می شویم، جاهایی هم موفق نشویم، یا دست کم رسیدن به برخی خواسته ها و آرزوهای مان را مدتی به تعویق بیندازیم. یاد گرفته ایم که بیماری هر از چند گاهی در ما، یا یکی از عزیزان و دوستان مان، میهمان می شود تا درسهای سخت انسان بودن را مرور کنیم. می دانیم که گاه با داشتن مال و گاه به نداشتنش، گرفتار می شویم. می دانیم ازین بهار تا آن بهار، فاصله ای است؛ پر از ماجراهای تلخ و شیرینی که بسیاری از آنها خواست و انتخابِ ما نیستند، اما گریز ناپذیرند. نمی خواهم بگویم تو را به خدا می سپارم و خیالت راحت باشد که خدا نمی گذارد هیچ اتفاق بدی برایت رخ دهد! چون می دانم که ناخواستنی ها، همانقدر فراوانند که سپردن های نارس و فهم ناشده ی ما! دیگر آنقدر بزرگ شده ایم که بفهمیم در هفت سین، چیزهایی را می چینیم که هراسِ نبودن، کم شدن یا از دست دادنشان را داریم. آنقدر تجربه داریم که درک می کنیم، مردم این بهانه های خوشرنگ و شاد را همچون فرصتی مهم تلقی می کنند؛ برای اینکه، خودشان را به آن راه بزنند؛ که انگار قرار است زندگی طبق آرزوها، شادباش ها، تبریکات، تهنیت ها و مبارک بادهای ما بچرخد! (و شاید این خود نمایش قدرت اُمید در انسان باشد، که به رویارویی هر احتمالی، با لبخند می رود!) می دانی! می خواهم این بار برایت آرزویی کنم که تو را در تمام فُصولِ زندگی، در سرما و گرمایِ روزگار، در تمام بارانها، برف ها، طوفان ها، خشکسالی ها، شکست ها و موفقیت ها، شادی ها و غم ها، از دست دادن ها و به دست آوردن ها؛ در امان و قرار دارد! آرزو می کنم، آنقدر به خودت رسیده باشی و برسی؛ آنقدر خدا در خودت داشته باشی و بیابی، و آنقدری در قلبت آگاهی و در ذهنت روشنایی باشد و بیاید که ؛ تمام زندگی را - هر طور که پیش رود - مشتاقانه، اُمیدوارانه، سرافرازانه و عاشقانه، زند گی کنی! تو نیز مرا همین آرزو کن. باشد که سال بعد، همین حوالی، خوشنود از خود و آنچه گذشته، به یکدیگر لبخند بزنیم و همچنان چون بهار، مشتاق وسرافراز و عاشق زندگی باشیم. بهارتان مبارك🌺
#عید_نوروز
#۱۳۹۷
Read more
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش ...
Media Removed
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد...... دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم ... دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!
روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!
تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست که نیست!!
زندگی گاه به کام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و کم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام...
زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد...
زندگی گاه به نان است و کفایت بکند؛
زندگی گاه به جان است و جفایت بکند‌؛
زندگی گاه به آن است و رهایت بکند؛
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن...
زندگی صحنه بی تابی ماست...زندگی میگذرد...
زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛
زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد؛
زندگی گاه به ناز است وجهانت بدهد؛
چه به راز و
چه به ساز و
چه به ناز
زندگی لحظه بیداری ماست
زندگی می گذرد.... #پاییز #برگریزان #الوان
#fall #global_shotz #purplepassport #landscape #best_focus #igbest_shotz #insta_iran #big_shotz #best_focus #color_of_day #ir_photogrpher #naturegram #washingtonphotographer #globalcapture #spokanephotographer #tree #leaf #snow #baartarinha
Read more
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق ...
Media Removed
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق زنجانی بود #احسان_معبودی • این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم. صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی ...
در روضه دلش همیشه طوفانی بود
در عشق حسین بن علی فانی بود
دلسوخته ی مصائب کربوبلا
میرزا حسن غریق زنجانی بود
#احسان_معبودی

این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم.
صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی تمام از روزگار تلخ صدرنگ خداحافظی کردند.

این شعر رو امیر عزیز ( #امیر_سلیمانی)برام خوند، به خاطر اینکه بتونم منتشرش بکنم تایپش کردم.

ای ساقی گلچهره بده باده ی گلبیز
مستم کن از آن ساغر پی در پی لبریز
جاوید نشد دهر چو بر خسرو و پرویز
کو شوکت جمشید چه شد صولت چنگیز
زان جام که خوردند رسد قسمت ما نیز

روزی بدرد گرگ اجل پیرهن ما
چندی نکشد نشنوی از کس سخن ما
یا کوزه گران کوزه کنند از بدن ما
یا خشت سر خم شود از خاک تن ما
یا نقش به دیوار و یا فرش به دهلیز

سروی که در افتاد چه بالا و چه پایین
رختی که به هم سوخت چه بی رنگ و چه رنگین
آبی که فرو ریخت چه بی طعم و چه شیرین
آن تیشه که بشکست چه باریک و چه سنگین
روحی که ز تن رفت چه کاشان و چه تبریز

زان پیش که آید به سر این مدت معدود
تا هستی من گردد از این مرحله نابود
شاید نشده ملک بدن یکسره مفقود
چینم ز گلستان زمانه گل مقصود
زان گل که شود از گل فردوس دلاویز

در میکده دانم نه مکان است و نه جایم
دریوزه صفت رو به در میکده آیم
کن همچو مرا مست ندانم سر و پایم
باشد که رخی بر قدم یار بسایم
بازار محبت کنم از آتش می تیز

افسوس که ره بر چمن راز ندارم
در گلشن دانش پر پرواز ندارم
در اوج هنر قوه ی شهباز ندارم
پروانه صفت سوزم و آواز ندارم
مبهوتم از این فکر و تمنای غم انگیز

هر سو نگرم هستی رندان و حریفان
در بحر مناقب همه در کشتی عرفان
غواص مثل غوطه زنان همچو نهنگان
دامن همه پر از دُر و لؤلؤ و مرجان
مستغرق دریای مقالند گهرریز

دل برده ز من دلبر خوشرنگ و شمایل
فرد است در ایجاد به هر حسن و خصایل
خوبان همه تکمیل از آن دلبر کامل
در محفل امکان رخ او شمع محافل
در گلشن وحدت قد وی سرو دلاویز

تنها نه منم عاشق آن دلبر طناز
بل ذی نفسانند از این عشق سر افراز
خود نامدگان و شدگانند هم آواز
جمله به «غریقند» در این مرحله همراز
جان بهر نثار قدمش خوانده به تجویز

میرزا حسن غریق زنجانی
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم،زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم. به ...
Media Removed
زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم،زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم. به آدمهایی که مرا می دیدند و هر از گاهی حالم را میپرسیدند. آدمهایی که با بی تفاوتی مرا در انتظاری سخت جا نمی‌گذاشتند. آدمهایی که برای تولدم لازم نبود کسی به آنها یادآوری کند و به زور لبخند بزنند و بگویند ... 💜
زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم،زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم.
به آدمهایی که مرا می دیدند و هر از گاهی حالم را میپرسیدند. آدمهایی که با بی تفاوتی مرا در انتظاری سخت جا نمی‌گذاشتند. آدمهایی که برای تولدم لازم نبود کسی به آنها یادآوری کند و به زور لبخند بزنند و بگویند " آرزو کن!"
آن زمانها آرزویم تو بودی و اکنون آرزویم خودم هستم! آن روزها همه چیز به تو ختم میشد. چه روزهای غم انگیزی.
خوشحالم که آن روزها تمام شده است.
تو نیستی و من هنوز در امتدادِ خداحافظی‌ام.
و راضی‌ام.
از نبودنت و از بودنم!
از اینکه تصمیم گرفتم برای بی تفاوتی تو تلاش نکنم.
از اینکه در نهایت تصمیم گرفتم خداحافظی را شروع کنم.
موفق نشده‌ام کامل خداحافظی کنم.
تصویرت هنوز همراهم هست.

تصویری که من از تو دارم، با حقیقتِ تو بسیار تفاوت دارد.
و شبی که پذیرفتم تو با تصویرت فرق داری شب عجیبی بود.
آن شب تنهاترین و بی پناه ترین آدمِ روی زمین بودم!
آن شب فکر میکردم "میمیرم"! ایمان داشتم که دیگر نمیتوانم در دنیا دوام بیاورم.
اما شبهای زیادی گذشت! و من زنده ماندم! و تو همچنان بی تفاوت!
به نظر میرسد قرار نیست بدونِ حضورِ تو بمیرم. اگر قرار بود بمیرم تا به حال مرده بودم! و به نظر میرسد قرار هم نیست چیزی تغییر کند.
تو بی تفاوت ترین آدمِ زندگیِ من از کودکی ام تا به اکنون بوده ای، هستی و خواهی بود. راضی ام. از خودم و از تصمیم هایم. از اینکه جایی تلاش برای به دست آوردنت را متوقف کردم و اجازه دادم زندگی فرصت های دیگری را نشانم دهد. .
فقط گاهی که دلم تنگ میشود به ستاره ها نگاه میکنم و برایت آرزوهای خوب میکنم و با خودم فکر میکنم که چقدر حتی بی تفاوتی‌ات را دوست داشتم!
به خاطر تمام روزهایی که نبودی و ندیدی ممنونم و به خاطر بزرگترین درسی که به من دادی همیشه سپاس گزارت خواهم بود؛ اینکه نخواهم مُرد اگر رابطه ای تمام شود.
#جواهردشت
Read more
• یازدهم شهریور ۹۷ از چهار صبح برای من آغاز شد. روزی که به لطف دوستانم که مورد اعتمادشان هستم‌برای این سفر خوانده شدم. هرکاری کردم نتوانستم تصاویر تلخ و دردناکی که در لایوها حتماً دیدین را تکرار کنم چرا که این منطقه مثل تمام #ایران عشق است و‌زیبایی. به جرأت یکی از زیباترین دریاهای زندگیم را دیدم.. ...
یازدهم شهریور ۹۷ از چهار صبح برای من آغاز شد. روزی که به لطف دوستانم که مورد اعتمادشان هستم‌برای این سفر خوانده شدم.
هرکاری کردم نتوانستم تصاویر تلخ و دردناکی که در لایوها حتماً دیدین را تکرار کنم چرا که این منطقه مثل تمام #ایران عشق است و‌زیبایی. به جرأت یکی از زیباترین دریاهای زندگیم را دیدم.. دریای فیروزه‌ایی یعنی #دریای_عمان و چه درد و‌رنجی‌ست بین این همه زیبایی این سیاهی را دیدن... انگار اسید بر چهره‌ی زیبای انسانی پاشیده شده باشد. این که چرا این همه سال این منطقه که می‌تواند مثل بسیاری از نقاط ایرانِ من مهمترین محل درآمدزایی برای وطن و مردمانش باشد و نیست، این که چرا باید این منطقه با این ثروتِ طبیعی انقدر محروم‌باشد که در نزدیکترین‌ کیلومترهای نزدیک مهمترین شهر بندری تازه آغاز کَپَرنشینی ست و چراییِ این همه فقدان و کمبود و.... رنج‌آورترین بخش دیدن و‌آگاهی این سفر است... اما
حالا به لطف این همه سال بی‌توجهی و دیده نشدن، به محبتِ از دست دادنِ هامون با بی‌درایتی مطلق ، این مردم نیااااز به کمک ما دارند تا حداقل نیاز طبیعی برای زنده ماندن داشته باشند: #آب !
سفر ما ادامه دارد و فردا هم لایو از بازدیدها خواهم گذاشت. ما فقط می‌توانیم رنج‌ها را منعکس کنیم تا کسانی که باید، تکانی بخورند اما تا آن موقع که‌معمولاً طولانی می‌شود!!!هم‌وطنانمان را فراموش نکنیم.
.
انیسه‌ی زیبای تالابِ صورتی با شالی به رنگ خاکِ ساحل زیبای محل زندگی‌ت، که برایم باسلیقه‌ی خودت دستبند و‌تل سر از دست‌بافته‌های زیبای‌تان انتخاب کردی، نگاه مهربان و لبخند شیرین و صبورت را از امشب چه کنم ؟
بحران تا شروع آغاز فصل بارش در یک قدمی عزیزانِ ماست و آتش در جانِ هم‌وطن....لطفاً شما هم صداو یاورشان باشید...
.
.
سپاس از امین که غم دل‌های‌مان را در #دودوک به مهر می‌نوازد آرام آرام... @seyedalisalehi12 @hosseinsoleimani @saied_shams @nazr_ab @aminrahimi_ .
#چابهار #آب #نذر_آب #خشکسالی
Read more
 #جنگ_جهانی_آب #العطش #آب_گل_آلود_آبادان #آب_خرمشهر #آب_بازی #آب_سازی #آب_بابا_نان #کارون #کرخه #اروند #بهمنشیر #هورالعظیم ...
Media Removed
#جنگ_جهانی_آب #العطش #آب_گل_آلود_آبادان #آب_خرمشهر #آب_بازی #آب_سازی #آب_بابا_نان #کارون #کرخه #اروند #بهمنشیر #هورالعظیم #خاک_خوزستان_به_آبش_رسید سال هشتاد روزنامه شرق تیتر اروتیکی زده بود که به خاطرش توبیخ شد، شرق نوشته بود: کویت هم از آب ما خواهد ‌خورد. آن پروژه ... #جنگ_جهانی_آب
#العطش
#آب_گل_آلود_آبادان
#آب_خرمشهر
#آب_بازی
#آب_سازی
#آب_بابا_نان
#کارون
#کرخه
#اروند
#بهمنشیر
#هورالعظیم
#خاک_خوزستان_به_آبش_رسید

سال هشتاد روزنامه شرق تیتر اروتیکی زده بود که به خاطرش توبیخ شد، شرق نوشته بود: کویت هم از آب ما خواهد ‌خورد.
آن پروژه به سبب‌های زیادی عملیاتی نشد، اما شایعه‌اش امروز دهان به دهان می‌چرخد، چون خرمشهر مرزی ما که با کویت فقط دویست کیلومتر فاصله دارد آبش خاک دارد و نانش خاک و....
خرمشهر همان شهری‌ست که سمبل مقاوت است و ایثار و آبادان نیز همان شهری‌ست که پایگاه پول ایران بوده سالیان سال، پایتخت نفتی ایران که هنوزا با این همه فساد و اختلاس، سرش بالاست که بیشترین بشکه‌ نفت تولید داخل را دارد.
حقش نیست چنین شود، چنان‌که حق هیچ جای این مرز و بوم نیست، وقتی به گفته‌ی مسئولان همین کشور، کارون توان تامین دو و نیم میلیون انشعاب خانگی را دارد و علیرغم خشکسالی، خوشبختانه پرآب‌ترین رودخانه‌ی ایران است، این چه وضعی‌ست که رخ داده؟
جز آن است که مثل تمام قسمت‌های این مرز و بوم مظلوم، دچار سوءمدیریت و بی‌لیاقتی و قربانی پرژه‌های غیر تخصصی شده است؟
این رباعی را چند سال قبل در فیسبوک گذاشته بودم، حالا دقیقا به متن فاجعه نزدیک‌تر است.
از خدا می‌خواهم مردم مظلوم وطنم را در این روزهای بی‌نهایت سخت، یاری کند و سرانجامی مطلوب برای ایران عزیزمان رقم بخورد، آمین!

#رباعی برای #خرمشهر_عزیز و #آبادان_شریف

غم بر سر این دیار بارش دارد
دیوار و درش هنوز ترکش دارد
از دور صدای العطش می‌آید
پس قصه‌ی جنگ همچنان کش دارد.

#ایران #انقلاب_گرسنگان #فریاد_تشنگان
Read more
جان باختن بسیاری از عزیزان در غرب کشور رو تسلیت میگم ... خداوند به تمام بازماندگان صبر عنایت کند . یکشنبه نه تنها زمین لرزید بلکه تمام دل و جان ما هم لرزید واقعا سخته عزیزی رو ازدست بدی که تا چند دقیقه پیش تکیه گاهت بوده ؛ همه دارایی ات بوده ؛ پدرت بوده ؛ مادرت بوده ؛ فرزندت بوده ... خدایا خودت به مردم کرد ... جان باختن بسیاری از عزیزان در غرب کشور رو تسلیت میگم ... خداوند به تمام بازماندگان صبر عنایت کند .
یکشنبه نه تنها زمین لرزید بلکه تمام دل و جان ما هم لرزید واقعا سخته عزیزی رو ازدست بدی که تا چند دقیقه پیش تکیه گاهت بوده ؛ همه دارایی ات بوده ؛ پدرت بوده ؛ مادرت بوده ؛ فرزندت بوده ... خدایا خودت به مردم کرد ؛ کرمانشاه کمک کن.
به دختر دایی عزیزم تسلیت میگم . ان شاالله هیچ خانواده ای غم از دست دادن عزیزش رو نبینه و خداوند به همه صبر عنایت کنه . لطفا فاتحه ای برای فوت عزیز درگذشته ما بخونید .
بدترین اتفاق در میانه ی این مصیبت بزرگ در غرب کشور واکنش های عصبی و تند سیاست زده هایی است که ربط و بی ربط دنبال سو استفاده های خود از هر اتفاق و مصیبتی هستند ...
از مسکن مهر گرفته تا رفتن با بادیگارد به دیدن مردم مصیبت دیده و.... #کرمانشاه
#کرمانشاه_تسلیت
#دیار_مادری_تسلیت
#مردم_خونگرم_کرد
#انسانم_آرزوست
#صبر
#زلزله
#غم_از_دست_دادن_عزیزان
#خدا_همه_رفتگان_را_بیامرزد
#سیاست_زدگی
#لعنت_به_لاشخوران_سیاسی
#لعنت_به_نفاق
#زلزله_غرب_کشور
#دولت_بی_تدبیر
#ارتش
#سپاه
#رهبری
#کمک_رسانی
#فاتحه
#مرگ_عزیزان
مردم کرد کرمانشاه هیچ وقت نمی هراسند ....
پاییز از کرمانشاه آمد
Read more
. بخشهایی از متنی که در ادامه می‌خوانید جواب من به یه دوستی که ابراز کرده بود به وقت فراغتش جبران میکنه ...
Media Removed
. بخشهایی از متنی که در ادامه می‌خوانید جواب من به یه دوستی که ابراز کرده بود به وقت فراغتش جبران میکنه دل‌سوزوندهای مارو با عکسهامون! که شبیه علامت تعجب شدم از این تفکر که چرا یکی باید من و شخصیتم رو به این شکل کم و حقیر بدونه که نیت من از به اشتراک ‌گذاشتن گوشه‌هایی از لحظه‌هام رو دل‌سوزوندن باقی بدونه ... .
بخشهایی از متنی که در ادامه می‌خوانید جواب من به یه دوستی که ابراز کرده بود به وقت فراغتش جبران میکنه دل‌سوزوندهای مارو با عکسهامون! که شبیه علامت تعجب شدم از این تفکر که چرا یکی باید من و شخصیتم رو به این شکل کم و حقیر بدونه که نیت من از به اشتراک ‌گذاشتن گوشه‌هایی از لحظه‌هام رو دل‌سوزوندن باقی بدونه ! که هرکسی رو با این نیت دیدین بدونین فقر زیادی توی بخشهای زندگیش و شخصیتش داره که شکرخدا من حقیقت وجودم این نیست. که ای داد پس کو‌ اصالت‌ و درستی که مدام فریادش میزنم و مهمترین هدف زندگیم حفظ آبرومندانه‌اشه ، واقعا حس میکردم عیان است و چه حاجت به بیان اما این چند خط رو لازم دونستم اصلا شما تلقی کن درد و دل...جدای این نگاه بد ، من تاحدی بدون اشتراک‌گذاری این دقایق هم یاد گرفتم قشنگ نگاه کردن به دنیام رو ، قبل این مدیا هم داشتم این قابهارو...این هیچ ، اصلا مگه میشه زندگی بی‌غم ؟ شما سراغ دارین ؟ اگه آره آدرس بدین ! چون من باور دارم محال ممکنه ، پس منم مستثنی نیستم ابدا ، که اگه غر هم بزنیم میشیم انرژی منفی و فلان و بیسار حق هم دارین یه کمی ، چرا باید گوش باشین به درد و سختی یه آدم دور ؛ که تمام سعیم نشون دادن قشنگی‌هاست پس. نه من نه هیچکدوم از دوستان قصد سوزوندن کسی و دلی رو نداریم شما کل قصه ارو متوجه نشدی ! نیت نشون دادن صرفا قشنگی نیست ، نیت اینه داریم میگیم با تموم سختیهای زندگی با تموم شلوغیش حالا کاری یا خانوادگی یا درس یا هر دغدغه‌ی دیگه باز میشه قشنگ زندگی کرد حتی یه جاهای زندگیمون مثل هر آدمی شکست خوردیم و باز سعی کردیم و پاشدیم ، که بگیم میشه برنامه‌ریزی داشت و بیشتر به ریز و درشت زندگی و کیف و کیفیت رسید ، میشه از زاویه خوش‌تری نگاه کرد ، یه نفر هم باورش پا بگیره خودش دنیاست ؛ هیچ جای اسمون سوراخ نشده ما افتاده باشیم بی غم و درد که همه یه جنسیم و تو همین دنیا با پایین بالاهای مخصوص به جاده‌های زندگیمون‌. که هممون از خدا میخوایم کیفیتهای بیشتر رو و چه خوب بود اگر بیشتر یاد بگیریم دعاگوی هم باشیم ، که یه وقتا بیشتر توی خلوتمون قبل از قاضی کردن کلاهمون فکر کنیم اگر بنده‌ای کیفیت بیشتری داره شاید نتیجه‌ی تلاش مضاعفش و بهش برچسب نزنیم و به فردیت خودمون بیشتر فکر کنیم برای ساختن آبادی سرزمین وجودمون.
اینقدر امن باشیم که پرنده جا بگیره توی دستهامون و قلبش تند نزنه از ناامنی ، امنیت تو کلام باید بیشتر باشه تا در رفتار که‌ مهمه بال و پر وجود هم رو زخمی نکنیم.
هوادار دل هم باشیم تا بتونیم راحت‌تر پرواز کنیم توی روزای زندگیمون.
#موبیلم_گرافی #گلنویس
۱۳۹۷/۰۲/۱۶
Read more
دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود عشق آبستن شد و دگر پرده نبود پسر اما مغرور:این منم مرد زمین تو خودت ...
Media Removed
دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود عشق آبستن شد و دگر پرده نبود پسر اما مغرور:این منم مرد زمین تو خودت خواسته ای عشق یعنی همین دخترک مادر شد و پسر حاشا کرد دخترک هیچ نگفت نگهی بالا کرد و سپرد دست خدا بعد از این زندگی اش دخترک آه کشید آه از سادگی اش پسر از او گذشت رفت از آن شهر و دیار دخترک تنها ماند شهر ... دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود
عشق آبستن شد و دگر پرده نبود
پسر اما مغرور:این منم مرد زمین
تو خودت خواسته ای عشق یعنی همین

دخترک مادر شد و پسر حاشا کرد
دخترک هیچ نگفت نگهی بالا کرد
و سپرد دست خدا بعد از این زندگی اش
دخترک آه کشید آه از سادگی اش
پسر از او گذشت رفت از آن شهر و دیار
دخترک تنها ماند شهر بی یاور و یار
زاده شد فرزندش نام او شد هستي
بی نهایت معصوم بی نهایت زیبا
بی کس و بی همراه با تمام سختی
ساخت دنیای خویش پر شد از خوشبختی
دخترش رعنا شد پاک و بی آلایش
هدیه ی خوب خدا یک بغل آرامش
چند سالی گذشت آن پسر بابا شد
صاحب دختری تخس و بی پروا شد
از وجود دختر کل شهر ارضا شد
باز هم عدل خدا با سند امضا شد

پسر قصه ی ما فهمید خیلی زود
علت بدبختی و غم او چه بود
یادش آمد آن روز آه آن دختر پاک
که زمین گرد است و چرخش این افلاک…!
Read more
دروازه‌بان افسانه‌ای آلمان در دهۀ ٨٠ میلادی #هارولد_شوماخر وقتی تیم برزیل را در فینال شکست ...
Media Removed
دروازه‌بان افسانه‌ای آلمان در دهۀ ٨٠ میلادی #هارولد_شوماخر وقتی تیم برزیل را در فینال شکست دادیم و قهرمان جهان شدیم هم‌بازی‌هایم در تیم ملی آلمان دور زمین می رقصیدند و هلهله میکردند اما من سرسوزنی شاد نبودم ... راستش غمگین بودم چون ما امید بدهکارترین مردم دنیا را ناامید کرده بودیم و این وحشتناک ... دروازه‌بان افسانه‌ای آلمان در دهۀ ٨٠ میلادی

#هارولد_شوماخر

وقتی تیم برزیل را در فینال شکست دادیم و قهرمان جهان شدیم هم‌بازی‌هایم در تیم ملی آلمان دور زمین می رقصیدند و هلهله میکردند اما من سرسوزنی شاد نبودم ... راستش غمگین بودم چون ما امید بدهکارترین مردم دنیا را ناامید کرده بودیم و این وحشتناک بود ، بازیکنان برزیل له و لورده بودند و به تلخی اشک میریختند ، ما در آلمان همه چیز داشتیم ، برجهای سر به فلک کشیده ، بزرگراه‌های رویایی ، اتومبیل‌های شیک ، پاساژهای پررونق و درآمدهای سرشار اما آنها هیچ چیز نداشتند جز فوتبال ... همبازی هایم را شبیه جانوران وحشی و درنده میدیدم که بالای سر شکار بی‌پناه خود شادی میکردند ، ما دل مردم فقیری را شکسته بودیم ... شاید اگر آنها پیروز میشدند مردم برزیل حداقل همان شب فقر و غم‌های خود را فراموش میکردند

پينوشت :
خسته نباشيد به مردان غيورمان كه با تمام جان و توان بازي كردند
زنده باد ايران و ايراني🇮🇷
با اميد به آمدن روزهاي شاد 🙏❤️
Read more
قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ... یعقوب ...
Media Removed
قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ... یعقوب گفت: من با خدا غم و درد دل خود گویم و از (لطف بی‌حساب) خدا چیزی دانم که شما نمی‌دانید. آیه 86 سوره يوسف ... خداوندا دوستانم به درگاهت دعا كردند من نيز با تمام گناهاني كه دارم كه ... قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ
وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
...
یعقوب گفت:
من با خدا غم و درد دل خود گویم
و از (لطف بی‌حساب) خدا چیزی دانم
که شما نمی‌دانید.

آیه 86
سوره يوسف
...
خداوندا
دوستانم به درگاهت دعا كردند
من نيز با تمام گناهاني كه دارم
كه آگاهي؛
اما اميد به غفرانت دارم،
از درگاهت مسئلت دارم كه:

از نورت بر ايشان بتاباني 🙏
از فضل و كرمت بر ايشان بباراني 🙏
ايشان به خودت نزديك تر بگرداني 🙏
...
کپی حلال❗️
...
يا ايها الانسان
ما غرك بربك الكريم
الذي خلقك
اي انسان چه چيز تو را
نسبت به پروردگارت
كه تو را خلق نمود مغرور ساخت؟
...
نمازهايتان را بخوانيد
...
توجه توجه
👇🏻👇🏻👇🏻
...
قرآن مجيد
براي آنان كه ايمان دارند
شفا و رحمت است
و براي ستمكارانِ منكر و كافر و مغرور
جز خسارت نخواهد افزود
...
#خدا #قرآن #كتاب آسماني #پيغمبر #حضرت محمد #وحي #جبرييل #معنوي #معنويت #عرفان #خالق #آفريدگار #بنده #بندگي # طغيان #ايمان #كفر #دين #اسلام #مسلمان #تفكر #افكارت #تفكر مثبت #تفكر سازنده #تفكر توان بخش #تفكر منفي #تفكر مخرب #تفكر توانفرسا
Read more
ماییم در پناه تو یا حضرت جواد محتاج یک نگاه تو یا حضرت جواد هستیم عذر خواه تو یا حضرت جواد قربان روی ماه تو یا حضرت جواد ما زنده از عطای جوادالائمه ايم يك عمر خاك پای جوادالائمه ایم هر کس که خاک پای تو شد سرفراز شد از منت عطای همه بی نیاز شد حرزت در این زمانه ی غم چاره ساز شد گفتیم یا جواد و در بسته ... ماییم در پناه تو یا حضرت جواد
محتاج یک نگاه تو یا حضرت جواد
هستیم عذر خواه تو یا حضرت جواد
قربان روی ماه تو یا حضرت جواد
ما زنده از عطای جوادالائمه ايم
يك عمر خاك پای جوادالائمه ایم

هر کس که خاک پای تو شد سرفراز شد
از منت عطای همه بی نیاز شد
حرزت در این زمانه ی غم چاره ساز شد
گفتیم یا جواد و در بسته باز شد
غیر از جواد واژه ای اندازه ی تو نیست
لطفی شبیه لطف پر اوازه ی تو نیست

بر این دل شکسته ام ای جان نگاه کن
ماییم و این زمانه ی بحران نگاه کن
بر حال روزگار پریشان نگاه کن
اقا به جان شاه خراسان نگاه کن
ای مرهم همیشگی خسته جانی ام
لطفی نداشت بی کرمت زندگانی ام

ای در شکوه نام تو درمان درد ها
سر میرسد کنار تو کتمان دردها
هرچند بر دلم زده باران دردها
درمان اگر تویی که به قربان دردها
اقا تمام زندگی ام زیر دین توست
در دل همیشه حرف تو و کاظمین توست

دست جواد خسته ی بخشش نمی شود
وقت عطا معطل خواهش نمی شود
اقام جز به نور ستایش نمی شود
مدحش به صد کتاب نگارش نمی شود
درمانده ایم و خنده ی مولا علاج ماست
این اشک شوق در شب دنیا سراج ماست

وقتی که غم به شانه سرازیر می شود
حتی جوان ز زندگی اش سیر می شود
در عنفوان زندگی اش پیر می شود
لبخند دشمنان به دلش تیر می شود
مثل پدر دلش به غریبی دچار شد
زهرا زا داغ عمر کمش داغدار شد

جان می دهد غریب ترین غریب ها
دف می زنند دور سرش نانجیب ها
افتاده بود و طاقت برخواستن نداشت
جز خاک و خون نشانه ی دیگر به تن نداشت
از بس که در غریبی خود دست و پا زده
تنها و خسته جان نفسش بند امده

می سوزد از عطش ولی ابش نمی دهند
هستند اهل خانه،جوابش نمی دهند
خون می چکد ز لعل لب اسمانی اش
گویا خنک شده جگر یار جانی اش
از خاک تا به بام تنش را کشیده اند
حالا کبوتران خدا سر رسیده اند

بی احترام شد بدن حجت خدا
اما سرش نشانه نشد روی نیزه ها
هرچند تا سه روز تنش افتاب خورد
از نعل تازه کی بدنش خاک و اب خورد؟
هرچند خاک و خون ز لبانش جدا نشد
دیگر به خیزران لب او اشنا نشد

_______________________________

#ایران
#تهران
#میثم_کریمی
Read more
بعد رفتنش دیگه اون دختر شیطون و پرحرف نابود شد... با هیچکی حرف نمیزد... صبح تا شب کارش شده بود هنذفری ...
Media Removed
بعد رفتنش دیگه اون دختر شیطون و پرحرف نابود شد... با هیچکی حرف نمیزد... صبح تا شب کارش شده بود هنذفری رو میزاشت تو گوشش و چشماشو میبست و کز میکردم گوشه تختش... تمام عکسای پروفالیش پر از غصه بود... خب سخت بود براش هضم کردن نبودنش... طوری که دیگه حتی با خداشم قهر کرده بود... یه روز از اتاق اومد بیرون ... بعد رفتنش دیگه اون دختر شیطون و پرحرف نابود شد...
با هیچکی حرف نمیزد...
صبح تا شب کارش شده بود هنذفری رو میزاشت تو گوشش و چشماشو میبست و کز میکردم گوشه تختش...
تمام عکسای پروفالیش پر از غصه بود...
خب سخت بود براش هضم کردن نبودنش...
طوری که دیگه حتی با خداشم قهر کرده بود...
یه روز از اتاق اومد بیرون و دید مادرش جا نماز آورده که نماز بخونه...
کلی بهش خندید...
گفت مادر بعد یه عمر تازه یادت افتاده نماز بخونی...
تو هر وقت از خدا چیزی میخوای تازه یادت میفته نماز بخونی...
خونه و ماشین و زندگی همه چی داری دیگه چی میخوای...
خلاصه کلی بهش طعنه زد و تیکه انداخت....
مادر دلش شکست اما سکوت کرد...
دیگه نزدیکای صبح دخترک هنوز بیدار بود و داشت آهنگ گوش میداد و اشک میریخت
پاشد که بره یه لیوان آب بخوره...
دید مادر تو سجدست...
پیش خودش گفت نگاه کن این مادر ما رو چه جوّی گرفته پنج صبح بیدار شده داره نماز میخونه...
یکم که رفت جلوتر صدای زمزمه مادر رو شنید که داشت تو سجده اشک میریخت و با خدای خودش درد و دل میکرد...
آروم نشست پشت سر مادر تا حرفاشو گوش بده و تا ببینه مادر چی میخواد از خدا تا فردا حرفای مادر رو سوژه کنه...
مادر میگفت خدایا من هیچی تو این زندگی جز لبخند دخترم نمیخوام...خدایا تو رو به بزرگیت قسم حال دختر من خوب بشه دیگه هیچی ازت نمیخوام...غم و غصه های دخترم رو بنداز به جون من...خدایا حال دختر من خوب بشه من تا آخر عمرم نذر میکنم...
هی میگفت و هی اشک میریخت...
اشک تو چشمای دختر جمع شد و دلش ترکید...
رفت سرشو گذاشت کنار سر مادر و اونم سجده کرد و هی مادر میگفت خدایا هی دختر میگفت مادرم منو ببخش...
از فردای اون روز قسم خورد که تا وقتی زندست بخاطر هیچ احدالناسی بخاطر هیچ بی لیاقتی که از زندگیش رفت دیگه غصه نخوره که اینجوری دل مادر آتیش بگیره...
هوای مامانا رو داشته باشید...
اونا میبینن غصه های شما رو
به روتون نمیارن...
تو تنهاییاشون میبارن و پیر میشن...
حیفه...
حیفه...
به والله قسم حتی یک قطره اشک بخاطر کسی از چشمای مادر بیفته حیفه...
.
.
👑 #میکائیل⭐
.
.
. 📱@mikilove351 📷
.
.
✅ #هوای_مادرهاتون_روداشته_باشید😢🙏
Read more
. نمی توانم برایت زندگی ای آرزو کنم که بی خزان و بی زمستان باشد. نمی توانم بگویم سالی پر از فقط شادی و ...
Media Removed
. نمی توانم برایت زندگی ای آرزو کنم که بی خزان و بی زمستان باشد. نمی توانم بگویم سالی پر از فقط شادی و موفقیت داشته باشی. نمی شود، بگویم برایت سالی پر از ثروت و سلامت می خواهم! من و تو می دانیم که زندگی بسیار زیبا، اما دشوار و شکننده است! می دانیم قرار است همانطور که گاهی موفق می شویم، جاهایی هم موفق نشویم، ... .
نمی توانم برایت زندگی ای آرزو کنم که بی خزان و بی زمستان باشد. نمی توانم بگویم سالی پر از فقط شادی و موفقیت داشته باشی. نمی شود، بگویم برایت سالی پر از ثروت و سلامت می خواهم!
من و تو می دانیم که زندگی بسیار زیبا، اما دشوار و شکننده است! می دانیم قرار است همانطور که گاهی موفق می شویم، جاهایی هم موفق نشویم، یا دست کم رسیدن به برخی خواسته ها و آرزوهایمان را مدتی به تعویق بیندازیم.
یاد گرفته ایم که بیماری هر از چند گاهی در ما، یا یکی از عزیزان و دوستانمان، میهمان می شود تا درسهای سخت انسان بودن را مرور کنیم.
می دانیم که گاه با داشتن مال و گاه به نداشتنش، گرفتار می شویم.

می دانیم از این بهار تا آن بهار، فاصله ای است؛ پر از ماجراهای تلخ و شیرینی که بسیاری از آنها خواست و انتخابِ ما نیستند، اما گریز ناپذیرند.
نمی خواهم بگویم تو را به خدا می سپارم و خیالت راحت باشد که خدا نمی گذارد هیچ اتفاق بدی برایت رخ دهد! چون می دانم که ناخواستنی ها، همانقدر فراوانند که سپردن های نارس و فهم ناشده ی ما!

دیگر آنقدر بزرگ شده ایم که بفهمیم در هفت سین، چیزهایی را می چینیم که هراسِ نبودن، کم شدن یا از دست دادنشان را داریم.
آنقدر تجربه داریم که درک می کنیم، مردم این بهانه های خوشرنگ و شاد را همچون فرصتی مهم تلقی می کنند؛ برای اینکه، خودشان را به آن راه بزنند؛ که انگار قرار است زندگی طبق آرزوها، شادباش ها، تبریکات، تهنیت ها و مبارک بادهای ما بچرخد! (و شاید این خود نمایش قدرت اُمید در انسان باشد، که به رویارویی هر احتمالی، با لبخند می رود)

می دانی! می خواهم این بار برایت آرزویی کنم که تو را در تمام فُصولِ زندگی، در سرما و گرمایِ روزگار، در تمام بارانها، برف ها، طوفان ها، خشکسالی ها، شکست ها و موفقیت ها، شادی ها و غم ها، از دست دادن ها و به دست آوردن ها؛ در امان و قرار دارد!

آرزو می کنم، آنقدر به خودت رسیده باشی و برسی؛ آنقدر خدا در خودت داشته باشی و بیابی، و آنقدری در قلبت آگاهی و در ذهنت روشنایی باشد و بیاید که ؛

تمام زندگی را - هر طور که پیش رود - مشتاقانه، اُمیدوارانه، سرافرازانه و عاشقانه، زندگی کنی!

تو نیز مرا همین آرزو کن... باشد که سال بعد، همین حوالی، خشنود از خود و آنچه گذشته، به یکدیگر لبخند بزنیم و همچنان چون بهار، مشتاق و سرافراز و عاشق زندگی باشیم.

پ.ن: کلا پست با تاخیر دوست دارم😁 تو اون شلوغی روز اول پست بذاری گم میشه😂 اینجوری شاید توجه بیشتری بهش بشه... خلاصه که سال نوتون مبارک :)))
Read more
. قسمت پنجم . مروری اجمالی بر ترک های "مورفین" و "آتش" . تحلیل<span class="emoji emoji2b05"></span>️: اگر در لغت نامه به دنبال واژه ...
Media Removed
. قسمت پنجم . مروری اجمالی بر ترک های "مورفین" و "آتش" . تحلیل️: اگر در لغت نامه به دنبال واژه نگاهی بیندازیم با نتایج جالبی رو به رو میشویم، (اِ) اسم است از نگاشتن . (حاشیه  برهان قاطع چ معین ). حاصل مصدر نگاشتن . (یادداشت مولف ). نقش . (غیاث اللغات )(برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نقش ... .
قسمت پنجم
.
مروری اجمالی بر ترک های "مورفین" و "آتش"
.
تحلیل⬅️: اگر در لغت نامه به دنبال واژه نگاهی بیندازیم با نتایج جالبی رو به رو میشویم، (اِ) اسم است از نگاشتن . (حاشیه  برهان قاطع چ معین ). حاصل مصدر نگاشتن . (یادداشت مولف ). نقش . (غیاث اللغات )(برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نقش که بر کاغذ یا بر جائی کشند. (از رشیدی ). چیزی که با رنگ به دیوار و کاغذ کشند. (فرهنگ خطی ). نقشها و گل وبته ها و اشکال هندسی رنگارنگ که بر چیزی کشند. سورنا را باید به حق خالق نگار دانست چون او تا اینجای کار پیکرنگار. چهره نگار. صورت نگار، زشت وزیبانگار. عریضه نگار. غم وشادی نگار. نامه نگار. وقایعنگار و حقیقت نگارِ "نگار" بوده.
.
به نیمه راه نگار رسیده ایم و این اثرِ نگارنده در "مورفین" با یکی از عنصرهای سازنده خودش صحبت میکند! نگار ماهیتی پویا دارد و در بند نمیگنجد پس صدای خود را در باد و برای باد رها میکند ! این اثر را همانند کتابی باید مطالعه کرد و روزها به مفاهیم کتابِ "نگار" فکر کرد در #مورفین ، نگارِ جسور و هفت خط از باد برای فرار از آرامش و درگیر شدن با تلخی ها دعوت میگیرد ،نگارِ زیبا اما جسور از رخوت ها و کرختی های که مورفین نماد خوبی برای آن است فراریست و و خود و باد را تبعید شده میخواند و از او میخاهد که با او همراه شود تا سکون را بشکند و بی توجه به وعده ی ابدیتِ انسان از او میخاهد که آرمان های که سر خرمنِ ابدیت به تحقق میپویندند را راه کند و به مرگ فکر کند ! آی باد...روزی تو هم از نفس میوفتی برای بار دوم به گریه میوفتم و به مورفینِ لعنتیه جامعه خودمان فکر میکنم ...نگار به باد برای چه چیزی نیاز دارد؟ مجموعه در "آتش" از نیمه راه رد شد و ما با نماد های مواجه هستیم که هر کدام همانند پازل در کنار هم و در جای درست قرار میگرند و این بار نوبت به "آتش" رسید! عناصر اربعه ! #نگار چه تفکری دارد؟ نگار با اشتراکاتش با باد حرف زد و اکنون از درِ مشترک با #آتش شروع به صبحت میکند و به او گوشزد میکند که ما هم جنسیم ! #نگار از تمام زنجیر ها فرار کرده و خود را قرمزرو معرفی میکند! نگار در جایی به علی سورنا کنایه میزند که اقیانوس تو آتشی بودنم را کم میکند! او خود را از بند خط های سورنا رها کرده و با حالت جنون آمیزی بعد از گذر از شهر #مورفین ، وارد شهر آتش شده و با قدرت میتازد، او همراهی آتش را هم میخواهد! داستان به نیمه خود رسیده ما مقابل ارتشی از عناصر هستی بخش مواجهیم که نگارِ جسور قصد فرماندهی آن را دارد..
Read more
. . ترانه ی لیلی از کارهای مشترک و شاید جزو اولین و بهترین کارهای آوش جان و رهایی این ترانه در زمان خودش خیلی گُل کرد و یادمه تقریبا هر روز از PMC پخش میشد 😎 متن ترانه شدم من عاشق چشم سیاهت الهی من فدای روی ماهت بزار من جای هردومون بمیرم که دیگه از تو مردن شده عادت هنوزم اسم تو روی لبامه لیلی غم دوری ... .
.
ترانه ی لیلی از کارهای مشترک و شاید جزو اولین و بهترین کارهای آوش جان و رهایی😍
این ترانه در زمان خودش خیلی گُل کرد و یادمه تقریبا هر روز از PMC پخش میشد 😎😍😍
متن ترانه 👇
شدم من عاشق چشم سیاهت الهی من فدای روی ماهت بزار من جای هردومون بمیرم که دیگه از تو مردن شده عادت هنوزم اسم تو روی لبامه لیلی غم دوری تو ، اشک ِ چشامه لیلی همون بغضی که یادگاری داشتی لیلی ببین که تا هنوز توی صدامه لیلی لیلی، لیلی، لیلی، لیلی، لیلی جان، لیلی، لیلی جان، لیلی تمام قصه ها بی حاصل بود هنوزم غصه ما رو می سوزونه ندونستیم چه بی رحمه زمونه هر کی عاشق باشه تنها می مونه یادمه بچگی هامون می گفتن خدا حقو به حقدار می رسونه تمام قصه ها بی حاصل بود هنوزم غصه ما رو می سوزونه تمام قصه ها بی حاصل بود هنوزم غصه ما رو می سوزونه لیلی، لیلی، لیلی، لیلی، لیلی جان، لیلی، لیلی جان، لیلی لیلی، لیلی، لیلی، لیلی، لیلی جان، لیلی، لیلی جان، لیلی

#rahaetemadi #avash #avashmusic #leili #آوش #رهااعتمادی
@avash.parsi ☺💜
دانلود این آهنگ از کانال تلگرام🙌
Read more
 #HBD <span class="emoji emoji1f388"></span> افتخار می‌کنیم... به تمامِ نقش‌هایی که برای لحظه‌لحظه‌اشان زحمت کشیدی و آنها را با شوق و ...
Media Removed
#HBD افتخار می‌کنیم... به تمامِ نقش‌هایی که برای لحظه‌لحظه‌اشان زحمت کشیدی و آنها را با شوق و عشق برای مردمِ سرزمینِ عزیزت؛ بازی که نه، زندگی کرده‌ای...️ افتخار می‌کنیم... به دیدنِ هزارباره‌ی فیلم‌هایی که برای آنها خندیدی، دویدی، خستگی‌ کشیدی، شب‌بیداری‌ها را پشتِ سر گذاشته‌ای و حتی ... #HBD 🎈
افتخار می‌کنیم...
به تمامِ نقش‌هایی که برای لحظه‌لحظه‌اشان زحمت کشیدی و آنها را با شوق و عشق برای مردمِ سرزمینِ عزیزت؛ بازی که نه، زندگی کرده‌ای...❤️ افتخار می‌کنیم...
به دیدنِ هزارباره‌ی فیلم‌هایی که برای آنها خندیدی، دویدی، خستگی‌ کشیدی، شب‌بیداری‌ها را پشتِ سر گذاشته‌ای و حتی ساعت‌ها گریسته‌ای...❤️ افتخار می‌کنیم...
به عکس‌هایت که بی‌تردید نه تنها تصویرِ زمینه‌ی موبایل‌هایمان، بلکه زیباترین و مهم‌ترین تصویرِ زمینه‌ی حک‌شده در قلب‌هایمان است...❤️ افتخار می‌کنیم...
به ساعت‌ها ایستادن در صفِ خریدِ بلیط‌ِ فیلم‌هایت برای تماشای درخششت و تعریفِ پر از شوقِ بازی‌ِ بی‌نظیرت برای همه...❤️ افتخار می‌کنیم...
به مهربانیِ بی حد و مرزت که بی‌شک بارها مردمِ سرزمینت را با عشق، موردِ لطف و محبت قرار دادی، همان مهربانی‌‌ای که باعث شده حتی در لحظاتِ شادی و غم‌‌، با حرفی، کامنتی، لایک‌هایی، یا حتی پُستی، هوای ما را داشته باشی و لبخند به لبهایمان بیاوری...❤️ افتخار می‌کنیم...
به جوایزی که با اشکِ شوق آن‌ها را گرفتی و در گوشه‌ای از قلبت، آن‌ها را جا دادی...
حتی به جوایزی که از تو دریغ شد اما با عشق و توکل، صبوری کردی و دم نزدی...❤️ افتخار می‌کنیم...
به قوی بودنت که در لحظاتِ سختِ زندگی‌ات، محکم و بدونِ ترس، مثلِ کوه در برابرِ سختی‌ها ایستادی و به ما آموختی که خداوند با صابران است...❤️ آری...
اینک ما افتخار می‌کنیم به لقبی که سالهاست کنارِ اسم‌هایمان است...
به «النازی» بودنمان که بزرگترین افتخارِ زندگیِ تک تکمان بوده و هست و خواهد بود...✌️❤️
و عهد بستیم که در تمامِ لحظاتِ زندگی‌ات، با افتخار هوادار و همراه و دوستدار و عاشقت بمانیم...👊❤️
عهدی که شکستنِ آن محال‌ترین کارِ جهان خواهد بود... جانِ جانانِ النازی‌ها تولدت مبارك🎆🎂🎁🎊🎉❤
@elnazshakerdoost
#elnazshakerdoost
#من_هوادار_الناز_شاکردوست_هستم
#النازشاکردوست_تک_سوپراستار_خانم_سینمای_ایران
Read more
. للحق پست نوشت: شهید ثالث می فرماید: بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنت کتابی در رد مذهب ...
Media Removed
. للحق پست نوشت: شهید ثالث می فرماید: بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنت کتابی در رد مذهب شیعه نوشت و در مجالس و محافل,آن را برای مردم میخواند و آنان را گمراه می نمود و از ترس آنکه کسی از علمای شیعه آن را رد کند ,آن را به کسی نمی داد. . علامه حلی همیشه به دنبال راهی برای به دست آوردن کتاب بود ... .
للحق پست نوشت:
شهید ثالث می فرماید:
بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنت کتابی در رد مذهب شیعه نوشت و در مجالس و محافل,آن را برای مردم میخواند و آنان را گمراه می نمود و از ترس آنکه کسی از علمای شیعه آن را رد کند ,آن را به کسی نمی داد.
.
علامه حلی همیشه به دنبال راهی برای به دست آوردن کتاب بود تا ردیه ای بر آن بنویسد.رابطه استاد و شاگردی را وسیله ای قرار داد تا آن عالم کناب رو به او امانت دهد.آن عالم چون نمی خواست دست رو به سینه علامه بزند, گفت :سوگند یاد کرده ام که این کتاب را بیشتر از یک شب پیش کسی نگذارم.
.
علامه همان یک شب را غنیمت شمرد و کتاب را از او گرفت و به خانه برد که در همین یک شب تا می تواند از آن کناب رونوشت بردارد.وقتی مشغول نوشتن شد و شب به نیمه رسید ,خواب بر ایشان غلبه کرد و بی اختیار به خواب رفت و قلم از دستش افتاد.وقتی صبح بیدار شد,غم عالم بر دلش نشست که موفق نشده کتاب را بنویسد تا جواب محکمی برای آن داشته باشد.
.
نوشته هایش را برداشت و با کمال تعجب دید تمام کتاب نوشته شده و در صفحه آخر جمله ای است که اشک علامه را جاری ساخت.
"کتبه م ح م د بن الحسن العسکری صاحب الزمان"
این نسخه کتاب را حجت بن الحسن العسکری صاحب الزمان (عج) نوشته است.علامه متوجه شد که حضرت تشریف آورده اند و نسخه را با خط مبارک خود به پایان رسانده اند.
.
دلنوشت:
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
مانند مرده ای متحرک شدم ,بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
یک گوشه بغض کرده , که این جمعه هم گذشت
حالا برای لحظه ای آرام می شوم
ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ميان_عاشق_و_معشوق_هيچ_حائل_نيست
#تو_خود_حجاب_خودی_حافظ_از_میان_برخیز
Read more
بگذار بنالم از درد عشق بر شانه های نازکت که حیرانم از عشق که دردی به وسعت شب می دهد به من و من باز دوستش ...
Media Removed
بگذار بنالم از درد عشق بر شانه های نازکت که حیرانم از عشق که دردی به وسعت شب می دهد به من و من باز دوستش دارم زهری شیرین که آرام و با اختیار به کام دل میریزم میدانم مرا خواهد کشت اما این از پا در آمدن را هزار بار ترجیح می دهم به سردی دلهای بی بهره از عشق بیا تا نهایت شب و غزل برویم بیا تمام قلبمان ... بگذار بنالم از درد عشق بر شانه های نازکت
که حیرانم از عشق
که دردی به وسعت شب
می دهد به من
و من باز دوستش دارم
زهری شیرین که آرام و با اختیار
به کام دل میریزم
میدانم
مرا خواهد کشت
اما این از پا در آمدن را هزار بار ترجیح می دهم
به سردی دلهای بی بهره از عشق
بیا تا نهایت شب و غزل برویم
بیا تمام قلبمان را به غزلهامان تزریق کنیم
میدانم تمام نمیشود
بیاپرواز کنیم از شادی بی زوال غم عشق
بیا از این تناقض با شکوه به رقص آییم
رفیق شبهای غزل و عاشقی ام
همدم اشک و آهم
بیا پشت پا بزنیم به هر چه هنجار قراردادی بشر
بیا بشکنیم تمام قوانین مسخره ی آدم بودن را
بیا از پیله ی آدمیت بیرون بزنیم
بیا پروانه شویم
من و تو و هر اهل دلی که رگه رگه های زخم نا انسانیت
دلش را ریش کرده
عضو این انجمن آشوب و شورش است
ما به پروانه شدن نزدیکیم
بیا بزنیم به دل لرزان شعله بی مهابا
که می لرزد به خود از شور شیرین عاشقی و جان نثاری مان
اصلا بیا بسوزیم و رها شویم
بیا پروانه شویم #پروانه .ن. #
Read more
عكس و كپشن از مشترى و دوست نازنينم<span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f497"></span> . Repost @eti_solat ・・・ <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji2615"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji2615"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji2615"></span> . . . . اشیا بی جان نیستند، ...
Media Removed
عكس و كپشن از مشترى و دوست نازنينم . Repost @eti_solat ・・・ . . . . اشیا بی جان نیستند، اشیا صندقچه خاطراتند. اشیا ناظر تمام عمری هستند که بر تو می گذرد.خاموش و بی تحرک کنجی را گرفته اند اما حریص و بی صدا تماشا می کنند ،غم هایمان را،شادی ها را ، بوسه ها را ،اشک ها را و تمام آنچه که زجر ... عكس و كپشن از مشترى و دوست نازنينم😊💗
.
Repost @eti_solat ・・・
🍃🌸☕🍃🌸☕🍃🌸☕
.
.
.
.
اشیا بی جان نیستند، اشیا صندقچه خاطراتند. اشیا ناظر تمام عمری هستند که بر تو می گذرد.خاموش و بی تحرک کنجی را گرفته اند اما حریص و بی صدا تماشا می کنند ،غم هایمان را،شادی ها را ، بوسه ها را ،اشک ها را و تمام آنچه که زجر زیستن نام دارد. ما خیال می کنیم که  زنده ایم ، ما به گام هایی که بر می داریم دل خوشیم و نفس های گرمی که در سینه های تپنده مان جاریست را شاهد می گیریم برای اثبات بودن ،اما چه خامیم که دیر یا زود ما می رویم و اشیا هنوز هستند و نظاره می کنند،مثل ساعت مچی او که سی و چهار سال پس از مرگش هنوز تیک تاک می کرد. مثل چینی های جهیزیه مامان که سال هاست بود و نبود مرا ناظرند، مثل تمام آنچه ایستگاه حضور ماست و چه کسی  می داند که فردا چه خواهد شد.
#خاطرات
#خانه
#دل_خوشی
#قهوه
#فتونیا
#طبیعت
#coffeetime
#flower
#plants
#fittonia
#coffees
#ladywishhomecustomer
Read more
• 🖤خبر مثل همیشه کوتاه است: #کامیار_شاپور بعد از دوره‌ی بیماری تنفسی درگذشت.... اشکم سرازیر ...
Media Removed
• 🖤خبر مثل همیشه کوتاه است: #کامیار_شاپور بعد از دوره‌ی بیماری تنفسی درگذشت.... اشکم سرازیر میشه. نمی‌دونم از غم یا خوشحالی؟! این تضاد بی‌رحمانه‌ی همیشگی زندگیست.. امشب مادرش #فروغ_فرخزاد می‌تواند بی قضاوت، بی‌هر حرف، بی حاشیه و بی دلواپسی جدایی فرزندش را در آغوش بگیرد، ببوسد و ببوید ...
🖤خبر مثل همیشه کوتاه است:
#کامیار_شاپور بعد از دوره‌ی بیماری تنفسی درگذشت....
اشکم سرازیر میشه. نمی‌دونم از غم یا خوشحالی؟! این تضاد بی‌رحمانه‌ی همیشگی زندگیست..
امشب مادرش #فروغ_فرخزاد می‌تواند بی قضاوت، بی‌هر حرف، بی حاشیه و بی دلواپسی جدایی فرزندش را در آغوش بگیرد، ببوسد و ببوید .
امشب کامیار می‌تواند تمام سوالات و رازهای ندانسته‌ی زندگی خانوادگی‌شان که او‌را به انزوایی تلخ و حتی نوازندگی در پارک قیطریه رسانده بود را از دهانِ حقیقت‌گو و جسور مادرش بشنود.
امشب پری کوچک بی غم دلش را در نیلبک چوبی می‌نوازد آرام آرام...
هیچ قانونی در هیچ جای جهان حق ندارد مادر و فرزندی را از دیدار هم محروم کند...هیچ قانونی....
فروغ، کامیار دلتان شاد....شاید امشب آقای #پرویز_شاپور هم‌مهربان‌تر کنارتان قرار بگیرد....
غرق نور باشید.

#الهام_پاوه_نژاد #بازیگر #شعر #مادر #فرزند #مرگ .
Read more
مطلب برگزيده ؛ <span class="emoji emoji26d4"></span>️ پنجره‌ای برای «زیستن» نه گریستن <span class="emoji emoji203c"></span>️ ✍️ حسین غفوری<span class="emoji emoji1f53a"></span>خبر کوتاه بود و تلخ : «پنجره‌ی ...
Media Removed
مطلب برگزيده ؛ ️ پنجره‌ای برای «زیستن» نه گریستن ️ ✍️ حسین غفوریخبر کوتاه بود و تلخ : «پنجره‌ی پرسپولیس باز نخواهد شد.» پیک شوم انگار با خودش موجی از غم و ناامیدی آورد. هواداران که با زمزمه‌های بخشش، امیدهایشان بارور شده بود حالا مات و مبهوت لشکر نصفه و نیمه‌ای را نظاره می‌کردند که مهمترین سردار ... مطلب برگزيده ؛
⛔️ پنجره‌ای برای «زیستن» نه گریستن ‼️ ✍️ حسین غفوری🔺خبر کوتاه بود و تلخ : «پنجره‌ی پرسپولیس باز نخواهد شد.» پیک شوم انگار با خودش موجی از غم و ناامیدی آورد. هواداران که با زمزمه‌های بخشش، امیدهایشان بارور شده بود حالا مات و مبهوت لشکر نصفه و نیمه‌ای را نظاره می‌کردند که مهمترین سردار فاتحش را ابتدا محروم و سپس مسافر دید. در ادامه نیز ژنرال‌هایش را یکی پس از دیگری از دست داد تا برانکو بماند و دو جین سرباز. بنظر می‌رسید این نقطه پایانی است بر ماجراجویی‌های پرسپولیس. دو قهرمانی و یک نایب قهرمانی و سه سال سیطره بی‌چون و چرا بر لیگ برتر انگار می‌رفت که سرنوشتی غم‌انگیز پیدا کند. یک نفر اما شکست را باور نداشت؛ و او پرفسور سرخها بود. 🔴مرد کروات گویی در فرهنگ لغاتش واژه‌ای به نام ناامیدی تعریف نشده بود. لجوج و استوار به میدان آمد و موانع را به هیچ گرفت. اولین نفر تمرینات تیمش را استارت زد و برای کارشناسی جام‌جهانی تا شبکه‌های کرواسی که هیچ، تا جام‌جم هم نرفت. تا رقبا بخواهند به خودشان بجنبند پرسپولیس منظم برانکو دومین دور از بدنسازی را هم به پایان رسانده بود و مشغول بازیهای تدارکاتی بود. «سوپرجام» اولین چالش جدی او بود که مدتها برایش نقشه کشیده بود، اما مربی رقیب عقیده داشت به روند آماده‌سازی تیمش برای آسیا لطمه می‌زند و برانکو معتقد بود که برعکس این بهترین فرصت و تدارکات برای نبرد آسیایی است. هرچه بود سوپرجام برگزار نشد اما نتیجه آن یک جام بی جنگ و خونریزی بود که به قفسه افتخارات پرسپولیس اضافه شد. جامی که اعتبار آن را باید به پای مردی نوشت که تسلیم شدن در قاموسش راه نداشت و با دست خالی هل من مبارز می‌طلبید.🔺بازی تک‌ضرب و شناور پرسپولیس چنان بر حریف تحمیل شد که فولاد در تمام طول بازی نتوانست خودش را از هیبت و هیمنه آن خلاص کند. عالیشاه آنچنان از جناح چپ بال گشوده بود که گویی می‌خواست دل هیچکس برای وحید امیری تنگ نشود. در میانه میدان نوراللهی آنقدر مقتدر و مسلط ظاهر شد که مصدومیت ناگوار و تعویض ترسناک کمال یک لحظه هم احساس نشد. احمد و امید کم کم به همانهایی تبدیل می‌شوند که پیش از تراکتور بودند و این خبر خوبی برای پرسپولیس است. بشار رسن مغز متفکر پرسپولیس باز هم استانداردهای بالایش را به رخ کشید تا همچنان این سوال بی‌جواب بماند که چرا چنین جواهر بی‌نظیری برای ۲۵ هزار دلار قراردادش تمدید نشده است. عنقریب است که هافبک جوان و خوش‌فکر عراقی با درخشیدن در ویترین جدال آسیایی چندین و چند مشتری دست به نقد عرب پیدا کند و لاجرم تمدید با او از نان شب واجب‌تر است.
Read more
هویت ما در روزهای اول با شنیدن اسم "من" شکل گرفته و بعد از مدتی این هویت با داشته های من نقش من و فکرها و ...
Media Removed
هویت ما در روزهای اول با شنیدن اسم "من" شکل گرفته و بعد از مدتی این هویت با داشته های من نقش من و فکرها و احساسات من آمیخته شده. این همان شروع هبوط و نزول بزرگیست که انسان را به دام محدودیت انداخته. ایگو یا من توهمی یا منشا تمام دردهای انسان ,هم هویت شدن با حرکت فکر و تصویر ذهنی از خودمان هست که ما متقاعد ... هویت ما در روزهای اول با شنیدن اسم "من" شکل گرفته و بعد از مدتی این هویت با داشته های من نقش من و فکرها و احساسات من آمیخته شده. این همان شروع هبوط و نزول بزرگیست که انسان را به دام محدودیت انداخته.
ایگو یا من توهمی یا منشا تمام دردهای انسان ,هم هویت شدن با حرکت فکر و تصویر ذهنی از خودمان هست که ما متقاعد شدیم که این هستیم. ترکیبی از داستان زندگیمان که معمولا غم انگیز میدانیم, انتظارات از آینده, احساسات و واکنش های ما خوش آمدن و بد آمدن های ما. تصویری که تمام رفتارهای ما حسادت ها بدگویی ها برای کنترل و حفظ اون هست. مانند یک دیالوگ یا یک تصویر در ذهن. با فکری, احساس بزرگی می کند و با فکری دیگر کوچکی. تایید دیگران و جمع بسیار برایش مهم هست. من ذهنی همیشه آینده را نقطه ی بهتری میداند و آرزومند است و هیچ وقت بی نهایت این لحظه را درک نمیکند. تصویری از خدا بر پایه ی جدایی و همینطور دین می سازد یا به باور جمع می پیوندد تا احساس امنیت کند و هویتی پیدا کند.. همیشه تصویری از یک عشق دارد و عشق بی قید و شرط به همه چیز را نمی فهمد. احساس میرایی و فنا میکند. هیچ وقت به شادمانی "بودن" و شادمانی بی سبب این لحظه زنده نیست. این همان کُفر واقعیست , پوشیدن این لحظه با عینک جسم. خسران انسان در هر لحظه است که بی نهایت این لحظه را درک نمی کند.
ولی تمام منظور و طرح زندگی و هدف از همه ی اتفاقات ریختن این هویت جعلیست. هرچند به قول مولانا اصرار داریم آب و روغن کنیم ولی با چیزها نمی آمیزیم چون از جنس چیزها نیستیم. هیچ وقت خلاء درون با چیزها فکرها زمانها مکانها آدمها و باورها پر نمیشود و همیشه بعد از مدتی دوباره دنبال یک گم گشته هستیم ولی دفعه ی بعد با جسمی ضعیفتر و بیمارتر. این بازگشت دوباره از محدودیت به بینهایت خدا یا همان زندگی و زنده شدن به او تنها راه برای بقای انسان و صلح و آرامش هست که هر چه زودتر در هر کس باید پدیدار شود. این مشکل ذهن در سطح ذهن حل نمی شود چون هویتی ست که فکر میکند اگر نباشد دیگر ما نیستیم ولی هوشیاری ناظری بر او هست که اصل ماست. تنها با تسلیم در هر لحظه برای عبور خرد کُل و شناسایی هم هویت شدگیهایمان و اینکه بدانیم که ما تصویرهای ذهنمان نیستیم و اینکه چقدر  بدون همه ی داشته هایمان و گذشته و آینده یمان در این لحظه شاد و آرام و از جنس او هستیم میسر هست.❤❤❤
#rumi #ganjehozour #parvizshahbazi #treasureofpresence #eckharttolle #powerofnow #anewearth #گنجحضور #purposeoflife #consiousness
Read more
🌧🌧🌧🌧🌧 نزن باران به کرمانشاه؛ صواب است نزن که خانه مردم خراب است نزن؛ این مردم مظلوم وخسته تمام ...
Media Removed
🌧🌧🌧🌧🌧 نزن باران به کرمانشاه؛ صواب است نزن که خانه مردم خراب است نزن؛ این مردم مظلوم وخسته تمام آرزو هاشان بر آب است 🌧🌧🌧🌧🌧 بزن باران به استانهای دیگر بزن که مرد وزن گردیده مظطر بزن سیراب کن باغ ومزارع ز بی ابی درختان خشک و بی بر 🌧🌧🌧🌧🌧 بزن باران مزارع تشنه باشد بزن باران که زارع خسته باشد بزن ... 🌧🌧🌧🌧🌧
نزن باران به کرمانشاه؛ صواب است
نزن که خانه مردم خراب است
نزن؛ این مردم مظلوم وخسته
تمام آرزو هاشان بر آب است
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران به استانهای دیگر
بزن که مرد وزن گردیده مظطر
بزن سیراب کن باغ ومزارع
ز بی ابی درختان خشک و بی بر
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران مزارع تشنه باشد
بزن باران که زارع خسته باشد
بزن باران بیاور شور وشادی
که را شادمانی بسته باشد
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران به صحراو طبیعت
بزن باران بیاور نور و رحمت
بزن باران که کشت وزرع دهقان
ندارد حاصلی جز رنج وزحمت
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن که خاک کرمانشاه خون است
زمین ازقهر درمرز جنون است
بزن باران که گلها گشته پرپر
تمام لاله هامان واژگون است
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران که ایران غم گرفته
سراسر مملکت ماتم گرفته
ز رنج وغصه و اندوه یاران
تمام چشمها شبنم گرفته
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران برویان سبزه هارا
بیاور باخودت عطرخدا را
بزن باران که گلها زیرخاکند
به لطف خود تسلی ده تو مارا
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران بِبرَ ظلم و ستم را
بِشو از قلبهااندوه و غم را
صفا ولطف و رحمت را بیاور
از این کشور ببر رنج و اَلم را
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن دلهای مارا شستشو ده
بزن ما را به لطف ومهر خو ده
بزن از دل بِبَر قهر وغضب را
بجایش مهربانی را به او ده
🌧🌧🌧🌧🌧 #M🌹خسرو دهقان روستای گوین
Read more
لطفا ورق بزنيد مـــــادر که میشوی ... <span class="emoji emoji2764"></span>️مادر که می شوی تمام زندگیت میشود دعا و خواهش از خدا برای عاقبت ...
Media Removed
لطفا ورق بزنيد مـــــادر که میشوی ... ️مادر که می شوی تمام زندگیت میشود دعا و خواهش از خدا برای عاقبت به خیر شدن فرزندت. مادر که می شوی بهترین هدیه برایت میشود سلامتی جسم و روح بچه ات. مادر که می شوی بیشتر فکر میکنی به مادرت.. مادربزرگت. اینکه آنها چه سختی ها کشیده اند و چه آرزوهایی داشته اند مادر ... لطفا ورق بزنيد

مـــــادر که میشوی ... ❤️مادر که می شوی تمام زندگیت میشود دعا و خواهش از خدا برای عاقبت به خیر شدن فرزندت.
💛مادر که می شوی بهترین هدیه برایت میشود سلامتی جسم و روح بچه ات.
💚مادر که می شوی بیشتر فکر میکنی به مادرت.. مادربزرگت. اینکه آنها چه سختی ها کشیده اند و چه آرزوهایی داشته اند
💙مادر که می شوی غم و اندوه و شادی ات هم رنگ دیگری میگیرد و همه اینها گره میخورد به حال فرزندت.
💜مادر که میشوی کوه های تمام عالم بر سرت خراب میشود وقتی به اندازه نیش سوزنی در پای فرزندت میرود. ❤️مادر که میشوی صبور میشوی و باحوصله انگار نه انگار که تا همین دیروز بی حوصله ترین آدم روی زمین بودی.
💛مادر که میشوی خوابت هم با خواب فرزندت تنظیم میشود انگار نه انگار که تا دیروز خوابت از خواب زمستانی هم سنگین تر بود!
💚مادر که میشوی نگاهت هم مادرانه میشود عمیق و دقیق و عاشق..
💙مادر که میشوی دلت تنگ میشود برای مادرت و روزهایی که یادت نمی آید در دلش چه ها گذشته.

هميشه دلتون خوش باشه عزيزان من🌺🌺🌺
Read more
. رفتی و یک روز دلم بند نشد . بعد تو این بغض که لبخند نشد... . . <span class="emoji emoji1f494"></span><span class="emoji emoji1f3bb"></span><span class="emoji emoji1f614"></span> . #نيماوارسته . . پی نوشت ...
Media Removed
. رفتی و یک روز دلم بند نشد . بعد تو این بغض که لبخند نشد... . . . #نيماوارسته . . پی نوشت : . . غروبِ جمعه ٢٩ تيرماه١٣٩٧ . . #ماهگردِ_هميشه_بودنت . . از دل من کم نشده مهر تو ماهم... . . #نيماه . . . ======NimaVarasteh_Fans====== . . و اگر دست به قلم می شوم در شب ... .
رفتی و یک روز دلم بند نشد
.

بعد تو این بغض که لبخند نشد...
.
.
💔🎻😔
.
#نيماوارسته .
.

پی نوشت :
.
🌅
.

غروبِ جمعه ٢٩ تيرماه١٣٩٧
.
.
#ماهگردِ_هميشه_بودنت .
.

از دل من کم نشده مهر تو ماهم...
.
🌙🎻💖
.
#نيماه
. . .
======NimaVarasteh_Fans======
. .
و اگر دست به قلم می شوم در شب های بلند تابستان و در کنار نسیم خنک بیابان ؛
.

می خواهم بدانی
در خلأ نبود تو ، عجیب سرگردان
_'می‌ چرخم و می‌‌ چرخم و می‌ چرخم'-
و در چشم‌ های حیران یک مرد کسی را تماشا می کنم که مثل من است.
.

هنوز دلباخته ی کسی ست و
هنوز وجود کسی را حس می کند که سالهاست همسفر روزگار ست .
.

آه ، هرشب فکر میکنم که غم خواری پیدا کردم؛ اما
اینکه تصویر خودم است در دل شب، بر روی چهره ی نسیم غروب ؛داستانم همیشگی ست. .

آری،
می نویسم تا بدانی
روزگار بدون تو چگونه است ،باران، قطره هایش را تند کرده و شب های کوتاه تیر ماه خود را آرام کرده اند انگار که بخواهند مرا و تمام انسان های دلتنگ را بی قرار و امید وار کنند .
.

آخر هر کاری انجام می دهند تا خاطرات برایت زنده شوند_تلخ یا شیرین _و انقدر ادامه اش می دهند تا خواب مهمان چشم هایت شود و صبح که بیدار شوی هیچ نشانه ی پیدا نکني..
.. .

یاداشت می کنم تا حالم را بدانی .

نوشتن ست ‌که بخواب می برد دل های زخمی را
از هیاهوی دنیای بی وفا ...💔🙏🏻❤️
.
. . 🖋دلنوشته : به قلم :لعیا بهاری عزيز 👌🏻🌺💗
.
.
🎬تشكر از @rahil_krm عزيز بابتِ اديتِ زيباي ويدئو👌🏻🌹💗
.
سپاس از همراهيِ هميشه ي يكايكِ شما كه عزيترين هايين🙏🏻💐❤️
Read more
. بوی یلدا را میشنوی؟ انتهای خیابان آذر ... باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ... قراری طولانی ...
Media Removed
. بوی یلدا را میشنوی؟ انتهای خیابان آذر ... باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ... قراری طولانی به بلندای یک شب.... شب عشق بازی برگ و برف... پاییز چمدان به دست ایستاده .... عزم رفتن دارد.... آسمان بغض میکند ...میبارد...خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست ..دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن ... .
بوی یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ... قراری طولانی به بلندای یک شب....
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده ....
عزم رفتن دارد....
آسمان بغض میکند ...میبارد...خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست ..دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد ....
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد ..دستی تکان میدهد ......قدمی برمیدارد سنگین و سرد

کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز... و....تمام میشود ...
پاییز ای آبستن روزهای عاشقی ...رفتنت به خیر ..سفرت بی خطر
#عاشقانه_های_من
#یلدا #شب_یلدا #دورهمی #پاییز #زمستان #فصل_پاییز #فصل_عاشقی #فصل_دلتنگی #غم #غصه #شادی #امید #ارزو
Read more
 #یااباعبدالله ز هر طرف مه رخساره ات، به جلوه گری است خموش باد، نگاهی که ناظر دگری است دو صد مسیح نفس، ...
Media Removed
#یااباعبدالله ز هر طرف مه رخساره ات، به جلوه گری است خموش باد، نگاهی که ناظر دگری است دو صد مسیح نفس، مانده واله و مبهوت که در فضای شفاخانه ات، عجب اثری است کنم به تاجوران ناز، از غلامی تو که نوکری، در این خانه، فوق تاجوری است اگر تو جلوه نمایی به وقت دادن جان به عمر، افضل ساعات بنده، محتضری است به ... #یااباعبدالله
ز هر طرف مه رخساره ات، به جلوه گری است
خموش باد، نگاهی که ناظر دگری است
دو صد مسیح نفس، مانده واله و مبهوت
که در فضای شفاخانه ات، عجب اثری است
کنم به تاجوران ناز، از غلامی تو
که نوکری، در این خانه، فوق تاجوری است
اگر تو جلوه نمایی به وقت دادن جان
به عمر، افضل ساعات بنده، محتضری است
به دهر، هر خبری هست، زیر پرچم توست
اگر کسی در دیگر زند، ز بی خبری است
سزد، تمام بخوانم نماز، در حرمت
که حائر توأم، ای شاه! خانه پدری است
ز عمر نوح فزونتر دهند اگر کس را
به هرزه می رود، ار بی غم رخت، سپری است
هزار سال ز سر دادنت گذشت و فلک
هنوز هم به عزای تو، گرم نوحه گری است
صف جزا، نفسی، خنده از لبش نرود
«رحیق»! آنکه دمی در غم حسین گریست
شاعر:علیرضا قاسمی

#طهران_آذرى #محرم #مظلوم #سیاهپوشان #صفر #کربلا #انگشترعقیق_یمن #حکاکی #مبین #انگشتر #عقیق_یمن #انگشتری # #tehranazari
_______________ #طهرآن_آذری ________________

#تجریش_مقصودبیک_110
Read more
...پاره حرف این آقا پسر با اعتماد به نفس که خدا را بنده نیست فرزند #سفیر_ایران_در_ونزوئلا هستند. متاسفانه در مملکتی که دولت مردان آن فاسد هستند انتظاری از فرزندان آنها نمی‌رود. اگر به دنبال دلیل برای بدبختی‌های این روزهای مردم ایران هستید زیاد به ذهن خودتان فشار نیاورید. فقط کافیست یکبار ... ...پاره حرف

این آقا پسر با اعتماد به نفس که خدا را بنده نیست فرزند #سفیر_ایران_در_ونزوئلا هستند. متاسفانه در مملکتی که دولت مردان آن فاسد هستند انتظاری از فرزندان آنها نمی‌رود. اگر به دنبال دلیل برای بدبختی‌های این روزهای مردم ایران هستید زیاد به ذهن خودتان فشار نیاورید. فقط کافیست یکبار این فیلم را دقیق ببینید. آقایانی که با شرکت در چالش #فرزندت_کجاست به نوعی به شعور مردم ایران توهین کردید،لطفا سکوت کنید و بیش از این خودتان را زیر سوال نبرید.از کوزه همان برون تراود که در اوست، کشوری که چهل سال قبل همه چیز داشت و برای حفظ آن خون های زیادی ریخته شد، از صدقه سری این آقازاده ها دیگر هیچ ندارد.آقایان چنان تاراج کردند که دیگر راه بازگشتی نیست.حال روی سخنم با این آقا پسر است، هنر تو چیست؟؟چه میزان سواد داری؟؟ آیا این ثروت را از کار کردن و تخصصی که داشتی به دست آوردی؟؟چه داری که اینگونه برای مردم ایران شاخ و شانه میکشی؟؟آن چیزی که ما در این ویدئو شاهد آن هستیم یک انسان بی هنر، نازپرورده،بی سواد و فاسد است.شما به چه چیز می‌نازید؟؟به پدران دزدی می نازید که خون مردم را شیشه کردند؟؟ الان مثلا داری فخر می‌فروشی؟؟مگر غیر از این است که این ویدئو را برای معروف کردن خودت انتشار دادی؟؟جوانان این سرزمین کار نداشته و غم نان دارند چرا که امثال پدر تو با واسطه گری کاری باقی نگذاشته و تمام نان ها را در خیک بی هنرهایی مثل تو ریختند.تمام امتیازها را به امثال تو دادند تا از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را تحت اختیار گرفته و با صادرات و واردات چرخه اقتصادی این مملکت را معیوب کنیدبعد هم بیایی برای مردم شاخ و شانه کشیده و بهشان بگویید بروند بمیرند!! در گذشته یک خانواده پهلوی بود و فقط آنها چپاول می کردند،اما در نهایت بخاطر آینده و ادامه پادشاهی فرزندان خود به فکر آبادانی ایران هم بودند. اما الان چه؟؟طی این چهل سال هر دولتی آمد فقط تا توانست چپاول کرد چرا که نهایت هشت سال در راس حکومت بود و آینده اصلا برایشان مهم نبود.آقا پسر تو شهر بی کلانتر قورباغه هم هفت تیر میکشد، تو هم بخور و برای مردم این سرزمین شاخ و شانه بکشه، فعلا چرخ گردون بر وفق مراد شما میچرخد، پس فردا هم اگر اتفاقی افتاد امثال شما آنقدر دارید که تا چند نسل بعد از شما هم در بهترین کشورها راحت زندگی کنند. آقا پسر اینطور نخواهد ماند و ما هم برای امثال تو که آفت این سرزمین و انتشار دهنده بی سوادی، دزدی، فساد و ناآگاهی هستی آرزوی مرگ می کنیم و خودمان به خدمتتان خواهیم رسید تا آرزوی مان برآورده شود
Read more
 #4 دقیقا 4 سال و یک روز پیش توی همچین روزی پدربزرگ رفت . صبح آخرین روز سرد آبانِ 93 . هیچوقت توی زندگیم ...
Media Removed
#4 دقیقا 4 سال و یک روز پیش توی همچین روزی پدربزرگ رفت . صبح آخرین روز سرد آبانِ 93 . هیچوقت توی زندگیم انقدر شوکه نشده بودم . نمیتونستم باور کنم کسی که کمتر از 24 ساعت قبل کنارم بوده الان دیگه نیست . نه برای یک روز یا چند هفته و یا حتی چند سال ! برای همیشه ! تا مدتها حتی لحظه ای فکر به اینکه رفت بدون اینکه بهش ... #4

دقیقا 4 سال و یک روز پیش توی همچین روزی پدربزرگ رفت . صبح آخرین روز سرد آبانِ 93 . هیچوقت توی زندگیم انقدر شوکه نشده بودم . نمیتونستم باور کنم کسی که کمتر از 24 ساعت قبل کنارم بوده الان دیگه نیست . نه برای یک روز یا چند هفته و یا حتی چند سال ! برای همیشه ! تا مدتها حتی لحظه ای فکر به اینکه رفت بدون اینکه بهش بگم چقدر دوسش دارم منو به گریه می انداخت . تمام امروز رو بی حوصله و غمگین توی خلوت خونه، تنهایی نشستم و آهنگ گوش دادم . دلم گرفته بود اما حتی نمیدونستم چرا تا اینکه تقویم رو دیدم . امروز یکم آذر بود و این یعنی دقیقا یک روز بعد از چهارمین سالگرد نبودنش . و من .. بله . فراموش کرده بودم ! درسته که تمام وجودم پر از غم بود ، اما نکته اینجاست که من دلیلش رو فراموش کرده بودم . عجیب نیست؟ هممون یه روز میمیریم . پدربزرگ درحالی که روی صندلی چوبی قدیمی توی اتاقش به تنهایی در حال خوردن صبحانه بود ، رفت . ما حتی نمیدونیم زمان مرگمون کیه . هممون یه روز فراموش میشیم . میتونین تصورش کنین؟ روزی رو که از تمام ذهن ها محو و توی جریانات زمان گم شین؟ حتی فکر بهش زجر آوره .
دلم گرفته و میدونم قرار نیست دوباره ببینمت .. حتی 100 سال دیگه .

Z.h

#پاییز #مرگ #دلتنگی #پدربزرگ
#ig_shutterbugs #photographer #photoart #photography #art #instaphotography #photographylovers #beautiful #instagood #photooftheday #portraitphotography #iran_photographer #ir_aks #ir_akasbashi #ir_ak30 #akas_khone #ak_30 #ir_photo
#عکاس #عکاسی_هنری #عکاسی📷 #عکاسان #عکاسی #عکاس_خونه # #عکاسان_ایرانی
Read more
در غمِ ما روزها بى‌گاه شد امروز قصدِ دوش گرفتن داشتم که ديدم برق نداريم؛ شير آب را باز و با خودم فکر کردم ...
Media Removed
در غمِ ما روزها بى‌گاه شد امروز قصدِ دوش گرفتن داشتم که ديدم برق نداريم؛ شير آب را باز و با خودم فکر کردم با اين روند، چند سالِ‌ آینده، هنوز آبى از شيرِ آب‌ِ خانه‌هايمان سرازير می‌شود؟ بر اساس دانشِ من، آبِ موردِ استفاده‌ی مردم در خانه‌ها، حدود ٥ تا ١٠ درصد آب مصرفى كشور است و بقیه‌ی آن در كشاورزى و ... در غمِ ما روزها بى‌گاه شد
امروز قصدِ دوش گرفتن داشتم که ديدم برق نداريم؛ شير آب را باز و با خودم فکر کردم با اين روند، چند سالِ‌ آینده، هنوز آبى از شيرِ آب‌ِ خانه‌هايمان سرازير می‌شود؟
بر اساس دانشِ من، آبِ موردِ استفاده‌ی مردم در خانه‌ها، حدود ٥ تا ١٠ درصد آب مصرفى كشور است و بقیه‌ی آن در كشاورزى و صنعت مصرف مى‌شود و بر اساس شنيده‌ها و دیده‌ها و استدلال‌هایم، این بحران تنها بر اساس بی‌تدبیری و نبودِ تخصص و نگاهِ ملی در حوزه‌های مدیریتی، دامن‌گیر سرزمین ایران شده است.
بعد از این مرور در ذهنم یاد جلسه‌ای که ماهِ رمضانِ سال گذشته با دکتر نوبخت -مدیر خوش‌رو و متین سازمان برنامه ‌و بودجه- داشتم افتادم؛ (اين تنها جلسه‌‌‌ام با یکی از افرادِ حاکمیت برای صحبت درباره‌ی مشکلات فرهنگی بود و پیش و بعد از آن، انگیزه‌ای برای شرکت در این‌گونه جلسات نداشته‌ام) آن روز برای حل مشکلاتِ فرهنگ و دیگر مسایل از ایشان خواستم تا روی این موضوع تحقیق کنند که چرا در این چهل‌و‌اندی سال، تمام نخبگانِ فرهنگ و هنر این سرزمین از کار در دولت و تعدادی از فعالیت در ایران و برخی حتی از زندگی در ایران فراری‌اند؟(اساتید #سیحون، #شجریان، #بیضایی، #کیا‌رستمی و...) این نکته‌ی دردناک در تمام مراکز تصمیم‌گیری و مدیریتی ایران کم و بیش قابل لمس است؛ با اینکه امید به شنیدنِس حرف در مسوولین از صدر تا ذیل وجود ندارد؛ اما باز هم بر اساس خویش‌کاری این نکته را گوشزد می‌کنم که تنها راه نجات از نابودی ‌ایران در چند سال آینده، ‌استفاده از مغزهای کم نظیر ایرانی است که به هر دلیل خانه‌نشین شده‌ یا باعث مهاجرت‌شان شده‌اید؛ من به یقین به شما می‌گویم اگر نوابغ ایراني که در سراسر جهان در حال خدمت رساندن به کشورهای دیگرند زمینه مساعد و "امن" برای کار در ایران پیدا کنند؛ بی شک مدتی محدود قادر به نجات ایران خواهند بود؛ این که دیگر دست دراز کردن پیش غرب و شرق نیست و به گمانم آخرین فرصت برای جلوگیری از نابودی آب، هوا، منابع، زیست‌بوم، امید و آینده‌ی جوانان و پیران در این سرزمین است.
ایرانی که این میزان از خدمات را به بشریت کرد مستحق این روزگار نیست.
ایرانی که فرهنگ، هنر، پزشکی، مهندسی، نجوم، ریاضیات، هندسه و... را به جهان و بشریت هدیه کرد؛ لایق این سرنوشت نیست.
باور کنید، کافی ‌است.
باور بفرمایید روزی نیست از این غم چشمانمان تر نباشد.
لطفا فرمان را عوض کنید؛
بدون شعار و حرف سیاسی ... بدونِ تعارف #خسته‌ایم...
.
.
تصویر؛ #دریاچه_ارومیه
.
#ايران
#سهراب_پورناظری
#Iran
#sohrabpournazeri
Read more
چند ساعت مانده به #ماه گرفتگی پنجم امرداد ماه ۹۷ ، خبری به دستم رسید که به اندازه تمام گرفتگی های زندگی برایم غم انگیز بود. به ناگهان ۲۲ سال خاطره مثل رعد و برقی از نظرم گذشت . مردی که تمام زندگی علمی ام را مدیون او هستم و هر آنچه امروز هستم حاصل تاثیر کلام ، اندیشه و دانش بی مثال اوست پر باز کرد و رفت. #دکترمحمدجوادعظیمی ... چند ساعت مانده به #ماه گرفتگی پنجم امرداد ماه ۹۷ ، خبری به دستم رسید که به اندازه تمام گرفتگی های زندگی برایم غم انگیز بود.
به ناگهان ۲۲ سال خاطره مثل رعد و برقی از نظرم گذشت .
مردی که تمام زندگی علمی ام را مدیون او هستم و هر آنچه امروز هستم حاصل تاثیر کلام ، اندیشه و دانش بی مثال اوست پر باز کرد و رفت.
#دکترمحمدجوادعظیمی از هجده سالگی زندگی مرا تحت تاثیر خرد شگفت انگیزش قرار داد و سالهای طولانی با دانش بکر و متفاوتش مرا سیراب کرد.
هنوز نمیتوانم باور کنم که این مرد بزرگ ، استاد فرهیخته و معلم باسواد از میان ما رفته است.
#متدلوژی_اندیشه ، #مبانی_روانشناسی ، #فلسفه_علم #فلسفه_هنر #فلسفه_فلسفه ، #سایکوسایبرنتیک و ده ها دانش دیگر که سالهای طولانی در کلاس درس این استاد فرهیخته ام آموختم ، #جهان_نگری متفاوتی را در من پایه گذاشت که همه دست آوردهای امروز من مدیون اوست .
مثل یک پدر دلسوز در سخت ترین روزهای زندگی ام در ۲۰ سالگی ، معلم و مشاور و راهنمای من بود.
و امروز فقدانش ، غم تلخ و سنگینی را بر دلم نهاده است.
اندیشه های #کیهانی اش از انسان ، موجودی شگفت انگیز در ذهن من تصویر کرد که در گلوگاه های بزرگ زندگی ام ، عامل حرکت و عبور من بود .
در هر کلام ، نوشته و درس من ، رد پایی پر رنگ از حضور این مرد بزرگ وجود دارد .
او مغز مرا از نگرش تک بعدی خارج کرد و دنیای تفکرات چند وجهی را به من آموخت .
خدا میداند که مانند او کی و کجا و در چه زمانی متولد شود .
سیستم آموزشی کشور طبق رویه چهل ساله اش ، اساتید بزرگی مثل #دکترعظیمی را نادیده گرفت و کمک نکرد تا این منبع بزرگ دانش و خرد ، بازتابی وسیع و شایسته در میان جامعه علمی کشور پیدا کند .
تا هنگامی که زنده باشم ، خودم را مدیون دانش کم نظیر این استاد ماندگار میدانم و بازتاب هر آنچه می آموزم به روح بزرگ او پیشکش میشود .
دلم برایت تنگ میشود استاد خوبم.
چشم هایم در بدرقه تو ، گریان و غم انگیز است.
#معنای_زندگی تو وسعتی به اندازه همه شاگردانت و شاگردانشان و زندگی هزاران انسان ، دارد.
تا آخرین روز #زندگی ، #تاج شاگردی ات را روی سر دارم.
روحت شاد.

#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
Read more
سلام آقا جان سلام مولای عزیزم نمی دانیم چه شد که یک لحظه به خود آمدیم و دیدیم دنیایمان عوض شده و ...
Media Removed
سلام آقا جان سلام مولای عزیزم نمی دانیم چه شد که یک لحظه به خود آمدیم و دیدیم دنیایمان عوض شده و تمام آرزوهایمان رنگ و عطر عاشقی گرفته ... و خداوند نه به شایستگی ما، که به کرم بی پایان خود، پدری مهربان به ما بخشید.  هر کداممان را به نوعی به زیر سایه پرمهرش رسانید و همه را به سایه عنایت امام رئوف. ازهمان ... سلام آقا جان

سلام مولای عزیزم

نمی دانیم چه شد که یک لحظه به خود آمدیم و دیدیم دنیایمان عوض شده و تمام آرزوهایمان رنگ و عطر عاشقی گرفته ... و خداوند نه به شایستگی ما، که به کرم بی پایان خود، پدری مهربان به ما بخشید. 🌼 هر کداممان را به نوعی به زیر سایه پرمهرش رسانید و همه را به سایه عنایت امام رئوف. ازهمان زمان شُدید پدرمان و ما فرزندانتان، فرزندانی با همه بازیگوشی‌ها و بچگی‌های ناپخته و پدری با تمام صبر و مهربانی پدرانه ... و چه ماهرانه نرم نرمک سمت و سوی دلمان را عوض کردید و دیوار آرزوهایمان را تا آن بالاها، تا عرش خدا رساندید... و چه صبورانه ظرف‌های فکرمان را از خواهش‌های پوچ وبی‌ثمر خالی کردید و دغدغه‌های انسان بودن و انسانی زیستن را جایگزینش کردید. به حساب نمی‌آید آن همه دفعاتی که غم‌هایمان را به جان خریدید تا وجودمان را پر از نورامید و ایمان کنید...!!! و به ما آموختید که خود را به قیمت بی‌قیمت گناه نفروشیم ...!!! که خدا را حاشیه‌نشین روزها و شب‌هایمان نکنیم که او غنی است و ما به او محتاج ... !!! که درهای قلبمان را جز به روی توحید و ولایت نگشاییم که خداوند گوهر وجودمان را جز برای خود نیافریده است .. .!!! که در دو دنیا لذتی بالاتر از بندگی برای او نیست ...!!! و به ما حمد را آموختید. پس خدا را به نعمت وجود پدری چون شما حمد می گوییم که حمد نعمت را فزونی بخشد، باشد تاهمیشه زیر سایه مهربانیتان به سوی او رهسپار باشیم.... ولی نعمتم !!
سایه پرمهرت همیشه مستدام بر سرم

صبح چهارشنبه تان بخیر...مهربان تر از پدرم💞 اللهم عجل لولیک المظلوم الغریب الطرید الفرج 💚قلب صبور...⛅
Read more
خدایا این بنده خاطی و بیچاره را ببخش و از درگهت نا امید مگردان... اگر چه در وقت دلتنگی و دردمندی دست ...
Media Removed
خدایا این بنده خاطی و بیچاره را ببخش و از درگهت نا امید مگردان... اگر چه در وقت دلتنگی و دردمندی دست نیاز به درگاهت دراز می کنم و در هنگام حلاوت و سر خوشی از تو دورم! خدایا....... غمگینم و آزرده ... دلگیرم و تنها... بی پشت و پناهم و سر گردان... دلشکسته ام و به هر که و هر چیز رو کردم جز زخم عایدم نگشت! پس قلب ... خدایا
این بنده خاطی و بیچاره را ببخش و از درگهت نا امید مگردان... اگر چه در وقت دلتنگی و دردمندی دست نیاز به درگاهت دراز می کنم و در هنگام حلاوت و سر خوشی از تو دورم!
خدایا....... غمگینم و آزرده ... دلگیرم و تنها... بی پشت و پناهم و سر گردان... دلشکسته ام و به هر که و هر چیز رو کردم جز زخم عایدم نگشت! پس قلب شکسته ام را دریاب و مرا از غم و غصه های دنیوی برهان!
خدایا...... نگاه گرمت را از من مگیر که محتاج گرمای بی رنگ و ریایم... و این سرما که بر وجودم رخنه کرده از قلب فرتوتم بزدا که تنها بی نیاز یکتا تویی و بس!
خدایا...... مرا از هر بنده بی نیاز گردان و بر من رحم کن بر من که نا توانم بر من که محتاج صبوریم صبری عطا کن و قلبی روشن و بی کینه!
استفاده از تمام پستهای پیج و کانال تلگرام برای همه آزاده
لطفا از هر نوع تبلیغ و جواب دادن به کامنتهای دیگران خودداری فرمایید
Read more
خدایا این بنده خاطی و بیچاره را ببخش و از درگهت نا امید مگردان... اگر چه در وقت دلتنگی و دردمندی دست ...
Media Removed
خدایا این بنده خاطی و بیچاره را ببخش و از درگهت نا امید مگردان... اگر چه در وقت دلتنگی و دردمندی دست نیاز به درگاهت دراز می کنم و در هنگام حلاوت و سر خوشی از تو دورم! خدایا....... غمگینم و آزرده ... دلگیرم و تنها... بی پشت و پناهم و سر گردان... دلشکسته ام و به هر که و هر چیز رو کردم جز زخم عایدم نگشت! پس قلب ... خدایا
این بنده خاطی و بیچاره را ببخش و از درگهت نا امید مگردان... اگر چه در وقت دلتنگی و دردمندی دست نیاز به درگاهت دراز می کنم و در هنگام حلاوت و سر خوشی از تو دورم!
خدایا....... غمگینم و آزرده ... دلگیرم و تنها... بی پشت و پناهم و سر گردان... دلشکسته ام و به هر که و هر چیز رو کردم جز زخم عایدم نگشت! پس قلب شکسته ام را دریاب و مرا از غم و غصه های دنیوی برهان!
خدایا...... نگاه گرمت را از من مگیر که محتاج گرمای بی رنگ و ریایم... و این سرما که بر وجودم رخنه کرده از قلب فرتوتم بزدا که تنها بی نیاز یکتا تویی و بس!
خدایا...... مرا از هر بنده بی نیاز گردان و بر من رحم کن بر من که نا توانم بر من که محتاج صبوریم صبری عطا کن و قلبی روشن و بی کینه!
استفاده از تمام پستهای پیج و کانال تلگرام برای همه آزاده
لطفا از هر نوع تبلیغ و جواب دادن به کامنتهای دیگران خودداری فرمایید
Read more
. بهترینِ بهترین من زرد و نیلی وبنفش سبز و آبی و کبود! با بنفشه ها نشسته ام، سال های سال، صبح های ...
Media Removed
. بهترینِ بهترین من زرد و نیلی وبنفش سبز و آبی و کبود! با بنفشه ها نشسته ام، سال های سال، صبح های زود. در کنار چشمه ی سحر سر نهاده روی شانه های یکدگر، گیسوان خیس شان به دست باد، چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم، رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم، می تراود از سکوت دلپذیرشان، بهترین ترانه، بهترین ... .
بهترینِ بهترین من
زرد و نیلی وبنفش
سبز و آبی و کبود!
با بنفشه ها نشسته ام،
سال های سال،
صبح های زود.
در کنار چشمه ی سحر
سر نهاده روی شانه های یکدگر،
گیسوان خیس شان به دست باد،
چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم،
رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم،
می تراود از سکوت دلپذیرشان،
بهترین ترانه،
بهترین سرود!
مخمل نگاه این بنفشه ها،
می برد مرا سبکتر از نسیم،
از بنفشه زار باغچه،
تا بنفشه زار چشم تو - که رسته در کنار هم -
زرد ونیلی وبنفش
سبز و آبی و کبود.
با همان سکوت شرمگین،
با همان ترانه ها وعطرها،
بهترین هرچه بود و هرچه هست،
بهترین هرچه هست و بود!
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین بهشت ها گذشته ام
من به بهترین بهار ها رسیده ام.
ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من
لحظه های هستی من از تو پر شده ست
آه!
در تمام روز،
در تمام شب،
در تمام هفته،
در تمام ماه،
در فضای خانه، کوچه ، راه
در هوا، زمین،درخت،سبزه،آب،
در خطوط در هم کتاب،
در دیار نیلگون خواب!
ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن!
بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام.
ای نوازش تو. بهترین امید زیستن!
در کنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام.
در بنفشه زار چشم تو
برگ های زرد و نیلی و بنفش،
عطر های سبز و آبی و کبود،
نغمه های نا شنیده ساز می کنند،
بهتر از تمام نغمه ها و سازها!
روی مخمل لطیف گونه هات،
غنچه های رنگ رنگ ناز،
برگ های تازه تازه باز می کنند،
بهتر از تمام رنگ ها و رازها!
خوب خوب نازنین من!
نام تو مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعر های ناب!
نام تو، اگرچه بهترین سرود زندگی است
من تو را به خلوت خدایی خیال خود:
«بهترین بهترین من» خطاب می کنم،
بهترین بهترین من!

#فريدون_مشيرى

#اصفهان #اصفهان_زیبا #میدان_نقش_جهان #اسفند۹۶
Read more
* اینکه همه احساسات داریم و ممکن است دچار احساسات بدی شویم طبیعی است؛ اما اینکه من نباید دچار هیچ احساس ...
Media Removed
* اینکه همه احساسات داریم و ممکن است دچار احساسات بدی شویم طبیعی است؛ اما اینکه من نباید دچار هیچ احساس بدی شوم یا اینکه چون من دچار احساسات بدی شده‌ام پس هر رفتاری می‌تواند از من سر بزند دیگر طبیعی نیست! مهم این است چه رفتاری به دنبال احساسات خود داشته و چه برداشتی از احساسات خود داریم. اگر ما تنها ... *
اینکه همه احساسات داریم و ممکن است دچار احساسات بدی شویم طبیعی است؛ اما اینکه من نباید دچار هیچ احساس بدی شوم یا اینکه چون من دچار احساسات بدی شده‌ام پس هر رفتاری می‌تواند از من سر بزند دیگر طبیعی نیست! مهم این است چه رفتاری به دنبال احساسات خود داشته و چه برداشتی از احساسات خود داریم. اگر ما تنها بر اساس احساسات خود استدلال کنیم ممکن است پس از یک قضاوت اشتباه، دچار رفتار نادرستی هم شویم. لازم است ابتدا احساسات خود را بشناسیم و بدانیم این احساسات چگونه در ما به وجود آمده‌اند

احساسات ما می‌توانند در اثر برداشتها و تفکراتی که داریم تولید یا تشدید شوند. مثلا اگر من احساس بی‌ارزشی داشته باشم ممکن است نسبت به هر برخورد دیگران، حس بدی پیدا کنم و همچنین به دنبال آن، احساس خشم در من به وجود بیاید و از دست دیگران ناراحت و غمگین شوم و به دنبال رفتار بدی مثل عصبانیت یا پرخاشگری که خواهم داشت؛ ممکن است احساس گناه داشته و خود را سرزنش کنم. اما اگر قبل از تمام این سلسله احساسات و رفتارهای بد، اعتقاد و باور بی‌ارزشی نسبت به خود نمی‌داشتم دچار احساسات بی‌ارزشی، حقارت، خشم، غم، گناه و.. نمی‌شدم!

احساسات بد ما هر چقدر درست باشند قرار نیست بعد از آن هر رفتاری از ما سر بزند و مسئولیتش را گردن دیگران بیندازیم. اگر ما حتی از رفتار بد دیگران ناراحت شده باشیم اگر احساس بی‌ارزشی کنیم به این خاطر نیست که دقیقا دیگران ما را بی‌ارزش کرده‌اند؛ بلکه دیگران دست روی حس بی‌ارزشی درون ما گذاشته‌اند! همه نمی‌توانند یا ممکن است نخواهند حساسیتهای شما را درک کنند اما قرار هست شما مسئولانه افکار بد و منفی خود را بپذیرید و مثبت کنید تا کمتر با هر رفتاری از دیگران دچار احساسات بد شوید. آدمهای حساس می‌ترسند وقتی دچار احساسات بد و منفی شوند نتوانند خود را کنترل کنند بخاطر همین همیشه پیش‌بینی می‌کنند که ممکن است ناراحت شوند پس از اختلاف و چالش با دیگران گریزان هستند

اگر همیشه دنیا را از دریچه حس و احساس خود نگاه کنید به جای استدلال منطقی، استدلال حسی می‌کنید و متوجه برداشت غیرواقع بینانه خود نیستید! لازم است ابتدا احساسات خود را بشناسید و بتوانید دقیقا آنها را شرح دهید. مثلا اینکه من حس می‌کنم دنیا به آخر رسیده یا دنیا پیش چشمانم تیره و تار شده یا احساس نابودی می‌کنم یا حس می‌کنم کسی من را دوست ندارد احساسات و حس‌های دقیقی نیستند! این تعاریف شما از احساسات همراه با استعارات و تشبیهات منفی و اغراق آمیز است و اوضاع را بدتر از آنچه هست نشان می‌دهد و جلوی منطق شما را می‌گیرد... این مطلب ادامه دارد
.
Read more
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو ...
Media Removed
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست لوح خدانمایی ... .
. .
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

لوح خدانمایی و آئینه ی تمام قد
بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبه لطف اله کردنست

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

بوسه ی تو به کام من کوه نورد تشنه را
کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست

استاد شهریار

_____________________________________________________
Read more
. اگر واقعا می‌خواهید این ستون را بخوانید، اول باید متحمل یک‌سری اطلاعات بی‌ارزش شوید که من الان ...
Media Removed
. اگر واقعا می‌خواهید این ستون را بخوانید، اول باید متحمل یک‌سری اطلاعات بی‌ارزش شوید که من الان به شما می‌دهم؛مثل اینکه مادرم چه می‌کند، پدرم چه‌کاره است و وضع ما چطور است و ... که هیچی نشده، فرهنگ و طبقه‌ اجتماعی کاراکتر من را مورد قضاوت قرار دهید. به خاطر همین به شما درباره‌شان چیزی نمی‌گویم. ... .
اگر واقعا می‌خواهید این ستون را بخوانید، اول باید متحمل یک‌سری اطلاعات بی‌ارزش شوید که من الان به شما می‌دهم؛مثل اینکه مادرم چه می‌کند، پدرم چه‌کاره است و وضع ما چطور است و ... که هیچی نشده، فرهنگ و طبقه‌ اجتماعی کاراکتر من را مورد قضاوت قرار دهید. به خاطر همین به شما درباره‌شان چیزی نمی‌گویم. درهرصورت «بایدها» با کارهایی که می‌کنیم تفاوت دارد. البته دلیل دیگرش این است که پدرم نمی‌خواهد اگر زیردستش روزی این روزنامه را خواند، از فامیلی تابلوی‌مان بفهمد دخترش اهل این مسخره بازی‌هاست و پررو شود. نمی‌دانید، انقدر عصبانی می‌شود که نگو! مضاف بر آن مقداری که همین الانش هم از دستم عصبانی است. بیایید همه جدی باشیم اصلا!
.
ممکن است زندگی شما را یک تصادف تغییر دهد، مثلا پای‌تان قطع شود یا بینایی‌تان را از دست بدهید. خل شوید، برای همیشه نتوانید بچه‌دار شوید یا دیگر کمِ‌کمش ماشین‌تان، تنها سرمایه‌ زندگی‌تان له و لورده شود. درهرصورت شاید برای شما هم اتفاق بیفتد اما زندگی من از یک نیمه‌شب تابستانی دیگر مثل سابقش نشد. همان شبی که سازمان سنجش قرار بود فردایش نتایج کنکور را بدهد اما از قضا، یکی از کارمندان هول آن سازمان، خودشیرین بازی درآورد و نیمه‌شب دست به اعلام نتایج زد. یعنی شما همان کارمند را بعد از کنکور، ساعت چهار و یک دقیقه گیر بیاور که یک امضا بگیری، می‌گوید برو دوماه بعد بیا.

اما معضل خودشیرینی به همین‌جا ختم نمی‌شود و یک خبرنگار خودشیرین هم پیدا می‌شود که همان لحظه تمام سایت‌ها و گروه‌ها و کانال‌ها را از این خبر پرکند. شیرین بعدی، یعنی عمه‌‌شیرین هم دقیقا همان خبر را در گروه فامیلی می‌گذارد. همه‌ این‌ها دست به دست هم می‌دهند که پدر و مادر من بیایند بیدارم کنند تا نتایج را ببینم.

اگر از من بپرسید که آخرین خوشی‌ای که به چشمم دیدم چه بود؟ می‌گویم جمله‌ «اطلاعات وارد شده صحیح نمی‌باشد»؛ حدفاصل زندگی سابق و زندگی حالم. بعد از چهاربار رقم به رقم دیکته کردن نوشته‌ها، بالاخره وارد صفحه‌ نمایش نتایج شد. بازتاب چهره‌ غم‌زده‌ پدر و مادرم روی مانیتور، کد رشته‌ مهندسی واحد آزاد رودهن را نشان می‌داد، درصورتی که در واژه نوشته ‌بود تهران. دانشگاه تهران، همان دانشگاه پشت اسکناس 50 تومنی.

غصه‌شان چه بود؟ اینکه آن بغل مغل‌ها خیلی ریز نوشته بود: «زبان و ادبیات روسی».
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
شعر با صدای خودم به صورت کامل در کانال تلگرام . . اگر تند بادی برآید زکنج به خاک افکند نارسیده ترنج هنرمند دانیمش اَر بی هنر ستم کاره خوانیمش اَر دادگر "شاهنامه / غم نامه رستم و سهراب" . . . خدا قبل خلقت مرا می شناخت مرا دید و روی گِلم گریه کرد گذشته غم و فکر آینده غم نشست و به حال دلم گریه کرد به ... شعر با صدای خودم به صورت کامل در کانال تلگرام
.
.
اگر تند بادی برآید زکنج
به خاک افکند نارسیده ترنج
هنرمند دانیمش اَر بی هنر
ستم کاره خوانیمش اَر دادگر
"شاهنامه / غم نامه رستم و سهراب"
.
.
.
خدا قبل خلقت مرا می شناخت
مرا دید و روی گِلم گریه کرد
گذشته غم و فکر آینده غم
نشست و به حال دلم گریه کرد

به اینکه همین عشق سرگرمی است
به اینکه به دنیا دلم گرم نیست
شدم خنده با خنده های تو و
شدم بغض وقتی که نیچه گریست

تو باید بتابی به دنیای من
که بی تاب ماندم که دلواپسی
ببین زندگی تاب بازی شده
که هی می روی و به من می رسی

دو شمس از دو منظومه در روح توست
که در هیچ نظم روانی نبود
مرا مولوی کردی و می کِشی
کسی مثل تو کهـ/کشانی نبود

تنی خاکی از من خدا آفرید
شدم نامه ی شاه فریادگر
شدم حاصل خاک بازی او
"ستم کاره خوانیمش اَر دادگر؟ "

خدایش به او تن، پریانه داد
خدایم به من روح دیوانه داد
تناقض شد و بر تناقض نماند
زنی که به من قول مردانه داد

زنی که سر زلف خود را گرفت
شبیه ته قصه پیچیده کرد
زنی که تمام جهان من است
مرا در جوانی جهان دیده کرد

به جبر تولد، به عشق و به مرگ
به هر سو که بردی مرا باختم
خدا خنده ای کرد و آهسته گفت:
چه معجونی از آب و گل ساختم...
.
#عالی_رضایی
از مجموعه #عالیجناب
انتشارات فصل پنجم
.
ممنونم از خلاقیت صفحه خوب #صدای_شاعر
@poet_voice
@poet_voice
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
( <span class="emoji emoji1f449"></span> ورق بزنید ) تولدمه ، ۲۶سالگی سلام <span class="emoji emoji1f44b"></span> . #25th #birthday #youth #tired #heartbroken #strong ...
Media Removed
( ورق بزنید ) تولدمه ، ۲۶سالگی سلام . #25th #birthday #youth #tired #heartbroken #strong #charisma #hopeful #love #life #special #tnx to #my #special #friend @alireza_tehraniha for this #video #photo by dear @m_reza_moradi61 . پ.ن۱ : بازم خداروشکر بابت تمام داده‌ها و نداده‌هاش ... ( 👉 ورق بزنید )
تولدمه ،
۲۶سالگی سلام 👋
.
#25th #birthday #youth #tired #heartbroken
#strong #charisma #hopeful #love #life
#special #tnx to #my #special #friend
@alireza_tehraniha for this #video 🙏
#photo by dear @m_reza_moradi61
.
پ.ن۱ : بازم خداروشکر بابت تمام داده‌ها و نداده‌هاش ، خانواده‌ام و دوستانی مثل شما ! 🙏❤
پ.ن۲ : حرفای گنده گنده و غمِ تو فیلم رو به بزرگی خودتون ببخشین ، روزهای خوبی نیست دیگه بی تعارف . . . 😔
پ.ن۳ : به هر حال من هنوزم سرِپام ! ✊
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
#farahnazhamidnezhad دلم دچار یه غم گنده شده که نمیدونم چیه از کجا پیداش شده. شده گاهی بی دلیل انرژیتون افت کنه و زورتون بش نرسه و بنشونتون یه کنج؟ شاید هم حالِ بهاره که یکم این روزها بی حوصله م. اصلن شاید دلتنگِ پاییزم. شاید دلم یه قرار دو نفره میخواد تو یه عصر دل انگیز و خنک. شاید نگرانِ جهانم. شایدم ... #farahnazhamidnezhad
دلم دچار یه غم گنده شده که نمیدونم چیه از کجا پیداش شده. شده گاهی بی دلیل انرژیتون افت کنه و زورتون بش نرسه و بنشونتون یه کنج؟ شاید هم حالِ بهاره که یکم این روزها بی حوصله م. اصلن شاید دلتنگِ پاییزم. شاید دلم یه قرار دو نفره میخواد تو یه عصر دل انگیز و خنک. شاید نگرانِ جهانم. شایدم نگران خودمم. هر چی که هست روی دلم یه غم غولکِ گنده نشسته. باید فرار کنم؟ باید صبر کنم؟ باید قوی باشم؟ می دونم. اما میخوام راحت باشم و ببینم چی میشه.
آره
میخوام ببینم غم ناگهانی و بی دلیل بهاری حرف حسابش چیه :)
.
ته نوشت:
یک_ فکر کنم غم بازگشت از خانواده باشه همراه با غبار خاکستری امتحانات و تحویل پروژه ها و ندای هوای گرم تابستون و اوضاع پیچیده ی جهان.
دو_ شما هم حس و حالتون شبیه منه یا رو به راهید خداروشکر؟
سه_ اگر خوبین بگید ببینم چه میکنید این روزا :) .
چهار_اتفاق خوب امروز این بود که به یه مهمونی دعوت شدم که خیلی خوشحالم کرد :)
پنج_ دفتر طراحی رو هم می تونید از سایتمون تهیه کنید. لینک در بالای صفحه ی بنده. تمام. @heedora.studio .
.
#بانوویولت #تصویرسازی #illustration #sketchbook #sketch #dailysketch
Read more
خوب یا بد، درست یا غلط کارلوس کی روش به تهران بازگشت. او از امروز سفر رازآلودش را به ایران آغاز می کند ...
Media Removed
خوب یا بد، درست یا غلط کارلوس کی روش به تهران بازگشت. او از امروز سفر رازآلودش را به ایران آغاز می کند تا معمای بازگشتش به تهران همچنان برای خیلی ها حل نشده باقی بماند. به راستی دلیل بازگشت کی روش چیست؟ دل و جرات زیادی؟ جگر داشتن در مربیگری خوب است اما نه به اندازه آقای کی روش که تصور می کند برای قهرمانی ... خوب یا بد، درست یا غلط کارلوس کی روش به تهران بازگشت.
او از امروز سفر رازآلودش را به ایران آغاز می کند تا معمای بازگشتش به تهران همچنان برای خیلی ها حل نشده باقی بماند.
به راستی دلیل بازگشت کی روش چیست؟ دل و جرات زیادی؟
جگر داشتن در مربیگری خوب است اما نه به اندازه آقای کی روش که تصور می کند برای قهرمانی در جام ملت های آسیا همه چیز در اینجا مهیاست...
تصور او از ماجرای این بازگشت چیست؟
قرار گرفتن همه امکانات در اختیار او؟ بسیج شدن افکار عمومی و همدلی مربیان با سرمربی تیمی که در این سال ها همیشه میان آنها شکرآب بوده یا برگزاری اردوهای منظم و بازی های تدارکاتی هرگز نداشته مان در این سال ها...
دل آقای کی روش به چیزهایی خوش است که ما از آن بی خبریم؟
کارلوس به محض ورود به تهران و پس از امضای قرارداد با فدراسیون فوتبال، از همان لحظه به بعد زیر بار تعهد افسانه ای قهرمانی در جام ملت های آسیا رفته است! در ۴۰ سال گذشته هیچ مربی ایرانی موفق به قهرمانی در جام ملت ها نشده؛ خارجی ها هم به این آرزو نرسیده اند.
حالا هر نتیجه ای منهای قهرمانی که غول هایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و عربستان چشم طمع به آن دارند، برای کی روش یعنی پایانی غم انگیر در فوتبال ایران!
آیا او با تمام رندی ها و محاسباتی که از او سراغ داریم، فکر اینجا را کرده است؟
اگر کی روش به هر دلیل و بهانه ای در جام ملت ها قهرمان نشود، تمام دستاوردهای او در ۸ سال گذشته بر باد می رود. او با امضای این قرارداد بر سر تمام وجاهت این چند سال قمار کرده است... این حقیقتی است که خود کی روش هم آن را می داند.
#فوتبال #ايران #تيم_ملي_فوتبال_ايران #جام_ملتهای_آسیا
Read more
عشق یعنی چه ؟ من تازه از آخر عشق اومدم عشق یعنی شکستن غرور در برابر یه آدم مغرور یعنی فریاد زدن همه ...
Media Removed
عشق یعنی چه ؟ من تازه از آخر عشق اومدم عشق یعنی شکستن غرور در برابر یه آدم مغرور یعنی فریاد زدن همه احساس مقابل یه آدم بی احساس ... یعنی با تمام وجود خواستن و نرسیدن یعنی یک غروب غم انگیز و یک پائیز برگ ریز آری عشق یعنی بی وفایی عشق یعنی چه ؟
من تازه از آخر عشق اومدم
عشق یعنی شکستن غرور در برابر یه آدم مغرور
یعنی فریاد زدن همه احساس مقابل یه آدم بی احساس
...
یعنی با تمام وجود خواستن و نرسیدن
یعنی یک غروب غم انگیز و یک پائیز برگ ریز
آری عشق یعنی بی وفایی
"می خواهم در این پاییز به بهاران مت" تمام آشفتگی یت را جمع کن، دور ریز می خواهم تو را به آغوش گلستان ...
Media Removed
"می خواهم در این پاییز به بهاران مت" تمام آشفتگی یت را جمع کن، دور ریز می خواهم تو را به آغوش گلستان بیاورم می خواهم به سرت گل بی افشانم به زیر پایت گل بی آرایم و همچنان گل بی آرایم تا که به رودخانه ی امید برسانمت غصه روبی کنم خانه ی آشفتگی هایت را پرده ی غم را در بیاورم تا که نور امید ...بتابانم بگذار ... "می خواهم در این پاییز به بهاران مت"
تمام آشفتگی یت را جمع کن، دور ریز
می خواهم تو را به آغوش گلستان بیاورم
می خواهم به سرت گل بی افشانم
به زیر پایت گل بی آرایم
و همچنان گل بی آرایم
تا که به رودخانه ی امید برسانمت

غصه روبی کنم خانه ی آشفتگی هایت را
پرده ی غم را در بیاورم تا که نور امید ...بتابانم
بگذار من خانه ات را بی آرایم
تا دکوری از لبخند و آرامش،
شادی و آسایش بیاورم.

بگذار در کنارت باشم تا که تاریکی نه،
روشنایی بیاورم
شیروانی خانه را پر کنم از کبوتر های نامه بر
تا که آنها خبر های خوب بیاورند

عشق نعمت ست، راه رهایی تو از غصه و غم
بگذار بی آیم تا کمی عشق بیاورم
بگذار بنشینم گوش دهم به حرف هایت
تا که تسکین دهم، غم به برم، کمی آرامش بیاورم
دیگر سیاه نپوش، بگذار سفید بیاورم
برای پوشش ناراحتی هایت پوز خند نزن
میخواهم خنده هایت را از درون، بیرون بیاورم
از اعماق وجودت، شادی را با سرور، بیرون بیاورم
حال عجیبی ست
غم نیست ..ناله نیست، اما حال ویرانی ست
و عشق تلفیقی ست از شادی و غم، آرامش و حیرانی ست... #بگذار_بی_آیم_تا_کمی_عشق_بیاورم
#میخواهم_خنده_هایت_را_از_درون_بیرون_بیاورم

عکاس: @amirmahdigaeni
دل نوشته: @abdollahi_shoeib
چهارشنبه ۹۵/۱۰/۲۲
#art #artist #artphotography #deepphotogeraphy #streetphotography #maleartist #love #flower #inlovequotes
Read more
ا آنا آنا آنا... آنای زیبای من... عشق بی‌نظیرم نوید جانم... علی عزیزم... میترا جون از صمیم قلبم ...
Media Removed
ا آنا آنا آنا... آنای زیبای من... عشق بی‌نظیرم نوید جانم... علی عزیزم... میترا جون از صمیم قلبم بهتون تسلیت می‌گم برای از دست دادن چنین گوهر کم‌یابی قلبم چنان فشرده شده از این اتفاق که هیچ مرهمی قادر به تسکینش نیست و هیچ.. هیچ.. هیچ واژه‌ای، قادر به توصیف این غم بزرگ فقط و فقط با تمام وجودم ... ا
آنا آنا آنا... آنای زیبای من... عشق بی‌نظیرم
نوید جانم... علی عزیزم... میترا جون
از صمیم قلبم بهتون تسلیت می‌گم
برای از دست دادن چنین گوهر کم‌یابی
قلبم چنان فشرده شده از این اتفاق
که هیچ مرهمی قادر به تسکینش نیست
و هیچ.. هیچ.. هیچ واژه‌ای، قادر به توصیف این غم بزرگ
فقط و فقط با تمام وجودم دعا می کنم خداوند
صبری بی‌پایان برای این فقدان غم‌انگیز و باورنکردنی بهتون بده
می‌دونین شریک غم‌تون هستم
هیچی نمیشه گفت
زبونم قاصره
روحشون شاد
جاشون سبز...
Read more
. شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است. شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای ...
Media Removed
. شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است. شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای آقای معتمدی محترم و فرهیخته و انتخاب اشعاری که روح و‌دل را جلا می‌دهد..این تصنیف را بارها میشه شنید و‌لذت برد.سپاس از دعوتتون که من را در این حال خوش سهیم کردین. . آتنای عزیزم از سالی که با خودت و نواختنت ... .
شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است.
شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای آقای معتمدی محترم و فرهیخته و انتخاب اشعاری که روح و‌دل را جلا می‌دهد..این تصنیف را بارها میشه شنید و‌لذت برد.سپاس از دعوتتون که من را در این حال خوش سهیم کردین.
.
آتنای عزیزم از سالی که با خودت و نواختنت آشنا شدم هر بار در هر اجرا از نواختنت بیش از پیش لذت بردم. نغمه‌هایت مانا بهترینی....
@mohammadmotamedi @atenaeshtiaghi .
👗: @nasim.hed .
شعر تصنیف از جناب معتمدی
ای چشمان مست تو مینای شراب من
یاد تو چه می‌کند با حال خراب من
نوا منم ترانه تویی
به موج غم کرانه تویی
به عشقه تو فسانه منم
ز خود بیگانه منم
خزان منم جوانه تویی
بهشت جاودانه تویی
نوای عاشقانه تویی
تو دیوانه منم
می‌دانی که بی‌قرار و دل شکسته‌ ام بر عشق کسی به جز تو دل نبسته‌ ام
می دانی غمت مرا رها نمی‌کند حتی مرگ مرا ز تو جدا نمی‌کند
چو مرغ خسته کنج قفس غم تو بسته راه نفس بیا که شوق تو بگشاید بال و پر عشق
عمری دیده به ره می‌مانم
بر لب نام تو را می‌خوانم
از عشق تو نفس می‌گیرم
گر یادم نکنی میمیرم
عشقت در دل من پا برجا هجرت تا به ابد تقدیرم
می دانی که بی‌قرار و دل شکسته‌ ام
بر عشق کسی به جز تو دل نبسته‌ ام
می دانی غمت مرا رها نمی‌کند حتی مرگ مرا ز تو جدا نمی‌کند
بیا بیا چو ابر بهار
بر این کویرِ تشنه ببار
که بشکفد به دشت دلم
گل نیلوفر عشق
.
#الهام_پاوه_نژاد #عاشقانه #موسیقی #محمد_معتمدی #آتنا_اشتیاقی
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
. ادامه بررسی ترانه همراه خاک ارّه . در سینه ام بم ها با کوهی از غم ها پیوسته لرزیدند . پس دفنِ ...
Media Removed
. ادامه بررسی ترانه همراه خاک ارّه . در سینه ام بم ها با کوهی از غم ها پیوسته لرزیدند . پس دفنِ خود کردم همراه آدم ها جاندار بودن را . تلمیح غم انگیز به حادثه زلزله بم، غم این شعر رو دو چندان میکنه. شاعر میگه دل من اونقدری لرزیده که انگار زلزله بم درون اون اتفاق افتاده! از طرفی میدونیم کوه، نماد ... .
ادامه بررسی ترانه همراه خاک ارّه
.
در سینه ام بم ها
با کوهی از غم ها
پیوسته لرزیدند
.
پس دفنِ خود کردم
همراه آدم ها
جاندار بودن را
.
تلمیح غم انگیز به حادثه زلزله بم، غم این شعر رو دو چندان میکنه. شاعر میگه دل من اونقدری لرزیده که انگار زلزله بم درون اون اتفاق افتاده! از طرفی میدونیم کوه، نماد استواری هست. حالا عمق فاجعه زمانیه که حتی کوه هم بلرزه !
و بخاطر همین لرزیدن ها بود که من در خودم تمام آدم ها و مفهوم جاندار بودن دفن کردم (منظور از دفن خود کردم اینه که در سینه خودم دفن کردم).
اینجاست که میرسیم به پاسخ اینکه چرا من از اول تحلیل میگم که راوی این داستان «جان» نداره و فقط زندگی میکنه!
علت جاندار نبودن و چوبی بودن راوی این غزل، لرزش هایی هست که به طور مداوم در دلش اتفاق می افتاده. و این لرزش ها میتونه پستی و بلندی ها و حوادث روزگار یا ناجوانمردی ها و بی عدالتی ها باشه که باعث شده ترجیح بده «جاندار» نباشه.
.
روزی اگر زاغی
روباه را بلعید
جای تاسف نیست
.
هیهات اگر روزی
صابون بیاموزد
مکّار بودن را
.
اینکه توی بند اول گفتم داستان نجار و سازه چوبی من رو یاد پینوکیو و پدر ژپتو میندازه به این بند هم برمیگیرده. روباه مکار یکی از شخصیت های اصلی اون داستان بود.
ولی خب صحیح تره که بگیم این بند به داستان معروف «روباه و زاغ» اشاره میکنه. داستانی که روباه زاغ رو گول میزنه و پنیرش رو تصاحب میکنه. (البته صابون نقش خاصی توی اون داستان نداشت و روباه پنیر رو از زاغ گرفت، اما چون زاغ ها عاشق صابون هستن، علت استفاده از صابون هم مشخص میشه)
شاعر میگه اگه روزی کار روزگار برعکس شد و به جای اینکه روباه کلاغ رو گول بزنه، کلاغ روباه رو گول بزنه چیز عجیبی نیست. وای به حال اون روزی که صابون (که جاندار نیست!) مکر و حیله رو از زاغ یاد بگیره. یعنی میگه مکر و حیله و دروغ به قدری همه گیر شده و گسترش پیدا کرده که باید ترسید از اون روزی که هر کسی و هر چیزی تو این دنیا مکر و حیله رو یاد بگیره. و صفت مکار که مخصوص روباه هست، به تمام موجودات دیگه هم نسبت داده بشه!
.
بیرون تراویده است
از گورِ من بهرام
از کوزه ام خیام
.
از مستی ام حافظ
سرمشق میگیرد
هوشیار بودن را
.
در بند پایانی غزل، تلمیحات جالبی به داستان های معروف ادبیات پارسی زده میشه.
بهرام گور و گور، خیام و کوزه. حافظ و مستی
.
بهرام گور از پادشاهان دلیر ساسانی بوده که در جستجوی گورخر، داخل یک لجنزار فرو میره و میمیره.
.
داستان خیام و کوزه هم به رباعی هایی برمیگرده که حکیم خیام در رابطه با کوزه نوشته‌اند:
.
ادامه در کامنت
#بررسی_ابراهیم
Read more
. دیروز۳۱شهریور بود، برای #اول_مهر نوشتم. امروز اول مهر است، برای #سی‌ویک‌شهریور می‌نویسم ... ...
Media Removed
. دیروز۳۱شهریور بود، برای #اول_مهر نوشتم. امروز اول مهر است، برای #سی‌ویک‌شهریور می‌نویسم ... روز شروع جنگی که به نفع هیچ کسی تمام نشد. به نفع هیچ کشوری ... فقط تمام شد ... و مردم دو کشور ماندند و ویرانی‌های‌ش ... . الحمدلله که شروع کننده جنگ، #صدام‌لعنت‌الله‌علیه به دیار درک واصل شده. ولی ... .
دیروز۳۱شهریور بود، برای #اول_مهر نوشتم. امروز اول مهر است، برای #سی‌ویک‌شهریور می‌نویسم ... روز شروع جنگی که به نفع هیچ کسی تمام نشد. به نفع هیچ کشوری ... فقط تمام شد ... و مردم دو کشور ماندند و ویرانی‌های‌ش ...
.
الحمدلله که شروع کننده جنگ، #صدام‌لعنت‌الله‌علیه به دیار درک واصل شده. ولی از جنگ برای مردم #عراق #چنددستگی، #ازهم‌پاشیدگی و خدایی‌نکرده شاید گسست پاره‌هایی از خاک‌شان ( #کردستان ) را (در کنار فاکتورهای دیگر) آورد.
برای ایران هم هزارها #شهید و #جانباز و #خاطرات_ویرانگر_اسارت ... #آزادگان و #شهدایی که نبودند ولی فرزندان‌شان بودند و بدون #پدر و گاه #مادر بزرگ شدند ... اینکه آنها چه کشیدند، اینکه آنها به کجا رسیدند و با چه شرایطی، اینکه بر سر خانواده‌های #رزمندگان طی سال‌های #جنگ چه آمد، بچه‌هایی که دنیا آمدند و معلوم نبود که پدرهای‌شان برمی‌گردند یا نه، مادران جوانی که فرزندی حمل می‌کردند بدون اینکه تا ماه‌ها حتی از زنده بودن و نبودن همسران‌شان مطلع نبودند و ... قصه‌ها داریم و دارید و دارند ...
.
#حکومت_ایران و #دولت_ایران وارث غم‌ها و زندگی‌ها و تحملِ سختی‌ها و بالاخره خون‌هایی هستند که اگر قطره‌ای از آن به بی‌داد بر زمین و به ناحق به هوا پرتاب شود، آن می‌شود که #خون_علی_اصغر کرد ...
#محرم هم رسید ... کاش این شروع سالِ قمری بتواند طلیعه‌ای باشد برای خیر و برکتِ وجود شهدای این ماه، برای همه #ایران و همه #دنیا ...
.
عکس‌های #همسر و #برادر م در #جبهه‌ های‌ #جنگی‌که‌به‌ناحق‌برماتحمیل‌شد ...
.
#جنگ‌را‌دوست‌ندارم 😔
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

بازخوانی از خانم سوگند رمضانی
@sogandramzanii
www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
موسیقی نوای عجیبی است! چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ...
Media Removed
موسیقی نوای عجیبی است! چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ولی واقعا بعضی جاها اشک میریزم! اشک من از چشمانم سرازیر نمیشه بلکه از مویرگ های مغزه منه! تاسف که نمیشه خورد ولی ناراحت میشم به حال و روز این روزای موسیقی ایران جایی که بهنام بانی ها و حمید هیراد ... موسیقی نوای عجیبی است!
چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ولی واقعا بعضی جاها اشک میریزم!
اشک من از چشمانم سرازیر نمیشه بلکه از مویرگ های مغزه منه!
تاسف که نمیشه خورد ولی ناراحت میشم به حال و روز این روزای موسیقی ایران
جایی که بهنام بانی ها و حمید هیراد ها و شهاب مظفری ها روی بورسن
موسیقی چیزی فراتر از بیان احساسات است!
من خودمو محدود به ژانر خاصی نمیکنم دوست دارم تجربه های متفاوتی داشته باشم!
تا حالا یه ریهء سیگاری رو با یه ریهء سالم دیدین کنار هم؟
بزرگ یه چیزی مثل اون سالمس!
حاصل یک هوشیاریه
حاصل یک فکره پخته و هوشمندانس
چیزی نیس که روی کوک و وید و بنگ نوشته شده باشه
بنابر این خروجیش هم فرق میکنه!
مثل یک ادم سالم که تو یه خانواده با شخصیت و متدین رشد کرده باشه تا یه ادمی که تو جوب بزرگ شده باشه!
مقایسه کردن کاره اشتباهیه چون به قول معروف تا با کفش های یکی راه نرفتی درباره طرز راه رفتنش نظر نده!
ولی...
موزیک تولید میشه
یه عده حمایت میکنن یه عده تفسیر میکنن
یه عده به به چه چه یه عده هم غر میزنن
ولی من نه تعریف میکنم فعلا از چیزی نه غر میزنم
یه سری موزیکا مخاطباش ادم عام هست! ادمایی که نون شب ندارن بخورن ولی ایفون دست میگرن
ادمایی که تمام دارایشون رو ماشین میکنن زیره پاشون که تمام خرجش یه آخ گفتنه!
آدمایی که به قول معروف مصرف گران!
تولید محتوا و اثری ندارن و فقط فتوسنتز میکنن! من به اینا میگم ادمای علی بی غم!
خوب این ادما برا یه شادی لحظه ایی موزیک های خودشون رو گوش میدن!
در واقع کار حرفه ایی نمیکنن فقط نفس میکشن!
یه سری ادم هایی هم هستن که فکر پیشرفت کردنن! از اینکه یه جا بشینن متنفرن و از اینکه علی بی غم باشن بدشون میاد! ادمایی که سختیارو به جون میخرن تا شکستش بدن! ادمایی که به خودشون مینازن و به چیزایی که قراره کسب کنن!
اگه جزو دستهء اولی براتون ارزوی چیزای بهتر و بیشتر رو میکنم
اگه جزو دسته دومین براتون ارزوی انگیزه های بیشتر و سختی های بیشتر رو میکنم! هرچی بیشتر بدونیم و هرچی بیشتر درکمون از جهان و هستی بیشتر بشه زجر کشیدنمون هم بیشتر میشه!
بزرگ برای دسته دوم بود!
بزرگ تکرار میشه؟
چیزی که حاصل یه مغز پختس باعث میشه ادمای بیشتری علاقه مند بشن به پیشرفت
به اینکه با روی باز به سمت سختی ها برن و به قول معروف یه قله رو فتح کنن!
باعث میشه خوده من هر لحظه #بیتاب باشم!
تمام این صحبتا به درک ما از دنیا و مشتقاتش بستگی داره!
امیدوارم همیشه پاینده باشید

#BOZORG #chiziekebeshniazdaram
Read more
. #بادکنک_قرمز اثر آلبر لاموریس پس از گذشت شش دهه، هنوز هم که هنوزه بهترین فیلم کوتاه تاریخ محسوب می‌شود. به راستی که جادوی این اثر چیست؟ . اول: همه وجوه این فیلم از نکات مثبتش برشمرده می‌شوند. شاید بادکنک قرمز تنها فیلمی است که فیلمساز به طور خالص تمام تمهیداتی که اندیشیده در راستای تکامل اثر ... .
#بادکنک_قرمز اثر آلبر لاموریس پس از گذشت شش دهه، هنوز هم که هنوزه بهترین فیلم کوتاه تاریخ محسوب می‌شود. به راستی که جادوی این اثر چیست؟
.
اول: همه وجوه این فیلم از نکات مثبتش برشمرده می‌شوند. شاید بادکنک قرمز تنها فیلمی است که فیلمساز به طور خالص تمام تمهیداتی که اندیشیده در راستای تکامل اثر پیش رفته‌اند حتی لحظه‌ای اضافی یا صحنه‌ای بی پرداخت که مصلحت را در حذفش ببینیم یا بتوانیم پیشنهادی برای بهبودی‌اش بدهیم وجود ندارد. فیلمنامه بادکنک قرمز به قدری درست است که یکی از پنج فیلمنامه‌ متقدم برای تدریس در دانشگاه ها می‌دانمش. فیلمسازی لاموریس به گونه‌ای است که همه چیز و فرای همه چیز را با تصویر بیان می‌کند. فیلمنامه‌ای که شاید به زحمت یک خط دیالوگ داشنه باشد. به قدری جذاب داستان مینیمالش را تعریف می‌کند که بیننده به وسیله رئالیسم جادویی نهان در اثر متحیر می‌شود.
.
دوم: مشت نمونه خروار است. سکانسی که در بالا قرار داده‌ام تنها یکی از چند سکانس ارزشمند این اثر میباشد‌ که ممکن است بدون ورود به تفسیر ساعت ها برایش قلم زد. پسری با بادکنک قرمز از کنار دختری با بادکنک آبی می‌گذرد این دو *در مقام انسان* کاملا همدیگر را نادیده گرفته و حتی ارتباط چشمی برقرار نمی‌کنند. اما این بادکنک ها "در مقام اشیاء هستند که هم را می‌بینند و ارتباط برقرار می‌کنند. لاموریس چه نغز و زیبا با زبانی ساده و سینمایی مفاهیمی که نه نمادگرا هستند و نه قصد تحمیل مطلب گلدرشتی به مخاطب را دارند به منصه ظهور می‌رساند.
.
سوم: دو بازیگری که در صحنه فوق می‌بینید پاسکال و سابین لاموریس فرزندان آلبر هستند. آلبر فیلمساز بسیار با استعدادی بود که عمده عمر کوتاه فیلمسازی خود را صرف مستندسازی کرد. از آنجا که به فرهنگ ایران علاقه وافری داشت مستند تماشایی باد صبا را درباره طبیعت و مردم ایران تولید کرد. و زمانی که برای ساخت قسمت دوم باد صبا بر روی سد کرج در حال پرواز بود. طی اتفاقی که برای بالگردش افتاد. در حادثه‌ای غم‌انگیز و تراژیک جان باخت.
.
چهارم: چندی است که اعضای کارشناس گروه سینمااکسپرت با ارائه لیست های شخصی به مهیاسازی لیستی واحد از برترین های دهه پنجاه میلادی که با شمارش و جمع بندی تمام لیست ها به مساوات، حاصل خواهد شد؛ کمک می‌کنند. از دوستان عزیزم خواهشمندم که در اندک زمان باقیمانده بادکنک قرمز را ببینند و در صورت صلاحدید به لیستشان بیافزایند.
.
@s.r.sh2106 @amin_arya72 @_mohamadbahman @mobin_lnn @javadebrah @mohammad23aq @omidbiuckan @p.tabaee @meh.zareian @mohammad.olyai7 @sina_n94 @mohammadreza99h
Read more
<span class="emoji emoji25fe"></span>️حبّ دنیا، انسان را از امام زمانش جدا می‌کند. <span class="emoji emoji1f518"></span>این‌قدر حرص دنیا را نخورید، این‌قدر در صف نایستید، ...
Media Removed
️حبّ دنیا، انسان را از امام زمانش جدا می‌کند. این‌قدر حرص دنیا را نخورید، این‌قدر در صف نایستید، صف پراید، سکّه، دلار....! اینها همه کار شیطان است که شما را از یک حقیقتی دور و جدا کند. در این کربلای کره‌ی زمین، امام شما روز به روز مظلوم‌تر و غریب‌تر می‌شود. چقدر مردم حرص و غم گرانی را دارند! چرا ... ◾️حبّ دنیا، انسان را از امام زمانش جدا می‌کند. 🔘این‌قدر حرص دنیا را نخورید، این‌قدر در صف نایستید، صف پراید، سکّه، دلار....! اینها همه کار شیطان است که شما را از یک حقیقتی دور و جدا کند.
در این کربلای کره‌ی زمین، امام شما روز به روز مظلوم‌تر و غریب‌تر می‌شود.
چقدر مردم حرص و غم گرانی را دارند!
چرا حرص و غم نیامدن امام زمانشان را نمی‌خورند! که اگر این توجّهات را به‌سمت امام زمان ارواحنافداه معطوف می‌کردند، خدا می‌داند فرج و ظهور انجام می‌شد. ⚪️در یک تشرّفی آقا فرموده بودند: «اگر فقط شیعیان ایران جمع می‌شدند و برای فرج من دعا می‌کردند، فرج می‌شد و دیگر تمام بود.» ما شیعیان ایران هم که داریم غم گران شدن مرغ را می‌خوریم! این همان فرمایش آقاست که فرموده بودند: «اگر به ‌اندازه‌ی مرغی که گم می‌کنید و دنبالش می‌گردید، دنبال من می‌گشتید، مرا پیدا می‌کردید.» 🔘امام زمان ارواحنافداه هر صبح و شام انتظار دارند که برایشان قدم برداریم، دعا کنیم، بخود بیاییم و بیدار شویم.
ولی ما هنوز دنبال عشق‌های مجازی می‌رویم. دنبال مسائل پوچ و بی‌ارزشی که هیچ نفعی به حال ما ندارد. 🚫شرم نمی‌کنیم، خجالت نمی‌کشیم.
محرّم هم که می‌آید سیاه می‌پوشیم و برای امام حسین علیه‌السّلام گریه می‌کنیم که ای داد بیداد، چه ظلمی به امام حسین علیه‌السّلام کردند... چرا نمی‌نشینی فکر کنی که تو چه ظلمی بر امام زمانت کردی؟! ⚪️امام حسین علیه‌السّلام را چگونه در کربلا تنها گذاشتند و برگشتند؟ برای چه برگشتند؟
برای زندگی، عمر و لذّت بیشتر، بودنِ در کنار همسر و فرزند.
الآن همین‌ها ما را از امام زمان ارواحنافداه جدا کرده است.
عمر بیشتر، زندگی بیشتر، کامجویی بیشتر، در کنار زن و فرزندمان خوش و خرّم زندگی کنیم، گرفتاری نداشته باشیم... - پس حجّة ابن‌الحسن امام زمان ارواحنافداه چه می‌شود؟ - باشد هر وقت امام زمان ارواحنافداه آمد ان‌شاءاللّه می‌رویم... توجیه می‌کنیم.
نه، این راهش نیست. حواسمان جمع باشد. ☑️استاد حاج آقا زعفری زاده
Read more
این تصویر از غوغای امروز اهواز بیش از هر تصویر دیگری مشغولم کرد. به سراسیمه دویدن آدم‌های عکس با یا ...
Media Removed
این تصویر از غوغای امروز اهواز بیش از هر تصویر دیگری مشغولم کرد. به سراسیمه دویدن آدم‌های عکس با یا بی لباس نظامی نگاه کنید. ترس را می‌بینید؟ اول خوب وحشت را، سراسیمه‌گی را استشمام کنید، بعد به آن پروانه آرام بنگرید با آن پیراهن سرخ که مثل یک خلقت آسمانی در مرکز تصویر نشسته. نگاهش کنید چه آرام به جهان ... این تصویر از غوغای امروز اهواز بیش از هر تصویر دیگری مشغولم کرد. به سراسیمه دویدن آدم‌های عکس با یا بی لباس نظامی نگاه کنید. ترس را می‌بینید؟ اول خوب وحشت را، سراسیمه‌گی را استشمام کنید، بعد به آن پروانه آرام بنگرید با آن پیراهن سرخ که مثل یک خلقت آسمانی در مرکز تصویر نشسته. نگاهش کنید چه آرام به جهان دیوانه اطرافش می نگرد. او هیچ تعریفی از جنگ ندارد، هیچ نمی داند ترور چیست، تروریست کیست یا چرا کسی به سوی سرباز بی‌تفنگ شلیک می‌کند. دنیای او را صدای بال پرنده ها پر کرده و به جای بوی گوگرد عطر اقاقی در کوچه‌های ذهنش جاریست.
همیشه گمان کرده‌ام جهان دیوانگان جای بهتریست برای زیستن. همیشه گمان کرده‌ام دیوانه ماییم که در عین خردمندی مدام زندگی را پیچیده می کنیم آنچنان که گاهی چنان گم می‌شویم در هزارتوی پوچی، که یادمان می‌رود زنده‌ایم و باید زندگی کنیم. جنون خاصیت دنیای خردمندان است و کاش راهی به سوی جهان امن و ارام دیوانگان بود...
متنی که در ادامه می اید را قبلا به عنوان( نسخه ای برای روزهای اندوه) برای مجله چلچراغ نوشته‌ام که بی مناسبت به حال و احوال امروزمان نیست:
نسخه‌ای برای اوقات اندوه
غم اندازه دارد. تا حدی از اندوه را شاید بتوان با پناه بردن به دنیای قصه‌ها و شعرها و تصاویر آرام کرد اما خدا نکند غمت خروشان و وحشی، چشمه جوشنده باشد که غرق کند تمام حواست را. آن‌وقت است که هیچ حرفی و حالی جان بی‌قرارت را آرام نمی‌کند. من چنین اندوهی را برای دشمنانم هم آرزو نمی‌کنم.
اما وقتی که غمی اصیل و ملس سراغم را می‌گیرد، مثل ملال روزمره، مثل قهر یک دوست، مثل نافرجام ماندن یک تلاش یا حتی گاهی مثل این روزها که هر طرف اخبار که چشم می‌دوانیم چیزی جز غصه و حیرانی نیست، این وقت‌ها من سراغ فیلم روز هشتم می‌روم، یا فیلم مادر یا حتی سوته‌دلان. من عاشق شخصیت‌های دیوانه هستم. دیوانه‌ها، مجنون‌ها، آنها که مثل همه نیستند من را مفتون می‌کنند. من غرق جهان پاکیزه آنها می‌شوم و انگار که به سرزمینم رسیده باشم در هوای دیوانگی‌شان، نفسی چاق می‌کنم و بعد یادم میافتد که چقدر جهان مردم عاقل و زرنگ پوچ و سطحی و غم‌بار است. چقدر برنده بودن مسخره است و این جدال پر سروصدا تا چه اندازه حقارت آمیز است. بعد دلم وسعت می‌گیرد، می‌توانم به شکست‌ها بخندم، نامرادیها را دست بیاندازم، نامردها را مچل کنم و دلخوری‌ها را ببخشم.
گاهی هم شعر می‌خوانم. حافظ ناصح مردمان سرگشته است. می‌توانی دیوانش را بگشایی و بگذاریی مثل یک رقصنده عشوه‌گر مسخت کند، حالا اگر اشارتی به درد و درمانت کرد هم که چه بهتر.
بقیه در کامنت اول
Read more
تو شاعری و من آهنگ تو ! #فیلم_دلداده . .مرا به یاد داشته باش جهان را میدهم ، برای لحظه ای نفس کشیدن کنارتو ! #چیستایثربی گاهی ، یک سلام گرم یا یک لبخند صمیمانه ، آدم را به زنده بودن دلخوش میکند ، این نعمتهای کوچک را بی چشمداشت ، به یکدیگر هدیه کنیم ... عمر کوتاه است . این موسیقی و طراحی رقصش را دوست ... تو شاعری و من آهنگ تو ! #فیلم_دلداده
.
.مرا به یاد داشته باش
جهان را میدهم ، برای لحظه ای نفس کشیدن کنارتو ! #چیستایثربی

گاهی ، یک سلام گرم یا یک لبخند صمیمانه ، آدم را به زنده بودن دلخوش میکند ، این نعمتهای کوچک را بی چشمداشت ، به یکدیگر هدیه کنیم ... عمر کوتاه است .

این موسیقی و طراحی رقصش را دوست دارم... ترکیبی از تمام حسهای انسانیست...
. شادی ، غم ، امید و عشق .
.
.

#چیستا_یثربی #چیستا
#موسیقی
#کلیپ
#موزیک_برتر_سال
#فیلم_هندی
#بالیوود
#شاهرخ_خان
#کاجول
#عاشقانه
#هنر
#رقص
#موزیک_ویدیو
فیلم سینمایی #دلداده یا شجاع دل / دیلواله/دلواله
کارگردان:روهیت شتی
2015
اصل آهنگ در #کانال_من _اکشن.کمدی.موزیکال

#chista_yasrebi #indian_dance #love #sorrow #joy #performance #music #dance #cinema #Hindisong #bollywood #dilwale #chistayasrebi
@chista_yasrebi.2پیج خصوصیترم
Read more
بی شک با نور و عشق بوسه باران می شود قلب کسانی که در عمق تمام تاریکی ها و نا امیدی ها همچنان به هر طریقی انرژی ...
Media Removed
بی شک با نور و عشق بوسه باران می شود قلب کسانی که در عمق تمام تاریکی ها و نا امیدی ها همچنان به هر طریقی انرژی های خوب و روزهای خوب را به هر آنکس جز خود هدیه می دهند !اخبار تلخ ، کلمات سرد، و افکار نازیبا را در قلب خود پس انداز نکنیم ! قلب جای عشق است و مهر ! و چه زیبا سرود فریدون مشیری این شاهکار را ! گر نکوبی شیشه ... بی شک با نور و عشق بوسه باران می شود قلب کسانی که در عمق تمام تاریکی ها و نا امیدی ها همچنان به هر طریقی انرژی های خوب و روزهای خوب را به هر آنکس جز خود هدیه می دهند !اخبار تلخ ، کلمات سرد، و افکار نازیبا را در قلب خود پس انداز نکنیم ! قلب جای عشق است و مهر ! و چه زیبا سرود فریدون مشیری این شاهکار را !
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ /هفت رنگش می شود هفتاد رنگ ....دست بکار شو! سنگ های زیادی سراغ دارم! 💪🏽🌸🍃
Read more
گاهي اوقات آدم ها نیاز دارند به خودشان صدمه بزنند و بابت اشتباهاتشان خود را سرزنش و تنبیه کنند! درست ...
Media Removed
گاهي اوقات آدم ها نیاز دارند به خودشان صدمه بزنند و بابت اشتباهاتشان خود را سرزنش و تنبیه کنند! درست اواسط همان روزهایي که زندگي آنقدر بی رحم میشود که دلت میخواهد بار و بندیلت را جمع کنی و روزها در گوشه ترین جای دنیا کز کني... درست همان روز های بي طاقتي که هرچه میکنی دل درمانده ات آرام نمیگیرد! و ... گاهي اوقات آدم ها نیاز دارند به خودشان صدمه بزنند
و بابت اشتباهاتشان خود را سرزنش و تنبیه کنند!
درست اواسط همان روزهایي که زندگي آنقدر بی رحم میشود که دلت میخواهد بار و بندیلت را جمع کنی و روزها در گوشه ترین جای دنیا کز کني...
درست همان روز های بي طاقتي که هرچه میکنی دل درمانده ات آرام نمیگیرد!
و همانجاست که آدم تقاص تمام غم های وجودش را از خودش میگیرد!
مرد ها از ریه و زن ها از موهایشان شروع میکنند...!
Read more
قهرمانی هر کشوری آرزوی تک تک بازیکنانش هست، همه تلاش من و هم تیمی هایم صعود و پیروزی تیم کشور عزیزمون ...
Media Removed
قهرمانی هر کشوری آرزوی تک تک بازیکنانش هست، همه تلاش من و هم تیمی هایم صعود و پیروزی تیم کشور عزیزمون بود اما با تمام تلاش های بی دریغ ما و دعاهای میلیونها ایرانی تقدیر با ما یار نبود. بازی در تیم ملی کشورم برای من افتخار بزرگی بود و تا آخر عمرم به خودم میبالم، متاسفانه با همه علاقه ای که دارم و برخلاف ... قهرمانی هر کشوری آرزوی تک تک بازیکنانش هست، همه تلاش من و هم تیمی هایم صعود و پیروزی تیم کشور عزیزمون بود اما با تمام تلاش های بی دریغ ما و دعاهای میلیونها ایرانی تقدیر با ما یار نبود.
بازی در تیم ملی کشورم برای من افتخار بزرگی بود و تا آخر عمرم به خودم میبالم، متاسفانه با همه علاقه ای که دارم و برخلاف میل باطنی و خواسته قلبیم تصمیم گرفتم که از تیم ملی کشورم خداحافظی کنم
این برای یک جوان ۲۳ساله که با سختی ها و مشقت های زیادی به اینجا رسیده قطعا دردناک ترین تصمیم و اتفاق زندگیش خواهد بود
توی زندگی یه چیزهایی هست که حرف اول رو میزنه،با توجه به اینکه مادرم بیماری سختی رو پشت سر گذاشته بود و من خوشحال بودم متاسفانه الان بخاطر نامهربانی و قدرنشناسی عده ای و توهین هایی که به هیچ وجه حق من و هم تیمی هایم نیست، بیماریش تشدید شده، این مسئله من رو بین دوراهی سختی برای انتخاب قرار داده، در نتیجه من مادرم رو انتخاب می کنم.
بیائید همدیگه رو قضاوت نکنیم و از روی ظاهر دیگران اونها رو مورد ارزیابی قرار ندیم،کسی چه میدونه که در پس خنده های من چه سختی های تلخی وجود داره؟؟؟!!!
من برای سلامتی مادر علیرضا جهانبخش عزیزم که بیماری سختی رو پشت سر گذاشته و بهبودی حاصل شده آرزوی سلامتی دارم، تنها علیرضا بود که شاهد روزهای غم انگیز و تلخ دوران بیماری مادرم بود، ممنون رفیق
ختم کلامم در تشکر از کیروش عزیز است،امیدوارم روزی تیم کشورم رو در قهرمانی جهان ببینم.
از تمامی رسانه ها هم بخاطر لحظه لحظه های با ما بودنشون سپاسگزارم و قدردان محبت های تک تک هموطنانم هستم
عشق فقط مادر
با ارزوی سلامتی برای همه مادرها❤
Read more
هنوز چشمهایم می سوزد از آخرین نگاه تو و تو انگار بی باور ... بی غم ... بی انتهاگذر کرده ای از جاده خیالم... وقتی ...
Media Removed
هنوز چشمهایم می سوزد از آخرین نگاه تو و تو انگار بی باور ... بی غم ... بی انتهاگذر کرده ای از جاده خیالم... وقتی باران می گیرد .... دلم به اندازه تمام آسمان دلتنگ می شود . وجان می گیریم با خنکای نگاهت جان می گیرم گل می کنم .. و هیچ کس نیست که برای چیدنم بیایدو غنچه می مانم تا باران ببارد بر تن خسته من ... هنوز چشمهایم می سوزد از آخرین نگاه تو
و تو انگار بی باور ...
بی غم ... بی انتهاگذر کرده ای از جاده خیالم...
وقتی باران می گیرد ....
دلم به اندازه تمام آسمان دلتنگ می شود .
وجان می گیریم با خنکای نگاهت جان می گیرم
گل می کنم ..
و هیچ کس نیست که برای چیدنم بیایدو غنچه می مانم تا باران ببارد بر تن خسته من !!!!
Read more
مهربانوی همیشه زنده در یاد . #مریم_ایزدجو! هنرمند بی ادعایی که در تمام سالهای عمرش همانند سایر ...
Media Removed
مهربانوی همیشه زنده در یاد . #مریم_ایزدجو! هنرمند بی ادعایی که در تمام سالهای عمرش همانند سایر هنرمندان جنوب در گمنامی تلاش کرد تا جان هنر در این جغرافیا همچنان زنده بماند. اندوه از دست دادن #مادر آنقدر تلخ است که کلمات را یارای مرهم نهادن نیست! همینقدر می دانم که بر بلندای آسمان عشق جای گرفت. این ... مهربانوی همیشه زنده در یاد
.
#مریم_ایزدجو!
هنرمند بی ادعایی که در تمام سالهای عمرش همانند سایر هنرمندان جنوب در گمنامی تلاش کرد تا جان هنر در این جغرافیا همچنان زنده بماند.
اندوه از دست دادن #مادر آنقدر تلخ است که کلمات را یارای مرهم نهادن نیست! همینقدر می دانم که بر بلندای آسمان عشق جای گرفت.
این غم بی اندازه را به همسر گرامی و دختر عزیزم، خانواده محترم و هنرمند ایزدجو (حسين، على، حميد، ابراهيم، رسول و كميل) تسلیت عرض می کنم.
.
مراسم تشيیع: ساعت ۱۷/٣٠ روز يكشنبه، سی و يكم تيرماه، از مسجد توحيد به سمت قطعه ى هنرمندان واقع در بهشت صادق بوشهر
.
پ ن: زنده یاد مریم ایزدجو بازیگر چند مجموعه تلوزيونى وفيلم سينمايى در بوشهر بودند. #ننه_ماغی
Read more
لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا، بدان روزی دنیا آنقدر شرمنده می شود! که به جای پاسخ لبخند، با ...
Media Removed
لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا، بدان روزی دنیا آنقدر شرمنده می شود! که به جای پاسخ لبخند، با تمام سازهایت میرقصد. بین دولب خنده چو گردد عیان غصه و غم را ببرد از میان فایده ی خنده بود بی شمار از منه آزاده دراین روزگار ترک غم رفته و آینده کن خنده کن و خنده کن و خنده کن لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا،
بدان روزی دنیا آنقدر شرمنده می شود!
که به جای پاسخ لبخند،
با تمام سازهایت میرقصد. بین دولب خنده چو گردد عیان غصه و غم را ببرد از میان فایده ی خنده بود بی شمار از منه آزاده دراین روزگار ترک غم رفته و آینده کن

خنده کن و خنده کن و خنده کن
 #bighanoon #safoorabayani برادر که داشته باشی همیشه یک نفر مثل کوه پشتت است، منتظر است وسط غذا خوردنت ...
Media Removed
#bighanoon #safoorabayani برادر که داشته باشی همیشه یک نفر مثل کوه پشتت است، منتظر است وسط غذا خوردنت نفس بکشی تا این‌طور برداشت کند که سیری و می‌تواند بقیه‌ غذایت را بخورد. برادر که داشته باشی تمام غم‌های دنیا را فراموش می‌کنی، غصه‌ات می‌شود راحت شدن از دست لگد پرت کردن‌های شوخی شوخی نوجوانی‌اش ... #bighanoon #safoorabayani
برادر که داشته باشی همیشه یک نفر مثل کوه پشتت است، منتظر است وسط غذا خوردنت نفس بکشی تا این‌طور برداشت کند که سیری و می‌تواند بقیه‌ غذایت را بخورد. برادر که داشته باشی تمام غم‌های دنیا را فراموش می‌کنی، غصه‌ات می‌شود راحت شدن از دست لگد پرت کردن‌های شوخی شوخی نوجوانی‌اش که جدی جدی به وسط شکم اصابت می‌کنند.

برادر که داشته باشی شب‌ها سر راحت روی بالش میگذاری ولی به جای عروسک برای تفنگت لالایی می‌خوانی، تازه آن هم یواشکی که نشنوند و مسخره‌ات نکند.

برادر که داشته باشی بی‌نیازی از محبت دیگران را می‌آموزی، وقتی مادرت برای پسر قندعسلش که قرمه‌سبزی هوس کرده پنج کیلو سبزی را دوساعته پاک و ساتوری و سرخ می‌کند ولی برای تو تره هم خرد نمی‌کند.

برادر که داشته باشی اصلا دلت نمی‌خواهد هیچ دوست دیگری داشته باشی، به همه دوست‌هایت به چشم زن برادری نگاه می‌کنی، بعد که فهمیدی آن‌ها هم روی برادرت کراش دارند، از زندگی‌ات حذف‌شان می‌کنی دخترهای بی چشم و رو را. برادر که داشته باشی خیالت از بابت همه چیز راحت است، چون هر وقت در هر زمینه‌ای از او مشورت بخواهی، می‌گوید مهم نیست!
.
برادر که داشته باشی همه دنیا از تو می‌ترسند، چون خودت اخلاقت مثل پسرها شده و می‌زنی لت و پارشان میکنی. برادر که داشته باشی یعنی همه عظمت کوه، وسعت جنگل و بخشندگی دریا در وجود یک نفر جمع شده و فقط منتظر است که تو از او چیزی بخواهی، آن‌وقت همه توانش را جمع می‌کند و با صدایی رسا فریاد می‌زند: «به من چه بابا، دارم موزیک گوش می‌دم. برو بیرون!».
Read more
. کاش نوشته های‌مان صدا داشتند. کاش می‌شد مخاطب، همراه خواندن هر نوشته‌ای، شنیدن را هم تجربه کند. کاش ...
Media Removed
. کاش نوشته های‌مان صدا داشتند. کاش می‌شد مخاطب، همراه خواندن هر نوشته‌ای، شنیدن را هم تجربه کند. کاش می‌شد تمام احساسات یک نوشته همراه با صوت آن به شنونده منتقل شود. همیشه شنیده‌ام پیام و نوشته‌ها به تنهایی نمی‌توانند حق جمله و مطالب را ادا کنندُ لحن گفتار، همیشه در نوشته‌ها پنهان می‌ماند. حرفم ... .
کاش نوشته های‌مان صدا داشتند.
کاش می‌شد مخاطب، همراه خواندن هر نوشته‌ای، شنیدن را هم تجربه کند.
کاش می‌شد تمام احساسات یک نوشته همراه با صوت آن به شنونده منتقل شود.
همیشه شنیده‌ام پیام و نوشته‌ها به تنهایی نمی‌توانند حق جمله و مطالب را ادا کنندُ لحن گفتار، همیشه در نوشته‌ها پنهان می‌ماند.
حرفم از آنجاییست که بعضی نوشته‌ها همراه خود کلی بغضُ غمُ غصه دارند.
برخی صدای خندهُ برخی صدای آه!

رزمنده ای برای همسرش نامه می‌نویسد. درون نامه جملاتی از قبیل همسرم به یادتان هستمُ فرزندمان را حسینی بار بیاور می‌بینیم. درون نامه از مراقب خودتان باشیدهایی می‌خوانیم که با لحن مردانه و دستوری گفته شده. اما چه کسی می‌داند آن مرد چقدر پای آن نوشته، جان دادهُ اشک ریخته.

شنیدم از شخصی که رزمندگان دفاع مقدس و مدافعان حرم را با وقاحت تمام به بی احساسی متهم می‌کرد.
می‌گفت آن ها از زنُ بچهُ زندگی خسته شده اند و عزم جنگ کردند، وگرنه نمی‌رفتند.
اما اینطور نیست.
صدای مظلومیت شهدا، ایثارگران، رزمندگان و جانبازان را می‌شود در همان زمان غربت خویش به وضوح شنید.

یا مثلا نویسندهُ خبرنگاری متنی می‌نویسدُ منتشر می‌کند. «هواپیماهای متجاوز عراقی در روز چهارشنبه 24 اردیبهشت ماه 1365 منطقه مهران و صالح آباد و امیرآباد را بمباران شیمیایی کردند.»
وقتی این متن را می‌خوانی نهایت امر به یک بنده خدا گفتنُ کمی غُصهِ ریزِ مجلسی بسنده میکنی.
اما آیا حق مطلب با این مقدار غصه خوردن ادا می‌شود؟
نه که نمی‌شود.
چه کسی می‌تواند صدای ناله های واقعی زنان و کودکان را به تصویر بکشدُ برایشان حقیقی بنویسد؟
اصلا چند دقیقه خودمان را جای ایشان قرار دهیمُ بعد با التهاب و تپش قلبی که از ترس برای ما به وجود آمده روایت کنیم.
داری زندگی خودت را می‌کنی! حوالی صبح تا ظهر. مادرت برای صبحانه شیر می‌دوشدُ خواهرت پای چشمه رخت میشوید. پدر هم برای گذران زندگی گَله‌ای از گوسفندان را همراهی کرده و برای چِرا می‌برد.
پرنده های سیاهرنگی از دور به چشم می‌خورند.
در نگاه اول می‌شود کلاغ حدسشان زد.
اما صدا را چه باید کنیم.
هر چه نزدیک ‌تر می‌شوند صدای مهیب آن‌ها در لا به لای کوه ها و دشت‌ها می‌پیچدُ دلهره ایجاد می‌کند.
نزدیکُ نزدیک تر...
کلاغ های سیاه یا همان جنگنده های عراقی.
چه فرق می‌کند وقتی یکی مترسک سر زمینُ جالیز را نشانه می‌رودُ یکی زنانُ کودکان را!

ادامه در کامنت ها 👇👇
.
#بمباران_شیمیایی
#مهران
#امیر_آباد
#صالح_آباد
#بیست_و_چهار_اردیبهشت
#رزمندگان_اسلام #دفاع_مقدس #مدافعان_حرم
#رامین_فرهادی
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
منصورخان رفت تا آسمان استقلال سیاه شود شاید روی کاغذ خواندن این خبر آسان باشد اما برای آنها که این ...
Media Removed
منصورخان رفت تا آسمان استقلال سیاه شود شاید روی کاغذ خواندن این خبر آسان باشد اما برای آنها که این مرد والا را می شناختند شنیدن این خبر به مانند پتکی فولادی باشد... در روزهایی که تا دلتان بخواهد اسطورهای پوشالی در اطراف باشگاه های پرطرفدار پیدا شده است! اسطوره واقعی استقلال چشم از دنیای هستی بست ... منصورخان رفت تا آسمان استقلال سیاه شود
شاید روی کاغذ خواندن این خبر آسان باشد اما برای آنها که این مرد والا را می شناختند شنیدن این خبر به مانند پتکی فولادی باشد...
در روزهایی که تا دلتان بخواهد اسطورهای پوشالی در اطراف باشگاه های پرطرفدار پیدا شده است! اسطوره واقعی استقلال چشم از دنیای هستی بست تا باشگاه و طرفدارانش را یتیم کند. منصورخان پورحیدری به معنای واقعی کلمه پدر استقلال بود... مردی که هم از لحاظ اخلاقی هم از نظر مرام و معرفت یک انسان به تمام معنا بود و با او همه نسل دهه های اخیر استقلال به فوتبال ایران معرفی شدند. منصورخان پورحیدری سالیان سال هر چه داشت نه تنها برای استقلال بلکه برای فوتبال ملی ایران گذاشت و عرق ریخت تا لحظات شیرینی برای فوتبالدوستان ایران و استقلال رقم بخورد. کمتر کسی پیدا می شود برای سربلندی و زنده ماندن باشگاهی مثل استقلال از اموال شخصی خود بگذرد اما منصورخان در مقطعی منزل شخصی اش را فروخت تا هزینه زنده ماندن این باشگاه کند... نه منصورخان شما برای ما و استقلالی های واقعی اسطوره ای هستید که هرگز نمی میرید چون همه از شما به نیکی یاد می کنند... منصورخان شما یک استقلالی خاص بودی، نمادی از یک عشق خالص به رنگ آبی، عشقی که نه دنبال جنجال بود نه باعث بی اخلاقی و فحاشی ها، عشقی که نه دنبال باندبازی بود نه نفوذ روی سکوها و لیدرها... همون عشقی که باعث شد تا تیم ملی را رها کنی و استقلال را در بدترین شرایط در دست بگیری و سرو سامان بدهی... ای مرد بزرگ بدرود... راستی منصورخان سلام ما را به همه آبی های آسمانی برسان...
جا دارد این غم بزرگ که آسمان آبی استقلال را سیاهپوش کرد را به خانواده پورحیدری، باشگاه استقلال و تمام آبی دلان ایران و جهان تسلیت گفته و برای منصورخان طلب آمرزش و آرامش از درگاه خداوند منان داشته باشم.
Read more
. <span class="emoji emoji1f300"></span>چند متر زندگی... . در مسیر جاده‌ی ایوان-ایلام، بر بام روستا ،چادری خودنمایی می‌کنه که ما رو ...
Media Removed
. چند متر زندگی... . در مسیر جاده‌ی ایوان-ایلام، بر بام روستا ،چادری خودنمایی می‌کنه که ما رو به یاد تعطیلات نوروز در مناطق کُردنشین میندازه؛ با این تفاوت که این چادر دائمیه! و قراره سرپناه مادر و دختری باشه که شش ساله بدون مَرد خونواده، زندگی رو سپری می‌کنن... مردی که می‌تونست در راه زندگی، ... .
🌀چند متر زندگی...
.
در مسیر جاده‌ی ایوان-ایلام، بر بام روستا ،چادری خودنمایی می‌کنه که ما رو به یاد تعطیلات نوروز در مناطق کُردنشین میندازه؛ با این تفاوت که این چادر دائمیه! و قراره سرپناه مادر و دختری باشه که شش ساله بدون مَرد خونواده، زندگی رو سپری می‌کنن... مردی که می‌تونست در راه زندگی، پدر مهربونی برای مریم و تکیه‌گاه محکمی برای همسرش باشه؛ اما بیراهه‌ی اعتیاد رو در پیش گرفت و اونقدر اسیر موادمخدر شد که مادر مریم مجبور به طلاق شد.
مادر مریم بعد از جدایی از همسرش، ناگزیر به خونه‌ی پدری برگشت. خونه‌ای که فقط یک اتاق داشت و مادر مریم به‌ناچار در حیاط خونه، چادری برپا کرد که پناه بی‌پناهی خودش و دخترش باشه؛ چادری با یک موکت و دو پتو، چند قابلمه و بشقاب؛ و یخچالی که از طریق کمک‌های مردمی براشون تهیه شده بود...
پای درددل مادر مریم نشستیم. از سختی‌های روزگار برامون گفت. از دردها و رنج‌هایی که با لحظه لحظه‌ی زندگیش عجین شده بود. از این در و اون در زدن و آخر به جایی نرسیدن... از مشکلات چادری که خونه‌ش بود، سرپناه‌ش بود، تمام زندگیش بود...
از سختی تهیه غذا و لباس برای مریم، هر بار که از مریم حرف می‌زد بغض راه گلوش رو می‌بست و پشت‌بندش سکوتی پر از درد...
از دردسرهای هر فصل برامون گفت. از سوز و سرمای زمستونی که بدون وسایل گرمایشی سر شد. از گرمای تابستونی که در پیش داره و دغدغه‌ی حفاظت از مریم در برابر مهمون‌های ناخونده مثل مار و عقرب که گاه و بی‌گاه به چادرشون سر می‌زنن... از کوران غم‌ها‌و سختی‌های زندگیش گفت؛ ولی مشکلاتش به اینجا ختم نمی‌شد. فقط لابه‌لای این همه درد و این همه رنج، خودش و سلامتیش رو فراموش کرده بود؛ یا دست کم اولویتش نبود...
از بیماریش پرسیدیم؛ مشکوک به سرطان بود و باید سریع بررسی می‌شد؛ ولی هزینه‌های رفت و آمد و ویزیت‌ها مجال پیگیری مداوم رو گرفته بود...
تنها ترسش این بود که مبادا مریم تنها پناهشو، تنها تکیه‌گاهشو از دست بده... و مریم که از چشماش پیدا بود که می‌فهمید مادرش داره از چی حرف می‌زنه... مادر مریم می‌گفت آرزوهای زیادی برای دخترش داره؛ مثلا اینکه مریم به دانشگاه بره یا اینکه اونو تو لباس عروس ببینه؛ اما گویا قبل از همه‌ی این آرزوها باید این روزها به فکر حفظ جون دخترش باشه...
.
🏠می‌خواهیم با همت شما عزیزان اتاقی را برای مریم و مادرش بسازیم.
جهت ساخت اتاقی پر از نور و امید همراهمان باشین... #جمعیت_امام_علی
Read more
. یا امام رضا دلم هوایی حرمت شد گاهی گریه چقدر کم کاره در برابر غم ها چقدر درد بی درمان داریم ما----- ای شاه خوبان از دامان پر برکتت به ما گداها هم عنایت کن . .تکتم دختر خوش صدا و نابینای معلولی است که میگن وقتی بچه بود پدر و مادرش آوردنش حرم امام رضا و بهش گفتن بخون تا امام رضا شفات بده اما همونطور ... .
یا امام رضا دلم هوایی حرمت شد😪 گاهی گریه چقدر کم کاره در برابر غم ها چقدر درد بی درمان داریم ما----- ای شاه خوبان از دامان پر برکتت به ما گداها هم عنایت کن🙇
.👇
.تکتم دختر خوش صدا و نابینای معلولی است که میگن وقتی بچه بود پدر و مادرش آوردنش حرم امام رضا و بهش گفتن بخون تا امام رضا شفات بده
اما همونطور که در حال خوندن بود پدر و مادرش توو حرم رهاش میکنن و میرن...تکتم ساعت ها میخونه و چشم به انتظار مادرش ....❤😔
.خدایا خودت همه ی اونایی که فکر میکنن سالمن رو شفا بده🙁
--------------------------------------------------- پی نوشت : اصلا چند نفرمون رفتیم به این مراکز توانبخشی معلولین سر زدیم خداوکیلی چند نفرمون پیگیریم ؟؟؟ .ایشالا خدا حافظ تمام انسانهای بی پناه باشه 💚🙏
#آمدم_ای_شاه_پناهم_بده #یا_امام_رضا
#تکتم #صدای_آسمانی #احساسی #مشهد_الرضا #موسسه_خیریه #کودکان #بی_سرپرست #معلولین #مهربونی
Read more
تو روزهای پراسترس وپراز بحرانهای مدیریتی و #بی_تدبیری و توبالا پایین #نشدن های نرخ دلار و سکه که دوباره به نظر به زمان #الان یا #الان رسیدیم تک وتوک روزنه هایی برای به خودبالیدن پیدا میشه. بارقه هایی که از طرف کسانی است که با تمام سختی ها و مصائب کار کردن تو ایران،حاضرن بمونن و شاهکارهایی ارائه کنن ... تو روزهای پراسترس وپراز بحرانهای مدیریتی و #بی_تدبیری و توبالا پایین #نشدن های نرخ دلار و سکه که دوباره به نظر به زمان #الان یا #الان رسیدیم تک وتوک روزنه هایی برای به خودبالیدن پیدا میشه. بارقه هایی که از طرف کسانی است که با تمام سختی ها و مصائب کار کردن تو ایران،حاضرن بمونن و شاهکارهایی ارائه کنن که زبان از توصیفش قاصره. روزی که تو نیم ساعت تمام بلیطهای پنج روز تئاتر #اولیورتوئیست فروخته شد باور نمیکردم که چقدر سطح یک تئاتر میتونه بالا باشه!!!اما وقتی دیدم متوجه شدم که چرا سانسهای بعدی که اضافه شد تو یک ربع فروخته شد.میدونم فرهنگی نیست که از تئاتر فیلم گرفته بشه اما در حد همین یکی دو دقیقه برای اینکه لآقل کمی از نبات این تئاتر گوشه لپتان مزمزه کنید فیلم گرفتم، شاید دلتان خواست هوایی شدین و اگر سانس تازه ایی باز شد اجازه دادین و گوشه احساستان کمی هوا خورد.
پ.ن:غم دار فقدان عزیزانی هم بودم اما همیشه بارقه زندگی قویتر است #خدایشان رحمت کند.
Read more
. ۱. «رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست. رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست. یه روزم نوبت من ...
Media Removed
. ۱. «رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست. رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست. یه روزم نوبت من میشه واست نامه بدم ببینی با یکی دیگه‌ام، جاتم اصلا خالی نیست» ۲. I heard that your settled down​ That you found a girl and your married now I heard that your dreams came true​ Guess she gave you ... .
۱. «رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست. رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست. یه روزم نوبت من میشه واست نامه بدم ببینی با یکی دیگه‌ام، جاتم اصلا خالی نیست»
۲.
I heard that your settled down​
That you found a girl and your married now
I heard that your dreams came true​
Guess she gave you things I didn’t give to you​
I hoped you’d see my face & that you’d be reminded​
That for me, it isn’t over​
Nevermind, I’ll find someone like you​
۳. شادمهر جوان تازه ایران را ترک کرده. آهنگی نامتعارف با تنظیمی متفاوت از تمام آهنگهای قبلی‌ش را با کلیپی عجیب و غریب منتشر می‌کند. محتوایش: خیانت، تظاهر به بی‌اهمیتی، انتقام!
۴. اَدل که دیر در صحنه هنر معرفی شد، بهترین آهنگش را خیلی زود معرفی کرد. محتوایش: رهاشدن، شاید خیانت، تظاهر به بی‌اهمیتی، انتقام.
۵. داستانهای تکراری، واکنش‌های تکراری! ما همین هستیم. آدمهای تکرارِ اشتباهاتِ بی‌پایان. هر روز آدمهایی زیادی را در مطب ملاقات می‌کنم که رابطه ناموفقی را به تازگی پشت سر گذاشته‌اند. آنها پر از خشم، غم، درماندگی و حس رهاشدگی هستند. مشکلاتشان را به بدشانسی، روزگارِ بد، «دخترا همشون همینن»، «از همه مردها متنفرم» و بختِ بد ربط می‌دهند.
اما حقیقت این است که رابطه‌ی بد و آدم بد و شانس بد وجود ندارد. همه اینها نتیجه انتخاب‌های ماست. ما علیرغم نشانه‌های واضح، آدم اشتباه را انتخاب می‌کنیم، مسیر اشتباه را با او می‌رویم و بعد از رها شدن، با انتقام یا تظاهر به بی‌اهمیتی راه را بر تجزیه تحلیل می‌بندیم.
شما، خودتان را چقدر در موفقیت یا شکست رابطه‌های تان موثر می‌دانید؟ چقدر مربوط به دنیا و روزگار است؟
Read more
شرمساری نوشته‌ی آلکساندر سالژنیتسین . چه دردناک است شرمسار وطن بودن، آن‌گاه که وطن در درست مشتی ...
Media Removed
شرمساری نوشته‌ی آلکساندر سالژنیتسین . چه دردناک است شرمسار وطن بودن، آن‌گاه که وطن در درست مشتی نیرنگ‌باز بی‌رگ است که از سر بی‌تدبیری و خودخوهی اداره‌اش می‌کنند، آن‌گاه که در چشم جهانیان چهره‌ای گستاخ، موذی و بی‌ارج دارد، آن‌گاه که به جای خوراک سالم روحانی، خوراک فاسد پیش رویش می‌گذارند، ... شرمساری نوشته‌ی آلکساندر سالژنیتسین
.
چه دردناک است شرمسار وطن بودن، آن‌گاه که وطن در درست مشتی نیرنگ‌باز بی‌رگ است که از سر بی‌تدبیری و خودخوهی اداره‌اش می‌کنند، آن‌گاه که در چشم جهانیان چهره‌ای گستاخ، موذی و بی‌ارج دارد، آن‌گاه که به جای خوراک سالم روحانی، خوراک فاسد پیش رویش می‌گذارند، آن‌گاه که فقر و پریشانی چنان در تاروپود زندگی مردم لانه کرده که به هیچ روی نمی‌توان چاره‌اش کرد.
.
احساسی است خفت‌بار که آدمی را رها نمی‌کند؛ احساسی ماندگار که خلاف احساسات روزمره‌ی پیش‌پاافتاده، به‌آسانی زدوده نمی‌شود. آری، این شکنجه و خفقانی بی‌پایان و همیشگی است که با آن از خواب برمی‌خیزی، هر ساعت از روز را با آن می‌گذرانی، و شب با آن به بستر می‌روی. تنها مرگ است که از غم و اندوه شخصی رهایت می‌کند،‌ از چنگ این شرمساری نجاتت می‌دهد، اما تو هنوز در شمار زندگانی و این شرمساری همچنان بر تو سایه افکنده.
.
تاریخ سرزمینمان را ورق می‌زنی و به ژرفنای آن می‌روی. در پی رویدادهای فرخنده و امیدبخش می‌گردی، لیک حقیقتی تلخ رهایت نمی‌کند: می‌دانی بارها و بارها اقوامی در این کره‌ی خاکی به مغاک فراموشی رفته‌اند؛ آری، بارها و بارها.
.
اما نه، در جایی دیگر، در تمام آن بیست و پنج استانی که دیدم، از امید سرشار شدم. آنچه دیدم یکسر خلوص بود، جست‌وجو و تکاپوی مستدام، و مردمانی سرزنده، بزرگمنش و مهربان. آیا به‌راستی زنجیر تقدیر را از هم نخواهند گسست؟ آری خواهند گسست. هنوز توان گسستنش را دارند.
.
اما شرمساری همچنان ما را در میان گرفته، همچون توده‌ای گاز مسموم صورتی و زردفام که ریه‌هایمان را فرومی‌پاشد. اگر هم این گاز را از خود دور سازیم، هرگز نخواهیم توانست آن را از تاریخمان پاک کنیم. .
از کتاب خانه‌ی ماتریونا؛ بخش خرده‌ریزها، نوشته‌ی آلکساندر سالژنیتسین، ترجمه‌ی عبدالرضا ناطقی، ویرایش مهدی نوری، ۱۰۰ صفحه جیبی، ۵۵۰۰ تومان
.
https://nashremahi.com/node/701
Read more
. سگ ها سر بی خیالی صاحبشان دندان به دنده ی بره می زدند و سر سهم بیشتر روی رخ هم چنگ می کشیدند. بره ...
Media Removed
. سگ ها سر بی خیالی صاحبشان دندان به دنده ی بره می زدند و سر سهم بیشتر روی رخ هم چنگ می کشیدند. بره بی تکان از هر دو سو زخم می خورد و یک بار اشک از چشم چپ و یک بار هم از راست سرازیر می شد. تنها با گوشه ای از ذهنِ پر از زخم به بی وفایی سگ ها و با گوشه ی دیگر آن به کرکسی فکر می کرد که صبورانه بر شاخه ایستاده تا ... .
سگ ها سر بی خیالی صاحبشان
دندان به دنده ی بره می زدند و
سر سهم بیشتر
روی رخ هم چنگ می کشیدند.
بره بی تکان از هر دو سو زخم می خورد و یک بار اشک از چشم چپ و
یک بار هم از راست
سرازیر می شد.
تنها با گوشه ای از ذهنِ پر از زخم
به بی وفایی سگ ها و با گوشه ی دیگر آن
به کرکسی فکر می کرد
که صبورانه بر شاخه ایستاده تا
پیکر نیمه جان گشته ی او را ببرد.
آن خرده مانده ی حواسش هم
پرت کفتارهای بی رحمی بود
که با فاصله ، دورِ سگ های هار و او
نرم حلقه می بستند.
فرصت حیاتش اندک اما درست
دم تمام ، دریده شدنش
آهی کشید و گفت
بله
این عاقبت منی ست
که به آوای غم انگیز و مدام ِ نی چوپان
به دروغ های همیشه اش که ای وای
بترسید
گرگ ها پشت درند!
بی منطق و استدلال
لال
دل بستم و تنها
بله گفتم

رسول ادهمی
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
ما همه روزه با خودمان درد ها و نگرانی های گوناگوني را حمل مي کنیم بدون آنکه این حمل کردن دردی از ما دوا ...
Media Removed
ما همه روزه با خودمان درد ها و نگرانی های گوناگوني را حمل مي کنیم بدون آنکه این حمل کردن دردی از ما دوا کند ! حتا اين ترس ميتواند مربوط به یک انتخاب اشتباه ، یک ارتباط بی فایده با دوستانی باشد که به هیچ عنوان مناسب برای ارتباط نیستند !برخی از افراد به ظاهر مي توانند صميمي ترين دوستمان باشند هوشیارانه گاهأ ... ما همه روزه با خودمان درد ها و نگرانی های گوناگوني را حمل مي کنیم بدون آنکه این حمل کردن دردی از ما دوا کند ! حتا اين ترس ميتواند مربوط به یک انتخاب اشتباه ، یک ارتباط بی فایده با دوستانی باشد که به هیچ عنوان مناسب برای ارتباط نیستند !برخی از افراد به ظاهر مي توانند صميمي ترين دوستمان باشند هوشیارانه گاهأ زخمی هایی به قلبمان زده اند و یا از روی عدم آگاهی زخم هایی بر روح جان نشانده اند و بدون آنکه بدانیم این زخم ها به درد ها و ترس های ما بدل شدند ! ترس هایی که شاید اگر آگاهانه این افراد را کنار می گذاشتیم هرگز رخ نمی داد ! هر آنچه در ما موجب ترس شد ، بی شک باید آن را در ابتدا پذیرا شویم و با آن مواجه شویم ! نگرانی بی مورد را کنار بگذاریم ، مسیر درک آن ترس را تجربه کنیم‌، بی شک از نگرانی مان کم خواهد شد و دیگر ترسی در میان نخواهد بود ! کسانیکه از تنهایی می ترسند ، با پذیرش اینکه بزرگ‌ترین تنهایی نداشتن خود حقیقیست و باید بیشتر از هر چیزی در دنیا براي تنها بودنمان ارزش قايل شویم و هر كسي اجازه ی ورود به این مرز و حریم را ندارد بی شک برایش همه چیز طور دیگر معنا می شود ! هر کسی نتواند وارد دنياي من بشود.
يك تنهايي موفق و ایستادن پای ارزش ها و باور ها بی شک با ارزش تر ورود به هر رابطه با پرداختن هر بهایی !
می خواهد باور باشد،ارزش ها باشد ، گذر عمر باشد و یا همان ترس از تنها ماندن عدم‌موفقییت ،دوست داشته نشدن ، غم و اندوه
گذشته، حال ، آینده و هزاران دلیل دیگر برای ترس وجود دارد که این بار سنگین را به همراه ذهن و روح و قلبمان حمل کنیم ! یاد بگیریم با ترس هایمان مواجه شویم ! بپذیریم ، همانند کسی که شنا کردن بلد نیست ، هر چقدر دست و پا بزنیم بیشتر در اعماق ترس هایمان غرق می شویم ! بپذیریم ، خودمان را رها کنیم و با تمام قدرت بر روی سطح آب ، آرامش را تجربه خواهیم کرد! افراد اشتباهی ، انتخاب اشتباه،باید حذف شوند ، نه امید ، تلاش و پذیرش !
Read more
Loading...
Load More