تنهایی خدا بی به

Loading...


Unique profiles
97
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Shiraz, Iran, Bandar `Abbas, Hormozgan, Iran, Tehran Book Garden
Average media age
791.5 days
to ratio
5.7
 #مبعث مرد، شبی عجیب را پشت سر می‌گذارد. در غار تنگ تنهایی‌های خودش هنوز به عبادتی طولانی مشغول است. سیاهی ...
Media Removed
#مبعث مرد، شبی عجیب را پشت سر می‌گذارد. در غار تنگ تنهایی‌های خودش هنوز به عبادتی طولانی مشغول است. سیاهی چشم آسمان را دانه‌های پرشمار ستاره پر کرده‌اند... کهکشان راه شیری، انگار بازوهایش را به‌سوی زمین گشوده است، تا آن را محکم‌تر از همیشه در آغوش بگیرد. مرد فکر می‌کند... به این رشته‌های ... #مبعث

مرد، شبی عجیب را پشت سر می‌گذارد. در غار تنگ تنهایی‌های خودش هنوز به عبادتی طولانی مشغول است.
سیاهی چشم آسمان را دانه‌های پرشمار ستاره پر کرده‌اند... کهکشان راه شیری، انگار بازوهایش را به‌سوی زمین گشوده است، تا آن را محکم‌تر از همیشه در آغوش بگیرد.
مرد فکر می‌کند... به این رشته‌های نورانی... به دستی که خرمن ستاره را گردآورده... به «او»... همان ندیمِ روزهای بیابان و شب‌های غار‌... به دامنه‌ای که باید به آن گریخت تا محفوظ ماند از برگشتنِ زمانه... ما چه می‌دانیم که «مرد» در این شبِ عمیق به چه فکر می‌کند. خودش بعدها می‌گوید: «ساعتی تفکر برتر از هفتاد سال عبادت است.» ما چه می‌دانیم تفکری این‌گونه که او را می‌کند مخاطبِ پروردگار و می‌نشاند مقابل خودش که: بخوان! چیست؟
چه را بخواند؟
هیچ فکر کرده‌ای که مرد چه را باید بخواند؟!
مردْ انتخاب شده، از همهٔ آفریده‌های خالق گزیده شده، «ستوده» شده که چه چیز را بخواند؟
مرد باید خدا را به صفتِ خالقی‌اش - آن هم در مرتبهٔ خلق «انسان» - یاد کند...
خدا را به صفتِ «کرامت»ش یاد کند... و به شیوهٔ آموختنش - با قلم؛
و یاد کند خدا را با چیزی که به انسان می‌آموزد: آنچه انسان «نمی‌داند». خدا در این شب، «انسان» را مخاطب خود کرده؛ با انسان خلوتی ساخته... و حرف‌های گفتنی را گفته... از عَلَق تا عقل.
و چه کسی باید بخواند این حرف‌ها را؟!
مرد...
کسی که جان و روحش را چنان پرداخته و صیقل زده، که کلمات، بی‌فاصله، بر جانش تصویر شوند؛ مثل آینه که نقش صورت را بی‌درنگ می‌پذیرد.

مرد... که به‌جای همهٔ انسان‌ها مخاطب خدا شده، کلماتِ او را می‌خواند.
غار تنگِ تنهایی‌های «محمّد»، تمام وسعتِ زمین را دربر می‌گیرد.

#زهرا_ابراهیم‌پور
#نقاشی از هنرمند ارجمند جناب آقای #حسن_روح_الامین
Read more
Loading...
. کاش نوشته های‌مان صدا داشتند. کاش می‌شد مخاطب، همراه خواندن هر نوشته‌ای، شنیدن را هم تجربه کند. کاش ...
Media Removed
. کاش نوشته های‌مان صدا داشتند. کاش می‌شد مخاطب، همراه خواندن هر نوشته‌ای، شنیدن را هم تجربه کند. کاش می‌شد تمام احساسات یک نوشته همراه با صوت آن به شنونده منتقل شود. همیشه شنیده‌ام پیام و نوشته‌ها به تنهایی نمی‌توانند حق جمله و مطالب را ادا کنندُ لحن گفتار، همیشه در نوشته‌ها پنهان می‌ماند. حرفم ... .
کاش نوشته های‌مان صدا داشتند.
کاش می‌شد مخاطب، همراه خواندن هر نوشته‌ای، شنیدن را هم تجربه کند.
کاش می‌شد تمام احساسات یک نوشته همراه با صوت آن به شنونده منتقل شود.
همیشه شنیده‌ام پیام و نوشته‌ها به تنهایی نمی‌توانند حق جمله و مطالب را ادا کنندُ لحن گفتار، همیشه در نوشته‌ها پنهان می‌ماند.
حرفم از آنجاییست که بعضی نوشته‌ها همراه خود کلی بغضُ غمُ غصه دارند.
برخی صدای خندهُ برخی صدای آه!

رزمنده ای برای همسرش نامه می‌نویسد. درون نامه جملاتی از قبیل همسرم به یادتان هستمُ فرزندمان را حسینی بار بیاور می‌بینیم. درون نامه از مراقب خودتان باشیدهایی می‌خوانیم که با لحن مردانه و دستوری گفته شده. اما چه کسی می‌داند آن مرد چقدر پای آن نوشته، جان دادهُ اشک ریخته.

شنیدم از شخصی که رزمندگان دفاع مقدس و مدافعان حرم را با وقاحت تمام به بی احساسی متهم می‌کرد.
می‌گفت آن ها از زنُ بچهُ زندگی خسته شده اند و عزم جنگ کردند، وگرنه نمی‌رفتند.
اما اینطور نیست.
صدای مظلومیت شهدا، ایثارگران، رزمندگان و جانبازان را می‌شود در همان زمان غربت خویش به وضوح شنید.

یا مثلا نویسندهُ خبرنگاری متنی می‌نویسدُ منتشر می‌کند. «هواپیماهای متجاوز عراقی در روز چهارشنبه 24 اردیبهشت ماه 1365 منطقه مهران و صالح آباد و امیرآباد را بمباران شیمیایی کردند.»
وقتی این متن را می‌خوانی نهایت امر به یک بنده خدا گفتنُ کمی غُصهِ ریزِ مجلسی بسنده میکنی.
اما آیا حق مطلب با این مقدار غصه خوردن ادا می‌شود؟
نه که نمی‌شود.
چه کسی می‌تواند صدای ناله های واقعی زنان و کودکان را به تصویر بکشدُ برایشان حقیقی بنویسد؟
اصلا چند دقیقه خودمان را جای ایشان قرار دهیمُ بعد با التهاب و تپش قلبی که از ترس برای ما به وجود آمده روایت کنیم.
داری زندگی خودت را می‌کنی! حوالی صبح تا ظهر. مادرت برای صبحانه شیر می‌دوشدُ خواهرت پای چشمه رخت میشوید. پدر هم برای گذران زندگی گَله‌ای از گوسفندان را همراهی کرده و برای چِرا می‌برد.
پرنده های سیاهرنگی از دور به چشم می‌خورند.
در نگاه اول می‌شود کلاغ حدسشان زد.
اما صدا را چه باید کنیم.
هر چه نزدیک ‌تر می‌شوند صدای مهیب آن‌ها در لا به لای کوه ها و دشت‌ها می‌پیچدُ دلهره ایجاد می‌کند.
نزدیکُ نزدیک تر...
کلاغ های سیاه یا همان جنگنده های عراقی.
چه فرق می‌کند وقتی یکی مترسک سر زمینُ جالیز را نشانه می‌رودُ یکی زنانُ کودکان را!

ادامه در کامنت ها 👇👇
.
#بمباران_شیمیایی
#مهران
#امیر_آباد
#صالح_آباد
#بیست_و_چهار_اردیبهشت
#رزمندگان_اسلام #دفاع_مقدس #مدافعان_حرم
#رامین_فرهادی
Read more
. غزل غزل بنویسم حدیث رویایی برای اوج ادب منتهای شیدایی برای وصف شماپای شعر می لنگد تو انتخاب ...
Media Removed
. غزل غزل بنویسم حدیث رویایی برای اوج ادب منتهای شیدایی برای وصف شماپای شعر می لنگد تو انتخاب خدایی برای سقایی تویی که منصب باب الحوائجی داری ندیده کس به خدا از شما جز آقایی و کوه پیش تو انگشت بر دهان مانده امیر علقمه از بس رشید و رعنائی به یک اشاره ی چشمان آسمانیتان حریف حرمله ها میشوی ... .
غزل غزل بنویسم حدیث رویایی
برای اوج ادب منتهای شیدایی

برای وصف شماپای شعر می لنگد
تو انتخاب خدایی برای سقایی

تویی که منصب باب الحوائجی داری
ندیده کس به خدا از شما جز آقایی

و کوه پیش تو انگشت بر دهان مانده
امیر علقمه از بس رشید و رعنائی

به یک اشاره ی چشمان آسمانیتان
حریف حرمله ها میشوی به تنهایی

همیشه بروی دوشت رقیه جان میگفت
توبهترین و یگانه عموی دنیائی

تو امتداد طراوت به نو بهارانی
تو تکیه گاه و امید دل غزالانی

به پای مقدم خود سجده ی مَلَک داری
تو با قبیله ی تان حسن مشترک داری

اگر چه هاشمیان بی مثال و مه رویند
ولی تو بین همه بیشتر نمک داری

ز دست و پا زدنت بین دستهای حسین
مشخص است که قصدی تو بر کمک داری

تو بین معنی این واژها نمی گنجی
به روی خاک ولی ریشه در فلک داری
.
.
هاشم طوسی

_____________________

میلاد باسعادت اسطوره ی ادب،امیر علقمه،قمر العشیره،یاورِ حضرت ارباب،حضرت اباالفضل العباس علیه السلام رو محضر مولانا صاحب الزمان عج و شما بزرگواران تبریک و تهنیت عرض میکنم.

عیدتون مباارک
🌹🎊🎉 #ياعباس #يااباالفضل
#يااباالفضل_العباس
#شعبان #عيد #مبارك
#اعياد_شعبانيه
#يل_كربلا #ياحسين
#ياعلي #یا_حضرت_عباس
#قمربنی_هاشم #یا_اباالفضل
#قمر_بنی_هاشم
#قمر_منیر_بنی_هاشم
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span> تولد اتفاقی ست که به مرگ نزدیکترمان می‌کند و مرگ هدیه‌ای ست که تولدمان را جشن می‌گیرد خودکشی ...
Media Removed
تولد اتفاقی ست که به مرگ نزدیکترمان می‌کند و مرگ هدیه‌ای ست که تولدمان را جشن می‌گیرد خودکشی اما تولد و مرگ را در هم می‌آمیزد چه فرقی می‌کند که چند سال وقتی جهان تنها از تنهایی پر است هر روز سالها اسارت است که روی جسد تولد ارّه می‌شود و مرگ کنار ایستاده است جهانِ بی بهانه مرگی ست که ... 🔹
تولد
اتفاقی ست که به مرگ نزدیکترمان می‌کند
و مرگ
هدیه‌ای ست که تولدمان را جشن می‌گیرد
خودکشی اما
تولد و مرگ را در هم می‌آمیزد

چه فرقی می‌کند که چند سال
وقتی جهان تنها از تنهایی پر است
هر روز
سالها اسارت است
که روی جسد تولد ارّه می‌شود
و مرگ کنار ایستاده است

جهانِ بی بهانه
مرگی ست که ایستاده
تولدی ست که ارّه می‌شود
و خون تلخش آسمان را سیاه می‌کند
زمین را چرک

قدم زدن
بی همراهیِ شانه‌ای
صخره‌ای پر از پرتگاه است
که هر لحظه تولد و مرگی
از آن خودکشی می‌کنند

باران
نه خون آسمان است و نه اشک ابر
باران
ادرار فرشته‌ی مرگ است
که بر گور آرزوها
خون چرک تولد را می‌شورد

جغدی تمام ماجرا را چهارچشمی می‌بیند
امروز به دنیا آمدم
دیروز مردم
خدا هم هر روز می‌میرد و متولد می‌شود در من 🌲سرو
#art #artist #irancontemporaryart #drawing #draw #bestart #paintng #iranianartist #liks #artworld #iranianartwork #artgallery #chiristies #modernart #abstractart #jahanbakhshamirbeygi #ut #finearts #sculptures #cancept #installation
Read more
. <span class="emoji emoji2764"></span>️بیست و چهارمین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...<span class="emoji emoji2764"></span>️ . <span class="emoji emoji1f49f"></span> #دل_نوشت... من نمیتونم تظاهر کنم به خوب بودن ...
Media Removed
. ️بیست و چهارمین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...️ . #دل_نوشت... من نمیتونم تظاهر کنم به خوب بودن وقتی دارم از بغض منفجر میشم...! نمیتونم نبودنتو دووم بیارم و دم نزنم...! نمیتونم جلوی دلم مقاومت کنم...! نمیتونم...! من بلد نیستم خوب باشم وقتی خوب نیستم! بلد نیستم! ولی... تو خوب ... .
❤️بیست و چهارمین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...❤️
.
💟 #دل_نوشت...
من نمیتونم تظاهر کنم به خوب بودن وقتی دارم از بغض منفجر میشم...!
نمیتونم نبودنتو دووم بیارم و دم نزنم...!
نمیتونم جلوی دلم مقاومت کنم...!
نمیتونم...!😞
من بلد نیستم خوب باشم وقتی خوب نیستم!💔
بلد نیستم!
ولی...
تو خوب بلدی منو دیوونه تر کنی...❤️
بعدم بذاریم به امون خدا و اصلا به روی خودت نیاری که چقدر خوب بلدی حال دلمو خوب کنی...! :))
#هدی...
.
❤️ @seyedmohamadmousavi 🍃
☔️ @seyedmohamadmousavi 🍂
💚 @seyedmohamadmousavi 🍁
.
🌸 #غزل...
تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟💔
هیچ باشد که تو را بار دگر وابینیم...؟
.
دل دهیم، از سر زلف تو چو بویی یابیم
جان فشانیم، اگر آن رخ زیبا بینیم...😍
.
روی خوب تو که هر دم دگران می‌بینند
چه شود گر بگذاری تو دمی ما بینیم؟😞
.
ما که دور از تو ز هجرانت به جان آمده‌ایم
از فراق تو بگو: چند بلاها بینیم؟💔
.
گم شد آخر دل ما، بر در تو آمده‌ایم
تا بود کان دل گم‌کردهٔ خود وابینیم...👌
.
روی بنمای، که امروز ندیدیم رخت
ای بسا حسرت و اندوه که فردا بینیم!... :))
#عراقی
.
❤️ @seyedmohamadmousavi 🍃
☔️ @seyedmohamadmousavi 🍂
💚 @seyedmohamadmousavi 🍁
.
+ پی نوشت:
خواهم که با خیال تو شب ها به سر برم
خود می برد خیال تو از دیده خواب را...😞
#ابن_حسام_خوسفی
.
+ پی تر نوشت:
امشب از شب های تنهایی ست!
رحمی کن بیا... :))💔
.
+ پی ترین نوشت یک:
پست به وقت بی خوابی...!!🕕
.
+ پی ترین نوشت دو:
من به فدای خنده هات... :)❤️
.
❤️ @seyedmohamadmousavi 🍃
☔️ @seyedmohamadmousavi 🍂
💚 @seyedmohamadmousavi 🍁
.
❎هرگونه کپی #ممنوع است❎
#با_شعور باشید و کپی نکنید😏
❌کپی⬅️بلاک و ریپورت💣
✖️کپی پیگرد #الهی دارد☝️
.
❤️میشه تگش کنین؟🙏
مرسی از همتون مهربونا🙌🌼💖
Read more
<span class="emoji emojia9"></span> Lola Melani از عکس ها چه میفهمیم ؟ مرا ببینید، من حامله هستم من برای معروفیت همه کار میکنم حتا ...
Media Removed
Lola Melani از عکس ها چه میفهمیم ؟ مرا ببینید، من حامله هستم من برای معروفیت همه کار میکنم حتا تست تازه حاملگی خود را به شما نمایش میدهم (اف بر ان شعور نداشته ات !) شما حتا باید بدانید که چطور باردار شدم و ان شب همسرم در چه حالی بود به برهنگیم کاری نداشته باشید فقط مرا به دوستانتان نیز نشان دهید ... © Lola Melani
از عکس ها چه میفهمیم ؟
مرا ببینید، من حامله هستم
من برای معروفیت همه کار میکنم
حتا تست تازه حاملگی خود را به شما نمایش میدهم
(اف بر ان شعور نداشته ات !)
شما حتا باید بدانید که چطور باردار شدم و ان شب همسرم در چه حالی بود
به برهنگیم کاری نداشته باشید
فقط مرا به دوستانتان نیز نشان دهید
هیچ چیز جز این مهم نیست
لطفا لایک یادتان نرود
تعداد فالور انگیزه من است !
به زودی اتاق بچه ام را نیز رو میکنم تا چشم همه شما 4تا شود، از غذا خوردنش، اروغ زدنش، عوض کردن پوشک هم استوری خواهم گذاشت
کیف میکنم وقتی شما نام پوشک کودک مرا میپرسید که من هم با تبلیغ لامان بیبی از شرکتش پول سازم و شمارا احمق فرض کنم
ما پول از شما در می اوریم
میدانم حسرت میخورید ولی مهم نیست، مهم این است که مرا دنبال میکنی
منی که حتا احمق هستم
ولی، در جامعه کم شعوری ،من عقل کل خواهم شد
و چه واقعیت شیرینی

دوستان من ،ما مدرن شده ایم
به شما و به داخل شدن در همه چیزم تبریک میگویم
ما امل نیستیم!!مثل بقیه کوته فکر هم نیستیم
پیج خودمان است و باز میگذاریم، شاید خدا خواست ما نیز کیم کارداشیان ایرانی شدیم
قول میدهم که شما مارا معروف میکنید
کافیست دست رو حماقت و بیکاری شما گذاریم
ان لحظه سوار بر نردبام بی خردی شما سلبریتی کاذب اینستا خواهیم شد
ما که چیزی برای ارایه نداشتیم
مرسی که شما باعث شدید حماقت ما ارزویتان شود
حال دوستانتان را دعوت کنید، گاهی فردا صحنه هایی از یوگا در اب را با همین شکم بزرگ خود برایتان نمایش میدهم

اخر ملتی که ندانند زیبایی بارداری شخصیست و باید برایش تقدس قایل شد و تصاویرش خانوادگی باشد، بیش از نیز نمیفهمند !

ما به کار خود ادامه میدهیم
اگر عشقمان کشید ،هفته ای یک بار نیز از مطالب کپی شده در گوگل ،از روانشناسی کودک و جامعه شناسی و اصول یوگا با شما صحبت میکنیم که نگویید پیج ما مفید نیست! هر چند که اینکاره هم نیستیم
شگفتا

ما به کجا رسیده ایم؟
چند لحظه در تنهایی خود فکر کنید
ما که والدین فهمیده ای داشتیم !
ما را چه شده؟
شمایی که حاضرید از شب زفاف هم عکس گذارید و شمایی که کنجکاوانه رهرو انها هستید
کسانی که نمیفهمند چرا اینگونه گفتم، عصبانی هستند!
مصیبت ها گفته نمیشود که این لایف استايل ها برای مردم مد میشود!
چندین بار از زیبایی مادران باردار سخن گفتم
عکس بارداری عالیست
اما
چگونگی اش اصل ماجراست !

از من متنفر باشید
من هرگز از ترس انفالوها سکوت نمیکنم!
اما
بخوانید،دوستانتان را تگ کنید ،دایرکت کنید، اگاهی را نشر دهید

امیر شمس :مدرس هنر عکاسی
@amirshamsofficial
Read more
Loading...
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند شبم ...
Media Removed
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند شبم را روز کن در زیر تن‌پوش سیاهی‌ها دلم تنگ است بیا بنگر چه غمگین و غریبانه بیا، ای هم‌گناه من درین برزخ، بهشتم نیز و هم دوزخ به دیدارم بیا، ای هم‌گناه ای مهربان با من که اینان زود می‌پوشند رو ... به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر تن‌پوش سیاهی‌ها
دلم تنگ است
بیا بنگر چه غمگین و غریبانه
بیا، ای هم‌گناه من درین برزخ، بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا، ای هم‌گناه ای مهربان با من
که اینان زود می‌پوشند رو در خواب‌های بی‌گناهی‌ها
و من می‌مانم و بیداد و بی‌خوابی
در این ایوان سرپوشیده‌ی متروک
شب افتاده‌ست و در تالاب ِ من دیری‌ست
که درخوابند آن نیلوفر آبی و ماهی‌ها، پرستوها
بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که می‌ترسم تو را خورشید پندارند
و می‌ترسم همه از خواب برخیزند
و می‌ترسم همه از خواب برخیزند..
#حرمان #اخوان‌ثالث
Read more
 #شعرفارسی #غزل #عاشقانه #قم #تنهایی #غربت #باران #شعر #عشق #دختر #پسر #پاییز #پارک #نیمکت #تک #غزل #انتظار ...
Media Removed
#شعرفارسی #غزل #عاشقانه #قم #تنهایی #غربت #باران #شعر #عشق #دختر #پسر #پاییز #پارک #نیمکت #تک #غزل #انتظار #شب #سکوت . دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی من و خیال تو و این سکوت طولانی گرفته جای سرانگشت مهربانت را دو رود جاری اشک از نگاه بارانی شب است و بغض من و وحشت از نیامدنت هزار فکر ... #شعرفارسی #غزل #عاشقانه #قم #تنهایی #غربت #باران #شعر #عشق #دختر #پسر #پاییز #پارک #نیمکت #تک #غزل
#انتظار #شب #سکوت
.
دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی
من و خیال تو و این سکوت طولانی

گرفته جای سرانگشت مهربانت را
دو رود جاری اشک از نگاه بارانی

شب است و بغض من و وحشت از نیامدنت
هزار فکر محال و خیال شیطانی

که زیر گوش دلم هی مدام می خوانند
کسی گرفته دلت را کسی که پنهانی

کسی که زل زده ای جای من به چشمانش
کسی که در شب چشمت گرفته مهمانی

گرفته دست تو را و گمان کنم داری
برای او غزل عاشقانه می خوانی

گمان کنم که به چشمش ستاره می بخشی
که گرچه ماه منی از شبم گریزانی

خدا نکرده اگر عاشقش ... زبانم لال !
مگر تو عاشق من ...؟هه ! چه عشق ارزانی !

بدون تو چه کسی پس ... مرا که بانويم
که حال و روز مرا ...نه ! تو هم نمی داني

خدا کند که همین لحظه پشت در باشی
نگو که پای دلش ... نه ! بگو ... نمی ماني

شب است و مثل من از دست تو نمی گذرد
شبی که بی من و غم های من ، تو خندانی ....
.
.
.
.
.
.
.
.
Tag your best friends
پست های قبلی رواز دست ندید
Read more
Loading...
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند شبم ...
Media Removed
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها دلم تنگ است بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی بیا، ... به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند

دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است

بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی

بیا، ای هم گناهِ من در این برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ

به دیدارم بیا، ای هم گناه، ای مهربان با من
که اینان زود می پوشند رو در خواب های بی گناهی ها
و من می مانم و بیداد بی خوابی

در این ایوان سرپوشیده ی متروک
شب افتاده ست و در تالابِ من دیری ست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهی ها
پرستو ها

بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که می ترسم تو را خورشید پندارند
و می ترسم همه از خواب برخیزند
و می ترسم که چشم از خواب بردارند

نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را
نمی خواهم بداند هیچ کس ما را

و نیلوفر که سر بر می کشد از آب
پرستوها که با پرواز و با آواز
و ماهی ها که با آن رقص غوغایی
نمی خواهم بفهمانند بیدارند

شب افتاده ست و من تاریک و تنهایم
در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
پرستو ها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی

بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی...
Read more
. . به بزم گریه همرنگ غروبم به زیر ابر ستار العیوبم . تسلای دلت اشک محبان خدا صبرت دهد آقای خوبم . در ...
Media Removed
. . به بزم گریه همرنگ غروبم به زیر ابر ستار العیوبم . تسلای دلت اشک محبان خدا صبرت دهد آقای خوبم . در این ده شب صدای نو فلک وای نوای ناله ملک و ملک وای . شهیدان سرخوش و ما مانده ایم و دم یا لیتنا کنا معک وای . خوشا آنانکه محرم با تو بودند شهیدانی که همدم با تو بودند . خوشا آنانکه در وقت شهادت لب ... .
.
به بزم گریه همرنگ غروبم
به زیر ابر ستار العیوبم
.
تسلای دلت اشک محبان
خدا صبرت دهد آقای خوبم
.
در این ده شب صدای نو فلک وای
نوای ناله ملک و ملک وای
.
شهیدان سرخوش و ما مانده ایم و
دم یا لیتنا کنا معک وای
.
خوشا آنانکه محرم با تو بودند
شهیدانی که همدم با تو بودند
.
خوشا آنانکه در وقت شهادت
لب تشنه محرم با تو بودند
.
منم زینب که معنای وفایم
منم که فانی راه بقایم
.
منم یک زن ولی در اوج غیرت
امیر فاتح کرب و بلایم
.
به زهرایی شبیه مادرم من
به مولایی بسان حیدرم من
.
حسینم رفت اما دین به جا ماند
به تنهایی امیر لشکرم من
.
کلید گنج اسرار حسینم
چو عباسم علمدار حسینم
.
حسینم گر به مقتل آرمیده
من امشب چشم بیدار حسینم
.
اگرچه زیر بار غم خمیدم
وگر جام بلا را سر کشیدم
.
اگرچه جسم بی سر دیدم اما
به غیر از عشق و زیبایی ندیدم
.
همین امروز دیدم دلبرم رفت
یگانه سایه روی سرم رفت
.
فرات و اشک خیمه موج می زد
لب تشنه حسینم از حرم رفت
.
به مقتل دیده های دخترش بود
که تیغ دشنه روی حنجرش بود
.
تمام لحظه های سر بریدن
سرش بر روی پای مادرش بود
.
زبان گفتنم آتش گرفته
ز کعب نی تنم آتش گرفته
.
حرم می سوخت طفلی داد می زد
که بابا دامنم آتش گرفته
.
غم تو آتشی بر جان ما زد
یکی آتش به جان خیمه ها زد .

یکی انگشت و هم انگشترت برد
یکی راس تو را بر نیزه ها زد
.
تو رفتی و میان خیمه ماندیم
تیمم کرده چادر را تکاندیم
.
نشسته خسته با دستان بسته
همه با هم نماز خویش خواندیم
. #امام_حسین_علیه_السلام #عاشورا #محرم #هیئت #حضرت_زینب #امام_حسین #امام_زمان
Read more
. کارگزاران ایستگاه آخر! روز یکشنبه برای شرکت در مراسم تدفین یک آدم خوب و دوست داشتنی به بهشت زهرا ...
Media Removed
. کارگزاران ایستگاه آخر! روز یکشنبه برای شرکت در مراسم تدفین یک آدم خوب و دوست داشتنی به بهشت زهرا رفتم. او را با نام «عمو غفار» می‌شناختم. پیرمرد پرجنب و جوش و باصفای 80 ساله! از مبارزین قدیمی بود و چندسالی از عمرش را در زندان‌های سیاسی طاغوت گذرانده بود. هم بند مرحوم عسگراولادی بود و خاطرات زیادی ... .
کارگزاران ایستگاه آخر!
روز یکشنبه برای شرکت در مراسم تدفین یک آدم خوب و دوست داشتنی به بهشت زهرا رفتم. او را با نام «عمو غفار» می‌شناختم. پیرمرد پرجنب و جوش و باصفای 80 ساله!
از مبارزین قدیمی بود و چندسالی از عمرش را در زندان‌های سیاسی طاغوت گذرانده بود. هم بند مرحوم عسگراولادی بود و خاطرات زیادی از او نقل می‌کرد.
به دلیل تحمل شکنجه‌های زیاد، بچه دار نمی‌شد. همسرش چند سال قبل فوت کرد و او به تنهایی با مستمری ناچیز بازنشستگی زندگی می‌کرد. مراسم‌اش بوی غربت می‌داد ولی در عین حال سرشار از معنویت بود. خدایش رحمت کند! او را به یک فاتحه یا صلوات مهمان کنید.
.
. . ***پی نوشت***
.

این آقایان که در تصویر می‌بینید عزیزان زحمتکشی هستند که وظیفه به خاک سپاری ما را برعهده دارند. به دلیل کثرت اموات در تهران، این تیم با نظم و ترتیب خاص و زمان‌بندی حساب شده‌ی یک خط تولید انبوه (Mass Production)! کارشان را بی عیب و نقص انجام می‌دهند. خدا حفظ شان کند!
اینجا ایستگاه آخر است! و اینها آخرین افرادی هستند که در این دنیا با آنها کار داریم!
چهره‌های آنان را به خاطر بسپاریم و منتظر ملاقات آنان و یا همکارانشان باشیم. طولانی نخواهد بود!
معاد از جمله «بازدارنده‌های مهم اعتقادی» است که به حسب فطرت، مابه‌الاشتراک همه است و از وظایف مهم «روحانیون» تذکر دائمی نسبت به این «بازدارنده»هاست.
غرق شدن بسیاری از روحانیون در امور اجرایی و سیاسی غیرضرور و بعضاً ناسالم، تأثیر کلام آنان را در جامعه کاهش داده است.
اگر پیش نیاز ورود در مصادر اجرایی، خودسازی و تهذیب نفس است، روحانیون باید بیش از دیگران واحدهای این پیش نیاز را پاس کنند! که نمی‌کنند!
در واقع بسیاری از روحانیون جایگاه و تأثیر معنوی خود را فراموش می‌کنند. باید به یادشان آورد!
.
#معنویت #معاد #ایستگاه_آخر #بهشت_زهرا #روحانیت #خاک_سپاری #شاه #زندان #شکنجه #ضرغامی #سید_عزت_الله_ضرغامی
Read more
قسمت چهارم __ باباشیرعلی عکس را که دستم داد، بغض کرد. قیافه اش جوری بود که انگار خاطره های عشقی بدی ...
Media Removed
قسمت چهارم __ باباشیرعلی عکس را که دستم داد، بغض کرد. قیافه اش جوری بود که انگار خاطره های عشقی بدی یادش آمده. نگاهی به عکس کردم و با عصبانیت گفتم: این دیگه کیه بابایی؟ تو رو به روح مامان جون یه ترمز کن!بخدا من الان دو ساله دارم دنبال یه یادگار و‌نشونی از فرامرز پسر مهین خانم می گردم،تنها چیزی که دارم ... قسمت چهارم
__
باباشیرعلی عکس را که دستم داد، بغض کرد. قیافه اش جوری بود که انگار خاطره های عشقی بدی یادش آمده.
نگاهی به عکس کردم و با عصبانیت گفتم: این دیگه کیه بابایی؟ تو رو به روح مامان جون یه ترمز کن!بخدا من الان دو ساله دارم دنبال یه یادگار و‌نشونی از فرامرز پسر مهین خانم می گردم،تنها چیزی که دارم پوست آدامس خروسیشه که شش ماه پیش پرت کرد تو کوچه و رفت.سه بار اتوش کردم، قابش کردم تو اتاقم گذاشتم. هی به عکس خروس رو کاغذ آدامس نگاه می کنم، هی یاد و خاطره ی اون بزرگوار برام تداعی میشه. اون وقت شما یه دوجین دوست دخترات رو گذاشتی جلوی من که چی؟!
این ها را که گفتم بابا جون چشم هایش را ریز کرد و زل زد به من. تازه فهمیدم چه شکری خورده ام. اعتراف ناجوری کرده بودم که ممکن بود دماغم و دودمانم را با هم و با یک حرکت لگد درجای باباشیرعلی به باد دهم.
اما بابا شیرعلی یک تکان هم نخورد. ولی به جایش دوباره چشم هایش را ریز کرد و بعدش گفت:
فرامرز پسر مهین، نوه ی شوکت؟ آره بابا، اونو میگی؟
و بعد زد زیر گریه. حسابی ترسیده بودم. انتظار داشتم بابا هر کاری بکند جز اینکه بنشیند و برای عشق پوست آدامسی من اینجوری اشک بریزد.
بخاطر همین دستم را روی شانه اش گذاشتم و گفتم: بابایی، خودتو ناراحت نکن! خیلی هم مهم نیست. حالا این پسره علیرضا هم دو بار بهم چشمک زده، به اونم امید هست. شایدم قسمت منم فرامرز نباشه...
هنوز داشتم حرف می زدم که بابا شیرعلی با پشت آرنج محکم یکی زد توی فکم و من مطمئن شدم هنوز یک بخش هایی از سنسور ناموسی های بابا خوب کار می کند.
بعد هم عکس را گرفت سمتم و دوباره گفت: فرامرز نوه ی شوکته. صاحب همین عکس. بانوی بی مثال من! عشق نافرجامم. شوکت ناتمامم.
راستش حالا دیگر من غیرتی شده بودم. آقا جون جوری از عشق شوکت جون و‌ فخری جون حرف می زد که انگاری زبانم لال مامان جون شیرین را توی پلاستیک خیار سالادی پیدا کرده بود.
ولی ناگهان فکر بسیار جذابی به سرم زد. پیش خودم گفتم حالا که مامانی بنده خدا دستش از دنیا کوتاه شده و من هم امید چندانی به آن علیرضای فین فینو ندارم. پس بهتر است بروم و ته و توی وضعیت تاهل فعلی ننه شوکت را در بیاورم تا انشالله اگر قسمت شد هم باباشیرعلی از این تنهایی و ارتباطات غیراخلاقی با تصاویر نوامیس محل دست بردارد و هم من به یک عکس سه در چهار شیک از فرامرز رویاهام توی قاب توی اتاقم بگذارم.
قرار شد باباجون اول برایم علت حضور این همه ننه ی همسایه را در چمدون مامان جون را بگوید و بعدش من برایش احتمالات رسیدن به عشق شوکت الملوک را بررسی کنم.
و این ماجرا ادامه دارد..
Read more
Loading...
▽▽▽▽▽ با این که چتر دستم بود اما تند تند راه میرفتم که بیشتر از این زیر بارون نباشم. هیچوقت فصل پاییز ...
Media Removed
▽▽▽▽▽ با این که چتر دستم بود اما تند تند راه میرفتم که بیشتر از این زیر بارون نباشم. هیچوقت فصل پاییز رو دوست نداشتم. واسه همین همیشه طولانی ترین فصل سال میشد. خودمو چپوندم تو نزدیکترین کافه و یه گوشه ی دنج نشستم. یه نسکافه سفارش دادم که یکم حالم جا بیاد. روزنامه رو باز کردم و همینجور که داشتم دنبال ... ▽▽▽▽▽
با این که چتر دستم بود اما تند تند راه میرفتم که بیشتر از این زیر بارون نباشم. هیچوقت فصل پاییز رو دوست نداشتم. واسه همین همیشه طولانی ترین فصل سال میشد. خودمو چپوندم تو نزدیکترین کافه و یه گوشه ی دنج نشستم. یه نسکافه سفارش دادم که یکم حالم جا بیاد. روزنامه رو باز کردم و همینجور که داشتم دنبال ستونی که داده بودم واسه چاپ میگشتم توجهم به صدای مردی که دوتا میز اونورتر نشسته بود جلب شد. سرمو که بلند کردم دیدم یه مرد با موهای جوگندمی، تنهایی رو یک میز دو نفره نشسته و داره با کسی که جلوش نیست حرفهای عاشقانه میزنه. تعجب کردم، با خودم گفتم خدا شفا بده این بیچاره رو، ببین با کیا شدیم 75 میلیون نفر. کافه چی که نسکافمو آورد به اون مرد اشاره کردم و پرسیدم دیوونست؟ گفت جریانش طولانیه اما خیلی وقته که میاد اینجا و دو فنجون قهوه ترک سفارش میده و سر اون میز میشینه. واسم جالب شد! چند دقیقه بعد دیدم پاشد و بارونیشو تنش کرد که بره. منم نسکافمو خورده و نخورده چترمو ورداشتم و آروم رفتم دنبالش. کنجکاو شده بودم که کجا میره. به تک تک رفتارهاش دقت میکردم، همینجور که داشت با کسی که کنارش نبود حرف میزد و میخندید چترش رو هم جوری نگه داشته بود که انگار دونفری دارن زیرش راه میرن. بهش نزدیک تر شدمو گوشامو تیز کردم. "هیچوقت فکر نمیکردم بتونم کسی رو اینقدر دوست داشته باشم لیلا، تو نیمه ی دیگه ی منی، نه نه اصلا انگار خود منی چون وقتی نیستی منم نیستم. سنگ صبور من، کاش دنیا مال من بود تا همشو به پات میریختم. راستی یادم نرفته امروز 8 آبانه ها، مردی که سالگرد ازدواجش رو یادش بره مرد نیست. دوست داری امروز کجا ببرمت؟ یا بگو دلت چی میخواد تا واست بخرم هان؟" یهو دیدم وایساد. بعدش با عجله دویید اونور خیابون و از گلفروشی یک شاخه گل رز خرید و برگشت. " قربون خانوم زیبای خودم برم که توقعش از یه شاخه گل رز بیشتر نیس، تقدیم با تمام عشقم. میخوام به یاد روزای اول آشناییمون ببرمت کنار دریا تا باهم قدم بزنیم." شدت بارون بیشتر شده بود. انگار تموم ابرهای باران زای جهان تو آسمون این شهر کوچیک دور هم جمع میشن. همینطور آروم دنبالش میرفتم که یهو دیدم گل رز از دستش افتاد. بعدش چترش رو هم انداخت پایین و با قدمهای تندتری راه میرفت.
-------
ادامه در کامنت اول
-------
پوزش بابت طولانی و خاکستری بودن نوشته!
-------
خوش آمد به زمستان، بهترین فصل جهان
-------
Photo by: @ballardrising
-------
نوشته : #احمد_هاديان
#نوشته_های_بی_مخاطب
#ahmad_hadian
Read more
هیچوقت به درستی نمی توانی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شده پشت بیخیال گفتنش چقدر حرف نگفته پشت ...
Media Removed
هیچوقت به درستی نمی توانی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شده پشت بیخیال گفتنش چقدر حرف نگفته پشت بی تفاوتی هایش چقدر دلتنگی... پشت آرایش غلیظ یک زن چقدر عشق، دلشوره، اشک، شک پشت سکوت سنگین یک مرد چقدر غرور، ترس، درد... تو هیچوقت نمی توانی بفهمی پشت دستهای گره خورده یک زن و مرد چقدر فاصله خوابیده پشت ... هیچوقت به درستی نمی توانی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شده
پشت بیخیال گفتنش چقدر حرف نگفته
پشت بی تفاوتی هایش چقدر دلتنگی...
پشت آرایش غلیظ یک زن چقدر عشق، دلشوره، اشک، شک
پشت سکوت سنگین یک مرد چقدر غرور، ترس، درد...
تو هیچوقت نمی توانی بفهمی پشت دستهای گره خورده یک زن و مرد چقدر فاصله خوابیده
پشت تعهد شناسنامه ای شان چقدر هوس...
پشت قیافه منطقی یک آدم چقدر جنون
پشت عصبیت یک آدم چقدر مهربانی...
پشت سر شلوغی های کسی چقدر تنهایی
پشت انزوای کسی چقدر دلیل...
تو هیچوقت یک خود فروش را در تنهایی اش ندیده ای
همونطور که یک معتقدِ دو آتشه را در خلوتش...
تو از خاطرات کودکی یک قاتل زنجیره ای، یک دزد حرفه ای، یک معتاد الکلی چیزی نمی دانی...
تو از آرزوهای آدم ها، عشق هاشان، نفرت هاشان، اجبارهاشان، مصلحت هاشان و فریاد فروخورده در گلوشان هیچ چیز نمی دانی
تو شاید ندانی مقیاسی که با آن اندازه میگیری چقدر می تواند درصد خطا داشته باشد
و اعتقاداتی که به سخره میگیری چگونه می تواند دلیل ادامه راه باشد
تو خیلی وقتها، خیلی جاها، در خیلی شرایط نبودی اما راجبش گفتی
قضاوت کردی
رای دادی
محکوم کردی
تو خدا نبودی اما خدایی کردی...
#زیبا #عشق #آرایش #عاشق #شعر #هنرمندان #ایران #بازیگر #ظروف #ولنتاین #تولد #تهران #سینما #ایرانی #هنر #زن #زنانه #دختر #دخترانه #پسر #پسرانه #خانم #عروس #رستوران #جهیزیه #خنده #رقص #آشپزی #سفر
Read more
 #با_یلدا_کتاب_بخونیم <span class="emoji emoji2728"></span> هیچوقت به درستی نمی توانی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شده پشت بیخیال ...
Media Removed
#با_یلدا_کتاب_بخونیم هیچوقت به درستی نمی توانی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شده پشت بیخیال گفتنش چقدر حرف نگفته پشت بی تفاوتی هایش چقدر دلتنگی... پشت آرایش غلیظ یک زن چقدر عشق، دلشوره، اشک، شک پشت سکوت سنگین یک مرد چقدر غرور، ترس، درد... تو هیچوقت نمی توانی بفهمی پشت دستهای گره خورده ... #با_یلدا_کتاب_بخونیم ✨
هیچوقت به درستی نمی توانی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شده
پشت بیخیال گفتنش چقدر حرف نگفته
پشت بی تفاوتی هایش چقدر دلتنگی...
پشت آرایش غلیظ یک زن چقدر عشق، دلشوره، اشک، شک
پشت سکوت سنگین یک مرد چقدر غرور، ترس، درد...
تو هیچوقت نمی توانی بفهمی پشت دستهای گره خورده یک زن و مرد چقدر فاصله خوابیده
پشت تعهد شناسنامه ای شان چقدر هوس...
پشت قیافه منطقی یک آدم چقدر جنون
پشت عصبیت یک آدم چقدر مهربانی...
پشت سر شلوغی های کسی چقدر تنهایی
پشت انزوای کسی چقدر دلیل...
تو هیچوقت یک خود فروش را در تنهایی اش ندیده ای
همونطور که یک معتقدِ دو آتشه را در خلوتش...
تو از خاطرات کودکی یک قاتل زنجیره ای، یک دزد حرفه ای، یک معتاد الکلی چیزی نمی دانی...
تو از آرزوهای آدم ها، عشق هاشان، نفرت هاشان، اجبارهاشان، مصلحت هاشان و فریاد فروخورده در گلوشان هیچ چیز نمی دانی
تو شاید ندانی مقیاسی که با آن اندازه میگیری چقدر می تواند درصد خطا داشته باشد
و اعتقاداتی که به سخره میگیری چگونه می تواند دلیل ادامه راه باشد
تو خیلی وقتها، خیلی جاها، در خیلی شرایط نبودی اما راجبش گفتی
قضاوت کردی
رای دادی
محکوم کردی
تو خدا نبودی اما خدایی کردی... #پریسا_زابلی_پور
.
.

ممنونم #باناشر
#بار_هستی
Read more
Loading...
میدانی به چه می اندیشم ؟ اینکه بی تو آفتاب به چه رنگ می تابد. سایه ام زیر نورش می رقصد؟ گل رز برای دستان ...
Media Removed
میدانی به چه می اندیشم ؟ اینکه بی تو آفتاب به چه رنگ می تابد. سایه ام زیر نورش می رقصد؟ گل رز برای دستان تو باز قد خواهد کشید؟ صبح ها با صدای خنده ات می شکفند؟ به چه می اندیشم ؟ اینکه دستانم شوق سرد شدن در زمستان دارند؟ تخفیف ها شوق خرید کردن می دهند؟ ابرها اشک شوق می بارند؟ زندگی می گذرد می دانم. اینکه ... میدانی به چه می اندیشم ؟
اینکه بی تو آفتاب به چه رنگ می تابد.
سایه ام زیر نورش می رقصد؟
گل رز برای دستان تو باز قد خواهد کشید؟
صبح ها با صدای خنده ات می شکفند؟
به چه می اندیشم ؟
اینکه دستانم شوق سرد شدن در زمستان دارند؟
تخفیف ها شوق خرید کردن می دهند؟
ابرها اشک شوق می بارند؟
زندگی می گذرد می دانم.
اینکه بی تو سیگار خوشبوست؟ خوش طعم است؟
غذایی که اضافه می آید سر میز خوردن دارد؟
می دانستم با خدا شرط کرده بودم. آمدنت را ، زیر باران خندیدنت را، باد میان موهایت تاب خوردنش را .من روزت را با خودکار قرمز توی تقویم ثبت کرده بودم.
پسرم هنگامی که عاشق شد
برایش از تو خواهم گفت.
میگویمش عشق یعنی :
ای غم انگیزترین حالت تنهایی من
باشی دگران را چکارم
نباشی دگران را چکارم
باشی وجودت
نباشی خیالت.
Read more
. امروز روزهای رفته ی سال 96 را ورق زدم.. . چه روزهایی که دلم می‌خواست تا ابد تمام نشوند و چه روزهایی ...
Media Removed
. امروز روزهای رفته ی سال 96 را ورق زدم.. . چه روزهایی که دلم می‌خواست تا ابد تمام نشوند و چه روزهایی که هر ثانیه اش به اندازه یک سال گذشت. . چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را آزرد. چه لبخندها که بی‌اختیار بر لبانم نشست. چه اشک‌ها که بی‌اراده از چشمانم سرازیر شد. . چه آدم‌هایی که بهم امید ... . امروز روزهای رفته ی سال 96 را ورق زدم.. .

چه روزهایی که دلم می‌خواست تا ابد تمام نشوند و چه روزهایی که هر ثانیه اش به اندازه یک سال گذشت.
.

چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را آزرد. چه لبخندها که بی‌اختیار بر لبانم نشست. چه اشک‌ها که بی‌اراده از چشمانم سرازیر شد.
. چه آدم‌هایی که بهم امید دادند و چه آدم‌هایی که دلم را شکستند.
.
چه چیزهایی که فکرش را هم نمی‌کردم و شد! و چه چیزهایی که تلاش کردم، انتظار کشیدم، امّا نشـــد....
. چه آدم‌هایی رو که شناختم و چه آدم‌هایی که فهمیدم هیچگاه نمی‌شناختمشان!
.

و چه عزیزانی که در این سال از دست دادیم ..... .

کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا، آرامشی که هیچگاه تمام نشود....🙏 پروردگارا در همین ساعاتِ ابتدای سال، از تو راحتی و آسایش می جویم برای کسی که روزگار برایش دشوار شده🙏
.

در همین لحظه ازت میخوام روزها و شبهای نود و هفتمون رو مملو از معجزه ی عشق کنی🙏 .

از ته دل ازت میخوام تو سال جدید خواسته های دلمون با حکمتِ تو یکی بشه و برامون اتفاق بیفته هر چیزی که الان آرزوش رو داریم🙏 .

حضرتِ عشق ، برای آدمهای تنها بهترین همدم رو قرار بده🙏 .
و ازت میخوام به دل کسی نندازی مهر آدمی رو که سهمش نیست...🙏
.

خدای بزرگ از صمیم قلب ازت میخوام تو سالی که میاد با مرگِ عزیزانمون ما رو امتحان نکنی🙏
.

و خدای عزیز اتفاقهای خوب بذار تو تقویمِ 97 برامون🙏
تو سالی که میاد حتماً برای هممون شبهای ناامیدی و تنهایی هم داره؛ ازت میخوام معجزه وار تو اون شبها دستمون رو بگیری و همه چیز درست بشه، درست تو همون لحظه ایی که حتی فکرشم نمی کنیم🙏
.

خدایا، آخر دعاهام مثل همیشه ازت میخوام با قدرتِ بی نهایتِ خودت دست ظلم و زور رو از کشور من کوتاه کنی🙏
.
و بیش از پیش کمکمون کنی بخوانیم، بفهمیم، درک کنیم و قضاوت نکنیم..🙏
.

آمین یا رب العالمین... #هفت_سين
#نوروز
#ایران
#pink
Read more
. #الرفیق_ثم_الطریق . رفیق شهیــــــــــــــــد داری، شهیــــــــــــــــدت میکنن! . و آنانكه خدا و رسول را اطاعت کنند، البته با کسانی که خدا به آنها لطف و عنایت کامل فرموده، یعنی با پیامبران و صدیقان و شهیدان و نیکوکاران محشور خواهند شد و اینان (دربهشت) چقدر نیکو رفیقانی هستند . . . 《من ... .
#الرفیق_ثم_الطریق
.
رفیق شهیــــــــــــــــد داری،
شهیــــــــــــــــدت میکنن!
.
و آنانكه خدا و رسول را اطاعت کنند، البته با کسانی که خدا به آنها لطف و عنایت کامل فرموده، یعنی با پیامبران و صدیقان و شهیدان و نیکوکاران محشور خواهند شد و اینان (دربهشت) چقدر نیکو رفیقانی هستند
.
.
.
《من يطع الله والرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا》سوره نساء آیه 69
.
.
وقتی خدا هم توی قرآن میگه که شهدا چقدر نیکو رفیقایی هستن،
.
وقتی تو مطمئنی که بهتر از شهداء برای تو رفیق پیدا نمیشه،
.
وقتی توی این دنیا احساس تنهایی میکنی و مطابق آیه《ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون 》میدونی که شهدا زنده هستن و بهترین گزینه برای درد دل کردن هستن،
.
وقتی میتونی تمام تصمیمات مهم زندگیت رو با مشورت دوست شهیدت بگیری و اون دنیا با رفیق شهیدت محشور شی ،
.
.
پس معطل چی هستی؟؟
.
رفیقت رو انتخاب کن و این رو بدون که بی صبرانه منتظره.
آخه اون شوق و اشتیاقش برای دوستی باتو خیلی بیشتره ...
شهدا به شدت هوای رفیقاشونو دارن،شک نکن.
.
.
بسم الله بگو...انتخاب کن ...
رفیق آسمونی،خودت رو هم آسمونی میکنه. .
.
.
#دوست_شهید_من
#شهید_شاهرخ_ضرغام
#شهید_سیدمجتبی_هاشمی
#یادمان_شهدای_دشت_ذوالفقاری_آبادان
Read more
Loading...
اینو واسه بعضیا میگم خدا کنه که خدا بهشون زودتر ثابت کنه که اونا خدا نیستن و خدایی هم وجود داره خدایا ...
Media Removed
اینو واسه بعضیا میگم خدا کنه که خدا بهشون زودتر ثابت کنه که اونا خدا نیستن و خدایی هم وجود داره خدایا از صمیم قلبم میگم که هیچ تنهایی رو تنها نزار که به هر بی لیاقتی بگه عشقم و بعدش با دلش بازی کنن آهای تویی که با دل من بازی کردی یادت باشه زمین گرد هست و به هم میرسیم و اونوقت نوبت منم میشه راستی یادت باشه ... اینو واسه بعضیا میگم
خدا کنه که خدا بهشون زودتر ثابت کنه که اونا خدا نیستن و خدایی هم وجود داره
خدایا از صمیم قلبم میگم که هیچ تنهایی رو تنها نزار که به هر بی لیاقتی بگه عشقم و بعدش با دلش بازی کنن
آهای تویی که با دل من بازی کردی یادت باشه زمین گرد هست و به هم میرسیم و اونوقت نوبت منم میشه
راستی یادت باشه دل شکستن هنر نیست وگرنه اگه هنر بود بعضیا جایزه اسکار رو میبردن
Read more
. #نیایش . خواب تو را می‌برد به رویاهای شیرین به کودکانه‌های رنگین آنک که بر گذرگاه بی‌عبور یک ...
Media Removed
. #نیایش . خواب تو را می‌برد به رویاهای شیرین به کودکانه‌های رنگین آنک که بر گذرگاه بی‌عبور یک انسان که خدا را در پستوی خانه کرده است پنهان فال تنهایی گرفته‌ای بر آستین و به خواب رفته‌ای غمگین . پروردگارا بر «هست» ما رنگی از «نیستی» بزن تا بر لحظه‌های خستگی کودکان رنج در گذرگاه‌ها و چهارراه‌های ... .
#نیایش .
خواب تو را می‌برد
به رویاهای شیرین
به کودکانه‌های رنگین
آنک که بر گذرگاه بی‌عبور یک انسان
که خدا را در پستوی خانه کرده است پنهان
فال تنهایی گرفته‌ای بر آستین
و به خواب رفته‌ای غمگین
.
پروردگارا
بر «هست» ما رنگی از «نیستی» بزن تا بر لحظه‌های خستگی کودکان رنج در گذرگاه‌ها و چهارراه‌های بی‌نگاه شهر، آن «نیستی» در آنی به حضوری از جنس تو بدل گردد تا لبخند شادی بر چهره معصومشان بنشیند و رنج و خستگی تنهاییشان را بزداید.
.
#نگاهی_به_آسمان
#جمعیت_امام_علی
Read more
. توقعت را از زندگی... از آدمها.... بالا ببر....! بخواه که بوسیده شوی.... بخواه که نگرانت ...
Media Removed
. توقعت را از زندگی... از آدمها.... بالا ببر....! بخواه که بوسیده شوی.... بخواه که نگرانت شوند... دلتنگت شوند...! خودت را لایق آغوشی امن بدان.... لایق خواستنی بودن.... لایق جنگیدن برای داشتنت....! . مهربان باش اما چوب حراج نزن به دل و روح و احساست....! تو بانویی.....! اگر ... .
توقعت را
از زندگی...
از آدمها....
بالا ببر....! بخواه
که بوسیده شوی....
بخواه که نگرانت شوند...
دلتنگت شوند...! خودت را
لایق آغوشی امن بدان....
لایق خواستنی بودن....
لایق جنگیدن برای داشتنت....!
.
مهربان باش
اما
چوب حراج نزن
به دل و روح و احساست....! تو بانویی.....!
اگر بدانی خدا
چقدر برای آفرینشت وقت گذاشته است....؟! اگر بدانی
چقدر پزت را به فرشتگان مقربش داده است....؟! خودت را....
قلبت را.....
وسعت بی مرز وجودت را
هدر نده
پیش پای هر عابر بی اعتبار...!
غرورت را نشکن
به گدایی عشق و احترام...! خودت باش....
بزرگ....
وسیع...
دست نیافتنی....! بگذار بهای داشتنت را بپردازند....
به دوستت دارم....
به می خواهمت....
به الهی دور خانمی ات بگردم...! بانو باش برای همه و تنها
برای مردی زن باش
که دور تا دور سرزمین لطیف زنانگی ات را
با
حصار تعهد و وفا
امن تر می کند....! برای مردی زن باش
که برای فتح قلعهء دلت
از مردانگی و غیرتش
مایه گذاشته است....! تنهایی ات را تاب بیاور
که قسمتش کنی
با مردی که
تنهاییش را
تا لحظهء رسیدنت تاب آورده است...!
.
.
.
Photo by : @keivan.khatami
Model by : @negar.abt
.
#اصفهان_عکس #اصفهانیا #اصفهانی #اصفهان

#esfahan #isfahan #esfahanziba #iranian_photography #ig_iran #instapersian #honar_dostan #aks_baran #_ax_honari #travelmagazin #traveling #iranian_photography #travelmagazi #ir_ig #ig_today #ig_mood #aks__khass #iranemoon #lenzak #ig_iran #instapersian #am_iranaks #axxkhas #instaesfahan
. 👈👈 جهت ارتباط با ما از هشتگ های زیر استفاده کنید
👇👇👇
#esfahanaks
#isfahanaks
Read more
 #آرامش #قلبت را آرام کن... یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با روح درونت… بیشتر لمس و تجربه اش كن... نگاه ...
Media Removed
#آرامش #قلبت را آرام کن... یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با روح درونت… بیشتر لمس و تجربه اش كن... نگاه كن به نعمت هایت... نگاه کن به اطرافت… به خوشبختى هایت… ️به کسانی که میدانی دوستت دارند… به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند… و از همه مهم تر به حضور خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت… گاهی یک جای ... #آرامش

#قلبت را آرام کن... یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با روح درونت…
بیشتر لمس و تجربه اش كن... نگاه كن به نعمت هایت...
نگاه کن به اطرافت…
به خوشبختى هایت…
❤️به کسانی که میدانی دوستت دارند…
به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند…
و از همه مهم تر به حضور خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت…
گاهی یک جای دنج انتخاب کن…
گاهی یک جای شلوغ…
💚آرامش در حضور خدا را در هر دو پیدا کن…
هم درکنار شلوغی آدم ها…
هم درکنج خلوت تنهایی …

دل مشغولی ها را گاهی ساده تر حس کن…
باران را بی چتر بشناس…
خوشحالی را فریاد بزن…
💚و بدان که خدا همیشه با توست.

#سلاله_زهرا
#قم
#حرم_حضرت_فاطمه_معصومه
#عکاس:@dard_neveshteh
#بیست_و_پنجم_خرداد۹۷

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#التماس_دعا
Read more
دخترانه دوستم داشته باش با شرم با شوق هیجان انگیز زنانه دوستم داشته باش صبور مهربان با قلبی به وسعت آسمان مادرانه دوستم داشته باش بی دریغ پر غرور خدا گونه تا پسرانه عاشق شوم مردانه پایت بمانم و کودکانه به تو محتاج باشم! تو به تنهایی میتوانی همه ی اینها باشی و من به تنهایی هیچکدام ... دخترانه دوستم داشته باش
با شرم
با شوق
هیجان انگیز

زنانه دوستم داشته باش
صبور
مهربان
با قلبی به وسعت آسمان

مادرانه دوستم داشته باش
بی دریغ
پر غرور
خدا گونه
تا پسرانه عاشق شوم
مردانه پایت بمانم
و کودکانه به تو محتاج باشم!
تو به تنهایی میتوانی همه ی اینها باشی
و من به تنهایی هیچکدام نیستم!
Read more
...رضا دزده #رضا_موتوری خودش بود و فقط جای فرخ را گرفته بود. رضا موتوری هیچ تلاشی نکرد برای اینکه شبیه فرخ شود. اما حکایت ما با رضا موتوری متفاوت است. ما این چیزی نیستیم که در فضای مجازی نشان می دهیم، اساسا خود واقعی ما با چیز دیگری است.رضا موتوری عاشق موتور سیکلت بود و ما عاشق گوشی موبایل، اینکه ... ...رضا دزده

#رضا_موتوری خودش بود و فقط جای فرخ را گرفته بود. رضا موتوری هیچ تلاشی نکرد برای اینکه شبیه فرخ شود. اما حکایت ما با رضا موتوری متفاوت است. ما این چیزی نیستیم که در فضای مجازی نشان می دهیم، اساسا خود واقعی ما با چیز دیگری است.رضا موتوری عاشق موتور سیکلت بود و ما عاشق گوشی موبایل، اینکه تنهایی در همه نسل ها وجود دارد اما شکل آن متفاوت است. امروز همه چیز غیر واقعی است، حتی مبارزه کردن برای گرفتن حق مان هم غیر واقعی و سطحی است. در واقع فقط داریم نق می‌زنیم مثل زن های عهد عتیق که به شوهرهای خود نق می‌زدند. یک روز #دلار و #سکه، یک روز #یوزپلنگ_ایرانی و یک روز هم #دریای_خزر، خدا رو شکر از صدقه سری حضرات در این مملکت هر روز سوژه ای برای نق زدن وجود دارد. اما در عمل هیچ به هیچ، خیابان ها آرام و فضای مجازی شلوغ است. بزرگترین تجربه ای سال ۸۸ برای من این بود که نود درصد مردم این سرزمین اهل حرف هستند و در عمل جرات و توان مبارزه کردن ندارند.جالب تر آنکه دوستانی که فقط بلد هستند تز بدهند حال مبارزان آن روزها و افرادی که ده سال تمام بخاطر آنها در حصر هستند را خائن دانسته و با تفکرات مجازی خود خشک و تر را باهم می سوزاندند که از نظر آنها همه سر و ته یه کرباس هستند!! اما دریغ از یک راه حل، یک حرکت فیزیکی در راه آرمانی که دارند‌. هیچی، فقط بلد هستند نق بزنند. امروزاز دریای خزر صحبت می کنند، همان هایی که سواحل خزر را به زباله دانی تبدیل کردند.چقدر این روزها به دوران ناصرالدین شاه قاجار شباهت دارد. دورانی که #امیر_کبیر در آن قربانی شد اما مردم او را هم دست پرورده قاجاریه می دانستند، دورانی که مردم این سرزمین در ناآگاهی و بی سودای غرق شده و مشکلات اقتصادی توان اندیشیدن را از آنها گرفته بود. اما تفاوت مردمان امروز با مردمان دوران #قاجار در این است که مردمان امروز عجیب مقابل یادگیری، آموزش، پرورش و اساسا اندیشیدن مقاومت می کنند.در چنین سرزمینی امید‌ به آینده نوعی دیوانگی تلقی می شود.امروز بیش از هر چیز باید به مانند رضا موتوری نقاب از چهره برداشته و خود واقعی مان باشیم

#سینما #رضا_موتوری #مسعود_کیمیایی #بهروز_وثوقی #کاسپین #قرارداد_ترکمنچای #اتحاد #فرهنگ #مبارزه #محمد_خاتمی #میرحسین_موسوی #جنبش_سبز #فتنه_۸۸ #قاجاریه #مشروطیه #پهلوی #انقلاب_اسلامی #مصطفی_تاج_زاده #بهزاد_نبوی #عبدالله_رمضان_زاده #حسن_روحانی #کلید #آقای_بنفش #ایران_زمین
Read more
. بزرگ شده ایم و بوسه های بعد از سیلی دیگر به كار نمی آید بزرگ شده ایم و تنهایی مانند خاطره ایی تلخ در ...
Media Removed
. بزرگ شده ایم و بوسه های بعد از سیلی دیگر به كار نمی آید بزرگ شده ایم و تنهایی مانند خاطره ایی تلخ در جشن به سراغ مان می آید ای كاش خدا میان سکوتش لااقل این تخت یكنفره را از تو بگیرد و شبت از جایی آغاز شود که پلک هایش را می بندد ای کاش فردا که از دست غروب به کافه پناه می بری سیگار تنها هم صحبت تو نباشد و تاكسی ... .
بزرگ شده ایم و بوسه های بعد از سیلی دیگر به كار نمی آید
بزرگ شده ایم و تنهایی مانند خاطره ایی تلخ در جشن به سراغ مان می آید
ای كاش خدا میان سکوتش لااقل این تخت یكنفره را از تو بگیرد و شبت از جایی آغاز شود که پلک هایش را می بندد
ای کاش فردا که از دست غروب به کافه پناه می بری سیگار تنها هم صحبت تو نباشد و تاكسی های تك سرنشین كه تو را به گوشه خودت می كشند کمی با خودشان ،غریبه شوند
دعا كن كه در هم همه آدم ها لااقل صدایمان به مادرمان برسد
 تا شاید کمی از بی کسی های شهر کم کند
.
#برشي_از_دلنوشته سرزمين_عجايب
#دكلمه در كانال
#پارسا_چنارى
Read more
. زندگی فقط در شادی هایش نیست که زیباست ، زندگی با غمهایش هم زیباست ، با نبودن گاه به گاه دوست داشتن ...
Media Removed
. زندگی فقط در شادی هایش نیست که زیباست ، زندگی با غمهایش هم زیباست ، با نبودن گاه به گاه دوست داشتن ها. زندگی چون هست ، زیباست ... زندگی به بودن عادتهایش است ، به بودن همین دلخوری ها و گاه غصه خوردن هایش زیر لحاف شب . زندگی به همین تکرار هر شب تنهایی به همین خواندن چند خطی غم نوشیدن دوخط چای بی وفایی ... .
زندگی فقط در شادی هایش نیست که زیباست ،
زندگی با غمهایش هم زیباست ،
با نبودن گاه به گاه دوست داشتن ها.
زندگی چون هست ، زیباست ... زندگی به بودن عادتهایش است ،
به بودن همین دلخوری ها و گاه غصه خوردن هایش زیر لحاف شب .
زندگی به همین تکرار هر شب تنهایی
به همین خواندن چند خطی غم
نوشیدن دوخط چای بی وفایی ، زندگی به همین بودن است که زیباست.
نیاز نیست نفست از جای گرم بلند شود
در سرمای روزگار هم
امیدی هست که بگوید : اندکی صبر سحر نزدیک است.
زندگی به امید است که زیباست
به بودن نفس های عادت
پشت گردن احساس
زندگی در غمهایش هم زیباست
نه فقط در روی شادش.
____________________________
#amirhosseinsaeedi #شادی #غم #زیبایی #امید #زندگی #خنده #خدا #خدا_هست #از_میان_همینطوری_های_روزانه #دلی #
Read more
. . . درست زمانی که بین همه اگرها وبایدها وچون وچراهامصمم میشوی بنشینی وبر سر سجاده مهرش وازخدا ...
Media Removed
. . . درست زمانی که بین همه اگرها وبایدها وچون وچراهامصمم میشوی بنشینی وبر سر سجاده مهرش وازخدا نام مادررا التماس کنی، آن زمان است که خدا نعمتش را...منتش را... بر سرت تمام کند ونام زیبای مادر را برازنده باقی اسمت کند قصه تنهایی روزهای زندگیت تمام میشود.یکی می آید که تو به لطف بودنش بهترین حس ها ... .
.
.
درست زمانی که بین همه اگرها وبایدها وچون وچراهامصمم میشوی بنشینی وبر سر سجاده مهرش وازخدا نام مادررا التماس کنی، آن زمان است که خدا نعمتش را...منتش را... بر سرت تمام کند ونام زیبای مادر را برازنده باقی اسمت کند قصه تنهایی روزهای زندگیت تمام میشود.یکی می آید که تو به لطف بودنش بهترین حس ها راتجربه می کنی وبه ضمانتش وام مادرانه میگیری... به همین تسهیل بی بدیل ، خودت به میل خودت ، خودرا ازدفتراولویت ها داوطلبانه خط میزنی و یک نفر را مادرانگی میکنی تا انتهای زندگی... درست مثل مادرت
.
.
.
.

تولدت مبارک نفس مامانی
Read more
تو را در طبیعت بکر چون یاس و در افکارم از احساس در انزوای تنهایی بی حد تو را در شبانه ی لبخند تا صبح ...
Media Removed
تو را در طبیعت بکر چون یاس و در افکارم از احساس در انزوای تنهایی بی حد تو را در شبانه ی لبخند تا صبح دور و به اندازه ی یک جرعه خدا دوستت می دارم #داداش # تو را در طبیعت بکر چون یاس
و در افکارم از احساس
در انزوای تنهایی بی حد
تو را در شبانه ی لبخند
تا صبح دور
و به اندازه ی یک جرعه خدا
دوستت می دارم
#داداش #
| تنها سفر کردن این امکان رو به شما میده که با آدم های جدید آشنا و دوست های جدید پیدا کنید. این دو سه روزی ...
Media Removed
| تنها سفر کردن این امکان رو به شما میده که با آدم های جدید آشنا و دوست های جدید پیدا کنید. این دو سه روزی که در کامرون هایلند بودم برای من خیلی خوب بود از جهت همراه شدن با دختری که از آمریکای مرکزی و کشور مکزیک بود. تنها سفر میکرد و ۳۲ سالش بود. Maytre دختر آرومی بود در عین حال خیلی شجاع و جسور مثل همه ی آدم ... |
تنها سفر کردن این امکان رو به شما میده که با آدم های جدید آشنا و دوست های جدید پیدا کنید. این دو سه روزی که در کامرون هایلند بودم برای من خیلی خوب بود از جهت همراه شدن با دختری که از آمریکای مرکزی و کشور مکزیک بود. تنها سفر میکرد و ۳۲ سالش بود. Maytre دختر آرومی بود در عین حال خیلی شجاع و جسور مثل همه ی آدم هایی که تنها سفر میکنن.
روز اولی که رسیدم کامرون تو لابی باهم آشنا شدیم‌. از کار از زندگی و تفکر سفر صحبت شد. از تنهایی و مشکلات و روابط کشور ها باهم و البته از تفکر ترامپ که میخواد مرز امریکا و مکزیک یه دیوار بکشه حرف زدیم که آخرش گفت ترامپ یک عقب افتاده ذهنیه!😁 maytre نمیدونست ایران دقیقا کجای جهانه بنده خدا حقم داشته ندونه چون مکزیک دقیقا اون طرف کره زمینه!! گفتم خلیج فارس ، دریای کاسپین بازهم نفهمید! اما وقتی از شعر های فردوسی و حافظ سعدی و زبان پارسی اسم اوردم تازه فهمید ایران کجاست و چه عظمتی داره و فرقش با عراق چیه!! قابل توجه اینکه که تو کوله پشتی این خانم چند جلد کتاب با موضوعات مختلف بود برای گذروندن اوقات بیکاری! در نهایت بعد کلی صحبت قرار گذاشتیم فردای اون روز بریم شهر و اطرافش رو بگردیم اون هم فقط با پیاده روی 😁
تو این ۲۳ روز با کلی آدم همراه شدم چه برای یک ساعت چه چند روز! meytre از اون دست آدمایی بود که میشد کلی چیز ازش یاد گرفت یا میشد صمیمی و ساده و بی آلایش باهاش برخورد کنی بدون اینکه نگران چیزی باشی.اون میگفت دنیا خیلی کوچیک و هیجان انگیزه شاید یه جای دیگه تو این کره خاکی دوباره همو دیدیم و با این خیال در نهایت بعد از دو روز باهم خداحافظی کردیم و هرکدوم از ما راهی یه طرف شد...
Read more
 #ورق_بزنید #خرداد،خرداد،خرداد عجیب،عجیب،همه چیزشان #عجیب است... تعارف که نداریم که آقا، ...
Media Removed
#ورق_بزنید #خرداد،خرداد،خرداد عجیب،عجیب،همه چیزشان #عجیب است... تعارف که نداریم که آقا، بگذار رک بگویم این #جماعت_خردادی بی اعصابند ولی موقع عصبانیت #بسیار_جذاب میشوند.... زود عصبی میشوند ولی خدا میداند هیچی در دلشان نیست... از رفتارهای عجیبشان برایت بگویم که یک لحظه با تو #خوبند ... #ورق_بزنید
#خرداد،خرداد،خرداد
عجیب،عجیب،همه چیزشان #عجیب است...
تعارف که نداریم که آقا، بگذار رک بگویم این #جماعت_خردادی بی اعصابند ولی موقع عصبانیت #بسیار_جذاب میشوند....
زود عصبی میشوند ولی خدا میداند هیچی در دلشان نیست...
از رفتارهای عجیبشان برایت بگویم که یک لحظه با تو #خوبند چند دقیقه بعد بدون هیچ دلیلی رفتارشان عوض میشود دمدمی مزاجند ولی باز هم میگویم همین دمدمی مزاج بودنشان هم جذاب است...
از #تنهایی شان برایت بگویم که درد و دل همه را با دقت گوش میدهند اما به وقت دلگرفتگی هایشان خودشان تک و تنها هستند و در خلوت خود میبارند.....
جالب اینجاست #دلشان را بشکنی💔شاید #یک بار ببخشند ولی از دفعه دوم فرقی نمیکند #چقدر_عاشقت باشد و چه جایگاهی در زندگی شان داشته باشی فاتحه ات خواندست و #یادت فراموششان میشود 👋
برایت بگویم که کمی #تنوع_طلب و عجول هستند 
ولی امان از زبانشان که انقدر #شیرین و پر حرف است و برعکس به وقتش با همان زبانش تو را با خاک یکسان میکند....
عجیب ولی در عین‌ حال جذابند این #ته_تغاری های بهار...... #خرداد_ماه #متولدین_خرداد #عجیب #ته_تغاری_بهار
#خراددی_ام
#خردادی_عشق
Read more
شب چه سخت است سرد خندیدن شهر را از نگاه من دیدن خیره در انتهای یک باور گل زیبای عشق را چیدن گاه افسوس ...
Media Removed
شب چه سخت است سرد خندیدن شهر را از نگاه من دیدن خیره در انتهای یک باور گل زیبای عشق را چیدن گاه افسوس و گاه تنهایی باز هم نا خدا پرستیدن مردم شهر غرق بی رحمی سوی سوی چراغ را دیدن بغض های عمیق و طولانی کنج خانه به خویش لرزیدن مردی از جنس کوه و صبرم من مردی از انتهای اقیانوس هرچه تاریک میشود دنیا میشود ... شب چه سخت است سرد خندیدن
شهر را از نگاه من دیدن
خیره در انتهای یک باور
گل زیبای عشق را چیدن
گاه افسوس و گاه تنهایی
باز هم نا خدا پرستیدن
مردم شهر غرق بی رحمی
سوی سوی چراغ را دیدن
بغض های عمیق و طولانی
کنج خانه به خویش لرزیدن
مردی از جنس کوه و صبرم من
مردی از انتهای اقیانوس
هرچه تاریک میشود دنیا
میشود چشم همچو یک فانوس
مرد شیرین خواب فرهادم
میرسد عشق او به فریادم

شعر از دوست خوبم #خوشدل
Read more
. ️عظم الله اجورنا واجوركم بمناسبة سابع الامام اميرالمومنين علي ابن ابي طالب عليه السلام️ . . ️شب هفت شهادت اميرالمومنين علي ابن ابي طالب عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشريف و همه شيعيان آن حضرت تسليت عرض مينمايیم️ . . ليلة ٢٢ رمضان ١٤٣٩هــ / ... ✨﷽✨
.
◼️عظم الله اجورنا واجوركم بمناسبة سابع الامام اميرالمومنين علي ابن ابي طالب عليه السلام◼️
.
.
◼️شب هفت شهادت اميرالمومنين علي ابن ابي طالب عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشريف و همه شيعيان آن حضرت تسليت عرض مينمايیم◼️
.
.
ليلة ٢٢ رمضان ١٤٣٩هــ / مؤسسة انصارالحسين(ع) طهران
.
الشاعر : خادم امیرالمؤمنین(ع) فاضل مقدم
@fazel_moghaddam
.
.
گزارش تصويرى از شب ٢٢ رمضان ١٤٣٩ هجرى / موئسسه انصار الحسين (ع) تهران
.
.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ميفرمايند :
اگر تمامی مردم بر دوستداری علی (ع) جمع می شدند خداوند آتش جهنم را خلق نمی کرد
.
📚بحار الانوار ج ۳۹ ص ۴۲۸
.
.
مسجد، خموش و شهر پر از اشک بی‌صداست ،، ای چاه خون گرفته کوفه ، علی (ع) کجاست؟ ،، ای نخل‌ها که سر به گریبان کشیده‌اید، شب غریبی و تنهایی شماست
.
.
@ansaralhussainas
@fosoli_media
@fosoli_media
.
.
#نجف #علي #ياعلي #الامام_علي #امام_علی #حيدر_كرار #ضربت #اميرالمومنين #يتيم #أيتام_ال_محمد #على_ولى_الله #فزت_ورب_الكعبة #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #محمد_فصولي #محمد_فصولی #محمد_فصولی_الكربلائي #فصولی
Read more
.<span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f534"></span><span class="emoji emoji1f534"></span> . یکی از این دوتا زود خسته شد..<span class="emoji emoji1f6ab"></span> . اونکه از صدجا کند تا وابسته شد..<span class="emoji emoji2764"></span> . وقتی ادامه راه بسته ...
Media Removed
. . یکی از این دوتا زود خسته شد.. . اونکه از صدجا کند تا وابسته شد.. . وقتی ادامه راه بسته شد... . . یکی از سر تا ته با داد بست به فحش. . دوتا دیوونه که هرچی جون کندن....🙃 . تهش خورد به بن بست هرچی بود قبلا . یکی از این دوتا سرد و زودتر رفت... . بی کیفیت شد هرچی زوم کرد اه... . دوتا ... .👇👇👇🔴🔴
.
یکی از این دوتا زود خسته شد..🚫
.
اونکه از صدجا کند تا وابسته شد..❤
.
وقتی ادامه راه بسته شد...⚫
.
. یکی از سر تا ته با داد بست به فحش.✴
.
دوتا دیوونه که هرچی جون کندن....🙃
.
تهش خورد به بن بست هرچی بود قبلا☺
.
یکی از این دوتا سرد و زودتر رفت...📴
.
بی کیفیت شد هرچی زوم کرد اه...✖
.
دوتا دیوونه که دوست داشتن همو...☺
.
اما واسه همدیگه غرور داشتن....🙃
.
کلی آرزوی خوب ساختن ...🙃
.
یکی عوض شد میون راه زود باختن.....😔
.
.
.
.
.
.
#عشق #خدا #اسمون #ابر #دل #بارون #عکس #جدید #داغون #انتظار #تنهایی #ترک #تبریز #مجید_خراطها #p_s
Read more
. . چشمات خسته ان از درد درداتو به من بسپار .. ای تنهاترین عاشق ، ای زیبای ِ بی تکرار .. . <span class="emoji emoji1f538"></span>️ #میلاد_شکری_زاده ...
Media Removed
. . چشمات خسته ان از درد درداتو به من بسپار .. ای تنهاترین عاشق ، ای زیبای ِ بی تکرار .. . ️ #میلاد_شکری_زاده ✍ . ️ #ترانه ️ #ترانه_سرا ️ #زیبای_بی_تکرار _____________ #چشمات #شعر #شاعر #شعروترانه #عاشق #دلتنگی #غمگین #عاشقانه #تنها #خدا #تنهایی #تنهاترین #زیبا #درد #جدایی #احساس .
.
چشمات خسته ان از درد
درداتو به من بسپار ..
ای تنهاترین عاشق ،
ای زیبای ِ بی تکرار .. .
🔸️ #میلاد_شکری_زاده ✍
. 🔸️ #ترانه 🔸️ #ترانه_سرا 🔸️ #زیبای_بی_تکرار
_____________

#چشمات #شعر #شاعر #شعروترانه #عاشق #دلتنگی #غمگین #عاشقانه #تنها #خدا #تنهایی #تنهاترین #زیبا #درد #جدایی #احساس
<span class="emoji emoji2b55"></span><span class="emoji emoji2b55"></span><span class="emoji emoji2b55"></span> در لحظه های بی کَسی تنهایی درماندگی تنها کسی که نگاهش به ماست فقط خدای مهربونه از ته دلتون ...
Media Removed
در لحظه های بی کَسی تنهایی درماندگی تنها کسی که نگاهش به ماست فقط خدای مهربونه از ته دلتون صداش کنید ازش بخاید محال ممکنه ناامیدتون کنه... دست خدا تو دستاتون شبتون اروم #شکرت_خدا ⭕⭕⭕
در لحظه های بی کَسی
تنهایی
درماندگی
تنها کسی که نگاهش به ماست
فقط خدای مهربونه
از ته دلتون صداش کنید
ازش بخاید
محال ممکنه ناامیدتون کنه...
دست خدا تو دستاتون😊🙌
◀شبتون اروم
#شکرت_خدا
همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیکتر میشه ....<span class="emoji emoji1f337"></span> غمگینم... مثل مادری که کودک گل فروش اش با دسته گل ها به خانه ...
Media Removed
همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیکتر میشه .... غمگینم... مثل مادری که کودک گل فروش اش با دسته گل ها به خانه برگشته! غمگینم... مثل فرمانده ای بازگشته از جنگ که نام سربازانش را با خودکشی سیگار بر بغض هایش بیاد آورد! غمگینم... مثل گورستانی که آخرین قبرش را خدا خریده باشد! غمگینم... مثل ... همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیکتر میشه ....🌷
غمگینم...
مثل مادری
که کودک گل فروش اش
با دسته گل ها به خانه برگشته!

غمگینم...
مثل فرمانده ای بازگشته از جنگ
که نام سربازانش را
با خودکشی سیگار بر بغض هایش
بیاد آورد!

غمگینم...
مثل گورستانی
که آخرین قبرش را
خدا خریده باشد!

غمگینم...
مثل رویایی
که فقط تنهایی می فهمد
بی مرزی اش را!

غمگینم...
مثل تقویم زندانی ها
که تمام روزهایش
سقط در تعطیلی هاست!

غمگینم...
مثل دقایق فلج شده
در گذر از رفراندوم عذاب!
#شعر
Read more
می دونی محاله یه روز صبح یکی درِ خونه رو بزنه یه جعبه بگیره جلوی آدم و بگه بفرما حال خوب! حال خوب ساختنیه. دست ...
Media Removed
می دونی محاله یه روز صبح یکی درِ خونه رو بزنه یه جعبه بگیره جلوی آدم و بگه بفرما حال خوب! حال خوب ساختنیه. دست کن ته خورجین دلتنگیا و زخما و بالا پایینای زندگیت، یه کم حال خوب از توش بکش بیرون. نمیگم آسونه نمی گم اشتباه نکن، زمین نخور، اشک نریز، کم نیار نمی گم جلوی یه حسرتایی رو می شه گرفت نمی گم همیشه‌ی ... می دونی محاله یه روز صبح یکی درِ خونه رو بزنه یه جعبه بگیره جلوی آدم و بگه بفرما حال خوب!
حال خوب ساختنیه.
دست کن ته خورجین دلتنگیا و زخما و بالا پایینای زندگیت، یه کم حال خوب از توش بکش بیرون.
نمیگم آسونه
نمی گم اشتباه نکن، زمین نخور، اشک نریز، کم نیار
نمی گم جلوی یه حسرتایی رو می شه گرفت
نمی گم همیشه‌ی خدا علی بی غم باش، که نمیشه؛
اصلا غم واسه اینه که به آدم عمق بده.
به قول یه بنده خدایی که می گفت درست بعد از اتفاق بود که فهمیدم اون لحظه ها که خنده میسر بود باید از ته دل و با صدای بلند می خندیدم، چه حیف که کم خندیدم!
اونایی که از عمق زخم هاشون شادی بیرون کشیدن قدر لحظه لحظه‌ی زندگی رو بیشتر دونستن.
نه که فکر کنی از بدو تولد آدم های قدرتمندی بودن، نه... اونا این قدرت رو بعد از هر زخمی، ذره ذره در خودشون پرورش دادن.
در لحظه هایی که امکان حال خوب رو داری حضور داشته باش، براش سنگ تموم بذار.
دنیا همیشه بلبشوئه، بهونه واسه دلگیری زیاده و فرصت کم،
تنهایی از رگ گردن به آدم نزدیکتره و انتظار هیچ دردی رو دوا نمی کنه؛
فقط خودتی که می تونی پازل بعضی لحظه هارو جوری بچینی که یه کم عشق کنی.
یادت نره که هر چقدر دنیا سخت بگیره حق توئه که توش عشق کنی،
حق گرفتنیه
حال خوب ساختنیه

#پریسا_زابلی_پور
Read more
پروردگارا! آرامشم را ميان پيچ و خم زندگی ای که خودم رقم زدم، گم کرده ام یاریم کن، آرامم کن، راهنمايم ...
Media Removed
پروردگارا! آرامشم را ميان پيچ و خم زندگی ای که خودم رقم زدم، گم کرده ام یاریم کن، آرامم کن، راهنمايم باش و ايمانم را قوی کن. خدايا! پنجره ای برای تماشا و حنجره ای برای صدا زدن ندارم، اميدم به توست! پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفترهای ديروزم را ورق بزنى، رحمتت را برای من و عزیزانم جاری کن. آمین ... پروردگارا!
آرامشم را ميان پيچ و خم زندگی ای که خودم رقم زدم،
گم کرده ام
یاریم کن، آرامم کن، راهنمايم باش و ايمانم را قوی کن.

خدايا!
پنجره ای برای تماشا و حنجره ای برای صدا زدن ندارم،
اميدم به توست!
پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفترهای ديروزم را ورق بزنى، رحمتت را برای من و عزیزانم جاری کن.

آمین مهربانم
#عشق #خدا #دوستت_دارم_خدا #زندگی #تنهایی #دلتنگی #خدا #ایمان #آرامش
Read more
 #تقدیم_به_متولدین_خردادیها<span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f48e"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f381"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span> . . . _خرداد،خرداد،خرداد عجیب،عجیب،همه چیزشان ...
Media Removed
#تقدیم_به_متولدین_خردادیها . . . _خرداد،خرداد،خرداد عجیب،عجیب،همه چیزشان عجیب است... تعارف که نداریم که آقا،بگذار رک بگویم این جماعت خردادی بی اعصابند ولی موقع عصبانیت بسیار جذاب میشوند... زود عصبی میشوند ولی خدا میداند هیچی در دلشان نیست... از رفتارهای عجیبشان برایت ... #تقدیم_به_متولدین_خردادیها❤💞💎😍🎁🎊🎈🎉🎊
.
.
.
_خرداد،خرداد،خرداد
عجیب،عجیب،همه چیزشان عجیب است...
تعارف که نداریم که آقا،بگذار رک بگویم این جماعت خردادی بی اعصابند ولی موقع عصبانیت بسیار جذاب میشوند...
زود عصبی میشوند ولی خدا میداند هیچی در دلشان نیست...
از رفتارهای عجیبشان برایت بگویم که یک لحظه با تو خوبند چند دقیقه بعد بدون هیچ دلیلی رفتارشان عوض میشود و دمدمی مزاج ولی باز هم میگویم همین دمدمی مزاج بودنشان هم جذاب است...
از تنهایی شان برایت بگویم که درد و دل همه را با دقت گوش میدهند اما به وقت دلگرفتگی هایشان خودشان تک و تنها هستند و در خلوت خود میبارند...
جالب اینجاست دلشان را بشکنی شاید یک بار ببخشند ولی از دفعه دوم فرقی نمیکند چقدر عاشقت باشد و چه جایگاهی در زندگی شان داشته باشی فاتحه ات خواندست و یادت فراموششان میشود
برایت بگویم که یکم تنوع طلب و عجول هستند
ولی امان از زبانشان که انقدر شیرین و پر حرف است و برعکس به وقتش با همان زبانش تو را با خاک یکسان میکند...
عجیب ولی در عین‌ حال جذابند این ته تغاری های بهار..
.
#رفیق_های_خردادیت_روتگ_کن_وپست_روتقدیمشون_کن_وتولدشون_روتبریک_بگو 🎊🎉🎈🎁🎊
.
. 💎 #میکائیل💕
🎊@mikilove351 🎁
.
#پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌 #پستهای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن💖💖😍😍👑👑✋
Read more
—————————————————-<span class="emoji emoji1f33a"></span> <span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span>ذکر شریف "لا إله ‌إلّا أنت‌ سبحانک إنی کنت ‌من ‌الظالمین" معروف به #ذکر_یونسیه ...
Media Removed
—————————————————- ذکر شریف "لا إله ‌إلّا أنت‌ سبحانک إنی کنت ‌من ‌الظالمین" معروف به #ذکر_یونسیه است... هر مؤمنی به ذکر آن مداومت کند ، از #غم‌ نجات ‌می یابد. .................. مریم نوشت:باور کن گاهی عکاس پله رو به روته و تو فقط با تنظیم روی تایمر سلفی وقت داری بری بایستی، عکاس بی ازاریه ... —————————————————-🌺 🌺🌺🌺🌺🌺🌺ذکر شریف "لا إله ‌إلّا أنت‌ سبحانک إنی کنت ‌من ‌الظالمین" معروف به #ذکر_یونسیه است... هر مؤمنی به ذکر آن مداومت کند ، از #غم‌ نجات ‌می یابد. .................. مریم نوشت:باور کن گاهی عکاس پله رو به روته و تو فقط با تنظیم روی تایمر سلفی وقت داری بری بایستی، عکاس بی ازاریه حداقل☺️☺️☺️ # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # #تنهایی های دخترانه #مجری #خدا #عدالت #
Read more
 #بارونزدگی #مجموعه_داستان نمی‌دونم زمستون شده بود یا هنوز داشتیم جوجه‌هامون رو می‌شمردیم اما ...
Media Removed
#بارونزدگی #مجموعه_داستان نمی‌دونم زمستون شده بود یا هنوز داشتیم جوجه‌هامون رو می‌شمردیم اما خوب یادمه زل زده بودی تو چشمام و می‌گفتی واقعا دوستم داری؟ فکر کنم زمستون بود. دستام یخ زده بود، خیلی آروم هرچی انرژی داشتم رو تو دستام جمع کردم و برای اولین بار دستات رو گرفتم و بهت گفتم که چشمای آدم‌ها ... #بارونزدگی #مجموعه_داستان
نمی‌دونم زمستون شده بود یا هنوز
داشتیم جوجه‌هامون رو می‌شمردیم اما خوب یادمه زل زده بودی تو چشمام و می‌گفتی واقعا دوستم داری؟ فکر کنم زمستون بود. دستام یخ زده بود، خیلی آروم هرچی انرژی داشتم رو تو دستام جمع کردم و برای اولین بار دستات رو گرفتم و بهت گفتم که چشمای آدم‌ها دروغ نمی‌گن. تو دوست داشتن رو تو چشمای من نمی‌بینی؟ دستات می‌لرزید، همون لحظه بود که گول خوردم. فکر می‌کردم تو هم دوستم داری و فکر می‌کردم باید خودم رو برای یک سفر دو نفره آمده کنم. از این سفرها که ابتداش مشخص شده اما هیچکس آخرش رو نمی‌دونه. من همیشه از سفر کردن با هواپیما متنفر بودم. آدم خیلی زود از این ور دنیا می‌رسه اون ور دنیا و تنها صحنه جذاب سفر اون لبخند مسخره مهمانداره که سفر خوبی رو برات آرزو می‌کنه. جمله مزخرفی که سرتاپاش اغراقه و خیلی زود می‌فهمی که دروغ داره تحویلت می‌ده و واقعا براش مهم نیست که سفر خوبی داشته باشی یا نه. یادته؟ آروم بهم گفتی، هرکی تو چشمای تو نگاه کنه سریع گول می‌خوره. می‌گفتی فقط دوست دارم نگات کنم و خودم رو فریب بدم و بگم دوستم داری. نمی‌دونم چرا امروز یاد اون روز افتادم؛ شاید به این خاطر که شک داشتی؛ تو دلت غوغا بود و همش فکر می‌کردی که یک روز وسط همین آدم‌هایی که نصفشون الان خوابن جات می‌ذارم و می‌رم؛ اما موندم و برای داشتنت با همه حتی با خدا جنگیدم اما یک روز که برف می‌اومد و من منتظرت بودم بیای تا تک‌تک دونه‌های برف رو تو تمام خیابونای تهرون بشماریم، رفتی. درست مثل همه ‌آدم‌هایی که قبل تو اومدن و رفتن. می‌دونم که بریدی اما دست خودم نیست از بچگی حسود بودم و نمی‌تونستم دوستام رو با بقیه تقسیم کنم. از بچگی از تنهایی می‌ترسیدم و این ترس هر روز بیشتر و بیشتر شد تا به تو رسید. ترسیدم، ترسیدیم، ترسیدی برای آخرین بار و این دقیقا خود مقصد بود. اختراع هواپیما از اولش هم اشتباه بود؛ ما نباید به سفرهای کوتاه عادت می‌کردیم.
#شب #عشق #بی_حوصلگی
Read more
به نام خدا . لب بسته بودن بر لبم آورد جانم را با زخم میبندم دهان استخوانم را هم صحبت گرمی ندارم ...
Media Removed
به نام خدا . لب بسته بودن بر لبم آورد جانم را با زخم میبندم دهان استخوانم را هم صحبت گرمی ندارم هرشب از آهم قندیل میپاشم سکوت استکانم را با تیک تاک کفری ساعت پریشانم لحظه به لحظه حال شهر بی اذانم را در سایه همسایه هایم گم شدم ناچار دادم نشان قبر ها نام و نشانم را از بس سرم برسنگ های سادگی ... به نام خدا
.

لب بسته بودن بر لبم آورد جانم را
با زخم میبندم دهان استخوانم را

هم صحبت گرمی ندارم هرشب از آهم
قندیل میپاشم سکوت استکانم را

با تیک تاک کفری ساعت پریشانم
لحظه به لحظه حال شهر بی اذانم را

در سایه همسایه هایم گم شدم ناچار
دادم نشان قبر ها نام و نشانم را

از بس سرم برسنگ های سادگی خورده
دیدم شکسته شیشه روح و روانم را

تکلیف من با دفترم روشن نشد وقتی
در شعر گم کردم تمام دوستانم را

هر شب به تکرار خودم در خویش فرسودم
ای جان پیرم پس بده جسم جوانم

#احمدحیدری
#صد_سال_تنهایی
#کتاب_بخوانیم
#سکوت
#Silence_voice_is_louder_than_shouting
#صدای_سکوت_بلندتر_از_فریاد_است
Read more
خدابامن است هرکس به میزانی که تنهایی نیاز دارد عظمت دارد و بی نیاز تر است ولی خدا کنارمن است تنهایی معنایی ندارد خدابامن است

هرکس به میزانی که تنهایی نیاز دارد

عظمت دارد و بی نیاز تر است

ولی خدا کنارمن است تنهایی معنایی ندارد
نیمکت تنهایی بعددوران مدیدی بردل خسته رسیدی از من آزرده دل وغمزده ای یار چه دیدی؟ که چویک کفترچاهی پرپرواز ...
Media Removed
نیمکت تنهایی بعددوران مدیدی بردل خسته رسیدی از من آزرده دل وغمزده ای یار چه دیدی؟ که چویک کفترچاهی پرپرواز کشیدی؟ ازبربام دلم جلد پریدی تودراین لحظه آنی چه شنیدی؟ یاچه دیدی؟ که دگرباره ازاین خانه متروک دلم بازبریدی زخدا خواسته ام باردگرپیش من آیی و به لبخندلبی ختم کنی رسم جدایی تازنو ... نیمکت تنهایی

بعددوران مدیدی بردل خسته رسیدی
از من آزرده دل وغمزده
ای یار چه دیدی؟
که چویک کفترچاهی
پرپرواز کشیدی؟ ازبربام دلم
جلد پریدی
تودراین لحظه آنی چه شنیدی؟
یاچه دیدی؟
که دگرباره ازاین خانه متروک دلم بازبریدی
زخدا خواسته ام باردگرپیش من آیی
و به لبخندلبی ختم کنی رسم جدایی
تازنو تازه شود خاطره هایی
تا دگرمحوشود فاصله هایی
که میان من و تو گشته به غایی
من دراین دفتریکبرگ که توباز
جدا کردی و بردی
و همه زندگیم بود
ننوشتم که چرایی؟
من به امیدهمان لحظه دیدار نشستم
روی یک نیمکت تنها
و کنار آب دریا
تو بیایی دل من شاد شودبار دگر بار
و اگر سنگدلی پیشه کنی
دست خدا پشت و پناهت
با کمی یاد به آغوش نگاهت
من چو دیوانه و خورشید کشیم بار گناهت

بی خوابی دیشب باعث نوشتن این شعر شد
Read more
همش به خودم میگم #زندگی رنگی رنگیه مثل #قرمز پر هیجان مثل #آبی آروم مثل #نارنجی گرم مثل #سبز پر ...
Media Removed
همش به خودم میگم #زندگی رنگی رنگیه مثل #قرمز پر هیجان مثل #آبی آروم مثل #نارنجی گرم مثل #سبز پر از امید و... زندگی خوش طعمه مثل #چاغاله بادوم پر نمک مثل #بستنی شیرین مثل باقالی پلو با گوشت و روغن کرمونشاهی مشتی و پر چرب و... اممم زندگی شلوغه مثل ساعت پنج بعد از ظهر تو مترو اونم ایستگاه ... همش به خودم میگم
#زندگی رنگی رنگیه
مثل #قرمز پر هیجان
مثل #آبی آروم
مثل #نارنجی گرم
مثل #سبز پر از امید
و...
زندگی خوش طعمه
مثل #چاغاله بادوم پر نمک
مثل #بستنی شیرین
مثل باقالی پلو با گوشت و روغن کرمونشاهی مشتی و پر چرب
و...
اممم زندگی شلوغه
مثل ساعت پنج بعد از ظهر تو مترو اونم ایستگاه امام خمینی
مثل ترافیک خیابونای #تهران
مثل صف نون سنگک
و...
زندگی سیاهم هستا.تلخم هست. خلوتم هست میدونم
مثل مرگ مثل مریضی مثل تنهایی...
ولی میتونه
با #لبخند منو تو
با #تلاش من و تو
با #مهربونی من و تو
با #گذشت من و تو
با وفاداری و پایبندی ما
با همت و پشتکار من و تو
رنگش عوض بشه
طعمش عوض بشه ازدحامش حتی...
کافیه بخواییم
کافیه یه جور دیگه ببینیم
کافیه بی دریغ #کمک کنیم
کافیه فقط #ببخشیم
کافیه... اصلا بیخیال این حرفا به صورت جدی با همتونم
#بخندید لطفا
همیشه بخندید به #مشکلات بخندید
به #تلخی ها بخندید
منی که اینجوری همش میخندم
نه نفسم از جای گرم بلند میشه
نه خالی از مشکلاتم
ولی حداقل حالم خوب میشه 😊
حالتون خوب باشه همش
و فراموش نکنید
خنده خیلی خوشگلتون میکنه هاااا
از ما گفتن 😘
(در حال ضبط ویدئوهای جذاب و کاربردی برای شما عزیزان هستیم،به امید خدا از اخر ماه سوپرایزهای جذابی خواهیم داشت)
Read more
من سالهاست با خودم تو جنگم/اما امروز بیشتر از قبلا/بیچاره قلبم که اونو هر کجا گذاشتم/قطره قطره خون ...
Media Removed
من سالهاست با خودم تو جنگم/اما امروز بیشتر از قبلا/بیچاره قلبم که اونو هر کجا گذاشتم/قطره قطره خون میچکه ازش با سماجت/عشق اونو داغونش کرد که راحت/تو طعم ناخوش گریه هامو یادت نیست/بجز یه صلیب کوچیک همه بودن نارفیق/تو هیچ کدوم از خوبی های منو یادت نیست/اما خیلی خوب راهه قلبمو واردی/دنیای من شده ... من سالهاست با خودم تو جنگم/اما امروز بیشتر از قبلا/بیچاره قلبم که اونو هر کجا گذاشتم/قطره قطره خون میچکه ازش با سماجت/عشق اونو داغونش کرد که راحت/تو طعم ناخوش گریه هامو یادت نیست/بجز یه صلیب کوچیک همه بودن نارفیق/تو هیچ کدوم از خوبی های منو یادت نیست/اما خیلی خوب راهه قلبمو واردی/دنیای من شده چندتا عکس یادگاری با رفیقام/که اونم تو حال ما نیست/تو نمیخواستی تغییرات منو ببینی/خواستی بندازیم تو بیراهه بعدش بپیچی/من یه روانیم بقول خودت بچه ی شیطان/که با خدا میکنه توانی/تو یه فرشته می تونی اشکاشو دراری/میتونی با عشق لعنتیت بکنیش حلق آویز/می دونی از ته قلبم خوشبختیت آرزومه/بدونِ تو حتی یذره هم نداره صفا خونه/این اواخر فقط حرف خودت مهم بودش/نمی دیدی چشمای من شده پرِ خون/باید چیکار میکردم که منو بتونی ببخشی /کاری کردی فقط از تو یادم بمونه بیرحمی/میگفتم یه اشتباه خوبیاتو میسوزونه /تو یه آتیش درست کردی برای خوبیات/منکه داشتم همه چی رو درست میکردم/بگو چرا منو کردی تو عمق دو متری غرقم /شایدم میخواستی برات راهو باز کنم/منی که کنار تو خوابیدم و با تو پاشدم/این همه شب..این همه روز بهت رسیدم/فکر میکردم از آسمون اومده فرشته پیشم/از این به بعد دیگه چیزی بهت نمیگم/کنارش خوش باش چیزی بهش نمیگم/من جهنمیم و بهشت نمیرم/خاطراتمون تو تنهایی نوشته میشن فقط/امان و امان از سرنوشت بیرحم/که بخاطرش شکسته و گرفته میشم /از این به بعد تصورت کنم یه جا دیگه/این دلِ لعنتی فقط میده صدا شیشه/امسال میره میاد یه سالِ دیگه/به بهارش دلمو خوش کنم یا پاییزش؟/لعنت به پاییز که منو عاشقم کرد/خیلی بی سروصدا و ساکتم رفت
ساکشم بست/رفت به یه جای جدید/من موندم همون جا با خاطرات قدیم...
Read more
‎... بفرمایید #میرزا_قاسمی ‎توی #طبیعت 🤤 ... زندگی را جشن بگیر دیروز رفته است فردا شايد هرگز نباشد ! تنها چيزی که داری همین لحظه‌هاست و همین امروز پس قدر اين لحظه را بدان و شکرگزار خدا باش یکی از نکات مهم که باید برای ایجاد و حفظ انگیزه به آن توجه بسیاری داشت انجام کارهایی است که به آن ... ‎...
بفرمایید #میرزا_قاسمی
‎توی #طبیعت 😋🤤😍
...
زندگی را جشن بگیر
دیروز رفته است
فردا شايد هرگز نباشد !
تنها چيزی که داری همین
لحظه‌هاست و همین امروز
پس قدر اين لحظه را بدان
و شکرگزار خدا باش
یکی از نکات مهم که باید برای ایجاد و حفظ انگیزه به آن توجه بسیاری داشت انجام کارهایی است که به آن اشتیاق و علاقه دارید. اگر در مورد کار و مسیری که در زندگیتان طی می کنید شور و اشتیاق فوق‌العاده‌ای داشته باشید، همیشه برای انجام کارهایتان باانگیزه خواهید بود و برای انجام مسئولیت‌ها و تکمیل وظایفتان هر کاری که از دستتان برمی‌آید را انجام خواهید داد.
شما نباید صبح ها افسرده و بی میل از خواب بلند شوید. نباید فردی همیشه خسته و اخمو باشید و از کارهایی که در طول روز می کنید نفرت داشته باشید. شما نباید تمام انرژی خود را صرف تحمل کردن افکار بد و بدی های اطراف خود بکنید. شما نباید هر روز جمله «این زندگی کردن نیست» را با خود تکرار کنید.
شما باید خوشحال باشید که باز صبح شده است. اشتیاق و علاقه تان هر چیزی که باشد، سرگرم آن شدن به شما انرژی می­دهد و با انگیزه بیشتری هدفتان را دنبال کنید. کاری که برایتان مثل تفریح و سرگرمی است دوست دارید ساعت ها برایش وقت بگذارید.
راههای رسیدن به آرامش هر کسی متفاوت یکی عاشق آشپزی یکی طبیعت یکی بیرون رفتن یکی تنهایی یکی دور هم بودن های دسته جمعی رو بیشتر ترجیح میده یکی عاشق پیاده روی همراه با سحر خیزی ؛بعضی ها هم عاشق آرامش طبیعتا
سعی کنیم برای چند لحظه ی دور از دنیای ماشین امروز به دور از تکنولوژی زندگی رو سپری کنیم
فراموش نکنید چیزی که امروز دارید آرزوی دیروز بود
...
طرز تهیه میرزاقاسمی کردکوی گلستان
#همگردی #گلستان #کردکوی #میرزا_قاسمی
#آرامش_محض #چایی_آتیشی #آتش #چای #درازنو #شمال
#ایرانگردی
Photo by @alireza.rezanejhad
Judge @_elham_ju

مارا از طريق هشتگ #hamgardiل دنبال كنيد

خوشحال میشیم نظرتون رو درباره عکس یا متن باما درمیان بگذارید 🙏☺️

📍 اگه از تصویر لذت میبرید و عاشق این زیبایی هستید با دعوت دوستانتون اونها رو در این لذت و زیبایی شریک کنید 🙏
ممنون از این که ؛
- ✈ دوستای واقعی تو تگ میکنی
- ❤ لایک 💛 کامنت 💙 فالو میکنی
- 👉 سفر ها و ماجراهای مارو دنبال میکنی
Read more
عجب جایی خواننده : گوگوش آهنگساز : حسن شماعی زاده ترانه سرا : میلاد افشین عجب جایی به داد ِمن رسیدی تـا مـن دنیـا رو زیبـاتـر ببینـم تا من اونقد بخوام زنده بمونم باهـات رویـامُ تـا آخـر ببینـم عجب جایی به داد ِمن رسیدی تـا مـن دنیا رو تنهـایی نگـردم تو تنها آدمی هستی که هیچوقت باهاش ... عجب جایی

خواننده : گوگوش
آهنگساز : حسن شماعی زاده
ترانه سرا : میلاد افشین

عجب جایی به داد ِمن رسیدی
تـا مـن دنیـا رو زیبـاتـر ببینـم
تا من اونقد بخوام زنده بمونم
باهـات رویـامُ تـا آخـر ببینـم

عجب جایی به داد ِمن رسیدی
تـا مـن دنیا رو تنهـایی نگـردم
تو تنها آدمی هستی که هیچوقت
باهاش احساس ِتنهایی نکردم

تـا از پیشـِت میـرم دلتنگ میشم
مُــرورت میکـنن هُــرم ِنفسهـام
به هیشکی جُز تو احساسی ندارم
به جز تو از خدا چیزی نمیخوام

تـا وقتی که تو رو دارم کنـارم
چه فرقی‌میکنه کی هستُ کی نیست
بگو داریم توو بیداری میبینیم
که بین ِدستامون هیچ مانعی نیست

پُـر از خوشحـالی ِبی وقفـه میشم
تـا دستـام تـوی دستـای تـو میـره
شاید این لحظه باور کردنی نیست
که از خوشحالی من گریه‌م میگیره

ببین تا پُـر شدم از نا امیـدی
غمُ از توو دلم بیرون کشیدی
دارم دنیـا رو زیبـاتـر میبینم
عجب جایی به داد ِمن رسیدی

#عجب_جایی
#گوگوش
#حسن_شماعی_زاده
#میلاد_افشین

@googoosh
دانلود آهنگ در کانال تلگرام ما(لینک کانال در بیو)
Read more
. دهانِ وا شده‌ی ماهی که گیر کرده به قلّاب و ↓ بدون دلهره از بیرون کشیده می‌شود از آب و ↓ نگاه ...
Media Removed
. دهانِ وا شده‌ی ماهی که گیر کرده به قلّاب و ↓ بدون دلهره از بیرون کشیده می‌شود از آب و ↓ نگاه می‌کندت، بی‌جان «مرا بلند کن از خواب و ↓ فقط تکان بده! محکم‌تر!» . خدا شبیه دو دست خیس که می‌خورد به تنم، سرد است و این منم زن تنهایی که سال‌هاست که سردرد است تکان نمی‌خورد از جایش دلش ... .
دهانِ وا شده‌ی ماهی
که گیر کرده به قلّاب و ↓
بدون دلهره از بیرون
کشیده می‌شود از آب و ↓
نگاه می‌کندت، بی‌جان
«مرا بلند کن از خواب و ↓
فقط تکان بده! محکم‌تر!»
.
خدا شبیه دو دست خیس
که می‌خورد به تنم، سرد است
و این منم زن تنهایی
که سال‌هاست که سردرد است
تکان نمی‌خورد از جایش
دلش گرفته و بُغ کرده ست
«ولش کن از بغلِ خیست»
.
سوال از سرِ نخ افتاد
بگو چقدر زمان دارم؟
برای یک نفسِ راحت
ببین که گریه‌کنان دارم ↓
جواب می‌شوم از این درد
تمام شب هیجان دارم ↓
«کسی مرا بکشد بیرون!»
.
به فکر معجزه‌ای هستی
برای منطقِ بیمارم
به فکر ترکِ منی غمگین
که گیر کرده در افکارم
نگاه‌های حسودت را
بدزد از من و سیگارم
«به تختِ خوابِ خودت برگرد!»
.
کسی شکافت بدونِ ترس
جهانِ ماهی تنها را
و ریخت از شکمش بیرون
تمام «بچّه‌خدا»ها را
کسی بیاید از این کابوس
کسی نجات دهد ما را
«فقط تکان بده! محکم تر!»
«فقط تکان بده! محکم تر!»
«فقط تکان بده! محکم تر!»
.
فاطمه اختصاری
Read more
. هراسم نیست از آدمها ، خدا صبح‌ها در خانه‌ ما آواز میخواند..... از همین قاب تکراری ، همین میزی که ...
Media Removed
. هراسم نیست از آدمها ، خدا صبح‌ها در خانه‌ ما آواز میخواند..... از همین قاب تکراری ، همین میزی که روی آن گهگاه با خانواده رفقا یا اقوام چای و دمنوش و قهوه مینوشیم و دل و وجودمان گرم میشود ، در مناسبت‌های مختلف کیک‌های رنگی رویش میگذاریم و شادی را قسمت میکنیم ، در تعطیلی‌ها فیلم‌های مختلف را بساط و ... .
هراسم نیست از آدمها ، خدا صبح‌ها در خانه‌ ما آواز میخواند.....
از همین قاب تکراری ، همین میزی که روی آن گهگاه با خانواده رفقا یا اقوام چای و دمنوش و قهوه مینوشیم و دل و وجودمان گرم میشود ، در مناسبت‌های مختلف کیک‌های رنگی رویش میگذاریم و شادی را قسمت میکنیم ، در تعطیلی‌ها فیلم‌های مختلف را بساط و پاپکرن رو از دست هم میکشیم ، آبنبات‌ها و تافی‌ها کم و زیاد میشوند و گذر زمان را نشان میدهند ، در تنهایی گاهی شمع میسوزد و قطرات اشک چشممان روی میز لک میشود ، گل پای ثابت این قاب است هربار به رنگی و مدلی به ما انرژی میبخشد در همان گلدان سبزرنگ شیشه‌ای همیشگی که یادآور هنر مرز و بومم است ، گاه در همین نیمه‌ی سال در همین دم‌دمای رسیدن پاییز در بی‌حوصله‌ترین زمان احوالت باید از جزیی‌ترین و عادی‌ترین‌های پیرامونت شکرگزاری کنی با دقت تماشا کنی و رنگها را بیابی☘️
#موبیلم_گرافی #گلنویس
۱۳۹۷/۰۶/۲۱
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> در هیاهو شهری شلوغ مردی ثروتمند از تنهایی و بی کسی اش سر به بیابان گذاشت و سخت گریست یک وجب دورتر ...
Media Removed
در هیاهو شهری شلوغ مردی ثروتمند از تنهایی و بی کسی اش سر به بیابان گذاشت و سخت گریست یک وجب دورتر از او زنی از بی نانی جامه تقوا را به بهایی اندک عرضه کرد و سخت گریست کودکی ژولیده در خیابانی شیک با هجمه ای از پاکت فریاد میزد : از بهر خدا فالی از من بخرید مادر رنجورم سخت بیمارست بغض ... 🍃🌸🍃
در هیاهو شهری شلوغ
مردی ثروتمند
از تنهایی و بی کسی اش
سر به بیابان گذاشت و سخت گریست
یک وجب دورتر از او
زنی از بی نانی
جامه تقوا را
به بهایی اندک
عرضه کرد و سخت گریست
کودکی ژولیده
در خیابانی شیک
با هجمه ای از پاکت
فریاد میزد :
از بهر خدا
فالی از من بخرید
مادر رنجورم
سخت بیمارست
بغض امانش را برید و
سخت گریست
و خدایی تنها
در میان ابرها
ظلم مردم سنگدل را
با ناباوری تماشا میکرد
دلش از این هم بی رحمی گرفت
سر به گریبان برد و
سخت گریست .... #فریبا_الف.
Read more
آقای وزیر،عدالت در کدامین اتاق وزارت ورزش محبوس مانده است؟! خدا را شکر مردمانی داریم بی نهایت قدرشناس ...
Media Removed
آقای وزیر،عدالت در کدامین اتاق وزارت ورزش محبوس مانده است؟! خدا را شکر مردمانی داریم بی نهایت قدرشناس و با محبت که حتی باید جان را فدای لطف و محبت خالصانه شان کردو با تمام وجودم ادای احترام میکنم به مردم وطنم که همواره حمایتهای بی دریغشان شامل حال افتخار آفرینان ورزش ملی ایران بوده و هست عهد کرده ... آقای وزیر،عدالت در کدامین اتاق وزارت ورزش محبوس مانده است؟!
خدا را شکر مردمانی داریم بی نهایت قدرشناس و با محبت که حتی باید جان را فدای لطف و محبت خالصانه شان کردو
با تمام وجودم ادای احترام میکنم به مردم وطنم که همواره حمایتهای بی دریغشان شامل حال افتخار آفرینان ورزش ملی ایران بوده و هست
عهد کرده کردم تنها به افتخار آفرینی برای ملت و مملکت عزیزم فکر کنم
اما چه کنم که شاهد بی سابقه ترین و شدیدترین کم لطفی ها از جانب افرادی هستم که باید همانند پدری مهربان نگاهی برابر به تمامی فرزندان خود داشته باشند اماندارند؟
چگونه میتوانم ناعدالتی در قبال قهرمانان و مسئولان دلسوز کشتی را ببینم اما سکوت کنم؟!
چگونه می توانم اوج تنهایی پهلوان و قهرمان محبوب سرزمینم(دکتر رسول خادم) که به حق مایه ی فخر و مباهات کشتی و تمام ورزش ایران میباشد را ببینم اما سکوت کنم؟
مردیکه یک تنه تمام بار کشتی را به دوش کشیده و شاهدیم آنانیکه باید درکنارش باشند در مقابلش ایستاده اند
آقای وزیر، به کجا چنین شتابان؟
عدالت وانصاف در کدامین اتاق وزارت ورزش محبوس مانده است؟
کشتی و قهرمانان و مدیرانش چه کرده اند جز افتخار آفرینی که اینگونه درقبالش جفاصورت میگیرد و چشمها بر روی افتخارات بزرگشان بسته شده؟
چرا نگاهی نابرابر و ناعادلانه نسبت به ورزش ملی این سرزمین و افتخار آفرینانش وجود دارد؟
آقای وزیر کشتی یار میخواهد نه سربار؟
کدام منطفی می پذیرد در آستانه بازیهای آسیایی و رقابتهای جهانی اینهمه فشار روحی وروانی ازسوی آنانیکه باید یاریگر قهرمانان ورزش ملی ایران باشند بر ملی پوشان کشتی وارد شود؟
کدام منطقی می پذیرد درآستانه بازیهای آسیایی و قهرمانی جهان بودجه کشتی به شکل چشمگیری تنزل یابد؟
چگونه برای کشتی و قهرمانانش پول نیست اما برای برخی رشته هاحتی پاداش چندصد هزار دلاریشان در روز تعطیل تهیه و پرداخت میشود؟
چه میکنید با ورزش ملی و همیشه پرافتخار این سرزمین؟
چرا مدیران دلسوز و موفق کشتی کشور را تنها گذاشته اید؟
چرا پاداش قهرمانان افتخار آفرین کشتی نباید به شکل کامل پرداخت شود؟
چرا در زمانیکه باید یاریگر کشتی و مدیران و قهرمانانش در روزهای سخت باشید سکوت کرده اید؟
آیا حمایت از کشتی تنها حضور در سالنهای مسابقات و عکس یادگاری پای سکوها و درکنار قهرمانانش میباشد؟
آقای وزیر....
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه
می پنداشتیم
Read more
. . . خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است وقتی که صداقتها ، آلوده به صد رنگ است خود را به خدا بسپار، ...
Media Removed
. . . خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است وقتی که صداقتها ، آلوده به صد رنگ است خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است چون وادی عشق است او، چون دور ز نیرنگ است خود را به خدا بسپار ، آن لحظه که تنهایی آن لحظه که دل دارد ،از تو طلب یاری خود را به خدا بسپار ، همراه سراسر اوست دیگر تو چه میخواهی ... .
.
.
خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است
وقتی که صداقتها ، آلوده به صد رنگ است
خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است
چون وادی عشق است او، چون دور ز نیرنگ است

خود را به خدا بسپار ، آن لحظه که تنهایی
آن لحظه که دل دارد ،از تو طلب یاری

خود را به خدا بسپار ، همراه سراسر اوست
دیگر تو چه میخواهی ؟! بهر طلبت از دوست

خود را به خدا بسپار، آن لحظه که گریانی
آن لحظه که از غمها ، بی تابی و حیرانی

خود را به خدا بسپار، چون اوست نوازشگر
چون ناز تو میخواهد ، او را ز درون بنگر
خود را به خدا بسپار ، وقتی که تن ات سرد است
وقتی که دل از دنیا ، آمیخته ی درد است
Read more
. گوشه ای از  لطف دوستان به بندی از یک چهار پاره که سال هایی دور نوشتم. خودم این این چهار پاره را دوست ...
Media Removed
. گوشه ای از  لطف دوستان به بندی از یک چهار پاره که سال هایی دور نوشتم. خودم این این چهار پاره را دوست دارم زیرا تمامیت تنهایی من است که بسیار دوستش می دارم. امیدوارم دوستانی هم که آن را خوانده اند دوستش داشته باشند هم این شعر، هم تنهایی شان را. با سپاس از هنرمندان گرامی: عکس اول: اثر هنرمند گرامی ... .
گوشه ای از  لطف دوستان به بندی از یک چهار پاره که سال هایی دور نوشتم.
خودم این این چهار پاره را دوست دارم زیرا تمامیت تنهایی من است که بسیار دوستش می دارم. امیدوارم دوستانی هم که آن را خوانده اند دوستش داشته باشند هم این شعر، هم تنهایی شان را.
با سپاس از هنرمندان گرامی:
عکس اول: اثر هنرمند گرامی جناب یزدانی
عکس دوم: اثر هنرمند گرامی جناب اسحاق اکابری
عکس سوم: اثر هنرمند گرامی جناب علی برات نژاد
عکس چهارم: لطف دوستان در صفحه شعرهای عاشقانه ست

تنهایی عمیق به قلبم خوش  آمدی
ای درد ای رفیق به قلبم خوش  آمدی
درمن جراحتی ست که سوغاتی غم است
ای بوسه بوسه تیغ یه قلبم خوش  آمدی

مثل قدیم دلخوش آینده نیستم
حتی شبی برای خدا بنده نیستم
خو کرده ام به بغص به همزاد روزهام
آنقدر ها که منتظر خنده نیستم

من آشنای خلوت شب های کافه ام
از زندگی کلافه ام از غم کلافه ام
بی ربطم انچنان که فقط توی زندگی
این روزها شبیه به حرفی اضافه ام

تا کی به دوش خود بکشم این جنازه را
هربار هی فرو بخورم حرف تازه را
هر بار پی نوشت غزل های خود کنم
این بوسه های مضطرب بی اجازه را

حالا که منتظر ته این جاده ام بیا
با زندگی و عشق در افتاده ام بیا
من سال هاست چشم به راه تو ام،ببین
ای مرگ تا برای تو آماده ام بیا
#مرضیه_فرمانی
#تنهایی_عمیق_به_قلبم_خوش_آمدی
#شعرعاشقانه
#تمامیت_تنهایی
#مجموعه_شعر_شرحه
#شرحه
#نشر_فصل_پنجم
@fasle5
Read more
... «بجوی و بپوی و گرداگرد زندگانی خویش بگرد، آن‌چنان‌که سگی شکار صاحبش را دنبال می‌کند. آن کار را ...
Media Removed
... «بجوی و بپوی و گرداگرد زندگانی خویش بگرد، آن‌چنان‌که سگی شکار صاحبش را دنبال می‌کند. آن کار را که عاشق آنی انجام بده. استخوان خویش را بشناس. آن را به دندان بگیر. در خاک کن. آن را بیرون بیاور و باز آن را به دندان بگیر. زیاده پیرو اخلاق مباش، مبادا خویش را بفریبی و از بسیاری از نعمت‌های زندگی محروم ... ...
«بجوی و بپوی و گرداگرد زندگانی خویش بگرد، آن‌چنان‌که سگی شکار صاحبش را دنبال می‌کند. آن کار را که عاشق آنی انجام بده. استخوان خویش را بشناس. آن را به دندان بگیر. در خاک کن. آن را بیرون بیاور و باز آن را به دندان بگیر. زیاده پیرو اخلاق مباش، مبادا خویش را بفریبی و از بسیاری از نعمت‌های زندگی محروم کنی. هدفی بالاتر از اخلاق را نشانه بگیر. فقط خوب مباش؛ برای هدفی خوب باش. تمام حکایت‌ها پندهای اخلاقی خود را دارند، ولی بی‌گناهانند که از داستان لذت می‌برند. مگذار هیچ چیز در میان تو و نور بایستد. چون به اقلیم آسمان‌ها سفر کنی با خود هیچ معرفی‌نامه‌ای مبر. وقتی در می‌زنی بخواه تا خدا را ببینی — نه هیچ یک از خدمت‌کاران او را. در آن امور که مربوط به تو می‌شود بیندیش که همراهی نداری و بدان که در این جهان تنهایی.» هنری دیوید تارو (ترجمه‌ی علی‌رضا طاق‌دره)
Read more
شب همگی خووش طاعات و عباداتون قبول درگاه حق. نخود کاری هندی با نوون سرخ شده و دسر نوتلا و کارامل قلبت ...
Media Removed
شب همگی خووش طاعات و عباداتون قبول درگاه حق. نخود کاری هندی با نوون سرخ شده و دسر نوتلا و کارامل قلبت را آرام کن... یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با روح درونت… بیشتر لمس و تجربه اش كن... نگاه كن به نعمت هایت... نگاه کن به اطرافت… به خوشبختى هایت… به کسانی که میدانی دوستت دارند… به وجود آدم هایی که ... شب همگی خووش
طاعات و عباداتون قبول درگاه حق. نخود کاری هندی با نوون سرخ شده و دسر نوتلا و کارامل

قلبت را آرام کن... یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با روح درونت…
بیشتر لمس و تجربه اش كن... نگاه كن به نعمت هایت...
نگاه کن به اطرافت…
به خوشبختى هایت…
به کسانی که میدانی دوستت دارند…
به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند…
و از همه مهم تر به حضور خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت…
گاهی یک جای دنج انتخاب کن…
گاهی یک جای شلوغ…
آرامش در حضور خدا را در هر دو پیدا کن…
هم درکنار شلوغی آدم ها…
هم درکنج خلوت تنهایی …

دل مشغولی ها را گاهی ساده تر حس کن…
باران را بی چتر بشناس…
خوشحالی را فریاد بزن…
و بدان که خدا همیشه با توست
#آشپزی #جنوب #افطاری #نخود #هندی #کاری #به به #رمضان #بزن #دسر #نوتلا #رستوران #برکه #
#sedighe_bazmandegan

نخود کاری هندی صدیق پز
پیاز نگینی ریز خرد شده یک پیمانه
سیر رنده شده چهار حبه
زنجفیل رنده شده نصف قاشق غذاخوری
نخود پخته بدون آب چهار پیمانه
ماست سون یک پیمانه سرخالی
جعفری خرد شده یا گشنیز سه چهارم پیمانه
رب گوجه فرنگی یک قاشق غذاخوری
ادویه کاری ,زردچوبه,نمک,فلفل قرمز پودری,روغن مایع
پیازها با مقداری روغن تفت داده وقتی کمی سرخ شد سیر و زنجفیل رنده شده اضافه میکنیم حرارت ملایم باشه سیر نسوزه وقتی سرخ شد زردچوبه +ادویه کاری+فلفل قرمز پودری اضافه کرده بوی ادویه ها بلند شد رب گوجه فرنگی می ریزیم با ادویه ها تفت بخوره ماست اضافه کرده میزاریم بجوشه سپس نخودها اضافه کرده با حرارت ملایم میزاریم جا بیافته موقع سرو جعفری یا گشنیز خرد شده روش میریزیم با نوون سرخ شده سرومیکنیم **نخود پخته توی آبکش بریزین بدون آب باشه
* *نصف نخودها رو با گوش کوب بکوبین و نصف درسته باشه
**اگه احتیاج به آب داشت مقداری آب نخود اضافه میکنیم
**نوون لبنانی برش داده با روغن سرخ میکنیم
Read more
#گریزهای_ناگزیر [صدای خارج از کادر/قاب] این‌ را که می‌نوشتیم اول هر شرح صحنه،حس می‌کردیم سینما توی مشتمان است.بعد چشمانمان را می‌بستیم و به صدایی گوش‌ می‌دادیم که قرار بود خارج از کادر به گوش برسد؛صدای خروش امواج دریا روی قاب عکسی از کویر مرنجاب که تمام کادر را پرکرده بود یا صدای ویولن‌سل زن ... #گریزهای_ناگزیر
[صدای خارج از کادر/قاب]
این‌ را که می‌نوشتیم اول هر شرح صحنه،حس می‌کردیم سینما توی مشتمان است.بعد چشمانمان را می‌بستیم و به صدایی گوش‌ می‌دادیم که قرار بود خارج از کادر به گوش برسد؛صدای خروش امواج دریا روی قاب عکسی از کویر مرنجاب که تمام کادر را پرکرده بود یا صدای ویولن‌سل زن تنها و احتمالا زیبای همسایه روی تصویر چهره مردی با موهای جوگندمی و چشمانی بی‌تاب،گوش‌ایستاده دم پنجره‌ای میان شهر.حالا هرچقدر کشت‌یارمان می‌شدند که سناریست نباید دکوپاژ بنویسد،میزانسن بچیند،ولی ما،ماها که ارباب کلمات بودیم و شبان جملات،می‌نشستیم روی صندلی تاشوی خودمان،از همان‌ها که پشتش می‌نویسند کارگردان،کجا؟گوشه اتاقمان،ته خودکارمان را می‌جویدیم و به‌نخ می‌کردیم سکانس‌ها را؛ماها که پیش و بیش از هر فیلمساز و تدوینگری،روی ریل‌های ذهنمان با بازیگرها تراولینگ می‌رفتیم و دور قهرمان قصه‌مان پَن می‌کردیم و می‌نوشتیم محکم:
[در نمای اکستریم لانگ شات]مردی ایستاده در برابر صفوف دشمن؛سوار بر اسبش.
تا تنهایی‌ش را حتی روی کاغذ فریاد زده باشیم.
*
برای من،شما آقای همهٔ[صداهای خارج از کادر]هستید.چه وقتی بخواهم عاشورا را بنویسم به روایت سجاد،چه عرش را به روایت خدا.
که اگر روزی بخواهم همهٔ روز دهم را،از زاویه‌دید شما بنویسم،چه می‌ماند برایم جز نوشتنی چنین:
[صداهای خارج از کادر]:شیهه اسب‌ها،ضجه زنان اهل حرم،«هل من ناصرِ»مردی که صدایش از فرط استغاثه گرفته،صدای دخترکانی هراسان،کودکی نامفهوم می‌گوید تشنه‌ام،فریاد مردانی خشمگین و مهاجم،صدای فروریختن عمود خیمه‌ها،صدای شعله‌ها..
و در تمام مدت،قاب،پر شده از تصویر شما،بیمار،ناتوان،رنجور،گریان،که گاه بر شمشیری تکیه می‌زنید تا برخیزید اما رمق به تن ندارید و می‌افتید بر بستری میان خیمه‌‌ای که گاه مهین‌بانویی موقر با چادری خاکی هراسان می‌آید داخل تا مطمئن شود در میان شعله‌های آتش،که نورش صحنه را روشن کرده،نخواهید سوخت.
وچه وقتی بخواهیم روزمرگی‌های عرش را بنویسیم؛وقتی تمام قاب پر شده باشد از واجب‌الوجود و می‌نویسیم:
[صدایی خارج از کادر]:
از زمین صدای محزونی به گوش می‌رسد.فرشته‌ها دوان‌دوان خودشان را می‌رسانند لب عرش، دست‌زیرچانه،دامن گسترده،می‌نشینند به گوش‌دادن.صدا واضح و واضح‌تر می‌شود؛مردی از دوردست می‌خواند:
وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إلَيْكَ وَ..
اشکی از عرش می‌چکد.
*
تولدتان مبارک آقای سجاده‌نشین‌ها،بزرگِ خاندان شب‌زنده‌دارها،چکاوک عرش خدا
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span>️قلبت را آرام کن... <span class="emoji emoji1f49b"></span>یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با روح درونت… بیشتر لمس و تجربه اش كن...<span class="emoji emoji2764"></span>️ نگاه كن ...
Media Removed
️قلبت را آرام کن... یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با روح درونت… بیشتر لمس و تجربه اش كن...️ نگاه كن به نعمت هایت...🧚‍♂️ نگاه کن به اطرافت…🧚🏻‍♀️ به خوشبختى هایت🧚‍♂️… ️به کسانی که میدانی دوستت دارند… به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند… و از همه مهم تر به حضور خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت…🧚‍♂️🧚🏻‍♀️🧚‍♂️🧚🏻‍♀️🧚‍♂️🧚🏻‍♀️🧚🏻‍♀️ گاهی ... ❤️قلبت را آرام کن... 💛یک وقت هایی بنشین و خلوت کن با روح درونت…
بیشتر لمس و تجربه اش كن...❤️ نگاه كن به نعمت هایت...🧚‍♂️
نگاه کن به اطرافت…🧚🏻‍♀️
به خوشبختى هایت🧚‍♂️…
❤️به کسانی که میدانی دوستت دارند…
به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند…
و از همه مهم تر به حضور خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت…🧚‍♂️🧚🏻‍♀️🧚‍♂️🧚🏻‍♀️🧚‍♂️🧚🏻‍♀️🧚🏻‍♀️
گاهی یک جای دنج انتخاب کن…
گاهی یک جای شلوغ…
💚آرامش در حضور خدا را در هر دو پیدا کن…
هم درکنار شلوغی آدم ها…
هم درکنج خلوت تنهایی …

دل مشغولی ها را گاهی ساده تر حس کن…
باران را بی چتر بشناس…
خوشحالی را فریاد بزن…
💚و بدان که خدا همیشه با توست...
#ساغر_عزیزی #ساغر #انديشه #انديشه_مثبت #خدا #خدایا_شکرت_که_هستی_و_برایمان_خدایی_میکنی
Read more
 #_ورق_بزنید یکی اومده یه کامنتی گذاشته یه گوهی خورده گنده تر از دهنش،،، ببین چوپون من که تورو نمیشناسم ...
Media Removed
#_ورق_بزنید یکی اومده یه کامنتی گذاشته یه گوهی خورده گنده تر از دهنش،،، ببین چوپون من که تورو نمیشناسم اینجورم که معلومه خودت هیچ گوهی نیستی که من بخوام واسه اراجیف یه آدم دوزاری مثل تو بیام اینجا چیزی بگم ولی چون خیلی خوب میدونم اینجا چندنفر هستن که کلی وقت میذارن و میان این حرفهارو بهتون یاد میدن ... #_ورق_بزنید

یکی اومده یه کامنتی گذاشته یه گوهی خورده گنده تر از دهنش،،، ببین چوپون من که تورو نمیشناسم اینجورم که معلومه خودت هیچ گوهی نیستی که من بخوام واسه اراجیف یه آدم دوزاری مثل تو بیام اینجا چیزی بگم ولی چون خیلی خوب میدونم اینجا چندنفر هستن که کلی وقت میذارن و میان این حرفهارو بهتون یاد میدن لازمه خیلی چیزارو بگم ببین اونا کونشون از جای دیگه ای میسوزه،،، عین این کامنتی که گذاشتی رو من تو این دو سه سال هزاربار جاهای دیگه دیدم...کاش حداقل یه چیز جدیدی بگه بهتون اینا تکراری شده آخه

حالا در هر صورت در مورد این شیرزن یه گوهی خوردی بذار قشنگ بگم برات اسکل

روزی که خدا همه ی زندگیشو ازش گرفت اونقدر قدرتشو زیاد کرد واسه یه همچین روزای سختی،،، شاید اون میدونست چه روزای سختی داره

دارم از روزایی میگم که تو و امثال تو و اون آشغالایی که بهتون خط میدن اگه جای این زن بودید حتی یه ثانیشم نمیتونستید دووم بیارید

خوشبینانه ترین حالت تو این مملکت کوفتی با این مردم با این تفکرات و خرافات شرایط زندگی برای یه زن تنها با دوتا بچه خیلی سخته شاید خیلی ها بگن تنها نیست همه هستن، یا بگن دردی آنچنان نداری و مرفهی.... ولی خدا میدونه که چقدر سخته
شاید کسی که از دور ببینه فقط آزار و اذیت غریبه هارو درک کنه ولی درد این زن که از خیلی از شماها مرد تره بیشتر از این حرفهاس.... توعه بی شرف چی میدونی از داغی که تا ابد رو دل این خانوادست چی میدونی از تنهایی ها و دلتنگیاشون؟؟؟ جای خالی که هر لحظه آزارشون میده و با هیچ چیزی پر نمیشه
چی میدونید از زخم زبون و آزار و اذیت بقیه.... بعد امثال توعه چوپون با اون بی ناموسایی که بهتون آمار میدن میاید از تیپ و قیافه حرف میزنید؟؟؟ تو میدونی شب از خواب پاشی آخرین نفس های عزیزترین فرد زندگیتو ببینی یعنی چی؟؟؟ میدونی هر شب با سرم و آمپول و آرام بخش و ....خوابیدن یعنی چی؟؟ از خدا میخوام از این به بعد هر شب این حالو تجربه کنید تا خوب بفهمی

ولی اینو بدون به کوری چشم‌ همتون ،،، مصمم تر از قبل، خوشتیپ تر،،، سرحال تر، قوی تر و مثل همیشه مثل یه شیرزن پشت یادگارای کاپیتانمون میمونه، هم یه مادر هم پدر..... میدونم درک این چیزا واسه شما خیلی سخته😄✋ بیخیال... خیلی طول نمیکشه که یادگار هادی سرپناهش میشه و اون آرامش قبلو بهش برمیگردونه.....مَرد ما ،هانی ما خیلی زود بزرگ میشه❤️ منم هستم تا اون روز تا دهن تک تکتون رو سرویس کنم✋
یا علی
کاپیتان روحت شاد❤️
#_من_برای_ثانیه_ای_با_تو_بودن_جان_میدهم
Read more
: یه عمر‌ با تنهایی روزمرگی میگذره تکراری و شبیه به هم دردها انگار بی درمانن و تنهایی یه ظلمت پر از کابوسه تا اینکه کسی میرسه انگار‌صد ساله تو رو میشناسه به قد یه چشم بستن فقط زمان کافیه تا دردهاتو بشناسه کسی که اومده تا ناجی اونهمه تاریکی و وحشت بیکسی‌ باشه اونکه حرفهاش یه جور دیگه‌ست اونکه ... :
یه عمر‌ با تنهایی
روزمرگی
میگذره
تکراری و شبیه به هم
دردها انگار بی درمانن
و تنهایی یه ظلمت پر از کابوسه

تا اینکه کسی میرسه

انگار‌صد ساله تو رو میشناسه

به قد یه چشم بستن فقط زمان کافیه تا دردهاتو بشناسه
کسی که اومده تا ناجی اونهمه تاریکی و وحشت بیکسی‌ باشه

اونکه حرفهاش یه جور دیگه‌ست
اونکه نگاهش یه معنی دیگه‌ست

اون که تا صدات میکنه میفهمی چقدر اسمت زیباست

تا چشم بستی میبینی میشناست
تا چشم بستی میبینی میفهمتت
تا چشم بستی میبینی دستت رو گرفته
و دیگه بی‌نیازی از معجزه
چون او که هست انگار خدا کنارته
زمین و آسمان
شب و روز
خواب و بیداری
همه زیبا شدن
کسی رسیده که نجاتت میده از عمق غصه
کسی که تنهات نمیزاره
تا ته قصه...
.
.
.
.
.

ته این قصه شروع قصه‌‌‌‌ی دیگه‌ست...
.
.
.
.
.
با درد گلو و حنجره‌ای آسیب خورده به این آواز رسیدم
اگر عیبی هست عذر منو بپذیرید...
.
.
.

#حرف_عشق #قصه‌ی_عشق #یه_عاشق #عاشقانه
#در_شبی_که_تمام_نیست
#اجرای_زنده_با_گیتار
#محسن #یاحقی #محسن_یاحقی
#mohsen #yahaghi
#mohsenyahaghi #mohsen_yahaghi
Read more
<span class="emoji emoji1f494"></span><span class="emoji emoji1f614"></span>Flash Back<span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f494"></span> <span class="emoji emoji1f494"></span><span class="emoji emoji1f614"></span>سیزده بدر پارسال<span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f494"></span> رو به روی قاب عکستون میشینم و به یاد میارم:ساعت های بی شما بودن ...
Media Removed
Flash Back سیزده بدر پارسال رو به روی قاب عکستون میشینم و به یاد میارم:ساعت های بی شما بودن رو،چهارشنبه سوری در سوگ شما و شمع روشن بر مزارتون،تنهایی،تاریکی،سرما و اشکام...سبزی بهار بی شما بودن،چهره خندون سنگ قبر پدرجون،عکسی که خودم ازت گرفتمصفحات سفید دفترچه خاطراتم که نیمه تموم ... 💔😔Flash Back😔💔
💔😔سیزده بدر پارسال😔💔
رو به روی قاب عکستون میشینم و به یاد میارم:ساعت های بی شما بودن رو،چهارشنبه سوری در سوگ شما و شمع روشن بر مزارتون،تنهایی،تاریکی،سرما و اشکام...سبزی بهار بی شما بودن،چهره خندون سنگ قبر پدرجون،عکسی که خودم ازت گرفتم😢صفحات سفید دفترچه خاطراتم که نیمه تموم مونده و عکس های خاموشتون روی دیوار خونه😭هزاران خاطره کوچیک و بزرگتون که هر وقت به یادش و به یادتون می افتم بارون اشک از چهره ام سرازیر میشه و بغض به سختی گلوم رو می فشره،کاش به جای قاب عکستون خودتون کنارمون سر سفره هفت سین بودین😔چهارشنبه سوری و تعطیلات عید و سیزده بدر بی شما خیلی سخت بود،میدونم شما دیگه نمیاین😭و چه سالهای سختی رو پیش رو داریم،میشینم و به خودم امید میدم که روزی پیش شما میام و باز هم کنارتون و تو بغلتون میام💔💔مادربزرگ و پدربزرگ عزیزم روحتون شاد و یادتون گرامی،دوستان عزیز،لطفا یه فاتحه به اسم تاج الملوک کیانی راد و علی پوربرجی بخونید.💔قدر داشته هاتونو بدونین💔 #مادربزرگ #مادربزرگم #مادربزرگ_جان #پدربزرگ #پدربزرگم #پدربزرگ_جان #مادرجون #مادرجونم #مادر_جون #پدرجون #پدرجونم #پدر_جون #جای_خالی #دلم_براتون_تنگ_شده #دلم_براتون_تنگ_میشه #دلم_تنگه #دلتنگ #دلتنگی #خدا #فرشته_های_آسمونی #فرشته_های_آسمونی_من #فرشته_های_آسمانی #فرشته_های_آسمانی_من #قدر_داشته_هایتان_را_بدانید #قدر_داشته_هاتونو_بدونید #بدون_شما #سیزده_بدر #سیزده_به_در #روحتون_شاد #روحشون_شاد_و_یادشون_گرامی
Read more
... برای آنکه آنکه نورش را فرافکند و شما خاکسترش را لگدمال کردید. (برای جسد سلاخی شده یک شهید) آنکه ...
Media Removed
... برای آنکه آنکه نورش را فرافکند و شما خاکسترش را لگدمال کردید. (برای جسد سلاخی شده یک شهید) آنکه سخنانش را به گوش ها رساند و شما تن اش را بند کردید. (برای محبوسی ابدی ) آنکه سرودش را خواند و شما سازش را خاموش کردید. (برای شرف های کبیر ) آنکه راه را ساخت و شما پاهایش را قلم کردید. (برای اندیشمند ... ...
برای آنکه آنکه نورش را فرافکند و شما خاکسترش را لگدمال کردید. (برای جسد سلاخی شده یک شهید)
آنکه سخنانش را به گوش ها رساند و شما تن اش را بند کردید.
(برای محبوسی ابدی )
آنکه سرودش را خواند و شما سازش را خاموش کردید.
(برای شرف های کبیر )
آنکه راه را ساخت و شما پاهایش را قلم کردید.
(برای اندیشمند مُرده)
آنکه همه را خنداند و شما او را مسخره خواندید.
( برای دلقک تنها )
برای آنکه با او از درد هایتان گفتید و شما ندانستید درد او چیست (برای خدای تنها )
برای آنکه از او انتظار دارید و از شما انتظاری ندارد.
(برای ناجی آخرزمان )
برای آنکه دوست شما است و از میان شما دوستی ندارد
( برای فیلسوف تنها )
برای آنکه می اندوزد تا شما دزدها به پا و امیدوار باشید
(برای یک عیار بیابان)
برای آنکه زیبا می ماند و مملو از عشوه تا شما پر از هوس بمانید.
( برای یک فاحشه مهربان)
برای آنکه با خون خود نوشت تا شما با آب دهان خود بخوانید.
(برای یک نویسنده فقیر)
برای آنکه با مرگ سرفراز زیست تا شما با زندگی خفت وار نمانید.
( برای یک آزادی خواه )
برای آنکه خود را پوشاند از معشوق و هجر را استعاریید تا شما در آغوش برهنه یکی آوازش کنید.
( برای یک شاعر میکده)
برای آنکه به شما چاه را نشان داد و شما از او مقصد را خواستید.
(برای یک کتاب کهنه)
برای آنکه از شکوه زمین می دانست و شما از آسمان پرسیدید.
(برای یک پیامبر ناشناخته)
برای آنکه رقصیدن می دانست و شما از او بت بودن می خواستید.
(برای یک گردباد کور)
برای آنکه در مرداب دست سوی شما گرفت و شمای آرمیده در گرمای مرداب دستش را سرد خواندید.
(برای یک کودک خرامان )
برای آنکه تنهایی گزیده بود و شما بی کس اش خواندید
(برای کوهستانی بلند)
برای آنکه تلخ بود و شما بیماران پر از شیرینی چرک.
(برای یک داروی کمیاب)
برای آنکه چیزی از شما نمی خواست و شما رایگان و بی ارزش اش خواندید
برای آنکه دشمن ها را شناخت تا هیچ جنگجویی با مرگ به صلح نیاید
برای آنکه دروغ هایی زیبا آفرید تا خدا نمیرد.
(سر تعظیم )
...
اما برای شما دوستان من
برای شما
...
چه کسی از گدا انتظاری دارد؟ جز گدا
#فلسفه
#گزینگویه
#زانیار_هوزان
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span>Once you come, there won’t be anything left to pray for <span class="emoji emoji1f538"></span>As you would become the only answer to all ...
Media Removed
Once you come, there won’t be anything left to pray for As you would become the only answer to all the prayers As my impatient heart The world is also waiting for you… وقتی تو بیایی دیگر هیچ حاجتی نخواهد ماند برای خواندن که تو تنها پاسخ خدا می شوی به کل حوائج مثل قلب بی قرار من جهان هم در انتظار ... 💠Once you come, there won’t be anything left to pray for 🔸As you would become the only answer to all the prayers 🔸As my impatient heart The world is also waiting for you… 💠وقتی تو بیایی دیگر هیچ حاجتی نخواهد ماند برای خواندن
🔸که تو تنها پاسخ خدا می شوی به کل حوائج 🔸مثل قلب بی قرار من جهان هم در انتظار توست

#جمعه_های_بی_تو
#Imam_Mahdi #shia #islam #khamenei #iraq #iran #u_s_a #zionism #jesus #mahdi #israel #nice #beautiful #like #follow
#امام_مهدی #امام_زمان #غریب #تنهایی #امام_خامنه‌ای #رهبر #ایران #
Read more
به نام او ... . . . اگر تمامیِ آنچه را که همه ی آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و ...
Media Removed
به نام او ... . . . اگر تمامیِ آنچه را که همه ی آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و قدرت و رفاه و لذتِ تمامی آن ها را تو به تنهایی صاحب شوی، بِدان این همه از تو کوچک تر و بی ارزش تر است، که تو یک لحظه ات را برای آن فدا کنی این ها همه، برای تو و بخاطرِ تو بوده اند و سزاوار نیست که تو عمرِ خودت و وجودِ ... به نام او ...
.
.
.
اگر تمامیِ آنچه را که همه ی آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و قدرت و رفاه و لذتِ تمامی آن ها را تو به تنهایی صاحب شوی، بِدان این همه از تو کوچک تر و بی ارزش تر است، که تو یک لحظه ات را برای آن فدا کنی این ها همه، برای تو و بخاطرِ تو بوده اند و سزاوار نیست که تو عمرِ خودت و وجودِ خودت را برایِ آن ها بگذاری؛ که امام اولیاء علی علیه السلام می فرمود و با تعبیرهای گوناگون می فرمود به خدا، دنیایِ شما در نظر من ، از آبِ بینیِ بز ، از استخوانِ لیسیده در دستِ جذامی، از یک لنگ کفش پاره، بی ارزش تر است الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا مگر این که حقی را به پا و یا باطلی را سرنگون سازم تمامیِ هستی به تو مُنتهی می شود و تو باید به خدایِ هستی منتهی شوی ان الی ربک المنتهی که این آیه در خور تامل بسیار است ...
_______________________
استاد مهربان و خوش قلبم...
استادی که راه زندگی منو تغییر داد..
امیدوارم که لحظه لحظه عمربی ارزش من کم بشه و به عمر شما اضافه بشه...
استادی که خستگی را خسته کرده..
_________________________
دوستان عزیز پیج استاد مارو فالو کنید و لطفا معرفی کنید ....
#سید محمد انجوی نژاد #سیدمحمد #
#انجوی نژاد #رهپویان _وصال #
#رفیق #شهدا #دوست #شیراز #
Read more
. مدتی پیش یکی از دوستان در ورودی جلسه‌ای حقوقی یقه نازکمان را چنگ زد که «فلانی! این ماجرای «مادر اژدهاها» ...
Media Removed
. مدتی پیش یکی از دوستان در ورودی جلسه‌ای حقوقی یقه نازکمان را چنگ زد که «فلانی! این ماجرای «مادر اژدهاها» و اینا که نوشته‌بودی چی بود؟!» گفتم «والا از خدا و عیال پنهون نیست از تو چه پنهون! یه سریال خارجی دبشه که متأسفانه رو به پایانه» گفت «ای آقا! ما رو باش که فکر کردیم چی هست، سریاله؟!» و یک نیشخندی ... .
مدتی پیش یکی از دوستان در ورودی جلسه‌ای حقوقی یقه نازکمان را چنگ زد که «فلانی! این ماجرای «مادر اژدهاها» و اینا که نوشته‌بودی چی بود؟!» گفتم «والا از خدا و عیال پنهون نیست از تو چه پنهون! یه سریال خارجی دبشه که متأسفانه رو به پایانه» گفت «ای آقا! ما رو باش که فکر کردیم چی هست، سریاله؟!» و یک نیشخندی زد و رفت و من درجا دلم بر احوال غافلش سوخت و به رویش نیاوردم که از چه دانشگاهی محروم شده طفلک!
اما دلم نیامد دوستان عزیزتر از جان را هم در غفلت و بی‌خبری و گمراهی خود رها کنم.(این «دلم نیامد» و «عزیزتر از جان» را در هر پستی دیدید شَستتان خبردار شود که صرفاً برای جلب لایک و کامنت است!!)
القصه، شما تصور کنید من که سالهاست به تماشای سریال معتادم و انواع و اقسام سم‌زدایی هم به حال نزارم افاقه نکرده، وقتی سریالی مثل «مادر اژدهاها» به پستم بخورد که هم به درد دنیا می‌خورد و هم آخرت چه وضعی درست می‌شود!(عیال اشاره می‌کند اسم سریال «بازی تاج و تخت» است!
عیال جان! حرفت متین اما سریال خودمه هرچی دلم بخواد صداش می‌کنم! این از من!)
بله می‌گفتم، من اصولاً هر سریالی را یک فصلش را می‌بینم تا تصمیم بگیرم بقیه‌اش ارزش دیدن دارد یا نه (البته بعضی سریال‌ها بود که ارزش دیدن هم داشت اما بقیه‌اش را ندیدم چون یا کارگردان نساخت یا شبکه کنسلش کرد! مرگ بر آمریکا!)
خلاصه، فصل اول «مادر اژدهاها» را که دیدم فهمیدم دریایی از دانش و معرفت در آن نهفته است و باید همچو غواصی کاربلد تا عمق این دریای متلاطم فرو شوی تا درّ و گُهرهایی بیابی که نه پیش از آن جایی یافته‌ای و نه پس از آن خواهی یافت. این سریال به تنهایی یک دانشکده حقوق و علوم سیاسی است.
در هر فصل آن انواع قتل و جزئیات بند بند مواد ٢٩٠ و ٢٩١ قانون مجازات اسلامی دوره می‌شود، کتاب دوم قانون مجازات اسلامی شامل حدود به دقت مورد واکاوی قرار می‌گیرد و وطی‌به‌شبهه و وطی‌بی‌شبهه و حقوق و محدودیت‌های طفل ناشی از زنا از جنبه‌های گوناگون بررسی می‌شود.
مباحث مهم حقوق مدنی از جمله قابلیت صحی برای نکاح و موانع نکاح مانند مصاهره مورد تأمل واقع می‌شود و تا مباحث درس حقوق مدنی ٨ و ارث و وصیت و ححب نقصانی و حرمانی پیش می‌رود.
اصول محاکمات و سیر تکامل حقوق دفاعی متهم و تاریخ آیین دادرسی و پیشینه داوری ایزدی اعم از ور گرم و ور سرد مورد واکاوی قرار می‌گیرد.
(ادامه در کامنت🔻🔻🔻)
Read more
. خداوندا خداوندا اگر روزی بشر گردی زحال بندگانت با خبر گردی پشیمان می شدی از قصه خلقت از اینجا ...
Media Removed
. خداوندا خداوندا اگر روزی بشر گردی زحال بندگانت با خبر گردی پشیمان می شدی از قصه خلقت از اینجا از آنجا بودنت ! خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر به تن داری برای لقمه ی نانی غرورت را به زیر پای نا مردان فرو ریزی زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟ خداوندا اگر با مردم آمیزی شتابان ... .
خداوندا

خداوندا
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر گردی
پشیمان می شدی از قصه خلقت
از اینجا از آنجا بودنت !
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر به تن داری
برای لقمه ی نانی
غرورت را به زیر پای نا مردان فرو ریزی
زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
خداوندا
اگر با مردم آمیزی
شتابان در پی روزی
ز پیشانی عرق ریزی
شب آزرده ودل خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
خداوندا
اگر در ظهرگرماگیر تابستان
تن خود را به زیر سایه ی دیواری بسپاری
لبت را بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف ترکاخ های مرمرین بینی
واعصابت برای سکه ای این سو و آن سودر روان باشد
و شاید هر رهگذر هم از درونت با خبر باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟
خدایا خالقا بس کن جنایت را تو ظلمت ر!
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنه انگیزی
اگر در روز خلقت مست نمی کردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی دلیل آقا نمی کردی
جهانی را چنین غوغا نمی کردی
دگر فریاد ها در سینه ی تنگم نمی گنجد
دگر آهم نمی گیرد
دگر این سازها شادم نمی سازد
دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد
دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد
نه دست گرم نجوائی به گوشم پنجه می ساید
نه سنگ سینه ی غم چنگ صدها ناله می کوبد0
اگر فریادهایی از دل دیوانه برخیزد
برای نا مرادی های دل باشد
خدایا گنبد صیاد یعنی چه ؟
فروزان اختران ثابت سیار یعنی چه ؟
اگر عدل است این پس ظلم ناهنجار یعنی چه؟
به حدی درد تنهایی دلم را رنج می دارد
که با آوای دل خواهم کشم فریاد و برگویم
خدایی که فغان آتشینم در دل سرد او بی اثر باشد خدا نیست ؟!
شما ای مولیانی که می گویید خدا هست و برای او صفتهای توانا هم روا دارید!
بگویید تا بفهمم
چرا اشک مرا هرگز نمی بیند؟
چرا بر ناله پر خواهشم پاسخ نمی گوید
چرا او این چنین کور و کر و لال است
و یا شاید درون بارگاه خویش کسی لب بر لبانش مست تنهایی
و یا شاید دگر پر گشته است آن طاقت و صبرش
کنون از دست داده آن صفتها را
چرا در پرده می گویم
خدا هرگز نمی باشد
من امشب ناله نی را خدا دانم
من امشب ساغر می را خدا دانم
خدای من دگر تریاک و گرس و بنگ می باشد
خدای من شراب خون رنگ می باشد
مرا پستان گرم لاله رخساران خدا باشد
خدا هیچ است0
خدا پوچ است0
خدا جسمی است بی معنی
خدا یک لفظ شیرین است
خدا رویایی رنگین است
شب است و ماه میرقصد
ستاره نقره می پاشد
و گنجشک از لبان شهوت آلوده ی زنبق بوسه می گیرد
من اما سرد و خاموشم!
من اما در سکوت خلوتت آهسته می گریم
اگر حق است زدم زیر خدایی !!!
عجب بی پرده امشب من سخن گ
Read more
. مردم به ندرت می دانند حقیقت ایمان چیست. چندان در غم دانستن آن هم نیستند. اما عده ای تا آخرین لحظات ...
Media Removed
. مردم به ندرت می دانند حقیقت ایمان چیست. چندان در غم دانستن آن هم نیستند. اما عده ای تا آخرین لحظات عمرشان صلیبِ غم دانستن را بر دوش کشیدند.  شاید مانند انامونو نجوا می کردند: «خدایا! کمی بیشتر پرده را کنار بزن، شاید چشمان بسیار ضعیف نیز تو را ببینند، و گوش های سنگین، صدایت را بشنوند، تا تردیدی باقی ... .
مردم به ندرت می دانند حقیقت ایمان چیست. چندان در غم دانستن آن هم نیستند. اما عده ای تا آخرین لحظات عمرشان صلیبِ غم دانستن را بر دوش کشیدند.  شاید مانند انامونو نجوا می کردند: «خدایا! کمی بیشتر پرده را کنار بزن، شاید چشمان بسیار ضعیف نیز تو را ببینند، و گوش های سنگین، صدایت را بشنوند، تا تردیدی باقی نماند.» «قدیس مانوئل»، «مادر ترزا» و «دسپلنِ پزشک»، شکاکان با وجدان و با مسئولیت که با ایمان به بی‌ایمانی خویش مردند، ولی بدون ایمان به ایمان خویش. آن‌ها عملاً مؤمن بودند و در تنهایی و وارستگی و در همه کردارهای خویش باایمان بودند. آن‌ها خواهان وارستگی همگان، شفقت ورزیدن همگان به یکدیگر بودند.

قدیس مانوئل: هر کس خدا را ببیند، هر آن کس که چشمان رؤیا را ببیند، همان چشمانی را که خدا با آن‌ها به ما می‌نگرد، بی‌چون و چرا و برای همیشه خواهد مرد. به همین جهت نگذار، مردم مادامی که زنده اند خدا را ببینند.

دسپلن: من نیز همانند خیلی عظیمی از انسان‌هایی هستم که به دین‌داری تظاهر می‌کنند و در عین حال تا جایی که بتوانند ملحد هستند. خداوند هم باید دوست خوبی باشد. قاعدتاً نباید از من کینه‌ای به دل داشته باشد. سوگند می‌خورم، حاضرم تمام ثروتم را بدم تا ایمانی مانند ایمان بورژوا در ذهنم وارد شود.

مادر ترزا: از سال 1949 این حس دردناک گم‌گشتگی، تاریکی غیر قابل وصف، این تنهایی و این اشتیاق مداوم برای خداوند، اعماق وجودم را به درد می‌آورد. تاریکی چنان است که من حقیقتاً چیزی نمی‌بینم. نه با ذهنم نه با عقلم. جای خداوند در ذهنم خالی است. خدایی در من حضور ندارد. فقط و فقط اشتیاق خداوند را دارم.

#قدیس_مانوئل #اونامونو  ترجمه #بهاءالدین_خرمشاهی  #نشر_رامند

#عشای_ربانی_ملحدان #دوبالزاک ترجمه #هانیه_رجبی #نشر_پارسه

#مادر_ترزا ترجمه #پروین_ادیب  #نشر_پارسه
اگر فرصت کردید و این سه کتاب را خواندید، پیشنهاد می کنم سرسال #پاپ_ جوان را هم ببینید.
Read more
. ‎میخوام یه کمی راز دل بگم...یه کمی از نگفته‌ها که ممکنه زیادی طولانی شه اما ارزش داره در نظرم که گفته ...
Media Removed
. ‎میخوام یه کمی راز دل بگم...یه کمی از نگفته‌ها که ممکنه زیادی طولانی شه اما ارزش داره در نظرم که گفته بشه شاید تلنگری شد...همیشه به سید بودنم اونم طباطبایی هم از سمت پدر و هم مادر ته دلم مینازیدم و حس میکردم خدا باید تافته جدا بافته گونه باهام مهربونی کنه و به دادم برسه ، فکر میکردم خیلی اوقات بدی‌ها ... .
‎میخوام یه کمی راز دل بگم...یه کمی از نگفته‌ها که ممکنه زیادی طولانی شه اما ارزش داره در نظرم که گفته بشه شاید تلنگری شد...همیشه به سید بودنم اونم طباطبایی هم از سمت پدر و هم مادر ته دلم مینازیدم و حس میکردم خدا باید تافته جدا بافته گونه باهام مهربونی کنه و به دادم برسه ، فکر میکردم خیلی اوقات بدی‌ها مال همسایه‌اس نه من ! شاید در عمل بروزش نمیدادم اما ته دلم و زمانی که خام بودم این باور برام بود و گاهی توی ناکامی‌ها بیشتر از حالت عادی غر به خدا میزدم...مشکلات ریز و درشت رو مثل هر آدمی همیشه داشتم اما یک سال و چند ماه پیش که دومینو‌ ناکامی‌های من استارت خورد بارهای اول توی دردام خیلی بلند و طلبکار داد میزدم خدا خدا چرا ولی به مرور روز و زمان از شدت صدام کم شد...وقتی تاوان لجبازی که با خودم کردم و انتخاب غلطم مثل یه سیلی محکم از خواب خرگوشی بیدارم کرد ، وقتی در شرف این بودم که بازنده‌ی کلمه‌ی مهم سلامتی باشم و دچار سخت‌ترین بیماری بشم و از این دکتر به اون دکتر تنهایی کوبیدم و رفتم و اومدم و دردم فقط از اعصاب بود و استرس بی‌امان و نمیخواستمم اذیت مضاعفی بشم برای خانواده و بار و دردش رو تنهایی به دوش کشیدم تا کم کم رفع شد و حالا باید کلی برسم به خودم بشم همون شاداب و خوش قبلی...وقتی باز تو یه اتفاق دیگه قدره یه ترمز با پایین رفتن از گاردریل فاصله داشتم و ماه‌هاست کشمکش اداری و شدن و نشدن پیش‌روم هست ، وقتی خیلی از هدفها و کارام دور شد ازم بخاطر شرایط فعلی وقتی بخاطر ظاهر رنگی زندگیم بارها قضاوت شدم و بی دلیل محکوم اما از ته دل نیاز داشتم به حامی و مرهم و نبود هیچ ناجی واقعی ، وقتی خیلی قصه‌های تلخ پیش اومد که بیشتر بسط نمیدم بهشون که نشه مرثیه‌خوانی روز عیدی ، یه چیزی رو خوب فهمیدم خدا فرقی بین بنده‌هاش نمیذاره من باید اینو یاد میگرفتم : ) خدا همیشه با هممون هست پا به پامون تو دردا میاد صبوری میکنه تا پخته بشیم تا یاد بگیریم فردیت رو ، تا بفهمیم هممون مثل همیم و هرکدوم تو زندگی باید سخت و آسون رو به جون بخریم و بلدش بشیم، پشت در مطب دکتر و پشت در اتاق شورا و تو تعمیرگاه و تو دل این شهر همه منتظریم و در تلاش برای رفع دغدغه‌هامون ، خدا برای هممون هست و وقت میذاره بی‌فرق، این ما ادمهاییم با طاقتهای متفاوت ، که اگه فقط داد بزنیم و بلد بازی نشیم اگه پخته نشیم و بینا نشیم روی حکمتش یه جور دیگه یه جا دیگه باز تکرارش میکنه اینقدر تا بفهمیم و یاد بگیریم...
(ادامه در کامنت اول)
Read more
انگشت حیرت بر دهان بغض هایم مانده است نه چاهی برای فریاد دارم نه روی ناله به آسمان نمیدانم درکدامین ...
Media Removed
انگشت حیرت بر دهان بغض هایم مانده است نه چاهی برای فریاد دارم نه روی ناله به آسمان نمیدانم درکدامین فاجعه دست های دیگری را با دست های خدا اشنباه گرفتم که امروز اینهمه تنهایی من بی انتهاست... انگشت حیرت بر دهان بغض هایم مانده است
نه چاهی برای فریاد دارم
نه روی ناله به آسمان
نمیدانم
درکدامین فاجعه
دست های دیگری را
با دست های خدا اشنباه گرفتم
که امروز
اینهمه تنهایی من بی انتهاست...
همه چی روبه راهه همه چی روبه راهه مثل روز سابق تو هم دیگه منو نمی بینی توی خوابت خودم میدونم که حرفی ...
Media Removed
همه چی روبه راهه همه چی روبه راهه مثل روز سابق تو هم دیگه منو نمی بینی توی خوابت خودم میدونم که حرفی واسه گفتن نداری کی فکرشو میکرد این همه حرف پشتم دراری هرکی بهم میرسه میگیره سراغ تو ازم منم مجبورم که جواب سوالشو ندم آخه چی بگم؟ بگم ازش بی خبرم از اون که همش از معرفتش دم میزدم همون کسی که واسه ... همه چی روبه راهه

همه چی روبه راهه مثل روز سابق
تو هم دیگه منو نمی بینی توی خوابت
خودم میدونم که حرفی واسه گفتن نداری
کی فکرشو میکرد این همه حرف پشتم دراری
هرکی بهم میرسه میگیره سراغ تو ازم
منم مجبورم که جواب سوالشو ندم
آخه چی بگم؟ بگم ازش بی خبرم
از اون که همش از معرفتش دم میزدم
همون کسی که واسه من تنها بهونه بود
واسم تنها دلیل گریه شبونه بود
همش پیشم بود همه اونو با من دیدنش
اون که قسم میخورد فقط با من میپره
واسه خندهاش گریه هارو به جون خریدم
حتی میمردم یه بار غمو به روش نبینم
حالا من اینجام اون کجاس دور از من
رفتو یه بی آبرویی گذاشت رو دستم
انگار با یکی بهتر از من تو هم آغوشی
همه چیزو سپردی به دست فراموشی
دیگه جدیدا چهره منم غریبه واسه تو
لااقل وقتی که تنهایی سری بزن به خاطرات
تو میگفتی که دلت بی من میمیره انگار
با اشکات میریخت رو گونه ت ریمل چشات
گفتی اگه نباشیم عشقت وجود داره
حالا چطور باور کنم همش دروغ بوده
حالا تو که نیستی زندگیمو داغون میبینم
فقط با دارو خود زنی آروم میگیرم
خورد میشدم تا بشینه خنده رو لبت
اون وقت من با چشای خیس بشینم محو صورتت
بیا همه قضاوتا رو به خدا بسپاریم
بهم گفتن با کس دیگه خوش و بش داری
ما هم گوشمونو رو این حرفا راحت بستیم
فقط ساده دروغای تو رو باور کردیم
با ظاهر فریبنده ی خوب تو مردیم
اینقدر ساده بودیم که آخرش چوبشو خوردیم
اگه کنارمم نبودی باز به یاد تو بودم
حتی وقتایی که بهتر از ما کنار تو بودن
عیبی نداره ما که بخیل نیستیم
ولی یه روز میاد که بدجوری زمین گیر شی
با همه ی حرفات نمیدونم ازت چی دارم
هنوز عاشقتم یا واقعا ازت بیزارم
تو با کلمه ی معرفت خیلی غریبی
😔🔫
Read more
. . میخوام صادقانه بگم از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده ...
Media Removed
. . میخوام صادقانه بگم از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده چون یک سری حرفها که میخوای بزنی آشنا جماعت احتمال داره ک بفهمند منظورت کیه و این مساله رو نمی پسندم از طرفی هم از اونجایی که رکورد دار بلاک هم هستم و یک جورایی خیلی بلاک کردم ولی باز بالاخره یافته ... .
.
میخوام صادقانه بگم
از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده
چون یک سری حرفها که میخوای بزنی آشنا جماعت احتمال داره ک بفهمند منظورت کیه و این مساله رو نمی پسندم
از طرفی هم از اونجایی که رکورد دار بلاک هم هستم 😂😉 و یک جورایی خیلی بلاک کردم ولی باز بالاخره یافته شدن طبیعیه و حتما هم میگم خیر و صلاح بوده کمی میگم خوب حله بی خیال پس ...
.
.
.
اما بعد ببینید هر کسی از درک خودش حرف میزنه
منم مثل بقیه
شاید یک تفاوتم فقط با خیلی ها دیگه این باشه که با طیف بسیار گسترده ای معاشرت ها داشتم و تجاربم کمی فقط احتمالا بیشتر باشه ... حتی خودمم اعتقاد و باورهای الانم رک و راست بخوام بگم برای سالهای قبل زندگیم خیلی مسخره بوده 😐😅 و اینجوری بگم ک خودم به شخصه و تنهایی هم فکر کنم یک طیف گسترده از چپ چپ تا بگو راست راست یعنی زیر و رو شده کل مخم
سر همین ها قشنگ میفهمم تو مخ بسیاری ها چیه ، چون حال و روزهای قدیم خودمه و یا الان و یا مابین این دو زمان .... از طرف دیگه چون طیف معاشرانم هم خیلی زیادی گسترده بوده تفکرات و حرفها و زندگی و خلاصه خیلی چیزها از خیلی ها دیدم
شاید سر همین تجارب بسیار گسترده ای که در حد خودم دارم یک ذره حرف هام به درد بتونه بخوره .... برای همینم می نویسم .... هر چند صادقانه صادقانه میگم نهایت تلاشم ناشناس کامل فعالیت بوده و حتی الانم اولویتم همینه.... ولی خوب نمیشه هم همیشه اونچه خودت اولویت هاته رخ بده ... پس میگم خیره هر کی میاد هم چ کنم خلاصه خخخ مجبورم بگم خوش اومدید😐😉😅 ....
.
.
.
اما بعدتر کل تجربه خودم رو در چند خط میخوام بچلونم و خلاصه کنم و بگم شاید به درد ولو یک نفر بخوره ....
سبک زندگی یک عادته ! سختی تغییر عادت هم مال ابتداشه بعد عادی میشه ! سعی کن پس با عادت هایی زندگیت رو سپری کنی که ته این بازی برنده باشی نه بازنده ! و با کسی دوست بشو که همیشه به دردت بخوره نه فقط تو خوشی یا الان و فردا نه !!! بهترین دوست ممکن از جهت حتی عقل هم خداست ! با خدا رفیق شو همین هم دنیات حالت خوب میشه هم آخرتت ان شاءالله و هم پشتت همیشه به یک قدرت محکم چون وصله راحتی ...
رفیق شدن با خدا هم خیلی ساده است یک قدم تو جلو بیا اون خیلی جلو میاد ....
یک قدم تو ممکنه سوال کنی چی مثلا !؟
هیچی بسته به الانت مثلا اگر نماز نمیخونی حتما دیگه بخون به خدا بگو به خاطر تو میخونم هر چند شاید هیچی حالیم نشه
اگر اهل گناه های خاصی یکی اش رو حداقل به خاطر خدا ترک کن
و ...
.
.
.
راستی محض تاکید مجدد هر کسی هم از ظن خودش یار سایرین میشه 😉
.
Read more
. "در این مکان جوانی دلیر و نیکو سرشت، ابر انسانی از نژاد قوم لر و شایسته ایرانی، مردی از تبار جوانمردان ...
Media Removed
. "در این مکان جوانی دلیر و نیکو سرشت، ابر انسانی از نژاد قوم لر و شایسته ایرانی، مردی از تبار جوانمردان روزگار آرمیده است که در سن بیست و هفت سالگی نابینا و به قتل رسید. "میتوانید حدس بزنید او کیست؟ او لطفعلی خان زند،شاهزاده غیور ایرانی که اینگونه مهجور و تنها در گوشه این امامزاده دفن شده است و ... .
"در این مکان جوانی دلیر و نیکو سرشت، ابر انسانی از نژاد قوم لر و شایسته ایرانی، مردی از تبار جوانمردان روزگار آرمیده است که
در سن بیست و هفت سالگی نابینا و به قتل رسید.
"میتوانید حدس بزنید او کیست؟
او لطفعلی خان زند،شاهزاده غیور ایرانی که اینگونه مهجور و تنها در گوشه این امامزاده دفن شده است و کمتر کسیست که یادی از او در این روزگار نامردی میکند.
لطفعلی خان پسر جعفرخان زند وهشتمین حکمرا ن سلسله زندیه بود که از سال ۱۲۰۳به مدت شش سال فرمانروایی نمود.
تمام این مدت به مبارزه با رغیبی چون آقا محمدخان قاجارسپری شد.
لطفعلی که از همان آغاز نوجوانی، همراه پدر در جنگ‌ها شرکت می جست،
تیرانداز و شمشیرزنی دلاورو بی باک بار آمد...
لطفعلی شاهزاده و آخرین فرمانروای زندیه بود.
وی بسیار پر قدرت، راستگو، درستکار و شجاع و خوش چهره بود
اسب لطفعلی خان، غران نام داشت غران بر کانالها و خندقهای جنگی به طول 5 تا8 متری به راح تی میپرید
چنانکه اگر در قلعه نرماشیر پاو دست اسبش را خاءنین نمیزدن به دام قاجارها نمی افتاد.
اما در کمال شرمندگی چنین سردار رشیدی از اطرافیانش خیانت دید و در شهر نرماشیر کرمان گرفتار آقامحمد خان قاجار شد
هنگامی که که آقا محمد‌خان قاجار به او گفت بر او سجده کند پاسخ داد :
من تنها به خدا سجده می کنم.
سپس شاه قاجار دستور داد که اصطبل بانش او را مورد آزار جنسی قرار دهد!!!
فردای آن روز لطفعلی جوان را زار و نزار پیش خان قاجار اوردند.
خاجه قاجار با نیشخند بدو گفت : «هان لطفعلی خان! هنوز هم غرور داری؟» واپسین شاه زند که دیگر توان سخن گفتن نداشت سرش را بالا برد و با پلنگ دیدگان بدو نگریست و گفت:«من از تو نمی‌ترسم ای فرومایه»
و ,زانو نمیزنم زیرا مردی اینجا نمی بینم..
این ایستادگی خانقاجار را به خشم آورد و دستور نابینا کردن او را داد.
وی یکی از افتخارات در ایران زمین است،
مقبره وی جایست که حس میکنید هنوز از سنگ قبرش فریادهای مظلومانه مردی شنیده میشود که اگر بود و میماند نه قاجاری باقی بود و نه تاریخ سیاه فلان الدوله ها و مضحکه الممالکها.
مردی که به تنهایی می ارزد به کل سلسله غرق خیانت قاجارهای بی عرضه و بی جنم... حیف و حیف که امروز در اینجا حتی یک نوشته به یادبود ابرمرد بزرگ زندیه وجود ندارد...
و این وضعیت برازنده او نیست....
صد افسوسکه مشاهیر سرزمین خود را نمیشناسیم و حتی آرامگاه باشکوهی هم برایشان نساختیم.....
ملتی که تاریخ خود رانشناسد قطعا وضعیتی بهتر از این هم نخواهد داشت...
بسیاری از مردم در تهران نمی دانند که پیکر بی چشم او در امامزاده “زید ”در بازار تهران
Read more
. گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی ...
Media Removed
. گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی با هم عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی با هم مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستیم بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستیم زندگی حسرت یک شادی معمولی بود زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود زخم، سهم تنمان بود، نمی ترسیدیم زندگی ... .
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده

گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی با هم

عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی با هم
مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستیم

بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستیم
زندگی حسرت یک شادی معمولی بود

زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود
زخم، سهم تنمان بود، نمی ترسیدیم

زندگی دشمنمان بود، نمی ترسیدیم
شعر من مزه ی خاکستر و الکل می داد

شعر، من را وسط زندگی ات هل می داد
شعر من بین تن زخمی مان پل می شد

بیت اول گره روسری ات شل می شد
بیت تا بیت فقط فاصله کم می کردی

شعر می خواندم و محکم بغلم می کردی
پیِ تاراندن غم های جدیدم بودی

نگران من و موهای سپیدم بودی
نگران بودی، یک مصرع غمگین بشوم

زندگی لج کند و پیرتر از این بشوم
نگران بودی اندوه تو خاکم بکند

نگران بودی سیگار هلاکم بکند
نگران بودی این فرصت ِ کم را بُکُشم

نگران بودی یک روز خودم را بُکُشم
آه... بدرود گل یخ زده ی بی کس من

آه بدرود زن کوچک دلواپــس من... بغلم کن غمِ در زخم، شناور شده ام

بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود

بغلم کن که خدا دورتر از این نشود
مرگ را آخر هر قافیه تمرین نکنم

مردم شهر تو را، بعد ِتو نفرین نکنم
کاش این نعش به تقدیر خودش تن بدهد

کاش این شعر به من جرات مردن بدهد... #حامد_ابراهیم_پور
Read more
قسمتی از دعای جوشن الکبیر بصورت شعر : خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است وقتی که صداقتها ، ...
Media Removed
قسمتی از دعای جوشن الکبیر بصورت شعر : خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است وقتی که صداقتها ، آلوده به صد رنگ است خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است چون وادی عشق است او، چون دور ز نیرنگ است خود را به خدا بسپار ، آن لحظه که تنهایی آن لحظه که دل دارد ، از تو طلب یاری خود را به خدا بسپار ... قسمتی از دعای جوشن الکبیر
بصورت شعر :

خود را به خدا بسپار،
وقتی که دلت تنگ است
وقتی که صداقتها ،
آلوده به صد رنگ است
خود را به خدا بسپار،
چون اوست که بی رنگ است
چون وادی عشق است او،
چون دور ز نیرنگ است

خود را به خدا بسپار ،
آن لحظه که تنهایی
آن لحظه که دل دارد ،
از تو طلب یاری
خود را به خدا بسپار ،
همراه سراسر اوست
دیگر تو چه میخواهی ؟! بهر طلبت از دوست
خود را به خدا بسپار،
آن لحظه که گریانی
آن لحظه که از غمها ،
بی تابی و حیرانی
خود را به خدا بسپار،
چون اوست نوازشگر
چون ناز تو میخواهد ،
او را ز درون بنگر
خود را به خدا بسپار
Read more
خدا لمس دستان مادری ست بین این همه افکار خدا پینه های دست پدری ست که می خواهد بهشت را به بی مرزترین ...
Media Removed
خدا لمس دستان مادری ست بین این همه افکار خدا پینه های دست پدری ست که می خواهد بهشت را به بی مرزترین و دورترین لبخند معامله کند من خدا را می خواهم پشت سنگر تنهایی پشت به این همه ناکامی می خواهم چشمش در چشمش خودش را ببوسم بی رحمانه برقصم و تاوان این همه زخم را بدانم که بر سر جوانیم ... خدا لمس دستان مادری ست
بین این همه افکار
خدا پینه های دست پدری ست
که می خواهد بهشت را
به بی مرزترین و دورترین لبخند
معامله کند
من خدا را می خواهم
پشت سنگر تنهایی
پشت به این همه ناکامی
می خواهم چشمش در چشمش
خودش را ببوسم
بی رحمانه برقصم
و تاوان این همه زخم را بدانم
که بر سر جوانیم اورد
می خواهم تنها ملاقاتش کنم
و به سهم تو
کمی دستان برادران گمنامم را لمس کنم
کمی کودکی هایمان را بازی دهم
و به رسم هر سال پاییز را بهانه عاشقی قرار دهم
من خدا را می خواهم
تا معنی شعرم دلتنگی شود
نه کفر
نه خنده
نه عشق
و نه فصلی که پایان من باشد
من خدا را با دو بال برای پرواز می خواهم
و شوقی که هیچ وقت مرا از این قفس رها نکند
و ازادی ترانه ای باشد
در سکوت کلام من و خدا
من خدا را می خواهم
فرهاد
Read more
 #bighanoon #mehrdadnaeimi بهرام از بدو تولد آدم جوگیری بود... یا شاید از قبلش حتی. انقدر جوگیر ...
Media Removed
#bighanoon #mehrdadnaeimi بهرام از بدو تولد آدم جوگیری بود... یا شاید از قبلش حتی. انقدر جوگیر که شش ماهه به دنیا آمد.  در مدرسه سال اول را جهشی خواند و جلوتر رفت اما سال دوم را تجدید شد و دوباره برگشت به حالت نورمال و همه چی مساوی شد... وقتی بچه بود یک‌بار مادرش دخترعمویش را نشان داد و گفت بیاید با ... #bighanoon #mehrdadnaeimi
بهرام از بدو تولد آدم جوگیری بود... یا شاید از قبلش حتی. انقدر جوگیر که شش ماهه به دنیا آمد.  در مدرسه سال اول را جهشی خواند و جلوتر رفت اما سال دوم را تجدید شد و دوباره برگشت به حالت نورمال و همه چی مساوی شد... وقتی بچه بود یک‌بار مادرش دخترعمویش را نشان داد و گفت بیاید با هم خاله بازی کنید.... مثلا تو شوهر شقایقی! حالا بعد از سی سال هنوز که هنوزه بهرام پیگیر شقایق است و بی خیالش نمی‌شود. شقایق از دست بهرام روانی شده و به فیلیپین مهاجرت کرده اما هر هفته ایمیل عاشقانه‌ای از بهرام دریافت می‌کند!
بهرام برای رسیدن به شقایق با خدا عهد بست که دو هزار تومان به یک پیرزن کمک کند و در عوض خدا عشقش را به جان شقایق بیندازد. وقتی به پیرزن کمک کرد، ناگهان حس کرد نیکوکارترین و بهترین آدم دنیا است. آنقدر از این حس خوشش آمد که فکر کرد برود وام بگیرد تا همه‌اش را بین دستفروش‌ها پخش کند تا احساس مفید بودن کند. وقتی برای وام درخواست کرد، جوگیر شد و چهار برابرش را نذر کرد تا وام به نامش بیفتد. از فردایش می‌رفت شمع روشن می‌کرد و ساعتها چهار دست و پا می‌نشست و چشمهایش را می‌بست و به سوی بانک انرژی منفی می‌فرستاد تا بلکه وام جور نشود! آنقدر ادامه داد که دچار سوء تغذیه شد... پزشکی به او گفت برای بهبود زخم معده، باید تُرب سیاه و اسفناج مصرف کند، روز بعد رفت تره‌بار و از هر کدام ده کیلو خرید. تا یک هفته یخچال را که باز می‌کرد اسفناج را که هی پژمرده‌تر می‌شد نگاه می‌کرد و با شرمندگی لبخندی می‌زد و می‌گفت: حالا خبرتون می‌کنم! مجبور شد یک دیگ آش بپزد و تنهایی بخورد. که باعث شد در کمال ناباوری، در سی سالگی سه سانت قد بکشد. اصلا همین رشد کردنش هم از جوگیری بود. در همان نوجوانی با یکی کل انداخت و خیلی زود به دو متر قد رسید. برای همین در مدرسه همیشه او را موقع دعوا جلو می‌انداختند... بهرام هم با اینکه تکنیک‌های دعوا را بلد نبود اما جوری جلو می‌رفت که انگار طرف بعثی عراقی است! و البته هیچکس هم گول هیکلش را نمی‌خورد و بهرام هم مثل یک مرد کتک می‌خورد... همین‌جور هی کتک می‌خورد تا اینکه تماشای بازیهای المپیک ریودوژانیرو باعث شد برود در باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کند، همان روز اول داشت خودش را گرم می‌کرد که دختری وارد باشگاه شد، بهرام هالتر را روی چهارصد و هشتاد کیلوگرم تنظیم کرد، که خب آن روز بهرام را به بیمارستان رساندند و تازه در پذیرش بیمارستان بود که بهرام فهمید او نامش سعید است و فقط موهایش بلند است. کلا وقتهایی که دختر می‌دید باید
.

بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
از جهنم تا بهشت <span class="emoji emoji1f50e"></span>☟. . . . <span class="emoji emoji1f6ab"></span> شخصی <span class="emoji emoji1f6ab"></span> گفت : بترس از خشم خدا .... همان که در نمازش روزی چند بار میگفت : اَلرّحمنِ ...
Media Removed
از جهنم تا بهشت ☟. . . . شخصی گفت : بترس از خشم خدا .... همان که در نمازش روزی چند بار میگفت : اَلرّحمنِ اَلرَّحیمِ... این دوگانگی در کلامش کافرم کرد به تمام ادیان ... . . کافر شدم به عباداتی از جنس تظاهر و ریا در معابدی خالی از آرامش و آغشته به عطر جوراب ... 🕉 کافر شدم به کتب و احادیثی ک ... از جهنم تا بهشت 🔎☟.
.
.
. 🚫 شخصی 🚫

گفت : بترس از خشم خدا ....
همان که در نمازش روزی چند بار میگفت :
اَلرّحمنِ اَلرَّحیمِ...
این دوگانگی در کلامش کافرم کرد به تمام ادیان ...
.
.
💯 کافر شدم به عباداتی از جنس تظاهر و ریا در معابدی خالی از آرامش و آغشته به عطر جوراب ... 🕉
💯 کافر شدم به کتب و احادیثی ک هر کلامش به نفع سیاست تحریر شده... 🕉
💯 کافر شدم به امامی که ی دریا اشک برای مظلومیتش میریختم ...
از وقتی به رهبرمون هم گفتی امام ...🕉
💯کافرم کردی از همون لحظه که بخاطر هنرم ، موهبتی ک خالقم بی دریغ در اختیارم گذاشته ، محکومم کردی به آتیش ... 🕉
💯کافرم به تمام فروع دینی که تو برام تفسیر میکنی ....
وقتی اَمرم میکنی به معروف و خودت غرقی تو عمقِ منکر ...
وقتی تشویقم میکنی به تبری و دشمنی با دشمنایی ک خودت واسه خدا ساختی و تولی و دوستی با آدمایی مث خودت ....
💯کافر شدم وقتی دیدم ک فلاکت همنوعت رو، دردشو ، اشکاشو دیدی و ؛ ندید گرفتی که بت بگن حاااااجی ...
حله....
حاااااجی بذار حالا من از خدام بگم ...
شاید تو هم کافر شدی ... 🕉
خدای من نه لای کتاباس ...
نه لای سجاده...
نه بالای منبر...
نه تو آسمونا ...
نه حکومتی رو زمین داره
نه میشه به اجبار به کسی وصلش کرد ...
نه به هیچ زبونی جز عشق میشه وصفش کرد...
خدا یعنی ملیاردها تن ولی یک روح ....
وعده ی بهشت و حوریاشو...طعام و پروازم به من نده ...
☯چرا که بهشت واقعی همین جهنمیه ک الان توشیم ....
جهنمی ک هیزمش ...
جهل و غرور و منیت و دروغ و ریا و تمام بدیاس....
بهشتی ک واسه فهمیدنش هزاران بار مردیم ....
بهشتی که تصورش مجنونت میکنه....
نمیدونم چقد طول میکشه ...
ولی شک ندارم خیلی زود
ی جایی
ی شخصی
ی * ناجی *
حرفام که باور خیلیاس رو اثبات میکنه ....
...حتی اگه تصوراتم تمامش اشتباه باشه ...
بازم نمیتونی محکومم کنی به عذاب ....
چون من تمام وجودم رو عشق گرفته ...
عشقی که تو پنهان ترین خلوتمم ، خوب بودن رو از دلم صلب نمیکنه...
عشقی که نه از سره اجباره...
عشقی که نه اَداس نه اِدِعا
نه توهین بلده و با کسی دشمنی داره ...
نه واسه خوبیاش چرتکه میندازه ....
عشقی که هر لحظه ی ذهنم رو پر کرده و تنهایی رو از دلم برده ...
دیگه چ نیازی به تکرار جملاتی که هیچوقت حسی رو تو دلم جا نکرد ...؟!
چ نیازی به انتظار طلوع و غروب ....؟!
چ نیازی هست به رکعت ؟!
چ نیازی به این همه قائده و بازخواست ؟!
در آخر ....
حااااااجی....
خدای من ...همون معبودیه ک ب نفع سیاست نسل به نسل زشت تر به رخ کشیدیش...
وقتشه چشماتو ببندی و دلتو باز کنی ...
Read more
سی و چهارمین حلقه از درخت زندگی من هم باز بهم تنیده شد ولی حلقه گمشده ام را هنوز باز نستاندم. نمی دانم ...
Media Removed
سی و چهارمین حلقه از درخت زندگی من هم باز بهم تنیده شد ولی حلقه گمشده ام را هنوز باز نستاندم. نمی دانم یک سال به زندگی من اضافه شده، یا یک سال دیگر از فرصت زیستن من کم شده، امسال واقعا یک جای خالی در زندگیم را بیش از پیش احساس می کنم، زندگی من تا به امروز جاهای خالی بسیار داشته، شکر که تا به این روز توانسته ... سی و چهارمین حلقه از درخت زندگی من هم باز بهم تنیده شد ولی حلقه گمشده ام را هنوز باز نستاندم.
نمی دانم یک سال به زندگی من اضافه شده، یا یک سال دیگر از فرصت زیستن من کم شده، امسال واقعا یک جای خالی در زندگیم را بیش از پیش احساس می کنم، زندگی من تا به امروز جاهای خالی بسیار داشته، شکر که تا به این روز توانسته ام بسیاری را به تنهایی پر کنم، بسیاری از پازل های زندگی هم همچنان مانده، ولی بعضی هاشان را نمی‌توانید و نباید به این سادگی‌ها بسپرید به دست بی رحم زمان ... امسال من ۳۴ ساله می شوم، اما شاید مثل خیلی از هم سن و سال هایم واقعا ۲۰ سال از زندگی را بیشتر زنده بودم تا زندگی کنم و همه ما آن ۲۰ سال زندگی را از خدا طلب داریم ...
امسال هم مثل سال های قبل از به این دنیا آمدنم به خودم نبالیدم، البته نه به خاطر اینکه در زندگی آدم بدی بوده باشم، نه، به خاطر ظلمی که به ناچار به خودم روا دانستم، به خاطر این روزمرگی که به وجودم تحمیل شد، به خاطر همه آن اتفاقات خوبی که باید می‌انداختم و نیوفتاد !
ولی هر سال از زندگی ما شاید شروعی دوباره باشد، همانطور که سالها پیش از یک بیمارستان شروع کردیم، شاید خدا می خواهد به ما بفهماند که باز هم می شود شروع کرد، هر سال، هر ماه، و هر روز می‌تواند یک شمارش معکوس برای اوج گرفتن محسوب ​شود، هرچند که تجربیات قبلی اغلب ناموفق بوده باشد.

خدایا شکرت، ولی کاش یا اینجا را آبادتر می‌خواستی، یا حداقل اول آباد می کردی، بعد ما را میاوردی ... با درود و مهر، #امیر_آقایی
بیست و هشتم آبان ماه یکهزار و سیصد و نود و شش
۱۳۹۶/۸/۲۸

#تولدم_مبارک
#سی_و_چهارسالگی
Read more
نمیدونم چی بگم آتنای عزیز از خدا ناراحت بشیم یا از بنده حرومزاده و شیطان صفت بغض بدی گلومو گرفته ولی ...
Media Removed
نمیدونم چی بگم آتنای عزیز از خدا ناراحت بشیم یا از بنده حرومزاده و شیطان صفت بغض بدی گلومو گرفته ولی خدا به همه ما صبر بده تو فقط متعلق به خانوادت و یا پارس آباد و اردبیل و آذری ها نیستی واقعا واسه خدا هم متأسفم که تو اوج بی کسی و تنهایی حتی خدا هم نظاره گر این پلید بوده آتنای عزیز دختر کوچولوی ایران زمین فقط ... نمیدونم چی بگم آتنای عزیز از خدا ناراحت بشیم یا از بنده حرومزاده و شیطان صفت بغض بدی گلومو گرفته ولی خدا به همه ما صبر بده تو فقط متعلق به خانوادت و یا پارس آباد و اردبیل و آذری ها نیستی واقعا واسه خدا هم متأسفم که تو اوج بی کسی و تنهایی حتی خدا هم نظاره گر این پلید بوده آتنای عزیز دختر کوچولوی ایران زمین فقط خدا شاهد تنگنا و سختی تو بوده حتی با اعدام اون حرومزاده هم دل ما خنک نمیشه و داغت از دلمون نمیره. خدایا به دادمان برس نگاه نکن فقط و نظاره گر نباش
Read more
 #السلام_علیک_یا_علی_بن_ابی_طالب مولود خانه خدا، محبوب خدا، به سوی خانه خدا قدم برمی‏دارد. دیوارها، ...
Media Removed
#السلام_علیک_یا_علی_بن_ابی_طالب مولود خانه خدا، محبوب خدا، به سوی خانه خدا قدم برمی‏دارد. دیوارها، دستان ترک‏خورده‏شان را بالا آورده‏اند تا در هیاهوی رفتن او، تلاشی برای ماندنش کرده باشند. کوچه‏های آشنای کوفه، اشک می‏ریزند. مناجات عاشقانه مولا، ریسه‏های نورانی این کوچه‏های تاریک ... #السلام_علیک_یا_علی_بن_ابی_طالب

مولود خانه خدا، محبوب خدا، به سوی خانه خدا قدم برمی‏دارد.
دیوارها، دستان ترک‏خورده‏شان را بالا آورده‏اند تا در هیاهوی رفتن او، تلاشی برای ماندنش کرده باشند.
کوچه‏های آشنای کوفه، اشک می‏ریزند. مناجات عاشقانه مولا، ریسه‏های نورانی این کوچه‏های تاریک بود و قدم‏های مهربانش، فرش باشکوه خاک. شب‏های کوفه، حجله حجله از آفتاب حضور او نورانی می‏شد؛ وقتی انبان سخاوت بر دوش، دستان نیاز را سیراب می‏کرد. کوفه، دردهایش را بر شانه این مرد سبک می‏کرد و تنهایی‏هایش را با حضور او مأنوس بود.
کوفه، بر قامت مولا ایستاده بود؛ بی‏آنکه یک‏بار از خود بپرسد این کیست که مرا این‏چنین تاب آورده است؟!
این کیست که ناله یتیمان مرا پاسخ داده و نگذاشته هیچ تهی‏دستی بی‏پناه بماند؟!
کیست که از فانوس‏های روشن هدایتش، شهر روشن شده است و خطبه‏های آسمانی‏اش، بهشت را بشارت می‏دهد؟
مرد می‏آید؛ تنها و استوار، خود، تنها سایه‏سار وسعت خویش است.
او نیامده بود که بماند. پرنده‏ترینِ نسل آدم بود. چگونه می‏توانست در اسارت خاک بماند؟
زهرآلوده‏ترین شمشیر، به دستان شقی‏ترین انسان، انتظار او را می‏کشید، انتظار حیدر خیبرشکن را.
باید برود؛ پس ضربت شمشیر را مرهم زخم‏هایش می‏داند؛ اگرچه هیچ‏کس نتواند بفهمد معنای لبخند مولا در خضاب خون سرش و سرودن «فزت برب الکعبه» را.
اگرچه هیچ‏کس نتواند لذت مرگ را در نظر مولا درک کند که مولا چرا انتظار مرگ را می‏کشید؟
حورا طوسی

شهادت مولی الموحدین حضرت علی علیه السلام را تسلیت عرض میکنم.

#سلاله_زهرا
#یزد
#عقدا
#کاروانسرا
#فروردین۹۷

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#التماس_دعا
Read more
در شب تولد امام رضا از سر ارادت و دوست داشتن به اصطلاح بزرگ خاندان رفتم پا بوسیه امام رضا گفتم این پدر ...
Media Removed
در شب تولد امام رضا از سر ارادت و دوست داشتن به اصطلاح بزرگ خاندان رفتم پا بوسیه امام رضا گفتم این پدر بزرگ من که داره امور خانواده ی مارو با ماهی صد خورده ای میچرخونه که بعدم به لطف عزیزان کیسه مال کمترم شد که بعدشم گفتن این پول از سر صدقست اخ خدا قربونت برم خوبه اینا تو دفتر اسناد رسمی کار کردن نمیدونستن ... در شب تولد امام رضا از سر ارادت و دوست داشتن به اصطلاح بزرگ خاندان رفتم پا بوسیه امام رضا گفتم این پدر بزرگ من که داره امور خانواده ی مارو با ماهی صد خورده ای میچرخونه که بعدم به لطف عزیزان کیسه مال کمترم شد که بعدشم گفتن این پول از سر صدقست اخ خدا قربونت برم خوبه اینا تو دفتر اسناد رسمی کار کردن نمیدونستن که در غیاب پدر خانواده وظیفه ی پدربزرگ اون خانوادست که اون زندگی رو تامین کنه درغیاب اون برادرانش خلاصه بگذریم از همه ی اینا گفتم یا امام رضا یا راحتش کن یا شفاش بده که خیلی داره زجر میکشه بعد از اینکه از حرم اومدم بیرون بهم خبر دادان که تموم کرده
بعد از اون قضیه یک سال گذشت و نا ملایمتی های عموهای شکم سیرم بیشتر شد اللخصوص عموی کوچکم که ادعاش ک........ از قبل فوت پدربزرگم تا به بعدش خیلی خانواده ی مارو اذیت کرد و ما بخاطر اذیت های ایشون از خاندان نخعی دوری کردیم بعدم میرفتن به بزرگ خاندانشون میگفتن ببین اینا چقدر بی معرفتن داری ماهی صد بهشون میدی اما بهت سر نمیزنن خلاصه که عجب هایی داره این داستان زندگی ما بعد یک سال ازفوت پدربزگم شبی خواب دیدم در زمانی که صغیر بودم من و خواهرم در سر میز بزرگی به تنهایی نشستیم و هیچی روی اون میز نیست حتی ی قطره اب و در سر میز دیگری بزرگ خاندان با فرزندانش به غیر از پدرم بر سر ان میز بودن و انواع اقسام میوه و غذاها بر سر ان میز بود بزرگ خاندان من و خواهرم صدا کرد گفت باباجان حلالم کنید نمی تونم چیزی بخورم حتی ی قطره ی اب بچه هایم توجهی به این قضیه ندارن حالا بزرگ خاندان بیا ببین بچه هایت چه ها نکردن با ما و تو فکر کن که ما تو و بچه هایت را حلال کنیم کام این دنیا زیر زبانتان مزه کرده از ان دنیا بی خبرید حالا هی بخورید هی بخورید اینقدر بخورید ببینم کجای یک وجب خاک این دنیارو می خواهید بگیرید
Read more
. • خواستم از دل خوشی بنویسم به گذشته نگاه کردم چه چیز ها که قشنگی اش ساده از دستانم رفت نوشتم زندگی ...
Media Removed
. • خواستم از دل خوشی بنویسم به گذشته نگاه کردم چه چیز ها که قشنگی اش ساده از دستانم رفت نوشتم زندگی ... .آینده صدایم زد به روبه رو نگاه کردم اما دیدم آدم ها دنیای قشنگی ندارند سایه ها دنبال هم می کردند نه شانه ای برا تکیه بود نه دستی برای گرفتن حال دلم هوایش آلوده تر از تهران است می گویند دعا ... .

خواستم از دل خوشی بنویسم
به گذشته نگاه کردم
چه چیز ها که قشنگی اش ساده از دستانم رفت
نوشتم زندگی ...
.آینده صدایم زد
به روبه رو نگاه کردم
اما دیدم آدم ها دنیای قشنگی ندارند
سایه ها دنبال هم می کردند
نه شانه ای برا تکیه بود
نه دستی برای گرفتن
حال دلم هوایش آلوده تر از تهران است
می گویند دعا به وقت اضطرار میگیرد ...
بارالها ؛
اَمَن یُجیب مُضطرِ نگاهت شده ام .
" اَعُوذُبِكَ يا رَبِّ مِنْ نَفْس لا تَشْبَعُ
اي پروردگارم ، از نفسي كه سير نمي‏شود، به تو پناه می برم ... "
.
" اللهم انّی استغفِرُکَ لِما تُبتُ اِلیکَ مِنهُ ثمَّ فیهِ
خدایا من آمرزش میخواهم برای گناهانی که بعد از توبه کردنم دوباره به آنها دست زده ام ... "
.
در این دنیای تنهایی به آغوشت پناه میبرم
ای تنهاتر از من ... از بنده هایت دست شستم و چشم امیدم به مستعانی توست ...
.
" الهی ! لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي
خدایا ! امید و آرزویم را از لطف و کرمت قطع نگردان ... "
.
در این وادی هوس و خیال ؛
در این دنیای امروز و فردا ؛
لا به لای همه ی آدم های نقاب چهره ؛
نزدیک تر از تو ، دوست تر از تو ، نگران تر از تو نیافتم ...
حنان من ؛ چشم انتظار روزهای آمدن منی هستی که خودت میدانی هنگام مشکلات بیتابانه چه میخواهم از نگاهت ...
" ببخش بی وفایی ام را ای رفیق روزهای سخت و همراه روزهای شادم ... "
این چشم ها جز به امید تو دیگر نمیبارد ؛
" اینبار هم باران رحمت این روزهای آلوده ام باش ... "

#فاطمه_زلفی
__________________
خدا بهترين دوست براي هممونه
مشتاق ترينه براي اينكه باهاش دوست شيم
ولي ما خيلي اين روزا غرقيم
تو اين دنياي مسخره و بازياش كه هممونو گول زده
كاش هممون چشمامونو بيشتر باز كنيم روي خدا و مهربونياش
رو دلايل آفرينشمون
ما نيمديم اين دنيا كه اينهمه غرقش شيم 😑
#خدا_خيلي_خداست
___________________
دوستان لطفا حقير رو دعا بفرماييد
اين روزا سخت لبخند ميزنم (متاسفانه 😞)
ارادت 🌹
Read more
می دونی محاله یه روز صبح یکی درِ خونه رو بزنه یه جعبه بگیره جلوی آدم و بگه بفرما حال خوب! حال خوب ساختنیه.... دست ...
Media Removed
می دونی محاله یه روز صبح یکی درِ خونه رو بزنه یه جعبه بگیره جلوی آدم و بگه بفرما حال خوب! حال خوب ساختنیه.... دست کن ته خورجین دلتنگیا و زخما و بالا پایینای زندگیت، یه کم حال خوب از توش بکش بیرون... نمیگم آسونه..... نمی گم اشتباه نکن، زمین نخور، اشک نریز، کم نیار نمی گم جلوی یه حسرتایی رو می شه گرفت... ... می دونی محاله یه روز صبح یکی درِ خونه رو بزنه یه جعبه بگیره جلوی آدم و بگه بفرما حال خوب!
حال خوب ساختنیه....
دست کن ته خورجین دلتنگیا و زخما و بالا پایینای زندگیت، یه کم حال خوب از توش بکش بیرون...
نمیگم آسونه.....
نمی گم اشتباه نکن، زمین نخور، اشک نریز، کم نیار
نمی گم جلوی یه حسرتایی رو می شه گرفت... نمی گم همیشه‌ی خدا علی بی غم باش، که نمیشه؛...
اصلا غم واسه اینه که به آدم عمق بده.....
به قول یه بنده خدایی که می گفت درست بعد از اتفاق بود که فهمیدم اون لحظه ها که خنده میسر بود باید از ته دل و با صدای بلند می خندیدم، چه حیف که کم خندیدم!
اونایی که از عمق زخم هاشون شادی بیرون کشیدن قدر لحظه لحظه‌ی زندگی رو بیشتر دونستن.....
نه که فکر کنی از بدو تولد آدم های قدرتمندی بودن، نه... اونا این قدرت رو بعد از هر زخمی، ذره ذره در خودشون پرورش دادن......
در لحظه هایی که امکان حال خوب رو داری حضور داشته باش، براش سنگ تموم بذار.
دنیا همیشه بلبشوئه، بهونه واسه دلگیری زیاده و فرصت کم،... تنهایی از رگ گردن به آدم نزدیکتره و انتظار هیچ دردی رو دوا نمی کنه؛.....
فقط خودتی که می تونی پازل بعضی لحظه هارو جوری بچینی که یه کم عشق کنی.
یادت نره که هر چقدر دنیا سخت بگیره حق توئه که توش عشق کنی،
حق گرفتنیه....
حال خوب ساختنیه.....
Read more
#حافظ سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی در ... #حافظ

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی
Read more
بسم رب المحرم... . . . کم کم داره میرسه .... کاری برای خودم نکردم... __________________ آقا جان محرم داره میاد .... بطلب کربلا عرفه ...دلتنگم آقا ... ___________________ دست ما رو به محرم برسانید فقط . رفقا حلال کنید .... .................................... #کربلا #محرم # #بین ... بسم رب المحرم...
.
.
.
کم کم داره میرسه ....
کاری برای خودم نکردم...
__________________
آقا جان محرم داره میاد ....
بطلب کربلا عرفه ...دلتنگم آقا ...
___________________
دست ما رو به محرم برسانید فقط .
رفقا حلال کنید ....😢😭
....................................
#کربلا #محرم #
#بین الحرمین #
#رفیق #اربعین #
#عرفه #زیارت #
#تنهایی #رفیق روزهای بی کسی #
#خودم #خدا #
#بهترین #رفیق #حسین #
Read more
خدایا خودت بیا نه فرشته ای نه پیامبری بفرست نه بلایی فقط خودت را میخواهیم بیا زمینت را صاحب شو... میل ...
Media Removed
خدایا خودت بیا نه فرشته ای نه پیامبری بفرست نه بلایی فقط خودت را میخواهیم بیا زمینت را صاحب شو... میل مردن غوغا میکند. بیا ما هوس زندگی را در اوج جوانیمان به مردن تسلیم کرده ایم. ااگر میفرستی.... راستی جهان به پیامبری تازه نفس احتیاج دارد . پیامبری که کتاب زیر بغلش نباشد برعکس اهل عشق و دوست ... خدایا خودت بیا
نه فرشته ای نه پیامبری بفرست نه بلایی
فقط خودت را میخواهیم
بیا زمینت را صاحب شو...
میل مردن غوغا میکند.
بیا ما هوس زندگی را در اوج جوانیمان به مردن تسلیم کرده ایم.
ااگر میفرستی.... راستی جهان به پیامبری تازه نفس احتیاج دارد .
پیامبری که کتاب زیر بغلش نباشد برعکس اهل عشق و دوست داشتن باشد
پیغمبرِیکه بهشت و جهنم را بذارد برای بعد و معجزه اش بغل باشد و دوست داشتن
پیامبری که اینستاگرام یا فیسبوک داشته باشد و واتس اپ. تا بشود رودررو از همه چیز و همه کس گفت ....
دارم به پیغمبری فکر میکنم که نیاید بگوید خدا مجازات میکند ، نیاید گوشمان را پر کند که نکن ، نکن ، نکن ؛ خدا دوستت ندارد و غضب میکند و همه را میکشد ...
کاش پیغمبری باشد که خدارا طوری که هست معرفی کند
خدایی که بشود از روی مهر پرستید نه از ترس . فرستاده ایکه بیاید بگوید آی ادمها بخاطر خدا نه ، بخاطر خودتان مهربان باشین که خدای شما، از همه مهربان تر است ، باور نمیکنین ! این شماره ی خداست ، خودتان بپرسید ...
پیغمبری از نسل خودمان ، که عشق را بفهمد ، یکی که بشود روی رفاقت اش حساب کرد و هر جای جهان که گیر کردی و واماندی ، با بغل پیدایش بشود و وقتی توی بغلش هستی اهسته درِ گوشت بگوید فکر نکن تنهایی رفیق...
این پیامبر ، به باور خدایی که من میشناسم ؛ میلیمتری نزدیک است
دارم به این فکر میکنم به اینهمه آدمِ خسته که ادعا میکنند خدارا بلد هستند ، چقدر وجود این پیامبر میچسبد
کاش خدا این آخرین پیامبر را گذاشته بود برای نسل غمگین و عاصیِ من ....
هر چند آگاهان بی نیازند از فرستاده ولی....
Read more
وقتی کسی را دوست داری برای خوشحال کردنش، برای سپاسگزاری از خوبیهایی که بی چشم داشت تقدیمت کرده، همان ...
Media Removed
وقتی کسی را دوست داری برای خوشحال کردنش، برای سپاسگزاری از خوبیهایی که بی چشم داشت تقدیمت کرده، همان کاری را میکنی که مورد علاقه اش است... طوری از او سپاسگزاری میکنی که دلش راضی شود... هیچ وقت برای تشکر از او چیزی را که از آن متنفر است کادو نمی آوری...! هیچ انسان معقولی برای رضایت محبوبش دست ... وقتی کسی را دوست داری
برای خوشحال کردنش،
برای سپاسگزاری از خوبیهایی که بی چشم داشت تقدیمت کرده،
همان کاری را میکنی که مورد علاقه اش است...
طوری از او سپاسگزاری میکنی که دلش راضی شود...
هیچ وقت برای تشکر از او چیزی را که از آن متنفر است کادو نمی آوری...!
هیچ انسان معقولی برای رضایت محبوبش دست به کاری که منفور اوست نمی‌زند...!
و خدا نیز از تو می‌خواهد همانگونه که خود دلش می‌خواهد خوشحالش کنی، نه آنطور که دلت می‌خواهد...
که سپاسگزاری از راهی که مغضوب یار است، عین ناسپاسی ست...
.
پ ن۱:بعضیا میگن ما نماز نمیخونیم ولی به جاش تو تنهایی با خدا حرف می‌زنیم! یا اهل روزه و خمس و زکات و... نیستم ولی به جاش به فقرا کمک میکنم...! این مصداق همون بی عقلیه که میدونه معشوقش گل دوست داره اما از طلا متنفره، اما همش براش طلا هدیه میاره به جای گل!!!!
پ ن۲:گلهای باغچه خانه پدری هستند اوشون☺️
Read more
<span class="emoji emoji1f4dd"></span> بچه نبودیم که ما، بره بودیم صبح خروسخوان همچین آروم، بدون نق و نوق از خواب بیدار می شدیم و صبحونه ...
Media Removed
بچه نبودیم که ما، بره بودیم صبح خروسخوان همچین آروم، بدون نق و نوق از خواب بیدار می شدیم و صبحونه خورده و نخورده، یه مسافت چند صد متری را پیاده گز می کردیم تا مدرسه، سرویس کجا بود؟ تازه اون سالها سرد هم بود ، یه کاپشن خرسک و یه کیف صد کیلویی و دست های لبو شده از سرما. تو مدرسه هم بره بودیم ، از ترس ناظم ... 📝 بچه نبودیم که ما، بره بودیم

صبح خروسخوان همچین آروم، بدون نق و نوق از خواب بیدار می شدیم و صبحونه خورده و نخورده، یه مسافت چند صد متری را پیاده گز می کردیم تا مدرسه، سرویس کجا بود؟
تازه اون سالها سرد هم بود ، یه کاپشن خرسک و یه کیف صد کیلویی و دست های لبو شده از سرما.
تو مدرسه هم بره بودیم ، از ترس ناظم همچین رو خط سفید ده سانتی وا میستادیم که یه سانت از کفشمون از خط بیرون نمیزد، بازیمون چی بود؟
طناب بازی و لی لی و توپ بازی
صبح لی لی... ظهر لی لی... شب لی لی... خلافمون چی بود؟
پنج تومن میدادیم بابای مدرسه، یه تیکه پلاستیک مچاله میذاشت کف دستمون، یه قاشق هم قره قوروت چرک صد سال مونده میریخت روش، ما هم با لذت ، دِ بِلیس، یا فوق فوقش، فوت فوتک میخریدیم، که عبارت بود از دو ممیز سه دهم گرم آرد نخودچی مخلوط با شکر، تو یه پلاستیک چهار سانتی، که به طریقه فوق امنیتی مهر و موم و منگنه کاری میشد، با یه نی کوچولوی نارنجی کنارش.

البته این فوت فوتک رو بیشتر مواقع نمیخوردیم
نگه میداشتیم که فوت کنیم تو سر و کله ی مخبر کلاس که چغلی همه رو میکرد. ظهر که میشد، همون مسافت طولانی رو برمیگشتیم خونه، دستشویی ها مثل الان نبود، ورِ دل آشپزخونه!
یا تو حیاط بود، یا تو راهرو... دست و رومون را می شستیم و ایضا جورابامون رو، رو نرده پهن میکردیم، تازه می آمدیم تو، همچین بره هایی بودیم که همون بغل جاکفشی دفتر کتاب را پهن می کردیم و می نشستیم به مشق نوشتن،تموم می کردیم، برنامه فردا رو هم حاضر میکردیم.

مثل الان نبود که خاله و عمه یه دست بچه رو ماساژ میدن، عمو و دایی اون یکی دست رو ،تا بچه چهار خط به آخر رو بنویسه.
اینقدر مشق می نوشتیم که گوشه انگشت وسطی قلمبه بود همیشه، میخچه وار.
بوی نهار دل می ربود ولی باید صبر میکردیم تا بابا بیاد،همه با هم غذا بخوریم، تنهایی خوردن و جدا جدا خوردن نداشتیم، والا جرات الیور تویست رو هم نداشتیم، بگیم ما گرسنمونه، باید صبر میکردیم الان اگه بود میشد مصداق بارز کودک آزاری، ولی اون موقع درس صبر بود واسه ما، غذا هم هر چی بود، آبگوشتی، کوفته ای، لوبیا پلویی هر چی بود میذاشتن سر سفره،
مثل الان نبود که مامان ها هی بگن: الهی دورت بگردم، فدات بشم، مرغ نمیخوری؟
کباب بخور...دوست داری زنگ بزنم پیتزا برات بیارن مادر قربونت بشه!
هر چی بود میخوریم خدا رو هم شکر میکردیم.
الان که به نسل جدید نگاه میکنم، میبینم، ما هنوزم همون بره های مظلوم و بی دفاع و البته معصومی هستیم، که هنوز که هنوزه تو چنگال زندگی لی لی میکنیم.
Read more
آیا تا به حال به ایی فکر توکردی که یه سری به #پیرمردو و پیر زنو بزنی؟؟؟؟ نه اصلن کسای دگه ول بکنی ، بگی ...
Media Removed
آیا تا به حال به ایی فکر توکردی که یه سری به #پیرمردو و پیر زنو بزنی؟؟؟؟ نه اصلن کسای دگه ول بکنی ، بگی آخرین باری که به دیدن #بپ گپو و بی بی خو رفتی کی بودی؟ شما #فکر ناکنی که وظیفه ی خومون که حتمن یه سری به اوشو بزنیم . ادونی چکده دلشو خوش ابو اگه بریم دیدن ایشو ؟ اوشو دگه دست وپای درستی شونین که ... آیا تا به حال به ایی فکر توکردی که یه سری

به #پیرمردو و پیر زنو بزنی؟؟؟؟ نه اصلن کسای دگه ول بکنی ، بگی آخرین

باری که به دیدن #بپ گپو و بی بی خو رفتی

کی بودی؟ شما #فکر ناکنی که وظیفه ی خومون

که حتمن یه سری به اوشو بزنیم . ادونی چکده

دلشو خوش ابو اگه بریم دیدن ایشو ؟

اوشو دگه دست وپای درستی شونین که بگردن .ولی به جاش خومو بایه برنگ عیادتشو

مایی که جوونیم بایه خدارو شکر بکنیم

که دست وپای راه رفتن موهستی واتونیم

هرجا که دلمو شوا بریم و یه تا از راههای

شکر گذاری همین که بریم به عیادت گپ ترو .و #مریضو و خوشحالشو بکنیم

بایه بریم پهلوشو بنیهیم و #گپ بزنیم تا احساس . #تنهایی نکنن که همی تنها بودن بدترین دردن

اگه کاری شوهه یا چیزی لازمشون براشو بووریم

و اگه فرمونی به خومو شودا بایه حتمن انجام

هادیم چون که واقعن خوشحال ابن و شاید بهترین

خوشی ایشو زمونی بووت که خومو در کنار ایشو

بوویم نه که اگه بپو تو ایگو بره فلان کار بکو از بغلش

بی تفاوت رد بووی ومحلش ننسی که ایی بدترین توهین

به اون شخص کهنسالن و مطمئن بووی اگه خومو ایی

عمل در برابر ایشو انجام هادیم در آینده همی بلا سر خومو .در اتات و خومو همیطو گرفتار ابیم

بایه همیشه به دیدار ایشو بریم و از تجربیات ایی

افراد در تمام زمینه ها استفاده بکنیم که ایشو .بهترین معلم برای زندگی خومون و از گپوشو درس بگریم

بره پهلوشو بنی که یه داهولی اکنن که آدم کیف اکنت .و یه لحظه دگه دلت اینوا به اوشو ول بکنی

ما هم یه روزی پیر و مریض و از کار افتاده ابیم و .توقع موهستی که دیگران بیام به دیدن خومو

اگه یه لحظه به خو جای ایی افراد قرار هادیم

افهمیم که چکده تنهایی سختن ،اونوقت شاید .شکرگذارنعمتوی خدا بوویم

پس بیایم تا جوونیم و سالم ، از ایی نعمتهای

خدادادی استفاده بکنیم و خدارو شکر بکنیم

که در زمون پیری ومریضی دگه آه وافسوس .فایده ای اینین « جوونی ام بهاری بود و بگذشت »
======================================
#love #beautiful #follow #smile #followme #photo #life #baby #عشق #من #زیبا #فشن #خنده #دوست #عکس #دختر #پسر #minab #bandarabas #میناب #بندرعباس #پدربزرگ #پدر #dad
Read more
این سرویسهای بهداشتی رو در وطن ما باید اسم دیگه ای براش بذارن. مثلا من سرویسهای غیربهداشتی رو پیشنهاد ...
Media Removed
این سرویسهای بهداشتی رو در وطن ما باید اسم دیگه ای براش بذارن. مثلا من سرویسهای غیربهداشتی رو پیشنهاد میکنم. چراکه همیشه از کیلومترها اونورتر بدون نیاز به تابلو یا هیچ چیز دیگه‌ای شما میتونید تشخیص بدید که هموطنان کدام قسمت یک مجموعه‌ی فرهنگی، تفریحی، هنری، کاری و یا هر کاربری دیگه‌ای رو به ... این سرویسهای بهداشتی رو در وطن ما باید اسم دیگه ای براش بذارن.

مثلا من سرویسهای غیربهداشتی رو پیشنهاد میکنم. چراکه همیشه از کیلومترها اونورتر بدون نیاز به تابلو یا هیچ چیز دیگه‌ای شما میتونید تشخیص بدید که هموطنان کدام قسمت یک مجموعه‌ی فرهنگی، تفریحی، هنری، کاری و یا هر کاربری دیگه‌ای رو به دفع فزولات غیرانسانی‌شون اختصاص دادن.

از اَحساس پنجگانه، خداوند متعال، بدترینش رو در بنده‌ی حقیر قوی آفریده. داشتن حس بویایی قوی در وطن عزیز ما، میتواند به منزله بزرگترین نفرین الهی برای هر بنده‌ای باشه. حالا اینکه من در زندگی قبلی چه بدی‌هایی کردم که خداوند متعال حقیر رو با حس بویایی قوی در ایران عزیز آفریده، خود خدا می‌دونه.

مترو بری، اتوبوس بری، تو تاکسی برب، تو مغازه بری... وای وای وای تو مغازه بری، یارو قرمه سبزی رو با پیاز آورده گرم کرده خورده... اصن ولش کنید.

منزل خانم سرجینگ کرده بودن و فرموده بودن که باید یک سر به باغ کتاب بزنیم. الحق و والانصاف هم که جای بسی خفنی بود.

اینم از مجسمه آقا مجید که همیشه در حال ترقی بود و با خوردن ماهی فسفر مغزش زیاد میشد و اچدر انشای صادقانه‌ش از مرده‌شور میگفت و آقای حیدری هم که همیشه بهش باور داشت.

بیچاره بی‌بی هم که خدا بیامرزتش. تو تنهایی جان به جان آفرین تسلیم کرد ولی مراسم فوتش به رسم همیشگی با شکوه و حمله‌ی هموطنان مرده پرست گلگون شد. راستی این مهدی باقربیگی کجاس؟

#هموطن #به_خانه_برگرد بیا تا #ایرانمان را #باهم #آبادتر بسازیم.

#insta_losangeles #tourismiran #bezan #bokhor #tehranpic #sf #ilovetehran #tehranpage #tehraner #tehranigram #tehranmag #ashpazi_shoma #ashpazbashi #ir_cook #tehrangardi #[email protected]
#pixiran #istgahe_honar #negah_doorbin #pic_firik #lifestylephotography #thstreetlife #iranziba #i_own_myself #bezan
Read more
* ما چرا مسئولیت زندگی خود را نمی‌پذیریم؟ چون آن وقت، دیگر کسی نیست که او را سرزنش کنیم یا مجبوریم مسئولیت شکستها یا رفتارهای خارج از اصول خود را بپذیریم! زنی که در خوردن و آشامیدن افراط دارد و اضافه وزن دارد؛ حس می‌کند اگر من مسئولیت وضع جسمی خود را بپذیرم آن وقت مجبور خواهم شد ورزش کنم و از جسم خود به ... *
ما چرا مسئولیت زندگی خود را نمی‌پذیریم؟ چون آن وقت، دیگر کسی نیست که او را سرزنش کنیم یا مجبوریم مسئولیت شکستها یا رفتارهای خارج از اصول خود را بپذیریم! زنی که در خوردن و آشامیدن افراط دارد و اضافه وزن دارد؛ حس می‌کند اگر من مسئولیت وضع جسمی خود را بپذیرم آن وقت مجبور خواهم شد ورزش کنم و از جسم خود به این صورت، سوءاستفاده نکنم! پس خودم را دوست داشته و کمتر آزار خواهم داد اما دیگر نمی‌توانم ناله کنم و توجه دیگران را جلب کنم! اگر اراده و اختیار خود را بپذیرم‌ مجبورم زندگی خود را به دست فال، بخت و سرنوشت نسپارم و خدا را مسئول انتخابهای خودم ندانم! مسئولیت پذیری با اختیار و انتخاب، همراه است و شما نمی‌توانید برای اینکه مسئولیت زندگی خود را نپذیرید؛ اختیار را از خود سلب کنید یا به خدا یا دیگران بسپارید

اگر مسئولیت احساسات خود را بر عهده بگیرید؛ باید این حقیقت را نیز بپذیرید که دیگران نیز همانند شما احساسهایی دارند. پس مجبور هستید قبل از سخن گفتن، تفکر کنید و بخاطر احساسات بد خود، هر رفتاری را در برابر دیگران انجام ندهید! دختری که روابط نامناسب زیادی را به دلیل وابستگی و احساس شدید، شروع می‌کند و با وجود رنج، آسیب و شکست، روابط را ادامه می‌دهد؛ نمی‌تواند بگوید چون من نیاز دارم و وابسته و تنها هستم پس می‌توانم وارد هر رابطه‌ای شوم و نسبت به رفتار خود در هر رابطه‌ای بی‌توجه و بی‌مسئولیت باشم و بعد بگویم: من نمی‌خواستم؛ او من را خواست! او گفت من را خیلی دوست دارد! آیا وابستگی، نیاز و تنهایی باید باعث شود من در روابطم ناهوشیارانه عمل کنم؟

تا زمانی که شما والدین، دیگران و شرایط را مقصر حال و روز خود می‌دانید؛ چگونه می‌خواهید برای رشد مستقل شخصیت و پیشرفت خود تلاش کنید؟! تا زمانی که می‌خواهید دیگران برای شما دل بسوزانند و به شما ترحم و توجه کنند؛ چگونه می‌خواهید به احساس خوبی در مورد خود دست پیدا کنید؟! اگر خود را در برابر محبت و دوست داشتن خود، متعهد نمی‌دانید چگونه می‌خواهید دیگران محبت و حرمت شما را حفظ کنند؟ به این سئوال فکر کنید: اگر من مسئولیت کامل احساس، رفتار و زندگی خود را بر عهده بگیرم چه مزایایی کسب می‌کنم؟
.
.
.
Read more
سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از غمها رسید از قلبت به من لحظه هایی رسید مثل این ...
Media Removed
سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از غمها رسید از قلبت به من لحظه هایی رسید مثل این لحظه که همچنان اشک میریزم از اینکه دیگر نیستی طعمه ی سرنوشت شده ام ، و زندگی آنقدر بی خیال است که جان مرا نمیگیرد ! عشق هرگز نمیمیرد و تو هیچگاه  دوباره نمی آیی! امروز میگذرد و تو هیچگاه مرا نمیخواهی ... سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از غمها رسید
از قلبت به من لحظه هایی رسید مثل این لحظه که همچنان اشک میریزم از اینکه دیگر نیستی
طعمه ی سرنوشت شده ام ، و زندگی آنقدر بی خیال است که جان مرا نمیگیرد !
عشق هرگز نمیمیرد و تو هیچگاه  دوباره نمی آیی!
امروز میگذرد و تو هیچگاه مرا نمیخواهی ، دیروز گذشت و من تو را فردا هم نخواهم دید
پس چه فایده دارد با نفسها رفتن ، با آه کشیدن ماندن !
بمانم که بسوزم ، یا نمانم که چشم به نبودنت بدوزم؟
خشکیده تر از آنم که کویر باشم ، گرفته تر از آنم که ابری باشم و من یک تنهای دلگرفته و دلم آرزو به دل مانده !
دلم گرفته ای خدا ، امروز را میگذرانم تا بگذرد ، تا فقط تمام شود ، شاید فردا به اعتقاد این دل خوش خیال تو را ببینم !
هر چه به این دل میگویم بی خیال ، دلم به خواب رفته در خیال این آرزوی محال!
دلم گرفته از تو و این دنیای بی حیا ، از تو که رفتی و از دنیایی که تو را بی وفا کرد ، تنها غم نبودنت را سهم این دل بی گناه کرد ، و دل من را بازیچه دست آن دل بی وفایت کرد!
اگر مثل سنگ هم بودم میشکستم، و اینک شکسته ام و حبابی هستم در هوای دل گرفته ی این عالم!
هیچکس نمیفهمد ، نمیداند ، نمیخواهد که بداند چه حالی ام ، نمیخواهد که بفهمد خیره به چه راهی ام، همه دور از من و من تنهاتر از تنهایی ، همه گفته بودند روزی تو تنها میمانی، من نفهمیدم ، نخواستم که بدانم روزی تو می آیی و میشکنی دلم را ، بهتر است تو هم نخوانی این شعر نیمه تمامم را…
.
Read more
. دوستای مهربونم براتون زندگی ای پر از آرامش و خوشبختی آرزو دارم... . من هم مثل تک تک تون در زندگی سختی و چالش های خودم رو دارم، منم گاهی نا امید میشم، خسته میشم، و میخوام جا بزنم... . من هم باهات همدردم و درکت می کنم ولی با جا زدن که چیزی درست نمیشه، با نا امیدی و غرق شدن در افکار منفی چیزی حل میشه ؟! ... .
دوستای مهربونم
براتون زندگی ای پر از آرامش و خوشبختی آرزو دارم...
.
من هم مثل تک تک تون در زندگی سختی و چالش های خودم رو دارم، منم گاهی نا امید میشم، خسته میشم، و میخوام جا بزنم...
.
من هم باهات همدردم و درکت می کنم ولی با جا زدن که چیزی درست نمیشه، با نا امیدی و غرق شدن در افکار منفی چیزی حل میشه ؟! نه
.
اگه شرایط برات سخت شده، اگه درا بروت بسته شدن و یا هر چیز دیگه ای، ازت خواهش می کنم امیدوار باش و به خودت باور داشته باش که از پس این چالشم بر میای، با امید هست که میتونی روزنه رهایی و موفقیت رو پیدا کنی
با امید هست که میتونی تاریکی رو شکست بدی و به اونچه که براش تا به امروز جنگیدی برسی، تو لیاقتت خیلی خیلی بیشتر از ایناست، پس خواهش می کنم ادامه بده و به خودت اعتماد کن که میتونی که از پسش بر میای...
.
اگه تنهاترین تنها هستی، اگه هیچ یار و یاوری نداری، اگه همه بهت پشت کردن، اگه اگه اگه...
تو هنوز و تا همیشه که خدا رو داری...
خدا هرثانیه حواسش بهت هست، تلاشتو میبینه، اشک هاتو میبینه، خنده هاتو میبینه....
.
این ماییم که تا سرمست و خوشحالیم فراموشش می کنیم و جوری زندگی می کنیم که انگار خودمون به تنهایی به این لحظه ها دست پیدا کردیم ولی تا به سختی و مشکلات میخوریم دنبالش میگردیم و مدام گله می کنیم 😔
.
خدا همیشه دستش تو دستته و بهت باور داره
چون تو اشرف مخلوقات هستی و از روح خودش در تو دمیده، تو یه انسان با روحی بی حد و انتها و شگفت انگیزی که اگه به یه باور قلبی و حقیقی برسی میتونی هر غیرممکنی رو ممکن کنی ...
.
امشب با خدای مهربون درد و دل کن
باهاش خلوت کن، از زندگی بگو، از خنده و گریه ها، آرزو ها و اهدافت رو درخواست کن، ما همین الانشم کلی نعمت داریم، یکی یکی بهشون فکر کن و از ته قلبت شکر کن، قول بده از این لحظه با خدا صلح❤ کنی و در هر شرایطی فراموشش نکنی، در هر شرایطی به یادش باشی و شکرگزار باشی، قول بده خودتو باور کنی، که یه فرد فوق العاده و منحصر بفرد هستی و به زودی با انرژی و حال خوبت به خواسته های نیکت میرسی، دنیا رو به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل میکنی...
.
تو این شرایط امروزی، ما مردم باید هوای همدیگه رو بیشتر داشته باشیم، قول بده که هوای اطرافیان و مردمی که باهاشون در ارتباط هستی رو بیشتر داشته باشی، گاهی وقتا یه کمک هرچند کوچیک و به ظاهر پیش پا افتاده ما، چنان در کائنات و دنیا میچرخه و میچرخه تا تبدیل میشه به یه کار نیک بزرگ و فوق العاده که این چرخه نیک برمیگرده به همون عمل پیش و پا افتاده ولی خوب تو ❤
.
قدر خودتو بدون
تو فوق العاده دوست داشتنی هستی
Read more
. ". آبروی زمین و آسمان ها را در سپیدی پیراهن بخت، ملائک به حجله می برند؛ امشب، دو دریای بی کران به هم می پیوندند و در این وصل بی مانند، همه اقیانوس های عالم، انگشت به دهان اند... خداوند از ازل، آغوش مهر این دو عصمت بی پایان را برای یکدیگر خلق کرد و دامان پرستاره شان را به امید هم آفرید. این دو گیاه مهر، در ... . ".
آبروی زمین و آسمان ها را در سپیدی پیراهن بخت، ملائک به حجله می برند؛ امشب، دو دریای بی کران به هم می پیوندند و در این وصل بی مانند، همه اقیانوس های عالم، انگشت به دهان اند... خداوند از ازل، آغوش مهر این دو عصمت بی پایان را برای یکدیگر خلق کرد و دامان پرستاره شان را به امید هم آفرید. این دو گیاه مهر، در سایه سار درخت رسالت، عشق و ادب و توحید را تلمّذ کردند و هر دو، دست در دست هم نهادند تا سلاله رسول، بی ادامه نماند. عفّت بی پایان روزگار؛ ام ابیها! امشب که تو همسر صاحب ذوالفقار می شوی و عروس خانه ابوتراب، امشب که از آغوش پیامبر به خانه امام می روی، همه زنان عالم به "توی" پاکدامن سعادت پیشه رشک می برند. امشب که علی کلید خانه اش را در دستان تو می گذارد و تو، همه نه سالگی رنج کشیده ات را به او تکیه می -دهی، امشب که نامت را کنار نام مرتضی، در آسمان بر تخت می نشانند، چادر سفیدبخت تازه عروست را بر سر همه عالم بکش تا رایحه وصال تو با آفتاب، کائنات را خجسته کند. خوشا به حال "کوثر"ی که هم نفس "هل اتی" می شود! خوشا به حال حیدری که دستان محبوبه حق را در دست خویش می گیرد! خوشا به حال "شجره طیبه" ای که از این وصل معصوم، سر بر می آورد و تا ثریا قد می کشد. پیامبر، پیشاپیش فاطمه علیهاالسلام حرکت می کرد. جبرئیل و میکائیل، سمت راست و چپش بودند. هفتاد هزار فرشته به دنبالش راه افتاده بودند تا عطر گام های دردانه پیامبر، مشامشان را بنوازد. ملکوتیان به وجد آمده بودند. آفتاب، روی شانه مدینه دست گذاشته بود و ابرهای کدر را طرد می کرد تا در روشنی، به خانه علی علیه السلام برسند. اینجا خانه علی ست! همه آمده اند، پیامبر، جبرئیل، میکائیل... حتی آنها که پیامبر دست رد بر سینه شان زده بود و در پاسخ خواستگاری شان از فاطمه علیهاالسلام فرموده بود: «در انتظار فرمان خدا هستم».
همه آمده اند: فاطمه نیز آمده است؛ آمده است تا تپش لحظه های مشترکش را در ساحت سرنوشت قدم بزند. آمده است تا شریک لحظه های سخت تنهایی علی علیه السلام باشد. آمده است تا در ازدحام نامرد شهر، گرد و غبار غربت علی علیه السلام را بکاهد. آمده است تا عظمت انسان را در آینه عصمت، به تصویر بکشد. اگر علی علیه السلام نبود... را ستی اگر علی علیه السلام نبود، چه کسی هم کفو فاطمه علیهاالسلام بود. امام صادق علیه-السلام می فرماید: «اگر خداوند علی بن ابیطالب علیه السلام را نمی آفرید، فاطمه علیهاالسلام را همسری نبود».
.
سالروز ازدواج لاله ها مبارک..🌹🌷🌼🌸🌻🌺💮💐🎊🎉🎇🎆
تبريک ويژه به عروس دامادهاي اين شبها..
."
Read more
روابط پیچیده ی انسانی.هر روز بیشتر احساس میکنم که برای این سطح از انسان بودن و پی رفع نیاز بودن انسانیت، ...
Media Removed
روابط پیچیده ی انسانی.هر روز بیشتر احساس میکنم که برای این سطح از انسان بودن و پی رفع نیاز بودن انسانیت، کوچک و بی  دفاعم.نیازمندی شکل ما را تغییر داده و به دالونهایی از روشهای تاریک و بی انتها کشاندتمون.برای کابوس دیدن الزامی به خوابیدن نیست.روشن نگه داشتن شمع حضور خدا به عنوان تامین کننده ی اصلی ... روابط پیچیده ی انسانی.هر روز بیشتر احساس میکنم که برای این سطح از انسان بودن و پی رفع نیاز بودن انسانیت، کوچک و بی  دفاعم.نیازمندی شکل ما را تغییر داده و به دالونهایی از روشهای تاریک و بی انتها کشاندتمون.برای کابوس دیدن الزامی به خوابیدن نیست.روشن نگه داشتن شمع حضور خدا به عنوان تامین کننده ی اصلی نیاز ،هر روز سختتر و سختتر میشه.اتکا ، کلمه ای سست است که در لحظه ی درخشش و روشن کردن صورت متکی، ظاهرا نقاب ستون را بر چهره داره اما فی الذات، خاک سستیست که سعی داره روی نیازها یش،بنایی نیمه جان رو برپا کنه.هر روز سخختتر و نامفهومتر.هر روز تنهاتر و تشنه تر.کاش ها فراوان.واقعیت ها سنگین.تخت ها چرک و کثیف.مفهوم تنهایی امروز از هر وقت دیگر دلایل ناپاکتری دارد.خدا هست تا گاهی به ما عدم تفاوت این من را با دیگران یادآوری کند.کابوس کابوسی از پی کابوس.روابط پیچیده ی پیله مانند با قدرت اسارتی تار عنکبوتی .محبت های نیازمند و نیازمندهای محبت.صبر و لبخند.بهار پشت در.مهمان ناخوانده.کمی سادگی نیازمندیم.کمی مرگ.
Read more
Highlight of Iran Championship 2018 ! . دوروز پیش مسابقات قهرمانی ایران برگزار شد که تونستم قهرمان بشم دوماه دیگه انشالله بعنوان نماینده ایران در مسابقات ردبول جهانی لهستان شرکت خواهم کرد. اینکه بعد از ده سال وارد این مسابقات بشی خودش به تنهایی خیلی هیجان و افتخار داره ، ولی من قصد اینکه فقط ... Highlight of Iran Championship 2018 !
.
دوروز پیش مسابقات قهرمانی ایران برگزار شد که تونستم قهرمان بشم دوماه دیگه انشالله بعنوان نماینده ایران در مسابقات ردبول جهانی لهستان شرکت خواهم کرد. اینکه بعد از ده سال وارد این مسابقات بشی خودش به تنهایی خیلی هیجان و افتخار داره ، ولی من قصد اینکه فقط شرکت کرده باشم رو ندارم و تو این دوماه میخوام خودم رو طوری آماده کنم که انشالله روی سکو باشم به امید خدا. این مسابقات از شبکه های گوناگون و اخبار های معتبر دنیا مثل بی بی سی ،سی ان ان و ... پخش خواهد شد، دوستانی که شرایط رو دارند برای اسپانسر شدن میتونن دایرکت بدید.
یا حق!
@iamafreestyler
@thewffa
@persianball
@iranfreestyle
@boomboxtehran

#ahmadrezafs #Redbull #iamafreestyler
Read more
. بعد فوت حسن آقا خاله افتاد روی دور دکتر رفتن و چکاپ کردن... از فرق سر تا نوک پا... خاله واقعی که نبود ...
Media Removed
. بعد فوت حسن آقا خاله افتاد روی دور دکتر رفتن و چکاپ کردن... از فرق سر تا نوک پا... خاله واقعی که نبود ما صداش میکردیم خاله... هر وقت می دیدمش جواب آزمایشی را دستم میداد که" ببین چطوریه جوابش" -خاله من که سر در نمیارم؟... رو بر میگرداند سمت مادر... به حرفم اهمیت نمیداد و من عددهای پرینت شده را ... .
بعد فوت حسن آقا خاله افتاد روی دور دکتر رفتن و چکاپ کردن...
از فرق سر تا نوک پا...
خاله واقعی که نبود ما صداش میکردیم خاله...
هر وقت می دیدمش جواب آزمایشی را دستم میداد که" ببین چطوریه جوابش"
-خاله من که سر در نمیارم؟...
رو بر میگرداند سمت مادر... به حرفم اهمیت نمیداد و من عددهای پرینت شده را با ستون نرمالش مقایسه می کردم و خدا رو شکر همیشه خاله در محدوده نرمال قرار داشت...محدوده ای که هرگز خاله باورش نکرد.
این وسواس انقدر ادامه پیدا کرد که یکی دوتا غده و کیست بی آزار هم پیدا کرد و به اصرار درشان آورد.....
-ها...ببین ..دستتو بیار...
دستم را میگرفت و روی بازویش میکشید
- آها ...اینو میگم ...قد نخود...حسش می کنی؟
-نه خاله من چیزی حس نمیکنم...اشتباه می کنید چرا خودتون رو میسپرید دست تیغ جراح و بیهوشی...میدونید چقد عوارض داره؟
-حسن هم همینو میگفت...انقد گفت چیزی نیست چیزی نیست که سرطان کل هیکلشو گرفت..تو مثلا تحصیل کرده ای...تو دیگه چرا...تو الان باید مامانتو ببری چکاپ...ببری آزمایش...ببری ماموگرافی!
هنوز انگشت اشاره ام توی دستش بود و صورتمان در نزدیک ترین فاصله از هم...51 سالگی زود است برای تنها شدن...خاله نازا بود...بچه نداشت...ما بچه هایش بودیم... هنوز قشنگ بود...چشمهایش...مخصوصا چشم هایش..
چقدر حسن آقا را دوست داشت.مرد آرامی که فقط صدای سلام کردنش را شنیدم در همه این سالهای شوهر خاله بودنش ...ترسی عجیب را میشد از تمام اجزای صورت خاله حس کرد .
این دو سال اخیر دیده بود سرطان چطور شوهرش را میبلعد...
حالا میترسید نوبت او شده باشد.دستم را از میان پنجه اش خلاص کردم و روی صورتش گذاشتم
-خاله؟...انقد نگران نباش..بلندشو با دوستات برید مسافرت ورزش کنید ،انقد نشین پای ماهواره دکتر چی چی ببین.
-فدات شم دخترجان...آدم باید مواظب باشه -خدا نکنه... _خاله...زندگیتو بکن ...چکاریه همش دوا و دکتر...
سه هفته بعد خاله سینه چپش را تخلیه کرد...ماموگرافی توده مشکوکی را شناسایی کرد و خاله بی برو برگرد خواسته بود سینه اش تخلیه شود...یک چیزی مثل خوره افتاده بود به جان روح خاله...
داشت ذره ذره وجودش را محو میکرد...تنهایی ....من فکر میکنم تنهایی داشت زن را تکه تکه می کرد...
Read more
در خاطرت بماند کسی بود که بی دلیل بود بی دلیل دوستت داشت در خاطرت بماند آغوشش بعد از خدا تو را فهمید بوسه ...
Media Removed
در خاطرت بماند کسی بود که بی دلیل بود بی دلیل دوستت داشت در خاطرت بماند آغوشش بعد از خدا تو را فهمید بوسه هایش عطرِ خوشِ عشق داشت در خاطرت بماند از خنده هایت می خندید کلافگی هایت بی قرارش می کرد گاهی میانِ بی حوصلگی هایت بنشین یک چای بنوش و فکر کن به کسی که هرشب با خیالِ تو و خدا کنارش چای ... در خاطرت بماند
کسی بود
که بی دلیل بود
بی دلیل دوستت داشت
در خاطرت بماند
آغوشش بعد از خدا
تو را فهمید
بوسه هایش
عطرِ خوشِ عشق داشت
در خاطرت بماند
از خنده هایت می خندید
کلافگی هایت بی قرارش می کرد
گاهی میانِ بی حوصلگی هایت بنشین
یک چای بنوش و فکر کن
به کسی که
هرشب با خیالِ تو و خدا کنارش
چای می نوشید و از تو می گفت
در خاطرت بماند رَدِ دست هایت
تا همیشه ثبت می شود
با یک جمله ی کوتاه :
ماندنی نبود؛ اما بعد از او تنهایی هم آغوشِ من شد
در خاطرت بماند
با تو خط به خطِ عشق را خواند
فهمید و عاشقتر شد
هرچیز را هم اگر نخواستی به خاطر بسپاری
یک چیز را بدان
و همین را تنها به خاطر بسپار
تو برایِ او
دنیایی دیگر بودی
دنیایی ممنوعه برایِ او
که با تو
باکی نداشت از ماندن در آن
اما تو
ماندنی نبودی )به یاد او که بیصدا شکست)
Read more
امام حسن عسکری علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «أَشَدُّ مِنْ يُتْمِ الْيَتِيمِ ...
Media Removed
امام حسن عسکری علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «أَشَدُّ مِنْ يُتْمِ الْيَتِيمِ الَّذِي انْقَطَعَ عَنْ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ يُتْمُ يَتِيمٍ انْقَطَعَ عَنْ إِمَامِهِ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْوُصُولِ إِلَيْهِ...»* سخت تر از یتیم جدا شده از پدر، یتیمی است که از امامش جدا ... امام حسن عسکری علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «أَشَدُّ مِنْ يُتْمِ الْيَتِيمِ الَّذِي انْقَطَعَ عَنْ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ يُتْمُ يَتِيمٍ انْقَطَعَ عَنْ إِمَامِهِ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْوُصُولِ إِلَيْهِ...»* سخت تر از یتیم جدا شده از پدر، یتیمی است که از امامش جدا شده و توانایی دستیابی به وی را ندارد.

مولای ما !
ما همان یتیمانی هستیم که پدرتان فرمودند…

ما یتیم داشتن شما بوده و هستیم تمام این سال های غیبت
و هنوز هم باید غروب آفتاب هر جمعه را به تماشا بشینیم
به این امید که شاید این جمعه همان جمعه آمدنتان باشد…

رخصت تغییر این سرنوشت بی رحم را که این همه سال زندگی کرده ایم اَش را عنایت فرمایید
قلب هامان را آشنای محبت اهل بیت نمایید و ما را از یاران وفادار خود قرار دهید
که شما راه هدایت هستید و جانشین خدا در بین ما
عنایت فرمایید که دعاهامان پایان رساند این جمعه های تنهایی و تکراری بدون شما را

و شما هم با ما برای آمدن خودتان همراه ما دعا فرمایید

اللهم عجل لولیک الفرج *بحار الانوار، جلد ۲، صفحه ۲

#جمعه
#انتظار
#يتيم
#منتظِر
#حجة_بن_الحسن
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
#مشكاة
Read more
در میان روزها از "روز دوم" بدم می‌آید... روز دوم بی‌رحم‌ترین روز است، با هیچکس شوخی ندارد، در روز ...
Media Removed
در میان روزها از "روز دوم" بدم می‌آید... روز دوم بی‌رحم‌ترین روز است، با هیچکس شوخی ندارد، در روز دوم همه‌چیز منطقی‌ست، حقایق آشکار است و به هیچ وجه نمیتوان سر ِخود را شیره مالید... مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود، آغاز مدرسه بود و خوشحال بودیم، اما امان از روز دوم... روز دوم تازه می‌فهمیدیم ... در میان روزها از "روز دوم" بدم می‌آید...
روز دوم بی‌رحم‌ترین روز است، با هیچکس شوخی ندارد،
در روز دوم همه‌چیز منطقی‌ست، حقایق آشکار است و به هیچ وجه نمیتوان سر ِخود را شیره مالید... مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود، آغاز مدرسه بود و خوشحال بودیم، اما امان از روز دوم...
روز دوم تازه می‌فهمیدیم که تابستان تمام شده است... یا مثلا روز دوم بازگشت از سفر، روز اول خستگی در می‌کنیم، حمام می‌کنیم، اما روز دوم تازه می‌فهمیم که سفر تمام شده است، طبیعت و بگو بخند با دوستان و عشق و حال تمام شده است... هرگاه مادر بزرگ نزد ما می‌آمد و یک هفته می‌ماند، وقتی که بر میگشت ناراحت میشدیم، اما روز دوم تازه می‌فهمیدیم که "مادر بزرگ رفت" یعنی چه؟یا وقتی کسی از دنیا میرود، روز اول خدا بیامرز است و روز دوم عزیز از دست رفته!! و اما جدایی...
روزِ اول شوکه‌ایم و شاید حتی خوشحال باشیم که زندگی جدیدی در راه است...
تیریپ مجردی و عشق و حال ور می‌داریم، اما دریغ از روز دوم، تازه می‌فهمیم کسی رفته...
تازه می‌فهمیم حال‌مان خوب نیست...
تازه می‌فهمیم که تنهایی بد است... باید روز دوم را خوابید...
باید روز دوم را خورد...
باید روز دوم را مُرد...
Read more
Loading...
Load More
Loading...