تن ماهی رو هم

Loading...


Unique profiles
27
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Mashhad, Iran, Saee Park-پارک ساعی, Dizin, Tehran, Iran
Average media age
631.5 days
to ratio
15
. چند وقت پیش جاتون خالی ماهی سرخ کرده بودم برای شام. دخترها پکر شدن و گفتن: «چرا تن ماهی درست نکردی؟» ...
Media Removed
. چند وقت پیش جاتون خالی ماهی سرخ کرده بودم برای شام. دخترها پکر شدن و گفتن: «چرا تن ماهی درست نکردی؟» من و همسر براشون توضیح دادیم که تن ماهی غذای زیاد سالمی نیست. غذای شرایط جنگ و کوه و سفر و این هاست. خیلی توضیح دادیم تا متوجه بشن چیزی که دوستش دارن لزوما خوب نیست و ممکنه ضررهایی داشته باشه. دو سه روز ... .
چند وقت پیش جاتون خالی ماهی سرخ کرده بودم برای شام. دخترها پکر شدن و گفتن: «چرا تن ماهی درست نکردی؟» من و همسر براشون توضیح دادیم که تن ماهی غذای زیاد سالمی نیست. غذای شرایط جنگ و کوه و سفر و این هاست. خیلی توضیح دادیم تا متوجه بشن چیزی که دوستش دارن لزوما خوب نیست و ممکنه ضررهایی داشته باشه.
دو سه روز پیش قدر یه وعده سبزی پلو مونده بود و فرصت نداشتم کوکو یا ماهی کنارش درست کنم. تن ماهی رو جوشوندم و آوردم سر سفره. مطهره با اینکه خیلی دوست داشت مخصوصا با ابلیموی تازه، گفت: «چون خیلی ضرر داره، نمی خورم.» چقدر جلوی خودمو گرفتم سر سفره اشکم در نیاد از اینکه دیدم دختر فسقلیم داره می فهمه و بزرگ می شه و پا می ذاره روی اون چیزی که دلش می خواد.
بعد از اون، یه بار که سوار ماشین شدیم و بچه ها شروع کردن آهنگای مورد علاقه شونو ردیف کردن که توی مسیر براشون بذارم، همون جور که داشتم یکی یکی توی گوشی اونا رو پیدا می کردم بهشون گفتم: «این آهنگا هم مثل همون تن ماهی می مونن...» .
.
بعد ذهنم مثل داستانام فلش بک خورد به چند سال پیش که با همسر قرار گذاشتیم چهل روز موسیقی گوش ندیم... و اون چهل روز... کش اومد و چند سال شد. آرامشی ما رو گرفت که توی گوش دادن هیچ آهنگی پیدا نمی شد... و خب... گوش طفلک مون هم و روح خسته مون هم گاهی نیاز دارن به غذاهای سالم تر.
.
عکس رو استثنائا از نت برداشتم.
Read more
Loading...
من میرم #سفر، تازگی‌ها زیادتر میرم چون از خونه نشینی در میام و دوستام رو میبینم و کشورم و هم وطن هامو. ...
Media Removed
من میرم #سفر، تازگی‌ها زیادتر میرم چون از خونه نشینی در میام و دوستام رو میبینم و کشورم و هم وطن هامو. دوست دارم حرف داشته باشم وقتی کسی می‌پرسه شیراز رفتی؟ اصفهان چی؟ هرمز چطور؟ اردبیل؟ اگه جواب اینا همیشه "نه" باشه به نظرم خیلی غمناکه! میگید سفر پول میخواد؟ من میگم نه. اگر یه کم محکم باشید و هدف سفر ... من میرم #سفر، تازگی‌ها زیادتر میرم چون از خونه نشینی در میام و دوستام رو میبینم و کشورم و هم وطن هامو. دوست دارم حرف داشته باشم وقتی کسی می‌پرسه شیراز رفتی؟ اصفهان چی؟ هرمز چطور؟ اردبیل؟ اگه جواب اینا همیشه "نه" باشه به نظرم خیلی غمناکه!
میگید سفر پول میخواد؟ من میگم نه. اگر یه کم محکم باشید و هدف سفر و دیدن باشه میشه با ۱۰۰ هزار تومن عالی سفر کرد. شب ها #چادر، صبونه نیمرو، ناهار تن ماهی، شب سوپ آماده و کنسرو سبزیجات! ۲ روزه همش قرار نیست برید بیمارستان از بی چلوکبابی 😀🤔 دستشویی #صحرایی هم که نگم براتون 👀🏔 خلاصه که سفرِ با #کوله_پشتی و #چادر خوابی جذابه و چیزایی میبینید که تو هتل و . . . دیده نمیشه. آرامش دارید و ۱۵ ساعت زمان با طبیعت و موسیقی و دوربین. سخت نگیرید و بزنید به #جاده
.
خوشحالم بخاطر هم سفرهایی که دارم، رفیق هامن، برادرن و با ارزش. دمشون گرم واقعا که تو این سن و سال و سختی زندگی، انقد با عشقن .
#mustseeiran #ardabil #travel #iran #arashpakzad
Read more
. یکی از کارتن‌های والت‌دیسنی (آن جادوگر «تخیل معقول») را به یاد می‌آورم که در آن دانلدداک، سرخوش ...
Media Removed
. یکی از کارتن‌های والت‌دیسنی (آن جادوگر «تخیل معقول») را به یاد می‌آورم که در آن دانلدداک، سرخوش و آسوده، بر قایقی نشسته و پاروزنان بر آب‌های خروشان رودخانه‌ای کوهستانی پیش می‌رود. همه‌چیز بر وفق مارد است و به نظر می‌رسد قهرمان ما، زیرلب زمزمه‌کنان و آوازخوانان، هیچ دردی در این دنیا ندارد. . ناگهان ... .
یکی از کارتن‌های والت‌دیسنی (آن جادوگر «تخیل معقول») را به یاد می‌آورم که در آن دانلدداک، سرخوش و آسوده، بر قایقی نشسته و پاروزنان بر آب‌های خروشان رودخانه‌ای کوهستانی پیش می‌رود. همه‌چیز بر وفق مارد است و به نظر می‌رسد قهرمان ما، زیرلب زمزمه‌کنان و آوازخوانان، هیچ دردی در این دنیا ندارد.
.
ناگهان چیزی می‌بینیم که به انتظار دانلد دانک سرخوش و فارغ‌البال نشسته: آبشاری هولناک که یکراست به ورطه‌ای بی‌انتها می‌ریزد. این‌جاست که معجزه رخ می‌دهد: دانلد از آبشار بی‌خبر است، پس به پاروزدن ادامه می‌دهد. قایق به طرز معجزه‌آسایی به مسیر پیش‌رو ادامه می‌دهد، انگار هنوز روی آب قرار دارد. البته لحظه‌ای بعد، واقعیت مثل پتکی بر سرش فرود می‌آید و درست در همین لحظه است که همه‌چیز فرو می‌پاشد: اوهام قایقران دیگر یارای هدایت قایق را ندارند. .
اوهام آدمی زندگی برخی افراد را پربار می‌سازد و زندگی برخی دیگر را به تباهی می‌کشاند. داستان ایکاروس نمونه‌ای گویاست. او خود و ابزار ناکارآمدش را زیاده از حد جدی گرفت و سرانجام با خودفریبی به دریا سقوط کرد.
.
شخصاً معتقدم روش هر انسانی در کنارآمدن با این فرآیند وهم‌زایی-فرآیندی که مستلزم زندگی دراین جهان است- یکسره منحصر به خود اوست.
.
هستند کسانی که با توسل به باورهایی پوچ و بی‌معنی و گاه حتی جنون‌آمیز از درک این حقیقت تلخ سر باز می‌زنند و دیگرانی که به قرائتی از این دست تن می‌دهند، اما به ورطه‌ی افسردگی فرو می‌افتند. بعضی این مسئله را به غمنامه‌ای بدل می‌کنند، بعضی دست‌به‌دامان فلسفه می‌شوند یا دست‌کم به سراغ آیین جوانمردی می‌روند.
.
.
گروه دیگری هم هستن که احساس می‌کنند باید بیش‌تر دراین‌باره بیندیشند، شاید با نوشتن.
.
.
من از این دسته‌ام.
.
بخشی از درآمد کتاب «چون باد، چون موج؛ داستان‌هایی از قلمرو سرکوب‌شدگان»، استفانو بولونینی، ترجمه‌ی مهیار علینقی، ویرایش علیرضا اسماعیل‌پور و مهدی نوری، ۱۲۴ صفحه ۱۲۰۰۰ تومان
.
برای خرید کتاب‌های نشر ماهی کافی است، به سایت نشر، دیجیکالا یا کتابفروشی‌ها مراجعه کنید.
.
http://nashremahi.com/book/927
Read more
عمو نوروز! نیا این‌جا که این خونه عزاداره پدر خرجِ یه سال قبلِ شبِ عیدو بدهکاره چشای مادر از سرخی مثِ ...
Media Removed
عمو نوروز! نیا این‌جا که این خونه عزاداره پدر خرجِ یه سال قبلِ شبِ عیدو بدهکاره چشای مادر از سرخی مثِ ماهی هفت‌سینن، که از بس تر شدن دائم، دیگه کم کم نمی‌بینن برادر گم شده پُشتِ سُرنگای فراموشی تنِ خواهر شده پر پر تو بازارِ هم‌آغوشی... توی این خونه‌ی تاریک کسی چشم‌انتظارت نیست، تا ... عمو نوروز! نیا این‌جا
که این خونه عزاداره
پدر خرجِ یه سال قبلِ
شبِ عیدو بدهکاره

چشای مادر از سرخی
مثِ ماهی هفت‌سینن،
که از بس تر شدن دائم،
دیگه کم کم نمی‌بینن

برادر گم شده پُشتِ
سُرنگای فراموشی
تنِ خواهر شده پر پر
تو بازارِ هم‌آغوشی... توی این خونه‌ی تاریک
کسی چشم‌انتظارت نیست،
تا وقتی نون و خوش‌بختی
میونِ کوله‌بارت نیست

عمو نوروز! نیا این‌جا،
بهار از یادِ ما رفته
توی سفره نه هفت‌سینه،
نه نونه، نه پولِ نفته

عمو نوروز! تو این خونه
تمامِ سال زمستونه.
گُل و بلبل یه افسانه‌س،
فقط جغده که می‌خونه... بهار و شادیِ عیدو
یکی از این‌جا دزدیده
یکی خاکسترِ ماتم
رو تقویمِ ما پاشیده.

توی این خونه‌ی تاریک
کسی چشم‌انتظارت نیست،
تا وقتی نون و خوش‌بختی
میونِ کوله‌بارت نیست
#یغما_گلرویی
#اعتراض
Read more
جلیقه نجات رو اگه تن یه ماهی کنید میشه حکم جلیقه مرگ ... برای همه نسخه یکسان نپیچید. همه مثل هم نیستن ...
Media Removed
جلیقه نجات رو اگه تن یه ماهی کنید میشه حکم جلیقه مرگ ... برای همه نسخه یکسان نپیچید. همه مثل هم نیستن ! ️ @saeidfarjad جلیقه نجات رو اگه تن یه ماهی کنید میشه حکم جلیقه مرگ ... برای همه نسخه یکسان نپیچید.
همه مثل هم نیستن ! ♻️ @saeidfarjad
‌ ‌بشنو این نی چون شکایت می‌کند ‌ از جداییها حکایت می‌کند ‌ کز نیستان تا مرا ببریده‌اند ‌ در ...
Media Removed
‌ ‌بشنو این نی چون شکایت می‌کند ‌ از جداییها حکایت می‌کند ‌ کز نیستان تا مرا ببریده‌اند ‌ در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند ‌ سینه خواهم شرحه شرحه از فراق ‌ تا بگویم شرح درد اشتیاق ‌ هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ‌ باز جوید روزگار وصل خویش ‌ من به هر جمعیتی نالان شدم ‌ جفت بدحالان و خوش‌حالان ...
‌بشنو این نی چون شکایت می‌کند

از جداییها حکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم

جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

سر من از نالهٔ من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست

لیک کس را دید جان دستور نیست

آتشست این بانگ نای و نیست باد

هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشقست کاندر نی فتاد

جوشش عشقست کاندر می فتاد

نی حریف هرکه از یاری برید

پرده‌هااش پرده‌های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی کی دید

همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید

نی حدیث راه پر خون می‌کند

قصه‌های عشق مجنون می‌کند

محرم این هوش جز بیهوش نیست

مر زبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روزها بیگاه شد

روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گو رو باک نیست

تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست

هر که جز ماهی ز آبش سیر شد

هرکه بی روزیست روزش دیر شد

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید والسلام

بند بگسل باش آزاد ای پسر

چند باشی بند سیم و بند زر

گر بریزی بحر را در کوزه‌ای

چند گنجد قسمت یک روزه‌ای

کوزهٔ چشم حریصان پر نشد

تا صدف قانع نشد پر در نشد

هر که را جامه ز عشقی چاک شد

او ز حرص و عیب کلی پاک شد

شاد باش ای عشق خوش سودای ما

ای طبیب جمله علتهای ما

ای دوای نخوت و ناموس ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما

جسم خاک از عشق بر افلاک شد

کوه در رقص آمد و چالاک شد

عشق جان طور آمد عاشقا

طور مست و خر موسی صاعقا

با لب دمساز خود گر جفتمی

همچو نی من گفتنیها گفتمی

هر که او از هم‌زبانی شد جدا

بی زبان شد گرچه دارد صد نوا

چونک گل رفت و گلستان درگذشت

نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت

جمله معشوقست و عاشق پرده‌ای

زنده معشوقست و عاشق مرده‌ای

چون نباشد عشق را پروای او

او چو مرغی ماند بی‌پر وای او

من چگونه هوش دارم پیش و پس

چون نباشد نور یارم پیش و پس

عشق خواهد کین سخن بیرون بود

آینه غماز نبود چون بود

آینت دانی چرا غماز نیست

زانک زنگار از رخش ممتاز نیست

#مثنوی_مولوی‌
Read more
Loading...
«برف» داره برف می‌باره روی سرم، یکی دورِ چشمامو هاشور زده، همیشه دلم واسه اون بچه که یه روز توی ...
Media Removed
«برف» داره برف می‌باره روی سرم، یکی دورِ چشمامو هاشور زده، همیشه دلم واسه اون بچه که یه روز توی من گم می‌شه شور زده. میانسالگی خیلی‌ام دور نیست ولی پیشِ تو هفت‌ساله می‌شم نمی‌شه جوون شد ولی با تو من همون قصه‌ای که محاله می‌شم یه ماهی سیاهم که دریازده‌س، لبت مثلِ یه ماهیِ قرمزه تو شاخه ... «برف»

داره برف می‌باره روی سرم،
یکی دورِ چشمامو هاشور زده،
همیشه دلم واسه اون بچه که
یه روز توی من گم می‌شه شور زده.

میانسالگی خیلی‌ام دور نیست
ولی پیشِ تو هفت‌ساله می‌شم
نمی‌شه جوون شد ولی با تو من
همون قصه‌ای که محاله می‌شم

یه ماهی سیاهم که دریازده‌س،
لبت مثلِ یه ماهیِ قرمزه
تو شاخه نباتی که طعمش هنوز
تو شیرینیِ شعرای حافظه.

زمین و زمانو به هم می‌زنم
نباید سکانسِ چشات کات شه
با کیهان برات شیشه پاک می‌کنم
نمی‌ذارم این پنجره مات شه

اگه قفل‌های جهان بسته‌اَن،
هنوزم تو دستم کلیدِ سُله
منو مست کُن با نگات قدِ اون
جنینی که تو شیشه‌ی الکله

یه کابوس دائم تو بیداریمه،
یه موجودِ بی‌صورتِ ترس‌ناک
هیولایی از جنسِ تهران و ترس،
پُر از چرک و خون، با تنِ چاک چاک

یه اهوازِ زنده به گور زیرِ شن،
یه دریاچه‌ی گم شده تو نمک
یه دروازه‌غار بچه‌ی کیف‌قاپ،
یه شهرنو نزدیکِ میدون ونک.

تو دفترچه‌هام می‌نویسم مُدام
از اون گربه‌ای که بدل شد به موش
کدوم شاعرو قورت داده خزر
که خیس کرده این ابرِ شلوارپوش؟

می‌شه پشتِ پا خورد و سر خم نکرد،
می‌شه منتظر موند و چوب خط کشید
آتیش‌بازیِ برجِ میلادو از
تو سلول‌های اوین می‌شه دید.

هنوزم بهار زیرِ این برف‌هاست،
بمون تا جوونه به یادم بیاد،
بذار دنیا یادش بره مردیو
که مُرد اما رو رؤیاهاش ایستاد

یه روز روزگارِ ما زیبا می‌شه،
محاله از این آرزو بگذرم
هنوزم امیدم جوونه ولی
داره برف می‌باره روی سرم.

یغما گلرویی
Read more
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند شبم ...
Media Removed
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند شبم را روز کن در زیر تن‌پوش سیاهی‌ها دلم تنگ است بیا بنگر چه غمگین و غریبانه بیا، ای هم‌گناه من درین برزخ، بهشتم نیز و هم دوزخ به دیدارم بیا، ای هم‌گناه ای مهربان با من که اینان زود می‌پوشند رو ... به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر تن‌پوش سیاهی‌ها
دلم تنگ است
بیا بنگر چه غمگین و غریبانه
بیا، ای هم‌گناه من درین برزخ، بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا، ای هم‌گناه ای مهربان با من
که اینان زود می‌پوشند رو در خواب‌های بی‌گناهی‌ها
و من می‌مانم و بیداد و بی‌خوابی
در این ایوان سرپوشیده‌ی متروک
شب افتاده‌ست و در تالاب ِ من دیری‌ست
که درخوابند آن نیلوفر آبی و ماهی‌ها، پرستوها
بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که می‌ترسم تو را خورشید پندارند
و می‌ترسم همه از خواب برخیزند
و می‌ترسم همه از خواب برخیزند..
#حرمان #اخوان‌ثالث
Read more
Loading...
عکس و متن از صفحه‌ی @mylivinghabbit . سلام دوستان من بیشتر وقت‌ها تو اتوبوس و مترو کتاب می‌خونم؛ ...
Media Removed
عکس و متن از صفحه‌ی @mylivinghabbit . سلام دوستان من بیشتر وقت‌ها تو اتوبوس و مترو کتاب می‌خونم؛ یعنی همیشه یه کتاب کوچولو تو کیفم دارم تا اینجور وقتا حوصله‌ام سر نره. این کتاب رو تازه شروع کردم و به نظرم تا اینجا خیلی کشش داره. «قلب سگی» رو نشر ماهی با قطع جیبی و تو ۱۸۸ صفحه درآورده. میخاییل بولگاکف ... عکس و متن از صفحه‌ی @mylivinghabbit
.
سلام دوستان
من بیشتر وقت‌ها تو اتوبوس و مترو کتاب می‌خونم؛ یعنی همیشه یه کتاب کوچولو تو کیفم دارم تا اینجور وقتا حوصله‌ام سر نره.
این کتاب رو تازه شروع کردم و به نظرم تا اینجا خیلی کشش داره. «قلب سگی» رو نشر ماهی با قطع جیبی و تو ۱۸۸ صفحه درآورده. میخاییل بولگاکف یکی از بزرگترین نویسنده های قرن بیستمه که معروف ترین اثرش مرشد و مارگاریتاست. این داستان طنزه و از زبان یه سگ نوشته شده. ترجمه‌اش به شدت روونه که به خاطرش باید از آقای آبتین گلکار تشکر کرد.
...
..
.
روزی میخائیل بولگاکف ۳۳ ساله که طبابت را تازه کنار گذاشته بود، عده‌ای را دعوت کرد تا رمان جدیدش به نام «قلب سگی» را برایشان بخواند. سال پیش هم همین مهمانی را برای خواندن رمان «تخم مرغ‌های شوم» ترتیب داده بود اما باز هم این از نگرانی‌هایش بابت جذابیت رمان تازه‌اش نمی‌کاست. اما هیچ نمی‌دانست ۵۰ تن یا بیشتر از کسانی که به آپارتمان او آمده‌اند، جاسوس‌های اتحاد جماهیر شوروی هستند که پس از شنیدن این داستان، آپارتمان او را تفتیش و دست‌نوشته‌هایش را ضبط کردند. این رمان که در نقد کمونیسم و شوروی نوشته شده بود، حسابی اسباب زحمت او شد. قلب سگی با همه حواشی‌اش، نیم قرن بعد از مرگ بولگاکف در روسیه اجازه انتشار پیدا کرد.
.
قلب سگی، نوشته‌ی میخاییل بولگاکف، ترجمه آبتین گلکار، چاپ هفتم، جیبی، ۱۹۲ صفحه، ۱۰۰۰۰ تومان
.
برای خرید کتاب‌های ماهی، می‌توانید به سایت نشر، دیجیکالا یا کتابفروشی‌ها سر بزنید.
.
https://nashremahi.com/book/454
Read more
؛ بسم الله و هوالمصور؛ #زیبا_مثل_ماه #آیسل_اَمری دختربچه ۵ ساله‌ای ‌است که در روستای قوچه سو ...
Media Removed
؛ بسم الله و هوالمصور؛ #زیبا_مثل_ماه #آیسل_اَمری دختربچه ۵ ساله‌ای ‌است که در روستای قوچه سو از توابع شهرستان «مراوه‌تپه» استان گلستان زندگی می‎کند. پدر و مادر آیسل بر اساس باورها و سنت‌هایی که از گذشته در مناطق ترکمن‎نشین حاکم بوده و به دلیل تعصبات و اجبارهای قومیِ همچنان متداول، تن به ازدواج ... ؛
بسم الله و هوالمصور؛
#زیبا_مثل_ماه
#آیسل_اَمری دختربچه ۵ ساله‌ای ‌است که در روستای قوچه سو از توابع شهرستان «مراوه‌تپه» استان گلستان زندگی می‎کند. پدر و مادر آیسل بر اساس باورها و سنت‌هایی که از گذشته در مناطق ترکمن‎نشین حاکم بوده و به دلیل تعصبات و اجبارهای قومیِ همچنان متداول، تن به ازدواج فامیلی غیرمنطقی داده اند.
حاصل این ازدواج دو دختر ٧ و ۵ ساله است. «آیسا» دختر اولشان با بیماری در ناحیه لگن دست و پنجه نرم کرده و با کمک پلاتین روزگار می‎گذراند. «آیسل» دختر کوچک خانواده هم بصورت ژنتیکی با #چشمانی_بسته به دنیا آمده است.
پیگیری‌های خانواده بخصوص پدر و مادر آیسل برای درمان، تاکنون نتایج امیدوار کننده‎ای در پی داشته و حاصل ٣ عمل جراحی که به قیمت از دست دادن سرمایه، بیکار شدن پدرش و تحمل رنج پارک‎خوابی در اطراف بیمارستان‎های تهران بوده، موجب بازگشت امید به زندگی‌شان از طریق بازشدن یکی از چشم‌هایش و بینایی خفیف بوده است.
به گفته پزشکان، آیسل ۵ ساله برای رسیدن به تنها آرزویش و بدست آوردن بخشی از بینایی خود باید به مرور و همزمان با بالا رفتن سن، چند عمل جراحی انجام دهد که فرآیند این درمان هزینه‎های چند ده میلیون تومانی در پی دارد.
این مجموعه عکس حاصل نزدیک شدن عکاس به دنیای قهرمان داستان بوده و تلاش شده دنیای پیرامونی دختر بچه‎ای ۵ ساله و ارتباطش با خانواده که در حال حاضر حس تشخیص نور را دارد، از نگاه او نمایش داده شود.
#آیسل در زبان ترکمن به معنای « #زیبا_مثل_ماه » می‎باشد.
*عکاس این مجموعه دوست خوبم #مهدی_بلوریان از عکاسهای خوب در #خبرگزاری_فارس هست که من چند ماهی است توفیق خدمت کنار ایشون رو دارم.
شماره حساب جهت کمک به درمان #آیسل: 6104337952472036 به نام «مولام بردی نوری»، دایی آیسل.
شما رو به دیدن کل مجموعه عکس دعوت میکنم:
fna.ir/blgq4y
.
.
.
.
.
#عکاس_مسلمان #عکاسی_مستند
#سید_شهاب_الدین_واجدی
#گروه_عکس_خبرگزاری_فارس
Read more
از صفحه‌ی @mina.jafari.kmd . <span class="emoji emoji1f4da"></span> کتاب ۱۳۰/٢٩ . #سکوت_دریا #ورکور #ژرژ_پطرسی #نشر_ماهی . <span class="emoji emoji2b50"></span>️امتیاز ...
Media Removed
از صفحه‌ی @mina.jafari.kmd . کتاب ۱۳۰/٢٩ . #سکوت_دریا #ورکور #ژرژ_پطرسی #نشر_ماهی . ️امتیاز : ۴/۵ از ۵ . کتاب رو که تموم کردم یاد این قطعه از #شمس_لنگرودی افتادم: چیز بدی نیست جنگ شکست می خورم اشغالم میکنی... . گزیده ایی از متن کتاب: فرمانروایی که از عشق مردمانش محروم باشد ... از صفحه‌ی @mina.jafari.kmd
.
📚 کتاب ۱۳۰/٢٩
.
#سکوت_دریا
#ورکور
#ژرژ_پطرسی
#نشر_ماهی .
⭐️امتیاز : ۴/۵ از ۵
.
کتاب رو که تموم کردم یاد این قطعه از #شمس_لنگرودی
افتادم:
چیز بدی نیست جنگ
شکست می خورم
اشغالم میکنی...
.
گزیده ایی از متن کتاب:
فرمانروایی که از عشق مردمانش محروم باشد چیزی نیست جز مترسکی مفلوک. همین... همین... مگر می توان توقع دیگری هم داشت؟ به راستی چه کسی جز جاه طلبی واخورده حاضر می شود چنین نقشی را بپذیرد؟ و با این حال چاره ای نیست. بله، باید کسی پیدا شود و تن به فروش کشورش بدهد...
.
سکوت دریا، ورکور، ژرژ پطرسی، ویرایش مهدی نوری و علیرضااسماعیل‌پور، ۸۸ صفحه جیبی، ۶۰۰۰ تومان
.
برای خرید کتاب‌های ماهی، می‌توانید به دیجیکالا، سایت نشر یا کتابفروشی‌ها سر بزنید.
@mahipub
www.nashremahi.com
Read more
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این ...
Media Removed
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این جنایت به پاس بودن هاست شهرِ بی شعر نوش جان شما شاعر اینجا جنازه ای تنهاست دوست دارم به آسمان بزنم تا نگاهم به ماه برگردد می فروشم خدای نورم را روزگار ِ سیاه برگردد بیت، من را گرفته ... مرگ آرام در تحمل بستر

مثل ققنوسِ شمس برگشتن

در مسیحایِ سردِ خاکستر

دست هایم به کار کشتنم اند

این جنایت به پاس بودن هاست

شهرِ بی شعر نوش جان شما

شاعر اینجا جنازه ای تنهاست

دوست دارم به آسمان بزنم

تا نگاهم به ماه برگردد

می فروشم خدای نورم را

روزگار ِ سیاه برگردد

بیت، من را گرفته از خویشم

اولم شعر بوده، عشق آخر

شعر یعنی تمام آدم ها

عشق یعنی علیرضا آذر

عشق اما نهایتی مجهول

بی حضورش اگر چه شب عالی است

در تن فکرهای هر شبه ام

باز هم جای خالی اش خالی است

پشت ذهنم دهان سوراخی

به خیال کلید وا مانده

یا کلیدی به فکر سوراخی

توی جیب جلیقه جا مانده

آنور قفل های تکراری

می پذیرم عمیق چاهم را

دوزخت از بهشت آبی بهتر

می کشم وزنه ی گناهم را

چشم هایت کنار ماشین ها

زیر پاهای شهر جان بدهند

عابرین شلوغ بی سر و ته

رد شوند و سری تکان بدهند

جفت گیری گاو - آدم ها

پای تابوت کرکسی مُرده

ماهیانی که دیر فهمیدند

کوسه از رنج بی کسی مُرده *

باز روزی شریک جرمت را

توی تار عنکبوت می بینی

دست و پای ظریف جفتت را

روی میز نهار می چینی

توی بشقاب مهمان ها

تکه های غرور خون بارت

زیر چشمی تعارفی بزنی

به لب و لوچه ی پرستارت

مفصل و ساق استخوانت را

به سگ هرزه ای نشان بدهی

استخوان را به نیش خود بکشی

رو به خود هم دمی تکان بدهی

بعداز عمری خر خودت باشی

یک نفر گردن کلفتت را

مفت دریا به تخم ماهی ها

یک نفر در طویله جفتت را...!!! از دهان تو خسته تر باشم

زیر فحش تو جان به جان بدهم

زیر فحش تو خوار مادر را

به درک!! روی خوش نشان بدهم

عشق یعنی علاج واقعه ای

قبل از افتاد و بعد از افتادن

عشق یعنی که نامه ای خوش خط

به زن هیتلر فرستادن

و بگویی که عاشقش هستی

بچه ها هم تفنگ می گیرند

عشق یعنی به تخم ماهی ها

که هزاران نهنگ می میرند

غرق در انتهای یک باور

در تمنای صید مروارید

زیر آبی و غافل از اینکه

بچه میگو به هیکلت میرید!

بی نفس از فشار یک پوچی

در سراشیب تن پس از سیگار

زیر لب آرزو کنی هر شب

دست از این مَردِ بی پدر بردار

مثل کبریتِ بی خطر باشی

هیزمی از تو گـُر نگیرد یا... مثل آتشفشان سردی که

برف را ساده می پذیرد بعد... عشق یعنی بغل کنم زن را

فکر زن جای دیگری باشد

عشق یعنی زنی بغل کُندم

فکر من جای دیگری باشد *

جان این ایستگاه متروکه

زنده کن لاشه ی قطارم را

هیچ عشقی به مقصدم نرسید

پس بده مهره های مارم را

ضامنم را بکش که منتظرند
Read more
Loading...
در #خانه ما رونق اگر نیست صفا هست...خدا رو شکر برای سلامتی و نفس عزیزانم؛ جای دیگر اعضای #خانواده بسیار خالی ،هر جاهستند در پناه خالق مهربان ... ببخشید که ما فرمان ایست به شکم نمیتوانیم بدهیم. از #سبزی_پلو با ماهی ناهار و #آش_رشته دم سال تحویل یادمون رفت فیلم بگیریم . . برای یاد آوری می گویم ... در #خانه ما رونق اگر نیست صفا هست...خدا رو شکر برای سلامتی و نفس عزیزانم؛ جای دیگر اعضای #خانواده بسیار خالی ،هر جاهستند در پناه خالق مهربان ... ببخشید که ما فرمان ایست به شکم نمیتوانیم بدهیم. از #سبزی_پلو با ماهی ناهار و #آش_رشته دم سال تحویل یادمون رفت فیلم بگیریم😄😂😜
.
.

برای یاد آوری می گویم که... #سنجد نماد احترام به تفکر و ترویج و خردمندی/ #سیب نماد #سلامتی و #عشق / #سمنو نماد صبر و مقاومت و قدرت / #سیر نماد مناعت طبع / #سماق نماد صبر و بردباری وتحمل دیگران است / #سبزه نشانه خرّمی و سبزی با خود شادابی ، #رنگ سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه می دارد و به ما آرامش می دهد./ بنا به عادت مامان عزیزم ؛ ما #سرکه نمیگذاریم ... #سکه میگذاریم که روزی و فراوانی باشد. / در خانه ما سین هشتم هم "سهیم شدن شادی با دیگران" است، به لطف کارهای #خیریه مادرجان و دوستانش😊 #نوروز و فصل و وقت هم ندارد. .
.

القصه : باز هم ببخشید که #ماهی_قرمز خریدیم... دلمون خواست اولا؛ دوما سهم ماهی هایی که برای سبزی پلو با #ماهی به هدر میرود، چند برابر ماهی قرمز #هفت_سین است. در ضمن، نگم براتون از کشور های دیگه که؛ سالی چند برابر سبزه، #درخت برای #کریسمس قطع می شود و بوقلمون برای جشن شکرگزاری کشته می شود. گفتم در جریان باشید. .
.

عده ای منورالفکر که؛ حاجی فیروز و قاشق زنی و مراسم دیگر چهارشنبه سوری را نماد فقر و کوته فکری دانستند، لطف کنند حالا ببینند که مهربانی های چهارشنبه سوری، تبدیل شد به خط مقدم جبهه و چهارشنبه سوزی... لطفا تشریفات را بگیرید و سادگی را هدیه دهید. اما خواهش می کنم، این تن بمیره 😞 هویت آدم ها را نابود نکنید. این مراسم بخشی از تاریخ و فرهنگ ما هستند. در ضمن خیلی از کودکان کار صدقه دوست ندارند، بلکه با فروش وسایل هفت سین، خرج شب #عید را تامین می کنند. حواسمان باشد ... .
.
.
وای چقدر حرف زدم ،شب عیدی 😂 عید همه مبارک... #Iran #mustseeiran #Tehran #بهار
@ashrafreyhani
Read more
. #ته_چین_کوکو_سبزی خوردین ؟🙂<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span>ورق بزنید<span class="emoji emoji1f60d"></span> نخوردین ؟ 🙃 همون سبزی پلو و کوکو هستش با ظاهری جدید.بزن ...
Media Removed
. #ته_چین_کوکو_سبزی خوردین ؟🙂ورق بزنید نخوردین ؟ 🙃 همون سبزی پلو و کوکو هستش با ظاهری جدید.بزن لایک رو به افتخارش . و اما طرز تهیه اش  مواد کوکوتون را که از من شامل حدود دویست گرم سبزی تازه و سه عدد تخم مرغ و ادویه و یه ق غ آرد سفید و کمی شنبلیله خشک بود را مخلوط کردم.کف قابلمه نسوز مورد نظر روغن ... .
#ته_چین_کوکو_سبزی خوردین ؟🙂😍😍ورق بزنید😍 نخوردین ؟ 🙃 همون سبزی پلو و کوکو هستش با ظاهری جدید.بزن لایک رو به افتخارش
.

و اما طرز تهیه اش 
مواد کوکوتون را که از من شامل حدود دویست گرم سبزی تازه و سه عدد تخم مرغ و ادویه و یه ق غ آرد سفید و کمی شنبلیله خشک بود را مخلوط کردم.کف قابلمه نسوز مورد نظر روغن ریختم و گذاشتم کمی گرم بشه.موادم را داخلش یکدست ریختم حرارت را کم کردم و اجازه دادم خیلی کم کوکو خودشو بگیره (شما هم خودتونو براش بگیرید😁) بعد برنجم را که تو یه قابلمه جدا با آب و شوید خشک و یه دونه سیب زمینی خرد شده با آب کم گذاشته بودم وقتی آبش تقریبا جمع شد میریزم روی مواد کوکو و با پشت قاشق سطح برنج را صاف و یکم فشرده میکنم که بعد درسته و مجلسی برگرده 😉اجازه میدم با حرارت کم برنجم دم بکشه و کوکوم سرخ بشه.به همین راحتی.
اون یکی ظرفم تن ماهی که با یکم پیاز داغ و رب گوجه سرخش کردم..
.
دستپخت دوست نازنین
@monir_dfn
Read more
‌ یادمه قول داده بودم از روزهای قحطی و هفت گاو لاغری که گاوهای چاقمون رو خوردن هم پست بذارم. ‌ ‌ ‌ #گوجه ...
Media Removed
‌ یادمه قول داده بودم از روزهای قحطی و هفت گاو لاغری که گاوهای چاقمون رو خوردن هم پست بذارم. ‌ ‌ ‌ #گوجه #پیاز #فلفل_دلمه #فلفل_دلمه_ای (؟) #تن_ماهی #تخم_مرغ ‌ ‌ ‌ پی‌نوشت: کاش‌ می‌شد به‌ جای‌ این‌ علامتِ «_» هشتگ‌های چندتیکه‌ای رو با نیم‌فاصله‌ ساخت. البته میشه ساخت، ولی کار نمی‌کنه. ‌ ‌ ‌ ‌Hello ...
یادمه قول داده بودم از روزهای قحطی و هفت گاو لاغری که گاوهای چاقمون رو خوردن هم پست بذارم.



#گوجه #پیاز #فلفل_دلمه #فلفل_دلمه_ای (؟) #تن_ماهی #تخم_مرغ



پی‌نوشت:
کاش‌ می‌شد به‌ جای‌ این‌ علامتِ «_» هشتگ‌های چندتیکه‌ای رو با نیم‌فاصله‌ ساخت. البته میشه ساخت، ولی کار نمی‌کنه.



‌Hello @instagram. In middle eastern languages we need an underline (_) to join two words and create a hashtag. If we could join two words with "zero width non-joiner" and make up a clickable hashtag, we could see a neater hashtag scene in Instagram.

I mean ( #فلفل‌دلمه) instead of ( #فلفل_دلمه). Think about it.

Cheers.
Read more
Loading...
در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم، غذا میخورد. به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه ...
Media Removed
در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم، غذا میخورد. به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟ پیرمرد گفت: چرا روزه‌ام، فقط آب و غذا میخورم. جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟ پیرمرد گفت: بله، دروغ نمیگویم، به کسی بد نگاه نمیکنم، کسی را مسخره نمیکنم، با کسی با دشنام سخن نمیگویم، ... در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم، غذا میخورد.
به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟
پیرمرد گفت: چرا روزه‌ام، فقط آب و غذا میخورم.
جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟

پیرمرد گفت:

بله، دروغ نمیگویم، به کسی بد نگاه نمیکنم، کسی را مسخره نمیکنم، با کسی با دشنام سخن نمیگویم، کسی را آزرده نمیکنم، چشم به مال کسی ندارم و...
ولی چون بیماری خاصی دارم متأسفانه نمیتوانم معده را هم روزه دارش کنم.
بعد پیرمرد به جوانان گفت: آیا شما هم روزه هستید؟
یکی از جوانان در حالی که سرش را از خجالت پایین انداخته بود، به آرامی گفت: خیر ما فقط غذا نمیخوریم !!! ماه رمضان بر همه آنان که چشم و دل و زبان و رفتار و کردارشان در خدمت خلق خداست و زمین را، آب را، و گل و سبزه و دیگر موجودات را آسیب نمی رسانند مبارک باد🌙

#سحری #دعای_سحر

طرز تهیه نخودپلو⬅اگه مثل من عاشق نخودفرنگی هستین حتما این پلو رو درست کنین دقیقا عین باقالی پلو پخته میشه.نخودفرنگی رو بعد پخت با کره و زعفرون تفت میدیدم و بهش زردچوبه و نمک و شوید خشک میزنیم و با پلو آبکشی شده مخلوط میکنیم. میشه با گوشت قلقلی،تن ماهی یا گوشت سرو کرد😋 💟ممنون از هنرجوی عزیزم بابت هدیه قشنگش😍
Read more
ودام ماهی مامان پز<span class="emoji emoji1f469"></span>🏻‍<span class="emoji emoji1f373"></span> (استانبولی پلو با ماهی) •___________________________________• دلتنگی. نقطه ...
Media Removed
ودام ماهی مامان پز🏻‍ (استانبولی پلو با ماهی) •___________________________________• دلتنگی. نقطه میذاری بعدش و میری و نمی فهمی که این نقطه راه می افته توی سراشیبی تند و هر چی غلت میخوره بزرگتر میشه من دلتنگی های زیادی رو دیدم که با برخورد به اولین خاطره ترکیدن، دلتنگی هایی که هزار تیکه ... ودام ماهی مامان پز👩🏻‍🍳
(استانبولی پلو با ماهی)
•___________________________________•

دلتنگی.
نقطه میذاری بعدش و میری و نمی فهمی که این نقطه راه می افته توی سراشیبی تند و هر چی غلت میخوره بزرگتر میشه
من دلتنگی های زیادی رو دیدم که با برخورد به اولین خاطره ترکیدن،
دلتنگی هایی که هزار تیکه شدن و هزار هزار تیکه تر
اونقدر که جزئی از کل شدن،
درست مثل یه گلوله برف.
ببینم می تونی تیکه های متلاشی شده یه گلوله برف رو از روی برفا جمع کنی...؟!
حالا هی بگو بی خیال!

#پریسا_زابلی_پور💜 •___________________________________•

مواد لازم :
ماهی نیم کیلو
پیاز 2عدد بزرگ
خمیر سیر 2 الی 3 حبه
گشنیز خورد شده 3 قاشق غذا خوری
رب گوجه فرنگی 3 قاشق غذاخوری
فلفل سبز تند 2 عدد
لیمو عمانی 2عدد
زرد چوبه به مقدار لازم
نمک و فلفل به مقدار لازم
ادویه ماهی به مقدار لازم
روغن به مقدار لازم

برنج آبکش شده

طرز تهیه:

1- ماهی را شسته و با مقداری آب و زردچوبه جوش میدهیم به مدت 15 دقیقه
2- تیغ ماهی جوش داده را جدا کرده و تکه تکه کرده
3-پیاز خورد شده را در تابه ریخته زمانی که پیاز سبک شد روغن اضافه میکنیم تا طلایی شود
4-سپس سیر را اضافه کرده کمی تفت داده
5-و بعد ماهی را اضافه میکنیم همچنین ادویه ماهی و رب گوجه فرنگی و گوشت لیمو عمانی خرد شده و نمک و فلفل و زردچوبه اضافه کرده هم زده تا مواد به خورد هم برود.
6-زمانی که مواد تغییر رنگ داد متمایل به رنگ قرمز بود فلفل سبز و گشنیز را هم اضافه میکنیم و هم میزنیم
7-برنج را آبکش کرده
8- در قابلمه ای روغن و کمی زردچوبه ریخته نیمی از برنج را ریخته مواد میانی را اضافه کرده و مابقی برنج راهم اضافه کرده میگذاریم که برنج دم بکشد

نکات:
👌🏻ماهی بهتر از نوع بی تیغ باشد یا حتی میتوان از تن ماهی هم استفاده کرد
👌🏻در کنار سالاد شیرازی سرو شود 👌🏻هر چه تندتر خوشمزه تر •___________________________________•

#ودام_ماهی
#جنوبی
#مامان_پز
#مامانپز
#بزن
#غذا
#استانبولی
#استانبولی_پلو
‏ #ashpazi_shoma
‏ #sofrehkhune ‏ #ashpazi_tida
‏ #persian_chefs
‏ #persian_pastry
‏ #persianfood
‏ #safhe_ashpazi_ms •___________________________________•
Read more
ارسالي: #امداد ك_فوري ‎سلام برای یه مشکل حمایتی مزاحمتون میشم میشه عکس این سگ رو داخل پیج ها و گروه ...
Media Removed
ارسالي: #امداد ك_فوري ‎سلام برای یه مشکل حمایتی مزاحمتون میشم میشه عکس این سگ رو داخل پیج ها و گروه های حمایتی پخش کنید؟ امروز توی خیابون نواب بخشی که بورس آکواریومه دیدمش حدودا دو ماهه و بیماری پوستی داشت ‎اطراف مرکز سوء مصرف روز امید یکم بالاتر از یه جگرکی بزرگ توی خیابون نواب بود خیلی تو خودش ... ارسالي:
#امداد ك_فوري
‎سلام برای یه مشکل حمایتی مزاحمتون میشم میشه عکس این سگ رو داخل پیج ها و گروه های حمایتی پخش کنید؟ امروز توی خیابون نواب بخشی که بورس آکواریومه دیدمش حدودا دو ماهه و بیماری پوستی داشت
‎اطراف مرکز سوء مصرف روز امید یکم بالاتر از یه جگرکی بزرگ توی خیابون نواب بود خیلی تو خودش جمع شده بود و حتی تن ماهی براش ریختم نخورد میشه پخش کنید که برن نجاتش بدن؟
‎سوالی راجبش داشتن یا نتونستن پیداش کنن هم با این شماره تماس بگیرن
۰۹۰۱۰۳۱۳۷۲۸
Read more
Loading...
#سال_سگ رو به خودم و شما تبریک میگم . دوباره #مرد_تنهای_شب شدم. حوصله نداشتم و فقط پلو درست کردم با تن ماهی. امشب هر کی #سبزی_پلو با #ماهی میخوره قدر سلامتی و حضور کنار عزیزانش رو بیشتر بدونه. به نقلی فردا #شهادت #امام_هادی هست و امروز هم #ولادت این بزرگوار بوده. اگر توفیق داشتید #زیارت_جامعه ... #سال_سگ رو به خودم و شما تبریک میگم
.

دوباره #مرد_تنهای_شب شدم.
حوصله نداشتم و فقط پلو درست کردم با تن ماهی.
امشب هر کی #سبزی_پلو با #ماهی میخوره قدر سلامتی و حضور کنار عزیزانش رو بیشتر بدونه.
به نقلی فردا #شهادت #امام_هادی هست و امروز هم #ولادت این بزرگوار بوده.
اگر توفیق داشتید #زیارت_جامعه که از ایشان روایت شده رو بخونید.
Read more
خداوندا هرکه سودای تو دارد چه غم از سود و زیانش نگران تو چه اندیشه ز بیم دگرانش طاعاتتون قبول <span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻 شما ...
Media Removed
خداوندا هرکه سودای تو دارد چه غم از سود و زیانش نگران تو چه اندیشه ز بیم دگرانش طاعاتتون قبول 🏻 شما سمبوسه رو با نون لواش دوست دارین یا با خمیر مخصوص خودش ، خودتون درست میکنین یا کلا ترجیح میدین آماده از بیرون بگیرین و‌ نوش جان کنین؟! بنظرم تو این روزای بلند که تا افطار کلی هم وقت داریم بهتره که ... خداوندا
هرکه سودای تو دارد چه غم از سود و زیانش
نگران تو چه اندیشه ز بیم دگرانش
طاعاتتون قبول 🙏🏻
شما سمبوسه رو با نون لواش دوست دارین یا با خمیر مخصوص خودش ، خودتون درست میکنین یا کلا ترجیح میدین آماده از بیرون بگیرین و‌ نوش جان کنین؟!😄
بنظرم تو این روزای بلند که تا افطار کلی هم وقت داریم بهتره که از صفر تا صدشو خودمون آماده کنیم و درنهایت یه خوراکی سالم و باکیفیت داشته باشیم.
برای درست‌ کردن خمیر دولیوان آرد را توی کاسه مناسبی ریخته و به آن یک ق چایخوری سرکه ، یک ق چایخوری روغن‌زیتون و یک هشتم ق چایخوری نمک اضافه و مخلوط میکنیم ، یک‌سوم لیوان هم آب گرم اضافه کرده و هم میزنیم تا خمیر شکل بگیره و به شکل گلوله دربیاد ، اگر شکل نگرفت قاشق قاشق آب کرم اضافه کنید تا خمیر جمع بشه ، حالا روی سطح کار خمیر رو با دست بمدت پنج دقیقه ورز بدین تا کاملا صاف یکدست و حالت لاستیکی بشه، روی خمیر را پوشانده و ‌یکساعت تو محیط آشپزخونه میذاریم تا خمیر استراحت کنه، بعد از این زمان روی سطح کار و وردنه را آرد بپاشین و خمیر را به چهارقسمت تقسیم کنید و هرقسمت رو تاجایی که میشه نازک باز کنید و بعد باکاتر برش زده و‌بذارین کنار تا خمیر کمی هوا بخوره و بعد آمادست که استفاده بشه.
من برای باز کردن خمیر از نشاسته بجای آرد استفاده کردم.
مواد میانی هم کاملا سلیقه ای و دلخواه هست.
منبع دستور با کمی تغییرات:
http://www.cheftayebeh.ir/2014/07/blog-post_13.html?m=1
#سمبوسه #سوپ_جو_پرک #سالاد_پاستا_تن_ماهی
Read more
. . . شب شهادت ابرمرد تاریخ حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام غزلی تقدیم به ساحت مقدسش: شمشیرِ ...
Media Removed
. . . شب شهادت ابرمرد تاریخ حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام غزلی تقدیم به ساحت مقدسش: شمشیرِ زهر خورده به سر تکیه داده است برعکس گشته خیر به شر تکیه داده است گاهی شود هویت جنگل صنوبری آن هم حساب کن به تبر تکیه داده است از پنج تن چهار تنش هم به مرتضی عالم اگر به پنج نفر تکیه داده است این ... .
.
.
شب شهادت ابرمرد تاریخ حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
غزلی تقدیم به ساحت مقدسش:

شمشیرِ زهر خورده به سر تکیه داده است
برعکس گشته خیر به شر تکیه داده است

گاهی شود هویت جنگل صنوبری
آن هم حساب کن به تبر تکیه داده است

از پنج تن چهار تنش هم به مرتضی
عالم اگر به پنج نفر تکیه داده است

این ماه،ماه منشق شب های کوفه است
ماهی که ظاهرا به سحر تکیه داده است

عباس زیر بازوی او را گرفته است
این دفعه کهکشان به قمر تکیه داده است

گفتم که رفتنی است همان دم که دیدمش؛
می آید و پدر به پسر تکیه داده است

زینب سی و سه سال پس از داستان میخ
چون مادرش نشسته به در تکیه داده است

زخمی به نام فاطمه سر ریز می شود
زخمی که سال ها به جگر تکیه داده است
.
.
.
پ.ن:متن کامل این غزل تو کانال حقیر موجوده آدرس کانال تو بیوی همین صفحه آبی شده
.
.
.
#شهادت_حضرت_امیر_المومنین_علیه_السلام
#شب_قدر
#دعا
#همدیگه_رو_ببخشیم
#مهدی_رحیمی_زمستان
#بازم_هوامو_داشته_باشو
Read more
می‌خوام یه اعتراف بکنم! من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،عاشق یه دختر ...
Media Removed
می‌خوام یه اعتراف بکنم! من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته استکانی می‌زد و پونزده سال از خودم بزرگ‌تر بود،اون هر روز به خونۀ پیرزن همسایه می‌اومد تا ازش پیانو یاد بگیره. ازقضا زنگ خونۀ پیرزن خراب بود و معشوقۀ دوران کودکی من،مجبور ... می‌خوام یه اعتراف بکنم!
من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته استکانی می‌زد و پونزده سال از خودم بزرگ‌تر بود،اون هر روز به خونۀ پیرزن همسایه می‌اومد تا ازش پیانو یاد بگیره.
ازقضا زنگ خونۀ پیرزن خراب بود و معشوقۀ دوران کودکی من،مجبور بود زنگ خونۀ ما رو بزنه، منم هر روز با یه دست لباس اتو کشیده می‌رفتم پایین و در رو واسه ش باز می‌کردم، اونم می گفت: «ممنون عزیزم!» لعنتی چقدر تو دل برو می‌گفت عزیزم.
پیرزن همسایه چند ماهی بود که داشت آهنگ «دریاچه قو » چایکوفسکی رو بهش یاد می‌داد و اون خوشبختانه این قدر بی‌استعداد بود که نتونه آهنگ رو یاد بگیره،به هر حال تمرین به بی‌استعدادی چربید و اون کم کم داشت آهنگ رو یاد می‌گرفت.
اما پشت دیوار،حال و روز من چندان تعریفی نداشت،چون می‌دونستم پیرزن همسایه فقط بلده همین آهنگ دریاچه قو رو یاد بده و بعد از اون دیگه خبری از عزیزم گفتن‌ها و صدای زنگ‌ها نخواهد بود!
واسه همین همۀ هوش و ذکاوتم رو به کار گرفتم و یه روز با سادیسم تمام،یواشکی چند صفحه از نت‌های آهنگ رو کش رفتم و تا جایی که می‌تونستم نت ها رو جابجا کردم و از نو نوشتم و گذاشتم شون سر جاش.
اون لحظه صدایی تو گوشم داشت فریاد می کشید،فکر کنم روح چایکوفسکی بود.
روز بعد و روزهای بعدش دختره دوباره اومد و شروع کرد به نواختن «دریاچۀ قو».شک ندارم کل قوهای دریاچه داشتن زار می‌زدن،پیرزنه فقط جیغ می‌کشید،روح چایکوفسکی هم تو گور داشت می‌لرزید.
 تنها کسی که این وسط لذت می برد،من بودم،چون می دونستم پیرزنه هوش و حواس درست و حسابی نداره که بفهمه نت‌ها دست‌کاری شدن.
همه‌چی داشت خوب پیش می‌رفت،هر روز صدای زنگ،هر روز «ممنونم عزیزم» و هر روز صدای پیانو بدتر از دیروز!
تا اینکه پیرزنه مُرد،فکر کنم دق کرد!بعد از اون دیگه دختره رو ندیدم،ولی بیست سال بعد فهمیدم تو شهرمون کنسرت تک نوازی پیانو گذاشته.
یه سبد گل گرفتم و رفتم کنسرتش،دیگه نه لاغر بود و نه عینکی، همۀ آهنگ ها رو هم با تسلط کامل زد تا اینکه رسید به آهنگ آخر.یکهو دیدم همون نت های تقلبی من رو گذاشت روی پیانو، این بار علاوه بر روح چایکوفسکی به انضمام روح پیرزنه،تن خودمم داشت می‌لرزید؛دریاچۀ قو رو به مضحکی هر چه تموم‌تر با نت‌های قلابی من اجرا کرد،وقتی که تموم شد سالن رفت رو هوا!
کل جمعیت ده دقیقه سر پا داشتن تشویقش می کردن، از جاش بلند شد و تعظیم کرد و اسم آهنگ رو گفت،اما اسم اون آهنگ دریاچه قو نبود!اسمش شده بود «وقتی که یک پسر بچه عاشق می‌ شود.»
#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
Read more
. نیریش و میل چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است ...
Media Removed
. نیریش و میل چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است و به مرور تلخ می‌شود، ولی «نیریش و میل» زن و شوهری هستند که اولش تلخند و آخرش شیرین. «نیریش» گفت: «چند وقته مسافرت نرفتیم. آخر هفته بریم؟» «میل» که سرش گرم گوشی بود گفت: «آره راست میگی... بریم... چی؟» ... .
نیریش و میل چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است و به مرور تلخ می‌شود، ولی «نیریش و میل» زن و شوهری هستند که اولش تلخند و آخرش شیرین. «نیریش» گفت: «چند وقته مسافرت نرفتیم. آخر هفته بریم؟» «میل» که سرش گرم گوشی بود گفت: «آره راست میگی... بریم... چی؟» سرش را بالا آورد و گفت: «چی گفتی؟» نیریش با اخم نگاهش کرد و گفت: «حواست کجاست؟ چی داری نگاه می‌کنی باز؟» میل گوشی را به سمتش گرفت و گفت: «بخون... اشکان دژاگه رو به خاطر عکس گرفتن به کمیته انضباطی احضار کردن!»
.
نیریش با بی‌میلی به گوشی نگاه کرد و گفت: «خب معلوم بود با این همه تتو روی تنش می‌خواستنش. باید با یقه‌اسکی و ساق بلند و شلوار بازی می‌کرد تا خالکوبی‌هاش دیده نشه.»
.
میل گفت: «کاش برای تتوهاش بود، به خاطر عکس گرفتن با خانمش احضارش کردن! حالا باز تو بگو بریم مسافرت. بریم با هم تو جنگل و دریا عکس بگیریم که شر بشه برامون و احضارمون کنن؟» نیریش گوشی را پس داد و گفت: «نترس، جدا جدا عکس می‌گیریم! اصلا زیرش بنویس زنت نیستم، دخترتم!»
.
میل خودش را به موش‌مردگی زد و گفت: «تو این گرونی انصافه بریم مسافرت دخترم؟ دلت نمی‌سوزه برای پول بی‌زبون؟»
.
نیریش مثل شیر غرید که: «تور بخارست و زاگرب و ونیز که ازت نخواستم، شمال می‌خوایم بریم با همین ماشین خودمون. الان بنزین گرون شده یا عوارضی جاده‌ها؟»
.
میل کم نیاورد و گفت: «ویلا و تخم‌مرغ و تن ماهی و آب معدنی که گرون شده! اصلا بریم شمال که چی؟ مگه دیگه دریایی مونده برامون؟ تا بخوایم پا تو آب بذاریم میگن از اون ور نرین که محدوده روسیه است، از این ور نرین که آب فلانستانه، جلوتر نرین که وارد بهمانستان میشین، تو ساحل هم که کثافتستانه و...» نیریش ادایی درآورد و گفت: «اشکالی نداره، از تو ویلا در نمیایم، اصلا تا لب جاده هم بریم کافیه!»
.
میل دوباره گوشی را دستش گرفت و گفت: «جاده؟ بی‌خیال! باز تو جاده خدای نکرده چپ کنیم و مردم هجوم بیارن و جلوی چشم خودمون دار و ندارمون رو ببرن، خوشحال میشی؟»
.
نیریش خنده‌اش گرفت و گفت: «تو فقط راه بیفت از خونه پاتو بذار بیرون، کپک زدی تو خونه، زخم بستر می‌گیری آخرش، پشتت صاف شده از بس نشستی!»
.
میل بلند شد به سمت آشپزخانه رفت و گفت: «کجام صافه الان؟ صبر کن برم یک قاچ هندونه بیارم، هم این جوری یه گردشگری تو خونه کردیم، هم به یاد دریا کنار می‌تونیم پوستش رو بندازیم اون گوشه و لذت ببریم!»
.
نیریش مستاصل گفت: «پس اقلا شلوارک بپوش، ضدآفتاب منم بیار! فقط پوست هندونه رو بلند پرتاب کن که بیفته تو محدوده همسایه»!
Read more
. با این وضعیتی كه قیمت #گاو و #گوسفند پیداكرده تا چند وقت دیگه جلوی پای عروس وداماد #تن_ماهی باز ...
Media Removed
. با این وضعیتی كه قیمت #گاو و #گوسفند پیداكرده تا چند وقت دیگه جلوی پای عروس وداماد #تن_ماهی باز میكنن🙄🙄 . . . #راگو یا #خوراک_لوبیا_سبز موادلازم : پیاز یک عدد (من درشت میزنم) گوشت خورشتی لوبیا سبز تفت داده شده هویج سیب زمینی غوره (اختیاری) گوجه فرنگی دو عدد رب گوجه یک تا دو قاشق ... .
با این وضعیتی كه قیمت #گاو و #گوسفند پیداكرده
تا چند وقت دیگه جلوی پای عروس وداماد #تن_ماهی باز میكنن🙄🙄
.
.
.

#راگو یا #خوراک_لوبیا_سبز
موادلازم :
پیاز یک عدد (من درشت میزنم)
گوشت خورشتی
لوبیا سبز تفت داده شده
هویج
سیب زمینی
غوره (اختیاری)
گوجه فرنگی دو عدد
رب گوجه یک تا دو قاشق غذاخوری
نمک، فلفل، زردچوبه، چوب دارچین
طرزتهیه
اول پیاز رو ریز خورد کرده و سرخ میکنیم وقتی طلایی شد گوشت خورشتی اضافه و بازم تفت میدم نمک و ادویه ها رو همراه با گوجه ی رنده شده و رب گوجه اضافه و تفت میدیم تا رب رنگ باز کنه
سپس لوبیا سبزی که از قبل تفت دادیم همراه با هویج حلقه شده اضافه میکنیم آب جوش میریزم و‌میزاریم بپزه (بعد از ریختن آبجوش چوب دارچین هم بندازین)
آخراش سیب زمینی خورد شده و غوره رو اضافه میکنیم میزاریم خوب بپزه و لعاب بندازه
نوش جان

پ.ن:
✔ راگو یه خوراک #فرانسویه که معمولا از گوشت و سبزیجات مختلف تشکیل میشه یه غذای مقوی و خوشمزه است که شباهت به تاس کباب خودمون داره (البته تاس کباب داخلش به داره راگو لوبیا) تو این غذا به جای گوشت میشه از مرغ استفاده کرد‌ و یا حتی بدون گوشت درست کرد.
.
.
دستپخت گل بانو
@maryam.gh.ashpazi
Read more
. من همه سال‌های تحصیلات دانشگاهیم رو تو خوابگاه گذروندم. یعنی خانواده ما کلا بچه رو مستقل بار میاوردن. ...
Media Removed
. من همه سال‌های تحصیلات دانشگاهیم رو تو خوابگاه گذروندم. یعنی خانواده ما کلا بچه رو مستقل بار میاوردن. به همین خاطر تا کنکور دادم، بابام خیلی اصرار داشت شهرای دور رو بزنم که پخته بشم. البته این که بچه آخر خانواده‌ام و همه رفته بودن سر خونه زندگیشون هم تو اصراراش بی‌تاثیر نبود. ولی از قدیم گفتن از ... .
من همه سال‌های تحصیلات دانشگاهیم رو تو خوابگاه گذروندم. یعنی خانواده ما کلا بچه رو مستقل بار میاوردن. به همین خاطر تا کنکور دادم، بابام خیلی اصرار داشت شهرای دور رو بزنم که پخته بشم. البته این که بچه آخر خانواده‌ام و همه رفته بودن سر خونه زندگیشون هم تو اصراراش بی‌تاثیر نبود. ولی از قدیم گفتن از دل برود هر آنکه از دیده برفت. به همین خاطر بلافاصله که ما تو خوابگاه مستقر شدیم، خانواده یادشون رفت همچین فرزندی دارن. اگه هر بار که تماس می‌گرفتم خونه، بعد از الو سلام! فورا نمی‌گفتم: منم طیبه! به عنوان مزاحم گوشی رو روم قطع میکردن. ما تو یه خانواده هفت نفری زندگی می‌کردیم. با پنج تا خواهر که هر کدوم با بعدی یکی دوسال تفاوت سنی داشت. لباسای همدیگه رو می‌پوشیدیم. به جای همدیگه حاضری می‌زدیم. کارای خونه رو تقسیم می‌کردیم البته بعد از کلی دعوا و بزن بزن. در واقع خونه ما یه خوابگاه کوچیک بود با این تفاوت که از خوابگاه که میزدی بیرون باید هشت شب برمی‌گشتی ولی از خونه به طور کلی نمیتونستی بزنی بیرون. به خاطر همین میزان آزادی خوشحال بودم که تو خوابگاهم.

از روز اولی که اومدم تو خوابگاه همه چیز برام عادی بود. فکر می‌کردم واسه خودم گرگی هستم و هیچ کس نمیتونه گولم بزنه. ولی وقتی همه وسایلم رو چیدم و رفتم دستشویی، فهمیدم از من گرگ‌تر هم هست. چون وقتی برگشتم یه هم‌اتاقی نصیبم شده بود که سیستم زندگی کمونیستی داشت. برای منصوره فرقی نمی‌کرد خوراکی، ظرف، لباس یا هرچی که تو اتاقه مال کیه. همه چیز رو مال خود میدونست. البته این قسمتش خیلی ایراد نداشت. مشکل این بود که خودش چیز دندون‌گیری نداشت. وقتی از خونه میومد ماکسیمم خوراکی‌ای که با خودش میاورد یه تن ماهی بود و چندتا نون خشک که هنوز لباساش رو در نیاورده هر دو رو تموم می‌کرد. کلا دوتا مانتو داشت که اونا هم انقدر کثیف بودن که کسی وجودش نمی‌کشید بپوشه. ظرف‌هاشم به یه بشقاب و یه قاشق و یه چاقو خلاصه می‌شد که اغلب کثیف بودن. ما چهارتای دیگه پیش خودمون فکر کردیم حتما نداره. پس هر کدوم یه سری از وسایلمون رو بهش دادیم تا راحت‌ باشه و اونم با روی باز پذیرفت. همه چیز به همین منوال گذشت تا اینکه آخرای ترم پدر و مادرش اومدن دنبالش. اول که مادرش اومد تو اتاق فکر کردیم اشتباه اومده ولی بعد که اسم و فامیل دخترش رو گفت، فهمیدیم اشتباه از ما بوده. هم هیکل ما طلا بهش آویزون بود. لباس‌هاش همه مارک. روسریش ابریشم. سرمایه‌داری تو همه حرکاتش به چشم می‌خورد. یکی از بچه‌ها پرسید: ببخشید منصوره دختر خودتونه؟ اونم گفت: آره قربونش بشم. .
بقیه در کامنت اول 👇
Read more
ما کِی مُردیم !!! می‌گن وقتی کلاغی می‌میره، بقیه کلاغ‌ها دنبال علت مُردنش می‌گردن که نکنه یکی دیگه، ...
Media Removed
ما کِی مُردیم !!! می‌گن وقتی کلاغی می‌میره، بقیه کلاغ‌ها دنبال علت مُردنش می‌گردن که نکنه یکی دیگه، به مرگش دچار شه. کلاغ‌ها یاد گرفتن‌ با هم حرف بزنن، یاد گرفتن رفیق بمونن توو خوشی و ناخوشی. با همون قارقاره ساده که از نظره ما مسخره هم هست ‌. اون وقت ما، این همه کلمه داریم، این همه زبون، و بیشتر از ... ما کِی مُردیم !!!
می‌گن وقتی کلاغی می‌میره، بقیه کلاغ‌ها دنبال علت مُردنش می‌گردن که نکنه یکی دیگه، به مرگش دچار شه.
کلاغ‌ها یاد گرفتن‌ با هم حرف بزنن، یاد گرفتن رفیق بمونن توو خوشی و ناخوشی. با همون قارقاره ساده که از نظره ما مسخره هم هست ‌. اون وقت ما، این همه کلمه داریم، این همه زبون، و بیشتر از هفت میلیارد آدم و این‌طور مُردیم ؟!؟ جنازه‌های متحرک بی‌رحم و کور، که انگار دیگه قرار نیست قلب همو ببینیم و دست افتاده‌ها رو بگیریم و کمی، فقط کمی مهربونتر‌ باشیم...
من احساس خطر می‌کنم از این همه بی‌معرفتی ‌. از این چسب‌ها و برچسب‌ها که عادت کردیم تُف کنیم رو هم .
کِی
رحم ؟!؟ انصاف؟ !؟ لبخند؟!؟ از بینِ ما رفت؟!؟
کی به ما گفت اول جیب خودتو پُرکن .
به فکر دنیات باش و گور بابای بقیه ؟!؟
رفتم دکتر، گفتم آقا من از راه رفتن توی خیابون می‌ترسم.
خیلی از ما، بو می‌دیم.
بوی کافور.
بوی سدر.
بوی تعفن.
مثل دختری که مانتوش سبزه جلو بازم هست،که هشت سال پیش، با کلام کسی که دوستش نداشته، مُرده.
بقال محل ما، مغازش بزرگتر شده، اما خودش بیست سال پیش به رحمت خدا رفته. تن‌ماهی یک‌سال پیشو با قیمت امروز می‌فروشه چون دلار کشیده بالا، و فرداها ناچاره خودش همین تن رو گرونتر بخره و گرنه باید کرکره‌ مغازشو بکشه پایین،‌ بدون اینکه تصویر خودشو نگاه کنه .
بدون اینکه بدونه چند تا کِرمه خونی لای سبیلشه.
شاید یادش رفته جامعه، خوده ماییم.
همین هزارتومن، کرایه‌ی اضافه ست .
همین تکه‌ی سوخته نون.
همین متنه من.
دکتر می‌گه برو مسافرت پسر جون.
به این چیزها فکر نکن.
قرص‌هاتو دوتا بخور.
شب‌ها برام جوک می‌فرسته !!!
میگه، مگه گفتن مملکتو تو بسازی؟!؟ می گم
مگه تک تک آدم‌ها مهم نیستن
می گم
ما باید جمع شیم دور هم حرف بزنیم
یا مسیح باشیم که مرده‌‌هامونو زنده کنیم !؟!
یا به گور بخوابونیمشون به شهادتینی، حمد و سوره‌ای .
دکتر
می‌نویسه باز که شروع کردی.
و بعد کلیپی برام می‌فرسته که، با دو طرحه لبخند که می‌گه کمتر فلسفه بخون. قرص‌هاتم بکن سه تا....
امیدوارم
کور نباشد
کسیکه میبینه
اما خودشو جایه نابینا جا می زنه .
( دل )
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
كارخانم Banoo Banoo <span class="emoji emoji1f60d"></span>سوشي باذائقه ايراني مواد لازم : میگو ، برنج ،خیار،فلفل دلمه ایی،هویج،برگه ...
Media Removed
كارخانم Banoo Banoo سوشي باذائقه ايراني مواد لازم : میگو ، برنج ،خیار،فلفل دلمه ایی،هویج،برگه های جلبک پرورشی مخصوص سوشی،زنجبیل تازه، سرکه برنج،نمک،شکر،ابلیمو،سویا سس... نکته : ممکنه برگهای جلبک رو دوست نداشته باشید و یا نتونید تهیه کنید ، میتونید با خود برنج به تنهایی درست کنید. میتونید ... كارخانم Banoo Banoo
😍سوشي باذائقه ايراني
مواد لازم : میگو ، برنج ،خیار،فلفل دلمه ایی،هویج،برگه های جلبک پرورشی مخصوص سوشی،زنجبیل تازه، سرکه برنج،نمک،شکر،ابلیمو،سویا سس... نکته : ممکنه برگهای جلبک رو دوست نداشته باشید و یا نتونید تهیه کنید ، میتونید با خود برنج به تنهایی درست کنید.😍
میتونید به جای میگو از سینه مرغ یا تن ماهی استفاده کنید . تن ماهی خیلی بهتر میشه 😍
از برنج شکسته یا همون نیم دانه استفاده کنید . ۲۰۰ گرم برنج رو همراه با سه لیوان اب بزارید بپزه و فقط خیلی خیلی کم بهش نمک اضافه کنید.😍
۴ قاشق غذا خوری سرکه برنج و ۳ قاشق غذا خوری شکر و نصف قاشق چای خوری نمک و نصف قاشق چای خوری آبلیمو رو با هم مخلوط کنید یک مایع شفاف درست کنید. (این فرمول برای ۲۰۰ گرم برنج هستش)😍
برنج تون که پخته شد اون مایع که توضیح دادم بهش اضافه کنید و با قاشق برنج تون رو له کنید😍
میگوها رو سرخ کنید 😍
هویج رو کمی بپزید نه طولانی مدت😉
اجازه بدید برنج تون کاملا خنک بشه 😍
حصیربامبو مخصوص سوشی من دارم که برگه جلبک رو میزارم و برنج رو پهن میکنم روش و مواد رو قرار میدم و رول میکنم . میتونید شما از سلیفون استفاده کنید. رول که کردید برش بزنید و در یخچال بزارید و بعد با سسی که اموزش میدم نوش جان کنید
برای سس سوشی: کمی زنجبیل رنده کنید و نصف استکان سویا سس و مقداری wasabi .. اگه wasabi پیدا نمیکنید کمی فلفل قرمز بریزید.
Read more
. از پیج @samanta_food . . .سلام به دوستان خوبم<span class="emoji emoji1f64b"></span>🏼‍♀️ . #طرز_تهيه_تن_ماهي_كاري_سامانتا_فود ...
Media Removed
. از پیج @samanta_food . . .سلام به دوستان خوبم🏼‍♀️ . #طرز_تهيه_تن_ماهي_كاري_سامانتا_فود . . . . تن ماهي با كاري . . . . تمام خوشمزگي اين غذا به ادويه جات ميباشد . .طرز تهيه كته . .ابتدا برنج رو با چوب دارچين و هل بصورت كته ميپزيم و موقع سرو از برنج در مياريم يا اگر دوست نداريد ... .
از پیج
@samanta_food
. .
.سلام به دوستان خوبم🙋🏼‍♀️
.
#طرز_تهيه_تن_ماهي_كاري_سامانتا_فود .
.
.
.
🐟تن ماهي با كاري 🐟
.
.
.
. 🔻تمام خوشمزگي اين غذا به ادويه جات ميباشد🔻 ✨
.
.طرز تهيه كته 👇
. .ابتدا برنج رو با چوب دارچين و هل بصورت كته ميپزيم و موقع سرو از برنج در مياريم يا اگر دوست نداريد ميتونيد همون كته ساده درست كنيد.
.
.
و اما تن ماهي با كاري🐟
.
.
.
.قبل از درست كردن غذا حتماً حتماً قوطي كنسرو رو در آب به مدت نيم ساعت بجوشانيد ( من سه تا كنسرو تن گذاشتم).
.
.

ابتدا يك عدد پياز رو نگيني كرده و با مقداري روغن تفت ميدهيم وقتي پياز سبك شد سير رنده شده( يك حبه ) و زنجيل تازه رنده شده يك ق چ رو اضافه ميكنيم و تفت مي دهيم مقداري زردچوبه اضافه ميكنيم و بعد يكعدد گوجه فرنگي نگيني رو اضافه ميكنيم به همراه فلفل دلمه اي رنگي نگيني شده ( به اندازه نصف استكان ) و تفت ميدهيم و زماني كه گوجه نرم شد يك ق غ رب گوجه فرنگي اضافه ميكنيم براي اينكه رب گوجه از هم باز بشه نصف استكان آب ميريزيم تا رب از هم باز بشه .
.

سپس ادويه كاري مخصوص ماهي و پودر فلفل قرمز و پودر زيره سياه ، پودر پاپريكا استفاده ميكنيم وبعد درب تن ماهي رو باز كرده و روغنش رو خالي ميكنيم و بعد به مواد اضافه ميكنيم تا مواد به خورد ماهي بره و طعم بگيره ، براي تزيين از گشينز تازه خرد شده استفاده ميكنيم .اين غذا كمي تند هست 🌶💥🔥🌶🔥💥
اميدوارم خوشتون بياد و در كنار خانواده لذت ببريد . .

کپی بدون ذکر پیج ممنوع📛
.
. .
#تن_ماهی_كاری_آشپزی_شما .

لینک کانال تلگرام👇👇👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDStHv6b1WSuJs0ow
.
👇👇👇👇
@bread.page
@ashpazi_shoma


Tag photo: #ashpazi_shoma

#insiran #persianfood #persiandessert #persian_foods #persianshot #persianstyle #persiancuisine #persiagram #instapic #insta_persia #insiranian #food
Read more
هر آدمی توی زندگیش باس یه مهران داشته باشه(بی حس مهران) اولین بار توی کلاس دانشگاه دیدمش(ترم یک کاردانی) ...
Media Removed
هر آدمی توی زندگیش باس یه مهران داشته باشه(بی حس مهران) اولین بار توی کلاس دانشگاه دیدمش(ترم یک کاردانی) قفلی زده بود که بیا خونمون بهت صبونه بدم باهم گرافیک کار کنیم علی داداشش(ali fj) اونم میگف بیا خب یه صوبونه س دیگهیادمه اولین بار که داشتم میرفتم خونشون مهران زنگ زد گف نون سنگک بخر منم خریدم ... هر آدمی توی زندگیش باس یه مهران داشته باشه(بی حس مهران)
اولین بار توی کلاس دانشگاه دیدمش(ترم یک کاردانی) قفلی زده بود که بیا خونمون بهت صبونه بدم باهم گرافیک کار کنیم 😂😂علی داداشش(ali fj) اونم میگف بیا خب یه صوبونه س دیگه😂یادمه اولین بار که داشتم میرفتم خونشون مهران زنگ زد گف نون سنگک بخر منم خریدم ولی نمیدونم چرا وقتی رسیدم جلو خونشن از توی بالکن با پیاز بهم حمله کردن🤔همیشه عادت داشتن وقتی یکی میاد از بالکن یه چیزی بندازن روش😂
کم کم جوری شد که وقتی خونشون بودم(مهدی فرامرز عباسی)مامان باباش که از بیرون‌میومدند میگف:_خطاب به چ_شام چی داری؟😂همیشه هم تن ماهی بود با پلو و سیب زمینی سرخ کرده😅توی دانشگاه(خبرنگاران)خیلیا بهم میگفتن تو چطوری با اینا دوستی؟اینا انگار با همه دعوا دارن(مهران و علی)آره هب اخلاقشون خاصتر بود و با هرکسی نمیجوشیدن..توی کاردانی صب تا شب با هم بودیم در حدی که وقتی دکتر(بابای مهران و علی) ما رو میذاشت جای ایستگاه اتوبوس که بریم دانشگاه به منم پول توجیبی میداد 😂😂😂منم پولمو میدادم مهران 😁بدبختیه من اخر ترم بود🤦🏻‍♂️واسه نمره گرفتن اینا اینقدر اصرار میکردم به هر دری میزدم تا قبول بشن...کلن خاطرات خوبی از دانشگاه داشتم با مهران و علی.
الانم بعد ۶ سال بهتر شده بدتر نشده رابطمون
همه جوره پای هر کار و بحثی هس.آشپزه خوبیه👌🏼
توی سفرم هرکاری باشه و بهش بگی انجام میده واسش شهرام بهرام نداره،بی شیله پیله س.
کلا اگه مهران نباشه سفر کنسله تا هفته بعدش(در این حد) چون بودنش از واجباته.درد حالیش نیس،سختی نمیدونی چیه،زحمت رو بلد میس،یه انسانه که همه جوره همه جوره کنارت هس.
به این ۶ ساله که فکر میکنم ثانیه به ثانیه ش خاطراته توی این چند ساله خیلی آدم که ادعای رفاقت داشتن و دارن رو دیدم:یه سریا نمک میخورن نمکدون میشکنن،یه سریا هم مثه مار توی آستینن،یه سریا هم دزد ناموس☺️یه سریا هم رفیقه ناب😎
بگرد و مهرانِ زندگیت رو پیدا کن👌🏼
#بی_حس_مهران
مستر چ🙂
عکس:سفر ۵شنبه صبح تا جمعه ظهر اخلمد۹۷/۶/۸
#مسترچ #سفر #رفیق #باحال #دانشگاه‎ #مشتی #مشهد #دوست #مهران
Read more
 #stepbystep #tuna #grilledcheese #sandwich #ساندویچ #گریل شده #تن #پنیری پیاز رو ریز خورد ...
Media Removed
#stepbystep #tuna #grilledcheese #sandwich #ساندویچ #گریل شده #تن #پنیری پیاز رو ریز خورد کرده و به همراه فلفل دلمه ای درون روغن به مدت 3 دقیقه با شعله متوسط اجاق تفت میدیم. ماهی تن رو اضافه کرده و هم میزنیم. میتونید ماهی تن رو خودتون طبخ کنید و یا از کنسرو استفاده کنید. رب گوجه فرنگی رو ... #stepbystep #tuna #grilledcheese #sandwich
#ساندویچ #گریل شده #تن #پنیری

پیاز رو ریز خورد کرده و به همراه فلفل دلمه ای درون روغن به مدت 3 دقیقه با شعله متوسط اجاق تفت میدیم.

ماهی تن رو اضافه کرده و هم میزنیم.

میتونید ماهی تن رو خودتون طبخ کنید و یا از کنسرو استفاده کنید.

رب گوجه فرنگی رو هم اضافه کرده و با شعله متوسط اجاق به مدت 5 دقیقه تفت میدیم.

من خودم این ساندویچ رو بدون رب گوجه فرنگی دوست دارم ولی آقای شوهر عاشق همین ورژن ربیشه. پس رب اضافه میشود.

روی هر ورقه نان تست مقداری از مخلوط تن قرار میدیم. من با این میزان 5 ساندویچ درست میکنم ولی شما میتونید میزان مواد توی هر ساندویچ رو به دلخواه کم و زیاد کنید.

یک ورقه پنیر تست ورقه ای روی هر ساندویچ قرار میدیم و یک ورقه نان تست هم روش.

حالا گریلش میکنیم.

من معمولا هر ساندویچ رو ده دقیقه گریل میکنم و زمانش در اختیار خودتونه.

اگر هم دستگاه ساندویچ ساز ندارید به این شیوه عمل کنید.

میتونیم ساندویچ ها رو درسته گاز بزنیم یا اینکه هرکدوم رو نصف کنیم و بعد تناول بفرماییم.
Read more
 #stepbystep #tunasalad #pastasalad #سالاد #پاستا و #تن با #نخودسبز و #کرفس پاستا رو درون آب ...
Media Removed
#stepbystep #tunasalad #pastasalad #سالاد #پاستا و #تن با #نخودسبز و #کرفس پاستا رو درون آب جوش و قدری نمک ریخته و در حد آلدنته میپزیم.آلدنته یعنی اینکه پاستا باید دورش نرم شده باشه اما مرکزش هنوز کمی سفت باشه. به زبان ساده تر یعنی پاستا وا نرفته باشه!بهتر هست از پاستاهای با سایز کوچیک  استفاده ... #stepbystep #tunasalad #pastasalad
#سالاد #پاستا و #تن با #نخودسبز و #کرفس

پاستا رو درون آب جوش و قدری نمک ریخته و در حد آلدنته میپزیم.آلدنته یعنی اینکه پاستا باید دورش نرم شده باشه اما مرکزش هنوز کمی سفت باشه. به زبان ساده تر یعنی پاستا وا نرفته باشه!بهتر هست از پاستاهای با سایز کوچیک  استفاده کنید که سس به خوبی بهش بچسبه. مثلا همین پاستای "شل" که در تصویر میبینید مدل مناسبیه.

پاستا رو آبکش کرده و اجازه میدیم قدری سرد بشه و درون کاسه ریخته و سس مایونز رو اضافه کرده و مخلوط میکنیم.
سس مایونز رو میتونید خودتون در خانه درست کنید.
رسپی سس مایونز (http://www.cheftayebeh.ir/2011/11/blog-post_26.html) با زرده تخم مرغ
رسپی سس مایونز (http://www.cheftayebeh.ir/2015/01/blog-post_10.html) با سفیده تخم مرغ

رسپی سس مایونز (http://www.cheftayebeh.ir/2017/04/blog-post_18.html) در ده ثانیه

ماهی تن رو به قطعات کوچک خورد کرده و توی ظرف میریزیم.

پیاز رو خیلی ریز خورد میکنیم و پودر خردل رو هم اضافه میکنیم.

خیار شور و کرفس رو هم خورد میکنیم.
ترجیحا از ساقه های جوان کرفس استفاده کنید.
نخود سبز و کرفس و خیار شور رو هم اضافه میکنیم.

نخود سبز رو میتونید وقتی فصلش هست خودتون فریز کنید یا اینکه فریز شده اش رو بخرید و بعد هنگام نیاز برای سی ثانیه درون آب جوش و بعد درون آب یخ بریزد و آبکش کنید. اینطوری رنگش کاملا سبز باقی میمونه.
Read more
. سوای درصد عجیب و بالایی از زنان که عاشق مردان یونیفرم به تن هستند و لذت رانندگی سهل انگارانه و هیجان ...
Media Removed
. سوای درصد عجیب و بالایی از زنان که عاشق مردان یونیفرم به تن هستند و لذت رانندگی سهل انگارانه و هیجان بچه گانه دویدن به دنبال آدم ها ، از شغلم متنفرم . از قیافه وحشت زده کودکان هنگام دعواهای خانوادگی ، از جست و جوی بی نتیجه ی کف رودخانه به دنبال جسد ، از بیگاری یافتن اجساد زغال شده در لابراتوارهای مخفی ... .
سوای درصد عجیب و بالایی از زنان که عاشق مردان یونیفرم به تن هستند و لذت رانندگی سهل انگارانه و هیجان بچه گانه دویدن به دنبال آدم ها ، از شغلم متنفرم .
از قیافه وحشت زده کودکان هنگام دعواهای خانوادگی ، از جست و جوی بی نتیجه ی کف رودخانه به دنبال جسد ، از بیگاری یافتن اجساد زغال شده در لابراتوارهای مخفی ساخت متاامفتامین ، از موتور سواران دست از جان شسته ای که انگار فقط از زنانه مردن وحشت داشتند ، از وارسی ماشین های دو دیفرانسیلی که تکه های جمجمه یک نوزاد به لاستیک شان چسبیده بود، حالم بهم می خورد ،
از حرف با آدم های افسرده ای که تنها انگیزه زندگی شان بلیت های لاتاری بود نفرت داشتم ،
از شرط بندی روی سرنوشت کوتاه مدت روسپیان خیابانی ، و حشیش فروشها و‌ رانندگان مست متنفر بودم ،
از دشواری نگرفتن رشوه ، ندزدیدن یک گرم کوکایین توقیفی ، از اینکه علی رغم در معرض دید بودن باتون و اسپری فلفل و تفنگ مسلح باز هم مردم ازم آدرس می پرسیدند متنفر بودم ،
و از اینکه دست کم ماهی یک بار ، افسری ارشد زل می زد به چشمم و‌همان سوال های لوس همیشگی را می پرسید، مثل الان ، در روز محاصره ی خانه .
سیخ نشسته بودم و یک چشمم به دست لرزان پشت پرده بود که پیر گروهبانی شبیه خرس که همیشه موقع مواخذه ی افسران زن ، تنشی جنسی ایجاد می کرد ، رو کرد به ما و با ژست همیشگی بازجویی اش فریاد زد :
خب بچه ها ... شما برای چه پلیس شدید ؟؟؟ !!! .
.
.
#ریگ_روان
#استیو_تولتز .
#کتاب_خوانی .
.______
Read more
Loading...