تو به من

Loading...


Unique profiles
97
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Valiasr Street, Bushehr
Average media age
957.1 days
to ratio
10.1
كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي ...
Media Removed
كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي به استخاره نيست عشق ما ... عشق من به توعشق تو به من يك پديده است ...يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان صداي قلب تو ... صداي زندگيست.زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من زندگي را زندگي كن عاشقانه كودكانه... ... كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي به استخاره نيست عشق ما ... عشق من به توعشق تو به من يك پديده است ...يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان صداي قلب تو ... صداي زندگيست.زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من زندگي را زندگي كن عاشقانه كودكانه... حتی وقتي بزرگ شدي كودكانه زندگي كن جانكم مادرانه ترين لحظه هاي امروزم همين لحظه است...همين لحظه كه با تمام جان ِ عاشقم دوستت دارم را يواشكي به تو هديه ميكنم...تو خوب ميداني كه من چقدرشاعرانه با تو حرف ميزنم...تو خوب ميداني كه...من تا همان لحظه كه قرار است بياييقرار است در كنارت بمانم و تازه اين شروع زندگي ِ كودكانه ي تو است.بخواب ...نترس ...زندگي بايد براي توروزها را عاشقانه باران شب ها را ستاره باران كند .
Read more
Loading...
. <span class="emoji emoji2795"></span>طرفداراشو تگ کن<span class="emoji emoji2764"></span>️ عالیه<span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f44c"></span>🏻 <span class="emoji emoji25c0"></span>️ #احسان_خواجه_امیری #گرداب . <span class="emoji emoji1f3b5"></span>تو آمده ای جان به لب من برسانی من ...
Media Removed
. طرفداراشو تگ کن️ عالیه🏻 ️ #احسان_خواجه_امیری #گرداب . تو آمده ای جان به لب من برسانی من پای تو یک عمر بمانم تو نمانی من عشق به تو دادم و عمری تو به من درد این عشق چرا این همه بی رحم ترت کرد من خوب شدم عشق تو پروانگی ام بود این خوب شدن هدیه ی دیوانگی ام بود از آن نفسی که به دلم عشق تو کم شد چرخیدن ... .
➕طرفداراشو تگ کن❤️
عالیه😢👌🏻
◀️ #احسان_خواجه_امیری
#گرداب
.
🎵تو آمده ای جان به لب من برسانی
من پای تو یک عمر بمانم تو نمانی
من عشق به تو دادم و عمری تو به من درد
این عشق چرا این همه بی رحم ترت کرد
من خوب شدم عشق تو پروانگی ام بود
این خوب شدن هدیه ی دیوانگی ام بود
از آن نفسی که به دلم عشق تو کم شد
چرخیدن من دور تو گرداب خودم شد
با اینکه همه عمر مرا کشت خیالت
هر آنچه گرفتی ز منو عشق حلالت
.
#MtgEhsanKhajeamiri
#EhsanKhajeamiri
#Gerdaab
#MusicTextGraphy
Read more
﷽ . سلام و عرض ادب خدمت تمامى دوستان عزيز با تمام وجود به وجود دوستان عزيز و مهربانى همچون شما عزيزان ...
Media Removed
﷽ . سلام و عرض ادب خدمت تمامى دوستان عزيز با تمام وجود به وجود دوستان عزيز و مهربانى همچون شما عزيزان كه در چند روز گذشته و حتي در همين لحظات حقير را با پيام هاى زيبا و پر مهر و محبتتان خجالت زده نموديد ، افتخار ميكنم دست يكايك شما بزرگواران را ميبوسم و از خداوند منان خواستارم كه توفيق و لياقت درياى ...
.
سلام و عرض ادب
خدمت تمامى دوستان عزيز
با تمام وجود به وجود دوستان عزيز و مهربانى همچون شما عزيزان كه در چند روز گذشته و حتي در همين لحظات حقير را با پيام هاى زيبا و پر مهر و محبتتان خجالت زده نموديد ، افتخار ميكنم
دست يكايك شما بزرگواران را ميبوسم
و از خداوند منان خواستارم كه توفيق و لياقت درياى بى كران محبت شما عزيزان را داشته باشم
در اين چند روز اخير تمام سعي و تلاشم را نمودم تا انجام وظيفه نمايم و پاسخگوى يكايك و تمامى پيام هاى شما عزيزان باشم
اگر سهواً پيامى را نديده و يا پاسخگو نبوده ام ، به بزرگي و مهرباني خودتان عفو نماييد
ان شالله دعاى شما عاشقان و ارادتمندان آستان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) توشه ى راه من باشد
در اولين روز هاى بيست و چهارمين سال زندگى ام ، خداى مهربان را شاكرم كه به بركت وجود نازنين و بابركت پدر و مادر عزيز تر از جانم ، توفيق خدمت در آستان ملكوتى حضرت امير المؤمنين (ع) و حضرت زهرا(س) را به حقير عطا نمود و لطفش را بر من تمام كرد
ان شالله كه قدرِ اين دو نعمت عزيز و بزرگوار را بدانم و تا آخرين نفس خاكسار و خاكبوس قدومشان باشم كه مرا با اين خانواده آشنا كردند
"خوشبختى و موفقيت خلاصه در نوكرى پدر و مادر است"
لطفى كه كرده اى تو به من مادرم نكرد
اى مهربان تر از پدر و مادرم حسين
تراب قدوم شما
حسين طاهرى
١٣ تيرماه ١٣٩٧
.
#حسين_طاهرى
#١٢_تير
#تولدي_ديگر
#ياعلي
Read more
🦊<span class="emoji emoji1f342"></span> شازده کوچولو گفت: «اهلی کردن» یعنی چه؟  روباه گفت: این چیزی است که امروزه دارد فراموش می شود. ...
Media Removed
🦊 شازده کوچولو گفت: «اهلی کردن» یعنی چه؟  روباه گفت: این چیزی است که امروزه دارد فراموش می شود. یعنی «پیوند بستن»... - پیوند بستن؟  روباه گفت: البته. مثلاْ تو برای من هنوز پسربچه ای بیشتر نیستی، مثل صدهزار پسربچه ی دیگر. نه من به تو احتیاج دارم و نه تو به من احتیاج داری. من هم برای تو روباهی بیشتر ... 🦊🍂
شازده کوچولو گفت: «اهلی کردن» یعنی چه؟ 
روباه گفت: این چیزی است که امروزه دارد فراموش می شود. یعنی «پیوند بستن»... - پیوند بستن؟ 
روباه گفت: البته. مثلاْ تو برای من هنوز پسربچه ای بیشتر نیستی، مثل صدهزار پسربچه ی دیگر. نه من به تو احتیاج دارم و نه تو به من احتیاج داری. من هم برای تو روباهی بیشتر نیستم، مثل صدهزار روباه دیگر. ولی اگر تو مرا اهلی کنی، هردو به هم احتیاج خواهیم داشت. تو برای من یگانه ی جهان خواهی شد و من برای تو یگانه ی جهان خواهم شد... شازده کوچولو گفت: کم کم دارم می فهمم. یک گل هست... که گمانم مرا اهلی کرده باشد...
🍁
جاسوئيچي روباه سفارش نسيم عزيز
🍁
🍁
🍁
#روباه #شازده_کوچولو #نمد #جاسويچي #سركليدي #پاييز #بلوط #شتري #خالخالي
#felt #fox #key #banoo #handmade #art #yellow #brown
Read more
. تو به من خندیدی و نمی دانستی؛ من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدم؛ باغبان از پی من تند دوید؛ ...
Media Removed
. تو به من خندیدی و نمی دانستی؛ من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدم؛ باغبان از پی من تند دوید؛ سیب را دست تو دید؛ غضب آلود به من کرد نگاه؛ سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک.. و تو رفتی و هنوز؛ سال هاست که در گوش من آرام آرام؛ خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم؛ که ... .
تو به من خندیدی و نمی دانستی؛ من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدم؛ باغبان از پی من تند دوید؛ سیب را دست تو دید؛ غضب آلود به من کرد نگاه؛ سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک.. و تو رفتی و هنوز؛ سال هاست که در گوش من آرام آرام؛ خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم؛ که چرا باغچۀ کوچک ما سیب نداشت.
.
#حميد_مصدق
(قسمت اول)
Read more
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب ...
Media Removed
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا ... تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

#حمید_مصدق
خرداد ١٣٤٣
Read more
Loading...
تو به من خندیدی! و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب ...
Media Removed
تو به من خندیدی! و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاهست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا؟ خانه ... تو به من خندیدی!
و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز سالهاهست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا؟
خانه کوچک ما سیب نداشت!
Read more
. . . نه فقط عاشق ديروز سياهت هستم که من از روز ازل چشم به راهت هستم اين قفس گرچه مرا لحظه اي انکار ...
Media Removed
. . . نه فقط عاشق ديروز سياهت هستم که من از روز ازل چشم به راهت هستم اين قفس گرچه مرا لحظه اي انکار نکرد آنچه کردي تو به من هيچ ستمکار نکرد هرچه آمد به سرم از تپش نام تو بود طرح افکار من از لهجه ي اندام تو بود چشم تو داغ ترين برکه ي اين آباديست توي چشمان تو حبسم این مگر آزاديست بازآ بازآ سر عشق قديم ... .
.
.

نه فقط عاشق ديروز سياهت هستم
که من از روز ازل چشم به راهت هستم
اين قفس گرچه مرا لحظه اي انکار نکرد
آنچه کردي تو به من هيچ ستمکار نکرد
هرچه آمد به سرم از تپش نام تو بود
طرح افکار من از لهجه ي اندام تو بود
چشم تو داغ ترين برکه ي اين آباديست
توي چشمان تو حبسم این مگر آزاديست
بازآ بازآ سر عشق قديم ، تنها عشقم از قديم و نديم
بازآ بازآ سر عشق قديم ، تنها عشقم از قديم و نديم
سر پا باش و جهان را به جهان وابگذار
رو به خود باش و زمين را تک و تنها بگذار
سر دستان حقيقت به دل عرش بزن
دل بي پناه را از هوس کوچه بکن
در اين خانه فقط رو به زمستان باز است
خطري هست اگر از قفس و پرواز است
پشت اين ميله مگر مرگ خلاصم بکند
چشم تو کاري اگر محض هراسم بکند
.
.
.

#دیباچه #بهار #علیرضا_آذر
Read more
Loading...
به نام حضرت حق ؛ . تو به من خندیدی و نمی دانستی، من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم، باغبان ...
Media Removed
به نام حضرت حق ؛ . تو به من خندیدی و نمی دانستی، من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم، باغبان از پی من تند دوید، سیب را دست تو دید، غضب آلود به من کرد نگاه، سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام، خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم، و من اندیشه ... به نام حضرت حق ؛
.
تو به من خندیدی و نمی دانستی،
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم،
باغبان از پی من تند دوید،
سیب را دست تو دید،

غضب آلود به من کرد نگاه،
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام،
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم،
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم،
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت،
.
حمید مصدق ( خرداد ۱۳۴۳)
.
تنتون سلامت ، عزت برقرار.
.
ياحق .
Read more
در خواب ديدمت مى خواستم گم شوم در آرامشِ صدايت؛ دور مى شدى هر چه مى خواستم نزديك شوم به قدم هايت؛ دور مى شدى مى خواستم دستى بكشم لاىِ اهتزازِ موهايت؛ دور مى شدى مى خواستم بوسه بزنم بر الماسِ چشمانت؛ دور مى شدى مى خواستم حلقه بزنم خودم را به حريرِ لباست؛ دور مى شدى مى خواستم بخوابم در لابلاىِ ... در خواب ديدمت
مى خواستم گم شوم در آرامشِ صدايت؛
دور مى شدى
هر چه مى خواستم نزديك شوم به قدم هايت؛
دور مى شدى
مى خواستم دستى بكشم لاىِ اهتزازِ موهايت؛
دور مى شدى
مى خواستم بوسه بزنم بر الماسِ چشمانت؛
دور مى شدى
مى خواستم حلقه بزنم خودم را به حريرِ لباست؛
دور مى شدى
مى خواستم بخوابم در لابلاىِ آرامشِ صدايت؛
دور مى شدى.
دور مى شدى و با لبخندِ نازت مى گفتى:
من به تو نزديكم و تو به من نزديك تر
دور مى شدى و مى گفتى:
مرا لابلاىِ قلبت جستجو كن،
دور مى شدى و برايم بوسه هايى از جنسِ
خدا مى فرستادى،
و من هراسان از اينكه دور مى شدى،
و تو خندان از اين همه نزديك بودن به من،
نمى دانم شايد براىِ دلتنگى اندازه اى تعريف
نشده هنوز كه
در آغوش بودن فرسنگ ها به نظر مى رسد،
كه اينگونه تو به من نزديك مى شدى
اما از نظر من دور مى شدى.....
#اميرسالار_احتشام
#نيلوفرانه
#على_زندوكيلى #شهزاده #ملكه
@alizandevakili
Read more
 #طبيعت خوشبختى من، در من است نه در تو نه تنها از آن روى كه شايد گذرا باشم بلكه چون مى خواهى آنى باشم ...
Media Removed
#طبيعت خوشبختى من، در من است نه در تو نه تنها از آن روى كه شايد گذرا باشم بلكه چون مى خواهى آنى باشم كه نيستم. اگر تنها براى اين عوض شوم كه خودخواهى تو را ارضا كنم نمى توانم خوشبخت شوم. آنگاه كه سرزنشم مى كنى كه چرا افكار تو را نمى انديشم و چون تو نمى بينم نمى توانم احساس خرسندى كنم. عصيانگرم ... #طبيعت
خوشبختى من، در من است
نه در تو
نه تنها از آن روى كه شايد گذرا باشم
بلكه چون مى خواهى آنى باشم كه نيستم.
اگر تنها براى اين عوض شوم
كه خودخواهى تو را ارضا كنم
نمى توانم خوشبخت شوم.
آنگاه كه سرزنشم مى كنى
كه چرا افكار تو را نمى انديشم
و چون تو نمى بينم
نمى توانم احساس خرسندى كنم.
عصيانگرم مي خوانى
با اين حال، هر گاه كه اعتقادات تو را نپذيرفته ام
بر ضد من عصيان كرده اى.
نمى كوشم تا به ذهن تو شكل بخشم
ميدانم سخت ميكوشى خودت باشى
اما نمى توانم بگذارم كه تو به من بگويى چه باشم
زيرا بر آنم تا خودم باشم.
گفتى آشكار بودم
و به سادگى فراموش مى شوم
پس چرا كوشيدى تمام عمرم را به كار گيرى
تا به خود ثابت كنى كه چه هستى؟

#mustseeiran #mustseeiran_insta
Read more
جشني بر بلندي ها / كريستين بوبن من ديوانه خلوصي هستم كه هيچ ربطي به اخلاق ندارد كه خود زندگي ست در ابتدايي ترين اتمش . اين را تو به من آموختي ، تو اول مرا در خنده ات حبس كردي مثل شاگرد مدرسه اي در كلاسي ، وسط تابستان و بعد مرا به دنيا پس دادي ، با اين وظيفه كه آن را همانگونه كه هست بنويسم در اين زندگي ما همگي تنها ... جشني بر بلندي ها / كريستين بوبن
من ديوانه خلوصي هستم كه هيچ ربطي به اخلاق ندارد كه خود زندگي ست در ابتدايي ترين اتمش . اين را تو به من آموختي ، تو اول مرا در خنده ات حبس كردي مثل شاگرد مدرسه اي در كلاسي ، وسط تابستان و بعد مرا به دنيا پس دادي ، با اين وظيفه كه آن را همانگونه كه هست بنويسم در اين زندگي ما همگي تنها در جستجوي يك چيز هستيم ، سرشار شدن و پرشدن از زندگي
موسيقي : Javier Navarrete
عزيزانم همه موسيقي ها در كانال تلگرامم گذاشته ميشود
Read more
Loading...
تو همین لحظه که دلگیرم ازت از همیشه به تو وابسته ترم اگه حس خوبه تو به من نبود فکره عاشقی نمیزد به سرم ...
Media Removed
تو همین لحظه که دلگیرم ازت از همیشه به تو وابسته ترم اگه حس خوبه تو به من نبود فکره عاشقی نمیزد به سرم به من انگیزه زندگی بده تا دوباره حس کنم کنارمی به دروغم شده دستامو بگیر الکی بگو که بیقرارمی الکی دلم از نبودنت پر است... هر روز خاطراتم را الک میکنم.. و جز دلتنگی تو چیزی برایم نمیماند نه تو آمدی نه ... تو همین لحظه که دلگیرم ازت از همیشه به تو وابسته ترم
اگه حس خوبه تو به من نبود فکره عاشقی نمیزد به سرم
به من انگیزه زندگی بده تا دوباره حس کنم کنارمی
به دروغم شده دستامو بگیر الکی بگو که بیقرارمی الکی

دلم از نبودنت پر است...
هر روز خاطراتم را الک میکنم..
و جز دلتنگی تو چیزی برایم نمیماند
نه تو آمدی
نه فراموشی...
خیالی نیست...من کوه میشوم و پای نبودن هایت میمانم
اما ای کاش میدانستی بی تو تمام لحظاتم
رنگ پاییزند....~
Read more
. . اهلى كردن يعنى چه؟( شازده كوچولوى دوست داشتنى ما عادت دارد تا به جواب نرسد از سوال كردن كوتاه نمى ...
Media Removed
. . اهلى كردن يعنى چه؟( شازده كوچولوى دوست داشتنى ما عادت دارد تا به جواب نرسد از سوال كردن كوتاه نمى آيد) . . روباه گفت : اين چيزى است كه امروز دارد فراموش مى شود. يعنى "پيوند بستن" — پيوند بستن؟ . . روباه گفت : البته تو براى من پسر بچه اى بيشتر نيستى، مثل صد هزار پسر بچه ديگر.. نه من به تو احتياج ... .
.
اهلى كردن يعنى چه؟( شازده كوچولوى دوست داشتنى ما عادت دارد تا به جواب نرسد از سوال كردن كوتاه نمى آيد)
.
.
روباه گفت : اين چيزى است كه امروز دارد فراموش مى شود.
يعنى "پيوند بستن" — پيوند بستن؟
.
.
روباه گفت : البته تو براى من پسر بچه اى بيشتر نيستى، مثل صد هزار پسر بچه ديگر.. نه من به تو احتياج دارم و نه تو به من احتياج دارى ! من هم براى تو روباهى بيشتر نيستم ! مثل صد هزار روباه ديگر.. ولى اگه تو مرا اهلى كنى، هر دو به هم احتياج خواهيم داشت. تو براى من يگانه جهان خواهى شد و من براى تو يگانه جهان خواهم شد!
.
.
#شازده_كوچولو
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
#محمد_قاضی
___________________
Read more
"قول ميدى هيچ كسى جز من، ازت عكاسى نكنه؟" از اون روز از اون جمله از اون قولى كه تو به من دادى از اين ...
Media Removed
"قول ميدى هيچ كسى جز من، ازت عكاسى نكنه؟" از اون روز از اون جمله از اون قولى كه تو به من دادى از اين عكس هايى كه نميدونم كى ازت گرفته دلم گرفته. #اميرعلى_ق . . . روز جهانى عكاسى رو به دوستاي عكاسم تبريك ميگم ️ . . . دستور اين رول خيلي خوشمزه گردو و دارچين هم به زودي تايپ ميكنم و به كپشن اضافه ... "قول ميدى هيچ كسى جز من، ازت عكاسى نكنه؟"
از اون روز
از اون جمله
از اون قولى كه تو به من دادى
از اين عكس هايى كه نميدونم كى ازت گرفته
دلم گرفته.

#اميرعلى_ق
.
.
.
روز جهانى عكاسى رو به دوستاي عكاسم تبريك ميگم ❤️
.
.
.
دستور اين رول خيلي خوشمزه گردو و دارچين هم به زودي تايپ ميكنم و به كپشن اضافه ميكنم 💋
Read more
Loading...
تقدیم به همه ی زنان سرزمینم آنانی که خریدار ترس نبودن و کلامشان مملو از عشق و اعتراض زنان سرزمینی ...
Media Removed
تقدیم به همه ی زنان سرزمینم آنانی که خریدار ترس نبودن و کلامشان مملو از عشق و اعتراض زنان سرزمینی که روزگاری شمردن تعداد مردانش محال بود کلاهی که برسرمان گذاشتند را به احترام فرشتگانمان برمیداریم ************ تو سرم پره از فکرای خوب برا تو هزار تا برنامه میچینم واسه موندنِ تو نگرانِ ... تقدیم به همه ی زنان سرزمینم
آنانی که خریدار ترس نبودن
و کلامشان مملو از عشق و اعتراض
زنان سرزمینی که روزگاری
شمردن تعداد مردانش محال بود
کلاهی که برسرمان گذاشتند را
به احترام فرشتگانمان برمیداریم
************
تو سرم پره از فکرای خوب برا تو
هزار تا برنامه میچینم واسه موندنِ تو
نگرانِ دلِ منم نباش عزیزم اون برا تو
به من تکیه کن رو شونم بذار آروم سرتو
علاقمو بهت میشه دید حتی تو چشامم
واسه اینه این رابطه رو اینقده طولش دادم
نگران آیندم نباش عزیزم اونش با من
به من اخم نکن با اینکه اخمتم دوسش دارم
میدونم تحملِ بعضی چیزا سخته واست
هم ظلم و تهمت هم خب نگرانی بچه ها هست
ولی نگران نباش که هنوزم
یه قهرمان تو نسلِ ما هست
از زمستون نترس عزیزم
که اونم خب یه فصلِ ساده است
میبینم روزی و که خوبه همه چی
صورتِ غم چه ناله است
تو غروبامون هم خورشید
هم ماه و هم ستاره است
بازم اینو میگم کنارم بمون هنوز
یه قهرمان تو نسلِ ما هست
از همه میگذریمو میشیم به شادیا و خنده ها وصل
پس بی خیالِ استرس بی خیالِ غم
اگه بچه ان همه باز من که باهاتم
بیخیالِ لجبازیا بیخیالِ دعوا فحش و بدیا هر موقع سیر شدی ازم یکمی دور شو از فضامو بس
بیخیالِ ترس مثلِ شیر پشتتم همیشه و اگرم دور بشم ازت یه چند روزی
میدونم که کجایی و حواسم میدونی به همه چی هست
Read more
براي بعضي ها اصلاً اين توبه اتفاق نمي افتد <span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span> ... بنی‌اسرائیل در دوران موسی علیه السلام دچار خشکسالی ...
Media Removed
براي بعضي ها اصلاً اين توبه اتفاق نمي افتد ... بنی‌اسرائیل در دوران موسی علیه السلام دچار خشکسالی شدند… مردم به نزد موسی آمدند و گفتند: ای کلیم الله… نزد الله برایمان دعا کن تا باران نصیب ما کند… موسی ـ علیه السلام ـ فرمود: «یا الله … باران خود را بر ما نازل کن و رحمتت را بر ما فرو ریزان… ما را به ... براي بعضي ها اصلاً اين توبه اتفاق نمي افتد 😔😔😔
...
بنی‌اسرائیل در دوران موسی علیه السلام دچار خشکسالی شدند…
مردم به نزد موسی آمدند و گفتند: ای کلیم الله… نزد الله برایمان دعا کن تا باران نصیب ما کند…
موسی ـ علیه السلام ـ فرمود: «یا الله … باران خود را بر ما نازل کن و رحمتت را بر ما فرو ریزان… ما را به سبب کودکان شیرخواره و حیوانات و پیران رحم کن…»
اما آسمان بی‌ابرتر شد و خورشید، داغ‌تر!
موسی باز گفت: پروردگارا بارانمان ده…

الله متعال فرمود: چگونه به شما باران عطا کنم در حالی که میان شما بنده‌ای است که چهل سال با گناهان با من مبارزه می‌کند؟ میان مردم ندا ده تا او از میان‌تان برود چرا که به سبب او باران را از شما داشته‌ام…

موسی در میان قوم خود چنین فریاد زد: ای بنده‌ی گناهکار… ای آنکه چهل سال با گناه به جنگ الله رفته‌ای… از میان ما برو که به سبب تو از باران منع شده‌ایم…
آن بنده‌ی گناهکار به راست و چپ خود نگریست… ندید کسی از میان جمع بیرون رود و دانست خودش همان بنده‌ی گناهکار است…
پس با خود گفت: اگر از میان این همه مردم بیرون روم، میانِ همه‌ی بنی‌اسرائیل رسوا می‌شوم و اگر میان‌شان بمانم به سبب من از باران محروم می‌شوند…
پس سرافکنده شد و اشک ریخت…

سر خود را در جامه‌اش فرو برد و بر کارهای گذشته پشیمان شد و گفت: پروردگارا… سرور من… چهل سال معصیت تو نمودم و تو به من مهلت دادی… اکنون مطیع به درگاه تو آمده‌ام… مرا بپذیر…

و همچنان به درگاه الله سبحانه و تعال ناله و زاری می‌کرد…
هنوز دعایش به پایان نرسیده بود که ابری سفید آشکار شد و چنان بارید که گویا از دهانه‌ی دیگ‌ها آب فرو می‌ریخت…

موسی در شگفت شد و گفت:پروردگارا… به ما باران عطا نمودی در حالی که هیچکس از میان ما بیرون نرفت!
خداوند فرمود: ای موسی، به سبب همان کسی که باران را از شما منع کرده بودم، به شما باران عطا کردم!
موسی گفت: خدایا این بنده‌ی مطیع را نشانم بده…

خداوند فرمود: من در حالی که معصیتم می‌کرد رسوایش نکردم… اکنون که اطاعتم نموده رسوایش کنم؟
...
#خدا #قرآن #كتاب آسماني #پيغمبر #حضرت محمد #وحي #جبرييل #معنوي #معنويت #عرفان #خالق #آفريدگار #بنده #بندگي # طغيان #ايمان #كفر #دين #اسلام #مسلمان #تفكر #افكارت #تفكر مثبت #تفكر سازنده #تفكر توان بخش #تفكر منفي #تفكر مخرب #تفكر توانفرسا #توبه
Read more
ارباب حسین بجزء تو دلمو به کی بدم؟ دلمو به کی بدم؟مگه چند تا دل دارم؟ اگه چند تا جون بدی،پیش تو کم میارم آرزوم ...
Media Removed
ارباب حسین بجزء تو دلمو به کی بدم؟ دلمو به کی بدم؟مگه چند تا دل دارم؟ اگه چند تا جون بدی،پیش تو کم میارم آرزوم همینه که یه روزی تو کربلا تو به من نگاه کنی من بشم غلام سیاه خیلی دلتنگ توام آقا خیلی دلتنگ توام ارباب دل من تو کربلاست آقا میدونم کلید اون مولا دستای امام رضاست پر میگیره این دلم توی ... ارباب حسین بجزء تو دلمو به کی بدم؟

دلمو به کی بدم؟مگه چند تا دل دارم؟
اگه چند تا جون بدی،پیش تو کم میارم

آرزوم همینه که
یه روزی تو کربلا
تو به من نگاه کنی
من بشم غلام سیاه

خیلی دلتنگ توام آقا
خیلی دلتنگ توام ارباب
دل من تو کربلاست آقا
میدونم کلید اون مولا دستای امام رضاست

پر میگیره این دلم
توی آسمون تو آقا
همه عالم میدونن مولا
میمیرم بدون تو

مولا جان،ارباب حسین،دلم گرفته،دلم فقط خودت رو میخواد،اینبار کربلا نمی خواد،دلم یه معجزه میخواد،یه معجزه که منو به شهادت نزدیک کنی،من توی این دنیا چیزی ندارم که بهش افتخار کنم،تنها افتخارم اینه که نوکر رو سیاه تو هستم،دلم میخواد در راه تو در راه بی بی زینب به شهادت برسم و روی سنگ قبرم بنویسن شهید راه حسین،شاید از تمام دنیا این تنها افتخارم باشه،مولا جان،ارباب حسین،تورو جان رقیه کمکم کن دست منم بگیر
Read more
Loading...
🏴 هر چند که از داغ تو مرثیه به دوشم یک آهِ عزا را به دو عالم نفروشم من طایر قدسم به زمین آمده ام تا از ...
Media Removed
🏴 هر چند که از داغ تو مرثیه به دوشم یک آهِ عزا را به دو عالم نفروشم من طایر قدسم به زمین آمده ام تا از برکه ی اندوه تو یک جرعه بنوشم 🏴🏴🏴 شور تو شعوری به من آموخت که تا مرگ در بزم غمت کم نشود جوش و خروشم با روی سیاه آمده ام نوکری تو لطف تو به من گفت که چون جون بکوشم 🏴🏴🏴 عمری است که روی لب من نام "حسین" است ذکری ... 🏴
هر چند که از داغ تو مرثیه به دوشم
یک آهِ عزا را به دو عالم نفروشم
من طایر قدسم به زمین آمده ام تا
از برکه ی اندوه تو یک جرعه بنوشم
🏴🏴🏴
شور تو شعوری به من آموخت که تا مرگ
در بزم غمت کم نشود جوش و خروشم
با روی سیاه آمده ام نوکری تو
لطف تو به من گفت که چون جون بکوشم 🏴🏴🏴
عمری است که روی لب من نام "حسین" است
ذکری به جز این ذکر نرفته است به گوشم
بر تو نکنم گریه کم از مرغ هوایم
در سوگ تو ضجه نزنم کم ز وحوشم*
🏴🏴🏴
مرحوم‌ مجلسی‌ نقل‌ میکند از
حضرت‌ صادق(علیه السلام) که‌ میفرمود:
سوگند بخدا در سوگ‌ جدم‌ حسین‌ آسمان‌ گریست‌، مرغها گریستند، حیوانات‌ گریستند، وحوش‌ بیابان‌ گریستند
🏴🏴🏴
صلى الله عليك يا اباعبدالله الحسين
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #حرم #رمضان #رمضان_كريم
#رمضان_يجمعنا #لبيك_يا_حسين #تصويري
#امام_حسين #شيعه #جام_جهانى #بين_الحرمين #خوشمزه #سلامت #زندگى #زاينده_رود #اصفهان
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
#تشيع #iran #shia #islamic #makka
‏ #names #karbala ‏ #abooamir133
Read more
ای شمع سینه سوخته‌ی انجمن علی تقدیر تست سوختن و ساختن، علی ای رهبری که منزوی‌ات کرده جهل خلق ای ...
Media Removed
ای شمع سینه سوخته‌ی انجمن علی تقدیر تست سوختن و ساختن، علی ای رهبری که منزوی‌ات کرده جهل خلق ای آشنای درد، غریب وطن علی‌ من پهلویم شکسته و تو دل شکسته‌ای من بر تو گریه می‌کنم و تو، به من علی‌ من سینه خُرد گشته و تو سینه سوخته من با تو گفتم و تو به کس دم مزن علی ‌ من بازویم سیه شده تو دست، روی دست بر ... ای شمع سینه سوخته‌ی انجمن علی
تقدیر تست سوختن و ساختن، علی

ای رهبری که منزوی‌ات کرده جهل خلق
ای آشنای درد، غریب وطن علی‌

من پهلویم شکسته و تو دل شکسته‌ای
من بر تو گریه می‌کنم و تو، به من علی‌

من سینه خُرد گشته و تو سینه سوخته
من با تو گفتم و تو به کس دم مزن علی ‌
من بازویم سیه شده تو دست، روی دست
بر گو کجاست بازوی خیبر شکن علی‌

سربسته به، که بعد حمایت ز حقّ تو
در اختیار من نَبُوَد دست من علی‌

گفتم به شب کفن کن و شب دفن کن ولیک
از تن نمانده هیچ برای کفن علی‌

علی انسانی ◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼ 🍃 آجَرَکَ اللّه یا صاحب الزَّمان 🍃
شهادت بانوی عالمین، ریحانة النبی، میوه دل خدیجه کبری، آرام دل علی مرتضی، صدیقه طاهره، زهرای مرضیه بر شیعیان و شیفتگان و عاشقان حضرت تسلیت و تعزیت باد😢😢😢 التماس دعا دارم از همه دوستانی که امشب در عزای مادر اشکی از دیدگانشون جاری میشه 🙏🙏🙏 #فاطمیه
#صلی_الله_علیکِ_یا_فاطمة_الزهرا
Read more
دعای آخر سال خداوندا ! ای بهترین که در تمام لحظات سخت زندگی ام برخلاف دیگران تنهایم نذاشتی . و مرا در ...
Media Removed
دعای آخر سال خداوندا ! ای بهترین که در تمام لحظات سخت زندگی ام برخلاف دیگران تنهایم نذاشتی . و مرا در گرمی نگاه خود از تمامی مصیبت ها و آوارگی ها حفظ کردی . دوستت دارم چرا که دوست داشتن و عشق را به من آموختی و از تمامی محبتت سیراب ساختی . خدایا در این لحظات آخر سال مانند همیشه و هرصبح که با ذکر نام تو روز را ... دعای آخر سال
خداوندا ! ای بهترین که در تمام لحظات سخت زندگی ام برخلاف دیگران تنهایم نذاشتی . و مرا در گرمی نگاه خود از تمامی مصیبت ها و آوارگی ها حفظ کردی . دوستت دارم چرا که دوست داشتن و عشق را به من آموختی و از تمامی محبتت سیراب ساختی . خدایا در این لحظات آخر سال مانند همیشه و هرصبح که با ذکر نام تو روز را آغاز می کنم شکرگزار نعمت های بیکران تو هستم . تمامی آن چیزهایی که دادی و تمام آرزوهایی که هنوز برایم گوشه ای نگاه داشته ای تا روزی غافلگیرم کنی . به خاطرتمام ثانیه های خوبی که در کنار بهترین دوستانم عطا کردی و به خاطر لحظه هایی که دیگران دلم را شکستند تا تو دلم را به دست آوری . خدایا ! به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است. خداوندا دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال . يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتي خالي کن.
خدايا مي دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن. خدايا شکم را به باور ، باورم را به ايمان و ايمانم را به يقين مبدل فرما. خداوندا به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم.
خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردي مي خوانمت پس دعايم را اجابت فرما.
#نوروز #دعا #عید #سبزه #هفتسین #ایران #عشق #سال #نو
Read more
........... پارت 2 من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست دیگری جز تو ...
Media Removed
........... پارت 2 من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد این ستمها دگری با من بیمار نکرد هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد نبود ... ........... پارت 2
من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست

موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست

دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

این ستمها دگری با من بیمار نکرد

هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

نبود زهره که همراه تو یک گام روم

کس چرا اینهمه سنگین دل و بدخو باشد

جان من این روشی نیست که نیکو باشد

از چه با من نشوی یار چه می‌پرهیزی

یار شو با من بیمار چه می‌پرهیزی

چیست مانع ز من زار چه می‌پرهیزی

بگشا لعل شکر بار چه می‌پرهیزی

حرف زن ای بت خونخوار چه می‌پرهیزی

نه حدیثی کنی اظهار چه می‌پرهیزی

که ترا گفت به ارباب وفا حرف مزن

چین بر ابرو زن و یک بار به ما حرف مزن

درد من کشتهٔ شمشیر بلا می‌داند

سوز من سوخته داغ جفا می‌داند

مسکنم ساکن صحرای فنا می‌داند

همه کس حال من بی سر و پا می‌داند

پاکبازم هم کس طور مرا می‌داند

عاشقی همچو منت نیست خدا می‌داند

چارهٔ من کن و مگذار که بیچاره شوم

سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم

از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت

چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت

تا نظر می‌کنی از پیش نظر خواهم رفت

گر نرفتم ز درت شام ، سحر خواهم رفت

نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت

نیست بازآمدنم باز اگر خواهم رفت ........... ادامه در پست بعدی
Read more
دفتر عمر مرا با وجود تو شکوهی دیگر رونقی دیگر هست می توانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه ...
Media Removed
دفتر عمر مرا با وجود تو شکوهی دیگر رونقی دیگر هست می توانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه را می بخشی دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر هست
می توانی تو به من
زندگانی بخشی
یا بگیری از من
آنچه را می بخشی
خدا کند که در و تخته ای به هم بخورد و یا جرقه ی عشق تو بر سرم بخورد تویی که در همه دنیا زبانزدی آقا گذشت ...
Media Removed
خدا کند که در و تخته ای به هم بخورد و یا جرقه ی عشق تو بر سرم بخورد تویی که در همه دنیا زبانزدی آقا گذشت نیمه ی شعبان نیامدی آقا من انتظار تو را می کشم بیا، برگرد ز دست می روم آقا تو رو خدا برگرد اگر بدانی از این درد ها چه دل، تنگ است کبوترم که بدون تو سهم من سنگ است بیا که بی تو جهان فقر مطلق است ... خدا کند که در و تخته ای به هم بخورد

و یا جرقه ی عشق تو بر سرم بخورد

تویی که در همه دنیا زبانزدی آقا

گذشت نیمه ی شعبان نیامدی آقا

من انتظار تو را می کشم بیا، برگرد

ز دست می روم آقا تو رو خدا برگرد

اگر بدانی از این درد ها چه دل، تنگ است

کبوترم که بدون تو سهم من سنگ است

بیا که بی تو جهان فقر مطلق است انگار

بیا که کفر، بدون تو بر حق است انگار

بیا که حرمت آینه ها شکستنی است

در این زمانه که شیطان برادر تنی است

چقدر بی تو بخوانم «متی ترانا» را

ببین که تا به کجا کشیده ای ما را

نگو نشستن با تو به من نمی آید

و یا که کرب و بلایی شدن نمی آید

شمیم بوی تو را میکنم هنوز احساس

تویی که رفته نگاهت به حضرت عباس😢😔
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#آقاجان_شرمنده😢
#امام_زمان
#امام_خوبیها
#آقا_کی_میای
#خاک_پات_سرمه_چشمان_ما
#خدایا_مارو_آدم_کن
Read more
حس خوبیه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زده  واسه ی رسوندن خودش به تو همه راهو نفس نفس زده  حس خوبیه ...
Media Removed
حس خوبیه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زده  واسه ی رسوندن خودش به تو همه راهو نفس نفس زده  حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخابه تو مصممه دستتو بگیره و بهت بگه موندنش کنار تو مسلمه حس خوبیه تو همین لحظه که دل گیرم ازهمیشه به تو وابسته ترم اگه حس خوبه تو به من نبود فکر عاشقی نمیزد به سرم به من انگیزه ی ... حس خوبیه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زده
 واسه ی رسوندن خودش به تو همه راهو نفس نفس زده
 حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخابه تو مصممه
دستتو بگیره و بهت بگه موندنش کنار تو مسلمه
حس خوبیه
تو همین لحظه که دل گیرم ازهمیشه به تو وابسته ترم
اگه حس خوبه تو به من نبود فکر عاشقی نمیزد به سرم
به من انگیزه ی زندگی بده تا دوباره حس کنم کنارمی
به دروغم شده دستامو بگیر الکی بگو که بیقرارمی
الکی
تکست آهنگ حس خوبیه شادمهر عقیلی
Read more
* * به وسعتت جهانم و شکنجه زار می کنم ببین من از هجوم تو کجا فرار می کنم من از نگاه کردنت، پرستش و شناختم خدا را سجده می کنم، از این بتی که ساختم به من بهانه ای بده، که کم شه باورم به تو به من که هر شب از خودم، پناه می برم به تو به من بهانه ای بده، که کم شه باورم به تو به من که هر شب از خودم، پناه می برم به ... *
*
به وسعتت جهانم و شکنجه زار می کنم
ببین من از هجوم تو کجا فرار می کنم

من از نگاه کردنت، پرستش و شناختم
خدا را سجده می کنم، از این بتی که ساختم

به من بهانه ای بده، که کم شه باورم به تو
به من که هر شب از خودم، پناه می برم به تو

به من بهانه ای بده، که کم شه باورم به تو
به من که هر شب از خودم، پناه می برم به تو *
*
شب بخير 😊 💖 *
*

#داريوش_اقبالى #پرستش #شب_بخیر
Read more
بغض یعنی خنده های ساختگی شكنجت بكنن و تو مبادا آخ بگی همه منتظر اینن یه جایی گاف بدی بكوبنت زمین كه ...
Media Removed
بغض یعنی خنده های ساختگی شكنجت بكنن و تو مبادا آخ بگی همه منتظر اینن یه جایی گاف بدی بكوبنت زمین كه فردا نتونی راه بری بغض یعنی یه برهان پنهان برم كنسرت ولی به عنوان مهمان بغض یعنی پا به سن بذارم بازم نمی تونم تو ایران پا به سن بذارم انگار واسه بالا رفتن وجود داره یه راه بمال، ولی خدا غرور داده به ... بغض یعنی خنده های ساختگی شكنجت بكنن و تو مبادا آخ بگی
همه منتظر اینن یه جایی گاف بدی
بكوبنت زمین كه فردا نتونی راه بری
بغض یعنی یه برهان پنهان
برم كنسرت ولی به عنوان مهمان
بغض یعنی پا به سن بذارم
بازم نمی تونم تو ایران پا به سن بذارم
انگار واسه بالا رفتن وجود داره یه راه
بمال، ولی خدا غرور داده به ما
چرا، بعد این همه بدو بدو
تو آخرش هم رسیدی به فرودگاه امام

بغض یه زن یه مرد ساكته
یه دستت پاسته یه دستت ساكته
كی تو اون لحظه قادر به درك حالته؟
هیچكی، بغض لحظه ترك خاكته
نگو بی ملاحظست نگو بی ادبه
چونكه بعضی وقتا بعضی حرفا می طلبه
مهم اینه كه دلتو به یك دنیای واقعی قرص كردی
آدم بیدار حقیقت رو دید، بغض یعنی
یه فرزند تو دار با یه لبخند رو كار
كه از درون شكسته شده با یه حسرت یه تومار
حرف تو خونه ای كه یه دم جنگ و طوفان
و بعد همه خسته شدن و پدر رفته تو هال
جا انداخت و خوابید خونه پادگانه
فردا مامان زجه زنان توی دادگاهه
صداش گرفته دلشكسته حنجره خشك
طلاق این كلمه روح بچه رو كُشت
بغض یعنی دروغ بوده حس تو به من
مفصله قصش گذاشتم ورس دو بگم
وقتی اون كسی كه می خواستی نداری دیگه پیشِت
حرف نگفتت درد نهفتت رو هم میشه
ورس١
Read more
توهمین لحظه که دلگیرم ازت از همیشه به تو وابسته ترم اگه حس خوب تو به من نبود فکر عاشقی نمیزد به سرم به من ...
Media Removed
توهمین لحظه که دلگیرم ازت از همیشه به تو وابسته ترم اگه حس خوب تو به من نبود فکر عاشقی نمیزد به سرم به من انگیزه زندگی بده که دوباره حس کنم کنارمی به دروغم شده دستامو بگیر الکی بگو که بی قرارمی الکی بگو... توهمین لحظه که دلگیرم ازت از همیشه به تو وابسته ترم اگه حس خوب تو به من نبود فکر عاشقی نمیزد به سرم به من انگیزه زندگی بده که دوباره حس کنم کنارمی به دروغم شده دستامو بگیر الکی بگو که بی قرارمی الکی بگو...
بغلش کرده بودم پرسید چقدر منو دوست داری؟؟؟ گفتم خیلی... گفت نه یه اندازه ای بگو... گفتم آخه چی ...
Media Removed
بغلش کرده بودم پرسید چقدر منو دوست داری؟؟؟ گفتم خیلی... گفت نه یه اندازه ای بگو... گفتم آخه چی بگم،خیلی دیگه... گفت من یه اندازه بگم همون قدر دوسم داشته باشی؟؟؟؟ تو دلم گفتم الان اندازه ستاره های آسمونی،اندازه ی دریایی،یه همچین چیزی میگه برگشت گفت:همون اندازه که اون بی معرفت قبلی بهم بدی ... بغلش کرده بودم
پرسید چقدر منو دوست داری؟؟؟
گفتم خیلی...
گفت نه یه اندازه ای بگو...
گفتم آخه چی بگم،خیلی دیگه...
گفت من یه اندازه بگم همون قدر دوسم داشته باشی؟؟؟؟
تو دلم گفتم الان اندازه ستاره های آسمونی،اندازه ی دریایی،یه همچین چیزی میگه
برگشت گفت:همون اندازه که اون بی معرفت قبلی بهم بدی کرد همون قدر دوسم داشته باش
گفتم یعنی چقدر آدم میتونه به یه نفر ظلم کنه که همچین حرفی بزنه...
اشک تو چشماش جمع شد و با بغض گفت:فقط تو رو خدا،التماست میکنم یه روزی نرسه،من به کسی بگم اندازه ی ظلمایی که تو به من کردی دوسم داشته باشه...
.
.
. ❌ #میکائیل👑
.
.
#خیلی_سخته_روزی_برسه_که_بگم_اندازه_ظلمهای_که_درحقم_کردی_دوستت_داشته_باشم😞
.
.
. 🆔@mikilove351 🎁
.
.
.
⏬ #فالو_کردی_بقیه_پستارو_ببین💐
Read more
تو به من گفتی تا که دل دریا کن بند گیسو وا کن سایه­ها رویا با بوی گل­ها که بوی گُل ناله مرغ شب، ...
Media Removed
تو به من گفتی تا که دل دریا کن بند گیسو وا کن سایه­ها رویا با بوی گل­ها که بوی گُل ناله مرغ شب، تشنگی­ها بر لب پنجه­ها در گیسو عطر شب بو بزن قلتی اطلسی­ها را برگ افرا در باغ رویاها بلبلی می­خواند، سایه­ای می­ماند مستُ تنها نگاه تو شکفه آه تو حُرم دستان تو گرمی جان تو با ... تو

به من گفتی تا که دل دریا کن

بند گیسو وا کن

سایه­ها رویا با بوی گل­ها
که بوی گُل

ناله مرغ شب، تشنگی­ها بر لب

پنجه­ها در گیسو

عطر شب بو
بزن قلتی اطلسی­ها را

برگ افرا در

باغ رویاها

بلبلی می­خواند، سایه­ای می­ماند

مستُ تنها
نگاه تو

شکفه آه تو

حُرم دستان تو

گرمی جان تو

با نفس­هات
به من گفتی

تا که دل دریا کن

بند گیسو وا کن

ابر باران زا، شب، بوی دریا
به ساحل­ها

موج بی تابی را

در قدم­های پا، در وصال رویا

گردش ماهی­ها، بوسه ما

بوسه ما

#محمدابراهیم‌جعفری

پ.ن: کاش میشد عطر فضا رو هم تو عکس بگنجونم
Read more
امید آخر دل های بی قرار حسین مرا هزار امید است و هر هزار حسین به کوه امنیت و بندگی رسید سریع به کشتی ...
Media Removed
امید آخر دل های بی قرار حسین مرا هزار امید است و هر هزار حسین به کوه امنیت و بندگی رسید سریع به کشتی تو هر آن کس که شد سوار حسین تویی که شان نزول تبارک الهی خدا به خلقت تو کرده افتخار حسین خدا به طالع ما مهر نوکری زده است به غیر نوکریت نیست کار و بار حسین غلام و نوکر و مداح و شاعر و خادم گذاشتی سر ما اسم ... امید آخر دل های بی قرار حسین
مرا هزار امید است و هر هزار حسین
به کوه امنیت و بندگی رسید سریع
به کشتی تو هر آن کس که شد سوار حسین
تویی که شان نزول تبارک الهی
خدا به خلقت تو کرده افتخار حسین
خدا به طالع ما مهر نوکری زده است
به غیر نوکریت نیست کار و بار حسین
غلام و نوکر و مداح و شاعر و خادم
گذاشتی سر ما اسم مستعار حسین
گناهکارم و در بین خلق محترمم
غلامی تو به من داده اعتبار حسین
از این محبت و این عشق و این حسینیه ها
هزار شکر که لایمکن الفرار حسین
اگرحبیب به عشقت دو بار جان داده ست
هزار جان بده تا من هزار بار حسین
نــوكـــر نـوشـــت:
#حسین_جان
السلام علیـڪ هـر صبحـــی
رو به ارباب گرچه مُستَحب سٺـــ
این رَه و رَسـمِ عاشقـــی ڪردن
شیـوه‌ی نوڪران با اَدب سٺــــ
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_علی_حسین_کاهکش
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
Read more
این شعرو تقدیم میکنم به دوست خوبم مجتبی که تلخیهای زندگی رو چشید و دوست داشتن و جدایی رو لمس کرد. غروب ...
Media Removed
این شعرو تقدیم میکنم به دوست خوبم مجتبی که تلخیهای زندگی رو چشید و دوست داشتن و جدایی رو لمس کرد. غروب رفتن............تنهام،ولی بی تو به من خوش میگذره شبم با تو دیگه نه، با ستاره ها به صبح میرسه پاکت سیگارم دست نخورده روی میزه غمو غصه دیگه نیست،که اشک بخواد بریزه دیگه یادتو نمیخوام توی ذهنم تصور کنم ... این شعرو تقدیم میکنم به دوست خوبم مجتبی که تلخیهای زندگی رو چشید و دوست داشتن و جدایی رو لمس کرد. غروب رفتن............تنهام،ولی بی تو به من خوش میگذره شبم با تو دیگه نه، با ستاره ها به صبح میرسه پاکت سیگارم دست نخورده روی میزه غمو غصه دیگه نیست،که اشک بخواد بریزه دیگه یادتو نمیخوام توی ذهنم تصور کنم زندگیمو نمیخوام صرف این غرور کنم من که گذشتم از همه چیز تو هم بهتره بری دنبال یه چیز زندگی کنی واسه خودت زندگی بسازی نمیخوام تویه زندگیم بشم مهره بازی تو هم بهتره بری یه گوشه کز کنی و مثل بارون بباری که دیگه نکنی هیچ دلی رو تیکه جایی رزا با رفتنت روزام همه تموم شده تموم که نه، یه کابوس ناتموم شده غروب رفتنت توی ذهنم ضبط شده که التماس میکردم اما دل تو سنگ شده ولی بدون تو باعث شدی که این پسر بد شده حالا هم داره تقاص کاراشو پس میده که دیگه تو پیشم نیستی که ببینی این دل واست تنگ شده و چشمای این پسر از دوریت کمرنگ شده حالا هم نیستی که ببینی اسمت روی قلبش، دستش حک شده...... شعر عبدالله علیزاده
Read more
@deghbali به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو به من که هر شب از خودم پناه ؛ میبَرَم به تو... #dariusheghbali #roozbehbemani #alirezaafkari @deghbali
به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو
به من
که هر شب از خودم
پناه ؛ میبَرَم به تو...
#dariusheghbali
#roozbehbemani
#alirezaafkari
‍ <span class="emoji emoji26ab"></span><span class="emoji emoji1f535"></span> دلنوشته . زمان مدام میگذرد میگذرد و از 2014 لعنتی مدام فاصله ميگيريم... فوتبال با تغيراتش ...
Media Removed
دلنوشته . زمان مدام میگذرد میگذرد و از 2014 لعنتی مدام فاصله ميگيريم... فوتبال با تغيراتش هنوز در جریان است. اما من گویا حبس شده ام! حبس در گذشته... وفادار به تو و هنوز باور نکرده ام خداحافظی ات را! . بارها صحنه خداحافظی ات را دیده ام، بغضم شکسته شده و بارها قلبم خورد شده . فوتبال شباهت ... ‍ ⚫🔵
دلنوشته
.
زمان مدام میگذرد
میگذرد و از 2014 لعنتی مدام فاصله ميگيريم... فوتبال با تغيراتش هنوز در جریان است. اما من گویا حبس شده ام! حبس در گذشته... وفادار به تو و هنوز باور نکرده ام خداحافظی ات را!
.
بارها صحنه خداحافظی ات را دیده ام، بغضم شکسته شده و بارها قلبم خورد شده
.
فوتبال شباهت زیادی به قبلش ندارد، خیلی چیزها بوی پول و اسپانسر و شهرت گرفته...
.
دلم برای دست دادن هایت در اول بازی ها به مالدینی و کولینا تنگ شده، برای اخلاق خوبت در زمین، برای چهره مصمم و مهربانت... حالا فقط در آرشیو تکرارشان را میبینم.

مگر چند فوتبالیست به جز وفاداری به باشگاهشان اخلاق و رفتاری مثل تو داشتند؟ همه چيز برای تو فوتبال نبود... وقتی اواخر بازی با لاتزیو زمانی که اینترت نتیجه را در حال واگذار کردن بود بالای سر کاندروای مصدوم رفتی کمکش کردی نه اینکه با پرخاشگری بخواهی بلندش کنی تا بازی را ادامه دهد...
.
کاپیتانم... نمیخواهم بگویم فوتبال برایم در سال 2014 و با خداحافظیت تمام شد چون نميتوانم چون تو به من یاد دادی این ورزش را دوست داشته باشم. اما رنگش برایم تغییر کرده... یک چیزی سر جایش نیست، چیزی که باعث دل دادنم به فوتبال شد!
.
بدان برای همیشه روی قلبم هک شدی
دوستت دارم 💙
_
#Inter_Iran
#Zanetti #Legend
Read more
دوست دارم ای بهانه زندگی فکر نمیکردم با تو روبه رو شم و به این آسانی زیر و رو بشوم حال که عاشق نیستی درتلاطم ...
Media Removed
دوست دارم ای بهانه زندگی فکر نمیکردم با تو روبه رو شم و به این آسانی زیر و رو بشوم حال که عاشق نیستی درتلاطم زندگی غرق گشته ام اما همچنان دوست دارم حال اگر همه دنیا گویند مرا که این اشتباه است باز هم دوست دارم فکر کردن به تو به من انگیزه و شور زندگی می‌دهد و فکر نبودنت نابودم می‌کند اما همچنان این حس ‌حال را ... دوست دارم ای بهانه زندگی فکر نمیکردم با تو روبه رو شم و به این آسانی زیر و رو بشوم حال که عاشق نیستی درتلاطم زندگی غرق گشته ام اما همچنان دوست دارم حال اگر همه دنیا گویند مرا که این اشتباه است باز هم دوست دارم فکر کردن به تو به من انگیزه و شور زندگی می‌دهد و فکر نبودنت نابودم می‌کند اما همچنان این حس ‌حال را دوست دارم 😌😌😌 ح.س. @hora_gallery1 @hooragallary #متفاوت #بشقاب_ديوارى #دریم_کچر #سرخپوستی #دستنبند #گردنبند #خاص #نقاشی #طراحی #سفال #راپ #بیرجند #هنر #عشق #زندگی
Read more
. میزنم لیوانو تو دیوار حالم اصلا خوب نیس دیگه دکترم هر روز بم میگه حال هر روز تو بدخیمه شایدم ...
Media Removed
. میزنم لیوانو تو دیوار حالم اصلا خوب نیس دیگه دکترم هر روز بم میگه حال هر روز تو بدخیمه شایدم تاثیر خوبی داشت حالم انگار بهتر از قبله نمیدونم چه مرگم شد نگفتی تو نگفتی تو به من بعله همه فکر میکنن من یه هیولامو کنارم نیست کسی از ترس یک حمله درسته دیو بودم ولی من یه دلبر رو میخواستم توی این ... .
میزنم لیوانو تو دیوار
حالم اصلا خوب نیس دیگه
دکترم هر روز بم میگه
حال هر روز تو بدخیمه

شایدم تاثیر خوبی داشت
حالم انگار بهتر از قبله
نمیدونم چه مرگم شد
نگفتی تو نگفتی تو به من بعله

همه فکر میکنن من یه هیولامو
کنارم نیست کسی از ترس یک حمله
درسته دیو بودم ولی من
یه دلبر رو میخواستم توی این قلعه

به دکتر قول دادم که
که لیوانارو نشکونم
توهم ای کاش میگفتی
دلت رو من نمیشکونم

همه قرصامو قورت دادم
تو خواب خوش سفر کردم
کنارم بودی و خوابم
همین یک شب خطر کردم

همه فکر میکنن من یه هیولامو
کنارم نیست کسی از ترس یک حمله
درسته دیو بودم ولی من
یه دلبر رو میخواستم توی این قلعه

#نیمانفری
عکس از:@amitisphotog
Read more
آرتی:داداش آهیل ببخشید که حرفت رو قطع کردم هااااااا .....ولی صنم جون راست میگن .....باور کنید سس ...
Media Removed
آرتی:داداش آهیل ببخشید که حرفت رو قطع کردم هااااااا .....ولی صنم جون راست میگن .....باور کنید سس نعنا با همه چیز خوشمزست آهیل:باشه بابا باشه ....هرکس ی نظری داره دیپیکا:واقعاااا خوشمزه میشه بده به من بخورم کاترینا:اههههه دیپی( بچه ها به دیپیکا میگن دیپی)حالم رو بهم زدی دیپیکا:کاترین ... آرتی:داداش آهیل ببخشید که حرفت رو قطع کردم هااااااا .....ولی صنم جون راست میگن .....باور کنید سس نعنا با همه چیز خوشمزست
آهیل:باشه بابا باشه ....هرکس ی نظری داره
دیپیکا:واقعاااا خوشمزه میشه بده به من بخورم
کاترینا:اههههه دیپی( بچه ها به دیپیکا میگن دیپی)حالم رو بهم زدی
دیپیکا:کاترین (بچه ها به کاترینا میگن کاترین)من دوست دارم بخورم ....میدونی که من دوست دارم همه چیز رو تجربه کنم .....فهمیدی
کاترینا:باشه به من چه
دیپیکا:پس از اول نباید دخالت میکردی
کاترینا:توووو ....تو....تو به من چی گفتی
صنم:اییییی بابا بسههههه بسههههه ....انقدر دعوا نکنید ......سر میز شام دعوا کردن بدهههه
دیپیکا:باشه
کاترینا:ایششششش باشه اه
صنم:بیا دیپیکا جون اینم سس نعنا
دیپیکا:وااااااااااییییی خدا جووووون چقدر خوشمزست .....بازم بهم بدهههههه
صنم:ههههه بیا همش مال خودت
مایانک:به منم بده بخورم
روژان:منم میخوام
یاش:به منم بدید
صنم:باشه .....باشه الان میرم میارم .............................
صنم:بفرمایید اینم سس نعنا
روژان:عالیههههه
مایانک:من حرفی ندارم بزنم .....معرکست
یاش:خیلی خوشمزست
صنم:نوش جان .................(بعد از شام)
مایانک :داداش آماده ایی واسه مسابقه
صنم:مسابقه ی چی؟؟؟؟؟
کبیر:زن داداش ما اینجا ی مسابقه داریم این لیوان ها رو میبینی
صنم:آره
کبیر:این لیوان ها بیست تا هستن ....ما این بیست تا لیوان رو پر مشروب میکنیم و باید سر بکشیم و این مسابقه ی نکته ایی هم داره .....
Read more
فکر میکردم 《 آمدنت 》به دنیایم معجزه بود اما این روزها یقین دارم که معجزه خود تویی. اینکه حالِ مرا ...
Media Removed
فکر میکردم 《 آمدنت 》به دنیایم معجزه بود اما این روزها یقین دارم که معجزه خود تویی. اینکه حالِ مرا با حرفهایت خوب میکنی و قلب من برای صدایت تند میتپد، و عجول بودنم برای دیدنت تو را از همگان برایم متمایز کرده تمایزی از جنس معجزه. و معجزه‌ای از جنس عشق ️ براي تو مينويسم اي مهربان ترين معجزه خدا ... فکر میکردم 《 آمدنت 》به دنیایم معجزه بود
اما این روزها یقین دارم که معجزه خود تویی.
اینکه
حالِ مرا با حرفهایت خوب میکنی و
قلب من برای صدایت تند میتپد،
و عجول بودنم برای دیدنت
تو را از همگان برایم متمایز کرده
تمایزی از جنس معجزه.
و معجزه‌ای از جنس عشق 🎼♥️ براي تو مينويسم اي مهربان ترين معجزه خدا
نسبتِ عشق به من
نسبتِ جان است به تن

تو بگو
من به تو ‌مشتاق تَرَم
یا تو به من...؟ #پي_نوشت # با تمام قلبم ممنونم
از خانواده و دوستان با عشقو محبتم كه بهم ثابت كردن زندگي تنها ب لطف بودنشون زيباس 💜واژه اي در وصف مهربونيتون پيدا نكردم فقط ميتونم
دعا كنم براتون حال اين لحظه ام را ♥️ #96
#24_دي #🎈🎂🛍 #مونا_همايي
Read more
این زندگی به ما یه خوشی بدهکاره! یه دلخوشی و حال خوش! یه فنجون قهوه‌ی بی استرس که وقتی شروع میکنیم ...
Media Removed
این زندگی به ما یه خوشی بدهکاره! یه دلخوشی و حال خوش! یه فنجون قهوه‌ی بی استرس که وقتی شروع میکنیم به سر کشیدنش، هزارجور فکر و خیال نیاد توی ذهنمون و حناق نشه رو گلومون! یا اصلا یه قدم زدن دونفره‌ی ساده‌ی ناب توو دل شلوغترین خیابون شهر؛ که پره از آدمایِ پرمشغله اما خوش قلبِ ساکن توی همون حوالی ! خلاصه ... این زندگی به ما یه خوشی بدهکاره!
یه دلخوشی و حال خوش!
یه فنجون قهوه‌ی بی استرس که وقتی شروع میکنیم به سر کشیدنش، هزارجور فکر و خیال نیاد توی ذهنمون و حناق نشه رو گلومون!
یا اصلا یه قدم زدن دونفره‌ی ساده‌ی ناب توو دل شلوغترین خیابون شهر؛
که پره از آدمایِ پرمشغله اما خوش قلبِ ساکن توی همون حوالی !
خلاصه اینکه هرجور که بخوای فکر کنی و من بگم و تو بشماری این زندگی یه عمره که خیلی به ما بدهکاره!
خیلی چیزهای به ظاهر ساده اما بزرگ و پرمعنی؛
یا یه چیزی که شاید از دید بقیه مهم به نظر نیاد اما واسه ما یه دنیاست!
این دنیای پر از ریسک و رعشه یه معامله ی بُرد بُرد به ما بدهکاره!
یه معامله ای که وقتی داریم می بندیمش از تلقین انگاری های منفی آینده ش صدای تالاپ و تولوپ دلمون گوش آسمونو کر نکنه!
مثل یه بوسه ی ساده‌ی دوطرفه پر از عشق جلوی چشم همه،
از من به تو، از تو به من...
.
.
. ✉ #میکائیل💕
.
.
.
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
♻ #پست_های_قبل_رو_ببین_اگه_خوشت_اومد_فالو_کن👉👆💕😍
Read more
. <span class="emoji emoji2795"></span>عشقتو تگ کن<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️ <span class="emoji emoji25c0"></span>️ #علی_یاسینی #نترس . <span class="emoji emoji1f3b5"></span>وقتی تنت ازم دور میشه نمیدونی چقده بد میگذره مگه کسی ...
Media Removed
. عشقتو تگ کن️ #علی_یاسینی #نترس . وقتی تنت ازم دور میشه نمیدونی چقده بد میگذره مگه کسی تو دنیا از تو به من نزدیک تره هر روز ببینمت سیر نمیشم از دیدنت جون هردوتامون نرو پیش تو نمیشه بگیرم جلو این دل وامونده رو نمیخوام بدون تو یه لحظه اینجا بودنو از تو حرف زدم همیشه هرجا بودمو نترس از ... .
➕عشقتو تگ کن😍❤️
◀️ #علی_یاسینی
#نترس .
🎵وقتی تنت ازم دور میشه نمیدونی چقده بد میگذره
مگه کسی تو دنیا از تو به من نزدیک تره
هر روز ببینمت سیر نمیشم از دیدنت
جون هردوتامون نرو
پیش تو نمیشه بگیرم جلو این دل وامونده رو
نمیخوام بدون تو یه لحظه اینجا بودنو
از تو حرف زدم همیشه هرجا بودمو
نترس از هیچی تو تا وقتی باشی من هستم
نمیخوام ببیننت آدما یه وقت نگیرنت از من
هیچی نمیخوام من همین که باشی تو بسه
باید ببرمت یه جا که هیشکی نرسه به تو دستش
Photo @golsamzl
.
#MtgAliYasini
#AliYasini
#Natars
#MusicTextGraphy
Read more
کوچک رویایی من دنیا اگر خودش را بکشد نمیتواند به عشق من به تو شک کند. تمام بودنت را حس می کنم … حاجتی ...
Media Removed
کوچک رویایی من دنیا اگر خودش را بکشد نمیتواند به عشق من به تو شک کند. تمام بودنت را حس می کنم … حاجتی به استخاره نیست عشق ما... عشق من به تو عشق تو به من یک پدیده است … #poriya #fashion #babyboy #boy #fashionstyle #لاحول_ولاقوة_الا_بالله_العلي_العظيم #پوریا_زند کوچک رویایی من
دنیا اگر خودش را بکشد نمیتواند
به عشق من به تو شک کند.
تمام بودنت را حس می کنم

حاجتی به استخاره نیست
عشق ما...
عشق من به تو
عشق تو به من
یک پدیده است

#poriya #fashion #babyboy #boy #fashionstyle #لاحول_ولاقوة_الا_بالله_العلي_العظيم
#پوریا_زند
به وسعتت جهانم و شکنجه زار میکنم ببین من از هجوم تو کجا فرار میکنم من از نگاه کردنت پرستش رو شناختم خدا ...
Media Removed
به وسعتت جهانم و شکنجه زار میکنم ببین من از هجوم تو کجا فرار میکنم من از نگاه کردنت پرستش رو شناختم خدا رو سجده میکنم از این بتی که ساختم به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو وعده ما زمستان 94 حرم امیر المومنین اقا علی ابن ابیطالب سلطان یتیمان جهان ..... به وسعتت جهانم و شکنجه زار میکنم ببین من از هجوم تو کجا فرار میکنم من از نگاه کردنت پرستش رو شناختم خدا رو سجده میکنم از این بتی که ساختم به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو
وعده ما زمستان 94 حرم امیر المومنین اقا علی ابن ابیطالب سلطان یتیمان جهان .....
. ادب...عشق...هنر...انسانیت...تفاوت...شرافت...آزادی...استقلال...زندگی...طبیعت...معاشرت...تعامل...اصالت...خودشناسی...رشد...بزرگی...اعتماد‌به‌نفس...حرمت...احترام...فردیت ...
Media Removed
. ادب...عشق...هنر...انسانیت...تفاوت...شرافت...آزادی...استقلال...زندگی...طبیعت...معاشرت...تعامل...اصالت...خودشناسی...رشد...بزرگی...اعتماد‌به‌نفس...حرمت...احترام...فردیت و وجودم... اینها آموزه‌های تو به من در این چندین سال زندگانی‌ام است... در چند سالی که دخترک ... .
ادب...عشق...هنر...انسانیت...تفاوت...شرافت...آزادی...استقلال...زندگی...طبیعت...معاشرت...تعامل...اصالت...خودشناسی...رشد...بزرگی...اعتماد‌به‌نفس...حرمت...احترام...فردیت و وجودم...
اینها آموزه‌های تو به من در این چندین سال زندگانی‌ام است...
در چند سالی که دخترک کوچک و خامی بودم و سالهاست قد کشیدنم را ، بالارفتن پله‌های زندگی‌ام را به تماشا نشستی...در قدم به قدم با کلامت ، نگاهت ، اخم و غضبت ، آرامشت ، دادرس احوال پریشانم بودی ؛ نشانگر مسیر و جاده‌های درست اما سخت برایم بودی...تو آن ارزنده استادی که سرت سلامت باد ؛ امروز که یکی از عزیزان و دوستانت از کنارمان پرکشید ؛ صبح با شنیدن خبر باز ته دلم خالی شد ، درست مثل زمانی که خبر رفتن آقای کیارستمی را هم شنیدم دو ناراحتی به دلم آوار شد دیگر ندیدن آن بزرگوار و خالی شدن دور و اطرافت از رفقای گرمابه و گلستانت و مبادا زبونم لال نبودن خودت...امروز هم باز ترسیدم ، تمام هر شلوغی و دغدغه‌ی جاری را پس زدم و به دیدارت آمدم چون میدانم امثال تو کم‌اند...آنهایی که هر جمله‌شان درس است و هر رفتارشان درست است و من از نفس کشیدن کنار تو لذت میبرم جزو دقایق عمر نیست چنان باکیفیتی...چنانی که انگار در یک تاریخ اصیل قدم برمیدارم...
تا زمانی که باشم نمیگذارم گلدانت از گل خالی بماند این از رسوم خوشایندیست که تو یادم دادی...
#موبیلم_گرافی #گلنویس
۱۳۹۷/۰۵/۰۶
Read more
شب از مهتاب سر میره تمام ماه توی آبه/ شبیه عکس یک رویاست  تو خوابیدی، جهان خواب/ زمین دور تو میگرده  زمان ...
Media Removed
شب از مهتاب سر میره تمام ماه توی آبه/ شبیه عکس یک رویاست  تو خوابیدی، جهان خواب/ زمین دور تو میگرده  زمان دست تو افتاده/ تماشا کن، سکوت تو  عجب عمقی به شب داده / تو خواب انگار طرحی از  گل و مهتاب و لبخندی/ شب از جایی شروع میشه  که تو چشماتو می بندی.../ تو را آغوش میگیرم  تنم سرریز رویا شه / جهان ... شب از مهتاب سر میره تمام ماه توی آبه/

شبیه عکس یک رویاست  تو خوابیدی، جهان خواب/

زمین دور تو میگرده  زمان دست تو افتاده/

تماشا کن، سکوت تو  عجب عمقی به شب داده /

تو خواب انگار طرحی از  گل و مهتاب و لبخندی/

شب از جایی شروع میشه  که تو چشماتو می بندی.../ تو را آغوش میگیرم  تنم سرریز رویا شه /

جهان قد یه لالایی توی آغوش من جا شه/  تو را آغوش میگیرم هوا تاریکتر میشه/  خدا از دستهای تو به من نزدیکتر میشه/  زمین دور تو میگرده  زمان دست تو افتاده/

تماشا کن، سکوت تو عجب عمقی به شب داده /

تمام خونه پر میشه از این تصویر رویایی/  تماشا کن، تماشا کن/ چه بیرحمانه زیبایی...
Read more
 #tars ترمز زندگی همه ترس است. ترس باعث میشه که جلو تمام پیشرفتها گرفته بشه. ترس از موقع تولد تا زمان ...
Media Removed
#tars ترمز زندگی همه ترس است. ترس باعث میشه که جلو تمام پیشرفتها گرفته بشه. ترس از موقع تولد تا زمان مرگ با ما هست و خیلی مهمه که بتونیم با ترسهامون مبارزه کنیم. ترس انواع مختلف داره: ترس از دست دادن یه عزیزت، ترس از دست دادن شهرت، آبرو، قدرت و و و. بزرگترین ترس من تو این دو سال ترس از رانندگی کردن و ... #tars

ترمز زندگی همه ترس است. ترس باعث میشه که جلو تمام پیشرفتها گرفته بشه. ترس از موقع تولد تا زمان مرگ با ما هست و خیلی مهمه که بتونیم با ترسهامون مبارزه کنیم. ترس انواع مختلف داره: ترس از دست دادن یه عزیزت، ترس از دست دادن شهرت، آبرو، قدرت و و و.

بزرگترین ترس من تو این دو سال ترس از رانندگی کردن و تصادف بود. ۸ ساله پیش وقتی گواهینامه ام را گرفته بودم میترسیدم که رانندگی کنم. چون همش یه صحنه بد جلو چشمم می امد و باعث شد که ۶ سال رانندگی نکنم. به خاطر این ترس خیلی وابسته به اتوبوس و قطار شده بودم. واین وابستگی باعث شده بود که کمتر پیشه دوست و آشنایان برم. چون قطار و اتوبوس در یک زمانهای محدودی در تردد هستند. و این محدودیت منو وادار میکرد که اولین کسی باشم که جشن یا مهمونی را ترک کنم. احساس میکردم تا خونه با خودم درگیر بودم و فکر میکردم.

که یه روز دو تا از دوستانم منو مسخره کردن و گفتن تو ۲۷ ساله هستی ولی مثل بجه ها میترسی که رانندگی کنی. اون روز خیلی خرد و حقیر شدم. فکر کنم لازم بود که اون حرفها را بشنوم. چون از او روز تصمیم گرفتم که با ماشینم برم سر کار. و تمام مسیر راه را با خودم زمزمه میکردم که تو میتونی، تو نمی ترسی!

من با ترسم جنگیدم و موفق هم شدم. با بقیه ترسهام هم تصمیم دارم بجنگم. اگر در زندگیتون میدونید که ترس از چیزی باعث میشه که به اون هدف و موفقیت نرسید بدونید که با اون ترس باید جنگید! ما ساخته شده ایم که مبارزه کنیم و با هر افتادن دوباره سر پا با یستیم! حالا تو به من بگو: در حاله حاضر بزرگترین ترست در زندگیت چی هست؟
Read more
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن .. تو بگو من به تو مشتاق ترم يا تو به من ؟؟
Media Removed
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن .. تو بگو من به تو مشتاق ترم يا تو به من ؟؟ نسبت عشق به من نسبت جان است به تن .. تو بگو من به تو مشتاق ترم يا تو به من ؟؟
شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی آوای تو می‌خواندم از لایتناهی... آوای تو می‌آردم از شوق به پرواز شب‌ها ...
Media Removed
شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی آوای تو می‌خواندم از لایتناهی... آوای تو می‌آردم از شوق به پرواز شب‌ها که سکوت است و سکوت و سیاهی. امواج نوای تو ، به من می‌رسد از دور دریایی و من تشنه‌ی مهر تو ، چو ماهی. وین شعله که با هر نفسم می‌جهد از جان خوش می‌دهد از گرمی این شوق گواهی دیدار تو گر صبح ابد هم ... شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو می‌خواندم از لایتناهی...
آوای تو می‌آردم از شوق به پرواز
شب‌ها که سکوت است و سکوت و سیاهی.
امواج نوای تو ، به من می‌رسد از دور
دریایی و من تشنه‌ی مهر تو ، چو ماهی.
وین شعله که با هر نفسم می‌جهد از جان
خوش می‌دهد از گرمی این شوق گواهی
دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
ای عشق ، تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی ، هرچه تو گویی و تو خواهی...
Read more
✹﷽✹ . مگه من مادرِ چندتا پسرم که کشتنت؟ . . چندتا از اين مادرا داريم كه دسته گُلِشونو تقديم اسلام كردن مادراشون نميخواستن به نظرتون بچه هاشونو تو لباس دامادي ببينن؟!! اونوقت من و تو صاف صاف راه ميريم تو محلمون برا همديگه خط و نشون بكشيم يا بگيم چيزي نيس منم ميرم برا كشورم جونمو ميدم همش حرفيم حرف ... ✹﷽✹ .
مگه من مادرِ چندتا پسرم که کشتنت؟ .
.
چندتا از اين مادرا داريم كه دسته گُلِشونو تقديم اسلام كردن مادراشون نميخواستن به نظرتون بچه هاشونو تو لباس دامادي ببينن؟!! اونوقت من و تو صاف صاف راه ميريم تو محلمون برا همديگه خط و نشون بكشيم يا بگيم چيزي نيس منم ميرم برا كشورم جونمو ميدم همش حرفيم حرف نه ببخشيد شماها همه خوبيد اينارو با خودم بودم شما به خودتون نگيريد شرمنده
چقدر سر بالاسريمون غُر بزنيم؟!! كه چرا اينجوري شد،اونجوري نشد؟!!
#الله خودت همه چيو درست كن
از همه بريده ايم
هرچند اين جملاتي كه نوشتم همشون #كليشه_اي شده
كو مرد عمل؟!
#دل_شكسته_به_بالاسري_نزديكتره
#خسته
#بهار_علوی_در_حرم_حسینی
#کربلا #خیمه_گاه #اشک #ناله #عشق
#روضه_شهزاده_علی_اصغر_علیه_السلام
#ما_سال_خویش_را_به_تو_تحویل_داده_ایم
#تو_به_من_اشک_بده_منم_برات_میبارم
#رب_آب #عروس_فاطمه_را_پیر_کرد_آب_فرات
#ربابی_ها
#سربازتم
#سربارتم
#بالاسري_خودت_خون_بهاي_مارو_بده
#پايان_نامه_بسيجي_با_قطره_هاي_خونش_مهر_ميشه
#توسل
سلامتيه همه مادراي شهدا و همچنين مادر جاويدالاثر #حاج_احمد_متوسلیان #صلوات + وعجل فرجهم
Read more
دیروز با سوفیا دعوای‌مان شد. سوفیا رفته سر گوشی من و دیده اوه وه... ۵۰۰۰ هزار اسم بیگانه توی گوشی من ...
Media Removed
دیروز با سوفیا دعوای‌مان شد. سوفیا رفته سر گوشی من و دیده اوه وه... ۵۰۰۰ هزار اسم بیگانه توی گوشی من ثبت شده و حالا دارد زار زار گریه می‌کند و می‌گوید: تو به من خیانت کردی... آخه لامصب ۵۰۰۰ تا؟ می‌گویم: سوفیا جان... گول این ۵۰۰۰ تا شماره تلفن را نخور... این جنگ روانی است... سوفیا می‌گوید: کجاش جنگ ... دیروز با سوفیا دعوای‌مان شد. سوفیا رفته سر گوشی من و دیده اوه وه... ۵۰۰۰ هزار اسم بیگانه توی گوشی من ثبت شده و حالا دارد زار زار گریه می‌کند و می‌گوید: تو به من خیانت کردی... آخه لامصب ۵۰۰۰ تا؟
می‌گویم: سوفیا جان... گول این ۵۰۰۰ تا شماره تلفن را نخور... این جنگ روانی است... سوفیا می‌گوید: کجاش جنگ روانی است؟ ۵۰۰۰ تا شماره تلفن، همه هم عکس دارند... اوووووه... همه هم قرتی و لوکس و لاکژری.
می‌گویم: سوفیا جان... این چیزها تقصیر رسانه‌هاست... کجا ۵۰۰۰ تا شماره تلفن توی گوشی من است؟ آن هم ۵۰۰۰ تا قرتی؟
سوفیا می‌گوید: جنگ رسانه‌ها؟ رسانه‌ها از خودشان در می‌آورند، قبول. من که از فون‌بوک گوشی تو این ۵۰۰۰ تا شماره را درآوردم.
می‌گویم: سوفیا... به قول سخنگوی دولت حالا چهارتا اکانت فیک گفتند می‌خواهند رای‌شان را از من پس بگیرند، کی به من رای دادند که پس بگیرند؟
سوفیا می‌گوید: کجاش فیک است؟ موضوع گرانی که نیست... موضوع ۵۰۰۰ تا شماره تلفن است که من دارم با چشم‌هام می‌بینم.
می‌گویم: سوفیا... عشقم... تو حرف رییس‌جمهور را که این چیزها جنگ روانی است قبول نداری، حرف سخنگو را که برای کسانی که ناراضی هستند قبول نداری، حرف رییس سازمان بازرسی کشور را که قبول داری؟
سوفیا می‌گوید: چی گفته؟
می‌گویم: رییس سازمان بازرسی کل کشور گفته «متاسفانه سایت وزارت صنعت، معدن و تجارت هک شد و حدود ۵ هزار خودرو مدل بالا و گران قیمت وارد کشور شد!»
سوفیا می‌گوید: ربطش چی‌یه؟
می‌گویم: بابا جان... آن که وزارت صنعت مملکت است سایتش را هک کردند و ۵۰۰۰ تا خودروی لوکس و لاکژری و قرتی و میلیاردی توش ثبت نام کردند و آب از آب تکان نخورده. حالا من می‌گویم موبایل زپرتی من را هک کردند و ۵۰۰۰ تا شماره تلفن قرتی توش گذاشتند، تو باورت نمی‌شود؟ هک موبایل من که از سایت وزارتخانه ممکلت سخت‌تر نیست.
سوفیا می‌گوید: اوه... میدون... میدون دوم... چرا من وارد بازی جنگ رسانه‌ای شدم؟ چرا من به شرایط موجود اعتراض کردم؟ چرا من این قدر، قدرنشناس هستم؟ میدون دوم... عزیزم... عشقم... فقط سوال من این است که تو موبایلت هک شده، این موی بلوند روی شانه‌ات چیست؟ این رژ سرخ مالیده به پیراهنت چیست؟ جنگ روانی رسانه‌ها را قبول کنم یا دم خروس قرمزت را؟
🐝
نظر شما چیست؟
☠️
روزنامه شرق
Read more
برام هیچ #حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین ازتمام #جهان کافیه همین که کنارت #نفس میکشم برام ...
Media Removed
برام هیچ #حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین ازتمام #جهان کافیه همین که کنارت #نفس میکشم برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جست و جوی منی تماشای تو عین آرامشه توزیباترین آرزوی منی منو ازاین #عذاب #رها نمیکنی کنارمی به من #نگاه نمیکنی تموم #قلب تو به من نمیرسه  همین که فکرمی برای ... برام هیچ #حسی شبیه تو نیست
کنار تو درگیر آرامشم
همین ازتمام #جهان کافیه
همین که کنارت #نفس میکشم
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
تو پایان هر جست و جوی منی
تماشای تو عین آرامشه
توزیباترین آرزوی منی
منو ازاین #عذاب #رها نمیکنی
کنارمی به من #نگاه نمیکنی
تموم #قلب تو به من نمیرسه 
همین که فکرمی برای من بسه
ازاین عادت باتو بودن هنوز
ببین لحظه لحظه ام کنارت خوشه
همین عادت باتو بودن یه روز
اگه بی تو باشم منو میکشه
یه وقتایی اینقدر حالم بده
که میپرسم از هرکسی حالتو
یه روزایی #حس میکنم پشت من
همه #شهر میگرده دنبال تو
منو ازاین عذاب رها نمیکنی
کنارمی به من نگاه نمیکنی
تمام #قلب تو به من نمیرسه
همین که فکرمی برای من بسه.. روزبه بمانی
Read more
..تو را دوست نمی‌دارم به خاطر خویش لیکن دوستت دارم تا چهره زندگی را زیبا کنم دوستت نداشته‌ام تا نسلم ...
Media Removed
..تو را دوست نمی‌دارم به خاطر خویش لیکن دوستت دارم تا چهره زندگی را زیبا کنم دوستت نداشته‌ام تا نسلم زیاد شود لیکن دوستت دارم تا نسل واژه‌ها پرشمار شود... می‌خواهم دوستت بدارم تا که رویت را به زمین بازگردانم و باکرگی را به زبان و شولای نیلگون را به دریا چرا که زمین بی تو دروغی‌ست بزرگ و سیبی ... ..تو را دوست نمی‌دارم به خاطر خویش
لیکن دوستت دارم تا چهره زندگی را زیبا کنم
دوستت نداشته‌ام تا نسلم زیاد شود
لیکن دوستت دارم
تا نسل واژه‌ها پرشمار شود... می‌خواهم دوستت بدارم
تا که رویت را به زمین بازگردانم
و باکرگی را به زبان
و شولای نیلگون را به دریا
چرا که زمین بی تو دروغی‌ست بزرگ
و سیبی تباه.... تو آخرین سرزمینی
باقی مانده در جغرافیای آزادی
تو آخرین وطنی هستی که از ترس و گرسنگی ایمنم می‌کند
و میهن‌های دیگر مثل کاریکاتورند
شبیه انیمیشن‌های والت دیسنی
و یا پلیسی‌اند
مثل نگاشته‌های آگاتا کریستی

تو واپسین خوشه
و واپسین ماه
واپسین کبوتر
واپسین ابر
و واپسین مرکبی هستی که به آن پیوسته‌ام
پیش از هجوم تاتار

تو واپسین شکوفه‌ای هستی که بوییده‌ام
پیش از پایانِ دورانِ گل
و واپسین کتابی که خوانده‌ام
پیش از کتاب‌سوزان،

آخرین واژه‌ای که نوشته‌ام
پیش از رسیدن زائرانِ سپیده
و واپسین عشقی که به زنی ابراز داشته‌ام
پیش از انقضای زنانگی

واژه‌ای هستی که با ذره‌بین‌ها
در لغت نامه‌ها به دنبالش می‌گردم.... با عشق توست که می‌پیوندم
به خدا، زمین، تاریخ، زمان،
آب، برگ، به کودکان آن گاه که می‌خندند،
به نان، دریا، صدف، کشتی
به ستاره شب آن گاه که دستبندش را به من می‌دهد
به شعر که در آن خانه دارم و به زخم که در من لانه کرده
تو سرزمین منی، تو به من هویت می‌دهی
آن که تو را دوست ندارد، بی وطن است... نزار قبانی
Read more
شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو ابه شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه زمین دور تو میگرده زمان ...
Media Removed
شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو ابه شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاد تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی شب از جای شروع میشه که تو چشماتو میبندی تورا اغوش میگیرم تنم سریز رویا شه جهان قد یه لالایي توی اغوش ... شب از مهتاب سر میره
تمام ماه تو ابه
شبیه عکس یک رویاست
تو خوابیدی جهان خوابه
زمین دور تو میگرده
زمان دست تو افتاد
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از
گل و مهتاب و لبخندی
شب از جای شروع میشه
که تو چشماتو میبندی
تورا اغوش میگیرم
تنم سریز رویا شه
جهان قد یه لالایي
توی اغوش من جاشه
تورا اغوش میگیرم
هوا تاریک تر میشه
خدا از دست های تو
به من نزدیکتر میشه
زمین دور تو میگرده
زمان دست تو افتاد
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده
تمامه خونه پر میشه
از این تصویر رویایی
تماشا کن تماشا کن
چه بی رحمانه زیبایی...
@miladhosseinzadeh @_rady.a اميدوارم دوسش داشته باشين❤️ @deghbali
Read more
متاسفانه اینه یاد گرفتم نخندم حتی بعد از اینکه فاز گرفتم با یه جُک تا بلند خندیدم سریع محکم دستمو ...
Media Removed
متاسفانه اینه یاد گرفتم نخندم حتی بعد از اینکه فاز گرفتم با یه جُک تا بلند خندیدم سریع محکم دستمو گاز گرفتن فهمیدم که خوب بودن من بازتاب نداره وجدان تا آخر این داستان سرابه فهمیدم کبابی آثار ثوابه به محتاج فقط بگم که بازار خرابه فهمیدم گناه میتونه یکی دو روزه عادی شه حتی معنوی ترین ها تو یک ... متاسفانه اینه یاد گرفتم نخندم
حتی بعد از اینکه فاز گرفتم با یه جُک
تا بلند خندیدم سریع محکم دستمو گاز گرفتن
فهمیدم که خوب بودن من بازتاب نداره
وجدان تا آخر این داستان سرابه
فهمیدم کبابی آثار ثوابه
به محتاج فقط بگم که بازار خرابه
فهمیدم گناه میتونه یکی دو روزه عادی شه
حتی معنوی ترین ها تو یک لحظه مادی شه
یاد گرفتم که تخریب کنم
تا اگه معروف دیدم بگم ولش کن شاخ میشه
یاد گرفتم که از همه دورم آتو جمع کنم تبدیل به اسلحه کنم
درده دلارو بشنوم و وقته دعوا همون درده دلاشونو مسخره کنم
تو دله یک شهر پر از فاز های منفی
راه های مخفی پره خطر مار های افعی
ایستادی تو چهار راه تردید
دیرگیری که سکوت کنم و مظلوم تر شم
اجازه بدم همه از روم رد شن
یا بشم یه نامرد که با طبیعت
خودشو وفق داد با مرگ آدمیّت
نگو مسئله رو وا کنش باز
خب مسلمه هر کنشی واکنش داشت
رود بودم سد شدم روز بودم شب شدم خوب بودم رد شدم
و بد شدم…
نسل به نسل خون به خون
این بین ما میچرخه اینو خوب بدون
ما مثل دومینو بهم ضربه میزنیم
تو به من من به اون اون به اون
مگه خودم خیر دیدم
جوابه خودمو خیر میدم
اون که داشت می دید که دارم از بین میرم
پیک میزد بعد مزه میل میکرد
هی ایزد…
خودت شاهدمی
حس میکنم دارم میرم تو یه چاه عمیق
قبول کن که دفاع تو این مورد وارده
منم بد نبودم ولی خودت یادته
اون روزی رو که وایستاده بودم تو صف کپن
دیدم یارو پشت بنزه خفه کُپل
هه
نشسته بود یه غول بی ریخت
که از سر تا پاش فقط داشت پول میریخت
تو اون لحظه حس کردم که روز مردنمه
دیدم اون که کنارشه دوست دخترمه
منو دید ولی من غریبه بودم
با همون مانتو که من خریده بودم
این همه تو عشق دادی اونم پاداشت رفت
با همونی که آویزون از باباشه
یه اعتصاب ناهار یه اعتراض مامان
یعنی بنز دمه دره یه پاپیون هم بالاش
لفظ میاد که روش حساب کنن
میگه میخوام به اموال پدر اضاف کنم
خیلی خود ساختس
همون بنزم از باباش خریده از دم قسط ماهی هزار تومن
ولی من قرض کردم تا برات خرج کردم
من کف خیابونو برات فرش کردم
من واسه ی داشتنت نذر کردم
من تورو یه فرشته فرض کردم
من با تنهایی
تو با تنهایی که تورو ول میکنن تو اوج تنهایی
تو این شهر پر نقاب تو با اون بخواب
من با قرص خواب …
اگه بپرسم اون کیه که باهاشی
بهم میگی با لبخند بابا اون که داداشیمه
هه ..
همون داداشیا دوشیدنت
لباسو کندن و تورو پوشیدنت
گفتم تو خراب میشی اونو آباد میکنی
تو که عروس نمیشی اونو داماد میکنی
ای تو که حرفات تا اینروز دروغه
یه تو زردی که حتی نیمروت دو روئه
گفتی بر میگرده بازم خامش میکنم
گفتی ببخشید ؛ حله خواهش میکنم
بعده شیش سال درای دل
Read more
* صبح‌تان لبریز مهر * . . . . . . . در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم، - می توانی تو به لبخندی ...
Media Removed
* صبح‌تان لبریز مهر * . . . . . . . در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم، - می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری! تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد - که مرا زندگانی بخشد چشم های تو به من می بخشد شورِ عشق و مستی و تو چون مصرعِ شعری زیبا سطرِ برجسته ای از زندگی من هستی.... . . . . . . . ... * صبح‌تان لبریز مهر * .
.
.
.
.
.
.
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم،
- می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
- که مرا
زندگانی بخشد
چشم های تو به من می بخشد
شورِ عشق و مستی
و تو چون مصرعِ شعری زیبا
سطرِ برجسته ای از زندگی من هستی....
.
.
.
.
.
.
.
#حمیدمصدق #مجوعه_اشعارنگاه #موسسه_انتشارات_نگاه‌ #صبح_بخیر #عکس_ازآرشیواختصاصی @bottlebranch 🌺🍀🌼☘📚 #چهارشنبه۱۴شهریور۱۳۹۷ #negahpub .
.
.
Read more
‌ <span class="emoji emoji1f33a"></span>🥀🥀🥀🥀<span class="emoji emoji1f33a"></span> ╰ ঊঈ<span class="emoji emoji1f494"></span>ঊ ঊ╯ فرزند دلبندم!  اين نامه را به تو مى نويسم، به تو كه آينده منى! عزيزم....زيباترينم.... ...
Media Removed
🥀🥀🥀🥀 ╰ ঊঈঊ ঊ╯ فرزند دلبندم!  اين نامه را به تو مى نويسم، به تو كه آينده منى! عزيزم....زيباترينم.... روزى كه تو را در درونم حس كردم.... نه آزمايش داده بودم.... نه فرشته ها برام خبر آوردن..... فقط صبح احساس كردم نقطه اى سپيد درونم مى جوشه... ☞❥ @MadarPedars ❥‌ ‌ حس گرمى رگهامو پر كرده ... ‌ 🌺🥀🥀🥀🥀🌺 ╰ ঊঈ💔ঊ ঊ╯
فرزند دلبندم!  اين نامه را به تو مى نويسم، به تو كه آينده منى!

عزيزم....زيباترينم.... روزى كه تو را در درونم حس كردم.... نه آزمايش داده بودم.... نه فرشته ها برام خبر آوردن..... فقط صبح احساس كردم نقطه اى سپيد درونم مى جوشه... ☞❥ @MadarPedars ❥‌
‌ 🌺🍃🌸🍃🌺 حس گرمى رگهامو پر كرده بود. هيچ كس باور نكرد حرفمو اما مى دونستم دارم مادر مى شم.... به فكر فرو رفتم، من قرار است به عنوان مادر چه چيزهايى به فرزند خود ياد بدهم و قرار است به زودى نام مقدس مادر را كه مسئوليت زيادى به همراه دارد را بر خود بگذارم ☞❥ @MadarPedars ❥‌
‌ 🌺🍃🌸🍃🌺 آن روز كه درونم زاده شدى دوباره عاشق شدم و هميشه از خدا خواستم سالم و مهربان باشى. فرزند عزيزم، عشق من، دوست دارم آنچنان كه لياقتش را دارى برايت مادرى كنم، قلب من، از زمانى كه متولد شدى لحظه به لحظه با هم بوديم، هر جا مى رفتم تو را مانند پاره اى از وجودم با خودم مى بردم، تب مى كردى تب مى كردم، مريض مى شدى مريض مى شدم، تشنگى و گرسنگى تو را حس مى كردم و هر كارى كه دوست داشتى به بهترين شكل برايت انجام مى دادم. عزيزم با هر مكش دهان كوچكت براى شير خوردن محبت و فداكارى را در رگ هاى بدنت تزریق میکردم ☞❥ @MadarPedars ❥‌
‌ 🌺🍃🌸🍃🌺
تو شايد فرشته نگهبان منى، بهانه تحمل سختى هايم، به خاطر تو مى جنگم و كار مى كنم. عجيب است اشكهايم كه براى تو مى ريزند آرامم مى كند، صدا كردن نامت برايم افتخار آفرين است، در هر خنده شيرينت اميد را حس مى كنم، تو معلمى هستى كه خداوند بزرگ به من هديه داده، تو به من ياد دادى حرف زدن را، آرامش را، تو به من راه رفتن را ياد دادى در اوج سختى ها و مبارزه كردن را و نديدن را وقتى همه چيز سياه است، چشم هايت به من نگاه كردن را آموخت، دست هاى كوچكت تلاش كردن براى هر آنچه آرزويش را دارى و حضورت غم و درد و رنج را از يادم مى برد، كنار تو تنهايى از دلم پر مى كشد. عزيزم هر جاى اين دنيا وقتى تو باشى بزرگترين بهشت روى زمين است.
☞❥ @MadarPedars ❥‌
‌ 🌺🍃🌸🍃🌺
فرزندم دنيا مكانى تكرارى است اما تكرار اين روزها با وجود تو زيباترين تكرر زندگيم است. زيبايى درونى است و تو درون و بيرون زيبايى دارى. سرو خوش قامت من در بهشت موهايت معانى تفاهم و لذت را باز شناختم. مى خواهم بدانى چقدر دوستت دارم و تو پيش من از چه جايگاه ويژه اى برخوردار هستى. در اين برهه از هستى كه ما آن را زندگى مى ناميم دو نكته آموخته ام: يكى اينكه
Read more
آدم چهل و ششم | زنى به نام سحر "آى اسماعيل ، آى اسماعيل من ، امروز ششمين روزى است كه از تو نوشته اى نداشتم ...
Media Removed
آدم چهل و ششم | زنى به نام سحر "آى اسماعيل ، آى اسماعيل من ، امروز ششمين روزى است كه از تو نوشته اى نداشتم ، گمان نمى كردم ننوشتن تو براى من چه ها خواهد كرد ، اما اين چنين شد ، شش روز بى هيچ هوايى ، نوشتن تو براى من هوا بود در اين وانفسا ، صبح ها كه از پنجره چوبى اتاقم به خيابان روزولت نگاه مى كنم مى بينم ، نه ! مدتهاست ... آدم چهل و ششم | زنى به نام سحر "آى اسماعيل ، آى اسماعيل من ، امروز ششمين روزى است كه از تو نوشته اى نداشتم ، گمان نمى كردم ننوشتن تو براى من چه ها خواهد كرد ، اما اين چنين شد ، شش روز بى هيچ هوايى ، نوشتن تو براى من هوا بود در اين وانفسا ، صبح ها كه از پنجره چوبى اتاقم به خيابان روزولت نگاه مى كنم مى بينم ، نه ! مدتهاست باور كرده ام هيچ چيز عوض نشده است و فقط تعداد همه چى بالا رفته ، ماشين ها ،آدم ها ، فقط همين ، نه ، فقط اين نيست ، آسمان اين شهر گواهى مى دهد كه عشق من به تو تا كجاها كه بالا نرفته ، اسماعيل من ، مرا ببخش كه همچون نرون در قلعه خود نشستم و گمان بردم كه هواى من كه تويى ، تمامى ندارد ، آن از روزمره گى هايت نوشتن كه مرا وا مى داشت به آدميت ، به قول تو عاشقيت ، من بزرگ شدم در عاشقيت با تو ، آموختم بگريم در شادى و بخندم در رنج نه اينكه چون سيل روان باشم همچون آدم ها ، مگر مى شود آدم در رنج بخندند ؟تاب وظيفه چقدر است بر گُرده ى يك آدم ؟ آدم است ديگر هر چه آدم تر ناشنواتر به جهان و بيناتر به آدم ، آرى تو به من آموختى اسماعيل من ، به من آموختى چگونه منزه باشم در شكست ، مگر نه اينكه در اين جاى جهان ايستاده بوديم و ثقل جهان را مى جستيم در دشوارى وظيفه ، اما مگر اين منِ كريه خودخواه گذاشت ؟ نگذاشت تا امروز كه برايت بنويسم بالاخره بعد از سالها ، پاسخ دهم به هواى زندگيم ، صبح كه ديدم از تو نوشته اى ندارم به خيابان زدم ، به محل قديمى ، به جاى ِ اول آغاز شدنمان ، گفتم شايد آمده اى كه هواى لاينقطع نوشتن قطع شده ، خودت به جاى نوشتن سر رسيده اى ، تنها چند قدم تا در قديمى خانه تان مانده بود ، مردى حيرت زده از لاى در بيرون آمد ، سلامم را نشنيد ، از جمله ام تنها اسم تو را شنيد به گمانم ، دستش را به ديوار زد كه نخورد به زمين ، گفت اسماعيل را آورده اند ، آورده اند ؟ تو را شش روز پيش همسايه تان پيدا كرده بين كورسوى نور خيابان و طلوع خورشيد ، همين ، اسماعيل ، اسماعيل من ، آرزو به دلم ماند كه برايت ننوشتم ، آرزو به دلم ماند
سحر تو | نامه يكم پ . ن : آى آدم ها
Read more
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب ...
Media Removed
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالیانیست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم ومن اندیشه کنان غرق در این پندارم که ... تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالیانیست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت... جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق :
من به تو خندیدم
چون که من می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی
صاحب باغچه ی همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده خود
پاسخ عشق تو را، خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک، لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت : برو
چون نمی خواست به خاطر سپرد گریه تلخ تو را...
و من از پیش تو رفتم و هنوز سالیانیست که در ذهن من
آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد که اگر باغچه ی خانه ما سیب نداشت
Read more
..... تو بهار باش من شکوفه می دهم روی شاخه هایِ قلبم. نفس نفس تو را به انتظار خواهم نشست ای سوغات ...
Media Removed
..... تو بهار باش من شکوفه می دهم روی شاخه هایِ قلبم. نفس نفس تو را به انتظار خواهم نشست ای سوغات از آب گذشته یِ من ای فصلِ باران و عشق زندگی چیز جدیدی بعد از تو به من نخواهد داد تو هر روز تازه مثل نسیم، روی توریِ سپیدِ تنم دست می کشی و به رقص می کشانی ام و هر شب دوباره عاشقم می شوی و مثل ماه در گلویم نور ... ..... تو بهار باش
من شکوفه می دهم
روی شاخه هایِ قلبم.
نفس نفس تو را به انتظار خواهم نشست
ای سوغات از آب گذشته یِ من
ای فصلِ باران و عشق
زندگی چیز جدیدی بعد از تو به من نخواهد داد
تو هر روز تازه مثل نسیم، روی توریِ سپیدِ تنم دست می کشی و به رقص می کشانی ام
و هر شب دوباره عاشقم می شوی و
مثل ماه در گلویم نور می ریزی
فصلی که درختش و درختی که فصلش را
محکم در آغوش کشیده همیشه زیباست.
.

#آزاده_پیرای
.

پ.ن: این شعر رو بعد از دیدن یه سریال از تاثیری که روم گذاشت نوشتم،حسِ جالبی داشت واقعاً،و مطمئناً سریال ایرانی نبود.
. 🍀🌼شبتون آروم
#هر_روز_شعری #شاعر #زیبا #عاشقانه #عشق #شاعرانه #بهار #آزاده_پیرای #آزاده #آسمان #درخت #دلنوشته #ترانه #شعر_نو #متن_ادبی #شکوفه #متن_عاشقانه #شعر_عاشقانه #نسیم #آغوش #زندگی
Read more
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی ...
Media Removed
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی به اسیران بلا نیست ترا ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود همچو گل چند به روی همه خندان باشی همره ... ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود

جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی

همره غیر به گلگشت گلستان باشی

هر زمان با دگری دست و گریبان باشی

زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

جمع با جمع نباشند و پریشان باشی

یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود

غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود

همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود

تشنهٔ خون من زار نمی‌باید بود

تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود

من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست

موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست

دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

این ستمها دگری با من بیمار نکرد

هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

گر ز آزردن من هست غرض مردن من

مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است

بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است

روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است

رفتن اولاست ز کوی تو ، ستادن غلط است

جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد

چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چارهٔ من چیست چه تدبیر کنم

نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است

گل این باغ بسی ، سرو روان بسیار است

جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است

ترک زرین کمر موی میان بسیار است

با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است

نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است

دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند

قصد آزردن یاران موافق نکند

مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو

به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو

از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو

داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی تو

خون دل از مژه می‌بارم و می‌دانی تو

از برای تو چنین زارم و می‌دانی تو

از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز

از تو شرمنده یک حرف نب
Read more
. رفتی و شاعرشعرت همه بی‌من باشد وزن و بی‌وزنیِ ما راغمِ رفتن باشد رفتی و غیر ز خویشم،من و این او چه ...
Media Removed
. رفتی و شاعرشعرت همه بی‌من باشد وزن و بی‌وزنیِ ما راغمِ رفتن باشد رفتی و غیر ز خویشم،من و این او چه کنم تو چو ایمان به دلی،او همه‌اش ظن باشد چاره‌ام نیست دگر، رفتن تو ماتم ماست جانِ بی‌چاره‌ی ما راهمه شیون باشد شاعران راچه تبی است که درتاب ره‌اند تو طبیبی و تبم از شب و رهزن باشد رفتنت آتش و دردست، ... .
رفتی و شاعرشعرت همه بی‌من باشد
وزن و بی‌وزنیِ ما راغمِ رفتن باشد
رفتی و غیر ز خویشم،من و این او چه کنم
تو چو ایمان به دلی،او همه‌اش ظن باشد
چاره‌ام نیست دگر، رفتن تو ماتم ماست
جانِ بی‌چاره‌ی ما راهمه شیون باشد
شاعران راچه تبی است که درتاب ره‌اند
تو طبیبی و تبم از شب و رهزن باشد
رفتنت آتش و دردست، به جان دل ماست
زاتشم نوربه راهت که ره ایمن باشد
سازِ بی‌چاره‌ی مارا که تو آن را سازی
در فراقت همه رسوایْ به برزن باشد
دلِ بی‌چاره ازین سازچه سوزی دارد
من بسوزم،هیمه برآتش تو تن باشد
من زبانم چه فرومی‌خورم از آتش تو
شعرِ بی‌تاب که در وصف تو الکن باشد
شاید این شعر که در من به وقوع نزدیک است
یادگار و تَرَک عشق تو در من باشد
شایدم؛حتم‌تر از صبح به تاریِ شب است
شاید این شعر وقوعش دمِ مدفن باشد
شاید این دم که تو خوانی،رفتن این حالِ من است
این‌که آواز بخوانیش،ز سرِ دن باشد
تو برفتی ز بر و هوش برفته ز سرم
کاش این بار اگر آیی سرِ من،من باشد
آخِرِ قصه‌ات ای کاش بیایی به برم
باشی و روح من و روح تو متقن باشد
خانه‌ای از پَر و پوش است امیدِ دل من
تو نگاهت شرر و دل همه خرمن باشد
کلمه؛سُرتر از آن است که بماند در یاد!!
می‌روم،رفتن از این بار چو ماندن باشد
رفتنت درد به جانم زد و عالم بسترد
همه عالم شده‌اند هیچ که چون من باشد
بردی‌ام با خودت از من کاین منت هم شده هیچ
دل بی‌چاره‌ام از کیست که بی‌من باشد
تو به خویشتن به وفایی و منم بر تو فدا
شرطِ "ما"را ز نگاه تو فقط من باشد
این همه من به میان و منِ من را همه هیچ
تو بخوان سر درون بازکه مرا رن باشد
من تو را خویش‌تر ازخویش بدانم در خویش
که تو را هست تویی و همه این من باشد
تو به من هیچ ندادی ونهادم هیچ است
شمعِ این هیچ امیدم شده روشن باشد
تو خود آرا به منیت،من تو را هم به خدا
راهم از غیر بشویم،سو به روزن باشد
روزنی نور به من تابد و من تابم بر
سیری از راهِ سلوکم که ره از تن باشد
بودِ تو گر ز منت بود چه بودی بودم
جان وعشقت که حریفی به همه فن باشد
بودِ من بوده هماره دلِ من بودهِ زتو
سینه از دردِ هبوط است که مخزن باشد
من به مینوی دلت آدمِ حوا بودم
آدمی بود،نه تقصیر ز یک زن باشد
شاعران را چه حساب است که در عالم خویش
به قلم خلقت سیب و چمِ راندن باشد
شاعر شعرْ تویی وصف که در عالم توست
شاعر شعرِ تو این مهر،قلم‌زن باشد
کلمه؛سُرتر از آن است که بماند در یاد!!
رفتمت،راه که باشی سمتِ روشن باشد
حَوِّلِ حال تویی ای که تویی در دل و دید
گردش سیبِ تو این سو وضعِ احسن باشد
رفتن وآمدن از توست،تو مهری به میان
من کلامم همه از توست که ماندن باشد
مهرداد قربانی
Read more
. . . تو مرا... . آنقدر آزردی.. . که خودم کوچ کنم از شهرت.. . بکنم دل ز دل چون سنگت.. . تو خیالت ...
Media Removed
. . . تو مرا... . آنقدر آزردی.. . که خودم کوچ کنم از شهرت.. . بکنم دل ز دل چون سنگت.. . تو خیالت راحت.. . می روم از قلبت.. . می شوم دورترین خاطره در شب هایت . تو به من می خندی.. . و به خود می گویی: . باز می آید و می سوزد از این عشق ولی.. . بر نمی گردم نه!!! . می روم آنجایی . که دلی بهر دلی ... .
.
.
تو مرا...
.
آنقدر آزردی..
.
که خودم کوچ کنم از شهرت..
.
بکنم دل ز دل چون سنگت..
.
تو خیالت راحت..
.
می روم از قلبت..
.
می شوم دورترین خاطره در شب هایت
.
تو به من می خندی..
.
و به خود می گویی:
.
باز می آید و می سوزد از این عشق ولی..
.
بر نمی گردم نه!!!
.
می روم آنجایی .
که دلی بهر دلی تب دارد..
.
عشق زیباست و حرمت دارد..
.
تو بمان..
.
دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت
.
فسرد و بی روح شده است..
.
.
سخت بیمار شده است..
.
تو بمان در شهرت..
.
.
.
#تلنگر_طورى
#................
.
.
.
Read more
. #جاری_باش و #رها #خودتو_به_خدا_بسپار . مرد جوانی کنار "نهر آب" نشسته بود و غمگين و افسرده به سطح آب زل زده بود. . "استادی از آنجا می گذشت." . او را ديد و متوجه "حالت پريشانش" شد و کنارش نشست. . مرد جوان وقتی استاد را ديد بی اختيار گفت: عجيب "آشفته ام" و همه چيز زندگی ام به هم ريخته است. به شدت ... .
#جاری_باش و #رها
#خودتو_به_خدا_بسپار
.
مرد جوانی کنار "نهر آب" نشسته بود و غمگين و افسرده به سطح آب زل زده بود.
.
"استادی از آنجا می گذشت." .
او را ديد و متوجه "حالت پريشانش" شد و کنارش نشست.
.
مرد جوان وقتی استاد را ديد بی اختيار گفت:
عجيب "آشفته ام" و همه چيز زندگی ام به هم ريخته است. به شدت "نيازمند آرامش" هستم و نمی دانم اين آرامش را کجا پيدا کنم؟
.
استاد برگی از شاخه افتاده روی زمين را داخل نهر آب انداخت و گفت:
به اين "برگ" نگاه کن وقتی داخل آب
می افتد خود را به جريان آن می سپارد و با آن می رود.
.
سپس استاد "سنگی بزرگ" را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت.
.
سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در "عمق" آن کنار بقيه سنگ ها قرار گرفت.
.
استاد گفت: اين سنگ را هم که ديدى،
به خاطر سنگینی اش توانست بر نيروی جريان آب "غلبه" کند و در عمق نهر قرار گيرد.
حال تو به من بگو آيا آرامش سنگ را
می خواهی يا آرامش برگ را؟!
‌‌.
مرد جوان مات و متحير به استاد نگاه کرد و گفت:
"اما برگ که آرام نيست."
او با هر "افت و خيز" آب نهر بالا و پائين می رود و الان معلوم نيست کجاست!
.
لااقل سنگ می داند کجا ايستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جريان دارد اما محکم ايستاده و تکان
نمی خورد.
من آرامش سنگ را "ترجيح" می دهم!
.
استاد لبخندی زد و گفت:
پس چرا از جريان های مخالف و "ناملايمات" جاری زندگی ات می نالی؟!
.
اگر آرامش سنگ را برگزيده ای
پس، تاب "ناملايمات" را هم داشته باش و "محکم" هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده.
.
استاد اين را گفت و بلند شد تا برود. .
مرد جوان که "آرام" شده بود نفس عميقی کشيد و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد.
.
چند دقيقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسيد: "شما اگر جای من بوديد آرامش سنگ را انتخاب می کرديد يا آرامش برگ را؟!"
.
استاد لبخندی زد و گفت:
من "تمام زندگی ام" خودم را با اطمينان به "خالق" رودخانه "هستی" و به جريان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور يار دارد از افت و خيزهايش هرگز "دل آشوب" نمی شوم و من آرامش برگ را می پسندم…
.
خود را به خدا بسپار و از طوفانهای زندگی هراسی نداشته باش چون خدا کنار تو و مواظب توست.
.
#خدایا_شکرت ❤
Read more
متاسفانه اینو یاد گرفتم نخندم حتی بعد اینکه فاز گرفتم با یه جک تا بلند خندیدم سریع محکم دستمو گاز ...
Media Removed
متاسفانه اینو یاد گرفتم نخندم حتی بعد اینکه فاز گرفتم با یه جک تا بلند خندیدم سریع محکم دستمو گاز گرفتم فهمیدم که خوب بودن من بازتاب نداره وجدان تا آخره این داستان سرابه فهمیدم کبابی آثاره ثوابه به محتاج فقط بگم که بازار خرابه فهمیدم گناه میتونه یکی دوروزه عادی شه حتی معنوی ترینا ... متاسفانه اینو یاد گرفتم نخندم

حتی بعد اینکه فاز گرفتم با یه جک

تا بلند خندیدم سریع محکم دستمو گاز گرفتم

فهمیدم که خوب بودن من بازتاب نداره

وجدان تا آخره این داستان سرابه

فهمیدم کبابی آثاره ثوابه

به محتاج فقط بگم که بازار خرابه

فهمیدم گناه میتونه یکی دوروزه عادی شه

حتی معنوی ترینا تو یک لحظه مادی شه

یادگرفتم که تخریب کنم ، تا یه معروف دیدم بگم ولش کن شاخ میشه

یادگرفتم که از همه دورم آتو جمع کنم تبدیل به اسلحه کنم

درد دلارو بشنومو وقت دعوا همون درد دلاشونو مسخره کنم

تو دل یک شهر پر از فازهای منفی راه های مخفی

پُره خطر مارهای افعی

ایستادی تو چهار راه تردید ، درگیری

که سکوت کنم و مظلوم تر شم اجازه بدم همه از روم رد شن

یا بشم یه نامرد که با طبیعت خودشو وقف داد با مرگ آدمیت

نگو مسئله رو واکنش باز

خب مسلمه هر کنشی واکنش داشت

رود بودم سد شدم

روز بودم شب شدم

خوب بودم رد شدم

و بد شدم

نسل به نسل خون به خون

این بین ما میچرخه اینو خوب بدون

ما مثل دومینو بهم ضربه میزنیم

تو به من من به اون اون به اون

مگه خودم خیر دیدم

جواب خودمو خیر میدم

اونکه داشت میدید که دارم از بین میرم

پیک میزد بعد مزه میل میکرد

هی ایزد ، خودت شاهدمی

حس میکنم دارم میرم تو یه چاه عمیق

قبول کن دفاع تو این مورد وارده

منم بد نبودم ولی خودت یادته اونروزی رو که وایساده بودم تو صف کُپُن

دیدم یارو پشت بنز خَف ِ کُپُل

نشسته بود یه قول بیریخت که از سر تا پاش فقط داشت پول میریخت

تو اون لحظه حس کردم که روز مردنمه

دیدم اونکه کنارشه دوست دخترمه

منو دید ولی من غریبه بودم

با همون مانتو که من خریده بودم

اینهمه تو عشق دادی اونم پاداشت

رفت با همونی که آویزون از باباشه

یه اعتصاب نهار یه اعتراض مامان ینی بنز دمه دره یه پاپیونم بالاش

لفظ میاد که روش حساب کنن

میگه میخوام به اموال پدر اضاف کنم

خیلی خودساختس همون بنزم از باباش خرید از دم قسط ماهی هزار تومن

ولی ، من قرض کردم تا برات خرج کردم

من کف خیابونو برات فرش کردم

من واسه ی داشتن تو نذر کردم

من ، تورو یه فرشته فرض کردم

من با تنهایی ، تو با تنهایی که تورو ولت میکنن تو اوج تنهایی

تو اون شهر پُر نقاب

تو با اون بخواب

من با قرص خواب

اگه بپرسم اون کیه که باهاشی بهم میگی با لبخند بابا اونکه داداشیمه

هه ، همون داداشیا دوشیدنت

لباسو کندن و تورو پوشیدنت

گفتم تو خراب میشی اونو آباد میکنی

تو که عروس نمیشی اونو داماد میکنی

ای.. تو که حرفات تا این روز دروغه

یه...
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> از آخرین باری که تو را دیده‌ام تنها دو روز گذشته! دو روز زمان زیادی نیست، ولی هرگز در زندگی‌ام هیچ ...
Media Removed
از آخرین باری که تو را دیده‌ام تنها دو روز گذشته! دو روز زمان زیادی نیست، ولی هرگز در زندگی‌ام هیچ دو روزی را انقدر طولانی ندیده بودم. به تو که فکر می‌کنم چیزی در دلم فرو می‌ریزد. مثل سُر خوردن از یک پله‌ی کوتاه. لذت بخش و ترسناک. به تو که فکر می‌کنم لبخند می‌زنم و صدایت در گوشم می‌پیچد... از دیواری ... 💜
از آخرین باری که تو را دیده‌ام تنها دو روز گذشته! دو روز زمان زیادی نیست، ولی هرگز در زندگی‌ام هیچ دو روزی را انقدر طولانی ندیده بودم.
به تو که فکر می‌کنم چیزی در دلم فرو می‌ریزد. مثل سُر خوردن از یک پله‌ی کوتاه. لذت بخش و ترسناک. به تو که فکر می‌کنم لبخند می‌زنم و صدایت در گوشم می‌پیچد...
از دیواری که دور خودم کشیده‌ام لذت می‌برم، از اینکه نمیدانی چه در دلم می‌گذرد خوشحالم. از اینکه به من نزدیک شوی می‌ترسم و اینکه انقدر از من دوری غمگینم می‌کند.
سرم سنگین است. اصلا تو به من فکر می‌کنی؟ دفعه‌ی بعدی که تو را ببینم چه خواهی گفت؟ چرا فکرت دست از سرم برنمیدارد.....
از آخرین باری که تو را دیده‌ام دو روز گذشته است. دو روز زمان خیلی زیادی‌ست...
روزی علم ثابت می‌کند زمان تابعی از دلتنگی‌ست.  و اینکه این ثانیه‌ها انقدر کش می‌آید یعنی دلم برایت تنگ شده...
.
#اهورا_فروزان
#تنهاتر_از_خودم
💜
پ.ن:
برام از #سعدی بنویسید... از دلتنگیاتون💜
.
متن در #کانال موجوده.
#شبتون_بخیر
Read more
 #گالری_سیب #زیورآلات #فرفری #آویز #زیباart #fimo #jewelry #artist * * تو به من خندیدی و نمی دانستی من ...
Media Removed
#گالری_سیب #زیورآلات #فرفری #آویز #زیباart #fimo #jewelry #artist * * تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه #سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به #خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در گوش من #آرام ... #گالری_سیب #زیورآلات #فرفری #آویز #زیباart #fimo #jewelry #artist
*
*
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه #سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به #خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من #آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه #کوچک ما سیب نداشت
#حمید مصدق
Read more
 #قلات تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند ...
Media Removed
#قلات تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب‌آلود به من کرد نگاه سیب دندان‌زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سال‌هاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرارکنان می‌دهد آزارم و من اندیشه‌کنان غرق در ... #قلات
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب‌آلود به من کرد نگاه
سیب دندان‌زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال‌هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرارکنان
می‌دهد آزارم
و من اندیشه‌کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
#حمید_مصدق
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
👈به کانال فرهنگی هنری شهرراز در تلگرام بپیوندید
photo: @mehdi_shahoseini
عکسهای زیبا از استان پهناور فارس را در پیج زیر ببینین👇
@fars_nature
@fars_nature
@fars_nature
#شیراز #شهرراز #تابستان #طبیعت #شیرازی #فارس #پارس #تهران #اصفهان #مشهد #تبریز #اهواز #کرج #بوشهر #ایرانگردی
#shiraz #shahr_raz #shirazi #fars #photo #nature #persian #photography #art #iranian_photography #tourist
Read more
بسم رب سیدنا و مقتدانا، الحسین . <span class="emoji emoji1f539"></span>امام صادق علیه السلام فرمود: <span class="emoji emoji1f538"></span>به راستى كه خدا كربلا را حرم امن ...
Media Removed
بسم رب سیدنا و مقتدانا، الحسین . امام صادق علیه السلام فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آن كه مكه را حرم قرار دهد! . قال الصادق عليه السلام: ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرماً! . كامل الزيارات صفحه ۲۶۷ بحارالأنوار جلد ۹۸ صفحه ۱۱۰ . #نوکر_نوشت: . ای ... بسم رب سیدنا و مقتدانا، الحسین
.
🔹امام صادق علیه السلام فرمود:
🔸به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آن كه مكه را حرم قرار دهد!
.
🔹قال الصادق عليه السلام:
🔸ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرماً!
.
🔎كامل الزيارات صفحه ۲۶۷
🔎بحارالأنوار جلد ۹۸ صفحه ۱۱۰
.
💌 #نوکر_نوشت:
.
💓ای سایه ات فتاده به روی سرم حسین
💓معنای واقعی اصول الکرم حسین
.
💓یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند
💓تسکین دردهای دل مضطرم حسین
.
💓یادم نمیرود که همه عزتم تویی
💓من پای سفره تو شدم محترم حسین
.
💓لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد
😍 #ای_مهربان_تر_از_پدر_و_مادرم_حسین
.
💓من سالهاست دربه در روضه توام
💓داغ تو را به جان ودلم میخرم حسین
.
💓در کوچه های سینه زنی سالیان سال
💓در حسرت هوای حرم می پرم حسین
.
💓کابوس من شده غم دوری کربلا
💓در خواب هم ذکر لب من حرم حسین
.
💓تا گفتم اسم کرب و بلا را دلم گرفت
💓مانند خواهری که صدا زد دلم حسین
.
💓اینجا کجاست؟ خواهرت افتاد از نفس
💓رحمی نما به سینه شعله ورم حسین
.
💓اینجا عجیب بوی فراق تو میرسد
💓یک دم نگاه کن تو به چشم ترم حسین
.
💓زینب کجا و مجلس نامحرمان کجا
💓یک ذره حق بده نشود باورم حسین
.
💓مجموع حرف های من اینجا خلاصه شد
💓در یک کلام #ای_همه_باورم_حسین
.
.
❤سلام بر تو ای عشق همیشگی
❤ #السلام_علیک_یا_اباعبدالله
.

#Mohammad_javaz ادمین

@MOHAMMAD_JAVAZi

Read more
دوم مهر زیباترین ، قشنگ ترین ، آفتابی ترین روز عمر منه چون خدا جواهری مثل تو به من هدیه کرد. عزیزترینم ...
Media Removed
دوم مهر زیباترین ، قشنگ ترین ، آفتابی ترین روز عمر منه چون خدا جواهری مثل تو به من هدیه کرد. عزیزترینم ، پسرزیبای من ورود به هفدهمین بهار زندگیت را به تو تبریک می گویم و از خداوند سبحان هزاران بار شکرگذاری میکنم که تو را به زندگیم هدیه کرد . برایت آرزوی سلامتی و طول عمر و موفقیت دارم . عزیزترینم ، عشق مادر دوم مهر زیباترین ، قشنگ ترین ، آفتابی ترین روز عمر منه چون خدا جواهری مثل تو به من هدیه کرد. عزیزترینم ، پسرزیبای من ورود به هفدهمین بهار زندگیت را به تو تبریک می گویم و از خداوند سبحان هزاران بار شکرگذاری میکنم که تو را به زندگیم هدیه کرد . برایت آرزوی سلامتی و طول عمر و موفقیت دارم . عزیزترینم ، عشق مادر
 #چراایران_رادوستدارم سمبل غیرت رونمایی شد! پوریا عالمی دانشگاه اراک یک فیلم سینمایی اکران ...
Media Removed
#چراایران_رادوستدارم سمبل غیرت رونمایی شد! پوریا عالمی دانشگاه اراک یک فیلم سینمایی اکران کرده و موقع اکران چراغ‌های سالن را روشن نگه داشته. به چه دلیلی؟ چون خانم‌ها و آقایان دانشجو در سالن حضور داشتند! - ما به همین مناسبت قرار است مجسمه مسئولان دانشگاه اراک را به‌عنوان سمبل و سنبل غیرت ... #چراایران_رادوستدارم
سمبل غیرت رونمایی شد!
پوریا عالمی
دانشگاه اراک یک فیلم سینمایی اکران کرده و موقع اکران چراغ‌های سالن را روشن نگه داشته. به چه دلیلی؟ چون خانم‌ها و آقایان دانشجو در سالن حضور داشتند!
- ما به همین مناسبت قرار است مجسمه مسئولان دانشگاه اراک را به‌عنوان سمبل و سنبل غیرت بسازیم و در میدان نصب کنیم.
- بعد هم به نظر ما، مسئولان دانشگاه اراک را صادر کنیم به جاهاي ديگر تا کنسرت‌ها را آنها برگزار کنند. این‌طوری نگرانی مسئولان جاهاي ديگر هم رفع می‌شود.
- مسئولان ما به صورت کلی یا با برق روشن مشکل دارند یا با سینما یا با دانشجو یا با زن یا با مرد یا با همه اینها با هم.
- مسئولان ما اگر این‌قدر که به فکر این هستند که اگر چراغ‌ها خاموش شود مردم چه‌کار می‌کنند، به این فکر می‌کردند که چراغ روشن است مردم چه‌کار کنند، الان بحران بی‌کاری نداشتیم.
- به نظر ما باید از مسئولان راستش را پرسید که چرا این‌قدر نگران چیز هستند. - ما مردم عادی، چراغ‌ها را خاموش می‌کنیم می‌گیریم می‌خوابیم. مسئولان را نمي‌دانم. - شاید هم همین است که مسئولان ما چراغ‌خاموش حرکت می‌کنند و تا نزنند به دیوار کسی متوجه نمی‌شود.
- شاید هم مسئولان ما تصورشان از فعالیت دانشجویی فعالیت غیردانشجویی است.
- خیلی مایلم وقتی مسئولان دارند توی سینما فیلم می‌بینند، یکهو چراغ را روشن کنم، ببینم دارند چی‌کار می‌کنند.
جمع‌بندی
سوفیا... عشقم... تو به من گفتی برویم سینما و من قبول نکردم. چرا؟ چون من می‌خواهم ازدواج کنم.
عاشق مخالف سینمای تو؛ میدون دوم

#پوریا_عالمی
#روزنامه_شرق
Read more
خندیدن را تو به من آموختی هدیه‌ام از تولد، گریه بود خندیدن را تو به من آموختی سنگ بوده‌ام، تو کوهم ...
Media Removed
خندیدن را تو به من آموختی هدیه‌ام از تولد، گریه بود خندیدن را تو به من آموختی سنگ بوده‌ام، تو کوهم کردی برف می‌شدم، تو آبم کردی آب می‌شدم، تو خانه دریا را نشانم دادی می‌دانستم گریه چیست خندیدن را تو به من هدیه کردی خندیدن را تو به من آموختی
هدیه‌ام از تولد، گریه بود
خندیدن را تو به من آموختی
سنگ بوده‌ام، تو کوهم کردی
برف می‌شدم، تو آبم کردی
آب می‌شدم، تو خانه دریا را نشانم دادی
می‌دانستم گریه چیست
خندیدن را
تو به من هدیه کردی🙏🙏🙏
به وسعتت جهانمو شکنجه زار میکنم ببین من از هجوم تو کجا فرار میکنم من از نگاه کردنت پرستشو شناختم خدارو سجده میکنم از این بُتی که ساختم به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو ♫♫♫ چنان بُریدم ... به وسعتت جهانمو شکنجه زار میکنم
ببین من از هجوم تو کجا فرار میکنم
من از نگاه کردنت پرستشو شناختم
خدارو سجده میکنم از این بُتی که ساختم
به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو
به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو ♫♫♫ چنان بُریدم از خودم که از هوای تو پُرم
که با نفس کشیدنم از تو شکست میخورم
ثواب میکنم تویی ، گناه میکنم تویی
نگاه کن به هر کسی ، نگاه میکنم تویی

به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو
#داریوش_اقبالی #داریوش #پرستش #جاودان #جاودانه_بی_تکرار #یاور_همیشه_مومن #موسیقی #اردلان_سرفراز #فرید_زولاند #deghbali #javdane_bi_tekrar #yavar
Read more
آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین<span class="emoji emoji1f60d"></span> بی تو، مهتاب ...
Media Removed
آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم ... آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین😍 بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم 
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن 
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن 
آب، آئینه عشق گذران است 
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نرمیدم، نگسستم
باز گفتم: که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا بدام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم
رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم . 🗣 #فریدون_مشیری

#fashionsandwichbybahar #streetstyle #fashionsandwich
Read more
، (((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک )))) سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی ...
Media Removed
، (((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک )))) سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی تو به من می رسه آرامش عجیبی میگیرم و احساس میکنم که دنیا مال منه و تکیه گاه محکمی دارم وقتی از سر کار به خونه بر میگردی انگار که دنیای منو به من برگردوندن ، صدای پاهای تو رو که میشنوم سریع میام پشت در تا بغلت ... ،
(((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک ))))
سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی تو به من می رسه آرامش عجیبی میگیرم و احساس میکنم که دنیا مال منه و تکیه گاه محکمی دارم وقتی از سر کار به خونه بر میگردی انگار که دنیای منو به من برگردوندن ، صدای پاهای تو رو که میشنوم سریع میام پشت در تا بغلت کنم ، ولی وقتی اون نگاه خشمگین و خسته تو را میبینم و پر درد ها و رنجهای بیرون خونه هست ، ناراحت و غمگین میشم ولی باز به خودم میگم که بابا خسته ست مهم نیست .دوباره که میام نزدیکت وقتی میبینم به من توجه نداری نا امید میشم . بابا میدونم برای آینده من داری تلاش میکنی ، تو دنیای منی ، دوستدارم که باهات گاهی وقتها بازی کنم و بیام توی بغلت بشینم ، یا جلوی من بنشینی و من با اون صورت زیبای تو که برای من مثل صورت دنیاست بازی کنم . دوستدارم کنارم بشینی و با من کمی بازی کنی ، دوستدارم بیای باهم بریم بیرون و من در کنار تو قدم بزنم و به همه با صدای بلند بگم که تو بهترین بابای دنیایی . وقتی که تو میای خونه و همش سرگرم کارهای خودت توی گوشیت هستی خیلی دوستدارم جای اونهایی باشم که توی گوشیت هستن تا به من هم همینطور توجه کنی . یاد اون ماه های اول زندگی خودم می افتم که همش نگرانم بودی نکنه تب کنم یا دلم درد بگیره یا مریض بشم و دنبال یک لبخند کوچیک روی صورت من بودی، ولی حالا دیگه حوصله منهم نداری ولی بابا جون بدون که خیلی دوست دارم و به توجه و‌محبت تو نیاز دارم . اینو بدون که من همه‌چیزو از تو یاد میگیرم . .
مامان جون سلام ، مادر گلم ،من به تو افتخار میکنم چون تو بهترین و دلسوز ترین مادر دنیایی . خیلی دوست دارم . چقدر دوست دارم که تو کنارم بنشینی و با من بازی کنی و یا برام شعر بخونی و برقصی مثل همون موقعهایی که توی دلت بودم . میدونم همیشه سرت به کارهای خونه مشغوله ولی مامان دوستدارم زمانهای خالی رو با من بازی کنی . یادم میاد که اون روزها که توی دلت نزدیک قلب مهربونت بودم همش دست روی شکمت میکشیدی و قربون صدقه من میرفتی و همش منتظر من بودی تا به دنیا بیام و گاهی برایم شعر میخوندی و باهام حرف میزدی . ولی الآن همش دست روی اون صفحه تبلت و گوشیت میکشی و منو یادت میره . هر وقت میام نزدیکت که باهات بازی کنم سرت توی اون گوشی و شبکه های اجتماعیه و یا همش داری توی اون پیج اقای جدیدی می چرخی . دوست دارم برم به این آقای جدیدی بگم .............. ادامه در کامت اول 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 #جدیدی
Read more
 #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_پنج حس پشیمونی بعد از گناه هم ازون حساس که دست از ...
Media Removed
#یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_پنج حس پشیمونی بعد از گناه هم ازون حساس که دست از سر آدم برنمیداره، همیشه وقتی روی صندلی تئاتر می‌شینم از خودم سوال می‌کنم که فقط یک بار دیگه می‌شه بریم داخل سالن و تو غرق تئاتر بشی و من از زیر چشم اون قدر بهت زل بزنم که تمرکز بازیگرا روی صحنه خراب شه. تئاتر ... #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد

#شماره_پنج حس پشیمونی بعد از گناه هم ازون حساس که دست از سر آدم برنمیداره، همیشه وقتی روی صندلی تئاتر می‌شینم از خودم سوال می‌کنم که فقط یک بار دیگه می‌شه بریم داخل سالن و تو غرق تئاتر بشی و من از زیر چشم اون قدر بهت زل بزنم که تمرکز بازیگرا روی صحنه خراب شه.
تئاتر برای بعضی‌ها یه دنیا آرامشه، برای من یه جهنم به تمام معنا. جهنم یه لحظه‌شه ، پوستر رو دیوار کافه می‌بینم تنم کهیر می‌زنه. خیلی سخته یکی بین تئاتر و تو، تئاتر رو انتخاب کنه، ولت کنه بری، جوری زمین بخوری که اصغر فرهادی رو با دهنمکی و حاتمی‌کیا رو با جعفر پناهی قاطی کنی. بعضی انتخاب‌ها آدم رو می‌کشه اما امان از انتخاب‌هایی که انتخاب‌هات رو می‌گیره. من عاشق تئاتر بودم اما یه آشغالایی کنارم بودن که فقط دختر رو «لیتون بیستر» تو تخت دو نفره می‌دیدن و تو روی سالم بودن این عوضی‌ها قسم می‌خوردی. از اون به بعددیگه هیچ وقت نه بازی کردم و نه تو اون بک‌ لعنتی پام رو گذاشتم. هر دفعه که هوس می‌کردم، دو تا بلیط می‌گرفتم و می‌رفتم تا ببینم آقای کارگردان چه خوابی برامون دیده. دو تا پاپ‌کورن، دو تا دلستر هلو، همش رو قبل از رسیدن به سالن تو سطل آشغال می‌ریختم چون یادم نبود نباید یه لحظه هم تو تئاتر حواسم پرت بشه، دفعه قبلی نه قبل‌ترش رو یادت هست؟ آقا گرگه یک چشمک ریز زدو بعدم که دیگه می‌بینی . دو تا بلیط می‌گرفتم چون تئاتر تنها جایی بود که هم بودی و هم نبودی. درست مثل همین الان که نمیدونم نیستی یا هستی. مردم سرشون به یک چیز دیگه گرمه اما من آواره این سالن و اون سال شدم تا برای چند ثانیه هم که شده یادم بره دیگه تو تئاتر نیستم. پات به سالن می‌رسید چشمات رو یه نقطه قفل می‌شد و به نظر من این بزرگ‌ترین خلقت قرن بیستم بود. غرق‌ می‌شدی اما باید می‌فهمیدم که برای این بازیگر هیچ تئاتری شهر نبود.امروزم مثل سایر روزا، فقط دوتا از بازیگرا رو می‌شناختم و همش استرس اینو داشتم که نکنه نور به یه گوشه سالن بیفته، یکهو وارد بشی و همه قفل تو بشن تا داغت رو دلم بمونه و من معنی واقعی حسادت و حسرت رو با تک‌تک لبخند‌‌های مضحک آدم‌های توی سالن درک کنم. وای فکرش رو بکن، حواس کلی آدم به تو قفله و حواس تو به من. خیلی حواست باید جمع باشه؛ یه ثانیه مکس کافیه تا همه بفهمن این نقش به درد تو نمی‌خوره.

#شهاب_دارابیان #مازوخیسم #تنهایی #داستانک #یادداشت #تهران #تو #من #حس_خوب #داستان_من #دلنوشته #شلیک_به_تئاتر_شهر #تئاتر

پ.ن: عکس مربوط به تئاتر شلیک به تئاتر شهر با بازی جذاب آناهیتا همتی نازنینم
Read more
-Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand بی تو مهتاب ...
Media Removed
-Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم ... -Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه
جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران
است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی
دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.
#فریدون_مشیری
Read more
ساده ام مثل کبوتر که به دیوار تو عادت دارم تو مرا دانه دهی یا ندهی آب دهی یا ندهی چون به دیوار تو عادت ...
Media Removed
ساده ام مثل کبوتر که به دیوار تو عادت دارم تو مرا دانه دهی یا ندهی آب دهی یا ندهی چون به دیوار تو عادت دارم... هر کجا بال بگیرم به تو بر میگردم. هر کجا آب ببینم.هر کجا دانه ببینم هر کجا کوچ کنم آشیانم سر این دیوار است من به دیوار تو عادت دارم من به این سایه دیوار ارادت دارم تو به من سنگ زنی یا نزنی ... ساده ام مثل کبوتر
که به دیوار تو عادت دارم
تو مرا دانه دهی یا ندهی
آب دهی یا ندهی
چون به دیوار تو عادت دارم...
هر کجا بال بگیرم به تو بر میگردم.
هر کجا آب ببینم.هر کجا دانه ببینم
هر کجا کوچ کنم
آشیانم سر این دیوار است
من به دیوار تو عادت دارم
من به این سایه دیوار ارادت دارم
تو به من سنگ زنی یا نزنی من هستم.
تو مرا آب نده
تو مرا دانه نده
به خدا هیچ نخواهم.
تو فقط سنگ نزن 🍃🍀🍃🍀🍃🍀🍃🍀🍃
Read more
حس خوبیه ببینی یه نفرهمه رو به خاطر تو پس زده.... واسه ی رسوندن خودش به تو همه ی راهو نفس...نفس زده.. حس ...
Media Removed
حس خوبیه ببینی یه نفرهمه رو به خاطر تو پس زده.... واسه ی رسوندن خودش به تو همه ی راهو نفس...نفس زده.. حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخاب تو مصممه.. حس خوبیه دستتو بگیره و بهت بگه موندش کنار تو مسلمه ...حس خوبیه.... تو همین لحظه که دلگیرم ازت،از همیشه به تو وابسته ترم... اگه حس خوب تو،به من نبودفکر ... حس خوبیه ببینی یه نفرهمه رو به خاطر تو پس زده....
واسه ی رسوندن خودش به تو همه ی راهو
نفس...نفس زده..
حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخاب تو مصممه..
حس خوبیه دستتو بگیره و بهت بگه موندش کنار تو مسلمه ...حس خوبیه....
تو همین لحظه که دلگیرم ازت،از همیشه به تو وابسته ترم...
اگه حس خوب تو،به من نبودفکر عاشقی نمیزد به سرم،به سرم.....
به من انگیزه زندگی بده تا دوباره حس کنم کنارمی.....
به دروغم که شده دستاموبگیر،الکی بگوبیقرارمی،الکی....
اون تو بودی.... . ......
که همیشه با نگاش لحظه های منو عاشقونه کرد..
این منم.....
کهتو تموم لحظه هاش واسه عاشقی تورو بهونه کرد... هرگز.....اون نگاه مهربون تو بی تفاوتی رو یاد من نداد....
من پرازنیاز با تو بودنم مگه میشه.. قلب من تورو نخواد.......
حس خوبیه
Read more
ساده ام مثل کبوتر که به دیوار تو عادت دارم تو مرا دانه دهی یا ندهی آب دهی یا ندهی چون به دیوار تو عادت ...
Media Removed
ساده ام مثل کبوتر که به دیوار تو عادت دارم تو مرا دانه دهی یا ندهی آب دهی یا ندهی چون به دیوار تو عادت دارم... هر کجا بال بگیرم به تو بر میگردم. هر کجا آب ببینم.هر کجا دانه ببینم هر کجا کوچ کنم آشیانم سر این دیوار است من به دیوار تو عادت دارم من به این سایه دیوار ارادت دارم تو به من سنگ زنی یا نزنی ... ساده ام مثل کبوتر
که به دیوار تو عادت دارم
تو مرا دانه دهی یا ندهی
آب دهی یا ندهی
چون به دیوار تو عادت دارم...
هر کجا بال بگیرم به تو بر میگردم.
هر کجا آب ببینم.هر کجا دانه ببینم
هر کجا کوچ کنم
آشیانم سر این دیوار است
من به دیوار تو عادت دارم
من به این سایه دیوار ارادت دارم
تو به من سنگ زنی یا نزنی من هستم.
تو مرا آب نده
تو مرا دانه نده
به خدا هیچ نخواهم.
تو فقط سنگ نزن.................میرنجم.
Read more
. نسبت عشق به من، نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق تَرَم؟ یا تو به من؟! . زنده ام بی تو همین قدر ...
Media Removed
. نسبت عشق به من، نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق تَرَم؟ یا تو به من؟! . زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آهِ سخن بعد از این در دل من شوق رهایی هم نیست این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن وای بر من که در این بازی بی سود و زیان پیش پیمان شکنی چون تو شدم عهدشکن باز با گریه ... .
نسبت عشق به من، نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاق تَرَم؟ یا تو به من؟! .
زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی
از جدایی نتوان گفت به جز آهِ سخن

بعد از این در دل من شوق رهایی هم نیست
این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن

وای بر من که در این بازی بی سود و زیان

پیش پیمان شکنی چون تو شدم عهدشکن

باز با گریه به آغوش تو بر می گردم
چون غریبی که خودش را برساند به وطن

تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است
ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن
.
#فاضل_نظری #fazelnazari
Read more
تقدیم به حضور بی مثال" پدر " تو بمون که دستای تو، واسه من کوه امیده به حرارت نفسهات، قلب من خیلی تپیده تو خزون روزگاران، تو به من خرمی دادی تو خودت فصل بهاری، به دلای دل بریده همیشه رویای من بود، که یکی مثل تو باشم توی پاکی و صداقت، کسی مثل تو ندیده در کنار من حضورت، لحظه های بی مثاله یه ... تقدیم به حضور بی مثال" پدر
"
تو بمون که دستای تو، واسه من کوه امیده
به حرارت نفسهات، قلب من خیلی تپیده
تو خزون روزگاران، تو به من خرمی دادی
تو خودت فصل بهاری، به دلای دل بریده
همیشه رویای من بود، که یکی مثل تو باشم
توی پاکی و صداقت، کسی مثل تو ندیده
در کنار من حضورت، لحظه های بی مثاله
یه سرای ماندگار و یه سبد پر از نویده
تو تجلی یه نوری، توی سرزمین احساس
تو هوای مملو از عشق،که به من زندگی میده
پدرم، طراوت تو، بوی گل میده شبونه
که خدا تو رو ستون مهربونی آفریده
***کتاب تفسیر عشق***
***عبدالله صدری/نیما***
Read more
کرم دستای زینبو گرفت . چسبوندش به دیوار و گفت : زینب من ، من ..... زینب دستش گذاشت رو لبای کرم و گفت : ...
Media Removed
کرم دستای زینبو گرفت . چسبوندش به دیوار و گفت : زینب من ، من ..... زینب دستش گذاشت رو لبای کرم و گفت : هیس هیچی نگو ، چشمات همه چیو میگن . کرم از جیبش گردنبدهارو درآورد . کرم موهای زینب زد کنار و گردنبد انداخت گردنش ، صورتشو نزدیک گردن زینب کرد ، صدای نفس کشیدن گوش زینب نوازش می کرد . دستاشو حلقه کرد دور ... کرم دستای زینبو گرفت .
چسبوندش به دیوار و گفت : زینب من ، من .....
زینب دستش گذاشت رو لبای کرم و گفت : هیس هیچی نگو ، چشمات همه چیو میگن .
کرم از جیبش گردنبدهارو درآورد .
کرم موهای زینب زد کنار و گردنبد انداخت گردنش ، صورتشو نزدیک گردن زینب کرد ، صدای نفس کشیدن گوش زینب نوازش می کرد .
دستاشو حلقه کرد دور کمر زینب و سفت و سخت گرفتش و گردنش بوسید .
سرشو چسبوند به سر زینب ، چشماشو بست و با صدای عاشقونه گفت : خیلی دوست دارم .
زینب روشو برگردوند ، دستاش دور کمر کرم حلقه کرد .
بعد بیست دقیقه دست کرد تو جیب کرم ، گردنبد درآورد و انداخت گردن کرم .
کرم به گردنبد خودش و زینب نگاه کرد و گفت : این دونا گردنبدو اگه بزاریم کنار هم میشه یه قلب مثل عشق من به تو ، زینب حرف کرم قطع کرد و گفت مثل عشقمون نه عشق تو به من باشه ؟! کرم : باشه ، پس این قلب میشه مثل عشقمون که نصفش پیش تو نصفشم پیش من .
این گردنبدی که گردنت قلب منه که پیشه تو گیر کرده .
زینب : این گردنبدم که پیش تو قلب منه باشه ؟! کرم : باشه پس بیا خوب ازشون مواظبت کنیم .
کرم دستشو برد لای موهای زینب ، صورتشو بهش نزدیک کرد و زینب بوسید .
کرم و زینب تا خونه زینب اینا قدم زدن .
زینب رسید دم در خونه ، زینب : کرم می خوای تا صبح به اون درخت تکیه بدی !!!؟؟؟ برو دیگه .
کرم : اول تو برو تو . زینب : نه خیرم اول شما .
کرم : زینب برو اذیت نکن .
زینب : ببین کرم من اعصاب درست حسابی ندارماااا برو دیگه .
کرم اومد سمت زینب و گفت : منم اعصاب ندارم .
زینب : کرم چی کار میکنی !!! دیونه شدی ؟! برو خونتون الان یه وقت جان میاد .
Read more
منوچهر عزيزم تولدت مبارك تو معجزه زندگى من هستى با تو تمامى عشقهاى جذاب هستى را تجربه كردم تو به من ثابت ...
Media Removed
منوچهر عزيزم تولدت مبارك تو معجزه زندگى من هستى با تو تمامى عشقهاى جذاب هستى را تجربه كردم تو به من ثابت كردى با جسارت و پشتكار و ايمان به كارى كه عاشقانه دوستش دارى ميتوان تمامى موانع دشوار را از سر راه برداشت هميشه بدرخش همسر مهربان و باهوش من منوچهر عزيزم تولدت مبارك تو معجزه زندگى من هستى با تو تمامى عشقهاى جذاب هستى را تجربه كردم تو به من ثابت كردى با جسارت و پشتكار و ايمان به كارى كه عاشقانه دوستش دارى ميتوان تمامى موانع دشوار را از سر راه برداشت هميشه بدرخش همسر مهربان و باهوش من
داستان کوتاه تاجر ثروتمندی با غلام خود از قونیه به سفر شام رفتند. تا بار بخرند و به شهر خود برگردند. ...
Media Removed
داستان کوتاه تاجر ثروتمندی با غلام خود از قونیه به سفر شام رفتند. تا بار بخرند و به شهر خود برگردند. مرد ثروتمند برای غلام خود در راه که به کارونسرایی می‌رفتند، مبلغ کمی پول می‌داد تا غذا بخرد و خودش به غذاخوری کارونسرا رفته و بهترین غذاها را سرو می‌کرد. غلام جز نان و ماست و یا پنیر، چیزی نمی‌توانست ... داستان کوتاه

تاجر ثروتمندی با غلام خود از قونیه به سفر شام رفتند. تا بار بخرند و به شهر خود برگردند. مرد ثروتمند برای غلام خود در راه که به کارونسرایی می‌رفتند، مبلغ کمی پول می‌داد تا غذا بخرد و خودش به غذاخوری کارونسرا رفته و بهترین غذاها را سرو می‌کرد.
غلام جز نان و ماست و یا پنیر، چیزی نمی‌توانست در راه بخرد و بخورد.
چون به شهر شام رسیدند، بار حاضر نبود. پس تاجر و غلام‌اش به کارونسرا رفتند تا استراحت کنند.
غلام فرصتی یافت در کارونسرا کارگری کند و ده سکه طلا مزد گرفت.
بار تاجر از راه رسید و بار را بستند و به قونیه برگشتند.
در مسیر راه، راهزنان بار تاجر را به یغما بردند و هر چه در جیب تاجر بود از او گرفتند اما گمان نمی‌کردند، غلام سکه‌ای داشته باشد، پس او را تفتیش نکردند و سکه دست غلام ماند. با التماس زیاد، ترحم کرده اسب‌ها را رها کردند تا تاجر و غلام در بیابان از گرسنگی نمیرند.
یک هفته در راه بودند، به کارونسرا رسیدند غلام برای ارباب خود غذای گرم خرید و خود نان و پنیر خورد. تاجر پرسید: «تو چرا غذای گرم نمی‌خوری؟» غلام گفت: «من غلام هستم به خوردن تکه نانی با پنیر عادت دارم و شکم من از من می‌پذیرد اما تو تاجری و عادت نداری، شکم تو نافرمان است و نمی‌پذیرد.»
تاجر به یاد بدی‌های خود و محبت غلام افتاد و گفت: «غذای گرم را بردار، به من از "عفو و معرفت و قناعت و بخشندگی خودت هدیه کن" که بهترین هدیه تو به من است.» من کنون فهمیدم که؛ "سخاوت به میزان ثروت و پول بستگی ندارد،" مال بزرگ نمی‌خواهد بلکه قلب بزرگی می‌خواهد. "آنانکه غنی هستند نمی‌بخشند آنانکه در خود احساس غنی‌بودن می‌کنند، می بخشند." "من غنی بودم ولی در خود احساس غنی بودن نمی‌کردم و تو فقیری ولی احساس غنی بودن میکنی." @tebonlin
Read more
. . . غیر من در دل #تو هیچ کسی خاص نشد هیچ کس چون تو به من این همه حساس نشد . تو همان درسی که هر ترم به ...
Media Removed
. . . غیر من در دل #تو هیچ کسی خاص نشد هیچ کس چون تو به من این همه حساس نشد . تو همان درسی که هر ترم به من می افتاد هر چه من خواستمش پاس کنم.. پاس نشد . تو #صلیبی که مرا هر چه به آن کوبیدند.. زخم های تن من در تنش احساس نشد . مثل یک گندم آفت زده ، که می خشکید.. خواستم گردن من را بزند داس.. نشد . هر چه من ... .
.
.
غیر من در دل #تو هیچ کسی خاص نشد
هیچ کس چون تو به من این همه حساس نشد
.
تو همان درسی که هر ترم به من می افتاد
هر چه من خواستمش پاس کنم.. پاس نشد
.
تو #صلیبی که مرا هر چه به آن کوبیدند..
زخم های تن من در تنش احساس نشد
.
مثل یک گندم آفت زده ، که می خشکید..
خواستم گردن من را بزند داس.. نشد
.
هر چه من رشته الیاف تو را چسبیدم..
سر این رشته جدا از ته کرباس نشد!
.
سالها #باغ لبانم به تو خوش بود.. اما
عاقبت حاصل لبخند تو گیلاس نشد..
.
آه ای سنگ که #مهرت به دل من افتاد..
هیچ کس در دل من بعد تو الماس نشد...
.
.
.
.«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»««»«»«»«»«»«»
Read more
. . غیر من در دل تو هیچ کسی خاص نشد هیچ کس چون تو به من این همه حساس نشد تو همان درس که هر ترم به من می افتاد هر ...
Media Removed
. . غیر من در دل تو هیچ کسی خاص نشد هیچ کس چون تو به من این همه حساس نشد تو همان درس که هر ترم به من می افتاد هر چه من خواستمش پاس کنم.. پاس نشد تو صلیبی که مرا هر چه به آن کوبیدند.. زخم های تن من در تنش احساس نشد مثل یک گندم آفت زده که می خشکید.. خواستم گردن من را بزند داس.. نشد هر چه من رشته الیاف تو را ... .
. غیر من در دل تو هیچ کسی خاص نشد
هیچ کس چون تو به من این همه حساس نشد

تو همان درس که هر ترم به من می افتاد
هر چه من خواستمش پاس کنم.. پاس نشد

تو صلیبی که مرا هر چه به آن کوبیدند..
زخم های تن من در تنش احساس نشد

مثل یک گندم آفت زده که می خشکید.. خواستم گردن من را بزند داس.. نشد

هر چه من رشته الیاف تو را چسبیدم.. سر این رشته جدا از ته کرباس نشد! .
سالها باغ لبانم به تو خوش بود.. اما
عاقبت حاصل لبخند تو گیلاس نشد.. .
آه ای سنگ که مهرت به دل من افتاد.. هیچ کس در دل من بعد تو الماس نشد.. ✔✔✔✔✔✔✔✔✔✔✔✔
مشاعره ✔تگ ✔آزاد👉
سپاسگزارم از حضور شما عزیزان
✔✔✔✔✔✔✔✔✔✔✔✔✔✔
بهار👼
Read more
. بهت نمیگم ببخش و رها کن چون رسیدم به اینکه بخششِ حاصل از بزرگواری با قلبی که ترک ترکه بیشتر یه ژسته ...
Media Removed
. بهت نمیگم ببخش و رها کن چون رسیدم به اینکه بخششِ حاصل از بزرگواری با قلبی که ترک ترکه بیشتر یه ژسته تا یه عمل از اعماق وجود... اگر بشه که فکر نکردن جایگزین نفرین کردن بشه گزینه مثبت تریه... البته مدام بهت نمیگم انرژی منفی نده... میدونم وقتی حالت بده و کارات گره خورده و مایوسی و دلت میخواد حرف بزنی ... .
بهت نمیگم ببخش و رها کن
چون رسیدم به اینکه بخششِ حاصل از بزرگواری با قلبی که ترک ترکه بیشتر یه ژسته تا یه عمل از اعماق وجود...
اگر بشه که فکر نکردن جایگزین نفرین کردن بشه گزینه مثبت تریه...
البته مدام بهت نمیگم انرژی منفی نده... میدونم وقتی حالت بده و کارات گره خورده و مایوسی و دلت میخواد حرف بزنی و خالی شی این جمله برات یه جور فحشه...
بهت نمیگم هر آدم رفته ای یه روزی برمیگرده؛
این مسئله می تونه در همه موارد صدق نکنه
این که زمین گرده هم همینطور...
بهتره با این وعده ها یه انتظار کشدار به لحظه هات اضافه نکنم...
گاهی اوقات آدم ها از هم میگذرن، به راهشون ادامه میدن و هیچوقت گردی زمین رو دور نمیزنن...
خب یه وقتایی هم میشه که تو اون گربه سیاهه باشی که به حرفت یه قطره بارونم نیاد...
بهت نمیگم تو یه احمقی...
چون خودت به اندازه کافی به خودت گفتی...
فقط اینو بدون آدم های پخته ای که الان دوروبرت میبینی یه روزی احمق های ساده لوحِ بی نظیری بودن...
بیشتر از این چیزی بهت نمیگم
یه روزی منطقی تر از اینارو تو به من میگی

#پریسا_زابلی_پور
Read more
یکی بـه من بگه چـطـور بـه ایـن مـخـاطـب خـاص بـفـهـمـونـم پـشـیـمـونـی دیـگـه فـایـده نـدارد..؟ اون روزی کـه خـواسـتـم بـــرم یادمه عربده مـی زد نـــــرو من نـمـی تـونـم. دیدی، نـدیـدم.. یادته جــلـو روم به خودت چه چطور پیچیدی.. نه می فـهـمـیـدی.. نه می شـنـیـدی.. اون موقع چه فایده ... یکی بـه من بگه چـطـور بـه ایـن مـخـاطـب خـاص بـفـهـمـونـم پـشـیـمـونـی دیـگـه فـایـده نـدارد..؟
اون روزی کـه خـواسـتـم بـــرم یادمه عربده مـی زد نـــــرو من نـمـی تـونـم.
دیدی، نـدیـدم..
یادته جــلـو روم به خودت چه چطور پیچیدی..
نه می فـهـمـیـدی.. نه می شـنـیـدی..
اون موقع چه فایده داشت که من نرم.
زمانی به این موضوع رسیدی که به آخر، خط تو رسیدی !!!
لایــــــــــک = اصلا فایده ای نداره وقـتـی کـه تـنـهـایی یا توی اوج گـوشـه گـیـری
تـــو بـیـای آروم کـنـارم، دستای مـنـو بـگـیـری‌ ؟!؟
چه فایده ای داره؟!؟ زمانی که باید می بودی تو برام سنگ صبور خوبی، اصلا نبودی !!!
فایده ای نداره وقـتـی کـه نـیـسـتـم بری گـوشـه ی اتـاقـت، همونطور که گفتم از رو دلتنگی گـریـه هـا بـیـان سـراغـت.
که چی من بشنوم از تو، کـسـی غیر مـن نـداری!؟! اصلا الان فایده ای نداره !!!
الان دیگه عیبی نداره، بـجـز مـن بـه کسـی مـحـل بذاری..
اما دوسـت دارم تـو ایـن حسی که داری من بفهمم پات دیگه گیره، روحتون بـرایه هم، شب و روز داره پر می گیره
دیگه کمبودی نداری
پس خوبه تو هم کنارش، سر رویه شونش بزاری .
دیگه هیچ وقت تو به من فکر نکنی
حتی
تو اوج بی قراری، فقط به خودش فکر بکنی .
داره گـریـت می گیره؟!؟..
دیگه خواهش می کنم چـشـم بـه راهم ننشـیـنـی، یـا شـبـا وقـتـی کـه خـوابـی، خوابای مـنـو نـبـینـی؟
خـیـلـی حـرفا تـویه قـلـبـم می مونه هنوزم که هنوز، نـمـی خـوام اصـلا بـدونـی کـه دلـم واسـت می سوزه..
دوسـت دارم خوشبختیتو، مثل خودم هروقت که خواستم حس کنم
بعد از این همه گذشت برات آهنگ زیبای شادمهرو بخونم، باید منو به تلخیه نبودنت عادت بدی……..
دیـگـه از مـن حـرفـی نباشه،
ای خدا بـهش نـظـر کـن..
حـرفـای تویه قـلـبـمو، به احـسـاسـش اثــر کــن..
مشکلم ایـــنـــه کــه دیگه اصلا دوست ندارم
چون که من تو همین
دنیا
حرف های قشنگتری برای یه نفر از جنس خودت باید بیارم
دیگه من دوسـت نــدارم، من دیگه حرفی ندارم .
امیدوارم همتون شاد و خوشبخت باشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
امروز ۹۷/۳/۱۶ تو پا گذاشتی به این کره خاکیه بی رحم که این بی رحمی نتونست از نفعی که من از با تو بودن ...
Media Removed
امروز ۹۷/۳/۱۶ تو پا گذاشتی به این کره خاکیه بی رحم که این بی رحمی نتونست از نفعی که من از با تو بودن بردم کم کنه... دوستت دارم بی نهایت تولدت مبارک بهترین رفاقت با تو برام با ارزشترین چیزی بود که تو زندگیم اتفاق افتاد چون تو #به_من_زندگی_دادی #خرس_هیجده_ساله #عشق #تولد امروز
۹۷/۳/۱۶
تو پا گذاشتی به این کره خاکیه بی رحم
که این بی رحمی نتونست از نفعی که من از با تو بودن بردم کم کنه...
دوستت دارم بی نهایت
تولدت مبارک بهترین
رفاقت با تو برام با ارزشترین چیزی بود که تو زندگیم اتفاق افتاد
چون تو #به_من_زندگی_دادی
❤❤❤
🎂🎂🎂
😻😻😻
#خرس_هیجده_ساله
#عشق
#تولد😻
مادر اولین و زیباترین و واقعی ترین و پابرجاترین عشقی است که انسانها تجربه می کنند،،،ایمانم از دعای ...
Media Removed
مادر اولین و زیباترین و واقعی ترین و پابرجاترین عشقی است که انسانها تجربه می کنند،،،ایمانم از دعای توست و خدایم را از زبان تو شناخته ام ،عبادت را تو به من آموخته ای ،مادر! ای الهه مهر،،مادر عزیزم با اینکه ازم دوری اما مهرت همیشه تو قلبمه ،بوی مهربان دستهایت هنوزم یادمه ،خیلی دوستت دارم مامان گلم ،روزتون ... مادر اولین و زیباترین و واقعی ترین و پابرجاترین عشقی است که انسانها تجربه می کنند،،،ایمانم از دعای توست و خدایم را از زبان تو شناخته ام ،عبادت را تو به من آموخته ای ،مادر! ای الهه مهر،،مادر عزیزم با اینکه ازم دوری اما مهرت همیشه تو قلبمه ،بوی مهربان دستهایت هنوزم یادمه ،خیلی دوستت دارم مامان گلم ،روزتون مبارک....روز مادر رو به شما مامان گلم و تمام مادرهای دنیا تبریک میگم امیدوارم سایه تون همیشه بر سرما باشد.آمین
Read more
 #خدا <span class="emoji emoji2764"></span> #آغوش_مادرانه باصدای : #سامان_فرد موسیقی: #هامون‌اجتماعی ترانه : #علی_عباسی گیتار ...
Media Removed
#خدا #آغوش_مادرانه باصدای : #سامان_فرد موسیقی: #هامون‌اجتماعی ترانه : #علی_عباسی گیتار : #ادریس_غلامی هم اکنون میتونید این آهنگ از کانال تلگرامی که لینکش دربیو هست دانلود کنین و به مادرتون هدیه بدین #خدا متن ترانه #آغوش_مادرانه هربار زمین خوردم تو دستم رو گرفتی خیلی دلم ... #خدا ❤
#آغوش_مادرانه
باصدای : #سامان_فرد
موسیقی: #هامون‌اجتماعی
ترانه : #علی_عباسی
گیتار : #ادریس_غلامی

هم اکنون میتونید این آهنگ از کانال تلگرامی که لینکش دربیو هست دانلود کنین و به مادرتون هدیه بدین
#خدا❤👑
متن ترانه #آغوش_مادرانه
هربار زمین خوردم تو دستم رو گرفتی
خیلی دلم میخواست یکم مثل تو باشم
چشمای تو مثل خداست ای کاش میشد
رنگ چشاتو به همه دنیا بپاشم
هرجا که رفتم تو دعات پشت سرم بود
باتو که من چیزی کم ازدنیا ندارم
تموم دلخوشیم شده شبا بیامو
رو پای تو بدون منت سر بزارم
تو بیشترازخودم به من امید داری
ببخش اگه اونی که تو میخوای نمیشم
خیلی تورو رنجوندمو بازم نرفتی
هیچکی مثه تو تاتهش نمونده پیشم
هیچکسو تو دنیا مثه من دوست نداری
هیچکی مثه من تویه قلبت جا نداره
احساسیو که تو به من داری به ولله
هیچ آدمی تو کل این دنیا نداره
این حسو حال مادرانت زندگیمه
تو پیر شدی تا من کنارت پا بگیرم هنوز مثه بچگیام دلگیر که میشم
جز سمت آغوش تو هیچ جایی نمیرم

تقدیم به مادر خودم که هرگز نشد زحماتشو جبران کنم و تمام مادرای دنیا
خدا مادرتونو نگه داره براتون
اگرم به رحمت خداوند رفتن انشالله توبهشت جاشون باشه و دعای خیرشون آغوش مادرانه ی شما
Read more
بانو با نیروی که تو به.من داده ای,,درختی شده ام که ریشه کرده تا اعماق زمین..بانو این درخت تکیه گاه توست ...
Media Removed
بانو با نیروی که تو به.من داده ای,,درختی شده ام که ریشه کرده تا اعماق زمین..بانو این درخت تکیه گاه توست تا ابد..شاخه هایم را برایت تاب میبندم.تا تاب بازی کنی و دق دلی های به جامانده از بازی های عقب افتاده ات را در آوری ,بانو با معجزه عشقت آنقدر شاخه هایم را پر کرده ای,که تا ابد شاخه ها نمیگذارند سرما,باران,آفتاب ... بانو با نیروی که تو به.من داده ای,,درختی شده ام که ریشه کرده تا اعماق زمین..بانو این درخت تکیه گاه توست تا ابد..شاخه هایم را برایت تاب میبندم.تا تاب بازی کنی و دق دلی های به جامانده از بازی های عقب افتاده ات را در آوری ,بانو با معجزه عشقت آنقدر شاخه هایم را پر کرده ای,که تا ابد شاخه ها نمیگذارند سرما,باران,آفتاب سوزان به صورت ماهت ردی بیندازد...
هیچ تبری نمیتواند مرا قطع کند,چون تا با اشک چشمهایت مرا و با لبخند و محبتت مرا پروار کردی..بانویم خالصانه دستهایت را میبوسم..جان ناقابل من فدات..
Read more
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم. شوق دیدارتو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم. شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم. شدم ان عاشق دیوانه که بودم. در نهان خانه ی جانم گل یادتو درخشید. باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید. یادم امد که شبی باهم از ان کوچه گذشتیم. پرگشودیم و دران خلوت دلخواسته گشتیم. ساعتی ... بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم.
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم.
شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم.
شدم ان عاشق دیوانه که بودم. در نهان خانه ی جانم گل یادتو درخشید. باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید. یادم امد که شبی باهم از ان کوچه گذشتیم. پرگشودیم و دران خلوت دلخواسته گشتیم.
ساعتی بر لب ان جوی نشستیم.

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه محو تماشای نگاهت.

اسمان صاف و شب ارام.
بخت خندان وزمان رام.
خوشه ی ماه فرو ریخته در اب.
شاخه ها دست براوره به مهتاب.
شب وصحرا وگل وسنگ
همه دل داده به اواز شباهنگ

یادم اید،تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند براین اب نظر کن.
اب ایینه عشق گذران است.
توکه امروز نگاهت به نگاهی نگران است.
باش فردا،که دلت بادگران است!
تا فراموش کنی.چندی از این شهرسفرکن!

باتو گفتم:"حذر از عشق!؟ندانم.
سفر از پیش تو؟هرگز نتوانم....نتوانم.

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد.
چون کبوتر لب بام تو نشستم
توبه من سنگ زدی،من نه رمیدم ،نه گسستم..." باز گفتم :"که صیادی و من اهوی دشتم.
تابه دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم ،نتوانم!" اشکی از شاخه فرو ریخت.
مرغ شب ناله ی تلخی زد وبگریخت... اشک در چشم تو لرزید.
ماه برعشق تو خندید.! یادم ایدکه:دگر از تو جوابی نشنیدم.
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم ،نه رمیدم.
*
رفت در ظلمت غم ،ان شب و شب های دگر هم.
نگرفتی دگر از عاشق ازرده خبر هم.
نکنی دیگر از ان کوچه گذر هم... بی تو ،اما ، به چه حالی من از ان کوچه گذشتم! (شعر کوچه_از فریدون مشیری)
#love #street #alone #loveher #crying #night #perfec #music #melody #like4like #likesforlikes #followforfollow #follow4follow #sad
#اشک #گریه #کوچه #فریدون_مشیری #فریدون #مشیری #بزن #شب #شب_مهتابی #دلتنگی #عشق #زن #مرد
Read more
 #negar #نوستالژی #oldpic # تحمل کن عزیز دل شکسته،تحمل کن به پای شمع خاموش؛تحمل کن کنار گریه من،به ...
Media Removed
#negar #نوستالژی #oldpic # تحمل کن عزیز دل شکسته،تحمل کن به پای شمع خاموش؛تحمل کن کنار گریه من،به یاد دلخوشی های فراموش،جهان کوچک من از تو زیباس،هنوز از عطر لبخند تو سرمست،واسه تکرار اسم ساده ی توست،صدایی از من عاشق اگر هست،منو نسپار به فصل رفته عشق،نزار کم شم من از آینده تو،به من فرصت بده گم شم ... #negar #نوستالژی #oldpic #
تحمل کن عزیز دل شکسته،تحمل کن به پای شمع خاموش؛تحمل کن کنار گریه من،به یاد دلخوشی های فراموش،جهان کوچک من از تو زیباس،هنوز از عطر لبخند تو سرمست،واسه تکرار اسم ساده ی توست،صدایی از من عاشق اگر هست،منو نسپار به فصل رفته عشق،نزار کم شم من از آینده تو،به من فرصت بده گم شم دوباره،توی آغوش بخشاینده تو،به من فرصت بده برگردم از من،به تو برگردمو یار توباشم،به من فرصت بده باز ازسر نو،دچار تو گرفتار توباشم،نزار از رفتنت ویرون شه جانم،نزار از خود به خاکستربریزم،کنار من که وامیپاشم از غم تحمل کن تحمل کن عزیزم،به من فرصت بده رنگین کمون شم از آغوش تو تا معراج پرواز،حدیث تازه عشق توام من،به پایانم نبر از نو بیاغاز. #نگار #
Read more
حس خوبیه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زده واسه ی رسوندن خودش به تو همه راهو نفس نفس زده حس خوبیه ببینی ...
Media Removed
حس خوبیه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زده واسه ی رسوندن خودش به تو همه راهو نفس نفس زده حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخابه تو مصممه دستتو بگیره و بهت بگه موندنش کنار تو مسلمه حس خوبیه تو همین لحظه که دل گیرم ازهمیشه به تو وابسته ترم اگه حس خوبه تو به من نبود فکر عاشقی نمیزد به سرم به من انگیزه ی زندگی ... حس خوبیه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زده
واسه ی رسوندن خودش به تو همه راهو نفس نفس زده
حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخابه تو مصممه
دستتو بگیره و بهت بگه موندنش کنار تو مسلمه حس خوبیه
تو همین لحظه که دل گیرم ازهمیشه به تو وابسته ترم
اگه حس خوبه تو به من نبود فکر عاشقی نمیزد به سرم
به من انگیزه ی زندگی بده تا دوباره حس کنم کنارمی
به دروغم شده دستامو بگیر الکی بگو که بیقرارمی الکی
حس خوبیه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زده
واسه ی رسوندن خودش به تو همه راهو نفس نفس زده
حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخابه تو مصممه
دستتو بگیره و بهت بگه موندنش کنار تو مسلمه حس خوبیه
اون تو بدی که همیشه با نگاش لحظه های منو عاشقونه کرد
این منم که تو تموم لحظه ها واسه عاشقی تو رو بهونه کرد
هرگز اون نگاه مهربونت بی تفاوتی رو یاده من نداد
من پر از نیاز با تو بودنم مگه میشه قلبه من تو رو نخواد
متن آهنگ حس خوبیه شادمهر عقیلی
حس خوبیه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زده
واسه ی رسوندن خودش به تو همه راهو نفس نفس زده
حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخابه تو مصممه
دستتو بگیره و بهت بگه موندنش کنار تو مسلمه حس خوبیه
Read more
. <span class="emoji emoji2796"></span>‌پسر گفت: حجابتو رعایت کن، دیدن زیباییهای تو منو به گناه میندازه!!! . <span class="emoji emoji2796"></span>دختر گفت: چشماتو درویش ...
Media Removed
. ‌پسر گفت: حجابتو رعایت کن، دیدن زیباییهای تو منو به گناه میندازه!!! . دختر گفت: چشماتو درویش کن! مگه من باید به خاطر تو خودمو محدود کنم؟! . پسر گفت: طبیعت من نگاه کردن و لذت بردن از زیباییهاست. دست خودم نیست... . دختر گفت: طبیعت منم نشون دادن زیباییهامه‌!دختر اگه جلوه گری نکنه که دختر ... .
➖‌پسر گفت: حجابتو رعایت کن، دیدن زیباییهای تو منو به گناه میندازه!!!
.
➖دختر گفت: چشماتو درویش کن! مگه من باید به خاطر تو خودمو محدود کنم؟!
.
➖پسر گفت: طبیعت من نگاه کردن و لذت بردن از زیباییهاست. دست خودم نیست...
.
➖دختر گفت: طبیعت منم نشون دادن زیباییهامه‌!دختر اگه جلوه گری نکنه که دختر نیست...
.
➖پسر گفت: خوب جلوه گریتو بذار برای شوهرت، این طوری منو هم به گناه نمیندازی...
.
➖دختر گفت: تو نگاه هوس آلودتو بذار برای همسرت! این طوری منو هم محدود نمی کنی... .
➖پسر گفت: اگه همسر نداشتم چی؟ اگه نتونستم ازدواج کنم چی؟ اگه بعد از ازدواج تو خیابون چشمم به تو افتاد چی؟ مگه می تونم چشمامو ببندم؟
.
➖دختر گفت: اگه منم نتونستم ازدواج کنم چی؟ برای کی جلوه گری کنم؟
.
➖پسر گفت: خدا گفته خودتو بپوشونی. خدا گفته به صبر و نماز پناه ببری. خدا گفته با ایمان و عبادت فقط برای او جلوه گری کنی...
.
➖دختر گفت: خدا گفته تو هم چشماتو کنترل کنی. پیامبر گفته نگاه تو به من تیری زهر آلوده از طرف شیطان. گفته برای کنترل خودت روزه بگیری...
.
➖پسر گفت: اما باور کن با وجود جلوه گری تو کنترل نگاه برای من خیلی سخته.
انصاف نیست که تو خودتو نپوشونی و از من انتظار داشته باشی نگات نکنم. ➖دختر گفت: تو هم اگه نگاهتو کنترل نکنی پوشیدن این همه لباس برام خیلی سخته. انصاف نیست تو به من نگاه کنی و از من انتظار داشته باشی جلوه گری نکنم.
.
➖پسر گفت: اما اگه تو جلوه گری نکنی من دیگه دلیلی برای نگاه بهت ندارم... ➖دختر گفت: تو هم اگه نگاه نکنی من دیگه دلیلی برای جلوه گری برات ندارم...
.
✔️بهتر نیست که هر دو ، همدیگه رو درک کنیم؟ ✔️بهتر نیست که هر دو ، برای عفت عمومی تلاش کنیم؟

ألـلَّـھُــــــمَــ ؏َـجــــــــــِّـلْ لِوَلــــــیِـڪْ ألــــــــــْـفـــــَـرَج
Read more
. یادم آید تو به من گفتی . از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب، آیینه ی عشق گذران است تو ...
Media Removed
. یادم آید تو به من گفتی . از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب، آیینه ی عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا، که دلت با دگران است تا فراموش کنی، چند ی از این شهر سفر کن. . #فریدون_مشیری #کوچه #شعرنو #شعرسپید #سفر_بيتا_به_مالزی #پورتره #سفر #سفرنامه ... .
یادم آید
تو به من گفتی
.
از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب، آیینه ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی، چند ی از این شهر سفر کن.
.
#فریدون_مشیری
#کوچه #شعرنو #شعرسپید
#سفر_بيتا_به_مالزی
#پورتره
#سفر #سفرنامه #بلاگر
#bitanaz
#Instagram #travel #travelphotography #traveller #travellers #travelphotographer #photographer #photography #portrait #amateurphotography #trip
پ.ن معبد هندوها
Read more
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد ...
Media Removed
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه‌ها ... بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینi عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،

باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
Read more
. بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز ...
Media Removed
. بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته ... .
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.

در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشۀ ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:

ـ «از این عشق حذر كن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،

آب، آیینۀ عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!» با تو گفتم:‌ «حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .» باز گفتم كه : «تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!» اشكی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .

اشک در چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم.

نگسستم، نرمیدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .

بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم! .
.
.
.
"فریدون مشیری"
Read more
<span class="emoji emoji1f31f"></span>بخونید ارزش داره<span class="emoji emoji1f31f"></span> . . بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق ...
Media Removed
بخونید ارزش داره . . بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم ... 🌟بخونید ارزش داره🌟
.
.
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو،همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام، بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینه عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
.
.
واقعا زیباس این شعر ❤ از زنده یاد فریدون مشیری که اتفاقا سی ام شهریور سالروز تولدشون بود🌟 #niloofarbehboudi
Read more
سلام نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاقان ترم یا تو به من؟ #فاضل_نظری #تبریز
Media Removed
سلام نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاقان ترم یا تو به من؟ #فاضل_نظری #تبریز سلام
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاقان ترم یا تو به من؟
#فاضل_نظری
#تبریز
Loading...
Load More
Loading...