تو عشق به را

Loading...


Unique profiles
95
Most used tags
Total likes
0
Top locations
دریاچه مصنوعی شهدای خلیج فارس - چیتگر, Tehran, Iran, Planet Earth
Average media age
712 days
to ratio
8.1
_ #أنا_أنتظرك ... _ دلم آشوب است برای مادری که عمری #سکوت کرده تا خبری از پسرش شود اما چیزی جز #چند_تکه_استخوان ...
Media Removed
_ #أنا_أنتظرك ... _ دلم آشوب است برای مادری که عمری #سکوت کرده تا خبری از پسرش شود اما چیزی جز #چند_تکه_استخوان و یک #پلاک نصیبش نشده ( #سام_تهامی ) _ اردی نوشت: هیچکس حال مادری که فرزند خود را از دست داده درک نخواهد کرد حتی اگر مادر باشد فاتحه نوشت: شب جمعه است #فاتحه و #صلواتی نثار ... _
#أنا_أنتظرك ...
_
دلم آشوب است
برای مادری که
عمری #سکوت کرده
تا خبری از پسرش شود
اما چیزی جز
#چند_تکه_استخوان و
یک #پلاک
نصیبش نشده
( #سام_تهامی )
_
👈اردی نوشت: هیچکس حال مادری که فرزند خود را از دست داده درک نخواهد کرد حتی اگر مادر باشد
👈فاتحه نوشت: شب جمعه است #فاتحه و #صلواتی نثار روح همه شهدای گرانقدر و همه عزیزان خفته در خاک نماییم
👈دعا نوشت:اگر قابل باشم دعاگو بوده و هستم و اگر قابل دانستید بنده را نیز از دعای خیرتان بی نصیب نفرمایید بسیار بسیار ملتمس دعایتان هستم
👈اعتقاد نوشت: من به #معجزه شهدا، کلام و #تسبیح مادر(س) ایمان دارم
👈وفانوشت:همه چیز را درست مینماید کسی که یوسف را پادشاه نمود،آتش را بر ابراهیم سرد نمود،چاقوی زیرگلوی اسماعیل را کُند نمود، یونس را در شکم نهنگ پنهان نمود، مریم(س) را از تهمت بری نمود،موسی را در دامن آسیه(س) گذاشت، چشم علی(ع) در #کعبه گشود، محمد(ص) را در غار پنهان نمود،خدیجه(س) را بر سر راه محمد(ص) قرار داد و #عزت_زهرا(س)را تا #آخرالزمان پایدار نمود.کافیست ایمان داشته باشی همه چیز درست خواهد شد حتی اگر همه پلها خراب شده باشند تو را به مقصد خواهد رساند
👈رهانوشت: چندبار گذشته ای از من، چند بار بگذرم از تو، عشق به گذشتن نیست به وفاداریست
_
#ابراهیم_در_آتش #میکل_آنژ #ذوالنون #قرآن #شهدا #شهدای_گمنام #توسل #شب_جمعه #السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا(س) #التماس_دعا #السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان(روحی و ارواحناله الفدا) #فصل_نرگس #پاییز #آذر #آخر_پاییز #وفاداری #مدیریت_خانواده #خانواده
Read more
Loading...
 #به_نام_خدا #وقت_بخیر #در_آرزوی_شهادت به احترام تو عالم قیام خواهد کرد به نام نامی تو احترام ...
Media Removed
#به_نام_خدا #وقت_بخیر #در_آرزوی_شهادت به احترام تو عالم قیام خواهد کرد به نام نامی تو احترام خواهد کرد فروغ ماه رخت انتشار خواهد یافت جهان به فر و شکوهت سلام خواهد کرد از آن بخاطر تو خلق کرد هستی را که جلوه درتوحق ذوالکرام خواهد کرد غرض زخلقت هستی تویی که خالق نیز ترا سرآمد و خیرالانام ... #به_نام_خدا
#وقت_بخیر
#در_آرزوی_شهادت
به احترام تو عالم قیام خواهد کرد
به نام نامی تو احترام خواهد کرد

فروغ ماه رخت انتشار خواهد یافت
جهان به فر و شکوهت سلام خواهد کرد

از آن بخاطر تو خلق کرد هستی را
که جلوه درتوحق ذوالکرام خواهد کرد

غرض زخلقت هستی تویی که خالق نیز
ترا سرآمد و خیرالانام خواهد کرد

خدا پس از تو ندارد رسولی و با تو
رسالت رسلش را تمام خواهد کرد

فرشتگان به مقام توغبطه خواهدخورد
خدا ترا که بخود همکلام خواهدکرد

خوشا بر آنکه به آیین پاک تو گرود
بدابرآنکه براین ره خصام خواهد کرد

پس از تو نیز برای رواج مکتب تو
علی و آل علی اهتمام خواهد کرد

به روز واقعه او را بهشت می بخشند
هرآنکه پیروی ازاین امام خواهد کرد

به پیش معجز تو هر سخنوری ساحر
زشرم ، تیغ زبان در نیام خواهد کرد

هنوز اول راه است یا نبی زین بعد
چهاکه عشق توباخاص وعام خواهدکرد

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ. اللَّهُمَّ عجل لولیّک الفرج. الهی آمین یا رب العالمین.
#صلوات
#صلوات_بر_محمد_صلوات_الله_علیه
#صلوات_نثار_اهل_بیت
#صلوات_میوه_بهشت
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_وعجل_فرجهم
#اللهم_صل_على_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#khamenei_ir
#خدا_دوست_پرهام
#who_is_hossein
#سیل_صلوات_بپا_کنیم
#یا_اباصالح_المهدی
#کمپین_دعا_برای_فرج_امام_زمان
#rahbar
#عید_مبارک
#مامان
#بابا
#سلامتی_امام_زمان_عج_صلوات
#بچه_شیعه
#بچه_شیعه_باس
#حضرت_زهرا
#یا_زینب_کبری_سلام_الله_علیها
#صلوات_بهترین_دعا
#مادران_شهدا
#پنج_تن_آل_عبا
#پنج_تن
#خدایا_شکرت
Read more
دقیق به یاد ندارم چه روزی بود... که دختری مثل من.. نوجوان و کم سن.. عاشق مردی از تبار تو شد...دریادل ...
Media Removed
دقیق به یاد ندارم چه روزی بود... که دختری مثل من.. نوجوان و کم سن.. عاشق مردی از تبار تو شد...دریادل و باتجربه فقط میتوانست او را در قاب تلوزیون ببیند... در ساعت هایی به خصوص در هفته... در قابِ آبی رنگِ استقلال... روزها گذشت.. هفته ها... ماه ها و حتی سالها و دخترک که دیگر از نوجوانی گذشته بود، ... دقیق به یاد ندارم چه روزی بود...
که دختری مثل من.. نوجوان و کم سن..
عاشق مردی از تبار تو شد...دریادل و باتجربه
فقط میتوانست او را در قاب تلوزیون ببیند...
در ساعت هایی به خصوص در هفته...
در قابِ آبی رنگِ استقلال...
روزها گذشت.. هفته ها... ماه ها و حتی سالها
و دخترک که دیگر از نوجوانی گذشته بود، هنوز هم عاشق آن مرد بود... عاشق قلب پاک ، مهربان ، بی ریا و خدایی او...
اما در طی سالهای عاشقی فهمید که تنها او عاشق آن مرد نیست و دخترانِ زیادی تمامِ زندگیشان شده آن ساعتهای مقررِ آبی... دخترانی که با اشکهای مرد اشک میریختند و با پیروزی هایش قلبشان سرشار از امید میشد...
دخترانی که حتی یکدیگر را یکبار هم ندیده بودند، باهم پیمان خواهری بسته، و تا ابد خود را پایبند به حمایت از او، در غمها و شادی ها کردند..
دخترانِ سیّدی...دخترانی متعهد... روزهای سخت زیادی به خود دیدند... روزهایی که زمینیها سیدشان را باهر شیوه ای که میتوانستند، به خیالِ خود به فرش رسانده...طاقتش را طاق کرده و از سکوتش بی رحمانه استفاده کردند... اما خدایِ آسمانی وی او را در عرش قلب مردم و هوادارانش قرار داد و هرچه آنها کوچکتر شدند، سیدشان بزرگتر شد.
امروز که سی و پنجمین سالِ زندگیه پاک و خدایی او آغاز شد، همه ی ما برایش از خداوند سلامتی ، موفقیت ، عزت و آرامش طلب کرده و برایش فرستادیم... و او با قلبِ مهربانشِ اینهمه عشق را بی جواب نگذاشت💙
دل خوشیِ بزرگی شد برای ما ؛ تشکر از پست اتحادی ک یکبار دیگر پیمانمان را محکمتر از قبل کرد برای کنار تو بودن...
به امیدِ دلخوشی های بیشتر از جانب تو برای ما💐
زادروزت مبارک از طرف دخترانِ #سیّدی

متن و عکس: @zahrarahmati111
@mehdirahmati111
Read more
بین اذکار، "حسین عشق منی" را عشق است اینکه غیر از تو نگویم سخنی را عشق است ذکـرت آمد به میان، باز عسل ...
Media Removed
بین اذکار، "حسین عشق منی" را عشق است اینکه غیر از تو نگویم سخنی را عشق است ذکـرت آمد به میان، باز عسل خیز شدم با "حسین جانِ" تو شیرین دهنی را عشق است من حسینی شدم از بس که "حسن جان" گفتم نوکـری های "حسینی حسنی" را عشق است همه ی سینه زنان، خـون تو در رگ دارند پس من و این همه اقوامِ تنی را عشق است کـربلا ... بین اذکار، "حسین عشق منی" را عشق است
اینکه غیر از تو نگویم سخنی را عشق است
ذکـرت آمد به میان، باز عسل خیز شدم
با "حسین جانِ" تو شیرین دهنی را عشق است
من حسینی شدم از بس که "حسن جان" گفتم
نوکـری های "حسینی حسنی" را عشق است
همه ی سینه زنان، خـون تو در رگ دارند
پس من و این همه اقوامِ تنی را عشق است
کـربلا خانه ی اجـدادی ما نوکـرهاست
بدهی خاتمه دور از وطنی را، عشق است
باز هـم رو زده ام، کـرب و بلا می خواهم
تو بگو نه، که همین دل شکنی را عشق است
دست رد می زنی و سینه ی من می سوزد
و به عشق تو همین سینه زنی را عشق است
عاشق از عشق به معشوق اثر می خواهد
پس به جان تو فقط بی کفنی را عشق است
نــوكـــر نـوشـــت:
#حسین_جان
یک روز هم نشد که نباشم به یادتان
قـربان آن کرامت و مشی و مـرامتان
رحـمـی نما، بیا و تـو درهـم بخر مرا
روزی بـیایدش کـه بیـایم به کـارتـان
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_عبدالحسن_محمدی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
‍ ‍ اگر آسوده باشی می بینی که دیگران نیز آرام تر شده اند . اگر مراقبه گون باشی ناگهان می بینی که درختان ...
Media Removed
‍ ‍ اگر آسوده باشی می بینی که دیگران نیز آرام تر شده اند . اگر مراقبه گون باشی ناگهان می بینی که درختان در مراقبه اند ، صخره ها در مراقبه اند ، ماه در مدیتیشن عمیقی است . وقتی عشق در تو شروع به لبریز شدن می کند ، نه آن عشقی که تو می شناسی ، بلکه آن عشقی که عرفا می شناسند . ناگهان می بینی که در تمام اطرافت در حال ... ‍ ‍ اگر آسوده باشی می بینی که دیگران نیز آرام تر شده اند .
اگر مراقبه گون باشی ناگهان می بینی که درختان در مراقبه اند ، صخره ها در مراقبه اند ، ماه در مدیتیشن عمیقی است .
وقتی عشق در تو شروع به لبریز شدن می کند ، نه آن عشقی که تو می شناسی ، بلکه آن عشقی که عرفا می شناسند .
ناگهان می بینی که در تمام اطرافت در حال جاری شدن است .
از گیاهان جاریست ،
تو این را رایحه می نامی اما این عشق است ،
از خورشید جاریست ،
تو آن را نور می نامی اما عشق است .
از زمین جاریست ،
تو آن را جاذبه می نامی اما عشق است .
این سکوت شب ، جیک جیک پرندگان ، سکوت ... همه اینها عشق است ، اما اول باید در تو اتفاق بیفتد .
Read more
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این ...
Media Removed
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این جنایت به پاس بودن هاست شهرِ بی شعر نوش جان شما شاعر اینجا جنازه ای تنهاست دوست دارم به آسمان بزنم تا نگاهم به ماه برگردد می فروشم خدای نورم را روزگار ِ سیاه برگردد بیت، من را گرفته ... مرگ آرام در تحمل بستر

مثل ققنوسِ شمس برگشتن

در مسیحایِ سردِ خاکستر

دست هایم به کار کشتنم اند

این جنایت به پاس بودن هاست

شهرِ بی شعر نوش جان شما

شاعر اینجا جنازه ای تنهاست

دوست دارم به آسمان بزنم

تا نگاهم به ماه برگردد

می فروشم خدای نورم را

روزگار ِ سیاه برگردد

بیت، من را گرفته از خویشم

اولم شعر بوده، عشق آخر

شعر یعنی تمام آدم ها

عشق یعنی علیرضا آذر

عشق اما نهایتی مجهول

بی حضورش اگر چه شب عالی است

در تن فکرهای هر شبه ام

باز هم جای خالی اش خالی است

پشت ذهنم دهان سوراخی

به خیال کلید وا مانده

یا کلیدی به فکر سوراخی

توی جیب جلیقه جا مانده

آنور قفل های تکراری

می پذیرم عمیق چاهم را

دوزخت از بهشت آبی بهتر

می کشم وزنه ی گناهم را

چشم هایت کنار ماشین ها

زیر پاهای شهر جان بدهند

عابرین شلوغ بی سر و ته

رد شوند و سری تکان بدهند

جفت گیری گاو - آدم ها

پای تابوت کرکسی مُرده

ماهیانی که دیر فهمیدند

کوسه از رنج بی کسی مُرده *

باز روزی شریک جرمت را

توی تار عنکبوت می بینی

دست و پای ظریف جفتت را

روی میز نهار می چینی

توی بشقاب مهمان ها

تکه های غرور خون بارت

زیر چشمی تعارفی بزنی

به لب و لوچه ی پرستارت

مفصل و ساق استخوانت را

به سگ هرزه ای نشان بدهی

استخوان را به نیش خود بکشی

رو به خود هم دمی تکان بدهی

بعداز عمری خر خودت باشی

یک نفر گردن کلفتت را

مفت دریا به تخم ماهی ها

یک نفر در طویله جفتت را...!!! از دهان تو خسته تر باشم

زیر فحش تو جان به جان بدهم

زیر فحش تو خوار مادر را

به درک!! روی خوش نشان بدهم

عشق یعنی علاج واقعه ای

قبل از افتاد و بعد از افتادن

عشق یعنی که نامه ای خوش خط

به زن هیتلر فرستادن

و بگویی که عاشقش هستی

بچه ها هم تفنگ می گیرند

عشق یعنی به تخم ماهی ها

که هزاران نهنگ می میرند

غرق در انتهای یک باور

در تمنای صید مروارید

زیر آبی و غافل از اینکه

بچه میگو به هیکلت میرید!

بی نفس از فشار یک پوچی

در سراشیب تن پس از سیگار

زیر لب آرزو کنی هر شب

دست از این مَردِ بی پدر بردار

مثل کبریتِ بی خطر باشی

هیزمی از تو گـُر نگیرد یا... مثل آتشفشان سردی که

برف را ساده می پذیرد بعد... عشق یعنی بغل کنم زن را

فکر زن جای دیگری باشد

عشق یعنی زنی بغل کُندم

فکر من جای دیگری باشد *

جان این ایستگاه متروکه

زنده کن لاشه ی قطارم را

هیچ عشقی به مقصدم نرسید

پس بده مهره های مارم را

ضامنم را بکش که منتظرند
Read more
Loading...
. . . <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span>این بلا را چه کسی بر سرت آورده است شمسای گیلانی؟ ــ عشق. تو که می دانی. ــ خب عشق که گناه نیست. ...
Media Removed
. . . این بلا را چه کسی بر سرت آورده است شمسای گیلانی؟ ــ عشق. تو که می دانی. ــ خب عشق که گناه نیست. چرا می ترسی؟ ــ عشق به نا محرم٬ حتی؟ ــ محرمی و نامحرمی٬ به نیت بستگی دارد. ــ نیتم که پاک است٬ جرئتم کم است. ــ حرف از پاکی و ناپاکی نیست٬ حرف از قصد است. مقصد عشق٬ حد محرمی و نامحرمی را مشخص می کند. ــ ... .
.
.
🌸🍃این بلا را چه کسی بر سرت آورده است شمسای گیلانی؟
ــ عشق. تو که می دانی.
ــ خب عشق که گناه نیست. چرا می ترسی؟
ــ عشق به نا محرم٬ حتی؟
ــ محرمی و نامحرمی٬ به نیت بستگی دارد.
ــ نیتم که پاک است٬ جرئتم کم است.
ــ حرف از پاکی و ناپاکی نیست٬ حرف از قصد است. مقصد عشق٬ حد محرمی و نامحرمی را مشخص می کند.
ــ مرد! آنچه که می گویی٬ با این جسارت٬ آیا در دیانت ما٬ خلاف نیست؟
ــ خلاف از چشم خدا٬ یا خلاف از چشم آنها که به جای خدا حرف می زنند؟
ــ چه فرق می کند؟ اینها هستند که احکام الهی را اجرا می کنند.
ــ تو که از حکم عشق می ترسی٬ چرا عاشق شدی مرد؟
.
.
#نادرابراهيمي
#مردی_در_تبعید_ابدی
Read more
بعد از ظهر‌های بارانی دلهره آورند. در تاریکِ روشنِ اتاقِ پر حوصله‌‌ام ، شعر‌هایم را میخوانم، عکس‌هایت ...
Media Removed
بعد از ظهر‌های بارانی دلهره آورند. در تاریکِ روشنِ اتاقِ پر حوصله‌‌ام ، شعر‌هایم را میخوانم، عکس‌هایت را میبینم، گاهی‌ می‌‌نویسم، گاهی‌ به صدای خیابان گوش میدهم .... و اغلب فکر می‌‌کنم همین الان، اگر در آن گوشه ی دنیا که تو هستی‌ باران بگیرد، کسی‌ هست برایت شعر بگوید؟ کسی‌ هست عکس‌ها را نشانت دهد ... بعد از ظهر‌های بارانی دلهره آورند. در تاریکِ روشنِ اتاقِ پر حوصله‌‌ام ، شعر‌هایم را میخوانم، عکس‌هایت را میبینم، گاهی‌ می‌‌نویسم، گاهی‌ به صدای خیابان گوش میدهم .... و اغلب فکر می‌‌کنم همین الان، اگر در آن گوشه ی دنیا که تو هستی‌ باران بگیرد، کسی‌ هست برایت شعر بگوید؟ کسی‌ هست عکس‌ها را نشانت دهد و لبانت را به لبخندی باز کند؟ کسی‌ هست از تو برای خودت بنویسد؟ کسی‌ که وادارت کند به صدای خیابان، به صدای باران، به صدای عشق گوش دهی‌ و از زندگی‌ در یک اتاقِ کوچکِ پر حوصله‌ در یک بعد از ظهرِ بارانی لذت ببری؟ کسی‌ هست؟
.
نيكى فيروزكوهي
📚همه مادران به بهشت نمى روند
خيلي خيلي ممنونم از اينهمه ابراز مهر، اينهمه عشق به خاطر استورى امروزم. چقدررررررررر همتون ماهيد. خيلي دوستتون دارم و قول مى دم به همه پيامهاي قشنگتون جواب بدم💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ "نیایشی در جستجوی یار"<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمری ست که عمرم همه در کار ...
Media Removed
️ "نیایشی در جستجوی یار"️ دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمری ست که عمرم همه در کار دعا رفت حافظ دعای کمیل یک نالۀ عاشقانه است که: ای محبوب عالمیان، ای منتهای آمال عارفان، ای حبیب دلهای صادقان، آخر تو کجایی؟ تو خود ای گوهر یکدانه کجایی آخر کز غمت دیدۀ مردم همه دریا باشد حافظ و ... 🔹️
🔹️
🔹️
"نیایشی در جستجوی یار"🔹️
🔹️
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمری ست که عمرم همه در کار دعا رفت
حافظ

دعای کمیل یک نالۀ عاشقانه است که:
ای محبوب عالمیان، ای منتهای آمال عارفان، ای حبیب دلهای صادقان، آخر تو کجایی؟

تو خود ای گوهر یکدانه کجایی آخر
کز غمت دیدۀ مردم همه دریا باشد
حافظ

و اگر آدمی گوش جان باز کند این فریاد را از جملۀ آدمیان بلکه تمامی ذرّات کائنات می شنود و همه چیز و همه کس را در این عشق رقیب خود می بیند و از غیرت بانگ برمی آورد که:

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن
روز و شب عربده با خلق جهان نتوان کرد
حافظ

ز هر ذرّه نهانی نالۀ عشق تو بشنیدم
جهانی را رقیب خویش دیدم ناله سر کردم
مهدی الهی قمشه ای

نالۀ جانسوز نی که از جدایی ها شکایت می کند نیز همین است که ما از تو دور افتاده ایم و

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
مولانا

این شوق و این جستجوی ابدی ست که ما را از خاک به افلاک می کشاند

به بوی دُردیی کو ریخت بر خاک
برآمد آدمی تا شد بر افلاک
شبستری

برگرفته از پیشگفتار کتاب "دعای کمیل"
ترجمه و پیشگفتار: حسین الهی قمشه ای
خوشنویسی اثر میرعماد
#نیایش #دعای_کمیل #کتاب #حسین_الهی_قمشه_ای #دکتر_الهی_قمشه_ای #قمشه_ای #اینستاگرام
#Invocation #Invocations_of_Komail #Book #Drelahighomshei #Ghomshei #Instagram #Official
Read more
یکبار دزدکی باهم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیب هایم خالی ...
Media Removed
یکبار دزدکی باهم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیب هایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود. یک روز فروغ پرسید:کی ازدواج میکنیم؟ گفتم:اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتاده بانک و تعمیر کولر آبی ... یکبار دزدکی باهم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیب هایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود. یک روز فروغ پرسید:کی ازدواج میکنیم؟
گفتم:اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتاده بانک و تعمیر کولر آبی بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمه نان از کله سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و مهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی. هردومان یخ میزنیم. بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را میبینیم. نمی توانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم. در سیاله زندگی دست و پا میزنیم، غرق میشویم و بجز دلسوزی برای یکدیگر کاری از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان میرود و گرسنگی جایش را میگیرد... #مصطفی_مستور
#عشق_روی_پیاده_رو
Read more
آویز طلا عشق سنگ: لاجورد شناسه اثر: 1873 وزن طلا: 5.980 گرم ---------------------------------------------------- ...
Media Removed
آویز طلا عشق سنگ: لاجورد شناسه اثر: 1873 وزن طلا: 5.980 گرم ---------------------------------------------------- اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی ... همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران ... آویز طلا عشق
سنگ: لاجورد
شناسه اثر: 1873
وزن طلا: 5.980 گرم
---------------------------------------------------- اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم،
به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم
تو خود این را می‌دانی ...
همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری.
مراقبشان باش ...
به خودت این فرصت را بده تا بگویی : «مرا ببخش» ، «متاسفم» ، «خواهش می‌کنم» ، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن ...
هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن ...
به دوستان و همه‌ی آن‌هایی که دوستشان داری ، بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت
گابریل گارسیا مارکز ---------------------------------------------------- #cobaltjewelry #کبالت #handmade #gold #gift #طلا #زیورالات_دستسازfashion #هديه #persian #pendant #jewellerynecklace #خاص #متفاوت #unique #آويز #ایده_نو #کالیگرافی #سنگ #لاجورد #lapis_lazuli #jewellerylover #love #artwork #gem #cobaltlovers #هنر_ایرانی
Read more
روز: نيايش از آگاهي نسبت به اين كه هستي چقدر به تو موهبت ارزاني داشته برمي خيزد. از تجربه زيبايي هايي ...
Media Removed
روز: نيايش از آگاهي نسبت به اين كه هستي چقدر به تو موهبت ارزاني داشته برمي خيزد. از تجربه زيبايي هايي كه تو را فرا گرفته است: ستارگان، خورشيد، ماه، گلها، رنگين كمان، ابرها و انسانها. وجود تو، اين معجزه شگفت انگيز، اين دنياي اسرارآميز، به تو ارزاني شده. تو شايسته آن نيستي، هديه اي رايگان است، اما ... روز:
نيايش از آگاهي نسبت به اين كه هستي چقدر به تو موهبت ارزاني داشته برمي خيزد. از تجربه زيبايي هايي كه تو را فرا گرفته است: ستارگان، خورشيد، ماه، گلها، رنگين كمان، ابرها و انسانها. وجود تو، اين معجزه شگفت انگيز، اين دنياي اسرارآميز، به تو ارزاني شده. تو شايسته آن نيستي، هديه اي رايگان است، اما حتي بابت آن از خدا تشكر نكرده اي. آنگاه كه از اين موهبت ارزشمند آگاه شوي، نيايشي عظيم از قلبت به پا مي خيزد. اين نيايش از بهر خواستن چيزي نيست، يك تشكر خالي و يك قدر شناسي است. عبادت است. و چه زيباست چنين نيايشي! تنها چنين نيايشي ديني است. تو به هيچ طريق قصد نداري از خدا استفاده كني، بلكه فقط از او بابت تمام آنچه انجام داده تشكر مي كني. فقط مي گويي: « خدايا من لياقتش را ندارم. تو آنقدر به من بخشيده اي كه ظرفيتش را ندارم. عشق تو عظيم است. »‌ اين نيايش همچون رايحه اي از قلب تو برمي خيزد و تا آسمانها بالا مي رود. و اين يگانه عبادتي است كه به گوش خدا مي رسد. هيچ يك از ديگر عبادتها به خدا نمي رسند. و معجزه اينجاست كه چنين انساني بيش از پيش غرق در شادماني مي شود، اگرچه او خود از خدا چنين نخواسته بود. قدرشناسي انسان او را براي جذب زيبايي بيشتر لايق مي سازد. باز و پذيرا بودنش او را براي جذب بيشتر، زيبايي بيشتر، خوشي بيشتر و نغمه اي بيشتر شايسته مي سازد. همه وجود او به باغي از گل دگرگون مي شود.

شب:
عشق چيزي نيست مگر نيست شدن قطره در دريا. عشق يعني بي «‌خود » شدن. يعني واگذاري كامل خود به هستي. عشق يعني پيوستن به كل. يعني دورانداختن حد ومرزها و هويت خود. يعني ترك گفتن خودت. همين كه خودت را ترك بگويي، بي درنگ دريا مي شوي، وسيع و پهناور. ما به هويت خود چسبيده ايم. پشت آن موضع گرفته ايم. به خاطر آن مي جنگيم. حتي حاضريم خودمان را فداي آن كنيم. و اين كار حماقت محض است، زيرا «‌خود » دروغين ترين پديده در هستي است. «‌ خود »‌ همچون هواي گرم است. وجود واقعي ندارد. همچون تاريكي است. تو مي تواني تاريكي را ببيني، هرروز مي بيني اش، اما تاريكي وجود ندارد. تاريكي صرفا نبود نور است- هيچ چيزي از خود ندراد. نور را وارد كن تا تاريكي ديگر نباشد. چراغ را خاموش كن تا ناگهان تاريكي ظهور كند. تاريكي از جايي وارد نمي شود. تو مي تواني درها و پنجره ها را بسته نگاه داري. تاريكي به اين سبب از جايي وارد نمي شود كه بدون هستي است. نيستي است. تاريكي آمد و رفت نمي كند. نور است كه آمد و رفت مي كند، ‌زيرا نور هست. همچنين است « خود »‌. « خود » همان نبود عشق است.
Read more
Loading...
• امروز صبح وقتي بيدار شدم رفتم سراغ كتابخونه ي كوچكم ...كتابي رو كه از یه رفیق عزيز هديه گرفته بودم ...
Media Removed
• امروز صبح وقتي بيدار شدم رفتم سراغ كتابخونه ي كوچكم ...كتابي رو كه از یه رفیق عزيز هديه گرفته بودم رو باز كردم ، گفتم شايد شما هم دوست داشته باشيد با من تمام روز با اين شعر دلتون گرم شه و كيف كنيد پس ميخونم واستون : . . 🦋 از دوستت دارم / یدالله رویایی . از تو سخن از به آرامی از تو سخن از به تو گفتن از ...
امروز صبح وقتي بيدار شدم رفتم سراغ كتابخونه ي كوچكم ...كتابي رو كه از یه رفیق عزيز هديه گرفته بودم رو باز كردم ، گفتم شايد شما هم دوست داشته باشيد با من تمام روز با اين شعر دلتون گرم شه و كيف كنيد پس ميخونم واستون :
.
.
🦋
از دوستت دارم / یدالله رویایی
.

از تو سخن از به آرامی

از تو سخن از به تو گفتن

از تو سخن از به آزادی

وقتی سخن از تو می گویم

از عاشقانه از عارفانه می گویم

از دوست دارم از خواهم داشت

از فکر عبور در به تنهایی

من با گذر از دل تو می کردم

من با سفر سیاه چشم تو زیباست خواهم زیست

من با به تمنای تو خواهم ماند

من با سخن از تو خواهم خواند

ما خاطره از شبانه می گیریم

ما خاطره از گریختن در یاد

از لذت ارمغان در پنهان،

ما خاطره ایم از به نجواها... من دوست دارم از تو بگویم را

ای جلوه ای از به آرامی

من دوست دارم از تو شنیدن را

تو لذت نادر شنیدن باش.

تو از به شباهت، از به زیبایی

بر دیده ی تشنه م تو دیدن باش! :) 🌱
.
.
.
تمام روز پر از عشق و شادی باشید الهی🍃
Read more
مردم خود را به ديگران مي چسبانند و تو هرقدر بيشتر به ديگران بچسبي، آنان هراسناك تر مي شوند. خواهند خواست ...
Media Removed
مردم خود را به ديگران مي چسبانند و تو هرقدر بيشتر به ديگران بچسبي، آنان هراسناك تر مي شوند. خواهند خواست از تو بگريزند، زيرا هركس نياز دروني شديدي براي آزاد بودن دارد. ميل و آرزوي آزادي برتر و ژرف تر از هر ميل و آرزوي ديگري است. بنابراين تو حتي عشق را مي تواني قرباني كني اما نمي تواني آزادي را قرباني كني. ... مردم خود را به ديگران مي چسبانند و تو هرقدر بيشتر به ديگران بچسبي، آنان هراسناك تر مي شوند. خواهند خواست از تو بگريزند، زيرا هركس نياز دروني شديدي براي آزاد بودن دارد. ميل و آرزوي آزادي برتر و ژرف تر از هر ميل و آرزوي ديگري است. بنابراين تو حتي عشق را مي تواني قرباني كني اما نمي تواني آزادي را قرباني كني.
طبيعت امور اينگونه نيست. به همين دليل شادماني واقعي فقط در تنها بودن تو مي تواند رخ دهد. تنها بودن، هنر است. و با خود شادماني به همراه مي آورد. اگر تو نخست در وجود خويش ريشه بدواني و سپس به برقراري ارتباط با ديگران اقدام كني، اين پديده اي كاملا متفاوت است.
اينك تو مي تواني مشاركت كني.
مي تواني عشق بورزي و از اين عشق لذت ببري.
با وجود زودگذر بودن آن، تو مي تواني به رقص درآيي، آواز بخواني و هرگاه كه آن لحظه بگذرد، ديگر گذشته است-
تو به عقب نمي نگري.
تو اين توانايي را داري كه عشق ديگري را بيافريني.
پس هيچ نيازي نيست به كسي بچسبي.
تو از آن عاشق و از آن عشق سپاسگزاري كه ديگر وجود ندارد، زيرا تو را غني ساخته. به تو شمه اي از زندگي بخشيده و پخته ترت كرده است. اما اين زماني امكانپذير است كه تو برخي زمينه سازيها را در وجود خويش انجام داده باشي. اگر عشق همه آن چيزي باشد كه تو داري، بدون هيچ زمينه اي براي مراقبه، آنگاه گرفتار رنج و عذاب خواهي شد.
هر عشق بازي اي دير يا زود به يك كابوس تبديل خواهد شد. هنر تنها بودن و در تنهايي خوش و خرم بودن را بياموز تا همه چيز امكانپذير شود.
#mandanamani 🌸
Read more
جهان بی خنده های تو معنا نخواهد داشت اگر کودک نبود نه پدر معنا داشت نه هیچ مادری بهشتی میشد هر کودک ...
Media Removed
جهان بی خنده های تو معنا نخواهد داشت اگر کودک نبود نه پدر معنا داشت نه هیچ مادری بهشتی میشد هر کودک گلدانی است که از زیباترین گلدانهای معطر ، خانه ها را به نزدیکترین بهارها گره زده است این روزها اگر عاشقانه سپری میشوند به عشق بودن شماست دنیای کودکانه صمیمی ترین دنیاییست که بارها آرزو میکنیم ... جهان بی خنده های تو معنا نخواهد داشت

اگر کودک نبود نه پدر معنا داشت نه هیچ مادری بهشتی میشد

هر کودک گلدانی است که از زیباترین گلدانهای معطر ، خانه ها را به نزدیکترین بهارها گره زده است

این روزها اگر عاشقانه سپری میشوند به عشق بودن شماست

دنیای کودکانه صمیمی ترین دنیاییست که بارها آرزو میکنیم تا کاش میشد یک بار دیگر به این دنیای کودکانه قدم بگذاریم

کاش دنیا به زیبایی روزهای کودکی میشد

کاش دنیا سراسر کودکانه میشد و ما کودک!
دل کودک حتی از آب چشمه زلال تر است با یک تبسم میشود در دلهایشان ماندگار شد و راه رسیدن به قلب صافشان کوتاه است

کودکان با بازیهایشان زندگی میکنند ولی زندگی آنها را بازی نمیدهد

کاش میشد همیشه کودک ماند... عزیز دلم! کودک خردسالم

روز کودک رو به تو و به همه کودکان شیرین و دوست داشتنی دنیا تبریک میگم روزتون مبارک
Read more
Loading...
#👁‍🗨 ياد تو می وزد ولی ، بی خبرم ز جای تو کز همه سوی مي رسد ، نکهت آشنای تو غنچه طرف فزون کند ، جامه ز تن برون کند سر بکشد نسيم اگر ، جرعه ای از هوای تو « عمر منی » به مختصر ، چون که ز من نبود اثر زنده نمی شدم اگر ، از دم جان فزای تو گرچه تو دوری از برم ، همره خويش می برم شب همه شب به بسترم ، ياد تو را به جای تو با تو ... #👁‍🗨
ياد تو می وزد ولی ، بی خبرم ز جای تو
کز همه سوی مي رسد ، نکهت آشنای تو
غنچه طرف فزون کند ، جامه ز تن برون کند
سر بکشد نسيم اگر ، جرعه ای از هوای تو
« عمر منی » به مختصر ، چون که ز من نبود اثر
زنده نمی شدم اگر ، از دم جان فزای تو
گرچه تو دوری از برم ، همره خويش می برم
شب همه شب به بسترم ، ياد تو را به جای تو
با تو به اوج می رسد ، معنی دوست داشتن
سوی کمال می رود ، عشق به اقتفای تو
عشق اگر نمی درد ، پرده ی حايل از خِرد
عقل چگونه می برد ، پی به لطيفه های تو ؟
خواجه که وام می دهد ، لطف تمام می دهد
حسن ختام می دهد ، شعر مرا برای تو :
« خاک درت بهشت من ، مهر رُخت سرشت من
عشق تو سرنوشت من ، راحت من ، رضای تو »
.
.
Read more
. حالا روزها گذشته است. نشسته ام در خانه‌ی ما. لفظ خانه‌ی ما ده سال پیش در این موقع برایم رویایی بیش نبود ...
Media Removed
. حالا روزها گذشته است. نشسته ام در خانه‌ی ما. لفظ خانه‌ی ما ده سال پیش در این موقع برایم رویایی بیش نبود ولی تبدیل به واقعیتی شد که هزاران بار از رویایش دلپذیرتر است. عشق به هزاران شکل به ما رخ مینماید. گاه یک پیاده روی طولانی در احمدآباد، گاه ذرت مکزیکی داغ که شریکی میخوریم در یک روز سرد، گاه چاقاله ... . حالا روزها گذشته است. نشسته ام در خانه‌ی ما. لفظ خانه‌ی ما ده سال پیش در این موقع برایم رویایی بیش نبود ولی تبدیل به واقعیتی شد که هزاران بار از رویایش دلپذیرتر است.
عشق به هزاران شکل به ما رخ مینماید. گاه یک پیاده روی طولانی در احمدآباد، گاه ذرت مکزیکی داغ که شریکی میخوریم در یک روز سرد، گاه چاقاله بادوم های تجریش و گز کردن ولیعصر یا دقایقی وصف نشدنی در کافه های شهر با نور کم، گاه همان موکای خوش طعم ِ ترنج در واپسین روزهای اسفند یا رای دادن برای اولین بار در صندوق های ابن سینا، کارهای مشترک دو نفره انجام دادن در هنگامی که مسئولیتی به دوشمان نیست.
از وقتی دختری نوجوان بودم تا وقتی با تو ازدواج کردم فکر میکردم عشق همین است که دست توی موهایم بکشی یا گوشه ی دنجی بنشینی و فقط مرا ببینی(!) یا ضربان قلب بالا رفته و دست های عرق کرده.
اما حالا با شکل عمیقتری از عشق اشنا شده ام.که لایه های رویی را میزند کنار و تو را با موجود ظریف نورسته ای اشنا میکند که خوش رنگ و لعاب تر از هر چیزی است که تا به حال دیده ایم.
عشق همین گنجشک های سر صبح است که معلومم نیست از چه انقدر هیجان زده اند که من را از خواب ناز بیدار میکنند و خواب را از چشمانم میربایند و به جای آن تصویر آرَمیده تو را به چشمانم هدیه میدهند( که شیرین تر ازهر خوابی است) و خوشبختی ام را به من یاداور میشوند.
عشق ریحان های تازه باغچه است وقتی هر روز قد میکشند و عطر میپراکنند.
عشق برگ های سبز و لطیف بوته خیاری است که به دستان تو نشانده شده اند وقتی زیر نور افتاب صبحگاهی دلبری میکنند.
عشق همین بوی رنگ و تینری است که فضای خانه را آکنده. عشق ، شوقِ تعریف کردن پادکست های چنل بی برای بهترین مستمع دنیاست.
عشق خنده های عمیق بعد از شیرین کاری دخترمان است. عشق همان جای خالی دندان های شیری افتاده اش است که یعنی داریم بزرگ شدنش را با هم نظاره میکنیم.
عشق چشمانش است که یعنی من از زیباترین چشمهای دنیا دو نسخه در خانه ام دارم.
عشق تمام لحظاتی است که بوی غذا خانه را پر کرده و این عطر چشمان مرد گرسنه خسته ام را براق میکند! عشق تمام دقایقی است که در دفترِ کارَت با مراجعانت صحبت میکنی، میخندی، با انها نگران میشوی با انها خوشحال میشوی. عشق همین از خواب ناز صبحگاهی زدنِ توست برایم. برای خانواده مان.
عشق آغوش تو بعد از یک روز کاری، دستان تو وقتی بوته های بادمجان را نشا میکنی و تمام چیزهای مربوط به توست در دنیا.
Read more
﷽ . . . ادب كنـيم و به خيرُ الوَرا سلام كنيم پس از نبي به شه لافتيٰ سلام كنيم بيا به حضـرت خيرُالنّسا سلام كنيم به ماهِ نيــمه ي ماهِ خُـدا سلام كنيم (سلام حضرت دلبر، سلام قرص قـمر) سـلام عُصاره ي نـابِ مُحمّد و حيدر . ســلام اي ثـمـرِ كوثـرِ خُـداي علي سـلام اي جَـلَـواتِ خـدانماي علي ...
.
.
.

ادب كنـيم و به خيرُ الوَرا سلام كنيم
پس از نبي به شه لافتيٰ سلام كنيم
بيا به حضـرت خيرُالنّسا سلام كنيم
به ماهِ نيــمه ي ماهِ خُـدا سلام كنيم
(سلام حضرت دلبر، سلام قرص قـمر)
سـلام عُصاره ي نـابِ مُحمّد و حيدر
.

ســلام اي ثـمـرِ كوثـرِ خُـداي علي
سـلام اي جَـلَـواتِ خـدانماي علي
سلام ، پاسخِ شيـرينِ ربّـناي علي
تو آمدي به زمين تا كه پا به پاي علي

به دادِ اين همه بيچاره ي گدا برسي
شبيه يك پـدر مهـربان به ما برسي

چه قدر فاطمه خوشحال شد از آمدنت
مدينه ي كعبه ي آمال شــد از آمدنت
دعا چه قــدْر سبكـبال شـد از آمدنـت
سپيدْبخت و خوش اقبال شد از آمدنت

پُر از تب تو و مستيِ بي حساب شديم
نه اربعين، شب نيمه ، شرابِ ناب شديم

خوش آمدي به زمين،با دَمِ پيمبري ات
خوش آمدي به زمين،با وقارِ مادري ات
خوش آمدي به زمين،با شُكوه حيدري ات
شبِ ظُـهور تو ، ماييم و ذرّه پروري ات

نشسته ايم همه با تو هم سُخـن هستيم
دم سحر شـده و مستِ "ياحسن" هستيم

چه قدر طعم لب سُرخ تو چشيدني است
چه قدر نازِ مليحانه ات كشيدني است
جمال ماه تو اي حُسن محض ديدني است
به نقد جان گران عشق تو خريدني است

سُخن به وصف تو هرگز به انتها نرسـد
(به حُسنِ خُلق و وفا كس به يار ما نرسد)

چه قدر در رمضان،گفتن از تو مي چسبد
چه قدر وقت اذان ، گفتن از تو مي چسبد
چه قدر با هيجان گفتن از تو مي چسبد
و در قُصـورِ جنان، گفتن از تو مي چسبد

چرا كه گفته نـبي : سيّـد الشّـبابي تو
كه چـشـمْ روشنيِ مُـوْقفِ حسابي تو

از آفتابِ جهـانْ تاب ، آفتاب تري
تو از تمـام قبيله ، نـبي مآب تري
تو صاحب كرم و لطف بي حساب تري
تو از همه ، به جلالت ابوتراب تري

اگر تو جلوه كُني آن چنان كه مي بايد
خـروش (يا حَسن) از هر كنـاره مي آيد

تـبسّم تو ، تمـنّاي هر چه آيينه سـت
تويي طبيبِ دل هر كسي كه غمگين است
صـداي گـرم تو تسكين دردِ سنگين است
فداي لهجه ي قرآني ات كه شيرين است

عجيب نيست كه در كوچه راه بندان است
حسن نشسته و مشغول ختم قرآن است

طلب كنم ز خُدا رزقِ خود"به نامِ حَسن"
كه سُفره ي دوجهان است بارِ عامِ حسن
چرا به سجده نيفتم به احترامِ حسن ؟
(حسن امام من است و منم غلامِِ حَسن)

كريم آل مُحمّد ، به روز رسـتـاخيز
(به جُز ولاي توأم نيست هيچ دستاويز)

ولادت با سعادت امام حسن مجتبی علیهم السلام را خدمت شما عزیزان تبریك و شادباش عرض می‌کنم .
‎ #ياعلي
‎ #حاج_محمد_رضا_طاهری
‎ #محمد_رضا_طاهری
‎ #طاهری ‎
Read more
Loading...
. . . خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد شکنجه بیشتر از این؟ که ...
Media Removed
. . . خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر به‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد،... رها کنی برود از دلت جدا باشد  به آن‌که دوست‌تَرَش داشته به آن برسد رها کنی ... .
.
.
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد،...
رها کنی برود از دلت جدا باشد
 به آن‌که دوست‌تَرَش داشته به آن برسد
رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق! هق!... تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که... نه! نفرین نمی‌کنم... نکند
به او که عاشق او بوده‌ام زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
_نجمه زارع_
Read more
گفت باید قربانی کنی تا عبور کنی <span class="emoji emoji1f64f"></span>گفتم قربانی می کنم گفت باید وابستگی هایت را قربانی کنی <span class="emoji emoji1f64f"></span>گفتم قربانی ...
Media Removed
گفت باید قربانی کنی تا عبور کنی گفتم قربانی می کنم گفت باید وابستگی هایت را قربانی کنی گفتم قربانی می کنم گفت کافی نیست باید قربانی کنی گفتم مَن هایم را قربانی می کنم گفت باز هم کم است باید قربانی کنی گفتم قربانی می کنم خودم را ،جسمم را ،وجودم را گفت نه نشد باید قربانی کنی گفتم دیگر مگر چیزی ... گفت باید قربانی کنی تا عبور کنی 🙏گفتم قربانی می کنم
گفت باید وابستگی هایت را قربانی کنی 🙏گفتم قربانی می کنم
گفت کافی نیست باید قربانی کنی 🙏گفتم مَن هایم را قربانی می کنم
گفت باز هم کم است باید قربانی کنی
🙏گفتم قربانی می کنم
خودم را ،جسمم را ،وجودم را
گفت نه نشد باید قربانی کنی 🙏گفتم دیگر مگر چیزی مانده ؟
گفت باید دل دادگی ات را قربانی کنی
ساکت شدم
اشک هایم سرازیر شدند
فهمیدم چه میخواهد
از من میخواهد شَمسَم را قربانی کنم 🤣گفتم آخر مگر میشود ؟
این شمس بود که چشم مرا به نور تو روشن کرد
نه نمیتوانم
گفت باید قربانی کنی وگرنه عبور نمی کنی ؟
🙏گفتم آخر چگونه عشق را قربانی کنم او ریسمان بین منو توست ؟
گفت باید ریسمانت را پاره کنی
بند بند وجودم به التماس افتاده است
آخر چگونه می توانم؟
از من چیز دیگری بخواه
اما او همچنان اصرار داشت که باید قربانی کنی
نگاهم را به شمس دوختم
فریاد زدم و اشک ریختم من نمیتوانم
شمس گفت من به تو درس پرواز را آموختم باید قربانی کنی
حیرت کردم
او چه می گوید ؟از من چه میخواهد ؟او خود، به قربانگاه آمده است !
ای وای من
ای شمس من
من تاب این درس را ندارم
لبخند زد 🙏باید قربانی کنی
من آماده ام
تیغ را از نیام کشید و به دستم داد
فریاد زدم الهی او ریسمان بین منو توست
چشمانم را بستم
او گفت درس اول : تسلیم باش
اشکانم را قورت میدادم 🙏گفتم قربانی می کنم
و ریسمان را پاره کردم
چشمانم را گشودم
لبخند میزد
گفت من تو را بی واسطه میخواهم
گفتم شمس !
شمس چه شد ؟
گفت شمس در آغوش من بود
این تو بودی که او را رها نمی کردی
سکوت کردم
سرود عاشقانه ی او و شمس ملکوت را پر کرده بود . . . »
.
.
.
.
پی نوشت : پست به مناسبت روز قبل ( عید قربان ) هست . برای رسیدن باید همه ی تعلقاتت رو قربانی کنی ...
عیدتون مبارک
Read more
به نام خدا .. شاخ شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان.. خسته تر از اونم که ...
Media Removed
به نام خدا .. شاخ شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان.. خسته تر از اونم که به گذشته فکر کنم اما ذهن لامذهب مرا میبلعد میرم مستقیم به شبی که دکتر خبر کیسه ی جنینی را به ما داد به گو ش کردن ضربان قلبت که الهی سالهای دراز تا عمر دارم بشنومش .. تا شبهای بی خوابی و لالایی مهمترین قسمت ... به نام خدا ..
شاخ شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان..
خسته تر از اونم که به گذشته فکر کنم اما ذهن لامذهب مرا میبلعد میرم مستقیم به شبی که دکتر خبر کیسه ی جنینی را به ما داد به گو ش کردن ضربان قلبت که الهی سالهای دراز تا عمر دارم بشنومش .. تا شبهای بی خوابی و لالایی مهمترین قسمت بودن تو حافظه پذیر بودن توست خط به خط بودنت رو حفظم و در ریخت و پاش روز مره چیزی که مرا به شهر های دور برد و به خونه برگردوند وجود پسر آشنای لاغر اندامی است که بازی مسخره ی بودن رو برام میز قماری کرد که عشقش با ختن بود . آره آریان ما داریم کم کم میانسالی را تجربه میکنیم و در جوار این درد تنها مسکن مرغوب رشد و قد کشیدن توست .
عزیز دلم عشق به تو وظیفه نبود غریزه هم نبود . عشق به تو راه حل بود چیزی که ما را ادامه دار کند .. پسرم هیچ چیز جهان تکراری نیست حتی همین دوست داشتنت که در هر فردا نسبت به هر دیروزی بیشتر است . خلاصه راه رفتی تجربه کردی خندیدی گریستی به اندازه ی خودت شکستی به قدر خودت پیشرفت کردی مثلا _همین دیروز با صدای نواختن پیانوت چرتم گرفت و تموم بیداری های سالهای کودکی ات جبران شد _ .. بگذریم و نگذریم ... سال به سال به لطف خدا بزرگ میشوی و ما به رحم خدا زنده ایم و پشتت هوادار و هوا خواهیم ..قربونت برم عزیز دل پدر و مادر ..جایزه ی شگفت زندگی ..دستت به زندگی بلند عمرت دراز و بودنت پاینده ... رنج دنیا مبارک ...
امضا بابا علی .
Read more
A poem written by myself<span class="emoji emoji1f60d"></span> (یک شعر از خودم)<span class="emoji emoji1f618"></span> #amirazizilove <span class="emoji emoji1f493"></span>(از این تگ دیدن کنید) #poetry #poet #poem #instapoetry #wordsofessence #lovely #words #wordporn #writer #writer #writing #wriersofig #wordpron #melbourne #australia #art #creative #follow #instapoem #instadaily #متن #عاشقانه #زیبا #نوشته‎ #military_love عشق ...
Media Removed
A poem written by myself (یک شعر از خودم) #amirazizilove (از این تگ دیدن کنید) #poetry #poet #poem #instapoetry #wordsofessence #lovely #words #wordporn #writer #writer #writing #wriersofig #wordpron #melbourne #australia #art #creative #follow #instapoem #instadaily #متن #عاشقانه #زیبا #نوشته‎ #military_love عشق ... A poem written by myself😍 (یک شعر از خودم)😘
#amirazizilove 💓(از این تگ دیدن کنید)

#poetry #poet #poem #instapoetry #wordsofessence #lovely #words #wordporn #writer #writer #writing #wriersofig #wordpron #melbourne #australia #art #creative #follow #instapoem #instadaily #متن #عاشقانه #زیبا #نوشته‎ #military_love

عشق کوه‌ها را تکان می دهد
Love can move mountains

There ain’t a dream that don’t
ديگر رؤيايي نيست كه نتواند
Have a chance
كه نتواند 
To come true now
به حقيقت برسد
It just takes a little faith baby
فقط كمي ايمان لازم است
Anything that we want to do
هر چيزي بخواهيم
We can do now
حالا مي‌توانيم
There ain’t nothing in our way baby
هيچ چيز سر راهمان نيست
Nothing our love couldn’t raise above
هيچ چيزي نيست كه عشقمان نتواند از سر راه بردارد
We can get through the night
مي‌توانيم از شب عبور كنيم
We can get to the light
مي‌توانيم به نور برسيم
Long as we got our love to
تا وقتي عشق روشني راه است
With a little faith
با كمي ايمان
Just alittle trust
فقط كمي اعتماد
If you believe in love
اگر عشق را باور كني
Love can move mountains
كوه‌ها را تكان مي‌دهد
Believe in your heart
قلبت را باوركن، و احساس كن
And feel, feel it in your soul
در روحت احساس كن
And love baby love can
كه عشق، عزيزم
Move mountains
عشق كوه‌ها را تكان مي‌دهد
Ocean deep and mountain high
اقيانوسهاي عميق و كوه‌هاي بلند
They can’t stop us
جلوي مارا نمي‌توانند بگيرند
Because love is on our side baby
چون عشق، جانب دار ماست، عزيزم
We can reach the heavens and
مي‌توانيم به بهشت برسيم و 
Touch the sky
به آسان دست بزنيم
Just believe it, believe in you and baby
فقط باوركن، «تو و من» را باور كن
If we got love that is strong enough
اگر عشقمان قدرتمند شود
We can do anything, make it
هركاري از ما برمي‌آيد
Coz through I all love will always
چون عشق هميشه و در هرجا راه خود را پيدا مي‌كند.
You believe in me
باورم كن
I’ll believe in you
باورت مي‌كنم
If we believe in each other
اگر يكديگر را باور كنيم
Nothing we can’t do
كاري نيست كه از آن عاجز باشيم
If we got love that is strong enough
اگر عشقمان قدرتمند شود راه خود را پيدا مي‌كند
Read more
.. وقد يكون الرزق أحيآناً ! قلوب يسوقهآ الله إليك لتسعدك ولتصنع لك رغمَ كل مآتمرُّ بهِ سعآده وحيآة ...
Media Removed
.. وقد يكون الرزق أحيآناً ! قلوب يسوقهآ الله إليك لتسعدك ولتصنع لك رغمَ كل مآتمرُّ بهِ سعآده وحيآة وهي بالفعل أجمل هديه حصلت عليهآ تعرّفت عليهآ ومن دون أن أرآهآ وجدتُ دآخلهآ عشق الحسين وأهل البيت عليهم السلآم قد جمعنآ الحسين على حبّه صدفه ! وأسأله أن يجمعنآ معاً ف الجنه ويُسكننآ في ... ..
وقد يكون الرزق أحيآناً !
قلوب يسوقهآ الله إليك
لتسعدك ولتصنع لك رغمَ كل مآتمرُّ بهِ سعآده وحيآة ❤
وهي بالفعل أجمل هديه حصلت عليهآ
تعرّفت عليهآ ومن دون أن أرآهآ
وجدتُ دآخلهآ عشق الحسين
وأهل البيت عليهم السلآم
قد جمعنآ الحسين على حبّه صدفه !
وأسأله أن يجمعنآ معاً ف الجنه
ويُسكننآ في جوآره
حيث هنآك يكون مكآن خدّآمه ومحبيه😍❤
#روحي_بكربلآء
.
فارسى :👇
گاهی رزق
قلب هایی است که خدا بسوی تو سوق می دهد تا
تو را خوشبخت کند
و به تو نیکی کند علیرغم همه سعادتی که داری❤
و آن در واقع زیباترین هدیه ای است که به آن دست یافتم
با او آشنا شدن بدون اینکه او را ببینم
عشق به حضرت اباعبدالله علیه السلام
و اهل بیت علیهم السلام را درونش یافتم
امام حسین علیه السلام اتفاقی ما را
بخاطر محبتش کنار هم جمع کرده
و از ایشان میخواهم که ما را در بهشت هم کنار هم قرار دهد
و توفیق هم جواری خود را به ما بدهد
همانجایی که جایگاه خادمان و دوستدارانش می باشد
@rohi_be_karbala
Read more
ناصر ملک مطیعی هم رفت خداحافظ ناصرخان دلمان برایت تنگ می شود ما همان نسلی هستیم که هزاران بار در خواب و رویا مرد رویاهایمان را شبیه " فرمان " فیلم قیصر دیدیم که با عشق نه با زور با عشق ، نگاه اخم آلودش را حواله ی چادرمان کند که در امان بمانیم از نگاه آلوده ی نامحرمان همان مردی که کوچه را پاک کند ... 🎵🎶
ناصر ملک مطیعی هم رفت😢
خداحافظ ناصرخان
دلمان برایت تنگ می شود
ما همان نسلی هستیم که هزاران بار در خواب و رویا
مرد رویاهایمان را شبیه " فرمان " فیلم قیصر دیدیم
که با عشق نه با زور
با عشق ، نگاه اخم آلودش را حواله ی چادرمان کند که در امان بمانیم از نگاه آلوده ی نامحرمان
همان مردی که کوچه را پاک کند از لوث وجود نااهلان
تا ما چون دخترکان شاد ، به سویش بدویم
در آغوشش بگیریم و
تمام عشق و زنانگیمان را نثارش کنیم.
افسوس که رویای شیرین ما در واقعیت
تلخی دردآلودی داشت
"فرمان" را خانه نشین کردند
و ما با هزاران ترس
عشق را در پستوهای تاریک خانه ی پدری
به صلابه کشیدیم مبادا که "برادران آب منگل " آلوده اش کنند.
خداحافظ ناصرخان
رفتی و ما را در حسرت چشیدن طعم واقعی عشق ، خسته و هراسان
در این دنیای بی عشق
به حال خودمان رها کردی .
تو
آرام شدی و رها
وای بر آنان که قلب تو را به نام دین شکستند
همان ها که خانه نشینت کردند از ترس آن که ایمان بی اعتبارشان را درهم بشکنی
غافل از آنکه تو برای ما
از تعلقات توخالی و بی ارزش آنها
پسندیده تر و پرستیدنی تر بودی
بد به حال آن ها که خود را جای خداوند دیدند و
تو را قضاوت کردند
همانها که هرروز ما را به قضاوت می نشینند.
ای وای بر آنان که تورا با این همه عشق ، جهنمی دیدند
و خودشان را با آن همه نفرت ، بهشتی می دانند.
غافل از آنکه بهشت از آن کسانیست که بودنشان
نسلی را به " راه عاشقی " کشاند
همانها که موهبت خداوندی " دوست داشتن " از سوی پروردگار به قلب مهربانشان ارزانی شد.
و جهنم عاقبت آنهاست که حتی نتوانستند اینچنین خداوندشان را دوست بدارند و خدا تا ابد آنها را محروم از عشق ، در اسارت دنیا و آخرت نگه داشت .
ناصرخان!
شرمنده ی اشکهایت شدیم
شرمنده ی تمام خستگیهایت
سلام ما را به خدا برسان😢
خدانگهدار
دیدار به قیامت😢

حسرت چهل ساله دیدن هنرش بر پرده نقره‌ای برای هواداران و خودش ابدی شد...
روحش قرین آرامش.

#ناصر_ملک_مطیعی #ملک_مطیعی #خداحافظ_ای_داغ_بر_دل_نشسته
#هنرمندان #سینما #سینما_ایران
#ایران_تسلیت
#همایون
#همایون_شجریان
#سهراب_پورناظری
#nasermalakmotiei
#homayounshajarian
@naser.malak.motii
@homayounshajarian
@sohrabpournazeri
Read more
برادر جان نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد تا گواهی بر معصومیت تو باشد عکست را در گلدانی ...
Media Removed
برادر جان نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد تا گواهی بر معصومیت تو باشد عکست را در گلدانی از جنس عشق خواهم گذارد تا بر بام باغ ملکوت غنچه دهد آخرین سخنت را با برگی از لاله در کتابی از عطوفت خواهم نوشت و شب هنگام یاد تو را به میهمانی خیال خواهم خواند بی گمان با من سخن خواهد گفت که زندگی کوچکتر ... برادر جان
نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد
تا گواهی بر معصومیت تو باشد
عکست را در گلدانی از جنس عشق خواهم گذارد
تا بر بام باغ ملکوت غنچه دهد
آخرین سخنت را با برگی از لاله در کتابی از عطوفت خواهم نوشت
و شب هنگام یاد تو را به میهمانی خیال خواهم خواند
بی گمان با من سخن خواهد گفت که زندگی کوچکتر از مردمک چشم تو است.
بهاران با تو زیباست...
و فصل پاییز مرگ برگ های سبز را به تماشا می نشیند.
زمستان غم چشمان تو را به خاطر می آورد
آنگاه که پر از فریاد در سکوتی دلگیر
غریبانه بار سفر بستی و به دیار معشوق شتافتی.

برای شادی روح برادرم و همه عزیز از دست داده ها یه فاتحه یا حتی یه صلوات بفرستید. از همه تون ممنون و سپاسگزارم
Read more
 #شهید_لاجوردی <span class="emoji emoji1f449"></span> ورق بزنید <span class="emoji emoji1f448"></span> <span class="emoji emoji267b"></span>️ وصيت‌نامه عجيب شهيد لاجوردي #بازنشر به مناسبت سالروز شهادت آن شهید ...
Media Removed
#شهید_لاجوردی ورق بزنید ️ وصيت‌نامه عجيب شهيد لاجوردي #بازنشر به مناسبت سالروز شهادت آن شهید بزرگ شهيد اسدالله لاجوردي در وصيت‌نامه پر از درد و رنج خود با اشاره به ابعادي از مظالم صورت گرفته در حق انقلاب مي‌گويد: چگونه است كه با نام اسلام و در ذي اسلاميت شعارهاي مردم‌فريب خالي از محتوا ... #شهید_لاجوردی 👉 ورق بزنید 👈 ♻️ وصيت‌نامه عجيب شهيد لاجوردي

#بازنشر به مناسبت سالروز شهادت آن شهید بزرگ

شهيد اسدالله لاجوردي در وصيت‌نامه پر از درد و رنج خود با اشاره به ابعادي از مظالم صورت گرفته در حق انقلاب مي‌گويد: چگونه است كه با نام اسلام و در ذي اسلاميت شعارهاي مردم‌فريب خالي از محتوا رواج پيدا مي‌كند و آنها كه مسئوليت جلوگيري از انحراف را دارند، ساكت مي‌نشينند.

اين مسئله را به خوبي دريافته‌ام كه هر كس به نفع دشمنان انقلاب و به خيال واهي و بي‌اساس رضايت به اصطلاح مردم و به خيال خام و پوچ پايگاه به اصطلاح ملي پيدا كردند موضع‌گيري كنند مصداق فرموده گرانقدر معصوم (ع) است كه «مَن طَلَبَ رضي الناس بِسَخَطِ الله ، فَجَعَلُ الله حامده من الناس ذامّاً.» خدايا! تو شاهدي به همان اندازه - بلكه صد چندان - كه به امام قاطع و سازش ناپذيرم عشق مي‌ورزم، نسبت به سازشكاران و مدافعان عملي ضد انقلاب (اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند) نفرت دارم. بيم آن دارم حوادث مشروطه مجدّداً تكرار شود و يا ايران اسلامي به سرنوشت الجزاير دچار شود. خداوندا! از تو مصرانه مي خواهم دست و قدم، زبان و قلم همه كساني را كه در جهت رهانيدن ضد انقلابيون و مرتدين و محاربين از چنگال عدالت، اعمال قدرت و نفوذ كرده‌اند و همه كساني كه پذيراي اين ننگ شده‌اند (تا چند روزي به كام وهم و خيال رسند)، براي هميشه از سرنوشت اين مردم شهيد پرور و شاهد قطع فرمايي.

خدايا! تو شاهدي چندين بار به عناوين مختلف، خطر منافقين انقلاب را همانان كه التقاط، به گونه منافقين خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر كرده و همانان كه رياكارانه براي رسيدن به مقصودشان، دستمال ابريشمي بسيار بزرگ - به بزرگي مجمع الاضداد - به دست گرفته اند، هم رجايي و باهنر را مي كُشند و هم به سوگشان مي نشينند، هم با منافقين خلق پيوند تشكيلاتي و سپس ... ! برقرار مي كنند، هم آنان را دستگير مي كنند و هم براي آزاديشان و اعطاي مقام و مسئوليت بدانان تلاش مي كنند و از افشاي ماهيت كثيف آنان سخت بيمناك مي شوند، هم در مبارزه عليه آنان و در حقيقت براي جلب رضايت مسئولين و نجات بنيادي آنان خود را در صف منافق كُشان مي زنند و هم در حوزه هاي علميه به فقه و فقاهت روي مي آورند تا مسير فقه را عوض كنند .

به مسئولين گوشزد كرده ام ولي نمي دانم چرا؟ ترتيب اثر نداده اند. به مسئولين بارها ... ادامه در کامنت
Read more
 #کمی_شعر : . . در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی . آنچنان در همه ...
Media Removed
#کمی_شعر : . . در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی . آنچنان در همه جای دل من جا شده ای که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی . همه دنیای مرا برده نگاهت ؛ نکند بشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسی . من تماشاگر تصویر توام ماه منیر این چنین هیچ نبودم به تماشای کسی . پای تو هستم ... #کمی_شعر : .
.
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی
قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی
.

آنچنان در همه جای دل من جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی .

همه دنیای مرا برده نگاهت ؛ نکند
بشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسی
.

من تماشاگر تصویر توام ماه منیر
این چنین هیچ نبودم به تماشای کسی
.

پای تو هستم و پا پس نکشم از دل تو
نگذارم به دلت باز شود پای کسی
.

تو تمنای من و جان من و یار منی
پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی .

من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی .

من سراپا همه یک جلوه ای از عشق توام
عشق را جز تو ندیدم به سراپای کسی !
ـ
.
.
.

شاعر : #مجید_احمدی .
.
.
شروع ایــام فاطمیـــه تسلیــــت 🏴🏴🏴🏴🏴🏴
.
ممنونم ک هنوز باهامین 💚
Read more
. Pont Neuf , Paris , France , July 2017 ‌ نصب ( قفل عشق ) بر در و دیوار پل های پاریس و دیگر شهرها ، اول یه حرکت رمانتیک و عاشقانه بود ولی تو چند سال اخیر انقدر تو این کار افراط شد که تو بعضی شهرهای اروپا برای این کار جریمه در نظر گرفتند . حتی تو پاریس یه کمپین ایجاد شده به نام عشق بدون قفل ! این کمپین خطاب به ... .
Pont Neuf , Paris , France , July 2017

نصب ( قفل عشق ) بر در و دیوار پل های پاریس و دیگر شهرها ، اول یه حرکت رمانتیک و عاشقانه بود ولی تو چند سال اخیر انقدر تو این کار افراط شد که تو بعضی شهرهای اروپا برای این کار جریمه در نظر گرفتند . حتی تو پاریس یه کمپین ایجاد شده به نام عشق بدون قفل !
این کمپین خطاب به عشاق و توریست‌ها گفته که : «پل‌های ما دیگر نمی‌توانند ژست‌های عاشقانه شما را تحمل کنند. با اعلام عشق خود از طریق عشق ‌بدون ‌قفل آن‌ها [پل‌ها] را رها کنید.»

حالا این قفل زدن از کی مرسوم شده ؟
داستان قفل عشق به حداقل صد سال پیش و به یک قصه‌ غم‌انگیز صربستانی مربوط میشه که زمان جنگ جهانی اول اتفاق افتاده . در این داستان یک خانم معلم به نام " نادا " که اهل شهر وِرنیاجکا بانیا» است عاشق افسری صرب به نام "رِلیا" میشه . بعد از اینکه نامزد می‌کنند، رلیا برای جنگ به یونان رفته و تو این کشور، عاشق زنی یونانی میشه !

نادا بنده خدا نمیتونه این ماجرا رو تحمل کنه و مدتی بعد به دلیل همین شکست عشقی دق میکنه و میمیره . بعد از این جریان زنان جوان اهل شهر وِرنیاجکا بانیا برای حفظ عشق خود شروع به نوشتن نام خود و عاشق خود روی قفل‌ها نموده و این قفل‌ها را به نرده‌های پلی وصل می‌کنند که نادا و رلیا همدیگر را روی اون پل ملاقات می‌کردند .
راست و دروغش با نویسندگان !

مرداد ۱۳۹۶

پ ن : این پست رو با دو تا موسیقی متفاوت گذاشتم که اینستا به خاطر کپی رایت پاک کرد . این دفعه هم پاک کنه با آهنگی از مجید خراطها میزارمش !!!


#سفر #پاریس #فرانسه #قفل_عشق #سفرنامه #سفرنامه_پاریس #کوله_گردی
Read more
... <span class="emoji emoji1f337"></span> خداوندا! این تـو هستی كه قلبـم را مالامال از عشق به راهـت, اسلامـت, نظامـت و ولایـت قـرار ...
Media Removed
... خداوندا! این تـو هستی كه قلبـم را مالامال از عشق به راهـت, اسلامـت, نظامـت و ولایـت قـرار دادی...؛ . خدایا! تـو خود می‌دانی كه همـواره آماده بوده‌ام آنچه را كه تـو خود به من دادی در راه عشقـی كه به راهـت دارم نثار كنم, اگر جز این نبود آن هم خواست تو بود" . پروردگارا رفتـن در دست توست, ... ...
🌷
خداوندا! این تـو هستی كه قلبـم را مالامال از عشق
به راهـت, اسلامـت, نظامـت و ولایـت قـرار دادی...؛
.
خدایا! تـو خود می‌دانی كه همـواره آماده بوده‌ام آنچه
را كه تـو خود به من دادی در راه عشقـی كه به راهـت
دارم نثار كنم, اگر جز این نبود آن هم خواست تو بود"
.
پروردگارا رفتـن در دست توست, من نمی‌دانم چه‌موقع
خواهـم‌رفت ولی می‌دانـم كه از تو باید بخواهـم مرا در
ركاب امام زمانـم قـرار دهی و آن قدر با دشمنـان قسـم‌
خورده دینت بجنگـم تا به فیض #شهادت برسم...""
.
خداونـدا ولی‌امـرت حضرت آیـت‌الله خامنـه‌ای را تـا
ظهور حضرت مهـدی(عج),زنده, پاینـده و موفق بدار؛
🌷
بیست و یکم فروردین ماه, هجدهمین سالگرد شهادت
امیر سرافراز ارتش اسلام, سپهبد #شهید علی صیاد‌شیرازی
و یاد و خاطره یکصد و ده تن از فرماندهان شهید دفاع‌مقدس گرامی باد
.
شـادی ارواح طـیبه شــهـــدا #صـلـوات
..
Read more
یکی از تجربه های دردناک زندگی این است که فرد دلبسته آدمهای خاکستری شود آدمهای خاکستری همیشه تو را ...
Media Removed
یکی از تجربه های دردناک زندگی این است که فرد دلبسته آدمهای خاکستری شود آدمهای خاکستری همیشه تو را در وضعیت تعلیق نگه میدارند: نه به تو دل میدهند و نه میگذارند که از آنها دل بکنی تو را در میانه زمین و هوا معلق میخواهند تا وقتی که تو را دل داده خود می یابند با تو سرد و با فاصله اند و تا احساس میکنند که از ... یکی از تجربه های دردناک زندگی این است که فرد دلبسته آدمهای خاکستری شود
آدمهای خاکستری همیشه تو را در وضعیت تعلیق نگه میدارند: نه به تو دل میدهند و نه میگذارند که از آنها دل بکنی

تو را در میانه زمین و هوا معلق میخواهند
تا وقتی که تو را دل داده خود می یابند با تو سرد و با فاصله اند و تا احساس میکنند که از آنها دل می کنی با تو گرم و نزدیک میشوند
اما فقط تا آنجا که بدانند رشته را نمی گسلی و از چنگ شان نمی گریزی. به تو دل نمیدهند اما مانع دل کندت میشوند

بعضی از این آدم های خاکستری خودشان بلاتکلیف و معلق اند، یعنی تکلیف خودشان را با خودشان نمیدانند، و این سردرگمی و پادرهوایی را در روابط عاطفی شان با تو باز می تابانند
گاهی هم دچار نوعی بیماری روانی اند- ملغمه آشفته ای از عدم اعتماد به نفس و اعتماد به نفس مفرط
یعنی چندان به خود اعتماد به نفس دارند که تو را مفتون خود کنند، اما چندان به خود بی اعتمادند که به محبت ات پاسخ درخور بدهند
تو را در فضای خاکستری رابطه معلق نگه میدارند تا شهد عشقی را که نثارشان میکنی بمکند، اما چیزی از جان شان برایت مایه نگذارند

آدمهای خاکستری خواسته یا ناخواسته تمام خون عاطفه ات را می نوشند اما بر مرده ات فاتحه هم نمیخوانند
لحظه های تلخ زندگی شان را با تو تقسیم میکنند، اما خوشی های شان را با دیگران شریک میشوند
با جذابیت های شان آرام آرام به دورت تار می تنند، و تا به خود می آیی خود را گرفتار دام شان می یابی
ته دل میدانی که شهدت را می نوشند و تفاله ات را تف میکنند، اما برای بی مهری هایشان مدام بهانه می تراشی
میدانی که وضعیت هرگز بهتر نمیشود، اما مدام برای آنها عذر و برای خودت امیدهای واهی می تراشی. آنقدر میمانی تا بپوسی

عشق آدم را آسیب پذیر میکند، و آدمهای خاکستری دقیقا از همان نقطه آسیب پذیر است که دست شان را تا آرنج در قلبت فرو میکنند... این رابطه ها عشق نیست، بیماری است- نوعی اعتیاد ویرانگر است... و اگر کسی در این دام بلا افتاد باید هوار بزند و از دیگران برای نجات جان اش کمک بخواهد
هرچه بیشتر در این دام بمانی، گرفتارتر میشوی.... از آدمهای خاکستری باید مثل طاعون گریخت..... #دکتر_آرش_نراقی
Read more
. ‌و خدا در انتهای سال ایستاده بود ‌و زمستانِ پیر دست هایش را در جیب پالتویِ نهالِ جوانی گرم می کرد و ...
Media Removed
. ‌و خدا در انتهای سال ایستاده بود ‌و زمستانِ پیر دست هایش را در جیب پالتویِ نهالِ جوانی گرم می کرد و برف ها از خجالت آب می شدند و‌ آغاز چنین بود... در ابتدا کلمه بود و آن کلمه بهار بود... . تو ایستاده بودى و نگاهت صلایِ سلامی تازه می داد و من با قلبیْ طوفانیْ به انتظار نگاهی آرام نشسته بودم از ... .
‌و خدا در انتهای سال ایستاده بود
‌و زمستانِ پیر دست هایش را در جیب پالتویِ نهالِ جوانی گرم می کرد
و برف ها از خجالت آب می شدند
و‌ آغاز چنین بود...
در ابتدا کلمه بود
و آن کلمه بهار بود...
.
تو ایستاده بودى
و نگاهت صلایِ سلامی تازه می داد
و من با قلبیْ طوفانیْ به انتظار نگاهی آرام نشسته بودم
از هر دری با نگاهِ تو سماع کلام را آغاز کردم
تو بی آنکه کلامی را بر زبان بیاوری با تمامِ زبان های دنیا سخن گفتی
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ
و در ‌پایان تنها یک کلمه بود
و آن کلمه مقدّس #عشق بود...
.
تو راه افتادی
و شاخه هایِ خشکیده در پی ات
و فصل
و روز
و شب
و من
من، تو را به آوازی خواندم
و تو، من را به آغازی نشاندی
ابتدایش تو بودی
انتهایش تو خواهی بود
یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ
من، تو بودم
من نبودم
در این میان کلمه بود
و آن کلمه “تو” بود...
.
تو نشستی
برای درخت هایِ تازه چایِ تازه دم آوردی
و به بدرقه سرما، خورشید را فرستادی
و به استقبال نوروز، آب و آینه را...
ما پرده ها کنار زدیم
و به دیدار آسمان رفتیم
و گذشته در آن سویِ خیابان در حال گذشتن بود
و گنجشک ها بدونِ مجوّزِ سیم های برق، می خواندند
و باران بی هیچ مرزی بر صورت هایمان می بارید
و نسیم با لبخندی در میانِ گیسوان آزادی، رها بود
تو گل میگفتی
و ما گل می شنفتیم
و دهانِ غنچه ها به کلمه ای تازه باز می شد
یا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
در ابتدا کلمه بود
و آن کلمه بهار بود
و بهار عشق بود
و عشق تو بودی
گفتی مرا بخوان
خواندم!
به نام تو...
.
#سال_نو_مبارک ♥️
.
ميريم كه ٩٧ رو بتركونيم...
#بهار #نوروز #عيد #٩٧
عكس: حسين آقا فتحليان
Read more
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در ...
Media Removed
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... . بگذار به جای من آوینی بگوید : . آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر ... . ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی!
.

آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... .

بگذار به جای من آوینی بگوید :
.
آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر زبان بیاورم چیزی برای گفتن نمی‌ماند. 
دوست من، می‌دانم که چه می‌کشی خوب می‌دانم اما تو که در دامنه آتشفشان منزل گرفته‌ای باید بدانی که چگونه می‌توان زیر فوران آتش زیست. ما را خداوند برای زیستنی چنین به زمین آورده است چرا که مرغ عشق ققنوس است که در آتش می‌زید نه آنکه رنگین کمان می‌پوشد و در بوستان‌های عافیت، شکر می‌خورد و شکرشکنی می‌کند. مگر سوخته دلی و سوخته جانی را جز از بازار آتش می‌توان خرید؟ 
گفتم بازار آتش و یاد کربلای پنج افتادم کربلای پنج، چهار تن از دوستان من و تو بود.حسن هادی، رضا مرادی، ابوالقاسم بوذری و امیراسکندر یکه‌تاز که تو او را دیده بودی که چگونه در خون خویش فرو می‌غلتد. خون نیز همرنگ آتش است و همان سان فوران می‌کند. یادم هست که حیرت شهادت یکه‌تاز تا آنگاه که راز خون را کشف نکردی در تو فرو ننشست. در همان نخستین قدم هنوز فرصت فیلمبرداری نیافته سفیر عشق سر رسیده بود و امیر اسکندر یکه‌تاز را در برابر چشمان حیرت زده تو با خود برده بود با خود می‌گفتی او که هنوز فرصت انتخاب نیافته است حال آنکه او پس از انتخاب روی به راه نهاده بود من نمی‌دانستم و تو هم دریافتی. آن روزهای آخر، دیگر عصرها به خانه نمی‌رفت. می‌آمد و کنار من پشت میز موویلا می‌نشست وحرف می‌زد. چیزی در درونش شکسته بود و مثل منتظران دل به اکنون نمی‌سپرد. فهمیده بود که در عالم رازی هست که عقل به آن راه نمی‌برد. فهمیده بود که میان این راز و آسمان، رابطه‌ای هست فهمیده بود که آدم‌ها بر دو گونه‌اند. آنان که با عقل‌شان می‌زیند و دیگرانی که زیستشان با دل است چه بسیارند آنان و چه قلیلند اینان چه سهل است آنگونه زیستن و چه دشوار است این گونه بودن. 
بهشت ارزانی عقل‌اندیشان، اما در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود ظاهر عالم در سایه اسم ساتر و ستاره پرده بر این راز کشیده است و پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را. تا جز کشتگان راه عشق راهی به حریم این حرم نیابند. تو خود به چشم خویش دیدی که بهای ورود در این حرم چیست. (ادامه در کامنت)
.
@hatamikia
#من_یک_فیلمساز_وابسته_ام
#ابراهیم_حاتمی_کیا
#پرواز_به_وقت_شام
#بادیگارد
#آژانس_شیشه_ای

#بوی_پیراهن_یوسف
#از_کرخه_تا_راین
#دیدبان
#مهاجر
Read more
. .... ما جدا مانده ايم از هم و اين بي گمان سرنوشت خوبي نيست بي تو دنيا بهشت هم كه شود بي شك اصلا بهشت ...
Media Removed
. .... ما جدا مانده ايم از هم و اين بي گمان سرنوشت خوبي نيست بي تو دنيا بهشت هم كه شود بي شك اصلا بهشت خوبي نيست ماه ارديبهشت من امسال گرچه بارانِ بسياري داشت، حس تلخي ولي به من مي گفت: اصلا ارديبهشت خوبي نيست اين كه ما فكر مي كنيم به هم نيمي از راه عشق طي شده است بازگشت از ميانه ي اين راه منطقاً ... .
....
ما جدا مانده ايم از هم و اين
بي گمان سرنوشت خوبي نيست

بي تو دنيا بهشت هم كه شود
بي شك اصلا بهشت خوبي نيست
ماه ارديبهشت من امسال
گرچه بارانِ بسياري داشت،

حس تلخي ولي به من مي گفت:
اصلا ارديبهشت خوبي نيست
اين كه ما فكر مي كنيم به هم
نيمي از راه عشق طي شده است

بازگشت از ميانه ي اين راه
منطقاً بازگشت خوبي نيست
مي شود نا اميد بود از عشق
از تو دلخور نمي شوم....اما

اين كه چيزي عوض نخواهد شد
حرف هاي درشت خوبي نيست
عشق حالا معطل من و تست
تو ولي دل سپرده اي به زمان،

عشق يك معجزه ست،باور كن
كه زمان لاك پشت خوبي نيست
رفته اي تا كه شعر خلق شود؟
زندگي شعر نيست، باور كن

اين كه"ليلي"شوي تو، من "مجنون"
ابدا سرنوشت خوبي نيست
پيش از اينها نه،بعد از اين هم نه
عشق اكنون معطل من و تست

زنگ اين خانه را بزن، هستم
ما شدن سرگذشت خوبي نيست؟
.

#مهرداد_نصرتی
.
#روزنگار:
سکوت با آدم ها برای من یک زنگ خطر است. طبق ِ عادت، اگر سکوتم با آن ها طولانی شود؛ روزهای متعدد و بعد بکشد به هفته های متعدد، ارتباطم را تمام می کنم. برای آنکه نرسد به آنجایی که سکوتمان عادت بشود و حرف های ناگفته مان را به آدم دیگری بگوییم.
آدم هایی که حرف نمی زنند ممکن است فکر های ترسناکی بکنند. این ها همه من را اذیت می کند. برای همین دوست دارم روزمره ترین اتفاق های زندگی ام را برایش تعریف کنم. از خاطره ها، دستاورد ها، ضعف ها و هرچیز ژانگولری که با عث شده خنده ام بگیرد برایش حرف بزنم یا بنویسم ولی سکوت نکنم. سکوت برایم مثل ِ آرامش ِ قبل از طوفان است.وقتی سکوتم با ادم ها طولانی شود همه چیز را تمام می کنم چون یعنی ما رسیده ایم به جایی که خسته شدیم...
همین.
.
پی روزنگار :

شنیدم تو فرانسوی
به جاي اينكه بگن من دلتنگ توام،
ميگن:"Te me manques" ؛
يعني تو از من گُم شدی...
قشنگتر از اين هم ميشه ؟؟ .
Read more
جان دلم... اصلا رفتنت به کنار،غصه آن جداست... فقط.... فقط این روز ها نشسته ام و به این فکر میکنم ...
Media Removed
جان دلم... اصلا رفتنت به کنار،غصه آن جداست... فقط.... فقط این روز ها نشسته ام و به این فکر میکنم که او واقعا چه چیزی داشت که من نداشتم چه در او دیدی که او را به من ترجیح دادی... برایت از عشق کم گذاشتم؟؟؟ در حد تو نبودم؟؟؟ کم به تو محبت کردم؟؟؟ کم نگران و دلواپست بودم؟؟؟ جان دلم... یک لحظه بیا ... جان دلم...
اصلا رفتنت به کنار،غصه آن جداست...
فقط....
فقط این روز ها نشسته ام و به این فکر میکنم
که او واقعا چه چیزی داشت که من نداشتم
چه در او دیدی که او را به من ترجیح دادی...
برایت از عشق کم گذاشتم؟؟؟
در حد تو نبودم؟؟؟
کم به تو محبت کردم؟؟؟
کم نگران و دلواپست بودم؟؟؟
جان دلم...
یک لحظه بیا جواب سوالهایم را بده
به جان چشمانت دیوانه شدم انقدر فکر کردم...
بخدا نه دیگر از تو میخواهم برگردی،نه از تو میخواهم او را رها کنی‌....
فقط بیا و به من بگو:
او
چه
چیزی
داشت
که من نداشتم....
.
.
.
⭐ #میکائیل👑
.
. 📱@mikilove351 📷
.
.
.
✅ #پیج_مارو_به_دوستانتون_معرفی_کنید🙏♥️♥️♥️♥️♥️♥️❤❤❤❤❤❤🙏🌷
Read more
هنرِ عشق به تصویر کشیده آهی دلِ ما را به حریم تو نموده راهی نوکر خانۀ تو عارفِ بالله شود علی اکبر بشود ...
Media Removed
هنرِ عشق به تصویر کشیده آهی دلِ ما را به حریم تو نموده راهی نوکر خانۀ تو عارفِ بالله شود علی اکبر بشود «جُونِ» سیاهی گاهی نوکرت پیر که شد دلبری اش بیشتراست ماجرایی شده این قصۀ خاطرخواهی زلفِ خود پهن نمودی و شکارم کردی به هدایت برسد صید تو از گمراهی خاطرم نیست چه شد دل به تو دادم آقا بی سر و پا چو ... هنرِ عشق به تصویر کشیده آهی
دلِ ما را به حریم تو نموده راهی
نوکر خانۀ تو عارفِ بالله شود
علی اکبر بشود «جُونِ» سیاهی گاهی
نوکرت پیر که شد دلبری اش بیشتراست
ماجرایی شده این قصۀ خاطرخواهی
زلفِ خود پهن نمودی و شکارم کردی
به هدایت برسد صید تو از گمراهی
خاطرم نیست چه شد دل به تو دادم آقا
بی سر و پا چو منی در ره تو شد راهی
درددل کردنِ با تو چقَدَر می چسبد
چون کـریمی و زاحوال گـدا آگاهی
خون من نذر نگاهت لک لبیک حسین
شاهِ عاشق کُشی و حضرت ثارالهی
چه کسی فکر غلام است به غیر از ارباب
پسرِ فاطمه این سائل خـود را دریاب
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسیـن_جـان
من شدم عاشق تو یا تو شدی عاشق من
لطف ارباب به نوکر چه زیاد است زیاد
یک نفر گفت ” حسین ” اشک همه درآمد
نمکـــ نام تو دلـبر چه زیاد است زیاد
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_عباس_آسیمه
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
<span class="emoji emoji1f341"></span><span class="emoji emoji1f341"></span>فلسفه.‌فهم هنرخوشنویسی🦋<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33e"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f342"></span>.: این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است، من اما ...
Media Removed
فلسفه.‌فهم هنرخوشنویسی🦋.: این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است، من اما نگرانم در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر مثل خوره افتاده به جانم که بمانم چیزی که میان تو و من نیست غریبی است صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟ انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی ... 🍁🍁فلسفه.‌فهم هنرخوشنویسی🦋🍃🍃🌾🍂🍂.:
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم. "فاضل نظری"
Read more
دکان دوستی را نبند اگر همه مغازه ها تعطیل شد، تو اما دکان دوستی را نبند. اگر همه بازار ها رو به کسادی ...
Media Removed
دکان دوستی را نبند اگر همه مغازه ها تعطیل شد، تو اما دکان دوستی را نبند. اگر همه بازار ها رو به کسادی رفت و همه سکه ها از رونق افتاد ،تو اما بازار عشق را کساد مکن و سکه جوانمردی را از رونق نینداز. اگر قحطی آب و نان آمد ، تو اما نگذار که قحطی انسان نیز بیاید. اگر محتکران، خورد و خوراک را و مال و منال را ... دکان دوستی را نبند

اگر همه مغازه ها تعطیل شد، تو اما دکان دوستی را نبند.

اگر همه بازار ها رو به کسادی رفت و همه سکه ها از رونق افتاد ،تو اما بازار عشق را کساد مکن و سکه جوانمردی را از رونق نینداز.

اگر قحطی آب و نان آمد ، تو اما نگذار که قحطی انسان نیز بیاید.

اگر محتکران، خورد و خوراک را و مال و منال را دریغ کردند تو اما نور و شور و جان و دل را احتکار نکن.

ما ورشکستگان جور روزگاریم اما نباید که برنشستگان کشتی اندوه نیز باشیم.

اگر حتی هوا جیره بندی شده است، تو اما امیدت را حبس نکن ، لبخندت را نیز و آرزوهایت را.

دست تنگی را به دلتنگی بدل نکن ؛ باشد که فراخی دل، گشادگی ِروز و روزی نیز بیاورد... ✍عرفان‌نظرآهاری
Read more
دوست داشتنت را از سالی به سال دیگری جابه جا می کنم مثل دانش آموزی که مشقش را در دفتری تازه پاک نویس می‌کند ...
Media Removed
دوست داشتنت را از سالی به سال دیگری جابه جا می کنم مثل دانش آموزی که مشقش را در دفتری تازه پاک نویس می‌کند صدای تو،عطر تو،نامه های تو و شماره تلفن تو و صندوق پستی تورا هم منتقل میکنم می آویزمشان به کمد سال جدید اقامت دائمی قلبم را به تو می دهم تورا دوست دارم و هرگز رهایت نمیکنم و بر برگه تقویم آخرین روز سال ... دوست داشتنت را از سالی به سال دیگری جابه جا می کنم مثل دانش آموزی که مشقش را در دفتری تازه پاک نویس می‌کند صدای تو،عطر تو،نامه های تو و شماره تلفن تو و صندوق پستی تورا هم منتقل میکنم می آویزمشان به کمد سال جدید اقامت دائمی قلبم را به تو می دهم تورا دوست دارم و هرگز رهایت نمیکنم و بر برگه تقویم آخرین روز سال در آغوش می گیرمت و در چهار فصل سال می چرخانمت در زمستان کلاه پشمی قرمزی به سرت می گذارم که سردت نشود و در پائیز ، تنها بارانی ام را به تو می بخشم بپوش که تا خیس نشوی و در بهار رهایت میکنم تا بر چمن های تازه بخوابی تا به صبحانه بپردازی با گنجشک ها و در تابستان تور کوچک ماهیگیری برایت میخرم تا با صدف ها و مرغان دریایی و ماهیان بی نام را شکار کنی تورا دوست دارم و نمیخواهم تورا به خاطر های گذشته و حافظه قطارهای مسافربری پیوند دهم تو آخرین قطاری هستی که شبانه روز سفر می کند بر رگ های دستم تو آخرین قطار کنی و من ،آخرین ایستگاه تورا دوست دارم و نمی خواهم تورو به آب یا باد یا تاریخ های هجری و میلادی و یا به جزر و مد دریا و یا به ساعتهای کسوف و خسوف پیوند دهم مهم نیست ستاره شناسان و خطوط فنجان های قهوه ،چه می گویند دو چشمانت ، به تنهایی بشارت دهنده اند آنها مسئول شادمانی این هستی اند دوست دارم و می خواهم به حال و هوایت پیوندت دهم تورا ستاره مدار رنگی ام قرار می دهم و میخواهم مشکل واژه ها و ابعاد کاغذ را به خود بگیری تا هنگامی که کتابی را چاپ می کنم که مردم بخوانند تورا مانند گل در درون آن بیابند میخواهم شکل دهانم شوی تا وقتی که حرف میزنم مردم تورا شناور در صدایم بیابند میخواهم شکل دستانم شوی تا وقتی که به میز تکیه میدهم تورا درمیان دستانم در خواب ببینند مانند پروانه ای در دستان کودکی پیشه ای ندارم الا آیین پرستش تو عشق آیین من است تو آیین منی عشق جولان می دهد بر پوستم و در زیر پوستم تو جولان می دهی
و اما من
خیابان ها و پیاده رو های شسته از باران را بر دوشم حمل میکنم در جست و جوی تو چرا به من و باران ایست می دهی ؟ وقتی که می دانی همه زندگی ام با تو در ریزش باران قرین شده است و تنها حس من باران است
چرا می ایستانی ام ؟
وقتی که دانی تنها کتابی که بعد تو میخوانم کتاب باران است ،تورا دوست دارم این تنها شگردی است که آموخته ام و دوست و دشمنم به آن حسادت میکنند پیش از تو آفتاب و کوه ها و جنگل ها سرگردان بودند ممنونم که به مدرسه راهم دادی ممنونم که الفبای عشق را به من آموختی و ممنونم که پذیرفتی معشوقم باشی ،ولی نمیدانم که منو چرا ......😔😔
(م خاص)
Read more
باز هوای اویسم آرزوست... جانا ! صبا به سویت پر میکشم چون ویس... سالها پرپر زدن برای رویت حلال عشق به ...
Media Removed
باز هوای اویسم آرزوست... جانا ! صبا به سویت پر میکشم چون ویس... سالها پرپر زدن برای رویت حلال عشق به سر رسید و موسم عاشقی فرا رسید... مادرم را دعاگویم که شرطی چون مادر اویس برایم نگذاشت، تا بتوانم سالها برای حلول جمال ماه بر دیوار دلم خط بکشم و تلخی این صبر را با حلاوت دیدارش افطار کنم... حتی اگر نتوانم ... باز هوای اویسم آرزوست...
جانا ! صبا به سویت پر میکشم چون ویس... سالها پرپر زدن برای رویت حلال عشق به سر رسید و موسم عاشقی فرا رسید...
مادرم را دعاگویم که شرطی چون مادر اویس برایم نگذاشت، تا بتوانم سالها برای حلول جمال ماه بر دیوار دلم خط بکشم و تلخی این صبر را با حلاوت دیدارش افطار کنم... حتی اگر نتوانم بی واسطه سیمای چون بهارت را ببینم غمی نیست! چرا که برایم تنفس هوایی که از جانب" تو " و و از دم مسیحایی تو هم رقص صبا میشود کافیست... فردا دوشنبه 11 آبان ماه عازم تهران برای دیدار آقامون امام خامنه ای هستم...
ان شاءالله نایب الزیاره تمام دوستان خواهیم بود...
Read more
✍ اطلاعیه گروه "چاوشی ترن" - . با نامِ تو، عشقِ خود آغاز می کنیم با خیل عاشقانِ تو دمساز می کنیم. . <span class="emoji emoji2705"></span> ...
Media Removed
✍ اطلاعیه گروه "چاوشی ترن" - . با نامِ تو، عشقِ خود آغاز می کنیم با خیل عاشقانِ تو دمساز می کنیم. . با سلام و احترام فراوان خدمت جامعه هواداران و مخاطبان محسن چاوشی. ضمن سپاس و تشکر از پیگیری ها و اصرارهای شما عزیزان مبنی بر راه اندازی مجدد کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام "چاوشی ترن"، مفتخریم اعلام ... ✍ اطلاعیه گروه "چاوشی ترن" - .
با نامِ تو، عشقِ خود آغاز می کنیم
با خیل عاشقانِ تو دمساز می کنیم. .
✅ با سلام و احترام فراوان خدمت جامعه هواداران و مخاطبان محسن چاوشی. ضمن سپاس و تشکر از پیگیری ها و اصرارهای شما عزیزان مبنی بر راه اندازی مجدد کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام "چاوشی ترن"، مفتخریم اعلام کنیم که از این ساعت، در خدمت شما خواهیم بود تا در کنار هم به کسی که صدایش، آهنگ زندگیمان و اخلاقش، الگوی زیستنمان است خدمت کنیم.
در مدت زمانِ تعطیلی "چاوشی ترن" دوستان و مخاطبان زیادی از طریق پیام، دایرکت و پیوی درخواست راه اندازی و حضور مجدد ما را داشتند که با ارج نهادن به این همه لطف، دوباره در خدمت شما خواهیم بود. گروهِ ما، مانند همیشه به یاری و کمک هواداران نیازمند است. خواهشمندیم "چاوشی ترن" را به دوستان و آشنایان خود معرفی و آنها را به حضور در کنار سایرِ چاوشیست ها دعوت کنید.
✅ چاوشی ترن، برای تقویت تیم کاری خود، از همه علاقه مندان دعوت به همکاری می کند. در این راستا، کسانی که خود را در زمینه طراحی متن و عکس و ساخت کلیپ دارای قابلیت می دانند، با ارسال نمونه ای از کار خود و تأیید ادمین، به تیم ما بپیوندند.
لازم به ذکر است که حضور و فعالیت همه ما (از ادمین تا بقیه تیم) با آرمانِ خدمت به محسن چاوشی بوده و به هیچ وجه تصور دستمزد را نداشته و نداریم.
لطفا نمونه کار خود را به آیدی همین کانال ارسال فرمایید.
✅ در پایان، ضمن تشکر از گروه "اتحاد چاوشی" و شخص #محسن_چاوشی برای اجازه راه اندازی مجدد، اعلام می کنیم که تمامی صفحات هواداری با کمک یکدیگر برای هواداران چاوشی فعالیت می کنیم و امیدواریم گروه "چاوشی ترن" نیز دِین خود را به صدای جاودان او ادا نماید.

#ابراهيم #چاوشى
Read more
ــــــحظه های بـــــدون تو ... لــــــحظه ها گذشت و سه ســـال رفتنت گذشته ... و تو ای آسمان من...بی ...
Media Removed
ــــــحظه های بـــــدون تو ... لــــــحظه ها گذشت و سه ســـال رفتنت گذشته ... و تو ای آسمان من...بی خبر از خیال من به کجا کوچ کردی ... در این ظلمت نیمه شب ..... به آرامی کنار لحظه های با تو بودن می نشینم ... چشمانم را می بندم ... دوباره مرور می کنم خاطرات با تو بودن را ... نگاه آخر بود ... مثل دیدن سایه ها ... ــــــحظه های بـــــدون تو ... لــــــحظه ها گذشت و سه ســـال رفتنت گذشته ... و تو ای آسمان من...بی خبر از خیال من به کجا کوچ کردی ... در این ظلمت نیمه شب ..... به آرامی کنار لحظه های با تو بودن می نشینم ... چشمانم را می بندم ... دوباره مرور می کنم خاطرات با تو بودن را ... نگاه آخر بود ... مثل دیدن سایه ها در غروب آفتاب در آسمانی نقره فام ... آنقدر دلم گرفته که انگار همان روزی است که تو تازه به آغوش خاک پیوستی ... کاش دستانم به آسمان می رسید ... این روز ها غروبش غریبانه می وزد ... کاش چشمانت را باز میکردی و حرفی میزدی ... ولی افسوس .... افسوس ... و حالا سال هاست دیگر خیال فریاد ندارم ... حس گفتن ندارم ... و حالا از تنهایی ام می نویسم و از نبودنت ... از حس سکوتی که نزدیک ترین همدم لحظه هایم است ... " به یاد تو مینویسم عزیزم که این روزها سخت دلتنگتم... و حال من ماندم و خاطره ی نگاهی در سطر سطر کتاب زندگی..." 💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔 #علی #علی_طباطبایی #دوستت_دارم #فاتحه #تسلیت #alitabatabaee #عشق #خواننده #دلشکسته #shahrzadtabatabaeee #بهترین #هنرمندان #بازیگران #هنرمندان_ایرانی #دلتنگی #بهترین #خانواده_خاص #alitabatabaeee #بازیگر #سینما #Acter #اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم #فاتحه_فراموش_نشه🙏
Read more
 #روز_وداع_یاران #شاعر_که_می‌میرد #زود_بود_رفیق و از این هشتگ‌ها نمی‌توان راه برد به اندوهی ...
Media Removed
#روز_وداع_یاران #شاعر_که_می‌میرد #زود_بود_رفیق و از این هشتگ‌ها نمی‌توان راه برد به اندوهی که من و دیگر دوستانت داریم، از این که می‌روی و نمی‌بینی چه بر سر مردمی که برایشان زار زدی، می‌آید؛ خوشحالیم، اما آن پسر و دختری که داری.، این رفتن زود را باور ندارند. برای آن همه شور و شوق و خنده‌ای که ... #روز_وداع_یاران
#شاعر_که_می‌میرد
#زود_بود_رفیق
و از این هشتگ‌ها نمی‌توان راه برد به اندوهی که من و دیگر دوستانت داریم، از این که می‌روی و نمی‌بینی چه بر سر مردمی که برایشان زار زدی، می‌آید؛ خوشحالیم، اما آن پسر و دختری که داری.، این رفتن زود را باور ندارند.
برای آن همه شور و شوق و خنده‌ای که از لبت جدا نمی‌شد، دلمان تنگ می‌شود.
دل‌مان‌ برای حرارت شعرخواندنت تنگ می‌شود.

گفتم: امیری چرا این‌قدر سیاه می‌نویسی؟
گفتی: تو مگه جز سیاهی چیزی می‌بینی؟
گفتم چرا عاشقانه نمی‌نویسی؟
گفتی: مگه شعری که از درد مردم و درد وطن گفته‌ بشه، عشق به ایران نیست؟

و تو هرگز دست از اعتراض نکشیدی، غرا شعر خوندی و بارها تاوانش رو هم پرداختی، بخواب کرامت خان! وطن پرنده‌ی کُلا خون شده، وطن پر است از درد مردم، تو طاقت نداشتی ببینی

رفیق‌جان، به آخرین سیگاری که با هم کشیدیم، سلام ما رو به یاران رفته‌مان برسان.
شعر شهر ما حتمن سال‌های سال عزادار تو خواهد بود.
#روحت_شاد
#کرامت_امیری
Read more
رویای ما به حقیقت پیوست ، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد… به تو رسیدم در اوج آسمان عشق ، این بود ...
Media Removed
رویای ما به حقیقت پیوست ، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد… به تو رسیدم در اوج آسمان عشق ، این بود قصه ی من و تو و سرنوشت…. تو آمدی و دنیا مال من شد ، همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد…. باور نداشتم مال من شده ای ، لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام ... رویای ما به حقیقت پیوست ، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد…
به تو رسیدم در اوج آسمان عشق ، این بود قصه ی من و تو و سرنوشت….
تو آمدی و دنیا مال من شد ، همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد
تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد….
باور نداشتم مال من شده ای ، لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ای
عشق معجزه نیست ، حقیقتیست در قلب ها که پنهان است
به پاکی عشق ، به لطافت با تو بودن و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی را….
تو همانی که من میخواستم ، مثل تو کسی در دنیا نیست برایم ، مثل تو هیچگاه نیامد و نمی آید و نخواهد آمد ، تو اولین و آخرینی برایم….
و با عشق پرواز میکنیم ، میرویم به جایی که تنها آرامش باشد در بینمان، تا در یک سکوت عاشقانه و در اوج آرامش بدون هیچ غمی در آغوشت آرام بگیرم !
اینبار سکوت زیباست، چون درونش یک عالمه حرفهاست ، حرفهایی در دلهای من و تو ، که هم تو میدانی راز دلم را و هم من میدانم راز درونت را…
و من ثابت کردم عشق هست ، تو همیشه هستی ، و روزی میرسد که ثابت خواهم کرد از عشقت خواهم مرد….
و من و تو همسفران عشقیم تا ابد ، این احساسم همیشه در قلبت بماند….
Read more
ميتونم ساعتها و روزها بشينم و بازى شما رو تماشا كنم. يكروز داشتم با يكى از دوستان خيلى ثروتمندم صحبت ميكردم. اونوقت هنوز بچه نداشتم. بهم گفت پيكى بچه هاى هركس تمام دارايى اون شخص هستن و اينرو وقتى كه بچه دار شدى ميفهمى. شنيدن اين حرف از كسى كه دارايى بسيار زيادى داشت و خيلى هم سرش تو حساب و كتاب بود برام ... ميتونم ساعتها و روزها بشينم و بازى شما رو تماشا كنم. يكروز داشتم با يكى از دوستان خيلى ثروتمندم صحبت ميكردم. اونوقت هنوز بچه نداشتم. بهم گفت پيكى بچه هاى هركس تمام دارايى اون شخص هستن و اينرو وقتى كه بچه دار شدى ميفهمى. شنيدن اين حرف از كسى كه دارايى بسيار زيادى داشت و خيلى هم سرش تو حساب و كتاب بود برام جالب بود. تا اينكه خدا نيوان رو به ما داد و من اين موضوع رو با تمام وجودم درك كردم. فقط يك نكته رو دوست دارم بگم. مادر تمام باور و وجود كودك است و ما مردان بايد اين موضوع رو درك كنيم كه احترام و تكريم همسر در حقيقت تأثير مستقيم بر روى فرزندانمون و تربيت و رشد اونها داره. هرچقدر كه مادر فرزند ما در آسايش بيشترى باشه ما فرزند قويتر و سالمترى خواهيم داشت ❤️
.
مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
گوئی سرم هنوز به بالین نرم تست

پیوسته در هوای تو چشمم به جستجوست
هرلحظه با خیال تو جانم به گفتگوست

در خواب و خیال همه با توام هنوز
تنهائیم مباد که تیره است بی‌تو روز

دائم حریم قدس تو احساس می‌کنم
احساس قدس آن دم انفاس می‌کنم

موسیقی بهشت همانا صدای تست
گوش دلم به زمزمه لای لای تست

مادر به قصه‌های تو می‌خفت غصه‌ها
می‌رفت چشم و گوش به دنبال قصه‌ها

با شادیت نبود غمی را مجال ایست
امّا به گریه تو هم آفاق می‌گریست

صد قصه عشق بودی و می‌خواندمت مدام
رفتیّ و ماند قصه صد عشق ناتمام

ای سینه داشته سپر هر بلای من
اکنون بکن شفاعت من با خدای من

امروز هستیم به امید دعای توست
فردا کلید باغ بهشتم رضای توست

این راز آن حدیث که نقل از پیمبر است
جنت نهاده زیر قدم‌های مادر است
شعر از زنده ياد شهريار
#picassomo #niwan #mother #daddy #family #baby #son
@shabnamshahrokhi 😘😍
Read more
آواز قو : كمتر كساني ميدونن آواز قو يعني چي ....!!؟؟؟ قو تنها پرنده اي كه يك بار عاشق ميشه ... و براي ...
Media Removed
آواز قو : كمتر كساني ميدونن آواز قو يعني چي ....!!؟؟؟ قو تنها پرنده اي كه يك بار عاشق ميشه ... و براي هميشه پاي عشقش ميشينه و تو تمام زندگي هر كاري براي راحتي عشقش انجام ميده قو تنها پرنده اي كه زمان مرگشو ميدونه كي هست چه زماني ميميره قو يك هفته مانده به مرگش ميره جايي كه براي اولين بار عشقش يعني ... آواز قو :

كمتر كساني ميدونن آواز قو يعني چي ....!!؟؟؟
قو تنها پرنده اي كه يك بار عاشق ميشه ...
و براي هميشه پاي عشقش ميشينه
و تو تمام زندگي هر كاري براي راحتي عشقش انجام ميده
قو تنها پرنده اي كه زمان مرگشو ميدونه كي هست چه زماني ميميره
قو يك هفته مانده به مرگش ميره جايي كه براي اولين بار عشقش يعني جفتشو ديده و عاشقش شده ،اونجا ميمونه تا زمان مرگش فرا برسه
و يك روز مانده به مرگش يه آوازي براي عشقش از خود سر ميده ميخونه كه بهترين زيباترين آواز ميان پرندگان ست
و بعد سرش را روي بال هاش ميزارو ميميره ،،،،،!!!! بياييم عاشق بودن و عشق ورزيدن را از زيباترين پرنده عشق بیاموزیم ..
(پیشاپیش 29/ بهمن) (سپندارمذگان ) روز عشق ایرانی بر شما مبارک 🌹
Read more
<span class="emoji emoji1f451"></span> . بهمون بگید که این شعر رو چقدر دوست داشتین. با تگ کردن دوستانتون اونها رو به خوندن و لذت بردن ازین ...
Media Removed
. بهمون بگید که این شعر رو چقدر دوست داشتین. با تگ کردن دوستانتون اونها رو به خوندن و لذت بردن ازین شعر زیبا دعوت کنید. . . بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیم در کویر دل سودا زده تنها ماندیم . تا نجویند رقیبان ز دلم بوی تو را سر بازار تو پیوسته به حاشا ماندیم . دل شیدایی ما شیفته روی تو بود سالیانیست ... 👑
.
بهمون بگید که این شعر رو چقدر دوست داشتین.
با تگ کردن دوستانتون اونها رو به خوندن و لذت بردن ازین شعر زیبا دعوت کنید.
.
.
بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیم
در کویر دل سودا زده تنها ماندیم
.
تا نجویند رقیبان ز دلم بوی تو را
سر بازار تو پیوسته به حاشا ماندیم
.
دل شیدایی ما شیفته روی تو بود
سالیانیست که با این دل شیدا ماندیم
.
آنچنانم دل ما سوخته عشق تو بود
که در این مرحله از سینه خود جا ماندیم
.
طشت رسوایی ما عاقبت از بام افتاد
نرسیدیم به گرد تو و رسوا ماندیم
.
رهرو عشق تو بودیم وبه سودای وصال
از همه بود و نبود دل خود وا ماندیم
.
همه شب سوخته دل از غم هجران تو باز
به امید سحری در ره فردا ماندیم
.
«رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم»
.
👑 # میرنجات اصفهانی
.
ادمین:
@em.afj .
⚜صفحه دوم ما
@cafeehooonar
.
.
.
بهترین ابیات و اشعار در کانال تلگرام شاهبیت
لینک در بیو...
Read more
. <span class="emoji emoji2705"></span> نوشته ی زیبای دکتر سعید مهرپور فوق تخصص جراحي ستون فقرات ورئیس بیمارستان دکتر شریعتی به همسرشون ...
Media Removed
. نوشته ی زیبای دکتر سعید مهرپور فوق تخصص جراحي ستون فقرات ورئیس بیمارستان دکتر شریعتی به همسرشون دكتر مریم غریب دوست که به تازگی فوت شدند مریم عزیزم سلام . من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام. پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس ! اما امروز ... .
✅ نوشته ی زیبای دکتر سعید مهرپور فوق تخصص جراحي ستون فقرات ورئیس بیمارستان دکتر شریعتی به همسرشون دكتر مریم غریب دوست که به تازگی فوت شدند

مریم عزیزم سلام . من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام. پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس ! اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ، یک آرزو بیشتر ندارم . همه این ها را که برشمردم را پس بدهم . در عوض لحظه ای کنارِ تو بنشینم ، در چشمانت نگاه کنم و فنجان چایی با هم بنوشیم و این بار قول میدهم که چای را نه یکباره و داغ که با آرامش و پا به پای تو بنوشم.

مریم عزیزم ؛ این روزها جوانترها آنچنان برای پیشرفت ، عجله دارند که نگاهِ مادر ؛ نفسِ پدر و عشقِ همسر را نمی بینند و برای رسیدنِ هر چه سریعتر به قله ، بسیاری را در دامنه جای میگذارند .

مریم عزیزم ، من پشیمانم از تمامِ شبهایی که صحبتِ تو را نمی شنیدم و به فکرِ تشویقِ حاضرینِ در سخنرانیِ فردایم بودم. من پشیمانم.

مریم جان بگذار جوانترها را نصیحتی کنم .

در بالای قلّه ها و آن سوی ابرها خبری نیست ، هر چه هست در دامنه زندگی شماست. 👇 ❣ @mehrpour_saeed ❣
Read more
ماه طلعت همه آمال منى ميـــدانــى؟ قهوه مينوشم و در فال منى ميـــدانــى؟ اى كه چون سايه به دنبال ...
Media Removed
ماه طلعت همه آمال منى ميـــدانــى؟ قهوه مينوشم و در فال منى ميـــدانــى؟ اى كه چون سايه به دنبال منى ميـــدانــى؟ گفت رمال در اقبال منى ميـــدانــى؟ بيخبر از دل و احوال منى ميـــدانــى؟ عاقبت سهم منى مال منى ميـــدانــى؟ كاسه ى چشم ترم خيس ولى بيخبرى ز تو بى باك ترى نيست ولى بيخبرى نرگس ... ماه طلعت همه آمال منى ميـــدانــى؟
قهوه مينوشم و در فال منى ميـــدانــى؟
اى كه چون سايه به دنبال منى ميـــدانــى؟
گفت رمال در اقبال منى ميـــدانــى؟
بيخبر از دل و احوال منى ميـــدانــى؟
عاقبت سهم منى مال منى ميـــدانــى؟
كاسه ى چشم ترم خيس ولى بيخبرى
ز تو بى باك ترى نيست ولى بيخبرى

نرگس غمزه ات اينبار كمر ميشكند
جان من اينهمه آزار كمر ميشكند
ظلم بر يار وفادار كمر ميشكند
گل من زخم خس و خار كمر ميشكند
طعنه از مهوش غدّار كمر ميشكند
شمعِ من ،مجلس اغيار كمر ميشكند
يارِ بيرحم و ستمكار ،كمر ميشكند

طعنه چون زخم عميق است دگر نيش مزن
كمرم ميشكند بيشتر از پيش مزن

صيد را زنده در اين دام رها كردى تو
بى جهت بر منِ غمديده چها كردى تو
بس وفا ديدى و بسيار جفا كردى تو
دردهاى همه جز خسته دوا كردى تو
با رقيبانِ دغل صلح و صفا كردى تو
جُور ها بر منِ افتاده ز پا كردى تو

خسته از وصل تو، اميد به درمان نَبَود
ديگر آزار مكش در تنِ من جان نَبَود
كِلك مژگان سياه تو مرا خواهد كشت
عاقبت صورت ماه تو مرا خواهد كشت
طاق ابروى نگاه تو مرا خواهد كشت
خيل گيسو و سپاه تو مرا خواهد كشت
آخر آن حشمت و جاه تو مرا خواهد كشت
عاقبت عشق تباه تو مرا خواهد كشت

مرگ مشكوك مرا علتِ زخمى سطحى ست
نبش قبرم نكنى ور نه قصاصت قطعى ست

#مهدى_خداپرست
Read more
. #وصيت‌نامه عجيب شهيد #لاجوردي به مناسبت سالروز شهادت آن شهید بزرگ شهيد اسدالله لاجوردي در ...
Media Removed
. #وصيت‌نامه عجيب شهيد #لاجوردي به مناسبت سالروز شهادت آن شهید بزرگ شهيد اسدالله لاجوردي در وصيت‌نامه پر از درد و رنج خود با اشاره به ابعادي از مظالم صورت گرفته در حق انقلاب مي‌گويد: چگونه است كه با نام اسلام و در ذي اسلاميت شعارهاي مردم‌فريب خالي از محتوا رواج پيدا مي‌كند و آنها كه مسئوليت جلوگيري ... .
#وصيت‌نامه عجيب شهيد #لاجوردي
به مناسبت سالروز شهادت آن شهید بزرگ

شهيد اسدالله لاجوردي در وصيت‌نامه پر از درد و رنج خود با اشاره به ابعادي از مظالم صورت گرفته در حق انقلاب مي‌گويد: چگونه است كه با نام اسلام و در ذي اسلاميت شعارهاي مردم‌فريب خالي از محتوا رواج پيدا مي‌كند و آنها كه مسئوليت جلوگيري از انحراف را دارند، ساكت مي‌نشينند.

اين مسئله را به خوبي دريافته‌ام كه هر كس به نفع دشمنان انقلاب و به خيال واهي و بي‌اساس رضايت به اصطلاح مردم و به خيال خام و پوچ پايگاه به اصطلاح ملي پيدا كردند موضع‌گيري كنند مصداق فرموده گرانقدر معصوم (ع) است كه «مَن طَلَبَ رضي الناس بِسَخَطِ الله ، فَجَعَلُ الله حامده من الناس ذامّاً.» خدايا! تو شاهدي به همان اندازه - بلكه صد چندان - كه به امام قاطع و سازش ناپذيرم عشق مي‌ورزم، نسبت به سازشكاران و مدافعان عملي ضد انقلاب (اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند) نفرت دارم. بيم آن دارم حوادث مشروطه مجدّداً تكرار شود و يا ايران اسلامي به سرنوشت الجزاير دچار شود. خداوندا! از تو مصرانه مي خواهم دست و قدم، زبان و قلم همه كساني را كه در جهت رهانيدن ضد انقلابيون و مرتدين و محاربين از چنگال عدالت، اعمال قدرت و نفوذ كرده‌اند و همه كساني كه پذيراي اين ننگ شده‌اند (تا چند روزي به كام وهم و خيال رسند)، براي هميشه از سرنوشت اين مردم شهيد پرور و شاهد قطع فرمايي.

خدايا! تو شاهدي چندين بار به عناوين مختلف، خطر منافقين انقلاب را همانان كه التقاط، به گونه منافقين خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر كرده و همانان كه رياكارانه براي رسيدن به مقصودشان، دستمال ابريشمي بسيار بزرگ - به بزرگي مجمع الاضداد - به دست گرفته اند، هم رجايي و باهنر را مي كُشند و هم به سوگشان مي نشينند، هم با منافقين خلق پيوند تشكيلاتي و سپس ... ! برقرار مي كنند، هم آنان را دستگير مي كنند و هم براي آزاديشان و اعطاي مقام و مسئوليت بدانان تلاش مي كنند و از افشاي ماهيت كثيف آنان سخت بيمناك مي شوند، هم در مبارزه عليه آنان و در حقيقت براي جلب رضايت مسئولين و نجات بنيادي آنان خود را در صف منافق كُشان مي زنند و هم در حوزه هاي علميه به فقه و فقاهت روي مي آورند تا مسير فقه را عوض كنند .

ادامه در کامنت اول
Read more
به نظر من بهترین تبریک سال نو رو ویکتور هوگو گفته: اول از همه برايت آرزومندم كه عاشق شوي، و اگر هستي،كسي ...
Media Removed
به نظر من بهترین تبریک سال نو رو ویکتور هوگو گفته: اول از همه برايت آرزومندم كه عاشق شوي، و اگر هستي،كسي هم به تو عشق بورزد، و اگر اينگونه نيست،تنهائيت كوتاه باشد، و پس از تنهائيت ،نفرت از كسي نيابي. آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني. برايت ... به نظر من بهترین تبریک سال نو رو ویکتور هوگو گفته:

اول از همه برايت آرزومندم كه عاشق شوي،
و اگر هستي،كسي هم به تو عشق بورزد،
و اگر اينگونه نيست،تنهائيت كوتاه باشد،
و پس از تنهائيت ،نفرت از كسي نيابي.
آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد،
بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني.
برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي ،
ازجمله دوستان بد و ناپايدار،
برخي نادوست، و برخي دوستدار
كه دست كم يكي در ميانشان
بي ترديد مورد اعتمادت باشد.
وچون زندگي بدين گونه است،
برايت آرزو مندم كه دشمن نيز داشته باشي ،
نه كم و نه زياد ، درست به اندازه ،
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهد ،
كه دست كم يكي از آنها اعتراضش به حق باشد ،
تا كه زياده به خود غره نشوي .
و نيز آرزومندم مفيد فايده باشي
نه خيلي غير ضروري ،
تا در لحظات سخت
وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است
همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سر پا نگهدارد.
همچنين ، برايت آرزومندم صبور باشي
نه با كساني كه اشتباهات كوچك ميكنند
چون اين كار ساده اي است ،
بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند
و با كاربرد درست صبوري ات براي ديگران نمونه شوي .
و اميدوارم اگر جوان هستي
خيلي به تعجيل، رسيده نشوي
و اگر رسيده اي، به جوان نمائي اصرار نوررزي
و اگر پيري ، تسليم نااميدي نشوي
چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد
و لازم است بگذاريم در ما جريان يابند.
اميدوارم حيواني را نوازش كني
به پرنده اي دانه بدهي ، و به آواز يك سهره گوش كني
وقتي كه آواي سحرگاهيش را سر مي دهد .
چرا كه به اين طريق
احساس زيبائي خواهي يافت ، به رايگان.
اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بفشاني
هرچند خرد بود باشد
و با روئيدنش همراه شوي
تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد....
بعلاوه آرزومندم پول داشته باشي
زيرا در عمل به آن نيازمندي
و براي اينكه سالي يك بار
پولت را جلو رويت بگذاري و بگوئي : اين مال من است.
فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است!
و در پايان ، اگر مرد باشي ، آرزومندم زن خوبي داشته باشي
واگر زني ، شوهر خوبي داشته باشي
كه اگر فردا خسته باشيد ، يا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بياغازيد .
اگر همه ي اينها كه گفتم فراهم شد
ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم!
Read more
کودکی که آماده تولد بود،نزدخدارفت وپرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین میفرستید، اما من به این ...
Media Removed
کودکی که آماده تولد بود،نزدخدارفت وپرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین میفرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیار فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تونگهداری خواهد کرد. اما کودک هنوز ... کودکی که آماده تولد بود،نزدخدارفت
وپرسید:
می گویند فردا شما مرا به زمین میفرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد:
از میان تعداد بسیار فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تونگهداری خواهد کرد.
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه .
اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد:
فرشته تو برایت آواز خواهد خواند، هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد:
من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها رانمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت:
فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی؟
کودک با ناراحتی گفت:
وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم ؟
خدا برای این سوال هم پاسخی داشت:
فرشته ات دستهایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید:
شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد:
اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم، ناراحت خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت:
فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده میشد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:
خدایا اگر من باید همین حالابروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید. 🌱
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: 🌱
نام فرشته ات اهمیتی ندارد.🌱 به راحتی میتوانی او را مادر صدا کنی.

با ما به روز باشيد زمان نما
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد به تو رسیدم در اوج آسمان عشق این بود ...
Media Removed
و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد به تو رسیدم در اوج آسمان عشق این بود قصه ی من و تو و سرنوشت تو آمدی و دنیا مال من شد همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد باور نداشتم مال من شده ای لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ... 💜
و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد
به تو رسیدم در اوج آسمان عشق
این بود قصه ی من و تو و سرنوشت
تو آمدی و دنیا مال من شد
همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد
تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد
باور نداشتم مال من شده ای
لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ای
عشق معجزه نیست، حقیقتیست در قلب ها که پنهان است
به پاکی عشق، به لطافت با تو بودن و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی را

تو همانی که من میخواستم، مثل تو کسی در دنیا نیست برایم، مثل تو هیچگاه نیامد و نمی آید و نخواهد آمد، تو اولین و آخرینی برایم
و با عشق پرواز میکنیم، میرویم به جایی که تنها آرامش باشد در بینمان، تا در یک سکوت عاشقانه و در اوج آرامش بدون هیچ غمی در آغوشت آرام بگیرم
اینبار سکوت زیباست، چون درونش یک عالمه حرفهاست، حرفهایی در دلهای من و تو، که هم تو میدانی راز دلم را و هم من میدانم راز درونت را
و من ثابت کردم عشق هست، تو همیشه هستی و روزی میرسد که ثابت خواهم کرد از عشقت خواهم مرد
و من و تو همسفران عشقیم تا ابد، این احساسم همیشه در قلبت بماند…
Read more
‍ ‍ تا امروز هرگز نتوانسته‌ام جواب این سوال مادرم را بدهم. او روزهای آخر عمرش از من پرسید: اگر دیگر چیزی به یاد نیاورم، می توانم بگویم که در این دنیا حضور دارم؟ سوالش همیشه با من ماند... کاش امروز اینجا بود و به او می‌گفتم: مهم نیست تو چیزی به خاطر داشته باشی؛ اگر کسی، حتی یک نفر، نام تو را به ... ‍ ‍ تا امروز هرگز نتوانسته‌ام جواب این سوال مادرم را بدهم.

او روزهای آخر عمرش از من پرسید:
اگر دیگر چیزی به یاد نیاورم،
می توانم بگویم که در این دنیا حضور دارم؟

سوالش همیشه با من ماند... کاش امروز اینجا بود و به او می‌گفتم:
مهم نیست تو چیزی به خاطر داشته باشی؛
اگر کسی،
حتی یک نفر،
نام تو را به یاد داشته باشد
و آن را با عشق تکرار کند،
یعنی تو در این دنیا حضور داری... عشق هرگز فراموش نمی‌کند
Read more
آ ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم.. از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!! آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم ...
Media Removed
آ ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم.. از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!! آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم را ؟.. تا اين که بر نتابى ، ديگر جدائيم را؟!! آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما.. لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!! بايد که خلوتى با ، افکار خود نمايم.. اينجا بمان که فردا ، با پاسخت بيايم!! ماهي قبول ... آ
ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..
از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!!
آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم را ؟..
تا اين که بر نتابى ، ديگر جدائيم را؟!!
آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما..
لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!!
بايد که خلوتى با ، افکار خود نمايم..
اينجا بمان که فردا ، با پاسخت بيايم!!
ماهي قبول کرد و ، آب روان گذر کرد..
تنها براى يک شب ، از پيش او سفر کرد!!
وقتى که آمدش باز ، تا اين که گويد آرى..
يک حجله ديد و عکسى ، بر آن به يادگارى!!
خود را ز پيش ماهى ، ديشب که برده بودش..
آن شاه ماهى عشق ، بى آب مرده بودش!!
ناليد و يادش افتاد ، از ماهى آن صدايي..
وقتى که گفت با عشق ، ميميرم از جدايى!!
ای کاش آب می ماند ، آن شب کنار ماهی..
ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی!!
آری من و شما هم ، مانند آب و ماهی..
یک لحظه غفلت از هم ، یعنی همین جدایی...!!!
.
هفدهم امرداد یکهزار و سیصد و نود و هفت
Read more
. دلنوشته #شهید_مرتضی_عطایی ( #ابوعلی ) برای رفیق شهیدش #شهید_مصطفی_صدرزاده ( #سید_ابراهیم ...
Media Removed
. دلنوشته #شهید_مرتضی_عطایی ( #ابوعلی ) برای رفیق شهیدش #شهید_مصطفی_صدرزاده ( #سید_ابراهیم ) . « امشب اول سلام می‌کنم سمت بقیع، به چهار مزار بی‌نشانهء بی‌زائر. به جای بقیع، آمده‌ام سر بر خاک تو بسایم، و بلند بلند بر غربت بقیع گریه کنم. آنگاه بر تو سلام کنم از زبان خودت که چون تویی را فقط خودت لایق ... .
دلنوشته #شهید_مرتضی_عطایی ( #ابوعلی ) برای رفیق شهیدش #شهید_مصطفی_صدرزاده ( #سید_ابراهیم )
. « امشب اول سلام می‌کنم سمت بقیع، به چهار مزار بی‌نشانهء بی‌زائر. به جای بقیع، آمده‌ام سر بر خاک تو بسایم، و بلند بلند بر غربت بقیع گریه کنم. آنگاه بر تو سلام کنم از زبان خودت که چون تویی را فقط خودت لایق سلام دادنی: «سلام عیلک یوم ولدتُ»؛ سلام مجاهد، سلام عباس حریم زینب، سلام بسیجی، سلام شهید، سلام سیدابراهیم.

به جای هدیه برایت شمع آورده‌‌ام، بسپارم به دستانت تا بقیع روشن نگاهشان داری. آمده‌ام زیارت مادر بخوانی من گوش کنم، گریه کنم، استخوان سبک کنم دوری بقیع را. سلام سیدابراهیم، دمت گرم.

دمت گرم بسیجی! به راستی که تو را، آرزوهایت، راه و مرام و مسلکت را نشناخته‌ایم، شب میلادت هم مراسم روضه به پا کرده‌ای! تو میان خیمهء اربابی و دوستانت ـ به نام تو و به اذن تو ـ در خانه‌ات. می‌بینی محمدعلی را، میان‌داری‌اش را؛ حتماً غرق کیف شده‌ای. چه تناقض قشنگی است شب میلاد و مراسم روضه. سلام سیدابراهیم، شیر مادر حلالت.

شیر مادر حلالت دلاور؛ امسال دلمان برای بقیع تنگ شده بود؛ حرامی‌ها، آشکارا راه حرم را بسته‌اند. دوستانت به بوی یاس بقیع، دور مزارت جمع شده‌اند. آن روزها که فکر روز و شبت شده بود بنای هیئت، لابد این روزهای تنهایی و بی‌پناهی رفقایت را دیده بودی. سلام سیدابراهیم؛ نگاهی، دعایی دلاور.

دلاور! نگاهی، دعایی؛ دلمان پوسید در دنیای بدون شما؛ الهی مادرت زنده باشد ـ یادت هست گفتی دعا کند شهید شوی؛ گفتی مفیدتری، بامرام چشممان به در خشک شد؛ میهمان داری، شب میلادت، همه روضه خوانده‌اند، سینه زده‌اند، نایی برایشان نمانده. کجایی؟ دمی، دقیقه‌ای از مجلس اربابی قدم رنجه کن! بیا حداقل مهمان‌هایت را بدرقه کن. سلام سیدابراهیم، کجایی صدرزادهء صدرنشین خیمهء اربابی.

صدرزادهء صدرنشین خیمهء اربابی! آقای صدرزاده! کجایی بسیجی؟ انگار از همان لحظهء تولدت انتخاب شده بودی؛ مصطفی شده بودی؛ صدرزاده بودی که به صدر نشستی؛ شدی صدرنشین مجلس عشق‌بازان. ما که دستمان از ذیل مجلس هم کوتاه است، اصلا ما را چه به مجلس عشق‌بازی! بیا و معرفت نثارمان کن؛ دعایی کن شاید به روضه‌های باقر آل عبا، سبک شدیم، اهل پرواز شدیم، پرنده شدیم. دمت گرم، هر وقت از جام سقا مست فیض شدی، نام ما را هم ببر، یادتت که نرفته؟ قول داده بودی. ما را یاد کن شاید به دعای ندبهء فردا صبحی، دست با کرامتی زیر برات شهادت ما را هم امضا کرد. سلام سیدابراهیم؛ الوعده وفا» .
.
#شهید_عطایی در #روز_عرفه ۱۳۹۵ به شهادت رسید.
.
.
#مدافعان_حرم
#فاطمیون
Read more
. دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو من آن دیوانه بندم که دیوان ...
Media Removed
. دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم زبان مرغ می‌دانم سلیمانم به جان تو نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من نخواهم جان پرغم را تویی جانم به جان تو چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم چو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان ... .
دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم
زبان مرغ می‌دانم سلیمانم به جان تو
نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من
نخواهم جان پرغم را تویی جانم به جان تو
چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم
چو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان تو
گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم
وگر یک دم زدم بی‌تو پشیمانم به جان تو
اگر بی‌تو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم
وگر بی‌تو به گلزارم به زندانم به جان تو
سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت
عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو
درون صومعه و مسجد تویی مقصودم ای مرشد
به هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو
سخن با عشق می‌گویم که او شیر و من آهویم
چه آهویم که شیران را نگهبانم به جان تو
ایا منکر درون جان مکن انکارها پنهان
که سر سرنبشتت را فروخوانم به جان تو
چه خویشی کرد آن بی‌چون عجب با این دل پرخون
که ببریده‌ست آن خویشی ز خویشانم به جان تو
تو عید جان قربانی و پیشت عاشقان قربان
بکش در مطبخ خویشم که قربانم به جان تو
ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی
مثال ذره گردان پریشانم به جان تو
#مولانا
Read more
🌲<span class="emoji emoji1f334"></span><span class="emoji emoji1f34f"></span><span class="emoji emoji1f34e"></span> پیرانشهر نامه‌هایت در صندوق پستی من کبوترانی خانگی‌اند بی‌تاب خفتن در دست‌هایم یاس‌هایی ...
Media Removed
🌲 پیرانشهر نامه‌هایت در صندوق پستی من کبوترانی خانگی‌اند بی‌تاب خفتن در دست‌هایم یاس‌هایی سفیدند به خاطر سفیدی یاس‌ها از تو ممنونم می‌پرسی در غیابت چه کرده‌ام؟ غیبتت!؟ تو در من بودی با چمدانت در پیاده‌روهای ذهنم راه رفته‌‏ای ویزای تو پیش من استُ بلیط سفرت ممنوع الخروجی از ... 🌲🌴🍏🍎 پیرانشهر

نامه‌هایت در صندوق پستی من
کبوترانی خانگی‌اند
بی‌تاب خفتن در دست‌هایم
یاس‌هایی سفیدند
به خاطر سفیدی یاس‌ها از تو ممنونم
می‌پرسی در غیابت چه کرده‌ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی
با چمدانت در پیاده‌روهای ذهنم راه رفته‌‏ای
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت
ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم
نامه‌هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من
از بیروت پرسیده بودی
میدان‌ها و قهوه‌خانه‌های بیروت
بندرها وُ هتل‌ها وُ کشتی‌هایش
همه وُ همه در چشم‌های تو جا دارند
چشم که ببندی
بیروت گم می‌شود
عشق تو
پرنده‌ای سبز است
پرنده‌ای سبز و غریب
بزرگ می‌شود
همچون دیگر پرندگان
انگشتان و پلک‌هایم
را نوک می‌زند
چگونه آمد؟
پرنده‌ سبز
کدامین وقت آمد؟
هرگز این سؤال را
نمی‌اندیشم محبوب من!
که عاشق هرگز اندیشه نمی‌کند
عشق تو کودکی‌ست با موی طلایی
که هر آن‌چه شکستنی را می‌شکند،
باران که گرفت به دیدار من می‌آید،
بر رشته‌های اعصاب‌ام
راه می‌رود و بازی می‌کند
و من تنها صبر در پیش می‌گیرم
عشق تو کودکی بازیگوش است
همه در خواب فرو می‌روند
و او بیدار می‌ماند
کودکی که بر اشک‌هایش ناتوانم
عشق تو یکه و تنها قد می‌کشد
آن‌سان که باغ‌ها گل می‌دهند
آن‌سان که شقایق‌های سرخ
بر درگاه خانه‌ها می‌رویند
آن‌گونه که بادام و
صنوبر بر دامنه‌ کوه سبز می‌شوند
آن‌گونه که حلاوت در هلو جریان می‌یابد
عشق‌ات، محبوب من
همچون هوا مرا در بر می‌گیرد
بی آن‌که دریابم
جزیره‌ای‌ست عشق تو
که خیال را به آن دسترس نیست
خوابی‌ست ناگفتنی
تعبیر ناکردنی
به‌راستی عشق تو چیست؟
گل است یا خنجر؟
یا شمع روشنگر؟
یا توفان ویران‌گر؟
یا اراده‌ شکست‌ناپذیر خداوند؟
تمام آن‌چه دانسته‌ام
همین است :
تو عشق منی
و آن‌که عاشق است
به هیچ چیز نمی‌اندیشد
نزار قبانی
Read more
<span class="emoji emoji1f4ab"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> متولد اول شهریور ح‌سین ق‌دیانی: اولین روز آخرین ماه تابستان، خیلی باید به خودش ببالد که حسین ...
Media Removed
متولد اول شهریور ح‌سین ق‌دیانی: اولین روز آخرین ماه تابستان، خیلی باید به خودش ببالد که حسین خرازی «متولد اول شهریور» است! تولدت مبارک سردار تبسم‌های ناتمام! تولدت مبارک علم‌دار خنده‌های ناتمام! با وجود لب‌های همیشه دارای لبخند تو، لعنت به کسانی که سپاه ما را خشونت‌طلب می‌خوانند! خوش ... 💫🌸
متولد اول شهریور
ح‌سین ق‌دیانی: اولین روز آخرین ماه تابستان، خیلی باید به خودش ببالد که حسین خرازی «متولد اول شهریور» است! تولدت مبارک سردار تبسم‌های ناتمام! تولدت مبارک علم‌دار خنده‌های ناتمام! با وجود لب‌های همیشه دارای لبخند تو، لعنت به کسانی که سپاه ما را خشونت‌طلب می‌خوانند! خوش آمدی به دنیا، حاج‌حسین خرازی! خوش به حال اول شهریور! خوش به حال اصفهان! خوش به حال دوربین روایت فتح! خوش به حال عکاس کربلای پنج! خوش به حال شرق ابوالخصیب! و خوش به حال ما که سرداری چون تو را داریم! ۸ سال جنگ تحمیلی تمام شد اما خنده‌های تو، هنوز هم ادامه دارد! آن‌هم چه خنده‌هایی! با چه لب‌هایی! با چه چشم‌هایی! و در چه صورتی! صورتت تجسم تواضع و اخلاص بود و هنوز هم هست! بی‌خود نیست که زمان بر شهید نمی‌گذرد! ما بچه بودیم؛ تو اما جوان بودی! ما جوان شدیم؛ تو اما باز جوان بودی! و ما به سنین میان‌سالی رسیده‌ایم و تو هنوز هم جوان مانده‌ای! پیری خود را شاید ببینیم لیکن پیری تو را هرگز، حاج‌حسین خرازی! سن و سالت هم‌چنان همان است و همان هم خواهد ماند! خنده‌هایت هم‌چنان همان است و همان هم خواهد ماند! خنده‌های تو، آن‌هم وسط معرکه‌ی جنگ، بخش مهمی از میراث دفاع مقدس است! و خنده‌های تو هم مقدس است! وقتی باد، آستین خالی لباس سپاهت را تکان می‌داد، دلت هم‌چنان قرص بود! و لبت هم‌چنان لبخند داشت! هنوز هم دارد! هروقت دل ما در این کارزار زندگی می‌گیرد، متوسل می‌شویم به تبسم‌های تو در اوج جنگ! چرا که خنده‌های تو، زنده می‌کند دل مرده‌ی ما! والله حبیب ابوالخصیبی! و دل آن خاک اشراقی، سالیانی است برای لبخندهای خدایی تو، تنگ شده! و محزون شده! دشمن بنا داشت ما تو را نشناسیم و الگو را از قهرمانان پوشالی غرب بگیریم اما خدا این‌گونه خواسته بود که خنده‌هایت از ما دل‌بری کند! و بمانی در دل نسل‌ها! و فصل‌ها! یک ماه دیگر پاییز است! برگ‌ها از شاخه‌ی درختان خواهند افتاد و روزها کوتاه و کوتاه‌تر خواهند شد اما گرمای خنده‌های تو، ما را از سرمای هیچ زمستانی نمی‌ترساند! آخر سال هم از روز شهادتت خواهیم نوشت! از کربلای پنج! از سه‌راه شهادت! ۴۰ سال است تو انسان انقلاب اسلامی هستی! چشم کور عبدالله زبیر که محروم از تماشای خنده‌ی شهداست، به ما ربطی ندارد! حاج‌کاظم، فیلم بود! عشق است حاج‌حسین خودمان که واقعیت دارد! عشق است تبسم‌های تو که حقیقت دارد! قسم به خدای خنده‌های خرازی، ما فراموش نمی‌کنیم شهدا را! که از دست گذشتند اما از لبخند، نه! دشمن، ما را عبوس و عصبانی می‌خواهد! به تأسی از تبسم‌های علمدار، لبخند بزن بسیجی!
Read more
شراب های گلویت برگشته ام از خودم که از تو نمی توان برگشت در اغاز کلمه بود ومن وتو که باد های سراسیمه ...
Media Removed
شراب های گلویت برگشته ام از خودم که از تو نمی توان برگشت در اغاز کلمه بود ومن وتو که باد های سراسیمه را به بال هایم گره زدی تا اشتیاقت را عاشقانه به پرواز بکشم که دلتنگی از یاد کبوتران بی گنبد نمی رود. در خیابان بودی تکیه داده بودی به چیزی که ما نمی بینیم،تکیه داده بود آسمان به تو کوچه دست هایم را خواند،نام ... شراب های گلویت
برگشته ام از خودم که از تو نمی توان برگشت
در اغاز کلمه بود ومن
وتو که باد های سراسیمه را به بال هایم گره زدی تا اشتیاقت را عاشقانه به پرواز بکشم
که دلتنگی از یاد کبوتران بی گنبد نمی رود.
در خیابان بودی تکیه داده بودی به چیزی که ما نمی بینیم،تکیه داده بود آسمان به تو
کوچه دست هایم را خواند،نام تو را که خواندم مشهد غریب شد.
آمده بودم بگویم:
سهمم از آسمان تک ستاره ایست که تو به نامم کرده ای حالا دلتنگی نیاکانم را به سقف های گل شده از باران گریه می کنم هر شب،که آسمان ستاره بودنم را گروگان گرفته است.
آمده بودم بگویم:
دردهای بشر شانه های زمین را تکانده است پای تک درخت سیبی که جاذبه را فراموش کرده است وپرنده های بی آشیان آوار می شوند بر مرزهایی که آزادی نمی شناسند.
اینجا زندگی تعطیل است وظلم به توان بی نهایت در جریان.باید کاری کرد.دست های تو که به آسمان برسد جمعه ای تازه می نشیند بر خیال خاک خورده ی خیابان.
حالا چه فرق می کند که زمین چند ساله است؟!
سلام همصحبت
به تو رسیده ام یا کهکشانی از مدار خارج شده است که اینگونه لبریزم از بی نهایت؟!
دارم کلمه می شوم تا پیش چشم های کم توقعتان زمین بخورد/دست هایم واشکی که تو نمی خواهی ببینی که غریب نوازیت سرزمین های جنوب را به شگفتی واداشته وزمان را به رضایت.
دارم سرازیر می شوم از هرچه ارتفاع که جهان کوچک تر از آنست که بزرگیت ر ا به تصویر بکشم.بگو گام های من کدام فاصله را پر کرده است؟!
در تو روشنایی عجیبی ست که خورشید را به مشرق می کشاند هر طلوع ومن بر شانه های زمین بارور می شوم.
تنلرزه می گیرد زمین از همهمه ی اینهمه دست که لبریز دعا شده اند تا در این فرصت پرنده خیز به آسمان گره شان بزنی.
راستی چقدر عاشق باشم کافیست؟!
اشک ها نذر هایی ست که بر صحن وسرایت می نشیند تا دل ها سهم شان را از باران به جا بیاورند.اما جیب های شاعران خالی تر از آنست که ابری نباشم تشنگی اینهمه بیابان را
شعر ندرت می کنم
با
عشق
شعر ندرت می کنم
با
عشق
چقدر شلوغ است آسمان
و دغدغه های نبودنت مرا از هوش می برد
به دریا می رسم تا شانه به شانه ی هم لذت تماشای ماه را شریک شویم
ردایت سبزتر از آن است که سیاهی شب،شناختنت را دریغ کند از چشم هایم
راضیم به رضای تو
ننوش بهترین که اگر تو بنوشی قمقمه های تشنه شهید می شوند و جگر تاریخ را داغ نبودنت می سوزاند
ننوش بهترین
صدام نابالغم در بغض حنجره ام دود می شود
و تو راضی به رضای حقی.
می نوشی بی که ترس ظلمت ذره ای از قامت آفتابیت کاسته باشد
می نوشی و همه ی شراب ها از گلویت بیرون می ریزد.
/ادامه کامنت اول/
Read more
بگذار هر ثانیه ، و هر لحظه حالِ تو ودلت خوب باشد " #خوب_من ....تو خودت دكتر خودت ب مان ! بگذار تمام رفتنی ها زودتر بروند و فقط همان ماندنی ها بمانند روي دست دلتـ ... بگذار تمام غم هايت را همين امشب براي ابد ....بماند بِ پشت همان در! ‎ صبح‌ها غم‌هایت را به‌ شبی‌ که‌ گذشت واگذارکن ! به همان #دائما_يكسان_نباشد_حال_دوران_غم_مخور ... بگذار هر ثانیه ، و هر لحظه حالِ تو ودلت خوب باشد "
#خوب_من ....تو خودت دكتر خودت ب مان !
بگذار تمام رفتنی ها زودتر بروند و فقط همان ماندنی ها بمانند روي دست دلتـ ...😍
بگذار تمام غم هايت را همين امشب براي ابد ....بماند
بِ پشت همان در! ‎
صبح‌ها غم‌هایت را به‌ شبی‌ که‌ گذشت واگذارکن !
به همان #دائما_يكسان_نباشد_حال_دوران_غم_مخور
تو خودت لبخندت را بردار و بزن ، برروي دلتـ
محكم تَر
انگار نه انگار ...😌🙌🏻
و هيچ وقت حالِ خوبِ خودت و دلتـ را به هیچ زمين و زماني و همان ديگري و ديگري ها يي گره نزن !
بی واسطه خوب باش ، بي واسطه شاد....مهربان " بی واسطه ❤️لبخندي بزن عميق از ته دلتـ ...
✅باوركن " تو که خوب باشی ؛ همه چیز خوب می شود ،
باور کن !

#خوب_من
❣️ ...آمين
🌹 #مطهره_دلنوشت ✍🏻
#ي_شب_طولاني ....
به چه مي انديشي!؟ #نگراني_بي_جاست
عشق اينجا و خدا هم اينجاست ...❣️
#يلدا #٩٧ #زمستان #دي #شب #آرامش #روانشناسي #مهارتهاي_ارتباطي #سواد_عاطفي #حس_خوب فيلم_از_من #آرامش #عشق #و_خدايي_كه_همين_نزديكيست
#اميد #انگيزشي رسيد_مژده_كه_ايام_غم_نخواهد_ماند
#تولدي_ديگر ...
#لبخند_بزن اين درماني رايگان استــ خوب من ❣️☺️
#mybirthday #winter #mustseeiran #tehran
#video by 📲 مطهره
#الحمدلله_علي_كل_حال
#اولين_شب_زمستان #يلدا_مبارك 🍉
سپاسگزارم از تمامي پيام هاي تبريك 🌹و سرشار از مهر شما🌹🙏🏻 #حال_دلتون_خوب ❤️
Read more
به نظر من: « عشق حقیقی آن است که به تو عشق بورزند؛ بدون این که شایستگی اش را داشته باشی ... یعنی تو را تنها ...
Media Removed
به نظر من: « عشق حقیقی آن است که به تو عشق بورزند؛ بدون این که شایستگی اش را داشته باشی ... یعنی تو را تنها و تنها به خاطر خودت و همان که هستی بخواهند.» اگر زنی به من بگوید: « من عاشقت هستم، چون روشنفکر و محترمی، برایم هدیه می خری و در شستن ظرفها به من کمک می کنی.» مرا به کل از احساسش ناامید کرده است! چون این چنین ... به نظر من: « عشق حقیقی آن است که به تو عشق بورزند؛ بدون این که شایستگی اش را داشته باشی ... یعنی تو را تنها و تنها به خاطر خودت و همان که هستی بخواهند.» اگر زنی به من بگوید: « من عاشقت هستم، چون روشنفکر و محترمی، برایم هدیه می خری و در شستن ظرفها به من کمک می کنی.» مرا به کل از احساسش ناامید کرده است! چون این چنین عشقی کاملا خودپسندانه است. یعنی در حقیقت او من را به خاطر خودش دوست دارد نه خودم!
چه قدر دلپذیر است اگر از کسی بشنوم: «من دیوانه ی تو هستم ، هرچند که روشنفکر و محترم نباشی یا حتی از خود راضی و حرامزاده باشی!» ... این شخص «من» را فقط برای «من» بودنم دوست دارد.
Read more
. هوا مه آلوده ، رد بخارِ نفسام تو هوا ملوم نیس ، تنها نشونم از راه،جدول کنار خیابونیه که پا به پای تنهاییم ...
Media Removed
. هوا مه آلوده ، رد بخارِ نفسام تو هوا ملوم نیس ، تنها نشونم از راه،جدول کنار خیابونیه که پا به پای تنهاییم میاد..نه راه پیداس نه حتی بی راهه ای،نه عزیزمی،نه سلامی و نه حتی صدایی..توهم که نیمدی .. این منم ، پسری ایستاده تو امتداد خیابونِ یه زمستون ، از فصلا لبریز ، از فاصله ها سرشار..اونور دلواپسیا..اونور ... .
هوا مه آلوده ، رد بخارِ نفسام تو هوا ملوم نیس ، تنها نشونم از راه،جدول کنار خیابونیه که پا به پای تنهاییم میاد..نه راه پیداس نه حتی بی راهه ای،نه عزیزمی،نه سلامی و نه حتی صدایی..توهم که نیمدی ..
این منم ، پسری ایستاده تو امتداد خیابونِ یه زمستون ، از فصلا لبریز ، از فاصله ها سرشار..اونور دلواپسیا..اونور تنهایی..دارم جاده ی مه گرفته ی بی انتهایی رو بی تو پیاده را میرم..پاهام رو آسفالت سرد جاده ، من وسط حجم لطیفِ ابرا..توهم که نیستی ..
طوری نیس ، من که عادت دارم..تو که میدونی زمستون که میاد من فقد یکم تنهاترم ..
چارده زمستون عه که با یه دسته گل تو دستم به نیمکتای دو نفره خالی سلام میدم..چارده زمستون عه که به احترام درخت، یه خیابون سکوت میکنم..چارده زمستونه که نمیای و چارده زمستونه که دلتنگِ اومدنتم .. بگو از من تا چشمات چن تا زمستون دیگه فاصله مونده؟..چقد عشق صبوری میخواد..چقد فاصله پیداست..چقد عشق اینجاست.. غمت نباشه فاصله ها حریفمون نیستن ..
بارون میاد ، نمناکی آسفالتِ بارون خورده٬بوی چشمامو میده..بارون میباره..ته سیگارِ گوشه پیاده رو تو جوب آب میرقصه.. باید دیماه باشه ..
بیا..بیا باهم خدارو به تماشای عشق بنشونیم..بیا واسم حرف بزن،تو امتداد خیابونی بی انتها تا آخر زمستون،تا آخر دنیا بات قدم میزنم..باهم به نیمکتای دونفرهِ شهر سلام میکنیم..اصلا به هرکی تنها بود سلام میدیم..بیا و تو فقد حرف بزن.گوش میدم،یاد میگیرم ..
بخند ، هِی بخند ..تو که یبار بخندی ، لبخندای نزده ی بیست و یه تحویل سالِ من یجا تلافی میشه..عیدم وختی میاد که تو خندیده باشی ..
تو که تعبیر پاییزای رفته ای..تو که بهار نیمده ای..دارم اینجا پا به پای درختای مرده نیمدنتو نگا میکنم..من منتظرتم،حالا تو بازم نیا..من دوباره منتظرت میمونم.شاهدمونم همین درختای مرده ..
تو هی نیا..من باز زیر بارون با چشای خیس آسمونو نگا میکنم..دلگیر نباش..بارون که بیاد کسی اشکامو نمیبینه..فقد تو دعای بارونو یادت نره ..
یه شب زمستونیِ سرد بیخبر بیا..از بارون و پرنده ی خیس و از نیمکتای دونفرهِ خالی٬ سراغ پسریو بگیر که سالها قبل از اینکه بشناسیش..قبل اینکه بدونی..دختر متناش شدی ..
#عـلـیـرضـا
Read more
رفتن ؟ بله ... رفتن ... اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد... شما ...
Media Removed
رفتن ؟ بله ... رفتن ... اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد... شما نمي توانيد جاي خاليِ تمام خاطرات ، آرزو ها ، رويا ها و احساساستي را كه خرج رابطه كرده ايد يكجا پر كنيد ... اما به اين باور برسيد كه هيج فردايي قابل پيشبيني نيست! گاه خود را ميان ميداني می بینید ... رفتن ؟
بله ...
رفتن ...
اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد...
شما نمي توانيد جاي خاليِ تمام خاطرات ، آرزو ها ، رويا ها و احساساستي را كه خرج رابطه كرده ايد يكجا پر كنيد ...
اما به اين باور برسيد كه هيج فردايي قابل پيشبيني نيست!
گاه خود را ميان ميداني می بینید که با به ظاهر شخصی که عشق هميشگي زندگيتان نامیده بودید فتح كرده بوديد ،اما با این تفاوت که خود را میانه ی آن میدان تنها مي يابيد !
او رفته است و اين قاعدتا به اين معنا نخواهد بود كه راه را درست برگزيده است !
با جفتش جور شده و همراهش همراهِ هميشگي ست ! كارهايي را كه بايد در سريع ترين زمان انجام دهيد ، با خود تنها بنشينيد و يك كاغذ سپيد همچون روحت پاك و صاف برای یادداشت برگزینید !
تمام حقيقيت ها را بنويسد ... تمام اتفاقاتي كه حتي بعد از هزار بار دست كشيدن و ماليدن چشمانت همان طور پا برجا ايستاده!
حال به هر دليلي ...
اگر خوب بود ؟! بله آن زمان كه با تو بود و حال با تو نيست ... دوستش داشتي ؟! بله ان زمان كه با تو بود و قدردانت بود...
خاطرات خوب ؟! اينها دليل بر پاك كردن رد پاي رفتن هيج نا سپاسي نخواهد بود!
ديگران چه مي گويند؟! ديگران ، افكارشان ، حرف هايشان، نظراتشان در خوشبختي ، كم شدن تعداد اشك هايتان هيچ تاثيري نخواهد داشت !
قانون و شعار زندگيت باشد تا هميشه ارزش و بهايت را بدانند !
اگر قانون زندگيت اين باشد ، دوستت دارم تا زمانيكه قدردانِ حضورم باشي!
مهم هستي تا زمانيكه من در الويت زندگيت باشم!
خاطراتش زيباست ، تا زمانيكه دستت را رها نكند براي ساختن فردايي زيبا در كنار تو ...
خوبي هايش تا زماني ارزشمند است كه خودش در كنارت باشد نه گذشته اش!
اينگونه خودت بهترين مشاور و روانكاو و روانشناس زندگي خودت خواهي بود!
سريعتر اين زمان را سپري خواهي كرد !
قلب را آب و جارو خواهي كرد !
براي يك عشق حقيقي ، احساس حقيقي و زيبا ترين عاشقانه ها ... چند سال كه بگذرد ، اشتباه در انتخابت را فراموش خواهي كرد!
همانند نمره املاي دوران مدرسه كه برايش ساعت ها گريستي و ان نمره ، هيچ نقشي در حال تو نداشته ...
به خودت اعتماد كن!
قدرِ خودت را بيشتر بدان ...
و به هر ناسپاسي بها و ارزش خودت را برچسب نزن ...
خودت را ببوس مگر چند تا از خودت در زندگيت داري ؟!! لبخند بزن ...
همه چيز خوب خواهد شد . #متين_فرحبخش
.
.
.
#guilani #guilania #matin_farahbakhshروانشناسي #روانكاوي #روانشناسي_شخصيت #رفتار_گرايي #مثبتگرايي #رابطه
Read more
. می‌خواست بگوید که دوست داشتن کافی نیست و عشق.. همیشه محکوم به تنهایی است.. . و چه تنهاییِ شومی ...
Media Removed
. می‌خواست بگوید که دوست داشتن کافی نیست و عشق.. همیشه محکوم به تنهایی است.. . و چه تنهاییِ شومی است وقتی دستِ عشق با دستِ وصال در کاسهٔ سرنوشت نیست .. . آمد که بگوید تنهایی.. پدرخواندهٔ عشق است.. و کارِ وصال همیشه به اما می‌کشد... می‌دانی.. دیگر از دستِ بوسه‌ها هم کاری بر نمی‌آید، وقتی ... .
می‌خواست بگوید
که دوست داشتن کافی نیست
و عشق.. همیشه محکوم به تنهایی است..
.
و چه تنهاییِ شومی است
وقتی دستِ عشق با دستِ وصال
در کاسهٔ سرنوشت نیست ..
.
آمد که بگوید
تنهایی.. پدرخواندهٔ عشق است.. و
کارِ وصال همیشه به اما می‌کشد...
می‌دانی..
دیگر از دستِ بوسه‌ها هم کاری بر نمی‌آید،
وقتی تقدیر
جدایی را.. پیش ‌خریده باشد..
.
تو نمی‌دانی که
من غصه‌هایم را
پیشاپیش در سوگِ این وصال خورده‌ام،
که آغوش آغشته به عشقِ تو
دلِ تنهایی‌ام را شاد نمی‌کند..
.
و من می‌دانم
که تو..
با قلبِ آکنده از عشق به تفکر نشسته‌ای
که منطقِ تنهاییِ من .. و
فلسفهٔ جبرِ بی‌اختیارِ این جدایی را نمی‌فهمی..
.
.
قصد داشت که بگوید
دلش از تنهایی پُر است .. و
آغوشِ تو فراموشگاهی امن است
برای دردهایی از جنسِ خوره..
اما یادش آمد که
عشق اگر به وصال نرسد.. عشق است.. و
معشوق اگر در آغوشِ عاشق نماند..،
ماندگار است..
.
و تو ماندگار خواهی بود همیشه
در قلبِ شاعری که
ذهنش پُر است از شعرهای مجنونی
که نوشدارو هستند مرگِ دل‌های شکسته را..
.
خواست بنویسد
حرف‌های ناگفته را.. اما
زبان به دندان می‌گزید تا
تازه نکند زخــمِ عشقی را
که استخوانِ تنهایی به میان دارد.. #حمیدرضا_هندی

telegram.me/hamidreza_hendi

صمیمانه ممنون‌تان هستم که‌
در صورت بازنشر
نام نویسنده را فراموش نمی‌کنید..
Read more
. ایا شما هم یک ادم خاکستری هستید؟؟؟ . مراقب باشید در دام این آدم ها نیفتید .
یکی از تجربه های دردناک زندگی این است که فرد دلبسته آدمهای خاکستری شود
آدمهای خاکستری همیشه تو را در وضعیت تعلیق نگه میدارند: نه به تو دل میدهند و نه میگذارند که از آنها دل بکنی

تو را در میانه زمین و هوا معلق میخواهند
تا ... 🚫🚫🚫 .
ایا شما هم یک ادم خاکستری هستید؟؟؟
.
مراقب باشید در دام این آدم ها نیفتید .
یکی از تجربه های دردناک زندگی این است که فرد دلبسته آدمهای خاکستری شود
آدمهای خاکستری همیشه تو را در وضعیت تعلیق نگه میدارند: نه به تو دل میدهند و نه میگذارند که از آنها دل بکنی

تو را در میانه زمین و هوا معلق میخواهند
تا وقتی که تو را دل داده خود می یابند با تو سرد و با فاصله اند و تا احساس میکنند که از آنها دل می کنی با تو گرم و نزدیک میشوند
اما فقط تا آنجا که بدانند رشته را نمی گسلی و از چنگ شان نمی گریزی. به تو دل نمیدهند اما مانع دل کندت میشوند

بعضی از این آدم های خاکستری خودشان بلاتکلیف و معلق اند، یعنی تکلیف خودشان را با خودشان نمیدانند، و این سردرگمی و پادرهوایی را در روابط عاطفی شان با تو باز می تابانند
گاهی هم دچار نوعی بیماری روانی اند- ملغمه آشفته ای از عدم اعتماد به نفس و اعتماد به نفس مفرط
یعنی چندان به خود اعتماد به نفس دارند که تو را مفتون خود کنند، اما چندان به خود بی اعتمادند که به محبت ات پاسخ درخور بدهند
تو را در فضای خاکستری رابطه معلق نگه میدارند تا شهد عشقی را که نثارشان میکنی بمکند، اما چیزی از جان شان برایت مایه نگذارند

آدمهای خاکستری خواسته یا ناخواسته تمام خون عاطفه ات را می نوشند اما بر مرده ات فاتحه هم نمیخوانند
لحظه های تلخ زندگی شان را با تو تقسیم میکنند، اما خوشی های شان را با دیگران شریک میشوند
با جذابیت های شان آرام آرام به دورت تار می تنند، و تا به خود می آیی خود را گرفتار دام شان می یابی
ته دل میدانی که شهدت را می نوشند و تفاله ات را تف میکنند، اما برای بی مهری هایشان مدام بهانه می تراشی
میدانی که وضعیت هرگز بهتر نمیشود، اما مدام برای آنها عذر و برای خودت امیدهای واهی می تراشی. آنقدر میمانی تا بپوسی

عشق آدم را آسیب پذیر میکند، و آدمهای خاکستری دقیقا از همان نقطه آسیب پذیر است که دست شان را تا آرنج در قلبت فرو میکنند... این رابطه ها عشق نیست، بیماری است- نوعی اعتیاد ویرانگر است... و اگر کسی در این دام بلا افتاد باید هوار بزند و از دیگران برای نجات جان اش کمک بخواهد 
هرچه بیشتر در این دام بمانی، گرفتارتر میشوی.... از آدمهای خاکستری باید مثل طاعون گریخت
.
.
.
.
.
.
.
.
#عشق #روابط #روانشناسی
.
.
.
.
.
. 😊☺️😍
#خدا
#شادي
#خنده
#آزادي #موفقيت #انرژي #مثبت #ثروت #افكارمثبت #ذهن #اراده #جملات #تاثيرگذار #روانشناسي #مشاوره #روحيه #كتاب #جذب
‏@personality_psychology
@leilahattami
Read more
⚜️<span class="emoji emoji1f446"></span>🏻لطفا "و حتما" تصوير را ورق بزنيد <span class="emoji emoji1f449"></span>🏻🎞<span class="emoji emoji1f4f2"></span> عزیزم سلام من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی ...
Media Removed
⚜️🏻لطفا "و حتما" تصوير را ورق بزنيد 🏻🎞 عزیزم سلام من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام!! پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس ! اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ، یک آرزو بیشتر ندارم “ همه این ها را که برشمردم را پس بدهم . در عوض ... ⚜️👆🏻لطفا "و حتما" تصوير را ورق بزنيد 👉🏻🎞📲
عزیزم سلام

من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام!!
پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس !
اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ،
یک آرزو بیشتر ندارم “
همه این ها را که برشمردم را پس بدهم .
در عوض لحظه ای کنارِ تو بنشینم ، در چشمانت نگاه کنم و فنجان چایی با هم بنوشیم و این بار قول میدهم که چای را
نه یکباره و داغ که با آرامش و پا به پای تو بنوشم.....‎
مریم عزیزم ؛
این روزها جوانترها آنچنان برای پیشرفت ، عجله دارند ....
که نگاهِ مادر ؛ نفسِ پدر و عشقِ همسر را نمی بینند
و برای رسیدنِ هر چه سریعتر به قله ، بسیاری را در دامنه جای میگذارند ! ‎مریم عزیزم ،
من پشیمانم از تمامِ شبهایی که صحبتِ تو را نمی شنیدم و به فکرِ تشویقِ حاضرینِ در سخنرانیِ فردایم بودم’ من پشیمانم. ‎مریم جان ....بگذار جوانترها را نصیحتی کنم "‎
در بالای قلّه ها... و آن سوی ابرها... خبری نیست ،
هر چه هست در دامنه زندگی شماست.... 🍂☕️
متن برگرفته از پيج 👇🏻
@saratan.ir
#بردلنشسته ي زیبا از دکتر سعید مهرپور فوق تخصص جراحي ستون فقرات ورئیس بیمارستان دکتر شریعتی خطاب به همسر تازه ازدست رفتشون دكتر مریم غریب دوست
#روح_همه_رفتگانمان_غرق_در_نور_آرامش_ابدي 🥀🙏🏻
@mehrpour_saeed

اين متن رو بارها خوندم و بارها....
#اندكي_تامل
#پاييز #غروب #زيبايي #عشق #هنر #دوست_داشتن
#روانشناسي #مهارتهاي_ارتباطي #سواد_عاطفي
#ناگهان_زود_دیر_میشود
شايد اين چند سحر فرصت آخر باشد ....
#photo 📲مطهره
#mustseeiran #love #sunset #autumn #photography ✅و بودن هامان را قدر بدانيم.... نبودن هامان همين نزديكيست #خوب_من
❤️☕️
Read more
سی روز مانند سی دقیقه گذشت. اما من خوشحالم که لحظه به لحظه‌اش را غنیمت شمردم. دم‌دمای اذان مغرب، ...
Media Removed
سی روز مانند سی دقیقه گذشت. اما من خوشحالم که لحظه به لحظه‌اش را غنیمت شمردم. دم‌دمای اذان مغرب، کنار سفره‌ی افطار، محال‌ترین محال‌هایم یعنی یک روز با تو بودن را آرزو کردم، می‌دانی چرا؟ چون اگر خـــــدا بخواهد غیرممکن‌ها، ممکن می‌شود. درماه رمضان حرف‌های درگوشی بنده با خدا زیاد می‌شود. ناخواسته ... سی روز مانند سی دقیقه گذشت.
اما من خوشحالم که لحظه به لحظه‌اش را غنیمت شمردم.
دم‌دمای اذان مغرب، کنار سفره‌ی افطار، محال‌ترین محال‌هایم یعنی یک روز با تو بودن را آرزو کردم، می‌دانی چرا؟ چون اگر خـــــدا بخواهد غیرممکن‌ها، ممکن می‌شود.
درماه رمضان حرف‌های درگوشی بنده با خدا زیاد می‌شود. ناخواسته نام اعجاب‌انگیزت نقل و نبات صحبتمان می‌شد. سرانجام، خالقت با دیدن من مجنون، از روی دلسوزی، خودش را به خاطر خلقت بانوی خوبی‌ها که تو باشی، سرزنش کرد.
می‌گویند عشق یعنی شب‌ نشینی با خدا تا سحر، ولی برای من، شب نشینی با تو تا صبح را هم عشق است.
به خدای خودت سوگند که در شب‌های قدرابتدا "آرامشت" را از او خواستم و سپس "الهی العفو" را سر داده‌ام.
دیشب تیم رهبری، عید فطر ر اعلام کرده بود اما من قرص صورت درخشانت را در آسمان می‌دیدم. آری! تو لب قرمزت را نیم‌دایره و چشمکی را حواله‌ی چشم‌های منتظرم کردی و دل من برای مژه‌های پر‌پشتت ضعف رفت. نمی‌دانم این خیال از دلتگی بود یا... . با حسرت از پشت پنجره نجوا کردم:
" بیـــــا تا من
از پشت همین پنجره
با تـــــــو
تمام شهر را عـــــاشــــــق بکنم."
خـــــدای مـــن! لطفا عیدی مرا کمی زودتر بده. الهی! به حق این عــید مبارک، بـــــهتـــریـــن عیدی را نصیب بــــــهتـــریـــــن ســــــــحـــــــر دنیا کن.

عید بـــنــــدگــــی خـــدا بر شما مبارک.💐 #اتحاد_سحریا
#عید_فطر_مبارک.

Text:
@fan_of_saharghoreyshi

Photo:
@sahar.fans
Read more
با سلام و درود به دوستان مهربانم امروز سالگرد تولد مردیه که هیچوقت از یاد هیچکدام از ما نمیره . تولد یک فرشته ، یک معصوم ، یک اصیل زاده ، کسی که به غیر از هنر انگشتانش که بر روی کلاویه های پیانو می نواخت ، تمام وجودش عشق و زندگی بود . با عشق "فرشته ای"به دنیا آمد . کودکی اش هنرمندانه بود ، هنرمندانه زندگی ... با سلام و درود به دوستان مهربانم
امروز سالگرد تولد مردیه که هیچوقت از یاد هیچکدام از ما نمیره . تولد یک فرشته ، یک معصوم ، یک اصیل زاده ، کسی که به غیر از هنر انگشتانش که بر روی کلاویه های پیانو می نواخت ، تمام وجودش عشق و زندگی بود .
با عشق "فرشته ای"به دنیا آمد . کودکی اش هنرمندانه بود ، هنرمندانه زندگی کرد و هنرمندانه از این دنیای پر حیله و نیرنگ ، جدا شد. ۳۵ ساله بود و من هم ۲۷ ساله بودم که به واسطه ی کار موسیقی کنار هم قرار گرفته ، کار میکردیم . هر کدام از ما شکستی بزرگ در زندگی داشتیم . بعد از چند ماه عشق و وابستگی عمیقی بین ما به وجود آمد ، با این که از دو قوم متفاوت بودیم ولی این عشق و علاقه روز به روز و سال به سال محکم و محکم تر میشد . همیشه به خودم میگم ، به دنیا آمدن او چه نعمت بزرگی برای زندگی من و دوستان او بود ، چون او همسری نمونه ، رفیقی بسیار مهربان و همراهی بسیار صادق با همکارانش بود . دوستی بسیار خوب برای دختر اول من (موگه ی عزیزم ) بود . فرقی بین موگه ی من و دخترمان آنی نمیگذاشت . عشق خود را بین این دو دختر تقسیم میکرد و به یک اندازه آن ها را دوست میداشت . به طوری که موگه ی من همیشه او را پدر واقعی خود می دانست . خوشحالم از این که دخترم آنی هم خصوصیات پدرش را به ارث برده و یک آندره ی نازنین دوم برایم به وجود آورده .
سال ۱۳۸۴ آهنگی برای من ساخته و تنظیم و اجرا کرد ، به نام" با تو بودن " که روز تولدم به من هدیه کرد و این موسیقی را در استودیو پاپ با صدای من ، در کنار هم ضبط کردیم . شعر این آهنگ از فریدون علیخانی ست که گویا این شعر را وقتی آمریکا بودیم به سفارش آندره ساخته و به او هدیه کرده بود . قسمتی از این ترانه را به شما عزیزانم به عنوان روز تولد آندره ی عزیزم هدیه میکنم .
نازنینم درسته که این جا حضور فیزیکی نداری ولی همیشه هستی و خواهی بود .
عشق من ، آندره ی من ، تولدت مبارک .
درود به روح پدر و مادر شوهر نازنینم از فرشته ای که به دنیا آورده" به نام آندره" و او را به من هدیه کردند .
روحتان شاد .
#آندره_آرزومانیان
#شراره_دولت_آبادی
Read more
. <span class="emoji emoji1f3b6"></span> شعر "گتمه ترسا بالاسی" از استاد شهریار همراه با دکلمه‌ی زیبا و پراحساسِ Serdar Tuncer <span class="emoji emoji1f3b6"></span> . معنی ...
Media Removed
. شعر "گتمه ترسا بالاسی" از استاد شهریار همراه با دکلمه‌ی زیبا و پراحساسِ Serdar Tuncer . معنی فارسی: اجازه بده من در شب عروسی به عنوان دایه همراه تو بیایم و زمانی که مشّاطه دست به آرایش تو می زند من هم نظاره گر باشم. تو در این شب مهتابی مانند سروی باش که برای سیر بیرون آمده است. به من نیز اجازه ... .
🎶 شعر "گتمه ترسا بالاسی" از استاد شهریار همراه با دکلمه‌ی زیبا و پراحساسِ Serdar Tuncer 🎶
.
معنی فارسی:

اجازه بده من در شب عروسی به عنوان دایه همراه تو بیایم و زمانی که مشّاطه دست به آرایش تو می زند من هم نظاره گر باشم.
تو در این شب مهتابی مانند سروی باش که برای سیر بیرون آمده است. به من نیز اجازه بده که در پشت سر تو مانند سایه ای به حالت سینه خیز بیایم. (کلمه سورونوب در ترکی خیلی ملیح است مشابه آن را در فارسی نیافتیم)
تو با چشمهای شهلایت به من نگاهی کردی، ولی منِ سیه روز حتی جرأت نکردم که از تو تمنایی داشته باشم.
من اگر در جهنم با تو سر به یک بالش بگذارم هیچ حاضر نمی شوم که بیدار شده و به بهشت بیایم.
اگر در شکم مادر با تو دوقلو بودم، نمی خواستم زاییده شده و به این دنیا بیایم.
زمانی که تو در خواب رویای بهشت را می بینی. من هم پرنده ای می شوم و به آن رویا می آیم.
مانند سالهای خشکی و قحطی اشک چشمانم خشکیده است، باید در کوی عشق تو یکبار دیگر به مصلا بیایم.
تو نیز مانند آهوان به صحرا درآ. چه عیبی دارد اگر این کار را بکنی تا من نیز مانند صیادان به صحرا بیایم.
اگر از خدا نترسی و مسیحی بشوی، من نیز ترس آن را دارم که از مسلمانی برگشته و پیرو دین مسیح بشوم.
حاضرم مانند شیخ صنعان سالهای سال خوک چرانی بکنم بلکه برای دیدن تو به معبد ترسایان راه یابم.
ای صنم، حاشا که من نفهمیدم و این مطلب را گفتم آیا ممکن است که مسجد را ول کنم و به کلیسا بیایم؟
بیا باهم به طور تجلی برویم و تو به مثابۀ کوه طور باش و من هم مانند حضرت موسی نظاره گر تجلای تو باشم.
شعر شهریار به مثابه ی شیر شمشیر به دست است چه کسی می تواند به دعوای این شیر بیاید؟

#استاد_شهریار #شهریار #شعر #ترکی #شعر_ترکی #ادبیات #shahriyar #poem #shahriar #literature
Read more
نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم! نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت ...
Media Removed
نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم! نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند! آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی! ... از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره ... نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!
نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند!
آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی!
... از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم!
باارزش تر از تو ، تو هستی که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده !
قدم به قدم با تو ، لحظه به لحظه در فکر تو ، عطر داشتنت ، ماندن خاطره هایی که مرور کردن به آن در آینده ای نزدیک دلها را شاد میکند!
و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده در گذشته هایم ، و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام است
پایانی ندارد زندگی ام با تو ، آغاز دوباره ایست فردا در کنار تو ، فردایی که در آن دیروز را فراموش نمیکنم ، آنگاه که با توام هیچ روزی را فراموش نمیکنم ، که همه آنها یکی از زیباترین روزهاست و شیرین ترین خاطره ها ، و گرم ترین لحظه ها !
سر میگذارم بر روی شانه های تو ، آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو ، دلم پرواز میکند در آسمان قلبت ، میشنوم صدای تپشهای قلبت ، اوج میگیرم تا محو شوم در آغوشت !
تا خودم را از خودت بدانم ، تا همیشه برایت بمانم ،چه لذتی دارد تا صبح در آغوش تو بخوابم!
تا ببینم زیباترین رویاها ، فردا که بیدار میشوم حقیقت میشود همه ی رویاها !
و اینجاست که عاشق خیالات با تو بودن میشوم ، و به عشق این خیالات دیوانه میشوم !
حالا من مجنونم و تو لیلای من ، همیشه میمانیم برای هم ، و میسازیم یک قصه ی عاشقانه دیگر با هم !
بر میگردیم به دیروزی که گذشت ، خاطره ی شیرین فردا بدجور به دل نشست !
و میدانیم زندگی مان عاشقانه خواهد گذشت ، هم دیروز و امروز و هم فرداهایی که خواهد رسید!
Read more
. و نخ به نخ دهنم دودست غمت غلیط ترین کامست آقا یه ضرب المثل هستش که میگه آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟ آدم تریاک لازم میشه . . تو حکم واجب الاجرایی و عشق جوخه ی اعدام است.... . ذکات ... .
و نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیط ترین کامست 🚬

آقا یه ضرب المثل هستش که میگه
آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه
یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟😤
آدم تریاک لازم میشه
.
.

تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است.... .

ذکات گوش صدای تو
عشق صدای تو
چوخه اعدام هم فقط صدای تو
صدات میکشه آدمو محسن خان و این قشنگترین مُردنه 😍💙.
@mohsenchavoshi 💙
.
.
‌‌
پ‌ن : #صدای_بهشت
میگن خدا سرنوشت همه رو از قبل نوشته ، سرنوشت ایرانم نوشته بوده ، میدونسته بعده انقلاب همه چی برامون #زهره_مار ، یه روز خوش نمیبینیم
قشنگ معلومه خدا خواسته بعده انقلاب و تو دوره #هیراد ها و بند مند ها که از همه طرف بدمیاریم برای دادن یه حالی بهمون #چاوشیُ خلق کرده
خیلی شیک خلق شده برای این روزای بد که برای لحظه ای هم که شده گوشش بدیم تا بشوره ببره اوقات #تلخ و زهرمارمونو
و ماهم سپاسگزاریم از خلق این اثر ناب ، از خلق این #صدای_بهشتی

#نتیجه_گیری : هنوز دنیا قشنگیا خاص خودشو داره ، کم بنالین از زشتیای دنیا 😍.
.
.
پ‌ن2 : اونیکه بلاک میکنه هم نه تگش میکنم نه هشتگشو میزنم و حتی اسمشم نمیارم شاید گذری دید پستو 😂😂
#چاوشیستا میدونن چی میگم 😂😂😂😂
.
.
.
‌‌.
.

#محسن_خان_چاوشی #محسن_چاوشی #چاوشی #چاوشیست #صدای_بهشتی #صدای_عشق #صدای_زخمی #صدای_نسل #آلبوم #ابراهیم #آهنگ #ببر_به_نام_خداوندت
.
.
.
.
.
.
.
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
ببر به نام خداوندت
که لطف خنجر ابراهیم
به تیز بودن احکام است
نبخش مرتکبانت را
تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است
به دست آه بسوزانم
که شعله ور شدنم دودست
کفن به سلفه بپوشانم
که سر به سر بدنم دودست
نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیظ ترین کامست
هـــــــــــــــی
نگاه من به سرانجامست
سرنگ ها همه دم قرمز
و رنگ ها همه گان قرمز
سماء مولویان قرمز
جهان کرم به کران قرمز
که نبشی از رژ گل گونت
هنوز بر لب این جامست
بگو ستاره دردانه
در انزوایه رصد خانه
کدام کوزه شکسته آن روز
که با گذشتن نهصد سال
هنوز حلقه ی دستانش
به دور گردن خیام است
هــــــــــــی
ببین چقدر اسیرم من
چنان بکش که پس از مردن
هزار بار بمیرم من
دسیسه هایه تو میبینی
ورید پاک امیرم من
در در تدارک حمام است
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
Read more
اولین کار اجرا شده دکتر افشین یداللهی به سفارش جناب اقای خشایار اعتمادی ، آهنگسازی جناب اقای فواد ...
Media Removed
اولین کار اجرا شده دکتر افشین یداللهی به سفارش جناب اقای خشایار اعتمادی ، آهنگسازی جناب اقای فواد حجازی و اجرای ارکستر سمفونیک صدا وسیما که هیچگاه پخش نشد. برای شنیدن این ترانه با صدای اقای خشایار اعتمادی و اگاهی از دیدگاهی که این ترانه نسبت به حضرت امام حسین (ع) برمی تاباند می توانید صفحه اینستاگرام ... اولین کار اجرا شده دکتر افشین یداللهی به سفارش جناب اقای خشایار اعتمادی ، آهنگسازی جناب اقای فواد حجازی و اجرای ارکستر سمفونیک صدا وسیما که هیچگاه پخش نشد. برای شنیدن این ترانه با صدای اقای خشایار اعتمادی و اگاهی از دیدگاهی که این ترانه نسبت به حضرت امام حسین (ع) برمی تاباند می توانید صفحه اینستاگرام اقای خشایار اعتمادی را ببینید

در این ظهری که خورشید از پس تاریکی آن بر نمی آید/

ظهور دومین خورشید را یک آسمان ایثار می باید/

تو ای اسطوره عاشق، رسیدی از دیاری دور/

تو دادی با طلوع خود به این شام سترون نور/

سفر در آتش و نیزه، برای تو چه آسان بود/

که حتی عشق هم از این همه غیرت هراسان بود/

به شمشیرت، به یک ضربت، سپاهی می زند زانو/

نگو تنها فرو ماندی، به سان برج بی بارو/

که معشوق تو امشب، عاشقش را کشته می خواهد/

تو را چون گل به خون خویشتن، آغشته می خواهد/

خدایا مرگ اینجا رنگ می بازد/

در این دشت سراسر خون/

کدام عاشق در اینجا عشق می بازد؟/ در این گل کردن عشاق، بر نیزه/

خدایا خیمه های بی سراپرده، چه مظلومانه می سوزد/

ببین کودک نگاهش را به شط خون، چه معصومانه می دوزد/

تبار عشق، امشب آتشی در سینه می کارد/

ببین در عرش هم از این ستم، خونابه
می بارد/

صبورانه، کنار آب، در آتش، گلو تشنه/

چه دژخیمانه بنهاده ست دشمن بر گلو، دشنه/

بر اندام زمین از گام هایت لرزه افتاده/

زمان، از اقتدارت، اختیار خود ز کف داده/

لبان تشنه ات تاریخ حق را تا ابد سیراب خواهد کرد/

عبور یاد تو، پس کوچه های عشق را بی تاب خواهد کرد/

گلوی خسته ام هر شب به یادت می زند فریاد/

طنین تلخ آوازم مرا هم می دهد بر باد/

نمی دانم چه می خواهی تو ای دنیای طوفانی؟/ تو درد کهنه من را نمی دانی ، نمی دانی/

@shahoographic

@khashayaretemadi

#عاشورا
#امام_حسین
#خشایار_اعتمادی
#افشین_یداللهی
#فواد_حجازی

این ترانه در کتاب #جنون_منطقی توسط #انتشارات_نگاه چاپ شده است

@negahpub
Read more
خدا و کودک کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، ...
Media Removed
خدا و کودک کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد اما کودک هنوزاطمینان ... خدا و کودک
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد
اما کودک هنوزاطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه،گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود
کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟...
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟
اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.
او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:
خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..
خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:
نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را ...
*** مـادر***
صدا کنی
Read more
Reza Azizipour: همسفر! در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد مخواه ... Reza Azizipour:
همسفر!

در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم

و چون باد می‌گذرد

بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا

مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم

یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را

و یك شیوه نگاه كردن را

مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.

هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است
عزیز من!

دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.

عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .

من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.
عزیز من!

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم.

بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .

بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .

اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .

سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.

بیا بحث كنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا كلنجار برویم .

اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.

بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.

من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.

بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

عزیز من! بیا متفاوت باشیم.
Read more
الهی ، عزيزا ، يافتم مهرت را . در آغوش پر محبت مادری که به دل آرام می گفت : می بینی کودکم ، هست خدا ، در همین ...
Media Removed
الهی ، عزيزا ، يافتم مهرت را . در آغوش پر محبت مادری که به دل آرام می گفت : می بینی کودکم ، هست خدا ، در همین نزديکی . الهی ، کريما ، يافتم عشق ات را در دستان پينه بسته پدری که به لب پيوسته می گفت : می بينی فرزندم ، هست سايه ی خدا بر سر ما. الهی ، رحيما ، يافتم خنده هايت را در خنده های کودکانه ی کودکی خردسال ... الهی ، عزيزا ، يافتم مهرت را .
در آغوش پر محبت مادری که به دل آرام می گفت :
می بینی کودکم ، هست خدا ، در همین نزديکی .
الهی ، کريما ، يافتم عشق ات را
در دستان پينه بسته پدری که به لب پيوسته می گفت :
می بينی فرزندم ، هست سايه ی خدا بر سر ما.
الهی ، رحيما ، يافتم خنده هايت را
در خنده های کودکانه ی کودکی خردسال ، که به خنده می گفت :
خدايا ، سلام دوستت دارم .
الهی ، خالقا ، يافتم نهايت عشق ات را .
در چشمان پر ز اسرار با غبانی که بطور ناشناس می آموخت :
در همه حال تسليم امر تو باشم و به دل جز تو را نخواهم و به لب ، جز تو را نخوانم .
الهی ، ملکا، يافتم بزرگی ات را .
در باغ پر زگل های رنگ رنگ باغبانی که با تمامی ذره ذره ی وجود ، حفظش می کرد.
و همواره ندا سر می داد بگو فرزندم خدا با من است .
الهی ، لطيفا ، يافتم پاکی ات را
در قطرات زلال نشسته بر گل سرخی که به نرمی به گوش گل می گفت :
عزيزم گوش کن ، خدا فرمايد هستم حاضر همين جا
الهی جاری ساز آسمان پرمهرت را در زندگی ما.
الهی گسترده ساز سايه ی پر عشق ات را بر سر ما.
الهی ، بياموز که در همه حال ، ذکر "خدا با من است" ، بامن و همراه من باشد.

آمين يا رب العالمین .
🔸عوايد تبليغات صرف امور خيريه ميشود
🔹استفاده از تمام پستهای پیج وکانال تلگرام برای همه آزاده
براي ذخيره متن و عكس ها به كانال خدا آفيشيال مراجعه كنيد
⬅️ لينك عضويت كانال بالاي پيج هست➡️
Read more
. می‌خواهیم یکی از نمونه‌اي فاخر و گران‌سنگِ اشعار ایرانی را برایتان تفسیر کنیم. شعر آهويي دارم ...
Media Removed
. می‌خواهیم یکی از نمونه‌اي فاخر و گران‌سنگِ اشعار ایرانی را برایتان تفسیر کنیم. شعر آهويي دارم خوشگله كه خيلي هم شعر خوب و با معناييست و گرچه در ژانر كودك سروده شده اما آنقدر كه در اين شعر نكته نهفته است، در ديوان بعضي از شعراي امروزي ما نيست. انگار چند قرن ادبيات تغزلي فارسي را در اين دو بيت خلاصه ... .
می‌خواهیم یکی از نمونه‌اي فاخر و گران‌سنگِ اشعار ایرانی را برایتان تفسیر کنیم. شعر آهويي دارم خوشگله كه خيلي هم شعر خوب و با معناييست و گرچه در ژانر كودك سروده شده اما آنقدر كه در اين شعر نكته نهفته است، در ديوان بعضي از شعراي امروزي ما نيست. انگار چند قرن ادبيات تغزلي فارسي را در اين دو بيت خلاصه كرده‌اند:
.
آهويي دارم خوشگله

اين شعر مثل هر شعر خوب ديگري با يك مطلع قوي و نكته‌اي ظريف آغاز مي‌شود، آنجايي‌كه شاعر عليه‌‌الرحمه مي‌فرمايد: «آهويي دارم خوشگله» حال آنكه آهوي مورد نظر فرار كرده و از نقطه نظر فيزيكي ديگر موجود نيست. علي‌اي‌حال شاعر كماكان از فعل مضارع استفاده كرده و مي‌فرمايند: آهويي «دارم» به جاي آنكه في‌المثل بگويند: آهويي «داشتم». براي شكافتن اين موضوع و نگاه درست به اين نكته در وهله اول بايد توجه كرد كه «با عقل، آب عشق به يك جو نمي‌رود» پس بايد براي جلوگيري از بيچارگي در فهم مطلب، دوستان ساخته شده از آب و آتش، موقتا عقل دنيوي و حساب و كتاب رو براي چند لحظه تعطيل كرده و با چشم دل به موضوع بنگرند. چرا كه اصولا در اين وادي معادلات ديگري حاكم است و تفاوت‌ها بسيارند (مثل تفاوت بين هندسه اقليدسي و نااقليدسي). اين نكته به همان جمله خواجه برمي‌گردد كه مي‌فرمايند «از دل نرود هر آنكه از ديده برفت» يا شيخ اجل كه اينگونه مي‌فرمايند كه: «دگران چون بروند از نظر از دل بروند/ تو چنان در دل من رفته كه جان در بدني» و اين همان تعريف ماهيت ابدي عشق است كه به نوعي به خصلت ازلي آن هم اشاره دارد «همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي/ كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي ».
.
فرار كرده ز دستم

شاعر بلافاصله پس از اندك اشاره‌اي به وجنات آهوي خويش به فرار او اشاره مي‌كند كه اين نه ‌تنها رابطه‌ علت و معلولي بين خوشگل بودن و فرار كردن را بيان مي‌كند، دلالت بر وجود نوعي ايجاز و خلاص‌ گويي در كلام شاعر هم دارد كه از همان ابتدا به مخاطب مي‌فهماند كه با اثري عاشقانه روبه‌روست. از آنجا كه اصولا «عشق صداي پاي فاصله‌هاست» و «هميشه هم فاصله وجود دارد» پس بر خلاف ديگر گونه‌هاي ادبي، روايت عاشقانه‌ها هميشه با فرار آهو و فراق محبوب آغاز شده و اين خاتمه داستان نيست بلكه راوي حكايتي را آغاز مي‌‌كند كه همان حكايت دچار شدن است و آغاز بدبختي نوع بشر
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. . بازوانت را به مستی حلقه کن بر گردنم تا بلرزد زیر ِبازوهای سیمینَت تنم چهره ی زیبای خود را از رخ ...
Media Removed
. . بازوانت را به مستی حلقه کن بر گردنم تا بلرزد زیر ِبازوهای سیمینَت تنم چهره ی زیبای خود را از رخ ِمن وا مگیر جز به آغوش ِچمن یا دامن ِمن جا مگیر راز ِعشق ِخویش را آهسته خوان در گوشِ من جستجو کن عشق را در گرمی ِآغوش ِمن.. . #معین #میپرستم . من تو را تا بیکران ها من تو را تا کهکشان ها از زمین تا آسمان ... . .
بازوانت را به مستی حلقه کن بر گردنم
تا بلرزد زیر ِبازوهای سیمینَت تنم
چهره ی زیبای خود را از رخ ِمن وا مگیر
جز به آغوش ِچمن یا دامن ِمن جا مگیر
راز ِعشق ِخویش را آهسته خوان در گوشِ من
جستجو کن عشق را در گرمی ِآغوش ِمن..
.
#معین #میپرستم
.
من تو را تا بیکران ها
من تو را تا کهکشان ها
از زمین تا آسمان ها
دوست دارم ؛ می پرستم ..
من تو را همچون اهورا
من تو را همچون مسیحا
همچون عطر پاک گل ها
دوست دارم ؛ می پرستم ..
من تو را با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون ِخود ؛ با تار و پودم
من تو را با لحظه های انتظارم
عاشقم با این نگاه بیقرارم
من تو را همچون پرستو ،
یاسمن ها ،نسترن ها
من تو را با آنچه هستی
دوست دارم ؛ می پرستم ..
Read more
 #رفیقتوتگ_کن<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f4f7"></span><span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span> . . . کمی به خودت بیا بانو... این دیگر چه وضعی است که برای خود درست کرده ای... دلت ...
Media Removed
#رفیقتوتگ_کن . . . کمی به خودت بیا بانو... این دیگر چه وضعی است که برای خود درست کرده ای... دلت را شکست رفت حرمت نگه نداشت فدای سرت... لیاقت خانم بودن تو را نداشت... دنیا که به آخر نرسیده... برخیز و روی این روزگار لامروت را کم کن اجازه نده این روزگار به تو بخندد به این راحتی به ... #رفیقتوتگ_کن🌹❤😍📷💑😍😊🙏 .
.
.
کمی به خودت بیا بانو...
این دیگر چه وضعی است که برای خود درست کرده ای...
دلت را شکست
رفت
حرمت نگه نداشت
فدای سرت...
لیاقت خانم بودن تو را نداشت...
دنیا که به آخر نرسیده...
برخیز و روی این روزگار لامروت را کم کن
اجازه نده این روزگار به تو بخندد
به این راحتی به این زندگی باخت نده
اشک هایت را پاک کن
مقابل آینه بایست و به آن کسی در آینه میبینی بگو تو لایق بهترین ها هستی...
لاک های رنگی بزن
یک رژ رنگی قرمز روی لبهایت بزن تا تمام حسرت و حرف های نگفته ی روی لبهایت از بین برود
لباس های زیبا بپوش...
به حرف این جماعت توجه نکن
دهان این جماعت را هر کاری کنی بسته نمیشود
برای خودت با عشق زندگی کن
تو بانو هستی،قوی ترین ارتش دنیا...
به تنهایی تمام این دنیا را شکست میدهی
کمی به خودت بیا...
تو میتوانی...
تو لایق بهترینی...
.
.
.
👑 #میکائیل💕
.
. 📱@mikilove351 📷
.
.
.
✅ #دوستان_خودرا_برای_مشارکت_بیشتر_به_این_پیج_معرفی_کنید 😊
Read more
. خواهش می کنم امیدوار باشیم این روزها خیلی این جمله رو میشنوم : ما ملتی هستیم که هر چی بکشیم حقمونه؛ اخه ...
Media Removed
. خواهش می کنم امیدوار باشیم این روزها خیلی این جمله رو میشنوم : ما ملتی هستیم که هر چی بکشیم حقمونه؛ اخه چرا ؟ مگه مردم بقیه جاهای دنیا چه کاری می کنند که ما نمی کنیم ؟ یعنی تغییر و تحول فرهنگی رو باید فاتحه اش رو خوند ؟ یعنی امیدی به اینده نداشتن ؟ یعنی تاریخ باید هی به اشکال مختلف تکرار بشه ؟ این ... .
خواهش می کنم امیدوار باشیم
این روزها خیلی این جمله رو میشنوم :
ما ملتی هستیم که هر چی بکشیم حقمونه؛
اخه چرا ؟ مگه مردم بقیه جاهای دنیا چه کاری می کنند که ما نمی کنیم ؟
یعنی تغییر و تحول فرهنگی رو باید فاتحه اش رو خوند ؟
یعنی امیدی به اینده نداشتن ؟
یعنی تاریخ باید هی به اشکال مختلف تکرار بشه ؟ این نوع تفکر تخریب گر و خطر ناکه خواهش می کنم امیدوار باشیم
روزی حتی ۵ صفحه کتاب بخوانیم
به هم اعتماد کنیم. تعصب بر اعتقاداتی که ممکن است با فهم بیشتر و مطالعه تغییر کند نداشته باشیم . به وجدان خود بها بدهیم
اگر در عشق شکست خوردیم نباید
به عشق بی اعتماد شویم. قضاوت نکنیم
در خیابان اگر به غریبه نگاهمان افتاد لبخند بزنیم
اگر دوست خوبی نیستیم هنگام دشمنی رازدار دوست باشیم
بفهمیم نه همه پولدار ها کثیف هستند ونه فقرا نفهم .
از موفقیت دیگران خوشحال باشیم .
با روزی کسی بازی نکنیم .
توقعات خود را کنترل کنیم و همانقدر که عشق به دنیا میدهیم توقع از دنیا کنیم
هر کس به ما روزی رساند برای جبرانش تملق و خبر چینی نکنیم برایش کاری کنیم و عشقی بدهیم کافیست
ارزش های انسان ها به پول یا شهرت یا ماشین و پست و مقام نیست . پس ببینیم به چه چیز داریم احترام می گذاریم
از محبت کردن و معرفت داشتن نترسیم
خدا ترسناک نیست؛ بجای ترس و وحشت از خدا به عشق او اعتماد کنیم
در رانندگی خود را بجای دیگران قرار دهیم
اگر کالایی گران شد دسته جمعی خریدش را تحریم کنیم
مبادا دلی را بشکنیم .
جان بی گناهی رابگیریم
غرور کسی را خورد کنیم
از نفرین و اه جدا بپرهیزیم
مراقب دل پدر و مادر باشیم
در شبکه های مجازی توهین نکنیم 👇
بخصوص برای متفاوت بودن و جلب توجه
ناسزا نگوییم
برای هم باید دعای خیر کنیم
التماس دعا 🙏
گاهی لازم است در هر موقعیتی هستیم به دلمان اعتماد کنیم به وجدانمان و به خداوند.
هر کس را می بینید به زیبایی هایش توجه کنید خوبی هایش را اژ ذهنتان پاک نکنید حتی اگر به شما بد کرد
نومید نباشیم از خود شروع کنیم
کافیست فرزندان تو سری خور تحویل اجتماع ندهیم
💙💙💙💙
Read more
: #برای_دلمان #آسدمقداد_نوشت: مثل يك كودك بد #خواب كه بازيچه شده #خسته_ام خسته تر از انكه بگويم ...
Media Removed
: #برای_دلمان #آسدمقداد_نوشت: مثل يك كودك بد #خواب كه بازيچه شده #خسته_ام خسته تر از انكه بگويم چه شده در خيالات بهم ريخته ى دور و برم خيره بر هر چه شدم #خاطره اى زد به سرم مى روم چشم ترم را به #زيارت ببرم تا از آن #چشم نظر باز شكايت ببرم ناممان منتسبش بود نميدانستيم جانمان در طلبش بود نميدانستيم خبر ... :
#برای_دلمان
#آسدمقداد_نوشت:

مثل يك كودك بد #خواب كه بازيچه شده
#خسته_ام خسته تر از انكه بگويم چه شده
در خيالات بهم ريخته ى دور و برم
خيره بر هر چه شدم #خاطره اى زد به سرم
مى روم چشم ترم را به #زيارت ببرم
تا از آن #چشم نظر باز شكايت ببرم
ناممان منتسبش بود نميدانستيم
جانمان در طلبش بود نميدانستيم
خبر آمد همه جا #شعر تو را ميخواند
شعرمان ورد لبش بود نميدانستيم
#قول_دادم برود از غزل آتى من
لطف كن حرف نزن #قلب خيالاتى من
مشكلت با من و احوال پريشانم چيست؟
قلب من تند نرو #صبر كن آرام بايست
نفسم را به هواى نفسى تازه بگير
قد #عاشق شدنم را خودت اندازه بگير
بخدا هيچ كسى مثل من آزرده نشد
مثل لب هاى تو انقدر ترك خورده نشد
هيچ كس مثل من از دست خودش شاكى نيست
از همين #فاصله برگرد تو هم باكى نيست
#فرق_دارد_دل_من_با_دل_تو_عالمشان
#در_دهانم_پر_حرف_است_نمى_گويمشان
به خودم #سيلى سرخى زدم و دم نزدم
آن زمان كه همه فرياد زدند از #غم شان
پشت #وابستگى ام هست دليلى كه نپرس
منم و تجربه ى #طعم اصيلى كه نپرس
#حرف_دل را كه نبايد بگذارى آخر
اين چه چشمان شروريست كه دارى آخر؟
#چشم تو روى من غم زده شمشير كشيد
#قلب_من_ياد_تو_افتاد_فقط_تير_كشيد
حمله ى قرنيه ها را نپذيرم چه كنم؟
من اگر دست تو را سخت نگيرم چه كنم؟
هر چه من مى كشم از اين #دل نامرد من است
اين #غزل ها همگى گوشه اى از #درد من است



#طرحی_از_عشق_به_سر_دارم_و_میاندازم
#روزی_آن_را_به_بلندای_سفید_کفنم
.
#بی_سبب_درد_که_هم_قافیه_با_مرد_نشد
#همچون_انار_خون_دل_از_خویش_میخوریم
.
#اشتاقك
Read more
<span class="emoji emoji1f3a8"></span><span class="emoji emoji1f449"></span> #ولنتاین_دینز <span class="emoji emoji1f4dd"></span> #کاظم_بهمنی تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم ...
Media Removed
#ولنتاین_دینز #کاظم_بهمنی تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غزل و عاطفه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را مادرم ... 🎨👉 #ولنتاین_دینز
📝 #کاظم_بهمنی
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را
قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
«منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را »
#paintings #art #instaart #portrait #draw #drawing #naghashi #naghashy #canvas #paper #kazembahmani
#Iran #oilpainting #paint #Painter #landscape #gallery #galleries #gallerie #acrylic #pen #artist #
#honari #orginal #naghash #art #khodkar #artwork #
Read more
. <span class="emoji emoji274c"></span>فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد. . <span class="emoji emoji1f536"></span>اگر چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخد. <span class="emoji emoji2615"></span>️تو چایت را بنوش. . روی ...
Media Removed
. فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد. . اگر چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخد. ️تو چایت را بنوش. . روی ایوان خانه مادربزرگت بنشین و با او گپ بزن. میتوانی غرور را کنار بگذاری و عشق زندگیت را به یک شام دونفره دعوت کنی. برای پرنده ها دانه بریزی و بعد، از دیدن نوک زدن آنها به دانه های گندم لذت ببری. میشود ... .
❌فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد.
.
🔶اگر چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخد.
☕️تو چایت را بنوش.
.
روی ایوان خانه مادربزرگت بنشین و با او گپ بزن.
میتوانی غرور را کنار بگذاری
و عشق زندگیت را به یک شام دونفره دعوت کنی.
برای پرنده ها دانه بریزی و بعد،
از دیدن نوک زدن آنها به دانه های گندم لذت ببری.
میشود دقایقی را برای مادرت کنار بگذاری
و چند لحظه را در آغوش او سپری کنی
میبینی که چقدر آرامش بخش است.
.
😍میشود از زندگی لذت برد.
⏱میشود از ثانیه ها نهایت استفاده را کرد.
.
مگر چقدر عمر میکنیم که بخواهیم
آن را هم صرف سروکله زدن با این و آن بکنیم
و از شکل راه رفتن همراهمان تا آبی بودن
رنگ آسمانو گردی زمین ایراد بگیریم...
.
🌹چه خوب میشد اگر میتوانستیم
👈به زمین و زمان گیر ندهیم و سخت نگیریم. .
❌خوب میشد اگر زندگی میکردیم و کمتر غصه و حسرت میخوردیم
.
چه خوب میشه اگه دوباره عشق و صفا و صمیمیت و دوستی و وفاداری مث قدیما برگرده تو زندگی هامون ❤
.
این حال و هوا زمانی برمیگرده که من و تو، هر کدوم به نوبه خودمون این عشق و صفا رو در زندگی از خودمون شروع کنیم ...
.
@Man_Mitunm
@Man_Mitunm
Read more
پدر من ، عمه خانمی در شاهرود داشتند که شبیه کتیبه های محرمی بود.یعنی که هرچه سنش بالاتر می رفت دوست داشتنی ...
Media Removed
پدر من ، عمه خانمی در شاهرود داشتند که شبیه کتیبه های محرمی بود.یعنی که هرچه سنش بالاتر می رفت دوست داشتنی تر می شد. . روح همه گذشتگان شاد ؛ بعد عمری رنج کشیدن از مسائل بیرون و درون خانه مثل نازایی و نهایتاً هوو و جدایی، شاید سی سالی می شد که بانو تنها زندگی می کرد. دلخوشی روزهای تنهایی یک خانه ی قدیمی ... پدر من ، عمه خانمی در شاهرود داشتند که شبیه کتیبه های محرمی بود.یعنی که هرچه سنش بالاتر می رفت دوست داشتنی تر می شد. . روح همه گذشتگان شاد ؛ بعد عمری رنج کشیدن از مسائل بیرون و درون خانه مثل نازایی و نهایتاً هوو و جدایی، شاید سی سالی می شد که بانو تنها زندگی می کرد.

دلخوشی روزهای تنهایی یک خانه ی قدیمی با حیاطی پر از نعناع بود و مجالس روضه .آن هم روضه های قدیمی شاهرود که در لوکیشن های خاصی مثل #تکیه ی صدو چندساله ی آق دایی برگزار می شوند. بعد چندسال ، دلخوشی خوب دیگری هم اضافه شد.در شاهرودی که چایی به نوعی مایه‌ی حیاتی درحد آب است لذا هرکسی حق ندارد پای سماور بنشیند دیدند که عمه خانم نه تنها پختگی ، که سوختگی لازم برای نشستن پای سماور هیئت را دارد.
می دیدم که عمه خانم بانشاط تر از قبل اند . سقای چای بعدازظهر در آن حیات پرازنعناع درختان را آب می داد و برای خودش روضه می خواند و خوش بود :
مشکی از اشک به دوش مژگانم شب و روز /عشق تو داده به من منصب سقائی را
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم / به دو عالم ندهم لذت بیماری را !

عمه خانم چهارسال پیش فوت کرد و خانه ی رویایی ، با حیات پر از نعناهای هنوز سبز فروخته شد . سماور هم طبق وصیت ش رسید به عاشقی دیگر . همان عاشق هفته ی پیش داشت برایم تعریف می کرد که لحظات آخر عمه در بیمارستان ، در میان صدای لعنتی وسایل اندوسکوپی ، از حال عمه خانم می فهمد که وقت تلقین است. گفت که تلقین را خودش داده ؛ ولی دیگر حالش بد شده و بقیه ی ماجرا را ندیده . فقط آخرین تصویر را خوب یادش بود که عمه خانم لبخند زده اند و چشم ها را بسته اند.

انگار که مهربانی طبیبانه به سر بالین شان آمده باشد ، "طبتم" گفته باشد و بانوی عاشق قصه را با خود برده باشد .
ء
#گره_دوم : گره خیمه ای که جوانان کاروان می بستندش به زمین صحرایی که نامش شده بود کربلا.
بانوی کاروان اما نگران بود. برادرش اورا آرام کرده بود که:" توکلمان به خدا خواهرجان ، همه چیز دست اوست." خواهر یازده روزبعد هم نگران شد ؛
اما این بار تنها بود.
می دوید به دنبال جمع کردن کودکان هراسان میان آتش، تنها بین دشمنان.
#حضرت_زینب دختر #حضرت_زهرا
Gathering in the memory of a lady who didnt have anyone to help and support her amongst invasive enemies.
Zeynab #OfHussain
Read more
ای گل زیبای من ، بسیار می نازم به تو عشق من ای بهترین دلدار ، می نازم به تو آنقدر در جان من رفتی که روحی ...
Media Removed
ای گل زیبای من ، بسیار می نازم به تو عشق من ای بهترین دلدار ، می نازم به تو آنقدر در جان من رفتی که روحی در بدن همچنان از لحظه ی دیدار می نازم به تو عشق یعنی صورت زیبای تو در آینه من به این تصویر بی تکرار می نازم به تو شهر میداند که من از عشق تو دیوانه ام دائما از عشق تو سر شار ، می نازم به تو من برای با ... ای گل زیبای من ، بسیار می نازم به تو
عشق من ای بهترین دلدار ، می نازم به تو

آنقدر در جان من رفتی که روحی در بدن
همچنان از لحظه ی دیدار می نازم به تو

عشق یعنی صورت زیبای تو در آینه
من به این تصویر بی تکرار می نازم به تو

شهر میداند که من از عشق تو دیوانه ام
دائما از عشق تو سر شار ، می نازم به تو

من برای با تو بودن جان و دل را داده ام
از صمیم دل بدان ای یار ، می نازم به تو

سهم من از عشق ، تکرار نگاه چشم توست
تا نگاهم میکنی ، هر بار می نازم به تو
Read more
یکی بود یکی نبود در یک عصر پاییزی لعنت میفرستم به صبح پاىىزى که تو را از ما گرفت البته دیگر نگرانت نیستم ...
Media Removed
یکی بود یکی نبود در یک عصر پاییزی لعنت میفرستم به صبح پاىىزى که تو را از ما گرفت البته دیگر نگرانت نیستم میدانم روزها سخت به پایان رسید و روزها آسان در نزد پروردگار پیش روی توست بعد رفتنت جاده یک طرفه عشق را به جاده دو طرفه تبدیل نمودیم و تا پاسی از شب خیابان های کشور ترانه هایت را زمزمه میکرد ادعای عشقت ... یکی بود یکی نبود در یک عصر پاییزی لعنت میفرستم به صبح پاىىزى که تو را از ما گرفت البته دیگر نگرانت نیستم میدانم روزها سخت به پایان رسید و روزها آسان در نزد پروردگار پیش روی توست بعد رفتنت جاده یک طرفه عشق را به جاده دو طرفه تبدیل نمودیم و تا پاسی از شب خیابان های کشور ترانه هایت را زمزمه میکرد ادعای عشقت را نداریم و واقعاً عاشقانه به تو عشق میورزیم و باور کن که این عشق ىک دروغ دوست داشتنی نیست میدانم باید کاری مىکردىم ولی نشد و قادر به حفظ نبض احساست نبودیم مطمئنم خاطراتت در روزهای برفی دل عاشقانت را بیش از پیش خواهد سوزاند هر چقدر خواستم که از خدا شکایت کنم نشد و ستایش خدایی را که بنده ای چون تو آفرید یکی هست که هنوزم هست تا ابد.
Read more
. ۲۸ صفر ۹۷ . تزئینات و شعر: کلب الحسین علی گودرزی . . بار دگر‌ این عشق ما را جمع کرده هر عاشقِ حاجت ...
Media Removed
. ۲۸ صفر ۹۷ . تزئینات و شعر: کلب الحسین علی گودرزی . . بار دگر‌ این عشق ما را جمع کرده هر عاشقِ حاجت روا را جمع کرده حاتم دگر بذل و عطا را جمع کرده وقتی حسن جمع گدا را جمع کرده . ما میهمان بر سفره‌ی مردی کریمیم این رسم هر سال است، محتاج از قدیمیم . . دریای اهل البیت فیضش بی کران است خدمت درِ این ... .
۲۸ صفر ۹۷
.
تزئینات و شعر: کلب الحسین علی گودرزی
.
.
بار دگر‌ این عشق ما را جمع کرده
هر عاشقِ حاجت روا را جمع کرده
حاتم دگر بذل و عطا را جمع کرده
وقتی حسن جمع گدا را جمع کرده
.
ما میهمان بر سفره‌ی مردی کریمیم
این رسم هر سال است، محتاج از قدیمیم
.
.
دریای اهل البیت فیضش بی کران است
خدمت درِ این خانه کاری جاودان است
آنکه در این خط نیست عمرش در زیان است
جاه و جلال و مال اینها امتحان است
.
حسرت خورد روز قیامت آنکه دنیا
وقتی نبوده نوکر اولاد زهرا
.
.
با چشم دل، این خانه را رحمت گرفته
بار من اینجا چون طلا قیمت گرفته
این پرچم سبز از دلم ظلمت گرفته
دستی که هم‌زد نذری‌اش برکت گرفته
.
با عطر نذری مست گشته، خو گرفتیم
از زعفران ما نیز رنگ و بو گرفتیم
.
.
فکر کن با اینکه آقا مرقدش آباد نیست
مثل مشهد در بقیعش پنجره فولاد نیست
زائرانش هم به آن جمعیت و تعداد نیست
دور او گلدسته ها و صحن گوهرشاد نیست
.
باز هم حاجات ما را با کرامت می‌دهد
بی حرم اینگونه او اینقدر حاجت می‌دهد
.
.
وقتی معاویه حریصِ سیم و زر شد
حضرت ولی بذل و عطایش بیشتر شد
اموال آقا بار ها وقف بشر شد
خرج فقیر و مستمند و رهگزر شد
.
امروز باید جامعه اینگونه باشد
با رحم بر هم، هر کسی بخشنده باشد
.
.
بیعت نکرد اصلا، که صلحی با عضب بود
با اینکه صلح از مرد این میدان عجب بود
از غفلت اصحاب او، از این سبب بود
چون دور آقا عده‌ای راحت طلب بود
.
ورنه حسن یک جنگجوی بی بدل هست
او شیر غران، فاتح جنگ جمل هست
.
.
فرزند هایش را به ایمان پرورش داد
او قاسمش را مرد میدان پرورش داد
عبدالهش هم، چون دلیران پرورش داد
با مِهر و با عشق حسین‌جان پرورش داد
.
هان ای پدر مادر تو هم پس اینچنین کن
فرزند خود را با حسینیه عجین کن
.
.
غربت همین بس قاتل او همسرش شد
خونِ جگر بیرون ز قلب مضطرش شد
با زهر، نیلی رنگ کل پیکرش شد
آن کوچه و مادر غمِ چشم ترش شد
.
گفتی مصیبت روز جانسوز حسین است
گفتی غم عظما فقط روز حسین است
.
.
پ.ن: مستحضرم که به بعضی ابیات ایرادات ادبی وارد است، لکن بیشتر مضامین مَد نظر بود
Read more
و اکنون، ابراهیمی؛ اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ ...
Media Removed
و اکنون، ابراهیمی؛ اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیبایی‌ات؟ و .... من چه می‌دانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت من فقط می‌توانم ... و اکنون،
ابراهیمی؛
اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای
اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیبایی‌ات؟ و ....
من چه می‌دانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت
من فقط می‌توانم نشانی هایش را به تو بدهم،
آنچه تو را در راه ایمان ضعیف می‌کند،
آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند،
آنچه دلبستگی‌اش نمی‌گذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی،
آنچه تو را به توجیه و تاویل‌های مصلحت‌جویانه و ... به فرار می‌کشاند و عشق به او، کور و کرت می‌کند
و بالاخره آنچه برای از دست ندادنش،
همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل تو است!
اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شیئی، یا حالت، یا یک وضع، و یا حتی یک نقطه ضعف!
تو خود آن را هر که هست و هر چه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی...
چه؛ ذبح گوسفند به جای اسماعیل،قربانی است،
و ذبح گوسفند به جای گوسفند، قصابی!

#دکتر_علی_شریعتی
#گل
#عید_سعید_قربان ، عید اطاعت و بندگی مبارکباد
#flower
#ir_flower
Read more
همیشه کسی را برای دوست داشتن انتخاب کن، که آنقدر قلبش بزرگ باشد، که نخواهی برای اینکه در قلبش جا بگیری، ...
Media Removed
همیشه کسی را برای دوست داشتن انتخاب کن، که آنقدر قلبش بزرگ باشد، که نخواهی برای اینکه در قلبش جا بگیری، بارها و بارها خودت را کوچک کنی... التماس نکن، خودت را کوچک هر کسی نکن، تو انقدر بزرگ هستی که نیاز به کسی نداشته باشی، فقط باور داشته باش تو توانایی و بیشتر از اینی هستی که الانی، . میتوان زیبا ... همیشه کسی را برای دوست داشتن انتخاب کن، که آنقدر قلبش بزرگ باشد،
که نخواهی برای اینکه در قلبش جا بگیری، بارها و بارها خودت را کوچک کنی...
التماس نکن،
خودت را کوچک هر کسی نکن،
تو انقدر بزرگ هستی که نیاز به کسی نداشته باشی،
فقط باور داشته باش تو توانایی و بیشتر از اینی هستی که الانی،
.
میتوان زیبا زیست…
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم،
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد و خوب!
لحظه ها میگذرند
گرم باشیم پر از فکر و امید…
عشق باشیم و سراسر خورشید…
.
.زندگی شگفت انگیز است، فقط باید بدانید که چطور زندگی کنید!
در غیر این صورت سراسرعمر خود را در رنج و سختی دست و پا خواهید زد ...
این انسان است که مقایسه را خلق کرده است و عده ای در این میان تنها با حس و رفتار "مقایسه کردن" زندگی می کنند و مدام این حس منفی را تغذیه و رشد می دهند.

با این حس و رفتار، تنها دو نتیجه منتظر انسان است. یعنی گاهی احساس برتر بودن می کنی و گاهی احساس کوچکی و خواری... انسان می داند که احساس خواری و کوچک بینی بیش از احساس برتری در او جا می گیرد. زیرا میلیون ها انسان وجود دارد که ممکن است از او زیباتر، از او بلندقدتر، از او قوی تر، هوشمندتر، توانمند تر و... باشد. یک فرد چنان است و دیگری چنین است.

اگر به مقایسه کردن خود با این میلیون ها انسان ادامه دهی، عقده ی حقارت تو نیز روز به روز بزرگ تر و حجمی میلیونی پیدا می کند. در حالیکه پندارهای تو و به عبارتی قیاس های تو در واقعیت وجود ندارند. آنچه که واقعیت می پنداری تنها تصورات و انگارهای تو هستند.
.
#دانشگاه_مجازی_تکنولوژی_فکر_برتر #موفقيت #عشق #هدف #قلب #حقیر
Read more
 #پست_سفارشى . . <span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f338"></span>زندگيم،خانومم<span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️ با اومدنت به زندگيم دنيام رو رنگي كردي،دنيام پراز عشق ...
Media Removed
#پست_سفارشى . . زندگيم،خانومم️ با اومدنت به زندگيم دنيام رو رنگي كردي،دنيام پراز عشق شد هروز يه روز تازه و پراز عشق شد برام وقتي تو بهترين اتفاق زندگيم شدي خوب من،مهربان من مرا در اغوشت به حبس ابد محكوم كن ... هرچه ميگذرد عاشقانه هاي مان بيشتر از بيش ميشود تو هموني كه هميشه ارزوش ... #پست_سفارشى
.
.
❤️🌸زندگيم،خانومم🌸❤️
با اومدنت به زندگيم دنيام رو رنگي كردي،دنيام پراز عشق شد
هروز يه روز تازه و پراز عشق شد برام
وقتي تو بهترين اتفاق زندگيم شدي
خوب من،مهربان من
مرا در اغوشت به حبس ابد محكوم كن ...
هرچه ميگذرد عاشقانه هاي مان بيشتر از بيش ميشود
تو هموني كه هميشه ارزوش رو ميكردم
و من خداراشاكرم بخاطره بودنت بخاطره اين حس ارامش
تمام زندگي من،فاطمه
من به عشق تو
چشم هايم را باز ميكنم
به عشق تو نفس ميكشم
به عشق و ياد تو زندگي ميكنم
با تو بودن را دوست دارم
چون زندگيم پراز عشق و شادي است
دوريم ولي دل هايمان بهم نزديك هست
و اي كاش كه هميشه در كنارم بودي...
دوست دارم از ان بي نهايت ها
كه اخرش ناپيداست
تا ابد در قلب من هستي عشق اول و اخرم
#اولین_سالگرد_یکی_شدمان_مبارک ❤️🌸
تقديم به:

@fatma_ebrahimi
Read more
. بســــم الله به نــــام کـــربلا __ پرواز را میخواهم چون قدیمی نمیشود با کوله ای از خاطرات میماند ...
Media Removed
. بســــم الله به نــــام کـــربلا __ پرواز را میخواهم چون قدیمی نمیشود با کوله ای از خاطرات میماند در ذهنت و هر روز زنده و تازه تر به سراغت می آید و همینکه از خواب بیدار میشوی طعم شیرینی خاطراتش مانند عسل کامت را شیرین میکند و انرژی ات را هزاران برابر مضاعف میکند و از جا بر میخیزی تا دوباره شیرینی ... .
بســــم الله به نــــام کـــربلا
__
پرواز را میخواهم چون قدیمی نمیشود
با کوله ای از خاطرات میماند در ذهنت و هر روز زنده و تازه تر به سراغت می آید و همینکه از خواب بیدار میشوی طعم شیرینی خاطراتش مانند عسل کامت را شیرین میکند و انرژی ات را هزاران برابر مضاعف میکند و از جا بر میخیزی تا دوباره شیرینی اش را به جانت بنشانی ؛ اما گاهی یار و یاور لحظه های شادت را باید به دست تقدیر بسپاری تا رها شود با تمام خاطراتش در کنجی تاریک تا دفن شوند در گوشه ای از تاریخ اما همیشه زنده اند کنار ریز و درشت خاطرات تو و محبت بی ریای آنها گاهی از گوشه دریای چشم مرواریدی به سمت زمین بی رحم رها میکند و آهی از ته دل میکشی به یاد آن روز ها که جانت با قطعه قطعه او یکی شده بود و با هم در آسمان عشقبازی میکردید و مرکب آهنین بال تو که روزی سوگولی آسمان بود حال خاک میخورد روی زمینی که وجب به وجبش تلخی رفاقت نیمه راه و بی وفایی نوشته شده و برای آسمانی ها چیزی نمیگذارد جز اسارتی که آرام آرام میگیرد جان پرنده را و در گوشه ای از تاریخ آسمانی ها آرمیده اند و به دور از هیاهوی خاکی ها جان به خالق آسمان تقدیم و ره به سوی معشوق طی میکنند و زیبایی عشق به آسمان آنجاست که عاشقانش آرام و بی صدا عشقبازی میکنند و به معشوق خود میرسند و پاک میماند این عشق چون آسمانی ها را آسمان انتخاب میکند
__
#فرزند_آسمان
__
#عشق #پرواز #لذت #شوق #معشوق #حقیقت #زندگی #خدا
Read more
... ‏‎روشنایی را که فرا بخوانی ‏‎آفتاب نزد تو می آید ‏‎با کتابی خوانا به یادگار ‏‎موج را که فرا بخوانی ‏‎دریا ...
Media Removed
... ‏‎روشنایی را که فرا بخوانی ‏‎آفتاب نزد تو می آید ‏‎با کتابی خوانا به یادگار ‏‎موج را که فرا بخوانی ‏‎دریا نزد تو می آید ‏‎با رودخانه ای بی پایان برای تو ‏‎و عشق به آدمی را که فرا بخوانی ‏‎آینده نزدِ تو می آید ‏‎و خوشبختی بی خللِ خاک را ‏‎به تو خواهد بخشید. ‏‎ #شیرکو_بیکس با اين فراخوان ... ... ‏‎روشنایی را که فرا بخوانی
‏‎آفتاب نزد تو می آید
‏‎با کتابی خوانا به یادگار
‏‎موج را که فرا بخوانی
‏‎دریا نزد تو می آید
‏‎با رودخانه ای بی پایان برای تو
‏‎و عشق به آدمی را که فرا بخوانی
‏‎آینده نزدِ تو می آید
‏‎و خوشبختی بی خللِ خاک را
‏‎به تو خواهد بخشید. ‏‎ #شیرکو_بیکس🌹

با اين فراخوان زيبا به استقبال هفته اي زيبا و دلخواه برويم.
بايد پذيرفت و باور كرد تمام يا بخش عمده اي از دستيافته ها و داشته هاي ما به فراخوان هاي گذشته ما برمي گردد .
محال است اگر در جستجوي روشني باشيم ، نور نتيجه نگيريم.
دانايي طلب كنيم و جاهل بمانيم.
عشق آرزو كنيم و نفرت حاصل كنيم .

فقط فكر نكنيم تا اراده و طلب كرديم نعوذبالله مثل خدا،همه چيز بايد فراهم شود !
فاصله بين خواستن و توانستن را هميشه زمان ترميم و تكميل ميكند و صد البته مصالحي چون ؛
نيت پالوده، عقل سليم ،مشورت و بهره گيري از دانش و تجربه ديگران ،خلوص در رفتار ، اهتمام و استمرار در تلاش ونهايتا صبر و شكيبايي كه همگي شروط لازم و تضامين كافي براي حصول موفقيت اند.
اميد دارم آنچه را كه در ذهن خود، به سوي خود فرامي خوانيد جز خير و بركت و نعمت نباشد.
شادو سلامت و پيروز باشيد.
با احترام و ارادت :
مجيد اخشابي #
٩٧.٦.١٧
Read more
___________________________ <span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f381"></span><span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f499"></span> من یک خاله ام..... وقتی خبر مادر شدن خواهرت را میشنوی روح ...
Media Removed
___________________________ من یک خاله ام..... وقتی خبر مادر شدن خواهرت را میشنوی روح تازه به جانت می آید و دلگرم میشوی. وقتی خواهرزاده ات میخندد، دندانش نیش میزند، حرف میزند، راه میرود و قد میکشد، تو میمانی و یک دنیا عشق به لحظه لحظه هایش. وقتی خواهرزاده ات با صدای شیرینش صدایت ... ___________________________
🎈🎁🎂🎊🌹❤💙
من یک خاله ام..... وقتی خبر مادر شدن خواهرت را میشنوی روح تازه به جانت می آید و دلگرم میشوی.

وقتی خواهرزاده ات میخندد، دندانش نیش میزند، حرف میزند، راه میرود و قد میکشد، تو میمانی و یک دنیا عشق به لحظه لحظه هایش.

وقتی خواهرزاده ات با صدای شیرینش صدایت میکند، درست همان وقتی که میگوید: "خاله" هر بار ته دلت از جا کنده میشود، انگار عاشقی.

گویی پس از عشق مادر، عشقی شیرین تر از عشق خاله به بچه ی خواهر نیست.
غم خواهرزاده آتش به جانت می کشد .
حاضری جانت را بدهی برای یک لحظه لبخند از ته دلش.
حاضرم تمام دردهای عالم را به جان بخرم، تا هردوتون بخندید و هر لحظه شاد شاد شاد باشید
Read more
_ به امید آغازی بی پایان در #فصل_نرگس _ خورشید غروب سه شنبه #پاییز نگاهش را به من دوخته بود گلهای ...
Media Removed
_ به امید آغازی بی پایان در #فصل_نرگس _ خورشید غروب سه شنبه #پاییز نگاهش را به من دوخته بود گلهای نرگس در گلدان #قجری مادر بزرگ عشق را به رخ #باران میکشید استکان #چای نیمه تمام بود از پشت پنجره چوبی خیس خیره به افق های دور دست انتظار آمدنت را نظاره میکردم خیال من در هوای تو چه فصلی را امسال ... _
به امید آغازی بی پایان در #فصل_نرگس
_
خورشید غروب سه شنبه #پاییز
نگاهش را به من دوخته بود
گلهای نرگس
در گلدان #قجری مادر بزرگ
عشق را به رخ #باران میکشید
استکان #چای نیمه تمام بود
از پشت پنجره چوبی خیس
خیره به افق های دور دست
انتظار آمدنت را نظاره میکردم
خیال من در هوای تو
چه فصلی را
امسال ثمر داده
فصل آغازی دوباره
فصل عاشقانه های من و تو
فصل زیبای نرگس
( #سام_تهامی )
_
👈انتظار نوشت:
#أنا_أنتظرك؛وغيابك ممتلىء بحضورك الخفي
من چشم به راه توام و جای خالی ات لبریز از حضور پنهان توست
👈دعانوشت:
اللهم...وَ أُکَافِیَ مَنْ قَطَعَنِی بِالصِّلَةِ ، وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِی إِلَى حُسْنِ الذِّکْرِ ، وَ أَنْ أَشْکُرَ الْحَسَنَةَ ، وَ أُغْضِیَ عَنِ السَّیِّئَةِ .
خدایا...مرابه پیوستن به کسى که از من بریده، و یاد نیکو از کسى که غیبت مرا کرده، و سپاسگزارى از نیکی ها و چشم پوشى و گذشت از بدى‏ ها توفیق ده!
👈وصال نوشت:
يا مَنْ لاتَنْتَهى مُدَّةُ مُلْكِه
اى آن كه دوران فرمانروائيت را نهايت نيست
👈رهانوشت:
بیا و رخ بنما ای گل سرسبد شعرهای من
_
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #انتظار #ظهور #سه_شنبه #صاحب_زمان #یا_صاحب_الزمان_ادرکنی #فرج #لحظه_موعود #وعده_دیدار #نرگس #گل_نرگس #یا_فاطمه_الزهرا #السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا #المطر #الخریف #ربیع #ربیع_الاول #مدیریت_خانواده #علم_نوین_مدیریت_اسلامی #ایدئولوژی_اسلامی #ام_ابیها #ام_البنین #چای_آتیشی
Read more
هرگز عشق را با هیچ چیز دیگر اشتباه نگیر. عشق، شهوت نیست عشق، عاطفه نیست عشق یک ادراک ژرف است که دیگری ...
Media Removed
هرگز عشق را با هیچ چیز دیگر اشتباه نگیر. عشق، شهوت نیست عشق، عاطفه نیست عشق یک ادراک ژرف است که دیگری به نوعی تو را کامل می‌کند. عشق به تو این آزادی را می‌بخشد که خودت باشی؛ عشق مالکیت نیست. بنابراین مراقب باش. تنها زمانی که احساس کردی حضور دیگری، «تنها حضور خالص او» نه هیچ چیز دیگر، کافیست تا ... هرگز عشق را با هیچ چیز دیگر اشتباه نگیر.
عشق، شهوت نیست
عشق، عاطفه نیست
عشق یک ادراک ژرف است که دیگری به نوعی تو را کامل می‌کند.
عشق به تو این آزادی را می‌بخشد که خودت باشی؛
عشق مالکیت نیست.
بنابراین مراقب باش. تنها زمانی که احساس کردی حضور دیگری، «تنها حضور خالص او» نه هیچ چیز دیگر، کافیست تا به تو احساس خوشبختی بدهد، آن‌وقت در عشق به سر می‌بری. به این آگاه باش.

اشو
Read more
. ياد تو می وزد ولی ، بی خبرم ز جای تو کز همه سوی مي رسد ، نکهت آشنای تو غنچه طرف فزون کند ، جامه ز تن برون ...
Media Removed
. ياد تو می وزد ولی ، بی خبرم ز جای تو کز همه سوی مي رسد ، نکهت آشنای تو غنچه طرف فزون کند ، جامه ز تن برون کند سر بکشد نسيم اگر ، جرعه ای از هوای تو « عمر منی » به مختصر ، چون که ز من نبود اثر زنده نمی شدم اگر ، از دم جان فزای تو گرچه تو دوری از برم ، همره خويش می برم شب همه شب به بسترم ، ياد تو را به جای تو با تو به ... .
ياد تو می وزد ولی ، بی خبرم ز جای تو
کز همه سوی مي رسد ، نکهت آشنای تو
غنچه طرف فزون کند ، جامه ز تن برون کند
سر بکشد نسيم اگر ، جرعه ای از هوای تو
« عمر منی » به مختصر ، چون که ز من نبود اثر
زنده نمی شدم اگر ، از دم جان فزای تو
گرچه تو دوری از برم ، همره خويش می برم
شب همه شب به بسترم ، ياد تو را به جای تو
با تو به اوج می رسد ، معنی دوست داشتن
سوی کمال می رود ، عشق به اقتفای تو
عشق اگر نمی درد ، پرده ی حايل از خِرد
عقل چگونه می برد ، پی به لطيفه های تو ؟
خواجه که وام می دهد ، لطف تمام می دهد
حسن ختام می دهد ، شعر مرا را برای تو :
« خاک درت بهشت من ، مهر رُخت سرشت من
عشق تو سرنوشت من ، راحت من ، رضای تو »
#حسین_منزوی
#یاد_تو
Read more
. . . وقتى رفت، وقتى از رابطه بيرون آمدى تا مدتى به خودت روزه ى رابطه بده... میدانى ... گاهى ما بعد ...
Media Removed
. . . وقتى رفت، وقتى از رابطه بيرون آمدى تا مدتى به خودت روزه ى رابطه بده... میدانى ... گاهى ما بعد از رابطه دچار اضطراب میشويم، دچار خشم میشويم و اين موارد را با ورود به رابطه ى جديد میخواهيم جبران كنيم. اما وقتى خيلى زود وارد رابطه جديد میشويم دائم درگير مقايسه میشم؛ خشم و غممان را به رابطه ى ... .
.
.
وقتى رفت، وقتى از رابطه بيرون آمدى تا مدتى به خودت روزه ى رابطه بده...
میدانى ...
گاهى ما بعد از رابطه دچار اضطراب میشويم، دچار خشم میشويم
و اين موارد را با ورود به رابطه ى جديد میخواهيم جبران كنيم.
اما وقتى خيلى زود وارد رابطه جديد میشويم دائم درگير مقايسه میشم؛ خشم و غممان را به رابطه ى جديد منتقل میکنيم
چون در ذهنمان نه با فردى جديد بلكه با او دوباره وارد رابطه شديم و شديد دنبال اين هستيم كه ايرادهاى او را نداشته باشد،
گاهى میخواهيم به فرد قبلى بفهمانيم كه من دارم از دست میروم برگرد
و حالاست كه به فرد جديد میگوئیم :خيلى دوست دارم زير پستهايم ابراز عشق به من بكنى و او از همه جا بى خبر به تو عشق میورزد
و تو در انديشه ى ديگرى كه رابطه جديدت را دستاويزى كنى براى برگرداندن يا حرص دادن نفر قبل ....
.
ما گاهى میخواهيم با فرد جديد همان آهنگها را بشنويم همان تكه كلامها را بكار ببريم تا دلتنگى مان كم شود اما دلتنگتر، غمگين تر، خشمگين تر و يا مضطرب تر میشويم...
و در نهايت فرد جديد را از خود میرانيم
او براى ما فقط يك شبح بود...
.
اينگونه هست كه هم زخم میزنيم و هم زخم میخوريم...
.
تا وقتى ذهنت درگير است به خودت روزه ى رابطه بده،
تا وقتى سوگ رابطه قبل را به پايان نرساندى درگير رابطه جديد نشو،

تا وقتى دلت براى فرد قبلى زندگيت میتپد
به فرد ديگرى قول عشق نده...
تا وقتى میدانى گذشته ات چقدر پررنگ است و آن را خاك نكرده اى به كسى وعده نده...
به خودت زمان بده ....
.
صرفا گذر زمان شايد نتواند حل كننده باشد
از زمان استفاده ببر و كمك بگير تا دوران سوگ را به سلامت بگذرانى...
آنوقت میشوى آدم رابطه، دوباره میتوانى دل ببندى،
حالا با تجربه تر شده اى...
حالا بزرگتر شده اى...
حالا آدمِ رابطه شده اى... . .

طلايه محتشمى
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ "جبر و اختیار"<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ گفتكوى پر هياهوى "جبر و اختيار" در ديوان حافظ با شناخت عشق و عاشق ...
Media Removed
️ "جبر و اختیار"️ گفتكوى پر هياهوى "جبر و اختيار" در ديوان حافظ با شناخت عشق و عاشق و معشوق پايان مى يابد. زيرا عشق ترك اختيار عاشق است در برابر معشوق كه گفته اند "بنده را با اختيار چه كار" و با نفى اختيار جبر نيز منتفى است زيرا جبر، نهادن اختيارى است به جاى اختيار ديگر و اينجا سالبه ... 🔹️
🔹️
🔹️
"جبر و اختیار"🔹️
🔹️
گفتكوى پر هياهوى "جبر و اختيار" در ديوان حافظ
با شناخت عشق و عاشق و معشوق پايان مى يابد.
زيرا عشق ترك اختيار عاشق است در برابر معشوق
كه گفته اند "بنده را با اختيار چه كار"
و با نفى اختيار جبر نيز منتفى است
زيرا جبر، نهادن اختيارى است به جاى اختيار ديگر
و اينجا سالبه به انتفاءِ موضوع است
زيرا اختيارى در كار نيست تا نفى شود
و اختيار ديگرى به جاى آن بنشيند.
بدین نگاه عشق نهايت اختيار است،
زيرا تمامى وجود عاشق تبديل به يك اختيار مى شود
و آن اختيارِ معشوق است
و چون عاشق را چاره اى از اين اختيار نيست
گاه از اين بى اختيارى كه عين شوق و عشق است تعبير  به جبر مى شود.
🔹️
□ رضا به داده بده وز جَبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشوده است
حافظ
🔹️
□ ما اسیر جبرِ عشقیم، ای خرد، معذور دار
عاقلان مستانه گفتند اختیاری داشتیم
مهدی الهی قمشه ای
🔹️
□ هرگه که بر گیرم قلم، تا ز اختیار آرم رقم
جز شرح جبر عشق تو، ناید به تحریر ای صنم
مهدی الهی قمشه ای
🔹️
□ در ساحت اندیشه اختیار مطلق از آن خداست
و اختیار ما که آن نیز در کارست، مجرای مشیت الهی است.
یعنی اراده معشوق بدین تعلق گرفته است
که ما به اختیار خود به کاری مشغول شویم
اما در ساحت عمل ادب این است
که ما کارها را به اراده خویش منسوب کنیم
و بار مسئولیت هر کار را بر دوش خود گیریم
و اگر کاری را به حضرت حق منسوب کنیم آن عین خیر است
زیرا "از خیّر محض جز نکویی ناید"
و اما سخن اشعری و معتزلی نزد عارفان منزلتی ندارد
و هردو باطل است زیرا نگاهی نادرست به داستان جبر و اختیار کرده اند.

برگرفته از کتاب "در صحبت حافظ"
به قلم حسین الهی قمشه ای
#جبر #اختیار #در_صحبت_حافظ #حسین_الهی_قمشه_ای #دکتر_الهی_قمشه_ای #قمشه_ای #اینستاگرام
#Predestination #Free_Will #In_the_Realm_of_Hafez #Drelahighomshei #Ghomshei #Instagram #Official
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> دخترم... بلاخره یک روز میرسد که آن کسی که بیشتر از همه‌ی زندگی‌ات دوستش داری، رو به رویت می ایستد ...
Media Removed
دخترم... بلاخره یک روز میرسد که آن کسی که بیشتر از همه‌ی زندگی‌ات دوستش داری، رو به رویت می ایستد تا دلت را بشکند و برود... این یک حقیقت تلخ است، کسانی که بیشتر دوستشان داریم، قدرت بیشتری برای شکستن ما دارند... غم قسمتی از زندگی است که اگر نبود، شادی معنی اش را از دست میداد، دیر یا زود روز های سخت ... 💜
دخترم...
بلاخره یک روز میرسد که آن کسی که بیشتر از همه‌ی زندگی‌ات دوستش داری، رو به رویت می ایستد تا دلت را بشکند و برود...
این یک حقیقت تلخ است، کسانی که بیشتر دوستشان داریم، قدرت بیشتری برای شکستن ما دارند...
غم قسمتی از زندگی است که اگر نبود، شادی معنی اش را از دست میداد، دیر یا زود روز های سخت میگذرند. به خودت ایمان داشته باش!
*
میگویند زن جنس ضعیف است، باور نکن دخترم!
زن ها همیشه قوی تر از مرد ها بوده اند...
شجاع تر، قدرتمند تر، باهوش تر...
زن ها فقط یک نقطه ضعف بزرگ دارند، که همیشه همه چیز را قربانی اش میکنند و آن چیزی نیست جز "عشق"
دنیا را هم که به نامشان کنی باز هم یک نفر را میخواهند تا به او تکیه کنند، میخواهند کسی دوستشان داشته باشد، میخواهند دیده شوند...
میخواهند برای یک نفر خاص مهم باشند...
بعدها برایت مینویسم که "عشق" برای زن ها هم نقطه ضعف است، هم نقطه ی قوت...
*
بگذار صادقانه برایت بگویم، قرار نیست روزهای آرامی داشته باشی...
بزرگ شدن درد دارد!
یک روز می آید که دوست داشتنت بین احساس و منطقت فاصله می اندازد....
انتخاب با توست، و مجبوری مسیولیتش را -هرچه که باشد-بپذیری
این اتفاق میتواند تورا کامل کند یا منجر به تکه تکه شدنت بشود
گفتم که بزرگ شدن درد دارد دخترم!
.
البته این فصل مشترک همه ی زن هاست...
دلی که نشکسته باشد نمیتواند به قدر کافی عشق را تحمل کند....
دخترم...
بزرگ ترین آرزویم آرامش توست، و این فقط درصورتی ممکن است که زندگی کردن در لحظه را یاد بگیری!
مثلا وقتی خوشحالی از ته دل بخندی، وقتی غصه داری گریه کنی، وقتی ناراحتی دلیلش را بگویی...
احساس را نباید سرکوب کرد، مریضی می آورد! پریشانی می آورد...
دخترم!
گاهی دنیا بی رحم تر از آن میشود که فکرش را بکنی. و این همان وقتی است که همه ی توانش را جمع میکند تا تورا به زانو دربیاورد...
برای ایستادنت بجنگ!
*
دخترم
بی شک روزهایی هستند که تنها دارایی ات "تنهایی" است، زیر آوار مانده ای، حس میکنی توانی برای دوباره ساختن زندگی ات نمانده، و نجات دهنده در گور خفته است...
این روزها آدم ها به اندازه ی کافی درگیر مشکلات خودشان هستند، تنها کسی که میتواند به تو کمک کند فقط خودت هستی
*
شکوه دختر بودن ، نعمتی است بسیار گران قیمت که باید هزینه اش را هم پرداخت..
دخترم
قرار نیست روز های آرامی داشته باشی...
با این حال ، فراموش نکن، هروقت دلت گرفت آغوش من به روی دلتنگی های تو باز است....
.
روزت مبارک
💜
#اهورا_فروزان
#قسمتی_از_نامه_هایی_به_دخترم
#روز_دختر_مبارک
💜
متن در #کانال موجوده.لینک در قسمت بیوگرافی صفحه
Read more
. تو آزادي ات، هوشمندي ات، ‌شادابي ات،‌ عشقت، روحيه ماجراجويي ات را فدا مي كني. همه وجودت را فدا مي كني. ...
Media Removed
. تو آزادي ات، هوشمندي ات، ‌شادابي ات،‌ عشقت، روحيه ماجراجويي ات را فدا مي كني. همه وجودت را فدا مي كني. يك چرخ دنده، يك بخش قابل تعويض مي شوي. هميشه به ياد داشته باش كه تو #عشق هستي. جامعه تو را فراموش مي كند. انواع قيد و بندها را ايجاد مي كند تا نگذارد به ياد داشته باشي كه عشق هستي. ما از عشق و براي عشق ... . تو آزادي ات، هوشمندي ات، ‌شادابي ات،‌ عشقت، روحيه ماجراجويي ات را فدا مي كني. همه وجودت را فدا مي كني. يك چرخ دنده، يك بخش قابل تعويض مي شوي.
هميشه به ياد داشته باش كه تو #عشق هستي. جامعه تو را فراموش مي كند. انواع قيد و بندها را ايجاد مي كند تا نگذارد به ياد داشته باشي كه عشق هستي.
ما از عشق و براي عشق ساخته شده ايم.
عشقِ به زندگى.
عشق به خود. . .
.
.
.
.
.
. 📷 @riraa_z
#عشق_به_خود #آشتانگا #آشتانگا_يوگا #مايسورتهران #يوگاهرروز #يوگاى_آشتانگا #آشتانگاتهران #yogastudio #forwardbend #ashtangayoga #ashtangini #yogagivesyouwings #ashtangaeveryday #getyourasstoclass #youcome #kpjayi #mysoretehran #mysoretehranashtangayoga #ashtangayogatehran #ashtangayogairan
Read more
. می دانی قشنگیِ عشق به دست نیافتنی بودنش است. اینکه در ذهنت معشوقی خاص خلق می کنی یک آدم منحصر ...
Media Removed
. می دانی قشنگیِ عشق به دست نیافتنی بودنش است. اینکه در ذهنت معشوقی خاص خلق می کنی یک آدم منحصر به فرد کسی که با او اوج لذت و آرامش را تجربه می کنی هرگز آزارت نمی دهد همیشه کنارت می ماند. اما وقتی همین دست نیافتنی را به دست می آوری تازه داستان شروع می شود. برخوردِ خصوصیات فردی تو با خصوصیات ... .
می دانی قشنگیِ عشق
به دست نیافتنی بودنش است.
اینکه در ذهنت معشوقی خاص
خلق می کنی
یک آدم منحصر به فرد
کسی که با او اوج لذت و آرامش را
تجربه می کنی
هرگز آزارت نمی دهد
همیشه کنارت می ماند.
اما وقتی همین دست نیافتنی را
به دست می آوری
تازه داستان شروع می شود.
برخوردِ خصوصیات فردی تو
با خصوصیات فردی او؛
توقع وسط می آید ،
منیّت، حس مالکیت، شک؛
می بینی این آدمِ واقعیِ جلوی رویت،
آن معشوقِ تخیلاتت نیست
دلگیر می شوی
سعی می کنی تغییرش بدهی به
آن شکلی که دوست داشتی،
درگیر می شوی اما نمیشود،
دلسرد می شوی...
مدتی کجدار مریز می گذرانی
می دانی دیگر در این رابطه
خوشحال نیستی اما
حالا دیگر کندن سخت شده،
چون دچار عادت شده ای...
که البته خودت به آن می گویی دلبستگی، دوست داشتن...
تنهایی سخت است
پذیرشِ اینکه انتخابت غلط بوده
سخت تر...
مستاصل می شوی، درگیرتر می شوی
دیگر نه حس خوبی می گیری،
نه حس خوبی می دهی؛
خسته می شوی،
طرف مقابلت را هم خسته می کنی...
رفتارهایی می کنی که قبلتر ها
از خودت بعید می دانستی...
آخر یک روز با برچسب هایی که از طرف مقابلت خورده ای ترک می شوی....
مینشینی یک گوشه
برمی گردی به روزهای اول
دقیقا روزی که فهمیدی این آدم
آدمِ تو نیست؛
می بینی همه کار برای این رابطه
کرده ای جز یک کار:
باید به موقع رها می کردی
#پریسا_زابلی_پور.
.
برای کپی متن به گروه #دلنوشته مراجعه کنید.
.
>> لینک گروه تو بیو پیج <<
Read more
Loading...
Load More
Loading...