تو نيست من كه

Unique profiles
85
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran Province, Şile Ağva Türkiye, Iran
Average media age
603.9 days
to ratio
6.1
آدم چهل و هفتم | سحر اسماعيل ، اسماعيلِ من ، امروز نمى دانم چندمين روز از چند روزى است كه از در خانه تان ...
Media Removed
آدم چهل و هفتم | سحر اسماعيل ، اسماعيلِ من ، امروز نمى دانم چندمين روز از چند روزى است كه از در خانه تان برگشتم مردى آن جا بود كه نشناختمش اما فهميدم همان رفيق قديمى است كه برايم گفته بودى رفيقى كه برايت مانده بود از جمع دوستانت ، اما به گمان اين كه تو از بس خوانده اى و بعد رفتى حسابت را سوا كرده بودند ! مى دانستم ... آدم چهل و هفتم | سحر
اسماعيل ، اسماعيلِ من ، امروز نمى دانم چندمين روز از چند روزى است كه از در خانه تان برگشتم مردى آن جا بود كه نشناختمش اما فهميدم همان رفيق قديمى است كه برايم گفته بودى رفيقى كه برايت مانده بود از جمع دوستانت ، اما به گمان اين كه تو از بس خوانده اى و بعد رفتى حسابت را سوا كرده بودند ! مى دانستم شنيده بودم از اكناف اما من كه مى دانستم تو نگريخته بودى تو رفته بودى به اختيار ، اين اختيار تو را من تا خيلى وقت كه گذشت ندانستم تا قطرات نوشتنت ظرف دانستن مرا لبريز كرد و حالا كه نيستى با رگ و پوستم ضجه مى زنم كه هستنت با نيستنت چه ها كرده با من ، رفيقت با اين كه چند روزى بود فهميده بود تو را آورده اند اما هنوز سلانه سلانه و دست به ديوار راه مى رفت از شكست نبودن تو مثل من كه روزهاست نمى دانم روزم به شبم چگونه متصل مى شود ، اسماعيل من ، من چه كنم با هوار اين ننوشتنهاى براى تو ، آن قدر نوشته ام كه كلمات ديگر نمى سازند ، با من لجبازى مى كنند ، مى خواهم برايت بنويسم عاشقت بودم مرد ، مردى كه مرا ساختى و گداختى ، اما كلمات گيرم انداخته اند كه اگر عاشقت بودم نشان بدهم آدميتم را ! آى اسماعيل كاش نيامده بودى براى كمك به پيدا كردن آن كليد لعنتى ، كاش نيافته بودم ، ديگر باور پيدا كرده بودم كه نيست هواى من در جايى اما تو آمدى و با خودت آسمان آوردى براى من ، آى اسماعيل، اسماعيل ،اسماعيل ، ديشب ، ديشب ! اصلا شب بود ؟ سرم را به آستان كلماتت فرود آورده بودم و چشمانم را به چراغهاى بلوار اليزابت دوخته بودم ، پس شب بوده !! آدم است ديگر مگر چند بار مى تواند سر بسايد بر آستان كلمات جانانش ؟ اين محال بودن بعد از تو ،اين نمى دانى چه كرده با من لاغرو چشم درشت به قول تو ! تا صبح ، صبح بود مگر ؟ موهايم را بافتم و ريسيدم ، صبح بود چون چراغ ديگر نبود و توانستم موهاى سفيدم را لاى بقيه موهاى شرابيم ببينم ، آى اسماعيل كاش فقط يك بار ديگر مى ديدمت تا ببويمت و بعد بروى لااقل بويت را مى داشتم ، آى اسماعيل چقدر نحيفند كلمات براى نبودنت مى گويم لج كرده اند! مى دانى چرا ؟ لابد ديگر باورشان نمى شود آدميت ، چقدر اين كلماتى كه تو يادم دادى خوبند به قول تو مثل نشئگى تب مى ماند در ته شب ! آدم ، آدم ، آدميت ، عاشقيت در آدميت با تو
سحرِ تو | الان فهميدم كه روشناى صبح افتاده است
Read more
خيلى وقتا محبت ها به زبون آوردنى نيستن... خيلى وقتا على رغم اينكه ميگن تو هيچ محبتى به ما نكردى، كل زندگى ...
Media Removed
خيلى وقتا محبت ها به زبون آوردنى نيستن... خيلى وقتا على رغم اينكه ميگن تو هيچ محبتى به ما نكردى، كل زندگى و جوونيت رو وقف اونا كردى تا بى دغدغه تر و شاد باشن! خودت رو رها كردى و تنها سرمايه اى كه داشتى و با هيچ پولى نميشه خريد، روزهاى زيباى جوونيت رو، بخشيدى به اونا... روز به روز زندگى مى كنى و شب ها با بغض ... خيلى وقتا محبت ها به زبون آوردنى نيستن... خيلى وقتا على رغم اينكه ميگن تو هيچ محبتى به ما نكردى، كل زندگى و جوونيت رو وقف اونا كردى تا بى دغدغه تر و شاد باشن! خودت رو رها كردى و تنها سرمايه اى كه داشتى و با هيچ پولى نميشه خريد، روزهاى زيباى جوونيت رو، بخشيدى به اونا... روز به روز زندگى مى كنى و شب ها با بغض پرونده ى هر روز رو مى بندى... آره، من آدمى نيستم كه "دوستت دارم" رو به زبون بيارم، من آدمى نيستم كه وقتى با اون سن و سالت خودتو لوس مى كنى بيام بغلت كنم يا دلداريت بدم، چون اصلاً بلد نيستم! من ياد گرفتم خيلى خشن بگم خودتو جمع و جور كن، زندگى به كام هيچ كس نيست! بعد برم برات هديه ى مورد علاقه ت رو بخرم تا فراموشش كنى! چون اعتقاد دارم محبت بايد از اعماق قلب بدون هيچ حرفى بجوشه، نه با چرب زبونى خودت رو لوس كنى! اما متأسفانه كسى دركم نمى كنه... شماها تملق دوست دارين! خودم رو كه تو عكسا مى بينم، ديگه چشمام برق جوونى نداره، اما شماها هر روز جوون تر ميشين، چون من خواستم، من شماها رو هل دادم به سمت اين روزا كه حس نوجوونى كنين، به قيمت از دست دادن جوونى خودم! كم مايه اى نذاشتم! ماه پشت ابر نمى مونه، و يكى هم اون بالا يا هر جاى ديگه هست كه مى دونه من فداكارى كردم، نه شما... برعكس اونچه كه اطرافيان فكر مى كنن! من خواستم امروز شماها به جاى من لبخند بزنين، تا من از ديدن لبخند شما، لبخند بزنم! زخم زبون هاتون منو مى سوزونه ولى ديگه راه برگشتى نيست، چون خودم رو تو مردابى انداختم كه الآن تا گردن توش فرو رفتم... فكر مى كردم روزى قدر منو خواهيد دونست، اما متأسفانه بيخودى خودم رو از بين بردم! موندم پس فردا جواب خودم رو چه جورى بدم! بگم اوج جوونيم رو گذاشتم به پاى آدمايى كه هيچ تلاشى براى شاد كردن من نكردن؟ اونايى كه وظيفه شون بوده! همون فداكارا يك بار اومدن بگن چرا كز كردى يه گوشه؟
Read more
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابي ست هوا؟ يا گرفته است هنوز ؟ من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است آفتابي به سرم نيست از بهاران خبرم نيست آنچه مي بينم ديوار است آه اين سخت سياه آن چنان نزديك است كه چو بر مي كشم از سينه نفس نفسم را بر مي گرداند ره چنان بسته كه پرواز ... ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟

آفتابي ست هوا؟
يا گرفته است هنوز ؟

من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است آفتابي به سرم نيست از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است

آه اين سخت سياه
آن چنان نزديك است كه چو بر مي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند

ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي ماند كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني ست

نفسم مي گيرد كه هوا هم اينجا زنداني ست هر چه با من اينجاست رنگ رخ باخته است

آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم

بر فراموشي اين دخمه نينداخته است
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده

كز دم سردش هر شمعي خاموش شده
باد رنگيني در خاطرمن

گريه مي انگيزد
ارغوانم آنجاست ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد

چون دل من كه چنين خون ‌آلود
هر دم از ديده فرو مي ريزد

ارغوان اين چه راز ي است كه هر بار بهار

با عزاي دل ما مي آيد ؟ كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است وين چنين بر جگر سوختگان داغ بر داغ مي افزايد ؟

ارغوان پنجه خونين زمين
دامن صبح بگير وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي بر اين درد غم مي گذرند ؟ ارغوان خوشه خون بامدادان كه كبوترها بر لب پنجره باز سحر غلغله مي آغازند
جان گل رنگ مرا

بر سر دست بگير

به تماشاگه پرواز ببر

آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند

ارغوان بيرق گلگون بهار
تو برافراشته باش

شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقانم را بر زبان داشته باش تو بخوان نغمه ناخوانده من

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

زادروز استاد هوشنگ‌ابتهاج (سایه)مبارک باد
@houshangebtehaj
Read more
ا مثل هر سال اين از اون پست هايي هست كه مخصوص توئه... از اونا كه ميگم كاش ببينيش! جانم قشنگم تولدت ...
Media Removed
ا مثل هر سال اين از اون پست هايي هست كه مخصوص توئه... از اونا كه ميگم كاش ببينيش! جانم قشنگم تولدت مباركم باشه الهي سلامت و شاد و خوشبخت باشي هرجا هستي... چند وقت پيشا توي فروشگاه خانومه ميخواست بهم اشتراك بده اسم و فاميلم رو پرسيد نميدونم فروشگاه شلوغ بود يا هرچي! اسم تو رو گفت... گفتم ... ا
مثل هر سال اين از اون پست هايي هست كه مخصوص توئه...
از اونا كه ميگم كاش ببينيش!
جانم
قشنگم
تولدت مباركم باشه
الهي سلامت و شاد و خوشبخت باشي هرجا هستي...
چند وقت پيشا توي فروشگاه خانومه ميخواست بهم اشتراك بده
اسم و فاميلم رو پرسيد
نميدونم فروشگاه شلوغ بود يا هرچي!
اسم تو رو گفت...
گفتم نه،شكوه
بعدش با خودم فكر كردم ميشه اون سر دنيا اين اتفاق براي توام بيفته؟
اسمتو بگي و متوجه نشن و اسم منو بگن به جات؟
بعد ياد من بيفتي؟؟
ما خيلي باهم خوش بوديم و كيف ميكرديم!
منو فراموش نكن لطفا...
البته بازم من خيلي خوش به حالمه
خوش به حالم كه مقنعه دانشگاهت رو دارم و ميتونم بوش كنم!
وقتي مريضم ميتونم بالشتو بغل كنم و به طور معجزه واري احساس كنم بهتر شدم!
اما تو از من هيچي همراهت نيست!
حتي كارت پستال هايي كه هر سال برات ميفرستم،همه توي اتاق خودمه!!!!
يه دنيااااااا دوستت دارم
شاد باش
هرجا هستي بخند
از اون خنده بلندا
❤️
(به اميد ديدار)
Read more
: ————————————— همه شب منتظر وعده ى فردا ماندى پشت هر پنجره مشغول تماشا ماندى يك نفر گفت بمان چشم ...
Media Removed
: ————————————— همه شب منتظر وعده ى فردا ماندى پشت هر پنجره مشغول تماشا ماندى يك نفر گفت بمان چشم براهش ز سفر همه گفتند نمان منتظر اما ماندى تا نسيم از دل و رازش خبر آورد تو را همچو يك غنچه شكفتى ز سخن واماندى گاه در آينه با خود نظرى خلوت كن رفت عمرت ز كف از قافله اش جاماندى خو نكردى همه ي عمر به ... :
—————————————
همه شب منتظر وعده ى فردا ماندى
پشت هر پنجره مشغول تماشا ماندى
يك نفر گفت بمان چشم براهش ز سفر
همه گفتند نمان منتظر اما ماندى
تا نسيم از دل و رازش خبر آورد تو را
همچو يك غنچه شكفتى ز سخن واماندى
گاه در آينه با خود نظرى خلوت كن
رفت عمرت ز كف از قافله اش جاماندى
خو نكردى همه ي عمر به تنهايى تُنگ
حيف از آن عمر كه در حسرت دريا ماندى
در هياهوى شب عشق كسى ياد تو نيست
دل بيچاره به اميدِ كه اينجا ماندى؟
اى دل ساده ى من دور و برت را بنگر
هر كه با يار خودش رفت ، تو تنها ماندى
.
#محمد_شیخی
#مدارا
#شعر #غزل
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
بى تو حتى شعر هم با من غريبى مى كند
🔺
Read more
من خائن هستم ؟ من آدم كسى هستم ؟ من اومدم تو اردو و با خسرو حيدرى كه مثل برادرم دوستش دارم و ووريا غفورى كه با بازيهاى خوبش دل منو مثل همه هوادارا شاد كرده دعوا كردم؟ من كه تو ده سال اخير يكبار عليمنصور رو سر تمرين استقلال ديدم و به روح پدرم حتى شماره تلفنش رو ندارم از طرف ايشون اومدم تيم رو بهم بريزم؟ ... من خائن هستم ؟ 😂 من آدم كسى هستم ؟ 😂 من اومدم تو اردو و با خسرو حيدرى كه مثل برادرم دوستش دارم و ووريا غفورى كه با بازيهاى خوبش دل منو مثل همه هوادارا شاد كرده دعوا كردم؟ 😂 من كه تو ده سال اخير يكبار عليمنصور رو سر تمرين استقلال ديدم و به روح پدرم حتى شماره تلفنش رو ندارم از طرف ايشون اومدم تيم رو بهم بريزم؟😂 تيمى كه بعد از ٥ سال بازى و گذشت از طلب دوازده سال پيش تنها چيزى كه ازش مى خوام يه بليط كه برم بازياشو ببينم و با بردش عشق كنم؟🤔 من گردنم نازك تَر از مو برم تو هتل عربده بكشم بر بد خواه منصوريان لعنت؟😂 كسانى كه به من فحاشى مى كنين، اگه به خاطر يه انتقاد و بيان نظر شخصيتون تو پيج خودتون اونم نزديك شش ماه پيش ، كسى تو صورتتون جلوى همبازيان سابقتون كه همه با احترام در حال صحبت بودين ، چندين بار به مادرتون فحاشى مى كرد ، چند درصدتون مثل من مى تونستين سرتونو بندازين پايين و بياين بيرون بدون اينكه حتى يه كلمه حرف بد بزنين؟ 🤔 من كردم چون ارامش تيم قبل بازى برام مهم بود، در حالى كه براى بعضى اقايون مهم نبود اگه يكساعت قبل بازى اونجا درگيرى و حاشيه ايجاد مى شد... اگه به مادر شما توهين مى شد مى رفتين و لال مى شدين ؟ اگه واقعيت اتفاق رو با هوادارا صادقانه در ميون مى زارم يعنى خائن هستم ؟ 🤔
گاهى كمى تأمل بد نيست... داستان هاى تخيلى كه مى شنوين تو دنياى كثيف مجازى با واقعيت زمين تا آسمون فرق داره.. من عاشق استقلالم.. الان مديريت عالى مربيان عالى و بازيكنان هم عالى هستن🙏😍💙،، اما اينكه من تو يه محل عمومى مورد فحاشى به مادرم قرار بگيرم خودم رو كنترل كنم و بعد بازى اون رو بيان كنم خائنم؟؟؟؟؟ 🤔😐 شايد يه بازيكن محبوب باشه و يه بازيكن گمنام تَر ،، اما أيا اين ها مى تونه دليل كافى براى فحاشى به مادر كسى بدون دليل باشه؟🤔 پس مسى و رونالدو از صبح بايد به هر كى از بغلشون رد مى شه فحش ناموس بدن😂 كنترل كينه و عصبانيت جزو تعهدات يك بازيكن حرفه اى هستش به خصوص قبل بازى، أيا اونروز رعايت شد ؟ يا منى كه ديگه بازى نمى كنم بيشتر رعايت كردم كه بى هيچ عكس العملى اومدم بيرون؟ استقلال با مديريت خوب آقاى افتخارى و ديسيپلين خوب آقاى شفر 😍 با اين چيزا به حاشيه نمى ره.. مادرم و غيرتم رو از سر راه نيووردم كه بخوام لال شم... كامنتو باز مى زارم تا أفراد سياه دل ظاهر بين هر چقدر مى خوان فحش بدن ، شايد ناراحتيشون از گرونى و بيكارى با اين فحش ها خالى شه.. من كه ككم نمى گزه.. وقتى همبازى سابقم به مادرم فحش داد تو صورتم و به خاطر استقلال هيچى نگفتم أينا كه ديگه سر گرميه...
بازى نخوريم اسون 💙💙💙💙
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span>مباحث مهدوی<span class="emoji emoji1f33a"></span> . <span class="emoji emoji1f4a1"></span> #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر <span class="emoji emoji1f4a1"></span> # قسمت_بيست_و_پنجم . مثال بزنم براتون ميگفتن ...
Media Removed
مباحث مهدوی . #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر # قسمت_بيست_و_پنجم . مثال بزنم براتون ميگفتن حاج آقا فخر مال شبهه ناك نميخورد ميگن آقا شما از كجا ميفهميد مال شبهه ناكه مثلا فلان مهموني رفتيد نخورديد ميفرمود من متوجه نميشم خود اون سيب گفت منو نخور! تو خريد من مال حرام قاطي شده! يا يكي ... 🌺مباحث مهدوی🌺
.
💡 #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر 💡
# قسمت_بيست_و_پنجم
.
مثال بزنم براتون
ميگفتن حاج آقا فخر مال شبهه ناك نميخورد
ميگن آقا شما از كجا ميفهميد مال شبهه ناكه مثلا فلان مهموني رفتيد نخورديد
ميفرمود من متوجه نميشم خود اون سيب گفت منو نخور! تو خريد من مال حرام قاطي شده!

يا يكي از شاگردان آيت الله قاضي خواست يه شاگردش رو كه اوهم زنده شده بود و چشم و گوشش مي ديد خواستن نصيحتي كنن! دستشون رو سمت يك درخت نارنج كه دو سه متري فاصله داشت دراز كردند اون درخت شاخه اي از خودش رو آورد آورد و جلوي ايشون خم كرد! ايشون هم يك نارنج از درخت كَند و گذاشت كف دست او و فرمود: اراده كن.
.
و زياد است از اين دست
.
كاميپوتر،اينترنت جذّابه؟!
اين حيات جذابتر نيست؟!
خدا برا سرگرميت كم گذاشته بود رفتي جاي ديگه!؟
.
خدا تورو خلق كرده نعوذبالله الان درمونده شده، واااااي من چيكار كنم اين آدمه رو!
چقد چيزاي جذاب بهش نشون ميدن! ماهم كه نداشتيم چيزاي جذاب بهش بديم فقط هي بهش گفتيم خوب باش! حالا چيكار كنيم؟!!
.
الان خدا گير كرده؟!
.
بنده ي خدا تو رو فرستاد دنبال لذت كه فقط يه پيش درامدي، چيزي از لذت و بفهمي!! بعد بيا بشين در مورد لذت باهم صحبت كنيم!
.
بعضي از اين ميوه فروشا رو ديدين؟!
ميري در مغازشون نگاه كني؛ يه پرتقال برات باز ميكنه ميگه بيا آقا بخور
ميگي نيومدم اصلا پرتقال بخرم اومدم يه نگاه بندازم برم
ميگه مال منه! خواستم بهت بدم، بخور كيفش و ببر، حالا هروقت خواستي بخر
بعد ميخوري ميبيني چقدر خوشمزه ست! ميگي يه پاكت بده!
ميگه بيا! خوشت اومد؟ ميشه از اين پرتقال گذشت؟
.
تمام لذتهاي پایین حيات!
اون يه دونه پرتقاله كه خدا برات باز كرده
بعد بنا بود يه پاكت، يه جعبه بخری!
.
.
ادامه دارد...
_______________
.
#خط_امام_زمان
Read more
.. من الان دلم كيك شكلاتى مى خواد. همين الان. ندارم ولى! بايد تا فردا صبر كنم. معلوم هم نيست ديگه فردا ...
Media Removed
.. من الان دلم كيك شكلاتى مى خواد. همين الان. ندارم ولى! بايد تا فردا صبر كنم. معلوم هم نيست ديگه فردا دلم كيك شكلاتى بخواد من فقط مى دونم كه الان دلم كيك شكلاتى مى خواد و ندارم. ندارم ديگه. ولى خب دلم مى خواد.! خب ....! يه روز مامانم اومد گفت زود باش. پرسيدم چرا؟ گفت سورپرايزه! و كلن دكور خونه رو ... .. من الان دلم كيك شكلاتى مى خواد.
همين الان. ندارم ولى!
بايد تا فردا صبر كنم. معلوم هم نيست ديگه فردا دلم كيك شكلاتى بخواد من فقط مى دونم كه الان دلم كيك شكلاتى مى خواد و ندارم.
ندارم ديگه. ولى خب دلم مى خواد.! خب ....!
يه روز مامانم اومد گفت زود باش.
پرسيدم چرا؟ گفت سورپرايزه!
و كلن دكور خونه رو تو ده دقيقه عوض كرد و زنگ در رو زدن.گفت چشماتو ببند.
دستمو گرفت برد دم در.گفت حالا چشماتو باز كن.باز كردم ديدم يه پيانو ياماها مشكى، همونى كه ده سال قبلش هزار بار رفته بودم از پشت ويترين ديده بودمش دم در بود.
همونى بود كه من ده سال قبل واسه داشتنش پرپر زده بودم. خيلى جا خوردم. گفت چى مى گى؟
گفتم چى مى گم؟ مى گم حالا؟ الان؟ واقعن حالا؟. پيانو رو آوردن گذاشتن اون جایی تو خونه كه مامان خالى كرده بود.
من هم رفتم تو اتاقم. نمى خواستم بزنم تو پرش. ولى از خودم پرسيدم آخه حالا پيانو به چه درد من مى خوره! من كه خيلى سال از داشتنش دل كندم. ده سالى تو خونمون خاك خورد و آخرش هم مامانم بخشيدش.
اولين عشق زندگیم رفت فرانسه، اون جا با يه مرد فرانسوى كه چند سال ازش بزرگتر بود ازدواج كرد.
منم كه نمى خواستم قبول كنم از دست دادمش شروع كردم داستان ساختن. ته داستانم هم اينطورى تموم مى شد كه يه روزى بر مى گرده ، وسط داستان هم اينجورى بود كه داره همه ى تلاشش رو مى كنه كه برگرده.
اين وسطا هم گاهى به من از فرانسه زنگ مى زد و ابراز دلتنگى مى كرد. بعد از هفت سال دیدم چاره اى ندارم جز اينكه با واقعيت مواجه شم.
شروع كردم به دل كندن. من هى دل كندم و هى خوابش رو ديدم كه برگشته. تا اینکه بلاخره واقعا دل كندم!
چند سال بعدش تو فيس بوك اومد حرف بزنه، گفتم حالا؟ واقعن الان؟من خيلى وقته كه دل كندم!
يه دوستى داشتم خیلی صبور بود.
عاشق يه دختری شده بود كه فقط يك ماه باهاش دوست بود. اون يك ماه كه تموم شده بود، مونا رفته بود پى زندگيش!
بعد چند سال يه روز بهش گفتم دل بكن . خودت مى دونى كه مونا بر نمى گرده. گفت من صبر مى كنم. هر كارى هم لازم باشه مى كنم. يك سال بعد رفت پيش يك دعا نويس.
شش ماهه بعدش با مونا ازدواج كرد. اون روزا دوست بيچاره ام خيلى خوشحال بود. به خودم گفتم، حتمن استثنا هم وجود داره!
دو سال بعد شنيدم جدا شدن.دیدمش خيلى عصبانى بود. پرسيدم چرا. گفت مونا اونى نبود كه من فكر مى كردم.
گفتم مونا همونى بود كه تو فكر مى كردى، ولى اونى نبود كه الان مى خواستى. مونا اونى بود كه تو اون روزا، همون چندسال قبل خواستى كه باشه، و وقتى نبود، بايد دل مى كندى...من الان دلم کیک شکلاتی میخاد... الان....
Read more
صداي خٌرخٌري كه ميشنوين تو فيلم(من خودم بهش ميگم پنكه)صدايي هست كه تمامه گربه سانان لحظه اي كه كنار مادرشون باشن در سن كودكي يا صاحبشون و كسايي كه عاشقشونن پيششون بيان فقط و فقط درميارن. اين صدا نشون ميده كنارتون احساسه امنيت ، ارامش و عشق دارن وميخوان بهتون نشون بدن خيلي دوستتون دارن. فقط و فقط ... صداي خٌرخٌري كه ميشنوين تو فيلم(من خودم بهش ميگم پنكه😜)صدايي هست كه تمامه گربه سانان لحظه اي كه كنار مادرشون باشن در سن كودكي يا صاحبشون و كسايي كه عاشقشونن پيششون بيان فقط و فقط درميارن. اين صدا نشون ميده كنارتون احساسه امنيت ، ارامش و عشق دارن وميخوان بهتون نشون بدن خيلي دوستتون دارن. فقط و فقط كسايي كه گربه دارن بااين حس اشنا ميشن، تو اين كليپم يه گربه ي بزرگ و خوشگل دارين ميبينين دقيقاً باهمون رفتارها و احساسات.اين كليپ و به خاطر اونايي گذاشتم كه ميگن با گربه ها ارتباط برقرار نميكنن و گربه ها نميفهمن😍😍😍😍
واي من ميميرم وقتي ميان اينطوري خودشون و ميچسبونن بهمون و اين صداشون و در ميارن🤦🏻‍♀️❤️❤️
پ.ن:هر حيواني خصوصيات به خصوص خودش رو داره كه تا باهاش (زندگي) نكنيد نميشه توضيحي داد راجبش.سگ،گربه،پرنده،لاكپشت،خرگوش،ماهي ،مرغ،اردك،گاو و گوسفندو... البته بهتره سمته حيواناتي كه طبيعتشون اهلي نيست نرين براي انتخاب پت خانگي...اما خب خيلي ها نميتونن بابعضي گونه ها ارتباط برقرار كنند،بهتره بيشتر راجبشون تحقيق كنيد مطمئينم نظرتون تغيير ميكنه.
Read more
. . ‍ كنفرانس مطبوعاتى لوپتگى : . "فردا ميخواهيم تيمى رو ببينيم كه اعتماد به نفس و جاه طلبى داره ...
Media Removed
. . ‍ كنفرانس مطبوعاتى لوپتگى : . "فردا ميخواهيم تيمى رو ببينيم كه اعتماد به نفس و جاه طلبى داره هم از سطح فردى و تيمى" . "خريد بازيكن !؟ ما به اندازه كافى پديده تو تيم داريم كه يك تيم بزرگ تشكيل بدند مهم بازيكنان الان هست نه بازيكنايى كه فعلا نيستند" . "بازيكنايى كه الان در اختيار داريم بيشتر ... .
.
‍ كنفرانس مطبوعاتى لوپتگى :
.
"فردا ميخواهيم تيمى رو ببينيم كه اعتماد به نفس و جاه طلبى داره هم از سطح فردى و تيمى"
.
"خريد بازيكن !؟ ما به اندازه كافى پديده تو تيم داريم كه يك تيم بزرگ تشكيل بدند مهم بازيكنان الان هست نه بازيكنايى كه فعلا نيستند"
.
"بازيكنايى كه الان در اختيار داريم بيشتر از اون چيزى كه مردم ميبنند استعداد دارند و پديده هستند با بازيكنايى كه داريم در همه رقابتها خواهيم جنگيد"
.
"آيا بخاطر نقل و انتقالات ناراحت هستى !؟ من تنها نگرانيم بازيهاى آيندمون هست و تنها نگران اونهام"
.
"ضربات پنالتى !؟ مربوط به يك شخص نيست انتخابات مختلفى وجود داره و تصميم نهايى رو من ميگيرم"
.
"ختافه فصل گذشته خيلى خوب عمل كرد و فصل بزرگى داشتند و در تابستان خيلى خوب آماده شدند ما هم براى بازى آماده ايم"
.
"من دوست دارم تيمم رو فوق العاده ببينم تيمى كه وحشتناک حمله ميكنه و فوق العاده دفاع ، فردا چالش جديدمون شروع ميشه برد لاليگا در اين فصل برامون خيلى مهمه"
.
"تا پايان نقل و انتقالات فقط ميخواهيم بازيهامون رو ببريم اين تنها چيزى هست كه در دست منه و به كَس ديگه مربوط نيست"
.
"سيستم چرخشى در پست گلر !؟ طريقه جادويى در كار نيست خواهيم ديد وضعيت چطورى پيش ميره ، خواهيم ديد كدوم گلر براى تيم بهتر و مؤثرتره ، تيبو و ناواس هر دو در وضعيت عالى هستند"
.
"در نهايت فقط 3 گلر تو تيممون باقى ميمونه نه هر 5 تا ، جدايى دو گلر مشخص نيست"
.
"من هيجان زدم و خوشحالم بابت سؤوالتى كه در مورذ بازيكنان هست و جواب اين علامت سؤوالها رو خواهم داد ما ميخواهيم فصل بزرگى داشته باشيم"
.
"ما بخاطر بازيكنامون در جامجهانى حضور داشتند وضعير سختى داشتيم اما الان كاملا آماده ايم"
.
.
.
Mohammad
#RealMadrid #HalaMadrid
Read more
• • چيزي كه از من خواستي جز دل بريدن نيست چيزي مخواه از من كه در اندازه من نيست . دنبال آرامش مگرد ...
Media Removed
• • چيزي كه از من خواستي جز دل بريدن نيست چيزي مخواه از من كه در اندازه من نيست . دنبال آرامش مگرد اي رود سرگردان چيزي كه در دريا نباشد در تو قطعا نيست . گاهي براي گريه كردن بس كه تنهايي جايي برايت بهتر از آغوش دشمن نيست . پيراهنم روزي گواهي مي دهد پاكم اي عشق گاهي وقتها پاكي به دامن نيست . گفتم ...

چيزي كه از من خواستي جز دل بريدن نيست
چيزي مخواه از من كه در اندازه من نيست
.
دنبال آرامش مگرد اي رود سرگردان
چيزي كه در دريا نباشد در تو قطعا نيست
.
گاهي براي گريه كردن بس كه تنهايي
جايي برايت بهتر از آغوش دشمن نيست
.
پيراهنم روزي گواهي مي دهد پاكم
اي عشق گاهي وقتها پاكي به دامن نيست
.
گفتم به آغوش تو بر مي گردم، اما نه!
ديدم كه آغوشي براي بازگشتن نيست
.
در عشق بايد پر تحمل بود و دور انديش
پروانه گشتن چاره اش جز "پيله كردن" نيست


پ.ن: اين غزل توسط گروه اميان و برادر عزيزم كيان كردستاني مهربان خوانده شده، با نام "پيله" قابل دانلود است.
Read more
آدم چهل و ششم | زنى به نام سحر "آى اسماعيل ، آى اسماعيل من ، امروز ششمين روزى است كه از تو نوشته اى نداشتم ...
Media Removed
آدم چهل و ششم | زنى به نام سحر "آى اسماعيل ، آى اسماعيل من ، امروز ششمين روزى است كه از تو نوشته اى نداشتم ، گمان نمى كردم ننوشتن تو براى من چه ها خواهد كرد ، اما اين چنين شد ، شش روز بى هيچ هوايى ، نوشتن تو براى من هوا بود در اين وانفسا ، صبح ها كه از پنجره چوبى اتاقم به خيابان روزولت نگاه مى كنم مى بينم ، نه ! مدتهاست ... آدم چهل و ششم | زنى به نام سحر "آى اسماعيل ، آى اسماعيل من ، امروز ششمين روزى است كه از تو نوشته اى نداشتم ، گمان نمى كردم ننوشتن تو براى من چه ها خواهد كرد ، اما اين چنين شد ، شش روز بى هيچ هوايى ، نوشتن تو براى من هوا بود در اين وانفسا ، صبح ها كه از پنجره چوبى اتاقم به خيابان روزولت نگاه مى كنم مى بينم ، نه ! مدتهاست باور كرده ام هيچ چيز عوض نشده است و فقط تعداد همه چى بالا رفته ، ماشين ها ،آدم ها ، فقط همين ، نه ، فقط اين نيست ، آسمان اين شهر گواهى مى دهد كه عشق من به تو تا كجاها كه بالا نرفته ، اسماعيل من ، مرا ببخش كه همچون نرون در قلعه خود نشستم و گمان بردم كه هواى من كه تويى ، تمامى ندارد ، آن از روزمره گى هايت نوشتن كه مرا وا مى داشت به آدميت ، به قول تو عاشقيت ، من بزرگ شدم در عاشقيت با تو ، آموختم بگريم در شادى و بخندم در رنج نه اينكه چون سيل روان باشم همچون آدم ها ، مگر مى شود آدم در رنج بخندند ؟تاب وظيفه چقدر است بر گُرده ى يك آدم ؟ آدم است ديگر هر چه آدم تر ناشنواتر به جهان و بيناتر به آدم ، آرى تو به من آموختى اسماعيل من ، به من آموختى چگونه منزه باشم در شكست ، مگر نه اينكه در اين جاى جهان ايستاده بوديم و ثقل جهان را مى جستيم در دشوارى وظيفه ، اما مگر اين منِ كريه خودخواه گذاشت ؟ نگذاشت تا امروز كه برايت بنويسم بالاخره بعد از سالها ، پاسخ دهم به هواى زندگيم ، صبح كه ديدم از تو نوشته اى ندارم به خيابان زدم ، به محل قديمى ، به جاى ِ اول آغاز شدنمان ، گفتم شايد آمده اى كه هواى لاينقطع نوشتن قطع شده ، خودت به جاى نوشتن سر رسيده اى ، تنها چند قدم تا در قديمى خانه تان مانده بود ، مردى حيرت زده از لاى در بيرون آمد ، سلامم را نشنيد ، از جمله ام تنها اسم تو را شنيد به گمانم ، دستش را به ديوار زد كه نخورد به زمين ، گفت اسماعيل را آورده اند ، آورده اند ؟ تو را شش روز پيش همسايه تان پيدا كرده بين كورسوى نور خيابان و طلوع خورشيد ، همين ، اسماعيل ، اسماعيل من ، آرزو به دلم ماند كه برايت ننوشتم ، آرزو به دلم ماند
سحر تو | نامه يكم پ . ن : آى آدم ها
Read more
نظر شخصى،من هر جور حال كنم زندگى ميكنم، مهم اينه كه به كسى آسيبى نرسه ، كسيم قرار نيست تو قبره من بخوابه ، هر كه تاوان كاراي خودش ميده ، شاد و مثبت باشيد ، ديگران بي خيال نظر شخصى،من هر جور حال كنم زندگى ميكنم، مهم اينه كه به كسى آسيبى نرسه ، كسيم قرار نيست تو قبره من بخوابه ، هر كه تاوان كاراي خودش ميده ، شاد و مثبت باشيد ، ديگران بي خيال
اين عكس براى پونزدهم فروردين امسال، روز تولدمه اما احساس مى كنم اندازه يك عمر از اين لحظه دورم امروز ...
Media Removed
اين عكس براى پونزدهم فروردين امسال، روز تولدمه اما احساس مى كنم اندازه يك عمر از اين لحظه دورم امروز به طور تصادفى چشمم به ترانه اى افتاد كه براى موسيقى #ناصر_چشم_آذر در فيلم "مجرد چهل ساله" نوشتم و با صداى "برزو ارجمند" عزيز در فيلم قرار گرفت انگار ترانه رو براى اين روزهام نوشتم: . تو طرحى از ... اين عكس براى پونزدهم فروردين امسال، روز تولدمه اما احساس مى كنم اندازه يك عمر از اين لحظه دورم
امروز به طور تصادفى چشمم به ترانه اى افتاد كه براى موسيقى #ناصر_چشم_آذر در فيلم "مجرد چهل ساله" نوشتم و با صداى "برزو ارجمند" عزيز در فيلم قرار گرفت
انگار ترانه رو براى اين روزهام نوشتم:
.
تو طرحى از يه رويايى يه رويا كه ازم دوره
كه شب با اينهمه ظلمت يه بخش از بودن نوره
.
من اينجا گم شدم اما مسير روياهام گم نيست
كمى اين حسو باور كن كه اين رويا توهم نيست
.
يه جايى از همين جاده يه جورى از تو جا موندم
كه غير از تو تمومى گذشته هامو سوزوندم
.
به وقتا گم شدن ها مون چيزى جز يه تصادف نيست
هميشه كه يه جا موندن به معناى توقف نيست
.
من اينجا تو همين روزا يه رويايى رو گم كردم
كه از مرز پريشونيم نميشه ديگه برگردم
.
#بابک_صحرایی
📸 عكس: ساقى بليغ
Read more
+بيا اين گلدون ها رو ببين چقدر گل دادن . _چقدر حوصله داري تو آخه .خيلي قشنگ شده . +بحثه حوصله نيست ، ...
Media Removed
+بيا اين گلدون ها رو ببين چقدر گل دادن . _چقدر حوصله داري تو آخه .خيلي قشنگ شده . +بحثه حوصله نيست ، من عاشق اين گلدونهام . _درگيرشون نميشي از كارات بموني ؟ + نه اين يه بخشي از زندگي منه . _من كه هرچي گلدون ميخرم خشك ميشه . يه گلي ميشناسي كه نگهداري نخواد، ولي هميشه سرحال بمونه ؟ +همچين گلي نداريم! _چرا ... +بيا اين گلدون ها رو ببين چقدر گل دادن .
_چقدر حوصله داري تو آخه .خيلي قشنگ شده .
+بحثه حوصله نيست ، من عاشق اين گلدونهام .
_درگيرشون نميشي از كارات بموني ؟ + نه اين يه بخشي از زندگي منه .
_من كه هرچي گلدون ميخرم خشك ميشه . يه گلي ميشناسي كه نگهداري نخواد، ولي هميشه سرحال بمونه ؟ +همچين گلي نداريم!
_چرا گل فروشا كه ميگن نداريم ! + اونا كارشون اينه كه دروغ بگن !
_يعني تو ميفهمي و اونا نميفهمن ديگه اره ؟! + بذار برات يه مثال بزنم ، گل ها مثل دوستامون ميمونن ، وقتي فكر كني ،هميشه يه سري آدم به اسم دوست دور و برمون بودن ، اونهايي رو ميگم كه يه موقعي هستن و يه موقعي نه ، تو شادي هستن و تو غم و تنهايي نه ، وقتي درست نگاه كني حتما يه پوسيدگي ، خرابي چيزي تو ريشه هاشون پيدا ميكني ،كه در نهايت ميپوسونه اون به اصطلاح دوستي رو و تموم ميشه . اما يه آدم هايي هم هستن كه دوستي باهاشون طول ميكشه كم كم صميمي ميشن ، عزيز ميشن، براشون عزيز و مهم ميشي ، مهم نيست كي ببينيشون هميشه دوست داشتني هستن و مهربون ، اينها همون گل هايين كه حتي اگه گل دادن از عمرشون كم كنه ، گل ميدن كه لبخندتو ببينن .
اگه گلي ميخواي كه براش وقت نذاري و سراغش نري ،اما برات سر سبز بمونه فقط علف هرز گيرت مياد .
_چه خوبه كه دارمت رفيق ، حالا ميفهمم چرا اين گل ها اينقدر دوست دارن برا اينا هم مثل من رفاقت كردي .
برام يه قلمه بزن از يكيشون، ميخوام رفاقتو تمرين كنم .
بخشي از يك رُمانِ نانوشته !

#دلنوشته_های_من #شقايق_جعفري_جوزاني #شقايق_جوزاني #رفيق #رفاقت #باغ_هنر_ایرانی #گياه #تهران
Read more
A poem written by myself<span class="emoji emoji1f60d"></span> (یک شعر از خودم)<span class="emoji emoji1f618"></span> #amirazizilove <span class="emoji emoji1f493"></span>(از این تگ دیدن کنید) #poetry #poet #poem #instapoetry #wordsofessence #lovely #words #wordporn #writer #writer #writing #wriersofig #wordpron #melbourne #australia #art #creative #follow #instapoem #instadaily #متن #عاشقانه #زیبا #نوشته‎ #military_love عشق ...
Media Removed
A poem written by myself (یک شعر از خودم) #amirazizilove (از این تگ دیدن کنید) #poetry #poet #poem #instapoetry #wordsofessence #lovely #words #wordporn #writer #writer #writing #wriersofig #wordpron #melbourne #australia #art #creative #follow #instapoem #instadaily #متن #عاشقانه #زیبا #نوشته‎ #military_love عشق ... A poem written by myself😍 (یک شعر از خودم)😘
#amirazizilove 💓(از این تگ دیدن کنید)

#poetry #poet #poem #instapoetry #wordsofessence #lovely #words #wordporn #writer #writer #writing #wriersofig #wordpron #melbourne #australia #art #creative #follow #instapoem #instadaily #متن #عاشقانه #زیبا #نوشته‎ #military_love

عشق کوه‌ها را تکان می دهد
Love can move mountains

There ain’t a dream that don’t
ديگر رؤيايي نيست كه نتواند
Have a chance
كه نتواند 
To come true now
به حقيقت برسد
It just takes a little faith baby
فقط كمي ايمان لازم است
Anything that we want to do
هر چيزي بخواهيم
We can do now
حالا مي‌توانيم
There ain’t nothing in our way baby
هيچ چيز سر راهمان نيست
Nothing our love couldn’t raise above
هيچ چيزي نيست كه عشقمان نتواند از سر راه بردارد
We can get through the night
مي‌توانيم از شب عبور كنيم
We can get to the light
مي‌توانيم به نور برسيم
Long as we got our love to
تا وقتي عشق روشني راه است
With a little faith
با كمي ايمان
Just alittle trust
فقط كمي اعتماد
If you believe in love
اگر عشق را باور كني
Love can move mountains
كوه‌ها را تكان مي‌دهد
Believe in your heart
قلبت را باوركن، و احساس كن
And feel, feel it in your soul
در روحت احساس كن
And love baby love can
كه عشق، عزيزم
Move mountains
عشق كوه‌ها را تكان مي‌دهد
Ocean deep and mountain high
اقيانوسهاي عميق و كوه‌هاي بلند
They can’t stop us
جلوي مارا نمي‌توانند بگيرند
Because love is on our side baby
چون عشق، جانب دار ماست، عزيزم
We can reach the heavens and
مي‌توانيم به بهشت برسيم و 
Touch the sky
به آسان دست بزنيم
Just believe it, believe in you and baby
فقط باوركن، «تو و من» را باور كن
If we got love that is strong enough
اگر عشقمان قدرتمند شود
We can do anything, make it
هركاري از ما برمي‌آيد
Coz through I all love will always
چون عشق هميشه و در هرجا راه خود را پيدا مي‌كند.
You believe in me
باورم كن
I’ll believe in you
باورت مي‌كنم
If we believe in each other
اگر يكديگر را باور كنيم
Nothing we can’t do
كاري نيست كه از آن عاجز باشيم
If we got love that is strong enough
اگر عشقمان قدرتمند شود راه خود را پيدا مي‌كند
Read more
دوست عزيز و اهل معنايى دارم كه وقتى چندين سال قبل براى اولين بار شبى #مهمان #منزل ما شد چون فورى و بى اطلاع بود،همان غذايى كه #مادر براى #شام تدارك ديده بود خودمانى و بدون تكلف سر #سفره گذاشتيم از قضا،غذاى اون شب #لوبيا_پلو جان عزيز بود. #بانو خيلى سريع #سالاد ى درست كرد و با #ترشى بادمجان و سبزى ... دوست عزيز و اهل معنايى دارم كه وقتى چندين سال قبل براى اولين بار شبى #مهمان #منزل ما شد
چون فورى و بى اطلاع بود،همان غذايى كه #مادر براى #شام تدارك ديده بود خودمانى و بدون تكلف سر #سفره گذاشتيم
از قضا،غذاى اون شب #لوبيا_پلو جان عزيز بود.
#بانو خيلى سريع #سالاد ى درست كرد و با #ترشى بادمجان و سبزى و ماست ،سفره اى زيبا دلپذير و مهيّا كرد.
با توجه به جايگاه #معنوى و احترام و ارزشى كه شيخ پيش ما داشت،مادر و بانو خيلى از سادگى سفره ناراحت بودند و مدام چش غره ميرفتن و منُ دعوا ميكردن
من و پدر و #ميهمان سر سفره نشستيم و #غذا رو سرو كردن
شيخ شروع به خوردن كرد اما با هر قاشق كه به دهان ميگذاشت حالش بيشتر تغيير ميكرد.
به زودى با تعجب و ترديد از غذا خوردن دست كشيد و پرسيد اين غذا رو كى پخته!؟
گفتم:ايرادى داره؟😨
پرسيد:كى پخته؟😑
گفتم:مادرم😐
گفت:ميشه بگى تشريف بيارن؟😑 ميدونستم آدم عجيبيه اما ديگه انقدر فكر نميكردم
پرسيدم:حاج اقااااا،غذا مشكلى داره؟😨
مادر كه صحبت ها رو ميشنيد با تعجب و ولى با اعتماد به نفس اومد و پرسيد:حاج آقا نكنه اين غذا رو دوست ندارين؟😒
-حاج خانم وقتى داشتى اين غذا رو ميپختى چه آيه اى،ختم يا ذكرى ميگفتى؟
مادر گفت: من كه سواد آنچنانى ندارم،فقط #صلوات ميفرستم،مثل هميشه صلوات فرستادم
#شيخ گفت:سالهاست غذايى به اين خوشمزگى و طع نخورده بودم،روحم را تازه كرد،خاطراتم زنده شد
ياد زمانى افتادم كه #دستپخت هم #حجره اى هاى با #تقوا و اهل دقت و #تقوى رو ميخورديم افتادم
اين غذا همان #مزه و #انرژى رو داره،اثر ذكر و ياد خدا در مكان و زمان و حتى لباس و غذا باقى ميمونه .
و اما در مورد فيلم
اين #تسبيح سفيد پلاستيكى هميشه تو دست مادر جان من در حال چرخ زدنه و گاهى در روزى هزاران صلوات باهاش ميفرسته
قبلاً هم خدمتتون گفته ام كه به خواهش من تعداد صلوات ها رو ثبت ميكنه
وقتى آخر هر ماه تعداد صلوات ها رو جمع ميزنم گاهى تعداد شون به صدها هزار صلوات ميرسه
همه اينها رو گفتم كه خدمتتون عرض كنم مادر روزانه به خواهش من ١١٠٠ صلوات به نيت حاجات دوستان من كه التماس دعا دارن ميفرسته
پس واقعا لازم نيست بعضى از عزيزان خودشون رو مكرر به زحمت بندازن و هى ياد آورى كنن
به خدااااا گفته ام،دعا ميكنه،همه تون رو خصوصاً براى ازدواج،خوشبختى و عاقبت به خيرى #يالقوز ها 😁
Read more
 #امام_سجاد_یعنی عشق <span class="emoji emoji1f53d"></span> <span class="emoji emoji1f53d"></span> <span class="emoji emoji1f53d"></span> نيايش آن حضرت در كارهاي مهم(دعای هفت صحیفه سجادیه) <span class="emoji emoji1f53d"></span> اي آنكه گرهِ ...
Media Removed
#امام_سجاد_یعنی عشق نيايش آن حضرت در كارهاي مهم(دعای هفت صحیفه سجادیه) اي آنكه گرهِ كارهاي فرو بسته به سر انگشت تو گشوده مي‌شود، و اي آن كه سختيِ دشواري‌ها با تو آسان مي‌گردد، و اي آن كه راه گريز به سوي رهايي و آسودگي را از تو بايد خواست. سختي‌ها به قدرت تو به نرمي گرايند و به لطف تو اسباب ... #امام_سجاد_یعنی عشق
🔽
🔽
🔽
نيايش آن حضرت در كارهاي مهم(دعای هفت صحیفه سجادیه)
🔽
اي آنكه گرهِ كارهاي فرو بسته به سر انگشت تو گشوده مي‌شود، و اي آن كه سختيِ دشواري‌ها با تو آسان مي‌گردد، و اي آن كه راه گريز به سوي رهايي و آسودگي را از تو بايد خواست.
سختي‌ها به قدرت تو به نرمي گرايند و به لطف تو اسباب كارها فراهم آيند. فرمانِ الاهي به نيروي تو به انجام رسد، و چيزها، به اراده‌ي تو موجود شوند،
و خواستِ تو را، بي آن كه بگويي، فرمان برند، و از آنچه خواستِ تو نيست، بي آن كه بگويي، رو بگردانند.
تويي آن كه در كارهاي مهم بخوانندش، و در ناگواري‌ها بدو پناه برند. هيچ بلايي از ما برنگردد مگر تو آن بلا را بگرداني، و هيچ اندوهي بر طرف نشود مگر تو آن را از دل براني.
اي پروردگار من، اينك بلايي بر سرم فرود آمده كه سنگيني‌اش مرا به زانو درآورده است، و به دردي گرفتار آمده‌ام كه با آن مدارا نتوانم كرد.
اين همه را تو به نيروي خويش بر من وارد آورده‌اي و به سوي من روان كرده‌اي.
آنچه تو بر من وارد آورده‌اي، هيچ كس باز نَبَرد، و آنچه تو به سوي من روان كرده‌اي، هيچ كس برنگرداند. دري را كه تو بسته باشي. كَس نگشايد، و دري را كه تو گشوده باشي، كَس نتواند بست. آن كار را كه تو دشوار كني، هيچ كس آسان نكند، و آن كس را كه تو خوار گرداني، كسي مدد نرساند.
پس بر محمد و خاندانش درود فرست. اي پروردگار من، به احسانِ خويش دَرِ آسايش به روي من بگشا، و به نيروي خود، سختيِ اندوهم را درهم شكن، و در آنچه زبان شكايت بدان گشوده‌ام، به نيكي بنگر، و مرا در آنچه از تو خواسته‌ام، شيرينيِ استجابت بچشان، و از پيشِ خود، رحمت و گشايشي دلخواه به من ده، و راه بيرون شدن از اين گرفتاري را پيش پايم نِه.
و مرا به سبب گرفتاري، از انجام دادنِ واجبات و پيروي آيين خود بازمدار.
اي پروردگارِ من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بي‌طاقتم، و جانم از آن اندوه كه نصيب من گرديده، آكنده است؛ و اين در حالي است كه تنها تو مي‌تواني آن اندوه را از ميان برداري و آنچه را بدان گرفتار آمده‌ام دور كني. پس با من چنين كن، اگر چه شايسته‌ي آن نباشم، اي صاحب عرش بزرگ.
🔽
🔽
🔽
دوستای_خوبتونو_تگ_کنین
کپی_با_ذکر_صلوات_آزاد
اللهم_صل_على_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#دعا__یعنی
Read more
گوش كن من نفس هام به صداي قدم هات بسته ست ، خنده ها و امن و آروم ها و حالِ خوش ام كه ديگه هيچ... دارم به اين فكر ميكنم كه من ميتونم هر روز از اين روز ها بيشتر از پيش بنويسم و اين ادامه داشتنِ مكرر ، براي دلم اوجِ شكوه و جذابيته! مثل ستاره دريايي كه توي مَد از دريا زير نور ماه برق ميزنه و وقتِ جزر ديگه نيست... مثل ... گوش كن من نفس هام به صداي قدم هات بسته ست ، خنده ها و امن و آروم ها و حالِ خوش ام كه ديگه هيچ...
دارم به اين فكر ميكنم كه من ميتونم هر روز از اين روز ها بيشتر از پيش بنويسم و اين ادامه داشتنِ مكرر ، براي دلم اوجِ شكوه و جذابيته!
مثل ستاره دريايي كه توي مَد از دريا زير نور ماه برق ميزنه و وقتِ جزر ديگه نيست...
مثل من كه وقتي سايه بودنت داره خُنك هاي دَم صبح ميندازه روي دل و جونم لبخندم از جنسِ همون ستاره هاست..
همونايي كه قول دادي بگيري و بذاريشون روي زنجير ِ گردنبند ام كه بِتابِ نورِ اميدواري روي دقيقه هام...
همين چنتا جمله من و تو رو كافيه واقعا؟
نيست به ولله كه نيست..
حرف زياده ، من و تو راهمون درازه....
بيا بنشينيم يه گوشه كناري روي يه صندلي چوبي ، عطرِ قهوه دست تو بياد و كيكِ مامان پز ات كه نيازي چند ... به اين زيستن ام باقيست .
سلام :)...
.
Read more
دارم به سه ماه قبل فكر ميكردم وقتي جلسه پشت جلسه ميذاشتم تا طرح و ايده ي برنامه كامل مشخص بشه همون ...
Media Removed
دارم به سه ماه قبل فكر ميكردم وقتي جلسه پشت جلسه ميذاشتم تا طرح و ايده ي برنامه كامل مشخص بشه همون روزها كه مشكلات فرمول يك هم زياد تر شده بود اما من ايستادم دارم به شبهاي فكر ميكنم كه از استرس برنامه نخوابيدم و كسي نديد و نفهميد دارم به روزهاي فكر ميكنم كه از خانواده ام گذشتم تا لحظه هاي شادي رو براي ... دارم به سه ماه قبل فكر ميكردم
وقتي جلسه پشت جلسه ميذاشتم
تا طرح و ايده ي برنامه كامل مشخص بشه
همون روزها كه مشكلات فرمول يك هم زياد تر شده بود اما من ايستادم
دارم به شبهاي فكر ميكنم كه از استرس برنامه نخوابيدم
و كسي نديد و نفهميد
دارم به روزهاي فكر ميكنم كه از خانواده ام گذشتم تا لحظه هاي شادي رو براي مردم بسازم
خسته شدم
اما كم نياوردم
حالا وقتي ميبينم كه سال تحويل شادي رو براي مردم رقم زدم خوشحالم
وقتي پيام ها ي محبت اميز مردم رو ميخونم
اميد تو دلم تقويت ميشه
روز اول با خودم شرط كردم
اگر هدف رضاي خدا و لبخند مردم هست
بجنگ و تلاش كن
راستش
وقتي ديدم اسمم جز مجريان برنامه هاي نوروزي نيست
كمي غمگين شدم
گفتم اسمم هم اگر مي بود كه انصراف ميدادم
چون من رقابتي با كسي ندارم
رقيب اصلي من خود من است
ولي اينكه كساني باشند كه قدر زحمت هاي تو را بدانند چيز مهمي است
اينكه كساني به خاطر تلاش هاي تو و شب بيداري هاي تو برنده باشند اما حتي قدر تلاش تو را ندانند چيز مهمي است
در همين فكر ها بودم
كه ياد حرف خودم افتادم
رضايت خدا
لبخند مردم
بيخيال كه اسم من در ليست مجريان نيست
بيخيال كه حتي نخواستند ببينند
مهم لبخند و شادي مردم بوده
كه اميد دارم محيا شده باشه
من جايزه ام از شادي و لبخند مردم گرفته ام
همينكه در كوچه و خيابان مرا ميببند و تشكر ميكنند برايم كافي ايست
خدا به لبخند مردم سرزمينم بركت دهد
Read more
<span class="emoji emoji1f447"></span> . محترمانه توضيح ميدهم كه شما بسيار شايسته هستيد... . اما ما مناسب هم نيستيم ، خيلي آدرس دار و ...
Media Removed
. محترمانه توضيح ميدهم كه شما بسيار شايسته هستيد... . اما ما مناسب هم نيستيم ، خيلي آدرس دار و دقيق ، ميفرمايند كه شما هم شايسته ايد و خداحافظ. . فردا دوباره پيغام احوال پرسي ، عرض ميكنم كه ارتباط ساده احوالپرسي را مناسب و جايز نميدانم . . ميفرمايند باشه و تمام نميشود. . چند وقت ميگذرد و ... 👇
.
محترمانه توضيح ميدهم كه شما بسيار شايسته هستيد...
.
اما ما مناسب هم نيستيم ، خيلي آدرس دار و دقيق ، ميفرمايند كه شما هم شايسته ايد و خداحافظ.
.
فردا دوباره پيغام احوال پرسي ، عرض ميكنم كه ارتباط ساده احوالپرسي را مناسب و جايز نميدانم .
.
ميفرمايند باشه و تمام نميشود.
.
چند وقت ميگذرد و من در تعهدم، بار بعدي عرض ميكنم كه لطفا پيغام آخري باشد كه از شما دريافت كردم . ميفرمايند بسيار ناراحت شدم از ادبيات شما و بارِ بعدي بلاك و به اين فكر ميكنم كه چطور بعضي از افراد ساده ترين پاسخ ها را ادراك نميكنند ؟ .
👈 بعضي ها كارشان حمله كردن به مرز هاست و دفع اين حمله براي من كه جنگجويي را در خميره دارم كار سختي نيست...
.
من به زني فكر ميكنم كه بايد بداند چون زن است زير حرف زور نبايد برود .
زن بودن به معناي پذيرش بي چون و چرا ، به معناي آرام و متين بودن نيست ، زن بودن به معناي لطيف بودن و ملايم بودن نيست .
گاهي بايد بتواني فرياد بزني ، گاهي بايد استخوان دستي هرزه را بشكني ،
گاهي بايد نه بگويي ، بايد بتواني هميشگي ها را ، قاعده ها را بشكني كه بتواني به خودت افتخار كني ، كه دخترانمان ، كه خواهرمان به ما افتخار كنند .
ساختن ، سازگاري سالم ، حياي از سر اخلاق با فروتني متظاهرانه ، با تعطيل كردن عقل فرق دارد .
.
ايمان دارم برچسب خواهي خورد ،
.
برچسب " تو مردي" ، " تو چجور زني هستي"، برچسب يكم لطيف باش" ، و ... ساده ترين هاست. .
گاهي حقير ترين توهين ها را از حقير ترين آدمها خواهي شنيد ، اما يادت باشد من و تو زنده ايم براي اينكه انسان هاي بزرگي بشويم ، زنان بزرگي بشويم و انسان هاي بزرگ به ما افتخار خواهند كرد براي كاري كه روي اين زمين براي خودمان انجام ميدهيم ...
.
.
.
دکتر_شیری
Read more
تاجر ثروتمندی 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و برای او دائما هدایای گرانبها میخرید و بسيار ...
Media Removed
تاجر ثروتمندی 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و برای او دائما هدایای گرانبها میخرید و بسيار مراقبش بود.زن سومش را هم دوست داشت و به او افتخار ميكرد و نزد سر و همسر او را برای جلوه گری میبرد و ترس شديدی داشت كه روزی او با مردی ديگر برود و تنهايش بگذارد. اما واقعيت اين است كه او زن دومش را هم بسيار ... تاجر ثروتمندی 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و برای او دائما هدایای گرانبها میخرید و بسيار مراقبش بود.زن سومش را هم دوست داشت و به او افتخار ميكرد و نزد سر و همسر او را برای جلوه گری میبرد و ترس شديدی داشت كه روزی او با مردی ديگر برود و تنهايش بگذارد. اما واقعيت اين است كه او زن دومش را هم بسيار دوست میداشت.او زنی بسيار مهربان بود كه دائما نگران و مراقب مرد بود. مرد در هر مشكلی به او پناه میبرد و او نيز به تاجر كمك میكرد تا گره كارش را بگشايد و از مخمصه نجات بيايد.اما زن اول مرد، زنی بسيار وفادار و توانا كه در حقيقت عامل اصلی ثروتمند شدن او بود اصلا مورد توجه مرد نبود. با اينكه از صميم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای كه تمام كارهايش با او بود حس میكرد.روزی مرد مريض شد و فهميد كه به زودی خواهد مرد. به دارايی زياد و زندگی مرفه خود انديشيد و با خود گفت:من اكنون 4 زن دارم، ببینم آیا از بین اینها کسی حاضر است در این سفر همراه من باشد. بنابرين تصميم گرفت با زنانش حرف بزند.اول سراغ زن چهارم رفت و گفت:من تو را از همه بيشتر دوست دارم و انواع راحتی را برايت فراهم کردم، حالا در برابر اين همه محبت من آيا در مرگ با من همراه میشوی تا تنها نمانم؟ زن به سرعت گفت: هرگز همين يك كلمه و مرد را رها كرد.ناچار با قلبی شكسته نزد زن سوم رفت و گفت:من در زندگي ترا بسيار دوست داشتم آيا در اين سفر همراه من خواهی آمد؟ زن گفت البته كه نه من جوانم و بعد از تو دوباره ازدواج میكنم, قلب مرد يخ كرد.تاجر سراغ زن دوم رفت و گفت: تو هميشه به من كمك كرده ای و در مخاطرات همراه من بودی میتوانی در مرگ نیز همراه من باشی؟زن گفت: اين فرق دارد من نهايتا میتوانم تا قبرستان همراه تو باشم اما در مرگ متاسفم, گويي صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.در همين حين صدايی او را به خود آورد: من با تو میمانم، هرجا كه بروی تاجر نگاهش كرد، زن اول بود كه پوست و استخوان شده بود، غم سراسر وجودش را تيره و ناخوش كرده بود و زيبايی و نشاطی برايش نمانده بود. تاجر سرش را به زير انداخت و آرام گفت: بايد آن روزهايی كه میتوانستم به تو توجه ميكردم و مراقبت بودم. در حقيقت همه ما چهار زن داريم .زن چهارم بدن ماست. مهم نيست چقدر زمان و پول صرف زيبا كردن او بكنيم, وقت مرگ اول از همه او ما را ترك میكند.زن سوم دارايی هاي ماست. هر چقدر هم برايمان عزيز باشند وقتی بميريم به دست ديگران خواهد افتاد.زن دوم خانواده و دوستان ما هستند که نهايتا تا سر مزار كنارمان خواهند ماند..( ادامه در کامنت اول
Read more
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست ...
Media Removed
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست. لطفاً به بند اوّل سبّابه ات بگو يك ذرّه صبر و حوصله اش بيشتر شود از بُخلْ زنگ خانه ي من سكته مي كند دستت اگر كمي متمايل به در شود تحلیل این شعر از همون ابتدا با یک سوال شروع میشه. ... .
تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست.

لطفاً به بند اوّل سبّابه ات بگو
يك ذرّه صبر و حوصله اش بيشتر شود
از بُخلْ زنگ خانه ي من سكته مي كند
دستت اگر كمي متمايل به در شود

تحلیل این شعر از همون ابتدا با یک سوال شروع میشه. چرا «بند اول سبابه»؟
هممون میدونیم که سبابه همون انگشت اشاره هست.
و «بند اول انگشت اشاره» دقیقا همون قسمتی از دست هست که ما باهاش زنگ در رو فشار میدیم!! شاعر از معشوقش میخواد که موقع زدن زنگ در، کمی صبر داشته باشه. چرا؟ به این خاطر که اگر معشوقش دستش رو از روی زنگ برداره، زنگ در از شدت بخل سکته میکنه! یعنی زنگ در دوست داره که دست اون شخص بیشتر اون رو لمس کنه و به سمت دستگیره در متمایل نشه!
اما یه فرق جالبی بین «بخل» و «حسادت» هست. «حسادت به معنای آرزوی زوال نعمتی است که خدای تعالی به کسی از بندگان خود اعطا کرده و بخل آن است که انسان از نعمتی که خدای متعال به خود او داده به کسی ندهد»

شاعر میگه زنگ در خونه از بخل سکته میکنه (نه از حسادت) یعنی زنگ خونه چشم نداره که دستِ اون شخص زننده زنگ رو با کسی سهیم بشه!! (فوق العاده نیست این شعر؟) در مي زني كه وارد تنهايي ام شوي
امّا بعيد نيست زماني كه مي روي
در از خودش جلاي وطن گفته، مثل من
در جستجوي در زدنت در به در شود
وارد تنهایی من میشی و تنهایی من رو به هم میریزی. و بعدش من رو ترک میکنی. «در» میزنی و وارد تنهایی من میشی اما وقتی میخوای بری دیگه «در»ی وجود نداره! در، خودش رو ترک کرده و برای یکبار دیگه در زدن تو (لمس دستات) در به در و آواره شده! دقیقا مثل من!
«جلای وطن گفتن» یعنی «بیرون رفتن از وطن، تبعید»
در واقع، در «از خودش» جلای وطن میگه! یعنی ماهیت در بودنش رو رها کنه و به دنبال تو می افته! (اینکه در، در به در بشه یه ترکیب بی نظیره واقعا!) اين بچه لاكپشتِ نگون بخت سال هاست
از تخم در ميآيد و سوي تو مي دود
امّا مقدّر است كه در آخرين قدم
يعني در آستانه ي دريا دمر شود

چرا لاکپشت؟ علتش معروف بودن لاکپشت به کند بودنه! یعنی لاکپشت از تخم در میاد و از همون ابتدا شروع میکنه به گشتن در پی مقصودش (که دریا = معشوق باشه) و این مسیر انقددددر طولانیه که هیچوقت به مقصودش نمیرسه! در واقع تا یک قدمی اون میره ولی هیچوقت به خودش نمیرسه! و این سیکل سال هاست که در حال تکراره! (لاکپشتی به دنیا میاد و با سرعت کمش تمام عمر دنبال مقصودش میره ولی درست یک لحظه قبل از رسیدن بهش، تلف میشه و ارزو به دل میمیره) x تکرار
Read more
١ تو خونه راه مي رم قبلا تو ٣٢ متر راه مي رفتم الان تو ١٣٠ متر ، مي دوني از زندگي چي مي خواي من دقيقا مي دونم مي دونم وقتي كنارت وايسادم چطور تو چشات نگاه كنم تو دستاتو حلقه كردي دور صورتت و من دارم خطاي چشاتو با يوني پن هفت دهم سايه مي زنم همون لحظس مي فهم كه چشات چقدر عمق دارن چقدر داستان دارن چقدر پشت اين چشاي ... ١
تو خونه راه مي رم قبلا تو ٣٢ متر راه مي رفتم الان تو ١٣٠ متر ، مي دوني از زندگي چي مي خواي من دقيقا مي دونم مي دونم وقتي كنارت وايسادم چطور تو چشات نگاه كنم تو دستاتو حلقه كردي دور صورتت و من دارم خطاي چشاتو با يوني پن هفت دهم سايه مي زنم همون لحظس مي فهم كه چشات چقدر عمق دارن چقدر داستان دارن چقدر پشت اين چشاي آروم طوفان وجود داره ولي من براي همين اومدم اومدم كه بهت بگم اين نيست چيزي كه دنبالشي ، زندگي فراي تمام اين صحبتاس زندگي دنبال كردن تمامه حسايي كه هرلحظه ازشون فرار مي كني و من اومدم كه بهت بگم بايد فرياد بزنيشون زمان همه چي رو مي بلعه پس لذت ببر از چيزايي كه بهت فرصت استفادشو دادن ، اگه مي خواي بدوني كه چي هست اين زندگي كردن كه براي خيلي ها حتي سخت ، اگه مي خواي بدوني ، اگه مي خواي حسش كني ، مثل برگاي يه درخت كه دارن درونت رشد مي كنن انقدر سريع انقدر سريع كه فكر مي كني شايد خودت همون درختي كه داره رشد مي كنه و هر لحظه سبز تر مي شه ، درختا دنيارو قشنگ تر مي كنن ، فقط تو رو خدا به جاي اينكه سعي كني يه جنازه متحرك باشي حساتو لمس كن سعي كن درونشون ذوب بشي تو هستي كه بهشون جون مي دي پس مي توني كنترلشونم بكني
٢
خيلي برام عجيبي من در مورد نشانهاي ماها يا ستارگان و سياره ها و حتي حركاتشون و خصوصياتشون چيزه خاصي نمي دونم و حتي نمي تونم تصور كنم كه چرا انقدر من در اين ابعاد مي تونم از اين كهكشان يا اين منظومه يا خورشيد يا اورانوس يا حتي خوده ماه يا آسمون يا حتي ابرا يا حتي درختاي بالاي سرم يا حتي بازم سايه دختري كه كنارم داره راه مي ره يا حتي زميني كه دارم روش با سنگ ريزه هاي دور انگشتام بازي مي كنم ، انرژي بگيره يا نگيره ، باورت نمي شه اولين فكري كه بسرم زد اين بود اون صورت كوچيك مثله يه موجوده عنكبوتي رو سر يه صورت ديگس بعد با خودم گفتم اين كه خودشو مي كشه پس احتمال داره يا خودش باشه يا يه زن ديگه يه زني كه پر انرژي تره ولي ضربه خورده ضربه اي كه فرمشو بهم ريخته حتي جذابيت فيزيكيش بيشتره بعد فكر كردم قصد ازين خطا يا اون مثلثا چيه ، گردن كه مثله تنگه آبه رو دوست دارم نه به ماهي قرمز يه هشتكه مثل هشتك هاي من #بارها_و_بارها_آتيش_رو_تنها_درست_كردم خيلي چيزا بايد بنويسم در مورد اين نقاشي و اين صورتا ولي مي خوام اول چشاي كه كشيدي رو بهتر ببينم بعد باقي شو بنويسم
٣
موزيك موزيك موزيك موزيك موزيك
رقص رقص رقص رقص رقص رقص
حرا......
٤
سري اول كه از كوه اومد بعد گفت اگه ناراحت مي شي نريم
سري دوم دعوامون شد بعد گفت ناراحت شدم
سري سوم كه در جرياني نيومد
خنده داره برام
Read more
سفارش امام کاظم (ع) به علی بن یقطین که یاور مظلوم باش ! امّا از آن طرف به عليّ بن يقطين مي فرمود : تو در ...
Media Removed
سفارش امام کاظم (ع) به علی بن یقطین که یاور مظلوم باش ! امّا از آن طرف به عليّ بن يقطين مي فرمود : تو در دستگاه هارون بمان. او منصب وزارت داشت؛ يعني، شخص دوّم مملكت آن روز بود. چندي بعد آمد و گفت: آقا؛ من از دستگاه حكومت خسته شده ام، ميخواهم استعفا كنم و كنار بيايم. فرمود: نه، تو بايد آنجا بماني!! (فَإنَّ ... سفارش امام کاظم (ع) به علی بن یقطین که یاور مظلوم باش !

امّا از آن طرف به عليّ بن يقطين مي فرمود : تو در دستگاه هارون بمان. او منصب وزارت داشت؛ يعني، شخص دوّم مملكت آن روز بود. چندي بعد آمد و گفت: آقا؛ من از دستگاه حكومت خسته شده ام، ميخواهم استعفا كنم و كنار بيايم. فرمود: نه، تو بايد آنجا بماني!! (فَإنَّ لَنا بِكَ اُنْساً وَ لاِخْوانِكَ بِكَ عِزّاً) ؛«بودن تو در آنجا مايه ي آرامش قلب ما و موجب عزّت مسلمانان است. »

بعد فرمود: تو ضمانت يك كار را به من بده، من هم ضمانت سه چيز را به تو مي دهم. تو ضمانت كن كه هرگاه شيعيان ما در دستگاه هارون گرفتار شدند كمكشان كني و حلّ مشكل نموده و از گرفتاري نجاتشان بدهي، من هم ضمانت ميكنم كه هرگز شمشير به تو اصابت نكند و هرگز زير سقف زندان نروي و فقر هم به خانه ات راه نيابد.

خودش سالها در زندان مي مانَد ولي ميكوشَد كه دوستانش ـ آنها كه خدمتگذار مردمند ـ آسوده و محترم بمانند. دورادور هم مراقب عليّ بن يقطين بود كه اگر مشكلي برايش پيش آمد در مقام حلّ آن برآيد.

شگفتی علی بن یقطین از نامه ی امام (علیه السلام) !

مسئله اي در ميان شيعه پيش آمد كه آيا در وضو از سرِ انگشتان پا تا روي قبّه بايد مسح كشيد يا از قبّه ي پا تا سرِ انگشتان؟

عليّ بن يقطين به امام (ع) كه در حجاز بودند نامه اي نوشت و اين مطلب را سؤال كرد. جواب نامه به خط خود امام (ع) آمد كه تو از اين به بعد اين طور وضو بگير: صورتت را بشوي، دستها را از سرِ انگشتها تا مِرفَق بشوي، بعد تمام سر را و ظاهر و باطن گوشها را مسح كن، بعد پاها را هم بشوي.عليّ بن يقطين نامه را كه خواند تعجّب كرد كه اين دستور وضوي سنّي است!
وضوي شيعه مسلّم به اين كيفيت نيست. ولي گفت: من وظيفه اي جز تبعيّت از دستور امام ندارم و بايد به همين كيفيت وضو بگيرم. مدّتي گذشت تا اينكه دشمنان عليّ بن يقطين از او نزد هارون سعايت كردند و به او گفتند: اين عليّ بن يقطين كه نزد شما اين قدر قربِ منزلت دارد ؛رافضي و از دوستان موسي بن جعفر است و در خفا براي روي كار آمدن او فعاليّت دارد. او گفت: من كه هيچ نقصي در او نديده ام و باور نمي كنم. عاقبت گفتند : در وضو او را امتحان كن! ـ چون يك اختلاف روشني كه سنّي با شيعه دارد در وضو است ـ در خلوت مراقب او باش و ببين چطور وضو مي گيرد. عليّ بن يقطين نيز عادت داشت كه در جاي خلوت وضو بگيرد و نماز بخواند. يك روز هارون او را به بهانه ي اينكه كار ضروری دارد در كاخ، نزد خود نگه داشت. موقع نماز كه شد او به جاي خلوتي رفت تا وضو بگيرد. هارون از جايي كه او نبيند مراقبش بود امّا ديد او بر
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> شرط و خواسته تون واسه انتخاب همسر چيه؟ من درجا و با اولين نگاه عاشقش شدم.. عاشق رفتار و نجابت و افتادگي ...
Media Removed
شرط و خواسته تون واسه انتخاب همسر چيه؟ من درجا و با اولين نگاه عاشقش شدم.. عاشق رفتار و نجابت و افتادگي و اصالتش.. انقدري كه بخاطرش تو روي همه وايستادم.. خارج بودنش برام مهم نبود چون پدرم خارج از كشور منتظرم بود.. پولداريشم برام مهم نبود چون چشم و دل سير بودم و حسرت چيزي به دلم نبود.. حرف و نظر كسي ... ➿➿
شرط و خواسته تون واسه انتخاب همسر چيه؟ من درجا و با اولين نگاه عاشقش شدم.. عاشق رفتار و نجابت و افتادگي و اصالتش.. انقدري كه بخاطرش تو روي همه وايستادم.. خارج بودنش برام مهم نبود چون پدرم خارج از كشور منتظرم بود.. پولداريشم برام مهم نبود چون چشم و دل سير بودم و حسرت چيزي به دلم نبود.. حرف و نظر كسي برام مهم نبود چون ميدونستم از ته قلبم كه اون همونيه كه ميتونه خوشبختم كنه.. انگاري براي من آفريده و بهم هديه شده باشه.. تو اين نوزده سالي كه با هميم كم بالا پايين و سختي و پستي بلندي نديديم، اما هرگز قولي رو كه يك روز تابستوني بعد از خوردن دو تا بستني روي چوبهاش نوشتيم فراموش نكرديم.. تا ابد كنار هم موندن و همو خوشبخت كردن.. برام مهم نيست خونه م چيه و مدل ماشينم و نسبت به بقيه اي كه حسادتي بهشون ندارم كجاي راه دنيا وايستادم.. برام مهم نيست آدمها تو سر و دلشون راجع به ما و زندگي ما چي ميگذره، دوستش داشتم، دوستش دارم و دوستش خواهم داشت.. ميدونم تا رسيدن به اهداف مشترك مون راه خيلي طولاني و سختي در پيش داريم ولي از اون مهمتر ميدونم جفت مون سرسختيم و وفادار به هم.. خوشحالم ثمره بودن با هم مون دوتا پسري هستن كه در نجابت و صداقت و پاكيشون شكي نيست.. من از انتخابم راضيم و اميدوارم شما هم هر انتخابي كه ميكنين به خوشبختي و عاقبت بخيري برسين.. بايد بگم دعاي خير پدر و مادرم تو خوشبختيم بي تاثير نبوده و خواهش ميكنم هرگز نگين خوش به حالت چون بيشتر از اون چيزي كه فكر ميكنين براي رسيدن به جايي كه الان هستيم زحمت كشيديم و اين زحمت و تلاش ربطي به خارج بودن مون نداره.. با صبوري كمكم كرد تا ريشه بگيرم، پخته شم و در كنار خونه داري و بچه داري و غربت و مشكلاتش بتونم يكي از سخت ترين رشته ها رو شروع كنم و بعدشم وارد دنياي ريسرچ شم.. روزهاي طولاني، دو شيفته كار كردن، مسافرتهاي كاري و همراه داشتن مقاله و اپليكيشن و جواب دادن ايميلها و دردسرهاي كاريم هميشه و همه جا هرگز باعث نشدن ازم دلگير شه و انتقاد كنه.. منم با همه وجود و قدرتم پشتش وايستادم و تو كشوري كه زنها حرف اولو ميزنن و به اسم فمينيسم پوست آقايون رو ميكنن جون و دلمو گذاشتم براش.. بياين دست به دست هم بدين و با همه وجود و قدرت براي هم بسازين.. نذارين حرف مردم روحيه تون رو خراب كنه و به خودتون و انتخاب هاتون ايمان بيارين.. پدرم امروز صبح حرف خيلي قشنگي زد؛ تو اوني هستي كه فكر ميكني و هيچكس نميتونه اون ذهنيت رو در تو خراب و يا خدشه دار كنه... دوست تون دارم و منتظر نظرها، خواستگاريها و خوشبختيتون هستم.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
گفتگوهاي تاو و تو تو: آقاي تاو، شما نمي تونيد يعني حق نداريد در مورد زندگي، موفقيت يا ارامش حرف زنيد. ...
Media Removed
گفتگوهاي تاو و تو تو: آقاي تاو، شما نمي تونيد يعني حق نداريد در مورد زندگي، موفقيت يا ارامش حرف زنيد. مي دونيد چرا؟ #تاو: اگر دوست داشته باشي مي توني دليلش رو بگي تو: اخه تو تجربيات منو نداشتي، من از بچگي هزارتا بدبختي كشيدم، تو تا حالا تا گردن توي لجن اضطراب و تنهايي بودي؟ #تاو: يعني منتظري ... گفتگوهاي تاو و تو
تو: آقاي تاو، شما نمي تونيد يعني حق نداريد در مورد زندگي، موفقيت يا ارامش حرف زنيد. مي دونيد چرا😡؟
#تاو: اگر دوست داشته باشي مي توني دليلش رو بگي😊
تو: اخه تو تجربيات منو نداشتي، من از بچگي هزارتا بدبختي كشيدم😔، تو تا حالا تا گردن توي لجن اضطراب و تنهايي بودي؟
#تاو: يعني منتظري يك نفر از توي لجن اضطراب و تنهايي بياد بيرون بهت راهكار بده؟
تو: منظورم اينه كه بايد درك كنه كه مي چي كشيدم تا بتونه حرف بزنه يا راهكار بده.
#تاو: اگر يه غده توي مغزت باشه و دكتر بگه بايد عمل كني وگرنه ميميري از دكتر مي پرسي كه آقاي دكتر تا حالا چند تا تومور خودت داشتي؟
تو: نه نمي پرسم
#تاو: چون درد كشيدن درمان نيست، چون درد كشيده ها مي تونن براي هم دردهاشون شاعر هاي خوبي باشند ولي به احتمال ٩٠ درصد نمي توانند درمانگرهاي خوبي نباشند.
تو: يعني من بايد براي درمان برم پيش كسي كه هيچ كدوم از زخم هاي منو نداشته؟
#تاو: اولا همه آدم ها زخم دارند، بعدش بايد بري پيش متخصصي كه كارش درمان باشه ، و حواست باشه كه در بازي خودت نيفتي.
تو: ميشه با شما درمان رو شروع كنم؟
#تاو: خوبي؟ همين الان گفتما😡 متخصص ، من روانشناس نيستم.
تو: آخه خيلي از همكاراتون....
#تاو: آخه نداره، بايد يادت بمونه در مسير درمان خودت خيلي بازي ها سر خودت درخواهي آورد و براي بازي هات نياز به هم بازي داري، اين هم بازي مي تونه هر آدمي باشه حتي درمانگرت يا خانواده يا دوستات يا سوپرماركتي سر كوچه، تو حواست باشه بازي در نياري.
تو: چشم، ممنون آقاي تاو.
#تاو: نگران نباش همه آدم ها زخم دارند، آدم ها در رابطه هاشون زخمي مي شوند، در رابطه هاشون هم بايد درمان بشوند.
تو: ميشه يك درمانگر به من معرفي كنيد؟
#تاو: مسلما نه، خودت بگرد درمانگر مناسب خودت رو پيدا كن، جستجو كردن درمانگر يك قسمت از درمانته.
تو: جستجو كردن درمانگر، يك قسمت از درمانمه🤔
واقعا ممنون آقاي تاو.
.
#تاو_و_تو
#بابك_تاواتاو
#پيام_ساعت_صفر_تاو
Read more
به نام او كنگره هم به پايان رسيد و كاش بعضي مي دانستند پايان چقدر نزديك است . درود بر ادبيات كه با آن ...
Media Removed
به نام او كنگره هم به پايان رسيد و كاش بعضي مي دانستند پايان چقدر نزديك است . درود بر ادبيات كه با آن ايستاده مانده ايم و سر پا اييم هنوز . اين چند روز روح ادبيات در كالبد خشك تبريزم جاري شد و كاش اين روح ربوده نميشد يا دچار شر نمي گشت تا خير و نور بماند . چقدر شعر خوانديم و چقدر شعور يك جا جمع شد . چقدر كلام و ... به نام او

كنگره هم به پايان رسيد و كاش بعضي مي دانستند پايان چقدر نزديك است . درود بر ادبيات كه با آن ايستاده مانده ايم و سر پا اييم هنوز . اين چند روز روح ادبيات در كالبد خشك تبريزم جاري شد و كاش اين روح ربوده نميشد يا دچار شر نمي گشت تا خير و نور بماند . چقدر شعر خوانديم و چقدر شعور يك جا جمع شد . چقدر كلام و كلمات دنياي ما را زيبا كرد ديگر نه فاوست ابتدا عمل نبود ابتدا و انتها كلام بود . حال كه استاد محمود دولت آبادي قدم به شهرم گذاشت حال كه شمس عزيز و ناب آزادي را سربلند كرد حال كه دوستان عاشق و ترانه سرايم حسين غياثي و امير ارجييني از سنگ صبور در كافه هاي بعد از تو گفتند حال كه اميد جان جانان اميد صباغ نو از گرفتن امتحان خدا به دست تو گفت ، بيشتر ميشود فهميد اين همه ادبيات در يك اقليم چقدر شعور و شعريت را گسترش داد . راستي جناب قديمي شما شعر طنز هم مي نويسيد ؟! كنگره با يك سال و نيم تلاش تمام شد ، ديدار اولمان با مزرعه محمدي در رستوران محمدي بود وقتي گفت ميخواهد سه نسل با ادبيات برگزار كند نه شعر من بودم و خودش كه درخشش در چشمانش مرا مطمئن كرد او مي تواند و آخرين پازل اين اتفاق برايم در فرودگاه رقم خورد كه همه عزيزان و مهمانان رفتند . تشكر از دبيرخانه و هيئت رئيسه دوستان بي نظيرم بابت يك سال سخت و تلاش جانانه . سخن آخر اينكه
ادبيات جز جاري شدن شعور به شكل زبان نيست . به اميد مشعور شدن ... @shamselangeroodi
@hoseinghiasi
@saberghadimii
@omidsabbaghno
@amirarjeini
#سه_نسل_با_ادبیات_معاصر
#استاد_محمود_دولت_آبادی
#شمس_لنگرودی
#حسين_غياثي
#امير_ارجييني
#اميد_صباغ_نو
#صابر_قديمي
Read more
جمهورى اسلامى !! آبروى اسلامو بردى !! جورى كه بايد به فكر دين جديد باشيم 🤚 #انسانيت !! ضربه اى كه آخوندا ...
Media Removed
جمهورى اسلامى !! آبروى اسلامو بردى !! جورى كه بايد به فكر دين جديد باشيم 🤚 #انسانيت !! ضربه اى كه آخوندا به حجاب و نماز زدن رو هيچ اسرائيلى و آمريكايى اى نميتونست بزنه !!! چطور اينگيليس ميتونست انقدر مردم رو از حجاب و نماز زده كنه كه فحشش بدن ؟!؟!؟ هان ؟!؟ نهايتاً اونا تبليغ سكس و بى بندو بارى كردن !! امّا ... جمهورى اسلامى !! آبروى اسلامو بردى !! جورى كه بايد به فكر دين جديد باشيم 🤚 #انسانيت !! ضربه اى كه آخوندا به حجاب و نماز زدن رو هيچ اسرائيلى و آمريكايى اى نميتونست بزنه !!! چطور اينگيليس ميتونست انقدر مردم رو از حجاب و نماز زده كنه كه فحشش بدن ؟!؟!؟ هان ؟!؟ نهايتاً اونا تبليغ سكس و بى بندو بارى كردن !! امّا شما كارى كردين كه حرف از نماز و حجاب ميزنيم فحش ميدن !! جمهورى اسلامى ننگ به نيرنگ تو !! خون جوانان ما ميچكد از چنگ تو !! منفور شدن حجاب و نماز فقط بر ميومد از دست تو !!يك درصد فكر نكن كه من عين اين عوضيايى هستم كه پامو گذاشتم اينور آب و زر زر ميكنم !!! شما يادتون نيست !! من تو ايرانم هر چى از دهنم درميومد و هر چى ميخواستم ميگفتم !!! يه درصد هم فكر نكن كه من برنگردم ايران به خاطر اين حرفام !!! حرف حقه !! برميگردم !! يكم پول درارم برميگردم !! همين فردا پول درارم برميگردم و هيچ غلطى هم نميتونين بكنين چون حرفم حقه !! شما جمهورى ضد اسلامى بودين نه جمهورى اسلامى !! الان اگه نميام چون اونجا درامد ندارم و كارى كردين نتونم يه قرون پول درارم !!! جهنم درست كردين برام !!! اگه نميام به خاطر بى كارى و بى پوليمه نه به خاطر ترس از شمايى كه ديگه زندانتون برام حكم كمپ ترك سيگارو داره !!! من عين اين بزدلاى اين ور نيستم كه از اوين و قاضى و اره اوره شمسى كوره تون بترسم !!! ميام !!! هر وقت حال كنم ميام !! ميدونى ؟!؟ ترك زمين باخته سه هيچ و من هرگز كشورمو ترك نكردم و نميكنم !! فك كن تتل رفته مسافرت و شيش ماه ديگه مياد خونه فقط همين !! شما عشق و كار و پول و جوونى و هنر منو از من گرفتين امّا خاك بابامو كشورمو نميذارم ازم بگيرين !! ميگى نه 👀 يه صد هزار دلار بزن تو حسابم ببين همين فردا ميام ايران يانه !!! ٧٨
Read more
 #افتخار_ایران آخرين سفر استاد اواز. به لندن از اون عكسها نيست كه بگيم #همينجوري #يهويي از اون ...
Media Removed
#افتخار_ایران آخرين سفر استاد اواز. به لندن از اون عكسها نيست كه بگيم #همينجوري #يهويي از اون عكس هاست كه فقط مي شه گفت #شجريان جان صداي تو را دوست دارم و رنگ و بوي صداي تو را ! از اون وقتاست كه وقتي مي بيني هر كسي نام خود را #خواننده يا #نوازنده يا #آهنگساز يا با وقاحت تمام #شاعر مي ذاره مي خواي محكم ... #افتخار_ایران
آخرين سفر استاد اواز. به لندن
از اون عكسها نيست كه بگيم #همينجوري #يهويي
از اون عكس هاست كه فقط مي شه گفت #شجريان جان صداي تو را دوست دارم و رنگ و بوي صداي تو را !
از اون وقتاست كه وقتي مي بيني هر كسي نام خود را #خواننده يا #نوازنده يا #آهنگساز يا با وقاحت تمام #شاعر مي ذاره مي خواي محكم بزني تو سرت بگي خاك تو سرِ من و اين همه ... #نون_به_نرخ_روز_خور
چقدر دلم براي اين جمع تنگ شده خداي عشق داند و
بس
#شجريان_تنت_سلامت
#محمدرضاشجریان #مجيد_درخشاني
#شجريان_صداى_ملت_ايران
#شجريان_خسرو_آواز_ايران
#اسماعيل_خويى
#اسماعيل_خويي
#رادمان_توکلی
#سباخويي
#سبولي
Read more
دوستان سلام.اين يه جواب به دوستاني هست كه زير پست غذاي خشك سمي يا دايركت گفتن اين سم باعث كنترل و كشتن ...
Media Removed
دوستان سلام.اين يه جواب به دوستاني هست كه زير پست غذاي خشك سمي يا دايركت گفتن اين سم باعث كنترل و كشتن موشها ميشه و هيچ مشكلي هم نداشتن با اين مورد.حرفم طولاني شده بهتر ديدم در قالب يه پست بذارم بقيه هم ببينيد نظرتون و بگيد.عزيزان اين صفحه ي حمايت از حيواناته.تو دايره لغت ما حيوان فقط سگ و گربه نيست.ادمينهاي ... دوستان سلام.اين يه جواب به دوستاني هست كه زير پست غذاي خشك سمي يا دايركت گفتن اين سم باعث كنترل و كشتن موشها ميشه و هيچ مشكلي هم نداشتن با اين مورد.حرفم طولاني شده بهتر ديدم در قالب يه پست بذارم بقيه هم ببينيد نظرتون و بگيد.عزيزان اين صفحه ي حمايت از حيواناته.تو دايره لغت ما حيوان فقط سگ و گربه نيست.ادمينهاي اين گروه هر ٣تاشون از جمله من گياهخوار هستند.ما تا جايي كه عمرمون ياري بده از خزندگان پرندگان ماهي ها چهارپايان هرچيزي كه زبان دفاع از خودش و در مقابل ما نداره چه در زنگي شخصي چه اجتماعيمون دفاع ميكنيم.موافق كنترل جمعيت هستيم به روش انساني و صحيح،اما كشتار بعد از تولد در هر نژادي غير انساني وغير اخلاقي و غير علمي هست،حقه زندگي براي همه ي ماست واين به معناي اين نيست اوني كه دوست داريم بخوريم و لذيذه اشكال نداره بميره يا اوني كه ازش بدمون مياد رسماً بره منقرض بشه تا ما راحت باشيم ،دررابطه با تنفر شما از موش و نوع نگرشتون كه بايد بميرن تا ما مريض نشيم يا نترسيم اولين چيزيكه لازمه ياد اوري كنم اينكه اين استدالال همون افراديه كه زنگ ميزنن شهرداري بياد سگ و گربه هاي محلشون و ببره و شما عزيزان نفرينشون ميكنيد يا جلوشون مي ايستيد.فقط اونا رو سگ و گربه هم اين حس و دارن .گذشته از اين مسئله شايد بعضيها هنوز نميدونن دست بردن در طبيعت صرف دوست نداشتن يه گونه چه عواقبي داره.در حالي كه با يه تلاش و رسيدگي هم ميشه طبيعت و حفظ كرد هم زندگي صنعتي و ماشيني خودمون و .
مثال كشتنه موشها توسط سم.سريعترين و اسونترين راه ممكن براي جبران يك اشتباه و بي لياقتيه مسئولين،همراه با رضايت ٩٩٪؜ مردم .من يكي از دلايل اوضاع امروزمون و ميتونم بگم. .از زماني كه گرگها تهديد گله هاي رو به افزايش ما محسوب شدن و با روش تله گذاري يا شكار از بين رفتن جمعيت سگها هم زياد شد .طبيعت هم كه به خاطر شهرسازي تخريب شد و ناچارن سگها وارد شهر شدند در واقع جاي خودشون بودن ما وارد محيط زندگيشون شديم،(سگها قبلاً هم در كنار ما زندگي كردن اما اينطور اواره محبوس نبودن در بافت شهر ي بدون پناه يا گريزي)زاد وولدشون افزايش پيدا كردچون رژيم غذايي سالمشون شد مرغ و گوشت صنعتي ما.غذايي كه سرشاراز هورمونهاي مضر براي توليد و رشد سريع دامهاست همونا باعث شدند به جاي ٤تا ، ٩توله ي ضعيف و لاجون به دنيا بيارن.سگها زياد شدن تو شهر مخالفتا زياد شد و معدوم سازي و كشتار شروع شد.خب الان تو يه سري از مناطق تهران ديگه سگ نميبينيد يا كم ميبينيد اما چه اتفاقي افتاده اونجا؟ (👈💚ادامه در سه قسمت از كامنتها💚👇)
Read more
• • شمع آوردي و نمي بيني آنكه مي سوزد از غم تو منم.. خاطرم نیست روح من کی بود بار آخر سری زده به تنم.. . مي ...
Media Removed
• • شمع آوردي و نمي بيني آنكه مي سوزد از غم تو منم.. خاطرم نیست روح من کی بود بار آخر سری زده به تنم.. . مي تپد با خيال تو در گور، آنچه در سينه مانده از قلبم... وحشت قبر چيست؟ اينكه كسي بعدِ من از تو... خاك بر دهنم! . لاغرم كرده مرگ و از مويت دستهايم عجيب كوتاه است حسرتت را كشيده در آغوش استخوان هاي مانده ...

شمع آوردي و نمي بيني آنكه مي سوزد از غم تو منم..
خاطرم نیست روح من کی بود بار آخر سری زده به تنم..
.
مي تپد با خيال تو در گور، آنچه در سينه مانده از قلبم... وحشت قبر چيست؟ اينكه كسي بعدِ من از تو... خاك بر دهنم!
.
لاغرم كرده مرگ و از مويت دستهايم عجيب كوتاه است
حسرتت را كشيده در آغوش استخوان هاي مانده در كفنم...
.
اشك مي ريزد از غمت هرشب، چشمهايي كه ديگر آب شده
ياد طعم لب تو مي افتد آن زباني كه نيست در دهنم
.
نگرانم نباش، با تو خوشم با تويي كه ندارمت ديگر...
هيچ دزدي به من نخواهد زد، من كه لبريز از نداشتنم
.
مرده ام، مرده اي كه عاشق توست، مرده ام، مرده اي كه دلتنگست
مرگ از من تو را گرفت كه من مرده باشم هنوز و جان بكنم!
.
عشق در حال تجزيه شدن است...


#غزل
Read more
اين كيك داستان داره ببخشيد به نام خدا اين كيك داستان داره به اين صورت كه هفته ي پيش من تصميم گرفتم براي ...
Media Removed
اين كيك داستان داره ببخشيد به نام خدا اين كيك داستان داره به اين صورت كه هفته ي پيش من تصميم گرفتم براي آقاي همسر تولد بگيرم در يكي از كافه هاي نزديك و مورد علاقه ي خودم و همسرجان، از اونجايي كه جا و زمان با محدوديت هاي زيادي مواجه شد تصميم بر اين شد كه تولد تو خونه گرفته بشه، اينم بگم كه تولد سورپرايزي بود! ... اين كيك داستان داره ببخشيد به نام خدا
اين كيك داستان داره به اين صورت كه هفته ي پيش من تصميم گرفتم براي آقاي همسر تولد بگيرم در يكي از كافه هاي نزديك و مورد علاقه ي خودم و همسرجان، از اونجايي كه جا و زمان با محدوديت هاي زيادي مواجه شد تصميم بر اين شد كه تولد تو خونه گرفته بشه، اينم بگم كه تولد سورپرايزي بود! (اين موضوع به ادامه ي داستان ربط نداره فقط خواستم بدونين چه مصائبي متحمل شدم😁) خلاصه تو ميك دِ استوري فلان! به مرحله ي به قول بعععضيا آي هَو دان غلط نزديك بودم😁😂 در اين حين از يه چيز خيالم راحت بود و اون كيكِ تولد بود، يه شيريني فروشي داريم تو همدان به هركي بگي كيك ميگه اونجا😁
رفتم و يه كيك خوشگل سفارش دادم و روز تولد شد و كيك خوشگل رسيد و (كيك خوشگلو بزارم استوري چطوره؟ميزارم!) تولد بازي كرديم و كيك و بريديم و خورديم(البته من نه) بعضيا اومدن گفتن:"پ ويلان بمانيا اين چه كيكي بود😁
خلاصه اون شب گذشت فردا عصر من تونستم برشي ازكيك بخورم ديدم بعله اين نه همان كيك است!همان بربري خودمونه😂پيام دادم بهشون گفتم،قسمت جالب اينجا شروع ميشه كه انقدر محترمانه،حرفه اي، مودب رفتار كردن كه خجالت كشيدم اصلا چرا گفتم🙈امروز خودشون اين كيك رو براي جبران درست كردن و زحمت كشيدن تا دم در خونمون هم آوردن.براي من تا همونجا كه گفتن اجازه بدين ما براتون كيك درست كنيم كافي بود اما اصرار داشتن،منم شكمووووو .... خواستم اينجا ازشون تشكر كنم و بگم تو هر كاري كه هستيم سعي كنيم با عشق كارمون رو انجام بديم و به مشتري هامون احترام بزاريم،تو هركاري ممكنه يك روز اشتباهاتي پيش بياد ولي قبول اشتباه و حس خوبي كه از اين نوع برخورد به ديگران منتقل ميشه قابل توضيح نيست.
اين كيك فوق العاده خوشمزه بود و من قطعا دفعه بعد براي سفارش كيك ميرم شيريني فروشي نياوران❤️🎂🍰
#پينوشت :دوستان چاي آمادست ☺️
@shirini__niavaran
#پينوشت ٢: برعكس اقاي بادكنك فروش! كه كم فرستاد #بادكنك هارو بعدم بهش گفتم گفت لابد باد برده! حالا با بادكنك كمتر تولد
بگيرين!!!!!!!!!
_____________________________________________________________________________________
______________
#تولد #كيك_تولد #تم #تولدت_مبارك #happybirthday #axmatn #عكس_نوشته #bartarinha #يامي #خوشمزه #بهبه
Read more
مگه قرار نبود نزارى هيچ چيزى شاديتو خراب كنه خوب فريده با رييس شركتى كه اونجا كار ميكرده عروسى كرده ...
Media Removed
مگه قرار نبود نزارى هيچ چيزى شاديتو خراب كنه خوب فريده با رييس شركتى كه اونجا كار ميكرده عروسى كرده و براى ازدواجش دلايل خودش رو داشته، تو با پسرى عروسى كردى كه روز اول عاشق بوى ادكلنش شدى ، چشماتو باز كن و واقعيتهارو ببين، تو از اول ميدونستى كه دارى با كسى ازدواج ميكنى كه كارمند بانكه نه رييس شركت، مگه ... مگه قرار نبود نزارى هيچ چيزى شاديتو خراب كنه خوب فريده با رييس شركتى كه اونجا كار ميكرده عروسى كرده و براى ازدواجش دلايل خودش رو داشته، تو با پسرى عروسى كردى كه روز اول عاشق بوى ادكلنش شدى ، چشماتو باز كن و واقعيتهارو ببين، تو از اول ميدونستى كه دارى با كسى ازدواج ميكنى كه كارمند بانكه نه رييس شركت، مگه هميشه دنبال يه زندگى خوب و عاشقانه نبودى مگه دوماد بهت قول يه زندگى پر از عشق رو نداده و مگه قرار نيست تا آينده رو به كمك هم بسازيد پس بهتره از فكراى رويائى بياى بيرون ،
اين انتخاب خودت بوده و دلت از روز خواستگارى پيش دوماد گيره، پس پاى دلت وايسا و تا آخرين نفس از انتخابى كه كردى دفاع كن، يه نفس عميق كشيدم و سعى كردم همون لبخند الكى هميشگى رو روى لبهام بيارم،
دوستم ليلا كه بغل دستم بود سقلمه اى بهم زد و گفت آهاااان فعلا بخند چند ماه ديگه حالتو ميپرسم اونموقع است كه ديگه اشكت از فشار زندگى در اومده و پشيمونى ديگه فايده اى نداره ،
ليلا يكسال بود كه عروسى كرده بود و با مادرشوهرش تو يه خونه زندگى ميكرد، جوابش رو با خنده بلندترى دادم و ليلا گفت عروس خانم پس كى ميخواى برقصى بلند شو ديگه، داماد ميخواد بياد شاباش بده ،
گفتم به بهى بگو آهنگ خودمو بزاره، آهنگ من يه آهنگ فرانسوى شاد بود كه كلى باهاش بالا پايين پريده و تمرين كرده بودم، اسم آهنگ دُنه دُنه بود و اصلا به گروه خونى اون عروسى كه بعضيا با دايره ميرقصيدن نميخورد ، بهى با چشماى نگران نوار كاست رو از كيفش درآورد و داد به كسى كه نوار ميگذاشت، همه نشستن و وسط رو خالى كردن كه رقص عروس رو ببينن،،
من با صداى كف زدن حاضرين در مجلس بلند شدم و از لاى جمعيت رفتم وسط وايسادم منتظر شروع آهنگ،
آهنگ شروع شد و شلنگ تخته انداختن منم شروع شد حالا نرقص كى برقص، با اون كفشاى پاشنه بلند و لباس سفيد عروس و موهاى لوله لوله شده ، حس ميكردم تو اَبرام و اون شب ديگه دنيا مال منه، در حين رقص ننه رو ميديدم كه در حال شيرينى خوردن يه لبخند كوچولو روى لبشه و داره فحشم ميده، ننه خدابيامرز دوست داشتناش رو هم با فحش ابراز ميكرد، مثلا ميدونستم كه داره تو دلش ميگه ذليل مرده رو ببين چه رقصى ام ميكنه، يا ميگفت مرده شورتو ببرن با اين رقصيدنت دختره ديوونه، شايدم به معلمام فحش ميداد و ميگفت خاك بر سر معلما و ناظماتون كه تو اون مدرسه گوربگورى يه چيز درست و حسابى يادتون ندادن،
يكى داد زد كه به افتخار داماد،
داماد با كلى خجالت، طورى كه سرش پايين بود اومد توقسمت زنونه و نزديك من كه رسيد 👇🏻👇🏻
Read more
🛫 يه روز احمدی نژاد راه افتاد هلک و هلک رفت آمريكا! وضعيت اونجا رو كه ديد توي دلش گفت: عجب پيشرفتی! عجب ...
Media Removed
🛫 يه روز احمدی نژاد راه افتاد هلک و هلک رفت آمريكا! وضعيت اونجا رو كه ديد توي دلش گفت: عجب پيشرفتی! عجب كشوري چه رفاهی چه نظمی چه سيستم اداري منظمی چه تشكيلاتی...... آخ ؛ راستی مرگ بر امریکا بعد رفت پيش اوباما و ازش پرسيد: بابا دمتون گرم! شما چكار كردين كه اينقدر پيشرفت كردين؟ البته ... 🛫
يه روز احمدی نژاد راه افتاد
هلک و هلک رفت آمريكا!

وضعيت اونجا رو كه ديد
توي دلش گفت: عجب پيشرفتی!
عجب كشوري
چه رفاهی
چه نظمی
چه سيستم اداري منظمی
چه تشكيلاتی......
آخ ؛ راستی
مرگ بر امریکا

بعد رفت پيش اوباما و ازش پرسيد:
بابا دمتون گرم!
شما چكار كردين كه اينقدر پيشرفت كردين؟ البته مرگ بر آمريكا!

اوباما گفت:
ببين!
كارهاي ما مثل كارهاي شما هرتی پرتی نيست!
ما وقتی مي خوايم وزير انتخاب كنيم
از همشون تست هوش می گيريم
باهوش ترين و به درد بخورترين اونها رو انتخاب می كنيم
نه هر ننه قمری رو بياريم بكنيم وزير!
الان برات تست می كنم حالشو ببر

اوباما زنگ زد به هيلاری كلينتون گفت:
هيلاری جان!
عزيزم يه نوک پا بيا دفتر من، كارت دارم

از اونجا كه اوباما مثل احمدی نژاد نبود
هيلاری با آرامش و سر فرصت رفت پيش اوباما

نه اينكه هول كنه و آب دستشه بذاره زمين!

اوباما به هيلاری گفت:
يه سوال ازت می پرسم ، 30 ثانيه زمان داری كه جواب بدی؟
اون كيه كه زاده ي پدر و مادرته، اما برادرو خواهرت نيست؟!! احمدی نژاد خودش هم هنگ كرد
و توی جواب موند
كه يهو هيلاری گفت:
خوب معلومه؛ خودمم ديگه!
🤓
احمدی نژاد كف كرد و سريع برگشت ايران
و مرگ برآمریکا گویان زنگ زد به متكی وزير خارجه
و گفت: آب دستته بذار زمين بيا اينجا كارت دارم!

وقتی متكی اومد احمدی نژاد كلی داد و هوار راه انداخت و حنجره پاره كرد كه:
خاك بر سرت!

آخه اين چه وضع مملكته؟
اين چه وضعيه!؟
مثلا تو وزير امور خارجه اي؟!
خجالت بكش!
يه سوال ازت می پرسم
سه روز فرصت داری جواب بدي
وگرنه می فرستمت سنگال!! بعد پرسيد :
اون كيه كه زاده ی پدر و مادرت هست، اما برادر و خواهرت نيست؟
متكی عزا گرفت كه عجب سوال خفنی!
خلاصه رفت و هر چی فكر كرد چيزی به ذهنش نرسيد

يهو يادش افتاد بره پيش حجاريان
از نخبه هايی كه چند سال قبل بازنشسته اش كردن!!
و از اون بپرسه

وقتی حجاريان رو ديد گفت:
ای بدبخت غربزده
بگو ببينم
اون كيه كه زاده ی پدر و مادرت هست، اما خواهر و برادرت نيست؟

حجاريان سريع گفت: خوب معلومه، خودمم ديگه!

متكی كلی حال كرد
و از ذوقش سريع رفت پيش احمدی نژاد
و گفت: كجايي محمود من كه جواب رو پيدا كردم

احمدی نژاد گفت: خوب بگو ببينم اون كيه كه زاده ی پدر و مادرت هست، اما خواهر و برادرت نيست؟

وزير خارجه گفت: خوب معلومه
اون حجاريانه ديگه!!!! احمدی نژاد عصبانی شد و داد زد:
نه احمقِ خاک برسر!!
نه گيجعلی منگل!! اون هيلاری كلينتونه!!!! هيلاری كلينتون!!!! 😥
آره خلاصه این بود وضعیت مملکت ما و هنوز هم هست
😲😲😲
Read more
- حتما كه، تو زمينى نيستى زمينى يان چون من بدنبال خويش اند راهىِ سرزمينى عارى از ايثار به مقصدى ...
Media Removed
- حتما كه، تو زمينى نيستى زمينى يان چون من بدنبال خويش اند راهىِ سرزمينى عارى از ايثار به مقصدى كه جز من درونش نيست مرا چه به زايش دامنى نداشته ام، ندارم و دلى كه تن بسپارم به درد به تيغ كه چون منى بيايد سركشى كند نشناسد صبرت را نداند كه مادر، شدن است تا هميشه ى هستى كه هست عمرى ست كه پايانش جز ... -
حتما كه، تو زمينى نيستى
زمينى يان چون من
بدنبال خويش اند
راهىِ سرزمينى عارى از ايثار
به مقصدى كه جز من درونش نيست
مرا چه به زايش
دامنى نداشته ام، ندارم
و دلى كه تن بسپارم به درد
به تيغ
كه چون منى بيايد
سركشى كند
نشناسد صبرت را
نداند كه مادر،
شدن است
تا هميشه ى هستى كه هست
عمرى ست كه پايانش
جز نبودن
جز به مرگ نيست
كه از تو دور باد!
غلط گفتم!
از تو دور نه!
كه مباد!
كه مباد!
كه مباد!
.
آمين🙏🏼
.
-Sherry
.
تقديم به مادرى كه برايم بود، ندانستم!
هست، كاش بدانم!♥️
.
Read more
بالاخره كارتهاى عروسى رو نوشتيم ، بيشتر كارتها رو دايى پرويز با خودش برد تا بدست اقوام برسونه، پدر ...
Media Removed
بالاخره كارتهاى عروسى رو نوشتيم ، بيشتر كارتها رو دايى پرويز با خودش برد تا بدست اقوام برسونه، پدر هم كارت همكاراى خودشو برد، من هم چندتا دونه كارت كه قايم كرده بودم روز اول مهر بردم دبيرستان و چندتا از دوستاى صميمى ام رو دعوت كردم، قرار بود براى عقد هم حتما بيان ، مراسم عقد خونه خودمون بود، همون اتاقى ... بالاخره كارتهاى عروسى رو نوشتيم ، بيشتر كارتها رو دايى پرويز با خودش برد تا بدست اقوام برسونه، پدر هم كارت همكاراى خودشو برد، من هم چندتا دونه كارت كه قايم كرده بودم روز اول مهر بردم دبيرستان و چندتا از دوستاى صميمى ام رو دعوت كردم، قرار بود براى عقد هم حتما بيان ، مراسم عقد خونه خودمون بود، همون اتاقى كه به پذيرايى خونه راه داشت قرارشد سفره بندازيم و تزيين كنيم،
همه كاراى اتاق عقد رو من و بهى خواهرم انجام داديم، داشتيم به گوشه هاى سفره با كمك چسب اوهو شكوفه ميچسبونديم ، بهى خواهرم خيلى با حوصله بود و هر وقت احتياج به كمك داشتم كمك دستم بود كارمون كه تموم شد همينطور كه داشت در چسب رو مى بست گفت
فكر كنم خونه اتون خيلى دوره؟؟ ، گفتم آره ، گفت دلت براى ما تنگ نميشه براى من براى يوسف براى مدرسه....
گفتم چرا مگه ميشه دلم تنگ نشه،چشماى درشتش پر شد از اشك و گفت كاش خونتون تو همين كوچه بود و هيچوقت از ما دور نميشدى ، اينو كه گفت بغضش تركيد،،
بغلش كردم بوسيدمش ديدم خودمم بدون اينكه بخوام دارم گريه ميكنم،
همه كودكيم با بهى از جلوى چشمم رد شد مادرم هميشه برامون يه مدل لباس ميخريد موهامونو مثل هم مى بافت، من دو سال از بهى بزرگتر بودم هميشه دست تو دست هم مدرسه ميرفتيم و خوراكيامونو با هم قسمت ميكرديم
الان كه فكر ميكنم مى بينم گاهى سرنوشت چه چيزهايى كه براى ما رقم نميزنه،
گاهى يه اتفاق تو زندگى ميتونه مارو نه تنها چندتا خيابون ، بلكه فرسنگها فرسنگ از خانواده و شهر و دلبستگيهامون دور كنه،
آهان از داستان دور نشيم همينطور كه من داشتم بهى رو دلدارى ميدادم زنگ درو زدن ، دامادجان بودن و من هم از نبود پدر استفاده كردم و چادر گلى مادرو سرم انداختم رفتم دم در، در رو باز كردم آينه شمعدون رو آورده بودن كه بزاريم سر سفره، گفتن كه اصلا نگران نباشم ترتيب همه كارها رو دادن و كلى توضيح دادن ولى چه سود كه من اصلا به حرفهاشون گوش نميدادم و غرق در روياهاى خودم بودم، وقتى توضيحاتشون تموم شد گفتن خوب با اجازه تون مرخص ميشم امرى ندارين گفتم خير امرى ندارم، داماد جان از جواب من خنده اش گرفته بود ولى سريع خداحافظى كردن و رفتن، درو كه بستم تازه فهميدم كه بايد در جواب ميكفتم خير عرضى نيست ،
خيلى عصبانى بودم نه بخاطر سوتى خودم بلكه بيشتر بخاطر اينكه يه هفته بعد عروسيمون بود و ما هنوز لفظ قلم حرف ميزديم و همديگرو شما خطاب ميكرديم، بخاطر اينكه حتى يه تلفن لعنتى تو خونمون نبود كه لااقل بتونيم گاهى با هم حرف بزنيم و از خودمون بگيم، نميدونم شايد هم همين چيزها بود كه ازدواج رو برام جذابتر ميكرد
Read more
 #اين_زمين_فروشى_نيست! . مدتيه كه اين تصوير در #فضاى_مجازى دست به دست ميشه و در اون از مردم #گيلان ...
Media Removed
#اين_زمين_فروشى_نيست! . مدتيه كه اين تصوير در #فضاى_مجازى دست به دست ميشه و در اون از مردم #گيلان درخواست ميشه كه زمينشون رو به غريبه ها نفروشند! اتفاقن خيلى خيلى پيشنهاد خوبيه. اما براش راهكار هم در نظر گرفته شده؟ . حالا ميخوام دوتا داستان براتون تعريف كنم! . #داستان (١): چند وقت پيش با ... #اين_زمين_فروشى_نيست!
.
مدتيه كه اين تصوير در #فضاى_مجازى دست به دست ميشه و در اون از مردم #گيلان درخواست ميشه كه زمينشون رو به غريبه ها نفروشند!
اتفاقن خيلى خيلى پيشنهاد خوبيه. اما براش راهكار هم در نظر گرفته شده؟
.
حالا ميخوام دوتا داستان براتون تعريف كنم!
.
#داستان (١): چند وقت پيش با يكى از دوستان گرانقدر رفتيم سمت #آبشار_فوشه. در مسير برگشت، پرده نوشته هايى مبنى بر فروش زمين خيلى ذهنم رو درگير خودش كرد. به يكى از شماره هايى كه روى پرده اى حك شده بود زنگ زدم و قيمت زمين رو ازش پرسيدم. قيمت بالايى گفت. دليلش رو پرسيدم. گفت زمين بغليم رو يه فردى از مشهد خريده خيلى بالاتر از اين مبلغ. چرا من بايد ارزون تر بفروشم!؟
.
داستان (٢): چند روز پيش دوستى برام تعريف كرد كه يه فرد اصفهانى زمينى به مساحت بِيش از هزار متر مربع در يكى از روستاهاى #شفت خريدارى كرده به ارزش مترى سى هزار تومان!
بعد از انجام معامله، خريدار اصفهانى برگشته و گفته: شما #موكت رو از اصفهان ميخريد كه هر مترش بيش از سى هزار تومانه! چطور زمين به اين زيبايى رو با اين مبلغ ناچيز مى فروشيد!؟
حرفش واقعن قابل تامل بود. قيمت هر متر موكت، از زمين بيشتره...
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل
.
#برادر من! #خواهر من، #عزيز من، مگه ميشه بدون ارايه راهكار درخواستى از مردم داشت.
بدون ترديد كسى كه زمينش رو ميفروشه به شدت به پولش نياز داره.
وقتى ميبينه زمينش رو كه پنج ماه نتونسته بفروشه، حالا يه مشترى اومده كه به دو برابر قيمت ازش ميخره، نفرشه؟؟
.
ميگن توى منطقه ى #سرولات #چابكسر و #جراهرده #رامسر، هر كى كه بخواد زمينش رو بفروشه بايد با يه نفر مشورت كنه و در واقع ازش به نوعى اجازه بگيره. اون شخص هم نميذاره زمين رو به غير بومى بفروشند.
آيا اين موضوع رو ميتونيم به كل #استان_گيلان تعميم بديم؟؟
راهكار بديد لطفن. ❤️
Read more
تو اين عكس هيچ خبرى از خيابونهاى سرد و خاكسترى مسكو نيست! سرمايى كه چنان تو وجود آدمها نشسته كه چهره ...
Media Removed
تو اين عكس هيچ خبرى از خيابونهاى سرد و خاكسترى مسكو نيست! سرمايى كه چنان تو وجود آدمها نشسته كه چهره هاى بى احساس و نگاه هاى افسرده ساخته... حتى خبرى از معمارى هاى كمونيستى و فضاهاى خشك شهرى نيست! تو اين عكس هيچ خبرى از هفت سال اختلاف سن نيست! اختلاف فرهنگ ، اختلاف مذهب ، اختلاف مليت... واقعيت اين عكس ... تو اين عكس هيچ خبرى از خيابونهاى سرد و خاكسترى مسكو نيست! سرمايى كه چنان تو وجود آدمها نشسته كه چهره هاى بى احساس و نگاه هاى افسرده ساخته... حتى خبرى از معمارى هاى كمونيستى و فضاهاى خشك شهرى نيست! تو اين عكس هيچ خبرى از هفت سال اختلاف سن نيست! اختلاف فرهنگ ، اختلاف مذهب ، اختلاف مليت... واقعيت اين عكس همون حسيه كه تو تصوير ميبينين، صميميت و گرما و خلوص و دوستيه بى حد و مرز! اين عكس دستاورد زندگيه منه! دوستهايى كه هر جاى دنيا بعد از چندين ماه همديگه رو ببينيم چشمامون از ذوق برق ميزنه و ريزو درشت اتفاقهاى زندگيمون رو به هم گزارش ميديم و هر وقت قراره از هم خداحافظى كنيم با يه بغض عميق يه اميد بزرگ كه خَيلى زود باز همو ميبينيم همديگه رو به آغوش ميكشيم ،
اگر از اين دوستها تو زندگيتون دارين حسابى قدرشون رو بدونين كه با ارزشترين و قشنگترين بخش زندگيمونن .
از راست به چپ : اُلگا ٢٦ ساله اكراينى، تانيا ٣٩ ساله روسى و من ٣٢ ساله ايرانى
Miss you girls like hell , Moscow trip wouldn't be the same without you two 😘😘 .
.
.
.
.
#moscowmemories #tylandrum_moscow2018 #yogagirls #friendsforever #friendsforlife #girlsthing #girlstalk #ashtangis #ashtangalifestyle
Read more
. دوستان عزيزم سلام . امروز تولد شناسنامه اى و نه حقيقى من بود ! . حالا چرا من (الكى )يكماه زودتر به دنيا اومدم؟!!! توضيحش خنده داره و زياد مهم هم نيست ! . در اين روز ، انواع و اقسام شركتها و افرادى كه دوست دارن اجناس يا خدماتشون رو بفروشن به من تبريك مى گن . ولى من تولدم يك ماه ديگه است و تازه در واقع ... .
دوستان عزيزم سلام .
امروز تولد شناسنامه اى و نه حقيقى من بود !
.
حالا چرا من (الكى )يكماه زودتر به دنيا اومدم؟!!! توضيحش خنده داره و زياد مهم هم نيست !
.
در اين روز ، انواع و اقسام شركتها و افرادى كه دوست دارن اجناس يا خدماتشون رو بفروشن به من تبريك مى گن 😃
.
ولى من تولدم يك ماه ديگه است و تازه در واقع هر روز دوباره متولد ميشم و در نتيجه اين چيزا برام اصلا مهم نيست .
در مورد كف پاى صاف صحبت كرديم ، خيلي سوال پيش اومد :
چه ورزشهايى كردين ؟ كه بهتر شدين ؟
دوستان، كلا كسانيكه پاى صاف دارن ، شايد خيلى راحت راه نرن و درد داشته باشند كه حتما دارن !
ولى اين دليل بر ورزش نكردن نيست !
من ورزشهايى انجام مى دم كه توشون راحتم !
#دوچرخه ثابت و شنا از اونهاست .
#پيلاتز ، يك #ورزش جامع و عاليه .
چند سال مربي داشتم و پيلاتز كار مى كردم .
كار با توپ بزرگ ، جيم بال ، رو خيلي دوست دارم .
فشار از روى كمرم برداشته ميشه ! اما نحوه اش رو مربيم يادم داد .
#رقصيدن رو خيلي دوست دارم ولى تازگيها خيلي نمى رقصم .
يك شي استوانه سفت زير پا و عقب جلو كردنش در هنگام نشستن ميتونه آرامش بخش باشه .
راه رفتن بدون #كفش تو ساحل ماسه اى .اگر در دسترس بود !
منم از همه ى دكتر هاى موجود در ايران براى پسرم كمك گرفتم ؛ انواع كفش ، نيم چكمه ، كفى طبى ...زياد تاثير نداشت .
چون خودم بعد از ده سالگى متوجه شدم .
براى پسرم از ابتدا راه رفتن ، شروع كردم و خيلي خرج كردم ، بنظرم بيفايده بود .
شايد باور نكنيد ، يك كفى معمولى از يك مغازه معمولى در آمريكا خريد ، خيلي بهتر از اونهايي كه حتى با گچ گرفتن پاش بهش دادن .
در هر حال ، در مورد خودم اصلا نمى دونم چه اتفاقى افتاده كه پام به صافى قبل نيست .
اما شايد يكيش جمع و باز كردن پنجه به تعداد زياد باشه .
پنجه را مثل بالرين ها تيز كنيد و نگه داريد .
بعد به سمت عقب بكشيد .
و اين كار را بارها تكرار كنيد .
بخصوص بعد از در آوردن پا از كفش .
هيچگاه كفش كاملا تخت نپوشيد .
من از كفش ورزشي لژ دار استفاده مى كنم .
كفشهاى خوب پرستارى ، نمونه ى خوبي هستند .
هرگز سلامت خودتون رو فداى يك مهمانى يا عروسي نكنيد .
كفش راحت و مناسب خيلي مهمه .
كفشهاى خيلي پاشنه بلند ، و نوك تيز و ... واقعا به پا آسيب مى زنند .
لژ ٥ سانت براى مدت كوتاه مهمانى شايد مناسب تر از كفش پاشنه بلند باشه .
مچ پاتون رو بچرخانيد . جهت عقربه هاى ساعت و خلاف آن. ترق توروق كه ميشنويد باعث تقويت مچ ميشه .
روزتون زيبا و شاد .
پ ن؛ راستى ازين عكس كاملا مشخصه كه پام نه تنها صاف بلكه چقدر كپل بوده هاااا😂😂😂
حميرا هستم 🙋🏻‍♀️
Read more
هميشه سعي كردم تو اين اتفاقات سكوت كنم و به كسي توهين نكنم ولي اينبار ديگه واقعا نميشه چيزي نگفت اول از همه چيزي كه خيلي مهمه اينكه سيروان انقدر آدم توانمند و موفق و خاصيه كه اصلا نياز نداره كه با اين كارا بخواد به هدف يا چيز خاصي برسه حرفايي كه خيلي وقتا زده و مخصوصا ايندفه قطعا حرف دل خيلي هاي ديگه ... هميشه سعي كردم تو اين اتفاقات سكوت كنم و به كسي توهين نكنم
ولي اينبار ديگه واقعا نميشه چيزي نگفت
اول از همه چيزي كه خيلي مهمه اينكه سيروان انقدر آدم توانمند و موفق و خاصيه كه اصلا نياز نداره كه با اين كارا بخواد به هدف يا چيز خاصي برسه
حرفايي كه خيلي وقتا زده و مخصوصا ايندفه قطعا حرف دل خيلي هاي ديگه ام بوده ولي مثل هميشه سيروان كسي بود كه خلاف جهت رودخونه حركت كرد و حرف درست و زد
كسي كه كار خير ميكنه درست نيست به نظر من كه همه جا جار بزنه بگه چون به كسي كه بايد كمك ميشده شده نياز به دونستن يه ملت نيست و درستم نيست كه به زشت ترين صورت ممكن راجب كسي كه نميشناسيمش و از كاراش خبر نداريم قضاوت كنيم و اسم خودمون و بزاريم هنر مند تحصيل كرده ي با شعور
سيروان واقعا من بهت افتخار ميكنم و براي بار هزارم ميگم خيليي مردي
هنرمند واقعي تويي كه هيچ وقت دو رو نبودي هيچ قدمي رو تو زندگيت بدون فكر كردن بر نداشتي
واقعا بهت افتخار ميكنم و تا ته تهش هميشه طرفدارت ميمونم♥️♥️♥️♥️
@sirvankhosravi #sirvankhosravi #sirvan
Read more
هيچكس از آينده خبر ندارد ، شاید مردی كه امروز باعجله توی مترو از تو ساعت را پرسید يک ماه بعد با نام كوچک ...
Media Removed
هيچكس از آينده خبر ندارد ، شاید مردی كه امروز باعجله توی مترو از تو ساعت را پرسید يک ماه بعد با نام كوچک صدا بزنی و شايد دختری كه امروز با او قدم می‌زنی چند سال بعد كالسكه به دست از روبه‌رو به سمتت بيايد و تو سرت توی كيف مدارکت باشد و با تنه از كنارش رد شوی شايد او برگردد تو هم برگردی و در یک ثانيه آن همه خاطرۀ ... هيچكس از آينده خبر ندارد ،
شاید مردی كه امروز باعجله توی مترو از تو ساعت را پرسید يک ماه بعد با نام كوچک صدا بزنی و شايد دختری كه امروز با او قدم می‌زنی چند سال بعد كالسكه به دست از روبه‌رو به سمتت بيايد و تو سرت توی كيف مدارکت باشد و با تنه از كنارش رد شوی شايد او برگردد تو هم برگردی و در یک ثانيه آن همه خاطرۀ تلخ و شیرین زنده شود اصلا شايد هم برنگردد و به پسرش توی كالسكه نگاه کند تا خیالش راحت شود كه بيدار نشده است و تو همچنان دنبال كاغذ حساب‌های شركت باشی .

هيچكس از آينده خبر ندارد شايد امروز ازنبودش اشک میریزی و فکر میکنی که دنیا تمام شده است و شاید هــم دوســال بـعـد روی نيمكت‌ یک پارک نسته‌ای و به آمدنش از دور با لبخند نگاه كنی و وقتی نزديک شد باخنده بگويی تو تنها کسی بودی که دیر آمدنش ناراحتم نکرد و شايد همچنان توی اتاقت باشی و پیش خودت فكر كنی حست چقدر شبيه دو سال پيش همين موقع است

فهميدی می‌خواهم چه بگويم ؟
نمي‌خواهم بگويم همۀ دردها فراموش می‌شوند نمی‌خواهم بگويم حتـمـا زمان كسی را كه امروز دوست داری قطعا از يادت خواهد برد و نمی‌خواهم بگويم كسی‌که امروز كنار توست حتما دوسـال بـعــد از کنارت می‌رود.

فقط خواستم بگويم که تغيير شايد نام ديگر زندگی باشد خواستم بگويم دست بردار از اينكه فكر كنی همه چيز را بايد کنترل كنی دست بردار از اينکه فكر كنی هميشه تو مدير زندگيت و اتفاق‌های آن هستی تا اینقدر برای فردا و برای يک‌سال بعد و برای آينده با فلانی برنامه نريزی تا نخواهی كه همه چيز همان پيش برود كه فقط تو می‌خواهی

خواستم بگويم خيلی چيزها دست تو نيست و این هم اصلا چيز بدی نيست اينطوری شاید بتوانی با خيال راحت چايت را بنوشی و مطمئن باشی که این زندگی خودش تو را خواهد برد به آنجا كه‌بايد بروی ... پس بهترين آهنگ بهترين لباس و بهترین عطرت را فقط برای همين ثانيه از زندگیت آماده كن چون كسی از آينده خبر ندارد !! 👤 مرآ جان

#مرآ_جان
#لالا_لند
پ.ن:سواي اهنگ ورنگاي جذاب من عاشق اون تيكه از فيلمم كه به هم نگاه ميكنن و مرور ميكنن اگه باهم بودن چي ميشد؟؟؟حتي با وجود بغضي كه تو گلوم بعد هربار ديدن اون صحنه ميشينه😢😍
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني ...
Media Removed
خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني چقدر با همه وجودم از حس شكرگزاريت مستم؟؟ حس ميكني چقدر افتاده حال و با سري به تعظيم فرود اومده، ازت ممنونم؟؟ خدايا... چه جوري ميشه از معجزه هات حرف زد؟؟ چه جوري ميشه شاكرت بود؟؟ خدايا... من كه بنده ... ➿➿
خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني چقدر با همه وجودم از حس شكرگزاريت مستم؟؟ حس ميكني چقدر افتاده حال و با سري به تعظيم فرود اومده، ازت ممنونم؟؟ خدايا... چه جوري ميشه از معجزه هات حرف زد؟؟ چه جوري ميشه شاكرت بود؟؟ خدايا... من كه بنده بد تو هستم و انقدر تو چاله چوله هاي زندگي نورتو جلوي راهم انداختي خوشا به حال اونايي كه بنده خاص و عزيز كرده ت هستن... خدايا... تو روزهايي كه گذشت بيش از اندازه بهت احتياج داشتم و تو ثانيه اي تنهام نذاشتي... خدايا، منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ چه جوري ميشه وقتي دنيا براي آدم تنگ و نفس براي كشيدن سخت ميشه تو آغوشتو باز ميكني و سلول سلول وجودشو پر ميكني از عشق، محبت و صبر... خدايا... از روزي كه خودمو شناختم هرگز به وجودت شك نكردم ولي اين چند روز رو عجيب باهات زندگي كردم... مثل هميشه و از روي عادت نوجونيم، اين چند روز رو روزه سكوت گرفتم و يه لحظه به جايي رسيدم كه عليرغم ميل باطني و قلبيم، چشمهامو بستم و به حكمت و تصميمت راضي شدم تا تو دوباره ثابت كني كه خدا بزرگ است و خدايي جز خداي يكتا نيست... تو دوباره ثابت كردي كه هميشه و همه جا با مني و لحظه اي از حال دل بنده هات غافل نيستي... تو دوباره ثابت كردي اگر نخواي برگي از درخت نميفته و تو يكتا و بينظري و من چقدر نادون و كوچيك و ناپخته كه بازيهاي تو رو نميفهمم و كم ميارم و عجله ميكنم... تو دوباره ثابت كردي به قول پدرم، تو از رگ گردن به بنده هات نزديكتري و تا تو نخواي برگي از درخت نميفته... تو دوباره بهم ثابت كردي ما آدمها خيلي خيلي قويتر از اون چيزي هستيم كه فكر ميكنيم و من از خلقت همچين موجود پيچيده، سرسخت و قوي به اسم انسان در برابر تو سر تعظيم فرود ميارم و وجود و حكمت و رحمتت رو شاكرم... انقدري كه ميتونم راجع به اين چند روز اخير، قشنگترين كتاب زندگيم رو بنويسم... واي به حال هر كسي كه بغير از تو به كس ديگه اي توكل و تكيه كرد و بغير از آغوش مهربون و پر آرامش تو به آغوشي پناه برد... پ.ن. هنوز دارم اتفاقات اخير رو هضم ميكنم و شايد يه روزي به زودي راجع بهش نوشتم ولي اگر دوست داشتين برام از معجزه هاي زندگيتون بنويسين... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
از خونه ابرا رو نبردي بارون نميتونه نباره بيچاره شهري كه از امروز چيزي به نام " تو" نداره روزاي ...
Media Removed
از خونه ابرا رو نبردي بارون نميتونه نباره بيچاره شهري كه از امروز چيزي به نام " تو" نداره روزاي تلخي دارم اما وقتي تو خوبي بسه واسم حتي همينم خوبه وقتي بوي تو رو ميده لباسم بي تو براي كشتن من تهران باهات همدست ميشه از هر خيابوني كه ميرم از هر طرف بن بست ميشه دنيا رو دارم باخت ميدم اين آبرو ... از خونه ابرا رو نبردي
بارون نميتونه نباره
بيچاره شهري كه از امروز
چيزي به نام " تو" نداره
روزاي تلخي دارم اما
وقتي تو خوبي بسه واسم
حتي همينم خوبه وقتي
بوي تو رو ميده لباسم
بي تو براي كشتن من
تهران باهات همدست ميشه
از هر خيابوني كه ميرم
از هر طرف بن بست ميشه
دنيا رو دارم باخت ميدم
اين آبرو ريزي مهم نيست
وقتي نباشي توي خونه
ديگه برام چيزي مهم نيست
هيچ آرزويي تو دلم نيست
چيزي كه باعث شه بمونم
آخر يه جوري كه نفهمي
عكسامو دستت مي رسونم... #آبا_عابدین
#آدم_ابري

پ.ن: در چشمهايم دقيق تر نگاه كن... جز تو هيچ چيزي در آن نيست... #چشمهايش

#ليلا_برخورداري #عكس #شعر
#leilabarkhordari #iranianactress
Read more
. ساويو(بازيكن سابق برزيل) :" وينيسيوس منتظر بازى هست ، من وضعيتش رو ميدونم و انگيزه داره هرچه سريعتر ...
Media Removed
. ساويو(بازيكن سابق برزيل) :" وينيسيوس منتظر بازى هست ، من وضعيتش رو ميدونم و انگيزه داره هرچه سريعتر بازى كنه اما اين اصلا آسان نيست رئال تيمىِ كه پر از ستارست و مخصوصا تو پست وينيسيوس بازيكناى جهانى دارند" ؛ "هواداران هم دوست دارند هرچه سريعتر ببيننش اون تو پيش فصل عالى عمل كرد بايد آرام باشه ... .
ساويو(بازيكن سابق برزيل) :" وينيسيوس منتظر بازى هست ، من وضعيتش رو ميدونم و انگيزه داره هرچه سريعتر بازى كنه اما اين اصلا آسان نيست رئال تيمىِ كه پر از ستارست و مخصوصا تو پست وينيسيوس بازيكناى جهانى دارند"
؛
"هواداران هم دوست دارند هرچه سريعتر ببيننش اون تو پيش فصل عالى عمل كرد بايد آرام باشه و به تلاش و كارش ادامه بده ، وينى بايد خودشو تو رئال و اسپانيا و جو و همچى وفق بده"
؛
"بازيكن فقط 18 سالشه و بايد صبر كنه و منتظر بمونه بنظرم باشگاه هم با برنامه داره روش كار ميكنه ، تو برزيل هم بى صبرانه منتظر بازياش هستند چون خيلى جوونه اما پر از استعداد و سرعت و دريبلينگ بالا "
؛
"اون الان تو تيمى هست كه هر بازيكنى آرزوشه اونجا بازى كنه ، من خيلى دوسش دارم و براش خوشحالم"
.
.
#ترجمه_اختصاصي_رئال_مادريد_ايران
#FoADi_Cr7
Read more
• • چيزي كه از من خواستي جز دل بريدن نيست چيزي مخواه از من كه در اندازه من نيست! . دنبال آرامش مگرد ...
Media Removed
• • چيزي كه از من خواستي جز دل بريدن نيست چيزي مخواه از من كه در اندازه من نيست! . دنبال آرامش مگرد اي رود سرگردان چيزي كه در دريا نباشد در تو قطعا نيست! . گاهي براي گريه كردن بس كه تنهايي جايي برايت بهتر از آغوش دشمن نيست . پيراهنم روزي گواهي مي دهد پاكم اي عشق گاهي وقت ها پاكي به دامن نيست! . گفتم ...

چيزي كه از من خواستي جز دل بريدن نيست
چيزي مخواه از من كه در اندازه من نيست!
.
دنبال آرامش مگرد اي رود سرگردان
چيزي كه در دريا نباشد در تو قطعا نيست!
.
گاهي براي گريه كردن بس كه تنهايي
جايي برايت بهتر از آغوش دشمن نيست
.
پيراهنم روزي گواهي مي دهد پاكم
اي عشق گاهي وقت ها پاكي به دامن نيست!
.
گفتم به آغوش تو بر مي گردم، اما نه!
انگار آغوشي براي بازگشتن نيست...


پ.ن: به قول حضرت سعدي: چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم؟!
Read more
عيدم با تموم زيبايياش شتابان اومد البته نه به شهر من! شايد به ايرانم ️اينجا كه همش برف بود و برف بود و برف... سرما و سرما و سرما.... من كه نتونستم با هيچ دوز و كلكي ننه سرمارو از شهرمون بيرون بندازم حتي با تماي گرم و نارنجي ايي كه انتخاب كردم براي سفره هفت سين امسالم🧡🧡🧡 باز م يه عيد ديگه اومد و با هزاران ... عيدم با تموم زيبايياش شتابان اومد البته نه به شهر من! شايد به ايرانم ❤️اينجا كه همش برف بود و برف بود و برف... سرما و سرما و سرما.... من كه نتونستم با هيچ دوز و كلكي ننه سرمارو از شهرمون بيرون بندازم حتي با تماي گرم و نارنجي ايي كه انتخاب كردم براي سفره هفت سين امسالم🧡🧡🧡 باز م يه عيد ديگه اومد و با هزاران عشق و شور و اميد سفره ام رو چيدم ... خيلي چيزاش كم بود و من بخودم ميگفتم مهم نيست سفره ات جور نشه و يه چند تا سينش كم باشه... مهم اونه كه تنت سالم باشه و بتوني همه چي رو بي عيب و نقص جور كني... مهم اونه كه دلت گرم و قرص باشه ولي امان از اونجا كه نسترن قصمون اين حرفا حاليش نيست... به هزار در و ديوار زد و با كمك همه دوستاي شهر قصه, سفره شد كامل كامل ... تازه ريا نشه از هفت سينم بيشتر شد.... سفره كامل و فرهاد ميخونه طبق معمول هرسال.... نيستم تو خونه كه به آينه نگاه كنم و چشممو به ماهي ايي بندازم كه متين با عشق بهم هديه داده... سركارم ... هنوز به خونه نرسيدم.... دنبال قطار ميدوم.... ميخوام بموقع برسم و سر سفره ام باشم.... تلفنم زنگ ميخوره 💕از ايرانه.... صداي نقاره خونه امام رضا.... منم و خاطرات بچگي وسط مهد اروپا.... اشكها و خاطره هااااا.... همه سال رو ميدواممممم..... شايد دنبال قطار.... شايدم دنبال خاطرات بچگي! .....ولي دلم اونجاست بيش اونايي كه يه عالمه سال پيش تو يه عيدي تركشون كردم .... امان امان از غربت!!!! بگذريمممممم ....😘 ايام بكامتون شيرين! عيدتون مبارك و سالتون نارنجي و گرم! #روزاي_خوب_اومدني_نيست_ساختنيه # بهار #هفت_سين #هفت_سين٩٧ #سوئد #يوتوبوري # #خونه_پر_عشق_من #
Read more
. من: سال كه تحويل ميشه همه چيز به دو نيمه مساوي تقسيم ميشه. ٣٦٥ تا روز اينور ٣٦٥ تا اونور، ٣٦٥ تا شب ...
Media Removed
. من: سال كه تحويل ميشه همه چيز به دو نيمه مساوي تقسيم ميشه. ٣٦٥ تا روز اينور ٣٦٥ تا اونور، ٣٦٥ تا شب اينور ٣٦٥ تا اونور، چهار تا فصل اينور چهارتا اونور... او: -عمو سال تحويل يعني چي؟ +يعني بهار عزيز دلم، يعني وقتي كه همه گلا در ميان و هوا خوب ميشه! -يعني چند دقيقه ديگه بهار ميشه؟ چجوري يعني؟ +بياين ... .
من:
سال كه تحويل ميشه همه چيز به دو نيمه مساوي تقسيم ميشه. ٣٦٥ تا روز اينور ٣٦٥ تا اونور، ٣٦٥ تا شب اينور ٣٦٥ تا اونور، چهار تا فصل اينور چهارتا اونور...
او:
-عمو سال تحويل يعني چي؟
+يعني بهار عزيز دلم، يعني وقتي كه همه گلا در ميان و هوا خوب ميشه!
-يعني چند دقيقه ديگه بهار ميشه؟ چجوري يعني؟
+بياين اينجا دستام بگيرين نشونتون بدم...
من:
اينجا همه چيز دور همه چيز ميچرخه! ماه دور زمين، زمين دور خودش و دور خورشيد، آدما دور كسايي كه دوسشون دارن. ديدي وقتي يكي رو خيلي دوسش داري ميگي #دورت_بگردم
او:
دستاتون محكم بدين به من... حالا بچرخين، تند تند بچرخين
من:
وقتي دور خودت ميگردي، وقتي بچه ها دورت ميگردن، يعني ديگه نياز نيست تو اين همه شلوغي و نامهربوني و خستگي هاي دنيا دنبال خودت بگردي! تو الان اينجايي! دقيقا همين لحظه اي كه همه چيز به دو نيمه مساوي تقسيم ميشه. ديگه نه من پيش از تويي هست و نه من بعد از تو... سال تقسيم ميشه به من با تو و من با تو!
.
.
سال نوتون مبارك🌹
پ.ن: سمت راستي سانياس! يه دختر خوشگل كه فقط با چشماي قشنگش ميتونه دلت ببره. سانيا خواهر فهيمه...
سمت چپي ليلاس! پارسال عيد كه دنبال بچه هاي زباله گرد تو دره فرحزاد بوديم رفتم خونشون. يه خونه بيست متري با چهار پنجتا بچه قد و نيم قد و يه پدر معلول و مادرشون، وسط دره فرحزاد. براي اينكه خرجشون دربياد با داداشش زباله جمع ميكردن و تنها آروزي زندگيش خوب شدن پدرش بود كه موقع كار آسيب ديده بود.
#من_او
#من_پيش_از_تو
#من_پس_از_تو
#من_با_تو
#سال_نو
#تحويل_سال
#هفت_سين
عكس از @omidardehali عزيز كه هميشه با هنرش شرمنده م ميكنه
Read more
• تو را ميبينم كه كنارم ايستاده اى. بند بند تنم از هم ميپاشد. كتف هايم ميسوزند و زانوهايم به پايين ...
Media Removed
• تو را ميبينم كه كنارم ايستاده اى. بند بند تنم از هم ميپاشد. كتف هايم ميسوزند و زانوهايم به پايين كشيده ميشوند. جاى بند كوله روى استخوان شانه ام تير ميكشد. انگشتانم نميدانم سرشان را كجا گذاشته اند و خواب رفتند. و من در اينهمه شلوغى و سر و صداى استخوان ها به تو خيره ميشوم كه حواست نيست. دردم مى ...
تو را ميبينم كه كنارم ايستاده اى.
بند بند تنم از هم ميپاشد. كتف هايم ميسوزند و زانوهايم به پايين كشيده ميشوند.
جاى بند كوله روى استخوان شانه ام تير ميكشد.
انگشتانم نميدانم سرشان را كجا گذاشته اند و خواب رفتند.
و من در اينهمه شلوغى و سر و صداى استخوان ها به تو خيره ميشوم كه حواست نيست.
دردم مى آيد از خودم. تمام تنم را احساس ميكنم.
شانه ها داد ميزنند كه ما هستيم، ستون فقرات تير ميكشند كه هستيم. ران ها ذوق ذوق ميكنند كه ما هم.
بدون اينكه متوجه حضورم شوى چند قدم به عقب ميروم.
پاهايم را به جدول كنار خيابان ميكوبم كه يعنى خفه خون بگيريد، شما نيستيد، نيستيد، نيستيد.
سرت را سمت من ميچرخانى و يك ديوانه ميبينى كه مدام پاهايش را به جدول ميكوبد.
كف پاها نميخواهند روى زمين بند شوند ميخواهند به سمت تو بدوند كه يعنى ما هستيم.
يواشكى بهشان ميگويم نميشود جور ديگرى بگوييد كه هستيد لامصب ها؟ يك جور قشنگ تر، صميمى تر...
بعد گردنم را كج ميكنم و دور ميشوم.
#مهتابیسم
Read more
• • گنج من!در طلبت، رنج، فراوان بردم بى وضو دستِ مى آلوده به قرآن بردم . به قمار آمدم آن موى به هم ...
Media Removed
• • گنج من!در طلبت، رنج، فراوان بردم بى وضو دستِ مى آلوده به قرآن بردم . به قمار آمدم آن موى به هم ريخته را دل و دين باختم و حال پريشان بردم . آتشى بود كه بعد از تو در اين سينه نشست گريه اى بود كه هرشب به خيابان بردم . پيش "عقل" از ستمِ عشق شكايت كردم به يهودي، گِله از ظلمِ "مسلمان"، بردم! . شرم ...

گنج من!در طلبت، رنج، فراوان بردم
بى وضو دستِ مى آلوده به قرآن بردم
.
به قمار آمدم آن موى به هم ريخته را
دل و دين باختم و حال پريشان بردم
.
آتشى بود كه بعد از تو در اين سينه نشست
گريه اى بود كه هرشب به خيابان بردم
.
پيش "عقل" از ستمِ عشق شكايت كردم
به يهودي، گِله از ظلمِ "مسلمان"، بردم!
.
شرم بوده است و يا شوق؟نميدانم شيخ!
دكمه اى باز شد و سر به گريبان بردم!
.
شهر پاى تو زبان ريخت و من سر دادم
ديگران زيره و من چشم به كرمان بردم!
.
ابرم و رحمت من موجب زحمت شده است
سيل افتاده به هر نقطه كه باران بردم
#
از تو چيزى به دلم نيست زليخا! كه خودم
بودم آنكس كه به تهمتكده دامان بردم...


پ.ن: طرح ها محبت دوستان است...
Read more
من با اصل حرف اين حاج اقا ميري كار دارم نه خودش چون همين اقا امام رضا رو تو يه سخنراني ساقي مشروب هم كرده خيلي عليه السلام نيست... من كه نبودم ولي از خودم ميپرسم يعني زمان طاغوووت زمان شاه ظالم اوضاع انقدر وخيم بود كه انقلاب كردن كه الان اين باشه حال و روزمون... سوال هر روز ذهنمه اگر الان اين جهنم خوبه ... من با اصل حرف اين حاج اقا ميري كار دارم نه خودش چون همين اقا امام رضا رو تو يه سخنراني ساقي مشروب هم كرده خيلي عليه السلام نيست...
من كه نبودم ولي از خودم ميپرسم يعني زمان طاغوووت زمان شاه ظالم اوضاع انقدر وخيم بود كه انقلاب كردن كه الان اين باشه حال و روزمون...
سوال هر روز ذهنمه اگر الان اين جهنم خوبه و حاصل انقلاب عدل الهيه تلاش براي اجراي حكومت علي(ع) هست پس قبل اين انقلاب اون موقع پدران و مادران ماااا كنار تنور جهنم داشتن جلز و ولز ميزدن بنده خدا ها تو چه منجلابي بودن كه انقلاب كردن !
هزاران بار از خودم پرسيدم جذابيت قدرت و ثروت چطور ميتونه چشم انساني رو به روي انسانيت و كرامت انسانها ببنده ... طبيعت ظلم را تاب نمي اورد انها كه ظالمند خدايشان نيامرزد و انها كه ظالم نيستند ولي جسارت مقابله با ظلم را ندارند خدايشان قدرت و جسارت عطا كند ، امين
Read more
: #برای_دلمان #آسدمقداد_نوشت: مثل يك كودك بد #خواب كه بازيچه شده #خسته_ام خسته تر از انكه بگويم ...
Media Removed
: #برای_دلمان #آسدمقداد_نوشت: مثل يك كودك بد #خواب كه بازيچه شده #خسته_ام خسته تر از انكه بگويم چه شده در خيالات بهم ريخته ى دور و برم خيره بر هر چه شدم #خاطره اى زد به سرم مى روم چشم ترم را به #زيارت ببرم تا از آن #چشم نظر باز شكايت ببرم ناممان منتسبش بود نميدانستيم جانمان در طلبش بود نميدانستيم خبر ... :
#برای_دلمان
#آسدمقداد_نوشت:

مثل يك كودك بد #خواب كه بازيچه شده
#خسته_ام خسته تر از انكه بگويم چه شده
در خيالات بهم ريخته ى دور و برم
خيره بر هر چه شدم #خاطره اى زد به سرم
مى روم چشم ترم را به #زيارت ببرم
تا از آن #چشم نظر باز شكايت ببرم
ناممان منتسبش بود نميدانستيم
جانمان در طلبش بود نميدانستيم
خبر آمد همه جا #شعر تو را ميخواند
شعرمان ورد لبش بود نميدانستيم
#قول_دادم برود از غزل آتى من
لطف كن حرف نزن #قلب خيالاتى من
مشكلت با من و احوال پريشانم چيست؟
قلب من تند نرو #صبر كن آرام بايست
نفسم را به هواى نفسى تازه بگير
قد #عاشق شدنم را خودت اندازه بگير
بخدا هيچ كسى مثل من آزرده نشد
مثل لب هاى تو انقدر ترك خورده نشد
هيچ كس مثل من از دست خودش شاكى نيست
از همين #فاصله برگرد تو هم باكى نيست
#فرق_دارد_دل_من_با_دل_تو_عالمشان
#در_دهانم_پر_حرف_است_نمى_گويمشان
به خودم #سيلى سرخى زدم و دم نزدم
آن زمان كه همه فرياد زدند از #غم شان
پشت #وابستگى ام هست دليلى كه نپرس
منم و تجربه ى #طعم اصيلى كه نپرس
#حرف_دل را كه نبايد بگذارى آخر
اين چه چشمان شروريست كه دارى آخر؟
#چشم تو روى من غم زده شمشير كشيد
#قلب_من_ياد_تو_افتاد_فقط_تير_كشيد
حمله ى قرنيه ها را نپذيرم چه كنم؟
من اگر دست تو را سخت نگيرم چه كنم؟
هر چه من مى كشم از اين #دل نامرد من است
اين #غزل ها همگى گوشه اى از #درد من است



#طرحی_از_عشق_به_سر_دارم_و_میاندازم
#روزی_آن_را_به_بلندای_سفید_کفنم
.
#بی_سبب_درد_که_هم_قافیه_با_مرد_نشد
#همچون_انار_خون_دل_از_خویش_میخوریم
.
#اشتاقك
Read more
اندك توانى كه براى ناراحتى هايت داشتم را موريانه خورد، آنقدر بغضت را محكم بغل كردي كه چشمان بالشت هم ...
Media Removed
اندك توانى كه براى ناراحتى هايت داشتم را موريانه خورد، آنقدر بغضت را محكم بغل كردي كه چشمان بالشت هم خيس شد، آرام تر باش زيبا، زندگى كه رابطه من و تو نيست، زندگى ادامه دارد و ادامه اش هم كمي "درد" كه هر دو مي دانيم، كاش ابتداى لب هايت مي نوشتن خطر عاشق شدن "نزديك نشويد" نزديكي كورم مي كرد و من فقط تو را مي ... اندك توانى كه براى ناراحتى هايت داشتم را موريانه خورد، آنقدر بغضت را محكم بغل كردي كه چشمان بالشت هم خيس شد، آرام تر باش زيبا، زندگى كه رابطه من و تو نيست، زندگى ادامه دارد و ادامه اش هم كمي "درد" كه هر دو مي دانيم، كاش ابتداى لب هايت مي نوشتن خطر عاشق شدن "نزديك نشويد" نزديكي كورم مي كرد و من فقط تو را مي ديدم. دورى را هم كه نگو، احساس نبودنت تمام بدنم را بى حس كرد، انقدر بي حس كه حتى نمى توانستم از تنهاى فرار كنم، من حرام را با تو فهميدم و حريم من درون تو بود و حرمت تمامش راست بود. من راست بودم و تو هم كه دنبال حقيقت، حقيت تلخ و من به دنبال شيرين، فاصله آنقدر زياد شد كه طعم هم را گم كرديم، تو به دنبال تلخى رفتى و من در شيرين گم شدم ( فرهاد نجفى ) #farhadnajafipoem #caffemahtab @cafemahtab
Read more
يه روزايي تو زندگي آدما مياد و ميره كه بعدا مي شيني و به خودت ميگي اصلا ارزشي داشت كه همچين وقتي براش بذارم ...
Media Removed
يه روزايي تو زندگي آدما مياد و ميره كه بعدا مي شيني و به خودت ميگي اصلا ارزشي داشت كه همچين وقتي براش بذارم 🧐... خودمو ناراحت چه چيزا نكردم كه به يكي بر نخوره ... غصه چه چيزارو تو دلم ريختم كه غم به چهره يكي نيافته... دل به چه كارا دادم كه دل يكي رو شاد كنم.️... ولي همشون تموم شدن و رفتن.... غم و غصه ها ... يه روزايي تو زندگي آدما مياد و ميره كه بعدا مي شيني و به خودت ميگي اصلا ارزشي داشت كه همچين وقتي براش بذارم 🧐... خودمو ناراحت چه چيزا نكردم كه به يكي بر نخوره 😞... غصه چه چيزارو تو دلم ريختم كه غم به چهره يكي نيافته😞... دل به چه كارا دادم كه دل يكي رو شاد كنم.😉☺️... ولي همشون تموم شدن و رفتن.... غم و غصه ها مياد و ميره... 🤩🤩شاديا و جشنا و دلخوشيا مياد و ميره... 😏از همه اون قصه ها خاطره و عكسي ميمونه و يادي... چه خوبه اين خاطره ها خنده به روي ادم بياره بجاي آه و افسوس.... عيبي نيست خاطرات بدم گذران ولي چه خوبه كه اون عكس تورو ببره توي يه دنيايي كه همش لذت شيريني و طراوت خاطره ها باشه مثل اين كيك كدو حلوايي من.... با طعم شيرينش رفتم تو دنياي خاطرات... 😊اونجا كه فقط من بودم و من و يك دنيا خاطره.... ☺️😘خونه دل و مغزتون پر از خاطره هاي خوش! 🧡🧡 #خونه_پر_عشق_من #روزاي_خوب_اومدني_نيست_ساختنيه #
Read more
خب رسيديم به گفتن حقايق دوباره !! راستش من اين چند ماه اخير كه از ايران اومدم بيرون !! با دو تا دختر رابطه ...
Media Removed
خب رسيديم به گفتن حقايق دوباره !! راستش من اين چند ماه اخير كه از ايران اومدم بيرون !! با دو تا دختر رابطه برقرار كردم كه جفتشونم ميدونيد چى شد !! جفتشونم خطر شدن هم واسه آبروم هم واسه انرژيم و هم واسه شعرام و آهنگام !! با يكيشون كه ازمون عكس گرفتن پخش كردن تو رستوران و يكيشونم عكس يواشكى گرفت و تهديد به ... خب رسيديم به گفتن حقايق دوباره !! راستش من اين چند ماه اخير كه از ايران اومدم بيرون !! با دو تا دختر رابطه برقرار كردم كه جفتشونم ميدونيد چى شد !! جفتشونم خطر شدن هم واسه آبروم هم واسه انرژيم و هم واسه شعرام و آهنگام !! با يكيشون كه ازمون عكس گرفتن پخش كردن تو رستوران و يكيشونم عكس يواشكى گرفت و تهديد به پخش كرد !! يكيشون كه همون يه شب بود و بعد يه شب خودشو نشون داد و يكيشونم چند روز بيشتر دووم نياورد !! بقيه شم كه تنها بودم !! تو دوبى هم كه كلا هر دختر تنهاى بيكارى ميبينى مطمئن باش بيزينسيه با اين وضع دلار 😅 البته نه فقط دوبى 😉 تركيه و بقيه ى جاها هم همينه !! گفتم شايد دختراى ايران و دوبى و تركيه اينجورين !! شايد گرجستان كه پلنگ كمتره دختراش بهتر باشن و پاك تر باشن و بشه با يكيشون دوست شد بلخره و بعد كار سنگين بتونى با يكى صحبت كنى و يه چايى بخورين باهم و خستگيت در شه !! امّا اينجا هم با هر كى حرف زدم همون اولش بلاك شد و اصلا به ديدن هم نرسيدن 😅 اصلا نميفهميدن دارن با كى حرف ميزنن و فكر ميكردن منم يه عمله ام كه افتادم دنبالشون و شماره بدم 😅😂 اينه كه فهميدم مشكل از دختراى ايرانى تو ايران يا تركيه يا دوبى و گرجستان نيست !! مشكل كلا از دختر ايرانيه كه نه احترامو درست فهميده !! نه ارتباطو !! نه فرق آدمارو با هم ميدونه !! فكر ميكنن از همه بايد بكنن !! به همه بايد بى احترامى كنن و همه بايد بيوفتن دنبالشون و همه بايد از كار و همه چيشون بزنن به خاطر اينا ، بعد اينا هر وقت حال داشتن و حاظر بودن و بيكار بودن بيان 😅 ولى من اين مدلى نيستم و با كسى كه احتراممو حفظ نكنه رابطه برقرار نميكنم !! پس درنتيجه تو اگه بخواى آدم درستى باشى و احترام خودت رو حفظ كنى فقط و فقط بايد تنها بمونى و هيچ راه ديگه اى بين جماعت ايرانى نيست !! مگر اينكه به فكر دوست دختر يا زن خارجى باشى !! اينايى كه بهت ميگم عين واقعيت و عين حقيقته و فقط ازش استفاده كن !! همين !! ٧٨
Read more
 #پروژه_گلگلی _^ #قشنگ_سازی جعبه كه تموم شد نشستم و خوب بهش نگاه كردم همين يك ساعتی كه سرگرمم كرده ...
Media Removed
#پروژه_گلگلی _^ #قشنگ_سازی جعبه كه تموم شد نشستم و خوب بهش نگاه كردم همين يك ساعتی كه سرگرمم كرده بود كاملا از منِ قبل و بعد خودش يه آدم ديگه ساخته بود .. بعد ياد پست قبلم افتادم سعي كردم زود يه نتيجه خوب بگيرم؛ اينكه شايد خيلی وقتا براي خيليامون اون چيزی شده كه نخواستيم باشه .. لااقل لابلای اون نشده ... #پروژه_گلگلی
_^
#قشنگ_سازی جعبه كه تموم شد نشستم و خوب بهش نگاه كردم همين يك ساعتی كه سرگرمم كرده بود كاملا از منِ قبل و بعد خودش يه آدم ديگه ساخته بود .. بعد ياد پست قبلم افتادم سعي كردم زود يه نتيجه خوب بگيرم؛ اينكه شايد خيلی وقتا براي خيليامون اون چيزی شده كه نخواستيم باشه .. لااقل لابلای اون نشده ها بچپونيم خواسته هامونو!! خوبه لااقل گاهي آدم خودشو گم كنه و تو چيزی غرق بشه كه اون #لبخند_قشنگه رو شده واسه يه لحظه مهمونش كنه.. خلاصه كه خواستم لبخند قشنگرو باهاتون شريك بشم كه بگم كه پر و بالِ دوست داشتنيهاتونو نچينين و اجازه غرق شدن بخودتون بدين.. تو كتاب تو موسيقي تو هنر تو ورزش .. يعنی ميخوام بگم مابين زندگياي خشك و رسمي و اداريمون باااايد كاري بكنيم كه حالمون با اون كار خوب تر بشه و اون لبخند قشنگه به لبمون بشينه ..و گر نه من كه اگه با هنر عشق بازي نكنم با شغلم احتمالا در سن ٤٠ سالگي يه خانوم مسن غر غرو و پوسيده خواهم شد! كه يه نگاه سرد داره و در هيچ محفلي جاش نيست ! والا مگه دنيا دو روز نيست 🙃 با تقديمِ لبخند قشنگه ..
آخه بقولی خنده رو ها به بهشت ميروند ..
مخصوصا اگه هنرمند هم باشن😉🌱
#انرژی_مثبت #پتینه_كاری 🌸

@shirin.bahman
Read more
گويا صداى دعوت بهترين هاى دوعالم مياد... خودم و همه ايل و تبارم فداى شما كه هيچ وقت برامون كم نذاشتين بالاخره ...
Media Removed
گويا صداى دعوت بهترين هاى دوعالم مياد... خودم و همه ايل و تبارم فداى شما كه هيچ وقت برامون كم نذاشتين بالاخره كارهامو انجام دادم و جا به جا كردم و شكر خدارو كه طلبيده شدم تو بعضى از روايات اومده كه امامِ عصر و الزمانمون وقتى تو غيبت كبرى هستند از مكان ها و زمان هاى خاصى كه حتما حضور دارند در صحراى عرفات ... گويا صداى دعوت بهترين هاى دوعالم
مياد...
خودم و همه ايل و تبارم فداى شما كه هيچ وقت برامون كم نذاشتين
بالاخره كارهامو انجام دادم و جا به جا كردم و شكر خدارو كه طلبيده شدم
تو بعضى از روايات اومده كه امامِ عصر و الزمانمون وقتى تو غيبت كبرى هستند از مكان ها و زمان هاى خاصى كه حتما حضور دارند در صحراى عرفات موقع موسم حج و موقع اربعين حسينى هست كه امام زمانمون مردم رو ميبينند و مردم هم صاحب خوشونو ميبينند ولى مردم حضرت رو نمى شناسند...
شايد حضرت رو نبينيم و نشناسيم ولى همينكه حس ميكنى تو قدم هايى كه بر ميدارى و مكانى كه زيارت ميكنى صاحبت حضور داره و براى اجابت دعاهات آمين ميگه اين سفر رو خاص تر ميكنه و متوجه ميشى اين سفر يه سفر عادى نيست و مى فهمى كه سرزمين كربلا در زمان اربعينِ اربابش يه حال و هواى ديگه اى با بقيه روزا و ايام سال داره...
من معمولا از سفرهام و رستوران و كافى شاپ هايى كه اغلب دوست دارم و ميرم پست نميذارم و تبليغ نميكنم ولى باور كنين كه اين سفر فرق داره و حتما تمام سعى مو ميكنم تا از آشپزخونه موكب ها كه حكم رستوران ها و چاى و قهوه هاى عراقى ها كه حكم كافى شاپ راه رو دارن، عكس بگيرم و بنويسم تا شمام از حال و هواى اربعين كربلا استشمام كنين و حض ببرين و شما رو با استورى هام شريك لحظه هام كنم
حتما براى چشم براه مونده ها و شفاى تمام مريضا و وضعيت معيشت مردم و صابخونه شدنشون و محقق شدن معجزات و اتفاق هاى خيلى خوب و رنگارنگ و پى در پى در زودترين و سريع ترين زمان دعا ميكنم و اگر منتظر اتفاق خاص و قشنگى تو زندگى تون هستين اميدوارم اون اتفاقه كه خيلى وقت منتظرش هستين بيوفته و ايشالله همه ى كنكورى ها و محصلان به تحصيلات عاليه برسن و همه عاقبت بخير شيم و سايه بزرگان هميشه مستدام باشه و مشكل ازدواج جون ها حل شه و مشكل بيكارى مردم حل بشه و همه به كارهاى مورد علاقه و استعدادشون مشغول به كار بشن و مقروضان دِين شونو ادا كنن و مملكتمون از دست يزيدان زمانه نجات پيدا كنه و بحران وضعيت اقتصادى ايرانمون وطنمون حل بشه...
براى برآورده شدن همه و همه و همه ى حاجت ها دعا ميكنم
انشالله صاحبمون آمين گوى همه دعاها باشن🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
به اميد ديدار دوستان حاضر در اربعينِ حسينى
#اربعين_٩٧
#الحسين_يجمعنا
#حب_الحسين_يجمعنا
#عازمم_حلالم_كنيد
#قدم_هايم_نذر_فرج
#قدم_هايم_نذر_آمدنت
#اللهم_عجل_عجل_عجل_لولیک_الفرج_به_حق_فاطمة
Read more
<span class="emoji emoji1f331"></span><span class="emoji emoji2665"></span>️<span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f381"></span>...<span class="emoji emoji1f447"></span>🏽بخونيد هر روز روزِ تولد توست،هر روز واس من افريده ميشى. مثل كوه،استوارى و صبور،مثل ...
Media Removed
...🏽بخونيد هر روز روزِ تولد توست،هر روز واس من افريده ميشى. مثل كوه،استوارى و صبور،مثل اب،صاف و زلال... من خبر از دل همچون اينه شكننده تو رو دارم،من ميدونم كه در اين سالها به تو چى گذشته،سختى كشيدى و مثل يك مـــرد ايستادى اما اجازه ندادى براى ثانيه اى سختى بكشيم و نذاشتى لحظه اى اب تو دلمون ... 🌱♥️🎂🎈🎁...👇🏽بخونيد
هر روز روزِ تولد توست،هر روز واس من افريده ميشى.
مثل كوه،استوارى و صبور،مثل اب،صاف و زلال...
من خبر از دل همچون اينه شكننده تو رو دارم،من ميدونم كه در اين سالها به تو چى گذشته،سختى كشيدى و مثل يك مـــرد ايستادى اما اجازه ندادى براى ثانيه اى سختى بكشيم و نذاشتى لحظه اى اب تو دلمون تكون بخوره... در مسير رسيدن به تمام آرزوهام در كنارم قدم برداشتى،با تمام غصه هام اشك ريختى و با تمام شادى هام از ته دل خنديدى و شاد شدى،هرچى كه امروز دارم از تو دارم وجايگاه امروزم رو مديون تمام زحمات توام.
با وجود مادرى چون تو ياد گرفتم كه زندگى يك زن فقط و فقط به دورهمى هاى هفتگى زنانه،مانيكور پديكورهاى ماهانه،عمل هاى زيبايى سالانه و... نيست!
زندگى يك زن جنگيدنه براى رسيدن به تمام ارزوهاى نهفته در فكر و ذهن و وجود هر زنى،زندگى يك زن يعنى ايستادن در برابر تمام ناملايمتى ها،سختى ها و نابرابرى هاى اين دوره زمونه...
راه زندگى رو از تو اموختم وقتى از همون دوران كودكى و نوجوونى كه در كنارت با دست هاى كوچيكم لباس هاى عروس زيبايى كه شبانه ميدوختى رو با مرواريد و گل هاى دست ساز خودم تزئين ميكردم،تا شب و روزهايى كه پا به پاى كارمندهات مشغول به بسته بندى ميشدم در كارگاهت و خوشحال بودم كه چقدر تند كار ميكنم كه در هر يك دقيقه ١٠٠ تا شلوار تا ميكنم 😂 وقتى كه رقابت سخت و تنگاتنگى بين من و ايدا بود در سرعت عمل😅...چه روزهايى بود،دورانى كه از شما انسانيت رو ياد گرفتم كه چقدر صميمانه و دلسوزانه در كنار كارگرهات پا به پاى اونها كار ميكردى و به من ياد دادى مديريت كردن با رياست فرق ميكنه...
تا به امروز كه فرسنگ ها ازت دورم،نيستم كه وقتى از سر كار مياى خونه چهره ى خسته ت رو ببينم،خسته نباشيد بگم،با يك پا،همونطور كه هميشه ميخواستى،روى دست و پات رو لگد كنم تا خستگيت دربياد☺️
مادرم،تمام اون روزها گذشت و شما براى رسيدن به تمام ارزوها و خواسته هام تا به امروز كنارم بودى،ولى ازين به بعد اين منم كه ميخوام همراهيت كنم،براى هرچيزى كه در اين دنيا ميخواى و هر ارزويى كه دارى و من ميتونم واست براورده كنم...تو فقط از من جون بخواه،من نميخوام حتى لحظه اى غم تو چهره ت ببينم،نميخوام حتى براى يك ثانيه اشك تو چشات جمع بشه
مادرم تو فقط بخند...
فرشته ى مهربون،فداكار و دلسوز من به زمين خوش امدى...♥️
٣ شهريور ١٣٩٧
روزهاى خوشِ ايران .
📷 @hooman817
.
@royaesmaeliyan
.
#يلداعباسي #يلداعباسى #يلدا_عباسى #رويا_اسماعيليان #تولد #زادروز #عشق #مادر #داييك #yaldaabbasi #singer #dayîk #mamma #mother
Read more
. خُب تو اينكه من عاشق استانبول هستم و سير نميشم از مسافرت رفتن به اين شهر بر هيچ كس پوشيده نيست ، اما ...
Media Removed
. خُب تو اينكه من عاشق استانبول هستم و سير نميشم از مسافرت رفتن به اين شهر بر هيچ كس پوشيده نيست ، اما اين سفر من كمى متفاوت بود و يه سفر كارى بود و با كلى تجربه جديد . موقعى كه من رسيدم استانبول چون زمان زيادى نداشتم و كلى بدو بدو داشتم و چون هتل من تو قسمت اروپايى بود و جايى كه ميخواستم برم تو قسمت آسيايى بود ... .
خُب تو اينكه من عاشق استانبول هستم و سير نميشم از مسافرت رفتن به اين شهر بر هيچ كس پوشيده نيست ، اما اين سفر من كمى متفاوت بود و يه سفر كارى بود و با كلى تجربه جديد . موقعى كه من رسيدم استانبول چون زمان زيادى نداشتم و كلى بدو بدو داشتم و چون هتل من تو قسمت اروپايى بود و جايى كه ميخواستم برم تو قسمت آسيايى بود فقط زمان داشتم كه وسايلم رو تحويل هتل بدم و سريع برم قسمت آسيايى كه راننده منتظرم بود خودم هم نميدونستم قرارِ چه روز هيجان انگيزى رو سپرى كنم .
راننده شركتى كه باهاشون قرار داشتم من رو برد بيرون از شهر تقريباً ١ ساعت فاصله داشت با استانبول ، وقتى كارمون تو كارخونه تموم شد مدير فروش كارخونه بهم گفت براى نهار ميخوام ببرمت يه جاى هيجان انگيز و از اونجا راه افتاديم تو مسير همش دل تو دلم نبود ببينم به كجا ميخواييم برسيم كه موقعى رسيدم به مقصد واقعاً شوكه شدم از اين همه زيبايى و تميزى 😍🤩
اين عكس هم با يك هفته تاخير بمونه اينجا يادگارى كه هميشه يادم باشه ٢ تا چيزُ ، يكى اينكه استانبول فقط يك شهر نيست يكجور فلسفه قشنگى دنياس دوم اينكه كار كردن و پول در آوردن سختى هاى خودش رو هم داره و هميشه راحت نيس .

photo by : @mergen_nurettin 🇹🇷🙏🏻

#tripgram #instagram #turkey #şile #istanbül #navidfaraji #photography #photooftoday #photographyislife #blogger #bloggerlife #nature #naturephotography #trip #place
#rayban #mavi #zara #iphone7plus #photography #influencer
Read more
. . . در من دو زن زنده بود يك زن كه خورده های دلش را جمع مي كرد آرام بود و متين يك زن كه مدام زار می زد ...
Media Removed
. . . در من دو زن زنده بود يك زن كه خورده های دلش را جمع مي كرد آرام بود و متين يك زن كه مدام زار می زد تا ابرهاي چين در من دو زن زنده بود يك زن دود می خورد يك زن نفس نفس نفس تا انشعاب ريشه ها دريافت داشت عجيب ... در من دو زن زنده بود يك زنِ غريب استوار يك زن تكيده از سردی روزگار در من دو زن زنده بود ... .
.
.
در من دو زن زنده بود
يك زن كه خورده های دلش را
جمع مي كرد
آرام بود و متين
يك زن كه مدام زار می زد
تا ابرهاي چين
در من دو زن زنده بود
يك زن دود می خورد
يك زن نفس
نفس
نفس
تا انشعاب ريشه ها
دريافت داشت عجيب ...
در من دو زن زنده بود
يك زنِ غريب استوار
يك زن تكيده از سردی روزگار
در من دو زن زنده بود
يكي گسترده بال بال
يكي آسی و نزار
تق تق تتق تق
حالا راويان خبر از ورود مردی می دهند
مردی كه نقاب نداشت ولی او بود بيشمار ... مردی كه به پهنای صورتش
اشك داشت
مردي كه مي گفت
از گذشته ها بسيار مشق داشت
بابا در اين قصه مُرده بود
بابا كه روحش برای دخترش
مي تپيد
درد دل زن و بابا شنيدنيست
بابا چرا دختر به دنيا آمدم ؟
بارها شكستم ولي كم نيامدم
بابا اگر تو مرد قصه اي
اينجا چرا هيچكس شكل تو نيست
تق تق تتق تق
يك نفر نشست
اشك ريخت پای قفل و بست
يك زن كه آنسوی قصه بود
مي گفت مرد بيشمار دلش را ربود
من با دو زن دست به رويش زدم
پاشو دختر ، خواهرت منم
در من دو زن همزمان زيست مي كنند
مرد گاهي زن را عجيب نيست مي كند
پاشو دختر من قويترم
من از اين خانه آرام می روم
در من دو زن زنده بود
يك زنِ قوی
چمدان بست به پا كفش آهنی
مرد بيشمار پی اش اشك هايش زمين
گفتند كه زن رفته سوی هند و چين
مرد افتاد و ایستاد کالبدش
مرد بيشمار بود ولی ديگر نشست .
....
تق تق تتق تق
دريا
هوا
صدا
در من دو زن بود
زن دوم اينجاي قصه را
كم آورد و داد زد آخ بابا ......
من چرا دختر به دنيا آمدم ؟! يك مرد چيني كنارش نشست
پرسيد با حال غريب مَستِ مست
وِر آر يو فرام ؟
زن گفت :
نه
اي بابا ....
تق تق تتق
در من دو زن
همزمان زيست مي كنند
اينجا در نزن
اينجا كَسي سالهاست خانه نيست .

١٣٩٦/٥/١٣
#ساغر_مسعودی
Read more
. #از_خلقت_تا_حجت [۱۶۹] بنابراخبار اول ماه رجب روزیست که نوح سوار بر کشتی شد و شدت باران بسیار ...
Media Removed
. #از_خلقت_تا_حجت [۱۶۹] بنابراخبار اول ماه رجب روزیست که نوح سوار بر کشتی شد و شدت باران بسیار زیاد بود نوح چون سرش را چرخاند فرزندش کنعان را دید که افتان و خیزان در زیر باران شدید است. پس نوح فریاد زد و از کنعان خواست تا سوار کشتی شود اما کنعان نپذیرفت {و نوح گفت: در آن سوار شويد كه حركت كردنش و لنگر ... .
#از_خلقت_تا_حجت [۱۶۹]
بنابراخبار اول ماه رجب روزیست که نوح سوار بر کشتی شد
و شدت باران بسیار زیاد بود نوح چون سرش را چرخاند فرزندش کنعان را دید که افتان و خیزان در زیر باران شدید است.
پس نوح فریاد زد و از کنعان خواست تا سوار کشتی شود اما کنعان نپذیرفت {و نوح گفت: در آن سوار شويد كه حركت كردنش و لنگر انداختنش فقط به نام خداست، يقيناً پروردگارم بسيار آمرزنده و مهربان است.۴۱
آن كشتي آنان را در ميان موج هايي كوه آسا حركت مي داد، و نوح فرزندش را كه در كناري بود، بانگ زد كه اي پسرم! همراه ما سوار شو و با كافران مباش.۴۲
گفت: به زودي به كوهي كه مرا از [اين] آب نگه دارد، پناه مي برم. نوح گفت: امروز در برابر عذاب خدا هيچ نگه دارنده اي نيست مگر كسي كه [خدا بر او] رحم كند. و موج ميان آن دو حايل شد و پسر از غرق شدگان گرديد.۴۳

و نوح [پيش از طوفان] پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا! به راستي كه پسرم از خاندان من است و يقيناً وعده ات [به نجات خاندانم] حق است و تو بهترين داوراني.۴۵

خدا فرمود: اي نوح! به يقين او از خاندان تو نيست، او [داراي] كرداري ناشايسته است، پس چيزي را كه به آن علم نداري از من مخواه، همانا من تو را اندرز مي دهم كه مبادا از ناآگاهان باشي.۴۶

نوح گفت: پروردگارا! من از اينكه چيزي را كه به آن علم ندارم از تو بخواهم به تو پناه مي برم و اگر مرا نيامرزي و بر من رحم نكني از زيانكاران خواهم بود.۴۷}
{آیات مبارک سوره ی هود}
Read more
اتابك تصميم اش رو گرفته بود. اينكه اتابك تصميم بگيره، امر عادى اى تو خانواده ما نيست. همگى ژن بيخود ...
Media Removed
اتابك تصميم اش رو گرفته بود. اينكه اتابك تصميم بگيره، امر عادى اى تو خانواده ما نيست. همگى ژن بيخود و لعنتى رودروايسى و خجالت و تا آخرين دقيقه هاى هر اتفاق سكوت كردن رو از پدرم تمام و كمال به ارث برديم. اصلا اين اتفاق طبيعى نيست كه فرزند ارشد خونه زنگ بزنه به ته تغارى و بگه؛ ببين، من مى ترسم بيام بدرقه اتابك ... اتابك تصميم اش رو گرفته بود. اينكه اتابك تصميم بگيره، امر عادى اى تو خانواده ما نيست. همگى ژن بيخود و لعنتى رودروايسى و خجالت و تا آخرين دقيقه هاى هر اتفاق سكوت كردن رو از پدرم تمام و كمال به ارث برديم. اصلا اين اتفاق طبيعى نيست كه فرزند ارشد خونه زنگ بزنه به ته تغارى و بگه؛ ببين، من مى ترسم بيام بدرقه اتابك و گريه ام بگيره و نتونم مثل مامان خودمو كنترل كنم. به نظرت چكار كنم؟ يا خواهرم كه عاشق اتابكه، بياد بغلم كنه و با خيسى چشماش كه ماليده ميشه به تيشرتم بگه؛ اگه اتابك بره من چكار كنم؟ يا مادرم پشت تلفن زار زار گريه كنه كه بهترين بچه ام داره دور ميشه، من دلم تنگ شد، پاشم كجا برم؟ يا پدرم پشت تلفن بغض شو قورت بده و در برابر دلدارى من بعد پنج دقيقه بگه؛ ميشه بعدن بهت زنگ بزنم و نتونه جلوى گريه شو بگيره! اينارو اولين بار اينجا مينويسم و هيچ كدوم از اين آدما نمى دونند كه دلتنگى شونو تكيه دادن به من كه كوه صبرشون باشم. اما واقعا هيچ كس به اندازه من به اتابك نزديك نبود. من تو اين شهر و اين خاك، يه رفيق سى و سه ساله ام رو بدرقه كردم كه بره! چجورى؟ با استندآپ كمدى در ساعت ٣ شب تا فضاى ملتهب دلتنگى رو قبل از اتابك راهى كرده باشم. هم مدرسه و هم تيمى و هم بازى و همسفر و هم درد و هم راه و همدم و هم نفس و هم چيزى كه ميان دو برادر ميتونيد حدس بزنيد رو ما سالها براى هم كم نذاشتيم. روزى كه خبر لاتارى شو داد، ازمير بودم، جلوى در دانشكده كه اينترنتم فول باشه و قطع و وصل نشه. گفت يه چيزى ميگم به هيشكى نگفتم. گفتم چى؟ گفت لاتارى برنده شدم!!! لان!! چى؟؟ خوشحالى بيش از حدى براش داشتم. اتابك آدم اينجا نبود. يك آدم بى نهايت خونسرد و آرام و مخفى ترين مهربان دنيا. شك ندارم كه بهترين عضو خانواده ماست و حتى فاميل بدون ترديد. بدون يك اپسيلون ذهنيت منفى و يا هر چيز ديگه. مگه ميشه انقدر زلال باشى رفيق؟ كجاى جهان ايستادى؟ از كدوم سياره اومدى؟ بذاريد اعتراف بكنم. برخلاف همه كه ميخواستن اتابك نره، من تمام قد پشتش وايسادم. و ميدونم اونجا بهترين ها براش رقم خواهد خورد. اعتراف مى كنم كه هرقدر سعى ميكنم آدم خوبى باشم، يه تار موى اتابك هم نشدم. اعتراف مى كنم كه تنها ماندم. تنها مانديم. مهربانى مان كوچ كرد. معناى چشم بسته اعتماد كردن رو گم كردم. امروز افسرده و آرام ام. رفتم كنار مادرم دراز كشيدم و بغلش خوابيدم. نه بخاطر خودم، بخاطر چشماى غمگينش كه نياز داشت بوى پسر دور شده اش رو تو تن من احساس كنه. و آخر سر بايد بگم: حال همه ى ما خوب ست، اما تو باور كن! / ياور هميشه مومن، تو برو سفر سلامت..
Read more
حالم;حالم با چشم هاي تو خوب است تو فقط باش..خودخواهم مي دانم اما تورا بي رحمانه ميخواهم چه كنم؟از وقتي ...
Media Removed
حالم;حالم با چشم هاي تو خوب است تو فقط باش..خودخواهم مي دانم اما تورا بي رحمانه ميخواهم چه كنم؟از وقتي رفته اي من با تمام بدي هاي شهرقراردارم تمام اين خانه با من قهركرده است ديگر عكس هايت هم با من حرف نميزند... توچه ميداني شايد دوستم داري تو كه نباشي خدا هم به من طور ديگري گوش ميدهد از سراجبار..راستي ... حالم;حالم با چشم هاي تو خوب است تو فقط باش..خودخواهم مي دانم اما تورا بي رحمانه ميخواهم چه كنم؟از وقتي رفته اي من با تمام بدي هاي شهرقراردارم تمام اين خانه با من قهركرده است ديگر عكس هايت هم با من حرف نميزند...
توچه ميداني شايد دوستم داري تو كه نباشي خدا هم به من طور ديگري گوش ميدهد از سراجبار..راستي خدايش ميداني نبودش چقدر درد دارد ؟طورديگري بگويم وقتي تونيستي همه عالم با من لج كرده اند من به صداي تواعتياد دارم ،به چشم هايت نظر دارم ،به نفس هايت احتياج...تو كه نيستي حداقل كمي ازآغوشت رابرايم بفرست طوري كه هيچ بويي دست وپايم رانلرزاند...من گدانيستم عشق راهم گدايي نميكنم اما براي تو گدايي را خوب بلدم ،به بودنت محتاجم كمكم كن ..به اندازه نبودن هايت بي قراري به من بدهكاري من توراخوب ميشناسم ،تو توان اين همه قرار را نداري من كه تمام بهانه هاي عالم راجور كردم ديگر بهانه اي نيست كه بياوري درهاي خانه از من خسته شده اند ديگر براي هيچ كس بازوبسته نميشوند گلدانها از دستم آب نميخورند اين خانه هم بدون تو خشك شده است پر نده ها را يادت هست ديگرپيدايشان نشد معلوم نيست توي كدام خانه گرم لانه كرده اند...بدون تو اين سردخانه دگرجاي زندگي نيست دراين شهرشلوغ توكجاگم شده اي كه هرچه ميگردم بيشتر گم ات ميكنم ...تكليفم چه شد من كه همه را خوب نوشتم غلط هايم را بگو بگذار بدانم كدام راه را اشتباه رفته ام كه حكمم رفتنت است...واي ازآغوشت بگويم چقدرپناهگاه خوبيست درآغوشت چنان امنيتي دارم كه گويي خدا خيالم را راحت كرده است توآرام ترين آغوش دنيا را داري بغض دارم گلم،نميدانم چراخيس نميشوم..نگاهت را به من بده جزتو كسي را نميبينم من چشم هايم را هرزه ميخوانم كه به جزتو به كسي نگاه كند خلاصه بگويم تورا هميشه طوري دوست دارم گويي كه فردا تا ابد مسافري من تمام قطارها را نگه داشتم تمام كفش را جمع كردم درقلبم را قفل كردم چگونه مي خواهي بروي تو هنوز پاي رفتن نداري ،بمان بيرون ازقلبم خبري نيست تو فقط باش تا من با تو عاشقانه ثابت كنم اميسا عاشق است....
إمضاء اميسا💔💔💔
Read more
ساعت هفت صبحِ هَر روز فراريم زود پا نشدم هنوز نخوابيدم يكى ام كنارم سردتر از خودم اينجا رسم عشقُ ...
Media Removed
ساعت هفت صبحِ هَر روز فراريم زود پا نشدم هنوز نخوابيدم يكى ام كنارم سردتر از خودم اينجا رسم عشقُ رو انگار بد بلد شدم توام مثه منى نيست شده آنى دنيات مثه اون پاكت وينستون آبى رو میز شده خالى چشايى كه خيس و بعدم ريز شد حسابى برات ريسك شده عادى قلم تو دست سلاحِ سرد اين فرشته ها كه ميميرن كنار ... ساعت هفت صبحِ
هَر روز فراريم
زود پا نشدم
هنوز نخوابيدم
يكى ام كنارم
سردتر از خودم
اينجا رسم عشقُ رو انگار بد بلد شدم
توام مثه منى نيست شده آنى
دنيات مثه اون پاكت وينستون آبى
رو میز شده خالى
چشايى كه خيس و بعدم ريز شد حسابى
برات ريسك شده عادى
قلم تو دست
سلاحِ سرد
اين فرشته ها كه ميميرن كنار من
سه كامِ حبس
سكانس بعد
زندگى كه ميره تند و من نظاره گر
ميخوام دعا كنم
نمى دونم ولى
كه چى مى خوام ازت
تو پس بگو كه بى دليل
آسمونت را ندادم پاى اين زمين
سركشيم رو پس بزار به پاى بى كَسيم
غُنچه هاى سبز روى برگه هاى اسكناس
رد پاى عشق ما رو پرده هاى اجتمعاس
نوشته هام كه مثه يه طِلسم بام
يه حس که باز بهم ميگه كه
مَشتى كُل راهت اشتباس
اين طرف ها جاى ما نى اصلاً
من ميرم خوبيام باشه يادگارى اَزم
من ميرم
بد درگيرم
تو اين جنگل با آدما سر سنگينم
#js
🌹
Read more
•● •●○°☆°○●•🏴🏴•●○°☆°○●• هوالحق #وروديه<span class="emoji emoji2665"></span>️ . تا اينكه آمديم دلم شور زد حسين(ع) خيمه نزن بيا ...
Media Removed
•● •●○°☆°○●•🏴🏴•●○°☆°○●• هوالحق #وروديه️ . تا اينكه آمديم دلم شور زد حسين(ع) خيمه نزن بيا بنشين تو برابرم بغضي عجيب چشم مرا خيس ميكند بعضي شبيه بعض جدايي برادرم... . تا اينكه آمديم رباب(س) گريه اش گرفت گهواره را گرفته بغل ناله ميزند شش ماه با علي پسرش زندگي نمود يك روزه از علي خودش ... •●
•●○°☆°○●•🏴🏴•●○°☆°○●• هوالحق
#وروديه♥️
.
تا اينكه آمديم دلم شور زد حسين(ع)
خيمه نزن بيا بنشين تو برابرم
بغضي عجيب چشم مرا خيس ميكند
بعضي شبيه بعض جدايي برادرم...
.
تا اينكه آمديم رباب(س) گريه اش گرفت
گهواره را گرفته بغل ناله ميزند
شش ماه با علي پسرش زندگي نمود
يك روزه از علي خودش دل نميكند
.
تا اينكه آمديم علي اكبرت فقط
نزديك من كنار سكينه نشسته است
خوابي كه ديده ام بخدا خواب خوب نيست
ديدم سنان...حرمت من را شكسته است
.
تا اينكه آمديم رقيه(س) دويد و رفت
پيش عموش دست ابالفضل(ع) را گرفت
بغضش شكست در بغل غيرت حرم
تا گريه كرد بين همه روضه پا گرفت
.
اينجا كه آمديم فقط غصه و غم است
قلبم گرفت...خيره شدي تو به معجرم؟؟
خيمه نزن بيا برويم ما از اين سفر
خيمه نزن بيا برويم جان مادرم...
.
راضي شدي به اينكه نباشم كنار تو؟
راضي شدي به قد كمان و خم رباب(س)؟
راضي شدي به پيكر صدچاك اكبرت؟
راضي شدي به گريه ي اصغر براي آب؟؟
.
دور از نگاه غيرت تو پير ميشوم
دور از نگاه زينبت(س) آقا چه ميكني؟
پاسخ به اين سوال دل مضطرم بده!
پنجاه سال خواهريم را چه ميكني؟؟!
.
اصلاً به فكر خواهرت هستي بگو به من؟!
يك زن ميان اين همه چشمان هيز؟ نه!
بزم شراب جاي من و دخترت كه نيست
من يا رقيه(س)؟لفظ كثيف كنيز؟؟ نه! ———————————. 🏼 با تشکر از استاد بزرگوار♥
بابت خط زیباشون
@ghaafitus1001 ———————————
Read more
كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي ...
Media Removed
كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي به استخاره نيست عشق ما ... عشق من به توعشق تو به من يك پديده است ...يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان صداي قلب تو ... صداي زندگيست.زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من زندگي را زندگي كن عاشقانه كودكانه... ... كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي به استخاره نيست عشق ما ... عشق من به توعشق تو به من يك پديده است ...يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان صداي قلب تو ... صداي زندگيست.زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من زندگي را زندگي كن عاشقانه كودكانه... حتی وقتي بزرگ شدي كودكانه زندگي كن جانكم مادرانه ترين لحظه هاي امروزم همين لحظه است...همين لحظه كه با تمام جان ِ عاشقم دوستت دارم را يواشكي به تو هديه ميكنم...تو خوب ميداني كه من چقدرشاعرانه با تو حرف ميزنم...تو خوب ميداني كه...من تا همان لحظه كه قرار است بياييقرار است در كنارت بمانم و تازه اين شروع زندگي ِ كودكانه ي تو است.بخواب ...نترس ...زندگي بايد براي توروزها را عاشقانه باران شب ها را ستاره باران كند .
Read more
• خب در مورد تغيير رشته واستون بگم؛ اول اينكه من رشته ى ليسانسم شيمى-كاربردى بوده و كاملاً بى ارتباط ...
Media Removed
• خب در مورد تغيير رشته واستون بگم؛ اول اينكه من رشته ى ليسانسم شيمى-كاربردى بوده و كاملاً بى ارتباط با هنر. مى خواستم داروسازى قبول شم اما چون رتبه ام نرسيد به اجبار رفتم اين رشته. ترم به ترم بيشتر ميديدم كه اين رشته هيچ طورى مورد علاقه من نيست، طورى كه شباى امتحان بس كه عصبى مى شدم كسى جرأت نمى كرد ...
خب در مورد تغيير رشته واستون بگم؛
اول اينكه من رشته ى ليسانسم شيمى-كاربردى بوده و كاملاً بى ارتباط با هنر. مى خواستم داروسازى قبول شم اما چون رتبه ام نرسيد به اجبار رفتم اين رشته. ترم به ترم بيشتر ميديدم كه اين رشته هيچ طورى مورد علاقه من نيست، طورى كه شباى امتحان بس كه عصبى مى شدم كسى جرأت نمى كرد حرف بزنه تو خونه باهام. ولى هيچ موقع هم جرأت اينو نداشتم كه انصراف بدم. اون دوران به صورت تفننى كلاس كاريكاتور مى رفتم. ترم آخر به سرم زد كه اين ليسانس رو بگيرم و بعدش دوباره از اول كنكور هنر بدم. ولى يكى از دوستام كه فهميد مى خوام اين كار رو بكنم اصرار پشت اصرار كرد كه ارشد هنر بده و از اول نخون و تو مى تونى و اين حرفا. خيلى ترسناك بود برام اين موضوع و فكر مى كردم چطور ممكنه. ولى از وقتى كه تصميمش رو گرفتم خود به خود كلى راه جلوم باز شد و با استاداى مختلف تو اين زمينه آشنا شدم و يكيشون هم قبول كرد كه باهام درساى هنر رو كار كنه كه اصلاً بيام تو باغ. در واقع ٤سال ليسانس رو برام تو يه سال خلاصه كرد. و من به صورت باور نكردنى چنان اين راهو مى خواستم ادامه بدم كه بيشتر از هر دوره اى درس خوندم، واقعاً از صبح كه بيدار ميشدم تا شب كه بخوابم، چون رشته ى تصويرسازى خيلى كم بود و تو شهر خودم هم نبود. بايد قبول ميشدم و شدم بالاخره. اينم بگم كه حتما نياز نيست كه استاد بالا سرتون باشه، خودتون هم با خوندن منابع مى تونين از پسش بر بياين چون حفظيه بيشتر. مى خوام بگم اگه واقعاً بخواين تغيير رشته اصلا چيز ترسناكى نيست و شدنيه. درسته كه بعد از اينكه وارد دانشگاه شدى هم ترساى خودش رو داره و شايد تو جمعى باشى كه همه سال ها تو اين كار باشن و تو اولين بارته، بعضى كلمه هاى تخصصى عملى اصلا نمى دونى چيه، اوايل شايد از كلاس بر ميگشتم خونه گريه مى كردم ولى به مرور همه چى اوكى ميشه اگه خودت بخواى كه خودتو بكشى بالا. حتى ترماى آخر من اونقد سرچ مى كردم كاراى مختلف رو كه با تكنيك ماژيك آشنا شدم و برا استادا خيلى تازه بود و ازم مى پرسيدن چطور رنگ مى كنى و اين برا من آخر خوشحالى بود.
خيلى خوشحال و راضيم از اينكه اين تغيير رو تو زندگيم ايجاد كردم، اميدوارم حرفام براى كسايى كه تو شرايط مشابه هستن، باعث يه هُل كوچيكى تو زندگيشون بشه 💙🌿
.
.
در مورد امتحان عمليم بگم كه برا اونم بعد از امتحان تئورى به صورت كوتاهى كلاس رفتم و يكم به صورت مختصر با تكنيكا آشنا شدم. تاثير كنكور عملى خيلى زياده تو رتبه ى نهايى، ولى سعى كنين اونقد رتبه ى تئوري تون خوب باشه كه استرس عملى رو خيلى نگيرين. برا من اينطور بود. •
Read more
تو چند روزى كه اين گل رو درست ميكردم خيلى ياد گذشته ها و سالهايي كه گلسازى درس ميدادم بودم سالهايي كه ...
Media Removed
تو چند روزى كه اين گل رو درست ميكردم خيلى ياد گذشته ها و سالهايي كه گلسازى درس ميدادم بودم سالهايي كه توام بود با اتفاقات تجربه ها وخاطرات شيرين وخيلى به ندرت ناراحت كننده ، يه وقتايي فكر ميكنم از خاطرات اينهمه سال كار و ارتباط نزديك با افراد مختلف ميشه يه كتاب قطور نوشت (شايد تو زمان بازنشستگى نوشتم ... تو چند روزى كه اين گل رو درست ميكردم خيلى ياد گذشته ها و سالهايي كه گلسازى درس ميدادم بودم سالهايي كه توام بود با اتفاقات تجربه ها وخاطرات شيرين وخيلى به ندرت ناراحت كننده ، يه وقتايي فكر ميكنم از خاطرات اينهمه سال كار و ارتباط نزديك با افراد مختلف ميشه يه كتاب قطور نوشت (شايد تو زمان بازنشستگى نوشتم 😉)تو يكى از دوره هاى كلاسهام يه خانم مسنى بود كه ما به خواست خودش خانم دكتر صداش ميكرديم (همسرشون دكتر و استاد دانشگاه بودند)يه خانم مسن حدود هفتاد سال باچشماى رنگى و پوست درخشان و خيلى زيبا خانم دكتر هميشه يك دنيا داستان و ماجرا از افراد فاميلشون داشت كه تو كلاس با اب و تاب فراوون تعريف ميكرد داستانهايى كه جالب بود ولى يه وقتايي ديگه تعددشون كلافه كننده البته من هميشه سعى ميكردم با سياست كلاس رو تحت كنترل خودم داشته باشم ولى اگر تو كلاس يك اتفاق غير منتظره مي افتاد واقعا كنترل اوضاع از دست من هم خارج ميشد و كلافگى رو تو چهره ى تك تك بچه ها ميديدم 😅😅ماجرايي كه ميخوام تعريف كنم مربوط به يكى از همين روزهاست .يه روز يكى از هنرجوها تو نيمه هاى كلاس با چشماى پف كرده از گريه ى زياد وارد كلاس شد همه هاج و واج نگاهشون به ترانه (مستعار)بود كه چى شده ؟و فورا همه ى تيرها سمت اقايون بيچاره هدف گرفته شد ،با شوهرت دعوا كردى ؟خانم دكتر مجال نداد و گفت عيبى نداره غصه نخوريا دعوا نمك زندگيه من هر وقت با دكتر دعوام ميشه يه ساعتم طاقت نمياره مياد منتم رو ميكشه مردا همه اشون بنده ى شكمن 😳شب يه غذاى خوشمزه بپز خودش مياد دستاتم ماچ ميكنه دكتر به من ميگه خانم دستت اصلا تو اشپزى معجزه ميكنه ادم ميخواد انگشتاشم بخوره همينجور كه داشت از اشپزيش و هنرش در زمينه ى شوهر دارى تعريف ميكرد من رفتم وسط حرفش گفتم خانم دكتر يه دقيقه مجال بديد ببينيم چى شده و رو كردم طرف ترانه كه عزيزم اگر مشكلى برات پيش اومده و ما ميتونيم كمكى بكنيم بگو در غير اينصورت يه خورده اينجا بشين حالت كه بهتر شد برات تاكسى ميگيريم برو خونه استراحت كن همينجور كه وسايلش رو ميزاشت رو صندلى گفت زرى جون الان دكتر بودم ميگه مشكوك به بيمارى .....هستى الان از من ازمايش گرفت چند روز ديگه جوابش اماده ميشه اگر مريض باشم چى ؟هنوز بچه ام كوچيكه و از ته دل زد زير گريه
خانم دكتر گفت اين حرفا چيه علم كلى پيشرفت كرده حتما درمان ميشى 😳😳من گفتم بابا درمان ميشى چيه هنوز كه مشخص نيست اصلا مريض باشى خانم دكتر همينجور كه سرش رو در تاييد حرف من تكون ميداد
گل نسترن گل اموزشى مهرماه خواد بود البته فقط گل به تنهايي
بقيه ى داستان تو يه پست ديگه
Read more
پست جدید پژمان جــ<span class="emoji emoji2764"></span>ــان سلام اين عكس در بين همه عكس هايي كه از تمرينات نمايش حكومت نظامي به دستم رسيده ...
Media Removed
پست جدید پژمان جــــان سلام اين عكس در بين همه عكس هايي كه از تمرينات نمايش حكومت نظامي به دستم رسيده ، به يك دليل مهم دوست داشتني تره.دليلش اينه كه اين جمعي كه در تصوير كنار من هستن ، همه دانشجوهاي هنر و نمايشن.در تست هاي مختلف كارگردان كار از سال گذشته شركت كردن و تو ورك شاپ هاي مختلفشون حاضر شدن ... پست جدید پژمان جــ❤ــان
سلام
اين عكس در بين همه عكس هايي كه از تمرينات نمايش حكومت نظامي به دستم رسيده ، به يك دليل مهم دوست داشتني تره.دليلش اينه كه اين جمعي كه در تصوير كنار من هستن ، همه دانشجوهاي هنر و نمايشن.در تست هاي مختلف كارگردان كار از سال گذشته شركت كردن و تو ورك شاپ هاي مختلفشون حاضر شدن تا در نهايت انتخاب شدن براي حضور تو اين نمايش.تازه از اينجا سختي كارشون دو چندان شده و حدود ١٥٠ روز بي وقفه از ساعت ٩صبح تا ١ ظهر تمرين كردن.اونم در نمايشي كه بسيار از قابليت هاي بدني و فيزيكي استفاده شده.اين بچه ها براي من اثبات دوباره اعتقادم هستن كه تحصيلات و تجربه و حتي استعداد ، تنها در كنار تلاش و توكل ثمر ميده.اون ها نشون دادن كه بستر هنر اون قدر ها هم آلوده به پول و پارتي نيست.همونطور كه تمام بستر ورزش ما آلوده نيست.همچنان هستند مربيان و كارگردان هايي كه با شرف و تعهد قلبي و انساني به كارشون جوون ها و نوجوون هاي مستعد رو انتخاب ميكنند و به اون ها فضاي پيشرفت ميدن.اين بچه ها حالا ذره اي مزه موفقيت و پيشرفت در سايه تلاش رو چشيدن و شك ندارم كه از اين پس به سختي اين لذت و تلاش رو رها خواهند كرد.هر انسان با تلاش ميتونه حتي سرنوشت سرسخت رو مجاب كنه تا دست كم تقدير بهتري براش بنويسه.فكر ميكنم حالا شما هم با من هم عقيده ايد كه اين عكس رو بايد دوست داشت و خوشحالم كه با اين گروه از فردا حكومت نظامي رو اجرا ميكنم.
راستي ببينيد در تصوير من هم همونقدر جا گرفتم كه هركدوم از اين دانشجوهاي نازنين جا گرفتن.دليلش هم واضحه چون من يك نفرم و بي شك نميتونم جاي بيشتر از يك نفر رو بگيرم.اينو گفتم كه تو جريان باشيد😉
نمايش حكومت نظامي از فردا ساعت ١٨/٣٠ در تماشاخانه ايرانشهر سالن استاد سمندريان.خريد بليط از سايت تيوال
www.tiwall.com
با سپاس از 3tgallery و حمايتشون از كار ما
دوستدارتون پژمان

#pejmanjamshidi
#پژمان_جمشیدی
@pejmanjamshidi
#pezhmanjamshidi
#pejman_jamshidi
Read more
1️⃣5️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، از دخترم- قسمت سوم اين اولين بار كه دارم بابا صدات ميكنم. همون دخترى ...
Media Removed
1️⃣5️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، از دخترم- قسمت سوم اين اولين بار كه دارم بابا صدات ميكنم. همون دخترى كه به اندازه ى ١١ سال نديديش. ١١ سالى كه اصلا منصفانه نيست. من رو الان نميبينى. چون تصويرى ازم ندارى. خواب منو ميبينى چون تبديل شدم به همه ى دنياى تو. دنياى يه پدر بدون دخترش. اين دنيايى كه الان دارم ... 1️⃣5️⃣
-زمزمه هاى بيدارى، از دخترم-
قسمت سوم
اين اولين بار كه دارم بابا صدات ميكنم.
همون دخترى كه به اندازه ى ١١ سال نديديش. ١١ سالى كه اصلا منصفانه نيست.
من رو الان نميبينى. چون تصويرى ازم ندارى. خواب منو ميبينى چون تبديل شدم به همه ى دنياى تو. دنياى يه پدر بدون دخترش.
اين دنيايى كه الان دارم باهات توش حرف ميزنم مرز باريكى بين واقعيت و خيال داره. طورى كه نه ميتونى باورش كنى نه ميتونى ردش كنى. چيزى كه بهش ميگن دنياى موازى. ولى من #برزخ صداش ميكنم.
به اندازه ى تمام سال هايى كه نبودى، به اندازه ى #واقعيت هايى كه نميدونم. به اندازه ى #راست و #دروغ هايى كه از همه شنيدم. به اندازه ى همه ى اينا به من و دلم بدهكارى. ميگم بدهكارى چون تلاش براى رسيدن به من به نوشتن چنتا نامه و سر كردن تو يه ديوونه خونه نيست. يه پدر بخواد دخترشو پيدا كنه ميتونه و الان بقيه اش اضافه كارى و #بهونه اس.
مثل همين مامان. بعضى وقتا دلم ميخواد بهش غر بزنم و بگم ماماااان! من خورشت آلو اسفناج دوست ندارم خب!
بهش بگم ينى چى بعضى وقتا تا دير وقت بيرونى و
كار ميكنى.
می‌دونی ديگه ياد گرفتم كه در مورد تو نبايد سوال كنم. از بس جوابای بی سر و ته می‌شنوم.
گاهی وقتا دلم ميخواد به مامان بگم: درسته یازده سالمه! اما خودت كه جواب تِست آی‌كيوی منو ديدی؟
بهش ميگم خيلی سخته وقتی يه #بچه هم #سن و سال من می‌ترسه و ميگه يه #هيولا زير تختش خوابيده، واقعا يه هيولای بزرگ و زشت زير تختش سر و صدا كنه! تا بعدش بياد سر جای مامان و باباش و بين اونا بخوابه!
بين كسايی كه يه سمتش تو هيچ وقت نبودی! مامان هم اونقدر #خواب بود و #خسته كه نمی‌فهميد من تووی بغلش خوابيدم يا روی زمين و كنار تختش...
تو به اندازه ى همه اين سال ها به اندازه ى همه ى شبايى كه جات روى تختتون خالى بود تا من خودمو يه جورى بين تون جا كنم. به اندازه ى همه روزايي كه منو نبردى مدرسه. به اندازه ى همه ى نبودنات بدهكارى.
خوب نيس آدم بدهكار از اين #دنيا بره! پس بلند شو. نخواب.
راه بهترى پيدا كن واسه رسيدن و ديدن من. خواب دزده.
عمر ادما رو ميدزده. هر چند بيدارى زيادم فراموشى مياره. داره بارون مياد...
بلند شو #بابا نخواب!
Read more
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را ...
Media Removed
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را نكشند روبه صفاتان زشت خو را نكشند اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس مردار بود هر آن كه او را نكشند البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر ... 1️⃣3️⃣
قسمت پنجم
اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد.
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
روبه صفاتان زشت خو را نكشند
اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس
مردار بود هر آن كه او را نكشند
البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر قانون ستيرند. اما بنده هم چون صفتى را براى احد و الناسى قائل نيستم. ستيزى در كار نيست. مير زاده ى عشقى هم قانون ستيز نبود. بر عكس از قاعده و آيين پيروى ميكرد، اما نه از اين قانون بى مقررات و ملزومات ملزومه. قانون ناگريز. قانون بى زوال. قانون باطنى. قانونى كه طبيعى تر از آن هيچ چيز در جهان نيست. قانونى كه همه به آن تمكين ميكنند.
از ناپلون گرفته تا استالين فرقى نميكند. هر كس به اندازه ى فهم و لياقتش. قانونى كه ميگويد هر كس بالقوه يك متجاوز است و هر متجاوز بالقوه اين توانايى را دارد كه به يك متجاور بالفعل تبديل شود. قانونى كه باعث ميشود هر كس به ديگرى تنه بزند و راه خودش را باز كند
قانونى كه باعث ميشود هر كس مانع پيشرفت و ترقى ديگرى شود. قانون تنه زدن، قانون تعددى...
قانون نمرود!"
ميبينى من ميتونم برات تك تك لحظه ها و خاطراتمون رو تعريف كنم
اون روز كه اين نمايشنامه رو خوندى با خودم گفتم قراره كاره خطرناكى انجام بدى. من باهات حرف نميزدم ولى تو ديگه چرا با من حرف نميزدى. تو ديگه چرا منو #صدا نكردى بى معرفت. گاهى وقتا خودمو بابت حرف نزدن با تو توجيه ميكردم كه خودش بلده كه چجورى كنار بياد. گاهى وقتا كه روى كاناپه ميشستم ميديدم ميومدى رو به روى آيينه وايميستادى و سرتو ميبردى جلو تر و دست به ريشت ميكشيدى. و به تار سفيد ريشت خيره ميشدى و من برات دست ميزدم كه #افرين، ببين چه خوب به پاى خودش پير شده.
حالا بعد از اين همه سال حرف نزدم كه از خاطرات يه طرفه مون برات تعريف كنم.
يادت رفته كه هر كسى يه خود ديگه هم داره. اگه تو بميرى و #نفست بند بياد منم ميميرم و نفسم ميگيره. اومدم بگم پاشو بيدار شو. بسه. اومزم بگم اگه نمردى و #زنده برگشتى. به دليل داره. تنها دليلش اينه كه بايد پس بگيرى از كسي كه خيلى ساله همه ى روزا و شباتو ازت گرفته. من همين جا #كنارت روى صندلى نشستم. فكر كنم تنها كسي كه تو اين دنيا مونده باشه و دلش بخواد زنده بمونى، منم. من و تو تنها ترين آدم هايى هستيم كه بى پناه بين #مرگ و #زندگى دست و پا ميزنيم.
Read more
ما نديديم بام از اين بهتر هيچ جا احترام از اين بهتر آهوي دام ِ آهويت هستم نيست صياد و دام از اين ...
Media Removed
ما نديديم بام از اين بهتر هيچ جا احترام از اين بهتر آهوي دام ِ آهويت هستم نيست صياد و دام از اين بهتر از تهِ دل سلام همسايه اي سلام اَلْسلام از اين بهتر با جُزامي ، غلام ، همسفره من نديدم مرام از اين بهتر برتر از حاكمي ، سليمانيست تو بگو كه كدام از اين بهتر نوكر خانه ي تو باشم من كه ... ما نديديم بام از اين بهتر

هيچ جا احترام از اين بهتر

آهوي دام ِ آهويت هستم

نيست صياد و دام از اين بهتر

از تهِ دل سلام همسايه

اي سلام اَلْسلام از اين بهتر

با جُزامي ، غلام ، همسفره

من نديدم مرام از اين بهتر

برتر از حاكمي ، سليمانيست

تو بگو كه كدام از اين بهتر

نوكر خانه ي تو باشم من

كه نباشد مقام از اين بهتر
غير نوكر شدن چه ميخواهم؟

جز كبوتر شدن چه ميخواهم؟
#بسم_الله_الرحمن_الرحيم
#السلام_علیک_یا_علی_ابن_موسی_الرضا_علیه_السلام
#ولادت_امام_رضا_مبارک
#یا_ضامن_آهو
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#یا_علی #یازهرا #یا_صاحب_الزمان #ادرکنی
#صلوات_فراموش_نشه_لطفأ
#صلوات_خاصه
#میلاد_امام_رضا_مبارک
#یا_امام_هشتم
#ثامن_الائمه
#حرم_مطهر
#ضريح
#صحن_انقلاب
#گنبد
#کبوتر_حرم
#مشهد_امام_رئوف
#مشهدگردی
#مشهد
#پرچم_امام_رضا
#بردسیر
Read more
يه وقتايي ، يه سري آدمها كه دايم توي سفرن و ميشه گفت يه جورايي خونه زندگي ثابت و دايمي ندارن رو كه ميبينم، ...
Media Removed
يه وقتايي ، يه سري آدمها كه دايم توي سفرن و ميشه گفت يه جورايي خونه زندگي ثابت و دايمي ندارن رو كه ميبينم، با خودم ميگم اين سبك زندگي هم جالبه ها. ولي خيلي زود به خودم يادآوري ميكنم هر جالبي ، لزوما مناسب روح و سبك تو نيست. من حتي بعد از يه سفر چند روزه و هرچقدر هم سرشار از خوش گذشتن، وقتي ميرسم خونه، يه آخيش ... يه وقتايي ، يه سري آدمها كه دايم توي سفرن و ميشه گفت يه جورايي خونه زندگي ثابت و دايمي ندارن رو كه ميبينم، با خودم ميگم اين سبك زندگي هم جالبه ها. ولي خيلي زود به خودم يادآوري ميكنم هر جالبي ، لزوما مناسب روح و سبك تو نيست. من حتي بعد از يه سفر چند روزه و هرچقدر هم سرشار از خوش گذشتن، وقتي ميرسم خونه، يه آخيش ِبيصدا ميگم .من ازون آدمهام كه اتفاقا بايد يه مكان فيزيكي مشخص به اسم "خونه ء من " باشه كه يه حس هايي رو فقط و فقط اونجا تجربه اش ميكنم. مثل همين صبحانه تنهايي يه روز تعطيل ِخنك با يه آفتاب كم رمقِ پاييزي 🙂 .

پ.ن :البته كه تا اين ساعت خواب نبودم.و تنها دليل اين صبحانه ديرهنگام اينه كه امروز واسه اولين بار توي عمرم تصميم گرفتم فسنجون درست كنم و از صبح كه بيدار شدم ، انگار يه پروژه عظيم رو قراره انجام بدم، شروع كردم به فسنجون پزون🤓
Read more
. يادمه سال ٨٦ واسه اولين بار كه ميخواستم گواهينامم رو تمديد كنم بهم گفتن به جرم وارد شدن به منطقه ممنوعه ...
Media Removed
. يادمه سال ٨٦ واسه اولين بار كه ميخواستم گواهينامم رو تمديد كنم بهم گفتن به جرم وارد شدن به منطقه ممنوعه تو شهر زنجان، خبرى از تمديد نيست و برو دوباره از اول تو آزمونا شركت كن و گواهينامه بگير!! در صورتى كه تا اون روز من حتى شهر زنجان رو هم نديده بودم! چه برسه كه بخوام وارد مناطق ممنوعه ش هم شده باشم... ... .
يادمه سال ٨٦ واسه اولين بار كه ميخواستم گواهينامم رو تمديد كنم بهم گفتن به جرم وارد شدن به منطقه ممنوعه تو شهر زنجان، خبرى از تمديد نيست و برو دوباره از اول تو آزمونا شركت كن و گواهينامه بگير!! در صورتى كه تا اون روز من حتى شهر زنجان رو هم نديده بودم! چه برسه كه بخوام وارد مناطق ممنوعه ش هم شده باشم... خلاصه با شكايت كه كار به جايى نرسيد ولى با دعوا و داد و بيداد بالاخره تونستم مجابشون كنم كه استعلام بگيرن و بالاخره بيگناهيم ثابت شد.
.
يه بار با پاترول تو خيابون بودم كه جلوم رو گرفتن و گفتن به جرم بلند بودن صداى ضبط، ماشينت بايد بخوابه، در صورتى كه اون زمان تو پاترول اصلأ ضبط نداشتيم!! بعد كه ديدن راست ميگم گفتن جرمت رانندگى نامتعارفه اصن!! خلاصه خوابوندنش!!
.
امروز باخبر شدم پليس امنيت اخلاقي ازمون (از ماشين خانوادگيمون) شكايت داره، يكي هم نه، دوتا شكايت!!
-يكيش قابل باوره ولى قابل پذيرش نيست: عدم رعايت شئونات اسلامى (قابل باوره چون خيلى طبيعيه كه روسرى كسي كه تو ماشين نشسته بيوفته، ولي قابل پذيرش نيست چون شئونات انسانى ميگه به تو ربطى نداره كى چجورى لباس ميپوشه و چيكار ميكنه)
-دوميش ولي اصلأ قابل پذيرش نيست: مزاحمت نواميس! كى؟؟ من؟؟ پدرام؟؟ بابام؟؟ يا مادرم!؟
.
من به خودم و خانواده م شك ندارم، ولى به شماها آقايون و آقازاده ها، چرا... نه من، خيلى از مردم اين مملكت! مردمى كه هر روز بهشون دروغ ميبنديد، توي سرشون ميزنيد، با جوونى، زندگى و سرمايه هاشون بازى ميكنيد و ...
.
مردمى كه خسته ن، مردمى كه طعم زندگى رو نميچشن و فقط شب و روز رو ميگذرونن، مردمى كه براى راحت بودن از دست شماها ميليون ميليون پول خرج ميكنن و ميرن كشورايى كه از هيچ نظرى انگشت كوچيكه ى اين خاكم نميشن و چند روزى رو نفس ميكشن و برميگردن...
.
خلاصه كه از اين همه ظلم و دروغ و نالايقيتون خسته ايم. ماها آدماى عادي هستيم ولي از اينكه مجبورمون كرديد سياست زده باشيم خسته ايم.
.
اميدوارم خيلي زود غروب غبار آلود ولى دلچسبتون رو نظاره گر باشيم
Read more
: مثل يك كودك بد خواب كه بازيچه شده خسته ام خسته تر از انكه بگويم چه شده در خيالات بهم ريخته ى دور و ...
Media Removed
: مثل يك كودك بد خواب كه بازيچه شده خسته ام خسته تر از انكه بگويم چه شده در خيالات بهم ريخته ى دور و برم خيره بر هر چه شدم خاطره اى زد به سرم مى روم چشم ترم را به زيارت ببرم تا از آن چشم نظر باز شكايت ببرم . ناممان منتسبش بود نميدانستيم جانمان در طلبش بود نميدانستيم خبر آمد همه جا شعر تو را ميخواند شعرمان ... :
مثل يك كودك بد خواب كه بازيچه شده
خسته ام خسته تر از انكه بگويم چه شده

در خيالات بهم ريخته ى دور و برم
خيره بر هر چه شدم خاطره اى زد به سرم

مى روم چشم ترم را به زيارت ببرم
تا از آن چشم نظر باز شكايت ببرم
.
ناممان منتسبش بود نميدانستيم
جانمان در طلبش بود نميدانستيم

خبر آمد همه جا شعر تو را ميخواند
شعرمان ورد لبش بود نميدانستيم
.
قول دادم برود از غزل آتى من
لطف كن حرف نزن قلب خيالاتى من

مشكلت با من و احوال پريشانم چيست ؟
قلب من تند نرو صبركن آرام بايست

نفسم را به هواى نفسى تازه بگير
قد عاشق شدنم را خودت اندازه بگير

بخدا هيچ كسى مثل من آزرده نشد
مثل لب هاى تو انقدر ترك خورده نشد

هيچ كس مثل من از دست خودش شاكى نيست
از همين فاصله برگرد تو هم باكى نيست
.
فرق دارد دل من با دل تو عالمشان
در دهانم پر حرف است نمى گويمشان

به خودم سيلى سرخى زدم و دم نزدم
آن زمان كه همه فرياد زدند از غم شان
.
پشت وابستگى ام هست دليلى كه نپرس
منم و تجربه ى طعم اصيلى كه نپرس

حرف دل را كه نبايد بگذارى آخر
اين چه چشمان شروريست كه دارى آخر ؟

چشم تو روى من غم زده شمشير كشيد
قلب من ياد تو افتاد فقط تير كشيد

حمله ى قرنيه ها را نپذيرم چه كنم ؟
من اگر دست تو را سخت نگيرم چه كنم ؟

هر چه من مى كشم از اين دل نامرد من است
اين غزل ها همگى گوشه اى از درد من است


.
✋️😐
م ن : با حوصله بخونيد ، كپى و انتشار تمام شعر هايى كه در اين صفحه ست آزاده و نيازى به اجازه گرفتن نيست ، حتى بدون ذكر اسم شاعر، فقط دو تا نكته يكى اينكه به اسم فرد ديگرى نشر داده نشه و اينكه صحيح كپى بشه
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> شما در طول هفته گذشته هفتاد و پنج ساعت كار كردين، ميزنه و وسط تابستون به شدت احساس سرما كرده و وسط ...
Media Removed
شما در طول هفته گذشته هفتاد و پنج ساعت كار كردين، ميزنه و وسط تابستون به شدت احساس سرما كرده و وسط كار دواخونه مش ممدلي ميرين شال و كلاه ميكنين... بعد يادتون ميفته كه عه!! ما كه دستگاه فشار داريم و تا حالام كه هميشه گرفتين و نگرفتن براتون... خلاصه ميگين؛ آرام بيا فشار منو بگير... بعد همه پرده ها رو ... ➿➿
شما در طول هفته گذشته هفتاد و پنج ساعت كار كردين، ميزنه و وسط تابستون به شدت احساس سرما كرده و وسط كار دواخونه مش ممدلي ميرين شال و كلاه ميكنين... بعد يادتون ميفته كه عه!! ما كه دستگاه فشار داريم و تا حالام كه هميشه گرفتين و نگرفتن براتون... خلاصه ميگين؛ آرام بيا فشار منو بگير... بعد همه پرده ها رو ميكشين كه كسي نياد مزاحمتون شه كه يكدفعه شيرين مياد و ميگه؛ بچه ها اگر فكس اومد... عه!!! شماها دارين چيكار ميكنين و سه تايي ميزنين زير خنده!!! بعد از صداي شما سه تا اوا هم كله شو ميكنه تو و فشار شما رو ميبينه و يادش ميره كه مريض داره و دستش داروئه واسه تحويل و ميگه؛ عه!!! چقده فشارت پايينه!!! ولي غصه نخور منم موقع بارداري فشارم خيلي پايين بود (ايشون الان نتيجه دارن) ولي دكترم گفت كه هيچكس تا حالا از فشار پايين نمرده... بچه ها پخش و پلا ميشن و ميزن و شما به خودتون ميگين؛ عه!!! من نبايد موقع گرفتن فشارم حرف ميزدم و تكون ميخوردم و هر هر ميخنديدم... خودتون واسه خودتون نوشابه باز ميكنين و هي دكمه فشارمو بسنج ببينم رو فشار ميدين... اول آخرش همونه... بعد اوا مياد و دوباره سرشو ميكنه تو و ميگه؛ عه!!! تو هنوز اينجايي؟؟ بابا كسي از فشار پايين نمرده نترس... شما بعنوان رسپكت به بزرگتر و پيشكسوت هيچي نميگين ولي همه درسها و كتابها و نوشته ها ميان تو مغزتون رژه ميرن كه آقا فشار فشاره... كمش فشاره!! زيادش فشاره!! اينورش فشاره!! اونورش فشاره!! خلاصه جل و پلاستونو جمع ميكنين و نصفه شبي وقتي از آرام ام ام اس اين عكسو با فشارتون، ميگيرين فيلتون دوباره ياد هندوستان ميكنه كه عه!!! خب چرا دارين منو بازي ميدين شما؟؟ چرا ميخواين همه چيو عادي جلوه بدين؟؟ چرا دارين منو صحنه سازي درست ميكنين؟؟ من فشارم افتاده، بدم افتاده... آشپزخونه من رو سرم خراب شده... غذاي منو داره حاج احمد ميده... اون داره از بيرون غذا سفارش ميده... هيچ داغي از اين بزرگتر نيست، هيچ ننگي از اين بزرگتر نيست... من دارم به قهقرا ميرم، فقط بذارين برررم من... فقط حيف كه حاج احمد خوابه و شما نميتونين جريان فشار رو براش تعريف كرده و كمي تا قسمتي دلداري و "آخيش طفلكي بچه گنجيشك داغون شده" رو بشنوين...
Read more
. . مي داني هميشه خيلي چيزها را دوست داشتم اما تو اهميت نمي دادي ، من هم به خاطر اينكه از دختر هاي غرغرو ...
Media Removed
. . مي داني هميشه خيلي چيزها را دوست داشتم اما تو اهميت نمي دادي ، من هم به خاطر اينكه از دختر هاي غرغرو متنفر بودم اداي آدم هاي منطقي را در مي آوردم و مدام در ذهنم براي كارهايت دليل مي تراشيدم و دركت مي كردم. من از دوست داشتن هاي زيادي گذشتم ... گذشتم از تمام سالگرد ها و تولدهايي كه تو از يادت مي رفت ! من ... .
.
مي داني هميشه خيلي چيزها را دوست داشتم اما تو اهميت نمي دادي ، من هم به خاطر اينكه از دختر هاي غرغرو متنفر بودم اداي آدم هاي منطقي را در مي آوردم و مدام در ذهنم براي كارهايت دليل مي تراشيدم و دركت مي كردم.
من از دوست داشتن هاي زيادي گذشتم ...
گذشتم از تمام سالگرد ها و تولدهايي كه تو از يادت مي رفت !
من گذشتم از شاخه گل ها و هديه هايي كه تو اهميت نمي دادي .
من گذشتم از تمام شب هايي كه شيشه ي پنجره ي اتاقم را با سنگ نزدي و هي دلم را نيشگون گرفتم كه اين بچه بازي هاي مسخره يعني چه كه تو هوايش را مي كني ؟!
راستش تو هيچ وقت مثل ديوانه ها فرياد نزدي كه دوستم داري
يا حتي وقت هايي كه سردم مي شد كتت را روي دوشم نمي انداختي چون خودت زودتر از من لرزت گرفته بود.
به زبان آوردن اين چيزها خيلي مسخره بود اما هميشه ته دلِ من از همين چيزهاي كوچك خالي بود !
دلِ من خالي بود وقتي توي دعواها مراعاتم را نمي كردي و بعدش مي گفتي در دعوا كه حلوا خيرات نمي كنند ...
تو نفهميدي دوست داشتن يعني وقت هايي كه همه چيز خوب نيست "عزيز دلت " بمانم.
هميشه در دعواها هم من بايد كوتاه مي آمدم تا "منيت" مَردم آسيبي نبيند.
تو خوب بودي ... خيلي خوب ! آنقدر خوب كه بايد همه ي چيزها را درك مي كردم و كوتاه مي آمدم تا قدرت را بدانم.
امروز كه اولين تار موي سفيدم را در آيينه ديدم
حس كردم من در حسرت شنيدن يك " عزيزم ، من تو را ميفهمم " پير شدم ...
من پير شدم و هيچ نوشته ايي از تو روي " در يخچال مان " نديدم.
هيچ شبي با يك شاخه گل به خانه نيامدي .
من هر شب منتظرت بودم كه به خانه بيايي و برايت از تمام روزم بگويم اما تا جمله ي دوم را مي گفتم
صداي خر و پف تو بلند مي شد.
مي داني هيچ كدام از اين ها تقصير تو نيست
براي همين هميشه جز تحسين كلامي از من نشنيدي ...
اما من هميشه دوست داشتم چيزي فراتر از يك رابطه ي شناسنامه ايي با تو داشته باشم .
من دوست داشتم در اتاق خوابمان براي تو ، همان دختر بچه ي بيست ساله بمانم !
من خيلي چيزها آرزو داشتم
اما مادرم هيچ وقت نگفته بود مرد خوب مردي ايست كه اين حس ها را بفهمد ... تو براي خوشبخت شدنم كافي بودي
اما براي اينكه پير نشوم و اين تار مو كمي ديرتر از اين سن و سال در بيايد
كار هاي بيشتري لازم بود ...
❤سلام دخترا خوبین کیک دیشبو براتون گذاشتم راستش چون کیک خیس پیجم زیاده دوست نداشتم پست کنم وفقط قصدم هایلات کردن بودن اما خوب شما خواستید منم اطاعت امر کردم که پست بشه رسپی درهشتک زیر و تا یکساعت دیگه فیلمهای مراحل هایلات میشود 😘😘
#کیک_خیس_شبنم_پز
#کیک_بروانی_شبنم
Read more
<span class="emoji emoji1f337"></span> فكر كه مى كنى به من، تنم ترانه می شود تمام بافتهای من، شرابخانه می شود لبم شکوفه می دهد، به بوسه فکر ...
Media Removed
فكر كه مى كنى به من، تنم ترانه می شود تمام بافتهای من، شرابخانه می شود لبم شکوفه می دهد، به بوسه فکر می کنم و زیر پوستم، ببین! پُر از جوانه می شود فكر كه مى كنى به من، به ماه دست می بَرم پُر از پرنده می شوم و از درخت می پَرم فكر كه مى كنى به من، شبم شکست می خورد بدون ترس باختن، تو را به خانه می بَرم و ... 🌷
فكر كه مى كنى به من، تنم ترانه می شود
تمام بافتهای من، شرابخانه می شود
لبم شکوفه می دهد، به بوسه فکر می کنم
و زیر پوستم، ببین! پُر از جوانه می شود

فكر كه مى كنى به من، به ماه دست می بَرم
پُر از پرنده می شوم و از درخت می پَرم
فكر كه مى كنى به من، شبم شکست می خورد
بدون ترس باختن، تو را به خانه می بَرم

و بى تو فكر مى كنم، جهان جهانِ ديگرى ست
زمان، زمان عشق نيست، زمان، زمان ديگرى ست
هميشه فكر كن به من، به من كه فكر مى كنى
ثانيه مست مى شود و لحظه، آنِ ديگرى ست

از کتاب : دستم را باز بگذارید می خواهم بنویسم آغوش (مجموعه ترانه ها)

#كامران_رسول_زاده
  #انتشارات_مروارید

پ.ن:
از تنم ترانه می ریزد
وقتی تو شبیه آغوش
خیال مرا دور می زنی،
من تمام این شعر را رقصیده ام...
#کامران_رسولزاده
Read more
روزى شليك خواهم كرد تفنگم را. تفنگى كه يك فشنگ بيشتر ندارد. فشنگى كه از باروت نيست، فشنگى كه چاشنى اش فرياد است، بغض است، فشنگى كه چاشنى اش دلتنگى ست. مى چپانم در شقيقه ى آن دليلى كه تو را از من گرفت، مى چپانم در شقيقه ى روزگار، سرنوشت،و هر چه كه خواب هاى مرا نا آرام كرد. مى چپانم در شقيقه ى دلتنگى. مى ... روزى شليك خواهم كرد تفنگم را.
تفنگى كه يك فشنگ بيشتر ندارد.
فشنگى كه از باروت نيست،
فشنگى كه چاشنى اش فرياد است،
بغض است،
فشنگى كه چاشنى اش دلتنگى ست.
مى چپانم در شقيقه ى آن دليلى كه تو را از من
گرفت،
مى چپانم در شقيقه ى روزگار،
سرنوشت،و هر چه كه خواب هاى مرا نا آرام كرد.
مى چپانم در شقيقه ى دلتنگى.
مى چپانم در شقيقه ى آن چيزى و آن كسى كه :
تو را از من گرفت،
خوشى را از من گرفت،
كمرم را شكست،
روزگارم را بد كرد،
موهاىِ مادرم را سپيد كرد،
خنده هايم را محو كرد،
نوروزهايم را پر از بغض كرد،
نرگس هايم را بى بو كرد،
يلداهايم را بلند تر كرد،
نفس هايم را حبس كرد،
دستانمان را لمس كرد،
خنده هايم را مصنوعى كرد،
فردايم را بى معنا كرد،
زندگى ام را مرده كرد،
روزهاىِ نامردم را پوچ كرد،
و
لذتِ حس كردنِ نفس هاىِ تو را از من گرفت.
مى چپانم در وسطِ جمجه ى تقدير،
يا شايد هم ادم هاىِ نفرت انگيزى كه به ظاهر
دلتنگِ تو هستند و از ناچارى بى قراريت را مى كنند اما در جاىِ دِ گر خوشند،
را پشتِ سر هم
قطار كنم:
و طورى شليك كنم كه :
فشنگم درست از وسطِ كاسهِ مغزِ متظاهرِ
همه ى شان رد شود.
من تفنگم آماده است به سمتِ شقيقه ى
هر چه و هر تقديرى ،كه تو را از من گرفت؛
خدا را چه ديدى شايد هم كه شقيقه ى
خدا را نشانه گرفتم،
اما نه،شقيقه ى خدا را بوسه باران خواهم كرد.
چون خدا خودش تك تيرانداز است،.
شايد هم شقيقه ى خودم را نشانه گرفتم!؟
نمى دانم كدام شقيقه را خواهم چپاند،
اما مى دانم كه روزى اين تك فشنگ چپانده خواهد شد،
نه با صدا خفه كن
نه در خفا،
طورى مى چپانم كه صدايش در عرش به گوشت برسد.
طورى كه دلم صاف شود از دردى كه دارم.
صداى شليكى كه در لابلاى سكوتِ فرياد شده ام ؛خفه خواهد شد
طورى جمجمه را متلاشى مى كنم؛
كه دلم خنك شود،
اما دلم كه با اين ها خنك نمى شود،
ولى:
مهم اين است كه نوكِ مگسكِ تفنگم از روى شقيقه ى هدفم ،جُم نمى خورد.
مهم اين است كه دستم هنگام ِ شليك نمى لرزد،
چون يك فشنگ بيشتر ندارم.
مهم اين است :كه تيرم خطا نمى رود،
مهم اين است كه اين فشنگ شليك خواهد شد،
مهم اين است كه مى دانم هدفم كيست،
و مهم تر از همه اين است:
((كه ديگر هيچ چيز مهم نيست))
(راستى اگر اين تفنگ دستِ تو بود؛
به سمت كدام شقيقه نشانه مى گرفتى اش)؟؟؟؟
اصلا ولش كن خودم شليك خواهم كرد :
مطمئن باش،عينِ همان قولى كه روزِ وداع به تو دادم.
پس هدفم اماده باش همانند فشنگم،
همانندِ تفنگم
#اميرسالار_احتشام
#نيلوفرانه
#هيچ_چيز_اهميت_ندارد
#metallica
#nothing_else_matters
Read more
اغراق نكردم اگه بگم وقتي مصاحبم تموم شد در پوست خودم نميگنجيدم و اونقدر مشتاق نتيجه بودم كه وقتي مسئول ...
Media Removed
اغراق نكردم اگه بگم وقتي مصاحبم تموم شد در پوست خودم نميگنجيدم و اونقدر مشتاق نتيجه بودم كه وقتي مسئول مصاحبه گفت هفته ديگه باهاتون تماس ميگيريم، دل تو دلم نبود كه همه تعارفات رو كنار بگذارم و بگم حالا نميشه الان بهم بگين كه نظرتون چي بود؟! اميدي داشته باشم واسه قبولي؟! اما سكوت كردم و اومدم بيرون! ... اغراق نكردم اگه بگم وقتي مصاحبم تموم شد در پوست خودم نميگنجيدم و اونقدر مشتاق نتيجه بودم كه وقتي مسئول مصاحبه گفت هفته ديگه باهاتون تماس ميگيريم، دل تو دلم نبود كه همه تعارفات رو كنار بگذارم و بگم حالا نميشه الان بهم بگين كه نظرتون چي بود؟! اميدي داشته باشم واسه قبولي؟! اما سكوت كردم و اومدم بيرون! اون هفته دل تو دلم نبود و هر لحظه صفحه گوشيمو چك ميكردم و حتي ظهر ها كه طاها ميخوابيد گوشي رو سايلنت نميكردم كه مبادا از شركت زنگ بزنن و من نفهمم! هفته اي كه قرار بود در صورت پذيرفته شدن زنگ بزنن گذشت بدون هيچ تماسي! با يه بغض اسير شده شب ها رو روز ميكردم و روزهارو شب! و فقط يه سوال تو ذهنم بود كه چرا؟! فقط چرا؟! .
.
تا غروب ديروز كه باهام تماس گرفتند و قرار شد واسه حرفهاي نهايي مدارك و عكس ببرم! غرق شادي بودم اما تا گوشي رو قطع كردم با ديدن طاها اون شادي ها يخ بست و جاشو به ترديد و دلتنگي بزرگ داد!
من هيچ منافاتي بين شاغل و مادر بودن زن نميدونم و معتقدم خانومي كه سختي هاي تحصيل رو تحمل كرده و همه سالهاي جوونيشونو درس خونده انصاف نيست خونه نشين بشه حتي اگه به درآمد بيرون از خونه هم نياز نداشته باشه! اما مصلحت اين روزهاي من و طاها باعث شد عليرغم خيلي مسائل منصرف بشم! هر چند با بغض هر چند با حسرت ! 😌💔 .
به تاريخ يكم مرداد ...
Read more
٧٨٦ بِسْمِ خُداى اَحْدُ واحِدْ جدا از اينكه همه توو اين دنيا زندگى ميكنيم اما هر كسى هم واسه خودش ...
Media Removed
٧٨٦ بِسْمِ خُداى اَحْدُ واحِدْ جدا از اينكه همه توو اين دنيا زندگى ميكنيم اما هر كسى هم واسه خودش يه دنيايى داره كه شايد از بچگى خشت خشت روى هم گذاشته تا ساخته شده منم مثل همه داشتم اين دنيارو ، سخت بود برام واسه خاطره اينكه ، به لطف خدا رو جفت پاى خودم رسيدم به اينى ك الان هستم ساده بگم از طناب كسى نگرفتم ... ٧٨٦
بِسْمِ خُداى اَحْدُ واحِدْ
جدا از اينكه همه توو اين دنيا زندگى ميكنيم اما هر كسى هم واسه خودش يه دنيايى داره كه شايد از بچگى خشت خشت روى هم گذاشته تا ساخته شده
منم مثل همه داشتم اين دنيارو ، سخت بود برام واسه خاطره اينكه ، به لطف خدا رو جفت پاى خودم رسيدم به اينى ك الان هستم
ساده بگم از طناب كسى نگرفتم برم بالا
بلكه خودمم طناب هزار نفر شدم واسه بالا اومدن
بگذريم از اينكه هركى از من رسيد اون بالا اولين كارى كه كرد يه چاقو زد به طناب و دل ما
خلاصه ، دنيايى ك الان حدود سى سال زحمتشو كشيدم بسازم اصل اولش انرژى مثبتى بوده كه دوست داشتم به همه برسونم از طريق موزيك كه تنها فَنى هست كه ادعا دارم سرش
يه وقتايى نميدونيد چه عشقى ميكنم وقتى فيدبك كارامو از كسايى ميبينم ك نكته سنج و دقيق هستن
تمام اين انرژى بر ميگرده به شما هواداران
هوادار ك چه عرض كنم من هوادارشونم
كم و زيادش اصلا ملاك نيست
مهم اينه ك هوادارام خاص هستن
هيچ وقت نخواستم يه لشكر صد مليونى فالور داشته باشم
داستانه همون مثالِ ك ميگفت : ٥ تا ٢٠ دلارى نميخوام يه صد دلارى بستمه 😜

يادم نميره يه شب ك خسته بودم از دنيا از خونه زدم بيرون پياده گَز ميكردم و به اين فكر ميكردم ك كجا خشت كج كاشتم ك حال الانم خوب نيست
توو اين فكر بودم ك يهو صداى يكى از موزيكامو شنيدم، ك چندتا جوون شاد شاده و به قول يه عارفى ، فارغ ز غوغاى جهان ، داشتن دم ب دمِ من ميدادن .
سرمو گرفتم بالا و گفتم دمت گرم الله كه با نشونه هات دل گرمم كردى به دنيام، اخه من از دنيا شادى ميخواستم و بس
سرمو گرفتم رو به آسمون
يه تك ستاره توو آسمونِ سياه داشت سوسو ميكرد
خدا بهم چشمك زد
اين همون نشونه بود
به خدام گفتم تا كى بايد صبر كنم
جواب داد (( وَ ما يوريكَ لَعل اَلساعه تَكونَ قَريباً
تو چه ميدانى شايد موعدش نزديك باشد )) -سوره ى احزاب /٦٣

اونجا بود ك دوباره جون گرفتم و گفتم شكرِت اوس كريم تا حالا ك خوب ساختى برام از اين به بعدشو لاتى تر بساز ... حالا من كه ستاره نيستم
ولى با يه چشمك به همه ى دوستام ميگم ؛ خدارو كم نگيريد ، درسته دنيا سياهِ ولى اميدتونُ نبرين
ختم كلام :
چشمك بزن ؛ اما فقط به خدا❤
اخه ميگن آهويى ك به كفتار چشمك ميزنه لياقت نداره سايه ى شير رو سرش باشه ... يا على
#majideslahi
Read more
یا جواد الائمه ادرکنی یا باب الحوائج یا علی بن الحسین هر كه دل بُرد،دلبر ما نيست هر كه نازي فروخت،ليلا ...
Media Removed
یا جواد الائمه ادرکنی یا باب الحوائج یا علی بن الحسین هر كه دل بُرد،دلبر ما نيست هر كه نازي فروخت،ليلا نيست هر كه هويي كِشَد مسيحا نيست هر كسي با تو نيست با ما نيست دلبر محض، غير مولا نيست كيست مولا و فيه نور ِاله قد تجلي بنورهي الله گه خدا آينه ست و مولا گاه وسط و ابتدا و آخر راه ذره اي فرق بين ... یا جواد الائمه ادرکنی
یا باب الحوائج یا علی بن الحسین

هر كه دل بُرد،دلبر ما نيست
هر كه نازي فروخت،ليلا نيست
هر كه هويي كِشَد مسيحا نيست
هر كسي با تو نيست با ما نيست
دلبر محض، غير مولا نيست

كيست مولا و فيه نور ِاله
قد تجلي بنورهي الله
گه خدا آينه ست و مولا گاه
وسط و ابتدا و آخر راه
ذره اي فرق بين آنها نيست

عاشقان دف به كف ز حيراني
صف كشيدند بر غزل خواني
تا فِتد بر كه فال قرباني
رحمت حق به قوم نصراني
نزد آن شيعه كز تو شيدا نيست

مستم از عشق و خُم به دوش تويي
نُهمين بحر باده جوش تويي
پسر سلسله فروش تويي
حق تعالاي هر سروش تويي
ورنه جبريل مرد اينها نيست

اي پدر خوانده ي پياله و خُم
هو تويي اي عزيز يازدهم
اي امير عمارت مردم
تو به "نحنُ "بناز و من "انتم"
كه كتابت به شرح آتاني است

اربعيني به شيشه مِي بوده
كس نداند كه تاك كِي بوده
مِهر يا اين كه تير و دِي بوده
چون عروس علي ز ري بوده
نيمي از اين شراب ايراني است

شه به بزم جلوس مي آيد
منكر او عبوس مي آيد
جان سلطان طوس مي آيد
يا انيس النفوس مي آيد
جان دهيدش ، گهِ تماشا نيست

جلوات تو مشرق سحر است
خلوات تو فيض خونجگر است
سكنات تو مو به مو پدر است
حركات تو حيدري دگر است
لمعات تو كم ز زهرا نيست

اي غروب بهانه را مرآت
گريه كم كن بخور ز آب فرات
يافتي چون ز تشنگي تو نجات
به علي اصغر و لبش صلوات
بهتر از اين به آب معنا نيست

#محمد_سهرابی
Read more
<span class="emoji emoji25fb"></span> به یاد " محمد حیدری " که در دوم شهریور کوچ کرد و رفت ولی در دنیای صوت و موسیقی تا ابد زنده ست و نامش به شهره ...
Media Removed
به یاد " محمد حیدری " که در دوم شهریور کوچ کرد و رفت ولی در دنیای صوت و موسیقی تا ابد زنده ست و نامش به شهره و نیکی می درخشد که همانا فقط نام نیک است که باقی میماند بس ! دوستی در فیسبوک من نوشته : "قلبم گرفت" وقتي كه خبر پركشيدن اين "مسافر" دوست داشتني را شنيدم. "دل من" ندايي داد كه "بيا بنويسيم". "محض رضاي ...
به یاد " محمد حیدری " که در دوم شهریور کوچ کرد و رفت ولی در دنیای صوت و موسیقی تا ابد زنده ست و نامش به شهره و نیکی می درخشد که همانا فقط نام نیک است که باقی میماند بس !
دوستی در فیسبوک من نوشته :
"قلبم گرفت" وقتي كه خبر پركشيدن اين "مسافر" دوست داشتني را شنيدم. "دل من" ندايي داد كه "بيا بنويسيم". "محض رضاي خدا" بيا بنويسيم. از "نامهربوني" اين دنيا كه حتي به "تكيه گاه" موسيقي ايران زمين هم وفا نكرد.
استاد حيدري عزيز، در حالي از عروج تو مي نويسم كه ميدانم از اين دنيا براي بزرگ بانوي موسيقي سرزمينم، هايده عزيز يك "سوغاتي" به ارمغان برده اي تا در هنگام زمزمه "آيه هاي باراني" بر "چين زلف" او بياويزي.
استاد عزيز، گرچه اين "دل من سنگ صبوره" ولي در غم هجران شما تنها اشك است كه از هر دو ديده ام سرازير ميشود و "به غير خدا كسي نيست" كه درك كند حال من زار را.
آرزو ميكنم در لحظه ورودت به بهشت، "بي بي گل" آواز ايران، مهستي عزيز برايت "چراغ" بيافروزد و با نغمه "صبحت بخير عزيزم" از تو استقبال كند.
" حیف حیف که عمرم " اجازه نداد شما رو از نزدیک ببینم و دستانت رو ببوسم. هرگز يادمان نخواهد رفت اين تو هستي كه با كارهاي زيبا و جاويدانت در عرصه موسيقي اين سرزمين "پيروزی" و در حافظه مردم ماندگار خواهي ماند.
◻لطفا ورق بزنید " حیف حیف "
ترانه سرا: هما میرافشار
آهنگساز: محمد حیدری
خواننده : هایده
#محمد_حیدری
#هایده
#هما_میرافشار
#هومن_خلعتبری
Read more
 # پيروزي هزاران پدر دارد اما شكست يتيم است جمله اي كه تو اين چند ساعته با تمام وجودم دركش ميكنم تو ...
Media Removed
# پيروزي هزاران پدر دارد اما شكست يتيم است جمله اي كه تو اين چند ساعته با تمام وجودم دركش ميكنم تو اين چند سالي كه دارم به عنوان ورزشكار ملي فعاليت ميكنم همه تلاشم اين بوده كه با مدال هايي كه بدست ميارم بتونم لحظه اي يا ثانيه اي باعث خوشحاليتون بشم!اما فكر ميكنم از محدود ورزشكار هايي هستم كه فقط مدال ... #
پيروزي هزاران پدر دارد اما شكست يتيم است
جمله اي كه تو اين چند ساعته با تمام وجودم دركش ميكنم
تو اين چند سالي كه دارم به عنوان ورزشكار ملي فعاليت ميكنم همه تلاشم اين بوده كه با مدال هايي كه بدست ميارم بتونم لحظه اي يا ثانيه اي باعث خوشحاليتون بشم!اما فكر ميكنم از محدود ورزشكار هايي هستم كه فقط مدال طلام باعث خوشحالي خيلي ها ميشه و اصلا نقره و برنزي كه بدست ميارم ارزشي نداره!اون روز هايي كه رو سكو اول جهان،بازيهاي آسيايي،آسيا و جايزه بزرگ ها ايستادم هيچ وقت خودمو بهترين تكواندو كار ندونستم كه الان بخوام خودمو تو اين شرايط بدترين بدونم! مدتيه نتونستم رو سكوي اولي قرار بگيرم و طبيعه باعث ناراحتي خيلي ها از جمله خودم بشم اما همه ما ميدونيم اين ماهيّتِ زندگيه!همه انسان ها تو مراحلِ زندگيشون اتفاق هايي براشون پيش مياد كه بابِ دلشون نيست!من از كسايي كه انتقاد كردن و پيام هاي تند و نا مهربانانه گذاشتن گله اي ندارم چرا كه لياقت شما مردم عزيز بسيار بيش از آنچه بود كه اتفاق افتاد!
من با تمام وجود ادامه ميدم تا دِينَمو به گَردَنِ خودم ادا كنم
شرمنده تر از قبل🙏
Read more
از يه جاى كه فكر ميكنى ديگه بايد براى خودت زندگى كنى، ديگه نمى تونى سعى كنى براى همه قهرمان بازى دربيارى ...
Media Removed
از يه جاى كه فكر ميكنى ديگه بايد براى خودت زندگى كنى، ديگه نمى تونى سعى كنى براى همه قهرمان بازى دربيارى و انتظار نداشته باشى كه يكى بگه ممنون، ممنون كه حواست بهم بود، از يه جايى تصميم مى گيرى به جاى ٤ صدنفر وقتت رو براى ٤ نفر بذارى... ٤ تايى كه به اندازه ٤٠٠ تا معرفت دارن، از يا جايى مى فهمى كه آدم بد و خوب ... از يه جاى كه فكر ميكنى ديگه بايد براى خودت زندگى كنى، ديگه نمى تونى سعى كنى براى همه قهرمان بازى دربيارى و انتظار نداشته باشى كه يكى بگه ممنون، ممنون كه حواست بهم بود، از يه جايى تصميم مى گيرى به جاى ٤ صدنفر وقتت رو براى ٤ نفر بذارى... ٤ تايى كه به اندازه ٤٠٠ تا معرفت دارن، از يا جايى مى فهمى كه آدم بد و خوب نداريم همه معلم هاى هستند كه به ما ياد ميدن، از يه جايى تصميم مى گيرى كه همه انرژى رو براى خودت بذارى چون آدم ها شيفته قدرت تو هستند نه چيزه ديگه، پس ما هم اين اجازه رو ميدم كه قدرتمون رو خوب بييند، ببيند ما براى موفقيت خيلى تلاش كرديم و براى پيروزى خيلى شكست خورديم، شكست جذاب ترين اتاق زندگى هر آدمى مى تونه باشه، چون آدم هاى ضعيف رو ضعيف تر ميكنه و آدم هاى قوى رو قوى تر، وقتى يه هدف مشخص دارى هيچ وقت نا اميد نميشى فقط سعى ميكنى ديدت رو باز تر كنى و راه هاى بزرگترى رو براى رسيدن به هدفت پيدا كنى، من هيچ كسى رو تو زندگيم نديدم كه با عشق كارش و انجام بده و بيشتر از بقيه زحمت بكشه و به هدفش نرسه، حتما موفق ميشه، مهم نيست چى پشت سرت ميگن، مى دونين كيا پشت سرت حرف مى زنن، كسايى كه دوست دارن، كسايى كه دوست دارن با تو باشن و يا كسايى كه دوست داشتن جاى تو باشن، بايد به همه اونها احترام گذاشت چون اونان كه شبانه روز دارن به تو فكر ميكنن نه تو به اونها، تو انقدر مشغول و سرگرم كارت هستى كه نمى بينيشون، تو بايد هدف موفقيت باشه... به كسايى كه دنبال موفقيت هستن ميگم نا اميد نشين، از شكست نترسين از بلند پروازى نترسين و آدم هاى كه به شما ميگن نمى تونين رو كنار بگذارين، اگه روياش رو دارين، اگه مى تونين تصورش كنين، يعنى خدا قدرت رسيدن بهش رو بهتون داده "عكس مربوط به ١ سال پيش هست" 🙏❤️
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> سه ساعت از پاس طولانيم مونده، ديگه آمار تعداد آدمهايي رو كه نسخه شون رو پيچيدم از دستم رفته.. شماره ...
Media Removed
سه ساعت از پاس طولانيم مونده، ديگه آمار تعداد آدمهايي رو كه نسخه شون رو پيچيدم از دستم رفته.. شماره رو ميزنم يه خانومي مياد جلو و كارت شناسايي شو ميده، يهو از هيچ جا يك آقاي خيلي هيكلي با كاپشن چرم و كلاه مخصوص موتور سواري راهنما نزده ميپيچه مياد وسط صحبتهاي ما دو نفر!! با صدايي بلند كه مثلا همه بشنون ... ➿➿
سه ساعت از پاس طولانيم مونده، ديگه آمار تعداد آدمهايي رو كه نسخه شون رو پيچيدم از دستم رفته.. شماره رو ميزنم يه خانومي مياد جلو و كارت شناسايي شو ميده، يهو از هيچ جا يك آقاي خيلي هيكلي با كاپشن چرم و كلاه مخصوص موتور سواري راهنما نزده ميپيچه مياد وسط صحبتهاي ما دو نفر!! با صدايي بلند كه مثلا همه بشنون ميگه؛ الو!! اون دختر بلوند ريزه ميزهه كو؟؟ مشخصه كه دنبال شره، ميپرسم؛ چطور؟؟ ميگه؛ دو ساعت پيش اومدم ازش قرص خريدم جعبه ش خاليه و چهارتا قبض نشونم ميده.. روي قبض نسخه ش يك اسم خانوم ايراني نوشته شده، به جعبه نگاه ميكنم و ميبينم اين مسكن بدون نسخه س و ميرم دنبال همكارم كه اسمش رو قبضه ميگردم.. بعد از گشتن سوراخ سمبه هاي داروخانه ده هزار متر مربعي، ميفهمم كه ده دقه پيش رفته خونه.. ميرم بيرون يك پاكت جديد برميدارم تكون ميدم و مطمئن ميشم خالي نيست.. برميگردم و قبضها رو ميزنم تو صندوق كه عوضش كنم كه با يه لحن خيلي زننده اي ميگه؛ چك كردي خالي نباشه هه!! با آرامش ميگم؛ بله و اصلا معمول نيست اين دارو دزديده شه در ضمن احتياجي به بداخلاقي نيست!! انگار منتظر همين جمله باشه شروع ميكنه به داد زدن كه؛ بداخلاق؟؟ من بداخلاقم يا تو!! ميخواي از كارت راسيست بازي هم استفاده كن يالا!! با لبخند بهش نگاه ميكنم و ميگم؛ آيا حال شما خوب است؟؟ بيشتر عصبي ميشه و خم ميشه رو ديسك و بيشتر داد ميزنه كه؛ نه تو خوبي!! من هنوز شروع نكردم بداخلاق باشم!! ميخواي استارت بداخلاقي مو بزنم دختر كوچولو؟؟ دستهامو ميزنم به سينه م و با آرامش و احترام ميگم؛ حتما اينكارو بكنين!! داد ميزنه؛ من از يك كسي كه اينجا به دنيا نيومده پنج تا بچه دارم، من من من.. ميگم؛ گود فور يو و مشغول تعويض داروش ميشم، تمام صورت سفيد سوئديش قرمز شده و ميگه؛ اره، خير سرت كارتو كن!! قبض و دارو رو ميذارم كنار و بهش نگاه ميكنم و ميگم؛ نوپ.. اينكارو نميكنم.. قبل از اينكه بخواد اتفاق ديگه اي بيفته دو تا دست از پشت رو شونه هام حس ميكنم، اوا همكار قديمي، منو ميگيره ميكشه عقب و ميگه؛ برو يك فنجون قهوه بخور.. قبضها رو برميداره و به موتورسوار بزن بهادر ميگه بيا ديسك من.. ميشينم روي صندلي و از مود فايت اور فلايت در اومدم، حس ميكنم خون سرد توي تنم ميريزه و سرمو محكم ميگيرم توي دستهام كه تك تك بچه ها ميان تو و كلي بغل و دلجويي.. با ديدن اوا ميگم؛ راسيست؟ وا د فاك؟ ميگه؛ تو تا زماني كه بميري خارجي هستي.. ميخنديم و برميگردم سركارم و با لبخند هميشگي شماره بعدي رو ميزنم؛ تو شايد حالت خيلي بد باشه ولي قدرت و حق اينو نداري كه حال منو خراب كني!!
Read more
• اي كه نزديك تر از جاني و پنهان ز نگه هجر تو خوشتر آيد ز وصال دگران • حتي وقتي دارم تو وليعصر قدم ميزنم ...
Media Removed
• اي كه نزديك تر از جاني و پنهان ز نگه هجر تو خوشتر آيد ز وصال دگران • حتي وقتي دارم تو وليعصر قدم ميزنم حتي وقتي كه تنهاي تنهام، ميدوني نميتونم به يكي ديگه فكر كنم، فقط تويي، تويي كه ميميوني، حتي وقتي كه نميبينمت، حتي وقتي نيستي...اين كه ميگن از دل برفت هركه از ديده برفت، برا من نيست، براي تو نيست، ...
اي كه نزديك تر از جاني و پنهان ز نگه
هجر تو خوشتر آيد ز وصال دگران

حتي وقتي دارم تو وليعصر قدم ميزنم
حتي وقتي كه تنهاي تنهام، ميدوني نميتونم به يكي ديگه فكر كنم، فقط تويي، تويي كه ميميوني، حتي وقتي كه نميبينمت، حتي وقتي نيستي...اين كه ميگن از دل برفت هركه از ديده برفت، برا من نيست، براي تو نيست، براي ما نيست...
• چنل/لينك در بيو
#ياعلي
Read more
. بچه ها همتون ميدونيد كه ما دو تا ادمين هستيم (چانمينه و لوبا) 🙂 ما دو تا قبلا جفتمون تلگرام داشتيم ...
Media Removed
. بچه ها همتون ميدونيد كه ما دو تا ادمين هستيم (چانمينه و لوبا) 🙂 ما دو تا قبلا جفتمون تلگرام داشتيم ولى الان مال من (چانمينه) مشكل پيدا كرده ، البته مشكل مال الان نيست . چند ماهه قبل از مشكل تله م و پاك شدنشو ريست شدن آيپدم (يه فولدر داشتم كه توش حدودا 60~70 تا ايمجين و اديت و فكت و ... بود ، تازه 5 تا وان ... .
بچه ها همتون ميدونيد كه ما دو تا ادمين هستيم (چانمينه و لوبا) 🙂 ما دو تا قبلا جفتمون تلگرام داشتيم ولى الان مال من (چانمينه) مشكل پيدا كرده ، البته مشكل مال الان نيست . چند ماهه 😞 قبل از مشكل تله م و پاك شدنشو ريست شدن آيپدم (يه فولدر داشتم كه توش حدودا 60~70 تا ايمجين و اديت و فكت و ... بود ، تازه 5 تا وان شات و 8 تا سناريو هم نوشته بودم) يه گروه تو تله داشتيم كه الان لينكش تو بيوئه . اگه رو لينك بزنيد هيچ گروهى نمياره . علتش اينه كه من قبل از مشكل آيپدم لينكش رو عوض كرده بودم و هيچ كى الان اون لينك رو نداره . حالا اينه چرا لينك رو عوض كردم ... يه پسر ديوث مادر **** اى بود كه اومد تو جى پى ما و 20~30 تا روبات اسپم و فحش و عكساى اسكلت و چرت و پرت و سكس و ... اد كرد 😤 90 نفر لفت دادن ! ميفهمين ؟ 😲 اون شب من از سردرد تا 4 صبح بيدار موندم 🤕 جالب ميدونيد چيه ؟ اين پسره لاشى متولد 81 بود و من متولد 79 و اومده پى وى من و گفته بود "اگه ميخوايد بس كنم و گروهتونو خراب نكنم بايد دوست دختر من بشى" 😵😳😂 تازه به اون يكى ادمين هم گفت . خيليا فكر ميكنن كار ما راحته . يه پيج و يه گروه ميزنيم و ديگه الله بختكى ميريم جلو ولى اصلا اين جورى نيست 🙁 همش تحديد هك و چميدونم ... فحش آنتى فنا و ... 😣 باور كنيد من شب ميخوابم صبح پا ميشم ميبينم 10 نفر آنفالو كردن 😶 عايا من تو خواب بهتون لگد ميزنم ؟ من اون گروه تو تله رو با جون و دل لينكشو پخش كردم (متنى كه براى تبليغ گروه نوشته بودم رو كلى گروه كپى كردن 😒) انقدر اكسوالايى كه گروهمون و پيجمون رو دنبال ميكردن برام مهم بودن كه يه جى پى چت هم ساختم 🙃 مامانم چند بار آيپدمو ازم گرفت تا دو دقيقه برم سر درس و مشقم و شام و نهار . من بعد از اينكه اون پسره نفهم اون كارو كرد سريع بلاكش كردم و رفتم همه روباتاشو ريموو كردم و لينك رو هم عوض كردم 🙄 تصميم گرفتم دوباره تله مو راه بندازم و اون گروه رو دوباره سرپا كنم ، حتى تو فكر يه گروه رول و يه چنل اكسو و يه وبلاگ براى فنفيك هم هستم ولى هنوز قطعى نيست ، لينك اون گروه رو هم وقتى تله م راه افتاد بعدا ميذارم تو بيو 😝 فكر كنم فهميده باشيد بدبختى هايى كه ما سر اين پيج كشيديم رو ستايش و كيميا هم سر زندگيشون نكشيدن 😂 به خدا اگه الان آيپدم ريست نشده بود همه اون پستايى كه اماده كرده بودم رو ميذاشتم و گروه رو آباد ميكردم ولى همش به خاطر اين آيپد گهمه 😭😭😭 دعا كنيد همه چى مثل قبل بشه 😍😢 چقدر زر زدم 🤔 ولى خوبه ... درد و دل كردم 😁😘
.
‏ #iranian_exol #exo #IranianExoL
#Exotic
Read more
چند روزيه همه جا حرف درباره درياى خزر آدم ديگه نميدونه اين اتفاقات و اخبارى كه ميشنوه واسه اينه كه حواس مردم از چيزاى ديگه مثل قيمت ارز و گرونى و اين چيزا پرت بشه يا واقعا داره برامون از آسمون ميباره ! نميدونم اما اوضاع خوب نيست من پارسال و سال قبلش پر بودم از انرژى و اميد به آينده و تلاش و پشتكار ... چند روزيه همه جا حرف درباره درياى خزر
آدم ديگه نميدونه اين اتفاقات و اخبارى كه ميشنوه
واسه اينه كه حواس مردم از چيزاى ديگه مثل قيمت ارز
و گرونى و اين چيزا پرت بشه يا واقعا داره
برامون از آسمون ميباره !
نميدونم اما اوضاع خوب نيست
من پارسال و سال قبلش پر بودم از انرژى و اميد به آينده
و تلاش و پشتكار تو شغلم اما امسال همينطور كه ميريم جلو
هر روز نا اميد تر ميشم از بهبود اوضاع
هر روز اميدم به آينده كمتر ميشه
بگذريم الان دوس دارم درباره درياى خزر بنويسم
آهاى شماهايى كه رگ گردنتون برا درياى خزر باد كرده
تا حالا كجا بودين ؟
شماهايى كه ناراحتين چرا سهممون كم شده از دريا
به شما چه !
اون جاهايى كه ازمون گرفته شده
تا حكومت ازشون گرفته نشه
تا همين امروز هم در دسترس ما نبوده
نفت و گازى كه ازش استخراج ميشده خرج ما نميشده !
ناراحت چى شدين ؟
حريم ساحل كه هميشه مورد استفاده
مردم مصرف گراى ما بوده هنوز هست
خيالتون راحت
شما خيلى اگر ناراحت درياى خزرى
با شاسى بلند چينيت تا لب دريا نرو آبو ساحل رو آلوده نكن
زيلو بندازى قليون بكشى جوجه بزنى آشغالاتو هم
همونجا يادگارى بزاريو بياى 🚫
اگر نارحتين با مانتو روسرى و لباس نرين تو دريا
كه چهره دريا و ساحل رو خراب كنيد 🚫
و خيلى موردهاى ديگه ...
.
وقتى مسئولين شمال براشون مهم نيست
و ساحل و دريا براشون با زباله دونى فرقى نداره
وقتى اكثر مردم شمال و توريست ها براشون مهم نيست
چى داره به سر ساحل و دريا مياد
وقتى اينجا حتى جون آدم ارزش نداره
شما اومدين ميگين چرا سهم ما از دريا كم شد ؟
.
منم خيلى ناراحتم اما با چيزى كه تو روسيه ديدم
ميدونم اونا خيلى بهتر از ما از دريا محافظت ميكنن
نگران دريا نباشين
دريا و موجودات درياى خزر از روزى كه
دست ما ازشون كوتاه بشه حالشون خوب ميشه
داشتن و استفاده از نعمت هاى خدا
لياقت ميخواد
شكرگزارى ميخواد
.
سرنوشت هيچ قومى تغيير نميكنه
مگر به دست خودشون
👆🏼الله👆🏼
.
به بهانه بحث داغ اين روزا اين فيلمارو كه پاييز پارسال
با هلى شات از درياى خزر گرفتيم آماده كردم
با صداى معين و آهنگ شمال
.
@n.moein
#caspiansea
#درياي_خزر
Read more
<span class="emoji emoji1f338"></span>🇮🇷❣️🇮🇷<span class="emoji emoji1f338"></span> عـشــق و تنـهايي از نـگاه و دلِ <span class="emoji emoji2764"></span>️شهــيد چــمران<span class="emoji emoji2764"></span>️ در منـاجـاتِ با خـــدا: خدايا...! از ...
Media Removed
🇮🇷❣️🇮🇷 عـشــق و تنـهايي از نـگاه و دلِ ️شهــيد چــمران️ در منـاجـاتِ با خـــدا: خدايا...! از بد كردنِ آدمهايت شكايت داشتم به درگاهت... امّا شكايتم را پس ميگيرم... من نفهميدم... فراموش كرده بودم كه بدي را خلق كردي تا هر زمان كه دلم گرفت از آدمهايت... نگاهم به تو باشد... گاهي فراموش ... 🌸🇮🇷❣️🇮🇷🌸
عـشــق و تنـهايي از نـگاه و دلِ ❤️شهــيد چــمران❤️ در منـاجـاتِ با خـــدا:
خدايا...!
از بد كردنِ آدمهايت شكايت داشتم به درگاهت...
امّا شكايتم را پس ميگيرم...
من نفهميدم...
فراموش كرده بودم كه بدي را خلق كردي تا هر زمان كه دلم گرفت از آدمهايت...
نگاهم به تو باشد...
گاهي فراموش ميكنم كه وقتي كسي كنارِ من نيست...
معنايش اين نيست كه تنهايم...
معنايش اين است كه همه را كنار زدي تا خودم باشم و خودت...
با تو تنهايي معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چه ميكردم...
دوستت دارم، خدايِ خوبِ منْ...؛
خدايا...!
من زندگي را دوست دارم ولي نه آنقدر كه به آن آلوده شوم و خويشتن را گم و فراموش كنم...؛
خدايا...!
تو ميداني كه قلبِ من سرشار از مهر و محبت است...
و همه ي مخلوقاتِ تو را به شدت دوست ميدارم...
و در بعضي از حالات اين دوستي به درجه ي عشق و پرستش ميرسد...
تو ميداني كه احتياج دارم كه عشق بورزم و بپرستم...
و چه بسا كه به محبوب هايي تا درجه ي پرستش عشق ورزيده ام...
امّا هر وقت كه عشقِ من به كسي و يا به چيزي به درجه ي عشق رسيده است...
تو آن را از من گرفته اي تا كسي را و چيزي را به جاي تو معبود خود نكنم...
اي خدايِ بزرگ، تو را شكر ميكنم كه قلبِ مقدس مرا جايگاهِ خود كردي...
با تجربه هاي تلخ و ضربه هايِ قاطع و شكننده قلبِِ مرا از خطرناك ترين گمراهي ها نجات دادي و اين آتشكده ي مقدس را فقط جايگاه خود كردي...؛
خدايا...!
خوش دارم كه گمنام و تنها باشم تا در غوغاي كشمكشهايِ پوچ مدفون نشوم...؛
خدايا...!
آنچنان ما را جذب كن كه جز به تو نينديشيم، و جز تو را نخواهيم، و به جز تو به سوي كسي نرويم، و همه ي خود خواهي ها و خود بيني ها را در مذبحه(كشتارگاه) بارگاهِ تو قرباني كنيم...؛
خدايا...!
تو را شكر ميكنم كه به من نعمت "توكل" و "رضا" عطا كردي...
و در سخت ترين طوفانها و خطرناك ترين گردابها، آنچنان به من اطمينان و آرامش دادي كه با سرنوشت و همه ي پستي ها و بلنديهايش آشتي كردم و به آنچه تو بر من مقدر كرده اي رضا دادم...؛
خدايا...!
در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتي...
تو در كويرِ تنهايي، انيسِ شبهاي تارِ من شدي...
تو در ظلمت، نااميدي، دستِ مرا گرفتي و كمك كردي...
كه هيچ عقل و منطقي قادر به محاسبه پيش بيني نبود...
تو بر دلم الهام كردي و به رضا و توكل مرا مسلّح نمودي...
و در ميانِ ابرهاي ابهام و در مسيري تاريك، مجهور و وحشتناك مرا هدايت كردي*
* دوستتْ دارَم، خدايِ خوبِ منْ *
.
.
.
🌸🌹 شاديِ روحِ پُـر فـتوح و بلنـدِ همـه شهــيدان صـلــواتــــ*🌹🌸
#شهيد_چمران #شهيدان #شهيد_الله #عشق #shahid_chamran
Read more
سلام دوستاى عزيزم ، امروز سال مادرم بود ، عزيز ترين موجود و باوفا ترين فرشته روى زمين براى هر انسانى ...
Media Removed
سلام دوستاى عزيزم ، امروز سال مادرم بود ، عزيز ترين موجود و باوفا ترين فرشته روى زمين براى هر انسانى ، من توى اين دنيا بعد از خدا فقط مادرمو داشتم و تو لحظات خوب و بد هميشه در كنار هم بوديم ، براى من كه كسيو تو زندگيم نداشتم بزرگترين نعمت بود ، ولي خيلى زود آسمانى شد ، هيچ چيز تو اين دنيا بعد از مادرم برام ارزش ... سلام دوستاى عزيزم ، امروز سال مادرم بود ، عزيز ترين موجود و باوفا ترين فرشته روى زمين براى هر انسانى ، من توى اين دنيا بعد از خدا فقط مادرمو داشتم و تو لحظات خوب و بد هميشه در كنار هم بوديم ، براى من كه كسيو تو زندگيم نداشتم بزرگترين نعمت بود ، ولي خيلى زود آسمانى شد ، هيچ چيز تو اين دنيا بعد از مادرم برام ارزش نداشت يا حداقل فهميدم فقط اونه كه بخاطر خودت ميخوادت ، فقط منتظرم كه نوبت من بشه ، البته خدا اين زندگى رو به همه ما هديه داده و من ناشكر نيستم ولى به هر حال منظورم اينه كه من چيزى براى از دست دادن ندارم و هيچ هراسى از مرگ ندارم ، اينارو گفتم بدونيم كه چه موفق باشيم چه ناموفق چه خوشبخت و چه نه و در هر جايگاهى كه باشيم يه روزى از اين دنيا ميريم ، حريص نباشيم و دنبال چيزهاى خاص نباشيم كه شايد دست نيافتنى هستن يا به هر شيوه اى بخوايم بهش برسيم درسته بايد تلاش كنيم ولى نه به هر قيمتى، همديگرو دوست داشته باشيم و به هم عشق بورزيم ، زندگى كوتاهه خيلى كوتاه ، شايد سالها براى رسيدن به آرزوهامون بجنگيم و به زور بهش برسيم ولى همون موقع زمان ما هم رسيده باشه ، فقط كافيه اينو درك كنيم و واقعا بپذيريم كه خود ما هم بايد بريم ، اين روال زندگى بوده و هست و چه خوبه كه انسان درستى باشيم قبل از رفتن ، قدر مادرهاى فرشتتونو بدونين و هميشه بهشون محبت كنين ، من حداقل از اين بابت كه تا آخرين لحظه در كنار عشق و جانم بودم و هر كارى تونستم بكنم وجدانم راحته ، اگر مشكلى با مادرتون دارين يا ازتون ناراحته همين الان برين و دستشو ببوسين ، هيچ موجودى مثل مادر نيست ، فرشته اى بر روى زمين ❤️♥️😔
Read more
سلام دوستان عزیز نماز روزه هاتون قبول ما رو هم سر سفره افطار دعا کنین..ببخشین این متن طولانیه ولی فوق ...
Media Removed
سلام دوستان عزیز نماز روزه هاتون قبول ما رو هم سر سفره افطار دعا کنین..ببخشین این متن طولانیه ولی فوق العاده ست.... همه مي پرسند از من كه تو عاشق هستي يا كه عاشق بودي يا كسي سنگ زده،بر شيشه ي نمناك دلت بعضي گفتند به من: كه اگر عشقي هست،هوس و باد هواست عشق برتر اي دوست متعلق به خداست من نگويم ... سلام دوستان عزیز نماز روزه هاتون قبول ما رو هم سر سفره افطار دعا کنین..ببخشین این متن طولانیه ولی فوق العاده ست.... همه مي پرسند از من

كه تو عاشق هستي يا كه عاشق بودي

يا كسي سنگ زده،بر شيشه ي نمناك دلت

بعضي گفتند به من:

كه اگر عشقي هست،هوس و باد هواست

عشق برتر اي دوست متعلق به خداست

من نگويم كه نه اي نيست كه شما مي گوييد

من فقط مي گويم:

آن خدا لايق اين عشق زميني من بي سر و پا نيست كه نيست

بهتر از من گفته آن رفيقه «روشني من گل آب»

كه خدا لاي گل شبدر و بوست

كه خدا چهچهه ي بلبل و آن چلچله هاست

كه خدا نزديك تر از تو به خودت در همه ي ثانيه هاست

كه خدا... بگذريم از تپش ثانيه هاي دلمان

بگذريم از روشني خاطره هاي دلمان

بگذريم از وزش باد سحرگاهي و پژواك سخن بر دلمان.

دوستي گفت به من:

تو نگو عشقي نيست،چون تمام كاغذ گلبرگ دلت

پر از اين موهبت خوب خداست

تو سكوتت،پر از آن آينه ي پاك دلست،

تو نگاهت،پر عشق و پراز آن ترانه و ساز خوش آهنگ و صداست،

تو درختت،پر احساس و ميوه عشقت داغ گل شقايق باغچه هاست،

گفتمش باشد....باشد

اين بار ميگويم اي دوست

حال مي نويسم عشق را

عشق آن پاك ترين چشم دل انسان هاست،

عشق آن سبزترين برگ خزان دل ماست، عشق آن ابر بهاري دل گندم هاست،

عشق پايان همه جاده هاي دلتنگيست،

عشق آواز پس از فاصله هاست،

عشق خلوت دل با همه ي خاطره هاست،

عشق آن شعر سپيديست كه بي وزن شده،

عشق آن لحظه ي خوبيست كه اشك طرد شده،

عشق آن چشمه ي پر مهر و سرود خود جوش،

عشق بدرود غم هاي نشسته بر دوش،

عشق بدرو همه ي لحظه هاي سرد و خموش،

پس تو بدان كه اي دوست، «عشق جرم قشنگيست در انكارش مكوش» «خيال»
Read more
زن:من يه هفته است كه معطل توام ... گفتي همخونه ات كه يه دختر سوري بوده،جلوي تو خودشو از پنجره پرت كرده ...
Media Removed
زن:من يه هفته است كه معطل توام ... گفتي همخونه ات كه يه دختر سوري بوده،جلوي تو خودشو از پنجره پرت كرده پايين گفتي حالت كه بهتر بشه تماس ميگيري راستش منم خيلي فرصت ندارم بايد زود برم مريم:ميدوني زماني كه ميخواي پناهنده بشي چه سوالي ازت ميپرسن؟؟!! زن:خيلي سؤالها ميپرسن مريم:ولي جواب تو به ... زن:من يه هفته است كه معطل توام ...
گفتي همخونه ات كه يه دختر سوري بوده،جلوي تو خودشو از پنجره پرت كرده پايين
گفتي حالت كه بهتر بشه تماس ميگيري
راستش منم خيلي فرصت ندارم بايد زود برم

مريم:ميدوني زماني كه ميخواي پناهنده بشي چه سوالي ازت ميپرسن؟؟!!
زن:خيلي سؤالها ميپرسن
مريم:ولي جواب تو به اين سوْال خيلي ميتونه تو پناهندگي گرفتنت مؤثر باشه
زن:چي ميپرسن؟!
مريم:اينكه ...چقدر مطمئني توي اين كشوري كه پناهنده شدي ،امنيت داشته باشي...آرامش داشته باشي...
زن:آهان.....چرا بلند شدي؟! ميخواي بري؟!
حالا تو فيلم من بازي ميكني؟!
من خيلي فرصت ندارم
بخاطر تو از ايران اومدم و ..... مريم:ميدوني خانوم پريروز طالبان با به انتحاري يه مدرسه دخترونه رو با هشتاد تا بچه ٦ تا ٩ ساله بردن رو هوا.
غزني رو هم گرفتن و كلي ادم كشتن و بقيه رو هم تو خونه هاشون زندوني كردن...چه فايده داره من اينجام ولي همه فكرم تو أفغانستان و پيش خواهر برادرها و ملت بدبخته
زن:واقعا نميدونم چي بگم!.!
مريم:ببخشيد من الان حالم اصلا براه نيست
تمركز براي بازي كردن تو فيلم شما رو ندارم... #برلين_مريم #فرشته ساداتي #بازيگر زن #بازيگر افغان #تجربه فراموش نشدني
Read more
 #پاستا دوست ها همگي دستا بالا<span class="emoji emoji1f64b"></span>🏻‍♀️ فكر كنم اين تركيب #كوكوى_پاستا رو كمتر خورده باشين سبك و اقتصادي ...
Media Removed
#پاستا دوست ها همگي دستا بالا🏻‍♀️ فكر كنم اين تركيب #كوكوى_پاستا رو كمتر خورده باشين سبك و اقتصادي و بي دردسر ديگه از يه #غذا مگه چي بيشتر ازين ميخوايم ما ؟! . . برای کوکوی پاستا ( مواد رو به اندازه چهار نفر میگم ) ، کافیه اول يك چهارم بسته پاستای #فتوچینی یا آشیانه ای رو طبق روش معمول بپزید و آبکش ... #پاستا دوست ها همگي دستا بالا🙋🏻‍♀️
فكر كنم اين تركيب #كوكوى_پاستا رو كمتر خورده باشين
سبك و اقتصادي و بي دردسر
ديگه از يه #غذا مگه چي بيشتر ازين ميخوايم ما ؟! .
.

برای کوکوی پاستا ( مواد رو به اندازه چهار نفر میگم ) ، کافیه اول يك چهارم بسته پاستای #فتوچینی یا آشیانه ای رو طبق روش معمول بپزید و آبکش کنید . تو این فاصله دو سه تا تخم مرغ درشت ، چهار پنج قاشق پنير سفيد يا فتا به دلخواه ، یه قاشق غذاخوری جعفری خرد شده و نمک و فلفل و ادويه دلخواه ریخته و مخلوط کنید من دوست دارم تکه های پنیر مذاب زیر دندونم بیاد برای همین فقط ویسک میکنم ولی اگه دوست داريد يكدست بشه ميتونيد با همزن برقي بزنيد . در آخر پاستای ابکش شده و قارچ خرد شده به اندازه كاملا چشمي و عشقي رو خووووب مخلوط کنید و در تابه ای که قبلا گرم کردین مثل همه کوکوها دو طرفش رو سرخ کنید .
قول میدم در برابر عطر #پنیر مذاب دیگه حرفی برای گفتن نداشته باشید. 🍃نهايت ضخامت مواد كوكو توي تابه يك سانت باشه ، موادي كه ميبينيد توي ويديو من زياد درست كردم توي سه تا تابه به اندازه اي كه ميبينيد سرخ و اماده شده 🍃 ميتونيد يه مقدار كم خيلي اندك بيكن يا ژامبون يا سوسيس يا فيله مرغ پخته نگيني به مواد اضافه كنيد ؛ ولي به خاطر وجود تخم مرغ و پنير از نظر من غني هست نياز به پروتيين بيشتري
نداره اين غذا
🍃يه كم خوش ژست نيست براي عكاسي ؛ يعني دلش نميخواد تو عكس مفهوم رو برسونه ! دقت كنيد كه اين كوكو پشتش روشه 😂 😬، يعني طرف دومش طرف روي غذا ميشه كه ميبينيد براي همين تو البوم من با اقتدار كامل ازش ويديو گرفتم كه بتونيد بافتش رو ببينيد كه بفهمه اينجا كي به كيه و براي من تو عكس ادا و اطوار در نياره 😜
🍃با چنان سرعت لاك پشت واري آپلود شد كه فكر ميكردم پس فردا طرفهاي ظهر به دستتون برسه !! بازم خدا رو شكر كه همين امشب يازده شب بعد از ساعتها به طور خودجوش آپ شد براي خودش، وضعه كه ما داريم آخه 🤦🏻‍♀️
Read more
رفتن ؟ بله ... رفتن ... اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد... شما ...
Media Removed
رفتن ؟ بله ... رفتن ... اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد... شما نمي توانيد جاي خاليِ تمام خاطرات ، آرزو ها ، رويا ها و احساساستي را كه خرج رابطه كرده ايد يكجا پر كنيد ... اما به اين باور برسيد كه هيج فردايي قابل پيشبيني نيست! گاه خود را ميان ميداني می بینید ... رفتن ؟
بله ...
رفتن ...
اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد...
شما نمي توانيد جاي خاليِ تمام خاطرات ، آرزو ها ، رويا ها و احساساستي را كه خرج رابطه كرده ايد يكجا پر كنيد ...
اما به اين باور برسيد كه هيج فردايي قابل پيشبيني نيست!
گاه خود را ميان ميداني می بینید که با به ظاهر شخصی که عشق هميشگي زندگيتان نامیده بودید فتح كرده بوديد ،اما با این تفاوت که خود را میانه ی آن میدان تنها مي يابيد !
او رفته است و اين قاعدتا به اين معنا نخواهد بود كه راه را درست برگزيده است !
با جفتش جور شده و همراهش همراهِ هميشگي ست ! كارهايي را كه بايد در سريع ترين زمان انجام دهيد ، با خود تنها بنشينيد و يك كاغذ سپيد همچون روحت پاك و صاف برای یادداشت برگزینید !
تمام حقيقيت ها را بنويسد ... تمام اتفاقاتي كه حتي بعد از هزار بار دست كشيدن و ماليدن چشمانت همان طور پا برجا ايستاده!
حال به هر دليلي ...
اگر خوب بود ؟! بله آن زمان كه با تو بود و حال با تو نيست ... دوستش داشتي ؟! بله ان زمان كه با تو بود و قدردانت بود...
خاطرات خوب ؟! اينها دليل بر پاك كردن رد پاي رفتن هيج نا سپاسي نخواهد بود!
ديگران چه مي گويند؟! ديگران ، افكارشان ، حرف هايشان، نظراتشان در خوشبختي ، كم شدن تعداد اشك هايتان هيچ تاثيري نخواهد داشت !
قانون و شعار زندگيت باشد تا هميشه ارزش و بهايت را بدانند !
اگر قانون زندگيت اين باشد ، دوستت دارم تا زمانيكه قدردانِ حضورم باشي!
مهم هستي تا زمانيكه من در الويت زندگيت باشم!
خاطراتش زيباست ، تا زمانيكه دستت را رها نكند براي ساختن فردايي زيبا در كنار تو ...
خوبي هايش تا زماني ارزشمند است كه خودش در كنارت باشد نه گذشته اش!
اينگونه خودت بهترين مشاور و روانكاو و روانشناس زندگي خودت خواهي بود!
سريعتر اين زمان را سپري خواهي كرد !
قلب را آب و جارو خواهي كرد !
براي يك عشق حقيقي ، احساس حقيقي و زيبا ترين عاشقانه ها ... چند سال كه بگذرد ، اشتباه در انتخابت را فراموش خواهي كرد!
همانند نمره املاي دوران مدرسه كه برايش ساعت ها گريستي و ان نمره ، هيچ نقشي در حال تو نداشته ...
به خودت اعتماد كن!
قدرِ خودت را بيشتر بدان ...
و به هر ناسپاسي بها و ارزش خودت را برچسب نزن ...
خودت را ببوس مگر چند تا از خودت در زندگيت داري ؟!! لبخند بزن ...
همه چيز خوب خواهد شد . #متين_فرحبخش
.
.
.
#guilani #guilania #matin_farahbakhshروانشناسي #روانكاوي #روانشناسي_شخصيت #رفتار_گرايي #مثبتگرايي #رابطه
Read more
‎گندم __________<span class="emoji emoji1f49b"></span>__________ Wheat, Walnut, We Win . ‎ما نخورديم به حرام لقمه اى نان از مردم ‎ليك ...
Media Removed
‎گندم ____________________ Wheat, Walnut, We Win . ‎ما نخورديم به حرام لقمه اى نان از مردم ‎ليك خون جگريست كه مُرديم ما از مردم ٠ ‎جاريست خط عرق از جبين تا سينه ‎اين سينه سوخته است، آه، اى مردم ٠ ‎يك لقمه نان كمتر اما با عزّت ‎نيست شرافت خوردن گوشت يا گندم ٠ ‎دانه دانه جمع كردن چور مور ... ‎گندم
__________💛__________
Wheat, Walnut, We Win
.
‎ما نخورديم به حرام لقمه اى نان از مردم
‎ليك خون جگريست كه مُرديم ما از مردم
٠
‎جاريست خط عرق از جبين تا سينه
‎اين سينه سوخته است، آه، اى مردم
٠
‎يك لقمه نان كمتر اما با عزّت
‎نيست شرافت خوردن گوشت يا گندم
٠
‎دانه دانه جمع كردن چور مور با زحمت
‎ميكند شيرين خوردن حتى گندم
٠
‎تو مپندار ضعف را در اين جماعت مستضعف
‎انقلاب هست براى پابرهنگان اى مردم
٠
‎قوت بازو و عزّت و شرافتِ زحمت
‎زد جوانه خوشه هاى طلايى گندم
٠
‎بر كلاهت دو خط گندم بود سرباز
‎تا بدانى باشى مدافع اين مردم
٠
‎هر ستاره اى كه نشست بر شانه
‎بار امانتيست بر دوشت از مردم
٠
‎به امانت من دلم را دادم دستت
‎ليك تو نديدى شرافت دانهء گندم
٠
‎سكه و زر، گر طلاييست سيرت نميگرداند
‎جز همين خوشه هاى طلايى گندم
٠
‎حرمت دهقان و برزگر و كشاورزان
‎شك نكن بيش است از ستاره هاى رنگ گندم
٠
‎او كه فلّاح زاده است، فلاح ميگردد
‎تو بفكر ستاره و خطوط طلايى مردم
٠
‎سردار يا سوار بر درجه ها و نشان
‎اين همه القاب و عناوين از مردم
٠
‎كاش فهمى معنى سردار را قبل از دار
‎كه تو اول كنى غرورت را بر دار مردم
٠
‎كو غرور و منيّت و تكبرش بر دار است
‎او همو خود سردار است در مردم
٠
‎آسمان جاى مردان خداست و غفور
‎ميبرد شهيد، كشتگان راه اين مردم
٠
‎ور تو پندارى به پروازى چند با پاره اى آهن
‎گشته اى فرمانده ى آسمان اين مردم
٠
‎او كه خم كرد سرش را به تعظيم برابر تو
‎تو خودت دانى كه هست بهر نان و گندم
٠
‎سكه بستان و زر و سيم بساز
‎كمى اما بساز تو هم با مردم
٠
‎من به گندم كنم قوت غالب خويش
‎تا سرم به عزّت باشد بلند در مردم
٠
‎آنكه عزت بخشيد آن خداى عزيز
‎گر بخواهد زر كند دانه دانهء گندم
٠
‎دل شكستن هنر نبود و آنهم دل دوست
‎آنكه عاشق شد نه عاشق زر و سيم و گندم
٠
‎عاشقان كى خوردند جز خون دلشان
‎تو مكن خونتر با رأيَت حال خستهء مردم
٠
‎هيچ ندارم جز دانه اى گندم ديگر من
‎ليك احترام دارد برايم بر كلاهت رد گندم
٠
‎يا كه بر كنار حاشيه ى هر آستينت
‎چند خط موازى طلايى چون گندم
٠
‎حرمت تو در دلم تا ابد اما باقيست
‎كاش ميدانستى عاشقت بودم بيشتر از تمام مردم
.
__________💛__________
👮🏻‍♂️👨🏻‍✈️👨🏻‍🌾🙍🏻‍♂️🌾💰🌕🥇
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> آدمهاي زيادي تو زندگي همه مون هستن ولي فقط چند نفر انگشت شمار ميتونن مهر و حكي تو رفتار و شخصيت و مدل ...
Media Removed
آدمهاي زيادي تو زندگي همه مون هستن ولي فقط چند نفر انگشت شمار ميتونن مهر و حكي تو رفتار و شخصيت و مدل بودن شما بذارن.. ليلا همكار داروخانه من يكي از اون معدود افراد زندگي منه.. تو اين هشت سال كه با هم كار كرديم بينهايت توجه و عشق و كمك ازش گرفتم، به قول سوئديها ميدوني كجا داريش.. اصلا جايي نيست كه نداشته ... ➿➿
آدمهاي زيادي تو زندگي همه مون هستن ولي فقط چند نفر انگشت شمار ميتونن مهر و حكي تو رفتار و شخصيت و مدل بودن شما بذارن.. ليلا همكار داروخانه من يكي از اون معدود افراد زندگي منه.. تو اين هشت سال كه با هم كار كرديم بينهايت توجه و عشق و كمك ازش گرفتم، به قول سوئديها ميدوني كجا داريش.. اصلا جايي نيست كه نداشته باشين.. سركار مثل شير پشتمه! چه جلوي مريضهايي كه علاوه بر مريضي شون مريضهايي ديگه اي مثل كرم آسكاريس دارن و چه جلوي همكارهايي كه سالمن ولي يه جاي كار گير كردن كه نريم تو جزيياتش كه خدا رو بيشتر خوش مياد.. آخه مهر و عشق و انرژي مادرانه و خواهرانشه همينجا تموم نميشه كه! كنفرانس كه با حاج احمد فرانسه بودم، شماره شو داده كه؛ بده به پسرهات با من تماس بگيرن در صورت لزوم بيست و چهار ساعت شب.. سر تولدشون هم با اينكه نتونست بياد سنگ تموم گذاشت.. من واقعا خجالتزده شدم و گفت؛ بايد بدونن كه تنها نيستن و اينجام فاميل دارن.. الانم كه داريم آشپزخونه رو ميسازيم و غذا مذا تعطيله همه جوره شرمنده كرده.. خواستم بگم دوستي فقط به اينكه ادم بگه واي من چقده دوستت دارم نيست چون خوب تقريبا نيم در ميليارد يكي بياد شجاعانه و تو روت بگه؛ الو سلام خوبي؟؟ من از نيمكره اونوري زمين تماس گرفتم، فقط خواستم بگم كه ازت متنفرم الهي بري لاي جرز ديوار كارت پستالتو برام پست كنن اينور دني!! بعدشم كه دوست واقعي يعني كسي كه تو سختي و تو شادي دورت باشه!! اصلا باشه.. هميشه باشه.. بقيه دوست نيستن آشنان.. و به جرات ميگم من هر چي لطمه و صدمه خوردم از اكثرا همين آشناها بودن.. مثلا نميشه رو وفاداريشو، نميشه طلبكار نشدن شون، روي اينكه موقعي كه واقعا بهشون نياز داري كنارت باشن، رو سوييچ كردن بين خيلي خوب تا خيلي بدشون، رو تعارفهاي بي پايه و اساسشون كه فقط حرفه، حساب كرد.. خلاصه كه همين اين آشناها شدن وزنه زندگي من! گاهي ميگم اگر اون وزنه ها رو نداشتم الان پروفسور بودم! بعد ميبينم هدف من از زندگي پروفسور شدن نيست! من دلم ميخواد درست زندگي كنم... يه آدم قوي، با شمه قوي و اراده قويتر.. كسي كه بتونه با قدرت وزنه هاي م زندگيشون رو انتخاب كنه، با شمه ش پرت شدنيهاشو بشناسه و با اراده اونارو شوت كنه پايين و تمام.. الان پرفسور نشدم ولي اون ادم قويه رو هستم.. دورم شلوغ نيست، شايدم هست ولي نه مثل اون موقع هايي كه اينجا صحراي كربلا بود ولي، الان دورم رو ادمهايي اكثرا گرفتن كه از ديدنشون حالم خوب ميشه.. سر وزنه مو ميدم دستشون و از اون بالا با هم پرتش ميكنيم پايين و بعدشم شنگول طوري تو افق محو شيم..
Read more
. .... ما جدا مانده ايم از هم و اين بي گمان سرنوشت خوبي نيست بي تو دنيا بهشت هم كه شود بي شك اصلا بهشت ...
Media Removed
. .... ما جدا مانده ايم از هم و اين بي گمان سرنوشت خوبي نيست بي تو دنيا بهشت هم كه شود بي شك اصلا بهشت خوبي نيست ماه ارديبهشت من امسال گرچه بارانِ بسياري داشت، حس تلخي ولي به من مي گفت: اصلا ارديبهشت خوبي نيست اين كه ما فكر مي كنيم به هم نيمي از راه عشق طي شده است بازگشت از ميانه ي اين راه منطقاً ... .
....
ما جدا مانده ايم از هم و اين
بي گمان سرنوشت خوبي نيست

بي تو دنيا بهشت هم كه شود
بي شك اصلا بهشت خوبي نيست
ماه ارديبهشت من امسال
گرچه بارانِ بسياري داشت،

حس تلخي ولي به من مي گفت:
اصلا ارديبهشت خوبي نيست
اين كه ما فكر مي كنيم به هم
نيمي از راه عشق طي شده است

بازگشت از ميانه ي اين راه
منطقاً بازگشت خوبي نيست
مي شود نا اميد بود از عشق
از تو دلخور نمي شوم....اما

اين كه چيزي عوض نخواهد شد
حرف هاي درشت خوبي نيست
عشق حالا معطل من و تست
تو ولي دل سپرده اي به زمان،

عشق يك معجزه ست،باور كن
كه زمان لاك پشت خوبي نيست
رفته اي تا كه شعر خلق شود؟
زندگي شعر نيست، باور كن

اين كه"ليلي"شوي تو، من "مجنون"
ابدا سرنوشت خوبي نيست
پيش از اينها نه،بعد از اين هم نه
عشق اكنون معطل من و تست

زنگ اين خانه را بزن، هستم
ما شدن سرگذشت خوبي نيست؟
.

#مهرداد_نصرتی
.
#روزنگار:
سکوت با آدم ها برای من یک زنگ خطر است. طبق ِ عادت، اگر سکوتم با آن ها طولانی شود؛ روزهای متعدد و بعد بکشد به هفته های متعدد، ارتباطم را تمام می کنم. برای آنکه نرسد به آنجایی که سکوتمان عادت بشود و حرف های ناگفته مان را به آدم دیگری بگوییم.
آدم هایی که حرف نمی زنند ممکن است فکر های ترسناکی بکنند. این ها همه من را اذیت می کند. برای همین دوست دارم روزمره ترین اتفاق های زندگی ام را برایش تعریف کنم. از خاطره ها، دستاورد ها، ضعف ها و هرچیز ژانگولری که با عث شده خنده ام بگیرد برایش حرف بزنم یا بنویسم ولی سکوت نکنم. سکوت برایم مثل ِ آرامش ِ قبل از طوفان است.وقتی سکوتم با ادم ها طولانی شود همه چیز را تمام می کنم چون یعنی ما رسیده ایم به جایی که خسته شدیم...
همین.
.
پی روزنگار :

شنیدم تو فرانسوی
به جاي اينكه بگن من دلتنگ توام،
ميگن:"Te me manques" ؛
يعني تو از من گُم شدی...
قشنگتر از اين هم ميشه ؟؟ .
Read more
. نظرات خودتون در مورد فرآیند انتخاب واحد این ترم شامل: سرعت پورتال، قوانین انتخاب واحد، ظرفیت واحدها، ...
Media Removed
. نظرات خودتون در مورد فرآیند انتخاب واحد این ترم شامل: سرعت پورتال، قوانین انتخاب واحد، ظرفیت واحدها، بازه‌ی انتخاب واحد و سایر موارد را کامنت کنید. همچنین می‌توانید در نظرسنجی کانال تلگرام پیرامون انتخاب واحد نیز شرکت کنید. . #صدای_دانشجو اميركبيري ها بخوانند... يك هفته مونده به ... .
نظرات خودتون در مورد فرآیند انتخاب واحد این ترم شامل: سرعت پورتال، قوانین انتخاب واحد، ظرفیت واحدها، بازه‌ی انتخاب واحد و سایر موارد را کامنت کنید.
همچنین می‌توانید در نظرسنجی کانال تلگرام پیرامون انتخاب واحد نیز شرکت کنید.
.
#صدای_دانشجو 👇
اميركبيري ها بخوانند...
يك هفته مونده به انتخاب واحد:
آموزش دانشكده: درساي اختياريتونو ميتونيد برداريد. درساي اصلي هم به وفور يافت ميشه. شما همين كه پورتالو باز كني واحد اينقدر زياده نميدوني كدومو برداري...انتخاب گرايشم كردين ولي درساي اختياري هم براتون باز شده...خوشبخت تر از شماها تو اين دنياي پهناور اصلا نيست...
روز قبل انتخاب واحد پورتال: خالي تر از يخچال هاي فقراي زامبيا
صبح روز انتخاب واحد دانشجوي بيچاره:
خانم فراهاني فلان درسو اضافه ظرفيت بزنيد ما برداريم...
+زدم
- تو پورتالاي ما نيست
+ تو پورتال من هست
- خب نيست اينجا 😐😐😐😐
- خانم فراهاني سيالات هست، ولي نميتونيم برداريم كه....
+ اسم بنويسيد...😳😳😳😳
- خانم فراهاني درساي اختياريمونو ميتونيم برداريم؟
+ نه يا خودتون حذف كنيد يا من ميكنم
- خب پس ريضمو بدين بهمون
+ دكتر رفيع زاده نميذارن...
ـ خب بريم باشون حرف بزنيم
+ نيستن...
- خب ما واحد نداريم الان
+ خب بريد برداريد
- پس اختياريامونو برداريم؟
+ نه من حذف ميكنم😐😐
- پس ريضمو؟
+ دكتر رفيع زاده ميگن نه...
دقيقا اينجوريه كه:
- شير ميخوايم
+ گاوو بدوشيد
- همون گاو سفيده؟
+ نه اون نَره
- پس اون سياهه؟
+ نه اون گوسالست...
- خب ما شير ميخوايم...
+ گاوو بدوشيد...
.
📄: @yasiii.r
____
ارسال عکس و ویدئو از:
Telegram | Direct | Tag | #amirkabiriha
Read more
مدرن شدن تو خيلي چيزا خوبه ؛ مثلا اينكه همگام با تكنولوژي روز زندگي كنيم ... يا مثلا هميشه تو لباس پوشيدن به روز و مدرن باشيم ... يا مثلا بعضي افكار و اعتقادات غلط منسوخ رو كنار بزاريم و با ديد بازتر زندگي كنيم ؛ البته قبول دارم مدرنيته هميشه مشكلات خودش رو به همراه داره چون اساسا هر تغييري در عادات و رفتار ... مدرن شدن تو خيلي چيزا خوبه ؛ مثلا اينكه همگام با تكنولوژي روز زندگي كنيم ... يا مثلا هميشه تو لباس پوشيدن به روز و مدرن باشيم ... يا مثلا بعضي افكار و اعتقادات غلط منسوخ رو كنار بزاريم و با ديد بازتر زندگي كنيم ؛ البته قبول دارم مدرنيته هميشه مشكلات خودش رو به همراه داره چون اساسا هر تغييري در عادات و رفتار براي تبديل شدن به يك سبك و ديدگاه جديد زمان بر هست و مشكلات خودش رو داره ... خب يه وقتايي مدرنيته جواب ميده ؛ يه وقتايي اوضاع رو بدتر ميكنه چون بستر تغيير اونجوري كه بايد فراهم نيست ... همه اين حرف ها رو زدم كه بدونيد اين همون دلمه برگه 😅 يه كم قيافه اش مدرن شده ! البته خواهر جان معتقده كه اين غذا اصلا هيجانش به اينه كه شصت تا #دلمه_برگ ريزه ميزه رو بزاري تو بشقابت و يكي يكي با دست بخوري 😋 بعد يك ساعت فكر كني هيچي نخوردي وباز بري سر قابلمه 🤩 من كه فكر ميكنم يه چيزايي هست كه خواهرم تو اين يه مورد عمدا داره در مقابل مدرنتيه مقاومت ميكنه 😜
به نظر من كه اين مدل مدرن قالبيش هم خيلي هيجان انگيزه هم خيلي سريع و بي دردسر و اختراع شده براي آدمهاي خسته تنبلي مثل من 😊 اصلا همين كه بعد مراسم دلمه پيچون آرتروز گردن نميگيري و دست و پات پاي بساطش خشك نميشه و از خستگي از اشتها نميفتي بايد خدا رو شكر كرد 🙇🏻‍♀️🙇🏻‍♀️🙇🏻‍♀️ .
.
.
🍃مواد #دلمه_برگ_مو همون مواد هميشگيه ؛ من معمولا يكي دو تا تخم مرغ هم ميزنم
دقت كنيد اول كف ظرف رو حسابي چرب كنيد و كف و ديواره ها رو كاملا با برگ دلمه بپوشنين طوري كه يه ذره هم خالي نمونه و حداقل دو لايه برگ باشه 🍃مواد رو بريزيد و با قاشق يا دست كاملا تو قالب پرس كنين و فرم بدين ؛ اگر جايي نياز به برگ داره باز بزاريد تا لبه قالب كاور بشه كاملا و نهايتا روي مواد رو با برگ بپوشونيد ؛ لاي مواد اگه دوست داريد ميتونيد آلو و گردو و زرشك بزاريد 🍃روي دلمه چند تا گوجه سبز يا آلو بزاريد 🍃نصف ليوان اب ؛ يه كم سركه و يه كم شكر مخلوط كنين و كف ظرف بريزيد ؛ ترشي و شيريني اين شيره رو طبق ذايقه خانواده تنظيم كنين . 🍃در ظرف رو بزاريد و تو فر با دماي ١٨٠ حداقل يك ساعت يا روي گاز با دماي متوسط قرار بدين 🍃براي روي دلمه از سس گوجه فرنگي و پياز داغ و همون گوجه سبز يا الوهاي پخته شده استفاده كنين
Read more
Loading...
Load More