جا از سفر و

Loading...


Unique profiles
82
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Oslo, Norway, La Isla Del Sol - Copacabana - Bolivia, Masal
Average media age
641.3 days
to ratio
6.7
. فیل ها<span class="emoji emoji1f647"></span> قصه ی زندگی این فیل ها پر از سفر و ماجراست، مثل داستان شترها که هر کدوم از یک جایی اومدند و به ...
Media Removed
. فیل ها قصه ی زندگی این فیل ها پر از سفر و ماجراست، مثل داستان شترها که هر کدوم از یک جایی اومدند و به یک جا می روند. دوست دارمشان سالی پر از سفر و قصه های خوب و پر ماجرا برای تک تکتون آرزو می کنم. سالی دور از بی عدالتی و زندانی و ضرب و زور.... به امید روزهای شاد بهاری... #سیمابساز #simabsaz .
فیل ها🙇
قصه ی زندگی این فیل ها پر از سفر و ماجراست، مثل داستان شترها که هر کدوم از یک جایی اومدند و به یک جا می روند.
دوست دارمشان
سالی پر از سفر و قصه های خوب و پر ماجرا برای تک تکتون آرزو می کنم.
سالی دور از بی عدالتی و زندانی و ضرب و زور....
به امید روزهای شاد بهاری...♥ #سیمابساز #simabsaz
Loading...
آغاز سفر_عشق <span class="emoji emoji1f62d"></span> امشب شب خروج کاروان امام_حسین عليه السلام از #مدینه به مکّه است (مصادف با 28رجب سال ...
Media Removed
آغاز سفر_عشق امشب شب خروج کاروان امام_حسین عليه السلام از #مدینه به مکّه است (مصادف با 28رجب سال 60 هجری قمری یکی از مفاد صلح #امام_حسن عليه السلام این بود که معاویه علیه العنه و العذاب برای خود جانشینی انتخاب نکند ولی پیمان شکنی کرده و برای یزید حرام زاده بیعت گرفت و در نیمه رجب سال 60 هجری ... آغاز سفر_عشق 😭

امشب شب خروج کاروان امام_حسین عليه السلام از #مدینه به مکّه است (مصادف با 28رجب سال 60 هجری قمری

یکی از مفاد صلح #امام_حسن عليه السلام این بود که معاویه علیه العنه و العذاب برای خود جانشینی انتخاب نکند

ولی پیمان شکنی کرده و برای یزید حرام زاده بیعت گرفت و در نیمه رجب سال 60 هجری قمری به درک واصل شد . .
در شب 27 رجب بین امام حسین عليه السلام با حاکم مدینه ولید علیه العنه صحبت هایی شد و او از امام عليه السلام درخواست کرد که با یزید بیعت کند

از جمله فرمایشات امام عليه السلام هم این بود:

فرمودند:
من از راه راست خارج نمی شوم تا حق تعالی آن چه خواهد میان من و آنان حکم نماید
.
✅👈 #امام_صادق عليه السلام می فرماید:

وقتی #سیّدالشّهدا عليه السلام از مدینه بیرون رفت، گروه زیادی از ملائکه بـا علامت های جنگ و بر اسب های بهشتی سوار شده و بر سر راه آن حضرت آمده و پس از عرض ادب و سلام عرض کردند:

ای حجّت خدا بر همه آفریدگان!
همانا خداوند در جاهای بسیاری جدّ تو را بـه وسیله ی ما یاری کرد و اکنون آماده ی یاری تو هستم

امام عليه السلام فرمودند:

اَلمَوعِدُ حُفرَتی وَ بُقعَتی الَّتی اُستَشهَدُ فِیها فَهِیَ کَربَلا، فَاذِا وَرَدتُها فَأتُونی

وعده گاه ما و شما محل قبر من و آرامگاه من است که در آن مکان به #شهادت می رسم آن جا کربلاست

هنگامی که به آن وارد می شوم نزد من آئید . .
.
.
آه آه آه یا مظلومه . .
حضرت_سکینه سلام #الله علیها فرمودند:

شبی سخت تر از ان شب که از ترس و وحشت در نیمه شب از مدینه خارج شدیم بر ما نگذشت

سالار_زینب

عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد
با احتیاط خواهر خود را سوار کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد .
السلام_علیک_یا_اباعبدالله
اللهم_عجل_لولیک_الفرج
Read more
شب آخر در #براتیسلاوا . راستش وقتی از همون اول پام رو ترمینال این شهر گذاشتم حسابی جا خوردم مخصوصا ...
Media Removed
شب آخر در #براتیسلاوا . راستش وقتی از همون اول پام رو ترمینال این شهر گذاشتم حسابی جا خوردم مخصوصا من که بعد از چند روز سفر تو‌ پایتخت پر زرق و‌برق اتریش یعنی وین شیک به این شهر سفر میکردم اینجا دیگه نه خبری از کاخ های بزرگ و با شکوه بود نه خبری از پورش و بی ام دابلیو و مردم اتو‌ کشیده یه گرد سربی عجیبی ... شب آخر در #براتیسلاوا .
راستش وقتی از همون اول پام رو ترمینال این شهر گذاشتم حسابی جا خوردم
مخصوصا من که بعد از چند روز سفر تو‌ پایتخت پر زرق و‌برق اتریش یعنی وین شیک به این شهر سفر میکردم
اینجا دیگه نه خبری از کاخ های بزرگ و با شکوه بود
نه خبری از پورش و بی ام دابلیو و مردم اتو‌ کشیده
یه گرد سربی عجیبی روی شهر نشسته بود که از چهره مردم تا فضای شهر میشد حسش کنی
-
این حجم از اختلاف طبقاتی بین پایتخت دوتا کشور که از قضا تنها ۴۵ دقیقه هم با هم فاصله دارن خیلی سوال برانگیز و‌پر معنی بود
که تو تاریخ کمنیسم و جنگ جهانی بخشی از جوابش رو پیدا کردم...
Read more
آسمون رویام امشب گرم از تب من ماه آرزوهام٬ اومده تو شب من عطر شرم بوسه٬ رو لبهای بسته ی من یه نسیم ...
Media Removed
آسمون رویام امشب گرم از تب من ماه آرزوهام٬ اومده تو شب من عطر شرم بوسه٬ رو لبهای بسته ی من یه نسیم نوازش دل من، دل تو،دل ما ، دل همه آدما مگه چی می خواد؟ آروم اومدی٬ تو خوابم آروم اومدی٬ مثل رقص یه پروانه با ناز سایه ی گل بوی عشق٬ تو هوا پیچید اشک تو رو٬ لب من بوسید قلب منُ٬ همه جا همه جا همه ... آسمون رویام امشب گرم از تب من

ماه آرزوهام٬ اومده تو شب من

عطر شرم بوسه٬ رو لبهای بسته ی من

یه نسیم نوازش

دل من، دل تو،دل ما ، دل همه آدما مگه چی می خواد؟

آروم اومدی٬ تو خوابم

آروم اومدی٬ مثل رقص یه پروانه با ناز سایه ی گل

بوی عشق٬ تو هوا پیچید

اشک تو رو٬ لب من بوسید

قلب منُ٬ همه جا همه جا همه جا برد

خوابی که عشق٬ تو چشای تو دید

آروم اومدی تو خوابم

آروم اومدی مثل رقص یه پروانه با ناز سایه ی گل

آه از این سفر کوتاه

بازم من و تو و دوری و آه

می ترسن از٬ من و تو من و تو من و تو٬ آه تو قلب ما٬ نه هوس نه گناه
همنفس "مهران مدیری"
Read more
. . . . گفتم این آغاز، پایان ندارد عشق اگر عشق است، آسان ندارد گفتی از پاییز، باید سفر کرد گر چه ...
Media Removed
. . . . گفتم این آغاز، پایان ندارد عشق اگر عشق است، آسان ندارد گفتی از پاییز، باید سفر کرد گر چه گل تابِ طوفان ندارد آن که لیلا شد، در چشمِ مجنون همنشینی جز باران ندارد آن بهاران کو، آن روزگاران کو زیر باران آن، حالِ پریشان کو باز آن منِ آسیمه سر بی بال و بی پر مانده جای تنهایی، در سینه ها مانده رفته ... .
.
.
.
گفتم این آغاز، پایان ندارد
عشق اگر عشق است، آسان ندارد
گفتی از پاییز، باید سفر کرد
گر چه گل تابِ طوفان ندارد
آن که لیلا شد، در چشمِ مجنون
همنشینی جز باران ندارد
آن بهاران کو، آن روزگاران کو
زیر باران آن، حالِ پریشان کو
باز آن منِ آسیمه سر بی بال و بی پر مانده
جای تنهایی، در سینه ها مانده
رفته مجنون و، لیلا به جا مانده
از مستی و مینا و می اشکی به ساغر مانده
.
.
.
.
#دیباچه #تابستان #اهورا_ایمان
Read more
️زود قضاوت نکنید،،پست را ببینید و بخوانید️ . زیبایی زنان به چه قیمتی @dr.moravej شما را نمی دانم. اما برای من دردناک است وقتی می بینم زنان ایرانی در باشگاه نه برای سلامتی، بلکه برای “برجسته کردن باسن” ورزش می کنند. نه برای اصلاح یک عیب کوچولو، که برای کن فیکن کردن کل ظاهرشان به آرایشگاه ... ⛔️⛔️زود قضاوت نکنید،،پست را ببینید و بخوانید⛔️⛔️
.
زیبایی زنان به چه قیمتی
@dr.moravej
شما را نمی دانم. اما برای من دردناک است وقتی می بینم زنان ایرانی در باشگاه نه برای سلامتی،
بلکه برای “برجسته کردن باسن” ورزش می کنند.

نه برای اصلاح یک عیب کوچولو، که برای کن فیکن کردن کل ظاهرشان به آرایشگاه مراجعه می کنند.
دردم می آید که دیگر هیچ دختری مجال نمی دهد که ببیند بینی اش در بیست سالگی چه شکلی خواهد شد؟؟؟
دردم می آید که پزشکان برای پول به راحتی دختران ۱۷ ساله را جراحی زیبایی می کنند
و منتظر تکمیل رشد و جا افتادن چهره به عنوان یک جوان نمی شوند.
نمی دانم چه کسی به دختران ایرانی گفت که باید لب هایشان را شبیه به فلان قسمت بدن میمون کنند
و چه کسی گفت که این ظاهر زیباست؟!!
چه کسی گفت که دختری که هنوز موهای ابرو در چهره اش وجود دارند، باید همه را از ته بتراشد
تا ابرویی غیر واقعی و به راستی “شیطانی” و نازیبا برای خود بسازد؟؟ دردم می آید که وقتی کسی با مطالعه به این ظواهر انتقاد می کند، او را به “حسادت” متهم می کنند.
زیبایی رنان
نمی دانم شما چند کشور را دیده اید؟ اما اطمینان دارم این افراد از کرج و “کردان” آن طرف تر را ندیده اند.
اگر در جهان می چرخیدند، می دیدند که هیچ کجای دنیا و در کشورهای جهان اول، تنها زنان “فاحشه” و تعداد معدودی
که مشکل روان و اعتماد به نفس، یا بیماری اعتیاد به جراحی زیبایی دارند برای خود چنین شمایلی می سازند.
هیچ انسان عادی- تکرار می کنم هیچ انسان عادی فرانسوی یا آلمانی یا…- در کشورهای اروپا این چنین به آرایش های غلیظ و جراحی های زیبایی متوسل نمی شود.

وقتی می گویم “در اروپا” سخنم حاصل از یک سفر یک هفته ای به خارج نیست،
بلکه حاصل از ماه ها و ماه ها سفر به بالای پانزده کشور اروپایی و غیر اروپایی و شرق و غرب هست-
بله در اروپا تنها برخی از دختران نوجوان که دوران طبیعی دمدمی مزاجی را می گذرانند، و نیز زنان محترم سالخورده کمی آرایش می کنند.
ما بقی؟ نه، حتی خیلی ها در روز ازدواجشان تنها لباس سفید می پوشند و بازهم آرایشی نمی کنند!! ما نمی گوییم آرایش نکنید.آرایش و زیبایی بسیار دلپذیرست. این بدن شماست و خود صاحب اختیارش هستید…
اما یادتان باشد، که “جهان سوم” را من و شما می سازیم. با کارهای “جهان سومی” خودمان.
دستکاری کل بدن برای خوشامد مردان یک حرکت جهان سومی و #مردسالار است. مردها آدم های معمولی هستند،
بی عقلی ست که خود را زیر تیغ و سوزن ببرید تا آن ها “خوششان بیاید.” وقتی برای خوشامد انها خود را شبیه به ستارگان پورن می کنید، درواقع تبدیل به کالای #جنسی
Read more
Loading...
درود..امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه اینجا همونجور که قبلا گفتم قسمتی از اون خونه محلیه هست که ما رفتیم در استان گلستان به همراه دوستان دیگر که تو یه جای بینظیر طلبید که یوگا کنیم بدون برنامه ریزی قبلی..توی این کلیپ که کاملا بدون برنامه ریزی هست فقط و فقط برای اینکه تو هر دم و بازدمی حس خوبی ... 🍀
🍀
درود..امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه
اینجا همونجور که قبلا گفتم قسمتی از اون خونه محلیه هست که ما رفتیم در استان گلستان به همراه دوستان دیگر که تو یه جای بینظیر طلبید که یوگا کنیم بدون برنامه ریزی قبلی..توی این کلیپ که کاملا بدون برنامه ریزی هست فقط و فقط برای اینکه تو هر دم و بازدمی حس خوبی داشتم گفتم با شما شریک شم شاید یه نفر تحریک شد رفت و همین جا یوگا کرد و عکسشو برام فرستاد😀..توی فیلم ایراداتی هست توی آساناها که به دلیل آسیب دیدگی شانه و ترقوه دست چپ منه و من مثل یک انسان در بیابان گیر کرده هنوز دکتر نرفتم بعد از گذشت دو ماه. تقریبا بعد عید 😊تبریک میگم به اراده خودم..و همین جا از بدن بی زبونم عذر میخوام..بالا معذیرت اسیتیرم 😀 اینم دو زبونه..
از پذیرایی آقایان ملی بسیار سپاسگذارم و امیدوارم همیشه موفق باشن و امیدوارم خودمونم ازشون حمایت کنیم..تا مجبور نشن برا کار بیان تهران
در آخرم از دوستانی که تو این سفر همراه ما بودن ولی آخرش به خاطر فوت حاجی بابا از دماغشون اومد و ۱۲ ساعت گریه و غم حاکم شد بهشون معذرت میخوام..🍀🖤
اینجا روزیه که فرداش عزیزترینم مارو ترک کرد..روحت شاد ❤🙏.
. 📽 @eye_on_tehran
🏡 @torkman_yashar
+989117022580
Read more
. ورق بزنید . تو مسیر سفرمون از جنوب به شمال، و برعکس، وقتی ک صبح حرکت میکنیم،شب می رسیم اصفهان(شاهین ...
Media Removed
. ورق بزنید . تو مسیر سفرمون از جنوب به شمال، و برعکس، وقتی ک صبح حرکت میکنیم،شب می رسیم اصفهان(شاهین شهر )،اونجا میخوابیم،اگه خیلی عجله داشته باشیم،ظهر حرکت میکنیم برا شمال و یا یکی دو روز میمونیم.،، اما چون اونجا خودم شش سال زندگی کردم و نوید هم از کودکی زندگی کرده،دوستان خوبی داریم و واااقعا ... .
ورق بزنید
.
تو مسیر سفرمون از جنوب به شمال، و برعکس، وقتی ک صبح حرکت میکنیم،شب می رسیم اصفهان(شاهین شهر )،اونجا میخوابیم،اگه خیلی عجله داشته باشیم،ظهر حرکت میکنیم برا شمال و یا یکی دو روز میمونیم.،،
اما چون اونجا خودم شش سال زندگی کردم و نوید هم از کودکی زندگی کرده،دوستان خوبی داریم و واااقعا با خستگی مسیر و کم بودنِ زمان،نمیتونیم ب اکثریت سر بزنیم،امیدوارم دوستانمون هم درکمون کنن مثلِ همیشه🙏😘
اینبار هم تو رفت و تو برگشت نتونستیم به خیلیا سر بزنیم،جز بزرگترها،دل خودمم خیلی برا دیدنِ گلِ روی دوستان خوبم تنگ شده..‌
اما خب قسمت مارو آورد قشمو دیگه اینجا ساکنیم،..
همه ی اینارو گفتم،بگم که بخاطر کار واجبی مجبور بودیم حتما بریم شهر گز (بین شاهین شهر و اصفهان، یه شهر تاریخی و نمایشگاه و بورس جدیدترین و بروزترین ماشینهای خارججججی🙄😉)و دیگه این بین به دوست خوب و با معرفت گزی مون هم سر زدیم و ساعتی مهمون دلهای مهربونِ خودشو خانم و پسر کوچولوش بودیم،،،
(یه خاطره بگم از پسرش و نیلا،،
وقتی نیلا دوماهش بود،یه شب خونشون بودیم،،،نیلا رو دشک بود به پشت خوابونده بودمش،و امیرعلی تازه راه افتاده بود،،،یه آن حواسش پرت شد و نشست رو دلِ نیلا...😍.همیشه بشادی یادش کردیم و خندیدیم..)
.
.
بهشون گفتم شهر گز یه شهر تاریخیِ،شنیدم یه مسجد قدیمی هم داره،بریم ببینیمش؟.‌.
همگی رفتیم..،اما باید کمی صبر میکردیم تا بیان درب مسجد و باز کنن و ماهم چون ام‌ پی تری میرفتیم اینور اونور و دوستامونم جایی دعوت بودن،نشد صبرکنیم و داخل مسجد رو ببینیم،،
.
.
#مسجد #مسجد_تاریخی_گز #دوران_سلجوقی #سلجوقیان #قدمت_چندصد_ساله #گز #اصفهان #خونه_باغ #چای #چای_آتیشی #جا_همگی_خالی
#سفر #سفر_نوروزی #عکاسی #علاقه #سرگرمی #سرگرمی_اینروزهام #ایران #ایران_گردی #ایران_زیباست #ایران_را_باید_دید
#فروردین۹۷
۹۷.۱.۲۱
.
امروز ۹۷.۲.۱۸
.
مسجد جامع گز در 18 كیلومتری شمال شهر اصفهان واقع شده و از نواحی قدیمی و تاریخی حومه اصفهان محسوب می ‌شود.
این مسجد كوچک چهار ایوانی مربوط به دوره سلاجقه است كه در دوره‌های بعد، خرابی‌‌هایی به آن وارد آمده و تجدید ساختمان شده ولی به مقدار زیاد مشخصات سلجوقی خود را حفظ كرده است. ایوان‌های شمالی، جنوبی، خاوری و باختری در این مسجد دو به دو قرینه هم هستند و صحن آن به شكل مربع و طول و عرض آن در حدود 12 متر است.
آثار قابل ملاحظه سلجوقی این مسجد در ایوان باختری آن است و دو راهروی فعلی مسجد در طرفین این ایوان قرار دارند. درهر یک از دو ضلع شمالی و جنوبی ایوان باختری دو مدخل به ارتفاع تقریباً دو و نیم قرار
Read more
Loading...
‌﷽ ‌‌ امشب همه جا جشن مبارکباد است دلها همه از مقدم زهرا شاد است از بهر محمد و خدیجه صلوات روشن همه ...
Media Removed
‌﷽ ‌‌ امشب همه جا جشن مبارکباد است دلها همه از مقدم زهرا شاد است از بهر محمد و خدیجه صلوات روشن همه جا ز نور این اولاد است ‌‌ ❊┈•◈•○●❈●○•◈•┈❊ ‌‌ او که آمد ، متولد شد... و دل‌های آسمانیان و زمینیان، سر سبزتر از همیشه گشت... دردانه بوستان عصمت و طهارت در بیست جمادی الثانی، زمین و آسمان مکه را ... ‌﷽
‌‌
امشب همه جا جشن مبارکباد است
دلها همه از مقدم زهرا شاد است
از بهر محمد و خدیجه صلوات
روشن همه جا ز نور این اولاد است
‌‌
❊┈•◈•○●❈●○•◈•┈❊
‌‌
او که آمد ، متولد شد...
و دل‌های آسمانیان و زمینیان، سر سبزتر از همیشه گشت...
دردانه بوستان عصمت و طهارت در بیست جمادی الثانی، زمین و آسمان مکه را نورافشانی کرد...
شاه بیت غزل آفرینش، غایت خلقت و میوه باغ رسالت خانه محمد را با قدوم خود مزین نمود.
پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛
چرا که او بضعه النبی، همراه و هم راز پدر و ام ابیها بود...
فاطمه میوه باغ رسالت،
نور چشم پیامبر و عزیزترین و محبوب ترین فرد نزد پدر بود.
فاطمه، میوه دل و روح و روان مصطفی بود
و بارها نبی اسلام فرمود:
هر که فاطمه را دوست بدارد،
مرا دوست داشته است.
محبت به او، محبت به من و خشم او، خشم من است.
هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است...
آخرین کسی که پدر با او خداحافظی می‌کرد و اولین کسی که در هنگام بازگشت از سفر به سراغ او می رفت.
فاطمه بود...
پدر به او افتخار و مباهات می کرد و بارها بر دستان او بوسه می‌زد و در حق او می‌فرمود:
سراسر وجود فاطمه ، ایمان ؛ و قلب او سرشار از یقین است...
‌‌
•┈••✦••✿••✦•┈•
‌‌
ولادت انسیه، بتول، تقیه، حبیبه، حُرَّة، حوراء، حوریه، راکعه، رشیده، رضیه، ریحانه، زهره، ساجده، سعیده، سیده، شهیده، صابره، صادقه، صدوقه، طیبه، عارفه، عالیه، عذراء، عزیز، علیمه، عدیله، فاضله، فریده، کریمه، کوثر، کوکب، مبشره، محموده، مطهره، معصومه، ملهمه، ممتحنه، منصوره، موفقه، مهدیه، مؤمنه، ناعمه، نقیّه، والهه، وحیده، انسیة، نوریة، حانیة، رحیمة، رشیدة، محترمة، صابرة، سلیمة، صفیة، حدیثه، محتشمة، جلیلة، حکیمة، فهیمة، حنانة، حسنا، مرضیه ،هدی ، #حضرت_فاطمه_زهرا(س) تبریک و تهنیت باد...
‌‌
•┈••✦••✿••✦•┈•
‌‌
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
‌‌
۩سـۜـــَجٖـۚـsaʝʝaɖ68ــّـاٰدۡ۩

#sajjad_khosrovani
#سجاد_خسروانی
#مکه #مدینه #نجف #بقیع #کربلا #کاظمین #سامرا #مشهد #قم #سوریه #ری #جمکران #فالو #لایک #کامنت #نظر #مادر #روز_مادر
Read more
حال ِ این روزهایم شبیه یکی از داستان های کوتاهِ مگان برگمن است؛ راوی داستانی که به باغ وحش می رود و دنبال ...
Media Removed
حال ِ این روزهایم شبیه یکی از داستان های کوتاهِ مگان برگمن است؛ راوی داستانی که به باغ وحش می رود و دنبال صدای مادرش توی حنجره ی پرنده می گردد. راوی بر می گردد به خانه ی قدیمی و پا روی موکت ِ مرطوب می گذارد، بوی غار می شنود و در عین حال بوی خانه. روی روکش کاغذ دیواری ها دست می کشد، لکه های سقف نم داده را و دیوار ... حال ِ این روزهایم شبیه یکی از داستان های کوتاهِ مگان برگمن است؛ راوی داستانی که به باغ وحش می رود و دنبال صدای مادرش توی حنجره ی پرنده می گردد. راوی بر می گردد به خانه ی قدیمی و پا روی موکت ِ مرطوب می گذارد، بوی غار می شنود و در عین حال بوی خانه. روی روکش کاغذ دیواری ها دست می کشد، لکه های سقف نم داده را و دیوار صورتی کمرنگ دلگیر راهرو را می بیند و به حاشیه ی گچی میان سقف و دیوار خیره می شود.
مادر من هم مثل مادرِ راوی داستان در شکل گرفتن حس ما از مکان نقش ظریفی داشت؛ دقت، جدیت و وسواسش در چیدمان که آن را به من و فروغ هم از جایی گرم در درونش منتقل کرد؛ جایی نزدیک ِ قلبش.
اینجا، همین نقطه حس مکانی امن را برای همیشه در من زنده می کرد، آن آبیِ کوچکِ بالشت و تمام ِ کتاب های پشت سرش و کتاب هایی که در قاب جا نشد. من در این نقطه ی روشن با کارور به آمریکا سفر کردم، با پیرمرد و دریای همینگوی به کوبا رفتم، نامه های چخوف به اولگا و نامه های ساعدی به طاهره پنجره ای از عشق را رو به من باز کرد که شبیهش را هیچ وقت ندیده بودم. همینجا دیدم شان، مریم را در کنیزوی منیرو روانی پور که به شهر بندری مهاجرت می کند، سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم را در سووشون تماشا کردم و بو کردم، به مادام بواری حسرت خوردم، دره ی خاکستر را به وضوح در گتسبی بزرگ دیدم، طبقه‌ای که تنها نصیبشان از رؤیای آمریکایی گرد و غبار و خاکستر بوده است. و سفر کردم با کوچه ابرهای گمشده، با باغ ملی، با نیمه ی تاریک ِ ماه و سگ ِ ولگرد و دیگر چقدر اسم بگویم؟ همین تکه ای که آفتاب است، که می دانم هیچ وقت رو به خاموشی نمی رود دری را به رویم باز کرد شبیه باغی که مسکوب آن را توصیف می کند: آدم نهالی بیرون از فصل و بی‌هنگام است، در زمان خودش نیست، خزان است در میانه بهار یا برعکس.
و این تکه با اینکه حالا خالی می شود، خاطره هايش شبیه ستاره های کوچکی در شب می شوند و هر ورق شان، یادگار کتابی ست که در پس حافظه ی من برق می زند.
Read more
‌ ۳۰۰ نفری بودیم. نه؟ ‌ خوشم اومد که اینگونه خودم رو محک زدم و برای اولین بار کنار این جمعیتِ «اولش‌ترسناک‌ولی‌درادامه‌صمیمی‌وروان» ...
Media Removed
‌ ۳۰۰ نفری بودیم. نه؟ ‌ خوشم اومد که اینگونه خودم رو محک زدم و برای اولین بار کنار این جمعیتِ «اولش‌ترسناک‌ولی‌درادامه‌صمیمی‌وروان» از کوله‌گردی و هیچ‌هایک گفتم. ‌ و چه جایی بهتر از #شیراز و جمعی این‌چنین برای این جور ماجراجویی‌های بزرگ‌ و پرچالش. ‌ اگه بدونید وقتی فهمیدم چند نفرتون ...
۳۰۰ نفری بودیم. نه؟

خوشم اومد که اینگونه خودم رو محک زدم و برای اولین بار کنار این جمعیتِ «اولش‌ترسناک‌ولی‌درادامه‌صمیمی‌وروان» از کوله‌گردی و هیچ‌هایک گفتم.

و چه جایی بهتر از #شیراز و جمعی این‌چنین برای این جور ماجراجویی‌های بزرگ‌ و پرچالش.

اگه بدونید وقتی فهمیدم چند نفرتون از شهرهای اطراف اومده بودین چقدر خوشحال شدم و چه انرژی‌های قشنگی گرفتم.

فکر کنم میشه دورهمی‌های قشنگی رو در شهرهای دیگه هم برگزار کنیم. چندماه پیش قرار بود اولین همایش دانشگاهیم در مشهد باشه ولی نشد. از طرف بچه‌های دانشگاه مشهد برای سمینار مشابهی دعوت شده بودم (و داشت میشد که بلاخره استان خراسان رو ملاقات کنم) ولی کل ماجرا توسط «نماینده‌ی نهاد رهبری در دانشگاه» کنسل شد.

به امید روزی که مشهد نجات پیدا کنه از تحجر و ذهن بسته‌ی تصمیم‌گیرندگان و رئیس‌هاش.

مرسی شیراز،
مرسی بچه‌های انجمن گردشگری و هتلداری دانشگاه شیراز @shirazu_saths،
مرسی از خودم که اینقدر باحالم.



پی‌نوشت:
راستی مریم گیان (@maaryaam_raha)، بچه‌های انجمن گردشگری دانشگاه شیراز می‌خوان دعوتت کنن همایش بعدی تو بیای و از تجربیاتت بگی. از من خواستن بهت زنگ بزنم و سفارش‌شون رو بکنم. بدینوسیله همین‌جا سفارش‌شون می‌کنم 😉






#دورهمی_سیزدهم #شیراز #دانشگاه_شیراز
#کوله_گردی #هیچهایک #سفر #سفر_ارزان
Read more
‌ «ارشاد تو باید بری چین، اونجا خیلی بهت خوش می‌گذره.» ‌ این رو محمد (@mohammad_sameti_88) میگه، ...
Media Removed
‌ «ارشاد تو باید بری چین، اونجا خیلی بهت خوش می‌گذره.» ‌ این رو محمد (@mohammad_sameti_88) میگه، آدمِ نازنینی که اومده کمک‌مون برای کارهای خونه‌. ‌ و در سال جدید این دومین باره که آدم‌های خوش‌سفری بهم می‌گن که باید به چین سفر کنم. در نتیجه تصمیم گرفتم بعد از سفرِ جام جهانی، چین رو به طور جدی ...
«ارشاد تو باید بری چین، اونجا خیلی بهت خوش می‌گذره.»

این رو محمد (@mohammad_sameti_88) میگه، آدمِ نازنینی که اومده کمک‌مون برای کارهای خونه‌.

و در سال جدید این دومین باره که آدم‌های خوش‌سفری بهم می‌گن که باید به چین سفر کنم. در نتیجه تصمیم گرفتم بعد از سفرِ جام جهانی، چین رو به طور جدی مدنظر قرار بدم و برنامه رو ببندم روی سرزمین اژدهای قرمز.

محمد متخصص چینه و اصلن تورِ چین می‌بره میاره. میگه «اگر هدف‌تون یک سفر تفریحی و خوشگذرونی لوکس و بیچ و ماساژ و هتل‌های آنچنانی و پارک آبی و ... هستین، چین انتخاب خوبی نیست. جاهای دیگه مثل دوبی یا استانبول مقصد بهتری می‌تونه باشه، ولی اگر دنبال یک سفر فرهنگی و مردم‌شناسی و تاریخی هستید با چین خیلی حال می‌کنید.»

خیلی دوست دارم برم ببینم چجوری این همه آدم توی یک کشور جا شدن! و چجوری این کشورِ کمونیستی اقتصاد دنیا رو دستش گرفته و کلن روزهاشون چجوری شب میشه و تو فکرشون چی می‌گذره و چی می‌خورن و چی می‌پوشن و فازشون چیه کلن. باید برم واقعن.

چه سالی بشه این ۹۷. بذار حالا چراغ این خونه رو روشن کنیم و کارها رو غلطک بیفته، کونمو بذارم زمین ببینم قضیه چیه. فعلن که داریم غلتکشو درست می‌کنیم.






#خونه #غلطک
#سفرنامه #سفرزندگی
#گیلان #چین #کوله_گردی
Read more
Loading...
ويدئو كليپ امام رضا ساخته ى تتليتيام 🏻 من كارى به دين و آيين و اعتقادات و لباس كسى ندارم و به همه احترام ميذارم !! هميشه !! همه وصل به يك جا هستن و از نظر من همه جور عبادتى زيباست !! وقتى با اين گرونيه دلار بهترين و به صرفه ترين جا براى سفر خارجى ها در دنيا ايرانه ، چرا كه نه ؟!؟ چرا تبليغ مناطقِ زيبا و خوش انرژيمون ... ويدئو كليپ امام رضا 🙌 ساخته ى تتليتيام 🙏🏻 من كارى به دين و آيين و اعتقادات و لباس كسى ندارم و به همه احترام ميذارم !! هميشه !! همه وصل به يك جا هستن و از نظر من همه جور عبادتى زيباست !! وقتى با اين گرونيه دلار بهترين و به صرفه ترين جا براى سفر خارجى ها در دنيا ايرانه ، چرا كه نه ؟!؟ چرا تبليغ مناطقِ زيبا و خوش انرژيمون رو نكنيم و جذب توريست و حتى دلار نكنيم ؟!؟ خب دلار گرونه ؟!؟ ماهم توريست مياريم و دلار گرون رو از دست خودشون ميگيريم 😅مگه من رفتم گرجستان كليسا نرفتم و زيبا نبود برام ؟!؟ بذار خارجى ها هم اين حس رو تجربه كنن !! حس فكر كردن به هيچ چيز به غير از پاكى و فردايى روشن و بخشش و دعا !!! تشكر ميكنم از تتليتيام كه به فكر بودن و اين ويدئورو براى تولد امام رضا آماده كردن 🙌 كاملش تو چنل هست !! خيلى هم زيباست !! وقتى به فكر همه باشى طبيعت خودش بهترين رو برات درست ميكنه براى همه !!٧٨ @raisi_org @ali_fadai_tatality
Read more
Пётр ильич Чайковский پیوتر ایلیچ چایکوفسکی ؛ یکی از برترین آهنگسازان جهان و زاده روسیه است . وی ...
Media Removed
Пётр ильич Чайковский پیوتر ایلیچ چایکوفسکی ؛ یکی از برترین آهنگسازان جهان و زاده روسیه است . وی ابتدا در مدرسه حقوق سن پترزبورگ تحصیل کرد ، اما بزودی نظرش را تغییر داد و وارد مدرسه موسیقی روسیه شد ، و در مکتب آنتون روبنشتاین در کنسرواتور سن پترزبورگ پله های ترقی را به سرعت بالا رفت و بزودی استاد ... Пётр ильич Чайковский
پیوتر ایلیچ چایکوفسکی ؛
یکی از برترین آهنگسازان جهان و زاده روسیه است .
وی ابتدا در مدرسه حقوق سن پترزبورگ تحصیل کرد ، اما بزودی نظرش را تغییر داد و وارد مدرسه موسیقی روسیه شد ، و در مکتب آنتون روبنشتاین
در کنسرواتور سن پترزبورگ پله های ترقی را به سرعت بالا رفت و بزودی استاد هارمونی روسیه شد .
از او آثار بسیار ارزشمندی در دنیای موسیقی به جا مانده که اشاره ای کوتاه میکنم برای آنان که علاقمندند ؛
باله ها ؛
دریاچه قو
زیبای خفته
فندق شکن
اپرا ها ؛
ویوودا ( به روسی Воевода )
اوندین ( به روسی Ундина )
اپریچنیک ( به روسی Опричник )
بی بی پیک ( به روسی Пиковая Дама )
اوورتور ها ؛
رمئو و ژولیت
مندلسون
کنسرتو ها ؛
کنسرتو ویولن
سه کنسرتو برای پیانو
سمفونی ها ؛
شش سمفونی که در میان آنها ، سمفونی شماره شش به نام پاتتیک ، به معنی حزن آور و سوزناک شهرت فراوان دارد .
بطورکلی آثار وی کلاسیک و رمانتیک است و در جهان بعد از یکصد و بیست سال از درگذشت وی همچنان آثار خلق کرده اش پر طرفدار . همچنین بیش از هشتاد سال است که هر شب بدون وقفه در شهر سن پترزبورگ باله دریاچه قو به نمایش در می آید .
چایکوفسکی در نوامبر 1893
در شهر زیبای سن پترزبورگ چشم از جهان فروبست ، اما هنرش و یادش باقی است تا اکنون و همیشه .
امسال زمستان هم یادی کردم از او به رسم ادب و احترام به هنر و موسیقی در آرامستان تیخوین در شهر سن پترزبورگ .
Just think about it ...
Reza

#موسیقی #سفر_در_زمستان #سفر #هنر #هنرمند #چایکوفسکی #باله #باله_دریاچه_قو
#travel #travel_in_winter #music #art #chaykovskiy #bale #swan_lake #stpetersburg
#чайковский #балет #лебединое_озеро #санктпетербург
Read more
. خب امروز دو روزه كه از سفر ١٠ شب و ١١ روزمون به گرجستان ميگذره و ما همچنان خسته ايم<span class="emoji emoji1f602"></span> مثلا رفتيم سفر ...
Media Removed
. خب امروز دو روزه كه از سفر ١٠ شب و ١١ روزمون به گرجستان ميگذره و ما همچنان خسته ايم مثلا رفتيم سفر كه استراحت كنيم ولي انقد بدو بدو كرديم كه همه جا رو ببينيم بيشتر خسته شديم ،حالا يه هفته لازم داريم كه خستگي سفر دربياد ،شما هم مثل ما هستين يا فقط ما اينجورييم؟ . . . #تفليس #گرجستان #tbilisi #georgia #kakheti ... .
خب امروز دو روزه كه از سفر ١٠ شب و ١١ روزمون به گرجستان ميگذره و ما همچنان خسته ايم😂
مثلا رفتيم سفر كه استراحت كنيم ولي انقد بدو بدو كرديم كه همه جا رو ببينيم بيشتر خسته شديم ،حالا يه هفته لازم داريم كه خستگي سفر دربياد ،شما هم مثل ما هستين يا فقط ما اينجورييم؟
.
.
.
#تفليس #گرجستان #tbilisi #georgia #kakheti i
Read more
Loading...
. میگه: کی‌ تو رو پلنگت کرده اینقده جفنگت کرده؟ میگم: جفتک‌پرانی در خصوصیاتت نداشتی که به لطف ذات ...
Media Removed
. میگه: کی‌ تو رو پلنگت کرده اینقده جفنگت کرده؟ میگم: جفتک‌پرانی در خصوصیاتت نداشتی که به لطف ذات پلشتی‌پذیر خانواده‌تون اونم میسر شد. این بادمجون چی بود خواربرادری کاشتین پا چشم ما؟ من به کجام بخندم که یه بار دیگه لای در باز بمونه حشراتی مثل شما وارد اموراتم بشن. میگه: اولا تو که عاشق بادمجون بودی ... .
میگه: کی‌ تو رو پلنگت کرده اینقده جفنگت کرده؟ میگم: جفتک‌پرانی در خصوصیاتت نداشتی که به لطف ذات پلشتی‌پذیر خانواده‌تون اونم میسر شد. این بادمجون چی بود خواربرادری کاشتین پا چشم ما؟ من به کجام بخندم که یه بار دیگه لای در باز بمونه حشراتی مثل شما وارد اموراتم بشن. میگه: اولا تو که عاشق بادمجون بودی دوم که از اولم گفته بودم سری که درد نمی‌کنه رو دستمال نمی‌بندن. میگم: الان چه ربطی به موقعیت داشت؟ میگه: از صبح تو فکر بودم یه جا از این علیه‌ات استفاده کنم. پا نمی‌داد. بس که این جمله‌ها بی‌رمق شدن. میگم: رُسمون رو کشیدی با این لغات بی‌رمق بی‌ربطت. برو یخ بیار بذارم رو جای مشت آباجیت بلکه کبودیش نمونه. یه چشم و چال کبود نداشتیم که افزوده شد بهم. میگه: آخه این چه معاشرتی بود که از خودت بروز دادی؟ میگم: من اصن با اون غول تشن معاشرتی دارم مگه؟ خودش رو به زور وارد معاشرت می‌کنه خب. وگرنه من چکارش دارم. آقا شما قرار بود برین تعطیلات و اینا تیفانی. چرا موندین اینجا ور دل من. میگه: مث که تو سرت تو امورات اخبارات نیست. از وقتی قرار شد پای ما به سفر باز شه تخم کار رو ملخ خورد و از وقتی اسم تیفانی رو آوردیم دلار نردبون سواریش گرفته. میگم: اصلا نحسی شما بود خر اقتصاد رو جویید. میگه: البته بی‌ربطم به شانس تو نیست. یکم دست و پات جمع شد از تو پله‌ها و معاشرت‌های شلخته. معلوم نبود به چه درد و مرضی بمیری بدنامیش فقط بمونه گَل ما. الان برات یه عاقبت به خیری داره لااقل. میگم: کل روزگارم رو به شر کشیدی کار من به عاقبت نمی‌رسه اینجور. همین وسطا یه جور تلف می‌شم از هر تقدیری پام بیرون می‌مونه. میگه: مگه تشکه پات بیرون بمونه. یه جور جا می‌کنیم توش. نگران عاقبتت نباش. اون با ما. میگم: همین حضور شما من رو از عاقبت می‌ترسونه. میگه: دلتم بخواد. یه جور برخورد نکن آدم باورش شه چیزی هم ته فالت بوده قبلا. دیگه هر کی ندونه من که از وضع فلجت آگاهم. میگم: جون سبحان بیا با هم یه قراری بذاریم. میگه: آدم با شیطان هم دست شه با تو هم قسم نشه. تو چی هستی که آدم باهات وارد قرار مدار هم بشه. میگم: ناز نکن. وقت قراره. بگذره ناچار میشم از راه دیگه وارد شم. میگه: برو از راه دیگه وارد شو. این گذر مسدوده. میگم: توش برات منافع تدارک دیدما. میگه: تو خودت تو ضرری گلم. برو برای یکی منافع بچین که دخل و خرجت رو ندونه در چه وضعه. میگم: واقعا نادونی. فرصت رو سوزوندی. یه کار می‌کنی برم با این پیرمرده طبقه پایین هم‌داستان شم. میگه: برو. میگم: الاغ به یه زبونی سر به راه شو. میگه: راهم نمیاد.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇
Read more
تقريبا ميشه گفت همه ما عاشق سفر كردن هستيم 🏕<span class="emoji emoji2764"></span> . ولي چقدر از ما براي سفركردن ناز و ادا ميايم ؟؟؟ 🗣 . باوركنيد ...
Media Removed
تقريبا ميشه گفت همه ما عاشق سفر كردن هستيم 🏕 . ولي چقدر از ما براي سفركردن ناز و ادا ميايم ؟؟؟ 🗣 . باوركنيد سفركردن اصلا پيچيده و عجيب نيست 🤷🏻‍♂️🤷🏻‍♀️ . خيلي هامون به خاطر پول سفر رفتن رو ناديده ميگيرن ولي شما ميتونيد با هر وسيله نقليه اي كه ميخواين سفر كنيد ، اما فقط بايد اندازه بودجتون انتخاب ... تقريبا ميشه گفت همه ما عاشق سفر كردن هستيم 🏕❤
.
ولي چقدر از ما براي سفركردن ناز و ادا ميايم ؟؟؟ 🗣
.
باوركنيد سفركردن اصلا پيچيده و عجيب نيست 🤷🏻‍♂️🤷🏻‍♀️
.
خيلي هامون به خاطر پول سفر رفتن رو ناديده ميگيرن 💵 ولي شما ميتونيد با هر وسيله نقليه اي كه ميخواين سفر كنيد ، اما فقط بايد اندازه بودجتون انتخاب كنيد 💰 همينطور براي محل اقامتتون از هتل لوكس گرفته تا اقامتگاه بومگردي و چادر 🏕🏡 ، براي غذا خوردن هم ميتونيد يه رستوران خفن بريد يا با خودتون كنسرو ببريد 🍱🍖🥘
.
البته ما ترجيح ميديم اقامتگاه هاي بومگردي بريم و اونجا از غذاهاي محلي كه بهمون ميدن لذت ببريم 🌍🏡🥘 .
📍 به همين راحتي ميشه همه جا رو رفت و ديد و كمتر ادا اصول درآورد براي سفر كردن 🌍
.
شما چجوري سفر ميرين ؟ منتظرم برام بنويسيد 🌍📝
Read more
از هرچه بگذریم سخن سفر یزد خوش تر است <span class="emoji emoji1f61c"></span> از کجااا شروع کنیم؟🤔 فکنم بهتره برای طولانی نشدن عریضه پست ...
Media Removed
از هرچه بگذریم سخن سفر یزد خوش تر است از کجااا شروع کنیم؟🤔 فکنم بهتره برای طولانی نشدن عریضه پست جاهای دیدنی رو از پست جاهای خریدنی جدا کنیم این پست برای جاهای دیدنیه اول بگم که من دومین بار بود که می رفتم یزد یه سری جاهارو این بار فرصت نشد بریم ولی من اونارم میگم براتون جونم بگه که لطفا قبل از ... از هرچه بگذریم سخن سفر یزد خوش تر است 😜
از کجااا شروع کنیم؟🤔
فکنم بهتره برای طولانی نشدن عریضه پست جاهای دیدنی رو از پست جاهای خریدنی جدا کنیم 😆
این پست برای جاهای دیدنیه 😁
اول بگم که من دومین بار بود که می رفتم یزد یه سری جاهارو این بار فرصت نشد بریم ولی من اونارم میگم براتون 😁
جونم بگه که لطفا قبل از سفر هتل یا اقامتگاه خود را رزرو کنید ویا مطمئن بشید از جایی که میخواید برید و بمونید تا مثل ما نمونید رو هوا😆 بلخره همه مثل ما خوش شانس نیستن که دوست یزدی داشته باشن😎 این از این 😁
بعدم که حواستون باشه راحت ترین کتونی خود را به پا کنید چون قراره کلی راه برید 👟 تو دل بافت تاریخی شهر 😍 کلی از جاهای دیدنی همون جاس مثل زندان اسکندر ، خانه ی لاری ها ، کافی شاپای بامزه و ....😍
دوتا دیگه هاز جاهایی که حتما باید برید مسجد جامع یزده که همین جاییه که این عکسرو گرفتیم و اون کاشی آبی خوشگلا که تو عکسای قبل دیدید و سوال کرده بودید که کجاس و میدان میر چخماق که اونم خیلی خوشگله و این دوتا تقریبا نزدیک همن و اگر کتونی خوبتون پاتونه میتونید پیاده برید 😁 فقط به نظرم میر چقماقو اگر شب برید جالب تره چون چراغاشو روشن می کنن توی شب و نمای جالبی داره اون موقه 😍 (در اعماق پیج عکس از شبشو گذاشته بودم)
دیگههه آها دخمه ی زرتشتیان هم برید و حتما سرچ کنید تو گوگل و بخونید دربارش خیلی عجیب و جالبه👌
جای دیگه ای که حتما حتما باید برید باغ دولت آباده که وسطش یه عمارت خوشگل داره با شیشه های رنگی و تراسای بامزه که میتونید کلیییی توش عکسای خوب بگیرید 😍
درباره ی رستوران ها بگم براتون که ما به پیشنهاد دوستای یزدی رفتیم ناهار رستوران کهن کاشانه که تو همون بافت قدیمی بود .محیطش خیلییی خیلییی دنج و خوشگل بود ولی غذاش متوسط و خیلی معمولی بود و کلا من اون چایی بعد ناهارشو که میتونستی روی تختای کنار حوض بشینی و نوش جان کنی ،به کل ناهار و غذاهاش ترجیح میدادم 😊
من سری قبل رستوران مشیرالممالک رفته بودم که عالی بود ولی این بار که رفتیم گفتن رزروی هست و جا نداشتن 😐 آها مشیر الممالک همینطوری هم میتونید برید برای بازدید که اونم خیلییی خوشگله برید برید حتما
ای بابا چه طولانی شد 🙄
حالا همینارو داشته باشید تا بعدااا بگم بقیه چیزارم 😁
آقا الان متوجه شدم اگه قرار باشه همه ی اون رستوران ها و جاهای دیدنی که بچه ها معرفی کردن رو بنویسم یه ۱۰ تا پست میشه🤔میخواین یه دستی بگیرین خودتون این زیر دوباره بنویسید تا هر کس میخواد استفاده کنه به کامنتا مراجعه کنه؟🤔ببخشیدااا ولی دیگه همتون میدونید من خستم🙄
Read more
Loading...
 #پاييز می‌رسد که مرا مبتلا کند با رنگ‌های تـازه مــرا آشنا کند پاییز می‌رسد که همانند سال پیش خود ...
Media Removed
#پاييز می‌رسد که مرا مبتلا کند با رنگ‌های تـازه مــرا آشنا کند پاییز می‌رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار راز ِ درخت باغچـــه را برملا کند او قول داده است که امسال از #سفر اندوه‌هــای تازه بیــارد ، خـدا کند او می‌رسد که باز هم #عاشق ... #پاييز می‌رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ‌های تـازه مــرا آشنا کند

پاییز می‌رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچـــه جا کند

او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار
راز ِ درخت باغچـــه را برملا کند

او قول داده است که امسال از #سفر
اندوه‌هــای تازه بیــارد ، خـدا کند

او می‌رسد که باز هم #عاشق کند مرا
او قـول داده است بـه قــولش وفا کند

پاییز #عاشق است، وَ راهی نمانده است
جــز این کــه روز و شب بنشیند دعا کند

شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند

تقویـم خواست از تو بگیرد بهـــار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش ... ، صدای پای خزان است، یک نفر
در را بـــه روی حضــرت پاییــــز وا کند...
Read more
. هتل که رسیدیم تقریبا همه نیمه بیهوش بودیم. راستش اصلا نفهمیدم چطور مسیر را آمدیم، کجا جا گرفتیم ...
Media Removed
. هتل که رسیدیم تقریبا همه نیمه بیهوش بودیم. راستش اصلا نفهمیدم چطور مسیر را آمدیم، کجا جا گرفتیم و کی خوابیدیم. ولی یادم هست نزدیک غروب بود که با ضعف و بی‌حالی شدیدی از خواب بیدار شدم. مامان روی تخت، بالای سرم نشسته بود و داشت کتلت‌های توی کوله پشتی‌اش را با دقت از توی ظرف در می‌آورد و برای‌مان ساندویچ ... .
هتل که رسیدیم تقریبا همه نیمه بیهوش بودیم. راستش اصلا نفهمیدم چطور مسیر را آمدیم، کجا جا گرفتیم و کی خوابیدیم. ولی یادم هست نزدیک غروب بود که با ضعف و بی‌حالی شدیدی از خواب بیدار شدم. مامان روی تخت، بالای سرم نشسته بود و داشت کتلت‌های توی کوله پشتی‌اش را با دقت از توی ظرف در می‌آورد و برای‌مان ساندویچ درست می‌کرد. خوردن ساندویچ کتلت توی سفر در خانواده ما یک سنت قدیمی بود که نسل اندر نسل جریان داشت. فرق هم نمی‌کرد این سفر پشت وانت تا اسفراین باشد یا بعد از پرواز لوفتانزا به کانادا. با اینکه بوی مشمئزکننده کتلت پیچش معده‌ام را شدیدتر می‌کرد ولی در آن شرایط چاره‌ای جز پذیرفتن پیشنهاد مامان نداشتم. لقمه را برداشتم و به برگه پیازی که از بغل ساندویچم زده بود بیرون نگاه بی‌میلی انداختم. این جور که معلوم بود بابا شامش را چندساعتی زودتر خورده بود و حالا داشت دور اتاق راه می‌رفت. راستش بابا خیلی آدم استرسی و درگیری نبود که اینجور حرکات عصبی از خودش نشان بدهد. پیش خودم گفتم لابد فشار اتفاق‌های این مدت خیلی بوده که طفلکی را به این روز در آورده. همان جور دراز کشیده کلی قربان صدقه‌اش رفتم و بهش افنخار کردم. اما هنوز حالت افتخارم در درونم شکل نگرفته بود که دیدم بابا عینهو شصت‌تیر از جلویم رد شد و به سمت دستشویی رفت و در را بسته و نبسته برایمان سمفونی پر و پیمانی را اجرا کرد. وسط کار هم با صدای بلند فریاد کشید:
.
نخورید اون کتلت‌های لامصب رو! مسمومه.

از خوشحالی در پوست خودم نمی‌گنجیدم. با این وضع دیگر باید می‌رفتیم و یک دل سیر غذای خارجی نوش جان می‌کردیم. یک همبرگر چندلایه با یک رویه ضخیم پنیر آب شده. درست مثل همان‌هایی که توی تبلیغ‌های خارجی گاز می‌زنند و داغ یک گازش را به دل بیننده می‌گذارند.

بابا که برگشت هنوز حال و احوال خوشی نداشت. لباس‌های‌مان را عوض کردیم و به نزدیک‌ترین غذافروشی نزدیک هتل رفتیم. منوی روی میز پر بود از انواع و اقسام خوشمزه‌های وسوسه‌انگیز. بابا گفت برای اینکه توی دردسر نیفتیم یکی از ساندویچ‌ها را انتخاب کنیم و همگی با هم همان یک مدل را بگیریم. با آنکه دلم آن دبل برگر با سیب‌زمینی و خیارشور و سس و پنیر و تخم مرغ اضافه را می‌خواست، ولی قبول کردم هماهنگ با بقیه غذایم را بخورم.
.
بالاخره خانم گارسون آمد و آماده گرفتن سفارش‌ها شد. رنگ چهره بابا به وضوح عوض شده بود. صدایش می‌لرزید و سعی داشت با اعتماد به نفس‌ترین حالت ممکن کارش را انجام دهد.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
. 7ماهه ها با هوش ترند!!!!!!!!!!!! ‏ این‌جا نشسته‌ام و نمی‌دانم...، دردی شبیه درد شدن، سنتز دستی ...
Media Removed
. 7ماهه ها با هوش ترند!!!!!!!!!!!! ‏ این‌جا نشسته‌ام و نمی‌دانم...، دردی شبیه درد شدن، سنتز دستی به زندگی/ که نمی‌کردی/در من/تمام شب نفس‌ات را کز دریا و پیرمرد، من و ساحل، دختر که سعی کرده خودش باشد حسی شبیه سخت پریشان‌ام، تنهایی عمیق شب مارکز من سعی می‌کنم که خودم باشم، ((تو در درون گم شده‌ام ... .
7ماهه ها با هوش ترند!!!!!!!!!!!!

این‌جا نشسته‌ام و نمی‌دانم...، دردی شبیه درد شدن، سنتز
دستی به زندگی/ که نمی‌کردی/در من/تمام شب نفس‌ات را کز
دریا و پیرمرد، من و ساحل، دختر که سعی کرده خودش باشد
حسی شبیه سخت پریشان‌ام، تنهایی عمیق شب مارکز
من سعی می‌کنم که خودم باشم، ((تو در درون گم شده‌ام هستی)) هی فکر می‌کنم که تو را.../هستم/هی سعی می‌کنم که تو را...هرگز
اصلا ً کجای وحشت اقیانوس تف شد جنین خستگی‌ام افسوس-
هرگز نخواستی و نفهمیدم، یعنی تمام پنجره‌ها مأیوس...
یعنی نمی‌شود بروم از تو دل‌واپس‌ام که باز نباشی و
بال و پری به وسعت آزادی در تارهای حنجره‌ام محبوس- - می‌ماند آه این شب تکراری تا خلسه‌های مبهم بیداری
در من صدای منتشری/پر زد/از من هجوم وحشت یک کابوس
دختر به چشم‌های تو محدود است، زن سعی می‌کند که خودش باشد
دستی تمام پنجره‌ها را بست، زن سعی می‌کند که خودش باشد
خاتون شعرهای پریشانی، تلخندهای حسرت مردانی
کهcome fill me..the ..see you last ،زن سعی می‌کند که خودش باشد
جاده شروع سخت سفر برگرد، هی تکه تکه تکه فرو رفتن
انگشت‌های زخمی هی بن‌بست، زن سعی می‌کند که خودش باشد
زن سعی می‌کند که خودش باشد اما به چشم‌های تو محدود است
در من هزار مرده که می‌میرد، در من هزار زنده که هی رود است
دارد تمام می‌شود این کابوس، اسکیزو فرنی غزل‌آلوده
زنجیرهای روح مرا بردار،این مرده سخت منتظرت بوده
#مریم_حقیقت
#literature #poem #short_poem #poems #poetry #writer #clerk #author #love_poem #lyric_poem #ادبیات #شعر #غزل #مریم_حقیقت #شیراز #قلم #حافظیه #گریه #تنهایی #درد #یک_نفر_آدمم_و_چند_نفر_غمگینم
Read more
امسال... ۹۶ گذشت با همه بالا️ و پایین هاش.️ توی راهی که داشتم شکست خوردم🤧 موفق شدم خندیدم‌🤣😀گریه کردم...دستاوردایی داشتم یه چیزایی رو هم از دست دادم...با آدم های بسیار ارزشمندی آشنا شدم‌🙃.دوستان رنگی رنگی پیدا کردم🤗...به بزرگترین هدف امسالم نرسیدم ولی بهش نزدیکتر شدم..🤔خیلی جاها ... امسال... ۹۶
گذشت با همه بالا⬆️ و پایین هاش.⬇️
توی راهی که داشتم شکست خوردم🤧 موفق شدم😃 خندیدم‌😂🤣😀گریه کردم😢😭...دستاوردایی داشتم یه چیزایی رو هم از دست دادم.😒..با آدم های بسیار ارزشمندی آشنا شدم‌🙃.دوستان رنگی رنگی پیدا کردم🤗...به بزرگترین هدف امسالم نرسیدم ولی بهش نزدیکتر شدم..🤔خیلی جاها کم آوردم😣...خیلی جاها از جام نمیتونستم پاشم🤦‍♀️ ولی هیچوقت از شکستام از غمام نگفتم🙅‍♀️...ولی باید بدونین همه ما تو زندگی مشکلاتی داریم که فقط سعی میکنیم، سعی میکنیم حس بدشو به دیگران انتقال ندیم 🚫انقدر هممون مشکلات داریم تو زندگی که...دوست داشتم همیشه انرژی خوب بدم به بقیه✔...یه جاهایی واقعا کم آوردم ولی به خندیدن ادامه دادم تا دنیا باورش شد که باید بخندم و بعد خودش رد شد رفت دست از سرم ور داشت 🌍.‌تو رو خدا اگه از کسی خوشمون نمیاد رفاقت الکی نکنیم باهاش..پشت سر آدما حرف نزنیم دو رو نباشیم❌
.صداقت یه سرمایه هستش💎 یه گنجه
گاهی با حرف بعضیا تا عرش رفتم 🌌و بعد زمین خوردم🌏....دردم گرفت سخت بود دوباره پا شدن😖...ولی پا شدم ....دیگه برا بالا رفتن دست کسیو نگرفتم🤝..نمیگیرم‌‌‌‌...نردبون خودمو دارم برا رسیدن به آسمون‌‌ برای رسیدن به منشا نور و گرما🌞🔥..خدام هست🕋...خدارو دوست دارم خیلییی آخه همیشه داره لبخند میزنه و حواسش بهم هست❤همیشه هست..شکر
یه وقتایی فکر میکنی با یه سری از آدما میتونی تا بالای بالا پرواز کنی🕊..ولی باهاشون خیلی نمیتونی بری بالا..گاهی بعضیام هستن که تو رو از تصوراتت بیشتر همراهی میکنن و باعث میشن بری بالاتر..🦅.شما فقط سعی کنین توی مسیر درست زندگی باشین آدم های درست به موقع وارد زندگیتون‌میشن و اشتباه ها به موقع خارج میشن
یه سال گذشت از همه لحظه هایی که پارسال همین موقع داشتیم عیدی که گذروندیم لحظه به لحظه و دقیقه های خوب ،خاطره هایی که میمونن تو ذهنت برای همیشه...تا میتونین‌لحظه های خوب برای هم بسازین..از خودتون رد خوبی به جا بذارین .😊راهتون همیشه سبز و پر از رنگ باشه.🍀🌱🌳🌺🌻🌼🏵🌸💐
اینم گوشه ای از سفرهای من که همه شهر ها توش نیست..متاسفانه عکس از شهر های ارومیه تبریز مهاباد جلفا مشهد سمنان کلا نداشتم خیلی عجیبه 😀دقیقا به سی شهر سفر کردم آدم های مختلف رو دیدم با فرهنگ های متفاوت آشنا شدم..جالب بود...سی تا شهری که حداقل تو بعضی هاش دو شب اقامتم داشتم به بالا😊..امیدوام بازم یکسال دیگه شرایط خوب ،خانواده، سفر و همه چیزهای خوب توی مسیرم و مسیرتون باشه❤
آخرین عکس ها هم عزیزترین چیزیه که امسال از دست دادم...😣
Read more
‎وی ۵ بار به سفر حج و زیارت خانه خدا مشرف شد و به علت تسلط کامل به زبان عربی و مناسک حج مانند یک راهنماو معلم ...
Media Removed
‎وی ۵ بار به سفر حج و زیارت خانه خدا مشرف شد و به علت تسلط کامل به زبان عربی و مناسک حج مانند یک راهنماو معلم همراهانش را راهنمایی میکردو همسفرانش از محضر وی استفاده می بردند .او همواره به فکر کمک به دیگران بود . بسیار مردم دوست ، مهمان نواز و دست و دل بازبود .با فقرا و مستمندان مهربان بود و سعی می کرد تا سر ... ‎وی ۵ بار به سفر حج و زیارت خانه خدا مشرف شد و به علت تسلط کامل به زبان عربی و مناسک حج مانند یک راهنماو معلم همراهانش را راهنمایی میکردو همسفرانش از محضر وی استفاده می بردند .او همواره به فکر کمک به دیگران بود . بسیار مردم دوست ، مهمان نواز و دست و دل بازبود .با فقرا و مستمندان مهربان بود و سعی می کرد تا سر حد توان به آنها کمک کندو به دنیا پرستان بی توجه بود . دلسوز ،خونگرم و جوانمرد بود و در برابر مشکلات صبور و با استقامت بود .به نماز اول وقت خیلی اهمیت می داد و با خضوع و حضور قلب نماز را به جا می آورد و بعد از نماز فرض به نمازهای نافله و خواندن قرآن و دعا مشغول می شد و روی مفاهیم آن تعمق میکرد .وی نفرت عجیبی از عجز و تسلیم شدن دربرابر مصائب و مشکلات داشت و اگر کسی را اینگونه میدید با قاطعیت او را دعوت به صبر و مناجات با خدا می کرد .در جهت احقاق حق و ابطال باطل حجتش را با استواری تمام اقامه میکرد و به شدت با خرافات و امور بیهوده مبارزه میکرد تا اینکه موفق شد بعضی از رسوم غلط و خرافی مانند کاکل چینی و پیچیدن نوزادان در نان و ...را از خور و دیگر روستاها ریشه کن سازد ودر این میادین تلاشهای زیادی در کارنامه اش ثبت شده است .
‎در مدت اقامتش در کشور امارات با استادش سلطان العلما شیخ محمد خالدی که پس از انقلاب به امارات مهاجرت کرده بود نیز همواره در ارتباط بود و از محضر ایشان کسب فیض می نمود.
‎حدود نیمی از قرآن را حفظ بود و همواره در حفظ قرآن می کوشید تا اینکه در ۲۳ تیرماه سال ۱۳۷۷ موافق ۱۹ ربیع الاول ۱۴۱۹ قمری در بعد از ظهر روز سه شنبه در زادگاهش شهر خور که برای دیدار از اقوام و پدر و مادرش به آن بازگشته بود به رحمت و لقای حق پیوست و با سفر ابدی اش مردم خور و دیگر دوستدارانش را عزادار کرد .
‎روحش شاد و قرین رحمت الهی ‎
Read more
با سلام هر چی بود تمام شد خوب بخونید ........... و به علت اینکه هزینه سفر دوباره برای باز گشت و غیره خیلی ...
Media Removed
با سلام هر چی بود تمام شد خوب بخونید ........... و به علت اینکه هزینه سفر دوباره برای باز گشت و غیره خیلی بالا بود به مسابقات اوپن npc در ایتالیا با سختی های فراوان به راهمان ادامه دادیم لااقل دست خالی بر نگردیم!!!! فقط جای امیدواری این بود سفارت فرانسه با توجه به تعداد بالای مسافرتهای ما مولتی شینگین ... با سلام هر چی بود تمام شد خوب بخونید ........... و به علت اینکه هزینه سفر دوباره برای باز گشت و غیره خیلی بالا بود به مسابقات اوپن npc در ایتالیا با سختی های فراوان به راهمان ادامه دادیم لااقل دست خالی بر نگردیم!!!! فقط جای امیدواری این بود سفارت فرانسه با توجه به تعداد بالای مسافرتهای ما مولتی شینگین داد که هربار خواستیم مشگل ویزا نداشته باشیم و با کمک از دوستان وخانواده وتحمل این شرایط اونهم در این زمان ،،،،هزینه یورو که با سیستم مبادله بانکی مستر یونیون فقط تا ۱۰۰۰ تا یورو به من رسید انهم با فیمت نزدیک به ۹ هزار تومان خیلی زمانی بدی افتاد ولی شکر خدا ✋️ واین کار ما برای خوش گذرانی نبود ما باید مسابقه میدادیم ؟؟؟حالا هم از بارسلون جداشدیم و به رم امدیم در ایتالیا بعد از ۸ ساعت ترانزیت به جنوب ایتالیا رسیدیم دیروز که رسیدیم متاسفانه چی بگم کیف ۵ مسافر نبود در فرودگاه رم وتمام مایحتاج ما جا مانده بود شما فکر کنین فقط با توکل بخدا و بدون وسایل به شهر باری ایتالیا رسیدیم واینکه کمتر هزینه کنیم چه ها که نشد خلاصه میکنم دوستون دارم دعا کنید🙏 این روز ا هم تموم میشه از شاگردا و‌دوستان وخانواده عزیزم عذر میخوام🙏🙏🙏این سفر یه هفته ای ما طولانی تر شد بکارتان ادامه دهید یه هفته دیگر ایشالا تهرانیم یکشنبه اینجا مسابقه هست نمی دونم چه بگم فقط من تمام زندگیم پر از سختی بوده از ستین پایین .....😔شکرت خدا راضیم به رضای خدا!! و‌همیشه از این که خدا دستمو ول نمیکنی ممنونم 😞🙏این روزها تمام میشه یا حق مخلص شما محمود ساوالان 🙏👍✋️
Read more
2/3 . #چهارراه_رسولی . در ادامه از زاهدان، میخوام از فرهنگ عجیب بالای مردمش بگم براتون. اینکه ...
Media Removed
2/3 . #چهارراه_رسولی . در ادامه از زاهدان، میخوام از فرهنگ عجیب بالای مردمش بگم براتون. اینکه با وجود ناهنجاری حضور ما تو شهرشون، هیچ نگاه بدی ندیدیم، هیچ تیکه و خوشمزه بازی ای از پسرای جوون نشنیدیم، هیچ فروشنده ای بی خود و بی جهت شروع به بگو بخند کردن باهامون نکرد و تو خیابون کسی دستی به سمت کسی ... 2/3
.
#چهارراه_رسولی .
در ادامه از زاهدان، میخوام از فرهنگ عجیب بالای مردمش بگم براتون. اینکه با وجود ناهنجاری حضور ما تو شهرشون، هیچ نگاه بدی ندیدیم، هیچ تیکه و خوشمزه بازی ای از پسرای جوون نشنیدیم، هیچ فروشنده ای بی خود و بی جهت شروع به بگو بخند کردن باهامون نکرد و تو خیابون کسی دستی به سمت کسی دراز نکرد. اینو میگم چون تو توریستی ترین شهرای این کشورم گاها با این مسائل مواجه ایم اما زاهدانی که اصلا انتظارشو نداشتیم، انقدر مردمان با شعور و با فرهنگی داشت که منِ دختر بتونم شبا تو خیابوناش قدم بزنم و استرسی نداشته باشم.
مردم بلوچ رو ادمای خاصی دیدم، ادمایی که مثالشون رو هیچ جای دیگه نمیشه دید❤️
اینجایی که تو عکس میبینید ، یکی از مغازه های چهار راه رسولیه. یعنی اونجا جوریه که اگه به تهران نزدیک بود من سالی دو بار واسه خرید میرفتم اونجا🤔 مغازه های بزررررگ درحالی که هیچ فروشنده ای به فاصله نیم سانتی نمیچسبه بهت و هی بپرسه چی میخوای؟ اینو بدم؟ اونو بیارم؟ یعنی اگه حال و حوصله ی زیر و رو کردن داشته باشین یه چیزایی اونجا پیدا میشه که هیچ جا گیر نمیاد😂 ولی متاسفانه من چون تو خرید حضوری بسیاااار تنبلم و عادت کردم همه چیو اینترنتی بخرم، هر روزی که رفتیم اینجا عین مامان بزرگا یه صندلی یه جا گیر اوردم و نشستم و منتظر شدم خرید بچه ها تموم شه.😅همشم حرص خوردم چرا خسته م؟ چرا حال ندارم برم مغازه ها رو زیر و رو کنم؟ اخرشم به این نتیجه رسیدم هرکی یه جوریه دیگه😂منم تو خرید تنبلم چه میشه کرد؟🤦🏻‍♀️
اینم مغازه پوست فروشی بود😩پوست فروشی میگن؟ من چندشم شد ولی خب مشتریای خودشو داره دیگه😒
.
#سیستان_و_بلوچستان_نامه_صحرا
#صحرا_میره_سفر
Read more
@seyedmohamadmousavi ضیایی : ملی پوشان به اخلاق توجه خاص داشته باشند. . رئیس فدراسیون والیبال ...
Media Removed
@seyedmohamadmousavi ضیایی : ملی پوشان به اخلاق توجه خاص داشته باشند. . رئیس فدراسیون والیبال در دیدار با کادر فنی و بازیکنان تیم ملی گفت: از تیم ایران در لیگ ملت های والیبال انتظار خاصی ندارم، اما طبیعی است که عملکرد شاخص، پاداش ویژه نیز خواهد داشت. به گزارش روابط عمومی فدراسیون والیبال، ... @seyedmohamadmousavi
ضیایی : ملی پوشان به اخلاق توجه خاص داشته باشند.
.
رئیس فدراسیون والیبال در دیدار با کادر فنی و بازیکنان تیم ملی گفت: از تیم ایران در لیگ ملت های والیبال انتظار خاصی ندارم، اما طبیعی است که عملکرد شاخص، پاداش ویژه نیز خواهد داشت.
به گزارش روابط عمومی فدراسیون والیبال، تیم ملی والیبال ایران بامداد فردا (چهارشنبه) برای حضور در اردوی برون مرزی و برگزاری دو دیدار دوستانه و تدارکاتی با تیم ملی صربستان، تهران را به مقصد این کشور ترک می کند.
کادر فنی و بازیکنان این تیم ظهر امروز (سه شنبه) در نشستی صمیمی با رئیس فدراسیون والیبال دیدار و گفت و گو کردند.
در ابتدای این نشست سرپرست تیم ملی ضمن تشکر از دکتر ضیایی برای حمایت های همه جانبه، گزارشی از اردوی آماده سازی این تیم و روند انجام کارهای اعزام کادر فنی و بازیکنان به اردوی برون مرزی صربستان و چهار کشور فرانسه، آرژانتین، روسیه و آمریکا برای حضور در لیگ ملت های والیبال ارائه کرد.
امیر خوش خبر تاکید کرد: تیم ایران با دیگر تیم های شرکت کننده در لیگ ملت های والیبال متفاوت است زیرا برای دریافت ویزا و سفر به کشوری مانند آمریکا، پروسه طولانی مدت باید طی کند.
وی تصریح کرد: این روند استرس دار، تمرکز را از بازیکنان و کادر فنی می گیرد و به همین دلیل تیم ایران متمایز از دیگر تیم های شرکت کننده در لیگ ملت های والیبال است. هنوز هم نمی دانیم که کدام بازیکنان ویزا کشورهای مقصد را دارند تا برنامه سفر آنان را قطعی کنیم.
در ادامه این نشست سید محمد موسوی به نمایندگی از سوی بازیکنان از حمایت های رئیس فدارسیون والیبال تشکر و قدردانی کرد.
وی تاکید کرد: این نخستین نشست رسمی تیم ملی والیبال با رئیس فدراسیون از زمان شروع تمرینات است و جا دارد من به نمایندگی از سوی بازیکنان از زحمات کادر فنی تیم در مدت تمرینات تشکر کنم.
موسوی تاکید کرد: بازیکنان تیم ملی آماده اند تا با تمام قدرت به مصاف حریفان خود در لیگ ملت های والیبال بروند و از هیچ تلاشی برای موفقیت دریغ نکنند. امیدوارم ملی پوشان بازی های زیبایی به نمایش بگذارند.
سرمربی تیم ملی والیبال نیز در این نشست گفت: از اینکه رئیس فدراسیون این فرصت را داد که بازیکنان و کادر فنی در جلسه ای صمیمی مطالب خود را بیان کنند، تشکر می کنم.
ایگور کولاکوویچ تصریح کرد: از بازیکنان نیز تشکر ویژه دارم که در این مدت با جدیت در تمرینات شرکت کردند و من از عملکرد آنان در اردوی آماده سازی رضایت کامل دارم.
Read more
. پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند پاییز می‌رسد که همانند سال پیش خود ...
Media Removed
. پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند پاییز می‌رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه جا کند او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را برملا کند او قول داده است که امسال از سفر اندوه‌های تازه بیارد، خدا کند او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده ... . پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند

پاییز می‌رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند
او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند

او قول داده است که امسال از سفر
اندوه‌های تازه بیارد، خدا کند

او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند

پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است
جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند

تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند
Read more
تو مسیر از #زاهدان به #چابهار از شهرو روستاهای مختلفی رد شدیم. از #خاش به #ایرانشهر و از ایرانشهر به ...
Media Removed
تو مسیر از #زاهدان به #چابهار از شهرو روستاهای مختلفی رد شدیم. از #خاش به #ایرانشهر و از ایرانشهر به #راسک . از راسک به بعد منطقه سرسبزی خاص و عجیبی به خودش گرفت و تموم مسیر کنار نخلستان بزرگ و کوچیکی گذشتیم. چیزی که واسه مون خیلی جالب بود اینکه حتی کوچیک ترین روستاها هم مسجد داشتن. واسه نهار دنبال یه ... تو مسیر از #زاهدان به #چابهار از شهرو روستاهای مختلفی رد شدیم. از #خاش به #ایرانشهر و از ایرانشهر به #راسک . از راسک به بعد منطقه سرسبزی خاص و عجیبی به خودش گرفت و تموم مسیر کنار نخلستان بزرگ و کوچیکی گذشتیم. چیزی که واسه مون خیلی جالب بود اینکه حتی کوچیک ترین روستاها هم مسجد داشتن. واسه نهار دنبال یه جایی بودیم که علی رغم افتاب شدید ظهر سایه باشه و بتونیم یکمی خنک شیم چون هوا به شدت گرم بود. ماشینارو یه جا پارک کردیم و راه افتادیم. همینطوری که داشتم توی یه نخلستان راه میرفتم به پرچین یه باغ رسیدم و داشتم توی باغ رو نگاه میکردم که چند تا بچه با خنده از کنارم دویدن تو باغ و پدرشونو صدا زدن. یه اقای بلوچی اومد و مارو دعوت کرد داخل باغ که نهارمونو اونجا بخوریم. بهشون گفتم ممنون، مزاحمتون نمیشیم که یه نیمچه اخمی کرد بهم و گفت این حرفو نزنیا، ما بلوچیا ناراحت میشیم😕 اینو که گفت بچه هارو صدا زدم و از خدا خواسته رفتیم داخل باغشون. 😍 در بدو ورود به باغ دو عدد سنجاب رو‌‌ دیدیم که واسه خودشون ازین درخت به اون درخت میپریدن با اون دم خوشگلشون😍🤦🏻‍♀️ باغ پر بود از درختای لیمو و نخل و موز و زیتون (عکس چهارم میوه ی زیتونه) .. واسه مون خودشون از درخت زیتون و لیمو کندن زیر سایه درختا نهارمون رو خوردیم. چند دقیقه ای استراحت کردیم و ازشون خدافظی کردیم و به سمت چابهار حرکت کردیم❤️✋🏻
.
تو پست بعدی براتون ویدیو از مسیر زاهدان به چابهار بذارم؟ یا نع؟ یا چی؟ .
#سیستان_و_بلوچستان_نامه_صحرا
#سیستان_و_بلوچستان_امن_است
#سیستان_و_بلوچستان_را_باید_دید
#صحرا_میره_سفر
Read more
ناصر و خسرو، يك عاشقانه شادان با عطرِ گلابِ قمصرِ كاشان، تصويرى از ناصر چشم آذر در حال نواختنِ "آكاردئون" ...
Media Removed
ناصر و خسرو، يك عاشقانه شادان با عطرِ گلابِ قمصرِ كاشان، تصويرى از ناصر چشم آذر در حال نواختنِ "آكاردئون" و خسرو شكيبايى در حال دست افشانى در يك دورهمى دوستانه در سفر به شهر كاشان در سالِ هزار و سيصد و شصت و هشتِ خورشيدى: چيزى در اين عكس وجود دارد كه به شكلِ همزمان ترسناك و شاد است، مثلِ خنديدن در اوجِ ... ناصر و خسرو، يك عاشقانه شادان با عطرِ گلابِ قمصرِ كاشان، تصويرى از ناصر چشم آذر در حال نواختنِ "آكاردئون" و خسرو شكيبايى در حال دست افشانى در يك دورهمى دوستانه در سفر به شهر كاشان در سالِ هزار و سيصد و شصت و هشتِ خورشيدى: چيزى در اين عكس وجود دارد كه به شكلِ همزمان ترسناك و شاد است، مثلِ خنديدن در اوجِ وحشت، مثلِ لبخندِ "ديونيزوس" در حالِ بريده شدن سرش، مثل باز شدنِ نيشِ انسان در وسطِ مراسمِ خاكسپارى، و شبيه خنديدن زندانيان سياسى در برابر جوخه اعدام، ناصر دارد به بيرون قاب نگاه مى كند، با "عينكِ دودى" معروفش، و عطرِ سيگار بهمن روى لب هايش، و خسرو كه دست افشان شده و رقصان از جا برخاسته، با شرم و حيايى ماسيده روى لب هايش و چشم هاىِ محجوبِ باز بسته اش زيرِ قاب عينكِ كائوچويى، و حقيقتِ تلخ عكس كه همانا "پايان بندى" يك نسل و جماعتى از مردان و پدرانمان است، مردهايى كه در حوالى چهل سالگى هنوز مجنون و شيدا هستند و در اطراف شصت سالگى تمام مى شوند. و ما هنوز لجبازانه صبح را به شب مى رسانيم و خبر از "خالى سفره" نداريم، چيزى در چنته نمانده و دستمان را نگرفته، مشت را گشوده ايم و منتظر بيرون زدنِ خرگوش از كلاهِ سيلندرى سوراخ و ژنده شعبده باز هستيم. خسرو شکیبایی و ناصر چشم آذر در کنار رفاقت صمیمانه ای که داشته اند در فیلم های مختلفی با یکدیگر همکار و همراه شدند، فیلم هایی مانند هامون، خواهران غریب و میکس که خسرو بازیگر بود و ناصر آهنگسازى موسیقی متن فيلم ها را بر دوش داشت. سکانسی در فیلم میکس به کارگردانی داریوش مهرجویی وجود دارد که ناصر چشم آذر در نقش خودش بازی کرده و مواجهه او و خسرو شکیبایی در این سکانس، رازآميز، زیبا و خاطره انگیز است. و ناصر در اعماق اقيانوسى تاريك فرو رفت، فرياد زد، "خسرو کجایی، از خوابمان بیرون بیا و ظاهر شو، دلمان تنگ است"، خسرو با طره اى مو بر پيشانى و جامه و دستارى لرزان و رقصان بيرون دويد و هفتصد رنگ از چاهى بيرون تراويد، تصويرِ مولايى سبزپوش در حباب ها منعكس شد و ما شبيه لذت گلو از فشرده شدن طناب دار بوديم. اينجا "كافه نوستال" است، صداي راستين خاطرات و يادگارهاى ملت ايران.
Read more
 #santiago #chile #shotonnote8 #dailylife ۱. ساعت ده صبح از خونه‌ی مانوئل که منطقه پرویدنسیاست ...
Media Removed
#santiago #chile #shotonnote8 #dailylife ۱. ساعت ده صبح از خونه‌ی مانوئل که منطقه پرویدنسیاست میزنم بیرون که برم یه خرید روزانه از مارکت محل بکنم. دربون در بهم میگه صبح بخیر و من جواب میدم. گفتن صبح و عصر و شب بخیر که به نوعی سلام کردن این مردمه دیگه برام عادت شده. به مغازه میرسم. اون وسط بجای سیب ... #santiago #chile #shotonnote8 #dailylife
۱. ساعت ده صبح از خونه‌ی مانوئل که منطقه پرویدنسیاست میزنم بیرون که برم یه خرید روزانه از مارکت محل بکنم. دربون در بهم میگه صبح بخیر و من جواب میدم. گفتن صبح و عصر و شب بخیر که به نوعی سلام کردن این مردمه دیگه برام عادت شده. به مغازه میرسم. اون وسط بجای سیب زمینی و، پیاز، گوجه و سیب ، آووکادو و بلوبری و انگور شیلیایی چیده شده. قسمت نون فروشی مغازه، نون‌های فرانسوی و محلی داره و تو قسمت یخچال‌هاش شیر و ماست و پنیرهای اینجا چیده شده. از دور که به مردم صف بسته، شلوغی مغازه و زن پشت پیشخوان که پشتش شیشه های مشروب و بسته های سیگار چیده شده و اسپانیایی رو با سرعت هرچه تمام تر صحبت میکنه، نگاه میکنم میبینم با همه تفاوت‌ها، اینجا خیلی هم فرقی با بقیه‌ی شهرهای بزرگ دنیا نداره!
۲. بالاخره وسایلم رو جمع میکنم و میرم که بعد دو هفته با دوستای شیلیایی بودن، چند روزی هم مهمون خونه‌ی یه ایرانی ساکن سانتیاگو باشم. خونه‌ی هدی که با پسرش کوروش زندگی میکنه تو منطقه ویتاکوراست. یه مجتمع سرسبز با قدمتی از اواخر دهه هشتاد میلادی. نور پاییزی از پنجره های زیاد خونه همه جا رو رنگی‌تر کرده و حس و حال خونه، با نقاشی های مدرن هدی، مبلمان کلاسیک و چوبی، آجیل از آب گذشته‌ی عید و باغچه‌ی پر از گوجه و جعفری‌ِ تراس، ترکیبی از وطن و مهاجرت داره.
۳. این‌روزهای من به زندگی روزمره در شهری در آخر دنیا میگذره. بدون استرس گشتن و دیدن موزه‌ها و عجله‌ای در رفتن. صبح‌های دیر بیدار شدن، قهوه و خوندن اخبار، بیرون رفتن و دویدن در آفتاب کمرنگ شهر، دیدن مردم در حال زندگی روزمره، گشتن و خوردن عصرونه تو شهر و گاهی خرید روزمره کردن، آشپزی کردن و رستوران رفتن و دیدن شب نشینی‌های آدم‌هایی از نقاط مختلف دنیا. و در نهایت پشت این میز با این نور آفتاب نشستن،‌ چای دارچین خوردن و نوشتن.
#روزمره‌در‌سفر
Read more
تو سفر اخیری که به بجنورد داشتم برگشتنی گفتیم از مشهد برگردیم و یه زیارتی هم بکنیم.به لطف دوستمون جا ...
Media Removed
تو سفر اخیری که به بجنورد داشتم برگشتنی گفتیم از مشهد برگردیم و یه زیارتی هم بکنیم.به لطف دوستمون جا گرفتیم و عصر که رسیدیم رفتیم حرم.ورودی حرم یکی از دوستان که اهل کشور آذربایجان و شهر باکوهست دم در اجازه ورود بهش ندادن .چرا؟ چونکه پاوربانک همراهش بود و ظاهرا پاوربانک جز اشیای ممنوعه اس.این رفیقمون ... تو سفر اخیری که به بجنورد داشتم برگشتنی گفتیم از مشهد برگردیم و یه زیارتی هم بکنیم.به لطف دوستمون جا گرفتیم و عصر که رسیدیم رفتیم حرم.ورودی حرم یکی از دوستان که اهل کشور آذربایجان و شهر باکوهست دم در اجازه ورود بهش ندادن .چرا؟ چونکه پاوربانک همراهش بود و ظاهرا پاوربانک جز اشیای ممنوعه اس.این رفیقمون هم به من گفت میخوام برم شب حرم بمونم و دعاها رو از رو گوشی بخونم و چونکه شارژ گوشی تموم میشه نیاز به پاوربانک دارم.من هم کشوندمش به یه ورودی دیگه و گفتم درست حسابی مخفیش کن تا متوجه نشن.خلاصه این دفعه به همراه پاوربانک وارد حرم شدیم.حرم هم که داستان خودشو داره.تمام آدمها میان و با تمام وجود دعا می کنن و این انرژی ای که از آدمها پخش میشه اونجا رو تبدیل می کنه به یه مکان پر از انرژی های مثبت.امسال دومین باره رفتم.
راستی اگه مشهد رفتین برین چلغوذ حتما بخرین.چلغوذ یه نوع تخمه لذیذ و پر انرژیه که تو کشور افغانستان کاشته میشه و خیلی هم گرونه.تصور خیلی ها از چلغوذ یه لقب زشته که به آدمهای تنبل و بی عرضه میدن.اما همین چلغوذ کیلو صدوچهل هزار تومنه.اگر خواستین بخرین فقط از فروشگاه خشکبار حسینی تو میدون توحید بخرین که از همه بهتر و مناسب تره و باز هم دوستمون زحمت کشیدن و معرفی کردن.برگشتنی هم از داخل هواپیما صحنه زیبای قله دماوند رو داشتم که پر از بزرگی و استقامته.عکسها رو ورق بزنید.عکس آخر چلغوذه

@zizi_z88 تشکر
Read more
سیزده بدر، سال دگر هیچ کس نباشد در به در # از مهر و عشق و عاطفه قلبی نباشد بی اثر # #خاموش و سرد و نا امید ...
Media Removed
سیزده بدر، سال دگر هیچ کس نباشد در به در # از مهر و عشق و عاطفه قلبی نباشد بی اثر # #خاموش و سرد و نا امید هرگز نباشد یک نفر # #هرگز نیفتد یک درخت از ضربه ی سرد تبر # #از جنگ و خونریزی، زمین خالی بماند سر به سر # #هرگز نماند کودکی بی سایه ی سبز پدر # #تنها دلی که عاشق است باشد به هر جا معتبر # #از جان پاک عاشقان ... سیزده بدر، سال دگر هیچ کس نباشد در به در #
از مهر و عشق و عاطفه قلبی نباشد بی اثر #
#خاموش و سرد و نا امید هرگز نباشد یک نفر #
#هرگز نیفتد یک درخت از ضربه ی سرد تبر #
#از جنگ و خونریزی، زمین خالی بماند سر به سر #
#هرگز نماند کودکی بی سایه ی سبز پدر #
#تنها دلی که عاشق است باشد به هر جا معتبر #
#از جان پاک عاشقان باشد جدا شر و خطر #
#چشم انتظار هر آن که هست آید عزیزش از سفر #
#بی غصه باشند مردمان سال دگر سیزده بدر #
Read more
پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند... پاییز می‌رسد که همانند سال پیش خود ...
Media Removed
پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند... پاییز می‌رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه جا کند او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را برملا کند... او قول داده است که امسال از سفر اندوه‌های تازه بیارد،خدا کند...!! او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا... او ... پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند...
پاییز می‌رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند
او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند...
او قول داده است که امسال از سفر
اندوه‌های تازه بیارد،خدا کند...!!
او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا...
او قول داده است،به قولش وفا کند...
پاییز عاشق است،وَ راهی نمانده است
جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند...
شاید اثر کند،وَ خداوندِ فصل ها
یک فصل را بخاطر او جا به جا کند...
تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند...
خش خش ... ،صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند.........
Read more
. ادمین شبنم هستم <span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span> . امروز انرژی ژیادی دارم که باهم گفتگو کنیم . خسته بشو هم نیستم <span class="emoji emoji1f601"></span><span class="emoji emoji1f4aa"></span><span class="emoji emoji1f4aa"></span>. من کلا معتقدم ...
Media Removed
. ادمین شبنم هستم . امروز انرژی ژیادی دارم که باهم گفتگو کنیم . خسته بشو هم نیستم . من کلا معتقدم مشکل رو باید با گفتگو رفع کرد و هرگز عصبانی هم نمیشم . در بحبوحه ی مناقشه هم آروم و خونسردم و زبان به توهین و گستاخی باز نمیکنم اما منطقی و گاهی کوبنده و محکم پاسخ میدم ولی البته اگه حق با طرف مقابل باشه ... .
ادمین شبنم هستم 🙏🌺💋
.
امروز انرژی ژیادی دارم که باهم گفتگو کنیم . خسته بشو هم نیستم 😁💪💪. من کلا معتقدم مشکل رو باید با گفتگو رفع کرد و هرگز عصبانی هم نمیشم . در بحبوحه ی مناقشه هم آروم و خونسردم و زبان به توهین و گستاخی باز نمیکنم اما منطقی و گاهی کوبنده و محکم پاسخ میدم ولی البته اگه حق با طرف مقابل باشه عذرخواهی هم خواهم کرد .
.
برن خدا رو شکر کنند که قبل از ادمین حمیرا 🙈🤪من کامنتا رو دیدم وگرنه الان کرکره های سفره خونه پایین کشیده شده بود ! 😂😂😂
.
ایکاش اینستاگرام ابزاری داشت که پیج ها رو سطح بندی میکرد و مثلا پیش دبستانی ها رو تو دبیرستان راه نمیداد !!!! 😂😂 واللا !! 😁 دهنمو باز میکنن دیگه !!! 🤪🤭😏😁😁
.
.
دلیل انتخاب این عکس و عکس پست قبل اینه که داشتم کانال پیج رمانم رو مرتب میکردم و اینا رو از پیج تو کانال پست میکردم و جلوی دستم بودند . 😁☝️
.
یه پیج شخصی دارم :
@persiannarration .
.
برگرفته از خاطرات کودکی و دیده ها و شنیده ها که با تخیلات هسته ی این رمان رو تشکیل داده و هدفم بازگو کردن خاطرات و لذت بردن از نوستالژی و نیز در کنارش پرداختن به موضوعات خانوادگی ست از منظر یکی از بچه های خانواده که خودم هستم . قهرمان داستان مادربزرگ دانا و آگاهیه که واقعا مادربزرگ خودمه و بچه ها دوست دارند وقتی بزرگ شدند جای اون باشند و داستان های کوچک در دل رمان جا میگیره و پرورونده میشه .
.
هرچه به نظرم میرسه تلاش میکنم با در نظر گرفتن نکات مهم و آموزشی در قالب داستان ثبت کنم .هر قسمت فی البداهه نوشته میشه و قبلا اصول و شِمای کلی براش در نظر نگرفتم و همینطوری شروع شد و پیش رفت .فعلا برای دل خودم و دوستان گلی که مشوقم هستند قلم میرنم ، تا چه پیش آید .
.
عکسها هم ۹۹ درصد شخصی با لوگوی سفره خونه در حد نیمچه بضاعت هنری خودم هستند مگر در موارد خاص .
وقت های بیکاری من حتی در اتاق انتظار مطب و سالن فرودگاه و یا حتی در بین سفر در اتومبیل صرف نوشتن میشه .تنها دلیلش هم اینه که به درد کسی بخوره .سعی کردم هیچگاه مطلب بیهوده ای از طرف من جایی پست نشه . وقت شما و خودم بسیار با ارزشه و قابل بازیابی نیست پس باید به بهترین وجه سپری و صرف بشه .
.
در خاتمه ؛هیچکدام کامل نیستیم .همه در طی زمان با آموزش از هم میاموزیم و رشد می کنیم . اگر کم و کسری در کارمون هست ما رو ببخشید انشاالله سعی می کنیم رفع بشه .
.
باز هم از طرف خودم و ادمین ها از همه شما سپاسگزاریم 🙏💋🌺💕. به نوبه خودم از ادمین حمیرای عزیز و ادمین مریم و الهام که به ما کمک میکنند ممنونم . 🌺🙏🌺
.
لیموشکری بدون پخت در کانال رسپی اش هست 🙏🌺
Read more
... هر در که زنم، صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم، پرتو کاشانه تویی تو در میکده و دیر که ... جانانه ...
Media Removed
... هر در که زنم، صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم، پرتو کاشانه تویی تو در میکده و دیر که ... جانانه تویی تو مقصود من از ... کعبه و بتخانه تویی تو مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه! #شیخ_بهایی ... خانه سنتی کوشک فردوس #همگردی #کاشان #اقامتگاه #خانه #معماری #کوشک_فردوس #اقامتگاه_سنتی‌ ... ...
هر در که زنم،
صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم،
پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که ...
جانانه تویی تو
مقصود من از ...
کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی،
کعبه و بتخانه بهانه!
#شیخ_بهایی
...
خانه سنتی کوشک فردوس
#همگردی #کاشان #اقامتگاه #خانه #معماری #کوشک_فردوس #اقامتگاه_سنتی‌ #ایران #ایرانگرد #کوشک #حوض #آجر #سفر #گردش #توریسم #تراول #مسافرت #گردشگری #اقامتگاه_بومگردی #اقامتگاه_سنتی_کوشک_فردوس #ایرانگردی
Photo by @abolfazl_sadr
Judge @_elham_ju

مارا از طريق هشتگ #hamgardi دنبال كنيد

خوشحال میشیم نظرتون رو درباره عکس یا متن باما درمیان بگذارید 🙏☺️

📍 اگه از تصویر لذت میبرید و عاشق این زیبایی هستید با دعوت دوستانتون اونها رو در این لذت و زیبایی شریک کنید 🙏
ممنون از این که ؛
- ✈ دوستای واقعی تو تگ میکنی
- ❤ لایک 💛 کامنت 💙 فالو میکنی
- 👉 سفر ها و ماجراهای مارو دنبال میکنی
Read more
ابى عزيزم صداى استثنايى بى نظيرى داره و بى علت نبوده لقب آقاى صدا را به ايشان دادند و همچنين سر شار از ...
Media Removed
ابى عزيزم صداى استثنايى بى نظيرى داره و بى علت نبوده لقب آقاى صدا را به ايشان دادند و همچنين سر شار از احساس و مهربانى. از زمانى كه ياد دارم ابى و همسر نازنينش مهشيد بانو هر زمان به دبى سفر داشتند با گلهاى بسيار زيبا بِه ديدار من مى آمدند و اين عكس ما در اين چند روز اخير بود كه باز ديدارى تازه كرديم. و جا داره ... ابى عزيزم صداى استثنايى بى نظيرى داره و بى علت نبوده لقب آقاى صدا را به ايشان دادند و همچنين سر شار از احساس و مهربانى. از زمانى كه ياد دارم ابى و همسر نازنينش مهشيد بانو هر زمان به دبى سفر داشتند با گلهاى بسيار زيبا بِه ديدار من مى آمدند و اين عكس ما در اين چند روز اخير بود كه باز ديدارى تازه كرديم. و جا داره همين جا از مهشيد عزيزم سپاس ويژه داشته باشم ايشان همسرى فداكار و مدير بسيار توانا هستند پشت سر هر مرد موفق سايه يك زن با قدرت هست و همچنين فرشيد عزيز ما كه بسيار دوست داشتنى ، باهوش ، توانا و موفق هستند. هميشه پاينده باشيد. @ebi @mahshidhamedi @rafe_rafahi #Ebi #aref
Read more
. . هنوز امید دارم که بعد تاریکی ها نور و روشنایی میاد... همش بهم میگین چرا از وقتی رفتی ناراحتی. ...
Media Removed
. . هنوز امید دارم که بعد تاریکی ها نور و روشنایی میاد... همش بهم میگین چرا از وقتی رفتی ناراحتی. ناراحت نیستم درسته دلتنگم، دورم، خیلی وقتا تنهام،سخته، خیلی سخته‌ خب منم آدمم دیگه، همه روزای خوب و بد دارن. اما خواسته خودمه که تو این شرایط باشم که بجنگم که بزرگتر شم،ساخته شم،رشد کنم، بتونم با تنهاییام ... .
.

هنوز امید دارم که بعد تاریکی ها نور و روشنایی میاد... همش بهم میگین چرا از وقتی رفتی ناراحتی. ناراحت نیستم درسته دلتنگم، دورم، خیلی وقتا تنهام،سخته، خیلی سخته‌ خب منم آدمم دیگه، همه روزای خوب و بد دارن. اما خواسته خودمه که تو این شرایط باشم که بجنگم که بزرگتر شم،ساخته شم،رشد کنم، بتونم با تنهاییام کنار بیام و دوسش داشته باشم این یعنی بتونم با خودم تنها بمونم و خودمو دوست داشته باشم. پس نگید چرا؟ خوب بهم نگاه کنید، نکته های مثبت رو ببینید. سعی میکنم واقعیت خودمو زندگیمو اینجا بهتون نشون بدم. زندگی که همیشه سفر و خوشی نیست. بالا و پایین داره سختی داره. این تصمیم من بود نمیدونم تا کجا و کی پیش میرم. خیلییی هم سختمه و تحت فشارم ها ولی خیلی وقتا هم حالم خوبه یا این سختیه حالمو جا میاره در عوض دارم شکل میگیرم و قوی تر میشم. دارم خودمو پیدا میکنم. خب دیگه بقیشو بعدا میگم😁💙
.
#tiblisigeorgia #tiblisilovesyou #tiblisi🇬🇪🇬🇪🇬🇪🇬🇪🇬🇪🇬🇪🇬🇪🇬🇪 #tiblisi #georgia🇬🇪 #georgialiving #instageorgia #powergirl
Read more
هر مربی، ورزشکار، تیم یا هنرمندی بی تردید رشد و پیشرفت خود را مدیون خیلی چیزهاست. بنده هم همواره خود ...
Media Removed
هر مربی، ورزشکار، تیم یا هنرمندی بی تردید رشد و پیشرفت خود را مدیون خیلی چیزهاست. بنده هم همواره خود را مدیون مربیان و همبازیان و البته هواداران می دانم که در سخت ترین شرایط حمایتم کردند تا در مسیر رشد و پیشرفت قرار گیرند. بی تردید در این راه،اهالی رسانه هم نقش غیرقابل انکاری داشته اند. در همه این سالها ... هر مربی، ورزشکار، تیم یا هنرمندی بی تردید رشد و پیشرفت خود را مدیون خیلی چیزهاست. بنده هم همواره خود را مدیون مربیان و همبازیان و البته هواداران می دانم که در سخت ترین شرایط حمایتم کردند تا در مسیر رشد و پیشرفت قرار گیرند. بی تردید در این راه،اهالی رسانه هم نقش غیرقابل انکاری داشته اند. در همه این سالها ورزشی نویسان اعم از خبرنگاران، عکاسان، تصویربرداران، مجریان وگزارشگران با انعکاس اخبار و رویدادها ما را بیشتر به جامعه معرفی کرده و حامی ما بوده و یا نقدهای راهگشایی داشته‌اند و بی شک اگر آنها نبودند نه مردم در این سطح از موفقیت های ما مطلع می شدند و نه انگیزه های مان تا این حد بیشتر می شد.
به واسطه همین ارتباطات هم خوب می دانم که ورزشی نویسان عزیز با درآمد کم اما عشق به حرفه خود چه کار سخت و پراسترسی را که در زمره مشاغل سخت دارند و حالا که خود نیز در عرصه اجرا به نوعی در این مسیر گام برمی دارم بیشتر درک می کنم تا چه سختی هایی را متحمل می شوند که کمتر مردم از آن آگاه هستند.
حسب وظیفه روز جهانی ورزشی نویسان را به همه دوستان فعال در عرصه رسانه های ورزشی صمیمانه تبریک می گویم. جا دارد اینجا یادی هم کنیم از همه ورزشی نویسان فقید بویژه بزرگان تازه سفر کرده ای چون ناصر احمدپور، عباس عبدالملکی، عبدالقدیر آب پرور، حافظی و جوان های سخت‌کوشی مثل مهدی نفر عزیز ، میلاد حجت الاسلامی، حسین جوادی و همه درگذشتگان خانواده محترم ورزشی نویسان ایران.
در انتها برای دوست خوبم مهدی شادمانی عزیز که سالها با قلم شیوای خود حامی مان بوده آرزوی بهبودی و سلامتی کامل دارم و امیدوارم این روزنامه نگار توانا با طی دوران شیمی درمانی در کنار دسته گل هایش آوا و آراد و خانواده و همسر دلسوزش، روزهایی سرشار از آرامش و تندرستی در پیش رو داشته باشد. آقا مهدی عزیز. تو آرمسترانگ ورزش ایران هستی و سرطان را با اراده ای آهنین دریبل خواهی زد. روزت مبارک برادر. #مهرداد_میناوند
Read more
جاذبه‌های گردشگری در #صربستان بسیار متنوع و دیدنی هستند. کوهستان‌ها و دریاچه‌ها، پارک‌های ملی، ...
Media Removed
جاذبه‌های گردشگری در #صربستان بسیار متنوع و دیدنی هستند. کوهستان‌ها و دریاچه‌ها، پارک‌های ملی، پیست‌های اسکی و بناها و شهرهای تاریخی به جا مانده از دوران روم همگی گوشه‌ای از دیدنی‌های صربستان هستند. لازم است بدانید طبق اعلام دفتر مطبوعاتی دولت صربستان، از این پس شهروندان ایران و هند نیازی ... جاذبه‌های گردشگری در #صربستان بسیار متنوع و دیدنی هستند. کوهستان‌ها و دریاچه‌ها، پارک‌های ملی، پیست‌های اسکی و بناها و شهرهای تاریخی به جا مانده از دوران روم همگی گوشه‌ای از دیدنی‌های صربستان هستند.
لازم است بدانید طبق اعلام دفتر مطبوعاتی دولت صربستان، از این پس شهروندان ایران و هند نیازی به دریافت ویزا برای سفر به صربستان ندارند.
در این کشور نشانه‌هایی از تاریخ و تنوع فرهنگی و قومی را خواهید دید. برای اینکه با این کشور دیدنی و زیبا بیشتر آشنا شوید، راهنمای سفر به صربستان را دنبال کنید.
.
.
/////////////////////
🎯تور صربستان - کرواسی
📆تابستان ۹۷
//////////////////////
.
.
.
#همسفر_کلوت_باشید
.
.
‏🌍www.kalouttravel.com
.
☎️02152827000
☎️09902600636
.
Telegram: @KalouttravelCo
Read more
‍ آمستردام | Amsterdam’s از دید پرندگان … نمایی زیبا از شهر آمستردام هلند<span class="emoji emoji1f44c"></span> کشور #هلند با طبیعت ...
Media Removed
‍ آمستردام | Amsterdam’s از دید پرندگان … نمایی زیبا از شهر آمستردام هلند کشور #هلند با طبیعت بی نظیرش یکی از بهترین مقصدهایی است که می توانید برای سفر آن جا را انتخاب کنید. آمستردام پایتخت این کشور یکی از شهرهایی است که هرگز از سفر به آن پشیمان نخواهید شد. جاذبه های آمستردام را نمی توان محدود ... ‍ آمستردام | Amsterdam’s

از دید پرندگان … نمایی زیبا از شهر آمستردام هلند👌

کشور #هلند با طبیعت بی نظیرش یکی از بهترین مقصدهایی است که می توانید برای سفر آن جا را انتخاب کنید. آمستردام پایتخت این کشور یکی از شهرهایی است که هرگز از سفر به آن پشیمان نخواهید شد. جاذبه های آمستردام را نمی توان محدود به دیدنی های طبیعی و یا تاریخی کرد بلکه همه آن ها در کنار یکدیگر روح این شهر را می سازند. پارک های طبیعی و بناهای تاریخی آن جایگاه موزه های بی نظیری هستند که بازدید از آن ها بسیار پیشنهاد می شود. ☎️ 02122220333
@i_m_travel ‎ #سفر
‎ #تور
‎ #هواپیمایی ‎ #تفریح ‎ #انرژی ‎ #مسافرت
‎ #آژانس_مسافرتی ‎ #تور_لحظه_آخری
‎ #تورارزان ‎ #تورلوکس ‎ #تور_دبی
‎ #تور_اروپا ‎ #تور_آمریکا ‎ #ویزا
‎پیکاپ_ویزا #؜
‎ #تور_آنتالیا ‎ #تور_قبرس
‎ #سوییس ‎ #گردشگری ‎ #ایرانیان_مهر
‎ #آژانس_هواپیمایی
‎ #تور_ارمنستان ‎ #تور_گوانجو ‎ #تور_آنکارا ‎ #چارتر #
Read more
. <span class="emoji emoji1f30a"></span><span class="emoji emoji1f30a"></span> زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم، به رابطه هایی دیگر سلام کردم. زمانی که از تو ناامید شدم، ...
Media Removed
. زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم، به رابطه هایی دیگر سلام کردم. زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم. به آدمهایی که مرا می دیدند و هر از گاهی حالم را میپرسیدند. آدمهایی که با بی تفاوتی مرا در انتظاری سخت جا نمی‌گذاشتند. آدمهایی که برای تولدم لازم نبود کسی به آنها یادآوری ... .
🌊🌊
زمانی که خداحافظی را با تو شروع کردم، به رابطه هایی دیگر سلام کردم. زمانی که از تو ناامید شدم، به آدمهای دیگری امیدوار شدم. به آدمهایی که مرا می دیدند و هر از گاهی حالم را میپرسیدند. آدمهایی که با بی تفاوتی مرا در انتظاری سخت جا نمی‌گذاشتند. آدمهایی که برای تولدم لازم نبود کسی به آنها یادآوری کند و به زور لبخند بزنند و بگویند " آرزو کن!"
آن زمانها آرزویم تو بودی و اکنون آرزویم خودم هستم! آن روزها همه چیز به تو ختم میشد. چه روزهای غم انگیزی.
خوشحالم که آن روزها تمام شده است.
تو نیستی و من هنوز در امتدادِ خداحافظی‌ام.
و راضی‌ام.
از نبودنت و از بودنم!
از اینکه تصمیم گرفتم برای بی تفاوتی تو تلاش نکنم.
از اینکه در نهایت تصمیم گرفتم خداحافظی را شروع کنم.
موفق نشده‌ام کامل خداحافظی کنم.
تصویرت هنوز همراهم هست.
در تصویرت میخندی و سیگار میکشی و مهمتر از همه مرا میبینی. در تصویرت نگاه میکنی. نگاهی نافذ و گیرا!
اما این فقط یک تصویر است.
و من قبول کرده ام که تصویر تو هرگز شبیه به خودت نبوده و نخواهد بود.
تصویری که من از تو دارم، با حقیقتِ تو بسیار تفاوت دارد.
و شبی که پذیرفتم تو با تصویرت فرق داری شب عجیبی بود.
آن شب تنهاترین و بی پناه ترین آدمِ روی زمین بودم!
آن شب فکر میکردم "میمیرم"! ایمان داشتم که دیگر نمیتوانم در دنیا دوام بیاورم.
اما شبهای زیادی گذشت! و من زنده ماندم! و تو همچنان بی تفاوت!
به نظر میرسد قرار نیست بدونِ حضورِ تو بمیرم. اگر قرار بود بمیرم تا به حال مرده بودم! و به نظر میرسد قرار هم نیست چیزی تغییر کند.
تو بی تفاوت ترین آدمِ زندگیِ من از کودکی ام تا به اکنون بوده ای، هستی و خواهی بود. راضی‌ام. از خودم و از تصمیم هایم. از اینکه جایی تلاش برای به دست آوردنت را متوقف کردم و اجازه دادم زندگی فرصت های دیگری را نشانم دهد.
فقط گاهی که دلم تنگ میشود به ستاره ها نگاه میکنم و برایت آرزوهای خوب میکنم و با خودم فکر میکنم که چقدر حتی بی تفاوتی‌ات را دوست داشتم!
به خاطر تمام روزهایی که نبودی و ندیدی ممنونم و به خاطر بزرگترین درسی که به من دادی همیشه سپاس گزارت خواهم بود؛ اینکه نخواهم مُرد اگر رابطه ای تمام شود.
متن #پونه_مقیمی
.
.
.
@samsungmobileir
.
.
#ازنوببین #سفر #سفرباماهنی #مسافرت #دخترمسافر #mustseeiran #travellergirl #travellblogger #traveller
Read more
چالش های پیش روی اسنپ اسنپ یکی از پر طرفدارترین کسب و کار اینترنتی است که در سه سال گذشته توانسته است ...
Media Removed
چالش های پیش روی اسنپ اسنپ یکی از پر طرفدارترین کسب و کار اینترنتی است که در سه سال گذشته توانسته است مورد اقبال مردم به خصوص جوانان قرار گیرد. در خواست تاکسی در سه سال گذشته از طریق گوشی هوشمند، اتفاقی هیجان انگیز و صد الته دوست داشتنی بود چرا که با کمترین هزینه می شد با کیفیفت سفر درون شهری انجام داد ... چالش های پیش روی اسنپ
اسنپ یکی از پر طرفدارترین کسب و کار اینترنتی است که در سه سال گذشته توانسته است مورد اقبال مردم به خصوص جوانان قرار گیرد.
در خواست تاکسی در سه سال گذشته از طریق گوشی هوشمند، اتفاقی هیجان انگیز و صد الته دوست داشتنی بود چرا که با کمترین هزینه می شد با کیفیفت سفر درون شهری انجام داد و می طلبید پدیدآورندگانش در حوزه فرهنگی آن تلاش های مضاعفی می کردند که بعداز گذشت سه سال از شروع به کارش به یک هویت فرهنگی مستقل دست پیدا می کردند، اما نه تنها این امر اتفاق نیافتاده است بلکه بدتر آشفتگی و سر در گمی آن بیشتر و بیشتر شده است، چه برای اکثریت مردم به عنوان مسافر و چه اقلیتی از مردم به عنوان رانندگان کسب و کار کپی شده اوبر امریکایی... بعداز میلیون ها ساعت جابجایی مسافر -البته به گفته مدیران اسنپ- اهداف و استراتژی های اسنپ را در حد شعار و تبلیغات باید دید چرا که با روش های تجربی و آزمون خطا به همان نقطه آغازین سر سطر برگشته اند.
آیا کسب و کار اینترنتی اوبر هم مثل اسنپ عاری از فرهنگ سازی بوده و است که ما هم کپی ناقصی از آن انجام می دهیم؟
آیا تنها با شعار و تبلیغات توده ای و صرفا ارزان بودن باید همه سطوح شهری و لایه های فرهنگی جامعه را باید مشتری اسنپ کرد؟
آیا از نظر فنی و دانش بومی ما توانایی مدیریت و برنامه ریزی در شرایط دشوار و بخرانی را داریم؟ که اسنپ در سه سال گذشته نشان داده تنها در پشت بحران های بوجود آمده جا مانده است.
آیا در چنین شرایطی نفوذ اسنپ به فرهنگ قشر های مختلف اخلال در نظم موجود حمل و نقل نبوده؟ و باعث سردرگمی در مشاغل هم صنف خود از جمله در تاکسیرانی و آژانس ها نبوده است؟
چرا اسنپ به جای بهینه سازی نرم افزارش در ارتباط موثر با مردم اعم از مسافر و رانندگان به تبلیغات و غوغا سازی روی آورده است؟
شاید بزرگترین چالش اسنپ در آینده نزدیک ارتباط با گروه مسافران و رانندگان باشد، چرا که اسنپ به تنهایی از طرف هر دو گروه پیشا پیش تصمیم گیری کرده و خود را مبرا از پاسخ گویی می داند و در دسترس قرار نمی گیرد. نه رانندگان و نه مسافران در لحظه بروز مشکل که نیاز به پشتیبانی فوری دارند اسنپ معمولن غایب و یا در نوبت های هفدهم و بیست و یکم است و این زمان طولانی برای انصراف هر دو گروه کافی و پر هزینه است.
اسنپ به خاطر بروز خطا های بوجود آمده در نرم افزارش هم مسافران و هم رانندگان را تهدید به قطع همکاری و سرویس دهی می کند، آیا بهتر نیست سیاست های کلی اسنپ مورد بازنگری و تصحیح قرار گیرد و متعهدانه عمل کند؟
بقیه مطلب در کامنت اول
Read more
استاد رائفی : آقایان تدبیر و امید ،چرا آل سعود نجس و کافر بابت کشتن صدها حاجی ایرانی و یتیم و بیوه نمودن ...
Media Removed
استاد رائفی : آقایان تدبیر و امید ،چرا آل سعود نجس و کافر بابت کشتن صدها حاجی ایرانی و یتیم و بیوه نمودن هزاران ایرانی به شما و ملت ایران تسلیت نگفت؟ ذلت و فرو مایگی بس نیست؟ همین چند ماه پیش بود که حضرات اعتدال، ضایعه درگذشت ملک عبدالله را به مردم و مسئولان کشوردوست عربستان تسلیت گفتند(ظریف) ... استاد رائفی :

آقایان تدبیر و امید ،چرا آل سعود نجس و کافر بابت کشتن صدها حاجی ایرانی و یتیم و بیوه نمودن هزاران ایرانی به شما و ملت ایران تسلیت نگفت؟
ذلت و فرو مایگی بس نیست؟ 👈همین چند ماه پیش بود که حضرات اعتدال، 🔑
ضایعه درگذشت ملک عبدالله را به مردم و مسئولان کشوردوست عربستان تسلیت گفتند(ظریف)◼ و برای خانواده ایشان خواهان صبر و اجر بودند(روحانی)🔑برای مرگ آن فقید (پادشاه لعین عربستان)
طلب رحمت واسعه از پروردگار کردند و در ادامه برای پادشاه خونخوار جدید عربستان(ملک سلمان) از خدا آرزوی موفقیت و توفیق داشتند(رفسنجانی)🔑 آن هم چه توفیقی؛ یمن از یک سو و حج از سویی دیگر عرصه نمایش موفقیت سعودی هاست امروز😓 پشته ها از کشته ها بالا رفت
حضرات، جنابان ضد افراط ...!
ملاحظه کنید حاصل دعای توفیق برای مرتجعین را!😳 👈جناب روحانی همه جا تو بوق و کرنا کردن که بخاطر فاجعه منا سفرتون رو نیمه تمام گذاشتید و دارید برمیگردید!😐 اما ... اما ... کمترین شعور رو برای ملت در نظر بگیرید!😡 سفر شما 5روزه بود و شما سر موعود بعد از خوش و بش و گرفتن عکس یادگاری و خوشگذرانی دارید برمیگردید ... واقعا موضع قاطعی گرفتید در مقابل این ضایعه بزرگ... جناب روحانی از سران دیگر کشورهای اسلامی خبر دارید که به شدت موضع گرفتن و سفیر عربستانی رو از کشورشون اخراج کردن؟! شما چیکار کردید؟! اون از وزیر ارشاد که بهش ویزا ندادن !😐 اون از جناب ظریف که حاضر نشدن باهاش ملاقات کنن !😂 (به این میگن قدرت دیپلماسی) چه عزت و احترامی!

اون از سفیر عربستان که راست راست تو کشور داره میچرخه !😠 ✔👈 جناب تدبیر و امید در آخر خدمتتون عرض کنم درسته که عزادار عزیزان از دست رفته هستیم اما از پیگیری اخبار برجام و افتضاح نامه غافل نمیشیم. ✔👈 برخلاف تصورات شما ما مردم بیسواد و افراطی و بعضا روستایی شمارو زیر ذره بین گذاشتیم.

روحانی مچکررررریم🙌🙌
Read more
بسم رب الحسین (ع) . گزارش گونه ای از سفر به مناطق زلزله زده ، . چهارشنبه ظهر بأتفاق حضرت استاد حاج ...
Media Removed
بسم رب الحسین (ع) . گزارش گونه ای از سفر به مناطق زلزله زده ، . چهارشنبه ظهر بأتفاق حضرت استاد حاج حیدر توکلی وبرادر عزیز و دوست عزیزم آقاسید مهدی میرکاظمی راهی کرمانشاه شدیم ، حدود ساعت نه شب با حضور در هلال احمر کرمانشاه در جلسه ای که برای هماهنگی جهت توزیع کمکهای ارسالی و به همت دوست عزیز استاد ... بسم رب الحسین (ع)
.
گزارش گونه ای از سفر به مناطق زلزله زده ،
.
چهارشنبه ظهر بأتفاق حضرت استاد حاج حیدر توکلی وبرادر عزیز و دوست عزیزم آقاسید مهدی میرکاظمی راهی کرمانشاه شدیم ،
حدود ساعت نه شب با حضور در هلال احمر کرمانشاه در جلسه ای که برای هماهنگی جهت توزیع کمکهای ارسالی و به همت دوست عزیز استاد ،حاج داود احمدی نژاد تشکیل شده بود شرکت کردیم ،
پس از بحث و تبادل نظر مقرر شد کمکهای جنسی توسط خود هلال احمر و کمکهای نقدی توسط خود ما با راهنمایی دوستان بومی انجام پذیرد ،
شب را در مهمانسرای سازمان آب کرمانشاه اقامت داشتیم و صبح پس از رسیدن کامیون حامل اجناس و تحویل آن به هلال احمر راهی سرپل ذهاب شدیم ،
در منطقه سرپل به اتفاق حاج آقا جلیل (از مادحین قدیمی کرمانشاه) و همسر ایشان راهی محله های حادثه دیده شدیم ،
در طی مسیر متأسفانه با تصادف نسبتأ شدیدی مواجه شدیم که به لطف خدا به کسی آسیب نرسید اما خودرو متعلق به دوست عزیزمان (آقاسید) خسارت زیادی دید ،
با راهنمایی حاج جلیل وارد محله ای شدیم که از در و دیوار آن مصیبت میبارید !
با ورود به اولین چادر که پدر و عضوی دیگرشان را از دست داده و مادرشان هم دچار نقص عضو شده بود پرداخت کمکهای مالی توسط حاج حیدر عزیز و دوست داشتنی شروع شد ،
طی بازدید از محله و به تناوب به هر خانواده ای مبالغی از صد تا دویست هزارتومان پرداخت کردیم ،
سپس به محله ی فولادی رفتیم که آنجا هم بدتر از محله ی قبلی آنچه دیدیم مصیبت و آواره گی هموطنان کرد زبانمان بود ،
در آن محله هم تقریبأ به اکثر چادرها سر زده و به هر خانواده مبالغ متناوبی پرداخت شد توسط استاد.
نکته ی بسیار مهمی که برای همه ما قابل توجه و حتی عجیب بود این بود که نه تنها کسی برای دریافت پول هجوم نیاورد بلکه تمام مردم قبل از دریافت کمک ، افراد دیگر را که فقیر یا گرقتارتر بودند را معرفی میکردند !
حتی خانم بارداری که هیچ چیز از زندگی اش باقی نمانده بود ، دیگران را برای دریافت کمک مستحق تر میدانست و معرفی میکرد .😭😭😭
.
علی ایحال پرداخت پولها تا حدود ساعت ۱۶ طول کشید و پس از اتمام مأموریتی که از طرف شما عزیزان داشتیم راهی تهران شدیم و نیمه شب به تهران رسیدیم .
در همینجا جا دارد از سرور گرامی استاد حاج حیدر توکلی از اینکه مارو ب عنوان خادم پذیرفتن و گروه سیره ستایشگران راستین اهلبیت،برادر عزیزم و آقا سید مهدی میرکاظمی ، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم ،
به امید اقدامات بهتر و بیشتر در آینده و در مسیر نوکری آل الله (ع) زیر سایه ی استاد عزیز و گروه سیره ستایشگری
#حاج_حیدر_توکلی
Read more
ورق بزنید<span class="emoji emoji1f337"></span> اگر بخوایم تاریخ شیعه رو بنویسیم، بدون مازندران نمیتونیم حق مطلب رو ادا کنیم؛ دیاری که ...
Media Removed
ورق بزنید اگر بخوایم تاریخ شیعه رو بنویسیم، بدون مازندران نمیتونیم حق مطلب رو ادا کنیم؛ دیاری که از قدیم‌الایام علوی است و مذهب شیعه در تاروپود آن تنیده شده... شَویلاشت در منطقه کیاسر شامل چهار روستای خالخِیل، کِرسام، اِلیِّرد و سِرخوِلیگ رسومات خاص خودشو داره... هر روز از چهار روز پایانی ... ورق بزنید🌷
اگر بخوایم تاریخ شیعه رو بنویسیم، بدون مازندران نمیتونیم حق مطلب رو ادا کنیم؛ دیاری که از قدیم‌الایام علوی است و مذهب شیعه در تاروپود آن تنیده شده...
شَویلاشت در منطقه کیاسر شامل چهار روستای خالخِیل، کِرسام، اِلیِّرد و سِرخوِلیگ رسومات خاص خودشو داره...
هر روز از چهار روز پایانی دهه #محرم اهالی به یکی از روستاها میرن و مراسمشون رو برگزار ‌میکنن.
.
از نکات جالب اینه که در شویلاشت و خود شهر کیاسر مراسم‌ها۷ صبح شروع میشه و بخش اعظم عزاداری تا قبل صبحانه تموم میشه.
وقتی دسته ها با نوحه های مختلف دارن وارد روستا میشن، دسته روستای میزبان با همون ضرب سینه‌زنی شعری برای خوش‌آمد گویی میخونه و دسته مهمان هم در جوابش چند بیتی رو میگه...
بعد از سینه‌زنی صبح، هر کس به خونه‌ی مِمِل، میزبانش در اون روستا میره و تا بعد ناهار پذیرایی میشه...
معنی این حرف اینه که هر خانواده در این روز باید به اندازه یک مهمونی بزرگ تدارک ببینه و زحمت زیادی بکشه... شاید استعاره ای از اینکه "ما از #امام_زمان مون به بهترین وجه پذیرایی خواهیم کرد."
پذیرایی ممل ما، کله‌پاچه گاو، چایی و نون پنیر، میوه به عنوان میان وعده و سفره ناهاری شاهانه بود. وقتی ناهاری که میخوری۳ نوع غذا باشه خیلی حس عزا برات ایجاد نمیشه، به خصوص که غذا هم محلی باشه و هم لذیذ😎👌
بعد از نهار و نماز هم تعزیه‌خوانی در تکیه روستا برگزار شد.
نکات ریز و زیبای بسیاری در عزاداری های شویلاشت به چشم میخورد: مهمان‌نوازی بی نظیر اهالی، فیلمبرداری حرفه ای مراسم با کوادکوپتر، حضور جمعیت باورنکردنی از روستاها و شهرهای اطراف و ... ولی شاید مهم‌ترین چیزی که فهمیدم این بود که عزاداری های سنتی مازندران(حداقل کیاسر و اطرافش) کاملا متعارف و عادی است؛ از علم های عریض خبری نبود، جمعیت قمه‌زنی و لطمه‌زنی نداشتن، نوحه ها با لهجه محلی و با مضامین و ضرب‌آهنگ های زیبا بودن، سینه زنی بدون لباس هیچ جا مشاهده نمیشه و... اینطور به نظر میاد که جهت‌گیری جمهوری اسلامی برای اصلاح شیوه و جزئیات عزاداری‌ها که با فرهنگ‌سازی های مختلف و بعضا با اعمال زور و ممنوعیت پی‌گیری میشه، قرن‌هاست که در مازندران سنّت مردمه...
.
از تصمیمات سخت امسال گذشتن از شله‌ و عاشورای مشهد بود، اما الان خوشحالم که با یه فرهنگ دیگه آشنا شدم، چیزای جالب و مهمی دیدم و به شکل خوب و کاملی نذری خوردم😆
کیاسر و میراث ناملموسش رو تو یه پست دیگه توضیح میدم که اونجا کوهی از تجربه کسب کردم😅
.
باید از آقا پیام عزیز که همراهی و میزبانیش باعث سفر بود و همچنین صادق تشکر کنم.
@pa.mo.ki
@sadegh98
Read more
🚐<span class="emoji emoji26fd"></span>🛣 امروز میزنم به جاده و از روستامون تو گیلان میرم زنجان برای جشنواره آش که تو چند پست قبلی در موردش ...
Media Removed
🚐🛣 امروز میزنم به جاده و از روستامون تو گیلان میرم زنجان برای جشنواره آش که تو چند پست قبلی در موردش صحبت کردم و دعوتتون کردم دور هم باشیم و چندتاییتون هم دارین میاین و ندید میگم کلی خاطره میشیم برای همدیگه در طول انجام این پروژه قول میدم سر قولم بمونم و هر روز ساعت ۱۱ براتون یه پست داشته باشم و علاوه ... 🚐⛽🛣
امروز میزنم به جاده و از روستامون تو گیلان میرم زنجان برای جشنواره آش که تو چند پست قبلی در موردش صحبت کردم و دعوتتون کردم دور هم باشیم و چندتاییتون هم دارین میاین و ندید میگم کلی خاطره میشیم برای همدیگه😊
در طول انجام این پروژه قول میدم سر قولم بمونم و هر روز ساعت ۱۱ براتون یه پست داشته باشم و علاوه بر اون استوری های ویژه گزارش این پروژه رو منتشرم کنم تا روزی که برگردیم و فیلم ها ادیت و تدوین بشن و نتیجه نهایی رو تماشا کنید.
راستی فرقی ویدیو هایی که تو سفر میزارم با اونایی که بعد از تدوین و اماده شدن تراول شو نشونتون میدم میدونید چیه بچه ها؟ اینایی که همینجوری همزمان منتشر میشن خوام هستن و اون یکی ها پخته و جا افتاده. درست مثل طعم بلال خام میمونه در مقابل یه بلال کباب شده که کره، آبلیمو و نمک هم خورده😍
پس هیچ وقت به بلال خام ها قناعت نکنید و اون خوشمزه ها رو هم که بعد سفر میپزیم بچشید😁
نکته این که این جاده زیبا و عرفانی رو که میبینید جاده بن بست روستای میمند تو استان کرمانه که چند سال پیش گرفتم، ولی تصویر که همیشه موقع فکر کردن به جاده تو ذهنم ایجاد میشه یه همچین چیزه. برای همین این عکس رو انتخاب کردم🙏💐
.
.
.
راستی به لینک های این زیر هم توجه کنید👇
.
وب سایت رسمی من
www.mehdikavandi.com
اینستاگرام انگلیسی
@mate_kava
کانال یوتیوب
www.youtube.com/user/kavandimehdi
پیج فیسبوک
www.facebook.com/matekava.travelshow
لینک آپارات
www.aparat.ir/mehdi.kavandi
کانال تلگرام
http://t.me/mehdi_kavandi .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#سفر #سفرنامه #جهانگردی #جهانگرد #بکپکر #مستندساز #مستند #کمدی #گردش #گردشگری #نویسنده #منوتو #منوتوپلاس #کوله_گردی #ایرانگردی #مسافرت #مسافر #تور #مرز #پاسپورت #جهان #جاذبه_گردشگری #ماجراجویی #گردشگر #تفریح #کلیپ #طنز #خنده_دار #هتل #بلیط
Read more
. صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد خدایا، چگونه ممکن است که تو این باب رحمت ...
Media Removed
. صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد خدایا، چگونه ممکن است که تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی که در شب هشتم ذی الحجه سال شصتم هجری مخاطب امام بوده‌اند و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی؟ آنان را می‌گویم که عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ کره ارض است هیهات ... .
صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد
خدایا، چگونه ممکن است که تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی که در شب هشتم ذی الحجه سال شصتم هجری مخاطب امام بوده‌اند و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی؟
آنان را می‌گویم که عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ کره ارض است
هیهات ما ذلک الظن بک
ما را از فضل تو گمان دیگری است
پس چه جای تردید؟ راهی که آن قافله عشق پای در آن نهاد راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر می‌خیزد. وگر نه این راحلان قافله عشق، بعد از هزار و سیصد و اندی سال به کدام دعوت است که لبیک گفته اند؟
الرحیل! الرحیل!
اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را!
اکنون بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند... راحلان طریق عشق می‌دانند که ماندن نیز در رفتن است. جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی و این اوست که ما را کشکشانه به خویش می‌خواند

پ ن: امسال با محمدحسین عزیزم رهسپار کربلا شدیم. حال خوشی که در طول سفر داشت مرا پیش مادرم‌ زهرا رو سپید کرد
برای عاقبت بخیری‌ او و همه نوجوانان دعا میکنم

#عاشورا #اربعین #اربعین_حسینی #العتبة #العتبة_الحسينية #شهیدآوینی #فتح_خون
Read more
.. سومین روز از سفر کاهش وزن من' و در جایی که ایستاده ام, سراسر, خویش را وارسی کرده ام. و بر زخم های ...
Media Removed
.. سومین روز از سفر کاهش وزن من' و در جایی که ایستاده ام, سراسر, خویش را وارسی کرده ام. و بر زخم های آکنده از حماقت های پیرامونم نیشخند میزنم. چه جبر گزنده ای, تلخی اش بر تورم سلول های وجودم, هویدا گشته! اما, در این سفر, زهرآبه های نشات گرفته از حماقت ها را دور خواهم ریخت. زهرآبه های درد را بر تارک ... ..
سومین روز از سفر کاهش وزن من'

و در جایی که ایستاده ام, سراسر, خویش را وارسی کرده ام. و بر زخم های آکنده از حماقت های پیرامونم نیشخند میزنم.
چه جبر گزنده ای, تلخی اش بر تورم سلول های وجودم, هویدا گشته!
اما,
در این سفر, زهرآبه های نشات گرفته از حماقت ها را دور خواهم ریخت.
زهرآبه های درد را بر تارک زمان و مکان روزهای رفته ی این سفر, جا میگذارم و به دست بادهای وزان بر اندیشه ام خواهم سپرد.
مرا چه باک, از هجمه ی سنگین چالش های اینروزها.
'دلنوشته های من'

ورزش روز سوم/ حال مساعدی نداشتم, بدون ورزش!
Read more
اگه میخاید سفری متفاوت رو تجربه کنید حتما به سواحل مکران سری بزنید. مجموعه ای از زیبایی ها و حس های خوب ...
Media Removed
اگه میخاید سفری متفاوت رو تجربه کنید حتما به سواحل مکران سری بزنید. مجموعه ای از زیبایی ها و حس های خوب و مردمانی متفاوت یه جا جمع شده و بدون هیچ هزینه ای در اختیارتون قرار میگیره. اینجا هنوز همه چی بکر و طبیعی هست. سفر هفت روزه ما سخت شروع شد و سخت تر پایان یافت. سختی شروعش مسافت طولانی بود که با قطار و ... اگه میخاید سفری متفاوت رو تجربه کنید حتما به سواحل مکران سری بزنید. مجموعه ای از زیبایی ها و حس های خوب و مردمانی متفاوت یه جا جمع شده و بدون هیچ هزینه ای در اختیارتون قرار میگیره. اینجا هنوز همه چی بکر و طبیعی هست.
سفر هفت روزه ما سخت شروع شد و سخت تر پایان یافت. سختی شروعش مسافت طولانی بود که با قطار و اتوبوس داشتیم و سختی پایانش این بود که نمیتونستیم بیشتر بمونیم. به چابهار که رسیدیم به سمت گواتر حرکت کردیم. هیچهایک رو از همون لحظه اول شروع کردیم. کلا #هیچهایک جنوب ایران خیلی راحته و بیشتر میچسبه. اما اینجا علاوه بر آسونی تفاوتهایی هم داره. اینکه #بلوچ ها شرمنده ات میکنن. میشن همسفرت. باهات همراه میشن و هر آنچه در توانشون هست رو در اختیارت میذارن. بدون چشم داشت و با خنده ای که روی لبان همشون هست.
ما روز اول رو با دیدن دریاچه صورتی یا #تالاب_لیپار (عکس دوم)، بریس (عکس اول)، کوههای مینیاتوری شروع کردیم و توی #گواتر در یه جایی به نام "میامی" کمپ کردیم و صبح زود به دیدن دلفین ها، جنکانی سونط (هفت دختر) و تمر (جنگل حرا) رفتیم. تو جنگل حرا یه میدون امام و درخت جنتی و منطقه تهرانی ها هست که هر کدوم داستانی داره که خودتون بپرسید ازشون جالبه😅 توی گواتر دوست خوبمون "باگادو" برای هر کدوممون یه اسم بلوچی انتخاب کرد که من شدم "بالاچ". گواتر آخرین نقطه ایران در جنوب شرقی ایرانه. ضمنا اولین تجاوز زندگیم رو هم اینجا تجربه کردم و اون هم تجاوز به آبهای پاکستان بود 😂 نتیجه اینکه سفر خارجه هم رفتیم ما.
به کوههای مریخی که برسید سیدمحمد با چای آتیشی ازتون پذیرایی میکنه و دوست دیگه مون که اسمش رو یادم نمیاد با ساز دست ساز خودش آهنگ بلوچی میزنه و چند نفر شتر هم اونجاست که میتونید باهاشون قدمی بزنید و از ارتفاع بالاتر کوهها رو ببینید😅 به دریاچه صورتی هم که برید یه شتر خوشگل هست که برا آقا دُرمحمد هست و میتونید لذت حلال ببرید از سواریش. گرچه ما فقط نگاش کردیم و دلمون نیومد سوار شیم 😎
طلوع و غروب هم که اصن گفتن نداره و یه پست جداگانه میطلبه.
.
#بلوچستان_را_باید_دید
.
@snapptrip —---— —------—
#سفر #بلوچستان #چابهار #ساحل #دریا #روبراه_شو
#axiran #unknowniran #mustseeiran #natgeo #natgeoit #chabahar #hamgardi #snapptrip
Read more
. در مسیر سفر چشمم به این بیلبورد خورد و تونستم در کمترین زمان از این نصیحت خیرخواهانه براتون عکس بگیرم. در ...
Media Removed
. در مسیر سفر چشمم به این بیلبورد خورد و تونستم در کمترین زمان از این نصیحت خیرخواهانه براتون عکس بگیرم. در ادامه هم عکس‌های ناهار در رستوران قصرِ شهر رودسر در استان گیلان رو مشاهده میکنید. اگر در سفر و مسیر مازندران به رشت بودید اینجا رستوران خوبی هست که پایینش هم شیرینی فروشی خوبی داره. اما ... .
در مسیر سفر چشمم به این بیلبورد خورد و تونستم در کمترین زمان از این نصیحت خیرخواهانه براتون عکس بگیرم.
در ادامه هم عکس‌های ناهار در رستوران قصرِ شهر رودسر در استان گیلان رو مشاهده میکنید.
اگر در سفر و مسیر مازندران به رشت بودید اینجا رستوران خوبی هست که پایینش هم شیرینی فروشی خوبی داره.
اما فقط همین دو تا غذا رو تست کنید. یعنی چلو کباب گیلانی( کته کباب) که گوشت راسته و طعم دار گوساله بود و ماهی قزل‌آلای سرخ شده که خیلی خوشمزه بودند و حجمشون مناسب بود‌. زرشک پلو مرغ هم سفارش دادیم که عکسش رو نمی بینید، مرغش کامل پخته نشده بود و اصلا توصیه نمیشه. سیر ترشی هم جا نیفتاده بود.
عکس آخر هم دَلار یا دَلال هست که سبزی ‌های معطر هستند، طعم شور داره و با خیار پای سفره سرو میکنند.

آدرس: گیلان، رودسر، میدان معلم
چلوکباب : ۳۰۰۰۰ تومان
ماهی قزل‌آلای سرخ شده با چلو ۳۲۰۰۰ تومان
سیر ترشی ۳۰۰۰ تومان
زیتون پرورده ۶۰۰۰ تومان

پی نوشت: لطفا اگر تجربه خوب خوراکی سمت ماسال دارید یا می‌شناسید معرفی کنید.

#شیراز #شمال #رودسر #گیلان #کباب #ماهی #خوشمزه #بزن #shiraz #shirazfood #kabab #foodies
Read more
هیجان انگیز ترین جایزه ای که میتونید تو این روزها دریافت کنید🛌🏽 . کیه که از سفر و اقامت رایگان خوشش نیاد؟ . میخوام یه سفر چند روزه بفرستمتون به قشنگترین شهرهای ایران، مکان اقامتتون با سپنجا . هر شهری که شما بخواین و هر اقامتگاهی که شما دوست دارید! . میتونید آدرس و عکس اقامتگاه ها رو ... هیجان انگیز ترین جایزه ای که میتونید تو این روزها دریافت کنید🎁🛌🏽🔑🚪
.
کیه که از سفر و اقامت رایگان خوشش نیاد؟
.
میخوام یه سفر چند روزه بفرستمتون به قشنگترین
شهرهای ایران، مکان اقامتتون با سپنجا🏡
.
هر شهری که شما بخواین و هر اقامتگاهی که شما دوست دارید! ☺
.
میتونید آدرس و عکس اقامتگاه ها رو از توی
www.sepanja.com
ببینید و رویای سفرتون رو از همین الآن بچینید..
.
برای شرکت در قرعه کشی به پیج [email protected] برید و پست آخر رو با دقت بخونید.
@sepanjaofficial
.
"فقط چند روز فرصت دارید"😱
تاریخ قرعه کشی 30 مرداد ماه 97
. ایامتون بکام🌷
.
"همه جا خانه ی توست، با سپنجا"
Read more
اینم سیزده امسال ما، خوش گذشت، ولی انشاالله.... که سیزده بدر ، سال دگر هیچ کس نباشد در به در از عشق ...
Media Removed
اینم سیزده امسال ما، خوش گذشت، ولی انشاالله.... که سیزده بدر ، سال دگر هیچ کس نباشد در به در از عشق و مهر و عاطفه قلبی نباشد بی اثر خاموش و سرد و ناامید هرگز نباشد یک نفر هرگز نیفتد یک درخت از ضربه ی سرد تبر از جنگ و خونریزی سر به سر هرگز نماند کودکی بی سایه ی سبز پدر تنها دلی که عاشق است باشد ... اینم سیزده امسال ما، خوش گذشت، ولی انشاالله....
که
سیزده بدر ، سال دگر
هیچ کس نباشد در به در
از عشق و مهر و عاطفه
قلبی نباشد بی اثر
خاموش و سرد و ناامید
هرگز نباشد یک نفر
هرگز نیفتد یک درخت
از ضربه ی سرد تبر
از جنگ و خونریزی سر به سر
هرگز نماند کودکی
بی سایه ی سبز پدر
تنها دلی که عاشق است
باشد به هر جا معتبر
از جان پاک عاشقان
باشد جدا شر و خطر
چشم انتظار هر آن که هست
آید عزیزش از سفر
بی غصه باشند مردمان
سال دگر سیزده بدر
🌹🌹🌹🌹🌹
Read more
. خودت آمدی و خودت رفتی از کادر در عکس دوتایی تو را مرده دیدم در آن عکس تاریخی و تار و تاریک خودم را ...
Media Removed
. خودت آمدی و خودت رفتی از کادر در عکس دوتایی تو را مرده دیدم در آن عکس تاریخی و تار و تاریک خودم را کنارت زمین خورده دیدم غلط کردم اما، رها کردی ام باز میان چک و چانه و نیش و دندان رها کردی ام در قدم های تکرار زمستان زمستان زمستان، زمستان پس از مرگ تو نیمه قصه بد شد تو دامن کشیدی که از من گریزی نشستی ... .
خودت آمدی و خودت رفتی از کادر
در عکس دوتایی تو را مرده دیدم
در آن عکس تاریخی و تار و تاریک
خودم را کنارت زمین خورده دیدم
غلط کردم اما، رها کردی ام باز
میان چک و چانه و نیش و دندان
رها کردی ام در قدم های تکرار
زمستان زمستان زمستان، زمستان
پس از مرگ تو نیمه قصه بد شد
تو دامن کشیدی که از من گریزی
نشستی بنوشی تمام تنم را
و خون مرا پای پایت بریزی
تو تاریخ در خود فرو رفتنی حیف
به تاریخ در خود شکسته اسیرم
و مغزی که دیگر تحمل ندارد
به بیراهه خورده شکنجه اسیرم
غروب چه روزی تو را منجمد شد
طلوع کدامین سفر از تو پر شد
چقدر از مرا روی دفتر نوشتی
که شعر امتداد هزاران تومور شد
در این لابلای پر از وهم و وحشت
به یاد جهان من و باورم باش
بیا بیتی از ماندنت باش و برگرد
به فکر خط خالی دفترم باش
زنیت کن و از سر نو بسازو
هراس مرا در خودت جستجو کن
کسانی که با زخم من آشنایند
مرا با همین مثنوی می‌شناسند
مرا با خودت آشنا کرده ای مرگ
نیفتی زمین حضرت آخرین مرگ
زمین و زمان را عقب برنگردان
تحمل ندارم دوباره به قرآن
بیا واقعی بودنت را بلد شو
فقط لحظه ای مثل زن ها بفهمم
از این زنده بودن برای تو سهمم
بتان جام من را پر از زهر کردند
خدایان پس از رفتنت قهر کردند
و ابر سیاهی که قبر مرا دید
قرونی گذشت و قرانی نبارید
پس از تو فقط نکبت از خانه ام ماند
دو پر چوب خشکیده از لانه ام ماند
چگونه به اسمت صدایت کنم هان؟
بمان لیلی در زمستان نشانی
از این قصه رفتم که پایت وسط بود
نماندم که تو، در میانه بمانی
وگرنه بدون تو معنا کجا بود
شفق بی تو یعنی شبم را ببارم
زمان بی تو یعنی فقط ساعت صفر
جهان و زمان را تمرکز ندارم
وگرنه بدون تو اصلا ولش کن
به کمرنگی من کسی در جهان نیست
از آن لحظه که سمت رفتن دویدی
کسی بین ما جز غمی ناگهان نیست
به چشمان من خیره شو سرنگردان
من آیینه ام، من توام حضرت درد
بگو جای پاهایمان کو چه کردی؟
بگو این خیابان چه کردت که مردی
مرا حیف و میل دو پس کوچه کردی
در آن گیرو دار شب و شوکران ها
چه کاری برایت نکردم که می‌شد؟
و یا در شب رفتن و مردن تو
دو بیت مرا می‌شنیدی چه می‌شد؟
چگونه مرا روبرو می‌گذاری
بگو با چه سحری مرا میکشی باز
چطور آب از جوی رفته دوباره
به جو بازگردد بگو شعبده باز
ببخشم نبخشم مرا صرف کردی
چطور آن دل داده را پس بگیرم
تو را با خیالت به دنیا سپردم
خودم را به دست خودم چال کردم
پس از تو نبودم اگرچه نمردم
مرورم کن از خاطرت جا نمانم
زمین مثل من مرد ماندن ندیده
به پای گناهی نکرده نشستم
کسی جز تو آن سیب من را نچیده
تمرکز ندارم چه باید بگویم
روایت از این مرد راوی گرفتی ‌ #علیرضا_آذر
Read more
خانه مشروطه تبریز حالا که صحبت از مشروطه و یکی از سردمداران مشروطه شد، بد نیست که همین جا یکی دیگر ...
Media Removed
خانه مشروطه تبریز حالا که صحبت از مشروطه و یکی از سردمداران مشروطه شد، بد نیست که همین جا یکی دیگر از جاذبه های گردشگری تبریز به نام خانه مشروطه را نیز به شما معرفی کنیم. خانهٔ مشروطه در یکی از محله های قدیمی شهر تبریز به نام راسته کوچه و در غرب بازار تبریز قرار گرفته . این بنا به سبک معماری دورهٔ قاجار ... خانه مشروطه تبریز

حالا که صحبت از مشروطه و یکی از سردمداران مشروطه شد، بد نیست که همین جا یکی دیگر از جاذبه های گردشگری تبریز به نام خانه مشروطه را نیز به شما معرفی کنیم. خانهٔ مشروطه در یکی از محله های قدیمی شهر تبریز به نام راسته کوچه و در غرب بازار تبریز قرار گرفته . این بنا به سبک معماری دورهٔ قاجار ساخته شده و ملک شخصی حاج مهدی کوزه کنانی بوده.

#گردشگری #ایرانگردی #سفر #مسافرت
Read more
ماهی سیاه کوچولو گفت: نه مادر، من دیگر از این گردش ها خسته شده ام، می خواهم راه بیفتم و بروم ببینم جاهای ...
Media Removed
ماهی سیاه کوچولو گفت: نه مادر، من دیگر از این گردش ها خسته شده ام، می خواهم راه بیفتم و بروم ببینم جاهای دیگر چه خبرهایی هست. ممکن است فکر کنی که یک کسی این حرف ها را به ماهی کوچولو یاد داده، اما بدان که من خودم خیلی وقت است در این فکرم. البته خیلی چیزها هم از این و آن یاد گرفته ام؛ مثلا این را فهمیده ام که بیشتر ... ماهی سیاه کوچولو گفت: نه مادر، من دیگر از این گردش ها خسته شده ام، می خواهم راه بیفتم و بروم ببینم جاهای دیگر چه خبرهایی هست. ممکن است فکر کنی که یک کسی این حرف ها را به ماهی کوچولو یاد داده، اما بدان که من خودم خیلی وقت است در این فکرم. البته خیلی چیزها هم از این و آن یاد گرفته ام؛ مثلا این را فهمیده ام که بیشتر ماهی ها، موقع پیری شکایت می کنند که زندگیشان را بیخودی تلف کرده اند. دایم ناله و نفرین می کنند و از همه چیز شکایت دارند. من می خواهم بدانم که راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا می شود زندگی کرد؟
"ماهی سیاه کوچولو / صمد بهرنگی"
.
.
.
#travelmore #california #californiaadventure #instaexplore #californiadreaming #instatravel #travelblogger #california_igers #travelmoments #travelmemories #travel_ig #wonderlust #wonderer #pacificbeach #roadtrip #aroundtheworld #sundayfunday #mytripmyadventure #asilomarbeach
#سفر #مسافر #كاليفورنيا #مسافرت #گردشگری
Read more
این اپ جالب امکان مغتنمی داد برای نزدیک شدن و حس کردن زن سفر کرده از درونم و شاید مغتنم لحظه ای برای دیدن ...
Media Removed
این اپ جالب امکان مغتنمی داد برای نزدیک شدن و حس کردن زن سفر کرده از درونم و شاید مغتنم لحظه ای برای دیدن دنیا از شق جا مانده‌ی دیگرم! بلکه در دنیای دیگر برای آنچه حق آن شق دیگرم از زندگی ست به تنهایی از جسم و جان و عمرش هزینه نکند. #دختران_انقلاب این اپ جالب امکان مغتنمی داد برای نزدیک شدن و حس کردن زن سفر کرده از درونم و شاید مغتنم لحظه ای برای دیدن دنیا از شق جا مانده‌ی دیگرم!
بلکه در دنیای دیگر برای آنچه حق آن شق دیگرم از زندگی ست به تنهایی از جسم و جان و عمرش هزینه نکند.
#دختران_انقلاب
راهنمای سفر به جزیره هرمز ( #هرمزگان) @seeiranir جزیره‌های خلیج فارس را به‌حق می‌توان از زیباترین ...
Media Removed
راهنمای سفر به جزیره هرمز ( #هرمزگان) @seeiranir جزیره‌های خلیج فارس را به‌حق می‌توان از زیباترین جاذبه‌های گردشگری جنوب کشور نامید که در فصول سرد سال، مسافرانی را از داخل و خارج کشور به سوی خود می‌کشانند. گرچه در میان جزیره‌ها نام دو جزیره کیش و قشم از بقیه مشهورتر شده، اما نباید از زیبایی‌های ... راهنمای سفر به جزیره هرمز ( #هرمزگان)
@seeiranir
جزیره‌های خلیج فارس را به‌حق می‌توان از زیباترین جاذبه‌های گردشگری جنوب کشور نامید که در فصول سرد سال، مسافرانی را از داخل و خارج کشور به سوی خود می‌کشانند. گرچه در میان جزیره‌ها نام دو جزیره کیش و قشم از بقیه مشهورتر شده، اما نباید از زیبایی‌های جزایری همچون هرمز، هنگام، ابوموسی و لارَک غافل شد. جزیره هرمز که از شرقی‌ترینِ جزایر است و درست در تنگه هرمز واقع شده، حدود 40 کیلومتر مربع مساحت دارد و شهرتش را مدیون خاک‌های رنگی‌اش است که با رنگ‌های متنوع و فراوان هر مسافری را به حیرت وامی‌دارد. همچنین بسیاری از سواحل جزیره در کنار صخره‌های بلند قرار دارند و نماهای جالبی از تقابل آب و سنگ را می‌توان در سواحل مرجانی جزیره دید. با یک برنامه‌ریزی خوب می‌توان در یک صبح تا عصر کل جزیره را دید و البته بیتوته کردن در این جزیره ساکت و آرام هم تجربه‌ای لذتبخش و سفری تکرارنشدنی خواهد بود، سفری که از روی آب‌های زلال تنگه هرمز انجام می‌شود.
جزیره هرمز را به خاك‌های رنگی اش می‌شناسند. جزیره ای رنگارنگ، قرارگرفته در خلیج فارس، كه زیبایی‌های طبیعی‌اش بسیاری را برای تماشا به‌سوی آن می‌كشاند. ساحل این جزیره نیز زیبایی درخور توجه‌ای دارد و جان می‌دهد در آب‌وهوای گرم زمستانی این جزیره، تن به آب‌های خلیج فارس در سواحل آن داد 🔸چطور برسیم؟

برای سفر به جزیره هرمز باید ابتدا خود را به بندرعباس برسانید وسراغ اسکله شهید حقانی را بگیرید، اسکله پارکینگ هم دارد. از این اسکله در هر ساعت از روز می‌توانید بلیت شناور به مقصد هرمز بگیرید. این شناورها طی ۴۰ تا ۵۰ دقیقه شما را به هرمز می‌رسانند و بلیت‌شان ۹هزار تومان است. اگر هم چند روزی را در جزیره قشم هستید، می‌توانید از اسکله شهید ذاکری در قشم، سوار شناور به مقصد هرمز شوید که البته فقط دو بار در روز؛ یعنی ساعات 7 و 14 از قشم به هرمز حرکت می‌کنند و قیمت بلیت‌شان ۱۲ هزار تومان است. همین‌جا بلیت برگشت‌تان را بگیرید. 🔸چه می‌بینیم؟

وقتی به اسکله هرمز رسیدید، می‌توانید ماشین یا موتور و دوچرخه کرایه کنید یا حتی می‌توانید پیاده به گشت‌وگذار بپردازید. 🔹سواحل جزیره:
سواحل مرجانی جزیره هرمز یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های آن است. آب زلال و ‌سنگ‌های مرجانی را می‌توان در سواحل جنوب‌شرقی جزیره دید. خاک سواحل جنوبی جزیره هم سرخ است. در شرق و شمال‌شرقی جزیره، سواحلی وجود دارد که چسبیده به صخره‌های بلند است و فقط در ساعات جزر می‌توان در ساحل قدم زد، چون در مَد، آب تقریبا چهارمتر بالاتر می‌آید . 🔹جنگل حرا:
Read more
از هیچ سفری، دست خالی نباید بازگشت. کسی که به رویا می رود و تهی دست بازمی گردد، بدون نیروی تازه و اراده ...
Media Removed
از هیچ سفری، دست خالی نباید بازگشت. کسی که به رویا می رود و تهی دست بازمی گردد، بدون نیروی تازه و اراده ی صیقل یافته، یک بیمار روانیست و خطرناک برای آینده یِ انسان؛ و کسی که می رود تا برانگیخته شود، تا طراحی کند، تا راه های مختلف را به طور ذهنی بپیماید، تا باور کند که رویا، برآوردنی و به دست آمدنیست و یا دست ... از هیچ سفری، دست خالی نباید بازگشت. کسی که به رویا می رود و تهی دست بازمی گردد، بدون نیروی تازه و اراده ی صیقل یافته، یک بیمار روانیست و خطرناک برای آینده یِ انسان؛ و کسی که می رود تا برانگیخته شود، تا طراحی کند، تا راه های مختلف را به طور ذهنی بپیماید، تا باور کند که رویا، برآوردنی و به دست آمدنیست و یا دست کم، تا حدّی قابل وصول است، او انسانیست خلاق، شاعر، سیاسی و سرشار از مهربانی و ایمان، او شناور در زیبایی هاست و مسافر باغ های گل محمدی.او پرنده یی ست که بلند پریدن را تجربه می کند. شادی حق اوست – حتی اکر به جبر، تهی دستش کنند. حتی اگر دستش را از همه جا کوتاه کنند. او، رسم رویاندن دست ها را می داند. به رویا رفتن، حرارت دادن دست های یخ زده ی آرزوهاست. اگر یخ ها آب شود و دست ها را به کار نگیری، فلج خواهی شد، برای همیشه.
“ابوالمشاغل / نادر ابراهیمی”
.
.
.
#california #californiaadventure #californiadreaming #mytripmyadventure #wonderlust #wonderer #travelblogger #travelguide #travel_ig #roamtheplanet #california_igers #aroundtheworld #travelphotography #socialenvy #travelawesome #touristday #iphonephoto #localattractions #saturdayvibes
#سفر #مسافر #مسافرت #توريستي #كاليفورنيا #ريورسايد
Read more
خب جونم براتون بگه که یه روز از اداره تماس گرفتن گفتن آثار شما برای مرحله ی کشوری انتخاب شده بار و بندیلت ...
Media Removed
خب جونم براتون بگه که یه روز از اداره تماس گرفتن گفتن آثار شما برای مرحله ی کشوری انتخاب شده بار و بندیلت رو ببند و پاشو برو تهران. و من با کلی استرس رفتم به محل اعزام تا ببینم قراره با چه کسانی همسفر بشم. اولین کسی که باهاش آشنا شدم یلدا بود که در بدو ورود من داشت ادای تارزان رو در میاورد و میگفت اگر با بامبو ... خب جونم براتون بگه که یه روز از اداره تماس گرفتن گفتن آثار شما برای مرحله ی کشوری انتخاب شده بار و بندیلت رو ببند و پاشو برو تهران. و من با کلی استرس رفتم به محل اعزام تا ببینم قراره با چه کسانی همسفر بشم. اولین کسی که باهاش آشنا شدم یلدا بود که در بدو ورود من داشت ادای تارزان رو در میاورد و میگفت اگر با بامبو بریم تهران هم زودتر از قطار میرسیم. ماندانا رو هم از قبل میشناختم و خیلی خوشحال بودم که میبینم توی کارش موفقه.
القصه،اونجا گفته بودن کوپه های قطار از قبل مشخص شده و نمیتونید جا به جا بشید و من با چشمکی به جمع فهموندم: جابه جایی ها با من!
خلاصه بعد از کلی نصیحت و اینا سوار قطار شدیم.یه کوپه ی 4 نفره متشکل از من و یلدا و نگین و حانیه که همیشه 5 نفره بود و شخصیتی به اسم کیانا ملقب به پیانو یا بازنده یا میت همواره توی کوپه ی ما بود و کلا بیرون نمی رفت.(برگشتن هم که کیانا نبود زهرا همیشه پیشمون بود)
خلاصه بعد از اتفاقات قطار و بحث های فلسفی یلدا و نگین (بهش شته میگفتیم) رسیدیم تهران و تازه ماجراها شروع شد. هر روز کلاس و مسابقه با اساتیدی که اسم هاشون رو فقط روی جلد کتاب ها دیده بودیم اما دورادور شاگری شون رو میکردیم.
مسابقه که تموم شد من در کمال شگفتی چهارم کشوری شدم (اصلا راجع به نفرات اول و دوم هییییچ صحبتی نمیکنم دوستان در جریانن کامل😉) و خب ناراحت بودم اما به خودم اومدم و دیدم از این سفر چیزهای زیادی عایدم شده:کلی دوستای خوب و یه کوله بار تجربه
از دوستای جدیدم توی تبریز و قزوین گرفته تا کیش و زابل و از فریادهای متوالی بچه هایی که توی برج میلاد به فواره ها دست زده بودن و داد میزدن:دستمون میلادی شده! تا نگین که شب کلا میومد توی تخت من و علنا من در فضایی به طول 2 متر اما عرض 10 سانت خوابیده بودم و از کیانا و حانیه که ساعت 2 نصفه شب میومدن از همه میپرسیدن:تو زن داری؟ تا ماجراهای ما توی ون اون آقای پیرهن زرده (این خاطره رو به گور میبرم😂)و صبح روز اخر که پشه چشم راستمو نیش زد(😂)همه و همه برام خاطره های قشنگی شدن.
دوستتون دارم بچه ها
عکس ها به ترتیب:
1من در ژست احساسات ملی گرایانه گونه😂
2من و رفقا
3من و آقای نظری که محبت کردن و 478392 تا عکس با من گرفتن
4 من همیشه متفاوت (دلیل چهارم شدن را حدس بزنید مثلا)
5 با استاد حسن زاده ی عزیز که باز هم جایزه ی هانس کریستین اندرسن رو تبریک میگم بهشون
6 با دکتر میر جلال الدین کزازی که در این ثانیه داشتم میگفتم میشه خویش انداز بگیریم؟😂
7 ما پس از رسیدن به شیراز
8 ما در تهران
9 ما در شیراز جان عزیز
10 پایان نامه...
Read more
گرامی باد یاد و نام " مهدی اخوان ثالث " شاعر، نویسنده و یکی از شناخته شده ترین چهره های شعر معاصر فارسی که در چهارم شهریور کوچ کرد و گذاشت و رفت ..‌. او با اشعارش نقش بسزایی در جان گرفتن شعر نیمایی و بسط و گسترش آن داشت. کیارستمی نیز خاطره بسیار جالبی از مسافرت و دیدار اتفاقی وی در فرودگاه مهرآباد تهران ...
گرامی باد یاد و نام " مهدی اخوان ثالث " شاعر، نویسنده و یکی از شناخته شده ترین چهره های شعر معاصر فارسی که در چهارم شهریور کوچ کرد و گذاشت و رفت ..‌.
او با اشعارش نقش بسزایی در جان گرفتن شعر نیمایی و بسط و گسترش آن داشت.
کیارستمی نیز خاطره بسیار جالبی از مسافرت و دیدار اتفاقی وی در فرودگاه مهرآباد تهران دارد:
در فرودگاه مهر آباد، اخوان ثالث شبیه هر مسافر تازه کار و بی تجربه گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیه ی سفر داشت. قصد سفر به لندن داشت.
به مسوول گمرک گفتم "این آقا مهدی اخوان ثالث است. مواظبش باش. خیلی عزیز است." مسوول گمرک از من پرسید: "کی؟ همین آدم؟" گفتم "بله. همین آدم." به او نگاهی کرد ولی انگار او را به جا نیاورد. به دادش رسیدم و گفتم او شاعر است. اما باز هم افاقه نکرد. از پهلوی او که رد شدم به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی جواب سلام مرا داد. ظاهرا انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد. توی هواپیما یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود گفتم "این آقا مهدی اخوان ثالث است." پرسید کیه؟ گفتم شاعر است. سری تکان داد و تظاهر کرد که او را می شناسد. ولی نشناخته بود. چون پرسید "در تلویزیون کار می کند؟" به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی باید صورتی آشنا داشته باشی نه نامی آشنا.
در فرودگاه لندن، من و اخوان هر دو پیاده شدیم. هر کدام می خواستیم به جایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت مدتی منتظر پرواز بعدی مان باشیم. اخوان منتظر بود. توی یک صندلی فرو رفته بود. نگاهش می کردم. اصلا به کسی نمی مانست که اولین بار است به خارج سفر می کند.
چهار ساعت انتظار را نمی شد نشست و دیدنی های " دیوتی فری شاپ" فرودگاه را ندید. مدل های جدید دوربین عکاسی و ساعت های مدرن و... چون باز آمدم، شاعر پیر را آسوده دیدم. هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت. چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان "سیر بی دست و پا" است. با خودش است. در خودش است. غرق است. آرامش اخوان مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش به لندن رفته بود و فروشگاه "هرودز" را از بالا تا پایین با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود گفته بود خیلی قشنگ بود. همه ی چیزهایی که اینجا دیدم قشنگ بود ولی من چه خوشبختم که به هیچکدام شان احتیاجی ندارم. اینجا اخوان مثل اینکه ندیده می دانست به چیزی احتیاج ندارد و بی نیاز است. یادم آمد که او گفته است «باغ بی برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟»
شعری که اگر او همین یک شعر را گفته بود بازهم شاعر بزرگی بود.
Read more
. اقامت و‌ مهاجرت . . تاسیس کافه یا رستوران در شهرهای توریستی بخاطر رقابت شدید ، تنها وقتی موفق عمل میکنه که بهترین محل در بهترین جای شهر باشه و ملکش خریداری بشه . چون به محض اینکه کارتون رونق بگیره نوبت تمدید قرارداد باید خالی کنید. این همه جا مرسومه . پس فقط وقتی به کافه رستوران فکر کنید که سرمایه ... .
اقامت و‌ مهاجرت .
.
تاسیس کافه یا رستوران در شهرهای توریستی بخاطر رقابت شدید ، تنها وقتی موفق عمل میکنه که بهترین محل در بهترین جای شهر باشه و ملکش خریداری بشه . چون به محض اینکه کارتون رونق بگیره نوبت تمدید قرارداد باید خالی کنید. این همه جا مرسومه . پس فقط وقتی به کافه رستوران فکر کنید که سرمایه خوبی برای خرید ملک در بهترین و مناسب ترین جای شهر رو دارید که با بهترین رستوران های ترک بشه رقابت کرد. ضمنا اگر کیفیت مداوم باشه در طی همون چندماه های سیزن میشه مخارج باقی ماه های سال رو درآورد .
کافه و رستوران کار سنگین و پرمشغله ایه بهتره حداقل دو تا سه خانواده باهم شراکتی این کار رو بکنند که نیاز به استخدام دیگران نباشه و قابل مدیریت باشه و برای اغلب اعضای دو یا سه خانواده کارآفرینی بشه .
.
برای رسیدن به یک نتیجه مثبت در نظر داشته باشید که شما وضعیت خاص خودتون رو دارید که مثل هیچکس دیگه نیست . .
.
کسی که در مهاجرتش موفق شده باشه از دید خودش تشویق تون میکنه و کسی که ناموفق باشه از دید خودش شما رو ناامید میکنه . .
.
هیچ کجای ترکیه تا جاییکه من میدونم لوله کشی گاز نیست و توقع انرژی ارزون رو نداشته باشید . انرژی توسط برق تامین میشه و از گرمایش و سرمایش و آشپزی با برقه . که البته مثل همه کشورهای خارجیه و با ایران هم قابل مقایسه نیست .
.
به نظر من بهترین کار اینه که بجای اتلاف وقت ، پس از پرس و جو از افکار متفاوت مثبت و منفی ، دوبار به مقصد مورد نظر سفر کنید . باید هزینه های سفر رو سرمایه گذاری بشمار بیارید . نه خرج اضافی . .
.
با چند مشاور املاک ترک ملاقات کنید و تعدادی ملک در مناطق مختلف ببینید . هزینه ها رو از نزدیک تجربه کنید . نرخ مایحتاج رو بسنجید و محاسبه کنید .بعد با مشاورین ایرانی مشورت کنید که در ترکیه ثبت شده و معتبر هستند . .
.
اینطوری زودتر به نتیجه میرسید . قیمت ملک مسکونی در شهر توریستی آلانیا از حدود ۵۰ هزار یورو برای یک واحد کوچک معمولی در جای معمولی شهر با امکانات معمولی آغاز میشه .
.
.
ضمنا هزینه ها و قیمت ها رو در شهرهای بزرگتری مثل آنکارا و استانبول حدودا سه تا چهار برابر در نظر بگیرید . شهرهای بزرگ البته مشکلات خودشون رو دارند مثل ترافیک و گرانی مایحتاج و ایاب ذهاب ولی احتمال وجود کار بیشتره . .
.
امیدوارم این اطلاعات بهتون دید کلی بده که بتونید هنگام سفر دقیق تر بررسی کنید . ادامه داره ...
.
.
#سفرنامه_سفره_خونه #سفرنامه_آلانیا #سفرنامه_آنتالیا #سفره_خونه #sofrehkhune
Read more
بياين باهم #بلندپروازى كنيم ! <span class="emoji emoji263a"></span>️ از #بلندپروازى هاتون بگين برام <span class="emoji emoji1f4dd"></span>🌍<span class="emoji emoji2764"></span> . از بچگي عاشق اين بودم كارايي ...
Media Removed
بياين باهم #بلندپروازى كنيم ! ️ از #بلندپروازى هاتون بگين برام 🌍 . از بچگي عاشق اين بودم كارايي بكنم كه مخالف همه باشه ، برعكس همه باشه ، اصلا سر و ته جا به جا باشه . هنوزم همينم ، الانم بلند پروازيه من اين كه دوست دارم يه جوري برم سفر كه ديگه برنگردم و هميشه تو سفر و تحقيق باشم ، برم جايي كه بقيه نرفتن ... بياين باهم #بلندپروازى كنيم ! ☺️ از #بلندپروازى هاتون بگين برام 📝🌍❤
.
از بچگي عاشق اين بودم كارايي بكنم كه مخالف همه باشه ، برعكس همه باشه ، اصلا سر و ته جا به جا باشه .
هنوزم همينم ، الانم بلند پروازيه من اين كه دوست دارم يه جوري برم سفر كه ديگه برنگردم و هميشه تو سفر و تحقيق باشم ، برم جايي كه بقيه نرفتن ، كارايي كه بقيه نكردن ، يا اصلا بهم بگن طرف ديووونس 😂🌍
.
تا يادم نرفته اينم بگم ايده اين عكس و عكاسي و اجراي فتوشاپش از صفر تا صد با بهنوشي @behnoush_y بوده 👱🏻‍♀️💄
.
شما هم اگر آدم بلند پروازي هستين يه عكس در حال پرش بگيرين و از آرزوهاتون بنويسيد و با هشتگ #بلندپروازى به اشتراك بزارين 📸📸
.
از #بلندپروازى هاتون براي منم اينجا كامنت بزارين و بنويسيد 📝📝
.
💥جايزه اين #بلندپروازى سفر به اروپاس 💥
به پيج علي بابا حتما سر بزنيد 👇
@alibabaticket ————————————————————
Sponsored by : @alibabaticket & @lufthansa
Read more
عشق آسان ندارد گفتم این آغاز،پایان ندارد عشق اگر عشق است،آسان ندارد گفتی از پاییز،باید سفر ...
Media Removed
عشق آسان ندارد گفتم این آغاز،پایان ندارد عشق اگر عشق است،آسان ندارد گفتی از پاییز،باید سفر کرد گر چه گل تابِ طوفان ندارد آن که لیلا شد،در چشمِ مجنون همنشینی جز باران ندارد آن بهاران کو،آن روزگاران کو زیر باران آن،حالِ پریشان کو باز آن منِ/آسیمه سر/بی بال و بی پر مانده جای تنهایی،در ... عشق آسان ندارد

گفتم این آغاز،پایان ندارد
عشق اگر عشق است،آسان ندارد

گفتی از پاییز،باید سفر کرد
گر چه گل تابِ طوفان ندارد

آن که لیلا شد،در چشمِ مجنون
همنشینی جز باران ندارد

آن بهاران کو،آن روزگاران کو
زیر باران آن،حالِ پریشان کو
باز آن منِ/آسیمه سر/بی بال و بی پر مانده

جای تنهایی،در سینه ها مانده
رفته مجنون و،لیلا به جا مانده
از مستی و/مینا و می/اشکی به ساغر مانده

گفتم این آغاز،پایان ندارد
عشق اگر عشق است،آسان ندارد

گفتی از پاییز،باید سفر کرد
گرچه گل تابِ طوفان ندارد

آن که لیلا شد،در چشم مجنون
همنشینی جز باران ندارد

موسیقی:ستار اورکی
خواننده:علیرضا قربانی
شاعر:اهورا ایمان
تیتراژ سریال پدر

این ترانه را بر اساس آهنگ برادر عزیزم ستار اورکی نوشتم.آهنگی آنقدر شیرین که نوشتنش شبی بیشتر به طول نیانجامید.برای صدای زیبا و درخشان جناب علیرضا قربانی عزیز که شهد صدایش جان دیگری به کلامم داد.
و سپاس از جناب حامد عنقای عزیز که چراغدار این راه خاطره ساز بود.
امیدوارم دوستش داشته باشید.

@sataroraki
@alireza_ghorbani

#عشق_آسان_ندارد
#ترانه_سریال_پدر
#اهورا_ایمان
#ستار_اورکی
#علیرضا_قربانی
#حامد_عنقا
#سریال_پدر
#شاعر_سریال_پدر
#ترانه_سریال_پدر
Read more
✍️: 🏝بچه که بودم تابستان ها با پژوی نقره ای بابا می رفتیم سفر. هفت صبح از خواب بیدار می شدیم، نیم ساعت ...
Media Removed
✍️: 🏝بچه که بودم تابستان ها با پژوی نقره ای بابا می رفتیم سفر. هفت صبح از خواب بیدار می شدیم، نیم ساعت بعد توی جاده بودیم. روز قبل باک بنزین پُر می شد،باد لاستیک ها و روغن ماشین بررسی می شد. چمدان ها بسته می شد. شیشه ی جلو و عقب ماشین تمیز می شد. ساندویچ و میوه و نوشابه و گاهی تخمه برداشته می شد. مهم ترین بخش ... ✍️:
🏝بچه که بودم تابستان ها با پژوی نقره ای بابا می رفتیم سفر. هفت صبح از خواب بیدار می شدیم، نیم ساعت بعد توی جاده بودیم. روز قبل باک بنزین پُر می شد،باد لاستیک ها و روغن ماشین بررسی می شد. چمدان ها بسته می شد. شیشه ی جلو و عقب ماشین تمیز می شد. ساندویچ و میوه و نوشابه و گاهی تخمه برداشته می شد. مهم ترین بخش سفر رد شدن از زیر قرآن بود، مامان طی مراسمی آن را می گرفت بالای چارچوب در و یکی یکی مان را از زیر آن رد می کرد. این کار تضمینی بود برای یک سفر خوب و امن، این طوری خیال خودش را راحت می کرد که همگی مان زنده و سالم به مقصد خواهیم رسید. از شمال سر سبز که خارج می شدیم، من زل می زدم به آسفالت داغ جاده. همیشه در دور دست ها دنبال دریاچه ی کوچکی می گشتم که در سفر قبل آن را دیده بودم. ماشین فِس فِس کنان به سمت دریاچه می رفت و عجیب بود که هیچوقت به آن نمی رسید، عجیب تر اینکه انقدر مشغول پیدا کردن آن دریاچه می شدم که زیبایی های جاده را نمی دیدم. کلاس پنجم ابتدایی بودم که معلم علوم مان توضیح داد نام آن پدیده سراب است. بعد از آن با لذت بیشتری پی سراب می گشتم و با دیدنش ذوق بیشتری می کردم، انگار آشنای عزیزی را دیده باشم، از جا بلند می شدم و با انگشت نشانش می دادم و داد می زدم:« سراب،سراب...»یادم نیست چند سال است سراب ندیده ام، یادم نیست آخرین بار کِی و توی کدام جاده آن را دیده ام، اما یک چیز را خوب می دانم، توی زندگی هر کداممان سرابی هست که اجازه نمی دهد زیبایی های زندگی را ببینیم، آنقدر ما را به خودش مشغول کرده که یادمان می رود هدف از سفر زندگی چه بوده و چه هست. بدتر از همه گاهی خود آن سراب می شود هدف زندگی مان...امروز جایی خواندم:« اگر کسی دوستتان ندارد و ترک تان کرده، اگر اشک شما را در آورده و شما جزو اولویت هایش نیستید، اگر خودش را بالاتر از شما میداند و سرکوفت میزند و از تیپ و قیافه و اندام شما ایراد می گیرد، اگر با اخلاق تان مشکل دارد، برای شما وقت ندارد، برای شما پول ندارد، برای شما حوصله ندارد، شما را از دیگرانِ زندگیش پنهان می کند،به شما احساس حقارت می دهد، با شما احساس حقارت می کند، به شما حس سربار بودن می دهد...» « او » همان سراب است. (مريم سميع زادگان)........سلام شبتون بخیر دوستان خوبم 🌺💐🌹
Read more
نوشته بودی، سلام رفیق قدیمی! فردا راه می افتیم و پس فردا آنجا هستیم. پس می بینمت. آنوقت همه آنچه را که می خواهم برایت آرزو کنم، که زیاد هم هست به خودت می گویم. همین! ما بین آنهمه پیام تبریک که بیشترشان شبیه بهم بود و کاملا مشخص بود منبعشان یکی ست و فقط دست بدست و سینه به سینه از تلفنی به تلفن دیگر و از کامپیوتری ... نوشته بودی، سلام رفیق قدیمی! فردا راه می افتیم و پس فردا آنجا هستیم. پس می بینمت. آنوقت همه آنچه را که می خواهم برایت آرزو کنم، که زیاد هم هست به خودت می گویم.
همین!
ما بین آنهمه پیام تبریک که بیشترشان شبیه بهم بود و کاملا مشخص بود منبعشان یکی ست و فقط دست بدست و سینه به سینه از تلفنی به تلفن دیگر و از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر سفر کرده و کپی پیست شده، و اساسا عطر و بویی از نزدیکی و صمیمیت ندارند، پیام تو با همه سادگی، زیباترین و عمیق ترین محتوا را داشت و بیشترین تاثیر. حتی می توانستم آنهمه آرزوهای نانوشته ات را حس کنم و از اعماق قلبم همانها را برایت آرزو کنم. همانطور ندانسته و نخوانده .... حتی می توانستم خودم را در خانه ات بببینم پشت ان پنجره روی صندلی خودم که داریم چایی هل دار با مربای آلبالو می خوریم. حتی می توانستم خودمان را در آن رستوران قدیمی محله ببینم که تو باز هم غذای اشتباه سفارش می دهی، که از تکرار این اشتباه ریسه می رویم و تو بناچار به گوشه بشقاب من نوک می زنی.. یا می توانستم ببینم که در آشپزخانه خانه ما نشسته ای و من با حوصله ناخنهای پایت را لاک می زنم آنهم رنگ قرمز!
پیامت را خواندم و فکر کردم دوستی همین است. به همین سادگی و به همین قشنگی! که در عصر ماشین و اس ام اس و اسنب چت، که هیچکس وقت نه برای خودش و نه دیگری دارد، یک پیام کوتاه بگیری که برای خود خودت نوشته شده و بدانی کسی صمیمانه و با تمام وجود دوست دارد وقتی باشد برای دیداری دوباره و گپی دوستانه. که یکنفر بنویسد رفیق قدیمی و واقعا منظورش همین باشد. رفیق بودن . رفیق داشتن آنهم از نوع قدیمی اش ارزشمندترین اتفاق این روزهاست
.
نيكى فيروزكوهي
و اما شما رفقاي خوب من!تبريك فراوان براي كريسمس . خوش باشيد هر جا هستيد و هر مناسبتى رو كه مى شه جشن گرفت، جشن بگيريد و شادي كنيد.
Read more
. چندنفر از بزرگواران ازجمله @smojtabaa و @v.mohammadpoor خواسته بودن از #اولین_اربعین_من بگم. البته ...
Media Removed
. چندنفر از بزرگواران ازجمله @smojtabaa و @v.mohammadpoor خواسته بودن از #اولین_اربعین_من بگم. البته من فقط یکبار سال گذشته توفیق داشتم #اربعین و #پیاده_روی رو شرکت کنم. بنابراین فکرکردم به چندتا سوال که تو ذهن همه ست پاسخ بدم. چرا رفتی؟ اولش یک میل قوی درونی بود که هرسال که همسرجان میرفت ... .
چندنفر از بزرگواران ازجمله @smojtabaa و @v.mohammadpoor خواسته بودن از #اولین_اربعین_من بگم.
البته من فقط یکبار سال گذشته توفیق داشتم #اربعین و #پیاده_روی رو شرکت کنم. بنابراین فکرکردم به چندتا سوال که تو ذهن همه ست پاسخ بدم.
✅ چرا رفتی؟
اولش یک میل قوی درونی بود که هرسال که همسرجان میرفت و من نمیتونستم برم بیشتر و بیشتر میشد. دلم میخواست چند روز تو اون هوا نفس بکشم. از شهر و روزمرگی ها و منفعت طلبی ها و خودخواهی هاش دور باشم. یک جور بیخیالی دلم میخواست که زندگیم بریزم تو یک کوله و بزنم به دل جاده... بی فکر اینکه قراره چی بخوریم و شب کجا بخوابیم. خودم بسپرم به خدا و چندروز از قیل و قال دنیا جداشم. دوم دلم میخواست اون حال و هوا رو تجربه کنم. قاطی اون آدمها بشم. قاطی جماعتی که شاید یک روز امام زمانم با افتخار ازشون یاد کنه. بشم جزو سیاه لشکر #امام_زمان عج. بخشی از قدرت نمایی #شیعه باشم...
✅ خطرناک نبود؟ اگر هم بود ما حسش نکردیم.😊
✅ خسته نشدید؟ خب ما فقط یک و نیم روز پیاده روی کردیم. من عاشق پیاده رویم و بچه ها هردو کالسکه سوار بودن. پس نه خسته نشدیم.
✅ سخت نبود؟ با بچه ها اذیت نشدید؟ ‌شعار من تویِ زندگی که دائم واسه بچه ها هم تکرار میکنم اینه: "هیچ چیز تو دنیا از من سخت تر نیست"😉 پس نه اصلا سخت نبود. البته سختی کمی هم اگه باشه در راه زیارت #امام_حسین ع پسندیده است.
✅ خورد و خوراک چطور بود؟ مهمان نوازی عراقی ها که دیگه مشهوره. قدم به قدم موکب و پذیرایی آماده است. قدم به قدم انواع خوردنی ها و آشامیدنی ها فراهمه. هر جا اراده کنی بطری های آب خنک پیدا میشه. ما از هرچه میل مون میکشید و بعضا از سر کنجکاوی از ‌غذاها و خوراکی هاشون میخوردیم. بعضی هاشم به زور و اصرار البته بهمون میدادن😄
✅ مریض نشدید؟ تاجایی که یادم میاد نه خداروشکر. با اینکه بعضی ها توصیه میکنن از خوراکی ها کم بخورید و... ما خوردیم و خداروشکر هیچیمون نشد☺️
حتی پاهام هم تاول نزد...
✅ امسال هم میرید؟ انشالله. فعلا که داریم ویزا میگیریم... تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد...
.
اینها رو گفتم واسه اونهایی که دارن دل دل میکنن برن یا نرن. خودتون بسپرید به میزبانتون که کریم ترینِ مردم دنیان. برنامه ریزی بکنید، مقدمات سفر فراهم کنید، اما سخت نگیرید. اونکه دعوتتون کرده خودش همه چی رو درست میکنه. و بعدش مطمئنم جوری عاشقش میشید که تا سال آینده روزشماری میکنید...
#حب_‌الحسین_یجمعنا #همپای_‌زینب
Read more
‌ همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است. ...
Media Removed
‌ همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است. مردمی بزرگ شده در دل صحراهای بی‌آب و پُرآفتاب کویر مرکزی ایران که قدر آب و سبزه و حیات را می‌دانند و بر دیده و دل می‌گذارند. آنجا بود که با هنر بی‌بدیل زنان روستایی این مناطق آشنا شدیم، هنری برآمده ...
همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است.
مردمی بزرگ شده در دل صحراهای بی‌آب و پُرآفتاب کویر مرکزی ایران که قدر آب و سبزه و حیات را می‌دانند و بر دیده و دل می‌گذارند.

آنجا بود که با هنر بی‌بدیل زنان روستایی این مناطق آشنا شدیم، هنری برآمده از ذهن‌هایی پر نقش و نگار و زیبابین. سخن از سوزن‌دوزی‌های رنگ‌رنگی است که نقش خیال گل و شاخ و برگ گیاهان روی سفیدی‌ پارچه‌های چلواری بود.

پارچه‌های گلدوزی شده‌‍‌ی زیبایی که در شکل پرده‌ی پنجره‌ها و یا پوششی برای رختخواب‌ها و لباس‌ها رنگین‌کمانی از زیبایی را به خانه‌های روستایی بخشیده بود. نقش چشم‌نواز گل و برگ‌های طراحی شده روی زمینه سفید نگاه هر بیننده‌ای را خواهی نخواهی به خود جلب می‌کرد.

ویژگی این هنر دست‌ساز، مثل بیشتر صنایع‌دستی و هنرهای برآمده از دل زندگی و سلیقه مردمان روستا، کاربردی بودنش است. هنری که نه فقط برای تزئین و آذین‌بندی که بخشی از جزئیات زندگی روزمره و لازم‌شان به حساب می‌آمد و همچنان می‌آید.

این بخشی از هویت و میراث کهن ساکنان این دیار بود اما هنر زیبای آنان هم رو به فراموشی می‌رفت و هم مانایی‌ چندانی نداشت، چرا که هم زنان هنرمند، دست از نخ و سوزن کشیده بودند و هم جنس پارچه‌ها طوری نبود که دوام و ماندگاری بلندی داشته باشد.

از همان‌جا بود که ایده زنده‌کردن و دوام‌بخشی به این طرح و نقش‌های چشم‌نواز به ذهن و خیال ما خطور کرد تا دنیای هزار رنگ و صمیمی گل‌دوزی‌های دستی زنان روستاهای کویر را از روی چلوارهای پنبه‌ای سفید و ساده به گلیم‌های خوش‌بافت رنگارنگ کوچ بدهیم، با طرح همان گل‌ها و انارها و ساقه‌ها و برگ‌ها.

نقش‌های آن گل‌دوزی‌های سنتی که سال‌هاست به دست فراموشی و انقراض سپرده شده بود حالا در طرح و قالبی جدید این بار روی بستر با دوام گلیم‌ها با رنگبندی‌های نو شده و چشم‌نواز به خانه‌ها برگشته است.

گلیم‌های مجموعه مروارید «زییین» الهام گرفته از همان سوزن‌دوزی‌ها و طرح و نقش‌های خوش آب و رنگ است که به دست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طراحان ما باب سلیقه و نگاه امروزی بازطراحی شده و به دنیای گلیم‌های ایرانی اضافه شده است.
Read more
‌ یک هتل زنجیره‌ای در سوئیس، هتل IBIS (كه روبروي فرودگاه امام هم شعبه دارد) به شما «متصدی شبکه‌های ...
Media Removed
‌ یک هتل زنجیره‌ای در سوئیس، هتل IBIS (كه روبروي فرودگاه امام هم شعبه دارد) به شما «متصدی شبکه‌های اجتماعی» می‌دهد تا با خیال راحت از سفرتان لذت ببرید هتل‌های زنجیره‌ای بسیار معروف Ibis در اروپا یک خدمت جدیدی را به مشتریان خود آغاز کرده است تا از اقامت و سفر خود بیشتر لذت ببرند و نگرانی‌های دیجیتالی ...
یک هتل زنجیره‌ای در سوئیس،
هتل IBIS (كه روبروي فرودگاه امام هم شعبه دارد)
به شما «متصدی شبکه‌های اجتماعی» می‌دهد تا با خیال راحت از سفرتان لذت ببرید
هتل‌های زنجیره‌ای بسیار معروف Ibis در اروپا یک خدمت جدیدی را به مشتریان خود آغاز کرده است تا از اقامت و سفر خود بیشتر لذت ببرند و نگرانی‌های دیجیتالی کمتری داشته باشید.

این هتل به مشتریان خود «social media sitter» پیشنهاد می‌دهد؛ چیزی شبیه به متصدی یا مراقب شبکه اجتماعی.

بسیاری از افراد به‌ویژه نوجوانان و جوانان با دنیای شبکه‌های اجتماعی آشنایی ندارند یا به خوبی قواعد و الفبای آن را نمی‌دانند. این دستیارهای شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به جای شما پست‌های اینستاگرامی بسیار جذابی منتشر کنند و حساب کاربری شما را همیشه به‌روز و زنده نگه دارند.

متصدی شبکه اجتماعی به حساب کاربری شما دسترسی دارد. درحالی‌که شما در شهر یا مکان‌های دیدنی سفرتان با خیال راحت می‌گردید؛ عکس‌ها را برای او می‌فرستید تا روی اینستاگرام منتشر کند. البته، خود آن‌ها هم می‌توانند به جای شما عکس گرفته و منتشر کنند.

سایت هتل‌های Ibis می‌گوید افرادی که متقاضی این سرویس هستند؛ باید رمزعبور حساب کاربری اینستاگرام خود را به متصدی شبکه اجتماعی خود بدهند.

این سایت می‌گوید شاید افرادی باشند که چندان آشنایی با اینستاگرام ندارند ولی می‌خواهند عکس‌هایی از سفر خود را با دوستان و افراد خانواده به اشتراک بگذارند. همین‌طور، برخی افراد همه‌جا به اینترنت متصل نیستند یا شرایط پست گذاشتن را ندارند.

هتل به این افراد کمک می‌کند حساب کاربری اینستاگرام خود را به‌روزرسانی کرده و پست‌هایی جذاب و حرفه‌ای منتشر کنند. دیگر نیاز نیست هنگام بیرون رفتن از هتل، نگران اینترنت و اینستاگرام و اسمارت‌فون خود باشند.

هتل Ibis می‌گوید تا کنون از این طریق به برخی از ستاره‌های واقعی شبکه‌های اجتماعی کمک کرده است بهترین پست‌ها و عکس‌ها را منتشر کنند و همیشه به‌روز باشند. حتی این افراد موفق شدند سطح دانش شبکه‌های اجتماعی خود را بالا ببرند و طرفداران بیشتری جذب کنند. #دنیای_عجیب_امروز
Read more
یادگار از اولین سفر کوله گردیم... از سفر به دنیایی زیبایی به اسم ماسال.. از صبح روزی که از گروه جدا شدم و تصمیم گرفتم تنهایی سفرمو ادامه بدم. به یاد شبی که کیسه خواب از داخل یخ زده بود و وقتی بدنم تکون میخورد یخ ها میشکستن تو کیسه خواب. به یاد اون گرگی که ساعت 5 صبح اطراف چادرم پرسه میزد و وقتی از سرمای وحشتناک ... یادگار از اولین سفر کوله گردیم... از سفر به دنیایی زیبایی به اسم ماسال.. از صبح روزی که از گروه جدا شدم و تصمیم گرفتم تنهایی سفرمو ادامه بدم. به یاد شبی که کیسه خواب از داخل یخ زده بود و وقتی بدنم تکون میخورد یخ ها میشکستن تو کیسه خواب. به یاد اون گرگی که ساعت 5 صبح اطراف چادرم پرسه میزد و وقتی از سرمای وحشتناک بیدار شده بودم، صدای اون حالمو بدتر از قبل کرد... خاطرات تلخ و شیرین زیادی از اون سفر برام به جا مونده... این ویدئو ممکنه براتون لذت بخش باشه. اما برای من معانی خیلی زیادی داره... سرمایی حدود ساعت 4 عصر این ویدئو رو ضبط کردم، 12 ساعت قبلش داشت ازسرما اشک میریختم و 12 ساعت بعدش تو یه کلبه جنگلی کنار یه اتیش پر حرارت... زندگی چیز جالبیه اگه از فرم روتین خارجش کنیم
Read more
 #bolivia🇧🇴 #capocabana #isla_de_muna #isla_de_sol #titicacalake گشت دریاچه تی تی کاکا ...
Media Removed
#bolivia🇧🇴 #capocabana #isla_de_muna #isla_de_sol #titicacalake گشت دریاچه تی تی کاکا و جزایر ماه و خورشید برای گشت دریاچه می‌توانید ساعت ۸:۳۰ بلیت گشت نیم روزه یکی از جزایر خورشید یا ماه را بگیرید و یا گشت کامل یک روزه را که شامل هر دو جزیره میشود را انتخاب کنید . که من گشت کامل را گرفتم ... #bolivia🇧🇴
#capocabana
#isla_de_muna
#isla_de_sol
#titicacalake

گشت دریاچه تی تی کاکا و جزایر ماه و خورشید

برای گشت دریاچه می‌توانید ساعت ۸:۳۰ بلیت گشت نیم روزه یکی از جزایر خورشید یا ماه را بگیرید و یا گشت کامل یک روزه را که شامل هر دو جزیره میشود را انتخاب کنید . که من گشت کامل را گرفتم از ساعت ۹:۰۰ صبح شروع شد
تا ساعت ۱۷ . حدود ۵۰ نفر در قایق دو طبقه که خیلی زود با دو دختر فرانسوی و یک دختر سوئدی که مطالعات شرق شناسی می خواند در دانشگاه کلن آلمان گرم صحبت شدم.

حدود ساعت ۱۱ به جزیره ماه
Isla de la Luna
رسیدیم.

انتظارم چیزی فراتر بود. چند خانه محقر روستایی در آن بود به همراه یک معبد سنگی کوچک بسیار قدیمی.
در یک ساعت تایمی که برای گشت داشتیم عمدتاً به عکاسی از چند لاما پرداختم و سپس راهی بازدید از جزیره خورشید
Isla del Sol
شدیم.

ساعت ۱۳ به جزیره آفتاب
Isla de Sol
رسیدیم.
ورودی جزیره که به مراتب زیباتر از جزیره قبلی بود.
دو قایق سنتی بومیان دریاچه تی‌تی کاکا که با حصیر بافته می‌شوند هم آنجا توقف کرده بود.

چندین هاستل خوب با ویو عالی به دریاچه در شیب جزیره ساخته بودند و همچنین رستوران‌های محلی محقر اما دلنشین به ترتیب در شیب مسیر سنگی و پلکانی جزیره آماده پذیرایی از گردشگران بودند.

حدود یک ساعت گشت زنی کردم که بخاطر ارتفاع همراه با نفس نفس زدن‌های زیاد بود.

محلی‌ای را پیدا کردم که اندکی انگلیسی می‌دانست.
به من فهماند که دریاچه پری دریایی دارد که سفید رنگ است و قدش حدود ۶۰ سانتی‌متر است و خیلی‌ها آن را دیده‌اند. 😜

همچنین مجسمه‌های طلای زیادی از اینکاها به جا مانده که در دریاچه مدفون هستند و مکانش جزو اسرار دریاچه است.

یک ماهی مخصوص همراه با لیمو نهارم در جزیره خورشید شد و
ساعت ۱۵ راهی بازگشت به کوپاکابانا شدیم که دو ساعتی طول کشید.
باد شدیدی می‌وزید و قایق را تکان‌های زیادی می‌داد و حال چند نفری را هم بد کرد .
عصر هم استراحت در هاستل و شبگردی که عادت همیشگی من است در تمام سفرها و شهرها .
فردا عصر بعد از بیست و هفت روز کشور دوست داشتنی بولیوی را به مقصدی جدید و پر از شگفتی به نام پرو ترک خواهم کرد .

#bolivia #vacation #travel #lovetravel #travelgram #fotografy #from_esf_to_rio
#solo_traveler #latin_america
#latino_americano
#earthfocus #earthpix #worldpackers #travelholic #travelbloggers
#جهانگردی #عکاسی #عکاسی_در_سفر
#بکپکر #سفر_دور_دنیا #عشق_سفر
#سفر_معنی_زندگی #بولیوی #دریاچه_تیتی_کاکا
# #سفر_به_آمریکا
Read more
گويا صداى دعوت بهترين هاى دوعالم مياد... خودم و همه ايل و تبارم فداى شما كه هيچ وقت برامون كم نذاشتين بالاخره ...
Media Removed
گويا صداى دعوت بهترين هاى دوعالم مياد... خودم و همه ايل و تبارم فداى شما كه هيچ وقت برامون كم نذاشتين بالاخره كارهامو انجام دادم و جا به جا كردم و شكر خدارو كه طلبيده شدم تو بعضى از روايات اومده كه امامِ عصر و الزمانمون وقتى تو غيبت كبرى هستند از مكان ها و زمان هاى خاصى كه حتما حضور دارند در صحراى عرفات ... گويا صداى دعوت بهترين هاى دوعالم
مياد...
خودم و همه ايل و تبارم فداى شما كه هيچ وقت برامون كم نذاشتين
بالاخره كارهامو انجام دادم و جا به جا كردم و شكر خدارو كه طلبيده شدم
تو بعضى از روايات اومده كه امامِ عصر و الزمانمون وقتى تو غيبت كبرى هستند از مكان ها و زمان هاى خاصى كه حتما حضور دارند در صحراى عرفات موقع موسم حج و موقع اربعين حسينى هست كه امام زمانمون مردم رو ميبينند و مردم هم صاحب خوشونو ميبينند ولى مردم حضرت رو نمى شناسند...
شايد حضرت رو نبينيم و نشناسيم ولى همينكه حس ميكنى تو قدم هايى كه بر ميدارى و مكانى كه زيارت ميكنى صاحبت حضور داره و براى اجابت دعاهات آمين ميگه اين سفر رو خاص تر ميكنه و متوجه ميشى اين سفر يه سفر عادى نيست و مى فهمى كه سرزمين كربلا در زمان اربعينِ اربابش يه حال و هواى ديگه اى با بقيه روزا و ايام سال داره...
من معمولا از سفرهام و رستوران و كافى شاپ هايى كه اغلب دوست دارم و ميرم پست نميذارم و تبليغ نميكنم ولى باور كنين كه اين سفر فرق داره و حتما تمام سعى مو ميكنم تا از آشپزخونه موكب ها كه حكم رستوران ها و چاى و قهوه هاى عراقى ها كه حكم كافى شاپ راه رو دارن، عكس بگيرم و بنويسم تا شمام از حال و هواى اربعين كربلا استشمام كنين و حض ببرين و شما رو با استورى هام شريك لحظه هام كنم
حتما براى چشم براه مونده ها و شفاى تمام مريضا و وضعيت معيشت مردم و صابخونه شدنشون و محقق شدن معجزات و اتفاق هاى خيلى خوب و رنگارنگ و پى در پى در زودترين و سريع ترين زمان دعا ميكنم و اگر منتظر اتفاق خاص و قشنگى تو زندگى تون هستين اميدوارم اون اتفاقه كه خيلى وقت منتظرش هستين بيوفته و ايشالله همه ى كنكورى ها و محصلان به تحصيلات عاليه برسن و همه عاقبت بخير شيم و سايه بزرگان هميشه مستدام باشه و مشكل ازدواج جون ها حل شه و مشكل بيكارى مردم حل بشه و همه به كارهاى مورد علاقه و استعدادشون مشغول به كار بشن و مقروضان دِين شونو ادا كنن و مملكتمون از دست يزيدان زمانه نجات پيدا كنه و بحران وضعيت اقتصادى ايرانمون وطنمون حل بشه...
براى برآورده شدن همه و همه و همه ى حاجت ها دعا ميكنم
انشالله صاحبمون آمين گوى همه دعاها باشن🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
به اميد ديدار دوستان حاضر در اربعينِ حسينى
#اربعين_٩٧
#الحسين_يجمعنا
#حب_الحسين_يجمعنا
#عازمم_حلالم_كنيد
#قدم_هايم_نذر_فرج
#قدم_هايم_نذر_آمدنت
#اللهم_عجل_عجل_عجل_لولیک_الفرج_به_حق_فاطمة
Read more
خانمی پس از بازگشت از سفر و پیدا کردن موردی مشکوک در منزل چنین پیامی برای شوهرش به جا گذاشت یه راست ...
Media Removed
خانمی پس از بازگشت از سفر و پیدا کردن موردی مشکوک در منزل چنین پیامی برای شوهرش به جا گذاشت یه راست رفته سر اصل مطلب خانمی پس از بازگشت از سفر و پیدا کردن موردی مشکوک در منزل چنین پیامی برای شوهرش به جا گذاشت

یه راست رفته سر اصل مطلب 😂
. هیجان انگیز ترین جایزه ای که میتونید تو این روزها دریافت کنید🛌🏽 کیه که از سفر و اقامت رایگان خوشش نیاد؟ میخوام یه سفر چند روزه بفرستمتون به قشنگترین شهرهای ایران، مکان اقامتتون با سپنجا هر شهری که شما بخواین و هر اقامتگاهی که شما دوست دارید! میتونید آدرس و عکس اقامتگاه ها رو از توی ... .
هیجان انگیز ترین جایزه ای که میتونید تو این روزها دریافت کنید🎁🛌🏽🔑🚪 کیه که از سفر و اقامت رایگان خوشش نیاد؟

میخوام یه سفر چند روزه بفرستمتون به قشنگترین
شهرهای ایران، مکان اقامتتون با سپنجا🏡

هر شهری که شما بخواین و هر اقامتگاهی که شما دوست دارید! ☺

میتونید آدرس و عکس اقامتگاه ها رو از توی
www.sepanja.com
ببینید و رویای سفرتون رو از همین الآن بچینید..
برای شرکت در قرعه کشی به پیج [email protected] برید و پست آخر رو با دقت بخونید. "فقط چند روز فرصت دارید"😱 تاریخ قرعه کشی 30 مرداد ماه 97 ایامتون بکام🌷
"همه جا خانه ی توست، با سپنجا"

@sepanjaofficial
@sepanjaofficial
@sepanjaofficial
Read more
. امروز سالروز در گذشت یگانه گوهر گرانبهای ادبیات کشورم زنده یاد استاد مهدی اخوان ثالث می باشد مهدی ...
Media Removed
. امروز سالروز در گذشت یگانه گوهر گرانبهای ادبیات کشورم زنده یاد استاد مهدی اخوان ثالث می باشد مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی بود. نام و تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود. یاد و نامش همیشه جاویدان و ماندگار باد اشعار او زمینهٔ ... . امروز سالروز در گذشت یگانه گوهر گرانبهای ادبیات کشورم زنده یاد استاد مهدی اخوان ثالث می باشد مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی بود. نام و تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود.
یاد و نامش همیشه جاویدان و ماندگار باد
اشعار او زمینهٔ اجتماعی دارند و گاه حوادث زندگی مردم را به تصویر کشیده‌است؛ همچنین دارای لحن حماسی آمیخته با صلابت و سنگینی شعر خراسانی بوده و نیز در بردارندهٔ ترکیبات نو و تازه بوده‌است.

اخوان ثالث در شعر کلاسیک فارسی توانمند بود و در ادامه به شعر نو گرایید. از وی اشعاری در هر دو سبک به جای مانده‌است. همچنین او آشنا به نوازندگی تار و مقام‌های موسیقیایی بوده است.
مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۰۷ در توس‌نو مشهد چشم به جهان گشود.
در مشهد تا دوره متوسطه ادامه تحصیل داد.
از نوجوانی به شاعری روی آورد و در آغاز قالب شعر کهن را برگزید.
در سال ۱۳۲۶ دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان برد و همان‌جا در همین رشته آغاز به کار کرد. در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید.
اخوان چندبار به زندان افتاد و یک‌بار نیز به حومه کاشان تبعید شد.
در سال ۱۳۲۹ با دخترعمویش ایران (خدیجه) اخوان ثالث ازدواج کرد.
در سال ۱۳۳۳ برای دومین‌بار به اتهام سیاسی زندانی شد.
پس از آزادی از زندان در ۱۳۳۶ به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد.
در سال ۱۳۵۳ از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو و تلویزیون ملی ایران به کار پرداخت.
در سال ۱۳۵۶ در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم به تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد.
در سال ۱۳۶۰ بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته (بازنشانده) شد.
در سال ۱۳۶۹ به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ ۴ تا ۷ آوریل برای نخستین‌بار به خارج رفت و سرانجام چند ماهی پس از بازگشت از سفر در چهارم شهریور ماه همان سال از دنیا رفت. طبق وصیت، او را در توس، کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپردند.
از او ۴ فرزند به‌جای مانده است.
پدر او که علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که از فهرج در استان یزد به مشهد نقل مکان کرده بود و از این رو آنان نام خانوادگی‌شان را اخوان ثالث به معنی برادران سه‌گانه گذاشتند
#اخوان_ثالث #ادبیات #شعر #شاعر #نویسنده #ایران #مشهد #پارسی
Read more
الان تنها تو قطار نشستم و از شهر زیبای هوآلیِن، که خونه مادر سیروس در کوهپایه‌هاش بود، میرم به سمت پایتخت ...
Media Removed
الان تنها تو قطار نشستم و از شهر زیبای هوآلیِن، که خونه مادر سیروس در کوهپایه‌هاش بود، میرم به سمت پایتخت شلوغ و مهم‌ترین شهر تایوان یعنی تایپه.‌‌ ‌بعد دو هفته سفر سخت و پرماجرا به سبک سیروس که شامل پیاده‌روی‌های زیاد و هیچ‌هایک (رایگان‌سواری) و حمل کوله‌پشتی سنگین و نداشتن جا و مکان مشخص و شب در ... الان تنها تو قطار نشستم و از شهر زیبای هوآلیِن، که خونه مادر سیروس در کوهپایه‌هاش بود، میرم به سمت پایتخت شلوغ و مهم‌ترین شهر تایوان یعنی تایپه.‌‌
‌بعد دو هفته سفر سخت و پرماجرا به سبک سیروس که شامل پیاده‌روی‌های زیاد و هیچ‌هایک (رایگان‌سواری) و حمل کوله‌پشتی سنگین و نداشتن جا و مکان مشخص و شب در چادر و معبد و کلیسا و غیره خوابیدن و غذای خیابانی ارزون خوردن و مهمان مردم مهربان تایوان بودن، من تصمیم گرفتم مدتی به خودم استراحت بدم و تنها باشم.‌‌
‌‌سبک سفر سیروس برای کسانیکه هیچ پولی ندارند و مجبورند اینطور سفر کنند، واقعا امکان‌پذیره، به شرطی که سختی‌ها و مخاطراتش را بپذیرند و وقت زیادی داشته باشند و بی‌برنامه و هدف سفر کردن براشون سخت نباشه و از بیخانمانی نترسند و بهداشت رو سخت نگیرند و روحیه پذیرش ناشناخته‌ها و ماجراها را داشته باشند.
هدف من از همراهی با سیروس به سبک خاص خودش، یادگرفتن روش زندگی‌ش در سفر و تجربه‌ایی جدید بود که از صمیم قلب ازش ممنونم که این فرصت رو به من داد و اونچه که بلد بود و میدونست رو بهم یاد داد... از داستانهای حیرت آورش در سفر گرفته تا مصائب و مشکلاتی که باهاشون رو به رو شده بود و رفتارهای مختلف مردم با یک‌جهانگرد شرقی بدون پول، همه و همه شنیدنی و قابل تامل بودند و ازونجاییکه بسیار اهل حرف زدنه، از هر فرصتی استفاده کردم و به حرفهاش گوش دادم... اما من!
‌‌قطعا به خاطر شرایط زندگی و طرز فکرمون سبک سفر من تا حدود زیادی با سیروس فرق داره... من علاوه بر در حرکت بودن و پرسه زدن، تمایل زیادی به سکون و درک محیط و مطالعه اداب و فرهنگ و معاشرت با اهالی بومی و مردم دارم. سبک زندگی مردم برام جالبه و از شناختشون لذت میبرم. دوست دارم در سفر گاهی هیچ کاری نکنم و فقط باشم و ببینم و فکر کنم... اگر از جایی یا غذایی خوشم اومد بهش برگردم و بمونم و گاهی چیزهای کوچکی به مردم هدیه بدم و تبادلات کوچکی داشته باشم. همه اینها باعث میشه انگیزه بیشتری برای حرکت پیدا کنم.‌
‌اما سیروس فقط میره و میره و باز هم مجبوره که بره... ‌‌‌چون موندن براش هزینه داره و از پسش برنمیاد. یا مثلا سفر به شهرهای بزرگ به سبک‌ سیروس به سختی امکان‌پذیره چون نمیشه هرجایی چادر بزنه و بخوابه و مردم چون بیشتر درگیر کار و زندگی هستند کمتر غذا یا سواری رایگان به کسی میدن. پس تایپه به سبک سفر سیروس امکانپذیر نیست ولی من بسیار مشتاقم زندگی شهری تایوان رو تجربه کنم و چیزهای جدیدتری یاد بگیرم و ببینم اونجا چه خبره... از حق نگذریم که نیاز به تنهایی و با خودم بودن هم دارم... در حقیقت نیاز به تفکر دارم
Read more
. سلام بچه ها خوبين<span class="emoji emoji270b"></span> بالاخره وقت سفر رسيد هميشه هم اينجوري نيست كه مامانا چمدون سفر واسه بچه هاشون ...
Media Removed
. سلام بچه ها خوبين بالاخره وقت سفر رسيد هميشه هم اينجوري نيست كه مامانا چمدون سفر واسه بچه هاشون ببندن گاهي وقتها بچه ها تجربه شون از ماهم بيشتره ، خلاف مهسا كه عاشق سفر كردنه من اصلا اهل سفر نيستم يعني يه جورايي بد سفرم هستم امروز با كلي دقت وسايل منو مي چيد تو چمدون و هي با من مدراكو چك ميكرد و مدام ... .
سلام بچه ها خوبين✋
بالاخره وقت سفر رسيد
هميشه هم اينجوري نيست كه مامانا چمدون سفر واسه بچه هاشون ببندن گاهي وقتها بچه ها تجربه شون از ماهم بيشتره ، خلاف مهسا كه عاشق سفر كردنه من اصلا اهل سفر نيستم يعني يه جورايي بد سفرم هستم😄
امروز با كلي دقت وسايل منو مي چيد تو چمدون و هي با من مدراكو چك ميكرد و مدام نكته هايي رو گوشزد ميكرد🤦🏻‍♀️
.

از طرف شركت ال جي براي بازديد از كارخونه ال جي و يك كنفرانس خبري بهمراه مديران ارشد ال جي و خبرنگار و من بعنوان تنها اينفلوئنسري كه از اينستاگرام دعوت شده به كره ( سئول ) دعوت شديم ، اينجا جا داره هشتگ #پُزو رو بزنما 🤓
خيلي كه چه عرض كنم اصلا بلد نيستم سفرنامه بنويسم ولي به روش خودم سعي ميكنم از اونجا و حال و هواش براتون حتما پست و استوري بذارم😊
.
سفره ديگه رفتنت دست خودت برگشنت با خدا ، حلال كنيد🙏🏻❤️
.
امضا #يانگوم_السلطنه 👩‍🍳😂
.
@iranlge
#سفركاري
.
بمونه به يادگار ۱۳۹۷/۴/۱۰
.
Read more
... من داعش واقعی رو از نزدیک دیدم. پارسال وسط جنگ سوریه. توی دمشق، مسیر بین مرکز شهر تا زینبیه، درست ...
Media Removed
... من داعش واقعی رو از نزدیک دیدم. پارسال وسط جنگ سوریه. توی دمشق، مسیر بین مرکز شهر تا زینبیه، درست لابه‌لای خونه‌های خرابی که هنوز دست اونا بود. راهی که ما میرفتیم رو از مگسک اسلحه‌شون دنبال می‌کردن. اگه به ماشینی شک میکردن یا عشقشون میکشید شلیک می‌کردن. این‌که میدونستم تو اون مسیر به‌علاوه‌ی ... ...
من داعش واقعی رو از نزدیک دیدم.
پارسال وسط جنگ سوریه. توی دمشق، مسیر بین مرکز شهر تا زینبیه، درست لابه‌لای خونه‌های خرابی که هنوز دست اونا بود. راهی که ما میرفتیم رو از مگسک اسلحه‌شون دنبال می‌کردن. اگه به ماشینی شک میکردن یا عشقشون میکشید شلیک می‌کردن. این‌که میدونستم تو اون مسیر به‌علاوه‌ی دوربین تفنگ یه قاتل رو پیشونی‌مه ترسناک بود.خیلی ترسناک.
توی «تِدمور» هم دیدمشون. که البته یه شهر ویران خالی از زندگی شده بود، کنار ستون‌ها و ویرانه‌های «پالمیرا»_که تخت‌جمشید سوریه‌ست_. همون‌جا که اون آدما رو ردیف چیدن و یکی یکی سر بریدن‌. داعش دو روز قبل از اون‌جا رفته بود چند کیلومتر پایین‌تر. از دور معلوم بودن و شاید دو روز دیگه یا فردا یا همین الان پاتک می‌زد. من شب رو کنار سربازامون خوابیدم. توی یکی از چند خونه‌ی سرپا مونده‌ی شهر که چند روز قبل جای خواب فرمانده‌ی داعشیا بود. هنوز بوی خون میومد. و این‌که نمیدونستم جام امنه یا نه ترسناک‌ بود. خیلی ترسناک.
با یه سری سرباز جیگردار و مشتی‌ام رفیق شدم. شبیه هم‌دیگه‌ام نبودن. یکیشون آبادانی بود، میگفت اول خدا بعد صنعت بعد استقلال! یکیشون ابی گوش میداد خودشم صداش خوب بود. یکی دیگه از این سیگارا که خودش می‌پیچید درست میکرد یکی‌ام داد به من... من اما ایمان دارم با همه تفاوتاشون همه با اعتقاد و باور اون‌جا میجنگیدن. وگرنه کسی به خاطر پول و درجه و اینها او‌نجا دووم نمی‌آورد.
از اون سفر و اون جنگ فقط یه آرزو با خودم آوردم. که آرزو و باور تک تک اوناهم بود و هر کدوم به زبون خودش تو درددلاش می‌گفت. که خدا کنه هیچ آدمی هیچ لحظه‌‌ای رو تو خونه‌ی خودش با ترس و ناامنی سر نکنه. اونا به خاطر همین اون‌جا بودن. که ترس پاشو داخل مرز ما نذاره. اگه خودمونم با اسب و عربده نبریمش وسط زن و بچه‌ی مردم که هم به مردم لطف کردیم هم به مدافعای مظلوم حریممون.
.
#به_وقت_شام
#کوروش
#داعش
#حاتمی_کیا
Read more
همیشه میگیم #سفر اعتیاد آوره! یعنی واسه ماهایی که مزه سفرای خاص خودمون، مزه تو طبیعت خوابیدن و بیدار ...
Media Removed
همیشه میگیم #سفر اعتیاد آوره! یعنی واسه ماهایی که مزه سفرای خاص خودمون، مزه تو طبیعت خوابیدن و بیدار شدن، مزه سختی بک‌پکری، پیمایشای سخت تو سرما گرما، مزه سفرایی که وقتی برمگیردی، ۱۰ برابر پر انرژی‌تری ولی جسمت از فعالیت و ورزشش کوفته‌س؛ زیر زبونمون رفته، یه جا نشستن خیلی سخته! اینجوری میشه ... همیشه میگیم #سفر اعتیاد آوره!
یعنی واسه ماهایی که مزه سفرای خاص خودمون، مزه تو طبیعت خوابیدن و بیدار شدن، مزه سختی بک‌پکری، پیمایشای سخت تو سرما گرما، مزه سفرایی که وقتی برمگیردی، ۱۰ برابر پر انرژی‌تری ولی جسمت از فعالیت و ورزشش کوفته‌س؛ زیر زبونمون رفته، یه جا نشستن خیلی سخته!
اینجوری میشه که وقتی یه هفته رو خونه میمونیم، اصن نمیدونیم باید چیکار کنیم و نهایت کاری که میتونیم انجام بدیم خوابیدنه😂 دیروزم که روز تنبلا بود و کلشو ما خوابیدیم که مثلا کمبود خوابهای گذشته جبران شه که نشد و امروزم با خمیازه شروع کردیم😅😝..
حسام هر هفته داره تو گوگل و مپ جاهای جدید واسه کمپ پیدا میکنه و منم هی دارم برنامه هامونو جابجا میکنم که برسیم و بریم. بعضی مقصدا تاریخ دارن، مثلا اگه تو مرداد ماه نری، ممکنه دیگه ماه‌های دیگه رفتنش زیاد چنگی به دل نزنه، هواش دیگه خوب نباشه یا جاده‌ش رفتنی نباشه! که هماهنگ کردن کار و زندگی با این مقاصد دلچسب، خودش یه مسئله‌ست 😂مثل الان که کلی مقصد تو لیستمون داریم و هی داریم کارامون رو تا اخر تابستون بالا پایین میکنیم ببینیم میرسیم بهشون یا نه😻!
ماها وقتی باهم نامزد شدیم، خانواده‌هامون با ناامیدی میگفتن که ما امیدوار بودیم شما با کسایی ازدواج کنین که خیلی سفری نباشن و شمام دست بکشید از اینهمه سفر رفتن، ولی خب، نشد! 🤪و ما از دورترین فاصله به عشق دیدن همه قشنگیای دنیا بهم رسیدیم که تو این راه #همسفر هم باشیم❤️ جالب اینجاس که اولین موضوعی که ما موقع آشناییمون باهم راجع بهش صحبت کردیم #سفر رفتن بود😂اینکه کسیو واسه زندگیت انتخاب کنی که باهاش علایق مشترک نداری، عملا به نظرم خودکشیه! چون اولش ممکنه از شور عشق حس نکنی که با دل خودت چیکارکردی، اما بعد چند وقت تبدیل میشی به ادمی که هیچ وقت نبودی.. 🙂 سفر ، هنر نقاشی و تئاتر و موزیک و‌سینما، درس و کار، اینا همه چیزاییه که باید بتونیم حتی اگه با یارمون درموردش هم نظر نیستیم، همراه هم باشیم و‌به نظر هم احترام بذاریم😍
.
.
📸: @arianismmm 💙
Read more
خب، میرسیم به مبحث شیرین خرید ! 🤩 . به نظرم، یکی از اصلی‌ترین دلایل واسه سفر به #ماکو ، میتونه دیدن ...
Media Removed
خب، میرسیم به مبحث شیرین خرید ! 🤩 . به نظرم، یکی از اصلی‌ترین دلایل واسه سفر به #ماکو ، میتونه دیدن بازارهای منطقه آزاد و خرید باشه. من دیروز از دو تا بازار اصلیش دیدن کردم که براتون توضیحشون میدم. - #مجتمع_تجاری_امید : یه مجتمع خیلی شیک، پر از نمایندگی و فروشگاه‌های برندهای ترک، چیزی که بیشتر ... خب، میرسیم به مبحث شیرین خرید ! 🤩
.
به نظرم، یکی از اصلی‌ترین دلایل واسه سفر به #ماکو ، میتونه دیدن بازارهای منطقه آزاد و خرید باشه. من دیروز از دو تا بازار اصلیش دیدن کردم که براتون توضیحشون میدم.
- #مجتمع_تجاری_امید : یه مجتمع خیلی شیک، پر از نمایندگی و فروشگاه‌های برندهای ترک، چیزی که بیشتر به چشمم اومد اینجا، لباس مجلسی‌های شیک زنونه بود😍 و فروشگاه‌های مواد غذایی و ارایشی بهداشتی.
من عشق خوراکی وارد یه فروشگاه هله هوله فروشی شدم و‌ فکر کنم حداقل نیم ساعتی بین قفسه‌های شکلات گیر کرده بودم🤩 چند تا عکس از تنوع اجناس گذاشتم که بیشتر امار دستتون بیاد. خلاصه که اینجا خیلی همه چی شیک بود 😎
.
- #بازار_بزرگ_منطقه_آزاد_ماکو : یه فضای خیلی بزرگتر، تنوع خیلی بالاتر! همه چی گیر میومد. از لباس زنونه و مردونه بگیر تا لوازم اشپزخونه و‌دکوری و مواد غذایی و رستوران و ... از اون بازارا که صبح بگی بسم ا... بری داخل و شب برگردی بیرون😅
البته من به نیت خرید نرفته بودم و‌ چیزی نگرفتم اما واسه اینه تفاوت قیمت‌ها دستم بیاد چند جا سوال کردم و خب همون چیزی بود که انتظارشو داشتم. تفاوت قیمت به شهرای دیگه کاملا به چشم میاد!.. به خاطر کم شدن هزینه گمرکی و حمل و نقل، جنس‌های ارجینال و اصلی رو با قیمت مناسبتر میشه راحت پیدا کرد، همه چی هم کنار هم و در دسترسه و خستگی گشتن نداره!
.
به نکته دیگه خیلی جالب که به چشمم این بود که بعضی فروشگاه‌ها، یه کاغذ چسبونده بودن پشت ویترین و نوشته بودن که جنساشون رو با چه نرخ دلاری حساب کردن، مثلا یه کت شلوار فروشی تو بازارچه امید نوشته بود همه‌ی لباساش با دلار ۳۸۰۰ تومن قیمت گذاری شده و این انصافشون عالی بود. چیزی که کمتر دیده بودم..💫
.
در مورد پیدا کردن خونه و محل اقامت، راه‌های زیادی هست. خونه هم توی شهر گیر میاد و هم تو روستاها مردم منتظرن با جون و دل میزبانتون شن، اما واسه اینکه قبل سفر بتونین یه دودوتا چار تا کنین تو عکس اخر این پست یه شماره گذاشتم که دم منطقه ازاد بنر زده بود واسه اجازه اقامت گاه.
.
#صحرا_میره_سفر
#ماکو_نامه_صحرا .
‏The Free Market Zone of Maku is one of the best reasons to travel here.The lack of customs fees has helped to reduce the price of goods,Most goods come from Turkey ‏And clothing and food and health products are highly diverse
. ‎ #ماکوگرام #ماکو #ماکوگردی #بریم_ماکو #ماکوگرافی #سفرنامه_ماکو
#maku #Maku_Gram #visitmaku #trip2maku
.
.
پ.ن : دلیل خلوتی اینجا اینکه من وسط ظهر رفتم. وقت نهار بود ولی همه فروشگاه‌ها باز بودن.
Read more
. «هنرمند» بهانه‌ای است برای پیش‌کشیدن مفهوم «حدیث نفس». فیلمسازی که با مراودات روشنفکری آشناست٬ ...
Media Removed
. «هنرمند» بهانه‌ای است برای پیش‌کشیدن مفهوم «حدیث نفس». فیلمسازی که با مراودات روشنفکری آشناست٬ با این آگاهی که «بدل» می‌تواند جایگزین بهتری برای غور در «ایدئولوژی» باشد٬ فیلم‌هایش را می‌سازد. اول‌شخص او در وضعیتی به‌هنگام٬ با سرک‌کشیدن به گوشه‌وکنار قاب٬ با خیالی آسوده‌تر از پیش دست ... .
«هنرمند» بهانه‌ای است برای پیش‌کشیدن مفهوم «حدیث نفس». فیلمسازی که با مراودات روشنفکری آشناست٬ با این آگاهی که «بدل» می‌تواند جایگزین بهتری برای غور در «ایدئولوژی» باشد٬ فیلم‌هایش را می‌سازد. اول‌شخص او در وضعیتی به‌هنگام٬ با سرک‌کشیدن به گوشه‌وکنار قاب٬ با خیالی آسوده‌تر از پیش دست به «معناسازی»‌های دل‌خواه‌ش می‌زند. اما این‌جا توقف‌گاه و مقصد نهایی نیست. این تنها داستان قاب اول است. برای منتقد و فیلمسازی که «خوانش» کسب و کارش است٬ دل‌خوشی به این قاب٬ نه از روی علاقه و شور سینه‌فیلی٬ بلکه به‌خاطر اندک داشته‌هایش است. سازنده‌ی «هامون» و طیف بسیاری از «هامون‌بازها» در این دسته جای می‌گیرند. مسئله در قاب دوم رخ می‌دهد. جایی که قاب به «جهان» وصل می‌شود ‌و فیلمساز در مرکز این جهان٬ با شاخک‌های احساسی خود٬ به مادی‌ترین «چیز»های هستی واکنش نشان می‌دهد. فکر می‌کنم بهترین نمونه «زندگی و دیگر هیچ» کیارستمی است٬ و یا پایان «طعم گیلاس»؛ آن‌جا که سینه‌فیل متهعد با نامه‌ای به فیلمساز در آن مداخله می‌کند: «لطفا به این پایان دست نزنید.»
این میان ملاقلی‌پور استثنای قاعده است. نه روشنفکر است و نه می‌داند خوانش چیست. جزئی از «مردم» است اما آشکارا «ضدمردمی» است. یک انقلابی سرخورده که برای لعن و نفرین خود فیلم می‌سازد. (درباره‌ی «مجنون»٬ «نجات‌یافتگان» و «سفر به چزابه» حرف می‌زنم.). من این فیلمساز را دوست دارم. سینه‌فیل نیز گاه از جهان و خود متنفر است و دوست دارد چنین کند که «مجنون»...
یکشنبه ساعت ۱۷ سالن حوزه هنری
Read more
دلم به شدت از اين تصاوير ميخواد از اين بارونا از اين جاده ها از اين ترانه ها از اين سفرا از اين حس ارامش از اون همخوانيها (كه شما صداش رو نميشنويد😬😬) . . . هر كسي رو دوست داريد اينجا تگ كنيدكِيْف كنيم،دوستم نداشتيد نكنيد ،زور نيست كه😬😬😬 اصلا هر چي دلتون ميخواد بنگاريد،نخواستيد فقط ار تصوير ... دلم به شدت از اين تصاوير ميخواد
از اين بارونا
از اين جاده ها
از اين ترانه ها
از اين سفرا
از اين حس ارامش
از اون همخوانيها (كه شما صداش رو نميشنويد😬😬)
.
.
.
هر كسي رو دوست داريد اينجا تگ كنيد😊كِيْف كنيم،دوستم نداشتيد نكنيد ،زور نيست كه😬😬😬
اصلا هر چي دلتون ميخواد بنگاريد،نخواستيد فقط ار تصوير لذت ببريد😉اين همه دموكراسي و ازادي يه جا نداريمااااا😂😂.
.
.
ترانه:پانزده سالگي رضا يزداني
خاطره اي از سفر ارديبهشت ماه به گمانم🤔خلاصه بهار بود🙈.
.
#بهار #تابستان #باران #بارون #جاده
#سفر #همسفر #ترانه #شعر #شمال #همسر #دوست #رفيق #عشق #آرامش #حس_خوب #ايران #خاطره #دل .
.
@rezayazdanioriginal
Read more
سفر در هر زمان با همه خوبیهایش تمام میشود ولی آنچه که از تجربه سفر به جا میماند تا مدتها درگیری فکری برایت ...
Media Removed
سفر در هر زمان با همه خوبیهایش تمام میشود ولی آنچه که از تجربه سفر به جا میماند تا مدتها درگیری فکری برایت ایجاد میکند . من به شخصه آدمی هستم که قبل از لذت بردن از سفر به کشور خودم و کاستی های اون فکر میکنم که چرا کشور من با این همه جاذبه توریستی و با اینهمه منابع غنی طبیعی باید روز به روزتر فقیر تر شود و در ... سفر در هر زمان با همه خوبیهایش تمام میشود ولی آنچه که از تجربه سفر به جا میماند تا مدتها درگیری فکری برایت ایجاد میکند .
من به شخصه آدمی هستم که قبل از لذت بردن از سفر به کشور خودم و کاستی های اون فکر میکنم که چرا کشور من با این همه جاذبه توریستی و با اینهمه منابع غنی طبیعی باید روز به روزتر فقیر تر شود و در راه توسعه لنگ بزند .وقتی کشوری مثل ترکیه که تنها زغال سنگ داره و محروم از گاز و نفت اما با مدیریت منظم و مرتب چنین توانسته کشورش را در مقابل ایران یک سر و گردن بالاتر ببرد .از کنار جذب توریست و هاب بودن فرودگاه در جای جای شهر تلاش و شور و هیجان مردم را میبینی که خیلی هم خوشحالند. اکثر جوانان به کار مشغولند.و کاملا متوجه میشی که کشور به سمت چه قهقرایی دارد میرود .اینها لذت سفر را با خودش میبرد .
امیدوارم هر چه زودتر بساط بی فکری ها و تعصب های بیجا در رابطه با امور بسیار بی اهمیت برچیده شود و شاهد ایرانی آباد و سرافراز باشیم مثل گذشته .!!!! # استانبول
#ایران # تعصب
# آبادانی
#سفر
Read more
کیا یه دفتر کوچیک همراشونه و هرجا میرن سعی میکنم با هر وسیله ایی شده یه طرح از اون جایی که هستن بکشن ؟ پیشنهاد ...
Media Removed
کیا یه دفتر کوچیک همراشونه و هرجا میرن سعی میکنم با هر وسیله ایی شده یه طرح از اون جایی که هستن بکشن ؟ پیشنهاد میکنم اگه اینکارو نمیکنید از همین امروز یه دفتر نقاشی خیلی کوچیک ( طوری که تو‌کیفتون همیشه جا بشه ) بخرید و بزارید تو کیفتون و هرجا میرین ( بخصوص سفر ) با هر میزان توانایی که تو طراحی دارید ، فقط ... کیا یه دفتر کوچیک همراشونه و هرجا میرن سعی میکنم با هر وسیله ایی شده یه طرح از اون جایی که هستن بکشن ؟ پیشنهاد میکنم اگه اینکارو نمیکنید از همین امروز یه دفتر نقاشی خیلی کوچیک ( طوری که تو‌کیفتون همیشه جا بشه ) بخرید و بزارید تو کیفتون و هرجا میرین ( بخصوص سفر ) با هر میزان توانایی که تو طراحی دارید ، فقط سعی کنید اون مناظری که دوست دارید رو با دستخط خودتون تو دفترتون‌ثبت کنید.
یادتون باشه که اصلا حرص نخورید که چرا شبیه نشده ، فقط تمام تلاشتون رو بکنید که دست به قلم بشین و طراحی کنید ، این تمرین یکی از بهترین تمرین های طراحی هست
حالا ورق بزنید و چندتا از این اثار رو ببینید و لذت ببرید
دوستون دارم 🌸💙🌸💙
Read more
این عکس رو پارسال همین روزا گرفتیم. من از ماشین صباغی بیرون اومده بودم و تو از ماشین دولتی<span class="emoji emoji1f602"></span> ژست تایتانیکی ...
Media Removed
این عکس رو پارسال همین روزا گرفتیم. من از ماشین صباغی بیرون اومده بودم و تو از ماشین دولتی ژست تایتانیکی گرفتیم و من بعدش انقدر این عکسو دوس داشتم که چاپش کردم و کوبیدم به دیوار اتاقم...️وقتی اردیبهشت ، اردبیل مارو صدا زد و فرصتی شد که بعد مدتها که دورادور میشناختمت، باهات #همسفر بشم ممنونم از ... این عکس رو پارسال همین روزا گرفتیم. من از ماشین صباغی بیرون اومده بودم و تو از ماشین دولتی😂 ژست تایتانیکی گرفتیم و من بعدش انقدر این عکسو دوس داشتم که چاپش کردم و کوبیدم به دیوار اتاقم...❤️وقتی اردیبهشت ، اردبیل مارو صدا زد و فرصتی شد که بعد مدتها که دورادور میشناختمت، باهات #همسفر بشم🌱 ممنونم از #اردیبهشت ، ممنونم از #سفر 😌‌.. اون سفر یکی از بهترین خاطرات عمرم شد، چون تو بودی❤️ چهار روز تماااام کنار هم تو زمین خدا عشق کردیم، از ته دل خندیدیم و ورجه وورجه کردیم😅 تولدتو تو سفر گرفتیم. اینترنت نداشتیم و به زور یه جا موفق شدی پست تولدتو بذاری 😅‌.. یادته تو راه برگشت چقدر کسل بودیم که سفر داره تموم میشه؟ ... اون‌ سفر تموم شد و دوستی ما شروع شد. تو این یه سال باهم کلی روز گذروندیم، کلی سفر رفتیم، دلم گرفته صدات کردم، بهم امید دادی، انرژی دادی، هم شونه م بودی، گوش شنوای حرفام بودی..❤️
تولدت رو اول به خودم تبریک میگم و به اونایی که تورو تو زندگیشون دارن. بعدم به خودت. مرسی که به دنیا اومدی که اینجارو جای قشنگتری واسه زندگی‌کنی🌸💞
.
Read more
️ اغلب ما آدم ها عاشق سفر کردنیم! اینکه چند روز مناسب گیر بیاوریم تا از روزمرگی و دغدغه های همیشگی فاصله بگیریم و بگذاریم احساس مان هوایی بخورد، اتفاقی همیشگی نیست. #دبی، نام شهر و بزرگترین و پرجمعیت ترین در #امارات متحده عربی است که در ساحل جنوب شرقی #خلیج_فارس جا خوش کرده است. . برای اطلاع ... ⤵️
اغلب ما آدم ها عاشق سفر کردنیم! اینکه چند روز مناسب گیر بیاوریم تا از روزمرگی و دغدغه های همیشگی فاصله بگیریم و بگذاریم احساس مان هوایی بخورد، اتفاقی همیشگی نیست.
#دبی، نام شهر و بزرگترین و پرجمعیت ترین در #امارات متحده عربی است که در ساحل جنوب شرقی #خلیج_فارس جا خوش کرده است.
.
برای اطلاع از آخرین قیمت تور دبی با ما تماس بگیرید.
☎۰۲۱_۸۸۸۶۳۹۰۴_۹
.
#تور #تور_لحظه_آخری #تور_ارزان #سفر #مسافرت #عکس #طبیعت
Read more
چهارشنبه ها در بی قانون قصه ی انار قسمت ششم: تلاش برای به دست آوردن یک لقمه نان _ هتل که رسیدیم تقریبا ...
Media Removed
چهارشنبه ها در بی قانون قصه ی انار قسمت ششم: تلاش برای به دست آوردن یک لقمه نان _ هتل که رسیدیم تقریبا همه نیمه بیهوش بودیم. راستش اصلا نفهمیدم چطور مسیر را آمدیم، کجا جا گرفتیم و کی خوابیدیم. ولی یادم هست که نزدیک غروب بپر که با ضعف و بی حالی شدیدی از خواب بیدار شدم. مامان روی تخت، بالای سرم نشسته ... چهارشنبه ها در بی قانون
قصه ی انار
قسمت ششم: تلاش برای به دست آوردن یک لقمه نان
_
هتل که رسیدیم تقریبا همه نیمه بیهوش بودیم. راستش اصلا نفهمیدم چطور مسیر را آمدیم، کجا جا گرفتیم و کی خوابیدیم. ولی یادم هست که نزدیک غروب بپر که با ضعف و بی حالی شدیدی از خواب بیدار شدم. مامان روی تخت، بالای سرم نشسته بود و داشت کتلت های توی کوله پشتی اش را با دقت از توی ظرف در می آورد و برایمان ساندویچ درست می کرد. خوردن ساندویچ کتلت توی سفر در خانواده ی ما یک سنت قدیمی بود که نسل اندر نسل جریان داشت. فرق هم نمی کرد این سفر پشت وانت تا اسفراین باشد یا بعد ازپرواز لوفتانزا به کانادا. با اینکه بوی مشميز کننده ی کتلت پیچش معده ام را شدیدتر می کرد ولی در آن شرایط چاره ای جز پذیرفتن پیشنهاد مامان نداشتم. لقمه را برداشتم و به برگه پیازی که از بغل ساندویچم زده بیرون نگاه بی میلی انداختم. این جور که معلوم بود بابا شامش را چندساعتی زودتر خورده بود و حالا داشت دور اتاق راه می رفت. راستش بابا خیلی ادم استرسی و درگیری نبود که اینجور حرکات عصبی از خودش نشان بدهد. پیش خودم گفتم لابد فشار اتفاق های این مدت خیلی بوده که طفلکی را به این روز در آورده. همان جور دراز کشیده کلی قربان صدقه اش رفتم و بهش افنخار کردم. اما هنوز حالت افتخارم در درونم شکل نگرفته بود که دیدم بابا عینهو شصت تیر از جلویم رد شد و به سمت دستشویی رفت و در را بسته و نبسته برایمان سمفونی پر وپیمانی را اجرا کرد. وسط کار هم با صدای بلند فریاد کشید:
نخورید اون کتلت های لامصب رو! مسمومه.
از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم. با این وضع دیگر باید می رفتیم ویک دل سیر غذای خارجی نوش جان می کردیم. یک همبرگر چندلایه با یک رویه ضخیم پنیر آب شده. درست مثل همان هایی که توی تبلیغ های خارجی گاز می زنند و داغ یک گازش را به دل بیننده می گذارند.
بابا که برگشت هنوز حال و احوال خوشی نداشت. لباس هایمان را عوض کردیم و به نزدیک ترین غذافروشی نزدیک هتل رفتیم. منوی روی میز پر بود از انواع و اقسام خوشمزه های وسوه انگیز. بابا گفت برای اینکه توی دردسر نیفتیم یکی از ساندویچ ها را انتخاب کنیم و همگی با هم همان یک مدل را بگیریم. با آنکه دلم آن دبل برگر با سیب زمینی و خیارشور و سس و پنیر و تخم مرغ اضافه را می خواست، ولی قبول کردم هماهنگ با بقیه غذایم را بخورم.
ادامه در کامنت اول..
Read more
‌ تماشای تابلوی سنگی تصور کنید مقابل تابلوی بسیار بزرگی ایستاده‌اید؛ آن‌چه در تابلو می‌بینید ...
Media Removed
‌ تماشای تابلوی سنگی تصور کنید مقابل تابلوی بسیار بزرگی ایستاده‌اید؛ آن‌چه در تابلو می‌بینید چند فیگور انسانی است که یک نفر از آن‌ها نشسته و بقیه ایستاده‌اند. احتمالا کسی که روی تخت نشسته جایگاهی بلندمرتبه دارد. صورت فربه، ریش بلند و سبیل تاب‌دار او شما را یاد پادشاهان #قاجار می‌اندازد. ...
تماشای تابلوی سنگی

تصور کنید مقابل تابلوی بسیار بزرگی ایستاده‌اید؛ آن‌چه در تابلو می‌بینید چند فیگور انسانی است که یک نفر از آن‌ها نشسته و بقیه ایستاده‌اند. احتمالا کسی که روی تخت نشسته جایگاهی بلندمرتبه دارد. صورت فربه، ریش بلند و سبیل تاب‌دار او شما را یاد پادشاهان #قاجار می‌اندازد. او پیراهن ‌چین‌دار به تن کرده، کمربندی به کمر بسته و شمشیری دارد. بالای سرش اشعاری به خط زیبا نوشته شده است. اگر دقیق‌تر شوید، متوجه خواهید شد این اشعار بیت‌هایی در مدح پادشاه‌اند. آن سه نفر دیگر لباسی بلند به تن ‌کرده‌اند و رنگ و چهره آن‌ها درست معلوم نیست. این تابلو میراثی از گذشته و گذر زمان در آن به خوبی پیداست. تابلوی مقابل شما روی سنگ و با ظرافت تمام حک شده. شما در حال تماشای یکی از نقش برجسته‌های #طاق_بستان هستید ولی این قدیمی‌ترین اثر به جا مانده در این منطقه نیست. برای دیدن آثار کهن‌تر طاق بستان به #کرمانشاه سفر کنید.

در #تورکرمانشاه #دالاهو از #طاق_بستان دیدن کنید
☎️۰۲۱-۴۱۶۶۳۰۰۰
#بادالاهوهمسفرباش
Read more
آخر هفته‌های داستانی ققنوس؛ امروز: #غول_مدفون غول فراموشی در دهکده جا خوش کرده و آرام آرام در ...
Media Removed
آخر هفته‌های داستانی ققنوس؛ امروز: #غول_مدفون غول فراموشی در دهکده جا خوش کرده و آرام آرام در حال محو کردن خاطرات، جزئیات روابط و حتی حس‌هاست. در این میان اکسل و بیئتریس زوجی سالخورده که با #عشق و علاقه با هم زندگی می‌کنند، پس از مدت‌ها تحمل رفتارهای بد اهالی روستا، تصمیم می‌گیرند سفر کنند؛ ... آخر هفته‌های داستانی ققنوس؛
امروز: #غول_مدفون

غول فراموشی در دهکده جا خوش کرده و آرام آرام در حال محو کردن خاطرات، جزئیات روابط و حتی حس‌هاست.
در این میان اکسل و بیئتریس زوجی سالخورده که با #عشق و علاقه با هم زندگی می‌کنند، پس از مدت‌ها تحمل رفتارهای بد اهالی روستا، تصمیم می‌گیرند سفر کنند؛ سفر به روستایی دیگر که می‌دانند پسرشان آن‌جا انتظارشان را می‌کشد. اما مگر آن‌ها فرزندی دارند؟ اگر دارند چه بر سرش آمده؟ یادشان نمی‌آید. آن‌ها هم مثل دیگر مردم دهکده #فراموشی گرفته‌اند. پس بعضی اهالی تصمیم می‌گیرند غول را بیدار کنند و برخی اصرار به ادامه‌ی حضور پررنگ فراموشی و زنده نشدن خاطرات دارند... درگیری انسان‌ها با خاطراتشان همواره یکی از دغدغه‌های #کازوئو_ایشی‌گورو بوده. این نویسنده‌ی برنده‌ی جایزه نوبل سال گذشته در رمان غول مدفون تصمیم نهایی را بر عهده‌ی اهالی می‌گذارد؛ رهایی از #خاطرات یا روبه‌رو شدن با آن؟
Read more
۰ قبل از سفر، هیجان و ایستیرس چُنان تو هم قروقاطی میشه که دیگه جایی برای گشنگی و سایر حسای شکمی باقی ...
Media Removed
۰ قبل از سفر، هیجان و ایستیرس چُنان تو هم قروقاطی میشه که دیگه جایی برای گشنگی و سایر حسای شکمی باقی نمی‌مونه! نمی‌دونم شما هم اینطوری‌این یا چطوری میشین قبل سفر؟ 🌎🌍 البته تو سفر استانبول خیلی اینجوری نبودم چون استانبول پراز ایرانیه، یعنی کافیه وسط یه خیابون داد بزنی سلام یا ببخشید کی می‌تونه ... ۰
قبل از سفر، هیجان و ایستیرس چُنان تو هم قروقاطی میشه که دیگه جایی برای گشنگی و سایر حسای شکمی باقی نمی‌مونه!
نمی‌دونم شما هم اینطوری‌این یا چطوری میشین قبل سفر؟
🌏🌎🌍
البته تو سفر استانبول خیلی اینجوری نبودم چون استانبول پراز ایرانیه، یعنی کافیه وسط یه خیابون داد بزنی سلام یا ببخشید کی می‌تونه کمکم کنه؟ میبینی کلی آدم جوابتو میده!
🌿🍀🍃
سفر یعنی بری یه جا هیچ رنگ و بویی از کشورت نباشه، اونم ایرانِ امروز مخصوصا.
منظورم کشف کردن نیست، چون قاره‌ها و کشورها سالیان دور کشف شدن، منظورم سفر به جاییه که کمتر مقصد سفر (بخصوص ایرانیا) باشه، بتونی بیشتر تجربه کنی، بیشتر جاهای جدید و جالب برای عکاسی ببینی، حداقل تو اینستاگرام کمتر ازش عکس ببینی :)))
این استانبول دیگه شده خونه دوم ما ایرانیا، سفر محسوب نمیشه :))
🚠🚢🚀
خلاصه که این جایی که ما داریم میریم به نظرم خیلی باید خوب و هیجان‌انگیز باشه.
امیدوارم بتونم بلاگری، اینستاگرامری چیزی بشم تو این هفته و از همه چیز و همه جا بگم براتون!
📷🎥🎬
عکس از @elnazz_e💚
مهر ۱۳۹۶
Read more
این تعطیلات اگر در سفر یا ترافیک های طولانی مسیرها نیستید و جایی مستقر هستید حتما فیلم هزارپا را ببینید. ...
Media Removed
این تعطیلات اگر در سفر یا ترافیک های طولانی مسیرها نیستید و جایی مستقر هستید حتما فیلم هزارپا را ببینید. از ته دل می خندید.بسیاری از اعضای خانواده رفته بودند، من حوصله نمیکردم امامن بلیط خریدم و رفتم، ردیف پنجم جا گیرم آمد. هرچه خواستم شئونات روحانیت و سوابق مدیریتی و سن وسال را مراعات کنم و بلند ... این تعطیلات اگر در سفر یا ترافیک های طولانی مسیرها نیستید و جایی مستقر هستید حتما فیلم هزارپا را ببینید. از ته دل می خندید.بسیاری از اعضای خانواده رفته بودند، من حوصله نمیکردم امامن بلیط خریدم و رفتم، ردیف پنجم جا گیرم آمد.
هرچه خواستم شئونات روحانیت و سوابق مدیریتی و سن وسال را مراعات کنم و بلند نخندم نشد.
خیلی از نقدها را خوانده ام اما جامعه ای که از عزاداری و ناراحتی اوردوز کرده به لبخند وشادی احتیاج دارد.
از اقای ابوالحسن داودی، دوست خوبم ممنونم.
Read more
چهارشنبه ها- روزنامه ی بی قانون «انار» قسمت چهارم: مصایب سفر ____ هیچ کدام مان فکر نمی کردیم ...
Media Removed
چهارشنبه ها- روزنامه ی بی قانون «انار» قسمت چهارم: مصایب سفر ____ هیچ کدام مان فکر نمی کردیم مسیر سفر این همه طولانی باشد. راستش تا آن موقع طولانی ترین مسیر مسافرتی ما خانه ی عمو هوشنگ در اسفراین بود که تازه آن جا را هم همیشه با وانت روباز عمه صدیقه این ها دسته جمعی می رفتیم و تا می امدیم خسته شویم ... چهارشنبه ها- روزنامه ی بی قانون
«انار»
قسمت چهارم:
مصایب سفر
____
هیچ کدام مان فکر نمی کردیم مسیر سفر این همه طولانی باشد. راستش تا آن موقع طولانی ترین مسیر مسافرتی ما خانه ی عمو هوشنگ در اسفراین بود که تازه آن جا را هم همیشه با وانت روباز عمه صدیقه این ها دسته جمعی می رفتیم و تا می امدیم خسته شویم نوبت تخلیه ی یکی دوتایمان میشد و خلاصه سرویس بهداشتی پیدا می کردیم و توقفی می کردیم و چای توت خشکی می نوشیدیم و خستگی از تن می بردیم گازش را می گرفتیم تا دست به آب بعدی.
اما این سفر همه جوره همه چیزش فرق داشت. اولین سفر خارجی ما با تمام استرس ها و اضطراب هایش باید سفر منحصر بفرد مزخرفی می بود.
مطابق شرط و شروط اولیه من در صندلی بغل پنجره نشستم. شنیده بودم که صندلی کنار پنجره کیفی دارد که نشستن لبه ی وانت عمه صدیقه اینها ندارد. قصدم این بود که تمام مدت بیرون را نگاه کنم و به مراحل جدیدی از کشف و شهود جغرافیایی برسم.
دانیال هم مثل همیشه بغل دست من نشست. صندلی سوم هم مال مامان شد. بابا هم با فاصله ی اندکی در ردیف وسط کنترل کننده ی اوضاع روحی و جسمی ما بود.
خلاصه اینکه همه نشستیم و آماده ی پرواز شدیم. بابا هم بعد از چهل و سه باری که کمربندهای ما را چک کرد توسط مهماندارها سرجایش نشانده شد. یعنی اگر کادر پرواز کمی دیرتر به داد ما می رسیدند قطعا به دلیل خفگی ناشی از فشار کمربند تمام کرده بودیم. هواپیما پرید. بابا چسبید به صندلی و مامان تند و تند شروع کرد به دعا خواندن. دانیال هم انگاری که دکمه اش را زده باشند به خواب عمیقی فرو رفت. این وسط من ماندم و یک پنجره و دنیایی که زیر پایم داشت کوچک و کوچک تر می شد. کم کم احساس کردم دلم ضعف می رود و محتویات معده ام دارند وسطی بازی می کنند. این احساس را یک بار دیگر هم وقتی با بچه های دایی هوشنگ رفته بودیم سینما دو هزار تجربه کرده بودم. سعی کردم آرامشم را حفظ کنم و با چشم های بسته بقیه ی سفر را دنبال کنم. دیدن هر چیزی حالم را بد می کرد. اصلا فکر نمی کردم نگاه کردن به زمین از آن ارتفاع انقدر تجربه ی مزخرفی باشد . هنوز چشم هایم بسته بود و در تلاش بودم که نخود لوبیاهای آشی را که ظهر خورده بودم به آرامش دعوت کنم که یکهو بوی غلیظ کلم پخته ای تمام مشامم را پر کرد. شنیده بودم که در هواپیما شام و ناهار می دهند ولی حداقل انتظارم یک ساندویچ کتلت یا یک بشقاب ماکارونی با سس خرسی بود. بخاطر همین با همان چشمان بسته گفتم: مرسی مرسی! من میل ندارم.
ادامه در کامنت اول...
#قصه_ی_انار
Read more
به نظر من دوتا چیز ذهن و فکر آدم را می‌تونن باز و از تعصب دور کنن، یکی سفر و دیگری امتحان غذاهای مختلف. ...
Media Removed
به نظر من دوتا چیز ذهن و فکر آدم را می‌تونن باز و از تعصب دور کنن، یکی سفر و دیگری امتحان غذاهای مختلف. میگم این دوتا چون به نظرم کتاب خوندن به اندازه اینها آدم را از تعصب دور نمی‌کنه چه بسا اونهایی که کتاب‌های زیادی خوندن و کماکان متعصبند. وقتی سفر می‌کنی میبینی هیچ چیزی مطلق نیست و تعاریف ما از خوب و ... به نظر من دوتا چیز ذهن و فکر آدم را می‌تونن باز و از تعصب دور کنن، یکی سفر و دیگری امتحان غذاهای مختلف. میگم این دوتا چون به نظرم کتاب خوندن به اندازه اینها آدم را از تعصب دور نمی‌کنه چه بسا اونهایی که کتاب‌های زیادی خوندن و کماکان متعصبند.
وقتی سفر می‌کنی میبینی هیچ چیزی مطلق نیست و تعاریف ما از خوب و بد، درست و غلط، پسندیده و ناپسند از فرهنگ به فرهنگ و شهر به شهر می‌تونه فرق بکنه.
من در سفرهام دیدم نسبت به خیلی مسائل تغییر کرده.
پارسال این موقع در پرو مثلا فهمیدم که حتی تعریف انسان‌ها از گذشته و آینده هم می‌تونه متفاوت باشه. ما وقتی می‌خوایم به گذشته اشاره کنیم به پشت سرمون اشاره میکنیم و آینده را روبرو میدونیم. در پرو قبایلی هستن که وقتی از گذشته میخوان بگن به روبرو اشاره می‌کنن چون می‌گن تنها چیزی را که با چشم دیده‌ایم گذشته است، آینده پشت سر است چون آن را نمی‌بینیم و نمی‌شناسیم!
در چین غذاها کل سیستم و تعریف من از خوب و بد را تغییر داد... هر چه را امتحان کردم با تعجب دیدم دوست دارم، سوسک و کرم و عقرب! تمام قضاوت‌هایم پاک شدن.
برلین هربار که میروم احساس می‌کنم تمام دگم‌های ذهنیم درباره جنسیت و هویت جنسی و سکس و غیره پاک میشه و ری‌استارت می‌شم.
در ایتالیا هر بار که میام بهم یادآوری میشه که همه اونچه که کهنه است بد نیست ...
خلاصه سفر کنین، با مردم حرف بزنین، امتحان کنین و چارچوبهای خودتون را دائما بازتعریف کنین. زندگی کوتاهتر از اینه که بخوایم به باورهای خودمون به هر قیمتی چنگ بزنیم. و دنیا خیلی خیلی خیلی بزرگ‌تر از اونیه که در چارچوب‌ها و معیارهای تنگ ما جا بشه.
#سفرنامه #سفر #یادداشت #دلنوشته
Read more
به يارى خدا و همسفر هاى دوست داشتنى سفر نوروز ٩٧ ما به خوبى و خوشى به پايان رسيد <span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻 . اين سفر حدود ٥،٥٠٠ ...
Media Removed
به يارى خدا و همسفر هاى دوست داشتنى سفر نوروز ٩٧ ما به خوبى و خوشى به پايان رسيد 🏻 . اين سفر حدود ٥،٥٠٠ كيلومتر رانندگى اسفالت و خاكى داشت كه به نوبه خودش سفرى سخت و پر از تجربه بود 🏝 . جا داره تشكر ويژه كنم از همه دوستان و همراهان عزيز كه ما رو در بهتر شدن اين سفر كمك كردن . ما در اين سفر از استان هاي ... به يارى خدا و همسفر هاى دوست داشتنى سفر نوروز ٩٧ ما به خوبى و خوشى به پايان رسيد ❤️🙏🏻
.
اين سفر حدود ٥،٥٠٠ كيلومتر رانندگى اسفالت و خاكى داشت كه به نوبه خودش سفرى سخت و پر از تجربه بود 🚙🚗🚌🏝
.
جا داره تشكر ويژه كنم از همه دوستان و همراهان عزيز كه ما رو در بهتر شدن اين سفر كمك كردن .
ما در اين سفر از استان هاي خراسان جنوبي ، كرمان و سيستان ديدن كرديم كه اين استان ها پُر از جاذبه هاى طبيعى و بكر هست مثل : چشمه مرتضى على ، كال جنى ، روستاى نايبند ، كلوت هاى شهداد ، روستا كشيت ، خليج گواتر ، درياچه صورتى ، كوه هاى مريخى ، اسكله بريس ، گل افشان ، تلاقى كوير و دريا (روستا تنگ ) كه پيشنهاد مى كنيم حتما از اين شگفتى هاى طبيعت و ايران عزيزمون ديدن بفرماييد .
اميدوارم سال ٩٧ ، سالى سرشار از گشت و گذار براى افراد اهل سفر باشه ❤️
.
.
گروه طبيعت گردى الفا آفرود
سهراب خردمند
نوروز ٩٧ ================================
.
🏔آلفا آفرود برگزار كننده تورهاى طبيعت گردى و آفرود
.
به كانال تلگرام ما بپيونديد تا از برنامه هاى سفرها زودتر مطلع بشين و عكس ها و ويديو سفرها رو بيشتر و بهتر ببينيد 🏕🗻🏔
.
‏🆔ادرس كانال :صفحه اصلى پيج، قسمت آبى رنگ🔵
.
Read more
‍ هزینه سفر به #بارسلون چقدر است؟ قسمت اول ☘️متاسفانه به دلیل نوسانات قیمت یورو به ریال لطفا به ...
Media Removed
‍ هزینه سفر به #بارسلون چقدر است؟ قسمت اول ☘️متاسفانه به دلیل نوسانات قیمت یورو به ریال لطفا به قیمت روز محاسبه بفرمایید . انتخاب بهترین شهرهای اروپا اصلا کار ساده‌ای نیست، اما بارسلون قطعا یکی از آن‌ها است. راهنمای هزینه سفر به بارسلون را در این مقاله بخوانید. هزینه سفر به آتن چقدر است؟ شهر ... ‍ هزینه سفر به #بارسلون چقدر است؟

قسمت اول
☘️متاسفانه به دلیل نوسانات قیمت یورو به ریال لطفا به قیمت روز محاسبه بفرمایید .
انتخاب بهترین شهرهای اروپا اصلا کار ساده‌ای نیست، اما بارسلون قطعا یکی از آن‌ها است. راهنمای هزینه سفر به بارسلون را در این مقاله بخوانید.

هزینه سفر به آتن چقدر است؟
شهر بارسلون که در ساحل زیبای مدیترانه واقع شده است، جذابیت‌های بسیاری دارد. جای تعجب نیست که برای بیشتر مسافرانی که اروپاگردی می‌کنند، این شهر یکی از اصلی‌ترین مقصدها است. بارسلون شهری است با غذاهای رنگارنگ، مجموعه‌ای بی‌نظیر از هنر و معماری تاریخی و بهترین شب‌های اروپا. با وجود چنین محبوبیتی، قطعا سفر کردن به این شهر ارزان نیست، با این حال نمی‌تواند خیلی هم پرخرج باشد.

متوسط هزینه روزانه بارسلون
در این مقاله هزینه‌ها را بر اساس دو نوع سفر اقتصادی ارائه داده
‌ایم. بنابراین ارقام ارائه شده بر این فرض تعیین شده‌اند که در یک هتل یا هاستل ارزان اقامت داشته باشید، از غذاهای لوکس چشم‌پوشی کنید و با استفاده از حمل و نقل عمومی جابه‌جا شوید. فراموش نکنید در صورت نیاز خرج و مخارج مربوط به مواردی مثل خوش‌گذرانی‌های شبانه، خرید سوغاتی و لباس، شرکت در تورها، خرید‌های غیر ضروری، غذای عالی و غیره را در نظر بگیرید.

هزینه روزانه سفر ارزان برای یک نفر (۵۳ یورو)

جاذبه‌های گردشگری: ۵ یورو (یک جاذبه غیر رایگان + یک جاذبه رایگان)
غذا: ۱۰ یورو
حمل و نقل: ۰ یورو
اقامت (هاستل): ۱۵ یورو
هزینه روزانه سفر اقتصادی برای یک نفر (۷۶ یورو | ۳۶۴,۰۰۰ تومان)

جاذبه‌های گردشگری: ۱۵ یورو (تور رایگان + یک جاذبه رایگان)
غذا: ۲۰٫۵۰ یورو
حمل و نقل: ۲٫۵ یورو
اقامت (هاستل ارزان): ۲۲ یورو
هزینه‌ بازدید از جاذبه‌ها و موزه‌های

بارسلون محله‌های فوق‌العاده جذاب و دیدنی‌ زیاد دارد و پارک‌هایش هم از زیبایی چیزی کم ندارند؛ هر دو را می‌توانید رایگان و بدون صرف هزینه‌ای دیدن کنید. اما به هر حال برای بازدید از موزه‌ها و جاذبه‌های دیگر باید هزینه کنید.

کازا بالیو: ۲۱٫۵۰ یورو
کلیسای خانواده مقدس (ساگرادا فامیلیا): ۱۵ تا ۲۴ یورو
موزه پیکاسو: ۱۱ تا ۱۶ یورو
قصر موسیقی کاتالان: ۱۸ یورو (تور )
موزه تاریخ بارسلون: ۷ یورو
کابین کابلی: رفت و برگشت ۱۲٫۵۰ یورو
تور پیاده روی: رایگان (اما باید به راهنما انعام بدهید) | تور غیر رایگان ۱۷ تا ۲۵ یورو
تور دوچرخه سواری: ۲۲ تا ۲۴ یورو
Read more
ورق بزنید, حتما کپشن وبخونید, سپاس ازهمراهیتون<span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji1f33b"></span> پیش از این ها فکر می کردم خدا خانه ای دارد کنار ...
Media Removed
ورق بزنید, حتما کپشن وبخونید, سپاس ازهمراهیتون پیش از این ها فکر می کردم خدا خانه ای دارد کنار ابرها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس و خشتی از طلا پایه های برجش از عاج و بلور بر سر تختی نشسته با غرور ماه ، برق کوچکی از تاج او هر ستاره ، پولکی از تاج او اطلس پیراهن او ، آسمان نقشِ روی دامن ... ورق بزنید, حتما کپشن وبخونید, سپاس ازهمراهیتون🙏🌻 پیش از این ها فکر می کردم خدا

خانه ای دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتی از الماس و خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور

بر سر تختی نشسته با غرور
ماه ، برق کوچکی از تاج او

هر ستاره ، پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او ، آسمان

نقشِ روی دامن او ، کهکشان
رعد و برق شب، طنین خنده اش

سیل و طوفان، نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتاب

برق تیغ و خنجر او، ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست

هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود

از خدا ، در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین

خانه اش در آسمان، دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود

مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت

مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا

از زمین، از آسمان، از ابرها
زود می گفتند: این کار خداست

پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی ، جوابش آتش است

آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، کورت می کند

تا شدی نزدیک، دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند

کج نهادی پای، لنگت می کند
تا خطاقدی، عذابت می کند  در میان آتش، آبت می کند ... با همین قصه، دلم مشغول بود

خوابهایم ، خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم

در دهانِ شعله های سرکشم
در دهان اژدهایی خشمگین

بر سرم باران ِگُرزِ آتشین
محو می شد نعره هایم، بی صدا

در طنین خنده ی خشمِ خدا ... نیّت من، در نماز و در دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم، همه از ترس بود

مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه

مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله

سخت، مثل حل ِّ صدها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود

مثل صرفِ فعل ماضی سخت بود
تا که یک شب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه، در یک روستا

خانه ای دیدم، خوب و آشنا
زود پرسیدم : پدر، این جا کجاست ؟

گفت : این جا خانه ی خوب خداست !
گفت این جا می شود یک لحظه ماند

گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی، دست و رویی تازه کرد

با دل خود، گفت و گویی تازه کرد
گفتمش: پس آن خدای خشمگین

خانه اش این جاست؟ این جا، درزمین؟
گفت : آری، خانه ی او بی ریاست

فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است

مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی

نام او نور و نشانش روشنی  وادامه شعر در پست بعدی.... ماسوله زیبا 96/11/27
Read more
#withgalaxy #memory #travel . دختر بچه‌ای که مقعنه سفیدش از پشت پایین رفته بود و با کتاب خودش رو باد میزد به مامانش گفت "میدونی فرق لحظه و ثانیه چیه؟! " و بدون اینکه منتظر جواب شه گفت " یه ثانیه دقیقا یه ثانیه است اما یه لحظه میتونه خیلی طولانی باشه! تو کتاب خوندم!" مادرش گوشی به دست و بدون اینکه نگاهش ... #withgalaxy #memory #travel
.
دختر بچه‌ای که مقعنه سفیدش از پشت پایین رفته بود و با کتاب خودش رو باد میزد به مامانش گفت "میدونی فرق لحظه و ثانیه چیه؟! " و بدون اینکه منتظر جواب شه گفت " یه ثانیه دقیقا یه ثانیه است اما یه لحظه میتونه خیلی طولانی باشه! تو کتاب خوندم!" مادرش گوشی به دست و بدون اینکه نگاهش کنه سر تکون داد و گفت "پس برا همینه صدات میکنم میگی یه لحظه!"
دیدم راست میگه. یه لحظه هایی بوده برای من که تمام خاطرات یک سفر، یک شهر، آدم‌ها و اتفاقات رو تو خودش جا داده. یه لحظه بوده و انقدر جزییات داشته که باید تقسیم بر ثانیه‌ها بشه تا بتونم مرورش کنم و از مرورش لذت ببرم.
مثل این ویدیو که اتفاقی اسلوموشن گرفتم و حالا که نگاهش میکنم لحظه ای از سفرم در مونترال میبینم که میتونه تصویر کاملی از اون روزها باشه. از کفش و عینکی که دیگه ندارمشون، پیرهنی که حالا جای مانتو تو تهران تنم میکنم تا میوه‌های تابستونی و نوشیدنی‌هایب که مزشون رو خوب به یاد دارم، سگی که شاید دیگه نتونم براش تیکه چوبی رو پرتاب کنم که دوان دوان بره و برگرده، صدای موزیکی که اون لحظه داشتم گوش میدادم، آفتابی که تو گرماش دارز کشیدم و آدم‌هایی که خاطره باهاشون ساختم و شاید دیگه نبینمشون. همشون در یک لحظه! یک لحظه‌ی طولانی در مرور خاطرات.
مرور خاطرات بی شک برای من قسمت جذابی از سفره
Read more
Study with #Procreat • از وقتی آیپد رو گرفتم بیشتر طراحی فیگور میکنم و خیلی راضیم از این کار. در ...
Media Removed
Study with #Procreat • از وقتی آیپد رو گرفتم بیشتر طراحی فیگور میکنم و خیلی راضیم از این کار. در مورد اینکه چی شد که من آیپد گرفتم پرسیده بودید و الان میخوام بهتون بگم. خیلی خلاصه بگم که توی این وضعیت که وکام بسیار گرون بود و قابل خرید نبود آیپد دومین گزینه بود ولی در نهایت به این نتیجه رسیدم که برای ... Study with #Procreat

از وقتی آیپد رو گرفتم بیشتر طراحی فیگور میکنم و خیلی راضیم از این کار.
در مورد اینکه چی شد که من آیپد گرفتم پرسیده بودید و الان میخوام بهتون بگم.
خیلی خلاصه بگم که توی این وضعیت که وکام بسیار گرون بود و قابل خرید نبود آیپد دومین گزینه بود ولی در نهایت به این نتیجه رسیدم که برای من بهترین گزینه اس چون
اول اینکه من سیستمم آی مک بود و میشد که این دوتارو با هم سینک کرد دوم اینکه میز من برای وکام سینتیک جا نداره و اون همه سیم و جای زیادی که میگیره کلافه کننده اس واسم و عادت ندارم به شلوغی سوم اینکه میخواستم قابل حمل باشه که دیگه به خاطر کار سفر و مهمونی رفتن رو کنسل نکنم.
چهارم اینکه برای پرزنت کارم توی جلسه ها دوست داشتم به جای گوشی همراه که خیلی کوچیکه و قبلتر که مک بوک داشتم که خیلی سنگین بود از آیپد استفاده کنم.
پنجم اینکه برای استایل کار من آیپد بهترین گزینه بود و دیده بودم تصویرگرهای هم سلیقه ی خودم هم ایپد دارن و کارهای خوبی دارن خلق میکنن.
علاوه بر این ادوبی اعلام کرده که تا اخر امسال برای ایپد یه فوتوشاپ کامل ریلیز میکنه و خوب این خیلی خوبه ولی اتفاقی که واسه من افتاد اینه که پرو کریت واقعا برنامه ی خوبیه و خیلی راحت و جذابه و شاید حتی اگر فوتوشاپ برای ایپد بیاد هم از همین برنامه همچنان استفاده کنم.

اولین تجربه ی طراحی روی اسکرین با نوت ۸ بود که الان میتونم بگم واقعا و واقعا اون گوشیم هم برای طراحی کامل و خوب هیچ چیزی کم نداره! اصلا عجیبه واقعا!

من آیپد و قلمش رو از پایتخت گرفتم و خیلی گشتم کل طبقات رو تا بتونم با چونه زدن قیمت مناسب بگیرم سایت های آنلاین مثل ملکان و نیک و دیجیکالا حداقل یک تا سه تومن بیشتر از خود بازار هست پس اگر کلا چیزی این روزها میخواین بخرین وقت بزارید برید توی دل بازار و پرس و جو کنید.
🌱😌
Read more
. سلام بچه ها خوبين<span class="emoji emoji270b"></span> . همه ي روزاي خدا خوبه اما يه روزايي خيلي خوبه امروز يكي از اون روزاي خيلي خوب ...
Media Removed
. سلام بچه ها خوبين . همه ي روزاي خدا خوبه اما يه روزايي خيلي خوبه امروز يكي از اون روزاي خيلي خوب بود ، امروز شاهد دفاع مهديه جانم بودم ، عمق وجودم پر از شوق و تحسين بود ، نازنينم عروسكم مباركت باشه اين تلاش و اين مدرك الهي مقطع بعديتو (دكتري) شاهد باشيم ، ميتوني رو كمك منم حساب كني البته نه استاد ... .
سلام بچه ها خوبين✋
.

همه ي روزاي خدا خوبه اما يه روزايي خيلي خوبه امروز يكي از اون روزاي خيلي خوب بود ، امروز شاهد دفاع مهديه جانم بودم ، عمق وجودم پر از شوق و تحسين بود ، نازنينم عروسكم مباركت باشه اين تلاش و اين مدرك 😘😘
الهي مقطع بعديتو (دكتري) شاهد باشيم ، ميتوني رو كمك منم حساب كني البته نه استاد راهنماها در حد نگه داشتن سبحان و غذا درست كردن برات😂👊🏻
.
با توام مهديه جانم
بارها كه جلوي همه گفتم بزار اينبارم جلوي اينهمه آدم برات اقرار كنم ، حرفهام حرفهاي يه مادره كه با خيال راحت پسرشو چندساله سپرده بهت ، من تورو از خدا هديه گرفتم خودت و خدا ميدونه كه چقدررررر دوست دارم و هميشه و همه جا بهت افتخار كردم و بارها هم گفتم تو شيرين ترين و عزيزترين رقيب مني وقتي مثه من نگران كم خوابي و خستگي علي هستي وقتي مثه من قد من علي رو دوست داري ، وقتي علي صدات ميكنه مهديه ، و تو از ته قلبت جواب ميدي جااااانم و من قند تو دلم آب ميشه از جانم گفتنت مگه ديگه چي ميخوام از خدا
خدايا شكرت خدايا مرسي🙏🏻🍀
و يه تشكر ويژه بخاطر دنيا آوردن اون كله فرفري عشق و نفس من #آقاسبحان💙
.
ميدونم حرفهام كاملأ از ديد يك مادر شوهر بودا🤓🙋‍♀️
.

خطابم به شما فالورهاي مهربون
مرسي كه به من لطف دارين اما بدونين كه رابطه هاي خوب هميشه دوطرفه اس ، جايي اين جمله رو خوندم و چقدر كيف كردم
.
خوشبختي از آن کسي است که در پي خوشبختي دیگران باشد❤️
و من امروز خوشبخت ترينم🤓
.
@mahdiehalimhm
@nemat.ali
.
حالا بريم سراغ هشتگها😂👊🏻
نمیدونم چرا هروقت این لباسو میپوشم یاد سفر کره و هشتگ #يانگوم_السلطنه مي افتم
#ماماني_نگو_بلا_بگو
امضاء يك مادرشوهر #پزو
.
.
به تاريخ نوزدهم شهريورماه سال نود و هفت
راستي فردا اول ماه محرم نماز اول ماه و صدقه فراموش نشه لطفأ 🍀❤️
.
.
Read more
شب تولد احسان ما بيروت بوديم. قبل از اينكه بريم اونجا من تصميم گرفته بودم براش تولد بگيرم. ليدرمون ...
Media Removed
شب تولد احسان ما بيروت بوديم. قبل از اينكه بريم اونجا من تصميم گرفته بودم براش تولد بگيرم. ليدرمون همسن ما بود و مام ادماى شوخى كن و خون گرمى هستيم خدايى. نه اهل فيس و افاده ايم و نه اهل چشم و ابرو اومدن. ديديم يه دختر ايرانى تنهاست اونجا ، به خاطر همين توى سه روز اول هر جا ميرفتيم اين ميخواست قليون بكشه، ... شب تولد احسان ما بيروت بوديم. قبل از اينكه بريم اونجا من تصميم گرفته بودم براش تولد بگيرم. ليدرمون همسن ما بود و مام ادماى شوخى كن و خون گرمى هستيم خدايى. نه اهل فيس و افاده ايم و نه اهل چشم و ابرو اومدن. ديديم يه دختر ايرانى تنهاست اونجا ، به خاطر همين توى سه روز اول هر جا ميرفتيم اين ميخواست قليون بكشه، ما حساب ميكرديم، غذا ميخواستيم بخوريم مهمونش ميكرديم. حتى يادمه از خريداي خودمونم، براى اونم مثل همونو گرفتيم. بماند . يه روز صبح كه با تور نبود، به ما زنگ زد كه من ميخوام برم خيابون حمرا، شلوارمو درست كنم ، مياين بريم؟ مام از خدا خواسته گفتيم اره🤦🏻‍♀️. اونجا كه رفتيم چند ساعتى رو توى رستوران نشسته بوديم تا هم ناهار با هم بخوريم هم ايشون بره كارشو انجام بده. بعد اتنا گفت من دلم ميخواد موهامو براشينگ كنم، گفت اينجا يكى از دوستام هست بيا بريم برات انجام ميده. موقعي كه خواست حساب كنه به عربي يه چيزي به هم گفتنو، ١٠٠ دلار از اتنا گرفت. بماند.
بهش گفتم يه رستوران باحال با تم عربي براى ما ميز ميتونى رزرو كنى؟ كه من براى احسان تولد بگيرم؟ گفت كيك و بادكنكم ميخواى و منم با كمال ميل قبول كردم. بهم گفت يه جاى درست و حسابي براتون ميگيرم فقط بايد حتما بيانه بدين. گفتم چقدر گفت ٥٠٠ تا بده، بعد اضافيشو برميگردونن.😐🤦🏻‍♀️ دادم😑. شب رفتيم رستوران، روى ميز چهار تا گل ليليوم بود. كنار صندلي احسان ٣ تا بادكنك و كيك هم يه كيك ١٥ سانتى. با ما سر ميز نشست و شام و مخلفات مابقيشم با ما بود. موقع خداحافظي گفتم حسابمون چقدر ميشه، گفت ١١٠ تاى ديگه بايد بدي. دادم😑🤦🏻‍♀️
راستش اون شب خيليم خوش گذشت و به همين دليل حرفي نزدم به احسانم حتى نگفتم چقدر خرج كردم.
تا اينكه ، يادتونه در مورد رستوران كارتل و اشنايي با مديريتش براتون گفتم؟ همون شب ازمون پرسيد تا الان چه كرديد و براش تولد رو تعريف كردم. هنگ كرده بود. ميگفت اون رستوران عربيه توى اين منطقه درجه بالايي نداره و وروديش ٢٠-٣٠ دلاره و نهايتا تولد توش براي ٣ نفر ادم ٢٥٠ ، خيلي ديگه زياد بشه ٣٠٠ دلاره.
فرداش، خانوم سميه، ليدر تور بيروت، بهم تكست داد و گفت، هزينه ى دربست تا حمرا و برگردوندنتون تا هتل ميشه ١٢٠ دلار و با هم حساب نكرديم. اينجا بود كه من ديگه منفجر شدم و صورت حساب قليونا و ميزا و اون شب تولد رو براش ليست كردم و اين ١٢٠ دلار كرايه رو هم كه ازش كم كردم نزديك ٧٠٠ دلار بدهكار ميشد و بهش گفتم از اين ورا رد شدى بگو ميام لابي كه بهم پرداخت كنى. هنوز ٤ روز از سفر مونده بود و من اولين تجربه ى ليدريمو بدون نياز به ايشون تجربه كردم
Read more
تجربه تكرار بى خستگى يك "نگاهِ زُل زده به واقعيتى مجازى" و تكثير خاطرات از دست رفته در ميان حلقه هاىِ ...
Media Removed
تجربه تكرار بى خستگى يك "نگاهِ زُل زده به واقعيتى مجازى" و تكثير خاطرات از دست رفته در ميان حلقه هاىِ كاغذى و مقوايى قديمى يك دوربين سوغاتى، و شوخى نبود زُل زدن و گم شدن همزمان و بى صدايمان در "وهم" ارغوانى رنگ چين هاىِ دامن سيندرلا و گنبد سبز حرم رسول الله در هزارتوى "ويومستر" كه بوى جانماز و تربت مكه ... تجربه تكرار بى خستگى يك "نگاهِ زُل زده به واقعيتى مجازى" و تكثير خاطرات از دست رفته در ميان حلقه هاىِ كاغذى و مقوايى قديمى يك دوربين سوغاتى، و شوخى نبود زُل زدن و گم شدن همزمان و بى صدايمان در "وهم" ارغوانى رنگ چين هاىِ دامن سيندرلا و گنبد سبز حرم رسول الله در هزارتوى "ويومستر" كه بوى جانماز و تربت مكه مادربزرگ را هنوز با خود داشت: تصويرى از دستگاه و حلقه فيلم دوربين قديمى و نوستالژيك "ويومستر" و نمايى از داخل چشمى دستگاه و نمايش يك خيابان قديمى، اين دوربين ها كه در ايران به نام "دوربين مكه اي" معروف بودند، روزگارى يكى از آرزوهاىِ دست نيافتنى يك نسل بودند، انتظار براىِ سفر حج يا ينگه دنيا رفتن اقوام و خويشان و التماس براىِ سوغات. دوربین "اسلاید دستی" با نام تجاري "ويومستر" یا دوربین جهان نما، نوع خاصی از دوربین‌های برجسته نما و حلقه هاىِ كاغذى آن ها است، این حلقه فیلم‌ها شامل دیسک‌های مقوایی نازکی بودند که هفت جفت عکس رنگی سه بعدی و چاپ شده بر روی فیلم را در بر می‌گرفتند. در خاطرات و يادگارهاي دوران كودكى نسل هاىِ گذشته، همواره خاطره مبهمى از اين دوربين وجود دارد، پدر يا مادر را مي بينيم كه شيوه كار با دوربين مكه اى و جا دادن حلقه هاي مقوايى فيلم را به ما ياد مي دهند، و ما كه شيفته تصاوير گيج كننده اين "شهر فرنگ جيبى" مى شويم، تصاويرى از مكان هاىِ مذهبى، گنبدهاى طلايى، كعبه و مناره هاى مساجد، تصاوير عجيبى از شاهزاده هاي پريان، سيندرلاها، غول ها و شخصيت هاى كارتونى، و ما كه اين روزها به دنبال بهانه و روزنه اى به سمت ديدار چندثانيه اي با "اسلايدهاىِ رنگ و رو رفته اما قابل لمس" از صحنه ها و يادگارهاىِ روزهاى كودكى هستيم، قومِ به حج رفته اى كه يكباره در مكعب و شش گوشه هاىِ عاشقانه هندسه تاريخ گم شد. اينجا "كافه نوستال" است، صداىِ راستينِ خاطرات و يادگارهاىِ ملتِ ايران.
Read more
Loading...
Load More
Loading...