Loading Content...

جرم من با ای

Loading...


Unique profiles
95
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Evin Prison, کافه دومیم, Tehran, Iran
Average media age
816.1 days
to ratio
7.3
«شام آخر» شعر و صدای یغما گلرویی موسیقی: پیتر گابریل - آخرین وسوسه مسیح از البوم دکلمه ی شام آخر پیتزا به جای نون، پپسی جای شراب، بازم برام بریز! اين شام آخره عیسای ناصری، امشب خودِ منم، موهام کوتاه شدن، چشمم یکم تره تو مجدلیه‌ای، تو پالتوی سیاه، مثل یه صفحه از فیلم نامه‌ی بهشت هر شاعری ... «شام آخر»

شعر و صدای یغما گلرویی
موسیقی: پیتر گابریل - آخرین وسوسه مسیح
از البوم دکلمه ی شام آخر

پیتزا به جای نون، پپسی جای شراب،
بازم برام بریز! اين شام آخره
عیسای ناصری، امشب خودِ منم،
موهام کوتاه شدن، چشمم یکم تره

تو مجدلیه‌ای، تو پالتوی سیاه،
مثل یه صفحه از فیلم نامه‌ی بهشت
هر شاعری به تو برخورد و دلسپرد،
شب‌ها به جای شعر، انجیل می‌نوشت

اين شامِ آخره، فردا تنِ منو
رو تپه‌ی اوین، می‌بینی رو صلیب
راهِ بهشتم از چشم تو می‌گذره،
این دشتِ گندم و باغ بزرگِ سیب

اين صورتا کی‌ان، که دور میز شام،
سرگرمِ صحبتن، با اخم و زمزمه؟
تو حرفاشون دارن از مرگِ من می‌گن،
از فیلم اعتراف، حبس و محاکمه.

حواریون من، امشب همه منو
قبل از خروسخون انکار می‌کنن.
فردا یهودا رو واسه خیانتش
با شور و هلهله سردار می‌کنن.

حواریون من، تو فکرشون همه
سرگرمِ کشتنِ رؤیاهای منن.
حتا دیگه واسه، لو دادن تنم
بوسه نشونه نیست، بیسیم می‌زنن.

دستِ منو بگیر، اين شام آخره،
امکان معجزه یک بی‌نهایته.
اون‌قدر جرم من با من خودی شده
که سایه‌ی منم فکرِ خیانته.

کو تاجِ خارِ من؟ کو پیکر صلیب؟
پس تازیانه‌ها کی سوت می‌کشن؟
آماده‌ام! بگو گل‌میخای عذاب
کی غنچه می‌کنن رو دست و پای من؟

من خسته‌ام از این اورادِ بی‌هدف
من ذله‌ام از این ایمان بی‌امید،
از روزگاری که حتا خدا رو هم
باید تو ماشین ضدِ گلوله دید.

اين آخرین شب و غمگین‌ترین شبه،
چشمای ما مثِ لیوانمون پره.
معراج من هنوز، مثل گذشته‌ها
بوسیدن لبات توی آسانسوره.

دستِ منو بگیر! ختمِ ضیافته!
بیرون رستوران مرگم مقدره!
«زانو نمی‌زنم! سر خم نمی‌کنم!»
این فردا رو صلیب فریادِ آخره.
یغما گلرویی

از مجموعه ترانه ی «من رویایی دارم» / نگاه ۱۳۹۲

نسخه کامل این دکلمه را می توانید در کانال رسمی یغما گلرویی در تلگرام بشنوید:
https://telegram.me/yaghmagolrouee
Read more
Loading...
رازهای شماره هشت مقدس/ به بهانه 37 سالگی علی کریمی. .  از معدود نام هایی که پرسپولیسی ها و استقلالی ...
Media Removed
رازهای شماره هشت مقدس/ به بهانه 37 سالگی علی کریمی. .  از معدود نام هایی که پرسپولیسی ها و استقلالی ها بر سرش توافق دارند، علی کریمی است. مردی که فردا 37 ساله می شود. در ورزشگاه ها هنگام بازی های لیگ یا ملی، بیش از همه تشویق می شود. در سایت ها و وبلاگ ها، در مقایسه با بقیه ورزشکاران ایران بیشترین توجه ... رازهای شماره هشت مقدس/ به بهانه 37 سالگی علی کریمی.
.  از معدود نام هایی که پرسپولیسی ها و استقلالی ها بر سرش توافق دارند، علی کریمی است. مردی که فردا 37 ساله می شود. در ورزشگاه ها هنگام بازی های لیگ یا ملی، بیش از همه تشویق می شود. در سایت ها و وبلاگ ها، در مقایسه با بقیه ورزشکاران ایران بیشترین توجه به اوست.
کریمی برخلاف سایر چهره های مشهور فوتبالی، اهل حضور در برنامه های صداوسیما نیست. ضمن این که هیچ وقت در مصاحبه هایش از جمله های رایجی مثل "مردم خودشان همه چیز را می دانند" استفاده نمی کند. بروز رفتارهای غیر متعارف و شنا کردن در جهت مخالف آب، از مشخصه های محمدعلی کریمی پاشاکی است.
در این گزارش به نمونه هایی از رفتارهای علی کریمی اشاره شده است. عملکردی که صرف نظر از رفتار پهلوانانه در فرهنگ ایران زمین، در عرف بین المللی نیز رفتار جوانمردانه یک سوپر استار، در خارج از محیط ورزش است. برخی از فعالیت های انسان دوستانه این فوتبالیست محبوب ایرانی در زیر آمده است. کودکان و سالمندان بی سرپرست
در منطقه محروم پیشوای ورامین، در موسسه ای به نام "خانه سازندگان فردا" حدود 120 نفر زندگی می کنند. از بچه های بی سرپرست گرفته تا سالمندان. این مجموعه؛ هیات امنایی دارد که متشکل از افراد خیر، تحصیل کرده و اساتید دانشگاه است. بین اعضای هیات امنا، یک فوتبالیست نیز به صورت افتخاری حضور دارد. شرط حضورش این بود که کسی متوجه نشود آن جا فعالیت می کند اما یکی دیگر از اعضای این موسسه خیریه، نام او را افشا کرد.
این فوتبالیست کسی نیست غیر از علی کریمی. برنج سالیانه این موسسه را تامین می کند. کمک های نقدی، پوشاک و تهیه کولر برای آن منطقه بسیار گرم والبته ماشین لباسشویی از دیگر اقدامات کریمی است. غیر از ارسال کمک، هر وقت فرصت کند سری به آن جا می زند و با بچه ها، فوتبال گل کوچک بازی می کند. رفیق دردهای بابک معصومی
بابک معصومی کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال ایران پس از مدت ها مبارزه با سرطان؛ سرانجام از دنیا رفت.
سال گذشته وقتی علی کریمی را به جرم آب خوردن در ماه رمضان از باشگاه استیل آذین اخراج کردند، معصومی در مصاحبه ای گفت: "مردم باید بدانند زمانی که پزشکان از من قطع امید کرده بودند، فقط علی کریمی بود که با سخاوتش مثل همیشه تمام هزینه های بیمارستان مرا پرداخت کرد. با هزینه او از یک اتاق عمومی به اتاق اختصاصی رفتم و تمام هزینه های مربوط به درمانم را هم او پرداخت کرد." تولدت مبارک
اسطوره
Read more
دو روز از اون موضوع میگذره . من اومدم خونه ولی نمیتونم زیاد حرکت کنم . بهشون گفتم ک کی این کارو کرده ...
Media Removed
دو روز از اون موضوع میگذره . من اومدم خونه ولی نمیتونم زیاد حرکت کنم . بهشون گفتم ک کی این کارو کرده ولی تا موقه ای ک مدرک نداشته باشن نمیتونن صنم رو دستگیر کنن .. امروز پلیس اومد تا صحنه جرم یا همون اتاقمو خوب بگرده و انگشت نگاری کنه تا مجرم معلوم شه ... پلیسا چاقویی ک صنم باهاش اون کارو کرد رو از زیر تخت ... دو روز از اون موضوع میگذره .
من اومدم خونه ولی نمیتونم زیاد حرکت کنم .
بهشون گفتم ک کی این کارو کرده ولی تا موقه ای ک مدرک نداشته باشن نمیتونن صنم رو دستگیر کنن .. امروز پلیس اومد تا صحنه جرم یا همون اتاقمو خوب بگرده و انگشت نگاری کنه تا مجرم معلوم شه ... پلیسا چاقویی ک صنم باهاش اون کارو کرد رو از زیر تخت پیداش کردن .. ......
3 روز گذشت .. مجرم ینی همون صنم رو دستگیر کردن .. حال من بهتر شده ولی کاملا خوب نیستم .. از قیافه کارانویر میشه خیلی خوب فهمید حالش خیلی بده .. اون روز ک صنم لو رفت ..
کارانویر خیلی عصبی بود .. شاد هم فلا گم و گور شده و معلوم نیست کجاست ... .......
صدای در اتاق رو شنیدم و از خواب بیدار شدم .. کارانویر اومد تو و کنارم رو لبه ی تخت نشست ..
- بهتری ؟
به سختی میتونستم صحبت کنم . - ا ا اره ... خوبم .. - چیزی میخوای برات بیارم ؟ - آب .. - باشه ........
ساعت 1 صبح رو نشون میداد .
کارانویر اروم کمکم کرد بخوابم .. و خودشم کنارم خوابید ... ......
صبح با صدای عمو ک با ملایمت داشت بیدارم میکرد بیدار شدم .. - پاشو خانم کوچولو من .. اروم چشامو باز کردم .
لبخندی زد و پیشونیمو بوسید.. نگاهی به پشت سرش انداختم
کارانویر با لبخند ملایمی دم در وایساده بود .. عمو : بهتر شدی ؟
سرمو به معنی اره تکون دادم .. - خدارو شکر .. سرشو انداخت پایین و بغض کرد ..
Read more
تابش: فکر می‌کنند گونی پول کنار دست ماست مدیرعامل باشگاه سپاهان با انتقاد از اظهارات همتای خود ...
Media Removed
تابش: فکر می‌کنند گونی پول کنار دست ماست مدیرعامل باشگاه سپاهان با انتقاد از اظهارات همتای خود در باشگاه سایپا اعلام کرد، بودجه این باشگاه در فصل جاری ۳۰ میلیارد تومان بوده است. به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد ، مسعود تابش در گفت‌و‌گو با تسنیم, درباره دیدار تیم فوتبال سپاهان مقابل پیکان در هفته ... تابش: فکر می‌کنند گونی پول کنار دست ماست

مدیرعامل باشگاه سپاهان با انتقاد از اظهارات همتای خود در باشگاه سایپا اعلام کرد، بودجه این باشگاه در فصل جاری ۳۰ میلیارد تومان بوده است.
به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد ، مسعود تابش در گفت‌و‌گو با تسنیم, درباره دیدار تیم فوتبال سپاهان مقابل پیکان در هفته سوم لیگ برتر که به تساوی بدون گل انجامید, گفت: تیم ما بازی باکیفیتی را به نمایش گذاشت و قلعه‌نویی هم از عملکرد تیم رضایت داشت. موقعیت‌های گل زیادی داشتیم، اما فوتبال است و امکان دارد در آن نتیجه دلخواه کسب نشود. دوست ندارم درباره داور قضاوت کنم اما احساس می‌کنم داور توان اداره این بازی حساس را نداشت و فدراسیون برای اینکه از هزینه‌ها کم کند و بلیت هواپیما نگیرد, این داور را از قم به اصفهان آورده بود.
وی ادامه داد: داور به دفعات اخطار‌های بی‌موردی به بازیکنان ما داد و به هیچ وجه از عملکردش راضی نبودیم. سعید الهویی (مربی سپاهان) هم فقط به جرم دست زدن در کنار زمین اخراج شده است. اخطار‌ها در این بازی فقط برای سپاهان بود. امیدوارم فدراسیون در انتخاب داور برای بازی‌های حساس بیشتر دقت کند.
مدیرعامل باشگاه سپاهان راجع به دیدار هفته آینده این تیم در دربی اصفهان مقابل ذوب‌آهن, تصریح کرد: دربی همیشه حساس بوده است و تیم‌های اصفهانی در این بازی نمایش خوب و تماشاگرپسندانه‌ای داشته‌اند. ذوب‌آهن تیم خوبی است، اما ما در این بازی سه امتیاز را می‌خواهیم.
تابش در ادامه با اشاره به صحبت‌های رضا درویش (مدیرعامل باشگاه سایپا) مبنی بر اینکه سپاهان فصل گذشته 40 میلیارد تومان هزینه کرده است, عنوان کرد: نمی‌دانم این رقم‌ها را از کجا می‌آوردند! الان متن مصاحبه درویش روبه‌روی من است. واقعاً تعجب می‌کنم چطور این رقم‌ها را می‌گویند. اعلام می‌کنند سپاهان فصل گذشته 40 میلیارد هزینه کرده است, آنهم در صورتی که بودجه کل باشگاه سپاهان با 70 تیم مختلف در فصل گذشته فقط 28 میلیارد تومان بوده است و چهار پنج میلیارد هم از اسپانسر درآمدزایی داشته‌ایم. وقتی بودجه مصوب ما 28 میلیارد بوده است, چطور 40 میلیارد هزینه کرده‌ایم؟!
وی افزود: متأسفانه درویش می‌گوید این آمار را از سازمان لیگ گرفته‌ایم. من الان رسماً اعلام می‌کنم که سازمان لیگ این آمار را به خودِ ما هم بدهد تا بدانیم چطور این 40 میلیارد را هزینه کرده‌ایم. درویش بر چه اساس و استنادی این حرف‌ها را زده است؟ بودجه تیم فوتبال ما سال گذشته حدود 20 میلیارد تومان بوده که با توجه به اینکه دو نوبت کادر فنی را کاملاً عوض کردیم
ادامه در کامنت
Read more
. #ممید . #روحانی بازپرس باصدای بلند فریاد زد: مأمور #زندان...مأمور زندان. . #سرباز وظیفه ...
Media Removed
. #ممید . #روحانی بازپرس باصدای بلند فریاد زد: مأمور #زندان...مأمور زندان. . #سرباز وظیفه ای وارد اتاق شد، احترام گذاشت و منتظر دستور ماند. بازپرس بعد از دستور برای حضور متهم در اتاق؛ رو به سمت چپ کرد و به من گفت: پانزده فقره سرقت و شروع به سرقت، دو فقره حمل و استعمال مواد مخدر «حشیش»، این دفعه ... .
#ممید
.

#روحانی بازپرس باصدای بلند فریاد زد: مأمور #زندان...مأمور زندان.
.
#سرباز وظیفه ای وارد اتاق شد، احترام گذاشت و منتظر دستور ماند. بازپرس بعد از دستور برای حضور متهم در اتاق؛ رو به سمت چپ کرد و به من گفت: پانزده فقره سرقت و شروع به سرقت، دو فقره حمل و استعمال مواد مخدر «حشیش»، این دفعه هم اطراف حرم دزدی کرده... بفرمایید آقای ش... اینم پروندش، اگه تا حالا «حیوان» ندیدید، این هم یکیش...
.
از لفظی که #حاج آقا به کار بردند،گرچه جاخوردم و برق از چشمام پرید، ولی به روی خودم نیاوردم. پرونده رو گرفتم و قسمت سوء پیشینه کیفری اون خانم رو نگاه کردم، پانزده فقره سرقت رو داشت و این دفعه هم برای سرقت گرفته بودنش، عکس برگه ی سوء پیشینه اون خانم رو دیدم. گرچه عکس سیاه سفید بود ولی قابلیت تشخیص داشت. «خیلی در تماشای عکس #متهمه دقت کردم؛ اما من تنها عکس یک خانم را داخل پرونده دیدم و از حیوانی که حاج آقای بازپرس سخن گفته بودند، خبری نبود....»
.
حوصله نکردم و از #حاج آقا اجازه خروج گرفتم و به سمت حرم امام رضا رفتم. نفهمیدم جلسه رسیدگی اون روز چی شد و به کجا رسید، ولی همش باخودم می گفتم: اشرف مخلوقات به جایی میرسه که در کنار حرم امام رضا ، دست به کاری میزند که موجب توهین به شخصیتش شود...
ولی آیا با سرقت که هیچ با قتل هم آدمی حیوان می شود؟؟؟؟؟ شاید به زعم بازپرس، هرفرد متهمی که پرونده پیشینه کیفریش سنگین باشد، انسانیت خودش رو از دست داده، ولی مگر معیار تفاوت انسانیت و حیوانیت، ارتکاب جرم هست؟؟؟
.
عیب رندان مکن، ای #زاهد پاکیزه سرشت
.
که #گناه دگران، بر تو نخواهند، نوشت .... . .
.
تابستان، نودوچهار
بعضی از #دوستان #تگ شده، همکاران #قضایی آینده بنده هستند
.
اللهم فک کل اسیر
.
#دادسرا #ثامن #ایران #جمهوری #اسلامی #دادگستری #قوه #قضائیه #دزدی #اختلاس #مجرم #زن #متهمه #زندان #حیوان
Read more
. [ ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی‌ترین‌ها، برای چیزهایی که خیلی کشورها بدیهیات زندگیشون هست ...
Media Removed
. [ ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی‌ترین‌ها، برای چیزهایی که خیلی کشورها بدیهیات زندگیشون هست ما جنگیدیم. زحمت کشیدیم برای اولیه‌ها، برای خریدن نون صبح ساعت شیش بیدار شدیم رفتیم نوبت وایسادیم تا بیست تا نون بیاریم برای قوت اون روز، شب بیدار موندیم توو صف نفت تا چند گالن نفت بیاریم برای بخاری ... .
[ ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی‌ترین‌ها، برای چیزهایی که خیلی کشورها بدیهیات زندگیشون هست ما جنگیدیم.
زحمت کشیدیم برای اولیه‌ها، برای خریدن نون صبح ساعت شیش بیدار شدیم رفتیم نوبت وایسادیم تا بیست تا نون بیاریم برای قوت اون روز، شب بیدار موندیم توو صف نفت تا چند گالن نفت بیاریم برای بخاری و سماور خونه.
با زمین و زمان جنگیدیم تا بتونیم ترانه گوش بدیم، ویدئو ببینیم، کاست داریوش برایمان جرم بود، جنگیدیم تا آستین کوتاه بپوشیم، شلوار لی بپوشیم.
نسل من از همون بچگی سربارِ خانواده نبود ستون بودیم، کمک بودیم، کار کردیم، لباس کهنه دخترخاله و پسر دایی رو با افتخار پوشیدیم، پیراهنمون روی بخاری سوخت پشت و رو کردیم پوشیدیم، رفو کردیم و پوشیدیم، جوراب، شلوار، کاپشن، پیرهن.
ما جنگیدیم برا کنکور، برا شغل، برا حداقل‌ها، برا خاتمی، برا جام جهانی۹۸، سخت به دست اومد همه‌چی، جنگ دیدیم، بمباران شدیم، شهید تشییع کردیم، اعدامی دادیم، زندانی شدیم.
مثل اون میلاد محمدی که تو چهره‌اش هم ناامیدیِ نرسیدن بود و هم همه توانش، ما هم دویدیم با همه توانمون، با یأسی در چهره، ما عادت کردیم به نرسیدن، به نشدن، به نبودن، خیلی جاهای این زندگی با یه اتفاق ساده می‌تونست حالمون خوب بشه ولی نشد، مثل ضربه آخر طارمی که می‌تونست حال ملتی رو خوب کنه ولی نکرد.
ما هم می‌شد یه جاهایی خیلی ساده و ارزون حالمون خوب باشه ولی نشد، پریشب بعد اون ضربه طارمی چند دقیقه‌ای به همه ضرباتی که به اوت زدیم فکر کردم به گل‌های آسونی که خوردیم، پریروز در چهره همه اونهایی که توو خیابون بودن یه حسرت بود، حسرت نشدن، حسرتی آشنا، مثل خودِ ما جنگیده بودن، مثل همه ما دویده بودن و مثل همه ما توپ سرنوشتشون گل نشده بود، شادی می‌کردیم تهش ولی می‌گفتیم آخ اگه اون توپ لعنتی گل می‌شد، آخ آخ آخ...
الان که نسل من رسیده به این سن و سال انگار باز هنوز باید بدویم با حسرتِ نشدن و نرسیدن، این یأس و نگرانی که در چهره همه موج میزنه تابلوی همه حسرتهایی‌ه که کشیدیم، حسرتِ همه نشد که بشه‌های زندگی مون ....
.
(ادامه کپشن در کامنت اول)
👇🏼
Read more
Loading...
 #bighanoon #jaberhosseinzadeh واقعیت اینست که اگر میمون‌‌ها می‌‌توانستند مستند حیات وحش درست ...
Media Removed
#bighanoon #jaberhosseinzadeh واقعیت اینست که اگر میمون‌‌ها می‌‌توانستند مستند حیات وحش درست کنند، باید می‌‌آمدند دوربین کار می‌‌گذاشتند توی خانه‌‌ و محل کار ما آدم‌‌ها و از عادت‌‌های غریب‌مان فیلمبرداری می‌‌کردند. راویِ خوش صدای‌شان هم می‌‌توانست با لحنی مشکوک بگوید: «این انسان‌‌هااااا ... #bighanoon #jaberhosseinzadeh
واقعیت اینست که اگر میمون‌‌ها می‌‌توانستند مستند حیات وحش درست کنند، باید می‌‌آمدند دوربین کار می‌‌گذاشتند توی خانه‌‌ و محل کار ما آدم‌‌ها و از عادت‌‌های غریب‌مان فیلمبرداری می‌‌کردند. راویِ خوش صدای‌شان هم می‌‌توانست با لحنی مشکوک بگوید: «این انسان‌‌هااااا از شدت ملال و سرگشتگی به کارهایی عجیب روی آورده‌‌اند. مثلا این کااااااارمندان عادت دارند بعد از خوردن چای ساعت هشت و نیم صبح و جویدنِ عجولانه بیش از چهار قند، دقایقی انگشت‌های تکامل نیافته‌‌شان را فرو کنند توی دماغ‌شان و بخشی از دقیقه‌‌های حوصله سر برِ روزانه‌‌شان را با محتویات بینی‌‌شان کلنجار بروند». یا مثلا اکیپ مستندسازشان بیاید، دوربین‌شان را قایم کنند توی عروسکِ پارچه‌‌ایِ آویزان از در یخچال خانه ما و راوی کمی بلندتر از موزیک پس‌‌زمینه بگوید: «این انسان چااااق اعتیاد عجیب و نادری به صدای هودِ آشپزخانه‌‌شان دارد. او، هر روز، چند ساعت، به صدای گوش‌‌خراشِ هوووود، گوش می‌‌دهد و مفهومِ بیهودگی را در دنیای شخصی خود، باااااااز تعریف می‌‌کند». میمون‌‌های تازه از سر کار برگشته هم لم بدهند روی مبل پذیرایی و قبل از عوض کردن کانال تلویزیون‌شان، من را ببینند که چند دقیقه یک‌بار دکمه خاموشِ هود را می‌‌زنم و با صدایی بلند می‌‌گویم: «آخیش، سرم رفت» و باز روشنش می‌‌کنم. حقیقت اینست که برخلاف شماها که از صبح تا شب در حال تحقیقات و تکمیلِ جدول مندلیف هستید، بخش زیادی از زندگی‌‌ من پای هود سپری شده.
.
چه آن وقت‌هایی که فرت و فرت سیگار می‌‌کشم و سرمای سگ‌‌کشِ زمستان و گرمای جانسوز تابستان نمی‌‌گذارند بروم توی بالکن، و چه قدیم‌‌ترها که از سر تفریح و نابلدی افتاده بودم به آشپزی کردن و یک سری مواد اولیه دری‌‌وری را لای هم تفت می‌‌دادم و با قاشق چوبی هم می‌‌زدم و نگاه می‌‌کردم به بخار آب و روغن که توی هم می‌‌پیچیدند و از لبه فلزی هود آشپزخانه سر می‌‌خوردند بیرون. هود آشپزخانه اما همیشه همه کاری می‌کرد به جز مکیدن دود. تمام ساعت‌‌ها و دقیقه‌‌هایی که عمرم را پای هود تلف کردم، مشکوک بودم به کار کردنش. منتظر بودم آن جرم‌‌های ریز و لرزان از توری‌‌اش یک روزی یک ساعتی یکی‌‌یکی کنده شوند و بریزند توی قابلمه پاستای در حال جوشیدن. من هم بعد از سال‌‌ها صبوری و خودخوری، بزنم به سیم آخر و دو دستی بزنم زیر همه‌‌چیز و کافه را بریزم به هم. بزنم زیر قابلمه، زیر اوضاع و احول زندگی، زیر این بی‌‌هدفیِ اواسط دهه چهارم زندگی‌‌ام.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇👇
Read more
، #خواب_گل_سرخ #۹۱ #چیستایثربی #مرجان_فرساد سنگفرش خیابان ، رختخواب زفافم بود، یکی یکی سنگها را میشمردم و به دستهای گرمش فکر میکردم که دیگر نبود تا یادم دهد کوچه های سنگفرش قدیمی را چگونه سرعت بگیرم...باد میشدم.درخودم گرد میشدم ، غبارشهر میشدم، روی برگها مینشستم،اصلا خود سنگفرش میشدم، ... ،
#خواب_گل_سرخ #۹۱ #چیستایثربی
#مرجان_فرساد

سنگفرش خیابان ، رختخواب زفافم بود، یکی یکی سنگها را میشمردم و به دستهای گرمش فکر میکردم که دیگر نبود تا یادم دهد کوچه های سنگفرش قدیمی را چگونه سرعت بگیرم...باد میشدم.درخودم گرد میشدم ، غبارشهر میشدم، روی برگها مینشستم،اصلا خود سنگفرش میشدم، میرفتم..
یکنفر نزدیکم بود.کمین کرده بود.
دیگر به همه شک داشتم!
چرا جسد را از پشت خوابانده بودند؟
دیوار که ریخت، من مدتی، از حال رفتم ،آدمهای جدیدی که آمده بودند که بودند؟چرا روی موهای مرده، پارچه انداخته بودند؟پلیس برای شناسایی، معمولا جسد را آماده میکند ، نه اینکه او را از پشت بخواباند!
چرا مریم را که مظنون بود،دوباره به محل جرم آوردند؟ پلیس،چنین کاری نمیکند!
چرا مریم به پلیس گفت:میخواد فرار کنه!مگر همکار پلیس بود؟حس خوبی از پلیسهای جدید، جز آن دو مامور اولیه،منتقل نمیشد.باید میگریختم، اما یکی دنبالم بود.مطمئن بودم. همان موتور بود! ناگهان مقابلم ظاهر شد.زمین خوردم.بار صد و دوم!...بلند شو مانا، داره میاد!
حتما از آدمای اوناست.بالای سرم رسید!نورتند چراغ قوه!صدای آشنایی گفت:بلند شو مانا! نگاه کردم فرید بود،بی اختیار بغضم ترکید.پس محسن واقعا رفته بود؟فرید گفت:گریه بعدا !
.گفتم :مادرمو میخوام.حالم بده.من الان مادرمو میخوام!فرید گفت:بشین پشت موتور...به من اعتماد کن دختر! خواب نمیبینی،من زنده ام!
پشت موتور نشستم.خسته شده بودم، فرید نیامد.چشمانم ازخستگی،روی هم رفت،بانجوا، در حال خواب گفتم :چه خوبه تو زنده ای، کاش اونم بود.صدایش انگار از دوردست میآمد:
_گفتم تنهات نمیذارم!چشمانم راسریع گشودم.قوم مغول بود که دشنه میزدبه قلبم!
گفت: الان هیچی نپرس عشق من!بعدا...سر فرصت! الان من فقط پیک موتوری ام.صد تااتفاق افتاده!همه چیزو برات میگم خانم گلم!ترسیدی نه؟ببخش منو!

نگاه کردم.موهای بلندش،چنگیز خان را دار زده بود.لال شده بودم.محسن!
گونه ام را بوسیدوگفت:عاشقتم شاگرداول خودم!اسکیتت عالی بود.
خدا! یکی بزن تو گوشم!واقعامحسنه؟
گفت:نبینم شاگرد اولم گریه کنه!جیغ زدم از شادی.دهانم را با بوسه ای بست،گفت:مامان مامان نکنیا!قبل از مامانی،یه خرده حساب شخصی داریم!من وتو،بایه قهرمان!میخواست عشق منو بکشه؟آره؟الان رو تخت بیمارستانه،داریم میایم حامد قهرمان!
فریداز دور،دستی تکان داد.محسن کلاه ایمنی را سرش گذاشت،یکی هم به من دادوگفت:صورتتو بپوشون...الان پیک بیمارستانیم!باشه؟!فرید،داد زد:سردارگفت، الان امنه،برید!فقط مراقب باشید!دستم را دور کمرش انداختم، انگار دورجهان!چنگیز من تمام اشرار جهان را درو میکرد،خدایاعاشقتم...
Read more
Loading...
به صلیب صدا مصلوبم ای دوست تو گمان مبری مغلوبم ای دوست شرف نفس من اگه شد قفس من به سکوت تن ندادم حالا ...
Media Removed
به صلیب صدا مصلوبم ای دوست تو گمان مبری مغلوبم ای دوست شرف نفس من اگه شد قفس من به سکوت تن ندادم حالا میرم بی*کفن وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن معنی آواز هم این بود ته بن*بست داد کشیدن وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود گفتنی*ها رو می*گفتیم اگه فرصت یه نفس بود به گناه صدا با جرم گفتن اگه ... به صلیب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبری مغلوبم ای دوست
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سکوت تن ندادم حالا میرم بی*کفن
وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن
معنی آواز هم این بود ته بن*بست داد کشیدن
وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود
گفتنی*ها رو می*گفتیم اگه فرصت یه نفس بود
به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روی صلیب ویرون شدم من
شرف نفس من گه شد قفس من
به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن
توی شب*های سکوت فریاد من بود
ته جنگل خواب بیــــداری رود
از غروب هراس تا صبح موعـــود
تیغ خشم خلیل بر قلب نمــــرود
در عذاب تشنگی گم حسرت من بوی گندم
بر دلم داغ شقایق از عذاب تلخ مردم

از کسی که مثل بختک تو شب*هام انداخته سایه
یه سوال ساده کردم نفرت من شد گلای

#داریوش
#moh3enpar3a
پیج دوم[email protected]
Read more
. اين دو سه روز دارم به كودكى هايم فكر مى كنم ؛ به روزهاى #عروسك بازى و سادگى اين روزها اما پر از التهاب ...
Media Removed
. اين دو سه روز دارم به كودكى هايم فكر مى كنم ؛ به روزهاى #عروسك بازى و سادگى اين روزها اما پر از التهاب ه و پر از خستگى هر روز اتفاقى دلسرد كننده مى افتد كه نااميد مى شوم و باز روزى جديد آغاز مى شود ، و امروز بدون شک روز شادی است در ميان پيغام هاى زياد و خوشحال كننده ى #تولد ام به پيام هاى جالبى بر خوردم بايد ... .
اين دو سه روز دارم به كودكى هايم فكر مى كنم ؛ به روزهاى #عروسك بازى و سادگى
اين روزها اما پر از التهاب ه و پر از خستگى
هر روز اتفاقى دلسرد كننده مى افتد كه نااميد مى شوم و باز روزى جديد آغاز مى شود ، و امروز بدون شک روز شادی است
در ميان پيغام هاى زياد و خوشحال كننده ى #تولد ام به پيام هاى جالبى بر خوردم
بايد سپاسگزار باشم از آنانى كه با قلبشان اين زادوز را تبريك گفتند و خوشحالند كه منى كه امروز بيست و هشت سالگى را پشت سر گذاشتم در دنيايى نفس مى كشم كه آنان #نفس مى كشند اما پيام هايى هم دريافت شد از دوستانى كه ديگر دوست نيستند يا آدم هايى كه ديگر #آدم نيستند ؛ از آنانى كه بودنت برايشان همچون همين «هومپلپوپل *» زمانی مایه ی دلخوشی بود و امروز حتی نمی دانم کجای انبار خاک می خورد ؛ اصلا شاید پدرم که این عکس را ثبت کرده او را به #کودکی دیگر سپرده تا مایه ی دلخوشی اش باشد
اما اين « هومپلپوپل »سرنوشت عجیبی داشت ؛ خاطرم هست یک بار از سر شیطنت خودش را به رودخانه انداخت و اگر مشقت های پدرم نبود الآن شاید آب او را به دوردست ها برده بود ؛ یا به یاد می آورم آنقدر یک جا نمی نشست برخلاف کودکی هایم که یکی از چشمانش را از دست داد اما من کم برایش مادری نکردم ؛ با همان کودکی ام می فهمیدم او بیش‌تر از بقیه نیاز به محبت دارد ؛ بیش‌تر دلش می خواهد بغلش کنم برایش مادری کنم ؛ نوازشش کنم تا احساس نکند روزگار یکی از #چشم هایش را از او گرفته اما حالا او کجاست و من کجایم ، نشسته ام زیر باران خردادی باد موهایم را نوازش می کند در انتظار شیرین برای تو اما او گوشه ای از انبار احتمالا خاک می خورد یا کودکی به او دلخوش است ؛ اما چرا این ها را گفتم ؛ میان این همه تبریک خوشنود کننده آدم هایی هم بودند که انگار همچون همین «هومپلپوپل » با آدم های دیگر رفتار می کنند ؛شايد كسى برایشان مادری نمی کند ، می گذراند با درد #تنهایی تنها بمانند اما گاهی به بهانه ی تبریک زادروز سعی دارند زخمی بزنند غافل از آن که یاد گرفته ام مجرم ها به صحنه ی جرم باز می گردند
من امروز زير همين باران پاييزى #خرداد ؛ همين خرداد ِ پر از حادثه،مطمئنم اين آدم ها بايد در همان انبارى خاك بخورند و شايد به دست آب سپرده شوند
.
پانوشت اول : « هومپلپوپل» به زبان آلمانی معنی عروسکِ چلاق را می دهدچرا كه اين عروسك كوچولوى من هم پايش را از دست داده بود هم بعد ها چشمش را
پانوشت دوم : درست است كه بخشش آدم ها را بزرگ تر مى كند اما ترجيح مى دهم بعضى ها را نبخشم جاى آنان همان انتهاى انبارى است

فوتو باى پاپا @mahmudhaddadi
Read more
⠀ چند روزی است در شهر اهواز درگیری بین عرب ها و نیروی انتظامی به وجود آمده اما کمتر به آن اشاره ای شده، ...
Media Removed
⠀ چند روزی است در شهر اهواز درگیری بین عرب ها و نیروی انتظامی به وجود آمده اما کمتر به آن اشاره ای شده، منتظر هستم و اخبار را مرتب دنبال میکنم، جز چند اشاره کوتاه خبری نبود، مابقی خود خبرها را جوانان عرب منتشر می‌کنند. خبر تکراریست اما وضعیت نه، اینبار اعتراض را به دنبال داشت. بارها شاهد بوده ایم که ...
چند روزی است در شهر اهواز درگیری بین عرب ها و نیروی انتظامی به وجود آمده اما کمتر به آن اشاره ای شده، منتظر هستم و اخبار را مرتب دنبال میکنم، جز چند اشاره کوتاه خبری نبود، مابقی خود خبرها را جوانان عرب منتشر می‌کنند.
خبر تکراریست اما وضعیت نه، اینبار اعتراض را به دنبال داشت. بارها شاهد بوده ایم که چه در صدا و سیما و چه در رسانه های به اصطلاح ملی از مجری و بازیگر گرفته تا مسئولین به اعراب توهین شده و فقط سکوت کرده ایم. اعراب ایران جزو قومیت هایی هستن که از دیرباز تا کنون با آن ها رفتاری مختلف راسیستی زیادی شده و همیشه به حاشیه رانده شده اند و هر موقع که حرفی از آن ها زده شده همه عقب کشیده اند، تنها به جرم عرب بودن. من به عنوان یک اهوازی از کودکی با این افکار بزرگ شده ام که از آن ها دوری کنم و واقعا از این شرم دارم که چرا به عنوان یک اهوازی نمی توانم به زبان عربی صحبت کنم، چرا این مردم شریف را با اینکه نزدیکشان بودم خوب نشناخته ام و درکشان نکردم.
وقتی تظاهرات این چند روزه ی اعراب خوزستان را دیدم ناخوداگاه بغض گلویم را گرفت، آرزو داشتم که ای کاش در این روزها با آن ها بودم.
از این فاصله فقط میتوانم بگویم دمتون گرم و خسته نباشید رفقا که میدان را خالی نگذاشتید و با شرافت مبارزه می کنید و به امید روزی که دوباره در شهر و زادگاهم در کنارتان باشم.

#اهواز #خوزستان #عرب #اعراب #اعراب_خوزستان #الاحواز #ایران
Read more
به بهانه زاد روز شاملوی عزیز روی ویدیویی از بزرگترین غار دست ساز جهان. جهرم.فارس #shamloo در اینجا چهار زندان ست. به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب چندین حجره، در هر حجره چندین مرد در زنجیر... از این زنجیریان یک تن زنش را در تب تاریک بهتانی به ضرب دشنه ای کشته ست. از این مردان، یکی در ظهر تابستان ... به بهانه زاد روز شاملوی عزیز
روی ویدیویی از بزرگترین غار دست ساز جهان.
جهرم.فارس
#shamloo
در اینجا چهار زندان ست.

به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب چندین حجره، در هر حجره چندین مرد در زنجیر... از این زنجیریان یک تن زنش را در تب تاریک بهتانی به ضرب دشنه ای کشته ست.

از این مردان، یکی در ظهر تابستان سوزان، نان فرزندان خود را بر سر برزن، به خون نان فروش سخت دندان گرد آغشته ست.

از اینان چند کس در خلوت یک روز باران ریز بر راه رباخواری نشستند؛

کسانی در سکوت کوچه از دیوار کوتاهی به روی بام جستند؛

کسانی نیم شب در گورهای تازه دندان طلای مردگان را می شکستند.

من امّا هیچ کس را در شبی تاریک وطوفانی نکشتم؛ من امّا راه بر مرد رباخواری نبستم؛ من امّا نیمه های شب، زبامی بر سر بامی نجستم.

در اینجا چهار زندان ست.

به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب چندین حجره، در هر حجره چندین مرد در زنجیر... در این زنجیریان هستند مردانی که مردار زنان را دوست می دارند؛

در این زنجیریان هستند مردانی که در رویایشان هر شب زنی در وحشت مرگ از جگر بر می کشد فریاد.

من امّا در زنان چیزی نمی یابم ، گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان خاموش؛

من امّا در دل کهسار رویاهای خود، جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علف های بیابانی که می پوسند و می خشکند و می ریزند ، با چیزی ندارم گوش؛

مرا گر خود نبود این بند، شاید بامدادی همچو یادی دورولغزان ، می گذشتم از فراز خاک سرد پست... جرم اینست...! جرم اینست...!
Read more
Loading...
. <span class="emoji emoji1f53b"></span>شکایت مهران مدیری از روزنامه شرق به دلیل نشر اکاذیب . <span class="emoji emoji1f539"></span>سيد حسین روحانی، وکیل مهران مدیری اعلام ...
Media Removed
. شکایت مهران مدیری از روزنامه شرق به دلیل نشر اکاذیب . سيد حسین روحانی، وکیل مهران مدیری اعلام كرد موكلش به دلیل نشر اکاذیب، نسبت به روزنامه شرق و فیلم آنلاین اعلام جرم و جهت طرح شكايت اقدام نموده است. . روزنامه شرق در مطلبی مدعی شده بود، مهران مدیری علاوه بر دریافت مبلغی به عنوان هدیه از ... .
🔻شکایت مهران مدیری از روزنامه شرق به دلیل نشر اکاذیب
.
🔹سيد حسین روحانی، وکیل مهران مدیری اعلام كرد موكلش به دلیل نشر اکاذیب، نسبت به روزنامه شرق و فیلم آنلاین اعلام جرم و جهت طرح شكايت اقدام نموده است.
.
🔹روزنامه شرق در مطلبی مدعی شده بود، مهران مدیری علاوه بر دریافت مبلغی به عنوان هدیه از موسسه اعتباری ثامن الحجج، مبلغی را هم به عنوان وام دریافت کرده که تا به امروز، بخشی از اقساط آن را پس داده است. فیلم آنلاین نیز بلافاصله این مطلب را در فضای مجازی منتشر کرد.
.
🔹همچنین احسان علیخانی در نامه ای نسبت به دریافت ۳ میلیارد تومان از موسسه ثامن الحجج واکنش نشان داد.

وی در بخشی از این متن نوشته است:
.
. 🔹موسسه ثامن الحجج سالها قبل از همکاری با گروه اجتماعی شبکه سه در تمامی رسانه های رسمی کشور نظیر حضور داشته که معنای این حضور پر رنگ یعنی داشتن مجوزهای لازم از مراجع ذیصلاح، در نتیجه،اهدا مجوز تاسیس، مجوز گسترش موسسه تا بیش از 500 شعبه فعال، مجوز افتتاح حساب برای مردم و‌ صاحبان صنایع، مجوز برای تبلیغات تا مجوز برای انحلال این موسسه، ربطی به من و امثال من ندارد. ما با یک موسسه قانونی براساس نص صریح قانون و نظارت های دائمی صدا و سیما کار کردیم.
.
🔹طبق روال طبیعی هزینه های اکثر برنامه و‌ سریال های پر بیننده در تلویزیون که شما تماشا کردید به عهده اسپانسرها است، موسسه مذکور هم در سال 91 تقاضای همکاری با گروه برنامه ساز ما را داشته و شبکه بعد از بررسی و استعلام از مراجع ذیصلاح و دریافت مجوز تبلیغات از موسسه، بنده را به عنوان تهیه کننده به این موسسه معرفی کرد. یعنی مثل تمام تهیه کنندگان سازمان نه بیشتر و نه کمتر.
.
🔹طی سه سال و‌‌ نیم و در قالب شش قرار داد با صدا و سیما و شبکه، شش عنوان برنامه ( دو‌نیمه سیب ، ماه عسل 92 ، ماه عسل 93،سه ستاره ، ویژه برنامه تحویل سال 93 ، بهارنارنج ) تولید و‌ پخش شد که مبلغ مذکور از جانب  اسپانسر بعد از تایید بر‌آورد هزینه های تولید توسط کارشناسان مربوطه شبکه و بابت تهیه و تولید به صدها نفر عوامل و هزینه های تولید به تهیه کننده تخصیص می یابد
.
#موسسه_ثامن_الحجج
#مهران_مدیری
#احسان_علیخانی
Read more
بس که با نفسِ بَدم بسته به زنجیر شدم زیر بارِ گنهِ خویش زمین گیر شدم با وجودی که تو همواره به یادم بودی من به چاهِ عمل خویش سرازیر شدم گفتم از بس كه کریمی، نکنی رسوایم باز هم مرتکب غفلت و تقصیر شدم خود به درگاهت اگر آمده ام، می دانم چقدَر با گنهم دور ز تقدیر شدم پوستِ نازک من طاقت آتش دارد؟ این سؤالی ... بس که با نفسِ بَدم بسته به زنجیر شدم
زیر بارِ گنهِ خویش زمین گیر شدم
با وجودی که تو همواره به یادم بودی
من به چاهِ عمل خویش سرازیر شدم
گفتم از بس كه کریمی، نکنی رسوایم
باز هم مرتکب غفلت و تقصیر شدم
خود به درگاهت اگر آمده ام، می دانم
چقدَر با گنهم دور ز تقدیر شدم
پوستِ نازک من طاقت آتش دارد؟
این سؤالی است که یعنی ز گنه سیر شدم
کوهی از جرم و خطا، وای چه کردم با خود
من بدَستان خودم اینهمه تحقیر شدم
در گنه بودم و افتاد دلم یادِ حسین
بس خراب آمدم اما بتو تعمیر شدم
کن خبر در برِ من فطرسِ پر سوخته را
تا سلامی دهم ارباب، که تطهیر شدم
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسیـن_جـان
کاش من زائر آن صحن و سرایت بودم
شامل مرحمت و لطف و عطایت بودم
کاش در این رمضان، گوشه ای از صحن شما
یک دهـه مـعـتـکـف کـرب و بلایت بودم
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_مرتضی_ترابی_کمالی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#عزائنا_دائم_حتی_ظهور_القائم
#صلی_الله_علیک_یا_ابا_عبدالله
#السلام_علیک_یا_ابالفضل_العباس
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله
#السلام_علیک_یا_شیب_الخضیب
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#جنة_الله_في_ارضه_كربلاء_المقدسة
#ان_الحسین_مصباح_الهدی_و_سفینه_النجاه
#لبیک_یا_حسین #یا_حسین #یا_ابا_عبدالله
#اللهم_العن_الجبت_و_الطاغوت
#ساقی_العطاشا #عطش #رمضان_البکاء #رمضان_عزادار_حیدرم #روضة_العطش #کربلا #ماه_رمضان #رمضان #روزه #افطار #سحر #شب_قدر
Read more
در دولت علوی انتقاد و نصیحت به ائمه مسلمین نه تنها جرم نبوده بلکه همواره از سوی امیرالمومنین ع به عنوان ...
Media Removed
در دولت علوی انتقاد و نصیحت به ائمه مسلمین نه تنها جرم نبوده بلکه همواره از سوی امیرالمومنین ع به عنوان یکی از فرائض شرعی و حقوق مردمی به رسمیت شناخته شده بود.امام علی ع خطاب به دوستانی که قصد داشتند هتاکی و اعتراضات مخالفان را با خشونت پاسخ دهند می فرمود:مگر منطق علی کند شده است که حاجت به شمشیر افتاده ... در دولت علوی انتقاد و نصیحت به ائمه مسلمین نه تنها جرم نبوده بلکه همواره از سوی امیرالمومنین ع به عنوان یکی از فرائض شرعی و حقوق مردمی به رسمیت شناخته شده بود.امام علی ع خطاب به دوستانی که قصد داشتند هتاکی و اعتراضات مخالفان را با خشونت پاسخ دهند می فرمود:مگر منطق علی کند شده است که حاجت به شمشیر افتاده است?

همانطور که میبینم حتی در حکومت مولای متقیان نیز مقام فوق قانون. غیرقابل انتقاد.نظارت ناپذیر و مافوق نصیحت نیز به رسمیت شناخته نمی شود.این است روش و منش مولا....
پ.ن.از علی آموز اخلاص عمل/شیر حق را دان مطهر از دغل

راز بگشا ای علی مرتضی/ای پس سوئ القضا حسن القضا

یا تو واگو آنچ عقلت یافته ست/ یا بگویم آنچ بر من تافته ست

از تو بر من تافت چون داری نهان/می‌فشانی نور چون مه بی زبان  باز گو ای باز عرش خوش‌شکار/ تا چه دیدی این زمان از کردگار

ای علی که جمله عقل و دیده‌ای/ شمه‌ای واگو از آنچه دیده‌ای

بازگو دانم که این اسرار هوست/زانک بی شمشیر کشتن کار اوست
Read more
Loading...
. ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که در چشم شما زل می‌زند و دروغ میگوید. بهنام محمودی: از جیب خودم هزینه ...
Media Removed
. ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که در چشم شما زل می‌زند و دروغ میگوید. بهنام محمودی: از جیب خودم هزینه کرده‌ام نه از پول بیت المال ندادم؛ مگر هدیه دادن جرم است؟ من از جیب خودم به مناطق محروم و هیئت‌های استانی هدیه می‌دادم و نه از پول بیت المال. چندین سال است که این کار را انجام می‌دهم چرا که خود را مدیون ... .
ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که در چشم شما زل می‌زند و دروغ میگوید.

بهنام محمودی:

از جیب خودم هزینه کرده‌ام نه از پول بیت المال ندادم؛ مگر هدیه دادن جرم است؟ من از جیب خودم به مناطق محروم و هیئت‌های استانی هدیه می‌دادم و نه از پول بیت المال. چندین سال است که این کار را انجام می‌دهم چرا که خود را مدیون والیبال می‌دانم.

اقدامات این کاندید که در مجمع انتخاباتی فدراسیون والیبال جرات حضور پیدا نکرد در شرایطی رخ می دهد که صحبت‌هایی در خصوص کنار رفتن احمد ضیایی به دلیل قانون منع به کارگیری بازنشسته ها شنیده می شود و همین موضوع باعث بیشتر شدن شائبه‌ها پیرامون اهدای این لوزام ورزشی شده است.

توصیه ضیایی به بهنام محمودی : هر زمان رفتن من از فدراسیون والیبال قطعی شد کاندیدا شود و برنامه‌هایش را به روسای هیئت‌های ارائه دهد؛ حتی در آن زمان هم وی نمی‌تواند برای کسب آرا اقلام ورزشی به هیئت‌ها هدیه کند، چون به عنوان تطمیع کاندیدا‌ها تلقی می‌شود و غیرقانونی و غیراخلاقی است.
Read more
 #bighanoon #mortezaghadimi آن سال‌‎ها که حمل ویديو و فیلم‌هایش ممنوع بود و جرم، فقط حاج عمو ‌این‌ها ...
Media Removed
#bighanoon #mortezaghadimi آن سال‌‎ها که حمل ویديو و فیلم‌هایش ممنوع بود و جرم، فقط حاج عمو ‌این‌ها ویديو داشتند تا اگر ميهمانی‌های فامیلی را با اخم و غر و ادا می‌رفتیم، برای رفتن خانه آن‌ها ذوق داشته باشم. هفته‌ای یک‌بار می‌رفتیم و گاه اگر پا می‌داد من تنها می‌رفتم وقتی با ایرج، پسر حاج عمو کمی ... #bighanoon #mortezaghadimi
آن سال‌‎ها که حمل ویديو و فیلم‌هایش ممنوع بود و جرم، فقط حاج عمو ‌این‌ها ویديو داشتند تا اگر ميهمانی‌های فامیلی را با اخم و غر و ادا می‌رفتیم، برای رفتن خانه آن‌ها ذوق داشته باشم. هفته‌ای یک‌بار می‌رفتیم و گاه اگر پا می‌داد من تنها می‌رفتم وقتی با ایرج، پسر حاج عمو کمی رفیق بودم. حاج عمو به رغم خیلی مذهبی بودنش اما خیلی هم روشنفکر بود و سعی می‌کرد آدم به روزی باشد. آن طور که پدرم می‌گوید، حاج عمو از جمله اولین کسانی بود که توی فامیل تلویزیون خرید وقتی همه، داشتنش را بد می‌دانستند. یادم رفت بگویم این حاج عمو، عموی پدرم بود و وقتی همه حاج عمو صدایش می‌کردند ما هم به او می‌گفتیم حاج عمو. پدرم که کتابدار کتابخانه مرکزی پارک شهر بود و حاج عمو را عضو دايمی کرده بود، هر از گاهی برایش کتاب مرجع تاریخی می‌آورد تا با هم رابطه نزدیکی داشته باشند. حاج عمو عاشق تاریخ بود و اگر به حرف می‌افتاد ول کن نبود و هزار و یک ماجرا را تعریف می‌کرد و دست آخر می‌گفت: «هر آمدنی رفتنی دارد».
.
به اینجا که می‌رسید، پدرم به مادرم نگاه می‌کرد و می‌گفت یاا.... این یعنی بلند شوید که باید برویم. حالا دیگر برای پدرم مهم نبود که ما وسط فیلم بودیم و به جاهای داغش رسیده‌ایم. بلند می‌شدیم و دل‌مان می‌ماند پیش فیلم و ویديو که پدرم هیچ وقت زیر بار خریدش نمی‌رفت.
.
البته وقتی که بلند می‌شدیم و ایرج با کنترل، تصویر را نگه می‌داشت چشمکی می‌زد تا خیالم راحت باشد که ادامه فیلم را فردا عصر با هم خواهیم دید. بهانه رفتن تنهایی به خانه حاج عمو ریاضی کار کردن با ایرج بود وقتی من درسم خیلی بهتر بود و تماس محترم خانم با مادرم که اجازه‌ام را از مادرم می‌گرفت و طبیعتا «نه» در کار نبود تا بروم و نیم ساعتی درس بخوانیم و بعد هم مشغول ادامه فیلم شویم که از شب قبل یا حتی چند شب قبل متوقف شده بود همان‌جا که ایرج نگه داشته بودش.
.
حالا باید با دقت‌تر به فیلم نگاه می‌کردم تا تمام جزییات را برای مژگان، خواهرم تعریف کنم که اگر نمی‌کردم و اگر سوالی درباره روند فیلم می‌پرسید و جواب قانع کننده نداشتم، تهدیدم می‌کرد به گفتن ماجرا. گفتن اینکه تنهایی رفته‌ام خانه حاج عمو و با ایرج فیلم دیده‌ام. واو به واو فیلم را حفظ می‌کردم و حتی بعضی جاها را بهروز وثوقی در سوته‌دلان می‌شدم، فردین در گنج قارون می‌شدم، تقی ظهوری در خوشگل محله می‌شدم، آمیتا باچان در شعله می‌شدم، پل نیومن در بیلیارد باز می‌شدم و... .

مادرم هم اعصابش خرد می‌شد از این شلنگ‌تخته انداختن‌های من.
.

بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
من معمولا تو صفحه اینستاگرام تمایلی ندارم پست سیاسی بزارم ولی همزمان با به راه افتادن کارنوال و سیرک ...
Media Removed
من معمولا تو صفحه اینستاگرام تمایلی ندارم پست سیاسی بزارم ولی همزمان با به راه افتادن کارنوال و سیرک انتخابات برای یادآوری هم که شده دلم خواست مطلبی بنویسم.ما ایرانی ها کلا حافظه تاریخی ضعیفی داریم،چهار سال که میگذره یادمون میره چهارسال قبل چه اتفاقاتی افتاد.یه نفر بعنوان رییس جمهور یه مملکت ... من معمولا تو صفحه اینستاگرام تمایلی ندارم پست سیاسی بزارم ولی همزمان با به راه افتادن کارنوال و سیرک انتخابات برای یادآوری هم که شده دلم خواست مطلبی بنویسم.ما ایرانی ها کلا حافظه تاریخی ضعیفی داریم،چهار سال که میگذره یادمون میره چهارسال قبل چه اتفاقاتی افتاد.یه نفر بعنوان رییس جمهور یه مملکت یک یا دو دوره انتخاب میشه ولی برای دوره بعد یا رد صلاحیت میشه یا ممنوع التصویر.اگر این شخص صلاحیت نداره چرا رییس جمهور شد؟؟؟چرا رهبر اونو تایید کرد؟؟ولی برای چهار سال بعد از فیلتر شورای نگهبان رد نشد؟؟؟
و دهها سوال دیگه که همه میدونیم و جوابش رو هم بلدیم.فقط خواستم با ذکر پاره ای مشکلات برای کسانی که شور و شوق رای دادن دارند یه یادآوری کرده باشم.که...
اگر بیکارت گذاشتن.
اگر شرمنده زن و بچه شدین.
اگر گوشت آلوده بهت دادن.
اگر در نبود دارویی عزیزت و از دست دادی.
اگر گشت ارشاد غرورت و خورد کرد.
اگر هزینه تحصیل بچه ت رو نداشتی‌.
اگر دریاچه ارومیه خشک شد.
اگر میلونها خانواده در تصادفات جاده‌ای از بین رفتن و بی‌ سرپرست شدن.
اگر گور خواب دیدین.
اگر قبرستانها پر شدن و جا نداشتن.
اگر به کودکان کار تجاوز کردن.
اگر کلیه آشنات فروخته شد.
اگر ناموست به حراج تازیان قرار گرفت.
اگر برای وام سه میلیون تومانی سی تا امضا خواستن و پنجاه تا ضامن.
اگر دریای خزر از دست رفت.
اگر اهواز آب آشامیدنی نداشت.
اگر کولبری زیر بهمن ماند و یا به رگبار نیروی انتظامی بسته شد.
اگر نیروی انتظامی همسر و خواهر و مادرت را به جرم بد حجابی بازداشت کرد.
اگر کارگری خود را آتش زد.
اگر مادری برای خرج خانواده تن فروشی کرد.
اگر کودکان شهرهای نفت خیز در کپر درس خواندن.
اگر همچنان مدرسه‌ای سقفش رو دانش‌آموز خراب شد.
اگر کودکان مدرسه در اثر آتش سوزی بخاری نفتی‌ ناقص شدن.
اگر بر صورت دخترتان اسید پاشیدن.
اگر میانگین در روز شش تا اعدامی داشتن.
اگر نخبگان فرار کردن یا در زندان کشته شدن.
اگر از درامد منابع طبیعی، کشور‌های تازیان آباد شدن.
اگر خاک ایران را هم فروختن.
اگر و هزاران اگر دیگر..... حق ندارین اعتراض کنین.
بازم تکرار میکنم اگر فردا رای دادی حق اعتراض به هیچ یک از این مسایل رو نداری.
#من رای نمی دهم #I wont vote
Read more
Loading...
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هرشب به تو می اندیشم به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر ...
Media Removed
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هرشب به تو می اندیشم به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم میگیری به همان زل زدن از فاصله ی دور به هم یعنی آن شیوه ی فهماندن منظور به هم به تبسم ، به تکلم ... ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هرشب به تو می اندیشم

به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور

به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم میگیری

به همان زل زدن از فاصله ی دور به هم

یعنی آن شیوه ی فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم به دل آرایی تو

به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفسهای تو در سایه ی سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه ی شیرین سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول ِ اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است

یک نفر ساده ؛ چنان ساده که از سادگی اش

میشود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

آه ! ای خواب ِ گرانسنگ ِ سبکبار شده

بر سر روح ِ من افتاده و آوار شده

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم تشنه ی دیدار من است

یک نفر سبز ؛ چنان سبز که از سرسبزیش

میتوان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست !

راستی این شبح هرشبه تصویر تو نیست ؟

اگر این حادثه ی هرشبه تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکی است ؟
حتم دارم که تویی آن شبح ِ آینه پوش

عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت ِ دل آینه پیدا شده است

و تماشاگه ِ این خیل تماشا شده است

آن الفبای دبستانی ِ دلخواه تویی

عشق من ! آن شبح ِ شاد شبانگاه توی!!!
Read more
وقتی می گویی ایران... دلم می گیرد،متنفر می شوم از خودم از تو و تمام این آسمانی که خورشید در آن می درخشد... نگو ...
Media Removed
وقتی می گویی ایران... دلم می گیرد،متنفر می شوم از خودم از تو و تمام این آسمانی که خورشید در آن می درخشد... نگو ایران... چرا که وقتی می گویی ایران دلم می گیرد حس بدی به من دست میدهد... تا وقتی که دروغ می گوییم نگو ایران... تا وقتی که در اندیشه دزدی از همسایه هستیم نگو ایران... وقتی می گویی ایران... حس ... وقتی می گویی ایران...
دلم می گیرد،متنفر می شوم از خودم
از تو و تمام این آسمانی که خورشید در آن می درخشد...
نگو ایران...
چرا که وقتی می گویی ایران دلم می گیرد حس بدی به من دست میدهد...
تا وقتی که دروغ می گوییم نگو ایران...
تا وقتی که در اندیشه دزدی از همسایه هستیم نگو ایران...
وقتی می گویی ایران...
حس می کنم دختر کبریت فروشم...
حس می کنم شیر خواره ای هستم که بر سنگفرش خیابان رها شده...
تا وقتی به جرم یک بوسه آبرو می بری دلم می گیرد از این ایران گفتنت‌...
می دانی ؛
ما را چه به ایران...
ما را چه به دلیران...
خانه مان بوی تعفنی هزارساله میدهد...
ایران در پس تاریخی بلند گم شده...
اینجا دیگر ایران نیست...
اینجا فراموشگاه تاریخ است...
ایران گم شد در تسبیح حاجی در نماز جمعه،من که تاریخ ایرانی مرگ را برای کسی نمیخواهد.
ایران گم شد در همه آزادی هایی که خودمان هم نمی دانیم آزادی است یا قفسی دیگر...
تفکراتم ترک خورده است...
امروز بقارا در جفتگیری گربه های سیاه روی دیوار همسایه دیدم...!
غربت را میان پرواز پرستوها...
من بیهودگی را در لابه لای دود سیگار پدری دیدم...!!!
خستگی را درنگاه مردی دیدم که مسافرکشی میکرد.
و نامیدی را درنگاه مرد معتادی که تنش کرم زده بود...
دوره گردی دیدم در کوچه پس کوچه های شهر به دنبال پوسیدگی اشیا میگشت..!!
بیحسی بر تن زنیکه به رسم شرعیت باهمسرش همخوابی میکرد رخنه کرده بود!!!
من فرسودگی را در بیوه ای دیدم که در حاشیه خیابان به بهانه گل فروشی تن فروشی میکرد!
شهوت را در چشمان پاسبانی دیدم،که دخترکی را به بهانه بازرسی بیشتر با خود میبرد !!!
و ترس را در چشمان کودکی که با سر خونین به سوی خانه میدوید...
و من...؟!!!!
.
.
#dogvideo #doglovers #puppy #doglife #fashion #house #hotel #handmade #happybithday #hbd #luxury #akasi #axs #accessories #film #filmphoto #shelter #lfl #nature #pet #hair_cut #animals #pansion #pension #sunnypensionanimals #brand  #پانسیون_خانگی_سانی 🐶🐕🐶🐾🐾
Read more
آلزایمر ملی آلزایمر، حافظۀ کوتاه‌مدت بیمار را نابود می‌کند، اما به بخشی از خاطرات او از سال‌های ...
Media Removed
آلزایمر ملی آلزایمر، حافظۀ کوتاه‌مدت بیمار را نابود می‌کند، اما به بخشی از خاطرات او از سال‌های دور، دست نمی‌زند. اگر از او بپرسی که امروز ناهار چه خورده‌ای، نام غذایی را به زبان می‌آورد که سی یا چهل سال پیش در یک ظهر دل‌انگیز خورده است. او در حافظۀ درازمدتش زندگی می‌کند. مادر من در ماه‌های پایان ... آلزایمر ملی

آلزایمر، حافظۀ کوتاه‌مدت بیمار را نابود می‌کند، اما به بخشی از خاطرات او از سال‌های دور، دست نمی‌زند. اگر از او بپرسی که امروز ناهار چه خورده‌ای، نام غذایی را به زبان می‌آورد که سی یا چهل سال پیش در یک ظهر دل‌انگیز خورده است. او در حافظۀ درازمدتش زندگی می‌کند.
مادر من در ماه‌های پایان عمرش این‌گونه بود. اگر از او می‌پرسیدیم که حالت چطور است، می‌گفت: چرا رحیم (نام یکی از برادرهایش که سی و پنج سال پیش بر اثر تصادف درگذشته بود) برای من از مشهد سوغات نیاورده است؟

مردم ایران دقیقا به چنین بیماری خطرناکی مبتلا هستند. در گذشته‌های بسیار دور زندگی می‌کنند و آگاهی‌های آنان از قرن حاضر، نزدیک به صفراست.
بسیاری از مردم به‌تقریب می‌دانند که سلجوقیان پس از غزنویان آمدند و خوارزمشاهيان پس از سلجوقيان، اما من دانشجویانی را دیده‌ام که نمی‌دانستند نهضت ملی نفت در زمان رضا شاه بود یا پسرش.
ایرانیان، قطعه‌هایی از تاریخ را هزار بار شنیده‌اند و می‌دانند، اما تمایلی به شنیدن مهم‌ترین بخش‌‌های تاریخ معاصرشان ندارند. نام تمام جنگ‌های صدر اسلام و مسیر کاروان عاشورا و نام بسیاری از خلفای عباسی و اموی را ولی اگر از آنان بپرسند که استبداد صغیر مربوط به چه دوره‌ای است و چرا آن را «صغیر» می‌نامند، مات و مبهوت به پرسش‌گر نگاه می‌کنند.
آیا در صد و بیست سال گذشته، یک ایرانی را می‌توانید پیدا کنید که یک بار برای میرزا یوسف خان مستشار الدوله اشک ریخته باشد؟ نه! چرا؟
چون ایرانی نمی‌داند او کیست. او کسی بود که با نوشتن «رسالۀ یوسفی» و «یک کلمه»، می‌خواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقۀ ناصری کند و به همین جرم سال‌ها
در سیاهچال قجری، کتک خورد. شکنجه‌گر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشۀ زندان، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت. از این روضه‌های جانسوز در تاریخ ما کم نیست. کسی می‌داند محمدعلی شاه،
روزنامه‌نگارانی همچون صوراسرافیل و ملک المتکلمین را چرا و چگونه کشت؟ آن دو را همراه قاضی ارداقی، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه، شکنجه کردند که وقتی مُردند، شکنجه‌گران خوشحال شدند؛ چون دیگر توان و نیرویی
برای ادامۀ شکنجه نداشتند. به گمان من عاشورای تاریخ معاصر ایران، دوم تیر است؛ روزی که بهترین فرزندان این سرزمین زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها، کلمۀ مشروطه و عدالت‌خانه و آزادی را فریاد کشیدند. آن روز محمدعلی شاه فرو ریخت. باورش نمی‌شد که چند جوان فوکلی این همه بر سر مرام و عقیدۀ خود
پایداری کنند.
ایرانیان از شیخ فضل ال
Read more
... . . .هو القادر در حکمت صدرایی عالم به سه مرتبه تقسیم شده است مرتبه ای که ما در آن زندگی می کنیم و دارای زمان و مکان و کمیت و کیفیت است و موجودات آن، هرلحظه در حرکت به سوی کمال خویش هستند. در مرتبه بالاتر، ماده و جرم نیست ولی بعض آثار آن مانند حجم و شکل هست این عالم را عالم مثال می نامند چون موجودات ... ...
.
.
.هو القادر

در حکمت صدرایی عالم به سه مرتبه تقسیم شده است
مرتبه ای که ما در آن زندگی می کنیم و دارای زمان و مکان و کمیت و کیفیت است و موجودات آن، هرلحظه در حرکت به سوی کمال خویش هستند.

در مرتبه بالاتر، ماده و جرم نیست ولی بعض آثار آن مانند حجم و شکل هست این عالم را عالم مثال می نامند چون موجودات آن مانند خواب و خیال، بلا مکان و بلا زمان هستند
مرتبه اعلی عاری از ماده و تمام آثار آن مانند زمان و مکان و حرکت می باشد این عالم علت عوالم پایین تر و محیط بر آنهاست و چون شبیه عقل انسان هست عالم عقل می گویند
همانطور که واضح است این عوالم در طول هم هستند.

عالم صلب پدر، رحم مادر و دنیا، برزخ و قیامت هم از عوالم طولی هستند در همه این عوالم، روح، جان نفس یا شخصیت فرد ثابت و لامتغیر است یعنی همان نفس نباتی موجود در صلب پدر که بعد از ورود در رحم مادر ، به مرتبه نفس حیوانی وسپس انسانی رسید متولد، و عوالم را طی می کند. .

در تمام این دوران شخصیت «من» فرد ثابت و منحصر در یک فرد است . .

موضوع فیلم، جهان های موازی است یعنی جهان هایی که در عرض هم هستند این عوالم قابل انکار نیستند چون همیشه شاهد بودیم که در یک زمان، فردی در عالم رحم، یکی درعالم دنیا و دیگری مثلا در عالم برزخ هست و یا حتی ممکن است موجودات ماقبل ما یا موجودات متفاوت از ما در سیاره های دیگر هم موجود باشند .

اما .
.
هرگز برای یک فرد با ثبات شخصیت و حضور هر آن خود، نزد خود ، راهی برای جهان های موازی نیست .
.
ولی در هر حال فیلم بسیااااار دیدنی است .
.

#میان_ستاره ای #کریستوفر_نولان #احساسی #تخیلی

#خدا #نفس #برزخ #قیامت
#God
#christopher_nolan
#interstellar
Read more
ادامه ی داستان کودکی: من در آن روز خاص گل بازی را انتخاب کردم .البته نه اینکه بنشینم یک گوشه و کاسه ...
Media Removed
ادامه ی داستان کودکی: من در آن روز خاص گل بازی را انتخاب کردم .البته نه اینکه بنشینم یک گوشه و کاسه ، کوزه درست کنم. نگاه من جذب شده بود به پنجره ی طبقه ی اول یک آپارتمان که رو به لجنزار ی باز می شد که دورتادور آن با خاک نم ناک پوشیده شده بود. پنجره ی آشپزخانه بود. بوی غذا در لجنزار پیچیده بود و البته قابلمه ... ادامه ی داستان کودکی:

من در آن روز خاص گل بازی را انتخاب کردم .البته نه اینکه بنشینم یک گوشه و کاسه ، کوزه درست کنم. نگاه من جذب شده بود به پنجره ی طبقه ی اول یک آپارتمان که رو به لجنزار ی باز می شد که دورتادور آن با خاک نم ناک پوشیده شده بود. پنجره ی آشپزخانه بود. بوی غذا در لجنزار پیچیده بود و البته قابلمه کاملا نمایان بود و در دسترس. بانویی زیبا با موهای مشکی و پوستی تیره با گونه های سرخ رنگ و لب های ماتیک زده ، گهگاهی سمت پنجره می آمد و درب قابلمه را بر می داشت و با عشق شروع به هم زدن می کرد. لبخند زیبایی هم به لب داشت یک حس رضایت در نگاهش موج می زد . آنقدر با احساس این غذا را هم می زد که گویا تمام مهر و عشقش را در آن سرازیر می کند. همانجا بود که جرقه ای در ذهن ام زده شد😊. ولی احتیاج به پایه هم داشتم. راستش این کارها تنهایی مزه نمی دهد. بنابراین پای پسر عمو و دختر عمه ام را هم کشیدم وسط. بندگان خدا کودکانی بودند باشخصیت و با کلاس و البته حرف گوش کن. بیشتر وقت ها همراهم می شدند و سه نفری گند می زدیم . نقشه را برای شریک جرم های تشریح کردم و آماده ی اجرای آن شدیم. همه ی کارها را خودم انجام دادم از آن دو عزیز بر نمی آمد ولی حضورشان باعث دلگرمی بود.
بنابراین با توکل به خدا کار را با درست کردن چندین توپ گلی در سایز های مختلف شروع کردم و با مقداری لجن سبز خوش رنگ آغشته نمود. زیر پنجره به کمین نشستم و از آن دو عزیز خواستم به محض آمدن بانوی زیبا و برداشتن درب قابلمه که در آن قورمه سبزی قل قل می کرد ، به من اشاره کنند. چند دقیقه گذشت: ومن با حرکت دست دوستان از موقعیت آگاه شدم و توپ های گلی لجنی را روانه ی قابلمه کردم و با سرعت نور از کنار پنجره گریختم و در مکانی امن چهره ی بانو را به نظاره نشستم. باور نمی کنید ؛اشک در چشمانش حلقه زده بود مثل اینکه تمام آرزوهایش بر باد رفته باشد با ناراحتی و عصبانیت درب پنجره را بست.

خیلی خوش گذشت. چند روز پیش قورمه سبزی درست کرده بودم. سورخاب و سفیدابی هم بر رخسار داشتم و با عشق مشغول هم زدن غذا بودم و بو می کشیدم عطر این غذای جادویی را؛ که یاد این خاطره افتادم. کسی نبود گل در غذا پرتاب کند ولی عرق شرم از جبینم چکید. سپس قرآن به سر گرفتم و ذکر الهی العف سردادم.😥😊
Read more
گرانی ، بی آبی ،بیکاری،فقروووووو... کم نبود قطع برق هم به اون اضافه شد اونم تو این گرما . و فیلترینگ ...
Media Removed
گرانی ، بی آبی ،بیکاری،فقروووووو... کم نبود قطع برق هم به اون اضافه شد اونم تو این گرما . و فیلترینگ اینستاگرام مبنی بر این که چون عده ای در اینستاگرام جرم مرتکب می شوند پس اینستاگرام فیلتر می شود! درست همان بهانه ای که برای فیلترینگ تلگرام داشتن. گرچه وزیر محترم ارتباطات گفته اینستاگرام فیلتر ... گرانی ، بی آبی ،بیکاری،فقروووووو...
کم نبود قطع برق هم به اون اضافه شد اونم تو این گرما .
و فیلترینگ اینستاگرام مبنی بر این که چون عده ای در اینستاگرام جرم مرتکب می شوند پس اینستاگرام فیلتر می شود!
درست همان بهانه ای که برای فیلترینگ تلگرام داشتن.
گرچه وزیر محترم ارتباطات گفته اینستاگرام فیلتر نخواهد شد اما خب ایشان قرار بود تلگرام را هم فیلتر نکنند که ... بماند !
وقتی همه هنرمندان و مسئولان و افراد شاخص و ... در اینستاگرام حضور دارند. وقتی ۴۵ میلیون ایرانی به گفته وزیر محترم ارتباطات از فیلترشکن استفاده می کنند تا به تلگرام و توییتر بروند، خب اینستاگرام هم فیلتر بشود یا نشود اوضاع همان است.
چیزی که مشخص است مسئولان رده بالای میهن تصمیم گرفته اند با مردم بیشتر قهر کنند و مردم را بیشتر به استفاده از فیلتر شکن ها دعوت بکنند.
برادر زاده ۹ ساله من همین حالا از بنده بیشتر از فیلتر شکن استفاده می کند و خدا می داند اگر یک سر به تاریخچه سایت هایی که افراد در این سنین به آن ها مراجعه می کنند بزنیم چه سایت هایی را مشاهده خواهیم نمود.
خوب در این که با این کار، مسئولین از کودکان و نوجوانان دعوت می کنند از فیلتر شکن استفاده بکنند و هر سایت مخرب و مستهجنی برایشان به راحتی در دسترس قرار بگیرد که اصلا شکی نیست!
ای کاش در مملکت ما فقط 1 انسان مطلع و دلسوز وجود داشت
منتظر حرکت بعدیتونیم.. دریغ از یه دلخوشی و حال خوش!
یه جرعه آب بی استرس که وقتی شروع میکنیم به سر کشیدنش، هزارجور فکر و خیال نیاد توی ذهنمون و حناق نشه رو گلومون!
Read more
<span class="emoji emoji1f538"></span>داستان زندگی خلیل به راحتی می‌تواند دست‌مایه یک فیلم هالیوودی باشد! سال ۲۰۰۳ بود ، خلیل ۳۳ ساله، ...
Media Removed
داستان زندگی خلیل به راحتی می‌تواند دست‌مایه یک فیلم هالیوودی باشد! سال ۲۰۰۳ بود ، خلیل ۳۳ ساله، در خیابان‌های لس‌آنجلس می‌خوابید، به جز هروئین به کراک کوکائین هم معتاد بود، ۴۹ کیلو وزن داشت و بدنش پر از زخم بود. خلیل می‌گوید آنقدر به جرم حمل مواد دستگیر شده بود که حسابش از دستش در رفته است: ... 🔸داستان زندگی خلیل به راحتی می‌تواند دست‌مایه یک فیلم هالیوودی باشد!

سال ۲۰۰۳ بود ، خلیل ۳۳ ساله، در خیابان‌های لس‌آنجلس می‌خوابید، به جز هروئین به کراک کوکائین هم معتاد بود، ۴۹ کیلو وزن داشت و بدنش پر از زخم بود.

خلیل می‌گوید آنقدر به جرم حمل مواد دستگیر شده بود که حسابش از دستش در رفته است: "کاملا داغون بودم و از شدت درد نمی‌توانستم بخوابم." با اینکه بارها سعی کرده بود ترک کند و نتوانسته بود، پس از بار نهم، فهمید که اگر می‌خواهد زنده بماند باید تغییر کند.

بعد از اینکه برای بار نهم هروئین او را تا پای مرگ برد، زندگی‌اش رو به بهبود رفت. اعتیاد را ترک کرد و خودش را با شغل‌های متعدد سرگرم: در دو مرکز بازپروری در مالیبو کار می‌کرد، سگ‌گردانی می‌کرد و باغبانی: "توانستم پول جمع کنم، حسابی کار می‌کردم، هفت روز هفته، روزی ۱۶ ساعت." بعد از اینکه یکی از دوستان قدیمی‌اش در اوهایو را دید، وسواس این را پیدا کرد که خودش برای خودش آب‌میوه و سبزیجات را بگیرد: "دوستم یک کم مثل هیپی‌ها بود، شروع کرد به آموزش دادن به من درباره ویتامین‌ها، خوردنی‌های ارگانیک و غذای برتر... آن موقع من دنبال چیزی می‌گشتم که حالم را بهتر کند." سال ۲۰۰۷ خلیل خانه‌ای را اجاره و مرکز بازپروری خود را افتتاح کرد، برای مشتریانی که برای یک ماه اقامت در آن می‌توانستند ده هزار دلار بپردازند.

برای کسانی که در این مرکز بازپروری اقامت می‌کردند، خلیل آب‌میوه های عجیب غریب درست می‌کرد، مثل ترکیبی که آن را ولوورین نامیده، ترکیب موز، پودر ماکا، شاه‌انگبین و گرده گل.

سرانجام آوازه این نوشیدنی‌ها از چهاردیواری آن ساختمان فراتر رفت و مردم به دنبال خریدن آنها بودند.

خلیل فهمید برای راه انداختن یک کسب و کار جدید تقاضا به اندازه کافی هست بنابراین با همراهی بهترین دوستش که در آن زمان دوست دخترش هم بود، در سال ۲۰۱۱ "سان‌لایف ارگانیکس" را تاسیس کرد.

برای بازسازی زندگی‌اش، به زندگی سالم روی آورد و به قدری در این راه موفق شد که امروز بنیانگذار میلیونر شرکت تولید محصولات غذایی "سان‌لایف ارگانیکس" در کالیفرنیا است که محصولاتش این روزها مد روز است.

شش فروشگاه او که چیزی بین آب‌میوه فروشی، کافه و مغازه است، سالانه شش میلیون دلار فروش دارند و در حال ورود به بازار ۱۶ ایالت دیگر آمریکا و ژاپن است. خلیل اکنون ۴۶ سال دارد و دیگر در خیابان نمی‌خوابد، به جایش با جت شخصی سفر می‌کند!
Read more
مرا رها مکن آغاز راهم چون به عشق تو رقم خورد با من بمان تا انتها مرا رها مکن در این سیاهی ای خدا مرا ...
Media Removed
مرا رها مکن آغاز راهم چون به عشق تو رقم خورد با من بمان تا انتها مرا رها مکن در این سیاهی ای خدا مرا رها مکن ای آشنا بی آشنا مرا رها مکن با این هوا عمری نفس کشیدم ای خدا میمیرم اینجا بی هوا مرا رها مکن چو کشتی شکسته ای که غرق می شود به حال خویش ناخدا مرا رها مکن چو رود جاریم مگر تو مقصدم شوی به دشت های ... مرا رها مکن

آغاز راهم چون به عشق تو رقم خورد
با من بمان تا انتها مرا رها مکن
در این سیاهی ای خدا مرا رها مکن
ای آشنا بی آشنا مرا رها مکن
با این هوا عمری نفس کشیدم ای خدا
میمیرم اینجا بی هوا مرا رها مکن
چو کشتی شکسته ای که غرق می شود
به حال خویش ناخدا مرا رها مکن
چو رود جاریم مگر تو مقصدم شوی
به دشت های ناکجا مرا رها مکن
مرا رها مکن چو برگ زرد کوچکی
به زیر پای بادها مرا رها مکن
مگیر مهر خویش را ز باغ باغبان
خدای من در این هوا مرا رها مکن
اگر چه عاشق کسی به غیر تو شدم
ولی به جرم این خطا مرا رها مکن
Read more
#حافظ #محمدمعتمدی #آلبوم_بی_محابا هاتفی از گوشه میخانه دوش گفت ببخشند گنه می بنوش لطف الهی بکند کار خویش مژده رحمت برساند سروش این خرد خام به میخانه بر تا می لعل آوردش خون به جوش گر چه وصالش نه به کوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش لطف خدا بیشتر از جرم ماست نکته سربسته چه دانی خموش گوش ... #حافظ #محمدمعتمدی #آلبوم_بی_محابا

هاتفی از گوشه میخانه دوش
گفت ببخشند گنه می بنوش

لطف الهی بکند کار خویش
مژده رحمت برساند سروش

این خرد خام به میخانه بر
تا می لعل آوردش خون به جوش

گر چه وصالش نه به کوشش دهند
هر قدر ای دل که توانی بکوش

لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکته سربسته چه دانی خموش

گوش من و حلقه گیسوی یار
روی من و خاک در می فروش

رندی حافظ نه گناهیست صعب
با کرم پادشه عیب پوش

داور دین شاه شجاع آن که کرد
روح قدس حلقه امرش به گوش

ای ملک العرش مرادش بده
و از خطر چشم بدش دار گوش

#صبح_جمعه
Read more
. نمی‌دانم.. از عشــق همین چیزهایش به یادم مانده.. خوابی را در ژانرِ وحشت دیدن حرفی را با اسانسِ ...
Media Removed
. نمی‌دانم.. از عشــق همین چیزهایش به یادم مانده.. خوابی را در ژانرِ وحشت دیدن حرفی را با اسانسِ درد بلعیدن زخمی را به زبان الصاق کردن سیگاری را انفرادی تبعید شدن خیابانی را بی‌قیدِ دستی صرف کردن عکسی را بی‌ضمیرِ خنده‌ای مخدوش شدن قهوه‌ای را بی‌طعمِ نگاهی کنسل کردن ... و شعر را بی‌شریکِ ... .
نمی‌دانم..
از عشــق
همین چیزهایش به یادم مانده..
خوابی را در ژانرِ وحشت دیدن
حرفی را با اسانسِ درد بلعیدن
زخمی را به زبان الصاق کردن
سیگاری را انفرادی تبعید شدن
خیابانی را بی‌قیدِ دستی صرف کردن
عکسی را بی‌ضمیرِ خنده‌ای مخدوش شدن
قهوه‌ای را بی‌طعمِ نگاهی کنسل کردن ... و
شعر را بی‌شریکِ جرم.. مرتکب شدن..
.
از عشق
همین چیزهایش به خاطرم مانده
چیز دیگری برای من وجود نداشت..
جز سرزنش‌های ملودرامِ تنهایی
که گاه و بی‌گاهِ قلبم را
از ادامۀ عشق منصرف می‌کرد.. #حمیدرضا_هندی

t.me/hamidreza_hendi

صمیمانه ممنون‌تان هستم که‌
در صورت بازنشر
نام نویسنده را فراموش نمی‌کنید..
Read more
<span class="emoji emoji1f451"></span> . . من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس که روزها را با شب شمرده بودم . یک عمر دور و تنها ، تنها ...
Media Removed
. . من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس که روزها را با شب شمرده بودم . یک عمر دور و تنها ، تنها به جرم اینکه او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم . یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم . در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم . وقتی ... 👑
.
.
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
.
یک عمر دور و تنها ، تنها به جرم اینکه
او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم
.
یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
.
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم
.
وقتی غروب می شد ، وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم
.
.
👑 #محمدعلی_بهمنی
@mohamadali.bahmani .
.
.
⚜️صفحه دوم ما
@cafeehooonar
.
.
.
بهترین ابیات و اشعار در کانال تلگرام شاهبیت
لینک در بیو..
Read more
. پایان سومین قاب از ماه عسل 97.. . در بخش دوم برنامه آقای دکتر مطلق(داروساز)و اقای دکتر زرگران(عضو ...
Media Removed
. پایان سومین قاب از ماه عسل 97.. . در بخش دوم برنامه آقای دکتر مطلق(داروساز)و اقای دکتر زرگران(عضو هییت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران)به همراه اقای تک دهقان در برنامه حاضر بودند. آیتمی از داروی اختراعی اقای تک دهقان در زمینه سرطان پخش می شود. بعد از آیتم دکتر زرگران در زمینه ی ثبت و تولید یک ... .
پایان سومین قاب از ماه عسل 97..
.
در بخش دوم برنامه آقای دکتر مطلق(داروساز)و اقای دکتر زرگران(عضو هییت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران)به همراه اقای تک دهقان در برنامه حاضر بودند.
آیتمی از داروی اختراعی اقای تک دهقان در زمینه سرطان پخش می شود.
بعد از آیتم دکتر زرگران در زمینه ی ثبت و تولید یک دارو توضیح داد: زمینه ثبت و تولید دارو پروسه ی طولانی و قانون های زیادی دارد که باید طبق استانداردهای آن طی شود‌‌.
صرفا یک ادعا کافی نیست اول باید زمینه تخصصی من باشد و بعد باید به تیمِ پژوهشی سپرده شود و مرحله بعدی باید آزمایش شود!
ما در علم همیشه شک داریم .. برای همین است که کتب داروسازی ۴سال یک بار تغییر می کند.
علیخانی پرسید:پس امثال اقای تک دهقان ها باید چیکار کنند؟
زرگران ادامه داد: یک تیمِ پژوهشی کار ایشون رو باید راست آزمایی کنند!
ابتدا باید یک شرکت یا کارخونه دارویی از آقای تک دهقان حمایت کنند تا ادعای ایشون در تیم پژوهشی مورد بررسی قرار بگیرد.
باید کمیته اخلاقی دانشگاه تایید کند و در سازمان های بالینی ایران در جهان ثبت شود.
علیخانی از اقای تک دهقان پرسید:چرا مسیری که آقای زرگران میگن رو نرفتین؟
تک دهقان پاسخ داد:چون مسیر ایشون در حد حرف اتفاق می افتد و عملی نیس!
من این مسیر رو رفتم اما به من گفتن نیا.
علیخانی پرسید از تک دهقان:با چه استدلالی دارویی رو به خانواده ای میدی که عزیزش از سرطان رنج میبره؟
تک دهقان:من دارویی که فرم اصلی رو داره هیچوقت دراختیار کسی قرار نمی دهم اما بعنوان کمک انسان دوستانه دمنوشی از این دارو را میتوانم بدهم
دکتر مطلق در مورد بیماری سرطان و پیشرفت پزشکی در درمان آن توضیحاتی داد.
آقای زرگران در پایان گفت:از بیماران عزیز خواهش میکنم به هر دارویی اعتماد نکنند و هر کسی که ادعایی دارد در زمینه ی دارو از راه قانونی وارد شود..
اگر اقای تک دهقان در خارج از کشور هم باشند و دارو رو بدون مجوز وزارت بهداشت به مردم بدهند جرم است.
صحبت پایانی علیخانی : ما باید بپذیریم که در کشورمان نخبه سوزی اتفاق می افتد!
امشب بدلیل کمبود وقت و نزدیکی به لحظات ملکوتی اذان تیتراژ پایانی پخش نشد.
یاعلی

گزارش نوشتاری آنلاین: شیدا
.
.
telegram.me/ehsanalikhanighabile
.
#احسان_علیخانی
#ماه_عسل
#ماهعسل
#ماه_رمضان
#رمضان97
#شبکه3
#افطار
#سحر
#ماه
#عسل
#احسان
#علیخانی
#تیتراژ
#تيتراژ_ماه_عسل
#بهنام_بانی
#مسیح
#ارش
#آرش
#مسیح_آرش
#مسیح_ارش
#روزبه_بمانی
.
#ehsanalikhani
#ehsan_alikhani
#asal
#mah_asal
#ramazan
#ehsan
#alikhani
#maheasal
#mahasal
Read more
. پیروان موعود| P313.IR: . بگذاريد ما امام رو خرج خودمون نكنيم . امام خمینی (ره) : بهشتی یک #ملت ...
Media Removed
. پیروان موعود| P313.IR: . بگذاريد ما امام رو خرج خودمون نكنيم . امام خمینی (ره) : بهشتی یک #ملت بود برای ملت ما امام خامنه ای (حفظه الله): بهشتی در آینده شناخته خواهد شد. . شهادت بهشتی در مقابل #مظلومیت او ناچیز است، مظلومیت برای یک مومن یک امر تصادفی نیست؛ بلکه مظلومیت برای یک انسان مومن ... .
پیروان موعود| P313.IR:
.
بگذاريد ما امام رو خرج خودمون نكنيم
.
امام خمینی (ره) : بهشتی یک #ملت بود برای ملت ما
امام خامنه ای (حفظه الله): بهشتی در آینده شناخته خواهد شد.
.
شهادت بهشتی در مقابل #مظلومیت او ناچیز است،
مظلومیت برای یک مومن یک امر تصادفی نیست؛ بلکه مظلومیت برای یک انسان مومن و متقی طبیعی است.
.
می دونید برخي جلوه هاي مظلوميت #شهيد_بهشتي را من قطعا نمي تونم بگم، خيلي بد ميشه بگم، ولي حتما شما در كتابها بخونيد.
رفت در يكي از شهرستانها، يك عده اي تحريك شده شروع كردند عليه او شعار دادن حتي تخم مرغ و گوجه گنديده به سمت ايشون پرتاب كردن.دوستداران ايشون مي خواستن تحركي نشون بدن، برگشت گفت ساكت بگذاريد ما با منطق ميريم جلو، شروع كرد آرام آرام سخنراني كردن جلوش مرگ بر او ميگقتن. ميگفت عيبي نداره من دلايلم رو بگم.آخر جلسه دوباره جلسه رو بهم زدن كتك زدند ايشون را، اهانت بهشون كردن.
وقتي برگشتن دادستاني يا حالا دستگاه مسئول اونجا اينها را دستگير كردند، ايشون رسيده بود شنيد زنگ زد گفت هر كسي به جرم اهانت به من به هر نحوي دستگير شده آزادش كنيد.
.
چند ساعت قبل از به #شهادت رسيدن يكي از دوستان شهيد بهشتي كه در اين حادثه مجروح ميشوند از سخنراني در يكي از شهرها برميگردند،
میگه خدمت ايشون گفتم: من اونجا از شخصيت شما توضيح دادم جوانها بعد از جلسه آمدند گفتند كه سلام ما را به شهيد بهشتي برسونید بگيد كه ما رو ببخشه انقدر پشت سرش حرف زديم.
شهيد بهشتي چند ساعت قبل از شهادت برميگرده اين جواب رو ميده
ميگه من از اول #جوانها رو بخشيده بودم اين حرفها چيه!
آقا تو دردت نمياد انقدر بهت حرف ناحق بزنند؟
برميگرده ميگه فقط از من يك تقاضايي رو به جوانها نقل كنيد(ديگه #فريب نخورند و هر حرفي را نپذيرند) اين تقاضاي يك مظلومه..
در حالیکه بين مردم بود پشت سرش حرف ميزدند، هنوز شهيد نشده.يكي از دوستانشون به شهيد #بهشتي ميگن:
شما به #امام بفرماييد امام صريحا بيایند در ميدون دو كلمه از شما حرف بزنند. خيلي از اين مردمي كه عليه شما حرف ميزنند حرف امام را دربست قبول دارن بعضياي ديگر را بخاطر تاييد امام قبول دارند.
#شهيد بهشتي ميدونيد چي جواب ميدن؟
ميفرمايد: بگذاريد ما امام رو خرج خودمون نكنيم، ما امام رو براي كارهاي مهمتر احتياج داريم
حالا فوقش ما اين وسط له ميشيم، بشيم
چه ايرادي داره؟!
Read more
* مهمترین امری که باعث ایجاد احساس بد بودن در سنین بسیار پایین می‌شود این است که کودک احساس کند او را ترک کرده‌اند. این پیغام به روشهای گوناگونی می‌تواند به کودک منتقل شود و دریافت آن اثر بسیار مخربی روی احساس خود کودک دارد. ترک کردن کودک(جسمانی یا عاطفی) برای او آنقدر وحشت آور است که به منزله تهدیدی ... *
مهمترین امری که باعث ایجاد احساس بد بودن در سنین بسیار پایین می‌شود این است که کودک احساس کند او را ترک کرده‌اند. این پیغام به روشهای گوناگونی می‌تواند به کودک منتقل شود و دریافت آن اثر بسیار مخربی روی احساس خود کودک دارد. ترک کردن کودک(جسمانی یا عاطفی) برای او آنقدر وحشت آور است که به منزله تهدیدی برای زندگی او می‌باشد. کودک احساس می‌کند اشکالی داشته که چنین اتفاق وحتشناکی برایش رخ داده است! او نمی‌تواند بفهمد که اشکال از او نیست. اغلب کودکان تصور می‌کنند جرم بزرگی مرتکب شده‌اند که سزاوار چنین تنبیهی هستند

اینطور تجربه‌های بد کودکی، می‌تواند ضربه‌های ملایم روحی در بزرگسالی را تشدید کنند. اثر کهنه بد بودن این است که حتی رنجشهای کوچک را برای شخصی فاجعه بار می‌کند. مثلا اگر کسی از شخصی عصبانی شود بلافاصله در او این احساس زنده می‌شود که به شدت بد است و برای لحظه‌ای احساس عمیق بی‌ارزشی او را فرا می‌گیرد. در نتیجه مجبور است با انکار این احساس یا عصبانی شدن متقابل، به سرعت آن را سرکوب کند. تقریبا هر رخداد دردناکی می‌تواند احساس من بد هستم را در چنین فردی برانگیزد. مثلا قطع یک رابطه، مورد انتقاد واقع شدن یا نادیده گرفته شدن

برای او یک اشتباه یا شکست کوچک به بزرگی یک کوه به نظر می‌رسد. همچنین احساس تحت کنترل بودن، به حساب نیامدن، تنهایی یا حتی یک بی‌حوصلگی ساده می‌تواند در نظر چنین فردی، بیانگر باور عمیق من بد هستم باشد. گاهی ممکن است احساس کند سزاوار درد و رنج است و همین که رنج می‌کشد ثابت می‌کند گناهان زیادی را مرتکب شده است. راز وحشتناکی که چنین فردی فکر می‌کند باید در سینه حفظ کند این است که زیر نقابی که در اجتماع به خود میزند چنان روان آشفته وجود دارد که هیچکس نمیتواند دیدن اوی واقعی را تاب بیاورد. او در این ترس همیشگی زندگی می‌کند که مبادا کسی او را ببیند و بر اثر یک اشتباه از بی ارزشی او آگاه شود پس رفتارهای منفعلانه دارد

وقتی کسی از او عصبانی می‌شود، انتقاد می‌کند یا او را نادیده می‌گیرد احساس می‌کند به این خاطر است که شخصیت درون او را دیده است و آن را طرد می‌کند. آن وقت است که همه واخوردگی‌های اولیه زندگی این رنجش جدید را تشدید می‌کنند و برای فرد، یادآور دوران کودکی است که احساس می‌کرد طرد یا رها شده و باور کرده بود مقصر همه اینها خودش است! احساس عمیق بد بودن، درد و رنج زیادی برای او دارد. یک سخن تند، یک نگاه ملامت‌بار یا یک اشتباه می‌تواند منجر به عذاب او شود! با این وضعیت او نیاز دارد به نحوی از خود محافظت کند و... نسخه کامل کلیپ و ادامه مطلب در کانال
.
Read more
. در قرآن کریم بالاترین گناهان، گناهان اجتماعی است و بزرگترین گناه اجتماعی حاکم کردن کسی است که شایستگی ...
Media Removed
. در قرآن کریم بالاترین گناهان، گناهان اجتماعی است و بزرگترین گناه اجتماعی حاکم کردن کسی است که شایستگی ندارد... . اگر عواقب عملی، دامن اجتماع را بگیرد آنجا دیگر خود خدا انتقام خواهد گرفت! شاهد مثال: داستان بنی اسرائیل است که #جرم_اجتماعي كردند و با اينكه توبه كردند ولي باز خدا انتقام گرفت. . داستان ... .
در قرآن کریم بالاترین گناهان، گناهان اجتماعی است و بزرگترین گناه اجتماعی حاکم کردن کسی است که شایستگی ندارد...
.
اگر عواقب عملی، دامن اجتماع را بگیرد آنجا دیگر خود خدا انتقام خواهد گرفت!
شاهد مثال: داستان بنی اسرائیل است که #جرم_اجتماعي كردند و با اينكه توبه كردند ولي باز خدا انتقام گرفت.
.
داستان بني‌اسرائیل را خداوند در عبارت "فَتُوبُوا إلي بَارِئِكُمْ" تمام نمي‌کند!
بلکه در ادامه میفرماید: "فَاقْتُلُوا أنْفُسَكُم"(بقره/٥٤)
بعد از توبه بني‌اسرائیل، ۱۲۰۰۰ نفر کشته شدند!!!!
این #سیلی خدا بود، چون آثار این #جرم به #جامعه کشیده شده بود.
.
.
.
پی‌نوشت۱:
بزرگترین گناه اجتماعی، حاکم کردن کسی است که شایستگی ندارند!
پی‌نوشت۲:
اگر راه #امام را گم یا فراموش کنیم، ملت ایران #سیلی خواهد خورد.(امام خامنه‌ای)
پی‌نوشت۳:
۲۲بهمن امسال از آن ۲۲بهمن‌های تماشایی خواهد بود.
.
.
#جشن_انقلاب
#همه_می_آییم
#دهه_فجر
#بیست_دوم_بهمن_تماشایی
#من_انقلابی_ام
#راهپیمایی_22_بهمن
Read more
سلام به همراهان همیشگی کانون ادبی بهمن از این هفته قرار شد به انتخاب شرکت کنندگان جلسات کانون از بین ...
Media Removed
سلام به همراهان همیشگی کانون ادبی بهمن از این هفته قرار شد به انتخاب شرکت کنندگان جلسات کانون از بین کسانی که شعرخوانی دارند در بخش کلاسیک و آزاد افراد برگزیده شوند و شعر و عکس و مختصری از بیوگرافیشان در کانال و اینستاگرام کانون قرار بگیرد برگزیده این هفته در بخش شعر کلاسیک : محمدرضا آبیار : شاعر ... سلام به همراهان همیشگی کانون ادبی بهمن از این هفته قرار شد به انتخاب شرکت کنندگان جلسات کانون از بین کسانی که شعرخوانی دارند در بخش کلاسیک و آزاد افراد برگزیده شوند و شعر و عکس و مختصری از بیوگرافیشان در کانال و اینستاگرام کانون قرار بگیرد برگزیده این هفته در بخش شعر کلاسیک :
محمدرضا آبیار : شاعر ، نوازنده و فارغ التحصیل مهندسی الکترونیک و دانشجوی کارشناسی ارشد مخابرات سیستم ، زاده ی تیرماه 1369
از دوران نوجوانی علاقه مند ادبیات بوده و از سال ۱۳۸۸ پس از فراگیری اصول شعرکلاسیک وقواعد و ساختار آن به گونه ی جدی به سرودن پرداخته است
تاکنون یک عنوان کتاب به نام "خون بها" درسال ۱۳۹۵ به دست نشر چلچله به چاپ رسانده که هم اکنون درچاپ سوم به سرمی برد و کتاب دیگری نیز با چهل غزل و غزل مثنوی در دست چاپ دارد
#درخت
#درخت

به فال نیک گرفتم شکستن خود را
بزن که هیزم خوبی برای سوختنم

همیشه داوطلب بوده ام به مرگ خودم
که پر غرورترم لحظه ای که می شکنم

تمایلات تن من به ضربه های تبر
هزار جنگل نفرین شده فدای تبر

مرا به شوق تبر کاشتند روز نخست
که ناگزیر به دعوت به قتل خویشتنم

اگر به دعوی شعرم تبر اجازه دهد
به گور جمعی جنگل خدا جنازه دهد

مگر که مرگ به جنگل شکوه تازه دهد
دعا کنید بگیرد دعای مرگ تنم

نپرس از آن همه فریاد در گلو چه خبر
بهای مرگ درختان ، بقای عمر تبر

به لطف شعر پس از مردنم جهان بیند
از آتش قلمم، شعله می کشد کفنم

به عزت و شرف لا اله الی الله
به برکت غزلم مرگ می رسد از راه

جنون گرفته مرا پا به پام هروله کن
حریص سوختنم ، تشنه ی کفن شدنم

الهی از تن دنیا درخت حذف شود
چه بهتر آن که منی تیره بخت حذف شود

چه بهتر آنکه صدایم به هیچ کس نرسد
به خاک تشنه ام آب و به شش نفس نرسد

جهان مرده ی بی شعر دلپذیرتر است
طبیعتاً پس از آن خلق سر به زیرتر است

درخت و شاعر بی تاب ، هر دو یک نفرند
و بر خلاف تصور پلید و فتنه گرند

جناب معجزه ، ای مرگ ، خسته ام ، بس نیست !؟
هزار سال به شوق ات نشسته ام ، بس نیست !؟ تبر به دست شدم تا به ریشه ام بزنم
و شاخه شاخه خودم را شکسته ام ، بس نیست !؟ خودم طناب شدم بر خودم گره خوردم
به شاخه های خودم ، مرگ بسته ام ، بس نیست !؟ طناب دار به گردن ، تبر به دست ، نترس
برای مرگ محیاست هرچه هست ، نترس

به جرم شاعری ام زیر چار پایه بزن
به شعر و شاعری ام زخم شو کنایه بزن

بزن که هیزم خوبی برای سوختنم
که پر غرورترم لحظه ای که می شکنم

#خون_بها #نشر_چلچله (چاپ دوم)
@kanoon_adabi_bahman
Read more
فرقی نمی کند دردهای مردمت را با ذ فریاد بزنی یا ز فرقی نمیکند نمره املایت ده باشد یا بیست مردانگی ...
Media Removed
فرقی نمی کند دردهای مردمت را با ذ فریاد بزنی یا ز فرقی نمیکند نمره املایت ده باشد یا بیست مردانگی را از هر سو بنگری نه ذال و ز دارد که جنگ به پا کنند نه سکوت و همرنگ جماعت شدن مردانگی فقط درد دارد و زخم که می نشیند به تن اهلش! آنکه رو به رویت می ایستد و فریاد ایها الناس ؛ وامصیبتاکه ذالمان ،ز شده است سر ... فرقی نمی کند دردهای مردمت را
با ذ فریاد بزنی یا ز
فرقی نمیکند نمره املایت ده باشد یا بیست
مردانگی را از هر سو بنگری
نه ذال و ز دارد که جنگ به پا کنند
نه سکوت و همرنگ جماعت شدن
مردانگی فقط درد دارد و زخم
که می نشیند به تن اهلش!
آنکه رو به رویت می ایستد
و فریاد ایها الناس ؛ وامصیبتاکه ذالمان ،ز شده است
سر میدهد
خوب تنش را که بنگری
بی زخم است تن فربه اش...
که اگر خود فربه نیست از هواداران بی زخمان است!
آنکه درد مردم نداند
می دَرد حنجره های هر فریادی را
می بُرد دستهای هر مشت گره کرده ای را...
درد ندارند
معرفت ندارند
مردانگی ندارند....وامصیبتا که زنانگی هم ندارند
هیچ ندارند جز قلدری
جز زدن
جز کشتنِ نطفه های امید مردمان
مردمانی که باید کشته شوند به جرم نداشتن شعور سیاسی
که وقت به دنیا آمدنشان کسی در گوششان نخواند
شعور سیاسی نداشته باشی حقی هم نداری !!!!!
نفهمیدیم از کی مقرر گشت
فقر را تنها با شعور سیاسی ،درد بکشیم؟!؟
وامصیبتا از آب و برقی که مجانی نشد
اما فریاد کشیدن از نداشتنش هم ممنوع شد
و منوط شد به اخذ مدارک عالیه!!!!
تو فریاد بزن اسطوره
ساکت نمان
تنها تو میتوانی بی ترس از احضار شدن در این دادسرا
و آن محکمه
از درد مردمت بگویی،پس خاموش نمان
که این روزها حتی برای گفتن از کوروش ها هم
باید باز جویی شوی.... باید باز جویی شویم
ساکت نمان اسطوره
تو صدای حنجره های خاموش شده نسلی هستی
که پدرانشان به وعده مجانی شدن آب و برق
و آمدن نفت بر سفره های پهنشان
ما را بی سفره کردند...بی نان و بی برق
نسلی که فریاد کشیدنشان هم ممنوع است
چون شعور سیاسی ،فقط سهمِ ژنهای خوب شد
و سهم آنها تو سری!
فریاد بزن اسطوره
مخالفانت روزی با خفت از سر راهت کنار خواهند رفت
فریاد بزن مرررررد
با ذ یا ز
فریاد بزن....
من تا ابد کنارت خواهم ماند❤
.
#تنها_کسیکه_شبیه_حرفاشه @aliiiiiiiikarimi8
Read more
دخترکم مرا ببخش که باید موهایت را ازته کوتاه کنم میدانم دختراست و موی بلندش اما مجبورم که موهایت ...
Media Removed
دخترکم مرا ببخش که باید موهایت را ازته کوتاه کنم میدانم دختراست و موی بلندش اما مجبورم که موهایت را ازتو بگیرم که نکند وارد مدرسه که شدی درخیابانها که قدم زدی با بی رحمی قیچی را میان ابریشم هایت به رقص دربیاورند و من نتوانم دلیل قانع کننده ای برای اشکها و بغض هایت بیاورم... دخترکم جامعه ما ... دخترکم
مرا ببخش که باید موهایت را ازته کوتاه کنم
میدانم دختراست و موی بلندش
اما مجبورم که موهایت را ازتو بگیرم
که نکند وارد مدرسه که شدی
درخیابانها که قدم زدی
با بی رحمی قیچی را میان ابریشم هایت به رقص دربیاورند
و من نتوانم دلیل قانع کننده ای برای اشکها و بغض هایت بیاورم...
دخترکم جامعه ما مرد دارد نر ندارد...
میگویند موهایت مردها را نَسَخ میکند...
من نمیتوانم بااین باور بجنگم...
که بادیدنِ موهایت هیچ مردی نسخ نمیشود...
دخترم موهای بلندت را اگر زیر روسری نتوانی جا بدهی تمامش را ازتو میگیرند...
همین چندروزه پیش موهای دختری را درمدرسه کوتاه کردند
دختر در طایفه ای زندگی میکرد که
موهای دخترهایی را کوتاه میکردند که کارِ خبطی انجام میدادند....
وحال ان دختر نمیداند برای موهایِ چیده شده اش اشک بریزد یا نگاهای مردم...
دخترم این روزها توحتی اختیاره بدن خود رانداری
مرا ببخش که موهایت را ازتو میگیرم...
دخترکم نگرانم روزی برسد که به جرم دختر بودن چاقو دربدنت فرو کنند...
تاریخ این چیزها را به خود دیده....
دخترم مرا ببخش بابته تمامِ نادیده گرفته شدن ها...
ببخش که نمیتوانی موی بلند داشته باشی...
نمیتوانی شاد باشی...
نمیتوانی اهل ورزش باشی...
مراببخش که نابرابری میبینی
که نمیگذارم طعم موهای بلند و بافته شده را بچشی
طعم داشتنِ گل سرهای رنگارنگ
توهم قول بده هیچوقت چرایش را نپرسی
جوابی ندارم برای چرایت
نمیدانم انچه میشنوی توهین است به همجنس های پدر و برادرت
یا ناحقی دربرابر تو و دخترانگی هایت...
مراببخش...
مرا بخاطره تمام اینها ببخش...
.
.
. 💎 #میکائیل⭐
. 📷@mikilove351 ⭐
.
.
.
#پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌💓🔻🌟💓🔻🌟 #پستهای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن_بک_بدم💖💖
Read more
امشب گلدن (سگ مصدوم از ناحیه پا) بردم مطب دکتر بعد از تعویض پانسمان و ترزیق آمپول هاش زبون بسته رو که ...
Media Removed
امشب گلدن (سگ مصدوم از ناحیه پا) بردم مطب دکتر بعد از تعویض پانسمان و ترزیق آمپول هاش زبون بسته رو که نمی تونست راه بره رو بغل کرده بودم تا سوار ماشین بشم یه جوان موتور سوار ریشو جلوم ترمز گرفته می گه چرا تو خیابون #سگ بازی می کنی؟!!! 😯😮🤐 مگه نمی دونی گردوندن سگ تو ملاعام #جرم !!!! 🤬 ، هی گاز می داد و تهیج ... امشب گلدن (سگ مصدوم از ناحیه پا) بردم مطب دکتر بعد از تعویض پانسمان و ترزیق آمپول هاش زبون بسته رو که نمی تونست راه بره رو بغل کرده بودم تا سوار ماشین بشم یه جوان موتور سوار ریشو جلوم ترمز گرفته می گه چرا تو خیابون #سگ بازی می کنی؟!!! 😯😮🤐 مگه نمی دونی گردوندن سگ تو ملاعام #جرم !!!! 😠😡🤬 ، هی گاز می داد و تهیج می کرد. بهش میگم اصلا این بیچاره می تونه راه بره که شما می گی سگ گردوندی بعدشم درست حرف بزن سگ باز چیه؛ مردم و بقیه مراجعه کننده ها هم جمع شده بودن و علت بحث رو جویا می شدن که مردک نفهم پای باندپیچی شده رو گرفت و فشار داد!! 🤬🤬🤬😡😠 مُدام هم #فحاشی می کرد و داد می زد دارم #امر_به_معروف می کنم. صدای #ناله سگ که بلند شد کنترل خودم و از دست دادم یکی زدم تو گوشش که با موتور خورد زمین مردم هم بادیدن #وحشیگری ش بهش معترض شدن، که #عقده ای بلند شد با این که می‌دید سگ پشتم #پناه گرفته واز درد زوزه می کشه باز دوتا لگد بهم زد که دیگه دوتا خانم با کیف خدمتش رسیدن و مجبور به فرار شد! الهی دستت بشکنه مجبور شدیم پانسمان رو عوض کنیم سه تا از انگشتاش با رد خون روی بانداژ سند جنایت ش بود!
نه بیسیم داشت، نه حکم و کارت شناسایی معتبری هیچی هیچی نداشت فقط دلش خواسته بود به من گیر بده! بدون هیچ دلیلی خیلی راحت و ریلکس!
اندکی #انسان باشیم اندکی... #حیوان_آزاری #با_طبیعت_مهربان_باشیم #با_حیوانات_مهربان_باشیم #حیوانات_خانگی #پت #آبادان #خوزستان #گربه #cat #dog #pet
Read more
امروز آخرین روز تعطیلات عید ۹۷ به همراه طبیعت هم به پایان رسید. خداروشکر تعطیلات تموم شد قراره از ...
Media Removed
امروز آخرین روز تعطیلات عید ۹۷ به همراه طبیعت هم به پایان رسید. خداروشکر تعطیلات تموم شد قراره از فردا بریم دنبال کار و زندگیمون ، دنبال ورزش (خب این عدالت نیست توو عید آدم وزنش بالا میره 🤦🏻‍♀️) البته من بخاطر شرایط قرنطینه ای که بودم همچینم تعطیلات و حس نکردم 🙄 ولییییی خب از فردا تقویم به روال ... امروز آخرین روز تعطیلات عید ۹۷ به همراه طبیعت هم به پایان رسید.
خداروشکر تعطیلات تموم شد قراره از فردا بریم دنبال کار و زندگیمون ، دنبال ورزش (خب این عدالت نیست توو عید آدم وزنش بالا میره 🤦🏻‍♀️😩)
البته من بخاطر شرایط قرنطینه ای که بودم همچینم تعطیلات و حس نکردم 🙄
ولییییی خب از فردا تقویم به روال عادی برمیگرده اما بیاین ما به روال عادی برنگردیم !
چقدر توو عید خندیدین؟چقدر خوش گذروندین؟چقدر رقصیدین؟ میشه همین روال و باز هم پیش بیرین؟ که هر روزتون شاد و عالی باشه؟
مرسی که انقدر حرف گوش کنین🤪🤩
راستی کلی براتون پست آماده کردم که اگر وقت با من یاری کنه براتون بذارم 💃🏻
فعلا پست رو کوتاه میکنم تا فردا 🙋🏻‍♀️🙊
ولی میشه قبلش این دلنوشته ی من و بخونین؟ متچکرم
.
.
💜ساعتها زُل زدن به عکس ِ تو
نه وقت تلف کردن است
نه دیوانگی!
این تمام احساس من است که توانسته با کسی غیر از خدا به اشتراک بگذارم
اینجوری زندگی به کام من هم شیرین می شود
و از جرم آدم آهنی بودن تبرئه !💜
#نازنین_فخارنیا
Read more
در فصل فقر زبان نکته های جالبی در مورد تغییر روش فکر کردن مردم گفته شده. میگه آدم ها وقتی از سوال کردن ...
Media Removed
در فصل فقر زبان نکته های جالبی در مورد تغییر روش فکر کردن مردم گفته شده. میگه آدم ها وقتی از سوال کردن دست می کشند که جواب ها بی ربط و مغالطه آمیز باشه. برای من یادآور جواب های کشیش ها در قرون وسطی است. یادآور جواب هایی که در اصل جواب نیستند بلکه برای پیچاندن موضوع طراحی شدند. بعد نویسنده میگه که پروسه ی ... در فصل فقر زبان نکته های جالبی در مورد تغییر روش فکر کردن مردم گفته شده. میگه آدم ها وقتی از سوال کردن دست می کشند که جواب ها بی ربط و مغالطه آمیز باشه. برای من یادآور جواب های کشیش ها در قرون وسطی است. یادآور جواب هایی که در اصل جواب نیستند بلکه برای پیچاندن موضوع طراحی شدند. بعد نویسنده میگه که پروسه ی فکر کردن در آدمی که سوال نپرسه کم کم متوقف میشه. یک دلیل دیگه بر پافشاری همون قرون وسطایی ها بر ندانستن. اینکه سوال پرسیدن کم کم تبدیل به جرم میشه . که عادت کنی کمتر فکر کنی و کمتر تحلیل کنی . که راحت تر بپذیری
.
📎
.
چیزی که در فصل فقر زبان گفته میشه خیلی خیلی مربوطه به چیزی که در فصل دستورالعمل خوشبختی گفته شده. نامه هایی که به شما از ریشه دروغ میگن و مدارکی رو عرضه می کنند که هیچ سندی پشتش نیست و از شما می خوان نامه رو پخش کنید. و در لایه های نهفته تر متن شما رو از عواقب بد پخش نکردن نامه می ترسونند. کسانی هستند که به خرافات اعتقادی ندارند و کاملا مطمئن هستند که در صورت پخش کردن نامه اتفاق آنچنان جادویی برایشان نخواهد افتاد اما احتیاط می کنند و با خودشان می گویند پخش کردنش ضرری نداره. پخش نکردنش شاید .. این ابتدای محافظه کاری اشتباه یک جامعه است. شروع ترسیدن از هر تهدیدی. شروع باور کردن هر دروغی. و این شروع نتیجه ی سالها توقف فکری است.
چیزی که اینجا در این بخش از کتاب از جامعه ی خودمون به ذهنم می رسه ، عطش انتشار اخبار دروغ و مخصوصا هراس آوره. به نظر من ذهن آلوده و بیمار که مدام در زندگی ترسیده و هراس و حس تهدید شدن جزئی از زندگیش بوده، کم کم تنها لذتش انتشار این هراس میشه. انگار با انتشار دادن هر آنچه بی سند و بی مدرک و دروغه ، سعی در پر کردن احساس تنهاییشه. انگار می خواد آدم های بیشتری رو به دایره ی ترسش وارد کنه چرا که جمعیت این دایره ی ترس اگر بالاتر بره حس تنهایی فرد کمتر میشه. نتیجه اش میشه ترسیدن از ایستادن جلوی ظلم، باور پذیری بالا و ایمان آوردن ساده به هر حرف مفت و اشتباهی. نتیجه اش میشه جامعه ای که احساس زده عمل می کنه چون ریشه های عقلانی و منطقی اش رو از دست داده
.
مرسی از پیام هایی که هر روز برام می فرستید. از حس مشترکی که در‌خوندن این کتاب درگیرشیم لذت می برم. از اینکه همدردیم و کنار همیم .
منتظر نظرهاتون هستم
#با_یلدا_کتاب_بخونیم
Read more
. ميلادبا سعادت #مولي_الموحدين، #حضرت_اميرالمؤالمومنين #علي عليه السلام بر شما مبارك باد . شعر ...
Media Removed
. ميلادبا سعادت #مولي_الموحدين، #حضرت_اميرالمؤالمومنين #علي عليه السلام بر شما مبارك باد . شعر زيباي #شايان_مصلح بازيكن با اخلاق ولي تنها اشتباه عمرش رفته توي تيم متاسفانه #پ_ر_س_پ_ل_ي_س. هست قسم به نام کسی کز عدم خدایی کرد همان قدیم که قدمت به این جهان دارد حدوث عالم از آن دست اتفاقات ... .
ميلادبا سعادت #مولي_الموحدين، #حضرت_اميرالمؤالمومنين #علي عليه السلام بر شما مبارك باد .
شعر زيباي #شايان_مصلح بازيكن با اخلاق ولي تنها اشتباه عمرش رفته توي تيم متاسفانه #پ_ر_س_پ_ل_ي_س. هست
قسم به نام کسی کز عدم خدایی کرد
همان قدیم که قدمت به این جهان دارد
حدوث عالم از آن دست اتفاقات است
که بعد خلق علی ارزش بیان دارد
علی همان که خدا هست و نیست مثل خدا
علی همان که بشر هست و نیست مثل بشر
علی همان که اگر یک خودی نشان بدهد
ز بندگی خدا می کنیم صرف نظر
علی همان که اَجَلّ است شٲنَش از توصیف
علی همان که خدا توی خلقتش مانده
علی همان که پس از مرگ کافران گفتند:
مگر خلیفه ی چارم نماز می خوانده؟
به سجده ای دل محراب را گلستان کرد
به جای خون سرش داشت لاله می رویید
اگر نماز همان است که شما خواندید
علی نماز نمی خواند،راست می گویید!
دلیل مرگ علی تیغ ابن ملجم نیست
بلای جان علی داغ بودن میخ است
اگر حسن پسرش را کنار بگذاریم
علی غریب ترین مرد طول تاریخ است
چگونه خانه نشین شد به جرم سن کمش؟
کسی که از همه حیث از تمام خلق سر است
دلیل می آوردم اگر که کفر نبود
خدا فقط دو سه سال از علی بزرگ تر است!
اگر عبادت شرط است،پینه ی زانوش
اگر عدالت شرط است،ماجرای عقیل
اگر ملاک به بازوست،قلعه ی خیبر
اگر نسب همه چیز است، خانواده اصیل!
اگرچه بغض خودش را غلاف کرد و نشست
اگرچه دست به شمشیر قتل عام نکرد
سکوت کردن حیدر دروغ تاریخ است
به احترام محمد فقط قیام نکرد
مگر به زور هم از خلق می شود دل برد؟
کدام ترس؟ که ما جذب یک نگاه شدیم
عَجَم مسلمان می شد مگر به دست کسی؟
علی اشاره به ما کرد سر به راه شدیم
بیا مخاطب این شعر باش و با من باش
بخند تا که ببینم تو را ثواب کنم
تو را که کیسه به دوش شب یتیمانی
اجازه می دهی آیا پدر خطاب کنم؟
بریده بودم و راه نجات گم شده بود
که روزگار، حدیثِ تو در میان انداخت
پدر،حیا کردم جای دیگری بروم
که غیرِ تو به کسی رو نمی‌توان انداخت!
هر آن که طاقت دوریت در توان دارد
غم فراق تو را در دلش نهان دارد
مگر کسی که تو را دیده عاشقت نشده
وجود خارجی اصلا در این جهان دارد؟
اگر ز حسرت دیدار روی پیغمبر
شکست دندانش را صحابه ی قَرَنی
به شوق دیدن روی تو خودکشی کردم
مگر خود تو نگفتی فمن یَمُت یَرَنی؟
فراتر از همه ی مرزها و مذهب ها
بشر به انسانیت همیشه مشتاق است
صدای عدل تو باب نجات خیلی هاست
یکی ز مُستَمِعان تو جُرج جُرداق است
به مجلسی سر شب یک دو جرعه مِی دادی
دم سحر نشده غرق در بِحارت شد
به من بگو که چه کردی صَدوق عاشق شد؟
به من بگو که امینی کجا دچارت شد؟
#شايان_مصلح
Read more
. #فال #فال_شب_یلدا #فال_حافظ #فالی_که_مامان_گرفت . دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز ...
Media Removed
. #فال #فال_شب_یلدا #فال_حافظ #فالی_که_مامان_گرفت . دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش . گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش . وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش . با دل خونین لب ... .
#فال #فال_شب_یلدا #فال_حافظ #فالی_که_مامان_گرفت
.
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
.
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش
.
وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک
زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش
.
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام
نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
.
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
.
گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور
گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش
.
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید
زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
.
بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
.
#ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد
آصف صاحب قران #جرم_بخش_عیب_پوش
Read more
 #سعدی نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی سرو بلند بستان با این همه ...
Media Removed
#سعدی نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی سرو بلند بستان با این همه لطافت هر روزش از گریبان سر برنکرد ماهی گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت بالات خود بگوید زین راست‌تر گواهی روزی چو پادشاهان خواهم که برنشینی تا بشنوی ز هر سو فریاد دادخواهی با لشکرت چه حاجت رفتن ... #سعدی
نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی
یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی
سرو بلند بستان با این همه لطافت
هر روزش از گریبان سر برنکرد ماهی
گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت
بالات خود بگوید زین راست‌تر گواهی
روزی چو پادشاهان خواهم که برنشینی
تا بشنوی ز هر سو فریاد دادخواهی
با لشکرت چه حاجت رفتن به جنگ دشمن
تو خود به چشم و ابرو بر هم زنی سپاهی
خیلی نیازمندان بر راهت ایستاده
گر می‌کنی به رحمت در کشتگان نگاهی
ایمن مشو که رویت آیینه‌ایست روشن
تا کی چنین بماند وز هر کناره آهی
گویی چه جرم دیدی تا دشمنم گرفتی
خود را نمی‌شناسم جز دوستی گناهی
ای ماه سرو قامت شکرانه سلامت
از حال زیردستان می‌پرس گاه گاهی
شیری در این قضیت کهتر شده ز موری
کوهی در این ترازو کمتر شده ز کاهی
ترسم چو بازگردی از دست رفته باشم
وز رستنی نبینی بر گور من گیاهی
سعدی به هر چه آید گردن بنه که شاید
پیش که داد خواهی از دست پادشاهی
Read more
. هر جای دنیا بگویی که دختران ۱۷ و ۱۸ ساله را بخاطر رقص، شادی و زیبایی‌شان به جرم اشاعه فحشا بازداشت و زندانی کردند و در مقابل متجاوزان به کودکان و ... آزاد هستند، می‌خندند! چون برای‌شان باور پذیر نیست! بعد از بازداشت‌شان با اعمال فشار و روش‌های غیراخلاقی و غیرقانونی از این نوجوان‌ها و جوان‌ها ... .
هر جای دنیا بگویی که دختران ۱۷ و ۱۸ ساله را بخاطر رقص، شادی و زیبایی‌شان به جرم اشاعه فحشا بازداشت و زندانی کردند و در مقابل متجاوزان به کودکان و ... آزاد هستند، می‌خندند! چون برای‌شان باور پذیر نیست!
بعد از بازداشت‌شان با اعمال فشار و روش‌های غیراخلاقی و غیرقانونی از این نوجوان‌ها و جوان‌ها اعتراف تلوزیونی می‌گیرند تا حرف‌ها و اشک‌هایشان برای دیگران مایه عبرت شوند! واقعا نمی‌دانند این عمل ناشایست افتخار‌ کردن ندارد و اگر کمی چشمانشان را باز کنند باید برای حال و روز خودشان اشک بریزند که هر روز سقوط انسان را رقم می‌زنند!

این‌ها نسل ۷۰ و ۸۰ هستند نسلی که به زور نمی‌خواهند راهی بهشت شوند، نسلی که خسته از اجبار و سیاست و دین و دروغ و ریا و ... هستند، نسلی که ساختارها و سنت‌های نادرست کنونی را مانعی برای زندگی خود می‌دانند. آنها خودشان می‌خواهند از بهشتی که می‌سازند لذت ببرند! از زندگی، از زیبایی، از شادی و آزادی لذت ببرند و شما آنقدر متحجرانه و کورکورانه به زندگی نگاه می‌کنید که هر مساله‌ای در نگاه شما به نام دین به بحران تبدیل می‌شود، و انگار نمی‌دانید که همان دین گفته است «در دین هیچ اجباری وجود ندارد»

رقص، شادی و آزادی حق همه است، من همیشه از دیدن رقص این دختران و پسران لذت برده‌ام و امروز ناراحت و عصبانی‌ام! وضعیت ما از فاجعه گذشته و تبدیل شده به طنز تلخی که نمی‌دانی پسش باید بخندی یا گریه کنی! بیش از این انسان را به سخره نگیرید و اخلاق و قانون را به ابتذال نکشانید؛ آنها نه فسادی به معنای‌ واقعی کلمه بپا کرده‌اند، نه متجاوز بوده‌اند، نه در اختلاس و نابودی کشور دست داشته‌اند، و نه دنبال نرمالیزاسیون‌سازی رانت‌خواری، جنایت، دروغ و دزدی هستند! آنها در یک کلام « می‌خواهند زندگی کنند، می‌خواهند شاد باشند، میخواهند در آزادی به رویاهایشان بال پرواز بدهند». بگذارید زندگی کنند، بگذارید زندگی کنیم، فرصت نفس کشیدن بدهید و به خودتان زمان بدهید فرصت دیدن و درک کردن بدهید تا بفهمید زندگی چیست! خودتان باشید و این رقص زیبا را بجای آنکه در پستوی افکارتان تحسین کنید در همین زندگی جاری تحسین کنید!

#مائده_هژبری
#شاداب
#رقص
#آزادی
#شادی
#برقص_تا_برقصیم
#زن
#حقوق_زن
#حجاب
Read more
 #سعدی نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی سرو بلند بستان با این همه ...
Media Removed
#سعدی نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی سرو بلند بستان با این همه لطافت هر روزش از گریبان سر برنکرد ماهی گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت بالات خود بگوید زین راست‌تر گواهی روزی چو پادشاهان خواهم که برنشینی تا بشنوی ز هر سو فریاد دادخواهی با لشکرت چه حاجت رفتن ... #سعدی
نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی
یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی
سرو بلند بستان با این همه لطافت
هر روزش از گریبان سر برنکرد ماهی
گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت
بالات خود بگوید زین راست‌تر گواهی
روزی چو پادشاهان خواهم که برنشینی
تا بشنوی ز هر سو فریاد دادخواهی
با لشکرت چه حاجت رفتن به جنگ دشمن
تو خود به چشم و ابرو بر هم زنی سپاهی
خیلی نیازمندان بر راهت ایستاده
گر می‌کنی به رحمت در کشتگان نگاهی
ایمن مشو که رویت آیینه‌ایست روشن
تا کی چنین بماند وز هر کناره آهی
گویی چه جرم دیدی تا دشمنم گرفتی
خود را نمی‌شناسم جز دوستی گناهی
ای ماه سرو قامت شکرانه سلامت
از حال زیردستان می‌پرس گاه گاهی
شیری در این قضیت کهتر شده ز موری
کوهی در این ترازو کمتر شده ز کاهی
ترسم چو بازگردی از دست رفته باشم
وز رستنی نبینی بر گور من گیاهی
سعدی به هر چه آید گردن بنه که شاید
پیش که داد خواهی از دست پادشاهی
Read more
<span class="emoji emoji1f534"></span>" آلزایمر ملی" بسیاری از مردم به‌ تقریب می‌دانند که سلجوقیان پس از غزنویان آمدند و خوارزمشاهیان ...
Media Removed
" آلزایمر ملی" بسیاری از مردم به‌ تقریب می‌دانند که سلجوقیان پس از غزنویان آمدند و خوارزمشاهیان پس از سلجوقیان، اما من دانشجویانی را دیده‌ام که نمی‌دانستند نهضت ملی نفت در زمان رضا شاه بود یا پسرش. ایرانیان، قطعه‌هایی از تاریخ را هزار بار شنیده‌اند و می‌دانند، اما تمایلی به شنیدن مهم‌ترین ... 🔴" آلزایمر ملی"
بسیاری از مردم به‌ تقریب می‌دانند که سلجوقیان پس از غزنویان آمدند و خوارزمشاهیان پس از سلجوقیان، اما من دانشجویانی را دیده‌ام که نمی‌دانستند نهضت ملی نفت در زمان رضا شاه بود یا پسرش. ایرانیان، قطعه‌هایی از تاریخ را هزار بار شنیده‌اند و می‌دانند، اما تمایلی به شنیدن مهم‌ترین بخش‌‌های تاریخ معاصرشان ندارند.
نام تمام جنگ‌های صدر اسلام و مسیر کاروان عاشورا و نام بسیاری از خلفای عباسی و اموی را می‌دانند ولی اگر از آنان بپرسند که استبداد صغیر مربوط به چه دوره‌ای است و چرا آن را «صغیر» می‌نامند، مات و مبهوت به پرسش‌گر نگاه می‌کنند.

آیا در صد و بیست سال گذشته، یک ایرانی را می‌توانید پیدا کنید که یک بار برای میرزا یوسف‌خان مستشار الدوله اشک ریخته باشد؟ نه! چرا؟ چون ایرانی نمی‌داند او کیست. او کسی بود که با نوشتن «رسالۀ یوسفی» و «یک کلمه»، می‌خواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقۀ ناصری کند و به همین جرم ماه‌ها در سیاه چال قجری، کتک خورد.

شکنجه‌گر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشۀ زندان، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت.

از این روضه‌های جانسوز در تاریخ ما کم نیست. کسی می‌داند محمدعلی شاه، روزنامه‌نگارانی همچون صوراسرافیل و ملک المتکلمین را چرا و چگونه کشت؟ آن دو را همراه قاضی ارداقی، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه، شکنجه کردند که وقتی مُردند، شکنجه‌گران خوشحال شدند؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامۀ شکنجه نداشتند. به گمان من عاشورای تاریخ معاصر ایران، دوم تیر است؛ روزی که بهترین فرزندان این سرزمین زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها، کلمۀ مشروطه و عدالت‌خانه و آزادی را فریاد کشیدند. آن روز محمدعلی شاه فرو ریخت؛ چون باورش نمی‌شد که چند جوان فُکلی این همه بر سر مرام و عقیدۀ خود پایداری کنند.

ایرانیان از شیخ فضل الله نوری بیش از این نمی‌دانند که نام یکی از بزرگ‌راه‌های تهران است، و از جنس اختلافات او با روشنفکران و آخوند خراسانی(رهبر معنوی مشروطه) در بی‌خبری محض به سر می‌برند. ایرانی نمی‌تواند دربارۀ رژیم پهلوی که آن را برانداخت، بر پایۀ منابع و آگاهی‌های مستند، چند دقیقه سخن بگوید؛ اما از حرمسرای یزید و حیله‌های معاویه بی‌خبر نیست.

آیا جماعت ایرانی دربارۀ ستارخان و علت لشکرکشی او از تبریز به تهران، بیشتر می‌داند یا دربارۀ قیام مختار؟ چند ایرانی را می‌شناسید که نام تیمورتاش و علی‌اکبر داور را شنیده باشد؟ و چند ایرانی را می‌شناسید که نام خواجه نظام الملک طوسی را نشنیده‌ باشد؟

کسی ک
Read more
. . تو بدزد، من فقط می رقصم ! . . . #سکانس_اول با اتحاد دستگاه های اطلاعاتی ،نظامی ،دادستانی و ...
Media Removed
. . تو بدزد، من فقط می رقصم ! . . . #سکانس_اول با اتحاد دستگاه های اطلاعاتی ،نظامی ،دادستانی و با هنرنمایی صدا و سیمای ملی افتخاری دیگر خلق شد . دخترک می رقصید و از خود فیلم می گرفت و در صفحات مجازی پخش می کرد دستگاه های اطلاعاتی وارد عمل شدند و با حکم دادستانی او را گرفتند ، دادگاه وی بدون هیچ معطلی ... .
. تو بدزد، من فقط می رقصم !
.
.
.
#سکانس_اول
با اتحاد دستگاه های اطلاعاتی ،نظامی ،دادستانی و با هنرنمایی صدا و سیمای ملی افتخاری دیگر خلق شد .
دخترک می رقصید و از خود فیلم می گرفت و در صفحات مجازی پخش می کرد
دستگاه های اطلاعاتی وارد عمل شدند و با حکم دادستانی او را گرفتند ، دادگاه وی بدون هیچ معطلی برگزار و حکمش صادر شد .
صدا و سیما به سرعت از داستان او مستندی ساخت و او مایه عبرت همگان شد .

#سکانس_دوم

یکی از دلال های سکه قریب به دو تن(هر تن هزار کیلو گرم ) در ماه های اخیر سکه خریده و این همه آشوب را در بازار سکه بوجود آورده است .

در ماه های اخیر نزدیک به ۴ هزار گوشی تلفن همراه با ارز دولتی وارد کشور شده که ۳ هزار از آن ها به قیمت ارز آزاد فروخته شده و ۱ هزار گوشی احتکار شده است .

در ماه های اخیر که با بهم ریختگی بازار ارز مواجه بودیم برخی صرافی ها با استفاده از کارت ملی های اجاره ای نزدیک به دو میلیارد دلار ارز دولتی دریافت کرده بودند .

#ادامه
آیا مردم ایران خبر دارند که چه کسانی این تخلفات اقتصادی را مرتکب شده اند ؟آیا آن ها را دستگیر کرده اند و یا آزادند ؟چه برخوردی با آن ها شده است ؟دادگاهی برای آن ها شکل گرفته است ؟ حکمی صادر شده است یا نه ؟!
رئیس پلیس پایتخت برای حفظ آبروی این افراد از بردن نام آن ها خودداری کرد و البته از تفکری که بزرگترین تبهکاران اقتصادی خود را پس از چندین سال به نام های (ب،ز ...)صدا می زند از این بیشتر انتظار نمی رود .

#نتیجه

گرچه مخالف برخورد با کسانی که اشاعه فحشا می کنند نیستم ولی این نوع برخورد حاصل تفکر اسلام سکولاریزه آمریکایی است.اسلامی که برخوردی گزینشی با مسائل اجتماعی دارد و اولویت ها در آن سازماندهی نشده اند .
این همان نظام قضایی است که چنان بلایی بر سرش آوردند که بنیان گذار خود ،شهید بهشتی را هم به جرم عدالت محوری محکوم می کند .

#خطاب_به_دخترک
و دخترک تو الان اگر آقا زاده بودی به جای آن که در صدا و سیما گریه کنی و ابراز پشیمانی کنی ،و یا به جای آن که برقصی و برای خود سرگرمی و شهرت خلق کنی ،پشت یکی از میزهای مجلس شورای (اسلامی )نشسته بودی و یا به جای آنکه فیلم رقصهایت را در ایران منتشر کنی در لندن و نیویورک عکس خوش گذرانی هایت را منتشر می کردی و پدرت بلند در نمازجمعه فریاد می زد ؛مرگ بر آمریکا
#سخن_آخر

اسلامی که به عدالت نرسد ،کفری است که لباس توحید بر تن کرده باشد .

پ ن :
- دیدگاه های خود را کامنت کنید.

#مائده_هژبری
Read more
. شما از دنبه روغن میگیرید ؟ چکار میکنید ؟ . . باز کردن روغن دنبه . تمیز و بدون بو و خیلی خوب و با کیفیت .با روغن دنبه خیلی چیزها درست میکنن .مثلا پیازداغ برای آش و املت و ... .با جزغاله دنبه ها یا جرم دنبه ها یک نون روغنی چرب درست میکنند . . دنبه هارو چرخ میکنیم با دنده ریز چرخ گوشت .البته میتونید از قصابی ... .
شما از دنبه روغن میگیرید ؟ چکار میکنید ؟ .
.
باز کردن روغن دنبه . تمیز و بدون بو و خیلی خوب و با کیفیت .با روغن دنبه خیلی چیزها درست میکنن .مثلا پیازداغ برای آش و املت و ... .با جزغاله دنبه ها یا جرم دنبه ها یک نون روغنی چرب درست میکنند .
.
دنبه هارو چرخ میکنیم با دنده ریز چرخ گوشت .البته میتونید از قصابی بخواهید همرو خودش چرخ کنه . تو این ویدیو ریز خرد کرده .بعد دنبه های چرخ شده رو داخل یک قابلمه بزرگ بریزید و حدود یک کاسه کوچیک آب برای اینکه یکم دنبه ها از هم باز بشه بریزید و بذارید روی حرارت خیلی ملایم .بعد کم کم دنبه ها باز میشه فقط نکته ای که وجود داره از اول تا آخر شعله باید خیلی کم و یکنواخت باشه . نسوزه و بوش تیز نشه و رنگ روغن عوض نشه .بعد که دنبه ها به روغن افتاد یک ساعت بعدش برای دوتا دنبه بزرگ حدود ۵ پیاز بزرگ رو پوست گرفتیم و شستیم و داخل قابلمه انداختیم .پیازها نباید برش بخوره تا تو روغن باز بشه همینجوری سالم انداختیم .چند دقیقه دیگه هم جوشید با همون حرارت ملایم .و بعد در پایان یک پیاله کوچک ماست پرچرب هم زدن و داخلش ریختیم تا رنگش شفاف بشه .
زیرش رو خاموش میکنیم و کمی که خنک شد از صافی رد میکنیم و روغن آمادست کاملا شفاف و بی بو .
پیازهارو آخر از روغن میکشیم بیرون و با الک خیلی نرم روغن ها رو رد میکنیم .
.
.
ادمین شبنم : تو این ویدیو آب نریخت و با حرارت دنبه ها خودشون ذوب شدند . این روغن برای نیمرو و پیازداغ و املت و نان و ... مصرف میشه . خانواده مادربزرگ من که در اورمیه زندگی میکردند و اصالتا اهل ترکیه بودند ، برای صبحانه یا عصرانه جزلاق یا جزغاله ترد و برشته را با پنیر خیک و پودر گردو و نعنا با نان تازه صرف میکردند . .
 روغن دنبه مایع هست مثل روغن کوهان شتر ولی روغن پیه یا چربی گوشت جامده. میتوانید یک قاشق ماست هم بهش بزنید همان کار را میکند. اگر میخواهید نیمه جامد باشد، کمی پیه هم با دنبه سرخ کنید. 
سرکه هم میشود ریخت. هم باعث میشود روغن ماندگاری اش بالا برود هم رنگ شفافی داشته باشد. 
بطور کلی در روغن دنبه مواد متنوعی میتوان ریخت. از میوه و ماست و آرد و به و پیاز و شیر گرفته تا سرکه و زعفران و ...
برای خورشها در روغن دنبه، علاوه بر زردچوبه، دارچین و زنجبیل تازه رنده شده و کمی نمک یا میخک، زیره، یک حبه سیر رنده شده، گلپر میتوان ریخت. .
با پزشک تون حتما به هنگام مصرف مشورت کنید . احادیث سنتی و مدرن در مورد مصرف روغن دنبه متفاوت و متواتر است . 🙌😍
.
.از گالری دوست عزیز :
@f.sh2840
.
@maryami.r63
.
Read more
. از جام بلند شدم ساعت رو نگاه نکردم که خیلی یادم نیاد تقریبا ۴۵ دقیقه‌ای اضافه وول زدم ، دیگه خبری از ...
Media Removed
. از جام بلند شدم ساعت رو نگاه نکردم که خیلی یادم نیاد تقریبا ۴۵ دقیقه‌ای اضافه وول زدم ، دیگه خبری از پتوی سنگین نیست بهاره فصل خودم ، همون ملحفه‌ی نازک رو تا کردم و کنار گذاشتم. مثل هروز رفتم سروقت گلها میدونستم از نازکی لباس و باز بودن پنجره لرزم میگیره مثل خیلی از دونسته‌های دیگه‌ای که بی مهابا توی ... .
از جام بلند شدم ساعت رو نگاه نکردم که خیلی یادم نیاد تقریبا ۴۵ دقیقه‌ای اضافه وول زدم ، دیگه خبری از پتوی سنگین نیست بهاره فصل خودم ، همون ملحفه‌ی نازک رو تا کردم و کنار گذاشتم. مثل هروز رفتم سروقت گلها میدونستم از نازکی لباس و باز بودن پنجره لرزم میگیره مثل خیلی از دونسته‌های دیگه‌ای که بی مهابا توی زندگی رفتم تو دلشون و وجودم لرزیده و حتی کاهی کم آوردم یا بردم، برد و باخت ذهنم رو پس میزنم و‌ نگاه گلهام میکنم نوبت آب دادنشون نیست یکی دوتاشونم سرحال نیستن اما بازم از سبزی وجودشون رنگ تزریق خونم شد...همونطوری که خنکای آب روی صورتم با نسیم خنک از در بالکن بازی سرماشون گرفته بود لیوانم رو لبریز از قهوه‌ی آبکی مزه‌ی آماده‌ کردم و اومدم عین بچه مدرسه‌ای‌ها کیف و کوله‌امو باز کردم و دفتر و مدادم رو پهن کردم ، خیلی سال گذشته از مشق‌های اجباری ولی عادتش برام مونده یا چی نمیدونم اما از همون سالها خودم به خودم سرمشق‌های مختلف روزانه میدم که هیچ ریز و درشتی یادم نره...نگاهی میندازم بهشون ، اینو بخر ، بلیطتت رو پرینت بگیر ، لیست فلان کمپین رو دربیار ، فردا جلسه داری ، وقت دکترت ، عوض کردن کتاب مامان و کلی موردای دیگه از ریز تا درشت...گفتم ریز...ریز ریز جمع میشه و سر ریز میشه ، این واقعیت منه ، واقیعتی که سالهاست سعی کردم تغییرش بدم اما هنوز کامل نتونستم ، صبوری‌های کوچیک و طولانی و به مرور سیلی میشود موجب زردی چشمان و درد تیزی در قلب...یه وقتایی مثل این روزا چنان تنهاییم رو چیدم که مبادا که ترک بردارد چینی نازکش ، هر ورود بیجایی را به جرم تصرف عدوانی دستگیرش میکنم ، این محاکمه قانونی قانونیست ، این حق من از این دنیاست که میخوام رنگی بماند و ‌خوش...اما چه دلچسب است آن هنگامی که یک بلدی پیدا شود به موقع بگوید قهوه‌ی آماده بس است ، بعد از اینهمه سرمشق‌های سخت که گوشه‌ی انگشتان دستت پوسته شد از نوشتن و سختی زیاد در زندگی حالا تو محق یک فنجان گرم آرامش و امنیتی بیا مهمان من...
الهی به درد بخوریم تا درد.
حالتون خوب ، قهوه‌اتون سرد نشه🍃☕️
#موبیلم_گرافی #گلنویس
۱۳۹۷/۰۱/۲۲
Read more
. مقام معظم رهبری: «انتقاد مردم، فقط از دولت و مجلس و قوه‌ی قضائیه نیست؛ نه، ممکن است از شخص حقیر هم ...
Media Removed
. مقام معظم رهبری: «انتقاد مردم، فقط از دولت و مجلس و قوه‌ی قضائیه نیست؛ نه، ممکن است از شخص حقیر هم انتقاد داشته باشند اما این انتقاد منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی و نظام انقلابی که با فداکاری این ملت به وجود آمده است.» . اگر ولایت‌پذیری برخی (با تعاریف خودشان) فقط در محدوده‌ی آمال ... .
مقام معظم رهبری: «انتقاد مردم، فقط از دولت و مجلس و قوه‌ی قضائیه نیست؛ نه، ممکن است از شخص حقیر هم انتقاد داشته باشند اما این انتقاد منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی و نظام انقلابی که با فداکاری این ملت به وجود آمده است.»
.
اگر ولایت‌پذیری برخی (با تعاریف خودشان) فقط در محدوده‌ی آمال و امیال گروهی و دنیایی نباشد، خیلی‌ها باید از محضر مردم عذرخواهی و رویه‌ی خود را اصلاح کنند.
.
شورای نگهبان باید از تک‌تک کسانی بر خلاف قانون اساسی و با بنا گذاشتن بدعت نظارت استصوابی، آبرویشان را در برهه‌های مختلف بازیچه قرار داده است، عذرخواهی کند. از تمام آن‌هایی که به جرم انتقاد به برخی رویه‌های حاکم بر نهادهای حاکمیتی و اصلا به عملکرد و رویه‌های شخص رهبری از حضور در میدان انقلاب محروم شده‌اند.
باید از آحاد جامعه به خاطر شکل‌گیری مجالسی سست، فشل و عمدتا عاری از متخصصان متعهد و خدوم که نتیجه‌ی مستقیم اعمال نظارت استصوابی و بناگذاری بدعت‌های غیرقانونی متعدد است، طلب حلالیت نماید.
باید از تک‌تک دلسوزان ایران و انقلابیون برجسته و اصیلی که به جرم «غیرخودی» بودن و با برچسب عدم التزام عملی به اسلام، عدم التزام عملی به ولایت فقیه و عدم احراز صلاحیت از دایره‌ی خدمت بیرون رانده شده‌اند طلب حلالیت بنماید. هر چند در برخی موارد برای طلب حلالیت بسیار دیر شده است.
.
باید آن‌هایی که به نام اسلام و انقلاب و به نام بسیج و پاسداری از انقلاب اسلامی در «دانشگاه‌ها» و «مدارس» و «ادارات» و «مساجد» حیثیت مومنی را هتک کرده‌اند، از این مومنان و انقلابیون اصیل و خادمان مادرم فاطمه(س) و خاندان مطهرش طلب حلالیت نمایند و از ایشان عذرخواهی کنند. .
باید آن‌هایی که رقبای سیاسی، صنفی و تشکیلاتی خود را به نام ضد انقلاب و ضد ولایت و فتنه‌گری می‌کوبند تا عرصه‌ را برای خود فراخ‌تر سازند و بر رقبا و مخالفان تنگ‌تر، از تمام رقبای خود حلالیت بطلبند و در پیشگاه خداوند منان توبه نمایند.
.
باید آن‌هایی که اعمال نظارت خبرگان بر رهبری و نهادهای تحت فرمانش را توطئه‌ی جاسوسان و ضدانقلاب و منافقین و براندازی «سفره»ی انقلاب و ولایت فقیه می‌دانند از محضر مردم پوزش بطلبند و رویه‌ی خود را عوض نمایند.
.
و هزاران باید دیگر برای همان‌هایی که پس از خواندن این نوشتار به دنبال تاویل و تفسیری از گفتار رهبری خواهند گشت تا شانه از زیر بار پذیرش انبوه اشتباهات خویش خالی و همچنان دایره‌‌ی مرکز برون افتاده‌ی انقلاب را تنگ‌تر کنند.
.
---------------
.
پ.ن:
هر #واژه‌ که در گیومه‌ای #محصور است، در شهر من مصداقی عینی دارد.
Read more
چند روزیست .. شبحی آفت جانم شده است . . 50/70 دو جهته.افقی.عمودی تیر 1397 . ای نگاهت نخی از مخمل ...
Media Removed
چند روزیست .. شبحی آفت جانم شده است . . 50/70 دو جهته.افقی.عمودی تیر 1397 . ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم . به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور .  به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم می گیری . ... چند روزیست ..
شبحی آفت جانم شده است
. .
50/70
دو جهته.افقی.عمودی
تیر 1397 .
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم .
به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور

به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور .
 به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم می گیری
.  به همان زل زدن از فاصله دور به هم

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم .
به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو

به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو .
به نفس های تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت .
 شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است
.  در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است .
یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش

می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش .
 آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده

بر سر روح من افتاده و آوار شده  در من
.
انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است .
 یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش .
 رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است .
 آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟
.  اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟ .
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش
.  آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است

و تماشاگه این خیل تماشا شده است
.  آن الفبای دبستانی دلخواه تویی

عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی .
Read more
سنگسار!!! یکی نامرد نصرانی زنی را نزد عیسی برد، و در محضر شهادت داد که این زن پاکدامن نیست! ... ...
Media Removed
سنگسار!!! یکی نامرد نصرانی زنی را نزد عیسی برد، و در محضر شهادت داد که این زن پاکدامن نیست! ... زن از شرم گنه چون آهوی زخمی، هراسان بود و مروارید اشکش از خجالت روی مژگان بود، مسیحا از تأثّر، همچو گردابی به خود پیچید، و توآم با سکوتی سوی یاران دید، ز چشم همرهانش ناگهان برق غضب جوشید، یکی ... سنگسار!!! یکی نامرد نصرانی
زنی را نزد عیسی برد،
و در محضر شهادت داد
که این زن پاکدامن نیست!
... زن از شرم گنه
چون آهوی زخمی، هراسان بود
و مروارید اشکش
از خجالت روی مژگان بود،
مسیحا از تأثّر،
همچو گردابی به خود پیچید،
و توآم با سکوتی سوی یاران دید،
ز چشم همرهانش
ناگهان برق غضب جوشید،
یکی آهسته،
امّا با ادب پرسید:
که ای روح مقدّس
از چه خاموشی؟
چرا از جرم این پتیاره
این سان دیده میپوشی؟
سزای این چنین جرمی
مگر بر تو مبرهن نیست؟
ولی فرزند مریم،
همچنان با شاخۀ خشکی که بر کف داشت،
نقشی بر زمین میزد،
و با پای تفکر
گام در راه یقین میزد،
که ناگه،
اعتراض دیگری، زان جمع، بالا شد.
که ای عیسی!
چه میخواهی؟
گناه او نمایان است،
سزایش سنگباران است،
چراغ عفت مریم،
درون سینۀ این دیو، روشن نیست،
و این بدکاره را راهی،
به جز در زیر سنگ شرع، مردن نیست.
مسیحا از پی اندیشه ای کوته،
سکوت تلخ را بشکست،
و چون روشن چراغی،
در میان دوستان بنشست،
وگفت: آری،
سزایش سنگباران است،
ولیکن سنگ اوّل را،
به سوی این زن آلوده در عصیان
کسی باید بیندازد،
که خود، عاری ز عصیان است
و دامانش،
رها از چنگ شیطان است!
و میپرسم:
که مردی با چنین اوصاف،
اندر جمع یاران است؟
مسیحا حرف خود را گفت،
و سر را در گریبان کرد،
و همراهان خود را،
زان قضاوت ها پشیمان کرد!
که را جرأت،
که نزد پاک جانان
جان خود را
پاک از لوث خطا بیند؟
که را زهره،
که خود را پاک،
نزد انبیا بیند؟
پس از لختی،
کز آن بی حرمتی
یاران خجل گشتند،
و از محضر برون رفتند ؛
مسیحا ماند و آن زن ماند
و عیسی با زبان نرم،
آن محجوبه را فهماند،
و با اندرز های پاک،
بذر عفت و نیکی،
به دشت خاطرش افشاند،
... و آن زن،
با هوای تازه ای،
بیرون ز محضر شد،
و تصویر نویی،
از شرع،
در ذهنش مصوّر شد،
که از خون بنی آدم،
چراغ شرع، روشن نیست ؛
و راه شرع،
تنها راه، کشتن نیست!
تو را،
ای ادّعا پرداز احکام مسلمانی،
نمیگویم مسیحا شو،
که ایمان پیمبر،
در دل و جان تو و من نیست،
ولی سر در گریبان کن،
و از خود نیز پرسان کن،
که اعمال تو آیا،
گاهگاهی،
بد تر از کردار آن زن نیست؟
و از داغ هزاران جرم پنهانی
بگو ای مرد،
ترا آلوده دامن نیست؟!
Read more
. . عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم ...
Media Removed
. . عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم که از ما جدای از مادر و دختر بودن دو تا دوست ساخت سبب حایاتیم منیم، روزت رو تبریک می گم . روزت مبارک . عمرت مبارک . اقامت خوبی رو برات آرزو می کنم روی این کره ی خاکی . از خدا برای تو و برای همه ی دختران معصوم ... .
.
عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم که از ما جدای از مادر و دختر بودن دو تا دوست ساخت
سبب حایاتیم منیم، روزت رو تبریک می گم . روزت مبارک . عمرت مبارک . اقامت خوبی رو برات آرزو می کنم روی این کره ی خاکی . از خدا برای تو و برای همه ی دختران معصوم و پاک سرزمینم آینده ای رو آرزو می کنم که هر روز به پاس زن بودنتون خدارو شاکر باشین
روزهایی رو آرزو می کنم که شادی ساکن همیشگی دلتون بشه
آرزو می کنم غمهایی که سراغ ما مادرناتون و مادرانمون و مادران مادرانمون اومدن
هرگز و هرگز نشانی خونه ی شما رو پیدا نکنن
قوی باش دخترم
قوی باشید دختران من
محکم مثل کوه و از درون نرم مثل موم
فردا مال شما و دختران شما و دختران دختران دختران شماست
شما باید زنان مستقل و امیدواری بشید چون این زمین و سرزمین چشم به دهان شما دوخته تا زیباترین کلمات و وردهای عاشقانه رو بشنوه
براتون عشقی آرزو می کنم که تمام وسعت قلبتون رو تسخیر کنه
و مردانی که لایق عشق باشند
دخترم
دخترانم
ما ، مادران شما ، در سالهایی کودکی کردیم که سالهای سختی بودند
در سالهایی نوجوانی کردیم که پوشیدن جوراب سفید جرم بود
در سالهایی جوانی کردیم که زیبایی جرم بود
عشق گناه بود
ما با صدای آژیر قرمز قد کشیدیم
ما تو پناهگاههای تاریک مدرسه های دولتی بیشتر از اونکه از مرگ و بمباران بترسیم از عنکبوت ترسیدیم
ما زمانی مادر شدیم که زندگی سخت بود
که زندگی سخته
ولی همه ی سعیمون رو کردیم که مادران خوبی برای شما باشیم
ما مادران روزهایی شدیم که هرروز از یک خبر و حادثه ی تازه تنمون لرزید
در روزهایی که همه چیز تورم داشت الا عشق
برای شما آینده ی بهتری رو آرزو می کنم
روزهایی که برای دخترانتون فقط مادر باشید نه کلافی از دلشوره و دلنگرانی
دوستت دارم دخترم
.
.
پی نوشت :
و مادرم
مادرم
مادرم
دوستت دارم مادر . هرچند تو حتی سواد خوندن این نوشته رو نداری و حالا که من به این سطر رسیدم چشمهای خسته و مهربونت ر‌و خواب گرفته ‌ . فدای قلبت که در فاصله ی دو ماه داغ جوان دو تا خواهر رو تحمل کرده . قلبت ، خونه ی منه ، خونه ی دخترم ، خونه ی برادرم، خونه ی خواهرام ، حتی خونه ی مریم که مادرش رو خیلی زود از دست داد ....زود....خیلی زود خوب شو عزیزم . دلم می خواد سر پا بشی و حالت خوب بشه و ما سه تا بیایم خونت مهمون .....
Read more
. نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی سرو بلند بستان با این همه لطافت هر ...
Media Removed
. نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی سرو بلند بستان با این همه لطافت هر روزش از گریبان سر برنکرد ماهی گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت بالات خود بگوید زین راست‌تر گواهی روزی چو پادشاهان خواهم که برنشینی تا بشنوی ز هر سو فریاد دادخواهی با لشکرت چه حاجت رفتن به جنگ ... .
نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی
یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی
سرو بلند بستان با این همه لطافت
هر روزش از گریبان سر برنکرد ماهی
گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت
بالات خود بگوید زین راست‌تر گواهی
روزی چو پادشاهان خواهم که برنشینی
تا بشنوی ز هر سو فریاد دادخواهی
با لشکرت چه حاجت رفتن به جنگ دشمن
تو خود به چشم و ابرو بر هم زنی سپاهی
خیلی نیازمندان بر راهت ایستاده
گر می‌کنی به رحمت در کشتگان نگاهی
ایمن مشو که رویت آیینه‌ایست روشن
تا کی چنین بماند وز هر کناره آهی
گویی چه جرم دیدی تا دشمنم گرفتی
خود را نمی‌شناسم جز دوستی گناهی
ای ماه سرو قامت شکرانه سلامت
از حال زیردستان می‌پرس گاه گاهی
شیری در این قضیت کهتر شده ز موری
کوهی در این ترازو کمتر شده ز کاهی
ترسم چو بازگردی از دست رفته باشم
وز رستنی نبینی بر گور من گیاهی
سعدی به هر چه آید گردن بنه که شاید
پیش که داد خواهی از دست پادشاهی
#سعدی
Read more
با تشکر از ماموران زحمت کش، خدوم، وظیفه شناس و همیشه در صحنه ی نیروی انتظامی😐 ما را چه نیاز به ضد انقلاب؟ ما ...
Media Removed
با تشکر از ماموران زحمت کش، خدوم، وظیفه شناس و همیشه در صحنه ی نیروی انتظامی😐 ما را چه نیاز به ضد انقلاب؟ ما را چه نیاز به دشمن خارجی؟ وقتی توانایی دفع حداکثری و جذب حداقلی را به صورت کاملا بومی داریم!! . آقایان و خانم های محترم، برادران و خواهران این مملکت #قانون دارد آقای ضابط عزیز قوانین ... با تشکر از ماموران زحمت کش، خدوم، وظیفه شناس و همیشه در صحنه ی نیروی انتظامی😐
ما را چه نیاز به ضد انقلاب؟
ما را چه نیاز به دشمن خارجی؟
وقتی توانایی دفع حداکثری و جذب حداقلی را به صورت کاملا بومی داریم!!
.
آقایان و خانم های محترم، برادران و خواهران
این مملکت #قانون دارد
آقای ضابط عزیز
قوانین این کشور مورد تاکید و تایید فرمانده ی معظم شماست
به این دو ماده از قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب پانزدهم اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و سه که بر اساس ماده ۷ قانون آیین دادرسی کیفری ملزم به رعایت آن هستید توجه کنید و به آن عمل کنید:
۱- کشف و تعقیب جرایم و اجرای تحقیقات و صدور قرارهای تأمین و بازداشت‌موقت
می‌باید مبتنی بر رعایت قوانین و با #حکم و دستور #قضایی #مشخص و #شفاف صورت‌گیرد و از
اعمال هرگونه #سلایق_شخصی و #سوء_‌استفاده_از_قدرت و یا #اعمال_هرگونه_‌خشونت و یا
بازداشت‌های اضافی و بدون ضرورت اجتناب شود.
۲ - محکومیت‌ها باید برطبق ترتیبات قانونی و منحصر به مباشر، شریک و معاون‌جرم
باشد و تا جرم در #دادگاه_صالح اثبات نشود و رأی مستدل و مستند به مواد قانونی و
یا‌منابع فقهی معتبر (‌درصورت نبودن قانون) قطعی نگردیده #اصل_بر_برائت_متهم بوده
و‌هرکس حق دارد در #پناه_قانون از امنیت لازم برخوردار باشد.
۴- با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتکبان جرایم و مطلعان از وقایع و‌کلاً
در اجرای وظایف محوله و برخورد با مردم، لازم است #اخلاق_و_موازین_اسلامی
کاملاً‌ مراعات گردد.
.
اخیرا چند فیلم از این دست منتشر شده که مردم با ضابطین نیروی انتظامی وارد بحث می شوند! و ما با ضابطانی مواجهیم که حتی بلد نیستند بگوید جرم زنی که کشف حجاب کرده بر اساس قانون مجازات اسلامی، جرم کشف حجاب است!! و در نهایت لگدی فحشی کتکی نثار سوال کننده می نمایند!
.
در این فیلم ابتدا خانم به اصطلاح بدحجاب به مامور ناجا توهین می کند، اما مامور ناجا خودسرانه و بی شک به خاطر ارضای نفس خود اقدام به اجرای مجازات میکند!!
عزیز من شما فقط ضابط هستید، ضا بط!!😏
.
پ ن:
وقتی نه مردم و نه ضابطین قانون نمیدونن همین میشه آخرش
پ ن ۲:
باید خون گریست...
پ ن ۳:
قصه ی کشیدن خلخال از پای زن #یهودی و اندوه و خشم امیرالمومنین علی(علیه السلام)...
پ ن ۴:
فرض بر اینکه بعضی ها عمدا به دنبال برپا کردن چنین جنجالی باشند، تو چرا بازی میخوری!؟😒
پ ن ۵:
خبر رسیده وزیر کشور دستور پیگیری و... داده! جهت اطلاع مشکل ریشه ای تر از رفتار یک ضابط هست!
.
#ضد_انقلاب_پروری
Read more
ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی ترین ها، برا چیزهایی که خیلی جاها بدیهیات زندگی هست ما جنگیدیم ...
Media Removed
ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی ترین ها، برا چیزهایی که خیلی جاها بدیهیات زندگی هست ما جنگیدیم زحمت کشیدیم برا اولیه ها، برا خریدن نان صبح ساعت شش بیدار شدیم رفتیم نوبت ایستادیم ، شب بیدار موندیم تو صف نفت تا چند گالن نفت بیاریم برا بخاری و سماور خونه!با زمین و زمان جنگیدیم تا بتونیم ترانه گوش بدیم، ... ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی ترین ها، برا چیزهایی که خیلی جاها بدیهیات زندگی هست ما جنگیدیم زحمت کشیدیم برا اولیه ها، برا خریدن نان صبح ساعت شش بیدار شدیم رفتیم نوبت ایستادیم ، شب بیدار موندیم تو صف نفت تا چند گالن نفت بیاریم برا بخاری و سماور خونه!با زمین و زمان جنگیدیم تا بتونیم ترانه گوش بدیم، ویدئو ببینیم، کاست داریوش برایمان جرم بود، جنگیدیم تا آستین کوتاه بپوشیم، شلوار لی بپوشیم ، برای جوراب سفید، برای لاک ناخن، کتانی های رنگارنگ... نسل من از بچگی هم سربار خانواده نبود ستون بودیم، کمک بودیم،کارکردیم،لباسهامون روی بخاری سوخت پشت و رو کردیم پوشیدیم. ما جنگیدیم برا کنکور، برا شغل، برا حداقل ها، برا جام جهانی نودو هشت...سخت به دست اومد همه چی، جنگ دیدیم،بمباران شدیم، شهید تشییع کردیم، اعدامی دادیم، زندانی شدیم، بزرگ هم که شدیم باز هم دویدیم سخت تر از قبل دویدیم، مثل میلاد محمدی که توي جام جهاني هم چهره اش پر از ناامیدیِ نرسیدن بود و هم همه توانش!ما هم دویدیم با همه توانمان، با یاسی در چهره، ما عادت کردیم به نرسیدن، به نشدن، به نبودن، خیلی جاهای این زندگی با یه اتفاق ساده می تونست حالمان خوب بشه ولی نشد!مثل ضربه آخر طارمی که می تونست حال ملتی رو خوب کنه ولی نکرد، ما هم میشد یه جاهایی خیلی ساده و ارزان حالمان خوب باشه ولی نشد، اونشب بعد اون ضربه طارمی چند دقیقه ای به همه ضرباتی که به اوت زدیم فکر کردم به گل های آسانی که خوردیم!اونروز در چهره همه اونهایی که تو خیابان بودند یه حسرت بود، حسرت نشدن، حسرتی آشنا، مثل خود ماجنگیده بودن، مثل همه ما دویده بودن و مثل همه ما توپ سرنوشتشان گل نشده بود، شادی میکردیم تهش ولی می گفتیم آخ اگه اون توپ لعنتی گل می شد، آخ آخ آخ...الان که نسل من رسیده به سن میانسالی انگار باز هنوز باید بدویم با حسرتِ نشدن و نرسیدن، این یاس و نگرانی که در چهره همه موج میزنه تابلوی همه حسرتهایی است که کشیدیم، حسرتِ همه نشد که بشه های زندگی مون.امروز تو اسنپ به راننده ای که شاید هم سن بودیم گفتم میگن بشر تا بیست سال آینده ممکنه به دانشی دست پیدا کنه که نمیره و عمرش رو هر قدر خواست طولانی کنه، گفت کاش تا اون موقع من بمیرم، بمیرم رو طوری گفت که خستگی چهل سال دویدن توش بود، مثل فوتبالیستهامون که نفسشون بریده بود ولی عارشون می اومد بیفتن..ما باز هم میدویم تا ثانیه آخر, تا وقتیکه سوت پایان رو زدن سربلند باشیم که کم نیاوردیم از دویدن.... من اصلا آدم منفی نیستم ولی این روزها همه ما درد داریم دردی بزرگ از بی توجهی کسانیکه که ادعای مسئولیت دارن
#ایران
Read more
دوستان حتما بخونيد خيلي به دردتون ميخوره<span class="emoji emoji1f49f"></span>تا جايي كه ميشد به زبان ساده نوشتم #حقوق_تجارت تفاوت ...
Media Removed
دوستان حتما بخونيد خيلي به دردتون ميخورهتا جايي كه ميشد به زبان ساده نوشتم #حقوق_تجارت تفاوت های #چک و #سفته ️قسمت اول ۱- چک جنبه کیفری دارد ولی سفته حقوقی است. به این معنا که صدور چک بلامحل در شرایطی جرم است ولی عدم پرداخت سفته در سرسید(تاريخ) مطلقاً جرم نیست. البته طرح دعوای سفته در دادگاه ... دوستان حتما بخونيد خيلي به دردتون ميخوره💟تا جايي كه ميشد به زبان ساده نوشتم #حقوق_تجارت

تفاوت های #چک و #سفته ✳️قسمت اول
۱- چک جنبه کیفری دارد ولی سفته حقوقی است. به این معنا که صدور چک بلامحل در شرایطی جرم است ولی عدم پرداخت سفته در سرسید(تاريخ) مطلقاً جرم نیست. البته طرح دعوای سفته در دادگاه حقوقی در نهایت منجر به حکم جلب صادر کننده سفته می شود ولی این حکم جلب و بازداشت بدهکار، سوء پیشینه کیفری برای او محسوب نمی شود و آثار حکم کیفری چک را ندارد.
۲- چک بدون اخذ گواهی عدم پرداخت از بانک (واخواست) و بدون برگشت زدن، قابل طرح دعوا و مطالبه در دادگاه نیست. یعنی با چک خالی نمی توان طرح دعوا کرد و حتماً باید گواهی عدم پرداخت چک هم ضمیمه دادخواست باشد ولی سفته بدون واخواست کردن آن نیز در دادگاه قابل مطالبه است.

۳- صدور گواهی عدم پرداخت چک در حکم واخواست چک است و رایگان انجام می شود. یعنی بانک برای صدور گواهی عدم پرداخت چک هزینه ای نمی گیرد ولی واخواست سفته (اعتراض عدم پرداخت سفته) هزینه زیاد دارد و ۲ درصد مبلغ سفته را باید بابت واخواست سفته بپردازید.

۴- گرفتن دسته چک از بانک هزینه ای ندارد و مالیات قابل توجه ای به آن تعلق نمی گیرد ولی گرفتن سفته خصوصاً مبالغ بالا و تعداد زیاد، هزینه دارد و بر اساس مبلغ چاپ شده در سفته مالیات اخذ می شود.

۵- با استناد به چک و گواهی عدم پرداخت آن می توانید بدون واریز خسارت احتمالی به صندوق دادگستری، اموال بدهکار را توقیف کنید ولی در مورد سفته حتماً باید آن را واخواست کنید تا بتوانید از این مزیت استفاده نمایید.

۶- امضای چک قابل انکار نیست ولی امضای سفته قابل انکار است. به این توضیح که صادر کننده چک نمی تواند بگوید که امضای روی چک امضای من نیست و یا حداقل باید برای انکار خود دلیل موجه بیاورد و عدم انتساب امضای چک به خود را با شکایت کیفری سرقت و جعل و یا مفقودی و جعل و یا خیانت در امانت و جعل اثبات نماید. ولی صادر کننده سفته می تواند بگوید امضای من نیست و هیچ دلیلی هم بر انکار خود لازم نیست ارائه نماید.

۷- اگر چک را مدیر عامل شرکت یا نماینده صاحب حساب امضاء کند، طبق ماده ۱۹ قانون صدور چک، خود مدیر عامل و نماینده با صاحب حساب چک متضامناً مسئول پرداخت وجه چک هستند ولی اگر مدیر عامل شرکت سفته را امضاء کند، خودش مسئول نیست و فقط شرکت مسئول پرداخت وجه سفته است. چون در مورد چک قانون خاص داریم.

۹- گرفتن دسته چک محدودیت قانونی و تشریفات دارد ولی تهیه سفته بدون محدودیت و آسان است.
Read more
بخشی از یادداشت من در مجله سه نقطه که الان رو دکه هاست: زمان ما خیلی فوتبال دیدن مد بود، حتی اسم پسرها ...
Media Removed
بخشی از یادداشت من در مجله سه نقطه که الان رو دکه هاست: زمان ما خیلی فوتبال دیدن مد بود، حتی اسم پسرها رو به خاطر تیم مورد علاقشون میذاشتن شاهین. البته شاهین شده بود پرسپولیس، ولی نمی شد اسم بچه رو گذاشت پرسپولیس، نمونه ش همین داداش بزرگ خودم! در کل این نام گذاری تمام خانواده پرسپولیسی و دو آتیشه ما ... بخشی از یادداشت من در مجله سه نقطه که الان رو دکه هاست:

زمان ما خیلی فوتبال دیدن مد بود، حتی اسم پسرها رو به خاطر تیم مورد علاقشون میذاشتن شاهین. البته شاهین شده بود پرسپولیس، ولی نمی شد اسم بچه رو گذاشت پرسپولیس، نمونه ش همین داداش بزرگ خودم! در کل این نام گذاری تمام خانواده پرسپولیسی و دو آتیشه ما رو تحت الشعاع قرار داد

به خاطر برادرم اسم منم شد شاهرخ! البته به خاطر شاهرخ بیانی که اون سالها تازه پرسپولیسی شده بود! بابا گفته بود بازیکنی که به خاطر عشقش از پول استقلال گذشته و اومده پرسپولیس ارزشش رو داره که اسمش رو روی پسرت بذاری! ولی ماجرا این بود که سال بعد از تولد من شاهرخ رفت العربی! بابام روزهای اول منو هرچیزی صدا می کرده الا شاهرخ! گاه و بیگاه هم تا چشمش به من می افتاد به همه فحش می داد و میگفت بچه های ناخواسته خانواده ها رو بهم میریزن!

آقا بهزاد شوهر خالم خیلی بابام رو مسخره میکرد، اصلا کارش همینه! میگفت بچه رو هو یا هوشّه صدا کن! اینجوری راحت تری! بابام یه مدت بهم میگفت "این"، اون ایام بالاخره تموم شد، بابام یه شام مفصل داد و به همه گفت از این به بعد اسم من صفره! اونم به خاطر صفر ایرانپاک! چون صفر ایرانپاک هیچ وقت از پرسپولیس بیرون نرفت و بابا اینجوری خیالش راحت بود که آقابهزاد دهنش بسته میشه! ولی چون ثبت احوال زیر بار نمیرفت خانواده مامان منو همون شاهرخ صدا میکردن! شوهرخاله بهزاد هم به جای صفر بهم میگفت مسافرت!

بالاخره بابا با وجود گریه های مدام مامان، در سن سه سالگی، توی یه بازی تیم ملی منو برد استادیوم آزادی و به شاهرخ بیانی توضیح داد که چه مشکلی تو خانواده ما پیش اومده و ممکنه خانواده از هم بپاشه! جالبه که عمو بهزاد همین کار بابا رو هم مسخره می کرده و با کنایه می گفته العربی رو تو بدبخت کردی!

البته شاهین می گفت که ما چون طبقه دوم بودیم و استادیوم هم پر بود ممکنه شاهرخ بیانی صدای بابا رو نشنیده باشه، ولی بابا همیشه اصرار داشت به خاطر اون بود که سال بعد پول های عربی رو ول کرد و برگشت پرسپولیس، هرچند، عمو بهزاد هیچ وقت زیر بار نرفت! بابا اون سال دوباره به همه شام داد و بازگشت من رو به وضعیت شاهرخ اعلام کرد!

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #یادداشت #طنز #مجله #سه_نقطه #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_دونه_دونه_مطالب_مجله_سه_نقطه_رو_پست_کنم #ولی_سردبیر_جرم_میده #باور_کن #تبلیغ #طنز_شیک #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_توی_مجله_ای_کار_می_کند_که_گیر_نمی_آید #هست_ولی_کم_هست #ومن_الله_التوفیق
Read more
‌ <span class="emoji emoji1f194"></span> @hamidreza_hendi .:: با حسِ یک #زن بخوان، وقتی نفسِ بودنش گناه است ::. شبیه شیطانی که رجیم است، نفسِ ...
Media Removed
@hamidreza_hendi .:: با حسِ یک #زن بخوان، وقتی نفسِ بودنش گناه است ::. شبیه شیطانی که رجیم است، نفسِ بودنم را گناه می‌شماری، آن لحظه که آزادی‌ام را به شرطِ تفکرِ قرون وسطایی‌ات می‌کنی.. و فحشا را در چشم‌های ولگرد خود به تمامِ زنانِ دور و بر _ جز خواهر و مادرت _ تعمیم می‌دهی.. شبیه شیطانی ... ‌ 🆔 @hamidreza_hendi
.:: با حسِ یک #زن بخوان،
وقتی نفسِ بودنش گناه است ::. شبیه شیطانی که رجیم است،
نفسِ بودنم را گناه می‌شماری،
آن لحظه که آزادی‌ام را
به شرطِ تفکرِ قرون وسطایی‌ات می‌کنی.. و
فحشا را در چشم‌های ولگرد خود
به تمامِ زنانِ دور و بر
_ جز خواهر و مادرت _ تعمیم می‌دهی.. شبیه شیطانی که وسوسه کننده است،
مرا همیشه در ژانرِ گناه می‌بینی..
دردم می‌آید که هرزگی در وجودت
آنقدر ریشه دوانده است که
همۀ رجلِ این شهر را
هم‌فکرِ عقایدِ خودت می‌دانی ..،
وقتی حتی
همسر و دخترت را به جرمِ جامعه‌ای فاسد، محدود می‌کنی.. دردم می‌آید که
تمامِ عقده‌هایت، عقیده‌ات شده‌اند..
وقتی ناموس را اندامِ من می‌دانی.. که سینه‌ام
بیشتر از تفکرم به چشمت می‌آید.. که
تمامِ عقیده‌ات در عقده‌ای جنسی بر باد می‌رود و
تعادلِ ایمانت با چند تارِ مو برهم می‌ریزد.. که
ایمانت، حتی به قدرِ یک مانکنِ برهنه
در پشتِ شیشۀ ویترین هم استوار نیست.. دردم می‌آید که از آزادی دم می‌زنی،
بی‌آنکه بدانی آزادی یادگرفتنی است..
وقتی یاد بگیری به عقایدِ منِ زن،
همانقدر احترام بگذاری که به تفکرات حولِ بینی‌ات.. که
بفهمی آزادیِ من، مسئولِ گناهِ تو نیست... ... شبیه زنی که به گناهی ناکرده
در انحنای اندامِ خود، زندانی گشته است،
به هوایی فکر می‌کنم که تنها
به قدر تنفس از آن سهم می‌بَرم.. #حمیدرضا_هندی

#instawolfish
Read more
 #خبر #سازی #بیهوده:<span class="emoji emoji2705"></span> مرگ طبیعی یک زندانی<span class="emoji emoji2705"></span> كدام واقعیت بود؟<span class="emoji emoji2705"></span> نام: شاهرخ<span class="emoji emoji1f4af"></span> فامیل: زمانی <span class="emoji emoji1f4af"></span> شغل: ...
Media Removed
#خبر #سازی #بیهوده: مرگ طبیعی یک زندانی كدام واقعیت بود؟ نام: شاهرخ فامیل: زمانی شغل: کارگر، نقاش ساختمان جرم: می‌دوید تا کارگران بی‌تشکل چند روز بیشتر زنده بمانند سه روز پس از زادروز من رفت ۲۲ شهریور ۹۴ روز‌نامه‌ بی‌رحم‌ است واقعیت را می‌سوزاند. تنها واژه‌‌‌‌‌‌‌ي ... #خبر #سازی #بیهوده:✅ مرگ طبیعی یک زندانی✅
كدام واقعیت بود؟✅
نام: شاهرخ💯
فامیل: زمانی 💯
شغل: کارگر، نقاش ساختمان❌
جرم: می‌دوید تا کارگران بی‌تشکل چند❌ روز بیشتر زنده بمانند❌
سه روز پس از زادروز من رفت❌
✅۲۲ شهریور ۹۴ ✅
روز‌نامه‌ بی‌رحم‌ است✅✅💯
واقعیت را می‌سوزاند.💯✅
تنها واژه‌‌‌‌‌‌‌ي “زندانی“ در تیترش حقيقت داشت.✅
💲تا یادمان نرود که او بیهوده بود، طبیعی مرد و البته خبرساز شد!💲 شاید روزی فرودستان💲
نعش رفقیانشان را با شعرهای “برشت“ به گور بسپارند ❕
و نه با صدای خداوندگاران مرگ ❌
و در تیترهای زرد بوق‌های مسلط❌
خبرساز شدن یعنی تنبان بی‌بضاعت من
که آنقدر شهامت نداشتم تا غلاف از آلت مبارک برکشم و ذولفقارم را همچون رفقایم⭕️⭕️⭕️ با عشق و احترام فراوان به سیمای کریه میهمان نامحترم رسانه‌ پرت کنم.
❗️❕❓❔‼️ خبرسازشدن یعنی بازکاشت آن صدای ابتذال 🔆
تا نونهالان سردرگم، کنار حرم و شمع و کتاب باز خدای حاکم،✅ به استغاثه بایستند 🌀
کفترهای بیچاره ای ‌كه با اصواتی نامفهوم، رمه‌‌وار🆗
آزادی مگس در بند را
از عنکبوت گدایی ‌کنند.😢 که البته به ناحق در زندان است
او را به سیرک بسپارید تا شادمان کند!
زندان چاهی‌ست عمیق
تا امامان زمان‌مان غرق شوند!
حجله‌ای‌ست تا دختران خدا ✅
ـ چریک‌های باکره ـ اضاله شوند✅
سینه‌هایی که با گلوله‌ها خوابیدند تا فردا کودکان خشم و هیاهو از حاشیه‌ها سربرآورند ✅
که کجایند مادران و پدرانمان، آن روایتگران فردا؟!😳
✅✅✅✅بایِّ ذَنبٍ قُتِلَت ✅✅
دامادی را می‌شناختم
وقتی شعر می‌خواند
در حنجره‌اش عاطفه تیرباران می‌شد عاطفه که بچه را زایید تا بمیرد!
و گفت پیش از اینکه بمیری جاودانه می‌شوی❌
و هیچکس در انتظارمان نیست
آنها به ما وعده‌ای نمی‌دهند
وعده‌هایشان را در سوراخ‌های بخارآلود خیابان‌های نیویورک و در بوی گند شاش بچه‌های اعماق ریخته‌اند✅
در اوکلند و نمایش شبانه پلیس‌های مهربان✅
و مردان غریبه‌ای در دستبند
با شلوارهایی (گشاد) و رهاشده
با لهجه‌ی برده‌ای که هنوز می‌خواهد فرار کند انگار✅
بردگانی که از سر حادثه سیاه یا سرخند!
تا مکزیکی‌های خطرناک در سرزمین خویش غیرقانونی بمیرند❌😭
تا عرب‌ها از بمب به دریا فرار کنند
تا فلسطین فراموش شود
تا سومالی بسوزد
آنقدر که
همیشه یادمان باشد تنها دو راه می‌ماند:
یا با آنها ، یا با آنها!
و راهی که من می‌شناسم:
کشتی را سوراخ کن!
و من چقدر شما را که در زندان می‌میرید دوست دارم!
✅ اندام‌تان سالها از شعورتان پیرتر،✅✅
عصب‌ها متلاشی می‌شوند
امید نخي سیگار است✅. لب‌هایی‌ست که با اشک زمزمه می‌شود:
Read more
* #تجدیدچاپ * . . . . کتاب مرگ کسب و کار من است آن گونه که شاملو در مقدمه خود می‌گوید «زندگی‌نامه ...
Media Removed
* #تجدیدچاپ * . . . . کتاب مرگ کسب و کار من است آن گونه که شاملو در مقدمه خود می‌گوید «زندگی‌نامه یک جلاد مدرن» است. این جلاد که در اثر، رودلف لانگ نام دارد، در حقیقت کسی جز رودلف فرانتس هوس نیست. هوس در سال 1946 در دادگاه نورنبرگ به جرم نظارت بر سر‌به‌ نیست کردن دو و نیم میلیون انسان به دار آویخته ... * #تجدیدچاپ *
.
.
. .

کتاب مرگ کسب و کار من است آن گونه که شاملو در مقدمه خود می‌گوید «زندگی‌نامه یک جلاد مدرن» است. این جلاد که در اثر، رودلف لانگ نام دارد، در حقیقت کسی جز رودلف فرانتس هوس نیست.
هوس در سال 1946 در دادگاه نورنبرگ به جرم نظارت بر سر‌به‌ نیست کردن دو و نیم میلیون انسان به دار آویخته شد.
.
. . 📚گزیده‌ای از متن کتاب:
.
. . «نتیجه عملیات بیش از حد انتظار من بود: یک قوطی یک کیلویی تسیکلون«ب» کافی بود ظرف ده دقیقه دویست نفر را بفرستد آن دنیا. نصاب زمانی بسیار قابل ملاحضه‌ای بود، در صورتی که با شیوه‌ی معمول تربلینکا وصول به همین نتیجه نیم‌ساعت و بیش‌تر وقت می‌گرفت. از طرف دیگر، نتایج حاصله به تعداد کامیون‌ها و نقایص فنی و کمبود بنزین هم بسته‌گی پیدا نمی‌کرد؛ و از همه این‌ها گذشته، این شیوه از لحاظ اقتصادی هم سخت مقرون به صرفه بود چرا که هر کیلو گیفت‌گاس-چنان که من بی درنگ محاسبه کردم- سه مارک و نیم بیش‌تر نمی‌ارزید!»
.
.
.

#تجدیدچاپ
#مرگ_کسب_وکارمن_است
#روبرمرل
#ترجمه #احمدشاملو
#چاپ_دوازدهم
جلدشومیز
۴۶۴ صفحه
۴۵۰۰۰ تومان
#موسسه_انتشارات_نگاه
#نشرنگاه #negahpub
#کتاب_بخوانیم .
.
____________________________________________________
.

#موسسه_انتشارات_نگاه به پاس همراهی با خوانندگان کتاب و یاران همیشگی‌اش، طرح تابستانه‌ی فروش کتاب را با ۲۷% تخفیف از تاریخ ۵ الی ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۷ برگزار می‌نماید.
همراهان عزیز انتشارات می‌توانند در تاریخ‌های ذکر شده به سایت انتشارات مراجعه کرده و سفارشات خود را ثبت نمایند.
.
کافیست در قسمت کوپن تخفیف کلمه‌ی (( tabestane )) را وارد کنید ... .
.

لینک سایت بالای همین صفحه موجود است ... .
.
.
.
www.negahpub.com .
.
.
Read more
|پیشنهاد اسم بدین، ورق بزنید| خب بالاخره اولین #دورهمی_تپل_ها برگزار شد. می‌دونم که نشد خیلی ...
Media Removed
|پیشنهاد اسم بدین، ورق بزنید| خب بالاخره اولین #دورهمی_تپل_ها برگزار شد. می‌دونم که نشد خیلی از شما تپل‌های قشنگو دعوت کنم، جامون محدود بود اما قول می‌دم در جلسات بعدی باشید. ممنونم از همه بچه‌هایی که اومدن و در بحث‌مون شرکت کردن و تشکر ویژه از #کافه_دومیم که این فضای صمیمی رو‌ برامون ایجاد ... |پیشنهاد اسم بدین، ورق بزنید|
خب بالاخره اولین #دورهمی_تپل_ها برگزار شد.
می‌دونم که نشد خیلی از شما تپل‌های قشنگو دعوت کنم، جامون محدود بود اما قول می‌دم در جلسات بعدی باشید.
ممنونم از همه بچه‌هایی که اومدن و در بحث‌مون شرکت کردن و تشکر ویژه از #کافه_دومیم که این فضای صمیمی رو‌ برامون ایجاد کرد. برنامه‌های زیادی داریم و راه طولانی‌ای در پیش، اما با #انرژی ای که من از این جمع گرفتم مطمئنم به‌زودی خیرهای جذابی از ما می‌شنوین.
مهم‌ترین هدف من ایجاد #اعتماد_به_نفس در اقراد تپل و‌حتی در افرادی هست که #توهم_چاقی دارن. (گرچه #کمبود_اعتماد_به_نفس الان در همه دیده می‌شه). #جایگاه_شغلی ، #رابطه_عاشقانه و #فعال_بودن_در_اجتماع واقعن به ظاهر ربطی نداره. نذارید آدم‌هایی که خودشون پر از #کمبود و #عقده هستن با تیکه انداختن یا #مسخره_کردن شما رو آزار بدن. مهم #شخصیت و #طرز_تفکر شماست. برای #تغییر دنبال #انگیزه ی بیرونی نباشید، تنها اگر خودتون دلتون خواست #لاغر شید اون موقع‌ است که موفق می‌شید.
خب دیگه بسه از بالا منبر بیام پایین 😂
.
راستی به نظرتون چه اسمی ‌واسه گروه خوبه؟
دوستای تپل‌تونو تگ کنید.
.
#کپی_با_ذکر_منبع #خودتون_باشید #خودتو_دوست_داشته_باش #تپل #کپل #چاق #چاقی #چاقى_جرم_نيست #چاق_هم_زيباست #اضافه_وزن #بدن_من #سایز_بزرگ #مدل_سایز_بزرگ
Read more
 #آتنا_اصلانی چرا در ایران، نیت شیطانی این قدر زود به تجاوز منجر می‌شود؟ از دختر دبستانی روستایی، ...
Media Removed
#آتنا_اصلانی چرا در ایران، نیت شیطانی این قدر زود به تجاوز منجر می‌شود؟ از دختر دبستانی روستایی، فقط کفش‌هایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه ی خفه شده ی او، پس از تعرض یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او گفت: "دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، آن را عملی کردم!" چگونه است که در ایران، ... #آتنا_اصلانی
چرا در ایران، نیت شیطانی این قدر زود به تجاوز منجر می‌شود؟
از دختر دبستانی روستایی، فقط کفش‌هایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه ی خفه شده ی او، پس از تعرض یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او گفت: "دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، آن را عملی کردم!" چگونه است که در ایران، این نیت های پلید شیطانی، زود به مرحله عمل می‌رسند؟ اگر قرار باشد نیت شیطانی این قدر سریع ایجاد شده و به مرحله ی عمل برسد، در کشورهای غربی، که استخر‌ها مختلط، مشروب فروشی‌ها در دسترس، تابلوهای نیمه عریان در مقابل و فیلم های شهوت انگیز تلویزیون در دید همگان است، باید روزانه ده ها هزار نفر مورد تعرض قرار گیرند. پاسخ سؤال در این نکته است که این جمله ی سه قسمتی (دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم)، در حقیقت جمله‌ای چهار قسمتی است: "دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، "دیدم انگار در این مملکت، کسی به کسی نیست"، نیت خود را عملی کردم!" کشورهای غربی با درست در اختیار گرفتن قدرت رسانه‌ای، به هر نافهمی فهمانده‌اند که در این شهر، نسبت به جرم های خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران، حساسیت زیادی وجود دارد و "کسی به کسی هست!" وقتی دختر ده ساله‌ای به نام "هولی جونز" در کانادا ناپدید شد، به مدت دو روز، "خبر اول" تمام شبکه‌های مهم خبری آن کشور بود!
ما چه می‌کنیم؟ فورا این گونه اخبار را پنهان می‌کنیم تا زمان دستگیری احتمالی مجرم!
آیا از کم شعوری غربی هاست که برنامه‌های مهم تلویزیونی را قطع کرده و تعقیب و گریز یک مجرم را به طور زنده پخش می‌کنند؟
اتفاقا غربی‌ها در این موارد، بسیار عاقلانه عمل می‌کنند چون می‌دانند مسئله ی اصلی، دستگیری مجرم نیست، بلکه فهماندن این امر، به مجرمان بعدی است که این جا، شهر است نه جنگل؛ و ربودن یک کودک و یا تعرض به او، یعنی مواجهه با کل حکومت و مردم.
در ایران ما، وقتی یک جانی به یک دختر تعرض می‌کند حداکثر خود را با یک خانواده، طرف می‌بیند که به راحتی با تهدیدهایی مانند پخش فیلم تعرض و یا تجاوز به عضو دیگر خانواده، آنان را از شکایت منصرف می‌کند. ولی در غرب، کودک، از جامعه ربوده می‌شود نه از خانواده؛ و جانی می‌داند از فردا، جنایت او مورد توجه همه ی رسانه هاست و انصراف شاکی خصوصی تأثیری ندارد.
من نمی‌دانم تعداد "جنگل بانان" در این کشور چند نفر است ولی هر چه هست، تعداد "جنگل بینان"، یعنی کسانی که جامعه ی ایران را مثل "جنگل" تلقی می‌کنند و از قمه کشی و ربایش و تهدید و..... (ادامه در کامنت)..
Read more
هر چه ماه و ستاره می‌خواهی در شبِ شعرِ بی‌چراغِ من است با من از مرزهای دور نگو که جهان گوشه‌ی اتاق ...
Media Removed
هر چه ماه و ستاره می‌خواهی در شبِ شعرِ بی‌چراغِ من است با من از مرزهای دور نگو که جهان گوشه‌ی اتاق من است با دلم فکر می‌کنم اغلب مغزِ بی‌استفاده‌ای دارم با خودم حرف می‌زنم گاهی دلخوشی‌های ساده‌ای دارم! پدرم از غرور می‌ترسید غرقِ افتادگی بزرگ شدم به همین سادگی نبود ولی به همین سادگی... ... هر چه ماه و ستاره می‌خواهی
در شبِ شعرِ بی‌چراغِ من است
با من از مرزهای دور نگو
که جهان گوشه‌ی اتاق من است
با دلم فکر می‌کنم اغلب
مغزِ بی‌استفاده‌ای دارم
با خودم حرف می‌زنم گاهی
دلخوشی‌های ساده‌ای دارم!
پدرم از غرور می‌ترسید
غرقِ افتادگی بزرگ شدم
به همین سادگی نبود ولی
به همین سادگی... بزرگ شدم...
وسطِ فحش‌های ناموسی
مثل چاقو به هر رگی خوردم
با پشیمانی از پشیمانی
کار کردم عرق سگی خوردم
مستی‌ام را به خانه‌ها بردم
خانه‌ها از حدیث پر بودند
مستی‌ام را به کوچه‌ها بردم
کوچه‌ها از پلیس پر بودند!
متهم به گناهِ دیگری‌ام
جرم‌های نکرده سرسخت‌اند
روسیاهِ سفید کردن‌هام
پاک‌کن‌ها چقدر بدبخت‌اند!
پاک‌کن بودم و نفهمیدند
فقط از چرک‌های من گفتند
غیرِ من را هدف نمی‌گیرند
یادِ غم‌هایشان که می‌افتند!
من ولی باز هم همان هستم
سر به‌زیر و صبور و ساکت و سرد
مثلِ یک تاک می‌روم بالا
به خودم پیچ می‌خورم از درد
من ولی باز هم همان هستم
یاسرِ روزهای تنهایی
خالی‌ام از جرایدِ بازار
پُرم از شعرِ غیراجرایی!
هرچه ماه و ستاره می‌خواهی
در شبِ شعر بی‌چراغ من است
با من از مرزهای دور نگو
که جهان... گوشه‌ی اتاق من است...
- #یاسرقنبرلو -
Read more
پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه ...
Media Removed
پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی که اگر بدانی … چه کسی ، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛ “پدرت”را می پرستیدی…… یه عکس قدیمی و نوستالژی از بابای گلم ... پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی که اگر بدانی … چه کسی ، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛ “پدرت”را می پرستیدی……
یه عکس قدیمی و نوستالژی از بابای گلم و پدر شوهر عزیزم. دو تا باباهای گلم روزتون مبارک 😘ایشاالله که همیشه سایتون بالای سرما باشه
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
بهترین رفیق و شریک زندگی تو اونیه که این حس رو به تو بده که تو می‌تونی تو هر زمینه‌ای از زندگی بهترین باشی…
همسر عزیزم من با تو بهترینم… روز #مرد مبارک❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
Read more
زندگی برای من... زندگی! فلسفه ی بی بضاعت بودنی است، که در آن، خواب باید خواب بماند! و خیال... ...
Media Removed
زندگی برای من... زندگی! فلسفه ی بی بضاعت بودنی است، که در آن، خواب باید خواب بماند! و خیال... خیال! گفتار بی تکلف من ... ساده! محدود! و ترجیحأ صادق است. بگذار درد سینه ات در عصیان بی انتهای من، جریان داشته باشد. برای من، بودن ...و ... جاری بودن، همین لحظه است، که ممکن است یکی سنگی بردارد، دیوانه ... زندگی برای من...
زندگی!
فلسفه ی بی بضاعت بودنی است، که در آن،
خواب باید خواب بماند!
و
خیال... خیال!
گفتار بی تکلف من ...
ساده!
محدود!
و ترجیحأ صادق است.
بگذار درد سینه ات در عصیان بی انتهای من،
جریان داشته باشد.
برای من، بودن ...و ... جاری بودن، همین لحظه است،
که
ممکن است یکی سنگی بردارد،
دیوانه ام بخواند!
و
مرا از دنیای وارونه ی خویش براند.
من دیوانه ای با روی سیاهه، سیاه ...
که
عریان می بیند!
عریان فکر می کند!
عریان می نویسد!
و
سانسور و احتیاط را تنها جرم زندگی می داند ...
Read more
. اولین کسی که ماه را لمس کرد من بودم... وقتی که بوسیدمت... <span class="emoji emoji2764"></span>️ <span class="emoji emoji2764"></span>️ <span class="emoji emoji2764"></span>️ ولنتاین چیست؟ ولنتاین نام ...
Media Removed
. اولین کسی که ماه را لمس کرد من بودم... وقتی که بوسیدمت... ️ ولنتاین چیست؟ ولنتاین نام کشیشی بوده که مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. زیرا که فرمانروای روم بنام کلودیوس دوم، بر این باور بوده که سربازی در جنگ خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. کلودیوس به قدری سنگدل ... .
اولین کسی که ماه را لمس کرد من بودم...
وقتی که بوسیدمت...
❤️
❤️
❤️
ولنتاین چیست؟
ولنتاین نام کشیشی بوده که مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. زیرا که فرمانروای روم بنام کلودیوس دوم، بر این باور بوده که سربازی در جنگ خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. کلودیوس به قدری سنگدل بود که هیچ کس جرأت کمک به ازدواج سربازان را نداشت. ولی کشیشی به نام ولنتاین، عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند و به جرم جاری کردن عقد او را اعدام کنند.
از آن زمان در کشورهای غربی روز 14 فوریه را روز ولنتاین (یا روز عشاق یا روز عشق ورزی) می نامند و آن را جشن می گیرند.
❤️
❤️
❤️
کوکی ولنتاین
برای تهیه این کوکی از هر دستور کوکی ساده ای می تونید استفاده کنید. من با دستور شیرینی مارمالادی درست کردم، دستورش داخل پیج هست. با این هشتگ می تونید پیداش کنید.
#شیرینی_مارمالادی_دل_کوکی
با کاترهای قلبی به شکل دلخواه خودتون کوکی ها رو قالب بزنید و بعد از پخت هم مابینشون مارمالاد آلبالو یا توت فرنگی بزنید، یا می تونید با رویال آیسینگ روی کوکی رو تزیین کنید.
❤️
❤️
❤️
روز ولنتاین رو به همه عشاق علی الخصوص عشق جانم تبریک میگم. هرچند که برای محبت کردن و عشق ورزیدن نباید منتظر روز خاصی بود، هر روز و هر لحظه، باید به یکدیگر عشق ورزید.😍😍❤️❤️
@Del_cookies
#love #valentine #happy_valentine #valentines_day #عشق #ولنتاین #روز_عشق #همسرانه #روز_ولنتاین #ولنتاین_مبارک
Read more
. این خبر بین بچه ها پیچید ای رفیقان غلامعلی هم رفت . #رفیقم #محبوبم #عشقم . #شهید_غلامعلی_رجبی<span class="emoji emoji2665"></span>️ #عملیات_مرصاد #قربون_کبوترای_حرمت_امام_رضا . بخش‌هایی ...
Media Removed
. این خبر بین بچه ها پیچید ای رفیقان غلامعلی هم رفت . #رفیقم #محبوبم #عشقم . #شهید_غلامعلی_رجبی️ #عملیات_مرصاد #قربون_کبوترای_حرمت_امام_رضا . بخش‌هایی از وصیت‌نامه شهید رجبی جندقی به شرح ذیل است: یک قطره اشک برای ارباب را به من هدیه کنید آن را به تمام بهشت نمی‌فروشم «به خون خویش ... .
این خبر بین بچه ها پیچید
ای رفیقان غلامعلی هم رفت
.
#رفیقم #محبوبم #عشقم
.
#شهید_غلامعلی_رجبی♥️
#عملیات_مرصاد
#قربون_کبوترای_حرمت_امام_رضا
.
بخش‌هایی از وصیت‌نامه شهید رجبی جندقی به شرح ذیل است:

یک قطره اشک برای ارباب را به من هدیه کنید آن را به تمام بهشت نمی‌فروشم «به خون خویش نویسم به روی سنگ مزارم که من به جرم محبت قتیل خنجر یارم» اینجانب غلامعلی جندقی وصیت می‌کنم که همه آشنایان، دوستان، پدر،مادر، برادرانم و خواهرانم همگی را شفاعت خواهم کرد. مرا در هیأتها فراموش نکنید! در مجلس ختم و غیره فقط و فقط روضه حضرت ابا عبدالله(ع) خوانده شود و شما را هم سفارش می‌کنم به عزاداری‌ها که بلا را دفع می‌کند و اشک بر حسین(ع) کلید پیروزی است. بهترین هدیه برای من اشک چشم برای حسین(ع) است، اگر گاهی در هیأت ها یک قطره از اشک برای ارباب را به من هدیه کنید از همه چیز برایم بالاتر است، آنقدر که این یک قطره را به تمام بهشت نمی‌فروشم.

اگر اجازه رجوع به دنیا به من داده شود؛ دوست دارم فقط در روضه‌ها شرکت کنم

وصیت می‌کنم که همه آشنایان، دوستان، پدر و مادر، برادرانم و خواهرانم همگی را شفاعت خواهم کرد. مرا در هیئت فراموش نکنید. در مجلس ختم و غیره، فقط و فقط روضه حضرت اباعبدالله (ع) خوانده شود. روضه برای امام حسین (ع) عمری است مورد علاقه و عشق من بوده و من با روضه و محبت اهل بیت و مجالس و هیئت‌ها مأنوس بوده‌ام و اگر به من اجازه داده شود به دنیا رجوع کنم و با روحم به شما سر بزنم فقط دوست دارم در هیأت‌ها و روضه‌ها شرکت کنم.

مرا فراموش نکنید مخصوصاً محرم، شب‌ها و صبح‌ها  از اربابم می‌خواهم اجازه دهد من به هیأت بیایم و شما را هم سفارش می‌کنم  به عزاداری‌ها که بلا را دفع می‌کند و اشک بر حسین (ع) کلید پیروزی است.

در هیئت یاد من باشید؛ قول شفاعت می‌دهم

دفاتر شعرم و کتاب‌های روضه و شعرم مال غلامرضا برادرم که در هیأت بخواند. التماس دعا دارم. براداران عزیزم مخصوصاً غلامرضا، شما را به خدا در هیئت یاد من باشید و من قول شفاعت به شما می‌دهم و در خاتمه از دوستان و آشنایان همگی خداحافظی نموده و حلالیت می‌طلبم و بهترین هدیه برای من اشک چشم برای حسین‌(ع) است، اگر گاهی در هیئت‌ها یک قطره از اشک برای اربابم را به من هدیه کنید از همه چیز برایم بالاتر است، آنقدر که این یک قطره را  به تمام بهشت نمی‌فروشم.

به امید دیدار در قیامت

غلامعلی جندقی (رجبی) – اندیمشک

67/5/4
Read more
. میفرمایند چرا اکانتهای مخالف و بلاک میکنی؟ جواب : مگه حکومتی که سنگش را به سینه می زنید با مخالفانش ...
Media Removed
. میفرمایند چرا اکانتهای مخالف و بلاک میکنی؟ جواب : مگه حکومتی که سنگش را به سینه می زنید با مخالفانش چنین نمی‌کند؟ میفرمایند به برکت جمهوری اسلامی، آمریکا و مخالفینش هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند! به والله به تالله و به بالله! به تمام مقدسات قسم از برکات جمهوری اسلامی چیزی به زبان نیارید! ( ... .
میفرمایند چرا اکانتهای مخالف و بلاک میکنی؟
جواب : مگه حکومتی که سنگش را به سینه می زنید با مخالفانش چنین نمی‌کند؟

میفرمایند به برکت جمهوری اسلامی، آمریکا و مخالفینش هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند!

به والله به تالله و به بالله! به تمام مقدسات قسم از برکات جمهوری اسلامی چیزی به زبان نیارید! ( حالت تهوع 🤢🤧💩) .آیا جمهوری اسلامی جز جنگ، خونریزی، آوارگی، فلاکت، بدبختی، گرانی، اختلاس، احتکار، ارتشاء، خرافات، اختلاس، رانت‌، هدررفت سرمایه ملی، سلب اعتمادسازی، ناامیدی، افزایش جرم و جنایت... فحشا... طلاق... اعتیاد، کاهش ارزش پول ملی، تحمیل انواع تحریم به ملت، فرار قشر تحصیلکرده، دروغ و فریب مردم توسط مسئولان و آقازاده پروری و و و و و برکات دیگه ای داشته است؟

اگه داشته بگید ما هم روشن شیم جاهل از دنیا نریم!!! اگه جز این نیست پس خموش!!!
.
.پ. ن. : سالی یکبار اینجا پست سیاسی میزنم که متأسفانه کاربران #ارزشی همین چند خط را هم برنمی‌تابند! .شما که تمام تریبون هارو در اختیار دارید چرا حرص میزنید که کسی چند خط مخالف بنویسد! شما خوشت نمیاد بلاک یا آنفالو کن! (دقیقا همون کاری که من با کاربرای #ارزشی میکنم 😊) والاع بوخوداااا 😁 .خداروشکر میکنم که اکانت توییتر منو اینستاگرامی ها ندارن! ارزشیها هم که کلا بلاکن نمیتونن بهم فوش بدن! ☺️ 🙃
.عزت زیاد... ☺ 👧 🔫🔫🔫🔫🔫🕵️‍♂️🕵️‍♀️
Read more
. بسم الله . گاهی نگاهی هستی ات را نیست خواهد کرد وقتی که تو در گیر و دار خویش درگیری گاهی تپش های ...
Media Removed
. بسم الله . گاهی نگاهی هستی ات را نیست خواهد کرد وقتی که تو در گیر و دار خویش درگیری گاهی تپش های شدید قلب می گویند داری دوباره بیشتر از پیش می میری . دیوانه بودن جرم سنگینی است می دانم دیوانه ها محکوم به بیگانگی هستند آن عاقلانی که چنین از عقل لبریزند چشمان خود را روی هر دیوانه ای بستند . دیوانه ... .
بسم الله
.
گاهی نگاهی هستی ات را نیست خواهد کرد
وقتی که تو در گیر و دار خویش درگیری
گاهی تپش های شدید قلب می گویند
داری دوباره بیشتر از پیش می میری
.
دیوانه بودن جرم سنگینی است می دانم
دیوانه ها محکوم به بیگانگی هستند
آن عاقلانی که چنین از عقل لبریزند
چشمان خود را روی هر دیوانه ای بستند
.
دیوانه یعنی من، تو، یعنی هر کسی که گفت-
از حس و حال بی قراری باز هم چیزی
یک عده عاقل هم فقط برگشته و گفتند:
« داری دوباره قیمه رو توو ماست می ریزی...؟!؟»
.
من غرق دنیای خودم بودم نفهمیدید
بغضی که در من بود، هر لحظه مرا انگار...
هر عابری پرسید از من: حالتان خوب است...
گفتم بله، یعنی برو، دست از سرم بردار
.
یعنی برو، یعنی مرا با خود رهایم کن
یعنی که من با خویش، درگیر «کسی» هستم
یعنی که بعد از این همه ویرانگی حالا
چشمان خود را روی هر بیگانه ای بستم
.
#احمدرضا_شریفیان_زاده
.
#اینجا_برای_از_تو_نوشتن_هوا_کم_است
.
#یعنی_مرا_باخود_رهایم_کن

عکس از @mahdisarhaddi99999
Read more
«خمینی‌نامه» شهید که تشییع می‌کردیم زبان دراز می‌کردند؛ «۴ تکه استخوان» حالا از ضرورت احترام ...
Media Removed
«خمینی‌نامه» شهید که تشییع می‌کردیم زبان دراز می‌کردند؛ «۴ تکه استخوان» حالا از ضرورت احترام به یک جسد حرف می‌زنند! اما درود بر خمینی که گوش پالانی‌های بی‌سواد نگهبان طویله را گرفت و از ایران پرت‌شان کرد بیرون میرپنج پالانی آری! سلطنت‌طلب‌ها همه پالانی هستند و همه میرپنج‌اند و ... «خمینی‌نامه»

شهید که تشییع می‌کردیم
زبان دراز می‌کردند؛
«۴ تکه استخوان»
حالا از ضرورت احترام به یک جسد
حرف می‌زنند!
اما درود بر خمینی
که گوش پالانی‌های بی‌سواد نگهبان طویله را گرفت
و از ایران
پرت‌شان کرد بیرون
میرپنج پالانی
آری!
سلطنت‌طلب‌ها همه پالانی هستند
و همه میرپنج‌اند
و هنوز هم
نگهبان طویله‌اند
طویله‌ی توهمات‌شان
حتی کروموزوم‌های ربع پالانی هم
بوی کودتا می‌دهند!
پسر پسر کودتاچی
این روزها دم از مردم می‌زند!
والله خلاف ادب نیست
اگر بنویسم؛
زارت!
اصلا دم خلخالی گرم!
آن مقبره باید هم خراب می‌شد
فقط به جرم کشف حجاب
فقط همین یک قلم
نه!
پالانی مسلمان نبود
بی‌بی می‌گوید؛
«اصلا انسان نبود
و الا
کتک نمی‌زد زن ایرانی را
به جرم حجاب»
هان ای آخوندهای زائر بی‌غیرتی!
هان ای منورالفکرهای مروش!
هان ای اسگلان قرن!
آن‌چه اجباری بود
بی‌حجابی بود
زمان همین پالانی اول
و الا حجاب
قانون من‌درآوردی جمهوری اسلامی نیست
امر خداست
که حتی
در کتیبه‌های تخت جمشید هم عیان است
زنده‌باد عفت منیژه
زنده‌باد حیای زن ایرانی
پالانی زر می‌زد؛
«۲۵۰۰ سال پادشاهی»
لطفا خفه!
اشرف بی‌ریخت هوس‌باز را
چه به دخت افراسیاب؟!
که برهنه ندیده رخش آفتاب؟!
خاک بر سر جوجه‌آخوندی که آموزش غسل میت می‌دهد
آن‌هم به نظام خمینی
اما درود بر خمینی
ما هیچ شاهی به نام «پهلوی» نداریم
برگردید به همان فامیلی اول‌تان
پالانی
نگهبانی از طویله‌ی اسب‌ها
رضاخان؛
کدام رضا؟!
کدام خان؟!
محمدرضا پهلوی؛
۳ دروغ در یک اسم
فامیلی این قبیله‌ی بدوی هم
کودتایی است!
خخخخخ
«پهلوی» فامیلی یکی دیگر بود
بی‌بی قشنگ می‌گوید؛
«بی‌بی‌سی دروغ می‌گوید!»
«رضا» نام آن «خان» بود
که اجازه نداد اروند
شط‌العرب شود
به هزینه‌ی شهادت
و پیکرش اما ۳۰ سال بعد برگشت
و باز
آغاز شد کنایه‌ها؛
«۴ تکه استخوان»!
گیرم این گوربه‌گوری
همان پالانی اول باشد
احسنت بر شما!
حالا بگویید؛ «۴ تکه استخوان!»
که استخوان‌های غواص شهیدی به نام رضا
مظهر شرف ایرانی است
فرق می‌کند با جسد فرعون
پس درود بر خمینی
و یادگارانش
یعنی شهدا
فاش می‌گویم؛
خمینی تنها یک پدر نبود
که وراثش بچه‌هایش باشند
خمینی «امام» بود
و شهدا
امام‌زاده‌ها
خمینی
ثلث و ربع و خمس ندارد
جگر شیر دارد
و ما دیدیم شیربچه‌هایش را
دیروز در شلمچه
و امروز در شام
و فردا هم
خواهیم دید باز
پرواز جگرگوشه‌های امام را
بر فراز بیت‌المقدس
ما را باکی نیست
از حضور یک جوجه‌اردک زشت
در طویله‌ی امروز پالانی‌ها
هیهات!
زن ایرانی
به باحجاب و بی‌حجاب تقسیم نمی‌شود
و مرد ایرانی
به باریش و بی‌ریش
با ما
حرف از شرف بزنید!
.
نوشته: @hoseinghadyani
Read more
. آن سست وفا که یار دل سخت من است شمع دگران و آتشِ رختِ من است ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف جرم از ...
Media Removed
. آن سست وفا که یار دل سخت من است شمع دگران و آتشِ رختِ من است ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف جرم از تو نباشد ,گنه از بخت من است #سعدی #design @alirezaghn .
آن سست وفا که یار دل سخت من است
شمع دگران و آتشِ رختِ من است
ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف
جرم از تو نباشد ,گنه از بخت من است
#سعدی
#design @alirezaghn
@elhamarab1 @hrouhani جناب آقای #حسن_روحانی #رییس_جمهور محترم باسلام #الهام_عرب هستم از جمله ...
Media Removed
@elhamarab1 @hrouhani جناب آقای #حسن_روحانی #رییس_جمهور محترم باسلام #الهام_عرب هستم از جمله کسانی که در دوره ی ریاست جمهوری شما به جرم #مدلینگ و حضور در برنامه #ماه_عسل در #زندان_انفرادی #اوین بودم که حتی اجازه ی دیدن خانواده ام را هم نداشتم حالا بماند که چه بلاهایی در آن مدت بر سر من آمد که ... @elhamarab1 @hrouhani جناب آقای #حسن_روحانی #رییس_جمهور محترم باسلام
#الهام_عرب هستم از جمله کسانی که در دوره ی ریاست جمهوری شما به جرم #مدلینگ و حضور در برنامه #ماه_عسل در #زندان_انفرادی #اوین بودم که حتی اجازه ی دیدن خانواده ام را هم نداشتم حالا بماند که چه بلاهایی در آن مدت بر سر من آمد که من با این شخصیت محکمم دوبار اقدام به #خودکشی کردم که البته دفعه اول چون جنابان فکر می‌کردند فیلم بازی میکنم کلی مورد...قرار گرفتم اما دفعه دوم به دلیل اینکه چند قدم بیش‌تر با مرگ فاصله نداشتم و قطعا اگر زندانبان صدای کوبیدن بی ارادی دست و پاهایم را هنگام جان دادن نمیشنید من الان اینجا نبودم،بعد از آزادی با مشکل تپش قلب کچلی سکه ای، #افسردگی حاد،ترس شدید تا آنجا که مدتها حتی نمیتوانستم تنها به خیابان بروم ،احساس میکردم کسی در تعقیب من است و چندین ماه زیر نظر دکتر فریبد(پزشک روانشناس)بودم .مادرم چه رنجها کشیدی بعد از آزادیم احساس کردم ۲۰سال پیر شده ای اما بعد از اینکه حال مرا دیدی دیگر نمیدانم چه کشیدی در آن شبهایی که۱۰۰بار از خواب میپریدم ، دادگاه مرا از شبکه خبر به صورت زنده پخش کردید و بعد از اتمام به من گفتید پخش زنده بوده و حتی خودمان هم خبر نداشتیم و وقتی ناراحتیم را ابراز کردم و گفتم شما گفتید گزیده ی آنچه را میخواهید ما پخش خواهیم کرد چرا وقتی پخش زنده بوده به من دروغ گفتید،با تهدید جنابان روبرو شدم چه قضاوتهایی شدم،از درون شکستم،چه کسی از دل دیگران خبر دارد؟که فقط خداست که بر همه چیز عالم است و بس ،چه رنج‌هایی که خانواده‌ام کشیدند،حدود ۲سال ممنوع الخروج بودم در حالی که مغازه ی پوشاک ترک هفت حوض داشتم و خواهش کردم مرا #ممنوع_الخروج نکنید من مغازه دارم با اجاره ی سنگین در جواب خیلی راحت به من گفتید این مشکل خودت هست و اصلا معلوم نیست بعد از دادگاه نهایی این اموالی که از راه حرام (مدلینگ) کسب کردی متعلق به تو باشند یا نه ... که البته راست میگفتید...
بعد از تمام این سختیها که البته یک صدمش را هم بازگو نکردم باز روز #انتخابات فریب حرفهای زیبای شما را خوردم به همه گفتم به شما رأی بدهند اما باور نمیکنید اگر بگویم ذره‌ای پشیمان نیستم که به شما #رأی دادم چرا که اگر آقای #رئیسی یا هر کس دیگری میآمد ما مردم زیبا دل #ایران فکر میکردیم که اگر شما بودید اوضاع جور دیگر رقم میخورد اما با وجود انتخاب شما تمام شک ها و شبه ها بر مردم سرزمینم تبدیل به یقین شد امیدوارم حالا دلیل اینکه گاهی حرفهای #سیاسی میزنم را بفهمید من #درد کشیدم سوختم آبم کردند اما نطق نزدم
Read more
دوست دارم به یک چالش جدید که خودم ابداع کننده اش بودم، دعوتتون کنم. چالش بزرگترین جرمی که مرتکب شدم. ...
Media Removed
دوست دارم به یک چالش جدید که خودم ابداع کننده اش بودم، دعوتتون کنم. چالش بزرگترین جرمی که مرتکب شدم. بزرگترین جرم من، تماشای ویدیو در دهه شصت بود عشق فیلم و کتاب بودم و از شانس ما ویدئو ممنوع بود. شماها یادتون نمیاد. تو یه دوره ای حمل و نقل دستگاه ویدئو قاچاق محسوب میشد و هرکس را با فیلم و بدون فیلم می ... دوست دارم به یک چالش جدید که خودم ابداع کننده اش بودم، دعوتتون کنم.
چالش بزرگترین جرمی که مرتکب شدم. بزرگترین جرم من، تماشای ویدیو در دهه شصت بود😂 عشق فیلم و کتاب بودم و از شانس ما ویدئو ممنوع بود. شماها یادتون نمیاد. تو یه دوره ای حمل و نقل دستگاه ویدئو قاچاق محسوب میشد و هرکس را با فیلم و بدون فیلم می گرفتن براش شلاق و زندان و اخراج از مدرسه ... می بریدن. اون وقتا اوج مخفی کاری ما تو مدرسه رد و بدل کردن فیلمهای بی کیفیت ویدیو بود که بعضی اونقدر دست به دست شده بود فقط پارازیت پخش می کرد و گاهی نوار فیلم تو دستگاه گیر می کرد و تازه اول مکافات بود. از اون جالبتر جمع شدن دوستان، پای یک تلویزیون سیاه و سفید ۱۴ اینچی بود که به زور میشد چهره هنرپیشه ها رو تشخیص داد. اونم هنرپیشه هایی که صداپیشه های دیگه ای جاشون دوبله کرده بودن و نمیشد حتی از روی صدا تشخیص شون داد. ولی همین مقدار هم لذت بخش بود. تو دهه شصت اوج مخفی کاری من کرایه ویدئو و فیلم و پیچیدن اون لای ملافه و رفتن به خونه همکلاسی هام به دور از چشم پدرم بود.

پ ن : شما هم می تونید به چالش #بزرگترین_جرمی_که_مرتکب_شدم بپیوندید
.
.
.
#چالش #دهه_شصت #ایران #سانسور #گشت_ارشاد #ویدئو #فیلم #تحریم #جرم #دوبله #هنرپیشه #هنرمندان #قاچاق #سینما #فیلمنامه #مردم_ساکت #مردم_دانا_و_متحد_شکست_نخواهند_خورد #مردم #مردم_سالاری #ایرانی #ممنوعه
Read more
 #رضوان # جمهوری اسلامی به دنبال استقلال خودشه ،به دنبال آزادیه خودشه، اینا حقوق این ملته به این حقوق ...
Media Removed
#رضوان # جمهوری اسلامی به دنبال استقلال خودشه ،به دنبال آزادیه خودشه، اینا حقوق این ملته به این حقوق هر کسی تعرضی کنه ،ملت ایران با تمام وجود اونو به زانو در میاره پ،ن: ‍ دو کلام حرف حساب دفاع از نظام و رهبری ، جرم ماست از خوب که دفاع کنی بد میشوی ؛ یعنی با حسین که باشی از دید یزیدیان کافری.!!! با ... #رضوان #
جمهوری اسلامی به دنبال استقلال خودشه ،به دنبال آزادیه خودشه، اینا حقوق این ملته به این حقوق هر کسی تعرضی کنه ،ملت ایران با تمام وجود اونو به زانو در میاره

پ،ن: ‍ دو کلام حرف حساب
دفاع از نظام و رهبری ، جرم ماست
از خوب که دفاع کنی بد میشوی ؛
یعنی با حسین که باشی از دید یزیدیان کافری.!!!
با یزید که باشی همه چیزت درسته، حتی مستی هم برایت حلال میشه
این شده احوال امروز مدعیان اصلاح طلبی و مدعیان آزادی بیان.
.
شعار آزادی بیان میدن اما تا محمد موسوی عکسش در دیدار با رهبری رو به اشتراک میزاره فریاد سر میدن: ای چاپلوس !!!
عکس رسایی با تتلو تو جشن فارس پلاس میشه وا مصیبتا!!
اما عکس یادگاری خاتمی با جاسوسان میشه گفتگوی تمدن ها (عکس ريچارد فرای بزرگ ترين جاسوس زنده خاورميانه و سید حسین نصرجاسوس سازمان سیا ) یا عکس و فیلم دست دادن با دختران ایتالیایی میشه فرهنگ و تمدن
.
حاتمی کیا ، ده نمکی وابوالقاسم طالبی اصلا کار بلد نیستند بسازن ، چون فیلم ارزشی و به قول مدعیان آزادی سفارشی میسازن؛
جعفر پناهی و فرهادی بهترین هستن چون فیلم سفارتی میسازن
.
شریعتمداری مفت خور محسوب میشه چون از نظام حمایت میکنه .
اما مسیح علی نژاد خبره ترین روزنامه نگارهاست چون علیه نظام کار میکنه
.
آیت الله منتظری و صانعی اعلم هستند چون مخالف نظامند... اما آیت الله نوری همدانی آخوند دولتیه چون از رهبرحمایت میکننه.
حامد زمانی جیره خوره نظامه اما شاهین نجفی مایه مباهات قشر روشنفکر ؛
.
میثم مطیعی که مثل بعضیا دکترای تقلبی نداره و دکترای واقعی داره و به گفته ی دین به گفته ی رهبری از دولت انتقاد منطقی میکنه و حقیقت را میگه ،فحاش نامیده میشه
.
مرتضی پاشایی که فوت کرد دو ساعت اول حامی جنبش سبز بود اما بعد از بیانیه پدرش که اعلام کرد ما انقلابی هستیم، روشن فکرها گفتن ما اصلا" نمیشناسیمش !!
.
مصطفی احمدی روشن دانشمند هسته ای نیست چون پدرش به دولت بنفش انتقادهای شدید داره .
پناهیان تندروست ، رسایی کاسب فتنه ست ، سعید جلیلی تندروست چون پای نظام ایستادن و هزاران تهمت دیگه.... آری دفاع از نظام ورهبری جرم ماست.
.
کدخدا و کدخدازده ها بدونن ؛ من انقلابی ام و دلواپس . . .
و پای نظام و ارزشهای انقلاب اسلامی و رهبرم ایستادم.....! .
گر مرد رهی میان خون باید رفت

پ،ن : به قول داش ممد :ببین یه اختلاف کوچیک بین عارف و رفقاش باعث شده چطور پسرش رو به لجن بکشن. اینا تحمل یه مخالفت کوچک از طرف خودشون رو هم ندارن چه برسه به ما
Read more
 #سعدی نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی سرو بلند بستان با این همه ...
Media Removed
#سعدی نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی سرو بلند بستان با این همه لطافت هر روزش از گریبان سر برنکرد ماهی گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت بالات خود بگوید زین راست‌تر گواهی روزی چو پادشاهان خواهم که برنشینی تا بشنوی ز هر سو فریاد دادخواهی با لشکرت چه حاجت رفتن ... #سعدی
نشنیده‌ام که ماهی بر سر نهد کلاهی
یا سرو با جوانان هرگز رود به راهی
سرو بلند بستان با این همه لطافت
هر روزش از گریبان سر برنکرد ماهی
گر من سخن نگویم در حسن اعتدالت
بالات خود بگوید زین راست‌تر گواهی
روزی چو پادشاهان خواهم که برنشینی
تا بشنوی ز هر سو فریاد دادخواهی
با لشکرت چه حاجت رفتن به جنگ دشمن
تو خود به چشم و ابرو بر هم زنی سپاهی
خیلی نیازمندان بر راهت ایستاده
گر می‌کنی به رحمت در کشتگان نگاهی
ایمن مشو که رویت آیینه‌ایست روشن
تا کی چنین بماند وز هر کناره آهی
گویی چه جرم دیدی تا دشمنم گرفتی
خود را نمی‌شناسم جز دوستی گناهی
ای ماه سرو قامت شکرانه سلامت
از حال زیردستان می‌پرس گاه گاهی
شیری در این قضیت کهتر شده ز موری
کوهی در این ترازو کمتر شده ز کاهی
ترسم چو بازگردی از دست رفته باشم
وز رستنی نبینی بر گور من گیاهی
سعدی به هر چه آید گردن بنه که شاید
پیش که داد خواهی از دست پادشاهی
Read more
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر ...
Media Removed
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم می گیری به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی ... ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور

به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم می گیری به همان زل زدن از فاصله دور به هم

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو

به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو به نفس های تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش

می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده

بر سر روح من افتاده و آوار شده در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟ اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟ حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است

و تماشاگه این خیل تماشا شده است آن الفبای دبستانی دلخواه تویی

#عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.پست اخر🌹🌹
Read more
#دلسوزان_محارب! . ماجرای بهمن ورمزیار خیلی عجیبه!! سه نفر با اسلحه میرن دزدی، شیشه های طلا فروشی رو می شکنن و اموال مردومو به زور اسلحه میدزدن و تشریف میبرن. بعدش پلیس دستگیرشون میکنه و دادگاه بعلت انجام محاربه (ترساندن و تهدید جانی مردم) بنابر نص صریح قانون کیفری، برای فرد حامل سلاح (ورمزیار) ... #دلسوزان_محارب!
.
ماجرای بهمن ورمزیار خیلی عجیبه!! سه نفر با اسلحه میرن دزدی، شیشه های طلا فروشی رو می شکنن و اموال مردومو به زور اسلحه میدزدن و تشریف میبرن. بعدش پلیس دستگیرشون میکنه و دادگاه بعلت انجام محاربه (ترساندن و تهدید جانی مردم) بنابر نص صریح قانون کیفری، برای فرد حامل سلاح (ورمزیار) اعدام صادر میکنه. بعدش تو فاصله ای که حکم اعدام این فرد بعلت رفع متمم های جزایی عقب میفته، میان به مادر دزد محارب میگن پسرتو رهبر بخشیده!!! حالا احساستو تو دوربین بگو پخش کنیم... اون مادر دزد مسلح هم شروع میکنه به تشکر از رهبر و قوه قضائیه... از قضا بعد از رفع نواقص پرونده، حکم برای اجرا میره و تمام.
.
حالا واکنش ها جالب تره… شروع این شایعه از پیج یه بازیگر کلید میخوره تا جایی که بخاطر عدم اطلاع یا بی اعتنایی قوه قضائیه در تکذیب فوریش، عده ای از افراد حزب اللهی و من جمله خبرگزاری فارس هم میان و این شایعه رو بدون ذکر منبع مرتبط نشر میدن و به عفو یک دزد محارب تبریک میگن!! حالا کی گفته اصلا عفوی در کارِ و آیا میشه حکم قانونی اعدام یک محارب رو به صرف گریه مادرش بخشید؟!! که اگر اینطور باشه، تمام قاتلان و جانیان و اعدامیان… یه مادری، خواهری، عمه ای، بابابزرگی، بچه ای یا همسری دارن که از اجرای اعدام اون مجرم ناراحت و گریون باشه… پس بیان از خواهش و تمنای خودشون فیلم بگیرن و پخش کنن و بگن خب دیگه رئیس قوه قضائیه بیاد بچه و برادر و شوهر مارو ببخشه و جرمشو با صلوات جمع کنیم!! عجیب تر اینه که این سناریوی از پیش تعیین شده از اول برای تخریب قوه قضائیه و رهبری بوده و مع الاسف عده ای شدن ناجی مجرم و دشمن امنیت!! از گریه مادر محارب فیلم میذارن و بهش تسلیت میگن!… به این کنایه که ما هم تو غمتون شریکیم، خاک بر سر قوه قضائیه و تاسف برای رهبری که انقدر سنگدل و بی رحمن!!
.
🔴 یه پسر دانایی نیست که بپرسه: معذرت میخوام اگر مغازه و خونه ی شخصیتم بود و زن و بچه ی خودتم با تهدید اسلحه زهر ترک میشدن و دو لول رو پیشونیت میگرفتن که جیبتو خالی کنی، انقدر دلسوز و لطیف میشدی یا این اراجیف مثلا دلسوزانه کاملا یکطرفه صادر میشه؟! ضمنا اگر جنایتی رو ببخشن دیگه جانی ای تنش نمیلرزه که دفعه بعدی اسلحه دست نگیره و جون و مال و ناموس و آرامش مردمو تهدید نکنه. این مساله یه جرم اجتماعیه که با بخشش شاکی و یا بازگرداندن اموال تخفیف داده نمیشه. حالا یه عده هم میگن کاش مختلسای مملکتو جای اینا اعدام میکردین!! خب عزیزم هم این هم اون… چون اونو با فشار و پارتی اعدام نکردن دلیل نمیشه خیابونارم از جنایت پر کنی!!
.
#محمد_جلیلی
.
Read more
. . <span class="emoji emoji25aa"></span><span class="emoji emoji25aa"></span>نقل فضیلتی به مناسبت شهادت حضرت جواد سلام الله علیه . <span class="emoji emoji1f4a2"></span>طی الارض نمودن امام جواد(ع) و علی بن ...
Media Removed
. . نقل فضیلتی به مناسبت شهادت حضرت جواد سلام الله علیه . طی الارض نمودن امام جواد(ع) و علی بن خالد علی بن خالد می‏گوید: در زمان خلافت معتصم شخصی را به اتهام آن که ادعای پیامبری کرده است با بند آهنین به گوشه‏ ی زندان افکندند، من که کنجکاو شده بودم برای ملاقات او بدانجا رفتم و دربان را چیزی ... .
.
▪▪نقل فضیلتی به مناسبت شهادت حضرت جواد سلام الله علیه
.
💢طی الارض نمودن امام جواد(ع) و علی بن خالد💢

علی بن خالد می‏گوید:
در زمان خلافت معتصم شخصی را به اتهام آن که ادعای پیامبری کرده است با بند آهنین به گوشه‏ ی زندان افکندند، من که کنجکاو شده بودم برای ملاقات او بدانجا رفتم و دربان را چیزی دادم تا مرا نزد او راه دهد. چون زندانی را دیدم و اندکی با او صحبت کردم دانستم که مردی است در کمال فهم و فراست ذهن و کیاست.
پرسیدم: «تو کیستی و چه ادعایی داری؟»
گفت: «من اهل شام هستم و سالها در مسجدی که محل سر مبارک حضرت سیدالشهداء علیه ‏السلام بود به عبادت مشغول بودم، روزی رو به قبله نشسته بودم و به ذکر حقتعالی مشغول بودم که ناگاه شخص جوانی پیش روی من پدید آمد و گفت: برخیز برویم. پس برخاستم و همراه او راهی شدم، چون مقداری حرکت کردیم خود را در مسجد کوفه دیدم.
گفت: این جا را می‏شناسی؟
گفتم: آری، مسجد کوفه است.
پس او به نماز ایستاد و من هم بدو اقتدا کردم و چون از نماز فارغ شدیم از مسجد خارج گشتیم، هنوز چند قدمی نرفته بودم که خود را در مسجد النبی صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه دیدم، با هم به روضه‏ ی مبارکه وارد شدیم. او به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سلام کرد و من نیز سلام کردم. او به نماز ایستاد و من نیز مشغول نماز شدم. پس از ادای نماز بیرون آمدیم، باز چند قدمی نرفته، خود را در مکه مکرمه دیدم! فرمود: اینجا را می‏شناسی؟
گفتم: آری، این جا مکه است. و به طواف مشغول شدیم، آنگاه از مکه بیرون آمدیم و ناگاه خود را دوباره در مسجد رأس الحسین یعنی همان جای اول دیدم.
از این حال در شگفت بودم تا آن که سال دیگر در همان اوقات، آن شخص آمد و دیگر بار مرا برای زیارت اماکن متبرکه همراه برد و چون خواست از من جدا شود او را قسم دادم و گفتم: تو را سوگند می‏دهم به حق آن کسی که چنین توانی به تو داده است که خود را معرفی کنی.
فرمود: «من محمد بن علی بن موسی (حضرت جواد علیه‏ السلام) می‏باشم.»
روز دیگر این جریان را با دوستان خود در جلسه‏ ای در میان گذاشتم ولی آنان این خبر را افشا کرده و به وزیر معتصم (محمد بن عبدالملک زیات) اطلاع دادند. او نیز مرا به جرم ادعای نبوت دستگیر کرد در حالی که چنین ادعایی ندارم
علی بن خالد می‏گوید
در یکی از روزهای دیگر که به ملاقات زندانی رفتم نگهبانان را دیدم که مضطرب و پریشانند. گفتم: «چه شده است؟»
گفتند: آن زندانی دیشب آزاد شده با آنکه با زنجیر بسته بوده
و من دانستم او از انفاس قدسیه حضرت جواد آزادی یافته
منبع:کافی جلد١ ص ۴٩٢
و کتاب کرامات و مقامات عرفانی امام جواد
Read more
یک انتخاب عجیب : تعطیلات نوروز فرصتی مناسب برای آشتی مخاطبان با رسانه هاست . اما در این بازار داغ ، امسال ( نوروز 97 ) شبکه پویا با انتخابی متفاوت شگفتی آفرید . مجموعه #انیمیشن معما های بزرگ #پوآرو و مارپل ! اگر چه مجموعه هایی که از #شبکه_پویا پخش می شود غالبا با ریز بینی و دقت خاصی انتخاب می شود ، اما ... یک انتخاب عجیب :
تعطیلات نوروز فرصتی مناسب برای آشتی مخاطبان با رسانه هاست .
اما در این بازار داغ ، امسال ( نوروز 97 ) شبکه پویا با انتخابی متفاوت شگفتی آفرید . مجموعه #انیمیشن معما های بزرگ #پوآرو و مارپل !
اگر چه مجموعه هایی که از #شبکه_پویا پخش می شود غالبا با ریز بینی و دقت خاصی انتخاب می شود ، اما پخش این مجموعه از شبکه ای که مختص کودکان و نوجوانان است اذهان را به فکر وا می دارد .
بد نیست با بررسی این مجموعه کمی نسبت به آن دقیق تر شویم .
این سریال انیمیشن محصول شرکت NHK ژاپن می باشد که در سالهای 2004 الی 2005 با سی ونه اپیزود بر روی آنتن رفته است .
محتوای آن تقریبا شبیه به سریال اصلی پوآرو و مارپل اثر #آگاتا_کریستی است .
اما محتوای این سریال چطور می تواند همخوانی با مبانی و دیدگاه ما نسبت به کودکان و نوجوانانمان داشته باشد ؟
معماهایی که درون مایه اصلی آنها قتل و جنایات پیچیده و هوشمندانه است ، اگر چه می تواند در بخش هایی حس کنجکاوی و ماجراجویی را در فرزندانمان برانگیزد ، اما آشنایی با چنین مباحث حساس و گاها خطرناکی ازین سن چطور می تواند به دریافتی سازنده در ذهن مخاطب بیانجامد ؟
اگر از منظر آزادی در انتخاب و گسترده بودن دایره محصولات در شبکه های تلویزیونی به آن نگاه کنیم ، قطعا دقت نظر ما در عدم نمایش تصاویر و محتوایی به مراتب کم اهمیت تر ازین مباحث همچون پوشش و موسیقی بسیار موشکافانه تر ازین است که دایره آگاهی فرزندانمان را نسبت به مفاهیمی افزایش دهیم که جامعه خواه نا خواه در طول زمان به آنها می آموزد ! این دقت نظر را میتوان از حذف تیتراژ اوریجینال اثر و ساخت تیتراژی جدید دریافت . اما گاهی جهت ریز بینی هایمان باید صحیح تر باشد .
این نکته را نیز نمیتوان از نظر پنهان کرد که این محصول با توجه به محدود بودن تریبون ارائه و سال ساخت ، قطعا محتوایی ارزان قیمت در بازار رسانه بوده و امکان پر کردن آنتن را به وجود می آورد . اما بدیهی است که دورن مایه های شبکه هایی که مختص به کودکان و نوجوانان هستند می تواند در ساخت شیوه زندگی و تفکر نسل آینده به مراتب تاثیر گذار تر باشد .
این مجموعه نه در زمره محصولات اکشن قرار می گیرد و نه ماجراجویانه و به طور مشخص در محدوده محصولات فرهنگی است که به دنبال کشف جرم هستند ، آن هم جرایم خشن ! و بدین سان شنیدن سوالهایی در باب صحنه جرم ، آلت قتاله ، قاتل ، مقتول و ... از کودکان و نوجوانانمان چندان عجیب نیست .
به شخصه ترجیح می دهم فرزندم سوالات گوناگون دیگری را برای گفتگو با من داشته باشد تا سوالاتی ازین دست !
Read more
. تماشا کن: صفحات روزنامه‌ی "نبرد ملت"، ارگانِ "فدائیان اسلام" که رهبرشان "نواب صفوی" داعیه بازگشت ...
Media Removed
. تماشا کن: صفحات روزنامه‌ی "نبرد ملت"، ارگانِ "فدائیان اسلام" که رهبرشان "نواب صفوی" داعیه بازگشت ایران به عظمت شیعی صفوی داشت. در این روزنامه برداشتِ تندی از اسلام تبلیغ می شد و در هر شماره حمله ای تهدید آمیز به نخست وزیر وقت یعنی #محمد_مصدق ، اطرافیانش و دولت انجام می گرفت اما اغلب هیچ نقدی ... .
تماشا کن:
صفحات روزنامه‌ی "نبرد ملت"، ارگانِ "فدائیان اسلام" که رهبرشان "نواب صفوی" داعیه بازگشت ایران به عظمت شیعی صفوی داشت.
در این روزنامه برداشتِ تندی از اسلام تبلیغ می شد و در هر شماره حمله ای تهدید آمیز به نخست وزیر وقت یعنی #محمد_مصدق ، اطرافیانش و دولت انجام می گرفت اما اغلب هیچ نقدی به حاکم اصلی یعنی #شاه وارد نمی کرد. در این نشریه دولتِ وقت به دست نشاندگی، فساد، و درنده خویی متهم می شد. ادعاجاتی که اسنادِ تاریخی بعدها به وضوح آن ها را باطل دانستند. در"نبرد ملت" عنوانِ ملت به معنای رایج آن زمان بیشتر به معنی "امت اسلام" به کار می رفت و روزنامه سرشار از توجیه و افتخار به ترور، ستایشِ علمای شیعی و فوایدِ مذهبِ سیاسی بود.
با این که این نشریه از نظر قانون اساسی هم مرتکبِ جرم می شد، دولت مصدق دستش را باز گذاشته بود و "نبرد ملت" در دولت ملی هرگز توقیف نشد. روزنامه دوسال بعد از #کودتای_28مرداد و توسط دولتِ بعدی که خود ضدِ مصدق بود، برچیده شد. جالب است که سال ها بعد با ادبیاتی کمابیش مشابه، روزنامه های وابسته به شاه از جمله ارگان حزب #رستاخیز به مصدق حمله می کردند. فدائیان #ملی_شدن_صنعت_نفت را دستاورد بخشِ مذهبی جامعه تلقی می کردند، ملی گراهای افراطی ملی شدن نفت را نتیجه تلاش های شخصی مصدق و گروهش می دانستند و سلطنت طلب ها نیز از آن زمان تا حالا این رویدادِ مهم را نتیجه‌ی درایتِ محمدرضا #پهلوی به حساب می آوردند. در این مصادره ها و تقلیل دادن ها، تلاش همگانی، نقش مردم و کارگران، مساعیِ احزاب و همکاریِ تمامِ گروه ها در عین اختلاف؛ نادیده گرفته می شود تا از #آیت_الله_کاشانی ، #محمدمصدق یا #محمدرضاپهلوی بت سازی شود. #خاکپاشی_به_تاریخ همچنان ادامه دارد و گه گاه در شکلِ مقایسه‌ی دولتمردان فعلی با مصدق یا خوانشِ دروغین توسط سریال هایی چون #معمای_شاه یا مستند سازی های #من_و_تو تکرار می شود... استفاده از #کاریکاتور نیز در این مجله جالب توجه است. نقشِ کاریکاتور متاسفانه از نشریات ایرانی هر روز کمرنگ تر می شود.
Read more
<span class="emoji emoji1f537"></span>بسيار مهم و كاربردي ؛ <span class="emoji emoji274c"></span> <span class="emoji emoji1f448"></span>نکاتی در خصوص جهیزیه: _ جهیزیه ای که خانم به منزل همسرش می برد کاملا در مالکیت ...
Media Removed
بسيار مهم و كاربردي ؛ نکاتی در خصوص جهیزیه: _ جهیزیه ای که خانم به منزل همسرش می برد کاملا در مالکیت او می باشد و شوهر هیچ وقت مالک جهیزیه نمی شود. _ زوجه با آوردن جهیزیه به منزل زوج، صرفاً به ‌صورت ضمنی اذن در تصرفات داده است و زوج حق تصرفات منافی با حق مالکیت زوجه ندارد.(مثل فروش یا اجاره یا تخریب). ... 🔷بسيار مهم و كاربردي ؛ ❌
👈نکاتی در خصوص جهیزیه:

_ جهیزیه ای که خانم به منزل همسرش می برد کاملا در مالکیت او می باشد و شوهر هیچ وقت مالک جهیزیه نمی شود.

_ زوجه با آوردن جهیزیه به منزل زوج، صرفاً به ‌صورت ضمنی اذن در تصرفات داده است و زوج حق تصرفات منافی با حق مالکیت زوجه ندارد.(مثل فروش یا اجاره یا تخریب). _ زوج صرفاً حق انتفاع داشته و یدش امانی می‌باشد، لذا زوجه می‌تواند از اذن خود رجوع کند و استرداد آن را بخواهد.

_ در صورت تلف جهیزیه، زوج مکلف به پرداخت مثل و یا قیمت آن خواهد بود.

_ حتی در فرضی که زوجه سیاهه جهیزیه نداشته باشد، دادگاه باید تکلیف جهیزیه را از طریق دیگر همچون شهادت شهود مشخص کند.

_ خارج کردن جهیزیه از منزل مشترک بدون اجازه شوهر،جرم نیست، چرا که زوجه مالک این اموال می باشد.

_ از آنجا که جهیزیه از نظر عرف امکانات و وسایل زندگی مشترک است، طلاجات از مصادیق جهیزیه محسوب نمی‌شود.

_ اقلام مربوط به کودک که به عنوان سیسمونی اهداء شده است از مصادیق جهیزیه نبوده و قابل استرداد از ناحیه زوجه نیست.

#حبيب_نيكبخت #وكيل_الرعايا #بيشتر_بدانيد #عمومي #ايران #دانشگاه #تحصيل #تهذيب #من_انقلابي_ام #جهيزيه #وكيل #دادگاه #طلاق #نفقه #مهريه #بيت_المال #رائفی_پور #پناهيان #امام_رضا #بياموزيم #فال #فالور #با_ما_همراه_باشید #دكتري_حقوق
Read more
. جمعه نوشته ی امروز من برای مردم ایران است. مردمی که خسته اند در گذار تاریخی پر از فراز و فرود از خشونت ...
Media Removed
. جمعه نوشته ی امروز من برای مردم ایران است. مردمی که خسته اند در گذار تاریخی پر از فراز و فرود از خشونت بی سواد و پر از خودخواهی قاجار تا انقلاب مشروطه ،تجربه بی دلیل جنگ جهانی و قحطی اول و دوم و انقلاب و جنگ و تحریم و ... محبوسند در جغرافیای خاورمیانه میان خواسته های ابرقدرتهایی که به بهانه ی دوستی ... .
جمعه نوشته ی امروز من برای مردم ایران است.
مردمی که خسته اند در گذار تاریخی پر از فراز و فرود از خشونت بی سواد و پر از خودخواهی قاجار تا انقلاب مشروطه ،تجربه بی دلیل جنگ جهانی و قحطی اول و دوم و انقلاب و جنگ و تحریم و ...
محبوسند در جغرافیای خاورمیانه میان خواسته های ابرقدرتهایی که به بهانه ی دوستی شیره ی جانشان را می مکند و به بهانه دشمنی رقیبشان را خفه می کنند و پیشی می گیرند از او باز به بهانه ی شیره ی جان این ملت .
می نویسم برای شما مردمی که خسته اید و حق دارید خسته باشید زیر این هجوم فشار اقتصادی و ضعف مدیریت مدیران .خسته اید از بی آبی و بی هوایی و بی پولی و هزار بی ...دیگر و مجبورید به سکوت با تهدید انگشت سکوت بر بینی مسوولین .مجبورید به سکوت در برابر دزدی هایی که مچ دزد را باز نمی کند ورای آن حرف برای گفتن دارد و هیس !
می نویسم از ما که خودم یکی از شما هستم که نمی دانم به حکم سرنوشت و شغلم از کجای اینهمه نابرابری و فشار باید بنویسم یا بسازم و اصلا اجازه دارم بنویسم و بسازم و یا اگر چنین کنم ،رسانه ای اجازه ی پخش آن را دارد یا نه!
و اصلا می توانم حتی اگر با نگاه موشکافانه بنویسم و با بهترین قلم ، باری از دوش همه ی شما بردارم یا واسطه ای باشم که درددلتان شنیده شود یا سبک شوید و سبک شوم !؟می ترسم .
باز موج تازه ی ناشناخته ای همه ی ما را با خود از این سو به آن سو می برد و نمی دانیم این دریای مواج کی برساحل زندگی مان آرام خواهد گرفت !؟
این جمعه نوشته برای شماست ،برای ما که حال بد عصر جمعه حال هر روزه مان است و جمعه روز بدی بود ،مصداق هر روز هفته و ماه مان .
نمی دانم به جرم سیاه نمایی آیا باز باید پاسخگوی کسی یا جایی باشم یا نه !اما یقین دارم آنچه من می نویسم و شما در خیابان فریاد می زنید بغض در گلو خفته ی سالیانی است که سیاهی روزگارمان را عزادار کرده است .
این جمعه نوشته برای مردم ایران است که قلبم برایشان می تپد و برای ایران که همیشه ملتهب است و آرام ندارد و آراممان را گرفته است ... #تینا_پاکروان
#جمعه_نوشته
#ایران
#مردم
#مردم_ایران
Read more
. . سرو ایستاده به چو تو رفتار می‌کنی طوطی خموش به چو تو گفتار می‌کنی کس دل به اختیار به مهرت نمی‌دهد دامی ...
Media Removed
. . سرو ایستاده به چو تو رفتار می‌کنی طوطی خموش به چو تو گفتار می‌کنی کس دل به اختیار به مهرت نمی‌دهد دامی نهاده‌ای که گرفتار می‌کنی تو خود چه فتنه‌ای که به چشمان ترک مست تاراج عقل مردم هشیار می‌کنی از دوستی که دارم و غیرت که می‌برم خشم آیدم که چشم به اغیار می‌کنی گفتی نظر خطاست تو دل می‌بری ... .
.
سرو ایستاده به چو تو رفتار می‌کنی
طوطی خموش به چو تو گفتار می‌کنی
کس دل به اختیار به مهرت نمی‌دهد
دامی نهاده‌ای که گرفتار می‌کنی
تو خود چه فتنه‌ای که به چشمان ترک مست
تاراج عقل مردم هشیار می‌کنی
از دوستی که دارم و غیرت که می‌برم
خشم آیدم که چشم به اغیار می‌کنی
گفتی نظر خطاست تو دل می‌بری رواست
خود کرده جرم و خلق گنهکارمی‌کنی
هرگز فرامشت نشود دفتر خلاف
با دوستان چنین که تو تکرار می‌کنی
دستان به خون تازه بیچارگان خضاب
هرگز کس این کند که تو عیار می‌کنی
با دشمنان موافق و با دوستان به خشم
یاری نباشد این که تو با یار می‌کنی
تا من سماع می‌شنوم پند نشنوم
ای مدعی نصیحت بی‌کار می‌کنی
گر تیغ می‌زنی سپر اینک وجود من
صلح است از این طرف که تو پیکار می‌کنی
از روی دوست تا نکنی رو به آفتاب
کز آفتاب روی به دیوار می‌کنی
زنهار سعدی از دل سنگین کافرش
کافر چه غم خورد چو تو زنهار می‌کنی
.
#سعدی
Read more
خیلی از دوستان از من میپرسند چرا امسال عید را تبریک نگفتم متاسفانه امسال عید برای یکی از موکلینم ماجرای ...
Media Removed
خیلی از دوستان از من میپرسند چرا امسال عید را تبریک نگفتم متاسفانه امسال عید برای یکی از موکلینم ماجرای تلخی رخ داد که مجبور شدم یک ساعت بعد از سال تحویل به شهر پوکت تایلند برم تا کاری برای موکلم انجام بدم شرح ماجرا ذیل را حتما بخوانید و هم خودتان رعایت کنید هم به سایر هموطنان ما هشدار دهید حال شرح ماجرا ... خیلی از دوستان از من میپرسند چرا امسال عید را تبریک نگفتم متاسفانه امسال عید برای یکی از موکلینم ماجرای تلخی رخ داد که مجبور شدم یک ساعت بعد از سال تحویل به شهر پوکت تایلند برم تا کاری برای موکلم انجام بدم شرح ماجرا ذیل را حتما بخوانید و هم خودتان رعایت کنید هم به سایر هموطنان ما هشدار دهید حال شرح ماجرا را شرح میدهم ممکنه چند پست بشه فعلا قسمت اول
ضمن تبریک سال نو و باستانی نوروز هنوز ساعتی از سال تحویل نگذشته بود که یکی از موکلینم در یک تماس کوتاه از شهر پوکت تایلند با من تماس تلفنی گرفت و گفت دکتر دستم به دامنته خودت رو به هر قیمتی برسون پاسگاه شهر کارون پوکت که من به جرم رانندگی در حالت مستی دستگیر کردن و من تنهام خلاصه از آنجا که موکلم انسان بسیار با شخصیت و موجهی بود تعجب کردم اما بلا فاصله دنبال بلیط گشتم که واقعا پیدا کرده بلیط در شب عید خیلی سخت بود و با مبلغی حدود ده میلیون تومان از طریق شرکت هواپیمایی امارات به سختی موفق به خرید بلیط شدم و ظرف چند ساعت از طریق دو پرواز خودم را در اولین فرصت به موکلم رساندم موکلم همراه با چند روس و چند ایرانی و چند تایلندی در بازداشتگاه موقت پاسگاه شهر کارون بودن ازش پرسیدم ماجرا چیه اون گفت بعد از سال تحویل با موتوری که اونجا اجاره کرده بوده داشته بر میگشته هتل که تو ایست بازرسی از ایشان تست الکل میگیرن و مشخص میشه ایشان الکل مصرف کرده و برای همین دستگیر به پاسگاه منتقل میشه نکته جالب این بود که هنگام دستگیری همراه ایشان افراد با ملیت های مختلف دیگر هم دستگیر شده بودن اما اون افراد با پرداخت مبلغ بیست هزار بات یواشکی ازاد شده بودن بهش گفتم تو چرا این مبلغ را ندادی تا توی کشور غربت گرفتار بشی الان من فقط نزدیک چهل هرار بات پول بلیط هواپیما دادم و با هزینه اقامتم و حق الوکالم باید چند برابر به من فقط بدی گفت متاسفانه پول به مقدارکافی همراهم نبود و وقتی بهش گفتم پول همراهم نیست گفت کارت اعتباریت بده گفتم ما ایرانی هستیم و تحریمیم اونم باور نکرد فکر کرد دروغ میگم برای همین لج بازی کرد و منو برد پاسگاه وقتی هم رسیدیم پاسگاه گفت حالا باید ۳۰ هزار بات بدی از ایرانی هایی که مثل من بازداشت بودن کمک خواستم دیدم اونا کل پولی که همراهشون از اول سفر آورده بودن ده هزار بات نمیشد این شد که چاره ای جز تلفن به شما نداشتم .
من به سایر هموطنانم که اونجا بودن گفتم ایشان هزینه من را پرداخت کرده و من شما ها رو کمک خواهم کرد .خلاصه رفتم با رئس پاسگاه صحبت کردم و گفتم روال کار چیه ادامه ماجرا در پست بعدی #دادگاه_تایلند #کلانتر
Read more
.. این #جنگ_جهانی چندم است که دارد رخ می دهد؟! یکی گفته بود جنگ جهانی سوم بر سر آب است! دیگری اما گفته ...
Media Removed
.. این #جنگ_جهانی چندم است که دارد رخ می دهد؟! یکی گفته بود جنگ جهانی سوم بر سر آب است! دیگری اما گفته بود نمی دانم جنگ جهانی سوم چگونه است ولی قطعا در جنگ جهانی چهارم مردم با چوب و چماق (یعنی ابتدایی ترین آلات قتاله) به جان یکدیگر می افتند! من نمی دانم سومین جنگ جهانی کی و چگونه و بر سر چه موضوعی اتفاق افتاد؛ ... .. این #جنگ_جهانی چندم است که دارد رخ می دهد؟! یکی گفته بود جنگ جهانی سوم بر سر آب است! دیگری اما گفته بود نمی دانم جنگ جهانی سوم چگونه است ولی قطعا در جنگ جهانی چهارم مردم با چوب و چماق (یعنی ابتدایی ترین آلات قتاله) به جان یکدیگر می افتند!
من نمی دانم سومین جنگ جهانی کی و چگونه و بر سر چه موضوعی اتفاق افتاد؛ اما حالا با اطمینان می گویم که شاهد جنگ جهانی چهارم هستیم! در #عراق و #سوریه، جانوری به اسم #داعش با چاقو سر می بُرد، در #یمن، خوکهای نجس العین #سعودی، به جای شیر، #سرب_داغ به حلق کودکان گرسنه می ریرند و وبا هدیه می دهند، در #فلسطین، خوناشام های #صهیونیست زمین می خورند و خون صاحب سرزمین را می مکند و در #میانمار... امان از میانمار... حیواناتی که هیچ دسته و گروهی زیر بار نسبت موجودیت آنها به خود نمی رود، با آتش، تازیانه، سنگ، چاقو و دست و پا به جان مردم بی دفاع #مسلمان افتاده اند! زنده زنده در آتش می سوزانند، می کشند و می کشند! فقط به جرم اینکه این مردم فکر می کردند آزادند دین، مذهب، مسلک و اعتقاد خود را انتخاب کنند! و نمی دانستند که مسلمان بودن بزرگترین جرم عصر حاضر است!
و من، کاش کور بودم، کاش سرم به لاک خودم بود و می رفتم همان عکس های گل و بلبل و فتوگرافی و شعرگرافی خودم را لایک می کردم! کاش آن علامت ذره بین لعنتی را نمی فشردم و وارد دنیای جنگ زده میانماری ها نمی شدم! کاش کور بودم و اینقدر مفلوکانه شاهد #مرگ_انسانیت نبودم... کاش... . . .

آمده ما را بسوزاند خدایا رحم کن
رحم کن! بر روزگار تیره ی ما رحم کن...
#حسین_زحمتکش

ای #مدافعان_صلح در کجا نشسته اید؟
پس چرا صدایتان به گوش ما نمی رسد؟
#نفیسه_سادات_موسوی

هرکس صدای مسلمانی را بشنود که فریاد می زند: مسلمانان به دادم برسید و کمک نکند، مسلمان نیست!
#پیامبر_اکرم_صلوات_الله_علیه_و_آله

#خفه_خون
#Myanmar
#be_quiet
#Humanity_is_dying...
#stop_killing_innocents
#I_am_muslim
#Muslim_is_not_a_crime
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
Read more
<span class="emoji emoji1f534"></span> جرایم نابخشودنی سیدمحمد خاتمی! <span class="emoji emoji1f4a0"></span> پرویز سیدروغنی درباره شخصیت و اندیشه و عملکرد سیدمحمد خاتمی نوشت: ...
Media Removed
جرایم نابخشودنی سیدمحمد خاتمی! پرویز سیدروغنی درباره شخصیت و اندیشه و عملکرد سیدمحمد خاتمی نوشت: برای من آقای خاتمی مرد عدد و رقم است. مرد آمارها و پرونده‌ی اجرایی. کسی که تورم چهل و نه درصدی را تحویل گرفت و در پایان دورانش با عدد یازده تحویل داد و نشان داد با برنامه‌ریزی می‌شود به تورم و بیکاری ... 🔴 جرایم نابخشودنی سیدمحمد خاتمی! 💠 پرویز سیدروغنی درباره شخصیت و اندیشه و عملکرد سیدمحمد خاتمی نوشت: ✅برای من آقای خاتمی مرد عدد و رقم است. مرد آمارها و پرونده‌ی اجرایی. ✅کسی که تورم چهل و نه درصدی را تحویل گرفت و در پایان دورانش با عدد یازده تحویل داد و نشان داد با برنامه‌ریزی می‌شود به تورم و بیکاری تک رقمی رسید. ✅می شود با نفت پنج دلاری بودجه بست و در آخر با پنجاه میلیارد دلار صندوق ذخیره‌ی ارزی را تحویل داد. ✅می‌شود با تدبیر ایران را از یکی از بزرگترین واردکننده‌های گندم در جهان به خودکفایی گندم رساند. ✅می‌شود عسلویه و پارس‌جنوبی را به بهره‌برداری رساند. این‌ها را آن زمان که نه…امروز می‌فهمم ✅دست‌کم احتیاجی به هیچ آگاهی ویژه‌ای نیست. کافی است کتاب آبراهامیان را تهیه کنید. ✅ حتی اگر کسی حوصله‌ی خواندنش را ندارد می‌تواند تشریف ببرد به انتهای کتاب. جداول تفکیکی شاخص‌های اقتصادی - توسعه‌ دولت‌های ایران از سال چهل‌وهشت تا هشتادو‌هشت موجود است. امارها و اعداد با شما صحبت می‌کند. ✅بخشی از جرم های نابخشودنی سید محمد خاتمی در 8 سال ریاست جمهوری:

1- نداشتن اختلاس
2 - حفظ ارزش پول ملی
3 - اداره کشور با نفت ده دلاری و ذخیره ارزی 100 میلیارد دلاری
4 -رعایت ادب در حرف زدن و حفظ کرامت انسان
5 عزت و اعتبار در سیاست خارجی با سخت ترین موانع داخلی
6-بهترین شرایط اقتصادی بعد از انقلاب
7 دفاع از حقوق مدنی در بدترین شرایط فشارهای داخلی انحصار طلبان.
8-افشای قتل های زنجیره ای.
دیگه بسه. ..........
باور کنید ممنوع شدن تصویر براش خیلی کمه. ✅وقتي سيّد محمد خاتمي براي آخرين بار در غربت خود به مجلس رفت تا از مردم خداحافظي كند، در پايان اين دو بيت را خواند :
هر که ما را یاد کرد ایزد مر او را یار باد
هر که ما را خار کرد از عمر برخوردار باد
هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی
هر گلی کز باغ وصلش بشکفد بی خار باد ✅مي توان به خاتمي انتقاد كرد، ولي نمي توان او را دوست نداشت... ✅روز دوم خرداد 1376 مردی بر مسند ریاست جمهوری ایران نشست که هیچ گاه قدرت را برای خود نخواست، هیچ گاه سیاستش از ادب و معرفتش پیشی نگرفت.
✅ هیچ گاه عزت و احترام را خریداری نکرد. هیچ گاه شعار آزادی را زیر پا نگذاشت.
هیچ گاه شعر مرده باد علیه مخالفان و منتقدانش سر نداد
و همواره میگفت زنده باد مخالف من. ✅او همه چیز را برای مردم میخواست.
او مبتکر گفتگوی تمدن ها بود
او سید محمد خاتمی بود، نه محمود احمدی نژاد! ✅فردی که با شعار آزادی پا به عرصه انتخابات گذاشت
Read more
الا ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم چه میخواهی چه میجوئی از این کاشانه عورم؟ چسان گریم؟ چسان ...
Media Removed
الا ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم چه میخواهی چه میجوئی از این کاشانه عورم؟ چسان گریم؟ چسان گویم؟ حدیث قلب رنجورم ازین خوابیدن درزیرسنگ وخاک خون خوردن نمی دانی چه می دانی که آخر چیست منظورم؟ تن من لاشه فقر است و من زندانی زورم کجا میخواستم مردن؟ حقیقت کرد مجبورم چه شبها تا سحر عریان ... الا ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم

چه میخواهی چه میجوئی از این کاشانه عورم؟

چسان گریم؟ چسان گویم؟ حدیث قلب رنجورم

ازین خوابیدن درزیرسنگ وخاک خون خوردن

نمی دانی چه می دانی که آخر چیست منظورم؟

تن من لاشه فقر است و من زندانی زورم

کجا میخواستم مردن؟ حقیقت کرد مجبورم

چه شبها تا سحر عریان به سوز فقر لرزیدم

چه ساعتها که سرگردان به ساز مرگ رقصیدم

ازاین دوران آفت زا چه آفت ها که من دیدم

سکوت و زجر بود و مرگ بود و ماتم وزندان

هر آن باری که من از شاخسار زندگی چیدم

فتادم در شب ظلمت به قعر خاک پوسیدم

ز بس که با لب محنت زمین فقر بوسیدم

کنون کز خاک غم پرگشته این صدپاره دامانم

ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم
که خون دیده آبم کرد و خاک مرده ها نانم

همان دهری که با پستی به سندان کوفت دندانم
به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم انسانم

ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی

وجودم حرف بی جائی شد اندر مکتب هستی

شکست وخردشد افسانه شدروزم به صد پستی

کنون ای رهگذر در قلب این سرمای سرگردان

به جای گریه بر قبرم بکش با خون دل دستی

که تنها قسمتش زنجیر بود از عالم هستی

نه غمخواری نه دلداری نه کس بودم دراین دنیا

همه بازیچه پول و هوس بودم در این دنیا

به فرمان سکوت کاروان تیره بختی ها

سراپا نغمه عصیان جرس بودم دراین دنیا

پرو پا بسته مرغی در قفس بودم دراین دنیا

به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر با شادی

که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی
Read more
یادتونه چند وقت پیش عکس این آقا رو گذاشتم توی استوری و گفتم از ترس خیابون خلوت رفتم چسبیدم بهش که یعنی ...
Media Removed
یادتونه چند وقت پیش عکس این آقا رو گذاشتم توی استوری و گفتم از ترس خیابون خلوت رفتم چسبیدم بهش که یعنی ما با همیم؟ تقریبا یکی از پر گفتگوترین استوری‌های چند وقت اخیر بود. خیلی‌ها گفتید چنین تجربه‌ای دارید و خیلی‌ها هشدار جای خلوت دادید و نگرانی از زیادشدن کیف‌قاپی و ناامنی و... اما یه چیزی که خیلی ... یادتونه چند وقت پیش عکس این آقا رو گذاشتم توی استوری و گفتم از ترس خیابون خلوت رفتم چسبیدم بهش که یعنی ما با همیم؟
تقریبا یکی از پر گفتگوترین استوری‌های چند وقت اخیر بود.
خیلی‌ها گفتید چنین تجربه‌ای دارید و خیلی‌ها هشدار جای خلوت دادید و نگرانی از زیادشدن کیف‌قاپی و ناامنی و...
اما یه چیزی که خیلی تکرار شد این بود که این چیز عجیبی نیست، طبیعیه، معمولیه. ولی خب هر چیزی که زیاد تکرار بشه نرمال نیست واقعا، حتی به نظرم توی موضوعات این شکلی ترسناک‌تر و خطرناک‌تر هم هست چون طبیعی به نظر رسیدنش بسترش رو می‌سازه و بهش امکان تکرار می‌ده.
می‌دونم برقراری امنیت کار گروه‌های مسئوله ولی من چند وقته فکرم مشغوله که من شهروند چه کاری می‌تونم بکنم اون خیابون‌ها ترسناک و جرم‌خیز نباشه؟ می‌شه؟ منطقیه؟ شما بهش فکر کردید؟ تجربه‌ای دارید؟ چیزی از شهر و دیار دیگه شنیدید؟ بگید ببینیم دنیا دست کیه.
Read more
. " این روزها " . این روزها با یاد آلوپسی آره آتا از خواب بر می خیزمو به یاد سوریازیس قطره ای به تماشای ...
Media Removed
. " این روزها " . این روزها با یاد آلوپسی آره آتا از خواب بر می خیزمو به یاد سوریازیس قطره ای به تماشای غروب آفتاب مینشنم وای بر من اگر پنج پی لیکن پلان را در روزمرگی و مشغله هایم از یاد ببرم این روزها چشمم که به تصاویر درخت های کریسمس می افتد به یاد پوسته ی یقه دار پچ پیشاهنگی می افتم که هیرالد می نامندش ... .
" این روزها "
.
این روزها با یاد آلوپسی آره آتا از خواب بر می خیزمو به یاد سوریازیس قطره ای به تماشای غروب آفتاب مینشنم
وای بر من اگر پنج پی لیکن پلان را در روزمرگی و مشغله هایم از یاد ببرم
این روزها چشمم که به تصاویر درخت های کریسمس می افتد به یاد پوسته ی یقه دار پچ پیشاهنگی می افتم که هیرالد می نامندش ، به یاد تنهایی و پیش آهنگی اش بغض میکنم
دلم میگیرد برای آکنه ای که سر باز کرده تا دنیایی جدید را تجربه کند ولی سرکوبش میکنند با ترتینوئین به جرم کومدون بودنش
برای مظلومیت میخچه که چه ساده انگارانه زگیل میپندارندش ، و چشم میبندند بر تمامی خلوص نیت او که در برابر خراش های زمانه خونی به ناحق نریخت و در برابر فشار های جانبی خم به ابرو نیاورد و صورت خود را با سیلی سرخ کرد تا کسی نقاط سیاه رنگ زگیل را در او نبیند ، دلم میسوزد که با اینکه خطوط پوستی در او ندیدند ولی گاها به اشتباه زگیلش خواندند و چه سخت است تحمل این بار
" زگیل بار امانت نتوانست کشید ، قرعه ی کار به نام میخچه ی دیوانه زدند "
و عزا دار هرپس سیمپلکسی هستم که هر بار که پاراستزی و سوزشی به ارمغان آورد که بعد ها با وزیکول هایش خودی نشان دهد با آسیکلوویر در نطفه خفه اش کردند تا دوباره در اعصاب پنهان شود و زانوی غم بغل گیرد ، چرا که " دهانت را می بویند مبادا گفته باشی وزیکول "
این روزها با دلی مالامال از اندوه به یاد رسوبات آنولر IgG درماتیت هرپتی فرم با خود زمزمه میکنم که " تا به کی در خویش تن تنی ، پرسید رسوب را درماتیت از فروتنی "
چه بگویم که حرف دل نتوان در این کلمات گنجاند ؛ این روزهایم همرنگ پوسته های سوریازیس است و استریای ویکهام لیکن پلان و هر دم از خود میپرسم که چرا در اپیدرم هیچکسی کرکس نیست !
.
پ.ن ۱ : فکر کنم کسایی که پزشکی نخوندن با خوندن این متن فکر میکنن که من دیوونه م ، البته کسایی که پزشکی خوندن هم با خوندن این متن فکر میکنن من دیوونه م ، ولی نکته ی جالب اینه که خودم هم با خوندن این متن فکر میکنم دیوونه م ؛ در واقع " مرا بدین رد کردگی خود گمان نبود "
پ.ن ۲ : ولی با همه ی دری وری هام یه سری تصویر سازی هم کردم واسه #درماتولوژی ها ، نه ؟ ؛ نه بابا خیلی هم اوضاعم داغون نیست ، الان ملت از همین چیزا پول در میارن ، به خدا
.
#محمد_هستم_یک_اینترن
Read more
خواهند اگر ببخشند از مجرمی گناهی اول ورا نوازند با سوز و اشک و آهی دریای #عفو جوشد از اشگ دردمندی اوراق جرم سوزد از آه صبحگاهی اینجا #گناه بخشند کوهی به کاه بخشند بیچاره من که با خود ناورده پّر کاهی ای وای اگر برای افشای هر گناهم گردند روز #محشر هر عضو من گواهی هر چند روسیاهم با آنهمه ... خواهند اگر ببخشند از مجرمی گناهی

اول ورا نوازند با سوز و اشک و آهی

دریای #عفو جوشد از اشگ دردمندی

اوراق جرم سوزد از آه صبحگاهی

اینجا #گناه بخشند کوهی به کاه بخشند

بیچاره من که با خود ناورده پّر کاهی

ای وای اگر برای افشای هر گناهم

گردند روز #محشر هر عضو من گواهی

هر چند روسیاهم با آنهمه گناهم

مشتاق یک نگاهم مولای من نگاهی

یارب چگونه سوزد آن کو در آستانت

رخسار خویش سوده بر خاک گاه گاهی

بار گناه سنگین ره منتهی به بن بست

در پیش رو ندارم جز باب تو به راهی

از من گنه بود زشت از تواست عفو، #زیبا

ای عفو از تو زیبا #العفو #یاالهی

#تن_خسته_پاشکسته_درهاتمام_بسته

جز باب رحمت تو نبود مرا پناهی

عمری گناه کردم دل را سیاه کردم

من اشتباه کردم یارب چه اشتباهی

آلودگی دل را با اشگ تو به شویم

تا در دلم نماند آثاری از گناهی

با کثرت گناهم مپسند روسیاهم

کاورده ام #علی را در عین روسیاهی

مهر علی است ( #میثم ) مهر نجات عالم

بی حب او نباشد طاعات جز تباهی
_____________________________
@fakhrolzakerin
Read more
<span class="emoji emoji1f4cd"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span>گر خواهی بدانی جایگاهت عرش است یا فرش، نگاهی کوتاه بر چهره نورانی کودکی در مقابل تو است کن،عرش من ...
Media Removed
گر خواهی بدانی جایگاهت عرش است یا فرش، نگاهی کوتاه بر چهره نورانی کودکی در مقابل تو است کن،عرش من آنجاست که او میخندد از ته دل. یاد بگیریم آمده ایم و خواهیم رفت، در بین چه به سر خواهد شد مهم است نه اول و آخرش، اول و آخرش که با گریه همراه است آیا خنده ای ما بین این دو لحظه جرم است؟ گناه است؟ حرام است؟ آیا ... 📍😍گر خواهی بدانی جایگاهت عرش است یا فرش، نگاهی کوتاه بر چهره نورانی کودکی در مقابل تو است کن،عرش من آنجاست که او میخندد از ته دل. 😍
📍📝یاد بگیریم آمده ایم و خواهیم رفت، در بین چه به سر خواهد شد مهم است نه اول و آخرش، اول و آخرش که با گریه همراه است آیا خنده ای ما بین این دو لحظه جرم است؟ گناه است؟ حرام است؟ آیا مایه آبرو ریزی هست؟ و تو ای که با خنده ای کوچک میشوی آیا قبل از آن بزرگ بوده ای؟! 📝
📍😍وقتی کنار حرم نشسته باشی و برای لحظاتی یه فرشته کوچولو(مهرسا خانم) بشه همدمت.😍
😍شیطون خانم تا دوربین میدید میخندید، شاید تو اولین عکسی باشه که از ته ته ته دل خندیدم،باید اهل دل باشی تا بدونی تو اون شلوغی یه فرشته کوچولو کنارت بشینه یعنی چه، تا بدونی این خنده را به تمام جهان نمیشه داد.😍
📍😍پ ن:یه انگشتر خریده بود، هرچی میگفتم بدش من، سر را به نشانه اعتراض تکان میداد، گت مامانم خریده😍
📍😍پ ن :کلی باهم بازی کردیم، هواپیما بازی و آسفالت.
چقدر حال داد خیلی خیلی خیلی😍
📍😢هنوز ساعاتی نگذشته دل تنگشم😢
Read more
. جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود عقل سر پیچیده بود از آنچه دل فرموده بود عقل با دل رو به رو شد ...
Media Removed
. جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود عقل سر پیچیده بود از آنچه دل فرموده بود عقل با دل رو به رو شد صبح دلتنگی بخیر عقل برمیگشت راهی را که دل پیموده بود عقل کامل بود،فاخر بود،حرف تازه داشت دل پریشان بود،دل خون بود،دل فرسوده بود عقل منطق داشت حرفش را به کرسی می نشاند دل سراسر دست و پا می زد ولی بیهوده ... .
جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود
عقل سر پیچیده بود از آنچه دل فرموده بود
عقل با دل رو به رو شد صبح دلتنگی بخیر
عقل برمیگشت راهی را که دل پیموده بود
عقل کامل بود،فاخر بود،حرف تازه داشت
دل پریشان بود،دل خون بود،دل فرسوده بود
عقل منطق داشت حرفش را به کرسی می نشاند
دل سراسر دست و پا می زد ولی بیهوده بود
حرف منت نیست اما صدبرابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود
من کیم؟!باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود
ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق
از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود «فاضل نظری»

#فاضل_نظری #شعر #دل #عقل #قلب #ضد #کتاب_ضد #عشق #خون #گناه #دلتنگی #جدال #جدال_دل_و_عقل #جرم #احساس #دنیا #مسعودی
Read more
هجدهم/اسفند/نودو‌ پنج آغاز راهم به عشق تو رقم خورد با من بمان تا انتها، مرا رها مکن در این سیاهی ...
Media Removed
هجدهم/اسفند/نودو‌ پنج آغاز راهم به عشق تو رقم خورد با من بمان تا انتها، مرا رها مکن در این سیاهی ای خدا، مرا رها مکن ای آشنا،بی آشنا ،مرا رها مکن با این هوا عمری نفس کشیده ام ای خدا میمیرم اینجا ،بی هوا، مرا رها مکن چو کشتی شکسته ای که غرق میشود به حال خویش ناخدا، مرا رها مکن چو‌ رود جاریم ،مگر ... هجدهم/اسفند/نودو‌ پنج

آغاز راهم به عشق تو رقم خورد
با من بمان تا انتها، مرا رها مکن
در این سیاهی ای خدا، مرا رها مکن
ای آشنا،بی آشنا ،مرا رها مکن
با این هوا عمری نفس کشیده ام ای خدا
میمیرم اینجا ،بی هوا، مرا رها مکن
چو کشتی شکسته ای که غرق میشود
به حال خویش ناخدا، مرا رها مکن
چو‌ رود جاریم ،مگر تو مقصدم شوی
به دشتهای نا کجا، مرا رها مکن
مرا رها مکن , چو برگ زرد کوچکی
به زیر پای بادها، مرا رها مکن
مگیر مهر خویش را ز باغ ،باغبان
خدای من در این هوا ،مرا رها مکن

اگر چه عاشق ، به غیر تو شدم
ولی به جرم این خطا، مرا رها مکن
Read more
. به مرزهای همیشه بسته سلام به ذهن های خالی و وابسته سلام . سلام من به هر چیز که اجباریست حتی به بندهایت ...
Media Removed
. به مرزهای همیشه بسته سلام به ذهن های خالی و وابسته سلام . سلام من به هر چیز که اجباریست حتی به بندهایت که قید تکراریست . اسلام علیک یا مامور توام با زور با توهستم من فرد همیشه معذور . بیا تا دوست شویم با کمی بوسه داد نزن شنیدم قبول جاسوسه . پا به پا فرار کنیم هر دو از اجتماع جایی نیست بیا بپریم ... .
به مرزهای همیشه بسته سلام
به ذهن های خالی و وابسته سلام
.
سلام من به هر چیز که اجباریست
حتی به بندهایت که قید تکراریست
.
اسلام علیک یا مامور توام با زور
با توهستم من فرد همیشه معذور
.
بیا تا دوست شویم با کمی بوسه
داد نزن شنیدم قبول جاسوسه
.
پا به پا فرار کنیم هر دو از اجتماع
جایی نیست بیا بپریم ازین ارتفاع
.
به خیالمان که در لانه جوجه عقابیم
کلاغیم و پیش لاشخور ها با نقابیم
.
پرواز پر نمیخواهد برای آدم ها
در قفس کرده ذهن ما را این سردم ها
.
سلام صدای ناله با آه این شکنجه
سلام زخم های روی پوست از پنجه
.
سلام لگد های محکم برای ارشاد من
سلام کودک مرده در درون شاد من
.
سلام بیت لعنتی با خداحافظ
سلام حضرت خواجه شمس الدین حافظ
.
قسم نمیخواهد گریه بغض را ببین
محکم نزن لااقل رجوع کن به دین
.
به خیالت که تاریخ را میتوان ختنه کرد؟
هرکه هرچیز گفت هم قاطی فتنه کرد؟
.
به خجالت جرم را چگونه تعریف کنم؟
چشم فهمیدم که باید از نو تحریف کنم
.
سلام ساعت زنگ زده روی یک ثانیه
سلام کودک عازم قبر در سوریه
.
سلام به هرکه با خود خود خوری میخورد
سلام به تیغ تیزی که رگ میبرد
.
سلام به شاعران و هوای بوخوری
سلام به مشکلات روی سرم گوریل انگوری
.
به روزی قسم که هرچه بود را میبرند
با پول ها توی لباسشویی حق را میخرند
.
به روزی قسم که شعر را نوبتی میکنند
درین صف اعتراض را را شربتی میکنند
.
به روزی قسم باد که انگار شب است
همه راه مردن برایت تب است
.
سلام ای خداحافظ از روز نو
خدافظت ای سلام سال نو
.
#نیمانفری
عکس از سایت:@1x.com
Read more
فقط با قضاوت خود و مجازات سنگین میتوان عادلانه زندگی کرد ...! هرشب جلسه باز جویی را تشکیل بده ، طرف جسم ...
Media Removed
فقط با قضاوت خود و مجازات سنگین میتوان عادلانه زندگی کرد ...! هرشب جلسه باز جویی را تشکیل بده ، طرف جسم و غریزه ، طرفی روح وژدان ، با فراموش نکردن نقطه و هدف اصلی ...! ویدیو چک را بر روی صفحه نمایشگر اجرا کن ، چرا ؟ چرا؟ چرا ؟ قواعد جزا و پاداش در دادگاه و دنیای انسان ها با این دنیا خیلی متفاوت است. خیلی ... فقط با قضاوت خود و مجازات سنگین میتوان عادلانه زندگی کرد ...! هرشب جلسه باز جویی را تشکیل بده ، طرف جسم و غریزه ، طرفی روح وژدان ، با فراموش نکردن نقطه و هدف اصلی ...! ویدیو چک را بر روی صفحه نمایشگر اجرا کن ، چرا ؟
چرا؟
چرا ؟

قواعد جزا و پاداش در دادگاه و دنیای انسان ها با این دنیا خیلی متفاوت است.
خیلی از گناهان بزرگ در کتب قواعد این دنیا اصلا جرم و گناه اگر باشد هم قابل اثبات نیست !!! فقط با قضاوت خود و مجازات سنگین میتوان عادلانه رفتار کرد
قبل از این که به حسابتان برسند به حساب خود برسید ...ایه ای از ایه های برجسته قران
در واقع تنها کسی رو که ادم میتونه قضاوت کنه خودشه. ، فقط و فقط خودش ...!هیییییچ فرد دیگه ای رو نمیتونیم قضاوت کنیم برای اینکه اگر ما هم ازدیدگاه اون نگاه میکردیم ، یا اگر در شرایط زندگی‌اون بزرگ شده بودیم خیلی چیزا این جوری که برای ما تعریف‌شده ، تعریف نمیشد ! همه چی عوض میشه بازی نگاه ها تصمیمات طرز تفکر .... حتی حتی میزان توقع خدا هم تغییر میکنه ...پس هر کسی کفشای خاص خودشو داره و حتی اگر کفششاشم بپوشی‌نمیتونی‌ دقیقا عین خودش قضاوتش کنی ...
کوچیک ترین حرکت ها مورد برسی هستن و باید به خودت جواب بدی ... اگر هر شب این جلسه رو تشکیل بدی قضیه خیلی عوض میشه ... کیفت ها فرق میکنه وقتی هرشب با خودت بگی امروز با یارو چی کار کردم ؟چرا اون لحظه ای که میخواستیم چشم تو چشم بشیم جوری نگاش کردم که .... اون حرف رو جوری کشیدم که ... اون لباس رو به خاطر این خریدم که .... خیلی وقتا میگی من نمیخواستم این طور بشه ولی انجامش دادم .... و این یکی دیگه از فوایید هرشب بازپرسی از خودته که دقتت به خودت بیشتر بشه .... و قسمت خیلی واجب ضمیر نا خوداگاهرو بیشتر بتونی کنترل کنی ... بهترین و بیشترین فشار فشاریه که ادم خودش به خودش بیاره ...
Read more
..... خسته ، ساکت نازگل در دل دار آرام و شکیبا پُر ز پُر لبریز ، تنها ... ، وصف خود می داد ، مرداب ...
Media Removed
..... خسته ، ساکت نازگل در دل دار آرام و شکیبا پُر ز پُر لبریز ، تنها ... ، وصف خود می داد ، مرداب . . .در جا . و رود ، رفت پرصدا ، بی جواب باخروش اش گویی ،سایه ای روشن ز فهم ِ مردگی از نا تکانی ، سایش هر ایستایی ، پا به گِل مانی، بر سر ِ هر اآنچه که مرداب ،از خود، داشت باور، گسترانید . کر شد از هرست ... .....
خسته ،
ساکت
نازگل در دل دار
آرام و شکیبا
پُر ز پُر
لبریز ،
تنها ... ،
وصف خود می داد ، مرداب . . .در جا .
و
رود ،
رفت
پرصدا ، بی جواب
باخروش اش گویی ،سایه ای روشن ز فهم ِ مردگی از نا تکانی ، سایش هر ایستایی ،
پا به گِل مانی،
بر سر ِ هر اآنچه که مرداب ،از خود، داشت باور،
گسترانید .
کر شد از هرست این ویرانگی .مات شد مردآب.
ماتِ وصفی نو.
مات فصلی ارشد ،
مات رنگ زردِ ، دم آخر.

مُرده آب،

با حکم ِاعدام باز ،مرد دیگر بار.

از گناهی نا عمد، ناخود خواست،
ضعف مادر زاد شاید،انگار
جهش بی جای یک ژن ،
یا به قول ِ عامّه ، داده ی پروردگار .
جرم نا کرده و دار؟
گفت مرداب
که "من اینجا هستم ....اینچنین ، اینگونه
نه گمان بری بر آورده شده ؛ خواسته ام از عالم ،
نه ، ولی، این شدنم را می پذیرم ، کامل .
نشدم گرچه منی که بود در رویایم
لاکن
نقش در جازدگی را هر که بر من داده
به یقین
او همان است که به تو ،
دوپای رفتن داده...
این تمامِ ناتمام خلق ماست ای دوست، رود
تو مرا می پندار ،
آبِ لش
مرداب .
تو مرا را میگویی
ناتوان و
مرده
کور دل باشم مگر من ،آن روز
که تورا صدا زنم
هرزه
چون که هر لحظه به یک جایی ،
آب ِ هر جا رفته
ای که بی رحمی تو با شاخه
هوار ی تو همش به سر سنگ ب خواب رفته
و رود
رفت
بود باز، ولی،هنوز ،
پهلو به پهلو داده ی مرداب
مرداب خواند
آواز ؛
خسته ام
از ماندن ، خسته ی در جایی
تو اگر رد میشوی از من . گذر کن، گو،
گوشهایم با تو اند
هر چه میخواهی بزن فریاد بر سنگ بر من
هر چه میخواهی ،به جز حرفی از این
بی پایی من ،
من خودم مغموم از آنم . اگه از این ضعف مادر زادیم
و رود
رفت ،
دور ، دور. دورِ دور
رفت رود و ماند مرداب باز ، هنوز، هنوز.هنوزِ هنوز
Read more
برای من سیدمحمد خاتمی نه مردی با عبای شکلاتی است، نه رهبر اصلاحات. برای من آقای خاتمی مرد عدد و رقم ...
Media Removed
برای من سیدمحمد خاتمی نه مردی با عبای شکلاتی است، نه رهبر اصلاحات. برای من آقای خاتمی مرد عدد و رقم است. مرد آمارها و پرونده‌ی اجرایی. کسی که تورم چهل و نه درصدی را تحویل گرفت و در پایان دورانش با عدد یازده تحویل داد و نشان داد با برنامه‌ریزی می‌شود به تورم و بیکاری تک رقمی رسید. می شود با نفت پنج دلاری ... برای من سیدمحمد خاتمی نه مردی با عبای شکلاتی است، نه رهبر اصلاحات.
برای من آقای خاتمی مرد عدد و رقم است. مرد آمارها و پرونده‌ی اجرایی. کسی که تورم چهل و نه درصدی را تحویل گرفت و در پایان دورانش با عدد یازده تحویل داد و نشان داد با برنامه‌ریزی می‌شود به تورم و بیکاری تک رقمی رسید. می شود با نفت پنج دلاری بودجه بست و در آخر با پنجاه میلیارد دلار صندوق ذخیره‌ی ارزی را تحویل داد. می‌شود با تدبیر ایران را از یکی از بزرگترین واردکننده‌های گندم در جهان به خودکفایی گندم رساند. می‌شود عسلویه و پارس‌جنوبی را به بهره‌برداری رساند. این‌ها را آن زمان که نه…امروز می‌فهمم
دست‌کم احتیاجی به هیچ آگاهی ویژه‌ای نیست. کافی است کتاب آبراهامیان را تهیه کنید. حتی اگر کسی حوصله‌ی خواندنش را ندارد می‌تواند تشریف ببرد به انتهای کتاب. جداول تفکیکی شاخص‌های اقتصادی - توسعه‌ دولت‌های ایران از سال چهل‌وهشت تا هشتادو‌هشت موجود است. امارها و اعداد با شما صحبت می‌کند.

بخشی از جرم های نابخشودنی سید محمد خاتمی در 8 سال ریاست جمهوری:
1- نداشتن اختلاس
2 - حفظ ارزش پول ملی
3 - اداره کشور با نفت ده دلاری و ذخیره ارزی 100 میلیارد دلاری
4 -رعایت ادب در حرف زدن و حفظ کرامت انسان
5_عزت و اعتبار در سیاست خارجی با سخت ترین موانع داخلی
6-بهترین شرایط اقتصادی بعد از انقلاب
7_دفاع از حقوق مدنی در بدترین شرایط فشارهای داخلی انحصار طلبان.
8-افشای قتل های زنجیره ای.
دیگه بسه. ..........
باور کنید ممنوع شدن تصویر براش خیلی کمه. وقتي سيّد محمد خاتمي براي آخرين بار در غربت خود به مجلس رفت تا از مردم خداحافظي كند، در پايان اين دو بيت را خواند :
هر که ما را یاد کرد ایزد مر او را یار باد
هر که ما را خار کرد از عمر برخوردار باد
هر که اندر راه ما خاری فکند از دشمنی
هر گلی کز باغ وصلش بشکفد بی خار باد

مي توان به خاتمي انتقاد كرد، ولي نمي توان او را دوست.....
روز دوم خرداد 1376 مردی بر مسند ریاست جمهوری ایران نشست که هیچ گاه قدرت را برای خود نخواست، هیچ گاه سیاستش از ادب و معرفتش پیشی نگرفت.
هیچ گاه عزت و احترام را خریداری نکرد. هیچ گاه شعار آزادی را زیر پا نگذاشت.
هیچ گاه شعر مرده باد علیه مخالفان و منتقدانش سر نداد
و همواره میگفت زنده باد مخالف من. او همه چیز را برای مردم میخواست.
او مبتکر گفتگوی تمدن ها بود
او سید محمد خاتمی بود،
فردی که با شعار آزادی پا به عرصه انتخابات گذاشت و حالا بعد از گذشت 18 سال ازآن روز دوست و دشمن برای ستایش از وی لب میگشاید.
و حالا او را ممنو
Read more
... ما گنهکاریم آری جرم ماهم عاشقی ست آری اما، آنکه آدم هست و عاشق نیست، کیست؟ زندگی بی عشق اگر ...
Media Removed
... ما گنهکاریم آری جرم ماهم عاشقی ست آری اما، آنکه آدم هست و عاشق نیست، کیست؟ زندگی بی عشق اگر باشد، همان جان کندن است دم به دم جان کندن ای دل کار دشواریست، نیست؟ زندگی بی عشق اگر باشد، لبی بی خنده ست بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست... #قیصر_امین_پور . . #زندگی_را_با_عشق_باید_نوش_جان_کرد @M_Moetamedpour . . . #بهشت_کوچک_من ... ... ما گنهکاریم
آری
جرم ماهم عاشقی ست
آری اما،
آنکه آدم هست و عاشق نیست، کیست؟
زندگی بی عشق اگر باشد، همان جان کندن است
دم به دم جان کندن ای دل
کار دشواریست، نیست؟
زندگی بی عشق اگر باشد، لبی بی خنده ست
بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست...
#قیصر_امین_پور
.
.
#زندگی_را_با_عشق_باید_نوش_جان_کرد❤
@M_Moetamedpour
.
.
.
#بهشت_کوچک_من .
.

#بازار_تاریخی_اراک
#سرای_تاریخی_کاشانی
#گالری_هنری_نقشینه_سفال
#پاتوق_هنر
Read more
. #شهیدنیوز #شهیدخبر . زمان جنگ هواپيماهای عراقی در یک فرش‌شویی درخیابان خاوران بمب انداخته ...
Media Removed
. #شهیدنیوز #شهیدخبر . زمان جنگ هواپيماهای عراقی در یک فرش‌شویی درخیابان خاوران بمب انداخته بودند و بمب‌ها عمل نکرده بود. رفتیم بمب‌ها را در آوردیم. شش عدد بمب بود! همه چیز درست بود ولی خرج کمکی آن را نزده بودند! . عمل نکردن این بمب‌ها طبیعی نبود. ذهنم درگیر بود. در راه برگشت به تهران توی همین ... .
#شهیدنیوز
#شهیدخبر .
زمان جنگ هواپيماهای عراقی در یک فرش‌شویی درخیابان خاوران بمب انداخته بودند و بمب‌ها عمل نکرده بود. رفتیم بمب‌ها را در آوردیم. شش عدد بمب بود! همه چیز درست بود ولی خرج کمکی آن را نزده بودند!
.
عمل نکردن این بمب‌ها طبیعی نبود. ذهنم درگیر بود. در راه برگشت به تهران توی همین فکرها بودم. رفتم دفتر ستاری "فرمانده نیروی هوایی ارتش" به ستاری گفتم یک اتفاقی افتاده که خیلی عجیبه. هشت تا بمب بوده که دوتاش عمل کرده. من الان شش ست فیوز دارم. تفسیر دقیقش اینه که این پین‌ها رو نکشیدن و روشون مونده!
.
قرار بود قضیه بین ما بمونه. تا یک مدت طولانی بمب‌ها اینطوری بودند. افتادیم دنبال اینکه این هواپیماها از کجا می‌آیند. فهمیدیم که این هواپیماها از پایگاه شعیبیه عراق بلند میشوند. به این نتیجه رسیدیم که یک گروه بزرگ در این پایگاه کاری میکنند که این بمب‌ها عمل نکند. در یک فاصله سی تا چهل روز این اتفاق در جاهای مختلف کشور تکرار شد.
.
تا اینکه در یکی از سخنرانی‌های رسمی، یکی از مسئولان رده بالای کشور قضیه را اعلام کرد. گفت "اسلام اینقدر نفوذ کرده که ما توی پایگاه‌های هوایی عراق فلان میکنیم، بهمان میکنیم. کاری میکنیم که بمب‌هایشان عمل نمیکند!"
.
از آن به بعد این اتفاق عمل نکردن، نیفتاد. دیگر پین بمب‌ها رویشان نبود. سه چهار ماه بعد، پالایشگاه اصفهان را بمباران کردند. بچه‌های ما هم یک میراژ اف1 عراقی را زدند. دیدم خلبانش هم با صندلی اِجکت کرده. "به بیرون پریده"
.
هواپیما از شعیبیه آمده بود. کنجکاو شدم بروم و آن خلبان عراقی را ببینم. به مترجم گیر دادم ماجرای بمب‌های عمل نکرده را بپرسد. خلبان گفت من نمیدانم چه شده اما چند وقت پیش، صدام یک گروه خیلی زیادی حدود70 نفر از پرسنل و کارکنان و تعدادی خلبان را توی پایگاه ما اعدام کرد به جرم خیانت و توطئه علیه صدام!
.
مدتی بعد یک روز ستاری را در پایگاه خودمان دیدم و گفتم مگر قرار نبود آن موضوع بین خودمان بماند؟ ستاری گفت من توی شورای امنیت ملی این موضوع را مطرح کردم. آنوقت آقایان این خبر فوق سری را آوردند توی سخنرانی جلوی همه مردم گفتند! و آنها هم لو رفتند!
.
منبع
خاطرات جواد شریفی‌راد، معلم و سرتیم خنثی‌سازی نیروی هوایی ارتش در زمان جنگ، که توسط مرتضی قاضی در کتابی با نام "حرفه‌ای" جمع‌آوری و چاپ شده است.
.
.
تصویر: توجیه قبل از عملیات علیه مواضع ایران توسط خلبانان میراژ عراقی
.
@shahidnews
Read more
.... آقای بنیانگذار پوزش می طلبم که عصر جمعه مزاحمتان شده ام، سلام نمی کنم چون دلم نمی خواهد، چون عصبانی ...
Media Removed
.... آقای بنیانگذار پوزش می طلبم که عصر جمعه مزاحمتان شده ام، سلام نمی کنم چون دلم نمی خواهد، چون عصبانی ام، چون مقصر تمام اتفاقهایی که دارد در ایران من می افتد شمایید، بله ، شما، شما مسئولیت دارید آقای بنیانگذار، شما در مقابل این مردم مسئولید، آخر مگر می شود بیایید یک جمهوری را بنیان گذاری کنید و ... ....
آقای بنیانگذار پوزش می طلبم که عصر جمعه مزاحمتان شده ام، سلام نمی کنم چون دلم نمی خواهد، چون عصبانی ام، چون مقصر تمام اتفاقهایی که دارد در ایران من می افتد شمایید، بله ، شما، شما مسئولیت دارید آقای بنیانگذار، شما در مقابل این مردم مسئولید، آخر مگر می شود بیایید یک جمهوری را بنیان گذاری کنید و بعد خودتان همه چیز را ول کنید و بمیرید؟ شما اصلا از کجا مطمئن بودید که باید مملکت را به دست کسانی بسپارید، که سپردید؟ الان چه کسی باید پاسخگو باشد؟ در کشور من که شما برش داشتید برای خودتان و بعد ولش کردید و مُردید، در حال حاضر یک جوان بیست و دو ساله در عرض یک سال نود ساله می شود، می دانید چرا؟ چون ماهواره دارد، آها، راستی شما نمی دانید ماهواره چیست، چند سال بعد از اینکه شما مُردید، یک دستگاهی آمد که می شد از طریق آن از جهان با خبر شد، آنهایی که شما مملکت را بهشان سپردید و مُردید ، دوست نداشتند که ما از جهان باخبر شویم و از آنجایی که ما مملکت حرف گوش کنی نبودیم و هی آن دستگاه شیطانی را برای خودمان تهیه کردیم، آنها تصمیم گرفتند چیزهایی ساطع کنند که پارازیت نام دارد و باعث می شود که مردم به خاطر جرم مرتکب شده(تهیه ماهواره) محکوم شوند به سرطان و سرطان در عرض یک سال ،یک انسان را سی سال پیر می کند و در نهایت می کشد، اما فکر نکنید اتفاق پارازیت برای جانشین شما خطرناک باشد ها،نه، چون سالهاست که به گفته اند ایشان سرطان دارند و ایشان هی جوانتر از قبل می شوند، پارازیت یک اتفاق دیگر را هم شامل می شود، مرگ جنین های ده ، دوازده هفته ای در شکم مادرها. آقای بنیانگذار امیدوارم یادتان نرفته باشد مهر مادر و پدر چه اتفاق عجیبی است.
می خواهم بگویم بگذریم آقای بنیانگذار، اما نمی شود، مگر از خیانت می شود گذشت آقای بنیانگذار؟ از دروغ؟
اصلا اینکه می گویند مُرده ها آگاهند،راست است؟ یعنی شما الان آگاهید؟ الان دارید می بینید اوضاع چگونه است؟ می بینید که مردم نان ندارند بخورند و رئیس جمهور ما معتقد است که جای نگرانی نیست؟ انگار ایشان در ایران دیگری زندگی می کنند که ایران حال حاضر نیست....
آقای بنیانگذار اگر اجازه بدهید باقی حرفهایم را جمعه ی هفته ی بعد خدمتتان بگویم ، حالم خیلی خوش نیست، اما جنگ را یادم هست و به هیچ عنوان حرفهای رئیس جمهور وقت را نمی فهمم، هفته ی بعد خدمتتان عرض می کنم....
#آقای_بنیانگذار
Read more
Loading...
Load More
Loading...