Loading Content...

جون روز به از

Loading...


Unique profiles
89
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Qom, Iran, United Arab Emirates الامارات العربية المتحدة
Average media age
760.7 days
to ratio
5.7
<span class="emoji emoji1f530"></span>دو شخص رو هرگز فراموش نکنید : <span class="emoji emoji2705"></span>شخصی ڪه همه چیزش رو باخته تا شما برنده شوید "پدرتون" <span class="emoji emoji2705"></span>شخصی ڪه در تمام ...
Media Removed
دو شخص رو هرگز فراموش نکنید : شخصی ڪه همه چیزش رو باخته تا شما برنده شوید "پدرتون" شخصی ڪه در تمام رنج ها ڪنارتون بوده "مادرتون" يادت باشه، اگر كسى را #دوست داري كه باعث شده ، خودت را #فراموش_كني.. ... توجه به خود را از ياد ببري.. و دايم ترس از دست دادن يار عاطفى خود را داشته باشي ، دچار #وابستگى شده ... 🔰دو شخص رو هرگز فراموش نکنید : ✅شخصی ڪه همه چیزش رو باخته تا شما برنده شوید "پدرتون" ✅شخصی ڪه در تمام رنج ها ڪنارتون بوده "مادرتون" 🔰يادت باشه، اگر كسى را #دوست داري كه باعث شده ، خودت را #فراموش_كني.. ... توجه به خود را از ياد ببري.. و دايم ترس از دست دادن يار عاطفى خود را داشته باشي ، دچار #وابستگى شده اي !...
يادمون باشه دلبستگى عاطفى به ما #آزادى و #امنيت و #حال_خوب هديه مى ده...
و وابستگى عاطفى به ما #ترس و #نگرانى و #اضطراب...
✨قراره رابطه عاطفى حال خوبى به ما بده....
و مهم تر از اون، #حواسمون_باشه به وابستگى هامون جامه تقدس نپوشونیم....
#خيانت به خود است كه #عشق و #وابستگى را يكى بدونيم..... ✨بالاخره یه روز به سطحی از پختگی
می‌رسی که با هر #تعریف و #تمجید و هر لبخند معناداری دلت نمی‌لرزه!
یه روز یاد می‌گیری کسی که قراره بره رو جوری #بدرقه_نکنی که یه عضو از وجودت رو با خودش ببره.
یاد میگیری با واقعیات زندگی و اتفاقات تلخ و شیرینی که برات میفته راحت‌تر کنار بیای، قبول کنی و تو خودت #مچاله_نشی.
❌بالاخره یه روز میرسه که واسه #حرف_مردم زندگی نکنی و حتی درمورد #زندگی_دیگران نظریه صادر نکنی.
یه روز که خودت رو دوست داشته‌باشی؛
می‌رسه روزی که روحت رو آزاد کنی
از بند همه چیز و همه کس!
بالاخره اون روز می‌رسه .
➕ به خاطر داشته باش،
جملات برای تو کاری نخواهند کرد،
مگر اینکه دست به عمل بزنی!! ✨ببخش آدمارو، بانى ناخوشى هاتو ... نذار غم بمونه، نذار توو چشات غصه و ماتم بمونه...ببخش.
نذار بشى يكى مثل اونا.
همونا كه يك _ هيچ عقبن تو رفاقت.. يك _ هيچ عقبن تو #صداقت
يك _ هيچ جلون تو حسادت.
تو ببخش، بذار فك كنن ساده اى... ✨تو اما خودت باش... آروم بگير
#نفرين_نكن، #لعنت_نگو، #دلخور_نشو. #غمگين_نباش، مهربون بمون.
حالا چشاتو ببند و به اين فكر كن
اگه يه روز دلت اروم ترين دل دنيا شد.. يه لبخند بزن به آسمون.
بگو : خدا جون ، ممنون
ممنون كه يادم دادي ببخشم، ممنون كه يادم دادى هنوز خوبم، هنوز بنده ى توام، هميشه خدای منى، هميشه كنار منى
ببخش هروقت كه تنها و غمگين بودم تو رو صدا زدم .. يه وقتايى لازمه فقط به خودت ثابت كنى
چقد خوبى...
✨ #شب_تون #نورانی عزیزان گرانقدر، خوشحالم که هستید. 🌹🌹🌹
Read more
Loading...
.. <span class="emoji emoji1f4a5"></span> #new_post<span class="emoji emoji1f4a5"></span><span class="emoji emoji1f424"></span> . چند روز پيش عسل و بركه رفتن تجريش خريد كنن جلوي يكي از مغازه ها يه نفر جوجه رنگي ...
Media Removed
.. #new_post . چند روز پيش عسل و بركه رفتن تجريش خريد كنن جلوي يكي از مغازه ها يه نفر جوجه رنگي ميفروخته،بركه ذوق كرده عسلم براش دو تا خريده... يكي از جوجه ها كه سفيد بود چند روز بعدش مرد فقط يكيشون مونده(هميني كه تو عكسه) چندين سال قبل،من كه خيلي كوچيك بودم يادمه دم بساط يكي از همين جوجه ... ..
💥 #new_post💥🐤
.
چند روز پيش عسل و بركه رفتن تجريش خريد كنن
جلوي يكي از مغازه ها يه نفر جوجه رنگي ميفروخته،بركه ذوق كرده عسلم براش دو تا خريده...
يكي از جوجه ها كه سفيد بود چند روز بعدش مرد
فقط يكيشون مونده(هميني كه تو عكسه)😔
چندين سال قبل،من كه خيلي كوچيك بودم يادمه دم بساط يكي از همين جوجه فروشا مشغول انتخاب جوجه ام بودم كه يه مامور شهرداري اومد و به جوجه فروش گير داد..بعد از جر و بحثاي معمول دعوا بينشون بالا گرفت و مامور شهرداري هم مرد جوجه فروش رو كتك زد و هم جلوي چشم من كه فكر كنم ٦ يا ٧ سالم بود كله تمام جوجه هارو يكي يكي كند و انداخت تو جوب..😔😔منم مثل ابر بهار گريه ميكردم😭😳..باورتون ميشه...تا يه هفته حالم بد بود😭😔 من مطمئنم كه اون مامور بعد از يك زندگي كثافت به شكل كاملا ذليل شده اي جون داده و به درك رفته...🙏🏻
البته تاثير بدي كه كار اون مامور در ذهن من گذاشت خوشبختانه تبديل به محبتي شده كه اين جوجه فكر ميكنه من باباشم و بركه مامانش و هر جا ما ميريم دنبالمون مياد و تقريباً دست اموز شده ،ولي ميتونست جور ديگه اي باشه...☺️
ميگن اگه ميخوايد ببينيد يه نفر چقدر آدمه رفتارش رو با حيوانات ببينيد اگه با اونا مهربون باشه پس ذاتا ادم خوبيه...😇
دوستتون دارم🙏🏻💙
(عكس يهويي رو مبل جلو تلويزيون)
.
#😍💜
@samderakhshani
Read more
. . خیلی از ما می پرسیدین که اگر اقلام خرید زیاد باشند امکان جدا جدا وزن کردن اونها وجود نداره و صدای صندوقدارها در میاد.بله این خیلی بستگی به این داره که اون شخص نسبت به کار شما چه حسی داشته باشه ولی به ندرت پیش میاد با شما برخورد درستی نشه.توی این ویدیو ما چهار عدد توری میوه با دو تا ساک بزرگ همراه داشتیم ... .
.

خیلی از ما می پرسیدین که اگر اقلام خرید زیاد باشند امکان جدا جدا وزن کردن اونها وجود نداره و صدای صندوقدارها در میاد.بله این خیلی بستگی به این داره که اون شخص نسبت به کار شما چه حسی داشته باشه ولی به ندرت پیش میاد با شما برخورد درستی نشه.توی این ویدیو ما چهار عدد توری میوه با دو تا ساک بزرگ همراه داشتیم که تمام تلاشمونو کردیم خریدهارو با همین تعداد ساکمون مدیریت کنیم .
اگر ما به کاری که میکنیم باور داشته باشیم قطعا صندوقدار رو میتونیم راضی کنیم که با جون و دل میوه هامونو برامون جدا کنه و داخل کیسه نگذاره .
خلاصه با این روش دیگه بهونه ای برای استفاده کردن از کیسه نایلونی ندارید .
در ضمن ما برای اولین بار بود که از این مغازه خرید می کردیم و چون روز تعطیل بود خیلی هم شلوغ بود ولی هیچکس اعتراضی به ما نکرد که هیچ کلی هم تشویق شدیم.😊 .
.

021 880 64 334
Www.camadesign.com
#camadesign #unicama #furniture #interiordesign #accessories #shoppingbag #recyclableshoppingbag #modern #creative #earth #saynotoplasticbag #banthebag #notoplastic #russia2018
#family #کامادیزای #یونیکاما #اکسسوریز #
#خرید #ساک_خرید #ساک_پارچه_ای #محیط_زیست #نه_به_کیسه_پلاستیکی #نه_به_نایلون_یکبارمصرف #خلاق #فرهنگ #منزل
Read more
<span class="emoji emoji1f331"></span><span class="emoji emoji2665"></span>️<span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f381"></span>...<span class="emoji emoji1f447"></span>🏽بخونيد هر روز روزِ تولد توست،هر روز واس من افريده ميشى. مثل كوه،استوارى و صبور،مثل ...
Media Removed
...🏽بخونيد هر روز روزِ تولد توست،هر روز واس من افريده ميشى. مثل كوه،استوارى و صبور،مثل اب،صاف و زلال... من خبر از دل همچون اينه شكننده تو رو دارم،من ميدونم كه در اين سالها به تو چى گذشته،سختى كشيدى و مثل يك مـــرد ايستادى اما اجازه ندادى براى ثانيه اى سختى بكشيم و نذاشتى لحظه اى اب تو دلمون ... 🌱♥️🎂🎈🎁...👇🏽بخونيد
هر روز روزِ تولد توست،هر روز واس من افريده ميشى.
مثل كوه،استوارى و صبور،مثل اب،صاف و زلال...
من خبر از دل همچون اينه شكننده تو رو دارم،من ميدونم كه در اين سالها به تو چى گذشته،سختى كشيدى و مثل يك مـــرد ايستادى اما اجازه ندادى براى ثانيه اى سختى بكشيم و نذاشتى لحظه اى اب تو دلمون تكون بخوره... در مسير رسيدن به تمام آرزوهام در كنارم قدم برداشتى،با تمام غصه هام اشك ريختى و با تمام شادى هام از ته دل خنديدى و شاد شدى،هرچى كه امروز دارم از تو دارم وجايگاه امروزم رو مديون تمام زحمات توام.
با وجود مادرى چون تو ياد گرفتم كه زندگى يك زن فقط و فقط به دورهمى هاى هفتگى زنانه،مانيكور پديكورهاى ماهانه،عمل هاى زيبايى سالانه و... نيست!
زندگى يك زن جنگيدنه براى رسيدن به تمام ارزوهاى نهفته در فكر و ذهن و وجود هر زنى،زندگى يك زن يعنى ايستادن در برابر تمام ناملايمتى ها،سختى ها و نابرابرى هاى اين دوره زمونه...
راه زندگى رو از تو اموختم وقتى از همون دوران كودكى و نوجوونى كه در كنارت با دست هاى كوچيكم لباس هاى عروس زيبايى كه شبانه ميدوختى رو با مرواريد و گل هاى دست ساز خودم تزئين ميكردم،تا شب و روزهايى كه پا به پاى كارمندهات مشغول به بسته بندى ميشدم در كارگاهت و خوشحال بودم كه چقدر تند كار ميكنم كه در هر يك دقيقه ١٠٠ تا شلوار تا ميكنم 😂 وقتى كه رقابت سخت و تنگاتنگى بين من و ايدا بود در سرعت عمل😅...چه روزهايى بود،دورانى كه از شما انسانيت رو ياد گرفتم كه چقدر صميمانه و دلسوزانه در كنار كارگرهات پا به پاى اونها كار ميكردى و به من ياد دادى مديريت كردن با رياست فرق ميكنه...
تا به امروز كه فرسنگ ها ازت دورم،نيستم كه وقتى از سر كار مياى خونه چهره ى خسته ت رو ببينم،خسته نباشيد بگم،با يك پا،همونطور كه هميشه ميخواستى،روى دست و پات رو لگد كنم تا خستگيت دربياد☺️
مادرم،تمام اون روزها گذشت و شما براى رسيدن به تمام ارزوها و خواسته هام تا به امروز كنارم بودى،ولى ازين به بعد اين منم كه ميخوام همراهيت كنم،براى هرچيزى كه در اين دنيا ميخواى و هر ارزويى كه دارى و من ميتونم واست براورده كنم...تو فقط از من جون بخواه،من نميخوام حتى لحظه اى غم تو چهره ت ببينم،نميخوام حتى براى يك ثانيه اشك تو چشات جمع بشه
مادرم تو فقط بخند...
فرشته ى مهربون،فداكار و دلسوز من به زمين خوش امدى...♥️
٣ شهريور ١٣٩٧
روزهاى خوشِ ايران .
📷 @hooman817
.
@royaesmaeliyan
.
#يلداعباسي #يلداعباسى #يلدا_عباسى #رويا_اسماعيليان #تولد #زادروز #عشق #مادر #داييك #yaldaabbasi #singer #dayîk #mamma #mother
Read more
۰ از هفت سالگی توی آب بودم. در آب قد کشیدم. دوست پیدا کردم. بازی کردم. خندیدم و البته گریه کردم بسیار. ...
Media Removed
۰ از هفت سالگی توی آب بودم. در آب قد کشیدم. دوست پیدا کردم. بازی کردم. خندیدم و البته گریه کردم بسیار. هفت سالگی من یعنی زمانی که اهواز یک استخر روباز برای خانم‌ها داشت، استخر موج. آخر فاز سه کوروش. جایی که بعدش زمین خاکی بود و بعدترش کارون. جایی که یک محله تمام میشد. روزهای شیرین کودکی من در تابستان‌های ... ۰
از هفت سالگی توی آب بودم. در آب قد کشیدم. دوست پیدا کردم. بازی کردم. خندیدم و البته گریه کردم بسیار. هفت سالگی من یعنی زمانی که اهواز یک استخر روباز برای خانم‌ها داشت، استخر موج. آخر فاز سه کوروش. جایی که بعدش زمین خاکی بود و بعدترش کارون. جایی که یک محله تمام میشد. روزهای شیرین کودکی من در تابستان‌های داغ اهواز با آب خنک موج شیرین‌تر می‌شد. آفتاب میزد فرق سرمان و کلاهای پلاستیکی‌مان آتش میشد. همان لحظه که سُر میخوردیم و سرمان میرفت زیر آب به کل لذت‌های دنیایی می‌ارزید. اولین مربی من یعنی کسی که شنا را یادم داد اسمش مریم بود. مریم جون. زنی زیبا، ظریف و بسیار مهربان. بزرگتر که شدم خانم جزایری مدیر استخر موج تیم استخرش را راه اندازی کرد. من هم عضو تیم شدم. مربی تیم خانم حسن زاده بود. زنی با جثه‌ای کوچک، موهایی فر و سرعتی باورنکردنی در شنا. بی اغراق یک طول استخر را از عمیق تا طناب (جداکننده‌ی کم عمق از عمیق) با سه دست کرال میرفت. کششی عجیب در آب داشت. من هرگز مثل او نشدم. اما شناگر خوبی بودم. دومین مربی تیم اِلا بود. زنی درشت اندام، جذاب، مهربان و در عین حال بسیار بد اخلاق که الگوی من در استایل شنایم بود زمانی که اصلاح تکنیک میکردیم و هر کس استایل خودش را پیدا میکرد. الا جون صدایش میکردیم. تمرینات ما هر روز ظهر بود. این بار دیگر استخر سر بازی وجود نداشت و ما در سر پوشیده تمرین میکردیم. همان موج. بالای استخر یعنی درست مشرف به تمام مجموعه یک تریای بزرگ بود با شیشه‌هایی سرتاسری که بعد از چند ساعت شنا پاتوق دلچسب ما بود برای سوخت گیری. تن‌هامان از پنج شش کیلومتر شنا کردن داغ بود و معده‌هامان خالیِ خالی. خیس زیر باد کولر گازی تریا مینشستیم و همبرگرهای فوق العاده خوشمزه‌ی زنی را میخوردیم که تریا را اداره میکرد. اسمش از یادم رفته. خوش تیپ بود و باحال. همیشه هم یک شلوارک جین پایش بود و پاهای گندمی‌اش با موزیک‌های تُرکی که گوش میداد خوب همخوانی داشت. عاشق چلیک بود. مثل من! یک روز دم دمای غروب که تمرین تیم تمام شده بود و داشتیم بازی میکردیم، با دو مثل همیشه میخواستم بپرم توی آب و سرم به آب نرسیده در هوا معلق بزنم که به لبه‌ی استخر نرسیده سُر خوردم و با چانه خوردم زمین و زیر چانه‌م دو سانتی پاره شد... ۰

۰
ادامه دارد... #ahvaz #اهواز
Read more
راننده تاكسي گفت: «مي‌دوني بهترين شغل دنيا چيه؟» گفتم: «چيه؟» گفت: «راننده تاكسي.» خنديدم. راننده ...
Media Removed
راننده تاكسي گفت: «مي‌دوني بهترين شغل دنيا چيه؟» گفتم: «چيه؟» گفت: «راننده تاكسي.» خنديدم. راننده گفت: «جون تو... هر وقت بخواي مياي سركار، هر وقت نخواي نمياي، هر مسيري خودت بخواي ميري، هر وقت دلت خواست يه گوشه مي‌زني بغل استراحت مي‌كني، هي آدم جديد مي‌بيني، آدم‌هاي مختلف، حرف‌هاي ... راننده تاكسي گفت: «مي‌دوني بهترين شغل دنيا چيه؟» گفتم: «چيه؟» گفت: «راننده تاكسي.» خنديدم.
راننده گفت: «جون تو... هر وقت بخواي مياي سركار،
هر وقت نخواي نمياي،
هر مسيري خودت بخواي ميري،
هر وقت دلت خواست
يه گوشه مي‌زني بغل استراحت مي‌كني،
هي آدم جديد مي‌بيني،
آدم‌هاي مختلف،
حرف‌هاي مختلف،
داستان‌هاي مختلف... موقع كار مي‌توني راديو گوش بدي،
مي‌توني گوش ندي،
مي‌توني روز بخوابي شب بري سر كار،
هر كيو دوست داري مي‌توني سوار كني،
هر كيو دوست نداري سوار نمي‌كني،
آزادي، راحتي.» ديدم راست مي‌ گه ... گفتم: «خوش به حالتون.» راننده گفت: «حالا اگه گفتي بدترين شغل دنيا چيه؟» گفتم: «چي؟» راننده گفت: «راننده تاكسي.» بعد دوباره گفت: .. هر روز بايد بري سر كار،
دو روز كار نكني
ديگه هيچي تو دست و بالت نيست،
از صبح هي كلاچ، هي ترمز،
پادرد،
زانودرد،
كمردرد،
با اين لوازم يدكي گرون،
يه تصادفم بكني كه ديگه واويلا مي‌شه،
هر مسيري مسافر بگه
بايد همون رو بري،
هرچي آدم عجيب و غريب هست
سوار ماشينت ميشه،
همه هم ازت طلبكارن،
حرف بزني يه جور،
حرف نزني يه جور،
راديو روشن كني يه جور،
راديو روشن نكني يه جور،
دعوا سر كرايه،
دعوا سر مسير،
دعوا سر پول خرد،
تابستون‌ها از گرما مي‌پزي،
زمستون‌ها از سرما كبود مي‌شي.
هرچي مي‌دويي آخرش هم لنگي.» به راننده نگاه كردم.
راننده خنديد و گفت: «زندگي همه چيش همين‌جوره.
هم مي‌شه بهش خوب نگاه كرد،
هم مي‌شه بد نگاه كرد»
شاد باشين 😊😊🌹🌹😊😊
Read more
Loading...
بالاخره هرطوری که بود این بتل به لطف خدا تموم شد و‌یه روز و شب خیلی خفن و کنار هم دیگه ساختیم.<span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji270c"></span><span class="emoji emoji270c"></span> اول ...
Media Removed
بالاخره هرطوری که بود این بتل به لطف خدا تموم شد و‌یه روز و شب خیلی خفن و کنار هم دیگه ساختیم. اول از همه تبریک میگم به تیم اول @masodrobat234 @takallo که قهرمان شدند. و تبریک به @hoseinpopeye @farshad_makooyi که مقام دوم مسابقه رو کسب کردند. ممنونم از داورای عزیز که کلی زحمت کشیدن ... بالاخره هرطوری که بود این بتل به لطف خدا تموم شد و‌یه روز و شب خیلی خفن و کنار هم دیگه ساختیم.❤❤✌✌
اول از همه تبریک میگم به تیم اول @masodrobat234
@takallo
که قهرمان شدند.
و تبریک به
@hoseinpopeye
@farshad_makooyi
که مقام دوم مسابقه رو کسب کردند.
ممنونم از داورای عزیز که کلی زحمت کشیدن و واقعا با جون و دل کمک کردن و تا لحضه اخر خسته نشدند.
@bboyfarzin
@faridgorgin
@soheil_khamasi__
@bboyfrightangel
@dj_jabbarr
مرسی از mc عزیز که کلی انرژی رو اون وسط میداد به همه و کلی زحمت کشید
@bboycommando
و dj کار درست و دوست داشتنی که همیشه با موزیکاش همه رو رو هوا نگه میداره و نمیزاره کسی نرقصه بس که انرژیش مثبته.
@djpuni
وممنون از دوست و‌مربی و رفیق خودم که خیلی کمکم کرد و پشتم بود مثل همیشه
@peyman.hhh
و همچنین رفیق مشتی و باحال و با معرفتم که تو مسابقه کلی زحمت کشید و کنارم بود
@mohamad1987_eslami
و در اخر از تمام شرکت کننده ها ، تماشا چیا دوستان و اشنایان که امدن و باعث شدن این مسابقه بهتر بشه و کلی خوش بگذره ممنونم و اگه کم و کاستی بود به بزرگی خودتون ببخشید امیدوارم که تونسته باشم کار کوچکی برای خانوادم انجام داده باشم.✌✌❤❤ به امید روزی که همیشه کناره هم بتونیم از این روزای خوب داشته باشیم و کلی عشق کنیم❤❤❤✌✌✌🌹🌹🌹
ارادتمنده همه
@cna_western
#battle #capitalbattle #vol3 #bboy #bboys #breaking #breakdance #capitalcrew #capital #tehran #iran #bgirl #dance #hiphop #iranianbboys #bgirls #streetbattle #streetdance #champion #winner #bboywestern #cna #western #westside
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> اصالت.. اصالت براي من يعني شجاعت.. شجاعت واسه سينه سپر كردن و نگاه مستقيم تو چشماي طرف مقابل و محكم ...
Media Removed
اصالت.. اصالت براي من يعني شجاعت.. شجاعت واسه سينه سپر كردن و نگاه مستقيم تو چشماي طرف مقابل و محكم و با افتخار گفتن: من ايرانيم.. من عربم.. من كردم.. من مسيحيم... من مسلمونم... من كليميم... من نظر دارم... من با نظر شما مخالفم... من همينم كه هستم... من از يك خونواده فقيرم... من فرزند يه كارگرم... ... ➿➿
اصالت.. اصالت براي من يعني شجاعت.. شجاعت واسه سينه سپر كردن و نگاه مستقيم تو چشماي طرف مقابل و محكم و با افتخار گفتن: من ايرانيم.. من عربم.. من كردم.. من مسيحيم... من مسلمونم... من كليميم... من نظر دارم... من با نظر شما مخالفم... من همينم كه هستم... من از يك خونواده فقيرم... من فرزند يه كارگرم... من منم... من با و يا بي حجابم... من پرورشگاهيم... من فرزند يه بدكاره م... خوب يا بد... من به خودم و ريشه هام افتخار ميكنم... من خودمو عوض ميكنم نه بخاطر همرنگ جماعت شدن كه بخاطر بهتر شدن، بخاطر رشد، بخاطر اهدافم... من بخاطر بالا بردن پرچم هم ريشه اي هام دود چراغ ميخورم، باركشي ميكنم... من واسه نون سفره هم سفره اي هام بعد از اداره مسافركشي ميكنم... عوض شدن من از روي مطالعه و تحقيقه... پاچه شلوار من با مد روز تنگ و گشاد نميشه... من عليرغم همه تغيير تحول ها و رشدها هيچوقت يادم نميره كي بودم و از كجا ريشه دارم... من نون به نرخ روز خور نيستم... من نه باج ميگيرم نه باج ميدم... من اصلم رو فراموش نميكنم... من "من بودنم" رو از نسل به نسل به امانت گرفتم و پاك و دست نخورده و بدون تحريف تحويل نسل بعديم ميدم... آدماي اصيل آدماي قوي و با اراده اي هستن... آدمايي كه حتي لباساي پاره و دستاي پينه بسته شون نميتونه چيزي از غرور تو چشمهاشون كم كنه... آدمايي كه هزار سالم كه بگذره واسه خوش اومدن اره عوره شمسي كوره از تركي حرف زدن اكراه ندارن... از پوشيدن لباسهاي محلي ترسي ندارن... واسه يه مهموني از در و همسايه آفتابه لگني قرض نميكنن... همينكه تنبونشون دو تا شد اسم مستعار پيدا نميكنن... اونور آب كه ميرن روز دوم به سوم جمله "به فارسي به اين چي ميگن" ورد زبونشون نميشه.. آدماي اصيل تا پاي دار هم كه برن حرفشون يكيه... حاضرن جون بدن ولي زير بار حرف زور نرن... آدماي اصيل بين كرور كرور آدم تو چشم ميزنن... همه چيشون متفاوته.. تو هيچي حرص نميزنن.. چشم و دلشون بدجور سيره... از اون بنز سوارايي نيستن كه تو صف نذري بقيه رو بولدوزري له كنن.. كلاه برداري رو زرنگي بدونن و با گفتن" به اين سوي چراغ" خون مردمو بكنن تو شيشه.. از كسي و چيزي تقليد كوركورانه نميكنن.. خودشون سبك سازن.. از كسي يا چيزي بت نميسازن... خودشون بت شكنن.. تو روشنايي روز يه فانوس بردارين و دنبال يه همچين آدمي بگردين.. و اگر پيداش كردين دو دستي بهش بچسبين و تا ابد ولش نكنين.. آدماي اصيل مطمئن ترين و بهترين حامي هاي زندگين.. داشتن يكي از اين تيپ آدما هم دنياتون رو تضمين ميكنه هم آخرت تون رو.. آدماي اصيل بوي خدا ميدن.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f343"></span> ایشون اولّین گلدونی هست که پاشو تو اتاقَم گُذاشت . . . سالِ نود و سه بود ، آبان ماه و دقیقا روزِ چهارمِ ...
Media Removed
ایشون اولّین گلدونی هست که پاشو تو اتاقَم گُذاشت . . . سالِ نود و سه بود ، آبان ماه و دقیقا روزِ چهارمِ آبان . . . یادمه روزی که آوردَمِش خونه ، بَراش نامِه نِوِشتَم ، بالاش هَم نوشتِه بودَم : برایِ گُلَم ، گلِ مَن . . . اون موقِع یه گلِ سَنگ توش کاشته بودَم و روزی چندبار مینشستَم کنارِش و براش آهنگِ ... 🍃

ایشون اولّین گلدونی هست که پاشو تو اتاقَم گُذاشت . . .
سالِ نود و سه بود ، آبان ماه و دقیقا روزِ چهارمِ آبان . . .

یادمه روزی که آوردَمِش خونه ، بَراش نامِه نِوِشتَم ، بالاش هَم نوشتِه بودَم : برایِ گُلَم ، گلِ مَن . . .
اون موقِع یه گلِ سَنگ توش کاشته بودَم و روزی چندبار مینشستَم کنارِش و براش آهنگِ گلِ سَنگَم م م م گلِ سَنگَم م م م م میخوندَم . . .
عاشقِش بودَم ، یعنی فِک میکَردَم عاشِقِشَم . . ‌
این لباس رو هَم همون موقِع براش دوختَم ، با دستایِ خودَم . . .
یکی دو هَفته که گذشت دیگه کَم تَر براش میخوندَم . . .
آروم آروم دیگه وَقتی از دانشکده برمیگَشتَم اوّل از همه نمیرَفتَم پیشِ اون و قربون صدقه یِ خال خالایِ صورتیش زیرِ نورِ زردِ آفتاب ، نمیرَفتَم . . .
کَم کَم با بالا پایین شدَنایِ احساسَم ، اونَم نَوَسان پیدا میکَرد . . .
با سرد و گرمِ من ، اونَم سرد و گَرم میشُد . . .
هر از گاهی چشمَم بهش میفتاد و میدیدَم پژمردَست ، تَرَک خورده، اوایل یکم آب بهش میدادم و جون می گرفت. . .
کَم کَم این سرد و گرما ، تَرَکا ، بیش تَر و بیش تَر شد . . .
اونقَدر که دیگه هَرچی آب بهش دادَم ، جون نَگرِفت ، انگاری از لابِلایِ هَمون تَرکا می ریخت بیرون . . .
و شِکَست . . .
من " کَم کَم " ندیدمِش و اون " یهو " رفت . . .
وقتی پژمرد خیلی غصّه خوردَم . . .
گاهی به خودَم میگُفتَم بابا خِیلی گلِ حساسّی بود . . .
اما ته دلم میدونِستَم که " مَن " کَم گذاشته بودَم . . .
برایِ گلدونایِ بَعد از اون ،نه لباس دوختَم ، نه نامه نِوِشتَم ، نه حتّی اونقَدر هیجان زده شدم . . .
فقط دوسِشون داشتَم ، همین . . .
و بیشتَر از هَمیشه میفهمیدَم که دوست داشتن یعنی " مراقبت "
یعنی " مسولیّت "
برایِ یه گل نه نامه ارزِش داره ، نه لباس ، نه حتّی اون آهنگِ گلِ سنگم گلِ سنگَم . . .

گل : "آب" میخواد . . .
" نور " میخواد . . .
" کود " میخواد . . .

و همه ی این ها یعنی "زمان"
زمانی که برایِ گلِت صَرف کَردی . . .
یعنی ارزش . . .
یعنی اهمیّت . . .
و این ارزش اون رو دوستداشتنی و دوستداشتنی تَر میکنه . . .

به قولِ شازده کوچولو :
آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند. اما تو نباید فراموش کنی: 
تو مسؤول همیشگی آن می شوی که اهلی اش کرده ای . . .
تو مسؤول گلت هستی . . .

مراقبِ گُلامون باشیم . . .
Read more
مادر مرتضی میگوید این نوشته را در دفتر یادداشت کوچکی روی میز مرتضی پیدا کرده است ... میخوام باهات حرف ...
Media Removed
مادر مرتضی میگوید این نوشته را در دفتر یادداشت کوچکی روی میز مرتضی پیدا کرده است ... میخوام باهات حرف بزنم ، باهات درد و دل کنم وقتی بهم گفتن که اومدی سراغ من خیلی جا خوردم ، خیلی ترسیدم بغلت که نکردم هیچ میخواستم تا اونجا که میتونم ازت فرار کنم اما انگار تو ، قسمت من بودی ، قسمت خود خود من ، عین ... مادر مرتضی میگوید این نوشته را در دفتر یادداشت کوچکی روی میز مرتضی پیدا کرده است ... میخوام باهات حرف بزنم ، باهات درد و دل کنم
وقتی بهم گفتن که اومدی سراغ من
خیلی جا خوردم ، خیلی ترسیدم
بغلت که نکردم هیچ
میخواستم تا اونجا که میتونم ازت فرار کنم
اما انگار تو ،
قسمت من بودی ،
قسمت خود خود من ،
عین سایه دنبالم بودی
همیشه
همه جا
شب ها خواب و ازم میگرفتی
روز ها نمیزاشتی بزنم زیر آواز
منو اسیر خودت کردی
راستی ؟
تو از کجا اومدی ؟

سرطان جون
چرا من ؟؟ دیوونم
نمیدونستم به هیچکس رحم نمیکنی ،
الان دیگه ازت نمی ترسم
فقط ازت یه خواهش دارم
اینکه یه کم دیگه بهم فرصت بدی
تا واسه مردمم
که عاشقشونم
بخونم
بهم فرصت بدی تا یه آلبوم دیگه بسازم
یه آلبوم که وقتی نبودم
منو به یاد مردمم بیاره
میترسم
نه از تو
میترسم
نه از این درد لعنتی که انداختیش به جونم
میترسم از اینکه
یه روز فراموشم کنن ..
مردمی که تک تک ترانه هامو
به عشقشون خوندم .. سرطان
بهم امون بده
عید 94 رو ببینم ،
خواهش میکنم ازت
خواهش
Read more
Walking toward a clear destiny. اینجا عراق است، نزدیکی های طویرج . ساعت دوازده شب شده و در جاده اصلی ...
Media Removed
Walking toward a clear destiny. اینجا عراق است، نزدیکی های طویرج . ساعت دوازده شب شده و در جاده اصلی کمتر کسی می گذرد. سر لجبازی حنیف با مدیر گروه -که ما شاخیم‌‌ و می خواهیم شب هم به راه رفتن ادامه دهیم - در سوز سرمای عراقی با دو خروار چمدان جریمه حیران مانده ایم که چه کنیم. موکب ها پرشده اند و جایی برای ... Walking toward a clear destiny.
اینجا عراق است، نزدیکی های طویرج .
ساعت دوازده شب شده و در جاده اصلی کمتر کسی می گذرد. سر لجبازی حنیف با مدیر گروه -که ما شاخیم‌‌ و می خواهیم شب هم به راه رفتن ادامه دهیم - در سوز سرمای عراقی با دو خروار چمدان جریمه حیران مانده ایم که چه کنیم. موکب ها پرشده اند و جایی برای خوابیدن نیست و ماشینی هم که رد نمی شود. پاها هم عمراً نای رفتن ندارند.
دلم نیامده بود حنیف را تنها بگذارم . کمی هم ماجراجویی درونم زنده شده بود و حالا فقط به خودم فحش می دادم.
"گشنمه.چه کنیم به نظرت؟ "این را حنیف در حالی می پرسد که برای مقابله با سرما ، پالتوی زنانه ای را هم از بین چمدان ها پیدا کرده و پوشیده. به جای "نمی دانم" می گویم "چه می دانم " و حنیف را که مثل پنگوئن با پالتوی زنانه ی بلند تا زانویش به سمت موکب روشنی در دوردست می رود تماشا می کنم. من هم پا می شوم به سمت آتشی می روم که آنسوتر برپاست و چندنفری دورش نشسته اند. یکی شان پوست ش تیره می زند که احتمالا باید هندی باشد . هللو می کنم و از کجایی و تو یکی چرا این موقع شب اینجایی . آن یکی عراقی ست و از اطراف است .صحبت که گرم می شود کاروانی از کانادایی ها هم سر می رسند. شب برایشان راحت تر است تا روز که همه ش سوژه شوند. به یکی شان که ریش بلند طلایی دارد می گویم.سلام. از کجایی؟ مونترآل؟ من مونترآل دوست زیاد دارم.
اسمش جرمی است.(بعدها در توئیتر پیدایش کردم. عجب مبلّغ فعالی ست. آی دی اش : T_I_Perspective)
سر صحبت از مشخصات راه باقیمانده باز می شود. پسرهندی هم وارد دیالوگ می شود و جوان عراقی هم کلیاتی را می فهمد. جرمی از اوضاع کار و دانشگاهش می گوید و اینکه تا‌کی اینجایند.
پسران گرم صحبت‌اند. نور آتش روی صورت های خسته از راهشان افتاده و تفاوت رنگ ها کمتر حس می شود.

حرارت صاحب مسیر ، ما را خوشرنگ کرده بود.انگار حسین، داستان زندگی ما را برای هم خواندنی کرده بود.

کمی بعد جابجا می شویم که حنیف هم بیاید بنشیند ، با چند تکه نان گرم در دستش. @hanif1373

#گره_پنجم : گره کمربند رزم ، وقتی برای شیرین ترین خدمت به کمر غلام سیاه محکم می شد.
دقایقی پیش گفته بودند تو آزادی که بروی.
اما گفته بود:خب قبول که من نسبم ضعیف است و رنگم سیاه است و بوی خوبی ندارم ؛اما مولای رو سپیدکننده ام را که تنها نمی گذارم!
طوری سخن کرده بود که دم آخری خیلی دعای امام بدرقه اش شود.

نقل است آن جنازه ها که کس و کاری داشتند زودتر دفن شدند.
اما تا چندروز بگذرد و کسی بیاید غلام عاشق را هم دفن کند ، بوی خوش بدنش کل صحرا را گرفته بود.
#جناب_جون
Read more
یکی به پدر شما چهل سال پیش بگه ورزش دوست داری؟ چیز خوبیه؟ اون بنده خدا هم سادگی کنه بگه آره والا چیه سیگار و دود؟ ورزش خوبه، اونوقت چهل سال یارو و دار و دسته ی گردن کلفتش هر روز بی افتن به جون باباهه و بعد از به دنیا اومدن شما و خواهر برادراتون به جون شما، هر وقت هم بپرسی بابا چه مرگتونه چی از جون ما می خواین آخه؟ ... یکی به پدر شما چهل سال پیش بگه ورزش دوست داری؟ چیز خوبیه؟ اون بنده خدا هم سادگی کنه بگه آره والا چیه سیگار و دود؟ ورزش خوبه، اونوقت چهل سال یارو و دار و دسته ی گردن کلفتش هر روز بی افتن به جون باباهه و بعد از به دنیا اومدن شما و خواهر برادراتون به جون شما، هر وقت هم بپرسی بابا چه مرگتونه چی از جون ما می خواین آخه؟ بگن این ورزش رزمیه دیگه خودتون انتخاب کردین!
آقای ظریف این دقیقا همون خودمون انتخاب کردنیه که شما ازش دم می زنی، نهایت انتخاب ما حتی ما هم نه پدرا و پدربزرگای ما یه آره و نه به یه هندونه ی در بسته ای به نام جمهوری اسلامی بوده که بعدا معلوم شد مثکه خیلی اصلا هندونه هم نبود! ما کجا انتخاب کردیم که باید هر روز توی این اینترنت کند و آزار دهنده از این کانال به اون سایت دنبال قیمت سکه و ارز باشیم؟ کجا انتخاب کردیم که سر تا سر تنها باری که زندگی می کنیم پر بشه از گشتن این مغازه و اون مغازه برای پوشک؟ برای رفتن توی صف رای و انگشت نشون دادن و لبخند زدن زوری؟ آقای ظریف اون زن بی حجابی که توی تمام تظاهرات انقلاب شرکت کرده طی کدوم رای گیری روسری یا توسری رو انتخاب کرده بود؟ شما بگو کی و کِی جنگ و پناهگاه و آژیر و کوپن و جنگ زدگی و چادر و حجله ی سر و کوچه رو انتخاب کرده؟ کجا امضا دادیم که کل زندگیمون رو میذاریم پای قمار و کل کل و گنده لات بازی بیجا و مضحک شما و ترامپ و پوتین؟ انتخاب منو اگه می خوای اینه که شب بیام تلویزیونو روشن کنم و چارتا برنامه ی مورد علاقه م رو ببینم، برای مسافرت آخر هفته م برنامه ریزی کنم، به جای خوندن تهدید های بولتون روانی و تکذیب ها و زر زر های فلان حاج مسئول ..مشنگ و خشتکیِ وطنی مثل کل دنیا منتظر مدل جدید گوشی آیفون باشم،اینا غرب زدگیه؟ اوکی گور پدر و پدر جد آل احمد، همین قدر غرب زده ایم، سطحیه؟ پوچه؟ چارتا اسباب بازیه و زلم زیمبوئه؟ باشه ما همین قدر پوچ و سطحی هستیم، ظاهر و باطن... و همین قدر و خیلی بیشتر از این حرف ها تباه...
آ
Read more
Loading...
جهان همیشه کسل بود ، پس قلم برداشت که زیر شاخه ی ممنوعه نردبان بکشد #رویا_ابراهیمی من‌ شخصا فکر ...
Media Removed
جهان همیشه کسل بود ، پس قلم برداشت که زیر شاخه ی ممنوعه نردبان بکشد #رویا_ابراهیمی من‌ شخصا فکر میکنم خدا حتما شاعر بوده وگرنه چطور میتونست اینقدر جنون و حیرانی به جون یه آدم شاعر بریزه ؟ از طرفی گمان میکنم ریاضیات خداوند مثل خیلی از شُعرا مِن جمله خودم ضعیف بوده چون با یه حساب دو دو تا چهار تای ساده ... جهان همیشه کسل بود ، پس قلم برداشت
که زیر شاخه ی ممنوعه نردبان بکشد
#رویا_ابراهیمی
من‌ شخصا فکر میکنم خدا حتما شاعر بوده وگرنه چطور میتونست اینقدر جنون و حیرانی به جون یه آدم شاعر بریزه ؟ از طرفی گمان میکنم ریاضیات خداوند مثل خیلی از شُعرا مِن جمله خودم ضعیف بوده چون با یه حساب دو دو تا چهار تای ساده متوجه میشد این جهان سراسر آشوب جای قشنگی برای شعر و شیفتگی نیست .
پ ن : روز قلم رو به همه ی دوستان شاعر و نویسنده م تبریک میگم و میخوام بهتون بگم اگر تو دنیای کثیف اعداد ، تو دنیای پول و شهوت و شهرت هنوز قلمتون رو نفروختید واقعا باید به احترامتون تعظیم کرد .😍
#رویا
#روز_قلم
Read more
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال ...
Media Removed
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این ... .
من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این همه صورتک،اینهمه من..تنها،خسته..
ای آدمایی که بی چراغ دوس میدارین..آدمایی که به هوس سرک کشیدن به یه دیوار کوتا سرخم میکنین و آرامش اون ور دیوارو ستایش میکنین..بخدا اون آدم ساده که دیوار دلش کوتاس وسیله ای واس ابراز و ارضای عقده هات نیست!..تو این عصر صورتکای دروغین دنیا بیشتر از همیشه به سادگی ساده ها محتاجه..انقد اذیتشون نکنین!..بزارین سادگی دوس داشتن های بی دلیل افسانه تو قصه های کودکی مون نباشه..
دوس داشتن یه وظیفه نیست،اجبار نیست،چیزی نیست که همه حتما باید یه روز بش برسن..دوس داشتن یه موهبته،یه عطیه الهی،یه لیاقته که هرکسی بش نمیرسه..
تعداد مجنونارو بشمار،تعداد لیلی هارو بشمار،بشمار اونایی رو که سارا موندن،اونا که لیلا شدن..بخدا انگشت شمارن اونایی که دوس داشتن دونستن و عاشق موندن..بشمار لولیدن های تو همو،بشمار صدای فنر تختها رو،بشمار اشکای رو گونه لغزیده رو،بشمار عاشقای تو راه مونده رو..بخدا زیادن مدعیای بیخبر و هوسای زودگذر..
دوس داشتن از عشق فراتره..دوس داشتن گرم کردنه و عشق سوزوندن،دوس داشتن آرامش ساحله و عشق تلاطم دریا..اما..برا اونی که تارش از عشق باشه و پودش از دوس داشتن،دوس داره عشقو و عاشقونه دوس داره..
من هنوز،اینجام برا تو،از پشت این دیوار حرف میزنم،از پشت این دیوار خودخواهی و حماقت،ازین ور پرچین کوتاه دلم،از دوس داشتنای بی دلیل و از قلب همون علیرضا که هنو چشماش خیس میشه..پسری که هنوز یادشه شوق اون دو چشم خیسی که با گریه نکا میکرد..من هنوز از پشت دیوار ادمکا حرف میزنم،از سایه روشن خاطرات شیرین کودکی مون..
عشق حماقتیه از رو اختیار،عشق نجوای عاشقونه :"عزیزم تو یه فرشته ای " نیس..عاشق که باشی ساکتی،نمیدونی عاشقی یا آدمی،عشق به جات حرف میزنه..
عشق لذتیه که از درد کشیدن میبری..میبینی؟هیچ آدمی دنبال درد نمیگرده..هر آدمی عاشق نیست..عشق حماقتیه که به جون خریدی،حماقت میکنی و درد میکشی،آزار میده و باز دوس داری..
عشق لذت نرسیدنه،عشق گذر سالهاس به انتظار یه لحظه دیدن..عاشقا ساده دلخوش میشن..به یه نامه،به یه صدا..
خدا قسمت میدم به اشکای اون دل ساده که ساده شکست،تورو قسم به سادگی اون اسم چار حرفی،تورو به عشق،به اشک،هوای ساده هارو داشته باش!
#عـلـیـرضـا
Read more
عَكس از كاميارِ نازَنين <span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f64f"></span>🏼 @kamyar78 سَلام و روز و روزِگارِتون به خير و بَرِكَت و خوشي اِنشاالله ...
Media Removed
عَكس از كاميارِ نازَنين 🏼 @kamyar78 سَلام و روز و روزِگارِتون به خير و بَرِكَت و خوشي اِنشاالله و دُنيا به كامِتون 🏼 رُفَقا، ما جُمعه ها و تعطيلاتِ رَسمي از ساعَتِ ١٥:٣٠ كافه چارسو، دَر خِدمَتيم و اَزَتون پَذيرايي مي كُنيم و طولِ هَفته رو از ٧:٣٠ صُبح با منويِ صُبحانه دَر خِدمَتيم اَلبَته ... عَكس از كاميارِ نازَنين 😊❤️🙏🏼
@kamyar78
سَلام و روز و روزِگارِتون به خير و بَرِكَت و خوشي اِنشاالله و دُنيا به كامِتون 😊🙏🏼
رُفَقا، ما جُمعه ها و تعطيلاتِ رَسمي از ساعَتِ ١٥:٣٠ كافه چارسو، دَر خِدمَتيم و اَزَتون پَذيرايي مي كُنيم و طولِ هَفته رو از ٧:٣٠ صُبح با منويِ صُبحانه دَر خِدمَتيم 😊 اَلبَته منوي صُبحانه در تمام ساعاتِ روزهايِ هَفته سِرو خواهَد شُد اما صُبحِ روزهايِ تعطيل ما هَم تعطيليم 😄
رُفَقا ما اول يه كافه اييم كه به خواست و نيازِ شما دوستان، غَذا هَم بَراتون سِرو مي كُنيم و منطق مون اينه كه در هَر ساعَتي از روز اَگر شما هَوَسِ غذا و يا خوراكي كَرديد ، ما، چيزي داشته باشيم بَرايِ سِرو كَردَن 😊 غَذاهايِ خونِگي، غَذايِ روزانهِ خونه و تيمِ مِهماندارِ كافه چارسوست كه برايِ شما هَم سِرو مي شه و سايِر محصولاتِ منويِ ما هَم همين دِقَت ، مَنطِق و وَسواس رو داره.... شما دوست داشتيد به ما قهوه و نوشيدني سِفارِش مي ديد دوست نَداشتيد غَذا ، دَر همه جايِ دُنيا مَنطِقِ سِروِ غَذا دَر كافه و رستوران با هم فَرق داره و متفاوته ، لُطفاً اين موضوع رو دَر نَظِر بگيريد كه كارِ هَر رستوران، سِروِ غَذا دَر حَجم و تِعدادِ بالاست و اين امكان هيچ وَقت دَر يِك كافه وُجود نَداره ، هَر چِه قَدر هَم كه بُزُرگ و گُستَرده باشه ، ما يِك كافه اييم كه مي تونيد پيشِمون غَذا هَم ميل كُنيد، ولي مُطمَئِن باشيد بَرامون كاملاً قابِلِ دَركه كه شُما دوست داشته باشيد از رستوران هاي هَمسايه و اَطرافِ ما و يا سَطحِ شَهر سِرويس بِگيريد، دَر حَجم ، تِعداد، قيمَت و يا كيفيتِ مُتِفاوِت ، اين حَقِ و اِنتِخابِ شماست و كامِلاً قابلِ اِحتِرام 😊 تأمين اون سِرويس دَر فَضايِ يِك كافه، مُستلزِمِ هَزينه ها و سَختي هايي است كه شايَد بَرايِ دوستان، قابِلِ دَرك و قياس نَباشه و ما بي مِنَت و اِدِعا، اين زَحمَت رو به جون خَريده و مي خَريم ، چون وَظيفه وَ اَساسِ كارِمون حُكم مي كنه 😊
مَنطِقِ سِرو غَذايِ ما كافه ايه و نه رِستوراني و اين اِنتخابِ شُماست كه تَنها يك آب مَعدَني پيش ما ميل كُنيد يا يِك ليوان چاي و يا استيك و سينه مُرغ گريل و آبگوشت و كَباب و چه و چه 😊 ما همه رو با دَست و دل تميز و جون و دل براتون سِرو مي كنيم 😄 اما انتخابِش با شماست 😄 بَرقَرار باشيد و دلخوش و جون و تَنِتون سالم، دِلِتون قُرص، بَدخواهاتون دَر به دَر، جيبِتون پُر پول، دَستِتون پُر خير و بَرِكَت، نَفَسِتون حَق، نِگاهِتون نافِذ، پَناهِتون مُستَحكَم، روياهاتون مُحَقَق، مِهرِتون جاري و اميدِتون به كََرَمِ خودِش و يا حَق 😊🙏
Read more
Loading...
❆﷽❆ . . <span class="emoji emoji1f53c"></span>خدارو شکر اینستاگرامی به وجود اومد که خوشگلا معرفی بشن وگرن با ندیدن این خوشگلا از دنیا ...
Media Removed
❆﷽❆ . . خدارو شکر اینستاگرامی به وجود اومد که خوشگلا معرفی بشن وگرن با ندیدن این خوشگلا از دنیا میرفتیم و نصف عمرمون به فنا میرفت .. . تا اینستا گرام رو باز میکنیم ببینیم چهارتا مطلب و پیج خوب بیاد جلو چشممون و از مطالبشون استفاده کنیم . چهارتا لب و لوچه ماتیکی غنچه شده میان وزیرش هم کلی شعرو ... ❆﷽❆
.
.
🔼خدارو شکر اینستاگرامی به وجود اومد که خوشگلا معرفی بشن وگرن با ندیدن این خوشگلا از دنیا میرفتیم و نصف عمرمون به فنا میرفت ..
.
🔼تا اینستا گرام رو باز میکنیم ببینیم چهارتا مطلب و پیج خوب بیاد جلو چشممون و از مطالبشون استفاده کنیم .
چهارتا لب و لوچه ماتیکی غنچه شده میان وزیرش هم کلی شعرو دلبری .😗😗😗😗.
.
🔼کاش میشد یک طوماری امضا میکردیم و به خوشگلی اینها رای میدادیم ، دیگه اینها هم بیخیال قضیه میشدن انقد وقت و نت مارو به هدر نمیدادن .
که مرتب تو تختواب.
تو حموم.
تو ماشین تو .. هر کجا عکس بگیرن و بگن خوشگلم...
اره بابا خوشگلی به جون خودت خوشگلی...
بیخیال شو دیگههه .😩
.
.
🔼خدا رو شکر دختر محجبه ها هم از این معرکه عقب نموندن .
هر روز داره رنگ رژلباشون تیره تر میشه.
اینا هم از اون ور بوم دارند میفتند.
❌با ابروهای رنگ کرده.
❌وهفت قلم ارایش.
❌و چادرهای باد برده در فضا..
شروع کردن از این مسابقه کی خوشگله عقب نمونن ..
👈(مزیت اون خانم بدون حجاب براین محجبه ها بر اینه که اونها تشکر نمیکنند اینها وقتی یک اقا بهشون میگه چقد خوشگلی کلی قوربانت شوم وفدایت ازش تشکرم میکنند .وامصیبتا)👉
.
.
🔼همتون خوشگلید اصلا نگران نباشید.
اونی که زشته دختران وبانوان با حیا وباعفاف هستند که حاضر نیست خوشگلی خودشو به حراج بزارن.
تو این دنیا وارونه اونا زشتند و شما خوشگلید😳
.
🔺پ.ن فقط موندم این پسرا این وسط چی میگن؟.
شما دیگه چرا هر روز لب و لوچه غنچه میکنید با یک من ریش وسبیل 😉.
والله مرد هم مردای قدیم 😎
.
💮متن و تصویر در کانال تلگرام موجود است..
.
.
#اسلام #شهدا_شرمنده_ایم
#حجاب #چادر #دختر_آریایی
#عفت #حیا #خوشتیپ
#من_حجاب_را_دوست_دارم
#پرنسس_چادری
#دختر_ایرانی
#لعنت_الله_علی_آل_سعود 🔫
#شیعه #منتظر_ظهور
#قرآن #حامی_رهبر
#تهاجم_فرهنگی #جنگ_نرم
#امر_به_معروف #نهی_از_منکر
#حضرت_زهرا(س) #چادر_خاکی
#Iranian_woman
#islam #hijab
#iranian_girl
#i_love_hijab
#princess
Read more
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه ...
Media Removed
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه ... (جنون قسمت نهم)
پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه می کنی.فکر کردم آدم عاقلی هستی اما تو فقط یه آدم مغرور و خودخواهی.خنده ای عصبی کردم و گفتم:انگار یه چیزیم طلبکاری؟با صورتی قرمز شده از عصبانیت باهام چهره به چهره شد و آروم گفت:هر چی دیدی ترس و توهمات روح سرگردان تو بوده آقا پسر.داد زدم یعنی دفعه دوم که بهم تنه زدی و منو کشوندی تو راهرو دانشگاه و گفتی دوسم داری یادت نیست؟یا همین امروز که اومدی جلو کلاس و من احمق و دنبال خودت به این خونه کشوندی.با عصبانیت فریاد کشید:آقاپسر تو فقط یه بار تنه خوردی و همون موقع افتادی و به کما رفتی,تازه چند روز نیست و فقط چهار ساعته فهمیدی؟گیج شده بودم...خدایا این چی داره میگه؟همونطور که داشت از پله ها بالا میرفت,کمی آرومتر شده بود.گفت:منم اول وضعیت تو رو داشتم.کم کم بهش عادت می کنی.به سمتش رفتم و در حالی که بدنم عین بید میلرزید گفتم:از اینکه سرت داد زدم معذرت می خوام.به چشمم خیره شد و گفت:نه ناراحت نشدم,درکت می کنم.بعد یه نگاه به آسمون انداخت و آه سردی کشید و گفت:اینجا مثل اونور نیست.زمان و مکان مطرح نیست.حتی شکل و اندازه اشیا و دور و نزدیک بودن فاصله ها.اینجا یه دنیای دیگس.نه فصل ها به موقع عوض میشن,نه شب و روز.چیزایی می بینی که وقتی زنده بودی تو خیالتت نمی تونستی ببینی.مثل خوابه یا کابوس یا یه چیزی شبیه اون.البته به آدمشم ربط داره.سرم و توی دستام گرفتم و گفتم:من خیلی می ترسم.دستشو روی دوشم گذاشت و به نشونه همدردی فشار داد.بهش یه نگاه کردم و در حالی که ازش دور می شدم گفتم:خواهش می کنم بهم زیادی نزدیک نشو.من اعتقاداتی دارم که...حرفم و برید و گفت:بازم یادت اینجا همه چی با اونور فرق داره,اینجا...اینبار من وسط حرفش پریدم و گفتم:من این چیزا حالیم نیست.کاری که حالم را بد کنه دوست ندارم پس لطفا فاصلت و با من رعایت کن.دستاشو به نشونه تسلیم بالا برد و گفت:اوه...باشه.بعد زیرلبی گفت:دیوونه و ازم دور شد.گفتم:شنیدم چی گفتی.شونه ای بالا انداخت و با خنده گفت:بیا بریم تو.بطرفش رفتم و گفتم:میشه باهام بیای بیمارستان‌,من واقعا وحشتزدم.ابرویی بالا برد و گفت:باشه,بریم***باورم نمیشد همیشه تو فیلما دیده بودم که مادری کنار تخت برای بچش قرآن میخونه.حالا عزیزجونه که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند... ادامه دارد(مهرا)
Read more
. چند روز پیش تو مدرسه زینب پای صحبت های حاج آقا تراشیون بودم. چند نکته در مورد ارتباط موثر والدین با ...
Media Removed
. چند روز پیش تو مدرسه زینب پای صحبت های حاج آقا تراشیون بودم. چند نکته در مورد ارتباط موثر والدین با فرزند مطرح کردن که اولیش توجهم جلب کرد. شاید چون تا حالا با این دقت به مساله نگاه نکرده بودم. ایشون میگفتن اگر میخواهید برای بچه تون تاثیرگذار باشید؛ باید در نظرش فرد موفقی باشید. شما باید براش قهرمان ... .
چند روز پیش تو مدرسه زینب پای صحبت های حاج آقا تراشیون بودم. چند نکته در مورد ارتباط موثر والدین با فرزند مطرح کردن که اولیش توجهم جلب کرد. شاید چون تا حالا با این دقت به مساله نگاه نکرده بودم. ایشون میگفتن اگر میخواهید برای بچه تون تاثیرگذار باشید؛ باید در نظرش فرد موفقی باشید. شما باید براش قهرمان و اَبَرقدرت باشید. در غیر اینصورت دنبال قهرمان خارج از خونه میگرده...
🌾 یادم اومد چندوقت پیش با دوستی که دختری همسن زینب داره بیرون بودیم. زینب و به تبع بشری تا متوجه غرفه کاردستی شدند، رفتن اونجا قیچی و چسب و کاغذرنگی برداشتند و منتظر موندن تا مربی آموزش بده. به دختر دوستمون گفتم تو چرا نمیری؟نگفت دوست ندارم یا حوصله ندارم گفت من و مامانم هیچ هنری نداریم... و باوجود اصرار من بازم نرفت چون باور کرده بود نمیتونه کار هنری ساده ای در حد تا و قیچی کردن، انجام بده...
این که میگفت من و مامانم، من به این نتیجه رسوند که این حرف مامانش بوده.
🌾 متوجه شدم بچه ها تو این سن بیشتر از حدِ تصور ما، تلاش دارن تا شبیه ما بشن ‌و احتمالا این آخرین و تنها فرصت ماست که جایگاه خودمون رو تو ذهنشون تثبیت کنیم. باید بیشتر حواسم جمع کنم وقتی دارم از دنیا و روزگار و آدمهاش غُر میزنم و شکایت میکنم،‌ وقتی از سر خستگی، تنبلی و بیحوصلگی به ضعف های خودم اقرارمیکنم و حتی وقتی دارم از خودم انتقاد میکنم، در حقیقت دارم ‌خودم رو از مقام ابَرقهرمانی میکشم پایین و پایین تر... یا اینکه الگویی ناقص برای بچه ام و مانع رشد همه جانبه اش میشم...
🌾 باید تلاش کنم برای بچه هام یک مامانِ قویِ همه فن حریف که به این سادگی ها خسته نمیشه و از پادر نمیاد، باشم... یک مامانِ شاد و پر انرژی...😊
پ.ن: ‌عذرخواهی میکنم کمی متن طولانی شد اما خوشحال میشم نظر یا تجربه دوستان رو در این مورد بدونم.
‌ #‌مادرانه
#‌‌خواهرانه
#دختر_باحجابم
#‌بشری_جون
#زینب_‌جون
#‌کلاس_‌اولی
#‌بی_دندون
Read more
Loading...
(جنون قسمت دهم) عزیزجون بود که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند و به پهنای صورتش اشک می ریخت.آقا جون و ...
Media Removed
(جنون قسمت دهم) عزیزجون بود که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند و به پهنای صورتش اشک می ریخت.آقا جون و داداشم تو راهرو نشسته بودن و حال و روز خوبی نداشتن.نگام به خودم افتاد که مثل یه تیکه گوشت افتاده بودم رو تخت بیمارستان‌.توی اون حالت چقدر بدبخت بودم.سرم بسته بود و دستگاه نفس مصنوعی و سرم بهم وصل بود.امواج ... (جنون قسمت دهم)
عزیزجون بود که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند و به پهنای صورتش اشک می ریخت.آقا جون و داداشم تو راهرو نشسته بودن و حال و روز خوبی نداشتن.نگام به خودم افتاد که مثل یه تیکه گوشت افتاده بودم رو تخت بیمارستان‌.توی اون حالت چقدر بدبخت بودم.سرم بسته بود و دستگاه نفس مصنوعی و سرم بهم وصل بود.امواج منظم قلبم روی مانیتور دیده میشد و صداش تو سرم می پیچید.بدنم شروع کرد لرزیدن.یعنی امیدی به زنده موندنم هست؟آهی از ته دل کشیدم و از دیدن وضعیت خونوادم دلم به شدت سوخت و اشکم روان شد.دیگه حس نداشتم رو پاهام وایسم برای همینم عقب عقب رفتم و به دیوار تکیه دادم و همونجا سر خوردم روی زمین...چقدر دلم می خواست برم عزیزجون و بغل کنم و بهش دلداری بدم.چقدر دلم می خواست که دوباره چشام تو چشای خسته و رنج کشیده آقاجون بیفته تا برای زحمتی که برام کشیدن ازشون حلالیت بطلبم.خدایا حالا پول بیمارستان‌ و از کجا میارن؟نقش زمین شده بودم و تو افکارم غرق بودم که پروانه کنارم نشست و با نگاه مهربونی گفت:بهتره دیگه بریم.موندن ما اینجا دردی را دوا نمی کنه.اشکامو با کف دستم پاک کردم و گفتم:تو برو من...من می مونم.دستم و گرفت و گفت:اما بهتره همراه من بیای.با نگاهی که بهش کردم...دستمو رها کرد و گفت:اوه...یادم نبود.از حرکتش خندم گرفت.آخه در عین بی پروایی,چشمای معصومی داشت و بعضی از حرکاتش خیلی شیرین و بانمک بود.در حالی که لباش مثل بچه کوچولوها آویزون بود...چش غره ای بهم رفت و گفت:برای چی می خندی؟توی چشاش دقیق شدم و گفتم:همیشه دلم می خواست یه خواهر کوچولو مثل تو داشته باشم.یه ایییش گفت و وایساد.بعد ابروهاشو بالا برد و با یه ادای خاصی گفت:اما من اصلا دوست نداشتم یه داداش ماست و خیار مثل تو داشته باشم.با این حرف انگار توی دنیای دیگه ای غرق شده باشه تو خودش رفت.کنارش ایستادم و گفتم:حرفتو که زدی دیگه چرا قیافه می گیری؟اما اون انگار صدامو نشنید.به یه گوشه خیره مونده بود.دستمو چندبار جلو چشاش تکون دادم تا به خود اومد.پرسیدم:کجایی؟با اخم تو چشام خیره شد و آروم گفت:بالاخره میای بریم یا خودم برم؟دور تا دور اتاق و بازم از نظر گذروندم.برای چند ثانیه یادم رفته بود تو چه وضعیتیم.غم بزرگی روی دلم نشست.عزیزجون قرآن و بوسید و توی صورتش نگه داشت.زیرلب داشت زمزمه می کرد.از شونه هاش که میلرزیدن عمق گریش معلوم بود.بی تاب شدم,رفتم کنارش و سرش و از روی چادر بوسیدم.دلم می خواست بغلش کنم و زار زار گریه کنم.دستمو پشت شونه های لرزونش کشیدم.نمیدونم چی شد انگار حس کرده باشه یهو آروم شد... ادامه دارد.باسپاس بیکران (مهرا)
Read more
میدونید یه وقتایی واقعا باید دلت برای بعضی ها بسوزه. مثل همین غواص های شهید که پیدا شدن !! باید چقدر ...
Media Removed
میدونید یه وقتایی واقعا باید دلت برای بعضی ها بسوزه. مثل همین غواص های شهید که پیدا شدن !! باید چقدر به زندگیت ظلم بشه که توی 16 سالگی وقتی هنوز بچه ای جنگی راه بیفته که قرار نیست تموم بشه ، بگن واجبه !! نیرو نداریم بیاید جبهه !! مردونگی میکنی و میری. ولی حالا که رفتی جبهه دقیقا میخوره به عملیات کربلای ... میدونید یه وقتایی واقعا باید دلت برای بعضی ها بسوزه. مثل همین غواص های شهید که پیدا شدن !! باید چقدر به زندگیت ظلم بشه که توی 16 سالگی وقتی هنوز بچه ای جنگی راه بیفته که قرار نیست تموم بشه ، بگن واجبه !! نیرو نداریم بیاید جبهه !! مردونگی میکنی و میری. ولی حالا که رفتی جبهه دقیقا میخوره به عملیات کربلای 4 که کاملا لو رو رفته و همه فرمانده های دلاور و شجاع خبر دارن که لو رفته !! ولی تو که یه بچه ای ، قطعا بهت نمیگن ، نه به تو ، نه به اون 12 هزار نفر دیگه ای که اونروز شهید شدن !! فقط هی داد زدن بگو یا حسین ، برو جلو ،،....
خلاصه از هزاران تیر و ترکش جون بدر میبری ولی اسیر میشی !! ولی خب دستاتو میبندن و زنده به گورت میکنن ..!! جون دادن با سخت ترین حالت ممکن !! ای بابا زندگی همینه همه میمیریم !! ولی خب سخت تر ماجرا خانواده ات هستن که 30 سال صبر کردن . حالا یهو میزنه جنازه ات که نه یکمی از استخون شکسته هات پیدا میشه !! ولی خبر نداری ، الان برخی از فرماندهان دیروز تو شدن همه کاره مملکت و با دشمن دیروز تو شدن دوست و برادر ، اون 4 تا استخون رو که میارن میگن کار بعثی هاست که الان شدن داعشی ، دیگه مثل سابق نمیگن کار عراقی هاست که بد نشه... مهم نیست ، سیاسته هر روز یه وری میچرخه ... اما خب دلم برات میسوزه. اون چهارتا استخونت رو مرتب میکنن و اون سیمی که دستت رو باهاش بسته بودن عوض میکنن ، چون توی 30 سال اون سیم دیگه پوسیده و یه سیم نو میخواد که توی عکس خوب دیده بشه !! میزارنت توی یه ویترین خوشگل شیشه ای و بدون اینکه اصلا براشون مهم باشه خانواده ات با دیدن این صحنه چه حالی میشن هی تند و تند و تند ازت عکس میگیرن و بعد زیر عکسات پیام های سیاسی مینویسن و ربطش میدن به مذاکرات اتمی و تحریم و آمریکا و ژنو ....... خلاصه تو که خوشی نکردی توی این دنیا ، ولی الحق که این چهارتا استخونت چه حالی داد به این جماعت ..... اونم چه وقتی!!! درست و بموقع !! بعدشم که توی تشییع جنازه ات حسابی کارنوال سیاسی راه انداختن و حریفشون رو کوبیدن میذارنت توی خاک ، جایی که 30 سال بودی... بعد هر از گاهی دوباره ازت عکسی منتشر میکنن و میگن شهدا شرمنده ایم ،، دارن با خون شما بازی میکنن !! البته منظورشون اون معاون رئیس جمهوری که 20 هزار میلیارد دزدیده نیست ها.... این خون شماها فقط و فقط و فقط به ساپورت و شال دخترا حساسیت داره ، اونان که از خون شما سوء استفاده کردن، این دختر ژیگولان که خون شمارو لگد مال کردن نه اونایی که 30 ساله از زنده و مرده و استخونت نردبون ساختن...
Read more
. متن زیر نجوای عاشقانه‌ی دوستی است با شهید محسن حججی. نوشته‌ای از سر سوز و صدق که دلم نیامد شما نخوانید. ...
Media Removed
. متن زیر نجوای عاشقانه‌ی دوستی است با شهید محسن حججی. نوشته‌ای از سر سوز و صدق که دلم نیامد شما نخوانید. ️ امروز خیلی دلم گرفته. از دیشب محسن حججی ولم نمی کنه. چی می خوای از جون من؟ چرا با من اینجوری می کنی؟ چیو هی به رخم می کشی؟ لجم می گیره از این همه کربلایی بودنت. حالا هی هر روز دلبری کن. فیلم ... .
متن زیر نجوای عاشقانه‌ی دوستی است با شهید محسن حججی. نوشته‌ای از سر سوز و صدق که دلم نیامد شما نخوانید. ❇️
امروز خیلی دلم گرفته.
از دیشب محسن حججی ولم نمی کنه.
چی می خوای از جون من؟
چرا با من اینجوری می کنی؟
چیو هی به رخم می کشی؟

لجم می گیره از این همه کربلایی بودنت.
حالا هی هر روز دلبری کن.
فیلم نوحه خون بودنت از کودکی رو پخش کن.
عکس جسد بی سرت رو‌ پخش کن.
فیلم بوسه به پای مادرت رو پخش کن.
جسد مثله شده‌ات رو توی بیابونهای عراق و سوریه پخش و پلا کن.
تعارف نکن!
اربااربا شو اصلا.
اصلا فردا فیلمت رو‌ منتشر کن که قبل از اینکه سرت رو ببرند داری رجز می خونی.
پس فردا فیلمت رو پخش کن که با ماشین یا تانک رفتند روی پیکرت.
تشییع جنازه‌ات رو بنداز توی دهه محرم.
آقا رو بکشون پای جنازه‌ات.
تعارف نکن.
تو که بلدی. وقتی اومد بالای سرنداشته‌ات لابد می تونی بدون سر ازش بپرسی: أوفیت یابن رسول الله؟
حالا هی دلبری کن.
هی خودشیرینی کن.
هی به ما سرکوفت بزن.
چی می خوای از جون من؟
چرا دست از سرم بر نمی داری؟
چرا نمی ذاری سرم توی آخور خودم باشه؟
چرا خواب خوش منو به هم زنی؟

چرا ولم نمی کنی با مرگ تدریجی‌ام؟
تو با روزمرّگی و با روز مرگی من چه مشکلی داری آخه؟

برو دست از سرم بردار.
برو ضعیف‌کشی نکن.

برو با هم‌قدهای خودت
هم‌قطارهای خودت

منو ول کن.
بذار لابلای دغدغه‌های سخیفم بلولم.
بذار بمیرم.
بذار به درد خودم بمیرم.
آخه تو کجا و‌من کجا؟

نویسنده: علی گل اکبر
#محسن_حججی
Read more
استودیو صدا پیدا کردم واسه خوانندگی 🤣🤣🤣 الان باز میگی با خانواده قهر کردی نخون جون مادرت به همین ...
Media Removed
استودیو صدا پیدا کردم واسه خوانندگی 🤣🤣🤣 الان باز میگی با خانواده قهر کردی نخون جون مادرت به همین کارت ادامه بده استودیو پایان در زمینه های زیر خدمات میدهد: تهیه ملودی های ب روز و با کیفیت تنظیم مدرن در تمامی سبک ها میکس ومسترینگ پروژه با استفاده از جدید ترین روش های استاندارد و بالاترین ... استودیو صدا پیدا کردم واسه خوانندگی
🤣🤣🤣
الان باز میگی با خانواده قهر کردی
نخون جون مادرت
به همین کارت ادامه بده 📢 استودیو پایان در زمینه های زیر خدمات میدهد:
🔘تهیه ملودی های ب روز و با کیفیت
🔘تنظیم مدرن در تمامی سبک ها
🔘میکس ومسترینگ پروژه با استفاده از جدید ترین روش های استاندارد و بالاترین کیفیت
🔘پخش سراسری اهنگ در تمامی سایت ها و کانال های معتبر تلگرام
☑️فروش بیت های با کیفیت با قیمت مناسب در تمامی سبک ها
☑️میکس وکال روی بیت و اعمال مسترینگ‌نهایی با قیمت مناسب و بالاترین کیفیت
🔷جهت اطلاع از هزینه ها و شنیدن نمونه کار ها با شماره زیر در تماس باشید
09387236447:شماره تماس
Read more
معناي ۷سال رو کي خوب ميفهمه؟ دانشجوهاي پزشکی.... معناي ۴سال رو کي ميفهمه؟ بچه هاي کارشناسی... معناي ...
Media Removed
معناي ۷سال رو کي خوب ميفهمه؟ دانشجوهاي پزشکی.... معناي ۴سال رو کي ميفهمه؟ بچه هاي کارشناسی... معناي ۲سال رو کي خوب ميفهمه؟ سرباز ها... معناي ۱سال رو کي خوب ميفهمه؟ پشت کنکوري ها... معناي ۹ماه رو کي خوب ميفهمه؟ بانوان باردار... معناي ۱ماه رو کي خوب ميفهمه؟ روزه داران ماه مبارک رمضان... معناي ... معناي ۷سال رو کي خوب ميفهمه؟
دانشجوهاي پزشکی....
معناي ۴سال رو کي ميفهمه؟
بچه هاي کارشناسی...
معناي ۲سال رو کي خوب ميفهمه؟
سرباز ها...
معناي ۱سال رو کي خوب ميفهمه؟
پشت کنکوري ها...
معناي ۹ماه رو کي خوب ميفهمه؟
بانوان باردار... معناي ۱ماه رو کي خوب ميفهمه؟
روزه داران ماه مبارک رمضان...
معناي ۱هفته رو کي خوب ميفهمه؟
سر دبيرهاي مجلات هفتگی...
معناي ۱روز رو کي خوب ميفهمه؟
کارگران روز مزد... معناي ۱ساعت رو کي خوب ميفهمه؟
عاشق منتظر... معناي ۱دقيقه رو کي خوب ميفهمه؟
اونايي که از پرواز جا موندند...
معناي ۱ثانيه رو کي خوب ميفهمه؟
اونايي که در تصادف جون سالم به در بردند... معناي ۱دهم ثانيه رو کي خوب ميفهمه؟
مقام دوم تو المپيک...
□ معنای لحظه را چه کسی درک میکنه ؟
کسی که دستش از دنیا کوتاهه... این فقط یک یادآوری بود تا
قدر لحظه لحظه هاي زندگيمون رو
بدونيم
خيلي زود دیر میشه...
نه...!
خیلی زود تموم ميشه!

شايد فرصتي رو که الان داريم،
لحظه‌ای ديگر فقط یک خاطره باشد
شاید تلخ و زشت... و شاید شیرین و زیبا.. #احمد #امين #امينپور
Read more
 #من_نوشت تو زندگی خیلی هامون ممکنه شرایطی پیش بیاد که از افتادن یک اتفاق هراس بیش از حد داشته باشیم حالا ...
Media Removed
#من_نوشت تو زندگی خیلی هامون ممکنه شرایطی پیش بیاد که از افتادن یک اتفاق هراس بیش از حد داشته باشیم حالا اون اتفاق میتونه مرگ باشه میتونه جدایی باشه میتونه از دست دادن یا حتی شکست باشه کاری ندارم به ماهیت اتفاق مهم اون ترسه! خیلی هامون که نه بهتره بگم هممون این حس رو تجربه کردیم و میکنیم هر ... #من_نوشت
تو زندگی خیلی هامون ممکنه شرایطی پیش بیاد که از افتادن یک اتفاق هراس بیش از حد داشته باشیم
حالا اون اتفاق میتونه مرگ باشه
میتونه جدایی باشه
میتونه از دست دادن یا حتی
شکست باشه
کاری ندارم به ماهیت اتفاق
مهم اون ترسه!
خیلی هامون که نه
بهتره بگم هممون این حس رو تجربه کردیم و میکنیم هر لحظه به نوعی
و دست و پا میزنییم شبانه روز
دقیقه به دقیقه
تو حس تلخو تعریف نشدنیه ترس
نکنه که بره
نکنه نشه
نکنه که اونجوری ...نکنه که فلان... نکنه که....
مثلا خود من
یه ترس خیلی بزرگ و عمیق که بماند چی
چند سالی تو دلم خونه کرده بود
اونقدر بزرگ شده بود توی قلبم که
یادم رفته بود زندگی داره چطور میگذره
من دارم چطور رفتار میکنم
همیشه از خودم میپرسیدم اگر فلان روز برسه
من چطور میتونم محکم وایسم
من چطور میتونم کنار بیام
من چطور میتونم قبول کنم
اگر فلان اتفاق بیافته چطور تبدیل بشم
به یک انسان انگار نه انگار...
اون روز رسید
اون ترس اومد درست رو به روم واستادو خندید
نگاش کردم بی رحم بود
خیلی نگاش کردم خشن بود درد داشت
دروغ چرا
گریم گرفت
ناتوان شدم
تنهایی سلول به سلول بدنم رو پر کرد
ترسیدم
بازم ترسیدم
ایندفعه از (خودمی ) که روبه روی ترسش وایساده...
وقتی به ترسم با دقت بیشتری نگاه کردم
وقتی به خودم که با اون ترس روبه رو شده خیره شدم
یه درس بزرگی گرفتم
مواجه شدن با اون ترسی که شبانه روزت رو پر کرده اونقدرها هم ترسناک نیست...😊
انگاری یه کوله بار سنگین رو از دوشت بر میداری و آزاد میشی ...
شاید این آزادی تلخ باشه
اما بیشتر شیرینه...
سبک میشی
رها میشی
آزادی...
مال خود خودتی😍
اون موقع است که خنده ات میگیره
این خنده رو میتونم تو این جمله تعریف کنم :

يه لبخند ميتونه خيلى از حس ها رو پنهون كنه.
#ترس ، #اندوه، #قلب شكسته.
اما يه چيز رو خوب نشون ميده: #قدرت
و من امروز خیلی قدرتمندتر از دیروزم چون یکی از بزرگترین ترسهام رو پشت سرگذاشتم
چون بازم میخندم
.
از مواجه شدن با ترسهامون نترسیم
هیچی نمیشه که هیچ
ماییم که قدرتمندتریم
وترسها و عامل ترسهامون ضعیف تر و بی ارزش تر...
وسلام

پ.ن:
بازم تبریک میگم عید رو
تبریک میگم این عیدی قشنگی رو که غیور مردان ایرانی بهمون دادن امروز
تبریک میگم به خودم و تویی که داری یاد میگیری قوی تر باشی ❤
و اخ جون که فردا تعطیله هوووووووووووراااا😍😍😍
Read more
. ‎میخوام یه کمی راز دل بگم...یه کمی از نگفته‌ها که ممکنه زیادی طولانی شه اما ارزش داره در نظرم که گفته ...
Media Removed
. ‎میخوام یه کمی راز دل بگم...یه کمی از نگفته‌ها که ممکنه زیادی طولانی شه اما ارزش داره در نظرم که گفته بشه شاید تلنگری شد...همیشه به سید بودنم اونم طباطبایی هم از سمت پدر و هم مادر ته دلم مینازیدم و حس میکردم خدا باید تافته جدا بافته گونه باهام مهربونی کنه و به دادم برسه ، فکر میکردم خیلی اوقات بدی‌ها ... .
‎میخوام یه کمی راز دل بگم...یه کمی از نگفته‌ها که ممکنه زیادی طولانی شه اما ارزش داره در نظرم که گفته بشه شاید تلنگری شد...همیشه به سید بودنم اونم طباطبایی هم از سمت پدر و هم مادر ته دلم مینازیدم و حس میکردم خدا باید تافته جدا بافته گونه باهام مهربونی کنه و به دادم برسه ، فکر میکردم خیلی اوقات بدی‌ها مال همسایه‌اس نه من ! شاید در عمل بروزش نمیدادم اما ته دلم و زمانی که خام بودم این باور برام بود و گاهی توی ناکامی‌ها بیشتر از حالت عادی غر به خدا میزدم...مشکلات ریز و درشت رو مثل هر آدمی همیشه داشتم اما یک سال و چند ماه پیش که دومینو‌ ناکامی‌های من استارت خورد بارهای اول توی دردام خیلی بلند و طلبکار داد میزدم خدا خدا چرا ولی به مرور روز و زمان از شدت صدام کم شد...وقتی تاوان لجبازی که با خودم کردم و انتخاب غلطم مثل یه سیلی محکم از خواب خرگوشی بیدارم کرد ، وقتی در شرف این بودم که بازنده‌ی کلمه‌ی مهم سلامتی باشم و دچار سخت‌ترین بیماری بشم و از این دکتر به اون دکتر تنهایی کوبیدم و رفتم و اومدم و دردم فقط از اعصاب بود و استرس بی‌امان و نمیخواستمم اذیت مضاعفی بشم برای خانواده و بار و دردش رو تنهایی به دوش کشیدم تا کم کم رفع شد و حالا باید کلی برسم به خودم بشم همون شاداب و خوش قبلی...وقتی باز تو یه اتفاق دیگه قدره یه ترمز با پایین رفتن از گاردریل فاصله داشتم و ماه‌هاست کشمکش اداری و شدن و نشدن پیش‌روم هست ، وقتی خیلی از هدفها و کارام دور شد ازم بخاطر شرایط فعلی وقتی بخاطر ظاهر رنگی زندگیم بارها قضاوت شدم و بی دلیل محکوم اما از ته دل نیاز داشتم به حامی و مرهم و نبود هیچ ناجی واقعی ، وقتی خیلی قصه‌های تلخ پیش اومد که بیشتر بسط نمیدم بهشون که نشه مرثیه‌خوانی روز عیدی ، یه چیزی رو خوب فهمیدم خدا فرقی بین بنده‌هاش نمیذاره من باید اینو یاد میگرفتم : ) خدا همیشه با هممون هست پا به پامون تو دردا میاد صبوری میکنه تا پخته بشیم تا یاد بگیریم فردیت رو ، تا بفهمیم هممون مثل همیم و هرکدوم تو زندگی باید سخت و آسون رو به جون بخریم و بلدش بشیم، پشت در مطب دکتر و پشت در اتاق شورا و تو تعمیرگاه و تو دل این شهر همه منتظریم و در تلاش برای رفع دغدغه‌هامون ، خدا برای هممون هست و وقت میذاره بی‌فرق، این ما ادمهاییم با طاقتهای متفاوت ، که اگه فقط داد بزنیم و بلد بازی نشیم اگه پخته نشیم و بینا نشیم روی حکمتش یه جور دیگه یه جا دیگه باز تکرارش میکنه اینقدر تا بفهمیم و یاد بگیریم...
(ادامه در کامنت اول)
Read more
فرهاد جهاني جزو ترانه سُراهايي هست كه روي خيلي از ملودي هاي من ترانه نوشته كه كار خيلي سختي هم داشته ...
Media Removed
فرهاد جهاني جزو ترانه سُراهايي هست كه روي خيلي از ملودي هاي من ترانه نوشته كه كار خيلي سختي هم داشته هميشه ولي چون كارش درسته نتيجه كارها خوب بوده و شما هم هميشه دوست داشتيد خداروشكر ، ممنونم 🏻 .... فرهاد جون تولدت كلي مبارك باشه ، ايشالله روز به روز بيشتر بدرخشي عزيزم 🏻️ #farhadjahani @farhadjahani ... فرهاد جهاني جزو ترانه سُراهايي هست كه روي خيلي از ملودي هاي من ترانه نوشته كه كار خيلي سختي هم داشته هميشه ولي چون كارش درسته نتيجه كارها خوب بوده و شما هم هميشه دوست داشتيد خداروشكر ، ممنونم 🙏🏻🌹 .... فرهاد جون تولدت كلي مبارك باشه ، ايشالله روز به روز بيشتر بدرخشي عزيزم 🙏🏻🌹✨😍❤️ #farhadjahani @farhadjahani #omidhajili #hajilitto #hbd🎂🎉
Read more
اول اينكه مى خواستم از ياسى جانم تشكر كنم ، تماس گرفتن كه يه بچه ى بيمار ديدن و نمى تونن ببرنش خونه به خاطر ...
Media Removed
اول اينكه مى خواستم از ياسى جانم تشكر كنم ، تماس گرفتن كه يه بچه ى بيمار ديدن و نمى تونن ببرنش خونه به خاطر گربه ى خودشون . خواهش كردم كه ببرينش كلينيك اقدسيه و بعد از درمان هم رهاسازيش كنين ، بردنش ، هزينه كردن و درمان شد (عكس اخر ، روز اولّ كه پيداش كردن ) هزاران بار ممنون . اما تشكر دوم اينكه بدون بحث و خون ... اول اينكه مى خواستم از ياسى جانم تشكر كنم ، تماس گرفتن كه يه بچه ى بيمار ديدن و نمى تونن ببرنش خونه به خاطر گربه ى خودشون . خواهش كردم كه ببرينش كلينيك اقدسيه و بعد از درمان هم رهاسازيش كنين ، بردنش ، هزينه كردن و درمان شد (عكس اخر ، روز اولّ كه پيداش كردن ) هزاران بار ممنون . اما تشكر دوم اينكه بدون بحث و خون و خونريزى اوردن و رهاسازيش كردن ، الان با بچه ها دوست شده و گاهى ديدم كه بازى مى كنه و باهاشون غذا مى خوره و...
اما البرت كه گفتم ؛ درمان شده و داريم به محيط بيرون عادتش مى ديم كلّى دلسوزى و خواهش و تمنا كه گناه داره رهاش نكنين ، به حدىّ رسيد كه كپشن رو ديليت كردم و تغيير دادم و دوست عزيزى مسئوليتش رو قبول كردن كه بعد از چهل روز مادرشون حساسيتشون به البرت شديد شد و منتظريم تا جا براش پيدا كنيم چون الان نه گربه هاى پايين قبولش مى كنن و نه خودش مى تونه با گربه هاى غريبه دوستى كنه و شك ندارم دست به دست شدنش شروع شد و... باز هم و باز هم از ياسى جون براى نجات ياسى (من به اسم ناجيش صداش مى كنم)تشكر مى كنم @yasi.ktb
Read more
از خزر تا فارس با اجراي دلنشين خانم شهره عزيز و كلام نافذ بابك جان صحرايي و آهنگسازي حامد حنيفى و تنظيم كسري و كارگرداني ابتين جان حسيني . 🎙🖋 . . . @shohrehofficial 🎙 @babak_sahraee 🖋 @hamedhanifi @abtin.hosseinii @radiojavan @pmcmusic پ . ن : در اين روزهاي سخت و طاقت فرساي ... از خزر تا فارس 🎶 با اجراي دلنشين خانم شهره عزيز و كلام نافذ بابك جان صحرايي و آهنگسازي حامد حنيفى و تنظيم كسري و كارگرداني ابتين جان حسيني .
🎶📼🎙🖋 .
.
.

@shohrehofficial 🎙
@babak_sahraee 🖋
@hamedhanifi 🎶
@abtin.hosseinii 📼
@radiojavan 📡
@pmcmusic 📺
پ . ن :
در اين روزهاي سخت و طاقت فرساي اقتصادي كه دولتمردان علنن شرايط بي نهايت بحراني معيشتي مردم رو كتمان ميكنن و هروز پول و اعتبار ملي ايران بي ارزشتر از روز قبل ميشه كاري از دستم برنمياد جز به اشتراك گذاشتن همين موسيقي كه با قلبم ساختم ، تقديم به تمام پدراني كه شرمنده خانوادشون ميشن ، تقديم به تمام مادراني كه نميتونن غذاي رنگين براي فرزندانشون سر سفره بذارن ، و بيش از همه تقديم به دهه شصتي هايي كه هم بحران اوايل انقلاب رو تحمل كردن و هم زير موشك بارون و جنگ جون كندن و هم دوران به اصطلاح سازندگي با بدبختي زندگي كردن و هم سالهاي سخت تحريم از خارج و فيلتر و پارازيت از داخل رو تحمل كردن و حالا هم غم نان و فشار مالي و روحي كمرشون رو داره ميشكنه 😔🙏🏼 .
.
📥🌍
شما براي دانلود و مشاهده نسخه كامل اين ويدئو ميتونيد به بخش تي وي صفحه من و يا گوگل و سايت هاي موزيك مراجعه كنيد .
Read more
ايشون آقاي سامان چرخكار هستند و كليه امور آي تي موندريان <span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f49b"></span><span class="emoji emoji1f499"></span> ( سايت و اپليكيشن ) بر عهده تيم خوب و حرفه ...
Media Removed
ايشون آقاي سامان چرخكار هستند و كليه امور آي تي موندريان ( سايت و اپليكيشن ) بر عهده تيم خوب و حرفه ايشون هست 🤗 به جرات ميتونم بكم يكي از تاثيرگذارترين افراد در زمينه مديريت آموزشگاه بودند و هستند و نكات ظريف و دقيقي كه براي من با صبوري توضيح دادند هميشه برام مفيد بوده و بهترين مشاوره هاي مالي و ... ايشون آقاي سامان چرخكار هستند و كليه امور آي تي موندريان ❤️💛💙 ( سايت و اپليكيشن ) بر عهده تيم خوب و حرفه ايشون هست 🤗
به جرات ميتونم بكم يكي از تاثيرگذارترين افراد در زمينه مديريت آموزشگاه بودند و هستند و نكات ظريف و دقيقي كه براي من با صبوري توضيح دادند هميشه برام مفيد بوده و بهترين مشاوره هاي مالي و كاري رو بدون هيچ چشم داشتي با جون و دل به ووندريان ارائه كردند 😊
روزاي اول ، مكالمات من و ايشون شنيدني بودااااا ! من با دايره لغات عاميانه و خيلي خودموني و ايشون با ادبيات و لغات رسمي 🤦🏼‍♀️ تهشم مجبور ميشدم لُريشو بگن 🤣 ( منظور از لري همون عاميانه بودنشه وگرنه منم يه رگم تهش لر داره و كرد و خيلي هم ادماي خفني هستيم 😜) خلاصه كه بنده خدا اقاي چرخكار صبوري كردناا ! خيلي از مطالبي كه براتون تو اين مدت مينوشتم برخيش از صحبت هايي بود كه با ايشون داشتم و حيف ام ميومد تنهايي لذت ببرم 🤗 بارها نزديك بود از استرس سكته كنم و نا اميد بشم از اوضاع و شرايط و ايشون با تمام قواسون و تمام مسائل كاريشون منو دلداري ميدادن و بيش از يك فرد با مسئوليت آي تي بودن و خواهند بود !دنيا به وجود و حضور افرادي مثل ايشون به شدت نيازمنده 😊
براي همتون حضور فردي مثل ايشون رو ارزو ميكنم و براي اقاي چرخكار هم ارزو ميكنم هرگز تو اينده شغليشون فردي مشابه من با ادبيات اين قدر متفاوت به پستشون نخوره 😂🤣 خدا شاهده گاهي اوج تعجب و محو شدن تو افق رو در ته نگاهشون ميديدم 😬 فك كنيد بمن گفته بودن سخنراني اماده كنم براي روز رو نمايي و منم نكرده بودم و تقريبا اين مدلي 😳 منو نگاه كردن و منم با همين حالت 🤭☺️ گفتم من چيزي ننوشتم 😬و ايشون با نا باوري فقط منو نگاه كردن 😬 البته كه من تو ذهنم اماده كرده بودم و فقط رو كاغذ نيوردم و داستان زندگيمو و عشق به كارمو براي همه تعريف كردم و به زودي هم براي شما ميگم 😍😍😍
پيشنهاد ميدم اگر ميخواين وب سايت بزنيد يا اپليكيشن حتما بهشون مراجعه كنيد ولي نگين از طرف منيد كه ممكنه قول نكنن 🤣🤣🤣
@samancharkhkar .
راستي ، تو وب سايتمون ثبت نام كردين ؟!🤔
www.mondrianpastry.com
.
.
#موندريان #آموزشگاه #قنادي #آشپزي #خوراك #نوشيدني #وب_سایت #اپليكيشن #آموزش #مجازي
Read more
 #mehrdadnaeimi #bighanoon اساسا همه مشکلات این مملکت از وقتی شروع شد که پریوش شوهر کرد. خیر نبینه ...
Media Removed
#mehrdadnaeimi #bighanoon اساسا همه مشکلات این مملکت از وقتی شروع شد که پریوش شوهر کرد. خیر نبینه این پریوش که دختری کم‌رو بود که هی خجالت می‌کشید و از غم شوهر ملالت می‌کشید و هی توی خانه برای خودش می‌نشست و ماتیک می‌کشید و دور لب یک خط باریک می‌کشید و آخرش هم چقدر بد کرد و غلط کرد که شوهر کرد و همه رو ... #mehrdadnaeimi #bighanoon
اساسا همه مشکلات این مملکت از وقتی شروع شد که پریوش شوهر کرد. خیر نبینه این پریوش که دختری کم‌رو بود که هی خجالت می‌کشید و از غم شوهر ملالت می‌کشید و هی توی خانه برای خودش می‌نشست و ماتیک می‌کشید و دور لب یک خط باریک می‌کشید و آخرش هم چقدر بد کرد و غلط کرد که شوهر کرد و همه رو دربه‌در کرد و جلال رو خونین جگر کرد. لابد می‌پرسید جلال کیه؟ .
جلال برای خودش کسی بود یه موقع... پسری بود سی ساله، که شغل پر درآمدی داشت و مامور گمرک بود. تو زندگیش رک بود، تفریحش شکار اردک بود، اهل هنر و عاشق تنبک بود. بامزه و به قول معروف فلفل و نمک بود، تو هیکل‌ها تک بود، داداشِ کرامت بود (کرامت اون زمان سلبریتی معروفی بود) خونه و عمارت هم داشت و برای خودش حکایتی داشت و فقط یک زن کم داشت که از شانسِ بدش عاشق پریوش بود. جلال دیوانه‌ی پریوش بود اما رویش نمی‌شد به او ابراز علاقه کند. او برای تمام مردم شهر از بالا بلند بودن و ابرو کمند بودن و حتی خالِ سمندِ و چالِ چونه‌ی پریوش حرف زده بود. همه ندیده تمام جزئیاتِ پریوش را حفظ بودند. جلال هر شب با خودش خلوت می‌کرد و به یاد پریوش می‌خواند که چرا همچین می‌کنی؟ دلو چین‌چین می‌کنی؟ بعد به خودش فحش می‌داد که چرا همچین میشی تو؟ کج و کوله میشی تو؟ مثل حوله میشی تو؟ بمیری که یه ابراز علاقه نمی‌تونی بکنی اوزگل.... .
تا اینکه یک روز جلال به پیشنهاد اطرافیان تصمیم گرفت روز تولد پریوش مهمانی بگیرد. صبح بلند شد، سر و رویش را صفا داد و همه را به باغ نو دعوت کرد. دو مدل غذا هم سفارش داد. عدس پلو (آخ جون)، لوبیا پلو (آخ جون)! و با شعار بخور و برو همه‌ی اهالی شهر را به مهمانی‌اش دعوت کرد. خودش هم رفت وسط و شروع به خواندن کرد که وااای واااای دلبر می‌خوام یالا... پیرهن می‌خوام یالاااا، دستبند می‌خوام یالا.... جوراب می‌خوام یالاااا. .
آن روز همه آمدند. از پریوش بگیرید تا محمود فری و خانم پری و خانم زری! (که هر دو اون روزها بصورت همزمان همسر محمود فری بودند!) و شد آنچه نباید می‌شد... توی این مهمونی قبل از اینکه جلال به پریوش ابراز علاقه کند، محمود فری عاشق و دلباخته‌ی پریوش شد. در این حد که حاضر شد هم پری و هم زری را بخاطر پریوش طلاق بدهد! جلال شوکه شده‌بود و فقط به پریوش نگاه می‌کرد و خدا خدا می‌کرد او به محمود فری جوابِ رد بدهد! اما پریوش حتی نگفت قصد ادامه تحصیل دارد، زارت جواب مثبت داد و دنیا را روی سر جلال خراب کرد. پریوش و محمود فری با هم رفتند و جلال تازه شیر شد و آمد وسط داد زد که
.

بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
دیدار خانواده‌های کره‌ای بعد از ۶۵ سال جدایی خویشاوندان حدود ۹۰ خانواده از دو کره شمالی و جنوبی بعد از ۶۵ سال انتظار روز دوشنبه ۲۰ اوت یکدیگر را ملاقات کردند. دیدار کوتاه یازده ساعته این بستگان در منطقه گردشگری کوه کومگانگ کره شمالی صورت گرفت. این خویشاوندان در طول جنگ دو کره در بین سالهای۱۹۵۰-۱۹۵۳ ... دیدار خانواده‌های کره‌ای بعد از ۶۵ سال جدایی
خویشاوندان حدود ۹۰ خانواده از دو کره شمالی و جنوبی بعد از ۶۵ سال انتظار روز دوشنبه ۲۰ اوت یکدیگر را ملاقات کردند. دیدار کوتاه یازده ساعته این بستگان در منطقه گردشگری کوه کومگانگ کره شمالی صورت گرفت.

این خویشاوندان در طول جنگ دو کره در بین سالهای۱۹۵۰-۱۹۵۳ میلادی به دلیل تجزیه کره و ایجاد دو کشور، از هم جدا شدند.

این دیدار نتیجه تجدید توافق در این زمینه بین دو کره در سال جاری است. رهبران دو کشور، کیم جون-اون و مون جه-این، در اجلاس ماه آوریل و مه (اردیبهشت و خرداد) خود با برگزاری دور جدید ملاقات‌ها بین‌ خویشاندان جداافتاده موافقت کردند.

حدود ۳۳۰ شهروند کره جنوبی از ۸۹ خانواده توانستند ۱۸۵ نفر از خویشاوندان کره شمالی خود را پس از شش دهه جدایی ملاقات کنند. این خانواده‌های جدا شده، قربانیان شرایط بعد از جنگ کره هستند چرا که این جنگ با انعقاد قرارداد صلح به پایان نرسید، بلکه تنها به آتش‌بسی منجر شد که هنوز جاری است. به‌علاوه، به مرور زمان، برنامه هسته‌ای کره شمالی روابط دو کشور را تضعیف کرد.

بیش از ۵۷ هزار شهروند کره جنوبی در طرح ملاقات با خویشاوندان خود در کره شمالی ثبت نام کرده‌اند. سالهاست کره جنوبی خواستار برگزاری دیدارهای منظم، حتی به شکل کنفرانس‌های ویدئویی برای این خانواده‌هاست، ولی این دیدارها غالباً قربانی روابط تیره دو کشور می‌شود.
رئیس جمهور کره جنوبی، مون جه‌-این، که خود خویشاوندانی در کره شمالی دارد، در جمع مشاوران دفتر ریاست جمهوری بر لزوم افزایش این دیدارها و اجرای مرتب آن، و حق این خویشاوندان برای تبادل نامه و امکان دسترسی تلفنی- ویدئویی تأکید کرد.

وی گفت: «برای هر دو دولت شرم‌آور است که بسیاری از این افراد بدون اینکه بدانند بستگانشان در کشور دیگر زنده‌اند یا نه، از دنیا رفته‌اند. گسترش و تسریع ملاقات خانواده‌ها اولویت بالایی دارد.»
جزییات بیشتر را در وبسایت یورونیوز فارسی بخوانید.
#euronews #euronewspersian #euronewspe
Read more
. این پست به مناسبتِ تفلدِ بهترین و مهربونترین و عزیزترین گلنازِ دنیاست <span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f388"></span>👭👭 ینی اصن نمیشد ...
Media Removed
. این پست به مناسبتِ تفلدِ بهترین و مهربونترین و عزیزترین گلنازِ دنیاست 👭👭 ینی اصن نمیشد واسه تفلدِ گلناز به تبریک و استوری اکتفا کرد باید حتمآ پست میذاشتم انقدر که این دوس جونِ من مهربون و عشقه اصن همه دوستایی که تو دوره‌ی ارشد باهاشون دوست شدم یکی از یکی گل‌ترن فقط بدیه گلناز ... .
این پست به مناسبتِ تفلدِ بهترین و مهربونترین و عزیزترین گلنازِ دنیاست 😍😍🎉🎉🎊🎊🎂🎂🎈🎈👭👭
ینی اصن نمیشد واسه تفلدِ گلناز به تبریک و استوری اکتفا کرد باید حتمآ پست میذاشتم 😍😍 انقدر که این دوس جونِ من مهربون و عشقه 💋💋💋 اصن همه دوستایی که تو دوره‌ی ارشد باهاشون دوست شدم یکی از یکی گل‌ترن 😍😍 فقط بدیه گلناز اینه که دوره اَزَمون خیلییییی دوره خیلیییی خیلیییی دوره اون سرِ دنیاس 😭😭😭 الانم دلم خیلی براش تنگ شده چون آخرین بار دی ماهه پارسال که اومده بود ایران دیدمش ☹☹
خلاصه که هرچی از خوبیِ این دوس جونم بگم کم گفتم 😍😍
یه چیز هم بگم درباره استوری‌هایی که چند روز پیش درباره حجاب گذاشته بودم و خاطره‌ای که از گلناز یادم افتاد ولی فرصت نشد استوریش کنم 🙂
حدودآ سه سال پیش که ترم سوم ارشد بودم با گلناز و چندتا از بچه‌ها مثل همیشه تو نمازخونه‌ی دانشکده نشسته بودیم حرف میزدیم و عکس‌های گلناز که اون موقع مرتب برای گرین کارتش میرفت امریکا و میومد رو نگاه میکردیم بعد خب عکس‌های گلناز تو امریکا هم محجبه بود یهو یکی از بچه‌ها کاملاً با تعجب پرسید گلنااااز تو رفتی امریکا بعد اونجاااا هم روسری سرت کردی؟؟؟😳😳 چجوری؟؟؟😳😳 منم تا اومدم بگم چه ربطی داره آخه؟؟!!! خود گلناز گفت خب من محجبه‌ام چه فرقی داره ایران باشم یا امریکا یا هرجای دیگه‌ی دنیا، حجابم رو دارم 😍😍😍
حالا میخواستم اون روز در ادامه‌ی اون استوری‌هام در مذمت یا مزمتِ حجابِ اجباری و تاثیرِ عکس داشتنش این خاطره رو هم استوری بذارم که این قانونِ مزخرف و رفتارهای غلطِ یه عده باعث شده واقعاً یه عده فکر کنن حتی محجبه‌ها هم به خاطر اجبار حجاب دارن 😐😐 ولی دیگه مهمون اومد اصن یادم رفت ولی خب الان که میخواستم پستِ تفلدِ گلناز رو بذارم گفتم این خاطره رو هم تعریف کنم نَمونه رو دلم رودل کنم 😅😅
خلاصه که گلناز جوووووووونم تفلدت خیلیییی خیلیییییی مبارک باشه ان‌شاءالله صد و بیست سال با سلامتی وخوشبختی کنارِ همسر عزیزت جشنِ تولد بگیری 😍😍😘😘💋💋
پ‌.ن: درضمن منم عینِ شما الان دلم از اون پیتزائه میخواد ولی چه کنم که عکس مالِ شیش ماه پیشه و منم خودم خیلی‌وقته پیتزا نخورم و الان دلم پيتزا ميخواد و فقط اين عكس دوتايي رو داشتم🙁🙁.
.
Read more
قهرمانم... تو همه اين سالها با عشق كار كردي، از جون و دل مايه گذاشتي، خيلي وقتها بيشتر از توانت كار ...
Media Removed
قهرمانم... تو همه اين سالها با عشق كار كردي، از جون و دل مايه گذاشتي، خيلي وقتها بيشتر از توانت كار كردي، خيلي وقتها بعد از پروازهاي طولاني كه گاه بيشتر از سي وشش هفت ساعت بود،درست همون موقع كه همه تو استراحت بودند تو به بچه هاي مصدوم رسيدگي كردي...خيلي وقتها از تايم استراحتت گذشتي و براي مصدوميت ... قهرمانم...
تو همه اين سالها با عشق كار كردي، از جون و دل مايه گذاشتي، خيلي وقتها بيشتر از توانت كار كردي، خيلي وقتها بعد از پروازهاي طولاني كه گاه بيشتر از سي وشش هفت ساعت بود،درست همون موقع كه همه تو استراحت بودند تو به بچه هاي مصدوم رسيدگي كردي...خيلي وقتها از تايم استراحتت گذشتي و براي مصدوميت كسايي جز بچه هاي تيم كه اصلاً وظيفه اي در قبالشون نداشتي وقت صرف كردي، خيلي وقتا بيشتر از وظيفه يه پزشك تيم كار كردي،همه اينا فقط يه دليل داره، اونم اينكه انسانيت تو وجودت به قشنگترين شكل معني شده...و من افتخار ميكنم به داشتن همسري چون تو... تو اين ١٨ ماهي كه مهرسا رو خدا بهمون داده ميدونم چقدر واست سخت بود تحمل دوري پاره تنت اونم نه يك هفته ، بلكه هفته هايي كه گاه به ماه هم كشيده ميشد و من فقط ميدونم كه چي بهت گذشت تو همه ي اين روز و شباي دلتنگي...
و در قبال همه اين از خود گذشتگي ها خيلي وقتا به اون چيزي كه حقت بود نرسيدي ولي بخاطر عشقي كه به كارت داشتي دم نزدي و ادامه دادي و حالا شايد فقط خداي بزرگ از دل مهربونت خبر داره كه چرا ديگه نتونستي ادامه بدي....
به هر حال هر تصميمي كه گرفتي مطمئنم درست ترين تصميمه و من بهش احترام ميزارم و مطمئنم تو راه جديدي كه قصد داري در پيش بگيري موفق تر از قبل خواهي بود چون خدا هميشه با تو و قلب مهربونته ...
Read more
📸 از وقتی که تصمیم میگیریم هنرمند باشیم - کاری که جذابیتی غیر قابل مقاومت دارد - باید بدانیم هیچ تضمینی ...
Media Removed
📸 از وقتی که تصمیم میگیریم هنرمند باشیم - کاری که جذابیتی غیر قابل مقاومت دارد - باید بدانیم هیچ تضمینی برای موفقیت ، جوایز، شهرت و ... وجود ندارد. ما زندگی هنری را انتخاب میکنیم و یا حتی برای آن انتخاب میشویم. زندگی تولید آثاری که در بخش بزرگی از این دنیای بیتفاوت، هیچ استفاده ی عملی ندارند. راه، ... 📸
از وقتی که تصمیم میگیریم هنرمند باشیم - کاری که جذابیتی غیر قابل مقاومت دارد - باید بدانیم هیچ تضمینی برای موفقیت ، جوایز، شهرت و ... وجود ندارد. ما زندگی هنری را انتخاب میکنیم و یا حتی برای آن انتخاب میشویم. زندگی تولید آثاری که در بخش بزرگی از این دنیای بیتفاوت، هیچ استفاده ی عملی ندارند. راه، ساده و راحت نیست. برای هنرمند بودن باید عاشق هنرت باشی، به کارت احترام بگذاری و درکارهایت پناهگاهی برای خودت پیدا کنی. ...
باید ترس را درک کنیم؛ ترس از شکست، ترس از بدست نیاوردن این یا آن. ترس وسیله ای برای کنترل ماست. برای آنکه در ادامه ی مسیر پیش رو، متوقفمان کند؛ تا ما را از پرسش دربارهی زوال حقوق اولیه ی انسانی مان باز دارد. ترس تنها ابزار کسی است که میخواهد ما را کنترل کند؛ میتواند اعلام خطر کند. من بعضی وقت ها به ترسهایم پرو بال میدهم و در پشت آن پنهان میشوم. تو از چه چیزی میترسی؟
...
هنر ارتباط و گفت و گوست. هنرمند باید داشته هایش را نمایش دهد، با دیگران باشتراک بگذارد، درباره ی آنها یاد بگیرد و با آنها داد و ستد کند . ولی لزومی ندارد که این کارها را در یک گالری انجام دهد. ... همچنین وقتی از موقعیت خودت مطمئن نیستی ، لازم نیست برای ورود به بازار هنر عجله کنی. به نظرم مردم بدون فکر کردن و عجولانه از جایی به جای دیگر میروند. لازم است زمانی را برای خودت در نظر بگیری. زمانی برای خطر کردن. هنر مطمئن نیست. یک جور قمار است . میتواند خطرناک شود. از سوی دیگر افکار و ایده های مطمئن کسل کننده هستند.
اغلب اوقات کارهای جذابی را میبینم؛ کارهای زیبا، ولی به نظر میرسد بیش از اندازه به گذشته تکیه میکنند. بدون خطر کردن ، همان دوران قدیم را تکرار میکنند. ...
جون جونس
نیویورک

چند نامه به هنرمندی جوان
ترجمه : آرش صداقت کیش
پ.ن: #روز_جهانی_عکاسی مبارک
#worldphotographyday
Read more
. من آدمی نیستم که دعام مستجاب بشه، مگه اینکه به کسی بگم الهی بمیرم برات. فرقی نمی‌کنه، مادرم باشه ...
Media Removed
. من آدمی نیستم که دعام مستجاب بشه، مگه اینکه به کسی بگم الهی بمیرم برات. فرقی نمی‌کنه، مادرم باشه یا بچه‌ام یا یکی که تو اتوبوس درد دل می‌کنه. در جا یه بلایی سرم می‌‌اومد که مرگ رو پیش چشمام می‌دیدم. یکی دوبار به دخترم گفتم دردت به جونم، از فرداش تو خونه بستری شدم البته اینکه ویروسش از این جدیدها بود ... .
من آدمی نیستم که دعام مستجاب بشه، مگه اینکه به کسی بگم الهی بمیرم برات. فرقی نمی‌کنه، مادرم باشه یا بچه‌ام یا یکی که تو اتوبوس درد دل می‌کنه. در جا یه بلایی سرم می‌‌اومد که مرگ رو پیش چشمام می‌دیدم. یکی دوبار به دخترم گفتم دردت به جونم، از فرداش تو خونه بستری شدم البته اینکه ویروسش از این جدیدها بود هم بی‌تاثیر نبود. تصمیم گرفتم یه لیست سیاه مخفی داشته ‌باشم که درد و مرض‌هام رو به اون‌ها حواله کنم، یعنی به‌جای دردت به جونم از دردت به جون اسامی اون لیست استفاده کنم از بن لادن و قذافی و ابوبکر بغدادی شروع کردم تا به ب-زنجانی، میم_خاوری، سین_سبحانی و نسخه اختصاری ترکیبی اختلاسی کشور رسیدم. دو تای اول با سرماخوردگی و آنفلونزا به اون روز افتادن و ابوبکر بغدادی اما هنوز داره مقاومت می‌کنه و جلوی عزراییل جاخالی میده و بقیه لیست هم دردومرض‌هامون رو برداشتن به اضافه مقادیری ارز از کشور خارج شدن. با یک میلیونیوم اون ارز نسخه ژنتیکشون رو جوری ویرایش کردن که، هیچ دردم به جونتی به جونشون کارگر نباشه و با بقیه‌اش هم از همنشینی با شاه ماهی هنر موسیقی خارجی‌ها و گونه‌های نادر پلنگ اینستای خارجی لذت می‌برن و هرازگاهی هم نمونه‌ای از فضای معنوی خارج رو تو لایوهای بعضی‌هاشون می‌بینیم. با این فرمونی که اینها کائنات رو می‌پیچونن آدم بیشتر باید آمار ساقی‌شون رو دربیاره. چون این حجم از ضدضربه‌پذیری در حالت عادی امکان نداره. مورد داشتیم با یه بمیرم برات ساده ازدواج کرده و هرروز تو اون زندگی داره میمیره براش. البته اینکه عضو کانال خانوم‌های قریه هم بی‌تاثیر نیس. بازم الکی بگین تولید داخلی بده، لامصب آخ نمیگه کل کائنات رو پیچیده بهم و دارما و کارما رو سرکار گذاشته بعد به ما میگه برو بمیر! چشم منتظر دستور تو بودیم ولی همچنان دردم به جونت!
Read more
*** حضرت روح الله رحمه‌الله‌علیه: باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم زاغه‌نشین که شماها را روی مسند نشانده‌اند ملاحظه آن‌ها را بکنید و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل ... ***
حضرت روح الله رحمه‌الله‌علیه:
باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم زاغه‌نشین که شماها را روی مسند نشانده‌اند ملاحظه آن‌ها را بکنید و این جمهوری را تضعیفش نکنید.
بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود.
از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» خدای نخواسته باز پیدا بشود و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن.
قضیه این‌ است که فاتحه همه ما را می‌خوانند.
.
.
فاتحه همه ما را می خوانند؟!
.
.
پ.ن: ما که جایی نداریم بریم جز موندن تو این خاک و کشور؛
اگر هم بنا به رفتن باشه ان شاالله تا پای جون از ناموس و وطن و عقیدمون دفاع کرده و انا‌لله‌و‌انا‌الیه‌راجعون ...
.
.
#برناموس‌هرچی‌خیانتکاره‌لعنت
#بر‌هرچی‌حروم‌لقمه‌نامرده‌لعنت
#بریقه‌تا‌حلق‌بسته‌نون‌مردم‌خورلعنت
.
.
#روحانی
#دولت_حرامزاده
#گرسنه #بیکاری #گرانی
#مردم #خسته #دزد #زالو_صفت
#تظاهرات #اعتراض #انقلاب #بازار_تهران
#پول #رهبر #امام #امام_خمینی #رهبری #حکم
#سعید_قاسمی #سپاه #سخنرانی #قیام #خون #ایران
*
Read more
دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته ...
Media Removed
دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته پیش در #لرستان وقتی مهمان #عشایر بودیم از یک انسان بزرگ و ‌دنیا دیده یاد گرفتم عشایر رسم دارن وقتی #مهمان براشون میاد برای خوش آمد گویی و احترام گوسفند #قربانی میکنن میزبان ما هم،داشت همين كار ... دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته پیش در #لرستان وقتی مهمان #عشایر بودیم از یک انسان بزرگ و ‌دنیا دیده یاد گرفتم
عشایر رسم دارن وقتی #مهمان براشون میاد برای خوش آمد گویی و احترام گوسفند #قربانی میکنن
میزبان ما هم،داشت همين كار رو ميكرد
اما من با خواهش و تمنا مانعش شدم و اجازه ندادم
الحمدلله نعمت فراوان بود و با لذّت خودمون ر‌و با #ماست و #دوغ و #نان،سیر کردیم
شب که داستان رو به حاج رضا گفتيم،خيلى منقلب شد و با غصّه، #خاطره ای تعريف كرد
گفت:وقتى خيلى جوان بودم با جمع دوستان شبى مهمان عشاير شديم
ميزبان خواست براى ما #گوسفند #ذبح كنه،كه مانعش شديم
با نان گرم ساجى و ماستُ دوغ گوسفندى و #كره محلى لذّت برديمُ سير شديم
وقت #نماز شد
رفتم، #وضو بگيرم
در راه صداى ناله و نفرين پير زنى توجهم رو جلب كرد
با دقّت گوش كردم
با سخت ترين و سوزناك ترين حالت به ما ناله و نفرين ميکرد
انقدر شديد،كه بى اختيار به سمتش رفتم
گفتم مادر جان چرا از ما ناراحتى؟
چه #ظلم و جسارتى كردیم كه انقدر دل شما رو شكسته ايم
پير زن از ديدن من جا خورد اما،بلا فاصله گفت:سير از گشنه خبر نداره،سواره از پياده
ميدونى من و بچه ها و نوه هام چند وقته #گوشت نخوردیم؟
تو فكر كردى ما هر روز گوشت گيرمون مياد؟
اگه اجازه ميدادين اون گوسفند رو ذبح كنه
بعد از يك سال،منُ بچه هام قدرى گوشت ميخورديم
خدا از سر ظلمتون نگذره شما به شكم سير خودتون نگاه كردين و مانع شديد ما هم به نوايى برسيم
-و بعد حاج رضا اینطور #نصيحت كرد
هیچ وقت مانع خیر نشین و رد احسان نکنید
چون علاوه بر احساس كرامتى كه صاحب خانه از ميزبانى شایسته‌‌ی شما کسب میکنه
خانواده و نزديكانش هم به بركت سفره متنعم ميشن
-در مورد اظهار نظر بعضی #سلبريتى هاى محترم بايد عرض كنم
عزيزانِ جان،بهشت و جهنم رفتن را بى خيال!
قبول ندارين كه بخــشى از گوشت قربانى ها ميرن تو سفره ى #فقرا؟
همون آدم هايى كه ندارن گوشت كيلويى هفتاد،هشتاد هزار تومانى بخرن و شايد چند ماه يك بار رنگ گوشت نميبينن!
بگردين يه راه ديگه براى اسم در كردنُ #فالور جمع كردنُ معرف ماندن پيدا كنيد
اه و ناله ى آدم هايى را به جون نخرين كه پناهى جز خدا ندارن
ميفرماييد گوسفند قربانى نكنيد،به جاش درخت بكاريد،چشششم
هر وقت شما از شيش ليكُ چنجه خوردن صرفه نظر كردى و با درخت شكمت را سير كردى راهش را به ما و فقرا هم ياد بده
اما فعلا اجازه بده مردم به هم كمك كنن
Read more
<span class="emoji emoji1f48a"></span> از بیمارستان که میام خونه، فقط عینهو جنازه میفتم تو جام. انگیزه واسه هییییچ کاری نیست، کشیکا و ...
Media Removed
از بیمارستان که میام خونه، فقط عینهو جنازه میفتم تو جام. انگیزه واسه هییییچ کاری نیست، کشیکا و سختی درسا و مسایل و مشکلات زندگی همش به کنار ، یه چیزایی آدم میبینه که تک تک سلولاش به درد میاد 😑 چهرهٔ مادری که پسرِ ۳۰ ساله ش Old TB (سِل) داشته ، HCV+ ( هپاتیت سی ) هم هست و الان HIV+ شده و نمونیایی که الان ... 💊
از بیمارستان که میام خونه، فقط عینهو جنازه میفتم تو جام.
انگیزه واسه هییییچ کاری نیست، کشیکا و سختی درسا و مسایل و مشکلات زندگی همش به کنار ، یه چیزایی آدم میبینه که تک تک سلولاش به درد میاد 😑
چهرهٔ مادری که پسرِ ۳۰ ساله ش Old TB (سِل) داشته ، HCV+ ( هپاتیت سی ) هم هست و الان HIV+ شده و نمونیایی که الان رو همه این مریضیا سوار شده! چطور از ذهنم بره 😭
اونم مثل همه مادرا با جون و دل بچه بزرگ کرده، الان حقشه که خوشبختی پسرشو ببینه، سرکار رفتنشو، فارغ التحصیلیشو، عروسیشو ... مگه نباید الان تو پیری بشه عصای دستش؟
غمو تو چشمای این مادر باید میدیدن 😢
بدتر از همه اینکه انقدر کار از کار گذشته که از هیشکی هیچ کاری ساخته نیست و نمیدونی چییی بگی که از یه طرف ناامید نشن، از یه طرفم درک درستی از شرایطشون داشته باشن !
( و این یکی از صد موردیه که هررر روز میبینم و میفهمم چقدر ناشکریم ما 😑 )
این که یه آدم چطور می‌تونه با کاراش، خودش و خانوادشو تا این حد تو منجلاب بدبختی فروببره هم، بماند*

خدا آخر عاقبت هممونو بخیر کنه 🙇

___________
📆:13.July.18
___________
#پزشکی
#کشیک
#شیراز
#استیودنت
#بخش_داخلی
Read more
موسیقی نوای عجیبی است! چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ...
Media Removed
موسیقی نوای عجیبی است! چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ولی واقعا بعضی جاها اشک میریزم! اشک من از چشمانم سرازیر نمیشه بلکه از مویرگ های مغزه منه! تاسف که نمیشه خورد ولی ناراحت میشم به حال و روز این روزای موسیقی ایران جایی که بهنام بانی ها و حمید هیراد ... موسیقی نوای عجیبی است!
چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ولی واقعا بعضی جاها اشک میریزم!
اشک من از چشمانم سرازیر نمیشه بلکه از مویرگ های مغزه منه!
تاسف که نمیشه خورد ولی ناراحت میشم به حال و روز این روزای موسیقی ایران
جایی که بهنام بانی ها و حمید هیراد ها و شهاب مظفری ها روی بورسن
موسیقی چیزی فراتر از بیان احساسات است!
من خودمو محدود به ژانر خاصی نمیکنم دوست دارم تجربه های متفاوتی داشته باشم!
تا حالا یه ریهء سیگاری رو با یه ریهء سالم دیدین کنار هم؟
بزرگ یه چیزی مثل اون سالمس!
حاصل یک هوشیاریه
حاصل یک فکره پخته و هوشمندانس
چیزی نیس که روی کوک و وید و بنگ نوشته شده باشه
بنابر این خروجیش هم فرق میکنه!
مثل یک ادم سالم که تو یه خانواده با شخصیت و متدین رشد کرده باشه تا یه ادمی که تو جوب بزرگ شده باشه!
مقایسه کردن کاره اشتباهیه چون به قول معروف تا با کفش های یکی راه نرفتی درباره طرز راه رفتنش نظر نده!
ولی...
موزیک تولید میشه
یه عده حمایت میکنن یه عده تفسیر میکنن
یه عده به به چه چه یه عده هم غر میزنن
ولی من نه تعریف میکنم فعلا از چیزی نه غر میزنم
یه سری موزیکا مخاطباش ادم عام هست! ادمایی که نون شب ندارن بخورن ولی ایفون دست میگرن
ادمایی که تمام دارایشون رو ماشین میکنن زیره پاشون که تمام خرجش یه آخ گفتنه!
آدمایی که به قول معروف مصرف گران!
تولید محتوا و اثری ندارن و فقط فتوسنتز میکنن! من به اینا میگم ادمای علی بی غم!
خوب این ادما برا یه شادی لحظه ایی موزیک های خودشون رو گوش میدن!
در واقع کار حرفه ایی نمیکنن فقط نفس میکشن!
یه سری ادم هایی هم هستن که فکر پیشرفت کردنن! از اینکه یه جا بشینن متنفرن و از اینکه علی بی غم باشن بدشون میاد! ادمایی که سختیارو به جون میخرن تا شکستش بدن! ادمایی که به خودشون مینازن و به چیزایی که قراره کسب کنن!
اگه جزو دستهء اولی براتون ارزوی چیزای بهتر و بیشتر رو میکنم
اگه جزو دسته دومین براتون ارزوی انگیزه های بیشتر و سختی های بیشتر رو میکنم! هرچی بیشتر بدونیم و هرچی بیشتر درکمون از جهان و هستی بیشتر بشه زجر کشیدنمون هم بیشتر میشه!
بزرگ برای دسته دوم بود!
بزرگ تکرار میشه؟
چیزی که حاصل یه مغز پختس باعث میشه ادمای بیشتری علاقه مند بشن به پیشرفت
به اینکه با روی باز به سمت سختی ها برن و به قول معروف یه قله رو فتح کنن!
باعث میشه خوده من هر لحظه #بیتاب باشم!
تمام این صحبتا به درک ما از دنیا و مشتقاتش بستگی داره!
امیدوارم همیشه پاینده باشید

#BOZORG #chiziekebeshniazdaram
Read more
بعد رفتنش دیگه اون دختر شیطون و پرحرف نابود شد... با هیچکی حرف نمیزد... صبح تا شب کارش شده بود هنذفری ...
Media Removed
بعد رفتنش دیگه اون دختر شیطون و پرحرف نابود شد... با هیچکی حرف نمیزد... صبح تا شب کارش شده بود هنذفری رو میزاشت تو گوشش و چشماشو میبست و کز میکردم گوشه تختش... تمام عکسای پروفالیش پر از غصه بود... خب سخت بود براش هضم کردن نبودنش... طوری که دیگه حتی با خداشم قهر کرده بود... یه روز از اتاق اومد بیرون ... بعد رفتنش دیگه اون دختر شیطون و پرحرف نابود شد...
با هیچکی حرف نمیزد...
صبح تا شب کارش شده بود هنذفری رو میزاشت تو گوشش و چشماشو میبست و کز میکردم گوشه تختش...
تمام عکسای پروفالیش پر از غصه بود...
خب سخت بود براش هضم کردن نبودنش...
طوری که دیگه حتی با خداشم قهر کرده بود...
یه روز از اتاق اومد بیرون و دید مادرش جا نماز آورده که نماز بخونه...
کلی بهش خندید...
گفت مادر بعد یه عمر تازه یادت افتاده نماز بخونی...
تو هر وقت از خدا چیزی میخوای تازه یادت میفته نماز بخونی...
خونه و ماشین و زندگی همه چی داری دیگه چی میخوای...
خلاصه کلی بهش طعنه زد و تیکه انداخت....
مادر دلش شکست اما سکوت کرد...
دیگه نزدیکای صبح دخترک هنوز بیدار بود و داشت آهنگ گوش میداد و اشک میریخت
پاشد که بره یه لیوان آب بخوره...
دید مادر تو سجدست...
پیش خودش گفت نگاه کن این مادر ما رو چه جوّی گرفته پنج صبح بیدار شده داره نماز میخونه...
یکم که رفت جلوتر صدای زمزمه مادر رو شنید که داشت تو سجده اشک میریخت و با خدای خودش درد و دل میکرد...
آروم نشست پشت سر مادر تا حرفاشو گوش بده و تا ببینه مادر چی میخواد از خدا تا فردا حرفای مادر رو سوژه کنه...
مادر میگفت خدایا من هیچی تو این زندگی جز لبخند دخترم نمیخوام...خدایا تو رو به بزرگیت قسم حال دختر من خوب بشه دیگه هیچی ازت نمیخوام...غم و غصه های دخترم رو بنداز به جون من...خدایا حال دختر من خوب بشه من تا آخر عمرم نذر میکنم...
هی میگفت و هی اشک میریخت...
اشک تو چشمای دختر جمع شد و دلش ترکید...
رفت سرشو گذاشت کنار سر مادر و اونم سجده کرد و هی مادر میگفت خدایا هی دختر میگفت مادرم منو ببخش...
از فردای اون روز قسم خورد که تا وقتی زندست بخاطر هیچ احدالناسی بخاطر هیچ بی لیاقتی که از زندگیش رفت دیگه غصه نخوره که اینجوری دل مادر آتیش بگیره...
هوای مامانا رو داشته باشید...
اونا میبینن غصه های شما رو
به روتون نمیارن...
تو تنهاییاشون میبارن و پیر میشن...
حیفه...
حیفه...
به والله قسم حتی یک قطره اشک بخاطر کسی از چشمای مادر بیفته حیفه...
.
.
👑 #میکائیل⭐
.
.
. 📱@mikilove351 📷
.
.
✅ #هوای_مادرهاتون_روداشته_باشید😢🙏
Read more
<span class="emoji emoji1f534"></span>نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم... نمیدانم ...
Media Removed
نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم... نمیدانم چه شد که #سرنوشت مرا به این راه پر از #عشق رساند ؛ نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد ؛ . ولی ️بدون شک شیر حلال #مادرم ، #لقمه_حلال پدرم و #انتخاب_همسر در آن اثر داشته است... . (قسمتی از وصیتنامه #شهید_محسن_حججی ... 🔴نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم...
نمیدانم چه شد که #سرنوشت مرا به این راه پر از #عشق رساند ؛ نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد ؛
.
⬅ولی ️بدون شک شیر حلال #مادرم ، #لقمه_حلال پدرم و #انتخاب_همسر در آن اثر داشته است...
.
💖(📝قسمتی از وصیتنامه #شهید_محسن_حججی )
.
💖 #همسر #شهید_حججی :
🔴شب #خواستگاری آقامحسن از من خواسته بود در مسیری حرکت کنم که سعادت و #شهادت را به دنبال داشته باشد ؛
عقد بودیم که خیلی اتفاقی به این فکر افتادم پیشنهاد رفتن و پیوستن به #سپاه را به او بدهم. ابتدا گفتند باید فکر کنم اما بعد از گذشت مدتی کوتاه، جواب‌ مثبت دادند و گفتند که بله من مشتاقم و مسیرم را پیدا کردم. بعد هم رفتند دنبال کارهای استخدام و از سال ۹۳ عضو رسمی این نهاد شد... آقامحسن بعد از آنکه وارد سپاه شد عصرها به کتابفروشی مؤسسه #شهید_حاج_احمد_کاظمی می‌رفت و پولی را که از قِبَل این کار به دست می‌آورد، برای #اردوهای_جهادی به مناطق محروم کنار می‌گذاشت...
.
🔴این اواخر در فضای مجازی از نظر #فرهنگی بسیار فعال بود،مخصوصا نسبت به صحبت‌های رهبر انقلاب دغدغه خاصی داشت ؛ می‌گفت وقتی که آقا فرموده‌اند: «جواب کار فرهنگی باطل، کار فرهنگی حق است» ،تکلیف ما را در انجام کار فرهنگی روشن کرده‌اند. ما نباید این عرصه را خالی بگذاریم. شب‌هایی بود که تا صبح بیدار می‌ماند، #کتاب می‌خواند یا روی بیانات #حضرت_آقا کار می‌کرد و نکات مهم را داخل سایت یا کانال‌ موسسه می‌گذاشت...
.
🔴درمورد رفتن به سوریه هیچ وقت نگفتم نرو! بلکه برعکس، همیشه سعی کردم مشوق اصلی‌اش در این راه باشم. بار دوم حتی با اینکه تازه بچه دارشده بودیم ساک سفرش را خودم بستم و اتیکتی که روی آن نوشته بود« #جون_خادم_المهدی» را به لباسش زدم!...
.
🔴من همه جا گفته‌ام #همسر من قطعا به خاطر شیرپاکی که خورد و نان حلالی که سر سفره پدرشان بود، به این مقام رسید و البته خودش هم به حق #امام_حسین (ع) را شناخت و نسبت به مقام ایشان معرفت پیدا کرد...
.
🔴دغدغه آقا محسن برای #تربیت علی چه قبل از #تولد و چه بعد از تولد خیلی زیاد و عجیب بود. روی لقمه‌ای که می‌خوردیم خیلی حساس بود. حتی در دوران بارداری من خیلی حواسش بود هرجایی نروم و هرچیزی را نخورم. خمسش را به موقع می‌داد و رد مظالم هم پرداخت می‌کرد. به شدت روی #بیت_المال و #حق_الناس حساس بود و دقت عمل داشت....
.
.
❤ #همسر_یعنی_همسفر_تا_بهشت ❤
.
💖 #روز_ازدواج مبارک 💖
#زندگی_به_سبک_شهدا
#زندگی_اسلامی_ایرانی
.
.
Read more
<span class="emoji emoji1f4a5"></span><span class="emoji emoji1f4a5"></span><span class="emoji emoji1f4a5"></span><span class="emoji emoji1f4a5"></span><span class="emoji emoji1f4a5"></span><span class="emoji emoji1f4a5"></span><span class="emoji emoji1f4a5"></span> خبر..... خبر.... مهمونی داریم چه مهمونییییی دورهمی شب یلدا باغ سنگی خیلیا میپرسن ...
Media Removed
خبر..... خبر.... مهمونی داریم چه مهمونییییی دورهمی شب یلدا باغ سنگی خیلیا میپرسن داستان چیه 🤔 بعضیا هم میگن: غذا چيه کلا یه شب د‌ورهم، خانوادگی میخوایم برگردیم قدیماااااا یه سورپرایز، کارناوالی هست که قراره ننه سرما و آقا جون رو مهمونمون کنه تا از قدیما برامون بگن و از عشقی ... 💥💥💥💥💥💥💥
خبر..... خبر....
مهمونی داریم چه مهمونییییی
دورهمی شب یلدا باغ سنگی

خیلیا میپرسن داستان چیه 🤔
بعضیا هم میگن: غذا چيه 😋

کلا یه شب د‌ورهم، خانوادگی میخوایم برگردیم قدیماااااا 🔥یه سورپرایز، کارناوالی هست که قراره ننه سرما و آقا جون رو مهمونمون کنه تا از قدیما برامون بگن و از عشقی که هنوزم تو دلشون گرم گرمه ، اونم با کلی رقص و موزیک باحااااال ☄ سورپرایز بعدی هم یه استنداپ بی نظیره که اسمش رو نمیگیم که مزه کار از بین نره 🤪 💥
باحالیش اینه از اول تا آخر کار یه DJ نامبر وان باهامون هست تا هرچی خواستیم برامون همونجا میکس و پلی کنه ( قدیم تا جدید )
یه عده شکمو هم همش از پذیرایی و غذا و .. میپرسن
عزیزم خیالت راحت انقدری تنوع هست که تا دو‌ روز میلت به غذا و ... نره 🥴🤠👨🏻‍🍳 مختصر اینکه( فقط تند بخون ) 🦹🏻‍♂
سرويس چاي، نسكافه، ميوه، هندوانه🍉انار، سيب،خيار،شيريني و دسر
شام چند مدل به صورت پرس
با سرويس نوشابه، دوغ، سالاد، ژله و... 🍗🍖🥤🥤🥤🥤🍡🍡🥗🥗 چاي و قليون هم اگه خواستید سفره خونه باغ خدمتتون هست با کلی چیزای خوشمزه دیگه 😜💥💥💥💥💥💥💥 دوستان فقط ظرفیت خییییلی کمه، خواستید افتخار بدید خیلییییی خیلیییی زود خبر بدید بعد نگییییید نگفتماااااااا .... راستی یه سلیبیریتی باحالم قول داده بیاد پیشمون ، اسم اینم فعلا محرمانه میمونه تا ... خواستید افتخار بدی بیايد دایرکت 💥💥🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉💥💥
Read more
من اگر گِربه بودم، حالا وقتش بود از به دنیا اومدن در این کشور با رفتارهای شما مَردم نازنین، صمیمانه ...
Media Removed
من اگر گِربه بودم، حالا وقتش بود از به دنیا اومدن در این کشور با رفتارهای شما مَردم نازنین، صمیمانه تشکر کنم ... می گن کمک کردن به ما، تو زندگی آدما خوش شانسی میاره و برعکس لگد پروندن سمتمون یا سنگ پرت کردن سمتمون یا پیشت گفتن و ترسوندنمون بدشانسی ... شما من و تو این عکس ملاحظه بفرمایید، تا همین هفت، ... من اگر گِربه بودم،
حالا وقتش بود از به دنیا اومدن در این کشور با رفتارهای شما مَردم نازنین،
صمیمانه تشکر کنم ... می گن کمک کردن به ما،
تو زندگی آدما خوش شانسی میاره و برعکس لگد پروندن سمتمون یا سنگ پرت کردن سمتمون یا پیشت گفتن و ترسوندنمون بدشانسی ... شما من و تو این عکس ملاحظه بفرمایید، تا همین هفت، هشت سال پیش جرات نمی کردیم رو دیوارای خونه ها راه بریم چه برسه بیایم پایین تو دل ماجرا ... واقعا از این فرهنگ سازی شما و کسانی که زحمت کشیدن صمیمانه سپاسگزارم ... می دونید عمر ما گربه ها حدود پانزده تا بیست ساله اما تو خیابون یکی دو سال مهمونتون هستیم و بخاطر تغذیه بد و زندگی ناسالم خیلی زود از دنیا می ریم و کلن نمی دونم می دونید یا نه ما کلیه های ضعیفی داریم و اکثرمون دچار سرطان میشیم، حالا اینا مهم نیست اما این بخش خیلی مهمه که آنقدر رفتار شما با ما درسته، دستبوسیم بخدا ... جدمون گربه خان تعریف می کرد... یه روز یه گربه ای رو دیدم زیبا خوش تیپ خوش بَر و رو زار زار میو میو می کرد ضجه ها و میو میو هاش سه تا محله رو کلافه کرده بود ... به عنوان حَکم رفتم سراغش گفتم: آخه چته چرا اینجوری میو میو می کنی و زار می زنی امونمون و بُریدی ... با بغض بهم گفت؛ می دونم حرفام و باور نمی کنی اما من تو زندگی قبلیم آدم بودم و گربه های محل از دستم در امان نبودن، مادر بزرگم همیشه می گفت؛ می میری و خدا گربه ات می کنه ها .... حالا این وضعمه هر روز میام دم در خونمون مادر بزرگم و ببینم، می خوام زار بزنم و بگم آخه ننه جون منم ... ولی مادربزرگم یه غذایی می ذاره جلوم و می گه برسه به روح اون مرحوم و داغ دلم تازه میشه .... خلاصه جدمون گربه خان خیلی منش داشت و خیلی خاطره برامون تعریف می کرد اینم یکی از خاطره هاش بود ...
پُر حرفی کردم خواستم تشکر ویژه کنم از این امنیت جانی و آرامشی که برامون به وجود آوردید،
ارادتمند شما
گربه ی پنجه طلا
.
.
.
#ساغر_مسعودی
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_22 الان دقیقا دو ماهه که عقربه‌های ساعت زل زدن ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_22 الان دقیقا دو ماهه که عقربه‌های ساعت زل زدن به منو از جاشون تکنون نمیخورن. همه میگن چرا درستش نمیکنی؟ میگم مگه فرقی هم میکنه؟ وقتی باهام هست یعنی مهم نیست و وقتی باهام نیست یعنی بازم مهم نیست. همه میگن چرا کتابت رو برای مجوز نمیفرستی ارشاد. ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند
#شماره_22
الان دقیقا دو ماهه که عقربه‌های ساعت زل زدن به منو از جاشون تکنون نمیخورن. همه میگن چرا درستش نمیکنی؟ میگم مگه فرقی هم میکنه؟ وقتی باهام هست یعنی مهم نیست و وقتی باهام نیست یعنی بازم مهم نیست. همه میگن چرا کتابت رو برای مجوز نمیفرستی ارشاد. میگم به مجوز مشکوکم؛ هنر مجوز نمیخواد، مجوز یعنی تو موفق شدی اون چیزی که ازت خواستن رو انجام بدی و این با ذات هنر در تضاده. درست مثل روزی که من به تو مجوز دادم وارد زندگیم بشی. تقصیر نداری. چه میدونستی سراب چیه. آنقدر هول شده بودی که هیچ چیز جلودارت نبود. حالا رفته رفته داری میفهمی اینجایی که پا گذاشتی هیچ شباهتی به قصر رویاهات نداره. اینجا ته تهش یه خرابس با یه پیت حلبی وسطش که نمیدونه بسوزه یا بسازه. اما به جون خودت، اینجا این شکلی نبود.قصر که اغراقه اما یه جای گرم و نرم بود که هر کسی توش میومد دلش نمیخواست پاش رو بذاره بیرون اما محبت زیادی آدما رو کور میکنه. فکر می‌کنن یه جای کارت میلنگه. بعد یه پتک برمیدارن و انقدر اعصابت رو نشونه میگیرن که یکهو یه دیوار می‌ریزه پایین. بابام می‌گفت به کسی اعتماد نکن و خوشبختانه از روز اولم چوب اعتمادم رو نخوردم؛ فقط تیکه تیکش کردم و ریختم تو این پیت حلبی تا شاید اینجا یکم گرم بشه؛ ولی مگه خونه بی دروپیکر رو میشه گرمش کرد. من که تقصیری نداشتم. بد کردم رات دادم تا توهم بشینی پای همین آتیشی که هیزمش تو بودی و لحظه لحظه اعتمادم. گرمت شد؟ دستات جون گرفت. بلند شو برو عزیزم. نگرانی؟ نگران چی؟ من کوه نبودم که بهم تکیه کنی. من ته تهش یک درخت بی برگم تو سکوت دریا. سکوت گاهی بغض خطرناکه یه غواص در عمق 200 متریه اقیانوسه که فقط باید قورتش داد؛ چراکه قرار نیست این فریاد گوش کسی رو کر کنه. من باید بگردم دنبال یک کاغذ سفید، حرفام رو توش بریزنم، بعد همون عطری که تو دوست داری رو بزنم بهش و بزارمش داخل پاک نامه؛ آخرشم بدم به یه دختر بچه کوچولو و بگم برو اینو بده به اون خانمی که روی صندلی تنها نشسته و به ساعتش زل زده. اصلا برای چی وقتی قراره منو ببینی ساعت دستت میکنی. اصلا مگه مهمه که زمان چطوری می‌خواد از ما انتقام بگیره. اصلا مگه مهمه که من فقط یک وسیلم برای پر کردن لحظه‌های تنهاییت. شاید هیچ وقت نباید به عقربه‌های #ساعت زل می‌زدم. شاید یکی نباید این وسط کوتاه بیاد. شاید من باید برم. شاید اون باید بیاد. شاید شما باید شما بشید. شاید من باید من بشم. اصلا چه معنی داره تو و اون ما بشید. اصلا چه معنی داره من بشم اون، اون بشه من. #میفهمی که چی میگم؟
#شهاب_دارابیان
Read more
اختصاصی جایگاه ۳۶: : میگن الدحیل الان قوی ترین تیم آسیاست بی راه هم نمیگن از نظر بازیکن و بودجه ...
Media Removed
اختصاصی جایگاه ۳۶: : میگن الدحیل الان قوی ترین تیم آسیاست بی راه هم نمیگن از نظر بازیکن و بودجه و امکانات و هر چیزی که فکرشو کنید تیمی که از تیم ملی شون هم قوی تره یه تیم قدرتمند توی زمین و یه تیم به همون اندازه قدرتمند هم روی نیمکت تیم ما ولی سیزده تا بازیکن بیشتر نداره الدحیل تیم قدرتمند خودش ... اختصاصی جایگاه ۳۶:
:
میگن الدحیل الان قوی ترین تیم آسیاست
بی راه هم نمیگن
از نظر بازیکن و بودجه و امکانات و هر چیزی که فکرشو کنید
تیمی که از تیم ملی شون هم قوی تره
یه تیم قدرتمند توی زمین و یه تیم به همون اندازه قدرتمند هم روی نیمکت
تیم ما ولی سیزده تا بازیکن بیشتر نداره
الدحیل تیم قدرتمند خودش رو تقویت کرده
چند تا بازیکن اصلی ما هم رفتن
که پیشرفت کنن
هه
بگذریم
مسئولین قطری براشون سنگ تموم گذاشتن
مسئولین ما هم
هه
ده روز قبل بازی با ما هیچ بازی براشون نذاشتن...
اینجا چهار روز قبل بازی ، واسه ما بازی گذاشتن پنج تا بازی کردیم
سه تاش بیرون خونه از شمال شرقی ترین نقطه تا جنوبی ترین نقطه...
توی گرمای شدیدزیر بارون سنگ
به ما نگاه ملی هم دارن تازه...
هه پاسپورت بازیکن ما توی کشوشون بود می گفتن تحویل دادیم
هیچی دیگه
از پرواز و مهم ترین تمرین جا موند
ما رو به خیر تو امید نیست
با همه این حرفا
اگه تیمت رو از پیش بازنده می دونی
ما رو به خیر و شما رو به سلامت
یادت رفته با چه شرایطی و چند تا بازیکن تا نیمه نهایی رفتیم و داوری افتضاح باعث حذفمون شد...؟
یادت رفته هشتاد دقیقه ده نفره بودیم توی زمین حریف ولی حریفمون نشدن...؟
یادت رفته اون موقع هم تقریبا سیزده تا بازیکن داشتیم...؟
اگه یادت نرفته که حق نداری فکر کنی تیمت حرفی برای گفتن نداره شرایط سخت رو گذروندیم قبلا
حالا که این تیم عشق تر هم هست
که هر نتیجه ای پیش بیاد
حتی اگه خدایی نکرده نتیجه هم نگیریم ، مطمئنیم که از جون مایه گذاشتن
بعد بازی هر نتیجه ای به دست بیاد ، ما عاشق تریم
اینجا هیچ کس هوای تیم ما رو نداشت
هر کی رسید یه سنگ هم انداخت جلوی پامون تو ولی هوای تیم ما رو داشته باش خدا
اين يه متن زيبا تقديم مي كنم به هواداران وجايگاه 36 ايشالله فردا. يه بازي خوب بببينيم
@mohamad_rafeii021
@mohamad_nikkkhah36
@abbas_esmailbeygi
@davood6kashani
Read more
پزشکان همراهان مهربان روزهای سخت درمان پزشکی شغل محبوب خیلی از بچه‌هاست. زیر این سقف اما دکتر شدن برای کودکان مبتلا به سرطان که روزهای سخت درمان رو با همراهی پزشکان سپری می‌کنن، معنای دیگه‌ای داره. #روز_پزشک رو به تموم پزشکان امروز و آینده کشورمون تبریک می‌گیم و از اینکه با مهربونی‌شون، دردها ... پزشکان همراهان مهربان روزهای سخت درمان
پزشکی شغل محبوب خیلی از بچه‌هاست. زیر این سقف اما دکتر شدن برای کودکان مبتلا به سرطان که روزهای سخت درمان رو با همراهی پزشکان سپری می‌کنن، معنای دیگه‌ای داره.
#روز_پزشک رو به تموم پزشکان امروز و آینده کشورمون تبریک می‌گیم و از اینکه با مهربونی‌شون، دردها رو کم‌تر می‌کنن ازشون ممنونیم.
پ.ن: کوروش، کودک در حال درمان محکه که ما با جون و دل و به امید کمک‌های شما تلاش می‌کنیم تا اون رو به #سلامتی برسونیم.
 _______________________________________
‪Doctors are the kind companions in the hard times of the patients‬
Being a doctor is the dream job of many children. Under the roof of #MAHAK, becoming a #doctor has a different sense and meaning for cancer-stricken children who are spending the hard time of treatment along with #doctors.
We congratulate the National Doctor's Day to all the present and future doctors and. We thank them all for diminishing the patients' pains with their acts of kindness.
Kourosh is one of MAHAK children who is under treatment. We are striving wholeheartedly to witness a day when he is recovered and trying to be a doctor in future.  _______________________________________
كمك به كودكان مبتلا به سرطان:
پرداخت از طریق وب سايت محك: ‏
‏www.mahak-charity.org
شماره کارت ملی: ٠٥٩٠-٩٩٥٠-٩٩١١-٦٠٣٧
شماره حساب بانک پارسيان: ٨١٠٤٤٤٤٩
پرداخت از طریق کد تلفن همراه: #٢٣٥٤٠*٧٣٣*
شماره تماس: ٢٣٥٤٠-٠٢١
شماره بازدید از محک: ٢٣٥٠١٢١٠-٠٢١
از اینکه به پیام محک توجه می‌کنید، صمیمانه سپاسگزاریم.
__________________________________________
‎‏‎‏‎ #خیریه_محک #اينستامحك #بيمارستان #خیریه #محک #پزشک #روز_پزشک_مبارک
‎‏‎‏‎‏ #mahakcharity #mahakchildren #pediatriccancer #pediatrichospital ‎‏ #childrenwithcancer #doctorsday #doctorsdayatMAHAK
Read more
چند روزيه همه جا حرف درباره درياى خزر آدم ديگه نميدونه اين اتفاقات و اخبارى كه ميشنوه واسه اينه كه حواس مردم از چيزاى ديگه مثل قيمت ارز و گرونى و اين چيزا پرت بشه يا واقعا داره برامون از آسمون ميباره ! نميدونم اما اوضاع خوب نيست من پارسال و سال قبلش پر بودم از انرژى و اميد به آينده و تلاش و پشتكار ... چند روزيه همه جا حرف درباره درياى خزر
آدم ديگه نميدونه اين اتفاقات و اخبارى كه ميشنوه
واسه اينه كه حواس مردم از چيزاى ديگه مثل قيمت ارز
و گرونى و اين چيزا پرت بشه يا واقعا داره
برامون از آسمون ميباره !
نميدونم اما اوضاع خوب نيست
من پارسال و سال قبلش پر بودم از انرژى و اميد به آينده
و تلاش و پشتكار تو شغلم اما امسال همينطور كه ميريم جلو
هر روز نا اميد تر ميشم از بهبود اوضاع
هر روز اميدم به آينده كمتر ميشه
بگذريم الان دوس دارم درباره درياى خزر بنويسم
آهاى شماهايى كه رگ گردنتون برا درياى خزر باد كرده
تا حالا كجا بودين ؟
شماهايى كه ناراحتين چرا سهممون كم شده از دريا
به شما چه !
اون جاهايى كه ازمون گرفته شده
تا حكومت ازشون گرفته نشه
تا همين امروز هم در دسترس ما نبوده
نفت و گازى كه ازش استخراج ميشده خرج ما نميشده !
ناراحت چى شدين ؟
حريم ساحل كه هميشه مورد استفاده
مردم مصرف گراى ما بوده هنوز هست
خيالتون راحت
شما خيلى اگر ناراحت درياى خزرى
با شاسى بلند چينيت تا لب دريا نرو آبو ساحل رو آلوده نكن
زيلو بندازى قليون بكشى جوجه بزنى آشغالاتو هم
همونجا يادگارى بزاريو بياى 🚫
اگر نارحتين با مانتو روسرى و لباس نرين تو دريا
كه چهره دريا و ساحل رو خراب كنيد 🚫
و خيلى موردهاى ديگه ...
.
وقتى مسئولين شمال براشون مهم نيست
و ساحل و دريا براشون با زباله دونى فرقى نداره
وقتى اكثر مردم شمال و توريست ها براشون مهم نيست
چى داره به سر ساحل و دريا مياد
وقتى اينجا حتى جون آدم ارزش نداره
شما اومدين ميگين چرا سهم ما از دريا كم شد ؟
.
منم خيلى ناراحتم اما با چيزى كه تو روسيه ديدم
ميدونم اونا خيلى بهتر از ما از دريا محافظت ميكنن
نگران دريا نباشين
دريا و موجودات درياى خزر از روزى كه
دست ما ازشون كوتاه بشه حالشون خوب ميشه
داشتن و استفاده از نعمت هاى خدا
لياقت ميخواد
شكرگزارى ميخواد
.
سرنوشت هيچ قومى تغيير نميكنه
مگر به دست خودشون
👆🏼الله👆🏼
.
به بهانه بحث داغ اين روزا اين فيلمارو كه پاييز پارسال
با هلى شات از درياى خزر گرفتيم آماده كردم
با صداى معين و آهنگ شمال
.
@n.moein
#caspiansea
#درياي_خزر
Read more
. این چند وقته که من تو فکر دکترا بودم، از چند نفر و چندتا موسسه مشاوره گرفتم به این نتیجه رسیدم که همه ...
Media Removed
. این چند وقته که من تو فکر دکترا بودم، از چند نفر و چندتا موسسه مشاوره گرفتم به این نتیجه رسیدم که همه ی این مشاوره ها سلیقه ایه! یعنی چی؟ یعنی من توی دفترچه رشته ها، رشته «مطالعات اعتیاد» رو هایلایت کردم و بالاش ❣️ کشیدم، به هرکی گفتم این رشته رو دوست دارم با نگاه عاقل اندر سفیه سعی کرد منصرفم کنه! اما ... .
این چند وقته که من تو فکر دکترا بودم، از چند نفر و چندتا موسسه مشاوره گرفتم به این نتیجه رسیدم که همه ی این مشاوره ها سلیقه ایه!
یعنی چی؟ یعنی من توی دفترچه رشته ها، رشته «مطالعات اعتیاد» رو هایلایت کردم و بالاش ❣️ کشیدم، به هرکی گفتم این رشته رو دوست دارم با نگاه عاقل اندر سفیه سعی کرد منصرفم کنه! اما هاجر جان قادری که دم دفاع دکتراشونم هست گفت من حاضرم انصراف بدم و باهم این رشته رو بخونیم ..😂❤️
.
چرا اینارو گفتم؟ که اگه شما هم تو موقعیت من هستید خودتون پرس و جو کنید و به نتیجه برسید،نه کس دیگه ای
البته قبلش از خودتون بپرسید که اصلا چرا میخواید دکترا بخونید؟ برای رسیدن به هدفتون لازم هست اینکار؟ از گذروندن این مقطع لذت میبرید؟ و...
.
پ ن: اینکه میگن دانشجوی ارشدی که ندونه دکترا چی میخواد بدونه هم چرتی بیش نیست، خوبه که بدونه اما داره دوره رو‌ میگذرونه که علایقشو بشناسه تو‌مسیر :)
.
پ ن مناجاتی: خدایا جون هرکی دوست داری نهایتا تا ۲۰ روز دیگه فقط افتخار دانشجو بودن در این مرز و بوم رو بهم بده و خلاااص 🤦🏽‍♀️😄
Read more
... سال نو مبارک.. <span class="emoji emoji1f33c"></span>متن رو بخونید <span class="emoji emoji1f612"></span> خُب سال نودوشش با تمام اتفاق های خوبُ بَدِش تماش شد سالی بود ...
Media Removed
... سال نو مبارک.. متن رو بخونید خُب سال نودوشش با تمام اتفاق های خوبُ بَدِش تماش شد سالی بود پُر از تجربه های خوب ،لحظه های شیرین ،اتفاق های تلخ ،اشک ،لبخند ، قهقهه ، عشق، نفرت مرگ،تولد،یه عالمه حادثه های بد که توی کشورمون افتاد.. خلاصه هر چی بود این سال بالاخره تمام شد نمیشه گفت سالِ بدی ... ...
سال نو مبارک.. 🌼متن رو بخونید 😒

خُب
سال نودوشش با تمام اتفاق های خوبُ بَدِش تماش شد
سالی بود پُر از تجربه های خوب ،لحظه های شیرین
،اتفاق های تلخ ،اشک ،لبخند ، قهقهه ، عشق، نفرت
مرگ،تولد،یه عالمه حادثه های بد که توی کشورمون افتاد.. خلاصه هر چی بود این سال بالاخره تمام شد
نمیشه گفت سالِ بدی بود
میشه گفت زندگی توی اون سال باهامون مَچ نبود
هِی تو سال نودوهفت اوکی باش با ما
بَلا مَلا سرمون نیار بزار با خاطره ی خوب ازت یاد کنیم
خداجون شما هم یکم بیشتر هوای ما مَردُم ایرانُ
داشته باش
خدا جون یکم به مسئولین احساس مسئولیت عطا فرما
یکم زوم کُن روی اون جاهای کوچیک نقشه ی ایران حتی زیر اون پونِزِ نقشه آدم هایی هستند که فقط به امید تو شَبشون رو روز میکنند .،، اونا رو ببین
تا صدای خنده هاشون رو بشنویم.. .
اینو میدونم که تو رحیم و بخشنده ترین هستی
.
امیدوارم گَرده های جادویی زندگیتون رو رویایی کنه
سال 1397مبارک ..🌹
غزال.گیاهی
Read more
. پره خاطرات گریه ها و خنده ی همیم من و تو جون همیم خون همیم قلب تپنده ی همیم... . #احمداميرخليلى . [شعر ...
Media Removed
. پره خاطرات گریه ها و خنده ی همیم من و تو جون همیم خون همیم قلب تپنده ی همیم... . #احمداميرخليلى . [شعر بود آقا شعر! من نمیگم که حافظ میگه: حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت! من نمی گم که سعدی میگه: باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی! من نمی گم که مولانا میگه: ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟! من ... .
پره خاطرات گریه ها و خنده ی همیم
من و تو جون همیم
خون همیم
قلب تپنده ی همیم...
.
#احمداميرخليلى
.
[شعر بود آقا شعر! من نمیگم که حافظ میگه:
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت!
من نمی گم که سعدی میگه:
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی!
من نمی گم که مولانا میگه:
ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟!
من نمی گم که همه میگم! همه نه اینه فقط شاعرا، همه آدما! منم یه آدم معمولی یه لحظه رد شد و شدم شاعر، یهو گفتم:
همیشه همینقدر زیبا بمون
یهو گفتم:
کسی که شکل تو باشه یه معجزه س واسم
یهو گفتم:
خدا کنه توبه آخرم نباشه دختر!
من گفتم و شعر شد! اون شعر بود که من به گفتن افتاد! گفتم و گفتم و گفتم تا شدم شاعرش! حالا من ازش میگم و شما بشنوید:
فقط تویی که میذارم صدام کنی احمد...]
.
#تهران #ایران #عشق #شعر #شاعر #شبانه #حافظ #سعدی #مولانا #روز
عکس از: @sunface.fa
Read more
تو چند روزى كه اين گل رو درست ميكردم خيلى ياد گذشته ها و سالهايي كه گلسازى درس ميدادم بودم سالهايي كه ...
Media Removed
تو چند روزى كه اين گل رو درست ميكردم خيلى ياد گذشته ها و سالهايي كه گلسازى درس ميدادم بودم سالهايي كه توام بود با اتفاقات تجربه ها وخاطرات شيرين وخيلى به ندرت ناراحت كننده ، يه وقتايي فكر ميكنم از خاطرات اينهمه سال كار و ارتباط نزديك با افراد مختلف ميشه يه كتاب قطور نوشت (شايد تو زمان بازنشستگى نوشتم ... تو چند روزى كه اين گل رو درست ميكردم خيلى ياد گذشته ها و سالهايي كه گلسازى درس ميدادم بودم سالهايي كه توام بود با اتفاقات تجربه ها وخاطرات شيرين وخيلى به ندرت ناراحت كننده ، يه وقتايي فكر ميكنم از خاطرات اينهمه سال كار و ارتباط نزديك با افراد مختلف ميشه يه كتاب قطور نوشت (شايد تو زمان بازنشستگى نوشتم 😉)تو يكى از دوره هاى كلاسهام يه خانم مسنى بود كه ما به خواست خودش خانم دكتر صداش ميكرديم (همسرشون دكتر و استاد دانشگاه بودند)يه خانم مسن حدود هفتاد سال باچشماى رنگى و پوست درخشان و خيلى زيبا خانم دكتر هميشه يك دنيا داستان و ماجرا از افراد فاميلشون داشت كه تو كلاس با اب و تاب فراوون تعريف ميكرد داستانهايى كه جالب بود ولى يه وقتايي ديگه تعددشون كلافه كننده البته من هميشه سعى ميكردم با سياست كلاس رو تحت كنترل خودم داشته باشم ولى اگر تو كلاس يك اتفاق غير منتظره مي افتاد واقعا كنترل اوضاع از دست من هم خارج ميشد و كلافگى رو تو چهره ى تك تك بچه ها ميديدم 😅😅ماجرايي كه ميخوام تعريف كنم مربوط به يكى از همين روزهاست .يه روز يكى از هنرجوها تو نيمه هاى كلاس با چشماى پف كرده از گريه ى زياد وارد كلاس شد همه هاج و واج نگاهشون به ترانه (مستعار)بود كه چى شده ؟و فورا همه ى تيرها سمت اقايون بيچاره هدف گرفته شد ،با شوهرت دعوا كردى ؟خانم دكتر مجال نداد و گفت عيبى نداره غصه نخوريا دعوا نمك زندگيه من هر وقت با دكتر دعوام ميشه يه ساعتم طاقت نمياره مياد منتم رو ميكشه مردا همه اشون بنده ى شكمن 😳شب يه غذاى خوشمزه بپز خودش مياد دستاتم ماچ ميكنه دكتر به من ميگه خانم دستت اصلا تو اشپزى معجزه ميكنه ادم ميخواد انگشتاشم بخوره همينجور كه داشت از اشپزيش و هنرش در زمينه ى شوهر دارى تعريف ميكرد من رفتم وسط حرفش گفتم خانم دكتر يه دقيقه مجال بديد ببينيم چى شده و رو كردم طرف ترانه كه عزيزم اگر مشكلى برات پيش اومده و ما ميتونيم كمكى بكنيم بگو در غير اينصورت يه خورده اينجا بشين حالت كه بهتر شد برات تاكسى ميگيريم برو خونه استراحت كن همينجور كه وسايلش رو ميزاشت رو صندلى گفت زرى جون الان دكتر بودم ميگه مشكوك به بيمارى .....هستى الان از من ازمايش گرفت چند روز ديگه جوابش اماده ميشه اگر مريض باشم چى ؟هنوز بچه ام كوچيكه و از ته دل زد زير گريه
خانم دكتر گفت اين حرفا چيه علم كلى پيشرفت كرده حتما درمان ميشى 😳😳من گفتم بابا درمان ميشى چيه هنوز كه مشخص نيست اصلا مريض باشى خانم دكتر همينجور كه سرش رو در تاييد حرف من تكون ميداد
گل نسترن گل اموزشى مهرماه خواد بود البته فقط گل به تنهايي
بقيه ى داستان تو يه پست ديگه
Read more
تا چند ماه‌ دیگه وارد پنجمین سال مهاجرتم از ایران میشم . تو‌ این چند سال روزی نبوده که توذهنم شرایط زندگی ایران و اینجا و نقاط مختلف دنیا ( بر اساس شنیده هام ) رو به هر بهانه ای مقایسه نکنم . هر بار مسافری از ایران اومده به حرفاش ( حرف که چه عرض کنم ، تمام غصه و نا‌امیدی ) خوب توجه کردم . هر روز اکسپلور اینستاگرام ... تا چند ماه‌ دیگه وارد پنجمین سال مهاجرتم از ایران میشم . تو‌ این چند سال روزی نبوده که توذهنم شرایط زندگی ایران و اینجا و نقاط مختلف دنیا ( بر اساس شنیده هام ) رو به هر بهانه ای مقایسه نکنم .
هر بار مسافری از ایران اومده به حرفاش ( حرف که چه عرض کنم ، تمام غصه و نا‌امیدی ) خوب توجه کردم .
هر روز اکسپلور اینستاگرام رو بالا پایین‌کردم و هر روز خبر بد‌ از ایران خوندم و دیدم . روز به روز‌ مردم کشورم رو‌بیشتر تو مخمسه دیدم و دیدگاه عمومی خارجی ها رو هر روز نسبت به خودمون منفی تر حس کردم !
تو این سبک سنگین کردن همیشگی ، چه روزهایی که دوس داشتم یه خارجی رو بابت ترهم تو صحبتش خفه کنم ! چه روزهایی که بابت دوری از دوستام و خانوادم سختی نکشیدم . همیشه فکر میکردم که‌ واقعا گناه ما چی بوده؟! برای چی کاری با ما کردن که تمام سختی های دوری و مهاجرت رو‌ به جون بخریم اما باز هم کفه ترازو به مهاجرت سنگینی کنه ؟ گناه مادر و پدرای ما چی بوده که باید‌ از پاره های تنشون ( به خاطر خوشبختیشون ) دور باشن؟! بارها وقتی ازم اینجا سوال کردن که چرا مهاجرت کردی و من توضیح دادم که بابت ساخت موزیک ویدیو برای خواننده ها تو ایران زندان رفتم و اینهمه سختی کشیدم ، با یک قیافه کاملا شبیه علامت تعجب روبرو شدم ! این مساله برای یک خارجی به همون حد خنده دار و مضحکه که انگار ما رو‌ تو‌ ایران بابت سوار شدن به تاکسی یا خوردن آب معدنی زندانی کنن ! ( که بعید‌نیست به زودی این کارو‌هم بکنن ! )
هیچ وقت نفهمیدم که وقتی از من‌ توضیحی از شرایط کشورم میخوان باید چی بگم ؟! باید از چی‌دفاع کنم وقتی میدونم که چیزی برای دفاع نمونده ؟ و بارها مجبور شدم به دروغ و برای‌حفط آبروی‌کشورم خیلی چیزهارو‌خارج از واقعیت توضیح بدم ، که این منو از درون‌نابود میکنه ...
چقدر دردناکه وقتی با تمام وجود حس میکنی که هموطنات جز باهوش ترین و زرنگترین مخلوقات هستن و چقدر میتونستن تو‌ موقعیت های بهتری نسبت به یک خارجی قرار بگیرن ، اما‌نگرفتن ، اما نذاشتند که بگیرن !
تمام این پر حرفی ها رو کردم که بگم ، ما و‌نسل ما ، متعلق به هیچ جا نیست ! ما نه‌ تو‌ کشور خودمون که صاحبش هستیم خوشحال و راحتیم نه هیچ جای دنیا که مهمون هستیم نهایتا خوشحال و راحتیم ! ما تو مثلث برمودای زندگی غیب شدیم ، « ما نسل گمشده ایم »
Read more
تا آخرش بخون لطفا جون مادرتون بخونیدلایکم نمیخوام بخووووونید اشک من ک در امد . دستش را به سوی پسر ...
Media Removed
تا آخرش بخون لطفا جون مادرتون بخونیدلایکم نمیخوام بخووووونید اشک من ک در امد . دستش را به سوی پسر جوان دراز کرد: _آقا میشه کمک کنید? پسر نگاهی به دختر انداخت و با لبخندی موذیانه گفت: _اهل حال هستی??😈 دختر که تا ان روز کارش فقط گدایی بود با تعجب پرسید : _یعنی چی?? پسر خنده ای سرداد و گفت : _هیچی ... تا آخرش بخون لطفا
جون مادرتون بخونیدلایکم نمیخوام بخووووونید اشک من ک در امد
. دستش را به سوی پسر جوان دراز کرد:
_آقا میشه کمک کنید?
پسر نگاهی به دختر انداخت و با لبخندی موذیانه گفت:
_اهل حال هستی??😈
دختر که تا ان روز کارش فقط گدایی بود با تعجب پرسید :
_یعنی چی??
پسر خنده ای سرداد و گفت :
_هیچی بیخیال...اره بهت کمک میکنم فقط یه مشکلی هست
_چی??
_من پولامو خونه جا گذاشتم خونمون همین نزدیکه همراه من بیا
دخترک ساده هم به همراه پسر راه افتاد و وارد خانه ای شد که چندین پسر جوان دیگر نیز در انجا مشغول دود و دم بودند.پسر که پشت دختر ایستاده بود دستمالی از جیبش در اورد و جلوی دماغ دختر گذاشت ،اورا ارام روی زمین خواباند و...🙈
(از زبان فاطمه)چشمامو که بازکردم. لخت روی کف اتاق افتاده بودم.کیفی کشیدم و گفتم:
_با من چیکار کردی?
یکی از پسر ها دود قلیون را از دهانش بیرون داد و گفت:
_هیچ فقط دیگه دختر نیستی.
همونطور که گریه میکردم لباس هامو پوشیدم و از اون جهنم بیرون زدم.دلم میخواست از اون شهر از اون کشور از اون ادما دور بشم...دلم میخواست بمیرم میدونستم که دیگه زندگیم تمومه .خودمو یه موجود بی ارزش فرض میکردم.رفتم پیش دوستم عاطفه و همه چیز رو براش تعریف کردم.عاطفه که تا اون موقع بهت زده نگام میکرد دستمو تو دوستاش گذاشت:
_فاطی جونم ای کاش میتونستم کمکت کنم عزیزم.ولی چیکار کنم که کار از کارگذشته
سرمو انداختم پایین حق با اون بود.عاطفه گفت:ولی گلم من یه فکری دارم
_چی??
_خب...خب حالا که همه چی تموم شده
_خب
_خب اینکه...چیزه...یعنی
_بگو دیگه اه
_خب فاطی تو که دیگه دختر نیستی عزیزم پولی هم که برای زندگی نداری.چطوره که برای زندگیت خب...همم... تن فروشی کنی??
بهت زده نگاش کردم نفهمیدم چی شد که دیدم جای دستم رو صورتش مونده بود.سرش داد زدم واز خونه اومدم بیرون.تو خیابون قدم زدم با خودم فک کردم.هرکاری کردم راهی جز چیزی عاطفه گفت نبود.ولی برام خیلی سخت بود.من که تا اون موقع یه تار موهام رو نامحرم ندیده بود نمیتونستم...
یه لحظه شیطون اومد سراغم:
_فاطمه کاریه که شده توهم که با بی پولی نمیتونی سر کنی درسم که نخوندی جای خواب هم که نداری و..و..و...تا اینکه بالاخره خودمو راضی کردم.همین موقع یه سانتافه جلوم ترمز کرد:
_خانوم میخوای برسونمت??
سعی کردم محلش نزارم.اومد بره که یاد حرف عاطفه افتادم.تمام جراتم رو جمع کردم و داد زدم:
_صبر کن وایسا...
از اون روز به بعد بود که منم شدم یه فاحشه. (از زبان حمید)
اولین بار که دیدمش در خونه ی دوستم بود.تا منو دید خودشو جمعوجور کرد.یه سلام کوتاه کرد و رفت.از ا
Read more
خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل قدم‌هات روی چشمام بیا به این‌ ور پل از این گوشه‌ی دنیا تا اون ...
Media Removed
خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل قدم‌هات روی چشمام بیا به این‌ ور پل از این گوشه‌ی دنیا تا اون گوشه‌ی دنیا چشام بسته برات پل خانوم گل آی خانوم گل از اون روز که جدایی من رو به گریه انداخت برات بارون چشمام پل رنگین کمون ساخت خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل قدم‌هات روی چشمام بیا ... خانوم گل آی خانوم گل
برام سخته تحمل
قدم‌هات روی چشمام
بیا به این‌ ور پل

از این گوشه‌ی دنیا
تا اون گوشه‌ی دنیا
چشام بسته برات پل
خانوم گل آی خانوم گل

از اون روز که جدایی
من رو به گریه انداخت
برات بارون چشمام
پل رنگین کمون ساخت

خانوم گل آی خانوم گل
برام سخته تحمل
قدم‌هات روی چشمام
بیا به این‌ ور پل

به یادت که می افتم
می‌لرزه دل و دستم
هزار داد میزنم داد
هنوز عاشقت هستم

یه روز تو باغ پاییز
تو رو تکیده دیدم
زدی ریشه تو قلبم
تو رو به جون خریدم

من از خرابه دل
برات گلخونه ساختم
بهارو با تو دیدم
به بوی تو شناختم

خانوم گل آی خانوم گل
برام سخته تحمل
قدم‌هات روی چشمام
بیا به این‌ ور پل

بهار وقتی بهاره
که بوی تو داره
وگر نه مثل هر سال
خزون انتظاره

دلم امیدواره
اگر چه گله داره
که برگردی دوباره
روزها رو می‌شماره

می‌دونم که تو امروز
پشیمون‌تری از من
بیا که دیره فردا
واسه به هم رسیدن

خانوم گل آی خانوم گل
برام سخته تحمل
قدم‌هات روی چشمام
بیا به این‌ ور پل

از این گوشه‌ی دنیا
تا اون گوشه‌ی دنیا
چشام بسته برات پل
خانوم گل آی خانوم گل
Read more
. هیچی اتفاقی نیست. حتی افتادنِ یه برگ از رو شاخه‌ی درخت. این نص صریح قرآنه. امشب جلو در ورودی مجلس ...
Media Removed
. هیچی اتفاقی نیست. حتی افتادنِ یه برگ از رو شاخه‌ی درخت. این نص صریح قرآنه. امشب جلو در ورودی مجلس عزای فاطمه‌ باشی و فردا زیر دست و پای اراذل؟ خب این رزق شهادت رو اگه زهرا(س) نداده پس از کجا نصیب این جوون بیست و چند ساله شده؟ یا تازه سه ماه باشه که لباس خدمت تن کرده باشی و با همش ۲۰ سال سن، شب شهادت مادرسادات ... .
هیچی اتفاقی نیست. حتی افتادنِ یه برگ از رو شاخه‌ی درخت. این نص صریح قرآنه. امشب جلو در ورودی مجلس عزای فاطمه‌ باشی و فردا زیر دست و پای اراذل؟ خب این رزق شهادت رو اگه زهرا(س) نداده پس از کجا نصیب این جوون بیست و چند ساله شده؟
یا تازه سه ماه باشه که لباس خدمت تن کرده باشی و با همش ۲۰ سال سن، شب شهادت مادرسادات با یه اتوبوس زیر گرفته شی؟ خب بین اون همه آدم چرا تو؟ مگه میشه گفت اتفاقیه ؟
یا تازه چهل روز از عقدت گذشته باشه و یعده داعشی مسلک آرزوی دومادیتو به دل خانوادت بذارن. چطوری به خودم بقبولونم که تو تصادفی انتخاب شدی ...
.
.
هممون از شنیدن خبر شهادت جوونای رعنای بیست و چندساله قلبمون به درد میاد و حتی شاید تا چند روز هم از فکرشون بیرون نیاییم. فرقی هم نمیکنه کجا شهید شده باشن ...
اما راستشو بخواید حس میکنم هیچوقت برای هیچ شهیدی انقد از ته دلم غصه نخوردم ... شاید دلیلشم این باشه که با چشمام که چیزی ندیدم، اما با گوشای خودم صداشونو شنیدم. با همه وجودم حس ‌کردم که هربلایی رو به جون میخرن که آب تو دل کسی تکون نخوره. صدای دویدنشون و قدمهاشون دل نگرونیم رو بیشتر می‌کرد. انگار برادر خودم اون پایین مشغول نفس‌نفس زدن باشه و دنبال یه آشوبگر افتاده باشه. من این بالا پشت پنجره اتاقم نشسته بودم و حتی از ترس‌ پرده رو هم کنار نمی‌زدم. فقط گریه میکردم. بخاطر جوون همسن و سال خودم که برای حفظ امنیت «من» و «تو» له شد ....
بخاطر دل خانواده هایی که هزار بار تا صبح مردن و زنده شدن که نکنه پسر رعنای منم چیزیش بشه، نکنه داداشم صورتش خراش برداره، نکنه سایه سرم دیگه برنگرده ....
.
نوشتم که اولا بگم
یادمون نمیره که - تا ابد - مدیونِ دل نگرونیِ مادراتون و چشم انتظاری پدراتون و دلتنگیای خواهراتون و غرور شکسته‌ی برادراتون و حتی خلوت‌های شبانه‌ی رفیقاتون هستیم ...
که بگم یادمون نمیره مسئولیم در قبال قطره قطره‌ی این همه خون به ناحق ریخته شده.
و ثانیا یادآوری کنم به خودم که هیچوقت برای آدم شدنم دیر نیست ... نمیدونم تک تک این شهدا وسط کدوم شب قدر و کدوم سینه زنی و کدوم نماز شب برات شهادتشون به دست صاحب الزمان امضا شد. اما اینو باور دارم که فرصت ها رو خودمون میسازیم ... خدا رو چه دیدی؟ شاید اگه ما هم شروع کردیم به دل کندن، خدا طوری همه چیو چید که تک تکمون همونطوری که میخوایم پرواز کنیم و بریم پیشش. که رااااحت جدا بشیم از این دنیا و بشیم مهمون جدیدِ سفره حضرت زهرا!
.
- و در آخر باید اعتراف کنم که این شبا بیشتر از همیشه خدا رو شکر کردم که برادر ندارم... 😔
.
#شهدای_پاسداران
#یازهرا 💔✋
.
Read more
. روحت شاد عمو جون. تسليت به خانم شهلا ناظريان و مهساي عزيز. تسليت به جامعه هنري. . <span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span>. . مراسم ...
Media Removed
. روحت شاد عمو جون. تسليت به خانم شهلا ناظريان و مهساي عزيز. تسليت به جامعه هنري. . . . مراسم بدرقه این هنرمند عزیز، فردا نه و نیم صبح از مسجد بلال صداوسیما به سمت قطعه هنرمندان برگزار میگردد. مجلس ترحیم روز شنبه از ساعت چهار الی پنج و نیم بعد از ظهر در مسجد بلال منعقد میگردد. روحش شاد و یاد ... .
روحت شاد عمو جون.
تسليت به خانم شهلا ناظريان و مهساي عزيز.
تسليت به جامعه هنري.
.
😔🙏.
.

مراسم بدرقه این هنرمند عزیز، فردا نه و نیم صبح از مسجد بلال صداوسیما به سمت قطعه هنرمندان برگزار میگردد.
مجلس ترحیم روز شنبه از ساعت چهار الی پنج و نیم بعد از ظهر در مسجد بلال منعقد میگردد.
روحش شاد و یاد خاطره و صدایش جاودان و ماندگار
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم فکر میکنم در این که نوشتم نابودی خوزستان مساوی است با نابودی ایران، هیچ اغراقی ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم فکر میکنم در این که نوشتم نابودی خوزستان مساوی است با نابودی ایران، هیچ اغراقی نیست، بزرگنمایی نکرده ام چون به شدت معتقدم که ایران منهای خوزستان، یعنی ایران منهای نفت و صنایع مرتبط با اون، منهای گاز، منهای بخش عظیمی از محصولات کشاورزی، منهای بخش عظیمی از محصولات دریایی ... بسم الله الرحمن الرحیم

فکر میکنم در این که نوشتم نابودی خوزستان مساوی است با نابودی ایران، هیچ اغراقی نیست، بزرگنمایی نکرده ام چون به شدت معتقدم که ایران منهای خوزستان، یعنی ایران منهای نفت و صنایع مرتبط با اون، منهای گاز، منهای بخش عظیمی از محصولات کشاورزی، منهای بخش عظیمی از محصولات دریایی و آبخیز پروری و صدها منهای ریز و درشت دیگه.
و به شدت معتقدم که پیکر زخم خورده ی خوزستان هر روز بیشتر از دیروز نحیف و بی جون میشه. از زخمهایی حرف میزنم که یادگار دشمن در گذشته و ارمغان مسئولان به ظاهر دوست، در ایامی نه چندان دوره.
تعداد روزهای غبار آلود خوزستان سال به سال زیادتر میشه و سرفه های مردم این خطه سال به سال شدیدتر و جانکاه تر. و این به ظاهر دوستان هنوز میگویند: خوزستان هنوز آب مازاد دارد!!!!! پس تدبیرشان باز هم گل میکند و بیشتر سد میسازند و بیشتر آب منتقل میکنند و وقتی صدای ناله از خوزستان بلند میشود، برای خالی نبودن عریضه چند نهال میکارند که: ببینید ما بیکار ننشسته ایم و داریم برای رفع مشکل ریزگردها اقدام میکنیم.
آن هم چه نهال هایی: کنوکارپوس یا کهور آمریکایی!!!!
به نظر شما اگر وضع به همین روال پیش بره تا چند سال آینده خوزستان خالی از سکنه نمیشه؟ برای آدم ها چیزی حیاتی از نفس کشیدن هست؟ و باز هم به نظر شما خالی از سکنه شدن یه استان وسیع مرزی با منابع عظیم نفت و گاز و... چشم طمع چند کشور رو به خود جلب می کنه؟
آی آقایان مسئول، صدام نتونست تو هشت سال خوزستانی ها رو از آب و خاکشون بیرون کنه لطفا شما بدتر از صدام نباشید.
#نه_به_انتقال_آب_خوزستان
#نه_به_انتقال_آب_کارون
#نه_به_انتقال_آب_دز
#نه_به_انتقال_آب_زاینده_رود
کپی تصویر و مطالب نه تنها ممنوع نیست که جای تشکر هم داره.
درباره کنوکارپوس یا کهور آمریکایی در کامنت ها بخوانید👇
Read more
سلام و عرض ادب دوستان دو روز از حادثه غم انگیزی که برای هموطنان عزیزمون در برخورد تانکر با اتوبوس رخ‌ داد میگذره دوستان دیگه زحمت کشیدن و حادثه رو پوشش دادن از چند جهت هم دوربین مدار بسته های اون منطقه فیلم های رو ذخیره کردن که یکیشون رو یکی از دوستان به دست من رسوند جا داره بنده هم از طرف تیم تصادف ... سلام و عرض ادب
دوستان دو روز از حادثه غم انگیزی که برای هموطنان عزیزمون در برخورد تانکر با اتوبوس رخ‌ داد میگذره
دوستان دیگه زحمت کشیدن و حادثه رو پوشش دادن
از چند جهت هم دوربین مدار بسته های اون منطقه فیلم های رو ذخیره کردن که یکیشون رو یکی از دوستان به دست من رسوند
جا داره بنده هم از طرف تیم تصادف ناجور تسلیت بگم
واقعا نمیشه با جملات و حرف زدن دل این مردم داغ دیده رو آروم کرد
دوستان اما جا داره بگم همچین برخوردی چون یکجا هست به چشم میاد روز هست که سه برابر انسان بیگناه توی تصادفات کشته میشن
و همه هم داریم میبینیم و شاهد هستیم اشتباهات انسانی و تخلفات هست که این همه مشکل آفرین هست(درصد خیلی بالا)
دوستان واقعا به هموطنان کرد(کورد) ظلم میشه
چرا که گزارش هایی به دست من رسیده که به زودی در صورتی که تایید بشه براتون به اشتراک میزارم
از اینکه توی تاریکی هوا تردد کامیون های حامل سوخت ممنوعه اما میبینیم که تخلف صورت میگیره و برخورد جدی نمیشه و نتیجه میشه این ..
ببخشید کپشن طولانی شد ..
اما هم نیاز بود توضیح بدیم هم مجدد تسلیت بگیم به مردم کشور عزیزمون😞🌹
دوستان این حکایت همچنان باقی است
تروخدا سعی کنیم حتی شده هر‌ کدوممون یک نفر رو قانع کنیم و از خطرات پیش رو آگاهش کنیم قدم بزرگی در راستای فرهنگ سازی برداشتیم
خواهش میکنم به فکر هم باشیم
ما که هیچ کسی به فکرمون نیست.. کاش فقط به فکرمون نبودن حتی حاضرن دور از جون سر به تن کسی نباشه... پس بهتره خودمون به فکر خودمون باشیم
به خدا رانندگی با سرعت بالا
لایی کشیدن تخلف کردن سپر به سپر رفتن راهنما نزدن و الی ماشالله ... هنر نیست.. کلاس نداره... هیچ وقت ماشین جلویی و پشتی نمیگن اوه اوه چه آدم خفنی!!! به این‌ موضوع فکر کنیم
برای همه آرزوی موفقیت دارم
و باید بگم اندکی صبر.. سحر نزدیک است👍😞🌹❤️
درود فراوان به هموطنان عزیزم
ارادتمند همه شما عزیزان
روزبه رضایی
#روزبه_رضایی #تصادف_ناجور #کرد #اتوبوس #آتشسوزی #هموطن_تسلیت #خسته #شدیم #از #تسلیت_های_بی_پایان
Read more
. ربط تصویر و متن رو خودتون هر چی خواستید بیان کنید ... اما متن فرض کنید در شرایط شدید تحریم ایران ...
Media Removed
. ربط تصویر و متن رو خودتون هر چی خواستید بیان کنید ... اما متن فرض کنید در شرایط شدید تحریم ایران باشند افرادی ک بتونن نفت ایران رو صادر کنند کاری ک دولت خواسته شرکت های خصوصی که این امکان براشون مقدوره خودشون انجام بدن و به اقتصاد ایران کمک بشه به نظر شما وقتی تجربه امثال ایکس ها به گوش تجار و سرمایه ... .
ربط تصویر و متن رو خودتون هر چی خواستید بیان کنید ...
اما متن
فرض کنید در شرایط شدید تحریم ایران باشند افرادی ک بتونن نفت ایران رو صادر کنند
کاری ک دولت خواسته شرکت های خصوصی که این امکان براشون مقدوره خودشون انجام بدن و به اقتصاد ایران کمک بشه
به نظر شما وقتی تجربه امثال ایکس ها به گوش تجار و سرمایه دارها و صاحبان شرکت های بزرگ برسه
کسی بتونه هم کاری برای اقتصاد ایران میکنه؟؟؟؟
اقتصاد فلج ایران یکی از عللش هم اینه دشمنی عمیقی با ثروتمندان توی خون بسیاری وجود داره
نه به این خاطر که از ثروت بدشون میادها
خیر فقط چون خودشون ندارند حمله میکنند
و دقیقا هم کاری که شاهدیم صورت میگیره
خروج هر روز بیشتر سرمایه های سرمایه داران به کشورهایی که حداقل به خود سرمایه دارها هم حق بدن متناسب با سرمایشون رشد اقتصادی کنند !
نه ک بگن عهههههه تو داری ما نداریم پس مال ما رو خوردی !
نه یا مفسد بشن یا ملعون یا چه و چ ...
متاسفانه بسیاری خبر ندارید درد اینهاست ک کار تو ایران داره روز افزون کمتر میشه
کی باید کار درست کنه !!!!؟؟؟؟
خود قشر به اصطلاح خودشون کوخ نشین !؟
یا ایجاد کار نیاز به سرمایه و دانش و تجربه همین کاخ نشینان بی شرف داره؟؟؟؟
.
.
من دفاع از کاخ نشینی نکردم
امیدوارم حرفم مشخص بشه
تو مملکتی که به ثروتمند و کارافرین و هر فرد موفق اقتصادی هزار رقم می تازن
و میگن تو هم باید شبیه ما باشی
چرا نیستی
پس عوضی هستی
جایی میشه که روز به روز فقرش بالاتر و اقتصادش فشل تر هم میشه .
.
بارها ایران دعوت کرد از سرمایه گزارهای خارجی بیاید ایران سرمایه بریزید اما اونچه شاهدیم علاوه بر بازار بسیار بی ثبات ایران و بسیاری مسایل دیگه ک خیلی ها قطعا میدونن ... دشمنی با سرمایه دارها خودش عامل بزرگ فرار و خروج روز افزون ثروت از ایران و منتقل شدن کارافرینان و صاحبان حرفه های ثروت سازه ...
پس حتما جای شکایتی نمی مونه برای فقر روز افزون مردم چنین کشوری با چنین تفکرهای ...
.
.
.
ایران دقیقا شاید در بسیاری موارد فرهنگش مقابل فرهنگ بسیاری جوامع توسعه یافته است که یکی از بارزهاش هم همینه
مردم کره مثلا کافیه ببینن یکی داره رشد میکنه هر جور بتونن کمک میکنن میگن از خودمونه
اما تو ایران کافیه ببینن یکی داره رشد میکنه هر جور بتونن بسیج میشن تمام دین و ایمانشونم میارن وسط بهش حمله میکنن و هر انگی هم بپسندن میزنن تا زمینش بزنن
بعد دور هم جشن شادی بگیرن
که اخ جون یک کارافرین و یک ثروتمند دیگه رو یا کله پا کردیم یا فراریش دادیم از ایران ...
بعد ک خستگیشون در رفت
حالا میگن چرا کار نیست !
چرا پول ..
Read more
جان دلم.... من از الان بگذار بنشینم و سنگ هایم را با تو وا بکنم.... ببین جانم عرضم به حضورت که ماه عسل، ترکیه و آنتالیا و سواحل مدیترانه نداریم ها... از الان بگویم ماه عسل یک ماه تمام مرخصی میگیری من دیگر اجازه نمیدهند بیشتر از یک هفته و این ها نمیفهمم،باید بگیری میرویم خانه کاهگلی ننه جون... البته ... جان دلم.... من از الان بگذار بنشینم و سنگ هایم را با تو وا بکنم....
ببین جانم
عرضم به حضورت که ماه عسل، ترکیه و آنتالیا و سواحل مدیترانه نداریم ها...
از الان بگویم ماه عسل یک ماه تمام مرخصی میگیری
من دیگر اجازه نمیدهند بیشتر از یک هفته و این ها نمیفهمم،باید بگیری
میرویم خانه کاهگلی ننه جون...
البته قبل از آن ننه جون را پیش مادر میگذاریم
خودم و خودت،عشق و صفا
من هر روز لباس محلی میپوشم
از این دامن های گل گلی با گل های صورتی
یک دستمال سر صورتی ام میبندم
دارم میگویم تو ام یک پیراهن و شلوار ساده میپوشی و از این کلاه های حصیری سرت میگذاری...
ای من به فدای تیپ جذابت بشم جان دلم
آها راستی کفش کالج هم نداریم ها...
چکمه میپوشی میفهمی چکمه...
از این چکمه سیاه ها که زیرش زرد است
چکمه میپوشی چون هر روز باید بری طویله و شیر گاو ها را بدوشی و برای جان دلت شیر تازه بیاوری...
آخ که چه کیفی میدهد یک عمر درس بخوانی و مهندس شوی و آخر سر مجبور باشی به طویله بروی و برای جان دلت شیر گاو بدوشی...
اعتراض وارد نیست جانا شیرت را بدوش...
بعد با هم برویم سرِ شالیزار و مشغول برداشت برنج شویم
من از آن طرف شالیزار داد بزنم آقااااااا جاااااان،،،،بیا ناهاااار....
بعد شب که میشود در ایوان دراز بکشیم
بغلم کنی و از خاطرات خوب و خنده دارمان بگوییم و اصلا نفهمیم کی صبح شده و با صدای قوقولی قوقوی خروس های ننه جون بیدار شویم...
زیبا ترین اتفاق زندگی من...بیفت...
.
.

#میکائیل💕
. .
👭 #از_زبان_یک_دختر ⭕
.
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
#ماروبه_دوستان_خود_معرفي_كنيد 😊🌹🙏
Read more
<span class="emoji emoji1f62d"></span><span class="emoji emoji1f622"></span>پدربزرگم<span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f62d"></span> پدرجون امسال اولین سالیه که تو روزت نبودی<span class="emoji emoji1f622"></span>نبودی که بیام پیشت و ببوسمت و تو بغلت بگم ...
Media Removed
پدربزرگم پدرجون امسال اولین سالیه که تو روزت نبودینبودی که بیام پیشت و ببوسمت و تو بغلت بگم پدرجون روزت مبارکامسال اولین باریه که تو روز پدر،اومدم پیشت و روی سنگ قبر سرد دست کشیدمکاش بودی سرم رو روی شونه هات میذاشتم و می بوسیدمت،دستهام سرده،کاش بودی دستم رو میگرفتیکجایی؟شنیدم بهشت ... 😭😢پدربزرگم😢😭
پدرجون امسال اولین سالیه که تو روزت نبودی😢نبودی که بیام پیشت و ببوسمت و تو بغلت بگم پدرجون روزت مبارک😢امسال اولین باریه که تو روز پدر،اومدم پیشت و روی سنگ قبر سرد دست کشیدم😭کاش بودی سرم رو روی شونه هات میذاشتم و می بوسیدمت،دستهام سرده،کاش بودی دستم رو میگرفتی😢کجایی؟شنیدم بهشت هم برات کمه،خوش به حالت،دلم برای تو و مادرجون خیلی تنگه😭😭همیشه عاشقتون هستم و هیچ وقت فراموش شدنی نیستین عزیزای دلم💔💔شبها بازم با مادرجون به خوابم بیا مثل بیشتر شب ها،نیستی اما بازم میگم روزت مبارک پدربزرگ مهربونم😍دوستت دارم،اتفاقهایی هست که حسرت اون تا همیشه باقی میمونه مثل حسرت یه بار دیگه بوسیدن دستات😢بابام که نبود،از بچگیم تو برام پدری کردی😢پدربزرگ عزیزم روحت شاد و یادت گرامی،دوستان عزیز،لطفا یه فاتحه به اسم علی پوربرجی بخونید.💔قدر داشته هاتونو بدونین💔
#پدربزرگ #پدربزرگم #پدربزرگ_جان #پدر_بزرگ #پدر_بزرگم #پدر_بزرگ_من #پدر_بزرگ_جان #پدرجون #پدرجونم #پدر_جون #روز_مرد #روز_مرد_مبارک
#روز_پدر #روز_پدر_مبارک #روز_پدر_مبارک❤ #بهشت #دلم_تنگه #دلم_تنگ_شده #دلتنگی #دلتنگ #مهربون #مهربونم #مهربونم💛🙋 #دوستت_دارم #دوستت_دارم_تا_ابد #دوست_دارم #عزیزم #روحت_شاد #روحش_شاد
Read more
زندگی کردن سخته ،قبول دارم اینکه با هزار جون کندن ، خودتو برسونی به نقطه ای که آرزشو داشتی و یه روز که از خواب بیدار بشی ببینی همش از بین رفته ، ببینی اون جون کندنا ، سگ دو زدنا ، همشون شبیه یه دومینو پشت هم ریختن و دیگه هیچی از اون نقطه نمونده ! زندگی درد داره آره ،شاید سوزنِ غمش انقدر دردناک باشه که یه روز ... زندگی کردن سخته ،قبول دارم
اینکه با هزار جون کندن ، خودتو برسونی به نقطه ای که آرزشو داشتی و یه روز که از خواب بیدار بشی ببینی همش از بین رفته ، ببینی اون جون کندنا ، سگ دو زدنا ، همشون شبیه یه دومینو پشت هم ریختن و دیگه هیچی از اون نقطه نمونده !
زندگی درد داره آره ،شاید سوزنِ غمش انقدر دردناک باشه که یه روز به خودت بیای و بگی دمت گرم من! تو چه چیزایی رو تحمل کردی !
اینکه یه مسیر طولانی رو دنبال هدف و چیزایی که میخواستی بری و وقتی پشت سرتو نگاه میندازی حتی جای ردپاتم نمونده باشه
اره رفیق میدونم !
میدونم به هر دری زدی نشد
به هر کی رو زدی فکر کردی دوستته و دشمن از آب در اومد
میدونم خواسته هات سراب شد !
اما من میگم یه جا درد باید به استخون بزنه ، باید امونتو ببره ، باید تو خودش حلت کنه ، تا حماقتات، خریتات ، همه ی کارایی که کردی و نشد اونی که باید میشد ، از بدنت بره
زندگی دردناکه اره اما من میگم یه قرصی ، دوایی ، درمونی باید باشه که سرپات کنه ، نمیشه که هی غم بخوری هیچی نباشه بسازتت ...
من اگه درمون دردارو میدونستم یه نسخه واسه همه آدمایی که دیگه بریدن میگرفتم و بهشون میگفتم این دل پیچه ها و گُر گرفتیا موندنی نیست این چیزایی که تو این نسخه هستو هر شب قرقره کن تا فردا جز خودت هرچی تو دلت و مغزت بوده رو بالا بیاری
بعدشم روز از نو روزی از نو!
.
.
.
🎥 #میکائیل💕
.
.
.
#روزازنو_روزی_ازنو❤✋👑🌹🌷🍓🍓🍡🍓🍡دارم_سعی_میکنم_خودم_باشم_نه_اونیکه_دیگران_ازم_میخوان_رفیق 😊🌹😍
.
.
. 📷@mikilove351 🆔
.
.
.
#ماروباکامنتهاولایک_هاتون_حمایت_کنید☑📧
Read more
میخوام برگردم به حدود یک سال پیش ، زمانی که مسابقات خلاصه میشد به کوروش و داریوش و بقیه فقط برای سومی ...
Media Removed
میخوام برگردم به حدود یک سال پیش ، زمانی که مسابقات خلاصه میشد به کوروش و داریوش و بقیه فقط برای سومی میجنگیدن . کاندیدای سومی هم امین الله یار بود و مرتضی بینا و اسماعیل حاج عباسی . در مسابقه دادن بین این ۳ نفر اختلاف فاحشی نبود ( در حالی که تکنیک امین الله یار در آن زمان بسیار بالاتر بود ) و در هر مسابقه ... میخوام برگردم به حدود یک سال پیش ، زمانی که مسابقات خلاصه میشد به کوروش و داریوش و بقیه فقط برای سومی میجنگیدن . کاندیدای سومی هم امین الله یار بود و مرتضی بینا و اسماعیل حاج عباسی . در مسابقه دادن بین این ۳ نفر اختلاف فاحشی نبود ( در حالی که تکنیک امین الله یار در آن زمان بسیار بالاتر بود ) و در هر مسابقه یکی از این سه نفر مقام سوم رو با فاصله ی کم نسبت به ۲ نفر دیگه کسب میکرد . تا زمانی که مرتضی بینا تمرینای سختش رو در کنار من شروع‌کرد . کسی‌که کوچکترین غروری در زمان آموختن نداشت و نداره و با تمام وجود آموزش های منو به جون و دل خرید . حالا حدودا یک سال از اون تاریخ میگذره و روی صحبتم با خود مرتضی هست . کمپانی بزرگ @s3parts اسپانسرت هست و لباس با فرمت خصوصی خودت داری . تلاش شبانه روزی تو در پیست در کنار من و حمید قائمی سزاوار تقدیر هست و امروز به جرات میگم که با این فاصله ای که تو با سایرین ایجاد کردی هیچ یک از رقیبات حتی فکر رقابت با تو رو نمیکنن ( با تمام احترامی که برای امین الله یار عزیز و دوست داشتنی قائلم و مشغله هایی که داره ) و امروز تو بطور قاطع و‌ با فاصله ی زیاد بین ۳ نفر اول ایرانی ( گرچه چند باری به سکوی ۲ هم دست پیدا کردی ) . برات از ته دل خوشحالم که مزد زحماتت رو گرفتی و آرزو میکنم روز به روز این روند رو به رشد رو حفظ کنی و بیای به سمت سکوی اول ( البته که تا اونجا هم راه سختی در پیش داری و خودم اونجا منتظرتم 😅😍 ) .
جمعه‌ ای که گذشت ، زمان سواریت در مسابقه ، همه ما بهت افتخار کردیم . به حسادت بخیل ها و حسودان هم که اکثرا خودت میدونی کیا هستن هم اهمیت نده چون دلیل حرفاشون اینکه تو موفقی و نمیتونن جای تو باشن .
پ.ن : ای کسانی که هنوز ایمان نیاورده اید ، ببینید و عبرت بگیرید و ایمان بیاورید . توانا بُوَد هر که با ما بُوَد .😂😅😁
کوروش قربانی
دهم تیر ماه ۱۳۹۷
Read more
زندگی کردن سخته ،قبول دارم #رفیق اینکه با هزار جون کندن ، خودتو برسونی به نقطه ای که آرزشو داشتی و یه ...
Media Removed
زندگی کردن سخته ،قبول دارم #رفیق اینکه با هزار جون کندن ، خودتو برسونی به نقطه ای که آرزشو داشتی و یه روز که از خواب بیدار بشی ببینی همش از بین رفته ، ببینی اون جون کندنا ، سگ دو زدنا ، همشون شبیه یه دومینو پشت هم ریختن و دیگه هیچی از اون نقطه نمونده ! زندگی درد داره آره ،شاید سوزنِ غمش انقدر دردناک باشه ... زندگی کردن سخته ،قبول دارم #رفیق
اینکه با هزار جون کندن ، خودتو برسونی به نقطه ای که آرزشو داشتی و یه روز که از خواب بیدار بشی ببینی همش از بین رفته ، ببینی اون جون کندنا ، سگ دو زدنا ، همشون شبیه یه دومینو پشت هم ریختن و دیگه هیچی از اون نقطه نمونده !
زندگی درد داره آره ،شاید سوزنِ غمش انقدر دردناک باشه که یه روز به خودت بیای و بگی دمت گرم من! تو چه چیزایی رو تحمل کردی !
اینکه یه مسیر طولانی رو دنبال هدف و چیزایی که میخواستی بری و وقتی پشت سرتو نگاه میندازی حتی جای ردپاتم نمونده باشه
اره رفیق میدونم !
میدونم به هر دری زدی نشد
به هر کی رو زدی فکر کردی دوستته و دشمن از آب در اومد
میدونم خواسته هات سراب شد !
اما من میگم یه جا درد باید به استخون بزنه ، باید امونتو ببره ، باید تو خودش حلت کنه ، تا حماقتات، خریتات ، همه ی کارایی که کردی و نشد اونی که باید میشد ، از بدنت بره
زندگی دردناکه اره اما من میگم یه قرصی ، دوایی ، درمونی باید باشه که سرپات کنه ، نمیشه که هی غم بخوری هیچی نباشه بسازتت ...
من اگه درمون دردارو میدونستم یه نسخه واسه همه آدمایی که دیگه بریدن میگرفتم و بهشون میگفتم این دل پیچه ها و گُر گرفتیا موندنی نیست این چیزایی که تو این نسخه هستو هر شب قرقره کن تا فردا جز خودت هرچی تو دلت و مغزت بوده رو بالا بیاری
بعدشم روز از نو روزی از نو!
.
. 👑 #میکائیل💕 📷@mikilove351 ❤️
.
.
👇👇👇

░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░
ヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘ ░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░
💜·.,¸¸,.·´ 💛¯·.,¸¸,.·´❤️·.,¸¸,.·´💎
¯·.,¸¸,.·´❤️✩•.¸¸.•´´✼•💙🍃
🌺•._.• ❋🍃🌼ღ🌟
•.¸¸.•´´¯❀🍃••._.•😍
؛
#ســـــلام دوستـــــ گلــ🌸ـــم☘️🌻🍃
:
🌺🍃 #از _محبتـــــ_ و__صفـات___ ممنونم
#بودنتـــــ💎ــــــ___ واسم _یـه دنیاست_💓
:
🌼🍃
:
💜·.,¸¸,.·´ 💛¯·.,¸¸,.·´❤️
🎋.......✩💓•.¸¸.•´´🌼🍃✼••._.• ❋❤️ ღ🌟•.¸¸.•´´¯❀•🌺🍃•._.•😍
░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░
ヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘヘ
░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░
Read more
, تنها عكس نصف و نيمه از ميز شام ِمهموني، تولد موژان جون <span class="emoji emoji2665"></span>️ <span class="emoji emoji1f609"></span> به تاريخ پنجشنبه ٢٨تير٩٧ #جاتون_خالی ...
Media Removed
, تنها عكس نصف و نيمه از ميز شام ِمهموني، تولد موژان جون به تاريخ پنجشنبه ٢٨تير٩٧ #جاتون_خالی ، #چلوخورشت_قورمه_سبزي #چلوخورشت_فسنجان #دلمه #كالباس #سالاد_اندونزی #دسر_انبه #دسر_طالبی ، هر سوالي داشتين بفرماييد ️ ________________________ بله بله حواسم هست!!! ... ,
تنها عكس نصف و نيمه از ميز شام ِمهموني، تولد موژان جون ♥️ 😉
به تاريخ پنجشنبه ٢٨تير٩٧
#جاتون_خالی ،
#چلوخورشت_قورمه_سبزي
#چلوخورشت_فسنجان
#دلمه
#كالباس
#سالاد_اندونزی
#دسر_انبه
#دسر_طالبی ،
هر سوالي داشتين بفرماييد 😉❤️
________________________
بله بله حواسم هست!!! دسر طالبي و انبه رو پست خواهم كرد☺️به روي چشم 🙌🏻😉
________________________
من هميشه دسرها رو هم روي ميز شام ميزارم .... ديگه اينجوريم ديگه چه كار كنم!؟😄😉
________________________
در مورد برنامه ريزي براي مهموني عرض كنم خدمتتون كه من هميشه از چند روز قبل از مهماني برنامه ريزي ميكنم و غذاهايي كه ميخوام بپزم و موادي كه نياز دارمو روي كاغذ مينويسم بعد براي همه روزهاي قبل از مهموني كارش رو مشخص ميكنم كه چه كارهايي بايد تو چه روزي انجام بشه
به عنوان نمونه براي اين مهموني من اول هفته همه برنامه ها و كارهامو نوشتم ، علت انتخاب غذاهام هم ميزان علاقه مهمونام به غذاها بود، خوشبختانه اين روزها هم ساعت كار ٦ تا ٢ هست و عصرها كه ميامدم براحتي به كارهام ميرسيدم
برنامه: سه شنبه كه از اداره اومدم مواد دلمه رو آماده كردم و شب دلمه رو پيچيدم و تو قابلمه چيدم و گذاشتم تو يخچال و آخر شب هم كيك رو پختم و وقتي كاملا خنك شد كاملا سلفون پيچيدم دورش و گذاشتم تو يخچال، ،
چهارشنبه :بعد از اداره رفتم همه خريدهام مثل ميوه، سبزيجات ، يه سري وسيله براي پذيرايي و ... خريدم و اومدم خونه، اول از همه دسرهام رو آماده كردم و گذاشتم تو يخچال، بعد كالباس رو درست كردم و خنك شد گذاشتم يخچال
پنجشنبه: صبح زود حدود ساعت ٧ هر دو تا خورشت رو بار گذاشتم، بعد كيك رو خامه كشي كردم و گذاشتم يخچال، بعد دسرها رو از قالب در آوردم و تزيين كردم و رفت تو يخچال، كالباس رو برش زدم و چيدم تو ظرف،بعد هم ظرف و ظروف پذيرايي و سرو غذا رو آماده كردم و چيدم، خونه تميز بود(زحمت نظافت خونه رو يه خانم محترمي ميكشن) ولي يه بررسي كلي هم به نظافت خونه كردم ، حدوداي ساعت ٢ قابلمه دلمه رو گذاشتم بپزه، سالاد رو آماده كردم و ميوه ها رو شستم و تقريبا از ساعت ٤ كاري نداشتم، برنج هم خيس كرده بودم تا ساعت ٧ دم بزارم
بعد هم خودم حاضر شدم و يه سري ريزه كاريهايي كه مونده بود رو انجام دادم
....
سعي كردم اجمالي همه كارها و ترتيبشون رو عرض كنم البته خودتون در جريانيد كه يه سري خرده كاريهاي وقت گير هم هست
تو اين سالها بيشترين سوالي كه ازم ميشه همين برنامه ريزي با وجود شاغل بودنم هست و بهمين دليل لازم دونستم كه يكبار و يك مورد رو خدمتتون عرض كنم ...😉☺️
Read more
بچگیام که گاهی مرور میکنم، اون موقع ها مامانِ قشنگم بهم یاد می داد که زنده باشم و زندگی کنم و زندگی ام ...
Media Removed
بچگیام که گاهی مرور میکنم، اون موقع ها مامانِ قشنگم بهم یاد می داد که زنده باشم و زندگی کنم و زندگی ام ببخشم! مثلا عروسک زشته‌ی پشت شیشه‌ی دودی دکور که منطقه ی ممنوعه خونه بود و هزارتا مار وحشتناک و سمی از عروسکم محافظت می‌کردن... منم اون بچه ی همیشه منتظر بودم که وقتی یه بار زبونش بیرون نیست،ببینمش ... بچگیام که گاهی مرور میکنم، اون موقع ها مامانِ قشنگم بهم یاد می داد که زنده باشم و زندگی کنم و زندگی ام ببخشم!
مثلا عروسک زشته‌ی پشت شیشه‌ی دودی دکور که منطقه ی ممنوعه خونه بود و هزارتا مار وحشتناک و سمی از عروسکم محافظت می‌کردن...
منم اون بچه ی همیشه منتظر بودم که وقتی یه بار زبونش بیرون نیست،ببینمش و ثابت کنم زنده‌س!
یا اینک یاد اون،دریای پرتلاطم و طوفانی(قرمز) بین گل‌های کرم و قهوه‌یِ بزرگ و صعب العبور فرش میافتم،که برای نجات عشق(رویایم) باید از شون عبور می‌کردم و بهش میرسیدم و گاهی هم اون وسطا،در راه نجات یه عشق غرق میشدم!
من اون موقع ها "خدا" بودم!
هرکسی و هر چیزی میتونه،خدا باشه!
وقتی روبه روی یه پنجره میایستی و به درخت‌های لخت از برگ پاییز جون میدی؛خدا شدی و خلق کردی و جون دادی به پاییزی که روبه روی هزارتا چشم دیگ هر روز رنگ عوض میکنه و گاهی هم این میون، می میرد از بس که جان ندارد...
‌اینکه وقتی وارد یه زندگی میشی،مردگی و تکرار و عادت رو از ماه و خورشید اون زندگی پاک کنی،شدی خدا برا اون زندگی...
خدای زمستون برفِ،
خدای نقاشی،رنگ...
داشتم سعی میکردم خدا باشم تو اینجا، سعی می‌کردم جون بدم به دیوار سبزی که گل و بلبل های قشنگش جون داده بود به هزارتا حرف و خاطره که دور و بر کافه میچرخیدن؛غافل از تموم رنگ‌ها و اون بلبل‌های خوش صدایی که خدای من شده بودن...
گاهی رنگ‌ها سر میخورن رو خاطرات و خدای خاطراتت میشن...
خدای خاطرات من سبزه،
خدای خاطرات شما چه رنگیه ؟ (با تشکر از @__g.a.n.d.o.m__ بابت این کپشن دلنشین . ایشون همین بانویی هستند که در عکس حضور دارند )
#portraiture #discoverportrait #portraits_mf #igpodium_portraits #magestic_people #makeportraits #portrait_perfection #fineartphotography #fineart #visualart #conceptart #abstract #marvelous_shots #composition #pictureoftheday #conceptualart #colorfulart #colorful #humanedge #portraitphotography #instapersia #fashionphotography #potraitart #vscoportrait #hairstyles #surrealism #featuremeofh #عکاسی_پرتره #پرتره #
Read more
زندگی کردن سخته ،قبول دارم اینکه با هزار جون کندن ، خودتو برسونی به نقطه ای که آرزشو داشتی و یه روز که ...
Media Removed
زندگی کردن سخته ،قبول دارم اینکه با هزار جون کندن ، خودتو برسونی به نقطه ای که آرزشو داشتی و یه روز که از خواب بیدار بشی ببینی همش از بین رفته ، ببینی اون جون کندنا ، سگ دو زدنا ، همشون شبیه یه دومینو پشت هم ریختن و دیگه هیچی از اون نقطه نمونده ! زندگی درد داره آره ،شاید سوزنِ غمش انقدر دردناک باشه که یه روز ... زندگی کردن سخته ،قبول دارم
اینکه با هزار جون کندن ، خودتو برسونی به نقطه ای که آرزشو داشتی و یه روز که از خواب بیدار بشی ببینی همش از بین رفته ، ببینی اون جون کندنا ، سگ دو زدنا ، همشون شبیه یه دومینو پشت هم ریختن و دیگه هیچی از اون نقطه نمونده !
زندگی درد داره آره ،شاید سوزنِ غمش انقدر دردناک باشه که یه روز به خودت بیای و بگی دمت گرم من! تو چه چیزایی رو تحمل کردی !
اینکه یه مسیر طولانی رو دنبال هدف و چیزایی که میخواستی بری و وقتی پشت سرتو نگاه میندازی حتی جای ردپاتم نمونده باشه
اره رفیق میدونم !
میدونم به هر دری زدی نشد
به هر کی رو زدی فکر کردی دوستته و دشمن از آب در اومد
میدونم خواسته هات سراب شد !
اما من میگم یه جا درد باید به استخون بزنه ، باید امونتو ببره ، باید تو خودش حلت کنه ، تا حماقتات، خریتات ، همه ی کارایی که کردی و نشد اونی که باید میشد ، از بدنت بره
زندگی دردناکه اره اما من میگم یه قرصی ، دوایی ، درمونی باید باشه که سرپات کنه ، نمیشه که هی غم بخوری هیچی نباشه بسازتت ...
من اگه درمون دردارو میدونستم یه نسخه واسه همه آدمایی که دیگه بریدن میگرفتم و بهشون میگفتم این دل پیچه ها و گُر گرفتیا موندنی نیست این چیزایی که تو این نسخه هستو هر شب قرقره کن تا فردا جز خودت هرچی تو دلت و مغزت بوده رو بالا بیاری
بعدشم روز از نو روزی از نو!
#زهرا_مصلح .
.
.
سلام 😍
خوبين 😌
نماز روزه هاتون قبول باشه عزيزاي من ❤️🙏🏻
اين شاتِ ماست خيار گوگولي يكي از سفارشاي هفته اي كه گذشت بود ما بقي كارا رو با دستورش واستون ميزارم حتما 😌
براي اين #ماست_خيار_نداپز
ابتدا خيار رو با پوست كن ورق نازك كردم به ديواره ليوان چسبوندم جوري كه اصلا زيرش هوا نداشته باشه ( يني بين خيار و ليوان فاصله نباشه نياز به چيزي هم نداره بچسبونيد خودش رطوبت داره ميچسبه ) بعد ماست خيار و داخلش ميريزين براي روش هم من همون ورق هاي خيار رو رول كردم روي ماست گذاشتم نيازي به خلال دندون نداره راحت قرار ميگيره فقط ( سايز خيار بايد كوچك باشد ) با نعنا و گل محمدي تزيين كردم .
.
.
پي نوشت : براي سفارش انواع فينگرفود به پيج دومم دايركت بدين @neda.eslamiii1
Read more
اتل متل یه بابا دلیر و زار و بیمار اتل متل یه مادر یه مادر فداكار اتل متل بچه‌ها كه اونارو دوست ...
Media Removed
اتل متل یه بابا دلیر و زار و بیمار اتل متل یه مادر یه مادر فداكار اتل متل بچه‌ها كه اونارو دوست دارن آخه غیر اون دوتا هیچ كسی رو ندارن مامان بابا رو می‌خواد بابا عاشق اونه به غیر بعضی وقتا بابا چه مهربونه وقتی كه از درد سر دست می‌ذاره رو گیجگاش اون بابای مهربون فحش می‌ده به بچه‌هاش همون ... اتل متل یه بابا
دلیر و زار و بیمار
اتل متل یه مادر
یه مادر فداكار

اتل متل بچه‌ها
كه اونارو دوست دارن
آخه غیر اون دوتا
هیچ كسی رو ندارن

مامان بابا رو می‌خواد
بابا عاشق اونه
به غیر بعضی وقتا
بابا چه مهربونه

وقتی كه از درد سر
دست می‌ذاره رو گیجگاش
اون بابای مهربون
فحش می‌ده به بچه‌هاش

همون وقتی كه هرچی
جلوش باشه می‌شكنه
همون وقتی كه هرچی
پیشش باشه می‌زنه

غیر خدا و مادر
هیچ‌كسی رو نداره
اون وقتی كه باباجون
موجی می‌شه دوباره

دویدم و دویدم
سر كوچه رسیدم
بند دلم پاره شد
از اون چیزی كه دیدم

بابام میون كوچه
افتاده بود رو زمین
مامان هوار می‌زد
شوهرمو بگیرین

مامان با شیون و داد
می‌زد توی صورتش
قسم می‌داد بابارو
به فاطمه ، به جدش

تو رو خدا مرتضی
زشته میون كوچه
بچه داره می‌بینه
تو رو به جون بچه

بابا رو كردن دوره
بچه‌های محله
بابا یه هو دوید 
و زد تو دیوار با كله

هی تند و تند سرش رو
بابا می‌زد تو دیوار
قسم می‌داد حاجی رو
حاجی گوشی رو بردار

نعره‌های بابا جون
پیچید یه هو تو گوشم
الو الو كربلا
جواب بده به گوشم

مامان دوید و از پشت 
گرفت سر بابا رو
بابا با گریه می‌گفت
كشتند بچه‌هارو
بعد مامانو هلش داد
خودش خوابید رو زمین
گفت كه مواظب باشین
خمپاره زد، بخوابین

الو الو كربلا
پس نخودا چی شدن؟
كمك می‌خوایم حاجی جون
بچه‌ها قیچی شدن

تو سینه و سرش زد
هی سرشو تكون داد
رو به تماشاچیا
چشاشو بست و جون داد

بعضی تماشا كردن
بعضی فقط خندیدن
اونایی كه از بابام
فقط امروزو دیدن

سوی بابا دویدم
بالا سرش رسیدم
از درد غربت اون 
هی به خودم پیچیدم
درد غربت بابا
غنیمت نبرده
شرافت و خون دل
نشونه‌های مرده

ای اونایی كه امروز
دارین بهش می‌خندین
برای خنده‌هاتون
دردشو می‌پسندین

امروزشو نبینین
بابام یه قهرمونه
یه‌روز به هم می‌رسیم
بازی داره زمونه

موج بابام كلیده
قفل در بهشته
درو كنه هر كسی
هر چیزی رو كه كشته

یه روز پشیمون می‌شین
كه دیگه خیلی دیره
گریه‌های مادرم
یقه تونو می‌گیره

بالا رفتیم ماسته
پایین اومدیم دروغه
مرگ و معاد و عقبی
كی میگه كه دروغه؟
Read more
... بیشرف ترین رابطه ها... . مرد متاهل آهای دختر جون دلبری نکن برای یه مرد متاهل یه روز سقف خونه ی توام سوراخ میشه بعد یه روز به خودت میای و میبینی یه تار موی بلند یه عطر خوش زنانه آنوقت سقف خانه ات که هیچ سقف کاشانه ی کودکانت هم فرو خواهد ریخت زن متاهل ای وای بر آن روزگاری که از وجود چنین زنی فرزندی ... ...
بیشرف ترین رابطه ها...
. مرد متاهل
آهای دختر جون دلبری نکن برای یه مرد متاهل
یه روز سقف خونه ی توام سوراخ میشه بعد یه روز به خودت میای و میبینی یه تار موی بلند
یه عطر خوش زنانه
آنوقت سقف خانه ات که هیچ سقف کاشانه ی کودکانت هم فرو خواهد ریخت
زن متاهل
ای وای بر آن روزگاری که از وجود چنین زنی فرزندی پاک زاده شود
ای وای ای وای
این روزا تلخیه بی پایان تمام شیرینی های شربت عروسی هارا تلخ کرده
تمام عسل های سر عقد را
تمام لبخند های عاشقانه منجمد گشده
تمام تمام تمام
و درست بی اندیش تاهل تنها یک کلمه نیست بلکه بند بندش مملو از واژگان است
ت:تعهد
ا:امنیت یار
ه:هدایت زندگانی و پیش به سوی بهشتی عاشقانه با یار
ل:لمس ثانیه به ثانیه عشق در سختی و آرامش با هم عهد خود
.
دلنوشته:زهرا نوروزی
کلیپ: @mr.zhaleh
#متعهد #متاهل #خیانت #عشق #زهرانوروزی
Read more
🏴🏴🏴🏴 يادم مياد كه از وقتى دبستانى بودم، با پدرم رفاقت كارى داشتند، بارها و بارها سخنرانى هاى ايشون ...
Media Removed
🏴🏴🏴🏴 يادم مياد كه از وقتى دبستانى بودم، با پدرم رفاقت كارى داشتند، بارها و بارها سخنرانى هاى ايشون رو از نزديك ديده بودم. ولى خب كم سن تر از اونى بودم كه متوجه عمق توضيحات علمى و روانشناسى ايشون باشم. تنها تصويرى كه توذهنم نقش بسته همايش ها و سخنرانى هاى ايشونه همه رو صندلى هاشون ميخكوب ميشدن و جذب ... 🏴🏴🏴🏴
يادم مياد كه از وقتى دبستانى بودم، با پدرم رفاقت كارى داشتند، بارها و بارها سخنرانى هاى ايشون رو از نزديك ديده بودم.
ولى خب كم سن تر از اونى بودم كه متوجه عمق توضيحات علمى و روانشناسى ايشون باشم. تنها تصويرى كه توذهنم نقش بسته همايش ها و سخنرانى هاى ايشونه همه رو صندلى هاشون ميخكوب ميشدن و جذب سبك سخنرانى هاى استاد. تو سال هاى دهه هفتاد كمتر بودند سخنرانان اين چنينى . تكنيك كارگاهيشون چنان جذاب بود كه حتى منى كه كمتر از ١٠ سال سن داشتم از اينكه ايشون همايش دارن به وجد ميومدم.
سال ها بعد وقتى نوجوان بودم، قبل از يكى از همين همايش ها بود كه تو دفتر پدر پيش از شروع برنامه وقتى ايشون در انتظار شروع جلسه مشغول صرف چاى بودند چند دقيقه باهاشون هم كلام شدم. برخوردشون بسيار محترمانه و صحبتاشون بسيار جذاب بود برا نوجوانى مثل من كه مشتاق فراگيرى دانش محيطى بودم مى تونست جرقه اى باشه براى يك شروع . . .
مضمون صحبتاى اون روز ايشون با من اين بود كه ميشه از رفتار و پندهاى بزرگان و نخبگان درس گرفت.
از اون به بعد هر جا جمله اى پند آموز و تأثير گذار مى ديدم يادداشت مى كردم . گاهى از تأثير حرفاى اون روز استاد با اين جملات عشق بازى مى كردم.
تايپ مى كردم و به عنوان ياور مدرسه روى برد آموزشى يا پرورشى ميذاشتم تا بقيه هم ازش استفاده كنن . . .
خب اون زمان ارتباطات به اين شكل بود. برد مدرسه يكى از قوى ترين منابع اطلاع رسانى بود .
بعد ها با شروع به كار شبكه هاى اجتماعى به ذهنم رسيد تا شايد بتونم از مجموعه يادداشت هايى كه داشتم استفاده كنم و براى ديگران به اشتراك بزارم.
خيلي وقت بود كه مشغله هاى زندگى باعث شده بود از آقاى دكتر بى خبر باشم .
اين روز ها خبرى كه قلب همه رو به درد آورده خبر سقوط هواپيماى تهران-ياسوجه. به شخصه انقدر شوكه بودم كه لحظه به لحظه اخبار دردناك اين حادثه رو پيگير بودم تا شايد روزنه اميدى وجود داشته باشه و اخبار خوشايندى به گوشم برسه، كه به ليست افراد سرشناس حاضر بين مسافران برخوردم. حتى باورش سخت بود كه بپذيرم اسم آقاى دكتر رو بين جان باختگان اين حادثه ببينم.
بدون شك جناب آقاى #دكتر_كردى با علم و شيوايى كلامشون تو زندگى خيلى ها اثرگذار بودند.
اين حادثه مثل بقيه حوادث اخير غم نداشت، درد داشت .
اين روزها فقط هر لحظه آرزو مى كنم كه لااقل يك نفر از اون حادثه جون سالم به در برده باشه 🙏🏻 #دكتر_كردى
#هواپیما
#تهران_ياسوج
Read more
قبل از هر سخنی یک سوال ساده از تمام کسانی که این مطلب رو میخونند دارم!؟! از دوستان کسی کالا یا محصولی ...
Media Removed
قبل از هر سخنی یک سوال ساده از تمام کسانی که این مطلب رو میخونند دارم!؟! از دوستان کسی کالا یا محصولی رو سراغ داره که تو این وضع اشفته و بی درو پیکر اقتصادی کشور از دوازده سیزده سال پیش تا حالا نه تنها هیچ تکانی نخورده باشه ! بلکه حتی پایین تر هم اومده باشه؟؟؟ جوابش رو اخر این پست به شما میدم!!! توضیحی بهتر ... قبل از هر سخنی یک سوال ساده از تمام کسانی که این مطلب رو میخونند دارم!؟! از دوستان کسی کالا یا محصولی رو سراغ داره که تو این وضع اشفته و بی درو پیکر اقتصادی کشور از دوازده سیزده سال پیش تا حالا نه تنها هیچ تکانی نخورده باشه ! بلکه حتی پایین تر هم اومده باشه؟؟؟
جوابش رو اخر این پست به شما میدم!!! توضیحی بهتر و واضح تر از تصویر اولی در این پست به ذهنم نمیرسید که بخام برای کسی از صنعت و شغل سخت و پر دردسر #گاوداری به کسی بدم!
از دیروز خبر افزایش سی درصدی #محصولات #لبنی باز هم صدای خیلی ها رو دراورده،
و در ذهن خیلی از مردم کشور یقینا این فکر نقش میبنده که خوش بحال گاودار که با افزایش قیمت محصولات تولیدیش کلی کیف میکنه و سودها و پولها به جیبش میزنه و در دنباله اون طبق معمول افرادی کوتاه فکر با افکاری مریض فحش و ناسزا و لعن و نفرین بر دامدار بدبخت و خانوادش روانه میکنن و دست اخر تمام کاسه کوزها مثل همیشه در این صنعت بر سر دامدار خرد میشه!!؟!
من یک دامدار مثل هزاران دامدار بیچاره ی این کشور هستم، تا کسی وارد این شغل سخت نشده باشه و فقط برای حتی یک روز این کار رو انجام نداده باشه متوجه حرفهای بنده و سختی و مشقت این شغل نمیشه، فقط همین بس که از حدود صدرصد دامداری صنعتی که فقط تو همین شهر ما تا چند سال پیش وجود داشت بیشتر از نود درصدش ورشکست و بیچاره و گاوهای فوقلاده پر شیرشون رو دادن به دست قصاب الان دامداریهاشون متروکه و خراب شده،
من بدبخت دامدار باید شب تا صبح جون بکنم و سگ دو بزنم اما سودش رو فقط چندتا از اون گردن کلفت های کله گنده که صاحبین کارخانجات بزرگ تو این کشور هستن و من نمیتونم اسم اونها رو ببرم چون برام خیلی خیلی دردسر میشه،
فقط همین بس که در جواب سوال اولم که از شما پرسیدم محصولی فوقلاده با ارزش ولی اما در کشور ما فوقلاده بی ارزش بنام شیر گاوه #شیر
که دوازده سیزده ساله از من بدبخت دامدار لیتری هزار یا بعضی وقتها نهصد کارخانه میخره و تمام چیزهای توش رو میکشه و اخرش اب زیپوی خالی رو به عنوان شیر میده به خورد ملت و خدا تومن سود میکنه،
حدود پانزده سال پیش ما صد و بیست راس گاو داشتیم اما امروز بخاطر کلی ضرر و بدهی به این کارخانه جات تعدادشون به کمتر از بیست راس رسیده،
و روز به روز داریم فقیرتر و بدبخت تر از روز گذشته میشیم.
شرمنده که زیاده گویی کردم، درد دلی بود از یک دامدار(گاودار).
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️ يادمه يه روز كه از خواب پا شدم فهميدم يه تار موی سفيد توو سرم در اومده.سر کلاس بودم و یکی از بچه ...
Media Removed
️ يادمه يه روز كه از خواب پا شدم فهميدم يه تار موی سفيد توو سرم در اومده.سر کلاس بودم و یکی از بچه ها گفت : استاد یه تار موی سفید ... که با خنده گفتم:شما چی از جون من ميخواید!؟نگا موهام داره سفيد ميشه از دستتون از اون روز به بعد جای همتون تو دلم بود هم رو سرم!هر وقت دلتنگت می شدم ميرفتم جلوی آينه و زل ... ❤️❤️❤️
يادمه يه روز كه از خواب پا شدم فهميدم يه تار موی سفيد توو سرم در اومده.سر کلاس بودم و یکی از بچه ها گفت : استاد یه تار موی سفید ... که با خنده گفتم:شما چی از جون من ميخواید!؟نگا موهام داره سفيد ميشه از دستتون
از اون روز به بعد جای همتون تو دلم بود هم رو سرم!هر وقت دلتنگت می شدم ميرفتم جلوی آينه و زل می زدم به اون يه تار موی سفيد...! میگفتم خدا رو شکر هنوز زندم هنوز این تار موی سفید خاطره ی هنر و بچه های کلاس و خنده و صمیمیتها رو یادم میاره ، یاد اون روز. پر از خنده و سر بسرم گذاشتن ،
هر روز كه از خواب پا ميشم قبل از اينكه جلوی آينه برم دعا میكنم تار موی سفيد جديدی اضافه نشده باشه!میترسم.خيلی میترسم.ميترسم موهام سفيد شه و خاطرات کلاس و بچه ها و هنرکده ،گم بشه تو همه ی خاطرات زندگیم ...!
Read more
ولد سگ پسمونده ى نجسه بني عباس حرومزاده ى خبيث الحمدلله عداوتت با دستگاه اهل بيت داره روز به روز اشكار تر ميشه يه بازيكن فوتبال حقيقت مقدسات نجسه اهل بدعت رو در غالب شعر بيان كرد پدرشو در اوردن اين بي همه چيز كه هر روز به مقدسات شيعه توهين ميكنه رو چرا جلوشو نميگيرن ؟؟؟ از نطفه از لقمه از هرچي كه هست خيلي ... ولد سگ پسمونده ى نجسه بني عباس حرومزاده ى خبيث الحمدلله عداوتت با دستگاه اهل بيت داره روز به روز اشكار تر ميشه يه بازيكن فوتبال حقيقت مقدسات نجسه اهل بدعت رو در غالب شعر بيان كرد پدرشو در اوردن اين بي همه چيز كه هر روز به مقدسات شيعه توهين ميكنه رو چرا جلوشو نميگيرن ؟؟؟
از نطفه از لقمه از هرچي كه هست خيلي كارت خرابه خيلي ،كثافت يه روز شبهه به عصمت فرزندان اهل بيت يه روز توهين به عزاداران اخرش باس تو يه متر جا بخوابي بيچاره تو دايره ى تخصصت نظر بده چرا در مورده همه چي نظر اراجيف ميدي عمري !
ايشالا با بني عباس محشور بشي ان شا الله نه بميري نه بموني بچه هات رو دستت جون بدن ....
اقايون بچه هياتي اندازه سني هاي مجلس متحد باشيد غيرت داشته باشيد...
#حسن_عباسي #بني_عباس #بر_عباسي_لعنت #عاشوراء #هو
Read more
. امروز ۱۶ ام تیرماه راستش بخوام اعتراف کنم یا اقرار کنم ! هیچی از ۱۶ خرداد خوب نبوده ! یه ماه سخت ...
Media Removed
. امروز ۱۶ ام تیرماه راستش بخوام اعتراف کنم یا اقرار کنم ! هیچی از ۱۶ خرداد خوب نبوده ! یه ماه سخت و سنگین پر از اتفاقای ریز و درشت تلخ و گس که پیوسته رخ دادن و روزای شیرینش شاید یکی دوتا بوده فقط که اونم باتخفیف حساب کردم : ) اسمش میشه قوی بودن یا امیدوار بودن نمیدونم اما حتی از یه باتلاق عمیق هم‌ میشه ... .
امروز ۱۶ ام تیرماه
راستش بخوام اعتراف کنم یا اقرار کنم !
هیچی از ۱۶ خرداد خوب نبوده !
یه ماه سخت و سنگین پر از اتفاقای ریز و درشت تلخ و گس که پیوسته رخ دادن و روزای شیرینش شاید یکی دوتا بوده فقط که اونم باتخفیف حساب کردم : )
اسمش میشه قوی بودن یا امیدوار بودن نمیدونم اما حتی از یه باتلاق عمیق هم‌ میشه جون سالم به در بردش ، فقط بدونی چقدر باید ساکت و آروم باشی ، چقدر و چه موقع دست و پا بزنی و چه شکلی و چجوری خودت رو نجات بدی ، سخته به خصوص وقتی تنهایی و کمکی نیست ، به خصوص وقتی هستن کسایی دور باتلاق که از فرو رفتنت لبخند دارن یا بیخیال و بی‌تفاوت دیگه انگار نمیبیننت و یادشون رفته نه چندان دور رفیق بودن ، همه‌ی اینارو میدونم و از سر خوشی نمیگم که با وجود همه‌ی اینا بازم میشه : ) ...
به بعدش که فکر کنی حتما قشنگه.
امروز روز جهانی شکلات / ۷ جولای
شکلات ها نقشی جدی در روابط انسانها دارن ، مخصوصا بعد از روز جهانی بوسه!
امروز به محبوبتان شکلات مورد علاقه اش را هدیه بدین ، خودتون هم شده خودتون رو دریابید.
۱۶ خرداد این کیک شکلاتی مختص به من هدیه‌ی قشنگ رفقای هنرمندم بودم ، یه گل‌انار واقعی ، در تقابل بین خوردن و نخوردن مونده بودم هم بی‌نهایت خوشمزه هم بینهایت خوشگل دچار چالش شده بودم :))))) هنوز یه ذره هم به آرزوهای موقع فوت کردن شمع‌ام نزدیکم نشدم شاید دورتر هم شدم....اما ۱۱ ماه دیگه وقت دارم هنوز براشون ، زندگی هنوزم قشنگه و میتونه خوشمزه باشه
حالمون رنگی☘️
#موبیلم_گرافی #گلنویس
۱۳۹۷/۰۴/۱۶
Read more
کیه که ندونه سلامتی چقدددددددر مهمه؟! و کیه که نخواد از سلامتیش مراقبت کنه؟ آقا امروز واستون یک اپلیکیشن خوشمزه با برند ننه قا کشف کردم، که بتونین خیلی رااااحت غذای خونگی سفارش بدین و غذای سالم و با مواد اولیه درجه یک تحویل بگیرین و خوشحال باشین از این که دارین با هر غذا، یک فرصت اشتغال برای خانومای ... کیه که ندونه سلامتی چقدددددددر مهمه؟!
و کیه که نخواد از سلامتیش مراقبت کنه؟
آقا امروز واستون یک اپلیکیشن خوشمزه با برند ننه قا کشف کردم، که بتونین خیلی رااااحت غذای خونگی سفارش بدین و غذای سالم و با مواد اولیه درجه یک تحویل بگیرین و خوشحال باشین از این که دارین با هر غذا، یک فرصت اشتغال برای خانومای خونه دار و هنرمند شهرمون ایجاد میکنین!
دیگه نگم واستون از خوبیاش!
یه تیم پشتیبانی باحال و خوش برخورد دارن که حسابی مشتری رو تحویل میگیرن!
بیشتر از صددددد نوع غذای نونی، برنجی، سوپ، آش، کیک، سالاد، دسر و.... توی اپلیکیشن دارن!
هر روز بیشتر از سی تا حق انتخاب دارین واسه ناهار، اونم با برنج ايراني كشت اول فلاح و مواد تر و تازه!
همه آشپزها کارت بهداشت دارن و کارشناس بهداشت دارن که منظم از روال کارشون بازدید میکنه!
پیکشون هم که رایگانه! 😳
دیگه چی بهتر از این؟!
آها راستی! اگرم آشپزیتون خوبه و میخواین درآمد داشته باشین، میتونین روی ننه قا حساب کنین!💪
من لینک اپلیکیشن ننه قا رو واستون استوری می کنم که سه سوت دانلود کنین و غذا بگیرین و دعا به جون مستر کنین 😉
مراقب سلامتیتونم باشین!
09152001090
09152001080
@nanegha_ir
Read more
به نظرت ۳۶۵ روز دیگه کجایی و چیکار میکنی ؟! یه لحظه چشاتو ببند سال پیش روتو تصور کن با همه خوبیا و بدیاش با ...
Media Removed
به نظرت ۳۶۵ روز دیگه کجایی و چیکار میکنی ؟! یه لحظه چشاتو ببند سال پیش روتو تصور کن با همه خوبیا و بدیاش با همه پستی و بلندیاش فکر کن اگه امسال از تموم وجودت مایه بذاری و تلاش کتی ... فکر کن اگه سختیاشو به جون بخری ... به نظرت سال دیگه همین موقع کجایی و چیکار میکنی ؟! . دوستان کنکوری عزیز با دی ... به نظرت ۳۶۵ روز دیگه کجایی و چیکار میکنی ؟!
یه لحظه چشاتو ببند
سال پیش روتو تصور کن
با همه خوبیا و بدیاش
با همه پستی و بلندیاش
فکر کن اگه امسال از تموم وجودت مایه بذاری و تلاش کتی ...
فکر کن اگه سختیاشو به جون بخری ...
به نظرت سال دیگه همین موقع کجایی و چیکار میکنی ؟!
.
✅ دوستان کنکوری عزیز
با دی وی دی های کنکوری مکتبستان 😎 امسالو تبدیل به سازنده ترین سال زندگی شما خواهیم کرد 💪 برای ‌کسب اطلاعات بیشتر درباره دی وی دی ها و دیدن نمونه فیلم ها به دایرکت پیام بدین ❤
Read more
دقت کردین اکثر افراد موفق میگن از خانواده فقیر هستن اگر هم نباشن،بعد از یه شکست به اون مقام رسیدن ولی ...
Media Removed
دقت کردین اکثر افراد موفق میگن از خانواده فقیر هستن اگر هم نباشن،بعد از یه شکست به اون مقام رسیدن ولی بچه پولدارها با اینکه شرایط براشون مهیا هست،موفق نمیشن دلیلش فقط یه چیزه بنظرم «وفور» میتونه وفور نعمت باشه یا وفور محبت یا ... بزارین یه مثال بزنم فرض کنین دو فرد توی یه رشته دارن درس میخونن یکی ... دقت کردین اکثر افراد موفق میگن از خانواده فقیر هستن
اگر هم نباشن،بعد از یه شکست به اون مقام رسیدن
ولی بچه پولدارها با اینکه شرایط براشون مهیا هست،موفق نمیشن
دلیلش فقط یه چیزه بنظرم
«وفور»
میتونه وفور نعمت باشه یا وفور محبت یا ...
بزارین یه مثال بزنم
فرض کنین دو فرد توی یه رشته دارن درس میخونن
یکی پولدار یکی فقیر
پولدار میگه،خب تو این رشته موفق هم نشدم،بابام پول داره یا کارخونه داره اونجا کار میکنم
ولی بچه فقیر میبینه اینا نیست و فقط خودشه و خودش
پس تلاش میکنه،زحمت میکشه،از جون مایه میزاره و برای همین موفق میشه
یکی از همین افراد وقتی پرسیدن چطور شد که موفق شدی،گفت چاره ای جز موفقیت نداشتم
این مثال رو میشه به کل زندگی و اتفاقاتش تعمیم داد.
گاها بخاطر وفور،ارزش ها رو از یاد میبریم. کفران نعمت میکنیم
حتی توی عشق و عاشقی
گاها بخاطر وفور عاشقا،سر کلاف رو گم میکنن و هر روز به یه جهت میرن
فکر میکنن همیشه همین منوال هست.
غافل از اینکه خیلی زود دیر میشه و این موقعیت ها یکی یکی از دست میره.
یادمون باشه ارزش ها هیچ وقت افول ندارن. موقعیت ها رو درست ارزیابی کنیم تا پشیمون نشیم.
#دل_نوشته
Photo by: @om.ha
Read more
<span class="emoji emoji1f633"></span>معناي ۷سال رو کي خوب ميفهمه؟ دانشجوهاي پزشکی... <span class="emoji emoji1f633"></span>معناي ۴سال رو کي ميفهمه؟ بچه هاي کارشناسی... ...
Media Removed
معناي ۷سال رو کي خوب ميفهمه؟ دانشجوهاي پزشکی... معناي ۴سال رو کي ميفهمه؟ بچه هاي کارشناسی... معناي ۲سال رو کي خوب ميفهمه؟ سرباز ها... معناي ۱سال رو کي خوب ميفهمه؟ پشت کنکوري ها... معناي ۹ماه رو کي خوب ميفهمه؟ بانوان باردار... معناي ۱ماه رو کي خوب ميفهمه؟ روزه داران ماه مبارک رمضان... ... 😳معناي ۷سال رو کي خوب ميفهمه؟
دانشجوهاي پزشکی... 😳معناي ۴سال رو کي ميفهمه؟
بچه هاي کارشناسی... 😳معناي ۲سال رو کي خوب ميفهمه؟
سرباز ها... 😳معناي ۱سال رو کي خوب ميفهمه؟
پشت کنکوري ها... 😳معناي ۹ماه رو کي خوب ميفهمه؟
بانوان باردار... 😳معناي ۱ماه رو کي خوب ميفهمه؟
روزه داران ماه مبارک رمضان... 😳معناي ۱هفته رو کي خوب ميفهمه؟
سر دبيرهاي مجلات هفتگی... 😳معناي ۱روز رو کي خوب ميفهمه؟
کارگران روز مزد... 😳معناي ۱ساعت رو کي خوب ميفهمه؟
عاشق منتظر... 😳معناي ۱دقيقه رو کي خوب ميفهمه؟
اونايي که از پرواز جا موندند... 😳معناي ۱ثانيه رو کي خوب ميفهمه؟
اونايي که در تصادف جون سالم به در بردند... 😳معناي ۱دهم ثانيه رو کي خوب ميفهمه؟
مقام دوم تو المپيک... □ معنای لحظه را چه کسی درک میکنه ؟
کسی که دستش از دنیا کوتاهه... 👈این فقط یک یادآوری بود تا
قدر لحظه لحظه هاي زندگيمون رو
بدونيم
خيلي زود دیر میشه...
نه...!
خیلی زود تموم ميشه! 👈شايد فرصتي رو که الان داريم،
لحظه‌ای ديگر فقط یک خاطره باشد
شاید تلخ و زشت... و شاید شیرین و زیبا...
و این بستگی به ما دارد... 🌹🌹🌹
Read more
اون روز آخر در خلوتی این چنین با پادشاهان قاجار مظفرالدین که سرفه خشک داشت، زود پاشد رفت درمانگاه ...
Media Removed
اون روز آخر در خلوتی این چنین با پادشاهان قاجار مظفرالدین که سرفه خشک داشت، زود پاشد رفت درمانگاه دو تا پنی سیلین بزنه. ناصرالدین هم که جز جگر گرفته همه ش چشمش تو دهن ننه ش بود به ما توجهی نمی کرد. دیگه هیچی، با آقامحمدخان جون نشستیم و از طرح کوبلن اتاقش و متد جدید ملیله دوزی و خاطرات اوشین صحبت کردیم... اون روز آخر در خلوتی این چنین با پادشاهان قاجار
مظفرالدین که سرفه خشک داشت، زود پاشد رفت درمانگاه دو تا پنی سیلین بزنه. ناصرالدین هم که جز جگر گرفته همه ش چشمش تو دهن ننه ش بود به ما توجهی نمی کرد. دیگه هیچی، با آقامحمدخان جون نشستیم و از طرح کوبلن اتاقش و متد جدید ملیله دوزی و خاطرات اوشین صحبت کردیم...
. مثل گرگ ها: از گله‌ات مراقبت کن؛ ترسی نشون نده؛ به مسن‌ترها احترام بذار؛ به جوان‌تر‌ها بیاموز؛ همراهانت ...
Media Removed
. مثل گرگ ها: از گله‌ات مراقبت کن؛ ترسی نشون نده؛ به مسن‌ترها احترام بذار؛ به جوان‌تر‌ها بیاموز؛ همراهانت رو رهبری کن؛ هر روز جون سالم به در ببر؛ به دشمنانت بی‌رحمانه یورش ببر؛ برای فردایی بهتر زوزه بکش؛ در جست و جوی ناشناخته‌ها باش؛ با محیط و شرایط پیرامونت سازگار شو؛ ضعفی نشون نده؛ هیچوقت ... .
مثل گرگ ها:

از گله‌ات مراقبت کن؛
ترسی نشون نده؛
به مسن‌ترها احترام بذار؛
به جوان‌تر‌ها بیاموز؛
همراهانت رو رهبری کن؛
هر روز جون سالم به در ببر؛
به دشمنانت بی‌رحمانه یورش ببر؛
برای فردایی بهتر زوزه بکش؛
در جست و جوی ناشناخته‌ها باش؛
با محیط و شرایط پیرامونت سازگار شو؛
ضعفی نشون نده؛
هیچوقت پا پس نکش؛
و همیشه از خودت ردی بجا بذار...
.
.
.

#پیروزی #موفقیت #زندگی #استارتاپ #فشن #عکاسی #جنگیدن
#success #life #startup #fashion #style #photography #allways #war #wing #ebiaghapour
Read more
اگه يه قايق داشتم ، واي اگه يه قايق داشتم ! يه روز به دريا ميزدم تا پيدات كنم ، ميزدم به جون موجا ، ميزدم ...
Media Removed
اگه يه قايق داشتم ، واي اگه يه قايق داشتم ! يه روز به دريا ميزدم تا پيدات كنم ، ميزدم به جون موجا ، ميزدم به قلب آفتابي كه رو آبي ها شناور ميشه، هموني كه غريبس با ابرا، با همه ي ماهي ها دوس ميشدم تا بلكه نشوني خونه ي كوچيكتو از زير آبشوش هاشون بكشم بيرون. واي اگه اگه يه قايق داشتم ميرسيدم به اقيانوس هموني كه ... اگه يه قايق داشتم ، واي اگه يه قايق داشتم !
يه روز به دريا ميزدم تا پيدات كنم ، ميزدم به جون موجا ، ميزدم به قلب آفتابي كه رو آبي ها شناور ميشه، هموني كه غريبس با ابرا، با همه ي ماهي ها دوس ميشدم تا بلكه نشوني خونه ي كوچيكتو از زير آبشوش هاشون بكشم بيرون. واي اگه اگه يه قايق داشتم ميرسيدم به اقيانوس هموني كه رنگ چشاته. من ميدونم تو يه جايي پشت همين آبي ها خونه داري يه جايي كه خيلي از من دوره.
#عليرضا_پارسا
بهار ١٣٩٥
Read more
(اتفاقى اخرين پست اقاى تنابنده را ديدم،بيچاره تو كپشن ها چقدر فحش خورده بود!! چرا مردم اينطورى شدن!؟ چه ...
Media Removed
(اتفاقى اخرين پست اقاى تنابنده را ديدم،بيچاره تو كپشن ها چقدر فحش خورده بود!! چرا مردم اينطورى شدن!؟ چه مون شده!؟ اصلا چرا فكر و زندگى همه بايد اونطورى باشه كه بعضى ها فكر ميكنيم درسته وگر نه فحششون ميدن و تكفيرشون ميكنن!؟)) . ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ داشتند يا چشم راست،يه چشم همه ... (اتفاقى اخرين پست اقاى تنابنده را ديدم،بيچاره تو كپشن ها چقدر فحش خورده بود!!
چرا مردم اينطورى شدن!؟
چه مون شده!؟
اصلا چرا فكر و زندگى همه بايد اونطورى باشه كه بعضى ها فكر ميكنيم درسته وگر نه فحششون ميدن و تكفيرشون ميكنن!؟))
.
ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ داشتند يا چشم راست،يه چشم همه نابينا بود اونايي كه چشم راست داشتند سمت راست شهر زندگي ميكردند و اونايي كه چشم چپ داشتند سمت چپ شهر،،چپيا و راستيا مدام با هم در جنگ بودند ،سرهمه چي ،حتي سر هيچي يه روز دعوا انقدر بالا گرفت كه با سنگ افتادند به جون هم باراني از سنگ از چپ به راست واز راست به چپ باريد انقدر زياد شد كه خورد به چشمهاي سالمشون و اهالي هر دو طرف به كل كور شدند و همه نابود،،
بياييد همديگه رو كور نكنيم ما كه دو چشم سالم نداريم حداقل يه لامپي كنار هم ادامه بديم.
ممنون و خداحافظ
فدايي دارين
نقي يه لامپي
@mohsen.tanabandeh
Read more
. ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ داشتند يا چشم راست،يه چشم همه نابينا بود اونايي كه چشم راست داشتند ...
Media Removed
. ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ داشتند يا چشم راست،يه چشم همه نابينا بود اونايي كه چشم راست داشتند سمت راست شهر زندگي ميكردند و اونايي كه چشم چپ داشتند سمت چپ شهر،،چپيا و راستيا مدام با هم در جنگ بودند ،سرهمه چي ،حتي سر هيچي يه روز دعوا انقدر بالا گرفت كه با سنگ افتادند به جون هم باراني از سنگ از چپ ... .
ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ داشتند يا چشم راست،يه چشم همه نابينا بود اونايي كه چشم راست داشتند سمت راست شهر زندگي ميكردند و اونايي كه چشم چپ داشتند سمت چپ شهر،،چپيا و راستيا مدام با هم در جنگ بودند ،سرهمه چي ،حتي سر هيچي يه روز دعوا انقدر بالا گرفت كه با سنگ افتادند به جون هم باراني از سنگ از چپ به راست واز راست به چپ باريد انقدر زياد شد كه خورد به چشمهاي سالمشون و اهالي هر دو طرف به كل كور شدند و همه نابود،،
بياييد همديگه رو كور نكنيم ما كه دو چشم سالم نداريم حداقل يه لامپي كنار هم ادامه بديم.
ممنون و خداحافظ
فدايي دارين
نقي يه لامپي
Read more
در باشگاه كشتي بوديم. آماده ميشديم براي تمرين. ابراهيم هم وارد شد. چند دقيقه بعد يکي ديگر از دوستان ...
Media Removed
در باشگاه كشتي بوديم. آماده ميشديم براي تمرين. ابراهيم هم وارد شد. چند دقيقه بعد يکي ديگر از دوستان آمد. تا وارد شد بيمقدمه گفت: ابرام جون، تيپ وهيکلت خيلي جالب شده! تو راه كه مياومدي دو تا دختر پشــت ســرت بودند. مرتب داشتند از تو حرف ميزدند! بعد ادامه داد: شــلوار و پيراهن شــيك كه پوشيدي، ... در باشگاه كشتي بوديم. آماده ميشديم براي تمرين. ابراهيم هم وارد شد.
چند دقيقه بعد يکي ديگر از دوستان آمد.
تا وارد شد بيمقدمه گفت: ابرام جون، تيپ وهيکلت خيلي جالب شده! تو
راه كه مياومدي دو تا دختر پشــت ســرت بودند. مرتب داشتند از تو حرف
ميزدند!
بعد ادامه داد: شــلوار و پيراهن شــيك كه پوشيدي، ساک ورزشي هم که
دست گرفتي. کام ًال مشخصه ورزشکاري!
به ابراهيم نگاه كردم. رفته بود تو فكر. ناراحت شد! انگار توقع چنين حرفي
را نداشت.
جلسه بعد رفتم برای ورزش. تا ابراهيم را ديدم خندهام گرفت! پيراهن بلند
پوشيده بود و شلوار گشاد!
به جاي ساك ورزشي لباسها را داخل کيسه پالستيكي ريخته بود! از آن
روز به بعد اينگونه به باشگاه ميآمد
#شهید_ابراهیم_هادی
#علمدار_کمیل
#سلام_بر_ابراهیم
سالگرد شهادتت مبارک
۲۲بهمن۱۳۶۱ عملیات والفجر مقدماتی(کانال کمیل)
Read more
 #خواهریعنی_فرشته_روی_زمین👭<span class="emoji emoji1f4ab"></span><span class="emoji emoji2728"></span>تگش_کن . مینویسم با قشنگ ترین احساسم برای بهترین خواهرم... ...
Media Removed
#خواهریعنی_فرشته_روی_زمین👭تگش_کن . مینویسم با قشنگ ترین احساسم برای بهترین خواهرم... خواهــری دارم بهتراز برگ هــای گل یــاس... خواهـــری دارم زلال تر ازآب چشمه... خواهـــری دارم که با دنیـا عوض نمی کنم نگرانی هایـش را... خیلی حسه خوبیــه... خواهر کوچیــکی باشی ک خیلی اذیــت میکنـی... ... #خواهریعنی_فرشته_روی_زمین👭💫✨تگش_کن
.

مینویسم با قشنگ ترین احساسم برای بهترین خواهرم... خواهــری دارم بهتراز برگ هــای گل یــاس... خواهـــری دارم زلال تر ازآب چشمه... خواهـــری دارم که با دنیـا عوض نمی کنم نگرانی هایـش را... خیلی حسه خوبیــه... خواهر کوچیــکی باشی ک خیلی اذیــت میکنـی... بهونــه گیریــات همــه رو دیــوونه کرده... ولی خواهــرت هروقت کـه بهــونه میگیــری بیشتر دوستت داره.. بیشتر قربون صدقت میره...! خواهـــری که اگر هــزار بار صداش بزنی آبــجی جونم...آبجـی... کمتــر از "جونــم" و "جــونه دلـــم" جواب نمیــده!

خواهـــری کــه هرشب وقت خــواب میــاد چکت میکنه... ببیــنه پتوتو کشیــدی روت...مبــادا پسش زده باشــم و سرمابخــورم... خواهــری کــه دنیــاشو میــده تا ببیــنه لبخندمو... خواهــری کـه لوســم می کنه ولــی موقع اشتباهاتــم تنبیــهم می کنه...! آهـــــــــــــــــای دنیــــــــا!!!! دنیــــای من خواهـــرمه...تو کیلوییی چند؟؟؟😍😘👭❤😊😘
.
.
میدونی خواهرجون خیلی وقتا به آسمون که نگاه میکنم خیلی خوشحال میشم …

میدونی چرا ؟؟ آخه با خودم میگم من زیر همین آسمون نفس میکشم که تو , گل من داری نفس میکشی .

من زیر اسمونی زندگی میکنم که خدا تورو بهم داده …

همه باید حسودی کنن به من که خدا فرشتشو به من داده ؛

گل نرگسی که همه وجودمن توی این دنیاست .

میدونی خواهر واسه کسی بودن ینی همه چیز آدم بودن .ینی خواهرتو همه وجود توست.

روزها شب ها و ماه ها ؛میگذرد زمان اما دلامونه که نزدیک تر میشن ؛

دوست داشتن هایی که روز به روز بیشتر میشن …

دوست داشتن هایی که لحظه به لحظه آن تازگی داره.

گل نرگسم گل بهشتی زندگی من دوستت دارم❤👭😍
.
.
♻ #خواهرتو_تگ_کن👧 👭😍❤
.
#رفیقتوتگ_کن_اونکه_بودنش_مثل_خواهره👭😍❤🌷😊
Read more
۰ نرگس کلباسی میگه وقتی در هند به زندان افتادم و وضعیت حقوقیم هر روز بدتر میشد و ممکن بود حکم اعدام من ...
Media Removed
۰ نرگس کلباسی میگه وقتی در هند به زندان افتادم و وضعیت حقوقیم هر روز بدتر میشد و ممکن بود حکم اعدام من صادر بشه هر چقدر با سفارت بریتانیا در هند تماس گرفتم علی رغم اینکه شهر وند بریتانیا بودم هیچ پاسخی به من داده نشد و هیچ اقدامی برای کمک به من انجام ندادن تا اینکه مردم ایران کمپینی تشکیل دادن و با پیگیری ... ۰
نرگس کلباسی میگه وقتی در هند به زندان افتادم و وضعیت حقوقیم هر روز بدتر میشد و ممکن بود حکم اعدام من صادر بشه هر چقدر با سفارت بریتانیا در هند تماس گرفتم علی رغم اینکه شهر وند بریتانیا بودم هیچ پاسخی به من داده نشد و هیچ اقدامی برای کمک به من انجام ندادن تا اینکه مردم ایران کمپینی تشکیل دادن و با پیگیری های دکتر ظریف و سایر عوامل وزارت امور خارجه از اون مهلکه جون سالم به در بردم

و حالا نازنین زاغری با همون شرایط در ایران به جرم جاسوسی در زندانه و این در حالیکه به جز ملکه الیزابت تمام دستگاه دولتی و دیپلماسی بریتانیا به دنبال آزادی ایشون بودن و کار به جایی میرسه که بوریس جانسون چمدون هاشو میبنده و خودش میاد ایران
به قول برنامه نوبت شما بی بی سی تحلیل شما چیه؟ چرا دولت بریتانیا پیگیر نازیین زاعری بوده اما نرگس کلباسی برایشان بی اهمیت بوده است؟ آیا خوارکسده بازی در کار بوده است؟

پ ن: این داستان اتفاق روز نیست اما دیروز با دوستی صحبت میکردیم که یاد اون داستان افتادم و گفتم ببینم نظر شما چیه
Read more
هيچ سند تاريخى معتبرى درباره اين كه نيچه چطور ديوانه شد وجود نداره؛ اما داستانى كه اغلب نقل مى شه اينه: ...
Media Removed
هيچ سند تاريخى معتبرى درباره اين كه نيچه چطور ديوانه شد وجود نداره؛ اما داستانى كه اغلب نقل مى شه اينه: در بعد از ظهر سوم ژانويه ١٨٨٩ وقتى وارد ميدان كارلو آلبرتوى شهر تورين شد، درشكه چى اى رو در حال شلاق زدن اسبش ديد؛ اسب نمى تونست گارى رو بكشه و درشكه چى محكمتر شلاق مى زد؛ يكهو جلو دويد، با چشمهاى پر از ... هيچ سند تاريخى معتبرى درباره اين كه نيچه چطور ديوانه شد وجود نداره؛ اما داستانى كه اغلب نقل مى شه اينه: در بعد از ظهر سوم ژانويه ١٨٨٩ وقتى وارد ميدان كارلو آلبرتوى شهر تورين شد، درشكه چى اى رو در حال شلاق زدن اسبش ديد؛ اسب نمى تونست گارى رو بكشه و درشكه چى محكمتر شلاق مى زد؛ يكهو جلو دويد، با چشمهاى پر از اشك و بى توجه به هشدارهاى درشكه چى اسب رو كه زير ضربه ها نيمه جون شده بود بغل كرد، و همونجا غش كرد. چند روز بعد از اين اتفاق به تدريج علائم جنون توى نيچه پديدار شد، فعاليتهاى فلسفى اش به كلى تعطيل شد، و ده سال آخر زندگى اش رو در حالى كه به ندرت حرف مى زد، با همين حال گذروند. هيچكس هنوز دليل هيچكدوم از اين ها رو نمى دونه. پ.ن. امروز صد و بيست و ششمين سالگرد اين اتفاقه.
Read more
‏Tarçınlı rulo رول دارچينى موادلازم آرد ٣ليوان تخم مرغ١ عدد روغن مايع يك چهارم ليوان كره آب ...
Media Removed
‏Tarçınlı rulo رول دارچينى موادلازم آرد ٣ليوان تخم مرغ١ عدد روغن مايع يك چهارم ليوان كره آب شده چهار ق غ شير ١ ليوان پودر خميرمايه١ق غ شكر يك چهارم ليوان نمك نوك ق چ (مواد ميانى رول، كره نرم شده در محيط٥ق غ، دارچين ٢ق غ و شكر قهوه اى يك چهارم ليوان) اول از همه نصف شير رو داخل ليوان ريخته يك ... ‏Tarçınlı rulo
رول دارچينى
موادلازم
آرد ٣ليوان
تخم مرغ١ عدد
روغن مايع يك چهارم ليوان
كره آب شده چهار ق غ
شير ١ ليوان
پودر خميرمايه١ق غ
شكر يك چهارم ليوان
نمك نوك ق چ
(مواد ميانى رول، كره نرم شده در محيط٥ق غ، دارچين ٢ق غ و شكر قهوه اى يك چهارم ليوان)
اول از همه نصف شير رو داخل ليوان ريخته يك ق غ شكر و خمير مايه رو داخلش بريزيد و ده دقيقه صبر كنيد تا كف كند، آرد رو داخل ظرف مخلوط بريزيدو وسطش رو گود كنيد ، تخم مرغ ، روغن مايع ، كره آب شده، شكر ، خمير مايه عمل آمده با بقيه شير ، نمك رو داخل گودى ريخته و با كمك انگشتان دست آروم آروم از وسط مواد رو مخلوط كنيد، اگر خمير جمع نشد كمى آرد بهش اضافه كنيد، سپس روى خمير رو نايلون و يا حوله تميز كشيده ودو ساعت صبر كنيد، سپس با دست پف خمير رو بخوابانيد و روى سطح كار خمير رو ورز بدين و با وردنه باز كنيد روى خمير رو كره نرم شده بماليد، شكرقهوه اى و دارچين رو هم يكنواخت روى خمير پخش كنيد من كمى گردوى خردشده و رنده يك سيب متوسط هم روى خمير ريختم و پخش كردم، بعد به آرومى رول كنيد ، استوانه اى بدست مياد من با كارد دوازده قسمت برش دادم و با فاصله داخل سينى چيدم، روى سينى رو نايلكس بكشيد تا نيم ساعت صبر كنيد بعد داخل فر ١٨٠ درجه بمدت ٣٠ الى ٤٥ دقيقه اجازه پخت بدين ، بعد از پخت اگر مايل بودين از مخلوط خامه و وانيل و پودر قند كه با هم ميكس كردين ميتونين براى روى رولها استفاده كنيد
پى نوشت:
امروز سحرخيز شدم و يه رول دارچينى درست كردم،
كلأ براى صبحونه هيچوقت اشتها ندارم و زور زوركى يه چيزى ميخورم تا حداقل انرژى بگيرم،
قديما پدرم سر صبحونه غذا ميخورد يعنى بجاى نون و پنير و چيزهاى متداول، به مادر ميگفت از غذاهايى كه تو يخچال از وعده هاى قبل مونده براش گرم كنه و ما به بوى غذا موقع صبحونه عادت كرده بوديم،
حالا شده حكايت من كه اگه الويه، ساندويچ، آش و حليم و حتى چيزاى پختنى مثل نيمرو و املت باشه خوش اشتها ميشم و بخاطر اينكه چاق نشم ترجيح ميدم هيچكدوم اينا نباشه و الكى يه توكى به صبحونه بزنم و كنار بكشم، اين كالرى هم شده بلاى جون، انقد به آدماى لاغر استخونى كه هرچى ميخورن لاغرن حسوديم ميشه كه نگو،
امروزم يكى ازين رولهارو با چايى خوردم و تامام🤣
شما صبحونه چى دوست دارين بخورين؟؟
روز خوبى داشته باشين ❤️
Read more
. روز جهانی "گربه" ...!!! وقتی هم اکنون که شما این پست رو می بینید ، معلوم نیست توی یک بیمارستان ...
Media Removed
. روز جهانی "گربه" ...!!! وقتی هم اکنون که شما این پست رو می بینید ، معلوم نیست توی یک بیمارستان صحرایی کودکی از درد قطع عضوش به خاطر رفتن روی مین ، جون سالم به در می بره یا نه احمقانه است که در فکر روز جهانی گربه باشیم! حمایت از حقوق حیوانات یکی از بهترین اقدامات انسانی ، اما آیا میشه این رو به ... .
روز جهانی "گربه" ...!!!
وقتی هم اکنون که شما این پست رو
می بینید ، معلوم نیست
توی یک بیمارستان صحرایی
کودکی از درد قطع عضوش به خاطر رفتن روی مین ،
جون سالم به در می بره یا نه
احمقانه است که در فکر روز جهانی گربه باشیم!
حمایت از حقوق حیوانات
یکی از بهترین اقدامات انسانی ، اما
آیا میشه این رو به کسی
که روزانه چندين
کودک رو با ساطور سر میبره ، یاد داد ؟!!
تا وقتی ما هنوز
به هم نوع خودمون رحمی نداریم
انتظار حمایت از حقوق حیوانات ،
آب در هاون کوبیدن...
کسی که کشتن یک انسان براش
نشدنی باشه ،
قطعا به حیوانات هم محبت میکنه !
به قول معروف
چون که صد آمد ، نود هم پیش ماست...!
Read more
ظهرتون بخير<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️ اين هفته نصف اخرش كلا تعطيله هاااا<span class="emoji emoji1f633"></span> يه تعطيلات خاصي تو اين هفته حاكمه و جون ميده ادم ...
Media Removed
ظهرتون بخير️ اين هفته نصف اخرش كلا تعطيله هاااا يه تعطيلات خاصي تو اين هفته حاكمه و جون ميده ادم بره سفر ما هم دوتا دوره پر طرفدار براي ابتداي هفته گذاشتيم : برگر ها و سس ها_رامین عباسی دوشنبه_بیست و نهم مرداد ____________________________ 🥗سالادها و سس ها _ عمران سه شنبه _ سي ام مرداد . . يادتون ... ظهرتون بخير😍❤️
اين هفته نصف اخرش كلا تعطيله هاااا😳
يه تعطيلات خاصي تو اين هفته حاكمه و جون ميده ادم بره سفر 😌
ما هم دوتا دوره پر طرفدار براي ابتداي هفته گذاشتيم :
🍔برگر ها و سس ها_رامین عباسی
دوشنبه_بیست و نهم مرداد
____________________________
🥗سالادها و سس ها _ عمران
سه شنبه _ سي ام مرداد
.
.
يادتون باشه كه اولا هنوز افزايش قيمت نداديم و تغييري در منوها و روند و سيستم آموزشي مون نداشتيم و از پاييز با تغييرات
زيادي در خدمتتونيم 🤗😍❤️
اخرين سري سالاد و بر گر هامون هست !
عجله كنيد تا دير نشده 🏃🏼‍♂️🏃🏽‍♀️🏃🏼‍♂️🏃🏽‍♀️
.
منوهاي هر ملاس رو در پست هاي بعدي ميذارم و ميتونيد با يك تماس يا پيام تو واتس اپ منو ها رو داشته باشيد :
☎براي دريافت منو ها و اطلاعات نام نويسي:
٠٢١٢٢٧٩٥٨٩٠
٠٩١٩٨٠٢٨٢٤٣
.
منتظرتونيم ❤️💛💙
.
.
راستي ،
مرسي از تمام پبام هاي محبت اميزتون براي پرسيدن حالم 🙏🏻 من خوبم خدا رو شكر ولي واقعا ترسيدم!
و فهميدم جون ادما به مو بنده !
و از اون روز تصميم گرفتم اجازه ندم موردي ارامش منو بهم بزنه و برام استرس توليد كنه !
توي اين ماهي كه رو به اتمام هست ،
واقعا فشار خييييلي زياد كاري داشتم و بيش از روزي ٣ الي ٥ ساعت نخوابيدم و خوب طبيعيه بدن ادم كم مياره 🤗 و بعلاوه مسائل زيادي پيش اومد و البته كه خيلي هم خوب بود با وجود تمام چالش هاش و تجربيات عالي اي بود اما تهش فهميدم بدن من هم طوفيتي داره و ممكنه باطري خالي كنه😂
هميشه گفتم بهتون ،
بازم ميگم :
تو شوايط نرمال و عادي همه با هم خوبن و دوستن و درامد دارن و بيزينس ميكنن !
ولي تو بخران هاهست
كه افراد بايد خودشون رو نشون بدن و ثابت كنن و بيش از قبل تلاش كنن😘
اميدوارم زودتر شرايط براي هممون بهتر بشه
❤️💛💙
.
#موندريان #آموزشگاه #قنادي #آشپزي #اپليكيشن #مجازي #محتوا #كلاس #آموزشي #آموزش #خوشمزه #دسر #كيك #شكلات #قناد #سرآشپز
Read more
‌ انتقاد آزاده زارعی از تخریب منزل خانواده ارومیه‌ای . #آزاده_زارعی در اینستاگرامش نوشت: با ...
Media Removed
‌ انتقاد آزاده زارعی از تخریب منزل خانواده ارومیه‌ای . #آزاده_زارعی در اینستاگرامش نوشت: با اسم قانون خونه ي اين پيرزن رو خراب كرديد. جناب شهردار اروميه زمين گرده.يادمه بچه كه بودم پدرم وقتي حياط خونه امون رو آب ميپاشيد اگه يه مورچه اي رو ميديد تو ي اب افتاده خم ميشد و با يه شاخه ي كوچيك نجاتش ...
انتقاد آزاده زارعی از تخریب منزل خانواده ارومیه‌ای
.
#آزاده_زارعی در اینستاگرامش نوشت:
با اسم قانون خونه ي اين پيرزن رو خراب كرديد. جناب شهردار اروميه زمين گرده.يادمه بچه كه بودم پدرم وقتي حياط خونه امون رو آب ميپاشيد اگه يه مورچه اي رو ميديد تو ي اب افتاده خم ميشد و با يه شاخه ي كوچيك نجاتش ميداد.همون موقع ازش درس مهر ياد گرفتم.الان منم مثلا وقتي ميخوام تراس رو اب بپاشم يا گلارو اب بدم چند ساعت وقتمو ميگيره چون مدام نگاه ميكنم مورچه اي رو گرفتار نكرده باشم اين رو از پدرو مادرم ياد گرفته ام يه سوال دارم اقاي شهردار اقايي كه خونه ي همنوع خودت رو شب عيدي خراب ميكني بچه گيت از كي ياد گرفتي انقدر مهربوني رو؟؟؟؟؟؟...اقايون قدرتمند اقاي پست و مقام دار خونه شاه دزدارو هم تخريب ميكنيد ؟؟؟؟؟شما كه در جواب مردم گفتي طبق قانون برخورد كردي با اين پيرزن و دو تا بچه ي سندرمي تا حالا كتاب قرآن رو خوندي تا حالا احاديث رو خوندي كه در مورد ظلم به مظلوم چي گفتند ؟؟؟؟؟؟؟؟ديگه حالم بهم ميخوره از اينكه هر روز تو خبرا و فضاي مجازي ظلمتون رو ميبينمو و كاري از دستمون بر نمياد.اون از دست فروشايي كه انقدر ميزنيدشون كه اگه يادتون نرفته باشه چند وقت پيش يه مرد جلوي بچه اش انقدر از شهرداري چياي محترم كتك خورد تا جون داد.اون از هداياي گرانقدر رئيس آموزش و پرورشتون اونم از كتك زدن كار گرا ي گرسنه اونم از..............درود بر شرفتون.درود بر مردانگيتون.درود بر شير پاك خوردتون. امام صادق ع:هر كه ظلمي كند به سبب آن ظلم در جانش يا مالش يا فرزندانش گرفتار شود.
امام باقر ع:از شيعيان ما نيست كسي كه به مردم ظلم كند.
پيامبر اكرم:از نفرين هاي مظلوم بترسيد كه ميان آن و خدا حبابي نيست.... و هزار تا ايه و حديث در اين مورد لطفا فقط رو پيشونياتون داغ نزاريد كاش تخريب نميكرديد كاش خونه هاي تخريب شده رو اباد ميكرديد.پيرزن عزيز ايران ما ،تو هم مثل زلزله زده ها در چادر زندگي كن اينجا كسي صداي شما را نميشنود و به كسي بر نميخورد كه تو هم مثل هم وطنانت در چادر بخوابي.البته اينجا به قبر مرده هام رحم نميكنن .قبر مرده هارو هم تخريب ميكنند يادمون نرفته با آرامگاه پدر ارژنگ امير فضلي چه كردند.
@azadeh_zareie
@salamcinama
Read more
با اسم قانون خونه ي اين پيرزن رو خراب كرديد. جناب شهردار اروميه زمين گرده.يادمه بچه كه بودم پدرم وقتي ...
Media Removed
با اسم قانون خونه ي اين پيرزن رو خراب كرديد. جناب شهردار اروميه زمين گرده.يادمه بچه كه بودم پدرم وقتي حياط خونه امون رو آب ميپاشيد اگه يه مورچه اي رو ميديد تو ي اب افتاده خم ميشد و با يه شاخه ي كوچيك نجاتش ميداد.همون موقع ازش درس مهر ياد گرفتم.الان منم مثلا وقتي ميخوام تراس رو اب بپاشم يا گلارو اب بدم چند ... با اسم قانون خونه ي اين پيرزن رو خراب كرديد. جناب شهردار اروميه زمين گرده.يادمه بچه كه بودم پدرم وقتي حياط خونه امون رو آب ميپاشيد اگه يه مورچه اي رو ميديد تو ي اب افتاده خم ميشد و با يه شاخه ي كوچيك نجاتش ميداد.همون موقع ازش درس مهر ياد گرفتم.الان منم مثلا وقتي ميخوام تراس رو اب بپاشم يا گلارو اب بدم چند ساعت وقتمو ميگيره چون مدام نگاه ميكنم مورچه اي رو گرفتار نكرده باشم اين رو از پدرو مادرم ياد گرفته ام يه سوال دارم اقاي شهردار اقايي كه خونه ي همنوع خودت رو شب عيدي خراب ميكني بچه گيت از كي ياد گرفتي انقدر مهربوني رو؟؟؟؟؟؟...اقايون قدرتمند اقاي پست و مقام دار خونه شاه دزدارو هم تخريب ميكنيد ؟؟؟؟؟شما كه در جواب مردم گفتي طبق قانون برخورد كردي با اين پيرزن و دو تا بچه ي سندرمي تا حالا كتاب قرآن رو خوندي تا حالا احاديث رو خوندي كه در مورد ظلم به مظلوم چي گفتند ؟؟؟؟؟؟؟؟ديگه حالم بهم ميخوره از اينكه هر روز تو خبرا و فضاي مجازي ظلمتون رو ميبينمو و كاري از دستمون بر نمياد.اون از دست فروشايي كه انقدر ميزنيدشون كه اگه يادتون نرفته باشه چند وقت پيش يه مرد جلوي بچه اش انقدر از شهرداري چياي محترم كتك خورد تا جون داد.اون از هداياي گرانقدر رئيس آموزش و پرورشتون اونم از كتك زدن كار گرا ي گرسنه اونم از..............درود بر شرفتون.درود بر مردانگيتون.درود بر شير پاك خوردتون. امام صادق ع:هر كه ظلمي كند به سبب آن ظلم در جانش يا مالش يا فرزندانش گرفتار شود.
امام باقر ع:از شيعيان ما نيست كسي كه به مردم ظلم كند.
پيامبر اكرم:از نفرين هاي مظلوم بترسيد كه ميان آن و خدا حبابي نيست.... و هزار تا ايه و حديث در اين مورد لطفا فقط رو پيشونياتون داغ نزاريد كاش تخريب نميكرديد كاش خونه هاي تخريب شده رو اباد ميكرديد.پيرزن عزيز ايران ما ،تو هم مثل زلزله زده ها در چادر زندگي كن اينجا كسي صداي شما را نميشنود و به كسي بر نميخورد كه تو هم مثل هم وطنانت در چادر بخوابي.البته اينجا به قبر مرده هام رحم نميكنن .قبر مرده هارو هم تخريب ميكنند يادمون نرفته با آرامگاه پدر ارژنگ امير فضلي چه كردند.
Read more
. از بچگی #بلندپروازی رو در خودم می دیدم و هیچوقت به کم و حتی به متوسط هم راضی نبودم. اگر قرار بود بهترین ...
Media Removed
. از بچگی #بلندپروازی رو در خودم می دیدم و هیچوقت به کم و حتی به متوسط هم راضی نبودم. اگر قرار بود بهترین نباشه ترجیح میدادم اصلا نباشه. زندگی روزمره مارو گول می زنه و گاهی اوقات فکر می کنیم زندگی همینیه که هر روز داریم انجام میدیم و روز به روز هدف هامون کوچیک تر میشه. این کمال گرایی خیلی وقت ها بلای جون ... .
از بچگی #بلندپروازی رو در خودم می دیدم و هیچوقت به کم و حتی به متوسط هم راضی نبودم. اگر قرار بود بهترین نباشه ترجیح میدادم اصلا نباشه. زندگی روزمره مارو گول می زنه و گاهی اوقات فکر می کنیم زندگی همینیه که هر روز داریم انجام میدیم و روز به روز هدف هامون کوچیک تر میشه. این کمال گرایی خیلی وقت ها بلای جون هم میشه و یه وسواسی میاد تو ذهنت که دیوانه کنندست ولی برای من بیشتر باعث بیشرفت و تکامل شده و اگر تو چارچوب هدایتش کنی بهترینه ...
.
شما هم از بلندپروازی‌هاتون و آرزوهای دست یافتنی خودتون بنویسید و با هشتگ #بلندپروازی به اشتراک بذارید و برنده دو پرواز لوفت‌هانزا به هر مقصد دلخواه اروپایی باشید
ما این حال خوب رو می‌بینیم ✌️
.
اطلاعات بیشتر رو میتونید تو پیج علی‌بابا ببینید👇
@Alibabaticket
@Lufthansa
Read more
سلام بچه ها خوبيد؟ همسر جون چند روزى رو مريضه و منم سرم شلوغ بود و نتونستم بيام اينجا و بابت تاخير در ...
Media Removed
سلام بچه ها خوبيد؟ همسر جون چند روزى رو مريضه و منم سرم شلوغ بود و نتونستم بيام اينجا و بابت تاخير در اين پست عذر منو بپذيرين. از بارسلون كلي داستانهاش مونده كه اونارو استورى ميذارم و هايلايت ميكنم. شهر ادماى تپلى و خوش خنده كه اصلا و ابدا انگليسي بلد نيستن ولي باور كنيد كارتونو با ايما و اشاره راه ... سلام بچه ها خوبيد؟
همسر جون چند روزى رو مريضه و منم سرم شلوغ بود و نتونستم بيام اينجا و بابت تاخير در اين پست عذر منو بپذيرين.
از بارسلون كلي داستانهاش مونده كه اونارو استورى ميذارم و هايلايت ميكنم.
شهر ادماى تپلى و خوش خنده كه اصلا و ابدا انگليسي بلد نيستن ولي باور كنيد كارتونو با ايما و اشاره راه ميندازن. كلا زبان بدنشون عاليه😄
يه شهر به نظر من بيشتر خوشمزه و خوشگل تا تاريخي و بلاب بلاب بلاب.
به همون اندازه كه افتاب گرفتن توى ساحلش به تنتون ميشينه، خيس شدن زير بارون بي رحم تند و سيل اساش هم حالتو جا مياره. هم شبش دلبره هم روزش. فقط شبيه گرگانيا در روز بيشتر از چند ساعتي كار نميكنن. مثلا اگر ساعت ٣ ظهر گرسنت بشه بايد به برگر كينگى ، مك دونالدي چيزي بسنده كنى وگرنه بقيه بسته هستن و رفت كه شب باز بشه.
لباس همون برندا مثلا زارا حتي از استانبولم ارزونتره ، تاكسي قيمتش عاليه (با تاكسي متر) و غذا هم همينطور.
از فرودگاه تا ميدون كاتالونيا با اتوبوس شاتل فك كنم نفرو ٤ الي ٦ يورو بود. ولي اين دفعه چون ما تعدامون زياد بود ون گرفتيم.
بار اول هتلمو تو ناف رامبلا گرفتم و هتل خيلي خوبيم بود به اسم
Arc la rambla
كهكلي هم آفر براى ورودي كلاب و رقص فلامنكو بهمون داد. هر طبقش تراس هاى بزرگ با چمن مصنوعي و تخت و دوش براى افتاب گرفتن هم داره.
اما ايندفعه يه هتلي رو يكى از بچه ها پيدا كرد دقيقا كنار اپل استور دور ميدون كاتالونيا كه دو ماه بود افتتاح شده بود
@iberostar
و ما خيلي شانس اورده بوديم چون اون هتل با قيمت شبى ١١٠ دلار كه ما گرفته بوديم الان اگر بخوايد براى ابان بگيريد شبي ٢٤٠ دلاره. سوييت هاى ١١٥ مترى هم داره و روى سقفش يه استخر شيشه ايه با ويو ميدون كاتالونيا و خ رامبلا كه ما فقط نگاهش كرديم چون قطعا با اون سرما نميشد ازش استفاده كرد و البته الان ديگه خودمم اگر بخوام دوباره برم اونجا اصلا به اين هتل فكر نميكنم چون خيلي گرونه.
بگذريم.
اگر رفتيد بارسلون حتما از برند
@etniabarcelona
عينك بخريد كه ماده ى اوليه ى فرم عينكاشون از پنبست و قيمتاشم عاليه.
راستي
اسپانيا بهترين تكس فرى رو ميده. راحت خريد ميشه كرد.
يه راستى ديگه
فرودگاه بارسلون يكى از منحصر به فردترين هاست مخصوصا براى خانوما.
شما چه وارد بشيد قبل از اينكه چمدوناتونو بگيريد بايد از يه مركز خريد بزرگ رد بشيد و چه بخوايد وارد فرودگاه بشيد كه البته بعد از پاس كنترل و دريافت تكس فرى هستش.
در اخر
اميدوارم رحم مسئولين شامل حال مردمم بشه كه كمترين حقشون "شادى" رو در روحشون شاهد باشم.
آمين
Read more
يه روباهه هست كه بيش از ١٠ها ساله دنبال گربه ي پير ماست، براشم فرق نداره وسط پرچم سه رنگمون چي باشه... هدفش ...
Media Removed
يه روباهه هست كه بيش از ١٠ها ساله دنبال گربه ي پير ماست، براشم فرق نداره وسط پرچم سه رنگمون چي باشه... هدفش تصويري يه كه ميبينيد. • اهاليي پشت ميز نشين، تصميم گيرنده، دستور دهنده و... كنار امنيتي كه مرحمت فرموديد فراهم نموديد، رفاه + آرامش + آسايش + آزادي، اگر بديد، بخدا كه اين مملكت ميشه بهشت ... يه روباهه هست كه بيش از ١٠ها ساله دنبال گربه ي پير ماست، براشم فرق نداره وسط پرچم سه رنگمون
چي باشه...
هدفش تصويري يه كه ميبينيد.

اهاليي پشت ميز نشين، تصميم گيرنده، دستور دهنده و...
كنار امنيتي كه مرحمت فرموديد فراهم نموديد، رفاه + آرامش + آسايش + آزادي، اگر بديد، بخدا كه اين مملكت ميشه بهشت شما هم كليد دارش،
چي ميخواد يه ملت جز اين، بخدا كه اگر مردم حس كنن خوشبختي رو، حس كنن كه يه روز خوب مياد و اگر بياد، همه جون ميدن براي باعث و بانيش.
.
آقا، آقاي رئيس جمهور، به سرمايه هاي ملي، مردم، جوانان اهمييت بديد، بها بديد
.
يه روزي با آبرو باختن تيم ملي فوتبالمون جلوي ستاره هاي دنيا برامون رؤيا بود،
امروز بهشون گل ميزنيم، مساوي ميكنيم، فردا هم خواهيم برد...
چجوري به اينجا رسيديم؟
با مديرت خوب، با دانش روز، با تفكر يك تئوريسين و يارانش (كارلوس كيروش)
.
حمايت كنيد، دست مفسدان اقتصادي رو از جيب ملت كوتاه كنيد، تفكرات زائد رو كنار بزنين، نيروي كار آمد با دانش روز به ميدان بياريد، نخبگاني كه رفتن و امروز باعث رشد غول هاي اقتصادي دنيا شدن رو به كشور دعوت كنيد
تا شكوفايي رو به چشم ببينيم، بخدا كه ايراني دلش براي مملكتش ميره هيچ انتظاري هم در قبالش نداره، جز حقش، سربلندي ايران و ايراني.
.
#مردم
#همه_با_هم ميتوانيم،
فرانسوي ها باهم تونستن،
ژاپني ها باهم تونستن،
چيني ها و ...
.
#bt
#behnamtavakoli
Read more
. #سودابه جون عزیزم مرسی از انرژیت و مبارکت باشه<span class="emoji emoji1f49c"></span><span class="emoji emoji1f49c"></span><span class="emoji emoji1f49c"></span> <span class="emoji emoji1f52e"></span>مراقبت از اکستنشن #لاینی🤗 هرگز با موی نمدار ...
Media Removed
. #سودابه جون عزیزم مرسی از انرژیت و مبارکت باشه مراقبت از اکستنشن #لاینی🤗 هرگز با موی نمدار و یا خیس نخوابید و یا شال سر نکنید حتما تحت هر شرایطی کاملا موهای خود را خشک کنید. موهای خود را تمیز نگه دارید. تمیز نبودن مو و عرق باعث گره خورن مو می شود. بعد از ورزش، شنا و... موهای خود را با نرم کننده ... .
#سودابه جون عزیزم مرسی از انرژیت و مبارکت باشه💜💜💜 🔮مراقبت از اکستنشن #لاینی🤗
هرگز با موی نمدار و یا خیس نخوابید و یا شال سر نکنید حتما تحت هر شرایطی کاملا موهای خود را خشک کنید.
موهای خود را تمیز نگه دارید. تمیز نبودن مو و عرق باعث گره خورن مو می شود.
بعد از ورزش، شنا و... موهای خود را با نرم کننده بشویید. قبل از شستشو، موی سر خود را حتما شانه بزنید و . از شامپو ی مناسب استفاده کنید. و هر بار شامپو را عوض نکنید و از شامپو ملایم استفاده کنید نه شامپو که مخصوص موی چرب و حجیم دهنده میباشد که موی اکستنشن را خشک تر میکند.
برای شانه کردن مو از شانه و برس معمولی با دانه بلند  استفاده کنید. از انتهای مو شروع کنید و به آرامی به سمت جلو بروید. همیشه مو را از ساقه مو از پایین به بالا  ده سانت ده سانت شانه و به سمت ریشه مو برسید و کامل ریشه را قسمت نصب را شانه  کنید. این کار را 2 تا 3 بار در روز انجام دهید. حرارت نامناسب  یکی از بزرگ ترین دشمنان موی شماست؛قبل از براشینگ از سرم مو استفاده کنید  هر چه بیشتر از حرارت مستقیم بطور اشتباه  استفاده کنید طول عمر موی اکستنشن شما کمتر می شود. در استفاده از اتوی مو و سشوار حتما توسط سرم آرگان آغشته کرده و به حرارت مناسب دقت کنید اگر از دوفاز و آرگان استفاده کنید اتو و یا براشینگ هیچ مانعی ندارد. بهترین کار این است که زمان سشوار حرارت را ثابت یکجا نگه ندارید و بعد از خشک شدن برای لختی مو از اتو استفاده کنید
موقع شنا کلاه شنا بپوشید و موقع سولاریوم حتما دستمال سر ببندید یا سر خود را بیرون آب نگهدارید. کلر و نمک باعث می شود که مو گره بخورد و کمرنگ شود. توصیه می شود که در موقع ورزش و شنا موهای خود را بپوشانید و یا موهای خود را دم اسبی بالا ببندید.
تکرار میکنیم با موی خیس اصلا نخوابید. قبل از خواب حتما حتما موهای خود را خشک کنید. توصیه میشود که موها را به صورت شل ببافید.

روی موهای اکستنشن مواد فر  استفاده نکنید.
زمان رنگ کردن لطفا توسط ما تغییر رنگ را انجام دهید در غیر اینصورت مسولیت با خود شماست
#hairextension
#extension
#hair
#اکستنشن_مو
#لاینی
#مو_بلند
Read more
 #bighanoon #safoorabayani در آستانه دیدار مهم تیم ملی کشورمان با پرتغال، بعضی از مردم این کشور ...
Media Removed
#bighanoon #safoorabayani در آستانه دیدار مهم تیم ملی کشورمان با پرتغال، بعضی از مردم این کشور سرمربی پرتغالی کشورمان را تهدید کرده‌اند که این بار که به کشورش برگردد، او را خواهند کشت. در زیر چند سناریوی احتمالی که توسط قاتلان تهیه شده را با هم مرور می‌کنیم. . 1. زیر گرفتن با ماشین: قاتل در ... #bighanoon #safoorabayani
در آستانه دیدار مهم تیم ملی کشورمان با پرتغال، بعضی از مردم این کشور سرمربی پرتغالی کشورمان را تهدید کرده‌اند که این بار که به کشورش برگردد، او را خواهند کشت. در زیر چند سناریوی احتمالی که توسط قاتلان تهیه شده را با هم مرور می‌کنیم.
.
1. زیر گرفتن با ماشین: قاتل در این برنامه یک ماشین یغور خریده و یک راننده کله‌خر استخدام می‌کند. راننده برنامه رفت و آمد کی‌روش را چک می‌کند. در یکی از خیابان‌های شهر لیسبون ناگهان با سرعت به سمت کی‌روش می‌آید. کی‌روش جاخالی می‌دهد و به او می‌گوید: «هیچ‌وقت کسی رو که از حملات کلی نیسان آبی جون سالم به در برده، تهدید نکن!».
.
2. ترور بیولوژیکی: امواج پارازیت، مواد غذایی با نگهدارنده‌های غیرمجاز، آب ناسالم، هوای آلوده به سرب... کی‌روش یک روز صبح از خانه بیرون می‌آید و با یک نفس عمیق ریلکس می‌کند، سپس طوری که قاتل (که در همان اطرف کشیک می‌دهد) بشنود، می‌گوید: «هیچ‌وقت کسی که اینا رو با دلار هشت هزار تومنی تهیه می‌کرده، تهدید نکن».
.
3. جنگ روانی: عده‌ای سعی می‌کنند زندگی کی‌روش را دچار بحران کنند، خیلی از وسایل ضروری‌اش را برمی‌دارند. به جای استیکی که سفارش داده بوده فلافل دو نون جلویش می‌گذارند و... کی‌روش تنها لبخند زده و رو به آن‌ها می‌گوید:«هیچ‌وقت کسی را که به جای اسپانیا با تیم نوجوانان نیجریه بازی تدارکاتی برگزار کرده، تهدید نکن!».
.
4. عدم تمدید قرارداد با ایران: قاتل که از همه نقشه‌ها ناامید شده، این بار در قامت یک ایجنت فوتبالی ظاهر می‌شود تا کی‌روش را از تیم ملی ایران جدا کند، پیشنهادهای مختلف از کشورهای اروپایی به او می‌دهد، کی‌روش سرانجام با یک تیم آلمانی قرارداد می‌بندد. در آنجا همه چیز برای کی‌روش فراهم است. کی‌روش دچار تنگی نفس، تنگی عروق کرونر و از همه مهم‌تر تنگی دل می‌شود. به ایران برمی‌گردد و موقع تمدید قرارداد، با یک لبخند به قاتل می‌گوید: «هیچ‌وقت یک ایرانی شده را تهدید نکن!».
Read more
“Limit exist only in the mind” . جالبه برای خودم، وصف حس و حالم رو نوشتن راحت نیست، ولی دوست دارم در ...
Media Removed
“Limit exist only in the mind” . جالبه برای خودم، وصف حس و حالم رو نوشتن راحت نیست، ولی دوست دارم در حدی که میتونم بنویسم براتون. این روزها باورم نمیشه یه زمانی از سگ میترسیدم. انگار یه آدم دیگه شدم در این مورد. حیف که خیلی دیره! دلم میخواست زمان و سن و هوش و استعدادم اجازه میداد که وارد دنیای نورو ... “Limit exist only in the mind”
.
جالبه برای خودم، وصف حس و حالم رو نوشتن راحت نیست، ولی دوست دارم در حدی که میتونم بنویسم براتون. این روزها باورم نمیشه یه زمانی از سگ میترسیدم.
انگار یه آدم دیگه شدم در این مورد.
حیف که خیلی دیره!
دلم میخواست زمان و سن و هوش و استعدادم اجازه میداد که وارد دنیای نورو ساینس بشم( به جون خودم اگه دلیلش مک دریمی قشنگ باشه!😄) انقدر مطالعه روی مغز و هر چی دونستن در موردش و دقیق شدن به رفتار خودم و دیگران برام جالب شده که هر روز به حیرتم اضافه میشه!
جالبه که من با این همه عشقی که به سگ داشتم و دارم، یه نیرویی قبل از هر فکری بهم فرمان ترس میداد. نیرویی که من بهش اجازه دخالت میدادم.😬
حتما یه روزی، نه خیلی زود روانشناسی میخونم. هر چند که همین الان هم خیلی ازش دور نیست رشته ام.
شمایی که من رو میشناسید خوب میدونید، عاشق این علمم. روزی نیست یه مقاله علمی روانشناسی نخونم.
آرزوی قلبیم برای آینده اینه که دینم رو به این دنیا و آدم های خوبش با همین روانشناسی ادا کنم.
و همیشه باور دارم که هیچ دردی تو این دنیا زجر آور تر از افسردگی و ناراحتی عصبی نیست. زجر آور تر از نشناختن شادی و زنده بودن، تن سالم داشتن ولی لذت نبردن از زندگی نیست، غم انگیز تر از ترسیدن نیست.
هیچ دردی بدتر از کنترل نداشتن روی مغز و احساسات نیست.
محدودیت ها، قبل از اینکه تو دنیای خارجی باشن، تو مغز خودمون ریشه کردند.
ترس، ما رو در تبعید عاشق نشدن، جستجو نکردن و محدود بودن اسیر میکنه.
اگه حالمون بدتر از شرایط موجوده، اگه ترس ها غلبه کرده، اگه به هر دلیلی عرصه بهمون تنگه، لازمه بیشتر از اون چیزی که به درمان باقی ارگان های بدنمون رسیدگی میکنیم، مواظب سلامت روانمون باشیم.
خواستم یه بار دیگه با افتخار به همه شما بگم، من برای داشتن این خنده ها، همیشه تحت نظر روان شناسم.
همیشه میخونم و گوش میدم تا بیشتر با محدودیت های مغزم مواجه شم!
و اینکه حال خوب روان تک تک ماست، که دنیای خودمون و بچه هامون رو رنگی تر رقم میزنه.
پ.ن: اینکه از این هاپو های دوست داشتنی گفتم، یه مثاله.
مینیون هامون معلومه؟🎈
💙سی سالگی من سال مواجه شدن با خیلی از ترسهام بوده تا حالا
❤️و این پسر، همیشه مثل کوه کنارمه
Read more
قصه ما3تا @ma3tashop @ma3tashop @ma3tashop @ma3tashop @ma3tashop @ma3tashop اولش من ...
Media Removed
قصه ما3تا @ma3tashop @ma3tashop @ma3tashop @ma3tashop @ma3tashop @ma3tashop اولش من و الهام و نغمه بودیم، ما3تا یی که زیر یک سقف بزرگ شدیم، با یک ایده. @ma3tashop سال ها بود که کنارشون نبودم و وقتی برگشتم دوست داشتم با هم باشیم. خواهر- برادر بودیم و دوست داشتم شریک این قصه هم بشیم، قصه ... قصه ما3تا @ma3tashop
@ma3tashop
@ma3tashop
@ma3tashop
@ma3tashop
@ma3tashop
اولش من و الهام و نغمه بودیم، ما3تا یی که زیر یک سقف بزرگ شدیم، با یک ایده. @ma3tashop
سال ها بود که کنارشون نبودم و وقتی برگشتم دوست داشتم با هم باشیم. خواهر- برادر بودیم و دوست داشتم شریک این قصه هم بشیم، قصه ي "ما3تا". @ma3tashop
آبان نود و چهار بود که شدیم بازیگرای این قصه؛ قصه ی خريد میوه، شستن، پوست کندن، خشک و بسته بندی کردن، که البته این ها ظاهرش بود.
می دیدم که با اين قصه قراره بزرگ بشیم و قراره خیلی ها کم کم به "ما3تا" اضافه بشند. @ma3tashop
شروع کردیم ... حالا دیگه علیرضا و حسین و شکوفه و معصومه هم با ما بودن، اما خب قصه دقيقاً هم اونطوری که فكرشو ميكرديم پیش نرفت.
@ma3tashop
ولی این جمله از فیل نایت مدام تو سرم رژه می رفت: (هرگز تسلیم نشو)JUST DO NOT QUIT
@ma3tashop
@ma3tashop
@ma3tashop
@ma3tashop
علی رغم مخالفت های همه با ادامه ی این کار، می دونستم که باید ادامه بدم. شاید شرایط تغییر کرده بود، اما اهداف ما سرجاش بود. @ma3tashop
کم کم ورق برگشت و عید نود و شش بود که اتفاق های خوبی برای "ما3تا" افتاد. شكوفه بيست و يك ساله توليد رو مي گردوند و ما هم مابقي داستانهارو.
خرداد بود که شیرین بهمون ملحق شد و اومدنش شد يك نقطه ی عطف برای "ما3تا". @ma3tashop
فروش و فضای مجازی را دستش گرفت و کارمون چند برابر شد.
باور داشتیم که باید به ایده هامون پر و بال بدیم.
جلوتر رفتیم و نرگس بهمون پیوست. عکس ها و کارهای گرافیکیش جونِ تازه و اساسی به کارمون داد.
ما که حسابی از نزدیک شدن به اهدافمون خوشحال بودیم، با خودمون گفتیم چقدر خوب می شد اگر همه می تونستن مثل ما از محصولات ارگانیک افجه، كه همون خونه ي توليدِ "ما3تا" بود، لذت ببرن. این شد که با کمک مریم و مهرناز "ما3تا کفشدوزک" شکل گرفت.
@ma3tashop
بعد از مدتی به ذهنمون رسید که با محصول اولیه خودمون، محصولات دیگه درست کنیم. این بود که رضوانه هم بهمون ملحق شد و "ما3تا یامی" شکل گرفت.

@ma3tashop
حالا امروز ، "ما3تا" ، برای خوشمزه کردن لحظه های شما با کمک همکارهاش، همسایه هاش و دوستانش تا جایی که مي تونه تلاش می کنه. تلاش می کنه که روز به روز جلوتر بره، و لحظات شما رو خوشمزه تر کنه. ما3تا مطمئنه که "این قصه ادامه داره" ...
@ma3tashop
خوب باشید،
علی
Read more
. . #زير_آسمان_علي . چه استفاده ايي در زندگيتون از محبت و عشق به وجود حضرت علي(ع) اميرالمومنين مي كنيد؟! حاجات؟ آرامش؟ پُز مذهبي؟ ترس از محشر؟ و و و. جواب هاتون را در ذهن مرور كنيم و راجع بهش فكر كنيم. اما نظر من؛ گاهي تنهاييد و كسي شما را به حساب نمياره. از همه زده ميشيد و به گوشه ايي پناه مي بريد. زماني ... .
.
#زير_آسمان_علي
.
چه استفاده ايي در زندگيتون از محبت و عشق به وجود حضرت علي(ع) اميرالمومنين مي كنيد؟!
حاجات؟ آرامش؟ پُز مذهبي؟ ترس از محشر؟ و و و. جواب هاتون را در ذهن مرور كنيم و راجع بهش فكر كنيم.
اما نظر من؛
گاهي تنهاييد و كسي شما را به حساب نمياره.
از همه زده ميشيد و به گوشه ايي پناه مي بريد.
زماني كه هيچ چاره ايي براي شما باقي نيست.
طلبكار از در خانه يا گوشي همراه، شما را از زندكي سير كرده.
در حادثه ايي عزيزترين كس شما پرپر ميشه.
حق شما را در روز روشن زير پا ميذارن.
از نارفيق ها ذله ميشيد.
دلتون ميخواد جون بديد
و و و
شايد باورش سخت باشه، اما انساني كاملي مانند اميرالمومنين هم با چنين مشكلاتي دست و پنجه نرم مي كرد. با اين تفاوت كه او دائما محو در ذات لايتنهايي بود و محكوم به صبر اما ما صبور نيستيم.
اين جمله هميشه سرلوحه زندگي من بوده و هست؛
"دنيا به صاحبش كه علي(ع) بود جفا كرد، چه برسد به ما!"
هيچكس چشم ديدن مولاي ما را نداشت. هيچكس. اما او براي رضاي خدا و شأن خودش زندگي كرد.
يادمان باشد؛
شيريني ظاهري دنيا براي ابوسفيان و طلحه و زبير و عايشه و منافقين قريش بود و تلخي براي علي(ع) اولادش. پس بدانيم رسم دنيا چيست.
آن شيريني كه زير زبان اميرالمومنين در اين دنيا مي نشست منشأ آسماني داشت. پس دنبال آن طعم خوش زندگي آسماني بايد بود. و الا به ما در اين دنيا خوش نخواهد گذشت.
Read more
Loading...
Load More
Loading...