حافظ ادبیات غزل

Loading...


Unique profiles
5
Most used tags
Total likes
0
Top locations

Average media age
617.3 days
to ratio
. ادامه بررسی ترانه همراه خاک ارّه . در سینه ام بم ها با کوهی از غم ها پیوسته لرزیدند . پس دفنِ ...
Media Removed
. ادامه بررسی ترانه همراه خاک ارّه . در سینه ام بم ها با کوهی از غم ها پیوسته لرزیدند . پس دفنِ خود کردم همراه آدم ها جاندار بودن را . تلمیح غم انگیز به حادثه زلزله بم، غم این شعر رو دو چندان میکنه. شاعر میگه دل من اونقدری لرزیده که انگار زلزله بم درون اون اتفاق افتاده! از طرفی میدونیم کوه، نماد ... .
ادامه بررسی ترانه همراه خاک ارّه
.
در سینه ام بم ها
با کوهی از غم ها
پیوسته لرزیدند
.
پس دفنِ خود کردم
همراه آدم ها
جاندار بودن را
.
تلمیح غم انگیز به حادثه زلزله بم، غم این شعر رو دو چندان میکنه. شاعر میگه دل من اونقدری لرزیده که انگار زلزله بم درون اون اتفاق افتاده! از طرفی میدونیم کوه، نماد استواری هست. حالا عمق فاجعه زمانیه که حتی کوه هم بلرزه !
و بخاطر همین لرزیدن ها بود که من در خودم تمام آدم ها و مفهوم جاندار بودن دفن کردم (منظور از دفن خود کردم اینه که در سینه خودم دفن کردم).
اینجاست که میرسیم به پاسخ اینکه چرا من از اول تحلیل میگم که راوی این داستان «جان» نداره و فقط زندگی میکنه!
علت جاندار نبودن و چوبی بودن راوی این غزل، لرزش هایی هست که به طور مداوم در دلش اتفاق می افتاده. و این لرزش ها میتونه پستی و بلندی ها و حوادث روزگار یا ناجوانمردی ها و بی عدالتی ها باشه که باعث شده ترجیح بده «جاندار» نباشه.
.
روزی اگر زاغی
روباه را بلعید
جای تاسف نیست
.
هیهات اگر روزی
صابون بیاموزد
مکّار بودن را
.
اینکه توی بند اول گفتم داستان نجار و سازه چوبی من رو یاد پینوکیو و پدر ژپتو میندازه به این بند هم برمیگیرده. روباه مکار یکی از شخصیت های اصلی اون داستان بود.
ولی خب صحیح تره که بگیم این بند به داستان معروف «روباه و زاغ» اشاره میکنه. داستانی که روباه زاغ رو گول میزنه و پنیرش رو تصاحب میکنه. (البته صابون نقش خاصی توی اون داستان نداشت و روباه پنیر رو از زاغ گرفت، اما چون زاغ ها عاشق صابون هستن، علت استفاده از صابون هم مشخص میشه)
شاعر میگه اگه روزی کار روزگار برعکس شد و به جای اینکه روباه کلاغ رو گول بزنه، کلاغ روباه رو گول بزنه چیز عجیبی نیست. وای به حال اون روزی که صابون (که جاندار نیست!) مکر و حیله رو از زاغ یاد بگیره. یعنی میگه مکر و حیله و دروغ به قدری همه گیر شده و گسترش پیدا کرده که باید ترسید از اون روزی که هر کسی و هر چیزی تو این دنیا مکر و حیله رو یاد بگیره. و صفت مکار که مخصوص روباه هست، به تمام موجودات دیگه هم نسبت داده بشه!
.
بیرون تراویده است
از گورِ من بهرام
از کوزه ام خیام
.
از مستی ام حافظ
سرمشق میگیرد
هوشیار بودن را
.
در بند پایانی غزل، تلمیحات جالبی به داستان های معروف ادبیات پارسی زده میشه.
بهرام گور و گور، خیام و کوزه. حافظ و مستی
.
بهرام گور از پادشاهان دلیر ساسانی بوده که در جستجوی گورخر، داخل یک لجنزار فرو میره و میمیره.
.
داستان خیام و کوزه هم به رباعی هایی برمیگرده که حکیم خیام در رابطه با کوزه نوشته‌اند:
.
ادامه در کامنت
#بررسی_ابراهیم
Read more
Loading...
. رابیندرانات تاگور (7 مه 1861 – 7 اوت 1941)، شاعر، فیلسوف، موسیقیدان و چهره‌پرداز اهل بنگال هند ...
Media Removed
. رابیندرانات تاگور (7 مه 1861 – 7 اوت 1941)، شاعر، فیلسوف، موسیقیدان و چهره‌پرداز اهل بنگال هند و اولین آسیایی برنده‌ی نوبل ادبیات بود. پدر تاگور غزل‌های حافظ شیرازی را از حفظ بود. علاقه‌ی او به ادبیات و فرهنگ ایران به پسرش به ارث رسید و تاگور نیز شیفته‌ی ایران و اشعار فارسی بود و دو مرتبه در دهه ... .
رابیندرانات تاگور (7 مه 1861 – 7 اوت 1941)، شاعر، فیلسوف، موسیقیدان و چهره‌پرداز اهل بنگال هند و اولین آسیایی برنده‌ی نوبل ادبیات بود. پدر تاگور غزل‌های حافظ شیرازی را از حفظ بود. علاقه‌ی او به ادبیات و فرهنگ ایران به پسرش به ارث رسید و تاگور نیز شیفته‌ی ایران و اشعار فارسی بود و دو مرتبه در دهه 1310 به ایران سفر کرد. ملک‌الشعرای بهار نیز شعری در وصف او سروده است. تاگور از مدافعان سرسخت استقلال هندوستان از انگلیس بود و به همین خاطر به او لقب پیشوا دادند. او به دو زبان بنگالی و هندی شعر می‌سرود و آنها را به انگلیسی نیز ترجمه می‌کرد. سرود ملی هند و بنگلادش از آثار اوست.
.
تاگور از کودکی به سرودن شعر می‌پرداخت. مجموعه اشعاری از او که به «گیتانجلی» (پیشکش‌های آهنگین) معروف است موجب شد تا در سال 1913 جایزه‌ی نوبل ادبیات را دریافت کند. آندره ژید این اشعار او را به فرانسوی برگرداند. .
تاگور بیش از 60 جلد کتاب شعر منتشر کرد. از او تعدادی رمان، داستان و نمایش‌نامه نیز باقی مانده است. از جمله آثار او که به فارسی برگردانده شده‌اند می‌توان به این موارد اشاره کرد: مجموعه اشعار «گیتانجلی»، «ماه نو و مرغان آواره»، رمان «کشتی شکسته» و نمایش‌نامه‌ی تک‌پرده‌ای معروف «چیترا» که بارها در جهان در قالب‌های مختلف از جمله رقص به اجرا درآمده است.
.
wwww.30book.com
.
#کتاب #معرفی_کتاب #فروشگاه_اینترنتی #سی_بوک #خرید_کتاب #30book #فروش_ویژه #فروشگاه_کتاب #تخفیف #نویسنده #پیشنهاد_کتاب #پیشنهادکتاب #مطالعه #پیشنهاد_مطالعه #سیبوک #حراج #تاریخ #کتابخوانی #کتابخانه #کتابفروشی #رابیندرانات_تاگور #تاگور
Read more
"نه رون داره، نه پستون" هفده سال پیش بخشی از "عهد عتیق" با نام غزل غزلهای سلیمان را که منسوب به سلیمان ...
Media Removed
"نه رون داره، نه پستون" هفده سال پیش بخشی از "عهد عتیق" با نام غزل غزلهای سلیمان را که منسوب به سلیمان نبی ست در قالب نیمایی به شعر برگردانده و برای مجوز به ارشاد فرستادم. فهرست اصلاحیه ای از ارشاد آمد که با حذفشان کتاب قابل چاپ بود. فهرستی به این قرار: ۸ پستان، ۳ ران ۲ ساق، ۳ بوسه، ۳ گلوگاه و ۲ شراب! بیشتر ... "نه رون داره، نه پستون"

هفده سال پیش بخشی از "عهد عتیق" با نام غزل غزلهای سلیمان را که منسوب به سلیمان نبی ست در قالب نیمایی به شعر برگردانده و برای مجوز به ارشاد فرستادم. فهرست اصلاحیه ای از ارشاد آمد که با حذفشان کتاب قابل چاپ بود. فهرستی به این قرار: ۸ پستان، ۳ ران ۲ ساق، ۳ بوسه، ۳ گلوگاه و ۲ شراب! بیشتر شبیه لیستی بود که مادرم مرا با آن برای خرید به مرغ فروشی می فرستاد! فردایش پیش کارمند ارشادی که موارد حذفی را به مولفان شیرفهم می کرد رفتم و از "پستان" شروع کرده گفتم ما از کودکی "اتل متل توتوله" خواندیم که سطرِ "نه شیر داره، نه پستون" هم دارد و کسی با شنیدنش تحریک نمی شود. فرمودند پستان آن شعر مربوط به "گاو حسن" است و انسانی نیست! گفتم: "گویند مرا چو زاد مادر، پستان به دهن گرفتن آموخت چی؟" فرمایش کردند: "آن پستان مادرانه است اما چون شاعرش ایرج میرزا لعنت الله علیه است اجازه نشر ندارد" گفتم شراب و بوسه در شعر حافظ هم هست. گفت آن شعرها عرفانی اند. در دل گفتم لابد "گر من از باغ تو یک بوسه بچینم چه شود" هم عرفانی ست، یا "ساقیِ سیم ساق من" چیزی در مایه های "پروین پاطلایی!" آخرش از او خواستم که مستقیم با خود بررس صحبت کنم چون این متن کتاب مقدس است و قابل سانسور نیست. گفت از قرار گذاشتن با ممیز معذور است اما می تواند قراری با رییس ممیزان برایم هماهنگ کند. برای هفته بعد وقتی داد و دلسوزانه اضافه کرد به عهد عتیق اشاره نکنم چون کتاب یهودیان است و حاج آقا با آن مسئله دارند! هفته بعد با فهرستی از نمونه پستانهای مختلف موجود در ادبیات پارسی به عنوان مدرک به ارشاد بهارستان رفتم و ان کارمند به ساختمان مجاور که دری شیشه ای دارد و اهل بخیه می شناسندش هدایتم کرد و بعدِ عبور از چند راهرو درِ اتاقی را پیشم باز کرد و من حاج آقای متخصص در رشته پستانشناسی را دیدم که اخمناک و چفیه به گردن و با دمپایی زهوار دررفته و شست پای بیرون از جوراب پشت میزی گرمِ تلفن بود! عجیبتر این که یک هفت تیرِ بی غلاف هم روی میزش بود! جای ورود به اتاق عقب رفتم و در را بستم و به کارمند راهنما گفتم: "برای اصلاحیه کتاب باید با ایشون صحبت کنم، یا اشتباه اومدیم؟" و جواب شنیدم: "بله تایید نهایی مجوزها با حاج آقاست." گفتم: " من نه آن امضا را می خوام، نه حرفی با هفت تیرکشها دارم!" و پیش چشمهای متعجب کارمند از ساختمان بیرون آمدم و آن کتاب - اگر شانه تخم مرغ نشده باشد - هنوز دارد در ارشاد خاک می خورد! این بود یکی از صدها ماجرای #من_و_سانسورچی یا سرسانسورچیِ مسلح که به دعوت #امیرمهدی_ژوله نوشتمش.

یغما گلرویی
Read more
******* می فرماید : خرم آنروز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم وز پی جانان بروم ... حافظ ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ مشهد.جاده ...
Media Removed
******* می فرماید : خرم آنروز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم وز پی جانان بروم ... حافظ ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ مشهد.جاده ی طرقبه.دی نود و پنج (photo by me) #خراسان #مشهد #طرقبه #حافظ #غزل #شعر #ادبیات *******
می فرماید :
خرم آنروز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم ... حافظ ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
مشهد.جاده ی طرقبه.دی نود و پنج (photo by me)

#خراسان #مشهد #طرقبه #حافظ #غزل #شعر #ادبیات
 #molana_hafez گوش آنکس نوشد اسرار جلال کو چو سوسن صد زبان افتاد و لال #حضرت_مولانا گوش کسی ...
Media Removed
#molana_hafez گوش آنکس نوشد اسرار جلال کو چو سوسن صد زبان افتاد و لال #حضرت_مولانا گوش کسی می تواند اسرار الهی را بشنود که همانند گل سوسن، صد زبان داشته باشد ولی لال و خموش باشد. سوسن، گلی‌ست فصلی و دارای گل‌های زیبا و درشت و رنگین. اما در ادبیات فارسی، کنایه‌ست از کسی که حرف های بسیار دارد ... #molana_hafez

گوش آنکس نوشد اسرار جلال
کو چو سوسن صد زبان افتاد و لال

#حضرت_مولانا

گوش کسی می تواند اسرار الهی را بشنود که همانند گل سوسن، صد زبان داشته باشد ولی لال و خموش باشد.

سوسن، گلی‌ست فصلی و دارای گل‌های زیبا و درشت و رنگین. اما در ادبیات فارسی، کنایه‌ست از کسی که حرف های بسیار دارد ولی حرفی نزند. زیرا گلبرگ‌های سوسن فراوان است و در عین حال خموش و بی سخن، از اینرو به این گونه افراد، " سوسن زبان"گویند.
گاه نیز این تعبیر در مورد افراد فصیح و سخنور بکار رود. در اینجا اول مراد است.
خوارزمی گوید: ارباب سلطنت و اقبال و اصحاب عظمت و جلال، هر کس را در حریم عزت خویش راه ندهند و از اسرار پادشاهی آگاه نکنند و اگر ناگاه در بارگاه اجلال و اعزاز در سرا پرده اسرار و سرادق راز طفلی یا طفیلی راه یابد و از بعضی اسرار آگاه شود هر آینه خاطر پادشاه عالی جناب، خالی از قلق و اضطراب نباشد تا نیاید که اسرار سلاطین با گدایان ره نشین گوید و از سر عدم خبرت در راه افشای سر سلطنت پوید.

#دیباچه #شرح_مثنوی #کریم_زمانی

#دوستداران_حضرت_مولانا_حافظ  #مولانا #مولوی #خداوندگار #شمس #تبریزی #اشعار #شعر #دیوان #عرفان #عاشقان #صوفی #بیت #ناب #تفسیر #غزل #بلخ  #رومی #یار #عشق
#molana #persian #rumi #poetry #poem
Read more
Loading...