حرف دل خنده

Loading...


Unique profiles
77
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Yazd, Iran, Tehran, Iran, Zuid-Holland, Netherlands
Average media age
1152.8 days
to ratio
6.7
زیباترین دریا را هنوز نپیموده اند . زیباترین کودک هنوز بزرگ نشده . زیباترین روزهایمان را هنوز ...
Media Removed
زیباترین دریا را هنوز نپیموده اند . زیباترین کودک هنوز بزرگ نشده . زیباترین روزهایمان را هنوز ندیده ایم . و زیباترین واژه ها را هنوز برایت نگفته ام . . . . عشقتونو تگ کنین #عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست ... زیباترین دریا را هنوز نپیموده اند
.
زیباترین کودک هنوز بزرگ نشده
.

زیباترین روزهایمان را هنوز ندیده ایم
.
و زیباترین واژه ها را هنوز برایت نگفته ام
.
.
.
💓💜💚💗💗💘💝💞💟💖💕💙❤💋👄👫👫👫
.
👫💑💏 عشقتونو تگ کنین 💏💑 💞 💝
💗
💗
💘
💞
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شاد #حرف #دل #لب #love #kiss #girlfriend #lover #together
.
.
.
.
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
.
Read more
Loading...
واااااي كه چقدر اين شعر زيباست لطفا كامل بخونين اگه گريه كردي و دلت شكست التماس دعا خواب بودم، خواب ...
Media Removed
واااااي كه چقدر اين شعر زيباست لطفا كامل بخونين اگه گريه كردي و دلت شكست التماس دعا خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/ بی نهایت خسته و افسرده ام/ تا میان گور رفتم دل گرفت/ قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/ روی من خروارها از خاک بود/ وای، قبر من چه وحشتناک بود! بالش زیر سرم از سنگ بود/ غرق ظلمت، سوت و کور تنگ ... واااااي كه چقدر اين شعر زيباست
لطفا كامل بخونين اگه گريه كردي و دلت شكست التماس دعا

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/
بی نهایت خسته و افسرده ام/
تا میان گور رفتم دل گرفت/
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/
روی من خروارها از خاک بود/
وای، قبر من چه وحشتناک بود!
بالش زیر سرم از سنگ بود/
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/
هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/
خسته بودم هیچ کس یارم نشد/
زان میان یک تن خریدارم نشد/
نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/
ترس بود و وحشت و دلواپسی/
ناله می کردم ولیکن بی جواب/
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب/
آمدند از راه نزدم دو ملک/
تیره شد در پیش چشمانم فلک/
یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/
لرزه بر اندام من افتاده بود/
هر چه کردم سعی تا گویم جواب/
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب/
از سکوتم آن دو گشته خشمگین/
رفت بالا گرزهای آتشین/
قبر من پر گشته بود از نار و دود/
بار دیگر با غضب پرسش نمود:
ای گنه کار سیه دل، بسته پر/
نام اربابان خود یک یک ببر/
گوئیا لب ها به هم چسبیده بود/
گوش گویا نامشان نشنیده بود/
نامهای خوبشان از یاد رفت/
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت/
چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد/
بار دیگر بر سرم فریاد کرد:
در میان عمر خود کن جستجو/
کارهای نیک و زشتت را بگو/
هر چه می کردم به اعمالم نگاه/
کوله بارم بود مملو از گناه/
کارهای زشت من بسیار بود/
بر زبان آوردنش دشوار بود/
چاره ای جز لب فرو بستن نبود/
گرز آتش بر سرم آمد فرود/
عمق جانم از حرارت آب شد/
روحم از فرط الم بی تاب شد/
چون ملائک نا امید از من شدند/
حرف آخر را چنین با من زدند:
عمر خود را ای جوان کردی تباه/
نامه اعمال تو باشد سیاه/
ما که ماموران حق داوریم/
پس تو را سوی جهنم می بریم/
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود/
دست و پایم بسته در زنجیر بود/
نا امید از هرکجا و دل فکار/
می کشیدندم به خِفّت سوی نار/
ناگهان الطاف حق آغاز شد/
از جنان درهای رحمت باز شد/
مردی آمد از تبار آسمان/
دیگران چون نجم و او چون کهکشان/
صورتش خورشید بود و غرق نور/
جام چشمانش پر از خمر طهور/
چشمهایش زندگانی می سرود/
درد را از قلب انسان می زدود/
بر سر خود شال سبزی بسته بود/
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود/
کِی به زیبائی او گل می رسید/
پیش او یوسف خجالت می کشید/
دو ملک سر را به زیر انداختند/
بال خود را فرش راهش ساختند/
غرق حیرت داشتند این زمزمه/
آمده اینجا حسین فاطمه؟!
صاحب روز قیامت آمده/
گوئیا بهر شفاعت آمده/
سوی من آمد مرا شرمنده کرد/
مهربانانه به رویم خنده کرد/
Read more
بهترين هاتون رو تگ كنين <span class="emoji emoji2764"></span>️ آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور ... از تهِ نسبت ...
Media Removed
بهترين هاتون رو تگ كنين ️ آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور ... از تهِ نسبت های نداشته انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند ! می شوند همدم ، می شوند دوست ، می شوند رفیق ، اصلأ می شوند جانِ شیرین .. درست می نشینند روی طاقچه ی دلِ هم ... حرف هایشان یک جورِ خوبی دلنشین ... بهترين هاتون رو تگ كنين
❤️
آدمها همدیگر را پیدا می کنند...
از فاصله های خیلی دور ...
از تهِ نسبت های نداشته
انگار جایی نوشته بود که اینها
باید کنار هم باشند !
می شوند همدم ، می شوند دوست ،
می شوند رفیق ، اصلأ می شوند جانِ شیرین ..
درست می نشینند روی طاقچه ی دلِ هم ...
حرف هایشان یک جورِ خوبی دلنشین است ،
دل برای خنده هایشان ضعف می رود ؛
اصلأ بودنشان شیرین است
وقتی هم که نیستند ،
هی همدیگر را مرور می کنند و مُدام
گوش به زنگِ آمدن هم هستند ...
خدا این آدم ها را نگیرد از هم.
.
#عادل_دانتیسم
‏ #road_of_sense
‏‎‏‎🍒عاشقانه ها در کانال تلگرام
‏‎‏‎لینک کانال در بیو🍒
‏@road_of_sense
Read more
با دوست عزیزم امیرمحمد، بازيگر باحال برنامه‌های کودک، حرف می‌زدیم که متوجه شدم که قراره یه استوديو عکاسی کودک به اسم آس🏻 رو افتتاح کنه به نظرم امیرمحمد توى اين كار بهترينه و قطعا توی استوديوش از بچه‌هاتون عکس‌ها و فيلم هايى گرفته می‌شه که خنده‌ واقعی و از ته دل روی لباشونه. با كلى اتفاقات خاص ... با دوست عزیزم امیرمحمد، بازيگر باحال برنامه‌های کودک، حرف می‌زدیم که متوجه شدم که قراره یه استوديو عکاسی کودک به اسم آس👶🏻 رو افتتاح کنه
به نظرم امیرمحمد توى اين كار بهترينه و قطعا توی استوديوش از بچه‌هاتون عکس‌ها و فيلم هايى گرفته می‌شه که خنده‌ واقعی و از ته دل روی لباشونه.
با كلى اتفاقات خاص و باحال
پيجشون و هم براتون ميزارم 👇🏻
حتما سر بزنيد
@as.baby.studio
@amirmohamadmotaghian
Read more
. از روزهای رد شده حرفی نزن ، ولی بوی تو را گرفته سکون بدن ، ولی . نفرت از این دو حرف مرا داغ می کند: این ...
Media Removed
. از روزهای رد شده حرفی نزن ، ولی بوی تو را گرفته سکون بدن ، ولی . نفرت از این دو حرف مرا داغ می کند: این عنکبوت ماده با نام زن ، ولی . آسوده باش ! نفرت شاعر شکستنی ست مثل غرور ، مثل دل گیج من ، ولی . باور نکردنی ست ، مرا دفن می کنی باور نکردنی ست بدون کفن ، ولی . شاعر ـ که مُرده است ـ فقط شعر می شود از آن ... .
از روزهای رد شده حرفی نزن ، ولی
بوی تو را گرفته سکون بدن ، ولی
.
نفرت از این دو حرف مرا داغ می کند:
این عنکبوت ماده با نام زن ، ولی
.
آسوده باش ! نفرت شاعر شکستنی ست
مثل غرور ، مثل دل گیج من ، ولی
.
باور نکردنی ست ، مرا دفن می کنی
باور نکردنی ست بدون کفن ، ولی
.
شاعر ـ که مُرده است ـ فقط شعر می شود
از آن دو تا پرنده ی در پیرهن ، ولی
.
دیوانه شو ! کتاب مرا پاره پاره کن
روی کتاب اسم مرا خط بزن ، ولی
با این غزل که اسم ندارد چه می کنی ؟ !
.
نقاش من ! برای نشستن زمین بده
مار از خودم ، تو با قلمو آستین بده
.
رنگ سیاه روی سر و صورتم بریز
خطّی بکش ، میان دو ابروم چین بده
.
یک خانه »ـ انتظار بزرگیست « پس فقط
یک مشت خاک در عوض سرزمین بده
.
حالا دو بال ـ اگر چه کمی سخت می شود ـ
یا نه ! فقط برای پریدن یقین بده !
.
از روی چشم های شما پرت می شوم
با رنگ سرخ بر ورقه نقطه چین بده...
.
مردم صدای جیغ تو را هیس، هیس، هیس !
ـ باشد ادامه می دهم ، این بار سین بده :
.
ـ سرما کشنده است ، مرا خاک کن ، برو
از روی بوم نعش مرا پاک کن ، برو !
.
در خوابهای شاعر این داستان برقص
با ضرب خنده های خودت تن تتن ، ولی

رؤیای نیمه کاره ! تو شیرین نمی شوی
من هم برای تو نشدم کوه کن ، ولی
.
آهو نه ! هی شبیه خودت عنکبوت شو !
هی تار . . . تار . . . تار به دورم بتن ، ولی
من هیچ وقت طعمه خوبی نمی شوم !
.
باور نکردنیست ! مرا دفن کرده ای
بوی تو را گرفته تمام کفن ولی . . . .
#حامد_ابراهیم_پور
Read more
Text.narahat nabash امروزو میگذرونم به امید فردا هرچی میگذره بیشتر میشه درادم دیگه بریدم از ...
Media Removed
Text.narahat nabash امروزو میگذرونم به امید فردا هرچی میگذره بیشتر میشه درادم دیگه بریدم از زندگی همه رفتنو اینجا تنهام ناراحت نباش اگه بعد چندسال زندگی مثه من پیر شدی شکستی مثه برق مثه قبل تنهانمیشینه خنده رو لبت اگه حالا جای برچسبای آدامس خرسی زخمه رو تنت اره زخمه رو تنت اگه پای عشقت ... Text.narahat nabash

امروزو میگذرونم به امید فردا
هرچی میگذره بیشتر میشه درادم
دیگه بریدم از زندگی
همه رفتنو اینجا تنهام

ناراحت نباش اگه بعد چندسال زندگی مثه من پیر شدی شکستی مثه برق مثه قبل تنهانمیشینه خنده رو لبت

اگه حالا جای برچسبای آدامس خرسی زخمه رو تنت اره زخمه رو تنت اگه پای عشقت الکی هدر رفتی سوختی پاش اگه پره حرفه دلتو لباتو به هم دوختی داش ناراحتی نداره مشتی درخت پیر باغچه م حتی هنوز داره نفس میکشه به امید دیدن بهار بعدی

نگران نباش اگه جواب مرامو رکب دیدی
اگه توی خطیای زندگیتم عقب میشی
اگه کام نمیده سیگارت نم گرفته زیر بارون اگه بریدیو دلت داره غرق قصه میشه آروم

نگران نباش منم حالم از تو هیچی نداره کم یه دل تو سینمه ارزومه یه شب از تو اسمونش نباره غم پره نقشای مردس مثه فیلم ترسناکه نوار قلبم میدونم مثه منی حال منو تو که نگرانی نداره اصلا

ناراحت نباش که اگه زندگی سازه کوک نمیزنه
یه نت فالشو یه دنیا حرف ، حرفایی که میکنه خوردت همیچین ضربه ای هزارتا هوک بت نمیزنه الان اگه خوش شانسم باشه وسط حدفو لوک نمیزنه
نه ناراحت نباش اگه با هم میسوزه خشکو طر
اگه زمونه میکنه یه کارایی که به سرو پات نمونه کرکو پر
اگه پاچه شلوارت شده خیس تو بارونه توی زمین
اگه تو هر قدم زندگیت یه صد بزرگ بوده کمین

نگران نباش داش منم مثه توام پره درد
شبا به گلوام پره بغضم
سر میزنم مثه یه دوره گرد

اینم میدونم توام مثه منی خسته ای حتی واستادن رو پاهاتم دیگه نداری حس قدیم

نگران نباش اگه شبو روزو میدی قستی پس اینو بدون سر پاییم منو تو هنوز تو دل به امید حسی هس

اینو بدون که منو تو یه خدایی داریم که بیشتر از منو تو تنهاس بده من دستتو با من باش اگه داری هنو حس پرواز.....
Read more
Loading...
. نه جانم ، تو عاشق نيستى ...! بله #تو را مى گويم ! به نقطه‌ی #عشق که رسیدی ، شورانگیز باش برایِ عاشقانه‌هایت ...
Media Removed
. نه جانم ، تو عاشق نيستى ...! بله #تو را مى گويم ! به نقطه‌ی #عشق که رسیدی ، شورانگیز باش برایِ عاشقانه‌هایت … تحقير نكن ؛ تخريب نكن ! خودت را اثبات كن ... براى #عاشقى بايد #مراقبت كرد ؛ بايد آرام و متين و باوقار بود ... #باوقار ... براى آن كه عاشقى كنى بايد چشم هايش را ببوسى نه لب هايش را ! اين چشم ... .
نه جانم ،
تو عاشق نيستى ...!
بله #تو را مى گويم !
به نقطه‌ی #عشق که رسیدی ،
شورانگیز باش برایِ عاشقانه‌هایت …
تحقير نكن ؛ تخريب نكن ! خودت را اثبات كن ...
براى #عاشقى بايد #مراقبت كرد ؛ بايد آرام و متين و باوقار بود ... #باوقار ...
براى آن كه عاشقى كنى بايد چشم هايش را ببوسى نه لب هايش را !
اين چشم ها به پايت مانده اند تا ثابت كنند پايبند اند ...
.
براى آن كه عاشقى كنى ، تظاهر نكن ؛
در جواب سوال هايش "نمى دانم " هاى تصنعى نگو
صادقانه اعتراف كن حتى اگر چشم هايش را حرف هايت خيس كند؛
#دلتنگى ، دل مى خواهد ...
.
من اما تصميم دارم ؛
میان جمع ، رویش را ببوسم ...!
میان مردم فریاد بزنم #دوستت_دارم ...
و اگر کسی چشم غُره‌ای رفت ،
دعایش کن تا عاشق شود !
همین ...
.
~ بانو
.
پ . ن : حالم خوب ِ خوب است ؛ آنقدر رويا بافته ام كه معجزه شد ، تو درست همان خواب ِ شيرين ِكودكانه ى من بودى كه محقق شدى ...
.
📍Theater city
📷 by @amirmohammad821

#photoaxgram #pic #photo #streetstyle #i_own_myself #black #خيابان #street #ax_matn #استايل #girls #ourlook #style #tehran #iran #smile #خنده #لبخند #happy #behappy #sadness #sad
Read more
توي دنيا دو طبقه مردم هستند: بچاپ و چاپيده. اگر نمي خواهي جزو چاپيده ها باشي ، سعي كن كه ديگران را بچاپي. ...
Media Removed
توي دنيا دو طبقه مردم هستند: بچاپ و چاپيده. اگر نمي خواهي جزو چاپيده ها باشي ، سعي كن كه ديگران را بچاپي. سواد زيادي هم لازم نيست ، آدم را ديوانه ميكنه و از زندگي عقب ميندازه. فقط سر درس حساب و سياق دقت بكن. چهار عمل اصلي را كه ياد گرفتي كافيست ، تا بتواني حساب پول را نگه داري و كلاه سرت نره ، فهميدي؟ حساب مهمه ... توي دنيا دو طبقه مردم هستند: بچاپ و چاپيده. اگر نمي خواهي جزو چاپيده ها باشي ، سعي كن كه ديگران را بچاپي. سواد زيادي هم لازم نيست ، آدم را ديوانه ميكنه و از زندگي عقب ميندازه. فقط سر درس حساب و سياق دقت بكن. چهار عمل اصلي را كه ياد گرفتي كافيست ، تا بتواني حساب پول را نگه داري و كلاه سرت نره ، فهميدي؟ حساب مهمه ، بايد هرچه زودتر وارد زندگي شد. همينقدر روزنامه را توانستي بخواني بسه. بايد كاسبي ياد بگيري، با مردم طرف بشي. از من ميشنوي برو بند كفش توي سيني بگذار و بفروش ، خيلي بهتره تا بري كتاب جامع عباسي را ياد بگيري. سعي كن پررو باشي ، نگذار فراموش بشي ، تا ميتواني عرض اندام بكن. حق خودت را بگير ، از فحش و تحقير و رده نترس ، حرف توي هوا پخش ميشه. هر وقت از اين در بيرونت انداختند ، از در ديگه با لبخند وارد بشو. فهميدي؟ پر رو وقيح و بي سواد. چون گاهي هم بايد تظاهر به حقيقت كرد تا كار بهتر درست بشه.
_ چيزي كه مهمه طرز غذا خوردن ، سلام و تعارف ، معاشرت ، رقصيدن ، خنده هاي تو دل برو و مخصوصاً پررويي را ياد بگير. نان را به نرخ روز بايد خورد.سعي كن با مقامات عاليه مربوط بشي ، با هر كس و هر عقيده موافق باش تا بتواني بهتر قاپشان را بدزدي. من ميخوام تو مرد زندگي بار بيايي و محتاج خلق نشي. كتاب و درس و اينها دو تا پول نمي ارزه ، خيال كن تو سر گردنه داري زندگي ميكني ، اگر غفلت كردي تو را مي چاپند ، فقط چند تا اصطلاح خارجي ، چند تا كلمه ي قلنبه ياد بگير همين بسه. آسوده باش!
_
اما عمده ي مطلب پوله. اگر توي دنيا پول داشته باشي افتخار ، اعتبار ، شرف ، ناموس و همه چيز داري. عزيز بي جهت ميشي ، ميهن پرست و باهوش هستي ، تملقت را ميگند و همه كار هم برايت ميكنند. پول ستار العيوبه. مي داني علم و سواد چرا به درد زندگي نميخوره؟ براي اينكه باز بايد نوكر پولدارها بشي ، آنوقت زندگيت هم نفله شده. تو هنوز نمي داني زندگي يعني چي!
_
صادق هدايت(كتاب حاجي آقا نصيحت هاي حاج ابوتراب به كيومرث)
Read more
Loading...
امروز میخواستم بلیت کنسرتمو براتون بفرستم،دیشب با حامی بودم باهاش قرار گذاشتین و حال منو پرسیدین،حالا ...
Media Removed
امروز میخواستم بلیت کنسرتمو براتون بفرستم،دیشب با حامی بودم باهاش قرار گذاشتین و حال منو پرسیدین،حالا فقط این عینک رو ازتون دارم و یه کتاب و کلی روزای پر از خنده از ته دل توی خونه اقدسیه گلستان جنوبی و البته کلی حرف که بین ما فقط میمونه ،میبینمتون .زود R.I.P امروز میخواستم بلیت کنسرتمو براتون بفرستم،دیشب با حامی بودم باهاش قرار گذاشتین و حال منو پرسیدین،حالا فقط این عینک رو ازتون دارم و یه کتاب و کلی روزای پر از خنده از ته دل توی خونه اقدسیه گلستان جنوبی و البته کلی حرف که بین ما فقط میمونه ،میبینمتون .زود
R.I.P
پری 45 سال داشت و سالها بود که توی بايگانی شرکت برادرم کار می کرد. کارش اين بود که نامه های رسيده را دسته ...
Media Removed
پری 45 سال داشت و سالها بود که توی بايگانی شرکت برادرم کار می کرد. کارش اين بود که نامه های رسيده را دسته بندی و بايگانی می کرد. ظاهرش خيلي بد نبود. صورتش پف داشت و چشم هايش کمي ريز بود. قد و پاهای کوتاهی داشت. گرد و چاق بود. اغلب کفش ورزشی می پوشيد و اين کفش ها اثر زنانگی اش را کمتر می کرد. يکی دو بار از پچ ... پری 45 سال داشت و سالها بود که توی بايگانی شرکت برادرم کار می کرد. کارش اين بود که نامه های رسيده را دسته بندی و بايگانی می کرد.
ظاهرش خيلي بد نبود. صورتش پف داشت و چشم هايش کمي ريز بود. قد و پاهای کوتاهی داشت. گرد و چاق بود. اغلب کفش ورزشی می پوشيد و اين کفش ها اثر زنانگی اش را کمتر می کرد.
يکی دو بار از پچ پچ و خنده منشی شرکت برادرم فهميدم عاشق شده و با يکی سر و سری پيدا کرده اما يک هفته نگذشته بود که با چشمهای گريان ديدمش که پنهانی آب دماغش را با دستمال کاغذيی پاک می کرد.
اين اتفاق بی اغراق دو سه بار تکرار شده بود اما اين آخری ها اتفاق عجيب غريبی افتاد. صبح ها آقايی ،پری را می رساند سر کار که زيباترين دخترها هم دهان شان از تعجب باز مانده بود. فکر کنم اصلاً پری او را به عمد آورد و به همه معرفی کرد تا سال ها ناکامی و خواستگار های درب و داغونش را جبران کند. آن روزها احساس می کردم پری روی زمين راه نمی رود.
با اينکه بايگانی کار زيادی نداشت اما پری دائم از پشت ميزش اين طرف و آن طرف می رفت، سر ميز دوستانش می ايستاد و اغلب اين جمله را می شنيدم؛ «وا قربونت برم، قابل نداشت»، يا «نه نگو تو رو خدا، اصلاً.» چنان شاد و شنگول بود که يا همه را به حسادت وامی داشت يا اثر نيروبخشی روی ديگران می گذاشت.

اين روزها اندک دستی هم به صورتش می برد و سايه ملايمی روی پلک هايش می زد . ساعت ها برای ما زود می گذشت و برای پری دير چون دائم به ساعت روی مچش که در چاقی دستش فرو رفته بود نگاه می کرد و انتظار می کشيد.
سر ساعت دو که می شد آقا بهروز می آمد توی شرکت و با حجب و حيا سراغ پری را می گرفت.

همه انگار در اين شادی رابطه با آنها شريکند. منشی شرکت می گفت؛ «بفرمايين. بنشينين. پری الان مياد، اتاق آقای رئيسه.» و آقابهروز که قد بلندی داشت با پاهای کشيده و موهايی بين بور و خرمايي روی صندلی می نشست و به کسي نگاه نمی کرد. چشم می دوخت به زمين تا پری بيايد. وقتی پری از اتاق رئيس می آمد بيرون انگار که شوهرش منتظرش است با صميميتی وصف ناپذير می گفت؛ «خوبي الان ميام.» می رفت و کيفش را برمی داشت و با آقابهروز از در می زدند بيرون.

اين حال و هوای عاشقانه تا مدت ها ادامه داشت تا اينکه بالاخره حرف ازدواج و عروسی و قول و قرارهای بعدی به ميان می آمد. قرار شد در يک شب دل انگيز تابستانی عروسی در باغي بزرگ گرفته شود. همه بچه هاي شرکت دعوت شدند، حتی رئيس که مطمئن بوديم به دلايل مذهبی در اين گونه مراسم هرگز شرکت نمی کند. بعد از آن بود که حال و هوای عاشقانه پری 👇🏼👇🏼👇🏼مابقي در كامنت👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
Read more
دلم تنگ شده برايت...ميفهمى؟ صدايت راميخواهم... آن مهربانيت... خنده هايت... آرزوبه دل ماندم... براى ...
Media Removed
دلم تنگ شده برايت...ميفهمى؟ صدايت راميخواهم... آن مهربانيت... خنده هايت... آرزوبه دل ماندم... براى شنيدن زمزمه هايت درگوشم... دلم تورا ميخواهد تويى که فکرميکردم مال منى... نميدانم چرا دل نميکنم ازتو... چگونه بى من زنده اى؟ مگرمن نفسه تونبودم؟ آخر بى انصاف... دل خوش کرده بودم ... دلم تنگ شده برايت...ميفهمى؟
صدايت راميخواهم...
آن مهربانيت...
خنده هايت...
آرزوبه دل ماندم...
براى شنيدن زمزمه هايت درگوشم...
دلم تورا ميخواهد
تويى که فکرميکردم مال منى...
نميدانم چرا دل نميکنم ازتو...
چگونه بى من زنده اى؟
مگرمن نفسه تونبودم؟
آخر بى انصاف...
دل خوش کرده بودم به حرف هايت...
زندگى ميکردم به عشقت...
کاش نبودنت خواب باشد
Read more
. . از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای داشت؛ یک‌جور وقار و یک برقِ غریبی توی این چشم بود ...
Media Removed
. . از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای داشت؛ یک‌جور وقار و یک برقِ غریبی توی این چشم بود که آتش می‌زد و خاکستر می‌کرد و یک‌جور غرور هم بود که نگاه نمی‌کرد و این چشم هیچ‌وقت نمی‌چرخید آن‌طرفی که ما بودیم و هیچ‌وقت آشنایی نداد به ما و غریبه ماند. از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای ... .
.
از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای داشت؛ یک‌جور وقار و یک برقِ غریبی توی این چشم بود که آتش می‌زد و خاکستر می‌کرد و یک‌جور غرور هم بود که نگاه نمی‌کرد و این چشم هیچ‌وقت نمی‌چرخید آن‌طرفی که ما بودیم و هیچ‌وقت آشنایی نداد به ما و غریبه ماند. از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای داشت؛ یک‌جور طمأنینه‌ که به چشمِ ما می‌آمد و ما دزدکی، پنهانی، زیرِچشمی، از لابه‌لای کتاب‌های روزانه، می‌دیدیم.
یک‌ احتیاج بود؛ یک‌جور جیره‌ی روزانه؛ یک وظیفه‌ی خودخواسته که تا این چشم را نمی‌دیدیم، روز برنمی‌آمد و آفتاب نمی‌تابید و آبیِ آسمان به چشم نمی‌آمد و یک صبح که همین‌جور دست توی جیب کرده بودیم و راه می‌رفتیم یک برقِ غریبی از کنارِ دستِ ما جهید و به ما خورد و همچه که سر بلند کردیم یک ملاحتِ معرکه، یک‌جور وقار را دیدیم که کنارِ ما، پشتِ شیشه‌ی کتاب‌فروشی‌ست و دارد همان کتاب‌هایی را می‌بیند که ما می‌بینیم و چشمش روی همان کلمه‌هایی می‌افتد که ما می‌بینیم و تا بجُنبیم و تا نفس بکشیم و تا این نفسی را که توی سینه حبس شده بیرون بریزیم، دیدیم که یک آسمانِ صافِ و زلالِ بی‌ابر زُل زده است به چشم‌های حیرانِ ما و همچه نگاه می‌کند که انگار غریبه نیستیم. یک‌جور خنده، یک لبخندِ شیرین، یک شیرینیِ جاودانه توی این چشم بود که نمی‌شد ندیده‌اش گرفت و یک سفیدیِ معرکه‌ای داشت که روحِ آدم را تازه می‌کرد. و یک بوی خوشی داشت که شبیه هیچ عطری نبود، یک‌جور شیرینیِ دل‌پذیری داشت که آدم دوست داشت خیال کند مالِ بهترین شیرینی‌فروش‌های شهر است و هیچ کم ندارد از شیرینی‌های بی‌بی. • #این_روزها_که_میگذرد #روزها_در_راه #یک_گوشه_پاک_و_پرنور #در_باغ_زیتون_چه_کسی_اضافه_بود #چگونه_میشنویدم_من_از_این_دور_حرف_میزنم #ویوین_مایر
Read more
Loading...
@behrouzzz134 @behrouzzz134 اقاي #دكتر_روحاني از اينكه مردم و نمايندگان مجلس را با #استندآپ_کمدي ...
Media Removed
@behrouzzz134 @behrouzzz134 اقاي #دكتر_روحاني از اينكه مردم و نمايندگان مجلس را با #استندآپ_کمدي دیروزتان بعد از مدتها به خنده در اورديد متشكريم ! اينروزها خالي بندي ، آمار دروغ ، اميد واهي و دعوت به اتحاد مسئولين بي كفايت ، جزء لاينفك سخنراني هاي شما شده است ! از آقاي #رامبد_جوان هم بعنوان ... @behrouzzz134
@behrouzzz134
اقاي #دكتر_روحاني از اينكه مردم و نمايندگان مجلس را با #استندآپ_کمدي دیروزتان بعد از مدتها به خنده در اورديد متشكريم ! اينروزها خالي بندي ، آمار دروغ ، اميد واهي و دعوت به اتحاد مسئولين بي كفايت ، جزء لاينفك سخنراني هاي شما شده است ! از آقاي #رامبد_جوان هم بعنوان بنيانگذار اين متد اجراي كمدي در ايران تشكر ميكنم .
پ ن : شخص آقاي روحاني و يك عده از تيم تبليغاتي آقاي #تكرار_ميكنم ، اين روزها در فضاي مجازي و مطبوعاتي سعي در القاء اين نكته بودند كه در مجلس نگفته ها را خواهند گفت ( حتي رئيس جمهور در مصاحبه فرموديد : الان برام سخته رك حرف بزنم ولي در مجلس راحت حرفايم را خواهم گفت !) ولي امروز در لابلاي لفاظي ها و دروغ هايتان ! بر همگان معلوم شد گراني ارز و طلا و بي ارزش نمودن پول ملي ! سياست عمدي دولت است ! قاچاق كالا ! گرانفروشي ! رانت ! اختلاس هم اثر بي عرضگي و ناتواني دولت در كنترل زير مجموعه اش ميباشد ! ... بهرحال دمت گرم چنان فاتحه آبروي پشتيبانان قدرتمندي مانند مرحوم :
#هاشمي_رفسنجاني ،
#بيت_ايت_الله_خميني ،
#خاتمي ،
#اصلاح_طلبان ،
و ما مردم ساده دل راي دهنده را بردي كه حظ كرديم ! و با اين حجم ناتواني و سفسطه شعارهاي پوچ همه ما را خجالت زده و سرافكنده كردي ! نفر اول استنداپ كمدي شمائيد آقاي رئيس جمهور بقيه اداي شما رو در ميارند
Read more
: <span class="emoji emoji1f53b"></span> ———————————————— خسته ام بعد تو از این همه شب بیدارى دم به دم یاد تو و درد و غم و بیمارى برو هر ...
Media Removed
: ———————————————— خسته ام بعد تو از این همه شب بیدارى دم به دم یاد تو و درد و غم و بیمارى برو هر جا بنشین پشت سرم حرف بزن این چنین نیست ولی رسم امانت داری قهوه ی تلخ رقیبان که مرا خواهد کشت سهم من از تو شد این رسم بد قاجاری دل من خواست که یک بار دگر برگردی دیگر از جانب من نیست ولی اصراری همه گفتند ... :
🔻
————————————————
خسته ام بعد تو از این همه شب بیدارى
دم به دم یاد تو و درد و غم و بیمارى
برو هر جا بنشین پشت سرم حرف بزن
این چنین نیست ولی رسم امانت داری
قهوه ی تلخ رقیبان که مرا خواهد کشت
سهم من از تو شد این رسم بد قاجاری
دل من خواست که یک بار دگر برگردی
دیگر از جانب من نیست ولی اصراری
همه گفتند که تو خنده کنان می رفتی
خسته ام از تو و این ماضی استمراری
.
#محمد_شیخی
#تلقين
#شعر #غزل
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
با تو هستم اى تمام بود و هست ديگران
————————————————
🔺
Read more
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم فرزند عزیزمان؛ علی جان، اکنون که با خون شاهرگ تو، رایحه دفاع از حریم نوامیس ...
Media Removed
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم فرزند عزیزمان؛ علی جان، اکنون که با خون شاهرگ تو، رایحه دفاع از حریم نوامیس جامعه اسلامی‌مان، بار دیگر جان گرفته است و به کوری چشم معاندان داخلی و خارجی فرهنگ غنی اسلامی‌ و فریضه امر به معروف و نهی از منکر، تو به نمادی برای احیای این واجب از یاد رفته بدل شده‌ای، دیگر چه جای ... بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

فرزند عزیزمان؛ علی جان، اکنون که با خون شاهرگ تو، رایحه دفاع از حریم نوامیس جامعه اسلامی‌مان، بار دیگر جان گرفته است و به کوری چشم معاندان داخلی و خارجی فرهنگ غنی اسلامی‌ و فریضه امر به معروف و نهی از منکر، تو به نمادی برای احیای این واجب از یاد رفته بدل شده‌ای، دیگر چه جای تأثر و ناراحتی از فراق تو ای جوان خنده‌روی ما؛‌ دیگر چه جای غم و اندوه از ندیدن سیمای نورانی تویی که بذل خون خود را  با ایثار و گذشت از خطای نابخشودنی خاطی‌ای که جانت را هدف گرفته بود به سرحد کمال رساندی.

شاید بهار کوتاه عمر تو با زنده ماندن معجزه‌آسای تو پس از جراحتت، چندان افزوده نشد، اما ماندی که پیام‌رسان این اعتقاد راسخ قلبی‌ات باشی که اگر هر ملامت‌کننده ناآگاه یا مغرضی از تو می‌پرسید که چرا اینگونه جان برکف، برای رهایی خواهران دینی‌ات از چنگال افرادی غافل عمل نمودی، فریاد می‌زدی که « برای یک لبخند آقا و رهبرت، سیدعلی عزیز» که جانمان به فدایش باد چنین کردی.

بگذار تا رسانه‌‌های استکباری غرب و نهادهای ضداسلامی بین‌المللی حق ما را در قصاص خطاکاری که گل وجود تو را پرپر کرد و در اعمال آن نمایندگان یک خواست عمومی جامعه اسلامی ایران هستیم، در حالی که نه خود و نه خانواده‌اش هیچ‌گاه متنبه نشدند و بارها در اظهاراتی نسنجیده دل ما را شکسته‌اند، به رسمیت نشاسد؛ و صد البته خداوند متعال این حق را بر هر ولی مظلومی که به ناروا کشته شود ارزانی کرده و فرموده است که « فی‌القصاص حیاة یا اولی‌الابصار». فرزند شهیدمان؛ علی‌رغم همه قصورها، کوتاهی‌ها و گاه دلشکستگی‌هایی که طی این 4 سال در حق ما روا شد، ما نیز به تو اقتدا کرده و با استعانت از الطاف خفیه الهی و با توسل به قلب عالم امکان، حضرت بقیة‌الله‌الاعظم ارواحنا‌ له‌الفدا، به امید یک لبخند آقا و رهبرمان حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای،‌ بدون ذره‌ای چشم‌داشت مراتب گذشت قاطع و منجز خویش را از حق قصاص خود به اطلاع عموم مردم حزب‌الله ایران می‌رسانیم.

والسلام علی من اتبع الهدی

پرویز خلیلی_ اعظم مشتاق‌فرد، پدر و مادر شهید علی خلیلی .
.
منبع: خبرگذاری تسنیم... .
#اینقدر_حرف_توسینم_دارم_که_نمیدونم_ازکدومش_شروع_کنم_حرف_حرف_
خانواده_ی_علی_هستش_ماچیکاره_باشیم_قربون_کرمت_علی_جان
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> تو راه خونه زندايي ازم پرسيد: نظرت چيه؟؟ و من شونه هامو انداختم بالا و گفتم: نميدونم.. اومديم خونه ...
Media Removed
تو راه خونه زندايي ازم پرسيد: نظرت چيه؟؟ و من شونه هامو انداختم بالا و گفتم: نميدونم.. اومديم خونه و بعد از شام روي تخت دراز كشيدم و از لاي پنجره به ستاره هاي دل آسمون نگاه كردم.. به خواستگارهاي قبليم، به عكس العملهاي خودم؛ اين چرا شلوارش انقدر گشاده؟؟ اون چرا سيگار ميكشه؟؟ اين چرا تو عكس خانوادگي ... ➿➿
تو راه خونه زندايي ازم پرسيد: نظرت چيه؟؟ و من شونه هامو انداختم بالا و گفتم: نميدونم.. اومديم خونه و بعد از شام روي تخت دراز كشيدم و از لاي پنجره به ستاره هاي دل آسمون نگاه كردم.. به خواستگارهاي قبليم، به عكس العملهاي خودم؛ اين چرا شلوارش انقدر گشاده؟؟ اون چرا سيگار ميكشه؟؟ اين چرا تو عكس خانوادگي پيراهن قرمز تنشه؟؟ اون همونه كه تقريبا با خيلي از دخترها مراوده داشته؟؟ اين چرا همه ش من من ميكنه؟؟ اصلا مگه از من خسته شدين؟؟ ياد يكيشون افتادم كه عليرغم كم سنيم تابوشكني كردم وقتي هزار اومدن و اصرار، منم بعد از غر و اشك و تهديد مفصل پيش پدربزرگ كه محرم اون روزهاي من بود رفتم دم محل كارش و گفتم: ميتونم باهاتون حرف بزنم؟ من قصد ازدواج ندارم!! ادامه بحث هر بهانه اي اوردم از درس، بلد نبودن خونه داري، آماده نبودن جهيزيه و.. فقط گفت: چشم.. اصلا شما با همين مانتو روسري بيا!! اصلا من غذا درست ميكنم.. آخرسر گفتم: منو ببخشيد، شما خيلي خوبين و آرزوي هر دختر ولي نيمه گم شده من نيستين.. ساكت شد و بعد از اون لحظه ديگه نديدمش نه خودش رو نه خواهر و مادر سه پيچش رو.. هربار كه اسم ازدواج ميومد حس بدي پيدا ميكردم.. اينكه بال و پرم بسته شه.. مسئوليت.. جدا شدن از پدر و دنياي قشنگي كه داشتم.. دنيايي كه جور ديگه ايش برام وجود نداشت.. حالا چِه م شده بود.. چرا چشمهاش از تو ذهنم بيرون نميرفت.. تا حتي لقمه نون بربري گرفتنش سر عصرونه هم برام جالب بود.. انگاري يه آدم فضائي ديده باشم.. خنده هاش.. آرامش و شوخ طبعيش.. متكا رو روي سرم فشار دادم و با فرستادن يك فاتحه براي مادرم سعي كردم ذهنم رو منحرف كنم و بخوابم.. بعد از گذشت زمان و سر موعد مقرر با زندايي رفتيم پياده روي.. يه جايي ازش جدا شدم و نشستم روي نيمكت محوطه.. رفت و بعد از مدتي برگشت با لبهايي آويزون.. گفت: ميگه گفته: نه.. سنش كمه.. به من نميخوره.. با يه غرور دخترانه و لجبازطوري گفتم: بهتر.. من كه از اولش گفتم نه.. هر چند ته دلم حرف ديگه اي شنيده ميشد يه چيزهايي تو مايه هاي "به.. ما يه عمر به عالم و آدم گفتيم نه، بعد حالا.. لا اله الا الله" زندايي خنديد و گفت: شوخي كردم ديوانه.. گفته كه اگر ميشه يكبار ديگه همو ببينين و با هم حرف بزنين.. تنهايي.. نظرت چيه؟؟ همچنان عصباني بودم و با بيتفاوتي گفتم: حرف رو ميتونيم بزنيم، هر چند كه من قصد ازدواج ندارم.. زندايي خنديد و گفت: از دست تو آزاده، بيا بريم.. و با هم به ادامه پياده رويمون ادامه داديم هرچند كه فكر من ديگه با من نبود.. براي اولين بار توي زندگيم قافيه بازي رو باخته بودم.. #احمد_آزاده
Read more
. .... ما جدا مانده ايم از هم و اين بي گمان سرنوشت خوبي نيست بي تو دنيا بهشت هم كه شود بي شك اصلا بهشت ...
Media Removed
. .... ما جدا مانده ايم از هم و اين بي گمان سرنوشت خوبي نيست بي تو دنيا بهشت هم كه شود بي شك اصلا بهشت خوبي نيست ماه ارديبهشت من امسال گرچه بارانِ بسياري داشت، حس تلخي ولي به من مي گفت: اصلا ارديبهشت خوبي نيست اين كه ما فكر مي كنيم به هم نيمي از راه عشق طي شده است بازگشت از ميانه ي اين راه منطقاً ... .
....
ما جدا مانده ايم از هم و اين
بي گمان سرنوشت خوبي نيست

بي تو دنيا بهشت هم كه شود
بي شك اصلا بهشت خوبي نيست
ماه ارديبهشت من امسال
گرچه بارانِ بسياري داشت،

حس تلخي ولي به من مي گفت:
اصلا ارديبهشت خوبي نيست
اين كه ما فكر مي كنيم به هم
نيمي از راه عشق طي شده است

بازگشت از ميانه ي اين راه
منطقاً بازگشت خوبي نيست
مي شود نا اميد بود از عشق
از تو دلخور نمي شوم....اما

اين كه چيزي عوض نخواهد شد
حرف هاي درشت خوبي نيست
عشق حالا معطل من و تست
تو ولي دل سپرده اي به زمان،

عشق يك معجزه ست،باور كن
كه زمان لاك پشت خوبي نيست
رفته اي تا كه شعر خلق شود؟
زندگي شعر نيست، باور كن

اين كه"ليلي"شوي تو، من "مجنون"
ابدا سرنوشت خوبي نيست
پيش از اينها نه،بعد از اين هم نه
عشق اكنون معطل من و تست

زنگ اين خانه را بزن، هستم
ما شدن سرگذشت خوبي نيست؟
.

#مهرداد_نصرتی
.
#روزنگار:
سکوت با آدم ها برای من یک زنگ خطر است. طبق ِ عادت، اگر سکوتم با آن ها طولانی شود؛ روزهای متعدد و بعد بکشد به هفته های متعدد، ارتباطم را تمام می کنم. برای آنکه نرسد به آنجایی که سکوتمان عادت بشود و حرف های ناگفته مان را به آدم دیگری بگوییم.
آدم هایی که حرف نمی زنند ممکن است فکر های ترسناکی بکنند. این ها همه من را اذیت می کند. برای همین دوست دارم روزمره ترین اتفاق های زندگی ام را برایش تعریف کنم. از خاطره ها، دستاورد ها، ضعف ها و هرچیز ژانگولری که با عث شده خنده ام بگیرد برایش حرف بزنم یا بنویسم ولی سکوت نکنم. سکوت برایم مثل ِ آرامش ِ قبل از طوفان است.وقتی سکوتم با ادم ها طولانی شود همه چیز را تمام می کنم چون یعنی ما رسیده ایم به جایی که خسته شدیم...
همین.
.
پی روزنگار :

شنیدم تو فرانسوی
به جاي اينكه بگن من دلتنگ توام،
ميگن:"Te me manques" ؛
يعني تو از من گُم شدی...
قشنگتر از اين هم ميشه ؟؟ .
Read more
یه جایی باید بهت بَر بخوره ،  باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران ،  دخالت هایِ بی موردو ...
Media Removed
یه جایی باید بهت بَر بخوره ،  باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران ،  دخالت هایِ بی موردو اظهارِ نظرهایِ ناحق ،  رفتارایٍ توهین آمیز نامهربونِ آدمایِ اَطرافِت وایستی. همون وقتی که راننده تاکسی بقیه یِ پولِتو نمیده چون فکر میکنه اونجا غریبی ،  همون وقتی که از علایق و احساساتِت حرف ... یه جایی باید بهت بَر بخوره ، 
باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران ، 
دخالت هایِ بی موردو اظهارِ نظرهایِ ناحق ، 
رفتارایٍ توهین آمیز نامهربونِ آدمایِ اَطرافِت وایستی.
همون وقتی که راننده تاکسی بقیه یِ پولِتو نمیده چون فکر میکنه اونجا غریبی ، 
همون وقتی که از علایق و احساساتِت حرف میزنی و یه سِریا به حرفایِ جِدیت میخندن ، 
همون وقتی که میدونی فلانی داره دروغ میگه درحالی که حقیقت چیز دیگه اییه! 
یِجایی باید دَست بَرداری از باجنبگیِ بیش از حدِت ، 
از اینکه هرکی هرچی خواست بگه ، 
دلِش از هرجا پٌر بود سرِ تو خالی کنه 
و این وسط تو مثلِ همیشه دلِ شکستَتٌ پشتِ نقابِ خنده پنهون کنی و روحِت بشه کیسه بوکسِ خَشم و انتقادها و رفتارهایِ اذیت کننده ی دیگران ، که هرچی تو سکوت میکنی اونا با قدرتِ بیشتری مٌشت و لَگد حوالَت میکنن...
نمیگم مهربون نباش و نَبَخش و نَگذر ، نه...
مهربون باش ، اما نَذار مهربونیت بعضیا رو اونقدر بد عادت کنه که فکر کنن با همه میتونن هرجور دوست دارن رفتار کنن ، به خودت حق بِده گاهی ناراحت بشی و ناراحتیت رو نشون بده ...
یجایی دست از کیسه بوکس بودن بردار ، هم بخاطر خودت ، هم بخاطر دیگران ..!
#نازنین_عابدینی_پور

تفریح از جنس خواهرانه
#طراحی #سیاهبرگ #قهوه فرانسوی
#حرف حساب
Read more
Loading...
Part.akhar _به نظرت اين مراسمو کى ميبره؟ _معلومه ديگه منو تامى ملکه و پا..د..شاه. _هى دختر...دارى...به...واى ...
Media Removed
Part.akhar _به نظرت اين مراسمو کى ميبره؟ _معلومه ديگه منو تامى ملکه و پا..د..شاه. _هى دختر...دارى...به...واى اينا کين ديگه. _اووووه بيزل و دوس دختر مدلش ديگه.. اميدى به برنده شدن ندارم...اهههه ... صندلى رو برام کشيد تا بشينم عرق کرده بودم و استرس داشتم. _جاستين اين همه تشريفات لازم ... Part.akhar
_به نظرت اين مراسمو کى ميبره؟
_معلومه ديگه منو تامى ملکه و پا..د..شاه.
_هى دختر...دارى...به...واى اينا کين ديگه.
_اووووه بيزل و دوس دختر مدلش ديگه.. اميدى به برنده شدن ندارم...اهههه ...
صندلى رو برام کشيد تا بشينم عرق کرده بودم و استرس داشتم.
_جاستين اين همه تشريفات لازم بود؟
_اره...براى برنده شدن اره عزيزم..ما رقيب هاى زيادى داريم.
_پس برنده ميشم اره..؟
_صد در صد...
پسر طلايى..بيزل..پادشاه..تمامى چشم ها بهشه. ولى اون با منه.
واااااااى کارا. با اون لباس تنگ دويدم سمتش و بغلش کردم.
جس: کارااااا واى خدا دلم برات تنگ شده بود..
کارا: باربى؟ خوبى؟ دختر...واى واى بزار ببينمت.
بعد منو از خودش جدا کرد.
_هنوزم خوشگلى.
_اوووه مرسى بيا بريم بشينيم.
کارا: هى..جاسو ديدم چقد خوشگل شده بود.
بهش لبخند زدم. بعد دور تا دور سالن دنبال آشنا گشتم تنها کسى ک پيدا کردم سلنا بود مممم بد نشده بود چرا چاق شده انقد ؟؟
⏩فلش بک⏩
دو ماه از دوستيمون ميگذره حالا سرم حسابى گرم کار شده از اين مدشو ب اون مدشو جاستين که همش درگير آلبومشه البته من چينم و اون کاليفرنيا..حق داره بى توجه باشه ارى هم که مشفول کنسرتاشه منم که همش غر ميزنم مث الان اهههه غررررر 😣
⏪زمان حال⏪
سالن پر از همهمه ى ادماى معروف و چيک چيک فلش دوربينا و خبر نگارا بود.. يه دفعه جيغ جمعيت بلند شد همه به سمت در ورودى خيره شدن.
_ليديز اند جنتلمننن واااااانننن....دايرکشننننننن.
من حسابى ذوق کردم جيغ کشيدم و دويدم سمتشون کارا هم اومد دنبالم.
کارا : لياااااااام.
همه پسرا به ما خيره شدن جز ليام کره اين بشر.
جسيکا: هرى..لويى..زين..نايلللل. واى خدا چقد از ديدنتون خوشحالم.
بلخره ( خخخ) مراسم شروع شد حتى اوباما هم بوود وقتى اوباما رو صدا کردن تا ملکه و پادشاه سال رو معرفى کنه دل تو دل من نبود جاستين که کااملا ريلکس بود ولى من نه
اوباما: حرف زدن کافيه ميرسيم به معرفى ملکه و پادشاه...کسى نيستن جززززز.....خب بزارين که يکم اذيت کنم ملکه يک مدله.
با اين حرفش جاستين بهم چشمک زد.
_جاااااااستين بيبررررررر و جسيکا پالووووووين.
همه جيغ ميکشيدن و دست ميزدن خبرنگارا دويدن سمت ما و تند تند عکس ميگزرفتن.
_جاستينننننن...تبريک ميگم..دو دقيقه بيشتر وقت ندارى.
همه سالن دست ميزدن و تقريبا يک دقيقه وقتش رفت.
جاس: خيله خب خيله خب خفه شين وقت ندارم.. همههه سالن ترکيد از خنده و بعد سکوت.
بعد از کلى حرف زدنش گفت
_ما هيچوقت از هم جدا نميشيم. دوست دارم جسى. دوست دارم...
Read more
.... من از فوتبال خیلی چیزی نمی فهمم، خیلی که نه، اصلا چیزی نمی فهمم، اصلا،اونقدر که حتی از رونالدو فقط یه اسم شنیده بودم و اینکه قهرمانِ جهانه و از اونجایی که واسه من همیشه مارادونا قهرمان جهان بوده،شاید باورتون نشه اما، همش قاطی می کردم این دوتا رو با هم و هی فکر می کردم مگه مارادونا هنوز بازی می کنه!!!! ... ....
من از فوتبال خیلی چیزی نمی فهمم، خیلی که نه، اصلا چیزی نمی فهمم، اصلا،اونقدر که حتی از رونالدو فقط یه اسم شنیده بودم و اینکه قهرمانِ جهانه و از اونجایی که واسه من همیشه مارادونا قهرمان جهان بوده،شاید باورتون نشه اما، همش قاطی می کردم این دوتا رو با هم و هی فکر می کردم مگه مارادونا هنوز بازی می کنه!!!! من از فوتبال هیچی نمی فهمم و فوتبال دیدن من همیشه خلاصه شده به بازیهای تیم ملی توو جام جهانی، اونم واسه اینکه تیم ملی یعنی ایران و ایران واسه من یعنی همه چی .
من از فوتبال هیچی نمی فهمم ،اما می فهمم که رونالدو با لقب بهترین فوتبالیست جهان نتونست به ایران گل بزنه، حتی با شرایط پنالتی، می فهمم پنالتی ای که بیرانوند گرفت ثبت میشه برای همیشه و تاریخ فراموشش نمی کنه.
می فهمم پرتغال با ادعای قهرمانی فقط تونست یه گل به ایران بزنه و این اتفاق هیچ وقت از یاد کسی نمی ره.
می فهمم که اگه ایران با پرتغال مساوی کرد اما از رونالدو به لطف غیرت و تلاش بیرانوند برد و این چیز کمی نیست.
من از فوتبال هیچی نمی فهمم ، اما می فهمم معنی مشتی که طارمی بعد از تموم شدن بازی وسط زمین کوبید،چیه.
می فهمم معنی اشک پورعلی گنجی رو شونه های په په چیه.
می فهمم معنی لرزش کتف های رضاییان از گریه چیه.
می فهمم چرا بیرانوند بعد از بازی سرش رو زمین بود و چرا جهانبخش زانوی غم بغل کرده بود و چرا سردار آزمون بغض ش هق هق شد.
می فهمم تیم ملی مون توو اون لحظه ها روسیه نبودن، دلشون داشت توو کوچه پس کوچه های ایران پرسه می زد تا صدای جیغ و شادی بشنوه از هیجانِ برد. می فهمم همشون جنگیدن چون خبر داشتن که فقط اونان که می تونن باعث بشن توو این شرایط سیاه مملکت یه چند ساعتی همه غم هاشون رو فراموش کنن، که کردن، که همین خوبه، همین که جهان داشت از ایران و فوتبالش حرف می زد، از بیرانوند که نذاشت پنالتی بهترین فوتبالیست جهان گل بشه، از حمله هایی که تیم مدعی قهرمانی رو ترسونده بود، از دفاعی که ساده نبود و ...
من از فوتبال هیچی نمی فهمم،اما می فهمم ایرانی بودن یعنی چی،می فهمم "تو اهل کجایی؟ من ایرانی ام" میلیون ها حرف پشتشه .
و در نهایت اینکه ، ایران... فدای اشک و خنده ی تو، دل پر و تپنده ی تو، فدای حسرت و امیدت،رهایی رمنده ی تو، ایران... اگر دل تو را شکستند،تو را به بند کینه بستند، چه عاشقانه بی نشانی، چه عاشقانه... چه عاشقانه... چه عاشقانه...
#سین_شین #ایران #فوتبال #جام_جهانی
Read more
. #وداع . بشنو از نی چون حکایت میکند وز جدائی ها شکایت میکند عاشقی در نوبت دیدار یار قامت خود را ...
Media Removed
. #وداع . بشنو از نی چون حکایت میکند وز جدائی ها شکایت میکند عاشقی در نوبت دیدار یار قامت خود را قیامت میکند در بهار روزهای عاشقی مردی از جنس خدا از خاک رفت چابک و وارسته و زاهد صفت سوی حق بالی زد و بی باک رفت ای عموی مهربانم؛ ای عزیز ای که مجنون سمت او رفتی ولی تا به لیلایت رسیدی عرضه کن صد ... .
#وداع
.
بشنو از نی چون حکایت میکند
وز جدائی ها شکایت میکند
عاشقی در نوبت دیدار یار
قامت خود را قیامت میکند

در بهار روزهای عاشقی
مردی از جنس خدا از خاک رفت
چابک و وارسته و زاهد صفت
سوی حق بالی زد و بی باک رفت

ای عموی مهربانم؛ ای عزیز
ای که مجنون سمت او رفتی ولی
تا به لیلایت رسیدی عرضه کن
صد سلام آتشینم بر علی
.
شعر از؛ مهدی امینی طامه
.
پ.ن؛ قسمتی کوتاه از یک شعر بلند در وصف آیت الله #حائری_شیرازی
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته!
خداحافظ ای پدربزرگ مهربان، ای کسی که کودکی هایم از تو استاد شد و راه و رسمی برای پیری من ساختی... نمیدانم چگونه با فراغت کنار بیایم و چگونه به خودم ثابت کنم دیگر سایه ای ندارم که زیر آن جوانی بگذرانم ولی زمان بی رحم تر از این حرف هاست که حرف مرا بفهمد!!
.
ای زمان بگذر و آسوده ازینجا بگذر
که گذشتن ز تو و ظلم تو انگار نشد
کاش میشد که کمی رو به عقب باز روی
آخرین خنده اش اما به دل اقرار نشد
.
پ.ن۲؛ عکس مربوط به تابستان نود و شش، روستای تفرش
.
#آیت_الله_حائری_شیرازی
#تفرش #عالم #فقیه #سالک_الی_الله
#تسلیت
Read more
عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند هردو از احساس نفرت پر شدند.... دل به چشمان کسی,وابسته بود عقل از این ...
Media Removed
عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند هردو از احساس نفرت پر شدند.... دل به چشمان کسی,وابسته بود عقل از این بچه بازی خسته بود.... حرف حق با عقل بود اما چه سود پیش دل حقانیت مطرح نبود.... دل به فکر چشم مشکی فام بود عقل آگاه از خیال خام بود.... عقل با او منطقی رفتار کرد هرچه دل اصرار,عقل انکار کرد.... کشمکش ... عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند
هردو از احساس نفرت پر شدند....
دل به چشمان کسی,وابسته بود
عقل از این بچه بازی خسته بود....
حرف حق با عقل بود اما چه سود
پیش دل حقانیت مطرح نبود....
دل به فکر چشم مشکی فام بود
عقل آگاه از خیال خام بود....
عقل با او منطقی رفتار کرد
هرچه دل اصرار,عقل انکار کرد....
کشمکش ها بینشان شد بیشتر
اختلافی بیشتر از پیشتر....
عاقبت عقل از سر عاشق پرید
بعد از آن چشمان مشکی را ندید....
تا به خود امد بیابانگرد بود
خنده بر لب از غم این درد بود.....!
Read more
عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند هردو از احساس نفرت پر شدند.... دل به چشمان کسی,وابسته بود عقل از این ...
Media Removed
عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند هردو از احساس نفرت پر شدند.... دل به چشمان کسی,وابسته بود عقل از این بچه بازی خسته بود.... حرف حق با عقل بود اما چه سود پیش دل حقانیت مطرح نبود.... دل به فکر چشم مشکی فام بود عقل آگاه از خیال خام بود.... عقل با او منطقی رفتار کرد هرچه دل اصرار,عقل انکار کرد.... کشمکش ... عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند
هردو از احساس نفرت پر شدند....
دل به چشمان کسی,وابسته بود
عقل از این بچه بازی خسته بود....
حرف حق با عقل بود اما چه سود
پیش دل حقانیت مطرح نبود....
دل به فکر چشم مشکی فام بود
عقل آگاه از خیال خام بود....
عقل با او منطقی رفتار کرد
هرچه دل اصرار,عقل انکار کرد....
کشمکش ها بینشان شد بیشتر
اختلافی بیشتر از پیشتر....
عاقبت عقل از سر عاشق پرید
بعد از آن چشمان مشکی را ندید....
تا به خود امد بیابانگرد بود
خنده بر لب از غم این درد بود.....!
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> روستای شاهراج با بافتی قدیمی در منطقه اشکورات رحیم آباد . یجایی از زندگی هست که فقط یه رفیق میتونه ...
Media Removed
روستای شاهراج با بافتی قدیمی در منطقه اشکورات رحیم آباد . یجایی از زندگی هست که فقط یه رفیق میتونه کنارِ آدم بمونه ، همونجایی که بداخلاقی و پرخاشگری همرو ازت دور میکنه و بی حوصلگی مهمونِ ذهنِ پر آشوبت میشه ، همونجایی که خودتم از خودت خسته میشی و با ترس بهش میگی اگه توأم از پیشم بری من دیگه تمومم با ... 💜
روستای شاهراج با بافتی قدیمی در منطقه اشکورات رحیم آباد
.
یجایی از زندگی هست که فقط یه رفیق میتونه کنارِ آدم بمونه ، همونجایی که بداخلاقی و پرخاشگری همرو ازت دور میکنه و بی حوصلگی مهمونِ ذهنِ پر آشوبت میشه ، همونجایی که خودتم از خودت خسته میشی و با ترس بهش میگی اگه توأم از پیشم بری من دیگه تمومم با خنده بغلت میکنه و بهت اطمینان میده که هست ، همونجایی که با بی میلی داری به حرفِ کسایی که ازشون دلِ خوشی نداری گوش میدی دستتو میکشه و به یه بهونه ای میبرتت که ازشون دور باشی و وقتی بهش میگی مرسی که نجاتم دادی لبخند میزنه و میگه خنگِ خودمی تو...
آره فقط یه رفیقِ که میتونه بفهمه چند وقته حالِت عوض شده و ازت بپرسه چرا و با اینکه پراکنده و پاره پوره براش توضیح میدی بگه همچین حسی رو تجربه کرده و دلتو اونقدرررر گرم کنه که حس کنی خورشیدو کنار خودت داری...
فقط یه رفیقِ که میگه چون درکت میکنم هرچقد دوس داری غٌر بزن ، کله پوک باش ، گریه کن و نترس من کنارت هستم ...
یه رفیقِ که با دیدن مِنوی گرونِ فلان رستوران میتونی بهش چشم غٌره بری و بگی پول ندارم و دوتایی کلی بخندید ...
یا اون روزایی که حالت خوش نیست و نمیتونی جوابِ کسی رو بدی فقط یه رفیق میتونه پٌشتت وایسته و جلوی دیگران ازت دفاع کنه...
این رفیق مثِ کف دست میشناستت ، میدونه شبا تا کِی بیداری ، روزا تا کِی خواب..
میذاره تیکه ی بزرگ ساندویچ مالِ تو باشه، برات گلِ سر میخره ، خواهر صدات میکنه ، میدونه از غذاها مثلا قیمه رو بیشتر از همه چی دوس داری ، به فلان خواستگارت چرا جواب منفی دادی و تارِ مویِ سفیدِ جلویِ موهات نشونه ی کدوم غمته..
من میگم این حق تموم آدماس که یه رفیقِ خوب داشته باشن ،
یکی که بتونن کنارش خودشون باشن ،
اونایی که ندارن باید حقشونو از دنیا بگیرن...
تو حق منی رفیق ، میدونی؟! حقِ منی
.
#MustSeeIran #گل #eshkevar #شمال #kelachay #ra6t #de_chereh #eshkevarat #اشکور
#rasht_official #ir_shomal #shomal_photo #aksiine #akas_khoone
#RashtGasht #gilDoost #beautiful_iran #طبیعت #shomal_photo
#رودسر #gilantoor #iyalat_gilan #tourismgilan #gile_zan
Read more
.... پرسپولیس بعضی آدم ها هستند که هیچوقت آنها را ملاقات نکردید اما انگاری سالهاست آنها را می شناسید.آدم ...
Media Removed
.... پرسپولیس بعضی آدم ها هستند که هیچوقت آنها را ملاقات نکردید اما انگاری سالهاست آنها را می شناسید.آدم هایی که از جنس شما هستند و ضربان قلب تان با دیدنشان به مانند گنجشک میزند،توی دلتان خالی می شود و با آغوش کشیدن آنها احساس امنیت و آرامش می کنید.انگاری این آدم ها از اعضای خانواده شما هستند و در ... .... پرسپولیس

بعضی آدم ها هستند که هیچوقت آنها را ملاقات نکردید اما انگاری سالهاست آنها را می شناسید.آدم هایی که از جنس شما هستند و ضربان قلب تان با دیدنشان به مانند گنجشک میزند،توی دلتان خالی می شود و با آغوش کشیدن آنها احساس امنیت و آرامش می کنید.انگاری این آدم ها از اعضای خانواده شما هستند و در کودکی به خارج از کشور هجرت کرده و حال به ایران سفر کردند تا شما را برای اولین بار ملاقات کنند.کاپیتان وفادار و متعصب #ارتش_سرخ از همان غریبه های آشناست، از همان هایی که برای دیدنش لحظه شماری میکنی، حال برای خودش سن و سالی پیدا کرده و دیگر یاغی نیست،با آن موهای جو گندمی چنان گرم با شما برخورد میکند که انگاری از اعضای خانواده اش هستید،خوب او واقعا از اعضای خانواده #هواداران_پرسپولیس است.مگر از آقا مجتبی پرسپولیسی تر وجود دارد وقتی #علی_پروین می گوید او از من هم پرسپولیسی تر است؟؟مگر کسی در جهان هستی وجود دارد که به پرسپولیسی بودن کاپیتان یاغی ارتش سرخ شک داشته باشد؟؟دیروز و در #جشن_کانون_هواداران_پرسپولیس متوجه شدم آقا #مجتبی_محرمی ثروتی به وسعت دریا دارد،چه ثروتی از آن بالاتر که چنین دوستت داشته باشند و تو را از اعضای خانواده خودشان بدانند؟؟ با تو درد و دل کنند، از نگرانی و دغدغه هایی که برای #پرسپولیس دارند صحبت کنند و تو با همان لبخند همیشگی آنها را آرام کنی، اینکه هواداران با تو از بی تعصبی نسل جدید بازیکن ها صحبت کنند و تو در دفاع از آنها و بخاطر حرمت پیراهن قرمزی که روزگاری بر تن کردند بی معرفتی آنها را توجیح کرده و از مشکلات زندگی در این روزگار صحبت کنی، آخه تو #مجتبی_محرمی هستی و همیشه پشت بازیکن ها در آمده و یک تنه به لشکر حریف میزدی، اگر کسی به ارتش سرخ بی احترامی میکرد بدون ملاحظه در همان میدان مسابقه چنان صورتش را سرخ میکردی که تا دنیا دنیاست آن سرخی به یادگار بماند. وقتی از تلخ ترین خاطره ات حرف میزنی باورمان نمی‌شد که از دست دادن پنالتی مقابل نماینده کره جنوبی در جام باشگاه های آسیا تلخ ترین خاطره ات است چرا که بعد از خراب کردن آن پنالتی میخندی، در جواب میگوید تو اون لحظه اگر به عنوان کاپیتان تیم نمی‌خندیدم بازیکن ها دیگر روحیه ای برای ادامه دادن و مبارزه کردن نداشتند. اینکه در دلت آشوب باشد و بر لبانت خنده آن هم در اوج حساسیت و اضطرابی که داری نشان دهنده یک قلب عاشق و یک روح بزرگ است. آقا مجتبی سرت سلامت، سایه ات بالای سر ارتش سرخ، روزگارت شیرین، تو همیشه کاپیتان و بزرگ مایی

#فوتبال_با_فواد #نشر_مطلب_با_ذکر_منبع
Read more
#شبهای_متل_قو ️ . یجایی از زندگی هست که فقط یه رفیق میتونه کنارِ آدم بمونه ، همونجایی که بداخلاقی و پرخاشگری همرو ازت دور میکنه و بی حوصلگی مهمونِ ذهنِ پر آشوبت میشه ، همونجایی که خودتم از خودت خسته میشی و با ترس بهش میگی اگه توأم از پیشم بری من دیگه تمومم با خنده بغلت میکنه و بهت اطمینان میده که هست ... #شبهای_متل_قو ❤️ .
یجایی از زندگی هست که فقط یه رفیق میتونه کنارِ آدم بمونه ، همونجایی که بداخلاقی و پرخاشگری همرو ازت دور میکنه و بی حوصلگی مهمونِ ذهنِ پر آشوبت میشه ، همونجایی که خودتم از خودت خسته میشی و با ترس بهش میگی اگه توأم از پیشم بری من دیگه تمومم با خنده بغلت میکنه و بهت اطمینان میده که هست ، همونجایی که با بی میلی داری به حرفِ کسایی که ازشون دلِ خوشی نداری گوش میدی دستتو میکشه و به یه بهونه ای میبرتت که ازشون دور باشی و وقتی بهش میگی مرسی که نجاتم دادی لبخند میزنه و میگه خنگِ خودمی تو...
آره فقط یه رفیقِ که میتونه بفهمه چند وقته حالِت عوض شده و ازت بپرسه چرا و با اینکه پراکنده و پاره پوره براش توضیح میدی بگه همچین حسی رو تجربه کرده و دلتو اونقدرررر گرم کنه که حس کنی خورشیدو کنار خودت داری...
فقط یه رفیقِ که میگه چون درکت میکنم هرچقد دوس داری غٌر بزن ، کله پوک باش ، گریه کن و نترس من کنارت هستم ...
یه رفیقِ که با دیدن مِنوی گرونِ فلان رستوران میتونی بهش چشم غٌره بری و بگی پول ندارم و دوتایی کلی بخندید ...
یا اون روزایی که حالت خوش نیست و نمیتونی جوابِ کسی رو بدی فقط یه رفیق میتونه پٌشتت وایسته و جلوی دیگران ازت دفاع کنه...
این رفیق مثِ کف دست میشناستت ، میدونه شبا تا کِی بیداری ، روزا تا کِی خواب..
میدونه رژِ لبایِ روشن دوس نداری و فلان کِرِم به پوستت نمیسازه ، تو جمع باهات رمزی حرف میزنه و یهو دوتایی میزنید زیر خنده...
میذاره تیکه ی بزرگ ساندویچ مالِ تو باشه، برات گلِ سر میخره ، خواهر صدات میکنه ، میدونه از غذاها مثلا قیمه رو بیشتر از همه چی دوس داری ، به فلان خواستگارت چرا جواب منفی دادی و تارِ مویِ سفیدِ جلویِ موهات نشونه ی کدوم غمته..
من میگم این حق تموم آدماس که یه رفیقِ خوب داشته باشن ،
یکی که بتونن کنارش خودشون باشن ،
اونایی که ندارن باید حقشونو از دنیا بگیرن...
تو حق منی رفیق ، میدونی؟! حقِ منی!

#نازنین_عابدین_پور .
.
.
🌊🌺🏙️❤️ شبتوووووووون شــــــــــیک ❤️🏙️🌺🌊
.
۹٧/٠۵/٢٧
_________________________________________
📍Location : Iran , Mazandaran , Motelghoo, . .
📸Video by : @sajjadsaffari
_________________________________________ .
Music by @ilyasyalcintas
. . . #شب_بخیر #شمال #مازندران #ایران #متل_قو #دریا #ساقیکلایه
#north #iran #mazandaran #shahsavar #motelghoo #mobilegraphy #instagram #traveling #shomal #natgeo #gopro #sajjadsaffari #ilyasyalcintas
#mustseemazandaran #tourism_iran #beautif_iran #hamgardi #shomaltravel
Read more
آدمها همديگر را پيدا مى كنند... از فاصله هاى خيلى دور ... از تهِ نسبت هاى نداشته انگار جايي نوشته ...
Media Removed
آدمها همديگر را پيدا مى كنند... از فاصله هاى خيلى دور ... از تهِ نسبت هاى نداشته انگار جايي نوشته بود كه اينها بايد كنار هم باشند !! مى شوند همدم ، مى شوند دوست ، مى شوند رفيق ، اصلأ مى شوند جانِ شيرين ..!! درست مى نشينند روى طاقچه ى دلِ هم ... حرف هايشان يك جورِ خوبى دلنشين است ، دل براى خنده هايشان ... آدمها همديگر را پيدا مى كنند... از فاصله هاى خيلى دور ...
از تهِ نسبت هاى نداشته
انگار جايي نوشته بود كه اينها
بايد كنار هم باشند !!
مى شوند همدم ، مى شوند دوست ،
مى شوند رفيق ، اصلأ مى شوند جانِ شيرين ..!!
درست مى نشينند روى طاقچه ى دلِ هم ...
حرف هايشان يك جورِ خوبى دلنشين است ،
دل براى خنده هايشان ضعف مى رود ؛
اصلأ بودنشان شيرين است !!!
وقتى هم كه نيستند ،
هى همديگر را مرور مى كنند و مُدام
گوش به زنگِ آمدن هم هستند ...!!!
خدا اين آدم ها را نگيرد از هم
خیلی دوست دارم رفیق بامرام از
هر جنسی که هستی مونث یا مذکر
Read more
<span class="emoji emoji2614"></span><span class="emoji emoji1f4a7"></span><span class="emoji emoji1f468"></span>‍<span class="emoji emoji2764"></span>️‍<span class="emoji emoji1f468"></span><span class="emoji emoji1f30f"></span>🏞️🇮🇷🌧️<span class="emoji emoji1f308"></span><span class="emoji emoji1f469"></span><span class="emoji emoji1f30a"></span><span class="emoji emoji1f4a7"></span><span class="emoji emoji2614"></span><span class="emoji emoji1f468"></span>‍<span class="emoji emoji2764"></span>️‍<span class="emoji emoji1f48b"></span>‍<span class="emoji emoji1f468"></span> . زن ها می توانند در اوجِ دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذای ...
Media Removed
️‍🏞️🇮🇷🌧️️‍ . زن ها می توانند در اوجِ دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذای دلخواهت را تدارک ببینند ، کودکانه با بچه ها بازی کنند زن ها می توانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند، ببخشند و بخندند... تو از طرزِ آرایشِ موهایش یا رنگِ لب هایش ، لباسش یا حتی حرف هایش هرگز نمیتوانی ... ☔💧👨‍❤️‍👨🌏🏞️🇮🇷🌧️🌈👩🌊💧☔👨‍❤️‍💋‍👨
.
زن ها می توانند در اوجِ دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذای دلخواهت را تدارک ببینند ،
کودکانه با بچه ها بازی کنند
زن ها می توانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند،
ببخشند و بخندند...
تو از طرزِ آرایشِ موهایش یا رنگِ لب هایش ، لباسش یا حتی حرف هایش هرگز نمیتوانی حدس بزنی زنی که روبرویت ایستاده دلتنگ یا دلشکسته است...!
" زن بودن کارِ ساده ای نیست" . . .
وقتی روح زنی را با گفتن یک "دوستت دارم" ساده درگیر کردی، فکر نکن همه چیز تمام شده. این تازه شروع ماجرای توست. حالا باید طاقت خیلی چیزها را داشته باشی.
زن مستقلی که تا دیروز با لبخند مغرورانه اش دلت را می لرزاند، شاید از فردا آن قدرها هم مغرور و متکی به خود نباشد. زن دور از دسترسی که روزی در فکر جور کردن بهانه ای برای تماس با او بودی، شاید از فردا قبل از تو تلفن را بردارد برای فریاد دلتنگی ها.
شاید دیگر همیشه موقع دیدار نخندد، شاید دیگر از کنار دیر آمدن هات ساده نگذرد.
باید طاقت دلگیری ها، طاقت دلتنگی ها، طاقت نخندیدن ها و بغض کردن ها،
حتی طاقت حسادت های عاشقانه اش را داشته باشی.
باید از این که دل او با دیدن لبخند زنی به رویت می لرزد و بعد تا ساعت ها به تو سخت می گیرد خوشحال باشی.
باید بفهمی که همه این ها برای او معنای "دوست داشتن" می دهد.
او روی تو و امنیت شانه هایت حساب کرده؛ وگرنه همچنان همان زن مغرور خنده رویی بود که تماس های از دست رفته ای که از تو روی تلفنش افتاده، برایش اهمیت نداشت.

اگر عاشق دست نیافتنی بودن یک زن شده ای، باید بدانی عشقت پس از گفتن آن جمله ی دو کلمه ای خواهد مرد. زنان دست نیافتنی، زندگی شان را پای آن یک مردی که کلید قلبشان را پیدا کرده می گذارند، و آن وقت دیگر از دست نیافتنی بودنشان فاصله می گیرند. مبادا به چنین زنی بگویی دوستت دارم و بعد، از بودن و داشتنش دل زده شوی.

پیش از گفتن دوستت دارم، به همه ی این ها فکر کن، و اگر طاقت بودن کنار لیلی های دیوانه را نداری، در اولین فرعی از این جاده خارج شو. . . . . . .
Location :Iran🇮🇷, Gilan, Masal .
Photo by @mehranaaaz
ثبت: ۸ تیرِ ۱۳۹۷
. .
#گیلان #ماسال #سوئه_چاله
#زندگی_زیباست #اینستاگرام
#instagram #guilan #gilan #masal #north #iran #caspian #everydayiran #natgeo #sajjadsaffari
Read more
#تگ_کن_اونیکه_دلتنگشی . تو یه ساعتایی دیگه نمیتونی همون آدم قوی باشی که تو طول روز تصمیمای بزرگی گرفته و قولای زیادی به خودش داده که دیگه نه... دیگه همه چیو بجا اینکه تو خودت بریزی و با نفس عمیق قورت بدی فکرات و حرفاتو، همه حرفای نگفته ت میشه اشکی که رو گونه هاتن.. هی مدام میگی چرا؟ چرا من؟ چرا بین ... #تگ_کن_اونیکه_دلتنگشی😊
.

تو یه ساعتایی دیگه نمیتونی همون آدم قوی باشی که تو طول روز تصمیمای بزرگی گرفته و قولای زیادی به خودش داده که دیگه نه... دیگه همه چیو بجا اینکه تو خودت بریزی و با نفس عمیق قورت بدی فکرات و حرفاتو، همه حرفای نگفته ت میشه اشکی که رو گونه هاتن.. هی مدام میگی چرا؟ چرا من؟ چرا بین اینهمه آدم...؟ تو اون ساعتا گلایه میکنی؛ از خودت، از همه اونایی که داریشون، همه اونایی که نداریشون، و اونایی که داریشون ولی نداریشون؛ منظورم اوناییه که راس دو متر اونور تر ازت هستن، حرف میزنه، میخنده، نفس میکشه، نگاهت میکنه و.. تو هم لبخند میزنی بهش و نگاهش میکنی گاهی وقتا و همون لحظه با خودت کلی تو دلت حرف میزنی، به خنده هاش از ته دل "ای جان!" میگی... حواست بهش هست ولی حواسش بهت نیست...
تو این ساعتا بی قراری و کلنجار ، مدام رو اعصابته و ول کنت نیست و از فکرات و حرفایی که جلو آینه زده میشه ولی فقط زده میشه و هیچ وقت موقعیت نیست که جلوش بگی عصبی ت میکنه ..
تو اون ساعتا ، به جایی که نرسیدی، خودتو با پتوت بغل میکنی، و میوفتی رو بالشت و به یه جا خیره میشی، مغزت درست تو همون لحظه ها انگار داره میشکافه .. مدام میگی الان اون کجاس، اونم مث من بی قراره؟... اون لحظه واقعا فقط به این فکر میکنی که کاش فقط الان یه سلام واسم تایپ میکرد تا حَوِّل حالَنام میشد و امشبَرو حداقل آروم میخوابیدم٫ بدون بالش خیس... :) به هر حال شبت صبح میشه و تو فرداش همون آدم خندون و پر انرژی هستی و هیچ چیزت عوض نشده به جز اینکه هزار تکهٔ قلبت و ذهنت ، هزار و یک تکه شده ... .
. 🔗 #میکائیل💞
.
. 🆔@mikilove351 🆕
.
.
.

#اونیکه_دلتنگشی_تگش_کن 😊😊🙈😞❤
Read more
سلام صبحتون بخير ديروز كه خونه مادر باقالى پاك ميكردم مادرم كلى اصرار كرد كه بهش باقالى بدم تا اونم ...
Media Removed
سلام صبحتون بخير ديروز كه خونه مادر باقالى پاك ميكردم مادرم كلى اصرار كرد كه بهش باقالى بدم تا اونم گوشه اى از كار رو بگيره، گاهى تو سينى براش ميريختم و كلى سرگرم ميشد، امروز كه بيدار شدم و ديدم هنوز خوابه گفتم بيام پيشتون و اين عكس و حرفامو باهاتون قسمت بكنم، آدمها وقتى پير ميشن درست مثل بچه ها ميشن ... سلام صبحتون بخير
ديروز كه خونه مادر باقالى پاك ميكردم مادرم كلى اصرار كرد كه بهش باقالى بدم تا اونم گوشه اى از كار رو بگيره، گاهى تو سينى براش ميريختم و كلى سرگرم ميشد،
امروز كه بيدار شدم و ديدم هنوز خوابه گفتم بيام پيشتون و اين عكس و حرفامو باهاتون قسمت بكنم، آدمها وقتى پير ميشن درست مثل بچه ها ميشن با يه چيز خيلى كوچيك ميتونيد خوشحالشون كنيد توجه رو خيلى دوست دارند و بايد بهشون توجه و محبت كرد، بايد به حرفاشون گوش داد، باهاشون بازى كرد و سرگرمشون كرد، اونا احتياج به بوسيدن و نوازش كردن دارن، مادرم ديشب گريه ميكرد و ميگفت ببخش كه من زياد باهات حرف ميزنم و سرت رو درد ميارم آخه پرستارى كه مياد پيشم يه غريبه است من با يه غريبه حرفى ندارم كه بزنم تو بچه منى و يه مادر فقط به بچه اش ميتونه حرف دلش رو بزنه،
از ديروز تا حالا هزارتا بوسش كردم ولى بازم بوسم مياد،
كاش ميتونستم بيشتر باهاش وقت بزارم و كاش انقدر سلامتى داشت كه ميتونستم ببرمش جاهايى كه نرفته و دوست داره بره،
همش ميگه از ته دلم دعا ميكنم به هر چى كه آرزو دارى برسى،
بهش ميگم آرزوى من سلامتى توئه مامان خوشگلم، اينو كه ميگم ميخنده خنده اى كه بيشتر شبيه به هق هق گريه است بعدش ميگه غصه منو نخور من زود خوب ميشم ......
ببخشيد اگر سر صبحى ناراحتتون كردم ولى دلم خيلى گرفته فقط ميتونستم با شماها درد و دل كنم، مرسى كه هستين😔 #مهنازمادر
Read more
ماكسيما تازه اومده بود يكي از دوستاي ما خريد و پيشنهاد داد نوروز بريم شمال ويلاي ما، سهيلا و عباس تازه ...
Media Removed
ماكسيما تازه اومده بود يكي از دوستاي ما خريد و پيشنهاد داد نوروز بريم شمال ويلاي ما، سهيلا و عباس تازه نامزد كرده بودن ما دو دل بوديم بريم نريم بالاخره دوستمون اصرار زياد كرد و ما شنبه صبح راهي شديم تهران بارون ميومد از كوي فراز پيچيديم تو يادگار كه سفرمونو اغاز كنيم اين دوستمون گفت لييديز اند جنتلمن ... ماكسيما تازه اومده بود يكي از دوستاي ما خريد و پيشنهاد داد نوروز بريم شمال ويلاي ما، سهيلا و عباس تازه نامزد كرده بودن ما دو دل بوديم بريم نريم بالاخره دوستمون اصرار زياد كرد و ما شنبه صبح راهي شديم تهران بارون ميومد از كوي فراز پيچيديم تو يادگار كه سفرمونو اغاز كنيم اين دوستمون گفت لييديز اند جنتلمن كمربندهاتونو ببنديد وعده ديدار ما ته دره!!!! ما هم به خيال اينكه شوخيه همه زديم زير خنده و چشمتون روز بد نبينه،منو كوين جلو نشسته بوديم سهيلا و عباس و سيسيلي عقب ، جاده ترافيك بود اقا رفتني از تهران تا شمال ماشين يه وري بود چرخ سمت منو كوين از روي كوه ميومد برگشتني هم بر عكس لاستيك سمت منو كوين تو دره بود تمام راه رو از شونه خاكي جاده رفتيم و برگشتيم با سرعت صدو بيست الي صدو سي از اين بدتر كه دكمه هاي پخش ماشين روي فرمون زير دستش بود ترانه تا ميگفت آآآآآ...ميزد اهنگ بعدي،اهنگ بعدي تا ميگفت تيشتا تا تيتاااش... ميزد بعدي، بعدي ميگفت ديندارا ديدان...اهنك بعدي حتي از موسيقي هم لذت نبرديم اگ يه بخت برگشته اي ازمون سبقت ميگرفت اگه شده ميفرستادش ته دره ولي راهو ازش پس ميگرفت خلاصه اظطراب و سر گيجه و دل پيچه با هم بهمون هجوم اورده بود و مدام اون جمله ليديز اند جنتلمنِ ابتداي راهش تو گوشمون بود عباس كه تمام طول سفر سكوت كرده بود و بعدها گفت من چند بار اشهد خوندم(جون دوسته) بخصوص اونجايي كه راننده خوابش برده بود😂😂يادم رفت بگم نرسيده به مرزن اباد دوستمون يه چرتي زد پشت فرمون كه با جيغهاي ما بيدار شد تازه پررو گفت چيه بابا ژان(اينجوري حرف ميزنه🤪)چرا جيغ ميژنيد؟خلاصه پليس جلومونو گرفت تا ايست داد دوستمون به من گفت ديدي عژيژم ديد گفتم كوينو نيار ميگيرنمون تا
پياده شديم پليس گفت اقا صدو سي تا داري ميري چيكار ميكني ميدوني چند تا ماشينو منحرف كردي شما؟؟؟ اصلا هم به كوين كاري نداشت،هنوز مد نشده بود ماشينو بخوابونن جريمه رو نوشتن تقديم كردن و ما به سفر هيجان انگيزمون ادامه داديم،،،،اين عكس رو به محض ورودمون به شهرك گرفتيم به شكرانه اين كه هنوز زنده ايم،،،حالا بماند اون سه روزي كه اونجا بوديم چه بر سرمون اومد كه خودش داستانيه فقط اينو بگم شب همه خوابيدن شومينه خاموش شد منو سيسيل داشتيم يخ ميزديم ويلا سرد شده بود نفت هم تو انبار بود بيرون ويلا كليد نداشتيم بياريم اول تمام عرقهاي تو يخچال رو ريختيم كه هيزمهاي شومينه روشن بمونن عرقها كه تموم شد رفتيم به ترتيب سراغ اول ودكاهها بعد ويسكيها🤪🤪شومينه لاكچري سوز نديده بوديد كه تاحالا،خلاصه هر چقدر اون مارو دق داد ما خونه خرابش كرديم #سفر #
Read more
. #لطــــفاً . اگر مي توانيد براي اين عكس نميريد ، بمانيد ! . بمانيد و زندگي كنيد ! . و هر چند روز ...
Media Removed
. #لطــــفاً . اگر مي توانيد براي اين عكس نميريد ، بمانيد ! . بمانيد و زندگي كنيد ! . و هر چند روز يكبار ببينيد آن هايي كه قاره ها را در نورديدند و خودشان را به اين ها و هزاران مثل اين ها رساندند تا با چكمه هايشان پدرهايشان را خفه كنند و با سيگارهاي غربيشان ، پرده هاي خانه هاي اين ها را آتش زنند، چه نسخه ... .
#لطــــفاً .
اگر مي توانيد براي اين عكس نميريد ، بمانيد ! .
بمانيد و زندگي كنيد !
.
و هر چند روز يكبار ببينيد آن هايي كه قاره ها را در نورديدند و خودشان را به اين ها و هزاران مثل اين ها رساندند تا با چكمه هايشان پدرهايشان را خفه كنند و با سيگارهاي غربيشان ، پرده هاي خانه هاي اين ها را آتش زنند،
چه نسخه ي جديدي مي پيچند به خوردتان دهند براي #تكرار_ابوجهليتان !! .

بمانيد !
زنده بمانيد
و بنويسيد #غوطه_شرقي را رها كنيد
برگرديد سر كار و بار خودتان !
كه آن #موطلايي هاي مكارتان ، راحت تر به اين كارهاشان برسند و روي خرابه هاي دل مادران جوان مرده قهوه ترك بنوشند !
.
قرقره كنيد كلامشان را و حمله كنيد به پاكان ما ! كه آنجا به شما چه !
.

و آن ها اما...
آن ها اما روحشان بلند تر از اين حرف هاي شما و آن سرمشق هاي آنانتان است !
.
ماندند و ده روز ديگر تير از دشمن خوردند و زخم زبان از دوست !
ولي آزادشان كردند !
ولي برشان گرداندند و حالا بيا تخمه هاي عيدانه بشكن و ريموت در دست يك لحظه توقف كن روي اين صحنه ها
و ببين :
چطور در دلشان قند آب مي كنند و از شوق بازگشت به خانه اي كه نيست !!!!! در محله اي كه نيست ، حلقشان پيداست لا بلاي خنده هاي بي بديلشان !
.
.
خدا براي كودكانتان نخواهد !
ولي اگر بخواهد
باز هم داستان همينيست كه ديديد !
آن ها سر مشق مي دهند
و هر كس بيايد كمك تو ،
يك عده با #اسنايپر و #يوزي و #كلت مي افتند به جانتان
عده اي با #قلم و صفحه هاي مجازي و چهچهه هاي كوتاه توييتري !
و باز
#همين عده اي كه امروز از شما حرف شنيدند و از دشمن زخم ،
همين ها و بچه هاي شير شده ي اين ها ،
براي كمك به كودكان و نواميستان ،
رها مي كنند #لذت_ديدن_دندان_درآوردن_كودكشان_را_در_يك_سالگي ....
.
.
.
خدا بدادتان برسد
روزي كه دست روزگار
به دامان عزيزان شما خواهد رسيد !
.
.
.

#طهران
#دمشق
#غوطه_شرقي
#خانطومان #البوكمال
#ديرالزور #حلب #زيتان
#الغوطة_الشرقية
#إنا_على_العهد
#الجمعة 16 #مارس #2018
Read more
اللهم صلی اله محمد و آل محمد و خدا همینجاست..همینقدر نزدیک.. (ای کاش میفهمیدم چی میخوای بگی!!ای کاش حرف زدن با تو رو بلد بودم!!!) ای کاش دلی مثل تو داشتم میتونستم با خداصحبت کنم... چی میگی؟؟ چی میشنوی؟؟ با کی حرف میزنی؟؟ قرص چیه!!دارو چیه!! مریض کیه!؟که دستتو بلند میکنی به اون بالایی میگی... اسم ... اللهم صلی اله محمد و آل محمد

و خدا همینجاست..همینقدر نزدیک..
(ای کاش میفهمیدم چی میخوای بگی!!ای کاش حرف زدن با تو رو بلد بودم!!!)
ای کاش دلی مثل تو داشتم میتونستم با خداصحبت کنم... چی میگی؟؟
چی میشنوی؟؟
با کی حرف میزنی؟؟ قرص چیه!!دارو چیه!! مریض کیه!؟که دستتو بلند میکنی به اون بالایی میگی...
اسم همه رو هم میاری تو دعاهات... _باران همیشه از دعای تو نازل میشه آقا نقی.._

همیشه هر وقت این آقا نقی خودمونو میدیدم ساده و با خنده از کنارش رد میشدم...
امروز ولی اینجا دیدمش.. دیدم که چه دل بزرگی داره..چه خدایه بزرگی داره...
#بهتر ببینیم
#سندرم دان
#خدا
#همین حوالی
Read more
. یه جایی باید بهت بَر بخوره باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران دخالت هایِ بی موردو اظهارِ ...
Media Removed
. یه جایی باید بهت بَر بخوره باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران دخالت هایِ بی موردو اظهارِ نظرهای ناحق رفتارایٍ توهین آمیز نامهربونِ آدمایِ اطرافِت وایستی همون وقتی که راننده تاکسی بقیه یِ پولِتو نمیده چون فکر میکنه اونجا غریبی همون وقتی که از علایق و احساساتِت حرف میزنی و ... .
یه جایی باید بهت بَر بخوره
باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران
دخالت هایِ بی موردو اظهارِ نظرهای ناحق
رفتارایٍ توهین آمیز نامهربونِ آدمایِ اطرافِت وایستی

همون وقتی که راننده تاکسی بقیه یِ پولِتو نمیده چون فکر میکنه اونجا غریبی

همون وقتی که از علایق و احساساتِت حرف میزنی و یه سِریا به حرفایِ جِدیت میخندن

همون وقتی که میدونی فلانی داره دروغ میگه درحالی که حقیقت چیز دیگه اییه!

یجایی باید دَست بَرداری از باجنبگیِ بیش از حدِت ،
از اینکه هرکی هرچی خواست بگه ،
دلِش از هرجا پٌر بود سرِ تو خالی کنه

و این وسط تو مثلِ همیشه دلِ شکستَتٌ پشتِ نقابِ خنده پنهون کنی و روحِت بشه کیسه بوکسِ خَشم و انتقادها و رفتارهایِ اذیت کننده ی دیگران
که هرچی تو سکوت میکنی اونا با قدرتِ بیشتری مٌشت و لَگد حوالَت میکنن

نمیگم مهربون نباش و نَبَخش و نَگذر
نه...
مهربون باش ، اما نَذار مهربونیت بعضیا رو اونقدر بد عادت کنه که فکر کنن با همه میتونن هرجور دوست دارن رفتار کنن

به خودت حق بِده گاهی ناراحت بشی و ناراحتیت رو نشون بده
یجایی دست از کیسه بوکس بودن بردار ،
هم بخاطر خودت ،
هم بخاطر دیگران...!
.
#نازنین_عابدین_پور

#خدایا_شکرت
Read more
آدمها همديگر را پيدا مى كنند از فاصله هاى خيلى دور از تهِ نسبت هاى نداشته انگار جايي نوشته بود كه ...
Media Removed
آدمها همديگر را پيدا مى كنند از فاصله هاى خيلى دور از تهِ نسبت هاى نداشته انگار جايي نوشته بود كه اينها بايد كنار هم باشند مى شوند همدم مى شوند دوست مى شوند رفيق اصلأ مى شوند جانِ شيرين درست مى نشينند روى طاقچه ى دلِ هم حرف هايشان يك جورِ خوبى دلنشين است دل براى خنده هايشان ضعف مى رود اصلأ بودنشان ... آدمها همديگر را پيدا مى كنند
از فاصله هاى خيلى دور
از تهِ نسبت هاى نداشته
انگار جايي نوشته بود كه اينها بايد كنار هم باشند
مى شوند همدم
مى شوند دوست
مى شوند رفيق
اصلأ مى شوند جانِ شيرين
درست مى نشينند روى طاقچه ى دلِ هم
حرف هايشان يك جورِ خوبى دلنشين است
دل براى خنده هايشان ضعف مى رود
اصلأ بودنشان شيرين است
وقتى هم كه نيستند
هى همديگر را مرور مى كنند و مُدام
گوش به زنگِ آمدن هم هستند
خدا اين ها را نگيرد از هم
Read more
<span class="emoji emoji1f621"></span><span class="emoji emoji1f621"></span><span class="emoji emoji1f621"></span><span class="emoji emoji1f621"></span><span class="emoji emoji1f621"></span><span class="emoji emoji1f621"></span>😇😇 یه جایی باید بهت بَر بخوره ؛ باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران، دخالت هایِ ...
Media Removed
😇😇 یه جایی باید بهت بَر بخوره ؛ باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران، دخالت هایِ بی موردو اظهارِ نظرهایِ ناحق ، رفتارایٍ توهین آمیز نامهربونِ آدمایِ اَطرافِت وایستی. همون وقتی که راننده تاکسی بقیه یِ پولِتو نمیده چون فکر میکنه اونجا غریبی ، همون وقتی که از علایق و احساساتِت ... 😡😡😡😡😡😡😇😇
یه جایی باید بهت بَر بخوره ؛
باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران،
دخالت هایِ بی موردو اظهارِ نظرهایِ ناحق ،
رفتارایٍ توهین آمیز نامهربونِ آدمایِ اَطرافِت وایستی.
همون وقتی که راننده تاکسی بقیه یِ پولِتو نمیده چون فکر میکنه اونجا غریبی ،
همون وقتی که از علایق و احساساتِت حرف میزنی و یه سِریا به حرفایِ جِدیت میخندن ،
همون وقتی که میدونی فلانی داره دروغ میگه درحالی که حقیقت چیز دیگه اییه!
یِجایی باید دَست بَرداری از باجنبگیِ بیش از حدِت ،
از اینکه هرکی هرچی خواست بگه ،
دلِش از هرجا پٌر بود سرِ تو خالی کنه
و این وسط تو مثلِ همیشه دلِ شکستَتٌ پشتِ نقابِ خنده پنهون کنی و روحِت بشه کیسه بوکسِ خَشم و انتقادها و رفتارهایِ اذیت کننده ی دیگران ، که هرچی تو سکوت میکنی اونا با قدرتِ بیشتری مٌشت و لَگد حوالَت میکنن..
نمیگم مهربون نباش و نَبَخش و نَگذر ، نه...
مهربون باش ، اما نَذار مهربونیت بعضیا رو اونقدر بد عادت کنه که فکر کنن با همه میتونن هرجور دوست دارن رفتار کنن ، به خودت حق بِده گاهی ناراحت بشی و ناراحتیت رو نشون بده...
یجایی دست از کیسه بوکس بودن بردار ، هم بخاطر خودت ، هم بخاطر دیگران ...!
Read more
آدمها همديگر را پيدا مى كنند… از فاصله هاى خيلى دور… از تهِ نسبت هاى نداشته… انگار جايي نوشته بود ...
Media Removed
آدمها همديگر را پيدا مى كنند… از فاصله هاى خيلى دور… از تهِ نسبت هاى نداشته… انگار جايي نوشته بود كه اينها بايد كنار هم باشند!!! مى شوند همدم، مى شوند دوست، مى شوند رفيق، اصلأ مى شوند جانِ شيرين…!!! درست مى نشينند روى طاقچه ى دلِ هم… حرف هايشان يك جورِ خوبى دلنشين است، دل براى خنده هايشان ... آدمها همديگر را پيدا مى كنند…
از فاصله هاى خيلى دور…
از تهِ نسبت هاى نداشته…
انگار جايي نوشته بود كه اينها
بايد كنار هم باشند!!!
مى شوند همدم،
مى شوند دوست،
مى شوند رفيق،
اصلأ مى شوند جانِ شيرين…!!!
درست مى نشينند روى طاقچه ى دلِ هم…
حرف هايشان يك جورِ خوبى دلنشين است،
دل براى خنده هايشان ضعف مى رود؛
اصلأ بودنشان شيرين است !!!
وقتى هم كه نيستند،
هى همديگر را مرور مى كنند و مُدام
گوش به زنگِ آمدن هم هستند…!!!
خدا اين ها را نگيرد از هم…
سلااااااااااااام
رفیق جاااااااااان…
جاااااااانِ شيرين…
نود و چهارمین روز از سال نود و چهارتون دلنشین 󾁅󾁅
باز هم عدد 4444 به یاد دوستدارن فرهاد 7777󾁅
Read more
 #شهید شاکری قسمت دوم . چهار هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی ...
Media Removed
#شهید شاکری قسمت دوم . چهار هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی هستم باورکردنی نیست که صبح عاشورا ضریح را بغل کنم. گیجم، حسین اما می‎فهمد کجا ایستاده است. پشت سرم مثل محافظی ایستاده و مثل معلم توی گوشم زمزمه می‎کند: «هرچی می‎خوای بگیر، وقتش همین جاست...». ... #شهید شاکری قسمت دوم .
چهار

هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی هستم باورکردنی نیست که صبح عاشورا ضریح را بغل کنم. گیجم، حسین اما می‎فهمد کجا ایستاده است. پشت سرم مثل محافظی ایستاده و مثل معلم توی گوشم زمزمه می‎کند: «هرچی می‎خوای بگیر، وقتش همین جاست...». یاد حرف‎‎های تهران می‎افتم که حاج مصطفی می‎گفت: «زیر قبه امام حسین (علیه‎السلام) هر آرزویی برآورده می‎شه». بعد پیرمرد که می‎زد زیر خنده که اگر قرار باشد هر کسی می‎رود زیر قبه همه آرزوهایش برآورده شود که سنگ روی سنگ بند نمی‎شود! و حاج مصطفی که با خنده تلخی به پیرمرد می‎گفت: «با کریمان کار‎ها دشوار نیست...». شروع می‎کنم به یادآوری آن همه آرزویی که 30 سال جمع کرده بودم و حالا می‎خواستم همه را زیر قبه اباعبدالله (علیه السلام) خرج کنم. از خودم و خانواده‎ام شروع می‎کنم و به دوستانم می‎رسم، همه را می‎گویم و از بین جمعیت عقب می‎کشم. حسین را از لابه لای جمعیت بیرون می‎آوردم و از شلوغی جدایم می‎کند! نفس نفس می‎زنم هنوز که می‎گوید: «برای ظهور دعا کردی؟! شهادت خواستی از آقا؟!» انگار تمام دنیا روی سرم آوار می‎شود.
خاک بر سرم! دانه دانه یادم می‎آید که چه آرزو‎هایی داشتم که به آب و نان فروختم، چه باید می‎خواستم و چه خواستم! گداگشنه که باشی غم آب و نان داری، کاش همه گدا‎ها شاکر باشند، شاکری باشند...
سه
«عراقی‎ها یه ضرب المثل دارن که می‎گن سینه زنی رو بده به پاکستانی‎ها و هندی‎ها، مراسم رو بسپار به عراقی‎ها و گریه کردن رو بسپار به ایرانیها!» میپرسم: «حالا تو رو ایرانی حساب کنیم یا عراقی؟» میخندد و می‎گوید: «من یه عراقی گریه کنم!»
راست می‎گوید. زائر که پایش به عراق می‎رسد همه چیز را هماهنگ می‎کند. از خانه و وسیله نقلیه گرفته تا کفش و دمپایی و حتی غذای نذری! مثل خودمان هم تا روضه می‎خوانند مثل ابر بهار اشکی می‎شود و وقتی پای شوخی باشد مثل عسل شیرین است. اصرار می‎کند شعر بخوانم، می‎خوانم: «با اشکهاش دفتر خود را نمور کرد/ در خود تمام مرثیه‎ها را مرور کرد/ ذهنش ز روضه‎‎های مجسم عبور کرد/ شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد... خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن/ پیشانی‎اش پر از عرق سرد و بعد از آن/ خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن/ شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن/ در خلسه‎ای عمیق خودش بود و هیچ ...
.
#مدافع_حرم
#شهید_حسین_شاکری
#شهدا_گاهی_نگاهی
#دل_سیاه_مارو_هم_جلا_بدین
Read more
. میگم: سبحانه خانم تو اصن می‌‌دونی عشق چیه؟ میگه: همون بیماری زخیم روحی؟ میگم: شعر و شاعریت که چنگی ...
Media Removed
. میگم: سبحانه خانم تو اصن می‌‌دونی عشق چیه؟ میگه: همون بیماری زخیم روحی؟ میگم: شعر و شاعریت که چنگی به روده نمی‌زنه. بهتره با یه مثال کار رو شروع کنیم. . میگه: خب! مثلا وقتی داری باهاش سیب‌زمینی سرخ‌کرده می‌خوری. میگم: بگو ببینم به کجاش می‌خوای اشاره کنی. میگه: اینکه آخرین تیکه رو کی می‌خوره؛ ... .
میگم: سبحانه خانم تو اصن می‌‌دونی عشق چیه؟ میگه: همون بیماری زخیم روحی؟ میگم: شعر و شاعریت که چنگی به روده نمی‌زنه. بهتره با یه مثال کار رو شروع کنیم.
.
میگه: خب! مثلا وقتی داری باهاش سیب‌زمینی سرخ‌کرده می‌خوری. میگم: بگو ببینم به کجاش می‌خوای اشاره کنی. میگه: اینکه آخرین تیکه رو کی می‌خوره؛ اون میشه عشق. میگم: خب کی می‌خوره؟ میگه: من می‌خورم دیگه. بعد می‌خنده. انقدر هم زشت می‌خنده لعنتی که حال آدم مثل خمیر ترش میشه.

میگم: خب اگر عاشق باشی اون تیکه آخر رو تو نباس بخوری. به این میگن گذشت. میگه: آخه بحث سیب‌زمینیه. واقعا تو خودت می‌تونی بین سیب‌زمینی سرخ شده و یه نفر دیگه که حالا معلوم نیست کارت باهاش به کجا بکشه طرف رو انتخاب کنی؟ تو همه زندگی همین سیب‌زمینی سرخ‌شده بوده که پای من وایساده.

میگم: خب یه مثال ساده‌تر انتخاب می‌کردی. با این سیب‌زمینی سرخ شده که ما به اون عشق چیه نمی‌رسیم. یه چی انتخاب کن که گذشتن ازش برات انقدر دشواری به بار نیاره. میگه: هان! خب! عشق یعنی طرف باید مثل سیب‌زمینی سرخ شده باشه. ترد و قلمی.

میگم: واقعا معیارات یه مقدار با خودت ناسازگاره. هم چربی و هم چشم بد کور، بسی تو پر. البته یکم تو پریت به رو زده و از این بغلا کشیده بیرون؛ که شاید با فتوشاپ یه کاریش بشه کرد. ولی کلا منظورم این بود که عشق به یه کم گذشت و ایثار نیاز داره. پس هی راه نرو در گوش من بگو می‌خوامت و عاشقتم. یه وقت این سبحان می‌شنوه باورش می‌شه.

میگه: آخه من می‌خوامت! میگم: برگشتیم سر خونه اول که! الان اگر یه بشقاب سیب‌زمینی سرخ‌کرده جلومون باشه سر آخرین دونه‌اش چکار می‌کنی؟ میگه: حواست رو پرت می‌کنم نفهمی چجوری شد؛ یه‌جور که دلت نشکنه می‌خورمش. میگم: هر وقت حاضر شدی اون آخری رو من بخورم بیا حرف بزنیم.

میگه: انقدر آدم بی‌گذشت؟ میگم: حرفم رو به خودم بر نگردون. الان تو اومدی میگی می‌خوامت. من که این گوشه نشستم سرم تو امورات خودمه. ادعای عاشقیت نکردم. بغض کرده و میگه: تا توانی دلی به دست آور! میگم: به هر لطايف‌الحیلی هم که دست می‌اندازی کار خودت رو پیش ببری.

اخم کرده میگه: یه‌کم شعور داشته باش. از خداتم باشه گول من شی. میگم: والا اونجور که تو ترد و قلمی دوست داری می‌ترسم منظورت از عاشقی و گول و اینا یه چی تو مایه‌های کتک‌خور بی ادعا باشه. میگه: دلتم بخواد. میگم: واقعا این جمله تکراری رو چرا هر روز باید از شما دو تا بشنوم؟ میگه: یادت باشه که با دل نازک من چه کردی. مسئولیت رفتارت از این لحظه با خودته.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
یک جوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم رفتارش خیلی دلنشین بود خنده هایش قند تو دلم آب میکرد شوخی ...
Media Removed
یک جوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم رفتارش خیلی دلنشین بود خنده هایش قند تو دلم آب میکرد شوخی هایش را که نگـــو ! آخ از نگاهش ! مثل آن نگاه را هیچ جایی ندیده بودم به نظرم می آمد همه عاشقش هستند .. با خودم می گفتم مگر میشود کسی تو دنیا باشد که دوستش نداشته باشد ؟ کسی هست که از شوخی هایش از ته دل نخندد؟ کسی ... یک جوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم
رفتارش خیلی دلنشین بود
خنده هایش قند تو دلم آب میکرد
شوخی هایش را که نگـــو !
آخ از نگاهش !
مثل آن نگاه را هیچ جایی ندیده بودم
به نظرم می آمد همه عاشقش هستند ..
با خودم می گفتم مگر میشود کسی تو دنیا باشد که دوستش نداشته باشد ؟
کسی هست که از شوخی هایش از ته دل نخندد؟
کسی هست که نخواهد ساعتها چشم به چهره اش بدوزد؟
اصلا این صورت دلنشین را مگر میشود نخواست؟
صدایش که بهترین موزیک دنیا بود ! ..
آهنگی که در بدترین وضعیت هم اگر می شنیدم امکان نداشت حالم را خوب نکند ..
به همه حسادت میکردم
به همه ی آدم هایی که وقتی نبودم از کنارش رد می شدند
تمام کسانی که حتی یک کلمه با او حرف می زدند ..
گاه و بی گاه نفرین میکردم کسی را که او را تنها می بیند و من کنارش نیستم ..
روزی رسید که ترکم کرد
و مسیر زندگی مان از هم جدا شد !

بعد از مدتها که عکسش را دیدم
فهمیدم اصلا هم زیبا نیست !
رفتارش هم اصلا دلنشین نیست !
شوخی هایش اصلا خنده دار نیست !
و آدم هایی که کنارش هستند هیچ هم آدم های خوشبختی نیستند !
چرا باید از حضور یک آدم معمولی خوشحال باشند و بخواهند ساعتها بهش خیره شوند؟

فاصــــله ی او از یک آدم "خاص" تا یک آدم "معمولی" فقط دوست داشتن من بود ! .. او معمولی شده بود
چون من دیگر "دوستش نداشتم" 🗣 #زیور_شیبانی
📎 #اینستاپست
#fashionsandwichbybahar #fashionsandwich #life #quote
Read more
Happy birthday once again to this cute handsome lovable man Gong Yoo oppa ️ His facial expressions are sooo funny and cuteeee 🏻️ Dimple boy 😙 A great thanks to @k.dramas_ For this cutie edit 🏻🏻 #gongyoo #goblinthelonelyandgreatgod #leedongwook #kimgoeun ... Happy birthday once again to this cute handsome lovable man Gong Yoo oppa 😍🎈🎐🎊❤️
His facial expressions are sooo funny and cuteeee 😂👌🏻❤️❤️❤️
Dimple boy 😍🙊😙💓❤️💙
A great thanks to @k.dramas_ For this cutie edit ☺️👌🏻🙏🏻🍬
#gongyoo
#goblinthelonelyandgreatgod
#leedongwook
#kimgoeun
#yooksungjae
#yooinna
بار دیگر تولد این اوپای جذاب و کیوت قد بلند با اون چال لپ دلبر و خنده های تو دل برو مباررررک باشه در ضمن اینم اضافه کنم صداش چقدر خوووووبه وقتی حرف میزنه خصوصا موقع هایی که انگلیسی حرف میزنه اوپای همه چی تموم تیر ماهی دیگه 😍👌🏻♋️🎈🍰❤️💛💙
تو سریال گابلین شاهد دیدن قیافه های مختلف ازش بودیم عالیه حالات چهره اش تو موقعیت های محتلف 😍😂🤣👌🏻👍🏻👏🏻❤️❤️❤️
من تو سریال گابلین عاشق برومنسش با فرشته ی مرگ(لی دونگ ووک)بودم هر دو آخه جذاب بودن و کاراکتراشون لحظات فان زیادی داشت که بهترین لحظه های فان سریال مال این دوتا بود!😂🤣👌🏻👬🎩💙❤️
(ادیت برای من نیست!😊)
Read more
. رو نوشت به هری، پرنسِ بابا: هری جان سلام. حالت چطور است؟ اگر از احوال ما جویا باشی، ما هم خوبیم. اینجا ...
Media Removed
. رو نوشت به هری، پرنسِ بابا: هری جان سلام. حالت چطور است؟ اگر از احوال ما جویا باشی، ما هم خوبیم. اینجا ماه رمضان است، ماه یواشکی غذا خوردنِ مردم. تو هم که لابد در ماهِ عسل به سر می‌بری. یا شاید کار زیاد داری و فعلا دست نگه داشته‌ای. عزیزِ دل، عروسی‌ات مبارک. نشد که بشود و بیایم. اتفاقا با خانواده ... .
رو نوشت به هری، پرنسِ بابا:
هری جان سلام. حالت چطور است؟ اگر از احوال ما جویا باشی، ما هم خوبیم. اینجا ماه رمضان است، ماه یواشکی غذا خوردنِ مردم. تو هم که لابد در ماهِ عسل به سر می‌بری. یا شاید کار زیاد داری و فعلا دست نگه داشته‌ای.
عزیزِ دل، عروسی‌ات مبارک. نشد که بشود و بیایم. اتفاقا با خانواده بحث بود از محبت تو، چقد لطف داشتی دعوتمان کردی.
چقدر حرف و حدیث درآمد برایتان، آخ بگردم برای آن همه مظلومیت دربار، که جز سادگی و بی‌آلایشی هیچ‌چیز در آن نیست. هرچه که نقشه‌های شوم در جهان است، اصلا یک سرش به شما وصل نمی‌شود. می‌دانم، می‌دانم!
اصلا از روی سادگی و حتی می‌توان گفت تواضع است که چند نفر لباس تکراری پوشیده‌اند، بابا این مردم را ول کن، دهنشان را نمی‌شود بست، هی می‌گویند از مارموز بازی‌شان است؛ آقا اصلا "خوب باشی می‌گن، بد باشی می‌گن". این را با لهجه‌ی رشتی بخوان قوربان تو بشم من. (هارهارهار -خنده‌ی نویسنده-)
عروست چه بلاست هری! ناز بشود آخر. چه ساده، به به، چه ساده. کدام بیوتی سالن رفته بود؟ آدرسش را در جواب این نامه ضمیمه کن این سری که آمدیم، یک مِشی، هایلایتی، لو لایتی، کوفتی بیندازیم به سرمان.
بعد مثلا می‌گویند رفته‌ای زنِ مطلقه‌ی دو سال از خودت بزرگتر گرفته‌ای‌. اَی تابو شکنِ بلا سوخته. حتی دوست دخترهای قبلی را هم که دعوت کرده‌ای، خواهر و مادرِ تابو را عروس کردی. (هرچند توضیحی که دادی چرا با آن دختره فلانی بهم زدی، قانعم نکرده بود.) حالآ بگذریم. گذشته‌ها گذشته. آباریکلا. آماشالا به این همه جَنَم. خوشمان آمد. (خودمانیم، جهازش کامل است؟ به هرحال خیال ورش ندارد که حالآ آمده کاخ و یه قابلمه هم دستش نگیرد بیاورد برایتان. همین اول تکلیف را مشخص کن، حرف و حدیث نماند.)
دیشب دیوید و جورج در گروه سه نفره‌مان برایم پیغام گذاشتند که:
"We miss u here, gal! U should've come.."
حالآ من فیلترشکن تلگرامم را بر روی کشور انگلستان تنظیم کردم تا با شما نزدیکی کنم. ایراد ندارد.
داشت یادم می‌رفت، گفته‌اید از میز شام ۴سال بعد رو نمایی می‌کنید. می‌دانم، می‌دانم، به هرحال حق دارید. ولی یه عکس از میز شام بده، بگذارم در گروه خانوادگی‌مان بگویم خودم درست کرده‌ام، پشم‌های همگان فِر بخورد.
.
دیگر چیزی به خاطرم نمی‌آید. اگر نکته‌ای جا ماند بگذار بر حسابِ دلتنگی.
مگان را ببوس. الیزابت را سفت بچلان بگو حتما یک سر میایم پیشتان، یک دستی به سر و روی پوند بکشید که ما مجبور نشویم برای یک توکِ پا سر زدن به شما، شلوارمان را گرو بگذاریم. (هارهورهیر.)
مراقبت قشنگی‌ها و بی‌آلایشی‌هایتان باشید ♡
Read more
. یکجوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم رفتارش خیلی دلنشین بود،خنده هایش قند تو دلم آب میکرد شوخی ...
Media Removed
. یکجوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم رفتارش خیلی دلنشین بود،خنده هایش قند تو دلم آب میکرد شوخی هایش را که نگو! آخ از نگاهش! مثل آن نگاه را هیچ جایی ندیده بودم به نظرم می آمد همه عاشقش هستند.. با خودم می گفتم مگر میشود کسی تو دنیا باشد که دوستش نداشته باشد؟ کسی هست که از شوخی هایش از ته دل نخندد؟ کسی ... .
یکجوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم
رفتارش خیلی دلنشین بود،خنده هایش قند تو دلم آب میکرد
شوخی هایش را که نگو!
آخ از نگاهش! مثل آن نگاه را هیچ جایی ندیده بودم
به نظرم می آمد همه عاشقش هستند..
با خودم می گفتم مگر میشود کسی تو دنیا باشد که دوستش نداشته باشد؟
کسی هست که از شوخی هایش از ته دل نخندد؟
کسی هست که نخواهد ساعتها چشم به چهره اش بدوزد؟
اصلا این صورت دلنشین را مگر میشود نخواست؟
صدایش که بهترین موزیک دنیا بود.
آهنگی که در بدترین وضعیت هم اگر می شنیدم امکان نداشت حالم را خوب نکند.
به همه حسادت میکردم، به همه ی آدم هایی که وقتی نبودم از کنارش رد می شدند
تمام کسانی که حتی یک کلمه با او حرف می زدند..
گاه و بی گاه نفرین میکردم کسی را که او را تنها می بیند و من کنارش نیستم.. روزی رسید که ترکم کرد و مسیر زندگی مان از هم جدا شد.
بعد از مدتها که عکسش را دیدم ، فهمیدم اصلا هم زیبا نیست
رفتارش هم اصلا دلنشین نیست، شوخی هایش اصلا خنده دار نیست، و آدم هایی که کنارش هستند هیچ هم آدم های خوشبختی نیستند!
چرا باید از حضور یک آدم معمولی خوشحال باشند و بخواهند ساعتها بهش خیره شوند؟
فاصله ی او از یک آدم "خاص" تا یک آدم "معمولی" فقط دوست داشتن من بود..
او معمولی شده بود، چون من دیگر "دوستش نداشتم".. #زیور_شیبانی

photo:me😋
.

#photography #photo #painting
#عكاسی #عكس #
#art #conceptualphotography
Read more
﷽ . اوایل شهادت شهید محمدرضا دهقان بود ... یه روز صبح بود سر مزارشون بودم...<span class="emoji emoji1f60d"></span> درگیر تمیز کردن و ...
Media Removed
﷽ . اوایل شهادت شهید محمدرضا دهقان بود ... یه روز صبح بود سر مزارشون بودم... درگیر تمیز کردن و چیدن گلا رو مزار بودم... @__alemeh.zainab__ اومدو سلام و احوال پرسی کرد گفت خواهر شهید دهقان هستید؟ گفتم نه... بعد شخص مورد نظر که دوست ایشون بود خیلی مودب طور؛ دور تر ایستاده بود همچین سر به زیرو ...
.
اوایل شهادت شهید محمدرضا دهقان بود ...
یه روز صبح بود سر مزارشون بودم...😍
درگیر تمیز کردن و چیدن گلا رو مزار بودم... @__alemeh.zainab__
اومدو سلام و احوال پرسی کرد گفت خواهر شهید دهقان هستید؟ گفتم نه...☺
بعد شخص مورد نظر که دوست ایشون بود خیلی مودب طور؛ دور تر ایستاده بود همچین سر به زیرو مظلوم نگا میکرد...😅😅😅
دیه با ایشون
@__alemeh.zainab__
صوبتا زیاد شدو دوستی در ده دقه جوری بالا رف که هم شماره های همو گرفتیم هم تو اینستا فالوش کردم... و این شخص مورد نظر هم هر چند لحظه جلوتر میومد حرفای مارو گوش میداد...
.
دیه صوبت تموم شدو خدافظی کردیم رفتن... با ایشون @__alemeh.zainab__ جفتمون برا هم این شکلی بودیم 👈😍
اما برا اون شخص مورد نظر👈😏
.
اصلا ازش خوشم نمیومد یه حس یه جوووری ای هم بش داشتم نمدونم چرا...😂😂😂
.
.
چن بار بعد اون ملاقات هم دیدمش...
صوبت میشد آی دیشم میگف ولی فالوش نمیکردم...😂😂😂
کسایی که خیلی آشنا بودنو فالو میکردم اینم تقریبا خیلی آشنا شده ولی میگفتم از این اصن خوشم نمیاد که بخوام باش حرف بزنم چ برسه فااالووو کنم ر ب ر ام تو اینستا ببینمش😂😂
.
کاملا بی سابقه بود این حس که الکی از کسی خوشم نیاد...😑
.
دیگه همینجوری دوستی با دوستش بالاتر میرفتو همو میدیدیم و قاعدتا ایشونم اکثرا با دوستش بود سر مزار شهدا و هیئت اینا...
.
.
ماجرای دوستی با شخص مورد نظر از اینجا شروع شد...😄 ولی حس بده دیری نپایید که.......
.

واقعاااااااااااااااااااااااااااا نمیدونم چیشدو چجوری شد که الان یه بار یه جا با دوستان بریمو نباشه جای خالیش عجیب حس میشه و مدام تو دلم یا به زبون میگم کاش بود...
از یه حس دوست نداشتن به ۱۸۰ درجه برعکسش تبدیل شدو شده جزو دوستان خیلییییییی صمیمی و نزدیک و انگشت شمار تراز اول زندگیم... به عبارت دیگه جزو خواهرای نداشته ام...😌😌😌
.
.
به همون حد که اون موقه ها ازش بدم میومد😂 الان ضربدر میلیارد دوسش دارم...😌❤️ بسسسسسسسس که خووووووووووبه...😁👌
.
تو گوشیم اسمش مفرح ذاته...😊💚
لقبیه که خودم بش دادم...😂
محاله پیشش باشمو حوصلم سر بره و معدود دفعات پیش اومده از کنارش پاشمو از خنده دل درد نگرفته باشم...😂😂😂
.
همه رو من میخندونم... این منو...😂😂😂
دیگه متوجه شید در چه حده...😂
بهش فکرم میکنم... عکسسسشم میبینم خنده ام میگیره...😂😂
.
.
این ویژگی خوش خلقی و خوش صحبتی از کوچکترین ویژگیهاشه...
مصداق بارز دوست واقعیه...
شرط دوست اینه طرف آدمو یاد خدا بندازه...
و ایشونم همون جوره...
یه همپای خوب در بندگی خدا..☺️💚
.
.
ادامه ی کپشن در کامنت👇
Read more
#عیدی_بلیط_لاتاری_هدیه_دهیم موسی گفت: ما برای یک مشت خاک ، هشت سال جنگیدیم . ولی ناموسمون رو بردند ، هیچ کار نکردیم ... . . شنبه ، ۱۴بهمن،ساعت۱۵:۳۰، پردیس #کورش ، اولین #اکران #لاتاری همراه با عوامل فیلم، بی قضاوت نشستیم برای دیدن فیلمی جسورانه ، که #فیلمنامه اش ، هربار ؛ رَد میشد . #محمد_حسین_مهدویان ... #عیدی_بلیط_لاتاری_هدیه_دهیم
موسی گفت: ما برای یک مشت خاک ، هشت سال جنگیدیم . ولی ناموسمون رو بردند ، هیچ کار نکردیم ... .
.

شنبه ، ۱۴بهمن،ساعت۱۵:۳۰، پردیس #کورش ، اولین #اکران #لاتاری همراه با عوامل فیلم، بی قضاوت نشستیم برای دیدن فیلمی جسورانه ، که #فیلمنامه اش ، هربار ؛ رَد میشد . #محمد_حسین_مهدویان ، آنقدر بی ریا و همرنگ جماعت بود که کسی فکر نمی کرد او کارگردان فیلم باشد ... #فیلم شروع شد ، مهدویان باهوش ما ،همان دقایق اول ، با یک پلان و صدای #روزبه_بمانی، همه ها را همراه کرد." کجا باید برم یه دنیا خاطره ات تو رو یادم نیاره "...عجب فیلمی ، عجب #دیالوگ هایی، عجب حرفی زده، بغض ها در گلو،دست و پای لرزان ، عجب بازی هایی ... آخرش چه می شود؟؟؟ فیلم تمام شد . همه ایستاده ، دست میزدند. عوامل به روی صحنه آمدند . تشویق ها از ثانیه گذشت ، دقیقه شد. اجازه حرف زدن به عوامل داده نمیدادند. مهدویان و تیمش بی تکبر با همه بودند . حال خوبشان به همه منتقل شد . چهره محمد حسین مهدویان، آنروز فقط یک #خنده و نفس راحت بود و بس... دهه هفتادی های کنار من، شادی می کردند : دیگه ما هم حاج کاظم داریم ، اینم آژانس شیشه ای ما، ما هم #حاتمی_کیا داریم ولی اسمش مهدویانه 😄👌
.
.
لاتاری بارها در #جشنواره ها اکران شد ، اما هیچکس نتوانست حال خوب عوامل و بچه های اکران اول فیلم را درک کند که چطور ،سر سختانه طرفدار #مهدویان و جسارتش شدند .
القصه : لاتاری را ببینید و بدانید برای هر دهه هفتادی ، یک موسی لازم است . لطفا موسی باشید برایشان ... لاتاری حرف بزرگیست که امنیت ملی را به خطر می اندازد، اما مروج خشونت نیست ، فقط ناموس و غیرت را متفاوت معنا کرده است ...لاتاری خوب یا بد، جا در دل آدم ها بازکرد.
فیلم روز جشنواره در پست های قبل هست [email protected] @smahmoodrazavi @saedsoheili @javadezzati @hejazifar.hadi @lotterymovie @rouzbehbemani
#Iran #سینما #نوروز #عید #لاتاری_تنها_نیست
Read more
 #داستان #به_لیمو #قسمت_چهارم این روز ها حتی زن و شوهر ها هم دیگه از دلِ هم خبر ندارند.به قول شما ...
Media Removed
#داستان #به_لیمو #قسمت_چهارم این روز ها حتی زن و شوهر ها هم دیگه از دلِ هم خبر ندارند.به قول شما یک ماسماسک تو دستشونه و حرف دلشون رو تو همون گوشی ها به هم می گن.حالا این حرف ها چه از غم باشه و چه از شادی،خلاصه مشتی آدم دروغین واسه خودشیرینی واسه هم پیغوم می زارند.آدم ها خیلی خنده دار شدن  نقد رو گرفته ... #داستان
#به_لیمو
#قسمت_چهارم

این روز ها حتی زن و شوهر ها هم دیگه از دلِ هم خبر ندارند.به قول شما یک ماسماسک تو دستشونه و حرف دلشون رو تو همون گوشی ها به هم می گن.حالا این حرف ها چه از غم باشه و چه از شادی،خلاصه مشتی آدم دروغین واسه خودشیرینی واسه هم پیغوم می زارند.آدم ها خیلی خنده دار شدن  نقد رو گرفته و نسیه رو چسبیدن.دیگه نه از حوض خبریه تو خونه ها و نه از نیمرخ اصغر آقاها و نازخاتون ها روی زلالی آب حوض.تواین حال و هوا،همه از هم عکس می گیرند و می ذارند یک جاهایی که مثلا بگن ما عاشق هم هستیم .اما دیگه کیه که مثل نازخاتون با روح اصغر آقاش زندگی کنه .الان شب که بخوابی ،صبح بلند بشی،می بینی یکهو زنت یا شوهرت رفته.بعدش که بپرسی ،می گه دیگه دلم با تونیست ،قلبم خالیه.الان دیگه همش جدایی...جدایی...جدایی...نمی دونی چه خبره ... دیگه تودل هیچ کسی مهرو محبت نیست.دیگه کسی با بوی شکوفه های لیمومست نمی شه وعاشقی نمی کنه.الان همه روح ها خشک و مثل بیابونه.با بوی چیزی مثل پول مست می شن.
من دوست داشتم از نسل نازخاتون باشم و همدم و همسری داشته باشم مثل اصغر آقا،که هر جا حتی وقتی نازخاتون ش هم نبود،به لیمو رو از دست هر کسی که می گرفت،می گفت :نازخاتون اینجاست.
من دلم از این عشق ها می خواد.
سرم رو گذاشتم رو پاهاش،دست روی سرم کشید و گفت:((دخترم،این درخت رو می بینی؟
.
.
.
#نویسنده.. #راحل_ظ .
📷@fa__ti__ma__71__ .
.
#عشق_الهی #خدا #نازخاتون #به_لیمو #داستان #گلها #رهایی #پروانه #مامان_بزرگ #لیمو #بوشهر #بوشهریا #کتابخوانی #خلاقیت #هنر #داستانویسی #داستان_ما_در_زمین
Read more
"می خواهم در این پاییز به بهاران مت" تمام آشفتگی یت را جمع کن، دور ریز می خواهم تو را به آغوش گلستان ...
Media Removed
"می خواهم در این پاییز به بهاران مت" تمام آشفتگی یت را جمع کن، دور ریز می خواهم تو را به آغوش گلستان بیاورم می خواهم به سرت گل بی افشانم به زیر پایت گل بی آرایم و همچنان گل بی آرایم تا که به رودخانه ی امید برسانمت غصه روبی کنم خانه ی آشفتگی هایت را پرده ی غم را در بیاورم تا که نور امید ...بتابانم بگذار ... "می خواهم در این پاییز به بهاران مت"
تمام آشفتگی یت را جمع کن، دور ریز
می خواهم تو را به آغوش گلستان بیاورم
می خواهم به سرت گل بی افشانم
به زیر پایت گل بی آرایم
و همچنان گل بی آرایم
تا که به رودخانه ی امید برسانمت

غصه روبی کنم خانه ی آشفتگی هایت را
پرده ی غم را در بیاورم تا که نور امید ...بتابانم
بگذار من خانه ات را بی آرایم
تا دکوری از لبخند و آرامش،
شادی و آسایش بیاورم.

بگذار در کنارت باشم تا که تاریکی نه،
روشنایی بیاورم
شیروانی خانه را پر کنم از کبوتر های نامه بر
تا که آنها خبر های خوب بیاورند

عشق نعمت ست، راه رهایی تو از غصه و غم
بگذار بی آیم تا کمی عشق بیاورم
بگذار بنشینم گوش دهم به حرف هایت
تا که تسکین دهم، غم به برم، کمی آرامش بیاورم
دیگر سیاه نپوش، بگذار سفید بیاورم
برای پوشش ناراحتی هایت پوز خند نزن
میخواهم خنده هایت را از درون، بیرون بیاورم
از اعماق وجودت، شادی را با سرور، بیرون بیاورم
حال عجیبی ست
غم نیست ..ناله نیست، اما حال ویرانی ست
و عشق تلفیقی ست از شادی و غم، آرامش و حیرانی ست... #بگذار_بی_آیم_تا_کمی_عشق_بیاورم
#میخواهم_خنده_هایت_را_از_درون_بیرون_بیاورم

عکاس: @amirmahdigaeni
دل نوشته: @abdollahi_shoeib
چهارشنبه ۹۵/۱۰/۲۲
#art #artist #artphotography #deepphotogeraphy #streetphotography #maleartist #love #flower #inlovequotes
Read more
یک شبه داستانک کوتاه تقدیم به همه دوستان بهاری ام: حالتو نمی پرسم چون می خوام خوب باشی بهتر از این ...
Media Removed
یک شبه داستانک کوتاه تقدیم به همه دوستان بهاری ام: حالتو نمی پرسم چون می خوام خوب باشی بهتر از این روزهای من نمی خوام لبخندتو محو کنم اما دلم گرفته از خودم از همه یکم حرف دارم هنوزم دل به حرف هام می دی؟ یادته اون روزهایی که با خنده می اومدم خونه برات از یه پیرمرد می گفتم؟ که می نشست کنار خیابون؟ همون ... یک شبه داستانک کوتاه تقدیم به همه دوستان بهاری ام:
حالتو نمی پرسم چون می خوام خوب باشی
بهتر از این روزهای من
نمی خوام لبخندتو محو کنم
اما دلم گرفته
از خودم
از همه
یکم حرف دارم
هنوزم دل به حرف هام می دی؟
یادته اون روزهایی که با خنده می اومدم خونه
برات از یه پیرمرد می گفتم؟
که می نشست کنار خیابون؟
همون که می نشست روی یک چهارپایه و زل می زد به مردم
یادته یک روز بهش سلام کردم؟
گفتم انگار منتظر سلامم بود؟
که بهم یه مشت توت خشک سفید داد
که آوردمش برای تو
دونه دونه خوردی و خندیدی و خندیدم؟
یادته می گفتم انگار اون پیرمرد شده جزیی از خیابون؟
تو می خندیدی و می گفتی مگه می شه یک آدم به چشم نیاد
و اون پیرمرد به چشم مردم اون کوچه و خیابون نمی اومد
انگار همون در آبی پوسیده پشت سرش بود
بعد از رفتن تو
وقتی دیگه نخندیدم
من هم یادم رفت ببینمش
یادم رفت بهش سلام کنم
اون قسمت را سریع تر رد می شدم
انگار فرار می کردم از پیرمرد و توت های سفیدش
آخه تو نبودی که بخوری و بخندی
که بخندم
امروز که از خیابون رد شدم یک چیزی کم بود
یک جز از خیابون
باز برگشتم
دم در پوسیده آبی ایستادم
یک پارچه سیاه
"پدرمان به ملکوت اعلا رفت"
به همین راحتی
حالا ازت یه خواهش دارم
اون پیرمرد را دوست داشتم
حداقل قبل از اینکه برام  جزیی از خیابون بشه
اون روزهایی که بهش سلام می کردم
تو می تونی بشناسیش
یک کت سورمه ای رنگ و رو رفته داره
که توی جیب هاش پر از توت خشک سفیده
یک عرق چین سفید هم روی سرشه
شلوار خاکستری نخ نمایی پاشه
اون امشب میاد بهشت
به حرمت اون توت هایی که با هم خوردیم و خندیدیم
نذار اون جا تنها بمونه
نذار بشه جزیی از بهشت
امشب مهمون داری
پیرمردی با یک عالمه توت خشک سفید
پ.ن: این داستانک ربطی به سالار ندارد و کاملا قصه جدایی است
سالار
Read more
عقل و دل روزی زهم دلخور شدند... هردو از احساس نفرت پرشدند..! دل،به چشمان کسی وابسته بود... عقل،از ...
Media Removed
عقل و دل روزی زهم دلخور شدند... هردو از احساس نفرت پرشدند..! دل،به چشمان کسی وابسته بود... عقل،از این بچه بازی خسته بود. حرف حق با عقل بود اما چه سود... پیش دل حقانیت مطرح نبود..! دل به فکر چشم مشگی فام بود... عقل،آگه از خیالی خام بود..! عقل با او منطقی رفتار کرد... هر چه دل اصرار،عقل انکار ... عقل و دل روزی زهم دلخور شدند...
هردو از احساس نفرت پرشدند..!
دل،به چشمان کسی وابسته بود...
عقل،از این بچه بازی خسته بود.
حرف حق با عقل بود اما چه سود...
پیش دل حقانیت مطرح نبود..!
دل به فکر چشم مشگی فام بود...
عقل،آگه از خیالی خام بود..!
عقل با او منطقی رفتار کرد...
هر چه دل اصرار،عقل انکار کرد...!
کشمکش ها بینشان شد بیشتر..
عاقبت عقل از سر عاشق پرید...
بعد از آن چشمان مشگی را ندید...
تا به خود آمد بیابان گرد بود...
خنده بر لب.....از غم این درد بود....
Read more
 #رفیقتوتگ_کن<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f4f7"></span><span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span> . یجایی از زندگی هست که فقط یه رفیق میتونه کنارِ آدم بمونه ، همونجایی که بداخلاقی ...
Media Removed
#رفیقتوتگ_کن . یجایی از زندگی هست که فقط یه رفیق میتونه کنارِ آدم بمونه ، همونجایی که بداخلاقی و پرخاشگری همرو ازت دور میکنه و بی حوصلگی مهمونِ ذهنِ پر آشوبت میشه ، همونجایی که خودتم از خودت خسته میشی و با ترس بهش میگی اگه توأم از پیشم بری من دیگه تمومم با خنده بغلت میکنه و بهت اطمینان میده ... #رفیقتوتگ_کن🌹❤😍📷💑😍😊🙏 .
یجایی از زندگی هست که فقط یه رفیق میتونه کنارِ آدم بمونه ، همونجایی که بداخلاقی و پرخاشگری همرو ازت دور میکنه و بی حوصلگی مهمونِ ذهنِ پر آشوبت میشه ، همونجایی که خودتم از خودت خسته میشی و با ترس بهش میگی اگه توأم از پیشم بری من دیگه تمومم با خنده بغلت میکنه و بهت اطمینان میده که هست ، همونجایی که با بی میلی داری به حرفِ کسایی که ازشون دلِ خوشی نداری گوش میدی دستتو میکشه و به یه بهونه ای میبرتت که ازشون دور باشی و وقتی بهش میگی مرسی که نجاتم دادی لبخند میزنه و میگه خنگِ خودمی تو...
آره فقط یه رفیقِ که میتونه بفهمه چند وقته حالِت عوض شده و ازت بپرسه چرا و با اینکه پراکنده و پاره پوره براش توضیح میدی بگه همچین حسی رو تجربه کرده و دلتو اونقدرررر گرم کنه که حس کنی خورشیدو کنار خودت داری...
فقط یه رفیقِ که میگه چون درکت میکنم هرچقد دوس داری غٌر بزن ، کله پوک باش ، گریه کن و نترس من کنارت هستم ...
یه رفیقِ که با دیدن مِنوی گرونِ فلان رستوران میتونی بهش چشم غٌره بری و بگی پول ندارم و دوتایی کلی بخندید ...
یا اون روزایی که حالت خوش نیست و نمیتونی جوابِ کسی رو بدی فقط یه رفیق میتونه پٌشتت وایسته و جلوی دیگران ازت دفاع کنه...
این رفیق مثِ کف دست میشناستت ، میدونه شبا تا کِی بیداری ، روزا تا کِی خواب..
میدونه رژِ لبایِ روشن دوس نداری و فلان کِرِم به پوستت نمیسازه ، تو جمع باهات رمزی حرف میزنه و یهو دوتایی میزنید زیر خنده...
میذاره تیکه ی بزرگ ساندویچ مالِ تو باشه، برات گلِ سر میخره ، خواهر صدات میکنه ، میدونه از غذاها مثلا ماکارونی رو بیشتر از همه چی دوس داری ، به فلان خواستگارت چرا جواب منفی دادی و تارِ مویِ سفیدِ جلویِ موهات نشونه ی کدوم غمته..
من میگم این حق تموم آدماس که یه رفیقِ خوب داشته باشن ،
یکی که بتونن کنارش خودشون باشن ،
اونایی که ندارن باید حقشونو از دنیا بگیرن ...
تو حق منی رفیق ، میدونی؟! ....
حقِ منی!!
.
🔗 #بهترين_دوستتون_روزيراين_پست_تگ_كنين !!!
.
.
🆔@mikilove351 📷
.
.
.
#دوستاتونو_تگ_کنید_تا_با_پیج_خودتون_آشنا_بشن❤😊😍🙏
Read more
. . تو جبهه همدیگر رو میدیدیمـ. وقتی برمی گشتیمـ شهر، کم تر. همون جا هم دو سه روز یک بار را باید میرفتمـ ...
Media Removed
. . تو جبهه همدیگر رو میدیدیمـ. وقتی برمی گشتیمـ شهر، کم تر. همون جا هم دو سه روز یک بار را باید میرفتمـ می دیدمش . نمی دیدمش ، روزمـ شب نمی شد. مجروح شده بود.نگرانش بودمـ . همـ نگران همـ دلتنگ. نرفتـمـ تا خودش پیغامـ داد؛ بگید بیاد ببینمش .دلمـ تنگ شده.خودمـ همـ مجروح بودمـ. با عصا رفتـمـ ... .
.
تو جبهه همدیگر رو میدیدیمـ.
وقتی برمی گشتیمـ شهر، کم تر.
همون جا هم دو سه روز یک بار
را باید میرفتمـ می دیدمش .
نمی دیدمش ، روزمـ شب نمی شد.
مجروح شده بود.نگرانش بودمـ .
همـ نگران همـ دلتنگ.
نرفتـمـ تا خودش پیغامـ داد؛ بگید بیاد ببینمش .دلمـ تنگ شده.خودمـ همـ مجروح بودمـ.
با عصا رفتـمـ بیمارستان.
روی تخت دراز کشیده بود.
آستین خالیش را نگاه می کردمـ.
او حرف می زد، من توی این فکر بودمـ ؛ فرمانده لشکر ؟ بی دست؟
یک نگاه می کرد به من، یک نگاه به دستش، .
#_میخندید...
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
حرف دل ؛
.
#_حاج_حسین فقط میخندید.
از تهِ تِه #_دلش...
جایی که فقط #_خدایش بود و بس...
.
انگار خدا #_نگاهش میکرد و حاجی میخندید
.
خدا رو، در خنده اش میشود پیدا کرد.
نگاهش کن...
نه... اینجوری نه
با دقت نگاهش کن.
.
خدا در خنده هایش موج میزند!!!
.
.
#_رفقا خندیدنامون از ته دلامون هست!؟
اصلا تو دلمون فقط خدا هست که از تهش بخندیمـ؟!
.
خدا با دیدنمون میخنده؟!!
.
.
شادی روح رفیق و همراه شهیدمون
صلوات + وعجل فرجهمـ
Read more
به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...! مکـــث میکنـــــم ...! انگـــــار در " زیباییــ ...
Media Removed
به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...! مکـــث میکنـــــم ...! انگـــــار در " زیباییــ ــت " چیـــــزی را , جـــــا گذاشتـــــه ام ! مثلــــــــــا"... در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش  در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی  عشقتونو تگ کنین ... به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...! مکـــث میکنـــــم ...! انگـــــار در " زیباییــ ــت " چیـــــزی را ,

جـــــا گذاشتـــــه ام !

مثلــــــــــا"... در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش 💙 در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی ❤
💜 💛 💚 💖 💕
💑💏💘 عشقتونو تگ کنین 💘 💏 💑
👫 .
💑
.
💏
.
👪
.
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین .
.
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
Read more
دل تنگم کاش همین فردا بتونم پاشم برم جنوب خیلی حال خوبی به آدم میده صدای وزش باد توی گرما تنهایی و ...
Media Removed
دل تنگم کاش همین فردا بتونم پاشم برم جنوب خیلی حال خوبی به آدم میده صدای وزش باد توی گرما تنهایی و کلی فکر کلی حرف دل که می تونی اونجا بزنی کلی گلایه از همه چی . آخر سر وقتی حسابی خودت رو خالی کردی خنده ات میگیره میگی ببخشید سرتون رو درد آوردم . یه خورده هم دیوونه بازی در اوردم . فلان حرفم رو شما نشنیده ... دل تنگم
کاش همین فردا بتونم پاشم برم جنوب
خیلی حال خوبی به آدم میده
صدای وزش باد توی گرما تنهایی و کلی فکر
کلی حرف دل که می تونی اونجا بزنی
کلی گلایه از همه چی . آخر سر وقتی حسابی خودت رو خالی کردی خنده ات میگیره میگی ببخشید
سرتون رو درد آوردم . یه خورده هم دیوونه بازی در اوردم . فلان حرفم رو شما نشنیده بگیرین.
خلاصه کنم وقتی اونجایی انگار توو بهشتی .
ایشالا روزی همتون هر چه زود تر . شهدا منم بطلبن که زود تر منم برم . دلم های اونجا رو کرده .😭😧
#طلائیه
#شهدا
#جنوب
#نزدیک_کربلای_ایران
Read more
خاطرات کودکی شعرهای پر از نغمه های بی پروا از سر کوچه که گذشتم صدای خسرو که کلام کودکی حسین پناهی را ...
Media Removed
خاطرات کودکی شعرهای پر از نغمه های بی پروا از سر کوچه که گذشتم صدای خسرو که کلام کودکی حسین پناهی را دکلمه میکرد در گوش ذهنم نجوا شد. شعرهای سهراب نوشته های دیبا و هزاران کلام نوشته شده و شنیده شده از اوج فهم کودکی. الان برایم قابل درک است. این کوچه ی کودکی من است. خبری از خانه های آن موقع نیست. خبری ... خاطرات کودکی شعرهای پر از نغمه های بی پروا
از سر کوچه که گذشتم صدای خسرو که کلام کودکی حسین پناهی را دکلمه میکرد در گوش ذهنم نجوا شد.
شعرهای سهراب
نوشته های دیبا و هزاران کلام نوشته شده و شنیده شده از اوج فهم کودکی.
الان برایم قابل درک است.
این کوچه ی کودکی من است.
خبری از خانه های آن موقع نیست.
خبری نیست از خانه های قدیمی و آن آدم های صمیمی
خبری نیست از خط کشی زمین گل کوچیک و بازی لی لی دخترها.
خبری نیست از آن خانه ی قدیمی پیرزنی که از شاخه های به هم تابیده خانه باغش وحشت داشتیم.خبری نیست از آن دیوار بلندی که وحشت داشتیم از بلعیدن توپ های پلاستیکی ای که تمام دلخوشی بچگی بود.
الان کوچه پهن تر شده.
خانه ها هم مثل ما قد کشیده اند.
حیاط ها شده جای پارک ماشین ها.
وای که کاش عمق قلم حسین پناهی را آن موقع درک میکردیم و قدر میدانستیم لحظه هایی که به هیچ قیمتی بر نمیگردند.اوج صدای فرهاد در بوی عیدی و اسکناس تا نخورده را.
همه چیز رفته
خنده و خستگی بازی کودکی
آدم های صمیمی آن موقع
اما دلم جان تازه گرفت همین که میدانم زمین کوچه همان کوچه است و مارا از یاد نبرده
دلم تنگ است برای آداب بچگی
دلم تنگ است برای قهرهای لحظه ای
دلم تنگ است برای بوی مدرسه
دلم تنگ است برای شمع دانی های دور حوض
دلم تنگ است برای خود سادگی ها
دلم تنگ است......
#کوچه #کودکی #کوچه_شهید_جزایری
#خمین
#حرف_دل
#دل #حسین_پناهی
#فرهاد
#بوی_عیدی
Read more
. خداحافظ برای تو چه آسان بود . ولی قلب من از این واژه لرزان بود . خداحافظ برای تو رهایی داشت . برای ...
Media Removed
. خداحافظ برای تو چه آسان بود . ولی قلب من از این واژه لرزان بود . خداحافظ برای تو رهایی داشت . برای من غم تلخ جدایی داشت . . . #عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین #سلامتی . . . . #LOVELY_ASHEGANEHA #LOVELY_ASHEGANEHA ... .
خداحافظ برای تو چه آسان بود
.
ولی قلب من از این واژه لرزان بود
.
خداحافظ برای تو رهایی داشت
.
برای من غم تلخ جدایی داشت
.
.
.
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین #سلامتی .
.
.
.
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
Read more
سال نو رو به همه دوستان عزیز و گرامی تبریک می گم به امید یه سال خوب و خوش برا همه مردم سرزمینم. امیدوارم ...
Media Removed
سال نو رو به همه دوستان عزیز و گرامی تبریک می گم به امید یه سال خوب و خوش برا همه مردم سرزمینم. امیدوارم تو سال جدید همه عاشقای واقعی بیشتر عاشق هم بشن و همدیگرو دوست داشته باشن. بیاین تو سال جدید همه دلخوریا و کینه هارو کنار بذاریمو با دلی صاف و مهربون سال جدید رو شروع کنیم. عاشق همتونم. دعا میکنم به هرچی ... سال نو رو به همه دوستان عزیز و گرامی تبریک می گم به امید یه سال خوب و خوش برا همه مردم سرزمینم. امیدوارم تو سال جدید همه عاشقای واقعی بیشتر عاشق هم بشن و همدیگرو دوست داشته باشن. بیاین تو سال جدید همه دلخوریا و کینه هارو کنار بذاریمو با دلی صاف و مهربون سال جدید رو شروع کنیم. عاشق همتونم. دعا میکنم به هرچی میخواین برسین. بازم سال نورو به همه عزیزام تبریک می گم. 🙏🙏🙏🙇🙇🙇💑💏💑💏👫👫👫🎊🎉🎊🎉🎉🎊🎉🎉🎆🎇🎇🎇🎆🎆🎇
.
.
.
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین #عید #نوروز #مبارک
.
.
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
Read more
حرف دل . . دنیا گاهی به کام آدم نیست، سخت میگیره برامون، آرزوهامون رو دود میکنه، خسته میشی از ...
Media Removed
حرف دل . . دنیا گاهی به کام آدم نیست، سخت میگیره برامون، آرزوهامون رو دود میکنه، خسته میشی از تنهایی و سختی و جنگیدن برای خوب نشون دادن حالت، از قایم کردن بغضت پشت خنده های الکی . . اما دل خوشم به معبود مهربانم که میگوید . . وَ عَسي‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ عَسي‏ ... حرف دل
.
.

دنیا گاهی به کام آدم نیست،
سخت میگیره برامون،
آرزوهامون رو دود میکنه،
خسته میشی از تنهایی و سختی و جنگیدن برای خوب نشون دادن حالت،
از قایم کردن بغضت پشت خنده های الکی .
.
اما دل خوشم به معبود مهربانم که میگوید
.
.
وَ عَسي‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ عَسي‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما بهتر است ، و بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بدتر است ، و خدا می داند و شما نمی دانید.

بقره 216
.
.
.
إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرَاً

مسلّماً با سختي و دشواري، آسايش و آسودگي است

انشراح 6
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم . <span class="emoji emoji1f538"></span> ذلیل بودن به از وقیح بودن! کمی قبل هوای یکی از #رفقای_شهیدم را کرده بودم. ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم . ذلیل بودن به از وقیح بودن! کمی قبل هوای یکی از #رفقای_شهیدم را کرده بودم. هر چه به عکس هایشُ عکس هایمان نگاه کردم دلم آرام نشد. خاطراتمان را مرور کردمُ قرآنی خواندم. نه، افاقه ای نکرد! دنبال چاره ای بودم برای این #پریشان_حالی. به #مادر_شهید زنگ زدم. گفتم شاید شنیدن ... بسم الله الرحمن الرحیم
.
🔸 ذلیل بودن به از وقیح بودن!

کمی قبل هوای یکی از #رفقای_شهیدم را کرده بودم. هر چه به عکس هایشُ عکس هایمان نگاه کردم دلم آرام نشد. خاطراتمان را مرور کردمُ قرآنی خواندم. نه، افاقه ای نکرد! دنبال چاره ای بودم برای این #پریشان_حالی.
به #مادر_شهید زنگ زدم. گفتم شاید شنیدن صدای #ام_شهید و دعای ایشان، #دل_مضطرم را #آرام کند. گوشی را که جواب داد کلی چاق سلامتی کردیم. #مادر_شهید گلایه ای هم داشت که از وقتی پسرم شهید شده خیلی کم زنگ میزنیُ اصلا سری به ما نمی‌زنی. انتظار شنیدن این کلام سنگین را نداشتم. گفتم حاج خانم اجازه بدین حضوری خدمت برسمُ بگم غلط کردم.
مادر شهید که از این حرف من خنده اش گرفته بود، برای من خوشحال کننده بود.
دم غروب چند شاخه #گل_نرگس خریدمُ راهی منزل شهید شدم.
نمی دانم با دیدن من یاد شهیدشان افتاده بودند یا اینکه خوشحالیشان از حضور میهمان و پیچیدن #بوی_نرگس در حوالی خانه شان بود.
نشستیم، کلی گفت و گو کردیم. آلبوم کودکی شهید را آوردن. با ذوق زیاد ورق می زدمُ نگاهشان می‌کردم.
از سر شب گذشته بود. داشتم آماده می‌شدم تا رفع زحمت کنم. وقتی داشتم خداحافظی می‌کردم مادر شهید پرسید؛ آقا رامین، پسرم گفته بود #نرگس دوست دارم؟ حس عجیبی داشتم. با کمی بعض گفتم نه مادر جان دیدم فصل فصلِ نرگسِ و چون متهم بودم به #بی_معرفتی گفتم چندشاخه گل بچینم براتون.
سید خانم باز خندیدنُ گفتن چقدر جای فلانی خالیه!
کاش بودُ باز برایم گل می‌خرید.
کاش بودُ #کنایه ها و #طعنه ها را در کنار این گل خریدن ها می‌دید.
متحیر بودم!
همه اش می‌گفتم کاش گل نمی‌خریدم.
کاش نمی‌آمدم.
جسارت کردم و سوال کردم منظورتان از طعنه و کنایه چیه مادرجان؟
اشتباهی از من سر زده؟
ایشان #اشک می‌ریخت
انگار تمام وجودم را آتش زده بودند. همینطور که با پشت دست و گوشه #چادر شان اشک هایش را پاک می‌کرد گفت: دلم از بعضی ها 《پُرِ》 .
گفتم چرا حاج خانم. چیزی شده مگه؟
فرمودن هنوزم که هنوزه به گوشمان میرسه که فلانی با وقاحت تمام میگه اینا #مدافعان_اسد هستنُ کلی به دلار بهشون #پول دادن تا برن بجنگن.!!
یکی نیست بهشون بگه آخه #بی_انصافا این لحظه ای که پسرم نیست تا برام #گل بخره رو با چند دلار میتونم عوضش کنم.

یادم نیست چی شد!
اما بی اختیار در رو بستمُ رفتم.
آخه طاقت دیدنِ #دل_شکسته_مادر_شهید رو نداشتم.

#شهادتم_آرزوست
#شهدا
#مدافعان_حرم
#گل_نرگس
#رامین_فرهادی
.
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span> <span class="emoji emoji2764"></span> با تـــــــو بودن ، همیشه پر معناست . بی تو روحم گرفته و تـــــــــنهاست . با تو یک کاسه آب ، یک ...
Media Removed
با تـــــــو بودن ، همیشه پر معناست . بی تو روحم گرفته و تـــــــــنهاست . با تو یک کاسه آب ، یک دریـاســـــــت . بی تو دردم ، به وســـــــــــــــــعت یک صحراست . با تو بــــــــــــــودن همیشه پر معناست . بی تو ، با غم ، برهنه همچو کــــــــــــــــــــویر . با تو یک غنچه ، دشتـــــــــــــــی ...

با تـــــــو بودن ، همیشه پر معناست .
بی تو روحم گرفته و تـــــــــنهاست .
با تو یک کاسه آب ، یک دریـاســـــــت .
بی تو دردم ، به وســـــــــــــــــعت یک صحراست
.
با تو بــــــــــــــودن همیشه پر معناست
.
بی تو ، با غم ، برهنه همچو کــــــــــــــــــــویر .
با تو یک غنچه ، دشتـــــــــــــــی از گلهاست .
با تو بودن همــــــــــــــیشه پر معناست ....
💞
💝
💘
💗
💓
💖
💕 💑 عشقتو تگ کن 💑 😗 😗
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین #سلامتی #لب .
.
.
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
Read more
. <span class="emoji emoji1f499"></span><span class="emoji emoji1f49b"></span> <span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f49a"></span> . این روزها تنم گرمی اغوشی رامیخواهد باطعم عشق نه هوس! . لبانم خیسی لبهایی رامیخواهد باطعم ...
Media Removed
. . این روزها تنم گرمی اغوشی رامیخواهد باطعم عشق نه هوس! . لبانم خیسی لبهایی رامیخواهد باطعم محبت نه شهوت! . گیسوانم نوازش دستی رامیخواهد باطعم نازنه نیاز! . تنی رامیخواهم که روحم را إرضا کند نه جسمم را.... . . . . عشقتو تگ کن . #عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه ... .
💙💛
❤💚
.
این روزها تنم گرمی اغوشی رامیخواهد باطعم عشق نه هوس! .
لبانم خیسی لبهایی رامیخواهد باطعم محبت نه شهوت! .
گیسوانم نوازش دستی رامیخواهد باطعم نازنه نیاز! .
تنی رامیخواهم که روحم را إرضا کند نه جسمم را....
.
.
.
.
💑💏 عشقتو تگ کن 💏 💑 💋 👄 💞 .
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین #سلامتی .

#LOVELY_ASHEGANEHA #LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span> <span class="emoji emoji1f49c"></span> <span class="emoji emoji1f49b"></span> <span class="emoji emoji1f49a"></span> داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنت . و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانت . بیـــرون ...
Media Removed
داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنت . و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانت . بیـــرون میکشـــم . بــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواهمت . و نیسـتـــی . . . . . عشقتونو تگ کنین #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر ...
💜 💛 💚 داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنت .
و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانت
.
بیـــرون میکشـــم
.
بــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواهمت .
و نیسـتـــی . . . . .
👄💋
💞
💑💏 عشقتونو تگ کنین 💘 💏 💑 💋 👄 💞 💝 #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین #عاشقانه #تنهایی .
.
.
.
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
Read more
بوسه هایت . شیطنتهای خاطره سازند . گناه باشدیا نباشد . خاطره ی بوسه هایت تا ابد می ماند. .<span class="emoji emoji1f493"></span><span class="emoji emoji1f49c"></span><span class="emoji emoji1f49b"></span><span class="emoji emoji1f49a"></span><span class="emoji emoji1f497"></span><span class="emoji emoji1f498"></span><span class="emoji emoji1f49d"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f49f"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f499"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f49c"></span><span class="emoji emoji1f49b"></span><span class="emoji emoji1f497"></span><span class="emoji emoji1f498"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f44d"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f444"></span><span class="emoji emoji1f444"></span><span class="emoji emoji1f444"></span><span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f48f"></span> ...
Media Removed
بوسه هایت . شیطنتهای خاطره سازند . گناه باشدیا نباشد . خاطره ی بوسه هایت تا ابد می ماند. . عشقتو تگ کن 😗 . #عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین . بوسه هایت
.
شیطنتهای خاطره سازند
.
گناه باشدیا نباشد
.
خاطره ی بوسه هایت تا ابد می ماند.
.💓💜💛💚💗💘💝💞💟💖💕💙❤💜💛💗💘💞👍💖💖💋💋💋👄👄👄💑💏 💏 💑 عشقتو تگ کن 💑 😗 .
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین .
 #Friday ابرهای سیاه که می آیند وقت باران است، روزها که میگذرند یعنی زمان کم است، برای با هم بودن، ...
Media Removed
#Friday ابرهای سیاه که می آیند وقت باران است، روزها که میگذرند یعنی زمان کم است، برای با هم بودن، برای بودن... حسِ شادمانیِ مبهم از گذرانِ بهترین لحظه ها و حس غمِ پنهان از گذشتِ ثانیه ها، در هیاهوی روزمرگی زندگی، ساعتها را گذراندیم، روزها را از دوباره شبیه هم زندگی کردیم و خنده ها را در حافظه ... #Friday
ابرهای سیاه که می آیند وقت باران است،
روزها که میگذرند یعنی زمان کم است،
برای با هم بودن، برای بودن...
حسِ شادمانیِ مبهم از گذرانِ بهترین لحظه ها و حس غمِ پنهان از گذشتِ ثانیه ها،
در هیاهوی روزمرگی زندگی، ساعتها را گذراندیم،
روزها را از دوباره شبیه هم زندگی کردیم
و خنده ها را در حافظه ثبت...
اما تو بگو، وقتی بعدها آسمان بارید، زیر باران چه کنیم؟
#حس_جمعه #ابری
#حرف_دل #حال_من
--------------------------
#ig_worldclub #ig_photo #ir_beginner_photographers #ir_worldphoto #ir_aks #ir_akasbashi #ir_aks #ig_global_life #ir_ig #aksiine #akas_khoone #aksdastan #harfeaks #ir_photographer #mobilegraphy #ir_mobilegraphy #pasandha #ir_aks_mobile #igersmood #igglobalclub
Read more
ناسپاس از عشق پاکت نیستم من که عمری با خیالت زیستم دوستت دارم به جان تو قسم روی حرفم تا ابد می ایستم! ...
Media Removed
ناسپاس از عشق پاکت نیستم من که عمری با خیالت زیستم دوستت دارم به جان تو قسم روی حرفم تا ابد می ایستم! . . . . #عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین . . #LOVELY_ASHEGANEHA ... ناسپاس از عشق پاکت نیستم

من که عمری با خیالت زیستم

دوستت دارم به جان تو قسم

روی حرفم تا ابد می ایستم! 💑💑💑👫👫👫👫💏💏💏💏💏👩👦👩👦💓💜💛💗💝💞💟💖💘💗
.
.
.
.
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین
.
.
#LOVELY_ASHEGANEHA #LOVELY_ASHEGANEHA
Read more
جمعی از #دوستان نشسته بودیم. دست زیر چانه به میز تکیه داده بودم . هوش و حواسم به بوی پیتزای هوس انگیز بود. #لبخند و گوش و چشم هم به آقای مربی #فیتنس بود که نگم برایتان در حال "زَدَن غیر مستقیم مُخ جمع " بود پسرک ما را ، با بزغاله های دشت و صحرا اشتباه گرفته بود. پس از کلی حرف درباره #غذا و #تناسب_اندام گفت ... جمعی از #دوستان نشسته بودیم. دست زیر چانه به میز تکیه داده بودم . هوش و حواسم به بوی پیتزای هوس انگیز بود. #لبخند و گوش و چشم هم به آقای مربی #فیتنس بود که نگم برایتان در حال "زَدَن غیر مستقیم مُخ جمع " بود 😄 پسرک ما را ، با بزغاله های دشت و صحرا اشتباه گرفته بود. پس از کلی حرف درباره #غذا و #تناسب_اندام گفت : این #پیتزا الان هزار #کالری دارد ، که برای سوزاندنش ، باید نود دقیقه #پیاده_روی کنید. اما یک بشقاب #سبزیجات هزار فایده دارد. مثلا حیف #بهناز😩 با این پوست و صورت که پیتزا و #فست_فود بخورد، قیافه من اینجوری بود 😊😣😒 چراااا من ؟؟؟ ...بالاخره #گارسون برای گرفتن سفارش آمد، جان به لب شده بودم ، دیگر طاقت نداشتم. رو به دیگر دوستان گفتم : بچه ها موقع رفتن تا سر خیابون #پیاده بریم ... دوستان هم استقبال کردند که عاااالی ، بسیار پِرفِکت ، بریم ... من هم رو به گارسون گفتم : پس لطفا یک پیتزای کامل برای من بیاورید 😂 کل جمع را سکوت و #خنده ریز فرا گرفت ، حرف دل جمع را زده بودم😊☺
.
.

من بعدا از بازتاب ها فهمیدم که آنروز مربی فیتنس را با خاک یکسان نکردم ، بلکه با لودر از رویش رد شدم 😉 نامبرده از آن تاریخ تغییر شغل داده است 😊
.
.

حال خوب را بیشتر از #چاق و لاغری ، دوست دارم . دلتان می آید که من شصت و چهار کیلو شوم ، چیزی از من باقی نمی ماند 😔 بهنازه و لُپ هاااش💪 دوستان قدیمی تر به یاد دارند یک دوره #لاغر ی چند سال پیش ، همه می گفتند اصلا بهت نمیاد... تازه #تپل و تو پُر بودن بد نیست تا وقتی #مریض نباشی💃مهم اینه که من هزار تا فکر و تجربه دارم 👸یعنی با پشت دست میزنم تو دهن کسی که بگه غیر از اینه 😄😊 #iran #tehran #ورزش #ویدیو @tvpluss @hookahg
Read more
. . . تو محوطه دانشگاه باد خیلی شدیدی می وزید، طوری که مجبور بودی #_چادرت را #_محکمـ دور خودت بپیچی ...
Media Removed
. . . تو محوطه دانشگاه باد خیلی شدیدی می وزید، طوری که مجبور بودی #_چادرت را #_محکمـ دور خودت بپیچی تا مبادا باد چادر از سرت برگیرد. . به وسط محوطه رسیده بودیمـ. شدت باد و گرد و خاک آنقدر زیاد بود که ناخودآگاه چشمهایمان را بستیمـ و وسط محوطه ایستادیمـ. . در همین شلوغی، باد #_چادر دختری را از ... . .
.
تو محوطه دانشگاه
باد خیلی شدیدی می وزید،
طوری که
مجبور بودی #_چادرت را #_محکمـ دور خودت بپیچی تا مبادا باد چادر از سرت برگیرد. .
به وسط محوطه رسیده بودیمـ.
شدت باد و گرد و خاک آنقدر زیاد بود که ناخودآگاه چشمهایمان را بستیمـ و وسط محوطه ایستادیمـ.
.
در همین شلوغی، باد #_چادر دختری را از سرش برداشت و چند متر آنطرفتر پرتاب کرد. .
کل محوطه پر شد از صدای خنده های پسران هرزه ای که #_چادر دختر را مسخره میکردند. .
.
بیچاره آن #_دختر اشک چشمش را پاک کرد و خواست به طرف #_چادرش برود که از بین جمع پسری آرامـ چادر دختر را برداشت،
تمیز کرد و به طرف دختر آمد. .
لحن صدایش هنوز در خاطرمـ هست.
آرامـ گفت:
#_خواهرمـ تبریک میگمـ #_سلاح بزرگی همراهتان هست. از خنده های پسران اینجا ناراحت نباشین، اینا رسمـ مرد بودن رو نمیدونن.
.
.
سپس لبخندی زد و ادامه داد: دلگیر مباش #_خواهرمـ، #_چادرت را محکمـ تر بگیر.
و من چقدر آن لحظه احساس سرخوشی کردم، وقتی که دانستم هنوز هم هستند انسان هایی که بوی " #_مَرد" میدهند. " #_چادرت را محکمـ تر بگیر خواهرم" نترس...
بگذار گرگها هر چقدر میخواهند زوزه بکشند...
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
حرف دل؛
.
#_رفیق_مَرد بودن راه دارد
روش دارد...
.
رفیق شاید با احساسات دختری بازی کنی و
اسمش را بگذاری دوستی و همکلاسی بودن
.
اما بِدون
ته ته نامردیِ...
.
رفیق.. ناموس ، امنیت ، آرامشمون
چیزی نیست که مفت به دست ما رسیده باشه
هزینه داشته... .
تیکه تیکه شدن جگر گوشه های مادری بوده
که رفته تا ما داشته باشیمـ اینارو...
.
که خیانت به ناموس دیگران نکنیمـ...
.
خواهرای بزرگوار
لطفا سادگی و پاکی خودتون رو
به پای سادگی وپاکیِ نامرد ها نگذارین...
.
.
شادی روح رفیق وهمراه شهیدمون
صلوات+وعجل فرجهمـ
Read more
. ‍<span class="emoji emoji1f30f"></span>دوشنبه شب به تمام ایران اثبات شد ماجرای اتهام بزرگ تبانی از طرف مسئولین تیم خونه به خونه چقدر بی ...
Media Removed
. ‍دوشنبه شب به تمام ایران اثبات شد ماجرای اتهام بزرگ تبانی از طرف مسئولین تیم خونه به خونه چقدر بی پایه و بی اساس هست. . 🌎جایی که مهران کاظمی همانند بوکسوری عصبانی حریف خود را به گوشه رینگ برد و با ضربات متوالی ناک اوتش کرد.اتهام ها این قدر بچگانه و مسخره بود که حتی صدای فردوسی پور را هم در آورد.اما ... .
‍🌏دوشنبه شب به تمام ایران اثبات شد ماجرای اتهام بزرگ تبانی از طرف مسئولین تیم خونه به خونه چقدر بی پایه و بی اساس هست.
.
🌎جایی که مهران کاظمی همانند بوکسوری عصبانی حریف خود را به گوشه رینگ برد و با ضربات متوالی ناک اوتش کرد.اتهام ها این قدر بچگانه و مسخره بود که حتی صدای فردوسی پور را هم در آورد.اما فردوسی پور بنا به شغلی که دارد مجبور بود بیشتر شنونده باشد و فقط گاهی بدیهیات را یاد آوری کند. وقتی مهران کاظمی روی خط آمد حرف دل این چند ماه تمام طرفداران نساجی را زد.کدام تبانی؟شما از تبانی نگویید که مرغ پرکنده خنده اش میگیرد.

@GhaemShahriha
🌍سوپر من شماهم که دلال از آب در آمد و پرونده شکایت مالباختگان از او هنوز مفتوح است.
مربی که قرار بود به خدا پناه ببرد بخاطر تولیدی لباسش از حسن زاده طلب دارد!
از گزارشگر آن مسابقه با تطمیع و تهدید خواستند بگوید در بازی نساجی تبانی شده است!
تمام بازیکنان مدنظر بابلی ها از خود باشگاه شکایت کرده اند!
@GhaemShahriha
.
.
مهران کاظمی اینها را با قدرت ولی متانت رگباری تحویل وکیل بابل میداد و رفیعی با پیوند آقای گودرزی به خانم شقایقی سعی در فرافکنی داشت. ضربه ناک اوت آن جا بود که با اعلام چند مورد مشکوک از بازیهای تیم خونه به خونها نشان داد اگر مردم قائمشهر نجابت میکنند احترام همسایگی را حفظ میکنند وگرنه نطفه تیم همسایه با شائبه بسته شده و در این اندک سال تیمداری شان انواع و اقسام موارد برای پیگیری در پرونده قطورشان موجود است.
.
🌍مهران کاظمی نمونه ای از مدیران بومی باتجربه و مطلع است که نشان از این دارد که مالک عزیز بدون دلیل او را وارد مجموعه مدیریتی
نکرده است.
🖋 سعید توسلی
@GhaemShahriha
Read more
دوشنبه شب به تمام ایران اثبات شد ماجرای اتهام بزرگ تبانی از طرف مسئولین تیم خونه به خونه چقدر بی پایه ...
Media Removed
دوشنبه شب به تمام ایران اثبات شد ماجرای اتهام بزرگ تبانی از طرف مسئولین تیم خونه به خونه چقدر بی پایه و بی اساس هست. جایی که مهران کاظمی همانند بوکسوری عصبانی حریف خود را به گوشه رینگ برد و با ضربات متوالی ناک اوتش کرد.اتهام ها این قدر بچگانه و مسخره بود که حتی صدای فردوسی پور را هم در آورد.اما فردوسی ... دوشنبه شب به تمام ایران اثبات شد ماجرای اتهام بزرگ تبانی از طرف مسئولین تیم خونه به خونه چقدر بی پایه و بی اساس هست.

جایی که مهران کاظمی همانند بوکسوری عصبانی حریف خود را به گوشه رینگ برد و با ضربات متوالی ناک اوتش کرد.اتهام ها این قدر بچگانه و مسخره بود که حتی صدای فردوسی پور را هم در آورد.اما فردوسی پور بنا به شغلی که دارد مجبور بود بیشتر شنونده باشد و فقط گاهی بدیهیات را یاد آوری کند. وقتی مهران کاظمی روی خط آمد حرف دل این چند ماه تمام طرفداران نساجی را زد.کدام تبانی؟شما از تبانی نگویید که مرغ پرکنده خنده اش میگیرد.

سوپر من شماهم که دلال از آب در آمد و پرونده شکایت مالباختگان از او هنوز مفتوح است.
مربی که قرار بود به خدا پناه ببرد بخاطر تولیدی لباسش از حسن زاده طلب دارد!
از گزارشگر آن مسابقه با تطمیع و تهدید خواستند بگوید در بازی نساجی تبانی شده است!
تمام بازیکنان مدنظر بابلی ها از خود باشگاه شکایت کرده اند! مهران کاظمی اینها را با قدرت ولی متانت رگباری تحویل وکیل بابل میداد و رفیعی با پیوند آقای گودرزی به خانم شقایقی سعی در فرافکنی داشت. ضربه ناک اوت آن جا بود که با اعلام چند مورد مشکوک از بازیهای تیم خونه به خونها نشان داد اگر مردم قائمشهر نجابت میکنند احترام همسایگی را حفظ میکنند وگرنه نطفه تیم همسایه با شائبه بسته شده و در این اندک سال تیمداری شان انواع و اقسام موارد برای پیگیری در پرونده قطورشان موجود است.
مهران کاظمی نمونه ای از مدیران بومی باتجربه و مطلع است که نشان از این دارد که مالک عزیز بدون دلیل او را وارد مجموعه مدیریتی
نکرده است. نويسنده : سعید توسلی
Read more
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد پسندت بود لایک کن خداوکیلی بفرست برای عزیزانی که دستشون توی جیبشونه کامنت فراموش نمیشه این کلیپ پخشش کنید برسه دست اهل دلاش @ebrahimi.4398 ثبت کننده کشفیات @mehdi_safavizadeh کشف کننده کشفیات #دنیای_خاص #مهدی_صفوی_زاده_با_60_کیلو_وزن_از_یزد #سلطان_خنده #گرانی #قیمت #حالا_خورشید #خندوانه #فرزندت_کجاست #جنس #ارزان #مهاجرت #پربیننده #خاص #کشف #طلا #دلار #ماست #پوشک_بچه #دارو #هندوانه #خربزه #لاکچری #همه_چی #آب #استنداپ #مشکلات #طنز #کمدی #چالش_جدید #حرف_دل شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
پسندت بود لایک کن خداوکیلی بفرست برای عزیزانی که دستشون توی جیبشونه
کامنت فراموش نمیشه
این کلیپ پخشش کنید برسه دست اهل دلاش
@ebrahimi.4398 👈 ثبت کننده کشفیات
@mehdi_safavizadeh 👈 کشف کننده کشفیات
#دنیای_خاص #مهدی_صفوی_زاده_با_60_کیلو_وزن_از_یزد #سلطان_خنده #گرانی #قیمت #حالا_خورشید #خندوانه #فرزندت_کجاست #جنس #ارزان #مهاجرت #پربیننده #خاص #کشف #طلا #دلار #ماست #پوشک_بچه #دارو #هندوانه #خربزه #لاکچری #همه_چی #آب #استنداپ #مشکلات #طنز #کمدی #چالش_جدید #حرف_دل
آرزویم با تو بودن با تو موندن است ، حتی اگر فقط یک شب باشد دوست دارم زمان در عشق تو بگذرد ، دوست دارم با ...
Media Removed
آرزویم با تو بودن با تو موندن است ، حتی اگر فقط یک شب باشد دوست دارم زمان در عشق تو بگذرد ، دوست دارم با تو جان گیرم با تو جان ببازم ، تو اجازه دادی عشقت را احساس کنم تو به من دل سپردی من هم دلمو باختم ، پس با تمام وجود میگویم تو را می پرستم ! عشقتو تگ کن 😗 #عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی ... آرزویم با تو بودن با تو موندن است ، حتی اگر فقط یک شب باشد
دوست دارم زمان در عشق تو بگذرد ، دوست دارم با تو جان گیرم
با تو جان ببازم ، تو اجازه دادی عشقت را احساس کنم
تو به من دل سپردی من هم دلمو باختم ، پس با تمام وجود میگویم تو را می پرستم !
💓💕💖💞💝💘💗
💓
💜
💓
💕
💖
💑 عشقتو تگ کن 💑
😗
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین
.
.
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
Read more
. . ﺑﺮای ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ اﻧﺒﺎر رﻓﺘﻪ ﺑﻮد.رﺋﯿﺲاﻧﺒﺎر ﮐﻪ او را ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺖ، بهش رو کرد و گفت؛ ﮐﻪ ﺑﺎ اﯾﺴﺘﺎدن ...
Media Removed
. . ﺑﺮای ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ اﻧﺒﺎر رﻓﺘﻪ ﺑﻮد.رﺋﯿﺲاﻧﺒﺎر ﮐﻪ او را ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺖ، بهش رو کرد و گفت؛ ﮐﻪ ﺑﺎ اﯾﺴﺘﺎدن و ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮدن ﮐﺎریﭘﯿﺶ نمیره... او همـ دﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎرﺷﺪﻩ ﺑﻮد و ﺣﺴﺎﺑﯽ همـ ﮐﻤﮏ ﮐﺮدﻩ ﺑﻮد. ﺑﻌﺪ از ﻇﻬﺮ رﺋﯿﺲ اﻧﺒﺎر از بچه ها ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺳﺮﺑﺎز ﮐﺪامـ رﺳﺘﻪﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪش ﺻﺤﺒﺖکنه و اونو ﺑﻪ ﺑﺨﺶ اﻧﺒﺎر ﻣﻨﺘﻘﻞکنه ... . .

ﺑﺮای ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ اﻧﺒﺎر رﻓﺘﻪ ﺑﻮد.رﺋﯿﺲاﻧﺒﺎر ﮐﻪ او را ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺧﺖ،
بهش رو کرد و گفت؛
ﮐﻪ ﺑﺎ اﯾﺴﺘﺎدن و ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮدن
ﮐﺎریﭘﯿﺶ نمیره...
او همـ دﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎرﺷﺪﻩ ﺑﻮد و
ﺣﺴﺎﺑﯽ همـ ﮐﻤﮏ ﮐﺮدﻩ ﺑﻮد.
ﺑﻌﺪ از ﻇﻬﺮ رﺋﯿﺲ اﻧﺒﺎر از بچه ها ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺳﺮﺑﺎز ﮐﺪامـ رﺳﺘﻪﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪش ﺻﺤﺒﺖکنه و اونو ﺑﻪ ﺑﺨﺶ اﻧﺒﺎر ﻣﻨﺘﻘﻞکنه .
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
حرف دل؛
.
حاجی ...
سلامـ

دلــمـ گرفته رفیق جانمـ
بدجور هوای غروب حَرَمـ داره...
حاجی جانمـ
چقدر دوست دارمـ وقتی
از همه ی همه ی دنیا کنده بود حالت و فقط پرکشیدنت شهادتت میشد .
همراه زندگی امـ...
.
دلـمـ پُر است خیلی امـ پُر. .
.
هر بار که دلمـ پُر میشود میفهممـ که کم گذاشتمـ در رفاقتمان...
.
و میآیمـ کنارت تا...
تیک بزنمـ قول ها و وعده هایمـ را
.
خدا کند که
باز فقط بعد از تیک آخر "بخندی" برایمـ...
.
خنده ات را با هیچ چیزی عوض نمیکنمـ
هیچ چیزیاااااا
.
رفقا...
دعا کنید پای عهد و قولامون محکمـ وایسیمـ...
.
شادی روح رفیق و همراه شهیدمون
صلوات +وعجل فرجهمـ
Read more
من بلد نیستم دوستت نداشته باشم . بلد نیستم حرف دلم را نگویم . حتی بلد نیستم نگویم می خواهمت وقتی ...
Media Removed
من بلد نیستم دوستت نداشته باشم . بلد نیستم حرف دلم را نگویم . حتی بلد نیستم نگویم می خواهمت وقتی می خواهمت . بلد نیستم نخندم وقتی باتوم . حتی اخم کنم وقتی ناراحتم . من هیچ کار مهمی را بلد نیستم جز دوست داشتن تو . عشقتو تگ کن #عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه ... من بلد نیستم دوستت نداشته باشم
.
بلد نیستم حرف دلم را نگویم
.
حتی بلد نیستم نگویم می خواهمت وقتی
می خواهمت
.
بلد نیستم نخندم وقتی باتوم
.
حتی اخم کنم وقتی ناراحتم
.

من هیچ کار مهمی را بلد نیستم جز دوست داشتن تو
.
💑💏عشقتو تگ کن💏💑

❤ ❤ ❤ ❤ ❤
#عاشقانه #عشق #درد_دل #دلتنگی #عشق #بوس #بوسه #زیبا #دختر #پسر #من #دوست #خنده #شاد #حرف #دل #ازدواج #واقعیت #شیرین #سلامتی ❤
❤ ❤ ❤ ❤
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
#LOVELY_ASHEGANEHA
Read more
. روی رکاب مینی بوس ایستاده بود . بچه ها یکی یکی از کنارش رد میشدند ، می رفتند بالا . سر و صدا و خنده ...
Media Removed
. روی رکاب مینی بوس ایستاده بود . بچه ها یکی یکی از کنارش رد میشدند ، می رفتند بالا . سر و صدا و خنده مینی بوس را پر کرده بود . . انگار نه انگار که می خواستند بروند جنگ . همه هستن ؟ کسی جا نمانده ؟ برادرا چیزی رو فراموش نکردین ؟ . غلامرضا خیلی جدی گفت : برادر احمد ما لیوان آب خوریمون جا مونده ، اشکالی ... .
روی رکاب مینی بوس ایستاده بود .
بچه ها یکی یکی از کنارش رد میشدند ،
می رفتند بالا .
سر و صدا و خنده مینی بوس را پر کرده بود .
.
انگار نه انگار که می خواستند بروند جنگ .
همه هستن ؟ کسی جا نمانده ؟
برادرا چیزی رو فراموش نکردین ؟
.
غلامرضا خیلی جدی گفت :
برادر احمد ما لیوان آب خوریمون جا مونده ، اشکالی نداره ؟ .
دوباره صدای خنده بچه ها رفت هوا
احمد لبخند زد و به راننده گفت :
بریمـ ...
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
حرف دل؛
.
شهدا...
چقدر "هیچی بودن" واسه بقیه ...
چقدر خودشونو "هیچی" میدیدن...
.
#_رفقا یادمون نره
#_شهدا و #_شهادت شنیدنی نیست
.
اگه #_مَردِ_راهیمـ پس #_بسمـ_الله...
.
باید تلاش کرد نباید به حرف باشه فقط...
باید پای #_اعتقاداتمون ، پای #_ارزشامون وایسیمـ و واسه ترویجش قدمـ برداریمـ!!!
.
مثلا شما #_خواهرمـ...
اگه تو گرمای تابستون #_چادرتُ محکمـ سر کنی و
با افتخار سر کنی
میشه #_شهادت
میشه دوس داشتن شهید شدن... #_حاج_احمد_متوسلیان...
.
.
شادی روح رفیق و همراه شهیدمون
صلوات + وعجل فرجهمـ
Read more
. <span class="emoji emoji1f4ae"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f4ae"></span> . خداوند لبخند زد دختر آفریده شد! لبخند خدا روزت مبارک <span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f4ae"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f4ae"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f4ae"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f4ae"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f4ae"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f4ae"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f4ae"></span><span class="emoji emoji1f490"></span> . دختری مانند ...
Media Removed
. . خداوند لبخند زد دختر آفریده شد! لبخند خدا روزت مبارک . دختری مانند گل زیبا و پاک از همه ناراستی‌ها او بری او گل کاشانه ما می‌شود می‌کند بر ماهتاب او سروری لطف حق شامل شده بر حال ما می‌گشاید یک به یک بر ما دری خنده بر لب دارد و نوری به چشم با نگاهش می‌کند ... . 💮💐💐💮 .

خداوند لبخند زد
دختر آفریده شد!
لبخند خدا روزت مبارک
💐💮💐💮💐💮💐💮💐💮💐💮💐💮💐 .

دختری مانند گل زیبا و پاک

از همه ناراستی‌ها او بری

او گل کاشانه ما می‌شود

می‌کند بر ماهتاب او سروری

لطف حق شامل شده بر حال ما

می‌گشاید یک به یک بر ما دری

خنده بر لب دارد و نوری به چشم

با نگاهش می‌کند افسونگری

من چه خوشبختم که دارم دختری

دختری زیبا رخی تاج سری

او شده نور دو چشمان پدر

میفروشم فخر بر انس و پری

بارالهی لطفت از حد شد فزون

بازهم کردی تو بنده پروری

دوست دارم تا بگویم بشنود

حرف دل با شعر زیبای دری

دخترم زیبا گلم ای عشق من

در نگاهم از همه عالم سری

کاش می‌شد تا ببینی در دلم

کز همه خوبان عالم برتری

من برایت آرزو دارم همه

خوبی و پاکی و نیکو اختری
Read more
 #بخونین_ضرر_نمیکنین خانم کریمی من تازه واردم جو اداره چطوریه؟ خانوما و آقایون همکار آدمای درستی ...
Media Removed
#بخونین_ضرر_نمیکنین خانم کریمی من تازه واردم جو اداره چطوریه؟ خانوما و آقایون همکار آدمای درستی هستن؟ خانم کریمی: آره عزیزم #خداروشکر جو اداره سالمه همه همکارا آدمای درستی هستن و آقایون همکار هم چشم پاکن الحمدلله. آقای سامانی وارد جمع می شود و با #لبخند: به سلام خانم کریمی بزرگوار خوب هستین؟ ... #بخونین_ضرر_نمیکنین
خانم کریمی من تازه واردم جو اداره چطوریه؟
خانوما و آقایون همکار آدمای درستی هستن؟
خانم کریمی: آره عزیزم #خداروشکر جو اداره سالمه همه همکارا آدمای درستی هستن و آقایون همکار هم چشم پاکن الحمدلله.
آقای سامانی وارد جمع می شود و با #لبخند: به سلام خانم کریمی بزرگوار خوب هستین؟ چشمام داره درست میبینه؟ امروز شما زود تشریف اوردین؟
خانم کریمی بعد از #خنده ای کوتاه: سلام آقای سامانی ممنون. شما خوبین؟خانمتون و بچه ها خوبن؟ ای بابا کی من تاخیر داشتم تاحالا. من که از همه زودتر میرسم اداره.(دوباره کمی میخندد.)
آقای سامانی با #ژست متفکرانه: الله اکبر. پس لابد اونی که هرروز نیم ساعت دیرتر میاد همزادتونه شما نیستین.
هردو میخندند. آقای سامانی با همکار جدید هم سلام و احوالپرسی کوتاهی میکند و به سرکارش می رود.
خانم کریمی رو به همکار جدید: این آقای سامانی خیلی شوخه مدام سر به سر همکارا میذاره. خب داشتم میگفتم عزیزم جو اداره خیلی پاکه همه سنگین و #متین رفتار میکنن...
❌❌❌❌❌❌
گاهی حواسمون نیست. گاهی خودمون رو گول میزنیم!
خودمون رو توجیه میکنیم! شاید الان مارو به تندروی متهم کنین اما یه روزی به این حرف میرسین.
آقای محترم خانم گرامی اولش فکر میکنی خب ❌ #ما_که_چیزی_تو_دلمون_نیست❌ فلانی فقط همکاره. يا فلانی هرچیز دیگه ای مثلا... اما همه چیز آروم آروم اتفاق میفته. میگی من حواسم به خودم و رفتارم هست و میتونم خودم رو مدیریت کنم که #گمراه نشم؟!
حالا من ازت میپرسم تو بیشتر خودت رو میشناسی یا خدایی که تورو آفریده؟؟؟؟؟
اون خدایی که تو رو آفریده بی شک بهتر از خود تو میدونه چه کاری رو باید انجام بدی و چه کاری به ضررته. همون #خدا بر اساس #فطرت و امیالی که خودش توی وجودت گذاشته بهت گفته ارتباط غیر ضروری با نامحرم چه پیامدایی در درازمدت برای خودت و ایمانت و زندگیت داره. شاهد حرفم هم چندین و چند آیه #قرآن و #حدیث درباره ارتباط با #نامحرم که توی #قرآن_کریم و تمام کتب معتبر احادیث #ائمه_(ع) اومده. ارتباط غیر ضروری همون #شوخی های بیجاست. همون بگو بخند های هرچند مؤدبانه است. ائمه رو دوست داری؟ امام حسین (ع) رو دوست داری؟
اوکی برو نظرشون رو راجع به این کارت تو احادیثشون بخون. ببین آیا اونا هم این کار رو دوست دارن؟؟؟؟؟
تجربه بهمون ثابت کرده هرجا خواستیم #عقل_کل بازی دربیاریم و حرف خدا رو با توجیه های الکی بپیچونیم آخرش پشیمونی به بار اومده...
ای کاش یکم بیشتر حواسمون به برخورد ها و ارتباط هامون باشه. ای کاش #دل #امام_زمان_(عج) رو نشکونیم.
ای کاش...
#دو_کلوم_حرف_حساب ☉کپی=صلوات☉
Read more
. J تتلیتیا کپی واجب خیلی آدم باید پست و احمق،باشه که واسه دو کلمه انتقاد از نداشته هاش و داشته هاش ...
Media Removed
. J تتلیتیا کپی واجب خیلی آدم باید پست و احمق،باشه که واسه دو کلمه انتقاد از نداشته هاش و داشته هاش مایه بذاره تو فحاشی هاش!!! نمیفهمم تویی که حرف ضعیفیِ و چرت بودنِ موسیقی هایِ،تتلو میزنی خودت کدوم کنسرت هارو برگذار کردی؟کدوم سازهارو از بری،کی،استادت تو سولفِژ بود که راجع به خوب و بده،صداش حرف ... .
J تتلیتیا کپی واجب

خیلی آدم باید پست و احمق،باشه که واسه دو کلمه انتقاد از نداشته هاش و داشته هاش مایه بذاره تو فحاشی هاش!!! نمیفهمم تویی که حرف ضعیفیِ و چرت بودنِ موسیقی هایِ،تتلو میزنی خودت کدوم کنسرت هارو برگذار کردی؟کدوم سازهارو از بری،کی،استادت تو سولفِژ بود که راجع به خوب و بده،صداش حرف میزنی؟چندتا روپایی زدی تو عمرت که حرف از ضعیف بودن و هیچی نشدنش تو فوتبال میزنی!؟آدم ! باز این از صبح تا شبش تو تمرین و ورزشِ نه تویی که از کلِ فوتبال برنامه نود رو میشناسیُ چندبار تو عمرت استادیوم رفتی! به چیِ زندگیت مینازی؟کَسی ندونه فکر میکنه ماها هممون کار و زندگیِ عالی داریم.بهترین شغل و کسب و کار و بیزینسِ دنیا رو داریم. چرا فقط حرف میزنی؟آاااادم! بفهم با چارتا فحش به هیچی نمیرسی.اینهمه فحش دادی،دستت به خودش و خواهر و مادرش رسیده مگه؟ هرچی مُخ هامون پوچ تر و پوک ترِ دهن هامون گشادتر.اییییین واسه هواداراش میاد اینستا آره بیکارِ! تو چی که از صب تا شب تو پیچشی؟اوونقدری درگیرش هستی که میشینی کامنتِ فحش مینویسی.به چیِ فحش دادن دلت خوشِ؟دیگه یه آدمِ بی سرُ پایِ یه وری هم تو فحش دادن استادِ.واقعاً افتخار داره برات!؟اصلاً دلیلی نداره وقتی ازش بدت میاد کارهاش رو دنبال کنی! پست هاش رو دنبال کنی! چیه نکنه واسه خندیدن میای تو پیجش؟ یه نگاه به زندگیِ خودت بنداز.از همه خنده دار تره...بابا جمع کن این جانمازیُ که پهن کردی! رنگ به روش نموند بس که آب کشیدی براش.همچین از خالکوبی هاش ایراد میگیریُ حرف از خدا و پیغمبر براش میزنیم یکی ندونه فک میکنه خودمون بیسچار ساعتِ تو مسجد و رو به قبله ایم واسه استغفار! بدَنِ خودشِ! دوست داره و هرکاری بخواد باهاش میکنه!تویِ پسر! هرکاری بخوای با تنت میکنی کَسی هست تو زندگیت فضولی کنه؟تویِ دختر هرطوری که بخوای لباس میپوشی کسی هس بهت بگه چرا؟ایشون هر حرفی میزنه از پوشش و فرهنگ سازی ها و شوخی ها فقط و فقط برایِ هواداراشه.دلیلی نداره تو یا هرکَسِ دیگه باهاش مشکل داره حتیٰ پُست هاش رو بخونِ.قبلِ اینکه بهش بگی شیطان پرست اول فکر کن به کدوم قرآن و نمازت مینازی.والا بلاه خدایِ من و تو این چیزارو تو تو قرآن و تورات و انجیل این هارو به ما یاد نداده.که مسلمون تویی که دلِ کَسیُ میشکنی و امیدی رو نا امید میکنی.هرچیزیم که میگی،هر فحشیم که میدی هییییچ اثری رو هییییچ آدمی نداره. دیواره ی
@amirtatalooi ذهن
.
.
.
😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠
.
.
Read more
آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور ... از تهِ نسبت های نداشته انگار جایی نوشته ...
Media Removed
آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور ... از تهِ نسبت های نداشته انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند ! می شوند همدم ، می شوند دوست ، می شوند رفیق ، اصلأ می شوند جانِ شیرین .. درست می نشینند روی طاقچه ی دلِ هم ... حرف هایشان یک جورِ خوبی دلنشین است ، دل برای خنده هایشان ... آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور ...
از تهِ نسبت های نداشته
انگار جایی نوشته بود که اینها
باید کنار هم باشند !
می شوند همدم ، می شوند دوست ،
می شوند رفیق ، اصلأ می شوند جانِ شیرین ..
درست می نشینند روی طاقچه ی دلِ هم ...
حرف هایشان یک جورِ خوبی دلنشین است ،
دل برای خنده هایشان ضعف می رود ؛
اصلأ بودنشان شیرین است
وقتی هم که نیستند ،
هی همدیگر را مرور می کنند و مُدام
گوش به زنگِ آمدن هم هستند ...
خدا این آدم ها را نگیرد از هم...
.
پ.ن:کاش همیشه دوستاتون پیشتون بمونن.
خوشحالم که رفتی...
خوشحالم می شم برگردی زودتر💙
Read more
 #روح_الله_آهنگر خنده‌های زورکی , اشکای یواشکی شب و روزی بی‌هدف , لحظه‌های الکی ساعتای پر سوال ...
Media Removed
#روح_الله_آهنگر خنده‌های زورکی , اشکای یواشکی شب و روزی بی‌هدف , لحظه‌های الکی ساعتای پر سوال , دل خوشی‌ها تو خیال حسرت پرنده‌ی دل , که نداره پرو بال این دو روز زندگی , طی شده تو کهنگی می‌دونم دیگه بریدی , تو هوای خستگی می‌دونم خسته شدی , مرغ پر بسته شدی می‌دونم طاقت نداری , واسه سوز تشنگی دل ... #روح_الله_آهنگر
خنده‌های زورکی , اشکای یواشکی
شب و روزی بی‌هدف , لحظه‌های الکی
ساعتای پر سوال , دل خوشی‌ها تو خیال
حسرت پرنده‌ی دل , که نداره پرو بال
این دو روز زندگی , طی شده تو کهنگی
می‌دونم دیگه بریدی , تو هوای خستگی
می‌دونم خسته شدی , مرغ پر بسته شدی
می‌دونم طاقت نداری , واسه سوز تشنگی
دل خوشی‌ها یه لحظه , به خندش نمی‌ارزه
از همه کس طلبکار , یه دنیا زیر قرضه
نه خط خطی نه ساده , مسافر گم و گیج
یه جاده سخت و دشوار , به مقصد تو ره هیچ
هوای تازه می‌خوای , نگاه بی‌بهونه
خود خود صداقت , جواب عاشقونه
یه حرف راستی راستی , از ته دل می‌خواستی
اون که بسازه از نو , تو رو با همه خواستی
یک شب بارونی بسه , برای از نوتر شدن
یک گل شمعدونی بسه , برای عاشق‌تر شدن
یک شب بارونی بسه , برای از نوتر شدن
یک گل شمعدونی بسه , برای عاشق‌تر شدن
#رضا_صادقی
📷 : @miladasadkhah
Read more
... تقدیم به عصرهای جمعه ، به صبح‌های شنبه به اواسط فروردین ، به اوایل مهر به سرما‌خوردگی‌های ...
Media Removed
... تقدیم به عصرهای جمعه ، به صبح‌های شنبه به اواسط فروردین ، به اوایل مهر به سرما‌خوردگی‌های بعد برف‌بازی به آبسلانگِ توی حلق ، به آمپول پنی‌سیلین به پیام‌های بازرگانی ، به تکون خوردن‌های گیرنده به امتحان‌های شفاهی ، به خودکار‌های لای انگشت به بارون‌های زنگ ورزش ، به آفتاب زنگ ریاضی به ... ...
تقدیم به
عصرهای جمعه ، به صبح‌های شنبه
به اواسط فروردین ، به اوایل مهر
به سرما‌خوردگی‌های بعد برف‌بازی
به آبسلانگِ توی حلق ، به آمپول پنی‌سیلین
به پیام‌های بازرگانی ، به تکون خوردن‌های گیرنده
به امتحان‌های شفاهی ، به خودکار‌های لای انگشت
به بارون‌های زنگ ورزش ، به آفتاب زنگ ریاضی
به بادوم‌های تلخ ، به آروغ‌های طعم تخم مرغ
به آب‌های گرم تو یخچال ، به آب‌های سرد تو حموم
به تعارف‌های سر سفره ، به آدم‌های همیشه گرسنه
به مشکلات اقتصادی ، به مناظره‌های انتخاباتی
به صبحگاه‌های سربازی ، به اولین شب نگهبانی
به کوفتگیِ بعد دعوا ، به سکسکه‌های بعد گریه
به بغض‌های نترکیده ، به حرف‌های توی دل مونده
به "نه" های از روی غرور ، به "آره" های از روی ترحم
به اخم‌های "تو" هنگام خوشحالیت
و به خنده‌های "من" هنگام ناراحتیم
تقدیم با #عشق .
#photography #portrait #art #charisma
#greed #hysteric #smiles #lippiness
#photo by @farzane.moradi.98
#tanx to @m_reza_moradi61
Read more
 #<span class="emoji emoji1f603"></span> ‌ شیرین، دلچسب، خنده دار، و مهم تر از همه، به شدت ایرانی و خانوادگی ! 🇮🇷 ‌ مردم ما خنده و خندیدن ...
Media Removed
# ‌ شیرین، دلچسب، خنده دار، و مهم تر از همه، به شدت ایرانی و خانوادگی ! 🇮🇷 ‌ مردم ما خنده و خندیدن رو دوست دارن و آمار فروش فیلم های سینما، این رو ثابت میکنه که حتی اگر #فرهادی باشی یا #حاتمی_کیا ، یه طنز بدردنخور مثل #نهنگ_۲ میتونه چند برابر فیلمِ شما بفروشه ! ‌ اما تو دل ژانر کمدی تو سینمای ایران، ... #😃

شیرین، دلچسب، خنده دار، و مهم تر از همه، به شدت ایرانی و خانوادگی ! 🇮🇷

مردم ما خنده و خندیدن رو دوست دارن و آمار فروش فیلم های سینما، این رو ثابت میکنه که حتی اگر #فرهادی باشی یا #حاتمی_کیا ، یه طنز بدردنخور مثل #نهنگ_۲ میتونه چند برابر فیلمِ شما بفروشه !

اما تو دل ژانر کمدی تو سینمای ایران، بعضی فیلم ها یکم از نظر جنس خندوندن سرآمد ترن، بعد از #اکسیدان ، #آینه_بغل دومین فیلمیه که توی این یکی دو ساله، یه کمدی خوب و خنده دار و سالم رو به نمایش گذاشت !

هر کسی، حتی شما، میتونید با شوخی های جنسی، حرف های دو پهلوی جنسی و خارج از ادب، استفاده از مدهای زودگذر لحظه ای، دریدن خطوط قرمز با هر بهانه و شکلی و ... ، بقیه رو بخندونین!

ولی استفاده از این ابزار برای دیدن خنده‌ی مخاطب، اصلا هنر نیست! و سازنده هم هنرمند نیست !

و این رو هر جنبنده ای میدونه، که بزرگان طنز و کمدی جهان، امثال #چاپلین و #لورل - #هاردی هستن، نه #آمریکن_پای ساز ها !!

اما آینه بغل ☺️

استفاده درست از بازیگرها ( که چند سالی هست خیلی کم شده! )
بازی خیلی خوب جواد خان عزتی، و بازی خوب بقیه
فضای بسیار دلچسب در کل فیلم
شوخی های بامزه و شیرین
خلق لحظات جدید و غیر تکراری تو ژانر طنز، برای خندوندن !
فرهنگ ایرانی‌ای که توی فیلم موج میزنه
و باز هم مهم تر از همه، یک طنز خنده دار، برای خانواده !

دست #منوچهر_هادی و #جواد_عزتی و #نازنین_بیاتی و ... درد نکنه ☺️🌷

آینه بغل رو با خانواده و دوستان ببینین، بزارید رکورد فروش فیلم دست فیلمی باشه که ارزش داشته باشه 😉

#سینما #محمدرضا_گلزار #کمدی #Bmw #مازراتی #i8
Read more
<span class="emoji emoji1f338"></span> . بیستُ نُہِ هشتِ هزارُ سیصدُ پنجاهُ نہِ هجری شمسی . درست سی و شیش سال پیش فقط با ساعتی اختلاف ، ...
Media Removed
. بیستُ نُہِ هشتِ هزارُ سیصدُ پنجاهُ نہِ هجری شمسی . درست سی و شیش سال پیش فقط با ساعتی اختلاف ، توی همین هوای پاییزی ، تو همین اطراف ، نزدیک ، خیلی نزدیک تر از جایی که الان نفس میکشی ، واسه اولین بار با تموم قدرتی که تو وجود کوچیکت بود نفس کشیدی! سی و شیش سال پیش؛ این موقع، هیچ نمیدونسی ، یه روزی میرسه ... 🌸
.
بیستُ نُہِ هشتِ هزارُ سیصدُ پنجاهُ نہِ هجری شمسی
.
درست سی و شیش سال پیش فقط با ساعتی اختلاف ، توی همین هوای پاییزی ، تو همین اطراف ، نزدیک ، خیلی نزدیک تر از جایی که الان نفس میکشی ، واسه اولین بار با تموم قدرتی که تو وجود کوچیکت بود نفس کشیدی!
سی و شیش سال پیش؛
این موقع، هیچ نمیدونسی ، یه روزی میرسه که واسه ینفر با یک دنیا فاصله اونقــــــــــد عزیز میشی که این تاریخ حتی از تاریخ تولد خودشم براش شیرین تر میشه ،
اون روز نمیدونسی ، یکی با یک شبو روز فاصله واسه رسیدن تولدت ذوق داره ، واسه نوشتن حرفایی که امیدی نداره بخونی لحظه شماری میکنه ، یکی که هرسال همین روز تنها چیزی که از خدا برات میخواد یه سال زندگی با تن سالم و دلی شاده !
یکی که گاهی تو عین همه نا امیدیا امید داره خودش با دستای خودش اون چیزی که لایقته و واسه تولدت هدیه بده.
تو اومدی و من پنج ساله تو نبودت این روز جشن میگیرم و هرسال برات مینویسم.
این حس دلتنگی قشنگه؛
حس قشنگیه وقتی بایه عکس جدیدت دل خوش میشم و اون عکستو هی نگاه میکنمُ هی نگاه میکنم،
حس قشنگیه وقتی صداتو میشنوم ضربان قلبم تند میشه ، وقتایی که حرف میزنی ازین همه فاصله تصدقت میرم،
وقتایی که یه مصاحبتو اونقد مرور میکنم تا جزء به جزء حرفایی که زدی و بر شم و خیالم جمع شه که همچی ارومه ،
تو نمیدونی ولی من دیوانه وار حرکاتتو مرور میکنم ، که دلم قرص شه اون خندهات از ته دله ، که مطمئن شم چشات برق میزنن و حالت خوبه خوبِ، تو خبر نداری ولی فقط یه عکس میتونه به همه اینا دلخوشم کنه ،
دلخوشیای کوچیک من خنده دارن ، ولی تو نمیتونی باور کنی من با همینا زنده ام!
حس خوبیه وقتی هرازگاهی یه دلخوشی بهم میدی که واسه ادامه راهم انرژی داشته باشم،واسه ادامه ی دوست داشتنت...،
تولدت وقتیِ که من از قبلش دغدغم اینه چجوری با این همه فاصله بهت تبریک بگم.،
و اخرشم پناه میبرم به چند جمله و دوتا عکس و حسرت و حسرت..
.
تولدت به شیرینی رسیدن به آرزوهات،برات اونقـــدر آرزوهای خوب دارم که فکرشم نمیکنی،
#بیستُ_نه_آبان_مبارڪ
تولدت مبارک مرد پاییزی من ❤
.
29.8.95 _ 00:00
.
#kamranhooman
Read more
. کپشن (قسمت اول) . گاهی وقتا اینقدر درگیر گذشت زمان و آینده میشیم که یادمون میره که با گذشت زمان، این فرشته های مهربون دارن پیرتر میشن... قدر تک تک ثانیه هایی که کنارت هستنو بدون دعای خیر پدر و مادر برا فرزندانشون معجزه میکنه، همین دعا برامون میرزه به تمام دنیا... دستای مهربون و صورت این فرشته ... .
کپشن (قسمت اول)
.
گاهی وقتا اینقدر درگیر گذشت زمان و آینده میشیم که یادمون میره که با گذشت زمان، این فرشته های مهربون دارن پیرتر میشن...
قدر تک تک ثانیه هایی که کنارت هستنو بدون
دعای خیر پدر و مادر برا فرزندانشون معجزه میکنه، همین دعا برامون میرزه به تمام دنیا...
دستای مهربون و صورت این فرشته های زمینی رو ببوس ... تا دیر نشده ببوس! به خدا یه روز همین بوسه ی ساده میشه تمام رویا و آرزوت !
باهاشون تماس بگیر همین الان، بهشون بگو چقدر دوسشون داری همین الان الان...
به خدا یه روز همین تماس ساده، همین کاری که الان میتونی به راحتی انجامش بدی میشه تمام آرزو و رویات...
اگه بحثی،دلخوری یا هر چیزی بین تون رخ داده بیا و کوتاه بیا، بیا و با مهربونیت ببخش و کوتاه بیا، تو که ببخشی و کوتاه بیای خدا هم میبخشه تو رو و برات جبران میکنه...
پدر و مادرا خیر و صلاح فرزندانشون رو میخوان ممکنه گاهی وقتا حرفی زده بشه کاری انجام بشه که تو اون لحظه دوست نداری اما باور کن اونا خیر و صلاحت رو میخوان، اونا موفقیت و عاقبت بخیری بچشون رو میخوان...
خیلی از اتفاقا و کارا بعد از گذشت زمان برا ما روشن میشن، فقط گاهی وقتا خیلی خیلی زود دیر میشه ... دیر می فهمیم اونا ته دلشون چی میخواستن و برا چه اون کار رو انجام دادن...
ازت میخوام قبل از اینکه دیر بشه و برگشتن زمان به عقب برات بشه یه آرزو به خودت بیای و آشتی کنی ...
اگه بدونی اونا چقدر سختی کشیدن و صبوری کردن تا تو رو بزرگ کنند، چقدر دلشوره و نگران شدن تا تو رو به این لحظه برسونن که داری این پیغام رو میخونی اونوقته که میفهمی اگه تمام دنیا رو هم بریزی پاشون بازم براشون کم گذاشتی! اونوقته که قلبت هر ثانیه به عشق وجودشون میتپه ...
.
.
یه پیامم دارم برا عزیزانی که این فرشته های زمینی از پیششون پر کشیدن...
رفتن به جایی که بهش تعلق داشتن...
از این دنیای کوچیک و شلوغ ما پرکشیدن رفتن
قبول دارم که جای خالیشون دیگه هیچوقت پر نمیشه، دیگه هیچوقت اون شادی از ته دل، اون خنده های واقعی رو بدون وجودشون تجربه نمی کنیم... میدونم که هر ثانیه و هر ثانیه خاطرات شیرین جلوی چشمات میاد... درک می کنم که چه غمی رو دلته، چه بغضی تو گلوته... غم از دست دادن یه فرشته واقعی، یه دوست و همراه دوست داشتنی که از ته دل عاشق ما بود و ما هم عاشق اون...
میخوام بگم همین عشقی که ازش حرف زدیم کسی بود که تا آخرین نفس خیر و صلاح تو رو میخواست،کسی که از تمام دنیا فقط عاقبت بخیری بچه هاشون رو آرزو داشتن همین و بس
میخوام بگم اونا خنده های از ته دل تو رو دوست داشتن ...
.
ادامه متن در پست بعدی ...
Read more
Happy birthday Molim! I already missed you from miles away <span class="emoji emoji2764"></span>️ . خودم نميدونم چرا تو هميشه تو همه ...
Media Removed
Happy birthday Molim! I already missed you from miles away ️ . خودم نميدونم چرا تو هميشه تو همه ي شرايط پيش مني... نميدونم چرا از همه چي خبر داري... نميدونم چيه تو وجودت كه ميتونه انقد هميشه جذابت كنه... فقط ميدونم، داشتنت تو زندگيم نعمته! ميدونم با وجودت ميشه مثلا ٢٦ ساعت از تهران تا خاشوري ... Happy birthday Molim!
I already missed you from miles away ❤️
.
خودم نميدونم چرا تو هميشه تو همه ي شرايط پيش مني... نميدونم چرا از همه چي خبر داري... نميدونم چيه تو وجودت كه ميتونه انقد هميشه جذابت كنه... فقط ميدونم، داشتنت تو زندگيم نعمته!
ميدونم با وجودت ميشه مثلا ٢٦ ساعت از تهران تا خاشوري حرف زدو حرف زدو حرف زد...
روي يه صندلي اتوبوس، دوتايي نشست 😁
ميشه به بطري بردن و شلنگ داشتن توالت هاي باتومي و تفليس ساعت هااااا خنديد :))))
ميشه به فارسي ياد دادنت به توريستا پهلو درد گرفت از خنده :))
ميشه هيچ هايك كرد تو مملكت غريب... ميشه كوچ سرفينگ كرد...
ميشه با كله خرابيت، وجودشو پيدا كرد كه سفر كرد...
ميشه لحظه به لحظه از ديدن مغازه اي ذوق كرد :))
ميشه آب ٠.٥ ليتري رو با نيم درصد الكل اشتباه گرفت 😂
ميشه انقد مثبت نگاه كرد ماجراهارو كه همه ي خبراي خوب رو از تو شنيد!
ميشه باهات درد و دل كرد... ساعت ها... و خوبه كه ميشه❤️
تولدت مبارك عزيز دلم😍
ايشالا سال پر سفري داشته باشي 😘😘
.
.
پ.ن. #استانبول م، اما خدا ميدونه چقدرررررر دلم ميخواست اينجا باشي تا با هم شهر رو گز كنيم... تا شبا موقع برگشت هندزفري رو دربيارم از گوشام و با هم ايراني جماعتو سرفراز كنيم :)))
دل تنگتم❤️
Read more
. ‍بسم الله الرحمن الرحیم . #این_الفاطمیون سال‌های گذشته، وقتی که سن و سالم پائین تر بود بیشتر ...
Media Removed
. ‍بسم الله الرحمن الرحیم . #این_الفاطمیون سال‌های گذشته، وقتی که سن و سالم پائین تر بود بیشتر از این حرف‌ها #غصه_شهدا را می‌خوردمُ #مظلومیت_شهدا را که می‌دیدم نگران می‌شدم . اینکه چرا و به چه دلیل، عرض می‌کنم. مثلا هر زمان گذرمان به #گلزار_شهدا می‌افتاد، همزمان با تناول خوراکی‌ها و نذری‌های ... .
‍بسم الله الرحمن الرحیم
.
#این_الفاطمیون
سال‌های گذشته، وقتی که سن و سالم پائین تر بود بیشتر از این حرف‌ها #غصه_شهدا را می‌خوردمُ #مظلومیت_شهدا را که می‌دیدم نگران می‌شدم .
اینکه چرا و به چه دلیل، عرض می‌کنم.
مثلا هر زمان گذرمان به #گلزار_شهدا می‌افتاد، همزمان با تناول خوراکی‌ها و نذری‌های خوشمزه کمی هم غصه می‌خوردیم.

برای نمونه وسط خوردن یک مشت گوجه سبز نمک زده نذری، کمی هم به خودمان می‌آمدیمُ می‌گفتیم: اِ فلانی ببین #بهشت_زهرا سلام الله علیها چه #خلوت شده. ببین چه سوتُ کور.

رفیقی داشتیم که هربار این حرف تکراری مرا می‌شنید می‌گفت: خب خداروشکر که خلوت شده . اینطوری آشُ با جاش می‌خوریم.
یهو همه زیر خنده می‌زدیمُ بحث عوض می‌شد.

گذشتیمُ گذشتیم!
سال های اخیر یا بهتر است بگویم ماه های اخیر که مشرف می شدم برای زیارت، نه دیگر آن شورُ صفای قدیمی بود و نه جمعیت بی شمار!
اصلا بهتر است بگویم مزار شهیدی که دیگر مادرش در قید حیات نیست تا بیایدُ آبُ جارو کند، مگر می‌شود صفای قبل را داشته باشد؟

قطعه های زیادی سر می‌زدم تا سر خودم را کلاه بگذارمُ بگویم نه اینطور نیست!
#مادران_شهدا هستندُ کلی هم شلوغ هست.
اما نه!
حقیقت همیشه تلخ بوده و هست.
مادران عزیز شهدا یا در قید حیات نبوده و یا آنقدر پیر شده بودند که توان آمدن به بالین فرزند شهیدشان را نداشتند!
القصه!
به نظرم هیچ اتفاقی نمی‌توانست خون تازه ای در خیابانُ گذرگاه های بهشت زهرا سلام الله علیها جاری کند.
مگر شهادت #علی_اکبر های #آسید_علی_خامنه_ای .

خب گلزار شهدا دوباره جان تازه‌ای گرفته بود و مادران و خواهران تازه داغدیده بر سر نعش شهیدان جلوه می‌کردند و چه بسیار عاشقانی که #کافه ها و #قهوه_خانه هارا به مقصد بهشت زهرا سلام الله علیها ترک می‌کردند.

باب شهادت باز شده بود و خیابان های شهر، رنگ و بوی سال ۶۲ را به خود گرفته بود.

الحمدلله ..
اما ..
روزی از روزها که مسیرم به #قطعه_۵۰ افتاد، خانمی رو دیدم که نشسته بود کنار مزار شهیدی از لشکریان شجاع #فاطمیون.
این دلُ آن دل کردم که برومُ احوالی بپرسم از #ام_شهید .
تا سلام دادم سرشان را بالا گرفتندُ با خوشحالی تمام علیکم گفتند.
سوال کردم شما مادر #شهید_افغان هستید.
گفت نه من خاله اش هستم.
شهید مادر ندارد و شروع کرد به توضیح دادن. انگار دلش #درد_و_دل میخواستُ منتظر یک هم کلام بود.
شروع کرد به گفتن که وقتی دوسالش بود مادرش را از دست داد و یتیم شد.

ادامه در کامنت
ادامه در کامنت
ادامه در کامنت

#شهادتم_آرزوست
#مدافعان_حرم
#فاطمیون
#رامین_فرهادی
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span> #ما_همه_با_همیم __ __ هممون شاد بودیم از شادیِ تو ، توی دلمون قند آب میشد وقتی میخندیدی هر چند ...
Media Removed
#ما_همه_با_همیم __ __ هممون شاد بودیم از شادیِ تو ، توی دلمون قند آب میشد وقتی میخندیدی هر چند کوتاه ، هر چند کوچیک اما واقعی بود از تهِ دلت بود چشمات ذوق داشتن ... ما ذوق داشتیم... ما حالمون خوب بود با تو لحظه ها متوقف میشدن با خنده هات ثانیه ها وایمیستادن ساعت از کار میوفتاد ... میخندیدی ... ❤ #ما_همه_با_همیم
__ __
هممون شاد بودیم
از شادیِ تو ، توی دلمون قند آب میشد وقتی میخندیدی
هر چند کوتاه ، هر چند کوچیک
اما واقعی بود
از تهِ دلت بود
چشمات ذوق داشتن ...
ما ذوق داشتیم...
ما حالمون خوب بود با تو
لحظه ها متوقف میشدن با خنده هات
ثانیه ها وایمیستادن
ساعت از کار میوفتاد ...
میخندیدی ...
خوشحال بودی
خوشحال بودیم
___
سومین سالیه که روزِ تولدت ، هستیم ...
اما شاد ؟! .... شاد نیستیم
بغض داریم
همه چیز یه رنگ دیگست
اما تقدیر اینطور رقم زد
تو قوی بودی و هستی
مثل کوه محکم .... عزیز ترین فرد زندگیت کنارت نیست
خدا خواست ...
پس شک نکن که خودش مراقبته
خودش هواتو داره .... بخند ....بخند....بخند
دلمون لک زده واسه وقتایی که میخندیدی میگفتی : عکسِ دسته جمعی بگیریم ؟
اما باز میموندی تک تک با همه حرف میزدی ...عکس میگرفتی ....
___
یادته ....پارسال ، روزِ تولد چه آرزویی کردی ؟
یادته گفتی همیشه دوسم داشته باشین ؟
مطمئن باش تا آخر باهاتیم
ما پا به پات همه جا اومدیم ، ما از عمق وجودمون برات دست زدیم ، دوییدیم ، حرص خوردیم ، مراقب بودیم ، دوسِت داشتیم .....دوسِت داریم ...
____
بازم
بدرخش ...بدرخش...بدرخش
ما بازم با جونُ دل باهاتیم
هواتو داریم
تا آخرش .... پس خوب باش
خوب باش تا خوب باشیم
____
پژمـان ...استاد ...هنرمند....مهربون ...عزیز دل ... خوش خنده...مردِ قوی ... تولدت مبارک ❤
Read more
. صبح که پاشدم هر چی گشتم گوشیم نبود. نگران شدم چون همون شب قبلش داشتم رو تخت باهاش بازی می‌کردم. زیر ...
Media Removed
. صبح که پاشدم هر چی گشتم گوشیم نبود. نگران شدم چون همون شب قبلش داشتم رو تخت باهاش بازی می‌کردم. زیر بالش رو گشتم، زیر پتو،تخت، فرش... نبود که نبود. گفتم شاید اون شوهر بددل بی شعور پارانوئیدم می‌خواسته تماس‌هام رو چک کنه و گوشی رو با خودش برده، ولی خب آخه ازدواج هم نکرده بودم. یه حسنی که گوشی نسبت ... .
صبح که پاشدم هر چی گشتم گوشیم نبود. نگران شدم چون همون شب قبلش داشتم رو تخت باهاش بازی می‌کردم. زیر بالش رو گشتم، زیر پتو،تخت، فرش... نبود که نبود.

گفتم شاید اون شوهر بددل بی شعور پارانوئیدم می‌خواسته تماس‌هام رو چک کنه و گوشی رو با خودش برده، ولی خب آخه ازدواج هم نکرده بودم. یه حسنی که گوشی نسبت به وسایل دیگه داره اینه که میشه بهش زنگ بزنی و پیداش کنی. از تلفن خونه زنگ زدم.

اوپراتور گفت: «مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد». گفتم: میدونم باهوش! اگر در دسترس بود که مزاحم شما نمی‌شدم.

بی‌ادب یه فحشی به انگلیسی داد و سریع قطع کرد. دوباره زنگ زدم، این دفعه گفت: «مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی‌باشد». تسلیم نشدم و دوباره زنگ زدم، این بار عصبانی شد و گفت: «اصلا میدونی چیه! مشترک مورد نظر مرده».
.
گفتم: زبونتو گاز بگیر بی‌‌تربیت، خودت مردی!
.
لحنش رو تغییر داد و گفت: نه خانم، ببخشید من نباید اینطور با شما صحبت می‌کردم اما می‌دونید چیه؟ نمیدونم چطوری بگم، مشترک مورد نظر واقعا دیشب تو خواب مرده.

از خنده ولو شدم روی زمین، آدامسم پرید تو گلوم. داشتم خفه می‌شدم. چند تا سرفه زدم تا بالاخره آدامس پرید بیرون. گفتم: «خیلی باحالی، داره ازت خوشم میاد».
.
گفت: «میدونم پذیرش مرگ عزیزان سخته، شما چه نسبتی باهاشون دارید؟»
.
اومدم بذارمش سر کار و بگم من خود مرحومش هستم که یهو نگاهم افتاد روی تختم، جسد خودم رو دیدم که از تخت آویزون شده، با یه آدامس که یه کم اونورتر افتاده و گوشی‌ام هم همونجا توی دستم.

دیگه مرگ رو پذیرفته بودم، آروم گفتم: «الهی بمیرم براش، بس که غصه داشت تو اون دل کوچیکش، لابد تو خواب سکته کرده، نه؟»
.
گفت: «نه، تو خواب آدامس پریده تو گلوش و خفه شده. مادر بیچاره‌اش خیلی بهش گفت شبا با آدامس نخواب ولی کو گوش شنوا. تنبل خانم از جاش پا نمی‌شد مسواک هم بزنه» حالا رفتی خونه‌اش رو ببین، شلخته انگار دزد زده به خونه‌اش! ظرفای سه هفته‌اش نشسته مونده.
.
گفتم: «بس که طفلی افسرده بود، انگیزه‌ای نداشت».
.
گفت: «بیخود، افسرده چی؟ شب تا صبح داشت با اون پسره ذلیل مرده چت می‌کرد و دل می‌دادن و قلوه می‌گرفتن. دیگه هر کی ندونه من که می‌دونم. من تک تک کاراکترای پیامک‌هاش رو سیو دارم. حالا درسته حرف زدن پشت سر مرده درست نیست و اونم دیگه دستش از دنیا کوتاهه، ولی خب اینا رو برات میگم که انقدر ساده و زودباور نباشی و دلت واسه همه نسوزه».
.
گفتم: «حالا الان چی میشه؟»
.
گفت: «هیچی! الان شما باید زنگ بزنی پدر و مادرش بیان. راستی نگفتین چه نسبتی باهاش دارین؟»
.
گفتم: «من خود مرحومش هستم».
Read more
اسمان برف دارد دل من حرف دارد از آن حرف هاىِ خودمانى از آن دردهاىِ خودمانى بيا بنشين كنارِ نرگس هاىِ روىِ ميز تا برايت چايى بريزم از عطرِ هل و دعواىِ نارنج بيا تا در كنار اين برف از سورتمه هاىِ لامذهبِ دلتنگى هاىِ شبانه گپى بزنيم، شعرى بخوانيم، چايى بزنيم، به سلامتىِ تمامِ دلتنگى ها، به ... اسمان برف دارد
دل من حرف دارد
از آن حرف هاىِ خودمانى
از آن دردهاىِ خودمانى
بيا بنشين كنارِ نرگس هاىِ روىِ ميز
تا برايت چايى بريزم از عطرِ هل و دعواىِ نارنج
بيا تا در كنار اين برف
از سورتمه هاىِ لامذهبِ
دلتنگى هاىِ شبانه گپى بزنيم،
شعرى بخوانيم،
چايى بزنيم،
به سلامتىِ تمامِ دلتنگى ها،
به سلامتىِ تمامِ روزهاىِ تنهايى
شب هاىِ بى كسى،
دقايق بى نفسى،
كرسى هاىِ خاطره دار،
انار هاىِ مادربزرگ،
ذوق از تعطيلىِ فرداىِ مدرسه،
پرتابِ گوله هاى برفى،
سكوتِ محضِ شب،
خنده هاىِ بامزه ى ما،
حرصِ مفرت از فاصله ها،
خاطراتِ خوبِ كودكى،
ادغامِ شيره و برف،
باز كردنِ دهان و خوردن برف،
و بگوييم از اين روزگارِ نامرد،
بيا
اسمان برف دارد
دل من حرف دارد
كه اى كاش آسمان تو را مى باريد بر سرم.
بيا كه من هنوز پشت قدم هاىِ جا ما نده ات قدم مى زنم به دنبالت
#اميرسالار_احتشام
#نيلوفرانه
#برف #زمستان #رضاصادقى #رضا_صادقى #نرو
Read more
🧡 آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور... از تهِ نسبت های نداشته انگار جایی نوشته ...
Media Removed
🧡 آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور... از تهِ نسبت های نداشته انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند! می شوند همدم، می شوند دوست، می شوند رفیق، اصلأ می شوند جانِ شیرین.. درست می نشینند روی طاقچه ی دلِ هم... حرف هایشان یک جورِ خوبی دلنشین است، دل برای خنده هایشان ... 🧡
آدمها همدیگر را پیدا می کنند...
از فاصله های خیلی دور...
از تهِ نسبت های نداشته
انگار جایی نوشته بود که اینها
باید کنار هم باشند!
می شوند همدم، می شوند دوست،
می شوند رفیق، اصلأ می شوند جانِ شیرین..
درست می نشینند روی طاقچه ی دلِ هم...
حرف هایشان یک جورِ خوبی دلنشین است،
دل برای خنده هایشان ضعف می رود؛
اصلأ بودنشان شیرین است
وقتی هم که نیستند،
هی همدیگر را مرور می کنند و مُدام
گوش به زنگِ آمدن هم هستند...
خدا این آدم ها را نگیرد از هم.
.
#عادل_دانتیسم
‏ #road_of_sense
‏‎‏‎🍒عاشقانه ها در کانال تلگرام
‏‎‏‎لینک کانال در بیو🍒
‏@road_of_sense
Read more
... یه بار دو بار ده بار سی بار قبول! اما نه صد بار!!! دیگه دلی که صدبار میشکنه غروری که صدبار ...
Media Removed
... یه بار دو بار ده بار سی بار قبول! اما نه صد بار!!! دیگه دلی که صدبار میشکنه غروری که صدبار پایمال میشه امیدی که صدبار ناامید میشه اجازه نمیده همون آدم مهربون دل نازک قبلی باشی... میشی یه آدم شیک عصاقورت داده ی جدی که وقتی یکی بهش میگه #عاشقتم نه پلک میزنه نه لبخند نه حتی با متلک ... ...
یه بار
دو بار
ده بار
سی بار
قبول!
اما نه صد بار!!!
دیگه دلی که صدبار میشکنه
غروری که صدبار پایمال میشه
امیدی که صدبار ناامید میشه
اجازه نمیده
همون آدم مهربون دل نازک قبلی باشی...
میشی یه آدم شیک عصاقورت داده ی جدی
که وقتی یکی بهش میگه
#عاشقتم
نه پلک میزنه
نه لبخند
نه حتی با متلک پرونی میگه #ممنون
صاف زل میزنه تو چشماش!
تا بهش بفهمونه
اون دیگه یه آدم #دلسنگ شده و این لوس بازیا تو کتش نمیره...
.
.
.
.
آدمهای سرد و بیذوق
از اولش که اینطوری نبودن که...
.

می گید نه؟!!
به یه بچه یه ساله که تازه راه افتاده نگاه کنید...
هی میوفته،
هی پا میشه
وقتی میوفته اگر دردش بیاد گریه میکنه
اما زودم آروم میشه ها...
حتی اگر باهاش بخندی از ته دل میخنده و...
یادش... میره... که زمین... خورده... که... دردش اومد... که زانوهاش قوت نداشت و... افتاد...
.
.
ولی وقتی همین آدم بزرگ شد و دید
یه عده زمینش زدن
چون باهاش دشمن بودن
یه عده زمینش زدن
چون ادعای عاشقی داشتن
یه عده زمینش زدن
چون رفیقای حسودی بودن
یه عده زمینش زدن
چون از مدل لباسش خوششون نمیومد
یه عده زمینش زدن
چون... می ترسیدن اگر این کارو نکن
از بقیه جا بمونن...
.
.
دیگه وقتی بلند شد،
نخندید...
دیگه بلند شدن خنده و خوشحالی نداشت...
اینجا هم از دوست میخوری
هم از دشمن
هم از کوچیکتر باید بکشی
هم از بزرگتر
و غیرت هم که همیشه حرف آخرو خودش میزنه...
حرمت همه شون واجب!!
حرمت دوست واجب... چون حرف نون و نمک وسطه!
حرمت دشمن واجب... چون نامردیه زیر پاگذاشتن اخلاق!
حرمت کوچیکتر واجب... چون تو بزرگتری و باید بزرگی کنی
حرمت بزرگتر واجب... چون اول خدا بزرگه و بعدش آقامرتضی علی... .
.
اینه که
ما اگر چه دلمون سنگ شده و بدجور شکسته...
ولی حرمت شما برامون شد واجب...
کاشکی... یکم،
مراعاتمون میکردید...
ترکید این دل بخدا...
#مرجان_خاتون
#موقتانه
#منم_ابابیل
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span> #رفیقاتونوتگ_کنید <span class="emoji emoji1f60d"></span>👭 . آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور ... از تهِ نسبت ...
Media Removed
#رفیقاتونوتگ_کنید 👭 . آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور ... از تهِ نسبت های نداشته انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند ! می شوند همدم ، می شوند دوست ، می شوند رفیق ، اصلأ می شوند جانِ شیرین .. درست می نشینند روی طاقچه ی دلِ هم ... حرف هایشان یک جورِ خوبی دلنشین ... 🌹
#رفیقاتونوتگ_کنید 😍👭 .
آدمها همدیگر را پیدا می کنند...
از فاصله های خیلی دور ...
از تهِ نسبت های نداشته
انگار جایی نوشته بود که اینها
باید کنار هم باشند !
می شوند همدم ، می شوند دوست ،
می شوند رفیق ، اصلأ می شوند جانِ شیرین ..
درست می نشینند روی طاقچه ی دلِ هم ...
حرف هایشان یک جورِ خوبی دلنشین است ،
دل برای خنده هایشان ضعف می رود ؛
اصلأ بودنشان شیرین است
وقتی هم که نیستند ،
هی همدیگر را مرور می کنند و مُدام
گوش به زنگِ آمدن هم هستند ...
خدا این آدم ها را نگیرد از هم..
.

دوست کیست؟
شخص عجیبی نیست، با دیدنش حالت خوب میشود، حتی اگر سالها ندیده باشی اش، با خنده اش، دلت میخندد حتی اگر فقط خنده اش را از پس عکس دیده باشی. دوستی با هزاران سال معاشرت ممکن است رخ ندهد و گاهی فقط با یک رودرروئی و مرور خاطرات خودش را تحمیل میکند.

قرار نیست کار خاصی کرده باشد، میتواند در همین فضای مجازی باشد و حالت را خوب کند. دوستی یعنی احساست خوب شود وقتی احساس کنی هنوز احساسش در رگ های زمان جاریست.
باشیم که بودنمان برای برخی همین حس را دارد، حس "دوست" بودن😍😘❤😊🌸🙏👭👭
.

نویسنده #میکائیل💕
.
🆔@mikilove351 📷 .
🔗 #بهترین_دوستات_روتگ_کن👰👭😂❤😍
. .
🔗 #ازصفحه_مابازيدكنيد ☑
📷@mikilove351 📷@mikilove351
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span> یکجوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم رفتارش خیلی دلنشین بود، خنده هایش قند تو دلم آب میکرد شوخی ...
Media Removed
یکجوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم رفتارش خیلی دلنشین بود، خنده هایش قند تو دلم آب میکرد شوخی هایش را که نگو! آخ از نگاهش! مثل آن نگاه را هیچ جایی ندیده بودم به نظرم می آمد همه عاشقش هستند.. با خودم می گفتم مگر میشود کسی تو دنیا باشد که دوستش نداشته باشد؟ کسی هست که از شوخی هایش از ته دل نخندد؟ کسی ... 🔹
یکجوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم
رفتارش خیلی دلنشین بود، خنده هایش قند تو دلم آب میکرد
شوخی هایش را که نگو!
آخ از نگاهش! مثل آن نگاه را هیچ جایی ندیده بودم
به نظرم می آمد همه عاشقش هستند..
با خودم می گفتم مگر میشود کسی تو دنیا باشد که دوستش نداشته باشد؟
کسی هست که از شوخی هایش از ته دل نخندد؟
کسی هست که نخواهد ساعتها چشم به چهره اش بدوزد؟
اصلا این صورت دلنشین را مگر میشود نخواست؟
صدایش که بهترین موزیک دنیا بود.
آهنگی که در بدترین وضعیت هم اگر می شنیدم امکان نداشت حالم را خوب نکند.
به همه حسادت میکردم، به همه ی آدم هایی که وقتی نبودم از کنارش رد می شدند
تمام کسانی که حتی یک کلمه با او حرف می زدند..
گاه و بی گاه نفرین میکردم کسی را که او را تنها می بیند و من کنارش نیستم.. روزی رسید که ترکم کرد و مسیر زندگی مان از هم جدا شد.
بعد از مدتها که عکسش را دیدم ، فهمیدم اصلا هم زیبا نیست
رفتارش هم اصلا دلنشین نیست، شوخی هایش اصلا خنده دار نیست، و آدم هایی که کنارش هستند هیچ هم آدم های خوشبختی نیستند!
چرا باید از حضور یک آدم معمولی خوشحال باشند و بخواهند ساعتها بهش خیره شوند؟
فاصله ی او از یک آدم "خاص" تا یک آدم "معمولی" فقط دوست داشتن من بود..
او معمولی شده بود، چون من دیگر "دوستش نداشتم"..
💙😌
Read more
. به صداي اين خوشبختي گوش كن :).. ببين چقدر دقيق داره صدا ميكنه ارزش ِ حضور رو.. ببين..... همه چيزي كه بايد و شايد رو داره.. ميدوني از چي حرف ميزنم؟ من از همين لحظه حرف ميزنم و عاشقي ها.. از شور و شوق ِ خنده ها حرف ميزنم.... از خوشبختي ها.. به بالِ پروانه عاشقي رو ببين.. گوش كن به صداي باد و پروازِ ... .
به صداي اين خوشبختي گوش كن :)..
ببين چقدر دقيق داره صدا ميكنه ارزش ِ حضور رو.. ببين.....
همه چيزي كه بايد و شايد رو داره..
ميدوني از چي حرف ميزنم؟
من از همين لحظه حرف ميزنم و عاشقي ها..
از شور و شوق ِ خنده ها حرف ميزنم....
از خوشبختي ها..
به بالِ پروانه عاشقي رو ببين..
گوش كن به صداي باد و پروازِ رويا و دلِ گرمِ خودت :)..
.
الهي كه آرزو هاتون بين دستاتون باشه..
الهي كه خوشبختيتون به لمسِ خنده هاتون قِسمت بشه..
الهي كه هر بار ، با هر پِلك دلتون شاااد تر باشه...
.
شكر خدا كه هستيد ...
:)..
سلامم.
Read more
بآيد بگم مآ خيلي ام حوصله دآريم ‏خيلي حرف دآريم كه بزنيم ‏خيلي خنده هآي از ته دل مونده كه نكرديم ‏منتهآ ...
Media Removed
بآيد بگم مآ خيلي ام حوصله دآريم ‏خيلي حرف دآريم كه بزنيم ‏خيلي خنده هآي از ته دل مونده كه نكرديم ‏منتهآ بدون اينكه بخوايم آدمآيي كه ميتونستن اينارو بهمون بدن ‏خودشونو ازمون گرفتن ! ‏حآلآ افتآديم تو يه شرايطي كه برآش سآخته نشديم .. . . يه عكسِ خـــيلـي قديمي وآسه اون روزآييه كه هنوز ... بآيد بگم مآ خيلي ام حوصله دآريم
‏خيلي حرف دآريم كه بزنيم
‏خيلي خنده هآي از ته دل
مونده كه نكرديم
‏منتهآ بدون اينكه بخوايم
آدمآيي كه ميتونستن
اينارو بهمون بدن
‏خودشونو ازمون گرفتن !
‏حآلآ افتآديم تو يه شرايطي
كه برآش سآخته نشديم .. .
.

يه عكسِ خـــيلـي قديمي
وآسه اون روزآييه كه هنوز
بدي هآي زيآدي نديده بوديم از آدما ..
دغدغه اي ندآشتيم جز عكس گرفتن
و اين كآفه اون كآفه رفتن 🙂
سَرِمون شلوغ نبود
و احتمآلاً خنده هآمون عميق تر و وآقعي تر بود
Read more
سرگرم کار بودم و داشتم در دل ایزد یکتا را سپاس می گفتم به این دلیل اینکه مهرگان کاری به کارم ندارد. ناگهان ...
Media Removed
سرگرم کار بودم و داشتم در دل ایزد یکتا را سپاس می گفتم به این دلیل اینکه مهرگان کاری به کارم ندارد. ناگهان یک مشت محکم بر کمر کوبیده شد و نوایی به گوش رسید که می گفت: ((خیلی مامان بی خودی هستی. )). خنده ام گرفت ولی خودم را کنترل کردم و چون خیلی در گیر بودم به خودم زحمت ندادم که دلیل این احساسش را جویا شوم ؛ ... سرگرم کار بودم و داشتم در دل ایزد یکتا را سپاس می گفتم به این دلیل اینکه مهرگان کاری به کارم ندارد. ناگهان یک مشت محکم بر کمر کوبیده شد و نوایی به گوش رسید که می گفت: ((خیلی مامان بی خودی هستی. )).
خنده ام گرفت ولی خودم را کنترل کردم و چون خیلی در گیر بودم به خودم زحمت ندادم که دلیل این احساسش را جویا شوم ؛ بنابراین یک حرف خیلی مفت زدم و گفتم: فکر کنم وقتی کسی حرف بد بزند دهانش بوی خوبی ندهد. با سرعت نور پاسخ داد که: اشکال ندارد من خوشبو کننده ی دهان می زنم هر چقدر هم حرف زشت بزنم باز هم دهانم خوشبو می شود.
خنده ی بلندی سر دادم و تصمیم گرفتم دیگر حرف مفت نزنم.😊
Read more
. "حوت" عنوان مجموعه غزل جدید #مهدی_فرجی است که انتشارات فصل پنجم آن را منتشر کرده است. مهدی فرجی ...
Media Removed
. "حوت" عنوان مجموعه غزل جدید #مهدی_فرجی است که انتشارات فصل پنجم آن را منتشر کرده است. مهدی فرجی از معرفی بنده مستغنی است، لیکن به شادباش چاپ کتاب جدیدش، لذت خواندن غزلی از این کتاب را که بسیار دوست دارم، با شما شریک می‌شوم و پیش از آن به مهدی فرجی عزیز شادباش می‌گویم و برای خودش و شعرش آرزوی سربلندی ... .
"حوت" عنوان مجموعه غزل جدید #مهدی_فرجی است که انتشارات فصل پنجم آن را منتشر کرده است. مهدی فرجی از معرفی بنده مستغنی است، لیکن به شادباش چاپ کتاب جدیدش، لذت خواندن غزلی از این کتاب را که بسیار دوست دارم، با شما شریک می‌شوم و پیش از آن به مهدی فرجی عزیز شادباش می‌گویم و برای خودش و شعرش آرزوی سربلندی دارم:

تو حرف، كاش لب از اين نهان‌ترت نكند
تو راز، كاش دل از اين عيان‌ترت نكند

كشاكشِ من و اين قصه بی‌سرانجام است
هلا! تلاطمِ من سرگران‌ترت نكند

بگو شود غزلی سعديانه، بی‌قدر است
لطافتِ من اگر مهربان‌ترت نكند

اگر به خنده نيندازدت چه مى‌ارزد؟
بگو چه فايده عشق ار جوان‌ترت نكند؟

تو سرو چاربهار منی، ولي نفسم
مباد گرم اگر شادمان‌ترت نكند

تو حرف‌های دلِ شاعری، نمی‌ميرى
چرا غزل نشود جاودان‌ترت نكند

بگو به خنده‌ات از جانِ من چه می‌خواهد؟
تو جانِ جانی، از اين جانِ جان‌ترت نكند

#مهدی_فرجی به سعی #جویا_معروفی !
.
.
Read more
نميدونم يادتون مياد يا نه اما يه زماني بود كه آدم ها بيشتر ميخنديدن ، خنده هاي از ته دل آرزويي نبود كه ...
Media Removed
نميدونم يادتون مياد يا نه اما يه زماني بود كه آدم ها بيشتر ميخنديدن ، خنده هاي از ته دل آرزويي نبود كه براي هم داشته باشيم يه اتفاق روزمره بود . يه زماني بود كه اگه كسي مشكلي داشت بقيه جمع ميشدن اون مشكلو حل كنن نه اينكه با هر كسي حرف بزني يه مشكلي داشته باشه . يه جورايي سقف آرزوهامون كوتاه شده ، دل هامون ... نميدونم يادتون مياد يا نه اما يه زماني بود كه آدم ها بيشتر ميخنديدن ، خنده هاي از ته دل آرزويي نبود كه براي هم داشته باشيم يه اتفاق روزمره بود . يه زماني بود كه اگه كسي مشكلي داشت بقيه جمع ميشدن اون مشكلو حل كنن نه اينكه با هر كسي حرف بزني يه مشكلي داشته باشه .
يه جورايي سقف آرزوهامون كوتاه شده ، دل هامون شاد نيست . دارم خيلي كلي ميگم اما دقت كردين هيچ كدوممون حتي كسي رو نميشناسيم كه واقعا شاد باشه ، هر كسي به يه شكلي درگيره .
يه دوستي استوري گذاشته بود بيايد دليل خنده هاي هم باشيم ، بد هم نميگفت ، زورمون كه به زندگي نميرسه حداقل يكم مهربون تر باشيم . يكم آدم هاي دور برمون مهم تر باشن . خدارو چه ديديد شايد گره از روزگارمون باز شد . شايد امسال كه تموم شد نگفتيم سال بدي بود و رفت ، شايد گفتيم ديدي باهم از پسش بر اومديم و مشكلاتو زديم زمين . بعد از عيد فكر ميكردم يكم همه خوشحال تر باشن اما دروغ چرا خيلي فرقي نكردن ، بيايد يه جور ديگه به زندگي نگاه كنيم امسال ، بيايد امسال كاري كنيم خنده هامون برنده باشن.
عكس : فاطيما عزيزم @fatima_karimiii
كافه چهارسوي دوست داشتني /يمين و سحر عزيز مرسي كه كافه تون فضاش اينقدر دوستانست🌹

#شقايق_جعفري_جوزاني #شقايق_جوزاني #شقايق #كافه_گردي #كافه_چهارسو #دلنوشته_های_من #رفيق #رفاقت #مهرباني #سال_خوب #تهران #تهرانگردی #ايران #پنجره #روزگار
Read more
. دخترهای درون گرا رو خیلی خوب می شناسم! بیشتر حرف هاشون رو به آینه اتاقشون می گن، همیشه یه قیچی آماده ...
Media Removed
. دخترهای درون گرا رو خیلی خوب می شناسم! بیشتر حرف هاشون رو به آینه اتاقشون می گن، همیشه یه قیچی آماده به کار دارن واسه روزهای بی حوصلگی، فیلم مورد علاقشون ' #آمِلی' و وقتی هم می خوان بخوابن پاهاشون رو بغل می کنن. اون ها راحت دم به تله نمی دن ولی اگه دلشون یه جا گیر کنه، مثل ساعت های آونگداری می شن که ... .
دخترهای درون گرا رو خیلی خوب می شناسم!
بیشتر حرف هاشون رو به آینه اتاقشون می گن،
همیشه یه قیچی آماده به کار دارن واسه روزهای بی حوصلگی،
فیلم مورد علاقشون ' #آمِلی' و وقتی هم می خوان بخوابن پاهاشون رو بغل می کنن.
اون ها راحت دم به تله نمی دن ولی اگه دلشون یه جا گیر کنه، مثل ساعت های آونگداری می شن که صد سال هم بگذره، باز هم ساعت دوازده دلشون صداشون می کنه!
.
من اما از اين جنس #دختر ها نيستم
دل ام مى خواد موقع دلتنگى دستات و بندازى دور گردن ام ؛ سرم و بذارم روى شونه ات ، با صداى بلند بزنم زير گريه
.
دستات و بذارى روى #چشم هام تا بتونم بى هيچ ترسى از ديدن ضعف هام اشك بريزم...
دلم مى خواد حرف هام و بنويسم تا بخوانند ؛ تا تويى كه #دوستت_دارم تلفن را بردارى بگى "صبر كن من دارم مى آم پيشت " ... بياى كه بغلت كنم...
.
دوست دارم فرياد بكشم دردهام و نبودن ها رو...
من دوست دارم سرم را رو به آسمان بلند كنم
نور خورشيد در چشمانم بتابه و خوشحالى هايم را ثبت كنم ...
.
اين روزهاى پر غم اما من هم شده ام همان دخترك دلسرد و #تنهايى كه زانو هايم را بغل مى كنم و با آيينه بلند بلند حرف مى زنم ...
.
.
📷Photo by @hoseinhajibabaei
.
#photoaxgram #pic #photo #streetstyle #i_own_myself #black #خيابان #street #ax_matn #استايل #girls #ourlook #style #tehran #iran #smile #خنده #لبخند #happy #behappy #lonley
Read more
...‌‌ ‌‌‌آدمها همديگر را پيدا مى كنند… از فاصله هاى خيلى دور از تهِ نسبت هاى نداشته انگار جايي ...
Media Removed
...‌‌ ‌‌‌آدمها همديگر را پيدا مى كنند… از فاصله هاى خيلى دور از تهِ نسبت هاى نداشته انگار جايي نوشته بود كه اينها بايد كنار هم باشند مى شوند همدم مى شوند دوست مى شوند رفيق اصلأ مى شوند جانِ شيرين…! درست مى نشينند روى طاقچه ى دلِ هم حرف هايشان يك جورِ خوبى دلنشين است دل براى خنده هايشان ... ...‌‌
‌‌‌آدمها همديگر را پيدا مى كنند…
از فاصله هاى خيلى دور
از تهِ نسبت هاى نداشته
انگار جايي نوشته بود كه اينها
بايد كنار هم باشند
مى شوند همدم
مى شوند دوست
مى شوند رفيق
اصلأ مى شوند جانِ شيرين…!
درست مى نشينند روى طاقچه ى دلِ هم
حرف هايشان يك جورِ خوبى دلنشين است

دل براى خنده هايشان ضعف مى رود؛
اصلأ بودنشان شيرين است
وقتى هم كه نيستند
هى همديگر را مرور مى كنند و مُدام
گوش به زنگِ آمدن هم هستند…
خدا اين آدم ها را نگیرد از هم✨
Read more
یک شبه داستانک کوتاه تقدیم به همه دوستان بهاری ام: حالتو نمی پرسم چون می خوام خوب باشی بهتر از این روزهای ...
Media Removed
یک شبه داستانک کوتاه تقدیم به همه دوستان بهاری ام: حالتو نمی پرسم چون می خوام خوب باشی بهتر از این روزهای من نمی خوام لبخندتو محو کنم اما دلم گرفته از خودم از همه یکم حرف دارم هنوزم دل به حرف هام می دی؟ یادته اون روزهایی که با خنده می اومدم خونه برات از ی یک شبه داستانک کوتاه تقدیم به همه دوستان بهاری ام: حالتو نمی پرسم چون می خوام خوب باشی بهتر از این روزهای من نمی خوام لبخندتو محو کنم اما دلم گرفته از خودم از همه یکم حرف دارم هنوزم دل به حرف هام می دی؟ یادته اون روزهایی که با خنده می اومدم خونه برات از ی
اَزم نپرس،چرا دوست دارم..‌.. چون جوابی ندارم.... دلیل ندارم.... اما دل دارم....! این دلِ لعنتی تو رو خواسته‌‌‌.... حالا اگه بخواد برات بگه چرا تو، باید گوشاتو قرض بدی با وقتتو ... باید بشینی پای سفره دلم.... از کجا برات بگه آخه...؟! از دلبر بودن و مثل جان بودنت بگه یا از اون موقعِ هایی ... اَزم نپرس،چرا دوست دارم..‌..
چون جوابی ندارم....
دلیل ندارم....
اما
دل دارم....!
این دلِ لعنتی تو رو خواسته‌‌‌....
حالا اگه بخواد برات بگه چرا تو،
باید گوشاتو قرض بدی با وقتتو ...
باید بشینی پای سفره دلم.... از کجا برات بگه آخه...؟!
از دلبر بودن و مثل جان بودنت بگه
یا
از اون موقعِ هایی که،ثابت میکردی دیگه شبیه ات نیست؟! هر بار که یادم میومد نیستی،از خودم میپرسیدم
واقعا چرا میخوامت... تمام بدی هایی که در حق جفتمون کردی و میچیدم کنار هم و دلمو سرد میکردم
اما
یه لحظه رنگ خنده هات،این دومینو رو بهم میزد....
بهم میزدم با تمام دنیا ولی تو رو گوشه قلبم
نگه میداشتم.... از من بپرس،چرا تنها موندم...
از نقشی که،تو کارگردانش هستی و من بازیگر....
بعضی از آدم ها،
اونقدر وفادار می مونن که خودشونو،فراموش میکنن
و زندگیشونو با یه سری خاطره و حرف میچرخونن!
اما میخندن تا کسی شک نکنه،درد کجاست.... بعد از تو،
من با تو،گذروندم...
با فکر گذشته،آیندمو ساختم...
هنوزم با ایده ها و چیزایی که دوست داشتی و نداشتی
انتخاب میکنم و رد میکنم.... ازم نپرس،چرا دوست دارم...
تاثیر مخدری که از تو،توی رگامِ
هزار ساله اس...
آدم اونیکه رو که
اولین بار باهاش خندیده
و
آخرین بار براش اشک ریخته رو،
هیچ وقت فراموش نمیکنه،حتی اگه بمیره...
.
.
. ♻ #میکائیل💕
.
.
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
. 📱 #بهترین_دوستات_روتگ_کن👰👭😂❤😍
Read more
Loading...
Load More
Loading...