خاطرات خوب عشق

Loading...


Unique profiles
79
Most used tags
Total likes
0
Top locations
كافه نادري 'Naderi Cafe, Gorgan, Iran, Tehran, Iran
Average media age
690 days
to ratio
5.8
رفتن ؟ بله ... رفتن ... اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد... شما ...
Media Removed
رفتن ؟ بله ... رفتن ... اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد... شما نمي توانيد جاي خاليِ تمام خاطرات ، آرزو ها ، رويا ها و احساساستي را كه خرج رابطه كرده ايد يكجا پر كنيد ... اما به اين باور برسيد كه هيج فردايي قابل پيشبيني نيست! گاه خود را ميان ميداني می بینید ... رفتن ؟
بله ...
رفتن ...
اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد...
شما نمي توانيد جاي خاليِ تمام خاطرات ، آرزو ها ، رويا ها و احساساستي را كه خرج رابطه كرده ايد يكجا پر كنيد ...
اما به اين باور برسيد كه هيج فردايي قابل پيشبيني نيست!
گاه خود را ميان ميداني می بینید که با به ظاهر شخصی که عشق هميشگي زندگيتان نامیده بودید فتح كرده بوديد ،اما با این تفاوت که خود را میانه ی آن میدان تنها مي يابيد !
او رفته است و اين قاعدتا به اين معنا نخواهد بود كه راه را درست برگزيده است !
با جفتش جور شده و همراهش همراهِ هميشگي ست ! كارهايي را كه بايد در سريع ترين زمان انجام دهيد ، با خود تنها بنشينيد و يك كاغذ سپيد همچون روحت پاك و صاف برای یادداشت برگزینید !
تمام حقيقيت ها را بنويسد ... تمام اتفاقاتي كه حتي بعد از هزار بار دست كشيدن و ماليدن چشمانت همان طور پا برجا ايستاده!
حال به هر دليلي ...
اگر خوب بود ؟! بله آن زمان كه با تو بود و حال با تو نيست ... دوستش داشتي ؟! بله ان زمان كه با تو بود و قدردانت بود...
خاطرات خوب ؟! اينها دليل بر پاك كردن رد پاي رفتن هيج نا سپاسي نخواهد بود!
ديگران چه مي گويند؟! ديگران ، افكارشان ، حرف هايشان، نظراتشان در خوشبختي ، كم شدن تعداد اشك هايتان هيچ تاثيري نخواهد داشت !
قانون و شعار زندگيت باشد تا هميشه ارزش و بهايت را بدانند !
اگر قانون زندگيت اين باشد ، دوستت دارم تا زمانيكه قدردانِ حضورم باشي!
مهم هستي تا زمانيكه من در الويت زندگيت باشم!
خاطراتش زيباست ، تا زمانيكه دستت را رها نكند براي ساختن فردايي زيبا در كنار تو ...
خوبي هايش تا زماني ارزشمند است كه خودش در كنارت باشد نه گذشته اش!
اينگونه خودت بهترين مشاور و روانكاو و روانشناس زندگي خودت خواهي بود!
سريعتر اين زمان را سپري خواهي كرد !
قلب را آب و جارو خواهي كرد !
براي يك عشق حقيقي ، احساس حقيقي و زيبا ترين عاشقانه ها ... چند سال كه بگذرد ، اشتباه در انتخابت را فراموش خواهي كرد!
همانند نمره املاي دوران مدرسه كه برايش ساعت ها گريستي و ان نمره ، هيچ نقشي در حال تو نداشته ...
به خودت اعتماد كن!
قدرِ خودت را بيشتر بدان ...
و به هر ناسپاسي بها و ارزش خودت را برچسب نزن ...
خودت را ببوس مگر چند تا از خودت در زندگيت داري ؟!! لبخند بزن ...
همه چيز خوب خواهد شد . #متين_فرحبخش
.
.
.
#guilani #guilania #matin_farahbakhshروانشناسي #روانكاوي #روانشناسي_شخصيت #رفتار_گرايي #مثبتگرايي #رابطه
Read more
به خانه خاله اشرف زنگ میزنم و کسی‌ گوشی را بر نمی‌‌دارد. نه به خاطرِ تبریکِ روزِ معلم، آن هم اینوقتِ ...
Media Removed
به خانه خاله اشرف زنگ میزنم و کسی‌ گوشی را بر نمی‌‌دارد. نه به خاطرِ تبریکِ روزِ معلم، آن هم اینوقتِ روز، گرچه خاطراتِ بد و خوبِ زیادی از کلاسِ چهارم دبستان و سخت گیری‌های او دارم، گرچه برای تکرارِ حتا یکی‌ از خاطرات جان می‌‌دهم، گرچه کارت‌های آفرین با امضا خودش را روی چشم‌هایم میگذارم تا فراموش نکنم ... به خانه خاله اشرف زنگ میزنم و کسی‌ گوشی را بر نمی‌‌دارد. نه به خاطرِ تبریکِ روزِ معلم، آن هم اینوقتِ روز، گرچه خاطراتِ بد و خوبِ زیادی از کلاسِ چهارم دبستان و سخت گیری‌های او دارم، گرچه برای تکرارِ حتا یکی‌ از خاطرات جان می‌‌دهم، گرچه کارت‌های آفرین با امضا خودش را روی چشم‌هایم میگذارم تا فراموش نکنم در جا زدن بسیار غم انگیز تر است از دیر رسیدن و سخت رسیدن... زنگ زدم برای تبریکِ روزِ مادر! آنهم با تاخیر! نه برای اینکه روزِ مادر را فراموش کرده باشم، و نه به جهتِ کمی‌ وقت که محال است آدم برای عزایزانش وقت نداشته باشد، و نه برای اینکه او را کمتر از مادرم دوست داشته باشم، همه می‌‌دانند بعد از مادرم، هیچکس به اندازه او عطرِ و عشقِ مادرم را نداشت. برای اینکه دستم نمی‌‌رود. برای اینکه می‌‌ترسم. از صدای خسته‌اش می‌‌ترسم، از اینکه مثل همیشه تکیه کلام‌هایی‌ را استفاده کند که مادرم بکار میبرد. از اینکه آهی عمیق بکشد و من به خاطر بیاورم چقدر دلِ هر دوی ما برای رفته‌هایمان تنگ است. از آن بغضِ غریبی که هر بار می‌‌پرسد " خودت چطوری؟" صدایش را تهِ گلویش می‌‌لرزاند می‌‌ترسم. از اینکه آن فرزندِ قوی نباشم و هنگامِ گفتن " خیلی‌ خوبم" بغضی غریب صدایم را تهِ گلویم بلرزاند. از اینکه قادر نباشم به کمال از معلمی بگویم که مادر بود و از مادری که معلم بود ... می‌‌ترسم ... از اینکه ناگهان دستش را بگذارد روی قفسه سینه‌اش و بگوید ... " قلبم!!! ...."
.

نیکی‌ فیروزکوهی
ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه صبح
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشده_است #شماره_ده کلافم، حس میکنم یکی مغزم رو مثل ته مداد ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشده_است #شماره_ده کلافم، حس میکنم یکی مغزم رو مثل ته مداد کرده تو دهنش وداره هی گاز‌گاز میزنه. یه نخ سیگار روشن میکنم تا شاید ویار سیگار کرده باشم اما داستان این نیست؛ یکی تراش برداشته و نوک کلم رو گذاشته بین تیغ و دیوار و هی داره خاطرات رو میتراشه میریزه رو ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشده_است
#شماره_ده
کلافم، حس میکنم یکی مغزم رو مثل ته مداد کرده تو دهنش وداره هی گاز‌گاز میزنه. یه نخ سیگار روشن میکنم تا شاید ویار سیگار کرده باشم اما داستان این نیست؛ یکی تراش برداشته و نوک کلم رو گذاشته بین تیغ و دیوار و هی داره خاطرات رو میتراشه میریزه رو کیبرد. کیبرد، کی‌برد، کیبرد، کی‌برد... دست میبرم به کیبرد، حسه توعه لعنتی رو بالا میارم رو صفحه مانیتور. رفیق بودم اما نارفیقی کردی، پات بودم اما پام رو از زندگی خودم بریدی، روزم بی تو شب نمیشد اما چه شبایی منو دور زدی که چی رو ثابت کنی؟ بعد از مدت‌ها تازه حسم به دنیا عوض شده بود. تازه حس میکردم یکی اومده که میتونم تک‌تک این خیابونا رو با خاطراتش پر کنم؛ اما تو مگه آدم بودی که بفهمی عشق یعنی چی؟ چیو میخواستی به کی ثابت کنی؟ تنهاییم رو میخواستی به رخم بکشی؟ خوب بود. ناز شصتت! اما کثافت من دوسش داشتم. آشغال من بهت اعتماد کردم. چی رو با چی بر زدی که بی‌بی دل افتاد زیر اسب سفید و شاه تو قلعه خودش کیش شد؟ خدایا من وسط این نسل به کثافت رفته چیکار میکنم دقیقا؟ نه جزو بچه پولداراش بودم، نه جزو بچه خوشگلاش. توو یه خراب شده‌ای کار میکردم که بابام هم اسمش رو نمیتونست تلفظ کنه. اصلا همه چی از همین تلفظ لعنتی شروع شد؛ تلفظ اسم اون هرزه پتیاره بود که کک انداخت به جونت تا به من نشون بدی کمربند مشکی مخ‌زنی داری و تا سر چرخوندم چنان با یه دولیوچاگی گذاشتی زیرگوشم که یاد اولین چک افسری بابام افتادم وقتی دید دارم به سارا نامه میدم. باور کن اینا دارن تلافی میکنن. به قرآن که اینا عشق رو با اسباب‌بازی‌های شهربازی اشتباه گرفتن. تا میبینن لبخند رو لبت افتاده و داری کیف میکنی، دکمت رو میزنن و بدون اینکه بفهمن تو دلت داره غنج میره که یک دور دیگه بزنی، پیادت میکنن. من با چشم دیدم! دوم دبیرستان بودم که شبا تو شهربازی کار میکردم. حسم میگه میرزا شکست‌خورده‌های عشقی قیام کردن. حسم میگه یه انقلاب عاطفی از شهربازی‌ها کلید خورده. من هر وقت گریه‌هاشون رو میدیدم میدونستم انتقام میگیرن. تو هم یکی از همونا بودی که میخواستی انتقام بگیری اما چرا من؟ این روزا شبیه اون بچه‌هایی هستم که به زور کلشون رو از لای نرده‌های شهربازی رد کردن و دارن با حسرت به بچه‌های داخل نگاه میکنن. همیشه بستنی که میخریدم مامانم قفلی میزد که برو یه گوشه‌ای بخور، بچه‌های مردم میبینن دلشون میخواد. اشتباه کردم که جلوت خاطراتم رو لیس‌لیس زدم. میدونی چیه؟ اشتباه کردم، اشتباه...
#شهاب_دارابیان
#یادداشت #دلنوشته
عکس:
@mahnazrahimloo
Read more
🌞 در نگارستان آفرینش آن هنگام که نقش #شیراز رنگ می‌گرفت، قلم و شاید دست نقاش، مست و مدهوش از عشق بود ...
Media Removed
🌞 در نگارستان آفرینش آن هنگام که نقش #شیراز رنگ می‌گرفت، قلم و شاید دست نقاش، مست و مدهوش از عشق بود که شیراز، شد شهر عشق و ترانه و زیبایی، شهر دل و دلستان و دلیری و دلباختگی، شهر سرسپردگی، شهر معنا و معنویت، شهر عظمت، شهر تاریخ و رودیدادهای تاریخی، شهر یادها و یادمانها و شهر خاطرات شیرین و به یادماندنی. شیراز ... 🌞
در نگارستان آفرینش آن هنگام که نقش #شیراز رنگ می‌گرفت، قلم و شاید دست نقاش، مست و مدهوش از عشق بود که شیراز، شد شهر عشق و ترانه و زیبایی، شهر دل و دلستان و دلیری و دلباختگی، شهر سرسپردگی، شهر معنا و معنویت، شهر عظمت، شهر تاریخ و رودیدادهای تاریخی، شهر یادها و یادمانها و شهر خاطرات شیرین و به یادماندنی.
شیراز شکرانه آفرینش است، شیراز، شهر یادمانهای باستانی است ،از عهد هخامنشیها، شهر تخت جمشید و پاسارگاد است...
شهر قرآن، شهر لسان‌الغیب حافظ، شهر سعدی، شهر عرفای شوریده حال...
شیراز، شهر هنرهای سنتی است، شهر معماری زیبای ایران در سده‌های میانه، شهر خط نگاره‌ها، شهر منبت، شهر قرآن نگاره‌ها، شهر شاعران قرآن نگار، چون وصال شیرازی که 97 بار قرآن را در خط خوش استنساخ کرده است و امروزه تزئین موزه‌های جهان است 
شیراز، شهر باغهای نارنج است و نارنجستان‌ها، شهر گلزارها و گلستانها است. شهر بوستان‌های طبیعت، در شهر گلستانهای دانش و معرفت.
در یک کلام شیراز، شهر هنر و معرفت است...
شیراز، به تنهایی، یک ایران است و به اندازه تمام ایران دیدنی دارد.
.
🌹15 اردیبهشت #روز_شیراز،شهری به قدمت تاریخ ایران مبارک🌹
.
.
خوب اینم هدیه من به شما به مناسبت روز شیراز...
#کلوچه_مسقطی_شیرازی_سوزان
قبلا مسقطی رو آموزش دادم...فکر کنم حدودا سال گذشته همین موقع بود ...ولی ایندفعه از مراحل تهیه #مسقطی ویدئو گرفتم و همین طور دستور #کلوچه_برنجی_شیرازی که همیشه با مسقطی سرو میشه رو هم براتون به همراه ویدئو میذارم 😍👌
.
🔴ویدئوها رو ادیت و هر کدوم رو با دستور تهیه به صورت مجزا براتون میذارم.
@souzan.shariat
.
.
.

#شیرینی_سوزان
15.اردیبهشت.97
Read more
باز هم من، به بیان ادامه ماجراجویی‌های «لوئیسا کلارک» پس از وقایع اتفاق افتاده در کتاب‌های «من پیش ...
Media Removed
باز هم من، به بیان ادامه ماجراجویی‌های «لوئیسا کلارک» پس از وقایع اتفاق افتاده در کتاب‌های «من پیش از تو» و «پس از تو» می‌پردازد. لوئیسا وارد نیویورک شده تا زندگی جدیدی را شروع کند. او با آغاز کارش در منزل «لئونارد گوپنیک» و همسر جوانش «اگنس» قدم به دنیای ثروتمندان می‌گذارد. دنیایی که زندگی و ... باز هم من، به بیان ادامه ماجراجویی‌های «لوئیسا کلارک» پس از وقایع اتفاق افتاده در کتاب‌های «من پیش از تو» و «پس از تو» می‌پردازد.
لوئیسا وارد نیویورک شده تا زندگی جدیدی را شروع کند. او با آغاز کارش در منزل «لئونارد گوپنیک» و همسر جوانش «اگنس» قدم به دنیای ثروتمندان می‌گذارد. دنیایی که زندگی و تجارب جدیدی برایش به ارمغان دارد و کیلومترها دور از «سم»، طی رفت و آمدهایی که با خانواده‌های اعیان نیویورکی پیدا می‌کند، با شخصی به نام «جاش» آشنا می‌شود. «جاش» کسی است که تمامی خاطرات گذشته از عشق ناکامش، «ویل» را برایش تداعی می‌کند و...
جوجو مویز (Jojo Moyes) سال‌ها در زمینه روزنامه‌نگاری فعالیت داشته است. اما از سال دوهزار و دو و با انتشار اولین رمانش، پناه گرقتن از باران؛ نویسندگی شغل دائم او شد و فقط گاهی مقالاتی برای دیلی تلگراف می‌نویسد. از آثار شناخته شده مویز می‌توان به کتاب من پیش از تو اشاره کرد.
در بخشی از کتاب باز هم من (Still Me) می‌خوانیم:
«سم من عاشقتم. لحظه‌اى دوست ندارم رابطه‌مون به هم بخوره. اما فقط اینو گفتم تا بهت بگم که من در مقابل کسى که ابراز علاقه مى‌کنه چه واکنشى نشون مى‌دم. اما تو چطور رفتار مى‌کنى. این‌طور که به نظر مى‌رسه، دوست ندارى اصل موضوع رو درک کنى.»
«نه. تو این موقع شب زنگ زدى تا به من بگى که اگه من کتابى که همکارم بهم داده رو بخونم کار بدى انجام دادم و دارم به تو خیانت مى‌کنم. اما اگه تو برى مهمونى و با دوستات تا دیر وقت بیرون باشى، کار خوبیه و به من وفادارى.»
«سم من حالم خوب نبود فکر کردم که دارى بهم خیانت مى‌کنى.»
«تو حالت خوب نیست چون هنوز درگیر اون عشقتى که در این دنیا نیست. الان نیویورکى چون اون دوست داشت که تو اونجا باشى. نمى‌فهمم چرا این‌قدر به کتى‌ حسادت مى‌کنى، الان برات مسئله‌اى نیست که من زمان زیادى هم با دونا سپرى مى‌کنم.
Read more
من سالهاست با خودم تو جنگم/اما امروز بیشتر از قبلا/بیچاره قلبم که اونو هر کجا گذاشتم/قطره قطره خون ...
Media Removed
من سالهاست با خودم تو جنگم/اما امروز بیشتر از قبلا/بیچاره قلبم که اونو هر کجا گذاشتم/قطره قطره خون میچکه ازش با سماجت/عشق اونو داغونش کرد که راحت/تو طعم ناخوش گریه هامو یادت نیست/بجز یه صلیب کوچیک همه بودن نارفیق/تو هیچ کدوم از خوبی های منو یادت نیست/اما خیلی خوب راهه قلبمو واردی/دنیای من شده ... من سالهاست با خودم تو جنگم/اما امروز بیشتر از قبلا/بیچاره قلبم که اونو هر کجا گذاشتم/قطره قطره خون میچکه ازش با سماجت/عشق اونو داغونش کرد که راحت/تو طعم ناخوش گریه هامو یادت نیست/بجز یه صلیب کوچیک همه بودن نارفیق/تو هیچ کدوم از خوبی های منو یادت نیست/اما خیلی خوب راهه قلبمو واردی/دنیای من شده چندتا عکس یادگاری با رفیقام/که اونم تو حال ما نیست/تو نمیخواستی تغییرات منو ببینی/خواستی بندازیم تو بیراهه بعدش بپیچی/من یه روانیم بقول خودت بچه ی شیطان/که با خدا میکنه توانی/تو یه فرشته می تونی اشکاشو دراری/میتونی با عشق لعنتیت بکنیش حلق آویز/می دونی از ته قلبم خوشبختیت آرزومه/بدونِ تو حتی یذره هم نداره صفا خونه/این اواخر فقط حرف خودت مهم بودش/نمی دیدی چشمای من شده پرِ خون/باید چیکار میکردم که منو بتونی ببخشی /کاری کردی فقط از تو یادم بمونه بیرحمی/میگفتم یه اشتباه خوبیاتو میسوزونه /تو یه آتیش درست کردی برای خوبیات/منکه داشتم همه چی رو درست میکردم/بگو چرا منو کردی تو عمق دو متری غرقم /شایدم میخواستی برات راهو باز کنم/منی که کنار تو خوابیدم و با تو پاشدم/این همه شب..این همه روز بهت رسیدم/فکر میکردم از آسمون اومده فرشته پیشم/از این به بعد دیگه چیزی بهت نمیگم/کنارش خوش باش چیزی بهش نمیگم/من جهنمیم و بهشت نمیرم/خاطراتمون تو تنهایی نوشته میشن فقط/امان و امان از سرنوشت بیرحم/که بخاطرش شکسته و گرفته میشم /از این به بعد تصورت کنم یه جا دیگه/این دلِ لعنتی فقط میده صدا شیشه/امسال میره میاد یه سالِ دیگه/به بهارش دلمو خوش کنم یا پاییزش؟/لعنت به پاییز که منو عاشقم کرد/خیلی بی سروصدا و ساکتم رفت
ساکشم بست/رفت به یه جای جدید/من موندم همون جا با خاطرات قدیم...
Read more
Loading...
۹۷/۴/۱۸ خیلی با هم فرق داشتیم ... بیشتر از همه‌ی پسرعموهای عالم. حتی اسمامون نشون می‌داد که چقدر ...
Media Removed
۹۷/۴/۱۸ خیلی با هم فرق داشتیم ... بیشتر از همه‌ی پسرعموهای عالم. حتی اسمامون نشون می‌داد که چقدر با هم متفاوتیم؛ دیگه چه برسه به سبک زندگی. اون عشق فوتبال بود و من عشق کتاب. وقتایی که اون داشت تو زمین خاکی توپ می‌زد یا توی این شهر و اون شهر دنبال بازی‌های استقلال بود، من یا توی کتابخونه پرسه می‌زدم ... ۹۷/۴/۱۸
خیلی با هم فرق داشتیم ... بیشتر از همه‌ی پسرعموهای عالم. حتی اسمامون نشون می‌داد که چقدر با هم متفاوتیم؛ دیگه چه برسه به سبک زندگی. اون عشق فوتبال بود و من عشق کتاب. وقتایی که اون داشت تو زمین خاکی توپ می‌زد یا توی این شهر و اون شهر دنبال بازی‌های استقلال بود، من یا توی کتابخونه پرسه می‌زدم یا توی مسجد و بسیج و هیئت. البته اینو بگم که درسش واقعا خوب و جزو تیزهوشان بود. بعدها که بزرگتر شدیم، توی عالم سیاست هم، من این طرف خط وایسادم و اون، اون طرف. سال ۷۸ و ۸۸ کف خیابون بود و دیگه می‌دونستیم که وقتی به هم می‌رسیم ‌می‌تونیم درباره هرچیزی حرف بزنیم جز سیاست. با وجود همه تفاوت‌ها، اما از بقیه پسرعموهام بیشتر دوستش داشتم؛ هرچی باشه فقط توی تهران اونو داشتم و بقیه مشهد بودن. حالا دقیقا یک سال از رفتن بهت‌آور #شهرام میگذره و انبوهی از خاطرات و حسرت‌ها رو دلم مونده ...
رحم الله من یقرأ الفاتحه
Read more
و چ زود گذشت ۱۲ سال! همین دیروز بود ک با فرم زرشکی و کیف و کفش صورتی و ی قمقمه رفتم اول دبستان،چ ذوقی داشتم! بزرگترین ...
Media Removed
و چ زود گذشت ۱۲ سال! همین دیروز بود ک با فرم زرشکی و کیف و کفش صورتی و ی قمقمه رفتم اول دبستان،چ ذوقی داشتم! بزرگترین دغدغه ام نمره املا و تمیزی نیمکت ام بود! بزرگترین ناراحتیم دست خط زشتم و تا خوردگی گوشه کتابام بود!! با چ عشقی میرفتم مدرسه و با چ هیجانی برای آموختن علم تلاش میکردم! روزای آخر اسفند ... و چ زود گذشت ۱۲ سال!
همین دیروز بود ک با فرم زرشکی و کیف و کفش صورتی و ی قمقمه رفتم اول دبستان،چ ذوقی داشتم!
بزرگترین دغدغه ام نمره املا و تمیزی نیمکت ام بود!
بزرگترین ناراحتیم دست خط زشتم و تا خوردگی گوشه کتابام بود!!
با چ عشقی میرفتم مدرسه و با چ هیجانی برای آموختن علم تلاش میکردم!
روزای آخر اسفند ی چشمم خون بود ی چشمم اشک چون ۱۵ روز دوستام و خانم معلممون رو نمی دیدم!
روزای آخر اردیبهشت رو ک دیگه نگو......
روز ها و ماه ها و سال ها سپری شدن و من نفهمیدم کی امروز اومد!
دبیرستان ک اومدم ب خاطر دلایل مختلف منتظر چنین روزی بودم ولی خیلی زودتر از اون چیزی ک فکرش رو میکردم رسید!
امروز با ی فرم سورمه ای و کیف و کفش آبی و ی دفتر پر از خاطره از مدرسه اومدم بیرون!
از مدرسه ای ک ی روزای با خوشحالی و ب عشق دیدن دوستا و بعضی از معلما شب تا صبح خوابم نمیبرد و ی روزای دیگه با عصبانیت و حرص پتوم رو میزدم کنار و آرزو میکردم ک آتیش بگیره!
حالا خوب یا بد دیگه چیزی تا تموم شدن این کابوس وحشتناک یا رویای شیرین نمونده!!!
ولی هر چی ک بود صبر و استقامت و تحمل رو خیلی خوب توش یاد گرفتم!😄😄
ب امید فردا های بهتر و روشن تر......
😀😀😀
#فارغ_التحصیلی🎓
۱۳۹۶/۱۲/۲۰
م.ن. جا داره ک از مینا و فاطی تشکر کنم ؛ بدون اونا گذروندن خیلی از روزا برام خیلی سخت میشد!!❤❤❤
م.ن.۲.. تا این بالا هستم جا داره ک از مادر قشنگ و خواهر عزیزم هم تشکر کنم! تو این ۱۲ سال سنگ صبور من بودن و شنونده همه ی غُر های من بودن و اونا هم همراه من تحمل و صبر و مقاومت رو تمرین کردن😂😂😂😂(فقط خدا میدونه من چقد غُرغُر کردم)
از بابای عزیزم هم باید تشکر کنم ک تو این ۱۲ سال همه خاطرات من چ قشنگ و چ بی مزه رو گوش داد😉😉
Read more
Loading...
بسم الله الرحمن الرحیم سلام #امام_خوبی_ها ! دلم لک زده برای کمی حرف گفتن با شما. راستش #دلم_گرفته ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم سلام #امام_خوبی_ها ! دلم لک زده برای کمی حرف گفتن با شما. راستش #دلم_گرفته بود! #حضرت_ماه ، مگر شما امام امّت نیستید؟ پس لطفا کمی به حرف های تلخ حقیر گوش کنید. جان جانان کجایی؟ نیستیُ دلِ ما برایتان تنگ شده. نیستیُ ببینی تا گرگ های زالو صفت، نایِبَت را #تنها گیر ... بسم الله الرحمن الرحیم

سلام #امام_خوبی_ها !
دلم لک زده برای کمی حرف گفتن با شما.
راستش #دلم_گرفته بود!

#حضرت_ماه ، مگر شما امام امّت نیستید؟
پس لطفا کمی به حرف های تلخ حقیر گوش کنید.

جان جانان کجایی؟
نیستیُ دلِ ما برایتان تنگ شده.
نیستیُ ببینی تا گرگ های زالو صفت، نایِبَت را #تنها گیر آورده اند.
نیستی تا ببینی دهان های با حقد و غضب گشوده شده را.

کاش بودی آقا جان
کاش بودی تا چند فقره از آن تو دهانی های آبدارتان به #بنی_صدرهای_زمانه ارائه میکردی.
کاش بودیُ به #بدخواهان_اسلام و #انقلاب ، از آن غلط کردی های معروفتان نثار می کردی.
کاش بودی #حضرت_روح_الله!

امام عزیز نیستی
جایتان خالیست
نیستی تا ببینی #سید_عزیزمان را.
نیستی تا ببینی #مقام_معظم_دلبری ما موی سپید کردُ پیر شد از دست این نا اهلآن.
آری پیر شد! اما هزار الحمدلله 
درست مثل پیری جنابتان #محکم ، #شجاع و #قاطع ..
راستی این روز ها عجیب از شما حرف زیاد است.
چه بسیارند راویان خاطرات رنگینُ گوناگون!

اما وقتی از آن #راویان_راه و مسلک شما را مطالبه می‌کنیم تقریبا به هیچ می رسیم.

جان جانان ..
شما چه خوب توانستید #آینده را ببینید.
چه خوب #آدم_شناس بودید.
و چه محکم از #حضرت_خامنه_ای یاد کردیدُ بنا نهادید این خشت #ولایت را !

خرس خاله های بسیاری کنارتان عرض ارادت داشتند.
خیلی ها برو بیا داشتند
اصلا انگار خیلی ها منتظر بودند چشمانتان برای همیشه بسته شودُ انتقام بگیرند.
#انتقام از اسلام، ملت، #انقلاب و #بیت_المال ..
اما شما ابن الرسول الله ی و روح خدا و نقشه ها بر آب کردی

دست خوش.

اصلا نمیدانم چه گفتم
گلایه کردن هم بلد نیستم
قرو قاطی وقتتان را گرفتم.
اما کلام آخرم باشد ماه تابان ..
#امام_روح_الله عزیز 
دعا کنید برای این انقلاب 
برای سرپا شدن این #نظام #خون_دل های بسیاری خوردید.
خون های بسیاری ریخته شد!
اما انگار بعضی ها نمی خواهند بفهمند!
منظورم از بعضی ها همان دور و بری های عزیز کرده شما هستن آن دورو بری های عزیز کرده ای، خوردنی ها را خورده و میخواهند سفره و صاحب سفره را تقدیم اربابانشان کنند.

دعا کنید برای ما
دعا کنید این #انقلاب به دست نا اهلان نیوفتد.
دعا کنید برای #حضرت_آقا

خب پر گویی کردم!
وقتتان را نمی گیرم #حضرت_عشق
روحتان پرفتوح
یاعلی(ع)

#استغفرالله
#امام_خمینی
#امام_خامنه_ای
#ولایت
#پشتیبان_ولایت_فقیه_باشید
#رامین_فرهادی
Read more
. <span class="emoji emoji2714"></span>️خدمت استاد "ناصرممدوح" سالهاست كه ارادت دارم و هميشه به من و هنرم لطف داشتند و دارند، نه تنها روى ...
Media Removed
. ️خدمت استاد "ناصرممدوح" سالهاست كه ارادت دارم و هميشه به من و هنرم لطف داشتند و دارند، نه تنها روى ماهشون رو بلكه دستشون رو ميبوسم براى حق استادى كه به گردنم دارند. صدوبيست سال سايه شون مستدام باشه الهى. ️سپس، "اردشير منظم"، رفيق ساليان، هنرمند صداپيشه بى نظير و خوش اخلاق و خوش استايلى كه هميشه ... .
✔️خدمت استاد "ناصرممدوح" سالهاست كه ارادت دارم و هميشه به من و هنرم لطف داشتند و دارند، نه تنها روى ماهشون رو بلكه دستشون رو ميبوسم براى حق استادى كه به گردنم دارند. صدوبيست سال سايه شون مستدام باشه الهى.
✔️سپس، "اردشير منظم"، رفيق ساليان، هنرمند صداپيشه بى نظير و خوش اخلاق و خوش استايلى كه هميشه دلم براش زود زود تنگ ميشه و اين مهر، سالهاست كه در رفاقتمون جارى است.
✔️و... اما "محمدرضاعليمردانى"، دوست رفيق برادر همكلاسى كه از سال هفتادوشش كه باهم آشنا شديم تا به امروز اونقدر ازهم خاطره خوب داريم كه كسانى كه شنونده خاطرات مشتركمون هستند، روده بُر ميشن...
واسه چى تو اينقدر گلى آخه؟!
✔️پى نوشت اول: همه اينها، شبى به ياد ماندنى رو برام رقم زد، در تئاتر خاطره انگيز "عليمردان خان". از تمام عوامل ممنونم كه خاطرات كودكيمو برام زنده كردند.متشكرم از نادرعليمردانى عزيزم، رفيق قديمى و نازنينم كه منو دعوت كرد تا شاهد هنرنمايى اش باشم.
✔️پى نوشت دوم: چقدر خوشحالم كه اين روزها؛ تئاتر مون حالش خوبه. خدا رو شكر.
✔️پى نوشت سوم: در مورد "ته ريش" هم؛ تنبل خودتونيد!😄
___________________
💛ايلياعاشقتونه❤️
___________________
خدايا شكرت
#ايليا #منفرد #ايليامنفرد #ايليا_منفرد #ناصرممدوح #اردشيرمنظم #محمدرضاعليمرداني #تئاتر #تياتر #نمايش #عليمردان_خان #دوستى #عشق #آكادمى_آواز_ايليامنفرد هنر #eilyamonfared #eilya_monfared #nasermamdooh #ardeshirmonazam #mohamadrezaalimardani #theater #alimardankhan #friendship #خداياشكرت #ايلياعاشقتونه
Read more
مهمون ويژه امشب پروتئين كوهي سيد دوست داشتني خاطرات خوبتونو با ما تجربه كنين<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> #خاطرات #مزه #خوب #كباب #تنوع_محصولات ...
Media Removed
مهمون ويژه امشب پروتئين كوهي سيد دوست داشتني خاطرات خوبتونو با ما تجربه كنين #خاطرات #مزه #خوب #كباب #تنوع_محصولات #عشق و حال مهمون ويژه امشب پروتئين كوهي سيد دوست داشتني
خاطرات خوبتونو با ما تجربه كنين😍😍😍
#خاطرات #مزه #خوب #كباب #تنوع_محصولات #عشق و حال
<span class="emoji emoji270f"></span><span class="emoji emoji270f"></span><span class="emoji emoji270f"></span> ۹۶ هم گذشت... برای من و یا حتیٰ واسه خیلیا شاید سال خیلی بدی بود. اتفاقات و خاطرات بد،تصادف و ...
Media Removed
۹۶ هم گذشت... برای من و یا حتیٰ واسه خیلیا شاید سال خیلی بدی بود. اتفاقات و خاطرات بد،تصادف و عمل و عمل و عمل،ولی خُب تجربیات خوب... یاد گرفتم با هر ضربه و هر درد و هر مشکل خودمو محکوم به صبر و قدرت بیشتر کنم و خدا رو شکر که تونستم رشد کنم و نتیجشو هم تو سال جدید خواهم دید. شکر برای خدایی که همیشه کنارم ... ✏✏✏
۹۶ هم گذشت...
برای من و یا حتیٰ واسه خیلیا شاید سال خیلی بدی بود.
اتفاقات و خاطرات بد،تصادف و عمل و عمل و عمل،ولی خُب تجربیات خوب...
یاد گرفتم با هر ضربه و هر درد و هر مشکل خودمو محکوم به صبر و قدرت بیشتر کنم و خدا رو شکر که تونستم رشد کنم و نتیجشو هم تو سال جدید خواهم دید.
شکر برای خدایی که همیشه کنارم بود و با معجزه ی اون زنده ام و میتونم ادامه بدم زندگی رو.
همه میدونیم که زندگی بسیار زیبا،امّا بسیار دشوار و شکننده است.
میدونیم قراره همونطور که موفق بشیم جاهایی هم نشیم یا دستِ کم رسیدن به برخی خواسته ها و آرزوهامون رو به تعویق بندازیم.
یاد گرفته ایم که بیماری هر از چند گاهی در ما یا یکی از عزیزان یا دوستانمان میهمان می‌شود تا درس‌های سختِ انسان بودن را مرور کنیم.
میدانیم که گاه به داشتنِ مال و گاه به نداشتنش گرفتار می‌شویم.
میدانیم از این بهار تا آن بهار فاصله ایست پُر از ماجراهای تلخ و شیرینی که بسیاری از آنها خواست و انتخابِ ما نیستند امّا گریز ناپذیرند.
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ،
ﺍﻣّﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯿﺶ ﻣﯽاﺭﺯﻩ؛
کاش همديگر رو دوست داشته باشيم. شاید فردایی نباشد...
خوبی‌ها و بدی‌ها،هر آنچه که بود؛برگی دیگر از سالِ زندگی ورق خورد و بهارِ جدید آغاز شد.
به یُمنِ آغازِ سالِ جدید و شکفتنِ نوروز آرزو میکنم:
لبخند مهمونِ لبهاتون بشه،
شادی از در و دیوارِ قلبتون سرازیر بشه،
و سلامتی مهمونِ دائمی محفلِ خانواده تون بشه.
اُمیدوارم سازِ دنیا کوکِ خواسته های قلبی شما بشه و
هر چه صفای دل،
سلامتِ تن،
لبخند،
عشقِ پاک،
و اجابتِ دعاست،
برای تو باشد.
باشد که سالِ بعد همین حوالی خشنود از خود و آنچه گذشته به یکدیگر لبخند بزنیم و همچنان چون بهار عاشقِ زندگی باشیم...
بهارِ زندگیتون بی انتها🍃
#سال_نو_مبارک ❤

#عید #نوروز #سال۱۳۹۷
Read more
Loading...
. . جستجویم نکن به دنبالم نباش من روز هاُ هفته هاُ سال ها ی مهتابُ دل های بی قرارُ عشق های پر یقین ...
Media Removed
. . جستجویم نکن به دنبالم نباش من روز هاُ هفته هاُ سال ها ی مهتابُ دل های بی قرارُ عشق های پر یقین را به باد فراموشی سپرده ام . فهمیده ام چیزی از این بزرگی دنیا کم نمی شود حتی اگر از اشک هایم از تکرار خاطرات در کمین مانده ی روز های خوب از عطشِ شرمیگن یک عشق چیزی نفهمی . دیگر به دنبالم نباش من روز ... .
.
جستجویم نکن
به دنبالم نباش
من
روز هاُ
هفته هاُ
سال ها ی مهتابُ دل های بی قرارُ عشق های پر یقین را
به باد فراموشی سپرده ام .
فهمیده ام چیزی از این بزرگی دنیا کم نمی شود
حتی اگر از اشک هایم
از تکرار خاطرات در کمین مانده ی روز های خوب
از عطشِ شرمیگن یک عشق
چیزی نفهمی .
دیگر
به دنبالم نباش
من
روز هاُ
هفته هاُ
سال ها ست
به درکِ عمیقِ یک زندگی فکر می کنم
پر غرور
اما خسته...
.
باید یک بار این شهر را
عریان از لطافتِ باران دیده باشی تا بفهمی
چه می گویم ... #امیرمحمد_مصطفی_زاده
@amirmohammad.mostafazade
Read more
تو هیچی از من نمیدونی؛ نه اون وقتی که مالِ هم بودیم میدونستی نه حتی الان میدونی. تو نمیدونستی وقتایی ...
Media Removed
تو هیچی از من نمیدونی؛ نه اون وقتی که مالِ هم بودیم میدونستی نه حتی الان میدونی. تو نمیدونستی وقتایی که قهر میکردیم من حالم بدتر از تو بود ولی سمتت نمیومدم چون از خودم بدم میومد که اذیتت کردم که خودخواهم و با همه بدیام باز تو زندگیت میمونم و با موندنم اذیتت میکنم، با موندم باعث میشم اخم کنی، بغض ... تو هیچی از من نمیدونی؛
نه اون وقتی که مالِ هم بودیم میدونستی
نه حتی الان میدونی.
تو نمیدونستی وقتایی که قهر میکردیم
من حالم بدتر از تو بود
ولی سمتت نمیومدم
چون از خودم بدم میومد که اذیتت کردم
که خودخواهم و با همه بدیام باز تو زندگیت میمونم و با موندنم اذیتت میکنم، با موندم باعث میشم اخم کنی،
بغض کنی...
تو نمیدونستی ولی
اون وقتایی که ازم دلخور بودی و تو به این نتیجه میرسیدی که من دوستت ندارم
من ساکت میموندم و فکر میکردم
چرا نباید اینهمه عشق از چشام معلوم باشه،
که چرا باید اوضاع جوری پیش بره که حتی یک لحظه ام شک کنی به تا این حد دوست داشتنِ من.
تو نمیدونستی
و من
شبایی که تو حالت خوب نبود تا صبح این پهلو به اون پهلو میشدم و خوابم نمیبرد
تو نمیدونستی و من هزار شب از دلتنگی بغض کردم،تب کردم، مردم
و بهت نگفتم که مبادا فاصلمون
بغض بکاره تو گلوت.
تو حالاام نمیدونی؛
که هنوز وقتی عکساتو نگاه میکنم و حس میکنم ناراحتی میمیرم،
که دلتنگی جوری رخنه کرده تو جونم که شده یه تیکه از تنم،
تو نمیدونی که دائم فکر کردن به خاطرات یکی که نمونده،نخواسته بمونه چه حالیه،
تو نمیدونی یکی بره و باز با همون شدت قبل کنارت نفس بکشه چه حالیه.
تو هیچوقت نمیدونی که پاک کردنِ اشکام با دستایِ خودم،
وقتی اشکام به این بهونه اومدن که دستات رو صورتم جا خوش کنه چه حالیه.
تو نمیدونی اونی که رفته جا پاش اونقدر محکم باشه که نذاره هیچکس بعدش بیاد چه باختیه.
تو هیچ وقت نمیدونستی چقدر دوستت دارم
تو هیچ وقت نمیدونی من میتونم تو اوجِ نداشتنت تا کجا تو دوستت داشتنت غرق بشم و باز نمیرم...
.
. 👑 #میکائیل💕 .
.
✅ #توهیچوقت_نمیدونستی_من_چقدردوستت_دارم😞
.
.
📱@mikilove351 📷
.
. ✅ #پیج_مارو_به_دوستانتون_معرفی_کنید🙏♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
Read more
روزی خوش منزل دایی عزیزم/<span class="emoji emoji1f61a"></span> نوشته من: کابوس نیست آنجا که پرواز را تجربه ای بود . برای خنده هایی ...
Media Removed
روزی خوش منزل دایی عزیزم/ نوشته من: کابوس نیست آنجا که پرواز را تجربه ای بود . برای خنده هایی که برایشان معنایی نیست . دستیابی به خاطرات شیرین ؛اما دست نیافتنی. برای عده ای معدود و بی شک متفاوت. معنایی برای اندیشیدن به خاص بودن؛ تنها شدن ؛ و گه گاه ؛ آمدنی کوتاه و بازگشتی طولانی مدت. مگر ... روزی خوش منزل دایی عزیزم/😚
نوشته من:
کابوس نیست
آنجا که پرواز را تجربه ای بود .

برای خنده هایی که برایشان معنایی نیست .

دستیابی به خاطرات شیرین ؛اما دست نیافتنی.

برای عده ای معدود و بی شک متفاوت.

معنایی برای اندیشیدن به خاص بودن؛
تنها شدن ؛
و گه گاه ؛
آمدنی کوتاه و بازگشتی طولانی مدت.

مگر نمیشنوند صدای من را ؟

به خود می پردازم و بر خود میشناسانم ؛
تنها سمبل عشق را که ؛
در پهنه هستی پایدار و پابر جاست .

آنجایی که مرا به سیر خوب زیستن میرساند.

مرگی کوتاه و بازگشتی از نوع نبودن های پی در پی.

من نیستم ؛
در جای جای هستی که برای خود بی نهایت است.

کوچ در نهانخانه باورهایی
که برایشان هیچ دریافتی نیست ؛

جز کلامی ساده و بی تفاوت ؛
و گه گاه تکانی بر شانه و گه گاه خروشی غرش وار و بی نشانه
از سایه هایی که تنها سایه ای هستند بی هویت و ثابت .
من آنجا ؛
به خود بازتابی از شهود را می یابم .

مکانی به زیبایی بومهای قلم خورده .
با نقشهایی به بلندای قامت سرو‌
به عرش ؛
به نهایت ؛
آرامش.
#شیما-مطلبی
Read more
Loading...
. _ عشق خوبه، حتی اگه زخم بزنه بهت ...حتی اگه گیجت کنه، خسته ت کنه، حتی اگه هیچ وقت اون جوری که تو می خوای نباشه، بازم بودنش بهتر از نبودنشه باور کن که نبودن عشق یعنی یه زندگی خالی و بی اتفاق یه زندگی بایگانی شده! ... وقتی عاشق می شی نترس ...چون هیچ جا امن تر از بودن توی بغل گرم و مهربون عشق نیست ...یه روزی ... .
_
عشق خوبه، حتی اگه زخم بزنه بهت ...حتی اگه گیجت کنه، خسته ت کنه، حتی اگه هیچ وقت اون جوری که تو می خوای نباشه، بازم بودنش بهتر از نبودنشه باور کن که نبودن عشق یعنی یه زندگی خالی و بی اتفاق یه زندگی بایگانی شده! ... وقتی عاشق می شی نترس ...چون هیچ جا امن تر از بودن توی بغل گرم و مهربون عشق نیست ...یه روزی می رسه که زندگی فقط تو خاطراتت جریان داره توی خاطرات گذشته ... اون روز این خاطره های عاشقانه خوب به کارت میاد ...عاشق شو و با تمام زخم هات عاشقانه برقص و بخند و شور به پا کن ... ⌛️هفته پایانی⏳
🎭 نمایش🎭
"زخم های وحشتناک زمین بازی"
نمایش #زخم‌های_وحشتناک_زمین_بازی
نویسنده: راجیو جوزف
مترجم و کارگردان :علی منصوری
بازیگران:آیه کیان پور، محمد صدیق مهر
تهیه کننده: نسیم سندیانی

خانه نمایش مهرگان(سالن شماره۱)
تیر و مرداد۹۷
ساعت:۲۰:۳۰
مدت:۷۰ دقیقه
سرمایه گذار:مهدی قاسمی وند
طراح صحنه: احمد کچه‌چیان طراح لباس: افسانه صرفه‌جو
مدیر فرهنگی و مشاور رسانه: مریم نراقی
گریم:فاطمه گرافر
دستیار کارگردان: حسین شیرازی
نوازنده گیتار: شاهرخ کفاش زاده
طراح پوستر و بروشور و تیزر: احسان نقابت
مشاور موسیقی: آرین مظفری
منشی صحنه: محمدرضا الوندی پور
اطلاعات بیشتر و خرید بلیت:

https://tiw.al/SCG
@zamin_bazi
Read more
سرود دانش آموزی چراغی کم فروغ که هنوز روشن مانده ... اواسط دهه ی شصت که دبیرستانی بودم بسیار اتفاقی ...
Media Removed
سرود دانش آموزی چراغی کم فروغ که هنوز روشن مانده ... اواسط دهه ی شصت که دبیرستانی بودم بسیار اتفاقی با گروهی دبیرستانی به مسابقات سرود رفتم ، با تجربه و دانشی اندک از موسیقی و گروه کر و شوری زیاد مثل همه ی دانش آموزان ولی همین اتفاق ساده مسیر زندگی و کاری من رو عوض کرد. ... اون سالها به واسطه ی محدودیت ... سرود دانش آموزی چراغی کم فروغ که هنوز روشن مانده ...
اواسط دهه ی شصت که دبیرستانی بودم بسیار اتفاقی با گروهی دبیرستانی به مسابقات سرود رفتم ، با تجربه و دانشی اندک از موسیقی و گروه کر و شوری زیاد مثل همه ی دانش آموزان ولی همین اتفاق ساده مسیر زندگی و کاری من رو عوض کرد.
... اون سالها به واسطه ی محدودیت های همه جانبه ی فرهنگی تنها جایی که می شد به بهانه ای ساز و موسیقی کار کرد همین سرود بود .. تجربه ای که با تمام محدودیت های همه جانبه اش بسیار لذت بخش بود ،،، اصلا خود عشق بود... اینکه یک سال تمام با گروهی از بچه ها جمع می شدی و کم کم مثل خانواده می شدی ؛ با جدیت اشعار جنگی و شبهه نوحه ای رو تمرین می کردی تا بری مسابقات سرود ... از منطقه و استان تا به مسابقات کشوری و رامسر برسی ، در خلال سال توی اردو های هفتگی ساعات ها فقط چند سرود را تکرار و تکرار می کردیم تا به یک اجرای تمیز برسیم و بعد از مسابقات گرفتن یک لوح تقدیر و تمام تا سال بعد و تکرار همین قصه... ولی این داستان ساده یک عشق وصف ناپذیر بود... عشقی که بهانه ی پیوند جدی تر من با موسیقی و یادگیری ولع بار اصول موسیقی تو اون سالها شد...یادمه روزی که خواستم گروه سرودی رو که پنج سال عاشقانه باهاش کار کرده بودم رها کنم تا بیشتر به موسیقی و آهنگسازی برسم ، یکی از سخت ترین و تلخ ترین تصمیم های زندگی ام بود ... حالا بعد از گذشت حدود سی سال هنوز با دانش آموزان اون سالها که الان جمعی از بهترین دوستان من هستند مراوده دارم و هنوز هم به عشق اون سالها سالی یکی دو بار به داوری جشنواره های سرود دانش آموزی می رم... ولی این سالها دیگه سرود مثل یک پیکان جوانان سال چهل و هشت قدیمی و کم مخاطب به نظر می رسه ، دانش آموزان هم که این سالها کار می کنند و مربیان دیگه دغدغه های آنچنانی ندارند ... بسیار هم طبیعی است چون این سالها هزار و یک تریبون خوب و متنوع برای موسیقی وجود داره ... به هر حال من هنوز این پیکان چهل و هشت رو با تمام کم فروغی هایش دوست دارم ... چون یادآور زیباترین خاطرات نوجوانی من است .
پ . ن : عکس چند روز پیش در داوری سرودهای منطقه دو به همراه ناصر فلاحی که بیش از سی سال مسئول سرود وزارت کل آموزش و پرورش بود.

#بهنام_صبوحی
#آهنگساز
#سرود
#سرود_دانش_آموزی
#جشنواره_سرود_مدارس
Read more
اه به این حال بد روزاے تاریڪ و سرد <span class="emoji emoji1f623"></span> رفت ڪسے ڪہ منو به خودش آلوده ڪرد <span class="emoji emoji1f60f"></span> ای ڪہ دادے به باد قلبمو با اون نگات ...
Media Removed
اه به این حال بد روزاے تاریڪ و سرد رفت ڪسے ڪہ منو به خودش آلوده ڪرد ای ڪہ دادے به باد قلبمو با اون نگات حڪ شدن تو دلم تڪ تڪ اون خاطرات دست بڪش از سرم ای دل نابود من غرق ڪن این عاشقُ شهر مه آلود من فڪر نڪن فاصله عشقتو ڪم میکنه بغض ببین بعد تو داره خفم میڪنہ دنیا رو گشتم باز آروم آروم ... تنهاے ... اه به این حال بد روزاے تاریڪ و سرد 😣
رفت ڪسے ڪہ منو به خودش آلوده ڪرد 😏
ای ڪہ دادے به باد قلبمو با اون نگات 👀
حڪ شدن تو دلم تڪ تڪ اون خاطرات ❤
دست بڪش از سرم ای دل نابود من 😫
غرق ڪن این عاشقُ شهر مه آلود من 🌁
فڪر نڪن فاصله عشقتو ڪم میکنه ✋
بغض ببین بعد تو داره خفم میڪنہ 😢
دنیا رو گشتم باز آروم آروم ... 👣
تنهاے تنهام باز زیر بارون 💧
از وقتے چشمام از چشمت افتاد 😔
بارون گرفت بندم نمیاد ✋
تهرانو گشتم تهران دودے 😖
دنیــ🌍ـارو گشتم اما نبودے ...
اے اولین عشق تو ای آخرین یار 😢
دیوونه ے من خدا نگهدار 👋
باز میوفتہ تبت مثل خوره تو تنم 😷
هے یه چیزے بگو وقتی صدات میزنم 😬
بد مریضت شدم اگہ میتونے بیا 😥
خوب نمیشم ببین بے تو به این زودیا 😞
درد میگیره سرم تا خود صبح هرشبو 😖
مشت به مشت میخورم قرصاے لامصب 😪
سال به سالم میاد عشقتو پاییزه باز 😣
عشق از این فاصلم زهرشو میریزه باز 😏
دنیا رو گشتم باز آروم آروم ... 👣
تنهاے تنهام باز زیر بارون 💧
از وقتے چشمام از چشمت افتاد 😔
بارون گرفت بندم نمیاد ✋
تهرانو گشتم تهران دودے 😖
دنیــ🌍ـارو گشتم اما نبودے ...
اے اولین عشق تو ای آخرین یار 😢
دیوونه ے من خدانگهدار 👋
Text by: @havadar_farzad_farzin_sh
خیلی قشنگ بود ممنون از اقای فرزین بابت این اهنگ زیبا😍😍😍😍❤❤❤❤💚💙😻
@farzadfarzin1
Read more
Loading...
يعنى بعضى آدما وقتى كنارشون هستى مي تونى به مورچه روى ديوارهم باهاشون ساعت ها بخندي ،بدون دليل ، و بايك ...
Media Removed
يعنى بعضى آدما وقتى كنارشون هستى مي تونى به مورچه روى ديوارهم باهاشون ساعت ها بخندي ،بدون دليل ، و بايك دنيا عشق ️ از خاطرات مشترك حرف بزنى از روزهايى كه ديگه تكرار نميشه ولى لحظه لحظه اش خاطره است ، خاطراتى شيرين ، ناب و باحال ياد شيطونى ها و لحظات خوب دانشگاه كه با هيچ چيزى قابل مقايسه نيست عااااشقتونم ... يعنى بعضى آدما وقتى كنارشون هستى مي تونى به مورچه روى ديوارهم باهاشون ساعت ها بخندي ،بدون دليل ، و بايك دنيا عشق 😂😂😂❤️ از خاطرات مشترك حرف بزنى از روزهايى كه ديگه تكرار نميشه ولى لحظه لحظه اش خاطره است ، خاطراتى شيرين ، ناب و باحال 😅 ياد شيطونى ها و لحظات خوب دانشگاه كه با هيچ چيزى قابل مقايسه نيست 😍 عااااشقتونم دوستاى خوبم 😘😘😘
Read more
حس خوب يعني خاطرات گذشته و روياهاي آينده رو بهم گره بزني️ ما هم خاطرات گذشته و روياهاي الميراي عزيزو دورهم جمع كرديمو شد يه كارت گوگولي داخلش به سبك آبشاري اجرا شده كه البته آبشارش اصلن با قوانين نيوتون كاري نداره و از شرق به غرب حركت ميكنه طرح نقاشيا از برند لاوسينتيا بود و از همه مهمتر اون ... حس خوب يعني خاطرات گذشته و روياهاي آينده رو بهم گره بزني❤️❤️ ما هم خاطرات گذشته و روياهاي الميراي عزيزو دورهم جمع كرديمو شد يه كارت گوگولي

داخلش به سبك آبشاري اجرا شده كه البته آبشارش اصلن با قوانين نيوتون كاري نداره و از شرق به غرب حركت ميكنه
طرح نقاشيا از برند لاوسينتيا بود
و از همه مهمتر اون بك گراند ديزني لند كاليفرنياس كه بعد از ديدن كلي عكس و مشورت پرياي عزيزم اينقدره خوشگل اجراش كرد
#waterfallcard #handmade #handmadecard #crafty #crafter #cardboard #love #memories #lovecynthiastamps #lovecynthia #painting #watercolor #كارتپستال #دستساز #هنر #نقاشي #آبرنگ #خاطرات #عشق #كارتپستال_دستساز #كارت_آبشاري #
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Read more
القصه من شنبه بعد از مدتها برای تمرین و شاید برای یاداوری خاطرات ده ساله تمرین و مسابقه و دیدار با ورزشکارانی ...
Media Removed
القصه من شنبه بعد از مدتها برای تمرین و شاید برای یاداوری خاطرات ده ساله تمرین و مسابقه و دیدار با ورزشکارانی که عمری را با خیلی هایشان گذراندم به مجموعه ورزشی دوومیدانی آفتاب انقلاب تهران رفتم و ای کاش که نمیرفتم چرا که بعد از این همه سال تلاش برای این بالا بردن این پرچم در کشورهای مختلف مرا برای تمرین ... القصه من شنبه بعد از مدتها برای تمرین و شاید برای یاداوری خاطرات ده ساله تمرین و مسابقه و دیدار با ورزشکارانی که عمری را با خیلی هایشان گذراندم به مجموعه ورزشی دوومیدانی آفتاب انقلاب تهران رفتم و ای کاش که نمیرفتم چرا که بعد از این همه سال تلاش برای این بالا بردن این پرچم در کشورهای مختلف مرا برای تمرین ساده ایی به آن مجموعه راه ندادند و گفتند که تو دیگر نمیتوانی اینجا تمرین کنی و از همان راهی که آمدی برگرد انگار که مرا نمی شناختند ، تلاشهای سالهای گذشته مرا در این مجموعه ندیده بودند و انگار که من ایرانی نبودم... آنجا بود که دلم شکست ، بغض گلویم را گرفت و اگر کسی در آن اطراف نبود شاید برای خودم و این همه سالی که برای سربلندی کشورم گذاشتم زار زار گریه می کردم .من حتی زمانی که زیر پرچم ایران در مسابقات مختلف شرکت میکردم هم زمانی که برای اردوی ورزشی به بلاروس میرفتم با وجودی که تابعیتم را عوض کرده بودم هم باز آنجا از احترام برخوردار بودم و از همه امکانتشان استفاده میکردم ولی حالا و در ایران...
من و امثال من تا زمانی که هستیم و میتوانیم در مسابقات مختلف برای کشور مسابقه دهیم برای مسئولین ورزش کشور اهمیت داریم... خدا نکند که ورزشکاری در دوره بعد از ورزش قهرمانی در زندگی پر مشقت امروزه دچار مشکل شود که توقع کمک و دستگیری از آن دوستان مسئول میشود زهی خیال باطل و چه خوب گفته اند در ادبیات ضرب‌المثل ما که پهلوان زنده را عشق است و وای به حال ما اگر روزی بیوفتیم به زیر که فقط در این وانفسا خدا به فریادمان برسد .
من در تمام این سالها هر چقدر که از مسئولین ورزشی کشور بی اعتنایی و بی احترامی دیدم ولی در عوض از هموطنام چیزی جز عشق و محبت و مهر ندیدم و به همین خاطر همیشه در راهم برای کسب افتخار برای این مردم ثابت قدم بودم و این افتخار نصیبم گردید که بتوانم سالها با پرچم مقدس ایران در مسابقات مختلف جهانی ، المپیک و آسیایی در حد توانم برای این کشور بجنگم.
ولی حالا...
Read more
<span class="emoji emoji2614"></span>️<span class="emoji emoji2614"></span>️<span class="emoji emoji2614"></span>️ . كتاب #تابستان_در_بادن_بادن نوشته #لئونيد_تسيپكين از سوي موسسه نقد كتاب #نيويورك به ...
Media Removed
️ . كتاب #تابستان_در_بادن_بادن نوشته #لئونيد_تسيپكين از سوي موسسه نقد كتاب #نيويورك به عنوان شاهكار و از سوي دونالد فنگر در لس‌آنجلس تايمز تحت عنوان مرموز و عميق تحسين شده است. اين كتاب كه بين سال‌هاي 1977 و 1980 نوشته شده‏، شاهكار گمشده #ادبيات_روس در نيمه دوم قرن بيستم است. اين رمان ... ☔️☔️☔️
.
كتاب #تابستان_در_بادن_بادن نوشته #لئونيد_تسيپكين از سوي موسسه نقد كتاب #نيويورك به عنوان شاهكار و از سوي دونالد فنگر در لس‌آنجلس تايمز تحت عنوان مرموز و عميق تحسين شده است. اين كتاب كه بين سال‌هاي 1977 و 1980 نوشته شده‏، شاهكار گمشده #ادبيات_روس در نيمه دوم قرن بيستم است. اين رمان پيچيده روايتي دوگانه دارد و نثر آن يادآور سبك #خوزه_ساراماگو و #تامس_برنارد است. #سوزان_سانتاگ مقدمه‌اي مفصل و خواندني براي كتاب نوشته و در آن از عشق نويسنده به ادبيات و داستايوفسكي ياد كرده كه دليل اصلي نگارش اين كتاب است. اگر شما نيز از علاقه‌مندان آثار داستايوفسكي هستيد‏، خواندن اين رمان را به شدت به شما پيشنهاد مي‌كنيم. تابستان در بادن بادن شرح زندگي داستايوفسكي و سفري به زندگي و محل رمان‌هاي داستايوفسكي است. در واقع رمان حاصل دست‌نوشته‌ها و خاطرات آنا همسر داستايوفسكي و انديشه‌هاي ناب مردي است كه با تمام وجود در نوشته‌ها و انديشه‌هاي او غرق شده و با آنها زندگي مي‌كند. سفر تسيپكين به زندگي و دنياي ذهني داستايوفسكي مي‌تواند براي افرادي كه به آثار او علاقه دارند بسيار جذاب و خواندني باشد. نويسنده داستان را به آينده و گذشته #داستايوفسكي مي‌كشاند و گريزي مي‌زند به مكان‌ها و شخصيت‌هاي رمان‌هاي او. با وجود جمله‌هاي طولاني و بي‌وقفه‌اي كه نفس خواننده را مي‌برد و پاراگراف‌هاي بلند‏، در طول زمان خواندن داستان به شدت درگير وقايع و فضاي بسته آن مي‌شويد.
.
.

#کتاب_خوب_بخوانیم #کتابخوانی #شوروی #ادبیات_روسیه #شهر_کتاب #رمان #داستایفسکی #هنر #سینما #کتابسرای_نیک
.
.
.
عکس و معرفی جذاب کتاب از صفحه‌ی
@zirzamin.bookstore
Read more
عشقای دوست داشتنی رفقای ناب دوستون دارم فهرست مردگان تمام شد اما خاطرات زنده است . دنیا چقدر غریب ...
Media Removed
عشقای دوست داشتنی رفقای ناب دوستون دارم فهرست مردگان تمام شد اما خاطرات زنده است . دنیا چقدر غریب شده و این پایان شیرینی بود برای فهرست مردگان پایانی که هیچ کسی نمیتونست تلخش کنه شیرین و پرانرژی با همه سختی ها با رضایت مخاطبای پرانرژی هرشب از نقطه نقطه ایران تموم شد . تعهد، تاتر ، زندگی ، حال خوب ... عشقای دوست داشتنی رفقای ناب دوستون دارم
فهرست مردگان تمام شد اما خاطرات زنده است .
دنیا چقدر غریب شده و این پایان شیرینی بود برای فهرست مردگان پایانی که هیچ کسی نمیتونست تلخش کنه شیرین و پرانرژی با همه سختی ها با رضایت مخاطبای پرانرژی هرشب از نقطه نقطه ایران تموم شد .
تعهد، تاتر ، زندگی ، حال خوب با گروه با عشق با کارگردانی کاربلد و دوست داشتنی که از جونش واسه کار انرژی میزاشت رضا ثروتی دل تنگت میشیم تاتر ما به امثال شما نیازمنده ممنون بابت اعتمادتون .
#فهرست_مردگان #رضا_ثروتي #تئاتر #هنر #عشق #تجربه #حال_خوب #وي_آر_د_جمع #نه_
#deadsList #rezaservati #theater #fajr #festival #art #we_are_the_جمع #Oleoleole
@rezaservati
Read more
Sequence Of The Week Drive گاهی با دیدن بعضی تصاویر، شتابزده میشوم میخواهم بنویسم، برایش ساز بزنم، از حسش عکس بگیرم و به خویش جوگیر بودن را اموزش دهم سکانس هایی از سینما که مرا بدجورمیلرزاند و اما این صحنه لعنتی و این مرد لعنتی و این دختر لعنتی جایی در ماورا زمانی برای تمامی تو می ایستادم ... Sequence Of The Week
Drive
گاهی با دیدن بعضی تصاویر، شتابزده میشوم
میخواهم بنویسم، برایش ساز بزنم، از حسش عکس بگیرم و به خویش جوگیر بودن را اموزش دهم
سکانس هایی از سینما که مرا بدجورمیلرزاند

و اما این صحنه لعنتی و این مرد لعنتی و این دختر لعنتی
جایی در ماورا

زمانی برای تمامی تو می ایستادم و برای ناداشته هایم میجنگیدم
حاضر بودم دنیایی مرا تنها گذارد و تویی را رها نکند
من ان لحظه اوج نزدیکی را درک کردم و دیگر کاری از دستم ساخته نبود
جز اینکه در اغوشت بگیرم و برای تمام روزهای از دست رفته اشک بریزم
این تمام یک تراژدی بی معناست
ما چند لحظه خودمان بودیم و بعدها زمانه از ما فراموش کاران واقعی ساخت
این صحنه درایو را میشود سالها زندگی کرد
فیلمی که در بخش فیلم هفته کامل به شما پارسال معرفی کردم
شانه هایم بعد از دیدنش سست میشود
در گذشته هایم خود را روزی اینگونه تصور میکردم
افسوس که روزگار از من یک همیشه عاشق و یک ناهمیشه همراه ساخت
من ان لحظه برخورد دست هارا می‌شناسم
من انها را میستایم و برای غربت ذات خویش چند دقیقه ای اشک میریزم
نوری که در اسانسور طلوع میکند و ثانیه هایی که مسخ میشوند
لعنت بر من که کارگردان نشدم
لعنت
من احتیاج به میزانسن هایی دارم که همه مرا از این شهر کثیف نجات دهند
وای که میشود خالی شد
کاش در ان دنیا نیز سینما باشد
از زندگیش خیری نبود
کاش در رویاها، جاودانگی باشد و عشق

و این موسیقی سحرانگیز، گوشه ای از قلبم را میفشارد

چه خوب که دوباره شهری خواب است و من برای همان چند یاغی مینویسم

این هم بخش جدیدی در صفحه من
این سکانس ها بخشی از زندگی عمیق من است
انها را به زودی با شما به اشتراک خواهم گذاشت
بخشی که مدتها بود منتظر شروعش بودم

شما را دعوت میکنم که هر هفته بخشی از خاطرات عجیب مرا ببینید
این شما و این اغاز بخش
سکانس هفته

امیر شمس
5 تیر ماه
@amirshamsofficial

#FineartphgSquence
Read more
. پره خاطرات گریه ها و خنده ی همیم من و تو جون همیم خون همیم قلب تپنده ی همیم... . #احمداميرخليلى . [شعر ...
Media Removed
. پره خاطرات گریه ها و خنده ی همیم من و تو جون همیم خون همیم قلب تپنده ی همیم... . #احمداميرخليلى . [شعر بود آقا شعر! من نمیگم که حافظ میگه: حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت! من نمی گم که سعدی میگه: باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی! من نمی گم که مولانا میگه: ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟! من ... .
پره خاطرات گریه ها و خنده ی همیم
من و تو جون همیم
خون همیم
قلب تپنده ی همیم...
.
#احمداميرخليلى
.
[شعر بود آقا شعر! من نمیگم که حافظ میگه:
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت!
من نمی گم که سعدی میگه:
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی!
من نمی گم که مولانا میگه:
ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟!
من نمی گم که همه میگم! همه نه اینه فقط شاعرا، همه آدما! منم یه آدم معمولی یه لحظه رد شد و شدم شاعر، یهو گفتم:
همیشه همینقدر زیبا بمون
یهو گفتم:
کسی که شکل تو باشه یه معجزه س واسم
یهو گفتم:
خدا کنه توبه آخرم نباشه دختر!
من گفتم و شعر شد! اون شعر بود که من به گفتن افتاد! گفتم و گفتم و گفتم تا شدم شاعرش! حالا من ازش میگم و شما بشنوید:
فقط تویی که میذارم صدام کنی احمد...]
.
#تهران #ایران #عشق #شعر #شاعر #شبانه #حافظ #سعدی #مولانا #روز
عکس از: @sunface.fa
Read more
_مطمئنی میخوای ترکش کنی؟ به روزایِ بعد تو فکر کردی؟ که چه بلایی سرش میاد؟ +آره، یمدت شباشو با گریه ...
Media Removed
_مطمئنی میخوای ترکش کنی؟ به روزایِ بعد تو فکر کردی؟ که چه بلایی سرش میاد؟ +آره، یمدت شباشو با گریه میگذرونه و خاطرات رو مرور میکنه بعد یادش میره، تا وابسته تر نشدیم جدایی بهتره. _چهار سال پیش همین حرفارو بهش زدم، گفتم تا وابسته تر نشدیم بهتره جداشیم، رابطه مون ته نداره. بهم گفت نرو، بری میمیریم. ... _مطمئنی میخوای ترکش کنی؟
به روزایِ بعد تو فکر کردی؟
که چه بلایی سرش میاد؟ +آره، یمدت شباشو با گریه میگذرونه و خاطرات رو مرور میکنه بعد یادش میره، تا وابسته تر نشدیم جدایی بهتره.
_چهار سال پیش همین حرفارو بهش زدم، گفتم تا وابسته تر نشدیم بهتره جداشیم، رابطه مون ته نداره. بهم گفت نرو، بری میمیریم. گفتم اینا که شعاره، یه مدت بیتابی میکنی خوب میشی دوباره.
دیگه ندیدمش تا چند ماه پیش تو آزمایشگاه.
جاخوردیم از دیدن هم، لا به لای موهای رنگ شده اش چندتا تار سفید بود و کنار چشماش چروک. پیر شده بود.
بهش گفتم: پیر شدی!
گفت: درعوض تو تکون نخوردی🙂، غمِ دلتنگی نداشتی حتما. 😉
گفتم: تو داشتی؟ 🤔
گفت: تا دلت بخواد، چهارساله دارم با شام و ناهار قورتش میدم.😏
به روی خودم نیاوردم منو میگه،دست چپش حلقه داشت: ازدواج کردی؟👨‍👨‍👧‍👧💍
گفت: آره.
گفتم: مرد خوبیه؟ راضی ای ازش؟
گفت: آره مرد خوبیه، موهاش مثل تو فر نیست اما حالتش قشنگه، مثل تو با چشماش نمیخنده ولی مهربونه، مثل تو بلد نیست شعر بخونه ولی آدم موفقیه تو کارش. ولی... اسمش شبیه توِ. اصلا همینش اول از همه چشممو گرفت.
گریه ام گرفته بود: دوسش داری
گفت: نه به اندازه تو.💔
همونموقع پرستار صداش زد و برگه آزمایششو داد✉️. آزمایشِ بارداری که مثبت بود➕.
با برگه اومد جلوم وایساد گفت: باباشو که هیچوقت نتونستم با عشق بخوام، دعا کن حداقل بچه مو عاشقانه بزرگ کنم. دعا کن تموم شه دلتنگیام برات.💔
رفت و دیگه ندیدمش. میدونی میخوام بگم بعضی دوست داشتنا واقعی ان و دوست داشتن هایِ واقعی با هیچ رفتنی تموم نمیشن.
میخوام بگم بعضی رفتنا خوشبختی رو میگیره از آدم.
بعضی رفتنا فکر میکنیم رفتنه وگرنه خاطره ها همیشه میمونن و جون میگیرن.
حالا بازم میپرسم فکر کردی به روزایِ بعد رفتنت؟💔
Read more
. کتابي که پيش رو داريد، اثري از نويسنده‌ي کتاب «دوراهي» است. او با قلم تأثيربرانگيز خود، افکار و ...
Media Removed
. کتابي که پيش رو داريد، اثري از نويسنده‌ي کتاب «دوراهي» است. او با قلم تأثيربرانگيز خود، افکار و تجربه‌هاي خويش را در اولين کتابش به نام «اشتباهات يک زن» با ديگران به اشتراک گذاشته است تا شايد زن‌ها ارزش ازدست‌رفته‌ي خويش را دوباره بازيابند. اين کتاب اين قدرت را به شما مي‌دهد تا بتوانيد کنترل ... .
کتابي که پيش رو داريد، اثري از نويسنده‌ي کتاب «دوراهي» است. او با قلم تأثيربرانگيز خود، افکار و تجربه‌هاي خويش را در اولين کتابش به نام «اشتباهات يک زن» با ديگران به اشتراک گذاشته است تا شايد زن‌ها ارزش ازدست‌رفته‌ي خويش را دوباره بازيابند.
اين کتاب اين قدرت را به شما مي‌دهد تا بتوانيد کنترل بيش‌تري بر عواطف و احساسات خود داشته باشيد و شايد سبب شود خاطرات دردناک‌تان را دوباره به‌ياد آوريد و حتا ممکن است به شما نشان دهد که در ازدواج‌ قبلي کجاي راه را اشتباه رفته‌ايد، اما درس مهم و ارزشمندي به شما مي‌دهد: عشق به خويشتن.
.
.
#اشتباهات_یک_زن
#ام_سوسا
#نجمه_سالاری
#نشر_مجید
@majidpub
.
.
وب‌سایت فروش انتشارات مجید: www.majidpub.com
تلگرام و اینستا انتشارات: @majidpub
فروش نسخه الکترونیکی در اپلیکیشن فیدیبو
.
.
#کتاب #کتاب_دوست #معرفی_کتاب #کتابها #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #مطالعه #مطالعه_کنیم #کتاب_جالب #پیشنهادکتاب #پیشنهاد_کتاب #رمان #داستان #کتاب_صوتی #کانال_تلگرام #تلگرام #فروش_کتاب #ketab #ketabdoost #book #books #instabook #bookstagram #bookish
Read more
. ‍ زیرکانه‌ترین راه برای تسلط بر هر جامعه‌ای تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است... زیرا زنانِ ...
Media Removed
. ‍ زیرکانه‌ترین راه برای تسلط بر هر جامعه‌ای تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است... زیرا زنانِ اسیر هرگز قادر نخواهند بود انسان‌هایی آگاه و آزادی‌خواه پرورش دهند و قادر نخواهند بود با عشق و آرامش مردان‌شان را در جدال با زندگی همراهی کنند. . #خاطرات_سیمون_دوبووار #سیمون_دوبووار . اگه ... .
‍ زیرکانه‌ترین راه برای تسلط بر هر جامعه‌ای تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است...
زیرا زنانِ اسیر هرگز قادر نخواهند بود انسان‌هایی آگاه و آزادی‌خواه پرورش دهند و قادر نخواهند بود با عشق و آرامش مردان‌شان را در جدال با زندگی همراهی کنند.
.
#خاطرات_سیمون_دوبووار
#سیمون_دوبووار
.
اگه هنوز عضو کانال تلگرام‌مون نشدید بگم که زودتر عضو شین 😄 چون کلی مطالب باحال و جالب راجع‌به کتاب‌ها اونجا پست می‌ذاریم، کتاب‌های صوتی میذاریم و نوشته‌های قشنگ از کتاب‌ها می‌نویسیم.
لینک کانال در بخش بیو @ketabdoost به رنگ آبیه.
telegram.me/ketabdoosti
.
#کتاب #کتاب_دوست #معرفی_کتاب #کتابها #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #مطالعه #مطالعه_کنیم #کتاب_جالب #پیشنهادکتاب #پیشنهاد_کتاب #رمان #داستان #کتاب_صوتی #کانال_تلگرام #تلگرام #جملات_زیبا #متن_زیبا #سخنان_بزرگان #فروش_کتاب #ketab #ketabdoost #book #books #instabook #bookstagram #bookish
Read more
 #وَالْأَرْضَ_بَعْدَ_ذَلِكَ_دَحَاهَا_أَخْرَجَ_مِنْهَا_مَاءَهَا_وَمَرْعَاهَا #نازعات_آیه_۳۰_۳۱ . للحق ...
Media Removed
#وَالْأَرْضَ_بَعْدَ_ذَلِكَ_دَحَاهَا_أَخْرَجَ_مِنْهَا_مَاءَهَا_وَمَرْعَاهَا #نازعات_آیه_۳۰_۳۱ . للحق عكس نوشت : شش روز گذشت و قدرت ذات #الهی جلوه‏ ای کرد.. #خاک، آرام آرام قد کشید و ابراز وجود کرد و زمین نام گرفت که دریایی سبز و روان آن را به دوش می ‏کشد و زمین در برابر فرمان خداوند فروتن ... #وَالْأَرْضَ_بَعْدَ_ذَلِكَ_دَحَاهَا_أَخْرَجَ_مِنْهَا_مَاءَهَا_وَمَرْعَاهَا #نازعات_آیه_۳۰_۳۱
.
للحق عكس نوشت : شش روز گذشت و قدرت ذات #الهی جلوه‏ ای کرد..
#خاک، آرام آرام قد کشید و ابراز وجود کرد و زمین نام گرفت که دریایی سبز و روان آن را به دوش می ‏کشد و زمین در برابر فرمان خداوند فروتن و در برابر شکوه خداوندی هماره تسلیم و سر به زیر است..
.
این سیاره رها شده در وسعتی آبی که به دستهای ستونهایی بلند و نامرئی از آسمانها محافظت می‏شود..
خاک، سر تسلیم فرود آورد و خاشع شد تا گاهواره‏ ای شود برای رنج و اندوه #آدم..
و خاک، به اذن #خدا، جان گرفت و آدم پدید آمد.
اولین رد پای #خلقت، بر وسعت #زمین نمایان شد تا جاده‏ های بی‌نهایت را بپیماید.
و زمین، مهد #آسایش و #آرامش قرار گرفت و گناه آدمیان را به جان پذیرا شد..
رودها جاری گشت و آبشارها خروشیدن گرفت و پرنده‏ ها بر ارتفاع شاخسارها به #تسبیح و تحمید #خداوند مشغول شدند.
.
و زمین، با عظمت کوه‏ ها که چونان میخ هایی بزرگ تکه تکه‌‏اش را نگاهبان شدند و با دریاها که تصویری از #شهود و ادراکند و با درختان که برگ برگ معرفت می‏آموزند..
این گاهواره ابدی که می ‏پروراند از مهر.
این سیاره خاموش که هزار فریاد را در خود فروخفته...
زمین، این نگران همیشه از آینده #فرزندان خویش..
خاک پدید آمد تا جایگاهی شود برای آسایش بنی‌آدم.
تا پیشانی غرور انسان، سجده ‏گاهی داشته باشد برای تضرع و خشوع..
زمین آفریده شد تا از مناجات عاشقانه ابوتراب سرمست شود..
که خوب و بد از هم جدا شوند در محکی بزرگ..
زمین، این سیاره در معصیت فرو رفته!!
این سرگردانِ در جست‏ وجوی آرامش..
این گورستان خاطرات تلخ و شیرین..
این جایگاه شادی ‏ها..
جایگاه غم‏ ها..
مهربانی‏ ها..
غارت‏ ها..
ستم‏ ها...
و عدالت‏ها...
و زمین آفریده شد...
تا آدم در تجارتی بزرگ با خدا معامله کند و زمین آفریده شد با طبقاتی در هم فشرده از خاک و سنگ و چوب و آب و آتش...
تجلی قدرت لایتناهی پروردگار در آیینه خاک...
فلسفه بزرگ خلقت...
و زمین گاهواره در حال چرخش چونان شتری رام شده که سواران خود را به مقصد می‏ برد و ابتدای زمین در #دحوالارض از شروع خلقت از نقطه‏ ای به بلندای رستگاری..
از یک مکعب روشن که ثقل زمین است و پناهگاه بنی‌‏آدم...
از همان روزی که بنیان نهاد ابراهیم خشت خشت خانه خدا را...
و زمین چون نقطه‏ ای روشن بر مدار خویش هنوز می‏ چرخد و می ‏چرخد...ياحق.
.
.
پ‌ن : در اين شب دعاى ظهور اولين و تنها دعايمان باشد.
.
.
كاملاً بى ربط : ماه من!!!
شعرم زمینی بود اما آخرش..
عشق تو یک روز ما را آسمانی میکند.
.
Read more
.. عکس و متن از صفحه‌ی خانم مژده‌ی الفت @mojdeh_olfat . Geceye bir kitap önerisi bırak...<span class="emoji emoji1f4da"></span><span class="emoji emoji270f"></span>️ . کتاب ...
Media Removed
.. عکس و متن از صفحه‌ی خانم مژده‌ی الفت @mojdeh_olfat . Geceye bir kitap önerisi bırak...️ . کتاب "همراز" یکی از بهترین کتابهایی است که اخیرا خوانده ام و طبعا وقتی دوستان تحریریه مجله کرگدن گفتند برای این شماره کتابی معرفی کنم فکر کردم بهترین انتخاب همین کتاب است. رمانی رمزآلود و پرکشش ... ..
عکس و متن از صفحه‌ی خانم مژده‌ی الفت @mojdeh_olfat
.
Geceye bir kitap önerisi bırak...📚✏️
.
کتاب "همراز" یکی از بهترین کتابهایی است که اخیرا خوانده ام و طبعا وقتی دوستان تحریریه مجله کرگدن گفتند برای این شماره کتابی معرفی کنم فکر کردم بهترین انتخاب همین کتاب است. رمانی رمزآلود و پرکشش با سوژه ای جذاب و کاراکترها و فضاها و لحظات بیادماندنی...باقی نکات و جزییات بیشتر را در کرگدن بخوانید و بعد اگر دوست داشتید بروید سراغ کتاب!...
..."همدلی با کاراکترهای این کتاب چندان آسان نیست، چون به محض اینکه فکر می‌کنیم آن‌ها را شناخته‌ایم، نویسنده بُعدی دیگر از شخصیتشان را نشانمان می‌دهد تا به یاد بیاوریم جنگجوی سخت‌جان و آسیب‌زننده‌ی امروز همان عاشق شکننده و آسیب‌پذیر دیروز است که اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ی زندگی وجه پنهان شخصیتش را عیان کرده. حس حسادت و میل به انتقام آن‌قدر قدرتمند هست که تصور شنیدن خبر مرگ رقیب مثل «رقص والس در سر بچرخد» و «آرزوی نزول بدبختی و جنگ برای دور کردن یار از رقیب» عادی به نظر برسد. ترس از باخت گاه می‌تواند آدم را چنان سنگدل کند که به بیرون کردن رقیب از میدان بسنده نکند و با «لکه‌دار کردن عشق، حتی در خاطرات رقیب»، ضربه‌ی آخر را هم بر جان او بنشاند..." .
.
#همراز #هلن_گرمیون #انوشه_برزنونی #نشر_ماهی #
#نازنین_دیهیمی #مهدی_نوری #
#کتاب_خوب_بخوانیم #هفته_نامه_کرگدن #پیشنهاد_کتاب #
#کتابی_و_فراغتی #
.
همراز، نوشته‌ی هلن گرمیون، ترجمه انوشه برزنونی، ویرایش مهدی نوری و نازنین دیهیمی، ۲۲۴ صفحه رقعی، ۱۸۰۰۰ تومان.
.
https://www.nashremahi.com/node/929
Read more
تو هیچی از من نمیدونی؛ نه اون وقتی که مالِ هم بودیم میدونستی نه حتی الان میدونی. تو نمیدونستی وقتایی که قهر میکردیم من حالم بدتر از تو بود ولی سمتت نمیومدم چون از خودم بدم میومد که اذیتت کردم که خودخواهم و با همه بدیام باز تو زندگیت میمونم و با موندنم اذیتت میکنم، با موندم باعث میشم اخم کنی، بغض ... تو هیچی از من نمیدونی؛
نه اون وقتی که مالِ هم بودیم میدونستی
نه حتی الان میدونی.
تو نمیدونستی وقتایی که قهر میکردیم
من حالم بدتر از تو بود
ولی سمتت نمیومدم
چون از خودم بدم میومد که اذیتت کردم
که خودخواهم و با همه بدیام باز تو زندگیت میمونم و با موندنم اذیتت میکنم، با موندم باعث میشم اخم کنی،
بغض کنی...
تو نمیدونستی ولی
اون وقتایی که ازم دلخور بودی و تو به این نتیجه میرسیدی که من دوستت ندارم
من ساکت میموندم و فکر میکردم
چرا نباید اینهمه عشق از چشام معلوم باشه،
که چرا باید اوضاع جوری پیش بره که حتی یک لحظه ام شک کنی به تا این حد دوست داشتنِ من.
تو نمیدونستی
و من
شبایی که تو حالت خوب نبود تا صبح این پهلو به اون پهلو میشدم و خوابم نمیبرد
تو نمیدونستی و من هزار شب از دلتنگی بغض کردم،تب کردم، مردم
و بهت نگفتم که مبادا فاصلمون
بغض بکاره تو گلوت.
تو حالاام نمیدونی؛
که هنوز وقتی عکساتو نگاه میکنم و حس میکنم ناراحتی میمیرم،
که دلتنگی جوری رخنه کرده تو جونم که شده یه تیکه از تنم،
تو نمیدونی که دائم فکر کردن به خاطرات یکی که نمونده،نخواسته بمونه چه حالیه،
تو نمیدونی یکی بره و باز با همون شدت قبل کنارت نفس بکشه چه حالیه.
تو هیچوقت نمیدونی که پاک کردنِ اشکام با دستایِ خودم،
وقتی اشکام به این بهونه اومدن که دستات رو صورتم جا خوش کنه چه حالیه.
تو نمیدونی اونی که رفته جا پاش اونقدر محکم باشه که نذاره هیچکس بعدش بیاد چه باختیه.
تو هیچ وقت نمیدونستی چقدر دوستت دارم
تو هیچ وقت نمیدونی من میتونم تو اوجِ نداشتنت تا کجا تو دوستت داشتنت غرق بشم و باز نمیرم...
.
. 📷 #میکائیل⭐
. 🆔@mikilove351 🆕
.
.
.
.
🔗 #یه_خواهش_دارم_ازتون...😞
Read more
Sequence Of The Week Drive گاهی با دیدن بعضی تصاویر، شتابزده میشوم میخواهم بنویسم، برایش ساز ...
Media Removed
Sequence Of The Week Drive گاهی با دیدن بعضی تصاویر، شتابزده میشوم میخواهم بنویسم، برایش ساز بزنم، از حسش عکس بگیرم و به خویش جوگیر بودن را اموزش دهم سکانس هایی از سینما که مرا بدجورمیلرزاند و اما این صحنه لعنتی و این مرد لعنتی و این دختر لعنتی جایی در ماورا زمانی برای تمامی تو می ایستادم ... Sequence Of The Week
Drive
گاهی با دیدن بعضی تصاویر، شتابزده میشوم
میخواهم بنویسم، برایش ساز بزنم، از حسش عکس بگیرم و به خویش جوگیر بودن را اموزش دهم
سکانس هایی از سینما که مرا بدجورمیلرزاند

و اما این صحنه لعنتی و این مرد لعنتی و این دختر لعنتی
جایی در ماورا

زمانی برای تمامی تو می ایستادم و برای ناداشته هایم میجنگیدم
حاضر بودم دنیایی مرا تنها گذارد و تویی را رها نکند
من ان لحظه اوج نزدیکی را درک کردم و دیگر کاری از دستم ساخته نبود
جز اینکه در اغوشت بگیرم و برای تمام روزهای از دست رفته اشک بریزم
این تمام یک تراژدی بی معناست
ما چند لحظه خودمان بودیم و بعدها زمانه از ما فراموش کاران واقعی ساخت
این صحنه درایو را میشود سالها زندگی کرد
فیلمی که در بخش فیلم هفته کامل به شما پارسال معرفی کردم
شانه هایم بعد از دیدنش سست میشود
در گذشته هایم خود را روزی اینگونه تصور میکردم
افسوس که روزگار از من یک همیشه عاشق و یک ناهمیشه همراه ساخت
من ان لحظه برخورد دست هارا می‌شناسم
من انها را میستایم و برای غربت ذات خویش چند دقیقه ای اشک میریزم
نوری که در اسانسور طلوع میکند و ثانیه هایی که مسخ میشوند
لعنت بر من که کارگردان نشدم
لعنت
من احتیاج به میزانسن هایی دارم که همه مرا از این شهر کثیف نجات دهند
وای که میشود خالی شد
کاش در ان دنیا نیز سینما باشد
از زندگیش خیری نبود
کاش در رویاها، جاودانگی باشد و عشق

و این موسیقی سحرانگیز، گوشه ای از قلبم را میفشارد

چه خوب که دوباره شهری خواب است و من برای همان چند یاغی مینویسم

این هم بخش جدیدی در صفحه من
این سکانس ها بخشی از زندگی عمیق من است
انها را به زودی با شما به اشتراک خواهم گذاشت
بخشی که مدتها بود منتظر شروعش بودم

شما را دعوت میکنم که هر هفته بخشی از خاطرات عجیب مرا ببینید
این شما و این اغاز بخش
سکانس هفته

مجبور شدم فقط عکس این صحنه را مننشر کنم، چون قوانین سختگیرانه کپی رایت جدید اینستاگرام اجازه پخش کلیپ این صحنه را برای 90 درصد مخاطبین نمیدهد، من دو روز تلاش کردم و حتا به اینستاگرام پیغام دادم، ولی گویا نمیشود که نمیشود
به هر حال کسانیکه میتوانند پست قبلی را که یک دقیقه کامل این صحنه را منتشر کردم ببینند، اگر نه برای شما هویدا نیست به همین عکس اکتفا کنند، سپاس

امیر شمس
4 تیر ماه
@amirshamsofficial

#FineartphgSquence
Read more
Sequence Of The Week Drive گاهی با دیدن بعضی تصاویر، شتابزده میشوم میخواهم بنویسم، برایش ساز بزنم، از حسش عکس بگیرم و به خویش جوگیر بودن را اموزش دهم سکانس هایی از سینما که مرا بدجورمیلرزاند و اما این صحنه لعنتی و این مرد لعنتی و این دختر لعنتی جایی در ماورا زمانی برای تمامی تو می ایستادم ... Sequence Of The Week
Drive
گاهی با دیدن بعضی تصاویر، شتابزده میشوم
میخواهم بنویسم، برایش ساز بزنم، از حسش عکس بگیرم و به خویش جوگیر بودن را اموزش دهم
سکانس هایی از سینما که مرا بدجورمیلرزاند

و اما این صحنه لعنتی و این مرد لعنتی و این دختر لعنتی
جایی در ماورا

زمانی برای تمامی تو می ایستادم و برای ناداشته هایم میجنگیدم
حاضر بودم دنیایی مرا تنها گذارد و تویی را رها نکند
من ان لحظه اوج نزدیکی را درک کردم و دیگر کاری از دستم ساخته نبود
جز اینکه در اغوشت بگیرم و برای تمام روزهای از دست رفته اشک بریزم
این تمام یک تراژدی بی معناست
ما چند لحظه خودمان بودیم و بعدها زمانه از ما فراموش کاران واقعی ساخت
این صحنه درایو را میشود سالها زندگی کرد
فیلمی که در بخش فیلم هفته کامل به شما پارسال معرفی کردم
شانه هایم بعد از دیدنش سست میشود
در گذشته هایم خود را روزی اینگونه تصور میکردم
افسوس که روزگار از من یک همیشه عاشق و یک ناهمیشه همراه ساخت
من ان لحظه برخورد دست هارا می‌شناسم
من انها را میستایم و برای غربت ذات خویش چند دقیقه ای اشک میریزم
نوری که در اسانسور طلوع میکند و ثانیه هایی که مسخ میشوند
لعنت بر من که کارگردان نشدم
لعنت
من احتیاج به میزانسن هایی دارم که همه مرا از این شهر کثیف نجات دهند
وای که میشود خالی شد
کاش در ان دنیا نیز سینما باشد
از زندگیش خیری نبود
کاش در رویاها، جاودانگی باشد و عشق

و این موسیقی سحرانگیز، گوشه ای از قلبم را میفشارد

چه خوب که دوباره شهری خواب است و من برای همان چند یاغی مینویسم

این هم بخش جدیدی در صفحه من
این سکانس ها بخشی از زندگی عمیق من است
انها را به زودی با شما به اشتراک خواهم گذاشت
بخشی که مدتها بود منتظر شروعش بودم

شما را دعوت میکنم که هر هفته بخشی از خاطرات عجیب مرا ببینید
این شما و این اغاز بخش
سکانس هفته

امیر شمس
4 تیر ماه
@amirshamsofficial

#FineartphgSquence
Read more
<span class="emoji emoji1f531"></span><span class="emoji emoji1f49f"></span><span class="emoji emoji1f531"></span><span class="emoji emoji1f49f"></span><span class="emoji emoji1f531"></span><span class="emoji emoji1f49f"></span><span class="emoji emoji1f531"></span><span class="emoji emoji1f49f"></span><span class="emoji emoji1f531"></span><span class="emoji emoji1f49f"></span> <span class="emoji emoji1f496"></span>روی خاطرات بدتوقف نکن <span class="emoji emoji1f496"></span> <span class="emoji emoji1f339"></span>هیچ فرصتی را برای گفتن دوستت دارم به آنهایی که دوستشان داری ...
Media Removed
روی خاطرات بدتوقف نکن هیچ فرصتی را برای گفتن دوستت دارم به آنهایی که دوستشان داری را ازدست نده همیشه به خودت بگو که زندگی تعداد دم و بازدم ها نیست بلکه لحظاتی است که قلبت محکم میزند ..به خاطر خنده ، به خاطر اتفاق های خوب غیر منتظره ..به خاطر شگفتی ..به خاطر دوست داشتن های بی حساب... دورو ... 🔱💟🔱💟🔱💟🔱💟🔱💟
💖روی خاطرات بدتوقف نکن 💖
🌹هیچ فرصتی را برای گفتن دوستت دارم به آنهایی که دوستشان داری را ازدست نده
🌹همیشه به خودت بگو که زندگی تعداد دم و بازدم ها نیست بلکه لحظاتی است که قلبت محکم میزند ..به خاطر خنده ، به خاطر اتفاق های خوب غیر منتظره ..به خاطر شگفتی ..به خاطر دوست داشتن های بی حساب...
🌹دورو برت را با چیزهایی که دوست داری پر کن ..
خانواده..حیوانات ..خاطره ها ..موسیقی..گیاهان و هرچه که می خواهی 🌹خانه تو پناهگاه امن توست ..ولی در آن زندانی مشو.
⚜🎁⚜🎁⚜🎁⚜🎁⚜. ایستگاه ۵ توچال👌🏻😍این ابرای زیبارو میتونید زیر پا حس کنید و لذت ببرید #خدایا #شکرت #برف #امسال #عالی #ابر #زمستون #مه #خورشید #آفتاب #سرد #کوه #زندگی #عشق #کولاک #اسکی #قندیل #☃️ #holiday #snowboarding #snow #holidaytime #بالای_بالام_انگار_رو_ابرام 😍🤪🤭❄️🌂🧤🧣❄️☃️⛄️💦🌨☀️🌤🌥☁️🌈
Read more
قسمت دوم #ترانه_مسکو گروه آلمانی "چنگیزخان " کامل آن در کانال من . #عشق_من #روسیه #تاتارستان #مغولستان #گروه_موسیقی #چنگیزخان از آلمان بچه که بودم ،جام جهانی در #روسیه بود و این آهنگ توسط گروه #چنگیزخان_آلمانی ساخته شد.... . . . . . .با پدرم ، بارها آن را میدیدیم... و بعدها #نمایش ... قسمت دوم #ترانه_مسکو
گروه آلمانی "چنگیزخان "

کامل آن در کانال من
.

#عشق_من
#روسیه #تاتارستان #مغولستان
#گروه_موسیقی
#چنگیزخان از آلمان

بچه که بودم ،جام جهانی در #روسیه بود و این آهنگ توسط گروه #چنگیزخان_آلمانی ساخته شد.... . .
.
.
.
.با پدرم ، بارها آن را میدیدیم... و بعدها #نمایش
#چنگیزخان من در تاترشهر ، و جشنواره بین المللی تاتر فجر با هفت بازیگر خوب ، خوش درخشید. . .
.
.
.
. .امروز هم باز آهنگ "مسکو " ی چنگیزخان را میبینم ، گرچه #نوستالژی گاهی درد دارد ، ولی زیبایی هم دارد....
.
.
.
. #خاطرات به هر حال تو را میکشند...پس بگذار زیبا بکشند!
.
.
. "به مناسبت مراسم قرعه کشی جام جهانی در #مسکو, آهنگ زیبای "مسکو" از گروه آلمانی چنگیز خان" .
.
.
.
.
. 💜بیایید برای تمام افراد تیم ملی مان ،انرژی مثبت بفرستیم.
یک انرژی قلبی و سرشار دوستانه ،مادرانه ، پدرانه ،
خواهرانه ..... و .
.
#عاشقانه 💜. همانگونه که آنها باید ،ما را با تمام وجود دوست داشته باشند و نفسشان ، به نفس ما باشد . .
.

که یک بازی زیبا ،پر قدرت و جوانمردانه را ، امشب به نمایش بگذارند.... برد و باخت در درجه ی دوم اهمیت است. ما قدرت و درخشش میخواهیم .

چون آهنگ "چنگیزخان " را ، خیلی دوست دارم ، کامل آن را در #کانال_رسمی_چیستایثربی خواهم گذاشت. آدرس لینک ، در بیوی همین پیج است

هزار خاطره ، با این آهنگ دارم.بخصوص با علی !....
.
.دوره ی ما، این آهنگ مد بود و در فروشگاه کورش سابق ، مدام آن را پخش میکردند. .
.
#چیستایثربی

#چیستا_یثربی
#چیستا
#کازان
#تاتارستان
#آهنگ
#مسکو
#موزیک
#موزیک_ویدیو
#کلیپ
#گروه_آلمانی_چنگیزخان
رمان
#خواب_گل_سرخ

#chista_yasrebi
#artist #
#worldcup_2018
#russia
#moscow

@chista_yasrebi.2پیج دلی تر من

@chista_yasrebiکانال رسمی من.لینک در بیوی پیج
Read more
#عشق_من #تاتارستان #روسیه #گروه_موسیقی #چنگیزخان از آلمان بچه که بودم ،جام جهانی در #روسیه بود و این آهنگ توسط گروه #چنگیزخان_آلمانی ساخته شد.... . .با پدرم ، بارها آن را میدیدیم... و بعدها #نمایش . #چنگیزخان من در تاترشهر و جشنواره بین المللی تاتر فجر با هفت بازیگر خوب ، خوش درخشید. ... #عشق_من
#تاتارستان
#روسیه
#گروه_موسیقی
#چنگیزخان از آلمان

بچه که بودم ،جام جهانی در #روسیه بود و این آهنگ توسط گروه #چنگیزخان_آلمانی ساخته شد.... . .با پدرم ، بارها آن را میدیدیم... و بعدها #نمایش .
#چنگیزخان من در تاترشهر و جشنواره بین المللی تاتر فجر با هفت بازیگر خوب ، خوش درخشید. . .
.امروز هم باز آهنگ "مسکو " ی چنگیزخان را میبینم ، گرچه #نوستالژی گاهی درد دارد ، ولی زیبایی هم دارد....
.
.
.
. #خاطرات به هر حال تو را میکشند... پس بگذار زیبا بکشند!
.
.
. "به مناسبت مراسم قرعه کشی جام جهانی در #مسکو, آهنگ زیبای "مسکو" از گروه آلمانی چنگیز خان" .
.
.
.
.
. 💜بیایید برای تمام افراد تیم ملی مان ،انرژی مثبت بفرستیم.
یک انرژی قلبی و سرشار دوستانه ،مادرانه ،پدرانه ،
خواهرانه ..... و .
.
#عاشقانه 💜 .

همانطور که آنها باید ، ما را باتمام وجود دوست داشته باشند و نفسشان ، به نفس ما باشد .
.
.

که یک بازی زیبا ، پرقدرت و جوانمردانه را ، امشب به نمایش بگذارند.... . برد و باخت در درجه دوم اهمیت است.....ما قدرت و درخشش میخواهیم .

چون آهنگ "چنگیزخان " را ، خیلی دوست دارم ،کامل آن را در #کانال_رسمی_چیستایثربی خواهم گذاشت. آدرس لینک ، در بیوی همین پیج است

هزار خاطره ، با این آهنگ دارم ، بخصوص با علی !....
.
.دوره ی ما، این آهنگ مد بود و در فروشگاه کورش سابق ،مدام آن را پخش میکردند. .
. . #چیستایثربی

#چیستا_یثربی
#چیستا
#کازان
#تاتارستان
#آهنگ #مسکو
#موزیک
#موزیک_ویدیو
#کلیپ
#گروه_آلمانی_چنگیزخان
رمان
#خواب_گل_سرخ

#chista_yasrebi #artist #
#worldcup_2018 #russia
#moscow

@chista_yasrebi.2پیج دلی تر من

@chista_yasrebiکانال رسمی من.لینک در بیوی پیج
Read more
سلام استاد سلام پيشكسوت سلام معلم سلام برادر بزرگتر سلام شاعرِ بزرگ. تولدتون رو اول به اطرافيانتون ...
Media Removed
سلام استاد سلام پيشكسوت سلام معلم سلام برادر بزرگتر سلام شاعرِ بزرگ. تولدتون رو اول به اطرافيانتون بعد به خودتون تبريك مى گم. هر كس كه شما رو ديده باشه،پى به ذات و قلبِ پاكتون برده. ممنون از خاطرات خوبى كه برامون ساختين ممنون كه هستين ممنون كه به دنيا اومدين . #تولدتون_مبارك_عشق_جان #اهورا_ايمان ... سلام استاد
سلام پيشكسوت
سلام معلم
سلام برادر بزرگتر
سلام شاعرِ بزرگ.
تولدتون رو اول به اطرافيانتون بعد به خودتون تبريك مى گم.
هر كس كه شما رو ديده باشه،پى به ذات و قلبِ پاكتون برده.
ممنون از خاطرات خوبى كه برامون ساختين
ممنون كه هستين
ممنون كه به دنيا اومدين
.
#تولدتون_مبارك_عشق_جان
#اهورا_ايمان
خوب مى دونم #گِلِه_دارين
Read more
. سلام به روی ماهتون . طاعات و عبادات تون قبول باشه الهی . سر سفره افطار ما و بقیه فلاورها رو فراموش نکنید و از دعاهاتون مستفیض کنید . . . حالا که قبل از افطار قراره کمتر خوراکی پست کنیم فرصت خوبیه که کمی اختلاط کنیم . . . یه نکته مهم یادم اومده که میخوام در موردش درد دل کنیم . من عشق عکس و فیلم هستم . از ... .
سلام به روی ماهتون . طاعات و عبادات تون قبول باشه الهی . سر سفره افطار ما و بقیه فلاورها 💐 رو فراموش نکنید و از دعاهاتون مستفیض کنید . .
.
حالا که قبل از افطار قراره کمتر خوراکی پست کنیم فرصت خوبیه که کمی اختلاط کنیم . .
.
یه نکته مهم یادم اومده که میخوام در موردش درد دل کنیم . من عشق عکس و فیلم هستم . از نوجوانی همیشه الکی عکاسی میکردم . البته نه حرفه ای بلکه فقط ثبت خاطرات و لحظه ها رو دوست داشتم . .
.
یعنی شاید لذت حضور در هر موقعیت رو فدای لذت ثبت اون لحظات کرده باشم اما شاد و خرسند بودم . بواسطه کار خودم و همسرم سفر زیاد رفتم . یکی از نکاتی که بهش توجه کردم این بوده که مردم شهرهای حتی کوچک در کشورهای مختلف دنیا به اطراف خود توجه زیادی دارند و وقتی شما رو در حال عکاسی می بینند فاصله رو حفظ میکنند و از عجله شون کم میکنند و حتی گاهی می ایستند که در کادر دوربین شما قرار نگیرند و با تانی و آرامش عکس بگیرید . اونایی هم که صبر نمیکنند طوری از اونجا رد میشن که به حریم دلخواه شما ورود نکنند و مزاحم عکاسی تون نباشند . این عادت رو حدود سی سال پیش تو شهر کوچکی در آلمان هم تجربه کردم و بسیار برام با ارزش بود که مرد و زن مسنی با خنده و برخورد خوش ایستادند و عبور نکردند تا من عکس بگیرم و البته من شرمنده شدم و عذرخواهی کردم که راه عبورشون سد شد . .
.
اما متاسفانه من این عادت رو تو کشور خودم حتی تو شهرهای بزرگ‌ و درمیان مردمی که خودشون هم الان گوشی دارند و از گرفتن عکس با گوشی کاملا آگاهی دارند ، نمی بینم !
نسل جدیدی که خودشون هم گوشی دارند و وقتی گوشی رو بلند کردی و رو به جایی گرفتی قطعا میفهمند که داری عکس یا فیلم میگیری اما بی اهمیت از داخل کادر عبور میکنند و ارزشی برای حریم دیگران قائل نیستند .
.
.
گاهی مجبورم طوری راه عبور رو ببندم که داخل کادر قرار نگیرند و از پشت سرم عبور کنند تا بتونم عکس یا فیلم بگیرم !
.
به نظر شما این نکات رو کجا و چطور باید آموخت و بهش عمل کرد و روی دیگران تاثیر خوب گذاشت ؟! آیا توجه به تمایلات و حریم دیگران لازمه ؟ یا فقط دیگران باید حریم ما رو رعایت کنند ؟! آیا یک تعامل دوطرفه ست ؟!
.
بعضی اعمال رو که جامعه کنونی بهشون نیاز داره تا بتونیم در کنار هم بطور مسالمت آمیز زندگی کنیم ، کجا و چه زمان باید آموخت ؟
.
این صحنه بالا رو چندبار فیلم گرفتم و با اینکه من گنده !!! گوشی بدست کاملا در معرض دید بودم اما چندبار دسته جمعی بدون توجه داخل کادر شدند ! و مجبورم کردند صبر کنم !!😰 در حالیکه من زودتر از اونا اونجا بودم !!!🤭😰
.
.
Read more
گرامی باد یاد معلمان نیک اندیش #صمد_بهرنگی و #فرزاد_کمانگر که اندیشیدن را به شاگردانشان آموختند ...
Media Removed
گرامی باد یاد معلمان نیک اندیش #صمد_بهرنگی و #فرزاد_کمانگر که اندیشیدن را به شاگردانشان آموختند .... . .**** . . نامه ی فرزاد کمانگر، معلم اعدام شده، به دانش آموزانش بچه ها سلام، دلم برای همه شما تنگ شده، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم، هر روز به جای شما به خورشید ... گرامی باد یاد معلمان نیک اندیش #صمد_بهرنگی و #فرزاد_کمانگر که اندیشیدن را به شاگردانشان آموختند ....
.
.****
.
.

نامه ی فرزاد کمانگر، معلم اعدام شده، به دانش آموزانش

بچه ها سلام،

دلم برای همه شما تنگ شده، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم، هر روز به جای شما به خورشید روزبخیر میگویم، از لای این دیوارهای بلند با شما بیدار میشوم، با شما میخندم و با شما میخوابم. گاهی «چیزی شبیه دلتنگی» همه وجودم را میگیرد.
کاش میشد مانند گذشته خسته از بازدید که آن را گردش علمی مینامیدیم، و خسته از همه هیاهوها، گرد و غبار خستگی‌هایمان را همراه زلالی چشمه روستا به دست فراموشی میسپردیم، کاش میشد مثل گذشته گوشمان را به «صدای پای آب» و تنمان را به نوازش گل و گیاه میسپردیم و همراه با سمفونی زیبای طبیعت کلاس درسمان را تشکیل میدادیم و کتاب ریاضی را با همه مجهولات زیر سنگی میگذاشتیم چون وقتی بابا نانی برای تقدیم کردن در سفره ندارد چه فرقی میکند، پی سه ممیز چهارده باشد یا صد ممیز چهارده، درس علوم را با همه تغییرات شیمیایی و فیزیکی دنیا به کناری میگذاشتیم و به امید تغییری از جنس «عشق و معجزه» لکه های ابر را در آسمان همراه با نسیم بدرقه میکردیم و منتظر تغییری میمانیدم که کورش همان همکلاسی پرشورتان را از سر کلاس راهی کارگری نکند و در نوجوانی از بلندای ساختمان به دنبال نان برای همیشه سقوط ننماید و ترکمان نکند، منتظر تغییری که برای عید نوروز یک جفت کفش نو و یک دست لباس خوب و یک سفره پر از نقل و شیرینی برای همه به همراه داشته باشد.
کاش میشد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظم اخموی مدرسه الفبای کردیمان را دوره میکردیم و برای هم با زبان مادری شعر می سرودیم و آواز میخواندیم و بعد دست در دست هم میرقصیدیم و میرقصیدیم و میرقصیدیم.
کاش میشد باز در بین پسران کلاس اولی همان دروازه بان میشدم و شما در رویای رونالدو شدن به آقا معلمتان گل میزدید و همدیگر را در آغوش میکشیدید، اما افسوس نمیدانید که در سرزمین ما رویاها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشی به خود میگیرد، کاش میشد باز پای ثابت حلقه عمو زنجیرباف دختران کلاس اول میشدم، همان دخترانی که میدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکی مینویسید کاش دختر به دنیا نمیامدید.
میدانم بزرگ شده اید، شوهر میکنید ولی برای من همان فرشتگان پاک و بی آلایشی هستید که هنوز «جای بوسه اهورا مزدا» بین چشمان زیبایتان دیده میشود، راستی چه کسی میداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبودید، کاغذ به دست برای کمپین زنان امضاء جمع نمیکردید...
Read more
ازهمان اول صبح دل تنهایم‌ مرا یاری کرد تا بتوانم با غم سنگینی که به سویم امده بود کنارایم این روزها ...
Media Removed
ازهمان اول صبح دل تنهایم‌ مرا یاری کرد تا بتوانم با غم سنگینی که به سویم امده بود کنارایم این روزها روزهایی هستند که سایه ام مرا به هرکجا که دلش بخواهد می کشاند و خاطرات تلنبار شده ام ناگهان از بیراهه ای چنان راه مرا می گیرد که همچون گلی تشنه پژمرده می شوم تنها گناهم این بوده که ایینه روی ... ازهمان اول صبح
دل تنهایم‌
مرا یاری کرد تا بتوانم
با غم سنگینی که به سویم امده بود
کنارایم
این روزها
روزهایی هستند که سایه ام مرا
به هرکجا که دلش بخواهد می کشاند
و
خاطرات تلنبار شده ام
ناگهان از بیراهه ای
چنان راه مرا می گیرد
که همچون گلی تشنه پژمرده می شوم
تنها گناهم این بوده که
ایینه روی بدزندگی را به من نشان می دهد
ذره ذره اب می شوم
و در امتداد دنیایی مه الود که
ابتدای انم پای می گذارم
دریغ از روزهای خوب من
دربغ از حس زیبایی که روزگاری
در زیر پوست من‌
نمی گنجید
من عصاره گناهان ناکرده ام را
ذره ذره در هرصبح
به کامم می ریزم
دلم برای عشق تنگ شده است
این خانه خراب لعنتی
شبها گاهی با فطره ای اشک به سراغم می اید
راستش پیش خودمان باشد
برای ماندنش امروز
نذری داده ام
ان هم برای
یک قرن
شاید هم بیشتر .
بهروزوفاپور
Read more
 #تلنگــر لطفاً اينقدر به بهانه ى تنها بودنتان، با هر آدمی که سمتتان آمد رفیق نشوید و سفره ی دلتان را ...
Media Removed
#تلنگــر لطفاً اينقدر به بهانه ى تنها بودنتان، با هر آدمی که سمتتان آمد رفیق نشوید و سفره ی دلتان را برایش باز نکنید اين روزها هر كس به بهانه ى تنهايى، چندين نفر را به عنوان "دوست مجازى" يا "خواهر و برادر" معرفى ميكند جدا از اين كه فكر كند نبايد به هر آدمى اعتماد داشته باشد... نباید برای دردهایش ... #تلنگــر
لطفاً اينقدر به بهانه ى تنها بودنتان، با هر آدمی که سمتتان آمد رفیق نشوید و سفره ی دلتان را برایش باز نکنید
اين روزها هر كس به بهانه ى تنهايى، چندين نفر را به عنوان "دوست مجازى" يا "خواهر و برادر" معرفى ميكند
جدا از اين كه فكر كند نبايد به هر آدمى اعتماد داشته باشد...
نباید برای دردهایش به آن ها پناه ببرد !
نبايد با ده ها نفر باشد و اسمش را بگذارد دوستی های ساده ی مجازی !! رابطه هاى عاشقانه تان اگر خراب شد براى پُر كردن جاىِ خالیِ او، هر كسى كه بر سر جاده زندگیتان سبز شد را همراه ندانید
مسیر زندگی هموار نیست اگر همسفرتان را سنجیده انتخاب نکنید بیراهه میروید...
برای رهایی از خاطرات نصفه و نیمهِ تان، پناه نبرید به دوستی های زودگذرِ امروزی ، که تا حالتان خوب شد حال دیگری را بد کنید
هر كسى ام دوست نيست شما را خطاب به عشق تان نصيحت كند
هر حركت اشتباه خودتان به ضرر خودتان تمام ميشود
بگذاريد حرفم را اينگونه تمامش كنم! " هر وقت كسى را تنها ميگذاريد و ميرويد، لطفاً كارى نكنيد كه نتواند به كسِ ديگرى اعتماد كند!"
#حرف_حساب
#alirezakarami84
Read more
سبز ترین خاطرات ازآن کسانیست که ، در ذهنمان عاشقانه دوستشان داریم. <span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f388"></span> تولدت مبارك سپهري مهربونم!<span class="emoji emoji1f36d"></span><span class="emoji emoji1f36d"></span><span class="emoji emoji1f36d"></span>خوشحالم ...
Media Removed
سبز ترین خاطرات ازآن کسانیست که ، در ذهنمان عاشقانه دوستشان داریم. تولدت مبارك سپهري مهربونم!خوشحالم كه تونستم يك بار ديگه هم براي تولدت كيك بپزم!! هرچند مثل كار يه قناد نيست ولي بجز كلي گوديس و كندي كلي عشق توشه كه توصيفي براش ندارم!!!! هر روزت شادتر از ديروز و هر سالت پر بارتر از سال ... سبز ترین خاطرات ازآن کسانیست که ، در ذهنمان عاشقانه دوستشان داریم. 🎂🎈🎂🎈🎂🎈
تولدت مبارك سپهري مهربونم!🍭🍭🍭خوشحالم كه تونستم يك بار ديگه هم براي تولدت كيك بپزم!! هرچند مثل كار يه قناد نيست ولي بجز كلي گوديس و كندي كلي عشق توشه كه توصيفي براش ندارم!!!! هر روزت شادتر از ديروز و هر سالت پر بارتر از سال قبل! #روزاي_خوب_اومدني_نيست_ساختنيه # تولدت_مبارك # Tårta # göteborg # Sweden #
Read more
هفته پایانی نمایش "زخم های وحشتناک زمین بازی" تمديد نمي شود ... اجراي پاياني جمعه ٢٦ مرداد ماه -عشق ...
Media Removed
هفته پایانی نمایش "زخم های وحشتناک زمین بازی" تمديد نمي شود ... اجراي پاياني جمعه ٢٦ مرداد ماه -عشق خوبه، حتی اگه زخم بزنه بهت ...حتی اگه گیجت کنه، خسته ت کنه، حتی اگه هیچ وقت اون جوری که تو می خوای نباشه، بازم بودنش بهتر از نبودنشه باور کن که نبودن عشق یعنی یه زندگی خالی و بی اتفاق یه زندگی بایگانی ... هفته پایانی نمایش
"زخم های وحشتناک زمین بازی"
تمديد نمي شود ... اجراي پاياني جمعه ٢٦ مرداد ماه -عشق خوبه، حتی اگه زخم بزنه بهت ...حتی اگه گیجت کنه، خسته ت کنه، حتی اگه هیچ وقت اون جوری که تو می خوای نباشه، بازم بودنش بهتر از نبودنشه باور کن که نبودن عشق یعنی یه زندگی خالی و بی اتفاق یه زندگی بایگانی شده! ... وقتی عاشق می شی نترس ...چون هیچ جا امن تر از بودن توی بغل گرم و مهربون عشق نیست ...یه روزی می رسه که زندگی فقط تو خاطراتت جریان داره توی خاطرات گذشته ... اون روز این خاطره های عاشقانه خوب به کارت میاد ...عاشق شو و با تمام زخم هات عاشقانه برقص و بخند و شور به پا کن ... نمایش #زخم‌های_وحشتناک_زمین_بازی
نویسنده: راجیو جوزف
مترجم و کارگردان :علی منصوری
بازیگران:آیه کیان پور،محمد صديقي مهر
خانه نمایش مهرگان(سالن شماره
ساعت:١٩:۳۰
مدت:۷۰ دقیقه
سرمایه گذار:مهدی قاسمی وند
طراح صحنه: احمد کچه‌چیان طراح لباس: افسانه صرفه‌جو
مدیر فرهنگی و مشاور رسانه: مريم نراقي
دستیار کارگردان: مرتضي حقيقت بيان ، حسین شیرازی
نوازنده گیتار: شاهرخ کفاش زاده
طراح پوستر و بروشور و تیزر: احسان نقابت
مشاور موسیقی: آرین مظفری
منشی صحنه: محمدرضا الوندی پور
اطلاعات بیشتر و خرید بلیت:

https://tiw.al/SCG
@zamin_bazi
Read more
 #newhijab "خاطرات یک عکاس مد مفلوک -قسمت 1" داستان برمیگرده به سال 91 من یه تین ایج 18 ساله ی عشق ...
Media Removed
#newhijab "خاطرات یک عکاس مد مفلوک -قسمت 1" داستان برمیگرده به سال 91 من یه تین ایج 18 ساله ی عشق عکاسی بودم که با سرعت نور و با کله داشتم قله های رفیع عکاسی مدلینگ رو فتح میکردم ( الکی ) مشتریای مختلفی داشتم با فازهای مختلف اما 2 تاشون رو خیلی دوست داشتم ! فرناز سلمانی و نیو حیجاب( همون حجاب خودمون ... #newhijab
"خاطرات یک عکاس مد مفلوک -قسمت 1"
داستان برمیگرده به سال 91
من یه تین ایج 18 ساله ی عشق عکاسی بودم که با سرعت نور و با کله داشتم قله های رفیع عکاسی مدلینگ رو فتح میکردم ( الکی ) 😒 مشتریای مختلفی داشتم با فازهای مختلف اما 2 تاشون رو خیلی دوست داشتم ! فرناز سلمانی و نیو حیجاب( همون حجاب خودمون ،خارجکیش ) . فرناز سلمانی جزء با استعدادترین، تلاشگرترین و قرتی ترین طراحایی بود که دیده بودم و فریلنسری رو خوب بلد بود و دغدغش طراحی مدرن مانتو و لباس شب برای قشر بورژوا بود. نیو حیجاب هم بیزنس خانوادگی یک خانواده ی محجبه ی شیک ،پولدار ،جذاب و مهربون بود که بیزنس و راه و رسم بازار رو خوب بلد بودن و همونطوری که از اسم برندشون مشخصه دنبال ترویج سبکی جدید از حجاب بودند. ازونجایی هم که من از عنفوان جوانی عاشق به چالش کشیدن خودم و عقایدم بودم و البته سبک زندگیم بیشتر به قرتیگری فرناز و لباساش نزدیک بود ،اما کار برند نیو حیجاب رو با جوون و دل انجام میدادم ! یه جورایی حس میکردم ترویج حجاب و تبلیغات حجاب هم میتونه تجربه ای جالب باشه همونطوری که اگر پیشنمازی و زیارت عاشورا خوندن دوران مدرسه رو اسکیپ کنیم ، قاری و حافظ قرآن بودن و رتبه آوردنم توی منطقه با ابروی برداشته و فوکول و آستین بالای مانتو مدرسه توی حوزه ای که همه با چادر و ابرو و سیبیل اومده بودم تجربه ی واقعا آوانگاردی هم برای من ، هم برای داورا و هم برای دختر چادریای طفل مظلومی بود که ماماناشون گفته بودم تو مدرسه با دختر قرتیایی مثل من نگردن 😆
پس اگه دوست دارید خاطرات عکاسی یک عکاس مد مفلوک در ایران رو بشنوید، این چند شب باهام همراه باشید که میخوام رازهای پشت پرده ی عکاسی مد اسلامیم رو براتون فاش کنم 😎😆 #حجاب
#عکاس
#عکاسی
#ثمین_موسوی
Read more
. (1371.1.15) (1395.1.15) بیست و چهار سال پیش دقیقا در چنین روزی آدم دیگری پا به کره زمین گذاشت...در ...
Media Removed
. (1371.1.15) (1395.1.15) بیست و چهار سال پیش دقیقا در چنین روزی آدم دیگری پا به کره زمین گذاشت...در آن روز تنها یک کودک بود ، خالی از همه چی و غرق در رویاهای خوش... کمی که گذشت چهره های خوب کودکی نقاب هایشان را برداشتند و فهمید در جایی زندگی می کند که انسانیت سالها قبل به دار کشیده شده... فهمید ... .
(1371.1.15)
(1395.1.15)
بیست و چهار سال پیش دقیقا در چنین روزی آدم دیگری پا به کره زمین گذاشت...در آن روز تنها یک کودک بود ، خالی از همه چی و غرق در رویاهای خوش...
کمی که گذشت چهره های خوب کودکی نقاب هایشان را برداشتند و فهمید در جایی زندگی می کند که انسانیت سالها قبل به دار کشیده شده...
فهمید باید بداند تا برای خودش کسی بشود،میان خوانده هایش فهمید که با اجتماع تفاوت دارد و شبیه آنها نیست...همیشه برایش سوال بود که اشکال از اوست یا دیگران؟!
عاشق شد...دل باخت به یکی از این مخلوقات زمینی با تمام صداقتی که داشت ، دوستش داشت اینبار فهمید که زندگی با عشق فوق العاده زیباست...همه چیز به شکل وحشتناکی آرام و خوب بود...او از این آرامش ترسید تا اینکه رفت و تنها ماند...فهمید که این رسم زمینی هاست...
این بار اوضاع فرق می کرد در پی علامت سوال های داخل افکار گندیده و مسموم خود گذشت،سرگرم این بود که چرا همیشه اتفاقات بد در بهترین لحظات رخ میدهد؟!
کلی سیاهی وارد ریه هایش شد...کلی الکل هر شب سیرابش می کرد...قرص هایی که بی اثر بود برای بستن چشمهایش و موزیک هایی که لال بودند و پر از فریاد...شد یک جوان با کالبدی عصا به دست،عینک روی چشم،کمری خمیده به همراه سیگار روی لب...کلی زخم با خودش حمل میکرد...
فهمید رفیق یعنی پول توی جیب...
فهمید درد رو صد بار هم سر و ته کنی درد می ماند...
فهمید سه گانه زندگی یعنی سیگار ،پاییز ،بالکن...
فهمید مخرب ترین مخدر دنیا خاطرات خوب اونهایی هست که نیستن...
فهمید که به انتخاب ها باید احترام بزاره هر چند که خلاف میل او باشد...
فهمید دروغ ها هم شکل حقیقت میگیرن اگه زیاد باور پذیر باشن...
فهمید که شنیدن توهین همیشه دلیل برای طرز فکر غلط نیست...
فهمید که اگه زیاد راست بگه همه فکر می کنن دروغه...
فهمید تصویر های نقش بسته روی آینه چشم مردم، همیشه همونی هست که خودشان میخوان ببینن نه واقعیت...
فهمید ما در میان توهمات خود سیر می کنیم...
فهمید انسان یعنی یک کالبد با دستگاه پمپاژی به نام قلب...
اینها را فهمید و تنها میخواست تمام شود این کابوس ها...از ابتدا زندگی فقط فهمیده بود...
تا اینکه فرشته ای بی نظیر وارد دنیایش شد اتفاقی که رخ دادنش به مانند افسانه ها و غیر ممکن بود...
دوباره دل بست این بار به کسی که معنای عشق را به او فهماند و فهمید عشق حقیقی چیز دیگری بوده...
حالا او مانده و کلی تخریب خاطرات گذشته اش،زندگی تازه ای را دارد می سازد هر چند سخت و طاقت فرسا ولی انگیزه و امیدی او را به جلو هل می دهد...
سپاس برای حضورت...
#افشین_سلطانی
Read more
' بیانیه خداحافظی مهدی مهدوی: همیشه به پوشیدن این پیراهن افتخار کردم. از همون سالای دور، سالای ...
Media Removed
' بیانیه خداحافظی مهدی مهدوی: همیشه به پوشیدن این پیراهن افتخار کردم. از همون سالای دور، سالای خوب نوجوونی تا امروز … از همون وقتی که برای اولین بار پیرهن تیم ملی کشورم رو پوشیدم و دیگه خودم نبودم؛ دیگه همون مهدی پرشور عشق والیبال که فقط به بالا رفتن و جلو زدن از رقیب هاش فکر می کرد نبودم. حالا شده ... '
بیانیه خداحافظی مهدی مهدوی:

همیشه به پوشیدن این پیراهن افتخار کردم. از همون سالای دور، سالای خوب نوجوونی تا امروز … از همون وقتی که برای اولین بار پیرهن تیم ملی کشورم رو پوشیدم و دیگه خودم نبودم؛ دیگه همون مهدی پرشور عشق والیبال که فقط به بالا رفتن و جلو زدن از رقیب هاش فکر می کرد نبودم. حالا شده بودم یکی از دوازده نفر. دوازده نفر تعیین کننده. اصلا شده بودم یکی از مردم؛ مردمی که چشم دوختند به این دوازده نفر تا ببینند کی و کجا قراره براشون شادی بیارن. توی همه این شونزده سال، من برای این لباس جنگیدم، برای حفظ کردن ارزش تیمی که حالا عضو کوچیک اما موثری برای اون بودم، سختی کشیدم، تو بهترین سالای زندگیم که هر کسی آرزو داره یا تفریح کنه و یا به نوعی جوونی کنه یا کنار خانوادش باشه، از همه اینا دور بودم. تجربه بغل کردن دخترم تو روزای اول زندگیش رو از دست دادم. برای این لباس خندیدم، گریه کردم، تاوان پس دادم …

حالا روزای سختی رو می گذرونم. باید از چیزی که تیکه ای از وجودم شده دل بکنم. باید قبل از اینکه یه روز یکی بیاد و بگه وقتت تموم شده، با این لباس خداحافظی کنم.

باید بپذیرم که هر چیزی دوره ای داره و اگه بخوای همیشه تو اوج بمانی، باید که تو اوج هم بری. بارها خواستم این تصمیم رو عملی کنم، اما هر بار تیم ملی تو وضعیتی بوده، که احساس وظیفه کردم که بیشتر بمونم و بیشتر به این تیم خدمت کنم. حتی اگه این خدمت، فقط گرفتن یه پوئن برای تیمم بوده باشه، فقط بالا رفتن یه پله بیشتر برای کشورم باشه، اگه بتونم سهمی تو اون داشته باشم …

شما که غریبه نیستین! هنوز هم می تونم بازی کنم. هنوز اونقدر انگیزه و عشق دارم که فکر می کنم تا آخر دنیا باید برای کشورم بجنگم. حتی برای شما، به خاطر محبتاتون، دلگرمیاتون… اما بذارید اینطوری نگاه کنیم که باید جا رو به جوون ترها داد. باید گذاشت استعداد دیگه ای شکوفا بشه، به میدون بیاد و مهدی مهدوی دیگه ای بشه.

از این به بعد می خوام سهم همه این سالای نبودنم کنار خانوادم رو جبران کنم. فقط به بازیای باشگاهی اکتفا کنم تا بتونم بزرگ شدن دخترم رو بیشتر درک کنم.

دلم تنگ میشه…

دلم برای همه چی تنگ می شه. برای احساس غرور پوشیدن پیرهن کشورم، برای سختیاش، شادیاش، افتخاراش… برای همه خاطرات خوب و بدی که تو این سالا با تک تک هم تیمیام داشتم ، مخصوصا برای سعید؛ برای سعید معروف عزیزم…

پ.ن= ادامه در پست بعدی
Read more
يادمه دبستاني كه بودم يه بار خانوادگي رفته بوديم بندر انزلي روبروي اتاق هتلي كه ساكن بوديم اسكله بود ...
Media Removed
يادمه دبستاني كه بودم يه بار خانوادگي رفته بوديم بندر انزلي روبروي اتاق هتلي كه ساكن بوديم اسكله بود و كلي كشتي در رفتو امد بودن ، از همون جا هم قايق سوار ميكردن و ميبردن مردابو نشون ميدادن يادمه از تكون خوردن هاي قايق از ته دل ذوق ميكرديم و اينقدر جيغ ميزديم كه وقتي تموم ميشد صدامون در نمي اومد .خنده ... يادمه دبستاني كه بودم يه بار خانوادگي رفته بوديم بندر انزلي روبروي اتاق هتلي كه ساكن بوديم اسكله بود و كلي كشتي در رفتو امد بودن ، از همون جا هم قايق سوار ميكردن و ميبردن مردابو نشون ميدادن يادمه از تكون خوردن هاي قايق از ته دل ذوق ميكرديم و اينقدر جيغ ميزديم كه وقتي تموم ميشد صدامون در نمي اومد .خنده هاي مامانم و بابام ، نيلوفر هاي ابي ، خونه هاي نزديك اب .خنده هاي اقاي قايق ران كه براي اينكه بيشتر خوش بگذره يه دور بيشتر ميزد . پوست صورتمون كه بخاطر آفتاب و گرما مثل لبو سرخ ميشد . الان سالها از اون روزها ميگذره ، چند روز پيش دوباره مسيرم به بندر انزلي افتاد دوباره قايق سوار شدم و همون مسير رو رفتم . انگار خاطرات وصلم ميكرد به همون روزهاي كودكي . يه لبخندي رو لبم بود تو تمام مسير و يه حس خيلي خوب . اين عكسو قبل از سوار شدن گرفتم . يادش بخير كودكي ❤️☺️ اين عكسمو شايان گرفته ❤️❤️❤️ عينك خوشگلم : @komolife
#دلنوشته_های_من #شقايق_جعفري_جوزاني #بندر_انزلی #كودكي #خاطرات #خانواده #عشق
Read more
بهترين چيزهاى اين دنيا مجانى هستند. آغوش، لبخند، دوستان، بوسه ، خانواده ، خواب ، عشق ، خنده و خاطرات ...
Media Removed
بهترين چيزهاى اين دنيا مجانى هستند. آغوش، لبخند، دوستان، بوسه ، خانواده ، خواب ، عشق ، خنده و خاطرات خوب ..يا على ️🐆🌪 @mousaesmaeilpour.kcal_ir #mousaesmaeilpour بهترين چيزهاى اين دنيا مجانى هستند. آغوش، لبخند، دوستان، بوسه ، خانواده ، خواب ، عشق ، خنده و خاطرات خوب ..يا على ❤️🐆🌪 @mousaesmaeilpour.kcal_ir #mousaesmaeilpour
سلام و درود دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف لیکن #رفیق بر همه چیزی مقدمست . <span class="emoji emoji2764"></span>️ محمدحسین جانم #تولدت_مبارک ...
Media Removed
سلام و درود دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف لیکن #رفیق بر همه چیزی مقدمست . ️ محمدحسین جانم #تولدت_مبارک #عشق_داداش ️ . سالیان سال با #سلامتی و #عزت کنارمون باشی #داداش سایت بالا سرم باشه داداش بزرگه هر چی از خوبیات بگم کم گفتم #مهربون ، #خوش_اخلاق ، #با_مرام ، #بی_حاشیه ، کاری و #زحمتکش ... سلام و درود

دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف
لیکن #رفیق بر همه چیزی مقدمست
.
❤️ محمدحسین جانم #تولدت_مبارک #عشق_داداش ❤️
.
سالیان سال با #سلامتی و #عزت کنارمون باشی #داداش
سایت بالا سرم باشه داداش بزرگه
هر چی از خوبیات بگم کم گفتم

#مهربون ، #خوش_اخلاق ، #با_مرام ، #بی_حاشیه ، کاری و #زحمتکش ، #پاک و #با_وقار
من #خدا رو در #تو میبینم

از وقتی که تو اومدی تازه زندگی معنا پیدا کرده
کلی #خاطرات_خوب و باهم رقم زدیم ، کلی اتفاقای قشنگ و درجه یک رو هم باهم رقم میزنیم

همیشه کنارتم و مثل کوه پشتتم
.
❤️بنفسی أنت❤️
#بهترین_داداش_دنیا
Read more
. سال ، داره تموم می شه دارم فکر می کنم به روزهایی که رفت به لحظاتی که خندیدم لحظاتی که اشک ریختم و ...
Media Removed
. سال ، داره تموم می شه دارم فکر می کنم به روزهایی که رفت به لحظاتی که خندیدم لحظاتی که اشک ریختم و تمومِه ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت با سرعت ، مرور می کنم اتفاقاتِ خوب و بدی که برامون افتاد آدم هایِ جدیدی که وارد زندگیمون شدن و آدمایی رو ... که از زندگمون رفتن دیگه قراره یه جمله ی "یادش ... . سال ، داره تموم می شه
دارم فکر می کنم
به روزهایی که رفت
به لحظاتی که خندیدم
لحظاتی که اشک ریختم
و تمومِه ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت
با سرعت ، مرور می کنم
اتفاقاتِ خوب و بدی که برامون افتاد
آدم هایِ جدیدی که وارد زندگیمون شدن
و آدمایی رو ... که از زندگمون رفتن
دیگه قراره یه جمله ی "یادش بخیر" قبل از خاطراتِ خوبِ امسال بیاید
قراره امسالم بشه پارسال
من تمام این روزارو زندگی کردم
خوباش برام امید بود ، و از بداش هم درس گرفتم
توى همین روزا بود که یاد گرفتم
قوی تر باشم
عاشق تر باشم
مهربان تر باشم
خدایا ، به مردمِ کشورم کمک کن
دستی به سر و گوشِ زندگیشون بکش
دردتشونو را درمون باش
و دلهاشونو از همیشه شادتر کن
ای کاش سالِ جدید برامون ، سالِ اتفاقاتِ خوب باشه
کاش بادهایِ بهار ، همدلی و عشق را همه جا پخش کنه
و کاش ابرها ، مهربانی بر سرِ این مردم بباره
آنقدر که انسانیت ، جانی دوباره بگیره
کاش سالِ پیشِ رو ، بهترین سالِ زندگیمون بشه
سالی که تنها اشکِ جاری از چشمامون ، اشکِ شوق و خوشحالى باشه
سالی که همگی راضى و خوشبخت باشیم
سالی که ...
دلموووون نیاید تموم بشه ... !
.
.
آمين
.
.

اميدوارم بهترين سال زندگيتون باشه
.
.
.نوروز مبارك
. 📷 @r3zayaghoubi
#نوروز #سال_نو #سال_نو_مبارک #نوروز۹۷
Read more
 #عشق یعنی وقتی که سر طلایی با تمام وجودش برای تاج بازی میکرد و گل میزد ... #تعصب یعنی بدون حاشیه بودن ...
Media Removed
#عشق یعنی وقتی که سر طلایی با تمام وجودش برای تاج بازی میکرد و گل میزد ... #تعصب یعنی بدون حاشیه بودن غلام حسین و ثابت کردن خودش توی زمین ... #خاطرات خوب یعنی اون زمان که سرپرست تیممون بود ... #معرفت یعنی هیچ وقت با مصاحبه تیمو به حاشیه نکشید و با دیگران درگیر نشد ... #مظلومیت یعنی مثل اغلب پیشکسوت های ... #عشق یعنی وقتی که سر طلایی با تمام وجودش برای تاج بازی میکرد و گل میزد ... #تعصب یعنی بدون حاشیه بودن غلام حسین و ثابت کردن خودش توی زمین ... #خاطرات خوب یعنی اون زمان که سرپرست تیممون بود ... #معرفت یعنی هیچ وقت با مصاحبه تیمو به حاشیه نکشید و با دیگران درگیر نشد ... #مظلومیت یعنی مثل اغلب پیشکسوت های باشگاه کمترین توجه ممکن بهش شد و از هر نظر حمایت نشد ... #غیرت یعنی وقتی زمان خداحافظی رسید وصیت کرد با لباس استقلال به خاک سپرده شه ... یعنی بوسه به لوگوی باشگاه رو تخت بیمارستان 😢 و گفتن جمله ی استقلال عشق منه این لباسو از تنم در نمیارم ... #دلتنگی یعنی یه سال گذشت از رفتنت سر طلایی 😢😢 #قدرنشناسی شد سهم ما عشق بازی شد سهم تو ... 😢😢 در جواب بدی ها بی محلی ها خوبی کردی ... #خدا رحمتت کنه مرد همیشه آبی تو بهشت سلام مارو به #ناصر_خان برسون ... #کاش قدر داشته هارو بدونیم ... #استقلال #آبی #تاج #غلامحسین_مظلومی #ناصر_حجازی #سر_طلایی #فرهادمجیدی #فرهاد_مجیدی #
Read more
آ بیا از کوه بالا برویم و به قله برسیم به آفتاب سلامی عاشقانه کنیم و در قاب خیس ابر طراوت سبز بهار ...
Media Removed
آ بیا از کوه بالا برویم و به قله برسیم به آفتاب سلامی عاشقانه کنیم و در قاب خیس ابر طراوت سبز بهار را به شقایق و لاله‌های باران خورده هدیه بدیم بیا در قله بنشینیم و خاطرات خوب تو را به باد و آفتاب به ستاره و مهتاب به ابرهای بی‌تاب بی هیچ منتی هدیه دهیم یادمان باشد در فرود در بین صخره‌ها ... آ
بیا از کوه بالا برویم
و به قله برسیم
به آفتاب سلامی عاشقانه کنیم
و در قاب خیس ابر
طراوت سبز بهار را
به شقایق و لاله‌های باران خورده
هدیه بدیم
بیا در قله بنشینیم
و خاطرات خوب تو را
به باد و آفتاب
به ستاره و مهتاب
به ابرهای بی‌تاب
بی هیچ منتی هدیه دهیم
یادمان باشد
در فرود
در بین صخره‌ها
دوستی را چون گل‌های بنفشه
به همه فصل‌ها سوغات بریم
و از عشق به قلب
آدمیان پل بزنیم.
🌋🌋🌋
به یاد هفتم اردیبهشت قله دونا با دوستان جدید و خاطره ای بسیار موندنی و تجربه ای دلپذیر و نو
🌄🌄🌄
هشتم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود و هفت
Read more
سال ، دارد تمام می شود ... دارم فکر می کنم به روزهایی که رفت به لحظاتی که خندیدم لحظاتی که اشک ریختم ...
Media Removed
سال ، دارد تمام می شود ... دارم فکر می کنم به روزهایی که رفت به لحظاتی که خندیدم لحظاتی که اشک ریختم و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت با سرعت ، مرور می کنم اتفاقاتِ خوب و بدی را که برایم افتاد آدم هایِ جدیدی را که وارد زندگی ام شدند و آدم هایی از زندگی ام رفتند دیگر قرار است یک جمله ی "یادش ... سال ، دارد تمام می شود ...
دارم فکر می کنم
به روزهایی که رفت
به لحظاتی که خندیدم
لحظاتی که اشک ریختم
و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت
با سرعت ، مرور می کنم
اتفاقاتِ خوب و بدی را که برایم افتاد
آدم هایِ جدیدی را که وارد زندگی ام شدند
و آدم هایی از زندگی ام رفتند
دیگر قرار است یک جمله ی "یادش بخیر" قبل از خاطراتِ خوبِ امسالم بیاید ...
قرار است امسالم بشود "پارسال" ...
من تمام این روزها را زندگی کردم ،
خوب هایشان برایم امید بود ،
و بدهایشان برایم درس !
میانِ همین روزها بود که یاد گرفتم
قوی تر باشم ...
عاشق تر باشم ...
مهربان تر باشم ...
خدایا ، به مردمِ کشورم کمک کن !
دستی به سر و گوشِ زندگیشان بکش ...
دردهایشان را درمان باش ...
و دلهایشان را از همیشه شادتر کن !!!
ای کاش سالِ جدید برایمان ، سالِ اتفاقاتِ خوب باشد ...
کاش بادهایِ بهار ، همدلی و عشق را همه جا پخش کنند ...
و کاش ابرها ، مهربانی بر سرِ این مردم ببارند ...
آنقدر که انسانیت ، جانی دوباره بگیرد !
کاش سالِ پیشِ رو ، بهترین سالِ زندگیمان شود ...
سالی که تنها اشکِ جاری از چشم ها ، اشکِ شوق باشد ...
سالی که همگی خوشبخت باشیم ...
سالی که ...
دلمان نیاید تمام شود ...
Read more
سال ، دارد تمام می شود ... دارم فکر می کنم ؛ به روزهایی که رفت ... به لحظاتی که خندیدم ... لحظاتی که ...
Media Removed
سال ، دارد تمام می شود ... دارم فکر می کنم ؛ به روزهایی که رفت ... به لحظاتی که خندیدم ... لحظاتی که اشک ریختم ... و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت ... با سرعت ، مرور می کنم ؛ اتفاقاتِ خوب و بدی را که برایم افتاد ... آدم هایِ جدیدی را که وارد زندگی ام شدند ... و آدم هایی را ... که از زندگی ام ... سال ، دارد تمام می شود ...
دارم فکر می کنم ؛
به روزهایی که رفت ...
به لحظاتی که خندیدم ...
لحظاتی که اشک ریختم ...
و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت ...
با سرعت ، مرور می کنم ؛
اتفاقاتِ خوب و بدی را که برایم افتاد ...
آدم هایِ جدیدی را که وارد زندگی ام شدند ...
و آدم هایی را ... که از زندگی ام رفتند ...
دیگر قرار است یک جمله ی "یادش بخیر" قبل از خاطراتِ خوبِ امسالم بیاید ...
قرار است امسالم بشود ؛ "پارسال" ...
من تمام این روزها را زندگی کردم ،
خوب هایشان برایم امید بود ، و بدهایشان برایم درس !
میانِ همین روزها بود که یاد گرفتم ؛
قوی تر باشم ...
عاشق تر باشم ...
مهربان تر باشم ...
خدایا ، به مردمِ کشورم کمک کن !
دستی به سر و گوشِ زندگیشان بکش ...
دردهایشان را درمان باش ...
و دلهایشان را از همیشه شادتر کن !!!
ای کاش سالِ جدید برایمان ، سالِ اتفاقاتِ خوب باشد ...
کاش بادهایِ بهار ، همدلی و عشق را همه جا پخش کنند ...
و کاش ابرها ، مهربانی بر سرِ این مردم ببارند ...
آنقدر که انسانیت ، جانی دوباره بگیرد !
کاش سالِ پیشِ رو ، بهترین سالِ زندگیمان شود ...
سالی که تنها اشکِ جاری از چشم ها ، اشکِ شوق باشد ...
سالی که همگی خوشبخت باشیم ...
سالی که ...
دلمان نیاید تمام شود ... ! ————————————
فقط كاش جرات داشته باشيم، بتونيم تلفن رو برداريم،
سال نو رو به كسايي كه دوستشون داريم.
تبريك بگيم!!!
..................... تموم كن اين قهر و دوريو..
Read more
. <span class="emoji emoji1f53b"></span>مهدوی رسما از تیم ملی والیبال خداحافظی کرد . مهدی مهدوی در مراسم قهرمانی بانک سرمایه رسما از ...
Media Removed
. مهدوی رسما از تیم ملی والیبال خداحافظی کرد . مهدی مهدوی در مراسم قهرمانی بانک سرمایه رسما از تیم ملی خداحافظی کرد. . مهدی مهدوی پاسور تیم ملی والیبال ایران امشب در مراسم جشن قهرمانی بانک سرمایه در جام باشگاه های آسیا از تیم ملی خداحافظی کرد. . در این مراسم کلیپی از نقش آفرینی های او در والیبال ... .
🔻مهدوی رسما از تیم ملی والیبال خداحافظی کرد
.
مهدی مهدوی در مراسم قهرمانی بانک سرمایه رسما از تیم ملی خداحافظی کرد.
.
مهدی مهدوی پاسور تیم ملی والیبال ایران امشب در مراسم جشن قهرمانی بانک سرمایه در جام باشگاه های آسیا از تیم ملی خداحافظی کرد.
.
در این مراسم کلیپی از نقش آفرینی های او در والیبال ایران پخش شد.
.
همزمان صدای مهدوی که بیانیه خداحافظی اش را می خواند که از بلندگوهای سالن پخش شد.
.
مهدوی در بیانیه خود آورده است:
همیشه به پوشیدن پیراهن تیم ملی افتخار کردم. از همان سال های دور، سال های خوب نوجوانی تا به امروز
.
از همان زمانی که برای اولین بار پیراهن تیم ملی کشورم را پوشیدم  و از آن پس دیگر خودم نبودم؛ دیگر آن مهدی پرشور عشق والیبال که فقط به بالا رفتن و جلو زدن از رقیب هایش فکر می کرد نبودم.
.
حالا یکی از دوازده نفر شده بودم. دوازده نفر تعیین کننده. اصلا  یکی از مردم شده بودم. مردمی که چشم دوختند به این دوازده نفر تا ببینند کی و کجا قرار است برایشان شادی و افتخارکسب کنند.
.
در همه این شانزده سال، من برای این لباس جنگیدم، برای حفظ کردن ارزش تیمی که حالا عضو کوچک اما موثری برای آن بودم.
.
بهترین سال های زندگیم که هر کسی آرزو دارد تفریح و یا به نوعی جوانی کند یا کنار خانواده اش باشد، از همه این ها دور بودم. تجربه بغل کردن دخترم در روزهای اول زندگی اش را از دست دادم.
.
حالا روزهای سختی را می گذرانم. باید از آن چه که تکه‌ای از وجودم شده دل بکنم. باید قبل از اینکه روزی کسی بیاید و به من بگوید وقتت تمام شده، با این لباس خداحافظی کنم.
.
باید بپذیرم که هر چیزی دوره ای دارد و اگه بخواهی همیشه در اوج بمانی، باید در اوج هم بروی. بارها خواستم این تصمیم را عملی کنم، اما هر بار تیم ملی در وضعیتی بود که احساس وظیفه کردم بیشتر بمانم و بیشتر به این تیم خدمت کنم.
.
هنوز هم می توانم بازی کنم. هنوز آنقدر انگیزه و عشق دارم که فکر می کنم تا آخر دنیا باید برای کشورم بجنگم. حتی برای شما، به خاطر محبت هایتان، دلگرمی هایتان.
.
اما بگذارید اینگونه نگاه کنیم که باید فرصت را به جوان ترها داد.
.
از این به بعد می خواهم همه این سال‌هایی که کنار خانواده‌ام نبودم را جبران کنم. فقط به بازی‌های باشگاهی اکتفا کنم تا بتوانم بزرگ شدن دخترم را بیشتر درک کنم.
.
دلم برای همه چیز تنگ می شود.
.
برای همه خاطرات خوب و بدی که در  این سال‌ها با تک تک هم تیمی‌هایم داشتم، مخصوصا برای سعید؛ برای سعید معروف عزیزم
•••••
🔻 #پست_اول
ادامه در پست بعدي
Read more
 # ساعت ٧ شده، بچه ها و همسر جان شام دارن و منم پا ميشم شير رو از يخچال درميارم و تو شيرجوش ميريزم و ميذارم ...
Media Removed
# ساعت ٧ شده، بچه ها و همسر جان شام دارن و منم پا ميشم شير رو از يخچال درميارم و تو شيرجوش ميريزم و ميذارم رو گاز. ليوانم رو كنار گاز ميذارم و يه قاشق دارچين و يه قاشق سبوس گندم ميريزم توش و به شيرجوش خيره ميشم. با خودم فكر ميكنم اولين يا آخرين باري كه سوپرايز شدم كِي بود؟ چرا هيچكس تا حالا نتونسته من رو سوپرايز ... #
ساعت ٧ شده، بچه ها و همسر جان شام دارن و منم پا ميشم شير رو از يخچال درميارم و تو شيرجوش ميريزم و ميذارم رو گاز. ليوانم رو كنار گاز ميذارم و يه قاشق دارچين و يه قاشق سبوس گندم ميريزم توش و به شيرجوش خيره ميشم. با خودم فكر ميكنم اولين يا آخرين باري كه سوپرايز شدم كِي بود؟ چرا هيچكس تا حالا نتونسته من رو سوپرايز كنه؟ خيليي فكر كردم و نفهميدم جرا هربار اگه نقشه اي هم بوده لو رفته، اگه قصدي هم بوده عليرغم سعي اون بنده خدا تو طبيعي جلوه دادن بازم فهميدم و البته تو همه موااارد سعي كردم ظاهرم رو حفظ كنم و خودم وو سوپرايز شده نشون بدم. با صداي سر رفتن شير به خودم ميام و گاز رو خاموش ميكنم و شير رو تو ليوانم ميريزم و سر خودم غر ميزنم كه: تو حواست به شير روي گاز باشه، سوپرايز شدن پيشكشت😬😬 ليوانم رو بر ميدارم و ميام ميشينم جلوي لپتاپم. ميخوام بشينم ادامه سريالي كه اين روزها شروع كردم رو ببينم و چشمم كه به عكس دسكتاپم ميفته مثل هميشههه فكرم ميره سراغ اينكه: بچگي خوبي ساختم تو ذهنشون؟ تو اين غربت و تنهايي با يه مامانِ غرغرو تونستن خوب بچگي كنن؟ نكنه جزو خاطرات خوبِ بچگي شون نباشم 🙄🙄 تو همين فكرام كه هستي با كاسه اناري كه واسش دون كرده بودم و خورده از اتاقش بيرون مياد و ميگه : يه دور كنم ديگه تمومه ( امتحان داره فردا) مياد و بغلم ميكنه و ميگه: بيا سهميه امروزت رو بدم عسلِ مامان ( 😘صورتم رو مي بوسه) ماني كاسه خالي انارش رو روي فرش گذاشته و داره "خيلي سبز" حل ميكنه كه با اومدنِ هستي، مي پَره رومون و ميگه: منم الان سهميه تونو بدم. 😘يهو به خودم اومدم ديدم بيشتر از سهميه روزانه م ازشون عشق و انرژي گرفتم و از فكر سوپرايز شدن بيرون اومدم و شامم جلوي لپتاپم از داغي افتاده.
Read more
من عاشق #محله_خوب_من_فردوسی هستم تنها چیزی که من و زنده نگه میداره ، خاطرات خوب و اصیل این محله است ...
Media Removed
من عاشق #محله_خوب_من_فردوسی هستم تنها چیزی که من و زنده نگه میداره ، خاطرات خوب و اصیل این محله است ،محله ی که زمان نابودش کرد ولی گوشه گوشش هنوز عشق و خنده پیدا میشه ، کاش من شهردار ، این منطقه بودم و دستور تخریب همه زشتی های این محله رو میدادم و مجدد مثل قبل میساختمش ، اینجا #کافه_نادری و ایشون موسیو ... من عاشق #محله_خوب_من_فردوسی هستم تنها چیزی که من و زنده نگه میداره ، خاطرات خوب و اصیل این محله است ،محله ی که زمان نابودش کرد ولی گوشه گوشش هنوز عشق و خنده پیدا میشه ، کاش من شهردار ، این منطقه بودم و دستور تخریب همه زشتی های این محله رو میدادم و مجدد مثل قبل میساختمش ، اینجا #کافه_نادری و ایشون موسیو هستن که از بچه گی برامون قهوه ترک درست میکرد میخندید و فال میگرفت و میگفت یه دختر خوشکل عاشقت شده #خاطرات #زیبای من
Read more
سلام دوستان. ساعتِ پایانی ساله و سال 95 با تمام خاطرات خوب و بدی که به جای گذاشت داره تموم میشه و من دوس ...
Media Removed
سلام دوستان. ساعتِ پایانی ساله و سال 95 با تمام خاطرات خوب و بدی که به جای گذاشت داره تموم میشه و من دوس دارم با این شعر به استقبال بهار برم؛ اسب زیبای سرکش مغرور بیقراری مکن سوار از دور ناشکیباتراز تو می آید ازنگاهی که میکنی پرشور اوفریباتراز تو می آید برای آدمها خاطره های خوب بسازیم و اونقدر ... سلام دوستان.
ساعتِ پایانی ساله و سال 95 با تمام خاطرات خوب و بدی که به جای گذاشت داره تموم میشه و من دوس دارم با این شعر به استقبال بهار برم؛

اسب زیبای سرکش مغرور
بیقراری مکن سوار از دور
ناشکیباتراز تو می آید
ازنگاهی که میکنی پرشور اوفریباتراز تو می آید🐎😍 برای آدمها خاطره های خوب بسازیم و اونقدر خوب باشیم که اگه روزی هر چی بود و گذاشتیم و رفتیم در کنج قلبهامون جایی برام همدیگه داشته باشیم و یادمون نره همیشه برای خوشبختی ببخشیم نه بستانیم و دست گیر یکدیگر باشیم و مهم تر از هر چیز قدر سلامتی خودمونو بدونیم و همواره خدارو سپاسگذار باشیم.😍🤝😇 دوستان گلم ممنون از اینکه صفحه منو دنبال میکنین. نوگشت سال ایرانی رو بهتون تبریک میگم، میگن سالی که با بارون تموم بشه با عشق شروع میشه پس امیدوارم سال جدید برا همه تون پر از عشق و آرامش و شادی باشه و همیشه در کنار هم لحظات خوبی رو داشته باشین.😘⛈⛄ لحظه هاتون پر از حضور خداوند🙏🏻💞🌹
Read more
96/8/1شروع قصه تلخ #خدمت_مقدس_سربازی وحال 97/9/10پایان این قصه با کلی #رفیق_ناب و #خاطرات خوب ...
Media Removed
96/8/1شروع قصه تلخ #خدمت_مقدس_سربازی وحال 97/9/10پایان این قصه با کلی #رفیق_ناب و #خاطرات خوب و شیرین عشق و وطن و ناموس شد بهانه که روم من سربازی بی بهانه . دلم براتون تنگ میشه رفقای ناب فراموش نشدنی ... 96/8/1شروع قصه تلخ #خدمت_مقدس_سربازی
وحال
97/9/10پایان این قصه با کلی #رفیق_ناب و #خاطرات خوب و شیرین
عشق و وطن و ناموس شد بهانه

که روم من سربازی بی بهانه .

دلم براتون تنگ میشه رفقای ناب فراموش نشدنی
...
یک چیز را ساده و دم دستی بگویم خواننده جان سپاسگزاریم از این همه خوب بودنت ک باعث جمع شدن عده ی زیادی ...
Media Removed
یک چیز را ساده و دم دستی بگویم خواننده جان سپاسگزاریم از این همه خوب بودنت ک باعث جمع شدن عده ی زیادی هستی که یکدلن،یک رنگن،عاشقن راستش را بخواهی بیراه نیست ک بگویم رابطه های عاشقانه ی زیادی را به واسطه ی طنین زیبا و دلنشینت محیا کردی به واسطه ی روح بزرگت ، قلب عاشقت دستان عاشقان زیادی را چفت کردی ... یک چیز را ساده و دم دستی بگویم خواننده جان
سپاسگزاریم از این همه خوب بودنت
ک باعث جمع شدن عده ی زیادی هستی که یکدلن،یک رنگن،عاشقن
راستش را بخواهی بیراه نیست ک بگویم
رابطه های عاشقانه ی زیادی را به واسطه ی طنین زیبا و دلنشینت محیا کردی
به واسطه ی روح بزرگت ، قلب عاشقت دستان عاشقان زیادی را چفت کردی میان دستان معشوقه شان
پلی شدی برای رقم زدن لحظه های نابمان
اگر حضورت نبود شاید تقدیر طور دیگر رقم میخورد برای دلهایمان
صدایت ک پخش می شود حوالی عاشقانه هایمان لبخند مینشیند گوشه کنار لبهایمان
مرور می شود خاطرات خوب و ساعتهای عاشقیمان
حوالی این حسّ ناب یکصدا آواز دوستت دارم قد آسمون پرستاره را سر می دهیم برای عشق جانمان با همان لحن زیبا و دلنشینت
خیلی از ما طعم خوش عاشقی را چشیده ایم به واسطه ی بودنت ای الهه ی عشق
شاید گاهی سخت با شبهایی پر از دلتنگی
شاید گاهی دلنواز مثل لحظه ی آغوش یار
عاشق شدیم بدون اینکه ذره ای سختی های روزگار را بببنیم
نه اینکه ندیدیم،دیدیم
ولی عمق عشق هایی که با حضورت اتفاق افتاد آنقدر زیاد است که هیچ توپی نمیتواند پایه اش را سست کند
پس شک نکن که تا ابد هوادار تو خواهیم بود پشت ب پشتت
شانه به شانه ات
همراهی ات خواهیم کرد در مسیری که عطر عشق جریان دارد
ای شریک لحظه های نابمان
همچنان بدرخش میان جمع عاشقانی ک پروراندی

#حوری_طاهری
@samanjalili_music
@samanjalili_music
@samanjalili_music
#samanjalili_music
#سامان_جلیلی #ستاره_پاپ
#پست_مشترک
Read more
#آخرسال #۹۶ سال ۹۶ هم باهمه‌ی آدمای عجیب غریبش #خاطرات #تلخ و شیرینش سختیهای طاقت‌فرساش سانحه‌های دلخراشش تسلیت گفتنهای بی‌شمارش .🖤🥀 بالاخره تموم شد خدایا ما رو به حال خودمون رها نکن تنهامون نذار و عزیزانمون رو حفظ کن خدایا بیماری و غم و اندوه رو از زندگیمون دور کن و درِ رحمت و نعمت ... #آخرسال #۹۶ 🎈
سال ۹۶ هم باهمه‌ی آدمای عجیب غریبش
#خاطرات #تلخ و شیرینش
سختیهای طاقت‌فرساش
سانحه‌های دلخراشش
تسلیت گفتنهای بی‌شمارش
.🖤🥀
بالاخره تموم شد

خدایا ما رو به حال خودمون رها نکن
تنهامون نذار
و عزیزانمون رو حفظ کن

خدایا بیماری و غم و اندوه رو از زندگیمون دور کن و درِ رحمت و نعمت رو به دنیا و زندگیمون بازکن

#خدایا در #سال_جدید
#دلهامون رو شاد کن
لبهامون رو خندون
جیبهامون رو پر پول
تلاشهامون رو باثمر
.☘️
خدایا ما رو مورد آمرزش و مهربانی خود قرار بده و دلهامون رو از عشق لبریز کن
خدایا ...
یه کاری کن دلهامون آروم بگیره ❤️
#الهی_آمین 🙏🏻
#🖋ناهیدمحبی
#nahidmohebi
#پیشاپیش_عیدتون_مبارک 🌹
#دعای_آخر_سال #❤️ #آرزوی_خوشبختی #موفقیت
#بهترین_آرزوها #زیباترین_اتفاق
#خاطرات #خوب #خاطرات_خوب
#بازیگر #دنیای_رنگی #هنرمند #🎭 #🎥 #🎨 #📷
#دلنوشته #دلنوشته_های_من #هنر
#آوا
Read more
Happy norouz <span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f387"></span><span class="emoji emoji1f386"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span> _________________ سال داره تموم می شه دارم فکر می کنم به روزهایی که رفت ...
Media Removed
Happy norouz _________________ سال داره تموم می شه دارم فکر می کنم به روزهایی که رفت به لحظاتی که خندیدم لحظاتی که اشک ریختم و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت با سرعت ، مرور می کنم اتفاقاتِ خوب و بدی را که برایم افتاد آدم هایِ جدیدی را که وارد زندگی ام شدند و آدم هایی را ... ... Happy norouz
🎉🎊🎇🎆🎊
_________________

سال داره تموم می شه
دارم فکر می کنم
به روزهایی که رفت
به لحظاتی که خندیدم
لحظاتی که اشک ریختم
و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانم گذشت
با سرعت ، مرور می کنم
اتفاقاتِ خوب و بدی را که برایم افتاد
آدم هایِ جدیدی را که وارد زندگی ام شدند
و آدم هایی را ... که از زندگی ام رفتند
دیگر قرار است یک جمله ی "یادش بخیر" قبل از خاطراتِ خوبِ امسالم بیاید
قرار است امسالم بشود ؛ "پارسال"
من تمام این روزها را زندگی کردم
خوب هایشان برایم امید بود و بدهایشان برایم درس
میانِ همین روزها بود که یاد گرفتم
قوی تر باشم
عاشق تر باشم
مهربان تر باشم
خدایا ، به مردمِ کشورم کمک کن
دستی به سر و رویِ زندگیشان بکش
دردهایشان را درمان باش
و دلهایشان را از همیشه شادتر کن
ای کاش سالِ جدید برایمان ، سالِ اتفاقاتِ خوب باشد
کاش بادهایِ بهار ، همدلی و عشق را همه جا پخش کنند
و کاش ابرها ، مهربانی بر سرِ این مردم ببارند
آنقدر که انسانیت ، جانی دوباره بگیرد
کاش سالِ پیشِ رو ، بهترین سالِ زندگیمان شود
سالی که تنها اشکِ جاری از چشم ها ، اشکِ شوق باشد
سالی که همگی خوشبخت باشیم
سالی که
دلمان نیاید تمام شود

_ ..... _

پیشاپیش سال نو فرخنده باد
_ 🌹🌸🌷🌹🌸🌷
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span> #بیست_شهریور_روز_گرگان <span class="emoji emoji2764"></span> <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> سِلام بِچِه ها <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> عاموها، خواهارا، همشهرى ها " بيستم شهریور، روز ...
Media Removed
#بیست_شهریور_روز_گرگان سِلام بِچِه ها عاموها، خواهارا، همشهرى ها " بيستم شهریور، روز گرگانِ" رِ به همه تان تبریک مِگیم همه ما خاطرات خوب و خوشی رِ از گرگان عزیزِ ما داریم. چه ساکن گرگان بمانیم و چه از این شهر عشق دور باشیم. بارا همیشه و تا ابد؛ از آداب و سنت های ریشه دار در فرهنگ اصیل ... ❤ #بیست_شهریور_روز_گرگان ❤
🌸🍃 سِلام بِچِه ها 🌸🍃
عاموها، خواهارا، همشهرى ها
" بيستم شهریور، روز گرگانِ"
رِ به همه تان تبریک مِگیم🌹
◻ همه ما خاطرات خوب و خوشی رِ از گرگان عزیزِ ما داریم. چه ساکن گرگان بمانیم و چه از این شهر عشق دور باشیم.
◻ بارا همیشه و تا ابد؛ از آداب و سنت های ریشه دار در فرهنگ اصیل گرگانی، از محله ها و بافت های قِدیم و جِدید، جاذبه های گردشگری تاریخی و طبیعت ناب و سبز و چهارفصل سرزِمینِ ما، از گویش ِ به معنای واقعی دوست داشتنی و جذاب ِ گرگان، از غِذاها و سوغاتی های فوق العاده خوش عطر و طعم گرگانی و... همه و همه رِ عاشقیم و این عشق و دوست داشتنِ رِ به همه هموطنا ما در کشور منتقل مُکُنیم و خواهیم کرد.
.
🌺😍 تبریک ویژه ما رِ پذیرا باشید 😍🌺
#گرگان_دوستت_داریم ❤💓
.
.
🚫🚫یادآوری و تذکر 🚫🚫
🔺️عزیزان ِ جان، صفحات ما تلاش خودشون رو برای معرفی ِ گرگان انجام میدن.
در حقیقت، ما همگی به یک عنوان یک شهروند معمولی در تلاش هستیم تا فرهنگ و آداب و رسوم وجاذبه های دیدنی گرگان رو به نمایش بذاریم ؛ لحظات شادی رو برای شما عزیزان بسازیم؛ و نهایتا یک فرهنگسازی اصیل ایجادکنیم.
👈 اون هم به یاری ِ شبکه های اجتماعی
(چون رسالت کار ما در قالب فضای مجازی هست) که بدون ِ هیچگونه پشتیبانی از سمت نهادها و سازمانهای مربوطه، و به شکل کاملاً مستقل و شخصی و دلی انجام میدیم.
🔺️جا داره مسئولین محترم ِ نهادها و سازمانهای ذیربط، که مدیریت و مسئولیت ِ آینده شهرمون به تصمیم و برنامه ریزی اونها بستگی داره؛ توجه ویژه ای به برنامه های روز گرگان نشان دهند.
🔺️و در ادامه، اگر مسئولین محترم تصمیم ویژه ای برای برنامه‌ های گرگان به شکل حضوری داشته باشند ، با توجه به قدرت ِ رسانه ی مجازی، ما قطعاً خواهیم توانست که کمک شایانی رو در این امر داشته باشیم.
اما متاسفانه این فضا در اجرای برنامه های جدیِ نهادها ، اغلب مورد استقبال قرار نمیگیرد
🔺️به امید روزی که این اتفاق خوب در امر اجرای برنامه های مرتبط با گرگان از سوی نهادها عملی واقع گردد
❤️➖➖➖➖➖➖➖➖➖❤️
انجمن اَدمین های اینستاگرامی گلستان
(صفحات اختصاصى گرگان)
⚜️ @gorgan_jijo
⚜️ @beautiful_gorgan
⚜️ @gorgane_ma
⚜️ @gorgani.ha
⚜️ @gorgan_tabligh
⚜️ @shalikoobi.gorgan
❤️➖➖➖➖➖➖➖➖➖❤️
#iran #gorgan #golestan #shomal #gorgani
#mustseegolestan #beautiful_gorgan #shalikoobi_gorgan #gorgane_ma #gorgan_jijo #gorgani #gorgan_tabligh
#انجمن
#ایران #گرگان #گلستان #شمال #گرگانی #گرگان_زیبا #شالیکوبی_گرگان #گرگانیها #گرگان_جیجو #گرگان_تبلیغ #گرگان_م
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span> #بیست_شهریور_روز_گرگان <span class="emoji emoji2764"></span> <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> سِلام بِچِه ها <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> عاموها، خواهارا، همشهرى ها " بيستم شهریور، روز ...
Media Removed
#بیست_شهریور_روز_گرگان سِلام بِچِه ها عاموها، خواهارا، همشهرى ها " بيستم شهریور، روز گرگانِ" رِ به همه تان تبریک مِگیم همه ما خاطرات خوب و خوشی رِ از گرگان عزیزِ ما داریم. چه ساکن گرگان بمانیم و چه از این شهر عشق دور باشیم. بارا همیشه و تا ابد؛ از آداب و سنت های ریشه دار در فرهنگ اصیل ... ❤ #بیست_شهریور_روز_گرگان ❤
🌸🍃 سِلام بِچِه ها 🌸🍃
عاموها، خواهارا، همشهرى ها
" بيستم شهریور، روز گرگانِ"
رِ به همه تان تبریک مِگیم🌹
◻ همه ما خاطرات خوب و خوشی رِ از گرگان عزیزِ ما داریم. چه ساکن گرگان بمانیم و چه از این شهر عشق دور باشیم.
◻ بارا همیشه و تا ابد؛ از آداب و سنت های ریشه دار در فرهنگ اصیل گرگانی، از محله ها و بافت های قِدیم و جِدید، جاذبه های گردشگری تاریخی و طبیعت ناب و سبز و چهارفصل سرزِمینِ ما، از گویش ِ به معنای واقعی دوست داشتنی و جذاب ِ گرگان، از غِذاها و سوغاتی های فوق العاده خوش عطر و طعم گرگانی و... همه و همه رِ عاشقیم و این عشق و دوست داشتنِ رِ به همه هموطنا ما در کشور منتقل مُکُنیم و خواهیم کرد.
.
🌺😍 تبریک ویژه ما رِ پذیرا باشید 😍🌺
#گرگان_دوستت_داریم ❤💓
.
.
🚫🚫یادآوری و تذکر 🚫🚫
🔺️عزیزان ِ جان، صفحات ما تلاش خودشون رو برای معرفی ِ گرگان انجام میدن.
در حقیقت، ما همگی به یک عنوان یک شهروند معمولی در تلاش هستیم تا فرهنگ و آداب و رسوم وجاذبه های دیدنی گرگان رو به نمایش بذاریم ؛ لحظات شادی رو برای شما عزیزان بسازیم؛ و نهایتا یک فرهنگسازی اصیل ایجادکنیم.
👈 اون هم به یاری ِ شبکه های اجتماعی
(چون رسالت کار ما در قالب فضای مجازی هست) که بدون ِ هیچگونه پشتیبانی از سمت نهادها و سازمانهای مربوطه، و به شکل کاملاً مستقل و شخصی و دلی انجام میدیم.
🔺️جا داره مسئولین محترم ِ نهادها و سازمانهای ذیربط، که مدیریت و مسئولیت ِ آینده شهرمون به تصمیم و برنامه ریزی اونها بستگی داره؛ توجه ویژه ای به برنامه های روز گرگان نشان دهند.
🔺️و در ادامه، اگر مسئولین محترم تصمیم ویژه ای برای برنامه‌ های گرگان به شکل حضوری داشته باشند ، با توجه به قدرت ِ رسانه ی مجازی، ما قطعاً خواهیم توانست که کمک شایانی رو در این امر داشته باشیم.
اما متاسفانه این فضا در اجرای برنامه های جدیِ نهادها ، اغلب مورد استقبال قرار نمیگیرد
🔺️به امید روزی که این اتفاق خوب در امر اجرای برنامه های مرتبط با گرگان از سوی نهادها عملی واقع گردد
❤️➖➖➖➖➖➖➖➖➖❤️
انجمن اَدمین های اینستاگرامی گلستان
(صفحات اختصاصى گرگان)
⚜️ @gorgan_jijo
⚜️ @beautiful_gorgan
⚜️ @gorgane_ma
⚜️ @gorgani.ha
⚜️ @gorgan_tabligh
⚜️ @shalikoobi.gorgan
❤️➖➖➖➖➖➖➖➖➖❤️
#iran #gorgan #golestan #shomal #gorgani
#mustseegolestan #beautiful_gorgan #shalikoobi_gorgan #shalikoobi #gorgane_ma #gorgan_jijo #gorgani #gorgan_tabligh
#انجمن
#ایران #گرگان #گلستان #شمال #گرگانی #گرگان_زیبا #شالیکوبی_گرگان #گرگانیها #گرگان_جیجو #گرگان_تبلیغ #گرگان_ما
Read more
. آخریـــــن کنســـــرت مرتضـــی پاشـــایـی بـــــــــدونـــــــ بلــــیــــــــت... <span class="emoji emoji1f62d"></span><span class="emoji emoji1f494"></span><span class="emoji emoji1f494"></span> . چقد ...
Media Removed
. آخریـــــن کنســـــرت مرتضـــی پاشـــایـی بـــــــــدونـــــــ بلــــیــــــــت... . چقد این آخرینا تلخه... آخرین کنسرت آخرین دیدار آخرین آلبوم آخرین آهنگ آخرین پست آخرین چیزی که خورده آخرین دوستتون دارم تا ابد آخرین لبخند آخرین تلاش آخرین خاطره همه ش پر از ... .
آخریـــــن
کنســـــرت مرتضـــی پاشـــایـی
بـــــــــدونـــــــ بلــــیــــــــت...
😭💔💔
.
چقد این آخرینا تلخه...
آخرین کنسرت
آخرین دیدار
آخرین آلبوم
آخرین آهنگ
آخرین پست
آخرین چیزی که خورده
آخرین دوستتون دارم تا ابد
آخرین لبخند
آخرین تلاش💔
آخرین خاطره
همه ش پر از دردِ
عاشقان مرتضی خیلییی خوب درکش کردن💔😭
.
امپراطور قلبم
انقد خوبی که ازت میخواییم تو برامون دعا کنی
نگرانت نیستیم
چون همراه خدایی❤
فقط دلتنگیم💔
دلتنگ همه اون لحظات و خاطرات خوب...
همین😭😭
.
#عشق_پرستم_تا_ابد
.
#مرتضی_پاشایی #دومین_سال #نبودت #دومین_سالگرد #خانواده_خاص #شدید #دلتنگ #دوستت_دارم_تاابد_امپراطور_قلبم #مصطفی_پاشایی #نفس #ایران #آبان #تلخ #اسطوره #نبض_احساس #گل_بیتای_بهشت
@mortezapashaeioriginal
@mostafa.pashaei
@naser_pashaei
@nahid.paint
@rezarashid1993
@hamidreza_moghadam53
@ahmadpaknia
Read more
يك سال ديگه هم با همه خاطرات خوب و بدش تموم شد. اميدوارم سال جديد براي همه عزيزان سرشار از سلامتي، پول، ...
Media Removed
يك سال ديگه هم با همه خاطرات خوب و بدش تموم شد. اميدوارم سال جديد براي همه عزيزان سرشار از سلامتي، پول، عشق و خوشبختي باشه. #سال_نو رو در كنار اونايي كه دوستشون داريم شروع كنيم و از باهم بودن لذت ببريم. سال نو همه مبارك. يك سال ديگه هم با همه خاطرات خوب و بدش تموم شد. اميدوارم سال جديد براي همه عزيزان سرشار از سلامتي، پول، عشق و خوشبختي باشه. #سال_نو رو در كنار اونايي كه دوستشون داريم شروع كنيم و از باهم بودن لذت ببريم. سال نو همه مبارك.
: با چنان عشقی او را نگاه می‌کرد که من ناچار شدم رویم را برگردانم. به خودم گفتم لااقل فهمیدم عشق چه شکلی ...
Media Removed
: با چنان عشقی او را نگاه می‌کرد که من ناچار شدم رویم را برگردانم. به خودم گفتم لااقل فهمیدم عشق چه شکلی است. باز هم خوب است. تا آن وقت، کسی مرا آن‌طور نگاه نکرده بود اما اگر روزی آن کار را می‌کرد، می‌توانستم آن را تشخیص دهم. #الینور_آلیفنت_كاملا_خوب_است #گيل_هانیمن ترجمه‌ی #آرتمیس_مسعودی نشر ... :
با چنان عشقی او را نگاه می‌کرد که من ناچار شدم رویم را برگردانم. به خودم گفتم لااقل فهمیدم عشق چه شکلی است. باز هم خوب است. تا آن وقت، کسی مرا آن‌طور نگاه نکرده بود اما اگر روزی آن کار را می‌کرد، می‌توانستم آن را تشخیص دهم.

#الینور_آلیفنت_كاملا_خوب_است
#گيل_هانیمن
ترجمه‌ی #آرتمیس_مسعودی

نشر آموت/ چاپ اول/ ۴۰۸ صفحه/ ۳۱۰۰۰ تومان

هرگز کسی به الینور نگفته است که زندگی باید بهتر از خوب باشد.
الینور آلیفنت در برقراری ارتباط اجتماعی با مشکلاتی روبه‌روست و هرچه را که فکر می‌کند، به زبان می‌آورد. او برنامه‌ی زندگی‌اش را طوری چیده است که از هر نوع تعامل اجتماعی دور باشد. حتی آخر هفته‌ها را هم طوری تنظیم می‌کند که پیتزای منجمد، نوشیدنی و گفتگوی تلفنی با مادرش، جزء برنامه‌ی همیشگی‌اش باشد.
اما وقتی ریموند، کارشناس شلخته و دست و پا چلفتی اداره سر راهش قرار می‌گیرد، همه‌چیز تغییر می‌کند. الینور عجیب و غریب به آرامی قدم به زندگی‌ای می‌گذارد که هرگز فکر نمی‌کرد به او تعلق داشته باشد. او می‌آموزد که گذشته‌ی انسان لزوما آینده‌ی او را تعریف نمی‌کند.

گیل هانیمن دانش‌آموخته‌ی دانشگاه‌های گلاسگو و آکسفورد است و سه ماه پس از آنکه نگارش کتاب «الینور آلیفنت کاملا خوب است» با موفقیت و سود مالی چشمگیری روبه‌رو شد، تصمیم گرفت سمت اداری‌اش را در دانشگاه تحصیلات تکمیلی گلاسگو رها و به طور تمام وقت مبادرت به نوشتن کند.
وی برای نگارش اولین رمان خود، یعنی «الینور آلیفنت کاملا خوب است» تاکنون جوایزی از جمله «جایزه‌ی ادبی لوسی کَوِندیش» و جايزه‌ي ادبي «كاستا» را دریافت کرده است و قرار است فیلم این کتاب به زودی روی پرده‌ی سینما به نمایش درآید.
خانم آرتميس مسعودي (متولد ۱۳۵۳ تهران) دانش‌آموخته‌ی زبان انگليسي و كارشناسي ارشد زبانشناسي همگاني است. مترجم كتاب‌های معروف «پروژه شادی»، «ما تمامش می‌كنيم»، «پشت سرت را نگاه كن»، «وقتی خاطرات دروغ می‌گويند»، «اولين تماس تلفنی از بهشت» و ... است.
رمان «الینور آلیفنت كاملا خوب است» نوشته‌ی «گيل هانيمن» با ترجمه‌ی «آرتميس مسعودی» در ۴۰۸ صفحه و به قیمت ۳۱۰۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com ‌

‌ 🌟با مسابقه‌ی عکس #عیدی_گردش تا پایان فروردین، کتابها را به دید و بازدید ببریم.
Read more
 #bighanoon #mahdisasafarikhah عشق در نگاه اول فقط یه قصه ‌است. از یه‌جایی به ‌بعد وقتی میخوای حتي ...
Media Removed
#bighanoon #mahdisasafarikhah عشق در نگاه اول فقط یه قصه ‌است. از یه‌جایی به ‌بعد وقتی میخوای حتي خاطره‌اش رو هم دوره کنی انگار مثل یه سی‌دی خش افتاده‌ است. من تو نگاه اول عاشقش شدم نه که بخوام فاز بردارم، یه‌جوری انگار متفاوت بود، اگه اون استایل رو الان ‌هم داشت می‌تونست فشن بلاگری چیزی بشه‌اما ... #bighanoon #mahdisasafarikhah
عشق در نگاه اول فقط یه قصه ‌است. از یه‌جایی به ‌بعد وقتی میخوای حتي خاطره‌اش رو هم دوره کنی انگار مثل یه سی‌دی خش افتاده‌ است. من تو نگاه اول عاشقش شدم نه که بخوام فاز بردارم، یه‌جوری انگار متفاوت بود، اگه اون استایل رو الان ‌هم داشت می‌تونست فشن بلاگری چیزی بشه‌اما حیف هیچ‌وقت قدر خودش رو نمی‌دونست. به ‌جاش رو قسمت بچه پررو بودن تمرکز داشت. بعضی از زن‌ها از مردهای حاضر‌جواب خوششون میاد، اون‌وقت‌ها که توییتر و این‌ها نبود درصد کمی از آدم‌ها حاضرجواب بودن، یه درصدی هم به ‌همون جواب‌های کلاسیک بسنده می‌کردن. الان شما یه دوچرخه بگی، 100 تا توییت ازش درمیاد اما اون‌زمان آدم‌ها به سیبیل‌ بابات می‌چرخه بسنده می‌کردن و قاه قاه می‌خندیدن. نمی‌دونم چرخیدن سیبیل بابایی که واسه ایجاد رعب و وحشت تو بچه‌های دهه شصتيش سیبیل گذاشته، کجاش خنده‌ داره. اون‌وقت‌ها ویديو و عشق در نگاه اول یه اندازه جریمه داشت. بعضی‌ها هم معتقد بودن همون ویديو و دیدن فیلم‌های بالیوودی باعث این قرتی‌بازی‌ها میشه. ولی دل آدم الگوریتم نداره، لعنتی خودمختارطور عمل میکنه. نگاه اول که به دوم می‌کشید الگوی دلت هم عوض می‌شد. اگه الان بود یه متن سس‌ناله تو اینستاگرام میذاشتی اما اون‌موقع به‌جای رسانه‌ای شدن همه حرف‌ها تو دلت دفن می‌شدن، البته یه دفتر خاطرات بود که بعدها هالیوود ازش خاطرات خون‌آشام رو ساخت. یعنی کپی‌رایت ایده‌اش از صفر تا صد با یه دهه شصتی بوده، حیف که اون‌وقت‌ها شمقدری هم کشف نشده‌بود که لابی کنه و بذاره به‌اسم خودمون منتشرش کنیم نه خارجی‌ها. نمیدونم عشق در نگاه اول چند ثانیه‌است اما یه‌جوریه که انگار طرف رو تو فلش فوروارد آخر دنیای خودت دیدی. انگار همه دنیا وایستادن تا تو نقشت رو بازی کنی و بری. باید قاعدتا بری بذاری تو اوج قصه‌ات تموم بشه مثل تد موزبی و اون دختره شیرینی‌فروش گند نزنی به بقیه قصه. اما آدم‌ها جرات تو اوج کنار کشیدن رو ندارن، حتي بوفون هم نداره چه برسه به ما معمولی‌ها. برای همینه که گند می‌زنیم به آخر و عاقبت عشق در نگاه اول. ازدواج می‌کنیم، واسه گرفتن وام ازدواج مفصل زانو می‌ترکونیم و بعد هم همه تلاشمون رو می‌کنیم که به‌دنیا ثابت کنیم بچه‌مون شبیه ماست نه باباش! این میشه تازه فرجام خوب یه عشق در نگاه اول. واقعیت اینه که همه عشق در نگاه اول‌های زندگیمون باید تو اون لحظه متوقف بشن در نهایت مثل واکاشی زوما و واکی بایاشی و کاکرو یوگا دست‌نیافتنی باشن. .

بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇👇
Read more
. بهترین چیزهای زندگی رایگان هستند. دوستان خوب،خانواده، خاطرات خوش خنده، عشق... . همچون ...
Media Removed
. بهترین چیزهای زندگی رایگان هستند. دوستان خوب،خانواده، خاطرات خوش خنده، عشق... . همچون نگینی می تابند بر روحت وجودت و زندگی ات ... قدرشونو بدونیم... #عشق #زندگی #instalove #instalife #instagood #valentin .
بهترین چیزهای زندگی
رایگان هستند.
دوستان خوب،خانواده،
خاطرات خوش
خنده،
عشق...
.
همچون نگینی می تابند بر روحت وجودت و زندگی ات ...
قدرشونو بدونیم...
#عشق #زندگی
#instalove #instalife #instagood #valentin
سپاسگزار که صدای منو توی جاهای خوب و شادیاتون و بخصوص شمال با عشق گوش دادید ...عیدتون شاد #سپاس #آهنگ #شادي #شاد #عشق #عشقي #عاشق #عاشقانه #کیف #حال #حاليا #شمال #دریا #خاطرات #عیدقربان #عید #موسيقى #زندگی #مهمونی #احساس #هوای #من #منوتو #ما #حمیدعرفان سپاسگزار که صدای منو توی جاهای خوب و شادیاتون و بخصوص شمال با عشق گوش دادید ...عیدتون شاد #سپاس #آهنگ #شادي #شاد #عشق #عشقي #عاشق #عاشقانه #کیف #حال #حاليا #شمال #دریا #خاطرات #عیدقربان #عید #موسيقى #زندگی #مهمونی #احساس #هوای #من #منوتو #ما #حمیدعرفان
اين پست اطلاع رساني فعاليت هنري من در همين ماه اخير هست.در تعطيلات نوروز اين فيلمها از من در شبكه هاي ...
Media Removed
اين پست اطلاع رساني فعاليت هنري من در همين ماه اخير هست.در تعطيلات نوروز اين فيلمها از من در شبكه هاي مختلف تلويزيون پخش شد: تاتر تلويزيوني "سكوت" به كارگرداني مهردادراياني مخصوص، فيلم "جشن وحشت" به كارگرداني جواد مزدآبادي، فيلم "مادرم باش" به كارگرداني مسعود رشيدي و فيلم سينمايي"حس پنهان" ... اين پست اطلاع رساني فعاليت هنري من در همين ماه اخير هست.در تعطيلات نوروز اين فيلمها از من در شبكه هاي مختلف تلويزيون پخش شد:
تاتر تلويزيوني "سكوت" به كارگرداني مهردادراياني مخصوص، فيلم "جشن وحشت" به كارگرداني جواد مزدآبادي، فيلم "مادرم باش" به كارگرداني مسعود رشيدي و فيلم سينمايي"حس پنهان" به كارگرداني مصطفي رزاق كريمي كه در اين فيلم در كنار محمدرضا فروتن، نيوشا ضيغمي و حامدبهداد و مهتاب كرامتي و شهره سلطاني و آتيلا پسياني ايفاي نقش كرده ام.
.
.
اين روزها هم از شبكه آي فيلم سريال روزهاي زندگي از من در حال پخش مجدد هست كه به كارگرداني سيروس مقدم(كارگردان فوق العاده سريال پايتخت، تا ثريا، نرگس،زير هشت، ميكاييل)و با آقاي مجيد مظفري و خانم كتايون رياحي ، حبيب دهقان نسب و...عزيز همبازي هستم
اين سريال براي من لبريز از خاطرات زيباست و تعلق خاطر عجيبي به روزهاي ضبطش دارم.هم در كارنامه هنري من نقشي به يادماندني و درخشان شد هم بسياري از دوستيهاي قديمي و ارزشمند من با بسياري از همكارانم كه ديگر امروز همه از بازيگران و كارگردانان قدرتمند و محبوب و مشهور هستند در خلال اين سريال براي من شكل گرفت كه در آنزمان هيچ كدام چندان شناخته شده نبوديم. سريال روزهاي زندگي دوستيهايي براي من به جا گذاشت كه تا امروز همه ما با افتخار امتدادش داده ايم
.
.
از تمام دوستان و همراهان عزيزي كه فعاليتهاي هنري من رو پيگيري ميكنند و حضورم در تلويزيون براشون حائز اهميت هست و با فرستادن عكسهاي زيبا از صفحه تلويزيون منزلشون،خوشحالي و احساسهاي خوب و صادقانه شون، مهرباني بي توقعشون رو به من انتقال ميدن بي نهايت ممنونم...باور كنيد با تك تك پيامهاي شما اشك در چشمانم جمع ميشود، از ته دل خوشحال ميشوم،مهر و عطوفت و عشق شما برايم بي نهايت ارزشمند است، ممنونم كه با عشق كنارم هستيد. دستهاي مهربان تك تك شما رو ميبوسم... در مقابل اينهمه مهر و لطف بي پايان، سر تعظيم فرود ميارم
.
.
شيوابلوريان
.
كاش محدوديت ده عكس اينستاگرام نبود تا تمام دايركتهاي پرمهر شما را به نشانه تشكر اينجا ميگذاشتم. شرمنده تمام عزيزاني هستم كه نشددايركت آنها را اضافه كنم

#شيوابلوريان #شيوا_بلوريان #بازيگر #بازيگران #بازيگران_زن #shivaboloorian #shiva_boloorian #actress #tv #director
.
Read more
عيدم با تموم زيبايياش شتابان اومد البته نه به شهر من! شايد به ايرانم ️اينجا كه همش برف بود و برف بود و برف... سرما و سرما و سرما.... من كه نتونستم با هيچ دوز و كلكي ننه سرمارو از شهرمون بيرون بندازم حتي با تماي گرم و نارنجي ايي كه انتخاب كردم براي سفره هفت سين امسالم🧡🧡🧡 باز م يه عيد ديگه اومد و با هزاران ... عيدم با تموم زيبايياش شتابان اومد البته نه به شهر من! شايد به ايرانم ❤️اينجا كه همش برف بود و برف بود و برف... سرما و سرما و سرما.... من كه نتونستم با هيچ دوز و كلكي ننه سرمارو از شهرمون بيرون بندازم حتي با تماي گرم و نارنجي ايي كه انتخاب كردم براي سفره هفت سين امسالم🧡🧡🧡 باز م يه عيد ديگه اومد و با هزاران عشق و شور و اميد سفره ام رو چيدم ... خيلي چيزاش كم بود و من بخودم ميگفتم مهم نيست سفره ات جور نشه و يه چند تا سينش كم باشه... مهم اونه كه تنت سالم باشه و بتوني همه چي رو بي عيب و نقص جور كني... مهم اونه كه دلت گرم و قرص باشه ولي امان از اونجا كه نسترن قصمون اين حرفا حاليش نيست... به هزار در و ديوار زد و با كمك همه دوستاي شهر قصه, سفره شد كامل كامل ... تازه ريا نشه از هفت سينم بيشتر شد.... سفره كامل و فرهاد ميخونه طبق معمول هرسال.... نيستم تو خونه كه به آينه نگاه كنم و چشممو به ماهي ايي بندازم كه متين با عشق بهم هديه داده... سركارم ... هنوز به خونه نرسيدم.... دنبال قطار ميدوم.... ميخوام بموقع برسم و سر سفره ام باشم.... تلفنم زنگ ميخوره 💕از ايرانه.... صداي نقاره خونه امام رضا.... منم و خاطرات بچگي وسط مهد اروپا.... اشكها و خاطره هااااا.... همه سال رو ميدواممممم..... شايد دنبال قطار.... شايدم دنبال خاطرات بچگي! .....ولي دلم اونجاست بيش اونايي كه يه عالمه سال پيش تو يه عيدي تركشون كردم .... امان امان از غربت!!!! بگذريمممممم ....😘 ايام بكامتون شيرين! عيدتون مبارك و سالتون نارنجي و گرم! #روزاي_خوب_اومدني_نيست_ساختنيه # بهار #هفت_سين #هفت_سين٩٧ #سوئد #يوتوبوري # #خونه_پر_عشق_من #
Read more
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را ...
Media Removed
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را نكشند روبه صفاتان زشت خو را نكشند اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس مردار بود هر آن كه او را نكشند البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر ... 1️⃣3️⃣
قسمت پنجم
اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد.
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
روبه صفاتان زشت خو را نكشند
اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس
مردار بود هر آن كه او را نكشند
البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر قانون ستيرند. اما بنده هم چون صفتى را براى احد و الناسى قائل نيستم. ستيزى در كار نيست. مير زاده ى عشقى هم قانون ستيز نبود. بر عكس از قاعده و آيين پيروى ميكرد، اما نه از اين قانون بى مقررات و ملزومات ملزومه. قانون ناگريز. قانون بى زوال. قانون باطنى. قانونى كه طبيعى تر از آن هيچ چيز در جهان نيست. قانونى كه همه به آن تمكين ميكنند.
از ناپلون گرفته تا استالين فرقى نميكند. هر كس به اندازه ى فهم و لياقتش. قانونى كه ميگويد هر كس بالقوه يك متجاوز است و هر متجاوز بالقوه اين توانايى را دارد كه به يك متجاور بالفعل تبديل شود. قانونى كه باعث ميشود هر كس به ديگرى تنه بزند و راه خودش را باز كند
قانونى كه باعث ميشود هر كس مانع پيشرفت و ترقى ديگرى شود. قانون تنه زدن، قانون تعددى...
قانون نمرود!"
ميبينى من ميتونم برات تك تك لحظه ها و خاطراتمون رو تعريف كنم
اون روز كه اين نمايشنامه رو خوندى با خودم گفتم قراره كاره خطرناكى انجام بدى. من باهات حرف نميزدم ولى تو ديگه چرا با من حرف نميزدى. تو ديگه چرا منو #صدا نكردى بى معرفت. گاهى وقتا خودمو بابت حرف نزدن با تو توجيه ميكردم كه خودش بلده كه چجورى كنار بياد. گاهى وقتا كه روى كاناپه ميشستم ميديدم ميومدى رو به روى آيينه وايميستادى و سرتو ميبردى جلو تر و دست به ريشت ميكشيدى. و به تار سفيد ريشت خيره ميشدى و من برات دست ميزدم كه #افرين، ببين چه خوب به پاى خودش پير شده.
حالا بعد از اين همه سال حرف نزدم كه از خاطرات يه طرفه مون برات تعريف كنم.
يادت رفته كه هر كسى يه خود ديگه هم داره. اگه تو بميرى و #نفست بند بياد منم ميميرم و نفسم ميگيره. اومدم بگم پاشو بيدار شو. بسه. اومزم بگم اگه نمردى و #زنده برگشتى. به دليل داره. تنها دليلش اينه كه بايد پس بگيرى از كسي كه خيلى ساله همه ى روزا و شباتو ازت گرفته. من همين جا #كنارت روى صندلى نشستم. فكر كنم تنها كسي كه تو اين دنيا مونده باشه و دلش بخواد زنده بمونى، منم. من و تو تنها ترين آدم هايى هستيم كه بى پناه بين #مرگ و #زندگى دست و پا ميزنيم.
Read more
يه روزايي تو زندگي آدما مياد و ميره كه بعدا مي شيني و به خودت ميگي اصلا ارزشي داشت كه همچين وقتي براش بذارم ...
Media Removed
يه روزايي تو زندگي آدما مياد و ميره كه بعدا مي شيني و به خودت ميگي اصلا ارزشي داشت كه همچين وقتي براش بذارم 🧐... خودمو ناراحت چه چيزا نكردم كه به يكي بر نخوره ... غصه چه چيزارو تو دلم ريختم كه غم به چهره يكي نيافته... دل به چه كارا دادم كه دل يكي رو شاد كنم.️... ولي همشون تموم شدن و رفتن.... غم و غصه ها ... يه روزايي تو زندگي آدما مياد و ميره كه بعدا مي شيني و به خودت ميگي اصلا ارزشي داشت كه همچين وقتي براش بذارم 🧐... خودمو ناراحت چه چيزا نكردم كه به يكي بر نخوره 😞... غصه چه چيزارو تو دلم ريختم كه غم به چهره يكي نيافته😞... دل به چه كارا دادم كه دل يكي رو شاد كنم.😉☺️... ولي همشون تموم شدن و رفتن.... غم و غصه ها مياد و ميره... 🤩🤩شاديا و جشنا و دلخوشيا مياد و ميره... 😏از همه اون قصه ها خاطره و عكسي ميمونه و يادي... چه خوبه اين خاطره ها خنده به روي ادم بياره بجاي آه و افسوس.... عيبي نيست خاطرات بدم گذران ولي چه خوبه كه اون عكس تورو ببره توي يه دنيايي كه همش لذت شيريني و طراوت خاطره ها باشه مثل اين كيك كدو حلوايي من.... با طعم شيرينش رفتم تو دنياي خاطرات... 😊اونجا كه فقط من بودم و من و يك دنيا خاطره.... ☺️😘خونه دل و مغزتون پر از خاطره هاي خوش! 🧡🧡 #خونه_پر_عشق_من #روزاي_خوب_اومدني_نيست_ساختنيه #
Read more
سلام رفقا يه چند روزى هست هم دلگيرم هم دلتنگ. ديدم فقط ياد روزاى قديم اون خاطره ها شايد كمى از اين دلتنگى ...
Media Removed
سلام رفقا يه چند روزى هست هم دلگيرم هم دلتنگ. ديدم فقط ياد روزاى قديم اون خاطره ها شايد كمى از اين دلتنگى آدم كم كنه گرچه ديدن خاطرات بعضى وقتا دلتنگتر ميشى و تازه دلت لك ميزنه براى يك ساعت از اون روزا كنار رفقا عزيزت كه با هم داشتيم خاطره سازى ميكرديم. كنار مرد صدا ناصر خان فرهودى استوديو پاپ كه من ... سلام رفقا
يه چند روزى هست هم دلگيرم هم دلتنگ.
ديدم فقط ياد روزاى قديم اون خاطره ها شايد كمى از اين دلتنگى آدم كم كنه گرچه ديدن خاطرات بعضى وقتا دلتنگتر ميشى و تازه دلت لك ميزنه براى يك ساعت از اون روزا كنار رفقا عزيزت كه با هم داشتيم خاطره سازى ميكرديم.
كنار مرد صدا ناصر خان فرهودى استوديو پاپ كه من به شخصه از ايشون آرامش خاصى ميگرفتم در اون دوران سخت شروع موسيقى پاپ كه خيلى زود ما رو ترك كرد و رفت. روحت شاد ناصر خان. #شادمهر # نازنين كه از ايران رفت و مارو با پنجه هاى با احساسش و آن همصدایی زيبايش در آلبوم نقره داغ و آهنگ دلنشين آسمون رويا كه برايم يادگار گذاشت تنها گذاشت. ولى خاطراتش با ما تا دنيا دنيا ماندگار شد.و رفيق يارو غار خودم بهنام ابطحى جان كه در آن دوران با اون همه شلوغى و خستگى با تنظيمهاى بسيار جذاب پاى كار تا ساعتها با من بود.و وجودش پراز دلگرمى بود.و ترانه زيباى دوست عزيزم افشين سياهپوش كه خيلى خاطره با هم ورق زديم .تشكر ميكنم از رضا بازگير كه در آن شرايط اين خاطرات رو براى من و تمام دوستانم ثبت كرد.و حميد لسانى كه فقط در كنار ما انرژى و انگيزه ميداد جاى همشون سبز
همه چى خوب بود عشق بينمون موج ميزد و آنالوگ بود.گرم گرم واقعى دوست داشتم اين روزگار را باشما تقسيم كنم .باشد كه من هميشه ممنون دار رفقايم هستم در اين عرصه برقرار باشيد.
اينا خاطراتى از آلبوم نقره داغ هست.
سال هزار و سيصدو هشتاد استوديو پاپ
در ضمن بابك برادرم و بهزاد ابطحى براى پركاشن و هومن عقيلى نیز با ما بودند.
(برای دیدن تمامی ویدئوها لطفا ورق بزنید)
@saeidshahrouz_official
@realshadmehr
@behnamabtahi
@afshinsiyahpoosh_official
@musicema
#سعیدشهروز #سعید_شهروز #شادمهر #شادمهر_عقیلی #شادمهرعقیلی #بهنام_ابطحی #ناصر_فرهودی #افشین_سیاهپوش #بابک_شهروز #نقره_داغ #استودیو_پاپ #دل_و_دشنه #نوستالژی #خاطره #ویولن #موسیقی #نوار_کاست #غزلک #

#saeidshahrouz #saeid_shahrouz #shadmehr #shadmehr_aghili #shadmehraghili #behnam_abtahi #afshin_siahpoosh #music #pop #noghredagh #ghazalak #
Read more
خدا کند یک اتفاق خوب بیـفتد وسط زندگیمان آری همینجا وسط بی حوصلگی های روزانه مان ، نگرانی های شبانه ...
Media Removed
خدا کند یک اتفاق خوب بیـفتد وسط زندگیمان آری همینجا وسط بی حوصلگی های روزانه مان ، نگرانی های شبانه مان ، وسط زخم های دلمان ... آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم ... یک اتفاق خوب بیفتد که خاطرات سالها جنگیدن و خواستن و نرسیدن از یادمان برود… آنگونه که یک اتفاق خوب همین الان ؛ همین ساعت ... خدا کند یک اتفاق خوب بیـفتد وسط زندگیمان
آری همینجا
وسط بی حوصلگی های روزانه مان ،
نگرانی های شبانه مان ،
وسط زخم های دلمان ...
آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم ... یک اتفاق خوب بیفتد
که خاطرات سالها جنگیدن و خواستن و نرسیدن از یادمان برود…

آنگونه که یک اتفاق خوب
همین الان ؛
همین ساعت ؛
همین حالا ؛
از پشت کوه های صبرمان طلوع کند و
غروب همه غصه هایمان باشد
طلوعی که غروبش همیشه خیر است…

خدایا
کمی
"پایان خوش"
می خواهم
برای این روزهایم
#خدا #زندگی #زخم #خاطره #آرزو #جنگ #عشق #روز #شب #کوه #صبر #طلوع #غروب
Read more
 #درباره_کتاب‌ ‌ «خاطرات» نوشته دیوید فوئنکینوس، نویسنده طناز فرانسوی، رمانی است درباره زندگی! ...
Media Removed
#درباره_کتاب‌ ‌ «خاطرات» نوشته دیوید فوئنکینوس، نویسنده طناز فرانسوی، رمانی است درباره زندگی! از باورها و خاطرات کودکی گرفته تا جوانی و دشواری ارتباط با والدین و عشق و ماجراجویی و در نهایت پیری و سبک زندگی مخصوصش. ‌‌ ‌ چرا کسانی این کتاب را بخوانند؟‌ ‌ ‌ فوئنکینوس ظریف و طنازانه می‌نویسد. ... #درباره_کتاب‌ ‌
«خاطرات» نوشته دیوید فوئنکینوس، نویسنده طناز فرانسوی، رمانی است درباره زندگی! از باورها و خاطرات کودکی گرفته تا جوانی و دشواری ارتباط با والدین و عشق و ماجراجویی و در نهایت پیری و سبک زندگی مخصوصش. ‌‌

چرا کسانی این کتاب را بخوانند؟‌ ‌

فوئنکینوس ظریف و طنازانه می‌نویسد. حتی درباره پدیده‌های تلخی که برای آدمیزاد خوشایند نیستند. اگر دنبال کتابی هستید که حالتان را خوب کند و لبخند به لبتان بنشاند، #خاطرات یکی از پیشنهادهای ماست 😊‌

📚 لینک خرید با ۳۰ درصد #تخفیف در استوری ‌
کد تخفیف: book‌

#فیدیبوبخوانیم #دیوید_فوئنکینوس
Read more
سالهابعد... قرارنیست اتفاقی بیوفتد! نه درآغوش دیگری غلت میزنم ونه سرکسی دیگرراروی شانه هایم ...
Media Removed
سالهابعد... قرارنیست اتفاقی بیوفتد! نه درآغوش دیگری غلت میزنم ونه سرکسی دیگرراروی شانه هایم نگه میدارم! سالهابعد... من درگوشه ای ازاین دنیا... دریک خیابان... دست درجیب پیاده روی میکنم... ومدام یک آهنگ رازیرلب زمزمه میکنم! سالهابعد... من همینم ک میبینی! عصبی،غیرقابل تحمل ... سالهابعد...
قرارنیست اتفاقی بیوفتد!
نه درآغوش دیگری غلت میزنم
ونه سرکسی دیگرراروی شانه هایم نگه میدارم!
سالهابعد...
من درگوشه ای ازاین دنیا...
دریک خیابان...
دست درجیب پیاده روی میکنم...
ومدام یک آهنگ رازیرلب زمزمه میکنم!
سالهابعد...
من همینم ک میبینی!
عصبی،غیرقابل تحمل ویخ!
یخ ترازهرموقع!
سالهابعد...
هنوزهم ب یادت می افتم!
ونمیدانم توکجایی...
چه میخوری...
وچه میپوشی...
وباچه کسی"هم عشق"شده ای!
سالهابعدمن پشیمانم!
چون دیگرهیچکس رابه اندازه تودوست نخواهم داشت...
وتوهم بی شک تنهایی...
چون بازدیگرکسی توراب اندازه من دوس نخواهدداشت...
هرک گفته فراموش میشود...
دروغ گفته است!
بهانه آورده است!
تاشایدخودش رادلداری دهد!
فراموش نمیشود!
تاابدمیماند...
قصه دلدادگی وعاشقی!
حتی اگرمتنفرشوی!
بِبُری!
دورشوی!
سایه اش راباتیربزنی!
بازهم هست!
یک جایی...
توراپرت میکندب تمام خاطرات خوب...
ب خنده هاواخم هایش...
بازهم حرارتش رااحساس میکنی... 💔💔💔
_ro....
Read more
‎۱۰ کاری که آدم‌های شاد هرگز انجام نمی‌دهند ‎اکثر ما از خودمان می پرسیم که برا خوشحال بودن چه کارهایی ...
Media Removed
‎۱۰ کاری که آدم‌های شاد هرگز انجام نمی‌دهند ‎اکثر ما از خودمان می پرسیم که برا خوشحال بودن چه کارهایی می توانیم انجام دهیم، اما بیایید یک بار هم به این فکر کنیم که برای خوشحال بودن چه کارهایی را نباید انجام دهیم! : ‎۱.نگران طرز فکر بقیه راجع به خودشان نیستند ‎اگر همیشه به دنبال تایید و رضایت دیگران ... ‎۱۰ کاری که آدم‌های شاد هرگز انجام نمی‌دهند
‎اکثر ما از خودمان می پرسیم که برا خوشحال بودن چه کارهایی می توانیم انجام دهیم، اما بیایید یک بار هم به این فکر کنیم که برای خوشحال بودن چه کارهایی را نباید انجام دهیم! :
‎۱.نگران طرز فکر بقیه راجع به خودشان نیستند
‎اگر همیشه به دنبال تایید و رضایت دیگران باشید، از خودتان و شرایط تان رضایت کمتری خواهید داشت. با اینکه تائید شدن توسط دیگران و تائید کردن دیگران خوب است، اما درنهایت رضایت و تایید از درون خودمان سرچشمه می گیرد. وقتی خودتان را از انتظارات دیگران رها کنید، در نهایت می توانید با خودتان صادق باشید.
‎این را بخاطر داشته باشید که افرادی که واقعا شما را دوست دارند، شما را همانطور که هستید می پذیرند و این افراد، خانواده و دوستان واقعی شما خواهند هستند. هیچ وقت ارزش ندارد که عشق و انرژی تان را صرف کسی کنید که این عشق و انرژی را به شما برنمی گرداند.
‎و این را به یاد داشته باشید که تازمانیکه خودتان، خودتان را تایید نکرده و نپذیرفته اید، هیچ وقت نمی توانید واقعا خودتان را دوست بدارید.
‎۲. در گذشته زندگی نمی کنند
‎با اینکه گاهی فکر کردن به گذشته اشکالی ندارد، اما برگرداندن زمانی که گذشته امکان پذیرنیست. باید روی چیزهای خوبی که در گذشته داشته اید تمرکز کنید و خیلی خودتان رادرگیر پشیمانی ها و چیزهایی که در گذشته از دست داده اید نکنید. ما راهمان را در آینده با استفاده از تجربیات گذشته باز می کنیم اما شما نباید در گذشته زندگی کنید و خاطرات بد را مدام برای خودتان احیا کنید. انسان های شاد هرگز این کار را نمی کنند. آنها در لحظه ی حال زندگی می کنند و وقتی حال آزاردهنده باشد به آینده ی روشن فکر می کنند..
‎۳. به نکات منفی مردم کاری ندارند
‎این یک حقیقت مسلم است که هیچکس کامل نیست و به همین دلیل باید حتی در بهترین آدم ها هم خوب و بد را باهم بپذیرید. انسان های شاد بر خوبی ها و نقاط قوت مردم تمرکز می کنند نه بر بدی ها و نقاط ضعف آنها.
‎۴. به کار دیگران کاری ندارند
‎آیا مدام همسایه ها و مردم داخل خیابان را از پنجره می پایید؟ یا جاسوسی دوست قبلی تان را در اینترنت می کنید و یا نگران اید که الان رقیب کاری تان چه کار میکند؟
‎اگر اینطور هستید، پس باید گفت که خیلی خودتان را درگیر زندگی دیگران کرده اید. وقتی تا این حد به کار دیگران کار دارید، زندگی تان را پر از افکار و اتفاقات منفی ای می کنید که درواقع به شما هیچ ربطی ندارند! اما اگر به جای این کار متمرکز بر زندگی خودتان باشید، زندگی شادتر و مثبت تری خواهید داشت.
Read more
<span class="emoji emoji1f5fb"></span><span class="emoji emoji2601"></span>️🕊 #siavyoga «در من خونه ای هست که بوی سبز ِ جنگل تمامِ اطرافش رو احاطه کرده... تصویر دختری که متولد ...
Media Removed
️🕊 #siavyoga «در من خونه ای هست که بوی سبز ِ جنگل تمامِ اطرافش رو احاطه کرده... تصویر دختری که متولد نشده اما دست هام موهای جو گندمیش رو بارها بافته و صدای زنی که دلم میخواد هر روز صداش رو ببوسم تو از جنگ بگو از قیمت ارز از روزهایی که قرار نیست برسن و چمدون بستن به سمت مرز... من اما اهل این ام که زیر سخت ... 🗻☁️🕊 #siavyoga
«در من خونه ای هست که بوی سبز ِ جنگل تمامِ اطرافش رو احاطه کرده... تصویر دختری که متولد نشده اما دست هام موهای جو گندمیش رو بارها بافته و صدای زنی که دلم میخواد هر روز صداش رو ببوسم

تو از جنگ بگو از قیمت ارز از روزهایی که قرار نیست برسن و چمدون بستن به سمت مرز... من اما اهل این ام که زیر سخت ترین طوفان ها خم بشم اما نشکنم٬ من اهل ایستادنم... اهل ایستادن.

برای اون که مشت زد٬ باد ام. برای اون که به امید هام دست برد آتیش... برای اون که قلبش سنگیه٬ اگر راهم رو ببنده مثل آب راه قلبش رو پیدا میکنم و برای خاطرات بد٬ خاک ام دفن میکنم بیشتر از هر خاکی.

عشق رو با گلوله با تهدید با گرسنگی نمیشه از بین برد. امیدوار باش که هم رو پیدا می کنیم حتی زیر آسمون جنگ و فقر... امیدوار باش و میون غصه هات من رو فراموش نکن چون دیر یا زود پیدام میشه. دستت رو می گیرم و با دست هامون٬ موهای جو گندمیش رو تو سکوت جنگل می بافیم »
.
.
پ.ن: این متن از امیرعلی رو کمی تغییر دادم.👆
‌_________________________________________________________
برای من جنگلِ سبز و ابر های سفید و آسمون و دریای آبی زندگیه؛ زمین زندگیه با همه طبیعتش، همه آدمای خوب و بدش، همه خوشی ها و ناخوشی هاش.

من اینجام که تجربه کنم. زندگی کنم.
پرواز کنم مثل یه پرنده،
شنا کنم مثل یه ماهی،
یوگا کنم مثل یک انسان،،

و وقتی به اندازه کافی دیدم و کشیدم، یه روزی به سادگیِ یه #شاواسانا کالبدم رو رها کنم و روحم رو آزااد کنم تا بره به منظومه های دوور..🌌 به دنبالِ جهان های موازی، متقاطع، اریب..
یا شایدم برای همیشه در #نیروانه آرمیدم.

باشد که حیاتِ ما در زمین سرشار از عشق باشد.
عشق به طبیعت، عشق به خانواده، جهان، هستی..
عشق به خود، و عشق به خودآ
....مین.🙏🏾

#سیناسیاوشان 🌿
خرداد ٩٧
___________________________________________
Om. Shanti. Shanti. Shanti. 🕉🙏🏾🌍
// #yogalife #yoga_asana #yoga #practiceyoga #yogapractice #liveyourlife
Read more
<span class="emoji emoji2665"></span> حالِ دنیا هر چقدر هم که بد باشه آدم‌هایی هستند که باعث میشن بدی‌هاش رو به خوبی‌هاش ببخشی... این ...
Media Removed
حالِ دنیا هر چقدر هم که بد باشه آدم‌هایی هستند که باعث میشن بدی‌هاش رو به خوبی‌هاش ببخشی... این آدم‌ها لازم نیست کارِ خاصی انجام بدن! همین که باشن کافیه... این آدم‌ها میتونن حتی با یه #سلام حالت رو خوب کنن جوری که وقتی به خودت نگاه کنی می‌بینی #تو_آرومی ! آرومِ آروم میونِ یه عالمه آشوب! این ...
حالِ دنیا هر چقدر هم که بد باشه
آدم‌هایی هستند که باعث میشن بدی‌هاش رو به خوبی‌هاش ببخشی...
این آدم‌ها لازم نیست کارِ خاصی انجام بدن! همین که باشن کافیه...
این آدم‌ها میتونن حتی با یه #سلام حالت رو خوب کنن جوری که وقتی به خودت نگاه کنی می‌بینی #تو_آرومی ! آرومِ آروم میونِ یه عالمه آشوب!
این آدم‌ها وقتی بهت میگن #طاقت_بیار ، دلت یه جوری قرص میشه که محاله دیگه بشکنی...
انقدر عاشقانه از عشق میگن که #مسافر سرزمینِ عشق میشی و جوری این سرزمین رو می‌گَردی که انگار از اول هم #کشف_تو بوده! جایی که #گل_عاشق داره! دیگه وای به حالِ آدم‌هاش...
شاید یه #رویا به نظر بیاد ، ولی خوب که دقت کنی می‌بینی نه ، واقعیه! واقعی‌تر از تصویری که توی #آینه از خودت میتونی بینی!

آره
تو از همون آدم‌هایی...
همونایی که بودنشون یه معجزه‌ست!
همونایی که باید بودنشون رو قاب کنیم و بزنیم به دیوار قلبمون...
اصرارِ ما به بودنت شبیه التماس و #خداحافظ_نگو هاییه که توی چشمای یه بچه موقع خداحافظیِ چند ساعته از مادرش میشه دید! همونقدر بی‌تاب و همونقدر وابسته...
شک ندارم #بی_تو دنیا نمی‌تونست هیچ اتفاقِ قشنگی داشته باشه...
تویی که پیداترین خاطره‌ای ؛ میونِ این همه #خاطرات_گمشده...

@fereydoun_asraei


هفتمین سالروز انتشار آلبوم «خاطرات گمشده» مبارک!


#پانزدهم_تیرماه #سالروز_انتشار_آلبوم_خاطرات_گمشده
#فریدون_آسرایی #صدای_ماندگار_عشق

#fereydounasraeinews
#fereydounasraei
#fereydoun_asraei
#fereydoun
@fereydoun_asraei
Read more
همیشه از جایی شروع میشه شاید از یه لبخند شاید از یه نگاه شاید از یه حرف شاید از یه دعوا یه آدمی های وارد زندگیت میشن، اوایل در حد سلام، بعدش رفیق، بعدش داداش، آخرش کسای که حاضری جونت رو واسشون بدی دوست داری تفریح ها رو فقط با اونا داشته باشی، خنده هات رو با اونا تقسیم کنی، بزنی بکوبی بیخیال دنیا باشی گاهی ... همیشه از جایی شروع میشه
شاید از یه لبخند
شاید از یه نگاه
شاید از یه حرف
شاید از یه دعوا
یه آدمی های وارد زندگیت میشن، اوایل در حد سلام، بعدش رفیق، بعدش داداش، آخرش کسای که حاضری جونت رو واسشون بدی
دوست داری تفریح ها رو فقط با اونا داشته باشی، خنده هات رو با اونا تقسیم کنی، بزنی بکوبی بیخیال دنیا باشی
گاهی قهر گاهی آشتی، گاهی بد بد گاهی خوب خوب،خلاصه دوست داری هر چیزی رو باهاشون تجربه کنی
فقط بگم رفقا عاشقتونم خفن
اگه دلتون شکوندیم ببخش، اگه ناراحت کردیم ببخش، اگه باید بودیم و نبودیم ببخش، اگه مرام نبود ببخش
ممنون از تک تکتون که گذشته رو در شما میشه خلاصه کرد
امین که پا به پام بوده، شهاب که کم نگذاشته، مهدی که خاطرات خودم و خودش و پرند خودش یه شاهنامه هست، محمد صادق عزیزترین بوده، محمد باقر که شیرین ترین بوده، پیمان و مرامش، علی و پاکیش، محسن که یدونه است، مجید که سلطون قلبمه، احسان که خودش عشقه، خیام خب جیگر منه، احمد که رفیق ناب منه،علیرضا و محمد رضا که معرفتشون رو عشقه، علی که خودش عشقه، افشین چه بگم که گله،امیر که فدایی داره، جواد که سمبل معرفته، حیدر نگو که عزیزمه
وای خدا فقط میتونم بگم عشق من هستید تکید برام
وای وای که چقدر عکس مونده وای وای که اسم خیلی هات نیومد، اینو بگم همتون عشقید عشق، ببخشید که نتونستم اسم خیلی ها ببرم یا عکس ازشون باشه
فقط اینو بهتون میگم عاشق تک تک رفیقام هستم چه کسای که خاطره خوب مونده ازشون چه کسای که خاطره بد، شما بهترین اتفاق های زندگیم بودید
دوست داشتم عکس دونفره با همتون داشتم می‌گذاشتم، اما حیف که هیچ وقت فکرش نمیکردم یه زمانی با هم نباشم
من و امین،من و شهاب،من و مهدی، من و علی،من و صادق،من و محمد، من و رضا،من و مجید، من و حسین،من و پیمان... حیف که نمیشه به اون روزا برگشت، عکس دونفره گرفت،دل نشکوند،ناراحتون نکرد،حیف نمیشه باز تکرار بشن،حسرتش میمونه و خاطرات شیرینتون
@mr.gmott @shahab_reyhani75 @m.m_keyhan @mohammad_sadegh11 @mohammadb_sheykhi @peiman_gholami110 @captian75 @m.sadegh2424 @mohsenraeesi @majid_sozoki @mohammaad_soleymani @alireza.kh0505 @aghayedi10 @bahreyni_amir @nima_ahmadshahi @ali_mansouri_nasab2 @heidar_hajiani @ramin_nj70 @reza__bzr @mr_afshinn @milad.moradni @ehsanmozaffari1 @ali.lone900 @ali_mollaei10 @hoseinfouladi_new @hoseinfouladi_new @hosseinzadeh7766 @javad_ostadi @M.sadegh1996 @khayamfouladii @ali_navigator @amir_amiri1376 @ahmad_mirkani @saman9700.kh

#رفیق #دلتنگی_خاطرات
Read more
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید ...
Media Removed
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند . و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و همصحبتیِ شان ، عشق می کنی ... وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ... "یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند .
و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و همصحبتیِ شان ، عشق می کنی ...
وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ؛ یک عمر خاطره ی خوب برایِ روزهای دلگیری ات پس انداز می کنی و هرکجا که تنها و بی پناه شدی ، یادت می افتد ؛ تو کسانی را داری که به اندازه ی تمامِ دانه هایِ برف ، برایت آرزوهایِ خوب دارند ، و دلگرم می شوی به حمایتِ آنهایی که دورند و از هرچه نزدیک است ، به تو نزدیک تر ...
یلدا یعنی ؛ آدم ها برایِ سلامتِ نفس و جانشان و برایِ زنده ماندن ؛ "عشق" می خواهند ، و شاید ناب ترین حالتِ عاشقی ، از سمتِ کسانی باشد که کنارشان قد کشیده ای و جزءِ لاینفکِ بهترین خاطراتِ تواند . همان ها که با گرمیِ حضورشان ، جهان را جایِ بهتری می کنند برایِ زیستن ...
یلدا یعنی ؛ قدرِ با هم بودن ها را بدانیم ، که بیشتر کنارِ هم باشیم ، که حواسمان به ناب ترین هایِ زندگیِ مان باشد !
ای کاش هیچ خانه ای خالی از عشق نباشد و اهالیِ خانه ، هرکجا که هستند و هرکجا که می روند ؛ شاد و خوشبخت باشند ،
که شاد بودن ، حقِ هر آدمی ،
و گرم ماندن ، حقِ هر خانه ای ست ! 👤نرگس صرافیان
Read more
<span class="emoji emoji1f349"></span>"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید ...
Media Removed
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند . و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و هم صحبتیِ شان ، عشق می کنی ... وقتی با یک دقیقه زمانِ ... 🍉"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند .
🍉و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و هم صحبتیِ شان ، عشق می کنی ...
🍉وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ؛ یک عمر خاطره ی خوب برایِ روزهای دلگیری ات پس انداز می کنی و هرکجا که تنها و بی پناه شدی ، یادت می افتد ؛ تو کسانی را داری که به اندازه ی تمامِ دانه هایِ برف ، برایت آرزوهایِ خوب دارند ، و دلگرم می شوی به حمایتِ آنهایی که دورند و از هرچه نزدیک است ، به تو نزدیک تر ...
🍉یلدا یعنی ؛ آدم ها برایِ سلامتِ نفس و جانشان و برایِ زنده ماندن ؛ "عشق" می خواهند ، و شاید ناب ترین حالتِ عاشقی ، از سمتِ کسانی باشد که کنارشان قد کشیده ای و جزءِ لاینفکِ بهترین خاطراتِ تو هستند . همان ها که با گرمیِ حضورشان ، جهان را جایِ بهتری می کنند برایِ زیستن ...
🍉یلدا یعنی ؛ قدرِ با هم بودن ها را بدانیم ، که بیشتر کنارِ هم باشیم ، که حواسمان به ناب ترین هایِ زندگیِ مان باشد !
🍉ای کاش هیچ خانه ای خالی از عشق نباشد و اهالیِ خانه ، هرکجا که هستند و هرکجا که می روند ؛ شاد و خوشبخت باشند ،که شاد بودن ، حقِ هر آدمی ،و گرم ماندن ، حقِ هر خانه ای است.🍉🍉🍉🍊🍊🍊🍎🍎🍏🍏🍍🍍🍍
Read more
خاطرات خوب فراموش نميشود تقديم به شما با عشق <span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻<span class="emoji emoji2764"></span>️آرزري بهترينها براي شما<span class="emoji emoji1f33a"></span>
Media Removed
خاطرات خوب فراموش نميشود تقديم به شما با عشق 🏻️آرزري بهترينها براي شما خاطرات خوب فراموش نميشود تقديم به شما با عشق 🙏🏻❤️آرزري بهترينها براي شما🌺
جان دلم.... من از الان بگذار بنشینم و سنگ هایم را با تو وا بکنم.... ببین جانم عرضم به حضورت که ماه عسل، ترکیه و آنتالیا و سواحل مدیترانه نداریم ها... از الان بگویم ماه عسل یک ماه تمام مرخصی میگیری من دیگر اجازه نمیدهند بیشتر از یک هفته و این ها نمیفهمم،باید بگیری میرویم خانه کاهگلی ننه جون... البته ... جان دلم.... من از الان بگذار بنشینم و سنگ هایم را با تو وا بکنم....
ببین جانم
عرضم به حضورت که ماه عسل، ترکیه و آنتالیا و سواحل مدیترانه نداریم ها...
از الان بگویم ماه عسل یک ماه تمام مرخصی میگیری
من دیگر اجازه نمیدهند بیشتر از یک هفته و این ها نمیفهمم،باید بگیری
میرویم خانه کاهگلی ننه جون...
البته قبل از آن ننه جون را پیش مادر میگذاریم
خودم و خودت،عشق و صفا
من هر روز لباس محلی میپوشم
از این دامن های گل گلی با گل های صورتی
یک دستمال سر صورتی ام میبندم
دارم میگویم تو ام یک پیراهن و شلوار ساده میپوشی و از این کلاه های حصیری سرت میگذاری...
ای من به فدای تیپ جذابت بشم جان دلم
آها راستی کفش کالج هم نداریم ها...
چکمه میپوشی میفهمی چکمه...
از این چکمه سیاه ها که زیرش زرد است
چکمه میپوشی چون هر روز باید بری طویله و شیر گاو ها را بدوشی و برای جان دلت شیر تازه بیاوری...
آخ که چه کیفی میدهد یک عمر درس بخوانی و مهندس شوی و آخر سر مجبور باشی به طویله بروی و برای جان دلت شیر گاو بدوشی...
اعتراض وارد نیست جانا شیرت را بدوش...
بعد با هم برویم سرِ شالیزار و مشغول برداشت برنج شویم
من از آن طرف شالیزار داد بزنم آقااااااا جاااااان،،،،بیا ناهاااار....
بعد شب که میشود در ایوان دراز بکشیم
بغلم کنی و از خاطرات خوب و خنده دارمان بگوییم و اصلا نفهمیم کی صبح شده و با صدای قوقولی قوقوی خروس های ننه جون بیدار شویم...
زیبا ترین اتفاق زندگی من...بیفت...
.
.

#میکائیل💕
. .
👭 #از_زبان_یک_دختر ⭕
.
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
#ماروبه_دوستان_خود_معرفي_كنيد 😊🌹🙏
Read more
وقتى از ٤٤شمارش معكوس شروع شد و همه هم صدا گفتند ٤٤،٤٣،٤٢،٤١،٤٠و....... انگارى هريك سالى كه گفته ...
Media Removed
وقتى از ٤٤شمارش معكوس شروع شد و همه هم صدا گفتند ٤٤،٤٣،٤٢،٤١،٤٠و....... انگارى هريك سالى كه گفته ميشد مثل يك فيلم سينمايى كه روى تند باشه مثل برق و باد ، با خاطرات خوب و بدش ، با خوشى ها و ناخوشيهاش و ..... از جلوى چشمام گذشت . دوران كودكى با بازى ها و شيطنت هايش ، دوران نوجوانى با شور و هيجانش ، دوران جوانى ... وقتى از ٤٤شمارش معكوس شروع شد و همه هم صدا گفتند ٤٤،٤٣،٤٢،٤١،٤٠و....... انگارى هريك سالى كه گفته ميشد مثل يك فيلم سينمايى كه روى تند باشه مثل برق و باد ، با خاطرات خوب و بدش ، با خوشى ها و ناخوشيهاش و ..... از جلوى چشمام گذشت . دوران كودكى با بازى ها و شيطنت هايش ، دوران نوجوانى با شور و هيجانش ، دوران جوانى با عشق و زيبايى هايش و اكنون در ميانسالى با يك عالمه حس هاى قشنگ ، دوست هاى نازنين ، روابط فوق العاده و تجربه هاى ناب .... .
.پس وقتى قراره اينقدر فورى و سريع بگذرد چه بهتر كه با خوبي، آرامش وعشق و محبت بگذرد و زندگي را آسان بگيريم و به قول جوونهاى امروزى حالشو ببريم 😅😅😅
Read more
توی این پست میخوام یه کم از دردودلام بنویسم.... دو سال پیش،دقیقاچنین روزی چهاردهم فروردین قسمت ...
Media Removed
توی این پست میخوام یه کم از دردودلام بنویسم.... دو سال پیش،دقیقاچنین روزی چهاردهم فروردین قسمت آخر شب کوک پخش شد.... معمولا هر قسمت از شب که پخش میشد هم خودشو میدیدم هم بازپخش هاشو...و چون باید برای وبلاگم اماده میکردم شیش هفت بارم درطول انجام کارای مربوط به وبلاگ میدیم هر قسمت رو...تنها قسمتی ... توی این پست میخوام یه کم از دردودلام بنویسم....
دو سال پیش،دقیقاچنین روزی چهاردهم فروردین قسمت آخر شب کوک پخش شد....
معمولا هر قسمت از شب که پخش میشد هم خودشو میدیدم هم بازپخش هاشو...و چون باید برای وبلاگم اماده میکردم شیش هفت بارم درطول انجام کارای مربوط به وبلاگ میدیم هر قسمت رو...تنها قسمتی از شب کوک که فقط یکبار دیدم همین قسمت اخر بود که حتی باز پخشش رو هم نگاه نکردم و برای گذاشتنش توی وبلاگ هم بدون اینکه دوباره ویدیو روببینم اپلود کردم و گذاشتم...تا امروز که بعد از دوسال دوباره رفتم سراغش و دیدمش...
خیلیا علنی و مستقیم بهم میگن،خیلیا هم شاید نگن ولی میدونم و میفهممم توی دل خودشون میگن که ای بابا...تو چه گیری دادی به شب کوک کشتی خودتو ول کن دیگه شورشو دراوردی...!!!
به شدت به این موضوع اعتقاد دارم که وجودوحضور هیچکس و هیچ چیز توی زندگی ادما اتفاقی نیست...شب کوک برای من یکی از مهمترین نقاط عطف زندگیم بود...یکی از اتفاقات طلایی زندگی من بود...چون من با شب کوک به خیلی از چیزایی رسیدم توی زندگیم که شاید اگه شب کوک نبود و عشق شب کوک نبود هیچوقت به دست نمی اوردمشون و یه صفحه ی جدیدی از زندگیم رو به روم باز کرد.
من توی راه هواداریم برای شب کوک هیچوقت به هیچ چیز توجه نکردم و همیشه فقط و فقط حرف حسابم با خدا بود...
همیشه سعی کردم تو هر شرایطی خودمو حفظ کنم و حرفای خوب بزنم و انرژی مثبت بدم...اما این روزا واقعا دست خودم نیست...یاداوری بعضی خاطرات،بعضی حرفا بعضی تیکه ها،یا حتی بعضی ارزوهایی که قبلا داشتیم بدجور دل ادمو میسوزونه..فکر اینکه چی فکر میکردیم و چی شد...
امروز وقتی بعد دوسال رفتم سراغ قسمت اخر برنامه و دیدمش بیشتر از همیشه عزمم رو جزم کردم و این حس از همیشه توی دلم محکمتر شد که باتمام وجود هوادارشم و هوادارش میمونم و هرکاری که از دستم بر بیاد برای این هواداری انجام میدم.
@hadidamirchi
@majid.damirchi
@barbodbabaee
Read more
Loading...