خانم و بچه حرم

Loading...


Unique profiles
7
Most used tags
Total likes
0
Top locations

Average media age
660.5 days
to ratio
6
 #ادامه_پست_قبل هفت صدای اذان را می شنوم،سید عباس که با عجله قدم برمی دارد بسمت راست اشاره می کند ...
Media Removed
#ادامه_پست_قبل هفت صدای اذان را می شنوم،سید عباس که با عجله قدم برمی دارد بسمت راست اشاره می کند و می گوید:بازار شام... . هشت وارد حیاط حرم می شوم آرام قدم برمی دارم چشمان دختر بچه آواره سوری هنوز جلوی چشمم است،به خودم می آیم بجز چند کودک که در حال بازی هستند کسی را در اطرافم نمی بینم . نُه ضریح ... #ادامه_پست_قبل
هفت
صدای اذان را می شنوم،سید عباس که با عجله قدم برمی دارد بسمت راست اشاره می کند و می گوید:بازار شام...
.
هشت
وارد حیاط حرم می شوم آرام قدم برمی دارم چشمان دختر بچه آواره سوری هنوز جلوی چشمم است،به خودم می آیم
بجز چند کودک که در حال بازی هستند کسی را در اطرافم نمی بینم
.
نُه
ضریح را تار می بینم...
.
دَه
آنقدر تعدادمان کم است که نماز جماعت را کنار ضریح می خوانیم،بعد از نماز مشغول زیارت می شوم
تقریبا همه خارج می شوند.سید فؤاد خادم افغانی حرم صدایم می کند و می گوید:بقیه اش را بذار فردا میخوام در را قفل کنم...
.
یازده
عقب عقب میروم که از صحن خارج شوم
هنوز به در نرسیده ام که چراغ ها را خاموش می کنند...
.
دوازده
به ساعت موبایلم نگاه میکنم...19:15

سیزده
اشک امانم را بریده خودم را دلداری می دهم،اینجا که خوبه وسطِ شهره چراغ های اطراف حیاط روشنه بچه های حزب الله حواسشون هست،مگه شب تو بیابون تنها گم شده آخه اینجوری گریه می کنی؟مگه کتکش زدن؟مگه گوشوارشو...مگه روسریشو...مگه...
.
چهارده
در راه برگشت از کنار پارک عبور می کنم،از پله های پل عابر پیاده بالا میروم،نگاهم به فاطمه می افتد که در حال بازی کردن است و پدرش صدایش می کند
از پله ها که پایین می آیم به این فکر میکنم که وقتی بابا باشد دختر بچه حتی در تاریکی هم با خیال راحت مشغول بازی می شود!

پانزده
سخت ذهنم درگیر است
کاش حداقل عمو عباس بود...
.
#السلام_علیک_یا_رقیه_بنت_الحسین
#السلام_علیک_یا_زینب_کبری_سلام_الله_علیها
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله
#خانم_جان_بطلب😭
#سه_سال_طفل_تو_بودن_هزار_سال_گذشت
Read more
Loading...
.. ما که قبلا توفیق نداشتیم بریم #پیاده_روی_اربعین، امسال هم نداریم. ولی شما اگه تجربه‌اش رو دارید، ...
Media Removed
.. ما که قبلا توفیق نداشتیم بریم #پیاده_روی_اربعین، امسال هم نداریم. ولی شما اگه تجربه‌اش رو دارید، برای مامان‌هایی که می‌خوان با بچه‌های کوچولو یا شیرخواره برن، نکات درجه یک‌ش رو بگید. نکاتی که برای خودتون خیلی کاربردی بوده و دوست داشتید حتما به دیگران هم بگید _ عکس مربوط به سفر نوروزی ماست ... ..
ما که قبلا توفیق نداشتیم بریم #پیاده_روی_اربعین، امسال هم نداریم. ولی شما اگه تجربه‌اش رو دارید، برای مامان‌هایی که می‌خوان با بچه‌های کوچولو یا شیرخواره برن، نکات درجه یک‌ش رو بگید. نکاتی که برای خودتون خیلی کاربردی بوده و دوست داشتید حتما به دیگران هم بگید💜
_
عکس مربوط به سفر نوروزی ماست و مکان هم، ورودی حرم قمر بنی هاشم علیه السلام. خدا قسمت همه‌ی آرزومندان بکنه چندین و چند باره. آمین
.
#فاطمهحورا
#مشایه #اربعین
_
خانم محبیان خیلی مفصل و دقیق توی استوری‌های پیج‌شون به این موضوع پرداختن. شما هم اگر پست مرتبط خوب جایی سراغ دارید برام دایرکت کنید تا استوری ‌ش کنم.
@ziba_mohebbian
_
_
Read more
. این لحظه های روضه را مغتنم بشمارید . لحظه های خوبی که یک دفعه ای یک آرزو در دلت اوج می گیرد، یک دفعه ...
Media Removed
. این لحظه های روضه را مغتنم بشمارید . لحظه های خوبی که یک دفعه ای یک آرزو در دلت اوج می گیرد، یک دفعه ای یک احساس غم از دوری خدا در دلت ایجاد می شود، آن لحظه هایی که دوست داری به خدا برسی، احساس توبه به تو دست می دهد خدا آن لحظه ها را فراموش نمی کند و زندگی برخی ها را بر اساس آن لحظه ها طراحی می کند به کلی گناه ... .
این لحظه های روضه را مغتنم بشمارید
.
لحظه های خوبی که یک دفعه ای یک آرزو در دلت اوج می گیرد، یک دفعه ای یک احساس غم از دوری خدا در دلت ایجاد می شود، آن لحظه هایی که دوست داری به خدا برسی، احساس توبه به تو دست می دهد
خدا آن لحظه ها را فراموش نمی کند و زندگی برخی ها را بر اساس آن لحظه ها طراحی می کند
به کلی گناه و زندگی خراب آن ها نگاه نمی کند
یک کار کنید این لحظه ها بیشتر برایتان پیش بیاید
روضه های مختلف را تجربه کنید
ببینید دل کجاها تکان می خورد
دل اگر لحظه ای هوس خوب به آن خطور کند این لحظه گاهی عمر آدم را تغییر می دهد!
یک آدرس مصداقی خیلی روشن بدهم
شما که می روید در مجلس روضه می نشینید حتما حواستان هست که دارید چه می کنید
و دارد چه اتفاقی برایتان می افتد؟
چرا می فرماید: کسی به اندازه بال مگس #اشک بریزد "وجبت له الجنة"؟
چون یک دفعه ای یک احساس ناب ناب خالص که تو دیگر درآن نیستی و خودخواهی در آن نیست در قلبت غلیان می کند
به خاطر بچه های پیامبر
حتی دعا هم نیست،از دعا بالاتر می شود
چون در دعا باز هم خودت مطرح هستی،
دیگر خودت حدف شده ای
بعد دل خیلی مهم است، واقعا دلت سوخت؟
این خیلی قیمتی است
عصاره حیات آدمی است "إلا من اتی الله بقلب سلیم"
بروید خودتان را در معرض یک روضه ای قرار بدهید
آنوقت ببینید دلتان میسوزد پای یک روضه یا نه؟!
آن لحظه ها یک لحظه های ثبت شدنی است
انسان شناسانه به آن نگاه کن.
برخی اوقات این خواسته های دل ما را در آن جلسات نورانی ذکر و موعظه بها می دهند
.
یک دختر سه ساله ای گوشه خرابه بلند شد
از خواب بیدار شد
گفت: عمه جان من بابام رو می خوام
یک کلمه! بابا با سر به خرابه آمد، گاهی یک دفعه ای به ادم جواب می دهند
دیگر #حرم_حضرت_رقیه(سلام الله علیها) فقط سینه زن ندارد #فدایی هم دارد!
این جوان هایی که #فدایی_حرمها هستند که #فدایی_حریم_اهل_بیت(ع)هستند
اینها کجا بودند وقتی طناب اسارت به سه ساله بسته بودند؟!
یک صبح تا شب از بازار شام طول کشید تا اهل بیت را ببرند،
همه به قدر کافی بیایند تمسخر کنند،
همه سیر نگاه کنند،
اینها بچه های علی(ع) هستند،
علی را تحقیر کنند، امیرالمؤمنین را بخواهند شماتت کنند!
این بچه های #مدافع_حرم کجا بودند؟
یک نفر آرام آمد پیش امام زین العابدین(ع) گفت: آقا من شما را دوست دارم
هیچ کس نبود همه دشمن بودند
آقا بگو من کاری برای شما انجام دهم!
می گویند: آقا فرمودند: بگو این نیزه دار نیزه ها را ازبین خانم ها بیرون ببرد
اینقدر به حریم اهل بیت نگاه نشود
الا لعنة الله علی القوم الظالمین
.
#روضه #شب_جمعه #استاد_پناهیان #پناهيان #پناهیانی
.
Read more
‍ . به گوش من رسونده بودن که سجاد لب #تشنه شهید شده<span class="emoji emoji1f447"></span> موقعی که مجروح شده بود،داشت ازش خون میرفت، درخواست ...
Media Removed
‍ . به گوش من رسونده بودن که سجاد لب #تشنه شهید شده موقعی که مجروح شده بود،داشت ازش خون میرفت، درخواست #آب کرد ولی همرزمانش مانع شدن و بهش گفتن که اگه بهت آب بدیم،تو سریع جون میدی و #فعلا آب واسه جسمت خوب نیست... لذا بهش ندادن و #سجاد لحظات بعد به #شهادت رسید وقتی این موضوع رو شنیدم خیلی #غمگین ... ‍ .
به گوش من رسونده بودن که سجاد لب #تشنه شهید شده👇

موقعی که مجروح شده بود،داشت ازش خون میرفت،
درخواست #آب کرد ولی همرزمانش مانع شدن و بهش گفتن که اگه بهت آب بدیم،تو سریع جون میدی و #فعلا آب واسه جسمت خوب نیست...
لذا بهش ندادن و #سجاد لحظات بعد به #شهادت رسید

وقتی این موضوع رو شنیدم خیلی #غمگین شدم،همش به خودم میگفتم که پسرم #لب_تشنه شهید شده و کاش بهش آب میدادن...😔 لذا چند وقت پیش این #خواب رو دیدم:
خواب دیدم که تو یک مکان #بزرگی هستم و یک کوه در مقابل منه،سجاد من بالای کوه #افتاده بود و منم داشتم میرفتم #سمتش که بهش آب بدم...😭
تا یکم رفتم جلو دیدم که یک #خانم چادری باعصا داره میره #سمتش...یا زهرا(س)
#ایستادم و نگاه کردم دیدم سر #سجاد رو گذاشت رو دستانش و داره به سجاد #آب میده... من خواستم برم پیشش ازش #تشکر کنم که یه وقت دیدم واسم دست تکون داد که #برگردم
( #منظورش این بود که بچه ات رو #سیراب کردم و نگران نباش و برگرد)

از #وقتیکه این خواب رو دیدم،خیالم راحت شده که سجاد من #سیراب شده

#به_نقل_از_مادر_شهید
#شهید_مدافع_حرم_سجاد_طاهرنیا
#شهیدی_از_یگان_ویژه_صابرین_سپاه_تهران .
🌹هنیئا له الشهادت
🌹شهداء رحمت الله علیهم
.
#مدافعان_حرم
#فدایی_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#شهید_سجاد_طاهر_نیا
#شهدا_گاهی_نگاهی
#نیم_نگاهی
#حال_دلمان_خوب_نیست
Read more
#یا_فاطمه_معصومه #همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد وقتی انیس لحظه تنهایی ‌ام توئی #تنها_دلیل اینکه من اینجایی‌ ام توئی هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا بی‌اختیار سمت #حرم می‌کشد مرا با شور شهر فاصله دارم کنار تو احساس وصل می‌کند آدم کنار تو ما در کنار ... #یا_فاطمه_معصومه

#همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد
لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه تنهایی ‌ام توئی
#تنها_دلیل اینکه من اینجایی‌ ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا
بی‌اختیار سمت #حرم می‌کشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو
احساس وصل می‌کند آدم کنار تو

ما در کنار صحن شما تربیت شدیم
داریم افتخار که #همشهری ‌ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می‌شویم
وقتی که با ملائکه همگام می‌شویم

#بانو ! تمام کشور ما خاک زیر پات
مردان شهر نوکر و زن ‌ها کنیزهات

زیباترین خاطره‌هامان نگفتنی‌ست
تصویر #صحن خلوت و باران نگفتنی‌ست

خوشبخت قوم طایفه ، ما #مردم_قم ‌ایم
جاروکشان #خواهر_خورشید_هشتم ‌ایم

اعجاز این ضریح که همواره بی‌حد است
چیزی شبیه پنجره فولاد #مشهد است

من روی حرف‌های خود اصرار می‌کنم
در مثنوی و در غزل اقرار می‌کنم

ما در کنار #دختر_موسی نشسته‌ایم
عمری‌ست محو او به تماشا نشسته‌ایم

اینجا کویر داغ و نمک‌زار شور نیست
ما روبروی پهنه دریا نشسته‌ایم

#قم سال‌هاست با نفسش زنده مانده است
باور کنید پیش مسیحا نشسته‌ایم

بوی #مدینه می‌وزد از شهر ما، بیا
ما در جوار #حضرت_زهرا نشسته‌ایم

از ما به جز بدی که ندیدی #ببخشمان
از دست ما چه‌ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می‌شوم
روزی که زیر پای شما خاک می‌شوم

پ ن

عزیزی میگفت عید #تولد #حضرت_معصومه فرداست
چرا از امروز تبریک میگی

عزیز دل برادر ، ما #بچه_قم هستیم ، ما پیشواز نریم ، کی بره ؟ 😊

من شغل و همسر و فرزند و سلامتی بچه هام رو از این خانم دارم
تبریک ولادت ایشون کمترین انجام وظیفست
Read more
يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون ...
Media Removed
يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم تا اين كه يه شبى انگار كسى براى ... يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم
همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم
تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم
تا اين كه يه شبى انگار كسى براى نماز صبح بيدارم كرد و دوباره بهم متذكر شد
اما وقتى صبح بلند شدم دوباره هم براى چند ماه يادم رفت(كلاً به طرز اعصاب خورد كنى فراموشكارم😰بنده ى خدا بانو گاهى يه چيز رو شونصد دفعه به انحاء مختلف اعم از پيامك،تلگرام،واتس اپ،تلفن و حضورى بهم يادآورى ميكنه ولى بآآز هم 😰)
اما يه روز دم دماى اربعين يه هو همينطورى بيخودى موضوع يادم اومد و همون لحظه به تكاپو افتادم و اسم و آدرسشون را از لابه لاى مدارك پيدا كردم و باهاشون تماس گرفتم
و الباقى داستان را تو همون پست خدمتتون عرض كردم كه الحمدالله به همت عزيزان خيّر قدرى از مصائب و گرفتارى هاى اين خانواده پر جمعيت و به شدت فقير ،التيام پيدا كرد،خونه خريدن،وسايل خونشون نو نوار شد،امكانات مختصرى براى بسترى و فيزيو تراپى دخترك فراهم شد،مثلا يه خانم دكتر مهربانى كه خواهر ايمانى منه هزينه هاى بيمه ى تامين اجتماعيش را متقبل شد
يه برادر مؤمن ،دكتر شيرازى چند ماهيه هزينه هاى دارو و درمانش را تقبل كرده و خلاصه الحمد الله حال و روز هديه ى عزيز ما خيلى خوبه و خدا را شكر راضى و پر انرژيه و بركات سرشارش توى زندگى هاى ما موج ميزنه
اما تماس چند روز قبل باباى فاطمه خرد و خجالت زده ام كرد اصلاً خاك تو سرم شد
بنده ى خدا گفت:فلانى ،من يه كارگر ساختمانى ساده ام و هيچ هنر و تخصصى به غير از عملگى ندارم
عرضه اش را هم ندارم كه از ديوار مردم بالا برم يا به هر شكلى نون حروم سر سفره ام ببرم
بااين حال كه از جون مايه ميگذارم شايد هفته اى يكى دو روز كار گيرم بياد كه با درامدش فقط ميتونيم بخور و نمير شكم بچه ها را سير كنيم(بقيه اش را واقعا روم نميشه بگم كه چقدر احساس بدى داشت)
يكى از خواهر هاى فاطمه الان يه خواستگار خوب و مؤمن داره ولى ما چون از پس تهيه جهيزيه بر نميايم نميتونيم جوابش را بديم
ميشه يه جورى يه كارى بكنى كه من بيشتر از اين خجالت زده نشم؟
خلاصه براى سربلند كردن يه پدر جلوى خانواده اش
و خوشحال كردن يه دختر خوب و مؤمنه كه حافظ قرانه بياييد دست به كار بشيم و در حد وسعمون هر چى در توان داريم احسان كنيم
ان شاالله به حق سيد الشهدا روزى نياد كه هيچ كدوم از ما جلوى خلق خدا خجالت زده و سر افكنده بشيم.
شماره كارت
6219861034739481 سبزی
Read more
Loading...
mehrdad.kiaa يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون ...
Media Removed
mehrdad.kiaa يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم تا اين كه يه شبى ... mehrdad.kiaa يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم
همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم
تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم
تا اين كه يه شبى انگار كسى براى نماز صبح بيدارم كرد و دوباره بهم متذكر شد
اما وقتى صبح بلند شدم دوباره هم براى چند ماه يادم رفت(كلاً به طرز اعصاب خورد كنى فراموشكارم😰بنده ى خدا بانو گاهى يه چيز رو شونصد دفعه به انحاء مختلف اعم از پيامك،تلگرام،واتس اپ،تلفن و حضورى بهم يادآورى ميكنه ولى بآآز هم 😰)
اما يه روز دم دماى اربعين يه هو همينطورى بيخودى موضوع يادم اومد و همون لحظه به تكاپو افتادم و اسم و آدرسشون را از لابه لاى مدارك پيدا كردم و باهاشون تماس گرفتم
و الباقى داستان را تو همون پست خدمتتون عرض كردم كه الحمدالله به همت عزيزان خيّر قدرى از مصائب و گرفتارى هاى اين خانواده پر جمعيت و به شدت فقير ،التيام پيدا كرد،خونه خريدن،وسايل خونشون نو نوار شد،امكانات مختصرى براى بسترى و فيزيو تراپى دخترك فراهم شد،مثلا يه خانم دكتر مهربانى كه خواهر ايمانى منه هزينه هاى بيمه ى تامين اجتماعيش را متقبل شد
يه برادر مؤمن ،دكتر شيرازى چند ماهيه هزينه هاى دارو و درمانش را تقبل كرده و خلاصه الحمد الله حال و روز هديه ى عزيز ما خيلى خوبه و خدا را شكر راضى و پر انرژيه و بركات سرشارش توى زندگى هاى ما موج ميزنه
اما تماس چند روز قبل باباى فاطمه خرد و خجالت زده ام كرد اصلاً خاك تو سرم شد
بنده ى خدا گفت:فلانى ،من يه كارگر ساختمانى ساده ام و هيچ هنر و تخصصى به غير از عملگى ندارم
عرضه اش را هم ندارم كه از ديوار مردم بالا برم يا به هر شكلى نون حروم سر سفره ام ببرم
بااين حال كه از جون مايه ميگذارم شايد هفته اى يكى دو روز كار گيرم بياد كه با درامدش فقط ميتونيم بخور و نمير شكم بچه ها را سير كنيم(بقيه اش را واقعا روم نميشه بگم كه چقدر احساس بدى داشت)
يكى از خواهر هاى فاطمه الان يه خواستگار خوب و مؤمن داره ولى ما چون از پس تهيه جهيزيه بر نميايم نميتونيم جوابش را بديم
ميشه يه جورى يه كارى بكنى كه من بيشتر از اين خجالت زده نشم؟
خلاصه براى سربلند كردن يه پدر جلوى خانواده اش
و خوشحال كردن يه دختر خوب و مؤمنه كه حافظ قرانه بياييد دست به كار بشيم و در حد وسعمون هر چى در توان داريم احسان كنيم
ان شاالله به حق سيد الشهدا روزى نياد كه هيچ كدوم از ما جلوى خلق خدا خجالت زده و سر افكنده بشيم.
شماره كارت
6219861034739481 سبزی
Read more
Loading...