خسته بی تو از

Loading...


Unique profiles
92
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Chitgar-E Shomali, Tehran, Iran, Masal, شیراز...دروازه قرآن
Average media age
1096.1 days
to ratio
4.3
میدونی بی تو میمیرم بی تو خسته ای اسیرم بی تو بال من شکستس بی تو از زندگی سیرم میدونی بی تو میمیرم
بی تو خسته ای اسیرم
بی تو بال من شکستس
بی تو از زندگی سیرم
Loading...
. <span class="emoji emoji2764"></span>️سی و یکمین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...<span class="emoji emoji2764"></span>️ . <span class="emoji emoji2b50"></span>️ @seyedmohamadmousavi <span class="emoji emoji1f497"></span> @seyedmohamadmousavi <span class="emoji emoji1f339"></span> ...
Media Removed
. ️سی و یکمین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...️ . ️ @seyedmohamadmousavi @seyedmohamadmousavi @seyedmohamadmousavi . #دلنوشته... من همیشه گم بودم...!! یا وسط جمعیت و سیل آدمای دور و برت توی خیابون منتهی به تو...، یا میون سیل نوشته ها و حرفا و آدمای اینجا...! نمیدونم چرا...؛ شاید ... .
❤️سی و یکمین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...❤️
.
⭐️ @seyedmohamadmousavi
💗 @seyedmohamadmousavi
🌹 @seyedmohamadmousavi
.
💟 #دلنوشته...
من
همیشه گم بودم...!!
یا وسط جمعیت و سیل آدمای دور و برت توی خیابون منتهی به تو...،
یا میون سیل نوشته ها و حرفا و آدمای اینجا...!😞
نمیدونم چرا...؛
شاید نخواستم پیدا بشم،
یا نشده،
یا اصلا شاید تو نخواستی منو پیدا کنی...! :)
هرچی که هست، من از گم بودن خسته م...!
وقتی کاستی ای وجود نداره برای پیدا بودن و پیدا شدن، گم بودن آزاردهنده ترین اتفاق ممکنه...!
پیدا بودن و پیدا شدن میتونه خیلی چیزا رو اثبات کنه...،
میتونه خیلی چیزا رو عوض کنه...
من از گم بودن خسته م...!
شاید #پیدا_شدن آرزوی خوبی باشه برای امسال... :)☺️
.
🌸 @seyedmohamadmousavi
💙 @seyedmohamadmousavi
🌏 @seyedmohamadmousavi
.
+ پی نوشت یک:
...اما بهار من تویی! من ننگرم در دیگری...! :)☺️
.
.
+ پی تر نوشت:
سال بی تو تحویل گرفتن ندارد...😏
#این_عید_بی_تو_عید_نیست...💔
.
.
+ پی ترین نوشت یک:
بهارِ باور من باش...🌱❤️
.
+ پی ترین نوشت دو:
من به فهمیدنِ تو محتاجم... :)☺️✋
.
+ پی ترین نوشت سه:
سال نوی همتون پر از اتفاقات خوب رفقای همیشه همراه!😍🎊💐
یه دنیا ازتون ممنونم بابت مهربونیاتون... بابت اینکه همیشه سعی کردین خوشحالم کنین و همیشه حمایتم کردین!💖
مهرتون مستدام!🙏
راستی! پیجمون سه هزارتایی شد...🙌😅
.
🌼 @seyedmohamadmousavi
❤️ @seyedmohamadmousavi
💫 @seyedmohamadmousavi
.
❎هرگونه کپی #ممنوع است❎
#با_شعور باشید و کپی نکنید😏
❌کپی⬅️بلاک و ریپورت💣
✖️کپی پیگرد #الهی دارد☝️
.
اذیتتون نمیکنم اول سالی!، هرچقدر دوست دارین تگش کنین، ولی زیاد تگش کنین!😅😂❤️
Read more
♫♫ مثل یه پروانه ببین اسیره مشته بسته ام از این همه پرسه زدن  کوچه به کوچه خسته ام تو لحظه هایه بیکسی ...
Media Removed
♫♫ مثل یه پروانه ببین اسیره مشته بسته ام از این همه پرسه زدن  کوچه به کوچه خسته ام تو لحظه هایه بیکسی اسیره ناباوریم تو قاب خالیه جنون یه عکسه خاکستریم تویه این ثانیه های بی رمق لحظه های ابی تو حروم نکن این روزا ابری و خاکستریه  شبایه آفتابیتو حروم نکن بگو خورشید از کدوم ور درومد که تومثل ... ♫♫ مثل یه پروانه ببین
اسیره مشته بسته ام
از این همه پرسه زدن 
کوچه به کوچه خسته ام
تو لحظه هایه بیکسی اسیره ناباوریم
تو قاب خالیه جنون یه عکسه خاکستریم
تویه این ثانیه های بی رمق
لحظه های ابی تو حروم نکن
این روزا ابری و خاکستریه 
شبایه آفتابیتو حروم نکن
بگو خورشید از کدوم ور درومد
که تومثل قصّه رویایی شدی
ماهیه زخمیه پاشوره ی حوض
کی رو خواب دیدی که دریایی شدی
آلوده ام آلوده ام هم رنگ با مرداب
نفرینیم در حسرت بیداری از این خواب
برایه من که رفیقه سفرم 
مرحم زخمایه خستگی تویی
برایه من که غریبه جاده هام 
آخرین همدم خونگی تویی
از رو گل برگه گلایه کاغذی 
اشکامو با دست آلوده بچین
منو تو آینه ها شستشو بده
تو چشمام حادثه ی عشقو ببین
مثل یه پروانه ببین
اسیره مشته بسته ام
از این همه پرسه زدن 
کوچه به کوچه خسته ام
موسیقی فیلم دست های آلوده
آهنگساز : بابک بیات
پیانو : آندره آرزومانیان
خواننده : نیما مسیحا
به یاد پرواز آسمانی بابک بیات
مطمئنم تو همچین روزهایی تو آسمونا سمفونی عشق برپاست .
روحتون شاد عمو بابک ☺
#babak bayat
#Andre Arzoomanian
@bamdadbayat
Read more
ترانه همسرم دهه پنجاه با صداى زنده ياد مازيار شعر وملودى : استاد جهانبخش پازوكى تنظيم : ناصر چشم آذر تقديم به همسران خوب دنيا قصه سربازى است كه روزهاى آخر هفته به منزل مى آيد ياد ناصر چشم آذر نازنين و مازيار دوست داشتنى به خير روحشان آرام همسرم همسر تنهام شریک شادی و غمهام دل هوای خونه داره بی تو ... ترانه همسرم دهه پنجاه با صداى زنده ياد مازيار شعر وملودى : استاد جهانبخش پازوكى تنظيم : ناصر چشم آذر
تقديم به همسران خوب دنيا
قصه سربازى است كه روزهاى آخر هفته به منزل مى آيد ياد ناصر چشم آذر نازنين و مازيار دوست داشتنى به خير روحشان آرام همسرم همسر تنهام
شریک شادی و غمهام
دل هوای خونه داره
بی تو من خسته و تنهام
آخرین غروب هفته
لحظه تاریک و روشن
توی خونه منتظر باش
واسه اومدن من
لباس سبز تو تن کن
اون لباس سبز روشن
اونیکه رنگ چشاته
رنگ دلخواه تو و من
روی موهای قشنگت
یه گل بنفشه بگذار
رنگهای سیاه و ماتو
همه از تو خونه بردار
چشاتو قاصد راه کن
واسه لحظه رسیدن
با ترنم یه آهنگ
خستگیمو بگیر از من
گلهای پرپر و بردار
من اونا رو دوست ندارم
با خودم من گل مریم
یه سبد برات میارم
همسرم همسر تنهام
شریک شادی و غمهام
دل هوای خونه داره
بی تو من خسته و تنهام
آخرین غروب هفته
لحظه تاریک و روشن
توی خونه منتظر باش
واسه اومدن من
لباس سبز تو تن کن
اون لباس سبز روشن
اونیکه رنگ چشاته
رنگ دلخواه تو و من
#مازيار #ناصر _چشم _آذر
Read more
شعرى زيبا از نجمه زارع خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته - بی گمان - برسد شکنجه بیشتر ...
Media Removed
شعرى زيبا از نجمه زارع خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته - بی گمان - برسد شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی برود از دلت جدا باشد به آن که دوست تَرَش داشته به آن برسد رها کنی ... شعرى زيبا از نجمه زارع
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته - بی گمان - برسد
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی برود از دلت جدا باشد
به آن که دوست تَرَش داشته به آن برسد
رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند نه! نفرین نمی کنم، نکند
به او - که عاشق او بوده ام - زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
Read more
 #بازنشر <span class="emoji emoji1f471"></span>🏻‍♀️ #دختر داران رو تگ کنید * * * <span class="emoji emoji1f471"></span>🏻‍♀️ برای دختران 🧒 #امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 <span class="emoji emoji1f4a0"></span> همیشه ...
Media Removed
#بازنشر 🏻‍♀️ #دختر داران رو تگ کنید * * * 🏻‍♀️ برای دختران 🧒 #امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 همیشه دوست داشتم دختری داشته باشم . احساسم میگوید ، دختر داشتن ، دشوار زندگی را ، لطیف تر میکند . روح متفاوتی در خانه با او موج خواهد زد. دختر بازیگر لطافت و شیطنت و شیرینی زندگیست. طنازی و خنده و عشوه هایش ... #بازنشر 👱🏻‍♀️ #دختر داران رو تگ کنید
*
*
*
👱🏻‍♀️ برای دختران 🧒

#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 💠 همیشه دوست داشتم دختری داشته باشم . احساسم میگوید ، دختر داشتن ، دشوار زندگی را ، لطیف تر میکند .
روح متفاوتی در خانه با او موج خواهد زد.
دختر بازیگر لطافت و شیطنت و شیرینی زندگیست.
طنازی و خنده و عشوه هایش ، سختی زندگی را نرم میکند .
اینها ایده آل حضور یک دختر در زندگیست.
اگر دختری داشتم ، او را خردمند پرورش میدادم .
ارزش های ذهنی اش را از آرایش و لوندی به خردمندی دگرگون میکردم.
در نگاهش روح لطیف زنانگی را میکاشتم تا بداند ارزش یک زن به مرد بودنش نیست .
ارزش یک بانو به اوج زنانگی و ظرافت و دلبری اش است .
دخترم را خردمند بار می آوردم.
برایش کتاب میخریدم جای لوازم آرایش .
میگذاشتم تا پوست لطیف دخترانه اش مثل پر پروانه ، لطیف و درخشان باشد.
به او میگفتم جذابیت تو در ظاهرت نیست.
در اندیشه ایست که به سر داری.
او را خردمند بار می آوردم.
برایش داستانی از زنانگی مادربزرگ ها میگفتم که بداند چگونه مثل خورشیدی درخشان ، به جمع فرزندان و نوه هایشان ، با زنانگی و هنرشان ، نور و گرما میتابیدند.
به دخترم میگفتم برابری تو با مرد ها یک توهم است . تو با هیچ مرد و زنی قابل مقایسه نیستی .
تو فقط با خودت میتوانی قیاس شوی .به او عزت نفس میبخشیدم که با تمام وجود عاشق مردی شود که با او به تکامل برسد .
هرگز هنگام عروسی اش او را با مهریه به زندگی منگنه نمیکردم.
به او می آموختم ، زندگی ساختنیست . زندگی هنری منحصر به فرد است که باید در صحنه زندگی مشترک ، نقشی ستودنی و هنرمندانه بازی کند.
به او می آموختم ، تو آمده ای که مردی را به اوج برسانی و از درخشش او پرنور شوی .
به او یادآوری میکردم که مردها بی عشق زنان ، عبوس و تُرش و خسته اند.
به دخترم میگفتم جایگاه بلند مادری و همسری ات را قدر بدان.
میگفتم وقتی وارد زندگی میشوی ، نه تو از همسرت سری و نه همسرت از تو سر است . شما در کنار هم قرار گرفته اید که هم سَر (همسر) باشید .
تو بلندی هایت را در برابرش نادیده بگیری و پشت در بگذاری و او کاستی هایت را نادیده بگیرد و دستت را بگیرد.
او بلندی هایش را پشت در بگذارد و وارد شود و تو کاستی هایش را نادیده بگیری و در آغوشش بکشی.
به دخترم می آموختم تو با یک مرد کامل میشوی او با تو به تعالی میرسد.
به دخترم میگفتم ، قلب عاشق تو کیمیای زندگی بی معناست.
لبخندتو معنا بخش زندگیست .
به او میگفتم برای بزرگ نشان دادن خودت در جستجوی چیزی بیرون از خویش نباش.
👇🏻ادامه در کامنت اول 🧒🏻
Read more
Loading...
. . . . بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهایی نمانده صبر و مرا بیش ازین شکیبایی بیا، که جان مرا بی‌تو ...
Media Removed
. . . . بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهایی نمانده صبر و مرا بیش ازین شکیبایی بیا، که جان مرا بی‌تو نیست برگ حیات بیا، که چشم مرا بی‌تو نیست بینایی بیا، که بی‌تو دلم راحتی نمی‌یابد بیا، که بی‌تو ندارد دو دیده بینایی اگر جهان همه زیر و زبر شود ز غمت تو را چه غم؟ که تو خو کرده‌ای به تنهایی حجاب روی ... .
.
.
.
بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهایی
نمانده صبر و مرا بیش ازین شکیبایی
بیا، که جان مرا بی‌تو نیست برگ حیات
بیا، که چشم مرا بی‌تو نیست بینایی
بیا، که بی‌تو دلم راحتی نمی‌یابد
بیا، که بی‌تو ندارد دو دیده بینایی
اگر جهان همه زیر و زبر شود ز غمت
تو را چه غم؟ که تو خو کرده‌ای به تنهایی
حجاب روی تو هم روی توست در همه حال
نهانی از همه عالم ز بسکه پیدایی
عروس حسن تو را هیچ درنمی‌یابد
به گاه جلوه، مگر دیدهٔ تماشایی
ز بس که بر سر کوی تو ناله‌ها کردم
بسوخت بر من مسکین دل تماشایی
ندیده روی تو، از عشق عالمی مرده
یکی نماند، اگر خود جمال بنمایی
ز چهره پرده برانداز، تا سر اندازی
روان فشاند بر روی تو ز شیدایی
به پرده در چه نشینی؟ چه باشد ار نفسی
به پرسش دل بیچاره‌ای برون آیی!
نظر کنی به دل خستهٔ شکسته دلی
مگر که رحمتت آید، برو ببخشایی
دل عراقی بیچاره آرزومند است
امید بسته که: تا کی نقاب بگشایی؟
.
.
.
.
#دیباچه #تابستان #عراقی
Read more
دارم گم میشم توی رویای تو خودم رو میخوام با تو پیدا کنم حضورت رو یه آن نشونم بده که این آن رو عمری رو ...
Media Removed
دارم گم میشم توی رویای تو خودم رو میخوام با تو پیدا کنم حضورت رو یه آن نشونم بده که این آن رو عمری رو تماشا کنم زمین گیرتم اوج پرواز من بیا آسمونو به دستم بده یه عمری به عشق تن ندادم ولی بیا با یه لبخند شکستم بده خود تو فقط از خودت بهتری تو هر لحظه از قبل زیبا تری تو تنها کسی هستی که با نگات من ... دارم گم میشم توی رویای تو
خودم رو میخوام با تو پیدا کنم

حضورت رو یه آن نشونم بده
که این آن رو عمری رو تماشا کنم

زمین گیرتم اوج پرواز من
بیا آسمونو به دستم بده

یه عمری به عشق تن ندادم ولی
بیا با یه لبخند شکستم بده

خود تو فقط از خودت بهتری
تو هر لحظه از قبل زیبا تری

تو تنها کسی هستی که با نگات
من خسته رو تا خودت می بری

تویی که یه دریا میری برام
مث حسرتی بی کرانم نکن

بگیر از من این زندگی رو ولی
دیگه با خودت امتحانم نکن

دیگه با خودت امتحانم نکن
بزار عمری نزدیک باشیم بهم

تو از حرمت این سکوتت بگی
من از دردایی که دارم بگم

خود تو فقط از خودت بهتری
تو هر لحظه از قبل زیبا تری

تو تنها کسی هستی که با ن
گات
من خسته رو تا خودت می بری

منو عمری ماه عسل می بری
@babakjahanbakhshoriginal
Read more
Loading...
. چِه کربلاست که از آن بوی گلاب می آید هنوز ناله ی طفل رباب می آید . آن کیست کَز روی کَرَم با ما وفاداری ...
Media Removed
. چِه کربلاست که از آن بوی گلاب می آید هنوز ناله ی طفل رباب می آید . آن کیست کَز روی کَرَم با ما وفاداری کند؟ بر جای بدکاری چو من ، یک دم نکوکاری کند اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی وان گَه به یک پیمانه می با من وفاداری کند دلبر که جان فرسود از او ، کام دلم نگشود از او نومید نتوان بود از او ، باشد ... .
چِه کربلاست که از آن بوی گلاب می آید
هنوز ناله ی طفل رباب می آید
.

آن کیست کَز روی کَرَم با ما وفاداری کند؟
بر جای بدکاری چو من ، یک دم نکوکاری کند
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وان گَه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
دلبر که جان فرسود از او ، کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او ، باشد که دلداری کند
گفتم گره نگشوده‌ام ، زان طُرِه تا من بوده‌ام
گفتا مَنَش فرموده‌ام ، تا با تو طَراری کند
چون من گدای بی‌نشان ، مشکل بود یاری چنان
سلطان کجا عیش نهان ؟ با رِندِ بازاری کند
زان طُرِه پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم، هر کس که عیاری کند
شد لشکر غم بی عدد ، از بخت می‌خواهم مدد
تا فخر دین عبدالصمد ، باشد که غمخواری کند
با چشم پرنیرنگ او " حافظ "مکن آهنگ او
کان طُره شبرنگ او بسیار طراری کند
"حافظ"
.
 اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسالَةِ
وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ  وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكَم
.
در سفری کوتاه و لذتبخش به نجف ، کربلا ، سامرا و کاظمین نائب الزیاره همه دوستان و عزیزان حَی و میت بودم.
انشاالله همه لذت ورود به حریم باصفای اهل بیت رو تجربه کنند
. "جان خواهم از خدا نه یکی،بلکه صد هزار
تا صد هزار بار بمیرم برای یار"

اللهم اجعل عاقبت اُمُورُنا خَیرا
.
یا اباعبدالله
ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مست
ما بی تو خسته ایم،تو بی ما چگونه ای؟؟
.
#کربلا
#علقمه
#اباعبدالله
#عباس
#باب_الحوائج
#زمستان_۹۶
#زیارت_اولی
#شهید
#شهید_خلیلی
#شهید_محمود_اسکندری
#شهید_حمید
Read more
سلام به دوستان عزیز رسیدن ماه محرم الحرام راتسلییت میگویم انشاءالله همیشه حسینی بمانیم آمد محرم ...
Media Removed
سلام به دوستان عزیز رسیدن ماه محرم الحرام راتسلییت میگویم انشاءالله همیشه حسینی بمانیم آمد محرم صاحب غم ها کجایی؟ ای داغدار اشک و ماتم ها کجایی؟ ای خسته از انبوه آدم ها کجایی؟ اصلا بگو آقا محرم ها کجایی؟ دلگیرم از این روزهای بی تو بودن این روزهای از فراق سلام به دوستان عزیز رسیدن ماه محرم الحرام راتسلییت میگویم انشاءالله همیشه حسینی بمانیم آمد محرم صاحب غم ها کجایی؟ ای داغدار اشک و ماتم ها کجایی؟ ای خسته از انبوه آدم ها کجایی؟ اصلا بگو آقا محرم ها کجایی؟ دلگیرم از این روزهای بی تو بودن این روزهای از فراق
. ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی ...
Media Removed
. ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را از ... .
ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نه‌ای گسسته از تو کجا گریزم
#مولانا
Read more
ای توبه‌ام شكسته از تو كجا گریزم ای در دلم نشسته از تو كجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو كجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو كجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو كجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسكلم نظر را از ... ای توبه‌ام شكسته از تو كجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو كجا گریزم
ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو كجا گریزم
ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو
وی روی تو خجسته از تو كجا گریزم
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو كجا گریزم
گر بندم این بصر را ور بسكلم نظر را
از دل نه‌ای گسسته از تو كجا گریزم
#مولانا
Read more
Loading...
کاش می دانستی چقدر دلم بهانه تورا میگیرد هرروز... کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده... کاش ...
Media Removed
کاش می دانستی چقدر دلم بهانه تورا میگیرد هرروز... کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده... کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته... کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدم هایت، گرمی نفسهایت، مهربانی صدایت تنگ شده... کاش می دانستی چقدر تنهام، چقدر خسته ام، وچقدر ... کاش می دانستی چقدر دلم بهانه تورا میگیرد هرروز...
کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده...
کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته...
کاش می دانستی چقدر دلم برای
ضرب آهنگ قدم هایت،
گرمی نفسهایت،
مهربانی صدایت تنگ شده...
کاش می دانستی
چقدر تنهام،
چقدر خسته ام،
وچقدر به حضور سبزت محتاجم مادر جان...
کاش در کنارم بودیو با هر طلوع نگاه مهربانت جانی دوباره به دل جاری می شد...
Read more
با تو گر باران ببارد باز عاشق می شوم عاشق دیوانه ای مانند سابق می شوم گفته بودم حرف رفتن را مزن ای جان ...
Media Removed
با تو گر باران ببارد باز عاشق می شوم عاشق دیوانه ای مانند سابق می شوم گفته بودم حرف رفتن را مزن ای جان من رفتی و دیدی که من آیینه ی دق می شوم می شود از چشم تو فهمید عاشق نیستی گر دروغی گفته ام این بار صادق می شوم خسته ام از زندگی آن قدر که می بینی ام بی تو من حتی فراری از حقایق می شوم یک نگه کردی و دیدی که دوباره ... با تو گر باران ببارد باز عاشق می شوم
عاشق دیوانه ای مانند سابق می شوم
گفته بودم حرف رفتن را مزن ای جان من
رفتی و دیدی که من آیینه ی دق می شوم
می شود از چشم تو فهمید عاشق نیستی
گر دروغی گفته ام این بار صادق می شوم
خسته ام از زندگی آن قدر که می بینی ام
بی تو من حتی فراری از حقایق می شوم
یک نگه کردی و دیدی که دوباره باز من
عاشقی با داغ دل مثل شقایق می شوم
بی تو من با این همه جنجال و این آشوبها
خسته از این روزگار و این خلایق می شوم
گرچه من با دلبری هابت مخالف بوده ام
بوسه ای دادی و دیدی من موافق می شوم
لحظه ی رفتن به تو گفتم مرو ای جان من
صبر کن اینجا منم دارای قایق می شوم.
Read more
«قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان مثل تیری که رها می شود از دست کمان خسته ...
Media Removed
«قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان مثل تیری که رها می شود از دست کمان خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود مست می آمد و رخساره برافروخته بود روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته بر تنش دست یدالله حمایل بسته بی خود ... «قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها می شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود
بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
مست می آمد و رخساره برافروخته بود
روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته
بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد
زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد
یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را
آمده باز هم از جا بکند خیبر را
آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جمله در پوست نگنجیدن را
بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید
زیرپایش همه کون و مکان می چرخید
بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه
گفت:لاحول ولاقوه الابالله
مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون
به تماشای جنونش همه دنیا مجنون
آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است
بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است
رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی
پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد
با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست
آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا می گیری
زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای
به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا*
گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید
با فغان پسرم وا پسرم می آید
باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی اینبارچرا دست به پهلو داری؟! کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟! مثل آیینهء در خاک مکدر شده ای
چشم من تار شده ؟یا تو مکرر شده ای؟! من تو را در همه کرب و بلا می بینم
هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم
ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی
کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم
باید انگار تو را بین عبا بگذارم
باید انگار تو را بین عبایم ببرم
تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم

#علی_اکبر_حسین
#اللهم_الجعل_عواقب_امورنا_خیرا
#این_شعر_عالیهههههههه
#حی_علی_العزا
Read more
Loading...
ناتمام . - زهرِمار این همه زِرزِر نکن ... اَه ... خسته شدم ( داشت مردی به خودش توی خیالش می گفت دختری زشت به یک تیرِ چراغِ خاموش از مزایای سیامَستی و حالش می گفت ) - روزنامه خبری تازه ندارد امروز اصلاً انگار همان باطلۀ دیروزی ست ( رادیو قصّۀ یک مرد و دو زن می گوید ) - آخر و عاقبتِ عشق فقط کون سوزی ... ناتمام
.
- زهرِمار این همه زِرزِر نکن ... اَه ... خسته شدم
( داشت مردی به خودش توی خیالش می گفت
دختری زشت به یک تیرِ چراغِ خاموش
از مزایای سیامَستی و حالش می گفت )
- روزنامه خبری تازه ندارد امروز
اصلاً انگار همان باطلۀ دیروزی ست
( رادیو قصّۀ یک مرد و دو زن می گوید )
- آخر و عاقبتِ عشق فقط کون سوزی ست
- بس کن اَه ... خسته شدم ... چرت نگو ... ساکت شو
( ولی انگار نه انگار، فقط زر می زد
ناگهان – مثلِ خودم - فلسفه اش گُل می کرد
به سراپای جهان – مثلِ خودم - تِر می زد )
- کشفِ گالیله فقط شاهدِ این حرفِ من است:
که به هر سو بروی باز به اوّل برسی
حاصلِ سعی و سماعِ تو فقط سرگیجه ست
رو به هر سو بکنی نیست ...کسی ... نیست ... کسی
نیست جز پرسشِ بی پاسخِ (( از کِی و کجا؟ ))
و همان قصّۀ بی مزّۀ (( از خاک به خاک ))
... تو چرا گریه نکردی سرِ خاکِ پدرت!؟
تو که دیگر همۀ زندگی ات رفته به فاک ...
( مَرد پا شُد، کُت و سیگارِ خودش را برداشت )
- دیگر از دست تو و زنگِ صدایت سیرم
- تو اگر دوست نداری برو بیرون ... گم شو
من اگر این همه زرزر نکنم می میرم
Read more
خسته ام ... خسته از نبودنت ... خسته از روز هایی که بی تو میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که ...
Media Removed
خسته ام ... خسته از نبودنت ... خسته از روز هایی که بی تو میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ... میگذرد... میگذرد و باز هم میگذرد ... خداحافظ دوستان شبتون سیدی و والیبابی لایک یادتون نره ها خسته ام ...
خسته از نبودنت ...
خسته از روز هایی که بی تو
میشود و شبهایی که باز هم بی تو
میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند
و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...
میگذرد... میگذرد و باز هم میگذرد ... خداحافظ دوستان شبتون سیدی و والیبابی 🌃
لایک یادتون نره ها
«شام آخر» شعر و صدای یغما گلرویی موسیقی: پیتر گابریل - آخرین وسوسه مسیح از البوم دکلمه ی شام آخر پیتزا به جای نون، پپسی جای شراب، بازم برام بریز! اين شام آخره عیسای ناصری، امشب خودِ منم، موهام کوتاه شدن، چشمم یکم تره تو مجدلیه‌ای، تو پالتوی سیاه، مثل یه صفحه از فیلم نامه‌ی بهشت هر شاعری ... «شام آخر»

شعر و صدای یغما گلرویی
موسیقی: پیتر گابریل - آخرین وسوسه مسیح
از البوم دکلمه ی شام آخر

پیتزا به جای نون، پپسی جای شراب،
بازم برام بریز! اين شام آخره
عیسای ناصری، امشب خودِ منم،
موهام کوتاه شدن، چشمم یکم تره

تو مجدلیه‌ای، تو پالتوی سیاه،
مثل یه صفحه از فیلم نامه‌ی بهشت
هر شاعری به تو برخورد و دلسپرد،
شب‌ها به جای شعر، انجیل می‌نوشت

اين شامِ آخره، فردا تنِ منو
رو تپه‌ی اوین، می‌بینی رو صلیب
راهِ بهشتم از چشم تو می‌گذره،
این دشتِ گندم و باغ بزرگِ سیب

اين صورتا کی‌ان، که دور میز شام،
سرگرمِ صحبتن، با اخم و زمزمه؟
تو حرفاشون دارن از مرگِ من می‌گن،
از فیلم اعتراف، حبس و محاکمه.

حواریون من، امشب همه منو
قبل از خروسخون انکار می‌کنن.
فردا یهودا رو واسه خیانتش
با شور و هلهله سردار می‌کنن.

حواریون من، تو فکرشون همه
سرگرمِ کشتنِ رؤیاهای منن.
حتا دیگه واسه، لو دادن تنم
بوسه نشونه نیست، بیسیم می‌زنن.

دستِ منو بگیر، اين شام آخره،
امکان معجزه یک بی‌نهایته.
اون‌قدر جرم من با من خودی شده
که سایه‌ی منم فکرِ خیانته.

کو تاجِ خارِ من؟ کو پیکر صلیب؟
پس تازیانه‌ها کی سوت می‌کشن؟
آماده‌ام! بگو گل‌میخای عذاب
کی غنچه می‌کنن رو دست و پای من؟

من خسته‌ام از این اورادِ بی‌هدف
من ذله‌ام از این ایمان بی‌امید،
از روزگاری که حتا خدا رو هم
باید تو ماشین ضدِ گلوله دید.

اين آخرین شب و غمگین‌ترین شبه،
چشمای ما مثِ لیوانمون پره.
معراج من هنوز، مثل گذشته‌ها
بوسیدن لبات توی آسانسوره.

دستِ منو بگیر! ختمِ ضیافته!
بیرون رستوران مرگم مقدره!
«زانو نمی‌زنم! سر خم نمی‌کنم!»
این فردا رو صلیب فریادِ آخره.
یغما گلرویی

از مجموعه ترانه ی «من رویایی دارم» / نگاه ۱۳۹۲

نسخه کامل این دکلمه را می توانید در کانال رسمی یغما گلرویی در تلگرام بشنوید:
https://telegram.me/yaghmagolrouee
Read more
Loading...
------ سال ها پیش بود که یه دیوار دور خودم کشیدم تا به دور از همه کس توی تنهایی خودم باشم. گهگاهی که از ...
Media Removed
------ سال ها پیش بود که یه دیوار دور خودم کشیدم تا به دور از همه کس توی تنهایی خودم باشم. گهگاهی که از خودم خسته میشدم از بالای دیوار می پریدم اونور و دنبال آدمهای مثل خودم میگشتم. میدونستم یه روز اونا هم از خودشون خسته میشن و از دیوارشون می پرن اونور. حس میکردم توی اون لحظه باید اونجا باشم تا بگم "هی ... ------
سال ها پیش بود که یه دیوار دور خودم کشیدم تا به دور از همه کس توی تنهایی خودم باشم. گهگاهی که از خودم خسته میشدم از بالای دیوار می پریدم اونور و دنبال آدمهای مثل خودم میگشتم. میدونستم یه روز اونا هم از خودشون خسته میشن و از دیوارشون می پرن اونور. حس میکردم توی اون لحظه باید اونجا باشم تا بگم "هی نگران نباش، میدونی؟ منم مثل تو شدم." تا با یه لبخند برگرده به تنهاییش. تا با یه لبخند برگردم به تنهاییم. یک بار اتفاق افتاد که، نه؛ یعنی چند باری شد که مدام به یک نفر سر میزدم. نمیدونم چرا حس میکردم تنهاییش خیلی به تنهایی من نزدیکه. این اتفاق اونقدر تکرار شد تا تصمیم گرفتیم یه پل بین دژهای تنهاییمون بکشیم. جالب بود که از اون به بعد دیگه از خودمون خسته نمیشدیم. یجورایی ناخواسته از تنهاییمون در اومده بودیم. بیداریمون با حرف ها و درد دل پر شده بود و خوابمون با فکر به هم. خلاصه خیلی رفیق شده بودیم تا حدی که رو خیلی چیزا پا گذاشتیم که رفاقت سر جاش بمونه. به خیالمون همون آدمی بودیم که تو زندگیمون کم داشتیم. سالها گذشت و گذشت تا به جایی رسید که دیگه خیلی راحت تنهاییمون رو پشت هرچیزی قايم میکردیم. سر و کله ی خیلی ها تو زندگی جفتمون پیدا شده بود که باعث میشد کمتر به هم فکر کنیم. حتی یادمه گاهی به یک ماه هم می رسید که از اون پل عبور نمی کردیم. گاهی خیلی سعی میکردم که اون رفاقت ناب رو برگردونم اما اون اصلا حواسش نبود. خب گاهی هم برعکسش اتفاق می افتاد. روز به روز زندگی رنگی، مارو از هم دورتر میکرد. گاهی وقتا دلم خیلی واسه اون رفاقت و حرف زدنامون تنگ میشه اما انگار هردومون میترسیم که اون روزارو برگردونیم. انگار هردومون چیزای جدیدی از زندگی میخوایم. انگار اون روزا چند برگ از دفتر زندگی ما بود که ورقش زدیم و به فصل جدید رسیدیم. راستش نمیدونم اون پل هنوز هم بین دژهای تنهاییمون هستش یا شکسته و خراب شده. اما احتمالا اونقدری فرسوده شده که جرأت نکنیم روش پا بذاریم.
میدونی رفیق؟ من هنوز هم دیوار تنهاییم رو دارم. من هنوز هم اون شبهای فکر به تو رو دارم. فقط قایمشون کردم. پشت هرچیزی که تونستم...
| #احمد_هاديان |
-----
#نوشته_های_بی_مخاطب #دلنوشته #عکس #عکس_نوشته #ضدنور #کویر
#blackandyellow #silouette #aksiine #pasandha #akkasan #akkas_bashy #Irpics #alone #man #dark #ax_matn #harfeaks #axdastan #ax_baran #ig_iran #iranpix #sky #instapersian #instalike #instagood #photooftheday #photography #ahmad_hadian
Read more
پس آنگاه زمین به سخن درآمد و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش و ...
Media Removed
پس آنگاه زمین به سخن درآمد و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش و زمین به سخن درآمده با او چنین می‌گفت: ــ به تو نان دادم من، و علف به گوسفندان و به گاوانِ تو، و برگ‌های نازکِ ترّه که قاتقِ نان کنی. انسان گفت: ــ چنین است. پس زمین گفت: ــ به هر گونه صدا من با تو به ... پس آنگاه زمین به سخن درآمد
و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش
و زمین به سخن درآمده با او چنین می‌گفت:

ــ به تو نان دادم من، و علف به گوسفندان و به گاوانِ تو، و برگ‌های نازکِ ترّه که قاتقِ نان کنی.
انسان گفت: ــ چنین است.
پس زمین گفت: ــ به هر گونه صدا من با تو به سخن درآمدم: با نسیم و باد، و با جوشیدنِ چشمه‌ها از سنگ، و با ریزشِ آبشاران؛ و با فروغلتیدنِ بهمنان از کوه آنگاه که سخت بی‌خبرت می‌یافتم، و به کوسِ تُندر و ترقه‌ی توفان.
انسان گفت: ــ می‌دانم می‌دانم، اما چگونه می‌توانستم رازِ پیامت را دریابم؟
پس زمین با او، با انسان، چنین گفت:
ــ نه خود این سهل بود، که پیام‌گزاران نیز اندک نبودند.
تو می‌دانستی که من‌ات به پرستندگی عاشقم… نیز نه به گونه‌ی عاشقی بختیار، که زرخریده‌وار کنیزککی برای تو بودم به رای خویش. که تو را چندان دوست می‌داشتم که چون دست بر من می‌گشودی تن و جانم به هزار نغمه‌ی خوش جوابگوی تو می‌شد. همچون نوعروسی در رختِ زفاف، که ناله‌های تن‌آزردگی‌اش به ترانه‌ی کشف و کامیاری بدل شود یا چنگی که هر زخمه را به زیر و بَمی دلپذیر دیگرگونه جوابی گوید. ــ آی، چه عروسی، که هر بار سربه‌مُهر با بسترِ تو درآمد! (چنین می‌گفت زمین.) در کدامین بادیه چاهی کردی که به آبی گوارا کامیابت نکردم؟ یا کجا به دستانِ خشونت‌باری که انتظارِ سوزانِ نوازشِ حاصلخیزش با من است تیغ گاوآهن در من نهادی که خرمنی پُربار پاداشت ندادم؟
انسان دیگرباره گفت: ــ رازِ پیامت را اما چگونه می‌توانستم دریابم؟
ــ می‌دانستی که من‌ات خاکسارانه دوست می‌دارم (و زمین به پاسخِ او چنین گفت). می‌دانستی. و تو را من پیغام کردم از پسِ پیغام به هزار آوا، که دل از آسمان بردار که وحی از خاک می‌رسد. پیغامت کردم از پسِ پیغام که مقامِ تو جایگاهِ بندگان نیست، که در این گستره شهریاری تو؛ و آنچه تو را به شهریاری برداشت نه عنایتِ آسمان که مهرِ زمین است. ــ آه که مرا در مرتبتِ خاکساریِ عاشقانه، بر گستره‌ی نامتناهی‌ کیهان خوش سلطنتی بود، که سرسبز و آباد از قدرت‌های جادویی‌ِ تو بودم از آن پیش‌تر که تو پادشاهِ جانِ من به خربندگی آسمان دست‌ها بر سینه و پیشانی به خاک بر نهی و مرا چنین به خواری درافکنی.
انسان، اندیشناک و خسته و شرمسار، از ژرفاهای درد ناله‌یی کرد. و زمین هم از آنگونه در سخن بود.
شاملو-پس انگاه زمین ۲:۵۵
Read more
#دیدی #قفس تنها نشستم با خودم بغضم گرفته من باز دلتنگت شدم بغضم گرفته تو فکر حال من نباش و زندگی کن گریم نمیگیره یکم بغضم گرفته من دیگه زیر چتر تو بارون راه نمیرم من تا سر این کوچه هم تنها نمیرم دورو برم نقاشی زندون کشیدم میخوام برعکس تو زندونی بمیرم ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره هیشکی نمیتونه ... #دیدی
#قفس
تنها نشستم با خودم بغضم گرفته
من باز دلتنگت شدم بغضم گرفته
تو فکر حال من نباش و زندگی کن
گریم نمیگیره یکم بغضم گرفته
من دیگه زیر چتر تو بارون راه نمیرم
من تا سر این کوچه هم تنها نمیرم
دورو برم نقاشی زندون کشیدم
میخوام برعکس تو زندونی بمیرم
ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره
هیشکی نمیتونه ازم سر در بیاره
هی نامنظم میتپه قلب مریضم
اونم یه جورایی دیگه طاقت نداره
پروانه میشم شمعم روشن کن عزیزم
چشماتو بازم قبله ی من کن عزیزم
برگرد خونه مثل اون روزه که رفتی
مثل همیشم شمع روشن کن عزیزم
دیدی هی میری نمیشه خسته میشی
دیدی ؟
میگی این دفعه آخره میگیره نمیشه
کنج میشینی پر بسته میشی
دیدی ؟
ترحم میکنن غصه نخور پسر
میریزی بهم مثه شیر تو قفس پر بسته میشی
دیدی ؟
اصن حرفاتو نمیفهمن لا نعره هات میری خفه میشی
دیدی؟
میری قدم بزنی حرف نشنوی
میگی کجا برم رفیقم این شهر من بد غریب کشن
دوستت میشه تا لب آب میبره و تشنه میکشه
ها..
یالاندی دنیای بی تو عشق
عشق؟
این روزا همش مال دیوونه هاست
سینه سوخته ها همش کنج میخونه هان
میخونه هارم بستن و نیست امیدی
از شهر دیوونه ها رفتنو بی تو گیریم ندیدی ؟
ندیدی سگ دو میزدم من درجا میزدم
نه به عشقت دنیا بد فنا میزدم
که تورو داشتمو زندگیمو
زندگیه منه خسته رو زندگی خورد..
هرچی میخوردیم سر نمیشد
میمرد و زنده میشد تا پول درآد
نشد در نیومد انگاری باس بیاد جون درآد
ما که چیزی نخواستیم لال نوکرات
فقط بزار دخل با خرج جور درآد
بزار جور دراد
ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره
هیشکی نمیتونه ازم سر در بیاره
هی نامنظم میتپه قلب مریضم
اونم یه جورایی دیگه طاقت نداره
پروانه میشم شمعم روشن کن عزیزم
چشماتو بازم قبله ی من کن عزیزم
برگرد خونه مثل اون روزه که رفتی
مثل همیشم شمع روشن کن عزیزم
@hamid__sefat
@zadobandco
#hamid__sefat #hamidsefat #حميد_صفت #حمیدصفتNew Song By Ali Lohrasbi Ft Hamid Sefat Ghafas
Read more
. <span class="emoji emoji2764"></span>️سی امین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...<span class="emoji emoji2764"></span>️ . <span class="emoji emoji2764"></span>️ @seyedmohamadmousavi <span class="emoji emoji2614"></span>️ <span class="emoji emoji1f49f"></span> @seyedmohamadmousavi ...
Media Removed
. ️سی امین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...️ . ️ @seyedmohamadmousavi @seyedmohamadmousavi @seyedmohamadmousavi ️ . #دلنوشته... ماه پیشونی من! :) امسالمم غرق تو گذشت... :) غرق تر شدن توی گرداب این احساس خوب قوی ترم کرد... تغییرم داد... تو قرار بود دست نیافتنی ترینی باشی ... .
❤️سی امین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...❤️
.
❤️ @seyedmohamadmousavi ☔️
💟 @seyedmohamadmousavi ☁️
💙 @seyedmohamadmousavi ❄️
.
💟 #دلنوشته...
ماه پیشونی من! :)
امسالمم غرق تو گذشت... :)
غرق تر شدن توی گرداب این احساس خوب قوی ترم کرد... تغییرم داد...
تو قرار بود دست نیافتنی ترینی باشی که فقط توی خواب و رویامه و دیدنش خلاصه میشه توی یه مشت عکس...
اما امسال چیزای دیگه ای رو بهم ثابت کرد... :)❤️
ماه پیشونی من! :)🌙
سال داره تموم میشه و من دوست داشتنتو مثه یه عتیقه ی چندهزارساله -آروم و مصمم- به سال بعد منتقل میکنم......💙
...زمان و فصل و گذر سال شیء عتیقه رو با ارزش تر میکنه... دوست داشتنت رو هم همینطور...! :)💕
.
❤️ @seyedmohamadmousavi ☔️
💙 @seyedmohamadmousavi ❄️
.
💕 #غزل...
ای در دلم نشسته! از تو کجا گریزم...؟
ای توبه ام شکسته! از تو کجا گریزم...؟ :)
.
ای نور هر دو دیده! بی تو چگونه بینم...؟
ای گردنم ببسته! از تو کجا گریزم...؟ :)
.
ای شش جهت ز نورت چون آینه ست شش رو!
ای روی تو خجسته! از تو کجا گریزم...؟ :)
.
دل بود از تو خسته، جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته... از تو کجا گریزم؟ :)
.
گر بندم این بصر را ، ور بسکلم نظر را
از دل نه ای گسسته... از تو کجا گریزم...؟ :)❤️
#مولانای_جان
.
❤️ @seyedmohamadmousavi ☔️
💙 @seyedmohamadmousavi ❄️
.
+ پی نوشت:
بهم بگو از کدوم کوچه یا خیابون رد بشم که اونجا باشی؟...🚶‍♂
از کی بپرسم که تو رو بهم نشون بده؟...👈
چه وقت کجا بیام که ببینمت؟...👣
.
+ پی تر نوشت:
بوی عید چیه؟
من فقط عطر تو رو حس میکنم... :)💓👔🌸
.
+ پی ترین نوشت:
دانى كه آرزوى تو
تنهاست در دلم...؟!❤️
#هوشنگ_ابتهاج
.
❤️ @seyedmohamadmousavi ☔️
💟 @seyedmohamadmousavi ☁️
💙 @seyedmohamadmousavi ❄️
.
❎هرگونه کپی #ممنوع است❎
#با_شعور باشید و کپی نکنید😏
❌کپی⬅️بلاک و ریپورت💣
✖️کپی پیگرد #الهی دارد☝️
.
❤️میشه تگش کنین؟🙏
نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم به خاطر این همه مهربونیاتون...😢
مرسی که امسالم کنارم بودین و تحملم کردین و با خوبیاتون باعث دلگرمی من شدین🙏🙏🙏🌹🌹🌹
بهترینین👌
مرسی ازتون💐
Read more
سوختم چه آتشی نگاه تو دارد آخر دلم دل تو را به دست آرد بی تو کویر خشک و خالی ام مرا ببین چه حالی ام باران ...
Media Removed
سوختم چه آتشی نگاه تو دارد آخر دلم دل تو را به دست آرد بی تو کویر خشک و خالی ام مرا ببین چه حالی ام باران تو اگر نبارد جانا دلم ربوده ای فریبانه به انتظار تو غریبانه نشسته ام ببینم آن دو چشم مست و دلبرانه جانا به غم نشانده ای دل مارا بیا و دریاب منه تنها را که خسته ام از این زمانه فریاد مرا تو برده ... سوختم چه آتشی نگاه تو دارد
آخر دلم دل تو را به دست آرد
بی تو کویر خشک و خالی ام مرا ببین چه حالی ام
باران تو اگر نبارد
جانا دلم ربوده ای فریبانه
به انتظار تو غریبانه
نشسته ام ببینم آن دو چشم مست و دلبرانه
جانا به غم نشانده ای دل مارا
بیا و دریاب منه تنها را
که خسته ام از این زمانه

فریاد مرا تو برده ای دگر از یاد
شکسته ام من هرچه باداباد
رها چو برگ خسته در باد
جانم تویی چو زلف تو پریشانم
خزان منم که غرق بارانم
بیا دگر نمیتوانم
جانا دلم ربوده ای فریبانه
به انتظار تو غریبانه
نشسته ام ببینم آن دو چشم مست و دلبرانه
جانا به غم نشانده ای دل مارا
بیا و دریاب منه تنها را
که خسته ام از این زمانه
جانا دلم ربوده ای فریبانه
به انتظار تو غریبانه
نشسته ام ببینم آن دو چشم مست و دلبرانه
جانا به غم نشانده ای دل مارا
بیا و دریاب منه تنها را
که خسته ام از این زمانه
Read more
. در تکلم کورباش کلمات چشم‌های خسته‌ی مرا از من گرفته‌اند اما من اشاره به اشاره از حیرت بی‌باور ...
Media Removed
. در تکلم کورباش کلمات چشم‌های خسته‌ی مرا از من گرفته‌اند اما من اشاره به اشاره از حیرت بی‌باور شب به تشخیص روشن روز خواهم رسید #پس‌زنده‌باد‌امید . #سید_علی_صالحی . پ‌ن: اول و آخر زندگی همینه ، هرکسی به نحوی درگیره ... بالا و پایین داره ... تو نمیتونی از خدا بخواهی که زندگیت یه مسیر ... .
در تکلم کورباش کلمات
چشم‌های خسته‌ی مرا از من گرفته‌اند
اما من
اشاره به اشاره
از حیرت بی‌باور شب
به تشخیص روشن روز خواهم رسید
#پس‌زنده‌باد‌امید .
#سید_علی_صالحی
.
پ‌ن:
اول و آخر زندگی همینه ، هرکسی به نحوی درگیره ...
بالا و پایین داره ...
تو نمیتونی از خدا بخواهی که زندگیت یه مسیر صاف باشه و تو هم خوشحال...
که حتی اگر مسیر صاف هم باشه باز تو باید مثل یه دونده بدویی واسه اینکه قهرمان زندگیت باشی ...
می‌گم حالا که زندگی همینه و روزای سخت رجز میخونن ، موفق کسی هست که خوشی های کوچک پیدا کنه تا برنده باشه ...
اصلا همین امید داشتن ، همین تلاش کردن ، همین خندیدن ، همین بودن دوستان ناب ، همین خندیدن اطرافیانت ، همین تشکر های بزرگ و‌کوچیک برای محبتات میشه خوشی های کوچیک ...
تلاش کن تا روی این روزای سخت را زمین بسپاری به زمین ...
.
#خدایا‌شکرت 😍
Read more
Mohsen Ghanbari: تو من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی دل و ...
Media Removed
Mohsen Ghanbari: تو من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست تا ندانند حریفان که تو منظور منی دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی تو همایی و من خسته بیچاره گدای پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی بنده ... Mohsen Ghanbari:
تو

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی

بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منی

مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی

مست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهول
مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی

تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی

من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی

خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی

حضرت سعدی
Read more
 #irani #norooz #shadi #tafrih #🤠 <span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji26a1"></span>️ #<span class="emoji emoji1f308"></span><span class="emoji emoji1f308"></span><span class="emoji emoji1f308"></span><span class="emoji emoji1f308"></span><span class="emoji emoji1f308"></span><span class="emoji emoji1f308"></span><span class="emoji emoji1f308"></span><span class="emoji emoji1f308"></span> #farvardin دوستان عزيزم پيشاپيش سال نو را خدمت شما ...
Media Removed
#irani #norooz #shadi #tafrih #🤠 ️ # #farvardin دوستان عزيزم پيشاپيش سال نو را خدمت شما عزيزان وخانواده ى محترمتان تبريك عرض ميكنم اميدوارم سالي پر ازبركت و سلامتى و شادكامي باشه،گرچه نيمه ى دوم سال زياد به كاممان خوش نيامد با اين حال روزهاى خوبي براتون آرزو مندم.در ضمن بعضى از بظاهر ... #irani #norooz #shadi #tafrih #🤠 😍⚡️ #🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈 #farvardin دوستان عزيزم پيشاپيش سال نو را خدمت شما عزيزان وخانواده ى محترمتان تبريك عرض ميكنم اميدوارم سالي پر ازبركت و سلامتى و شادكامي باشه،گرچه نيمه ى دوم سال زياد به كاممان خوش نيامد با اين حال روزهاى خوبي براتون آرزو مندم.در ضمن بعضى از بظاهر دوستان امسال سال سگ هست،حداقل وفادارى و محبت را ازسگ بياموزيم،😛❤️❤️❤️❤️😘😘😘🌸💐🌷🌹🌺🎄💫⭐️🌟🌈⚡️🌟🌈 خدايا:
ای قبله من خاک در خانه تو بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو در دام توام بی زحمت دانه تو
من خسته و بیمارم درمان منی شور شعر و آوازی در جان منی
ای تو هوای هر نفس عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس پناه من تویی و بس
تا در دل تو زنده ام از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوش است در تو فنا گشتن خوش است
ای قبله من خاک در خانه تو بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو در دام توام بی زحمت دانه تو
تویی تویی بهانه ام شاعر هر ترانه ام
شعله شوریدگیم تویی تویی زبانه ام
تو زخمه سازمنی منی صدای آواز منی
رمز من و راز منی نقطه آغاز منی
بر جان من آتش بزن ای عشق من ای عشق من
باید تو باشی آتشم تا تن در این آتش کشم
من تو شوم تو قصه ها تا من بسوزانم مرا
بی مرگی از تو مردن است این معنی عشق من است
ای قبله من خاک در خانه تو ......
Read more
. با تواَم عشق قسم خورده ي پنهاني ِمن با تواَم بي خبر از حال و پريشاني ِ من با تواَم لعنتيِ خالي از ...
Media Removed
. با تواَم عشق قسم خورده ي پنهاني ِمن با تواَم بي خبر از حال و پريشاني ِ من با تواَم لعنتيِ خالي از احساس بفهم بي قرارت شده ام شاعره ي خاص بفهم لعنتي خسته ام از دوري و بي تاب شدن پاي دلگيرترين خاطره ها آب شدن لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن باورم كن كه به چشمان ... .
با تواَم عشق قسم خورده ي پنهاني ِمن
با تواَم بي خبر از حال و پريشاني ِ من

با تواَم لعنتيِ خالي از احساس بفهم
بي قرارت شده ام شاعره ي خاص بفهم

لعنتي خسته ام از دوري و بي تاب شدن
پاي دلگيرترين خاطره ها آب شدن

لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن
بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن

باورم كن كه به چشمان تو معتاد منم
پادشاهي كه به جنگ آمد و افتاد منم

قافيه باختم و شعر سرودم يعني
به هر آن كس كه تو را ديد، حسودم يعني...
نفسم بندِ تو و درد مرا مي خواند
بعدِ تو حسرت دنیا به دلم مي ماند...
#پویا_جمشیدی
@_.fatemeh_.kh 📸
Read more
<span class="emoji emoji1f463"></span> هم بی‌قرارِ نرفتن خويش وُ  هم بی‌تو نماندن از اين پایِ بسته، خسته‌ام! <span class="emoji emoji1f463"></span> دارم کلافه از کنارِ اين ...
Media Removed
هم بی‌قرارِ نرفتن خويش وُ  هم بی‌تو نماندن از اين پایِ بسته، خسته‌ام! دارم کلافه از کنارِ اين همه آدمی  گذشته‌ی سنگين هزار مگویِ گريه را می‌گذرم. می‌خواهم چيزی بگويم  آشنايی نيست.  می‌خواهم آوازی بخوانم  خلوتِ دلبخواهی نيست. #سیدعلی_صالحی #نجات‌دهنده 👣
هم بی‌قرارِ نرفتن خويش وُ 
هم بی‌تو نماندن از اين پایِ بسته، خسته‌ام!
👣
دارم کلافه از کنارِ اين همه آدمی 
گذشته‌ی سنگين هزار مگویِ گريه را می‌گذرم.
👣
می‌خواهم چيزی بگويم 
آشنايی نيست. 
می‌خواهم آوازی بخوانم 
خلوتِ دلبخواهی نيست.

#سیدعلی_صالحی
#نجات‌دهنده
ساده می گویم : خـدایــا دوسـتـت دارم ... به تو من خیره می گردم ؛ به این جنگل ... به این برکه ... به خط ...
Media Removed
ساده می گویم : خـدایــا دوسـتـت دارم ... به تو من خیره می گردم ؛ به این جنگل ... به این برکه ... به خط نور ... به این دریا ... به رقص آب ... به این افسون بی همتا ... چه باید گفت؟ کمک کن واژه ها را بر زبان آرم ؛ بگویم لحظه ای از تو ... از این زیبائی روشن ، از این مهتاب ... بریزم با نسیم و گم شوم در شب ؛ بخندم ... ساده می گویم : خـدایــا دوسـتـت دارم ... به تو من خیره می گردم ؛

به این جنگل ... به این برکه ... به خط نور ... به این دریا ... به رقص آب ... به این افسون بی همتا ... چه باید گفت؟

کمک کن واژه ها را بر زبان آرم ؛

بگویم لحظه ای از تو ... از این زیبائی روشن ،

از این مهتاب ... بریزم با نسیم و گم شوم در شب ؛

بخندم با تو لختی در کنار آب ... زبانم گنگ و ذهنم کور ،

تنم خسته ، دلم رنجور ... تمام واژه ها قامت خمیده ،

ناتوان ... بی نور .... پر از پیچیده گیست این ذهن ناهموار ؛

سکوت واژه ها درهم تنیده ،

مثل یک آوار ... من از پیچیده گی ها سخت بیزارم ؛

تو با من ساده می گویی و من هم ساده می گویم : " خـدایــا دوسـتـت دارم "
شاعر : حدیث سامی
Read more
#ebi #ابی_حامدی #dostdare_ebi #ebi_musicvideo #ebi_lover_forever #ebi_concert #penman.ebi من و تو مسافر شب رو به سوی شهر خورشید خسته از این رهسپاری زیر سایه های تردید سبزیه مزرعه مونو دست خشک باد سپردیم توی شهر بی ترحم از غم بی کسی مردیم هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم بر ... #ebi #ابی_حامدی #dostdare_ebi #ebi_musicvideo #ebi_lover_forever #ebi_concert #penman.ebi

من و تو مسافر شب رو به سوی شهر خورشید

خسته از این رهسپاری زیر سایه های تردید

سبزیه مزرعه مونو دست خشک باد سپردیم

توی شهر بی ترحم از غم بی کسی مردیم

هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم

بر می گشتم اگه اینجا خودمو جا نمی ذاشتم

واسه بیگانگی ما هیچ نگاهی آشنا نیست

آدما رنگ و وارنگن اما هیچ کی شکل ما نیست

گر چه تو باغ بلوریم اما جنس شیشه نیستیم

با تنای کاغذیمون توی دست آب شکستیم

هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم

بر می گشتم اگه اینجا خودمو جا نمی ذاشتم.. چیه سوغات من و تو وقت برگشتن از اینجا

بشکنیم سد شبو تا برسیم به صبح فردا

می تونیم با هم بخونیم دوباره شعر رهایی

پر فریاد شه گلومون جای بغض و بی صدایی

هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم

بر می گشتم اگه اینجا خودمو جا نمی ذاشتم.. من و تو مسافر شب رو به سوی شهر خورشید – ابی
Read more
درست است که من  هميشه از نگاه نادرست و طعنه‌ی تاريک ترسيده‌ام  درست است که زيرِ بوته‌ی باد سر بر خشتِ ...
Media Removed
درست است که من  هميشه از نگاه نادرست و طعنه‌ی تاريک ترسيده‌ام  درست است که زيرِ بوته‌ی باد سر بر خشتِ خالی نهاده‌ام  درست است که طاقتِ تشنگی در من نيست  اما با اين همه گمان مَبَر که در بُرودتِ اين بادها خواهم بُريد!  از جنوب که آمدم  لهجه‌ام شبيه سوال و ستاره بود  من شمال و جنوبِ جهان را نمی‌دانستم  هر ... درست است که من 
هميشه از نگاه نادرست و طعنه‌ی تاريک ترسيده‌ام 
درست است که زيرِ بوته‌ی باد سر بر خشتِ خالی نهاده‌ام 
درست است که طاقتِ تشنگی در من نيست 
اما با اين همه گمان مَبَر که در بُرودتِ اين بادها خواهم بُريد! 
از جنوب که آمدم 
لهجه‌ام شبيه سوال و ستاره بود 
من شمال و جنوبِ جهان را نمی‌دانستم 
هر کو پياله‌ی آبی می‌دادم 
گمانِ ساده می‌بُردم که از اوليای باران است 
سرآغاز تمام پهنه‌ها 
فقط ميدان توپخانه و کوچه‌های سرچشمه بود 
اصلا می‌ترسيدم از کسی بپرسم که اين همه پنجره برای چيست؟ 
يا اين همه آدمی چرا به سلام آدمی پاسخ نمی‌دهند ...!؟ از جنوب که آمدم 
حادثه هم بوی نماز و نوزادِ سه روزه می‌داد 
و آسانترين اسامی آدميان 
واژگانی شبيه باران و بوسه بود، 
زير آن همه باران بی‌واهمه 
هيچ کبوتری خيس و خسته به خانه باز نمی‌آمد 
روسپيان ... خواهران پشيمان آب و آينه بودند 
اما با اين همه کسی از منِ خيس، از من خسته نپرسيد 
که از نگاه نادرست و طعنه‌ی تاريک می‌ترسم يا نه؟ 
که از هجوم نابهنگام لکنت و گريه می‌ترسم يا نه؟ 
که اصلا هی ساده تو اهل کجايی؟ 
اهل کجايی که خيره به آسمان حتی پيش پای خودت را نمی‌پايی!
باز می‌رفتم 
می‌رفتم ميدان توپخانه را دور می‌زدم 
و باز می‌آمدم همانجا که زنی فال حافظ و عشوه‌ی ارزان می‌فروخت 
دل و دست بيدی در باد، دل و دستِ بيدی کنار فواره‌ها می‌لرزيد. 
و من خودم بودم 
شناسنامه‌ای کهنه و پيراهنی پُر از بوی پونه و پروانه‌های بنفش! 
حالا هنوز گاه به گاه سراغ گنجه که می‌روم 
می‌دانم تمام آن پروانه‌ها مُرده‌اند 
حالا پيراهنِ چرک آن سالها را به در می‌آورم 
می‌گذارم روبروی سهمی از سکوت آن سالها و می‌گريم می‌گريم! 
چندان بلند بلند که باران بيايد 
و بدانم که همسايه‌ام باز مهمان و موسيقی دارد. 
حالا ديگر از ندانستن شمال و جنوب جهان بغضم نمی‌گيرد 
حالا ديگر از هر نگاه نادرست و طعنه‌ی تاريک نمی‌ترسم 
حالا ديگر از هجوم نابهنگام لکنت و گريه نمی‌ترسم 
حالا ديگر برای واژگان خفته در خميازه‌ی کتاب 
غصه‌ی بسيار نمی‌خورم 
حالا به هر زنجيری که می‌نگرم بوی نسيم و ستاره می‌آيد 
حالا به هر قفلی که می‌نگرم کلامِ کليد و اشاره می‌بارد 
شاعر که می‌شوی، خيالِ تو يعنی حکومتِ دوست! 
باور کنيد منِ ساده، ساده به اين ستاره رسيده‌ام 
من از شکستن طلسم و تمرين ترانه 
به سادگی‌های حيرتِ دوباره رسيده‌ام 
درست است! 
من هم دعاتان می‌کنم تا ديگر از هر نگاه نادرست نترسيد 
از هر طعنه‌ی تاريک نترسيد 
از پسين و پرده‌خوانیِ غروب 
يا از هجوم نابهنگام لکنت و گريه نترسيد 
دوستتان دارم 
سادگانِ صبور
Read more
... دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره نگو که باور نداری عاشقم عاشقه خسته نگو که تنهام میذاری با یه دنیای غمو غصه دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره میشنوی صدایه قلبم واسه تو میزنه هر بار میشنوی هر نفسم رو واسه تو زنده ... ...
دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره
روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره
نگو که باور نداری عاشقم عاشقه خسته
نگو که تنهام میذاری با یه دنیای غمو غصه

دلم از دنیا گرفته شب من مهتاب نداره
روز من بی تو عزیزم حتی خورشیدم نداره
میشنوی صدایه قلبم واسه تو میزنه هر بار
میشنوی هر نفسم رو واسه تو زنده ام انگار
همه ی زندگیه من با تو شد خلاصه ای یار
نگو که باور نداری بی تو من میمیرم ای یار
#habib #حبیب @HABIB_MUSIC

JOINED THE ETERNITY
Read more
. @seyedmohamadmousavi . بی‌تفاوت شدم به زندگی‌ام😙😙<span class="emoji emoji1f61e"></span> مثل یک «تیر ِ بی‌هدف» بودن دارم از انتظار ...
Media Removed
. @seyedmohamadmousavi . بی‌تفاوت شدم به زندگی‌ام😙😙 مثل یک «تیر ِ بی‌هدف» بودن دارم از انتظار می‌میرم همه‌ی عمر توی صف بودن . غار غار کلاغ‌ها بودم زیر یک ژاکت زمستانی طعم تلخ «خدا نگهدار» و بوسه‌ای سرد روی پیشانی . نه به خود فکر می‌کنم نه به او کـارد تا اسـتخوان مـن رفته ظرف ... .
@seyedmohamadmousavi
.
بی‌تفاوت شدم به زندگی‌ام😙😙😞
مثل یک «تیر ِ بی‌هدف» بودن
دارم از انتظار می‌میرم😭
همه‌ی عمر توی صف بودن😱
.
غار غار کلاغ‌ها بودم
زیر یک ژاکت زمستانی
طعم تلخ «خدا نگهدار» و
بوسه‌ای سرد روی پیشانی😖
.
نه به خود فکر می‌کنم نه به او
کـارد تا اسـتخوان مـن رفته🔪
ظرف شامی که بی تو لب نزدم
ظرف شامی که بی تو یک هفته...❗💘😥
.
هستی‌ام زیر کفش‌های کسی
هی لگد می‌شد و لگد می‌شد
به خودم هم دروغ می‌گفتم
حالم از هر چه بود بد می‌شد😭😭😭
.
گم شدم مثل تکه‌ای از برف
لـبه‌ی پشت بام مـتروکی
آخـرش اتـفاق... افـتـادم
[مرگ یک زن به طرز مشکوکی...]🔫👸 ■

دارم انگار می‌روم حتی
از خیالات خویش هم کم کم
نگرانـم نکن عزیز دلـم
#من_خودم_را_به_زور_میفهمم...😭😭
.
گـیج چرخیـدم و فـرو دادم
دود یک شهر ِ خسته‌ی خفه را
آخـرش انتخاب می‌کردم
خواب راحت به جای فلسفه را
.
خواب دیدن چه چیز غمگینی‌ست
خواستن با تمام شوق و عطش
بودن ِ با کسی بدون خودت😭
بودن ِ با کسی بدون خودش😭😖😩😫 ■
عاشقانه به فووت‌های کسی
پشت گوشی جواب می‌دادم
تا سحر گریه‌های زیر پتو
به شبم قرص خواب می‌دادم💊😥😪
.
جبر می‌گفت که فرو بروم:
چکمه‌ای نا امید در گل باش!
برف یکریز و سرد می‌بارید
مادرم گریه کرد: عاقل باش!😭
.
بادبادک فروش غمگینم!
هستی‌ام را به باد دادم... باد...
کاری از عشق بر نمی‌اید
مرگ ما را نجات خواهد داد
.
.
💑مخاطب: #آقای_سکوتم
همه چی ،طوری پیش میره ک گند زده بشه به همههههه چی..😱😱😱😱😫😭😭
همههه چی😭
❎کپی ممنووووووووووع❎
حتی با تگ⛔
Read more
. . . چه شب بدی است امشب، که ستاره سو ندارد گل کاغذی است شب بو، که بهار و بو ندارد چه شده است ماه ما ...
Media Removed
. . . چه شب بدی است امشب، که ستاره سو ندارد گل کاغذی است شب بو، که بهار و بو ندارد چه شده است ماه ما را، که خلاف آن شب، امشب ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد؟ به هوای مهربانی، ز تو کرده روی و هرگز به عتاب و مهربانی، دلم از تو خبر ندارد ز کرشمه ی زلالت، ره منزلی نشان ده به کسی که بی تو راهی، سوی ... .
.
.
چه شب بدی است امشب، که ستاره سو ندارد

گل کاغذی است شب بو، که بهار و بو ندارد

چه شده است ماه ما را، که خلاف آن شب، امشب

ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد؟

به هوای مهربانی، ز تو کرده روی و هرگز

به عتاب و مهربانی، دلم از تو خبر ندارد

ز کرشمه ی زلالت، ره منزلی نشان ده

به کسی که بی تو راهی، سوی هیچ سو ندارد

دل من اگر تو جامش، ندهی ز مهر، چاره

به جز آن که سنگ کوبد، به سر سبو ندارد

به کسی که با تو هر شب، همه شوق گفت و گو بود

چه رسیده است کامشب، سر گفت و گو ندارد

چه نوازد و چه سازد، به جز از نوای گریه

نی خسته یی که جز بغض تو در گلو ندارد

ره زندگی نشان ده، به کسی که مرده در من

که حیات بی تو راهی، به حریم او ندارد

ز تمام بودنی ها، تو همین از آن من باش

که به غیر با تو بودن، دلم آرزو ندارد.
.
.
.
#دیباچه #تابستان #حسین_منزوی
Read more
... سلام طاعات و عباداتتون مقبول درگاه حق 👥بازم ممنونم از همه دوستان بابت محبتا و تبریکایه صمیمانه و پیامای مملو از انرژی مثبتتون واسه تولد. . اینم یه طلوع خوشگل خلیج فارسی؛ تقدیم به خود شما که عشقی بمولا پ.ن: ببخشید دستم لرزیده . پس از اون غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به ... ...
💌سلام
🙏طاعات و عباداتتون مقبول درگاه حق
👥بازم ممنونم از همه دوستان بابت محبتا و تبریکایه صمیمانه و پیامای مملو از انرژی مثبتتون واسه تولد.
.
🌅اینم یه طلوع خوشگل خلیج فارسی؛ تقدیم به خود شما که عشقی بمولا
📝پ.ن: ببخشید دستم لرزیده
.
پس از اون غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش
شب و از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من اسمت و ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام خط بکش رو باور من
زیر سایبون دستام خواب سبز رازقی باش
عاشق همیشگی باش خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش من پراز حرف سکوتم
خالی ام رو به سقوطم بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم  نمی خوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم  تو نذار آخر قصه
حرفم و نگفته باشم
Read more
‌ ‌من و تنهایی و آن مُرده درخت که ز تنهایی خود خورد تبر گوشه ای پرت از آن شهر شلوغ در همان کوچه سرد خانه ...
Media Removed
‌ ‌من و تنهایی و آن مُرده درخت که ز تنهایی خود خورد تبر گوشه ای پرت از آن شهر شلوغ در همان کوچه سرد خانه ای بی رونق تکه فرشی کهنه گوشه ای افتاده همه دنیای من این کهنه گِلیم همه میراث من این خانه سرد همه افکار من این گوشه پرت‌ ‌ ‌یک چراغ نفتی‌ بر سر چوب همان مُرده درخت که ز تنهایی خود خورد تبر، ...
‌من و تنهایی و آن مُرده درخت
که ز تنهایی خود خورد تبر
گوشه ای پرت از آن شهر شلوغ
در همان کوچه سرد
خانه ای بی رونق
تکه فرشی کهنه
گوشه ای افتاده
همه دنیای من این کهنه گِلیم
همه میراث من این خانه سرد
همه افکار من این گوشه پرت‌

‌یک چراغ نفتی‌
بر سر چوب همان مُرده درخت
که ز تنهایی خود خورد تبر، آویزان
و نسیمی که چراغم با خود برد
و منم دست به زانو تنها
که ز تنهایی خود خسته شدم
نقشی از چشم تو بر خاک کشم
تا که یادت کنم و شاد شوم
که تو هم خیره به تنهایی من
زلف خود شانه مستانه کنی شاد شوی‌

‌ما همه غرق در این مستی خویش
چشم بر زخم تنی می پوشیم
نه به دستی که نمی آویزد
نه به پایی که قدم بر دارد
نه هوایی که نفس تازه کند
نه نسیمی که گُلی شاد کند‌‌
‌‌
‌همه در فکر تن خویش به خواب‌
همه در سومعه ای مست و خراب
همه چون آدمکی بی مقدار
سر یک مزرعه بر چوب بخواب
نه توانیم که فریاد زنیم
نه توانیم که خود از خاک کنیم
ای نسیم سحری ای همدم
تو مرا نغمه آزادی ده
تو مرا شوق به فردایی ده
که زمان می گذرد برجسمم‌

‌ولی افسوس دگر نایی نیست
همه روحم دگرش آهی نیست
تن من یخ زده همچون رودی
شَرَرِ گرم تو را می جوید
که ز فردا خوروشی سازد‌‌
‌‌
‌‌پس بیا تا که زمین سبز شود
بلبل از شوق تو پرواز کند
و گلی خشک شده در طوفان
به هوای نَفَسَت غنچه خود باز کند.
___________________________
#شعر #شعر_نو #شعر_سپید‌
‌ #من #تنهایی #مرده‌ #درخت‌‌
‌ #اسماعیل_براتی
#فوتو_بای_می
Read more
#به_نام_تو از #شاهین_نجفی هم اکنون پخش شد. «به نام تو» به نام خدای خوب گورخواب‌ها خدای مشت بر چشم اعتصاب‌ها خدای پاک پول و زور و گور ارزان  خدای نفت و سفره‌های خالی از نان خدای جیغ  پوست سوخته از اسید  به ریش پدر که از ریشه شد سفید به کار و کاسبی و  حق بی حقوق‌ها داغ تازه راز باغِ دارهای سرو ... #به_نام_تو
از #شاهین_نجفی
هم اکنون پخش شد.
«به نام تو»
به نام خدای خوب گورخواب‌ها
خدای مشت بر چشم اعتصاب‌ها
خدای پاک پول و زور و گور ارزان 
خدای نفت و سفره‌های خالی از نان
خدای جیغ  پوست سوخته از اسید 
به ریش پدر که از ریشه شد سفید
به کار و کاسبی و  حق بی حقوق‌ها
داغ تازه راز باغِ دارهای سرو ناب و انتخاب و تاخت باز قامت دروغ‌ها

به زلزله که آیه آیه عمق لطف اوست و
جهنمی که ناشی از عشق و مهر دوست و
باد و خاک و خوابِ چشمِ شورِ اهواز 
مسافرت به شرط «تاسقوط پرواز»

به خرج جنگ و ننگ وجیب مردم از
نفس های بی‌نصیب مردم پس
سپرده‌های قرض و غرق اختلاس‌ها
به جرم تو که نعره داره این تقاص‌ها
قدم به سال نو که  حوّل حالنا
بجاهک اشفی اعدائنا
که کارگر  رگ زد 
باغ 
مُرد 
صدای تو  توی روزنامه داغ خورد
صدا سرکشیده شد در شیرهای باز نفت
صدا  که بریده شد، کسی باز رفت
کجا؟ 
روی مرزهای هرز  زن زیر  زور؟
زایمان آسمان در قعر گور؟
کجا، در خرابه‌های خشک هور؟
روی قبرهای مردم صبور؟
کجا نطفه‌های خشمِ سطلِ زباله‌ها 
و چاله‌های خون و اشکِ بیست ساله‌ها

ذِلالت اِضاله‌ها 
دلالت به ناله‌ها
و‌ رد خون  هم‌محلیان بر قباله‌ها
خیابان خمیده خسته از حمق نوچه‌ها
خدا به گل نشسته در عمق کوچه‌ها
سرنگ‌ها
 اوردوزها 
مثقالها
و قال الانسان ُ ما لَها

یا  مُحول الحال و الاِضْمِحلال
یا  لال و  یا حافظُ الرَجالُ المال
یا مُدبِرَالمَحال یا خالقُ الاضرار
Read more
سیگارو از پاکت در آوردم و گذاشتم رو لبم ، هنوز فندک رو روشن نکرده بودم ؛ گفت : - نکش این رو، این شهر به قدر ...
Media Removed
سیگارو از پاکت در آوردم و گذاشتم رو لبم ، هنوز فندک رو روشن نکرده بودم ؛ گفت : - نکش این رو، این شهر به قدر کافی آلوده هست؛ تند حرف می زد و مضطرب - میدونی ؟به نظر من جای خالی آدم ها خیلی زود پر میشه ، حالا نه الزاما با یه آدم بهتر ،یه وقتی با کار با درس با یه دوست حتی، پس خیلی هم جای نگرانی نیست، قبول داری؟ نگاهش ... سیگارو از پاکت در آوردم و گذاشتم رو لبم ، هنوز فندک رو روشن نکرده بودم ؛ گفت : - نکش این رو، این شهر به قدر کافی آلوده هست؛
تند حرف می زد و مضطرب
- میدونی ؟به نظر من جای خالی آدم ها خیلی زود پر میشه ، حالا نه الزاما با یه آدم بهتر ،یه وقتی با کار با درس با یه دوست حتی، پس خیلی هم جای نگرانی نیست، قبول داری؟
نگاهش کردم،لبخندی زدم
+ اینکه اینقدر راحت به ماجرا نگاه میکنی بد نیست ،اما من فکر میکنم اونچه پر میشه جای خالی آدم ها نیست ، جای خالی امیدهایی هست که ما به اونها بسته بودیم وگرنه هیچ کار و درس یا حتی دوستی جای اونی که باید باشه و دیگه نیست پر نمیکنه
روی صندلی جابجا شد و همونطور که با فنجون روی میز بازی می کرد
- یه کم رمانتیک نگاه میکنی به موضوع؛ سختش میکنی، وقتی خسته از دو شیفت کار برگردی خونه ، وقتی کل روزت رو با یه دوست صمیمی مثلا تو دربند و فرحزاد بگذرونی، وقتی ذهنت رو با کتاب هاو کلاس های رنگارنگ که با علاقه انتخاب کردی پر کنی ، دیگه جایی برای داستان های رمانتیک زندگی باقی نمی مونه سیگاری که خاموش تو دستم مونده بود برگردوندم تو پاکت + درست میگی ، حرف های من شبیه داستان های رمانتیکه، راستش با همه ی حرفت هم مخالف نیستم ،حتی با خوش بینی لجوجانت، میدونی؟ حرف من اصلا رفتن آدم ها نیست، مثل جابجا شدن این فنجون بیچاره روی این میز؛ چیزی که هیچ کلاس و دوست و دربندی نمیتونه از پسش بر بیاد اسمش خاطره ست. خاطره هایی که وقتی تو کلاس زبانت نشستی با رد شدن یه همکلاسی از کنارت و استشمام عطر آشناش به سراغت میان، خاطراتی که وقتی خسته و بی رمق از دو شیفت کار به خونه بر میگردی با شنیدن یه صدای آشنا تو تاکسی میاد سراغت؛ خاطراتی که وقتی رو تخت فرحزاد میشینی و سینی چای رو میگذارن جلوت سرت خراب میشه ، خاطراتی که همه جای شهر ، پشت درخت ها، تو خیابون ها، کنار سینما ها، روی صندلی پارک ها منتظرت نشستن... خاطراتی که وقتی ناغافل بهت هجوم میارن دیگه به رمانتیک بودن یا نبودن این حرف ها فکر نمیکنی
نفس عمیقی کشید - ی سیگار به منم میدی؟
پاکت سیگارو از رو میز برداشتم + این شهر به قدر کافی آلوده هست ...!
#دیالوگ
#آرش_رحیمی_پور
#کافه_سخن
Read more
[ تو ندانی که چه کردی به من و دل من به خدا چه غمت از من بی دل تو کجا من خسته کجا رهگذاری بی نصیبی بی قراری ...
Media Removed
[ تو ندانی که چه کردی به من و دل من به خدا چه غمت از من بی دل تو کجا من خسته کجا رهگذاری بی نصیبی بی قراری بی شکیبی تا سحر گه ناله سر کرده نیمه شب‌ها در سیاهی بی نصیبی بی‌پناهی از سر کوهی گذر کرده‌ یار بیگانه نوازم شرح عشق جان گدازم قصه‌ای از سوز وسازم باتو می‌گویم امشب ] #بنان #نجوا #جلال_شايان ... [ تو ندانی که چه کردی
به من و دل من به خدا
چه غمت از من بی دل
تو کجا من خسته کجا
رهگذاری بی نصیبی
بی قراری بی شکیبی
تا سحر گه ناله سر کرده
نیمه شب‌ها در سیاهی
بی نصیبی بی‌پناهی
از سر کوهی گذر کرده‌
یار بیگانه نوازم شرح عشق جان گدازم
قصه‌ای از سوز وسازم باتو می‌گویم امشب ]
#بنان #نجوا #جلال_شايان #فيلمبردارى #كردان
عكس از
@alireza.babakhan
Read more
 #حافظ قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود من دیوانه چو زلف تو رها ...
Media Removed
#حافظ قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد که در او آه مرا قوت تأثیر نبود سر ز حسرت به در میکده‌ها برکردم چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود نازنین‌تر ز قدت در چمن ناز ... #حافظ
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود
من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم
هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود
یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد
که در او آه مرا قوت تأثیر نبود
سر ز حسرت به در میکده‌ها برکردم
چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود
نازنین‌تر ز قدت در چمن ناز نرست
خوش‌تر از نقش تو در عالم تصویر نبود
تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم
حاصلم دوش به جز ناله شبگیر نبود
آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود
آیتی بود عذاب انده حافظ بی تو
که بر هیچ کسش حاجت تفسیر نبود
Read more
. دیگه ازت خسته شدم متنفر شدم ازت حالم داره بهم میخوره از اینکه درس خوندم و رفتم دانشگاه دیگه از ...
Media Removed
. دیگه ازت خسته شدم متنفر شدم ازت حالم داره بهم میخوره از اینکه درس خوندم و رفتم دانشگاه دیگه از هرچی رنگ خاکی از هرچی رنگ سبز هست متنفر شدم از چایی ریختن طی کشیدن از خورشت سبزی از ماهی از هرچی غذا و صبحانه و نهار و شامه بدم میاد از صدای ضرب پوتین از کد دوره از بچه دبستانی از واکسل دژبانی از ... .
دیگه ازت خسته شدم
متنفر شدم ازت
حالم داره بهم میخوره از اینکه درس خوندم و رفتم دانشگاه
دیگه از هرچی رنگ خاکی
از هرچی رنگ سبز هست متنفر شدم
از چایی ریختن
طی کشیدن
از خورشت سبزی
از ماهی
از هرچی غذا و صبحانه و نهار و شامه بدم میاد
از صدای ضرب پوتین
از کد دوره
از بچه دبستانی
از واکسل دژبانی
از اینکه بشنوم چرا موهات بلنده
از لغو خروج بخاطر پوتین واکس نزده
از ریش بلند
از این که چرا ریشد زدی
از قرص سرما خوردگی و استامینوفن
از دو رویی آدما از بی احترامی
از این که یکی مث سگ باهات رفتار کنه
از اینکه کلاه رو بزاری روی پای چپت از داخل دستت رو ببری تو کلاه و گردنت کج کنی و زیر لب و ذهنت فش بدی اما با زبونت خواهش کنی حالم به هم میخوره
تنفر دارم از پست فیزیکی
دکل شیش و هشت و سه
از بیست و چار بیست و چار
صبحگاه مشترک
طبل و شیپور گروه موزیک
از این که شیش صبح پاشی
از اینکه منت سرت بزارن که همین که میزارن بیای خونه برو خدا رو شکر کن
از کارایی هیچ اعتقادی بهش نداشته باشی و فقط به ظاهر باید انجامش بدی
تنفر دارم
یادم نبود همش شیش ماه و یازده روز ازت گذشته
هنوز مونده بیست و یک ماه بشه
حقوق صد تومنی
بنزین ماشین
تخمه،هفت تا بده
بیکاری
بی پولی
بدهی
به باد رفتن ارزو ها
خراب شدن زندگی
اه محسن خیلی اخلاقد عوض شده اینجور نبودی
شدن مث مجسمه اصلا هیییچ حسی نداشته باشی
بی تفاوتی
دوشاااا دو تا چایی بریز بیا
هه
مسخرس
تکرار تکرار تکرار تکرار تکرار روز های مث هم
درجت چرا کمه
رشته ات چی چیه؟لیسانس پرستاری
چرا درجت کمه ؟کرمونشاه درجه نمیدان زیاد
خروجیت چطوره؟بیست و چار بیست و چار تخمی
تاااااازه بعد این همه خجالت و شرمندگی دارم میرم مثلا برم درمونگاه
دوباره از نو شیفت
فقط کارتش بیاد، بیاد که بندازم زیر پام حد اقلش یه گلد بهش بزنم
اصلا چرا درس خوندم مگه درس خونده و نخونده تو سربازی فرق داره
مگه حقارت شدن فرق داره
استعلاجی تشویقی استحقاقی
چقدر از اسمت بدم میاد
متنفرم ازت
سس قرمز نداری
کس موتور،تنفر امیز ترین
اخه بچه هم میشه بحث کرد باهاش
هییییس میگذره
غلط کردی میگذره شکر هم خوردی میگذره
هی هی هی هی
1397/2/11
#خدمت مقدس سربازی #کرمانشاه #گروهان آماده #از جلو از راست نظام
Read more
. بسم‌الله الرحمن الرحیم #حضرت_عباس_عليه_السلام #يا_عباس_نحن_بحماك . دیگر میان خیمه صفایی نمانده است جز حال گریه حال و هوایی نمانده است از صبح تا غروب صدایم گرفته است دیگر برام سوز صدایی نمانده است دار و ندار من همه با هم فدا شدند دیگر برای خیمه، فدایی نمانده است درمانده ام، کنار ... .
بسم‌الله الرحمن الرحیم

#حضرت_عباس_عليه_السلام
#يا_عباس_نحن_بحماك .

دیگر میان خیمه صفایی نمانده است
جز حال گریه حال و هوایی نمانده است
از صبح تا غروب صدایم گرفته است
دیگر برام سوز صدایی نمانده است
دار و ندار من همه با هم فدا شدند
دیگر برای خیمه، فدایی نمانده است
درمانده ام، کنار تنت گریه می کنم
قدم شکسته است... عصایی نمانده است
باید چه کرد با بدن پاره پاره ات
وقتی میان خیمه عبایی نمانده است
بی شرم ها کنار تو حرف از چه می زنند؟!
در فکر غارت اند، حیایی نمانده است
از بس که تیرها بدنت را گرفته اند
یک جا برای بوسه، خدایی نمانده است
اصلا چگونه من به سکینه خبر دهم
دیگر عموی عقده گشایی نمانده است
عباس جان همیشه علمدار من شدی
هر کس شهید شد تو مددکار من شدی

با خود نگفته ای پدری داغ دیده ام؟!
داغی عظیم دیده ام و قد خمیده ام
خسته شدم، سرم به خدا درد می کند
از بس که سوت و هلهله و کف شنیده ام
ادرک اخا شنیدم و بی تاب از حرم
تا علقمه خمیده خمیده دویده ام
خیلی به روی خاک، زمین خورده پیکرم
تا این که پای پیکرت آخر رسیده ام
مانند مصحف است دو دستت برای من
با احترام روی دو چشمم کشیده ام
دیگر نفس نمانده برایم بلند شو
رحمی نما به آه بریده بریده ام
خِس خس نکن، نفس بکش اما سخن نگو
با زحمت از لب و دهنت غنچه چیده ام
قطره به قطره آب شدم، دست و پا نزن
مانند آب مشک تو من هم چکیده ام
تنها میان راه کمین خورده ای چرا؟
آخر بدون دست زمین خورده ای چرا؟

ضرب عمود فرق سرت را شکافته
آثار سجده ی سحرت را شکافته
فهمیدم از نشانه ی دندان به روی مشک
تیغی حسود بال و پرت را شکافته
آبی نخورده ای و همین با وفایی ات
لب های خشک و شعله ورت را شکافته
از خنده های حرمله معلوم می شود
تیرش نگاه چون قمرت را شکافته
دیگر تکان نخور، بدنت تیر می کشد
از بس که تیرها کمرت را شکافته
تقصیر تو نبود، خجالت نکش، بس است
دشمن اگر که مشک ترت را شکافته
ای وای از قساوت این نیزه دار پست
مابین خاک و خون جگرت را شکافته
این نور فاطمه است که در بین علقمه
گرد و غبار دور و برت را شکافته
شکر خدا که ام بنین علقمه نبود
بالا سرت کنار من و فاطمه
.
#نوكري_ارباب_شرف_ما_است
#الدخيل_يا_قمر_العشيره
Read more
. ما زن ها با خود ، چه کردیم که صبح ها بجای تحسین خودمان در آینه چروک صورتمان را ، لکه ی جدید روی گونه هایمان ...
Media Removed
. ما زن ها با خود ، چه کردیم که صبح ها بجای تحسین خودمان در آینه چروک صورتمان را ، لکه ی جدید روی گونه هایمان را ، سیاهی دور چشم هایمان را دیدیم و خیلی وقت ها از خودمان بدمان آمد ... از خودمان خسته شدیم و از مورد توجه قرار نگرفتن ترسیدیم ، آنقدر ترسیدیم که باورمان شد باید برای دوست داشته شدن ، صورتمان چروک ... .
ما زن ها با خود ، چه کردیم که صبح ها بجای تحسین خودمان در آینه چروک صورتمان را ، لکه ی جدید روی گونه هایمان را ، سیاهی دور چشم هایمان را دیدیم و خیلی وقت ها از خودمان بدمان آمد ...
از خودمان خسته شدیم و از مورد توجه قرار نگرفتن ترسیدیم ، آنقدر ترسیدیم که باورمان شد باید برای دوست داشته شدن ، صورتمان چروک نداشته باشد ، لکه های گونه هایمان از بین بروند ، ابروهایمان همیشه  تمیزو قرینه باشد ، صبح ها به محض بیدار شدن از خواب آرایش داشته باشیم ،زیبا شویم ،عمل کنیم ، خودمان نباشیم ، آنقدر از دوست داشته نشدن ترسیدیم که یادمان رفت زن ها هم حق دارند بعضی روزها خودشان باشند،با صورتی رنگ پریده و خسته ، با چشم هایی بدون آرایش و ریز ، با ابروهای پر و لب هایی بی رنگ، با هرچیزی که برای خودشان است اما زیبای زیبا.. یادمان رفت برای خودمان زندگی کنیم ، تصویرمان را در آینه ببوسیم ، عاشق خودمان باشیم حتی با خال نابجای روی پیشانی و لکه های کهنه ی مانده بر پوست ... غم انگیز است که آینه ها میتوانند کابوس خیلی از زن ها باشند ، زن هایی که فکر میکنند خود واقعیشان زیبا و دوست داشتنی نیست و نباید از خودشان عکس بگیرند ، نباید با دقت به چشم ها و لب ها و ابروهایشان نگاه کنند چون میتوانند ایرادهای عجیب و غریب از خودشان بگیرند و به بدعکسی خود ایمان بیاورند ... بلأخره یکجای کار باید این کابوس به پایان برسد ..کم کم باید صبح که بیدار شدیم ، به صورت بدون آرایش و تمیزمان در آینه لبخند بزنیم ، موهایمان را صاف و ساده شانه کنیم، از خودمان عکس بگیریم و به لبخندهای عمیقمان افتخار کنیم، حتی اگر خسته بودیم بازهم مطمئن باشیم دوست داشتنی ترین موجود دنیا
 زنیست که زیبایی أش را باور دارد ...
#نازنین_عابدین_پور
.
.🌼🌼🌼🌼
.
#چیزکیک_شاتوت همراه #شربت_شاتوت ،با طعم و رنگ بهشتی😍😍
.
از وقتی تو پیج سمانه ی نازنین چیزکیک شاتوت دیدم بدجور هوس کردم ،تا اینکه یه روز همسری شاتوت به دست اومدن خونه😍منم اولین چیزی که به ذهنم رسید همین چیزکیک خوشرنگ و خوشطعم بود ،البته من با کراست #کیک_بدون_تخم_مرغ که خیلی خوب شد ،درستیدم (کلا پایه ی کیک رو به بیسکوییت ترجیح میدم)،با اضافه مواد پایه ش هم ،۱۲ تا کاپ کیک هم درست کردم و جاتون خالی با چیزکیک ،بردیم خونه پدرشوهرعزیزم تا همگی باهم میل کنیم ،بیشتر چسبید😊
.
.
📝رسپی چیزکیک های این پیج،باخامه و بدون خامه در هشتگ 👈 #چیز_کیک_طوبی
.
گله نوشت!!! : تو پست قبلی ،با گل پسرکوچولوم با ذوق و شوق #کلیپ_کیک_رژیمی واستون درست کردیم ،اما خیلی ذوقمون و کور کردید با لایکای کم تون😔😔
.
Read more
0:0 14/8 جای همه آنهایی که تو را می‌شناسند ، جای همه آنهایی که تو را نمی‌شناسند ، جای همه آنهایی که ...
Media Removed
0:0 14/8 جای همه آنهایی که تو را می‌شناسند ، جای همه آنهایی که تو را نمی‌شناسند ، جای همه آنهایی که تو را میبینند ، جای همه آنهایی که تو را نمیبینند ، من جای همه تو دوست دارم ... :)👭 • • • یه وقتایی توی زندگی هست آدم از همه چی خسته میشه حتی از خودش ، از هر حرفی زود ناراحت میشه ، هروز فکرش مشغوله ... توی ... 0:0 14/8
جای همه آنهایی که تو را می‌شناسند ،
جای همه آنهایی که تو را نمی‌شناسند ،
جای همه آنهایی که تو را میبینند ،
جای همه آنهایی که تو را نمیبینند ،
من جای همه تو دوست دارم ... :)👭💜🙊
• • •
یه وقتایی توی زندگی هست
آدم از همه چی خسته میشه حتی از خودش ،
از هر حرفی زود ناراحت میشه ،
هروز فکرش مشغوله ...
توی این‌ زمان باید فقط یکی مثل تو توی زندگیت باشه تا تُ رو آروم کنه ..
تا بهت بفهمونه این زندگی قشنگیای زیادی داره
تا حالیت کنه هنوز زوده برای خسته شدن
بنظرم حقِ همه ی آدما اینه که یکی مثلِ تو توی زندگیشون باشه ،
خوشبحالِ من که دارمت ...
اگه تو نبودی من چیکار میکردم ؟
فقط تویی که میتونی حالِ منو خوب کنی
تویی که میتونی همیشه و همه جا بهم کمک کنی
تویی که میتونی به همه ی حرفام گوش بدی و درکم کنی
فقط و فقط تویی که منو کاملا میشناسی ،
تویی که میتونی باهام کنار بیای ، میتونی چون میشناسیم چون فهمیدیم ، چون مثل بقیه نیستی ..
تویی که دلیل این زندگی هستی :)❤️
دلیلِ این خنده ها ...
دلیلِ این امیدوار بودنه ...
اصلا همون
دلیلِ این زندگی
دلیلِ این زندگی
دلیلِ این زندگی
دلیلِ این زندگی ...
خواهرِ قشنگم💋
میخوام بدونی که چقدر بودنت برام مهمه ...
شاید اگه نبودی من این نبودم شاید اصلا نبودم ،
خوشحالم که رابطمون مثل هیچکس نیست
خوشحالم که نمیتونیم حتی یک ساعت باهم قهر باشیم
خوشحالم که قرارِ تا آخرش پشت هم باشیم ...
هروز خدا رو شکر میکنم که تو رو بهم داده✨
امیدوارم به هرچیزی که قلبِ مهربونت میخواد برسی💋
و همچنین به قولی که به من دادی عمل کنی😌💉
همیشه پیشم بمون مکملم :)💙
تولدِ تو تولدِ منِ
پس میشه گفت تولدمون مُبارک آجیمممم😍🎂❤️🎈
الکی الکی هفده سالت شد رفت😯
زندگیمون تازه داره شروع میشه💎😎
من که خیلی برنامه چیدم واسه خودمو خودت😐
که تو اصلا در جریان نیستی😐💙
پ.‌ن:
یعنی فقط عکس دوم😂بابا لاکچری بابا شاخ😂😍فدات بشم من آخه🐰💎منو یاد دو عدد بی ادب میندازی که با من رابطشون خوب نیست😑😩
#happy_birthday🎂 #my_sister👭
#Fatemeh_Bahar❤️ #Realmadrid #Cristiano #Esteghlal
Read more
گلدان ها را آب داده ام. چای حاضر است. خانه را هم تمیز کرده ام. در خانه تنها نشسته ام. سکوت بیداد می کند. ...
Media Removed
گلدان ها را آب داده ام. چای حاضر است. خانه را هم تمیز کرده ام. در خانه تنها نشسته ام. سکوت بیداد می کند. این شده کار هر روز من. کار هر روز من شده نشستن یک گوشه و فکر کردن به تو. به تویی که نمیدانم هستی یا نیستی! می مانی یا می روی! دوستم داری یا نه! از سردرگمی خسته ام؛ و دیگر نمیدانم دوستت داشته باشم یا نه! ... گلدان ها را آب داده ام. چای حاضر است.
خانه را هم تمیز کرده ام.
در خانه تنها نشسته ام. سکوت بیداد می کند.
این شده کار هر روز من. کار هر روز من شده نشستن یک گوشه و فکر کردن به تو. به تویی که نمیدانم هستی یا نیستی! می مانی یا می روی! دوستم داری یا نه!
از سردرگمی خسته ام؛ و دیگر نمیدانم دوستت داشته باشم یا نه! منتظرت باشم یا نه!
چند روزی بود که برایت گریه نکرده بودم اما صدایت را که شنیدم دنیا روی سرم خراب شد. صدایت یک دنیا غم داشت. چه شده بود؟ چرا انقدر خسته بودی؟
چرا از رفتن حرف میزنی و باز می مانی؟ واقعا نمیدانم. من از این دنیای بزرگ جز تو و آغوشت هیچ چیز نمی خواهم. اگر تو مرا نمیخواهی. حتما قسمت نبوده. چه کنم!
میخواهم تسلیم سرنوشت شوم. میدانی که چگونه؟ میخواهم تو را از دور دوست داشته باشم. اشکالی ندارد.
اگر دستش را میگیری، اگر او را در آغوش میکشی و خوشحالی؛ پس چیزی نمیگویم. مطمئنم در تمام لحظات به من فکر میکنی. دستم را جلوی دهانم میگذارم تا صدای فریادهای بی صدایم گوش زمین را کر نکند.
چای ها را دور ریختم. جلوی آیینه ایستاده ام. لبخند میزنم. چقدر عوض شده ام. لبخندم مصنوعی شده. همین خنده های الکی روزی صد بار، هزار بار مرا میکشند و زنده میکنند.
باز هم میگویم من از دور نگاهت میکنم، به تو فکر میکنم. از دور دوستت دارم.
اییییی وااااای!
دیر شد. باید بروم چای بریزم.
Read more
الهی به نامت که نامت مرهم است بر درد های بی درمان الهی  من انم انکس که بی تو هیچ است انکه دل داده است انکه ...
Media Removed
الهی به نامت که نامت مرهم است بر درد های بی درمان الهی  من انم انکس که بی تو هیچ است انکه دل داده است انکه طلب میکند انکه مدام در جستجو ست و راهی برای رسیدن به تو نمیابد من انم که با وجود همه مشکلات با وجود همه غم ها غصه ها درد ها زخم ها  اما باز سر بر مهر باقی مانده انکه از جز تو طلب نکرده انکه جز به سوی تو چهره ای ... الهی به نامت که نامت مرهم است بر درد های بی درمان
الهی  من انم انکس که بی تو هیچ است انکه دل داده است انکه طلب میکند انکه مدام در جستجو ست و راهی برای رسیدن به تو نمیابد من انم که با وجود همه مشکلات با وجود همه غم ها غصه ها درد ها زخم ها  اما باز سر بر مهر باقی مانده انکه از جز تو طلب نکرده انکه جز به سوی تو چهره ای بر نگردانده انکه دلش را با یاد و نام تو مطهر میسازد انکه روزش را بانامت اغاز میکند و شبش را با یاد تو پایان میدهد انکه گرمای دستانت بر شانه اش به او امید میداد انکه در عمق دره هم لبخند بر لبانش حکاکی ماند انکس که بی گناه بود اما برای انکه دل نشکند ماند و نظاره گر بود انکه هیچگاه نگفت تنهاترینم هیچگاه خود را بی کس خطاب نکرد انکه در برابر مشکلات خم به ابرو نیاورد چون میگفت هر چه از یار اید خوش اید حال جانا انکه این گونه است میگوید خسته است میگوید دل کنده است میگوید زخم ها عمیقند میگوید کم اورده او اکنون نمازهایش قضا میشود او دیگر لبخند نمیزند و با تلنگری کوچک هم میبارد اکنون تو یاریش کن که محتاج تو بوده و است
Read more
. پیش نوشت: اول. سلام و تشکر از دعاگویی و لطف همه دوستان که کلی کمک بود و حال خوب کن. دوم. معذرت بابت ...
Media Removed
. پیش نوشت: اول. سلام و تشکر از دعاگویی و لطف همه دوستان که کلی کمک بود و حال خوب کن. دوم. معذرت بابت تاخیر. قرار بود زود پست بذارم و از حالم بگم. میخواستم از حال خوب بگم اما نشد. ولی دیگه الان بعد دو هفته (دقیقا دو هفته قبل چنین ساعت هایی زیر تیغ جراحی بودم) لازمه پست رو بذارم. پس بسم الله.. . اپیزود ... .
پیش نوشت:
اول. سلام و تشکر از دعاگویی و لطف همه دوستان که کلی کمک بود و حال خوب کن.
دوم. معذرت بابت تاخیر. قرار بود زود پست بذارم و از حالم بگم. میخواستم از حال خوب بگم اما نشد. ولی دیگه الان بعد دو هفته (دقیقا دو هفته قبل چنین ساعت هایی زیر تیغ جراحی بودم) لازمه پست رو بذارم. پس بسم الله..
.
اپیزود اول. پیش به سوی اتاق عمل🤕😟
ساعت نزدیک هشت شب بود که گفتن تخت سی و یک، حاضر شو برا عمل.
سریع نماز مغرب عشا رو خوندم. بعد هم پوشیدن لباس های مسخره اتاق عمل و ویلچر و همراهی مامان و دخترعمه و تلفن و شروع اشک های بی اختیار و استرس و ذکر آیة الکرسی.
.
اپیزود دوم. آنگاه جراحی😑😦😓
همه خیلی عادی و راحت مشغول کارشون بودن و من هرچی تلاش میکردم آرامشمو حفظ کنم نمیشد. اشک ها بی اختیار میریخت. کلافه بودم. میخواستم زودتر این استرس و درد تموم شه.
دعای خاصی نخونده بودم اما امید داشتم به لطف همه اونا که دعاشون رو فرستاده بودن. هر ذکری که یادم میومد میگفتم. از شهادتین و استغفار تا آیة الکرسی. یا حلیم. یا من اسمه دوا و ذکره شفا. یا صاحب الزمان! الغوث و الأمان. صلوات حضرت زهرا
و یه چیزی که حس خوبی داشت، تیکه:
أنت القوی و أنا الضعیف و هل یرحم الضعیف إلا القوی؟
توی اتاق عمل بود که تازه فهميدم بیهوشی کامل نیست و بی حسی از کمر به پایینه.
تصور متوجه شدن جریان عمل ترس داشت. پارچه رو که جلوم بستن، دستام از ترس و سرما! به شدت تکون میخورد. ولی پاها هیچ حسی نداشت. خوب بود. کمک بیهوشی پرسید: ترسیدی؟ سر رو تکون دادم. گفت: خواب آور میزنم و من یک ساعت از عمل هیچی نفهمیدم.
وقتی بیدار شدم، داشتن بخیه میزدن. ساعتو دیدم، حدود یازده و ربع نیمه شب.
آتل رو که بستن یه کم دکتر باهام حرف زدن و انتقال به ریکاوری.

اپیزود سوم. ریکاوری و برگشت به بخش و خانه☺
تو ریکاوری هر کس یه جور درد و ناله داشت. اول حرکت پام رو دیدم و بعد تازه حس اومد و درد. مسکن گرفتم. اومدن دنبالم. بابا و مامان دم آسانسور منتظر من، با یه لبخند خسته تحویلم گرفتن. نزدیک دو نیمه شب. کلی ها نگران و منتظر خبر بودن. تو بیمارستان یا بیرون. شرمنده شدم و در عین حال خدا رو شکر کردم. توانی نبود. صبح عکس گرفتن، بعدازظهر فیزیوتراپ اومد گفت باید با واکر روزی چندتا چند دقیقه راه بری.
حالت های درد و ضعف تغییر شکل میدن. سوزش و خارش بخیه ها، کلافگی و بی حوصلگی.
یکشنبه ش مرخص شدم.
هر روز تعویض پانسمان. بی خوابی شبانه.
اما چیزی نمونده بخیه ها رو بکشن، الحمدلله
بهترم شکر خدا و خدا رو شاکرم بابت داشتن این همه آدم خووب دور و برم❤
ممنون از شما🌹
Read more
هنوزم یار تنهایم، به دیدار تو می آیم، باز می آیم اگر که فرصتی باشد، مجال صحبتی باشد، حرف خواهم زد برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام عذاب این دریده ها، مرا شکسته بی صدا دستی بکش به زخم من، که از شفا گذشته ام باورم کن، باورم کن، من که با تو صادقم اگه خسته ... 💐
هنوزم یار تنهایم، به دیدار تو می آیم، باز می آیم

اگر که فرصتی باشد، مجال صحبتی باشد، حرف خواهم زد

برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام

کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام

عذاب این دریده ها، مرا شکسته بی صدا

دستی بکش به زخم من، که از شفا گذشته ام

باورم کن، باورم کن، من که با تو صادقم

اگه خسته ام، یا شکسته ام، هر چه هستم، عاشقم

منو بشناس و باور کن که خسته ام، خیلی خسته ام، اما هستم

تهی ماند و نشد آلوده دستم، من به دنیا دل نبستم

هر چه بلا کشیده ام، من از وفا کشیده ام

که از وفاداری این اهل وفا گذشته ام، من از وفا گذشته ام
Read more
#سیاوش_قمیشی_ خسته از خستگیا ی این دل وا مونده خسته از تو که خیالت پیش من جا مونده خسته از پرسه تو شهری که همش آواره بی تو زیر آسمونی که یه بند می باره به همین سادگیا نیست از تو دل کندن و دوری چه سبک پر زدی از من تو بگو آخه چجوری تو چجوری غم این خستگی از یادت رفت حسرت روزای رفته همه از آهت رفت من چجوری به تو و عطر ... #سیاوش_قمیشی_

خسته از خستگیا ی این دل وا مونده خسته از تو که خیالت پیش من جا مونده خسته از پرسه تو شهری که همش آواره بی تو زیر آسمونی که یه بند می باره به همین سادگیا نیست از تو دل کندن و دوری چه سبک پر زدی از من تو بگو آخه چجوری تو چجوری غم این خستگی از یادت رفت حسرت روزای رفته همه از آهت رفت من چجوری به تو و عطر تو بیمار شدم تو که رفتی عطر بارون شب همراهت رفت
Read more
کاش من پسر بودم... کاش پسر بودم و نشون میدادم چطور باید با یه دختر... با کسی که عاشقشی چجور رفتار کنی... براش ...
Media Removed
کاش من پسر بودم... کاش پسر بودم و نشون میدادم چطور باید با یه دختر... با کسی که عاشقشی چجور رفتار کنی... براش شعر میگفتم... تو چشماش نگاه میکردم و مولانا میخوندم... دستشو بی ترس از هیچکس محکم میگرفتم... و بی توجه به آدما تو خیابون وایمیستادم جلوش یهو... موهاشو کنار میزدم و میگفتم تو چرا انقد ... کاش من پسر بودم...
کاش پسر بودم و نشون میدادم چطور باید با یه دختر...
با کسی که عاشقشی چجور رفتار کنی...
براش شعر میگفتم...
تو چشماش نگاه میکردم و مولانا میخوندم...
دستشو بی ترس از هیچکس محکم میگرفتم...
و بی توجه به آدما تو خیابون وایمیستادم جلوش یهو...
موهاشو کنار میزدم و میگفتم تو چرا انقد نازی اخه؟
از موهاش تعریف میکردم...
از دستاش...از برق چشماش...
از خط منحنی زیبای لبخندش...
انقدر از زیباییاش میگفتم تا دیگه محتاج شنیدن تعریف و تمجید از هیچکس دیگه ای نباشه...
شب اول اونو میخوابوندم پشت گوشی بعد خودم میخوابیدم...
صبح بی خبر میرفتم سر راهش 
هول هولکی یه شاخه گل میدادم بهش
صورتشو میبوسیدم و فرار میکردم...
و فدای صدای خنده هاش از دور میشدم 
اگه بهش شک میکردم...
اگه بدبین میشدم...
اگه اشتباه میکرد...فراریش نمیدادم...
تنها ولش نمیکردم...ترکش نمیکردم...
در عوض سرشو میبوسیدم و با مهربونی ته تو قضیه رو درمیوردم...
بهش توجه میکردم...
براش کتاب میخریدم...
یا لاک...یا یه روسری اون رنگ که دوس دارم خودم...
با این چیزا کوچیک سوپرایزش میکردم دیگه...
هیچوقت نمیزدم تو ذوقش حتی اگه خسته بودم بی حوصله بودم عصبی بودم...
از سر تا پاش ایراد نمیگرفتم ، تغییرش نمیدادم...
نمیکوبیدم از نو بسازمش...
همونجور که بود با همون قیافه فداش میشدم...
به درد دلاش گوش میکردم هر چند مدت یبار...
میفهمیدم چقدر حساسه و مرد میشدم واسه غمهاش...
فدای لوس شدناش و بی طاقتیاش میشدم...
از اون دختری میساختم که دیگه نه اون کسی غیر من رو بخواد... نه من کسی مثل اون به چشمم بیاد...
کاش من پسر بودم :) پ.ن فقط صرفا چون دوست داشتم گذاشتم این متنو دلیل و منظور خاصی ندارم:)
Read more
دور از تو پشت تمام پنچره های تنهایم می مانم، و سکوت اختیار می کنم، چرا که این دل خسته. بی تو گیاهی ...
Media Removed
دور از تو پشت تمام پنچره های تنهایم می مانم، و سکوت اختیار می کنم، چرا که این دل خسته. بی تو گیاهی افسرده است، باران باش. بر روح خشکیده آن گیاه، آن با نگاه تو می روید، وغنچه اش را با لبخند تو باز میکند. پس نگاهت را از آن پنهان نکن... دور از تو
پشت تمام پنچره های تنهایم می مانم،
و سکوت اختیار می کنم،
چرا که این دل خسته.
بی تو گیاهی افسرده است،
باران باش.
بر روح خشکیده آن گیاه،
آن با نگاه تو می روید،
وغنچه اش را با لبخند تو
باز میکند.
پس نگاهت را از آن پنهان نکن...
"هزاره ی تنهایی" خواننده: رضا پهلوانی آهنگساز و تنظیم کننده: بابک سعیدی ترانه سرا: یغما گلرویی . پری‌دریاییِ اقیانوسای طوفانی! دخترِ لوندِ روی فرشای ایرانی! بی‌تو این پازل کهنه تا ابد کامل نیست، رِی‌بنِ گم شده‌ی مردای آبادانی! تو رو از چشمِ پُر از جن و پَریت می‌شناسم تو رو توی ... "هزاره ی تنهایی"

خواننده: رضا پهلوانی
آهنگساز و تنظیم کننده: بابک سعیدی
ترانه سرا: یغما گلرویی
.

پری‌دریاییِ اقیانوسای طوفانی!
دخترِ لوندِ روی فرشای ایرانی!
بی‌تو این پازل کهنه تا ابد کامل نیست،
رِی‌بنِ گم شده‌ی مردای آبادانی!

تو رو از چشمِ پُر از جن و پَریت می‌شناسم
تو رو توی روسریِ سرسریت می‌شناسم
اگه پُر شه از زن استادیوم آزادی،
تو رو از همون نگاهِ دلبریت می‌شناسم.

از میونِ دفترای خط‌‌خطی پیداشو
از نگاهِ فال‌فروشِ پاپتی پیداشو
قلبای تو اس.ام.اس مدتیه نمی‌تپن
از یه سمتِ این شبای لعنتی پیداشو.

نقطه‌ی روشنِ این زمونه‌ی کافکایی!
حسِ گنگِ حل شده تو شعرای «رؤیایی»!
"مالنا"ی گم شده تو دنیای "فالاچی"،
آخرین پناهِ این هزاره‌ی تنهایی!

خوابِ بی‌دغدغه‌ی توی اتوبوس تویی!
حالِ خوبِ گذر از جاده‌ی چالوس تویی!
مثلِ یه دریچه رو به افقت بازم کن
هپی‌اندِ نوی شعرِ "شاعرِ طوس" تویی!

از میونِ دفترای خط‌‌خطی پیداشو
از نگاهِ فال‌فروشِ پاپتی پیداشو
قلبای تو اس.ام.اس مدتیه نمی‌تپن
از یه سمتِ این شبای لعنتی پیداشو. .
.

توضیحات هزاره ی تنهایی:

ری-بن: سازنده و طراح عینک‌های آفتابی که در سال ۱۹۳۷ در امریکا تاسیس شد. این عینک از دیرباز مورد علاقه مردم آبادان بوده است.
استادیوم آزادی: محل برگزاری مسابقات فوتبال که ورود زنان به آن ممنوع است.
زمونه ی کافکایی: فرانتس کافکا (۱۸۸۳ –۱۹۲۴) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم بود. به فضاهای داستانی که موقعیت‌های پیش‌پاافتاده را به شکلی نامعقول و فراواقع‌گرایانهتوصیف می‌کنند کافکایی می‌گویند.
حس گنگ گم شده تو شعرای رویایی: یدالله رؤیایی ( -۱۳۱۱) شاعر ایرانی بنیانگذار "شعر حجم" که سالهاست ساکن پاریس است. 
مالنا: نام شخصیت زن فیلمی به همین نام به کارگردانی جوزپه تورناتوره و بازی مونیکا بلوچی.
فالاچی:  اوریانا فالاچی ‏(۱۹۲۹–۲۰۰۶) روزنامه‌نگار، نویسنده و مصاحبه‌گر سیاسی برجسته ایتالیایی.
شاعر طوس: مثل یه دریچه رو به افقت بازم کن / هپی‌اندِ نوی شعرِ "شاعرِ طوس" تویی. اشاره به مهدی اخوان ثالث (۱۳۶۹-۱۳۰۷) شاعر اهل خراسان و شعر مشهور "دو دریچه" که متنی اینگونه دارد: ما چون دو دریچه روبروی هم / آگاه ز هر بگو مگوی هم / هر روز سلام و پرسش و خنده / هر روز قرار روز آینده / عمر آیینه ی بهشت اما آه / بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه / اکنون دل من شکسته و خسته ست / زیرا یکی از دریچه ها بسته ست / نه مهر فسون نه ماه جادو کرد /نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد.

@rezapahlevaniqomi
@babaksaeediofficia
@manotoofficial
Read more
.. . برهنه به بستر بی‌کسی مُردن، تو از یادم نمی‌روی خاموش به رساترین شیونِ آدمی، تو از یادم نمی‌روی گریبانی ...
Media Removed
.. . برهنه به بستر بی‌کسی مُردن، تو از یادم نمی‌روی خاموش به رساترین شیونِ آدمی، تو از یادم نمی‌روی گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بی‌قرار، تو از یادم نمی‌روی سفری ساده از تمامِ دوستتْ دارمِ تنهایی، تو از یادم نمی‌روی سوزَنریزِ بی‌امانِ باران، بر پیچک و ارغوان، تو از یادم نمی‌روی تو ... .. .
برهنه به بستر بی‌کسی مُردن،
تو از یادم نمی‌روی
خاموش به رساترین شیونِ آدمی،
تو از یادم نمی‌روی
گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بی‌قرار،
تو از یادم نمی‌روی
سفری ساده از تمامِ دوستتْ دارمِ تنهایی،
تو از یادم نمی‌روی
سوزَنریزِ بی‌امانِ باران، بر پیچک و ارغوان،
تو از یادم نمی‌روی
تو ... تو با من چه کرده‌ای که از یادم نمی‌روی؟! دیر آمدی ... دُرُست!
پرستارِ پروانه و ارغوان بوده‌ای، دُرُست!
مراقب خواناترین ترانه از هق‌هقِ گریه بوده‌ای، دُرُست!
رازدارِ آوازِ اهل باران بوده‌ای، دُرُست!
خواهرِ غمگین‌ترین خاطراتِ دریا بوده‌ای، دُرُست!
اما از من و این اندوهِ پُرسینه بی‌خبر، چرا؟

آه که چقدر سرانگشتِ خسته بر بُخار این شیشه کشیدم
چقدر کوچه را تا باورِ آسمان و کبوتر
تا خوابِ سرشاخه در شوقِ نور
تا صحبتِ پسین و پروانه پائیدم و تو نیامدی!
باز عابران، همان عابرانِ خسته‌ی همیشگی بودند
باز خانه، همان خانه و کوچه، همان کوچه و
شهر، همان شهر ساکتِ سالیان ...!
من اما از همان اولِ بارانِ بی‌قرار می‌دانستم
دیدار دوباره‌ی ما مُیَسّر است ... ری‌را!
مرا نان و آبی، علاقه‌ی عریانی،
ترانه‌ی خُردی، توشه‌ی قناعتی بس بود
تا برای همیشه با اندکی شادمانی و شبی از خوابِ تو سَر کُنم.

#چامه_سرا #شعر #سيدعلى_صالحى #سيد_علي_صالحي #ياد #تو #شعروگرافى
Read more
🖤 . رفتی و با منه خسته درد ناباوری مونده از همه رنگای دنیا، تنها خاکستری مونده دوست دارم هنوزم، بی ...
Media Removed
🖤 . رفتی و با منه خسته درد ناباوری مونده از همه رنگای دنیا، تنها خاکستری مونده دوست دارم هنوزم، بی تو دارم میسوزم دلم گرفته دوست دارم هنوزم، چی آوردی به روزم دلم گرفته . 🖤🖤🖤 . روزا از نبودن تو بی قرارم و کلافه شب بی عاطفه بی تو به غمم میشه اضافه نه میشه بگذرم از تو نه میتونم با تو باشم تو برام زندگی ... 🖤 .
رفتی و با منه خسته درد ناباوری مونده
از همه رنگای دنیا، تنها خاکستری مونده
دوست دارم هنوزم، بی تو دارم میسوزم
دلم گرفته
دوست دارم هنوزم، چی آوردی به روزم
دلم گرفته .
🖤🖤🖤 .
روزا از نبودن تو بی قرارم و کلافه
شب بی عاطفه بی تو به غمم میشه اضافه
نه میشه بگذرم از تو نه میتونم با تو باشم
تو برام زندگی هستی چجوری از تو جدا شم
دوست دارم هنوزم، بی تو دارم میسوزم
دلم گرفته
دوست دارم هنوزم، چی آوردی به روزم
دلم گرفته .
🖤🖤🖤 .
دل تو از جنس سنگه تن تو از جنس گلبرگ
دیگه هیچ راهی نمونده واسه قلبم یا تو یا مرگ
تو با عاشقی غریبی معرفت نمیشناسی
یه اسیر نیمه جونم تو بزن تیر خلاصی
دوست دارم هنوزم، بی تو دارم میسوزم
دلم گرفته
دوست دارم هنوزم، چی آوردی به روزم
دلم گرفته
..
#اندی .
🖤🖤🖤 .
هزار بارم گوشش بدم و اشکام بریزه بازم دلم آروم نمیشه بدجور دلتنگتم بابایی😭😭😭 . 🖤____________________________________🖤
#دیالوگ‌های‌منوباباممدجان

فاطی بابا چ خبره امروز ایقد داری چی درست میکنی

خبری نی تو لطف کوو امروز نیا تو آشپزخونه

بابا جان مو چیزی نمیخوام برام درست کنی
خسته خوت نکن شما فقط بچه های خوبی باشین سیم
مگه کی گفته داروم سی تو چی درست میکنوم 😒😒 بعدشم بابا جان بهتر از موووو مگه دخترم دیدی 😝😝😝 نه بابا جان با این زبونت ندیدوم
خب خدافس باباجان برو بزا مووو هم به کاروم برسوم
خاطرات 95/10/1
.
🖤🖤🖤 .
چقد بشینم خاطراتمونو مرور کنم
تا کی باید بدون تو زندگی رو ادامه بدم باباجان؟؟؟
. •_________________________________________•
.
تارت اریو و شکلات ابر و باد شکلاتی هستن
ولی چون بابا جان بخاطر رنگ تیره بیسکویت و شکلات زیاد رغبتی به خوردن نمیکنن من شکلات سفید رو با شکلات سیاه قاطی نکردم که بابا جان راحتر بخورن

برای تزیین هم میتونید از هر میوه و آجیلی استفاده کنید
Read more
به دوستت میگی جلوم چیو جمع کنه تو که آمارت رووئه میخواست کیو خر کنه راستی چند روز دیگه ۲۸ امه منم این ...
Media Removed
به دوستت میگی جلوم چیو جمع کنه تو که آمارت رووئه میخواست کیو خر کنه راستی چند روز دیگه ۲۸ امه منم این ×راب سه سالرو میخورم کلشو سلامتیتو هرکی پرسید ازم میگم بی تو ام اوکی ولی می دونن جوکه فقط بگو از چیش اومد خوشت مگه میتونه منو از یادت ببره عمرا اگه تو بغلش خوابت ببره لب ساحل پنج صبح همه روزا رو ... به دوستت میگی جلوم چیو جمع کنه
تو که آمارت رووئه میخواست کیو خر کنه
راستی چند روز دیگه ۲۸ امه
منم این ×راب سه سالرو میخورم کلشو
سلامتیتو هرکی پرسید ازم
میگم بی تو ام اوکی ولی می دونن جوکه
فقط بگو از چیش اومد خوشت
مگه میتونه منو از یادت ببره
عمرا اگه تو بغلش خوابت ببره
لب ساحل پنج صبح
همه روزا رو حفظم اگه یادت رفته تو و
دلت اگه باز شکسته شد
چشت از نگاهش خسته شد داشتی میوفتادی بیا
می تونم نگیرم مگه آخه دستتو
بده آره بعد تو ، #wantons
Read more
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال از ...
Media Removed
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او ... نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال

پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال

از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت

دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را

آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را

همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود

امد و هم اشیان شد با منو هم نشین و هم زبان شد با منو

خسته جان بودم که جان شد با منو ناتوان بود و توان شد با منو

دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی

وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر

مست او بودم زه دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بیشتر

آمد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما آغاز شد

گفتمش ...... گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل

گر تو ذورق وان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل

دل زه عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده

گفت ......... گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان

با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا می شود فردای من

گفتمش عشقت به دل افزون شده دل زه جادوی رخت افزون شده

جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود

دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

خوبی او شهره عافاق بود در نجابت در نکویی طاق بود

روزگار..... روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس

یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود

بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست.. بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست

آن کبوتر عاقبت از بند رفت رفت و با دلداری دیگر عهد بست

با که گویم او که هم خون من است خسم جان و تشنه خون من است

بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول اون رحمت نشد

آن طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست

با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم هم دم شدم

باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم

زره زره آب گشتم

کم شدم..... آخر آتش زد دل دیوانه را ...... آخر آتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را
Read more
. اميدوارم عاقبت همه مون همينجورى بشه كه تو اين شعر اومده <span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️ #شب_اول_قبر خواب بودم، خواب ...
Media Removed
. اميدوارم عاقبت همه مون همينجورى بشه كه تو اين شعر اومده ️ #شب_اول_قبر خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/ بی نهایت خسته و افسرده ام/ هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/ سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/ خسته بودم هیچ کس یارم نشد/ زان میان یک تن خریدارم نشد/ نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/ ترس بود و ... .
اميدوارم عاقبت همه مون همينجورى بشه كه تو اين شعر اومده 🙏❤️❤️❤️❤️❤️ #شب_اول_قبر خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/ بی نهایت خسته و افسرده ام/
هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/
خسته بودم هیچ کس یارم نشد/
زان میان یک تن خریدارم نشد/
نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/
ترس بود و وحشت و دلواپسی/
آمدند از راه نزدم دو ملک/
تیره شد در پیش چشمانم فلک/
حرف آخر را چنین با من زدند: عمر خود را ای جوان کردی تباه/
نامه اعمال تو باشد سیاه/
ما که ماموران حق داوریم/
پس تو را سوی جهنم می بریم/
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود/
دست و پایم بسته در زنجیر بود/
ناگهان الطاف حق آغاز شد/
از جنان درهای رحمت باز شد/
دو ملک سر را به زیر انداختند/
بال خود را فرش راهش ساختند/
غرق حیرت داشتند این زمزمه/
آمده اینجا حسین فاطمه؟! صاحب روز قیامت آمده/ گوئیا بهر شفاعت آمده/
سوی من آمد مرا شرمنده کرد/
مهربانانه به رویم خنده کرد/
گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)/ من کجا و دیدن روی حسین (ع)/ گفت: آزادش کنید این بنده را/
خانه آبادش کنید این بنده را/
اینکه این جا این چنین تنها شده/
کام او با تربت من وا شده/
هرچه باشد او برایم بنده است/
او بسوزد، صاحبش شرمنده است/
در مرامم نیست او تنها شود/
باعث خوشحالی اعدا شود/
آری آری، هرکه پا بست من است/
نامه ی اعمال او دست من است/
دلتون شكست مارم دعا كنيد
ايشالاااااا همه مريضا شفا پيدا كنند ♥️
Read more
. . . . ستاره های سربی فانوسک های خاموش من و هجوم گریه از یاد تو فراموش تو بال و پر گرفتی به چیدن ...
Media Removed
. . . . ستاره های سربی فانوسک های خاموش من و هجوم گریه از یاد تو فراموش تو بال و پر گرفتی به چیدن ستاره دادی منو به خاک این غربت دوباره دقیقه های بی تو پرنده های خسته ن آیینه های خالی دروازه های بسته ن اگه نرفته بودی جاده پر از ترانه کوچه پر از غزل بود به سوی تو روانه اگه نرفته بودی گریه منو ... .
.
.
.
ستاره های سربی فانوسک های خاموش
من و هجوم گریه از یاد تو فراموش

تو بال و پر گرفتی به چیدن ستاره
دادی منو به خاک این غربت دوباره

دقیقه های بی تو پرنده های خسته ن
آیینه های خالی دروازه های بسته ن

اگه نرفته بودی جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود به سوی تو روانه

اگه نرفته بودی گریه منو نمیبرد
پرنده پر نمیسوخت آینه چین نمیخورد

اگه نرفته بودی و اگه نرفته بودی

شبانه های بی تو یعنی حضور گریه
با من نبودن تو یعنی وفور گریه

از تو به آینه گفتم از تو به شب رسیدم
نوشتمت رو گلبرگ تو رو نفس کشیدم

از رفتن تو گفتم ستاره دربدر شد
شبنم به گریه افتاد پروانه شعله ور شد
.
.
.
#دیباچه #تابستان #ایرج_جنتی_عطایی #ابی
Read more
دور هم جمعند هر شب  دلبر و  دلدارها خوش به احـوال پریشان همه بیدارها توبه کردم هی شکستم توبه ها را ...
Media Removed
دور هم جمعند هر شب  دلبر و  دلدارها خوش به احـوال پریشان همه بیدارها توبه کردم هی شکستم توبه ها را پشت هم خسته ام من از خودم، از این همه تکرارها درد دین دیگر ندارم، دل به غفلت داده ام وای اگـر اسمم رَوَد در زمـره ی بی عارها ربی " افنیت شبابی"  دست خالی آمدم* ورشکسته بنده ام سرخورده از  بازارها عاقبت ... دور هم جمعند هر شب  دلبر و  دلدارها
خوش به احـوال پریشان همه بیدارها
توبه کردم هی شکستم توبه ها را پشت هم
خسته ام من از خودم، از این همه تکرارها
درد دین دیگر ندارم، دل به غفلت داده ام
وای اگـر اسمم رَوَد در زمـره ی بی عارها
ربی " افنیت شبابی"  دست خالی آمدم*
ورشکسته بنده ام سرخورده از  بازارها
عاقبت این بنده ی آلوده لایق می شود
بی نتیجه کـه نمی ماند همه اصـرارها
نا امید از رحمتت هـرگـز نبودم، نیستم
بدتر از من را تو بخشیدی  خدایا بارها
خسته و زخمی بدرگاه تو برگشتم کنون
دیدم از شیطان و نفسم لطمه و آزارها
روضه ی آقا نجاتم داده از دام بلا
دستگیری می کند ارباب از بدکارها
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسیـن_جـان
دوست دارم وقت مرگم کربلا باشم حسین
خیره بر آن گنبد پر از صفا باشم حسین
دوست دارم اُم لـیلا کــربلایم را دهـد
تا شبی گریه کن پایین پا باشم حسین
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... ولادت حضرت امام موسی کاظم (ع) مبارک🌸
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_مهدی_عزیزی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
ویدئو #خوابم با صدای گروه #سیلوئت . سلام شبتون به خیر️ . یه ویدئو براتون آماده کردم از گروه محبوب سیلوئت که به زمان خودش خیلی پرطرفدار بود . سه نفرشون رو یادتونه ؟ 🤔 . این دل دیوونه میدونه اگه بتونه میخواد بمونه با تو با تو با تو با تو این چشم دیگه خواب نداره قرار نداره یه دم می باره بی تو ... 🎧 ویدئو #خوابم با صدای گروه #سیلوئت
.
سلام شبتون به خیر😊✋️ .
یه ویدئو براتون آماده کردم از گروه محبوب سیلوئت که به زمان خودش خیلی پرطرفدار بود 👌😍
.
سه نفرشون رو یادتونه ؟ 🤔 .
این دل دیوونه میدونه اگه بتونه میخواد بمونه
با تو با تو با تو با تو
این چشم دیگه خواب نداره قرار نداره یه دم می باره
بی تو بی تو بی تو بی تو
این تن خسته جون می گیره آروم می گیره اگه بشینه
با تو با تو با تو با تو
میاد قاصد عشق من به دیدارم نمیدونم که من خوابم یا بیدارم میاد از راه دور اونی که دوسش دارم نمیدونم که من خوابم یا بیدارم(نمیدونم که من خوابم یا بیدارم)
هیس خوابه
Read more
. جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست . شب شده می روم از خواب به رؤیایی ...
Media Removed
. جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست . شب شده می روم از خواب به رؤیایی که... خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست! . آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودی گربه ی مرده شدم، گریه ی جفتم بودی . نه لبی مانده به بوسه، نه لبی روی لبی منم و استرس و خاطره هایی عصبی . مثل یک بغض گلوگیر، ... .
جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست
بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست
.
شب شده می روم از خواب به رؤیایی که...
خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست!
.
آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودی
گربه ی مرده شدم، گریه ی جفتم بودی
.
نه لبی مانده به بوسه، نه لبی روی لبی
منم و استرس و خاطره هایی عصبی
.
مثل یک بغض گلوگیر، پُر از لخته ی خون
تف شدم از شب غمگین تو با بی ادبی
.
خسته از قبل، ولی خسته تر از آینده
تف شدم بر سر سیگاری ِ تو با خنده
.
دشمنانم وسط ِ کوچه معطّل بودند
و رفیقان که همه بر سر ِ منقل بودند!
.
آسمان، دود... خدا دود... رفیقانم دود...
اوّل قصّه یکی بود و یکی باز نبود
.
وسط ِ سطل زباله، وسط ساعت هشت
گربه ای بود که دنبال غذایی می گشت
.
قرص را می خوری و پُر شده از سردردی
در زمان عوضی رفته و برمی گردی
.
آخرین وقت نمازی و اتاقی غصبی!
خسته از اینهمه تردید به من می چسبی
.
مثل یک گربه که رؤیاش پلنگی بوده
مثل خوابی که تهش صبح قشنگی بوده!
.
در سرم وحشت فردا و پُر از دیروزم
بغلم می کنی و در بغلت می سوزم
.
قرص ماه منی و حل شده ای در آبم
بغلم می کنی و در بغلت می خوابم
.
دهنم بسته شده از لب تو، از سُرب ِ ...
شب ولگرد در آغوش هزاران گربه!
.
.
.
#سید_مهدی_موسوی
@seyed.mehdi.moosavi
.
#persiapoem
.
🔷 خوانش شعرهای پست های قبلی شدیدا توصیه میشود 😊
.
Read more
. چند روز پیش تو مدرسه زینب پای صحبت های حاج آقا تراشیون بودم. چند نکته در مورد ارتباط موثر والدین با ...
Media Removed
. چند روز پیش تو مدرسه زینب پای صحبت های حاج آقا تراشیون بودم. چند نکته در مورد ارتباط موثر والدین با فرزند مطرح کردن که اولیش توجهم جلب کرد. شاید چون تا حالا با این دقت به مساله نگاه نکرده بودم. ایشون میگفتن اگر میخواهید برای بچه تون تاثیرگذار باشید؛ باید در نظرش فرد موفقی باشید. شما باید براش قهرمان ... .
چند روز پیش تو مدرسه زینب پای صحبت های حاج آقا تراشیون بودم. چند نکته در مورد ارتباط موثر والدین با فرزند مطرح کردن که اولیش توجهم جلب کرد. شاید چون تا حالا با این دقت به مساله نگاه نکرده بودم. ایشون میگفتن اگر میخواهید برای بچه تون تاثیرگذار باشید؛ باید در نظرش فرد موفقی باشید. شما باید براش قهرمان و اَبَرقدرت باشید. در غیر اینصورت دنبال قهرمان خارج از خونه میگرده...
🌾 یادم اومد چندوقت پیش با دوستی که دختری همسن زینب داره بیرون بودیم. زینب و به تبع بشری تا متوجه غرفه کاردستی شدند، رفتن اونجا قیچی و چسب و کاغذرنگی برداشتند و منتظر موندن تا مربی آموزش بده. به دختر دوستمون گفتم تو چرا نمیری؟نگفت دوست ندارم یا حوصله ندارم گفت من و مامانم هیچ هنری نداریم... و باوجود اصرار من بازم نرفت چون باور کرده بود نمیتونه کار هنری ساده ای در حد تا و قیچی کردن، انجام بده...
این که میگفت من و مامانم، من به این نتیجه رسوند که این حرف مامانش بوده.
🌾 متوجه شدم بچه ها تو این سن بیشتر از حدِ تصور ما، تلاش دارن تا شبیه ما بشن ‌و احتمالا این آخرین و تنها فرصت ماست که جایگاه خودمون رو تو ذهنشون تثبیت کنیم. باید بیشتر حواسم جمع کنم وقتی دارم از دنیا و روزگار و آدمهاش غُر میزنم و شکایت میکنم،‌ وقتی از سر خستگی، تنبلی و بیحوصلگی به ضعف های خودم اقرارمیکنم و حتی وقتی دارم از خودم انتقاد میکنم، در حقیقت دارم ‌خودم رو از مقام ابَرقهرمانی میکشم پایین و پایین تر... یا اینکه الگویی ناقص برای بچه ام و مانع رشد همه جانبه اش میشم...
🌾 باید تلاش کنم برای بچه هام یک مامانِ قویِ همه فن حریف که به این سادگی ها خسته نمیشه و از پادر نمیاد، باشم... یک مامانِ شاد و پر انرژی...😊
پ.ن: ‌عذرخواهی میکنم کمی متن طولانی شد اما خوشحال میشم نظر یا تجربه دوستان رو در این مورد بدونم.
‌ #‌مادرانه
#‌‌خواهرانه
#دختر_باحجابم
#‌بشری_جون
#زینب_‌جون
#‌کلاس_‌اولی
#‌بی_دندون
Read more
برهنه به بستر بی‌کسی مُردن، تو از یادم نمی‌روی خاموش به رساترین شیونِ آدمی، تو از یادم نمی‌روی گریبانی ...
Media Removed
برهنه به بستر بی‌کسی مُردن، تو از یادم نمی‌روی خاموش به رساترین شیونِ آدمی، تو از یادم نمی‌روی گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بی‌قرار، تو از یادم نمی‌روی سفری ساده از تمامِ دوستتْ دارمِ تنهایی، تو از یادم نمی‌روی سوزَنریزِ بی‌امانِ باران، بر پیچک و ارغوان، تو از یادم نمی‌روی تو ... تو با ... برهنه به بستر بی‌کسی مُردن، تو از یادم نمی‌روی
خاموش به رساترین شیونِ آدمی، تو از یادم نمی‌روی
گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بی‌قرار، تو از یادم نمی‌روی
سفری ساده از تمامِ دوستتْ دارمِ تنهایی،
تو از یادم نمی‌روی
سوزَنریزِ بی‌امانِ باران، بر پیچک و ارغوان،
تو از یادم نمی‌روی
تو ... تو با من چه کرده‌ای که از یادم نمی‌روی؟! دیر آمدی ... دُرُست!
پرستارِ پروانه و ارغوان بوده‌ای، دُرُست!
مراقب خواناترین ترانه از هق‌هقِ گریه بوده‌ای، دُرُست!
رازدارِ آوازِ اهل باران بوده‌ای، دُرُست!
خواهرِ غمگین‌ترین خاطراتِ دریا بوده‌ای، دُرُست!
اما از من و این اندوهِ پُرسینه بی‌خبر، چرا؟

آه که چقدر سرانگشتِ خسته بر بُخار این شیشه کشیدم
چقدر کوچه را تا باورِ آسمان و کبوتر
تا خوابِ سرشاخه در شوقِ نور
تا صحبتِ پسین و پروانه پائیدم و تو نیامدی!
باز عابران، همان عابرانِ خسته‌ی همیشگی بودند
باز خانه، همان خانه و کوچه، همان کوچه و
شهر، همان شهر ساکتِ سالیان ...!
من اما از همان اولِ بارانِ بی‌قرار می‌دانستم
دیدار دوباره‌ی ما مُیَسّر است ... ری‌را!
مرا نان و آبی، علاقه‌ی عریانی،
ترانه‌ی خُردی، توشه‌ی قناعتی بس بود
تا برای همیشه با اندکی شادمانی و شبی از خوابِ تو سَر کُنم. .
( سید علی صالحی )
Read more
. . کاش من پسر بودم .. کاش پسر بودم تا نشون میدادم چطور باید با یه دختر ,با کسی که عاشقشی رفتار کنی ...
Media Removed
. . کاش من پسر بودم .. کاش پسر بودم تا نشون میدادم چطور باید با یه دختر ,با کسی که عاشقشی رفتار کنی .. براش شعر میگفتم ... تو چشماش نگاه میگردم و مولانا میخوندم... دستشو بی ترس از هیچکس محکم میگرفتم،فکر نمی‌کردم ک الان فلان رفیقم ميبينه ،دستاشو محکم میگرفتم تا همه دنیا بدونن اون مال منه و بی ... .
.

کاش من پسر بودم ..
کاش پسر بودم تا نشون میدادم چطور باید با یه دختر ,با کسی که عاشقشی رفتار کنی ..
براش شعر میگفتم ...
تو چشماش نگاه میگردم و مولانا میخوندم...
دستشو بی ترس از هیچکس محکم میگرفتم،فکر نمی‌کردم ک الان فلان رفیقم ميبينه ،دستاشو محکم میگرفتم تا همه دنیا بدونن اون مال منه
و بی توجه به آدما تو خیابون وایمیستادم یهو جلوش ..
موهاشو کنار میزدم و میگفتم تو چرا انقد نازی اخه؟
از موهاش تعریف میکردم ...
از دستاش ... از برق چشماش ...
از خط منحنی زیبای لبخندش ...
انقدر از زیباییاش میگفتم تا دیگه محتاج شنیدن تعریف و تمجید از هیچکس دیگه ای نباشه ...
شب ها پشت گوشی اونقدر باهاش حرف میزدم و قربون صدقش میرفتم تا آرومش کنم تا بعد از خوابیدن من غصه نیاد سراغش بعد خودم میخوابیدم ...
صبح بی خبر میرفتم سر راهش 
هول هولکی یه شاخه گل میدادم بهش
صورتشو میبوسیدم و فرار میکردم ... فدای صدای خنده هاش از دور میشدم 
اگه بهش شک میکردم ..
اگه بدبین میشدم ...
اگه اشتباه میکرد... فراریش نمیدادم ...
تنها ولش نمیکردم..ترکش نمیکردم ...
در عوض سرشو میبوسیدم و با مهربونی ته تو قضیه رو درمیاوردم ..
بهش توجه میکردم ...
براش کتاب میخریدم ... یا لاک ... یا یه روسری اون رنگ که دوس دارم خودم ...
یا یه شاخه گل ،بدون مناسبت ،بدون دلیل همون گلی ک دوست داره بعد وایمیستادم و ذوق کردن و عاشقی رو تو چشماش ميديدم
با این چیزای کوچیک سوپرایزش میکردم ،همه چیز ک همیشه نباید تجملاتی باشه ،یا همیشه ک نمیشه فقط عشقتو با یه جمله دوستت دارم نشون بدی ...
هیچوقت نمیزدم تو ذوقش حتی اگه خسته بودم بی حوصله بودم عصبی بودم ...
هیچ وقت واسه دیدنش مکث نميکردم هر وقت ک ميشد ميدوييدم پیشش منتظر نميشدم تا اون ب زبون بیاره یا کارو خستگی رو بهونه نمی کردم
از سر تا پاش ایراد نمیگرفتم ، تغییرش نمیدادم ...
نمیکوبیدم از نو بسازمش ...
همونجور که بود با همون قیافه فداش میشدم ...
به درد و دلاش گوش میکردم ،ب بهونه گيرياش،ب غر زدناش ...
میفهمیدم چقدر حساسه و مرد میشدم واسه غمهاش ...
فدای لوس شدناشو بی طاقتیاش میشدم ...
از اون دختری میساختم که دیگه نه اون کسی غیر من رو بخواد ... نه من کسی مثل اون به چشمم بیاد...
کاش من پسر بودم ...
Read more
. . این روزها که بازارِ حرفِ تساوی زن و مرد خیلی داغ است ، تو مرد باش و نشنیده بگیر بعضی جاهایش را! تو ...
Media Removed
. . این روزها که بازارِ حرفِ تساوی زن و مرد خیلی داغ است ، تو مرد باش و نشنیده بگیر بعضی جاهایش را! تو مرد باش و همه چیزِ این لطیف های ظریف را با خودِ سفت و زمختت یکی نکن ، زن ها خودشون را به در و دیوار نمیکوبند که تهش بگویی خوب ، من و تو یکی اصلا ، حالا که چی؟! نه مرد جانِ عزیز ، نه! . زن ها خسته اند ، فرسوده اند ... .
.
این روزها که بازارِ حرفِ تساوی زن و مرد خیلی داغ است ،
تو مرد باش و نشنیده بگیر بعضی جاهایش را!
تو مرد باش و همه چیزِ این لطیف های ظریف را با خودِ سفت و زمختت یکی نکن ، زن ها خودشون را به در و دیوار نمیکوبند که تهش بگویی خوب ، من و تو یکی اصلا ، حالا که چی؟! نه مرد جانِ عزیز ، نه!
.
زن ها خسته اند ، فرسوده اند از بی مهری ، از سوءاستفاده ما مردها، بی حوصله اند از مهر بخشیدن و تلخی تحویل گرفتن، زن ها از ترسیدن خسته اند، خسته اند چون ما با تمامِ قدرتمان آنها را ترسانده ایم ، به عناوین مختلف ، همسایه ، همشهری ، همکار ، برادر ، شوهر و حتی پدر متاسفانه....
.
خسته اند که هرچه با لطافت و محبت و مهر جلو آمدند ندیدیم ، نفهمیدیم ، خیالات و اوهام برمان داشت و حق دادیم به خودمان ، هر حقی را...
.
زنها انسانیت میخواهند از همشهریشان، شعور و درک میخواهند از همکارشان ، عدالت میخواهند از پدرشان ، محبت میخواهند از همسرشان ، که دریغ کردیم و کردند و میکنند همچنان ، تا راضی شوند به تساوی با ما، باز هم متاسفانه. .
.
حواستان هست؟ زن ها دارند کنار ما نفس میکشند و، اندازه ما حق دارند، حق کار، حق محبت، حق رانندگی، حق اسکیت سواری و والیبال ، حق سلامت و نگاهِ عادی، حقِ تمام چیزهائیکه معمولی و دم دستی ترین است برای ما ، به اضافهء عشق ، محبت و البته انسانیت...
.
.
.
محمد_یغمائی
Read more
از سکوتم می نويسم تا بدانی خسته ام،،، بی هوايت کنج پستوهای غم يخ بسته ام،،، بی تو بی تابی دراين برزخ ...
Media Removed
از سکوتم می نويسم تا بدانی خسته ام،،، بی هوايت کنج پستوهای غم يخ بسته ام،،، بی تو بی تابی دراين برزخ به جانم خميه زد،،، من هنوز اين بغض راازرفتنت نشکسته ام،،، با خيالت روزها را بی صدا سر می کنم،،، بی تو دارم بی کسی راتازه باورمیکنم،،، از کلامم هرکسی شيدايی ام را خوانده است،،، ياد چشمانت مراازهرنگاهی ... از سکوتم می نويسم تا بدانی خسته ام،،،
بی هوايت کنج پستوهای غم يخ بسته ام،،، بی تو بی تابی دراين برزخ به جانم خميه زد،،،
من هنوز اين بغض راازرفتنت نشکسته ام،،، با خيالت روزها را بی صدا سر می کنم،،،
بی تو دارم بی کسی راتازه باورمیکنم،،، از کلامم هرکسی شيدايی ام را خوانده است،،،
ياد چشمانت مراازهرنگاهی رانده است،،، ساعتم ازتيک وتاکش،با نبودت ايستاد،،،
برگ تقويمم درآن روزی که رفتی مانده است،،، کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود،،،
کاش در تقدير ما دوری ودلتنگی نبود،،، بی تو جانم رابه لب می آورد آشفتگی،،،
سرنوشتم کاش قلبش اين چنين سنگی نبود،،،
Read more
. . . ای قبله من خاک در خانه تو بی منت می مستم ز پیمانه تو ای قبله من خاک در خانه تو در دام توام بی زحمت ...
Media Removed
. . . ای قبله من خاک در خانه تو بی منت می مستم ز پیمانه تو ای قبله من خاک در خانه تو در دام توام بی زحمت دانه تو من خسته و بیمارم درمان منی شور شعر و آوازی در جان منی ای تو هوای هر نفس عشق تو میورزم و بس دل کنده ام از همه کس پناه من تویی و بس تا در دل تو زنده ام از عالمی دل کنده ام در خود رها گشتن خوش است در ... .
.
.
ای قبله من خاک در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه تو
من خسته و بیمارم درمان منی
شور شعر و آوازی در جان منی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من تویی و بس
تا در دل تو زنده ام
از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوش است
در تو فنا گشتن خوش است
ای قبله من خاک در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه تو
تویی تویی بهانه ام شاعر هر ترانه ام
شعله شوریدگیم تویی تویی زبانه ام
تو زخمه سازمنی منی صدای آواز منی
رمز من و راز منی نقطه آغاز منی
بر جان من آتش بزن ای عشق من ای عشق من
باید تو باشی آتشم تا تن در این آتش کشم
من تو شوم تو قصه ها تا من بسوزانم مرا
بی مرگی از تو مردن است این معنی عشق من است
ای قبله من خاک در خانه تو
در دام توام بی زحمت دانه تو
تویی تویی بهانه ام شاعر هر ترانه ام
شعله شوریدگیم تویی تویی زبانه ام
تو زخمه سازمنی منی صدای آواز منی
رمز من و راز منی نقطه آغاز منی
ای تو هوای هر نفس
عشق تو میورزم و بس
دل کنده ام از همه کس
پناه من تویی و بس
تا در دل تو زنده ام
از عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوش است
در تو فنا گشتن خوش است
ای قبله من خاک در خانه تو
بی منت می مستم ز پیمانه تو
ای قبله من خاک در خانه تو
.
.
.
#دیباچه #تابستان #اردلان_سرفراز #هایده
Read more
سلام به دوستان عزیز رسیدن ماه محرم الحرام راتسلییت میگویم انشاءالله همیشه حسینی بمانیم آمد محرم ...
Media Removed
سلام به دوستان عزیز رسیدن ماه محرم الحرام راتسلییت میگویم انشاءالله همیشه حسینی بمانیم آمد محرم صاحب غم ها کجایی؟ ای داغدار اشک و ماتم ها کجایی؟ ای خسته از انبوه آدم ها کجایی؟ اصلا بگو آقا محرم ها کجایی؟ دلگیرم از این روزهای بی تو بودن این روزهای از فراق تو سرودن روزی که میایی نمیدانم که ... سلام به دوستان عزیز رسیدن ماه محرم الحرام راتسلییت میگویم انشاءالله همیشه حسینی بمانیم آمد محرم صاحب غم ها کجایی؟
ای داغدار اشک و ماتم ها کجایی؟

ای خسته از انبوه آدم ها کجایی؟
اصلا بگو آقا محرم ها کجایی؟

دلگیرم از این روزهای بی تو بودن
این روزهای از فراق تو سرودن

روزی که میایی نمیدانم که هستم
آه ای عزیز فاطمه خالیست دستم

من چشم بر دیدار چشمان تو بستم
هرشب اگر در مجلس روضه نشستم؛

امشب هم از خونابه های تشت خواندیم
هم زان تنی که پاره پاره گشت خواندیم

کم کم جوانی هم به سر آمد ولی تو...
از لحظه ی رفتن خبر آمد ولی تو... عمری محرم شد صفر آمد ولی تو...
عمری به جان ما شرر آمد ولی تو... این عبد بی مولا نمیخواهد جهان را
از غم رها کن دیگر ای صاحب ،زمان را
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر.
Read more
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال ...
Media Removed
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این ... .
من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این همه صورتک،اینهمه من..تنها،خسته..
ای آدمایی که بی چراغ دوس میدارین..آدمایی که به هوس سرک کشیدن به یه دیوار کوتا سرخم میکنین و آرامش اون ور دیوارو ستایش میکنین..بخدا اون آدم ساده که دیوار دلش کوتاس وسیله ای واس ابراز و ارضای عقده هات نیست!..تو این عصر صورتکای دروغین دنیا بیشتر از همیشه به سادگی ساده ها محتاجه..انقد اذیتشون نکنین!..بزارین سادگی دوس داشتن های بی دلیل افسانه تو قصه های کودکی مون نباشه..
دوس داشتن یه وظیفه نیست،اجبار نیست،چیزی نیست که همه حتما باید یه روز بش برسن..دوس داشتن یه موهبته،یه عطیه الهی،یه لیاقته که هرکسی بش نمیرسه..
تعداد مجنونارو بشمار،تعداد لیلی هارو بشمار،بشمار اونایی رو که سارا موندن،اونا که لیلا شدن..بخدا انگشت شمارن اونایی که دوس داشتن دونستن و عاشق موندن..بشمار لولیدن های تو همو،بشمار صدای فنر تختها رو،بشمار اشکای رو گونه لغزیده رو،بشمار عاشقای تو راه مونده رو..بخدا زیادن مدعیای بیخبر و هوسای زودگذر..
دوس داشتن از عشق فراتره..دوس داشتن گرم کردنه و عشق سوزوندن،دوس داشتن آرامش ساحله و عشق تلاطم دریا..اما..برا اونی که تارش از عشق باشه و پودش از دوس داشتن،دوس داره عشقو و عاشقونه دوس داره..
من هنوز،اینجام برا تو،از پشت این دیوار حرف میزنم،از پشت این دیوار خودخواهی و حماقت،ازین ور پرچین کوتاه دلم،از دوس داشتنای بی دلیل و از قلب همون علیرضا که هنو چشماش خیس میشه..پسری که هنوز یادشه شوق اون دو چشم خیسی که با گریه نکا میکرد..من هنوز از پشت دیوار ادمکا حرف میزنم،از سایه روشن خاطرات شیرین کودکی مون..
عشق حماقتیه از رو اختیار،عشق نجوای عاشقونه :"عزیزم تو یه فرشته ای " نیس..عاشق که باشی ساکتی،نمیدونی عاشقی یا آدمی،عشق به جات حرف میزنه..
عشق لذتیه که از درد کشیدن میبری..میبینی؟هیچ آدمی دنبال درد نمیگرده..هر آدمی عاشق نیست..عشق حماقتیه که به جون خریدی،حماقت میکنی و درد میکشی،آزار میده و باز دوس داری..
عشق لذت نرسیدنه،عشق گذر سالهاس به انتظار یه لحظه دیدن..عاشقا ساده دلخوش میشن..به یه نامه،به یه صدا..
خدا قسمت میدم به اشکای اون دل ساده که ساده شکست،تورو قسم به سادگی اون اسم چار حرفی،تورو به عشق،به اشک،هوای ساده هارو داشته باش!
#عـلـیـرضـا
Read more
#یا_صاحب_الزمان‌ ‌ اميد قلب خسته در اين شب سياهی در راه مانده‌ای را درياب با نگاهی ديگر بيا که بی‌تو از دست رفته‌ام من ای وای از تباهی ای وای از تباهی افتاده بودم از پا در جاده‌ی غم اما دادم به خود تسلا ديگر نمانده راهی ‌ ‌ ‌ #جمعه #انتظار #مهدویت ‌ #امام_زمان #میثم_مطیعی #حاج_میثم_مطیعی #دکتر_میثم_مطیعی #یا_صاحب_الزمان‌
‌ اميد قلب خسته در اين شب سياهی
در راه مانده‌ای را درياب با نگاهی
ديگر بيا که بی‌تو از دست رفته‌ام من
ای وای از تباهی ای وای از تباهی
افتاده بودم از پا در جاده‌ی غم اما
دادم به خود تسلا ديگر نمانده راهی ‌


#جمعه
#انتظار
#مهدویت
‌ #امام_زمان
#میثم_مطیعی
#حاج_میثم_مطیعی
#دکتر_میثم_مطیعی
<span class="emoji emoji2795"></span>طرفداراشو تگ کن<span class="emoji emoji2764"></span>️ <span class="emoji emoji25c0"></span>️ #هوروش_بند #خستم . <span class="emoji emoji1f3b5"></span>خستم از این زندگی که منو ول کرده آرزوهای من دیوونه ...
Media Removed
طرفداراشو تگ کن️ #هوروش_بند #خستم . خستم از این زندگی که منو ول کرده آرزوهای من دیوونه رو زده باطل کرده خستم بی تو از آدمای شهر کاش تو بودی دستات منو آرومم میکرد بسه جون هردومون خسته شدم از این شبا کم نشو از زندگیم داغون شدم برگرد بیا مگه میشه اون روزا رو تو الان یادت بره مگه آدم عشقشو ... ➕طرفداراشو تگ کن❤️
◀️ #هوروش_بند
#خستم
.
🎵خستم از این زندگی که منو ول کرده
آرزوهای من دیوونه رو زده باطل کرده
خستم بی تو از آدمای شهر
کاش تو بودی دستات منو آرومم میکرد
بسه جون هردومون خسته شدم از این شبا
کم نشو از زندگیم داغون شدم برگرد بیا
مگه میشه اون روزا رو تو الان یادت بره
مگه آدم عشقشو میتونه عذابش بده💔
.
#MtgHooroshBand
#HooroshBand
#Khastam
#MusicTextGraphy
Read more
. <span class="emoji emoji2795"></span>طرفداراشو تگ کن<span class="emoji emoji2764"></span>️ <span class="emoji emoji25c0"></span>️ #هوروش_بند #خستم . <span class="emoji emoji1f3b5"></span>خستم از این زندگی که منو ول کرده آرزوهای من دیوونه ...
Media Removed
. طرفداراشو تگ کن️ #هوروش_بند #خستم . خستم از این زندگی که منو ول کرده آرزوهای من دیوونه رو زده باطل کرده خستم بی تو از آدمای شهر کاش تو بودی دستات منو آرومم میکرد بسه جون هردومون خسته شدم از این شبا کم نشو از زندگیم داغون شدم برگرد بیا مگه میشه اون روزا رو تو الان یادت بره مگه آدم عشقشو ... .
➕طرفداراشو تگ کن❤️
◀️ #هوروش_بند
#خستم
.
🎵خستم از این زندگی که منو ول کرده
آرزوهای من دیوونه رو زده باطل کرده
خستم بی تو از آدمای شهر
کاش تو بودی دستات منو آرومم میکرد
بسه جون هردومون خسته شدم از این شبا کم نشو از زندگیم داغون شدم برگرد بیا
مگه میشه اون روزا رو تو الان یادت بره
مگه آدم عشقشو میتونه عذابش بده💔
.
#MtgHooroshBand
#HooroshBand
#Khastam
#MusicTextGraphy
Read more
با این که نمی بینم دیگه تو رو هرگز دوباره نبودنت تو رو زندگیم تاثیر گذاره آروم ترم جز وقتی داره بارون ...
Media Removed
با این که نمی بینم دیگه تو رو هرگز دوباره نبودنت تو رو زندگیم تاثیر گذاره آروم ترم جز وقتی داره بارون می باره با این که همه چی مثل قبل جور نیست ولی خوشبختی هم دور نیست میرسه یه روزی که یک نفر جات میاد که اندازه تو مغرور نیست نباشی پیشم سخت می گذره بی شک اما باز میشه تحمل کرد خستم از دنیا از منه بی تو از ... با این که نمی بینم دیگه تو رو هرگز دوباره
نبودنت تو رو زندگیم تاثیر گذاره
آروم ترم جز وقتی داره بارون می باره
با این که همه چی مثل قبل جور نیست
ولی خوشبختی هم دور نیست
میرسه یه روزی که یک نفر جات میاد که اندازه تو مغرور نیست
نباشی پیشم سخت می گذره بی شک اما باز میشه تحمل کرد
خستم از دنیا از منه بی تو از یه مشت خاطره ی بودن
دیونه میشم وقتی رو دیوار نقشی از لبخند تو پیداست
بعد تو هیشکی منو نرنجوند حیف من حیف این احساس
با این که چشام و تر کردی ازت نمی خوام که برگردی
کسی که با تو دلخوش میشه دلش با همینا خوش میشه
با این که گرفتی جون از من ازت نمی خوام بیای اصلا
دلم نمی خواد که برگردی ببین با دلم چیکار کردی
دنبالت می گشتم سایه به سایه حیرون و سر گردون تو کوچه با یه
نامه ی قدیمی تو رو هر روز صدا کردم
خسته و بی بال و پر سرد و سردرگم
روزی هزار دفعه بین این مردم
هر کی شبیه تو بود و نگاه کردم
دیونه میشم وقتی رو دیوار نقشی از لبخند تو پیداست
بعد تو هیشکی منو نرنجوند حیف من حیف این احساس
با این که چشام و تر کردی ازت نمی خوام که برگردی
کسی که با تو دلخوش میشه دلش با همینا خوش میشه
با این که گرفتی جون از من ازت نمی خوام بیای اصلا
دلم نمی خواد که برگردی ببین با دلم چیکار کردی
Read more
 #تماس_خدا رو رد نکن<span class="emoji emoji1f609"></span><span class="emoji emoji1f605"></span> . <span class="emoji emoji1f4cc"></span>یک روز مردی<span class="emoji emoji1f468"></span> از همسرش<span class="emoji emoji1f469"></span> پرسید نمازت را خوانده ای؟🤔 همسرش گفت: نه شوهر پرسید: ...
Media Removed
#تماس_خدا رو رد نکن . یک روز مردی از همسرش پرسید نمازت را خوانده ای؟🤔 همسرش گفت: نه شوهر پرسید: چرا؟🤔 همسر گفت: خیلی #خسته_ام تازه از کار برگشتم و کمی استراحت کردم. شوهر گفت: درست است خسته ای اما نمازت را بخوان قبل از اینکه بخوابی! . فردای آن روز شوهر به قصد یک سفر بازرگانی شهر را ترک ... #تماس_خدا رو رد نکن😉😅
.
📌یک روز مردی👨 از همسرش👩 پرسید نمازت را خوانده ای؟🤔
همسرش گفت: نه
شوهر پرسید: چرا؟🤔
همسر گفت: خیلی #خسته_ام تازه از کار برگشتم و کمی استراحت کردم.😞
شوهر گفت: درست است خسته ای اما نمازت را بخوان قبل از اینکه بخوابی!
.
فردای آن روز شوهر به قصد یک سفر بازرگانی💼 شهر را ترک کرد، همسرش چند ساعت پس از پرواز🛬 با شوهرش تماس گرفت تا احوالش را جویا شود، اما شوهر به تماسش پاسخ نداد،
چندین بار پی در پی زنگ زد اما شوهر گوشی را برنداشت،
همسر آهسته آهسته نگران شد و هر باری که زنگ میزد پاسخ دریافت نمی‌کرد
#نگرانی اش افزون تر می‌شد،
اندیشه ها و #خیالات طولانی در ذهن اش بود که نکند اتفاقی برای او افتاده باشد،
چون شوهرش به هر سفر که می‌رفت همزمان با فرود آمدنش به مقصد تماس می‌گرفت
اما حالا چرا جواب نمیداد؟
خیلی ترسیده بود گوشی را برداشت و دوباره تماس گرفت به امید اینکه صدای شوهرش را بشنود، اما این بار شوهر پاسخ داد و شوهرش گوشی راه برداشت.
همسرش با صدای لرزان پرسید: رسیدی؟
شوهرش جواب داد:
بله الحمدلله به سلامت رسیدم.
همسر پرسید: چه وقت رسیدی؟
شوهر گفت: چهار ساعت قبل، همسر با عصبانیت گفت😠😤: چهار ساعت قبل رسیدی و به من یک زنگ هم نزدی؟😡😡
شوهر با خون سردی گفت:
خیلی خسته بودم و کمی استراحت کردم، همسر گفت: مگر می‌مردی که چند دقیقه را صرف میکردی و جواب منو میدادی؟
مگه #من_برایت_مهم_نیستم ؟
شوهر گفت: چرا که نه عزیزم تو برایم مهم هستی.
همسر گفت: مگر صدای زنگ را نمی‌شنیدی؟🤔☹️
شوهر گفت: می‌شنیدم.
زن گفت: پس چرا پاسخ نمیدادی؟🤔☹️
شوهر گفت: دیروز تو هم به زنگ پروردگار پاسخ ندادی،
به یاد داری؟ که تماس پروردگار (اذان) را بی پاسخ گذاشتی؟
چشمان همسر از اشک حلقه زد 😭و پس از کمی سکوت گفت: بله یادم است،
ممنون که به این موضوع اشاره کردی...
معذرت می‌خواهم! 😞😞
شوهر گفت: نه عزیزم از من معذرت خواهی نکن، برو از پروردگار طلب مغفرت کن....😊
.
✨بلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَ أَبْقَى
✨شما #دنیا را ترجیح می‌دهید، در حالی که #آخرت بهتر و پایدارتر است!
.
📖سوره اعلی، آیات 16،17
.

دوره #شوق_نماز
#نماز_اول_وقت
#داستان_نماز #داستان_آموزنده
#نماز #چگونه_یک_نماز

پیـش بـہ سـوے خــ❤️ــدا
Telegram.me/tarkgonah
Read more
. چه شب بدی است امشب ، که ستاره سو ندارد گل کاغذی است شب بو ، که بهار و بو ندارد چه شده است ماه ما را ، ...
Media Removed
. چه شب بدی است امشب ، که ستاره سو ندارد گل کاغذی است شب بو ، که بهار و بو ندارد چه شده است ماه ما را ، که خلاف آن شب ، امشب ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد ؟ به هوای مهربانی ، ز تو کرده روی و هرگز به عتاب و مهربانی ، دلم از تو خبر ندارد ز کرشمه ی زلالت ، ره منزلی نشان ده به کسی که بی تو راهی ، سوی هیچ ... .
چه شب بدی است امشب ، که ستاره سو ندارد

گل کاغذی است شب بو ، که بهار و بو ندارد

چه شده است ماه ما را ، که خلاف آن شب ، امشب

ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد ؟

به هوای مهربانی ، ز تو کرده روی و هرگز

به عتاب و مهربانی ، دلم از تو خبر ندارد

ز کرشمه ی زلالت ، ره منزلی نشان ده

به کسی که بی تو راهی ، سوی هیچ سو ندارد

دل من اگر تو جامش ، ندهی ز مهر ، چاره

به جز آن که سنگ کوبد ، به سر سبو ندارد

به کسی که با تو هر شب ، همه شوق گفت و گو بود

چه رسیده است کامشب ، سر گفت و گو ندارد

چه نوازد و چه سازد ، به جز از نوای گریه

نی خسته یی که جز بغض تو در گلو ندارد

ره زندگی نشان ده ، به کسی که مرده در من

که حیات بی تو راهی ، به حریم او ندارد

ز تمام بودنی ها ، تو همین از آن من باش

که به غیر با تو بودن ، دلم آرزو ندارد

#حسین_منزوی
Read more
Man #behtarin doste donya #dost k na #kheyli bishtar az ye dost # <span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f49d"></span><span class="emoji emoji1f497"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f494"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f49f"></span><span class="emoji emoji1f49d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> . . . . . خیلی وقته ...
Media Removed
Man #behtarin doste donya #dost k na #kheyli bishtar az ye dost # . . . . . خیلی وقته دلم میخواد بگم دوست دارم بگم دوست دارم... بگم دوست دارم... از تو چشمای من بخون که من تو رو دارم فقط تو رو دارم بی تو کم میارم نبینم غمو اشکو تو چشمات نبینم داره میلرزه دستات نبینم ترسو توی نفس ... Man #behtarin doste donya #dost k na #kheyli bishtar az ye dost # 😍💝💗💖💕💔💞💟💝😍
.
.
.
.
.
خیلی وقته دلم میخواد بگم دوست دارم
بگم دوست دارم...
بگم دوست دارم...
از تو چشمای من بخون که من تو رو دارم
فقط تو رو دارم
بی تو کم میارم
نبینم غمو اشکو تو چشمات
نبینم داره میلرزه دستات
نبینم ترسو توی نفس هات
ببیین دوست دارم...
منم مثل تو با خودم تنهام
منم خسته از تموم دنیام
منم سخت میگذره همه شب هام
ببین دوست دارم...
ببین دوست دارم...
دوست دارم وقتی که چشماتو میبندی
با من به دردای این دنیا میخندی
آروم میشم بگی از غمات دل کندی
بیا به هم بگیم دوست دارم
دوست دارم, من اون چشمای قشنگو
دارم باست میخونم این آهنگتو
هر چی میخوای بگو از دل تنگتو
بیا به هم بگیم دوست دارم
نبینم غمو اشکو تو چشمات
نبینم داره میلرزه دستا
نبینم ترسو توی نفس هات
ببین دوست دارم...
منم مثل تو با خودم تنهام
منم خسته از تموم دنیام
منم سخت میگذره همه شب هام
ببین دوست دارم...
ببین دوست دارم...
دوست دارم وقتی که چشماتو میبندی
با من به دردای این دنیا میخندی
آروم میشم بگی از غمات دل کندی
بیا به هم بگیم دوست دارم
دوست دارم من او چشمای قشنگو
دارم باست میخونم این آهنگتو
هر چی میخای بگو از دل تنگتو
بیا به هم بگیم دوست دارم
آره دوست دارم.. 💝
دوست دارم💝
Read more
 # گُماشتهٔ گول آوری که تو را فاش می‌گوید بیا ، نرو... ! . در این سرزمینِ سوخته نه ایمانی مانده ...
Media Removed
# گُماشتهٔ گول آوری که تو را فاش می‌گوید بیا ، نرو... ! . در این سرزمینِ سوخته نه ایمانی مانده به احتمالِ شفا، نه پوزخندِ شعبده‌بازی که کلاهی و کبوتری...! . ببین این عذابِ اَلیم چه بر هزارهٔ هراس خوردگانِ خسته آورده است. دیگر نه رَدی که رؤیایِ راه بَلَدی، نه مؤمنی که بَسا باور به لَمْ ... #
گُماشتهٔ گول آوری که تو را
فاش می‌گوید بیا ،
نرو... !
.
در این سرزمینِ سوخته
نه ایمانی مانده به احتمالِ شفا،
نه پوزخندِ شعبده‌بازی
که کلاهی و کبوتری...!
.
ببین این عذابِ اَلیم
چه بر هزارهٔ هراس خوردگانِ خسته
آورده است.
دیگر نه رَدی که رؤیایِ راه بَلَدی،
نه مؤمنی که بَسا
باور به لَمْ یَلَدی...!
فقط صفوفِ به درماندگانی بی‌جیره مانده‌اند
که در مصاف با سایهٔ خویش
از مصدرِ مرگ سخن می‌گویند.
.
مصیبتا...وا مصیبتا !
او که تو را نا امید می‌خواند
تنها گوربانِ بی‌هودهٔ خود
خواهد شد،
و او که با تو از امید سخن می‌گوید،
خود
نومیدترینِ این خلایق است.
.
واهی...واهی
هی وَهْنِ واهی،
بگو از جانِ این مردمِ تشنه
چه می‌خواهی...؟!
.
#سیدعلی_صالحی
Read more
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب ...
Media Removed
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد نه به یک بار نشاید در احسان بستن صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد همه انواع خوشی حق به یکی حجره ... همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد
چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی
خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد
نه به یک بار نشاید در احسان بستن
صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد
همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد
هیچ کس بی‌تو در آن حجره ره راست نبرد
گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبین
آنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد
آستینم ز گهرهای نهانی پر دار
آستینی که بسی اشک از این دیده سترد
شحنه عشق چو افشرد کسی را شب تار
ماهت اندر بر سیمینش به رحمت بفشرد
دل آواره اگر از کرمت بازآید
قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد
این جمادات ز آغاز نه آبی بودند
سرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد
خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش است
چون برون آید از جای ببینش همه ارد
مفسران آب سخن را و از آن چشمه میار
تا وی اطلس بود آن سوی و در این جانب برد
Read more
. . مثل دنباله ی زنی در باد قد کشیدم درون حافظه ات مثل مه پخش می شد از آغاز خاطرات بدون حافظه ات تا ...
Media Removed
. . مثل دنباله ی زنی در باد قد کشیدم درون حافظه ات مثل مه پخش می شد از آغاز خاطرات بدون حافظه ات تا کجا از خودم فرار شدم با دو پا از دو رشته کوه بلند به زمین وصل بود پاهایم چشم هایم به جاده میخ شدند نتوانستم از تو دور شوم سایه ای بودم از ادامه ی تو هر چه رفتم به قبل برگشتم به نخستین سلام نامه ی تو من ... .
.
مثل دنباله ی زنی در باد
قد کشیدم درون حافظه ات
مثل مه پخش می شد از آغاز
خاطرات بدون حافظه ات

تا کجا از خودم فرار شدم
با دو پا از دو رشته کوه بلند
به زمین وصل بود پاهایم
چشم هایم به جاده میخ شدند

نتوانستم از تو دور شوم
سایه ای بودم از ادامه ی تو
هر چه رفتم به قبل برگشتم
به نخستین سلام نامه ی تو

من فقط شکل دیگری بودم
از هوایی که توی خون تو بود
داشت کم کم به کشتنم می داد
پرتگاهی که در جنون تو بود

مهربان باش مثل یک مادر
با من، این خسته از چرایی خود
بغلم کن شبیه داروها
توی آغوش شیمیایی خود

هیچ کس غیر تو نمی داند
درد و دیوانگی چقدر بد است
زخم هایم عمیق می فهمند
دشمن خانگی چقدر بد است

کاش می شد به باد می دادم
مولکول های خسته ی خود را
با کمی چسب خوب می کردم
بغض های شکسته ی خود را

آه بی تو چقدر گریه بد است
می کشد شیره ی وجودم را
توی بغضم حشیش کاشته اند
تا تماشـــا کننـد دودم را

مثل رویای نیمه کاره ی تو
زنده و خسته ام ولی با درد
مثل کبریت روشن از گوگرد
به تو وابسته ام ولی با درد

می شود در خودم فرار کنم
با دو تا دست بر گلوی خودم
مثل یک خاطره مرور شوم
توی آیینه روبروی خودم
.

#پریاتفنگساز ساز
از #کتاب #بالشم_صدا_خفه_کن_بود
#شعر .
..
.
نقاشی زیبا از سارا رضایی ❤
.
#moderncalligraphy #calligraphy #brushlettering #rainbow #brushcalligraphy #paint #watercolor #ecoline #royaltalens #lettering #brushtype #moderntype #letteringchallenge #motivationalquotes #positivity #watercoloring #painting #handlettering #handmadefont #typegang #deathheadmoth #deathsheadmoth #insectart #moth #stilllife #stilllifepainting
Read more
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این ...
Media Removed
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این جنایت به پاس بودن هاست شهرِ بی شعر نوش جان شما شاعر اینجا جنازه ای تنهاست دوست دارم به آسمان بزنم تا نگاهم به ماه برگردد می فروشم خدای نورم را روزگار ِ سیاه برگردد بیت، من را گرفته ... مرگ آرام در تحمل بستر

مثل ققنوسِ شمس برگشتن

در مسیحایِ سردِ خاکستر

دست هایم به کار کشتنم اند

این جنایت به پاس بودن هاست

شهرِ بی شعر نوش جان شما

شاعر اینجا جنازه ای تنهاست

دوست دارم به آسمان بزنم

تا نگاهم به ماه برگردد

می فروشم خدای نورم را

روزگار ِ سیاه برگردد

بیت، من را گرفته از خویشم

اولم شعر بوده، عشق آخر

شعر یعنی تمام آدم ها

عشق یعنی علیرضا آذر

عشق اما نهایتی مجهول

بی حضورش اگر چه شب عالی است

در تن فکرهای هر شبه ام

باز هم جای خالی اش خالی است

پشت ذهنم دهان سوراخی

به خیال کلید وا مانده

یا کلیدی به فکر سوراخی

توی جیب جلیقه جا مانده

آنور قفل های تکراری

می پذیرم عمیق چاهم را

دوزخت از بهشت آبی بهتر

می کشم وزنه ی گناهم را

چشم هایت کنار ماشین ها

زیر پاهای شهر جان بدهند

عابرین شلوغ بی سر و ته

رد شوند و سری تکان بدهند

جفت گیری گاو - آدم ها

پای تابوت کرکسی مُرده

ماهیانی که دیر فهمیدند

کوسه از رنج بی کسی مُرده *

باز روزی شریک جرمت را

توی تار عنکبوت می بینی

دست و پای ظریف جفتت را

روی میز نهار می چینی

توی بشقاب مهمان ها

تکه های غرور خون بارت

زیر چشمی تعارفی بزنی

به لب و لوچه ی پرستارت

مفصل و ساق استخوانت را

به سگ هرزه ای نشان بدهی

استخوان را به نیش خود بکشی

رو به خود هم دمی تکان بدهی

بعداز عمری خر خودت باشی

یک نفر گردن کلفتت را

مفت دریا به تخم ماهی ها

یک نفر در طویله جفتت را...!!! از دهان تو خسته تر باشم

زیر فحش تو جان به جان بدهم

زیر فحش تو خوار مادر را

به درک!! روی خوش نشان بدهم

عشق یعنی علاج واقعه ای

قبل از افتاد و بعد از افتادن

عشق یعنی که نامه ای خوش خط

به زن هیتلر فرستادن

و بگویی که عاشقش هستی

بچه ها هم تفنگ می گیرند

عشق یعنی به تخم ماهی ها

که هزاران نهنگ می میرند

غرق در انتهای یک باور

در تمنای صید مروارید

زیر آبی و غافل از اینکه

بچه میگو به هیکلت میرید!

بی نفس از فشار یک پوچی

در سراشیب تن پس از سیگار

زیر لب آرزو کنی هر شب

دست از این مَردِ بی پدر بردار

مثل کبریتِ بی خطر باشی

هیزمی از تو گـُر نگیرد یا... مثل آتشفشان سردی که

برف را ساده می پذیرد بعد... عشق یعنی بغل کنم زن را

فکر زن جای دیگری باشد

عشق یعنی زنی بغل کُندم

فکر من جای دیگری باشد *

جان این ایستگاه متروکه

زنده کن لاشه ی قطارم را

هیچ عشقی به مقصدم نرسید

پس بده مهره های مارم را

ضامنم را بکش که منتظرند
Read more
. #امام_زمان_عج #نیمه_شعبان #ولادت #مربع_ترکیب دلگیرم از شهری که مسکین را نمیفهمد شهری ...
Media Removed
. #امام_زمان_عج #نیمه_شعبان #ولادت #مربع_ترکیب دلگیرم از شهری که مسکین را نمیفهمد شهری که درد شعر پروین را نمیفهمد! شهری که صورت های غمگین را نمیفهمد شهری که ((لااکراه فی الدین)) را نمیفهمد وقتی دلم میگیرد از نامهربانی ها وقتی دلم پر میشود از بد گمانی ها حس میکنم باید غریب و بی نشان ... .
#امام_زمان_عج
#نیمه_شعبان
#ولادت
#مربع_ترکیب
دلگیرم از شهری که مسکین را نمیفهمد
شهری که درد شعر پروین را نمیفهمد!
شهری که صورت های غمگین را نمیفهمد
شهری که ((لااکراه فی الدین)) را نمیفهمد
وقتی دلم میگیرد از نامهربانی ها
وقتی دلم پر میشود از بد گمانی ها
حس میکنم باید غریب و بی نشان باشم
انگار میخواهد دلم در جمکران باشم
من دوست دارم هم رکاب آسمان باشم
میترسم از اینکه شبیه کوفیان باشم
بدکرده ام با خود ، خودم هم خوب میدانم
ای آسمان بیکران مشتاق بارانم
از کوله بار لطف تو اعجاز میخواهم
آقا ، دلی چون لحظه ی آغاز میخواهم
دیگربریدم مهربان ، همراز میخواهم
ای آسمان بیکران پرواز میخواهم
یارت نبودم سالها اما تو یارم باش
من شانه ای مردانه میخواهم... کنارم باش
از این جماعت از تمام شهر بیزارم
آقا غریب و خسته ام تنها تورا دارم
آقا پشیمانم من از رفتار و کردارم
آری پشیمانم برای چندمین بارم
پیمان شکستم بارها اما گذر کردی
حال من بیچاره را آشفته تر کردی
دلگیری از نامردی این مردم گمراه
با استخوانی در گلو سر میکنی در چاه
تنها تو از من خواستی یک قلب خاطر خواه
سهم من از تو آسمان ، سهم تو از من آه
دلخسته ای از جمعه های بی ثمر بودن
دلخسته ای از سالها بی همسفر بودن
در سهله یا در جمکران تنهای تنهایی
در اوج تنهایی به فکر غربت مایی
آقا شنیدم بارها وقتی که می آیی
حس میکنم دیدم تو را یک روز در جایی!
با اینکه از من ، از من بیچاره دلسردی
من خوب میدانم که روزی باز میگردی
روزی کبوتر میشوم در آسمان تو
پرمیزنم در آسمان بیکران تو
غرق محبت میشود دنیا زمان تو
شمشیر تو یعنی دو چشم مهربان تو
روزی جهانی میشود مجذوب نور تو
روزی خبرها میشود شرح ظهور تو... #محسن_کاویانی
#شعر_شیعه
Read more
.... دل.....نوشته... حواست هست؟؟ من و تو با سادگی تمام....با همین دستهای خالیمان .....آرام ...
Media Removed
.... دل.....نوشته... حواست هست؟؟ من و تو با سادگی تمام....با همین دستهای خالیمان .....آرام و بی صدا....بی منت و بی توقع....بدون وام  گرفتن از اطرافیانمان...زندگیمان را ساختیم...نقش به نقش..... آجر به آجرش را خودمان طرح زدیم.. ..تنمان سلامت...راه ادامه داره...... . ما این روزها....یک ... ....
دل.....نوشته...
حواست هست؟؟
من و تو با سادگی تمام....با همین دستهای خالیمان .....آرام و بی صدا....بی منت و بی توقع....بدون وام  گرفتن از اطرافیانمان...زندگیمان را ساختیم...نقش به نقش..... آجر به آجرش را خودمان طرح زدیم.. ..تنمان سلامت...راه ادامه داره......
.
ما این روزها....یک سد دیگه رو شکستیم....
دوست دارم حرف بزنم....
اول با خدای خودم.....ببخش اگر بعداز سالها سکوت و خودداری پریشب فریاد زدم که چرا صدامو نمیشنوی...گفتم من خسته شدم...تو خسته نشدی.....گفتم نذر باب الحوائج کردم....دیگه بسسه اینهمه کم و زیاد.....گفتم یا تمومش کن یا کمک کن بی خیال شم.......تو......یکدفعه تمومش کردی....حالا یا به خاطر دلم که صداش بلند شد ...یا واس خاطر حرمت و عظمت سالارم باب الحوائج........
.

دوم با تو....خوشحالم که با اراده و قدرت این سد رو شکستی...ممنونم بهم اعتماد کردی....ممنونم که اینقدر به فکر رفاه و راحتی ما هستی....ممنونم که اینقدر داری تلاش میکنی.....و....میدونم که بار اضافه ای روی دوشت جا گرفته....
.
..ذهنم خسته تر ازینه که بیشتر  ازین ثبت کنه...
.
این پست رو گذاشتم چون دوستان عزیزم پیگیرم بودند که چرا نیستم....ولی ...شاید نمیتونستم بهتون انرژی خوبی بدم ترجیح میدادم نباشم....
بهتون میگم.....ما سالهاست با تلاش و بدون کمک اطراف داریم زندگیمون رو میسازیم و پیش میریم..به خاطر همین بیشتر قدر داشته هامون رو میدونیم و.مصلحت و مصلحت اندیشی اطرافیانمون برامون مهم نبوده و نیست.......
قدر داشته هاتون رو بدونین و با جسارت فقط به آرامش و امنیت خانواده تون فکر کنین...به خدا تکیه کنین و با اراده به سمت خواسته هاتون حرکت کنین....وقتی هدف باشه سختی هاش قابل تحمله....
👈یه چیزی هم بگم....مردا احتیاج دارن...💗عاشقانه دوستشون داشته باشیم...💗مادرانه از کوچکترین کارهاشون تعریف و تمجید کنیم و چون یک معشوقه💗 تیمارشون کنیم و بهشون ببالیم....بعد ....اونها...دنیارو به پامون میریزن...
مواظب مردای خوب زندگیامون باشیم💗 .
.
شرمنده اگه حرفام پراز حرف بود😊
Read more
. من با همه ی درد جهان ساختم اما ،، با درد تو هر ثانیه دلآله نپردم #تو_دورشدی_از_من_و_با_این_همه_یک_عمر_من_غیر_تو_حتی_به_کس_فکر_نکردم من ...
Media Removed
. من با همه ی درد جهان ساختم اما ،، با درد تو هر ثانیه دلآله نپردم #تو_دورشدی_از_من_و_با_این_همه_یک_عمر_من_غیر_تو_حتی_به_کس_فکر_نکردم من خسته ام از این همه تاوان جدایی ،، ای بی خبر از حال من امروز کجایی من صبر نکردم که به این روز بیوفتم ،، اینقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی ای دوست کجایی،،، اینقدر ... .
من با همه ی درد جهان ساختم اما ،، با درد تو هر ثانیه دلآله نپردم
#تو_دورشدی_از_من_و_با_این_همه_یک_عمر_من_غیر_تو_حتی_به_کس_فکر_نکردم
من خسته ام از این همه تاوان جدایی ،، ای بی خبر از حال من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیوفتم ،، اینقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی،،،
اینقدر که راحت به خودم سخت گرفتم ،، از حفظ شده باور من درد کشیدن
#گیرم_همه_آینده_ی_من_پاک_شد_از_تو_با_خاطرهای_تو_چه_باید_بکنم_من
من خسته از این همه توان جدایی ،، ای بی خبر از حال من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیوفتم ،، اینقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی،،،
Haminjury khub bud neveshtam vagarna dustamun dorvarmunan #refaghat
#احسان_خواجه_امیری
Read more
سفر ... خواننده: محمد راد _ موسيقى: ناصر چشم آذر _ ترانه: بابك صحرايى گرافيك: بهرنگ نامدارى . در كانال تلگرام مى توانيد بشنويد Telegram.me/babaksahraee . تو برگ و باد حادثه وقتی که شب پرپر می شد وقتی که بارون می زد و ستاره خاکستر می شد . بین هراس و غربت موجای تلخ و صخره کوب یک لحظه بعد از فاجعه ... سفر ... خواننده: محمد راد _ موسيقى: ناصر چشم آذر _ ترانه: بابك صحرايى
گرافيك: بهرنگ نامدارى
.
در كانال تلگرام مى توانيد بشنويد
Telegram.me/babaksahraee
.
تو برگ و باد حادثه وقتی که شب پرپر می شد
وقتی که بارون می زد و ستاره خاکستر می شد
.
بین هراس و غربت موجای تلخ و صخره کوب
یک لحظه بعد از فاجعه یک ثانیه قبل از غروب
.
تو رفتی و غم شعله کرد تو رفتی و تنها شدم
تو عاشقونه پر زدی من تلخ و بی صدا شدم
.
تو رفتی و بارون گرفت کوچه دیگه چشماشو بست
تو جاده ها که گم شدی پل های بین ما شکست
.
بی تو شب دلولپسی یک ثانیه ترکم نکرد
اندوه پاییزو کسی از باغ و بارم کم نکرد
.
بدون تو سردرگمم میون مرگ و زندگی
خسته شدم از باور این وحشت بی ریشه گی
.
کجا تور رو پیدا کنم وقتی غریب و بی کسم
وقتی تو هیچ جای جهان به مقصدی نمی رسم
.
کسی ندید تو بهت شب هنگام پرپر زدنم
یک ثانیه بعد از سفر یک لحظه قبل از مردنم
.
تو رفتی و غم شعله کرد تو رفتی و تنها شدم
تو عاشقونه پر زدی من سرد و بی صدا شدم
.
تو رفتی و بارون گرفت کوچه دیگه چشماشو بست
تو جاده ها که گم شدی پل های بین ما شکست
.
@nassercheshmazar
@behrangnamdari
@mohammadraad
#ناصر_چشم_آذر
#بابک_صحرایی
Read more
‌ ❑ به تو سلام می‌کنم به تو سلام می‌کنم کنارِ تو می‌نشینم و در خلوتِ تو شهرِ بزرگِ من بنا می‌شود. اگر ...
Media Removed
‌ ❑ به تو سلام می‌کنم به تو سلام می‌کنم کنارِ تو می‌نشینم و در خلوتِ تو شهرِ بزرگِ من بنا می‌شود. اگر فریادِ مرغ و سایه‌ی علفم در خلوتِ تو این حقیقت را باز می‌یابم. ـ□ خسته، خسته، از راه‌کوره‌های تردید می‌آیم. چون آینه‌یی از تو لبریزم. هیچ چیز مرا تسکین نمی‌دهد نه ساقه‌ی بازوهایت نه ...
❑ به تو سلام می‌کنم

به تو سلام می‌کنم کنارِ تو می‌نشینم
و در خلوتِ تو شهرِ بزرگِ من بنا می‌شود.

اگر فریادِ مرغ و سایه‌ی علفم
در خلوتِ تو این حقیقت را باز می‌یابم.

ـ□

خسته، خسته، از راه‌کوره‌های تردید می‌آیم.
چون آینه‌یی از تو لبریزم.
هیچ چیز مرا تسکین نمی‌دهد
نه ساقه‌ی بازوهایت نه چشمه‌های تنت.

بی‌تو خاموشم، شهری در شبم.
تو طلوع می‌کنی
من گرمایت را از دور می‌چشم و شهرِ من بیدار می‌شود.
با غلغله‌ها، تردیدها، تلاش‌ها، و غلغله‌ی مرددِ تلاش‌هایش.

دیگر هیچ چیز نمی‌خواهد مرا تسکین دهد.
دور از تو من شهری در شبم ای آفتاب
و غروبت مرا می‌سوزاند.

من به دنبالِ سحری سرگردان می‌گردم.

ـ□

تو سخن می‌گویی من نمی‌شنوم
تو سکوت می‌کنی من فریاد می‌زنم
با منی با خود نیستم
و بی‌تو خود را در نمی‌یابم

دیگر هیچ چیز نمی‌خواهد، نمی‌تواند تسکینم بدهد.

ـ□

اگر فریادِ مرغ و سایه‌ی علفم
این حقیقت را در خلوتِ تو باز یافته‌ام.

حقیقت بزرگ است و من کوچکم، با تو بیگانه‌ام.

فریادِ مرغ را بشنو
سایه‌ی علف را با سایه‌ات بیامیز
مرا با خودت آشنا کن بیگانه‌ی من
مرا با خودت یکی کن.
‌‌


دوم فروردین ماه ۱۳۳۴ | از دفتر هوای تازه | وب‌سایت و صفحه رسمی احمد شاملو


www.shamlou.org ■ telegram.me/ShamlouHouse ‌


‌ #احمد_شاملو #شاملو #الف_بامداد #شعر #شعر_سپید #شعر_نو #عاشقانه #شعر_عاشقانه #صفحه_رسمی_احمد_شاملو #سایت_رسمی_حامد_شاملو ‌

‌ #Ahmad_Shamlou #Shamlou #ahmad_shamloo #shamloo #poet #poetry #poem #iranian_poet #litrature #love_poem #iran #the_official_website_of_ahmad_shamlou #the_official_page_of_ahmad_shamlou‌
Read more
... علی صبوری تو بی نظیری، از اونجایی که توو مراحل مختلف خنداننده بیش از اندازه با استندآپ های تو خندیدم ...
Media Removed
... علی صبوری تو بی نظیری، از اونجایی که توو مراحل مختلف خنداننده بیش از اندازه با استندآپ های تو خندیدم دلم نمی یاد بهت خسته نباشید نگم . واقعا خسته نباشی. ممنون از آقای فرهاد آئیش. ممنون از رامبد جوان عزیز و تیم خندوانه به خاطر کشف این موجودات با استعداد . #خنداننده_شو #خندوانه #رامبد_جوان #فرهاد_آئیش #علی_صبوری ... ...
علی صبوری تو بی نظیری، از اونجایی که توو مراحل مختلف خنداننده بیش از اندازه با استندآپ های تو خندیدم دلم نمی یاد بهت خسته نباشید نگم .
واقعا خسته نباشی.
ممنون از آقای فرهاد آئیش.
ممنون از رامبد جوان عزیز و تیم خندوانه به خاطر کشف این موجودات با استعداد .
#خنداننده_شو
#خندوانه
#رامبد_جوان
#فرهاد_آئیش
#علی_صبوری
@saburi__ali
@rambodjavan1
@khandevaneh_official
Read more
: . با چی خالی کنم هر شب یه بغضی قد یه کوهُ شبایی که بغل کردم یه قاب عکس بی روحُ کجایی که ببینی من چه ...
Media Removed
: . با چی خالی کنم هر شب یه بغضی قد یه کوهُ شبایی که بغل کردم یه قاب عکس بی روحُ کجایی که ببینی من چه دردی میکشم بی تو چه زجری میشکم وقتی میبینم جای خالیتو تو رفتی خاطرات تو رفیق ِ اشک چشمامن در و دیوار این خونه غریبی میکنن با من یه دریا بودی و چشمم حریف بغض دریا نیستی تو اونقدر دور رفتی که ازت ... :
.
با چی خالی کنم هر شب
یه بغضی قد یه کوهُ
شبایی که بغل کردم
یه قاب عکس بی روحُ
کجایی که ببینی من
چه دردی میکشم بی تو
چه زجری میشکم
وقتی میبینم جای خالیتو
تو رفتی خاطرات تو
رفیق ِ اشک چشمامن
در و دیوار این خونه
غریبی میکنن با من
یه دریا بودی و چشمم
حریف بغض دریا نیستی
تو اونقدر دور رفتی که ازت
یک قطره پیدا نیست
کجایی که ببینی
من چقدر دل خسته و تنهام
ببینی ، زندگی بی تو
داره جون میده رو دستام
منو تو ما شده بودیم
عذابم میده من بودن
با داغ ِ دوری از دستات
یه عمری تن به تن بودن
دلم میگیره از تقدیر
که دور از هم رهامون کرد
اگه قسمت جدایی بود
واسه چی آشنامون کرد
کجایی که ببینی
من چقدر دل خسته و تنهام
ببینی ، زندگی بی تو
داره جون میده رو دستام
.
.
#بغض #ابی #ترانه #داود_رحمت_الهی #ترانه_نوشت #taranenevesht #ebi
#photo : ©alireza.d.o 🌹
Read more
در پس این دنیای دیجیتال با قابی مستطیل شکل صدای تو تپش قلب تو بهترین موسیقی شبانه و فنجانی قهوه ...
Media Removed
در پس این دنیای دیجیتال با قابی مستطیل شکل صدای تو تپش قلب تو بهترین موسیقی شبانه و فنجانی قهوه می شود همراه این "من" خسته قهوه هایی که از ترس فال های نبودنت نخورده سرد شدند و شاید سهم سوسک عاشق فاضلاب و به زیباترین بازیگری ممکن با تو می گفتم از فالی سراسر بودن لبریز از تو و من فالی که چون ماسکی ... در پس این دنیای دیجیتال
با قابی مستطیل شکل
صدای تو
تپش قلب تو
بهترین موسیقی شبانه
و فنجانی قهوه می شود همراه این "من" خسته
قهوه هایی که از ترس فال های نبودنت
نخورده سرد شدند و شاید سهم سوسک عاشق فاضلاب
و به زیباترین بازیگری ممکن با تو می گفتم
از فالی سراسر بودن
لبریز از تو و من
فالی که چون ماسکی می ماند اندوهم را
و شوقی که در دلت می نشست از فالی چنین زیبا
و وای از نسیم
نسیم بازیگوش این شب های بی طلوع
خنده هایت را می دزدید و در تمامی کوچه های شهر فریاد می زد
خنده هایت را باید مخفی می ساختم
یک حبس ابد
در دور ترین پستوی قلبم
وقتی هنوز قصه شادی هایت به گوش روزگار نرسیده بود
دستان من
آغوش من
چشمان من
لب های من
خالی بود از حضور تو
و ترنم صدایت زیباترین ستاره این شب های خالی
بی تاب یک صدا
دلتنگ یک صدا
مشتاق یک صدا
پا به پای واژه هایت کشیده شدم
از ناکجا به ناکجا
و من هنوز در حیرتم از دلی که به صدا باختم
نمی دانم چگونه دل به دلت سپردم
حیرانم از بازی چنین نفس گیر
از این رویای ناتمام
بی فردا
پر تشویش
و بسیار زیبا
و کاش کوچه ای را با هم رفته بودیم
در باران
در برف
در آفتاب
در مهتاب
تا اگر روزی
یا سیاه ترین شبی
دیگر صدا نشدی
من در کوچه ای آشنا به دنبال نسیم باشم
و صدایت را التماس کنم از تمامی پنجره ها
تمام شهر را میگردم
و تمامی شهرها را
و تو انگار گم شده ای در این هیاهوی رنگی
و من و قلبی نمانده
هر شب آمدنت را فال خواهیم گرفت
شاید که جفت سوسک عاشق فاضلاب
به او بازگردد
و بی تو دیگر هق هقی هم نیست در گلویی یخ زده
 و تو می گذری
و تو می دانی
صدایت آخرین خاطره ثبت شده در این قلب است
و تو چه سبک بالی
پر می گشایی
پرنده بودن را به رخ می کشانی
و پاهایی که در زنجیر می ماند
و یک "من" بی تاب نسیمی
و منتظر و منتظر و منتظر
و می شکند
و فرو می ریزد
و باز هرشب صدایت را گوش می دهد
از توی در توی خاطراتت.
سالار
Read more
من از عمق خاطرات تلخت اومدم من از عرصه های بی هدفت اومدم من با اینکه دنیات سیاهه ولی اَ پاکیه قلبت ...
Media Removed
من از عمق خاطرات تلخت اومدم من از عرصه های بی هدفت اومدم من با اینکه دنیات سیاهه ولی اَ پاکیه قلبت اومدم من از زمینم از آسمونت نه از نگاه سرد مهربونت من از عمق دلگیر شبهاتو از __ روزای سختت اومدم من یعنی مردِ پاییز و بارون چتر سیگار پیاده داغون من یعنی یه تخت پاره رو موج بلند حماقتامون من آینه ... من از عمق خاطرات تلخت اومدم
من از عرصه های بی هدفت اومدم
من با اینکه دنیات سیاهه
ولی اَ پاکیه قلبت اومدم
من از زمینم از آسمونت
نه از نگاه سرد مهربونت
من از عمق دلگیر شبهاتو
از __ روزای سختت اومدم
من یعنی مردِ پاییز و بارون
چتر سیگار پیاده داغون
من یعنی یه تخت پاره
رو موج بلند حماقتامون
من آینه ی رفتارتم
من حاصل افکارتم
من واسه اینکه تو خواستی هستم
همون که اشکاتو داد میزد
گیرم دیدی رو دنیای خودم فریک زدم
رو این دنیا با این آدمای گریم پرست
همیشه تو شعرام تو بودی بیشتر
آخه من اصلا دروغگوی خوبی نیستم
واسه همین تو دلِ تو جای ما نبود
چون میخوندیم با طبع شاعرانمون
از یه سری گرگای بی وطنو
میذایید که آدمارو بی معرفت کرد
نه نمیخوام روزه خون دردات بشم
بعد فحش بدی فقط تو دردات به من
من کوهم حاصل رسوب دریام
پس نمیگیرم هیچوقت وضو با اشکام
همه جا با حرفام گله کردم ازت
ولی نشستی پا حرفام و گریه کردی فقط
قول میدم نشنیدی حرف دلمو
فقط هی هميشه گفتی باشه ولم کن
He deals the cards as a meditation
And those he plays never suspect
He doesn’t play for the money he wins
He doesn’t play for the respec
I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that’s not the shape of my heart

خسته شدم دیگه از به دل کشیدن
حتی گاهی از درد دل شنیدن
خسته شدم دیگه از آدمای دورم
از این احمقا که شکل عاقلای پُرن
تو یاد دادی بهم اونکه سرباز میشه
با جون و دل اَ پرواز میگه و
فهمیدم اینجا هرکی فکر خودشه
اونکه بیشتر قول میده کمتر راست میگه
فهمیدم به همه ی ثروت عالم
نمی ارزه که باشه تنهایی آدم
من فهمیدم منیّت من
یعنی خریت محض
پس سلامتی کریم بنزما
که نگفت بنز من، میگفت بنز ما
و ما یعنی حسادت تموم
یعنی همه میریم و میمونه رفاقتامون
ما یعنی یه جهان یه قانون
یعنی یه دنیای مهربون آروم
ما یعنی یه راه، یه فانوس
یعنی نمیپیچه بوی خون و باروت
ما یعنی رویام رو زمین
یعنی رنگ آبی رو به دنیا بزنیم
من، یعنی درد مشترک
یعنی شاملو رو فریاد بزنیم
ولی تو عاشقِ کارناوالی
به اصل موضوع هم کار نداری
که میخواد یه عشق پُر صدا باشه
یا ختم حبیبو مرتضی باشه
نه واسمون فرقی هم نمیکنه
اشکامون به درد هم نمیخوره
کلام آخر یعنی حرفام بی هدف
من یعنی تو یعنی ما رویاست تا ابد
I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that’s not the shape of my heart
Read more
*** همه چیز از روزی شروع شد که خسته و بی‌حوصله از کارِ زیاد، پوشۀ قرمز را دست گرفتم و شروع کردم به خواندن. ...
Media Removed
*** همه چیز از روزی شروع شد که خسته و بی‌حوصله از کارِ زیاد، پوشۀ قرمز را دست گرفتم و شروع کردم به خواندن. یک آن، زمان را گم کردم، مکان را هم. پشتِ میزِ کارم توی دفتر مجله نشسته بودم و گریه می‌کردم. می‌خواندم و گریه می‌کردم. و آنقدر خواندم و گریه کردم که تمام شد؛ همۀ 230 صفحۀ پوشۀ قرمز را خواندم، پوشه را ... ***
همه چیز از روزی شروع شد که خسته و بی‌حوصله از کارِ زیاد، پوشۀ قرمز را دست گرفتم و شروع کردم به خواندن. یک آن، زمان را گم کردم، مکان را هم. پشتِ میزِ کارم توی دفتر مجله نشسته بودم و گریه می‌کردم. می‌خواندم و گریه می‌کردم. و آنقدر خواندم و گریه کردم که تمام شد؛ همۀ 230 صفحۀ پوشۀ قرمز را خواندم، پوشه را کنار گذاشتم، یک دلِ سیر گریه کردم و بعد برای مرضیه نوشتم: تمام شد! یک نفس خواندم و گریه کردم برای مادرت، و برای تو و برای بزرگیِ برادرهایت... این پوشۀ قرمز سرگذشتِ زندگی مرضیه است؛ یکی از ما آدم‌ها. یکی که هر روز توی خیابان شانه‌به‌شانه‌اش می‌شویم یا توی اتوبوس و مترو کنارش می‌نشینیم بی‌آنکه نگاهی به هم بکنیم و دریغ از لبخندی برای هم حتی.
پوشۀ قرمز سه هفتۀ تمام جلوی چشمم بود، روی میز کارم. مرضیه خواسته بود که بخوانم. (همین‌جا توی اینستاگرام برایم دایرکت زد و گفتم نوشته‌ات را بیار. آن لحظه که برایش می‌نوشتم بیار تا بخوانم، فکرش را هم نمی‌کردم که اسیرِ این نوشته شوم.) در این فاصله هرکسی را که دیدم، بی‌ربط یا با‌ربط، از داستانِ زندگی مرضیه برایش گفتم؛ از رنج و حزنِ سال‌های سالِ مادر مرضیه که نه دردِ جسم، که دردِ بی‌فرهنگی امانش را برید. امروز که مرضیه برای بردنِ پوشۀ قرمز آمد، دعوتش کردم به استکانی چای و چند دقیقه‌ای گپ. حرف زدیم. بیشتر مرضیه حرف زد؛ پر از حرف است این دختر، پر از حرف‌ و پر از روایتِ صبوری.
حالا که مرضیه پوشۀ قرمز را برده انگار چیزی از من کم شده، انگار گم‌شده‌ای دارم. رویِ میزم جایِ پوشۀ قرمز خالی است؛ راستش دلم می‌خواهد با همۀ توان و امکانم کمک کنم که پوشۀ قرمزِ مرضیه تبدیل به کتاب شود و بماند.
Read more
 #bighanoon #amirqobad پیرمرده با یه قیافه شیرین از این چروک باحالا که خوراک عکاسی از یه روز خسته ...
Media Removed
#bighanoon #amirqobad پیرمرده با یه قیافه شیرین از این چروک باحالا که خوراک عکاسی از یه روز خسته پیاده تو شهره، با یه لحن از این خش‌دار- دل‌غشه بردارا، صدا کرده: پسر این کوچه خوشحال شرقی کدومه؟ دیدم اهل معاشرت نمکداره. میگم: خوشحال شرقی رو کوبیدن الان مریض احوال غربی موجوده پدر جان. میگه: من پسری ... #bighanoon #amirqobad
پیرمرده با یه قیافه شیرین از این چروک باحالا که خوراک عکاسی از یه روز خسته پیاده تو شهره، با یه لحن از این خش‌دار- دل‌غشه بردارا، صدا کرده: پسر این کوچه خوشحال شرقی کدومه؟ دیدم اهل معاشرت نمکداره. میگم: خوشحال شرقی رو کوبیدن الان مریض احوال غربی موجوده پدر جان. میگه: من پسری به بی‌نمکی تو داشتم، نمیذاشتم به این سن و سال برسه. میگم: این خشونتتون به کوچه خوشحال شرقی نمیخوره. میگه: ولی قواره تو به همون مریض احوال غربی میاد. میگم: ناموسا فامیلای سبحان نیستی؟ پدری، پدربزرگی، عمویی، چیزی؟ خیلی مشابه می‌زنی. یه جور که انگار یه سیب رو نصف کردن. نصفش مونده بیرون یخچال پوستش چروک شده. نصفش مونده تو فریزر. مغزش هم با خودش منجمد مونده.
.
یه جورِ بیاااا دوری کنیم از هم طور-که داری نمیای؛ و هی داره میره- راه افتاد. هنوز خیلی در دوری کردن گام موثری برنداشته، به اولین جانوری که رسید، سوالش رو تکرار کرد. خواستم بگم: چندش اقلکم بذار دوگام دور شی صدات نیفته تو سرم. آداب آدرس پرسیدن پی‌درپی رو کی اینجور بی‌مماشات به شماها آموخت که مثل ناخن کشیدن رو شیشه بکنین تو چشم و گوش خلق آخه؟
.
پسره یه چی در گوشش گفت؛ پیرمرده یه چی در گوش پسره بلغور کرد. از این معاشرت ناسالم فتنه خیزا. اصن فرمشون توطئه رو توی ذات خودش داشت. بعد دوتایی خیلی تابلو سرچرخون شدن سمت من. شکل سوت گرفتم به خودم که انگار ایستگاه دوشنبه رو گرفتم، اصن اون سمتا نیستم. پسره یه وری رو نشونش داد و پیرمرده راهی شد. من همون‌جا تو دوشنبه موج رو می‌چرخوندم، ببینم کی‌ میفته رو همین احوالات که دیدم نجنبم پیرمرده گم و گور شده.
.
کنجکاوی مثل کرمه. یه حرکت لیز و لزجی داره. خیلی خیس و خسته لول میزنه، بعد خودش رو هل میده وسط هرچی فکر و حاله. همین کرمه من‌رو‌ هل داد دنبال پیرمرده. وگرنه آدم به این گوشت تلخی و کرختی که دیگه دنبال کردن نداره. همون یه سبحان تو این زندگی بی‌قافیه واسه من از لاطائلات رخت میبافه و اراجیف به تن زندگیم میپوشونه، برای هفت نسل آینده که هنوز پس ننداختمشون کفایت داره.
.
حالا پیرمرده برو، من برو. یعنی بیشتر پیرمرده بخز، من پابکش، بیا. اون برو برو یه توهمی نده که گرگی دنبال آهو از سر تپه‌ای به سر تپه‌ دیگری در جهیدنه. سر سومین کوچه یهو یجور پیچید که پیچای تنم شل شد. گفتم برم؟ یا که نرم؟ گفتم برم؟ یا که نرم؟ گفتم برم اگر نرم شاید کلاه بره سرم.
Read more
اگه حس میکنی یه غم عمیق ته دلته<span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f494"></span>اگه حس میکنی دعاهات بی اجابت موندن اگه فکر میکنی خسته ای و حتی توان زندگی ...
Media Removed
اگه حس میکنی یه غم عمیق ته دلتهاگه حس میکنی دعاهات بی اجابت موندن اگه فکر میکنی خسته ای و حتی توان زندگی کردن نداریاگه همه ی تلاشهات بی جواب مونداگه..... چند لحظه همه چی رو فراموش کن فقط رو کن به خدا و بگو: "خداجونم تو خالق منی ،تو از تمام چیزهایی که حتی لحظه ای از ذهن و دلم عبور میکنه آگاهی،تو ... اگه حس میکنی یه غم عمیق ته دلته😢💔اگه حس میکنی دعاهات بی اجابت موندن اگه فکر میکنی خسته ای و حتی توان زندگی کردن نداری😔اگه همه ی تلاشهات بی جواب موند😔🌸اگه.....
چند لحظه همه چی رو فراموش کن
فقط رو کن به خدا و بگو:
"🌼خداجونم تو خالق منی ،تو از تمام چیزهایی که حتی لحظه ای از ذهن و دلم عبور میکنه آگاهی،تو شنوایی بینایی ،تو شنیدی تمام دردُدلهآیی که این مدت باهات کردم تمومِ بغضهام گریه هام😢 صدا کردنهام.😔
تو از همه مهربون تر بودی میدونم این مدت خیلی حرفهــا بهم گفتی ولی من چشمامُ بستمُ گوشامو گرفتم....خسته شدم نق زدم قهر کردم دعوا کردم 😔💔
ولی ببین الان برگشتم،برگشتم که بگم میدونی چرا الان حالم بده؟چون تازه دارم میفهمم درست نشناختمت نفهمیدم که بودنِ تو کافــــیه نفهمیدم که داشتن تو منُ از همه کس بی نیاز میکــنه نفهمیــدم که آرامش یعنی تو فقط تــــو🌙🙇
اومدم که بگم تاالآن خیلی کارا کردم که به چیزی که دنبالشم برســم ولی دیگه امروز دیگه همین جا میسپارم به خودت،میخوام رهــا کنم تموم رها کردنیــها رو و سبُک بال بیام سمتت بیام که عاشقت بشم بیام که دوباره پیدات کنم ❤️🌷😔
امروز همه‌ چیزُ سپردم به خودت
من فقط یه بنده ام و خدا تویی،میخوام بگم دیگه بسّه خواستن من
دیگه میخوام به خودت بسپارمُ بگم هرطور مصلحته هر طور تو راضی هستی،هر طور که خودت میخوای👌😇🙇
باید اوج بگیری پس دستتُ بذار تو دست خدا و بهش اعتماد کن 🌹🙏🌼
اگه ناآرومی،بدون یه جایی از زندگیت خدای خودت رو فراموش کردی😔
Read more
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید گیرم ...
Media Removed
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید (دکلمه) تمام ... گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید
(دکلمه)
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل

غم غریب کدوم غروبی که عطر پاییز گرفته بوی تنت
نگات به سوی کدوم ستارَست که قلب پارَست به زیر پیرهنت
من وتو چله نشین این شب پُر اندوهیم من و تو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
من وتو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
چراغ سفره ی ما دیگر نشانی از نان نیست به خاک غم زده ی شهرم نمیزه باران نیست
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل نشسته
جاودااانه داریوش
Read more
 #برگرد . بعد از تو سرد و خسته و ساکت تمام روز... با صد بهانه‌ی متفاوت تمام روز... . هی فکر می‌کنم ...
Media Removed
#برگرد . بعد از تو سرد و خسته و ساکت تمام روز... با صد بهانه‌ی متفاوت تمام روز... . هی فکر می‌کنم به تو و خیره می‌شود چشمم به چند نقطه‌ی ثابت تمام روز زردند گونه‌های من و خاک می‌خورد آیینه روی میز توالت تمام روز در این اتاق، بعدِ تو تکرار می‌شود یک سینمای مبهم و صامت تمام روز گه گاه می‌زند ... #برگرد
.
بعد از تو سرد و خسته و ساکت تمام روز...
با صد بهانه‌ی متفاوت تمام روز...
.
هی فکر می‌کنم به تو و خیره می‌شود
چشمم به چند نقطه‌ی ثابت تمام روز

زردند گونه‌های من و خاک می‌خورد
آیینه روی میز توالت تمام روز

در این اتاق، بعدِ تو تکرار می‌شود
یک سینمای مبهم و صامت تمام روز

گه گاه می‌زند به سرم درد دل کنم
با یک نوار خالیِ کاست تمام روز
. . «من» بی «تو» مرده‌ای متحرّک تمام شب...
«من» بی «تو» سرد و خسته و ساکت تمام روز...
Read more
. . . خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد شکنجه بیشتر از این؟ که ...
Media Removed
. . . خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر به‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد،... رها کنی برود از دلت جدا باشد  به آن‌که دوست‌تَرَش داشته به آن برسد رها کنی ... .
.
.
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به‌راحتی کسی از راه ناگهان برسد،...
رها کنی برود از دلت جدا باشد
 به آن‌که دوست‌تَرَش داشته به آن برسد
رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق! هق!... تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که... نه! نفرین نمی‌کنم... نکند
به او که عاشق او بوده‌ام زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
_نجمه زارع_
Read more
«نشونی» شعر و‌ صدای یغما گلرویی موسیقی: جان ویلیامز - فهرست شیندلر بانو! بگو که کافه ی دنجِ چشات کو؟ من خسته ام... نشونیِ اون کافه رو بگو! باز از مسيرِ خواب برم تا سرابِ تو، يا از پياده روی همين شعرِ رو به رو؟ پيشِ تو قطب نمای دلم مست می کنه بايد بغل کنم تو رو از هر چهار سو! من به نشونیِ غلطت ... «نشونی»

شعر و‌ صدای یغما گلرویی
موسیقی: جان ویلیامز - فهرست شیندلر

بانو! بگو که کافه ی دنجِ چشات کو؟
من خسته ام... نشونیِ اون کافه رو بگو!

باز از مسيرِ خواب برم تا سرابِ تو،
يا از پياده روی همين شعرِ رو به رو؟

پيشِ تو قطب نمای دلم مست می کنه
بايد بغل کنم تو رو از هر چهار سو!

من به نشونیِ غلطت شک نمی کنم
حتا تو التهابِ کتک های بازجو

بی تو يه ساعتم که عقب می ره عقربه ش،
با صدهزار زنگ فرو مُرده تو گلو!

يه برکه ام که روی تنم غوطه می خورن،
اين اردکای زشت همه تو لباسِ قو!

بايد تمامِ شعرای حافظ رو دوره کرد،
تا شرحِ يک نگاهِ تو رو گفت مو به مو

اما تمامِ حرفِ دلِ من خلاصه شد،
تو چهار سطرِ ساده ی يک شعرِ شاملو:

آه ای يقينِ گم شده! ای ماهیِ گريز!
در برکه های آينه لغزيده تو به تو!

من آب گيرِ صافی ام، اينک! به سِحرِ عشق!
از برکه های آينه راهی به من بجو! .
.
.
.
چهار سطرِ آخر اين غزل ترانه از شعر «ماهی» سروده ی احمد شاملوست. .
عکس از
@kambiz_photography

کانال رسمی یغما گلرویی در تلگرام:
https://telegram.me/yaghmagolrouee
Read more
. زمانی که خسته و مانده از مسافرت یکروزه ی پر ماجرایمان به خانه بر میگردیم بیخیال جا به جا کردن خانه ، رخت و لباس و کوله هایمان شویم و همانطور که لباس هایمان را با شلختگی ای بی نظیری در نوع خود در می آوریم و به اینور آنور پرت میکنیم به سمت اتاق خواب برویم و درست قبل از خواب ، زمانی که ده ثانیه به ده ثانیه خمیازه ... .
زمانی که خسته و مانده از مسافرت یکروزه ی پر ماجرایمان به خانه بر میگردیم بیخیال جا به جا کردن خانه ، رخت و لباس و کوله هایمان شویم و همانطور که لباس هایمان را با شلختگی ای بی نظیری در نوع خود در می آوریم و به اینور آنور پرت میکنیم به سمت اتاق خواب برویم و درست قبل از خواب ، زمانی که ده ثانیه به ده ثانیه خمیازه میکشیم ، زمانی که آنقدر خسته ایم که یک چشمی همدیگر را نگاه میکنیم با هم روز فوق العاده و مسافرت یکروزه مان را مرور کنیم ، میدانی ما کل روز را باهم سپری کرده ایم و همه چیز را باهم دیده ایم اما همیشه مرور کردن دوباره و دوباره با تو لطفی بس عجیب و غریب خواهد داشت و بعد میتوانی روز به این خوبی را با یک بغل به بزرگی دنیای بالای سرمان برایم تمام کنی و من در حجم این خوشبختی وصف ناپذیر غرق شوم

و بخوابی بروم شیرین تر از آن چیزی که تو در تخیل ات میگنجانی... .
و حال من از تو میپرسم که آیا تجربه ای دونفره از این معرکه تر و بکر تر در دنیا وجود خواهد داشت یا نه !؟
|بهتاش کیانی| پویان اوحدی |
.
#خانم_و_آقای_ح_جیمی
#ح_جیمی_ها_در_سفر
Read more
. نه جیک جیک مستانت نه سردی زمستانت رجوع کن به دستانت که روز های بسیاری که ظلم ها روا کردی به دست های ...
Media Removed
. نه جیک جیک مستانت نه سردی زمستانت رجوع کن به دستانت که روز های بسیاری که ظلم ها روا کردی به دست های بسیاری شبانه مرد گاریچی به خانه میکشد خود را اگر که مادیان خسته اگر طناب هم پاره درون مرد همواره کشیده میشود باری مریض حالیم خوش نیست نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری درون ما تفاوت هاست تو ... .
نه جیک جیک مستانت نه سردی زمستانت رجوع کن به دستانت
که روز های بسیاری که ظلم ها روا کردی به دست های بسیاری
شبانه مرد گاریچی به خانه میکشد خود را
اگر که مادیان خسته اگر طناب هم پاره

درون مرد همواره کشیده میشود باری
مریض حالیم خوش نیست نه خواب راحتی دارم
نه مایلم به بیداری
درون ما تفاوت هاست تو مبتلا به درمانی نه من دچار بیماری
کنار تخت میخوابم مگر هوا که بند آمد نفس کشیدنت باشم
تو روز میشوی هر شب و صبح میشوی هر روز تو خواب راحتی داری
.
خیال بافیت بد نیست خیال کن که خواهی رفت
همین که رفتی و مردم تلاش کن که برگردی
و در کمال خونسردی مرا به خاک بسپاری
زیاد یاوه میگویم گره بزن زبانم را زیاد از تو مینوشم بگیر استکانم را
بگیر هرچه را دارم ببخش هر چه را داری
مریض حالیم خوش نیست نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری

درون ما تفاوت هاست تو مبتلا به درمانی نه من دچار بیماری
کنار تخت میخوابم مگر هوا که بند آمد نفس کشیدنت باشم
تو روز میشوی هر شب و صبح میشوی هر روز تو خواب راحتی داری
تورا شبانه تا هر شب به روی شانه خواهم برد تورا شبانه خواهم مرد
شبانه های لب هایم لبانه های شب هایت شبانه های بیداری
چه بی قرار و سنگین بار به خانه میکشم خود را
چه بی گدار در قلبم زبانه میکشی خود را
من از تو سخت دلگیرم تو از که سخت بیزاری
Read more
تو هم تنها گذاشتی قلب خسته. ..ندانستی که این جا دل شکسته...تو هم از من گذشتی بی بهانه....تو هم رد کردی ...
Media Removed
تو هم تنها گذاشتی قلب خسته. ..ندانستی که این جا دل شکسته...تو هم از من گذشتی بی بهانه....تو هم رد کردی این دل عاشقاته. ..ندانستی که در یاد تو هستم. ..ندانست ی که بی تو من شکستم. ..نرو جانا..نرو بی من از این جا...نرو عشقم. ...نرو بی من توتنها...سپردی قلب من را دست بر باد. تو گفتی. خسته ای...ای داد بیداد....نفهمیدی ... تو هم تنها گذاشتی قلب خسته. ..ندانستی که این جا دل شکسته...تو هم از من گذشتی بی بهانه....تو هم رد کردی این دل عاشقاته. ..ندانستی که در یاد تو هستم. ..ندانست ی که بی تو من شکستم. ..نرو جانا..نرو بی من از این جا...نرو عشقم. ...نرو بی من توتنها...سپردی قلب من را دست بر باد. تو گفتی. خسته ای...ای داد بیداد....نفهمیدی روی تنها ترینم. ..نفهمید ی که بی تو من غمینم. .چه باید کرد از دست زمانه. ..چه باید دید..دیگر.. این...نشانه. ..تو آخر زهر خود را ریختی ای عشق.. تو رفتی و گذ شتی. ..ونماندی جانم .. ای عشق...تو رفتی عشق پاکم را به نا محرم فروختی...تو رفتی بی بهانه از من تنها گذشتی. ...تقدیم به حضرت عشق . ...داریوش🙏😢👌💙👌
Read more
وقتی تو کنارمی، خوشبختی نمیداند، از کدام مسیر، وبا چه سرعتی، خود را بمن برساند... بی تو هیچم... شیشه ...
Media Removed
وقتی تو کنارمی، خوشبختی نمیداند، از کدام مسیر، وبا چه سرعتی، خود را بمن برساند... بی تو هیچم... شیشه ی پنجره را باران شست، ز دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ . منتظر دیگران نباشیم که خوشحالمان کنند ، ما خودمان عامل خوشبختی و شادیمان هستیم ، وقتی شاد باشیم ، دیگران نیز ... بیشتر دوست ... وقتی تو کنارمی، خوشبختی نمیداند، از کدام مسیر، وبا چه سرعتی، خود را بمن برساند...
بی تو هیچم...
شیشه ی پنجره را باران شست،
ز دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
.
منتظر دیگران نباشیم که خوشحالمان کنند ،
ما خودمان عامل خوشبختی و شادیمان هستیم ،
وقتی شاد باشیم ، دیگران نیز ...
بیشتر دوست دارند که با ما باشند ...کلمه می‌تواند ؛
تو را مشتاق کند مثل: "دوستت دارم"
تو را ویران کند مثل: "از تو بیزارم"
تو را تلخ کند مثل: "خسته ام"
تو را سبز کند مثل: "خوشحالم"
تو را زیبا کند مثل: "سپاسگزارم"
تو را سست کند مثل: "نمی‌توانم"
تو را پیش ببرد مثل: "ایمان دارم"
تو را خاموش کند مثل: "شانس ندارم"
.
کلمه می‌تواند تو را آغاز کند مثل:
از همین لحظه شروع میکنم ،
از همین نقطه تغییر میکنم ،
از همین دم یک طرح نو میزنم ،
می توانم ، می خواهم ، می شود...
.
#دانشگاه_مجازی_تکنولوژی_فکر_برتر #موفقيت #عشق #هدف #خوشبختی #تو #کلمات #تغییر
Read more
Loading...
Load More
Loading...