خون را جز ما

Loading...


Unique profiles
92
Most used tags
Total likes
0
Top locations
خرمشهر, Yazd, Iran, Florida
Average media age
754.5 days
to ratio
6.7
 #wearewhoweare ای قرن‌های آینده، این است قرن من؛ تنها و بی‌قواره، که به جای متهم نشسته است. موکّل ...
Media Removed
#wearewhoweare ای قرن‌های آینده، این است قرن من؛ تنها و بی‌قواره، که به جای متهم نشسته است. موکّل من با دست‌های خود شکم خود را پاره می‌کند. آنچه که به نظر شما #خون سفید می‌آید در حقيقت خون #سرخ است جز این که گلبول #قرمز ندارد. متهم از گرسنگی می‌میرد اما من راز این شکم دریدن‌های پیاپی را به شما می گویم: ... #wearewhoweare
ای قرن‌های آینده، این است قرن من؛ تنها و بی‌قواره، که به جای متهم نشسته است. موکّل من با دست‌های خود شکم خود را پاره می‌کند. آنچه که به نظر شما #خون سفید می‌آید در حقيقت خون #سرخ است جز این که گلبول #قرمز ندارد. متهم از گرسنگی می‌میرد اما من راز این شکم دریدن‌های پیاپی را به شما می گویم: قرن من نیکوکار می‌بود اگر انسان دشمنِ سفّاکی نمی‌داشت که از عهدِ ازل در کمینش نشسته است. #حیوان گوشت‌خواری که سوگند به نابودی او خورده است. #جانور موذی بی‌مویی که نامش #انسان است. یک و یک می‌شود یک، این است راز ما. جانور پنهان می‌شد و ما غفلتاً نگاهش را در چشمان صمیمی هم‌نوعانمان غافلگير می‌کردیم و آن وقت می‌کوبیدیم؛ دفاع مشروع برای حفظ خود. من جانور را غافلگير کردم و کوبیدم؛ یک انسان افتاد. در چشمان محتضر او جانور را دیدم که همچنان زنده بود و آن من بودم. یک و یک می‌شود یک؛ چه سؤتفاهمی!

ای قرن‌های خوشبخت، شما که با نفرت‌های ما آشنا نیستید چگونه می‌توانید به قدرت سفّاک عشق‌های مهلک ما پی ببرید؟ عشق، نفرت، یک و یک... ما را تبرئه کنید! ای کودکان زیبا، شما از ما بیرون آمدید، شما را دردهای ما ساخته‌اند. این قرن، زن است و می‌زاید، آیا مادرتان را می‌خواهید محکوم کنید؟
.
از پرده‌ی پنجم، صحنه‌ی سوم
#ژان_پل_سارتر | ابوالحسن نجفی
Read more
Loading...
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود در ...
Media Removed
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود هرکس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند من نشئه ی زخمی که یک شهر خمارش ماند یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست ای بر پدرت دنیا آن باغ ... لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد
آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد
آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود
هرکس غم خود را داشت هرکس سر کارش ماند
من نشئه ی زخمی که یک شهر خمارش ماند
یا کُنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر هاست
دنیا پُل باریکی بین بد و بدترهاست
ای بر پدرت دنیا آن باغ جوانم کو
دریاچه ی آرامم کوه هیجانم کو
بر آینه ی خانه جای کف دستم نیست
آن پنجره ای را که با توپ شکستم نیست
پشتم به پدر گرم و دنیا خود ِ مادر بود
تنها خطر ممکن اطراف سماور بود
از معرکه ها دور و در مهلکه ها ایمن
یک ذهن هزار آیا از چیستی آبستن
یک هستی سردستی در بود و عدم بودم
گور پدر دنیا مشغول خودم بودم
هر طور دلم میخواست آینده جلو میرفت
هر شعبده ای دستش رو میشد و لو میرفت
صد مرتبه میکشتند یکبار نمیمردم
حالم که بهم میریخت جز حرص نمیخوردم
آینده ی خیلی دور ماضی بعیدی بود
پشت در آرامش طوفان شدیدی بود
آن خاطره های خشک در متن عطش مانده
آن نیمه ی پُر رنگم در کودکی اش مانده
اما منه امروزی کابوس پُر از خواب است
تکلیف شب و روزم با دکتر اعصاب است
نفرین کدام احساس خون کرد جهانم را
با جهد چه جادویی بستند دهانم را
من مرد شدم وقتی زن از بدنش سر رفت
وقتی دو بغل مهتاب از پیرهنش سر رفت
اندازه ی اندوهم اندازه ی دفتر نیست
شرح دو جهان خواهش در شعر میسر نیست
یک چشم پُر از اشک و چشم دگرم خون است
وضعیت امروزم آینده ی مجنون است
سر باز نکن ای اشک از جاذبه دوری کن
ای بغض پُر از عصیان این بار صبوری کن
من اشک نخواهم ریخت این بغض خدادادی ست
عادت به خودم دارم افسردگی ام عادی ست
پس عشق به حرف آمد ساعت دهنش را بست
تقویم به دست خویش بند کفنش را بست
او مُرده ی کشتن بود ابزار فراهم کرد
هوای هزاران سیب قصد منه آدم کرد
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد
آن بوسه ما میکشت لب منهدمم میکرد
آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود
تنها سر من بین این ولوله پایین است
با من همه غمگینن تا طالع من این است
در پیچ و خم گله یکبار تو را دیدم
بین دو خیابان گُرگ هی چشم چرانیدم
محض دو قدم با تو از مدرسه در رفتم
چشمت به عروسک بود تا جیب پدر رفتم
این خاصیت عشق است باید بلدت باشم
سخت است ولی باید در جذر و مدت باشم
هرچند که بی لنگر هرچند که بی فانوس
حکم آنچه تو فرمایی ای خانوم اقیانوس
کشتی و گذر کردی دستان دعا پشتت
بر گود گلویم ماند جا پای هر انگشتت
از قافله جا ماندم تا همقدمت باشم
تا در طبق تقسیم راضی به کمت باشم
Tagesh kon ❤️
Read more
چرا در عربستان كه مهداسلام هست ،، حتي يك امامزاده هم وجود ندارد ؟؟؟؟!!!! ولی در کشور ما که به زور شمشیر ...
Media Removed
چرا در عربستان كه مهداسلام هست ،، حتي يك امامزاده هم وجود ندارد ؟؟؟؟!!!! ولی در کشور ما که به زور شمشیر مسلمان شده ایم این همه امام زاده هست!!!؟؟؟!!!. امامزاده ها از کجا آمدند؟؟ امامزاده به کسانی اطلاق میشود که از نسل امامان شیعه باشند... در زمان یورش اعراب به ایران آنها به مناطق زیادی حمله کردند ... چرا در عربستان كه مهداسلام هست ،، حتي يك امامزاده هم وجود ندارد ؟؟؟؟!!!!
ولی در کشور ما که به زور شمشیر مسلمان شده ایم این همه امام زاده هست!!!؟؟؟!!!.
امامزاده ها از کجا آمدند؟؟ امامزاده به کسانی اطلاق میشود که از نسل امامان شیعه باشند...
در زمان یورش اعراب به ایران آنها به مناطق زیادی حمله کردند و نواحی گسترده ای از ایران را ویران کردند و به خاک و خون کشیدند...
بخصوص در نواحی گیلان و مازندران ایرانیان مقاومت جانانه ای کردند...
جنگ تا مدت زیادی ادامه داشت تا قسمت های ماورا النهر و خراسان و در این بین از هر دو طرف کشته میشدند...
جالب اینجاست هر گاه از لشگر اعراب فرمانده یا فرماندهانی کشته میشدن اعراب برای آنها مقبره ای میساختند و طبق رسوم اعراب جاهلیت آن مکان را مقدس میشمردند و بعد از فتح منطقه به ایرانیان تحمیل میکردند و چون به اسم اسلام وارد خاک ایران شده بودند این قبور را قبور صحابه رسول الله تفهیم میکردن و ایرانیان را مجبور میکردند که این قبور را مورد عزت و احترام قرار دهند!دقیقا از این زمان بنیان امامزاده و امامزاده سازی در ایران شروع شد...
برای مثال:در کجور، حوالی مازندران قبر "مسلم باحلی" هست که این شخص یکی از فرماندهان لشگر اعراب بود که در سراسر مازندران کشتار بیرحمانه ای از ایرانیان رو به اسم خودش در تاریخ ثبت کرده و در طی حمله به گیلان کشته شد و در منطقه کجور مازندران دفن شد و امروزه تعداد زیادی از ایرانیان به زیارت قبر این شخص رفته و از او طلب حاجت و نیاز میکنند!!!
آری...
«نادانی بد دردیست »
منبع:
-تاریخ اجتماعی ایران
-تاریخ پس از اسلام نوشته استاد مشکور
-تاریخ طبری
-بهرام چوبینه:پژوهشگر تاریخ اجتماعی ایران
مختار ثقفی کیست ؟
زمانی که عمر بن خطاب خلیفه اسلام پیشنهاد حمله به ایران را مطرح نمود سکوت بر حاضرین حاکم شد ، سکوتی ناشی از عظمت و شکوه ایران زمین ، ناشی از ترس و تردید ،
در این میان ابوعبید ثقفی ( پدر مختار) برخاست و گفت نخستین کسی که در این راه قدم خواهد گذاشت منم ! با من همراه شوید که در این نبرد جز رضایت الله و رسول او و غنائم فراوان برای سپاه اسلام چیزی نیست
در این زمان مختار 20 ساله به همراه پدر, عمو و سپاه متجاوزان عرب راهی ایران زمین شد و در نبرد یوم الجسر شرکت نمود
حال ما را چه شده است ؟
فرزند اولین متجاوز به خاک و ناموس ایران زمین را اسطوره کودکان خویش ساخته ، سرمایه ملی خود را صرف تولید سریال زندگینامه و بیان دلاوری های او نموده و در مقابل پیکر صد پاره رستم فرخزاد ، سربازان و مدافعان
ادامه در اولین کامنت
#مختارثقفی #عمرسعدوقاص #امامزاده
Read more
<span class="emoji emoji1f4a5"></span>سخنگوی نُجَباء خطاب به حیدر العبادی: 1️⃣آقای نخست وزیر، با دشمن ایران همراهی نکن 2️⃣نمی‌گذاریم ...
Media Removed
سخنگوی نُجَباء خطاب به حیدر العبادی: 1️⃣آقای نخست وزیر، با دشمن ایران همراهی نکن 2️⃣نمی‌گذاریم عراق به ایالتی از ایالات آمریکا تبدیل شود #الموسوی در واکنش به خبر اعلام همراهی بغداد در تحریم آمریکا علیه ایران، با خطاب قرار دادن نخست وزیر عراق اظهار داشت: آقای نخست وزیر، ما نه اکنون و نه ... 💥سخنگوی نُجَباء خطاب به حیدر العبادی:

1️⃣آقای نخست وزیر، با دشمن ایران همراهی نکن

2️⃣نمی‌گذاریم عراق به ایالتی از ایالات آمریکا تبدیل شود

#الموسوی در واکنش به خبر اعلام همراهی بغداد در تحریم آمریکا علیه ایران، با خطاب قرار دادن نخست وزیر عراق اظهار داشت: آقای نخست وزیر، ما نه اکنون و نه هیچ زمان دیگر اجازه نخواهیم داد که عراق به ایالتی از ایالات آمریکا تبدیل شود و به شما می‌گوییم که با دشمن ایران همراهی نکن.

#سخنگوی رسمی مقاومت اسلامی نُجَباء نسبت به اعلام همراهی نخست‌وزیر عراق با تحریم‌های آمریکا علیه ایران، واکنشی شدیداللحن نشان داد.

#«سید هاشم الموسوی» با مخاطب قرار دادن «حیدر العبادی» از او پرسید: ما ملت عراق از کِی جزو پروژه تحریم ملت‌ها بوده‌ایم؟ فرزندان عراق از چه زمانی شریک محور تروریسم آمریکایی بوده‌اند؟ محوری که به‌دنبال مداخله و تجزیه کشورها، ظلم به ملت‌ها و غارت ثروت‌هایشان است.

#وی در ادامه خاطرنشان ساخت: ملت بخشنده عراق نه فقط با مال، بلکه با جان خود در فلسطین و سوریه فداکاری کرده است. ما نه اکنون و نه هیچ زمان دیگر اجازه نخواهیم داد که عراق به ایالتی از ایالات آمریکا تبدیل و اراده آنان بر ما تحمیل شود.

#عضو ارشد مقاومت اسلامی نُجَباء تصریح کرد: ما برای تثبیت حاکمیت عراق خون داده‌ایم و اجازه نمی‌دهیم کسی به استقلال ما دست‌اندازی کند.

#الموسوی با تأکید بر اینکه دولت عراق نباید از تصمیم یکجانبه آمریکا برای تحریم ایران بترسد، افزود: این تصمیم شورای امنیت نیست که در برابر آن تسلیم شویم. دو سوم جهان از روسیه و چین گرفته تا هند، پاکستان و سایر کشورها در کنار ایران ایستاده‌اند.

#وی اضافه کرد: ایران امروز به‌خاطر حمایت واقعی از فلسطین، عراق، سوریه و همه کشورهای اسلامی مورد هجمه قرار گرفته است. آیا ایران خودروی انفجاری و کمربند انتحاری به عراق فرستاد؟! #سخنگوی رسمی مقاومت اسلامی نُجَباء که در مراسم بزرگداشت شهدا حضور یافته بود، در پایان سخنرانی خود بار دیگر العبادی را مخاطب قرار داد و گفت: معلوم نیست چه کسانی به تو مشاوره می‌دهند! مگر پاداش نیکی چیزی جز نیکی است که با دشمنان ایران همراهی می‌کنی؟! جواب ملت ایران را که با همه وجود به یاری ما آمد، چه می‌دهی؟ جواب خانواده‌های شهدایشان و عرق جبین رزمندگان‌شان را چه می‌دهی؟! #گفتنی است برخی رسانه‌های عراقی روز گذشته از قول نخست‌وزیر عراق اعلام کرده بودند که بغداد علیرغم میل باطنی، ناچار است با تحریم‌های ضدایرانی واشنگتن همراهی کند!
Read more
فارسی مینویسم تا دشمنانم هم بخوانند دیدید؟؟؟ دیدید چطور مردان و زنان نترس آزربایجان امروز چه کردند؟؟ ...
Media Removed
فارسی مینویسم تا دشمنانم هم بخوانند دیدید؟؟؟ دیدید چطور مردان و زنان نترس آزربایجان امروز چه کردند؟؟ دیدید آزربایجان چگونه متحد هست؟؟ دیدید آزربایجان خواب نیست؟؟ دیدید از نوجوانان گرفته تا کهنسال ها چطور به خیابان ها آمدیم؟؟ دیدید ترسی از دستگیری و کوتک و مرگ نداشتیم؟؟ دیدید مردان نیروی ... فارسی مینویسم تا دشمنانم هم بخوانند

دیدید؟؟؟ دیدید چطور مردان و زنان نترس آزربایجان امروز چه کردند؟؟ دیدید آزربایجان چگونه متحد هست؟؟ دیدید آزربایجان خواب نیست؟؟ دیدید از نوجوانان گرفته تا کهنسال ها چطور به خیابان ها آمدیم؟؟ دیدید ترسی از دستگیری و کوتک و مرگ نداشتیم؟؟ دیدید مردان نیروی انتظامیتان چه جوری از دستمان در رفتند؟؟
دیدید وقتش برسد همه تان را به گریه می اندازیم؟؟ دیدید هرچه میگفتیم دروغ نبود؟؟ دیدید آزربایجان همان آزربایجان نترس و شجاع همیشگی است؟؟ شوخی با گرگ حکمش مرگ است
شوخی نیست!!
به ما میگن تورک👊👊👊 دهان یک ترک بوی غیرت می دهد
دهان یک ترک بوی شهامت می دهد
دهان یک ترک بوی شرف می دهد
دهان یک ترک بوی ناموس می دهد
دهان یک ترک بوی ایستادگی می دهد
دهان یک ترک بوی مردانگی می دهد
دهان یک ترک بوی شجاعت می دهد
دهان یک ترک بوی وفا می دهد
دهان یک ترک بوی عشق می دهد
دهان یک ترک بوی خون کربلا می دهد
دهان یک ترک بوی از خود گذشتگی می دهد
دهان یک ترک بوی مشروطه می دهد
دهان یک ترک بوی جزیره مجنون می دهد
بوی شلمچه میدهد بوی فاو می دهد
بوی عین خوش می دهد
بوی آزادی خونین شهر می دهد بوی اروند رود می دهد و ... دهان یک ترک بوی شهادت می دهد.
زمانی که ترک ها غذایشان را در قابلمه بر روی اجاق می پختند، در بشقاب با قاشق در اتاق هایشان غذایشان را میل می کردند...
قومی که کلمه قاشق، قابلمه و بشقاب را از زبان شیوای ترکی گرفته اید...
توهین کنندگان به فرهنگم بدانید
اگرفقط کلمات اجاق، اتاق، بشقاب و قابلمه را از زبانت بگیرم چاره ای جز چریدن نداری!
قومی که دم از مدنیت می زنید، بدانید تاریخ 2500 ساله شما جلوی قدمت 7200 ساله ام چاره ای جز زانو زدن ندارد!
Read more
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا ...
Media Removed
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی جانا ... زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت
ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روای
Read more
Loading...
ماییم در پناه تو یا حضرت جواد محتاج یک نگاه تو یا حضرت جواد هستیم عذر خواه تو یا حضرت جواد قربان روی ماه تو یا حضرت جواد ما زنده از عطای جوادالائمه ايم يك عمر خاك پای جوادالائمه ایم هر کس که خاک پای تو شد سرفراز شد از منت عطای همه بی نیاز شد حرزت در این زمانه ی غم چاره ساز شد گفتیم یا جواد و در بسته ... ماییم در پناه تو یا حضرت جواد
محتاج یک نگاه تو یا حضرت جواد
هستیم عذر خواه تو یا حضرت جواد
قربان روی ماه تو یا حضرت جواد
ما زنده از عطای جوادالائمه ايم
يك عمر خاك پای جوادالائمه ایم

هر کس که خاک پای تو شد سرفراز شد
از منت عطای همه بی نیاز شد
حرزت در این زمانه ی غم چاره ساز شد
گفتیم یا جواد و در بسته باز شد
غیر از جواد واژه ای اندازه ی تو نیست
لطفی شبیه لطف پر اوازه ی تو نیست

بر این دل شکسته ام ای جان نگاه کن
ماییم و این زمانه ی بحران نگاه کن
بر حال روزگار پریشان نگاه کن
اقا به جان شاه خراسان نگاه کن
ای مرهم همیشگی خسته جانی ام
لطفی نداشت بی کرمت زندگانی ام

ای در شکوه نام تو درمان درد ها
سر میرسد کنار تو کتمان دردها
هرچند بر دلم زده باران دردها
درمان اگر تویی که به قربان دردها
اقا تمام زندگی ام زیر دین توست
در دل همیشه حرف تو و کاظمین توست

دست جواد خسته ی بخشش نمی شود
وقت عطا معطل خواهش نمی شود
اقام جز به نور ستایش نمی شود
مدحش به صد کتاب نگارش نمی شود
درمانده ایم و خنده ی مولا علاج ماست
این اشک شوق در شب دنیا سراج ماست

وقتی که غم به شانه سرازیر می شود
حتی جوان ز زندگی اش سیر می شود
در عنفوان زندگی اش پیر می شود
لبخند دشمنان به دلش تیر می شود
مثل پدر دلش به غریبی دچار شد
زهرا زا داغ عمر کمش داغدار شد

جان می دهد غریب ترین غریب ها
دف می زنند دور سرش نانجیب ها
افتاده بود و طاقت برخواستن نداشت
جز خاک و خون نشانه ی دیگر به تن نداشت
از بس که در غریبی خود دست و پا زده
تنها و خسته جان نفسش بند امده

می سوزد از عطش ولی ابش نمی دهند
هستند اهل خانه،جوابش نمی دهند
خون می چکد ز لعل لب اسمانی اش
گویا خنک شده جگر یار جانی اش
از خاک تا به بام تنش را کشیده اند
حالا کبوتران خدا سر رسیده اند

بی احترام شد بدن حجت خدا
اما سرش نشانه نشد روی نیزه ها
هرچند تا سه روز تنش افتاب خورد
از نعل تازه کی بدنش خاک و اب خورد؟
هرچند خاک و خون ز لبانش جدا نشد
دیگر به خیزران لب او اشنا نشد

_______________________________

#ایران
#تهران
#میثم_کریمی
Read more
یا علی بن موسی الرضا علیه السلام <span class="emoji emoji1f340"></span> سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است بوی پیراهن یوسف ز صبا نشنیده است هر ...
Media Removed
یا علی بن موسی الرضا علیه السلام سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است بوی پیراهن یوسف ز صبا نشنیده است هر که بوی جگر سوخته ما نشنید بوی ریحان گلستان وفا نشنیده است عاشق و شکوه معشوق، خدا نپسندد! در شکست از دل ما سنگ صدا نشنیده است ساکن ملک رضا شو، که درین امن آباد کسی آواز پر تیر قضا نشنیده است خبر ... یا علی بن موسی الرضا علیه السلام
🍀
سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است
بوی پیراهن یوسف ز صبا نشنیده است

هر که بوی جگر سوخته ما نشنید
بوی ریحان گلستان وفا نشنیده است

عاشق و شکوه معشوق، خدا نپسندد!
در شکست از دل ما سنگ صدا نشنیده است

ساکن ملک رضا شو، که درین امن آباد
کسی آواز پر تیر قضا نشنیده است

خبر مرگ ز بیمار نهان می دارند
چشم او حال پریشان مرا نشنیده است

چون پریشان شد ازو مغز جهان حیرانم؟
نکهت پیرهنی را که قبا نشنیده است

ماتم زنده جاوید چرا باید داشت؟
هیچ کس نوحه ز خاک شهدا نشنیده است

داغ آن نغمه سرایم که درین سبز چمن
بوی پیراهن گل را ز حیا نشنیده است

دور گردان وفا نغمه سرایان دارند
لیلی ماست که آواز درا نشنیده است

از سری جوی سعادت که ز بی پروایی
خبر سایه اقبال هما نشنیده است

چه قدر گوش به حرف غرض آلود کند؟
بی نیازی که ز اخلاص دعا نشنیده است

کی ره بوسه به آن کنج دهن خواهد داد؟
سر گرانی که ز من حرف بجا نشنیده است

ندهد فرصت گفتار به محتاج، کریم
گوش این طایفه آواز گدا نشنیده است

غیر آن غمزه که تا کشتن من همراه است
دیگر از تیغ کسی حرف وفا نشنیده است

آن که از ذکر به مذکور نمی پردازد
از خدا هیچ به جز نام خدا نشنیده است

دل خاموش من و حرف شکایت، هیهات
کسی از غنچه تصویر صدا نشنیده است

عشق آسوده ز بی طاقتی عشاق است
قبله ما خبر قبله نما نشنیده است

گلشن از ناله ما یک جگر خونین است
بلبلی نیست که آوازه ما نشنیده است

خون خود را به چه امید حلال تو کنم؟
که ز دست تو کسی بوی حنا نشنیده است

لاله طور تجلی است دل ما صائب
سخن خام کسی از لب ما نشنیده است

____________________________________

#ایران
#تهران
#میثم_کریمی
Read more
Loading...
شايد خواب ما، بيداري در جهان زندگي اصلي ما و بيداري ما، خوابمان در آن جهان باشد ... يعني در واقع ...
Media Removed
شايد خواب ما، بيداري در جهان زندگي اصلي ما و بيداري ما، خوابمان در آن جهان باشد ... يعني در واقع در عالم خواب شايد در زندگي واقعي خود باشيم و در بيداري در عالم خوابِ زندگي اصلي ... حضرت محمد (ص) فرموده اند: مردمان خوابند هنگاميكه بميرند بيدار مي شوند ... كارهاي خداوند پيچيده تر از ... شايد خواب ما،
بيداري در جهان زندگي اصلي ما
و بيداري ما،
خوابمان در آن جهان باشد
...
يعني در واقع در عالم خواب
شايد در زندگي واقعي خود باشيم
و در بيداري
در عالم خوابِ زندگي اصلي
...
حضرت محمد (ص) فرموده اند:
مردمان خوابند
هنگاميكه بميرند
بيدار مي شوند
...
كارهاي خداوند
پيچيده تر از آن است
كه تصور مي كنيم
...
وَ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ مَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا و تو را از حقیقت روح می‌پرسند، جواب ده که روح از (عالم) امر خداست (و بی‌واسطه جسمانیات به امر الهی به بدنها تعلق می‌گیرد) و (شما پی به حقیقت آن نمی‌برید زیرا) آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است.
آیه 85 سوره الإسراء
...
قرآن مجید در آیه 42 سوره زمر که می‌فرماید:
اللَّهُ یَتَوَفى الأَنفُس حِینَ موت‌ها وَ الَّتى لَمْ تَمُت فى مَنَامِهَا فَیُمْسِك الَّتى قَضى علی‌ها الْمَوْت وَ یُرْسِلُ الأُخْرَى إِلى أَجَل مُّسمًّى إِنَّ فى ذَلِك لاَیَت لِّقَوْم یَتَفَكَّرُونَ(42)
ترجمه: خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌کند ، و ارواحى را كه نمرده اند نیز به هنگام خواب می‌گیرد ، سپس ارواح كسانى را كه فرمان مرگ آن‌ها را صادر كرده نگهمیدارد ، و ارواح دیگرى را ( كه باید زنده بمانند ) باز می‌گرداند تا سرآمد معینى ، در این امر نشانه‌های روشنى است براى كسانى كه تفكر می‌کنند . دقیق‌ترین تفسیر را براى مساله خواب بیان كرده ، زیرا می‌گوید خواب یك نوع قبض روح و جدائى روح از جسم است اما نه جدائى كامل .
به این ترتیب هنگامى كه به فرمان خدا پرتو روح از بدن برچیده می‌شود و جز شعاع كم رنگى از آن بر این جسم نمی‌تابد ، دستگاه درك و شعور از كار می‌افتد ، و انسان از حس و حركت باز می‌ماند ، هر چند قسمتى از فعالیتهائى كه براى ادامه حیات او ضرورت دارد ، مانند ضربان قلب و گردش خون و فعالیت دستگاه تنفس و تغذیه ادامه می‌یابد
....
#خدا #قرآن #كتاب آسماني #پيغمبر #حضرت محمد #وحي #جبرييل #معنوي #معنويت #عرفان #خالق #آفريدگار #بنده #بندگي # طغيان #ايمان #كفر #دين #اسلام #مسلمان #تفكر #افكارت #تفكر مثبت #تفكر سازنده #تفكر توان بخش #تفكر منفي #تفكر مخرب #تفكر توانفرسا #توبه
Read more
<span class="emoji emoji1f50e"></span><span class="emoji emoji1f50e"></span><span class="emoji emoji1f50e"></span><span class="emoji emoji23f3"></span> به شکل عجیبی چند روز پیش ویکی‌پدیای مرحوم #استیون_هاوکینگ را مطالعه می کردم. تصور اینکه چند ...
Media Removed
به شکل عجیبی چند روز پیش ویکی‌پدیای مرحوم #استیون_هاوکینگ را مطالعه می کردم. تصور اینکه چند روز بعد خبر درگذشتش سرتیتر همه خبرگزاری ها خواهد شد سخت بود. جدای از اعتقادات مذهبی و بی‌خدایی که جذابترین مساله برای #رسانه_های_زرد فارسی‌زبان است، کنار آمدن با بیماری سخت، مذابترین بخش زندگی ... 🔎🔎🔎⏳
به شکل عجیبی چند روز پیش ویکی‌پدیای مرحوم #استیون_هاوکینگ را مطالعه می کردم. تصور اینکه چند روز بعد خبر درگذشتش سرتیتر همه خبرگزاری ها خواهد شد سخت بود.
جدای از اعتقادات مذهبی و بی‌خدایی که جذابترین مساله برای #رسانه_های_زرد فارسی‌زبان است، کنار آمدن با بیماری سخت، مذابترین بخش زندگی #پروفسور_هاوکینگ است.
حداقل برای من که در سی سالگی شروع به تحصیل در یک رشته نامرتبط آن هم در مقطع لیسانس کردم بسیار جذاب است.
‌‌‌
این بخش را بخوانید: «هاوکینگ [پس از فهمیدن بیماری] به #کمبریج بازگشت، به حالت افسردگی سیاه و هراسناکی فرورفت. چندین ماه به ندرت خانهٔ اجاره‌ای خود را ترک کرد. تمام چیزی که از این اتاق به بیرون راه می‌یافت، نوایی بود که از صفحه‌های موسیقی واگنر گسیل و بطری‌های خالی و ودکا که بیرون گذاشته می‌شد. نومیدی و اندوه عمیقی استیون دربرگرفت. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته می‌دید؛ #دوره_دکترا ، رؤیای #دانشمند شدن، کشف رمز و راز کیهان، همگی به صورت کاریکاتورهایی درآمدند که در حال دورشدن از او بودند.
به جای همه آن خیال‌پردازی حالا کاری به جز این از دستش برنمی‌آمد که در گوشه‌ای بنشیند و دقیقه‌ها را بشمارد تا دو سال بعد با #فلج_عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد. به اتاقی که در #دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعت‌ها متفکر و بی‌حرکت ماند. خودش بعدها تعریف کرده‌است که آن شب دچار کابوسی شد و در خواب دید که محکوم به اعدام شده‌است و او را برای اجرای حکم می‌برند و در آن موقعیت حس کرد که هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد که در بیمارستان با یک جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم‌اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می‌کشید. پس خود را قانع کرد که اگر به بیماری بدون درمان مبتلا است اما لااقل درد نمی‌کشد.»
‌‌
یک لحظه فکر کنیم اگر هاوکینگ تصمیم به بازگشت نمی گرفت چه اتفاقی می‌افتاد... دو سال بعد در گمنامی به عنوان یک دانشجوی خوب می مرد. اما جهان فیزیک بدون هاوکینگ، حتما چیزی کم داشت.
‌‌
اما غرض از این نوشتار چه بود؟
شدیدا عقیده دارم هر کدام از ما یک هاوکینگ درون داریم که در یک زمینه ای بسیار مستعد و همزمان ناامید است.
اگر می‌خواهیم بعد از مرگمان اثری از ما در این جهان زنده باشد هاوکینگمان را پیدا کنیم، اگر نه در گمنامی خواهیم مرد.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق (علم)
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
Read more
‍ ‍ <span class="emoji emoji1f343"></span> #السّلام_عَلیک_یا_ابا_صالح_المهدی_عَج<span class="emoji emoji1f343"></span> یا اباصالح به فریادم برس غیرِ تو ما را نباشد یارو ...
Media Removed
‍ ‍ #السّلام_عَلیک_یا_ابا_صالح_المهدی_عَج یا اباصالح به فریادم برس غیرِ تو ما را نباشد یارو کس یا اباصالح منم بی تاب عشق در دل من باش چون مهتاب عشق ما مریدان و گدای روی تو سر نهاده جملگی در کوی تو پرده بردار از رُخت ماهِ منیر عاشقان را نیست جز تو دستگیر کاش با تو بشکفد چشمان ما پُر ... ‍ ‍ 🍃 #السّلام_عَلیک_یا_ابا_صالح_المهدی_عَج🍃

یا اباصالح به فریادم برس
غیرِ تو ما را نباشد یارو کس

یا اباصالح منم بی تاب عشق
در دل من باش چون مهتاب عشق

ما مریدان و گدای روی تو
سر نهاده جملگی در کوی تو

پرده بردار از رُخت ماهِ منیر
عاشقان را نیست جز تو دستگیر

کاش با تو بشکفد چشمان ما
پُر شود از روشنی ها جانِ ما

تو بیا تا ما تماشایت کنیم
خویشتن را غرق سیمایت کنیم

یا اباصالح تویی تو یارِ ما
ده تو پایان رنج شام تارِ ما

از فراق روی تو ما بی قرار
در دل ما ریخت سوزِ انتظار

بی تو ماییم و دلِ امیدوار
اشک خون باریم چون ابر بهار

انتظارت درد پنهان است و بس
یا اباصالح به فریادم برس

ای امام نازنین و مهربان
وعدهء ما یک شبی در جمکران!

#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#اللهم_صل_علي_محمّد_و
#آل_محمّد_و_عجّل_فرجَهم
#التماس_دعا_برا_سلامتی
#آقا_و_تعجیل_در_ظهورش
#هستی_محرابی
Read more
#موشک موشک و ما ادراک موشک موشک جواب #جنایت است و پاسخ تجاوز جواب جنایت جانیان آدمکش که دستشان به خون پاک جوان مظلوم ایرانی آلوده است و پاسخ تجاوز دشمنان این آب و خاک که در سرشان رویای ویرانی ایران را دارند بلرزد در گور تن آنانکه میگفتند #دوران_موشک تمام شده و دوران #گفتمان است بلرزد تن شاگردانش بلرزد ... #موشک
موشک و ما ادراک موشک
موشک جواب #جنایت است و پاسخ تجاوز
جواب جنایت جانیان آدمکش که دستشان به خون پاک جوان مظلوم ایرانی آلوده است
و پاسخ تجاوز دشمنان این آب و خاک که در سرشان رویای ویرانی ایران را دارند

بلرزد در گور تن آنانکه میگفتند #دوران_موشک تمام شده و دوران #گفتمان است
بلرزد تن شاگردانش
بلرزد تن تمامی دشمنان در داخل و در هر کجای دنیا

موشک باید باشد
همانگونه که #اعدام
همانگونه که #مجازات و #زندان
چه برای مفسد سیاسی و امنیتی
و چه برای #مفسد_اقتصادی
و چه ان شاالله روزی برای خودفروشان و #وطن_فروشان

که #امنیت سیاسی و اقتصادی حاصل نمیشود جز با #زور و قدرت برابر مدعیان و سرکشان
و جز با #فرهنگ و همراهی برای عامه #مردم

#سپاه #سپاه_پاسداران #سپاه_پاسداران_انقلاب_اسلامی
Read more
Loading...
.................. چه خطرناکی تو ،جداً ها !!! خندید باز ... 'دوری' تو چه خوبی. کمکی من را ، باش ...
Media Removed
.................. چه خطرناکی تو ،جداً ها !!! خندید باز ... 'دوری' تو چه خوبی. کمکی من را ، باش گه گاه، باش. باز که خندیدی ، خطرناک . من ندانستم سرآخر، که چطور ؟ نه با کلام . نه با ادا. نه با مدد، از دیدار ،دیدار، برای اولین بار ، ای وای . تو ، شعبده باز بر هر چه منم‌. پوست ، جان ،روح، روانم اینچنین ... ..................
چه خطرناکی تو ،جداً ها !!! خندید باز ...
'دوری' تو چه خوبی.
کمکی من را ، باش گه گاه، باش.
باز که خندیدی ،
خطرناک .
من ندانستم سرآخر، که چطور ؟
نه با کلام .
نه با ادا.
نه با مدد، از دیدار ،دیدار، برای اولین بار ،
ای وای .
تو ، شعبده باز
بر هر چه منم‌. پوست ، جان ،روح، روانم
اینچنین سایه ی بی ته را ، گستراندی و منم ،
نه دگر آبیِ ماهی دیدم‌ ، نه دگر سرخی خورشیدی را ، روزمرگی ام مُرد انگار .
گم شدم من زیر این چتر ،
جز تو من را نیست ،چشم انداز .
چای سرد،
نوشابه ی داغ
شوکران نامش دهم این یا که نه ، سکنجبین‌؟
لذتی با دلهره
طعم گس کن کام ، اما خوش مزه
دوستی ،راهزن
ای دای این غریبی ترس دارد ، پس به تو میگویم هر بار ای خطرناک
خنده دارد این حرف ها ولله؟
عیبی نیست بر تو بخند .
راستی ای سردار ، داد از آن وقت قرار ، در اولین دیدار.
خون به دستِ دست هم دادن
یا که نجوایی به دست گوش هم دادن
، یا که شعری با نگاه در دست ِ چشم یکدگر دادن
یا که اصلا
غول آخر
داغی لبهایمان بر دست لب ها دادن
جداً ها !! پس چرا ماتی بخند ؟ ترس سراغ ات امد؟
من نمیدانم ، تورا
اما خودم اینگونه است احوالم
دست، بالا ،
بر غرورم ،پا
میزنم فریاد را داد ،
نه ولی با حلق، دندان و دهان، اینبار
در نگاهی مات ،
این را " که تو،
ای تردست
ای شعبدا باز
ای خطرناک‌ ، خطرناکان عالم
گرچه ترسیدم
ولی هستم باز ، می مانم .
تا که روزی تو چو من ، دل ات بریزد از ترس "
هان ! نمی خندی چرا !
دستهایت چرا می لرزد ؟ آرام باش.
هردو باهم ، من ، تو ، ما
دلهامان
گر بلرزد باهم !!! ترس و آشوب و خطر معنای خود میبازد . نابود است
عشق در میگشاید اینبار ... عشق رازش این است
و تو اما 'دوری ' چه بدی ، بیکاری ... به سلامت ، دور شو . پیش ما دیگر نیا
حتی گه یا گاهی
😊 .. Avid
Read more
﷽ . . تقدیم به مداح مظلوم آستان اهلبیت علیهم السلام #سیدمحمدجوادذاکرطباطبایی(ره) (( ای نسیمِ ...
Media Removed
﷽ . . تقدیم به مداح مظلوم آستان اهلبیت علیهم السلام #سیدمحمدجوادذاکرطباطبایی(ره) (( ای نسیمِ سحر آرامگهِ یار کجاست منزلِ آن مهِ عاشق کُشِ عیار کجاست))* من همانم که شدم سخت نمک گیر از او آمدم تا بنویسم دو سه خط سیر از او بنویسم که چه خوب است رهایی سید دلم از شهر گرفته ست کجایی سید؟ (( مَردمِ ...
.
.
تقدیم به مداح مظلوم آستان اهلبیت علیهم السلام
#سیدمحمدجوادذاکرطباطبایی(ره) (( ای نسیمِ سحر آرامگهِ یار کجاست
منزلِ آن مهِ عاشق کُشِ عیار کجاست))* من همانم که شدم سخت نمک گیر از او
آمدم تا بنویسم دو سه خط سیر از او
بنویسم که چه خوب است رهایی سید
دلم از شهر گرفته ست کجایی سید؟ (( مَردمِ دیده ی ما جز به رُخَت ناظر نیست
دلِ سرگشسته ی ما غیرِ تورا ذاکر نیست))* سالها رفته ولی نامِ تو برجاست هنوز
شورِ زیبای تو در خاطره ی ماست هنوز
رجزِ غرقِ غرورت چقَدَر زیبا بود
شورِ لبریزِ شُعورَت چقَدَر زیبا بود
خار در چشمِ حسودان شدی و گُل کردی
زخمها بر جگرت بود و تحمل کردی
رفتی و از تو نگفتند ، غمی نیست برو
غربتِ ذاکریَت چیزِ کمی نیست برو
دردم این است شده دشمنِ مرموز رفیق
هرکه سوزانده دلت را شده امروز رفیق
دلِ من سوخته از حیله و بازی هاشان
دلِ من سوخته از خاطره سازی هاشان
این همان بازی پُرپیچ وخَمِ تقدیر است
دشمنَت سخت پشیمان شده اما دیر است
نقشِ بر روی عقیقِ تو حسین است حسین
نامِ آن یکه رفیقِ تو حسین است حسین
چقَدَر ساده به تو تهمتِ مُرتَد زده اند
و شنیدم که تو را در خودِ مشهد زده اند
کاش اینها همه یک شایعه باشد ای کاش
تا ز هم وحدتِ این قوم نپاشد ای کاش
کُفر این نیست که از فرطِ جنون داغ کنی
کُفر این نیست که در منقِبَت اغراق کنی
کُفر این است که انسان خودِ شیطان باشد
این که نان دانی ما خونِ شهیدان باشد
کُفر این است همین سبکِ عزاداری من
بشوَد مجلسِ من سنگرِ بدکاری من
کُفر این است که از شُهرتِ خود کور شوم
بعد از آنی که شدم بُت ز ادب دور شوم
بعد از آن خدمتِ بسیار به دشمن بکنم
بعد از آن هر غلطی خواست دلِ من بکنم!
پیرِ میخانه غریب و تک وتنها چه کند؟!
با ریاکاری این دوست نماها چه کند؟
خوب گفتی که مَحَک پینه ی پیشانی نیست
ریش و تسبیح و دوتا ذکر، مسلمانی نیست
خوب گفتی که شده ملعبه ی بی دینان
جهلِ صفینی و تکراری ظاهربینان
نکند روضه شود جای دهان هرزی ها
نکند روضه شود جای غَرَض ورزی ها
وَ قسم میخورم اصلاً به "لوالزینب"
اولینِ درس ابالفَضل  ادب بوده ادب
بی ادب باشم و هی روضه بخوانم بازیست
شُهرتِ مجلسِ ارباب به "طِیِب" سازیست
من جگر دارم و از رفتنِ سَر هیچ مگو
(( من غلامِ قَمَرم غیرِ قَمَر هیچ مگو))• تیغِ خون خورده ی سرخِ وسطِ میدانم
پای آن حرفِ خودم مانده ام و می مانم
هرکسی گفت که مداحِ حسینم تَک نیست
هر کسی گَشته علی گو که علی مسلک نیست
اسمِ مداح بزرگ است جسارت کردند
عده ای پشتِ همین اسم تجارت کردند
Read more
تقاص غفلت هر روزه را بگیر از ما چه کرده‎ایم که دیگر شدی تو سیر از ما عجب حکایت تلخی میان ما جاری‎ست قبولِ ...
Media Removed
تقاص غفلت هر روزه را بگیر از ما چه کرده‎ایم که دیگر شدی تو سیر از ما عجب حکایت تلخی میان ما جاری‎ست قبولِ زود ز تو، توبه‎های دیر از ما جدا شدن ز کریمان شروع ذلت‎هاست و ساخت، دوری تو آدمی حقیر از ما علاج سرکشی ما فقط نوازش توست بیا بساز گدایان سر به زیر از ما به هر گناه شما را غریب‎تر کردیم به خیمه‎های ... تقاص غفلت هر روزه را بگیر از ما
چه کرده‎ایم که دیگر شدی تو سیر از ما
عجب حکایت تلخی میان ما جاری‎ست
قبولِ زود ز تو، توبه‎های دیر از ما
جدا شدن ز کریمان شروع ذلت‎هاست
و ساخت، دوری تو آدمی حقیر از ما
علاج سرکشی ما فقط نوازش توست
بیا بساز گدایان سر به زیر از ما
به هر گناه شما را غریب‎تر کردیم
به خیمه‎های تو رسیده هزار تیر از ما
دل شکسته‎ی بخشنده و صبور از تو
دل سیاه همیشه بهانه‎گیر از ما
چنان به فقر معارف همه دچار شدیم
که درس فقر گرفته هر فقیر از ما
برات کرب‎وبلا را بده که در صحنش
تفقدی بکند حضرت مجیر از ما
به یُمن مردم دِه جسم شاه تدفین شد
گرفته تاب و توان روضه‎ی حصیر از ما
نــوكـــر نـوشـــت:
#حسین_جان
‏تا تو هستی شب جمعه شب رحمت باقیست
در دل خسته ی مـن شـوق زیارت باقیست
هر چه جز عشق تو محکوم به گرداب فناست
جلـوه ی سرخ تو تا صبح قیامت باقیست
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلامٌ عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_حبیب_رحیمی_منش
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f539"></span>همای رحمت<span class="emoji emoji1f539"></span> ______________________________________ علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که ...
Media Removed
همای رحمت ______________________________________ علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایهٔ هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمهٔ بقا را مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه ... 🔹همای رحمت🔹
______________________________________

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایهٔ هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمهٔ بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانهٔ علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به‌جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به‌جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که می‌تواند که به‌سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

به دو چشم خون‌فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

#به_امید_آن_که_شاید_برسد_به_خاک_پایت_چه_پیام‌ها_سپردم_همه_سوز_دل_صبا_را

چو تویی قضای‌گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را « #همه_شب_در_این_امیدم_که_نسیم_صبحگاهی_به_پیام_آشنایی_بنوازد_آشنا_را »

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا
#سیدمحمدحسین_شهریار ✅
Read more
. . سوریان: امیدوارم #کشتی انتظارات به حق را برآورده کند، قطعا دیگر برای تیم ملی کشتی نخواهم گرفت . . ...
Media Removed
. . سوریان: امیدوارم #کشتی انتظارات به حق را برآورده کند، قطعا دیگر برای تیم ملی کشتی نخواهم گرفت . . قهرمان اسبق کشتی جهان گفت: پوست و گوشت و خون ما از کشتی است و اینکه بگویم دلم برای کشتی تنگ نمی‌شود دروغ است. . . #حمید_سوریان در خصوص بازی‌های آسیایی جاکارتا، اظهارداشت: امیدوارم کاروان ... .
.
سوریان: امیدوارم #کشتی انتظارات به حق را برآورده کند، قطعا دیگر برای تیم ملی کشتی نخواهم گرفت
.
.
قهرمان اسبق کشتی جهان گفت: پوست و گوشت و خون ما از کشتی است و اینکه بگویم دلم برای کشتی تنگ نمی‌شود دروغ است.
.
.
#حمید_سوریان در خصوص بازی‌های آسیایی جاکارتا، اظهارداشت: امیدوارم کاروان ایران بتواند نتایج خوبی کسب کند و به جز کشتی، وزنه‌برداری و به خصوص بهداد سلیمی، سهراب مرادی و کیانوش رستمی بتوانند مدال طلا کسب کنند.

وی افزود: در مورد کشتی هم انتظارات به عنوان رشته اول مثل همیشه بالا است و امیدوارم کشتی‌گیران ایران بتوانند انتظارات را برآورده کنند. هم در کشتی فرنگی و هم در آزاد نفرات خوبی در اختیار داریم، اما به هر حال سایر تیم‌ها هم مدال‌آوران خود را در ترکیب‌ تیم‌شان قرار دادند.

قهرمان اسبق کشتی فرنگی جهان در واکنش به این موضوع که آیا دلش برای کشتی گرفتن تنگ شده یا خیر، تصریح کرد: پوست و گوشت و خون ما از کشتی است و اینکه بگویم دلم برای کشتی تنگ نمی‌شود دروغ است، اما قطعا دیگر به عنوان کشتی‌گیر نمی‌توانم برای ایران به میدان بروم و مفید باشم.

سوریان در پایان خاطرنشان کرد: امیدوارم کشتی انتظارات به حق را برآورده کند و در مجموع کاروان ایران نتایج قابل قبولی کسب کند.

#ko6ti #ko6ti_ir #koshti #hamidsourian #wrestling
Read more
نگاه صحیح استاد سبحه نسبت به زحمات بافندگان: بافندگان قالى ايران بدبخت، فقير، درمانده و گريان ...
Media Removed
نگاه صحیح استاد سبحه نسبت به زحمات بافندگان: بافندگان قالى ايران بدبخت، فقير، درمانده و گريان نيستند و اشك شان بر روى قالى شان نمى چكد. و خون سر انگشتانشان آنها را رنگ نمى كند. من، پسرم خشايار، و كارمندانمان كه آمريكايى هستند در سال با صدها مشترى كه ٩٨ درصدشان آمريكايى هستند سروكار داريم و هيچوقت ... نگاه صحیح استاد سبحه نسبت به زحمات بافندگان:

بافندگان قالى ايران بدبخت، فقير، درمانده و گريان نيستند و اشك شان بر روى قالى شان نمى چكد. و خون سر انگشتانشان آنها را رنگ نمى كند.
من، پسرم خشايار، و كارمندانمان كه آمريكايى هستند در سال با صدها مشترى كه ٩٨ درصدشان آمريكايى هستند سروكار داريم و هيچوقت دوست نداريم كه از آه و ناله و خون سرانگشتان بافندگان قالى ايران سخن بگوييم كه آنها از سر ترحم و صدقه خريد كنند تا هروقت كه قاليشان را ميبينند دل چركين بوده و بحال بافندگان ايرانى دلسوزى كنند.

بر عكس ما تاكيد بر فرهنگ غنى، آداب و رسوم و سنت هاى هر منطقه و تاريخ زيبا و كهن آن داريم و به خريدار مي گوييم كه با خريد قالى ايران حتى از نوع متوسط و تجارى آن، صاحب يك اثر هنرى و فرهنگى مي شويد.
فكر نكنيم اگر از بدبختى و آه و ناله و خون دل و خون سرانگشتان بافندگان سخن بگوييم تاثيرى در مسئولين خواهد داشت و يا تاثير مثبتى در فروش به خريداران خواهد كرد. بنابراين بياييم به زيبايى ها و اينكه چرا بايد به حفظ و بزرگداشت اين هنر كهن همت گماشت از زاويه ديگر بپردازيم.
# # # # # # #
پ.ن من: بعضی ها قالیبافی را عامل عقب ماندگی و توسعه نیافتگی روستاییان معرفی می کنند چون نتوانسته دستمزد کافی و زندگی با رفاه برای بافندگان ایجاد کند اما این نگاه کفر نعمت در حق فرش دستباف است.
بافندگی همیشه اقتصاد مکمل خانواده روستایی بوده و باید باشد و جز در موارد تولید مبتنی بر سفارش، نمی توان دستمزد بالا از آن طلب کرد. بافنده ی روستایی در دوران فراغت و بیکاری خود و خانواده اش فرش می بافد و روزی کمتر از ۵ ساعت بافندگی می کند و درآمدش کمک خرجی است. جلوگیری از مهاجرت به شهرها و حفظ هویت خانواده و ایجاد ارزش افزوده کارویژه ی تولید فرش دستباف در مناطق روستایی است.
Read more
Loading...
خدایا نگذار توطئه ها بر حجاب پیروز شوند که ان روز،روز مرگ ایران جمهوری و اسلامی است روز پیروزی دشمن ...
Media Removed
خدایا نگذار توطئه ها بر حجاب پیروز شوند که ان روز،روز مرگ ایران جمهوری و اسلامی است روز پیروزی دشمن بر ماست خداوندا چه نقشه هایی که تو بر اب کردی یادمان نرفته هوای پیامبر و امام مان را چگونه داشتی ما که امام ندیده به اسلام تو روی اوردیم ما که معجزه ندیده دل به تو بستیم هوای اسلام و ایمان و کشور ما را بیشتر ... خدایا نگذار توطئه ها بر حجاب پیروز شوند که ان روز،روز مرگ ایران جمهوری و اسلامی است روز پیروزی دشمن بر ماست
خداوندا چه نقشه هایی که تو بر اب کردی یادمان نرفته هوای پیامبر و امام مان را چگونه داشتی ما که امام ندیده به اسلام تو روی اوردیم ما که معجزه ندیده دل به تو بستیم هوای اسلام و ایمان و کشور ما را بیشتر داشته باش ایمان ما را چنان قدرتمند کن که طوفان ها بر ان کاری نباشد و اسلام ما را چنان از بد نامی های داعشی پاک کن که در جهان جز اسلام دینی نبینیم و کشورم را از توطئه ی داخلی و خارجی حفظ کن .
.
همه بدانید قیمت این چادر گران است بهای چادر من خون است خونی که از برادرم دیروز در جبهه ها و امروز در سوریه و یمن ریخته میشود برای چادر من است .
.
مسئولین اگر امروز برای بی حرمتی به حجاب قانون وضع نکنند و مجازات همراه با جزای نقدی در قبال این بی حرمتی را رسمی نکنند این روند ادامه می یابد همان طور که پیامبر پاسبان دین و قانون جامعه بود امروز شما مسئولین باید پاسبان دین و قانون باشید
باید قانون ما حامی امر به معروف و نهی از منکر باشد تا این مقدس در جامعه رواج پیدا کند ( منظور من افرادی است که به ازادی های یواشکی و چهارشنبه های سفید پیوستند و بدون قید و بندی بدون روسری در جامعه حاضر می شن نه افرادی که تا حدودی به حجاب پایبندند). #حجاب_اجباری #حجاب #من_موافق_حجاب_اجباریم
#حجاب_اختیاری_بهانست
#حجاب_اختیاری #زن_ایرانی
#ایران #عفاف #قانون #اسلام
#سیاسی #سیاست_های_زنانه
#سیاست_روز #سیاست_ما_عین_دیانت_ماست
#کاخ_سفید #مسئولین #مسیولین #مجلس_شورای_اسلامی #رییس_جمهور
#ریئس_جمهور #قوه_قضاییه #قوه_مقننه
#روحانی #روحانی_مچکریم
Read more
نامه مهران مدیری برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ...
Media Removed
نامه مهران مدیری برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید، کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد. هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید، هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد ... نامه مهران مدیری برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان

در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید، کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد.

هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید،
هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد و متنوع، از خدا و دین و اخلاق و انسانیت و آزادگی و جوانمردی و وطن دوستی آموختید،
هر چه بخاطر لبخند معصومشان، لباس نوزاد و پیرزن به تن کردید، گاو و الاغ و مرغ و خروس و سگ و گربه و ... شدید،
کسی از شما قدردانی نکرد، به چشم کسی نیامد.

در سفرهای دور و دراز از جاده های صعب العبور به مناطق محروم، برای نوازش و تشویق کودکان مستعد اما محروم و بی چیز،
کسی همراهتان نشد.

نجات آن اعدامی اهل بم، بخاطر نامه ای که دختر هشت ساله اش برایتان نوشته بود و دوندگی های شما را کسی ندید.

دلجویی تان از خانواده های داغدار بچه های قربانی در آن ورزشگاه لعنتی که دلیلی جز سوء مدیریت مسئولین و مدیران مربوطه نداشت،
حضور مداومتان در آسایشگاه بچه های معلول ، کودکان سرطانی، اهدای خون ، برنامه های کوچک و بزرگ نیکوکاری،... هیچکدام از اینها چیزی نبودند که به چشم مسئولین و ایضا، بسیاری از ما مردمان این آب و خاک بیاید و تحسینی و تشکری را بدرقه ی خستگی هاتان کند... اما، تنها یک اشتباه کافی بود تا سیل پیامها و لعن و نفرین ها و خط و نشان کشیدن ها را به سویتان سرازیر کند،
رگ غیرت و تعصب قومی و نژادی را ، بر گردن جماعتی برآورد و سیل جمعیت را به خیابانها بکشاند،
سوژه ی طراز اول بحث گروههای مجازی و بهانه ی انتقام کشی اهل سیاست و صاحبان قدرت شوید،
و پذیرش اشتباه و عذرخواهی صادقانه تان را هم نه کسی ببیند و نه کسی بشنود و نه کسی بپذیرد... من نگران شما هستم، عموهای دوست داشتنی فیتیله ای!
اگر چه فرزندان من دیگر آنقدر قد کشیده اند که کمتر پای برنامه تان بنشینند،
و خودم آنقدر این روزها گرفتار شده ام که کمتر بیاد آورم که؛
نظاره ی عمیق ترین شادی ها و قهقهه ی کودکانم را ، حین تماشای فیتیله ی زیبای شما تجربه کرده ام!
که بهای این خاطره را، سپید شدن موی شما پرداخته،

دستتان را می بوسم
و دعا می کنم در این روزهای سخت، در روزگاری که خطای انسان جایزالخطا را کسی برنمی تابد،
و تاوان تعصبات و انتقام کشی ها را ، نه مدیران صاحب قدرت، که همان اهالی هنر و اندیشه ی زیردست و خاک صحنه خورده می پردازند،
که رسم مروت و انصاف از میانمان رخت برنبندد،
و ما و بچه های ما را از ادامه ی حضورتان در قاب تصویر محروم نکند.
Read more
. . . . ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیم وز یار شکایت سوی اغیار نبردیم معلوم نشد صدق دل و سر محبت تا ...
Media Removed
. . . . ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیم وز یار شکایت سوی اغیار نبردیم معلوم نشد صدق دل و سر محبت تا این سر سودازده بر دار نبردیم ما را چه غم سود و زیان است که هرگز سودای تو را برسر بازار نبردیم با حسن فروشان بهل این گرمی بازار ما یوسف خود را به خریدار نبردیم ای دوست که آن صبح دل افروز خوشت باد یاد ... .
.
.
.
ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیم
وز یار شکایت سوی اغیار نبردیم

معلوم نشد صدق دل و سر محبت
تا این سر سودازده بر دار نبردیم

ما را چه غم سود و زیان است که هرگز
سودای تو را برسر بازار نبردیم

با حسن فروشان بهل این گرمی بازار
ما یوسف خود را به خریدار نبردیم

ای دوست که آن صبح دل افروز خوشت باد
یاد آر که ما جان ز شب تار نبردیم

سرسبزی آن خرمن گل باد اگر چند
از باغ تو جز سرزنش خار نبردیم

بی رنگی ام از چشم تو انداخت اگر نه
کی خون دلی بود که در کار نبردیم

تا روشنی چشم و دل سایه از آن روست
از آینه ای منت دیدار نبردیم
.
.
.
#دیباچه #بهار #امیرهوشنگ_ابتهاج
Read more
چه بسیار باعث تعجب است! عاشقانه هامان آریایی و خودمان ایرانی از نسلی چه می دانم هستیم! اعراب، ...
Media Removed
چه بسیار باعث تعجب است! عاشقانه هامان آریایی و خودمان ایرانی از نسلی چه می دانم هستیم! اعراب، مغول، روم، عثمانی، روسی اصلا نمی دانیم گذشتگان ما ماد ها بودند یا پارسها که اندی سالیان پیش به دست همین کشورهای بیگانه به خاک و خون کشیده شدند... براستی ما کدامین هستم سردارانی شهید، شجاع ... چه بسیار باعث تعجب است!
عاشقانه هامان آریایی
و خودمان ایرانی از نسلی چه می دانم
هستیم!
اعراب، مغول، روم، عثمانی، روسی
اصلا نمی دانیم گذشتگان ما
ماد ها بودند یا پارسها
که اندی سالیان پیش
به دست همین کشورهای بیگانه
به خاک و خون کشیده شدند... براستی ما کدامین هستم

سردارانی شهید،
شجاع و باشهامت که از وطن و سرزمینمان
در جنگ اسکندر به ایران تا پای جان از سرزمینمان دفاع کردند،
به نام آریو برزن و خواهر شجاعش یوتاب داریم
و هیچ صحبتی از آنها نمی شود
هیچ خیابان و
هیچ آثاری به جز یک مجسمه،
از آنها نمانده و در دست نیست،
همیشه عقاید از همگان بر ما تحمیل شدند.. براستی ما که هستیم؟! گاهی تروریست بر دنیا معرفی شدیم
گاهی با کفایت
گهگاهی بی کفایت
ما کدامین هستیم؟
همیشه غارتمان کردند
و کشوری از جهان سوم شدیم.

#زهــرا_میرزاییان
Read more
. جنگ بود و صدام دست به حماقت عجیبی زد. نیروی هوایی عراق، در هفتم تیر ١٣۶۶ شهر «سردشت» را بمباران شیمیایی کرد. چهار نقطه پُر ازدحامِ شهر را. و فاجعه اتفاق افتاد: ۱۱۰ زن و مرد و کودک کشته شدند. چند هزار نفر مصدوم و مسموم. چنین شد که سردشت «نخستین شهر ِ شیمیایی جهان» نام گرفت. اما فاجعه به این ختم نشد. ... .
جنگ بود و صدام دست به حماقت عجیبی زد. نیروی هوایی عراق، در هفتم تیر ١٣۶۶ شهر «سردشت» را بمباران شیمیایی کرد. چهار نقطه پُر ازدحامِ شهر را. و فاجعه اتفاق افتاد: ۱۱۰ زن و مرد و کودک کشته شدند. چند هزار نفر مصدوم و مسموم.
چنین شد که سردشت «نخستین شهر ِ شیمیایی جهان» نام گرفت. اما فاجعه به این ختم نشد. فاجعه بعدی زمانی بود که اعضای شورای امنیت سازمان ملل، مصوبه‌ای را به رای گذاشتند؛ در محکومیت صدام و در محکومیت استفاده از سلاح شیمیایی. چه اتفاقی افتاد؟ آمریکا، آن را وتو کرد. آن را برای همیشه از دستور کار خارج کرد. به همین سادگی.
و باز فاجعه به این‌ها ختم نشد. بعد‌ها اسنادِ منتشر شده سازمان سیا، نشان داد که آمریکا از وقوع این حملات کاملا مطلع بوده و حتی عکس‌های ماهواره‌ای در اختیار صدام قرار داده بود.
امروز ۳۱ سال از آن روزِ شوم گذشت. مردمِ سردشت، امروز در خانه‌هایشان ماندند. صدام مُرد و جسدش هم پوسید؛ اما سردشتِ زخمى همچنان ایستاده. مثل سٓرو ایستاده. .
.
.
.
.
.
.
.
بعدنوشت : تمام هم پیمانان صدام حسین ، امروز با رنگ و لعابی دیگه در پی اهدافی شوم ترن
#مریم_رجوی ها و منافقین جانی و تمام هم پیمانان داخلی شاه فراری همه به فکر سعادت مردم ایران افتادند !!!! یک سری لاشخور هم که افتادند روی بیت المال و به چپاول و دزدی و .... مشغولند که خدا بی تردید تاوان تک تک خون شهدایی که برای اعتلا اسلام و نامش شهید شدند از همه این افراد خواهد کشید و وای بر احوالشون
اما هر چ قدر دزد زیاد باشه هر چ قدر هجمه تبلیغات و بوق و کرناهای معاویه های زمان زیاد باشه
هر چ قدر تهمت ها امیرالمومنین بخوره
و هر چ قدر علی ع تنها بمونه و حتی اگر 25 سال خانه نشین بشه
ذره ای از حقانیت علی ع کم نشد و نخواهد شد و ننگ و عذاب ابدی و وعده حتمی خدا قطعی و یقینی خواهد رسید !!
که #ان_وعدالله_الحق ! .
.
.
مواظب باشیم ما در هجمه #تبلیغات و بوق و کرناهای معاویه های زمان جز سپاه علیه علی و سپاه علیه اسلام نشیم !!!!!!
که بالیقین ملاقات با خدا و روز حساب بسی نزدیکه !
و #اسلام و #دین خدایی که به پاش خون هایی چون خون امیرالمونین و سیدالشهدا و خونهای کربلا ریخته شده ذره ای کار بر علیهش بی پاسخ نخواهد موند !!!!
.
.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و اخر تابع له علی ذلک ...
.
.
.

پناه بر خدا ...
.
.
.
#سردشت #شیمیایی #ایران #ایرانی #آریایی #آمریکا #عراق .
.
.
.
مطالبه به حق با هم صدایی با منافقین و مریم رجوی ها و امثال دولت مردان آمریکایی که دستشون به خون همین مردم مظلوم ایران آغشته است متفاوته
.
Read more
.. . بنویسند اگر نام علی بر دل سنگ . سنگ را چاره به جز نرم شدن راهی نیست . از همان اول خلقت به خلایق ...
Media Removed
.. . بنویسند اگر نام علی بر دل سنگ . سنگ را چاره به جز نرم شدن راهی نیست . از همان اول خلقت به خلایق گفتند . که به جز حیدر و آلش به جهان شاهی نیست ... . . . . #شهید_ابراهیم_هادی #علمدار_کمیل #دوست_شهید_من . . . ما با شهیدان عشق پیمان خون بسته ایم عهد خود نشکسته ایم الحمدلله در غوغای ... ..
.
بنویسند اگر نام علی بر دل سنگ
.
سنگ را چاره به جز نرم شدن راهی نیست
.
از همان اول خلقت به خلایق گفتند
.

که به جز حیدر و آلش به جهان شاهی نیست ...
.
.
.
.

#شهید_ابراهیم_هادی
#علمدار_کمیل
#دوست_شهید_من
.
.
.

ما با شهیدان عشق پیمان خون بسته ایم
عهد خود نشکسته ایم الحمدلله
در غوغای فتنه ها، ماییم و امر ولی
ماییم و راه #علی الحمدلله
دم به دم ما را شور عاشوراست
سوز این دلها ز تربت #شهداست
.
.
Read more
. شعر مرهم نیست .زخم است زخم ِ ادم زخمی نه کسی که خود را زخمی می کند برای اینکه بگوید :"بسیار دردمند و خسته و مایوس است" . این شعر را نمی دانم به مردم کدام آبادی تقدیم کنم.مردم نیازهای به تعویق افتاده ای دارند که شعر اخرین آنها هم نیست. بگذریم،بخوانید: گرد سوار هست و نشان سوار نیست آیینه اییم و شاهد ... .
شعر مرهم نیست .زخم است زخم ِ ادم زخمی نه کسی که خود را زخمی می کند برای اینکه بگوید :"بسیار دردمند و خسته و مایوس است" . این شعر را نمی دانم به مردم کدام آبادی تقدیم کنم.مردم نیازهای به تعویق افتاده ای دارند که شعر اخرین آنها هم نیست. بگذریم،بخوانید:

گرد سوار هست و نشان سوار نیست
آیینه اییم و شاهد ما جز غبار نیست

ما ماهیان تور و شما راهیان گور
از ما کدام یک به تقلا دچار نیست!

در شیشه احتکار نکن خون خلق را
این قلب سرخ ماست برادر، انار نیست!

در تنگنای قافیه ماندید و کارتان
غیر از ردیف کردن مشتی شعار نیست

ای شیخ بی کلید در این شهر بی چراغ
دیگر به وعده های تو هم اعتبار نیست

آغاز راه ماست ولی قول می دهم
هرگز برای قوم تو پایان کار نیست

غیر از هنر که تاج سر آفرینش است
دوران هیچ سلطنتی ماندگار‌ نیست

#احسان_افشاری
#شعر
#ایران

پ.بیت پایانی -با قید تردید- منتسب به سعدی . تنها تصرف من در قافیه است و جایگزین کردن ماندگار با جاودانه . اگر اطلاع موثق از صحت انتساب به شاعر دیگری دارید حتما با ذکر منبع مطلعم کنید.

موسیقی متن فیلم بابل اثر گوستاوو سانتائولایا

این غزل را در کانال تلگرام هم در دسترس قرار می دهم.
Read more
الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی. ...
Media Removed
الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی. شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد.  ... الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی. شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد.  شهادت قلبی است که خون حیات را در شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را زنده نگه می‌دارد.

شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید است.
شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او وانمی‌گذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آمیزد.

شهادت مزد خوبان است.
تا حالا از شهید خلیلی هیچ وقت پست نزاشتم ولی امروز دوست داشتم این پست رو هدیه به روح بلندش کنم۰
#شهید_محمود_رضا_بیضـایی
#شهید حسن خلیلی
#شهدای مدافع حرم
#دلتنگ_کربلا
#دلتنگ شهدا
Read more
میلاد حضرت امام حسین ع برهمه دوستان مبارک و فرخنده باد  گر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیم گر چه چندی ...
Media Removed
میلاد حضرت امام حسین ع برهمه دوستان مبارک و فرخنده باد  گر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیم گر چه چندی است که بی روح تر از هر جسدیم گر چه در خوب ترین حالت مان نیز بدیم جز در خانه ی ارباب دری را نزدیم روزگاری است که ما رعیت این خانه شدیم سجده ی شکر بر آریم که دیوانه شدیم  از همان روز که حُسنش به تجلّی دم زد از ... میلاد حضرت امام حسین ع برهمه دوستان مبارک و فرخنده باد 
گر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیم
گر چه چندی است که بی روح تر از هر جسدیم
گر چه در خوب ترین حالت مان نیز بدیم
جز در خانه ی ارباب دری را نزدیم
روزگاری است که ما رعیت این خانه شدیم
سجده ی شکر بر آریم که دیوانه شدیم
 از همان روز که حُسنش به تجلّی دم زد
از همان دم که دمش طعنه به جام جم زد
از همان لحظه که مهرش به دلم پرچم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
بنده ی عشقم و مجنون حسین بن علی
در رگم نیست به جز خون حسین بن علی 
Read more
‏‎‏🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 محمد شریعتمداری، وزیر صنعت، معدن و تجارت در پيامي ضمن محکومیت شدید جنایات اخیر ...
Media Removed
‏‎‏🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 محمد شریعتمداری، وزیر صنعت، معدن و تجارت در پيامي ضمن محکومیت شدید جنایات اخیر اسرائیل و آمريكا از همه ي آزادگان و حق طلبان جهان درخواست كرد كه با فرياد يكپارچه ي خود اين اقدام ددمنشانه ي رژيم اشغالگر قدس و بي اعتنايي رهبران جنايتكار آمريكا به حقوق حقه ي فلسطينيان را محكوم نمايند. ... ‏‎‏🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
محمد شریعتمداری، وزیر صنعت، معدن و تجارت در پيامي ضمن محکومیت شدید جنایات اخیر اسرائیل و آمريكا از همه ي آزادگان و حق طلبان جهان درخواست كرد كه با فرياد يكپارچه ي خود اين اقدام ددمنشانه ي رژيم اشغالگر قدس و بي اعتنايي رهبران جنايتكار آمريكا به حقوق حقه ي فلسطينيان را محكوم نمايند. "بسم الله الرحمن الرحيم"

وَما نَقَموا مِنهُم إِلّا أَن يُؤمِنوا بِاللَّهِ العَزيزِ الحَميدِ (سوره مبارکه البروج آیه ٨)
آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند؛

در آستانه ي حلول ماه مبارك رمضان رژيم اشغالگر قدس بار ديگر فرياد حق طلبانه مردم مظلوم فلسطين را كه در اعتراض به اقدام آمريكاي جنايتكار بلند شده بود به خاك و خون كشاند و ده ها زن، مرد و كودك فلسطيني را به شهادت رساند و هزاران تن را مجروح نمود.
انتقال سفارت آمريكا به بيت المقدس نشان از بي اعتنايي رهبران جنايتكار آمريكا به حقوق حقه ي فلسطينيان ميباشد كه مسلمين جهان و اكثريت كشورهاي عضو سازمان ملل متحد اين اقدام را محكوم نمودند.
اينجانب در دفاع از آرمانهاي مردم قهرمان فلسطين كه در راس آن آزادي قدس شريف از چنگال صهيونيست هاي متجاوز است از همه ي آزادگان و حق طلبان جهان ميخواهم كه با فرياد يكپارچه ي خود اين اقدام ددمنشانه ي رژيم اشغالگر قدس را محكوم نمايند.

محمد شريعتمداري --
@m.shariatmadari
پايگاه اطلاع رساني محمد شريعتمداري (خرد)
Read more
یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شد، عادت نجار اين بود كه موقع ترک کارگاه وسايل كارش ...
Media Removed
یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شد، عادت نجار اين بود كه موقع ترک کارگاه وسايل كارش را روي ميز بگذارد. آن شب، نجار اره اش را روی ميز گذاشته بود. همينطور كه مار گشت مي زد بدنش به اره گير کرد و كمي زخم شد. مار خيلي عصبانی شد و برای دفاع از خود اره را گاز گرفت. این کار سبب خون ريزی دور دهانش شد ... یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شد، عادت نجار اين بود كه موقع ترک کارگاه وسايل كارش را روي ميز بگذارد. آن شب، نجار اره اش را روی ميز گذاشته بود. همينطور كه مار گشت مي زد بدنش به اره گير کرد و كمي زخم شد. مار خيلي عصبانی شد و برای دفاع از خود اره را گاز گرفت. این کار سبب خون ريزی دور دهانش شد و او که نمی فهمید كه چه اتفاقی افتاده، از اينكه اره دارد به او حمله مي كند و مرگش حتمي است تصميم گرفت برای آخرين بار از خود دفاع كرده و هر چه شديدتر حمله كند. او بدنش را به دور اره پيجاند و هي فشار داد. صبح كه نجار به کارگاه آمد روي ميز به جای اره، لاشۀ ماری بزرگ و زخم آلود ديد كه فقط و فقط بخاطر بی فکری و خشم زياد مرده است. ما در لحظۀ خشم می خواهیم به ديگران صدمه بزنیم ولی بعد متوجه مي شويم که به جز خودمان كس ديگری را نرنجانده ايم و موقعی اين را درك می کنیم كه خيلي دير شده. زندگی بيشتر احتياج دارد كه گذشت و چشم پوشی كنيم، از اتفاقها، از آدمها، از رفتارها، از گفتارها و به خودمان يادآوری کنیم، گذشت و چشم پوشی
Read more
یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شد، عادت نجار اين بود كه موقع ترک کارگاه وسايل كارش ...
Media Removed
یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شد، عادت نجار اين بود كه موقع ترک کارگاه وسايل كارش را روي ميز بگذارد. آن شب، نجار اره اش را روی ميز گذاشته بود. همينطور كه مار گشت مي زد بدنش به اره گير کرد و كمي زخم شد. مار خيلي عصبانی شد و برای دفاع از خود اره را گاز گرفت. این کار سبب خون ريزی دور دهانش شد ... یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شد، عادت نجار اين بود كه موقع ترک کارگاه وسايل كارش را روي ميز بگذارد. آن شب، نجار اره اش را روی ميز گذاشته بود. همينطور كه مار گشت مي زد بدنش به اره گير کرد و كمي زخم شد. مار خيلي عصبانی شد و برای دفاع از خود اره را گاز گرفت. این کار سبب خون ريزی دور دهانش شد و او که نمی فهمید كه چه اتفاقی افتاده، از اينكه اره دارد به او حمله مي كند و مرگش حتمي است تصميم گرفت برای آخرين بار از خود دفاع كرده و هر چه شديدتر حمله كند. او بدنش را به دور اره پيجاند و هي فشار داد. صبح كه نجار به کارگاه آمد روي ميز به جای اره، لاشۀ ماری بزرگ و زخم آلود ديد كه فقط و فقط بخاطر بی فکری و خشم زياد مرده است. ما در لحظۀ خشم می خواهیم به ديگران صدمه بزنیم ولی بعد متوجه مي شويم که به جز خودمان كس ديگری را نرنجانده ايم و موقعی اين را درك می کنیم كه خيلي دير شده. زندگی بيشتر احتياج دارد كه گذشت و چشم پوشی كنيم، از اتفاقها، از آدمها، از رفتارها، از گفتارها و به خودمان يادآوری کنیم، گذشت و چشم پوشی.
Read more
. زمانه معجزه ها تمام نشده زندگی هرکدام ما پر است از معجزه هایی که دمادم وجود خدایی را اثبات می کند ...
Media Removed
. زمانه معجزه ها تمام نشده زندگی هرکدام ما پر است از معجزه هایی که دمادم وجود خدایی را اثبات می کند که حواسش به همه چیز هست! و #تـــو آن معجزه عظیم زندگی منی! انگار که موسی، دریا را شکافته باشد یا ابراهیم، آتش را گلستان کرده باشد یا مسیح ،مرده ای را زنده کرده باشد... . اینکه خدا چون #تــو ای را ... .
زمانه معجزه ها تمام نشده
زندگی هرکدام ما پر است از معجزه هایی که دمادم وجود خدایی را اثبات می کند که حواسش به همه چیز هست!
و #تـــو آن معجزه عظیم زندگی منی!
انگار که موسی، دریا را شکافته باشد
یا ابراهیم، آتش را گلستان کرده باشد
یا مسیح ،مرده ای را زنده کرده باشد...
.
اینکه خدا چون #تــو ای را برای چون منی آفرید، همینقدر خارق العاده است...
.
.
.
پ.ن:

در این طوفان که ماهی هم
به دریا دل نخواهد زد،

کجا با کشتی ات بردی دلم را
#ناخدای_من!؟ .
#سید_ایمان_زعفرانچی
.
.
.
پ.ن۲:

گر بگویم که #تــو در خون منی بهتان نیست...
.
#هوشنگ_ابتهاج
.
.
#و_اینکه

یه کهنه شرابه که #سی سالشه
به جز من یه می خونه دنبالشه...
.
.
.
#به_بهانه_سالروز_زمینی_شدنش❤
#حس_خوبیه_که_یارتم_پاییز_زاده_باشه🍁
#سیزدهم_مهر🍂
Read more
+_*_+ آن گونه که به اندازه‌ی فهم خود، می‌توانم برداشت کنم: بررسی رویدادهای #اجتماعی و #سیاسی ...
Media Removed
+_*_+ آن گونه که به اندازه‌ی فهم خود، می‌توانم برداشت کنم: بررسی رویدادهای #اجتماعی و #سیاسی و تحلیل آن در ابعاد #فرهنگی و #اخلاقی، ما را به این نگاه می‌رساند که اثرگذاری ِ رفتاری اشخاصی که در جایگاه مدیریت چنین وقایع و جریان‌هایی قرار می‌گیرند تا چه میزان است. در این صورت می‌توان نقش راهبردی ... +_*_+

آن گونه که به اندازه‌ی فهم خود، می‌توانم برداشت کنم:
بررسی رویدادهای #اجتماعی و #سیاسی و تحلیل آن در ابعاد #فرهنگی و #اخلاقی، ما را به این نگاه می‌رساند که اثرگذاری ِ رفتاری اشخاصی که در جایگاه مدیریت چنین وقایع و جریان‌هایی قرار می‌گیرند تا چه میزان است.
در این صورت می‌توان نقش راهبردی این افراد در مدیریت و هدایت ِ پیروان خود را به عنوان سرگروه و طلایه‌داری در نظر گرفت که بستر مناسبی را برای فعالیت و تحرک آنان فراهم می‌آورند.
آن گاه که این فضا شکل می‌گیرد، در سایه‌ی چنین ظرفیت ایجاد شده‌ای، فرصت #رشد و #تربیت، چه خواسته و چه ناخواسته و چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، برای دنبال‌کنندگان پدید می‌آید و همگان صرف از نظر از ملاحظات سِنی می‌‌توانند از آن بهره بگیرند و حتی نقش‌آفرینی کنند و چنانچه رهبران متصف به اوصاف نیک و الهی باشند، زمینه‌ی تعلیم و پرورش #فضایل_اخلاقی را نیز فراهم آورده‌اند. دُرُست مانند میدان الکتریکی و یا میدان مغناطیسی، یک مقلَّد در مقلِّدین خود اثرگذار است و اثربخشی می‌کند.
.
#آقای_روحانی
دانشمند محترمی است که "برای اعتلای #اسلام، سربلندی #ایران، اقتدار نظام و خدمت به همه‌ی ایرانیان"
با حلم و سعه‌ی صدر بی‌نظیرشان، با متانتی ستودنی در برابر نامهربانی‌ها و بداخلاقی‌ها، با برخورد بزرگوارانه‌ در برابر ناملایمات و سختی‌ها "برای عظمت ایران و ساختن آینده‌‌ی درخشان آن" می‌کوشند.
ــــ
در این #انتخابات
صرف نظر از پیروزی ارزشمندی که به دست آمد، به عنوان یک رأی اولی در انتخابات ریاست‌جمهوری که اولین تجربه‌های حیات سیاسی و اجتماعی خود را سپری می‌کردم، مطالب بسیاری آموختم.
هیچ‌گاه اینچنین تصور نمی‌کردم اما با هر بار نگاه به منش آقای روحانی به عنوان یک #الگوی_عملی، توانستم این بینش را در خود تقویت کنم که چقدر می‌توان بخاطر #منافع_ملی و #مصالح_عمومی، صبور بود و به بردباری فراخواند؛ چقدر می‌توان قوی بود و استقامت کرد؛ چقدر می‌توان اخلاقی بود و در بیان دردها صراحت ورزید؛ چقدر می‌توان قاطع بود و خردمندانه درایت نمود.

او #رئیس‌جمهوری است که بخاطر باورهای اساسی‌اش نسبت به اندیشه‌های #حضرت_امام_خمینی (ره) و خون گرانقدر #شهدا و همه‌ی دغدغه‌های ملی و انقلابی‌اش‌ برای حفظ سرمایه‌های #انقلاب_اسلامی برای آن که در مسیر اهداف خود، گرفتار انحراف و کژفهمی و تنگ‌نظری نشود، بزرگوارانه جز به منافع #جمهوری_اسلامی و #امت_اسلامی نمی‌اندیشد وازهر هیجان و شتابی در تصمیم‌گیری‌ها‌‌‌ پرهیز می‌کند.
ــــــــــ

#برای_جانان_ز_جان_گذر_کن...
.
ـــــــ

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - #ورزشگاه_آزادی
Read more
... طالب آملی: ما از سبوی دیده نمِ خون نمی دهیم جز شیرهٔ دل از مژه بیرون نمی دهیم موج محبت است دَمِ ...
Media Removed
... طالب آملی: ما از سبوی دیده نمِ خون نمی دهیم جز شیرهٔ دل از مژه بیرون نمی دهیم موج محبت است دَمِ آتشینِ ما این موج را به لهجهٔ گردون نمی دهیم در هر قدم محیط دلی موج می زند با آن که راهِ گریه به هامون نمی دهیم خود کشتیِ سلامت خود می کنیم غرق فرصت به موج خیزیِ جیحون نمی دهیم آن جا که درس و بحث ... ...
طالب آملی:
ما از سبوی دیده نمِ خون نمی دهیم
جز شیرهٔ دل از مژه بیرون نمی دهیم

موج محبت است دَمِ آتشینِ ما
این موج را به لهجهٔ گردون نمی دهیم

در هر قدم محیط دلی موج می زند
با آن که راهِ گریه به هامون نمی دهیم

خود کشتیِ سلامت خود می کنیم غرق
فرصت به موج خیزیِ جیحون نمی دهیم

آن جا که درس و بحث جنون در میان روَد
نوبت به نکته سنجیِ مجنون نمی دهیم

بی خواست، گوهر از لب ما جوش می زند
وَرنی عنانِ نکتهٔ موزون نمی دهیم

طالب اگر چه جهل سرشتیم جمله، لیک
این جهل را به علمِ فلاطون نمی دهیم

#طالب_آملی
#علی_برات_نژاد
#خوشنویسی
#نستعلیق
#شعر_ناب
#Calligraphy
Read more
‏ایران را دیدم دلم خون شد همه جا ملک پریشان،ملت پریشان،تجارت پریشان، خیال پریشان ، عقاید پریشان، ...
Media Removed
‏ایران را دیدم دلم خون شد همه جا ملک پریشان،ملت پریشان،تجارت پریشان، خیال پریشان ، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است " سیاحتنامه ی ابراهیم بیگ ، 120 سال پیش " قشنگ وصف حال این روزامونه پینوشت 1: بدو بدو و شلوغی حالم رو خوب میکنه, تلاش بهم انگیزه میده, این روزها ... ‏ایران را دیدم دلم خون شد
همه جا ملک پریشان،ملت پریشان،تجارت پریشان، خیال پریشان ،
عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است " سیاحتنامه ی ابراهیم بیگ ، 120 سال پیش "
قشنگ وصف حال این روزامونه

پینوشت 1: بدو بدو و شلوغی حالم رو خوب میکنه, تلاش بهم انگیزه میده, این روزها اما در پس شلوغی های بی پایانم حالم خوش نیست, هردم از این باغ بری میرسد.... دریای خزر هم دادن رفت؟؟؟ 😔😔💔
پینوشت 2 : با ماهکم جانانم دخترکم دریا 💖💖
پینوشت 3 : ممنون برای حضور گرمتون در #گیم_تئاتر_غیر_منتظره2_در_لبیستروپاپ , ما هرشب به جز شنبه ها از ساعت هشت و نیم منتظرتونیم. به خاطر استقبال بینظیرتون احتمال داره تمدید کنیم
#گیم_تئاتر #غیرمنتظره_دو #شگفتی #اجرا #بازی #هنر #خلاقیت
@mohsenehteshami
@gheyre_montazereh
@lebistrotpop_cafe
Read more
<span class="emoji emoji1f451"></span> . . #معرفی_کتاب . . دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد پیراهن خونین تو را از سفر آورد . آه این چه ...
Media Removed
. . #معرفی_کتاب . . دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد پیراهن خونین تو را از سفر آورد . آه این چه حریفی ست که در دور غم از او چون باده طلب کردم خون جگر آورد . موج غم عشق تو به هر سو که دلش خواست آزرده دلم برد و دل آزرده تر آورد . گفتی که به جز من به کسی دل نسپردی نفرین به سخن چین که برایم خبر آورد . گفتم ... 👑
.
.
#معرفی_کتاب
.
.
دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد
پیراهن خونین تو را از سفر آورد
.
آه این چه حریفی ست که در دور غم از او
چون باده طلب کردم خون جگر آورد
.
موج غم عشق تو به هر سو که دلش خواست
آزرده دلم برد و دل آزرده تر آورد
.
گفتی که به جز من به کسی دل نسپردی
نفرین به سخن چین که برایم خبر آورد
.
گفتم که حریف غم عشق تو ام اما
دردا که مرا نیز غم از پای در آورد
.
تو نم نم بارانی و من قطره ی اشکم
هرکس که تو را دید مرا در نظر آورد
.
در خاطر ما خاطره ی تلخ خزان بود
این باغ چرا بار دگر برگ و بر آورد
.
.
👑 #محمدعلی_مقیمی
.
📕 #جایگاه_شهود
انتشارات #سوره_مهر
نمایشگاه کتاب
@Moghimy
.
.
⚜️صفحه دوم ما
@cafeehooonar
.
.
.
بهترین ابیات و اشعار در کانال تلگرام شاهبیت
لینک در بیو..
Read more
یک سال از غروب ناباورانه عزیزمان گذشت دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت. یک ...
Media Removed
یک سال از غروب ناباورانه عزیزمان گذشت دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت. یک سال از پرواز معصومانه اش گذشت این یک سال را با یاد و بی حضورش چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم و در فراقش چه خون ها که از دل چکید و چه اشکها که بر رخ دوید هنوز به یادش اشک می ریزیم تا شاید آرام گیریمو ... یک سال از غروب ناباورانه عزیزمان گذشت
دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت.
یک سال از پرواز معصومانه اش گذشت
این یک سال را با یاد و
بی حضورش چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم و در فراقش چه خون ها که از دل چکید و چه اشکها که بر رخ دوید
هنوز به یادش اشک می ریزیم
تا شاید آرام گیریمو با حضور یاران رفتنش را باور کنیم.
#يک سال گذشت...
تو اين روزها خيلی دلم هواتو کرده داداشی ای کاش که پیش ما بودی اما افسوس که نیستی😔
خیلی دلم واسه اون اذیت کردنات و اون شوخی هات و اون با هم بودنامون و اون خاطره های تلخ و شیرینمون و اون پشت هم بودنامون و اون پژمان گفتنات تنگه فقط ای کاش بودی...ای کاش بودی...ای کاش...😔😢
👐الله يرحمك اخوي و يغمد روحك الجنة يا رب👐
🖤😢😢🖤
Read more
سالی گذشت اما تو را پیدا نکردم فکری به حال این دل رسوا نکردم شرمنده ام آقا، برای دیدن تو این چشم های ...
Media Removed
سالی گذشت اما تو را پیدا نکردم فکری به حال این دل رسوا نکردم شرمنده ام آقا، برای دیدن تو این چشم های خشک را دریا نکردم پر دارم اما پر نمی گیرم به سویت بند گناهم را ز پایم وا نکردم همت برای ترک معصیّت ندارم گفتم که توبه می کنم اما نکردم پیش همه نام تو را بردم همیشه اما خودم را در دل تو جا نکردم گفتی ... سالی گذشت اما تو را پیدا نکردم
فکری به حال این دل رسوا نکردم
شرمنده ام آقا، برای دیدن تو
این چشم های خشک را دریا نکردم
پر دارم اما پر نمی گیرم به سویت
بند گناهم را ز پایم وا نکردم
همت برای ترک معصیّت ندارم
گفتم که توبه می کنم اما نکردم
پیش همه نام تو را بردم همیشه
اما خودم را در دل تو جا نکردم
گفتی بیا، من روی گرداندم ز رویت
من با دل تو خوب، اصلا تا نکردم
جز روضه ها ما را پناهی نیست فردا
کاری برای مـحـشـــر کـبـــری نکـــردم
چون خواهری که بین مقتل داشت می گشت
گشتم ولـی آقـــا تـو را پیدا نکردم
نــوكـــر نـوشـــت:
#یا_اباعبداللــه
مادرم دسٺِ مرا داد به دستٺ آقا
مادرم را همه عمر دعا خواهم ڪرد
دیر یا زود مهم نیسٺ ولی آخر سر
من خودم را بغل امنِ تو جا خواهم ڪرد
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلامٌ عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_علی_کنعانی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
Read more
رسیدن به آزادی و زیستن در جهانی در آزادی و بیشتر باید با تقویت احساسات و غرایز نوع دوستی، همگرایی و تعامل ...
Media Removed
رسیدن به آزادی و زیستن در جهانی در آزادی و بیشتر باید با تقویت احساسات و غرایز نوع دوستی، همگرایی و تعامل با دیگران،انعطاف پذیری و دوری گزیدن از نخبه گرایی و قهرمان پروری و اندیشه هایی از این دست باشد. تاریخ قرن بیستم گویای این حقیقت است که نژادپرستی،باور و ایمان به قدرت‌های آمرانه نظامی و اقتصادی ... رسیدن به آزادی و زیستن در جهانی در آزادی و بیشتر باید با تقویت احساسات و غرایز نوع دوستی، همگرایی و تعامل با دیگران،انعطاف پذیری و دوری گزیدن از نخبه گرایی و قهرمان پروری و اندیشه هایی از این دست باشد. تاریخ قرن بیستم گویای این حقیقت است که نژادپرستی،باور و ایمان به قدرت‌های آمرانه نظامی و اقتصادی و اراده گرا و خشونت جز میلیون ها کشته و قربانیان بی‌شمار درد و شکنجه و نفرت و حسرت،چیزی در پی نخواهد داشت. میراث سنگینی که قرن بیستم بر دوش هزاره سوم انسان‌ها گذشته است.اما صد افسوس که در سراسر جهان عده ای به جای عبرت آموزی از این میراث شوم افسانه می سازند و این گونه است که تاریخ تکرار مکررات است و چرخه استبداد تا امروز پابرجاست. بی شک خاورمیانه جایی است که همواره و در طول تاریخش گرفتار این گرداب است و عجیب آنکه خودش هم برای نجاتش تقلایی نمی کند.چه نیکو صادق هدایت عزیز در کتاب مروی به این مطلب اشاره نموده است."اما چرا علم شریف تاریخ تکرار می شود برای اینکه وقاحتها و پستی ها و سستی ها و مادر قحبگی های بشر هم تکرار می شود. حیوانات بت نمی پرستند،قلدر نمی تراشند و به کثافتکاریهای خودشان هم نمی بالند برای همین تاریخ ندارند.صفحات تاریخ بشر با خون نوشته شده،هر قلدری که وقیح تر و درنده تر باشد و بیشتر کشتار و غارت بکند و پدر مردم را در بیاورد،در صفحات تاریخ عزیز چسانه تر است.آنوقت موجودات احمق زاده ای که ریزه خوار خوان رجاله های تازه به دوران رسیده می باشند قد علم می کنند و جریان وقایع را با منافع شکم و زیر شکم خودشان تطبیق میدهند،با جملات چسبنده ی پرطمطراق و سجع و قافیه ، پرده روی جنایات و حماقت کارنامه این قلدر ها می اندازند و اسم خودشان را مورخ می گذارند ، به این طریق افسانه به وجود می آید خوبیش اینست که از افسانه هم درس عبرت نمی شود گرفت.تنها فایده تاریخ این است که از مطالعه اش انسان به ترقی و آینده بشر هم نا امید می شود.در هر زمان که آدمها به هم بر خورده اند این برخورد دائمی همیشه کشت و کشتار ببار آورده، هر ملتی که به درجه تمدن رسیده ملت همسایه اش که قلدر و پاچه ورمالیده بوده به آن حمله کرده و هستیش را بباد داده است . خاصیت هر نسل اینست که آزمایش نسل گذشته را فراموش بکند . وقایع تاریخ یک فاجعه و یا رمان است که به تناسب مقتضیات وقت هر مورخی مطابق سلیقه خودش از میان هرج و مرج اسناد تاریخی بهره برداری کرده است اما به ما ربطی ندارد فقط درس پستی و درندگی و کین توزی بما می آموزد. به همین علت همیشه بشر را وادار میکنند همیشه رو به قهقرا برود".
#تکرار #تاریخ #صادق_هدایت #آزادی
Read more
. بسم‌الله الرحمن الرحیم #حضرت_عباس_عليه_السلام #يا_عباس_نحن_بحماك . دیگر میان خیمه صفایی نمانده است جز حال گریه حال و هوایی نمانده است از صبح تا غروب صدایم گرفته است دیگر برام سوز صدایی نمانده است دار و ندار من همه با هم فدا شدند دیگر برای خیمه، فدایی نمانده است درمانده ام، کنار ... .
بسم‌الله الرحمن الرحیم

#حضرت_عباس_عليه_السلام
#يا_عباس_نحن_بحماك .

دیگر میان خیمه صفایی نمانده است
جز حال گریه حال و هوایی نمانده است
از صبح تا غروب صدایم گرفته است
دیگر برام سوز صدایی نمانده است
دار و ندار من همه با هم فدا شدند
دیگر برای خیمه، فدایی نمانده است
درمانده ام، کنار تنت گریه می کنم
قدم شکسته است... عصایی نمانده است
باید چه کرد با بدن پاره پاره ات
وقتی میان خیمه عبایی نمانده است
بی شرم ها کنار تو حرف از چه می زنند؟!
در فکر غارت اند، حیایی نمانده است
از بس که تیرها بدنت را گرفته اند
یک جا برای بوسه، خدایی نمانده است
اصلا چگونه من به سکینه خبر دهم
دیگر عموی عقده گشایی نمانده است
عباس جان همیشه علمدار من شدی
هر کس شهید شد تو مددکار من شدی

با خود نگفته ای پدری داغ دیده ام؟!
داغی عظیم دیده ام و قد خمیده ام
خسته شدم، سرم به خدا درد می کند
از بس که سوت و هلهله و کف شنیده ام
ادرک اخا شنیدم و بی تاب از حرم
تا علقمه خمیده خمیده دویده ام
خیلی به روی خاک، زمین خورده پیکرم
تا این که پای پیکرت آخر رسیده ام
مانند مصحف است دو دستت برای من
با احترام روی دو چشمم کشیده ام
دیگر نفس نمانده برایم بلند شو
رحمی نما به آه بریده بریده ام
خِس خس نکن، نفس بکش اما سخن نگو
با زحمت از لب و دهنت غنچه چیده ام
قطره به قطره آب شدم، دست و پا نزن
مانند آب مشک تو من هم چکیده ام
تنها میان راه کمین خورده ای چرا؟
آخر بدون دست زمین خورده ای چرا؟

ضرب عمود فرق سرت را شکافته
آثار سجده ی سحرت را شکافته
فهمیدم از نشانه ی دندان به روی مشک
تیغی حسود بال و پرت را شکافته
آبی نخورده ای و همین با وفایی ات
لب های خشک و شعله ورت را شکافته
از خنده های حرمله معلوم می شود
تیرش نگاه چون قمرت را شکافته
دیگر تکان نخور، بدنت تیر می کشد
از بس که تیرها کمرت را شکافته
تقصیر تو نبود، خجالت نکش، بس است
دشمن اگر که مشک ترت را شکافته
ای وای از قساوت این نیزه دار پست
مابین خاک و خون جگرت را شکافته
این نور فاطمه است که در بین علقمه
گرد و غبار دور و برت را شکافته
شکر خدا که ام بنین علقمه نبود
بالا سرت کنار من و فاطمه
.
#نوكري_ارباب_شرف_ما_است
#الدخيل_يا_قمر_العشيره
Read more
🌧🌧🌧🌧🌧 نزن باران به کرمانشاه؛ صواب است نزن که خانه مردم خراب است نزن؛ این مردم مظلوم وخسته تمام ...
Media Removed
🌧🌧🌧🌧🌧 نزن باران به کرمانشاه؛ صواب است نزن که خانه مردم خراب است نزن؛ این مردم مظلوم وخسته تمام آرزو هاشان بر آب است 🌧🌧🌧🌧🌧 بزن باران به استانهای دیگر بزن که مرد وزن گردیده مظطر بزن سیراب کن باغ ومزارع ز بی ابی درختان خشک و بی بر 🌧🌧🌧🌧🌧 بزن باران مزارع تشنه باشد بزن باران که زارع خسته باشد بزن ... 🌧🌧🌧🌧🌧
نزن باران به کرمانشاه؛ صواب است
نزن که خانه مردم خراب است
نزن؛ این مردم مظلوم وخسته
تمام آرزو هاشان بر آب است
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران به استانهای دیگر
بزن که مرد وزن گردیده مظطر
بزن سیراب کن باغ ومزارع
ز بی ابی درختان خشک و بی بر
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران مزارع تشنه باشد
بزن باران که زارع خسته باشد
بزن باران بیاور شور وشادی
که را شادمانی بسته باشد
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران به صحراو طبیعت
بزن باران بیاور نور و رحمت
بزن باران که کشت وزرع دهقان
ندارد حاصلی جز رنج وزحمت
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن که خاک کرمانشاه خون است
زمین ازقهر درمرز جنون است
بزن باران که گلها گشته پرپر
تمام لاله هامان واژگون است
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران که ایران غم گرفته
سراسر مملکت ماتم گرفته
ز رنج وغصه و اندوه یاران
تمام چشمها شبنم گرفته
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران برویان سبزه هارا
بیاور باخودت عطرخدا را
بزن باران که گلها زیرخاکند
به لطف خود تسلی ده تو مارا
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن باران بِبرَ ظلم و ستم را
بِشو از قلبهااندوه و غم را
صفا ولطف و رحمت را بیاور
از این کشور ببر رنج و اَلم را
🌧🌧🌧🌧🌧
بزن دلهای مارا شستشو ده
بزن ما را به لطف ومهر خو ده
بزن از دل بِبَر قهر وغضب را
بجایش مهربانی را به او ده
🌧🌧🌧🌧🌧 #M🌹خسرو دهقان روستای گوین
Read more
متن کامل . . بخداوندی خدا همه ما مدیون قطره قطره خون های ریخته شده این عزیزانیم . اگر هرروز این عزیزان رو بیاد بیاوریم و یادمان باشد که چه امنیتی رو برای ما ایجاد کردند ،بی توقع. اونوقت با قاطعیت تمام ریشه این اختلاس گران و دزدانی که هرروز بیت المال را به جیب میزنند و راست راست میگردند و آقازاده ... متن کامل👇👇👇
.
.
بخداوندی خدا
همه ما مدیون قطره قطره خون های ریخته شده این عزیزانیم .
اگر هرروز این عزیزان رو بیاد بیاوریم و یادمان باشد که چه امنیتی رو برای ما ایجاد کردند ،بی توقع.
اونوقت با قاطعیت تمام ریشه این اختلاس گران و دزدانی که هرروز بیت المال را به جیب میزنند و راست راست میگردند و آقازاده هاشان در آن سوی مرزها به ریش ملت شریف ایران می خندند برخورد بشه کلی از مشکلات این مملکت حل خواهد شد .
چرا ما باید هرروز شاهد دزدی و اختلاس های کلان افرادی باشیم که قرار بوده از حقوق مردم دفاع کنند؟
چرابا قاطعیت با این شیادان برخورد نمیشه ؟
امروزه روز ،دیگه از سارقان معمولی که از بد روزگار ،فقر وبدبختی، دست به سرقت میزدند خبری نیست ،آنچه میبینیم و میشنویم کسانی سارق و کلاهبردارو اختلاس گرهستند که قرار بوده ،حافظ منافع مردم و بیت المال باشند.
در این وانفسا که تحریم و تورم و ...این تنگناهارا بوجود آورده و مردم به سختی و مشقت و شرمندگی از خانواده هاشان روزگار می گذرانند
دیگر تحمل این افراد از خدا بی خبر سخت و طاقت فرساوغیر قابل گذشت است .
یادمان باشد ما همیشه به همین مردم شریف و ستمدیده نیازمندیم .
شهر شده پر از شکوه و شکایت و اعتراض
مگر این مردم چه میخواهند جز آرامش و رفاه
آن هم مردمی که همیشه ودر همه حال دلشان برای مملکتشان تپیده ومی تپد .
بیایید مردم را دریابیم .
این مردم ستون های اصلی این سرزمین هستند.
Read more
. بخداوندی خدا همه ما مدیون قطره قطره خون های ریخته شده این عزیزانیم . اگر هرروز این عزیزان رو بیاد ...
Media Removed
. بخداوندی خدا همه ما مدیون قطره قطره خون های ریخته شده این عزیزانیم . اگر هرروز این عزیزان رو بیاد بیاوریم و یادمان باشد که چه امنیتی رو برای ما ایجاد کردند ،بی توقع. اونوقت با قاطعیت تمام ریشه این اختلاس گران و دزدانی که هرروز بیت المال را به جیب میزنند و راست راست میگردند و آقازاده هاشان در آن ... .
بخداوندی خدا
همه ما مدیون قطره قطره خون های ریخته شده این عزیزانیم .
اگر هرروز این عزیزان رو بیاد بیاوریم و یادمان باشد که چه امنیتی رو برای ما ایجاد کردند ،بی توقع.
اونوقت با قاطعیت تمام ریشه این اختلاس گران و دزدانی که هرروز بیت المال را به جیب میزنند و راست راست میگردند و آقازاده هاشان در آن سوی مرزها به ریش ملت شریف ایران می خندند برخورد بشه کلی از مشکلات این مملکت حل خواهد شد .
چرا ما باید هرروز شاهد دزدی و اختلاس های کلان افرادی باشیم که قرار بوده از حقوق مردم دفاع کنند؟
چرابا قاطعیت با این شیادان برخورد نمیشه ؟
امروزه روز ،دیگه از سارقان معمولی که از بد روزگار ،فقر وبدبختی، دست به سرقت میزدند خبری نیست ،آنچه میبینیم و میشنویم کسانی سارق و کلاهبردارو اختلاس گرهستند که قرار بوده ،حافظ منافع مردم و بیت المال باشند.
در این وانفسا که تحریم و تورم و ...این تنگناهارا بوجود آورده و مردم به سختی و مشقت و شرمندگی از خانواده هاشان روزگار می گذرانند
دیگر تحمل این افراد از خدا بی خبر سخت و طاقت فرساوغیر قابل گذشت است .
یادمان باشد ما همیشه به همین مردم شریف و ستمدیده نیازمندیم .
شهر شده پر از شکوه و شکایت و اعتراض
مگر این مردم چه میخواهند جز آرامش و رفاه
آن هم مردمی که همیشه ودر همه حال دلشان برای مملکتشان تپیده ومی تپد .
بیایید مردم را دریابیم .
این مردم ستون های اصلی این سرزمین هستند.
.
کپی از پیج @parvizparastouei
Read more
. . روزی دخترم راجوری تربیت خواهم کرد که هیچگاه مارا اینگونه تربیت نکردند دخترکم سه سالش بود، یا ...
Media Removed
. . روزی دخترم راجوری تربیت خواهم کرد که هیچگاه مارا اینگونه تربیت نکردند دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال. تازه عقل‌رس شده بود؛ آن‌قدری که بفهمد گلو درد و بیمارستان ، آخرش به آمپول ختم می‌شود قطعا؛ که شد. گفتم: «عزیزکم! آمپول درد داره، گریه هم داره، باید هم بهت بزنن. اگه دلت خواست یه کم گریه ... .
.
روزی دخترم راجوری تربیت خواهم کرد که هیچگاه مارا اینگونه تربیت نکردند
دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال.
تازه عقل‌رس شده بود؛ آن‌قدری که بفهمد گلو درد و بیمارستان ، آخرش به آمپول ختم می‌شود قطعا؛ که شد.
گفتم:
«عزیزکم! آمپول درد داره، گریه هم داره، باید هم بهت بزنن. اگه دلت خواست یه کم گریه کن.» این‌ها را در حالی می‌گفتم و اشک تازه‌ راه‌افتاده‌ی چشمش را پاک می‌کردم که پسرکی هفت، هشت ساله داشت توی اتاق تزریقات نعره می‌کشید و بالاتر از صدای او، صدای پدر و مادرش به گوش می‌رسید که به اصرار می‌گفتند: آمپول که درد ندارد پسرم، تو بزرگ شدی، مردهای بزرگ که گریه نمی‌کنند.
رفتیم و دخترکم آمپولش را زد و گریه‌اش را کرد و به در بیمارستان نرسیده، گریه‌اش تمام شد.
رفتنی سرش را با یک نگاه عاقل اندر سفیهی برگردانده بود سمت پسرک که بغل مادرش ولو شده بود روی صندلی‌های انتظار.
نزدیک به هفده سال است که زور می‌زنم دخترم هیچی را یاد نگیرد، همین یک چیز را یاد بگیرد.
که جایی که باید گریه کند، گریه کند. نریزد توی خودش، چون بزرگ شده یا چون آدم بزرگ‌ها گریه نمی‌کنند.(عجب دروغ بزرگی!)
که یاد بگیرد جایی که باید فریاد بزند، فریاد بزند.
که وقتی که باید عصبانی باشد، عصبانی باشد. نشود تندیس صبر و شکیبایی که خون خونش را بخورد، ولی به همه لبخند احمقانه‌ تحویل بدهد
یاد بگیرد وقتی نمی‌خواهد کسی بماند، حالی طرف کند که نباید بماند؛ و وقتی نمی‌خواهد کسی برود،‌ داد بزند «آهای! نمی‌خواهم بروی.

دارم زور می‌زنم دخترم را جوری بزرگ کنم که ما را بزرگ نکردند
جوری که یادش نرود آدم است و آدم، همانی است که هم گریه می‌کند، هم داد می‌زند، هم خشمگین می‌شود، و هم تا آخر عمرش مدیون خودش است، اگر همان‌جا، همان‌وقت، به همان‌کس، همان حرفی را که باید بزند، نزند!....
.
.
سلام وقت بخیر امروز انقدر خسته بودم همچین افتاده بودم باعطر خوش غذا پاشدم دیدم به به دخترم ماکارانی پخته اولین تجربه پخت ماکارانیشه و ازرسپی خودم پخته چقدر این ماکارانی خشمزه بود خدا میدونه جز طعم واقعا خوبش طعمه عشق داشت طعمه زندگی داشت طعمه بزرگ شدن خدای شکرت کی دخمل کوچولوی خونمون که دستش به درمیرسید من وباباش جیغ میزدیم دستش رسید به در 😉بزرگ شد که برامون غذا بپزه هزاران بار شکرت خدا 😙 دوستان دوست داشتم این عکس ثبت بشه اینجا مثل دفترچه خاطراتمه شماهم تشویقش کنیدگاهی ازاین کارا کنه 😜😂
#برای_دخترم_ایلار
#دستپخت_دخترم
#ماکارانی_ایلار_پز👱
Read more
. ‍ دو روز توقف دشمن نتیجه ی مقاومت جانانه ۳ مرزبان ایرانی شهریور ۱۳۲۰ هنگامی كه متفقین تصمیم به ...
Media Removed
. ‍ دو روز توقف دشمن نتیجه ی مقاومت جانانه ۳ مرزبان ایرانی شهریور ۱۳۲۰ هنگامی كه متفقین تصمیم به اشغال ایران می‌گیرند این سه مرزبان غیور وظیفه پاسداری از مرزهای شمالی ایران را بر عهده داشته‌اند. پس از آنكه ارتش روس‌ها برای ورود به خاك ایران به پل فلزی جلفا ـ نخجوان كه عملاً تنها و بهترین محل عبور ... .
‍ دو روز توقف دشمن نتیجه ی مقاومت جانانه ۳ مرزبان ایرانی

شهریور ۱۳۲۰ هنگامی كه متفقین تصمیم به اشغال ایران می‌گیرند این سه مرزبان غیور وظیفه پاسداری از مرزهای شمالی ایران را بر عهده داشته‌اند.
پس از آنكه ارتش روس‌ها برای ورود به خاك ایران به پل فلزی جلفا ـ نخجوان كه عملاً تنها و بهترین محل عبور از رود پرخروش ارس در این ناحیه است نزدیك می‌شوند، مقاومت دو روزه این سه دلاور آغاز می‌شود.

مزار شهدا در جوار پل فلزی - نطقه صفر مرزی جلفا
این مرزبانان غیور و شجاع مرزهای ایران با اشراف به پل، دو روز تمام لشكر تا بن‌دندان مسلح روس را زمین‌گیر می‌كنند، روس‌ها نیز كه چاره‌ای جز عبور از همین پل نداشته‌اند نمی‌توانستند با توپخانه سنگین به حمله بپردازند و در نهایت با شهادت «ژاندارم شهید سرجوخه ملك محمدی»، «شهید سید محمد راثی هاشمی» و شهید عبدالله شهریاری» بود كه توانستند وارد خاك ایران شوند.
. مقاومت شجاعانه این سه سرباز چنان تاثیری بر ارتش متجاوز شوروی گذاشت كه پیكر پاک آنان در همان محل مقاومت با احترام به خاک سپرده شده و امروزه نشانه دیگری از غیرت و شجاعت جوانان ایران عزیزمان است.
بر روی سنگ آرامگاه هر سه شهید نوشته شده است
آرامگاه ژاندارم شهید، ... كه در شهریور ماه 1320 در راه انجام وظیفه در مقابل مهاجمان ایستادگی كرده و به شهادت رسیده است.

بر روی سنگ مزار اين سه شهيد گرانقدر آمده است:
هرچند آغشته شد به خون پيرهن ما
شدجامه سربازيی ما هم کفن ما
شاديم ز جانبازی خود در دل خاک
پاينده و جاويد بماند وطن ما

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.
⚘-------------------------------⚘
💖حضور شما عزیزان در اینجا اتفاقی نیست ،پیجی متفاوت با انرژی مثبت، بامطالب ارزنده، اگر فکر میکنید.پیج اینستگرام احمد تهرانی سودمند است به دوستانتان معرفی کنید💖. --------------------------------طب/سنتی/ahmad.Tehranihttps://t.me/joinchat/AAAAAEPCiy1xS6DJAU6NGQ
Read more
. <span class="emoji emoji1f534"></span><span class="emoji emoji1f534"></span>رهبر انقلاب: اگر ایران مقتدر نبود، یک دهم تلاش امروز دشمن کافی بود تا نظام محبوب را از ملت بگیرد/فشارهای ...
Media Removed
. رهبر انقلاب: اگر ایران مقتدر نبود، یک دهم تلاش امروز دشمن کافی بود تا نظام محبوب را از ملت بگیرد/فشارهای اقتصادی را وارد می‌کنند تا ملت را از نظام جدا کنند اما به حول‌وقوه الهی ما پیوندمان را با ملت بیشتر و انسجام دشمن‌شکن خود را حفظ خواهیم کرد/بعضی می‌گویند «تسلیم بشویم تا موذیگری دشمن ادامه ... .
🔴🔴رهبر انقلاب: اگر ایران مقتدر نبود، یک دهم تلاش امروز دشمن کافی بود تا نظام محبوب را از ملت بگیرد/فشارهای اقتصادی را وارد می‌کنند تا ملت را از نظام جدا کنند اما به حول‌وقوه الهی ما پیوندمان را با ملت بیشتر و انسجام دشمن‌شکن خود را حفظ خواهیم کرد/بعضی می‌گویند «تسلیم بشویم تا موذیگری دشمن ادامه پیدا نکند»، اما نمی‌دانند هزینه تسلیم شدن به‌مراتب بیشتر از ایستادگی کردن است
.
.
🔴🔹امروز برنامه دشمن ایجاد شکاف بین نظام و ملت است اما حماقت می‌کنند، نمی‌دانند که نظام چیزی جز #ملت_ایران نیست
.
🔴🔹بعضی می‌گویند «تسلیم بشویم تا موذیگری دشمن ادامه پیدا نکند»، اما نمی‌دانند هزینه تسلیم شدن به‌مراتب بیشتر از ایستادگی کردن است. ایستادگی کردن هزینه‌هایی دارد اما دستاوردهای آن صدها برابرِ هزینه‌ها فایده دارد.
.
🔴🔹نسل جوان بداند که دشمن با استقلال، عزت و پیشرفت و حضور او در میدان علم و سیاست مخالف است؛ باید یقین داشت که [اقدامات او] نتیجه‌ای نخواهد داشت به‌شرطی که ملت، راه #ایستادگی و صبر و تقوا همراه با هوشیاری و تدبیر و انسجام ملی را ادامه دهد.
.
🔴🔹معنی « #اقتدار_ملی» این نیست که
پول‌های کشور را به کشوری دیگر بدهید و اسلحه بخرید؛ این حماقت است. اقتدار ملی این نیست که کشوری از آن سر دنیا بیاید و برای حمایت از کشوری پایگاه بزند و خون ملتی را بمکد تا اقتدار خاندانی را حفظ کند. این اقتدار نیست، این ذلت است؛ اقتدار از #دل_ملت می‌جوشد.
.
🔴🔹از مردم معمولی تا مسئولین، مراقب کار خودمان باشیم. از سهل‌انگاری، غفلت، تنبلی، اشرافیگری، تکبر و تکیه به جایگاه چندروزه ریاست پرهیز کنیم/ان‌شاءالله #جوانان روزی را که جمهوری اسلامی در جایگاهی قرار بگیرد که دشمنان جرات نکنند او را تهدید نظامی و اقتصادی کنند خواهند دید
.
🔴🔹اگر شما ایستادید، نسل‌های آینده به قله دست خواهند یافت؛ آن‌ها به قله می‌رسند اما ایستادگی و افتخار مال شماست. انقلاب، ریشه‌دار و آینده‌دار است به شرط «صبر» و «تقوا».
.
.
.
#ایستادگی ✌️⁩
#آرامش_امت 🌸
#خبرگزاری_فارس ⁦🇮🇷⁩
Read more
. رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت استاد حاج سیدحسین یعقوبی قائنی ...
Media Removed
. رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت استاد حاج سیدحسین یعقوبی قائنی (ره) : به مناجات های ائمه ی اطهار علیهم السلام نگاه کنید و ببینید که چگونه باید به سوی خدا رو کرد. خدای متعال از باب کرم و بزرگی خویش ما را مورد لطف قرار می دهد و الا عمل ما استحقاق تشکر را ندارد. روز ... .
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

استاد حاج سیدحسین یعقوبی قائنی (ره) :

به مناجات های ائمه ی اطهار علیهم السلام نگاه کنید و ببینید که چگونه باید به سوی خدا رو کرد.

خدای متعال از باب کرم و بزرگی خویش ما را مورد لطف قرار می دهد و الا عمل ما استحقاق تشکر را ندارد.

روز قیامت خدای متعال آن قدر رحمت خویش را می گستراند که شیطان هم طمع می کند.

از طرفی شیطان جاری در خون انسان است و از طرف دیگر درب توبه بر روی انسان باز است

باب رحمت خداوند وسیع تر از باب عذاب اوست

به کوچکی گناه نگاه نکن بلکه ببین معصیت چه کسی را انجام داده ای.

#اربعین
#عارف
#عرفان
آیت_الله_قاضی
#انصاری_همدانی
#یعقوبی_قائنی
#آیت_الله_یعقوبی_قائنی
#قائن #مشهد #قم #نجف

#iran
#qom
#tehran
#najaf
#mashhad
#khamenei
Read more
جاسوس اون كسىيه كه به خاطر خودشيرينى و ترس از فرط كوته فكرى تن به وطن فروشى ميده، وطن به معناى وسيع كلمه، ...
Media Removed
جاسوس اون كسىيه كه به خاطر خودشيرينى و ترس از فرط كوته فكرى تن به وطن فروشى ميده، وطن به معناى وسيع كلمه، فرهنگ، تاريخ و جغرافيا. جاسوس اون كسيست كه از ترس ديدن واقعيت، از اون داستانى به نفع نيروى متجسس و خواستار قدرت ميسازه. اگر هر كدوم از ما با جون و دل براى آرمان ذهنى، در هر موقعيتى كار كنيم، حتماً با ... جاسوس اون كسىيه كه به خاطر خودشيرينى و ترس از فرط كوته فكرى تن به وطن فروشى ميده، وطن به معناى وسيع كلمه، فرهنگ، تاريخ و جغرافيا. جاسوس اون كسيست كه از ترس ديدن واقعيت، از اون داستانى به نفع نيروى متجسس و خواستار قدرت ميسازه. اگر هر كدوم از ما با جون و دل براى آرمان ذهنى، در هر موقعيتى كار كنيم، حتماً با اين تعريف جاسوس هستيم چون در نظام امروز هيچ كس جون و دل براى چيزى جز به دست آوردن امرى مادى در حيطه قدرت و ثروت نمى گذارد. ما از نزديك با اين افراد آشنايى داشتيم و داريم و آرمان ها و دغدغه هاى اين جماعت را از صفر تا صد مى دانيم. آن ها را با خون و دل لمس كرده ايم پس #باور_نميكنيم كه آن ها براى سود و منفعتى مادى خود را و وطن خويش را فروخته باشند. جاسوس تعريفش بايد دوباره در اين جغرافيا بازگفته شود. #anyhopefornature #اميد_براي_طبيعت #اميرحسين_خالقى #هومن_جوكار #نيلوفر_بياني #سپيده_كاشانى #طاهر_قديريان #سام_رجبی
Read more
• سرم از شرم پایین است شهرِخون‌آبه‌های جاری، [خرمشهر] • گویا بعنوان هنرمند هیچ کاری از دستمان ...
Media Removed
• سرم از شرم پایین است شهرِخون‌آبه‌های جاری، [خرمشهر] • گویا بعنوان هنرمند هیچ کاری از دستمان برنمی‌آید، جز غرغر زدنهای تکراری و تهوع‌آور یا موج سواری هشتکی با هشتک خرمشهر. قبول قبول در جنگ جهانی و بهنگام شکست آلمان کسی حاضر نبود یک تخم‌مرغ در مقابل یک تابلو بدهد، یا حتی یک سیب‌زمینی. در ...
سرم از شرم پایین است شهرِخون‌آبه‌های جاری، [خرمشهر]

گویا بعنوان هنرمند هیچ کاری از دستمان برنمی‌آید، جز غرغر زدنهای تکراری و تهوع‌آور یا موج سواری هشتکی با هشتک خرمشهر.
قبول
قبول
در جنگ جهانی و بهنگام شکست آلمان کسی حاضر نبود یک تخم‌مرغ در مقابل یک تابلو بدهد، یا حتی یک سیب‌زمینی.
در مقابل دوستی داشتم آلمانی‌تبار که می‌گفت مهاجرت برای ما آلمانیها بی‌معنی است، بعد ازجنگ [جنگ دوم جهانی] ما موش در خیابانها گرفتیم و خوردیم ولی دوباره کشورمون رو ساختیم.
[طوفان خنده‌ها]
یا همین کره خودمون
دولتش پول کم می‌آره مردمش می‌رن طلاهاشونو اهدا می‌کنند به دولت
بازم [طوفان خنده‌ها]
خب حالا اینجا چه خبره
زلزله می‌یاد، مردم حاضر نیستند آب‌معدنی‌هایی که خریدن برای زلزله‌زده‌ها رو بسپارند به دست دولت
یک‌بار دیگه هم [طوفان خنده‌ها]
مملکت کلا اقتصادش فلج شده و مردم تو خرمشهر آب آشامیدنی ندارند بعد یه عده دارند تابلو فروشی می‌کنند و رکورد می‌زنند و من هم آخر سر نفهمیدم در حال قهوه‌ای کردن پول هستند یا سفید کردنش.
حالا فرض کنید که تابلو‌ها از این طرف بجای سفید شدن در حال قهوه‌ای شدن هستند و همزمان خون‌آبه در خرمشهر جاری می‌شود.

دوستان، من دانش کافی ندارم که به دلارهایی که از این مملکت خارج شده، یا گرین‌کارتهایی که برای خودی‌ها صادر شده اعتراض کنم.
ولی بعد از بیش از بیست سال تحصیل‌وتدریس ونویسندگی‌و کار و نمایشگاه و گالری‌داری دانشش را دارم که به فروش اثر هنری که عموما توسط دلالان جابجا می‌شه و آن هم از تعدادی اسم محدود است، اعتراض کنم.
چرا نمی‌فهمید
این مردمان آب ندارند
نان ندارند
چشمشان خون است
خونین‌شهر روزی چشم و چراغشان بوده‌است، حالا دیگر هیچ ندارند.

#کودتا #فرشید_پارسی_کیا #parsistudio
#خرمشهر
Read more
. یک مشت گدای عرب از راه رسیدند در میهن پر رونق ما خانه گزیدند با روضه و با روزه در این باغ پر از گل چون ...
Media Removed
. یک مشت گدای عرب از راه رسیدند در میهن پر رونق ما خانه گزیدند با روضه و با روزه در این باغ پر از گل چون گاو دویدند و چریدند و خزیدند با چوب و چماق و قمه و دشنه و چاقو سرها بشکستند و شکم‌ها بدریدند گفتند که این منطق؛ اسلام عزیز است اینان که سیه کار تر از شمر و یزیدند بستند ز نفرت در دانشکده‌ها را استاد ... .
یک مشت گدای عرب از راه رسیدند
در میهن پر رونق ما خانه گزیدند

با روضه و با روزه در این باغ پر از گل
چون گاو دویدند و چریدند و خزیدند

با چوب و چماق و قمه و دشنه و چاقو
سرها بشکستند و شکم‌ها بدریدند

گفتند که این منطق؛ اسلام عزیز است
اینان که سیه کار تر از شمر و یزیدند

بستند ز نفرت در دانشکده‌ها را
استاد و مبارز همه در بند کشیدند

آنگاه به صحن چمن دانش و فرهنگ
هر جمعه چنان گلّه‌ی بزغاله چریدند

با چرک و شپش لشگر جرّار گدایان
از سامره و کوفه و بیروت رسیدند

روزیکه جوانان وطن در صف پیکار
لبخند زنان ذائقه‌ی مرگ چشیدند

امروز سرافراشته در عین وقاحت
این مرده خوران مدعی خون شهیدند

اینک همه با غارت این مردم بدبخت
گویی شرف گمشده را باز خریدند

با زور و ریا کاری و دزدی و تقلب
بر قامت دین جامه‌ی تزویر بریدند

موسیقی‌شان شیون مرگ است و گدایی
این کوردلان دشمن شادی و امیدند

کوته نظران قاصد دوران توحّش
بر سقف جهان تار خرافات تنیدند

جز مفت خوری مرده خوری نوحه سرایی
مردم هنر دیگری از شیخ ندیدند

اکنون که سفیهان همه در مسند جاهند
اکنون که فقیهان همه چرمنگ و پلیدند

در میهن ما منطق اسلام چماق است
دزدان همگی پیرو این دین مبین‌اند

هادی خرسندی
Read more
. «در جهان امروز، سخن گفتن از راه انبیا و غایات الهی آفرینش انسان بسیار غریب مي‌نماید. شیطان‌زده‌ها ...
Media Removed
. «در جهان امروز، سخن گفتن از راه انبیا و غایات الهی آفرینش انسان بسیار غریب مي‌نماید. شیطان‌زده‌ها مي‌گویند كه این سخنان اساطیر پیشینیان است، و لكن ما برای معرفی خود راهی جز این نداریم كه از پیوند و اتحاد نهضت خویش با راه انبیا و وارثان آنها سخن بگوییم. ما وارث انبیا هستیم و غایات الهی آفرینش انسان ... .
«در جهان امروز، سخن گفتن از راه انبیا و غایات الهی آفرینش انسان بسیار غریب مي‌نماید. شیطان‌زده‌ها مي‌گویند كه این سخنان اساطیر پیشینیان است، و لكن ما برای معرفی خود راهی جز این نداریم كه از پیوند و اتحاد نهضت خویش با راه انبیا و وارثان آنها سخن بگوییم. ما وارث انبیا هستیم و غایات الهی آفرینش انسان در وجود ماست كه معنا مي‌یابد. ما از مرگ نمي‌ترسیم، كه مرگ ما #شهادت است و شهادت، #حیات_عندالرب. عقل‌های محجوب به آیینه‌های قیراندود فطرت بشر غربی چگونه خواهند توانست كه معنای حیات عندالرب را دریابند؟ حیات عندالرب، نقطه‌ی پایانی معراج بشریت است كه به آن جز با شهادت دست نمي‌توان یافت. ای وجدان‌های نیم‌خفته، چشم بیداری بگشایید و ای بیداران، گوش فرا دهید: ماییم كه بار تاریخ را بر دوش گرفته‌ایم تا جهان را به سرنوشت محتوم خویش برسانیم. خون سرخ ما فلقی است كه پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است. یا فالق الاصباح، ما را در راهی كه اینچنین عاشقانه در پیش گرفته‌ایم یاری فرما.» #سید_مرتضی_آوینی
.
پ.ن: شادی روح #شهید #مدافع_حرم، شهید روح‌الله قربانی صلوات.
Read more
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در ...
Media Removed
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... . بگذار به جای من آوینی بگوید : . آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر ... . ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی!
.

آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... .

بگذار به جای من آوینی بگوید :
.
آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر زبان بیاورم چیزی برای گفتن نمی‌ماند. 
دوست من، می‌دانم که چه می‌کشی خوب می‌دانم اما تو که در دامنه آتشفشان منزل گرفته‌ای باید بدانی که چگونه می‌توان زیر فوران آتش زیست. ما را خداوند برای زیستنی چنین به زمین آورده است چرا که مرغ عشق ققنوس است که در آتش می‌زید نه آنکه رنگین کمان می‌پوشد و در بوستان‌های عافیت، شکر می‌خورد و شکرشکنی می‌کند. مگر سوخته دلی و سوخته جانی را جز از بازار آتش می‌توان خرید؟ 
گفتم بازار آتش و یاد کربلای پنج افتادم کربلای پنج، چهار تن از دوستان من و تو بود.حسن هادی، رضا مرادی، ابوالقاسم بوذری و امیراسکندر یکه‌تاز که تو او را دیده بودی که چگونه در خون خویش فرو می‌غلتد. خون نیز همرنگ آتش است و همان سان فوران می‌کند. یادم هست که حیرت شهادت یکه‌تاز تا آنگاه که راز خون را کشف نکردی در تو فرو ننشست. در همان نخستین قدم هنوز فرصت فیلمبرداری نیافته سفیر عشق سر رسیده بود و امیر اسکندر یکه‌تاز را در برابر چشمان حیرت زده تو با خود برده بود با خود می‌گفتی او که هنوز فرصت انتخاب نیافته است حال آنکه او پس از انتخاب روی به راه نهاده بود من نمی‌دانستم و تو هم دریافتی. آن روزهای آخر، دیگر عصرها به خانه نمی‌رفت. می‌آمد و کنار من پشت میز موویلا می‌نشست وحرف می‌زد. چیزی در درونش شکسته بود و مثل منتظران دل به اکنون نمی‌سپرد. فهمیده بود که در عالم رازی هست که عقل به آن راه نمی‌برد. فهمیده بود که میان این راز و آسمان، رابطه‌ای هست فهمیده بود که آدم‌ها بر دو گونه‌اند. آنان که با عقل‌شان می‌زیند و دیگرانی که زیستشان با دل است چه بسیارند آنان و چه قلیلند اینان چه سهل است آنگونه زیستن و چه دشوار است این گونه بودن. 
بهشت ارزانی عقل‌اندیشان، اما در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود ظاهر عالم در سایه اسم ساتر و ستاره پرده بر این راز کشیده است و پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را. تا جز کشتگان راه عشق راهی به حریم این حرم نیابند. تو خود به چشم خویش دیدی که بهای ورود در این حرم چیست. (ادامه در کامنت)
.
@hatamikia
#من_یک_فیلمساز_وابسته_ام
#ابراهیم_حاتمی_کیا
#پرواز_به_وقت_شام
#بادیگارد
#آژانس_شیشه_ای

#بوی_پیراهن_یوسف
#از_کرخه_تا_راین
#دیدبان
#مهاجر
Read more
بهشت جلوه ای از کربلای توست حسین بهشت ما حرم باصفای توست حسین برات عفو به امضاى مادرت گیرد کسی که ...
Media Removed
بهشت جلوه ای از کربلای توست حسین بهشت ما حرم باصفای توست حسین برات عفو به امضاى مادرت گیرد کسی که زائر صحن و سرای توست حسین به عالمی در دل بسته ايم از اول مگر به روی تو، این خانه جای توست حسین به داغ مرگ عزیزان خود نمی گرییم که اشک ما همه وقف عزای توست حسین هنوز دوست به یاد تو اشک می ریزد هنوز ... بهشت جلوه ای از کربلای توست حسین
بهشت ما حرم باصفای توست حسین

برات عفو به امضاى مادرت گیرد
کسی که زائر صحن و سرای توست حسین

به عالمی در دل بسته ايم از اول
مگر به روی تو، این خانه جای توست حسین

به داغ مرگ عزیزان خود نمی گرییم
که اشک ما همه وقف عزای توست حسین

هنوز دوست به یاد تو اشک می ریزد
هنوز بر لب دشمن ثنای توست حسین

سلام بر تو که قاتل، کریم خواند تو را
سلام بر تو که عالم گدای توست حسین

سلام بر تو که حتّی سپاه دشمن هم
رهین منّت و لطف و عطای توست حسین

بهای خون تو را جز خدا نداند کس
تو کیستی که خدا خونبهای توست حسین  زیارت همه پیغمبران، زیارت حق 
زیارت سر از تن جدای توست حسین

سر بریده به بالای نیزه می بیند
نگاه دل که به گلدسته های توست حسین
سر تو دفن شد امّا چهارده قرن است
جهان پر از تو و بانگ رسای توست حسین

تو آن صحیفهء صد پارهء ورق ورقی 
که زخم های تنت آیه های توست حسین... خیلی دلتنگ زیارتت هستم

به کی قسم بدم تو رو ارباب
ان شاء الحسین علیه السلام بطلبن

شعر از استاد سازگارعزیز
Read more
ما،آدم‌های نیابتی هستیم. همه..(این همه را چقدر دوست دارم مثل شما ادا کنم؛وقتی در اوج مصیبت‌ها،می‌گفتید:اِنّا ...
Media Removed
ما،آدم‌های نیابتی هستیم. همه..(این همه را چقدر دوست دارم مثل شما ادا کنم؛وقتی در اوج مصیبت‌ها،می‌گفتید:اِنّا لله و اِنّا اِلیه راجعون.همه از خداییم؛هَمَه..) رزق ما این‌گونه رقم خورده است؛ما،فرزند زمان خویشیم و از این خویشی نیابتی،از این زیست خرسندیم. ما می‌جنگیم،نیابتی.در شام،در ... ما،آدم‌های نیابتی هستیم.
همه..(این همه را چقدر دوست دارم مثل شما ادا کنم؛وقتی در اوج مصیبت‌ها،می‌گفتید:اِنّا لله و اِنّا اِلیه راجعون.همه از خداییم؛هَمَه..)
رزق ما این‌گونه رقم خورده است؛ما،فرزند زمان خویشیم و از این خویشی نیابتی،از این زیست خرسندیم.
ما می‌جنگیم،نیابتی.در شام،در یمن،در عراق،در سارایه‌وو،در بیروت.به‌نیابت از همهٔ آن‌ها که باید می‌جنگیدند اگر بودند و به‌جای همهٔ آن‌ها که دوست نداریم بعدها بجنگند در چند خاکریز عقب‌تر.ما در دمشق،جای عباس بن علی می‌جنگیم،جای علیِّ اکبر،جای زین‌العابدین.در یمن جای اویس قرنی،در عراق جای مالک اشتر،جای حجربن‌عدی.جای همهٔ آن‌ها که در حسرت پیروزی به‌خون غلطیدند،بر دیرک خیمه فتنه می‌کوبیدند اما گامی پیش از رسیدن به پیروزی همیشه ندا‌ می‌آمد:برگردید.
و ما این‌بار برنگشتیم جز با نصرت و ظفر.
ما آدم بدرقه‌های نیابتی هستیم.ما خمینی را،در دل روز،آشکارا،در برابر چشمان حیرت‌زده همه،کیلومترها تا رسیدن به خدا تشییع کردیم،برسرزنان،سیه‌پوش،در بزرگترین خاکسپاری تاریخ شیعه،به‌جای همهٔ روزهایی که نبودیم و عزیزانمان را در دل شب،مخفیانه یا بر بوریا در دل بیابان به‌دست خاک سپردیم و ما از این غصه هنوز نمردیم و زنده‌ایم.
ما آدم‌ استقبال‌های نیابتی هستیم؛خمینی را در دل سردترین روز سال،کیلومترها از آشیانه تا بهشت زهرا بر سر دست استقبال کردیم،به‌نیابت از روزی که آن آخرین‌تک‌سوار قبیله برگردد از سفر دور و درازش و ما از کعبه تا مسجدکوفه هلهله‌کنان،بر سر چشم استقبالش کنیم.
ما شهیدان نیابتی تاریخیم.در حسرت مکرر«یا لیتنا کنا معک»،با بغض گلوگیر شنیدن نوای«یا لثارات الحسین»،نگذاشتیم این‌بار کسی بگوید:
«هل من ناصر ینصرنی»
ما خمینی را در جنگ تنها نگذاشتیم و برای خمینی،به‌نیابت از حسین‌بن‌علی،کشتیم و کشته شدیم و هنوز کشته می‌دهیم.
ما هنوز و هر روز نیابتی زندگی می‌کنیم تا به امام شهیدانمان ملحق شویم،با صورتی برافروخته،محاسن به‌خون‌خضاب‌شده و اراده‌هایی استوار که: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام‌شدنی نيست،جنگ ما جنگ فقر و غنا بود،جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد.چه كوته‌نظرند آن‌هایی كه خيال می‌كنند چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسيده‌ايم،پس شهادت و رشادت و ايثار و از خودگذشتگی و صلابت بی‌فايده است!ما در جنگ برای يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم.راستی مگر فراموش كرده‌ايم كه ما برای ادای تكليف جنگيده‌ايم و نتيجه فرع آن بوده است».
و ما هرگز از این مسیر بازنخواهیم گشت.
و علیک منا السلام..اَوْفَیتُ یا روح‌َالله؟
Read more
‎گندم __________<span class="emoji emoji1f49b"></span>__________ Wheat, Walnut, We Win . ‎ما نخورديم به حرام لقمه اى نان از مردم ‎ليك ...
Media Removed
‎گندم ____________________ Wheat, Walnut, We Win . ‎ما نخورديم به حرام لقمه اى نان از مردم ‎ليك خون جگريست كه مُرديم ما از مردم ٠ ‎جاريست خط عرق از جبين تا سينه ‎اين سينه سوخته است، آه، اى مردم ٠ ‎يك لقمه نان كمتر اما با عزّت ‎نيست شرافت خوردن گوشت يا گندم ٠ ‎دانه دانه جمع كردن چور مور ... ‎گندم
__________💛__________
Wheat, Walnut, We Win
.
‎ما نخورديم به حرام لقمه اى نان از مردم
‎ليك خون جگريست كه مُرديم ما از مردم
٠
‎جاريست خط عرق از جبين تا سينه
‎اين سينه سوخته است، آه، اى مردم
٠
‎يك لقمه نان كمتر اما با عزّت
‎نيست شرافت خوردن گوشت يا گندم
٠
‎دانه دانه جمع كردن چور مور با زحمت
‎ميكند شيرين خوردن حتى گندم
٠
‎تو مپندار ضعف را در اين جماعت مستضعف
‎انقلاب هست براى پابرهنگان اى مردم
٠
‎قوت بازو و عزّت و شرافتِ زحمت
‎زد جوانه خوشه هاى طلايى گندم
٠
‎بر كلاهت دو خط گندم بود سرباز
‎تا بدانى باشى مدافع اين مردم
٠
‎هر ستاره اى كه نشست بر شانه
‎بار امانتيست بر دوشت از مردم
٠
‎به امانت من دلم را دادم دستت
‎ليك تو نديدى شرافت دانهء گندم
٠
‎سكه و زر، گر طلاييست سيرت نميگرداند
‎جز همين خوشه هاى طلايى گندم
٠
‎حرمت دهقان و برزگر و كشاورزان
‎شك نكن بيش است از ستاره هاى رنگ گندم
٠
‎او كه فلّاح زاده است، فلاح ميگردد
‎تو بفكر ستاره و خطوط طلايى مردم
٠
‎سردار يا سوار بر درجه ها و نشان
‎اين همه القاب و عناوين از مردم
٠
‎كاش فهمى معنى سردار را قبل از دار
‎كه تو اول كنى غرورت را بر دار مردم
٠
‎كو غرور و منيّت و تكبرش بر دار است
‎او همو خود سردار است در مردم
٠
‎آسمان جاى مردان خداست و غفور
‎ميبرد شهيد، كشتگان راه اين مردم
٠
‎ور تو پندارى به پروازى چند با پاره اى آهن
‎گشته اى فرمانده ى آسمان اين مردم
٠
‎او كه خم كرد سرش را به تعظيم برابر تو
‎تو خودت دانى كه هست بهر نان و گندم
٠
‎سكه بستان و زر و سيم بساز
‎كمى اما بساز تو هم با مردم
٠
‎من به گندم كنم قوت غالب خويش
‎تا سرم به عزّت باشد بلند در مردم
٠
‎آنكه عزت بخشيد آن خداى عزيز
‎گر بخواهد زر كند دانه دانهء گندم
٠
‎دل شكستن هنر نبود و آنهم دل دوست
‎آنكه عاشق شد نه عاشق زر و سيم و گندم
٠
‎عاشقان كى خوردند جز خون دلشان
‎تو مكن خونتر با رأيَت حال خستهء مردم
٠
‎هيچ ندارم جز دانه اى گندم ديگر من
‎ليك احترام دارد برايم بر كلاهت رد گندم
٠
‎يا كه بر كنار حاشيه ى هر آستينت
‎چند خط موازى طلايى چون گندم
٠
‎حرمت تو در دلم تا ابد اما باقيست
‎كاش ميدانستى عاشقت بودم بيشتر از تمام مردم
.
__________💛__________
👮🏻‍♂️👨🏻‍✈️👨🏻‍🌾🙍🏻‍♂️🌾💰🌕🥇
Read more
... #مادرم_ایران_بانو مادرم ایران بانو، خاتون صبور هزاره هاست. زخم بسیار بر تن دارد و اندوه ...
Media Removed
... #مادرم_ایران_بانو مادرم ایران بانو، خاتون صبور هزاره هاست. زخم بسیار بر تن دارد و اندوه بسیار در دل؛ تاب جراحت بیشتر ندارد که خنجر بسیار بر گُرده اش جا مانده در گذر زمان. مادرمان دردمند است و رنجور و خسته و ناتوان اما دردش به خشم و خشونت و خون و آتش درمان نمی شود. مادرمان عشق می خواهد و تعقل ... ...
#مادرم_ایران_بانو

مادرم ایران بانو، خاتون صبور هزاره هاست.
زخم بسیار بر تن دارد و اندوه بسیار در دل؛ تاب جراحت بیشتر ندارد که خنجر بسیار بر گُرده اش جا مانده در گذر زمان.
مادرمان دردمند است و رنجور و خسته و ناتوان اما دردش به خشم و خشونت و خون و آتش درمان نمی شود.
مادرمان عشق می خواهد و تعقل و صبوری و تدبیر.
سوزاندن دامن مادر و بریدن گیسوانش نه حال مادر را بهتر می کند ، نه حال ما را.
مرگ مادر خوشبختمان نمی کند.
مرگ مادر ما عزای ماست اما سور بسیاری کسان است که جنازه مادرمان بیشتر به کارشان می آید تا قامت افراشته و برومندش.
مراقب مادرمان باشیم که رنج مادر ، رنج ماست.

مادرم، ایران بانو! جز عشق و جز کلمه مرهمی ندارم تا روی زخم هایت بگذارم، همین را برایت می آورم ، آغوشت را بگشای مادرم ، فرزندانت را بغل کن.+ #عرفان_نظر_آهاری
Read more
• روزها پشت هم می‌گذرند. دیگر فرقی ندارد شنبه باشد یا سه‌شنبه، روز باشد یا شب؛ در نبود تو هیچ چیزی فرقی ...
Media Removed
• روزها پشت هم می‌گذرند. دیگر فرقی ندارد شنبه باشد یا سه‌شنبه، روز باشد یا شب؛ در نبود تو هیچ چیزی فرقی ندارد. دیگر حتی فرقی ندارد که کلمه‌ای برایت بنویسم یا نه. کلمات، این حروف درهم و خیانت‌کار و پر ادعا که تمام عمر، روح مرا تسخیر کرده بودند، چیزی جز شکنجه‌‌گر من نبودند. حالا که فرسنگ‌‌ها از تهران ...
روزها پشت هم می‌گذرند. دیگر فرقی ندارد شنبه باشد یا سه‌شنبه، روز باشد یا شب؛ در نبود تو هیچ چیزی فرقی ندارد. دیگر حتی فرقی ندارد که کلمه‌ای برایت بنویسم یا نه. کلمات، این حروف درهم و خیانت‌کار و پر ادعا که تمام عمر، روح مرا تسخیر کرده بودند، چیزی جز شکنجه‌‌گر من نبودند. حالا که فرسنگ‌‌ها از تهران دوری و از همه خبرها بی خبر، بیشتر از هر زمان دیگری اینجایی؛ جاری در من. شب‌‌ها با کابوس به خواب می‌روم و هر صبح در کابوس دیگری چشم باز می‌کنم. تب دارم، تب سرگشتگی. معلق میان امروز و فردا، حقیقت و واقعیت، میان کفر و ایمان. شبیه بندی که به جایی بسته نیست، به هیچ چیز و هیچ‌کس بستگی ندارم.
در تبعیدگاه مقدسی هستم که تا گلو در کثافت خود فرورفته است، و در شمارش معکوس خود به سمت تباهی، هر روز بیشتر جانم را می‌مکد. تبعیدگاهی که من و تو نامش را وطن گذاشته بودیم. و همین واژه سه حرفی برای ما معنایی جز فاصله نداشت. و تمام سهم ما از این واژه چیزی نبود جز ترک کردن. تو، خاکت را، خودت را و من که همزاد دیگر زادگاهت بودم را ترک کردی و من، تو و تمام رویاهایم را. ما یکدیگر را بر سر قمار همین یک واژه باختیم. خاکی که شبیه سرزمین نفرین‌شدگان، هر روز از آن کاسته می‌شود و در تباهی‌اش مچاله و مچاله‌تر می‌شود.
من هنوز نمی‌دانم این ما هستیم که به سرزمین تعلق داریم، یا این سرزمین است که متعلق به ماست؟ اما خوب می‌دانم وطن من اینجا نبود. این خاک سرخ متعفنی که هم‌چون جسدی بی‌مزار شب‌‌ها از صدای خرد شدن استخوان‌هایش خوابم نمی‌برد، هرگز شبیه زادگاه ما نبود. مگر تمام دارایی من و تو چیزی جز همین کلمات نبود، که روی سپیدی تن بی‌مرز کاغذ می‌دوید؟ افسوس که ما نمی‌دانستیم در جهانی که واژه، ناتوان‌ترین سلاح‌هاست؛ مرگ تنها سهم ما از این جنگ نابرابر است. آخ اگر این قلم توان داشت، اگر این خاک دمی مجال زیستن می‌داد، با جوهر خون می‌نوشتم:
چشمان تو وطن من است
درون چشمان تو وطنی آزاد است
هیچ دیکتاتوری حکومت نمی‌کند
مردمش آزادانه به خیابان می‌آیند
روی هم را می‌بوسند
عاشق هم می‌شوند
مردم چشمان تو زندان نمی‌شناسند
در ساحل دریای آبی و زیبا نشسته‌اند
تازیانه نمی‌خورند
اعدام نمی‌شوند
مردم چشمان تو یک دین دارند
وبه آن ایمان دارند
وطن من چشمان توست.
.
عکس: مسجد جامع خرمشهر، زمستان ۱۳۹۴
(شعر از انور سلمان)
Read more
... بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود آخر ...
Media Removed
... بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود آخر شدی شهید در این کربلا تو هم آیینه ای مکدّرم از دست روزگار آهی بکش به یاد من، ای بی وفا تو هم چندی است از تو غافلم ای زندگی ببخش چنگی نمی زنی به دل این روزها تو هم ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای چون ... ...
بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم
بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم

دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود
آخر شدی شهید در این کربلا تو هم

آیینه ای مکدّرم از دست روزگار
آهی بکش به یاد من، ای بی وفا تو هم

چندی است از تو غافلم ای زندگی ببخش
چنگی نمی زنی به دل این روزها تو هم

ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای
چون دیگران بخند به غم های ما تو هم

تاوان عشق را دل ما هر چه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا تو هم

#فاضل_نظری / @fazelnazarii
#کتاب / #تاوان

پ . ن : کانال اشعار فاضل نظری همچنان در تلگرام به فعالیت خود ادامه خواهد داد ❤
Read more
#میلاد_امام_زمان | "عاشقونه تو جمکران پی‌تو می‌گردیم" بانوای #حاج_میثم_مطیعی ‌ (میلاد حضرت صاحب‌الزمان عج مبارک باد) ‌ به جز تو نداره، دل من پناهی بشه قسمتم کاش یه گوشه نگاهی به انتظارت شهرو چراغونی کردیم عاشقونه تو جمکران پی تو می گردیم وای اگه دست خالی، دوباره برگردیم آخرین ... #میلاد_امام_زمان
🎥 | "عاشقونه تو جمکران پی‌تو می‌گردیم"
بانوای #حاج_میثم_مطیعی

(میلاد حضرت صاحب‌الزمان عج مبارک باد)
‌▫️▫️
🔻🔻
📋

به جز تو نداره، دل من پناهی
بشه قسمتم کاش یه گوشه نگاهی
به انتظارت شهرو چراغونی کردیم
عاشقونه تو جمکران پی تو می گردیم
وای اگه دست خالی، دوباره برگردیم
آخرین بت شکن، العجل یابن زهرا
حجت بن الحسن، العجل یابن زهرا
* *
بگیر از دل من، تو این بار غم رو
ببین التماس دعای دلم رو
دین من اینه دم به دم، چشم به راهت باشم
به انتظار دیدنِ، روی ماهت باشم
تمام آروزم اینه، تو سپاهت باشم
آخرین بت شکن، العجل یابن زهرا
حجت بن الحسن، العجل یابن زهرا
* *
به خون شهیدا که ما مرد رزمیم
بگو تا بدونن نه سازش نه تسلیم
مثل همیشه باز می گیم مرگ بر آمریکا
زیر بار زور نمی ریم مرگ بر آمریکا
ما حقمونو می گیریم مرگ بر آمریکا
آخرین بت شکن، العجل یابن زهرا
حجت بن الحسن، العجل یابن زهرا

شاعر: #محمد_مهدی_سیار
.
.

📥جهت دسترسی به فایل‌کامل صوتی مداحی
به لینک ذیل مراجعه نمایید؛
http://meysammotiee.ir/files/other/veladat/MiladHazratMahdi1395[02].mp3
🔹اگر قابلیت کپی لینک را ندارید ، لینک بصورت آبی‌رنگ در قسمت توضیحات صفحه قرار دارد بروی آن کلیک نمایید یا از طریق دایرکت درخواست نمایید‌.
.
.
.
#میثم_مطیعی #ميثم_مطيعي #مطیعی #نیمه_شعبان #میلاد_امام_زمان #امام_زمان #اللهم_عجل_لوليك_الفرج #امام_مهدی #ظهور #ماه_شعبان #مداحی #سرود #مولودی #مداح #الرادود #لطميات #حرم #کربلا #شهید #شهدا #مدافعان_حرم #مدافع_حرم #ولایت #امام_خامنه_ای #رهبر #آرامش_امت #m_o_t_i_e_e #meysammotiee
➖➖‌
Read more
... بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود آخر ...
Media Removed
... بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود آخر شدی شهید در این کربلا تو هم آیینه ای مکدّرم از دست روزگار آهی بکش به یاد من، ای بی وفا تو هم چندی است از تو غافلم ای زندگی ببخش چنگی نمی زنی به دل این روزها تو هم ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای چون ... ...
بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم
بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم

دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود
آخر شدی شهید در این کربلا تو هم

آیینه ای مکدّرم از دست روزگار
آهی بکش به یاد من، ای بی وفا تو هم

چندی است از تو غافلم ای زندگی ببخش
چنگی نمی زنی به دل این روزها تو هم

ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای
چون دیگران بخند به غم های ما تو هم

تاوان عشق را دل ما هر چه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا تو هم

#فاضل_نظری / @fazelnazarii
#کتاب / #تاوان

اسپانسر پیج : @mrwinburger
Read more
 #حافظ مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود ...
Media Removed
#حافظ مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش که ساز شرع از این افسانه ... #حافظ
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد
مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد
خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد
شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ
که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
Read more
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود ...
Media Removed
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش که ساز شرع از این افسانه ... مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد
مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد
خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد
شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ
که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد

همیشه حافظ بخونین نه فقط شب یلدا 😁
Read more
بسم الله امروز در یک پستی درباره ی مدافعان حرم کلی بحث کردم. بماند که بعضی چه اعتقادات عجیبی دارند ...
Media Removed
بسم الله امروز در یک پستی درباره ی مدافعان حرم کلی بحث کردم. بماند که بعضی چه اعتقادات عجیبی دارند و چه حرف هایی درباره ی شهدای مدافع میزدند به جای اینکه متشکر باشن ...اینها بماند! ان شاالله همه به راه راست هدایت شن و #حق و حقیقت رو بدون لج بازی بپذیرند! اما من متهم شدم! به #متعصب_بودن به #افراط به ... بسم الله
امروز در یک پستی درباره ی مدافعان حرم کلی بحث کردم.
بماند که بعضی چه اعتقادات عجیبی دارند و چه حرف هایی درباره ی شهدای مدافع میزدند به جای اینکه متشکر باشن ...اینها بماند! ان شاالله همه به راه راست هدایت شن و #حق و حقیقت رو بدون لج بازی بپذیرند!
اما من متهم شدم!
به #متعصب_بودن
به #افراط
به #پایمال_کردن_خون_شهدا
به #ریا و #خودنمایی
به #زیرسوال_بردن_آیه_قرآن
و به خیلی چیزهای دیگه ...
اما من در مقابل این حرف که امثال شهید حججی منتی سر ما ندارن و خودشون رفتن و میخواستن نرن و پولشو میگیرن و هزااار حرف نامربوط دیگه #ایستادم چون همه ی #امنیت و #آرامش الانمون رو مدیون شهداییم چه #شهدای_دفاع_مقدس چه #شهدای_مدافع_حرم 🙏
همیشه هم سر این حرف ها فحش خوردم و توهین شنیدم .. مهم هم نبوده اما امروز وقتی از خودی خوردم ؛ یهو دلم شکست! واقعا انتظارشو نداشتم! خیلی ناراحت شدم ..😢
رفتم وضو گرفتم قرآن رو آوردم. از خدا خواستم باهام حرف بزنه؛ بهم بگه کارم درست بود یا نه؟!
قرآن رو که باز کردم این صفحه اومد:
و ما تو را جز بشارتگر و هشدار دهنده ای نفرستادیم!
شما وظیفه ی خود را انجام دهید گرچه بیشترشان آن را نپذیرند ...
سوره ی فرقان آیه ی ۵۶
فقط قرآن رو بوسیدم و اشک ریختم ...😢😢❤
بهترین جوابی بود که خدا به دل شکستم داد 💔
چه نکاتی هم داشت👌
دلم قرص شد 💪😊
پ.ن اول : #دکتر_علی_شریعتی : آنان که رفتند کاری #حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری #زینبی کنند وگرنه #یزیدی اند!
حالا من که زینبی هم نشدم ولی الحمدلله حداقل یزیدی نیستم😁
پ.ن دوم :گر خواهی نشوی همرنگ ؛ #رسوا ی جماعت شو ..👌
پ.ن سوم: #حاج_حسین_یکتا : بچه ها رو امر حق اصرار داشته باشید
#الا_بذکر_الله_تطمئن_القلوب 😍
#خدایا_شکرت
#دل_شکسته
#شهدا
#شهید_حججی
#شهید_سجاد_زبرجدی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج🌹
Read more
After a while, I had a chance to see a wonderful #sunset . Long time, but what a scene! دنیای ما، ...
Media Removed
After a while, I had a chance to see a wonderful #sunset . Long time, but what a scene! دنیای ما، با آمدن اینترنت بزرگ و بزرگ‌تر شد، آنقدر بزرگ که حالا خون آمدن از دماغ دختر بچه‌ای در قلب آفریقا، را هم میتوانستیم رصد کنیم و از آن مطلع بشویم. دنیای ما، کوچک نبود، اما، آمدن شبکه‌های مجازی، آن را ... After a while, I had a chance to see a wonderful #sunset .
Long time, but what a scene!

دنیای ما، با آمدن اینترنت بزرگ و بزرگ‌تر شد،
آنقدر بزرگ که حالا خون آمدن از دماغ دختر بچه‌ای در قلب آفریقا، را هم میتوانستیم رصد کنیم و از آن مطلع بشویم.
دنیای ما، کوچک نبود، اما، آمدن شبکه‌های مجازی،
آن را بزرگ‌تر کرد.
حالا دیگر لازم نبود برای دوست شدن، وقت صرف کنیم،
با فشار یک دکمه دوست می‌شدیم و با فشار دکمه‌ای،
تمام خاطرات دوستی‌مان را مچاله می‌کردیم.
این دنیای بزرگ برای ما، اما،
جز دردسر نداشته است.
تمام وقت و انرژی خود را عموما برای مطلع شدن از اوضاعی، در اینترنت و شبکه‌های مجازی می‌گذرانیم.
برای دنیایی به بزرگی تمام این کره خاکی.
اما باید کوچک‌اش کنم.
دنیای کوچکی به اندازه خودم و چند نفر محدود.
دنیای کوچک و نقلی برای خودم.
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span>﷽‌<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> در این زندان که ره بسته است پرواز صدایم را نمی‌بینم کسی را جز خودم را و خدایم را سرم را می‌گذارم ...
Media Removed
﷽‌ در این زندان که ره بسته است پرواز صدایم را نمی‌بینم کسی را جز خودم را و خدایم را سرم را می‌گذارم روی زانوهای لرزانم یکایک می‌شمارم غصه‌های زخم‌هایم را پریشان حالم و از استخوانم درد می‌ریزد نمی‌جویم زدست هرکس و ناکس دوایم را اگر چه زخم تن دارم کبودی بدن دارم ولی خرج عبادت می‌نمایم لحظه‌هایم ... 🌹🌹﷽‌🌹🌹
در این زندان که ره بسته است پرواز صدایم را
نمی‌بینم کسی را جز خودم را و خدایم را
سرم را می‌گذارم روی زانوهای لرزانم
یکایک می‌شمارم غصه‌های زخم‌هایم را
پریشان حالم و از استخوانم درد می‌ریزد
نمی‌جویم زدست هرکس و ناکس دوایم را
اگر چه زخم تن دارم کبودی بدن دارم
ولی خرج عبادت می‌نمایم لحظه‌هایم را
حضور دانه زنجیر در راه گلوگاهم
دو چندان می‌نماید بغض سنگین دعایم را
نمی‌گویم چه کردم تازیانه با وجود من
ببین پر کرده خون پیکرمن بوریایم را
اگر بنشسته می‌خوانم نمازم را در این زندان
غل زنجیرها کوبیده کرده ساقی پایم را
🌷⤵🌷ســـلـام🌷⤵🌷
السَّلاَمُ عَلَيْكُمَا يَا وَلِيَّيِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكُمَا يَا حُجَّتَيِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكُمَا يَا نُورَيِ اللَّهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ‏
أَشْهَدُ أَنَّكُمَا قَدْ بَلَّغْتُمَا عَنِ اللَّهِ مَا حَمَّلَكُمَا وَ حَفِظْتُمَا مَا اسْتُودِعْتُمَا
وَ حَلَّلْتُمَا حَلاَلَ اللَّهِ وَ حَرَّمْتُمَا حَرَامَ اللَّهِ وَ أَقَمْتُمَا حُدُودَ اللَّهِ وَ تَلَوْتُمَا كِتَابَ اللَّهِ‏
وَ صَبَرْتُمَا عَلَى الْأَذَى فِي جَنْبِ اللَّهِ مُحْتَسِبَيْنِ حَتَّى أَتَاكُمَا الْيَقِينُ‏
أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنْ أَعْدَائِكُمَا وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِوِلاَيَتِكُمَ
أَتَيْتُكُمَا زَائِراً عَارِفاً بِحَقِّكُمَا مُوَالِياً لِأَوْلِيَائِكُمَا مُعَادِياً لِأَعْدَائِكُمَا
مُسْتَبْصِراً بِالْهُدَى الَّذِي أَنْتُمَا عَلَيْهِ عَارِفاً بِضَلاَلَةِ مَنْ خَالَفَكُمَا
فَاشْفَعَا لِي عِنْدَ رَبِّكُمَا فَإِنَّ لَكُمَا عِنْدَ اللَّهِ جَاهاً عَظِيماً وَ مَقَاماً مَحْمُوداً .
🌷⤵🌷حَــدیــث🌷⤵🌷
الإمامُ الكاظمُ عليه  السلام :  أوَّلُ ما يَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ أن يُسَمِّيَهُ بِاسمٍ حَسَنٍ، فَلْيُحَسِّنْ أحَدُكُمُ اسمَ وَلَدِهِ . امام كاظم عليه  السلام :  نخستين احسانى كه مرد به فرزند خود مى كند ، اين است كه نام نيكويى برايش انتخاب كند . بنابر اين ، هريك از شما نامى نيكو بر فرزندش نهد .  الكافي : 6/18/3 .
🌷⤵🌷ذِکر روز پنجشنبه🌷⤵🌷
لا اله الا الله الملک الحق المبین
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🔵‌‌‌‌‌ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج🔵
‌‌‌ ‌🌷تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید ...
‌‌‌🌷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فر🌷 🏳313🏴
@Abbas_Ali313
.
#karbala #imamhussain #imammahdi #imamali #ahlulbayt #shia #kaaba #madina #miracle #life #power #angel #god #hijab #makkah #truth #prophetmuhammad #allah
Read more
: خوشحالم از صعود استقلال و پرسپولیس اما خیلی غمگین‌ترم از حال جهان روزگاری که ابلهان و قلدران ...
Media Removed
: خوشحالم از صعود استقلال و پرسپولیس اما خیلی غمگین‌ترم از حال جهان روزگاری که ابلهان و قلدران مست قدرتند و ساده‌تر از آنچه بتوان تصور کرد لگدمال میکنن آزادی ، کرامت انسانی و حقوق بشر را. روزگار عجیبیست. کسی روی کار می‌آید و رییس جمهور‌ آمریکا میشود. هوس میکند زیر معاهداتی بزند که کشورش در ... :
خوشحالم از صعود استقلال و پرسپولیس
اما خیلی غمگین‌ترم از حال جهان
روزگاری که ابلهان و قلدران مست قدرتند و ساده‌تر از آنچه بتوان تصور کرد لگدمال میکنن آزادی ، کرامت انسانی و حقوق بشر را.
روزگار عجیبیست.
کسی روی کار می‌آید و رییس جمهور‌ آمریکا میشود.
هوس میکند زیر معاهداتی بزند که کشورش در دولت و دولتهای قبل متعهد شده.
کشوری که جهان میداند پای عهدی امضا نمیکند مگر منافعش تامین شده باشد. باز با این حال مردک تازه‌کار برای خوشایند اهالی خاصی از قدرت در جهان که البته منفور اما مکارند بر خلاف عهد گذشته در روز روشن اعلام میکند به قرارداد پایبند نخواهد بود.
(و عجیبتر آنکه در داخل کشور سرمستان جاهل که در طول تاریخ طلبکارترین و فریب‌خورده‌ترین هم بودند ابراز خوشحالی و در مجلس کشور پرچم آتش میزنند.)
.
.
از طرف دیگر باز هم در روز روشن رژیم ستمگر و ظالم دیگری در جهان برخلاف تعهدات و معاهدات بین‌المللی قسمتهایی از بیت‌المقدس را اشغال میکند که از همین رو در همه جهان به "سرزمینهای اشغالی" معروف است. با زورگویی تصرف میکند ، شهرک‌ میسازد و قدرتمندان جهان نظاره میکنند.
آمریکا در بیت‌المقدس سفارت افتتاح‌میکند. این یعنی اشغالگری را به رسمیت میشناسد.
هنگام جشن افتتاح سفارت ، معترضین در حال اعتراضند.
در‌جشن سخنرانان که از اهالی قدرت جهان هستند ، حرف از صلح دنیا میزنند در حالی که آنطرفتر معترضان به خاک و خون کشیده میشوند.
این تصویر "لیلی الغندور" نوزاد فلسطینیست که در همین حادثه‌ی اعتراضها کشته شد.
فقط‌ کافیه کمی درنگ کنیم. در چه جهانی زندگی میکنیم؟
کسانی در‌ جهان پرچمدار صلحند که خونخوارترینند.
کسانی مدعی خیرخواهی برای مردم جهانند که شرورترینند و مردم بازیچه‌ی دست رسانه‌ها که چه حقیقتها پنهان‌میماند از نظرها.
این فقط یک‌عکس نیست. یگ جهان حرف و تفسیر است.
میدانم در سرزمین‌ خودم هم نابسامانی و ظلم وجود داره اما خوبه بدانیم هیچکس جز ما مردم فریادرس ما مردم نیست. باید که آگاه باشیم و آگاهی از "بی‌بی‌سی" و "خبرهای صدا و سیما" حاصل نمیشه. تنها راه آگاهی مطالعه‌ست و اخبار برای تحلیل موضعهاست.آگاهی که باشه ، شناخت حاصل میشه. مثلن در موضوعی خاص میشه از تحلیل موضع "بی‌بی‌سی" یا "صدا و سیما" یا هر جای دیگه ،حقیقت آن‌موضوع خاص را دریافت.
نباید زبان باشیم برای شرح افکار ناخودآگاه القا شده و این جدای از کسانیست که حقوق میگیرند تا گسترش دهند افکاری که خود صاحبش نیستند و اما این بین لعنت به جهل ، لعنت به فریب
.
.

پ‌ن:کوچکترین اتفاقها از ذره‌بین سلبریتیها رد میشه اما کسی از "لیلی" چیزی نگفت...چرا؟
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> حضرت #حافظ: مجال من همین باشد که پنهان #عشق او ورزم ‌ #شعر کامل: مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد ...
Media Removed
حضرت #حافظ: مجال من همین باشد که پنهان #عشق او ورزم ‌ #شعر کامل: مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد ... 💠 حضرت #حافظ:
مجال من همین باشد که پنهان #عشق او ورزم

#شعر کامل:
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد
مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد
خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد
شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ
که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
📔 #غزلیات، #غزل شماره‌ی ۱۶۵
Read more
... بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم  بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود  آخر ...
Media Removed
... بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم  بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود  آخر شدی شهید در این کربلا تو هم آیینه ای مکدرم از دست روزگار آهی بکش به یاد من,ای بی وفا توهم چندی ست از تو غافلم ای زندگی ببخش چنگی نمیزنی به دل این روزها تو هم ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای چون ... ...
بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم 
بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم

دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود 
آخر شدی شهید در این کربلا تو هم

آیینه ای مکدرم از دست روزگار
آهی بکش به یاد من,ای بی وفا توهم

چندی ست از تو غافلم ای زندگی ببخش
چنگی نمیزنی به دل این روزها تو هم

ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای
چون دیگران بخند به غم های ما توهم

تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا توهم

#فاضل_نظری / @fazelnazarii
Read more
. . . . ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد کی شبروان کویت آرند ...
Media Removed
. . . . ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد کی شبروان کویت آرند ره به سویت عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد ما با خیال رویت، منزل در آب دیده کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نروید هرگز بدین حلاوت، قند و شکر نباشد در کوی عشق باشد، ... .
.
.
.
ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد

در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد

کی شبروان کویت آرند ره به سویت

عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد

ما با خیال رویت، منزل در آب دیده

کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد

هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نروید

هرگز بدین حلاوت، قند و شکر نباشد

در کوی عشق باشد، جان را خطر اگر چه

جایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد

گر با تو بر سر و زر، دارد کسی نزاعی

من ترک سر بگویم، تا دردسر نباشد

دانم که آه ما را، باشد بسی اثرها

لیکن چه سود وقتی، کز ما اثر نباشد؟

در خلوتی که عاشق، بیند جمال جانان

باید که در میانه، غیر از نظر نباشد

چشمت به غمزه هر دم، خون هزار عاشق

ریزد چنانکه قطعاً کس را خبر نباشد

از چشم خود ندارد، سلمان طمع که چشمش

آبی زند بر آتش، کان بی‌جگر نباشد
.
.
.
.
#دیباچه #تابستان #سلمان_ساوجی
Read more
♡ لذت عشق تو را جز عاشق محزون، نداند رنج لذت ‌بخش هجران را بجز مجنون، نداند تا نگشتى کوه کن، شیرینى ...
Media Removed
♡ لذت عشق تو را جز عاشق محزون، نداند رنج لذت ‌بخش هجران را بجز مجنون، نداند تا نگشتى کوه کن، شیرینى هجران ندانى ناز پرورده، ره آورد دل پر خون نداند خسرو از شیرینى شیرین، نیابد رنگ و بویى تا چو فرهاد از درونش، رنگ و بو بیرون نداند یوسفى باید که در دام زلیخا، دل نبازد ورنه خورشید و کواکب در برش ...
لذت عشق تو را جز عاشق محزون، نداند
رنج لذت ‌بخش هجران را بجز مجنون، نداند

تا نگشتى کوه کن، شیرینى هجران ندانى
ناز پرورده، ره آورد دل پر خون نداند

خسرو از شیرینى شیرین، نیابد رنگ و بویى
تا چو فرهاد از درونش، رنگ و بو بیرون نداند

یوسفى باید که در دام زلیخا، دل نبازد
ورنه خورشید و کواکب در برش مفتون نداند

غرق دریا جز خروش موج بى پایان، نبیند
بادیه پیماى عشقت ساحل و هامون نداند

جلوه دلدار را آغاز و انجامى نباشد
عشق بى پایان ما جز آن چرا و چون، نداند
#شاعرانه
#دلسپرده
#دل_را_به_خدا_بسپار
#سید_روح_الله_موسوی_خمینی
@del3porde
Read more
#سلمان_ساوجی #دیوان #اشعار ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد کی شبروان کویت آرند ره به سویت عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد ما با خیال رویت، منزل در آب دیده کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نروید هرگز بدین حلاوت، قند و شکر نباشد در ... ➕💚
#سلمان_ساوجی #دیوان #اشعار
ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد
در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد
کی شبروان کویت آرند ره به سویت
عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد
ما با خیال رویت، منزل در آب دیده
کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد
هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نروید
هرگز بدین حلاوت، قند و شکر نباشد
در کوی عشق باشد، جان را خطر اگر چه
جایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد
گر با تو بر سر و زر، دارد کسی نزاعی
من ترک سر بگویم، تا دردسر نباشد
دانم که آه ما را، باشد بسی اثرها
لیکن چه سود وقتی، کز ما اثر نباشد؟
در خلوتی که عاشق، بیند جمال جانان
باید که در میانه، غیر از نظر نباشد
چشمت به غمزه هر دم، خون هزار عاشق
ریزد چنانکه قطعاً کس را خبر نباشد
از چشم خود ندارد، سلمان طمع که چشمش
آبی زند بر آتش، کان بی‌جگر نباشد
هنرنمايى #رقص_سماع از :
#آقاى_سماع
@aghaye_sama @aghaye_sama @aghaye_sama @aghaye_sama
Read more
آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند... من نه پيشگو هستم و نه چيز ديگر فقط عاشقم و عاشق تيم محبوبم، در دوروز ...
Media Removed
آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند... من نه پيشگو هستم و نه چيز ديگر فقط عاشقم و عاشق تيم محبوبم، در دوروز گذشته كه با كمك دوستانمان در كميته مجازي از طرح موزائيكي كانون هواداران رونمايي كرديم برخي دوستان به من توهين كردن كه چرا لوگوي سازمان انتقال خون را در كنار طرح موزائيكي كانون هواداران كار ميكني ... آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند...
من نه پيشگو هستم و نه چيز ديگر فقط عاشقم و عاشق تيم محبوبم، در دوروز گذشته كه با كمك دوستانمان در كميته مجازي از طرح موزائيكي كانون هواداران رونمايي كرديم برخي دوستان به من توهين كردن كه چرا لوگوي سازمان انتقال خون را در كنار طرح موزائيكي كانون هواداران كار ميكني و خيلي ها هم به عدد سه ايراد گرفتن كه ممكنه مورد تمسخر واقع شود اما با كمك دوستان زحمتكش و عاشق تيم در كميته هميار سرخ با نگاه فرهنگي و حمايت از بيماران به بهانه روز اهدا كنندگان خون لوگوي سازمان انتقال خون را كار كرديم و در اين معامله اي كه با خدا داشتيم چه زيبا جواب زحماتمان را گرفتيم و بسيار جالب بود كه لوگوي اين سازمان شبيه عدد صفر در آمد و طرح موزائيكي متحرك ما روي عدد سه تصويري را بوجود آورد كه نتيجه بازي بود و قطعا اين اتفاق جالب هيچ چيز نيست جز دعاي همان بيماراني كه به خون هاي اهدائي من و شما نياز دارند
عزت و ذلت دست خداست.
#كانون_هواداران_باشگاه_پرسپوليس
#كميته_مشوقين_كانون_هواداران_باشگاه_پرسپوليس
#كميته_مجازي_كانون_هواداران_باشگاه_پرسپوليس
#كميته_هميار_سرخ_كانون_هواداران_باشگاه_پرسپوليس
#كميته_حاميان_كانون_هواداران_باشگاه_پرسپوليس
@saeed_abazari24
@aliiiiiiiikarimi8
@davood6kashani
@seyed_jalal_hosseini4
@hossein_mahini_13
@kamalkamyabinya
@adamhemati
@shoja_khalilzadeh
@mensha90
@alirezabeyranvand.official
@soroush_rafiei
@hamid.taherkhani37
@mohammadansari_
@radosevic_official44
@vahid.amiri.official
@pkhomarlou
@mohsenrabikhah.official18
@saeedkarimi.77
@m.shiri2
@bashar.resn13
@mehdish.10
@siamaknemati8
@norouzihani
@abbaspahlavan
@alialipoor124
@shayanmosleh315
@ehsan_alvanzadeh
@mahditorabi.m
@ahmadnoorollahi8
@saeedtaheri21
@jaygahe_20
@behnam.ahkami33
@ashkan._.sorkh
@soroush.tavakoli_ak8
@habib.karimii
@meisamhamzeh19
@mohammadreza_Azizi.star
@mahdi_perspolisi6
@hamidestili
@perspolis_qermez
@salman.jaygah23
@Pesare.sorkh6
@6taeea52
@zaman6095
@vahid_pirayesh
@ghaem_zare_perspolisi
@amir.feridoni_23
@saeed_hashmei23
@majid_jaygah23
@yousefi9343
@miilad.barzegari
@majeedmokhtari
@kordlo_19
@ivankovic_branko
@farzad.habibollahi
@mostafa.a.k.21
@vahid____20
@saman_aliasgari
@shahram222.sr
@hadi_chenari23
@esi1726
@aliparvin07
@mohamad_nikkkhah36
@arteshs0rkh
Read more
... حسین دهلوی: ای چشم خون گرفته! رها کن بهانه را جز گریه چاره چیست غم بیکرانه را؟ جایی که دوست ...
Media Removed
... حسین دهلوی: ای چشم خون گرفته! رها کن بهانه را جز گریه چاره چیست غم بیکرانه را؟ جایی که دوست نیست، به چشمم قفس شده ست بعد از تو دام خواندم اگر آشیانه را جز یار، دل به هر که سپردیم، باختیم گویی به راهزن بسپاری خزانه را معلوم شد ز گشتنِ وقت طواف خلق پیدا نکرده هیچ کسی راه خانه را ما بال خویش ... ...
حسین دهلوی:
ای چشم خون گرفته! رها کن بهانه را
جز گریه چاره چیست غم بیکرانه را؟

جایی که دوست نیست، به چشمم قفس شده ست
بعد از تو دام خواندم اگر آشیانه را

جز یار، دل به هر که سپردیم، باختیم
گویی به راهزن بسپاری خزانه را

معلوم شد ز گشتنِ وقت طواف خلق
پیدا نکرده هیچ کسی راه خانه را

ما بال خویش را به چه قیمت فروختیم؟
از ما بگیر وسوسه ی آب و دانه را

لطف تو بود شامل حالم، وگرنه من
لایق نبودم این غزل صائبانه را

#حسین_دهلوی
#علی_برات_نژاد
#خوشنویسی
#نستعلیق
#شعر_ناب
#ابیات_ناب
#Calligraphy
Read more
<span class="emoji emoji1f49a"></span> نزدیک به هشت سال پیش با هم زدیم بیرون! خسته و ناامید، دو تا درس خوانده مملکت که هیچ کدام در رشته تخصصی ...
Media Removed
نزدیک به هشت سال پیش با هم زدیم بیرون! خسته و ناامید، دو تا درس خوانده مملکت که هیچ کدام در رشته تخصصی و مهندسی که درسش را خوانده بود کار نمی‌کرد! اما بهرحال کار و درآمدی داشتیم که هردو قیدش را زدیم. با مادرم که بغضش را قورت میداد تا مبادا لحظه آخر اشکهایش را ببینیم، خداحافظی کردیم و رفتیم. دوست و خانواده ... 💚
نزدیک به هشت سال پیش با هم زدیم بیرون! خسته و ناامید، دو تا درس خوانده مملکت که هیچ کدام در رشته تخصصی و مهندسی که درسش را خوانده بود کار نمی‌کرد! اما بهرحال کار و درآمدی داشتیم که هردو قیدش را زدیم. با مادرم که بغضش را قورت میداد تا مبادا لحظه آخر اشکهایش را ببینیم، خداحافظی کردیم و رفتیم. دوست و خانواده و خاک و خاطرات را پشت سر گذاشتیم. بیشتر از هفت سال با هم زندگی کردیم و جنگیدیم، برای بقا، برای آینده‌ای که نمیدانیم چه خواهد شد. در اتاقی کوچک و یا آپارتمانی که هیچ شباهتی به خانه و زندگیمان در ایران نداشت و در دو مملکت غریب زندگی کردیم. به سختی کار کردیم و درس خواندیم و ادامه دادیم و کسی نمیداند اگر نبودی از پای می‌افتادم! کم دعوا نکردیم و کم سر هم فریاد نکشیدیم ولی در انتهای روز به جز هم چه کسی را داشتیم؟! چیزی محکم‌تر از خون و تن ما را به هم پیوند می‌داد و می‌دهد. حالا برای ادامه تحصیل رفتی به شهری دیگر و به دانشگاهی که آرزویش را داشتی. دور شدی از من و این تنهایی مرا از قبل هم تنهاتر کرد! به دیدنت می‌آیم، به دیدنم بیا، و این دوری و تنهاییی را یک روز تمام کن! یک روز که خانواده دوباره معنای کنار هم بودن بدهد و از صفحه این گوشی‌های لعنتی و سرد بیرون بزند! تمام‌ِ ما در کنار هم!
Read more
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال از ...
Media Removed
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او ... نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال

پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال

از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت

دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را

آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را

همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود

امد و هم اشیان شد با منو هم نشین و هم زبان شد با منو

خسته جان بودم که جان شد با منو ناتوان بود و توان شد با منو

دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی

وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر

مست او بودم زه دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بیشتر

آمد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما آغاز شد

گفتمش ...... گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل

گر تو ذورق وان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل

دل زه عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده

گفت ......... گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان

با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا می شود فردای من

گفتمش عشقت به دل افزون شده دل زه جادوی رخت افزون شده

جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود

دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

خوبی او شهره عافاق بود در نجابت در نکویی طاق بود

روزگار..... روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس

یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود

بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست.. بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست

آن کبوتر عاقبت از بند رفت رفت و با دلداری دیگر عهد بست

با که گویم او که هم خون من است خسم جان و تشنه خون من است

بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول اون رحمت نشد

آن طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست

با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم هم دم شدم

باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم

زره زره آب گشتم

کم شدم..... آخر آتش زد دل دیوانه را ...... آخر آتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را
Read more
. بگذار سيگاري چاق كنيم ما از تبار آن مردانيم كه شوكران خشم و اندوهشان را سرازير مي كردند به درون نازك ...
Media Removed
. بگذار سيگاري چاق كنيم ما از تبار آن مردانيم كه شوكران خشم و اندوهشان را سرازير مي كردند به درون نازك و رنجوري كه پشت سگرمه ي زمخت و تابِ سبيلشان مخفي كرده بودند... ما از پشت آنانيم كه خنجري در آستين پنهان نداشتند و مُشت هايشان جز چهره ي ديوار گونه اي را نخراشيد و هرچند روانِ زخم خورده شان دريا دريا ... .
بگذار سيگاري چاق كنيم
ما از تبار آن مردانيم كه شوكران خشم و اندوهشان را سرازير مي كردند به درون نازك و رنجوري كه پشت سگرمه ي زمخت و تابِ سبيلشان مخفي كرده بودند...
ما از پشت آنانيم كه خنجري در آستين پنهان نداشتند و مُشت هايشان جز چهره ي ديوار گونه اي را نخراشيد و هرچند روانِ زخم خورده شان دريا دريا خون بود، نامشان بوي خون نمي داد...
بگذار سيگاري چاق كنيم تا نامردمان ندانند كه دود از سينه ي سوخته مان برخاسته...
بگذار سيگاري چاق كنيم، كه تا دنيا دنيا بوده اين رسم قبيله ما بوده كه خون و آتش را درون خود بريزيم و بگذريم...
اميرفرهاد حنيف زادگان
Read more
. . #وقاحت_آقازادگی از خود آقازاده ها آزاردهنده تر است! رفتار #مهدی_مظاهری پسر #طهماسب_مظاهری وزیر اسبق اقتصاد و رئیس اسبق #بانک_مرکزی و باجناق برادر ولی الله سیف، رئیس تازه مستعفی بانک مرکزی در برابر منتقدین از اصل رفتار او وقیحانه تر بوده است! فارغ از مناظره ای که ترتیب داده شد و او جز توهین ... . .
#وقاحت_آقازادگی از خود آقازاده ها آزاردهنده تر است!

رفتار #مهدی_مظاهری پسر #طهماسب_مظاهری وزیر اسبق اقتصاد و رئیس اسبق #بانک_مرکزی و باجناق برادر ولی الله سیف، رئیس تازه مستعفی بانک مرکزی در برابر منتقدین از اصل رفتار او وقیحانه تر بوده است!
فارغ از مناظره ای که ترتیب داده شد و او جز توهین و... حرفی نزد، آنچه او در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده است توهین به #شهدا و خانواده شهدایی است که فکر نمی کنم این #آقازاده و خانواده اش حاضر نباشند یک لحظه خودشان را جای آنها بگذارند!
ما به ازای هر پست مدیریتی در کشور ما در بهشت زهرایمان حدود صد مقبره #شهید داریم! یعنی این همه جوان شهید شدند که آقازاده میلیاردری که در مورد مسیر کسب مالش هزار و یک شبهه از #رانت_اطلاعاتی تا #وام_میلیاردی وجود دارد چشم در چشم مردم بگوید «چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند...«جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم.... این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد»
لاکچری زندگی کنی و خون به دل همه آنهایی که برای انقلاب محرومان و مستضعفان و ساده زیستان از همه چیزشان گذشتند کنی و دست آخر هم طلبکارانه در برابر خانواده شهدا بایستی که آنچه که دادید متاعی بی ارزش بوده که هر بی سر و پایی دارد؟!
این وقاحت از اصل آن #اشرافیت بدتر است! و خدا می داند که به واسطه این انقلاب که شما آن را به مثابه سفره ای صرفا برای بالابردن سطح کیفیت زندگی تان دیده اید و امروز تبدیل به طبقه اشراف شدید و مستکبرانه در برابر مستضعفان و محرومان و خانواده شهدایی که آقازاده هایشان جان دادند تا درخت این انقلاب به ثمر بنشیند بگویید شما یک عده بی سروپا هستید که جان بی بهایی داشتید و آن را دادید! خدا لعنتتان کند!
.

@mahdi_mazaheri_

یادداشت از جناب آقای دیانی
@mikaeeldayani
Read more
. للحق پست نوشت:با شروع ماه محرم شبهات ریز و درشتی در فضای مجازی منتشر میشود که هدفش کمرنگ کردن راه ...
Media Removed
. للحق پست نوشت:با شروع ماه محرم شبهات ریز و درشتی در فضای مجازی منتشر میشود که هدفش کمرنگ کردن راه امام حسین علیه السلام و به حاشیه راندن هدف این قیام عظیم در برابر ظلم و استکبار است. قطعا پشت پرده بسیاری از این شبهات اتاق فکرهایی پنهان است که تداوم خون سید الشهدا نوید برچیده شدن بساط ظلم و ستمگریشان ... .
للحق پست نوشت:با شروع ماه محرم شبهات ریز و درشتی در فضای مجازی منتشر میشود که هدفش کمرنگ کردن راه امام حسین علیه السلام و به حاشیه راندن هدف این قیام عظیم در برابر ظلم و استکبار است. قطعا پشت پرده بسیاری از این شبهات اتاق فکرهایی پنهان است که تداوم خون سید الشهدا نوید برچیده شدن بساط ظلم و ستمگریشان را می دهد.
.
اما در این میان افرادی هم هستند که از روی جهالت و یا مطالعه کم و یا حتی ناشی از کم کاری و یا اسف بارتر بد عملی امثال ما که داعیه ی مسلمانی داریم و مفتخریم که سینه زن و مداح و مبلغ راه حسینیم, شاید بی غرض حرفی می زنند که ناخواسته آب به آسیاب همانهایی می ریزند که برچیده شدن دستگاه عظیم و انسان ساز حسین علیه السلام را می طلبند.
.
اخیرا خانم نازنین بیانی در اظهار نظری التقاط گونه گفته است :«بیایید محرم امسال، به جای پرداختن میلیاردها تومان به مداحان برای گریاندن شما، آن را خرج خنداندن یتیمی کنید»
.
اولا , مداحی که دم زدن از ابا عبدالله را با ثمن بخس درهم و دینار دنیا معامله می کند , کم از عمر سعدی ندارد که هوس گندم ری او را در ردیف اشق الاشقیاء قرار داد و اما مگر در بین جماعت مادحین چه تعداد از این افراد داریم؟
.

دوما, مگر فلسفه گریستن یتیمان چیست ؟ جز ظلم و ستمی که حق آنها را در جیب نجومی بگیرانی می ریزد تا سهمشان شکم گرسنه و اشک چشم باشد و حسین ع قیام کرد تا ریشه این ظلم بخشکد و تا حدود زیادی خشکاند, چرا که انقلاب اسلامي با فرهنگ كربلا پيروز شد و ماه محرم بود كه كـار را يـك سـره كـرد . «سوليوان» سفير آمريكا در ايران (سـال )٥٧ ميگويد:"در ملاقاتي كه قبل از محرم آن سال با شاه داشتم، او گفت : اگر از محرم امسال سالم بگذريم پيـروز مـي شـويم " چـون شـاه خـودش را از كربلا ضربه پذير ميديد.
.
سوما , اگر کسی فلسفه اشک بر امام حسین ع را درک کند حاضر هست میلیونها صله بدهد برای گریاندنش.
جفری کاتلر در کتاب زبان اشکها می نویسد:"هر قطره اشکی که فرو می‌غلتد, پیغام درونی را به همراه دارد که به واسطه آن ماهیت افراد آشکار می‌شود .گریستن عامل برقراری ارتباط میان انسان‌ها و گویش بی‌صدا"
.
وقتی اشک برقرار کننده رابطه بین انسانهاست, صد البته اگر این اشک برای داغ مصیبت و غم و محبت آل الله ع روان گردد , پیوندی که قرار است ما را به حوض کوثر برساند صد برابر محکمتر خواهد شد,و شاهد بر این مدعی سخن امام رضا (ع) است در روز اول محرم به یکی از یارانش: .
ادامه در کامنت👇👇👇
.
#محرم
#اشک
#کربلا
#امام_حسین_علیه_السلام
Read more
_ اي دريغا #نور #ظلمت‌ سوز من اي دريغا #صبح روز افروز من عاشق رنجست #نادان تا #ابد خيز لا اُقسم بخوان ...
Media Removed
_ اي دريغا #نور #ظلمت‌ سوز من اي دريغا #صبح روز افروز من عاشق رنجست #نادان تا #ابد خيز لا اُقسم بخوان تا في کَبد غَيرت حق بود و با حق چاره نيست کو دلي کز عشق حق صد پاره نيست هرچه روزي داد و ناداد آيدم او ز اول گفته تا ياد آيدم مي برد شاديت را تو شاد ازو مي‌پذيري ظلم را چون دادْ ازو اي که جان را بهر تن ... _
اي دريغا #نور #ظلمت‌ سوز من
اي دريغا #صبح روز افروز من
عاشق رنجست #نادان تا #ابد
خيز لا اُقسم بخوان تا في کَبد
غَيرت حق بود و با حق چاره نيست
کو دلي کز عشق حق صد پاره نيست
هرچه روزي داد و ناداد آيدم
او ز اول گفته تا ياد آيدم
مي برد شاديت را تو شاد ازو
مي‌پذيري ظلم را چون دادْ ازو
اي که جان را بهر تن مي‌سوختي
سوختي جان را و تن افروختي
اي دريغا اي دريغا اي دريغ
کانچنان #ماه ي نهان شد زير ميغ
چون زنم دَم؟ کآتش دل تيز شد
شيرِ هَجر آشفته و خون‌ريز شد
خوش نشين اي قافيه‌انديش من
قافيهء دولت توي در پيش من
آن دمي کز آدمش کردم نهان
با تو گويم اي تو اسرار #جهان
آن دمي کز وي #مسيح ا دم نزد
حق ز غيرت نيز بي ما هم نزد
ما چه باشد در لغت اثبات و نفي
من نه اثباتم منم بي‌ذات و نفي
من کسي در ناکَسي در يافتم
پس کسي در ناکسي در بافتم
مي‌شود صياد مرغان را شکار
تا کند ناگاه ايشان را شکار
بي‌دلان را دلبران جسته بجان
جمله معشوقان شکار عاشقان
هر که عاشق ديديش معشوق دان
کو به نسبت هست هم اين و هم آن
تشنگان گر آب جويند از جهان
آب جويد هم به عالم تشنگان
چون که عاشق اوست تو خاموش باش
او چو گوشَت مي‌کشد تو گوش باش
بند کن چون سيل سيلاني کند
ور نه رسوايي و ويراني کند
من چه غم دارم که ويراني بود
زير ويران گنج سلطاني بود
هر #ستاره ‌ش خونبهاي صد #هلال
خون عالم ريختن او را حَلال
اي حيات عاشقان در مردگي
دل نيابي جز که در دل‌بردگي
گفتم آخر غرق تست اين عقل و جان
گفت رو رو بر من اين افسون مخوان
من ندانم آنچه انديشيده‌اي
اي دو ديده دوست را چون ديده‌اي
هرکه او ارزان خرد ارزان دهد
#گوهر ي #طفل ي به قرصي #نان دهد
من چو لب گويم لب #دريا بُوَد
من چو لا گويم مُراد اِلا بُود
من ز شيريني نشستم رو تُرُش
من ز بسياري گفتارم خَمش
تا که شيريني ما از دو جهان
در حجاب رو ترش باشد نهان
تا که در هر گوش نايد اين #سخن
يک همي گويم ز صد سِرِ لَدُن
________
گزیده ای از #داستان #بازرگان و #طوطی در #مثنوی #مولوی
________
#astrophotography #stars #night #aksdastan
Read more
درد دارم، نی لبک حق من است نخل ‌های سر جدا، یادش به‌ خیر! ای بسیجی‌ها! خدا، یادش به ‌خیر! فصل سرخ ...
Media Removed
درد دارم، نی لبک حق من است نخل ‌های سر جدا، یادش به‌ خیر! ای بسیجی‌ها! خدا، یادش به ‌خیر! فصل سرخ بی‌قراری‌ ها گذشت فرصت شب‌ زنده ‌داری ‌ها گذشت این قلم امشب كفن پوشیده است آرزوها را به تن پوشیده است واژه‌هایم را هدایت می‌كند از جدایی ‌ها شكایت می‌كند «مقتل» آن شب غرق نور ماه بود غرق در باران ... درد دارم، نی لبک حق من است
نخل ‌های سر جدا، یادش به‌ خیر!
ای بسیجی‌ها! خدا، یادش به ‌خیر!

فصل سرخ بی‌قراری‌ ها گذشت
فرصت شب‌ زنده ‌داری ‌ها گذشت

این قلم امشب كفن پوشیده است
آرزوها را به تن پوشیده است

واژه‌هایم را هدایت می‌كند
از جدایی ‌ها شكایت می‌كند «مقتل» آن شب غرق نور ماه بود
غرق در باران «روح الله» بود

جام را با او زدید و گم شدید
پای شب هوهو زدید و گم شدید

بازگردید ای كفن‌ پوشان پاک!
غرق شد این نسل در امواج خاک

باز باران خزان ‌پوشان زرد
باز توفان كفن ‌پوشان درد

باز در من بادها آشفته‌اند
لحظه ‌هایم را به شب آغشته‌اند

آمدیم و قاف ‌ها در قید ماند
قلب ما در «پاسگاه زید» ماند

طالب فرهادها جز كوه نیست
مرهم این زخم جز اندوه نیست

عقده‌ها رفتند و علت مانده است
در گلویم «حاج همت» مانده است

زخمی‌ام اما نمک حق من است
درد دارم نی ‌لبک حق من است

پیش از این ‌ها آسمان گل‌ پوش بود
پیش از این‌ ها یار در آغوش بود

اینک اما عده‌ای آتش شدند
بعد كوچ كوه‌ها آرش شدند

بعضی از آن ‌ها كه خون نوشیده‌اند
ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند

عده‌ای «ح‍ُسن القضا» را دیده‌اند
عده‌ای را بنزها بلعیده‌اند

بزدلانی كز یم خون تر شدند
از بسیجی‌ها بسیجی‌تر شدند

آی، بی‌جان ‌ها! دلم را بشنوید
اندكی از حاصلم را بشنوید ‌
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم بیایین مایه زینت اهل بیت باشیم. خبردار شدیم دولت کثیف نیجریه حمله کرده ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم بیایین مایه زینت اهل بیت باشیم. خبردار شدیم دولت کثیف نیجریه حمله کرده به خونه اقای زکزاکی و معاون و پزشکشو کشته. ایشون کیه؟ رهبر شیعیان نیجریه.. ایشون اولین شیعه نیجریه ست.. سی و هفت سال پیش بخاطر انقلاب اسلامی میاد ایران میره درس حوزه میخونه برمیگرده نیجریه. میلیون ... بسم الله الرحمن الرحیم

بیایین مایه زینت اهل بیت باشیم.
خبردار شدیم دولت کثیف نیجریه حمله کرده به خونه اقای زکزاکی و معاون و پزشکشو کشته.
ایشون کیه؟
رهبر شیعیان نیجریه.. ایشون اولین شیعه نیجریه ست.. سی و هفت سال پیش بخاطر انقلاب اسلامی میاد ایران میره درس حوزه میخونه برمیگرده نیجریه.
میلیون ها آدم رو شیعه میکنه!
من آرزومه ایشونو ببینم خاک نعلین شو بزارم رو چشمم!
روش تبلیغ این آدم رو ببینین میفهمین چه جوری مایه زینت اهل بیت بوده.
وقتی برگشت کشورش، نه پول داشته نه رسانه نه جمهوری اسلامی ای بوده ازش حمایت کنه.
رفت عین سیره اهل بیت رو ارائه داد .
دوسال پیش که دولت نیجریه دوتا پسرشو کشتن جمعیت شیعیان از بیست به بیست و پنج میلیون رسید!
روز عاشورا به شیعیان دستور داد برن خون رایگان بدن،
امام حسین خون داد ماهم خون میدیم.بعد اون روز هر نیجریه ای که بهش خون رایگان میرسه میفهمه این خون شیعه ست و شیعه میشه!چرا چون جز خوبی ندیده!
میگه چقدر اینا خوبن!
چقدر امامشون خوبه! چرا شیعه نشم!
حالا خداوکیلی اینو بزارین کنار این جریان که من رو یه اروپایی تامرز مسلمون شدن کار کرده بودم، بحث اینکه شیعه بشه یا سنی،گفتم خودت برو تحقیق کن. چون ما از تحقیق نمیترسیم.
بهم ایمیل زده بود
You are wilds!شما وحشی هستین
کنارشم لینک گوگل ایمیج Google image رو زده بود بازش میکردی نوشته بود shia muslimهمش قمه_زنی و خون و خونریزی میومد.
عکس بچه شش ماهه میومد که به زور کله شو نگه داشتن با تیغ میزنن رو سرش!!!
دیگه هرچی ایمیل زدم جواب نداد... روش این اقای زکزاکی رو بعضی شیعه های اروپایی هم یاد گرفتن.
روز عاشورا بخاطر این جریانات قمه زنی میرن خون میدن. تا جایی که نماینده یکی از کشورهای شمال اروپا رفته بود مجلس سخنرانی کرده بود ما امروز تو کشورمون خون پولی نداشتیم!خون اضافی اومد. یه فرقه مذهبی هستن به نام شیعیان که خون رایگان امروز به مردم میدن!
گفتن مگه امروز چه روزیه؟
گفت: امروز روز حسینه!

اینجوری امام حسین رو معرفی میکنه.
. سخنان خواندنی از استاد رائفى پور در مورد آیت الله زکزاکی:

٢٢/آذر/١٣٩۴ - حسینیه اعظم زنجان
.پ ن :
. ما بيشتريم و بيشتر مي گرديم
تا سيصد و سيزده نفر مي گرديم

در نيجريه...يمن...در افغانستان
ما را بکشيد، زنده تر مي گرديم
Read more
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی ...
Media Removed
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی به اسیران بلا نیست ترا ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود همچو گل چند به روی همه خندان باشی همره ... ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود

جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی

همره غیر به گلگشت گلستان باشی

هر زمان با دگری دست و گریبان باشی

زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

جمع با جمع نباشند و پریشان باشی

یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود

غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود

همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود

تشنهٔ خون من زار نمی‌باید بود

تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود

من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست

موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست

دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

این ستمها دگری با من بیمار نکرد

هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

گر ز آزردن من هست غرض مردن من

مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است

بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است

روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است

رفتن اولاست ز کوی تو ، ستادن غلط است

جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد

چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چارهٔ من چیست چه تدبیر کنم

نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است

گل این باغ بسی ، سرو روان بسیار است

جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است

ترک زرین کمر موی میان بسیار است

با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است

نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است

دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند

قصد آزردن یاران موافق نکند

مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو

به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو

از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو

داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی تو

خون دل از مژه می‌بارم و می‌دانی تو

از برای تو چنین زارم و می‌دانی تو

از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز

از تو شرمنده یک حرف نب
Read more
* چیزی در دلم می‌جوشید و از چشمهایم بیرون می‌زد.نفر بعدی و آخر من بودم که با گفتن جمله‌ای به جمع دختران ...
Media Removed
* چیزی در دلم می‌جوشید و از چشمهایم بیرون می‌زد.نفر بعدی و آخر من بودم که با گفتن جمله‌ای به جمع دختران حضرت زهرا پیوستم: _بچه‌ها من میگم مگه پیامبر به حضرت زهرا نمی‌گفتن " #ام‌ابیها " مگه بهترین کنیه‌ی ایشان " #ام‌الائمه " نیست. مگه همه‌ی ائمه ایشون رو مادر خطاب نمی‌کردن؟پس حتما هم لازم نیست که ... *
چیزی در دلم می‌جوشید و از چشمهایم بیرون می‌زد.نفر بعدی و آخر من بودم که با گفتن جمله‌ای به جمع دختران حضرت زهرا پیوستم:
_بچه‌ها من میگم مگه پیامبر به حضرت زهرا نمی‌گفتن " #ام‌ابیها " مگه بهترین کنیه‌ی ایشان " #ام‌الائمه " نیست. مگه همه‌ی ائمه ایشون رو مادر خطاب نمی‌کردن؟پس حتما هم لازم نیست که کسی از فرزندان ایشون باشه تا بتونه به ایشون بگه " #مادر " انگار خوده ائمه و پیامبر هم میخواستن به ما یاد بدن که به حضرت زهرا بگیم " مادر "
صدا صدای فاطمه بود که مثل شعله‌ی کبریتی آتش به جان و دل بچه ها انداخت:
_و برای فرزندان هیچ چیزی سخت تر از اندوه مادر نیست امشب مادرمون محزون و عزاداره نمیخواین به او تسلیت بگین؟!
بعد بچه‌ها بودند که با دست و لباسشان جلوی دهانشان را گرفته بودند تا هیچ کس جز #حضرت_زهرا صدای " مادر مادر " شان را نشنود. به آرامی و به مرور بچه ها ساکت شدند و ضجه‌هایشان مبدل شد به هق هق‌هایی کوتاه و فروخورده. کمی بعد هم سکوت پر معنایی فضای ما بین بچه ها را پر کرد.
.
خدام حرم به زحمت سعی می‌کردند که جمعیت را آرام و برای نماز صبح آماده کنند.
بچه ها به آرامی برخاستند و برای نماز صبح آماده شدند
بعد از نماز صبح بچه‌ها با حرم وداع کردند و رفتیم بیرون. دم در مکثی کردم و دوباره به سمت حرم برگشتم. فا‌طمه هنوز ایستاده بود.
انگار دل‌نمی‌کند از حرم.
فضای حرم دیگر فضای شبها و روزهای قبل نبود. همه چیز تغییر کرده بود انگار تازه می‌فهمیدم که امام رضا فرزند کدام مادر بوده‌اند!
وقتی خواستم از کنار فاطمه رد شوم و به سمت بچه ها بروم دیدم فاطمه زمزمه میکند:
امشب شهادت‌نامه‌ی عشاق امضا می‌شود
فردا ز خون عاشقان این دشت دریا می‌شود
.
بعد هم با لحن حسرت باری ادامه داد:
اللهم‌الرزقنا شهادت فی سبیلک

#پی_نوشت
ماه رمضونم رو با این #کتاب گذروندم
بیشتر با خوندنش دلتنگ تر از همیشه شدم
.
#امضاء_یازهرا
#مشهد #حرم_امام_رضا
#امام_رضا_علیه_السلام
Read more
من که باور نمیکنم اما گویا یک سال گذشت. سالی که درش هم غم و اندوه بود و هم شادی . سالی که من از ایران واقعی ...
Media Removed
من که باور نمیکنم اما گویا یک سال گذشت. سالی که درش هم غم و اندوه بود و هم شادی . سالی که من از ایران واقعی دور شدم . این اولین بهاری است که من نیستم ؛ این اولین بهاری است که بوی گل های بهار نارنج مرا از خود بی خود نمیکند. سفره هفت سینی ندارم که مانند شما و بسیاری ها به اشتراک بزارم ، چه کنم به دو تصویر خودم بسنده ... من که باور نمیکنم اما گویا یک سال گذشت.
سالی که درش هم غم و اندوه بود و هم شادی .
سالی که من از ایران واقعی دور شدم . این اولین بهاری است که من نیستم ؛ این اولین بهاری است که بوی گل های بهار نارنج مرا از خود بی خود نمیکند.
سفره هفت سینی ندارم که مانند شما و بسیاری ها به اشتراک بزارم ، چه کنم به دو تصویر خودم بسنده میکنم تا ما را از دعای خود فراموش نکنید .
هرچند میل و رغبتی برای تبریک گفتن عید نیست ، چرا که اگر یک دقیقه به اتفاقات سالی که گذشت دقت ‌نمایید متوجه عرایض بنده میشوید ، برای بسیاری ها سال درد و سال خون بود ، سال بد اقتصادی بود ، سال بد فرهنگی بود یا به قول شاملو بزرگ سالی بود که غرور در آن گدایی گرد ، سال بد بود ، سال پست و سال استقامت های کم ، سال اشک پوری بود سال خون مرتضی ....
باری !
اما ما به طبق سنت دیرینه و فرهنگ و مدنیت سرشار از محبت و عشق و دوست داشتنمان نمیتوانیم برای یکدیگر آرزوی موفقیت نکنیم . ما ایرانیم ، نام این وطن خیلی بزرگ است ، مردمی دارد از جنس بلور و غرور و پاک و پر مهر و پر‌محبت ، از ژرفای ضمیرم برانم برای تمام شما و خانواده محترمتان آرزو کنم نود و هفت سال خون و سال درد و سال بد اقتصادی و سال بد فرهنگی نباشد . خودمان باید سرگذشت خودمان را تغییر دهیم . هیچ کس نمیتواند جز خود ما ، آرزو دارم تمام ایرانیان که در هر کجای این دنیا مشغول امرار معاش هستند سال آینده هر لحظه اش زیباتر از لحظه قبل در جهانی سرشار از نوع دوستی ،مهر ،زیبایی،خوشنامی، یکرنگی و تلاش برای ساختن دنیایی بهتر برای آیندگان باشد .
ما غربت نشینان را هم بر سفره عید دعا فرمائید.
استاد فریدون مشیری بهار را چنین توصیف میکند :
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ارادتمند شما مهرداد بیست و نهم اسفند
فلوریدا .
#سال_نو_مبارک
Read more
 #روز_وداع_یاران #شاعر_که_می‌میرد #زود_بود_رفیق و از این هشتگ‌ها نمی‌توان راه برد به اندوهی ...
Media Removed
#روز_وداع_یاران #شاعر_که_می‌میرد #زود_بود_رفیق و از این هشتگ‌ها نمی‌توان راه برد به اندوهی که من و دیگر دوستانت داریم، از این که می‌روی و نمی‌بینی چه بر سر مردمی که برایشان زار زدی، می‌آید؛ خوشحالیم، اما آن پسر و دختری که داری.، این رفتن زود را باور ندارند. برای آن همه شور و شوق و خنده‌ای که ... #روز_وداع_یاران
#شاعر_که_می‌میرد
#زود_بود_رفیق
و از این هشتگ‌ها نمی‌توان راه برد به اندوهی که من و دیگر دوستانت داریم، از این که می‌روی و نمی‌بینی چه بر سر مردمی که برایشان زار زدی، می‌آید؛ خوشحالیم، اما آن پسر و دختری که داری.، این رفتن زود را باور ندارند.
برای آن همه شور و شوق و خنده‌ای که از لبت جدا نمی‌شد، دلمان تنگ می‌شود.
دل‌مان‌ برای حرارت شعرخواندنت تنگ می‌شود.

گفتم: امیری چرا این‌قدر سیاه می‌نویسی؟
گفتی: تو مگه جز سیاهی چیزی می‌بینی؟
گفتم چرا عاشقانه نمی‌نویسی؟
گفتی: مگه شعری که از درد مردم و درد وطن گفته‌ بشه، عشق به ایران نیست؟

و تو هرگز دست از اعتراض نکشیدی، غرا شعر خوندی و بارها تاوانش رو هم پرداختی، بخواب کرامت خان! وطن پرنده‌ی کُلا خون شده، وطن پر است از درد مردم، تو طاقت نداشتی ببینی

رفیق‌جان، به آخرین سیگاری که با هم کشیدیم، سلام ما رو به یاران رفته‌مان برسان.
شعر شهر ما حتمن سال‌های سال عزادار تو خواهد بود.
#روحت_شاد
#کرامت_امیری
Read more
سيد جمال الدين اسد آبادى ميگه هرجا كه دعوا و جنگى هست اونجا بن بست منطق و گفتمانه. بنظر شما چرا اصلاً بايد در هر راهى وارد شد و تا انتهاى آن بن بست رفت و بعد دست به يقه شد؟ چرا انقدر سعى ميكنيم باورهاى همديگرو به چالش بكشيم؟ چرا انقدر اصرار داريم كه نشون بديم آنچه كه ما فكرميكنيم درسته و جز اون راهى نيست؟ ... سيد جمال الدين اسد آبادى ميگه هرجا كه دعوا و جنگى هست اونجا بن بست منطق و گفتمانه. بنظر شما چرا اصلاً بايد در هر راهى وارد شد و تا انتهاى آن بن بست رفت و بعد دست به يقه شد؟ چرا انقدر سعى ميكنيم باورهاى همديگرو به چالش بكشيم؟ چرا انقدر اصرار داريم كه نشون بديم آنچه كه ما فكرميكنيم درسته و جز اون راهى نيست؟ چرا ما مردم انقدر خودخواهيم؟ چرا عالمان دين ما انقدر خودخواه بودن و يا بعضاً هستن؟ چرا بايد مدام در عقايد همديگه تجسس كنيم؟ چرا اصلاً بايد بدونيم كه طرف به چى اعتقاد داره تا تازه بعدش بشينيم و اعتقاداتش رو آناليز كنيم و بهش نمره بديم و بعد سعى كنيم تغييرش بديم و بياريمش تو خط خودمون؟ چرا همه با بايد يك رنگ و يك بو داشته باشيم؟ چرا من نبايد آزاد باشم و به آنچه شما ميپرستيد اعتقاد نداشته باشم؟ چرا فكر ميكنيم كه راه يكى است و آنهم راه ماست!؟ از ديشب تا الان انقدر پيام گرفتم كه باورتون نميشه! البته من باورم ميشه چون دُگماتيسم حاكم بر جامعه رو ميشناسم! چرا تتو دارى؟ چرا تتوى عربى دارى؟ تو مسلمان لاييكى، چرا مسلمانى؟ چرا مسلمان نيستى؟ چرا انقدر تضاد رفتارى دارى؟ چرا بيحجابى؟ در يك كلام چرا خودتى و چرا آنچه من ميخوام نيستى؟ همه ما خواسته يا نا خواسته تحت تأثير يك تفكر غالب عقيدتى هستيم كه جامعه ما رو دچار كرده و همه ما رو به جان هم انداخته. البته اين يك داستان قديميه كه از روز پيدايش بشر با او همراه بوده. اين اصرار بر كنكاش و تفتيش در عقايد و پروسه يكسان سازى اون تا به امروز جان ميلياردها انسان رو در جهان گرفته. چه بسيار انسانهايى كه توسط كليسا زنده در آتش سوختن، سر هايى كه توسط يهوديان از تن جدا شدن، كودكانى كه بواسطه داعش يتيم شدن و كودكانى كه توسط بودائيان سلاخى شدن و هزاران داستان و ميلياردها خون ريخته! ايكاش احترام به عقايد ديگران اصل اول هر عقيده اى بود. آنچه مسلمه مقصد در جهان يكى است و آنكه خود ميجويد راه را ميابد و آنكه افسار تفكرش بدون تعقل در دستان مفتى و كشيش و رابى و راهب است فقط مسافر يك كشتى است و سكان در دستان ديگيريست. آن عقيده كه ما را وادار به انجام باطل ميكند خود باطل است
پ.ن. اين ويديو رو بدون اجازه حاج آقا آقاميرى برداشتم و اينها حرفاى منه. اگر گناهى باشه متوجه ايشون نيست 🙏
#picassomo #peace
@hasanaghamirii 🙏🙏❤️
Read more
. . .درود . . شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی خسرو گلسرخی (زاده ۲ بهمن ۱۳۲۲ در رشت – درگذشت ۲۹ بهمن ...
Media Removed
. . .درود . . شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی خسرو گلسرخی (زاده ۲ بهمن ۱۳۲۲ در رشت – درگذشت ۲۹ بهمن ۱۳۵۲) شاعر و نویسنده مارکسیست بود. او در سال ۱۳۴۷ سردبیر بخش هنری روزنامه کیهان بود. گلسرخی از جمله روشنفکران آن دوران بود که از جنبش‌های چریکی حمایت می‌کرد. گلسرخی به همراه گروهی دیگر در سال ۱۳۵۱ ... . .
.درود .
.

شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی
خسرو گلسرخی (زاده ۲ بهمن ۱۳۲۲ در رشت – درگذشت ۲۹ بهمن ۱۳۵۲) شاعر و نویسنده مارکسیست بود. او در سال ۱۳۴۷ سردبیر بخش هنری روزنامه کیهان بود. گلسرخی از جمله روشنفکران آن دوران بود که از جنبش‌های چریکی حمایت می‌کرد. گلسرخی به همراه گروهی دیگر در سال ۱۳۵۱ به اتهام طرح ترور ولیعهد بازداشت شدند. گلسرخی در دادگاهی که به صورت زنده پخش شد از عقاید مارکسیستی و انقلابی خود دفاع کرد. با حکم دادگاه او و کرامت‌الله دانشیان اعدام شدند. گلسرخی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا دفن شده‌است. پس از انقلاب مجموعه اشعاری از او با نام «خسته‌تر از همیشه» و «ای سرزمین من» منتشر شد.
یادش گرامی باد .. وصیت نامه خسرو گلسرخی

وصیت نامه غیر ارتشی معدوم ((خسرو گلسرخی))، فرزند قدیر ، در سحرگاه روز 29 / 11 / 52 ((من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه ی من جز عشق به مردم چیز دیگری نیست. من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ایران تقدیم میکنم و شما آقایان فاشیست ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیچگونه مدرکی به قتلگاه می فرستید ، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت . شما ایمان داشته باشید که حکومت غیر قانونی ایران که در 28 مرداد سیاه به خلق ایران توسط آمریکا تحمیل شده،در حال احتضار هست و دیر یا زود با انقلاب قهر آمیز توده های ستم کشیده ی ایران واژگون خواهد شد.))
#شاعر ونویسنده ی خلق ایران ، #خسرو_گلسرخی
((وضمنا یک عدد حلقه ی پلاتین (طلای سفید) و مبلغ یک هزار و دویست ریال وجه نقد را به خانواده و یا به زنم بدهند.
خون ما پیرهن کارگران، خون ما پیرهن دهقانان ، خون ما پیرهن سربازان ، خون ما پرچم خاک ماست .)) نماینده ی دادستانی ارتش،سرگرد قیائی.
فرمانده گردان زندان ، سروان حسن زاده.
افسر اطلاعات ،سروان جاوید نسب.
قاضی عسگر صادق متقی،نماینده شهربانی.

منبع:
خسرو گلسرخی مجموعه اشعار
به کوشش کاوه گوهرین
انتشارات نگاه
تهران 1391
.
.

جلسه آینده انجمن ادبی ترنج زرین شهر مورخ 8اسفند ماه ساعت 16.30فرهنگسرای شهرداری .

انجمن ادبی ترنج زرین شهر
Read more
‌ ‌بشنو این نی چون شکایت می‌کند ‌ از جداییها حکایت می‌کند ‌ کز نیستان تا مرا ببریده‌اند ‌ در ...
Media Removed
‌ ‌بشنو این نی چون شکایت می‌کند ‌ از جداییها حکایت می‌کند ‌ کز نیستان تا مرا ببریده‌اند ‌ در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند ‌ سینه خواهم شرحه شرحه از فراق ‌ تا بگویم شرح درد اشتیاق ‌ هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ‌ باز جوید روزگار وصل خویش ‌ من به هر جمعیتی نالان شدم ‌ جفت بدحالان و خوش‌حالان ...
‌بشنو این نی چون شکایت می‌کند

از جداییها حکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم

جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

سر من از نالهٔ من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست

لیک کس را دید جان دستور نیست

آتشست این بانگ نای و نیست باد

هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشقست کاندر نی فتاد

جوشش عشقست کاندر می فتاد

نی حریف هرکه از یاری برید

پرده‌هااش پرده‌های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی کی دید

همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید

نی حدیث راه پر خون می‌کند

قصه‌های عشق مجنون می‌کند

محرم این هوش جز بیهوش نیست

مر زبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روزها بیگاه شد

روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گو رو باک نیست

تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست

هر که جز ماهی ز آبش سیر شد

هرکه بی روزیست روزش دیر شد

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید والسلام

بند بگسل باش آزاد ای پسر

چند باشی بند سیم و بند زر

گر بریزی بحر را در کوزه‌ای

چند گنجد قسمت یک روزه‌ای

کوزهٔ چشم حریصان پر نشد

تا صدف قانع نشد پر در نشد

هر که را جامه ز عشقی چاک شد

او ز حرص و عیب کلی پاک شد

شاد باش ای عشق خوش سودای ما

ای طبیب جمله علتهای ما

ای دوای نخوت و ناموس ما

ای تو افلاطون و جالینوس ما

جسم خاک از عشق بر افلاک شد

کوه در رقص آمد و چالاک شد

عشق جان طور آمد عاشقا

طور مست و خر موسی صاعقا

با لب دمساز خود گر جفتمی

همچو نی من گفتنیها گفتمی

هر که او از هم‌زبانی شد جدا

بی زبان شد گرچه دارد صد نوا

چونک گل رفت و گلستان درگذشت

نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت

جمله معشوقست و عاشق پرده‌ای

زنده معشوقست و عاشق مرده‌ای

چون نباشد عشق را پروای او

او چو مرغی ماند بی‌پر وای او

من چگونه هوش دارم پیش و پس

چون نباشد نور یارم پیش و پس

عشق خواهد کین سخن بیرون بود

آینه غماز نبود چون بود

آینت دانی چرا غماز نیست

زانک زنگار از رخش ممتاز نیست

#مثنوی_مولوی‌
Read more
. آقای رئیس‌جمهور! سلام . نطقتان را شنیدیم. کمی آب بود و کمی آتش... یادآوری‌های تلخ و لازمی ...
Media Removed
. آقای رئیس‌جمهور! سلام . نطقتان را شنیدیم. کمی آب بود و کمی آتش... یادآوری‌های تلخ و لازمی بود . پنج سال فریاد زدیم راه مقابله با قلدری امریکا تسلیم نیست، و فریادهایمان در گلویمان خشکید. امروز شما با لحنی پیروزمندانه مقابل دوربین، هشدارهای دلسوزانه‌ی ما را که هر بار با تشری پاسخ گفته‌بودید، ... .
آقای رئیس‌جمهور!
سلام
.
نطقتان را شنیدیم.
کمی آب بود و کمی آتش...
یادآوری‌های تلخ و لازمی بود
.
پنج سال فریاد زدیم راه مقابله با قلدری امریکا تسلیم نیست، و فریادهایمان در گلویمان خشکید. امروز شما با لحنی پیروزمندانه مقابل دوربین، هشدارهای دلسوزانه‌ی ما را که هر بار با تشری پاسخ گفته‌بودید، جوری ادا می‌کنید که انگار کشف تازه‌ای کرده‌اید!
بر فرض که ما از بحث و چالش بر سر برجام و خسارت محض بودنش بخاطر بحران کنونی گذشتیم، بسته‌شدن دُم اقتصاد به تحریم‌ها را چه کنیم؟ تعطیل شدن کارخانه‌ها را چه کنیم؟ ورشکستگی‌ها و بیکاری‌ها و دردها و بغض‌های مردم را که شنیدیم و خون‌دل خوردیم چه کنیم؟
ماییم که آن‌قدر فریاد کشیدیم حنجره‌هایمان تاول زد؛ ماییم که برچسب خوردیم و سانسور شدیم و توهین شنیدیم و با صورتِ از سیلی‌سرخ‌شده ایستادیم. و باز ماییم که شما در بحرانی که زیر پایتان را سست کرده، دل به سپر شدنمان بسته‌اید و با سخنانی که می‌دانید قلبِ اهالی کدامین تفکر را نرم می‌کند، دوباره برگشته‌اید...
خوب می‌دانید چه کرده‌اید که فقط چشم دارید فرزندان روح‌الله برایتان مرام بگذارند، نه صاحبان رأی‌های سبز و بنفش و سلبریتی‌های کافه‌نشینِ بی‌غم
و نه پشیمان‌های از رأی‌دادن و ناخودی‌های دل‌بسته به انحرافِ خودی
باشد، قبول...
جنجالی نیست
-گرچه از اول هم جز این نبود-
-که هوچی‌گر‌ان دیگرانند،
و سال‌هاست که ما جز وحدت آرزویمان نیست-
قبول آقای رئیس‌جمهور
دعوا نداریم
می‌دانید که! ما قوم فراموشکاری هستیم
-البته تاریخ فراموشکار نیست، اگر عبرت‌گیرنده‌ای هم باشد-
ما جز کار و کار و کار از شما نمی‌خواهیم
اگر سرپا ماندنتان این مردمانِ صبورِ خسته‌ی رنجور را بلند می‌کند، باز هم ما اولین ستونیم کنارتان
و شاید هم آخرین!
در خط‌مقدم بایستید و بایستیم تا قامت ایرانِ شریف دوباره راست شود
حساب‌هایمان هم بماند برای بعد...
.
.
#گروه_فرهنگی_آوین
Read more
. پنج شنبه دوم محرم سال شصت و یک ۲۷_وادی (کربلا) . چون به زمین کربلا رسیدند اسب امام ناگهان از حرکت ...
Media Removed
. پنج شنبه دوم محرم سال شصت و یک ۲۷_وادی (کربلا) . چون به زمین کربلا رسیدند اسب امام ناگهان از حرکت ایستاد و به هیچ وجه دیگر حاضر به حرکت نشد. از طرفی چون به فرات نزدیک میشدند حر هم دیگر حاضر نشد تا کاروان امام جلوتر از این بروند زیرا مخالف با دستور ابن زیاد بود. اباعبدالله نام منطقه را پرسیدند. عرض ... .
پنج شنبه دوم محرم سال شصت و یک
۲۷_وادی (کربلا)
.
چون به زمین کربلا رسیدند اسب امام ناگهان از حرکت ایستاد و به هیچ وجه دیگر حاضر به حرکت نشد. از طرفی چون به فرات نزدیک میشدند حر هم دیگر حاضر نشد تا کاروان امام جلوتر از این بروند زیرا مخالف با دستور ابن زیاد بود.
اباعبدالله نام منطقه را پرسیدند.
عرض کردند:غاضریه.
_نام دیگرش چیست؟
_شاطی الفرات که به آن نینوا هم میگویند.
_آیا نام دیگری هم دارد؟
_آری، کربلا!
حضرت فرمودند:
اعوذ بالله من الکرب و بلا.
اینجا محل استقرار ما و ریخته شدن خون ماست.
اینجا محل قبرهای ماست.
این را جدم رسول خدا قبلا به من گفته بود.
همه فرود آمدند.
حر واصحابش نیز در سوی دیگر منزل کردن.
امام خاندان و یاران را دور خود جمع کرد.به آنان نگاهی کرد و ساعتی گریستند.…
(در حقیقت این اولین روضه توسط خود حضرت در جمع یاران و خاندان بود)
سپس فرمود:
خدایا ما اولاد و خاندان پیامبرت محمد ص هستیم که از حرم جدمان رانده شده ایم و به وسیله ی بنی امیه مورد ستم واقع گشته ایم، خدایا! حق ما را بستان و ما را بر ستمگران پیروز فرما.
آنگاه رو به اصحاب کرد و فرمود:
مردم بنده ی خوار دنیا هستند و دین لقلقه ی زبانشان است. آنها تازمانی از دین حمایت میکنند که زندگیشان تأمین شود، اما وقتی در بوته ی آزمایش قرار گیرند دینداران کم میشوند.
سپس حمد وثنای خدا را گفت و بر جدش درود فرستاد و فرمود:
اما بعد؛ به درستی که پیش آمدی کرده که می بییند، دنیا دگرگون شده و خیرش رفته.منکر رو کرده و معروف رویگردان شده و فقط ته مانده ای از آن باقی مانده است. زندگی رنگ خود را از دست داده و همچون چراگاه نامناسبی شده است که رغبتی بدان نیست؛ نمی بینید که به حق عمل نمی شود و باطل را که از آن جلوگیری نگردد؟ با این وجود مومن دوست دارد بمیرد و من مرگ را تنها خوشبختی می دانم و زندگی با ستمکاران جز دلتنگی نیست.پس از سخنان اباعبدالله ع
زهیر برخاست و گفت:
((…اگر عمر ما به دنیا باشد و قرار باشد تا قیامت زنده باشیم، جنگ در ملازمت تو و کشته شدن را ترجیح میدهم.)) بریر نیز گفت:
((……خدا بر ما منت گذاشته تا زیر پرچم تو بجنگیم و اگر ما را قطعه قطعه کنند در روز قیامت به شفاعت جدت خواهیم رسید!)) سپس نافع برخاست و گفت:
((……دست مارا بگیر وهرجای دنیا خواهی برو.به خدا قسم از مقدرات خدا و مرگ واهمه ای نداریم.ما از قبل، دوستدار محبان تو و دشمن دشمنانت بودیم!))
امام در حق یارانش دعای خیر کرد…
.
#ادامه_در_کامنت_اول
Read more
. قلب سوزان ما در #کانال_کمیل جا مانده است و ما دلبسته یک گودال و یک مشت خاک مانده ایم. بی آنکه بدانیم ...
Media Removed
. قلب سوزان ما در #کانال_کمیل جا مانده است و ما دلبسته یک گودال و یک مشت خاک مانده ایم. بی آنکه بدانیم چرا !!!! این چه حکمتیست و این بیابان چه رازی را در خود نهفته دارد که اینقدر دلبستگی ایجاد می کند ... این تکه استخوان ها در میان #رمل های سیراب از خون، متعلق به چه کسانیست... در #عاشورای بهمن ٦١ بر این ... .
قلب سوزان ما در #کانال_کمیل جا مانده است و ما دلبسته یک گودال و یک مشت خاک مانده ایم.
بی آنکه بدانیم چرا !!!! این چه حکمتیست و این بیابان چه رازی را در خود نهفته دارد که اینقدر دلبستگی ایجاد می کند ... این تکه استخوان ها در میان #رمل های سیراب از خون، متعلق به چه کسانیست... در #عاشورای بهمن ٦١ بر این #کربلا چه گذشته است ؟؟ نبرد عاشورایی یاران #خمینی در زیر باران تیر و ترکش یعنی چه ؟؟ چقدر غروبش به رنگ خون و دلگیر و غمناک است... این صداها و ناله ها از کجاست که گاه گاهی در گوشم می پیچد و زمزمه #یازهرا یازهرای عاشقانی عطشان را تداعی می کند

گویا ناله ها از لبانی خشک و ترک خورده، تو را به خود می خوانند و هنوز صدای العطش قد قتلنی شان را باد برایمان آواز می کند ... براستی در پنج روز محاصره بر این جوانان بی آب و غذای #گردان_کمیل چه گذشته است.... چه رازیست در کانال کمیل و در بین #سیم_خاردارها و #قمقمه_های_خالی...
چه سریست بین پهلوهای ترکش خورده و کلمات و اشعار نقش بسته بر پشت پیراهن ها که یکیشان داغ عزای مادر را بر دلم تازه می کند:
"همیشه این بود ذکرم میان دشت و صحرایم
الهی بشکند دستی که سیلی زد به زهرایم"

میگویند اینجا کمیل است!
بازهم برایم تعریف کنید: دلیل این همه دلبستگی ام به این گودال چیست..؟
نکند اینجا #قتلگاه ملائکه الهی است
آری! اینجا همانجاست که امام(ره)، شهدایش را فرشتگان و ملائکه الله خواندند... و اما شاید خاکش بر دامانم نشسته است....
میگویند اینجا #حنظله است!
این خاک های نرم و دست نخورده را میگویند!!
همان جایی که گاهی برای دیدنش میبایست از تل زینبیه نگریست... همه چیز در اینجا عجیب است...
زمینش پر است از رمز و راز که جز #ابراهیم ها نمی دانند
و جز ابراهیم ها نمی توانند #هادی اش باشند... هنوز لبخند زیبا و مهربانانه #علمدار کانال کمیل ، #شهید #ابراهیم_هادی بر قلب میهمانان شهدا می نشیند و از پس سالها گمنامی و غربت ، به گرمی از تو پذیرایی می کند آنچنان که هر زائری در این قتلگاه گرمی حضور او را، با تمام وجود حس می کند

و هنوز #مادر_سادات به شهدای آرمیده در رملهای #فکه سر می زند

شاید اینست رمز و راز دلبستگی دلهایمان به یک #بیابان و یک مشت #خاک
ما ندانسته میهمان ملائکه الله شده ایم
میهمان مردان مرد
میهمان آسمانی ها ....
و آنهم در قدمگاه #مادر_شهدا #حضرت_زهرا(س)

برای شادی روحشان #صلوات
.
Read more
*** حضرت روح الله رحمه‌الله‌علیه: باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم زاغه‌نشین که شماها را روی مسند نشانده‌اند ملاحظه آن‌ها را بکنید و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل ... ***
حضرت روح الله رحمه‌الله‌علیه:
باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم زاغه‌نشین که شماها را روی مسند نشانده‌اند ملاحظه آن‌ها را بکنید و این جمهوری را تضعیفش نکنید.
بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود.
از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» خدای نخواسته باز پیدا بشود و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن.
قضیه این‌ است که فاتحه همه ما را می‌خوانند.
.
.
فاتحه همه ما را می خوانند؟!
.
.
پ.ن: ما که جایی نداریم بریم جز موندن تو این خاک و کشور؛
اگر هم بنا به رفتن باشه ان شاالله تا پای جون از ناموس و وطن و عقیدمون دفاع کرده و انا‌لله‌و‌انا‌الیه‌راجعون ...
.
.
#برناموس‌هرچی‌خیانتکاره‌لعنت
#بر‌هرچی‌حروم‌لقمه‌نامرده‌لعنت
#بریقه‌تا‌حلق‌بسته‌نون‌مردم‌خورلعنت
.
.
#روحانی
#دولت_حرامزاده
#گرسنه #بیکاری #گرانی
#مردم #خسته #دزد #زالو_صفت
#تظاهرات #اعتراض #انقلاب #بازار_تهران
#پول #رهبر #امام #امام_خمینی #رهبری #حکم
#سعید_قاسمی #سپاه #سخنرانی #قیام #خون #ایران
*
Read more
ترانه محلی میخوام برم کوه ( شکار اهو ) با تنظیم تِم جز ترکی و آکوردهای "عرفانیزه" شده ... خودم خیلی این قطعه رو دوست دارم امیدوارم شما هم لذت ببرین از شنیدنش ... . . .لطفاً با هدفون گوش کنین . . . . . @erfun_ . . . .می خوام برم کوه ....... شکار آهو می خوام برم کوه ....... شکار آهو تفنگ من ... ترانه محلی میخوام برم کوه ( شکار اهو ) با تنظیم تِم جز ترکی و آکوردهای "عرفانیزه" شده ... خودم خیلی این قطعه رو دوست دارم امیدوارم شما هم لذت ببرین از شنیدنش ...
.
.
.لطفاً با هدفون گوش کنین 🎧❤ .
.
.
.
.
@erfun_ .
.
.
.می خوام برم کوه ....... شکار آهو

می خوام برم کوه ....... شکار آهو

تفنگ من کو ليلی جان تفنگ من کو

تفنگ من کو ليلی جان تفنگ من کو

بالای پشتی ....... عاشق را کشتی

بالای پشتی ....... عاشق را کشتی

با خون عاشق ليلی جان نامه نوشتی

با خون عاشق ليلی جان نامه نوشتی

روی چو ماهت ...... تير نگاهت

روی چو ماهت ...... تير نگاهت

برده دل از من ليلی جان چشم سياهت

برده دل از من ليلی جان چشم سياهت

بالای بومی ...... کفتر پرونی

بالای بومی ...... کفتر پرونی

شستت بنازم ليلی جان خوب می پرونی

شستت بنازم ليلی جان خوب می پرونی
.
.
.
. #jazz #jazzturkish #turkishjazz #jazzpiano #pianojazz #mikhamberamkooh #shekareahoo #shekare_ahoo #folk #mikham_beram_kooh #piano #radiojavan #musicema #موسیقی_ما #رادیوجوان #رادیو_جوان #پیانو #میخوام_برم_کوه #شکار_اهو #محلی #فولکلوریک #جز #پیانوجز #جزپیانو
Read more
سالروز آزادی خرمشهر ، آن شهر خونین که مظهر غیرتمان در برابر آن تازی های کج خوی و کج فهم است هم فرا رسید ...
Media Removed
سالروز آزادی خرمشهر ، آن شهر خونین که مظهر غیرتمان در برابر آن تازی های کج خوی و کج فهم است هم فرا رسید یادش بخیر کوچه به کوچه خیابان به خیابان خانه به خانه مقاومت کردیم در برابر آن دشمن تا دندان مسلح ک نمی دانست غیرت ما مردان ایرانی چقدر است به یاد آن جوانان سال سوم دانشکده افسری که با شور رفتند خرمشهر ... سالروز آزادی خرمشهر ، آن شهر خونین که مظهر غیرتمان در برابر آن تازی های کج خوی و کج فهم است هم فرا رسید
یادش بخیر کوچه به کوچه خیابان به خیابان خانه به خانه مقاومت کردیم در برابر آن دشمن تا دندان مسلح ک نمی دانست غیرت ما مردان ایرانی چقدر است
به یاد آن جوانان سال سوم دانشکده افسری که با شور رفتند خرمشهر تا از وطنشان دفاع کنند،یادشان بخیر،یاد آن جوان افسرهایی ک با خون خود بر دیوار نوشتند ما تا آخرین قطره خونمان مقاومت می کنیم،اما دشمن بد خوی کثیر تر از آن بود ک باید می بود،یکیشان را نابود می کردیم دو تای دیگر می آمدند این کوچه را پاکسازی می کردیم از کوچکه ی دیگر می آمدند
دشمن آمد،جوانان ما مردانه مقاومت کردند اما دشمن تعدادش صدها برابر آن چند صد جوان افسر و درجه دار تکاور و دانشجو بود
آن روز ک تن بی جان همرزممان را بر دوش نهاده بودیم و از شهر بیرون می رفتیم می دانستیم ک ما برخواهیم گشت دردانه ی وطن ، خونین شهرمان را پس خواهیم گرفت
گذشت و گذشت و گذشت
افسران و درجه داران، پرسنل ارتش قهرمان ایران همراه بسیج قهرمان عزمشان را جزم کردند غریدند و تازی بد سرشت را در موج خویش غرق نمودند که بدانند دشمنی با ایران و ایرانی جز نابودی برایشان ندارد
آن جوانان برگشتند ،آمدند یادگار یاران شهید خویش خونین شهر را پس گرفتند تا آغازی باشد بر آغاز شکوه دوباره ایران زمین
درود بر غیرتشان درود بر آن شیران بی همتای ایران
آنان شکوه ایران و ایرانی و عزتش را حفظ کردند به امید آنکه کشورشان ساخته شود اما ما امروز چه کرده ایم
کشور را ساختیم و یا در بازی زمانه سوختیم؟؟؟نام قهرمانان در تاریخمان را چه کردیم
آری تو ای جوان می دانی هم سن و سال بیست و دو سه ساله ات در خرمشهر چه کرد،میدانی آن تکاوران چه کردند
هوانیروز و توپخانه و زرهی و پیاده و هوایی و تکاور و تیم های مهندسی رزمی و مخابرات و... و بسیج شکوهمان را با خون خود پس گرفتند ما باید حفظش کنیم،شکوهمان را می گویم ،عزتمان را می گویم
ما باید کشورمان را بسازیم
باید شکوه ایران را باز بسازیم باید پایان بدهیم مظلومیت ایران و ایرانی را
فتح خرمشهر دیگری نیاز است اینبار نوبت من و شماست
درود بر قهرمانان ارتش ایران زمین آنان که با خون جای پوتین دشمن را بر خاک پاکشان پاک نمودند
Read more
. خودت آمدی و خودت رفتی از کادر در عکس دوتایی تو را مرده دیدم در آن عکس تاریخی و تار و تاریک خودم را ...
Media Removed
. خودت آمدی و خودت رفتی از کادر در عکس دوتایی تو را مرده دیدم در آن عکس تاریخی و تار و تاریک خودم را کنارت زمین خورده دیدم غلط کردم اما، رها کردی ام باز میان چک و چانه و نیش و دندان رها کردی ام در قدم های تکرار زمستان زمستان زمستان، زمستان پس از مرگ تو نیمه قصه بد شد تو دامن کشیدی که از من گریزی نشستی ... .
خودت آمدی و خودت رفتی از کادر
در عکس دوتایی تو را مرده دیدم
در آن عکس تاریخی و تار و تاریک
خودم را کنارت زمین خورده دیدم
غلط کردم اما، رها کردی ام باز
میان چک و چانه و نیش و دندان
رها کردی ام در قدم های تکرار
زمستان زمستان زمستان، زمستان
پس از مرگ تو نیمه قصه بد شد
تو دامن کشیدی که از من گریزی
نشستی بنوشی تمام تنم را
و خون مرا پای پایت بریزی
تو تاریخ در خود فرو رفتنی حیف
به تاریخ در خود شکسته اسیرم
و مغزی که دیگر تحمل ندارد
به بیراهه خورده شکنجه اسیرم
غروب چه روزی تو را منجمد شد
طلوع کدامین سفر از تو پر شد
چقدر از مرا روی دفتر نوشتی
که شعر امتداد هزاران تومور شد
در این لابلای پر از وهم و وحشت
به یاد جهان من و باورم باش
بیا بیتی از ماندنت باش و برگرد
به فکر خط خالی دفترم باش
زنیت کن و از سر نو بسازو
هراس مرا در خودت جستجو کن
کسانی که با زخم من آشنایند
مرا با همین مثنوی می‌شناسند
مرا با خودت آشنا کرده ای مرگ
نیفتی زمین حضرت آخرین مرگ
زمین و زمان را عقب برنگردان
تحمل ندارم دوباره به قرآن
بیا واقعی بودنت را بلد شو
فقط لحظه ای مثل زن ها بفهمم
از این زنده بودن برای تو سهمم
بتان جام من را پر از زهر کردند
خدایان پس از رفتنت قهر کردند
و ابر سیاهی که قبر مرا دید
قرونی گذشت و قرانی نبارید
پس از تو فقط نکبت از خانه ام ماند
دو پر چوب خشکیده از لانه ام ماند
چگونه به اسمت صدایت کنم هان؟
بمان لیلی در زمستان نشانی
از این قصه رفتم که پایت وسط بود
نماندم که تو، در میانه بمانی
وگرنه بدون تو معنا کجا بود
شفق بی تو یعنی شبم را ببارم
زمان بی تو یعنی فقط ساعت صفر
جهان و زمان را تمرکز ندارم
وگرنه بدون تو اصلا ولش کن
به کمرنگی من کسی در جهان نیست
از آن لحظه که سمت رفتن دویدی
کسی بین ما جز غمی ناگهان نیست
به چشمان من خیره شو سرنگردان
من آیینه ام، من توام حضرت درد
بگو جای پاهایمان کو چه کردی؟
بگو این خیابان چه کردت که مردی
مرا حیف و میل دو پس کوچه کردی
در آن گیرو دار شب و شوکران ها
چه کاری برایت نکردم که می‌شد؟
و یا در شب رفتن و مردن تو
دو بیت مرا می‌شنیدی چه می‌شد؟
چگونه مرا روبرو می‌گذاری
بگو با چه سحری مرا میکشی باز
چطور آب از جوی رفته دوباره
به جو بازگردد بگو شعبده باز
ببخشم نبخشم مرا صرف کردی
چطور آن دل داده را پس بگیرم
تو را با خیالت به دنیا سپردم
خودم را به دست خودم چال کردم
پس از تو نبودم اگرچه نمردم
مرورم کن از خاطرت جا نمانم
زمین مثل من مرد ماندن ندیده
به پای گناهی نکرده نشستم
کسی جز تو آن سیب من را نچیده
تمرکز ندارم چه باید بگویم
روایت از این مرد راوی گرفتی ‌ #علیرضا_آذر
Read more
1️⃣4️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، پرستار- قسمت اول پرستار به اتاقى كه خوابيده ام وارد ميشود و زمزمه ميكند: {شب ...
Media Removed
1️⃣4️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، پرستار- قسمت اول پرستار به اتاقى كه خوابيده ام وارد ميشود و زمزمه ميكند: {شب بود بيابان بود زمستان بود بوران و سرماى فراوان بود يارم در اغوشم هراس بود...} ميدونى، ما هر چقدر اعماق #كيهان رو ميبينيم در واقع داريم گذشته ى اون رو ميبينيم يعنى احتمالش هست ستاره اى ... 1️⃣4️⃣
-زمزمه هاى بيدارى، پرستار-
قسمت اول
پرستار به اتاقى كه خوابيده ام وارد ميشود و زمزمه ميكند:
{شب بود بيابان بود زمستان بود
بوران و سرماى فراوان بود
يارم در اغوشم هراس بود...}
ميدونى، ما هر چقدر اعماق #كيهان رو ميبينيم در واقع داريم گذشته ى اون رو ميبينيم
يعنى احتمالش هست ستاره اى رو دارى الان ميبينى كه هزاران سال پيش نابود شده
برعكسشم درسته، اگه از اون ستاره به زمين نگاه كنى احتمالا هنوز مرده ها زنده ان و ما هنوز به دنيا نيومديم.
خوبه امروز اين دستگاه نشون ميده حالت بهتره
عجيبه نه؟ اينجا ديگه همه ميشناسنت البته حق هم دارن فكر نميكنم هيچ كس به اندازه ى من فهميده باشه كه تو چقدر سكوت دارى
نه اين كه ندونن اما الان هفت ماه و بيست و پنج روزه كه اينجا خوابيدى روى همين تخت، ٢٨ روز و ٨ ساعتم هست كه چشماتو باز كردى ولى #حرف نميزنى
اون روزى كه اوردنت اينجا نبودم اما بچه ها تعريف ميكردن به #سقف خيره شده بودى
دست يكى از پرستارا رو گرفته بودى و ميگفتى،
اگر #اسكندر سربازانش را از تاريخ بيرون بياورد و خون هاى ريخته به رگ هاى سربازانشان برگردند من هم دست و پاى گم شده ام را پيدا ميكنم براى #بغل كردنت
بعد چند لحظه #برق چشمات براى چند لحظه ميره ميگفت خودش وايساده بود و ديد دكتر شيفت ساعت #مرگ تو اعلام كرد
ساعت ٥:٠٨ شب، داشتن وسايل رو ازت جدا ميكردن كه يكهو #ضربان قلبت رو تصوير مياد
نزديك به ده دقيقه #قلبت ايستاده بود. مادربزرگم ميگفت يه نفر اگه كار نصفه و نيمه داشته باشه به اين راحتيا قلبش كنده نميشه روحش پر نميكشه
اينجا همه ذوقت رو ميكنن، اما تو اين شيش ماهى كه اينجا بودى دكتر رياست ازت قطع اميد كرده بود ميگفت اگرم بهوش بياد ديگه نميتونه حرف بزنه راه بره فقط اگه توان داشته باشه بتونه پلك بزنه
بچه شدم، نبايد اينا رو به تو بگم، فقط خواستم بگم اگه نميتونى حرف بزنى اگه نميتونى دستاتو تكون بدى طبيعيه خوف ورت نداره يه وقت
حالا كار نصفه و نيمه ى تو چيه؟
از روزى كه چشماتو باز كردى دو شيفت وايميستم
تو اسم ندارى؟
هيچى تو جيبات پيدا نكردن جز يه سرى نامه و يه اتيكت لباس كه روش سايز ٣٨ خورده
ته نامه ها فقط زده بودى پدر، بابا، تصدقت. چيه خيلى فضولى كردم؟
ببين من همه ى نامه هاتو خوندم اما به هيچ كس نگفتم كه تو كجا بودى و از كجا اومدى
ينى ميخوام بهت بگم...
چقدر حرف زدم...
كاره نا تمومت دخترته؟ كاره ناتمومت زنته؟
كاره ناتمومت خودتى!
Read more
#روضه‌ی_روز دلت آرام باشد یا روح‌الله...! یک علی مظلوم داری که حتی عوض نوادگان لاکچری‌ات هم فحش بخورد و شعار دشت کند! شعارهای آشنا! شعارهایی که فلان نامزد و بهمان کاندیدا هم در ایام انتخابات مکرر سردادند لیکن زیرکانه‌تر! والله این همه ناسزا اگر نثار سیدعلی نمی‌شد، سنت تاریخ تکرار نمی‌شد! ... #روضه‌ی_روز
دلت آرام باشد یا روح‌الله...!
یک علی مظلوم داری که حتی عوض نوادگان لاکچری‌ات هم فحش بخورد و شعار دشت کند!
شعارهای آشنا!
شعارهایی که فلان نامزد و بهمان کاندیدا هم در ایام انتخابات مکرر سردادند لیکن زیرکانه‌تر!
والله این همه ناسزا اگر نثار سیدعلی نمی‌شد، سنت تاریخ تکرار نمی‌شد! و فحش‌خور علی همیشه ملس است!
چه روزگاری که «علی» بابت ثروت ناکثین و خباثت قاسطین و بلاهت مارقین و ایضا قصور و تقصیر یاران، فحش‌باران می‌شد؛
چه امروز که «سیدعلی» بابت ثروت ناکثین و خباثت قاسطین و بلاهت مارقین و ایضا قصور و تقصیر یاران، فحش‌باران می‌شود!
خدایا! شکایت این همه مظلومیت مولای خود را نزد تو می‌آوریم!
و در یکی از غریبانه‌ترین جمعه‌های تاریخ، از تو سئوال می‌پرسیم؛ آیا هنوز هم وقت آن نرسیده که به منجی آدم و آدمی‌زاد، اذن ظهور دهی؟!
خدایا! به ما صبر ایوب داده‌ای یا عمر نوح، که این همه با طولانی کردن زمان غیبت، امتحان‌مان می‌کنی؟!
همه‌ی این خون دل‌ها، فدای سر «مهدی فاطمه» اما نمی‌بینی مگر بر و بحر را فساد گرفته و شدت فتنه‌ها علیه ما زیادتر از زیاد است؟!
خدایا! جز تو مگر کس دیگری را هم می‌پرستیم که گله نزد او ببریم؟!
و جز تو مگر کس دیگری را هم داریم که نیمه‌شب‌ها التماسش کنیم؟!
#حسین_قدیانی @hoseinghadyani
.
#پ_ن:
روزهای سخت انقلاب همین روزهاست...
همین روزاست که باید بایستیم‌ و دفاع کنیم از انقلاب و آرمان هاش و امامینش...
و در مقابل رسوا کنیم دشمنان داخلی و خارجی این مقدسات رو...
رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ‌
.
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_احفظ_قائدنا_الخامنه_ای
#یابن_الزهرا
#یابن_فاطمه
#جمعه
#غروب_جمعه
#دلگیر
#من_مال_توام
#تا_اخرش_هستیم
#شهادت
Read more
. <span class="emoji emoji1f539"></span> #درد_دل به مناسبت سالروز شهادتت . . زمانه #غریبی ست آسد مرتضی! گوش دادن طنین صدای تو در طوفان ...
Media Removed
. #درد_دل به مناسبت سالروز شهادتت . . زمانه #غریبی ست آسد مرتضی! گوش دادن طنین صدای تو در طوفان متلاطم #گناه در این دیار، آن قدر برای عده ای عجیب است، که آن را دلیل بر #افراطی بودنمان می دانند! . چه بگویم سید...! #دل های زیادی #خون است از این حرف ها... ولی مگر می شود فراموش کرد آن همه #ایثار ... .
🔹 #درد_دل به مناسبت سالروز شهادتت
.
.
زمانه #غریبی ست آسد مرتضی!
گوش دادن طنین صدای تو در طوفان متلاطم #گناه در این دیار،
آن قدر برای عده ای عجیب است،
که آن را دلیل بر #افراطی بودنمان می دانند!
.
چه بگویم سید...!
#دل های زیادی #خون است از این حرف ها...
ولی مگر می شود فراموش کرد آن همه #ایثار و فداکاری را؟!
.
مگر می شود چشم بست بر آن همه زیبایی...
که قطعا شما جز زیبایی ندیدید که چنین #عاشقانه پرکشیدید...
.
و اینک ما...
در این #زمانه پرگناه،
در حسرت بودن لحظه ای از آن روزها می سوزیم...
عجیب نیست اگر بگویم، شنیدن روایت های ناب تو و صدای دلنشینت؛
نسل بعد شما را شیفته ی آن همه #اخلاص و #ایمان کرده...
.
سید شهید !
می بینی شهر، کوچه، خیابان، بعد شما دیگر رنگ و بوی #خدا ندارد...
قدم که می گذاریم در آن، غبار غم روی دلمان می نشیند و عاقبت این دل ما را به بهشت زهرا،
کنار شما می کشاند تا کمی قرار گیرد از این همه بی قراری...
آسد مرتضی ببین چه بر سر #نسل ما آوردند...
چنین که چشم هایمان را مجبور به انزوا کردند
و دل هایمان را #زخمی...
حالا هم دست بر نمی دارند
و در خلوت هایمان هم ما را تیرباران برچسب ها می کنند!
خسته ام سید...
.
زمانی تو این جمله را به دیگر #شهدا میگفتی
حالا این جمله را من به تو می گویم...
می دانم که درک میکنی حال و روز #جامانده ای در این قفس را...
#سخت می گذرد روزها سید!
خیلی سخت...
"ای شهید! دستی برآر و این #قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش"
.
.
.
#جزیره_مجنون۳۱۳
Read more
حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته‌است و راه كربلا می‌شناسد و چگونه از جان نگذرد ...
Media Removed
حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته‌است و راه كربلا می‌شناسد و چگونه از جان نگذرد آنكس كه می‌داند جان بهای دیدار است. گردش خون در رگهای زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین ‌تر است؛ و نگو شیرین ‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین ‌تر. در ملكوت اعلا جز شهید زنده نیست و حیات ... حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته‌است و راه كربلا می‌شناسد و چگونه از جان نگذرد آنكس كه می‌داند جان بهای دیدار است.
گردش خون در رگهای زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین ‌تر است؛ و نگو شیرین ‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین ‌تر.
در ملكوت اعلا جز شهید زنده نیست و حیات دیگران اگر هم باشد به طفیل شهداست.
سوختن كمال عشق است اما آنها كه سوختن پروانه در آتش شمع را كمال عشق می‌دانند كجایند كه سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشینند؟
سر مبارك امام عشق بر بالای نی رمزی است بین خدا و عشاق، كه این است بهای دیدار.
#در_عالم_رازیست كه جز به بهای خون فاش نمی‌شود.
هنر آن است كه بمیری، پیش از آنكه بمیراندت، مبدأ و منشأ حیات آنان‌اند كه چنین مرده‌اند.
ای شهید! ای آنكه بر كرانه‌ی ازلی و ابدی وجود برنشسته‌ای! دستی برآر و ما قبرستان ‌نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون كش.
____
#تولدت‌مبارک
#کلامت‌مبارک
#زندگیت‌مبارک
#شهادتت‌مبارک
تو سراسر برکتی آقا مرتضی #آوینی
Read more
دیر زمان بود که میخواستم برایت بنویسم. مشکلاتی هست که هنوز در سرزمین ما حل نشده و تعدادشان هم اصلا ...
Media Removed
دیر زمان بود که میخواستم برایت بنویسم. مشکلاتی هست که هنوز در سرزمین ما حل نشده و تعدادشان هم اصلا کم نیست. اما در این جامعه ی خون مرده ، که چند وقتیست نبض زندگی در آن انقدر ضعیف است که به کما میرود و به زور لحظه ای زنده میماند ، چه میتوان کرد جز تلاش و مبارزه برای بقا و امید به آینده ای روشن در این زندان. میدانی ... دیر زمان بود که میخواستم برایت بنویسم.
مشکلاتی هست که هنوز در سرزمین ما حل نشده و تعدادشان هم اصلا کم نیست.
اما در این جامعه ی خون مرده ، که چند وقتیست نبض زندگی در آن انقدر ضعیف است که به کما میرود و به زور لحظه ای زنده میماند ، چه میتوان کرد جز تلاش و مبارزه برای بقا و امید به آینده ای روشن در این زندان.
میدانی سخت است در جامعه ای که استعداد ها فدای روابط میشوند و برای مفاهیم پوسیده و بی پایه قهرمانان خداحافظی میکنند و یا نوابغ برای امرار معاش کولبری میکنند به آینده روشن امید داشت.
اما سکون و مبارزه نکردن با ناملایمات برابر با مرگ است و حیف که ما این دنیای بی ارزش را دوست داریم.
در روزگاری که جواب کوچکترین اعتراض مدنی یا صنفی یا برای احقاق حقوق اولیه زندگی همچون آب در خوزستان ، گلوله است و در این کشور زیر آوار مانده و اقتصادی که وابسته به چیزیست که روزی تمام میشود، امید و تلاش عبث ترین کار جهان است.
نفتی که زندگی ما را نابود کرد و نامردانی که با امید همیشه پایدار ماندن اقتصاد با نفت، خلاقیت و هوش را از مردم گرفتند و چرخ صنعت و تولید را خرد کردند که امروز بی کیفیت ترین اقتصاد جهان را داشته باشیم.
در این کشور که پدر شرمنده است و مادر نگران ترین بازه زمانی عمرش را میگذراند و برادر کلافه و سردرگم از آینده ی خود و خواهر به دنبال آزادی های سرکوب شده و کارگر به دنبال حقوق و هنرمند در پی مجوز و اجازه پخش و خروج از زیر سایه ممنوع الکاری و سانسور و سیاسیون و مبارزان گوشه گیر و نوابغ بیکار و در حال فرار و کاسب در انتظار ورشکستگی و کارخانه و کارگاه ها تعطیل و ورزشکار ناراحت از کنار گذاشته شدن و حافظ محیط زیست و حامی حقوق بشر و آزاد اندیشان در بند زندان و خلق قهرمان و جنگ زده به دنبال آب و آقازاده با رانت خوشحال و کارگر با خرج دارو های فرزند مریضش گریان چگونه میشود تاب آورد و زنده ماند در حالی که برای دیگر مردمان تحمل فقط بخشی از این درد ها ممکن نیست.
اما چه کنیم که ما جان سختیم و هدف در وجود ما نهادینه شده است و باز هم میجنگیم و میمیریم تا به آن آرزو های شیرین فردی و جمعی برسیم
که هر مرگ ما تولد هدف بزرگتر و به غایت سخت تری است.
به قول سایه:
ز هر چاک گریبانم ، چراغی تازه می تابد
که در پیراهن خود ، آذرخش آسا در افتادم
به امید اینکه این شب که در تاریک ترین نقطه است ، به زودی به روشنایی برسد.
کامیار رهنما
به وقت مرداد ۱۳۹۷ خورشیدی

@kingraam @shahinnajafi @a.sorena @seyed.mehdi.moosavi @yaghma_golrouee @irajjannatieataie @reihanet #kamyarrahnama #کامیاررهنما #hdf #hadaf
Read more
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا ...
Media Removed
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون ... زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست

کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم

جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ

قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
.
.
.
اللهم عجل لولیک الفرج
Read more
Loading...
Load More
Loading...