Loading Content...

خیال خدا از تو

Loading...


Unique profiles
84
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Abadan, Iran, Iran, Tehran, Iran
Average media age
841 days
to ratio
11.5
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ همیشه با خودم میگفتم حالا چه اشکالی داره موهام یکم بیرون ...
Media Removed
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ همیشه با خودم میگفتم حالا چه اشکالی داره موهام یکم بیرون باشه منکه چادری ام ،منکه موهامو از عمد بیرون نمی ذارم ،اصلا لازم نیست این همه وسواس به خرج بدم ،کی به موهای من نگاه میکنه وقتی این همه تیپ های جور وا جور و رنگ و وارنگ هست و... یا اینکه حالا یه امشب عروسیه ... بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

همیشه با خودم میگفتم حالا چه اشکالی داره موهام یکم بیرون باشه منکه چادری ام ،منکه موهامو از عمد بیرون نمی ذارم ،اصلا لازم نیست این همه وسواس به خرج بدم ،کی به موهای من نگاه میکنه وقتی این همه تیپ های جور وا جور و رنگ و وارنگ هست و... یا اینکه حالا یه امشب عروسیه کی به صورت من نگاه میکنه ، همه خانوم ها آرایش دارن ، اگر بخوام موهام رو کامل بپوشونم مدلشون خراب میشه و ازاین دست بهانه ها .
همون موقع هم ته قلبم میدونستم اینا بهانس می دونستم کار درست و غلط چیه ولی خوب امان از نفس اماره یا شایدم نه ،امان از ضعف خودم . تا اینکه چند روز پیش یکی از آشنایان حرف قشنگی زد . گفت خدا از تو بنده همین وسواس رو میخواد . خدا از تو میخواد اگر ادعا میکنی که اعتقاد به اسلام داری اگه اعتقاد به حجاب داری پس حساس باش حتی روی یه تار مو حتی اگر همه جامعه رفتن سمت باطل وقتی حقیقت عیان هست تو راه درست رو برو ، خدا از بندش همین دقت و مواظبتُ میخواد. همینکه بدونی همیشه نگات میکنه و حواسش بهت هست همینکه اگر واقعا میگی دوسش داری به خودت و خودش ثابت کن . حرفش به دلم نشست .
الان داشتم دنبال یه متن قوی درباره #حجاب میگشتم چیزی پیدا نکردم که توجهمو جلب کنه اغلب متنها احساسی و شاید بشه گفت شعار گونه بود . حرف هایی که شاید فقط برای یه چادری جالب باشه . واقعیت اینکه ما تو آموزش و پرورش ،صدا و سیما و مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن کم کاری کردیم . نتیجش این میشه که امثال #مسیح_علینژاد ها با پیشینه و احوال مشخص در حالی که از پس زندگی شخصی خودشون برنمیان در حالی که همه میدونیم عامل نفوذی دشمن هستن و بابت تک تک لجن پراکندگی هاشون از اربابانشون پاداش میگیرن ؛ برای زن ایرانی برای دختر ایرانی و خانواده ایرانی نسخه مسموم میپیچند .
ان شاالله این خیال خام رو به گور خواهند برد که یه روزی بتونن خانواده ایرانی رو مثل خانواده غربی به لجن بکشن و عفت و حیا رو از زن و مرد ایرانی بدزدند .
الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُم» (محمد/۱) 
#وعده_الهی قطعی است .
#من_حجاب_را_دوست_دارم
#روز_ملی_حجاب_و_عفاف
Read more
Loading...
 #خدا هر چه درد را آشکارتر کنی؛ دوا دیرتر پیدا می‌شود ... اگر با ادب بودی و چیزی نگفتی شاید خدا خودش ...
Media Removed
#خدا هر چه درد را آشکارتر کنی؛ دوا دیرتر پیدا می‌شود ... اگر با ادب بودی و چیزی نگفتی شاید خدا خودش در را باز کند ... لبت را کنترل کن ! و لو به تو سخت می‌گذرد گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو ️ حتی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا به راستی بر تو معلوم شود ... که خدا خوب خدایی است و آن وقت ... #خدا

هر چه درد را آشکارتر کنی؛
دوا دیرتر پیدا می‌شود ...
اگر با ادب بودی و چیزی نگفتی شاید خدا خودش در را باز کند ...
لبت را کنترل کن !
و لو به تو سخت می‌گذرد گله و شکوه نکن
و از خدا خوبی بگو ❤️
حتی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده
تا به راستی بر تو معلوم شود ...
که خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به
خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می‌کردی
فی الواقع راست می‌گفتی و خدا خوب خدایی بود... #حاج_اسماعیل_دولابی

#سلاله_زهرا
#مشهد
#کوه_سنگی
#طبیعت
#گل
#اردیبهشت۹۷

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#التماس_دعا
Read more
. یه بار بهم گفت تو یه آدمی با یه عالمه پیروزی و موفقیت که فقط پیروزی‌هاتو میذاری تو جعبه و میذاری تو ...
Media Removed
. یه بار بهم گفت تو یه آدمی با یه عالمه پیروزی و موفقیت که فقط پیروزی‌هاتو میذاری تو جعبه و میذاری تو کمد شکست‌هاتو قاب می‌کنی میزنی به دیوار...آره اون دختر کوچولو از وقتی کوچولو بود اگه نقاشی میکرد سودای پیکاسو داشت ، اگه پیانو مینواخت لودویگ فان بتهوون در نظرش بود ، اگر تنیس بازی میکرد سودای قهرمانی ... .
یه بار بهم گفت تو یه آدمی با یه عالمه پیروزی و موفقیت که فقط پیروزی‌هاتو میذاری تو جعبه و میذاری تو کمد شکست‌هاتو قاب می‌کنی میزنی به دیوار...آره اون دختر کوچولو از وقتی کوچولو بود اگه نقاشی میکرد سودای پیکاسو داشت ، اگه پیانو مینواخت لودویگ فان بتهوون در نظرش بود ، اگر تنیس بازی میکرد سودای قهرمانی داشت...درس میخواند براش نمره و رتبه و شاکرد اولی خیلی ملاک بود ، یه جوری عادت بدی به پیش‌قدم بودن و پیش‌رو بودن داشت ، همیشه رویاهاش بزرگ بود و وقتی به اون ایده‌آل ذهنیش نمیرسید غصه‌دار میشد ، اما وقتی گذر زمان قد دل و وجودش رو بلند کرد و به معنای واقعی و درست بزرگ شد ، یاد گرفت از گذر زمان از موفقیتهای کوچیک و بزرگش لذت ببره ، یاد گرفت رسیدن به هشتاد درصد هم موفقیت تعریف میشه و همیشه نمره‌ی بیست یا ۱۰۰درصد ملاک نیستش ؛ یاد گرفت برای ایده‌آل‌هاش تمام تلاشش رو بکنه ولی قدردان تلاش هاش هم باشه. وقتایی که یه جرقه‌ای میخوره و یاد راهی که گذروندم می‌افتم و از کجا به کجا رسیدن‌هام رو تماشا میکنم بیشتر برام پررنگ میشه که از خدا و خودم و ادمهای مهم زندگیم تشکر کنم و هر کاری دارم هرجا و هرزمانی هستم حتی اگه وسط بحران و دغدغه اما بلنده بلند شُکر به جا بیارم...امروز میون شلوغی بی‌امان این روزا و وسط یه خستگی رسمی همگانیمون برام این نقاشی رو فرستادی ۲۰ سال پیش تقریبا...تو از همون ۲۰ سال پیش از روز اول بودنم همراهم بودی ، بهم جرات بخشیدی برای تجربه‌هام برای بخش بخش زندگیم ، امید دادی بهم تو تنها کسی هستی که توی این روزا هنوز باامید حرف میزنی نه از سر خوشی از دل سختی وقتی روشن حرف میزنی خجالت میکشم از ناامیدی جلوی وجود قویت بگم تو جزو ۵ نفر پرتاثیر زندگیمی و خیلی اوقات با بودن فرسنگها فاصلمون همیشه خیال جمع بودنت بودم ، دل‌گرمم بهت تو هر وقت و بی‌وقتی...امیدوارم راه رسیدنمون به اهداف و آرزوهامون هموار بشه و مشکلات فقط سنگ‌ریزه هایی باشن که بتونیم ازشون بگذریم و رد شیم و برسیم به پرچم هر هدف
حالمون‌خوب الهی🍃
#گلنویس
۱۳۹۷/۰۵/۱۰
Read more
چقدر مزّه‌ی چایی‌ روضه‌ها خوب است كنارِ لطفِ شما حال و روزِ ما خوب است میان نافله وقتی قنوت می‌گیری برایِ ...
Media Removed
چقدر مزّه‌ی چایی‌ روضه‌ها خوب است كنارِ لطفِ شما حال و روزِ ما خوب است میان نافله وقتی قنوت می‌گیری برایِ حالِ دلِ ما كمی دعا خوب است بده به راه خدا دستهای ما خالی است كنارِ خانه‌تان چندتا گدا خوب است بكُش، حسین بگو، پاره‌پاره كن جگرم قسم كه آخرِ كارِ من و شما خوب است نوشته ام كه مـرا در حصیر بگذارید به ... چقدر مزّه‌ی چایی‌ روضه‌ها خوب است
كنارِ لطفِ شما حال و روزِ ما خوب است
میان نافله وقتی قنوت می‌گیری
برایِ حالِ دلِ ما كمی دعا خوب است
بده به راه خدا دستهای ما خالی است
كنارِ خانه‌تان چندتا گدا خوب است
بكُش، حسین بگو، پاره‌پاره كن جگرم
قسم كه آخرِ كارِ من و شما خوب است
نوشته ام كه مـرا در حصیر بگذارید
به آنكه اهلِ كفن نیست، بوریا خوب است
سفید می‌شود این تارهایِ مـو كم‌كم
گذشتِ عُمر در این حسینیه ها خوب است
اگر تو باشی و یادِ تو باشد و اشكم
برای نوكرِ این خانواده هركجا خوب است
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسیـن_جـان
هرگز دلم ز ڪوی تو جایی دگر نرفٺ
یڪدم خیالِ روی توام از نظر نرفٺ
جان رفٺ و اشتیاقِ تو از جان بِدَر نشد
سر رفٺ و آرزوی تو از سر بِدر نرفٺ
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_محب_علی_رحمانی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
. . در اقبال الاعمال روایت شده است كه : « حضرت آدم علیه السلام عرضه داشت خداى من ! چه روزها و و اوقاتى ...
Media Removed
. . در اقبال الاعمال روایت شده است كه : « حضرت آدم علیه السلام عرضه داشت خداى من ! چه روزها و و اوقاتى را بیشتر دوست دارى ؟ خداوند متعال به او وحى كرد: اى آدم ! محبوبترین اوقات پیش من روز نیمه رجب است . اى آدم ! در این روز با فرمانبردارى و میهمانى كردن ، روزه ، دعا، استغفار و گفتن ((لا اله الا الله )) به من ... .
.
در اقبال الاعمال روایت شده است كه : « حضرت آدم علیه السلام عرضه داشت خداى من ! چه روزها و و اوقاتى را بیشتر دوست دارى ؟ خداوند متعال به او وحى كرد:
اى آدم ! محبوبترین اوقات پیش من روز نیمه رجب است .

اى آدم ! در این روز با فرمانبردارى و میهمانى كردن ، روزه ، دعا، استغفار و گفتن ((لا اله الا الله )) به من به نزدیكى بجوى . اى آدم !

مشیت من بر این تعلق گرفته است كه یكى از فرزندان تو را - كه مهربان ، كریم ، دانا، بردبار و بزرگ بوده و از بداخلاقى ، خشونت و تندخویى بدور است - به پیامبرى برانگیخته و روز نیمه رجب را به او و امتش اختصاص دهم .

در این روز چیزى از من نمىخواهند مگر این كه به آنها عطا مى كنم.

اى آدم ، كسى كه روز نیمه رجب را روزه گرفته و ذاكر و خاشع بوده و از عفت خود محافظت نماید و از مال خود صدقه دهد، پاداشى جز بهشت نزد من ندارد.
اى آدم به فرزندانت بگو خود را در رجب حفظ كنند زیرا گناه در آن بزرگ است .
.
💫💫💫💫💫💫💫💫 بعد از اینكه عاقل فهمید این روز در نزد خدا چه ارزشى دارد، باید به خود رحم كرده و نگذارد این سرمایه بزرگ براى جبران حالتهاى سابق و كوتاهیها و تقصیرات گذشته ، از دستش برود. زیرا مى تواند در یك روز گذشته و آینده خود را اصلاح كند. و باید مانند دوستى دلسوز به خود بگوید: چرا در این اندرز و نصیحت الهى تأمل نمى كنى ! اندرزى كه اگر به آن عمل كنى ، تو را از آتش جهنم و شكنجه دردناك رها و از تاریكیها به نور مى برد.
متوجه باش خداى بزرگ تو را به مجلس رحمت و امان و بخشش پادشان و سلطان و عطاى خلعتها و هدایا و اسناد فضل و امتیاز فرا خوانده و تو را در مجلس دوستان خود حاضر كرده و تو را براى رفاقت دوستان صمیمى و برگزیدگان خود برگزیده و در وعده هاى خود تصریح كرده كه با استغفار تو را مى بخشد.
.
پس در استغفار كوتاهى نكن و بكوش در استغفارت صادق بوده و بپرهیز كه استغفار را تبدیل به استهزاء نمایى . براى دعاى تو وعده اجابت داده است . بنابراین به خواندن الفاظ و كلمات دعا بسنده نكرده و حال دعا را نیز در خود به وجود آور. زیرا گاهى انسان فقط الفاظ دعا را مى خواند و خیال مى كند واقعا دعا كرده است
.
.
Read more
#عید_غدیر شعرخوانی در مدح امیرالمؤمنین در حضور رهبرانقلاب. ۹۵/۱۲/۰۵ ‌‌ بسم الله الرحمن الرحیم نشست یک دو سه خطی مرا نصیحت کرد مرا چو دوست به راه درست دعوت کرد خطوط چهره‌ی او گرد درد داشت ولی به‌خاطر دل سختم چه نرم صحبت کرد سیاه کرده شب شبهه روزگار تو را زبان گشود و زجهل زمان، شکایت کرد زبان ... #عید_غدیر
شعرخوانی در مدح امیرالمؤمنین در حضور رهبرانقلاب. ۹۵/۱۲/۰۵
‌‌
بسم الله الرحمن الرحیم
نشست یک دو سه خطی مرا نصیحت کرد
مرا چو دوست به راه درست دعوت کرد
خطوط چهره‌ی او گرد درد داشت
ولی به‌خاطر دل سختم چه نرم صحبت کرد
سیاه کرده شب شبهه روزگار تو را
زبان گشود و زجهل زمان، شکایت کرد
زبان گشود، زبانی چو اشک دیده روان
روان حقیقت یک رود را روایت کرد
بیان روشن و فریاد محکمش آن شب
برایم از افق دید او حکایت کرد
هم او که پنجره‌ی آفتاب را وا کرد
که نور در دل تاریک من اقامت کرد
همان امیر مدارا، همان امیر مرام
همان امیر که بر نفس خود حکومت کرد
همان امیر که می‌شناخت ،
امیری که از امارت خود فقط به وصله‌ی پیراهنی قناعت کرد
لباس خوف و خطر را جز او که می‌پوشید؟
شبی که از شب آن شهر، ماه هجرت کرد
میان معرکه ایمان تیز شمشیرش
دمی مجسمه‌ی کفر را دوقسمت کرد
چقدر زیستنی ساده را ستایش کرد
چقدر حیله و ترفند را مذمت کرد
نگاه کرد به دنیا به دیده‌ی موری
که لانه ساختن او را دچار زحمت کرد
زمین چگونه نبالد به‌ خود زمانی‌که
شکوه دست خدا در زمین زراعت کرد
و کاش من بودم جای دسته‌ی بیلی
که پینه، پینه‌ی آن دست را زیارت کرد
ستاره‌بارترین صبح خلقت دنیا
چه شد که با شب خلوت چاه خلوت کرد
مداد باطل تاریخ هم پشیمان است
از اینکه در حق این طایفه خیانت کرد
از اینکه پنجه‌ی آتش به نور سیلی زد
از اینکه چوبه‌ی در نیز هتک حرمت کرد
بنای آخرتش را ولی خراب نکرد
علی که پشت، به دنیای مست قدرت کرد
نبُرد دست به شمشیر اختلاف علی
و خون تازه‌ی اسلام را ضمانت کرد
که دیده است که با ضرب و زور سازش کرد
که گفته‌است که با دست کفر بیعت کرد
در آن تلاطم طوفان فتنه و تردید
امیر صبر چونان کوه استقامت کرد
کجاست منبر نفرین و مذهب نفرت
همان که بین نمازش به عشق لعنت کرد
کجاست تا که ببیند مرام می‌ماند
مرا، مرام علی شیعه‌ی محبت کرد
کتاب زندگی‌اش را ورق ورق خواندم
خیال خسته‌ی من را چقدر راحت کرد
شبیه شک شده بودم کلاف سر در گم
شبی چراغ کتابی مرا هدایت کرد.
Read more
Loading...
. پاییز و زمستان با همه ی شب های طولانی و آسمان گرفته شان می‌توانند دلنشین ترین باشند و بهار و تابستان ...
Media Removed
. پاییز و زمستان با همه ی شب های طولانی و آسمان گرفته شان می‌توانند دلنشین ترین باشند و بهار و تابستان با آن همه گل و سرسبزی می‌توانند بسیار دلگیر باشند. . جمعه می‌تواند بهترین روز هفته باشد و از کل هفته بیشتر خوش بگذرد. انقدر که خیال حوصله رفتن هم به سرمان نزند، می‌تواند هم دلگیرترین باشد، با غروب ... .
پاییز و زمستان با همه ی شب های طولانی و آسمان گرفته شان می‌توانند دلنشین ترین باشند و بهار و تابستان با آن همه گل و سرسبزی می‌توانند بسیار دلگیر باشند.
.
جمعه می‌تواند بهترین روز هفته باشد و از کل هفته بیشتر خوش بگذرد. انقدر که خیال حوصله رفتن هم به سرمان نزند، می‌تواند هم دلگیرترین باشد، با غروب های معروفش!!...
.
خوب و بد هر چیزی بستگی به "حال دلت" دارد.
.
من آموخته ام :
ساده ترین راه برای شاد بودن،
دست کشیدن از گلایه است...
.
من آموخته ام :
افراد خوش بین نسبت به افراد بدبین٬
عمر طولانی تری دارند...
.
من آموخته ام :
نفرت مانند اسید،
ظرفی که در آن قرار دارد را از بین می برد...
.
من آموخته ام :
اگر می خواهم خوشحال باشم،
باید سعی کنم دل دیگران را شاد کنم...
.
من آموخته ام :
اگر دو جمله ی «خسته ام» و «احساس خوبی ندارم» را از زندگی حذف کنم، بسیاری از بیماری ها و خستگی ها برطرف می شوند...
.
من آموخته ام :
وقتی مثبت فکر می کنم، شادتر هستم و
افکار مهرورزانه در سر می پرورانم...
.
و سرانجام اینکه من آموخته ام :
«با #خدا همه چیز ممکن است...»
.
خوشبختی اون چیزی
نیست که آدم از بیرون ببینه،
خوشبختی... تو دل آدمه،
دل اگه خوش باشه،
آدم خوشبخته...
.
Photo 📷 by @srr_.s
#AhwazPictures
.
.
#Ahwaz #Ahvaz #Ahwazi #Ahvazi #Ahvazia #khoozestan #khouzestan #Karoon #karoun #kiyanpars #kianpars #اهوازی #کارون #نه_به_انتقال_آب_کارون #الاهواز #خوزستان #خوزستانی #خوزستانیها #کیانپارس #کیانپارس_اهواز #اهواز_هوا_ندارد #خوزستان_آب_ندارد #کارون_جان_ماست #کارون_آب_ندارد #پل_هشتم #پل_غدیر #پل_کابلی
Read more
آدم جیگرش کباب میشه وقتی که می بینه آقای نوبخت، این همه از دست هنرمندها ناراحته که تو مراسم افطار شرکت ...
Media Removed
آدم جیگرش کباب میشه وقتی که می بینه آقای نوبخت، این همه از دست هنرمندها ناراحته که تو مراسم افطار شرکت نکردن! مگه نمی گه که دولت تمام تلاش هاش رو کرده تا هیچ فقیری در ایران باقی نمونه. خب اون چه کار کنه که با تمام تلاش هاش، باز سفره مردم خالی مونده! راست میگه بنده خدا. اگه دولت ما نبود الان مردم سوریه و ... آدم جیگرش کباب میشه وقتی که می بینه آقای نوبخت، این همه از دست هنرمندها ناراحته که تو مراسم افطار شرکت نکردن! مگه نمی گه که دولت تمام تلاش هاش رو کرده تا هیچ فقیری در ایران باقی نمونه. خب اون چه کار کنه که با تمام تلاش هاش، باز سفره مردم خالی مونده!
راست میگه بنده خدا. اگه دولت ما نبود الان مردم سوریه و یمن و فلسطین جون و لبنان بدبخت، از گرسنگی مرده بودن. فقیر فقیره... مهم نیست که تو ایران باشه یا یه کشور دیگه... چرا این بنده خداها رو بابت همه چیز سین جیم می کنید و تو فشارشون می ذارید. بذارید یه نفس راحت از دست ما بکشند و خودشون برای پولهایی که ارث پدرشونه تصمیم بگیرن. اصلا به ما چه که یک میلیارد و پانصد هزار دلار از اوباما پول گرفتن و بین چه کسانی تقسیم کردن! اصلا به ما چیه که زیرش زدن و میگن هیج پولی هم نگرفتن... مگه ما فضولیم؟ مگه اصلا پول مال ماست که راجع به خرج کردنش نظر بدیم.
تو رو خدا مراعات کنید و این همه این نوبخت رو بدبخت نکنید‌ . بذارید بقیه عمرشون رو با خیال راحت با ارث پدری شون به سر کنند
پ.ن: هی می خوام پست غیرادبی نذارم و برم سراغ همون ادبیات، انگار نمیشه!

#ایران
#افطاری
#فقیر
#سفره_ایرانی
#کتاب
#ادبیات
#تحریم
#فقروفلاکت
#سوریه
Read more
Loading...
. عباس آقا (عزت‌الله انتظامی) یک نایلون سوراخ‌سوراخ را نشان می‌دهد: اینه صفحه سه سانتی ایزوگام؟ ...
Media Removed
. عباس آقا (عزت‌الله انتظامی) یک نایلون سوراخ‌سوراخ را نشان می‌دهد: اینه صفحه سه سانتی ایزوگام؟ اینکه عین جیگر زلیخاس. . سرشار: جیگر زلیخا یعنی چی؟ . انتظامی: تو خیال می‌کنی اینهمه خرابی و رطوبت توی این ساختمون از کجا میاد؟ . حسین سرشار: از کجا میاد؟ از کجا میاد؟ . انتظامی: از کجا میاد؟ ... .
عباس آقا (عزت‌الله انتظامی) یک نایلون سوراخ‌سوراخ را نشان می‌دهد: اینه صفحه سه سانتی ایزوگام؟ اینکه عین جیگر زلیخاس.
.
سرشار: جیگر زلیخا یعنی چی؟
.
انتظامی: تو خیال می‌کنی اینهمه خرابی و رطوبت توی این ساختمون از کجا میاد؟
.
حسین سرشار: از کجا میاد؟ از کجا میاد؟
.
انتظامی: از کجا میاد؟ از اینجا میاد. تو خجالت نمی‌کشی برداشتی پشت‌بوم خونه رو باغچه کردی؟
.
سرشار: همه اینا با اجازه خود شما بوده.
.
انتظامی: مرتیكه  تو گفتی می‌خوای دو تا گلدون بذاری سر پشت بومت كه با صفا بشه، نه اینكه ورداری سرتاسر سقف خونه‌ی مردمو اینجوری ب***ی.
.
سرشار: مگه چه عیبی داره؟ دو تا سوراخ پیدا شده، خب می‌گیرمش.
.
انتظامی: تا نزدم چک و چونه خودتو اینارو درب و داغون نکردم همه این آشغالارو می‌ریزی تو خاکروبه!
.
سرشار: شما اگه یه ذره شعور داشتید و از هنر و زیبایی چیزی حالی‌تون می‌شد به اینا نمی‌گفتید آشغال!
.
انتظامی: من می‌گم آشغاله مردک آشغال.
.
رویگری: می‌دونی این بنده خدا چقدر زحمت کشیده اینارو علم کرده؟
.
انتظامی: تو دیگه خفه شو.
.
عبدی: ملاحظه می‌کنید خانم مهندس ما گیر چه کسایی افتادیم؟
.
انتظامی: کاغذِ فدایت شوم که برات ننوشتم. می‌تونی بری. هرررررررری!
.
کمدیالوگ - بی قانون - اجاره نشین‌ها - داریوش مهرجویی
Read more
* لحظاتی در زندگی هست که فکر می‌کنی به آخر رسیدی و دیگر هیچ راهی به زندگی نداری! فکر می‌کنی هیچ‌کس مثل تو گرفتار این همه مشکل نشده و خدا فقط برای تو این همه بدبختی آفریده! اما کمی صبور باش دوست من! مشکلات نیامده اند که همیشه بمانند. آمده اند تا تو را به مرحله بالاتری ببرند؛ پس از رنج خود بیاموز. اما اگر ... *
لحظاتی در زندگی هست که فکر می‌کنی به آخر رسیدی و دیگر هیچ راهی به زندگی نداری! فکر می‌کنی هیچ‌کس مثل تو گرفتار این همه مشکل نشده و خدا فقط برای تو این همه بدبختی آفریده! اما کمی صبور باش دوست من! مشکلات نیامده اند که همیشه بمانند. آمده اند تا تو را به مرحله بالاتری ببرند؛ پس از رنج خود بیاموز. اما اگر نمی‌توانی آنچه اتفاق افتاده را تغییر دهی آن را بپذیر تا به آرامش برسی. پذیرش تو به معنای شکست نیست

تو اینقدر قدرتمندی و ارزشمند که از کنار حوادثی که تحت کنترل تو نیست آرام عبور می‌کنی! اما من تو را می‌فهمم. می‌دانم الان چه احساس بدی داری و فکر می‌کنی دیگر هیچ وقت روی خوشی را نمی‌بینی! تو فکر می‌کنی دیگر آینده‌ای نداری و تو فقط در گذشته‌ای... اما عزیز من! این فصل سرد هم می‌گذرد و غم‌ها ماندنی نیستند. اما می‌خواهی حالا شادی را در آغوش بگیری یا منتظر آن باشی روزی از راه برسد؟! انتخاب کن... با این باور زندگی کن که در کنار رنج خود می‌توانی شادی‌ها را هم انتخاب کنی.

شما می‌توانید تفکر و احساس خود را انتخاب کنید. پس روی آنچه می‌خواهید تمرکز کنید و دست از کنترل آنچه در اختیار شما نیست، بردارید. بگذارید زندگی در جریان باشد و شما هم با آن حرکت کنید. برای اینکه به شادی برسید باید انتخاب کنید شاد باشید! همین! احساس خوب، هیچ جایی نیست جز در شما و در همین لحظه که در آن هستید و باید آن را پیدا کنید. اگر آن را نمی‌پذیرید از این لحظه و از خودتان رنج می‌کشید.

من نمی‌گویم که مشکلات و دردها هیچ اهمیتی ندارند و بی خیال آنها شوید نه! اما می‌توانید تلاش کنید کمترین تاثیر را از آنها بگیرید و در کنار همین چالش‌ها شاد زندگی کنید و از میان همه آن چیزهایی که می‌تواند شما را ناراحت نگه بدارد و روز، ماه و سال شما را خراب کند؛ شادی‌ها را انتخاب کنید. تلاش شما برای زندگی و شاد بودن، تلاشی ارزشمند است. پس شرایط لازم را اطراف خود فراهم کنید. از بیماری و درد حرف نزنید و با آدمهایی دوست شوید که به شما انگیزه زندگی می‌دهند. به کلاسهای آموزشی بروید و چیزهای جدیدی بیاموزید.

مراقب خواب و خوراکتان باشید و ورزش کنید. امیدوار به فردا باشید و برای روزهای آینده خود برنامه ریزی کنید. چه چیزهایی می‌توانند به شما انگیزه دوباره بدهند؟ لیستی از آنها تهیه کنید و روی آنها تمرکز کنید. برای زندگی خود هدفهایی انگیزشی تعیین کنید و بر علیه حس افسردگی و رخوت خود مبارزه کنید.
کلیپ را در کانال تلگرام می‌توانید دانلود کنید (لینک در بیو)

سئوال: شما برای اینکه خود را شاد کنید چه کارهایی انجام‌ می‌دهید؟
.
.
Read more
| تنها سفر کردن این امکان رو به شما میده که با آدم های جدید آشنا و دوست های جدید پیدا کنید. این دو سه روزی ...
Media Removed
| تنها سفر کردن این امکان رو به شما میده که با آدم های جدید آشنا و دوست های جدید پیدا کنید. این دو سه روزی که در کامرون هایلند بودم برای من خیلی خوب بود از جهت همراه شدن با دختری که از آمریکای مرکزی و کشور مکزیک بود. تنها سفر میکرد و ۳۲ سالش بود. Maytre دختر آرومی بود در عین حال خیلی شجاع و جسور مثل همه ی آدم ... |
تنها سفر کردن این امکان رو به شما میده که با آدم های جدید آشنا و دوست های جدید پیدا کنید. این دو سه روزی که در کامرون هایلند بودم برای من خیلی خوب بود از جهت همراه شدن با دختری که از آمریکای مرکزی و کشور مکزیک بود. تنها سفر میکرد و ۳۲ سالش بود. Maytre دختر آرومی بود در عین حال خیلی شجاع و جسور مثل همه ی آدم هایی که تنها سفر میکنن.
روز اولی که رسیدم کامرون تو لابی باهم آشنا شدیم‌. از کار از زندگی و تفکر سفر صحبت شد. از تنهایی و مشکلات و روابط کشور ها باهم و البته از تفکر ترامپ که میخواد مرز امریکا و مکزیک یه دیوار بکشه حرف زدیم که آخرش گفت ترامپ یک عقب افتاده ذهنیه!😁 maytre نمیدونست ایران دقیقا کجای جهانه بنده خدا حقم داشته ندونه چون مکزیک دقیقا اون طرف کره زمینه!! گفتم خلیج فارس ، دریای کاسپین بازهم نفهمید! اما وقتی از شعر های فردوسی و حافظ سعدی و زبان پارسی اسم اوردم تازه فهمید ایران کجاست و چه عظمتی داره و فرقش با عراق چیه!! قابل توجه اینکه که تو کوله پشتی این خانم چند جلد کتاب با موضوعات مختلف بود برای گذروندن اوقات بیکاری! در نهایت بعد کلی صحبت قرار گذاشتیم فردای اون روز بریم شهر و اطرافش رو بگردیم اون هم فقط با پیاده روی 😁
تو این ۲۳ روز با کلی آدم همراه شدم چه برای یک ساعت چه چند روز! meytre از اون دست آدمایی بود که میشد کلی چیز ازش یاد گرفت یا میشد صمیمی و ساده و بی آلایش باهاش برخورد کنی بدون اینکه نگران چیزی باشی.اون میگفت دنیا خیلی کوچیک و هیجان انگیزه شاید یه جای دیگه تو این کره خاکی دوباره همو دیدیم و با این خیال در نهایت بعد از دو روز باهم خداحافظی کردیم و هرکدوم از ما راهی یه طرف شد...
Read more
ஃ همین امروز صبح به یکی از رویاهام رسیدم رویای تنها زندگی کردن یه جای دور ... • • یادمه پونزده ساله ...
Media Removed
ஃ همین امروز صبح به یکی از رویاهام رسیدم رویای تنها زندگی کردن یه جای دور ... • • یادمه پونزده ساله بودم که داشتم با یه نفر راجب آرزوهام حرف میزدم ازم بزرگ‌تر بود بهم گفت سما یادت باشه آدم همه ی چیزای خوبو در همون لحظه نداره ، اولش ناراحت شدم راستش بهم برخورد تو دلم گفتم من همه چی خواهم داشت توی یک لحظه ...
همین امروز صبح به یکی از رویاهام رسیدم
رویای تنها زندگی کردن یه جای دور ...


یادمه پونزده ساله بودم که داشتم با یه نفر راجب آرزوهام حرف میزدم ازم بزرگ‌تر بود بهم گفت سما یادت باشه آدم همه ی چیزای خوبو در همون لحظه نداره ، اولش ناراحت شدم راستش بهم برخورد تو دلم گفتم من همه چی خواهم داشت توی یک لحظه
اون حرفم از روی غرور پونزده سالگیم بود
گذشت و گذشت...
راستش زندگی خیلی زود بازیش رو با من شروع کرد
نمیدونم چرا مهلت نداد تا یکم بزرگ تر بشم
اما زندگیه دیگه ...
نشونم داد آدما راحت ترکت میکنن
راحتی بیشتر در عوض تلاش بیشتر
بهم فهموند بعضی اشتباها جبران نمیشن
بهم نشون داد همیشه حق با تو نیست
فهمیدم آدم باید قدر داشته هاش رو بدونه
زندگی یادم داد برای به دست آوردن چیزای خوب بعد از تلاش باید شکرگذار باشم
زندگی یادم داد وقتی بتونی همین الان در اوج غم و ناراحتی هنوز هم شکرگذار باشی هنوز هم داشته هاتو ببینی
خدا با خیال راحت تری بهت بیشتر از اون چه که داری هدیه میده
فهمیدم زندگیمو با زندگی کسی مقایسه نکنم...!
فهمیدم وقتی بهم اعتماد میشه باید ازش درست استفاده کنم
خانوادم اعتماد کردن از همون پونزده سالگی استقلال کنترل شده بهم دادن ولی هیچ وقت جواب اعتمادشون رو بد نگرفتن
برای همین الان تونستن این اجازه رو بهم توی ۱۹ سالگیم بدن
قانون های زندگی همینه
چیزی در عوض چیز دیگر ...
زندگی معنی خیلی کلمات رو بهم فهموند
اعتماد
صداقت
دورغ
عشق
باور
امید
دورویی
حسادت
صبوری
و
مرگ...
حالا بیشتر از هر کس‌‌ دیگه ی ناپایداری زندگی رو میفهمم
از همون روزی که توی چندثانیه یکی از بهترین آدم های زندگیمو از دست دادم
فقط توی‌ چند ثانیه ...!
فهمیدم هرچیزی که داری ممکنه از دست بدی
حتا فهمیدم چطوری با خاطرها میشه زندگی کرد
با دلتنگی میشه دووم آورد
و‌ دیدم دیگه اون آدم قبل نمیشی
فهمیدم رسیدن به آرزویی راحت نیست
وقتی میرسی حتا کار سخت تر میشه
فهمیدم آخر آخر آخرش هم
خانواده هستن که هر جور باشی تورو میپذیرن
فهمیدم اولویتم مادرم باشه و‌ پدرم...!
خیلی چیزای دیگه هم هنوز هست که نفهمیدم
راست گفت اون آدم تو همه چیزای خوب رو در یک لحظه نخواهی داشت باید چیزی رو از دست بدی تا چیز دیگه ی رو به دست بیاری
این قانون زندگیه عوض هم نمیشه
من از دست دادم ...
و به دست آوردم....
اما با این حال زندگی خیلی مهربونه
چون خدا حواسش به زندگیا هست
.
برام دعا کنید ، از امروز خیلی چیزا برای من تغییر میکنه....!
Read more
Loading...
از متن کتاب* بدبختی‌ی ما این‌جاست که زیاد به خودمون سخت می‌گیریم ... ولی آیا عذاب وجدانی که دارم به‌اندازه‌ی ...
Media Removed
از متن کتاب* بدبختی‌ی ما این‌جاست که زیاد به خودمون سخت می‌گیریم ... ولی آیا عذاب وجدانی که دارم به‌اندازه‌ی گناهیه که می‌‌کنم؟ گناه‌ام اونقدر بزرگ هست که خودمو رذل حساب کنم و حال‌ام از خودم به‌هم بخوره؟ این سرکوفتی که به خودم می‌زنم از کجا آب می‌خوره؟ از وقتی خودمو شناخته‌م کاری جز این نداشته‌م ... از متن کتاب*
بدبختی‌ی ما این‌جاست که زیاد به خودمون سخت می‌گیریم ... ولی آیا عذاب وجدانی که دارم به‌اندازه‌ی گناهیه که می‌‌کنم؟ گناه‌ام اونقدر بزرگ هست که خودمو رذل حساب کنم و حال‌ام از خودم به‌هم بخوره؟ این سرکوفتی که به خودم می‌زنم از کجا آب می‌خوره؟ از وقتی خودمو شناخته‌م کاری جز این نداشته‌م که خودمو با قوانین و رسومات وفق بدم، قوانینی که من نیاورده‌م، و هیچ‌کس راجع به خوب و بدش چیزی از من نپرسیده. خدا می‌دونه چند سال یا چندصد سال پیش، یه‌سری آدم زندگی می‌کرده‌ن که قانونایی آورده‌ن و گفته‌ن چی بَده، چی خوبه، چې مجازه، چی نیست. من باید طوری زندگی کنم که اونا در اون روزگار بریده‌ن و دوخته‌ن. این قانونا تو گوش همه جار میزنن که نظر تو برای ما مهم نیست، اما باید جوری زندگی کنی که ما بهت می‌گیم. از وقتی به دنیا اومده‌م روزگارم همين بوده! کار به جایی رسیده که خودم توان اینو ندارم راجع به امورات دنیا فکر کنم. فقط حواس‌ام به رسم و رسوماته که چه ایرادی می‌خواد از کاری که میخوام بکنم بگیره. یعنی از یه طرف طبیعت آدم، یعنی خود طبیعت، از طرف دیگه قانونی که اسم اونو هرزگی گذاشته. و تراژدی اینه که دیگه لازم نیست چشم‌مون به قوانین این رسومات باشه، چون قانون صاحاب‌مرده خودشو تو تمام ذرات وجودمون جا کرده، شده جزیی از وجودم، عين کلیه‌م. عین خال رو پوستم، همه‌چی به همین قراره ... خوش دارم تو کوچه بزنم زیر آواز، نمی‌شه، چون خیال میکنن خُل شدم؛ دوست دارم امروز از رخت‌خواب بیرون نیام، بخوابم: این که دیگه اصلن نمی‌شه چون قانون می‌گه آدم نباید عاطل و باطل بشینه. انگار کاری به‌تر از اینم هست که آدم حالش خوب باشه، کسی که اینو قبول نداره کارش از نادونی‌ام گذشته.

نام کتاب: مُهر پنجم
نویسنده: فرنتس شانتا
مترجم: کمال ظاهری
ناشر: چشمه
پ‌ن: کامنت نخست

#کتاب #فرنتس_شانتا #کمال_ظاهری
#رقص_با_فرنتس_شانتا
Read more
فضائل امیر المومنین علیه السلام در قرآن از کتب عامه شماره (۴۸) سوره صف آيه ۴ «ان الله یحب الذین ...
Media Removed
فضائل امیر المومنین علیه السلام در قرآن از کتب عامه شماره (۴۸) سوره صف آيه ۴ «ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کأنهم بنیان مرصوص؛ ابن عبــاس روایت نموده است : امام امیر المومنین علی علیه السلام وقتی در میدان جنگ به نبرد می‏پرداخت چون بنیان مرصوص و ســد آهنین بود و خدای ســبحان آیه : «ان ... فضائل امیر المومنین علیه السلام در قرآن از کتب عامه
شماره (۴۸)

سوره صف آيه ۴
«ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کأنهم بنیان مرصوص؛

ابن عبــاس روایت نموده است :
امام امیر المومنین علی علیه السلام وقتی در میدان جنگ به نبرد می‏پرداخت چون بنیان مرصوص و ســد آهنین بود و خدای ســبحان آیه :
«ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کأنهم بنیان مرصوص؛
همانا خداوند کســانی را دوســت دارد که در راه او صف در صف جهاد می‏کنند، چنان که گویی بنایی آهنین هســتند را در تحسین و تمجید او نازل کرد
شواهدالتنزیل، جلد ۲صفحه ۳۳۸

#زیارت_امیرالمومنین_در_روز_یکشنبه
السَّلامُ عَلَى الشَّجَرَةِ النَّبَوِيَّةِ وَ الدَّوْحَةِ الْهَاشِمِيَّةِ الْمُضِيئَةِ الْمُثْمِرَةِ بِالنُّبُوَّةِ الْمُونِقَةِ [الْمُونِعَةِ] بِالْإِمَامَةِ وَ عَلَى ضَجِيعَيْكَ آدَمَ وَ نُوحٍ عَلَيْهِمَا السَّلامُ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُحْدِقِينَ بِكَ وَ الْحَافِّينَ بِقَبْرِكَ يَا مَوْلايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا يَوْمُ الْأَحَدِ وَ هُوَ يَوْمُكَ وَ بِاسْمِكَ وَ أَنَا ضَيْفُكَ فِيهِ وَ جَارُكَ فَأَضِفْنِي يَا مَوْلايَ وَ أَجِرْنِي فَإِنَّكَ كَرِيمٌ تُحِبُّ الضِّيَافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ فَافْعَلْ مَا رَغِبْتُ إِلَيْكَ فِيهِ وَ رَجَوْتُهُ مِنْكَ بِمَنْزِلَتِكَ وَ آلِ بَيْتِكَ عِنْدَ اللَّهِ وَ مَنْزِلَتِهِ عِنْدَكُمْ وَ بِحَقِّ ابْنِ عَمِّكَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ عَلَيْهِمْ [عَلَيْكُمْ‏] أَجْمَعِينَ
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف
طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من
گر چه سخن همی‌برد قصه من به هر طرف
از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
ابروی دوست کی شود دستکش خیال من
کس نزده‌ست از این کمان تیر مراد بر هدف
چند به ناز پرورم مهر بتان سنگدل
یاد پدر نمی‌کنند این پسران ناخلف
بی خبرند زاهدان نقش بخوان ولاتقل
مست ریاست محتسب باده بده ولاتخف
صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه می‌خورد
پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف #حافظ

#در_گریه_شوق_دیدن_روی_تو_داشتم
#آب_از_سرم_گذشت_و_ندیدم_جمال_تو
#گر_کشته_تو_نیستم_از_بی_بضاعتی_است
#خونی_نداشتم_که_شود_پایمال_تو #معنی

#بعد_از_خدا_بزرگ_تویی_قصه_مختصر
Read more
 #ای_خدا_سال_۱۴۰۰_را_برسان<span class="emoji emoji1f614"></span> #به_حرفت_دارم_ایمان_میارم_رفیق دو ماهه پیش یه #تحلیلی از یکی ...
Media Removed
#ای_خدا_سال_۱۴۰۰_را_برسان #به_حرفت_دارم_ایمان_میارم_رفیق دو ماهه پیش یه #تحلیلی از یکی از دوستانم شنیدم در مورد شرایط و اینده کشور ایشون میگفتن #روحانی میخواد شرایط رو برای مردم سخت کنه تا کم کم صداشون در بیاد میگفت بی خیال شرایط #کشور میشه و رو مردم قراره فشار بیاره تا #بچه_حزب_اللهی ... #ای_خدا_سال_۱۴۰۰_را_برسان😔
#به_حرفت_دارم_ایمان_میارم_رفیق
دو ماهه پیش یه #تحلیلی از یکی از دوستانم شنیدم در مورد شرایط و اینده کشور

ایشون میگفتن #روحانی میخواد شرایط رو برای مردم سخت کنه تا کم کم صداشون در بیاد

میگفت بی خیال شرایط #کشور میشه و رو مردم قراره فشار بیاره تا #بچه_حزب_اللهی ها و پاکار های #نظام هم با یه سری حرف مفت زن و به قول خودمون ضد نظام تو یه سری موضوع مثل گرونی #دلار و ... هم صدا بشن

اون روز من بهش گفتم چقدر بدبین شدی تو

اما به مرور و گذشت زمان داشتم به حرفش اعتقاد پیدا میکردم تا این که دیروز عکس اقای #رئیس_جمهور رو تو #توچال دیدم
وسط این همه مشکل که به برکت شخص کلید ساز و حمایت احمقانه یه سری #سلبریتی( #علی_کریمی #باران_کوثری #مهناز_افشار و...) درست شده و هیچ نوع فشاری رو هم به اونا و زندگیشون نمیاره، اقا بلند شده رفته تفریح 👈مطمن شدم که یه سری کارا داره برا نارضایتی مردم انجام میشه👉

والله ایشون داره به شخص #رهبری و مردم ایران دهن کجی میکنه با رفتار و عملکردش
#جانم_فدای_رهبرم
#رهبرم_یعنی_همه_دلخوشیم
#دلار
#ازدواج
#اشتغال
#خوزستان_آب_ندارد
#معیشت_مردم
#مرگ_بر_منافق
#دولت_شرمساری
#دولت_حرف
#استیضاح
Read more
Loading...
گیـــرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیال پس دلم منتظر کیست عــزیز این همه سال؟ پس دلم منتظر کیست که ...
Media Removed
گیـــرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیال پس دلم منتظر کیست عــزیز این همه سال؟ پس دلم منتظر کیست که مــن بـــی خبرم؟ که من از آتــــش اندوه خــودم شعله ورم؟ ماه یک پنجره وا شـــــد به خیالم کـه تویی همه جا شور به پا شــــد به خیالم که تویی این چه رازی است که در چشم تو باید گم شد باید انگــشت نمای ... گیـــرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیال
پس دلم منتظر کیست عــزیز این همه سال؟
پس دلم منتظر کیست که مــن بـــی خبرم؟
که من از آتــــش اندوه خــودم شعله ورم؟
ماه یک پنجره وا شـــــد به خیالم کـه تویی
همه جا شور به پا شــــد به خیالم که تویی
این چه رازی است که در چشم تو باید گم شد
باید انگــشت نمای تو و ایـــن مـــردم شد
به گمانـــــم دل من باز شقایــق شــده ای
کار از کار گذشته است تو عاشق شـــده ای
تو کجایی و مـــنِ ساده ی درویـــش کجا؟
تو کجایی و مـــــنِ بی خبر از خویش کجا؟
در دلم این عطـــش کیست خدا مــــی داند
عاشقم دست خودم نیست خدا مــــی داند
عاشق چشم تو هستم و ز من بــــی خبری
خوش به حالت که هنوز از همه جا بی خبری
Read more
ارادت ویژه ای به فردوسی دارم و شاهنامه برایم حکم جد و آبادم را دارد. خواستم تلاش کنم کودکانم اسطوره ...
Media Removed
ارادت ویژه ای به فردوسی دارم و شاهنامه برایم حکم جد و آبادم را دارد. خواستم تلاش کنم کودکانم اسطوره ای چون رستم داشته باشند هر کتابی در این زمینه وجود داشت گردآوری کردم. به ویژه هفت خوان رستم که مهرگان به آن عشق می ورزید و تمام نقاشی هایش از هفت خوان رستم بود. کم کم تسلط هم بر اشعارش پیدا کرد. اما به یکباره ... ارادت ویژه ای به فردوسی دارم و شاهنامه برایم حکم جد و آبادم را دارد. خواستم تلاش کنم کودکانم اسطوره ای چون رستم داشته باشند هر کتابی در این زمینه وجود داشت گردآوری کردم. به ویژه هفت خوان رستم که مهرگان به آن عشق می ورزید و تمام نقاشی هایش از هفت خوان رستم بود. کم کم تسلط هم بر اشعارش پیدا کرد. اما به یکباره بتمن در زندگی اش پدیدار شد با آن داستان ها و کارتون های جذاب و لباس هایی که وقتی می پوشی حس بتمن بودن پیدا می کنی . کم کم بتمن بر روی شورت و جوراب و کیک تولدش هم ظاهر شد و هر آنچه که فکرش را بکنید . حالا زندگی اش شده بتمن نه تنها رستم برایش اسطوره نیست بلکه پشیزی هم ارزش ندارد.
شرمنده ام فردوسی جان ، هرچند اشعار هفت خوان و داستانش خشونت به همراه داشت ولی خب برای حفظ وجب به وجب این خاک بود، رستم برای ایران شمشیر می زد و کمند می افکند اما کودکان ما پیگیر بتمن شدند که برای شهرش گاتهام هر کاری می کرد. آن کودک مقصر نیست ، من هم نیستم ، آن تصویرگر و داستان سرا هم که تصاویری دلخراش از داستان هایت خلق کردند که انسان را یاد داعشی ها می انداخت هم مقصر نیستند ، انیمیشن ساز ها هم مقصر نیستند ، تقصیر تو هم نیست که آنقدر اشعارت لایه های پنهان دارد ، تقصیر حاکمیت هم نیست که کلا تو این فازها نیست که اگر بود آموزش و پرورشی داشت که کودکانی عاشق این مرز و بوم پرورش می داد و آنوقت کسی خیال دست اندازی به این خاک را در سر نمی پروراند. اما سواری گرفتن از خلق خدا ایجاب می کند ملتی بی ریشه داشته باشیم که دستاویزی برای نجات نداشته باشد ، زیر پایش سست باشد ، پوچ باشد و در سطح زندگی کند . پسرانش به جای رستم بتمن را بشناسند و دخترانش به جای گُردآفرید، اِلسا.
تنها و تنها تقصیر انگلیسی هاست.
سمیرا هستم ، مادری شکست خورده و البته امیدوار در عرصه ی انتقال هویت ملی به کودکانش که یک تنه نتوانست پیروز شود☻☻. رویم سیاه. البته از پا نخواهم نشست.
Read more
. هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو با کی حریف بوده‌ای ...
Media Removed
. هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو با کی حریف بوده‌ای بوسه ز کی ربوده‌ای زلف که را گشوده‌ای حلقه به حلقه مو به مو نی تو حریف کی کنی ای همه چشم و روشنی خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو ای دل همچو شیشه‌ام خورده ... .
هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو

مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو

با کی حریف بوده‌ای بوسه ز کی ربوده‌ای

زلف که را گشوده‌ای حلقه به حلقه مو به مو

نی تو حریف کی کنی ای همه چشم و روشنی

خفیه روی چو ماهیان حوض به حوض جو به جو

راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو

ای دل همچو شیشه‌ام خورده میت کدو کدو

راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن

چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو

در طلبم خیال تو دوش میان انجمن

می‌نشناخت بنده را می‌نگریست رو به رو

چون بشناخت بنده را بنده کژرونده را

گفت بیا به خانه هی چند روی تو سو به سو

عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر

همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو

گفتمش ای رسول جان ای سبب نزول جان

ز آنک تو خورده‌ای بده چند عتاب و گفت و گو

گفت شراره‌ای از آن گر ببری سوی دهان

حلق و دهان بسوزدت بانگ زنی گلو گلو

لقمه هر خورنده را درخور او دهد خدا

آنچ گلو بگیردت حرص مکن مجو مجو

گفتم کو شراب جان ای دل و جان فدای آن

من نه‌ام از شتردلان تا برمم به های و هو

حلق و گلوبریده با کو برمد از این ابا

هر کی بلنگد او از این هست مرا عدو عدو

دست کز آن تهی بود گر چه شهنشهی بود

دست بریده‌ای بود مانده به دیر بر سمو

خامش باش و معتمد محرم راز نیک و بد

آنک نیازمودیش راز مگو به پیش او
.
.
پ.ن: در طلبم خیال تو دوش میان انجمن

می‌نشناخت بنده را می‌نگریست رو به رو
پ.ن: حافظیه را به خاطر بسپار
.
#به_سوی_جنوب
#مولانا
#رفیق
#شیراز
#سفر
#هیچهایک
#Due_South
#shiraz
#journey
#hitchhike
#friends
Read more
Loading...
آرامش کلمه ای که همه دنبالشن اما پیداش می کنن؟؟ کسی به معنای واقعی آرامش پیدا می کنه؟ آرامش که بخوای ...
Media Removed
آرامش کلمه ای که همه دنبالشن اما پیداش می کنن؟؟ کسی به معنای واقعی آرامش پیدا می کنه؟ آرامش که بخوای باید بری سراغش از راه درستش باید بری پیش کسی که واقعا ارومت کنه یه اغوش،مثل آغوش مادر آغوش پدر اغوش خدا بهترین اغوش،اغوش خداست وقتی که نا ارومی باید بری بغل خدا باید باهاش درد و دل کنی باید ... آرامش
کلمه ای که همه دنبالشن
اما پیداش می کنن؟؟
کسی به معنای واقعی آرامش پیدا می کنه؟
آرامش که بخوای باید بری سراغش
از راه درستش
باید بری پیش کسی که واقعا ارومت کنه
یه اغوش،مثل آغوش مادر
آغوش پدر
اغوش خدا
بهترین اغوش،اغوش خداست
وقتی که نا ارومی باید بری بغل خدا
باید باهاش درد و دل کنی
باید باور کنی که تو بغل خدایی
این که خدا تورو گرفته تو بغلش و منتظره براش درد و دل کنی باور میخواد
وقتی که باور کردی اونوقته که اشکت سرازیر میشه
اون وقته که از ته دلت،با تمام وجودت با هق هق براش میگی
خدا میشنوه،میخنده،نوازشت میکنه
تو از فردات خبر نداری
ولی اون میدونه چخبره!
میخنده به غمت،غم به خیال بزرگت
زمان ارامشت فرا میرسه
خوشحالی،میخندی،اما......
اما حواست نیست که این ارامشتو مدیون کی هستی......
.
🔸عوايد تبليغات صرف امور خيريه ميشود
🔹استفاده از تمام پستهای پیج وکانال تلگرام برای همه آزاده
براي ذخيره متن و عكس ها به كانال خدا آفيشيال مراجعه كنيد
⬅️ لينك عضويت كانال بالاي پيج هست➡️
Read more
. هر که نان از عمل خویش خورد ، منت حاتم طائی نبرد !!️ . . اون موقعا که تازه ازدواج کرده بودیم هروقت میخواستم چیزی از طبقه بالای کابینت ها بردارم ، آقای همسر رو صدا میکردم !! البته صدا کردن ایشان از باب مهرورزی بود و بس !! وگرنه تا دلتون بخواد صندلی و چارپایه تو خونه بود !!! . تو ذهن دخترانه و ... .
هر که نان از عمل خویش خورد ،
منت حاتم طائی نبرد !!😁✌️
.
.
اون موقعا که تازه ازدواج کرده بودیم هروقت میخواستم چیزی از طبقه بالای کابینت ها بردارم ، آقای همسر رو صدا میکردم !! 😁 البته صدا کردن ایشان از باب مهرورزی بود و بس !! وگرنه تا دلتون بخواد صندلی و چارپایه تو خونه بود !!!😂😂😂 .
تو ذهن دخترانه و عاشق پیشه ی خودم خیال میکردم مثلا وقتی صداش میکنم تا بیاد تو آشپزخونه و کمکم کنه ، چه قندی تودلش آب میشه !! 🤭🙄😉🤣🙊🙈
.
اوایل با جون و دل میومد و وقتی از طبقه بالای کابینت مثلا آبمیوه گیری رو برمیداشت میپرسید ؛ حالا این آبمیوه گیری رو برات کجا بذارمش عزیزم ؟؟!! 😂😂🤭😉
.
اما چندماه بعد که صداش میزدم و میومد ، میگفت : عزیزم این وسایلی که زودبه زود لازم داری رو ، بچین طبقات پایینی که دستت بهش برسه !!🤔😏😔
.
دیگه سال اول که گذشت ، سال دوم به بعد که داشت اخبار میدید یا تلویزیون تماشا میکرد وقتی صداش میکردم بیا اینو از این بالا بده ، اینقدر ، الان میام ، الان میام میگفت که من دیگه یادم میرفت که میخواستم گوشت چرخ کنم یا آب میوه بگیرم ؟!!! 🤗🤭🤔😳😂
.
بعدها که دیگه بچه دار شده بودیم هروقت میگفتم بیا اینا رو از اون بالا بیار پایین ، روش زیاد شده بود و میگفت : من چرا روز خواستگاری فکر اینو نکردم که یه زن قد بلند بگیرم ؟؟!!! 😳🙄🤔😨😡😱
.
جدیدا که دیگه تو این دولت های آخری ، خیلی روش زیاد شده و دیگه خدا رو هم بنده نیست و میدونه با این وضع قانون و مقررات تو این گوشه دنیا و تو این خراب شده 🤐، هرکی هر غلطی بکنه اونی محکومه که شکایت بکنه 😔، میگه : ایندفه اگه بخوام زن بگیرم ، قد بلندشو میگیرم که فرت و فرت صدام نکنه بیا اینو از بالای کابینت بیار پایین !!!🤔🙄😳😳🤭😔
.
.
خواستم بگم ; به همین خیال باش !! 😏🤨محبت و‌ مهرورزی بهتون نیومده !!😬🧐و اینکه با وجود این کابینت های همه فن حریف ☝️، ما دیگه شما همسران عزیز رو می خواهیم چیکار ؟؟؟!!!!! 😂😂واللا !!😂💪💪💪
.
.
#لوازم_آشپزخانه_سفره_خونه_ #سفره_خونه #sofrehkhune
Read more
♡ دلخوری من از جهان واسطه ی تو میشود واسطه ی حضور من در طلب تو میشود دلخوری من از جهان در تب و تاب و مستی ...
Media Removed
♡ دلخوری من از جهان واسطه ی تو میشود واسطه ی حضور من در طلب تو میشود دلخوری من از جهان در تب و تاب و مستی ام می زندم به خاک تو ، گرد ره تو میشود سر به سر زمین نهم ، پا به در خیال هم در طلب تو جان دهم ، در ره تو فدا شوم قصه ی ناتمام من ،دفتر نانوشته ای دست به قلم که میشوی ، در دل من نوا شود #شاعرانه #دلسپرده #دل_را_به_خدا_بسپار ...
دلخوری من از جهان واسطه ی تو میشود
واسطه ی حضور من در طلب تو میشود
دلخوری من از جهان در تب و تاب و مستی ام
می زندم به خاک تو ، گرد ره تو میشود
سر به سر زمین نهم ، پا به در خیال هم
در طلب تو جان دهم ، در ره تو فدا شوم
قصه ی ناتمام من ،دفتر نانوشته ای
دست به قلم که میشوی ، در دل من نوا شود
#شاعرانه
#دلسپرده
#دل_را_به_خدا_بسپار
#فاطمه_مشرقی
#عارفه_شکرانه
@del3porde
Read more
. راستی هر کسی از من کینه شخصی و قبلی و قدیمی هم داره<span class="emoji emoji1f602"></span><span class="emoji emoji1f602"></span><span class="emoji emoji1f602"></span> بیاد بحث کنه .... بالاخره باید خالی بشن یه عده ...
Media Removed
. راستی هر کسی از من کینه شخصی و قبلی و قدیمی هم داره بیاد بحث کنه .... بالاخره باید خالی بشن یه عده یک عمر سکوت کردن برخی هم ک کلا نگم .... بماند ..... مسایل ولی متاسفانه قاطی ک بشه هر کی ..... بماند حرفم .... من در حدی ک وقتم اجازه بده جواب کامنت ها رو میدم دایرکتم خیلی شلوغ شده وقتم کمه بابت تاخیر ... .
راستی هر کسی از من کینه شخصی و قبلی و قدیمی هم داره😂😂😂 بیاد بحث کنه .... بالاخره باید خالی بشن یه عده یک عمر سکوت کردن😂
برخی هم ک کلا نگم .... بماند .....
مسایل ولی متاسفانه قاطی ک بشه هر کی .....
بماند
حرفم .... من در حدی ک وقتم اجازه بده جواب کامنت ها رو میدم
دایرکتم خیلی شلوغ شده وقتم کمه بابت تاخیر پس معذور بدارید
در حدی ک نرسم هم ببخشید وقتم کمه نمیرسم
ته حرفم باشه همین رفقا
من اونچه به شعورم شرط بلاغت اومد گفتم
سود و زیانش هم دوستان عزیزم در ایران پا خودتونه
من در حد وظیفه خودم اونچه حس کنم درسته میگم اخلاقم اینه هر کسی هم خوشش میاد الحمدلله و نمیاد بازم الحمدلله
یک سری دوستانی هم با خوشحالی جو گرفته عقده های قدیمی خالی کنن و حمله به دایرکت و ... 😂😂😂
تو هم کارت رو کن خدا تو هم کمک کنه
یک سری دیگه هم ک نگم
اما من فقط همین برام بسه که در حد خودم تلاشم رو سعی میکنم با نیت درست بکنم و از اونچه درک میکنم درسته بگم
حالا نه من
نه حتی هیچ کسی
و نه حتی خود پیغمبرهای خدا هم که مطلق حق بودن نتونستن حرفشون رو کامل تفهمیم کنند و بسیاری به خودشون هم اهانت ها حتی شد
اینجا هم ک کلا محلیه که اختلاط کامل بین حق و باطله
و بس درهمه ! هر چی هم بیشتر همبخوره ..... !!! یه اصطلاح زشتی هست که نمیگم اما همونه ....
خدا عاقبت همه رو به خیر کنه
اسلام مظلوم هم با فرج آل محمد نجات بده که همه داعیه دارش شدن
هر کی هم هر چی جاهله اگر قابل هدایته هدایت کنه
خودتون میدونید رفقا ! همه در گروه اعمال خودمونیم ! من به تکلیفم در هر حدی ک درست بدونم عمل میکنم ! شما هم هر چ صلاح مملکت خودتون میدونید بکنید ...
دیگه بعد چهار روز برای هر کلمه باید جواب داد
و پناه بر خدا
سر همین من حلالیت جمعی میخوام حتی اگر ناخواسته خیال کسی رو مکدر کردم
اما بر این باور دارم بسیاری کارها
نه با شریعت محمدی منطبقه
نه به درد اقتصاد ایران میخوره
نه حتی به درد دین مردم میخوره
نه به درد آخرتشون میخوره
نه به درد دنیاشون میخوره
چرا به درد درگیری و به جون هم افتادن خوب میخوره
به درد دشمن شادی زیاد میخوره
به خیلی دردها بد میخوره
فقط از خدا میخوام به یک درد مثبت هم بخوره ک بد سرش مردد و مشکوکم !!!!
.
.
بماند
خلاصه خدا لعنت کنه شیطون رو
و پناه بر خودش
و اللهم عجل لولیک الفرج
ک این خانه از پای بست ویرانست ...
سعی میکنم دیگه تو این دام شیطون ک پهن کرده برای بسیاری سعی کنم وارد نشم
امیدوارم فقط دوباره حس تکلیف نکنم
خدا همه رو از شر نفس نجات بده
اولم منو
یاعلی😊
.
.
.
فاز عشقی شاید باز برم
.
. .
.
Read more
نمی دونم شماها هم اینطوری هستید یا نه که مثلا یک هو یک چیزی تو دلت بیاد و فکر کنی یک جوابی بود که منتظرش بودی بشنوی ! گاهی یک هو جوابی میاد یک هو تو دلت و یکی میگه خودشه خودشه ..همینه جوابت ! از دوتاش میخوام کمی بگم اولی مال همین سفر چند وقت قبلم به نجف بود که یک شبی از قبل اذان صبح رفته بودم حرم ... زیر قبه ... نمی دونم شماها هم اینطوری هستید یا نه که مثلا یک هو یک چیزی تو دلت بیاد و فکر کنی یک جوابی بود که منتظرش بودی بشنوی !
گاهی یک هو جوابی میاد یک هو تو دلت و یکی میگه خودشه خودشه ..همینه جوابت !
از دوتاش میخوام کمی بگم
اولی مال همین سفر چند وقت قبلم به نجف بود که یک شبی از قبل اذان صبح رفته بودم حرم ... زیر قبه خیلی با امام علی حرف زدم با زبون دل خودم ... خیلی خواستم اگر میتونه برام کارهایی کنه و اگر خوب نمیتونه کسی که نمیتونه برش حرجی هم نیست ... بماند بعد یکی دو ساعتی دعا زیر قبه نزدیک های اذان صبح بود اومدم تو صحن تا به صفوف نماز بپیوندم یکی انگار تو دلم گفت ببین تو نماز قضاهات رو بخون بقیه اش با من علی ! .. نمیدونم خیال بود یا حرف آقا ولی عجیب چسبید یه گوشه دلم ! بماند که چون یک کوه نماز قضا دارم و حتی شمار سالهاش از دستم خارجه خیلی شده برام شبیه یک کار سخت که مدام هم توش تنبلی میکنم یک روز میخونم و ده روز و یک ماه نه ! اما امیدوارم خدا کمکم کنه و بتونم و بخونم و بقیه اش هم با علی !
اما بعدی دیشب ..
از اون شبا بود
کلا یکی گندی زد به اعصابم ک نگم ! حالم عالی بود خراب کرد ! بعد کمی مشاجره ! بعد سر و صداهای یکی که مریض بود بعد دیگه همه چی اروم شد خواستم بخوابم تا چشم بستم باز اتفاقی افتاد که مجبور شدم از جام بلند شم و بعد دیدم خوب نیم ساعت مونده دیگه به اذان صبح برم نماز قضا بخونم و دو سه رکعت آخر نماز شب چی میشه خوب بخونم بد نیست ..
خلاصه وسط همین نمازها
یک هو حس کردم خدا بهم یک جوابی داد که ذهنم هم بهش تا امروز نرسیده بود یک دعایی که سالها میکردم و حس میکردم جواب نگرفتم ! توی چند تا جمله کوتاه حس کردم کاملا بهم جواب داده شده و دعاهام اتفاقا مستجاب هم شده اونم به بهترین شکل ممکن شاید !! همونی که همیشه دعا میکردم و از خدا بهترین ها رو میخواستم ! دیدم انگار چندین ساله اصلا مستجاب شده منتها به جوری که من اصلا نمیفهمیدم !
الانم نمی تونم بگم خیالات بود نمیتونمم صد در صد بگم جوابم بود اما گوشه ذهنم چیزهایی باز شد که تا امروز بهشون هیچ توجهی اینجوری نداشتم !
و نتیجه اینجوری میگیرم !
گاهی دعاهات عینا مستجاب شده اما فقط تو حواست نیست ! تو حواست پرت پرته اما خدای شنوا و بینا حواسش حسابی هست و بهترین و درست ترین ها رو برات رقم میزنه و در بهترین حالت ها مستجاب میکنه چون خودش بهترینه و از کوزه همان تراود به اصطلاح که در اوست !
مثلا برای شفای کسی دعا میکنی و فوت میکنه ! حال اونکه بهترین شفا براش حتما اون بوده ! تصور کن در درد و بیماری که کشید پاک پاک شد !
و الله اعلم
Read more
: هر کدام از ما چه زمان زیادی را با ناراحتی تلف می‌کنیم، کارهایی را که نمی‌خواهیم، انجام می‌دهیم و ...
Media Removed
: هر کدام از ما چه زمان زیادی را با ناراحتی تلف می‌کنیم، کارهایی را که نمی‌خواهیم، انجام می‌دهیم و هرگز خودمان را راضی نمی‌کنیم؛ چرا فکر می‌کنیم برای آنکه بالاخره، کاری را که می‌خواهیم، انجام بدهیم، وقت زیادی باقی مانده است. #وقتی_خاطرات_دروغ_می_گویند (رمان خارجی) #سی_بل_هاگ ترجمه‌ی ... :
هر کدام از ما چه زمان زیادی را با ناراحتی تلف می‌کنیم، کارهایی را که نمی‌خواهیم، انجام می‌دهیم و هرگز خودمان را راضی نمی‌کنیم؛ چرا فکر می‌کنیم برای آنکه بالاخره، کاری را که می‌خواهیم، انجام بدهیم، وقت زیادی باقی مانده است.

#وقتی_خاطرات_دروغ_می_گویند
(رمان خارجی)
#سی_بل_هاگ
ترجمه‌ی #آرتمیس_مسعودی

نشر آموت/ چاپ دوم/۳۵۲ صفحه/ ۲۳۰۰۰ تومان

رمانی از یک قتل، یک اعتراف و یک دروغ؛
اَنا به آشپزخانه می‌آید و جزوه‌هایش را روی میز می‌اندازد. «مامان، تو تازگی چه دروغ‌هایی گفتی؟» وسط خرد کردن فلفل روی تخته گوشت، یک دفعه وحشت‌زده می‌چرخم. قلبم به شدت می‌زند.
اون چی می‌دونه؟ مطمئنا نمی‌تونه واقعیت رو فهمیده باشه. «مامان، دستت رو بریدی!» به انگشتم اشاره می‌کند.
پایین را نگاه می‌کنم. «وای.» شیر آب سرد را باز می‌کنم و انگشتم را زیر آب می‌گیرم. بریدگی‌اش عمیق نیست. «منظورت چیه؟» آب دهانم را قورت می‌دهم و لب‌هایم را با زبانم تر می‌کنم. می‌دانم که صدایم می‌لرزد. «از چه دروغ‌هایی حرف می‌زنی؟» نفس سریعی می‌کشم و خودم را برای بدترین اتفاق ممکن آماده می‌کنم. «برای تکلیف درس دینی و اخلاق می‌خوام.» پشت میز آشپزخانه می‌نشیند، از روی دسته جزوه‌هایش، دفترچه یادداشتی برمی‌دارد و با خودکار رویش ضربه می‌زند.
آسودگی خیال، ناگهانی و عمیق مرا دربرمی‌گیرد، مانند هجوم یک‌باره هوای خنک روی پوست آدم. خدا رو شکر. حتی قادرم خنده کوچکی بکنم، البته خودم هم نمی‌دانم چه‌طور این امکان را پیدا کرده‌ام.
در حالی که سعی می‌کنم صدایم بی‌تفاوت به نظر برسد، می‌گویم: «خب، همه ما دروغ می‌گیم. مگه نه؟» همان طور که لبش را می‌جود، لحظه‌ای به سوالم فکر می‌کند. «حتی آدم‌های مذهبی؟» «سی‌بل هاگ» خالق آثار متعدد و پر فروشی است که به زبان‌های بین‌المللی و زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. آثار این نویسنده، بخصوص در کشورهای انگلیس، استرالیا و آلمان با استقبال چشمگیری روبرو شده و همیشه در صدر رمان‌های منتخب مخاطبان و منتقدان جای داشته است. او هم‌چنین بارها برنده‌ی جوایز مختلف ادبی برای نویسندگی در ژانرهای مختلف داستانی شده است. «آرتمیس مسعودی» متولد ۱۳۵۳ تهران، دانش آموخته‌ی زبان انگلیسی و کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی است که تا کنون ترجمه کتاب‌های «پروژه شادی»، «جنوب دریاچه سوپریور»، «اولین تماس تلفنی از بهشت»، «آیا شما هم به استرس اعتیاد دارید؟»، «شادی را به فرزند خود هدیه کنید»و «پشت سرت را نگاه کن» نیز از این مترجم در نشر آموت منتشر شده است.

www.aamout.com

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱
Read more
تصویرش کن کپشن رو <span class="emoji emoji1f447"></span> امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و ...
Media Removed
تصویرش کن کپشن رو امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به ... تصویرش کن کپشن رو 👇
امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به وضوح می آید صدایت آشنا و پر‌رنج بود؛ پدرم بی درنگ از خواب پرید، مادرم با کفـگیر،به زمین تکیه داده بود،من و برادرم کنترل را به کناری پرت کردیم و سراپا گوش شدیم، اصلاً مجری تلویزیون و مهمانان آن هم از جای خود بلند شده بودند و با دهانی باز و چشمانی متعجب، آسمان را ور‌انداز می کردند و تو خود را معرفی کردی « ای اهل عالم من بقیةالله و حجت و جانشین خداوند روی زمینم » باورمان نمی‌شد ‌ آن‌جا بود که گل از گل‌مان شکفت و زیر لب سلام دادیم «السلام علیک یا بقیةالله فی ارضه» بعد با طنین محمدی‌ات ما را خواستی « در حقّ ما از خدا بترسید و ما را خوار نسازید، یاری‌مان کنید که خداوند شما را یاری کند امروز از هر مسلمانی یاری می طلبم » پدرم همان پایین تخت به سجده شکر افتاد مادرم سرش روی زانو بود و های‌های گریه می کرد و من و برادرم به خیابان دویدیم خودت دیدی که کوچه و خیابان غلغله بود مردم مثل مورچه هایی که خانه‌هاشان اسیر سیلاب شده بیرون می‌ریختند، یکی دکمه پیراهنش را بین راه می‌بست، دیگری گره روسری‌اش را میان کوچه محکم می‌کرد، عده ای زیر‌ بغل پیرزنی ناراحت را که پایه عصایش به‌خاطر عجله شکسته بود گرفته بودند و دیدی آن کودکی که به عشق توکفش‌های پدرش را با عجله پوشیده بود و هی می افتاد مردمی که روزی از سلام کردن به یکدیگر اکراه داشتند، خندان به هم تبریک می گفتند قنادی رایگان شیرینی پخش می‌کرد و در گل فروشی سر خیابان، مردم صف بسته بودند برای خرید گل ولو یک شاخه برای تهنیت به گل نرگس جوانانی که دست می افشاندند و با شور می‌خواندند «صلّ علی محمد حضرت مهدی آمد» خیلی از نگاه‌ها به ویترین یک تلویزیون‌ فروشی در آن سوی خیابان دوخته شده بود تا اولین تصویر جمال زیبایت، مخابره جهانی شود وقتی چهره دلربایت به قاب تلویزیون آمد، شیشه مغازه غرق بوسه شد یکی بلندبلند صلوات می‌فرستاد، صلوات می‌فرستاد، دیگری قسم می‌خورد که تو را قبلاً در محله‌شان دیده وخیلی‌ها اشک‌هایشان را با آستین پاک می‌کردند تا یک دل سیر تماشایت کنند اما کسی فکر نمی‌کرد به این زودی‌ها ببـیندت 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 رسول خدا فرمود « مثل ظهور مهدی عج ، مثل برپایی قیامت است مهدی عج نمی آيدمگرناگهانی

#ظهور
#امام_زمان
#منجی
Read more
یعنی دمش گرم یعنی اصلا اینقدر دمش گرمه که نیازی به دمش گرم گفتن نداره یعنی این آفتاب که بخوره تو سر ملت دیگه هم دمشون گرم میشه هم بازدمشون گرمه گرم داغه داغ یعنی رسما احتیاط رو نبوسیده ولی گذاشته کنار یعنی بی خیال جون و حفظ جون بی خیال چشمهای منتظر یک خانواده یعنی بی خیال که اگر گوشه موتور ... 😁😩😝
یعنی دمش گرم
یعنی اصلا اینقدر دمش گرمه که نیازی به دمش گرم گفتن نداره
یعنی این آفتاب که بخوره تو سر ملت دیگه هم دمشون گرم میشه هم بازدمشون
گرمه گرم
داغه داغ 😊

یعنی رسما احتیاط رو نبوسیده ولی گذاشته کنار
یعنی بی خیال جون و حفظ جون
بی خیال چشمهای منتظر یک خانواده
یعنی بی خیال که اگر گوشه موتور بگیره به ماشین یک بیچاره و بشه اونی که نباید ، باید چندین ماه از کار و #زندگی بیوفته تا این حماقت رو ثابت کنه
که تازه اگر بتونه ثابت کنه

یعنی پیش به سوی آزادی ، زیر تابلوی مستقیم ازادی
یعنی بی خیال مسیری که میگه سمت یادگاران واقعی #امام این سمته
یعنی موتور خودمه به بقیه چه ، #قضاوت_نکنید
یعنی به موتورسواری شخصی من کاری نداشته باشید

یعنی فریاد کو #امنیت توسط جماعت مخل امنیت

یعنی عبور از کنار پرچمها و نشانه های #جمهوری_اسلامی ، بی خیال ، عین برخی #مسئولان

یعنی رسما بی خیال همه چیز
یعنی بی خیال قیمت #دلار و طلا و #سکه
یعنی #تورم کیلو چند ، #گرانی چیه
یعنی به من چه که #اوضاع_اقتصادی اینطوره
به من چه طرف خودش به #روحانی رای داده و حالا از همه طلبکاره به جز #دولت
به من چه که #ترامپ تهدید کرده
به من چه که هزاران #ترامپ_داخلی داریم که قبل از ترامپ امریکایی دارن تهدیدها رو بر سر ملت عملی میکنن
یعنی بی خیال معضلات اجتماعی
بی خیال بی اخلاقی ها مجازی و غیر مجازی
یعنی بی خیال اگر طرف میاد توی #خنداننده_شو #خندوانه به اسم نقد #فحاشی ده دقیقه تمام فحش میده
که بچه سه ساله فلانی یکی دو تاش رو مثل طوطی ضبط کنه و بدون اینکه معنیش رو بدونه تکرار کنه

یعنی بی خیال چالش #فساد ستیزی و #اشرافی گری ، بی خیال تکرار پستهای #صدرالساداتی و مرادیان و #آهنگران و فلانی و فلانی
بی خیال قیمت ساعت مچی #آقازاده و کیف دستی همسر محترمه
یعنی بی خیال #دخالت
که اگر بیای بگی اقا با #اشرافیت مبارزه کنید ولی اینقدر فحش ندید و به کسایی که فحاشی میکنن تذکر بدید ، میان به خودت هم فحش میدن

یعنی بی خیال چرندیات #زیباکلام
بی خیال سوتی بلکه #دزدی لب زنی فلان #خواننده توی کنسرت زنده
بی خیال قطعی برق و کمبود آب
بی خیال خنده های نچسب وزرا و مجلس نشینان
بی خیال #مسئولان بی غم و بی خیال غم #مردم
بی خیال

نکته
یک موتوری دیگه قبل از ایشون داره این کار رو انجام میده
اوایل کلیپ اون ته مه های تصویر پیداست
شاید این از اون یاد گرفته و شاید اون از این
فقط خدا نکنه کوری عصا کش کور دگر شود
Read more
... #بسم_الله_الرحمن_الرحيم رسیدن ماه خوبیها مبارک<span class="emoji emoji1f60a"></span> دیگه سفارش نکنم... اونایی که روزه میگیرن نوش ...
Media Removed
... #بسم_الله_الرحمن_الرحيم رسیدن ماه خوبیها مبارک دیگه سفارش نکنم... اونایی که روزه میگیرن نوش جونشون و الهی که خیرش رو ببینن اون هایی هم که هنوز به سن تکلیف و سن بلوغ نرسیدن که بتونن روزه بگیرن حرمت بزرگترای خودشونو😎😎😎😎 نگه دارن و جایی که اونها هستن #روزه_خواری نکنن!! .. بچه ... ...
#بسم_الله_الرحمن_الرحيم
رسیدن ماه خوبیها مبارک😊
دیگه سفارش نکنم...
اونایی که روزه میگیرن
نوش جونشون و الهی که خیرش رو ببینن😊😊😊😊
اون هایی هم که هنوز به سن تکلیف و سن بلوغ نرسیدن که بتونن روزه بگیرن😂😂😂😂😂😂😂😂
حرمت بزرگترای خودشونو😎😎😎😎 نگه دارن و جایی که اونها هستن #روزه_خواری نکنن!!⛔⛔⛔⛔
..
بچه ها این چهار هفته بیشتر حواسمونو به اطراف جمع کنیم
شاید زیر گوشمون ناله ی یه نیازمند و محروم باشه... 😔😔😔😔😔به برکت این ماه که خدا سفره شو پهن کرده یه خیری به این عزیزای محترم برسونیم... راه دوری نمیره...
.
.
.
پدر و مادرا بچه ها رو خیلی دعا کنن این ماه... دعای پدر و مادر از موانع اجابت میگذره... ازین فرصت استفاده کنید خواهشا
.
و یه خواهش پر از تاکید و خیلی واجب از همه
خواهشا خواهشا خواهشا
#دعای_عهد بعد از سحر فراموش نشه
یه آقای مهربونی،
بین این خیابونا
روی همین زمین خدا
درست بین ما
داره غصه مونو میخوره😢😢😢😢
خیال این آقای سفیدپوش مهربون رو راحت کنیم...
اون که برا خودش چیزی نمیخواد...
جاش تو بهشته
اگر غمی داره
غم ماست
با حضور دل و حس مسئولیت از خدا بخوایم اجازه بده امسال عید فطر رو با ایشون بخونیم
#ان_شاءالله_به_حق_حضرت_زينب 😔😔😔😔
.
.
راستی
یه چیز دیگه هم بگم و بعدش التماس دعا
لطفا
روزه رو از سفره و آشپزخونه وسیع تر در نظر بگیریم
و
کارهایی مثل صدقه دادن، نماز شب خوندن، زیارت عاشورا و خیلی کارخوب و ارزشمند دیگه رو توی برنامه روزانه مون جا بدیم که باهوش و زرنگ اونیه که این چهار هفته رو غنیمت بدونه واسه پاک کردن کامل گناهان گذشته و ساختن به بهترین شکل آینده خودش و عزیزانش...
. . .
الهی که این #ماه_رمضان
ماه سوختن بدیهامون و ساختن آرزوهامون باشه
#التماس_دعای_فرج
#مرجان_خاتون
#منم_ابابیل
Read more
. گلوله‌ی تک تیرانداز محمد رو نشونه گرفت حبیب گلوش خشک شد چشماش خیس اشک شد رگ گردنش متورم شد انگار ...
Media Removed
. گلوله‌ی تک تیرانداز محمد رو نشونه گرفت حبیب گلوش خشک شد چشماش خیس اشک شد رگ گردنش متورم شد انگار مطمئنه که عزیزترین رفیقش شهید شده اما صدای «یا زهرا»یی که از حنجره خشک محمد به گوشش میرسه آرومش میکنه! . همه توانشو جمع میکنه تو پاهاش و میدوه به سمت محمـد و با هر زحمتی که هست محمـد رو عقب میکشونه ... .
گلوله‌ی تک تیرانداز محمد رو نشونه گرفت
حبیب گلوش خشک شد
چشماش خیس اشک شد
رگ گردنش متورم شد
انگار مطمئنه که عزیزترین رفیقش شهید شده
اما صدای «یا زهرا»یی که از حنجره خشک محمد به گوشش میرسه آرومش میکنه!
.
همه توانشو جمع میکنه تو پاهاش و میدوه به سمت محمـد
و با هر زحمتی که هست محمـد رو عقب میکشونه ..
بارون گلوله است ! اما خدا خوب هواشونو داره
هواشونو داره تا از این لحظه های آخر با خیال راحت خاطره بسازن.
.
حبیب باهاش حرف میزنه .. شوخی میکنه .. سر به سرش میذاره .. از خاطره هاشون میگه .. از این عشق مشترک ..
و تو همین اندک زمان، تمام زندگیِ برادرانه خودش و محمد رو به تصویر میکشه.
.
تویوتا جلو میاد و محمد و حبیبب سوار میشن
محمد و حبیب سوار میشن ،
اما حبیب اصلا فکرش رو هم نمی کنه
که چند دقیقه دیگه به همون تویوتایی
که خودش و محمد و دوازده نفر دیگه توش نشستن،
یه موشک کورنِت لعنتی اصابت کنه
تا همه رو شهادت برسونه . . .
همه رو به شهادت برسونه بجز #نیمی از حبیـب
بجز سمت راست جسم حبیـب .. محمد رفت و اما حبیـب ..
.
.
سوی چشم راستش رفته و انگشت سبابه‌ش قطع شده و گوشت تنش ریخته ..
میگن مادرش به سختی شناختش
چند روز طول کشید تا «حبیـب»شو بشناسه
.
.
حالا حبیب دهه شصتیِ رعنای مادر ،
چند سالیِ که با یه دنیا خاطره و بغض و اشک و درد داره سر میکنه
دنیایی که یه گوشه از #بهشته
جانبازی درد داره .. حسرت داره .. ولی یه بهشتِ زمینیِ
بهشتی که برای هر نفست اجر مینویسن . . .
بهشتی زمینی که در ازای لبخند عمه سادات به حبیب بخشیدن .
.
.
| اینبار کنار تبریک روز جانباز به مردهای بی ادعایی که حالا جوان‌ترینشون شاید حول و حوش چهل و خورده ای سال داشته باشه ، به حبیبِ سی ساله‌ای تبریک میگیم که نشون داد تو همین زمونه هم میشه عاشق شد ... حتی از نوع #جانبازش ! |
.
روزت مبارک جانباز مدافع حرم ، حبیب عبداللهی
.
#روز_جانباز
#میلاد_حضرت_اباالفضل_ع
#بازنشر
Read more
از خدا خواستم آرامش را به تو هدیه دهد، زودتر از آنی که بیاندیشی و ندانی بزرگترین ثروت آدمی در راحتی ...
Media Removed
از خدا خواستم آرامش را به تو هدیه دهد، زودتر از آنی که بیاندیشی و ندانی بزرگترین ثروت آدمی در راحتی خیال است .دست هایت را بگیرد و بگذارد همانجایی که به آن تعلق داری تا ترس ها دلتنگی ها سد راه شادی هایت نشود. از خدا خواستم در اوج سختی ها گرفتار قضاوت های نادرست و بیجا نشوی که نگرش اشتباه،افکار غلط ... از خدا خواستم آرامش را به تو هدیه دهد،
زودتر از آنی که بیاندیشی و ندانی بزرگترین ثروت آدمی در راحتی خیال است
.دست هایت را بگیرد و بگذارد همانجایی که به آن تعلق داری
تا ترس ها دلتنگی ها سد راه شادی هایت نشود.
از خدا خواستم در اوج سختی ها گرفتار قضاوت های نادرست و بیجا نشوی
که نگرش اشتباه،افکار غلط دیدنِ زیبایی های زندگی را برایت مشکل می سازد.
از خدا خواستم اراده ای قوی در دلت به راه بیندازد که با هر دشمنی درگیرِ جنگِ باطلِ آدم هایی نشوی که خودشان هم نمیدانند از این زندگی چه ها میخواهند.
قهرمان زندگی خودت باشی و خانهٔ دلت را آنجایی بنا کنی که ارزش ثانیه به ثانیه نگاه ها گذشت ها و دوست داشتن های نابت را بدانند. . .
سلام صبحتون زیبا و هفته تون شاد
Read more
... <span class="emoji emoji1f343"></span> تو هیچی نیستی <span class="emoji emoji1f343"></span> . <span class="emoji emoji25fd"></span>چشمشان که به مهدی افتاد، از خوشحالی بال درآوردند. دوره‌اش کردند و شروع کردند ...
Media Removed
... تو هیچی نیستی . چشمشان که به مهدی افتاد، از خوشحالی بال درآوردند. دوره‌اش کردند و شروع کردند به شعار دادن: «فرمانده آزاده، آماده‌ایم آماده!» هر کسی هم که دستش به مهدی می‌رسید، امان نمی‌داد؛ شروع می‌کرد به بوسیدن. مخمصه‌ای بود برای خودش. . خلاصه به هر سختی‌ ای که بود از چنگ بچه‌های ... ...
🍃 تو هیچی نیستی 🍃
.
◽چشمشان که به مهدی افتاد، از خوشحالی بال درآوردند. دوره‌اش کردند و شروع کردند به شعار دادن:
«فرمانده آزاده، آماده‌ایم آماده!»
هر کسی هم که دستش به مهدی می‌رسید، امان نمی‌داد؛ شروع می‌کرد به بوسیدن. مخمصه‌ای بود برای خودش.
.
◽خلاصه به هر سختی‌ ای که بود از چنگ بچه‌های بسیجی خلاص شد، اما به جای اینکه از این همه ابراز محبت خوشحال باشد، با چشمانی پر از اشک به خودش نهیب می‌زد:
«مهدی! خیال نکنی کسی شدی که اینا این‌قدر بهت اهمیت می‌دن، تو هیچی نیستی؛ تو خاک پای این بسیجی‌هایی...».
.
.
💫 امــام صـادق علـــيه الســلام : 💫
در آسمان دو فرشته بر بندگان گماشته شده‌اند. پس هر كس براى خدا تواضع كند، او را بالا برند و هر كس تكبر ورزد او را پَست گردانند.
.
.
#شهید_مهدی_زین_الدین 🌸
#تو_هیچی_نیستی
#افلاکی_خاکی
#فرمانده_دلها ❤
Read more
. از خدا که پنهان نیست پس چرا از شما پنهان باشه. از چند روز پیش مادرِ بچه‌ها پاش‌رو کرده تو یه لنگه کفش ...
Media Removed
. از خدا که پنهان نیست پس چرا از شما پنهان باشه. از چند روز پیش مادرِ بچه‌ها پاش‌رو کرده تو یه لنگه کفش که یالا حالا که رییس بانک مرکزی عوض شده همه چی ارزون میشه باید با هم بریم استانبول مگه ما از همسایه روبه‌رویی چیمون کمتره. میگم: زن شتر در خواب بیند نُقل ونبات. اولا یارو عوض شده که شده به تو چه. همسایه ... .
از خدا که پنهان نیست پس چرا از شما پنهان باشه. از چند روز پیش مادرِ بچه‌ها پاش‌رو کرده تو یه لنگه کفش که یالا حالا که رییس بانک مرکزی عوض شده همه چی ارزون میشه باید با هم بریم استانبول مگه ما از همسایه روبه‌رویی چیمون کمتره. میگم: زن شتر در خواب بیند نُقل ونبات. اولا یارو عوض شده که شده به تو چه. همسایه ما رفته خارج من‌رو سننه. اون دلاله و پول داره. مگه حالیت نیست که با 200 تومنی که به مواجب ما اضافه شده، مرگِ موش هم به ما نمیدن که لااقل فکرِ سفرِ آخرتمون باشیم. اوقاتِ تلخمون‌رو مثل همیشه تلخ‌تر کرد. گرونیِ سکه و ارز و کوفت و زهرمار رو انداخت گردنِ من که مثلا از جوونیم هم بی‌عرضه بودم و اگر معلم نشده بودم حالا پیشِ در همسایه آبرویی داشتیم. حرفِ حساب جواب نداشت. از خونه زدم بیرون. الان روی صندلی یک پارک نشستم دور برم جوون‌هایی هستند که با دیدنشون دلم میسوزه. همه مشغولند و دود و دمی راه انداخته‌اند. میخوام هوار بزنم. اما نمیتونم. دچار تیکِ عصبی میشم و یه چشمم می‌پَره. روبه‌رویم دختری نشسته در کنارِ یک مرد، هر دو رنجور و دردمند. نگاه‌مان باهم گره می‌خورد، دخترک با چشم‌های قشنگش چشمکی حواله‌ام می‌کند. یاللعجب اشتباه نمی‌کنم! سن وسالم یادم میره. میرم توی عالمِ هپروت، فکر می‌کنم یعنی هنوز خاطرخواه دارم؟ لبخند می‌زند، من هم شنگول میشم. کمی بعد کنارم می‌نشیند. می‌گوید: بابام جان، اهلی هستی؟ گیج و منگ گفتم: اهلی؟ باز می‌پرسد: اهلِ تَلخَکی هستی؟ خیالت تخت تنها چیزی که گرون نشده، همین متاع ماست. وقتی هاج واج، چهار دست و پا توی گِل وامونده شده بودم، تازه می‌فهمد که با چه هالویی طرف شده. اخم می‌کند و می‌گوید: تو که عرضه هیچی رو نداری پس چرا چشمک میزنی، فکر میکنی زنده‌ای؟ و رفت پیش پسره و من هم که برای بار دوم بی‌عرضه خطابم کرده بودند، رفتم توی دوره خوشِ جوونی که باشتاب گذشت. .

جوون بودم و مثل همه جوونای اون دوره شاد و سرخوش و بی‌خیالِ روزگار. یک روز وقتی از سرِ کار برمی‌گشتم، توی اتوبوسِ دو ریالی شرکتِ واحد چشمم افتاد به یک دختر خانمی که داشت نگاهم می‌کرد. سرخ شدم، داغ شدم و مغزم از کار افتاد. فهمید و با یه لبخند کوچولو، دیوانه‌ام کرد. می‌خواستم جوابش رو بدم، اما کو آن دلِ شیر. ترس امانم را بریده بود.
.
یادِ کرک‌های پشتِ لبم افتادم و فکر کردم مرد شدم. دلم قُرص شد، گرچه خجالت می‌کشدم اما یواشکی به خودم گفتم، بادا باد اگر جوابم‌رو داد باهاش ازدواج می‌کنم. بعد به سرعتِ برق یک چشمکِ جانانه بهش زدم و با لرزه‌ای که به جونم افتاده بود منتظرِ جوابش شدم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇
Read more
. نیریش و میل چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است ...
Media Removed
. نیریش و میل چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است و به مرور تلخ می‌شود، ولی «نیریش و میل» زن و شوهری هستند که اولش تلخند و آخرش شیرین. «نیریش» کلافه گفت: «می‌ترسم دیر برسیم. کاش قبل از راه افتادن مسیر رو چک می‌کردی که به این ترافیک نخوریم». «میل» دنده ... .
نیریش و میل چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است و به مرور تلخ می‌شود، ولی «نیریش و میل» زن و شوهری هستند که اولش تلخند و آخرش شیرین. «نیریش» کلافه گفت: «می‌ترسم دیر برسیم. کاش قبل از راه افتادن مسیر رو چک می‌کردی که به این ترافیک نخوریم». «میل» دنده عوض کرد و گفت: «خودت که ماشالا همیشه اون گوشی دستته، یه نگاهی به راه مینداختی!» نیریش پشت چشم نازک کرد و گفت: «نه که خیلی هم به حرف‌ها و مسیریابی‌های من گوش میدی! خوبی شما مردا اینه که اگه یه جایی گم بشین و گفته باشن این دور و بر دره است، حتما باید خودتون برین و پرت بشین پایین تا ببینین راست میگن یا نه! حاضر نیستین از احدی مسیر رو بپرسین». میل توجهی نکرد و گفت: «به جای متلک گفتن یه آهنگ از این بنده خدا بذار ببینم اصلا کی هست که این‌قدر پول بلیت دادیم بریم کنسرتش. حتی اسمش رو هم تا حالا نشنیدم ولی به خاطر تو حاضر شدم بیام، باز بگو ما لجبازیم!»
.
نیریش فلش را به ضبط ماشین وصل کرد و گفت: «به خاطر من نیومدی، اومدی ازش فیلم و عکس بگیری بذاری اینستا مسخره‌اش کنی، مگه من نشناسمت!» دکمه پلی ضبط را زد. میل چهره‌اش را در هم کشید و گفت: «خدا وکیلی حیف پول برق که بدیم برای دانلود رایگان شبانه آهنگش، بعد این‌قدر پول دادیم برای کنسرتش؟ خدا ازت نگذره!» نیریش که حس گرفته بود گفت: «این‌قدر غر نزن، بهتر از اون آهنگ‌هاییه که خودت گوش میدی، نیم ساعت طول میکشه تا خواننده دهنش رو باز کنه و سه ربع طول میکشه تا دهنش رو ببنده!» میل دنده را خلاص کرد و با عصبانیت نگاهی به نیریش انداخت و گفت: «اگه این خواننده‌های امروزی بتونن یکی از اون تحریرها رو اجرا کنن، همین الان میرم با تک تکشون سلفی میگیرم تا اوج ارادتم رو بهشون نشون بدم». نیریش پوزخندی زد و گفت: «بی‌خیال، سلفی با آدم معروفا فقط رو تخت بیمارستان میچسبه! الان که همون خواننده‌های عشقت هم به زور نمایش و رقص نور و آوردن بازیگرهای معروف دارن کنسرت برگزار میکنن بلکه چهار نفر بیان!» میل شیشه را پایین کشید و گفت: «هرچی باشه اونا توی کنسرت‌هاشون واقعا می‌خونن، این‌همه پول بلیت نمی‌گیرن که نوار پخش کنن و لب بزنن که حتی همون رو هم خراب کنن و فالش بخونن و بعد مردم رو قسم بدن که شتر دیدی ندیدی!».
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
<span class="emoji emoji1f44c"></span><span class="emoji emoji1f4dd"></span><span class="emoji emoji1f49c"></span> از این تنهایی‌ها خدا قسمت کند. که بنشینی، زانوها را بغل بگیری. به کسی که نیست فکر کنی، بعد ناگهان ...
Media Removed
از این تنهایی‌ها خدا قسمت کند. که بنشینی، زانوها را بغل بگیری. به کسی که نیست فکر کنی، بعد ناگهان کسی از جایی دور بپرد وسط تنهایی‌ت و تعادل‌ش را بهم بریزد! دست به دلِ آغوش‌ت بگذارد، موهایت را پریشان کند، و توی صورتت فریاد بکشد که آمده تا تمام اتفاق‌های بد گذشته جبران شود. تو بلند بلند ... 👌📝💜
از این تنهایی‌ها خدا قسمت کند.
که بنشینی، زانوها را بغل بگیری.
به کسی که نیست فکر کنی،
بعد ناگهان کسی از جایی دور
بپرد وسط تنهایی‌ت و تعادل‌ش را بهم بریزد!
دست به دلِ آغوش‌ت بگذارد،
موهایت را پریشان کند،
و توی صورتت فریاد بکشد که آمده تا تمام اتفاق‌های بد گذشته جبران شود.
تو بلند بلند بخندی،
و او بوسه‌ش را بگذارد وسط خنده‌هایت.
گاهی زیادی که تنها می‌شوی،
دلت از این سرزده آمدن‌های
طولانی می‌خواهد....
🌱🌹
#شیما_سبحانی #خیال‌بافی‌ها #📝
#آمدی_وه_که_چه_مشتاق_و_پریشان_بودم
#انی_احب_هر_چه_که_دارد_هوای_تو
#تو_آن_بلای_قشنگی_که_آمدی_به_سرم
#تمام_کن_غم_و_اندوه_سالیان_مرا
Read more
این اخبار رو آدم میخونه اصن حس و حالش رو از دست میده چیزی بنویسه. یک عمر زمان قاجارهای کثیف و ناذل سعی ...
Media Removed
این اخبار رو آدم میخونه اصن حس و حالش رو از دست میده چیزی بنویسه. یک عمر زمان قاجارهای کثیف و ناذل سعی کردن همه چیز مارو از ما بگیرن و مارو برگردونن عقب، یک دوره سر رضا شاه سعی کردن ایران رو برگردونن عقب و همه‌ی چیزاشو چپاول کنن. یه دوره سر مصدق و شاه سعی کردن همه چیز مارو آزمون بگیرن و برگردونن مارو عقب. ... این اخبار رو آدم میخونه اصن حس و حالش رو از دست میده چیزی بنویسه.

یک عمر زمان قاجارهای کثیف و ناذل سعی کردن همه چیز مارو از ما بگیرن و مارو برگردونن عقب، یک دوره سر رضا شاه سعی کردن ایران رو برگردونن عقب و همه‌ی چیزاشو چپاول کنن. یه دوره سر مصدق و شاه سعی کردن همه چیز مارو آزمون بگیرن و برگردونن مارو عقب. حالا الان، دوباره کمر بستن که مارو برگردونن عقب و هیچ روزی ایران روی استقلال و اقتدار رو نبینه.

هی هرروز‌ هرروز مدیر روابط عمومی عوض میکنن، مشاور امنیتی عوض میکنن، وزیر امور خارجه عوض میکنن، وزیر جنگ عوض میکنن، هی اینور اونور میگن ایران ال ایران بل، چون که چشم ندارن ایران قدرتمند رو ببینن. تو نگاه اینا ایران هیچوقت دیگه نباید قدرتمند بشه، ایران همیشه باید قحطی و گرسنگی باشه مثه زمان قاجارا، باید کل ایران وبا و حسبه و مریضی باشه و مردم نون نداشته باشن بخورن. مردم باید اینقدر بدبخت بشن که همه‌ی فکر و ذهنشون بشه اینکه فقط یه تیکه نون و یه جرعه آب گیر بیارن که فقط نمیرن و اونوقت اینا بیان نفت و مال، خاک و خونه و همه چیز مارو صاحاب بشن.

ایران قدرتمند امروز، مثل خاریه تو چشم دنیا. خیلی از استانداردایه این مفتخورا دوره. ولی خوب، اونا هم میدونن از کی و از کجا شروع کنن.

از قدیم گفتن عرب رو شکمشو سیر کن و‌بهش حکومت کن، ایرانی رو‌ گشنه نگه دار بهش حکومت کن. حداقل تو دویست سال گذشته که خودم دیدم و‌خوندم که هرجا که هموطنای من شکمشون تا حدی سیر شده، دنبال شر گشتن و شروع کردن به چیزای دیگه فکر کردن.

امروز که ایرانیا گشنه نیستن، امروز که ایرانیا دغدغه‌شون شده چرا سفر خارج نمی‌ریم و‌چرا دور دنیا و نمیگردیم و چرا استیک فیله مینیون نمیخوریم، وقت خوبیه که مفتخورای خارجی دوباره اینارو شانتاژ کنن و دوباره خودشون رو بندازن به جون خودشون و یک‌بار دیگه از درون خوردشون کنن و برگردوننشون به همون دوره قاجار. دوره‌ی قاجاری که نه آب بود، نه برق بود، نه گاز بود، نه راه بود، نه قطار و نه... به واقع ما دنبال چی بودیم؟

هیچوقت معادله بازی رو درک نکردیم. همیشه دستمونو رو به خارجیا دراز کردیم به خیال اینکه حقمون رو بگیریم. این ملت عمریه که نفهمیده از کجا خورده و چه کار سختی بوده حکومت بر این ملت.

خدا به همه‌ی خیرخواهان این مرز و خاک قوت بده و به همه‌ی ابله‌هایی که با نادانی عمری خیانت کردن رو نابود کنه. این دعای سال جدید من.

#هموطن #به_خانه_برگرد بیا تا #ایرانمان را #باهم #آبادتر بسازیم.

#minimaliran #foodart #insiran #instairanian #ig_captures #insta_iran #igerpersia #iranshots #ig_persia #iranpx
Read more
. دیروز حین پیاده شدن از تاکسی فهمیدم کیف پولم نیست همه ی جیب هایم را گشتم نبود که نبود دسته گلی ...
Media Removed
. دیروز حین پیاده شدن از تاکسی فهمیدم کیف پولم نیست همه ی جیب هایم را گشتم نبود که نبود دسته گلی که برای تو گرفته بودم روی ماشین گذاشتم، تا دقیق تر بگردم راننده های پشت سر مدام بوق می زدند که برو آقا برو راه را بند آوردی افسر همیشه لاغر هم از کجا ، نمی دانم ولی یک مرتبه سبز شد پیرمرد را جریمه ... .
دیروز حین پیاده شدن از تاکسی
فهمیدم کیف پولم نیست
همه ی جیب هایم را گشتم
نبود که نبود
دسته گلی که برای تو گرفته بودم
روی ماشین گذاشتم،
تا دقیق تر بگردم
راننده های پشت سر مدام بوق می زدند
که برو آقا برو راه را بند آوردی
افسر همیشه لاغر هم
از کجا ، نمی دانم
ولی یک مرتبه سبز شد
پیرمرد را جریمه ای سنگین کرد
بی نوا به اجبار کنار زد
ترمز دستی را کشید
بیرون آمد و از ته دلش التماس
که من زن و بچه دارم ننویس
جان مرتضی علی بی خیال ِ این بار شو
طبق معمول بی فایده تر از بی فایده بود
حالا او چند برابر کرایه ای که من نداشتم
بدهکار بود و من
مات و مبهوت که چه کاری باید کرد
کمی دور و اطرافش قدم زدم
گفتم به خدا من نمی خواستم این طور شود
من با نامزدم قرار دارم باید بروم
آدرسی ، چیزی ، بدهی
هر چقدر بگویی برایت می فرستم
خنده ای تلخ زد و گفت
تقصیر تو نیست
هر وقت روی زنم دست بلند می کنم
این طوری می شود
باز خدا را شکر یک کشیده بیشتر نزدم
این را گفت و سوار ماشینش شد
ماشینی که دسته گلی زیبا را
با خودش به خانه می برد

رسول ادهمی
Read more
. . هر چی ک داری و هر چی ک نداری دنیا پر از آدم هایی است ک اونچه تو داری رو ندارند و اونچه تو نداری رو ...
Media Removed
. . هر چی ک داری و هر چی ک نداری دنیا پر از آدم هایی است ک اونچه تو داری رو ندارند و اونچه تو نداری رو دارند !!! و این قانون نانوشته و زیبایی است ک همه ما رو ولو با نیازهامون به هم گره میزنه توی زمین خدا بسیاری هستند که تو دقیقا همون کسی هستی ک برای کامل کردن پازل زندگی شون نیازی یکی دست های قوی و بزرگی ... .
.
هر چی ک داری
و هر چی ک نداری
دنیا پر از آدم هایی است ک اونچه تو داری رو ندارند
و اونچه تو نداری رو دارند !!!
و این قانون نانوشته و زیبایی است ک همه ما رو ولو با نیازهامون به هم گره میزنه
توی زمین خدا بسیاری هستند
که تو دقیقا همون کسی هستی ک برای کامل کردن پازل زندگی شون نیازی
یکی دست های قوی و بزرگی داره اما برای نوازش موهاش به دست های ظریف و کوچیک نیاز داره
و دیگری قلب مهربونی داره ک برای آرامش دنیای پر آشوب دیگری نیاره .
.
.
.
.
یک ویدئو قشنگی دیروز دیدم
دختری ک یک دستش قطع بود و پسری ک پا نداشت
با هم شریک شده بودند
داشته ها و نداشته هاشون رو !
شاید اگر اون دختر و پسر توقع فرد کامل و سالمی رو هر کدوم می کردند همیشه محکوم به تنهایی و حال بد میشدند ! اما حتما با یک ارزیابی صحیح و درست اول نسبت به خودشون و بعد تعدیل خواسته هاشون و هماهنگ سازی شرایط و نگاه عاقلانه در کنار هم به تکامل خودشون رسیدن ....
.
.
.
کامل شدن پس شاید اولین قدمش در درون خودمون باید اتفاق بیوفته
کی هستم ؟
نقاط قوت و ضعفم چیست ؟
چه نیازهایی دارم ؟
چه امکانات و افراد و شرایط و ....
خلاصه عاقلانه تر گاها باید نگاه کنیم ....
مثلا ممکنه من یک نوجوان هجده ساله و دم کنکور در یک روستا هستم و عاشق یک خانم دکتر ۳۵ ساله در لس آنجلس شدم
از طرفی یک دختر همسایه شانزده ساله هم هست که چشم های زیبایی داره و صاحب نگاه های گرمیه بهم و همین طور دست هایی مهربان که بوی نان گرمشون همیشه وسط حیاط خانه ما پررررره ....
تو کدوم رو انتخاب می کردی ؟
و چرا ؟؟؟
.
.
.
.
عالم رویا و سقف خیال کسی را تخریب نباید کرد و هیچ خیالبافی رو نباید هم محکوم کرد اما از عقل تا رویا فاصله همیشه زیاده ....
و خوشبختی حقیقی اونقدر که منوط به زاویه نگاه ماست شاید به هیچ چیز دیگه ای مربوط نباشه ...
تو چی فکر میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟
من ک فکر میکنم کنار اون دختر شانزده ساله لبخندها می توست عمیق تر و از عمق دل بلندتر باشه تا کسی که شاید حتی به عنوان یک دوست ساده هم قبولم نکنه !! .
.
Read more
من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه ...
Media Removed
من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا خورده ام قطره ام امّا هزاران رود ِ جاری در من است غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ... من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست
من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا خورده ام قطره ام امّا هزاران رود ِ جاری در من است
غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام...!!!
Read more
وقتی از همه چی خسته و نا امید میشم تو دلم به خودم میگم خدا رو شکر که تو رو تو زندگیم دارم پس بی خیال دنیا<span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️
Media Removed
وقتی از همه چی خسته و نا امید میشم تو دلم به خودم میگم خدا رو شکر که تو رو تو زندگیم دارم پس بی خیال دنیاوقتی از همه چی خسته و نا امید میشم
تو دلم به خودم میگم
خدا رو شکر که تو رو تو زندگیم دارم
پس بی خیال دنیا❤️❤️
 #وحید_رحیمیان پرده اول #عقل هایمان یک اندازه نیست #احساسات هم تفاوت معیارهای بعضی با بقیه ...
Media Removed
#وحید_رحیمیان پرده اول #عقل هایمان یک اندازه نیست #احساسات هم تفاوت معیارهای بعضی با بقیه از زمین است تا اسمان بعضی ها را نمیشود در چهارچوب ها و در دقیقه ها محبوس کرد زمان و مکان را هرگز نمیشناسند اگر به انها بگویی یک دقیقه چیزی نگو شاید چند ثانیه محض رضای دلت چیزی نگویند ولی کمی بعد تر حرفش ... #وحید_رحیمیان
پرده اول

#عقل هایمان یک اندازه نیست
#احساسات هم
تفاوت معیارهای بعضی با بقیه از زمین است تا اسمان
بعضی ها را نمیشود در چهارچوب ها و در دقیقه ها محبوس کرد
زمان و مکان را هرگز نمیشناسند

اگر به انها بگویی یک دقیقه چیزی نگو شاید چند ثانیه محض رضای دلت چیزی نگویند ولی کمی بعد تر حرفش را میزند و میگوید یک دقیقه من تمام شد
و تو نگاه میکنی به ساعتت که هنوز اول راه است
اگر به انها بگویی از جایت تکان نخور و از این محدوده خارج نشو ، بعد از لحظه ای جابجا میشود ، شاید مثل فنری که از جا در میرود
اما به خیال خودش جایش همانجاییست که خودش میخواهد و هنوز از محدوده اش خارج نشده

یک مربی بلکه تمام مربی ها هم به انها بگوید #دیسیپلین ، فایده ندارد
قانون گذاری برای این جماعت خنده دار و بی معناست
باید و نباید هم

نهایت ماجرا باید به انها دوباره #فرصت داد برای #جبران
حتی اگر قانون بازی این نباشد

پرده دوم

بعضی ها هستند که میخورند و چپاول میکنند
برمیدارند و سعی میکنند یادشان برود سر جایش بگذارند
هر چه به آنها بگویی #مسئولیت جای پر کردن جیب خودت و خانواده و بستگان و وابستگان تو نیست در سرشان نمیرود

بزرگ یک ملت بگوید #مردم_گله_مندند بیایید در این چند سال مسئول بودنتان به درد #مردم برسید ، نه مردم را باور میکنند نه دردشان را

خدا بگوید پیغمبر بگوید ، کتاب و احادیث و یک ملت به آنها بگوید ، فایده ندارد

چاره کار این جماعت سختگیری در اجرای #قانون است و اشد مجازات
هر چه دل جماعت اول پاک است و اماده پذیرش اشتباه و اعتراف به اشتباه ، جماعت دوم لجوج است و سرکش
هر چه جماعت اول لایق بخششند و مهربانی ، جماعت دوم غیر قابل بخشش و لایق به قاطعیت

صد حیف که گاهی ادمها را با هم اشتباه میگیرند
ضابطان قانون و قضا

پس نوشت نظر شخصی

#رحیمیان وقتی #استند_آپ #کمدی خودش رو تموم کرد که جناب #رامبد_جوان اومد و جلوی وحید اونطوری از #آیت_بیغم تعریف کرد
این پسر سراسر احساس همونجا تموم شد
باید یاد بگیره پوست کلفت بشه
قبل از کمدین شدن
Read more
. خدا همیشه هست حتما نباید بیاد ور دلت بشینه و تا گفتی فلان چیز و فلان کسی رو می خوای سریع واست آماده کنه ...
Media Removed
. خدا همیشه هست حتما نباید بیاد ور دلت بشینه و تا گفتی فلان چیز و فلان کسی رو می خوای سریع واست آماده کنه بودن خدا تو یه لحظه های که باور نداری همیشه ثابت میشه یا با حضور یه نفر یا با یه اتفاقی غیر قابل باور می تونم بگم تو همون یه نفر بودی همونی که می تونست چراغ خاموش قلب منو روشن کنه همونی که می تونست مسیر ... .
خدا همیشه هست حتما نباید بیاد ور دلت بشینه و تا گفتی فلان چیز و فلان کسی رو می خوای سریع واست آماده کنه
بودن خدا تو یه لحظه های که باور نداری همیشه ثابت میشه یا با حضور یه نفر یا با یه اتفاقی غیر قابل باور
می تونم بگم تو همون یه نفر بودی
همونی که می تونست چراغ خاموش قلب منو روشن کنه
همونی که می تونست مسیر سرد و یک نواخت جاده زندگی مو تبدیل کنه به جاده چالوس تو فصل بهار
می دونی تو اوج بد بیاری های زندگی یه نفر باید باشه که بهت یه انرژی بده واسه مندن واسه تلاش کردن
خدا تورو بهم داد تا بفهمم که جاده زندگی مثل بقیه جاده ای که رفتم نیست که تنهای و بی خیال برم نه جاده زندگی
از اون جاده هاست که نباید با عشق رفت با تو .
#حسین_رمضانی
. 💙
Read more
. ارزویی است مرا در دل که روان سوزد و جان کاهد هردم ان مرد هوسران را با غم و اشک و فغان خواهد به ...
Media Removed
. ارزویی است مرا در دل که روان سوزد و جان کاهد هردم ان مرد هوسران را با غم و اشک و فغان خواهد به خدا در دل و جانم نیست هیچ جز حسرت دیدارش سوختم از غم و کی باشد غم من مایه ی ازارش شب در اعماق سیاهی ها مه چو در هاله ی راز اید نگران دیده به ره دارم شاید ان گمشده باز اید سایه ای تا که به در افتد من ... .
ارزویی است مرا در دل
که روان سوزد و جان کاهد

هردم ان مرد هوسران را

با غم و اشک و فغان خواهد

به خدا در دل و جانم نیست

هیچ جز حسرت دیدارش

سوختم از غم و کی باشد

غم من مایه ی ازارش

شب در اعماق سیاهی ها

مه چو در هاله ی راز اید

نگران دیده به ره دارم

شاید ان گمشده باز اید

سایه ای تا که به در افتد

من هراسان بدوم بر در

چون شتابان گذرد سایه

خیره گردم به در دیگر

همه شب در دل این بستر

جانم ان گمشده را جوید

زین همه کوشش بی حاصل

عقل سر گشته به من گوید

زن بد بخت دل افسرده

ببر از یاد دمی او را

این خطا بود که ره دادی

به دل ان عاشق بد خو را

ان کسی را که تو می جویی

کی خیال تو به سر دارد

بس کن این ناله و زاری را

بس کن او یار دگر دارد

لیکن این قصه که می گوید

کی بنرمی رودم در گوش

نشود هیچ ز افسونش

اتش حسرت من خاموش

می روم تا که عیان سازم

راز این خواهش سوزان را

نتوانم که برم از یاد

هر گز ان مرد هوسران را

شمع ای شمع چه می خندی؟

به شب تیره ی خاموشم

به خدا مردم از این حسرت

که چرا نیست در اغوشم
Read more
لطفاً با دقت بخوانيد ... اما آن مجالس را شیخ صدوق در کتاب توحیدش روایت می کند از ابی منصور متطبّب که ...
Media Removed
لطفاً با دقت بخوانيد ... اما آن مجالس را شیخ صدوق در کتاب توحیدش روایت می کند از ابی منصور متطبّب که گفت: یکی از اصحابم برایم نقل کرد که من و «ابن ابی العوجاء» و «ابن مقفّع» در مسجد الحرام بودیم، ابن مقفّع گفت: «این خلق را می بینید (و اشاره کرد به جماعتی که در مسجد دور خانه خدا طواف می کردند) در اینها کسی ... لطفاً با دقت بخوانيد ...
اما آن مجالس را شیخ صدوق در کتاب توحیدش روایت می کند از ابی منصور متطبّب که گفت: یکی از اصحابم برایم نقل کرد که من و «ابن ابی العوجاء» و «ابن مقفّع» در مسجد الحرام بودیم، ابن مقفّع گفت: «این خلق را می بینید (و اشاره کرد به جماعتی که در مسجد دور خانه خدا طواف می کردند) در اینها کسی نیست که لیاقت اسم انسانیت را داشته باشد مگر آن شخصی که آنجا نشسته (و اشاره به حضرت صادق علیه السّلام نمود) و باقی همه این مردم حیوانات و حشرات اند!» رفیق او ابن ابی العوجاء به او گفت: چگونه برای این شخص این امتیاز را قائل شدی؟
گفت: چون نزد او دیده ام چیزهایی که نزد هیچ کس غیر از او ندیده ام.
ابن ابی العوجاء در جواب گفت: باید او را امتحان کرد ببینیم این طور است که می گویی یا خیر.
ابن مقفّع به او گفت: این کار را نکن می ترسم اگر نزد او بروی و محاجه کنی طوری به تو کند که تو دست از مسلک خود (یعنی دهری بودن) برداری.
ابن ابی العوجاء به او گفت: بلکه می ترسی که من او را امتحان کنم و معلوم شود حرفی که در باره او زده ای درست نبوده.
ابن مقفّع به او گفت: حال که این خیال را کرده ای پس بلند شو و به نزد او برو و هر چه می توانی پاینده خود باش که تو را به زانو در نیاورد،
پس ابن ابی العوجاء به طرف آن حضرت روان شد.
راوی می گوید: من و ابن مقفّع ماندیم تا برگردد، طولی نکشید که برگشت و به ابن مقفّع گفت: «این شخص از جنس بشر نیست و اگر در دنیا یک روحانی مجرّد باشد که هر وقت خواسته باشد مجسم شده و آشکار گردد و هر وقت خواسته روح محض و در باطن باشد این شخص است که گفتی.»
من رفتم و پهلوی او نشستم، جماعتی نزد او بوده گذاشت تا همه رفتند رو به من کرد و گفت: اگر مطلب این طور است که این مردم که دور خانه طواف می کنند می گویند که صانعی دارند- و البته این طور است-، پس اینها اهل سلامت و شما اهل هلاکتید که قائل به صانع خود نشده اید، و اگر مطلب این طور است که شما می گوئید- و البته این طور نیست- پس آنها ضرری نکرده اند.
من به او گفتم: مگر ما چه می گوئیم و این مردم چه می گویند ما و این مردم حرفمان یکی است.
گفت: چگونه حرفتان یکی است؟ اینها قائلند صانعی دارند که ایشان را آفریده و می میراند و دو مرتبه برای ثواب و عقاب بر حسب عمل، ایشان را زنده می کند و شما عقیده تان این است که عالم بی صانع است.
ابن ابی العوجاء گفت: من این کلمه را از او غنیمتی دانسته، گفتم:
فرصت را از دست ندهم. به او گفتم اگر این طور است که تو می گوئی،
بقيه در كامنت بعدي...
Read more
وقتی خیلی بچه بود خیلی خیلی زیاد مدرسه نمیرفتم، میرفتم جلو اینه با خودم صحبت میکردم، وقتی دوم‌دبستان ...
Media Removed
وقتی خیلی بچه بود خیلی خیلی زیاد مدرسه نمیرفتم، میرفتم جلو اینه با خودم صحبت میکردم، وقتی دوم‌دبستان بودم میرفتم مثل مجریای تلویزیون شروع میکردم‌صحبت کردن از کارایی که میخوام بزرگ شم انجام بدم😎 با خواهرم همیشه وقتی بازی میکردیم من ادمی میشدم که از صفر به صد میرسه و به همه ی ارزوهاش میرسه ، یه بار ... وقتی خیلی بچه بود خیلی خیلی زیاد مدرسه نمیرفتم،
میرفتم جلو اینه با خودم صحبت میکردم، وقتی دوم‌دبستان بودم میرفتم مثل مجریای تلویزیون شروع میکردم‌صحبت کردن از کارایی که میخوام بزرگ شم انجام بدم😎
با خواهرم همیشه وقتی بازی میکردیم من ادمی میشدم که از صفر به صد میرسه و به همه ی ارزوهاش میرسه ، یه بار سوم دبستان بودم کتاب اموزش زبان انگلیسیِ بابامو‌برداشتم و چمدونمم بستمو یه نامه رو تختم گذاشتم که من دارم میرم امریکا😐 خونه درست میکنم درس میخونم بز‌رگ میشم ، مامان دم در خونه من گرفت گفت کجا گفتم امریکا شاید باورتون نشه نه مسخرم کرد نه دعوام فقط گفت حالا چمدونت بزار بعدا با هم میریم منم خیلی سریع قانع شدم چون دردسرش کمتر بود❤️😕 بزرگ تر که شدم یه دوست صمیم داشتم از بچه گی راهنمایی بودیم از خواب پا میشدیم شروع به پلن ریختن میکنیم دانشگاه میریم امریکا یه خونه میگیریم من تو ارایشگاه کار میکنم اون تو فشن دیزاین😕😎 بزرگتر شدیم هرشب که میخوابیدم ارزوهامو مینوشتم میخوندم بوس میکردم میخوابیدم😕❤️ یه روزی خسته شدم از این کار همشونو سوزاندم و بیخیال خیال پردازی شدم گفتم الان وقتشه که دیگه عمل کنم😎 شاید باورتون نشه انقدر کار کردم کار کردم بعضی شبا از پا درد و دست درد خوابم نمیبرد!! ارزوهام‌بزرگ ولی ادما دست کمم میگیرفتن یادم یه ادمی که هنوزم هست بهم گفت این کارو بدیم به تو ،، تو که بچه اییی!!!! (الان هم این پستو داره میخونه،، شمایی که اینو خوندی یه معذرت خواهی به من بدهکارینااااامن بعد چهار سال هنوز ناراحتم ازین حرف واقعا وجدان داری بیا معذرت خواهی کن)😎😎😎😎😎😔 شاید باورتون نشه بغض کردم تو تنهایی گریه ها کردم ولی ... انجامش دادم همون بچه... این حرفش باعث شد من مصمم تر بشم ،،، گذشت پس انداز کردم حرفها شنیدم دردا کشیدم 😑😔 ولی جا خالی نکردم ❤️خیلیا امدن نامردی کردن بخشیدمشون🙂که بشم یه انسان ،،، هرشب با خدا حرف میزدم و میگفتم من میخوام توهم کمکم کن🙏خیلیا مسیج میدید که خوش بحالن پولداری الی بلی ،،، اینا پول نیست اینا یه ایمان که باید به خودت داشته باشی 😍😍🌹من خودمو باور کردم🙂شما هم باور کنید🙏
خیلیییی کارااااا هنوز دارممم برای انجام دادنشون ،،،🙏🌹
نیاز بود یکسری ها یه چیزایو بدونن🙂
اگر غلط دارم ببخشید حوصله باز خوانی شو مدارم صرفا یهویی نوشتم
Read more
. تقدیم به فالوئر نه ، آقایون فلاور سفره خونه ( بخدا میدونیم فالوئر درسته اما همگی فالوئرهای ما فلاور ...
Media Removed
. تقدیم به فالوئر نه ، آقایون فلاور سفره خونه ( بخدا میدونیم فالوئر درسته اما همگی فالوئرهای ما فلاور هستند ). . . از دیشب تا حالا آقایون کولاک کردند و از اون گوشه کنارا مرتب داره تو پست ها سر و کله هاشون پیدا میشه ! . دقیقا انگار آب تو لونه ی مورچه ها ریختند !! ایکاش زودتر پست میذاشتیم .🤔 . تو ... .
تقدیم به فالوئر نه ، آقایون فلاور سفره خونه ( بخدا میدونیم فالوئر درسته اما همگی فالوئرهای ما فلاور 🌺 هستند ).
.
.
از دیشب تا حالا آقایون کولاک کردند و از اون گوشه کنارا مرتب داره تو پست ها سر و کله هاشون پیدا میشه ! 🌺
.
دقیقا انگار آب تو لونه ی مورچه ها ریختند !! 😂😂 ایکاش زودتر پست میذاشتیم .🤔😉😁
.
تو خونه ی ما تندترین فلفل سهم آقای خونه ست . البته نه از باب بدجنسی که از سر محبت و سپاس ! 😁😂
.
این فلفل های سبز تازه رو تو تجریش میفروختند . ترفند جدیدی برای خرید فلفل یاد گرفتم که بهتون یاد میدم وگرنه میمونه رو دست تون .
.
من عاشق فلفل شیرین شمالم . اصلا فلفل چیه ، خیار بگو !! قبلنا که میخواستم فلفل شیرین بخرم به فروشنده میگفتم : فلفلا تند که نیستند ؟!! من ساده چه میدونستم این مرد رند الان فلفلای تندو میخواد به اسم فلفل شیرین بهم بندازه !! نگو حواسم هم نبوده و طرف از چشم ها و قیافه ای که موقع گفتن “تند” بخود میگرفتم تا آخرش میخوند !😫
.
اما میاوردم خونه میدیدم تنده . البته همش سهم آقای همسر میشد .
.
جدیدا یاد گرفتم بهشون رکب میرنم ! 😂😂 قیافه خیلی بی خیال به خودم میگیرم 🙂و میگم : این فلفلاتم که شیرینه بابا !!!😉🤭🙄😁 از ترس اینکه مبادا نخرم . مجبور میشه راستشو بگه !! بندو آب میده و لاکردار میگه : تند نگو . آتیش بگو !! عینهو موتور جت میسوزی !!! 🙄🙊🤔🤨😳🤨 بی معرفت !! اونوقت منم میگم : پس مال خودت !! 🙄 من فلفل شیرین میخواستم !!!!! 😂😂😂😂😂😂😂
.
.
آدم زیاد که بره بازار ، میشه بچه ی بازار ! میشه یه پا بازاری !!! قواعد بازار حکم میکنه که زبونشون رو یاد بگیری . 😁
.
.
آقایون خوشامدید . لطفا تو کامنتها شرکت کنید و هرجا لازمه اطلاعات بدید و ما رو از نظرات تون آگاه کنید . سپاسگزار حضورتون هستیم . 🌺🙏🌺🙏 .
.
فقط اگه یه وقت طبق عادت همیشگی دستمون رفت روی آیکون های ❤️😍💋به بزرگی خودتون ببخشید !!😂😂😂 منظوری نداریم و طبق عادته !! چشمامونم که خوب نمی بینه !! 😁😂 قبلا بگم که ما سابقه مون یه کم بده مبادا سوتفاهم پیش بیاد ! 🙈هرچند که جای مادر و خواهرتون هستیم . خدا مادر و خواهرتون رو حفظ کنه و همیشه تن تون سالم باشه . 🌺🙏😍
.
.
.
امضاء : بچه ی کف بازار 😂 ( بقول یکی از فلاورامون 😉😂🙏🌺)
.
.
لطفا روش تشخیص فلفل تند و شیرین رو بنویسید . 🙏
بنظر من فلفل های عضلانی و پررنگ تند هستند اما گاهی درست درنمیاد . .
.
#فلفل_سفره_خونه #میوه_و_سبزی_سفره_خونه #سفره_خونه #sofrehkhune
Read more
نسل ما در برابر جهان هستی ،پیچیدگی ها و شگفتی هایش در برابر زیبایی ها و دشواریهایش و هر آنچه پیرامونش ...
Media Removed
نسل ما در برابر جهان هستی ،پیچیدگی ها و شگفتی هایش در برابر زیبایی ها و دشواریهایش و هر آنچه پیرامونش رخ می داد چندان لازم نبود ذهنش را به چالش بکشد و دنبال چرایی پدیده ها برود ما برای تمام پرسش هایمان یک پاسخ ساده و دم دست داشتیم ، و آن _خدا _بود . جهان را او آفریده بود و هر پیشامدی هم که رخ می داد یا خواست او ... نسل ما در برابر جهان هستی ،پیچیدگی ها و شگفتی هایش در برابر زیبایی ها و دشواریهایش و هر آنچه پیرامونش رخ می داد چندان لازم نبود ذهنش را به چالش بکشد و دنبال چرایی پدیده ها برود ما برای تمام پرسش هایمان یک پاسخ ساده و دم دست داشتیم ، و آن _خدا _بود . جهان را او آفریده بود و هر پیشامدی هم که رخ می داد یا خواست او بود، یا حکمت او بود و اگر دشواری رخ می داد قطعا در حال امتحان کردن ما بود. اینگونه بود که بشر هم نسل من نیازی ندید فکر کند و برای دست یافتن به حقیقت خود را به دردسر بیندازد . در مدرسه هم یک کتاب دینی و معلم دینی تر وجود داشت که در دانشگاه هم خِرِ ما را چسبیده بود و بی خیال ما نمی شد.
از آن جمله پرسش هایی که به یقین می توانم بگویم همه ی ما یک پاسخ واحد گرفته ایم در باب خلقت انسان بوده است و اینکه پدر و مادر عزیز من چگونه به وجود آمدم؟
همه ی ما یک جواب واحد دریافت کرده ایم. و آن چیزی نیست جز اینکه _ خدا تو را آفریده_اگر اشتباه می گویم با پشت دست بزنید بر دهانم .
حتی در همین زمان هم بارها من از پسرم که ماه آینده نُه ساله می شود شنیده ام این جمله ی _ خدا آفریده است_ را .

چند وقتی می شد که داشتم با خودم کلنجار می رفتم تا با آراد در رابطه با اینکه چگونه به وجود آمده است گفتگو کنم اما از بس که این حرف ها مثبت هجده سال به نظرمان می رسد از بازگو کردنش فرار می کردم . تا اینکه پسر جان خودش دیروز نشست کنار من و پدرش و خیلی یکدفعه و بی مقدمه پرسید: من چگونه به وجود آمدم؟

ادامه دارد
Read more
چشمهایش . پرده اول_ دوباره یکی دیگر از پس زمینه های ذهنم محو شد و صورتی دیگر جایش نشست. تا امروز وقتی ...
Media Removed
چشمهایش . پرده اول_ دوباره یکی دیگر از پس زمینه های ذهنم محو شد و صورتی دیگر جایش نشست. تا امروز وقتی جایی می شنیدم " چشمهایش " ذهنم پرواز می کرد و بر کتاب چشمهایش بزرگ علوی می نشست. ساعت ها با ذوق فراوان در موردش کلمات را پشت سر هم ردیف می کردم تا به خیال خودم یکی از زیباترین عاشقانه ها را ستایش کنم. اما ... چشمهایش
.
پرده اول_ دوباره یکی دیگر از پس زمینه های ذهنم محو شد و صورتی دیگر جایش نشست. تا امروز وقتی جایی می شنیدم " چشمهایش " ذهنم پرواز می کرد و بر کتاب چشمهایش بزرگ علوی می نشست. ساعت ها با ذوق فراوان در موردش کلمات را پشت سر هم ردیف می کردم تا به خیال خودم یکی از زیباترین عاشقانه ها را ستایش کنم. اما از امروز هر جا بشنوم " چشمهایش " یاد نفوذ چشمان تو می افتم که غیرت و شجاعت را فریاد می زند محسن من.
.
پرده دوم_ آتش خیمه ها پشت سرت زبانه می کشد محسن. قرار نیست مردی که در کربلاس با اینکه سربلند است، سرش بلند باشد. محسنم هر چیز قیمتی دارد. حال تو بگو سری که بر دامن حسین نشسته است چند می ارزد!!؟؟؟ سری که انگشتان حسین موج وحشی موهایش را شکافته و پیش رفته آیا ارزش جدا شدن از تن را ندارد!!؟؟؟ هم من این را می دانم و هم تو. هم من میدانم، هم تو و هم آن ها که خنجرشان آفتاب را در رخ خود کشیده. محسن کاش سر ما هم قیمتی بود اما چه کنیم که هر گناه کاری را در خیمه خواص حسین راه نیست.
.

پرده سوم_ محسن، امیدوارم مادرت و پدرت ندیده باشند آنچه را من دیدم. محسن چقدر شبیه اکبر حسینی!!! یکه و تنها، در میان فرزندان شیطان. آنجا شمشیرها هماهنگ بالا میرفتند و همزمان پایین می آمدند اما اینجا مشت ها، چماق ها و قنداق اسلحه ها بدون هیچ نظم و ترتیبی بالا می رفتند و پایین می آمدند. اما پدر و مادرت نبودند تا ببینند این فراز و فرودهای بی نظم را. لا یوم کیومک یا اباعبدلله😭😥😭😥
.
پ.ن: وقتی قلبم درد میگیرد و دنیا برایش تنگ میشود نمیفههم چی می نویسم. نگاه هم نمیکنم چی نوشتم چی ننوشتم. چون برای دلم مینویسم و بس. گور پدر هرچه قواعد نگارشی و دستوری و فوت و فن نوشتن. .

پ.ن2: آنهایی که گلویتان که هیچ، جاهای دیگرتان را هم جر دادید برای سلفی های شنیع و حقارت بار مجلس که از اون طیف بودن و از این طیف بودن، چرا خفه خون گرفتید؟؟؟ اونهایی ک از حاج صفی و شجاعی حمایت کردین و هشتک و تشتک ساختین چرا لال شدید؟؟؟ آی اونایی ک free را ترند برتر کردید چرا هشتکی را ترند نمیکنید که آتش دلمان آرام گیرد.
.

پ.ن3: مسوولان بی غیرت نظام جمهوری اسلامی ایران اگر عکس های سلفی تان را انداختید، اگر سهمتان را از کابینه گرفتید، اگر برای آزادی خطوط قرمزتان از زندان گل ریزان کردید.... هیچی. هیچ کاری لازم نیست بکنید. برید بمیرید خود مردم میدونن چکار کنن.
.

پ.ن4: دارم میسوزم. امان از دل پدر و مادرت محسن. من از خواب و خوراک و زندگی افتادم چه برسه ب اونا. من دارم میمیرم. خدا به اونا صبر بده
#شهید #محسن_حججی #مدافعان_حرم #سوریه
Read more
قايقى خواهم ساخت... با کدام عمر دراز؟ نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند. با تبر روز و شبش، بر درختان ...
Media Removed
قايقى خواهم ساخت... با کدام عمر دراز؟ نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند. با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد. سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت... پس بگو ای سهراب؛ شعر نو خواهم ساخت! بیخیالِ قایق... یا که میگفتی: تا شقایق هست زندگی باید این سخن یعنی چه؟ با شقایق باشی، زندگی خواهی کرد. ورنه این شعرو سخن، ... قايقى خواهم ساخت... با کدام عمر دراز؟ نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند. با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد. سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت... پس بگو ای سهراب؛ شعر نو خواهم ساخت! بیخیالِ قایق... یا که میگفتی: تا شقایق هست زندگی باید این سخن یعنی چه؟ با شقایق باشی، زندگی خواهی کرد. ورنه این شعرو سخن، یک خیال پوچ است... پس اگر میگفتی: تا شقایق هست، حسرتی باید خورد، جمله زیبا میشد... تو ببخشم سهراب، که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی کردم،
به خدا دلگیرم... از تمام دنیا، از خیال و رویا! به خدا دلگیرم، به خدا من سیرم. در جوانی پیرم! زندگی رویا نیست، زندگی پردرد است، زندگی نامرد است....
Read more
قایقی خواهم ساخت... با کدام عمر دراز؟! نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند، با تبر روز و شبش، بر ...
Media Removed
قایقی خواهم ساخت... با کدام عمر دراز؟! نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند، با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد، سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت... پس بگو ای سهراب؛ شعر نو خواهم ساخت...! بیخیالِ قایق... یا که میگفتی، تا شقایق هست زندگی باید کرد...؟ این سخن یعنی چه...؟!! با شقایق باشی؛ ... قایقی خواهم ساخت... با کدام عمر دراز؟!
نوح اگر کشتی ساخت،
عمر خود را گذراند،
با تبر روز و شبش،
بر درختان افتاد،
سالیان طول کشید،
عاقبت اما ساخت... پس بگو ای سهراب؛
شعر نو خواهم ساخت...!
بیخیالِ قایق...
یا که میگفتی،
تا شقایق هست زندگی باید کرد...؟
این سخن یعنی چه...؟!!
با شقایق باشی؛
زندگی خواهی کرد...
ورنه این شعرو سخن،
یک خیال پوچ است...
پس اگر میگفتی؛
تا شقایق هست،
حسرتی باید خورد؛
جمله زیباتر میشد...!
تو ببخشم سهراب...
که اگر در شعرت،
نکته ای آوردم،
انتقادی کردم؛
به خدا دلگیرم،
از تمام دنیا،
از خیال و رویا؛
به خدا دلگیرم،
به خدا من سیرم
Read more
. . کلا خواب زیاد می بینم اینم از لطف خدا میدونم خیلی چیزها رو تو خواب گاهی متوجه میشم ک خیلی کمک حاله ...
Media Removed
. . کلا خواب زیاد می بینم اینم از لطف خدا میدونم خیلی چیزها رو تو خواب گاهی متوجه میشم ک خیلی کمک حاله از انواع و اقسام این خواب ها ک لطف خداست بگذریم میخوام یک قسمت از خواب دیشبم رو بهانه شرح مطلبی بکنم یک #بیمار بسیار بد حال میشناسم اطرافم تو خواب اونو میدیدم که داره به خدا مدام میگه منو ببر بسه ... .
.
کلا خواب زیاد می بینم
اینم از لطف خدا میدونم
خیلی چیزها رو تو خواب گاهی متوجه میشم ک خیلی کمک حاله
از انواع و اقسام این خواب ها ک لطف خداست بگذریم
میخوام یک قسمت از خواب دیشبم رو بهانه شرح مطلبی بکنم
یک #بیمار بسیار بد حال میشناسم اطرافم
تو خواب اونو میدیدم که داره به خدا مدام میگه منو ببر
بسه درد
بسه نمیتونم دیگه تحمل کنم و یک ریز این مکالمات رو یعنی با خدا داشت که ببرم ببرم
تو خواب تا شنیدم و متوجه حرف هاش با خدا شدم
به خودم اینو گفتم
کاش میشد بهش میگفتم
جای اینکه به خدا اصرار کنی زودتر برسی به اون چیزی که به خیال !!! خودت برات بهتره .... کاش می تونستی بفهمی خدا هر چی برات میخواد اونه که از همه چی برات بهتره !!!!!
کاش می تونستی بفهمی حتی یک ذره درد و رنج #بیماری باعث پاکی و طهارتت هست و ....
کاش بلد بودیم راضی به رضای خدا بشیم
و کاش می تونستیم بفهمیم خدا در هر لحظه برامون خیرمیخواد چون واقعا دوستمان داره ولو شکل خیر به شکل درد و رنج و اشک و ناراحتی های مختلف باشه...
.
.
.
کاش خدا رو بهتر می شناختیم
کاش دوستی ها و کمک ها و لطف هاش رو می شناختیم
کاش کمتر ناشکر و ناسپاس بودیم
کاش کمتر زبان شکوه داشتیم
کاش بیشتر سپاس گزاری و ادب و فهم و شعور داشتیم ....
آمین اول همه اش برای خودم و بعد برای هر کی دلش میخواد خدا رو بهتر بشناسه !
که اگر خدا رو به درستی می شناختیم قطعا به هر چه برامون میخواست با اشتیاق رضایت میدادیم و با قلبی آرام و مطمئن و راضی تسلیم خودش میشدیم ! اصل درد ما نفهمی هامونه.....
#الهی_ارحم_عبدک_الجاهل .
.
.
.
.
.
مربوط به تصویر : روزی یک سلام ساده و با دل دادن به امام حسین رو حداقل سعی کنیم مداومت کنیم ! حتی اگر حال مداومت به زیارت عاشورا نداری در حد یک سلام با توجه !! ترک نکن !
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله
.
.
Read more
_ حاج آقا دولابی ره: _ در جوانی اسبی داشتم. وقتی از کنار دیواری عبور می‌کرد و سایه‌اش به دیوار می‌افتاد، اسبم ...
Media Removed
_ حاج آقا دولابی ره: _ در جوانی اسبی داشتم. وقتی از کنار دیواری عبور می‌کرد و سایه‌اش به دیوار می‌افتاد، اسبم به آن نگاه و خیال می‌کرد اسب دیگری است. به همین خاطر خرناس می‌کشید و سعی می‌کرد از آن جلو بزند و چون هرچه تند می‌رفت، می‌دید هنوز از سایه‌اش جلو نیفتاده است؛ باز هم به سرعتش اضافه می‌کرد ... _
حاج آقا دولابی ره:
_
در جوانی اسبی داشتم. وقتی از کنار دیواری
عبور می‌کرد و سایه‌اش به دیوار می‌افتاد،
اسبم به آن نگاه و خیال می‌کرد اسب دیگری است.
به همین خاطر خرناس می‌کشید و سعی می‌کرد
از آن جلو بزند و چون هرچه تند می‌رفت،
می‌دید هنوز از سایه‌اش جلو نیفتاده است؛
باز هم به سرعتش اضافه می‌کرد تا حدی که
اگر این جریان ادامه پیدا می‌کرد مرا به کشتن می‌داد.
اما دیوار تمام می‌شد و سایه‌اش از بین می‌رفت،
آرام می‌گرفت.

در دنیا وقتی به دیگران نگاه کنی،
بدنت که مرکب توست می‌خواهد
در جنبه‌های دنیوی از آن‌ها جلو بزند
و اگر از چشم و همچشمی با دیگران
باز نگهش نداری، تو را به نابودی می‌کشد.

_

@tobaye_mohabat

_

#حاج_اسماعیل_دولابی
#حاج_آقا_دولابی
#حاج_آقا #دولابی
#استغفار #مومن
#عرفان #سلوک #شیعه
#الله #یاعلی #دعا
#دنیا #آخرت #نفس
#مؤمنين #ایمان #طوبای_محبت
#خدا #اجابت #آرامش #توبه
#مضطر #نابودی
#مرکب #اهل_بیت
#دنیوی #خیال
#طریق_وصل
#tarighe_vasl
Read more
یه چیز بگم خیلی جالبه<span class="emoji emoji1f60a"></span> اگه خدا دوستت داشته باشه وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به ...
Media Removed
یه چیز بگم خیلی جالبه اگه خدا دوستت داشته باشه وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به خصوص موقعی که داری واقعا گناه میکنی صداش به شدت واضح میشه...باهات حرف میزنه...خیلی هم نرم باهات حرف میزنه...بهت میگه: نکن...همین الانم میتونی برگردیا... برگرد..نکن... نکن... ادامه نده...برگرد اگه ... یه چیز بگم خیلی جالبه😊
اگه خدا دوستت داشته باشه
وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به خصوص موقعی که داری واقعا گناه میکنی صداش به شدت واضح میشه...باهات حرف میزنه...خیلی هم نرم باهات حرف میزنه...بهت میگه:
نکن...همین الانم میتونی برگردیا...
برگرد..نکن... نکن...
ادامه نده...برگرد🙏
اگه این صدا رو داری..بدون خدا خیلی دوست داره...
چون این صدارو خدا به کسایی میده که دوستشون داشته باشه...
وگرنه اگه خدا کسیو دوست نداشته باشه ..
اینطوری صداش نمیزنه
تا طرف یه راست بره جهنم!
خدا تو قران بار ها گفته نا امید نباشید ...من میبخشم..
دوستان خوبم ؟
پشیمونی بعد گناه یعنی خدا دوست داره....
باور کنید..
اگه خدا از تو خوشش نیاد...
هرگز کاری نمیکنه که پشیمون بشی...
مگه درباره سنت استدراج نشنیدی ؟
استدراج یعنی خدا به یه گناه کاری که ازش بدش بیاد انقدر نعمت میده که دیگه هرگز خدا خدا نکنه و صداش نزنه...😕
دیدی بعضی وقت ها میخوای گناه کنی...خیلی هم گناه باحالیه...اما یهو میگی ..ولش کن بابا...ارزش نداره..
اون لحظه خدا بود که منصرفت کرد...نه تو !
دوستان خوبم؟ خدا کسیو که برای پاکی تلاش کنه .. دوست داره..❤️
رضایت خدارو از درونت حس کن..از ارامشت...اگه ارامش نداری...خدا هم از تو راضی نیست...
به خدا
برای فهمیدن اینکه خدا ازت راضیه یانه
فقط کافیه به درونت توجه کنی...
ارومی یا متشنج ؟
میدونی...
خدا مثل آدما نیست...
زود راضی میشه و میبخشه..اصلا دنبال بهونست...
وگرنه بقیه فکر و خیال ها که خدا منو نمیبخشه وسوسه شیطانیه..👌
نگو گناهم بزرگه..رحمت خدا بزرگتره...
همین که نمیذاره گناهامون فاش بشه یعنی دوستمون داره..
خدا وقتی کسیو دوست داشته باشه کاری میکنه که به سمتی هدایت بشه...به سمت یه زندگی درست..
و یه سری ادم ها و سایت ها و کانال هارو بعدش تجربه میکنه تا هدایتش بشن..❤️🙏
برای فهمیدن عشق خدا نسبت به خودت به نشونه ها توجه کن..
همین... .
.
#خدا_منو_ببین
#خدایا_شکرت_که_هستی_و_برایمان_خدایی_میکنی
#خدایا_کمکم_کن
#خدایا_چنان_کن_سرانجام_کار_تو_خشنود_باشی_و_ما_رستگار
#خدایا_پناهمون_باش_که_جز_تو_پناهی_نیست
#الا_بذکر_الله_تطمئن_القلوب
#افوض_امری_الی_الله_ان_الله_بصیر_بالعباد
Read more
عشق که نبود خدا عشق بود. یه نقطه از عشق خدا رو اگه پیدا کنیم تو قلبمون لبریزش میکنه آخه میدونی کوچیکترینش ...
Media Removed
عشق که نبود خدا عشق بود. یه نقطه از عشق خدا رو اگه پیدا کنیم تو قلبمون لبریزش میکنه آخه میدونی کوچیکترینش از عشقاش از بزرگترینای ما بزرگتره و توی همون کوچکترینش بزرگترین عشقای ما زندگی میکنن و توی قلب ما حیات دارن، پدر و مادر ، همسر و اولاد برو تا رفیق و وطن و چه و چه از آشکارش بگیر تا پنهانش از مجازش تا ممنوعش، ... عشق که نبود خدا عشق بود. یه نقطه از عشق خدا رو اگه پیدا کنیم تو قلبمون لبریزش میکنه آخه میدونی کوچیکترینش از عشقاش از بزرگترینای ما بزرگتره و توی همون کوچکترینش بزرگترین عشقای ما زندگی میکنن و توی قلب ما حیات دارن، پدر و مادر ، همسر و اولاد برو تا رفیق و وطن و چه و چه از آشکارش بگیر تا پنهانش از مجازش تا ممنوعش، همشون دارن توی اون حجم کوچیک قلبمون که برامون چون سرزمینی پهناور و بزرگه و جنسش ناب و قدسیه به وجودشون و حیات پرشورشون ادامه میدن و ما رو از درون و بیرون به تلاطم و تپش و تشویش میارن. وجودی که اگه نبود توی قلبمون مگه میشد بفهمی آن رفیق دیرین و آن یار یکتا و مهربان چه مهر و عشق پرشوری همواره و صبورانه چون نسیم لطیفی بر ما ورزیده. از ذات پاک و مهربانتر از هر مهربانش از او به تکرار مگر ندیدیم و مگر به نشان و نشانه ای همواره نشنیدیم و با تاروپودمان حس نکردیم که عقربه به عقربه به ما گفت و میگفت من مهری به تو دارم که تو به فرزندت و عزیزترینت هرگز تصور و خیال هم نتوانی داشت چون من مهربانترین مهربانانم و شما را کسان و فرزندانی دادم که از صمیم مهرت که به آنهاست بیاموزی و گاهی و اندکی بفهمی از تو چه میکشم و بدانی با خود که همان با من است چه بیدادها که نمیکنی.
Read more
. . . . دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد ز هر در می‌دهم پندش ولیکن در نمی‌گیرد خدا را ای نصیحتگو ...
Media Removed
. . . . دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد ز هر در می‌دهم پندش ولیکن در نمی‌گیرد خدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گو که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی‌گیرد بیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگین که فکری در درون ما از این بهتر نمی‌گیرد صراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند عجب گر آتش این ... .
.
.
.
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد

ز هر در می‌دهم پندش ولیکن در نمی‌گیرد

خدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گو

که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی‌گیرد

بیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگین

که فکری در درون ما از این بهتر نمی‌گیرد

صراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند

عجب گر آتش این زرق در دفتر نمی‌گیرد

من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی

که پیر می فروشانش به جامی بر نمی‌گیرد

از آن رو هست یاران را صفاها با می لعلش

که غیر از راستی نقشی در آن جوهر نمی‌گیرد

سر و چشمی چنین دلکش تو گویی چشم از او بردوز

برو کاین وعظ بی‌معنی مرا در سر نمی‌گیرد

نصیحتگوی رندان را که با حکم قضا جنگ است

دلش بس تنگ می‌بینم مگر ساغر نمی‌گیرد

میان گریه می‌خندم که چون شمع اندر این مجلس

زبان آتشینم هست لیکن در نمی‌گیرد

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را

که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی‌گیرد

سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است

چه سود افسونگری ای دل که در دلبر نمی‌گیرد

من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندروار

اگر می‌گیرد این آتش زمانی ور نمی‌گیرد

خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت

دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم

که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی‌گیرد
.
.
.
.
#دیباچه #بهار #حافظ
Read more
محو دیدار تمنای نگاهم شده ای مانده ام بی تو و مبهوت گناهم شده ای راه بی حوصله هر بار تو را میخواند ناگزیر ...
Media Removed
محو دیدار تمنای نگاهم شده ای مانده ام بی تو و مبهوت گناهم شده ای راه بی حوصله هر بار تو را میخواند ناگزیر از سفر، آزرده ی آهم شده ای زیر خروار مصیبت پر و بالم بشکست باز دلواپس تقدیر سیاهم شده ای خواب دیدم که تو در صحن اتاقت هستی و نگهبان شبانگاه و پگاهم شده ای از غم حادثه گفتم که چه بر دنیا رفت رفتی ... محو دیدار تمنای نگاهم شده ای
مانده ام بی تو و مبهوت گناهم شده ای
راه بی حوصله هر بار تو را میخواند
ناگزیر از سفر، آزرده ی آهم شده ای
زیر خروار مصیبت پر و بالم بشکست
باز دلواپس تقدیر سیاهم شده ای
خواب دیدم که تو در صحن اتاقت هستی
و نگهبان شبانگاه و پگاهم شده ای
از غم حادثه گفتم که چه بر دنیا رفت
رفتی و فارغ از احوال تباهم شده ای
پای پر آبله دیدی و ره بی پایان
نگران تن طولانی راهم شده ای
بی خیال غم دنیا تو برو راهت را
به خدا دکلمه کن هر چه گواهم شده ای
Read more
. بچه هم بچه های قدیم !!! . این بچه های امروزی ( شما بخونید ؛ گودزیلاهای امروزی ! ) رو چطوری متقاعد میکنند که بشینه و صداش درنیاد و غر نزنه و حتی بخنده که اینطوری موهاشو درست کنن ؟!!!🤭🙄🤨🧐🤔🤔 . . وقتی بچه بودم موهای بلند و لَخت و‌ نرم لطیفم مامانمو سرشوق میاورد و وادار میکرد که هر روز موهامو ببافه ... .
بچه هم بچه های قدیم !!!😁😊😌
.
این بچه های امروزی ( شما بخونید ؛ گودزیلاهای امروزی ! 😂) رو چطوری متقاعد میکنند که بشینه و صداش درنیاد و غر نزنه و حتی بخنده که اینطوری موهاشو درست کنن ؟!!!🤭🙄🤨😳🧐🤔🤔
.
.
وقتی بچه بودم موهای بلند و لَخت و‌ نرم لطیفم مامانمو سرشوق میاورد و وادار میکرد که هر روز موهامو ببافه و یه روز روبان بزنه و‌ یه روز منگوله !یه روز یه دونه ببافه و یه روز دوتا ! یه روز ساده ببافه و یه روز پیچ و دولا !!
.
هر روز صبح بعد از صبحونه میدیدم که مامان ما شونه به دست واستاده و کشیک می کشه !! بدنم عین یخ سرد میشد و دست و پام شل میشد ! از من اصرار و از اون انکار که امروز دیگه نباف تو رو خدا !!! 😧😫
.
اما اونوقتا اینو نمیدونستم که همه مامانا از بچگی عشق عروسک بازی و عقده ی دختر داشتن روی دلشونه و اصلا این کار از آرزوهاشون بشمار میاد !!!
.
یه روز تو خرداد ماه کارنامه میدادند منم کلاس سوم دبستان بودم . دختر همسایه اومد دنبالم که بریم کارنامه بگیریم . مامانم تا سر کوچه رفته بود خرید کنه . بهترین فرصت بود که از بافتن موهام خلاص بشم . موهام از روز قبل بافته بود و منم که حرف گوش کن ، جراتم نداشتم هیچوقت بازش کنم ! 😯روز قبل از فروشگاه فردوسی تونیک شلوار خریده بودیم ! اون سال تونیک شلوار مد شده بود . منم تند تند تا قبل از اینکه مامانم بیاد تونیک شلوار سورمه ای سفید خوشگل و نازنازیمو پوشیدمو و دِ بزن که رفتیم !!
.
داشتم بال درمیاوردم ! تونیک شلوار نوی شیک به یک طرف ، اینکه امروز کسی موهای سرم ور نرفته بود و مجبور نبودم کسی با شونه سرمو خط خطی کنه به طرف دیگه !!!
.
اما شوربختانه وسط راه گیر مادرم افتادم !! که منو دید و میخواست برگردم !! میگفت : کاریت ندارم فقط بیا موهاتو باز کنم و شونه کنم و دوباره ببافم بعد برو !!! خیال میکرد از ترس درآوردن لباس نو نمیام خونه !!!😯😁اما از شما چه پنهون من حاضر بودم تونیک شلوارمو تو خیابون دربیارم و بی لباس و لُخت برم مدرسه اما دست به موهام نزنه !!! 😊 واللا !! 🙄 .
.
خلاصه ، اون نسل یه همچین بچه های نجیب و محجوبی بودیم که اینا 😉 چهل سال دوام آوردند و رو سرمون تُرکتازی کردند و جیک مون در نیومد !!!😂😂😂 حداقل خوشحالیم که نسل جدید دِق دلی ما رو از سر همه چی ، واسشون درمیارن !!! 🤣😂😂
.
قدیمیا میگفتند : در همیشه به روی یک پاشنه نمی چرخه !!! 🧐☝️
.
ادمین شبنم مامان سفره خونه 🤭☝️😂
.
Cr.to: @sweethearts_hair
#مد_لباس_سفره_خونه #درددل_سفره_خونه #خنده_بازار_سفره_خونه #سفره_خونه #sofrehkhune
Read more
Ahwaz-Khuzestan-IRAN رود کارون - اهواز فروردین 1395 ( Samsung Galaxy S5 ) <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> دفتری بود که گاهی ...
Media Removed
Ahwaz-Khuzestan-IRAN رود کارون - اهواز فروردین 1395 ( Samsung Galaxy S5 ) دفتری بود که گاهی من و تو می نوشتیم در آن از غم و شادی و رؤیاهامان من نوشتم از تو : که اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی ... Ahwaz-Khuzestan-IRAN

رود کارون - اهواز
فروردین 1395 ( Samsung Galaxy S5 )
🍃🌹
دفتری بود که گاهی من و تو
می نوشتیم در آن
از غم و شادی و رؤیاهامان

من نوشتم از تو :
که اگر با تو قرارم باشد
تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد

که اگر دل به دلم بسپاری
و اگر همسفر من گردی
من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال
تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا .. تو نوشتی از من :
من که تنها بودم
با تو شاعر گشتم
با تو گریه کردم
با تو خندیدم و رفتم تا عشق
نازنیم ای یار
من نوشتم هر بار
با تو خوشبخت ترین انسانم… 🍃 🌺 🌻❤🍃🌺🌻❤
Read more
شیخ عباس قمی در "فوائدالرضوی" میگوید : کاروانی از سرخس اومدند پابوس امام رضا (ع) ، یه مرد نابینایی ...
Media Removed
شیخ عباس قمی در "فوائدالرضوی" میگوید : کاروانی از سرخس اومدند پابوس امام رضا (ع) ، یه مرد نابینایی تو اونها بود ، اسمش حیدر قلی بود. . اومدندحرم امام زیارت کردند و از مشهد خارج شدند و در منزلیه مشهد اُطراق کردند ، و به اندازه یه روز راه از مشهد دور شده بودند. شب جوونها گفتند بریم یه ذره سر به سر این حیدر ... شیخ عباس قمی در "فوائدالرضوی" میگوید : کاروانی از سرخس اومدند پابوس امام رضا (ع) ، یه مرد نابینایی تو اونها بود ، اسمش حیدر قلی بود.
.
اومدندحرم امام زیارت کردند و از مشهد خارج شدند و در منزلیه مشهد اُطراق کردند ، و به اندازه یه روز راه از مشهد دور شده بودند.
شب جوونها گفتند بریم یه ذره سر به سر این حیدر قلی بذاریم خسته ایم ، بخندیم و سر گرم بشیم!
.
کاغذهای خالی برداشتن گرفتند جلوشون هی تکون میدادند ، بعد به هم می گفتند ، تو از این برگه ها گرفتی؟ یکی می گفت : بله حضرت مرحمت کردند، 
فلانی تو هم گرفتی؟ گفت : آره منم یه دونه گرفتم ، .
حیدر قلی یه مرتبه به خودش اومد و گفت : چی گرفتید؟
گفتند مگه تو نداری ؟ 
گفت : نه من اصلاً روحم خبر نداره !
گفتند : امام رضا(ع) برگ سبز می داد دست مردم ، 
گفت : چیه این برگ سبزها ، 
گفتند : امان نامه از آتش جهنم ، ما این رو می ذاریم تو کفن مون قیامت دیگه نمی سوزیم، جهنم نمی ریم چون از امام رضا(ع) گرفتیم ،

تا این رو گفتند دل که بشکند عرش خدا می شود ، این پیرمرد یه دفعه دلش شکست با خودش گفت : امام رضا(ع) از تو توقع نداشتم ، بین کور و بینا فرق بذاری ، حتماً من فقیر بودم ، کور بودم از قلم افتادم ، به من اعتنایی نکردی!
.
دیدن بلند شد راه افتاد طرف مشهد ، گفت : به خودش قسم تا امان نامه نگیرم سرخس نمیآم باید بگیرم ، 
گفتند : آقا ما شوخی کردیم ما هم نداریم!
ولی هرچه کردند آروم نمیگرفت خیال میکرد که اونها الکی میگند که این نابیناست، تو این بیابون تنها بلند نشه بره!
.
شیخ عباس میگه : هنوز یه ساعت نشده بود دیدند حیدر قلی داره میاد یه برگه هم دستشه ؛ می خنده، گریه می کنه ؛ 
گفتند: چی شده؟
گفت: امام رضا(ع) به منم برگ امان نامه دادن ؛
گفتند: چی میگی؟ امام رضا(ع) چیه؟ امان نامه چیه ؟
.
گفت همین که به شما داده، منم همینطور که می رفتم اشک ریختم گفتم مگه من چی از بقیه کم داشتم ؛ من که زائر همیشگی شما بودم ؛ دلمو شکستی آقا ؛ 
دیدم یکی میزنه رو شونه م میگه بیا ما زائرمون رو فراموش نمی کنیم اینم امان نامه تو ؛ .
.
برگه رو ازش گرفتند دیدند نوشته :
【 هذا أمان من النار ؛ 
زیرشم نوشته : أنا علی بن موسی الرضا(ع) 】
.
Read more
سال نو می شود، حسرتهای من کهنه تر برای از تو گذشتن به هیچ چیز نیاز ندارم فقط چشم هایم را می بندم و می گذرم! ...
Media Removed
سال نو می شود، حسرتهای من کهنه تر برای از تو گذشتن به هیچ چیز نیاز ندارم فقط چشم هایم را می بندم و می گذرم! برای بچه های خاک آلود مرگ یعنی روی خاک غلتیدن پلک بستن.یعنی…یعنی می شود این ها همه خیال باشد. .تو می دانی چه قدر مجال هست برای دیدن آخرین لب خندها؟ کاش آنجا بدون من مثل اینجا بدون تو بود . . . گاهی ... سال نو می شود، حسرتهای من کهنه تر
برای از تو گذشتن به هیچ چیز نیاز ندارم فقط چشم هایم را می بندم و می گذرم! برای بچه های خاک آلود مرگ یعنی روی خاک غلتیدن پلک بستن.یعنی…یعنی می شود این ها همه خیال باشد. .تو می دانی چه قدر مجال هست
برای دیدن آخرین لب خندها؟
کاش آنجا بدون من مثل اینجا بدون تو بود . . .
گاهی دلم برای ِ نبودنت تنگ میشود !
كاش ان روز من تورا نديده بودم يا تو با ان نگاه نافذت مرا نگاه نكرده بودي كاش همه ي ايها همش خواب باشد و صبح ك از خواب بيدار مي شوم ديگر اين من نباشم
كاش ان روز با تو سريك ميز ننشسته بودم و حرفهايت را نشنيده بودم ...
سخت است نبودنت
من براي بودنت از همه كمك خواستم از خدا... دعا كردم شب تا صبح بيدار ماندم دعا كردم
برايت نوشتم حتي از ادمهاهم كمك خواستم
وليييي نشد مني ك تا حالا از كسي كمك نخواسته بودم كاش جور ديگر بود
راستي هنوز گردنبندي ك برايت خريدم گردنت ميندازي
باورت ميشود يك روز از يادت غافل نشده ام
شايد باور نداشته باشي تو ك از حال من خبر نداري
کاش …
کاش این کاش ها نبود
دیروز بود ، باز از آسمان دلم باران بارید بی آنکه تو ببینی
زندگیت زیباست بی من ؟
این نخواستن های تو بود و بس …
نيست جز تو در شهر نگاري ك دل از ما ببرد.
Amdtoptime63 #
Read more
روز_معلم <span class="emoji emoji1f388"></span> تو بزرگترین آموزگار زندگی ام هستی. تا قبل از تو تاریخ را نمی دانستم نه ساسانیانی را می ...
Media Removed
روز_معلم تو بزرگترین آموزگار زندگی ام هستی. تا قبل از تو تاریخ را نمی دانستم نه ساسانیانی را می شناختم و نه سامانیانی! تنها سلسله ی آشنای روزها و شب هایم اشکانیان بود!! تو آمدی و سر و سامان بخشیدی تمام اشک هایم را... اصلا تا قبل از تو نه مولانایی بود و نه سعدی ای و نه حافظی! حافظه ام خالی از هر گونه ... روز_معلم 🎈

تو بزرگترین آموزگار زندگی ام هستی. تا قبل از تو تاریخ را نمی دانستم نه ساسانیانی را می شناختم و نه سامانیانی! تنها سلسله ی آشنای روزها و شب هایم اشکانیان بود!! تو آمدی و سر و سامان بخشیدی تمام اشک هایم را...
اصلا تا قبل از تو نه مولانایی بود و نه سعدی ای و نه حافظی! حافظه ام خالی از هر گونه واژه ی خیال انگیز پروازی و شعر های ناب روز ها و شب های عاشقی بود...تو آمدی به من آموختی شعر های حافظ را ، تازه پس از تو بود که فهمیدم " عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها " یعنی چه! بعد از تو بود فهمیدم سعدی چه می گوید و " تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی " یعنی چه!

تا قبل از دیدنت حتی نمی دانستم که "عشق" با کدامین "ق" می نویسند، ولی حالا این شعله های راز چشمانت است که در من زبانه میکشد و در این حرارت سوزان می فهمم که "تب عشق" چیست و صائب شیرازی چه زیبا می گوید " من طبیبا ز تو بر خویش خبر دار ترم / که مرا سوز فراق است و تو گویی که تب است "
بعد از تو بود که خدا را شناختم. من از لبخندت، از نگاهت، مهربانیت، ... این را فهمیدم تو پیامبری هستی که جنس معجزه ات فقط عشق است..
"روزت مبارک بزرگ ترين آموزگار زندگى ام"
🌸🎈🌸
Read more
پلاکاردهایی که برای خوش آمدگویی نوشته شده بود تبدیل به تسلیت شد... و تو در حالی که ایران من عزادار ...
Media Removed
پلاکاردهایی که برای خوش آمدگویی نوشته شده بود تبدیل به تسلیت شد... و تو در حالی که ایران من عزادار است از آب گل آلود ماهی میگیری... گاهی امنیت حرم امن الهی را زیر سوال میبری...گاهی به عرب و عجم ناسزا میگویی ... گاهی راه میانبُر برای حج پیشنهاد میدهی و یاد فقیر و نیازمند و جهیزیه و انفاق میفتی ! خدای ... پلاکاردهایی که برای خوش آمدگویی نوشته شده بود تبدیل به تسلیت شد...
و تو در حالی که ایران من عزادار است از آب گل آلود ماهی میگیری...
گاهی امنیت حرم امن الهی را زیر سوال میبری...گاهی به عرب و عجم ناسزا میگویی ...
گاهی راه میانبُر برای حج پیشنهاد میدهی و یاد فقیر و نیازمند و جهیزیه و انفاق میفتی ! خدای من خیلی قبل تر از تو به فکر فقرا بوده..همان وقت که خمس را واجب کرد...زکات را واجب کرد..همان وقت که حج را بر مستطیع در طول عمرش فقط یک بار واجب کرد !
تو دلت بیشتر از خدا شور بندگانش را میزند ؟!
نمیدانم چرا وقتی عده ای در دیسکوهای تایلند مست کرده بودند..وقتی هزینه ی یک شب عروسی بعضی به اندازه ی بودجه ی یک وزارت خانه رسید..وقتی هزینه ی سالانه ی جراحی بینی در ایران به 200میلیارد رسید و درست وقتی سالی یک میلیارد دلار پول بی زبان در ترکیه خرج خوش گذرانی ایرانی ها شد...فریادهایتان کجا بود ؟
چرا آمار مرگ و میر در اثر اوردوز پارتی های شبانه ی پایتخت شمارا به فکر راه حل نمی اندازد ؟
چرا وقتی سونامی ده ها هزار نفر را که عریان روی شن ها حمام آفتاب می‌گرفتند به کام خود کشید نگفتید کاش به جای خوش گذرانی قلب فقرا را شاد میکردند ؟
چرا قلاب بهانه گیری هایتان فقط به دیوار مذهب گیر میکند ؟
به حکم کدام آیینی قضاوت کردی ایمان حاجیان را ؟
آن ها که مستطیع شدند واجب خدا را برخود حرام نمیکنند اما ریختن پول در جیب دشمن را تحریم میکنند...خرید سوغاتی سعودی را تحریم میکنند..
آن ها خوب میدانند خدا در جایی جز قلب محرومان نیست اما این را هم می‌فهمند که حج نمایش قدرت و وحدت مسلمانان است...
این را میدانند که پیشنهاد راه میانبر برای حج از طرف کسانیست که به دنبال آسوده کردن خیال دشمن هستند!
و سعودی ها هم خوب میدانند اگر تصمیم علمای ما بر این شود که با تحریم حج دولت نالایق سعودی را تحریم کنیم با تمام قوا پای حکم دین و سیاستمان خواهیم ایستاد...
به امید روزی که متولی حج گمشده ی غایبمان باشد و آرامش را به جهان اسلام بازگرداند ...
ان شاءالله...
Read more
بــهتریــن دوســتاتـونـو تـگ کـنین<span class="emoji emoji1f33b"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f331"></span> : تا نهان سازم از تو بار دگر راز این خاطر پریشان را می ...
Media Removed
بــهتریــن دوســتاتـونـو تـگ کـنین : تا نهان سازم از تو بار دگر راز این خاطر پریشان را می کشم بر نگاه ناز آلود نرم و سنگین حجاب مژگان را دل گرفتار خواهشی جانسوز از خدا راه چاره می جویم پارساوار در برابر تو سخن از زهد و توبه می گویم آه ... هرگز گمان مبر که دلم با زبانم رفیق و همراهست هر ... بــهتریــن دوســتاتـونـو تـگ کـنین🌻🍃🌱
:

تا نهان سازم از تو بار دگر
راز این خاطر پریشان را
می کشم بر نگاه ناز آلود
نرم و سنگین حجاب مژگان را

دل گرفتار خواهشی جانسوز
از خدا راه چاره می جویم
پارساوار در برابر تو
سخن از زهد و توبه می گویم

آه ... هرگز گمان مبر که دلم
با زبانم رفیق و همراهست
هر چه گفتم دروغ بود ، دروغ
کی تو را گفتم آنچه دلخواهست

تو برایم ترانه می خوانی
سخنت جذبه ای نهان دارد
گوئیا خوابم و ترانهٔ تو
از جهانی دگر نشان دارد

شاید این را شنیده ای که زنان
در دل (آری) و (نه) به لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند
راز دار و خموش و مکّارند

آه ، من هم زنم ، زنی که دلش
در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال
.
.
#فروغ_فرخزاد #متن #شعر #شعر_نوشت #ترانه_نوشت #زن #خیال #taranenevesht
#photo : ©ali_sedighpour 🍃
Read more
در خاطرت بماند کسی بود که بی دلیل بود بی دلیل دوستت داشت در خاطرت بماند آغوشش بعد از خدا تو را فهمید بوسه ...
Media Removed
در خاطرت بماند کسی بود که بی دلیل بود بی دلیل دوستت داشت در خاطرت بماند آغوشش بعد از خدا تو را فهمید بوسه هایش عطرِ خوشِ عشق داشت در خاطرت بماند از خنده هایت می خندید کلافگی هایت بی قرارش می کرد گاهی میانِ بی حوصلگی هایت بنشین یک چای بنوش و فکر کن به کسی که هرشب با خیالِ تو و خدا کنارش چای ... در خاطرت بماند
کسی بود
که بی دلیل بود
بی دلیل دوستت داشت
در خاطرت بماند
آغوشش بعد از خدا
تو را فهمید
بوسه هایش
عطرِ خوشِ عشق داشت
در خاطرت بماند
از خنده هایت می خندید
کلافگی هایت بی قرارش می کرد
گاهی میانِ بی حوصلگی هایت بنشین
یک چای بنوش و فکر کن
به کسی که
هرشب با خیالِ تو و خدا کنارش
چای می نوشید و از تو می گفت
در خاطرت بماند رَدِ دست هایت
تا همیشه ثبت می شود
با یک جمله ی کوتاه :
ماندنی نبود؛ اما بعد از او تنهایی هم آغوشِ من شد
در خاطرت بماند
با تو خط به خطِ عشق را خواند
فهمید و عاشقتر شد
هرچیز را هم اگر نخواستی به خاطر بسپاری
یک چیز را بدان
و همین را تنها به خاطر بسپار
تو برایِ او
دنیایی دیگر بودی
دنیایی ممنوعه برایِ او
که با تو
باکی نداشت از ماندن در آن
اما تو
ماندنی نبودی )به یاد او که بیصدا شکست)
Read more
گاه با کوشش بسیار غزل ساخته ام <span class="emoji emoji2764"></span> فارغ از هر چه بگویی به تو پرداخته ام <span class="emoji emoji2764"></span> تو همانی که مرا بر سر ذوق آوردی ...
Media Removed
گاه با کوشش بسیار غزل ساخته ام فارغ از هر چه بگویی به تو پرداخته ام تو همانی که مرا بر سر ذوق آوردی هیچکس را به خدا مثل تو نشناخته ام باز با باز چرا؟ عشق مگر فلسفه است ؟ کفتری گفت به من عاشق یک فاخته ام عشق معمای قمار است ،قماری واجب بردی از من دل و حالا به تو دل باخته ام عاقلان ! در ته این چاه ... گاه با کوشش بسیار غزل ساخته ام ❤
فارغ از هر چه بگویی به تو پرداخته ام ❤
تو همانی که مرا بر سر ذوق آوردی ❤
هیچکس را به خدا مثل تو نشناخته ام ❤
باز با باز چرا؟ عشق مگر فلسفه است ؟ ❤
کفتری گفت به من عاشق یک فاخته ام ❤
عشق معمای قمار است ،قماری واجب ❤
بردی از من دل و حالا به تو دل باخته ام ❤
عاقلان ! در ته این چاه دگر سنگی نیست ❤
من در این چاه که عشق است دل انداخته ام ❤ ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
تقدیم به خیال بی خیالم ...
تنها یک نفر .....
Maman khanom LIke.................❤ به یاد پدرم ...❤
به عشق مادرم ...❤
آرمین ..
۹۶/۸/۱۱.....ع ش ق ادامه دارد ......❤
Read more
خورشید روی ماه تو را تا که دیده است رنگ از رخش ز روی خجالت پریدا است حیرت حلول کرده به رگهام جای خون یک ...
Media Removed
خورشید روی ماه تو را تا که دیده است رنگ از رخش ز روی خجالت پریدا است حیرت حلول کرده به رگهام جای خون یک لحظه تا که روی تو را دیده،دیده است دل مانده در تحیر و دبگر نمی تپد از ساعتی که نام عزیزت شنیده است احساس می کنم که خدا وقت خلقتت بر صفحه ی زمانه خودش را کشیده است آن گونه ای لطیف که حتی خود خدا مثل ... خورشید روی ماه تو را تا که دیده است
رنگ از رخش ز روی خجالت پریدا است

حیرت حلول کرده به رگهام جای خون
یک لحظه تا که روی تو را دیده،دیده است

دل مانده در تحیر و دبگر نمی تپد
از ساعتی که نام عزیزت شنیده است

احساس می کنم که خدا وقت خلقتت
بر صفحه ی زمانه خودش را کشیده است

آن گونه ای لطیف که حتی خود خدا
مثل تو در تمامی عمرش ندیده است

مبهوت مانده در تو خودش،فکر می کند
از روی اشتباه تو را آفریده است

گر وا نمی کند گره کار خلق را
انگشت حیرت از تو به دندان گزیده است

افتاده تا که دیده ی آهو به چشم تو
از روی عجز و خشم و خجالت رمیده است

نه،باورم نمی شود ای ماه!چشم من
یا مست بوده یا که تو را خواب دیده است

حالا شگفت این که دل خوش خیال من
گشته است در جهان و تو را برگزیده است

مهر تو بود در دلم اول نهالکی
حالا به آب چشم ترم قد کشیده است

حالا غم تو در دل من آن چنان شده است
سنگین،که پشت طاقت و صبرم خمیده است

گر خواستی سری به دل خسته ام زنی
آهسته تر بیا که غمت آرمیده است

نون.الف

#شعربايدشعرباشد #مهدی_نمازی #اینجا_هوا_به_میل_تو_تغییر_می_کند
#غزلیات #شعر #شعرمعاصر #شعركلاسيك #شعرنو #شاعر #كتاب #sherbayadsherbashad #poem #lyric #book
Read more
به خدا بعدِ تو یک لحظه نخندید دلم دائما از تو و از حال تو پرسید دلم هرچه گفتند ز خیرش بِگُذر قسمت نیست هرگز ...
Media Removed
به خدا بعدِ تو یک لحظه نخندید دلم دائما از تو و از حال تو پرسید دلم هرچه گفتند ز خیرش بِگُذر قسمت نیست هرگز از بندِ تو آزاد نگردید دلم سینه ای دارم از اندوه پر و چشمِ پر آب صد غزل درد ز بعد تو سرایید دلم روزگارم چو خیال است و امیدم به سراب مانده در برزخ و آوارۀ تبعید دلم از خدا هم گله دارم اگر این ... به خدا بعدِ تو یک لحظه نخندید دلم
دائما از تو و از حال تو پرسید دلم

هرچه گفتند ز خیرش بِگُذر قسمت نیست
هرگز از بندِ تو آزاد نگردید دلم

سینه ای دارم از اندوه پر و چشمِ پر آب
صد غزل درد ز بعد تو سرایید دلم

روزگارم چو خیال است و امیدم به سراب
مانده در برزخ و آوارۀ تبعید دلم

از خدا هم گله دارم اگر این تقدیر است
دوست، بیگانه، خودی، از همه رنجید دلم

هرچه گفتند ز من بشنو ولی باور نه
از تو و عشق نشد، خانۀ تردید دلم

گرچه با حربۀ تقدیر، جدایت کردند
نشد از وصل تو یک ثانیه نومید دلم

آخر قصه چه دستم برسد بر تو چه نه
شک نکن از تو و این عشق نلغزید دلم.
Read more
. <span class="emoji emoji2764"></span>️بیست و چهارمین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...<span class="emoji emoji2764"></span>️ . <span class="emoji emoji1f49f"></span> #دل_نوشت... من نمیتونم تظاهر کنم به خوب بودن ...
Media Removed
. ️بیست و چهارمین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...️ . #دل_نوشت... من نمیتونم تظاهر کنم به خوب بودن وقتی دارم از بغض منفجر میشم...! نمیتونم نبودنتو دووم بیارم و دم نزنم...! نمیتونم جلوی دلم مقاومت کنم...! نمیتونم...! من بلد نیستم خوب باشم وقتی خوب نیستم! بلد نیستم! ولی... تو خوب ... .
❤️بیست و چهارمین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...❤️
.
💟 #دل_نوشت...
من نمیتونم تظاهر کنم به خوب بودن وقتی دارم از بغض منفجر میشم...!
نمیتونم نبودنتو دووم بیارم و دم نزنم...!
نمیتونم جلوی دلم مقاومت کنم...!
نمیتونم...!😞
من بلد نیستم خوب باشم وقتی خوب نیستم!💔
بلد نیستم!
ولی...
تو خوب بلدی منو دیوونه تر کنی...❤️
بعدم بذاریم به امون خدا و اصلا به روی خودت نیاری که چقدر خوب بلدی حال دلمو خوب کنی...! :))
#هدی...
.
❤️ @seyedmohamadmousavi 🍃
☔️ @seyedmohamadmousavi 🍂
💚 @seyedmohamadmousavi 🍁
.
🌸 #غزل...
تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟💔
هیچ باشد که تو را بار دگر وابینیم...؟
.
دل دهیم، از سر زلف تو چو بویی یابیم
جان فشانیم، اگر آن رخ زیبا بینیم...😍
.
روی خوب تو که هر دم دگران می‌بینند
چه شود گر بگذاری تو دمی ما بینیم؟😞
.
ما که دور از تو ز هجرانت به جان آمده‌ایم
از فراق تو بگو: چند بلاها بینیم؟💔
.
گم شد آخر دل ما، بر در تو آمده‌ایم
تا بود کان دل گم‌کردهٔ خود وابینیم...👌
.
روی بنمای، که امروز ندیدیم رخت
ای بسا حسرت و اندوه که فردا بینیم!... :))
#عراقی
.
❤️ @seyedmohamadmousavi 🍃
☔️ @seyedmohamadmousavi 🍂
💚 @seyedmohamadmousavi 🍁
.
+ پی نوشت:
خواهم که با خیال تو شب ها به سر برم
خود می برد خیال تو از دیده خواب را...😞
#ابن_حسام_خوسفی
.
+ پی تر نوشت:
امشب از شب های تنهایی ست!
رحمی کن بیا... :))💔
.
+ پی ترین نوشت یک:
پست به وقت بی خوابی...!!🕕
.
+ پی ترین نوشت دو:
من به فدای خنده هات... :)❤️
.
❤️ @seyedmohamadmousavi 🍃
☔️ @seyedmohamadmousavi 🍂
💚 @seyedmohamadmousavi 🍁
.
❎هرگونه کپی #ممنوع است❎
#با_شعور باشید و کپی نکنید😏
❌کپی⬅️بلاک و ریپورت💣
✖️کپی پیگرد #الهی دارد☝️
.
❤️میشه تگش کنین؟🙏
مرسی از همتون مهربونا🙌🌼💖
Read more
. • خواستم از دل خوشی بنویسم به گذشته نگاه کردم چه چیز ها که قشنگی اش ساده از دستانم رفت نوشتم زندگی ...
Media Removed
. • خواستم از دل خوشی بنویسم به گذشته نگاه کردم چه چیز ها که قشنگی اش ساده از دستانم رفت نوشتم زندگی ... .آینده صدایم زد به روبه رو نگاه کردم اما دیدم آدم ها دنیای قشنگی ندارند سایه ها دنبال هم می کردند نه شانه ای برا تکیه بود نه دستی برای گرفتن حال دلم هوایش آلوده تر از تهران است می گویند دعا ... .

خواستم از دل خوشی بنویسم
به گذشته نگاه کردم
چه چیز ها که قشنگی اش ساده از دستانم رفت
نوشتم زندگی ...
.آینده صدایم زد
به روبه رو نگاه کردم
اما دیدم آدم ها دنیای قشنگی ندارند
سایه ها دنبال هم می کردند
نه شانه ای برا تکیه بود
نه دستی برای گرفتن
حال دلم هوایش آلوده تر از تهران است
می گویند دعا به وقت اضطرار میگیرد ...
بارالها ؛
اَمَن یُجیب مُضطرِ نگاهت شده ام .
" اَعُوذُبِكَ يا رَبِّ مِنْ نَفْس لا تَشْبَعُ
اي پروردگارم ، از نفسي كه سير نمي‏شود، به تو پناه می برم ... "
.
" اللهم انّی استغفِرُکَ لِما تُبتُ اِلیکَ مِنهُ ثمَّ فیهِ
خدایا من آمرزش میخواهم برای گناهانی که بعد از توبه کردنم دوباره به آنها دست زده ام ... "
.
در این دنیای تنهایی به آغوشت پناه میبرم
ای تنهاتر از من ... از بنده هایت دست شستم و چشم امیدم به مستعانی توست ...
.
" الهی ! لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي
خدایا ! امید و آرزویم را از لطف و کرمت قطع نگردان ... "
.
در این وادی هوس و خیال ؛
در این دنیای امروز و فردا ؛
لا به لای همه ی آدم های نقاب چهره ؛
نزدیک تر از تو ، دوست تر از تو ، نگران تر از تو نیافتم ...
حنان من ؛ چشم انتظار روزهای آمدن منی هستی که خودت میدانی هنگام مشکلات بیتابانه چه میخواهم از نگاهت ...
" ببخش بی وفایی ام را ای رفیق روزهای سخت و همراه روزهای شادم ... "
این چشم ها جز به امید تو دیگر نمیبارد ؛
" اینبار هم باران رحمت این روزهای آلوده ام باش ... "

#فاطمه_زلفی
__________________
خدا بهترين دوست براي هممونه
مشتاق ترينه براي اينكه باهاش دوست شيم
ولي ما خيلي اين روزا غرقيم
تو اين دنياي مسخره و بازياش كه هممونو گول زده
كاش هممون چشمامونو بيشتر باز كنيم روي خدا و مهربونياش
رو دلايل آفرينشمون
ما نيمديم اين دنيا كه اينهمه غرقش شيم 😑
#خدا_خيلي_خداست
___________________
دوستان لطفا حقير رو دعا بفرماييد
اين روزا سخت لبخند ميزنم (متاسفانه 😞)
ارادت 🌹
Read more
می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟ صبح زیبای مرا با غزل آغاز کنی ؟ آه ای آتش آوار شده روی سرم ، به خدا لج ...
Media Removed
می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟ صبح زیبای مرا با غزل آغاز کنی ؟ آه ای آتش آوار شده روی سرم ، به خدا لج بکنی از همه لج باز ترم ! می شود با غزلی از تو بگویم امشب ؟ لب و چشمان تو را سخت ببویم امشب ؟ غزلی ساخته ام ، مثل غزل های شما ... غزلی مثل در و پنجره ای رو به تو ، وا ... غزلی قافیه اش دوست ، ردیفش باران ... غزلی ... می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟
صبح زیبای مرا با غزل آغاز کنی ؟
آه ای آتش آوار شده روی سرم ،
به خدا لج بکنی از همه لج باز ترم !
می شود با غزلی از تو بگویم امشب ؟
لب و چشمان تو را سخت ببویم امشب ؟
غزلی ساخته ام ، مثل غزل های شما ...
غزلی مثل در و پنجره ای رو به تو ، وا ...
غزلی قافیه اش دوست ، ردیفش باران ...
غزلی ساده تر از ایل و دهاتت آسان ...
راستی از تو و از پنجره هامان چه خبر ؟
از غزل خواندن و از خاطره هامان چه خبر ؟
از همان شور دل انگیز که در ایوان ماند !
مثنوی های صمیمانه که در دیوان ماند !
راستی از من و از خاطره هایم بنویس ،
از همان حس غریبانه برایم بنویس ،
راستی مثل قدیم از تب من می گویی ؟
غزل از زمزه های لب من می گویی ؟
آری آری شب و روز از تب تو می گویم ،
غزل از زمزمه های لب تو می گویم ...
از همان زمزمه هایی که پر از نفرینند !
گرچه تلخند ولی از دهنت شیرینند !
آری آری غزل از دوست سرودن زیباست ،
با خیال لب تو شیفته بودن زیباست !
نام خوبی و شب و روز به لب های منی !
نکند نام مرا از دل خود خط بزنی ؟
عاشقی پیشه کن از دور مرا باز ببین ،
نکند مطلع شعر تو نباشم پس از این ...
من همیشه به تو و عشق تو می اندیشم ،
چقدر دلهره دارم ، بروی از پیشم ...
یک سبد بوسه و گل هدیه به لب های تو باد ،
هر چه رویاست فدای تو و شبهای تو باد !
بخدا آمده ام تا تو مرا ناز کنی ،
صبح زیبای مرا ، با غزل آغاز کنی ...
در نشد ، از سر دیوار شما می گذرم
به خدا لج بکنی ، از همه لجباز ترم !!!
Read more
سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از غمها رسید از قلبت به من لحظه هایی رسید مثل این ...
Media Removed
سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از غمها رسید از قلبت به من لحظه هایی رسید مثل این لحظه که همچنان اشک میریزم از اینکه دیگر نیستی طعمه ی سرنوشت شده ام ، و زندگی آنقدر بی خیال است که جان مرا نمیگیرد ! عشق هرگز نمیمیرد و تو هیچگاه  دوباره نمی آیی! امروز میگذرد و تو هیچگاه مرا نمیخواهی ... سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از غمها رسید
از قلبت به من لحظه هایی رسید مثل این لحظه که همچنان اشک میریزم از اینکه دیگر نیستی
طعمه ی سرنوشت شده ام ، و زندگی آنقدر بی خیال است که جان مرا نمیگیرد !
عشق هرگز نمیمیرد و تو هیچگاه  دوباره نمی آیی!
امروز میگذرد و تو هیچگاه مرا نمیخواهی ، دیروز گذشت و من تو را فردا هم نخواهم دید
پس چه فایده دارد با نفسها رفتن ، با آه کشیدن ماندن !
بمانم که بسوزم ، یا نمانم که چشم به نبودنت بدوزم؟
خشکیده تر از آنم که کویر باشم ، گرفته تر از آنم که ابری باشم و من یک تنهای دلگرفته و دلم آرزو به دل مانده !
دلم گرفته ای خدا ، امروز را میگذرانم تا بگذرد ، تا فقط تمام شود ، شاید فردا به اعتقاد این دل خوش خیال تو را ببینم !
هر چه به این دل میگویم بی خیال ، دلم به خواب رفته در خیال این آرزوی محال!
دلم گرفته از تو و این دنیای بی حیا ، از تو که رفتی و از دنیایی که تو را بی وفا کرد ، تنها غم نبودنت را سهم این دل بی گناه کرد ، و دل من را بازیچه دست آن دل بی وفایت کرد!
اگر مثل سنگ هم بودم میشکستم، و اینک شکسته ام و حبابی هستم در هوای دل گرفته ی این عالم!
هیچکس نمیفهمد ، نمیداند ، نمیخواهد که بداند چه حالی ام ، نمیخواهد که بفهمد خیره به چه راهی ام، همه دور از من و من تنهاتر از تنهایی ، همه گفته بودند روزی تو تنها میمانی، من نفهمیدم ، نخواستم که بدانم روزی تو می آیی و میشکنی دلم را ، بهتر است تو هم نخوانی این شعر نیمه تمامم را…
.
Read more
اول خدا پشت سر هر معشوقی ، خدا ایستاده است پشت سر هر آنچه که دوستش می داری و تو برای این که معشوقت را ...
Media Removed
اول خدا پشت سر هر معشوقی ، خدا ایستاده است پشت سر هر آنچه که دوستش می داری و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی بهتر است بالاتر را نگاه نکنی زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی اگر عشقت ... اول خدا
پشت سر هر معشوقی ، خدا ایستاده است
پشت سر هر آنچه که دوستش می داری
و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی
بهتر است بالاتر را نگاه نکنی
زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد
و او آنقدر بزرگ است
که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند
پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است
اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی
اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح
خدا چندان کاری به کارَت ندارد
اجازه می دهد که عاشقی کنی
تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی . . .

اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی
خدا با تو سختگیرتر می شود
هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر
و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر
بیشتر باید از خدا بترسی
زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد
مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند
پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است
و هر گامی که تو در عشق برمی داری
خدا هم گامی در غیرت برمی دارد
تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است
و وصل چه ممکن و عشق چه آسان

خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد
و معشوقت را درهم می کوبد
معشوقت ، هر کس که باشد
و هر جا که باشد و هر قدر که باشد
خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی
و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است
ناامیدی ازاینجا و آنجا
ناامیدی از این کس و آن کس
ناامیدی از این چیز و آن چیز

تو ناامید می شوی و گمان می کنی
که عشق بیهوده ترین کارهاست
و برآنی که شکست خورده ای
و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق
و آن همه عشق را تلف کرده ای
اما خوب که نگاه کنی
می بینی حتی قطره ای از عشقت
حتی قطره ای هم هدر نرفته است
خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته
و به حساب خود گذاشته است
خدا به تو می گوید:
مگر نمی دانستی
که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟
تو برای من بود که این همه راه آمده ای
و برای من بود که این همه رنج برده ای
و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای
پس به پاس این ؛
قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم
و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم.
و این ثروتی است که هیچ کس ندارد
تا به تو ارزانی اش کند

فردا اما تو باز عاشق می شوی
تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر
تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر

راستی :
اما چه زیباست
و چه باشکوه و چه شورانگیز
که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است (عرفان نظرآهاری)
Read more
<span class="emoji emoji26ab"></span><span class="emoji emoji1f535"></span> #آرشیو . به مناسبت تولد 77 سالگی ماریو کورسو اسطوره اینتر<span class="emoji emoji1f499"></span>🖤 . سلام ماریوی عزیز حالت چطوره؟امیدوارم ...
Media Removed
#آرشیو . به مناسبت تولد 77 سالگی ماریو کورسو اسطوره اینتر🖤 . سلام ماریوی عزیز حالت چطوره؟امیدوارم خوب خوب باشی،راستش خیلی دلم برات تنگ شده اما حالا حالاها دلم نمیخواد ببینمت،میدونم که دلیلشو میدونی... . یادش بخیر اون روزا میگفتن خدا از نظرها غایبه ولی من قسم می خورم که پای خدارو دیدم... پای ... ⚫🔵
#آرشیو
.
به مناسبت تولد 77 سالگی ماریو کورسو اسطوره اینتر💙🖤
.
سلام ماریوی عزیز حالت چطوره؟امیدوارم خوب خوب باشی،راستش خیلی دلم برات تنگ شده اما حالا حالاها دلم نمیخواد ببینمت،میدونم که دلیلشو میدونی...
.
یادش بخیر اون روزا میگفتن خدا از نظرها غایبه ولی من قسم می خورم که پای خدارو دیدم...
پای چپ خدارو...با همین دو تا چشمام...یادم میاد هیچکس نبود که از پای چپ تو ترس نداشته باشه،حتی دینو زوفی که بهترین دروازه بان اون زمان بود یادمه یه بار گفت که تو این دنیا از هیچ چیز به اندازه ضربات کاشته ی تو نمیترسه.
.
هنوزم که هنوزه تو رو یکی از بهترین چپ پاهای تاریخ ایتالیا میدونن...بازی های طلایی تو رو تو تیم افسانه ای هررا خیلی خوب یادم میاد و انقد از تو برای پسرم لورنزو تعریف می کردم که حد نداشت...اشکات رو بعد از خوندن سرگذشتم هیچوقت از یاد نخواهم برد...اون روزی که لورنزو به خونه ی تو اومد و از بزرگ ترین هوادارت برات صحبت کرد...از مردی که مرگ رو به زندگی در تالار آینه ترجیح داد...مردی با ساعتی یخ زده بر مچ...با بلیط هایی رنگ و رو رفته تو جیب و بقچه ای از خاطراتی قدیمی تو کنج قلبش
.
بی خیال رفیق دلم نمیخواد تو روز تولدت اوقاتت رو تلخ کنم. این نامه رو صرفا برای این نوشتم که بدونی دل همه ی ما تو این دنیا برات تنگ شده. از همه بیشتر هلنیو[هررا] غر میزنه و از نبود یه هافبک چپ عالی مثل تو شاکیه ولی شاید هررا تنها مربی باشه که دلش نمیخواد تیمش هیچوقت تقویت بشه برعکس نرئو روکو مربی میلان که دلش میخواد چند تا یار جدید به خط دفاع تیمش اضافه بشه...هه هه هه شوخی کردم...همه ما دوست داریم تیم INTER4EVER تو بهشت تا سالهای سال لنگ یه هافبک چپ فوق العاده باشه تا وقتی که تو بیای و بازم تو مستطیل سبز با پای چپ خداییت غوغا به پا کنی
.
تولد 77 سالگیت رو به همراه جولیانو[سارتی]که به تازگی پیراهن شماره 1 تیم ما رو به تن کرده،آرماندو[پیکی] که سالهای ساله اینجاست و هنوزم کاپیتانه،جاچینتو[فاکتی] که شاید بیشتر از همه از بازی با تو لذت برده،جوزپه[مه آتزا] (که با اختلاف اینجا هم بهترین گلزن تاریخ باشگاهه ولی دستگاه های شمارش شما تو اون دنیا روی عدد 284 قفل شدن) و رؤسای بزرگ تاریخمون یعنی آنجلو موراتی و جیووانی پارامتیوتی جشن میگیریم...به امید تعویق در دیدارمون💙🖤
_
#Inter_Iran
Read more
-" خاله .... خاله تو رو خدا، نذر مامانمه " - " نذر که پولی نیست !!!" - " پول نمیخواد بدی " میگیرمش ؛ " دستت ...
Media Removed
-" خاله .... خاله تو رو خدا، نذر مامانمه " - " نذر که پولی نیست !!!" - " پول نمیخواد بدی " میگیرمش ؛ " دستت درد نکنه " - "حالا هر چه قدر کرمته کمک کن " - "بیا پسش بگیر" - " خاله تو رو خدا ..." - "بگیرش ... خجالت بکش . کسی قرآنو نمیفروشه .بگیییر ...." . . . نمونه ی دیگه ای از معجزات این جریان در نوع خود بی نظیر ... -" خاله .... خاله تو رو خدا، نذر مامانمه " - " نذر که پولی نیست !!!"
- " پول نمیخواد بدی "
میگیرمش ؛ " دستت درد نکنه " - "حالا هر چه قدر کرمته کمک کن "
- "بیا پسش بگیر" - " خاله تو رو خدا ..." - "بگیرش ... خجالت بکش . کسی قرآنو نمیفروشه .بگیییر ...." .
.
.
نمونه ی دیگه ای از معجزات این جریان در نوع خود بی نظیر ، میشه همین مکالمه ی بی نهایت فاخر که شاید در طول عمر یک بار  از ان استفاده کرده باشید .  جریانی که از بی مسئولیتی مسئول شروع بشه و  برادرای سو استفاده گر هم ناخونکی بهش بزنن ، تهش میشه این که " دیواری کوتاه تر از دین پیدا نشه " که مسئول خودشو پشتش پنهون کنه و ااااااااانقدر تو بی خبری بمونه که یکی پیدا شه و این طور ، این دیوار رو خراب کنه . 🔴آهای مسئول خوش خیال ....
حالا میتونی تو بوق و کرنا کنی که :(( با تدابیر بسیار هوشمندانه که توسط """"12"""" سازمان درگیر این معضل اندیشیده شده ، به چنان مرحله ای از موفقیت رسیدیم که تو جامعه ی اسلامی ، " قرآنی " که هیچ بنی و بشری از ثروتمند تریناااااش هنوز نتونسته براش قیمت بذاره ، داره کف این خیابونا به بهای ناچیزی دست به دست میشه ..... و انتظار تشویق هم داشته باشید ...✋ پ.ن : شاید باورتون نشه که 12 سازمان مسئول پیگیری علل و حل کردن معضل تگدی گرین . 😢بیاید باورمون نشه ... #شهرساز #شهراندیش #شهرداری #تکدی-گری #گدا
Read more
یه چیز بگم خیلی جالبه<span class="emoji emoji1f60a"></span> اگه خدا دوستت داشته باشه وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به ...
Media Removed
یه چیز بگم خیلی جالبه اگه خدا دوستت داشته باشه وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به خصوص موقعی که داری واقعا گناه میکنی صداش به شدت واضح میشه...باهات حرف میزنه...خیلی هم نرم باهات حرف میزنه...بهت میگه: نکن...همین الانم میتونی برگردیا... برگرد..نکن... نکن... ادامه نده...برگرد اگه ... یه چیز بگم خیلی جالبه😊
اگه خدا دوستت داشته باشه
وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به خصوص موقعی که داری واقعا گناه میکنی صداش به شدت واضح میشه...باهات حرف میزنه...خیلی هم نرم باهات حرف میزنه...بهت میگه:
نکن...همین الانم میتونی برگردیا...
برگرد..نکن... نکن...
ادامه نده...برگرد🙏
اگه این صدا رو داری..بدون خدا خیلی دوست داره...
چون این صدارو خدا به کسایی میده که دوستشون داشته باشه...
وگرنه اگه خدا کسیو دوست نداشته باشه ..
اینطوری صداش نمیزنه
تا طرف یه راست بره جهنم!
خدا تو قران بار ها گفته نا امید نباشید ...من میبخشم..
دوستان خوبم ؟
پشیمونی بعد گناه یعنی خدا دوست داره....
باور کنید..
اگه خدا از تو خوشش نیاد...
هرگز کاری نمیکنه که پشیمون بشی...
مگه درباره سنت استدراج نشنیدی ؟
استدراج یعنی خدا به یه گناه کاری که ازش بدش بیاد انقدر نعمت میده که دیگه هرگز خدا خدا نکنه و صداش نزنه...😕
دیدی بعضی وقت ها میخوای گناه کنی...خیلی هم گناه باحالیه...اما یهو میگی ..ولش کن بابا...ارزش نداره..
اون لحظه خدا بود که منصرفت کرد...نه تو !
دوستان خوبم؟ خدا کسیو که برای پاکی تلاش کنه .. دوست داره..❤️
رضایت خدارو از درونت حس کن..از ارامشت...اگه ارامش نداری...خدا هم از تو راضی نیست...
به خدا
برای فهمیدن اینکه خدا ازت راضیه یانه
فقط کافیه به درونت توجه کنی...
ارومی یا متشنج ؟
میدونی...
خدا مثل آدما نیست...
زود راضی میشه و میبخشه..اصلا دنبال بهونست...
وگرنه بقیه فکر و خیال ها که خدا منو نمیبخشه وسوسه شیطانیه..👌
نگو گناهم بزرگه..رحمت خدا بزرگتره...
همین که نمیذاره گناهامون فاش بشه یعنی دوستمون داره..
خدا وقتی کسیو دوست داشته باشه کاری میکنه که به سمتی هدایت بشه...به سمت یه زندگی درست..
و یه سری ادم ها و سایت ها و کانال هارو بعدش تجربه میکنه تا هدایتش بشن..❤️🙏
برای فهمیدن عشق خدا نسبت به خودت به نشونه ها توجه کن..
همین... .
.
#خدایا
#فراموشم_مکن
#هیچ_لحظه
#مرا
#به_حال_خودم_رها_مکن
#بی_تو
#هیچم
#مهربون
#عشق
Read more
یادگاری سفر مشهد مقدس زائران شهید و عارف حضرت امام رضا {علیه السلام} . رأفت در آستان تو تفسیر می ...
Media Removed
یادگاری سفر مشهد مقدس زائران شهید و عارف حضرت امام رضا {علیه السلام} . رأفت در آستان تو تفسیر می شود دل با خیالِ حُسن تو تسخیر می شود . صدها هزار نامهٔ آلوده از گناه با یک نگاه عفو تو تطهیر می شود . اینجا اگر کبوتر دل، آید از بهشت اطراف گندم تو زمینگیر می شود . دیوانه می شود دل عاقل در این حرم دیوانه ... یادگاری سفر مشهد مقدس
زائران شهید و عارف
حضرت امام رضا {علیه السلام}
.
رأفت در آستان تو تفسیر می شود
دل با خیالِ حُسن تو تسخیر می شود
.
صدها هزار نامهٔ آلوده از گناه
با یک نگاه عفو تو تطهیر می شود
.
اینجا اگر کبوتر دل، آید از بهشت
اطراف گندم تو زمینگیر می شود
.
دیوانه می شود دل عاقل در این حرم
دیوانه ای که عاشق زنجیر می شود
.
صیاد را به نیم نِگه صید می کنی
آهو به یک ضمانت تو شیر می شود
.
بیداری اش به عرش خدا با ملائک است
خوابی که در حریم تو تعبیر می شود
.
.
السلام علیک
یا علی بن موسی الرضا { عليه الاف التحية والثناء}
.
.
سلام و صلوات هدیه به زائران شهید
آستان مقدس حضرت سلطان عشق علیه السلام
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِین
.
.
.
Read more
پسرم, عزیزترین دلم این پست رو به تو تقدیم میکنم, ماه من ممنونم برای اینکه اینهمه خوبی, انگار به جز مهربونی ...
Media Removed
پسرم, عزیزترین دلم این پست رو به تو تقدیم میکنم, ماه من ممنونم برای اینکه اینهمه خوبی, انگار به جز مهربونی بلد نیستی, رفیق من پسرک مسئولم مامان عاشقانه دوستت داره, نمیدونی وقتی چهارشنبه در جشن پایان سال دبیرستانتون دیدم که درخشیدی هم در درس و هم در نویسندگی چقدر به خودم بالیدم, نامی من, باور میکنی ... پسرم, عزیزترین دلم این پست رو به تو تقدیم میکنم, ماه من ممنونم برای اینکه اینهمه خوبی, انگار به جز مهربونی بلد نیستی, رفیق من پسرک مسئولم مامان عاشقانه دوستت داره, نمیدونی وقتی چهارشنبه در جشن پایان سال دبیرستانتون دیدم که درخشیدی هم در درس و هم در نویسندگی چقدر به خودم بالیدم, نامی من, باور میکنی هم من و هم بابا محسن و هم مامان فرزانه از خوشحالی بغض کردیم؟ وقتیکه مسئولانه دست خواهر کوچولوت رو گرفتی و با خودت برای گرفتن جایزه هات بردی بالای سن احساس غرور کردم برای اینکه خیالم راحت شد به خاطر تربیتت خیالم راحت شد که دستهای کوچولوی خواهرت رو ول نمیکنی, چه خوبه که نتیجه تلاشت رو دیدی , تو میدونی که چقدر به خاطر داشتنت به خودمون میبالیم؟ فقط اگه رژیم بگیری و کمتر تپلی باشی مامان خیلی خوشحالترم لپ لپی جان 😄😄❤❤ الهی عاقبت به خیریت رو ببینیم ماه من 🙏😘❤❤
پینوشت : من موفقیتهای پسرم رو بعد از خدا مدیون تلاشهای مسئولانه مردی میدونم که برای من و همسرم حکم برادر بزرگتر رو داره, برادرم آقای محجوبی مدیر مجتمع آموزشی #مهرولایت اگه نبود بدون شک من پر بودم از دغدغه های مادرانه . به نظرم بچه های ما به مدیری مثل ایشون نیاز دارن چون دغدغه پرورش و دغدغه تربیت انسان براشون بالاترین چیزه, راستی اگه ساکن منطقه شش هستید آقا پسرهای گلتون رو بسپرید دست مجموعه آقای محجوبی و مهرولایت و با خیال راحت از بزرگ شدن فرزندتون لذت ببرید 🍃🌼🍃🙏
آدرس صفحه مدرسه و مدیریتشون رو روی عکس تگ میکنم
@mohsenehteshami
@farzaneh_gh12
@Mohammad_mahjubi
@mehrevelayat.ir
#مادرانه #نامی #پسرم #فرزند #مدرسه #دبیرستان #ممتاز #مهرولایت
#چشم_بد_دور #مادرانگی
Read more
. این شنبه ای که میاد ؛ هفدهم آذر ماه ، تولد هجده سالگی منه ... سالی که از بچگی فکر می کردم که باید دوستای ...
Media Removed
. این شنبه ای که میاد ؛ هفدهم آذر ماه ، تولد هجده سالگی منه ... سالی که از بچگی فکر می کردم که باید دوستای آخرین سال دبیرستانم غافلگیرم کنن و برام یه تولد به یاد موندنی بسازن . حالا بماند که دوران دبیرستان من اصلا شبیه اون چیزی که تو رویاهام ساخته بودم نشد و من تو این سه سال ، هیچ دوست صمیمی پیدا نکردم! ... .
این شنبه ای که میاد ؛ هفدهم آذر ماه ، تولد هجده سالگی منه ...
سالی که از بچگی فکر می کردم که باید دوستای آخرین سال دبیرستانم غافلگیرم کنن و برام یه تولد به یاد موندنی بسازن .
حالا بماند که دوران دبیرستان من اصلا شبیه اون چیزی که تو رویاهام ساخته بودم نشد و من تو این سه سال ، هیچ دوست صمیمی پیدا نکردم!
فقط یه بغل دستی داشتم که شاید نمیشد خیلی باهاش حرف زد ؛ ولی حداقل میشد باهاش خندید و چند ساعتی خوش بود !! اما من حدودا یه هفته پیش سر یه چیز مسخره دیگه گذاشتمش کنار ؛ کارش شاید به ظاهر خیلی کوچیک و کم ارزش بود ، اما حسابی دلمو شکست !! کاری که قبلا بارها انجام داده بود و من گفته بودم خوشم نمیاد ؛... و راستش روزای اول اینقدر از دستش عصبانی بودم که دلم می خواست هر جوری که میتونم بهش توهین کنم !
اما هیچی نگفتم ... سکوت کردم و دم نزدم ! و همین جوری گذشت و گذشت تا حالا که شده یه هفته و من دیگه نمی بینمش ... هنوز بغل دستیمه ولی دیگه نمی بینمش که بخوام باهاش حرف بزنم !
پیش خودم فکر میکردم که کاش بی خیال میشدم و صبر می کردم تا تولدم رد شه ؛ اما همون لحظه ، نفس مغرورم فریاد می زد که تو به کادوی اون احتیاجی نداری !
و حالا ، راستش خیلی ترسناکه که شنبه که میرم مدرسه ، احتمالا هیچ تبریکی از کسی نمی شنوم ! همین الان که اینو نوشتم ، نفس مغرورم دوباره غرولند کنان گفت: خب به درک !! تبریک اونا رو میخوای چکار ؟
ولی شما که غریبه نیستید ؛ راستش ته دلم هنوزم یه تولد غافلگیر کننده از طرف دوستای «واقعی و صمیمی» میخواد ... .
خدا رو شکر که این پیج رو هیچ کدوم از بچه های مدرسه ندارن ! اینجوری تونستم یه درد دل کوچولو بکنم .😊
Read more
. امروز داشتم یوتیوب میدیدم ویدیوی یه نقاش که به بچه ها می گفت خدا رو توصیف کنید. بعد براساس گفته های ...
Media Removed
. امروز داشتم یوتیوب میدیدم ویدیوی یه نقاش که به بچه ها می گفت خدا رو توصیف کنید. بعد براساس گفته های بچه ها،شکل خدایی که تو ذهنشون بود رو می کشید. راستش خیلی واسم جالب بود چون هر کدوم خدا رو به یه شکل خاص توصیف می کردن و اخر سر هیچ دوتا نقاشی شبیه هم نشد. در حالی که من خیال می کردم نظر همه بچه های درباره ... .
امروز داشتم یوتیوب میدیدم
ویدیوی یه نقاش که به بچه ها می گفت خدا رو توصیف کنید. بعد براساس گفته های بچه ها،شکل خدایی که تو ذهنشون بود رو می کشید.
راستش خیلی واسم جالب بود چون هر کدوم خدا رو به یه شکل خاص توصیف می کردن و اخر سر هیچ دوتا نقاشی شبیه هم نشد. در حالی که من خیال می کردم نظر همه بچه های درباره خدا باید شبیه هم باشه یا بهتره بگم باید شبیه من باشه. 😁
چیزی که من حدود ۵-۶ سالگی(قبلترش رو یادم نیست)تو ذهنم درباره خدا داشتم،این بود که خدا یه پیر مرد سفید پوش با موها و ریش بلند و پرپشت یه دست سفیده مهربونه که یه کمم اضافه وزن داره.🙆🏻‍♀️ و بزرگه... خیلی بزرگ! خیلی خیلی خیلی بزرگ!!😅
اونقدی که می تونست زمین رو که وسط یه حباب شیشه ای معلقه بغل کنه و تمام روز تماشاش کنه.
و بعضی وقتا مثلا پرنده ها و بارون و باد وارد حباب می کرد که از آسمون سر در می اوردن!
شاید واسه همین من پرنده ها رو خیلی دوست داشتم چون خیال می کردم خدا اونا رو می سازه و بلافاصله مستقیم از آسمون پرتشون می کنه سمت ما!
البته میدونستم جوجه ها از تخم بیرون میان و اونا احتمالا بچه های پرنده هایی بودن که از آسمون فرستاده شده بودن و خیلی مورد علاقه من نبودن!!
بعد به نظرم اینجوری بود که وقتی خدا میخوابید شب می شد و وقتی چشماشو باز می کرد صبح می شد.
در طول روزم کارش این بود که آدمای مختلفو دنبال کنه ببینه چی کم و کسری دارن یا چی میخوان که واسشون فراهم کنه. بعضی وقتا که حوصلش سر می رفت یه کم اذیتشون می کرد و فرشته هارو جمع می کرد که دور هم بخندن😁
گاهی اوقات که عروسک و جوجه و خرگوش از خدا میخواستم و خیلی طول می کشید با خودم میگفتم خب ادمای روی زمین خیلی زیادن شاید امروز خدا وقت نکرده به من برسه واسه همین هر روز صبح که بیدار می شدم دوباره خواستمو میگفتم که اگه نوبتم شد چیزی جا نیوفته یا مثلا اشتباهی اون روز به جای اردک،شکلات نخوام.
چون بالاخره معلوم نبود تا دفعه بعدی که نوبتم میشه چند وقت طول می کشه؟!
تا این که بزرگتر شدم رفتم مدرسه با نجوم آشنا شدم و دینی خوندم و اطلاعاتم بیشتر شد.
و کم کم با تغییرات کوچیک تصورات بچگیم مدام تغییر کرد و آخر سر همه چیز عوض شد.
حالا میدونم که زمین توی یه حباب معلق نیست.
خدا جسم نداره.
و لازم نیست هر روز دنبال آدما راه بیوفته یا اذیتشون کنه.
اما راستش هنوزم اگه بهم بگن خدا رو مجسم کن همون چیزا به ذهنم میرسه .
خدای بچگی شما چه شکلی بود؟
Read more
سلام_بر_مردم_وطنم جماعت نازنینی که این‌روزها #نان را با #جان_کندن به سفره می‌رسانند، می‌بینید ...
Media Removed
سلام_بر_مردم_وطنم جماعت نازنینی که این‌روزها #نان را با #جان_کندن به سفره می‌رسانند، می‌بینید خداوکیلی!؟ چه زخم‌ها رسیده به جگرها و چه بغض‌ها که دارد می‌ترکد این روزها. در آمار آمده بیش از پنجاه نفر به دلیل #افت_شدید_دلار #سکته کرده‌اند. گروهی می‌گویند حق‌شان است! مگر آن‌روزها که سود ... سلام_بر_مردم_وطنم

جماعت نازنینی که این‌روزها #نان را با #جان_کندن به سفره می‌رسانند، می‌بینید خداوکیلی!؟ چه زخم‌ها رسیده به جگرها و چه بغض‌ها که دارد می‌ترکد این روزها. در آمار آمده بیش از پنجاه نفر به دلیل #افت_شدید_دلار #سکته کرده‌اند. گروهی می‌گویند حق‌شان است! مگر آن‌روزها که سود می‌بردند، پولی به دیگران بخشیدند که حالا با ضرر کردن‌شان دلی برای‌شان بسوزد!؟ عرضم به خدمت انورتان، این #کلاهبرداری کلان عمومی که #دولت و سایر #نهادهای_نظامی و انتظامی و #آمریکا و #بورکینافاسو ... طی این چند ماه کردند، چنان برخی را به وسوسه انداخت که دوست بیچاره‌ی من که تمام مکنتش یک #پراید پانزده میلیونی بود، آن را آب کرد و دلار خرید و در جواب من گفت؛ «پسر جان! تو هم ماشینت رو بفروش, بیا دلار بخر! پونزده میلیونت دو ماه دیگه میشه صد میلیون، شایدم بیشتر»
من که کلا چیزی به نام دندان در دهنم نیست، چه دندان #طمع و چه ولع، گفتم: «بی‌خیال عمو! اگر یهو دلار بیاد پایین، چه خاکی به سر می‌کنی؟» خلاصه، این سکته‌کرده‌ها همین‌جور آدم‌ها هستند، چه آن‌را که تاجر است و پول کلانی در بساط دارد، قطعا، همه‌ی تخم‌هاش را در #سبد دلار نگذاشته و حالا هم #بشکن_و_بالا_بنداز دارد که در این ورطه غریق نیست.

پرچانگی نکنم، آمدم بنویسم و بگویم‌تان، تا کی باید اسیر نابخردی و ناکامی و ناتوانی باشیم؟ هی دری را باز بگذاریم که دزد لامصب با چراغ بیاید و گزین کند و ببرد از ما، هر چه دوست دارد را!؟ تا کجا قرار است #هجوم ببریم برای #خرید پراید و در بلبشوی گرانی از ترس گران‌تر نشدن، ده تا حلب #روغن بخریم و بگذاریم کنج آشپزخانه!؟ تا کجا باید دولا شویم و سواری بدهیم به بالانشین‌هایی که مدام دست‌شان در #جیب_ملت است!؟ این دلاری که #شیب_تند_سقوط را دارد سورتمه می‌رود، نیمه‌ی آبان نشده باز می‌کشد بالا، محض خدا، ای جماعت «مقاوم» و «احمق» و «عجول»! محکم بچسبید به شلوارهاتان و به طرفة‌العینی، نکشید پایین! بگذارید یک بار هم که شده، شرایط، روال عادی‌اش را طی کند و با استقبال احمقانه از نوسانات، موجی برای سواری #برادران_قاچاقچی فراهم نکنید.

#ما_بدبختیم
#ایران_غارت_شده
#دزدان_دلاری
#خفت_کردن_ملت
#کلاهبرداری_عمومی
Read more
. چند روز پیش با خبر شدیم هکری متشخص صفحه رامبد جوان را دقایقی در دست گرفته و پستی قرار داده كه مضمون ...
Media Removed
. چند روز پیش با خبر شدیم هکری متشخص صفحه رامبد جوان را دقایقی در دست گرفته و پستی قرار داده كه مضمون پست از این قرار بود که «آقای جوان نگران نباشید من شما رو هک نکردم و کاری هم به چت‌های خصوصی‌ات ندارم فقط خواستم بگم حق اون شرکت‌کننده نیست اول بشه».‌‌ بله، واقعا آدم از این حجم ادب و فرهنگ و متانت هکرهای ... .
چند روز پیش با خبر شدیم هکری متشخص صفحه رامبد جوان را دقایقی در دست گرفته و پستی قرار داده كه مضمون پست از این قرار بود که «آقای جوان نگران نباشید من شما رو هک نکردم و کاری هم به چت‌های خصوصی‌ات ندارم فقط خواستم بگم حق اون شرکت‌کننده نیست اول بشه».‌‌ بله، واقعا آدم از این حجم ادب و فرهنگ و متانت هکرهای این سرزمین به خودش می‌بالد.‌‌.. به هرحال ما که دیدیم تب انتخاب قهرمان خنداننده‌شو تا این حد بالا گرفته، یکی از پست‌های صفحه خندوانه را بررسی کردیم؛پست از این قرار بود که «به نظر شما کدام فینالیست اجرای بهتری داشت: الف یا ب؟» و اما کامنت‌ها:
.
الفیتی (طرفدار آقای الف): واقعا این حجم از بی‌احترامی به همدیگه رو نمی‌فهمم.‌‌خب هرکسی یه سلیقه‌ای داره دیگه.‌‌.. مثلا من طرفدار سرسخت آقای الف هستم چه اجراش مزخرف باشه چه نباشه.‌‌ طرفدار واقعی اونیه که بدون دلیل و از روی جبهه‌گیری رای بده.‌‌.. با آرزوی مرگ مخالفان نظرم.

بیتیتی (طرفداری آقای ب): انقدر احساسی و بی‌منطق رای ندید.‌‌..چرا وقتی یکی از شرکت‌کننده‌ها استنداپ اجرا می‌کرد آقای کارشناس می‌‌خندید؟ چرا وقتی یکی از بازیکنان برای دومین بار وقت‌کشی کرد کارشناسا کارت زرد دوم رو بهش ندادن؟ چرا ما تحمل شنیدن نظرات و سلایق مختلف رو نداریم؟ در آخر، آرزوی نابودی همه شما عزیزان رو دارم.‌‌ آرش منقلب: همه‌تون سرتون تو یه آخوره! ملت ما مگه خنده میخواد؟ یه تکونی بخورید؛ من خودم به نشونه اعتراض با خودکار رو دستم یه ساعت کشیدم که عقربه‌هاش پادساعتگرد حرکت می‌کنن.‌‌.. می‌فهمین یعنی چی؟ زنده باد آزادی!
.
ا.‌‌کرمی: ممنونم از برنامه خوبتون فقط یه انتقاد کوچولو داشتم؛ تو رو خدا وقتی یه خواننده دعوت می‌کنید بهش بگید انقدر وسط خوندن مجری خوب برنامه نپره.‌‌.. ممنونم.‌‌ عقاب تیزپر: درود بر ملت غیور ایران زمین! یاران اگر در رای‌گیری خنداننده‌شو بی‌خیال دو فینالیست بشید و به من رای بدید، آخر هفته با جت جنگی در استادیوم آزادی فرود خواهم آمد.‌‌..ووویییییژژژژ [تیک‌آف کرده و برای صرف نان و پنیر و سبزی به آشپزخانه خانه‌اش می‌رود].‌‌
.
رامتین کامنتی: اول اول اول.‌‌.. بالاخره بعد از 15 ماه تلاش و ممارست و سه ترم غیبت، تونستم اولین کامنت رو پای پستتون بذارم.‌‌.. خدایا مرسی.‌‌
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span>سلامتی همه مهدی یاران و سربازان حال و #آینده #امام_زمان صلوات<span class="emoji emoji1f339"></span> لطفا برای عاقبت به خیری #آقا_مهدیار ...
Media Removed
سلامتی همه مهدی یاران و سربازان حال و #آینده #امام_زمان صلوات لطفا برای عاقبت به خیری #آقا_مهدیار ( #مهدی_یار #مهد_یار #مه_دیار ) ما هم دعاکنید... . پ.ن : دقت کرده‌اید؟! دیریست هیچکدام از مشکلات‌مان حل نمی‌شود و هر روز بحرانی به بحرانهای بشریت اضافه میشود!... انگار بختک افتاده بر سر ... 🌹سلامتی همه مهدی یاران و سربازان حال و #آینده #امام_زمان صلوات🌹
لطفا برای عاقبت به خیری #آقا_مهدیار ( #مهدی_یار #مهد_یار #مه_دیار ) ما هم دعاکنید...
.
پ.ن :
🔴دقت کرده‌اید؟! دیریست هیچکدام از مشکلات‌مان حل نمی‌شود و هر روز بحرانی به بحرانهای بشریت اضافه میشود!... انگار بختک افتاده بر سر آدمی‌زاد!
گند زدی فرزند مدرن آدم! چندقدم در علم پیشرفت کردی و توهم زدی دیگر تو را احتیاجی به هیچ دین و پیامبری نیست! و توهم زدی از #خدا هم جلو زده‌ای! و توهم زدی #مهدی_موعود هم نبود، نبود!!
حالا دیدی این چراغ‌ها، کار خورشید را نمیکنند؟!... آهای مردم دنیا! بروید زاری‌کنان از خدا، #منجی_عالم_بشریت را بخواهید! خیال‌تان تخت! تا تمام نشود این ظلمات خورشیدگرفتگی، هیچ کلیدی، هیچ قفلی را باز نخواهد کرد!...
آن وقت دیگر به جای #امید بستن به #مذاکره با طاغوت های دنیا ،
همه باهم جلویشان می ایستیم برای یاری کردن منجی و برپاکردن #صلح و #عدالت واقعی در تمام جهان!...
.
💔خدایا! در فراق خورشید، حق ما حتما مرگ بود اما به لطف و کرم تو هنوز داریم نفس میکشیم!
آیا امیدوار باشیم ما و فرزندان ما همان مردمان عصر خورشیدیم که قرار است اتمام دوران غیبت را ببینیم؟!....
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_احفظ_قائدنا_الامام_خامنه_ای
.
.
Read more
 #پله_داستان_پندآموز #خود_را_به_حسودان_وکینه_توزان_مشغول_مکن _ _ روزهای بسیار دور ...
Media Removed
#پله_داستان_پندآموز #خود_را_به_حسودان_وکینه_توزان_مشغول_مکن _ _ روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا برای خرید مایحتاج خود به شهر می آمد ... کنار پنجره می نشست ؛ وبیرون را تماشا می نمود.. گاهی؛ چیزهائی از کیف خود در می آورد و از پنجره قطار به بیرون پرتاب می نمود _ یکی ... #پله_داستان_پندآموز

#خود_را_به_حسودان_وکینه_توزان_مشغول_مکن
_
_

روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا برای خرید مایحتاج خود به شهر می آمد ...
کنار پنجره می نشست ؛ وبیرون را تماشا می نمود..
گاهی؛ چیزهائی از کیف خود در می آورد
و از پنجره قطار به بیرون پرتاب می نمود

_

یکی از مسئولین قطار کنار ایشان آمد و با تحکم پرسید که: پیرزن چکار میکنی؟!
پیرزن؛ نگاهی به ایشان انداخت و لبخندی مهربان گفت : من بذر گل در مسیر می افشانم
آن مرد با تمسخر و استهزا ، گفت : درست شنیدم ؛ تخم گل در مسیر می افشانی؟! پیرزن جواب داد ؛ بله تخم گل ... _
_

مرد خنده ای کرد و گفت : اینرا که باد می برد ؛ بنده خدا ؟
پیرزن جواب داد ؛ من هم می دانم که باد می برد... ولی مقداری از این تخمها به زمین می رسند و خاک آنها را می پوشاند
مرد که خیال میکرد پیرزن خرفت شده است
گفت: با این فرض هم آب می خواهند ؟
پیرزن گفت : افشاندن دانه با من .. آبیاری با خدا... _

روزی خواهد رسید که گل و گیاه تمام مسیر را پر خواهد کرد؛ و رنگ راه تغییر خواهد نمود و بوی گلها مشام تمام ساکنین و مسافرین نوازش خواهد داد و من و تو و دیگران از رنگی شدن مسیر لذت خواهیم برد ...
مرد از صحبت خود با پیرزن جواب نگرفت
و با تمسخر و خندیدن به عقل آن پیرزن،
سرجای خود برگشت ... _
_

مدتها گذشته بود که ؛ آن مرد دوباره سوار قطار شد و کنار پنجره نشسته و بیرون را نگاه می کرد،

که یک دفعه متوجه بوی خاصی شد.. کنجکاو که شد؛ دیدکه رنگ مسیر هم عوض شده است
و از کنار رنگها و رایحه های نشاط آور رد می شدند
و مسافرین با شوق و ذوق گلها را به همدیگر نشان می دادند
آن مرد ؛ نگاهی به صندلی همیشگی پیرزن انداخت ؛ ولی..... جایش خالی بود
سراغش را از دیگران گرفت ؛ گفتند : چند ماه است که ؛ از دنیا رفته است، اشک از دیدگان آن مرد سرازیر شد
و به نشانه احترام به آن همه احساس بلند شد و کلاه از روی سر برداشت و تعظیم نمود

_
_

#ادامه_در_کامنت 👇🏻👇🏻👇🏻
Read more
سلام این آقارو اکثراً میشناسیم من که از بچگی باهاش خاطره دارم وقتایی که مستندهای حیات وحشو با صدا ...
Media Removed
سلام این آقارو اکثراً میشناسیم من که از بچگی باهاش خاطره دارم وقتایی که مستندهای حیات وحشو با صدا و تصویر و توضیحات جالبش میدیدم و تو سرم رویای رسیدن به همچون جایی و بودن جای اون آقارو که حتی اسمشم نمیدونستمو، داشتم شغل مورد علاقم همین بود همین که برم تو دل حیات وحش و ساعت ها و روزها و ماه ها زندگی ... سلام
این آقارو اکثراً میشناسیم
من که از بچگی باهاش خاطره دارم
وقتایی که مستندهای حیات وحشو با صدا و تصویر و توضیحات جالبش میدیدم و تو سرم رویای رسیدن به همچون جایی و بودن جای اون آقارو که حتی اسمشم نمیدونستمو، داشتم
شغل مورد علاقم همین بود
همین که برم تو دل حیات وحش و ساعت ها و روزها و ماه ها زندگی و رفتار حیوانات رو از نزدیک بررسی کنم و بتونم از نزدیک خیلیاشونو لمس و نوازش کنم و روزامو در کنار اونا بگذرونم…
هر بار با دیدن مستندهاش کلی خیال پردازی میکردم و از آفریقا و ساوان تا جنگلهای آمازون و استرالیا سفر میکردم و گونه های جانوری مختلفو از نزدیک میدیدم و بررسی میکردم و تو عشقم غرق میشدم…
بچه بودم و فکر میکردم این کارارو دامپزشکا انجام میدن!
براهمین هرکی ازم میپرسید دوس داری چیکاره بشی؟ میگفتم دامپزشک!
روزا گذشت و بزرگ شدم و فهمیدم این کار دامپزشک نیست، ولی نمیدونستم کار کیه، تو رسیدن به عشق و هدفم شکست خوردم و سرخورده زندگیمو ادامه دادم…
بازم مستندهای این آقارو میدیدم ولی با افسوس و بدون رویاپردازی…
تا چندماه پیش، تو سن ۲۸سالگی، بالاخره فهمیدم از چه راهی میشه مسیر مورد علاقمو برم!
راهشو با کمک خدا پیدا کردم و دوباره کل وجودم سرشار از عشق و خواستن شد…
حالا بازم مستندهای آقای اتنبرو رو نگاه میکنم…
ولی اینبار بازم مثل بچگیام با رویاپردازی و عشق و علاقه و امید
اینبار میدونم اسم این آقا دیوید اتنبروئه
اینبار با دانش بیشتر، دانش اینکه تقریبا میدونم شروع این راهو از کجا باید رفت
گرچه نمیدونم مسیرم چیه و به کجا و کی میرسم، ولی همین قدم اول و شروعش برام سرشار از عشق و خواستنه…
هنوز وارد راه مورد علاقم نشدم، ولی همین که میدونمش برام قدِ یه دنیا انرژی و انگیزه و امید ایجاد کرده…
به خاطرش از خدا خیلی ممنونم…

از آقای دیوید اتنبرو هم باید ممنون باشم،
کسی که یه عمر زندگیشو (بالای ۶۰سال) با عشق، برای ساخت برنامه های مستندی گذاشت که یه دختر بچه از یه کشور خیلی دور برنامه هاشو ببینه و به عشق و هدف وجودیش پی ببره و با تمام بالا پایین های زندگیش، بالاخره یه روزی با کمک خدا راه ورود بهشو پیدا کنه…

ورود من به این مسیر، نمیدونم امسال باشه یا سال دیگه یا حتی چندسال دیگه، ایناش مهم نیست
حتی اینم مهم نیست که هیچ دید و ذهنیتی نسبت به مسیر پیش روم و آیندم و سختیاش ندارم
مهم اینه که با تمام وجودم میخوامش و این راهیه که حاضرم کل عمر و زندگی و حتی جونمو براش بزارم…

امیدوارم خدا کمکم کنه و از شما هم میخوام لطف کنید و برام دعا کنید
مرسی 🙏

#DavidAttenborough
#Wildlife
#Environment
Read more
. . میخوام صادقانه بگم از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده ...
Media Removed
. . میخوام صادقانه بگم از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده چون یک سری حرفها که میخوای بزنی آشنا جماعت احتمال داره ک بفهمند منظورت کیه و این مساله رو نمی پسندم از طرفی هم از اونجایی که رکورد دار بلاک هم هستم و یک جورایی خیلی بلاک کردم ولی باز بالاخره یافته ... .
.
میخوام صادقانه بگم
از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده
چون یک سری حرفها که میخوای بزنی آشنا جماعت احتمال داره ک بفهمند منظورت کیه و این مساله رو نمی پسندم
از طرفی هم از اونجایی که رکورد دار بلاک هم هستم 😂😉 و یک جورایی خیلی بلاک کردم ولی باز بالاخره یافته شدن طبیعیه و حتما هم میگم خیر و صلاح بوده کمی میگم خوب حله بی خیال پس ...
.
.
.
اما بعد ببینید هر کسی از درک خودش حرف میزنه
منم مثل بقیه
شاید یک تفاوتم فقط با خیلی ها دیگه این باشه که با طیف بسیار گسترده ای معاشرت ها داشتم و تجاربم کمی فقط احتمالا بیشتر باشه ... حتی خودمم اعتقاد و باورهای الانم رک و راست بخوام بگم برای سالهای قبل زندگیم خیلی مسخره بوده 😐😅 و اینجوری بگم ک خودم به شخصه و تنهایی هم فکر کنم یک طیف گسترده از چپ چپ تا بگو راست راست یعنی زیر و رو شده کل مخم
سر همین ها قشنگ میفهمم تو مخ بسیاری ها چیه ، چون حال و روزهای قدیم خودمه و یا الان و یا مابین این دو زمان .... از طرف دیگه چون طیف معاشرانم هم خیلی زیادی گسترده بوده تفکرات و حرفها و زندگی و خلاصه خیلی چیزها از خیلی ها دیدم
شاید سر همین تجارب بسیار گسترده ای که در حد خودم دارم یک ذره حرف هام به درد بتونه بخوره .... برای همینم می نویسم .... هر چند صادقانه صادقانه میگم نهایت تلاشم ناشناس کامل فعالیت بوده و حتی الانم اولویتم همینه.... ولی خوب نمیشه هم همیشه اونچه خودت اولویت هاته رخ بده ... پس میگم خیره هر کی میاد هم چ کنم خلاصه خخخ مجبورم بگم خوش اومدید😐😉😅 ....
.
.
.
اما بعدتر کل تجربه خودم رو در چند خط میخوام بچلونم و خلاصه کنم و بگم شاید به درد ولو یک نفر بخوره ....
سبک زندگی یک عادته ! سختی تغییر عادت هم مال ابتداشه بعد عادی میشه ! سعی کن پس با عادت هایی زندگیت رو سپری کنی که ته این بازی برنده باشی نه بازنده ! و با کسی دوست بشو که همیشه به دردت بخوره نه فقط تو خوشی یا الان و فردا نه !!! بهترین دوست ممکن از جهت حتی عقل هم خداست ! با خدا رفیق شو همین هم دنیات حالت خوب میشه هم آخرتت ان شاءالله و هم پشتت همیشه به یک قدرت محکم چون وصله راحتی ...
رفیق شدن با خدا هم خیلی ساده است یک قدم تو جلو بیا اون خیلی جلو میاد ....
یک قدم تو ممکنه سوال کنی چی مثلا !؟
هیچی بسته به الانت مثلا اگر نماز نمیخونی حتما دیگه بخون به خدا بگو به خاطر تو میخونم هر چند شاید هیچی حالیم نشه
اگر اهل گناه های خاصی یکی اش رو حداقل به خاطر خدا ترک کن
و ...
.
.
.
راستی محض تاکید مجدد هر کسی هم از ظن خودش یار سایرین میشه 😉
.
Read more
 #شعرفارسی #غزل #عاشقانه #قم #تنهایی #غربت #باران #شعر #عشق #دختر #پسر #پاییز #پارک #نیمکت #تک #غزل #انتظار ...
Media Removed
#شعرفارسی #غزل #عاشقانه #قم #تنهایی #غربت #باران #شعر #عشق #دختر #پسر #پاییز #پارک #نیمکت #تک #غزل #انتظار #شب #سکوت . دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی من و خیال تو و این سکوت طولانی گرفته جای سرانگشت مهربانت را دو رود جاری اشک از نگاه بارانی شب است و بغض من و وحشت از نیامدنت هزار فکر ... #شعرفارسی #غزل #عاشقانه #قم #تنهایی #غربت #باران #شعر #عشق #دختر #پسر #پاییز #پارک #نیمکت #تک #غزل
#انتظار #شب #سکوت
.
دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی
من و خیال تو و این سکوت طولانی

گرفته جای سرانگشت مهربانت را
دو رود جاری اشک از نگاه بارانی

شب است و بغض من و وحشت از نیامدنت
هزار فکر محال و خیال شیطانی

که زیر گوش دلم هی مدام می خوانند
کسی گرفته دلت را کسی که پنهانی

کسی که زل زده ای جای من به چشمانش
کسی که در شب چشمت گرفته مهمانی

گرفته دست تو را و گمان کنم داری
برای او غزل عاشقانه می خوانی

گمان کنم که به چشمش ستاره می بخشی
که گرچه ماه منی از شبم گریزانی

خدا نکرده اگر عاشقش ... زبانم لال !
مگر تو عاشق من ...؟هه ! چه عشق ارزانی !

بدون تو چه کسی پس ... مرا که بانويم
که حال و روز مرا ...نه ! تو هم نمی داني

خدا کند که همین لحظه پشت در باشی
نگو که پای دلش ... نه ! بگو ... نمی ماني

شب است و مثل من از دست تو نمی گذرد
شبی که بی من و غم های من ، تو خندانی ....
.
.
.
.
.
.
.
.
Tag your best friends
پست های قبلی رواز دست ندید
Read more
... یعنی بدونم دقیقا کجای این دنیام؟ یعنی توی خواب و خیال نباشم... گیج نباشم.. راهو گم نکنم... پرت ...
Media Removed
... یعنی بدونم دقیقا کجای این دنیام؟ یعنی توی خواب و خیال نباشم... گیج نباشم.. راهو گم نکنم... پرت نباشم از مرحله... حواسم شیش دانگ جمع این باشه که #صاحب دارم... که رها نشدم... که بیهدف خلق نشدم... بیهدف رها نشدم... به این فکر کنم که الکی یه #استعداد بهم عطا نشده... اگر قرار بود نشه، اگر قرار ... ...
یعنی بدونم دقیقا کجای این دنیام؟
یعنی توی خواب و خیال نباشم... گیج نباشم.. راهو گم نکنم... پرت نباشم از مرحله...
حواسم شیش دانگ جمع این باشه که #صاحب دارم...
که رها نشدم... که بیهدف خلق نشدم... بیهدف رها نشدم... به این فکر کنم که الکی یه #استعداد بهم عطا نشده...
اگر قرار بود نشه،
اگر قرار بود درست نشه،
اگر قرار بود چیزی این وسط ساخته نشه،
اصلا توی این مسیر قرار نمی گرفتم
.
.
.
#توکل یعنی
باهوش باشم! یعنی بگردم راهشو پیدا کنم
از خودش... از #خدا بخوام راه واقعی رو نشونم بده
آخه من میخوام از ظرفتیهام به بهترین نحو استفاده کنم...
میخوام #سخت_تلاش کنم تا به هدفم برسم
اما نمیخوام توی این مسیر گم بشم...
نمیخوام صدمه ببینم نمیخوام به کسی ضرر برسونم
نمیخوام #گناه کنم نمیخوام کسی رو به گناه بندازم
نمیخوام تواناییهامو هدر بدم...
.
.
توکل یعنی
توی یه دستت دست خدا باشه
توی یه دستت عقل و همتت
یعنی وقتی داری سخت تلاش میکنی
خیالت راحته که قوت بی پایان خدا همراهته...
.
.
.
توکل یعنی وکالت میدم به خدا...
تا به جام انتخاب کنه از کدوم راه برم...
و جایی که منظورش رو نمی فهمم،
خودش یه کارهایی رو پیش ببره...
توکل یعنی
خداجون قبولت دارم
هرچی تو بگی... هر چی تو بخوای...
آخه تو منو می بینی...
تو قشنگتر از آدما حالمو می فهمی...
دلسوزتر از بقیه بهترینها رو برام میخوای
آخه تو
دوستم داری...
خیلی هم دوستم داری...
آخه من مال توئم... مال خودت... ساخت دست خودتم...
پس بهت اعتماد دارم که هدرم نمیدی...
برام بد نمیخوای
سهل انگاری نمیکنی
حیفت میاد...
توکل یعنی
به ایده ای که خدا تو سرت میندازه اعتماد کنی
به سخت گیریاش به چشم ظلم نگاه نکنی
به راهنماییهاش گوش کنی
به کاری که گفته عمل کنی
به بقیه ش هم کاری نداشته باشی
#مرجان_خاتون
#منم_ابابیل
Read more
واقعاً این روزها آدم با دیدن آقای روحانی یاد مظلومیت امام حسن علیه سلام می افتم که وقتی با معاویه صلح ...
Media Removed
واقعاً این روزها آدم با دیدن آقای روحانی یاد مظلومیت امام حسن علیه سلام می افتم که وقتی با معاویه صلح کرد او را ترسو خطاب کردن ویاد حضرت علی که به خاطر تنهایی غم و غصه های خود را به چاه می گفت وامام حسین که با صدای بلند گفت اگر دین ندارید آزاده باشید اما این زمان دیگر زمان امام حسن وحضرت علی وامام حسین (ع) ... واقعاً این روزها آدم با دیدن آقای روحانی یاد مظلومیت امام حسن علیه سلام می افتم که وقتی با معاویه صلح کرد او را ترسو خطاب کردن ویاد حضرت علی که به خاطر تنهایی غم و غصه های خود را به چاه می گفت وامام حسین که با صدای بلند گفت اگر دین ندارید آزاده باشید اما این زمان دیگر زمان امام حسن وحضرت علی وامام حسین (ع) نیست واین مردم دیگر مردم کوفه نیستن این مردم همان مردمی هستن که که در زنان کوروش کبیر از یهودیان دفاع کردن ودر زمان اسلام مسلمان تر از مسلمانان عرب بودن واینها همان مردمی بودن که در زمان سردار جنگل از میزاکوچک خان دفاع کردن در زمان مشروطه از مشروطه خواهان ودر زمان ملی شدن نفت از مصدق ، کاشانی ودر زمان انقلاب از امام ویارانش ودر جنگ از کشورودر زمان اصلاحات از رهبر آن ودر 88 ازموسوی وکروبی وزهرا رهنوردو
در92 از یار اصلاحات وهاشمی و در سال96 لبیک گفتن به رهبر اصلاحات ومرحوم هاشمی پس دکتر روحانی عزیز مطمئن باشید این ملت همان ملتی هست که پای عهدش باشما ویاران امام هستن تا پای جان وخونشان وبراین عهد خواهند ماند
این بهترین غزل شاه نعمت الله ولی هست برای عهد پیمان مردم ایران عزیز با دکتر حسن روحانی عزیز
عهد با زلف تو بستیم خدا می داند
سر موئی نشکستیم خدا می داند
با خیال تو نشستیم به هر حال که بود
نزد غیری ننشستیم خدا می داند
هر خیالی که گشادیم به رویش دیده
در زمان نقش نو بستیم خدا می داند
سر ما از نظر اهل نظر پنهان نیست
در همه حال که هستیم خدا می داند
در دل ما نتوان یافت هوای دگری
جز خدا را نپرستیم خدا می داند
گر همه خلق جهان مستی ما دانستند
گو بدانند که مستیم خدا می داند
درخرابات مغان سید سرمستانیم
تو چه دانی ز چه دستیم خدا می داند
Read more
... میدونی رفیق تو همون شفیق ترینی. همونی که فکر کردن بهتم رنگ جهانو عوض میکنه. تو همونی که باهاش ...
Media Removed
... میدونی رفیق تو همون شفیق ترینی. همونی که فکر کردن بهتم رنگ جهانو عوض میکنه. تو همونی که باهاش میتونم یه روزایی بی خیال دنیا بشم. همونی که میتونم وسط ظهرای داغ تابستون باهم قدم بزنیم و از خاطراتمون حرف بزنیم و بخندیم و بخندیم... همونی که وقتی از رویاها و آرزوها میگم تاییدم میکنه. همونی که ... ...
میدونی رفیق تو همون شفیق ترینی.
همونی که فکر کردن بهتم رنگ جهانو عوض میکنه.
تو همونی که باهاش میتونم یه روزایی بی خیال دنیا بشم.
همونی که میتونم وسط ظهرای داغ تابستون باهم قدم بزنیم و از خاطراتمون حرف بزنیم و بخندیم و بخندیم...
همونی که وقتی از رویاها و آرزوها میگم تاییدم میکنه.
همونی که میتونه از ته دل بخندونم
همون یارجونی که میگن... من کشف کرده ام آدم هایی بر روی این کره خاکی هستند که میتوانند جانت را تازه کنند
شیرینیه دوست داشتنت همیشه تر و تازس😍

خانوم اشکانمهر خدا قبول کنه ازت این همه خوبی رو😘

تولدت مبارک شفیق ترین رفیق❤
الهی زندگیت پر خیر و برکت باشه😊
Read more
. خبر خوشحال کننده دریافت عوارض از خودروهایی که میرن داخل پنج تونل شهر تهران و ماشین‌هایی که از روی ...
Media Removed
. خبر خوشحال کننده دریافت عوارض از خودروهایی که میرن داخل پنج تونل شهر تهران و ماشین‌هایی که از روی پل صدر رد میشن رو خوندم و از این همه درایت و فکر خلاق و هوشمندانه مسئولین قند تو دلم آب شد و چند سالی هم امید به زندگیم افزایش یافت. . البته جای تشکر داره که عوارض به اونایی که نمیرن توی تونل و از زیر پل صدر ... .
خبر خوشحال کننده دریافت عوارض از خودروهایی که میرن داخل پنج تونل شهر تهران و ماشین‌هایی که از روی پل صدر رد میشن رو خوندم و از این همه درایت و فکر خلاق و هوشمندانه مسئولین قند تو دلم آب شد و چند سالی هم امید به زندگیم افزایش یافت.
.
البته جای تشکر داره که عوارض به اونایی که نمیرن توی تونل و از زیر پل صدر رد میشن تعلق نمیگره و ما با خیال راحت میتونیم از خونه خارج بشیم و در کوچه و خیابان‌های شهرمون به رایگان گشت و گذار کنیم.
.
واقعا کی فکرش رو می‌کرد که مسئولین دلسوز بعد از ۱۰ سال که از ساخت تونل اونم با پول مالیات پرداختی خودمون گذشته الان به این نتیجه برسن که اااا چرا مردم باید این امکانات رو بطور رایگان استفاده کنن و باعث آلودگی هوا و تشدید ترافیک شهرمون بشن. فقط امیدوارم به ذهن مسئولین دلسوز نرسه که چراغ راهنمایی سرچهارراه‌ها رو پولی کنن چون اونجوری به ناچار مجبوریم پشت چراغ قرمز دوستان خوبمون که ژنی بهتر از ما دارند هم بمونیم.
.
جا داره تشکر ویژه داشته باشیم از آلودگی هوا و ترافیک که وقتی مسئولین بهشون فکر میکنن توی چشماشون $ (تراول 50 هزار تومنی) می‌افته و کلی ایده برای رفع این دو مشکل به‌واسطه دریافت پول از مردم به ذهنشون خطور می‌کنه.
.
با این اوصاف وقتی با خودروی شخصی که با هزینه چند برابر قیمت واقعیش خریداری کردید و هر سال هم عوارض مربوطه‌اش رو پرداخت کردید قصد دارید از خونه بیایید بیرون که یک دفعه میبنید به شما میگن که آقا با خودروی شخصیت بیرون نیا، هم هوا را آلوده می‌کنید و هم باعث تشدید ترافیک میشید.
.
ولی می‌تونید با پرداخت پول و خرید طرح ترافیک به هر نقطه از شهر برید و خیلی جالبه که با این روش نه هوا آلوده میشه نه شما باعث افزایش ترافیک میشید، در مرحله بعد هم به امید خدا که یک تخلف حین رانندگی انجام میدید و جریمه هم میشید و حسابی برای شهر خودتون شهروند مفیدی محسوب خواهید شد.
.
خیلی سوال برانگیزه اگه مسئولان دغدغه کاهش آلودگی هوا و ترافیک دارن و مطمئن هستن که زیر ساخت‌های استفاده همه‌ شهروندان از وسایل نقلیه عمومی فراهم شده چرا ممنوعیت خروج خودرو از منزل رو اجرا نمیکنن و با دریافت پول اجازه استفاده از تمام خیابان‌های شهر را به بعضی‌ها می‌دهند.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
... <span class="emoji emoji1f53a"></span>شوخی‌های کاربران فضای مجازی با کمپین #فرزندت_کجاست؟ <span class="emoji emoji1f4ac"></span> بعد این کمپین، پویش #آخرین_اختلاست_کی_بود ...
Media Removed
... شوخی‌های کاربران فضای مجازی با کمپین #فرزندت_کجاست؟ بعد این کمپین، پویش #آخرین_اختلاست_کی_بود هم راه بندازین اینطور که آقایون اعلام می کنن میترسم چند تا از دستفروشای مترو آقازاده شون باشه من می‌تونم بچه‌های بیکار وزرا رو استخدام کنم این کمپین نشون میده که اینها کلا بیخیال ... ...
🔺شوخی‌های کاربران فضای مجازی با کمپین #فرزندت_کجاست؟
💬 بعد این کمپین، پویش #آخرین_اختلاست_کی_بود هم راه بندازین
💬 اینطور که آقایون اعلام می کنن میترسم چند تا از دستفروشای مترو آقازاده شون باشه
💬 من می‌تونم بچه‌های بیکار وزرا رو استخدام کنم
💬 این کمپین نشون میده که اینها کلا بیخیال اشتغالند بچه های خودشون همه بیکارند ما توقع داریم برای ما کار درست کنند؟
💬 تو رو خدا از بابای منم بپرسین #فرزندت_کجاست
💬 با این روندی که همه مسئولین در جواب کمپین #فرزندت_کجاست اعلام کردن بچه هامون همه در تهران و بیکار و بی پول هستند به نظرم باید بی خیال ادامه این کمپین بشیم و کمپین #کاریابی_برای_فرزندان_مظلوم_مسئولین راه بندازیم
💬 چالش #فرزندت_کجاست را به چالش #خاندانت_کجاست تغییر بدهید!
💬 تاحالا فرزندان همه مسئولانی که به کمپین #فرزندت_کجاست؟جواب دادن محصل،نیروی ساده دولتی یا دارای شغل آزاد هستن.پس افرادی که تاالان به اسم آقازاده اختلاس کردن ومشاغل رده بالا گرفتن،فرزندان مردم عادی بودن که خودشون رو جای آقازاده ها جا زدن!پس دیگه معذوریتی نیست،باهاشون برخورد کنید
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ما رو در تلگرام همراهی کنید لینک تلگرام در قسمت پروفایل پیج ⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️
Read more
• بوسه هایت مسیر معراج است زیر سقف خیال و خلوت و خشت با تو گویی خدا مرا آرام می‌برد روی دوش خود به بهشت با ...
Media Removed
• بوسه هایت مسیر معراج است زیر سقف خیال و خلوت و خشت با تو گویی خدا مرا آرام می‌برد روی دوش خود به بهشت با تو انگار ازل همین حالاست با تو نقش فرشته کم رنگ است من که باشم در این میان که خدا در هوای تو سخت دلتنگ است زیر سقف خیال بدنت هم زمان حریق و حریر من از اعجاز تو خبر دارم در تن نازکت خدا پیداست تا ...
بوسه هایت مسیر معراج است
زیر سقف خیال و خلوت و خشت
با تو گویی خدا مرا آرام
می‌برد روی دوش خود به بهشت
با تو انگار ازل همین حالاست
با تو نقش فرشته کم رنگ است
من که باشم در این میان که خدا
در هوای تو سخت دلتنگ است
زیر سقف خیال بدنت
هم زمان حریق و حریر
من از اعجاز تو خبر دارم
در تن نازکت خدا پیداست
تا ابد من به تو نظر دارم
صبر کن ! این تمام حرفم نیست.
تو نباید دعای من باشی
از خدا خواستم موافق بود
میتوانی خدای من باشی
#افشین_یداللهی ♥️

پی‌نوشت:
عکس جدید نیست مربوط به روزهاییست که حالم/ حال‌مان بهتر بود... اینم عادتیست ترک نشدنی که در میان عکس‌های قدیم‌تر حالِ بهتر می‌جویم، شاید بِه شود...
کاش این جهانِ میرا ( افشین‌های) بسیاری می‌داشت. شاعر و خالق عشق که می‌میرد جهان تهی می‌شود از مهربانی... عاشق بمونیم♥️....
امیدوارم آخر هفته‌ی آرامی داشته باشیم و عزیزان کنکوری هم از این همه اضطراب مضاعف با خوشحالی و موفقیت عبور کنند...
دوستون دارم.
.
#الهام_پاوه_نژاد #بازیگر #شعر #عشق #آرامش
Read more
... پریناز جهانگیرعصر: من باز در مسیر نسیم ایستاده ام شاید خبر بیاورد از حس و حال تو انگار دست خاطره ...
Media Removed
... پریناز جهانگیرعصر: من باز در مسیر نسیم ایستاده ام شاید خبر بیاورد از حس و حال تو انگار دست خاطره ها عزم کرده است تا باز هم مرا ببرد در خیال تو امشب دوباره حس عجیبی ست در دلم بر گونه ام خیال تو سرریز می شود بگذشت چند سالی و باور نمی کنم امسال هم بدون تو پاییز می شود از هم جدا شدند دگر، خواب و ... ...
پریناز جهانگیرعصر:
من باز در مسیر نسیم ایستاده ام
شاید خبر بیاورد از حس و حال تو
انگار دست خاطره ها عزم کرده است
تا باز هم مرا ببرد در خیال تو

امشب دوباره حس عجیبی ست در دلم
بر گونه ام خیال تو سرریز می شود
بگذشت چند سالی و باور نمی کنم
امسال هم بدون تو پاییز می شود

از هم جدا شدند دگر، خواب و چشم من
مانند ما که عاقبت از هم جدا شدیم
وقتی دلم شکست و خدا هم دوا نکرد
این درد را که هر دوی ما مبتلا شدیم

من پیر می شوم به خدا پای درد خویش
کم کم خطوط قهر تو بر چهره ام نشست
هر سال انتظارِ تو را زیر آن درخت
مانند سال قبل، کشیدن، مرا شکست

یادش بخیر اول پاییز و آن قرار
عشقت مرا دوباره همانجا کشانده بود
باران به روی صورت من دست می کشید
چشمم به راهِ آمدنت خیره مانده بود

آن روز آمدی تو و اما نه مثل قبل
آن لحظه باورم نشد این بار آخر است
آن روز آمدی که بگویی که می روی
گفتی که سرنوشت تو با یار دیگر است

یادم نمی رود که چه آسان جدا شدی
گفتی تو را به دست خدا می سپارمت
آری مرا به دست خیالت سپرده ای
دیوانه ام که مثل خدا دوست دارمت

انگار پای عقربه ها را شکسته اند
شب ماندگار گشته و فردا نمی شود
من عهد کرده بودم از امشب رها کنم
دیگر تو را رها کنم اما نمی شود!

#پریناز_جهانگیر_عصر
#علی_برات_نژاد
#خوشنویسی
#نستعلیق
#شعر_ناب
#Calligraphy
Read more
خوب گیرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیال پس دلم منتظر کیست ، عزیز این همه سال..؟ پس دلم منتظر کیست ...
Media Removed
خوب گیرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیال پس دلم منتظر کیست ، عزیز این همه سال..؟ پس دلم منتظر کیست که من بی خبرم..؟ که من از آتش اندوه خودم ، شعله ورم..!! ماه..یک پنجره وا شد...به خیالم که تویی... همه جا شور به پا شد...به خیالم که تویی..... باز هم دختر همسایه..همانی که تو نیست! باز هم چشم من و ... خوب
گیرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیال
پس دلم منتظر کیست ، عزیز این همه سال..؟
پس دلم منتظر کیست که من بی خبرم..؟
که من از آتش اندوه خودم ، شعله ورم..!!
ماه..یک پنجره وا شد...به خیالم که تویی...
همه جا شور به پا شد...به خیالم که تویی.....
باز هم دختر همسایه..همانی که تو نیست!
باز هم چشم من و او...که نمیدانم کیست؟!
این چه رازیست...که در چشم تو باید گم شد..؟
باید انگشت نمای تو.....و این مردم شد..!!
به گمانم....دل من ؛ باز شقایق شده ای...
کار از کار گذشته است....تو عاشق شده ای...
در دلم این عطش کیست...خدا میداند..
عاشقم دست خودم نیست...خدا میداند....!!
عاشق چشم تو هستیم و ز ما بی خبری...
خوش بحالت که هنوز.... از همه جا بی خبری.....♥
Read more
. یک( بیخشید الفاظ رو ولی باید بگم حرفم معلوم شه) شر و ورهایی آدم گاهی میشنوه اصلا میمونه خدایا این توهم و خیال پردازی چ ها میکنه با ملت !!! فکر کن یکی بر میگرده میگه به کسی ببین آرشام عاشق منه بعد خبرش میرسه به خودت این شکلی میشی چون در بهترین حالت ممکن احساست گاهی نسبت به برخی افراد حتی منفی ... .
یک( بیخشید الفاظ رو
ولی باید بگم حرفم معلوم شه) شر و ورهایی آدم گاهی میشنوه
اصلا میمونه خدایا این توهم و خیال پردازی چ ها میکنه با ملت !!!
فکر کن یکی بر میگرده میگه به کسی
ببین آرشام عاشق منه
بعد خبرش میرسه به خودت
این شکلی میشی 😨😷
چون در بهترین حالت ممکن احساست گاهی نسبت به برخی افراد حتی منفی ک هیچ بخوای مودب باشی میگی خیلی دیگه زیاااااادم خنثی است
مثل دیوار !
مثل همین خانم شیرزاد و بدتر
معلوم نیست برخی چشونه
خوب بزرگوار دوست داری دوستت داشته باشن
اشکال نداره
خدا ان شا الله برسونه
کسی ک دوستت داشته باشه
اما آخه من چرا اصلا باید دوستت داشته باشم
چرا اینقدر فاز خیال پردازی برخی ها بالاست !
حالا نمیگم هم خودت منو دوست داری گیر دادی به من خخخ
اما حداقل اینو میگم یک دلیل معقول اگر پیدا کردی بعد بیا بگو یکی از اونور دنیا عاشق من شده اونم ندیده و نشناخته و ...
مگه دور از جون عقب افتاده است کسی اخه !😐😕😕 واقعا نمیفهممشون هااااا
میفهمم اینو خوب و اطراف خودم هم در فضای واقعی زیاد می بینم متاسفانه خیلی ها خواستگار خوبی ک تو ذهن خودشون هست ندارن ... میزنن دنیای خیالات
مثلا از اونور خیابون هم یکی داره رد میشه باهاش عالمی میسازن تو ذهن خودشون و حتی تا دو سه تا بچه هم تو خیالات باهاش پیش میرن 😐😕 بعدم میان یه جوری میرسونن ب طرف و میگن فلانی یک مدته قفل شدی افتادی تو خواب هام ... دیگه وظیفه دونستم بهت بگم بدونی تو شوهر منی 😂😐 نمیخوام بخندم اما متاسفانه بسی زیاده این مسایل و تنها هم یک علت داره قوه خیال دوست بزرگوار !!! خیالاتت و ذهنت رو کنترل کن خواب هم نمی بینی ...
.
.
.
.
اینم دیگه چون یک چیزی بگم خیال هر کی اگر نشسته منتظر من مثلا 😉😉 کلا راحت شه بگم ک من چون کارم تو کشورهای مختلف دنیاست تو امریکا هم تو چند ایالت و ..... مثلاااااا 😉 تو هر کدوم اینها یک مقر فرماندهی میدم به یکی از خانم هام 😆😅
فعلا تا 110 تا هم رزروه ....
از 111 تو نوبت بنویس آبجی 😂😂😂😂😂😉😉😉
فحش ندید محض فان بود بابا
ب قول یکی خدا یکی زنم یکی یکی یکی ... 😂😂😂😉😉
خلاصه اینکه گفتم هااااااااا نگه کسی نگفت تا 110 تا رزرو پررررررررررره منتظر من کسی نشینه !!!!! اگر خواست بشینه اولین شماره 111 است اونم براش قرعه میکشم خوش شانس باشی میشی 111 😆😆😆😆😆 هررررررر چی فحش دادی هم حلالت فقط بخند بابا 😂😂😂😂منم واسه خنده گفتم با ته مایه یک جوابی بلکه ب کار متوهمین آید 😉😂😂😂😆
.
.
یاعلی اینم یک پست اصلا بازم عشقی 😉😂😊
Read more
ميتونم ساعتها و روزها بشينم و بازى شما رو تماشا كنم. يكروز داشتم با يكى از دوستان خيلى ثروتمندم صحبت ميكردم. اونوقت هنوز بچه نداشتم. بهم گفت پيكى بچه هاى هركس تمام دارايى اون شخص هستن و اينرو وقتى كه بچه دار شدى ميفهمى. شنيدن اين حرف از كسى كه دارايى بسيار زيادى داشت و خيلى هم سرش تو حساب و كتاب بود برام ... ميتونم ساعتها و روزها بشينم و بازى شما رو تماشا كنم. يكروز داشتم با يكى از دوستان خيلى ثروتمندم صحبت ميكردم. اونوقت هنوز بچه نداشتم. بهم گفت پيكى بچه هاى هركس تمام دارايى اون شخص هستن و اينرو وقتى كه بچه دار شدى ميفهمى. شنيدن اين حرف از كسى كه دارايى بسيار زيادى داشت و خيلى هم سرش تو حساب و كتاب بود برام جالب بود. تا اينكه خدا نيوان رو به ما داد و من اين موضوع رو با تمام وجودم درك كردم. فقط يك نكته رو دوست دارم بگم. مادر تمام باور و وجود كودك است و ما مردان بايد اين موضوع رو درك كنيم كه احترام و تكريم همسر در حقيقت تأثير مستقيم بر روى فرزندانمون و تربيت و رشد اونها داره. هرچقدر كه مادر فرزند ما در آسايش بيشترى باشه ما فرزند قويتر و سالمترى خواهيم داشت ❤️
.
مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
گوئی سرم هنوز به بالین نرم تست

پیوسته در هوای تو چشمم به جستجوست
هرلحظه با خیال تو جانم به گفتگوست

در خواب و خیال همه با توام هنوز
تنهائیم مباد که تیره است بی‌تو روز

دائم حریم قدس تو احساس می‌کنم
احساس قدس آن دم انفاس می‌کنم

موسیقی بهشت همانا صدای تست
گوش دلم به زمزمه لای لای تست

مادر به قصه‌های تو می‌خفت غصه‌ها
می‌رفت چشم و گوش به دنبال قصه‌ها

با شادیت نبود غمی را مجال ایست
امّا به گریه تو هم آفاق می‌گریست

صد قصه عشق بودی و می‌خواندمت مدام
رفتیّ و ماند قصه صد عشق ناتمام

ای سینه داشته سپر هر بلای من
اکنون بکن شفاعت من با خدای من

امروز هستیم به امید دعای توست
فردا کلید باغ بهشتم رضای توست

این راز آن حدیث که نقل از پیمبر است
جنت نهاده زیر قدم‌های مادر است
شعر از زنده ياد شهريار
#picassomo #niwan #mother #daddy #family #baby #son
@shabnamshahrokhi 😘😍
Read more
 #سجاده #سجاده_در_طبیعت از امروز می خواهم عکس بگذارم از سجاده هایی که در طبیعت پهن می کنیم، نمازهایی ...
Media Removed
#سجاده #سجاده_در_طبیعت از امروز می خواهم عکس بگذارم از سجاده هایی که در طبیعت پهن می کنیم، نمازهایی با بهترین چشم اندازها گاهی بر روی زمین های سخت در زمانی اندک با وضویی سرعتی بدون مهر و تسبیح با یک تکه سنگ اما خدا را هزار بار شکر همیشه سجاده ی ما پهن می شود، بله ما کوه می رویم صعود می کنیم خودمان را به ... #سجاده
#سجاده_در_طبیعت
از امروز می خواهم عکس بگذارم از سجاده هایی که در طبیعت پهن می کنیم، نمازهایی با بهترین چشم اندازها گاهی بر روی زمین های سخت در زمانی اندک با وضویی سرعتی بدون مهر و تسبیح با یک تکه سنگ اما خدا را هزار بار شکر همیشه سجاده ی ما پهن می شود، بله ما کوه می رویم صعود می کنیم خودمان را به قله می رسانیم و نماز هم می خوانیم و هدیه خدا به ما برای این نمازها بهترین چشم اندازهاست.
از سجاده هایتان در طبیعت عکس بگذارید، سجاده هایی از جنس طبیعت، سجاده ای که مهرش از دل طبیعت می آید از سنگ صافی که بی خیال زیر صخره نشسته بوده و در سرنوشتش نوشته اند تو روزی سجده گاه می شوی یا از زمینی که هیچ سنگی درش نیست و اصلا به مهر نیاز ندارد چون دقیقا سر روی خاک می گذاری یعنی خانه ای که از آن آمده ای از زمینی که اصلا نیاز به سجاده ندارد همان که همیشه رو به سوی آفتاب داشته و پاکتر از پاک است.
و چه خوش گفت: هر چه هستیم نماز را بخوانیم روزی نماز دست ما را می گیرد.
و دوباره مردی از همان تبار گفت: من نماز را دوست دارم.
عکس: امروز پس از تمرین سنگنوردی در کنار جاده سجاده ای از زیرانداز انفرادی
#باشگاه_کوهنوردی_سلام_همنورد
#سجاده_و_طبیعت
#سجاده_های_خاص
#نماز
#نماز_بخوانیم
Read more
(جنون قسمت پنجم) از بسکه اون چند روز حواس پرتی داشتم,قرآنم و جا گذاشته بودم.ترس همه وجودمو در بر ...
Media Removed
(جنون قسمت پنجم) از بسکه اون چند روز حواس پرتی داشتم,قرآنم و جا گذاشته بودم.ترس همه وجودمو در بر گرفت.از جام بلند شدم و طوری که متوجه نشه آروم آروم به طرف در خروجی رفتم.وسط سالن بودم که صدام کرد.سر جام میخکوب شدم در حالی که بدنم عین بید میلرزید.سعی کردم یه سوره کوچک از قرآن زمزمه کنم اما از بسکه استرس ... (جنون قسمت پنجم)

از بسکه اون چند روز حواس پرتی داشتم,قرآنم و جا گذاشته بودم.ترس همه وجودمو در بر گرفت.از جام بلند شدم و طوری که متوجه نشه آروم آروم به طرف در خروجی رفتم.وسط سالن بودم که صدام کرد.سر جام میخکوب شدم در حالی که بدنم عین بید میلرزید.سعی کردم یه سوره کوچک از قرآن زمزمه کنم اما از بسکه استرس داشتم هیچی یادم نمیومد.نمیتونستم نفس بکشم.زیر لب گفتم:خدایا غلط کردم.نه جرات داشتم برگردم عقب و نگاه کنم نه میتونستم قدم از قدم بردارم.چند ثانیه توی همون حالت خشکم زده بود که حس کردم دقیقا پشت سرمه.چشامو بستم و به سختی آب دهنمو قورت دادم.کف پاهام سوزن سوزن میشد.باید یه طوری از محلکه فرار می کردم اما شجاعت هیچ حرکت و نداشتم.با صدای بشکنی که شنیدم مثل اینکه از خواب پریده باشم چشام بطور خودکار باز شد و دهنم از چیزی که روبروم می‌دیدم باز موند.تو زندگیم زنی به اون زیبایی ندیده بودم. بیشتر مثل خیال بود تا واقعیت.موهای خرمایی روشن که تا کمرش می‌رسید و با رنگ چشمای درشت و خمارش تقریبا یکی بود و سفیدی اندامش که توی یه لباس حریر سرخ عین الماس میدرخشید.یه لبخند رو لبش بود که دندونای ردیف و سفیدش پیدا شده بود.محو اونهمه زیبایی شده بودم و مثل مجسمه بهش خیره مونده بودم.قلبم دیگه سر جاش نبود.حرارت بدنم خیلی بالا بود و احساس می کردم تو آتیشم.به سختی نفسمو که تو گلوم حبس شده بود بیرون دادم و دوباره چشامو بستم.با خودم گفتم:علی آقای رستگار!جوون خوشنام محل!دیدی چطور تو این شهر غربت خودتو باختی و اسیر وسوسه شیطون شدی؟یادم اومد سر نماز چقدر از خدا خواستم که دوباره این دختر و ببینم.اشک تو چشام نشست و از خودم بدم اومد.با شرمندگی توی دلم فریاد کشیدم خدایا نجاتم بدست توست,نجاتم بده.انگار نیروی دوباره گرفته باشم چشامو باز کردم.اون رفته بود و کسی روبروم نبود.نفس راحتی کشیدم.دو قدم دیگه به سمت در برداشتم که دوباره صداشو از پشت سرم شنیدم_آهای آقاهه!این رفتارت خلاف ادبه.به جای اینکه وقتی یه خانوم زیبا می بینی ازش تعریف کنی,دو متر دهنت باز می‌مونه بعد چشاتو میبندی؟بعد با حالت غمزده‌ای ادامه داد: باشه برو!من که میدونم بر میگردی,منتظرت می مونم.توی دلم به حرفش خندیدم و گفتم:آره منتظر بمون تا موهات رنگ دندونات بشن.دوباره راه افتادم سمت در که یهو از پشت بغلم کرد و محکم کمرمو چسبید.لرزشی مثل برق از کل بدنم عبور کرد.تو همون حالت با یه حالت لوس گفت: خواهش می کنم نرو! تنهام نزار.عطر تندی که استفاده کرده بود توی مشامم پیچید.نزدیک بود کنترل خودمو از دست بدم.اما بازم خدارو یاد کردم... ادامه دارد
Read more
سی روز مانند سی دقیقه گذشت. اما من خوشحالم که لحظه به لحظه‌اش را غنیمت شمردم. دم‌دمای اذان مغرب، ...
Media Removed
سی روز مانند سی دقیقه گذشت. اما من خوشحالم که لحظه به لحظه‌اش را غنیمت شمردم. دم‌دمای اذان مغرب، کنار سفره‌ی افطار، محال‌ترین محال‌هایم یعنی یک روز با تو بودن را آرزو کردم، می‌دانی چرا؟ چون اگر خـــــدا بخواهد غیرممکن‌ها، ممکن می‌شود. درماه رمضان حرف‌های درگوشی بنده با خدا زیاد می‌شود. ناخواسته ... سی روز مانند سی دقیقه گذشت.
اما من خوشحالم که لحظه به لحظه‌اش را غنیمت شمردم.
دم‌دمای اذان مغرب، کنار سفره‌ی افطار، محال‌ترین محال‌هایم یعنی یک روز با تو بودن را آرزو کردم، می‌دانی چرا؟ چون اگر خـــــدا بخواهد غیرممکن‌ها، ممکن می‌شود.
درماه رمضان حرف‌های درگوشی بنده با خدا زیاد می‌شود. ناخواسته نام اعجاب‌انگیزت نقل و نبات صحبتمان می‌شد. سرانجام، خالقت با دیدن من مجنون، از روی دلسوزی، خودش را به خاطر خلقت بانوی خوبی‌ها که تو باشی، سرزنش کرد.
می‌گویند عشق یعنی شب‌ نشینی با خدا تا سحر، ولی برای من، شب نشینی با تو تا صبح را هم عشق است.
به خدای خودت سوگند که در شب‌های قدرابتدا "آرامشت" را از او خواستم و سپس "الهی العفو" را سر داده‌ام.
دیشب تیم رهبری، عید فطر ر اعلام کرده بود اما من قرص صورت درخشانت را در آسمان می‌دیدم. آری! تو لب قرمزت را نیم‌دایره و چشمکی را حواله‌ی چشم‌های منتظرم کردی و دل من برای مژه‌های پر‌پشتت ضعف رفت. نمی‌دانم این خیال از دلتگی بود یا... . با حسرت از پشت پنجره نجوا کردم:
" بیـــــا تا من
از پشت همین پنجره
با تـــــــو
تمام شهر را عـــــاشــــــق بکنم."
خـــــدای مـــن! لطفا عیدی مرا کمی زودتر بده. الهی! به حق این عــید مبارک، بـــــهتـــریـــن عیدی را نصیب بــــــهتـــریـــــن ســــــــحـــــــر دنیا کن.

عید بـــنــــدگــــی خـــدا بر شما مبارک.💐 #اتحاد_سحریا
#عید_فطر_مبارک.

Text:
@fan_of_saharghoreyshi

Photo:
@sahar.fans
Read more
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال ...
Media Removed
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این ... .
من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این همه صورتک،اینهمه من..تنها،خسته..
ای آدمایی که بی چراغ دوس میدارین..آدمایی که به هوس سرک کشیدن به یه دیوار کوتا سرخم میکنین و آرامش اون ور دیوارو ستایش میکنین..بخدا اون آدم ساده که دیوار دلش کوتاس وسیله ای واس ابراز و ارضای عقده هات نیست!..تو این عصر صورتکای دروغین دنیا بیشتر از همیشه به سادگی ساده ها محتاجه..انقد اذیتشون نکنین!..بزارین سادگی دوس داشتن های بی دلیل افسانه تو قصه های کودکی مون نباشه..
دوس داشتن یه وظیفه نیست،اجبار نیست،چیزی نیست که همه حتما باید یه روز بش برسن..دوس داشتن یه موهبته،یه عطیه الهی،یه لیاقته که هرکسی بش نمیرسه..
تعداد مجنونارو بشمار،تعداد لیلی هارو بشمار،بشمار اونایی رو که سارا موندن،اونا که لیلا شدن..بخدا انگشت شمارن اونایی که دوس داشتن دونستن و عاشق موندن..بشمار لولیدن های تو همو،بشمار صدای فنر تختها رو،بشمار اشکای رو گونه لغزیده رو،بشمار عاشقای تو راه مونده رو..بخدا زیادن مدعیای بیخبر و هوسای زودگذر..
دوس داشتن از عشق فراتره..دوس داشتن گرم کردنه و عشق سوزوندن،دوس داشتن آرامش ساحله و عشق تلاطم دریا..اما..برا اونی که تارش از عشق باشه و پودش از دوس داشتن،دوس داره عشقو و عاشقونه دوس داره..
من هنوز،اینجام برا تو،از پشت این دیوار حرف میزنم،از پشت این دیوار خودخواهی و حماقت،ازین ور پرچین کوتاه دلم،از دوس داشتنای بی دلیل و از قلب همون علیرضا که هنو چشماش خیس میشه..پسری که هنوز یادشه شوق اون دو چشم خیسی که با گریه نکا میکرد..من هنوز از پشت دیوار ادمکا حرف میزنم،از سایه روشن خاطرات شیرین کودکی مون..
عشق حماقتیه از رو اختیار،عشق نجوای عاشقونه :"عزیزم تو یه فرشته ای " نیس..عاشق که باشی ساکتی،نمیدونی عاشقی یا آدمی،عشق به جات حرف میزنه..
عشق لذتیه که از درد کشیدن میبری..میبینی؟هیچ آدمی دنبال درد نمیگرده..هر آدمی عاشق نیست..عشق حماقتیه که به جون خریدی،حماقت میکنی و درد میکشی،آزار میده و باز دوس داری..
عشق لذت نرسیدنه،عشق گذر سالهاس به انتظار یه لحظه دیدن..عاشقا ساده دلخوش میشن..به یه نامه،به یه صدا..
خدا قسمت میدم به اشکای اون دل ساده که ساده شکست،تورو قسم به سادگی اون اسم چار حرفی،تورو به عشق،به اشک،هوای ساده هارو داشته باش!
#عـلـیـرضـا
Read more
ایمان دارم که خدا از رگ گردن به ما نزدیکتره و این خیال منو راحت میکنه که هیچ اتفاقی تو زندگیم اتفاقی ...
Media Removed
ایمان دارم که خدا از رگ گردن به ما نزدیکتره و این خیال منو راحت میکنه که هیچ اتفاقی تو زندگیم اتفاقی نیست #زندگیم #زمان #شکر ایمان دارم که خدا از رگ گردن به ما نزدیکتره
و این خیال منو راحت میکنه
که هیچ اتفاقی تو زندگیم اتفاقی نیست⏳⌛
#زندگیم #زمان #شکر
دلـبر شب مـاه باشد دلـربای مـن حسین گر عقیق حسن یوسف شد بود معدن حسین بی نیاز از باغ جنت بی خیال از دوزخم گر ...
Media Removed
دلـبر شب مـاه باشد دلـربای مـن حسین گر عقیق حسن یوسف شد بود معدن حسین بی نیاز از باغ جنت بی خیال از دوزخم گر به روز حشر بردارد قدم با من حسین گاه ما را می کُشی گاهی مسیحا میشوی وای از عشقی که شد هم دوست هم دشمن حسین پشت پای زائرانت ریخت آب و گفت دل لذتی دارد شکستن های تو بشکن حسین بوده ای تنها سه شب بی ... دلـبر شب مـاه باشد دلـربای مـن حسین
گر عقیق حسن یوسف شد بود معدن حسین
بی نیاز از باغ جنت بی خیال از دوزخم
گر به روز حشر بردارد قدم با من حسین
گاه ما را می کُشی گاهی مسیحا میشوی
وای از عشقی که شد هم دوست هم دشمن حسین
پشت پای زائرانت ریخت آب و گفت دل
لذتی دارد شکستن های تو بشکن حسین
بوده ای تنها سه شب بی سر میان قتلگاه
بعد از آن بودی به روی نیزه ها بی تن حسین
پیرُهَن ها شد از آن روزی برایت روسیاه
که وفا با تو نکرد آن پاره پیراهن حسین
بی کفن گشتی که آسان تر رساند عاشقت
با نگاه غرق اشکش دست بر دامن حسین
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسیـن_جـان
آنقَــدَر در حسـرت شش گوشــه ات آواره ام
عاقبـت نام مــرا گوینـد مجنـــونُ الضَّــریح
آرزو دارم بپــای روضه هـایت سـر دهــم
روی قبرم حک شود، این است مَذبوحُ الذَّبیح
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_محمد_جمالی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
Loading...
Load More
Loading...