داره ادامه نه به

Loading...


Unique profiles
86
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Iran University of Science and Technology, Alanya Çarşı, Switzerland
Average media age
693.6 days
to ratio
6.7
دختر توی عکس چقدر تنها به نظر میاد؟ باید بذارمش به حساب ۲ ماه و ۱۶ روز ندیدن خانواده ؟ شاید زمان زیادی ...
Media Removed
دختر توی عکس چقدر تنها به نظر میاد؟ باید بذارمش به حساب ۲ ماه و ۱۶ روز ندیدن خانواده ؟ شاید زمان زیادی نباشه..نمیدونم.. ولی حق دارم دلم برای "همیشگی"های قبلیم تنگ شه نه‌..؟ فاصله ی خوابگاه تا علوم پایه رو هر صبح تنها طی کردن در حالی که دلم برای ماشین بابایی تنگ میشه که هرروز صبح تو راه مدرسه گرم بود ... دختر توی عکس چقدر تنها به نظر میاد؟
باید بذارمش به حساب ۲ ماه و ۱۶ روز ندیدن خانواده ؟
شاید زمان زیادی نباشه..نمیدونم.. ولی حق دارم دلم برای "همیشگی"های قبلیم تنگ شه نه‌..؟
فاصله ی خوابگاه تا علوم پایه رو هر صبح تنها طی کردن در حالی که دلم برای ماشین بابایی تنگ میشه که هرروز صبح تو راه مدرسه گرم بود
یا بازی کردن با غذای سلف وقتی دلم برای "آن چه گذشت"های مامانی تنگ میشه که از مهمونی های شلوغ آخر هفته باقی میموند
یا تنهایی دیدن انیمیشن های باقی مونده لپ تاپم در حالی که دلم برای سخنرانی های کسری و پارسا موقع دیدنشون تنگ میشه
همه اینا داره زهرای جدیدی میسازه😊
گاهی اینقدر ضعیف میشم که با کوچیکترین حرف آدمای اینجا اشک توی چشمام جمع میشه
و گاهی اینقدر قوی که بهشون لبخند میزنم و به راهم ادامه میدم
حتما میپرسین :" با خودت چند چندی؟" در جوابش باید بگم
نه به پای بی رحمی آدمای جدید زندگیم میذارمش نه محیط بزرگی که واردش شدم
زهرا فراز ۱۸ ساله باید مثل ۱۸ ساله ها رفتار کنه
باید راهشو ادامه بده و بزرگ شه نه؟
تهران.. تهران.. همیشه شیفته ی این شهر بودم.. هنوزم هستم حتی با لایه دود غلیظی که از نمای کلاس زبان معلومه..
راستش جایی که الان هستم رو دوست دارم ؛ این که قراره ۴ سال بعد مهندس خط و سازه های ریلی بشم ؛این که توی علم و صنعت درس میخونم !
و فکر کنم همه ی اینا اونقدری ارزش داشته باشه که حتی تنها قدم بردارم😊
🍁🍁🍁
پی نوشت : دروغ چرا اون قدرا هم که سیاه‌نمایی میکنم تنها نیستم ، من بابایی،مامانی، کسری و پارسا رو دورادور دارم! @_rozhin29_ رو دارم !و #BTOVIXX رو! 😊
پی نوشت ۲: پست هام به اندازه ی قبل رنگ و روی قشنگی نداره ..ببخشید اگه حوصله-تون رو سر میبرم 😊
🍁🍁🍁
#عکس_خوابگاهی_چی_میگه؟ 😂
Read more
Loading...
یه چیز بگم خیلی جالبه<span class="emoji emoji1f60a"></span> اگه خدا دوستت داشته باشه وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به ...
Media Removed
یه چیز بگم خیلی جالبه اگه خدا دوستت داشته باشه وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به خصوص موقعی که داری واقعا گناه میکنی صداش به شدت واضح میشه...باهات حرف میزنه...خیلی هم نرم باهات حرف میزنه...بهت میگه: نکن...همین الانم میتونی برگردیا... برگرد..نکن... نکن... ادامه نده...برگرد اگه ... یه چیز بگم خیلی جالبه😊
اگه خدا دوستت داشته باشه
وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به خصوص موقعی که داری واقعا گناه میکنی صداش به شدت واضح میشه...باهات حرف میزنه...خیلی هم نرم باهات حرف میزنه...بهت میگه:
نکن...همین الانم میتونی برگردیا...
برگرد..نکن... نکن...
ادامه نده...برگرد🙏
اگه این صدا رو داری..بدون خدا خیلی دوست داره...
چون این صدارو خدا به کسایی میده که دوستشون داشته باشه...
وگرنه اگه خدا کسیو دوست نداشته باشه ..
اینطوری صداش نمیزنه
تا طرف یه راست بره جهنم!
خدا تو قران بار ها گفته نا امید نباشید ...من میبخشم..
دوستان خوبم ؟
پشیمونی بعد گناه یعنی خدا دوست داره....
باور کنید..
اگه خدا از تو خوشش نیاد...
هرگز کاری نمیکنه که پشیمون بشی...
مگه درباره سنت استدراج نشنیدی ؟
استدراج یعنی خدا به یه گناه کاری که ازش بدش بیاد انقدر نعمت میده که دیگه هرگز خدا خدا نکنه و صداش نزنه...😕
دیدی بعضی وقت ها میخوای گناه کنی...خیلی هم گناه باحالیه...اما یهو میگی ..ولش کن بابا...ارزش نداره..
اون لحظه خدا بود که منصرفت کرد...نه تو !
دوستان خوبم؟ خدا کسیو که برای پاکی تلاش کنه .. دوست داره..❤️
رضایت خدارو از درونت حس کن..از ارامشت...اگه ارامش نداری...خدا هم از تو راضی نیست...
به خدا
برای فهمیدن اینکه خدا ازت راضیه یانه
فقط کافیه به درونت توجه کنی...
ارومی یا متشنج ؟
میدونی...
خدا مثل آدما نیست...
زود راضی میشه و میبخشه..اصلا دنبال بهونست...
وگرنه بقیه فکر و خیال ها که خدا منو نمیبخشه وسوسه شیطانیه..👌
نگو گناهم بزرگه..رحمت خدا بزرگتره...
همین که نمیذاره گناهامون فاش بشه یعنی دوستمون داره..
خدا وقتی کسیو دوست داشته باشه کاری میکنه که به سمتی هدایت بشه...به سمت یه زندگی درست..
و یه سری ادم ها و سایت ها و کانال هارو بعدش تجربه میکنه تا هدایتش بشن..❤️🙏
برای فهمیدن عشق خدا نسبت به خودت به نشونه ها توجه کن..
همین... .
.
#خدا_منو_ببین
#خدایا_شکرت_که_هستی_و_برایمان_خدایی_میکنی
#خدایا_کمکم_کن
#خدایا_چنان_کن_سرانجام_کار_تو_خشنود_باشی_و_ما_رستگار
#خدایا_پناهمون_باش_که_جز_تو_پناهی_نیست
#الا_بذکر_الله_تطمئن_القلوب
#افوض_امری_الی_الله_ان_الله_بصیر_بالعباد
Read more
کنار دریا کلی خوش گذشته بود و داشتیم از جاده‌ی چالوس برمی گشتیم تهرون. دخترها عقب نشسته بودن و با صدای ...
Media Removed
کنار دریا کلی خوش گذشته بود و داشتیم از جاده‌ی چالوس برمی گشتیم تهرون. دخترها عقب نشسته بودن و با صدای برادر شماعی زاده می رقصیدن تا رسیدیم به این شاهکار: ((عکس گل امیدم افتاده بود رو برکه قهرت پرپرش کرد حالا یک یک تو برکه)) یکی از دخترها جیغ کشید: اینو عوضش نکن! می خوام تا خود تهرون فقط همینو گوش کنم! ... کنار دریا کلی خوش گذشته بود و داشتیم از جاده‌ی چالوس برمی گشتیم تهرون. دخترها عقب نشسته بودن و با صدای برادر شماعی زاده می رقصیدن تا رسیدیم به این شاهکار: ((عکس گل امیدم افتاده بود رو برکه
قهرت پرپرش کرد حالا یک یک تو برکه)) یکی از دخترها جیغ کشید: اینو عوضش نکن! می خوام تا خود تهرون فقط همینو گوش کنم! دوس پسرش که پشت فرمون بود گفت: اون برکه ی عشقی که می گه توش پر از قورباغه و مار و سوسکه، جرات داری بری توش؟ دختر گفت: اگه حسن جون بگه می پرم توش.
تا خود پل فردیس فقط همین ترانه رو پلی کردیم و دور از چشم مامورین محترم اون سال ها که هنوز حساسیت خیلی بالایی داشتن حرکات موزون ریزی هم کردیم و به این بیت شاهکار ترانه خندیدم که می گه: ((وقتی قهری با من، من با کی بگردی؟)) می گفتیم یارو چقدر پر رو بوده و همه ی درد عشقش اینه که وقتی طرف قهر کرده کیو پیدا کنه باهاش بره بگرده یه وقت حوصله اش سر نره... ولی اون سال های نمی دونستیم واقعیت پنهان شده در ترانه‌ی شماعی زاده از یه قهوه تلخ روشنفکرانه هم تلخ تره. که اگه می دونستیم حتما کنار جاده می ایستادیم و توی یکی از جیگرکی های کنار جاده چند سیخ دل سوخته می زدیم و به حال خودمون تعمق می‌کردیم. اگه می فهمیدم در پشت ظاهر فداکارانه ی عشق چه خودخواهی عظیمی پنهان شده. این که وقتی کسی بهت می گه دوستت داره چقدر به تنهایی و رنج خودش فکر می کنه و وقتی می گه من بدون تو می میرم دروغ نمی گه، اما درواقع داره به مرگ خودش فکر می کنه نه تو!
برادر شماعی زاده توی این ترانه‌ی جانسوز و عمیق خیلی خوب معجزه ی عشق رو نشون می ده وقتی می‌فرماد: ((تو اگه قهری من که آشتیم)) این قانون نانوشته و گفتمان درونی بیشتر عشق ها ست که وقتی کسی رو خیلی دوس داریم و عمر و علاقه‌مون رو به پاش می ریزیم انگار طرف رو مدیون خودمون کردیم. انگار یه جورایی می‌خوایم به طرف بگیم: خجالت بکش ببین من چه قدر دوستت دارم، ببین من چقدر بدون تو زجر می‌کشم، ببین چقدر تنها هستم... انگار تنهایی و زجر کشیدن ما الزاما تعهدی برای طرف مقابل ایجاد می کنه که اگه بهش عمل نکرد و تسلیم عشق ما نشه باید اسمش رو توی دسته ی آدم بدها بنویسیم و اخلاقا تنبیه اش کنیم. عشق ایثارگرانه ظاهر خیلی زیبا و معصومانه و مظلومانه‌ای داره اما اگه با دقت بهش نگاه کنی می‌بینی پشت این نوع از عشق یه جور خودخواهی سازمان یافته پنهان شده. انگار وقتی با از خود گذشتگی کسی رو دوس داشته باشیم همیشه حق با ما ست و برادر شماعی زاده چه خوب این مفهوم رو بیان می کنه وقتی می فرماد
ادامه در كامنت
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span>مباحث مهدوی<span class="emoji emoji1f33a"></span> . <span class="emoji emoji1f4a1"></span> #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر <span class="emoji emoji1f4a1"></span> #قسمت_بيست_و_سوم . <span class="emoji emoji2714"></span>️لذتي كه ديگران از ...
Media Removed
مباحث مهدوی . #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر #قسمت_بيست_و_سوم . ️لذتي كه ديگران از رقص ميبرن تو يك ميليارد بيشتر بايد از نماز ببري! اون يه حيات ديگه ست كه اگر اون باشه بردي! . ️پس اگه ميخواي به كسي بگي؛ اول #انگيزه برا زنده بودن و حيات پيدا كردن رو براش بيدار كن بعد دين رو بهش عرضه ... 🌺مباحث مهدوی🌺
.
💡 #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر 💡
#قسمت_بيست_و_سوم
.
✔️لذتي كه ديگران از رقص ميبرن تو يك ميليارد بيشتر بايد از نماز ببري!
اون يه حيات ديگه ست كه اگر اون باشه بردي!
.
↩️پس اگه ميخواي به كسي بگي؛
اول #انگيزه برا زنده بودن و حيات پيدا كردن رو براش بيدار كن بعد دين رو بهش عرضه كن! .
ببين چند آيه قرآن دلالت ميكنه به اين روش!
اگر اين صحبتها به دلت نشسته و گرفته معلومه آموزش دين ما غلطه وگرنه ما نبايد از اين مقدمات حرف بزنيم!!
.
ميفرمايد كه:
🍀وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ🍀
ما شعر به پيغمبر ياد نداديم كه!
🍀وَمَا يَنْبَغِي لَهُ🍀
اصلا شان پيغمبر(ص) اين نيست ما بهش شعر بگيم.
.
(چه تعريف زيبايي داره در مورد پيامبر!)
نه ما اينكاره ايم نه سطح ايشون اينقدر پايينه.
.
🍀إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ🍀
✅اين ذكرست.
(ذكر همون چيزي كه در تو هست اصلش، كه تا يه تلنگر بهت بزنن بيدار ميشي!)
.
🍀لِيُنْذِرَ مَنْ كَانَ حَيًّا🍀
تا او بيدار كنه كسي رو كه زنده ست .
اگه زنده اي؟! بيا تا درباره اش حرف بزنيم؟
_ آقا ما چيكار كنيم كجا بريم زنده باشيم؟
+ همين كه تمناي حيات در تو ايجاد بشه يعني علائم حياتي در تو ديده شده! اين مُرده علائم حياتي داره!
.
اين پيغمبر(ص) ميخواد انذار بده كسي رو كه زنده ست.
برو اول زنده شو بيا بعد بهت ميگم ميخواد چيكار كنه.
كجا برم؟
برو جایی که انگيزه حيات در تو ايجاد كنه.
.
🍀وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ🍀
بر كافرين هم بعد از اتمام حجت وعده عذاب داده.
.
ادامه دارد...
________
#خط_امام_زمان
Read more
میخوام امروز نظرمو راجب مدلینگ و مد و‌ کسایی که از مدل ها‌ استفاده میکنن برای دیده شدن کارشون ، بگم من‌ ...
Media Removed
میخوام امروز نظرمو راجب مدلینگ و مد و‌ کسایی که از مدل ها‌ استفاده میکنن برای دیده شدن کارشون ، بگم من‌ هیچوقت فکر نمیکردم که دیدم نسبت به مدلینگ عوض بشه من در گذشته واقعا دوسش داشتم ولی الان یکم ... واقعا مدل ها چی به این دنیا اضافه میکنن ؟ اصن دنیا نیاز داره به همچین‌چیزی ؟ مطمعنم که اگه مدلینگ نباشه ... میخوام امروز نظرمو راجب مدلینگ و مد و‌ کسایی که از مدل ها‌ استفاده میکنن برای دیده شدن کارشون ، بگم
من‌ هیچوقت فکر نمیکردم که دیدم نسبت به مدلینگ عوض بشه من در گذشته واقعا دوسش داشتم ولی الان یکم ...
واقعا مدل ها چی به این دنیا اضافه میکنن ؟ اصن دنیا نیاز داره به همچین‌چیزی ؟ مطمعنم که اگه مدلینگ نباشه چیزی از دنیا کم نمیشه و همه مثل قبل به زندگی ادامه میدن 😅 ولی فکر کنم دنیا خیلی نیاز داره به بازیگر نابغه ، پزشک با وجدان ، معلم دانا ، سیاست مدار انسان و و و‌... بنظرم مدل بودن خیلی پیش پا افتادس چون‌ نه زحمتی می‌خواد نه استعدادی نه تلاشی اصن مردم بهش نیازی دارن؟ فقط ظاهر می‌خواد و‌ رسیدن به خود (خب البته اکثرا همونم ندارن و به وسیله ی عمل زیبایی به دستش میارن)و روابط که بتونی پیشرفت کنی واقعا مدل ها چه چیزی جز ظاهرشون برای ارائه‌ دارن که آدم مجذوب شه ؟ من فکر کنم اگه یک آدم استعداد های درخشان داشته باشه نمیره سمت مدلینگ‌ چون‌ یه آدم با استعداد که توانایی های ویژه داره مدلینگ‌ بنظرش خیلی پوچ‌ میاد 😅 ولی با این حال من مدل های زیبا و‌طبیعی رو دوست دارم و براشون احترام قائلم 🌹
حالا میریم‌ سراغ کسایی که ازین مدل های زیبا استفاده میکنن برای جلوه دادن به کارشون ، مثل آرایشگر ها طراح های لباس عکاس ها و و‌ و ... سوال اینجاست که اون آرایشگری که ادعای بهترین بودن توی کارش داره ، اگه اون مدل رو ازش بگیریم و یک آدم معمولی رو بهش بدیم بازم کارش درخشان هست ؟ اگه آره که دمش گرم کارش درسته من خیلیم حال میکنم ❤️💎 ولی اگه نه متاسفانه باید بگم شیادی بیش نیست 😄 این موضوع در مورد طراح لباس عکاس و و و .. صدق میکنه ، امیدوارم منظورمو گرفته باشید ! در آخر میخوام راجب مد و‌ فشن صحبت کنم ، دنیای مد و فشن دنیای باحال‌ و جذابیِ ولی فقط برای جیب من و شما نقشه میکشه همین 😃 که تو مغزمون بچپونه که هرجور که اونا می‌خوان خودمونو درست کنیم تا خوش بحال اونا بشه ! مد هرلحظه داره عوض میشه و باید خیلی احمق باشیم که ما هم باهاش هی بچرخیم و عوض شیم ! هرجوری که دوس داری لباس بپوش هرجور که میخوای آرایش کن مگه سلیقه ی خودت چشه که باید همش تابع مد باشی اصن مگه اونا کین که شدن بت 😂؟ ! فشن بلاگرا و طراحای لباس و ... که نظر میدن راجب مد و زیبایی ، خب اونام مثل تو یه آدمن صرفا دارن نظرات خودشونو میگن ، فرق تو با اونا چیه !؟ در واقع هیچی ! 😂 هرچیزی که مناسبته و بهت میاد و دوست داری و میخوای امتحان کن نه اینکه تقلیدکنی و از رو چشم و هم چشمی !
ببخشید که نظراتم کارشناسانه نبود فقط افکار منه که گفتم اینجا بنویسم
Read more
<span class="emoji emoji1f342"></span> بیست و شیش سالگی . . . از وقتی که یادم میاد همیشه روزایِ تولدم بدترین روزِ زندگیم بوده ، روزهایِ غمگین ...
Media Removed
بیست و شیش سالگی . . . از وقتی که یادم میاد همیشه روزایِ تولدم بدترین روزِ زندگیم بوده ، روزهایِ غمگین و پر از فکر و استرس . . . استرسِ رَفتَن ها و نرسیدَن ها ، غمِ بزرگِ بزرگ شدن ها و هیچ کاری نکردَن ها ، روزایِ اوجِ فکرایِ بی سر و ته : " خُب حالا که چی؟ " ها ، " مگه چه خبره " ها ، "اصن اگه نمیومدی تو این دنیا ... 🍂
بیست و شیش سالگی . . .
از وقتی که یادم میاد همیشه روزایِ تولدم بدترین روزِ زندگیم بوده ، روزهایِ غمگین و پر از فکر و استرس . . .

استرسِ رَفتَن ها و نرسیدَن ها ، غمِ بزرگِ بزرگ شدن ها و هیچ کاری نکردَن ها ، روزایِ اوجِ فکرایِ بی سر و ته : " خُب حالا که چی؟ " ها ، " مگه چه خبره " ها ، "اصن اگه نمیومدی تو این دنیا چی میشد؟! " ها و خلاصه کلی ها هایِ دیگه . . ‌. • بهتر بگم :
هر سال انگاری "بیقرار" بودم ، همش دنبالِ یه "چیز" ی بودم ، میدوییدم بدونِ اینکه بدونَم قراره به کجا برسم؟!فقط تند تر و تند تر میدوییدَم ، فک میکردم اگه وایسَم ، باختَم ، جا موندَم . . .
این بود که هر روز تند تر و تندتر میدوییدم و حتی به خودَم حق نمیدادم به نفَس نَفَس بیفتَم . . .
اما یه روز ، نمیدونَم بگم پاهام لیز خورد ، بگم زانوهام شُل شد ، بگم نَفَس کَم آوردم یا نه کلّا بگم : کَم آوردَم . . .
پخشِ زمین شدَم . . .
دیدَم ای دلِ غافل ، اینجا هم بد نیستا ، چقد زمین خُنکِه ، چقد درختا از این زاویه دلبرَن ، چقد مورچه ها با مزه راه میرَن ، چقد ، چقد ، چقدددددد . . .
یواش یواش سعی کردَم یاد بگیرم ایستادن هم به اندازه دوییدَن قشنگه . . .
مکث ، به اندازه حرکت . . .
سکوت ، به اندازه ی صدا . . .

اصنهمیننوشتناگههمینطوریپیوستهوبدونفاصلهفقطبنویسیموبویسیمکسیمیفهمهچیبهچیه؟! اره همین جمله ی بالا بدونِ فاصله رو ، ببین چه سخته خوندنش؟! یاد گرفتم وصال خوبه ، پیوستگی خوبه ، اما فراق و فاصله هم همون قدر خوبه . . .

خلاصه که زهرایِ بیست و شیش ساله داره یاد میگیره که قرار نیست به "چیز"ی برسه .. .
چیزی که یا خیلی بزرگه و دست نیافتنی که بهایِ رسیدن بهش میشه تک تکِ لحظه هایِ عمرِش ، اونم تازه آیا بشه آیا نشه . . .
یا کوچیک و دمِ دستی ، که زود بهش میرسه و فک میکنه دیگه تمومه و بعدِ اون دیگه هیچی هیجان زده اش نمیکنه . . .

زهرای بیست و شیش ساله قراره
صفر یا صدنباشه . . .
بود یا نبود نباشه . . .
سفید یا سیاه نباشه . . .
قراره یه "طیف" باشه . . .
یه جریانِ تدریجیِ قشنگ . . .
یه جریان که گاهی تند و تند از بینِ سنگا راهش رو پیدا کنه ، گاهی آروم تو یه گودال جمع شه و وایسه شاید یه عابری عکسِ خودش رو توش دید و ذوق زده شد ، گاهی راهش رو کج کنه بره پایِ یه نهالِ انجیر ، گاهی از بالایِ بلندی بریزه پایین و آبشار شه ، گاهی بخار شه ، گاهی یَخ بزنه ، گاهی . . .

ادامه تو کامنت . . .
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> تو سوالهايي كه برام اومده بود چند تاش خيلي توجه م رو جلب كرد كه جز تابوهاي بزرگ فرهنگ ماست... ارگاسم ...
Media Removed
تو سوالهايي كه برام اومده بود چند تاش خيلي توجه م رو جلب كرد كه جز تابوهاي بزرگ فرهنگ ماست... ارگاسم و خودارضايي... در روابط زناشويي هم زن و هم مرد بايد به ارگاسم برسن ولي درصد بالايي از خانومها هرگز اينو تو زندگي مشترك شون تجربه نكردن و خيلي وقتها فقط ظاهرسازي ميكنن كه اعتماد به نفس همسرشون از بين ... ➿➿
تو سوالهايي كه برام اومده بود چند تاش خيلي توجه م رو جلب كرد كه جز تابوهاي بزرگ فرهنگ ماست... ارگاسم و خودارضايي... در روابط زناشويي هم زن و هم مرد بايد به ارگاسم برسن ولي درصد بالايي از خانومها هرگز اينو تو زندگي مشترك شون تجربه نكردن و خيلي وقتها فقط ظاهرسازي ميكنن كه اعتماد به نفس همسرشون از بين نره و يا اينكه دست از سرشون بردارن و بيشتر از اين ادامه ندن... درصد خيلي كمي از خانومها از طريق واژينال به ارگاسم ميرسن و براي خيليا بايد از راهكارهاي ديگه اي استفاده كرد... خيليا از عنوان كردن و درخواست اين موضوع خجالت ميكشن و يا حتي آگاهي كامل رو ندارن... يكي ديگه از معضلهاي بزرگ دنياي امروز فيلمهاي پورن هستن كه باعث ميشن خيليا الگوي اشتباه بردارن و تو زندگي زناشويي شون به بن بست بخورن... ظاهر عجيب غريب، صداهاي عجيب غريب تر، افتاب مهتاب بالانس زدن و مازوخيست و ديوونه بازي و القاي اينكه همه چيز به همين راحتي و سادگي و انگار نه انگار كه طرف شغل و حرفه ش اينه و اينا همه ش فيلمه... در دين ما خودارضايي گناهه ولي در دنياي امروز اگر به تعداد نرمال و محدود باشه امري كاملا طبيعي و پيش پا افتاده س... در مدرسه كاملا راجع بهش صحبت ميكنن و آموزش ميدن، از بدن جنس مخالف گرفته تا راههاي جلوگيري از بارداري و انواع و اقسام بيماري هاي جنسي و راههاي سرايت و پيشگيريش... من صد در صد پافشاري ميكنم رو حق خانومها براي لذت بردن از روابط پاك و حلال و زندگي زناشويي شون و راجع به مسئله خودارضايي نظري ندارم و فكر ميكنم يك مسئله كاملا شخصي و انتخاب فرديه و به من نوعي ربطي نداره... اگر كسي بتونه با خودش و اعتقاداتش كنار بياد و از كاري كه ميكنه عذاب وجدان نگيره و بعد دچار فكر و خيال و افسردگي نشه و اين مسئله باعث شه از خيلي مسائل ديگه امن بمونه و دور، به نظرم امريه بين خودش و خداي خودش و به من نه ضرري ميزنه و نه ربطي داره... نظر شما راجع به ارگاسم در روابط زناشويي و خودارضايي افراد مجرد چيه؟؟ ممنونم كه از بحث كردن با هم خودداري ميكنين و فقط نظر خودتون رو مينويسين... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
نظر يكى از تهيه كنندگان خوش قلب<span class="emoji emoji2764"></span>️ماركت موسيقى كه از دوستان بامعرفتم هست در خصوص حواشى خواننده جوان ...
Media Removed
نظر يكى از تهيه كنندگان خوش قلب️ماركت موسيقى كه از دوستان بامعرفتم هست در خصوص حواشى خواننده جوان كشورمون حميد هيراد @aliaghaynassab ‏ : پسر محجوب من نه تا الان از نزديك ديدمت ونه پيش اومده كه كنسرتهات بيام ولى تك تك كارهايي كه تا الان ساختى بى نظيره ، متأسفم براى اين ماركت موسيقى كه شبكه سه بياد ... نظر يكى از تهيه كنندگان خوش قلب❤️ماركت موسيقى كه از دوستان بامعرفتم هست در خصوص حواشى خواننده جوان كشورمون حميد هيراد
@aliaghaynassab ‏
:
پسر محجوب من نه تا الان از نزديك ديدمت ونه پيش اومده كه كنسرتهات بيام ولى تك تك كارهايي كه تا الان ساختى بى نظيره ، متأسفم براى اين ماركت موسيقى كه شبكه سه بياد به عنوان يه منتقد با رييس خانه موسيقى كه هيچ كار مثبتى حداقل تو اين مدتى كه من يادم هست نداشته و ترانه سرايي كه بازم ... و آهنگ سازى كه يه ماكت تو كامپيوتر داره برا همه كپى ميكنه مصاحبه كنه ، آخه چرا با آبروى يه نفر كه هنوزم براى همه اثبات نشده داريد بازى ميكنيد هيچ به ايرادات خودمون فكر كرديم كه يك نفر رو به باد انتقاد گرفتيم ' خجالت داره ' بى خيال شيد ' چرا كسى كه موفق هست و ميخوايد بفرستيدش كُنج خونه ، چرا داريم انگيزش رو ازش ميگيريم ، آهاى استادهايي كه نشستيد نقد ميكنيد ( آب كه سر بالا بره قورباغه ابوعطا ميخونه ) ول كنيد ، فقط ميتونم بگم تو يه كار ديگه ( سينما يا تئاتر ) اگر يه هنرمندى اشتباهى بكنه قطعاً همكارهاش كمك ميكنند تا داستان تموم بشه نه اينكه بندازنش ته چاه لطفاً دوستان و همكاران حوزه موسيقى به خودمون بيايم اگر حالشو داريد ، در آخر حميد هيراد با اين اتفاقات حتماً عزيز تر خواهى شد و با انگيزه بيشتر به كارت ادامه بده ‏@hiraad.hamid ‏@musicema ‏@navayefars ‏@nava.ir ‏@concert_iranian ‏@parsconcert ‏@pause_music ‏@ham_ahang ‏@music ‏@mowjmusic
Read more
Loading...
﷽ از اون کپشن های خیلی طولانیم که ادامه اش توی کامنته<span class="emoji emoji1f609"></span><span class="emoji emoji1f648"></span>اگه وقت حوصله داشتید مثل همیشه بخونید<span class="emoji emoji1f337"></span> از ...
Media Removed
﷽ از اون کپشن های خیلی طولانیم که ادامه اش توی کامنتهاگه وقت حوصله داشتید مثل همیشه بخونید از فردا رسما سال کاری و... آغاز میشه دوست دارم بنویسم از اتفاقی که برام در سال 96 افتاد هیچ وقت دوست نداشتم برم جایی برای کسی کار کنم حالا چه تو مغازه چه تو شرکت چه تو ارگانهای دولتی (البته بود کارهایی هم ...
از اون کپشن های خیلی طولانیم که ادامه اش توی کامنته😉🙈اگه وقت حوصله داشتید مثل همیشه بخونید🌷
از فردا رسما سال کاری و... آغاز میشه دوست دارم بنویسم از اتفاقی که برام در سال 96 افتاد
هیچ وقت دوست نداشتم برم جایی برای کسی کار کنم حالا چه تو مغازه چه تو شرکت چه تو ارگانهای دولتی (البته بود کارهایی هم که بهشون علاقه داشتم اما نشد یا قیدشونو زدم که برم سمتشون) خلاصه یه جورایی برام عذاب آوره کار کردن برای دیگران شاید این خصلت بد باشه شاید خوب باشه نمیدونم ولی من از وقتی که دیپلمم رو گرفتم و خواستم کار کنم طرز فکرم اینجوری بود. البته چوبش رو هم خیلی خوردم مثلا اگه تا این حدودا 8 سال یه جایی از اول وایمستادم کار میکردم از لحاظ مالی خیلی جلوتر بودم و یه سرمایه ای برای خودم داشتم گاهی اوقات خیلی خودم رو برای این قضیه سرزنش میکنم و ناراحت میشم اما طرز فکرم عوض نمیشه یعنی اعتقاد دارم که اگر میخواهی یه آدم خیلی موفق بشی هم از لحاظ مالی هم کاری باید برای خودت کارکنی نه دیگران و این راهی هست که میشه گفت حداقل 90 درصد افراد موفق و ثروتمند جهان انجام دادن و راحتم نیست خیلی سخته چون(بی پولی داره، شکست داره، حرف شنیدن از این اون داره) برای همین باید خیلی صبر و مقاومت کنی
البته اینو بگم تو این سالها به خاطر معرفی و اصرار خانواده دوستان فامیل چندین جا رفتم کار کردم ولی نهایتا دو سه هفته تونستم دوام بیارم و خیلی جاهام از اون اولش نرفتم حتی تا همین سال قبل هم باز پیشنهاد کار به هم میدادن ولی قبول نکردم
نمیدونم کسانی که از سه چهار سال پیش پیچمو دنبال میکنن یادشون هست که من کار برچسب دیواری انجام میدادم و طرح هام رو تو پیچم میذاشتم؟ خیلی از این 5 هزار تا فالوور هم برای اون زمان هست😊 ولی دوسال پیش مجبور شدم به خاطر بعضی مسائل که جریانش مفصله اینکار ادامه ندم و طرح هام رو از تو پیچم پاک کنم و یه پیچ شخصی بشه نه کاری
اما از شب عید پارسال با خرید دستگاه برش که یکی از دلایل ترک کارم بود مجددا اینکارم رو شروع کردم اما با اندکی تغییرات یعنی الان برچسب های کوچیک برای تزئین لپ تاپ، اتومبیل و ... تولید میکنم
این برچسب های که الان در تصویر مشاهده میکنید و روی هم گذاشتم شاید حجمی نداشته باشه ولی 500 عدد هست که تو این تعطیلات عید روزهای که خونه تنها بودم تولید کردم شاید تولیدشون به نظر ساده بیاید اما نه اینطور نیست (نحوه درست کردنشو تو پیچ کارم توضیح دادم) و همین سه ردیف که زیرشون طرح های مختلفه الان یک میلیون نیم پولشه😁

ادامه در کامنت اول کامنت لایک کنید بدونم خوندید😆
Read more
. اين عكسو كه ديدم دلم براش سوخت . . . . . . يادمه قبلاً تا حرف از مهاجرت ميشد ميگفتم من مال اين ...
Media Removed
. اين عكسو كه ديدم دلم براش سوخت . . . . . . يادمه قبلاً تا حرف از مهاجرت ميشد ميگفتم من مال اين خاكم، روش تعصب دارم همينجا ميمونم پاش بيفته واسش ميجنگم وهزار تا از اين اراجيف كه الان واسه خودم هم مسخره اس سى سال و خورده اى از تولدم گذشته كل عمرمو تو تحريم بودم، نه آزاد زندگى كردم نه طعم زندگيى ... .
اين عكسو كه ديدم دلم براش سوخت
.
.
.
.
.
.
يادمه قبلاً تا حرف از مهاجرت ميشد ميگفتم من مال اين خاكم، روش تعصب دارم همينجا ميمونم پاش بيفته واسش ميجنگم وهزار تا از اين اراجيف كه الان واسه خودم هم مسخره اس

سى سال و خورده اى از تولدم گذشته
كل عمرمو تو تحريم بودم، نه آزاد زندگى كردم نه طعم زندگيى كه يه انسان بايد داشته باشه چشيدم (منظورم زندگى همه ى دنيا غير از ايران و ونزوئلاست)

ما ايرانيا عادت داريم خودمونو با شرايط هماهنگ كنيم
ميگيم اين وضعيت واسه همه هس
ميگيم ما كه دستمون به دهنمون ميرسه، بدبختى واسه اونه كه هيچى نداره
اون يكى ميگه من چيزى نميخوام بخرم هنوز فشار رو حس نكردم
يكى ديگه ميگه تا آخر كه اينجورى نميمونه، موقته، درست ميشه
يه نفر ديگه ميگه چرا من صدام در بياد، بقيه ميفتن جلو داد ميزنن من خودمو دخالت نميدم چون سياسى نيستم
يكى ديگه ميگه اين امتحان الهيه، بايد جلوى نفسمونو بگيريم و .... من چند تا سوال دارم از اين عزيزان

شما تو خونواده و آشنا مريض نداريد كه نياز به دارو داشته باشه؟ يا خود درمانى ميكنيد و با آب شفا ميگيريد؟
تو خونواده بچه نداريد كه نياز به پوشك داشته باشه؟ يا ژنتيكى ميكشيد بالا توف ميكنيد؟
زن و دختر تو خونواده نداريد كه نياز به محصولات بهداشتى داشته باشن؟ يا خاندانتون به كل يائسه تردد ميكنن؟
اصلاً غذا ميخوريد؟ يا فوتوسنتز؟
آرزو ميدونيد چيه؟ ميتونيد تلاشى براى آرزوتون بكنيد؟ امنيتى هست كه رسيدن شما رو به هدفتون تضمين كنه؟
يا به كل اومديد بخوريد و بگذرونيد و بميريد؟
اصلاً اينا رو ول كن، آدمى يا نه؟

د لامصب همه بلايى سرمون اومده فقط مونده دست ناموسمونو از تو خونمون بگيرن ببرن، هيچ جوره صدامون نبايد در بياد؟

آب رفت، خاك رفت، دخترامون رفتن، مومن فرستاديم مكه نقطه رفت صفر برگشت

انقدربا مزه ايم كه هركارى بكنن باهامون سريعاً شكل ظرف رو به خودمون ميگيريم

داره جورى ميشه كه مجبور بشيم مملكت و خاك و خونواده رو بزاريم و بريم، ميفهمى مجبور يعنى چى؟ يعنى بمونى آينده ى خودتو بچه اتو اطرافيانتو به فاك ميدى

دوستامو كه ميبينم چند ساله از ايران رفتن برام عجيب غريبن
انقدر با من و جووناى همسن و سال من تو ايران فرق ميكنن كه فكر ميكنم يا ما يه موجودى غير از آدميم يا اونا انسان نيستن
حتى جنس خنده هاشون فرق ميكنه، شادابى و طراوت رو تو چشماشون ميبينى
اونوقت تو خيابوناى تهران از شوش تا نياوران كه راه برى ميبينى مردم حالشون بده، آروم نيستن

مقصر اينا كيه؟
دولته؟ به خدا كه نه
مقصر ما و فرهنگ عقب افتادمونه (ادامه در كامنت اول)
#ايران #دلار #گا #بدبختى
Read more
در ادامه بحثمون در خصوص #تجهیزات_سفر بعد اینکه چادر و کیسه خواب و کوله و زیر انداز میرسیم به تجهیزات ...
Media Removed
در ادامه بحثمون در خصوص #تجهیزات_سفر بعد اینکه چادر و کیسه خواب و کوله و زیر انداز میرسیم به تجهیزات اشپزی و وسایل پخت و پز مثل قابلمه و گاز و کتری و لیوان و قاشق و چنگال و چاقو. که حتما نیاز نیست اول کار برین بخرین و میتونین از خونه ببرید و کم کم تجهیزاتتون رو تکمیل کنین. واسه اینکه هر سفر بار اضافی نبرید ... در ادامه بحثمون در خصوص #تجهیزات_سفر
بعد اینکه چادر و کیسه خواب و کوله و زیر انداز
میرسیم به تجهیزات اشپزی و وسایل پخت و پز مثل قابلمه و گاز و کتری و لیوان و قاشق و چنگال و چاقو. که حتما نیاز نیست اول کار برین بخرین و میتونین از خونه ببرید و کم کم تجهیزاتتون رو تکمیل کنین. واسه اینکه هر سفر بار اضافی نبرید هم حساب کنین غذاتون قراره چیا باشه و فقط وسایلیو ببرین که نیاز همون وعده‌های اشپزیه. ظروف پلاستیکی سبک و کوچیک هم میتونید از پلاسکو فروشیا بگیرید، ترجیجا تو انتخابتون همیشه سبک بودن رو مد نظر داشته باشید.
.
مسئله بعدی وسایل بهداشتیه. دستمال مرطوب و کرم مرطوب کننده ‌، دستمال کاغذی و صابون و مسواک و لوازم شوینده‌ست. بقیه لوازم شخصی هم که میدونید دیگه..
کلا من وقتی میخوام کوله ببندم به این فکر میکنم چه چیزایی ممکنه تو طول سفر نیازم شه، از صبح که بیدار میشم تا فرداش تصور میکنم هر لحظه ممکنه به چه چیزایی نیاز پیدا کنم و یه کیف کوچیک دارم که لوازم بهداشتی از دستمال و مسواک و صابون گرفته تا دارو و کرم و برس و نخ دندون که مخصوص سفره رو توی اون میذارم و دیگه دم هر سفر فکر نمیکنم چی بردارم و چی نه و خیالم از بابتشون راحته.
دارو هم در حد مسکن و قرص سرماخوردگی و ویتامین سی و داروی معده و چسب زخم و گاز استریل و الکل همراهتون باشه ضرر نداره.
درمورد لباس برداشتن برای سفرهای طبیعتگردی، راحت بودن انتخاب اول منه. بعد اینکه همیشه یه دست لباس اضافه همراهتون باشه، یه حوله کوچیک، نخ و سوزن و سنجاق،یه دونه لباس گرم حتی واسه سفرای گرمسیری، کلاه افتابگیر و ضد افتاب.
بقیه وسایل خیلی وابسته به مقصد سفر و تعداد روزهای سفرتون داره. همیشه کل برنامه سفر و مقصدهاتون رو مرور کنید. کفش و صندل مناسب هم بردارید که اصل اول طبیعتگردی انتخاب کفش راحته .
.
تجهیزات سفر یه اقیانوس بی نهایته که تو هرچی بخری بازم خیلی چیزا هست که نداری!.. و قیمت تجهیزاتم تقریبا بالاست. من خودم اولین سفر کمپیم نه کوله داشتم نه کیسه خواب نه وسایل اشپزی مخصوص. با کوله معمولی و پتو مسافرتی و کاسه بشقاب پاشدم رفتم و مشکلی هم نداشتم. اما کم کم دستم اومد به چه چیزایی بیشتر نیاز دارم، اولویت بندی کردم و کم کم وسایلمو تکمیل کردم.
پس روز اول اتیش نزنین به مالتون😅بذارین کم کم و با تجربه خودتون وسایلیو بخرین که نیاز دارین، نه خرت و پرتایی که سال به سال استفاده نکنین.🧐
.
.
#صحرا_میره_سفر
#طبیعتگردی_پایدار
#تجربه‌_های_سفر_با_صحرا
Read more
یه چیز بگم خیلی جالبه<span class="emoji emoji1f60a"></span> اگه خدا دوستت داشته باشه وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به ...
Media Removed
یه چیز بگم خیلی جالبه اگه خدا دوستت داشته باشه وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به خصوص موقعی که داری واقعا گناه میکنی صداش به شدت واضح میشه...باهات حرف میزنه...خیلی هم نرم باهات حرف میزنه...بهت میگه: نکن...همین الانم میتونی برگردیا... برگرد..نکن... نکن... ادامه نده...برگرد اگه ... یه چیز بگم خیلی جالبه😊
اگه خدا دوستت داشته باشه
وقتی میخوای گناه کنی یه صدا باهات حرف میزنه...به خصوص موقعی که داری واقعا گناه میکنی صداش به شدت واضح میشه...باهات حرف میزنه...خیلی هم نرم باهات حرف میزنه...بهت میگه:
نکن...همین الانم میتونی برگردیا...
برگرد..نکن... نکن...
ادامه نده...برگرد🙏
اگه این صدا رو داری..بدون خدا خیلی دوست داره...
چون این صدارو خدا به کسایی میده که دوستشون داشته باشه...
وگرنه اگه خدا کسیو دوست نداشته باشه ..
اینطوری صداش نمیزنه
تا طرف یه راست بره جهنم!
خدا تو قران بار ها گفته نا امید نباشید ...من میبخشم..
دوستان خوبم ؟
پشیمونی بعد گناه یعنی خدا دوست داره....
باور کنید..
اگه خدا از تو خوشش نیاد...
هرگز کاری نمیکنه که پشیمون بشی...
مگه درباره سنت استدراج نشنیدی ؟
استدراج یعنی خدا به یه گناه کاری که ازش بدش بیاد انقدر نعمت میده که دیگه هرگز خدا خدا نکنه و صداش نزنه...😕
دیدی بعضی وقت ها میخوای گناه کنی...خیلی هم گناه باحالیه...اما یهو میگی ..ولش کن بابا...ارزش نداره..
اون لحظه خدا بود که منصرفت کرد...نه تو !
دوستان خوبم؟ خدا کسیو که برای پاکی تلاش کنه .. دوست داره..❤️
رضایت خدارو از درونت حس کن..از ارامشت...اگه ارامش نداری...خدا هم از تو راضی نیست...
به خدا
برای فهمیدن اینکه خدا ازت راضیه یانه
فقط کافیه به درونت توجه کنی...
ارومی یا متشنج ؟
میدونی...
خدا مثل آدما نیست...
زود راضی میشه و میبخشه..اصلا دنبال بهونست...
وگرنه بقیه فکر و خیال ها که خدا منو نمیبخشه وسوسه شیطانیه..👌
نگو گناهم بزرگه..رحمت خدا بزرگتره...
همین که نمیذاره گناهامون فاش بشه یعنی دوستمون داره..
خدا وقتی کسیو دوست داشته باشه کاری میکنه که به سمتی هدایت بشه...به سمت یه زندگی درست..
و یه سری ادم ها و سایت ها و کانال هارو بعدش تجربه میکنه تا هدایتش بشن..❤️🙏
برای فهمیدن عشق خدا نسبت به خودت به نشونه ها توجه کن..
همین... .
.
#خدایا
#فراموشم_مکن
#هیچ_لحظه
#مرا
#به_حال_خودم_رها_مکن
#بی_تو
#هیچم
#مهربون
#عشق
Read more
Loading...
. محمد صلاح ٢٥ سالشه و بازيكن تيم مصر و باشگاه ليورپوله ، توى مصر لقب پادشاه مصر رو داره و توى راى گيرى ...
Media Removed
. محمد صلاح ٢٥ سالشه و بازيكن تيم مصر و باشگاه ليورپوله ، توى مصر لقب پادشاه مصر رو داره و توى راى گيرى انتخابات رياست جمهورى مصر على رغم كانديدا نبودنش خيلى ها به محمد صلاح راى دادن هرچند راى شون راى باطله ميشده. اولين عكسى كه توى سرچ هام ازش اومد عكسى بود درحال خوندن قرآن توى هواپيما !(همين عكس) مسلمانه ... .
محمد صلاح ٢٥ سالشه و بازيكن تيم مصر و باشگاه ليورپوله ، توى مصر لقب پادشاه مصر رو داره و توى راى گيرى انتخابات رياست جمهورى مصر على رغم كانديدا نبودنش خيلى ها به محمد صلاح راى دادن هرچند راى شون راى باطله ميشده.
اولين عكسى كه توى سرچ هام ازش اومد عكسى بود درحال خوندن قرآن توى هواپيما !(همين عكس)
مسلمانه و خيلى هارو مسلمان كرده ... هواداراى باشگاه ليورپول شعاری برای صلاح بر وزن آهنگ good Enough ساختن و با اين مضمون هست كه اگر تو به گل زدن ادامه بدى من هم مسلمان خواهم شد و چون به مسجد ميرى من هم ميرم .
نه رشته ش علوم دينيه، نه سازمانى براى تبليغ اسلام داره ، نه تا به حال سخنرانى داشته اما اثر سجده هاى طلايى بعد از گل ش از هر خطابه يى بيشتره.
همين چند روز پيش قبل از بازى فينال رئال مادريد و ليورپول خبرنگارى ازش ميپرسه فينال روزه ميگيريد؟ ميگه بله ،من براى كسى كه منو تا به اينجا رسونده هميشه روزه ميگيرم.
اين روزا بهترين و تاثيرگذار ترين مُبلّغ اسلام شده توى دنيا ،يه مربى مصرى جايى گفته بوده كه او قبل از همه مسابقه ها وضو ميگيره و ٢ آيه از سوره يس ميخونه و بعد از هر مسابقه ٢ركعت نماز ميخونه ...
باشگاه ليورپول توى بيانيه يى گفته با رقم ٢٠٠ميليون پوند هم حاضر به فروش اين بازيكن نيست .... (حدود ١٦٠٠ ميليارد تومن) !!!
بازيكنى كه با پنالتى دقيقه ٩٥ ش مصر رو بعد از ٢٨ سال به جام جهانى ميبره - اين روزا براى مصرى ها عزيزِ مصر شده ، يه مسلمون كه وقتى خونه پدرى ش رو دزد ميزنه نه تنها ميبخشه بلكه اون رو سر كارى هم ميذاره تا بتونه زندگى ش رو بچرخونه ... يكى از گرون ترين بازيكنهاى حال حاضر دنيا يه ستاره مسلمانه كه تو كارش موفق ترينه و به همين واسطه داره خيلى هارو با اسلام آشنا ميكنه اونم توى دل اروپا توى يه جاى سخت ، انگار پدر و مادر محمد ميدونستن سالها بعد محمد به روش خودش قراره مُبلّغ اسلام بشه و اسمش رو محمد گذاشتن اين صلاح محمد بود .
قطعا كارش خيلى بزرگه و قابل تحسين ... پيشنهاد ميكنم درموردش بخونيد ،شخصيت خيلى جالبى داره حتى براى كسايى كه مثل من اصلن فوتبالى نيستن ...
@mosalah
#mosalah #mohammadsalah #moslem #محمدصلاح #اسلام #مسلمان #عزيزمصر #پادشاه_مصر #محبوب
Read more
قبل ترها تصميم بچه دار شدن نداشتم و دلم نميخواست يك موجود زنده رو بدون اجازه خودش وارد دنياى عجيب و غريب ...
Media Removed
قبل ترها تصميم بچه دار شدن نداشتم و دلم نميخواست يك موجود زنده رو بدون اجازه خودش وارد دنياى عجيب و غريب زندگى كنم. روزها گذشت و من تسليم شدم. تسليمِ قدرتمندى بود كه يك شكستِ زيبا و خوش طعم رو برام به ارمغان آورد. وقتى يك زن مادر ميشه بدون شك تلاش ميكنه بهترين باشه. گاهى وقتها عذاب وجدان ها كارو خراب ... قبل ترها تصميم بچه دار شدن نداشتم و دلم نميخواست يك موجود زنده رو بدون اجازه خودش وارد دنياى عجيب و غريب زندگى كنم. روزها گذشت و من تسليم شدم. تسليمِ قدرتمندى بود كه يك شكستِ زيبا و خوش طعم رو برام به ارمغان آورد.
وقتى يك زن مادر ميشه بدون شك تلاش ميكنه بهترين باشه.
گاهى وقتها عذاب وجدان ها كارو خراب ميكنه. فراموشى و ندادن داروها. بى حوصلگى براى درست كردن غذا. خستگى و حمام نكردن بچه و ... و ...
منم از اين عذاب وجدان ها كم نداشتم. ولى محلشون نذاشتم و زود از خودم دورشون كردم... بى خوابى هاى شبانه كه همچنان هم ادامه داره قبل تر مريضم كرده بود ولى يا عادت كردم يا اينكه قوى تر شدم... پسر خنده روىِ من، از تك تك ثانيه هاى بزرگ شدنت لذت ميبرم چون نميخوام بگم واى چه زود گذشت يا تو رو خدا زود بزرگ نشو. از اين جمله ها بيزارم. اصلا از حسرت متنفرم.. دم غنيمته و من اينو به لطف خيلى از ناسازگارى هاى زندگى درك كردم.
پسرم، نه تنبيه بلدم، نه ياد گرفتم داد بزنم. متنفرم از اينكه وقتى ميخورى زمين بزنم تو سر و صورتمو داد و هوار بكشم. من از خيلى رفتارهاى به ظاهر دلسوزانه مادرانه بيزارم.
فقط به تو نگاه ميكنم، ميخندم و لذت ميبرم. با كارهايى كه ميكنم دوست دارم بدونى ورزش بهترين اعتياد دنياست. رقصيدن زن و مرد نميشناسه. با سمفونى زندگى بايد رقصيد قشنگ هم رقصيد. از شنا كردن برات نمينويسم كه خودت تو اين سن بهترين شناگر شكلاتى هستى كه من ديدم.
تلاش ميكنم شادى و لذت بردن از زندگى در شرايط سخت رو بهت ياد بدم. بايد بدونى در بدترين شرايط هم هميشه راه حلى هست، نبايد اجازه بدى غم بياد و بشينه رو دلت اگر هم نشست، نزار جا خوش كنه.
فندوق شكلاتى فعلا و همچنان با هم هى پاپ رو تمرين ميكنيم، به شنا كردن ها ادامه ميديم، تو هم به تردميلى كه من روش ميدوم (ناگفته نمونه كه كلى وزن كم كردم و به يُمن حضور ايشون از دو سه سال قبلم هم لاغرتر شدم 🙏)زل بزن. اجازه نده من بخونم و بنويسم. به لطف بودنت فهميدم فيلم و سريال هم ميشه فقط ١٥ دقيقه آخرشو و ده دقيقه اولش رو ديد.
هر كارى دوست دارى بكن فقط، لطفا و خواهشا شبها كمى بهتر و بيشتر بخواب ما گناه داريم. مرسى عزيزم 😄😉 يكساله شدنت مبارك ليام دلنشين و نمكى. اميدوارم هميشه مثل معنى اسمت قدرتمند باشى و با سختى ها مبارزه كنى 🙏🌸💙
پ.ن: عكس روز تولد خودم برداشته شده، در تهران خاطره انگيز و خيال انگيزِ من.
٢٠ مرداد ماه ١٣٩٧ مصادف با ١١ آگوست ٢٠١٨
#liamtalebloo #birthdayboy🎉 #birthdayboy #motherhood #babyboy💙
Read more
• ۱۸ بار !؟ خیلیه. بیا یه بار دیگه امتحان کن، شاید اینبار تو برنده بشی. باشه ولی به یه شرط. چه شرطی!؟ ...
Media Removed
• ۱۸ بار !؟ خیلیه. بیا یه بار دیگه امتحان کن، شاید اینبار تو برنده بشی. باشه ولی به یه شرط. چه شرطی!؟ اگر نشد دیگه تمام. قبول ولی به یه شرط. چه شرطی!!؟ اگر تمام شد دیگه نه من نه تو. قبول ولی به یه شرط. چه شرطی!!؟ اگر نه من نه تو شد دیگه نه تو نه من. قبول ولی به یه شرط. چه شرطی!!!؟ اگر نه تو نه من شد دیگه ... (این ...
۱۸ بار !؟ خیلیه. بیا یه بار دیگه امتحان کن، شاید اینبار تو برنده بشی. باشه ولی به یه شرط. چه شرطی!؟ اگر نشد دیگه تمام. قبول ولی به یه شرط. چه شرطی!!؟ اگر تمام شد دیگه نه من نه تو. قبول ولی به یه شرط. چه شرطی!!؟ اگر نه من نه تو شد دیگه نه تو نه من. قبول ولی به یه شرط. چه شرطی!!!؟ اگر نه تو نه من شد دیگه ...
(این داستان مسخره همینجور ادامه داره)
دیگه وقت مردم را نگیریم
📷@a.man.of.photo
#InstaEsfahan #اینستااصفهان #summer #goals
Read more
Loading...
. <span class="emoji emoji25c0"></span> هیچ میدونستین #شاهرود ازین نونای فوق‌العاده خوشمزه داره؟ <span class="emoji emoji1f36a"></span> <span class="emoji emoji1f60b"></span> (جمله «هر کی رفت شاهرود، ازینا واسه ...
Media Removed
. هیچ میدونستین #شاهرود ازین نونای فوق‌العاده خوشمزه داره؟ (جمله «هر کی رفت شاهرود، ازینا واسه من بیاره.» توش مستتره. ) . کپشن بی‌ربط به عکس بنویسم؟ 🤔 . امشب اتفاقی افتاد که منو خیلی به هم ریخت. چند سال قبل یه ناپختگی در حق یه دوست کردم، که خودش امشب بهم گفت. هیچ حرفی هم به جز عذرخواهی ... .
◀ هیچ میدونستین #شاهرود ازین نونای فوق‌العاده خوشمزه داره؟ 🍪 😋 (جمله «هر کی رفت شاهرود، ازینا واسه من بیاره.» توش مستتره. ✌😊)
.
◀ کپشن بی‌ربط به عکس بنویسم؟ 🤔
.
◀امشب اتفاقی افتاد که منو خیلی به هم ریخت. چند سال قبل یه ناپختگی در حق یه دوست کردم، که خودش امشب بهم گفت. 😞 هیچ حرفی هم به جز عذرخواهی نداشتم، ازون کارا که هیچ توضیح و توجیه، و ازون مهم‌تر هیچ جبرانی براش نداری. 😐 به قول خودش؛ آب ریخته رو نمیشه جمع کرد.
.
◀تا حالا شده کاری رو گذشته رو به یاد بیارین و از خودتون تعجب کنین؟ 🤔 تا حالا شده از خودتون بپرسین؛ آخه من چطور همچین کاری کردم؟ 🤔 من یه لیست بلند بالا ازین کارها دارم. 😐
.
◀حدود ده سال پیش، یکی از همنوردهای بسیار باتجربه‌م بهم گفت؛ الهام، کتاب #مدیریت_خشم رو بخون. خیلی ماهی، ولی وقتی عصبانی میشی، دیگه نمیشناسمت، چون هر کاری از دستت برمیاد. 📚 حرفشو گوش نکردم، و حالا بعد از این همه سال میبینم که به شدت نیاز دارم در این زمینه روی خودم کار کنم. 🔎
.
◀در جواب اون دوست گفتم؛ ببخش. 🌸
ولی آیا اگه خودم بودم، می‌بخشیدم؟ 🤔 نمیدونم.
.
◀به اون دوست گفتم؛ آدمها رشد میکنن. 🔝
ولی اگه می‌پرسید؛ به چه قیمتی؟، جوابی براش نداشتم.
.
◀امشب این پست رو گذاشتم که بابت همه کم‌لطفی‌هایی که ناخواسته در حق کسی کردم، عذرخواهی کنم و اگه خودش راهی برای جبران برام بذاره، جبران کنم. 🌸
ولی...
ولی وقتی کسی حقمو میخوره یا عمداً بهم آسیب میزنه، به اون حد خشم غیر قابل کنترل میرسم و بدجنسی‌هایی در حقش میکنم که شیطان روی شونه‌م میزنه و میگه؛ خسته نباشی. 😈 بابت اینها، نه تنها معذرت نمیخوام و نخواهم خواست، بلکه تا زمانی که آروم نشم، ادامه خواهم داد. ✌ (به ندرت پیش میاد بخوام و بتونم ببخشم.)
.
◀بیاین برای هم آرزو کنیم که هممون تا قبل از مرگ به اندازه ظرفیتمون رشد کنیم و به کمال برسیم. 👑
۱۳۹۷/۰۶/۱۹
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span>مباحث مهدوی<span class="emoji emoji1f33a"></span> . <span class="emoji emoji1f4a1"></span> #ضرورت_نشان_دادن_علاقه_به_حيات<span class="emoji emoji1f4a1"></span> (موثرترین مفهوم درحیات بشر) #قسمت_اول . . در ...
Media Removed
مباحث مهدوی . #ضرورت_نشان_دادن_علاقه_به_حيات (موثرترین مفهوم درحیات بشر) #قسمت_اول . . در آيه اي از آيات كريمه قرآن وقتي خداوند متعال ميفرمايد: . إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ(سوره عاديات آيه 8) . انسان براي دوست داشتن خير (چيزي كه فكر ميكنه خوبه و براش فايده داره) ... 🌺مباحث مهدوی🌺
.
💡 #ضرورت_نشان_دادن_علاقه_به_حيات💡
(موثرترین مفهوم درحیات بشر)
#قسمت_اول
.
.
در آيه اي از آيات كريمه قرآن وقتي خداوند متعال ميفرمايد:
.
🍀إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ(سوره عاديات آيه 8)🍀
.
انسان براي دوست داشتن خير (چيزي كه فكر ميكنه خوبه و براش فايده داره) خيلي شديده.
.
خدايي كه انسان رو آفريده اين رو فرموده.
بعضيها خير رو مال ترجمه كردند گفتن شايد مصداق كامل خير مال باشه
علامه طباطبايي فرمودند: نه! هرچيزي خير ميتونه باشه.
انسان وقتي اون رو براي خودش لازم و مفيد ديد بهش علاقه شديد پيدا ميكنه.
.
✅اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايند:
اون خيري كه انسان شديد بهش علاقه داره #حيات ست.
.
آدم از حيات نميگذره.
در روايات درباره شدت محبت انسان به حيات آمده كه:
انسان پير هم كه بشه محبت و احساساتش نسبت به حيات مانند دوران جواني باقي ميمونه؛ بلكه شديدتر هم ممكنه بشه.
.
انسان به حيات علاقه شديد داره! منتها يكمي تحريك بشه يكمي چشم و گوشش باز شه
اين علاقه شديدش به حيات! ارتقاء پيدا ميكنه به علاقه شديد به حيات برتر!
.
قرآن كه ميفرمايد: بقيه مُردن! اصلا حيات ندارن! مرده هايي كه راه ميرن! ولي خب مرده كه نميشنوه! نميبينه!‌خب ماهم يكم كوتاه ميايم ميگيم حيات برتر.
.
انسان به حيات شديدا علاقه داره و اين وقتي پاي مرگ درميون مياد خودش رو نشون ميده
حتي حيات حداقلي! تا وقتي پاي مرگ به ميون نيومده اين محبت به حيات خودش و نشون نميده
.
خوشا به سعادت كسي كه محبت به حيات بدون اينكه پاي مرگ بياد وسط! تو وجودش خودش و نشون بده
اين جور آدما به حيات واقعي شديدا علاقه پيدا ميكنن و اين علاقه در دلشون آتيش ايجاد ميكنه.
.
اين نياز رو اگر هنرمند بوديم در خودمون، در فرزندان و كودكانمون،‌در فيلمهامون بيدار كنيم و نشون بديم یه خدمتي كرديم!
و إلّا مشغول پستيها و پَلشتيها خواهيم شد.
.
ادامه دارد....
________
.
#خط_امام_زمان
Read more
-متن رو نخونید طولانیه!!! قضاوت نکنین قضاوت نکنین قضاوت نکنین و باز هم میگم قضاوت نکنین مثل همیشه نگاه کنین یک ویدئو یا یک عکس رو ،تاسف بخورید ،شاید اشکی از چشماتون چکه کرد و تمام، به همین سادگی لازم نیست کاری کنید. با این حرکتتون مشکل اون حل شد رفت. به شخصه از طرف هرکی که اینگونه مشکلاتش رو با ... -متن رو نخونید طولانیه!!!
قضاوت نکنین
قضاوت نکنین
قضاوت نکنین
و باز هم میگم قضاوت نکنین
مثل همیشه نگاه کنین یک ویدئو یا یک عکس رو ،تاسف بخورید ،شاید اشکی از چشماتون چکه کرد و تمام، به همین سادگی لازم نیست کاری کنید. با این حرکتتون مشکل اون حل شد رفت. به شخصه از طرف هرکی که اینگونه مشکلاتش رو با تاسف و اشک حل میکنید از شما کمال تشکر را به عمل می آورم.
چیزی که تو این ویدئو داره اتفاق میافته، میلیونها بار ببخشید کم گفتم میلیاردها بار و خیلی بدتر، مزخرفتر و شدیدتر داره در اطرافتون اتفاق میافته اما هنوز هم به راهتون ادامه بدین انگار نه انگار که اتفاقی در حال رخ دادنه. همچیز عادی و طبق برنامه است.
هرچقدر فک میکنم میخوام ببینم انسانیت رو با چه چیزی معاوضه کردین ، با چه ارزشی فروختین . هر چی میگردم پیدا نمیکنم. ینی اینقد مفت فروختینش!!! تا جایی که یادم میاد مردم اموالشون رو اینقدر ارزون نمیفروختن اما عجیبه!!! اگه تا اینجای متن رو خوندین و به این نتیجه رسیدین که برین به این فرد کمک کنید خیر در اشتباهید منظور من این نیست. تمام درخواست من اینه تفکراتتون رو تغییر بدین. انسانیت خودتون رو دوباره برین پس بگیرین به هر بهایی شده. بزرگترین داراییهاتون رو بفروشید ولی انسانیتتون رو برگردونید.
آدم سالهاست داره راه رو اشتباه میره و هنوزم داره توی راه اشتباهش با سرعت میتازه و هر لحظه به سرعت اشتباه خودش اضافه میکنه.
باش اصلا نمیخواد انسانیتتون رو پس بگیرید به حال خودتون باشید لذت دنیای به اصطلاح مدرنتون رو ببرید( تجاوز، قتل، برتری جنسیتی، نگاه به زن به عنوان یک وسیله، خار شمردن زن، جنگ، دعوا، فحش، سنگسار،نژادپرستی و... به راستی کجای این جهانتون مدرنه؟؟ حتما وسایلی که برای انجام این کارها استفاده میکنید مدرنه) ولی فقط به کسی که میپرستید، به کسی که دوستش دارید، عاشقشید(!!!!!!!!...) قضاوت نکنین. لطفا.
#انسان!!!
Read more
Loading...
گویا ناظم مدرسه ای در همدان فرموده باشن انداختن بچه مردم وسط کلاس و کتک زدنش بوسیله بچه های دیگه شوخی آموزشی بوده وکارمعلم کلاس غلط نبوده خوب در ادامه این شوخی مدیر و ناظم مدرسه رو بیارن وسط حیاط و بسپرن دست اولیا بگن اولیا شوخی رو ادامه بدهند واقعاخجالت آور نیست در دورانی که شیوه های آموزشی سه بعدی ... گویا ناظم مدرسه ای در همدان فرموده باشن انداختن بچه مردم وسط کلاس و کتک زدنش بوسیله بچه های دیگه شوخی آموزشی بوده وکارمعلم کلاس غلط نبوده
خوب در ادامه این شوخی مدیر و ناظم مدرسه رو بیارن وسط حیاط و بسپرن دست اولیا بگن اولیا شوخی رو ادامه بدهند
واقعاخجالت آور نیست در دورانی که شیوه های آموزشی سه بعدی و مبتنی بر تفاوت های فردی به زبان دیگر هر دانش آموز یک روش آموزشی در دنیا روال شده است هنوز در آموزش و پرورش ما بچه ها رو نه تنها کتک میزنند بلکه با مجبور کردن دیگر بچه ها برای زدن یکدیگر آن ها را تحقیر میکنند
وقتی استانداردی به لحاظ روانشناسی برای استخدام نیست و کمترین حقوق رو به معلم میدهند و در نتیجه افراد با هوش و تحصیلات بالا سراغ معلمی نمیروند و آموزش ضمن خدمتی وجود نداره و معلم ها تنها دغدغه شون حقوق سر ماه هست
خوب میخواهید معلم چکار کنه این بیچاره اصلا رفتار با بچه ها رو نیاموخته
چند تا راه حل داره این مشکل
اول یه غربالگری جدی معلمان بر اساس آزمونهای جدی و جدا کردن معلمان با مشکل روانشناختی انجام بشه
دوم ایجاد امتیاز ویژه برای استخدام آدم های تحصیل کرده و با امتیاز ویژه علمی منطقا با حقوق و مزایای مناسب در آموزش و پرورش
سوم تغییر محتوای آموزشی از پایه حفظی و اطلاعات عمومی به پایه آموزش سبک زندگی
هر چند با این فساد مالی در حوزه کنکور و بی عرضگی مدیران بعید اتفاقی بیفته
بیشتر کارمون شده گذاشتن راه حل ها جلومون و نگاه کردن بهشون
#معلم
#کتک
#چوب_معلم
#کنکور
#ناظم
Read more
. شاهزاده: کاملاً حق با شماست. به غير از اينکه گفتيد «سيسيلي»ها خواهانِ پيشرفت هستند. نه، اونها هرگز خواهانِ پيشرفت نيستندچون خودشون رو کامل و بي نقص مي دونند. خودبينيِ اونها، در برابرِ بدبختيشون دستِ بالا رو داره. *** شوالی: شاهزاده، هر چند حرفم رو باور نمي کُنيد. ولي وضعيتِ فعلي، مدتِ زيادي ... .
شاهزاده: کاملاً حق با شماست. به غير از اينکه گفتيد «سيسيلي»ها خواهانِ پيشرفت هستند. نه، اونها هرگز خواهانِ پيشرفت نيستندچون خودشون رو کامل و بي نقص مي دونند. خودبينيِ اونها، در برابرِ بدبختيشون دستِ بالا رو داره.
***
شوالی: شاهزاده، هر چند حرفم رو باور نمي کُنيد. ولي وضعيتِ فعلي، مدتِ زيادي ادامه پيدا نميکُنه. مديريتِ کارآمد و مدرنِ ما همه چيز رو تغيير خواهد داد.
شاهزاده: هر چند وضعيتِ فعلي، نبايد مدتِ زيادي ادامه پيدا کُنه اما هميشه ادامه پيدا خواهد کرد. علتش قطعاً در ماهيتِ بشر نهفته ست ،شايد يک يا دو قرن طول بکِشه، و بعد شايد همه چيز، رو به دگرگوني بذاره اما از نوعِ بدتر.
***
ما يوزپلنگ بوديم و شير، ولي کساني که جانشينِ ما خواهند شد شغال ها و کفتارها خواهند بود و در عينِ حال همگيِ ما، يوزپلنگ ها شيرها، شغال ها، کفتارها و گوسفند ها همچنان فکر خواهيم کرد که برکتِ زمين، خودِ ما هستيم. .
#یوزپلنگ به کارگردانی #لوکینو_ویسکونتی
.
#فیلم_یوزپلنگ
#سینمای_ایتالیا
#نئورئالیسم
#برت_لنکستر
#آلن_دلون
#کلودیا_کاردیناله
#Luchino_Visconti
#The_Leopard
#Il_Gattopardo
#Burt_Lancaster
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ...
Media Removed
داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ها!! آشغاله.. ميپرسم؛ آيا سرشو بد نذاشته؟ً آيا سردرد هم داره؟ هنوز حرفهام تموم نشده كه ميگه؛ اين چرت و پرتا چيه ميپرسي داروت رو بده! به خانوم خيلي جوونش نگاه ميكنم و ميگم؛ شما سوئدي بلدين؟ ميگه؛ انگليسي.. ... ➿➿
داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ها!! آشغاله.. ميپرسم؛ آيا سرشو بد نذاشته؟ً آيا سردرد هم داره؟ هنوز حرفهام تموم نشده كه ميگه؛ اين چرت و پرتا چيه ميپرسي داروت رو بده! به خانوم خيلي جوونش نگاه ميكنم و ميگم؛ شما سوئدي بلدين؟ ميگه؛ انگليسي.. باهاش شروع ميكنم به صحبت و ميخوام مطمئن شم مسئله جدي و اورژانسي نيست كه بازم آقاهه ميگه؛ ولتارن نديها! آشغاله آشغال.. ميگم؛ كي گفته؟ ميگه؛ تلويزيون! ميگم؛ كدوم برنامه! ميگه؛ هر برنامه اي چه فرقي ميكنه؟ ميگم؛ فرقش اينه كه هر برنامه اي راست و درست اطلاعات نميده و اين دارو سالهاست همه جاي دنيا داره استفاده ميشه و آشغالم نيست.. زير لب غر ميزنه و من حرفمو با خانومش ادامه ميدم؛ قبلا هم اين علائم رو داشتين؟ تا الان چي مصرف كردين و معلوم ميشه اصلا قرص ولتارن استفاده نكرده.. ميگه؛ كرمشو استفاده كردم و استامينوفن.. بهش ميگم؛ استامينوفن براي دردهاي التهابي به تنهايي كمك نميكنه و كرم ولتارن هم در كنار قرصش افكتش بيشتره.. در ضمن نپروكسن هم هست كه شما روزي دوبار مصرف ميكنين و اثرش طولانيتره.. آقاهه ميگه؛ نه نميخواد!! خانومه ميگه؛ چرا همونو ميخوام و ميرم كه براش بيارم.. وقتي برميگردم ميشنوم كه آقاهه به فارسي داره تندخويي ميكنه و قلبم فشرده ميشه.. مني كه همه عمرم هر ايرانيي كه سر راهم قرار گرفته با افتخار فارسي حرف زدم و آشناييت دادم با همه وجودم آرزو ميكنم دخترك متوجه اسم روي روپوشم نشه و نفهمه كه من متوجه محاوره زشت و تند همسرش شدم.. آقاهه ميگه؛ اينكه پرونكسنه، نپروكسن كو؟ ميگم؛ اون تموم شده و اين همونه با يه اسم متفاوت.. خدا رو شكر قبل از غر زدن بيشتر نوشته روي جعبه رو ميخونه و ساكت ميشه.. بعد با عصبانيت كارت شناسايي شو پرت ميكنه سمتم كه؛ نسخه نپروكسن رو دارم!! ليست داروهام رو هم ميخوام.. ميزنم تو كامپيوتر طرف هفتاد ساله شه، نپروكسن رو ميارم و ميخوام روي اتيكتش رو امضا كنم كه داد ميزنه؛ اوهوي چيكار داري ميكني؟ مگه نگفتم ليستو بده؟ ميگم؛ متوجه شدم ولي هنوز كارم تموم نشده و ليستو پرينت ميكنم براش، خودكارمو ميگيره و چند تا چيزو علامت ميزنه، استامينوفن و دو تا جعبه نوبليگان.. انگاري آب سردي بريزن روم و تازه متوجه علت همه پرخاشگري و بي حوصلگي هاي طرف ميشم.. ميگم؛ شما فقط اجازه گرفتن يك جعبه رو دارين و ما ترامادول داريم به جاي نوبليگان.. دوباره شروع ميكنه به داد زدن همه بهش خيره شدن و دخترك بيچاره از خجالت بدون هيچ حرفي ميره بيرون.. نفس عميق ميكشم و با خودم ميگم؛ به كدامين گناه؟
Read more
. آره درسته من نه آدمِ رویای کسی‌ بودم نه تونستم هیچوقت به کسی آرامش بدم نه هیچ چیزِ دیگه ای میدونی ...
Media Removed
. آره درسته من نه آدمِ رویای کسی‌ بودم نه تونستم هیچوقت به کسی آرامش بدم نه هیچ چیزِ دیگه ای میدونی یجورایی احساس میکنم از بچگی واسه خراب کردنِ زندگیِ اطرافیانم به دنیا اومده بودم نمیدونم چرا واقعا نمیدونم الان توو این لحظه از زندگیم تنها چیزی که میدونم اینِ که هیچی‌ نمیدونم هیچی .. پس ... .
آره درسته
من نه آدمِ رویای کسی‌ بودم
نه تونستم هیچوقت به کسی آرامش بدم
نه هیچ چیزِ دیگه ای
میدونی یجورایی احساس میکنم از بچگی واسه خراب کردنِ زندگیِ اطرافیانم به دنیا اومده بودم
نمیدونم چرا
واقعا نمیدونم
الان توو این لحظه از زندگیم تنها چیزی که میدونم اینِ که هیچی‌ نمیدونم
هیچی ..
پس یه قند برمیدارم و یه قلپ از چاییم میخورم و سیگارمو روشن میکنم
بعد از اولین کامی که از سیگارم میگیرم میفهمم چقدر همه چی تکراریِ
تکراری تر از اون چیزی که از بچگی فکرشو میکردم
امید به ‌اینکه بالاخره یه روزی تموم میشه داره روانیم میکنه
نشستم رو یکی از نیمکتای وسطِ میدونِ شهرداریِ رشت
آدما جالبن
صداهای مبهم از خنده ها و گریه ها و خوشحالیا و ناراحتیا
بچه ای که لج میکنه و بستنی میخواد ولی نمیدونه اگه توو خوردنِش زیاده روی کنه اونی که بیشتر از همه اذیت میشه فقط خودشِ و خودش و خودش
میدونی آدما وادارت میکنن به فکر کردن
فکر کردن به اینکه توو مغزِ هرکدومشون چی میگذره
یعنی واقعا این حرفایی که میزنن از تهِ دلشونِ یا که دروغ میگن و فقط میخوان به هدفشون برسن
خودمو دور از همه میبینم
هیچوقت شبیهِ آدما نبودم
هیچوقت مثلِ بقیه از تهِ دل شاد نبودم
هیچوقت نتونستم و یاد نگرفتم که برای یه مدتِ طولانی خوشحال باشم
یا آرامش داشته باشم
یا ذهنم آروم باشه
هیچوقت نویسنده ی خوبی نبودم تا بتونم حرفامو قشنگ بنویسم و تاثیرگذار باشم
هیچوقت معشوقِ خوبی نبودم واسه کسی
یادمه که وقتی یه رابطه شروع میشد و همه چی خوب و قشنگ بود
همه میگفتن تازه اولشِ خب ، اولِ همه چی خوبِ
اما اینبار فرق میکرد
این دفعه از اولش معلوم بود که چقدر سختِ
سختِ چون هنوز "من نداشتم"
سختِ چون هنوز "من خوبم"
خلاصه که سختِ آقا
سختِ ..
اونقدر سخت که حتی ادامه دادنش با فکرِ به تموم شدنش همه چیز رو سخت تر و خراب تر میکنه
این که نتونی آرامشِ کسی باشی و همیشه جز اذیت کردن و ناراحتی هیچی براش نداشته باشی سختِ
بیخیال ..
لعنت به هرچی "بیخیال"
من هر دردی که توو زندگیم دارم‌ بخاطرِ همینِ
اگه من "دیوار" شدم واسه همینِ
شاید "فرقِ" من با بقیه آدما همینِ
شخصیتِ بیست و چهارمِ من یه فرقِ بزرگ با دیوارِ از جنسِ فراصوتِ قلب و مغزم داره
فرقشم ‌اینه که من
نداشتم
اما همیشه خوبم
.
تولدت مبارك ❤️😍
.
#ArminGoldoost ✖️
Read more
حالا كه به اين سن رسيدم و پس از خراب كردن كليه ى پلهاى پشت سر ،پيش رو ،كنارين و بطور كل هرگونه پل و معبرى ...
Media Removed
حالا كه به اين سن رسيدم و پس از خراب كردن كليه ى پلهاى پشت سر ،پيش رو ،كنارين و بطور كل هرگونه پل و معبرى و همچنين در نورديدن تپه هاى مجاور و ديگر مناطق، اين حس بهم دست داده كه قطعا و بلاشك زندگى اون حريف قلچماقى كه همواره فكر ميكردم نبوده يعنى در اقصى نقاط مراحلش بيشتر شبيه يه بچه ى لوسه كه هى ميخواد باهات ... حالا كه به اين سن رسيدم و پس از خراب كردن كليه ى پلهاى پشت سر ،پيش رو ،كنارين و بطور كل هرگونه پل و معبرى و همچنين در نورديدن تپه هاى مجاور و ديگر مناطق، اين حس بهم دست داده كه قطعا و بلاشك زندگى اون حريف قلچماقى كه همواره فكر ميكردم نبوده يعنى در اقصى نقاط مراحلش بيشتر شبيه يه بچه ى لوسه كه هى ميخواد باهات بازى كنه و اگه تو باهاش بازى نكنى به انواع ترفندا اعم از لوس بازى ،قهر ،شيشه شكستن و ديگر بلاياى طبيعى حاليت ميكنه كه هوى عمو بايد با من بازى كنى ، حالا از اين چيزاش كه بگذريم و بچه ى لوس بودن و بازيگوش بودنش اما خيلى معلم خوبيه يعنى بهترين معلميه كه تابحال شناختم همينجورى هر روز چيزاى جديد بهت ياد ميده و انتظار داره تو ازشون استفاده كنى و بازيت بهتر بشه،زندگى خوبياى زيادى داره كه ميشه عاشقش شد ازش لذت برد تو آغوشش غرق شد اصلا ،اما يه بدى داره يه بديه خيلى بد و غمگين اونم اينه كه اگه تو نباشى ام ادامه داره وقتيكه يه روز بميرى اون بازم به روى آدماى ديگه ميخنده باهاشون بازى ميكنه ونهايتن اگه بازيگر خوبى باشن محترمانه بدرقشون ميكنه و همينطور الى آخر ميدونم خيلى خودخواهانه است اين حرف ولى عين حقيقته همه زندگى رو واسه خودشون ميخوان ،يا نه لااقل اكثر آدما اونو واسه خودشون ميخوان، آره اين يه حقيقت تلخه كه زندگى نه تنها بدون ما و بعد ما ادامه داره بلكه بعد از گذشتن چند وقت اصلا مارو يادش نمياد ، خنده هامون ، حرفامون ،ردپاهامون جاهايى كه دوس داشتيم و كسايى كه دوس داشتيمو آروم آروم محو و پاك ميكنه و ما يه روز بعد از ظهر به خودمون ميايم ميبينيم ديگه بطور كامل نيستيم و زندگى بلكل مارو فراموش ميكنه.
از وقتى كه اينو فهميدم كه داستان يحتمل از اين قراره كه نه ميشه با يادگارى نوشتن رو درختا نه با پر كردن حافظه ى كامپيوترا از عكس و فيلم تو ياد زندگى موند نه با آدم معروف و مشهورى شدن نه با هيچكدوم از اين جلف بازياى معمول تصميم گرفتم ذهنمو به يه جايى وصل كنم ،آدم بودن رو پيدا كنم بعد روح سرگردانمو و بعدش شايد ، شايد بتونم يه كارى كنم كه رو تن اين بچه ى بازيگوش رو روحش يه ردى بذارم كه اگر بخوادم نتونه فراموشم كنه كى ميدونه شايد يه بعد از ظهر آفتابى سالها بعد از خودم تو كوچه من و اون باز به ياد قديما مثل دو تا بچه با هم بازى كنيم.. #نويدنقيبي
Read more
 #no_cm_plz #حمیدتوحیدی #دلنوشته نمیدونم ما اومدیم مثل طوطی باشیم!؟ اومدیم همش تقلید کنیم!؟ ...
Media Removed
#no_cm_plz #حمیدتوحیدی #دلنوشته نمیدونم ما اومدیم مثل طوطی باشیم!؟ اومدیم همش تقلید کنیم!؟ ببینیم فلانی چه خط و مشی رو واسه لباس، شخصیت تفکر و... در پیش گرفته ما هم در پیش بگیریم!؟ بابا یه خورده مستقل باشیم یه خورده استقلال فکری داشته باشیم... رو خودمون كار کنیم... که چی من هر روز پیگیر اين ... #no_cm_plz
#حمیدتوحیدی
#دلنوشته
نمیدونم ما اومدیم مثل طوطی باشیم!؟ اومدیم همش تقلید کنیم!؟ ببینیم فلانی چه خط و مشی رو واسه لباس، شخصیت تفکر و... در پیش گرفته ما هم در پیش بگیریم!؟ بابا یه خورده مستقل باشیم یه خورده استقلال فکری داشته باشیم... رو خودمون كار کنیم... که چی من هر روز پیگیر اين بشم امروز چه مدل لباسی اومده بزار چه جور ظاهری مد شده و و...؟ که چی بشه؟ یا چرا بايد ما همه چیزمون شبیه یه نفر دیگه باشه؟ چه دلیلی داره اخه؟ به خدا ما در نوع خودمون بهترینیم... بهترین نسخه واسه خودمون، خودمونیم...هرکدوممون استعداد و توانایی های خاص خودشو داره... هشت میلیارد انسان رو کره زمين زندگی میکنه که همشون دی ان ای متفاوتی نسبت به هم دارن...جالب و عجیب و قابل تامل نيست؟! این یعنی هر کسی تو نوع خودش خاصه با بقیه فرق داره تو هر زمینه ای... پس چرا ما بايد از کسی دیگه تقلید کنیم؟ کسی که همش تقلید میکنه مطمئنا فردا دوباره از یه شخصیت دیگه خوشش میاد... و در نهایت خودش هیچ شخصیت و ثباتی نداره و دچار چند شخصیتی ميشه... خدا خودش گفته بهترین چیزی که من به شما انسان ها دادم، عقله... ایا واقعا ما از این نعمت استفاده می کنیم یا نایلون کشیدیم رو دس نخورده بمونه؟
مطمئن باشید شما بی دلیل خلق نشدیم... نه فقط شما هر موجود دیگه ای... سعی کنیم خودمونو بسازیم به بهترین شکل ممکن... کتاب بخونیم، کورکورانه تایید تکذیب پیروی و... نکنیم.
یه خورده از عقلمون استفاده کنیم...ما متاسفانه تو جامعه ی داریم زندگی می کنیم که ارزش ها بی ارزش شدن و بی ارزش ها، ارزش... تو جامعه ی كه سر تا سر جهل اونو فرا گرفته... بیایید یه خورده بفهمیم تفحص کنیم تامل کنیم خودمونو بسازیم... مطمئن باشید همه چیز از منو شما شروع ميشه... شاید اول مسیرمون ما رو مسخره کنن یا نقد کنن یا هرچیزه دیگه... ولی بدونین اینا همونایی میشن که بعدها موافق شما میشن...واستون مهم نباشه مردم چی میگن،،، مردم پشت سر پیغمبر هم حرف میزدن من و شما که دیگه کسی نیستیم... بزارید تا میتونن حرف بزنن و شما بی توجه باشید... تو این شرایطی که جهل همه جا رو گرفته شما هر کاری كنيد به سخره میگیرن! پس بی تفاوت باشید... ما یی که این همه به این فکر میکنیم مردم چی میگن چی نمیگن... بزار تو واست مشکلی پیش بیاد کدوم از این مردم میاد مشکلتو حل کنه ها؟؟؟ هیچکس نمیاد هیچکس! خودتیو خودت...نه اونارو تو گور شما میزارن نه شمارو تو گور اونا...هیچ کس هم به دردت نمیخوره اینو بفهم... به معنای واقعی کلمه دارم اینو میگم... (ادامه تو کامنت)
Read more
Valerian and the City of a Thousand Planets (2017) والرین و شهر هزار سیاره . ۱۳۷ دقیقه رویایی . "والرین ...
Media Removed
Valerian and the City of a Thousand Planets (2017) والرین و شهر هزار سیاره . ۱۳۷ دقیقه رویایی . "والرین و شهر هزار سیاره" در مورد دو مامور ویژه کهکشان به نامهای والرین و لورلینه . داستان با نشون دادن وقایع عجیب سیاره ای ناشناخته و زیبا شروع میشه و با برش به زمان و مکان جدید به معرفی شخصیت ها و ماموریت ... Valerian and the City of a Thousand Planets (2017) والرین و شهر هزار سیاره
.
۱۳۷ دقیقه رویایی
.
"والرین و شهر هزار سیاره" در مورد دو مامور ویژه کهکشان به نامهای والرین و لورلینه
.
داستان با نشون دادن وقایع عجیب سیاره ای ناشناخته و زیبا شروع میشه و با برش به زمان و مکان جدید به معرفی شخصیت ها و ماموریت های هیجان انگیر ، ادامه پیدا میکنه
.
دنیای فیلم با فیلمهای تخیلی(کهکشانی) دیگه ای که دیدیم متفاوته و فضای مسحور کننده ای داره
.
متاسفانه شکل گیری داستان مخاطب رو با خودش همراه نمیکنه و فیلمنامه پر از دیالوگ های توضیحی و اضافه اس (بهتر بود فیلمنامه تصویری تر باشه)
.
داستان ها و شخصیت های فرعی زیادی وجود داره که هرچند ریتم فیلم رو میگیره و از واقعه اصلی دور میشه ولی انقدر جذاب و پرتنش ساخته شده که به خاطرش از لوک بسون تشکر میکنید
.
بازی "دین دیهان" بد نیست ولی "کارا دلوین" توی نقش "لورلین" یه چیز دیگه اس ، جذابیت و شوخ طبعی دوست داشتنی داره و فیلم رو از چنگ "دین دیهان"(والرین_نقش اصلی) در میاره
.

فیلم پر از تصاویر زیبا و شگفت انگیزه که بعضی وقتا حتی اجازه پلک زدن به بیننده نمیده . لذتهای بصری این فیلم فراموش نشدنیه
.
پایان داستان ، با شروع رابطه ای که در طول فیلم شکل نگرفته بود تموم میشه که لوک بسون میتونست بیشتر بهش توجه کنه و عاشقانه رمانتیک تری رو خلق کنه
.
نمیدونم از فیلمهای تخیلی_فانتزی_فضایی خوشتون میاد یا نه ولی واقعا حیفه تصاویر رویایی"والرین و شهر هزار سیاره" رو نبینید
.
#ValerianandtheCityofaThousandPlanets #LucBesson #Rihanna #Bubble #CaraDelevingne #Laureline #DaneDeHaan #Valerian #CliveOwen #CommanderArünFilitt #EthanHawke #JollyThePimp #نقدفیلم #نقد_فیلم
Read more
. And if i asked #you to #name all the things that you #love, how long would it take for you to name #yourself ...
Media Removed
. And if i asked #you to #name all the things that you #love, how long would it take for you to name #yourself ? 😕 . . . یا ایها الذّین تجعلون فی پیجِ تون متعدداً پُستاً یومیاً!! رمز صفحه ام رو میدم لطفا برای من هم! اجعلوا پستاً جمیلة!! . واقعا با سرعت #نور پست گذاشتن و کپشن نوشتن دقیقن جز وقایع ... .
And if i asked #you to #name all the things that you #love, how long would it take for you to name #yourself ? 😕
.
.
.
یا ایها الذّین تجعلون فی پیجِ تون متعدداً پُستاً یومیاً!! رمز صفحه ام رو میدم لطفا برای من هم! اجعلوا پستاً جمیلة!!
.
واقعا با سرعت #نور پست گذاشتن و کپشن نوشتن دقیقن جز وقایع غرایب هستش!
.
.
دارم فکر میکنم چطوره که دما اینجا تا ۵۰ درجه می رسه ولی ما قمیا همچنان راس ساعت دو و نیم تا دو ساعت برق هامون قطع میشه. اونم دقیقا تو بحبوحه ی #گرما‌!
.
در ادامه فکر کردن هام دارم بیسِجه میکنم این خودش نوعی #بیوتروریسم هستش دوستان! منتهی ما ها #قوی شدیم دیگه رو ما جواب نمیده وگرنه اگه اندکی #اروپا‌یی بیاد #قم فی الفور جان به جان آفرین تسلیم میکنه و هوالباقی میشه! دوستان کشور #عراق هم که اینجا ویلای #شمال آتن شون تو #یونان محسوب میشه!
.
.
قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ
ﺑﮕﻮ : ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺯﺥ ﺩﺭ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﻭ ﮔﺮﻣﻰ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﮔﺮ ﻣﻰﻓﻬﻤﻴﺪﻳﺪ .(81)
.
.
یادم نمیره سیزده به در برفی بارید و ملت رو به تو(!) کرد! :)
به یاد تنفس تو اون هوا و هجوم هوای سرد و پاک روستا تو ریه ها! 💙
.
.
یه امتیازی که #تابستون برای من داره رفتن به روستاست. اینکه بدون دغدغه اونجا می مونم بهم نشاط میده.
.
روز تولد هر کس بهترین روز زندگیشه! البته شاید نه برای همه.. برای ما که روز فوق العاده ای بود. الهی شکر!
۱۸ سالگی سن جالب و مهیجیه! دستت رو برای انجام خیلی کار ها باز میذاره. از جمله انتقال خون.
.
بهترین اون تبریک هایی هستش که وقتی دریافت میکنی دلت گرم میشه!
.
ان شاء الله که دل شما هم تا ابد گرم :) ❤
.
.
خوشترین ایام من در دوران قدیم
بود فصل تعطیلی تابستانم
سیر روستای پدر می رفتم
شاد و خندان اندر آن باغ بزرگ روستا، همرهِ بادوستان میگشتم
.
بهاءالدین داوودپور
.
.
.
ته نوشت :
دلم برای اون بچه ی ۱۲ ساله #فلسطینی آتیش گرفت، خوشحالم کسی که سرش رو برید به هلاکت رسید.
.
و این که #هواشناسی ها #حیلتی سوار میکنن و دما رو تو #فاصله ۲ متری از سطح زمین و در سایه اندازه میگیرن! آخه نه که ملت همه مدل و قدها بالای ۱۷۵ ، دیگه به این دلیله! دمای هواشناسی هرچی بود راحت ۵ درجه بهش اضافه کنید. همین! 😎
Read more
 #کیک_تولد_ساحیرپز #کیک_تولد #کیک_شکلاتی سلام بر همگی روزتون به خیری و خوشی امروز میخوام داستان ...
Media Removed
#کیک_تولد_ساحیرپز #کیک_تولد #کیک_شکلاتی سلام بر همگی روزتون به خیری و خوشی امروز میخوام داستان این کیک سورپرایزی دیشبمون رو براتون تعریف کنم. ما یه دوست داریم به اسم زهرا خانم که از رفاقت همسر ایشون آقا سعید با محمد جان ما بیست و شش سال میگذره و شکر خدا این دوستی قدیمیشون بعد ازدواج هم ادامه ... #کیک_تولد_ساحیرپز #کیک_تولد #کیک_شکلاتی
سلام بر همگی روزتون به خیری و خوشی
امروز میخوام داستان این کیک سورپرایزی دیشبمون رو براتون تعریف کنم.
ما یه دوست داریم به اسم زهرا خانم که از رفاقت همسر ایشون آقا سعید با محمد جان ما بیست و شش سال میگذره و شکر خدا این دوستی قدیمیشون بعد ازدواج هم ادامه داره و ما خانم ها الان ده سال که با هم دوستیم.حالا بین خودمون بمونه که شخصیت این دو تا رفیق زمین تا آسمون باهم فرق میکنه در عجبم که اینهمه سال با هم رفیق موندن بدون هیچ سنخیتی😂 و ما خانمها اسمشون رو پت و مت گذاشتیم😄
از چند روز قبل با آقا سعید هماهنگ کردم که برا تولد زهرا سورپرایزش کنیم.گفتم اگه بگم شما تشریف بیارید منزلمون، چون دو،سه شب قبل خونمون بودین اون شک میکنه برا تولدشه
که درجا آقا سعید فرمودن بیاین خونه ما گفت من زهرا رو اون روز بیرون میبرم.گفتم کیک و شام با من🍰
حالا بماند که چجوری هماهنگ کردیم و کلید دروازه و خونه رو کجا گذاشت و ما برداشتیم.
چیه چرا کنجکاو شدین.خوب یه جا گذاشت دیگه.نمیتونم بگم.قضیه امنیتیه.
چرا اصرار میکنید😑اگه میشد گفت که میگفتم.ولی اگه بدونین ما کلید رو از کجا برداشتیم؟😂😂😃😃😃
خوب بریم به ادامه سورپرایز برسیم.عصری مشغول آماده کردن کیک تولد شدم و کادو پیچ کردن وسیله ها.آرسن ذوق برف شادی داشت با باباش رفتن که بخرن.منم رفتم مغازه مون.منتظر بودیم سعید خان یک ساعت قبل اومدنشون به ما خبر بده که وسیله هارو ببریم خونه شون.بعد همسر محترم زهرا خانم پیام دادن شام امامزاده عبداله موندگار شدیم😨اونجا بود که توی دلمون کلی بد و بیراه نثار سعید خان فرستادیم😤از اون جایی که شب قبل به ما گفت هرجا باشیم هشت و نیم،نه شب دیگه خونه هستیم.یادتون باشه قبلش خونه باشینااا.خلاصه ساعت نه شب رفتیم کلید رو برداشتیم و ماشین رو چند تا خونه بالاتر پارک کردیم تا وقت برگشتنشون نقشه مون لو نره.کفشهارو هم بردیم بالا توی بالکن خونه شون گذاشتیم.بماند که محمد جان میگفت مراقب باش همسایه ها نبیننت فکر نکنن دزد خونه شونه😃😁😂.ما توی تاریکی نشستیم و تی وی رو روشن کردیم آرسن مشغول تماشای کارتون شد.سعید خان پیام دادن ده به بعد برمیگردیم😤😤😨😨بخدا اگر فکر کنین این طرف ما بوده مدیونین😒😶.یعنی دریغ از یه بهانه ای ،دلپیچه ای،سرمایی.

ادامه در پست بعدی
Read more
@parastou_molaei . @parastou_molaei . <span class="emoji emoji1f308"></span> دنیای سیاه و سفید ذهني ما : . بعضی وقتها عاشق کسی میشیم ...
Media Removed
@parastou_molaei . @parastou_molaei . دنیای سیاه و سفید ذهني ما : . بعضی وقتها عاشق کسی میشیم ، طی یک مدت کوتاه،  اون رو بهترین آدم روی کره زمین می دونیم.بهترین دوستت میشه .همه چیز اون آدم جالب میشه ، هر کاری که می کنه قشنگه ، هرچیزی که میگه درسته ،حتی بعد مدتی سلیقه هامون هم شبیه هم میشه. حتی می ... @parastou_molaei .
@parastou_molaei .
🌈 دنیای سیاه و سفید ذهني ما :
.
بعضی وقتها عاشق کسی میشیم ، طی یک مدت کوتاه،  اون رو بهترین آدم روی کره زمین می دونیم.بهترین دوستت میشه .همه چیز اون آدم جالب میشه ، هر کاری که می کنه قشنگه ، هرچیزی که میگه درسته ،حتی بعد مدتی سلیقه هامون هم شبیه هم میشه. حتی می بینی بدیهاش هم خوبن!  و باورت نمیشه که همچین آدمی حتی وجود داشته .. دلت میخواد هر روز و هر ساعت رو با اون بگذرونی و باهاش حرف بزنی .. انگار همون نیمه گمشده که میگن همینه!
.
.
یه مدت می گذره .. اون آدم بزرگ و شگفت انگیز یک اشتباه می کنه، يكدفعه می بینی دیگه حالت داره ازش بهم می خوره .پیش خودت فکر می کنی ، نه این آدم اصلا لایق اون همه محبت و دوست داشتن نبود. اصلا از اول آدم خوبی نبود، شروع می کنی به خراب کردن اون پیش خودت .حالا دیگه قضیه کاملا برعکس میشه تمام مدت بدیهاش رو می بینی.. پیش خودت و پیش همه آدمها ازش بد میگی .. انقدر بد میگی تا خیالت راحت بشه که آدم بدی بوده و خودت خوبی ، و تو انقدر خوبی که هیچ کس حق نداره حتی کوچکترین کار بدی باهات بکنه .. دیگه اون فرشته ، برات تبدیل به یک شیطان بزرگ میشه!! چرا چون یک بدی کرده . یا به قول خودمون از عرش به فرش میرسه! .
.
#واقعیت اینه که نه خوبیهای اون آدم انقدر خوب بوده و نه بدیش!
و فقط تو اونو تو ذهنت براي خودت اینجوری تعریف کردی!
.
اون از اول هم همینجور بوده فقط تو نمی تونستی ببینی چون این خیلی سخته که آدم باور کنه کسی رو که دوست داره در عین داشتن خوبیها می تونه بد هم باشه، این یک جور توانایی که همه ما آدمها نداریم! .
این قضیه گاهی فقط شامل جنس مخالف نیست ، آدم با دوستهای صمیمی همجنس هم این کارو می کنه.. و حتی گاهي در همه زندگی با هركسي و هر چيزي.
.
وقتی یک شغل پیدا میکنم  همه چیزش اونی که من می خوام نیست ..پس این کار به درد نمی خوره .. وقتی یک کاری رو تا جایی جلو می برم که به نقطه ایده آل نمی رسه .. ولش می کنم ... وقتی چیزی رو یاد می گیرم ولی می بینم
توی اون عالی و بهترین نیستم ولش می کنم .همین طوری این ماجرا ادامه داره .من حتی با خودم هم این سیستم رو در پیش می گیریم .
.
سیاه /سفید.
.
صفر/یک.
.
یا همه چیز /یا هیچ چیز .
دنیام سیاه و سفید میشه و مزخرف . .
🌈ادامه در كامنت......🌈
.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
.
🔰 لطفا جهت اطلاع از شرایط مشاوره حضوری و #مشاوره_آنلاین، از طریق شماره های روی پیج اقدام بفرمایید 🔰 .
.
🌈 كليه كليپ ها و پستها را ميتوانيد در كانال جستجو كنيد. 🌈
.
.
#رابطه #ازدواج #خانواده #عشق
Read more
. عبارت Push it در انگلیسی محاوره‌ای کاربرد جالبی داره که قراره تو این پست بررسی کنیم. . وقتی کسی ...
Media Removed
. عبارت Push it در انگلیسی محاوره‌ای کاربرد جالبی داره که قراره تو این پست بررسی کنیم. . وقتی کسی به شما یه لطفی می‌کنه اما بعدش شما از خوش‌رویی طرف مقابل سو استفاده کرده و درخواست چیز بیشتری می‌کنید، طرف مقابل هم به شما میگه: Don't push it! روتو زیاد نکن! . نمیشه گفت "روت رو زیاد نکن" معادل ... .
عبارت Push it در انگلیسی محاوره‌ای کاربرد جالبی داره که قراره تو این پست بررسی کنیم.
.
وقتی کسی به شما یه لطفی می‌کنه اما بعدش شما از خوش‌رویی طرف مقابل سو استفاده کرده و درخواست چیز بیشتری می‌کنید، طرف مقابل هم به شما میگه:
Don't push it!
روتو زیاد نکن!
.
نمیشه گفت "روت رو زیاد نکن" معادل دقیقی برای Don't push it محسوب میشه اما تقریبا کاربردشون مثل هم هست. برای درک بهتر اینو بدونید که منظور از Push it همون Push your luck هست. یعنی هی ادامه میدین یا کش میدین (Push) تا ببینید شانس (Luck – it) تا کجا باهاتون یار هست!
.
برای مثال شما از پدرتون درخواست پول می‌کنید. پدرتون موافقت می‌کنه. اما شما طمع می‌کنید و در ادامه ازش درخواست سوئیچ ماشین رو هم می‌کنید! و پدرتون میگه:
Don't push it!
یعنی "طمع نکن!" یا "روت رو زیاد نکن!" یا "روت می‌خندم پر رو نشو"
.
پس:
You're pushing it = you're starting to ask for too much = You're taking advantage of my kindness
.
به مثال زیر توجه کنید:
Son: Mom, Could you please make my bed and do my laundry?
Mom: No problem, son
Son: Oh, one more thing, could you take out the trash for me?
Mom: Young man, You're pushing it! Do it yourself
پسر: مامان میشه تختمو مرتب کنی و لباسامو بشوری؟
مادر: مشکلی نیست پسرم
پسر: اوه، یه چیز دیگه، میشه آشغالا رو هم به جای من بذاری بیرون؟
مادر: پسر جون، دیگه داری روتو زیاد می‌کنی! خودت انجامش بده
.
A: Can you make me spaghetti?
B: I’m a little tired, but why not
A: Thank you. Can you make garlic bread, too?
B: Uh…okay.
A: And do the dishes?
B: You’re pushing it
آ: میشه برام اسپاگتی درست کنی؟
ب: یکم خسته‌ام ولی چرا که نه
آ: مرسی. میشه نون سیر هم درست کنی؟
ب: باشه
آ: و اینکه ظرفارم بشوری؟
ب: دیگه داری روتو زیاد می‌کنی
Read more
بخدا زندگى همين الان در همين ثانيه و لحظه جاريه. انقدر در فكر آينده پير نشيد. اگر الان و اين لحظه نباشه كه خب آينده اى هم نيست. چرا تو خيابون كسى رو نميبينيم كه بزنه زير آواز؟ چرا همه داريم از نگرانى دق ميكنيم؟ چرا الان و اين لحظه رو ول كرديم و داريم از ترس آينده اى كه معلوم نيست قراره توش چه اتفاقى بيفته ... بخدا زندگى همين الان در همين ثانيه و لحظه جاريه. انقدر در فكر آينده پير نشيد. اگر الان و اين لحظه نباشه كه خب آينده اى هم نيست. چرا تو خيابون كسى رو نميبينيم كه بزنه زير آواز؟ چرا همه داريم از نگرانى دق ميكنيم؟ چرا الان و اين لحظه رو ول كرديم و داريم از ترس آينده اى كه معلوم نيست قراره توش چه اتفاقى بيفته حال الانمون رو خراب ميكنيم؟ چرا حتى اونى هم كه اومده كنار خيابون داره با گيتارش يكم برامون مينوازه نگران اينه كه پنج دقيقه بعد نيان بساطش رو جمع كنن؟ چرا ما يكلحظه نمى ايستيم به صداى گيتارش گوش كنيم و يه دو تا قِر ريز بيايم؟ چرا دوتا خانم و آقاى غريبه كه از اونجا رد ميشن دست هم و نميگيرن يه دو دقيقه اى برقصن و به هم شادى هديه بدن و بعد به مسيرشون ادامه بدن؟ چرا همه داريم از آينده نامعلوم صحبت ميكنيم و سر تكون ميديم و از ترس خودمون رو باختيم؟ چرا هيچكس بفكر الان نيست؟ آهاى برادر سانسورچى بذار اون جوون بخونه، بذار اون خانم و آقا برقصن، بذار ريتم موسيقى تو خيابون طنين انداز بشه و سينه به سينه در كشور جارى بشه. آقاى معلم، بچه ها رو از روز حساب و امتحان آخر ترم نترسون. بابا خسته شدم از بس كه همه نگرانن! بيايد الان خوش باشيم. نه اينكه بشينيم تو خونه نه، ولى از لحظه هامون استفاده كنيم! حتى از اينجا تا پاى چوبه دار هم اينهمه لحظه و ثانيه مونده! تا آخر خرجشون كنيم. فكر نكنيد كه من مشكل ندارم! باور كنيد دارم و شما يك از هزار اونرو نميدونيد ولى دليلى نميبينم كه مشكلاتم رو با غم و قصه زيادتر كنم. اين زندگى كوتاهه. از همه مهم تر بيايد با هم مهربون باشيم و براى يكم سود بيشتر در آينده حال هموطنانمون رو خراب نكنيم و دزدى و اختلاص و احتكار و بذاريم كنار. اگر همه خوشحال باشيم شادى لذت بخش ميشه
آقا بزن زير آواز، خانم صداى موسيقى رو بلند كن، آقاى پليس چشمات رو ببند، حاج آقا شما هم بيخيال 😍😉❤️ بذار با خدا معامله اى از جنس خودش بكنيم. معامله اى از عشق
آقا الان انقدر هيجانى ام كه حاضرم وايسم وسط ميدان انقلاب و همه رو بغل كنم 🤗 الان رو دريابيد رفقا
يك كلام ختم كلام، زندگى كوتاهه و همه مون رفتنى هستيم حالا ميتونيم انتخاب كنيم كه در اين مدت بخنديم و حال كنيم (حتى با وجود همه مشكلاتى كه داريم) و بريم و يا بدون خنده و فقط با نگرانى و با استرس و فكر و خيال و مشكلات
#picassomo #happyness #iran
#ايران #هموطن #خوشبختى #الان #لبخند
Read more
شایدموقت #چاق #تپل #گنده؛و... کلی حرفای #منفی و زشت دیگه که این روزا به جای سلام و چه خبر از خیلی آدما ...
Media Removed
شایدموقت #چاق #تپل #گنده؛و... کلی حرفای #منفی و زشت دیگه که این روزا به جای سلام و چه خبر از خیلی آدما میشنوه😑 آدمایی که یاد گرفتن فقط #باربی دوست داشته باشن (هرچند دقیقا همونا به همونم کلی #ایراد میگیرن) یاد نگرفتیم #آدمارو همونجور که هستن بپذیریم . یاد نگرفتیم اگر کسی بدقیافس یا هر نقصی که ... شایدموقت
#چاق #تپل #گنده؛و... کلی حرفای #منفی و زشت دیگه که این روزا به جای سلام و چه خبر از خیلی آدما میشنوه😑
آدمایی که یاد گرفتن فقط #باربی دوست داشته باشن (هرچند دقیقا همونا به همونم کلی #ایراد میگیرن)
یاد نگرفتیم #آدمارو همونجور که هستن بپذیریم .
یاد نگرفتیم اگر کسی بدقیافس یا هر نقصی که داره و احیانا ما خوشمون نمیاد مجبور نیستیم بریم تو روش عقده گشایی کنیم . لزومی نداره سلیقه ی خودمون رو تو چش و چال ملت فرو کنیم ☺
_
(با چندش آور ترین #لحن #دنیا خوانده شود )
-به خاااااطر خووووودت میگم آخه #مریض میشی میمیری! 😐... یا اینکه اگه هی میبینمت به جای چه خبر کجایی بهت  میگم :
چقد چاق شدی !
 نیتم اینه به خودت بیای بری خودتو #لاغر کنی که بدبخت نشی پات بشکنه بیفتی با فلاکت و #خفت و #خواری بمیری😒
.
کاش میدونستیم حرفای منفی و کثیف آدما رو عصبی میکنه !
_
👈بیشتر آدمای چاق وقتی عصبی میشن پرخوری میکنن !
_
 معمولا آدما تو زندگیشون یه دفعه تصمیم نمیگیرن تمام فعالیتای فیزیکیشونو بذارن کنار و بعد از 4 سال  یه ظرف پاپ کرن بذارن جلوشون مثه چی برن تو فکر به خودشون بیان ببینن فیلم یک ساعته تموم شده پاپ کرنی هم  توی ظرف وجود نداره اما هنوز فکر و خیالا ادامه داره ... اون آدم نه داستانی رو فهمیده و نه اصلا طعمی رو متوجه شده 😑
کاش بفهمیم کسی که یه زمانی شاخص توده چربیش صفر یعنی فیت بوده ممکنه این اضافه وزن چشمگیرش از سر دلخوشی و ازدیاد نعمت های الهی  نباشه! -
شکرخداحتی سال هایی که لیگ یک فوتبال بازی میکردم یادم نمیاد بعد مدت ها کسی رو  دیده باشم بهش یه کاره بگم  ااا چقد چاق شدی ولی تا دلتون بخواد آدم دورم هست که گویا پرخوریای من از ارث پدرجد بزگوارشون بوده 😅
_
 یادت باشه اگه دیدی دوستت بعد مدت ها شکسته شده به جای شلیک آخر با گلوله ی زبونت  نقص ظاهریشو نادیده بگیر . و به جاش بگو ااا چه خوشتیپ ... چه لباس قشنگی ... لازم نیست به دروغ بگی چقد شاداب تر شدی ولی لزومی ام نداره با حرفت شکسته ترش کنی... _
وقتی کفشای کسی رو نپوشیدم لزومی نداره راجب راه رفتنش قضاوت کنم !
-
پ.ن: نه اینکه من قدیسه باشما نه . همین پریشب با یکی از دوستام کلی به یکی ازین پلنگای اینستا که عمل زیبایی رو عسلشو درآورده خندیدیم . اما حداقل با اینکه از قیافش حالم بهم خورد نرفتم تو پیجش به قیافش فحش بدم . یا نرفتم بگم چقد زشتی . بلاکش کردم که دیگه قیافشو نبینم ؛  چرا که فرد مذکور نیومده خرج عمل هاشو از من یا ارث پدرم بگیره ببره . پول خودش بوده دوست داشته گند بزنه به طبیعت چهره ش 😎😛به من و دوستمم ربط نداره😈
Read more
شاید حتا مامان هم یادش نیاد چون کوچولو بودم، همون اوایل مدرسه رفتن که داشت مغزم پر می‌شد، گفتم مامان، ...
Media Removed
شاید حتا مامان هم یادش نیاد چون کوچولو بودم، همون اوایل مدرسه رفتن که داشت مغزم پر می‌شد، گفتم مامان، گوگوش هم بمیره می‌ره جهنم، چون می‌رقصه و می‌خونه؟ گف "نه برا چی! دل خیلیارو شاد کرده"... همین سوال رو از معلم هم پرسیدم، گفت: "گناهکار جاش تو جهنمه"، گفتم مگه نگفتین اگه آدما از آدم راضی باشن می‌ره ... شاید حتا مامان هم یادش نیاد چون کوچولو بودم، همون اوایل مدرسه رفتن که داشت مغزم پر می‌شد، گفتم مامان، گوگوش هم بمیره می‌ره جهنم، چون می‌رقصه و می‌خونه؟ گف "نه برا چی! دل خیلیارو شاد کرده"... همین سوال رو از معلم هم پرسیدم، گفت: "گناهکار جاش تو جهنمه"، گفتم مگه نگفتین اگه آدما از آدم راضی باشن می‌ره بهشت؟ گفت: "بله" گفتم خب خیلیارو شاد کرده که! گفت"فرمان خدا رو نمیشه زیر پا گذاشت". خلاصه یه جای کار ایراد داشت! سال‌ها گذشت، من همیشه به "گناه" فکر می‌کردم. اوایل که کمتر گناه کرده بودم، می‌گفتم باشه از فردا نماز می‌خونم توبه می‌کنم پاک شه، بعد انقدر زیادتر و زیادتر شدن که از دستم در رفته بود... تارای موی رها، مهمونیو پارتی، جوونی و جوونی، نماز روزه‌های عقب افتاده اندازه‌ی عمرم!
تا همین بیست و سه چهار سالگیمم مطمئن بودم جام تو جهنمه.
خلاصه نمی‌دونم کی وا دادم و چه طوری دیگه اعتقادم به همه‌چیز از بین رفت، نقطه‌ی واضحی ندارم توی ذهنم، فقط می‌دونم که در من "احساس گناه" یه چیز نهادینه شد: من با دوستام خوش می‌گذرونم مامانم تنهاس، من به بابام زنگ نمی‌زنم، من خرید کردم در صورتی‌ که می‌تونستم پس‌انداز کنم برا فلان چیز واجب، من ازدواج کردم مامانم تنهاس، من عصبانی شدم، من نرسیدم، من ادامه ندادم، من تنبلی کردم، موزیکام رو هوان، من خسته‌م، من دعوا کردم با فلانی، من فوق العاده نیستم...
بله بله حتا بی‌ربط‌ترین‌ها برای من احساس گناه و سرزنش داشتن. چون سیستم فکری من نیاز به یه ماشین تحلیل و فیلتر خوب و بد داشت (و حتمن هنوز هم داره)... * *
اگه یه روزی دلم بخواد تجربه کنم مادر باشم (که خیلی بعیده) حتمن به فرزندم می‌گم: تو کافی‌ای... تو تایید نمی‌خوای، تو زنده‌ای، تو تغییر می‌کنی، تو خطا می‌کنی، تو کم میاری، تو حس خوب تجربه می‌کنی، تو گند می‌زنی، تو زمین می‌خوری، تو قرار نیست فوق‌العاده باشی... تو قرار نیست به کمال برسی، تو اشرف مخلوقات نیست، تو فقط کار خودتو بکن: زندگی...
همون اول بهش می‌گم... نه که این همه راهو بیاد و مجبور باشه برگرده...
* * * یه چیز دیگه رو هم مطمئنم، اگر معلم مرده باشه، اگه خیلیا مرده باشن یا بمیرن، همونایی که سالای طلایی عمرمونو شستشو دادن، حتمن جاشون تو جهنمه... اگه باشه... یا حداقل برای اونا باشه... ___________________________________________________
پ.ن: خندهه شیطانی بود...
Read more
. <span class="emoji emoji1f4cc"></span>از اونجاییکه سوالات دایرکت درباره لک و روشهای درمان اون از من زیاد بود و بحث لک بحث بسیار گسترده ...
Media Removed
. از اونجاییکه سوالات دایرکت درباره لک و روشهای درمان اون از من زیاد بود و بحث لک بحث بسیار گسترده ای هست، تصمیم گرفتم طی چندین پست هرآنچه که باید درباره لک و درمانهای اون بدونید رو بهتون بگم. . ✡پس اگر مشکل لک دارید، این سری از پستها رو دنبال کنید. برای اینکه بدونم چقدر این تیپ پستها به دردتون میخوره ... .
📌از اونجاییکه سوالات دایرکت درباره لک و روشهای درمان اون از من زیاد بود و بحث لک بحث بسیار گسترده ای هست، تصمیم گرفتم طی چندین پست هرآنچه که باید درباره لک و درمانهای اون بدونید رو بهتون بگم. .
✔✡پس اگر مشکل لک دارید، این سری از پستها رو دنبال کنید. برای اینکه بدونم چقدر این تیپ پستها به دردتون میخوره و آیا ادامه بدم یا نه ، لطفا اگر اطلاعاتی که میدم رو دوست داشتید، پست رو لایک کنید و کامنت بذارین تا انرژی بگیرم😊 .
⭕️ اول از هر چیزی باید بدونید همه لکها عین هم نیستند و روشهای درمانی مشابه ندارن. درمان لک شما بستگی به نوع لکتون داره. بهترین کار اینه که برین پیش پزشک متخصص تا نوع لکتون رو تشخیص بده.
. 🔷 چند مدل لک داریم که به دلایل مختلفی ایجاد میشن:
. 🔴شایع ترین اون لک ناشی از آفتاب هست که از عدم مراقبت کافی از آفتاب ایجاد میشن.
🔴ژنتیک فرد در ایجاد لک خیلی موثره. افرادی که خانواده شان دچار لک بودن، متاسفانه این ارثیه ناخوشایند رو کسب میکنن. بدیش اینه که این نوع لک از بدترین نوع لک هست و درمانش خیلی سخته
🔴التهاب یکی از دلایل مهم ایجاد لک هست. گاهی اوقات حتی ساییدگی یا خاروندن شدید پوست باعث ایجاد لک میشه. سوختگی و بریدن پوست و جوش هم با مکانیسم التهاب، اثر لک از خودشون بجا میذارن
🔴مصرف بعضی از قرصها باعث ایجاد لک میشه. در این باره بعدا بیشتر توضیح میدم.
🔴کمبود ویتامین هایی مثل B12 و A و کمبود اسید فولیک و داشتن کم خونی هم پوست رو مستعد لک میکنه. .
🔴بعضی از بیماریها هم باعث ایجاد لک صورت میشه که البته بیماریهای خیلی شایعی نیستن.
🔴ودر نهایت افزایش سن باعث ایجاد لک هایی که میشه که حتما همه مون روی دست و گاهی صورت مادربزرگها و پدربزرگهامون دیدیم. .
🔹❣🔹❣🔹❣🔹❣🔹❣🔹❣🔹❣🔹❣
. 👈⁉️خب حالا بگین شما اگه لک دارین، فکر میکنین کدوم عامل از عواملی که گفتن باعص ایجاد لک روی پوست شما شده؟ برای درمانش چکار کردین تا حالا؟ نتیجه اش چی بود؟⁉️
.
#لک #لک_صورت #درمان_لک #لک_پوست
Read more
اسفند هشتاد و یک باغ مقصودبیک صدای جلز ولز سرخ شدن نیمرو که باید خیلی برشته باشه ، همزمان با به جوش اومدن ...
Media Removed
اسفند هشتاد و یک باغ مقصودبیک صدای جلز ولز سرخ شدن نیمرو که باید خیلی برشته باشه ، همزمان با به جوش اومدن آب کتری و فرشته که مثل پروانه دورت میچرخه و آقا آقا میکنه تو سرم میپیچه. صدامو صاف میکنم _میگم وقتشه برای مارها یه فکر اساسی بکنیم، سری پیش که از حواس پرتی محمود قسر در رفتیم و زنده موندیم، اگه زلزله ... اسفند هشتاد و یک باغ مقصودبیک
صدای جلز ولز سرخ شدن نیمرو که باید خیلی برشته باشه ، همزمان با به جوش اومدن آب کتری و فرشته که مثل پروانه دورت میچرخه و آقا آقا میکنه تو سرم میپیچه.
صدامو صاف میکنم
_میگم وقتشه برای مارها یه فکر اساسی بکنیم، سری پیش که از حواس پرتی محمود قسر در رفتیم و زنده موندیم، اگه زلزله بیاد زیر آوار نمونیم اینا میان بیرون دخلمون و میارن!
اخماتو میکنی تو هم
_باز شروع کردی اول صبح؟! الان که تسمه بستیم دور آکواریوما! اصن من یه بار به حیوونای خونگیت گیر دادم تا حالا؟
چها پنج تا قاشق شکر میریزی تو نسکافه و با حرص هم میزنی و چنگال و فرو میکنی تو نیمروی جزغاله!
_به هر حال خطرناکن! غذا خوردنشون هم که تهوع آوره! حیوون خونگی من پلو خورشت میخوره نه موش زنده و همستر! تازه همستر بدبخت خودش پته!
_عزیزم این بحث و تمومش کن، اینام برای من عزیزن، میدونی هر کدومشون و با چه بدبختی گرفتم؟ با این پاهام واسشون از چه کوهایی بالا رفتم؟
موشهام که یا تو آزمایشگاه تلف میشن یا تو طبیعت. اصن نمیفهمم چرا هی میری تو اتاق مارها؟
_ببین منطقیش اینه اینا رو ببخشیم دارآباد، بجای اینکه من از دیدنشون تب و لرز کنم، هر روز عاشقان خزنده ها میرن دیدنشون قربون صدقشون میرن!
_گلوشکا از این شوخیا با من نکن، فکر کن تاکسیدرمی هاپولی و جانا رو دیوار موزه و ...
حرفت ناتموم میمونه و قهقهه سر میدی و دو تا میزنی پشت هاپولی که تمام قد واستاده و دم تکون میده و نون پنیر گدایی میکنه، فرشته هم ریسه میره و از آشپزخونه میزنه بیرون.
بعداز ظهر دوباره خودمو جلو آکواریوما پیدا میکنم، زل زدم به افعیا که مثل یه کلاف به هم پیچیدن و به سختی میشه شمردشون، از برآمدگیای چندش آور بدنشون میشه حدس زد که محمود همین دو سه ساعت پیش چند تا موش بخت برگشته رو بهشون پیش کش کرده!
آکواریوم بغلی هم پنج تا مار کریه المنظر دیگه هستن که تنشون مثل زیپ باز میشه و حشره میگیرن و دوباره بسته میشن و اون یکی یه جعفری تنهاست که داره چپ چپ نگام میکنه و چشم ازم بر نمیداره.
فرشته: ببخشید چیزی میخورین براتون بیارم؟
جیغ میزنم و نیم متری میپرم عقب! زبونم بند اومده!
_خدا منو بکشه باز ترسوندمتون!
حتی معذرت خواهی تصنعیش هم نمیتونه لذت این غافلگیریهای برنامه ریزی شده اش رو پنهان کنه.
_چیزی میل دارین؟
_نه ،دانشگاه یه چیزی خوردم، مامان عفی چطورن؟
_زیاد سر حال نیستن، دکتر هم صبح نیومد برای تعویض پانسمان، احتمالا شب میاد.
هاپولی و جانا مثل صاعقه از زیر پامون رد میشن و میرن زیر میز ناهار خوری.
«ادامه در کپشن»
Read more
 #withgalaxy #memory #travel . تو سفر که بودم بهونه مغزم برای چک نکردن به موقع ایمیل‌ها و مسیج‌هام ...
Media Removed
#withgalaxy #memory #travel . تو سفر که بودم بهونه مغزم برای چک نکردن به موقع ایمیل‌ها و مسیج‌هام این بود که تو سفرم. واقعا وقت نمیشد بشینم پای کارهای اضافه و ایمیل‌ها روی هم جمع میشد و نهایتا میتونستم اونا رو به سه دسته‌ی "همین‌الان جواب بده" ، "ستاره بزن که بعدن جواب بدی"، و "بیخیال رد شو" تقسیم ... #withgalaxy #memory #travel .
تو سفر که بودم بهونه مغزم برای چک نکردن به موقع ایمیل‌ها و مسیج‌هام این بود که تو سفرم. واقعا وقت نمیشد بشینم پای کارهای اضافه و ایمیل‌ها روی هم جمع میشد و نهایتا میتونستم اونا رو به سه دسته‌ی "همین‌الان جواب بده" ، "ستاره بزن که بعدن جواب بدی"، و "بیخیال رد شو" تقسیم کنم. دیگه دایرکت‌ها و مسیج‌ها و کامنت‌ها و ... هم به کنار که حتی فرصت نمیشد چک بشن!
بعد تموم شد سفر این بهونه تموم شده بود، ولی هنوز نه میرسیدم و نه میتونستم این خیل از توجه ، محبت ، سوال و درخواست‌ها رو جواب بدم و کم کم تو این سه هفته فهمیدم این نرسیدن‌ها داره بهم استرس و حال بد میده.
حالا چند روزه که نشستم و زمان‌بندی روزمره‌م و ساعت‌های استفاده از گوشیم رو دنبال میکنم و سعی میکنم زندگی کاری و شخصیم رو مرتب کنم و این وسط خونه‌تکونی ساعتی بود که متوجه شدم من روزانه حدود پنجاه تا شصت ایمیل و مسیج به شمارم و دایرکت و تماس دارم و اگه بخوام برای جواب هر کدوم کمترین زمان یعنی سه دقیقه وقت بذارم، یعنی حدود سه ساعت کارکردن مفید و زمان بدون استراحت در روز! بگذریم از همه‌ی دایرکت‌ها و کامنت‌ها و راه‌های دیگه ارتباطی... و برای همینه که باید بگم این کار پاره وقت بدون حقوق واقعا برام‌غیر ممکنه و مجبورم فقط به ایمیل‌های مهمم جواب بدم و موضوعاتی مثل "فلان کوله رو از کجا خریدی، بارسلونا کجا شام بخورم؟ سریلانکا چه هاستلی برم، یا انقدر بودجه دارم کجا برم ماه‌عسل و با چه پروازی بهتره" رو با همه علاقه‌م به کمک کردن رو رد کنم. رد کنم که این فشار و استرس (استرس از کارهای نکرده که تو پس زمینه ذهنت میمونه و احساس غیرمفیدی بهت میده) باعث نشه چند‌وقت یک بار فکر اینکه -از اینجا مرخصی بلند مدت یا همیشگی برم - به سرم بزنه. چون من سفر باهم رو اینجا دوست دارم و خوشحالم دارم با تقسیم جزییات سفرها، ترس‌ها و پشیمونی‌هام، خوشحالی‌ها و نگرانی‌هام مسیر بزرگ شدن خودم رو دنبال میکنم و همینکه میبینم چند وقت یک‌بار وسط ایمیل‌ها، یکی هم هست که ایمیل زده که بدون سوال و درخواستی، فقط بهم محبت داشته عمیقن خوشحالم میکنه. و همین فکر که شاید، شاید در زندگی آدمی ترس کوچیکی کمتر شده باشه برای ادامه راه شارژم میکنه. امیدوارم بزودی بتونم تمام سفرنامه‌ها و جزییات مقاصد و اطلاعات دیگه رو یکجا جمع کنم، شاید کمک بیشتری برای کسی باشم و تا جایی که میتونم حال کسی رو خوب کنم.
همینجا باید بگم ممنونم از همه انرژی مثبت‌ها و لطف و مهربونی‌ها و ناراحتم که نمیتونم جوابگوی همه باشم...
Read more
 #دروغ "خاطرات یک عکاس مد مفلوک -قسمت 2 " بهار 91 میدونستید دنیای مد،از عکاساش گرفته تا مدلا و طراحا ...
Media Removed
#دروغ "خاطرات یک عکاس مد مفلوک -قسمت 2 " بهار 91 میدونستید دنیای مد،از عکاساش گرفته تا مدلا و طراحا و مخاطباش حاشیه زیاد دارن؟از لاس زدن عکاسای مرد با مدلا گرفته تا شوآفای مدلای داف و ما چه خوبیم طراحا ! فکر میکنید حواشی پشت این عکس چیه؟برخلاف اکیپای دیگه اکیپ ما واقعا بچه مثبت بودن!نه من مرد بودم ... #دروغ
"خاطرات یک عکاس مد مفلوک -قسمت 2 "
بهار 91
میدونستید دنیای مد،از عکاساش گرفته تا مدلا و طراحا و مخاطباش حاشیه زیاد دارن؟از لاس زدن عکاسای مرد با مدلا گرفته تا شوآفای مدلای داف و ما چه خوبیم طراحا ! فکر میکنید حواشی پشت این عکس چیه؟برخلاف اکیپای دیگه اکیپ ما واقعا بچه مثبت بودن!نه من مرد بودم که با مدلا لاس بزنم،نه مدلا داف شوآف کن بودن نه نیوحیجاب ادعای ما چه خوبیم داشت ! ما انگار واقعا همدیگرو پیدا کرده بودیم. روز اولی که مانلی رو دیدم خوب یادمه!تست کستینگ سری اول مدلای بهپوشی بود.به نظرم 99 % مدلای اونروز داغون و به دردنخور بودن.تا وقتی مانلی رفت جلوی دوربین وایستاد.گفتم وای خودشه!و مانلی تا مدت زیادی مدل اختصاصی من شد و یه جورایی سرجهازیم بود هرجا که میرفتم.نه بخاطر اینکه من عکاس فلان و بیساری بودم ! نه بخاطر اینکه عکاسای دیگه نمیخواستن با مانلی کار کنن! چون مانلی متاهل بود و همسرش روی اینکه توی چه فضائی و با چه عکاسی کار میکنه حساس بود.کی از من بهتر؟نه رو مدلا چشم داشتم ،نه عکاسیام افتر پارتی داشت، نه میذاشتم پسری بک استیج شوتینگ بیاد (خودمونیم چند بار اجازه دادم چند نفر بیان هنوز که هنوزه داستان عشقو عاشقیشون رو با مدلا دارم میشنوم).تازه عکسای نیو حیجاب ته ته با حجاب بود و مدلا با لباسای نیو حیجاب از حالت عادی خودشون با حجابتر بودن.هرچند که اگه شوهر مانلی میدونست که حجاب و پوشیدگی توی جایی که اکثرا حجابشون عادیه خیلی خیلی بیشتر جلب توجه میکنه و زیبایی مانلی چندین برابر بهخاطر متفاوت بودنش دیده میشه ، به مانلی میگفت حق نداری عکاسی باحجاب کنی 😂.بگذریم.درسته که اکیپ عکاسی ما بی حاشیه بود اما این عکس یه پشت پرده ی حاشیه ای داره!انتخاب لوکیشن. نیوحیجاب توی سوئیس ثبت شده بود و حسابی روی هایکلاس بودن برند تاکید داشت.همیشه دوست داشتن که عکاسی ها خارج از ایران انجام بشه.به نظر میاد کیش هم نزدیک ترین فضا رو به دبی داره 😆 ! بله! اینجا کیشه !دبی نیست!ما هم با اینکه حرفش رو زده بودیم اما وجدانمون نذاشت تبلیغات دروغ کنیم و لوکیشن فیک بزنیم یونایتد عرب امارات.زدیم همون کیش و اکیپمون در بی حاشیه ترین حالت ممکن به کار خودش ادامه داد و خودمون رو به این دروغای کثیف آلوده نکردیم 😆
پ.ن:راستش خودمونیم. یبار مجبور شدم واسه یه طراح دیگه ، لوکیشن عکاسی رو دروغ بگم و هر کی ازم سوال میپرسید چرا دانشگاه نیومدی میگفتم دبی بودم واسه عکاسی از فلانی!😑 اونجا اولین مواجهه ی من با جمله ی هدف وسیله رو توجیه میکنه بود. و حالا من تصمیم گرفتم طرد بشم اما دروغ نگم!
Read more
((برای تغییر باید زد دنده بعدی )) نمیدونم فیلم سیندرلا رو دیدی یا نه سینماییش رو میگم فیلم سینماییش ...
Media Removed
((برای تغییر باید زد دنده بعدی )) نمیدونم فیلم سیندرلا رو دیدی یا نه سینماییش رو میگم فیلم سینماییش جزئیات جالبی داره تو فیلم دختر در عین فشار روحی و جسمی که روش هست خودشو کنترل میکنه و خشم گین نمیشه (یکی از هدفای من) تو جنگل هم که پسر شاهزاده رو میبینه از نا مادریش و خواهراش بد‌نمیگه و میگه اونا ... ((برای تغییر باید زد دنده بعدی )) نمیدونم فیلم سیندرلا رو دیدی یا نه
سینماییش رو میگم
فیلم سینماییش جزئیات جالبی داره
تو فیلم دختر در عین فشار روحی و جسمی که روش هست خودشو کنترل میکنه و خشم گین نمیشه (یکی از هدفای من)

تو جنگل هم که پسر شاهزاده رو میبینه
از نا مادریش و خواهراش بد‌نمیگه و میگه اونا همه تلاششون رو میکنن تا خوب رفتار کنن ((موضوع بیشعوری رو فهمیده و البته با نگاه مثبت وامیدوارانه راجبعشون فکر میکنه )) .

دنیاش خیلی بزرگه سیندرلا
دلشم خیلی بزرگه
فیلم سیندرلا به نظرم بیان ذات جذاب و حس خوب خداست که تو وجود همه هست و وقتی تقویتش کنی فوران میکنه
سیندرلا برترین بود
با اینکه :
نه پدر داشت و نه مادر
نه ازادی
و نه جایگاه اجتماعی
نه لباس های انچنانی و
نه کالسکه ۶سیلندر
خرج که نمیکرد هیچی واسه دوختن لباسش شب مهمونیش لباسای کهنه مادرشو تنش کرد تا هزینه نکنه((کار ندارم که پوشیدن اون لباس چه قدرتی و چه دل بزرگی میخواد در مقابل بهترین لباسای شهر بازم از ته دلش لباسشو دوس داشت
، درسته با اون لباسا نتونست بره مهمونی ولی با قدرت پوشیدشون و واسش مادرش مهم بود و سادگیش )) برتریش به خاطر حس قشنگش بود حس یه انسان قدرتمند اگر بخوایم توجه کنیم برخی رفتارش مثل معصومین بود
مثلا :وقتی داره با شاهزاده از خونه خارج میشه به نامادریش میگه بخشیدمت !

این منو یاد اونی که روی حضرت محمد (ص) زباله میریخت میندازه ... اینا همش قدرت میخوادو این قدرتا تعریف شدن در ذهن و تمرین زیاد
خیلی از سیندرا خوشم اومد
بچه که بودم به خاطر بچگیم ازش خوشم میومد و طبیعتم
اما امشب که با بابام سینماییشو دیدم
فهمیدم
فقط طرز فکر ادماس که باعث میشن عاشق هم بشن و وقتی هم عاشق یکی میشه که تناسب اندام صورت نداره ((یا همون خوشگل نیست خودمون )) میگن ولش کن ما میگیم خوشگل نیست اما علف به دهن بزی شیرینه !
شیرینیه علف همون فکرس
مطمینا اونقدر دختر خوشگل تر از سیندرلا تو اون مهمونی عمومی بود که
اگر معیار کیت ((شاهزاده)) چیزی جز تفکر سیندرلا بود اونو راحت کنار میزاشتش
اما کیت فهمیده بود که علت ایجاد علاقه تو تفکر ادما سمت و ثروتشون نیست و به همین خاطر خودشو تو جنگل معرفی نکرد .

از کیت هم خیلی خوشم اومد
حتی به نوعی بیشتر از سیندرلا
چون کار اون سخت تر از سیندرلا بود،
نبودن غذای چرب و رفتن و دزدیدنش راحت تر از اینه که جلوت باشه و به دلایلی از اون غذا استفاده نکنی در صورتی که جزو قدرتمند ترین افراد اون شهری
کیت همه جوره ابشن تو قصر داشت اما!!!؟ ادامه در کامت ...
Read more
تقديم به همه ي كساييكه از جنس عقيده و تكليفند... كساييكه بخاطر #برد و #باخت پا به ميدون مبارزه نميذارن اهل #جنون اند و #خطر ... نه اينكه فقط توي ميدوني بازي كنن كه بُردش حتميه كساييكه از تبار #خون اند... از تبار #زخم... ... همهگان بايد بدانند؛ اين #راه براي ساخته شدن و اين #خاك براي ... ✌️💪
تقديم به همه ي كساييكه از جنس عقيده و تكليفند...
كساييكه بخاطر #برد و #باخت پا به ميدون مبارزه نميذارن
اهل #جنون اند و #خطر ...
نه اينكه فقط توي ميدوني بازي كنن كه بُردش حتميه
كساييكه از تبار #خون اند...
از تبار #زخم...
...
همهگان بايد بدانند؛
اين #راه براي ساخته شدن
و اين #خاك براي آباد شدن؛
به چون "تو" يي نياز دارد
تويي كه ثابت كرده اي پاي حرفت ميماني
و اگر صاحب منصبان بخواهند به كسي تكيه كنند
بايد به شما تكيه كنند...
نه كساني كه با يك "چَك" تمام هستشان را ميفروشند...
و با يك "چِك" تمام شرفشان را...
🔻🔻🔻
پ ن:
اين چند روز اين كلمه رو زياد به كار ميبرن:
#برد و #باخت
توي ادبيات يه سرباز #باخت معني نداره!
ما براي اصلاح و تغيير بنفع مردم باهم به ميدون اومديم؛
هيچ چيز عوض نشده
و اين مسير هنوز ادامه داره...
#كمربندها_رو_محكمتر_ميبنديم
...
#انتخابات براي ما هر روزه!
ما هر روز #انتخابات داريم...
وقتي پشت آدماي جبهه مون وايستيم
وقتي پشت هنرمنداي جبهمون وايستيم
وقتي پشت طرحا و آثار جبهمون وايستيم
و به آثار فرهنگي و هنري مردمي رأي ميديم
در نتيجه توي هر انتخاباتي (با هر نگاهي) پيروزيم
بشرط اينكه نگاهمون رو بزرگتر كنيم و اختلافها و تفاوتهاي شخصي رو كنار بذاريم...
از همين امروز بايد شروع كنيم...
نه ٤ سال ديگه...
👇👇👇👇
اين قطعه كه امروز بسرمون زد دورهمي بسازيمو بخونيمش كه اسمشو ميذارم: #ما_بُرده_ايم
يه برداشت از ملودي آهنگ #ديروز_امروز_فردا ست
با چند بيت آغازين؛ از شاهكار #قيصر_امين_پور
كه حسابي دستِ @nima_nurmohamadi و @rashataghipour درد نكنه بابت همراهيشون توي شكل گيري اين قطعه...
👈كه كاملش رو روي كانال تلگرامم (لينك توي بيوگرافي) ميذارم👉
#بازنشرش_با_شما
#براي_اين_روزها_و_روزهاي_آينده
...
#انتخابات #مبارزه #موسيقي_مبارزه
#بازي_ادامه_داره
...
@hamedzamanioriginal
Read more
. طاق باز خوابيده بودم و مچ پاي راستم را كه انداخته بودم روي پاي چپ، با ريتم تكان مي‌دادم. داشتم زيرلب ...
Media Removed
. طاق باز خوابيده بودم و مچ پاي راستم را كه انداخته بودم روي پاي چپ، با ريتم تكان مي‌دادم. داشتم زيرلب «روزاي روشن خداحافظ» را مي‌خواندم كه بابا سرش را آورد توي اتاق و گفت: «عزاي منو گرفتي قند عسل بابا؟» از حرفش خيلي خوشم نيامد ولي حسش نبود برايش بلبل زباني كنم و بگويم «دور از جونت بابا جانم»، براي همين ... .
طاق باز خوابيده بودم و مچ پاي راستم را كه انداخته بودم روي پاي چپ، با ريتم تكان مي‌دادم. داشتم زيرلب «روزاي روشن خداحافظ» را مي‌خواندم كه بابا سرش را آورد توي اتاق و گفت: «عزاي منو گرفتي قند عسل بابا؟» از حرفش خيلي خوشم نيامد ولي حسش نبود برايش بلبل زباني كنم و بگويم «دور از جونت بابا جانم»، براي همين غلتي زدم و پشتم را كردم به بابا و به خواندن ادامه دادم و با سوز و گداز بيشتري خواندم «روزاي خوبت بگو كجا رفت؟» بابا سري به تاسف تكان داد و برگشت روي مبل نشست و صداي اخبار را زياد كرد. رفته بود از ماهواره همسايه سيم كشيده بود و اخبارهايي كه خانم مجري وجيهه، با كت قرمز مي‌خواند، گوش مي‌داد. مامان كلافه گفت: «كم كن اون بي‌صاحبو! خيلي خبراي خوبي داره؟» بابا بي‌تفاوت گفت: «كمه!». مامان كه ذوب شدگي بابا در اخبار را ديد، اسكاچ كفي را پرت كرد پس كله بابا و گفت: «بقيه ظرفا مال تو!» بعد هم آمد من را بغل كرد و كنترل را از دست بابا گرفت و نشست جاي بابا. زل زد به صفحه تلويزيون و گفت: «كتش چه شيكه. بذار از مدلش عكس بگيرم!» صداي تلويزيون را قطع كرد تا تمركزش به هم نخورد و دوربين را زوم كرد روي صفحه تلويزيون. بابا گفت: «كم نكن. بذار ببينم بالاخره ما تصميم گرفتيم چطوري زندگي كنيم؟» مامان گفت: «به تو چه. به ما چه! اين چيزا براي ما ظرف تميز نميشه». بابا گفت: «حالا نيست كه چيزي دندون گيري داريم بريزيم تو ظرفا بخوريم. اصلا ميخواي چي كار ظرف تميز، چايي بزن هاني!» مامان پشت چشمي نازك كرد و رويش را از بابا برگرداند و گفت: «ميذاري از اين كت عكس بگيرم يا نه؟» بابا با حالت قهر سكوت كرد و به شست‌وشو ادامه داد. هنوز قهر بابا منعقد نشده بود كه صدايم را انداختم سرم و گفتم: «همه با هم قهر، همه از هم دور» بابا به مامان نگاهي انداخت و گفت: «چشه اين زبون بسته؟» مامان در حالي كه زير لب غر ميزد زبونش كجا بسته است؛گفت: «قهره، پوشكش تموم شده كهنه پيچش كردم بهش برخورده» بابا شانه‌اي بالا انداخت و گفت: «هميني كه هست. شانس آورده همون پوشك قبلي‌ها رو آب نزديم دوباره ببنديم بهش». مامان پوفي كرد و گوشي را برداشت و گفت: «پرايد 40 ميليون؟ يا خدااا! اي بابا، اون روزنامه خوبه هم بسته شد، كاغذ نداشتن! چه وضعيه!» بابا گفت: «سركاريم رسما!» گفتم: «انگار كه خوابيم، كابوس مي‌بينيم». بابا گفت: «آفرين دخترم. با وجود عقل ناقصت خوب گفتي!» من هم گفتم: «عقل كامل تو ما را بس بابا جانم». مامان تشر زد كه: «بي‌تربيتِ وقيح، فلفل بريزم؟» بابا با نيشخند گفت: «خوبت شد نوزاد نادون؟»
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
شیوا: نه این یه مکالمه درباره دستور زبان نیست آقای کاتب. فرهاد: پس درباره چیه؟ شیوا: درباره خودمونه. ...
Media Removed
شیوا: نه این یه مکالمه درباره دستور زبان نیست آقای کاتب. فرهاد: پس درباره چیه؟ شیوا: درباره خودمونه. من واقعاً می‌خوام بدونم تو امروز کجا رفتی؟ با کی بودی؟ چرا به تلفن‌هام جواب ندادی؟ فرهاد: این یه پرسش دستوریه. شیوا: بله، ما هنوز در محدوده دستور هستیم. انتخاب کن من چی‌ام، «اسم»ام، «فعل»ام، ... شیوا: نه این یه مکالمه درباره دستور زبان نیست آقای کاتب.
فرهاد: پس درباره چیه؟
شیوا: درباره خودمونه. من واقعاً می‌خوام بدونم تو امروز کجا رفتی؟ با کی بودی؟ چرا به تلفن‌هام جواب ندادی؟
فرهاد: این یه پرسش دستوریه.
شیوا: بله، ما هنوز در محدوده دستور هستیم. انتخاب کن من چی‌ام، «اسم»ام، «فعل»ام، «صفت»ام یا...
فرهاد: یا چی؟
شیوا: «قید»... من «قید»ام نه؟ قیدِ تو... قیدوبندِ تو... قیدی که تو رو مقید می‌کنه. چون تو «فعل»ای.
فرهاد: نه من «فعل» نیستم. خودت می‌دونی که نیستم. از وقتی که لیلا، عین یه فعلِ صرف‌نشده وایستاد اون بالا، من از هر «فعل» و هر فعلیّتی تهی شدم. نه، من «فعل» نیستم.
شیوا: پس چی هستی؟
فرهاد: حرف اضافه.
شیوا: نه حرف ربط، یه چیزی که باعث اتصال رابطه می‌شه.
فرهاد: مفعول نقشِ درست‌تریه؛ چیزی که فعل روش اعمال می‌شه.
شیوا: فاعل کیه؟
فرهاد: هر کسی جز من.
شیوا: انگار کل زندگی ما یه جمله‌ست.
فرهاد: بله، یه جمله طولانی که در زنجیره جانشینی، کسی جانشین کسی نمی‌شه، چون در زنجیره هم‌نشینی همه نقش‌های دستوری خودمون رو داریم؛ تو فاعلی، من مفعولم، خانم افراشته متمم‌ئه؛ حتی خانم‌گل هم نقش خودش رو داره: حرف اضافه عین یه آدم اضافه که همه جا هست؛ و اون همه آدم‌های دیگه، سوگل و مریم و خانم دولّو و خانم عاطفه که همه هنوز نقش‌هاشون رو دارن، اما به قرینه‌های لفظی و معنوی...
◾️
محمد رضایی‌راد – فعل
نشر بیدگل
◾️
پ.ن: ادامه در کامنت نخست
Read more
امروز اين پيج رو ديدم ، و واقعا اميدوارم بفعاليتش ادامه بده، اين خيلي مهمه كه مردم ايران با يك سري واقعيت ...
Media Removed
امروز اين پيج رو ديدم ، و واقعا اميدوارم بفعاليتش ادامه بده، اين خيلي مهمه كه مردم ايران با يك سري واقعيت هاي صنف ما اشنا بشن، ازونجا كه هنوز هم هستن كسايي كه متاسفانه بي تحقيق و بي خبر از داستانهاي پشت قضاياي پروژه فقط با چشم مبارك قضاوت ميكنن و مبناي بنام بودن رو تنديس هاي خريدني در پكيج هاي ( رده بندي ... امروز اين پيج رو ديدم ، و واقعا اميدوارم بفعاليتش ادامه بده، اين خيلي مهمه كه مردم ايران با يك سري واقعيت هاي صنف ما اشنا بشن، ازونجا كه هنوز هم هستن كسايي كه متاسفانه بي تحقيق و بي خبر از داستانهاي پشت قضاياي پروژه فقط با چشم مبارك قضاوت ميكنن و مبناي بنام بودن رو تنديس هاي خريدني در پكيج هاي ( رده بندي قيمتي) و حضور در ايونت ها و عكس هاي سلفي ميدونند.
اينو يادتون باشه، يك معمار و يك معمارداخلي، نه انقدر زمان داره كه بتمام مراسم دعوت شده بره و نه انقدر بي ارزش ميدونه خودش و زحمتي كه براي كارش كشيده كه براي جايزه گرفتن چك بكشه و نه يك بلاگر هستش كه با حضور خودش در مراسم ها معرفي محصول و خدمات انجام بده، اصولا بازديد از شوروم ها و دفاتر براي پروژه اش انجام ميشه كه اگر در چهارچوب قوانين كاريش باشه به اشتراك هم ميگذاره باشما، و يكي از مهمترين مسائل در فضاي مجازي ، البته از نظر بنده، عكس شخصي🤔، من عقيده ام اينه يك معمار يا معمار داخلي قراره كارش رو به شما ارائه و معرفي كنه، نه خودش رو 😐، پس عكس هاش تا حدي ميتونه باشه كه شما فقط اين خانم و اقا رو وقتي از نزديك ديدين بشناسيد، نه اينكه.....
@ghezavat.ba.shoma
@iids.ir 👈🏻پيج انجمن طراحان داخلي ايران
Read more
 #havana #cuba #shotonnote8 صبح روز اول در هاوانا، در اتاق اجاره‌ای کمی دورتر از مرکز شهر، با صدای ...
Media Removed
#havana #cuba #shotonnote8 صبح روز اول در هاوانا، در اتاق اجاره‌ای کمی دورتر از مرکز شهر، با صدای صحبت کردن سه زن بیدار شدم که از صدای فنجون‌ها و پیش‌دستی‌ها مشخص بود سر میز صبحانه هستند. بِتسی، زن کوبایی که صاحب کاسا یا همون خونه و مهمون‌خونه بود و اسپانیایی حرف میزد. ماریا زن کلمبیایی که چهل‌و ... #havana #cuba #shotonnote8
صبح روز اول در هاوانا، در اتاق اجاره‌ای کمی دورتر از مرکز شهر، با صدای صحبت کردن سه زن بیدار شدم که از صدای فنجون‌ها و پیش‌دستی‌ها مشخص بود سر میز صبحانه هستند. بِتسی، زن کوبایی که صاحب کاسا یا همون خونه و مهمون‌خونه بود و اسپانیایی حرف میزد. ماریا زن کلمبیایی که چهل‌و پنج سال بود ساکن سوئد بود و انگلیسی و اسپانیایی و سوئدی حرف میزد. و سیما زن ایرانی که انگلیسی رو با لهجه‌ی مشخص و کشیده‌ای صحبت میکرد و من از لحن حرف زدنش مطمئن بودم این لهجه رو جایی شنیدم. با این حال از جا پریدم که صورتم رو بشورم و موهای آشفته رو کمی مرتب‌تر کنم تا سر صبحونه با این سه زن هم‌صحبت شم.
سیما با موهای روی شونه‌ی طلایی رنگ شده، با پیرهن مشکی و صندل‌های پاشنه دار داشت از ساحل های بی نهایت زیبای دریای کارائیب و کوبا میگفت که مردی قد بلند با عینکی بزرگ و پیرهن چهارخونه، نیمرو و نون رو گذاشت جلوی سیما و بعد به اسپانیایی با بتسی حرف زد و بعد کنار سیما نشست و دست‌هاش رو تو دستش گرفت تا من گیج ‌تر از روابط آدم‌های دور میز بشم و البته اونقدر صبر کنم تا شب توی بار کوبایی، با دو دختر برزیلی، ماریا، سیما و راهول، لیوان‌ هاوانا کلاب به دست بشینیم و موسیقی در بک‌گراند پخش بشه و سیما برام تعریف کنه که ده سال پیش در اولین سفرش به ساحل کوبا، راهول رو میبینه که توی هتل پنج ستاره ای که سیما مسافرش بوده ، موسیقی زنده‌ی کوبایی اجرا میکرده. ده سال پیش سیمای چهل و چهار ساله تو رستوران مجلل هتل عاشق مردی میشه که نه او اجازه خروج داشته و نه سیما راه موندن. حالا ده ساله که این رابطه ادامه داره و شاهد ارتباط از طریق نامه و کاغذ و مسافر، اجازه داشتن موبایل مردم در کوبا و دسترسی محدود مردم کوبا به اینترنت شده و هنوز این رابطه از راه دور ادامه داره. حالا راهول کافه کوچک با موسیقی زنده‌ی خودش رو در شهر ترینیداد داره و مطب دندون‌پزشکی سیما، هر سال چند ماه تعطیل میشه. راهول هنوز اجازه خروج به خاطر فعالیت‌هایی که داشته رو پیدا نکرده و سیما هنوز فکر نمیکنه زندگی براش اینجا ممکنه.
راهول و سیمایی که هر کدوم از ازدواج قبلیشون بچه ‌هایی دارن که تو این ده سال بزرگ شدن ، هنوز براشون هاوانا، این شهر رنگی و قدیمی، شهر و محل دیدار‌هاشونه. شهر تو بالکن سیگار کشیدن‌ها و مردم رهگذر با لباس‌های رنگی رو تماشا کردن. شهر رقصیدن و آخر شب مست و عاشق به اتاق برگشتن!
#هاوانا #کوبا
Read more
سلام<span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span> خب من دیگه الان زیاد می گذارم چون موبایلم را گرفتم.<span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f60a"></span> قسمت 54: داستان از نگاه هیلی: "مامان" ...
Media Removed
سلام خب من دیگه الان زیاد می گذارم چون موبایلم را گرفتم. قسمت 54: داستان از نگاه هیلی: "مامان" اون این جا چی کار می کنه "هیلی نه" وقتی برگشتم دیدم شارلوت دستم رو گرفته که ناگهان لیام غیب شد "اون برگشت!" شارلوت با صدای لرزونش گفت اما من با دستی که پشت سرم حس کردم برگشتم اون مادرمه خودشه اون همون ... سلام😘😘
خب من دیگه الان زیاد می گذارم چون موبایلم را گرفتم.😊😊😊
قسمت 54:
داستان از نگاه هیلی:
"مامان" اون این جا چی کار می کنه "هیلی نه" وقتی برگشتم دیدم شارلوت دستم رو گرفته که ناگهان لیام غیب شد "اون برگشت!" شارلوت با صدای لرزونش گفت اما من با دستی که پشت سرم حس کردم برگشتم اون مادرمه خودشه اون همون رزالی مارشال با موهای بلوند و چشمای آبیه "دخترم تو نه این امکان نداره" ولی اون این جا چی کار می کنه مگه اون تو آمریکا پیش خاله بلا نمی موند نه اون نمرده این واقعیت نداره "مامان تو ...تو..." اون سرش رو انداخت پایین من می دونستم اون ضعیفه اما فکرشم نمی کردم به این زودی از دستش بدم البته من هنوز تو این جا گیر افتادم من الان مردم شاید این بهتر باشه اما... قطره های اشک رو رو صورتم حس کردم شارلوت ، اون هم نتونست برگرده به خاطر من. "دخترم من خودم به برادر گفتم که بهت نگه"(بچه ها می دونم این فلج بود و نمی تونست حرف بزنه ولی از اون مونیتور های استیون هاوکینگز داشته😊) پس جو هم می دونست "حالا ما چه طور برگردیم" شارلوت با عصبانیت گفت حق داره "من نمی دونم باید منتظر بمونیم تا یکی در برزخ به روی دنیا رو برامون باز کنه" برگشتم به طرف مادرم اما اون نبود من مطمئنم شارلوت دلیلی برای زندگی داره ولی من که مادرم مرده و پدرم گرگ هست نمی دونم دلیلی هست یا نه؟
داستان از نگاه پاول:
هیلی رو تو بقل کردم و بردمش طبقه بالا باربارا گفت که فعلا پیششه و من رفتم طبقه پایین و دیدم که هری و امیلی داشتن می رفتن خونه. و هری رو به من گفت"پاول لطفن مراقب باربی باش من مجبورم برم ولی اون الان توی بحران قرار گرفته. و من امیلی رو هم می رسونم خونه. فعلا" سرم رو به نشونه تایید تکون دادم و اون ها هم رفتن. رفتم سمت شیشه ویسکی که روی میز بار بود و توی اون لیوان بلوری اون مایه تیره رو ریختم و در عرض یک ثانیه همش رو یک جا خوردم من بهش گفتم که این کار رو انجام نده اما اون کار خودش رو کرد من هنوز نمی تونم باور کنم که اون دیگه نیست احساس کردم چشمام داره میسوزه من نمی تونم بدون اون یک لحظه رو هم زندگی کنم اگه لازم باشه اون طلسم رو انجام می دم تا اون برگرده فقط می خوام اون برگرده برام هیچکس دیگه ای مهم نیست لیوان بعدی رو هم خوردم همون خاطره های کمی که ازش داشتم باعث می شد قلبم آتیش بگیره. وقتی که بهش دست می زدم و اون زود تمام بدنش مور مور می شد وقتی می بوسیدمش زود چشماش رو می بست.وقتی که از حرس خوردن من به خاطر لج بازی هاش لبخند می زد وقتی ... همه اینا به خاطر اون لیام... ⏬ادامه کامنت اول ⏬
Read more
‌ این موجودات قشنگ که در عکس بالا می‌بینید از راست به چپ شیمِل، پسته، غزل، فلفل و اِشنی هستن که توی یک ...
Media Removed
‌ این موجودات قشنگ که در عکس بالا می‌بینید از راست به چپ شیمِل، پسته، غزل، فلفل و اِشنی هستن که توی یک خونه‌ی خوش‌رنگ و خوش‌انرژی در #زاهدان زندگی می‌کنن. غزل بقیه‌ی بچه‌ها رو آورده توی خونه‌ش و ازشون مراقبت می‌کنه. ‌ غزل مهربون‌ترین آدم دنیاست، که اگه یک گربه‌ی مریض ببینه و بهش کمک نکنه خوابش ...
این موجودات قشنگ که در عکس بالا می‌بینید از راست به چپ شیمِل، پسته، غزل، فلفل و اِشنی هستن که توی یک خونه‌ی خوش‌رنگ و خوش‌انرژی در #زاهدان زندگی می‌کنن. غزل بقیه‌ی بچه‌ها رو آورده توی خونه‌ش و ازشون مراقبت می‌کنه.

غزل مهربون‌ترین آدم دنیاست، که اگه یک گربه‌ی مریض ببینه و بهش کمک نکنه خوابش نمی‌بره. یادمه یک روز که داشتیم برمی‌گشتیم سمت خونه‌ش توی کوچه یک بچه‌گربه‌ دید که چشم‌هاش عفونت کرده. بردش خونه، چشم‌هاش رو تمیز و گربه رو درمان کرد. الان همون گربه هنوز تحت درمانه، اسمش «سوما گلی» و یکی از اعضای این خونواده‌ی هفت نفریه. آره، هفت نفر چون یک سگ دیگه (مَگی) هم بهشون اضافه شده.

غزل پنج سال پیش دانشگاه زاهدان قبول شد. کارشناسی صنایع دستی. بعد از تموم شدن کارشناسی، نمی‌تونست برگرده بیرجند و اون محیط قدیمی که همیشه توش بود. چون اینجا تو زاهدان برای خودش زندگی‌ای ساخته بود که بهش احساس تعلق داشت. دوست‌های جدیدی داشت که هم‌فازش بودن و مشغول فعالیت‌هایی بود که حالش رو خوب می‌کردن (اتاقی که پشت همین دیوار هست آتلیه و کارگاه غزله که توش نقاشی می‌کشه و چیزمیز می‌سازه). در نتیجه با خانواده در مورد تصمیم جدیدش صحبت کرد. پدر و مادرش اومدن زاهدان و زندگی جدیدش رو دیدن و وقتی دیدن دخترشون چقدر مستقل شده، همه‌ی کارهاشو خودش انجام می‌ده و برای زندگیش کلی برنامه داره، قانع شدن و با کمال میل قبول کردن که غزل در زاهدان موندگار بشه. اگه غزل در بیرجند و پیش مامان و باباش زندگی می‌کرد، شاید نمی‌تونست این جوری، یعنی اون جوری که خودش دوست داره، زندگی کنه.

چالشی که غزل باهاش روبرو بود رو خیلی از ما داشتیم و داریم. چالشِ داشتن یک زندگی و فضای مستقل، که توش آروم بگیریم، در مسیر رویاهای خودمون باشیم، اونجوری که می‌خوایم توش زندگی کنیم، و بهش احساس تعلق داشته باشیم.

مشکل اینجاست که پدر و مادر می‌خوان شما رو پیش خودشون نگه دارن تا وقتی که یک شاهزاده با اسب‌های سفید و کالسکه‌ای که به طرز مسخره‌ای برق می‌زنه از راه برسه و شما رو ببره سر خونه‌ و زندگیتون.

ولی زندگی روی زمین، و چیزهایی که آدم‌ها می‌خوان عوض شده. عده‌ی کمی هستن که براشون مهمه اون شاهزاده بیاد یا نه.

پدر و مادر به خیال خودشون دارن لطف بزرگی به شما می‌کنن، نمی‌ذارن دست تو جیب خودتون بکنید و هر وقت که بخواید می‌تونید روی اون‌ها حساب کنید. اون‌ها فکر می‌کنن مسیری که براتون در نظر گرفتن بهترینه و مجبورتون می‌کنن رشته‌ای بخونید که اون‌ها می‌خوان، و جایی زندگی کنید که اون‌ها می‌گن... [ادامه داره]
Read more
ميدونم اين عكس بي كيفيته اما دوسش دارم. امروز سالگرد ازدواجمونه و البته من سالگرد ازدواج رو روز عقدمون ...
Media Removed
ميدونم اين عكس بي كيفيته اما دوسش دارم. امروز سالگرد ازدواجمونه و البته من سالگرد ازدواج رو روز عقدمون ميدونم نه روز مهمونى. در يك جمله ى كوتاه ميتونم بگم من با بهترين رفيقم دارم زندگى ميكنم. همين. توضيحات تموم عكس هايي كه گذاشتم رو به ترتيب ميگم خدمتتون: عكس دوم و سوم مربوط به هتل Portemillio ... ميدونم اين عكس بي كيفيته اما دوسش دارم. امروز سالگرد ازدواجمونه و البته من سالگرد ازدواج رو روز عقدمون ميدونم نه روز مهمونى. در يك جمله ى كوتاه ميتونم بگم من با بهترين رفيقم دارم زندگى ميكنم. همين.
توضيحات تموم عكس هايي كه گذاشتم رو به ترتيب ميگم خدمتتون:
عكس دوم و سوم مربوط به هتل
Portemillio هستش كه من هر دوبار درش اقامت داشتم و قبلا در موردش توضيح دادم.
عكس چهارم؛
رستورانيه به اسم مانوئلا
Manuella
كه يكى از بزرگترين رستوران هاى ساحلىِ جونيه (منطقه ى مسيحى نشين) به حساب مياد كه يكشنبه ها براى ناهار جاى سوزن انداختن نداره. بسيار با كيفيته و سرويس دهى عاليه. كلا توى بيروت هر رستورانى برين چه غذا سفارش بديد چه نه، يك ظرف بادوم زميني ميذارن براتون. بعد از سفارش غذا كه بارها گفتم خيلي حجيمه و سه نفرى بايد يك پرس رو بخورين، ببينين چى اوردن براى ما🤦🏻‍♀️. ظرف هاى پر از يخ كه توش ميوه چيده شده و شربت. زمانيكه اينارو روى ميز چيدن به گارسون گفتم ما خيلي سير شديم و لازم نيست با ميوه ازمون پذيرايي كنيد.سوپروايزر گارسون ها اومد و در كمال ناراحتى گفت ما اين ها رو براي شما اماده كرديم و ازتون خواهش ميكنم اين رو از طرف ما بپذيريد. در ادامه بگم كه البته اين قسمت ميز براي همه مجانيه ولى ما بر خلاف لبنانى ها جاى خالي نداشتيم كه بتونيم بخوريمشون.
عكس پنجم:
كلاسيك برگر ، يكى از برگر هاى معروف بيروته كه در مركز خريد لِ مال واقع شده و شعارشونم اينه:
ما به شما قول داديم كه هميشه كيفيتمونو حفظ كنيم، اگر نكرديم حتما به ما گوشزد كنيد.
عكس ششم و هفتم دو تا ديگه از نايت كلاباي خوب بيروته به اسم كه تگ ميكنم رو عكس Sky bar و raw
بله تعجب نكنيد، بيروت اسكاى بار داره اونم در منطقه مسلمون نشينش.
سه عكس اخر هم مربوط به مناطق ديگه ى لبنانه كه اكثرشون نزديك بيروتن و حتما بايد ديد. البته يه پيج رو هم اين زير تگ ميكنم كه جاهاى باحالشو معرفي ميكنه.
اميدوارم طى اطلاعاتى كه از لبنان بهتون دادم، تونسته باشم تا حدود زيادي نگرش و طرز فكرتون رو بهش تغيير داده باشم و نيتمم همين بود كه به چيزي كه بهتون نشون ميدن اعتماد نكنيد و گول اراجيف اقايون رو نخوريد. لبنانى ها اگر بدونن ما در مورد اونا چى فكر ميكنيم بهشون بر ميخوره. مام باشيم بهمون بر ميخوره.
ارادتمندتونم
الناز
@atena.fitness.network عاشقتم عكس خراب كن😄
.
.
@livelove.chouf .
.
پ ن خوشمزه:
يه رستوران خوب توى بيروت:
@ummi_beirut .
ديگه واقعا خدافظ
Read more
بنام خدا کنکور چیست و برای چه؟ کنکور انتخابات مصور است و کاندیدا در آن بجای آنکه بنشینند , سرپا ...
Media Removed
بنام خدا کنکور چیست و برای چه؟ کنکور انتخابات مصور است و کاندیدا در آن بجای آنکه بنشینند , سرپا ریده اند * سلمان هراتی * کنکور مسابقه ای پر فراز و فرود و سرشار از حس خوب سفت ریدنه متقاضیان در یک سال منتهی به کنکور configuration خودشون رو به نحو احسن بستن و خودشون رو برای 4 ساعت مصاف نفسگیر مهیا ... بنام خدا
کنکور چیست و برای چه؟

کنکور انتخابات مصور است
و کاندیدا در آن بجای آنکه بنشینند , سرپا ریده اند * سلمان هراتی *

کنکور مسابقه ای پر فراز و فرود و سرشار از حس خوب سفت ریدنه
متقاضیان در یک سال منتهی به کنکور configuration خودشون رو به نحو احسن بستن و خودشون رو برای 4 ساعت مصاف نفسگیر مهیا میکنند

تا چند هفته قبل از آزمون , بذر امید رو به وضوح در هویت متقاضیان میبینی
همشون امیدوار به آینده و کاملا معتمد به نفس
پروفایل ها لبریز از انرژی مثبت
مخلص کلوم تا قبل از کنکور فضا آرمانی و همه چیز در گل و بلبل ترین حالت ممکنه

والدین هم که این 5 سال اخیر ( یعنی از حدود اواخر راهنمایی) که کل فامیل رو حامله کرده بودن از کنکور آقازاده ی محترم , دست به دمبلان منتظرن تا این عنچوچک با یه surprise ending شهر رو منفجر کنه

من نمیدونم دقیقا کجای این کهکشان یه همچین کون نشور بازی هایی برای ورود به دانشگاه انجام میشه که توی ایران هست
یارو رو دعوت میکنن مهمونی میگه :
نه دیگه .. قوچعلی جون کنکور داره ما هم بخاطرش هیچ جا نمیریم
خبر میدن عروسی فلان کره خره
میگه :
نه دیگه .. محمد کامبیز کنکور داره ما هیچ گوهی نمیخوریم توی این یه سال

خبر فوت پدر و مادر توی تصادف رو بهشون میدن
میگن : نه دیگه .. حسن کچل کنکور داره

حالا نهایت فعالیتی که چپ اندر قیچی قصه ی ما در شبانه روز داره اینه که کتاب میکرو طبقه بندی گاج قهوه ای رو از خشتک میکشه بیرون , 5 تا تست میزنه و میبینه 6 تاشو غلط جواب داده
بعدش مامی با یه سینی شیرموز پسته وارد اتاق میشه و بهش میگه عزیزم خسته شدی بیا یکم ری کاوری کن (انگار مثلا 4 ساعت متناوب با اسب آبی بالغ جماع کرده)

بعضیا هم هستن که کلا دلقکن
برنامه ریزی شون اینطوریه فی المثل:
خب کنکور ساعت 8ئه
من 4 صبح بیدار میشم یکم میخونم

وقتی هم سر جلسه کنکور حاضر میشن به بغل دستی میگن " برسونیا"

اینا خودشون ذاتا یه کانال طنزن
جوین بدین توشون

کنکور های آز{مالشی} و کلاس کنکور هم از جمله لزوم مالایلزم آزمونه
تا وقتی توی آزمون های قلم چی شرکت میکردی رتبه 1 رقمی بود و ترازت دانشگاه تهران رو زخمی میکرد
انقدر همه چیز خوب بود که نیم نگاهی هم به هاروارد داشتی
اما فقط به محض رویت کارنامه ی اصلی کنکور بود که به ریدن بی چون و چرات یقین مطلق حاصل میکردی
یعنی واقعا معلوم نیست اون جامعه ی آماری که کنکور های آزمایشی تعبیه کردن چیه؟
مثلا 100 هزار تا الاغ .. 100 هزار تا گوساله .. 100 هزار تا چی؟
که حالا تو از بین اینا رتبه ی سه رقمی می آوردی مثلا

واما جلسه ی کنکور :

ادامه در پست بعدی👈👈
Read more
. خونواده هاي وابسته : خونواده هايي هستن كه در اونها، وقتي يك نفر ناراحته، تمام اعضاي خونواده ناراحت ...
Media Removed
. خونواده هاي وابسته : خونواده هايي هستن كه در اونها، وقتي يك نفر ناراحته، تمام اعضاي خونواده ناراحت و غصه دارن! خانواده ايه كه اعضاي خونواده به سختي مي تونن احساس هاي مستقلِ خودشون رو تجربه كن! . كه حتي اگه بخوان تجربه مستقلي داشته باشن دچار خودسرزنشي شديدي ميشن! در اين خونواده ها مرزهاي رواني ... .
خونواده هاي وابسته :
خونواده هايي هستن كه در اونها، وقتي يك نفر ناراحته، تمام اعضاي خونواده ناراحت و غصه دارن! خانواده ايه كه اعضاي خونواده به سختي مي تونن احساس هاي مستقلِ خودشون رو تجربه كن!
.
كه حتي اگه بخوان تجربه مستقلي داشته باشن دچار خودسرزنشي شديدي ميشن! در اين خونواده ها مرزهاي رواني اعضاي خونواده، درهم تنيده و كم رنگ هستن!
.
.
بين اعضاي اونها، اونچه كه به عنوان عشق و علاقه تعبير ميشه، در واقع وابستگي مرضي، نياز و ترس و عذاب وجدانه! معمولا خوشحالي و كاركرد تحصيلي و شغلي و ارتباطي اعضاي خونواده در گرو خوشحالي و در كنار هم بودنِ كل خانواده است و استقلال فكري و احساسي و عملكردي، بدون عذاب وجدان ديده نميشه! خيلي مواقع اعضاي خونواده خصوصا فرزندان از ادامه تحصيل، ازدواج با موردي مناسب يا موقعيت كاريِ عالي، به خاطر دوري از پدر و مادر سر باز مي زنن و اون رو پاي عشق و علاقه اي كه به والدين شون دارن ميزارن! .
و برعكسش هم صادقه كه پدر مادر خودشون رو از خيلي موقعيت هاي زندگي به خاطر بچه هاشون محروم مي كنن! بي خبر از اينكه عشق فقط در بستر آزادي و بي نيازي مي تونه رشد كنه و اونچه كه مانع پر كشيدن و رشد و پيشرفت ميشه نه تنها عشق نيست كه وابستگي مرضي و احساس عذاب وجدان از داشتن استقلال احساسي و فكري و عملكرديست. .
✅ اما ريشه اين درهم تنيدگي شخصيت هاي درون يك خانواده كه خصوصا بين مادر و فرزند بسيار پررنگ تره، برميگرده به سنيني بين ٨تا ١٢سال كه سن تجربه جدايي و رهايي هست و بايد بندناف رواني كودك به دست مادر آگاه و مستقل و دورانديش بريده بشه (مثلا سفر بيش از يك روز رو بدون حضور مادر و پدر) تجربه كنه .
.
بايد متوجه بشه كه من بدون پدر و مادرم نه تنها مي تونم زنده بمونم كه حتي خيلي هم مي تونم خوشحال باشم و به تنهايي خوش بگذره بهم! اگه مي ترسيم كه اين يقين در فرزندمون شكل بگيره، حتما نياز به درمان جدي داريم تا نسل وابسته و فلج بار نياريم.
.
متاسفانه اما وقتي به دليل ضعف هاي مادر اين اتفاق نميوفته، مادر و فرزند تا آخر عمر، مثل يك روح سرگردان و ناآروم در دو كالبد هستن كه هيچ كدوم به تنهايي قادر به زندگي پويا و لذت بردن همراه با امنيت نيستن و هميشه نگراني و عذاب وجدان مثل بك گراندي تلخ و گس در پس روزهاي زندگي هر دو وجود داره .
همين طور فرزند ما، در سنين بين ١٢ تا ١٨ سالگي كه سنين شكل گيري استقلال و آزادي هست بايد متوجه بشه من قادرم روي پاي خودم وايسم و توان اداره خودم رو دارم. .
.
.
.
مهشيد_ابارشي
Read more
الانو نبینید که خودمون مثلا متمدنیم، قبلا اینجوری نبود. البته شما یادتون نمیاد، ینی هیشکی یادش نمیاد<span class="emoji emoji1f440"></span> ...
Media Removed
الانو نبینید که خودمون مثلا متمدنیم، قبلا اینجوری نبود. البته شما یادتون نمیاد، ینی هیشکی یادش نمیاد به هرحال قبلا آدما اینجوری نبودن، نه اینکه از نظر سخت‌افزاری خیلی فرق کرده باشیم ولی نرم‌افزارامون خیلی به‌روز شده. اینکه کمتر خطا میکنیم نتیجه‌ی آزمون و خطاهای اجداد بوزینه شکل و وحشیمونه، ... الانو نبینید که خودمون مثلا متمدنیم، قبلا اینجوری نبود. البته شما یادتون نمیاد، ینی هیشکی یادش نمیاد👀 به هرحال قبلا آدما اینجوری نبودن، نه اینکه از نظر سخت‌افزاری خیلی فرق کرده باشیم ولی نرم‌افزارامون خیلی به‌روز شده. اینکه کمتر خطا میکنیم نتیجه‌ی آزمون و خطاهای اجداد بوزینه شکل و وحشیمونه، اونا آزمایش کردن و تجربه ها رو سینه به سینه منتقل کردن و نسل به نسل تجربه‌های جدید به قدیمیا اضافه شد و نتیجه‌ش شد این پستانداری که داره سیاره‌های همسایه رو هم فتح میکنه. خوب تصور کنید یه گلّه پستاندار باهوش ولی «بی‌تجربه» با هم زندگی میکنن. هیچ درک درستی از طبیعت و اتفاقاتش ندارن. تمام زیستگاهشون پر از خطره، از موجودات درنده تا موجودات ریزی که یه نیششون میتونه گولاخ‌ترین عضو گله‌ی انسان‌ها رو از پا دربیاره. از موجود نامرئی‌ای که گاهی فقط درختا رو تکون میداد و موی اجدادمونو به هم میریخت ولی وقتی خشمگین میشد درختا رو از ریشه در میاورد و کل زندگیشونو نابود میکرد تا موجود ترسناکی که تو آسمون زندگی میکرد و وقتی آسمونو میپوشوند و شروع به غرش میکرد اگر میخواست میتونست به آدما یه حالی بده و خشکسالی رو ازشون دور کنه و اگرم از دنده چپ بلند شده بود ممکن بود کل هستیشونو به باد بده. خوب باید چیکار میکردن که این اتفاق نیفته؟ این وسط یکیشون که از بقیه مسن تر بود دیگرانو جمع کرد تا راه حلی که به ذهنش رسیده بود رو باهاشون در میون بذاره. ایده‌ش این بود که کسی که اون بالاست حتما از یه چیزی عصبانیه، لابد کار بدی کردیم که از دستمون ناراحته و میخواد تنبیه‌مون کنه، پس باید یه جوری از تو دلش در بیاریم، همه با هم رفتن روی یه تپه تا به آسمون نزدیک تر بشن و شروع کردن به التماس و گریه و زاری تا شاید بخشیده بشن. اون روز فقط یه بارون کوچیک اومد و تا چند روز هوا خوب بود تا اینکه یه روز عصر باز دیدن آسمون داره تیره میشه😶 ایندفه تصمیم گرفتن اون مراسم «التماس» و «غلط کردیم» و «تو خیلی خوبی» رو مرتب و روزی دو بار برگزار کنن و این کار رو هم کردن ولی باز جواب نداد. دوباره دور هم جمع شدن و نتیجه مشورت این شد که باید یه جور دیگه خوشحالش کنن. حالا چجوری میتونستن این کارو بکنن؟ با هدیه! کلا همیشه جواب میده😌 خوب حالا باید یه چیز با ارزش پیدا میکردن. شاید غذاهایی که ضامن بقا و از با ارزش ترین داراییاشون بود. یه بخش از آذوقه‌شون رو «قربانی» پیشگاه اون موجود غرّان کردن. بازم تا چند روز هوا خوب بود ولی دوباره بعد از چند روز دیدن این بزرگوار دست بردار نیست😒
ادامه در کامنت اول
Read more
گفت ؛ چرا موهاتو کوتاه نمیکنی راحت شی؟ خندیدم گفتم اخه حسام موهای کوتاه دوست نداره! قیافه‌شو کج ...
Media Removed
گفت ؛ چرا موهاتو کوتاه نمیکنی راحت شی؟ خندیدم گفتم اخه حسام موهای کوتاه دوست نداره! قیافه‌شو کج و کوله کرد و گفت ؛ وااااا، چه ربطی به اون داره؟ تو ازادی هرکاری دلت میخواد بکنی! سکوت کردم. راستشو بخواید ناراحت شدم. از اینکه وقتی کسی از رابطه من و همسرم، توافق‌ها و نظراتمون خبر نداره چرا باید به ... گفت ؛ چرا موهاتو کوتاه نمیکنی راحت شی؟
خندیدم گفتم اخه حسام موهای کوتاه دوست نداره!
قیافه‌شو کج و کوله کرد و گفت ؛ وااااا، چه ربطی به اون داره؟ تو ازادی هرکاری دلت میخواد بکنی!
سکوت کردم.
راستشو بخواید ناراحت شدم.
از اینکه وقتی کسی از رابطه من و همسرم، توافق‌ها و نظراتمون خبر نداره چرا باید به خودش اجازه اظهار نظر کنه؟..
نه من و نه حسام منکر ازادی و احترام همدیگه تو زندگی نیستیم. ما از روز اول بهم قول دادیم که با ازدواجمون مانع اهداف و ارزوهای هم نشیم، به ازادی هم، به روابط و نظرات هم احترام بذاریم و تلاشی برای تغییر دادن همدیگه نکنیم.
حالا وقتی همسر من تو ده مورد به نظر من احترام میذاره، وقتی میدونم دلش میخواد من یه کاری رو انجام بدم، لازم نیست برای ثابت کردن اینکه من یه ادم ازادم، باهاش لج کنم!
من اسم این کار رو احترام میذارم. احترام به کسی که دارم ازش بابت انتخاب‌هام احترام میگیرم و اهمیت دادن به نظرش نه تنها ازادی و استقلال منو زیر سوال نمیبره، بلکه نشون میده من در کمال استقلال و ازادی انسانیم، انقدر متعادل هستم که بتونم به نظر کسی که شریک زندگی منه، احترام بذارم و از عمل کردن بهش خوشحال هم باشم.
حالا سوالم اینجاست که چطور یکی به خودش این اجازه رو میده که واسه زندگی من نسخه بپیچه و به این فکر نمیکنه شاید اون یه جمله تو ذهن من تاثیر بذاره و نظر من رو عوض کنه و من حس کنم شاید راست میگه! شاید من نباید به نظرش احترام بذارم!
به نظر من اختلاف های بزرگ یه زندگی از همین جاها شروع میشه. از اینکه به دوست و اشنا اجازه میدیم راجع به زندگیمون و رابطه‌مون با همسرمون نظر بده.. حتی اگه بار اول هم اهمیت ندیم این نظرات کم کم ممکنه تو ذهن ما تاثیر میذاره، بهونه میشه غرغر میشه!..و در نهایت میشه اختلاف و جر و بحث و ادامه ی ماجرا!..
خلاصه که حرفم دو تاست.
اینکه یاد بگیریم در مورد زندگی کسی نظر ندیم. اینکه یه نفر با همسرش چطوری تا میکنه فقط به خودشون دو نفر بستگی داره.
و اینکه اجازه ندیم حتی نزدیکترین ادمای زندگیمون، دوست و اشنا و فامیل و ارایشگر و همسایه و همکار و .. در مورد زندگیمون و روابطمون نظری بدن، چون قطعا چیزهایی توی زندگی هست که فقط ما و همسرمون ازش خبر داریم و هیچ کس بجز خودمون هم نمیتونه درموردش نظر بده.⭐️
.
و من هم یاد گرفتم بدونم از این به بعد چطوری برخورد کنم که کسی به خودش این اجازه رو نده!
.
📸: @molim3karbalaei 💋
Read more
قسمت دوم در اتاقم اروم باز شد و مامانم اومد تو کنارم روی تخت نشست«لویی منظوری نداشت،نمیخاست ناراحتت ...
Media Removed
قسمت دوم در اتاقم اروم باز شد و مامانم اومد تو کنارم روی تخت نشست«لویی منظوری نداشت،نمیخاست ناراحتت کنه.این تولد تو هم هست فقط خاستیم سوپرایز شی»«دلم به رحم اومد گفتم تو هم توی تولد باشی»لویی به در تکیه داده بود و یه نیشخند روی لبش بود.مامان بهش چشم غره رفت،لویی شونه هاشو بالا انداخت و با همون لبخند ... قسمت دوم
در اتاقم اروم باز شد و مامانم اومد تو کنارم روی تخت نشست«لویی منظوری نداشت،نمیخاست ناراحتت کنه.این تولد تو هم هست فقط خاستیم سوپرایز شی»«دلم به رحم اومد گفتم تو هم توی تولد باشی»لویی به در تکیه داده بود و یه نیشخند روی لبش بود.مامان بهش چشم غره رفت،لویی شونه هاشو بالا انداخت و با همون لبخند به بیرون اتاق نگاه کرد.«من خوشم نمیاد توی جمع یه مشت پسر باشم»«هوراااا چه بهتر»«لویی بیرون،حالا»مامانم اینو با اخم گفت، لویی واسم زبون دراورد و رفت بیرون«ببین بانی اولن که فقط دوتا پسرن دومن این تولد تو هم هست،تو میتونی موقع فوت کردن شمعا کنار دوستای لویی باشی»«خب مثل اینکه بدون من کیکم گرفتین،لابد یه هویج گنده هم روشه درست نمیگم؟»مامانم خندید ولی به نظر من اصلا خنده دار نبود«نه،این دفعه کیکو نجات دادم،یه طرح ساده داره حالا خودت میبینی»حداقل خیالم از این بابت راحت شد.«امشبم درس تعطیله می خام حسابی خوش باشی»مامانم اینو گفت و رفت سر کمد لباسیم«اممممم......این نه،اینم نه،خب فکنم..... ارههههههه این خودشه»لباسرو اورد بیرون و سمتم گرفت،چشام گرد شد«مامان من اینو نمیپوشم»«چرا اونوقت»«اخه شلوارک!با بلیز»«اوه بس کن بانی پاشو اینو بپوش،عروسی که نمیخای بری»«عمرا من اینو بپوشم»«خیلخب باشه....»
خب قسمت دوم:)من چندتا قسمت اولو سریع میذارم اگر دوسه نفر پیدا شد که بخونن همینجوری ادامه میدم. راستی منظور بانی از شلوارک،ازون شلوارک گلگلی هایی که توی خونه میپوشیم نیس:| حالا قسمت بعد توضیحاتی هست:)
All the love
#fan_fiction_why_him2
Read more
. شاید این پست به مذاق خیلیا خوش نیاد ولی همیشه گفتم بازم میگم چیزی که نظرتِ و درسته رو فریاد بزن پس ...
Media Removed
. شاید این پست به مذاق خیلیا خوش نیاد ولی همیشه گفتم بازم میگم چیزی که نظرتِ و درسته رو فریاد بزن پس منم همین کارو میکنم بنده خودم از کسانی بودم که ایشون رو قبول نداشتم و مثل مردم عادی مسخره میکردمشون بدون اینکه بفهمم چرا دارم مسخره میکنم ، بدون اینکه یک لحظه وایسم ببینم چی میگه ، با خودم گفتم اصلا میفهمی ... .
شاید این پست به مذاق خیلیا خوش نیاد ولی همیشه گفتم
بازم میگم چیزی که نظرتِ و درسته رو فریاد بزن پس منم همین کارو میکنم
بنده خودم از کسانی بودم که ایشون رو قبول نداشتم و مثل مردم عادی مسخره میکردمشون بدون اینکه بفهمم چرا دارم مسخره میکنم ، بدون اینکه یک لحظه وایسم ببینم چی میگه ، با خودم گفتم اصلا میفهمی این چی میگه که مسخرش میکنی؟
یا نمیفهمی و رو هوا داری یچی میگی؟
از خودم پرسیدم‌ تو اصلا کامل و درست حسابی از افکار و شخصیتش چیزی میدونی؟
جواب دادم نه نمیدونم و رو هوا هم مسخرش میکنم و نمیفهمم چی میگه.
گفتم خب احمقی که وقتی هیچی نمیدونی رو هوا به یک نفر انگ‌میزنی ، برو دنبالش ببین چی میگه.
دقت کن ، فکر کن و همه چیو بسنج.
اگه با منطق مطمئن شدی که شر و‌ وره بزن بیرون اصن گور باباش مسخرش کن‌ دوتا فحشم بده.
رفتم دنبال این آقا ببینم چی تو چنته داره...
وقتی داستان زندگیشو خوندم و برنامه هاشو گوش دادم ، دیدم نه مثل اینکه خیلی اشتباه کردم...😅
این‌ آدم یچیزی داره درونش که تقریبا کسی نداره !
آدمی که مملکتشو خونشو ثروتشو همه چیشو فدا میکنه از دست این سیستم فرار میکنه و میزنه به جاده به امید اینکه بتونه مردمشو از این وضعیت نجات بده ، نه دلقکه نه احمق نه مسخرست نه هیچی دیگه ...
این آدم خیلی آدمه که تصمیماتی بزرگ و خطرناک میگیره ،
این آدم خیلی آدمه که با وجود این همه فشار روانی که روشه باز داره ادامه میده.
هی ازش بیشتر خوشم اومد چون هرچی میگفت اتفاق می افتاد چون چیزایی ازش یاد گرفتم که هیچکس بهم یاد نداده بود که چجوری فرق گوسفند و با گرگ تو‌ لباس گوسفند رو بفهمم! حرفایی میزد که هرجایی نمیدیدم ، عجیب بود ، کاریزما داشت فانتزی بود مغزش خوب کار میکرد.
خلاصه بگم ...
فهمیدم مخالف واقعی شیطان کیه و مخالف نمای شیطان کیه ... این همه طومار نویسی کردم که بگم شما بله خود شما !
اگه برات نفع داره به ایشون تهمت بزنی و مسخره کنی و اخبار دروغ بدی دست مردم و مزدور باشی...
شما به کنار جات مشخصه کجاست حرفی ندارم باهات 😉
اما شمایی که مثل منِ اون موقع هایی ،
مسخره میکنی بدون دلیل ،
فحاشی میکنی بدون دلیل ،
و اصلا ازش بدت میاد بدون دلیل و کلا نمیفهمیش،
پیشنهادمیکنم بری برنامه هاشو گوش کنی یکم این آدمو‌ بشناسی ببینی چیه کیه...
اگه که فهمیدیش با منطق دمت گرم
اگه هم باز هم متنفر بودی ازش با منطق دم تو هم گرم
ولی اگه نفهمیدی و بی منطق باز هم شروع به فحاشی و تمسخر کردی بدون بی ارزش ترین موجود دنیایی :)
در پایان این که از دیدن این ویدئو خوشحال شدم هرجا هستید سلامت باشید آقای حسینی 🌹
#سید_محمد_حسینی
Read more
. .كلا يجورايي از تزيينيا جديد و متفاوت خوشم مياد از بس تكراري بود تزيينا ب اين سبك رو اوردم يكم تفاوت ايجاد بشه و نميدونستم رو شله زرد نتيجه خوبي داره يا نه ولي خودم با توجه ب زمان كم و نتيجه قشنگش ك خيلي راضي بودم (بماند ك نوستالژي اي ك تزييناي سنتي ايجاد ميكنه قابل قياس نيس️) . . .🏻براي اين ... .
.كلا يجورايي از تزيينيا جديد و متفاوت خوشم مياد 😅
از بس تكراري بود تزيينا ب اين سبك رو اوردم يكم تفاوت ايجاد بشه و نميدونستم رو شله زرد نتيجه خوبي داره يا نه ولي خودم با توجه ب زمان كم و نتيجه قشنگش ك خيلي راضي بودم👌😄 (بماند ك نوستالژي اي ك تزييناي سنتي ايجاد ميكنه قابل قياس نيس👌❤️)
. .
.🌺👈🏻براي اين سبك تزيين حتما بذاريد روي شله روزتون ببنده و سفت بشه و بعد با استفاده از قلمو و رنگ خوراكي ادامه ميديم. براي وسط گلها از سياه دونه استفاده شده. من رنگ سبزم ژله اي بود ك با كمي روغن رقيقش كردم بعد كشيدم. اما رنگ قرمزم مايع بود. رنگهامم ايراني هستن و واقعا راضيم☺️👌 با اب لبو و زعفران غليظ هم ميشه☺️..
.
. ✅طرز تهيه شله زرد و يسري نكات . . 👈مواد لازم:برنج ١پيمانه،شكر٢و نيم پيمانه، گلاب نصف استكان، زعفران و هل دم كرده يا پودر هل، دو قاشق نشاسته، كره٥٠گرم
👈طرز تهيه:برنج رو از شب خيس ميكنيم .قبل اينكه بذاريم رو گاز با دست برنج ها رو ورز ميديم تا خورد بشن و بعد با اب ميذاريم خوب بپزه جوري كه برنجا خوب وا بره بعد مقداري از زعفرون دم كرده و كره رو مي ريزيم تا رنگش ب خورد برنج ها بره نشاسته رو با اب سرد حل ميكنيم و قبل اضافه كردن شكر اون رو هم اضافه ميكنيم و بعد از اون شكر و خلال رو ميريزيم و هم ميزنيم كه ته نگيره و در ده دقيقه اخر گلاب و پودر هل و باقي زعفرون رو ميريزيم.
.
👌يسري نكات :
👈میتونید بادامی رو که میخواین به شله زرد اضافه کنید،از قبل تو گلابی که برای شله زردتون نیاز دارید بخیسونید و وقت اضافه کردن گلاب که رسید با هم اضافشون کنید،توصیه میکنم اینکار رو حتما امتحان کنید،چون هم خلال باداماتون نرم میشه و هم مثل بادامهای شله زردهایی که تا حالا خوردید بی مزه نمیشه. .
👈زعفران رو هیچوقت مستقیماً در شله زرد نریزید،مقدار مورد نظرتون از زعفران رو در آب جوش حل کنید و به موادتون اضافه کنید. .
👈از برنج ايراني استفاده بشه كه خوب وا بره .
👈یه نکته خیلی مهم هم اینه که هر چقدر میخواید شله زردتون قوام داشته باشه باید بزارید اول برنجتون به حالتی غلیظتر از اونچیزی که میخواید شله زردتون باشه برسه،و بعد شکر رو اضافه کنید،چون بعد از اضافه کردن شکر شله زرد یکمی شلتر از حالتی که برنج خالیتون داشته میشه
.👈🏻مقدار آب بسته ب نوع برنجتون داره كه چقدر رِي ميكنه...ولي حداقل ٦برابر برنجتون اب ميخاد
. 👈❤️دوستان اگر مطلبي براتون مفيد واقع شد ممنون ميشم در دلتون صلواتي نثار حضرت محمد ص و اهل بيتش بفرماييد.
. .
#شلهزرد #شله_زرد #تزيين #ليلاسادات٣١٣ #ليلاسادات #شلهزرد #تزيين شله زرد #شله_زرد_ليلاسادات
.
.
Read more
!چرندیات یک ذهن پریود . با ظهور اینستاگرام نه تنها عکاس درون خیلیا بیدار شد، یه سری شل مغز خود شاعر ...
Media Removed
!چرندیات یک ذهن پریود . با ظهور اینستاگرام نه تنها عکاس درون خیلیا بیدار شد، یه سری شل مغز خود شاعر بین هم از خودشون رونمایی کردن(به کسی برنخوره من خود آنم) چند روز پیش روز جهانی پریود بود!( مبارکا باشه تا باشه از این روزا ،صد سال پریودتر از امسال) شاعرای اینستایی هم دس به کار شدن و شروع کردن به سرودن شما ... !چرندیات یک ذهن پریود
.
با ظهور اینستاگرام نه تنها عکاس درون خیلیا بیدار شد، یه سری شل مغز خود شاعر بین هم از خودشون رونمایی کردن(به کسی برنخوره من خود آنم)
چند روز پیش روز جهانی پریود بود!( مبارکا باشه تا باشه از این روزا ،صد سال پریودتر از امسال) شاعرای اینستایی هم دس به کار شدن و شروع کردن به سرودن

شما به اشعار زیل دل بده:
ای کاش میتوانستم هر روز پریود شوم؛
شاید قسمتی از خون دلهایم را ،
به جوی های برهنه و تشنهٔ غروب
میبخشیدم
شاید!
.
روز جهانی پریود بود
و نگاه غمگین من به تمام
سیکلهایی که هیچ مردی
حوصله گریه هایم را نداشت!
الان ینی تو بین هر سیکل پیش یکی بودی یا چجوریه، اصلا مگه مرض داری همه مردا رو میخوای با سیکلای پریودت زخمی کنی ببینی حوصله گریه هاتو داره؟
شما از جانب من مختارید هر جا از این مدل شعرا دیدین به بدترین شکل ممکن با الفاظ رکیک کامنت بزارین ،شماره کارت دایرکت کنید از خجالتتون در میام ، در مدح پریود سرودن داره اخه ؟شما به مکالمه نه چندان خیالی پایین دل بده عمق فاجعه رو درک میکنی:
خانومه: سلام چطوری؟
پسره: سلام عزیزم چه خبر؟
_ چیه بی حالی؟همش خستگیت واسه منه؟
_ چی شد مگه؟ من که سرحالم
_معلومه خسته ای الکی فیلم بازی نکن
_اصلا خسته نیستم تا ساعت 4 خواب بودم الانم مثل اسب غذا خوردم خیلی ام حالم خوبه
بجای اینکه تا لنگ ظهر بخوابی پاشو برو برای آیندمون کار کن
_دیشب شب کار بودم عزیزم امروز تعطیلم
_ یا همش سر کاری یا اون روزایی که تعطیلی خوابی. منم سگم دیگه آدم نیستم که
_ عزیزم پریودی؟
_ لاشی بازیای خودتُ ننداز گردن پریود بودن من
_آخه خیلی معلومه، اصلا بوش میاد
_ زر مفت نزن خواهشن. من از اونام که وقتی پریود میشم هیچکس نمی فهمه
_منم اتفاقی متوجه شدم وگرنه راست میگی

حالا یه عده نیاین گارد بگیرین که تو زنان و زنانگی ما رو تحقیر کردی ،من با این شرّو ورا مشکل دارم آقا جان

اصلا شما فکر کن جاها عوض میشدُ مردا عادت ماهیانه میشدن
مطمئن باشید که این جریانو یه اتفاق برای به رخ کشیدن واسه همدیگه تبدیل میکردیم،مثلادرباره مدت و مقدار خونی که از مردا میرفت لاف میزدیم
شروع سن قاعدگی رو هم که با جشن و مراسم آئینی و پارتی به نشانه و نماد مردانگی که از واجباته
با حمایت و یارانه دولت نوار بهداشتی همه جا تو همه مکانها اعم از مترو و ایستگاه اتوبوس و سینما و استخر رایگان و در دسترس بود
احتمالا هم خیلیا از نوارهای گرون قیمت واسه اینکه نشون بدن خیلی لاکچرین استفاده میکردن
_دادا نوارت چیه؟ خیلی باحاله
_حاجی بالدار زدم مارک پیرگاردینه

ادامه در کامنت
علی راد ۹۶/۳/۱۱
Read more
تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها ...
Media Removed
تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها دوباره بهاری شده و به دلیل بارشهای خوبی که داشتیم بهار دوم خودش رو داره سپری میکنه دشتهای سر سبز و هوای بسیار عالی با بازی ابرها در آسمان فضای دلپذیری رو رقم زده . ما در این سفر تا تالش گیلان رو با اتوبوس ... تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان
اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها دوباره بهاری شده و به دلیل بارشهای خوبی که داشتیم بهار دوم خودش رو داره سپری میکنه دشتهای سر سبز و هوای بسیار عالی با بازی ابرها در آسمان فضای دلپذیری رو رقم زده .
ما در این سفر تا تالش گیلان رو با اتوبوس سفر میکنیم و مسافت حدود به چهل کیلومتر در کوهستانهای تالش رو با خودروهای شاسی بلند به صورت آفرود باید طی کنیم تا به این بهشت کوچک در میان زمین و آسمان برسیم ، اقامتمون در خانه های بومی این ییلاق خواهد بود و ابتدا برای بازدید از عشایر تالش میریم و با شیوه زندگیشون آشنا میشیم و در ادامه چند گشت پیاده روی در بام و دره و بازار سوباتان خواهیم داشت البته بازار نه به معنای بازاری که در تصور شماست! یک بازار سنتی با کلبه های چوبی که بیشتر مواد اولیه زندگی این مردمان رو تامین میکنه و کسب و کار اصلی خرید و فروش گوشت دامهایی که در این منطقه پرورش پیدا میکنه و جدیدا مسیر تردد این بازار رو سنگ فرش کردن و جذابیتهاش چندین برابر شده ..
یک گشت آبشار ورزان هم داریم که بازم توسط خودروهای شاسی بلند انجام میشه. مسیر ییلاق سوباتان تا آبشار ورزان هم در این فصل چندین برابر زیباتر خواهد بود. خلاصه اگه تصمیم دارید به جایی سفر کنید هرگز از سوباتان غافل نشین .
•••••••••••••••
خدمات سفر: خودروی توریستی اتوبوس دربست در اختیار ، آفرود رفت و برگشت به مدت 4 ساعت در کوهستان و گشتهای سوباتان، یک شب اقامت خانه های روستای ، تمامی گشتها ، دو وعده صبحانه ، دو وعده ناهار ، یک وعده شام ، به همراه لیدر مسلط به منطقه و بیمه و مجوز.
هزینه سفر : 310000 تومان
زمان برگزاری : بیست و یکم الی بیست و سوم شهریور نود و هفت
تماس با ما : 9836 403 0912 سعادتمند
•••••••••••••••
تی تی ، با تو تا خاطرات خوب
Read more
تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها ...
Media Removed
تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها دوباره بهاری شده و به دلیل بارشهای خوبی که داشتیم بهار دوم خودش رو داره سپری میکنه دشتهای سر سبز و هوای بسیار عالی با بازی ابرها در آسمان فضای دلپذیری رو رقم زده . ما در این سفر تا تالش گیلان رو با اتوبوس ... تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان
اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها دوباره بهاری شده و به دلیل بارشهای خوبی که داشتیم بهار دوم خودش رو داره سپری میکنه دشتهای سر سبز و هوای بسیار عالی با بازی ابرها در آسمان فضای دلپذیری رو رقم زده .
ما در این سفر تا تالش گیلان رو با اتوبوس سفر میکنیم و مسافت حدود به چهل کیلومتر در کوهستانهای تالش رو با خودروهای شاسی بلند به صورت آفرود باید طی کنیم تا به این بهشت کوچک در میان زمین و آسمان برسیم ، اقامتمون در خانه های بومی این ییلاق خواهد بود و ابتدا برای بازدید از عشایر تالش میریم و با شیوه زندگیشون آشنا میشیم و در ادامه چند گشت پیاده روی در بام و دره و بازار سوباتان خواهیم داشت البته بازار نه به معنای بازاری که در تصور شماست! یک بازار سنتی با کلبه های چوبی که بیشتر مواد اولیه زندگی این مردمان رو تامین میکنه و کسب و کار اصلی خرید و فروش گوشت دامهایی که در این منطقه پرورش پیدا میکنه و جدیدا مسیر تردد این بازار رو سنگ فرش کردن و جذابیتهاش چندین برابر شده ..
یک گشت آبشار ورزان هم داریم که بازم توسط خودروهای شاسی بلند انجام میشه. مسیر ییلاق سوباتان تا آبشار ورزان هم در این فصل چندین برابر زیباتر خواهد بود. خلاصه اگه تصمیم دارید به جایی سفر کنید هرگز از سوباتان غافل نشین .
•••••••••••••••
خدمات سفر: خودروی توریستی اتوبوس دربست در اختیار ، آفرود رفت و برگشت به مدت 4 ساعت در کوهستان و گشتهای سوباتان، یک شب اقامت خانه های روستای ، تمامی گشتها ، دو وعده صبحانه ، دو وعده ناهار ، یک وعده شام ، به همراه لیدر مسلط به منطقه و بیمه و مجوز.
هزینه سفر : 310000 تومان
زمان برگزاری : بیست و یکم الی بیست و سوم شهریور نود و هفت
تماس با ما : 9836 403 0912 سعادتمند
تی تی ، با تو تا خاطرات خوب
Read more
تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها ...
Media Removed
تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها دوباره بهاری شده و به دلیل بارشهای خوبی که داشتیم بهار دوم خودش رو داره سپری میکنه دشتهای سر سبز و هوای بسیار عالی با بازی ابرها در آسمان فضای دلپذیری رو رقم زده . ما در این سفر تا تالش گیلان رو با اتوبوس ... تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان
اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها دوباره بهاری شده و به دلیل بارشهای خوبی که داشتیم بهار دوم خودش رو داره سپری میکنه دشتهای سر سبز و هوای بسیار عالی با بازی ابرها در آسمان فضای دلپذیری رو رقم زده .
ما در این سفر تا تالش گیلان رو با اتوبوس سفر میکنیم و مسافت حدود به چهل کیلومتر در کوهستانهای تالش رو با خودروهای شاسی بلند به صورت آفرود باید طی کنیم تا به این بهشت کوچک در میان زمین و آسمان برسیم ، اقامتمون در خانه های بومی این ییلاق خواهد بود و ابتدا برای بازدید از عشایر تالش میریم و با شیوه زندگیشون آشنا میشیم و در ادامه چند گشت پیاده روی در بام و دره و بازار سوباتان خواهیم داشت البته بازار نه به معنای بازاری که در تصور شماست! یک بازار سنتی با کلبه های چوبی که بیشتر مواد اولیه زندگی این مردمان رو تامین میکنه و کسب و کار اصلی خرید و فروش گوشت دامهایی که در این منطقه پرورش پیدا میکنه و جدیدا مسیر تردد این بازار رو سنگ فرش کردن و جذابیتهاش چندین برابر شده ..
یک گشت آبشار ورزان هم داریم که بازم توسط خودروهای شاسی بلند انجام میشه. مسیر ییلاق سوباتان تا آبشار ورزان هم در این فصل چندین برابر زیباتر خواهد بود. خلاصه اگه تصمیم دارید به جایی سفر کنید هرگز از سوباتان غافل نشین .
•••••••••••••••
خدمات سفر: خودروی توریستی اتوبوس دربست در اختیار ، آفرود رفت و برگشت به مدت 4 ساعت در کوهستان و گشتهای سوباتان، یک شب اقامت خانه های روستای ، تمامی گشتها ، دو وعده صبحانه ، دو وعده ناهار ، یک وعده شام ، به همراه لیدر مسلط به منطقه و بیمه و مجوز.
هزینه سفر : 310000 تومان
زمان برگزاری : بیست و یکم الی بیست و سوم شهریور نود و هفت
تماس با ما : 9836 403 0912 سعادتمند
تی تی ، با تو تا خاطرات خوب
Read more
تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها ...
Media Removed
تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها دوباره بهاری شده و به دلیل بارشهای خوبی که داشتیم بهار دوم خودش رو داره سپری میکنه دشتهای سر سبز و هوای بسیار عالی با بازی ابرها در آسمان فضای دلپذیری رو رقم زده . ما در این سفر تا تالش گیلان رو با اتوبوس ... تور دو نیم روزه ییلاق سوباتان
اجرای آخرین تور سوباتان در سال نود و هفت ، دوستان سوباتان در این روزها دوباره بهاری شده و به دلیل بارشهای خوبی که داشتیم بهار دوم خودش رو داره سپری میکنه دشتهای سر سبز و هوای بسیار عالی با بازی ابرها در آسمان فضای دلپذیری رو رقم زده .
ما در این سفر تا تالش گیلان رو با اتوبوس سفر میکنیم و مسافت حدود به چهل کیلومتر در کوهستانهای تالش رو با خودروهای شاسی بلند به صورت آفرود باید طی کنیم تا به این بهشت کوچک در میان زمین و آسمان برسیم ، اقامتمون در خانه های بومی این ییلاق خواهد بود و ابتدا برای بازدید از عشایر تالش میریم و با شیوه زندگیشون آشنا میشیم و در ادامه چند گشت پیاده روی در بام و دره و بازار سوباتان خواهیم داشت البته بازار نه به معنای بازاری که در تصور شماست! یک بازار سنتی با کلبه های چوبی که بیشتر مواد اولیه زندگی این مردمان رو تامین میکنه و کسب و کار اصلی خرید و فروش گوشت دامهایی که در این منطقه پرورش پیدا میکنه و جدیدا مسیر تردد این بازار رو سنگ فرش کردن و جذابیتهاش چندین برابر شده ..
یک گشت آبشار ورزان هم داریم که بازم توسط خودروهای شاسی بلند انجام میشه. مسیر ییلاق سوباتان تا آبشار ورزان هم در این فصل چندین برابر زیباتر خواهد بود. خلاصه اگه تصمیم دارید به جایی سفر کنید هرگز از سوباتان غافل نشین .
•••••••••••••••
خدمات سفر: خودروی توریستی اتوبوس دربست در اختیار ، آفرود رفت و برگشت به مدت 4 ساعت در کوهستان و گشتهای سوباتان، یک شب اقامت خانه های روستای ، تمامی گشتها ، دو وعده صبحانه ، دو وعده ناهار ، یک وعده شام ، به همراه لیدر مسلط به منطقه و بیمه و مجوز.
هزینه سفر : 310000 تومان
زمان برگزاری : بیست و یکم الی بیست و سوم شهریور نود و هفت
تماس با ما : 9836 403 0912 سعادتمند
•••••••••••••••
تی تی ، با تو تا خاطرات خوب
Read more
 #احیا، پست شماره دو. وقتی میرسیم به شخصی که هوشیار نیست یا هوشیار هست اما حال عمومی بسیار وخیمی داره، ...
Media Removed
#احیا، پست شماره دو. وقتی میرسیم به شخصی که هوشیار نیست یا هوشیار هست اما حال عمومی بسیار وخیمی داره، اولین اقدام باید سعی در #حفظ_خونسردی و #تماس_با_۱۱۵ باشه. تا رسیدن آمبولانس وظیفه ما چیه؟ مجددا عرض میکنم که #نباید های این فرایند اغلب مهمتر از #باید هاشه. (درحقیقت اول باید علائم حیاتیِ ... #احیا، پست شماره دو.

وقتی میرسیم به شخصی که هوشیار نیست یا هوشیار هست اما حال عمومی بسیار وخیمی داره، اولین اقدام باید سعی در #حفظ_خونسردی و #تماس_با_۱۱۵ باشه.

تا رسیدن آمبولانس وظیفه ما چیه؟
مجددا عرض میکنم که #نباید های این فرایند اغلب مهمتر از #باید هاشه. (درحقیقت اول باید علائم حیاتیِ شخص رو بررسی کرد اما چون این کار پیچیدگی خاصی داره فعلا درمورد حالتی که علائم حیاتی پایدارند صحبت میشه)

یک/ هرقدر هم که توانایی و اعتماد به نفس و معلومات کسب کرده باشیم، به هیچ وجه نباید مانع تماس گرفتن با اورژانس ۱۱۵ بشیم. گاهی افراد میخواند بیمار رو با خودرو شخصی به بیمارستان برسونند و منتظر آمبولانس نشینند؛ در این مورد لازمه که بعداز تماس گرفتن با ۱۱۵ و ارائه شرح حالی از بیمار، از کارشناس پشت تلفن پرسید که باتوجه به وضع بیمار آیا میشه با خودرو شخصی ، فرد رو منتقل کرد یا حتما باید منتظر آمبولانس بود و شایدحتی دست هم به بیمار نزد(یا اقدام دیگه ای که اون کارشناس توصیه میکنه). دو/ ما به هیچ وجه نباید مانع شخصی که توانا تر از خودمون هست بشیم. اگر اون اطراف شخصی وجودداره که میگه از پرسنل درمانی هست( #پزشک و کارشناس #پرستاری و #هوشبری و #اتاق_عمل و ... یا #امدادگر های #هلال_احمر) اولویت رسیدگی به بیمار با این شخص هست و باید به تک تک صحبت هاش عمل کرد.

سه/(به استثنای مهم آخر این مورد توجه کنید) تصورغلطی بین مردم هست که میگه وقتی کسی بیهوش شده، حتما خون به مغزش نرسیده و باید سرش رو درسطح پایین تری از بقیه بدنش قرار بدیم تا خون به مغزش برسه؛ درحالیکه این کار بسیار بسیار #خطرناک هست و باعث میشه غذا و محتویات معده به سمت دهان برگرده و وارد مجاری تنفسی بشه که این ام میتونه باعث رسیدن آسیب جدی به بیمار بشه(فشار آوردن به #شکم هم باعث همین اتفاق میشه؛پس کاری به شکم نداشته باشیم).
وقتی شخصی هوشیار نیست یا هرلحظه احتمال کاهش سطح هوشیاری و بیهوش شدنش هست، باید به #پهلو خوابونده بشه و سر به همون طرف چرخیده باشه(مطابق تصویری که مشاهده میفرمایید). اگر زمین شیب داره، سر درقسمت بالای شیب قراربگیره. یا اگر روی تخت هست،سر و سینه یه مقدار بالاتر از بقیه بدن قرار بگیره البته نه به صورتی که گردن طوری خم بشه که مجاری تنفس تنگ یا مسدود بشند.
یه #استثنا بزرگ اینجا وجود داره؛ کسی که #تصادف کرده یا از جایی #سقوط کرده یا هر ضربه و آسیب دیگه ای به #ستون_فقرات و #گردن شخص وارد شده، نباید هیچ جابجایی و حرکت دادنی توسط افراد غیرمتخصص براش صورت بگیره چون خطر آسیب رسیدن جدی به نخاع وجود داره.

ادامه دارد...
Read more
‌ مونتنی در مورد کتاب‌هایی که از کلمات قلمبه‌سلمبه و نوشتار سخت استفاده می‌کنن می‌گفت: ‌ نمی‌تونم ...
Media Removed
‌ مونتنی در مورد کتاب‌هایی که از کلمات قلمبه‌سلمبه و نوشتار سخت استفاده می‌کنن می‌گفت: ‌ نمی‌تونم با اون‌ها معاشرت‌های طولانی داشته باشم. من فقط کتاب‌های ساده و لذت‌بخش رو دوست دارم که علاقه‌م رو ارضا کنن. نمی‌تونم برای چیزی، حتی برای یادگیری، به مغزم فشار بیارم، هرچقدر هم که ارزشمند ...
مونتنی در مورد کتاب‌هایی که از کلمات قلمبه‌سلمبه و نوشتار سخت استفاده می‌کنن می‌گفت:

نمی‌تونم با اون‌ها معاشرت‌های طولانی داشته باشم. من فقط کتاب‌های ساده و لذت‌بخش رو دوست دارم که علاقه‌م رو ارضا کنن. نمی‌تونم برای چیزی، حتی برای یادگیری، به مغزم فشار بیارم، هرچقدر هم که ارزشمند باشه. اگر در هنگام مطالعه با عبارت‌های دشواری روبرو شوم، اصلن خودم رو اذیت نمی‌کنم: بعد از یکی دوجمله کتاب رو رها می‌کنم و می‌رم کتاب دیگه‌ای برمی‌دارم.

مونتنی تلویحن می‌گفت که دشوار یا حوصله‌سربر بودن کتاب‌های علوم انسانی هیچ دلیل موجهی نداره. حکمت نیازمند واژگان یا دستورزبان تخصصی نیست.

می‌گفت وقتی اثر دشواری می‌خونیم، دوتا گزینه داریم: نویسنده رو به خاطر عدم شفافیت مقصر بدونیم یا اینکه خودمون رو به خاطر عدم درک مطلب احمق به حساب بیاریم. مونتنی ما رو تشویق می‌کنه که نویسنده رو مقصر بدونیم. سبک نوشتاری نامفهوم به احتمال زیاد بیشتر نتیجه‌ی تنبلی است تا هوشمندی. چیزی که به آسانی خونده می‌شه به ندرت به آسانی نوشته شده. یا اینکه همچین نثر دشواری نقابی‌ـه بر فقدان محتوا. هیچ دلیلی نداره که متفکرها و نویسنده‌ها از کلماتی استفاده کنن که در کوچه و بازار استفاده نمی‌شه.

ولی ساده‌نویسی شهامت می‌خواد. چون خیلی‌ها ممکنه به خاطر نوشتار ساده به نویسنده‌ش بی‌اعتنایی کنن و اون رو کم‌هوش بدونن.

می‌خوام بگم که… بینش و تجربه‌ای که از طریق نثر سخت و ادبیات قلمبه‌سلمبه وارد جامعه بشه، تاثیرگذاری کمی خواهد داشت چون مردم عادی متن سخت نمی‌خونن. چون همین الانش هم سرانه‌ی مطالعه‌ی کشور زیرِ یک دقیقه‌س و مردم حال و حوصله ندارن وقت بذارن و جملات سخت شما رو اول معناگشایی و بعد در موردش تفکر کنن. اگه می‌خوای واقعن تاثیر بذاری و خونده بشی، برای این مردم و با زبون خودشون بنویس. ولی اگه می‌خوای پیام و نوشته‌ت فقط بین بچه‌های خودتون (روشنفکرها) بچرخه و سر از کتابخونه یا روی میز چای‌خوری یکی دوتا فرهیخته‌ی دیگه مثل خودت دربیاره و فقط خاک بخوره (یا چای بریزه روش) همین فرمونِ پرزرق‌وبرق و پرمُدّعا رو بچسب و حوصله‌ی همه‌مون رو سر بِبَر.

[... ادامه داره. شایدم نه.]
Read more
سلام دوستای عزیزم این پست و با اجازتون چند پست دیگه رو تو پیجم میذارم برای اینکه به سرزمینم عشق می ورزم ...
Media Removed
سلام دوستای عزیزم این پست و با اجازتون چند پست دیگه رو تو پیجم میذارم برای اینکه به سرزمینم عشق می ورزم و میدونم که شما هم حتما به این باور هستید که: همه جای ایران سرای من است. که اگه این طور نبود حتما تو جنگ تحمیلی اتفاقهایی میفتاد غیر از چیزی که واقع شده؛ نه خوزستانیهای دلیر برای حفظ کشورشون تا پای ... سلام دوستای عزیزم
این پست و با اجازتون چند پست دیگه رو تو پیجم میذارم برای اینکه به سرزمینم عشق می ورزم و میدونم که شما هم حتما به این باور هستید که: همه جای ایران سرای من است.
که اگه این طور نبود حتما تو جنگ تحمیلی اتفاقهایی میفتاد غیر از چیزی که واقع شده؛ نه خوزستانیهای دلیر برای حفظ کشورشون تا پای جون جلوی دشمن می ایستادن و نه هموطنان غیورمون از همه جای ایران برای دفاع از خوزستان یا علی میگفتن.
حتما همه از وضع وخیم هوای خوزستان و استانهای همجوارش مطلعید. از گرد و غباری که آسمون رو سرخ میکنه و نفس کشیدن رو سخت. و از همه غم انگیزتر از سکوت و بی تفاوتی مسئولین. کسانی که با انتقال آب خوزستان یعنی جلگه ی حاصلخیز ایران باعث از بین رفتن تالابهای بزرگ استان شده اند و حالا بستر خشکیده این تالابها شده منشا گرد و غبارهایی نفس گیر.
حالا خوزستان و استانهای همسایه اش برای نجات از این وضع به همت بچه های با غیرت ایران نیاز داره. لطفا رسانه باشید.❤ پ.ن: یکی از شروط انتقال آب این است که انتقال فقط باید برای شرب باشد اما الان خیلی بیش از حد شرب آب منتقل شده ...
سرانه شرب هر فرد 150 لیتر در روز است و فرض میکنیم 5 میلیون نفر آب شرب نداشتند ... 750 میلیون لیتر در روز که در سال میشود، حدود 270 میلیارد لیتر یا همان 270 میلیون متر مکعب!
اما طبق آمار وزارت نیرو حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون متر مکعب آب دارد منتقل میشود!!!
و مضحکتر اینکه صرف نظر از توجیه اقتصادی نداشتن انتقال آب و فاجعه زیست محیطی که عمق آن هنوز کشف نشده ، آقایان استدلال میکنند که ببینید هنوز کارون دارد آبش به خلیج فارس میریزد ، پس مازاد دارد ، انتقال دهید!!!
.
و این غمنامه ادامه دارد😟... #نه_به_انتقال_آب_کارون
#نه_به_انتقال_آب_دز
#نه_به_انتقال_آب_خوزستان
#نه_به_انتقال_آب_زاینده_رود
#خوزستان_فرزند_ناتنی_ایران_نیست
#خوزستان _مظلوم_را_دریابید
#نه_به_مافیای_آب
#نه_به_کهور 🌹🌹🌹🌹🌹کپی متن و تصویر این پست نه تنها ممنوع نیست که جای تشکر هم داره🌹🌹🌹🌹🌹
Read more
.:. <span class="emoji emoji1f538"></span> امروز داشتم برای موضوعی سرچ میکردم که چشمم افتاد به این کامنت ... امیر ژوله با محتواهای بحث برانگیز ...
Media Removed
.:. امروز داشتم برای موضوعی سرچ میکردم که چشمم افتاد به این کامنت ... امیر ژوله با محتواهای بحث برانگیز همیشه حجم عظیمی از کلکل، نقد و یا تعریف و تمجید رو زیر مطالبش داره و این فرصتی شده برای تبلیغ بعضی از کسب و کارها در صفحه‌ی این سلبریتی ... طرف اومده زیر آخرین پست امیر ژوله کامنت گذاشته که « هر کی ... .:.
🔸 امروز داشتم برای موضوعی سرچ میکردم که چشمم افتاد به این کامنت ... امیر ژوله با محتواهای بحث برانگیز همیشه حجم عظیمی از کلکل، نقد و یا تعریف و تمجید رو زیر مطالبش داره و این فرصتی شده برای تبلیغ بعضی از کسب و کارها در صفحه‌ی این سلبریتی ... طرف اومده زیر آخرین پست امیر ژوله کامنت گذاشته که « هر کی ژوله رو دوست داره لایک نه! » و بعد در ادامه تبلیغ و ایدی مجموعش رو درج کرده ! ... و برای اینکه کامنتش بالا باشه و دیده بشه با چند تا اکانت فیک برای خودش کامنت گذاشته 😅 ... بعد من موندم اونی که چنین کامنتی میبینه و این فرد رو فالو میکنه کی میتونه باشه ؟؟!!! (به جز ربات‌ها)
این انرژی و خلاقیت رو در تولید محتوا می‌گذاشتند و کمی هزینه تبلیغ میدادند نتیجه به مراتب بهتر بود.
.:.
✍🏼اوژن استوار @ozhanostovar
.:.
#سلبریتی #سلبریتی_مارکتینگ #دیجیتال_مارکتینگ #افزایش_فالوئر #بازاریابی #فروش #تبلیغات #امیر_ژوله #افزایش_لایک #افزایش_کامنت #ضدتبلیغ
Read more
سلااااام ژرمن شپردااا، سلاااام بتمن هااا، سلام سوپر من هااا، سلااام رابین، سلااام کت وومن ، سلاااام ...
Media Removed
سلااااام ژرمن شپردااا، سلاااام بتمن هااا، سلام سوپر من هااا، سلااام رابین، سلااام کت وومن ، سلاااام گرازای اهلیی، سلااام کرگدن های آلباینو. سلام تويي كه عاشق پامرانين بو فيسي مثل من :)) ظهر بخير خرس قلمبه های من ، ظهر بخیر پیشی خسته تپلااا . كلي دلم براتون تنگ شده بود چي؟ صدا نمياد ... سلااااام ژرمن شپردااا،
سلاااام بتمن هااا،
سلام سوپر من هااا،
سلااام رابین،
سلااام کت وومن ،
سلاااام گرازای اهلیی، 🐗
سلااام کرگدن های آلباینو.
سلام تويي كه عاشق پامرانين بو فيسي مثل من :))
ظهر بخير خرس قلمبه های من 😁،
ظهر بخیر پیشی خسته تپلااا 😍
.
كلي دلم براتون تنگ شده بود 🙈
چي؟ صدا نمياد ...
آهان دل شمام تنگ شده بود برام؟
من قربون اون دل مهربونتون برم ❤️
.
امروز ميخوام يه اصطلاح آس قديمي رو
كنم براتون كه كلي كاربرد داره هنوزم
.
اون قديم نديما زوجی نو خانمان، در مورد برنامه های آینده شون، ایضا" صاحب فرزند شدن با هم اختلاط میکردند.
صحبتها ادامه داشت تا به اینجا رسید که دختره ، فکر مادر شدن و مخاطرات بعدش از ذهنش گذشت...
.
دختره: آقاااااااا نبااات؛
اگر بچه دار شدییییییممممم، (آب دهانش را غورت می‌دهد)؛
اونوقت اگر بچه مون رفت بیرون از خونههههههههه؛
اگر از خونه دور شددددددد؛
اگر رفت بالای پل و افتاد توی رودخونهههههههه (اشک در چشمانش حلقه می‌زند و هق میزند)؛
(با صدایی بریده بریده)؛ اگه زبونم لال، دور از جونش، اگه هیچکس نبود نجاتش بده و بچه رو آب برد؛ چه خاکی بریزیم سرمون؟😳
.
(آقا نبات دستانش را باز كرده و با لبخند رو به همسرش ميگويد:
كااام هيِر بيبي و او را بين بازوانش به آغوش كشانده و بوسه اي بر پيشاني وي روانه ميكند و با صداي خسته هميشگي اش زير گوشش ميگويد :
Cross that bridge when you come to it babe.
.
در مورد چنین موقعیتهایی و موارد مشابه ضرب المثلی داریم در انگلیسی که می‌فرماید:👇
☝🏻Cross that bridge when you come to it.
.
☝🏻وقتی روی پل رفتی، از روش رد شو.
Meaning and usage:
Deal with a problem if and when
it becomes necessary, not before.
.
مفهوم و کاربرد:
یعنی وقتی با یک مشکل مواجه شدی، و یا لازم بود با یک مساله روبرو شو، نه قبلش.
.
مثال:👇
👧🏻Koli : What if the flight is delayed?
👦🏻Nabi :I'll cross that bridge when I come to it.
.
👧🏻کلثوم: اگر هواپیما تاخیر داشت چی؟
👦🏻نبات: اگر چنین موقعیتی پیش آمد، اون موقع باهاش مواجه میشم و بهش فکر میکنم. نه از حالا که نه به داره، نه به باره!
—---------------
عزيزاي دلم توجه داشته باشين كه ميتونيد تمامي مطالب اينستاگرام و تلگرام ما رو به صورت آرشيو شده و كامل در قالب فايل PDF مرتب و خيلي شكيل از طريق سايت دريافت كنيد تا هميشه و همه جا مطالب ما رو در دسترس داشته باشين و بتونين به راحتي استفاده و مرور كنيد.
💕💛💕💛💕💛💕
آدرس سايت براي تهيه آرشيو:
www.englishpersian.ir
Read more
. دیشب که داشتم می‌خوابیدم پر از‌ فکرهایی بودم که امروز صبح بنویسم ولی نمیدونم چرا صبح که بیدار شدم ...
Media Removed
. دیشب که داشتم می‌خوابیدم پر از‌ فکرهایی بودم که امروز صبح بنویسم ولی نمیدونم چرا صبح که بیدار شدم ذهنم مثل دیشب نبود و فقط یه سری از موضوع‌ها یادم اومد. دلم میخواد اول اینو بگم که بازی دیشب آرژانتین یه بار دیگه به من نشون داد که کار تیمی چقدر روی موفقیت اثر داره، اینکه مسی محبوب من نمیتونه مسی بارسلون ... .
دیشب که داشتم می‌خوابیدم پر از‌ فکرهایی بودم که امروز صبح بنویسم ولی نمیدونم چرا صبح که بیدار شدم ذهنم مثل دیشب نبود و فقط یه سری از موضوع‌ها یادم اومد. دلم میخواد اول اینو بگم که بازی دیشب آرژانتین یه بار دیگه به من نشون داد که کار تیمی چقدر روی موفقیت اثر داره، اینکه مسی محبوب من نمیتونه مسی بارسلون باشه چون تیم خوبی ندارن و چقدر کار گروهی که من همیشه از نبودش تو محیط‌های آکادمیک ایران ناراحتم در موفقیت اثر داره! و هیچ‌وقت تکی نمیشه به نتیجه ای رسید که یه گروه و تیم موفق میرسه چه در نوشتن یه مقاله خوب چه در برد مقابل کرواسی
. .
یه نکته ی دیگه خیلی برام مهمه و دلم میخوا‌د شما هم در موردش فکر کنین و نظرتون رو بگین اینه که دلیل نداشتن کار تیمی در فرهنگ ما (شاید جاهای دیگه هم باشه ولی خب من تجربه اینجا رو دارم) علت های متفاوتی داره که خب کلیشه ای شده و اینجا بحث نکینم. این فرهنگ با بازخوردهایی که ما از اطرافمون میگیریم تشدید هم میشه. مثلا فرض میکنیم من این اخلاق «تنها خود قبول پنداری» رو ندارم و دلم میخواد تیمی کار کنم. بعد هم تیمی ها یه سری رفتا‌ر نشون میدن که صحیح نیست و‌آخرش به این نتیجه میرسم که دیدی تنهایی بهتره .
حالا دست رو دست بذاریم و بگیم خب این فرهنگمونه؟ نه ! من مدام با این اخلاق دارم میجنگم، مدام به خودم میگم که اگر تیم نباشه کار معنی نداره، اینو از محل کار قبلیم یاد گرفتم و دارم به شدت ادامه میدم. به همین خاطر یه سری جملات هست که مدام به خودم یادآوری میکنم و باور دارم
.
یک - ذهن آدم ها هر کدوم قدرت خودشو داره با خلاقیت خودش. اگر من حوصله خوندن متن طولانی دارم هم تیمی من مدلسازیش قویه. میخوام بگم هر آدمی یه قدرتی‌ داره که اون یکی‌ نداره و همینه که آدم‌ها رو با توانایی های مختلف متفاوت میکنه و کسی برتر نیست .
دو- #مینیمال باشم در کاری که میکنم. یعنی چی؟ یعنی اینکه اگر‌ کار بزرگ میخوایم نمیتونم تکی موفق باشم. نیاز هست که چند نفر باهم کار کنیم. من اگر ۲۴ ساعت هم در روز درس بخونم میلیون ها موضوع هست که نمیدونم پس بهتره کاری رو‌ که میتونم و بلدم انجام بدم تا این عملکرد مینیمال من یه نتیجه ماکسیمال داشته باشه در کنار بقیه اعضا
Read more
. هر کاری کردم که بتونم موزیک ویدیوی آناکوندا از نیکی میناج رو پست کنم نتونستم که نتونستم. یعنی انقد مُمَیِزیش زیاد بود که هرچی سانسورش میکردم نمیشد. هرجاشو سانسور میکردم از اونورش یه چی دیگه میزد بیرون. این ویدیویی که الان پست کردم هم حاصل سالها سرچ کردنه. یعنی دقیقا این عبارت رو تو گوگل سرچ میکردم ... .
هر کاری کردم که بتونم موزیک ویدیوی آناکوندا از نیکی میناج رو پست کنم نتونستم که نتونستم. یعنی انقد مُمَیِزیش زیاد بود که هرچی سانسورش میکردم نمیشد. هرجاشو سانسور میکردم از اونورش یه چی دیگه میزد بیرون. این ویدیویی که الان پست کردم هم حاصل سالها سرچ کردنه. یعنی دقیقا این عبارت رو تو گوگل سرچ میکردم تا بتونم یه چیز درستی پیدا کنم: موزیک ویدیوی آناکوندا از نیکی میناج بدون صحنه، یا حداقل صحنه هاش کم باشه :)
.
از این حرفا که بگذریم این ترانه فروش و موفقیت های زیادی رو کسب کرد، منتقدین هم نظرات مثبت به این ترانه نشون دادن و همچنین موزیک ویدیو رو یکی از س.ک-س،ی ترین ویدیوهای ۲۰۱۴ عنوان کردن. آناکوندا موفق به کسب رتبه ی دوم توی billboard hot 100 آمریکا شد و در ادامه تو هشت هفته پشت سره هم جزو ده Hot 100 chart برتر بود. توی چارت های هفتگی کشورهایی مثل ایرلند، استرالیا، اسکاتلند، کانادا، نیوزلند، انگلیس و... هم جزو ده ترانه ی برتر شد. موزیک ویدیوی این ترانه بعد از انتشارش رکورد بازدید توی یوتیوب و VEVO رو با ۱۹ میلیون و ششصد هزار بازدید توی روز اول انتشارش شکوند(رکورد قبلی دست مایلی سایرس بود). نیکی میناج موفق به اجراهای زنده ی زیادی هم توی مراسم های معروفی مثل MTV Video Music Awards سال ۲۰۱۵ شد که این ترانه تو همین مراسم توی دو بخش ″بهترین ویدیوی خانم ها″ و ″بهترین ویدیوی هیپ هاپ″ نامزد و البته دومیه رو برنده شد‌. آناکوندا نامزد بهترین ترانه ی رپ تو Grammy Awards سال ۲۰۱۵ هم شد.
.
با توجه به اینکه نیکی میناج نه قیافه ای داره و نه اندامی و نه صدایی، و اینکه ترانه در مورد باسن خانمهاست، و اینکه خارجیا هم که از بس بالا و پایین و جلو و عقب رو دیدن دیگه باسن و برهنگی و این چیزا براشون عادیه و به هیچ عنوان تحریک نمیشن اصلا، چطور این ترانه انقد فروخته و جایزه برده جای تعجب داره!!! نه نه جای تعجب نداره، حتما بخاطر معانی عمیق و سطح بالای متن ترانه بوده.
فرازهایی از متن ترانه ی آناکوندا:
(صدای مرد):مار آناکوندای من هیچی نمیخواد مگر اینکه تو باسن بزرگی داشته باشی و...
عه دوستان از اتاق فرمان اشاره میکنن مثل اینکه بخاطره متن ترانه هم نبوده‌ :|
.
پی نوشت: برن درس بخونن و تحصیلاتشون رو تموم کنن؟ تنبل، بی کفایت، ولگرد و مفتخور نباشن؟ به به چه سلبریتیه خوبی. میذارم بچه هام عاشقش باشن.
Read more
. جمعه بازار شهر آلانیا ؛ ترکیه . . من یک ادویه باز قهار هستم و عاشق بوی عطاری و ادویه ها تو بازار ادویه . اطلاعات کم و بیش مفیدی به مرور گردآوری کردم که از سالها قبل در نت منتشر کردم و میکنم‌. . . ادویه جات در واقع طعم و عطر و مزه غذاها هستند . دو غذای یکجور تهیه کنید و به یکی ادویه نزنید و تفاوتش رو به عین ... .
جمعه بازار شهر آلانیا ؛ ترکیه .
.
من یک ادویه باز قهار هستم و عاشق بوی عطاری و ادویه ها تو بازار ادویه . اطلاعات کم و بیش مفیدی به مرور گردآوری کردم که از سالها قبل در نت منتشر کردم و میکنم‌. .
.
ادویه جات در واقع طعم و عطر و مزه غذاها هستند . دو غذای یکجور تهیه کنید و به یکی ادویه نزنید و تفاوتش رو به عین مشاهده کنید 🙄. یک غذای بدون ادویه تمامی تلاش های آشپز رو به هدر میدهند .ادویه به معنای دوا یا دارو است . یعنی کم آن نجات دهنده و زیاد آن خطرناک است . برخی از ما به ادویه جات آلرژی داریم اما خود نمیدانیم . گاهی بهتره در مواقع ناخوشی دقت کنیم و دریابیم که چه ادویه هایی استفاده میکنیم که بدن ما نسبت به آن عکس العمل نشان میدهد .مرزنگوش برخی را دچار عطسه و خارش بینی و یا فلفل سیاه برخی را دچار خارش اعضای بدن میکند . غیر از خود شما هیچکس نیز متوجه این مطلب نخواهد شد .
.
.
استفاده از ادویه جات تبحر و دقت میخواهد . غذاهای سرد باید با ادویه های گرم و بالعکس تعدیل شوند .ادویه جات کهنه آلرژی زا هستند ☝️حتما ادویه جات را تازه تهیه کنید و قبل از مصرف خود آنرا آسیاب کنید .ادویه مانده در جای مرطوب احتمال آلودگی به قارچ و کپک دارند و دور بریزید. جوز هندی و فلفل سیاه درست لحظاتی قبل از مصرف باید رنده و یا آسیاب شدند . جوزهندی اگر بیش از اندازه مصرف شود خطرناک است . همینطور زعفران . هماهنگی ادویه ها با غذاها مهم است . مثلا رمز و راز یک لوبیاپلوی خوشمزه به دارچین و گلسرخ آن بستگی دارد . یک باقلای خوشمزه داغ به گلپر بستگی دارد . قیمه است و دارچین و گلاب . مقدار و اندازه ادویه ها در یک ادویه خاص معین است و باید مراقب مقدار آن در ادویه خاص یک غذا باشیم .
.
برگ سبزیجات خشک حتی پیاز و سیر همه و همه ادویه بشمار میروند . ادویه های ترکیبی در بازار موجودند اما گاهی خود ما بنا به ذائقه میتونیم خودمون ترکیب کنیم . .
کسانی که خیلی زود طبیعت گرم اذیت شون میکنه باید از غذاهای خنک استفاده کنند و مراقب تنوع غذایی و طبیعت سرد و گرم غذاها باشند .اگر دقت کنید متوجه میشید که مصرف ادویه های گرم و سرخ کردنی باعث ایجاد جوش و کورک و خارش و کهیر و ... میشه . مصرف ادویه ها رو محدود کنید . از غذاهای بیرون که نمیدونید ادویه داره یا نه خودداری کنید و خنکی هایی مانند ماست و هندوانه و خیار و کدو و دوغ و خاکشیر و ... زیاد مصرف کنید .ترشی ها هم مانند غذاها ادویه های خاصی دارند . ادامه داره ... .
.
.
ادمین شبنم 🙏
#ادویه_جات_سفره_خونه
#ادویه_جات #ادویه #سفره_خونه #نکات_آشپزی_سفره_خونه #سفره_خونه #sofrehkhune
Read more
ما همه تنهائیم، نباید گول خورد، زندگی یه زندان با اتاق های گوناگون . تو این زندان که اسمش دنیاس، بعضی ...
Media Removed
ما همه تنهائیم، نباید گول خورد، زندگی یه زندان با اتاق های گوناگون . تو این زندان که اسمش دنیاس، بعضی ها به دیوار زندان صورت می کشن، فقط خودشونو سرگرم کردن که روزشون شب بشه، زندگی به این شکلو ادامه می دن و انگار فقط این حرفو بلدن که بگن، واسه همه همینه، اما ادامه می دیم _بعضی ها می خوان فرار کنن اما اصلا ... ما همه تنهائیم، نباید گول خورد، زندگی یه زندان با اتاق های گوناگون .
تو این زندان که اسمش دنیاس، بعضی ها به دیوار زندان صورت می کشن، فقط خودشونو سرگرم کردن که روزشون شب بشه، زندگی به این شکلو ادامه می دن و انگار فقط این حرفو بلدن که بگن، واسه همه همینه، اما ادامه می دیم _بعضی ها می خوان فرار کنن اما اصلا راهی برای فرار وجود نداره تنها دستاشونو الکی زخم می کنن، فقط یه جملرو مثله یه نوار ضبط شده در حال پخش ادامه می دن که، این نیز بگذرد _ بعضی ها هم ماتم گرفتن و فقط و فقط دنبال بزرگ شدنشون البته نه به صورت فهمی بلکه به صورت ظاهری هستن _ دسته دیگه اصلا به هیچ وجه برای خودشون رویایی نمی سازن و اسم خودشون و گذاشتن آدم منطقی و شعارشونم اینه که، از لحظت لذت ببر .
باور کنید همش خودمونو گول می زنیم، اما مطمئن باش لحظه ای می رسه که آدم از گول زدن خودش هم خسته می شه ....
به خدای خودم قسم، من الان که دارم این متنو می نویسم خسته شدم البته نه از دنیا نه از اتفاق هاییکه جبرش برامون رقم زده، نه از گرونیه اجناسو بالا رفتنه دلارو، سیاستو، مسخره بازیهائیکه همه فقط بلدن در موردش نظر بدن ...
آره پس منکه مشکلی ندارم، شاید خوشی زده زیره دلم .
اما کاش مشکلم اینا بود که ۱۰۰ البته تمام حرفهائیکه در مورد سختی، ‌بهشون اشاره کردم حتی نوشتنشم کار آسونی نیست .
اما، من مشکلم گم شدنم، گم کردن خودم، ندیدن خودم طوریکه شاید دیگه نتونم خودمو پیدا کنم .
مجبورم زندگیو بدونه نور تو تاریکی طی کنم، به نظرم زبونم توو بدنم نیست، چون سالهاست که به جز با خودم با کسی حرف نزدم البته حرف زدم اما نه حرف دل، دلیکه سوخته داره خاکستر می شه، شایدم شده .
نمی دونم ...
امیدوارم اگر نمی تونم راهی برای همنوعم درست کنم حداقل تو فکر تخریبشم نباشم .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
پست جديد آقاي حسيني سلام مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند ...
Media Removed
پست جديد آقاي حسيني سلام مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن و از گوشت و پوست و خون و دل و جگر و دنبه و سیراب و شیردان و روده و کله و پاچه و حتی دنبلانش ... پست جديد آقاي حسيني

سلام
مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن و از گوشت و پوست و خون و دل و جگر و دنبه و سیراب و شیردان و روده و کله و پاچه و حتی دنبلانش هم نمیگذرن.
سخت تهوع آوره زندگی در شرایطی که دوست و دشمن رو از هم تشخیص نمیدی و سخت وحشتناک تر وقتی که حس کنی دیگه دوستی نمونده که تو رو به خاطر خودت بخواد نه به خاطر خودش.
متاسفانه اغلب کسانی که باهاشون به نوعی در ارتباط بودم ثابت کردن مقهور نام برندی به نام شهاب حسینی هستن نه دوستی به نام شهاب.
دیگه حتی آدم نمیدونه کسانی که برای گرفتن عکس یادگاری به آدم مراجعه می‌کنن،عکس رو به خاطر علاقه شخصی میخوان یا به خاطر پز دادن در فضای مجازی و تسکین درد مزمن مورد توجه بودن اونم در جامعه ما که بیش از هر بحران دیگه ای بحران داشتن یه هویت شخصی با ثبات به چشم میخوره.
در مورد پست اخیر منتشر شده در باره آقای دکتر عشقی عرض میشه که چون مدتهاست که برای انجام کارهای دندانپزشکی به ایشون مراجعه میکنم، و همواره ایشون بنا به لطفشون از زیر بار محاسبات مالی خدماتشون شونه خالی میکنن، خواستم قدر دانی به روش خودم در مطب ایشون ازشون داشته باشم.
تاکید میکنم در مثالی که در باب احوال خیلی از آدمهایی که سنخیتی با فامیلی نامشون ندارن به کار بردن نام شریفی به عنوان یک مثال در کاربرد معنایی منظورم بوده و اشاره به هیچ شخص حقیقی نیست. چون معنی شرافت قطعا عمیق تر از آنیست که صرفا فقط به عنوان نام فامیل استفاده بشه. همه ما وقتی صادقانه به خودمون مراجعه کنیم دقیقا متوجه میشیم كجای نیمه تاریک وجودمون با نام فامیلی پر طمطراق مون که همه مارو به اون نام میشناسن فرق داره.
بگذریم. بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه های سفیحانه شهرت و با کمال ادب اعلام میکنم دیگه به این قبیل درخواست های دوستانه اما حاشیه ساز اعتماد و اعتنایی نخواهم کرد چون در تضاد با اهداف متعالی و بزرگیست که در زندگی دنبال میکنم و میخوام تا فرصت بقا باقیست همواره رهرو این راه باشم و در نهایت روح امانتی رو که در کالبدم دمیده شده رو در بهترین جای ممکن و در حالی که سهم بودنم رو در حد توان ادا کردم، به صاحبش برگردونم.
فرمود،
آنچه هستی، هدیه خداست به تو، و آنچه میشوی، هدیه توست به خدا.
—————————————
نظرتون؟
#شهاب_حسینی
Read more
. توضيحات شهاب حسينى در اینستاگرامش براى حواشى اخير ويديويى كه منتشر شد. . بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه ها . «سلام مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش ... .
توضيحات شهاب حسينى در اینستاگرامش براى حواشى اخير ويديويى كه منتشر شد.
.
بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه ها
.
«سلام
مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن و از گوشت و پوست و خون و دل و جگر و دنبه و سیراب و شیردان و روده و کله و پاچه و حتی دنبلانش هم نمیگذرن.
.
سخت تهوع آوره زندگی در شرایطی که دوست و دشمن رو از هم تشخیص نمیدی و سخت وحشتناک تر وقتی که حس کنی دیگه دوستی نمونده که تو رو به خاطر خودت بخواد نه به خاطر خودش.
.
متاسفانه اغلب کسانی که باهاشون به نوعی در ارتباط بودم ثابت کردن مقهور نام برندی به نام شهاب حسینی هستن نه دوستی به نام شهاب. 
دیگه حتی آدم نمیدونه کسانی که برای گرفتن عکس یادگاری به آدم مراجعه می‌کنن،عکس رو به خاطر علاقه شخصی میخوان یا به خاطر پز دادن در فضای مجازی و تسکین درد مزمن مورد توجه بودن اونم در جامعه ما که بیش از هر بحران دیگه ای بحران داشتن یه هویت شخصی با ثبات به چشم میخوره.
.
در مورد پست اخیر منتشر شده در باره آقای دکتر عشقی عرض میشه که چون مدتهاست که برای انجام کارهای دندانپزشکی به ایشون مراجعه میکنم، و همواره ایشون بنا به لطفشون از زیر بار محاسبات مالی خدماتشون شونه خالی میکنن، خواستم قدر دانی به روش خودم در مطب ایشون ازشون داشته باشم.
.
تاکید میکنم در مثالی که در باب احوال خیلی از آدمهایی که سنخیتی با فامیلی نامشون ندارن به کار بردن نام شریفی به عنوان یک مثال در کاربرد معنایی منظورم بوده و اشاره به هیچ شخص حقیقی نیست. چون معنی شرافت قطعا عمیق تر از آنیست که صرفا فقط به عنوان نام فامیل استفاده بشه. همه ما وقتی صادقانه به خودمون مراجعه کنیم دقیقا متوجه میشیم كجای نیمه تاریک وجودمون با نام فامیلی پر طمطراق مون که همه مارو به اون نام میشناسن فرق داره.
.
بگذریم. بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه های صفیحانه شهرت و با کمال ادب اعلام میکنم دیگه به این قبیل درخواست های دوستانه اما حاشیه ساز اعتماد و اعتنایی نخواهم کرد چون در تضاد با اهداف متعالی و بزرگیست که در زندگی دنبال میکنم و میخوام تا فرصت بقا باقیست همواره رهرو این راه باشم و در نهایت روح امانتی رو که در کالبدم دمیده شده رو در بهترین جای ممکن و در حالی که سهم بودنم رو در حد توان ادا کردم، به صاحبش برگردونم.
فرمود،
آنچه هستی، هدیه خداست به تو، و آنچه میشوی، هدیه توست به خدا.»
.
#شهاب_حسینی
@shahaab_hosseini
Read more
# بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه ها/ توضيحات شهاب حسينى براى حواشى اخير اين ويديويى كه منتشر شد . «سلام مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن ... #🎥
بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه ها/ توضيحات شهاب حسينى براى حواشى اخير اين ويديويى كه منتشر شد
.
«سلام
مدتهاست که دیگه کلمه ای برای بیان عمق احساسات خود پیدا نمیکنم. حال گوسفند نگون بختی رو دارم که برای ادامه زندگی،مدام باید نگران گرگهای دو پا و چهار پایی باشه که برای سر تا تهش دندون تیز کردن و از گوشت و پوست و خون و دل و جگر و دنبه و سیراب و شیردان و روده و کله و پاچه و حتی دنبلانش هم نمیگذرن.
.
سخت تهوع آوره زندگی در شرایطی که دوست و دشمن رو از هم تشخیص نمیدی و سخت وحشتناک تر وقتی که حس کنی دیگه دوستی نمونده که تو رو به خاطر خودت بخواد نه به خاطر خودش.
.
متاسفانه اغلب کسانی که باهاشون به نوعی در ارتباط بودم ثابت کردن مقهور نام برندی به نام شهاب حسینی هستن نه دوستی به نام شهاب.
دیگه حتی آدم نمیدونه کسانی که برای گرفتن عکس یادگاری به آدم مراجعه می‌کنن،عکس رو به خاطر علاقه شخصی میخوان یا به خاطر پز دادن در فضای مجازی و تسکین درد مزمن مورد توجه بودن اونم در جامعه ما که بیش از هر بحران دیگه ای بحران داشتن یه هویت شخصی با ثبات به چشم میخوره.
.
در مورد پست اخیر منتشر شده در باره آقای دکتر عشقی عرض میشه که چون مدتهاست که برای انجام کارهای دندانپزشکی به ایشون مراجعه میکنم، و همواره ایشون بنا به لطفشون از زیر بار محاسبات مالی خدماتشون شونه خالی میکنن، خواستم قدر دانی به روش خودم در مطب ایشون ازشون داشته باشم.
.
تاکید میکنم در مثالی که در باب احوال خیلی از آدمهایی که سنخیتی با فامیلی نامشون ندارن به کار بردن نام شریفی به عنوان یک مثال در کاربرد معنایی منظورم بوده و اشاره به هیچ شخص حقیقی نیست. چون معنی شرافت قطعا عمیق تر از آنیست که صرفا فقط به عنوان نام فامیل استفاده بشه. همه ما وقتی صادقانه به خودمون مراجعه کنیم دقیقا متوجه میشیم كجای نیمه تاریک وجودمون با نام فامیلی پر طمطراق مون که همه مارو به اون نام میشناسن فرق داره.
.
بگذریم. بسیار خسته و دل شکسته ام از حاشیه های صفیحانه شهرت و با کمال ادب اعلام میکنم دیگه به این قبیل درخواست های دوستانه اما حاشیه ساز اعتماد و اعتنایی نخواهم کرد چون در تضاد با اهداف متعالی و بزرگیست که در زندگی دنبال میکنم و میخوام تا فرصت بقا باقیست همواره رهرو این راه باشم و در نهایت روح امانتی رو که در کالبدم دمیده شده رو در بهترین جای ممکن و در حالی که سهم بودنم رو در حد توان ادا کردم، به صاحبش برگردونم.
فرمود،
آنچه هستی، هدیه خداست به تو، و آنچه میشوی، هدیه توست به خدا.»
.
@shahaab_hosseini
.
‏≣🅲🅸🅽🅴🅼🅰🅽🅴🆆🆂≣
سينمانيوز | سينماى روز
Read more
قهرمانم... تو همه اين سالها با عشق كار كردي، از جون و دل مايه گذاشتي، خيلي وقتها بيشتر از توانت كار ...
Media Removed
قهرمانم... تو همه اين سالها با عشق كار كردي، از جون و دل مايه گذاشتي، خيلي وقتها بيشتر از توانت كار كردي، خيلي وقتها بعد از پروازهاي طولاني كه گاه بيشتر از سي وشش هفت ساعت بود،درست همون موقع كه همه تو استراحت بودند تو به بچه هاي مصدوم رسيدگي كردي...خيلي وقتها از تايم استراحتت گذشتي و براي مصدوميت ... قهرمانم...
تو همه اين سالها با عشق كار كردي، از جون و دل مايه گذاشتي، خيلي وقتها بيشتر از توانت كار كردي، خيلي وقتها بعد از پروازهاي طولاني كه گاه بيشتر از سي وشش هفت ساعت بود،درست همون موقع كه همه تو استراحت بودند تو به بچه هاي مصدوم رسيدگي كردي...خيلي وقتها از تايم استراحتت گذشتي و براي مصدوميت كسايي جز بچه هاي تيم كه اصلاً وظيفه اي در قبالشون نداشتي وقت صرف كردي، خيلي وقتا بيشتر از وظيفه يه پزشك تيم كار كردي،همه اينا فقط يه دليل داره، اونم اينكه انسانيت تو وجودت به قشنگترين شكل معني شده...و من افتخار ميكنم به داشتن همسري چون تو... تو اين ١٨ ماهي كه مهرسا رو خدا بهمون داده ميدونم چقدر واست سخت بود تحمل دوري پاره تنت اونم نه يك هفته ، بلكه هفته هايي كه گاه به ماه هم كشيده ميشد و من فقط ميدونم كه چي بهت گذشت تو همه ي اين روز و شباي دلتنگي...
و در قبال همه اين از خود گذشتگي ها خيلي وقتا به اون چيزي كه حقت بود نرسيدي ولي بخاطر عشقي كه به كارت داشتي دم نزدي و ادامه دادي و حالا شايد فقط خداي بزرگ از دل مهربونت خبر داره كه چرا ديگه نتونستي ادامه بدي....
به هر حال هر تصميمي كه گرفتي مطمئنم درست ترين تصميمه و من بهش احترام ميزارم و مطمئنم تو راه جديدي كه قصد داري در پيش بگيري موفق تر از قبل خواهي بود چون خدا هميشه با تو و قلب مهربونته ...
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span> نفس، نفس، نفس... . باز من اومدم با یه منبر در راستای پست قبل. با اجازه! . عده‌ای نگران خشکسالی ...
Media Removed
نفس، نفس، نفس... . باز من اومدم با یه منبر در راستای پست قبل. با اجازه! . عده‌ای نگران خشکسالی نیستن. من با این عده بحثی ندارم. اما من به شخصه نگران زمین زیبامون و البته جنگ بر سر آب و تشنگی نسل بشر هستم. اگر این‌ها شما رو هم نگران می‌کنه ادامه کپشن رو بخونید. نمی‌دونم توی خونه شما هم اینطور ... 🍃
نفس، نفس، نفس...
.
باز من اومدم با یه منبر در راستای پست قبل.
با اجازه!
.
عده‌ای نگران خشکسالی نیستن. من با این عده بحثی ندارم. اما من به شخصه نگران زمین زیبامون و البته جنگ بر سر آب و تشنگی نسل بشر هستم.
اگر این‌ها شما رو هم نگران می‌کنه ادامه کپشن رو بخونید.
نمی‌دونم توی خونه شما هم اینطور بوده یا نه اما توی خونه‌ی پدری من دوش گرفتن یه جور کار روتین سه بار در روز محسوب می‌شد! یعنی اینکه فکر می‌کردیم”دو ساعته دوش نگرفتم. چیکار کنم؟ پاشم یه دوش پنج دقیقه‌ای بگیرم!” چرا؟ چون فکر می‌کردیم دوش گرفتن این توانایی رو داره که مثل مولتی‌ویتانین عمل کنه و یکهو درونمون انرژی آزاد کنه. به هر حال که زیر دوش آواز می‌خوندی و از محیط آکوستیک حمام و انعکاس صدات لذت می‌بردی و احساس اینکه تارهای صوتیت بلا استفاده موندن رو سرکوب می‌کردی.
بعد یه جوری بود که ما همیشه متعجب بودیم که چرا باید بعد از یه دوش پنج‌دقیقه‌ای پوستمون ور اومده باشه!
سال‌ها گذشت و هر چی پدرم با ملایمت و خشونت بهمون یادآور شد که:” پدر آب رو در آوردید!” ما فکر کردیم اینم درست مثل موضوع خاموش کردن کولر هست!
یادم نیست از کی سعی کردم بشینم عاقلانه فکر کنم. نه به اینکه” واقعا پدر آب رو در آوردم یا نه؟ “ بلکه به اینکه “چرا پوستم بعد از پنج دقیقه زیر دوش موندم اون ریختی میشه!”
.
.
ادامه در کامنت اول
.
.
Read more
(جنون قسمت سوم) وقتی کاملا از دیدم پنهان شد،دست روی گونه ی تب دارم کشیدم و نوک انگشتام از رژلبی که ...
Media Removed
(جنون قسمت سوم) وقتی کاملا از دیدم پنهان شد،دست روی گونه ی تب دارم کشیدم و نوک انگشتام از رژلبی که زده بود سرخ شدن بی اختیار انگشتامو روی لبم گذاشتمو جایی را که رژی بود بوسیدم.نمی فهمیدم چه مرگمه.منکه همیشه ازین چیزا پرهیز میکردم.چرا خوشحال بودم؟چرا اینقدر تو دلم نشسته؟نکنه عاشق شدم؟اونم یهو.من ... (جنون قسمت سوم)

وقتی کاملا از دیدم پنهان شد،دست روی گونه ی تب دارم کشیدم و نوک انگشتام از رژلبی که زده بود سرخ شدن بی اختیار انگشتامو روی لبم گذاشتمو جایی را که رژی بود بوسیدم.نمی فهمیدم چه مرگمه.منکه همیشه ازین چیزا پرهیز میکردم.چرا خوشحال بودم؟چرا اینقدر تو دلم نشسته؟نکنه عاشق شدم؟اونم یهو.من که همیشه عاشقارو مسخره می کردم و عشق رو باور نداشتم حالا یه حسی به اون دختر غریبه داشتم که جز عشق اسم دیگه ای نمیشه روش گذاشت. نفسم که انگار در گلوم حبس شده بود بیرون دادم و با خنده به سمت کلاس به راه افتادم.*****چند روزی بود که خبری تز اون نبود و من عین مرغ پر کنده همش بالا و پایین دانشگاهو به دنبالش می گشتم.دیگه اصلا حواسم نه به درس بود و نه متوجه حرفای اطرافیان می شدم.فقط می خواستم دوباره ببینمش.همش به خودم نهیب میزدم که چرا حتی نتونستم کلمه ای باهاش حرف بزنم.چهره زیباش یک لحظه از نظرم دور نمی شد حتی سر نماز.اونقدر کلافه شده بودم و توی دلم به خودم بد و بیراه می گفتم که نگو.یه روز سر نماز از خدا خواستم بتونم یبار دیگه ببینمش.اونقدر گریه کردم که روی سجاده خوابم برد...روز چهارم بود که از غیبتش می گذشت.داشتم با یکی از دوستام از کلاس بیرون میومدم که در عین ناباوری چشمم بهش افتاد.به دیوار روبه رویی کلاس تکیه داده بود و نوک کفششو روی زمین می کوبید.چشام از دیدنش گرد شدن و ضربان قلبم بالا رفت.یه بهانه تراشیدمو از دوستم جدا شدم.به سمتش رفتمو در یک قدمیش ایستادم.احساس کردم قلبم داره توی گلوم میزنه.بدون هیچ حرفی با یه لبخند ملیح بهم اشاره کرد که دنبالش راه بیوفتم.سر از وا نمی شناختم بدون معطلی جوجه وار پشت سرش راه افتادم.وقتی از دانشگاه بیرون زدیم همه جسارتمو جمع کردم و رفتم کنارشو باهاش شونه به شونه شدم.می خواستم کلمه ای حرف بزنم اما انگار زبونم قفل شده بود.می تونستم نیمرخ چهرشو ببینم.بینی خوش تراش و مژه های بلندی که داشت ابهت عجیبی بهش داده بود.توی اولین کوچه نزدیک دانشگاه پیچید و تا آخر کوچه که یه بن بست پهن با خونه های قدیمی بود رفتیم و جلو آخرین خونه که دقیقا وسط بن بست و روبه روی خیابون اصلی بود ایستاد.کلید انداختو در بزرگو قهوه ای رنگ ویلا با صدای بلندی باز شد.ترس سراپای وجودمو در بر گرفت و یه قدم به عقب برداشتم.باتعجب نگاهی به چشام کرد و با صدایی نرم گفت:بیا تو!به تته پته افتادم و با صدای خفه ای گفتم:نه،نمی تونم.خنده ای کردو گفت:این فرصت دیگه برات پیش نمیاد.اگه تو هم مثل من عاشق بودی کمی خطر می کردی عشق مال ترسوها نیست... ادامه دارد
با سپاس بیکران (مهرا)
Read more
#داشت_یادم_میامد #قسمت_چهارم #چیستایثربی #داستان #قصه پدرم داشت باحسابداری تسویه میکرد که دراتاق قرنطینه،سراسیمه باز شد ومرد یاهمان کریم،باحالتی آشفته وموی پریشان ازاتاق بیرون دوید وبه سمت اتاق دکتررفت.در راه برای یک لحظه نگاه او وپدرم به هم گره خورد،رنگ کریم دوباره پرید،اما پدرم سرخ ... #داشت_یادم_میامد #قسمت_چهارم #چیستایثربی #داستان #قصه
پدرم داشت باحسابداری تسویه میکرد که دراتاق قرنطینه،سراسیمه باز شد ومرد یاهمان کریم،باحالتی آشفته وموی پریشان ازاتاق بیرون دوید وبه سمت اتاق دکتررفت.در راه برای یک لحظه نگاه او وپدرم به هم گره خورد،رنگ کریم دوباره پرید،اما پدرم سرخ شد!بیشتر حالت برافروختگی وخشم بود!کریم،سریع به داخل اتاق دکتررفت،حتی لحظه ای نایستاد!سلام نداد،سری هم خم نکرد!پدرم گفت:میشناسیش؟گفتم:خودشو معرفی کرد،گفت بچه باغبون ما بوده!یکم یادم میاد...گفت:اونوقت نباید یه سلام بده؟گفتم:خب به نظرخودش،نه لابد!گفت،الان سه تاکارخونه داره،شغل مهمی هم داره!نمیدونم چه کاره ست!ولی حتما خودشو الان،خیلی ازما،بالاتر میدونه،انتظار داره شما اول سلام بدید!پدرم گفت:پسره احمق،هنوز همونجوری بیفکر مونده!
مریض اونه اینجور دادمیزنه؟گفتم:چرا بهش گفتین احمق؟شما که فحش نمیدین!گفت:خب هیچی!گفتم:نه جدی،چرا؟گفت:بعضی چیزا بهتره که هیچوقت به زبون نیاد دخترم،چون وقتی به زبون میاد،هم قبحش میریزه،هم خاطراتشم باهاش میاد!و وقتی خاطراتش میاد،دردشم باهاش میاد!هنوز جمله ی پدرم تمام نشده بود که کریم،از اتاق دکتر بیرون آمد وگفت:پس پسرت غشیه!آره ارباب؟وارث عزیزدردونه ت؟وخندید...خنده ای بلند و هیستریک!پدرم نگاهش نکرد،فقط گفت:فشارش افتاده،به توچه ربطی داره؟برای چی رفتی ازدکتر سوال کردی؟گفت:من بادکتر،کارشخصی داشتم،آشنامه!آقازاده تو،اونجا دیدم!پدرگفت:نمیخوام باهات حرف بزنم،تو انقدربی ادبی که سلام دادن به بزرگتر رو بلد نیستی!کریم گفت:توچی؟شب عید،بیرون کردن کوچیکتر رو خوب بلدی؟چه جوری منو از اون خونه کوفتی انداختی بیرون؟اونم شب عید؟عیدی که برف میومد!حتی لباسایی هم که واسه عید،برام گرفته بودی،ازم پس گرفتی!پدرم گفت:دهن منوبازنکن،خودت میدونی چرا!
کریم گفت:بابامو نگه داشتی،گفتی تو بمون،ولی پسرت دیگه حق نداره پاشوتوخونه من بذاره!بابامم قهر کردباهات، ولت کرد!نه به بابام چیزی گفتی،نه به من!خب برای چی مرد حسابی؟چرا مارو بیرون کردی؟امیدوارم بدترین بلاها سرخودت و خونواده ت بیاد،امیدوارم پسرت به درک اسفل واصل شه!پدرم لبش را گزید،آرام گفت:گفتم دهن منو بازنکن پسر!
تو بهتر ازمن وهرکس دیگه ای میدونی چرا تویکی رو انداختم بیرون!کریم باخشم گفت: من بچه بودم!
پدرم گفت:شونزده ساله،بچه نیست!و تازه اگرهم بچه ست،کار خلاف میکنه،باید ادب شه!بچه بی تربیت باید ادب شه!صدای جیغ زن کریم،فضا راپرکرد:"مگه نمیگم یه برگه بیارید،بنویسید،آیه داره نازل میشه!خدا...زود!"
کریم لحظه ای چشمانش را بست وگفت:خدا به دادم برس... #ادامه_دارد
Read more
دوستان عزیزم سلام. عکسی که در بالا مشاهده می کنید نه نفر آدم متخصص خارجی هستن اما برای ما ایرانی ها، ...
Media Removed
دوستان عزیزم سلام. عکسی که در بالا مشاهده می کنید نه نفر آدم متخصص خارجی هستن اما برای ما ایرانی ها، ما هر کدوممون به اندازه ی این نه نفر سواد، دانش و تجربه داریم! صبح روزی که از بروجرد با گلو درد شدید قصد برگشتن به شهرکرد رو داشتم توی آژانس نشسته بودم تا برم ترمینال که سر صحبت باز شد. به محضی که راننده ... دوستان عزیزم سلام.
عکسی که در بالا مشاهده می کنید نه نفر آدم متخصص خارجی هستن اما برای ما ایرانی ها، ما هر کدوممون به اندازه ی این نه نفر سواد، دانش و تجربه داریم!
صبح روزی که از بروجرد با گلو درد شدید قصد برگشتن به شهرکرد رو داشتم توی آژانس نشسته بودم تا برم ترمینال که سر صحبت باز شد. به محضی که راننده ی عزیز متوجه بیماری من شد بهم گفت:
ببین یه راه حلی بهت میگم که سریع خوبت کنه(الحمدلله که با بروز بیماری در خود یا اطرافیانمون، هیچ وقت احساس نیاز به مراجعه ی به پزشک در ما ایجاد نمیشه 😁) میری دو تا ادالت کولد با یه استامینوفن می خوری سر نیم ساعت خوب خوب میشی! 😎
اینو تا همین جا داشته باشید. ترکیبات ادالت کولد یا همون قرص سرماخوردگی بزرگسالان رو که واستون می نویسم ملاحظه بفرمایید تا بریم سراغ ادامه ی ماجرا! :
در قرص سرماخوردگی بزرگسالان رایج " ۳۲۵ میلی گرم استامینوفن"، ۳۰ میلی گرم فنیل افرین و ۲ میلی گرم کلرفنیرامین وجود دارد
به راننده ی آژانس‌گفتم: عزیز می دونستید توی همین ادالت کولدی که می فرمایید استامینوفن هم هست. من اگه اینا رو با هم بخورم که بیهوش میشم 😅
فرمودند: اشکالی نداره، توی اتوبوس کارت چیه؟عوضش تا اصفهان تخت می خوابی!!!
من :😲
راننده آژانس 😎
حسین جنتی:.... پشت نشسته بود ولی فک کنم 🙃
بعله یه همچین پزشکای بالقوه ای هستیم ما!(البته مدت هاست که بالفعل شدیم!)
این یه مورد بود، از موارد دیگه بخوام بگم تجویز پزشکان تجربی! (مثل سوپری سر کوچه مون اصغر آقا!) به چپوندن مقدار متنابهی روغن موتور داخل دندانی که درد می‌کنه و مصرف خودسرانه ی آنتی بیوتیک که هر کسی هر چیش میشه چله ی آنتی بیوتیک میگیره و ... خلاصه بگذریم
اینایی که گفتن فقط در موارد پزشکی خلاصه میشد اما الان توی مسائل اجتماعی هم همینه...
با موجی از اساتید موفقیت، فن بیان و ارتباط موثر و مشاور فروش و... طرفیم که بنده خدا خودش نمی دونه چی میگه! می خواد بیاد جمعی رو از نادانی در بیاره... کوری(و احتمالا هم زمان معلول و کر هم هست) عصاکش کوری دگر شود!
ضمن عرض و طول ارادت خدمت تمام اساتید با تجربه و واقعی که کارشونو خوب بلدن و واقعا دارن مردم رو راهنمایی می کنن، واقعا یه جوون بیست ساله چطوری می تونه خودشو کارشناس مجرب و با سابقه ی یه کار آکادمیک بدونه؟
البته مشکل فقط ما مردم عادی نیستیم. این ایراد در بزرگواران مسئول(یا مسعول! به قول یکی از عزیزانی که برای تدریس توی دانشگاه فرم پر کرده بود و نوشته بود مسعول امور مالی فلان جا!) هم وجود داره... ادامه درکامنت اول
#تخصص #متخصصین #پزشکی #دندانپزشکی #چقد_خوبیم_ما
Read more
. سلام دوستان عزیز من از چند روز پیش کاملا در جریان اتفاقی که برای ترانه خانم سحر سلمانودی رخ داد هستم ...
Media Removed
. سلام دوستان عزیز من از چند روز پیش کاملا در جریان اتفاقی که برای ترانه خانم سحر سلمانودی رخ داد هستم .. ایشون قصد داشتن علیه این دوست هنردوست و هنر نشناس پست بزارن که من خواهش کردم که اجازه بدن من با آقای ابراهیمی صحبت کنم ... بعد از این مکالمه تلفنی خیلی نظرم برگشت و احساس کردم که با یک هنرمند با شخصیت ... . سلام دوستان عزیز
من از چند روز پیش کاملا در جریان اتفاقی که برای ترانه خانم سحر سلمانودی رخ داد هستم .. ایشون قصد داشتن علیه این دوست هنردوست و هنر نشناس پست بزارن که من خواهش کردم که اجازه بدن من با آقای ابراهیمی صحبت کنم ... بعد از این مکالمه تلفنی خیلی نظرم برگشت و احساس کردم که با یک هنرمند با شخصیت رو به رو‌هستم که واقعا متوجه اشتباهی که انجام داده هست .. حتی قبول داشت که باید جبران هزینه کنه
حتی تر 😑اینکه به ایشون گفتم بلندترین قدم اینه که شما اشتباهت رو قبول داری .. و‌ این خیلی ارزشمنده
اما این یه روی سکه بود !!! ظاهرا فقط ادای انسان های باشخصیت رو ‌در میاورد و زمانی که قرار شد دستمزد ترانه رو پرداخت کنه روی واقعیشون رو‌نشون دادن !!! (( ترانه ای که براش نوشتنش احساس خرج شده .. زمان صرف شده و کلی زحمت کشیده شده برای نوشتنش)) .
برای من جای هیچ شک و شبه ای باقی نمونده که ایشون کوچکترین حقی توی این موضوع ندارن .. باهاشون که صحبت میکردم متوجه شدم حتی اصول و‌قوانین اولیه این حرفه رو هم نمیدونن !!!
در حدی از اصول کار بی اطلاع هست که می فرمایند :
" خب اگه خانم سلمانوندی حرفه ای هستن اصلا چرا نامه واگذاری ندادن !!!😑 چطور کار قبلی نامه واگذاری در کار نبود مشکلی هم پیش نیومد 😑😑😑
خب برادر جان خدمتت عارضم دفعه قبل شما مثل یک انسان متشخص رفتار کردین
اما این بار سرقت انجام دادین !☺️
ضمن اینکه نامه واگذاری رو خواننده میگیره نه ترانه سرا 😑😑😑
.
.
.
پ ن ۱ :
دوست هنرمند و با اخلاق
سحر عزیز :
عاجزانه خواهشمندیم که از این پس برای کلام با ارزشت ، ارزش بیشتری قائل باشی و با هر کسی همکاری نکنی
الان هم با قدرت پیگیر روال قانونی کار باش و شک نکن که به حقت میرسی
@sahar.salmanvandi
پ ن ۲ :
واقعا دیگه خسته شدیم بس که گفتیم و‌نوشتیم :
#نه_به_سرقت_ادبی
کم کم کار داره به جاهای بدتری کشیده میشه
جدیدن #نه_به_بی_شعوری_ادبی هم جواب نمیده
اونقدرا هم بی ادب و‌بی نزاکت شدن که به کار بردن هشتگ #نه_به_بی_ادبی_ادبی هم چندان دور از ادب نیست !!!
آقایون و خانمای #هنربر و #هنردزدان ناگرامی.. به خودتون بیایید ... .
پ ن ۳ :
دوستان عزیز ترانه سرا لطفا پشت هم باشیم ...
سکوت ما یعنی ادامه ی این رفتار رشت
ما اگه خودمون قدر و ارزش ترانه هامون رو ندونیم بدون شک هیچکس هم ارزشی قائل نمیشه برای آثارمون
باید این تابو بشکنه .. تابو زشتی که باعث شده یک خواننده به جای قدردانی و پرداخت دستمزد ترانه سرا ،،،، صرف اجرای کار ،،،، فکر کنه به ترانه سرا لطف کرده که کار رو خونده !!!
.
@ali.ebrahimi.music
Read more
سلام به همه دوستای گلم که تا الان پیشم بودن.دلیل این همه پست نذاشتنم به خاطر این بود که سر یه تصمیم دو ...
Media Removed
سلام به همه دوستای گلم که تا الان پیشم بودن.دلیل این همه پست نذاشتنم به خاطر این بود که سر یه تصمیم دو دل بودم خیلی دو دل و بالاخره گرفتم اونم اینکه دیگه واسم خیلی سخته ادامه فعالیت فن پیجم نه اینکه دیگه نباشم هستم اونم از نوع دو اتیشش ولی نمیتونم ادامه بدم چون دوری یوزپلنگ ایران و یاداوری اون شبی که دیدمش ... سلام به همه دوستای گلم که تا الان پیشم بودن.دلیل این همه پست نذاشتنم به خاطر این بود که سر یه تصمیم دو دل بودم خیلی دو دل و بالاخره گرفتم اونم اینکه دیگه واسم خیلی سخته ادامه فعالیت فن پیجم نه اینکه دیگه نباشم هستم اونم از نوع دو اتیشش ولی نمیتونم ادامه بدم چون دوری یوزپلنگ ایران و یاداوری اون شبی که دیدمش اذیتم میکنه من پیجمو نگه میدارم ولی خصوصی نه یه فن پیج واقعا واسم سخته میبینم این همه تاتر داره و همه میان میگن خیلی خوش گذشت و من فقط...
دلم واسه پست گذاشتن واسه داداشم خیلی تنگ میشه ولی تحمل ندارم
پژمانیا خواستین انفالو کنید
اگه یه روز دوباره یه عکس از داداشم تو پیجم دیدید بدونید دوباره ددمش.اون روز برمیگردم
دوستون دارم.خداحافظ.نسیم
Read more
زندگی خیلی وقته که یه بازی عجیب راه انداخته! میدونی منظورم چیه؟! راستش فکر کنم شبیه یه شوخیه؛خودش ...
Media Removed
زندگی خیلی وقته که یه بازی عجیب راه انداخته! میدونی منظورم چیه؟! راستش فکر کنم شبیه یه شوخیه؛خودش اول بازی رو شروع میکنه، یه کشیده محکم میزنه تو گوشت! اما ادامه بازی به تو بستگی داره، اگه بزنی زیر گریه، دومی رو هم میزنه، میدونی چرا؟! چون از آدم ضعیف بدش میاد... ولی اگه تو روش وایسی و تو چشمات ... زندگی خیلی وقته که یه بازی عجیب راه انداخته!
میدونی منظورم چیه؟!
راستش فکر کنم شبیه یه شوخیه؛خودش اول بازی رو شروع میکنه،
یه کشیده محکم میزنه تو گوشت!
اما ادامه بازی به تو بستگی داره،
اگه بزنی زیر گریه، دومی رو هم میزنه،
میدونی چرا؟!
چون از آدم ضعیف بدش میاد...
ولی اگه تو روش وایسی و تو چشمات رنگ ترس رو نبینه قضیه خیلی فرق میکنه؛
زندگی آدمای قوی رو خیلی دوست داره...
درست مثل اون بچه حاضرجوابی که بزرگترا بعد از هربار مزه ریختنش، جلوی روش نمیخندن که روش زیاد نشه ولی از جنمش خوششون میاد!
خیلی عجیبه نه؟!
زندگی همیشه همینقدر عجیبه...
اینارو گفتم که بدونی هرچقدم که بهت سخت بگیره ولی تو دلش هیچی نیست،
اگه یه وقت هم چیزی بهت گفت تو به دل نگیر...
فقط قوی باش
اونوقت عاشقت میشه...
قوی باش
فقط همین...؛
|سه شنبه ٧فروردين ١٣٩٧|

#ساغر_سردشتی
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span>مباحث مهدوی<span class="emoji emoji1f33a"></span> . <span class="emoji emoji1f4a1"></span> #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر<span class="emoji emoji1f4a1"></span> #قسمت_بيست_و_چهارم . . <span class="emoji emoji2b05"></span>️چندتا ديگه آيه ...
Media Removed
مباحث مهدوی . #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر #قسمت_بيست_و_چهارم . . ️چندتا ديگه آيه برا شما بخونم! . وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ (سوره مباركه فاطر آيه 22) زنده ها و مرده ها كه با هم مساوي نيستن . إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاءُ خدا به هركسي دلش ... 🌺مباحث مهدوی🌺
.
💡 #موثرترین_مفهوم_در_حیات_بشر💡
#قسمت_بيست_و_چهارم
.
.
⬅️چندتا ديگه آيه برا شما بخونم!
.
🍀وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ (سوره مباركه فاطر آيه 22)🍀
زنده ها و مرده ها كه با هم مساوي نيستن
.
🍀إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاءُ🍀
خدا به هركسي دلش بخواد ميشنوونه!
.
بعد ميفرمايد:
🍀وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُورِ🍀
پيغمبر! تو كسي كه درون قبرِ كه نميتوني باهاش حرف بزني!
.
.
يه مقوله ايه حيات در قرآن!
در ادبيات كهن ماهم خيلي زيبا گاهي گفته میشه كه :
بر او نمرده به فتواي من نمازكنيد!
او در حال تشيع جنازه خودشه! داره راه ميره خودش داره خودشو تشييع ميكنه!
چقدم داره طول ميكشه اين تشيع جنازه(40 سال 50 سال)
اينا ادبيات قرآنه! يعني اينا قبل از پذيرش دينِ! اينها اثر پذيرش دينه!
.
و بعد!
عشق انسان به حيات
علائم حياتي در انسان ديده بشود چه ميشود!
.
عشق به حيات رو من نتونستم توضيح بدم و نميتونم عشق به حيات در مراتب عاليترش رو بيدار كنم در دلها
ولي اگر كتابي، نوشته اي، سخني در اين زمينه ديديد ازش فاصله نگيريد
بذاريد عشق به حيات در يك مرتبه ي بالاتر رو در شما زنده كنه
.
به خاطرش اگه مومني بياي بري در خونه خدا گريه كني
اگه مومن نيستي به خاطر اون حيات بياي بري در خونه خدا مومن بشي
پيغمبرا به انسانها اينو ميگن؛
«ميخوام زنده ات كنم»
.
دست معلمهايي رو بايد بوسيد كه بتونن #عشق_به_حيات رو در انسان زنده كنن!
.
دست عالماني رو كه بتونن حيات رو ترجمه كنن بايد بوسه زد.
.
نه فقط مراتب عالي حيات؛
خداوند نميفرمايد مراتب عالي حيات!
مراتب پايين حيات كه مرده ست! اون كه در قبر است هنوز.
.
نه آقا جان
زنده باش
زنده دل باش! نه!! اصلا زنده باش
از خودت دفاع كن!
بگير! بيار! ببر! بشنو! حرف بزن! راه برو! حركت كن! سير كن! از قوا و استعدادهاي خاموش ديگر خودت استفاده كن!
.
.
ادامه دارد...
_________________
#خط_امام_زمان
Read more
. اذون مغرب بود، دم مسجد محل بودم، یه‌دفعه برقها قطع شد و صدای آژیر قرمز تو شهر پیچید. همه شروع کردن ...
Media Removed
. اذون مغرب بود، دم مسجد محل بودم، یه‌دفعه برقها قطع شد و صدای آژیر قرمز تو شهر پیچید. همه شروع کردن به دویدن، بعضیا دسته جمعی به سمت پناهگاه، بعضیا به سمت خونه‌هاشون. منم به سمت خونه دویدم، لبخند روی لبم بود، وقتی همه چراغ‌های محل خاموش شد یه دفعه فضایی که مثل نصف شب ظلمات بود عین دم صبح روشن شده‌بود. ... .
اذون مغرب بود، دم مسجد محل بودم، یه‌دفعه برقها قطع شد و صدای آژیر قرمز تو شهر پیچید. همه شروع کردن به دویدن، بعضیا دسته جمعی به سمت پناهگاه، بعضیا به سمت خونه‌هاشون. منم به سمت خونه دویدم، لبخند روی لبم بود، وقتی همه چراغ‌های محل خاموش شد یه دفعه فضایی که مثل نصف شب ظلمات بود عین دم صبح روشن شده‌بود. همینجوری که به سمت خونه می‌دویدم آسمون نیمه روشن رو نگاه کردم، هواپیماهای عراقی رو تو آسمون دیدم. نمی‌دونم اصلأ آدم می‌تونه تو گرگ و میش دم غروب وقتی داره می‌دوه هواپیماهای جنگنده رو توی آسمون ببینه یا نه، اما خب اون چیزی که می‌دیدم دوتا هواپیما بود که با فاصله خیلی کم از هم پرواز می‌کردن.
حس آرامش داشتم، شاید با یکم دلهره‌ی شیرین، مثل وقتی که سوار ترن هوایی میشی، اما ترس نه، می‌دویدم چون می‌دونستم الآن مامان نگرانم میشه و هول می‌کنه.
ته یه کوچه بن‌بست دوتا در بود که سمت راستی در خونه ما بود و سمت چپی خونه همسایه. در خونه باز بود، رفتم تو، روبروی در ورودی حمامی بود که بین ما و طبقه بالا که صاحبخونه زندگی می‌کرد مشترک بود. سمت راست راهرویی بود که مستقیم می‌رسید به ورودی خونه ما. خونه ما دوتا اتاق تو در تو بود که یه در چوبی از هم جداشون می‌کرد. روبروی در ما سمت چپ توالت بود و سمت راست راه پله که بالا می‌رفت و می‌رسید به خونه مریم خانوم صاحبخونه‌مون.
همینجوری که دستم رو به دیوار گرفته‌بودم که توی اون تاریکی زمین نخورم در رو باز کردم و رفتم تو. سمت چپ یه آشپزخونه کوچیک بود که به یه حیاط نقلی راه داشت. وارد اتاق که شدم صدای دختر نوجوون مریم خانوم رو شنیدم، بعضی وقتا موقع بمبارون پسر و دختر مریم خانوم میومدن پایین.
دخترش دستم رو گرفت و کشید زیر چادرش و چادرش رو کشید رو سر من و خودش. تو اون تاریکی وقتی چادرش رو تکون می‌داد با الکتریسیته‌ای که از اصطکاکش با موهای سرمون درست می‌شد جرقه‌های کوچیکی می‌زد. برای اینکه به خیال خودش حواس من رو از بمبارون پرت کنه و نترسم هی چادرش رو تکون می‌داد و جرقه‌های ریز و رنگ و وارنگی که جلوی چشممون درست می‌شد رو بهم نشون می‌داد و می‌خندید.
(ادامه در کامنت🔻🔻🔻)
Read more
 #روز_دوم با طلوع آفتاب شروع کردیم به جمع کردن وسیله ها (که خیلی هم به هم ریخته بودن) و به سمت سوباتان ...
Media Removed
#روز_دوم با طلوع آفتاب شروع کردیم به جمع کردن وسیله ها (که خیلی هم به هم ریخته بودن) و به سمت سوباتان حرکت کردیم . فاصله نئور تا سوباتان تقریبا 13 کیلومتر هست و راه ها و جاده های زیادی برای رسیدن بهش وجود داره که برای گمراه نشدن پیشنهاد میکنن از جاده ی اصلی برین . ما هم همین کار رو کردیم . بعد از مدت کمی پیاده ... #روز_دوم
با طلوع آفتاب شروع کردیم به جمع کردن وسیله ها (که خیلی هم به هم ریخته بودن) و به سمت سوباتان حرکت کردیم . فاصله نئور تا سوباتان تقریبا 13 کیلومتر هست و راه ها و جاده های زیادی برای رسیدن بهش وجود داره که برای گمراه نشدن پیشنهاد میکنن از جاده ی اصلی برین . ما هم همین کار رو کردیم . بعد از مدت کمی پیاده روی یه نیسان نگه داشت و ما با ذوق زدگی فراوان پشتش نشستیم. هرچند مسیرش روبه سوباتان نبود اما مسافت خیلی زیادی رو باهاش طی کردیم (حدود 4 کیلومتر) وقتی پیاده شدیم بهمون یه مسیر رو نشون داد و گفت فقط این جاده رو ادامه بدین . یه مسیر خاکی باریک و شیب دار که رو به پایین میرفت . به جد میتونم بگم مسیر به حدی زیبا و شگفت انگیز بود که حس میکردم دارم خواب میبینم . صخره هایی با اشکال عجیب و غریب ، چادرهای ییلاقی عشایر و دام هاشون ( که اکثرا گاو یا اسب بودن ) ، صدای زنگوله گوسفندها توی اون محیط مه آلود و سرد ( غیرقابل وصفه ) هرچقدر جلو تر رفتیم مسیر مه آلود تر شد تا جایی که حس میکردیم داریم توی ابرا راه میریم . سنگینی کوله ها و طولانی بودن مسیر حسابی خسته مون کرده بود . از طرفی مه به حدی غلیظ شده بود که نمیتونستیم یک متر جلوترمون رو ببینیم و نمیدونستیم مسیرمون درسته یا نه . بارون گرفت و دیگه واقعا توان راه رفتن نداشتم اما بازم ادامه میدادم . نمیدونستم اگه قبل از تاریکی هوا به سوباتان نرسیدیم باید چیکار کنیم . چیزی تا تاریکی هوا نمونده بود که یه ماشین که از جاده میگذشت نگه داشت و سوارمون کرد . جاده ی واقعا وحشتناکی بود و بارون شدید شده بود . و من ، سرشار از حس امید و شکرگزاری بودم ☺
#سفرنامه #ایران #ایرانگردی #دریاچه_نئور #خاطره #عشق #سفر #عکاسی #انگیزه #من #شمال #اصفهان #زندگی #آزاد #شب #زیبا #طبیعت #طبیعتگردی #طبیعت_گردی
#iran_aks_mobile #iranian_photography #love #instagood #photooftheday #me #instadaily #nature #nature_lovers #naturephotography
Read more
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست . ما بزرگ و نادانیم مثل ...
Media Removed
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست . ما بزرگ و نادانیم مثل گاو مینوشیم مرتعی سرابی را . قحطی است و میدانیم گریه غرق خواهد کرد اسب‌های آبی را . مخاطب این شعر، انسان نوعی هست و در تمام بندهای این شعر، شاعر داره انسان رو با حیوان مقایسه میکنه و خوی ... .
تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست
.
ما بزرگ و نادانیم
مثل گاو مینوشیم
مرتعی سرابی را
.
قحطی است و میدانیم
گریه غرق خواهد کرد
اسب‌های آبی را
.
مخاطب این شعر، انسان نوعی هست و در تمام بندهای این شعر، شاعر داره انسان رو با حیوان مقایسه میکنه و خوی حیوانی انسان رو به نمایش میذاره.

در ابتدا میگه گرچه ما بزرگ (از لحاظ ظاهری) هستیم اما از لحاظ عقلی کاملا نادان هستیم. مثل یک گاو که تا سرحد ترکیدن میخوره و مینوشه ما هم مشغول نشخوار کردن هستیم و اصلا درک نمیکنیم چیزی که داریم مینوشیم آب نیست بلکه سرابه! یعنی حقیقت نیست و فقط مَجاز و کذب و دروغه! (این دیدگاه رو توی شعر جهان فاسد هم شاهد بودیم)

ولی چیزی که در واقع وجود داره فقط و فقط قحطیه ! ما هم میدونم که یه روز اونقدر گریه می کنیم که اسب آبی هم از شدت گریه هامون غرق بشه.
.
(من خیلی تو ادبیات نمادین دنبال اسب آبی گشتم ولی چیز خاصی یافت نکردم. تنها نکته اینه که اسب آبی یک جانور دوزیست هست و طبیعتا غرق نمیشه و اغراق غرق شدنش حاکی از شدت گریه ها و بدبختی پیش روی انسان هاست!)
.
هم درشت و غمگینیم
هم سیاه و بدبینیم
.
هم برای آبادی
قطره‌ ای نمیباریم
هم نگه نمیداریم
حُرمت خرابی را
.
درشت در اینجا، هم میتونه از لحاظ ظاهری باشه (مثل گاو) و هم معنی دیگه درشت یعنی خشن یا نگران باشه.
میگه ما بدون امید هستیم (سیاه هستیم) و با اینکه تو قحطی به سر می بریم هیچ اقدامی برای آبادی نمی کنیم! و نه تنها برای آبادی قدم برنمیداریم بلکه به ویرانه ها هم احترام نمیذاریم. اگر چیزی یا کسی ویرانه و خراب شد به جای دلداری دادن بهش توهین میکنیم.
(ضمنا این خرابی میتونه حال خراب یک انسان هم باشه)
در کل یعنی ما نه قدمی برای آبادی برمیداریم نه برای خرابی هامون دل میسوزونیم. منفعل و بی تحرک روزگارمون رو سپری میکنیم. .
شب که میشود خوابیم
صبح و ظهر هم خوابیم
عصر هم که تا شب خواب
شب دوباره تا شب خواب
.
توی خواب می‌بینیم
روز آفتابی را
.
باز هم مثل بند قبل (و حتی شعر جهان فاسد) داره میگه که ما کاملا منفعل هستیم و تمام عمرمون رو در غفلت هستیم. شاعر با شروع از شب قبل و رسیدن به شب بعد داره یک سیکل کامل از انفعال رو به نمایش میذاره! و میگه تنها جایی که به فکر تحرک و روز (آگاهی و پیشرفت) هستیم توی همون خواب غفلته! فکر کنم این بند شرح حال خیلیامون باشه که تمام عمر درجا زدیم و همیشه در حال رویاپردازی بودیم ولی همت نکردیم هیچ کدوم رویاهامونو عملی کنیم.
.
ادامه در کامنت
#بررسی_ابراهیم
Read more
<span class="emoji emoji1f338"></span> . بیستُ نُہِ هشتِ هزارُ سیصدُ پنجاهُ نہِ هجری شمسی . درست سی و شیش سال پیش فقط با ساعتی اختلاف ، ...
Media Removed
. بیستُ نُہِ هشتِ هزارُ سیصدُ پنجاهُ نہِ هجری شمسی . درست سی و شیش سال پیش فقط با ساعتی اختلاف ، توی همین هوای پاییزی ، تو همین اطراف ، نزدیک ، خیلی نزدیک تر از جایی که الان نفس میکشی ، واسه اولین بار با تموم قدرتی که تو وجود کوچیکت بود نفس کشیدی! سی و شیش سال پیش؛ این موقع، هیچ نمیدونسی ، یه روزی میرسه ... 🌸
.
بیستُ نُہِ هشتِ هزارُ سیصدُ پنجاهُ نہِ هجری شمسی
.
درست سی و شیش سال پیش فقط با ساعتی اختلاف ، توی همین هوای پاییزی ، تو همین اطراف ، نزدیک ، خیلی نزدیک تر از جایی که الان نفس میکشی ، واسه اولین بار با تموم قدرتی که تو وجود کوچیکت بود نفس کشیدی!
سی و شیش سال پیش؛
این موقع، هیچ نمیدونسی ، یه روزی میرسه که واسه ینفر با یک دنیا فاصله اونقــــــــــد عزیز میشی که این تاریخ حتی از تاریخ تولد خودشم براش شیرین تر میشه ،
اون روز نمیدونسی ، یکی با یک شبو روز فاصله واسه رسیدن تولدت ذوق داره ، واسه نوشتن حرفایی که امیدی نداره بخونی لحظه شماری میکنه ، یکی که هرسال همین روز تنها چیزی که از خدا برات میخواد یه سال زندگی با تن سالم و دلی شاده !
یکی که گاهی تو عین همه نا امیدیا امید داره خودش با دستای خودش اون چیزی که لایقته و واسه تولدت هدیه بده.
تو اومدی و من پنج ساله تو نبودت این روز جشن میگیرم و هرسال برات مینویسم.
این حس دلتنگی قشنگه؛
حس قشنگیه وقتی بایه عکس جدیدت دل خوش میشم و اون عکستو هی نگاه میکنمُ هی نگاه میکنم،
حس قشنگیه وقتی صداتو میشنوم ضربان قلبم تند میشه ، وقتایی که حرف میزنی ازین همه فاصله تصدقت میرم،
وقتایی که یه مصاحبتو اونقد مرور میکنم تا جزء به جزء حرفایی که زدی و بر شم و خیالم جمع شه که همچی ارومه ،
تو نمیدونی ولی من دیوانه وار حرکاتتو مرور میکنم ، که دلم قرص شه اون خندهات از ته دله ، که مطمئن شم چشات برق میزنن و حالت خوبه خوبِ، تو خبر نداری ولی فقط یه عکس میتونه به همه اینا دلخوشم کنه ،
دلخوشیای کوچیک من خنده دارن ، ولی تو نمیتونی باور کنی من با همینا زنده ام!
حس خوبیه وقتی هرازگاهی یه دلخوشی بهم میدی که واسه ادامه راهم انرژی داشته باشم،واسه ادامه ی دوست داشتنت...،
تولدت وقتیِ که من از قبلش دغدغم اینه چجوری با این همه فاصله بهت تبریک بگم.،
و اخرشم پناه میبرم به چند جمله و دوتا عکس و حسرت و حسرت..
.
تولدت به شیرینی رسیدن به آرزوهات،برات اونقـــدر آرزوهای خوب دارم که فکرشم نمیکنی،
#بیستُ_نه_آبان_مبارڪ
تولدت مبارک مرد پاییزی من ❤
.
29.8.95 _ 00:00
.
#kamranhooman
Read more
لطفاً بخوانید. #غم_بزرگ_رو_تبدیل_کنید_به_کار_بزرگ .مادرش گفته بود و او بهترین مجری این #فرمان ...
Media Removed
لطفاً بخوانید. #غم_بزرگ_رو_تبدیل_کنید_به_کار_بزرگ .مادرش گفته بود و او بهترین مجری این #فرمان بود. فرمانی بزرگتر از همه مادری‌هایی که برای همه هزاران دخترم و سه فرزند خودم، کرده‌ام. #توران هم در اجرای #فرمان_مادر به جای از دست دادن برادرش #فرهاد_میرهادی در اثر تصادف با ماشین، #مدرسه_فرهاد ... لطفاً بخوانید.
#غم_بزرگ_رو_تبدیل_کنید_به_کار_بزرگ
.مادرش گفته بود و او بهترین مجری این #فرمان بود. فرمانی بزرگتر از همه مادری‌هایی که برای همه هزاران دخترم و سه فرزند خودم، کرده‌ام.
#توران هم در اجرای #فرمان_مادر به جای از دست دادن برادرش #فرهاد_میرهادی در اثر تصادف با ماشین، #مدرسه_فرهاد و به جای از دست دادن فرزندش #کاوه_خمارلو ، در سیل شمال، #فرهنگنامه_کودکان_و_نوجوانان
را بنا نهاد. #غم‌های_بزرگ و #کارهای_بزرگ ...
.
قصه زندگی شخصی‌اش و ازدواج و ... هم بسیار زیباست. فیلم را ببینید.
فرزندش می‌گفت او دور خودش حبابی درست کرده بود که بدی‌ها رو نبینه تا بتونه به زندگی هدفمندش ادامه بده، حرف خیلی درستی‌ست. چون سال۵۸هم‌زمان #آموزش_پرورش چنین کسی را از فرآیند خدمت کنار گذاشت!!! مدرسه فرهاد رو از او گرفت!!! و همسر دوم‌ش #محسن_خمارلو فوت کرد. همسر اول‌ش #جعفر_وکیلی سال۱۳۳۳در دادگاه شاه اعدام شده بود ... چه کسی توان ادامه داره، جز با راهی که فرزندش گفت؟ وقتی می‌گم #اسطوره است، بی‌دلیل نیست ...
.
کاش بود و دست‌ش رو می‌بوسیدم، گفتم که خانم #توران_میرهادی از اسطوره‌های ذهنی من بوده و هست. از آن انسان‌هایی (نه فقط زن‌هایی) که توانست #عشق را به تمامه در #عرصه_زندگی به نمایش بگذارد. خانمی که «سپیدی موهای‌َش» را در کنار همه جوانی و علم و سایر توانایی‌های‌ش از دیگران دریغ نکرد. خداوند همه رحمت‌های ممکن را به روح این #زن_بزرگ عنایت کند ان‌شاءالله.
.
مثل همه مادرها به خودش حق می‌داد که هر لحظه از فرزندان‌ش خبر داشته باشد ولی پاسخِ درخوری برای این سوال که چرا موبایل رو قبول نمی‌کنی، نداشت. قشنگیِ ماجرا آن‌جاست که هر چند فرزندان‌ش این کار را دیکتاتوری نامیدند ولی مثل یک #فرزند_خوب این #دیکتاتوری_مادرانه را پذیرفته بودند، برخلاف بسیاری از جوانان امروز که #استقلال_شخصیتی ِ خود را در بزرگترین برخوردها با پدر و مادر می‌دانند!
.
چند ساعت محدود بیشتر از پخش اینترنتی فیلم نمانده. لطفاً ببینید.
.
ولی هدف من از این پست و #نکته_اصلی من در اینجا این است که غبطه می‌خورم به لطفی که #خدا در حق‌ش کرد. همیشه آرزوی‌م #توفیق_خدمت به مردم بوده. توفیق‌ی که در #نهایت_زیبایی و #نهایت_صمیمیت و #نهایت_عشق از طرف خدا به ایشان عنایت شد. خدای‌ش رحمت کناد 🥀
.
پی‌نوشت۱: تا الان سه بار فیلم را دیده‌ام. سیر نمی‌شم از دیدن‌ش ...
پی‌نوشت۲: الان در صفحه خانم #رخشان_بنی_اعتماد دیدم که اکران اینترنتی۴۸ساعت دیگه ادامه داره.
Read more
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه ...
Media Removed
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه ... (جنون قسمت نهم)
پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه می کنی.فکر کردم آدم عاقلی هستی اما تو فقط یه آدم مغرور و خودخواهی.خنده ای عصبی کردم و گفتم:انگار یه چیزیم طلبکاری؟با صورتی قرمز شده از عصبانیت باهام چهره به چهره شد و آروم گفت:هر چی دیدی ترس و توهمات روح سرگردان تو بوده آقا پسر.داد زدم یعنی دفعه دوم که بهم تنه زدی و منو کشوندی تو راهرو دانشگاه و گفتی دوسم داری یادت نیست؟یا همین امروز که اومدی جلو کلاس و من احمق و دنبال خودت به این خونه کشوندی.با عصبانیت فریاد کشید:آقاپسر تو فقط یه بار تنه خوردی و همون موقع افتادی و به کما رفتی,تازه چند روز نیست و فقط چهار ساعته فهمیدی؟گیج شده بودم...خدایا این چی داره میگه؟همونطور که داشت از پله ها بالا میرفت,کمی آرومتر شده بود.گفت:منم اول وضعیت تو رو داشتم.کم کم بهش عادت می کنی.به سمتش رفتم و در حالی که بدنم عین بید میلرزید گفتم:از اینکه سرت داد زدم معذرت می خوام.به چشمم خیره شد و گفت:نه ناراحت نشدم,درکت می کنم.بعد یه نگاه به آسمون انداخت و آه سردی کشید و گفت:اینجا مثل اونور نیست.زمان و مکان مطرح نیست.حتی شکل و اندازه اشیا و دور و نزدیک بودن فاصله ها.اینجا یه دنیای دیگس.نه فصل ها به موقع عوض میشن,نه شب و روز.چیزایی می بینی که وقتی زنده بودی تو خیالتت نمی تونستی ببینی.مثل خوابه یا کابوس یا یه چیزی شبیه اون.البته به آدمشم ربط داره.سرم و توی دستام گرفتم و گفتم:من خیلی می ترسم.دستشو روی دوشم گذاشت و به نشونه همدردی فشار داد.بهش یه نگاه کردم و در حالی که ازش دور می شدم گفتم:خواهش می کنم بهم زیادی نزدیک نشو.من اعتقاداتی دارم که...حرفم و برید و گفت:بازم یادت اینجا همه چی با اونور فرق داره,اینجا...اینبار من وسط حرفش پریدم و گفتم:من این چیزا حالیم نیست.کاری که حالم را بد کنه دوست ندارم پس لطفا فاصلت و با من رعایت کن.دستاشو به نشونه تسلیم بالا برد و گفت:اوه...باشه.بعد زیرلبی گفت:دیوونه و ازم دور شد.گفتم:شنیدم چی گفتی.شونه ای بالا انداخت و با خنده گفت:بیا بریم تو.بطرفش رفتم و گفتم:میشه باهام بیای بیمارستان‌,من واقعا وحشتزدم.ابرویی بالا برد و گفت:باشه,بریم***باورم نمیشد همیشه تو فیلما دیده بودم که مادری کنار تخت برای بچش قرآن میخونه.حالا عزیزجونه که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند... ادامه دارد(مهرا)
Read more
 #fettsnålt #lasagne Ena #vegetariskt och den andra med #köttfärs och liiiite ost! . .سلام، ...
Media Removed
#fettsnålt #lasagne Ena #vegetariskt och den andra med #köttfärs och liiiite ost! . .سلام، سلامى بدو بدويى لازانيا درست كردم اونم تند تند پسرى سورپريزمون كرد و با دخملش اومد پيشمون و مى خواستم قبل از اينكه بره حتما غذا بخوره و براى عروس جان هم ببره! دستور #لازانياى_مريمى را قبلا نوشتم. ... #fettsnålt #lasagne
Ena #vegetariskt och den andra med #köttfärs och liiiite ost!
.
.سلام، سلامى بدو بدويى
لازانيا درست كردم اونم تند تند😉
پسرى سورپريزمون كرد و با دخملش اومد پيشمون و مى خواستم قبل از اينكه بره حتما غذا بخوره و براى عروس جان هم ببره!
دستور #لازانياى_مريمى را قبلا نوشتم. رو هشتگ بزنين عكسها و نوشته هاى قبل را مى تونين ببينين.
🌺🌸🌺🌸.
.

#لازانيا را چرب و سنگين اصلا دوست ندارم و براي همين طبق روش زير اون را درست ميكنم:

براي نيم كيلو گوشت، يك پياز و هويج و سير تازه را ميكس ميكنم و و توي تقريبا يك قاشق غذا خوري كره تفت ميدم، بعد گوشت چرخ كرده را توي همون ظرف سرخ ميكنم و هيچ روغني اضافه نميكنم و بعد از سرخ شدن گوشت غير از رب كلي گوجه فرنگيه خرد شده بهش اضاف ميكنم و ادويه هايي مثل نمك و فلفل واويشن و پودر فلفل دلمه اي قرمز. در صورت دلخواه ميتونين بادمجون و يا فلفل دلمه اي و غيره سبزيجات در گوشتتون بزنين.

سس سفيد:
اين دفعه براي سس سفيدم اصلا كره استفاده نكردم. دو ليوان شير سرد و سه قاشق سر خالى ارد را با هم مخلوط كردم و روي حرارت كم گذاشتم و مرتب هم زدم وقتي كمي گرم شد و شروع به سفت شدن كرد كمي خامه و يك مشت پنير پيتزاي رنده شده توش ريختم تا سس كرمي بشه. نمك و فلفل در سس فراموش نشه. در دستور اصل پنجاه تا صد گرم كره را گرم كرده و ارد را توى اون كمى تفت مى دين و بعد يواش يواش شير را بهش اضافه كنين تا ارد توى شير حل شه و نصف ليوان پنير رنده شده را اضافه كنين.

ادويه اى كه من توى سس مى زنم نمى دونم تو ايران هست يا نه ولى ميكس از پياز و جعفرى و هويج و نمك و غيره هست. عكسش را مى گذارم.

اگر مثل خانواده ما لازانياي خشك دوست ندارين در ريختن سس دست و دلباز باشين و مايه گوشتتون را هم ابدار بردارين.
كف ظرف را با سس پر كنين و ورقه هاي لازانيا را بدون جوشوندن روي اون بزارين و دوباره سس بريزين و روي اون را مايه گوشت بزارين و همين كار را ادامه بدين تا ظرفتون پر شه.
حدود نيم ساعت تو حرارت ١٨٥ تا روش طلايي شه.

#لازانياى_مريمى

براى مامان، لاى ورقه هاى لازانيا را با سبزيجات پخته پر كردم و روش را اسفناج تفت داده شده در اخر ريختم.
.
نكته يواشكى: امشب يك اتفاق خوب داره مى افته😍
به اميد خدا و ارزوى خير و خوشى براى همه ما
Read more
. ایستاده مُردیم... دیشب قَهرِمان نشدیم ولی غرورمون برگشت... غرور ما اون تکل های رابو تو اوج ناامیدی ...
Media Removed
. ایستاده مُردیم... دیشب قَهرِمان نشدیم ولی غرورمون برگشت... غرور ما اون تکل های رابو تو اوج ناامیدی بود! ما باختیم،اما نه به قدرت حریف بلکه به ضعفِ دروازه بان،به ضعف داوری که یه بار دیگه نشون داد که حقشه ملت هنوز تو اینستا.... :))) بدون “مو صلاح” در اوج تنهایی فریاد زدیم و ادامه دادیم،عقب ... .
ایستاده مُردیم...
دیشب قَهرِمان نشدیم ولی غرورمون برگشت...
غرور ما اون تکل های رابو تو اوج ناامیدی بود!
ما باختیم،اما نه به قدرت حریف بلکه به ضعفِ دروازه بان،به ضعف داوری که یه بار دیگه نشون داد که حقشه ملت هنوز تو اینستا....
:)))
بدون “مو صلاح” در اوج تنهایی فریاد زدیم و ادامه دادیم،عقب افتادیم و برگشتیم...آخ از اون لحظه برگشت؛چه فریادی زدم چه گریه ای کردم...
دیگه برنگشتیم ولی تو اوج غم و اندوه وقتی دیدم اون پسر بچه داره گریه میکنه و پدرش با غرور شال گردنش رو بهش داد تا بلند کنه طعم تلخ شکست از یادم رفت...
وقتی هوادارها بلند شدن و خوندن که “تنها قدم نخواهی زد” همه چیز فراموش شد...
مثل خود لیوِر بِرد بلند شدم به آینده پرواز کردم...
مغرورانه شکست خوردیم...
افتخار میکنم بهتون حالا شما واقعاً برای من بیشتر از یک تیم اید...
شما لعنتی ها عشقید...❤️
Read more
ما چقدر حق داريم در مورد احساسات و آرزوها و تجربيات فرزندمون، تصميم گيرنده باشيم؟!اين حس مالكيت مطلق، ...
Media Removed
ما چقدر حق داريم در مورد احساسات و آرزوها و تجربيات فرزندمون، تصميم گيرنده باشيم؟!اين حس مالكيت مطلق، فقط به دليل اينكه ما تصميم گيرنده ى اومدنش بوديم، بدون در نظر گرفتن انسان بودنش و حق انتخابش، ناديده گرفتن حقوق اوليه ي و حداقلى انسانى نيست؟!مالكيت بي چون و چراى پدر و مادر و حق مسلم تصميم گيرى در ... ما چقدر حق داريم در مورد احساسات و آرزوها و تجربيات فرزندمون، تصميم گيرنده باشيم؟!اين حس مالكيت مطلق، فقط به دليل اينكه ما تصميم گيرنده ى اومدنش بوديم، بدون در نظر گرفتن انسان بودنش و حق انتخابش، ناديده گرفتن حقوق اوليه ي و حداقلى انسانى نيست؟!مالكيت بي چون و چراى پدر و مادر و حق مسلم تصميم گيرى در تمام مراحل، توليد،نگهدارى و حتى تا لحظه ى مرگ يك انسان كه اسمش فرزنده، يكى از بزرگ ترين گاف هاى بشريته...گافى عمدى، به دليل مشاركت جرم دسته جمعي اكثريت(فرزند امروز، پدر و مادر آينده هست كه فرصت عقده گشايي و ادامه دادن اين دور باطل رو در اختيار داره) ....حتى با پايان گرفتن زندگى قبيله اى كه ارزش فرد به عضويت در يك گروه بود و نه به فرديت...با سير نزولى فرهنگى جهان به دليل افزايش جمعيت افسارگريخته و مدل افزايش جمعيتى، اصلا اميدي هم ندارم كه روزى اين حق بشر، كه حتى براى قبل از تولدش هم قابل شناسايي هست، به رسميت شناخته بشه...
پي نوشت:تمام متن اين توييت براي من معنى ميشه كه من مي ترسم بچه م مثل من نباشه...و از اون بدتر تحت كنترل قراردادهاى ذهنى من نباشه...
پى نوشت بعدى: هميشه فكر مى كنم با گرفتن اين حق مالكيت، چند درصد از افراد همچنان با لذت در مورد حس و لذت پدر و مادر شدن مى گن و اصلا دست به اقدام و توليد نسخه تركيبي ژني خودشون مى زنند؟!
Read more
. . #Split (2016) ساخته ی #ام_نايت_شيامالان . فيلم از اونجايي شروع ميشه كه سه دختر نوجوان، توسط ...
Media Removed
. . #Split (2016) ساخته ی #ام_نايت_شيامالان . فيلم از اونجايي شروع ميشه كه سه دختر نوجوان، توسط يك بيمار رواني چند شخصيتي، دزديده ميشن؛ در ادامه داستان به هدف اين فرد از كارش مي پردازه. ام نايت شيامالان رو احتمالا به واسطه ي فيلم #حس_ششم با بازي #بروس_ويليس بشناسيد. اين نويسنده و كارگردان، ... .
.
#Split (2016)
ساخته ی #ام_نايت_شيامالان
.
فيلم از اونجايي شروع ميشه كه سه دختر نوجوان، توسط يك بيمار رواني چند شخصيتي، دزديده ميشن؛ در ادامه داستان به هدف اين فرد از كارش مي پردازه.
ام نايت شيامالان رو احتمالا به واسطه ي فيلم #حس_ششم با بازي #بروس_ويليس بشناسيد. اين نويسنده و كارگردان، به ساخت فيلم هاي ماوراءالطبيعه و مسائل غير عادي معروفه و اين فيلم هم تا حدي در اين زمينه هست. ضمن اينكه نحوه نگارش فيلمنامه و ساخت اين فيلم كمابيش مانند كار هاي قبلي اين فيلمساز هندي تباره و به نحوي امضاي اون رو روي اين اثر ميشه ديده.
اما در مورد فيلم، يك فيلم جذاب رو شاهدش هستيم كه مخاطب رو با خودش دنبال ميكنه و در كنار مناسب بودن مدت زمان فيلم، باعث ميشه بيننده خسته نشه؛ با اين حال از يك فيلم ترسناك/جناييِ سرگرم كننده فراتر نميره و خيلي ذهن رو درگير نميكنه. به عبارت ديگه يك فيلم خوب رو شاهدش هستيم و نه بيشتر.
نكته قابل تحسين فيلم، بازي #جيمز_مك_آوي در نقش يك بيمار چند شخصيتي با ٢٣ كاراكتر متفاوته، و پرداختن به هر كدوم از اونها، هنر زيادي رو ميطلبه.
در آخر، خوبه به اين نكته هم اشاره كنيم كه شيامالان با ارتباط دادن اين فيلم به يكي از فيلمهاي قبلي خودش در انتهاي فيلم، به جذابيت اين اثر افزوده كه البته براي اسپويل نشدن، اينكه با كدوم فيلم ارتباط داره رو اشاره نميكنيم! .
نمره پيج: ٧
.
#CN__Review
#CN__Split
#CN__M_Night_Shyamalan
#CN__James_McAvoy
#CN__Anya_Taylor_joy
#CN__Betty_Buckley
#CN__2016
#CN__
.
Read more
<span class="emoji emoji1f481"></span>‍♀️ سنی از تو گذشته زشته! این جمله رو بارها و بارها از زبون دیگران، در مورد اطرافیان یا خودمون شنیدیم ...
Media Removed
‍♀️ سنی از تو گذشته زشته! این جمله رو بارها و بارها از زبون دیگران، در مورد اطرافیان یا خودمون شنیدیم یا اینکه خودمون به دیگران گفتیم! توی تمام جوامع از سن به عنوان یک معیار عددی استفاده میشه در واقع سن فقط یک عدد محسوب میشه وبالاتر رفتن سن جرم و نقص نیست و مانع از لذت بردن از لحظات زندگی نمیشه و معتقد ... 💁‍♀️
سنی از تو گذشته زشته!
این جمله رو بارها و بارها از زبون دیگران، در مورد اطرافیان یا خودمون شنیدیم یا اینکه خودمون به دیگران گفتیم!
توی تمام جوامع از سن به عنوان یک معیار عددی استفاده میشه در واقع سن فقط یک عدد محسوب میشه وبالاتر رفتن سن جرم و نقص نیست و مانع از لذت بردن از لحظات زندگی نمیشه و معتقد هستند که آدمی تا زمانیکه نفس میکشه باید به بهترین وجه ممکن زندگی کنه و ضمن رعایت اخلاق و اصول انسانی باید نعمتهای خدا رو شکر بگه و هرکار وچیزی که خوشحالش میکنه رو میتونه انجام بده.
در واقع گذر زمان رو اینگونه ترجمه میکنن:
ما درجوانی تجربه چگونه زندگی کردن کسب میکنیم و در میانسالی و پیری از آن تجربه ها برای بهتر و شادتر زیستن استفاده میکنیم
اما در ایران سن از سی سال که فراتر رفت دیگه کم کم واسه هر کاری سنی ازت گذشته و زشته!
درواقع به نحوی باید فقط نفس بکشی و فقط در گذشته و با خاطرات گذشته زندگی کنی تا بمیری و به تعبیری در جوانی تجربه به دست میاریم وبا خود آن تجربه رو به گور میبریم

طرف دوست داره لباس رنگ شاد بپوشه:
وای سنی ازت گذشته این چه رنگیه؟
ماشین اسپرت دلش میخواد:
این واسه جووناس!
تنهاست دلش میخواد ازدواج کنه یا با یکی هم صحبت بشه: دیگه اینکارا از تو گذشته توى این سن!
دلش سفر تفریحی میخواد:
وای تو دیگه فکر آخرتت باش!
دوست داره ادامه تحصیل بده: واای برای چى دیگه؟!
و هزاران دل خواستنهای دیگه که در حد یک آرزو باقی می مونه تا مبادا زشت باشه..
اینجوریه که تو مملکت ما توریست خارجی میبینیم که سن اجداد ما رو داره ولی لباس اسپرت و تیپ جوونا رو زده بدون اینکه نگران تفاوت سنش با دیگران باشه و داره از لحظات زندگی استفاده مفید میکنه
تو هر سنی ازدواج میکنن ولباس عروسی میپوشن
دوستانشون همه گروه سنی هستن و عیب نیست
ملاک دوستی وازدواج تفاهم و احساس آرامش هست نه سن ولی اینجا پرسیدن سن فحش، و پاسخ دادن به آن ابزار شکنجه محسوب میشه.. بیاییم ما هم نگرش خودمون رو عوض کنیم این زندگی رو دوباربه هیچکس نمیدن.. پس اگه از ته دل کاری رو دوست دارین انجام بدید.
نگران سن و سالت نباش تا زمانیکه نفس میکشی دیر نیست و زشت نیست.. زشت اینه که عمرت رو زشت طی کنى.
.
#سامان_رضایی
‏ #road_of_sense
.
‏‎‏‎🍒عاشقانه ها در کانال تلگرام
‏‎‏‎لینک کانال در بیو🍒
‏@road_of_sense
Read more
 #خدایا_از_گناهانم_بگذر #همانگونه_که_از_آرزو_هایم_گذشتی . . با خود مگو که گیسوی مستانه ریخته بخت ...
Media Removed
#خدایا_از_گناهانم_بگذر #همانگونه_که_از_آرزو_هایم_گذشتی . . با خود مگو که گیسوی مستانه ریخته بخت سیاه ماست بر آن شال ریخته . . سلام روزگار . . . چه میکنی با نامردی مردمان!؟ من هم . . . اگر بگذارند ... دارم خرده های دلم را . . . چسب میزنم راستی این دل ... دل می شود؟؟!!!!!!! . . . : صفحه ... #خدایا_از_گناهانم_بگذر
#همانگونه_که_از_آرزو_هایم_گذشتی .
.
با خود مگو که گیسوی مستانه ریخته
بخت سیاه ماست بر آن شال ریخته
.
.
💔سلام روزگار . . .
چه میکنی با نامردی مردمان!؟
😳
من هم . . . اگر بگذارند ... دارم خرده های دلم را . . . چسب میزنم

راستی این دل ... دل می شود؟؟!!!!!!!
.
.
.
:
صفحه 233 آيه 98 سوره هود
.
خيلي بد
.
نه دنيا داره و نه اخرت
خلاف ظاهر موجه و شايد مقدسش
انگار پيروي كردن از كسي هست ك ادعاهاي تو خالي داره
يا قبول مشورت و يا دستور كسي ك خودشم ناوارده
#نباید_ادامه_داد
.
.
#ما_تجربه_کردیم_کسی_یار_کسی_نیست
#ما_تجربه_کردیم_دو_صد_بار_دروغ_است
#معشوقا_الی_العبد_یعنی_حسین
#من_المهد_إلى_اللحد
#نفرین_به_زمونه
#دلم_گرفته
#قرارمون_تو_آسمون
#اوس_کریم_خودت_درستش_کن
#خراب_کردن
#لعنت_الله_علیه
#دل
Read more
ادامه از پست قبل تام خونه اش رو به فروش گذاشت. به جز چند تا صندوق عكس و وسايل شخصى، دار و ندارش رو به اين ...
Media Removed
ادامه از پست قبل تام خونه اش رو به فروش گذاشت. به جز چند تا صندوق عكس و وسايل شخصى، دار و ندارش رو به اين و اون بخشيد و بقيش رو حراج گذاشت. حراجِ كلكسيونر ها و پولدارهاى هنر دوست. بهم گفت: در و ديوار و همه گوشه هاى اين خونه منو يادش ميندازه. من يه جفت تاسِ عاج فيلى رو از تاقچه جلوى در يادگارى برداشتم. نميدونم ... ادامه از پست قبل
تام خونه اش رو به فروش گذاشت. به جز چند تا صندوق عكس و وسايل شخصى، دار و ندارش رو به اين و اون بخشيد و بقيش رو حراج گذاشت. حراجِ كلكسيونر ها و پولدارهاى هنر دوست. بهم گفت: در و ديوار و همه گوشه هاى اين خونه منو يادش ميندازه. من يه جفت تاسِ عاج فيلى رو از تاقچه جلوى در يادگارى برداشتم. نميدونم يادگارِ چى. ولى شايد وقتى رفتم دهات بشينم كنار كوليا دم خيابون و يه دست باهاشون "باربوت" بازى كنم. قمارى كه تاس ميريزى رو زمين. نه مهره اى داره و نه استراتژى ميخواد. فقط يه جفت تاس، يه مشت اسكناس ميخواد و بخت
تام طبق وصيتِ روث، چند روز بعد از مرگ جنازش رو داد سوزوندن. خاكسترهاش رو هم تو يك جعبه عتيقه ريخت و آورد خونه. عينك و كلاهِ روث رو گذاشت روش و منتظرِ رفتن. با باقىِ پس اندازش هم يك كمپينگ تريلر خريد. بعد از فروش خونه با ساز و سگهاش و جعبه ى خاكسترِ زنش، واسه هميشه شيكاگو رو ترك ميكنه. ميره يك جاى دور افتاده تو ايالت ميشيگان و ماهى دوبار مياد شهر تا تو پاتوق هميشگى ترانه هاش رو بخونه. مگه كار ديگه هم ميشه كرد؟
سه سال و نيمِ قبل، تو دلِ يكى از سردترين زمستون هاى شيكاگو كه هواى منهاى بيست درجه، موجهاى درياچه رو هم منجمد كرده بود، يك روز صبح رفتيم دم ساحل فيلمبردارىِ كليپ يكى از ترانه هام كه شعرش رو واسه صمد نوشته بودم. دوستى كه چهارده سال پيش رو يه درخت گردو، در كوههاى حصارك زندگيشو تموم كرد. ترانه اى عاشقانه براى كسى كه هيچوقت برنميگرده و نبودنش مثل حفره اى سياه براى هميشه روى سينه ام نشسته. روث قبول كرد كه بازيگرِ كليپ باشه. چه روزى بود. دماى زيرِ صفر و لبخندهاى روث بينِ برداشت ها و سكانس ها. زنى كه شبها هوشيارِ شراب قرمز بود و روزها مستِ باغچه اش. مرگِ آدمها يكى از عادى ترين اتفاقهاى روزمره ست. مثلِ خود زندگى. چه بديهى هاتى. ولى عشق چى؟ عشق رو نميشه كنار خاكسترهاى زنت بزارى تو جعبه كه باد نبره. شيارها و چين و چروك هاى صورت شايد واسه همين باشن
منو باد برد
تو رو دريا
ته ابرا
بالا بالا
كاش بيفتم
غرق موهات
گم ات كردم
زير اين شهر
شهر روشن
شهرِ مست ام
شايد بايد
منم مست شم
چى ميگم چى ميگم من
كاش فراموشى بياد
باد مهر
سوزِ آذر
برف دى
بعضى دردا
بى دوا
مثل زندون
مثل عشق
...
Read more
. از پیج @leila.sadat313 . . .كلا يجورايي از تزيينيا جديد و متفاوت خوشم مياد از بس تكراري بود تزيينا ب اين سبك رو اوردم يكم تفاوت ايجاد بشه و نميدونستم رو شله زرد نتيجه خوبي داره يا نه ولي خودم با توجه ب زمان كم و نتيجه قشنگش ك خيلي راضي بودم (بماند ك نوستالژي اي ك تزييناي سنتي ايجاد ميكنه قابل ... .
از پیج
@leila.sadat313
. .
.كلا يجورايي از تزيينيا جديد و متفاوت خوشم مياد 😅
از بس تكراري بود تزيينا ب اين سبك رو اوردم يكم تفاوت ايجاد بشه و نميدونستم رو شله زرد نتيجه خوبي داره يا نه ولي خودم با توجه ب زمان كم و نتيجه قشنگش ك خيلي راضي بودم👌😄 (بماند ك نوستالژي اي ك تزييناي سنتي ايجاد ميكنه قابل قياس نيس👌❤️)
. .
[email protected] .🌺👈🏻براي اين سبك تزيين حتما بذاريد روي شله روزتون ببنده و سفت بشه و بعد با استفاده از قلمو و رنگ خوراكي ادامه ميديم. براي وسط گلها از سياه دونه استفاده شده. من رنگ سبزم ژله اي بود ك با كمي روغن رقيقش كردم بعد كشيدم. اما رنگ قرمزم مايع بود. رنگهامم ايراني هستن و واقعا راضيم☺️👌 با اب لبو و زعفران غليظ هم ميشه☺️..
.
. ✅طرز تهيه شله زرد و يسري نكات . . 👈مواد لازم:برنج ١پيمانه،شكر٢و نيم پيمانه، گلاب نصف استكان، زعفران و هل دم كرده يا پودر هل، دو قاشق نشاسته، كره٥٠گرم
👈طرز تهيه:برنج رو از شب خيس ميكنيم .قبل اينكه بذاريم رو گاز با دست برنج ها رو ورز ميديم تا خورد بشن و بعد با اب ميذاريم خوب بپزه جوري كه برنجا خوب وا بره بعد مقداري از زعفرون دم كرده و كره رو مي ريزيم تا رنگش ب خورد برنج ها بره نشاسته رو با اب سرد حل ميكنيم و قبل اضافه كردن شكر اون رو هم اضافه ميكنيم و بعد از اون شكر و خلال رو ميريزيم و هم ميزنيم كه ته نگيره و در ده دقيقه اخر گلاب و پودر هل و باقي زعفرون رو ميريزيم.
. 👌يسري نكات :
👈میتونید بادامی رو که میخواین به شله زرد اضافه کنید،از قبل تو گلابی که برای شله زردتون نیاز دارید بخیسونید و وقت اضافه کردن گلاب که رسید با هم اضافشون کنید،توصیه میکنم اینکار رو حتما امتحان کنید،چون هم خلال باداماتون نرم میشه و هم مثل بادامهای شله زردهایی که تا حالا خوردید بی مزه نمیشه. .
👈زعفران رو هیچوقت مستقیماً در شله زرد نریزید،مقدار مورد نظرتون از زعفران رو در آب جوش حل کنید و به موادتون اضافه کنید. .
👈از برنج ايراني استفاده بشه كه خوب وا بره .
👈یه نکته خیلی مهم هم اینه که هر چقدر میخواید شله زردتون قوام داشته باشه باید بزارید اول برنجتون به حالتی غلیظتر از اونچیزی که میخواید شله زردتون باشه برسه،و بعد شکر رو اضافه کنید،چون بعد از اضافه کردن شکر شله زرد یکمی شلتر از حالتی که برنج خالیتون داشته میشه
.👈🏻مقدار آب بسته ب نوع برنجتون داره كه چقدر رِي ميكنه...ولي حداقل ٦برابر برنجتون اب ميخاد
. .
👈❤️دوستان اگر مطلبي براتون مفيد واقع شد ممنون ميشم در دلتون صلواتي نثار حضرت محمد ص و اهل بيتش بفرماييد.
. .

كپي بدون ذكرمنبع⛔️ .
.
Read more
ازتون ميخوام اگه امسال كسي ناراحتتون كرد و قلبتون و شكست صاف تو روش وايسيد و بهش بگيد كه چيكار كرده،چون ...
Media Removed
ازتون ميخوام اگه امسال كسي ناراحتتون كرد و قلبتون و شكست صاف تو روش وايسيد و بهش بگيد كه چيكار كرده،چون اگه سكوت كنيد نه تنها هيچوقت نميفهمه چيكار كرده بلكه حق رو هم به خودش ميده و اخرشم شما ميشيد آدم بده!... ازتون ميخوام اگه كسي حرف ناحق بهتون زد و بهتون توهين كرد تو روش وايسيد و جوابش رو بديد، فك نكنيد ... ازتون ميخوام اگه امسال كسي ناراحتتون كرد و قلبتون و شكست صاف تو روش وايسيد و بهش بگيد كه چيكار كرده،چون اگه سكوت كنيد نه تنها هيچوقت نميفهمه چيكار كرده بلكه حق رو هم به خودش ميده و اخرشم شما ميشيد آدم بده!...
ازتون ميخوام اگه كسي حرف ناحق بهتون زد و بهتون توهين كرد تو روش وايسيد و جوابش رو بديد، فك نكنيد اگه از خانواده ي با اصالت و اصل و نسب داري هستين بايد سكوت كنين! نه!...
ازتون ميخوام اگه رفت و آمد با كسي حس خوبي بهتون نميده، بخاطر اينكه زشته، بده، عيبه رابطتون رو ادامه نديد، چون پاش بيوفته اون آدم اينكارو برات نميكنه، حتي بعضا ديده شده كه با تريلي هم از روتون رد ميشه!...
ازتون ميخوام منافع ديگران(كسي كه بهتون نزديك نيست) رو ب منافع خودتون ترجيح نديد، چون اون ادم نه تنها اينكار و براي شما نميكنه، بلكه طلبكارم ميشه...
ازتون ميخوام انقدر بي وقفه محبت نكنيد كه بعد از مدتي ب وظيفه تبديل شه،يه مدت اينكار و انجام ندين؛ببينين واقعاً دوستون دارن يانه!
ازتون ميخوام اگه رابطه اي يه طرفه داره پيش ميره، به اميد اينكه محبتتون طرف و شرمنده كنه و سرعقل بياره،محبت نكنين! چون يه روز خاليِ خالي و بي انرژي ميشين و با كلي خستگي ميبينين كه اون آدم ديگه تو زندگيتون نيست...
ازتون ميخوام كه بدي هاي آدم هارو خيلي كوچيك نكنين،خوبي هاشونم خيلي بزرگ نكنين،چون اينجوري طرف و ميكنين خدا و بعدش دست خودتونم بهش نميرسه!...
ازتون ميخوام اگه ديدين كسي بي دليل و بي حرف براتون قيافه گرفت و اذيتتون ميكنه و بهتون تيكه ميندازه يا يهو سراغتون و نميگيره و ناپديد ميشه ناراحت نشيد،چون قطعاً طرف بيماره،آدم سالم مياد مشكلش و ميگه و اهل قيافه گرفتنم نيست، بنابراين حرص نخورين و شور هم نزنين...
ازتون ميخوام از گفتن حرفهاتون نترسين، چون اگر كسي شما رو بخواد بايد با عقايدتون بخواد،سكوت كردن و نقش بازي كردن فقط آدم رو از درون پير و خسته ميكنه...
و در آخر اينكه بيشتر براي خودمون و دلمون زندگي كنيم،بيشتر بخنديم،بيشتر همديگه رو درآغوش بگيريم،بيشتر ببوسيم، راحت تر عذرخواهي كنيم،بيشتر قدر خودمون و همراه هاي زندگي مون رو بدونيم،بيشتر خودمون رو دوست داشته باشيم.
Read more
بعد از ديدن اين ويديو و شنيدن اين فرياد ِ " ولم كن "انقدر ناخن هام و توي مشتم فرو كردم جاش درد ميكنه ... انقدر به حال دختران و زنان سرزمينم و همچنين خودم #اشك ريختم نايي برام نموند .. اين" #درد " رو تا زن نباشي نميفهمي ، اين خشم رو تا از نزديك لمس نكني ادعاست اگه بگي حسش ميكنم ! من و دختران سرزمينم بارها در اين ... بعد از ديدن اين ويديو و شنيدن اين فرياد ِ " ولم كن "انقدر ناخن هام و توي مشتم فرو كردم جاش درد ميكنه ... انقدر به حال دختران و زنان سرزمينم و همچنين خودم #اشك ريختم نايي برام نموند .. اين" #درد " رو تا زن نباشي نميفهمي ، اين خشم رو تا از نزديك لمس نكني ادعاست اگه بگي حسش ميكنم ! من و دختران سرزمينم بارها در اين شرايط بوديم و هستيم ، بارها توهين ها و اهانت ها و بد دهني هاي اين از خدا بي خبر هارو شنيديم و گذشتيم ، چرا؟ چون راهي نبود ، چون همين كه زنده ولمون كنن بايد راضي باشيم .. چون ما توو بدترين نقطه ي تاريخ سرزمينم گير افتاديم ..
بعد از ديدن اين فيلم دوباره يادم افتاد كه چقدر اين زخم هارو خورديم و بغضش رو قورت داديم كه الان با شنيدن اين #فرياد " ولم كن " سر باز ميكنه و از چشامون سرازير ميشه !
ولمون كنيد ،، اره ولمون كنيد خسته شديم از بس به خاطر تحجر شما قشر بي سواد جامعه زندگي رو به خودمون سخت گرفتيم ، از بس #نفس نكشيديم كه شما با خيال راحت هر كاري دلتون ميخواد بكنيد
.
اگر مردي ، بيا ايران و " #زن" باش
اين جمله تكراريه اما هميشه واقعي ترين جمله ايه كه ميشه گفت .. از مردان سرزمينم توقع زيادي ندارم ، فقط كاش اگه ادعا ميكنن اين درد رو ميفهمن و لمس ميكنن از امروز اگه توي خيابون ديدن گشت ارشاد داره دختري رو ميبره به جاي ايستادن و از دور نگاه كردن و گاها خنديدن! برن جلو اجازه ندن ، حمايت كنن ،، اين كمترين كاريه كه ميتونن انجام بدن !
.
اين و بدونيد درسته كه اين جو ايجاد شده و پست كردن اين ويديو و ابراز همدردي و خشم و شرمندگي توسط همه دوباره مثل تمام اتفاقات ديگه تب و تابش ميخوابه و فراموش ميشه ، اما هرگز فراموش نكنيد كه اين درد براي ما زنان هميشه ادامه داره ، هميشه و هر روز ! و ما هر روز با غمگين ترين حالت ممكن جوري كه دلمون نميخواد از خونه بيرون ميايم و با ترسناك ترين حالت ممكن از كنار پليس هامون و خيلي از مردان سرزمينمون رد ميشيم!! #نه_به_خشونت_علیه_زنان
#دختران #سرزمينم
#درد_مشترک
Read more
کوله‌پشتی روایت سفر زندگیه سفری که برای من نه‌چندان آغازی داره و نه‌چندان پایان ... هر نام و عنوانی ...
Media Removed
کوله‌پشتی روایت سفر زندگیه سفری که برای من نه‌چندان آغازی داره و نه‌چندان پایان ... هر نام و عنوانی که برای این سفر بگذارم مفهومش تفاوت چندانی نمی‌کنه برام؛ سفر زندگی، سفر آفرینش، سفر قهرمانی، سفر درون، سفر روح، سفر خودشناسی ... این مفهوم برای من اون‌قدر غنی و عمیقه که می‌تونه خیلی از مفاهیم دیگه‌ی ... کوله‌پشتی روایت سفر زندگیه سفری که برای من نه‌چندان آغازی داره و نه‌چندان پایان ... هر نام و عنوانی که برای این سفر بگذارم مفهومش تفاوت چندانی نمی‌کنه برام؛ سفر زندگی، سفر آفرینش، سفر قهرمانی، سفر درون، سفر روح، سفر خودشناسی ... این مفهوم برای من اون‌قدر غنی و عمیقه که می‌تونه خیلی از مفاهیم دیگه‌ی زندگیم رو با خودش همراه و هم‌سفر کنه.

دوست عزیزم امیر مهرانی چند سالیه حرکتی رو با عنوان "کوله‌پشتی" برای به اشتراک گذاشتن تجربیات سالی که رو به پایانه راه انداخته که پیام اصلیش پرسیدن چند پرسش اثربخش در روزهای پایانی سال از خودمونه؛ کلیدی‌ترین پرسشش اینه:
چگونه کوله‌ام را ببندم؟
فرض کنید که یک کوله‌پشتی دارید که قرار است تجربیاتی را از امسال در آن بگذارید و با خود به سال بعد ببرید. تجربیاتی که کمک می‌کند شما در سال جدید انسانی توانمند‌تر باشید.
بهترین تجربیات مثبتی که در کوله‌ی خود می‌گذارید و با خود به سال بعد می‌برید چیست؟

طی سال‌هایی که امیر رو می‌شناسم رابطه‌مون هم سفر جالبی رو پیموده: از نویسنده‌ی وبلاگ و خواننده، سخنران و شنونده، کوچ و کوچی، استاد و شاگرد گرفته تا حالا که مدتیه سعادت این رو دارم که در جایگاه دوست و هم‌آفرین در تحقق بخشیدن به یک رؤیای مشترک همراه امیر باشم ...
با این توصیف یکی از ارزشمندترین چیزایی که من از امسال با خودم به سال آینده می‌برم این رؤیای مشترکه. رؤیای مشترک من و امیر برای یادگرفتن و یاددادن ... ما معتقدیم که کوله‌پشتی می‌تونه فراتر از یک حرکت یا کمپین آخر سال، یک فلسفه و رویکرد فکری و اجرائی برای خلق روش‌های نوی آموزشی باشه.
در ادامه، ما داریم داستان سفرمون برای "هم‌آفرینی رؤیای کوله‌پشتی" رو قدم به قدم و شفاف با کسانی که باهامون همراه و همسفر می‌شن به اشتراک می‌گذاریم.
از طریق اکانت کوله‌پشتی با ما همراه باشید:
@dreambackpack
Read more
. زندگی خیلی وقته که یه بازی عجیب راه انداخته! میدونی منظورم چیه؟! راستش فکر کنم شبیه یه شوخیه؛خودش ...
Media Removed
. زندگی خیلی وقته که یه بازی عجیب راه انداخته! میدونی منظورم چیه؟! راستش فکر کنم شبیه یه شوخیه؛خودش اول بازی رو شروع میکنه، یه کشیده محکم میزنه تو گوشت! اما ادامه بازی به تو بستگی داره، اگه بزنی زیر گریه، دومی رو هم میزنه، میدونی چرا؟! چون از آدم ضعیف بدش میاد... ولی اگه تو روش وایسی و تو چشمات ... .
زندگی خیلی وقته که یه بازی عجیب راه انداخته!
میدونی منظورم چیه؟!
راستش فکر کنم شبیه یه شوخیه؛خودش اول بازی رو شروع میکنه،
یه کشیده محکم میزنه تو گوشت!
اما ادامه بازی به تو بستگی داره،
اگه بزنی زیر گریه، دومی رو هم میزنه،
میدونی چرا؟!
چون از آدم ضعیف بدش میاد...
ولی اگه تو روش وایسی و تو چشمات رنگ ترس رو نبینه قضیه خیلی فرق میکنه؛
زندگی آدمای قوی رو خیلی دوست داره...
درست مثل اون بچه حاضرجوابی که بزرگترا بعد از هربار مزه ریختنش، جلوی روش نمیخندن که روش زیاد نشه ولی از جنمش خوششون میاد!
خیلی عجیبه نه؟!
زندگی همیشه همینقدر عجیبه...
اینارو گفتم که بدونی هرچقدم که بهت سخت بگیره ولی تو دلش هیچی نیست،
اگه یه وقت هم چیزی بهت گفت تو به دل نگیر...
فقط قوی باش
اونوقت عاشقت میشه...
قوی باش
فقط همین...
#ساغر_سردشتی
.
.
.
#دسر_كيك_بستني_نداپز
اين دسر خيلي خوشمزس و من خيلي دوسش دارم
١٠٠ گرم شكلات تخته اي شيرين
٢ ليوان شير
يك بسته ٢٠٠ گرمي خامه صبحانه
٢٠٠ گرم كيك شكلاتي براوني ( من اماده خريدم به صورت بسته بندي فقط كيك و با كمك دستم پودر كردم )
٥٠ گرم شكلات تخته اي سفيد براي تزيين
وانيل نوك ق چ
بستني وانيلي ٣ ق غ
شكر در صورت نياز ( بايد بچشين اگه شيرينيش كم بود اضافه كنيد )
ژلاتين ٢ ق غ ( به همراه نصف ليوان اب بن ماري كنيد )
ابتدا شكلات تيره شيرين رو بن ماري كنيد
شير رو روي حرارت بزارين گرم كه شد بهش شكلات و بستني و خامه و به دماي محيط رسيده رو اضافه كنيد و هم بزنيد با هم زن دستي تا يكدست بشه روي حرارت ملايم بچشين اگه شيرينيش كم بود شكر اضافه كنيد ( توجه داشته باشين كه ژلاتين بن ماري در اخر بايد اضافه بشه پس در نظر بگيرين شيرينيشو ) شكر حل شد حرارت رو خاموش كنيد( من شكر اضافه نكردم چون بستني كافي بود براش ) كيكي كه با دست پودر كردين رو بهش اضافه كنيد هم بزنيد و در انتها ژلاتين رو اضافه كنيد و هم بزنيد
قالب من قالب بستني هست و جاي چوب بستني داره
ابتدا مقداري از مايه دسر و داخلش ريختم ٥ تا ١٠ دقيقه فريزر قرار دادم نيم بند ك شد چوب بستني رو قرار دادم و روش دسر ريختم و داخل يخچال قرار دادم تا ببنده دورشو با نوك چاقو ازاد كردم و به ارومي از قالب در اوردم احتياجي به چرب كردن قالب نداريم
سپس شكلات سفيد رو بن ماري كردم وقتي كمي خنك شد و از حرارت افتاد روي دسر ريختم و روش پودر مغزيجات ريختم
Read more
هیچی نگفت ، انگار توی گوش یک جسد سیلی زدم . بلند شدم و رفتم به سمت در اتاق ، بغض کرده بود و گفت : میشه نری ؟ ...
Media Removed
هیچی نگفت ، انگار توی گوش یک جسد سیلی زدم . بلند شدم و رفتم به سمت در اتاق ، بغض کرده بود و گفت : میشه نری ؟ برگشتم به سمتش ، تیغ توی دستم بود و با لحن طلبکارانه ایی گفتم : میفهمی داری چی میگی ؟ فکر منو کردی ؟ فکر پدر و مادرتو چی ؟ اینهمه آدم توی این دنیا به این بیماره مبتلان ، همشون میکشن خودشون رو ؟ با دست راستش ... هیچی نگفت ، انگار توی گوش یک جسد سیلی زدم . بلند شدم و رفتم به سمت در اتاق ، بغض کرده بود و گفت : میشه نری ؟
برگشتم به سمتش ، تیغ توی دستم بود و با لحن طلبکارانه ایی گفتم : میفهمی داری چی میگی ؟ فکر منو کردی ؟ فکر پدر و مادرتو چی ؟ اینهمه آدم توی این دنیا به این بیماره مبتلان ، همشون میکشن خودشون رو ؟ با دست راستش که میلرزید اشکشو پاک کرد . دلم سوخت . رفتم نزدیکش ، نشستم نزدیک ویلچرش .
به صورتش نگاه کردم ، به چشم های قرمزش به گونه های پف کردش که قرمز شده بودن ، سکوت کرده بودیم .بعد از چند لحظه گفت : چرا من ؟ مگه چیکار کردم که این جوری گرفتار شدم ، میگن کسی که خودشو بکشه جهنمیه ، من چه گناهی کردم که هم توی این دنیا ساکن جهنمم هم توی اون دنیا . غرورشو حس می کردم وقتی موقع گفتن این جملات بهم نگاه نمی کرد .دوباره گریه کرد و کلماتی که میخواست بگه زیر صدای گریه اش گم شد.
یک ادم هر چه قدر هم درون گرا باشه بالاخره یک روزی ، یک گوشه ایی ، تمام مشکلاتش رو بالا میاره ، یا توی تنهایی خودش یا جلوی کسی که بهش اعتماد داره .
دکتر پرسید : بالاخره تو رو دوس داشت و حتما بهت اعتماد هم داشته .
چشمامو ریز کردم و گفتم : اینو نمی دونم که هر کسی که ما رو دوس داره بهمون اعتماد هم داره یا نه ! ولی من انگار باران رو توی قرار اخر شناختم ، همون روز ، کاش همه ی قرار هامون قرار اخر بود .
دوس داشتم زمان رو نگه دارم و به حرف هاش گوش بدم ، همه چیز ساکن بود .آه بلندی کشید و ادامه داد : کاش میتونستم بدون استفاده از این چرخ های لعنتی بیام سمتت ، مثل قبلا ، بدون هیچ ترسی بهت وابسته تر شم ، سرمو انداختم پایین و اروم گفتم : اهووم !
با لحن طلبکارنه ایی پرسید : پس چرا نمی زاری این زندگی رو تموم کنم ! من چند شبه دارم تلاش می کنم اما دستام میلرزه و موفق نشدم .
#محمدرضا_حسین_پور
#قسمت_یازدهم
(بخش دوم)
#رقص_باران
Read more
 #طبیعت 🤩 ماکو هر تیکه از طبیعتش منو یاد یه نقطه از ایران میندازه. دشت‌های سبز و پهناورش منو یاد دشت‌های ...
Media Removed
#طبیعت 🤩 ماکو هر تیکه از طبیعتش منو یاد یه نقطه از ایران میندازه. دشت‌های سبز و پهناورش منو یاد دشت‌های گلستان میندازه، سرسبزی رودخونه‌هاش و ابشاراش یاد گیلان، کوهستانهاش به یاد کردستان ... یهو به خودم میام میبینم نه تو گلستانم و نه گیلان و نه کردستان. اینجا #آذربایجانه ! ... آذربایجانی که داره ... #طبیعت 🤩
ماکو هر تیکه از طبیعتش منو یاد یه نقطه از ایران میندازه. دشت‌های سبز و پهناورش منو یاد دشت‌های گلستان میندازه، سرسبزی رودخونه‌هاش و ابشاراش یاد گیلان، کوهستانهاش به یاد کردستان ... یهو به خودم میام میبینم نه تو گلستانم و نه گیلان و نه کردستان. اینجا #آذربایجانه ! ... آذربایجانی که داره هر لحظه منو بیشتر شیفته‌ی خودش میکنه که بشه اونجایی که یه تیکه از قلبمو واسه همیشه میون سرسبزی دشت‌هاش و صدای رودخونه‌هاش جا بذارم. اذربایجانی که تو یه لحظه بارون خیس خیست میکنه، باد میزنه و پروازت میده و همون لحظه افتاب غافلگیرت میکنه. اینجا بهاره، همون بهاری که هیچیش قابل پیش بینی نیست..☘️
📌سه عکس اول از #رود_ارس هستش ( به ترکی ؛ اراز)،همون رودی که ترکیه راه افتاده و به مرز ایران و ارمنستان میرسه و تا مرز و در نهایت به اذربایجان میرسه. یه ویدیو از سکوت و ارامشش تو استوری گذاشتم، ببینینش حتما🤩 📌 عکس چهارم از روستای #چاوقون که اصلا انتظار اینهمه سرسبزی نداشتم ازش😍 توی این مسیر جنگلی که مشخصه میشه انقدر پیش رفت تا به اون کانالای عکس‌پنجم رسید. رد کانال رو که ادامه بدین به یه ابشار میرسین که تو عکس اخر میبینیدش😍 از بکر بودنش، زیبا بودنش چی بگم؟ انقدر تو این سالها هرچی ابشار دیدم بسکه فضا سازی شده بود یا شلوغ بود که اصلا نتونستم حس طبیعیشو بگیرم و ازش لذت ببرم❤️و اینجا از نظر بکرموندن این طبیعتش، عالیه! 📌 دو تا عکس اخر #حاجی_لک_لک رو مشاهده میکنین😂 اینا تو روستایی که سکونت داریم (روستای خوک) واسه خودشون زندگی‌های دارن😍 اقا سهرابی میگفت، معمولا وسطای پاییز میرن و اسفند برمیگردن به روستا.. یه جوری اینا جدی رو تیر برقا واستاده بودن واسه خودشون که فک میکردی بابت پولی چیزی گرفتن😂
.
. ‎ #ماکوگرام #ماکو #ماکوگردی #بریم_ماکو #ماکوگرافی #سفرنامه_ماکو
#maku #Maku_Gram #visitmaku #trip2maku .
#صحرا_میره_سفر
#ماکو_نامه_صحرا
Read more
يه خانم تقريباً مسن تو فاميل داريم كه يه نسبت دور نسبى با مادرم داره از هيچ نظر با هم جور در نميايم نه ...
Media Removed
يه خانم تقريباً مسن تو فاميل داريم كه يه نسبت دور نسبى با مادرم داره از هيچ نظر با هم جور در نميايم نه از لحاظ ظاهرى ، نه اعتقادى و نه از نظر فرهنگى و تربيتى تنها نقطه ى مشتركمون محبت و ارادتيه كه به مادرم دارنه البته خيلى سال قبل روابط،نزديك و صميمانه بوده بعد از مدتها نوروز امسال مهمان مادر بودن من ... يه خانم تقريباً مسن تو فاميل داريم كه يه نسبت دور نسبى با مادرم داره
از هيچ نظر با هم جور در نميايم
نه از لحاظ ظاهرى ، نه اعتقادى و نه از نظر فرهنگى و تربيتى
تنها نقطه ى مشتركمون محبت و ارادتيه كه به مادرم دارنه
البته خيلى سال قبل روابط،نزديك و صميمانه بوده
بعد از مدتها نوروز امسال مهمان مادر بودن
من كمى با تأخير رسيدم
ماشاالله ده دوازده نفر خانم و آقا با تيپ هاى اوووفففف!!!!😦😦
به احترام مادر با همشون خيلى گرم سلام و عليك كردم
مامانم هم هى حاج آقا حاج آقا به ناف ما ميبست و جلوى اونها،به روش خودش احترام ميكرد
خدا شاهده سه دقيقه نگذشته بود كه همون خانمه يه بادى به غب غب انداخت و با تكبر رو به دختر ها ،عروسها و دامادهاش گفت:اين مهرداد خان رو ميبينيد كه ماشاالله واسه خودش شده حاجّ آقاااا😒
من هزار بار پوشكش رو عوض كردم
بعد ادامه داد به قدرى شيطون بازيگوش بــود كه نگــو،از اويزونى اب دماغ تا جك جونور بازى و چيز هاى زشت ١٨+
ده دقيقه همينطور جلوى زنُ بچه ى ما گفت و گفت
با هر جمله اش خونه از شليك خنده ها منفجر ميشد
(عنايت بفرماييد ده ه ه دقيييقه)
😐😐
و آخرش هم رو به من كرد و پرسيد مهرداد جان خودت هم يادته؟
يه نفسى عميق براى كظم غيظ كشيدم و گفتم بعله دختر عمه خيييلى چيز هايى يادمه😈😈
شوهرش گفت:اون موقع كه ما عروسى كرديم تو چهار پنج سالت بود،محاله چيزى يادت باشه
من فقط در هفت هشت جمله
گفتم:محمد آقا اون ماشين قرمزه كه صندوق عقبش خراب بود يادتونه؟
_آره،اون هيلمنه
_اون شيشه هاى اب شنگولى دست ساز مخصوصت براى فروووش تو صندوقش چى؟
يادتونه توتون سيگار هاتون رو خالى ميكردين و دوباره با يه جور علف پرش ميكردين؟
-😨تو اينها رو از كجا يادته!؟
بسّه ديگه،ما جوان و جاهل بوديم يه غلط هايى كرديم،حالا سر پيرى جلو بچه ها شرف ما رو نبر
بعد رو كردم به دختر عمه و گفتم:😈دختر عمه هنوز هم به خوردن تخم مرغ خام علاقه دارى؟يا مث اون موقع ها بلدى از ديوار مدرسه بپرى و فرار كنى
يادته تو پارك به يه مرده،شماره دادى كه بياد خواستگارى اما اون كيفت رو دزديد و فرار كرد؟
با هول، پريد وسط حرفم و گفت:كافيه،ول كن،خودت چطورى اوضاع احوالت چطوره
گفتم من خوبم اما اجازه بدين ماجراى مسخره اى كه از نامه ى شما به پسر كبرىٰ خانم به پا شد رو تعريف كنم يه كم بخنديم دور هم
يا باختن شرط خوردن كرم باغچه سر اين كه كى زود تر شوهر ميكنه
خلاصه اون روز بدون جنگ و خون ريزى تمام شد
اما برام سواله كه آيا باز هم ميان خونمون يا نع!ينى مياااان؟😁😁😁
Read more
. تا اینجا نه سالن ۱۲هزار نفری آزادی رو برای برگزاری جشن ۵سالگی دکترسلام دادن نه سالن شهدای هفتم تیر ...
Media Removed
. تا اینجا نه سالن ۱۲هزار نفری آزادی رو برای برگزاری جشن ۵سالگی دکترسلام دادن نه سالن شهدای هفتم تیر که سال گذشته اونجا بودیم، و نه سالن شهید شیرودی رو! ظاهرا این سالنها رو فقط به برنامه‌های انتخاباتی آقای روحانی میدن که بیاد وعده بده و رای جمع کنه؛ وگرنه اگه قرار باشه مراسمی اونجا برگزار بشه و صدای ... .
تا اینجا نه سالن ۱۲هزار نفری آزادی رو برای برگزاری جشن ۵سالگی دکترسلام دادن نه سالن شهدای هفتم تیر که سال گذشته اونجا بودیم، و نه سالن شهید شیرودی رو!
ظاهرا این سالنها رو فقط به برنامه‌های انتخاباتی آقای روحانی میدن که بیاد وعده بده و رای جمع کنه؛ وگرنه اگه قرار باشه مراسمی اونجا برگزار بشه و صدای مطالبات و مشکلات اقتصادی مردم باشه اجازه برگزاری بهش نمیدن!
پیگیری تیم دکترسلام همچنان ادامه داره تا ببینیم بالاخره یک سالن در این شهر برای جشن دکترسلام پیدا میشه یا نه!
.
پی‌نوشت: ثبت نام از طریق ارسال پیامکی نام و نام خانوادگی و نام استانتون به شماره ۳۰۰۰۱۱۶۳ همچنان ادامه داره.
.
.
#دکترسلام
#آزادی_بیان
#آزادی
#روحانی
Read more
Loading...
Load More
Loading...