داره من رییس دو

Loading...


Unique profiles
3
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Arak, Iran, دانشگاه علوم پزشکی ایران, خرمشهر
Average media age
612.9 days
to ratio
3.7
من واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیکار باشید که بخواید خاطره کنکور منو بدونید، وگرنه همون پست قبلی میگفتم راستش ...
Media Removed
من واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیکار باشید که بخواید خاطره کنکور منو بدونید، وگرنه همون پست قبلی میگفتم راستش پدر من دکتری داره! نه از این الکیا! خلاصه بعض خودمون نباشه آدم حسابیه و به انگلیسی و روسی هم مسلطه! ولی ایرادش اینه که نمیدونه مملکت غیر از دکتر مهندس، رییس‌جمهور هم میخواد! واسه همین اصرار ... من واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیکار باشید که بخواید خاطره کنکور منو بدونید، وگرنه همون پست قبلی میگفتم

راستش پدر من دکتری داره! نه از این الکیا! خلاصه بعض خودمون نباشه آدم حسابیه و به انگلیسی و روسی هم مسلطه! ولی ایرادش اینه که نمیدونه مملکت غیر از دکتر مهندس، رییس‌جمهور هم میخواد! واسه همین اصرار داشت برم دانشگاه دولتی

اون موقع دانشگاه آزاد دفترچه مفت میداد و شهریه نجومی میگرفت! دانشگاه دولتی ولی برعکس بود. پدرم پول داد که ما بریم دفترچه بگیریم

تو راه اداره پست بودم که دفترچه بخرم، پول هم تو جیبم که یهو یکی از بچه‌ها جلوی پای ما واستاد! خودتون رو جای من بذارید، شما بودید شمال میرفتید یا دفترچه پست میکردید؟

اولش خواستم دفترچه بخرم، یادم افتاد که سال قبل با وجود اینکه ما تو محله شهران از سهمیه مناطق محروم به واسطه روستای کن استفاده میکردیم رتبه هفتاد و پنج گرفتم. البته نامردا سه تا صفر هم جلوش زده بودن که مشخصا توطئه بوده

خلاصه جاتون خالی عجب شمالی بود

ولی روز کنکور نه تنها من و برادر بزرگترم، بلکه پسرخاله‌ها و پسردایی و پسر دخترعموی مادرم هم خونه ما بودن تا همه از اونجا بریم امتحان

مادرم همه رو از زیر قرآن رد کرد، فقط چون تعداد زیاد شده بود آمار از دستش در رفت و من به رختخواب برگشتم

مادرم ظهر فهمید که خونه‌ام و به پدرم توضیح داد! پدرم در حالی که کاناپه رو بلند کرده بود بالای سرم ایستاد و گفت اگه راست بگی نمیزنم! گفتم با پولش رفتم شمال، ولی زد

بر اثر ادغام مهره سه و چهار گردن تا کنکور آزاد تو بیمارستان بودم. بعد بابام منو برد سر جلسه و به مراقب‌ها نحوه استفاده از اسلحه رو توضیح داد. بعد از امتحان هم تا اعلام نتایج تو انفرادی بودم که به لطف خدا قبول شدم و پدرم رضایت داد

خلاصه خواستم بگم اگه یه موقع بین کنکور و شمال گیر کردید خیلی نگران نباشید، کاناپه جدیدا سبکتر هستن و وقتی تو سر می‌خوره فقط چهار سانت از قد آدم کم میشه

عوضش شمال آب و هوایی داره که نگو

ترانه مربوطه
سفر کردم که کنکورو نرم دیدم نمیشه
بابام میگه که هرچی میزنم آدم نمیشه

پ‌ن یک
کنکوریا خداقوت

پ‌ن دو
کاش کنکور حذف می‌شد به جاش تک می‌آوردن! اینهمه پول کلاس کنکور و تست زنی و مشاوره بخدا روا نیست تو این وضعیت اقتصادی! جمعش کنید لطفا

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #کنکور #خاطره #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #کنکور_دارم_مزاحم_نشو #کاناپه #عکس_قدیمی #زمان_دختریام #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_کارت_ورود_به_جلسه_ندارد #دانشجور #عکس_دانشجوری #ومن_الله_التوفیق
Read more
Loading...
همیشه می‌گن به هم نخندیم، با هم بخندیم! ولی این دفعه من می‌گم بیاید به خودمون بخندیم. به خودمون بخندیم که دم انتخابات که می‌شه هرچیزی رو باور می‌کنیم! یادتونه نماد انتخاباتی ما چی بود؟ گوش پاک کن! شعارمون هم این بود که مدیران گوش‌هاشون رو پاک کنن صدای مردم ره بشنون، مردم هم گوش‌هاشون رو ... همیشه می‌گن به هم نخندیم، با هم بخندیم! ولی این دفعه من می‌گم بیاید به خودمون بخندیم.

به خودمون بخندیم که دم انتخابات که می‌شه هرچیزی رو باور می‌کنیم!

یادتونه نماد انتخاباتی ما چی بود؟

گوش پاک کن!

شعارمون هم این بود که مدیران گوش‌هاشون رو پاک کنن صدای مردم ره بشنون، مردم هم گوش‌هاشون رو پاک کنن دروغ‌های مسئولین ره بشنون!

الان همه می‌شینید می‌گید اگه رئیسی رئیس‌جمهور می‌شد فلان و بهمان! بابا، من که نمی‌گم به اونا رای بدید! ولی وقتی دروغ به این روشنی می‌شنوید جیغ نزنید! کف نزنید! هورا نکشید که طرف دندوناتون ره بشماره!

حالا هم دندونامون ره شمرده، می‌گه اقتصاد از این بهتر نمی‌شه! باز یه گروه میان دفاع می‌کنن! ببین!

درست مث بچه‌های خوب می‌رفتید اسم من ره می‌نوشتید مینداختید تو صندوق! حداقل تو این گرونی‌ها و بدبختی‌ها شریک نبودید!

ما اوضاع‌مون از وقتی خراب شد که مردم به جای مطالبه‌گر تبدیل به هوادار شدن! سطح خواسته‌ها پایین اومد!

مردی با عبای شکلاتی شد کاپشن، کاپشن هم شد کلید! ما طرفدار نمادیم! نمی‌دونم یه ماه گذشته از طلا و ماشین نخریدن یا نه، ولی من که به خوبی دارم ارزونی رو حس می‌کنم!

مردم! رعیت ساده دل من، بعنوان رییس‌جمهور واقعی از شما تقاضا می‌کنم دنبال هرکی که صداش بلندتره نرید!

ترانه مربوطه
تو می‌گی که اقتصاد مملکت مثل پلنگه
من می‌گم بگو عزیزم! تو دروغاتم قشنگه

پ‌ن یک
اولین دابسمش من بود، چطوره؟

پ‌ن دو
فقه شیعه می‌گه اگه یه کاری کنید که باعث یه اتفاقی بشه تو اون اتفاق سهیم هستید

پ‌ن سه
برای مجلسی که تو این اوضاع از وزرای اقتصادی حتی سوال نمی‌پرسه حیف توپ

پ‌ن چهار
وقتی آتش‌افروز و آتش‌نشان یه نفر هستن من شک می‌کنم

پ‌ن پنج
هواداران روحانی و احمدی‌نژاد و علی کریمی و بقیه به جز صادق می‌تونن حمله رو شروع کنن

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #انتخابات #دلار #اقتصاد #روحانی #جهانگیری #بازار #اعتصاب #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_ده_تا_دروغ_بعدی_ت_ره_هم_باور_کنم #همه_چی_آرومه #من_چقد_خوشحالم #مجلس #لیاخف #گروهک #اغتشاشات #شلوغی #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_نه_پول_داره_نه_کار_زن_هم_میخواد #فقه_شیعه #ومن_الله_التوفیق
Read more
سلام عید همه‌تون مبارک امیدوارم که گوسفند درون‌مون رو قبل از هرچیزی بکشیم و اگر هم ان‌شاءالله تمکن مالی برای قربانی کردن داریم به جای اینکه برای پز دادن، گوشت رو به دوست و آشنا و عفترخاله و کفترعمه بدیم به مستمندها و نیازمندهای دور و نزدیک برسونیم دنبال این هم نباشید که آبرودار باشه یا نباشه، ... سلام
عید همه‌تون مبارک

امیدوارم که گوسفند درون‌مون رو قبل از هرچیزی بکشیم و اگر هم ان‌شاءالله تمکن مالی برای قربانی کردن داریم به جای اینکه برای پز دادن، گوشت رو به دوست و آشنا و عفترخاله و کفترعمه بدیم به مستمندها و نیازمندهای دور و نزدیک برسونیم

دنبال این هم نباشید که آبرودار باشه یا نباشه، بود که چه بهتر، نبود هم امانتی خدا رو به دست صاحبش برسونید.

اما بعد اینکه مادرم امروز تو جاکارتا مصاحبه کرد و از ما عذرخواهی کرد، هرکاری کردم نتونستم ببخشمش، ولی اون مربی چینیه رو تونستم به جای مادرم ببخشم

ضمن اینکه متاسفانه مجری برنامه اونجا که میگه عزیزم منظورش من نیستم، منظورش مادرمه

در آخر هم می‌خوام به مادرم بگم نگران نباش، ستون‌های خونه سالم هستن و سقف اتاق خواب شما هنوز سر جاشه! بالاخره این اتفاق ممکنه برای هر خانواده‌ای بیفته، پس همینکه ما و بابا زنده‌ایم خدا رو شکر کن

به بچه‌ها هم توصیه می‌کنم حتی اگه باباتون اصرار کرد تو خونه دینامیت درست نکنید، یه کم خطر داره

ترانه مربوطه یک
خونه خالی
خونه غمگین
خونه تار و ماره بی تو

ترانه مربوطه دو
چیکار کردی چیکار کردی نگو نه
اگر چه گردن بابا گذاشتی
خودت بودی که این کارا رو کردی
برای کارت م عذری نداشتی

ترانه مربوطه سه
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
که باران بلا می بارد از بابایمان بر سر

پ‌ن یک
بابام بهم گفته یه جوری قبل از اومدن به مادرت بگو که شوکه نشه

پ‌ن دو
بابا یاد بگیر! هزارساله هی میری اینور و اونور یه بار از ما معذرت خواهی نکردی که نبخشیمت

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #سفر #مادر #خونه_خالی #خونه_مجردی #بابام #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_ستون_به_سقف_خونه_بزنم #اگرچه_با_استخوان_خویش #انفجار #این_همه_تی_ان_تی_برای_مهمونی_مجردی_لازم_بود؟ #لابد_لازمه_پسرم #نگران_نباش #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_برگشته_پسرش_است_که_تو_جیبش_یه_بمب_عمل_نکرده_داره_که_هرروز_تو_اتاق_خوابش_منفجرش_میکنه #از_الان_سلطان_غم_مادر #از_الان #ومن_الله_التوفیق
Read more
و اما کنکور! یه مشت پیرو پاتال الان نشستید دارید می‌گید آخ آخ آخ ولی این مطلب هیچ ربطی به شما نداره! ...
Media Removed
و اما کنکور! یه مشت پیرو پاتال الان نشستید دارید می‌گید آخ آخ آخ ولی این مطلب هیچ ربطی به شما نداره! چون کنکور الان هیچ ربطی به کنکور اون موقع نداره! راستش اون وقتا کنکور مثل جام جهانی بود! یعنی باید خودت رو از وسط نصف می‌کردی تا تازه برسی به جام جهانی! بعد صعود از مرحله گروهی یعنی قبولی در کنکور! ... و اما کنکور!

یه مشت پیرو پاتال الان نشستید دارید می‌گید آخ آخ آخ ولی این مطلب هیچ ربطی به شما نداره! چون کنکور الان هیچ ربطی به کنکور اون موقع نداره!

راستش اون وقتا کنکور مثل جام جهانی بود! یعنی باید خودت رو از وسط نصف می‌کردی تا تازه برسی به جام جهانی! بعد صعود از مرحله گروهی یعنی قبولی در کنکور! بعد کسی تو جام جهانی قهرمان می‌شد که سراسری تهران قبول بشه!

الان ولی فرق داره!

الان کنکور مثل جام جهانیه! یعنی بدون باخت و گل خورده می‌رسی به جام جهانی! اونم به عنوان اولین تیم! بعد دیگه مث قبل نیست که! ژاپن و کلمبیا هم از مرحله گروهی صعود می‌کنن! مگه اینکه مث ایران بخوای پزشکی بخونی که تو گروه مرگ شانس کمتری داری!

خلاصه که هرکی کارت ورود به جلسه بگیره از الان قبوله! خیلی به خودتون فشار نیارید! حالا پزشکی تهران و مهندسی شریف قبول نشدید هم نشدید! بیکار بیکاره دیگه! چه فرقی می‌کنه از کجا مدرک گرفته!

ولی قدیما خیلی استرس داشت و من از چند شب مونده به امتحان استرس می‌گرفتم! یه اخلاق عجیبی هم که داشتم استرس می‌گرفتم غذا زیاد می‌خوردم!

الان یه عده نشستن عین مونگلا نیششون رو باز می‌کنن می‌گن منم استرس می‌گیرم همینجوری‌ام! شما هیچکدوم‌تون به جز حسین کریمی اینجوری نیستین! شما حجم میان‌وعده رو ببین در تصویر آخه!

خلاصه که چند سال بعد نزدیک ایام کنکور که می‌شد اون استرس میاد سراغم! بعدش هر وقت اسمش می‌اومد، بعد هر وقت آموزشگاه می‌دیدم! بعد دیگه کم کم کارت دانشجویی و کتاب و جزوه سیمی هم استرس می‌داد! حتی یه بار مداد دیدم اینجوری شدم.

خواستم بگم نگران نباشید نوگلای باغ علم! برید کنکور بدید گند بزنید تو برگه‌ها و هار هار به زندگی بخندید! بالاخره باغ علم هم نیاز به کود داره!

ترانه مربوطه
اگه چشمات منو می‌خواست توی خونتون می‌موندم
اگه کنکور داده بودم صنعتی شریف می‌خوندم

پ‌ن یک
کنکوری‌ها خسته نباشید

پ‌ن دو
پدرا، مادرا، بخدا اگه می‌بینید ام‌اس زیاد شده علتش استرسه! دکتر نشد هم نشد! نکنه پشیمون بشین. آدم موفق اونه که خوب زندگی کنه و هیچ چیزی تو دنیا ارزش اینهمه استرس نداره

پ‌ن سه
اگه درخواست زیاد بود خاطره کنکورم رو می‌نویسم

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #کنکور #دانشگاه #شریف #قیف #امتحان #سختگیری #مدرسان_شریف #گاج #قلمچی #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_کنکور_ریاضی_رتبه_اول_بشم #خرخون #خرنزن #تست #کلید_سوالات #تقلب #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_با_لیسانس_الکی_دوسال_پا_کوبیده_الانم_بهش_کار_نمیدن #امید_به_خدا #ومن_الله_التوفیق
Read more
 #پست_ویژه همون طور که از طریق استوری ملاحظه کردید من دیروز عمل جراحی کوچکی داشتم و دیشب رو توی بیمارستان ...
Media Removed
#پست_ویژه همون طور که از طریق استوری ملاحظه کردید من دیروز عمل جراحی کوچکی داشتم و دیشب رو توی بیمارستان خوابیدم. همه یکصدا و با شمارش من بگید بلا به دور! یک... دو... سه... آفرین اما اتفاقات بسیار جالب تو همین بیست و چهارساعت افتاد. به محض ورود یه اس ام اس با این مضمون برام ارسال شد(عکس دوم) فهمیدم ... #پست_ویژه
همون طور که از طریق استوری ملاحظه کردید من دیروز عمل جراحی کوچکی داشتم و دیشب رو توی بیمارستان خوابیدم. همه یکصدا و با شمارش من بگید بلا به دور! یک... دو... سه... آفرین

اما اتفاقات بسیار جالب تو همین بیست و چهارساعت افتاد. به محض ورود یه اس ام اس با این مضمون برام ارسال شد(عکس دوم)

فهمیدم کار تمومه! یعنی عین چفیه و پلاکی که تو آژانس شیشه‌ای برای حاج کاظم فرستادن این پیام هم واضح و روشن بود!

وارد اورژانس که شدم دیگه مریض‌ها رو به یه چشم دیگه نگاه می‌کردم! البته حس اونا هم تغییر کرده بود. رفتم پیش دکتر!

دکتر من و به تختم برد و تازه بازی شروع شد. هر پنج دقیقه یه مریض با کلی سیم و بند و بساط میومد و از مادرم میپرسید: حالش خوبه؟! دکترها هنوز قطع امید نکردن؟! ان‌شاءالله زودتر دکترها بگن ببینیم تکلیف مون چی می‌شه با میّت! راستی گروه خونی‌ش چیه؟

مجتبی هم در مورد کلیه‌ها توافق کرده بود! بابام گفته بود پونزده به بالا هرچی فروختی مال خودت! اونم صحبت از پنجاه تومن می‌کرد. می‌گفت مال یه رییس‌جمهور بوده که ده صبح می‌اومده پاستور ساعت دو بر می‌گشته!

بالاخره ما رو بردن اتاق عمل و طرف یه سوزن سه متری به کمر ما زد که بی حس بشیم. حالا من استرس داشتم خفه می‌شدم.

اونایی که می‌گن استرس نداره که یا همین الان سکوت می‌کنن یا با پشت دست می‌خوابونم تو اینستاگرام‌شون!

آقا بی حس شد و برید و دوخت و کار تموم شد و اومدیم ریکاوری از اونجا دیگه باغ وحش شروع شد! حتی من شنیدم بیمارستان از یکی دو نفر تو خیابون پول گرفته بود که بیان یه خرس واقعی ببینن!

از اتاق عمل که بیرون اومدم دیدم مادرم داره گریه می‌کنه! فهمیدم بابام سهم بلیط فروشی بیمارستان رو گرفته ولی سهم مامان رو نداده و اونم گریه می‌کنه! دایی و خاله هم اومده بودن کمک مامان ولی بابا با پول‌ها فرار کرده بود.

الانم کسی حاضر نیست پول ترخیص رو بده! بابا معتقده ولش کنیم به بیمارستان فشار میاد ولش می‌کنه! ولی مامان می‌گه ممکنه تو این نوسانات قیمت دلار یهو قلبش رو به قیمت بفروشند!

ترانه مربوطه
من سرگردون پاره
تو رو دکتر می‌دونسم

پ‌ن یک
الان یه مورفین زدم اون بالا بالاهام

پ‌ن دو
خدایی خانواده یه چیز دیگه‌س

پ‌ن
جاداره از فاضل چوپان جوری تشکر کنم که انگار نه انگار خانواده نشسته

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #بیمارستان #بستری #عمل #اتاق_کثیف #پدر_مادر #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_کلیه_مو_به_تو_اهدا_کنم #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_مورفین_دوس_ندارد_و_درد_میکشد #ومن_الله_التوفیق
Read more
بخشی از یادداشت من در مجله سه نقطه که الان رو دکه هاست: زمان ما خیلی فوتبال دیدن مد بود، حتی اسم پسرها ...
Media Removed
بخشی از یادداشت من در مجله سه نقطه که الان رو دکه هاست: زمان ما خیلی فوتبال دیدن مد بود، حتی اسم پسرها رو به خاطر تیم مورد علاقشون میذاشتن شاهین. البته شاهین شده بود پرسپولیس، ولی نمی شد اسم بچه رو گذاشت پرسپولیس، نمونه ش همین داداش بزرگ خودم! در کل این نام گذاری تمام خانواده پرسپولیسی و دو آتیشه ما ... بخشی از یادداشت من در مجله سه نقطه که الان رو دکه هاست:

زمان ما خیلی فوتبال دیدن مد بود، حتی اسم پسرها رو به خاطر تیم مورد علاقشون میذاشتن شاهین. البته شاهین شده بود پرسپولیس، ولی نمی شد اسم بچه رو گذاشت پرسپولیس، نمونه ش همین داداش بزرگ خودم! در کل این نام گذاری تمام خانواده پرسپولیسی و دو آتیشه ما رو تحت الشعاع قرار داد

به خاطر برادرم اسم منم شد شاهرخ! البته به خاطر شاهرخ بیانی که اون سالها تازه پرسپولیسی شده بود! بابا گفته بود بازیکنی که به خاطر عشقش از پول استقلال گذشته و اومده پرسپولیس ارزشش رو داره که اسمش رو روی پسرت بذاری! ولی ماجرا این بود که سال بعد از تولد من شاهرخ رفت العربی! بابام روزهای اول منو هرچیزی صدا می کرده الا شاهرخ! گاه و بیگاه هم تا چشمش به من می افتاد به همه فحش می داد و میگفت بچه های ناخواسته خانواده ها رو بهم میریزن!

آقا بهزاد شوهر خالم خیلی بابام رو مسخره میکرد، اصلا کارش همینه! میگفت بچه رو هو یا هوشّه صدا کن! اینجوری راحت تری! بابام یه مدت بهم میگفت "این"، اون ایام بالاخره تموم شد، بابام یه شام مفصل داد و به همه گفت از این به بعد اسم من صفره! اونم به خاطر صفر ایرانپاک! چون صفر ایرانپاک هیچ وقت از پرسپولیس بیرون نرفت و بابا اینجوری خیالش راحت بود که آقابهزاد دهنش بسته میشه! ولی چون ثبت احوال زیر بار نمیرفت خانواده مامان منو همون شاهرخ صدا میکردن! شوهرخاله بهزاد هم به جای صفر بهم میگفت مسافرت!

بالاخره بابا با وجود گریه های مدام مامان، در سن سه سالگی، توی یه بازی تیم ملی منو برد استادیوم آزادی و به شاهرخ بیانی توضیح داد که چه مشکلی تو خانواده ما پیش اومده و ممکنه خانواده از هم بپاشه! جالبه که عمو بهزاد همین کار بابا رو هم مسخره می کرده و با کنایه می گفته العربی رو تو بدبخت کردی!

البته شاهین می گفت که ما چون طبقه دوم بودیم و استادیوم هم پر بود ممکنه شاهرخ بیانی صدای بابا رو نشنیده باشه، ولی بابا همیشه اصرار داشت به خاطر اون بود که سال بعد پول های عربی رو ول کرد و برگشت پرسپولیس، هرچند، عمو بهزاد هیچ وقت زیر بار نرفت! بابا اون سال دوباره به همه شام داد و بازگشت من رو به وضعیت شاهرخ اعلام کرد!

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #یادداشت #طنز #مجله #سه_نقطه #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_دونه_دونه_مطالب_مجله_سه_نقطه_رو_پست_کنم #ولی_سردبیر_جرم_میده #باور_کن #تبلیغ #طنز_شیک #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_توی_مجله_ای_کار_می_کند_که_گیر_نمی_آید #هست_ولی_کم_هست #ومن_الله_التوفیق
Read more
Loading...
یک تا حالا خرمشهر رفتی؟ دو نصف شب با یه پیکان قرمز از شهر بیرون اومدم، بعضی وقت‌ها پیاده می‌شدم و به زمین دست می‌زدم که ببینم بارون میاد یا نه، ولی زمین خشک بود! (پدر هنوز وقتی تعریف می‌کند چشم‌هاش خیس می‌شوند، آنقدری که به پایین نگاه می‌کند و ناخودآگاه دست روی زمین می‌کشد) دیگه امیدی نبود، ... یک
تا حالا خرمشهر رفتی؟

دو
نصف شب با یه پیکان قرمز از شهر بیرون اومدم، بعضی وقت‌ها پیاده می‌شدم و به زمین دست می‌زدم که ببینم بارون میاد یا نه، ولی زمین خشک بود! (پدر هنوز وقتی تعریف می‌کند چشم‌هاش خیس می‌شوند، آنقدری که به پایین نگاه می‌کند و ناخودآگاه دست روی زمین می‌کشد)

دیگه امیدی نبود، دستور به عقب نشینی داده بودن، کاری هم نمی‌شد کرد، چند روز بعد هم یک نفر به نام هاشمی آخرین نفری بود که از شهر بیرون اومد.

سه
رییس به من می‌گفت ریشم را کوتاه کنم، ولی پیرمرد همیشه دست توی ریشم می کشید و می‌گفت: ریش به این می‌گن! باید شونه توی ریش گیر کنه!

من خوشحال بودم، رییس اما نمی‌توانست روی حرف پدر شهید جهان‌آرا چیزی بگوید!

دفتر ما زیاد می‌آمد، دنبال یک چیزی بود که برای خرمشهر ببرد، حالا تو بگو یک خودکار! پیرمرد آبرویش را دست گرفته بود و سنگر به سنگر دنبال آجر آجر گمشده‌ی شهرش می‌جنگید! آجرهایی که هنوز خیلی‌هاشان پیدا نشده‌اند، حتی سال‌ها بعد از اینکه پیرمرد از بین ما رفت!

چهار
من آزادی خرمشهر را توی روایت فتح ندیدم، نه حتی توی آپارات و یوتیوب! من صحنه‌های آزادی خرمشهر را توی تنهایی محمدمهدی همت دیدم، توی خلوت پدرم، توی لبخند احمد بنادری، توی قد و قامت خم شده‌ی پدر شهیدجهان‌آرا، توی سکوت مرتضی قربانی، توی غیبت متوسلیان، توی خلوص شهید احمدکاظمی، من آزادی خرمشهر را توی نوحه ممد نبودی ببینی دیدم! من آزادی خرمشهر را هنوز می‌بینم.

هرجایی غیر از خرمشهر که بگویی آزادی خرمشهر را دیده‌ام!

پنج
چی شده؟! چی شده که جنگ به اون سختی رو بردیم ولی از پس دوزار ده شاهی حساب و کتاب زندگی مردم بر نمیایم؟! نکنه از پشت خنجر خوردیم؟! کی داره خیانت می‌کنه؟! خون تک تک مردمی که خون دل می‌خورن گردن ماست، چه کاره‌ای باشیم و چه نباشیم، وای اگه جواب ما نگاه باشد!

شش
شهیدمحمدعلی جهان‌آرا: بچه‌ها، اگر شهر سقوط کرد آن را دوباره فتح خواهیم کرد؛ مواظب باشید که ایمانتان سقوط نکند.

پ‌ن یک
بچه‌ها، ایمان‌مان سقوط نکند!

پ‌ن دو
مکالمه بیسیم شهید احمدکاظمی در زمان آزادسازی خرمشهر

پ‌ن سه
شادی روح امام و شهدا صلوات

#مرتضی_درخشان #خرمشهر #ایمان #جهان_آرا #جبهه #شهید #شهادت #مدافع_حرم #دفاع_مقدس #ومن_الله_التوفیق
Read more
سلام عیدتون مبارک ایشون که در تصویر اول می‌بینید مادرم هستن! الان یه سری عین منگول‌ها می‌پرسن کدوم! ...
Media Removed
سلام عیدتون مبارک ایشون که در تصویر اول می‌بینید مادرم هستن! الان یه سری عین منگول‌ها می‌پرسن کدوم! اون چینی سمت چپیه مادر منه! خوبه؟! اما تو عکس دوم مادربزرگمه که عکس منو دستش گرفته! بنده خدا فکر می‌کنه مادربزرگ کریستین رونالدوئه! واسه همین عکسام رو جمع می‌کنه. طفلی چشمش نمی‌بینه یه بار پوستر ... سلام
عیدتون مبارک
ایشون که در تصویر اول می‌بینید مادرم هستن! الان یه سری عین منگول‌ها می‌پرسن کدوم! اون چینی سمت چپیه مادر منه! خوبه؟!
اما تو عکس دوم مادربزرگمه که عکس منو دستش گرفته! بنده خدا فکر می‌کنه مادربزرگ کریستین رونالدوئه! واسه همین عکسام رو جمع می‌کنه. طفلی چشمش نمی‌بینه یه بار پوستر باب اسفنجی رو جای من بهش فروخته بودن
عکس سوم و چهارم هم مادرمه ولی عکس پنجم! عکس پنجم خودمم میخوام ببینم کسی نیگا نیگا کرده تو رو؟! خدا شاهده میام موبایل چک میکنم اگه یه نفر اسکرین شات گرفته باشه یا لایک منظوردار کرده باشه گوشی‌شو خاموش می‌کنم
راستش مادرا شبیه همدیگه هستن، مثلا خونه میری دعوات می‌کنه! خونه نمیری، بازم دعوات میکنه. یه شب خونه نمیری چلوماهیچه دارن، میری خونه، شلغم با بروکلی بخارپز دارن! موبایلش و درست میکنی تا یه ماه ماشینشم خراب شه مقصر تویی، درست نمیکنی بیغیرت و نامردی. خلاصه که مادره دیگه! همینا دوست داشتنیش می‌کنه
خدا بیامرزه مادرای اسیر خاک رو، مادر و زندایی بابام رو، مادرای خودتون رو حفظ کنه و به مادرای شهدا بخصوص مادر مفقود الاثرها هم صبر بده

عکس آخری هم خیلی هم خیلی مهمه! اینهمه ادعامون میشه که پشت همدیگه‌ایم ولی یه کار خیر به این بزرگی و خوبی رو زمین مونده

به علیرضا سلمانیان مثل چشمم اطمینان دارم

آقا شب عیده! همه کم و بیش پول دارن، برا خودت یه پیرهن کمتر بخر! بخدا طلبکار از سر و کول خیّرها پایین نمیاد. واسه ما افت داره که خیّرها مجبور باشن تلفن جواب ندن
بسم الله

ترانه مربوطه
مادر من
مادر من
چرا زدی تو سر من

پ‌ن یک
میلاد حضرت زهرا س مبارک باشه

پ‌ن دو
برید تو کانال قسمت اول سریال رو ببینید، منتشر شده

پ‌ن سه
عید جهادی، هرکی پایه ست آماده باشه تا بگم

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #روز_مادر #روز_زن #مادر #مادرشهید #مادرشوهر #مادرزن #مادربزرگ #خیریه #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_بهترین_کادوی_دنیا_رو_بخرم #پسرم_تو_آدم_بشی_از_همه_چی_برای_من_با_ارزش_تره #دیالوگ_تکراری #همه_شنیدیم #به_خدا_زشته #به_خیریه_کمک_کنید #کسر_لاتی_داره #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_به_خیریه_کمک_نمی_کند_و_مایه_سرافکندگی_مادرش_شده #حضرت_زهرا_س #ومن_الله_التوفیق
Read more
Loading...
بابا ما خیلی خوبیم! ما تو دنیا اولیم! ما حتی از تراکتورسازی هم بهتریم... بله... البته از اتاق فرمان ...
Media Removed
بابا ما خیلی خوبیم! ما تو دنیا اولیم! ما حتی از تراکتورسازی هم بهتریم... بله... البته از اتاق فرمان اشاره میکنن که تراکتورسازی تو دنیا اوله بعد ما دومیم. ولی از شما بهتر کی دیده آخه؟ خداشاهده که با رعایت کامل موازین شرعی و قانونی و حقوقی و قضایی و امنیتی و اطلاعاتی و عرفی و با حضور موثر نماینده تام ... بابا ما خیلی خوبیم! ما تو دنیا اولیم! ما حتی از تراکتورسازی هم بهتریم... بله... البته از اتاق فرمان اشاره میکنن که تراکتورسازی تو دنیا اوله بعد ما دومیم. ولی از شما بهتر کی دیده آخه؟

خداشاهده که با رعایت کامل موازین شرعی و قانونی و حقوقی و قضایی و امنیتی و اطلاعاتی و عرفی و با حضور موثر نماینده تام الاختیار گشت ارشاد، دست تک تک شما رو می‌بوسم و به دوستی با شما افتخار می‌کنم.

چه اونا که با هزارتومن شریک این خونه ها شدن و چه اونا که میلیونی سهم دادن، چه اونا که شیر کردن و چه اونا که دلشون بود و زورشون نمی‌رسید که تو این بازار خراب کمک کنن!

خواستم بگم خاک گلدون همه‌تونم ولی چون دیدم کود می‌دید به گلدوناتون و جدیدا هم کود انسانی وارد کردن گفتم چه کاریه! خاک پاتونم، حتی اگه با اون پاها برید دششویی! بالاخره ساخت وطن یه چیز دیگه‌س!

درد و بلای دونه دونه‌تون بخوره تو سر هرچی مسئول بی بخار و بی غیرت تو این مملکته که ازش بر میاد و کار نمی‌کنه.

ان‌شاءالله که درد و رنج و بلا یه روزی از سر مردم دنیا رخت ببنده که شما گلریزون کنید که من با پولاتون برم مالدیو کیف کنم شما هم بگید برو دست علی به همرات برای تو راهم لقمه نون پنیر بفرستید.

سال که به این خوبی شروع شد ان‌شاءالله که پربرکت و پر نعمت باشه. دم همه‌تون گرم

ترانه مربوطه
قرون قرون تو جیب من
پول کمک‌های شماست
اگر که کامل بدونین
عیدی بابای شماست

پ‌ن یک
هیچ چیز از ما نمی‌ماند به جز فریادها

پ‌ن دو
بچه‌ها اگه می‌دیدید صاحبش چقدر ذوق می‌کرد گریه می‌کردید. دم‌تون گرم

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #کمک #زلزله #جهادی #کمک_مردمی #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_پول_جمع_کنید_من_یه_تایلند_برم #به_خاطر_عشقمونا! #وگرنه_عمرا_برم #پول_زور_وده #زورگیری #چهارراه_احمد_بن_اسحق #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_برگشته_پسرش_است_که_دوست_داره_بره_جهادی_بمونه_ولی_اردو_داره_تموم_میشه #شهید_جلال_ملک_محمدی #شهید_مجتبی_نجاری #گروه_جهادی_راه_کربلا #ومن_الله_التوفیق
Read more
. . سلام جناب شمشادی . امروز پست مظاهري رو ديدم دلم شكست.پدر من جانبازه ... ٥٥٪؜شيمياييه ٦٥ سالشه ...
Media Removed
. . سلام جناب شمشادی . امروز پست مظاهري رو ديدم دلم شكست.پدر من جانبازه ... ٥٥٪؜شيمياييه ٦٥ سالشه .يكي از چشمهاش بخاطر گاز خردل فقط ١٠ درصد بينايي داره ريه اش داغونه.بخاطر اينكه حقوق بازنشستگي كفاف زندگي رو نميداد توي اين گرما و هواي بد خرمشهر داره كارميكنه.عموهام دوتاشون شهيد شدن و دوتاي ... .
.
سلام جناب شمشادی .

امروز پست مظاهري رو ديدم دلم شكست.پدر من جانبازه ... ٥٥٪؜شيمياييه ٦٥ سالشه .يكي از چشمهاش بخاطر گاز خردل فقط ١٠ درصد بينايي داره ريه اش داغونه.بخاطر اينكه حقوق بازنشستگي كفاف زندگي رو نميداد توي اين گرما و هواي بد خرمشهر داره كارميكنه.عموهام دوتاشون شهيد شدن و دوتاي ديگه جانبازن و يكي شون با يك چشم و درصد جانبازي ٧٠٪؜ رفته سوريه ...
.
به بابام جريان مظاهري رو گفتم از ته دل اه كشيد و گفت : قبل از انقلاب از ترس ساواك شبها تو تهران تو زمستون تو خونه هاي نيمه كاره خوابيدم،تو تابستون خرمشهر با زبان روزه جنگيدم ، ٨ سال براي دين و وطنم جواني و سلامتي و همسر و بچه را نديد گرفتم به گوش مظاهري و امثالهم برسان كه با چه كساني طرف ميشود #روز_قيامت
.
پی نوشت :
یک : متن از یک خانواده ایثارگر؛ عکس از پیج جناب آقای مهدی مظاهری فرزند جناب آقای طهماسب مظاهری؛ وزیر اقتصاد یک دولت و رییس بانک مرکزی دولتی دیگر .

دو : ابراز ناراحتی این جانباز محترم و خانواده شان؛ از آخرین سخنان جناب مظاهری است که در باره #جهاد با #جان و #مال و انتشارش در پیجشان منتشر کردند . .

سه : صحبت های ایشان در چهار بخش است که از آنجا که استوری گذاشتن که همه صحبت ها بازنشر شود؛ و من به لحاظ فنی امکانش را ندارم؛ از انتشار گزیده آن هم خوددادی کردم . .

چهار : می توانید آنچه جناب سید مهدی صدرالساداتی درباره جناب مظاهری گفتند و آنچه ایشان در پاسخ منتشر کردند را در پیج هر دو نفر ببینید . .

پنج : هدف این کمترین انتشار #درد_دل این عزیز بود و بس .

شش : مراقب حرف زدنمان باشیم؛ شاید حرفهامان دلِ خیلی ها را بیازارد و قلب هایی را به درد بیاورد . . .
@s.mm.sadrossadati
@mahdi_mazaheri_
Read more
. اخیرا جناب یوسف خانی، رییس اتحادیه فروشندگان مرغ و ماهی برای توجیه افزایش قیمت مرغ گفته: «پراید ...
Media Removed
. اخیرا جناب یوسف خانی، رییس اتحادیه فروشندگان مرغ و ماهی برای توجیه افزایش قیمت مرغ گفته: «پراید هم گران شده! وقتی پراید گران می‌شود و مردم می‌خرند چرا مرغ گران را نخرند!». در این راستا ضمن تشکر از این بزرگوار به خاطر زنده نگاه داشتن یاد و خاطره و ادامه راه عزیزانی چون دکتر شریعتی، کوروش کبیر و حسین ... .
اخیرا جناب یوسف خانی، رییس اتحادیه فروشندگان مرغ و ماهی برای توجیه افزایش قیمت مرغ گفته: «پراید هم گران شده! وقتی پراید گران می‌شود و مردم می‌خرند چرا مرغ گران را نخرند!». در این راستا ضمن تشکر از این بزرگوار به خاطر زنده نگاه داشتن یاد و خاطره و ادامه راه عزیزانی چون دکتر شریعتی، کوروش کبیر و حسین پناهی که از پیشگامان «جملات قصار فارسی» هستند، بنده تصمیم گرفتم فارغ از درست یا غلط بودن فرمایش آقای یوسف‌خانی به بررسی وجه شباهت بین پراید و مرغ بپردازم:
.
امنیت

پراید و مرغ هر دو به یک میزان امنیت دارن فقط حیف که مرغ یه مقدار کوچیک‌تر از اونه که بشه سوارش شد! من امیدوارم که مرغداران محترم بتونن در آینده یه گونه‌ای از مرغ رو تربیت کنن که ابعادش اندازه الاغ یا اسب باشه چون به نظر من مثلا توی جاده هراز یا گردنه حیران خیلی فرقی نمیکنه شما سوار مرغ باشی یا پراید! حتی به نظر من مرغ امنیتش میتونه سر پیچ‌ها بیشتر باشه! .

زیبایی

شما از جلو که به پراید نگاه می‌کنید یه هیبت خاصی توی رُخش می‌بینید که فقط توی چهره مرغ میشه اون حالت رو دید. یعنی چراغ‌های جلوش که قشنگ عین چشم مرغ، تیزی کاپوتش هم که شباهت زیادی به نوک مرغ داره! فقط توی بحث رنگ بندی میشه گفت پراید تا حدی از مرغ سرتره!
.
آپشن و تنوع

مرغ‌ها همگی شکل همدیگه هستن! حالا ممکنه بعضی‌ها یه کم توی قسمت غبغب یا بال با هم فرق کنن یا ممکنه مثلا یه کم نوع پر و قد و بالاشون متفاوت از هم باشه ولی چیزی که هست اینه که تهش همه‌شون مرغن و به قول معروف سر و ته یه کرباسن! پراید هم همینطوره، یعنی درسته مدل‌های متفاوتی مثل lx ، sx ، xs ، sl ، 111، 123 و ... داره اما در عمل نهایت تفاوتشون توی طول آنتن و محل قرارگیریِ دستگیره دره! .

خدمات پس از فروش

این مورد هم جزو نقاط مشترک مرغ و پراید محسوب میشه از این جهت که جفتشون ندارنش! .

تشابه اسمی

همونطور که میدونید مرغ به انگلیسی میشهHen، پراید هم اگرچه اسمش در انگلیسی Pride نوشته میشه ولی در عمل ماشینی‌ست فوق‌العاده «هِن» به خصوص توی سربالایی‌ها که میخواد جونش دربیاد تا راه بره! .

قیمت

با وجود این همه تشابه اما در حال حاضر قیمت مرغ کیلویی حدودا 10 هزار تومنه ولی یه پراید صفر با تقریبا 970 کیلو وزن قیمتی حدود 23 میلیون داره که میشه حدودا هرکیلو 24 هزارتومن! پس در این شرایط یکی از این دوتا قیمتش منصفانه نیست! یعنی یا پراید باید بشه 10 میلیون یا مرغ باید بشه کیلویی 24 هزارتومن تا در این مورد هم شباهتشون حفظ شه!
Read more
. از خدا که پنهان نیست پس چرا از شما پنهان باشه. از چند روز پیش مادرِ بچه‌ها پاش‌رو کرده تو یه لنگه کفش ...
Media Removed
. از خدا که پنهان نیست پس چرا از شما پنهان باشه. از چند روز پیش مادرِ بچه‌ها پاش‌رو کرده تو یه لنگه کفش که یالا حالا که رییس بانک مرکزی عوض شده همه چی ارزون میشه باید با هم بریم استانبول مگه ما از همسایه روبه‌رویی چیمون کمتره. میگم: زن شتر در خواب بیند نُقل ونبات. اولا یارو عوض شده که شده به تو چه. همسایه ... .
از خدا که پنهان نیست پس چرا از شما پنهان باشه. از چند روز پیش مادرِ بچه‌ها پاش‌رو کرده تو یه لنگه کفش که یالا حالا که رییس بانک مرکزی عوض شده همه چی ارزون میشه باید با هم بریم استانبول مگه ما از همسایه روبه‌رویی چیمون کمتره. میگم: زن شتر در خواب بیند نُقل ونبات. اولا یارو عوض شده که شده به تو چه. همسایه ما رفته خارج من‌رو سننه. اون دلاله و پول داره. مگه حالیت نیست که با 200 تومنی که به مواجب ما اضافه شده، مرگِ موش هم به ما نمیدن که لااقل فکرِ سفرِ آخرتمون باشیم. اوقاتِ تلخمون‌رو مثل همیشه تلخ‌تر کرد. گرونیِ سکه و ارز و کوفت و زهرمار رو انداخت گردنِ من که مثلا از جوونیم هم بی‌عرضه بودم و اگر معلم نشده بودم حالا پیشِ در همسایه آبرویی داشتیم. حرفِ حساب جواب نداشت. از خونه زدم بیرون. الان روی صندلی یک پارک نشستم دور برم جوون‌هایی هستند که با دیدنشون دلم میسوزه. همه مشغولند و دود و دمی راه انداخته‌اند. میخوام هوار بزنم. اما نمیتونم. دچار تیکِ عصبی میشم و یه چشمم می‌پَره. روبه‌رویم دختری نشسته در کنارِ یک مرد، هر دو رنجور و دردمند. نگاه‌مان باهم گره می‌خورد، دخترک با چشم‌های قشنگش چشمکی حواله‌ام می‌کند. یاللعجب اشتباه نمی‌کنم! سن وسالم یادم میره. میرم توی عالمِ هپروت، فکر می‌کنم یعنی هنوز خاطرخواه دارم؟ لبخند می‌زند، من هم شنگول میشم. کمی بعد کنارم می‌نشیند. می‌گوید: بابام جان، اهلی هستی؟ گیج و منگ گفتم: اهلی؟ باز می‌پرسد: اهلِ تَلخَکی هستی؟ خیالت تخت تنها چیزی که گرون نشده، همین متاع ماست. وقتی هاج واج، چهار دست و پا توی گِل وامونده شده بودم، تازه می‌فهمد که با چه هالویی طرف شده. اخم می‌کند و می‌گوید: تو که عرضه هیچی رو نداری پس چرا چشمک میزنی، فکر میکنی زنده‌ای؟ و رفت پیش پسره و من هم که برای بار دوم بی‌عرضه خطابم کرده بودند، رفتم توی دوره خوشِ جوونی که باشتاب گذشت. .

جوون بودم و مثل همه جوونای اون دوره شاد و سرخوش و بی‌خیالِ روزگار. یک روز وقتی از سرِ کار برمی‌گشتم، توی اتوبوسِ دو ریالی شرکتِ واحد چشمم افتاد به یک دختر خانمی که داشت نگاهم می‌کرد. سرخ شدم، داغ شدم و مغزم از کار افتاد. فهمید و با یه لبخند کوچولو، دیوانه‌ام کرد. می‌خواستم جوابش رو بدم، اما کو آن دلِ شیر. ترس امانم را بریده بود.
.
یادِ کرک‌های پشتِ لبم افتادم و فکر کردم مرد شدم. دلم قُرص شد، گرچه خجالت می‌کشدم اما یواشکی به خودم گفتم، بادا باد اگر جوابم‌رو داد باهاش ازدواج می‌کنم. بعد به سرعتِ برق یک چشمکِ جانانه بهش زدم و با لرزه‌ای که به جونم افتاده بود منتظرِ جوابش شدم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇
Read more
Loading...
خدا رو شکر که دوباره ماه مبارک رمضان رو درک کردیم، من یکی که خیلی خوشحالم! اینقدر کیف می‌ده که دم افطار ...
Media Removed
خدا رو شکر که دوباره ماه مبارک رمضان رو درک کردیم، من یکی که خیلی خوشحالم! اینقدر کیف می‌ده که دم افطار با دهانی آسفالت شده و چشمان کم رمق زول بزنی به تلوزیون! راستش من امسال به خاطر مشکل قند نمی‌خواستم روزه بگیرم، ولی دلم نیومد! به این فکر کردم که اونا که اسیر خاک هستن حسرت دارن یه روز روزه بگیرن، ... خدا رو شکر که دوباره ماه مبارک رمضان رو درک کردیم، من یکی که خیلی خوشحالم!

اینقدر کیف می‌ده که دم افطار با دهانی آسفالت شده و چشمان کم رمق زول بزنی به تلوزیون!

راستش من امسال به خاطر مشکل قند نمی‌خواستم روزه بگیرم، ولی دلم نیومد! به این فکر کردم که اونا که اسیر خاک هستن حسرت دارن یه روز روزه بگیرن، یه بار سر افطار دعا و یه بار هم شب قدر توبه کنن!

ولی یادم میاد که قدیما روزه گرفتن اینجوری نبود، یه وقتایی یادمون می‌رفت و یه دُمی به پاتیل می‌زدیم! الان هرکاری می‌کنم یادم نمی‌ره!

تازه اینا که چیزی نیست، یه بار دهه فجر و با ماه رمضان اشتباه گرفتم روزه گرفتم. هرکاری کردم هیچ آخوندی زیر بار نرفت که این ده روز رو از حساب سال بعد کم کنه!

خلاصه اینکه تو اولین شب ماه رمضان همدیگه رو دعا کنید. حتی غریبه‌ها رو. اونا که اسیر خاک هستن رو جدا یاد کنید.

اسم نمی‌برم ولی شما دوستای منو می‌شناسید، پدربزرگ و مادربزرگ‌ها، پدر و مادرها، شهدا و هرکسی که حق به گردن ما داره رو یاد کنید. دم افطار که تشنه بودید سلام آخر زیارت عاشورا رو بخونید و اگه یادتون بود منم یاد کنید.

اونا هم که روزه نمی‌گیرن اونقدر معرفت داشته باشن که جلوی روزه‌دارها رعایت کنن. دم‌تون گرم!

ترانه مربوطه
امروز روزه گرفتم
دارم می‌میرم حالیت نیس
یه ساندویچ ویژه
باید بگیرم حالیت نیست

پ‌ن
بعضی‌ها هستن که زورشون به پهن کردن یه سفره ساده هم نمی‌رسه! حواس‌تون به‌شون باشه. اصلن برنامه امسال‌مون این باشه که بگردیم و پیداشون کنیم.

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #ماه_رمضان #روزه #گشنگی #تشنگی #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_شونزده_ساعت_روزه_بگیرم #افطاری_ساده_بدید #حتی_به_مهموناتون #دعا #خیرات #حتی_خرما #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_هیچ_مشکلی_ندارد_ولی_روزه_نمی‌گیرد #تازه_سر_ظهر_گیر_میده_که_ناهار_میخوام #امام_حسین_ع #عطش #ومن_الله_التوفیق
Read more
. بیف استروگانف که تا چند سال پیش فکر می‌کردیم یکی از آثار ژول ورن است، نام غذایی روسی است که تهیه‌اش ...
Media Removed
. بیف استروگانف که تا چند سال پیش فکر می‌کردیم یکی از آثار ژول ورن است، نام غذایی روسی است که تهیه‌اش کاری ندارد. این روزها انجام هیچ کاری سخت نیست، می‌خواهید مجری شوید؟! بغض کنید یا بگویید: «اختلا‌سگر داریم، چه اختلاسگری!» و مجری شوید. می‌خواهید بازیگر شوید؟! همان کارهایی که خودتان می‌دانید ... .
بیف استروگانف که تا چند سال پیش فکر می‌کردیم یکی از آثار ژول ورن است، نام غذایی روسی است که تهیه‌اش کاری ندارد. این روزها انجام هیچ کاری سخت نیست، می‌خواهید مجری شوید؟! بغض کنید یا بگویید: «اختلا‌سگر داریم، چه اختلاسگری!» و مجری شوید. می‌خواهید بازیگر شوید؟! همان کارهایی که خودتان می‌دانید و قابل چاپ نیستند را انجام بدهید. می‌خواهید خواننده شوید؟! یک سبیل دسته موتوری که سابقا بین شاگرد نانواها رواج داشت، بگذارید و بخوانید: «یه جوری با لگد میزنمت که با برف سال دیگه هم پایین نیای!» و خواننده شوید. می‌خواهید رییس‌جمهور شوید؟! غم‌گسار و غمخوار مردم شده و شانه‌های‌تان را برای گریه کردن در اختیار‌ مردم قرار دهید. الان دیگر‌ متوجه شدید بیف استروگانف درست کردن کاری ندارد.

برای تهیه این غذا، یک عدد سیب‌زمینی، دو عدد تخم‌مرغ، یک قاشق آرد، زردچوبه، یک قاشق شنبلیله خشک و سه لیوان آب احتیاج دارید که واقعا تهیه‌ آن‌ها از بز کوهی هم برمی‌آید.

حالا اگر مواد لازم برای بیف استروگانف را در اختیار ندارید، می‌توانید با روش خواننده‌های عزیز کشورمان و شعار «پلی بکا و شعرای دیگه، یاری کنن تا من خوانندگی کنم!» از سیب‌زمینی‌های همسایه کِش بروید، به جای آرد از گچ استفاده کنید و به جای ماهیتاوه از شیرجوش استفاده کنید. پس از تهیه این مواد؛ پیاز داغ، زردچوبه، آرد و شنبلیه و مقدار کافی روغن را با هم تفت می‌دهیم. پس از تفت دادن سه لیوان آب را داخل شیرجوش می‌ریزیم و اگر هم چیزی که داخل شیرجوش می‌بینید اصلا اشتهاآور نیست مشکل خودتان است، «غذا پختی نخواه زود نخور!» و باید تا ته غذا را بخورید. اینجور مواقع شرایط اره‌ای بر انسان حاکم می‌شود مثل وقتی که پول بلیت کنسرت را داده اما خواننده برایش لب می‌زند.

اصلا کسی که به اینجور کنسرت‌ها می‌رود لب هم برایش نزدیم، نزدیم. همین که خواننده بیاید روی صحنه و چند تا عکس سلفی با او بگیریم، کار ما را راه می‌اندازد. تا چند وقت دیگر وقتی به کنسرت می‌رویم یک نفر پشت بلندگو می‌رود و می‌گوید: «خواننده امروز یه کم کسالت داشت، حال نداشت بیاد، شما فرض کنید اومده، فرض کنید اومده داره براتون آواز میخونه و شما فرض کنید که دارید از موسیقی‌اش لذت می‌برید، حالا اگه لذتم نبردید نبردید، مهم اینه که دارید تلاش‌تون رو می‌کنید و همین کافیه، مرسی که هستید! بای!» بعد یک دست سبیل روی میکروفون می‌گذارد و شما را با سبیل‌ها تنها می‌گذارد.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
Loading...