Loading Content...

داری به یاد بی

Loading...


Unique profiles
91
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Namak Abrood, Mazandaran, Iran, Belgium, Istanbul, Turkey
Average media age
820.5 days
to ratio
10.1
. اینستاگرام تبدیل شده به یک #هزارتو. درحالیکه داری به جواب پُست نظرسنجی فکر میکنی، چشمت میخوره ...
Media Removed
. اینستاگرام تبدیل شده به یک #هزارتو. درحالیکه داری به جواب پُست نظرسنجی فکر میکنی، چشمت میخوره به پست یه سلبریتی. در حالیکه داری به تناقض حرفای پارسال و امسال اون سلبریتی فکر میکنی، با پست شخصی و درد دل یکی از دوستات مواجه میشی. در حالیکه داری زیر لب براش دعا میکنی، نگاهت میفته به یه تحلیل سیاسی. ... .
اینستاگرام تبدیل شده به یک #هزارتو. درحالیکه داری به جواب پُست نظرسنجی فکر میکنی، چشمت میخوره به پست یه سلبریتی. در حالیکه داری به تناقض حرفای پارسال و امسال اون سلبریتی فکر میکنی، با پست شخصی و درد دل یکی از دوستات مواجه میشی. در حالیکه داری زیر لب براش دعا میکنی، نگاهت میفته به یه تحلیل سیاسی. در حالیکه داری به این فکر میکنی که به تعداد آدمای ‌روی زمین میشه تحلیل سیاسی نوشت، با عکس یه شهید مواجه میشی. در حالیکه آهی میکشی و غبطه میخوری به حال اون شهید، با تصاویری از کتک خوردن یه زن فلسطینی و یه دختربچه بی‌جونِ یمنی روبرو میشی. در حالیکه دوست داری از کامنتای قشر مستضعف فکریِ ملتت کله‌تو بکوبی تو دیوار، با پستی در حمایت از مردم خوزستان مواجه میشی. در حالیکه به بی‌کفایتی مسئولین که دیگه خیلی وقته عادی شده فکر میکنی، به مهمان ویژه خندوانه میرسی. در حالیکه داری اسم فیلمایی که بازی کرده بود رو به یاد میاری، به کلیپِ رئیس جمهور و حمایت حاج قاسم سلیمانی برمیخوری. در حالیکه داری به این فکر میکنی که قطعا الان یعده هم هستن که بگن چرا سردار همچین واکنشی نشون داد و اعتراض کنن، دلارِ نمیدونم چندتومنی جلوت قد علم میکنه. در حالیکه موندی واقعا ته این بازی های اقتصادی و سیاسی چی میشه، به پست عاشقانه و زندگی بی‌نقصِ یه پیج با ۱۰۰ هزار فالور میرسی. در حالیکه داری خودتو سرزنش میکنی که اون فقط‌ بخش‌ خوب زندگیشو به نمایش ‌گذاشته و لزوما از تو خوشبخت تر نیست، به نتانیاهو و یاوه گویاش‌برمیخوری. در حالیکه داری حساب میکنی چندسال از اون ۲۵ سال مونده، یه حدیث میاد جلوی چشمت. در حالیکه انقد مغزت پر شده از فکر و خیال که اصلا نفهمیدی اون حدیث چه معنی‌ای میده، به اخبار جام جهانی میرسی. در حالیکه تصویر توپِ گل‌نشده‌ی طارمی تو ذهنت تکرار میشه، با پست بازیگری مبنی بر اعتراض به فیلتر شدن اینستاگرام برمیخوری.
و.... این قصه ادامه دارد!!!
.
#تو_خود_حدیث_مفصل_بخوان_از_این_مجمل
#پایان_باز :))))
#اینستاگرام
Read more
Loading...
کسیکه رفت، بزار بره کسیکه توو راهه هموار باهات هست پس تو سر بالایی هم ببرش البته توو دو تا مسیر حتما ...
Media Removed
کسیکه رفت، بزار بره کسیکه توو راهه هموار باهات هست پس تو سر بالایی هم ببرش البته توو دو تا مسیر حتما با موانع هم روبروش کن . اگه خواستی ببینی چه حسی بهت داره باهاش برو لبه پرتگاه نشون بده داری می افتی اگه هولت داد که دیگه آخرش معلومه پس زمان براش نزار چون اگرم پرت نشی بدون اگه باهاش باشی، مرده ... کسیکه رفت، بزار بره
کسیکه توو راهه هموار باهات هست
پس
تو سر بالایی هم ببرش
البته توو دو تا مسیر
حتما با موانع هم روبروش کن .
اگه خواستی ببینی چه حسی بهت داره
باهاش برو لبه پرتگاه
نشون بده داری می افتی
اگه هولت داد که دیگه آخرش معلومه
پس زمان براش نزار چون اگرم پرت نشی بدون اگه باهاش باشی، مرده ی متحرکی .
اما
اگه دستتو گرفت که نزاره بیوفتی، یه حالته غریزیه .
اما اگر دیدی که از ترس با استرس طوری شد که خودشم فراموش کرد
یه جوریکه مرگ خودشو زودتر از تو برای نجاتت خواست بزاره
زود خیالشو راحت کن و بدون عاشقته .
کسیکه دوستداری نخواه بهش از رو میله جنسی نگاه کنی چون زمان، این حسو از بین می بره .
کسیکه رفت
ازش
نخواه برگرده
چون زمانیکه بخوای اینکارو بکنی شاید حرفی بشنوی که رفتنش برات عروسی بشه
پس یاد بگیر، کسیکه اشتباه کردو رهات کرد، بزار رفته بمونه .
یاد بگیر دوست داشتن ۱۰۰ درصد دو طرفه باشه
چون دیگه فکرت مشغول هزارتا سوال و جواب از خودت نمی شه
که چی شد که اینطور شد ؟!؟
پس دیگه گدایی هم نمی کنی .
دوست داشتنه اصلی
زمانی هست که با ﺍﻭنیکه ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭی آرامشو خلق می کنی .
پس
دیگه تو حاشیه نیستی .
! ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ داری
بهش ثابت کن که دوستش داری اما از نوعه عملش، نه حرفش
ﺑﺨﺎﻃﺮﺵﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ بکن
ﺍﻣﺎ
بدون اگر یه کوچولو فهمش پائین باشه
از بی فکری، فکر می کنه بهترینه
و
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ میدیش !!!
نوعه دیگه دوست داشتن
ﺁﺯﺍﺩش بزار، قفلش نکن
چون
دزدش می کنی
که شاید کلیدی کش بره یا قفلی که هستو بشکونه .
اما به معرفتش نگاه کن، ببین چند، چنده باهات .
نخواه فقط واسه خودت باشه !!!
چون
تو یه اتاقم حبسش کنی ﮐﻪ از دستش ندی،
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ باش ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩستش می دی ... مثلا
اگر یه روز نباشی
یا آزادش کنی
یا هرچی ...
بدون ناغافل اگر ببینیش !!!
یه دفعه متوجه میشی همه چیزو یادش رفته اون موقست که، سرش با کسایی دیگه گرمه
پس
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ کسیرو دیگه دوست ندارم چون همه ی این شرایطو امتحان کردمو، سودی نبردم .
امیدوارم
دوستون داشته باشه
دوستش داشته باشید
و
خالقه آرامش برای خودتون دوتا باشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
یکم شهریورماه، #روز_پزشک بر پزشکان متعهد ایران‌زمین مبارک باد‌<span class="emoji emoji1f33a"></span> ‌ ‌ #دست_هامان_نرسیده_ست_به_هم ...
Media Removed
یکم شهریورماه، #روز_پزشک بر پزشکان متعهد ایران‌زمین مبارک باد‌ ‌ ‌ #دست_هامان_نرسیده_ست_به_هم ... ‌ از دل و دیده، گرامی‌تر هم آیا هست؟ -دست، آری، ز دل و دیده گرامی‌تر: دست! ️ زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان، بی‌گمان دست گران‌قدرتر است. ‌ هرچه حاصل كنی از دنیا، دستاوردست! هرچه ... یکم شهریورماه، #روز_پزشک
بر پزشکان متعهد ایران‌زمین مبارک باد‌🌺


#دست_هامان_نرسیده_ست_به_هم ...

از دل و دیده، گرامی‌تر هم
آیا هست؟
-دست،
آری، ز دل و دیده گرامی‌تر:
دست!
▫️
زین همه گوهر پیدا و نهان
در تن و جان،
بی‌گمان دست گران‌قدرتر است.

هرچه حاصل كنی از دنیا،
دستاوردست!
هرچه اسباب جهان باشد، در روی زمین،
دست دارد همه را زیر نگین!
سلطنت را كه شنیده‌ست چنین؟!
▫️
شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوش‌ترین مایه‌ی دلبستگی من با اوست.
▫️
در فروبسته‌ترین دشواری،
در گرانبارترین نومیدی،
بارها بر سر خود، بانگ زدم:
-هیچت ار نیست مخور خون جگر،
دست كه هست!
بیستون را یاد آر،
دستهایت را بسپار به كار،
كوه را چون پرِ كاه از سر راهت بردار!
▫️
وه چه نیروی شگفت انگیزی‌ست،
دست‌هایی كه به هم پیوسته ست!
به یقین، هركه به هر جای، در آید از پای
دست‌هایش بسته‌ست!
▫️
دست در دست كسی،
یعنی: پیوند دو جان!
دست در دست كسی،
یعنی: پیمان دو عشق!
دست در دست كسی داری اگر،
دانی، دست،
چه سخن‌ها كه بیان می‌کند از دوست به دوست؛

لحظه‌ای چند كه از دست طبیب،
گرمی ِ مهر به پیشانی بیمار رسد؛
نوشداروی شفابخش‌تر از داروی اوست!
▫️
چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دست،
پرچم شادی و شوق است كه افراشته‌ای!
لشكر ِ غم خورد از پرچم دست تو شكست!
▫️
دست، گنجینه‌ی مهر و هنر است:
خواه بر پرده‌ی ساز،
خواه در گردن دوست،
خواه بر چهره‌ی نقش،
خواه بر دنده‌ی چرخ
خواه بر دسته‌ی داس،

خواه در یاری نابینایی
خواه در ساختن فردایی!
▫️
آنچه آتش به دلم می زند، اینک، هر دم
سرنوشت بشرست،
داده با تلخیِ غم‌های دگر دست به هم!

بارِ این درد و دریغ است كه ما،
تیرهامان به هدف نیک رسیده‌ست، ولی
دست‌هامان، نرسیده‌ست به هم!

#فریدون_مشیری
از دفتر #از_دیار_آشتی

‌🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
در تلگرام نیز همراه شما هستیم:
( لینک در قسمت بیو به رنگ آبی)
🚩 fereydoonmoshiri
🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼

#فریدون_مشیری #فريدون_مشيري #فریدون #مشیری #شعر_فارسی #شعر #شاعران_معاصر #ادبیات
#fereydoon_moshiri #fereydoonmoshiri #fereydoon #moshiri #fereydoun_moshiri #fereydounmoshiri #persianpoem #persian #poem #poetry #iranianpoems #iranianpoet
Read more
. یک روزی برمیگردند یک روزی برمیگردند همه‌ی ان آدم‌هایی که برای رفتن عجله داشتند، همان‌هایی که ...
Media Removed
. یک روزی برمیگردند یک روزی برمیگردند همه‌ی ان آدم‌هایی که برای رفتن عجله داشتند، همان‌هایی که یک روزی در گذشته، شما را تنها گذاشتند و رفتند،برمیگردند! یک روزی که در بهترین حالت ممکن زندگیتان هستید، نه دیگر از رفتنش غصه میخورید، نه ناراحت نماندنش هستید،درست وسط دل خوشی‌هایتان سر و کله‌اش ... .
یک روزی برمیگردند
یک روزی برمیگردند همه‌ی ان آدم‌هایی که برای رفتن عجله داشتند، همان‌هایی که یک روزی در گذشته، شما را تنها گذاشتند و رفتند،برمیگردند!
یک روزی که در بهترین حالت ممکن زندگیتان هستید، نه دیگر از رفتنش غصه میخورید، نه ناراحت نماندنش هستید،درست وسط دل خوشی‌هایتان سر و کله‌اش پیدا میشود!
در ابتدا شوکه میشوید از برگشتنش،و او همان لحظه شروع میکند از اتفاق‌هایی که بعد از رفتنش برایش افتاده حرف میزند، از بدبیاری‌هایش، از اینکه او هم یک نفر در زندگی‌اش آمد که تنهایش گذاشت، و شما بی توجه به حرف‌هایش فقط نگاهش میکنید،تا اینکه برمیگردد و میگوید:"نفرینم کرده‌ای"؟
و شما تا می‌آیید جوابش را بدهید که نه من نفرین‌ات نکرده‌ام...
حرفش را ادامه میدهد"عیبی ندارد،حق داشتی،من اشتباه کرده‌ام،حالا من را میبخشی"؟
و دوباره تا می‌آیی که بگویی من اصلا همه چیز را فراموش کرده‌ام، می‌پرد وسط حرف‌هایت و میگویید:"البته که حق داری نبخشی!ولی من هنوز هم دوستت دارم"...
و اینجاست که آدم خیلی محکم باید روبه‌رویش بایستد و بگوید:
ببین من بدون تو زندگی کردن را خیلی خوب یاد گرفته‌ام و حاضر نیستم این حال خوبم را با تو تقسیم کنم،همین!

میدانی دوست داشتن بعضی از آدم‌ها در زندگی چیزی به جز ضرر و حال بد برای آدم‌ها ندارد!... #محمد_خسروابادی
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشده_است #شماره_ده کلافم، حس میکنم یکی مغزم رو مثل ته مداد ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشده_است #شماره_ده کلافم، حس میکنم یکی مغزم رو مثل ته مداد کرده تو دهنش وداره هی گاز‌گاز میزنه. یه نخ سیگار روشن میکنم تا شاید ویار سیگار کرده باشم اما داستان این نیست؛ یکی تراش برداشته و نوک کلم رو گذاشته بین تیغ و دیوار و هی داره خاطرات رو میتراشه میریزه رو ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشده_است
#شماره_ده
کلافم، حس میکنم یکی مغزم رو مثل ته مداد کرده تو دهنش وداره هی گاز‌گاز میزنه. یه نخ سیگار روشن میکنم تا شاید ویار سیگار کرده باشم اما داستان این نیست؛ یکی تراش برداشته و نوک کلم رو گذاشته بین تیغ و دیوار و هی داره خاطرات رو میتراشه میریزه رو کیبرد. کیبرد، کی‌برد، کیبرد، کی‌برد... دست میبرم به کیبرد، حسه توعه لعنتی رو بالا میارم رو صفحه مانیتور. رفیق بودم اما نارفیقی کردی، پات بودم اما پام رو از زندگی خودم بریدی، روزم بی تو شب نمیشد اما چه شبایی منو دور زدی که چی رو ثابت کنی؟ بعد از مدت‌ها تازه حسم به دنیا عوض شده بود. تازه حس میکردم یکی اومده که میتونم تک‌تک این خیابونا رو با خاطراتش پر کنم؛ اما تو مگه آدم بودی که بفهمی عشق یعنی چی؟ چیو میخواستی به کی ثابت کنی؟ تنهاییم رو میخواستی به رخم بکشی؟ خوب بود. ناز شصتت! اما کثافت من دوسش داشتم. آشغال من بهت اعتماد کردم. چی رو با چی بر زدی که بی‌بی دل افتاد زیر اسب سفید و شاه تو قلعه خودش کیش شد؟ خدایا من وسط این نسل به کثافت رفته چیکار میکنم دقیقا؟ نه جزو بچه پولداراش بودم، نه جزو بچه خوشگلاش. توو یه خراب شده‌ای کار میکردم که بابام هم اسمش رو نمیتونست تلفظ کنه. اصلا همه چی از همین تلفظ لعنتی شروع شد؛ تلفظ اسم اون هرزه پتیاره بود که کک انداخت به جونت تا به من نشون بدی کمربند مشکی مخ‌زنی داری و تا سر چرخوندم چنان با یه دولیوچاگی گذاشتی زیرگوشم که یاد اولین چک افسری بابام افتادم وقتی دید دارم به سارا نامه میدم. باور کن اینا دارن تلافی میکنن. به قرآن که اینا عشق رو با اسباب‌بازی‌های شهربازی اشتباه گرفتن. تا میبینن لبخند رو لبت افتاده و داری کیف میکنی، دکمت رو میزنن و بدون اینکه بفهمن تو دلت داره غنج میره که یک دور دیگه بزنی، پیادت میکنن. من با چشم دیدم! دوم دبیرستان بودم که شبا تو شهربازی کار میکردم. حسم میگه میرزا شکست‌خورده‌های عشقی قیام کردن. حسم میگه یه انقلاب عاطفی از شهربازی‌ها کلید خورده. من هر وقت گریه‌هاشون رو میدیدم میدونستم انتقام میگیرن. تو هم یکی از همونا بودی که میخواستی انتقام بگیری اما چرا من؟ این روزا شبیه اون بچه‌هایی هستم که به زور کلشون رو از لای نرده‌های شهربازی رد کردن و دارن با حسرت به بچه‌های داخل نگاه میکنن. همیشه بستنی که میخریدم مامانم قفلی میزد که برو یه گوشه‌ای بخور، بچه‌های مردم میبینن دلشون میخواد. اشتباه کردم که جلوت خاطراتم رو لیس‌لیس زدم. میدونی چیه؟ اشتباه کردم، اشتباه...
#شهاب_دارابیان
#یادداشت #دلنوشته
عکس:
@mahnazrahimloo
Read more
 #شاهزاده <span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f49c"></span><span class="emoji emoji2728"></span> . . دارم به #بزرگ شدنت فکر میکنمـ بهـ #قد کشیدنتـــ <span class="emoji emoji1f648"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> بهـ اینکهـ وقتیــ داریـ ...
Media Removed
#شاهزاده . . دارم به #بزرگ شدنت فکر میکنمـ بهـ #قد کشیدنتـــ بهـ اینکهـ وقتیــ داریـ قد #میکشیـ قند تو دلـ #پدرتـــ آبـ میشهـ . . @mehdirahmati111 خوبـ باشــ فندوقـ🏻 #خوبــ کهـ باشیـ دیدن قد رشیدتـ میشه #زندگیشــ فکرشو بکنـ ،20سالـ دیگهـ ، اونجاییـ وایسیــ که ... #شاهزاده 💋🌸💜✨
.
.
دارم به #بزرگ شدنت فکر میکنمـ
بهـ #قد کشیدنتـــ 🙈😍
بهـ اینکهـ وقتیــ داریـ قد #میکشیـ
قند تو دلـ #پدرتـــ آبـ میشهـ .
.
💋👑🌹@mehdirahmati111
خوبـ باشــ فندوقـ✋💖🏻
#خوبــ کهـ باشیـ
دیدن قد رشیدتـ میشه #زندگیشــ 💋😍🙈
فکرشو بکنـ ،20سالـ دیگهـ ، اونجاییـ وایسیــ
که #سیدمونـ وایسادهــ
با صلابتـ
بیــ #رقیبــ
اونوقتهـ که ما هم
برایـ قد رشیدتـــ #ذوقــ میکنیمــ💙😭
اصلا بیا تمامــ تلاشـ خودمونو بکنیمــ
دروازهـــ یـ استقلالــ رو #موروثیــــ کنیمــ✌😋
نمیدونیـــ چقد #شیرینـِ بودنتـ برایــ ما
از همینـ جاییـ که #هستیمـ
#جانـ میدهیمـ برایـ بودنتــ
برایــ روزهاییــ کهــ تکرارِ #خاطرهـ هامونـ میشیـ
بیـ صبرانهـ منتظرمـ تـا #پروازتو ببینمـ 😉
بپر #عطا 💋⭐ تویـ قلب ما هیچـ واژه ایـ
#آشنا تر از پرواز نیستـــ 💕👐
#عزیزِ جانمــ 💋🌟❤️
آرزو میکنمـ فقط و فقط #مهربونیایِــ دنیا رو یاد بگیریــ
.چونـ هر چیزیــ غیر از اونـ تکراریِــ و تیرهـ
روشنـ زندگیــ کنـ #فسقلیــــ 💪💙 .
عطـُولیـــم 😚🌸💓
#شازده👼کوچولویـ منــ✨💋
تولُـدتــْـ #مبآرکــــ عشقّــ⭐💚🎈
.
.
.
#شبنم‌_ن🦄🌈
.
#Happy Birthday ata🎈❤️
.
.
Read more
Loading...
جنین سقط شده در هفته ی چهاردهم بارداری <span class="emoji emoji1f622"></span> حدود ۲۵% سقط تا هفته ۱۴ اتفاق می افتد.حدود نیمی از جنین های ...
Media Removed
جنین سقط شده در هفته ی چهاردهم بارداری حدود ۲۵% سقط تا هفته ۱۴ اتفاق می افتد.حدود نیمی از جنین های سقط شده در این دوره دچار ناهنجاریهای کروموزومی هستند. دلنوشته بالاخره در زندگی هر آدمی، یک نفر پیدا می شود که بی مقدمه آمده... مدتی مانده؛ قدمی زده و بعد اما بی هوا غیب ش زده و رفته... آمدن ... جنین سقط شده در هفته ی چهاردهم بارداری 😢
حدود ۲۵% سقط تا هفته ۱۴ اتفاق می افتد.حدود نیمی از جنین های سقط شده در این دوره دچار ناهنجاریهای کروموزومی هستند.
دلنوشته🌺
📝
بالاخره در زندگی هر آدمی،
یک نفر پیدا می شود که بی مقدمه آمده...
مدتی مانده؛
قدمی زده
و بعد اما بی هوا غیب ش زده و رفته...
آمدن و ماندن و رفتن ِ آدم ها مهم نیست...
اینکه بعد از پایان ِ رابطه،
روزی روزگاری...
در جمعی حرفی از تو به میان بیاید،
آن شخص چگونه توصیف ات می کند مهم است...
اینکه بعد از گذشت ِ چند سال،
بعد از تمام شدن احساس تان به هم،
چه ذهنیتی از هم دارید، مهم است...
اینکه آن ذهنیت مثبت است یا منفی...ا
اینکه تو را چطور آدمی شناخته، مهم است...
به عنوان یک آدم ِ خوب از تو یاد می کند یا بد؟...
می گوید بچه ای و رفتارهای کودکانه داری، یا نه، منطقی هستی
و می شود روی دوستی ات حساب کرد؟
می گوید دوست ِ خوبی بودی برایش
یا مهم ترین اشتباه ِ زندگی اش...!!
خاطرات ِ خوبی از تو دارد یا نه، برعکس...
بدترین روزهای زندگی اش را با تو تجربه کرده؟
به گمانم ذهنیتی که آدم ها برای هم به یادگار می گذراند
از همه چیز بیشتر اهمیت دارد...
Read more
‌ نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ...
Media Removed
‌ نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ولی… ‌ اگر بر اساس خواسته‌های پدر و مادر زندگی کنی، ممکنه هیچ وقت نتونی به طور مستقل وارد جامعه بشی، ممکنه هیچ وقت خونه‌ی خودت رو پیدا نکنی یا نتونی بسازیش، ممکنه نتونی اون جوری که می‌خوای زندگی ...
نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ولی…

اگر بر اساس خواسته‌های پدر و مادر زندگی کنی، ممکنه هیچ وقت نتونی به طور مستقل وارد جامعه بشی، ممکنه هیچ وقت خونه‌ی خودت رو پیدا نکنی یا نتونی بسازیش، ممکنه نتونی اون جوری که می‌خوای زندگی کنی.

اینجوری میشه که یهو سی سالت می‌شه و می‌بینی هنوز پیش خانواده زندگی می‌کنی، رویاهات پژمرده شدن و حتی اگر هم بخوای مستقل بشی و دنیا رو به تنهایی تجربه کنی، نمی‌تونی! چون چیزی بلد نیستی که ازش کسب درآمد کنی. چون همیشه از حمایت مالی خانواده برخوردار بودی و نیازی نبود که تخصص یا مهارتی رو یاد بگیری و ازش پول دربیاری و یک زندگی برای خودت بسازی و بچرخونیش. چون بلد نیستی و کلی ترس داری از اینکه مستقل زندگی کنی. در نتیجه همیشه حس سرخوردگی و استیصال داری.

چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی.

همه خودخواهیم. همه ناقصیم و استدلال‌های همه‌ی ما از ملاک‌ها و فیلترهایی رد می‌شه که از دوران بچگی و در طول عمر درون ما شکل گرفته. برای همینه که مامان و باباها ما رو درک نمی‌کنن. اون‌ها می‌ترسن چون گذشته‌ای که طی کردن با گذشته‌ای که ما داشتیم زمین تا آسمون فرق داره. ترس‌های درونی اون‌ها ناشی از عرف‌ها، ارزش‌ها و هنجارهایی‌ـه که اگرچه شاید زمانی وجودشون و رعایت‌کردنشون لازم بوده، ولی الان دیگه نیازی به وجودشون نیست.

چیزی که برای اون‌ها زمانی جواب می‌داده ممکنه الان دیگه برای شما جواب نده. یعنی نمی‌دونم. اگه جواب می‌ده و در مورد مسیری که توش هستی خوش‌حال هستی و اون‌ها هم خوشحال هستن و همه‌تون راضی، **ن لق ناراضی. من این حرف‌ها رو برای کسی می‌زنم که حس می‌کنه مسیری که پدر و مادر از قبل براش مشخص کردن اصلن به اون سمتی نیست که رویاهاش هستن. درنتیجه از یه چیزی خوشحال نیست، بی‌قراره و می‌خواد تغییرش بده. (شاید باید این حرف رو همون اوایل مطلب می‌گفتم که وقتت رو تلف نکنی و پایین‌تر نیای. ولی خب مطمئنم خودت اونقدر باهوش هستی که اگه این نوشته دغدغه‌ت نباشه خیلی وقت پیش این پست رو به کتف چپت دایورت می‌کردی، وقتت رو با خوندن این حرف‌ها تلف نمی‌کردی و می‌رفتی یک جای دیگه تلفش کنی... ولی چون این قضیه رو مُخِته، منتظر قسمت سومش هم می‌مونی. یا اینکه می‌ری و از وب‌سایتم ادامه‌ش رو می‌خونی... [ادامه داره]
Read more
Loading...
 #من_نوشت تو زندگی خیلی هامون ممکنه شرایطی پیش بیاد که از افتادن یک اتفاق هراس بیش از حد داشته باشیم حالا ...
Media Removed
#من_نوشت تو زندگی خیلی هامون ممکنه شرایطی پیش بیاد که از افتادن یک اتفاق هراس بیش از حد داشته باشیم حالا اون اتفاق میتونه مرگ باشه میتونه جدایی باشه میتونه از دست دادن یا حتی شکست باشه کاری ندارم به ماهیت اتفاق مهم اون ترسه! خیلی هامون که نه بهتره بگم هممون این حس رو تجربه کردیم و میکنیم هر ... #من_نوشت
تو زندگی خیلی هامون ممکنه شرایطی پیش بیاد که از افتادن یک اتفاق هراس بیش از حد داشته باشیم
حالا اون اتفاق میتونه مرگ باشه
میتونه جدایی باشه
میتونه از دست دادن یا حتی
شکست باشه
کاری ندارم به ماهیت اتفاق
مهم اون ترسه!
خیلی هامون که نه
بهتره بگم هممون این حس رو تجربه کردیم و میکنیم هر لحظه به نوعی
و دست و پا میزنییم شبانه روز
دقیقه به دقیقه
تو حس تلخو تعریف نشدنیه ترس
نکنه که بره
نکنه نشه
نکنه که اونجوری ...نکنه که فلان... نکنه که....
مثلا خود من
یه ترس خیلی بزرگ و عمیق که بماند چی
چند سالی تو دلم خونه کرده بود
اونقدر بزرگ شده بود توی قلبم که
یادم رفته بود زندگی داره چطور میگذره
من دارم چطور رفتار میکنم
همیشه از خودم میپرسیدم اگر فلان روز برسه
من چطور میتونم محکم وایسم
من چطور میتونم کنار بیام
من چطور میتونم قبول کنم
اگر فلان اتفاق بیافته چطور تبدیل بشم
به یک انسان انگار نه انگار...
اون روز رسید
اون ترس اومد درست رو به روم واستادو خندید
نگاش کردم بی رحم بود
خیلی نگاش کردم خشن بود درد داشت
دروغ چرا
گریم گرفت
ناتوان شدم
تنهایی سلول به سلول بدنم رو پر کرد
ترسیدم
بازم ترسیدم
ایندفعه از (خودمی ) که روبه روی ترسش وایساده...
وقتی به ترسم با دقت بیشتری نگاه کردم
وقتی به خودم که با اون ترس روبه رو شده خیره شدم
یه درس بزرگی گرفتم
مواجه شدن با اون ترسی که شبانه روزت رو پر کرده اونقدرها هم ترسناک نیست...😊
انگاری یه کوله بار سنگین رو از دوشت بر میداری و آزاد میشی ...
شاید این آزادی تلخ باشه
اما بیشتر شیرینه...
سبک میشی
رها میشی
آزادی...
مال خود خودتی😍
اون موقع است که خنده ات میگیره
این خنده رو میتونم تو این جمله تعریف کنم :

يه لبخند ميتونه خيلى از حس ها رو پنهون كنه.
#ترس ، #اندوه، #قلب شكسته.
اما يه چيز رو خوب نشون ميده: #قدرت
و من امروز خیلی قدرتمندتر از دیروزم چون یکی از بزرگترین ترسهام رو پشت سرگذاشتم
چون بازم میخندم
.
از مواجه شدن با ترسهامون نترسیم
هیچی نمیشه که هیچ
ماییم که قدرتمندتریم
وترسها و عامل ترسهامون ضعیف تر و بی ارزش تر...
وسلام

پ.ن:
بازم تبریک میگم عید رو
تبریک میگم این عیدی قشنگی رو که غیور مردان ایرانی بهمون دادن امروز
تبریک میگم به خودم و تویی که داری یاد میگیری قوی تر باشی ❤
و اخ جون که فردا تعطیله هوووووووووووراااا😍😍😍
Read more
امروز می خواهم از زن هایی یاد کنم که کار می کنند... نه آن دسته که خودشان دوست دارند شاغل باشند... نه آن ...
Media Removed
امروز می خواهم از زن هایی یاد کنم که کار می کنند... نه آن دسته که خودشان دوست دارند شاغل باشند... نه آن دسته که یک شغل شیک و مجلسی با حقوق و مزایای عالی دارند.... نه آن دسته که کار برایشان فان است و توی تایم کاری شان عشق و حال می کنند.... می خواهم از آن دسته زن های شاغلی بنویسم که اگر کار نکنند چرخ زندگی لنگ ... امروز می خواهم از زن هایی یاد کنم که کار می کنند... نه آن دسته که خودشان دوست دارند شاغل باشند... نه آن دسته که یک شغل شیک و مجلسی با حقوق و مزایای عالی دارند.... نه آن دسته که کار برایشان فان است و توی تایم کاری شان عشق و حال می کنند.... می خواهم از آن دسته زن های شاغلی بنویسم که اگر کار نکنند چرخ زندگی لنگ می زند .... همان ها که همیشه خسته اند.... مانتو های اداری و رسمی با پارچه های ارزان قیمت... کفش های ساده و بدون پاشنه... پوست های بی رنگ.... این ها خیلی بزرگند که آخر ماه کارت بانکی شان را می کشند به حساب صاحبخانه... ته مانده حسابشان را کارت به کارت می کنند برای شهریه بچه..... ده هزار تومنی ته کیفشان را از سر کوچه سیب زمینی می خرند برای شام... حاصل یک ماه سر کار رفتن و با هزار جور گاومیش سر و کله زدن شاید پنج روزه تمام شود ..... و اینجای کار بیست و پنج روز هنوز تا سر ماه مانده! ... بیست و پنج روز دیگر باید از میله های اتوبوس آویزان شود و زیر چشمی زل بزند به زن زیبای ویولون به دست، که سرحال و خندان روی صندلی لم داده .... و زیر لب بگوید این ماه هم نشد ... ماه پیش هم نشده بود و ماه های پیش ترش.... خیلی وقت بود دلش می خواست از حقوقش یک ساز بخرد.... و شاید هیچ وقت هم نشود اصلا.... ماه ها که پشت سر هم می گذرند خرج هایش گنده تر و لیست آرزوهای شخصی اش کوتاه تر.... دستش به میله ی اتوبوس سست تر و مانتویش بی رنگ تر.... من از همین جا به این زن سلام می کنم . سلام بانو... می دانم که روزهایت دیر می گذرند .... بچه ات را کم می بینی و جلوی در مهد وقتی می دهند بغلت محکم بویش می کنی ... آخر هفته ها یک دنیا کار داری که باید انجام بدهی... از فکر کشوهای فریزر بگیر تا شمردن جوراب های تمیز مرد خانه... مرد خانه!!! ... یادم رفت معرفی اش کنم .... مرد خانه همان است که همیشه زنش را با زن های دیگر مقایسه می کند، توقع شام و ناهار و تربیت صحیح فرزند دارد... همیشه غر می زند ، به همکارای مرد همسرش شک دارد، همان که برای زن خسته اش هیچ وقت ارزش قائل نبوده گوشی کوفتی اش هزار جور رمز دارد.... باید یک سلام هم به مرد خانه بکنم... سلام "مــَــــــــــــــــــرد"(مــَـــــــــــــــــرد).......... #فاطمه_شاهبگلو
#الی_رها
Sat Jan 28 21:58:19 GMT+03:30 2017
Read more
... بهش میگم ما که نیومدیم تو این دنیا که فقط بخوریم و بخوابیم و خوش بگذرونیم میگه پس اومدیم زجر کش ...
Media Removed
... بهش میگم ما که نیومدیم تو این دنیا که فقط بخوریم و بخوابیم و خوش بگذرونیم میگه پس اومدیم زجر کش بشیم؟! . . . یعنی صفر تا صد جهان بینیش خلاصه میشه تو آشپزخونه و اتاق خواب و توالت... . . . بعد دم از #آزادی هم میزنه . . ازش می پرسم تعریفت از آزادی چیه؟! میگه هرکار خواستم بکنم به کسی هم جواب ... ...
بهش میگم ما که نیومدیم تو این دنیا که فقط بخوریم و بخوابیم و خوش بگذرونیم
میگه پس اومدیم زجر کش بشیم؟!
.
.
.
یعنی صفر تا صد جهان بینیش خلاصه میشه تو آشپزخونه و اتاق خواب و توالت...
.
.
.
بعد دم از #آزادی هم میزنه
.
.
ازش می پرسم تعریفت از آزادی چیه؟!
میگه هرکار خواستم بکنم به کسی هم جواب پس ندم...
میگم این آزادی نیستاااا این بیقید بودنه
بی قید بودنم خیلی ضررها پشت سرش داره
میگه تعصب داری!
.
.
.
داداش!
خو ببین داری اشتباه میزنی...
#تعصب داری رو یه جای دیگه باید میگفتی...
مثلا اونجا که نخوام یه جهان بینی وسیع داشته باشم و روی نوک دماغم پافشاری کنم
نه اینکه دارم بهت میگم قدر خودتو بدون و گول این طبلهای توخالی رو نخور...
نه اینکه دارم بهت میگم یکم بیشتر فکر کن و بیشتر یاد بگیر و از خواب غفلت بیدار شو...
نه اینکه دارم بهت میگم حیفت بیاد از عمرت و همشو هدر نده و یکم تلاش کن خیرت برسه به بقیه و یه اسم خوب از خودت به یادگار بذاری...
.
.
#مرجان_خاتون
#منم_ابابیل
Read more
. سلام چند روز است که رفته‌ای خارج و من خورد و خوراکم به فنا رفته است. هرچند رابطه‌ای علّی بین این ...
Media Removed
. سلام چند روز است که رفته‌ای خارج و من خورد و خوراکم به فنا رفته است. هرچند رابطه‌ای علّی بین این دو برقرار نیست اما حس کردم بیانش خالی از فایده نیست. هوای خورد و خوراکت را در غربت داشته باش. آنجا پلو نمی‌خورند. یعنی در فیلم‌های‌شان من حتی یک بار هم ندیدم که بخورند و این ممکن است به عنوان یک مازندرانی ... .
سلام

چند روز است که رفته‌ای خارج و من خورد و خوراکم به فنا رفته است. هرچند رابطه‌ای علّی بین این دو برقرار نیست اما حس کردم بیانش خالی از فایده نیست. هوای خورد و خوراکت را در غربت داشته باش. آنجا پلو نمی‌خورند. یعنی در فیلم‌های‌شان من حتی یک بار هم ندیدم که بخورند و این ممکن است به عنوان یک مازندرانی برایت عذاب آور باشد. چند پاکستانی پیدا کن و با روابط اجتماعی خوبی که داری برنجت را تامین کن. شنیده‌ام آنجا کنار غذاهای‌شان نجسی هم می‌خورند. اگر زودتر خبردار می‌شدم قطعا جلوی رفتنت را می‌گرفتم یا حداقل هواپیمایت را منفجر می‌کردم تا لطفی در حقت کرده باشم. به هر روی حواست باشد در دام نجسی نیفتی که هر چه فساد و بی‌تربیتی در غرب وجود دارد اثرات آن است. دیروز در خیابان صحنه تصادف وحشتناکی دیدم و یاد تو افتادم. البته نه در همان لحظه اول، اجازه بده از اول برایت تعریف کنم.
.
یک کودک کار داشت آدامس می‌فروخت و خیلی گرمش بود که البته ربطی به قضیه تصادف ندارد و از آنجایی که می‌دانم احساساتی هستی خواستم، حالت را خراب کنم تا فکر نکنی چیزی بینمان عوض شده. بله در همین حین یک موتوری با سرعت خورد به چراغ راهنمایی. البته اتفاقی برایش نیفتاد. نمی‌دانم کجای تصادف یاد تو افتادم! آها یادم آمد.

الان فهمیدم که همان کودک کار اصل قضیه بود و همانجا تصمیم گرفتم با اشاره به او حالت را خراب کنم که ناگهان آن تصادف پیش آمد. حافظه من است دیگر. خیلی به هم ریخته عمل می‌کند. به هر حال فراموش نکن که من همچنان به یادت هستم. حتی می‌خواهم پدرت را ملاقات کنم و در نبود تو کمک حالش باشم. هرچند می‌دانم قبول نمی کند اما من اصرار می‌کنم تا درنهایت سوییچ ماشین را بگیرم و اگر کاری داشت برایش انجام بدهم. «عیضا» جان زندگی خیلی مقوله عجیبی است. شاید هم مقوله نباشد و چیز باشد. بله چیز عجیبی است. ممکن است همین فردا به طور ناگهانی بیفتی و بمیری و خلاص. پس سعی کن... راستش بحث مرگ ناگهانی را هم برای خراب کردن حالت پیش کشیدم و هدف دیگری نداشتم. به نظرم با روشی که من در پیش گرفتم زودتر به غربت عادت خواهی کرد و مثل یک فولاد آبدیده خواهی شد.
.
هرچند باید دوباره اشاره کنم که احتمال دارد ناگهان بمیری اما اگر زنده بمانی نتیجه همان می‌شود که گفتم. احمد شاملو در یکی از شعرهایش می‌گوید: «و زندگی... لعنت به زندگی»؛ بله درست حدس زدی این شعر برای شاملو نیست و باز هم هدفم خراب کردن حالت بود.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
Loading...
مهم ترین چیز در زندگی ها انتخاب خود افراد است ما انتخاب می کنیم که چگونه زندگی کنیم چه میزان تلاش کنیم ...
Media Removed
مهم ترین چیز در زندگی ها انتخاب خود افراد است ما انتخاب می کنیم که چگونه زندگی کنیم چه میزان تلاش کنیم چه قدر در آینده موفق باشیم و چقدر حالمون خوب باشه زندگی ما ثمره انتخاب هایی است که می کنیم. خیلی ها افراد موثری در زندگی ها هستند باعث تغییر در زندگی ات می شوند حال چه تغییر کوچکی باشد یا تغییرات اساسی ... مهم ترین چیز در زندگی ها انتخاب خود افراد است ما انتخاب می کنیم که چگونه زندگی کنیم چه میزان تلاش کنیم چه قدر در آینده موفق باشیم و چقدر حالمون خوب باشه زندگی ما ثمره انتخاب هایی است که می کنیم.
خیلی ها افراد موثری در زندگی ها هستند باعث تغییر در زندگی ات می شوند حال چه تغییر کوچکی باشد یا تغییرات اساسی که در زندگی ات واسطه آن ها ایجاد شود،
اما بعضی افراد بسیار ویژه تر اند آنها مسیر زندگی ات را تغییر می دهند و الگو زندگی ات می شوند
دوسشان داری و از آن ها یاد می گیریی
یاد می گیریی تلاش کنی یاد می گیریی عقب نشینی و یاد می گیریی به خودت اعتماد کنی این افراد هیچ گاه فراموش نمی شن و به یک نسل از پا ننشستن و تلاش کردن مداوم را یاد می دند ،
مهم فردا هایی هست که به اسم آینده ازشون نام می بریم برای موفقعیت باید دید از ابتدای زندگی چقدر تلاش کردیم و چقدر حال خوب ساختیم و چقدر انسان بی نظیریی بودیم و چقدر به خودمون ایمان داشتیم و چگونه آرزو کردیم و برای رسیدن بهش چه میزان تلاش کردیم
محمد رضا گلزار هم جز افراد هایی پر تلاش و موفقه که می تونه یه الگو خوب باشه و بسازتت
موفق شو
دنیا به کام توست این نام توست که قراراست در این تاریخ به نامی جاویدان ثبت شود آینده از آن توست .
قله خودت و فتح کن.
#محمد_رضا_گلزار
#الگو
#ستاره
#آینده
Read more
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما  یک روز بی گمان  سر می زند به جایی و خورشید می‌شود تا دوست داری ام  تا ...
Media Removed
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما  یک روز بی گمان  سر می زند به جایی و خورشید می‌شود تا دوست داری ام  تا دوست دارمت  تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر تا هست در زمانه یکی جان دوستدار  کی مرگ می‌تواند  نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟ بسیار گل که از کف من برده است باد  اما من غمین  گلهای یاد کس را پرپر نمی ... این ذره ذره گرمی خاموش وار ما 
یک روز بی گمان 
سر می زند به جایی و خورشید می‌شود

تا دوست داری ام 
تا دوست دارمت 
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
تا هست در زمانه یکی جان دوستدار 
کی مرگ می‌تواند 
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟

بسیار گل که از کف من برده است باد 
اما من غمین 
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم 
من مرگ هیچ عزیزی را 
باور نمی‌کنم

می ریزد عاقبت 
یک روز برگ من 
یک روز چشم من هم در خواب می شود
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست 
اما درون باغ

همواره عطر باور من در هوا پر است.
#سیاوش_کسرایی
#غروب #شعر_مردمی
Read more
کامل بخون .... سالها بعد.................! من در کنار یک زن زندگی میکنم ، زنی که اسمش تو شناسنامم ...
Media Removed
کامل بخون .... سالها بعد.................! من در کنار یک زن زندگی میکنم ، زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه، زنی که شاید من مرد رویاهاش باشم اما ، اون هیچ وقت زن رویاهای من نمیشه چون ، رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی ... جسمم کنار اون میخوابه اما ، افکارم در کنار تو . ســـالهـــا ... کامل بخون .... سالها بعد.................!
من در کنار یک زن زندگی میکنم ،
زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،
زنی که شاید من مرد رویاهاش باشم اما ،
اون هیچ وقت زن رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی ...
جسمم کنار اون میخوابه اما ،
افکارم در کنار تو .

ســـالهـــا بعــد

بی هوا وقتی یادت میوفتم ،
... فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟ ....
شاید اسم تورو گداشتم روی دخترم ،
سالها بعد ،
من مردیم که از عذاب وجدان داره میمیره ،
مردی که به تو فکر میکنه اما ، کنار یک زن دیگست ،
مردی که به دوست داشتن های زن دیگه پاسخ میده اما ،
نه از ته دل .... ســالـــهــا بـــعــد

وقتی همه خوابن ،
میرم تو آشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم ،
تو اون نور کم سوی چراغ خواب به تو فکر میکنم ...
از سیگارم کام های عمیق میگیرم ،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی ؟
در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم ، سیگارم رو به اتمامه ،
و من ،
با عذاب و با دلی پر از غم ،
باید برم کنار زنی بخوابم که همیشه ارزو میکنم تو جای اون بودی ...
سالها بعد این موقع ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما ،
من کنار كسیم که ،
فقط باهاش هم خونم ... ســالــهــا بعــد

مردیم با موهای سفید و چهره ای خسته ...
مردی که خیلی ها میشناسنش اما ،
اون با هیچکس جز یاد تو آشنا نیست...
Read more
Loading...
. دقیق نمیدونم چند ساعت پیش، ولی حدوداً طرفهای هشت صبح بود که یه متن در باب عوارض جانبی همراه یه فیلمی ...
Media Removed
. دقیق نمیدونم چند ساعت پیش، ولی حدوداً طرفهای هشت صبح بود که یه متن در باب عوارض جانبی همراه یه فیلمی از عمل #پروتز کردن و ژل زدن توی لب و این حرفها، اومد زیر دستم. از اون موقع تا همین الان، دارم به چیزهایی فکر می کنم که هیچ وقت توی این بیست سال زندگی، - بیاید هفده سال ازش رو در نظر بگیریم. فکر نمیکنم منِ ... .
دقیق نمیدونم چند ساعت پیش، ولی حدوداً طرفهای هشت صبح بود که یه متن در باب عوارض جانبی همراه یه فیلمی از عمل #پروتز کردن و ژل زدن توی لب و این حرفها، اومد زیر دستم.
از اون موقع تا همین الان، دارم به چیزهایی فکر می کنم که هیچ وقت توی این بیست سال زندگی، - بیاید هفده سال ازش رو در نظر بگیریم. فکر نمیکنم منِ سه ساله خیلی اهمیت میداده به قیافه ها و هیکل...- جزو 'کارهایی که یک زمانی انجام میدم' نبوده! حتی جزو کارهایی نبوده که به انجام دادنش فکر کنم اصلا!
ولی ذهنم میره سمت بچه های چهارده تا شانزده ساله ای که دیدم و شنیدم که درباره ی عمل های #جراحی_پلاستیک صحبت میکنند به طور جدی... دخترهایی که دارند زور میزنند که شبیه مدلهای اینستاگرام بشن، بدون اینکه به این دقت کنند که اون یارو، علاوه بر اینکه از این راه پول درمیاره و کارش اینه و تمام تمرکزش همیشه روی بدنشه، حداقل بیست و خورده ای سالش هست!! -این بچه هایی که مدلشون میکنند بحثشون جداست..- بعضی وقتها دلم میسوزه و بعضی وقتها حرصم میگیره.
چرا یه دختر چهارده ساله، باید به #سایز بدنش اهمیت بده وقتی همه ی ماهایی که بزرگ شدیم، میدونیم فقط پسرها نیستند که توی دبیرستان رشد میکنند! بدن دخترها هم خیلی تغییر میکنه.
حرصم میگیره از اینکه یه دختربچه، فکر میکنه قشنگیش به لب پف کرده اش مربوطه، نه تعداد کتاب هایی که در سال میخونه -کتابهای خوب، نه بد... -
ناراحت میشم وقتی میبینم یکی که هنوز به سن قانونی نرسیده و کودک محسوب میشه، شبیه سی ساله ها لباس میپوشه و شبیه بیست و پنج ساله ها آرایش میکنه! -نمیگم خانم هایی که به اون سن رسیدن مشکلی دارند یا چیزی ها! نه! مشکل من اینکه، چرا یکی نباید سنی که توش هست رو دوست داشته باشه و همه اش تلاش کنه شبیه خیلی بزرگتر از خودش لباس بپوشه و وانمود کنه که همون قدر هم متوجه میشه؟! باز احساس می کنم که جاده خاکی زدم!
تهِ تهِش، باید بگم که
فرزندم! دخترم! پسرم! تو کلی راه توی زندگیت داری و کلی چیز قراره توی زندگیت حس و تجربه کنی و ببینی...
خودت رو به خاطر چیزهایی که فکر میکنی بقیه اهمیت میدن ولی واقعا براشون بی اهمیته، اذیت نکن!
ما همه رشد میکنیم و تغییر میکنیم. هیچ کس به نیکی از عمل #جراحی بینی تو، یه روز بعد از تولد هجده سالگیت یاد نمیکنه!! #در_باب_پروتز_همه_جا!
Read more
با رسیدن نرخ سیب زمینی به از قرار هر کیلو پنج هزار تومان، زین پس استفاده از نام این عزیز به عنوان فحش قدغن ...
Media Removed
با رسیدن نرخ سیب زمینی به از قرار هر کیلو پنج هزار تومان، زین پس استفاده از نام این عزیز به عنوان فحش قدغن اعلام می‌شود. یعنی هروقت خواستین بگین( بابا! یارو خیلی سیب زمینیه...) یه لحظه تامل کنین ببینید طرف حدودی چند کیلوئه؟ مثلا اگه به یه آدم هفتاد کیلویی بگید سیب‌زمینی خودتون درجا سیصد و پنجاه هزار ... با رسیدن نرخ سیب زمینی به از قرار هر کیلو پنج هزار تومان، زین پس استفاده از نام این عزیز به عنوان فحش قدغن اعلام می‌شود. یعنی هروقت خواستین بگین( بابا! یارو خیلی سیب زمینیه...) یه لحظه تامل کنین ببینید طرف حدودی چند کیلوئه؟ مثلا اگه به یه آدم هفتاد کیلویی بگید سیب‌زمینی خودتون درجا سیصد و پنجاه هزار تومن روی طرف قیمت گذاشتین که خودش یک‌سوم حقوق یک کارگره.
گلابی هم قبلا از محبوب ترین فحش‌های مردم‌پسند بود که با توجه به نرخ کیلویی بیست،سی هزار تومانی این محصول در روزهای اخیر، الان فحش که نیست هیچی، بلکه نوعی قربان صدقه یا پاچه خواری به حساب می‌آد، به نحوی که یقینا اگه مرحوم خواجه شیراز یا شیخ عجل امروزه در قید حیات بودن به جای چشم نرگس و باده ناب و لب لعل، یک کلام به یارشون می‌گفتن( گلابی)و بچه‌ها هم در مدارس ناچار نبودن اینهمه صنعت کنایه و استعاره یاد بگیرن. خلاصه این روزها اگه یکی بهتون گفت «چطوری گلابی» یا «کجایی سیب زمینی؟»بدونین دوستتون داره، اگه گفت «درخت گلابی من!» یا«گونی‌سیب زمینی عزیزم»بدونین عاشقتون شده و خیلی زود باهاش حالت ازدواجی بگیرید.
خب حالا ممکنه برخی دوستان بگن ما اعصاب صحیحی نداریم دوست داریم گاهی رکیک باشیم و تو خلوت‌مون به یه کسایی که موجب بی‌اعصابی شدن فحش بدیم، حالا که سیب زمینی و گلابی تبدیل به کالاهای لوکس شدن چی بگیم که تخلیه شیم؟ به این دسته از دوستان مژده می‌دم که یک واژه برای (تحقیر) پیدا کردم که به طور جامع و کامل می‌تونه در کوتاه‌ترین زمان ممکن میزان حقارت، خاک بر سری، ذلالت و پستی رو در حد اعلا به بهترین وجه ممکن بیان کنه: (ریال)! شما از این به بعد هرجا خواستی در یک کلام شخصی رو بکوبونی جوری که له‌له شه، بهش بگو:« برو بابا ریااال!» ببین اگه له نشد بیا من بهت یک کیلو سیب زمینی سرخ کرده می دم. این فحش مجهز به تکنولوژی روزه و اختراع خودمه. ویژگیش اینه که اولین فحش تاریخ بشریته که ساعت به ساعت رکیک‌تر می‌شه. یعنی فرضا بلانسبت طرف دیروز به شما گفته:( برو گمشو ریال عوضی!) امروز که شما داری خاطره رو برای دوستت تعریف می کنی، دو برابر دیروز همین موقع مورد توهین قرار گرفتی. هفته بعد رسما بهت تجاوز شده، اینقدر رکیکه!
حال کردین چه فحشی اختراع کردم؟
یه خبر خوب هم برای اون دسته از دوستانی که رد دادن و حالشون با این فحش‌های پاکیزه خوب نمی شه: دوستان خوشبختانه قیمت (کش) هنوز بالا نرفته و این کالا تا این لحظه همون معنی سابق رو داره، تا «کش» هم تبدیل نشده به یک کالای لاکچری و الفاظ استرچ یا کشی، تبدیل به کلمات فاخر نشدن، راحت باشین!
Read more
. دوستان قشنگ و با کمالات و دوست داشتنی که تازه به ما پیوستید <span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> #لطفا_با_دقت_بخوانید ۱.عکس ...
Media Removed
. دوستان قشنگ و با کمالات و دوست داشتنی که تازه به ما پیوستید #لطفا_با_دقت_بخوانید ۱.عکس و فیلم حیوانات را به دایرکت نفرستید (واگذاری، کمک و امداد، حیوان آزاری، ببینید چه گوگولیه، اینو دیدم یاد شما افتادم ، و....)هیچ دایرکت بی‌موردی نفرستید ۲.دوستان خواننده و آهنگساز من‌ مدت‌هاست ... .
دوستان قشنگ و با کمالات و دوست داشتنی که تازه به ما پیوستید
🌹🌹🌹
#لطفا_با_دقت_بخوانید

۱.عکس و فیلم حیوانات را به دایرکت نفرستید (واگذاری، کمک و امداد، حیوان آزاری، ببینید چه گوگولیه، اینو دیدم یاد شما افتادم ، و....)هیچ دایرکت بی‌موردی نفرستید

۲.دوستان خواننده و آهنگساز
من‌ مدت‌هاست ترانه واگذار نمی‌کنم پس لطفا تقاضای ترانه نکنید

۳. اشعار و نوشته‌ها و ترانه‌هایتان را به دایرکت نفرستید
فضای مجازی مکان مناسبی برای نقد و نظر نیست و من درباره هیچ چیز نظر نمی‌دهم

۴. لطفا مرا روی عکس و مطلبی که مربوط به من نیست تگ نکنید

۵.من هیچ شماره حسابی را برای کمک به مستمندان، بیماران، حوادث، حیوانات آسیب دیده و.... روی پیجم منتشر نمی‌کنم (مگر گروه یا جمعیتی که بشناسم) پس لطفا تقاضا نکنید

۶. دایرکت‌های "سلام، خوبی" بدون لحظه‌ای تامل مشمول #قانون_طلایی_بلاک خواهند شد
همین‌طور دایرکت‌های بی‌مورد

۷. من همینم که می‌بینید
اگر واقعا تحمل این پست‌ها برایتان دشوار است #آنفالو کنید و اگر مرا همین‌گونه که هستم می‌پذیرید؛ #قدمتان_روی_چشم

________
#نیلوفر_لاری_پور
پ.ن:
من و #شرلوک_هلمز در #باغ_کتاب

#لطفا_کپشن_را_تا_آخر_بخوانید
#لطفا_رعایت_کنید
#چرا_اعصاب_نداری #هرچی_داری_از_ما_داری
#فکر_میکنی_کی_هستی
#حالا_دایرکت_بدیم_چی_میشه
#خب_ما_مبخوایم_نظر_شما_رو_بدونیم
#فقط_به_خواننده_معروفا_ترانه_میدید
#یارب_روا_مدار_گدا_معتبر_شود
#پس_کامنتا_رو_ببند_تا_ما_نظر_ندیم

#Niloufarlaripour
#niloufar_laripour

#لطفا_فقط_فارسی_بنويسيد

#اینجا_فقط_فارسی_مینویسند
Read more
Loading...
. شاید این پست به مذاق خیلیا خوش نیاد ولی همیشه گفتم بازم میگم چیزی که نظرتِ و درسته رو فریاد بزن پس ...
Media Removed
. شاید این پست به مذاق خیلیا خوش نیاد ولی همیشه گفتم بازم میگم چیزی که نظرتِ و درسته رو فریاد بزن پس منم همین کارو میکنم بنده خودم از کسانی بودم که ایشون رو قبول نداشتم و مثل مردم عادی مسخره میکردمشون بدون اینکه بفهمم چرا دارم مسخره میکنم ، بدون اینکه یک لحظه وایسم ببینم چی میگه ، با خودم گفتم اصلا میفهمی ... .
شاید این پست به مذاق خیلیا خوش نیاد ولی همیشه گفتم
بازم میگم چیزی که نظرتِ و درسته رو فریاد بزن پس منم همین کارو میکنم
بنده خودم از کسانی بودم که ایشون رو قبول نداشتم و مثل مردم عادی مسخره میکردمشون بدون اینکه بفهمم چرا دارم مسخره میکنم ، بدون اینکه یک لحظه وایسم ببینم چی میگه ، با خودم گفتم اصلا میفهمی این چی میگه که مسخرش میکنی؟
یا نمیفهمی و رو هوا داری یچی میگی؟
از خودم پرسیدم‌ تو اصلا کامل و درست حسابی از افکار و شخصیتش چیزی میدونی؟
جواب دادم نه نمیدونم و رو هوا هم مسخرش میکنم و نمیفهمم چی میگه.
گفتم خب احمقی که وقتی هیچی نمیدونی رو هوا به یک نفر انگ‌میزنی ، برو دنبالش ببین چی میگه.
دقت کن ، فکر کن و همه چیو بسنج.
اگه با منطق مطمئن شدی که شر و‌ وره بزن بیرون اصن گور باباش مسخرش کن‌ دوتا فحشم بده.
رفتم دنبال این آقا ببینم چی تو چنته داره...
وقتی داستان زندگیشو خوندم و برنامه هاشو گوش دادم ، دیدم نه مثل اینکه خیلی اشتباه کردم...😅
این‌ آدم یچیزی داره درونش که تقریبا کسی نداره !
آدمی که مملکتشو خونشو ثروتشو همه چیشو فدا میکنه از دست این سیستم فرار میکنه و میزنه به جاده به امید اینکه بتونه مردمشو از این وضعیت نجات بده ، نه دلقکه نه احمق نه مسخرست نه هیچی دیگه ...
این آدم خیلی آدمه که تصمیماتی بزرگ و خطرناک میگیره ،
این آدم خیلی آدمه که با وجود این همه فشار روانی که روشه باز داره ادامه میده.
هی ازش بیشتر خوشم اومد چون هرچی میگفت اتفاق می افتاد چون چیزایی ازش یاد گرفتم که هیچکس بهم یاد نداده بود که چجوری فرق گوسفند و با گرگ تو‌ لباس گوسفند رو بفهمم! حرفایی میزد که هرجایی نمیدیدم ، عجیب بود ، کاریزما داشت فانتزی بود مغزش خوب کار میکرد.
خلاصه بگم ...
فهمیدم مخالف واقعی شیطان کیه و مخالف نمای شیطان کیه ... این همه طومار نویسی کردم که بگم شما بله خود شما !
اگه برات نفع داره به ایشون تهمت بزنی و مسخره کنی و اخبار دروغ بدی دست مردم و مزدور باشی...
شما به کنار جات مشخصه کجاست حرفی ندارم باهات 😉
اما شمایی که مثل منِ اون موقع هایی ،
مسخره میکنی بدون دلیل ،
فحاشی میکنی بدون دلیل ،
و اصلا ازش بدت میاد بدون دلیل و کلا نمیفهمیش،
پیشنهادمیکنم بری برنامه هاشو گوش کنی یکم این آدمو‌ بشناسی ببینی چیه کیه...
اگه که فهمیدیش با منطق دمت گرم
اگه هم باز هم متنفر بودی ازش با منطق دم تو هم گرم
ولی اگه نفهمیدی و بی منطق باز هم شروع به فحاشی و تمسخر کردی بدون بی ارزش ترین موجود دنیایی :)
در پایان این که از دیدن این ویدئو خوشحال شدم هرجا هستید سلامت باشید آقای حسینی 🌹
#سید_محمد_حسینی
Read more
#سنگ_معدن معدنکاری در محیطی کاملا جنگلی و دارای پوشش گیاهی بسیار متنوع و زیاد،، اگر بجای مانع تراشی، به ما حرفه ای بودن و اصولی کار کردن را یاد میدانند،،بسیاری از مشکلات در کشور برطرف میشد،، وظیفه دولت در هر نظامی تربیت و اموزش نسل هاست،، ای کاش بجای اینکه به موارد پیش پاافتاده و ناچیز توجه میکردند ... #سنگ_معدن
معدنکاری در محیطی کاملا جنگلی و دارای پوشش گیاهی بسیار متنوع و زیاد،،
اگر بجای مانع تراشی، به ما حرفه ای بودن و اصولی کار کردن را یاد میدانند،،بسیاری از مشکلات در کشور برطرف میشد،،
وظیفه دولت در هر نظامی تربیت و اموزش نسل هاست،،
ای کاش بجای اینکه به موارد پیش پاافتاده و ناچیز توجه میکردند و گیر میدادند،،اندکی روی فهم و شعور ما کار میکردند،،تا بعد از چنددهه نسلی فهمیده و باشعور تربیت کرده باشند و بدون ترس،اداره امور مملکت را به نسل بعدی واگذار میکردند،،
متاسفانه چون چارچوب درستی برای اموزش نسل ها تعیین نشده،،و هیچ اعتقادی هم به استفاده از تجربه سایر کشورهای مدرن نداریم،،مدام نسلی بی تفاوت و بی هدف تربیت میکنیم،،
ای کاش ذره ای معرفت و فهم مملکت داری داشتیم،،البته چندان انتظاری هم نمیتوان داشت،،چون سیاستمدار و دولتمرد باید تربیت بشود،،نمیتوان از هر دکان و خرابه ای سیاستمدار تولید کنیم،،و انتظار اداره کشور برپایه اصول و قوانین روز و مدرن داشته باشیم،،
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> دخترم... بلاخره یک روز میرسد که آن کسی که بیشتر از همه‌ی زندگی‌ات دوستش داری، رو به رویت می ایستد ...
Media Removed
دخترم... بلاخره یک روز میرسد که آن کسی که بیشتر از همه‌ی زندگی‌ات دوستش داری، رو به رویت می ایستد تا دلت را بشکند و برود... این یک حقیقت تلخ است، کسانی که بیشتر دوستشان داریم، قدرت بیشتری برای شکستن ما دارند... غم قسمتی از زندگی است که اگر نبود، شادی معنی اش را از دست میداد، دیر یا زود روز های سخت ... 💜
دخترم...
بلاخره یک روز میرسد که آن کسی که بیشتر از همه‌ی زندگی‌ات دوستش داری، رو به رویت می ایستد تا دلت را بشکند و برود...
این یک حقیقت تلخ است، کسانی که بیشتر دوستشان داریم، قدرت بیشتری برای شکستن ما دارند...
غم قسمتی از زندگی است که اگر نبود، شادی معنی اش را از دست میداد، دیر یا زود روز های سخت میگذرند. به خودت ایمان داشته باش!
*
میگویند زن جنس ضعیف است، باور نکن دخترم!
زن ها همیشه قوی تر از مرد ها بوده اند...
شجاع تر، قدرتمند تر، باهوش تر...
زن ها فقط یک نقطه ضعف بزرگ دارند، که همیشه همه چیز را قربانی اش میکنند و آن چیزی نیست جز "عشق"
دنیا را هم که به نامشان کنی باز هم یک نفر را میخواهند تا به او تکیه کنند، میخواهند کسی دوستشان داشته باشد، میخواهند دیده شوند...
میخواهند برای یک نفر خاص مهم باشند...
بعدها برایت مینویسم که "عشق" برای زن ها هم نقطه ضعف است، هم نقطه ی قوت...
*
بگذار صادقانه برایت بگویم، قرار نیست روزهای آرامی داشته باشی...
بزرگ شدن درد دارد!
یک روز می آید که دوست داشتنت بین احساس و منطقت فاصله می اندازد....
انتخاب با توست، و مجبوری مسیولیتش را -هرچه که باشد-بپذیری
این اتفاق میتواند تورا کامل کند یا منجر به تکه تکه شدنت بشود
گفتم که بزرگ شدن درد دارد دخترم!
.
البته این فصل مشترک همه ی زن هاست...
دلی که نشکسته باشد نمیتواند به قدر کافی عشق را تحمل کند....
دخترم...
بزرگ ترین آرزویم آرامش توست، و این فقط درصورتی ممکن است که زندگی کردن در لحظه را یاد بگیری!
مثلا وقتی خوشحالی از ته دل بخندی، وقتی غصه داری گریه کنی، وقتی ناراحتی دلیلش را بگویی...
احساس را نباید سرکوب کرد، مریضی می آورد! پریشانی می آورد...
دخترم!
گاهی دنیا بی رحم تر از آن میشود که فکرش را بکنی. و این همان وقتی است که همه ی توانش را جمع میکند تا تورا به زانو دربیاورد...
برای ایستادنت بجنگ!
*
دخترم
بی شک روزهایی هستند که تنها دارایی ات "تنهایی" است، زیر آوار مانده ای، حس میکنی توانی برای دوباره ساختن زندگی ات نمانده، و نجات دهنده در گور خفته است...
این روزها آدم ها به اندازه ی کافی درگیر مشکلات خودشان هستند، تنها کسی که میتواند به تو کمک کند فقط خودت هستی
*
شکوه دختر بودن ، نعمتی است بسیار گران قیمت که باید هزینه اش را هم پرداخت..
دخترم
قرار نیست روز های آرامی داشته باشی...
با این حال ، فراموش نکن، هروقت دلت گرفت آغوش من به روی دلتنگی های تو باز است....
.
روزت مبارک
💜
#اهورا_فروزان
#قسمتی_از_نامه_هایی_به_دخترم
#روز_دختر_مبارک
💜
متن در #کانال موجوده.لینک در قسمت بیوگرافی صفحه
Read more
از آخرین باری که با تو به صحبت نشستم چندین ماه میگذرد میدانی خوبی تو این است که موضوع نوشته هایت را از ...
Media Removed
از آخرین باری که با تو به صحبت نشستم چندین ماه میگذرد میدانی خوبی تو این است که موضوع نوشته هایت را از قبل فکر نمیکنی می‌نشینی و به ته سیگار هایی که ته استکان چاییت ات را زرد و سیاه و بدبو کرده اند خیره میشنوی و مینویسی! رفت! این بار واقعا رفت، برایت گفته ام؟ امیر را میگویم بدون اینکه به کسی بگوید رفت خبر ... از آخرین باری که با تو به صحبت نشستم چندین ماه میگذرد میدانی خوبی تو این است که موضوع نوشته هایت را از قبل فکر نمیکنی می‌نشینی و به ته سیگار هایی که ته استکان چاییت ات را زرد و سیاه و بدبو کرده اند خیره میشنوی و مینویسی! رفت! این بار واقعا رفت، برایت گفته ام؟ امیر را میگویم بدون اینکه به کسی بگوید رفت خبر داری؟ نه؟ بذار اجازه بده من فندک دارم برایت سیگارت را روشن کنم ... اه این باد هم خسته ام کرده صبر کن (صدای چرخیده شدن سنگ فندک) اها روشن شد. اره گفته بود که قراره بره ... می‌شود ازت خواهش کنم دود سیگار را به صورت من فوت نکنی؟ نفسم تنگ می‌شود و نمیتونم صحبت کنم چند وقت پیش که دکتر رفتم گفت باید از هوای کثیف و دود سیگار دوری کنی راستی تو چرا اینقد سیگار میکشی؟ البته میدونم به من ارتباطی ندارد حتمن مشکلاتی داری! نه؟ پس برای چی می کشی؟ البته به من ربطی نداره. ازه کمرنگ باشه لطفا با دو تا قند نه همون طوری خوبه. جدیدن احساس میکنم وقتی با افراد حرف میزنم یادم می‌رود در جمع هستم و بی اختیار در حالی که مخاطب حرف دوستام من هستم هدفونم را در گوشم میذارم و میروم از دستم ناراحت شده اند اخه فکر درگیره نمیدونم من سخت میگیرم یا همینه ازت خواهش کردم دود سیگارتو تو صورتم فوت نکنی. نه سوسول بازی در نمیارم فقط نفسم تنگ می‌شود مثل دلم که لامصب همیشه ی خدا تنگه یاد اخوان افتادم بیچاره میدانست که حالش خوب نمی‌شود اما تلاشش را میکرد مثل صادق که راهی برایش نماند. اصلا میدانی چیست؟ یه سیگار به منم بده کسی که سیگار نمیکشد برای چه فندک دارد؟ برای چه فندک داشتم؟ میدونم مهم نیست یه نخ اذیت نمیکنه. میشه با بغض نگام نکنی؟ اخه دلم میگیره جمعه هم که هست بدتر میشه. راستی فرهاد داری؟ اگه اره بذار گوش کنیم. یه نخ دیگه میدی؟ داشتم فکر میکردم اگه حالم خوب شد یه دیقه واستا گوشیم زنگ میزنه( جواب می‌دهد: اره چشم) ببخشید کجا بودم؟ اها از امیر خبر داری؟ شنیده ام رفته است برای همیشه نه؟ نمیدونی؟ چجور رفیقی هستی داشتم میگفتم حالم خوب شد میخوام سیگار رو بذارم کنار راستی گفتی از امیر خبر نداری؟ *کسی از در اتاق وارد می‌شود *: بسسسس کن باز داری با اینه حرف میزنی؟ بخواب صدات تا تو حال میاد میخوایم بخوابیم / امیر الفرد - ۱۵ فروردین ۹۷
Read more
. قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد . کسی نمیشنود ما را . اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر ...
Media Removed
. قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد . کسی نمیشنود ما را . اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر دهانِ خودت هستی اگر زبان خودت هستی به گوش هایِ خودت رو کن . در تمام طول شعر شاعر داره مخاطب رو دعوت میکنه به اینکه قید بقیه رو بزنه و خودش تنهایی و توی انزوا برای خودش کاری انجام بده. اینجا هم از این قاعده ... .
قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد
.
کسی نمیشنود ما را
.
اگر که رویِ سخن داری
و درد حرف زدن داری
اگر دهانِ خودت هستی
اگر زبان خودت هستی
به گوش هایِ خودت رو کن
.
در تمام طول شعر شاعر داره مخاطب رو دعوت میکنه به اینکه قید بقیه رو بزنه و خودش تنهایی و توی انزوا برای خودش کاری انجام بده. اینجا هم از این قاعده مستثنی نیست. میگه کسی به ما توجهی نمیکنه پس اگر حرفی برای گفتن داری و این حرف از دل خودته و نه نقل قول کس دیگه، پس باید این حرف رو اول برای خودت بزنی. تا زمانی که برای خودت این حرف رو بازگو نکنی (و طبعا بهش عمل نکنی) هیچ اتفاق خاصی نمیوفته!
.
دو تا بریده یِ از شانه
دو تا خجول دو دیوانه

منم دو دست که میخواهم
بغل بگیرمت ای جنگل
تفقدی نظری چیزی
به این دو ساقه یِ کم رو کن

ترکیب «دو تا بریده ی از شانه» ناخوداگاه من رو یاد «دو تا دستام دو تا پاروی بی قایق» انداخت!

اینجا جنگل در نقش همون دریا توی دو بند بالاتر ظاهر شده. دو دستی که از شانه جدا شدن و ریشه ندارن و از این بابت خجول (شرمنده) هستن.
ولی با این حال میخوان برگردن به آغوش جنگل. و از جنگل میخوان این دو دستِ کم‌رو رو در آغوش بگیره.
.
مسم که پخش و پلا هستم
دچار درد و بلا هستم
.
تو عادلی که طلا هستی
.
به کیمیای مساواتت
تو را بدل به خودت اما
مرا بدل به ترازو کن
.
«مس و طلا» از مقایسه های همیشگی ادبیات نمادین ما هستن. بعلاوه، «کیمیا» علمی بوده که هدفش تبدیل مس به طلا بوده!
.
شاعر میگه من مس هستم و تو طلا هستی. .
«عدالت آن است که هرموجودی به میزان حق، استعداد و لیاقت خود سهمی دریافت کند»
مساوات هم که یعنی برابری.
.
تو عادلی و استحقاق طلا بودن داری. و کیمیای تو «مساوات» هست. یعنی اگر روی این مس کیمیا رو انجام بدی، قاعدتا باید تبدیل به طلا بشه ولی طبق مساوات تبدیل به ترازو میشه.
اما چرا ترازو؟ ترازو همیشه نماد معیار و برابری هست. ترازو فارغ از اینکه چه چیزی رو بذارن روش، وزن اون رو نشون میده! چه دو کیلو طلا باشه چه دو کیلو مس، براش فرقی نداره. پس شاعر میگه که کیمیای واقعی طلا شدن مس نیست! بلکه فراغت از رنگ و جنس و قیمته! بلکه تبدیل به معیار شدنه.
عدل یعنی یکی طلا و یکی مس باشه و مساوات یعنی بین این دو تبعیض قائل نشیم و مثل ترازو باشیم و به ظاهر توجهی نکنیم.
.
تو را ببوس که لب هایت
هنوز طعمِ عسل دارد
.
تو را بخواه که آغوشت
هنوز میلِ به بغل دارد
.
تو را بکار و شکوفا شو
تو را بچین و تو را بو کن
.
در نهایت هم به پیام اصلی شعر که اتکا به خود برای رسیدن به شکوفایی هست تاکید میشه. .
ادامه در کامنت
#بررسی_ابراهیم
Read more
‌ داخل هواپیمای باکو به تهران وقت خوبی بود که برم سراغ کتابی که چند وقته دارم می‌خونم. ‌ نویسنده‌های ...
Media Removed
‌ داخل هواپیمای باکو به تهران وقت خوبی بود که برم سراغ کتابی که چند وقته دارم می‌خونم. ‌ نویسنده‌های کتاب دو خانم هستن که هر کدوم حدود ۳۰ سال سبک‌زندگی چندمهری رو تجربه کرده بودن و توی این کتاب اومدن از تجربه‌هاشون گفتن. ‌ اون‌ها می‌گن: اینکه همزمان چند نفر رو دوست داشته باشید و همزمان چند رابطه‌ی ...
داخل هواپیمای باکو به تهران وقت خوبی بود که برم سراغ کتابی که چند وقته دارم می‌خونم.

نویسنده‌های کتاب دو خانم هستن که هر کدوم حدود ۳۰ سال سبک‌زندگی چندمهری رو تجربه کرده بودن و توی این کتاب اومدن از تجربه‌هاشون گفتن.

اون‌ها می‌گن:
اینکه همزمان چند نفر رو دوست داشته باشید و همزمان چند رابطه‌ی عاشقانه داشته باشید یک اختلال روانی نیست بلکه یک نوع رفتاره و به هیچ وجه زشت، هرزگی و بی‌بندوباری نیست در صورتی که آدم با خودش و معشوقه‌هاش روراست و صادق باشه و همه‌ی طرف‌های درگیر، از این روابط آگاه و راضی باشن‌. و البته به شدت توصیه می‌کنه که مسائل بهداشتی، امنیتی و عفونتی هم رعایت بشه [•••]

[•••] اگرچه در دنیایی sex-negative زندگی می‌کنیم (منظورشون اینه که دنیا نسبت به سکس دید منفی داره و‌ همیشه این فعل و حرف زدن در موردش رو تابو/گناه/عیب شمردن) ولی هنوز هم آدمِ poly-amour (چندمهر) می‌تونه با گفتگو، شفافیت، و اخلاق‌گرایی روابطی سالم داشته باشه، از زندگیش (خیلی بیشتر) لذت ببره و دل کسی رو نشکنه [•••]

[•••] این باور که عشق فقط زمانی «واقعی»ـه که برای یک نفر باشه دروغی بیش نیست و شاید در زمان‌های دور انسان به این عرف و باور نیاز داشته ولی الان دیگه بهش نیازی نیست. این خیلی قشنگه که همه‌ی چیزهایی که می‌خوای رو در یک نفر پیدا کنی و همه‌ی عشقت رو بهش بدی، ولی این ماجرا برای همه این شکلی نیست.

در مورد تشکیل خانواده، بچه‌داری، حسادت، و همه‌ی سوالاتی که در ذهن تو هم هست حرف زده و با متنی شیوا و مثال‌هایی واقعی باهات گفتگو می‌کنه و باعث میشه به خیلی از چیزهایی که تا الان به صورت ناخودآگاه یاد گرفتی و در ذهن‌‌ت حک شده شک کنی.

کتاب به انگلیسیه و ترجمه‌ی فارسی ازش نداریم.

می‌خواید من ترجمه‌ش کنم؟
خیلی کار داره ولش کن. حداقل سه ماه باید خیلی کارها رو‌ تعطیل کنم و بشینم پای کتاب و لپتاپ. پروژه‌ی بزرگیه. نمی‌دونم. از طرفی می‌دونم همه باید این کتاب رو بخونن و با ترجمه‌ش خدمت بزرگی به جهان کردم. بذار ببینم چطور میشه. اصلن بذار خوندن کتاب رو تموم کنم. اگر تصمیم جدیدی در مورد این کتاب گرفتم خبرتون می‌کنم.

‌راستی اسم کتاب هست:
The Ethical Slut



‌ #PolyamoryPride


#جام_جهانی_سیزدهم ‌

‌ #جام_جهانی #روسیه۲۰۱۸ #سفر #سفرنامه #سفرنویس #بلاگر #سفرزندگی #چندمهری
Read more
بسم رب الشهداء و الصدیقین ۱۳ جمادی الثانی، سالروز وفات خانم ام البنین سلام الله علیها ..<span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span> روز ...
Media Removed
بسم رب الشهداء و الصدیقین ۱۳ جمادی الثانی، سالروز وفات خانم ام البنین سلام الله علیها .. روز تکریم و بزرگداشت مادران و همسران شهدا ... در این شب جمعه، شب زیارتی ارباب بی کفن سیدالشهداء، آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شادی دل آقا ابوالفضل العباس علیه السلام دست به دامن #ام_ادب #مادر_مردها ... بسم رب الشهداء و الصدیقین
۱۳ جمادی الثانی، سالروز وفات خانم ام البنین سلام الله علیها ..😔😔😔😔
روز تکریم و بزرگداشت مادران و همسران شهدا ...
در این شب جمعه😔، شب زیارتی ارباب بی کفن سیدالشهداء، آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام،
شادی دل آقا ابوالفضل العباس علیه السلام دست به دامن #ام_ادب #مادر_مردها خانم حضرت ام البنین صلوات الله علیها، با قرائت سوره حمدی نثار شادی روح ایشان ، آقا ابوالفضل العباس علیه السلام رو به مادرشون قسم میدیم و خدا رو به دستان بریده آقا ابوالفضل العباس علیه السلام که چشمان ناتوان و گنهکار ما رو به جمال نورانی آقا و صاحب و سیدمان حضرت حجت بن الحسن العسکری روحی و ارواحنا له فدا روشن و نورانی و ما را به ظهور حجتش برساند.. ان شاءالله
#یاد_شهدا_کمتر_از_شهادت_نیست
#شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢
ام البنینم و شب دلداری من است

شب زنده دار فاطمه بیداری من است

امشب وصال فاطمه را درک می کنم

دل بی قرار لحظه ی دلداری من است

بانوی من! که لیله ی قدر علی تویی

چشم انتظار تو شب بیداری من است

با اینکه جای فاطمه را پر نمی کنم

اشک علی گواه حرم داری من است

طفلان عزیز و من چو کنیز بهشت و این

بالاترین مقام نکوکاری من است

عباس من غلام عزیزان فاطمه ست

این ابتدای درس علمداری من است

درس وفا اگر به ابالفضل داده ام

بیت علی بهشت وفاداری من است

روزی که بار زینبت آمد به دوش من

دیدم که خویش در صدد یاری من است

روحم ز درک خدمت زینب بزرگ شد

این خانه جایگاه فداکاری من است

در کربلا نبودم اگر یاری اش کنم

شهر مدینه شاهد غمخواری من است

خاک بقیع را گره با کربلا زدم

اینجا حریم اشک و عزاداری من است

داغ چهار ماهْ پسر دیده ام ولی

داغ حسین شعله ی بیماری من است

یا لیتنا به یاری کنّا معک رسید

تنها دعای تو سبب یاری من است

نذر تو بود هستی و دار و ندار من

وقف تو آخرین نفس جاری من است
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج..آه یا زینب😭
Read more
. یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ...
Media Removed
. یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ناچار بودم یوسف رو با خودم ببرم سر کلاس. همکلاسی‌ها عاشقش بودن. آقای میلادی هم همین‌طور. موقع حل کردن تمرین‌ها می‌نشوندش روی پاش، می‌گفت هیچ کس نگاهش نکنه سرتون توی کتاب‌هاتون باشه به کارتون ... .
یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ناچار بودم یوسف رو با خودم ببرم سر کلاس. همکلاسی‌ها عاشقش بودن. آقای میلادی هم همین‌طور. موقع حل کردن تمرین‌ها می‌نشوندش روی پاش، می‌گفت هیچ کس نگاهش نکنه سرتون توی کتاب‌هاتون باشه به کارتون برسید! بعد خودش مشغول خوش و بش باهاش می‌شد و سرش رو گرم می‌کرد. تا وقتی هم یوسف یا من نمی‌خواستیم برگرده پیشم، پیش خودش نگهش می‌داشت...
_
محمدحسام سه چهار ساله بود. یک دوره کلاس عقیدتی می‌رفتم که طول دوره شش ترم بود. توی کلاس ما تعدادی مادر بود که بچه‌های همسن و سال حسام داشتن. ترم اول برای بچه‌ها مربی گرفتیم. ترم دوم نتونستیم کسی رو پیدا کنیم. مدل کلاس‌ها اینجوری بود که توی یک سالن بزرگ گروه گروه می‌نشستیم و مرزی بین کلاس‌ها نبود. خانم‌های کلاس‌های مجاور! به مسئول مجموعه معترض شده بودن که بچه‌های مادرهای این کلاس، حواس ما رو پرت می‌کنن و اگه درست متوجه درسها نشیم حق‌الناس گردن اینهاست و..... .
#حق_الناس!، چیزی که من خیلی از استفاده‌ی ابزاری و افراطی‌ش توی جمع‌ها و محافل مذهبی بدم میاد. یه جور چماق که وقتی بالا می‌برنش ناچاری تسلیم بشی وگرنه آدم ضددین و بی‌قید و بی‌مبالاتی به نظر میای، هر چند که حق با تو باشه! .
من اون دوره رو نصف و نیمه رها کردم و به مسئول دوره گفتم حضور دخترهای مجرد و پیرزن‌ها توی این کلاس‌ها چندان ضروری نیست. گروه اول هنوز فرصت دارن و گروه دوم دیگه ازشون گذشته. جای مادرهای جوان توی این دوره‌هاست که می‌خوان بچه تربیت کنن و اگه ماها نتونیم از منابع دیگری به این اطلاعات دسترسی پیدا کنیم و بچه‌هامون بر اثر ناآگاهی ما به خطا برن، چه بسا اون حق‌الناسی که ازش حرف می‌زنید گردن اون خانم‌هایی بیاد که پای مادرها رو از این کلاس‌ها بریدن!
_
امروز وقتی مربی محمدحسام بدون اینکه کسی ازش خواسته باشه #"فاطمهحورا رو بغل کرد تا پیش داداشش باشه و همزمان مشغول کلاس‌‌داری‌ش بود، دوباره یاد آقای میلادی افتادم.
_
اینکه ما چه‌قدر منعطف باشیم همیشه به جنسیت یا سن و سال‌مون ارتباط نداره. ما می‌تونیم یک خانم جاافتاده که زمانی خودش مادر بوده باشیم و مادرهای جوان رو درک نکنیم، می‌تونیم هم یک آقای مجرد باشیم ولی به سهم خودمون، داوطلب نگهداری از بچه‌ها و همکاری با مادران‌شون باشیم.
_
#از_مادرانه_هااا
#سیدمحمدحسامـ
Read more
☆اینم قشنگه بخون☆ <span class="emoji emoji2665"></span> وقتی یکیو دوست داری ... اشکشو در نیار ... با اشکاش از چشماش میوفتی ... <span class="emoji emoji2665"></span> ازش فاصله ...
Media Removed
☆اینم قشنگه بخون☆ وقتی یکیو دوست داری ... اشکشو در نیار ... با اشکاش از چشماش میوفتی ... ازش فاصله نگیر ... اگه سرد شه دیگه درست نمیشه ... باهاش قهر نکن ... بی تو بودن رو یاد میگیره ... تهدیدش نکن ... دعواش نکن ... میره پشته یکی دیگه قایم میشه ! اون ادم پناهش میشه ...󾠩 اگه دوستش داری ... همونجوری ... ☆اینم قشنگه بخون☆ ♥ وقتی یکیو دوست داری ... اشکشو در نیار ... با اشکاش از چشماش میوفتی ... ♥ ازش فاصله نگیر ... اگه سرد شه دیگه درست نمیشه ... ♥ باهاش قهر نکن ... بی تو بودن رو یاد میگیره ... ♥ تهدیدش نکن ... دعواش نکن ... میره پشته یکی دیگه قایم میشه ! اون ادم پناهش میشه ...󾠩 ♥ اگه دوستش داری ...
همونجوری که هست دوستش داشته باش ، سعی نکن عوضش کنی󾮗 ♥ اگه دوستش داری ... اشتباهاتشو به روش نیار ... آدم جایز و الخطاست...󾮟 ♥ اگه دوستش داری ... تو اوج بدی ها و تلخی ها و سختی ها ... از آغوشت بیرونش نکن ... بذار یاد بگیره دنیاش و زندگیش همون آغوشیه که توشه !? نذار بره جای دیگه ازدست تو گریه کنه اوموقعس که دیگه 󾮛 تو ، توي قلبش جایی نداری...󾬌󾮛󾬎󾮝
Read more
. مشق رزم قمر بنی هاشم، در محضر پدر و استادش امیرالمومنین علیه السلام: یا علی! این کیست می‌آید شتابان ...
Media Removed
. مشق رزم قمر بنی هاشم، در محضر پدر و استادش امیرالمومنین علیه السلام: یا علی! این کیست می‌آید شتابان سوی تو؟ با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟ او که می‌آید، تو احساس جوانی می‌کنی باز یادِ رزم و شور پهلوانی می‌کنی آمده پیش تو تا مشق سپه‌داری کند تا به سبک حیدری تمرینِ کرّاری کند می‌زند ... .
مشق رزم قمر بنی هاشم، در محضر پدر و استادش امیرالمومنین علیه السلام:

یا علی! این کیست می‌آید شتابان سوی تو؟
با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟

او که می‌آید، تو احساس جوانی می‌کنی
باز یادِ رزم و شور پهلوانی می‌کنی

آمده پیش تو تا مشق سپه‌داری کند
تا به سبک حیدری تمرینِ کرّاری کند

می‌زند زانو که رسمت را بیاموزد، علی!
با چه شوقی، بر لبانت چشم می‌دوزد، علی!

مانده‌ام در بهت شاگردی که استادش تو‌یی
هم چراغ رفتن و هم نور ایجادش تو‌یی

من شنیدم بارها آن اسم زیبا را، ولی
چیز دیگر بود، عباسی که تو گفتی، علی!

با صدایی مهربان، گفتی: بیا عباس من!
تیغ را بردار، با نام خدا عباس من!

نورِ چشمان علی! پیش پدر چرخی بزن
شیرِ من! شمشیر را بالا ببر، چرخی بزن

این چنین با هر دو دستت تیغ را حرکت بده
دست چپ را هم به وزن تیغ خود عادت بده

فکر کن، هر حالتی بر جنگ حاکم می‌شود
دستِ چپ، عباس من! یک وقت لازم می‌شود

الامان از چشم شور و تیر پنهانی، پسر!
کاش می‌شد چشمهایت را بپوشانی، پسر!

بی نقاب، ای جلوه حسن خدادادی، نجنگ
سعی کن تا می‌شود بی خـودِ فولادی، نجنگ

تشنه‌ای، فهمیدم از آنجا که شیداتر شدی
تا لبانت خشک شد عباس! زیباتر شدی

خوب می‌دانم به فکر ذوالفقار افتاده‌ای
بی قراری می‌کنی، حقّا که حیدر زاده‌ای

رمز از جا کندنش یادت بماند «یا علی»‌ ست
آخر این «لا سَیف» وقفِ «لا فتی الا علی» ‌ست

حالت «عین» علی دارد سرِ تیغ دو دم
من خودم هم «یا علی» می‌گفتم، آن را می‌زدم

رزم عباس و علی، به به! چه رزمی می‌شود!
ساقی و سقا کنار هم، چه بزمی می‌شود!

مثل اینکه باز دستی آشنا، در می‌زند
سرخوشی با من؛ ولی این دست خوشتر می‌زند

خواهشت را از نگاهت خوانده‌ام؛ باشد! برو
درس اینجا ختم شد؛ دیگر حسین آمد، برو

#قاسم_صرافان

کتاب #حیدرانه
انتشارات #فصل_پنجم

#فایل_شعرخوانی_درکانال
.
.
Read more
من ۱۱ روز از این ۱۳ روز عید رو روزی ۴ ساعت رو موتور بودم و تمرین کردم . تفریح نه ، تمرین . تمرین سخت ... همون ...
Media Removed
من ۱۱ روز از این ۱۳ روز عید رو روزی ۴ ساعت رو موتور بودم و تمرین کردم . تفریح نه ، تمرین . تمرین سخت ... همون موقع که شما داشتی اجیل عید میخوردی و استراحت میکردی کنار اقوامت به این ۱۱ روز حدود ۲۰۰ روز پارسال و ۲۰۰ روز سال قبلش رو هم اضافه کن ، یعنی از دو سال پیش نزدیک ۵۰۰ بار کلاه موتور سواری سرم گذاشتم و ۵۰۰ بار ... من ۱۱ روز از این ۱۳ روز عید رو روزی ۴ ساعت رو موتور بودم و تمرین کردم . تفریح نه ، تمرین . تمرین سخت ... همون موقع که شما داشتی اجیل عید میخوردی و استراحت میکردی کنار اقوامت 😉 به این ۱۱ روز حدود ۲۰۰ روز پارسال و ۲۰۰ روز سال قبلش رو هم اضافه کن ، یعنی از دو سال پیش نزدیک ۵۰۰ بار کلاه موتور سواری سرم گذاشتم و ۵۰۰ بار پوتین موتور سواری رو پام کردم ، امتحانش کن ، خسته میشی ، تفریح نیست ، کاره ، شغله ، زخم میشه پاهات ... اما بازم میخندم چون من عاشق کاری هستم که میکنم ، ای کاش بتونی درکش کنی ، فقط نمیفهمم که اگر اندازه ی من تلاش نمیکنی چطور توقع داری بتونی منو شکست بدی یا از من بیشتر بدونی ... وقتی میتونی منو شکست بدی که با همه ی امکاناتی که من دارم بجای روزی ۴ ساعت روزی ۵ ساعت تمرین کنی و اون موقع هست که من جلوت تعظیم میکنم و ازت میخوام چیزی که یاد گرفتی رو‌به منم یاد بدی ... الان شاید بهتر بفهمی اون موقع که بی هیچ منتی هر چی بلدم رو به همه یاد میدم چه چیزی رو دارم در اختیارت قرار میدم 🙂 و تو به جای تعظیم میخوای جایگاه منو داشته باشی ، اونم بدون اون روزی ۴ ساعت تمرین 😉 فقط با تخریب و حرف الکی ، نمیشه اقا جان ، نمیشه ...
نابرده رنج گنج میسر نمیشود / مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد / هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت / دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد ✌️
Read more
<span class="emoji emoji26d4"></span>️ اگر محمدعلی طاهری امروز آزاد نشود، قانون توسط قوه قضائیه به سخره گرفته شده ‌است. <span class="emoji emoji1f534"></span> ماده ۲۴۲ قانون ...
Media Removed
️ اگر محمدعلی طاهری امروز آزاد نشود، قانون توسط قوه قضائیه به سخره گرفته شده ‌است. ماده ۲۴۲ قانون آئین دادرسی کیفری، به صراحت اعلام می‌دارد که به هیچ عنوان نمی‌توان متهم را حتی یک ساعت بیش‌ از ۲ سال در بازداشت موقت نگه داشت. این مدت دو سال شامل تمام اتهامات و تمامی دوران بازداشت‌های موقت نیز می‌شود. محمدعلی ... ⛔️ اگر محمدعلی طاهری امروز آزاد نشود، قانون توسط قوه قضائیه به سخره گرفته شده ‌است.
🔴 ماده ۲۴۲ قانون آئین دادرسی کیفری، به صراحت اعلام می‌دارد که به هیچ عنوان نمی‌توان متهم را حتی یک ساعت بیش‌ از ۲ سال در بازداشت موقت نگه داشت. این مدت دو سال شامل تمام اتهامات و تمامی دوران بازداشت‌های موقت نیز می‌شود.
محمدعلی طاهری در طول مدت بیش از ۷ سال بازداشت خود، بیش از ۳ سال را در بازداشت موقت به سر برده است، اما با فرض در نظر گرفتن آغاز مدت بازداشت موقت از زمان اتمام دوران ۵ ساله حکم صادره توسط قاضی پیرعباسی در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، امروز ۱۸ بهمن سال ۱۳۹۶ مدت این بازداشت تمام شده و هیچ بهانه ای برای نگه‌داری محمد علی طاهری در بازداشت باقی نمی‌ماند.
قوه قضائیه در صورتی که امروز حکم آزادی محمدعلی طاهری ولو به صورت تبدیل به قرار وثیقه را صادر نکند، نه تنها به ظلم‌های بی پایان به محمدعلی طاهری ادامه داده است، بلکه قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و در اصل قوانین جمهوری اسلامی را به سخره گرفته است.
رفتارهای غیرقانونی قضات و قوه قضائیه در پرونده آقای طاهری به قدری مشهود است که می‌‌توان به عنوان بزرگترین نمونه بی‌عدالتی در طول تاریخ از آن یاد کرده و قوه قضائیه جمهوری اسلامی را به عنوان غیرقانونی‌ترین ارگان برشمرد.
حال باید دید تا پایان وقت اداری امروز قوه قضائیه تلاشی برای باز گرداندن آبروی رفته خویش خواهد کرد یا به زیر پا گذاشتن قوانین مصوب خود ادامه خواهد داد
Read more
. هنوز خوب به خاطر دارم آن شب را تا صبح بیدار بودم یعنی‌ راستش را بخواهید از خوشحالی خوابم نمی برد ...
Media Removed
. هنوز خوب به خاطر دارم آن شب را تا صبح بیدار بودم یعنی‌ راستش را بخواهید از خوشحالی خوابم نمی برد چند هفته ای بود که دلم پشت ویترین یک‌دوچرخه فروشی جا مانده بود برعکس تمام هم سن و سال هایم هیچ علاقه ای به دوچرخه سواری نداشتم ولی آن دوچرخه فرق داشت بدجور دلم را برده بود بی اغراق زیباترین دوچرخه ... .
هنوز خوب به خاطر دارم
آن شب را تا صبح بیدار بودم
یعنی‌ راستش را بخواهید از خوشحالی خوابم نمی برد
چند هفته ای بود که دلم پشت ویترین یک‌دوچرخه فروشی جا مانده بود
برعکس تمام هم سن و سال هایم هیچ علاقه ای به دوچرخه سواری نداشتم
ولی آن دوچرخه فرق داشت
بدجور دلم را برده بود
بی اغراق زیباترین دوچرخه ی دنیا بود
با تزیین های ساده ولی عجیب زیبا
دوچرخه را خریدم
ولی هنوز دوچرخه سوار شدن را بلد نبودم
دوچرخه را دست می‌گرفتم و به کوچه میرفتم ولی دوچرخه سواری نمی کردم
تابستان تمام شد
دوچرخه هم مثل خیلی از وسایل بازی دیگر تا تمام شدن مدرسه ها و تابستان بعدی به انبار کوچ کرد
در تمام این مدت به دوچرخه ام سر می زدم
وقتی کسی نبود یواشکی با کلی استرس در حیاط دوچرخه سواری می کردم
کم کم دوچرخه سواری را یاد گرفتم
منتظر تابستان بودم تا به تمام دوستان و هم سن و سال هایم نشان بدهم که چه دوچرخه سوار ماهری شده ام
نیمه های خرداد بود
امتحان آخر هم تمام شده بود و داشتم با خوشحالی به سمت خانه می دویدم
مستقیم به انباری رفتم ولی دوچرخه نبود که نبود
من دوچرخه سواری را یواشکی یاد گرفته بودم و‌ همه فکر می‌کردند دوچرخه سواری بلد نیستم ، فهمیدم دوچرخه ام‌را به یکی از هم سن و سال هایم که دوچرخه دوست داشته ولی قدرت خریدش را نداشته بخشیده اند
چون فکر می کردند من نمی توانم از آن استفاده کنم
نشستم روی پله‌ های انباری و فقط اشک ریختم
راستش را بخواهید تنها دوست داشتن کافی نیست
اگر ‌به وقتش دوست داشتن را بلد نباشی ، دوست داشتن را نشان ندهی او‌ را از دست خواهی داد
بعد از آن دیگر هیچوقت دوچرخه سوار نشدم
هیچوقت به هیچ دوچرخه ای حتی فکر نکردم
دلیلش مشخص است وقتی چیزی را که دوست داری از دست می دهی دیگر نمی توانی برایش جایگزین پیدا کنی
من فقط همان دوچرخه را دوست داشتم
.
#دوچرخه #حس #خوب #دوست_داشتن #از دست دادن
Read more
. الان از خود کارگران معدن کشورمون هم بپرسین، میگن سخت‌ترین کار دنیا طنز نویسی تو ایرانه. البته اینکه ...
Media Removed
. الان از خود کارگران معدن کشورمون هم بپرسین، میگن سخت‌ترین کار دنیا طنز نویسی تو ایرانه. البته اینکه اقتصاد تعطیله و اونا الان بیکارن هم توی جواب‌شون موثره. فکر کن صبح از خواب بیدار میشی و باید یه مطلب طنز بنویسی. اخبار رو زیرورو می‌کنی که سوژه پیدا کنی. یه‌دفعه می‌بینی فقط زیر لبت داری یاد و خاطره ... .
الان از خود کارگران معدن کشورمون هم بپرسین، میگن سخت‌ترین کار دنیا طنز نویسی تو ایرانه. البته اینکه اقتصاد تعطیله و اونا الان بیکارن هم توی جواب‌شون موثره. فکر کن صبح از خواب بیدار میشی و باید یه مطلب طنز بنویسی. اخبار رو زیرورو می‌کنی که سوژه پیدا کنی. یه‌دفعه می‌بینی فقط زیر لبت داری یاد و خاطره بستگان یه ‌سری افراد رو زنده می‌کنی. بعدِ دو ساعت کلنجار رفتن بالاخره یه سوژه پیدا می‌کنی و شروع می‌کنی به نوشتن. چند خط که تایپ کردی می‌بینی همون زنده کردن یاد و خاطره بستگان رو مکتوب کردی. مجبور می‌شی همه رو پاک کنی و از اول بنویسی. به‌زور یه‌سری شوخی و گل‌نمک‌بازی توش می‌چپونی که شاید خنده‌دار بشه و وقتی مطلب تموم شد برای روزنامه می‌فرستی.

اگه از خود طنزنویس‌ها بپرسی سخت‌ترین کار دنیا چیه، اونا میگن بچه‌هایی که باید ممیزی مطالب طنز رو انجام بدن. اونا مطالب رو می‌گیرن، می‌خونن و بعد می‌بینن اگه قرار بود جای آدمی باشن که ذهنش مریضه، به چی گیر می‌داد و همون رو حذف می‌کنن. مثلا من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که از گیلاس کیلویی سی هزار تومن بشه یه مفهوم خط قرمزی درآورد. ولی دوستان درآوردن و خیلی شفاف هم برام توضیح دادن که میشه چه برداشت‌هایی از گیلاس کرد. منم از اینکه انقدر آدم بیشعور و بی‌ادبی هستم از خودم خجالت کشیدم.

اگه از بچه‌های ممیزی مطالب طنز، بپرسی سخت‌ترین کار دنیا چیه، می‌گن اونایی که این مطالب رو باید تو اینستاگرام منتشر کنن. اونا باید مطلب رو تو فضای مجازی بذارن و مثل جغد مواظب باشن که هرکس اومد زیرش فحش داد پاک کنن.

بعد که همه این‌کارها انجام شد، میای می‌بینی یه نفر کامنت گذاشته «کم جون بود! چطور به خودت میگی نویسنده؟».
Read more
‍ . تا حالا عادت داشتي اشياء بی مصرف را انبار كني و فكر كني يک روزي ،چه كسي مي داند چه وقت ، شايد به دردت بخورد ؟ درون خودت چطور ؟ تا به حال شده كه خاطره ی سرزنش ها ، خشم ها ، ترس ها و چيز هاي ديگر را به خاطر بسپاري ؟ بايد خود را از شر چيزهاي بي مصرفي كه در تو و زندگيت هست خلاص كني ، تا سعادت به زندگيت وارد شود، تا ... ‍ .
تا حالا عادت داشتي اشياء بی مصرف را انبار كني و فكر كني يک روزي ،چه كسي مي داند چه وقت ، شايد به دردت بخورد ؟
درون خودت چطور ؟
تا به حال شده كه خاطره ی سرزنش ها ، خشم ها ، ترس ها و چيز هاي ديگر را به خاطر بسپاري ؟
بايد خود را از شر چيزهاي بي مصرفي كه در تو و زندگيت هست خلاص كني ، تا سعادت به زندگيت وارد شود،
تا وقتي كه در جسم و روح خودت احساسات بي فايده را نگه داري ، نمي تواني جاي خالي براي موقعيت هاي تازه به وجود آوري
کسانی که تحملشان عذاب آور است را باید دعا کنی ،
باید یاد بگیری اکثر مردم دارای تعارضات درونی هستند،
وقتی نسبت به رفتار دیگران بی تفاوت باشی قدرت خودت را نشان می دهی نه اینکه حق با اوست بلکه تو مسائل مهمتری داری !
تهی شو از هر آنچه بی فایده است
بگذار عشق جایی در تو بیابد و تو را سرشار کند..
Read more
... یه صحبت با بزرگترا با متولدین دهه چهل و پنجاه .. با اونایی که عصاره زندگی مشترکشون الان توی جامعه ...
Media Removed
... یه صحبت با بزرگترا با متولدین دهه چهل و پنجاه .. با اونایی که عصاره زندگی مشترکشون الان توی جامعه داره جولان میده! . . آقایون خانوما یکم واسه بچتون وقت بذارید! یکم تربیت کنید این موجود بلاتکلیف رو... . . همینجوری ولش دادید توی جامعه، بدون یه ذره تربیت و مردم داری، شده یه سگ هار که ... ...
یه صحبت با بزرگترا
با متولدین دهه چهل و پنجاه ..
با اونایی که عصاره زندگی مشترکشون الان توی جامعه داره جولان میده!
.
.
آقایون
خانوما
یکم واسه بچتون وقت بذارید!
یکم تربیت کنید این موجود بلاتکلیف رو...
.
.
همینجوری ولش دادید توی جامعه،
بدون یه ذره تربیت و مردم داری،
شده یه سگ هار که هر کسی رو ببینه یا براش پارس میکنه یا پاچه شو گاز میگیره...
.
.
یکم #غیرت یکم #حیا به بچه هاتون یاد بدید...
طوری نمیشه...
اگر ضرر داشت بیاید توو گوش من بزنید!
گند زدید به همه چی با این تولید مثلتون ...
اصلا حالیتونه چه غلطی کردید؟!
.
.
آقاپسر بیست و نه سالشه جز شکمش هیچی و هیشکی رو نمی شناسه...حالا هی ببرش دانشگاه، ببرش هیئت، ببرش پای تریبون فلان سخنران و اندیشمند، ببرش توی بهترین محیط کاری...
وقتی توی خانواده بهش الفبای آدمیت رو یاد ندادید... همون محیطها رو هم به گند میکشه...
.
.
دختر خانم بیست و پنج ساله هنوز دنبال اینه که دوست پسرش چرا پیامشو خوند جواب نداد! به فکر اینه بره آرایشگاه یه کوفت جدید بماله به سرو کله ش... دغدغه ش اینه که ظاهرش حال مردها رو هول کنه!
حالا اینو بفرست بره دانشگاه... اصلا گیجه! نمیدونه واسه چی اومده؟! هی باید بهش بگن جمع کن خودتو.. درس که نمیخونه الحمدالله... حواس بقیه رو هم پرت میکنه...
.
.
آقای محترم سی و شش سالشه،
متاهله، کارمنده،
رفته به خانم پسرعموش گفته خوش به حال کامی!! کاش من جای اون بودم...
خانم ِ کامی هم گفته اتفاقا اون بی لیاقت همش بهم خیانت میکنه...
منم میخوام ازش انتقام بگیرم... فقط از تو خیالم راحت نیست... یه وقت نامردی نکنی!!!! ( این کیه دیگه!!!! به کی میگه نامردی نکن!!!!)
آقا هم جواب داده نترس، مگه نمیدونی من مداحم...؟! (یعنی آبروی خادم اباعبدالله رو برد رسما) .
.
.
آقا...
خانم...
بخداااا....
به پیر به پیغمبر...
این رسمش نیست...
شهوت و غریزه تا یه جایی مجازه برات جولان بده...
بعدش دیگه عقلتو میگیره.تورو میندازه توی مسیری که صدسال خوابشم نمیدیدی...
جمع کن خودتو...
این نه دینه
نه دینداری
همین غفلتها رو کردیم که هر شلغم پخته ای از راه نرسیده سرمون کلاه میذاره و سرمایه ملی مونو به باد میده
سرمون به کجا گرمه که حواسمون نیست ؟!
.
.
#ان_شاالله_بگیریم_مطلبو
#مرجان_خاتون
#منم_ابابیل
Read more
. . عجیب به نظر نمی‌رسد که بانویی در دوران جوانی و بی‌آن‌که دچار بیماری بیدرمانی باشد ، به فکر مردن ...
Media Removed
. . عجیب به نظر نمی‌رسد که بانویی در دوران جوانی و بی‌آن‌که دچار بیماری بیدرمانی باشد ، به فکر مردن بیفتد و برای سنگ مزار خود شعری بسراید؟ او که به قول برادرش در سوم فروردین در عین سلامت به بستر بیماری رفته بود، چه دلیلی داشته‌است که پیش از آن تاریخ چنان شعری سروده باشد. آیا وجود این شعر، نشانه‌ی افسردگی ... .
.

عجیب به نظر نمی‌رسد که بانویی در دوران جوانی و بی‌آن‌که دچار بیماری بیدرمانی باشد ، به فکر مردن بیفتد و برای سنگ مزار خود شعری بسراید؟ او که به قول برادرش در سوم فروردین در عین سلامت به بستر بیماری رفته بود، چه دلیلی داشته‌است که پیش از آن تاریخ چنان شعری سروده باشد. آیا وجود این شعر، نشانه‌ی افسردگی شدید «پروین» ، لااقل پس از جدایی از شوهر و مرگ پدر، نیست ؟چرا پزشک معالجش که ادعای حصبه کرده بود وقتی وخامت اوضاع را دید ، ناگهان غیب شد! و پزشک دوم هم که آشنای خانوادگی بود ، نیامد و پزشک سوم غریبه ای آمد که کار از کار گذشته بود. #حصبه ای در کار #نبود !

#افسردگی حاد ، از مدتها قبل ، خودش را نشان داده بود، طوری که همسایگانشان فکر میکردند پروین خودکشی کرده است !
.
.

ممنوع الکاری و تحقیر مدام جامعه به خاطر طلاق از شوهری پرخاشگر که "زن کتابخوان نمیخواست..." فقط خانه داری رام میخواست و دست بزن داشت ، مرگ پدر ، نداشتن آینده ی روشن شغلی ،و تنها استعداد سرودن شعردر جامعه ای بسته ، پروین را خانه نشین و بیمار کرد!حقش را میخوردند ،حق تدریس را، از او کم کم گرفتند ،
.
نمیخواست سربار خانواده باشد، هر چند خانواده اش، متمول بود، اما اومیخواست از توانمندیهایش ، شخصا استفاده کند. طلاق در آن دوران ، امری مکروه بود ، بی پدری و بیکسی مکروه تر ، و بدتر از همه رد کردن دستور رضا شاه ، برای پیوستن به گروه تاریخ خوانی در دربار برای او !
.
چرا پروین در جوانی ، شعر سنگ مزار خود را سرود ؟! .
. دیگر نگویید پروین ، با حصبه مرد ، تمام مدارک از زبان چند راوی نزدیک و برادرش ،فاش شده است. افسردگی ،ممنوع الکاری واقعی و پنهانی ، ولی نه #علنی ، ناامیدی و احساس سترون بودن ، پروین را کشت... و حتی عده ای میگویند: کشته شد! . .
.
. اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب ،پروین است
.

آدم در جوانی ،چنین شعری برای مزارش میگوید ؟! .

اينکه خاک سیهش بالین است/ اختر چرخ ادب پروین است
گر چه جز تلخی از ایام ندید/ هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز/ سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند / دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست/ سنگ بر سینه بسی سنگین است

#بقیه ی شعر جانشد. همه جا موجود است. .

#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#چیستا
#chista_yasrebi #writer
@chista_yasrebi.2پیج دوم من در اینستاگرام

دوستان گوشی من ،هنوز یافت نشده ،موقتا اکانت دوم اکانت دیگرخودم شده ام ! #موقتا ! وگرنه به زودی سیستم اینستاگرام ،بنده را از حضور در این جمع ،معاف اجباری میکند. #یاحق
Read more
هرآنچه درباره آهنگ #ميبوسمت_از_راه_دور از #آوا_بهرام بايد بدانيد: ️متن آهنگ: می بوسمت از راه دور تا ذهنت و زیبا کنم تا فکرت از من پر شه و کابوست و رویا کنم می بوسمت از راه دور تا زنده شه آرامشم با عشق و بوسه قلبم و دنبال قلبت میکشم نزدیک من نیستی که با حرفای نو شادت کنم پیگیر حالت باشم و با ... ‏🅰هرآنچه درباره آهنگ #ميبوسمت_از_راه_دور از #آوا_بهرام بايد بدانيد:
⭕️متن آهنگ:
می بوسمت از راه دور تا ذهنت و زیبا کنم
تا فکرت از من پر شه و
کابوست و رویا کنم
می بوسمت از راه دور تا زنده شه آرامشم
با عشق و بوسه قلبم و
دنبال قلبت میکشم
نزدیک من نیستی که با حرفای نو شادت کنم
پیگیر حالت باشم و
با دست پر یادت کنم
دور و ورم نیستی که باز از هر دری صحبت کنم
باید به این دیوونگی
از راه دور عادت کنم
🎼🎼🎼🎼🎼
دلواپس اینم که تو بی من چه حالی داری و
دلتنگیاتو مثل من میخونی و میباری و
با یاد من سر میکنی روز و شباتو خوب من
مارو هوایی میکنه این حالت از عاشق شدن
هرجا که باشی با توئم تنهایی تو پر میکنم
زیباترین آینده رو
باتو تصور میکنم
با من یه احساس قوی با من یه دنیا عاطفه ست
وقتی هواتو میکنم
با من نفس بکش نفس
دلواپس اینم که تو بی من چه حالی داری و
دلتنگیاتو مثل من میخونی و میباری و
با یاد من سر میکنی روز و شباتو خوب من
مارو هوایی میکنه این حالت از عاشق شدن
⭕️ترانه سرا: #مريم_دلشاد
⭕️آهنگساز و تنظيم كننده: #وحيد_پويان
✅فايل كامل آهنگ با كيفيت عالي در كانال فيلم و آهنگ موجود هست.
@avabahram
@maryamdelshad
@vahidpooyan
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span>آنا نقاشی کردن را خیلی خوب بلده، ولی گاهی بهش میگم ، فقط رنگ کن دخترم. بگذار رنگها فقط بر روی صفحه ...
Media Removed
آنا نقاشی کردن را خیلی خوب بلده، ولی گاهی بهش میگم ، فقط رنگ کن دخترم. بگذار رنگها فقط بر روی صفحه سفید اثر حرکت دست ترا به جا بگذاره و هر رنگی دلت می خواهد بزن روی کاغذِ سفیدِ نقاشی ات. بگذار رنگها خودشون شکل بگیرن . دستت را به هر طرف که دوست داری حرکت بده و هر رنگی را که دوست داری با هر حجمی و با هر ابزاری ... 🌹🌹🌹آنا نقاشی کردن را خیلی خوب بلده، ولی گاهی بهش میگم ، فقط رنگ کن دخترم. بگذار رنگها فقط بر روی صفحه سفید اثر حرکت دست ترا به جا بگذاره و هر رنگی دلت می خواهد بزن روی کاغذِ سفیدِ نقاشی ات. بگذار رنگها خودشون شکل بگیرن . دستت را به هر طرف که دوست داری حرکت بده و هر رنگی را که دوست داری با هر حجمی و با هر ابزاری که داری پخش کن روی کاغذ. از انگشتهات استفاده کن و فقط رنگ کن .
وقتی نقاشی تمام شد، من بهت کمک می کنم تا از توی رنگ آمیزهات، بهترین و زیباترین شکل و حجم ها را در بیاریم.بهت یاد میدهم نگاهت را تیز کنی و از کوچکترین اثر بهترین شکل را خارج کنی🌸 و اینجوریه که خلاقیت مادر و دختری به اوج خودش می رسه🤣🤣🤣🌹 و ... فقط لذت می بریم از این کار و روزانه تکرارش می کنیم و چیزهای جدید بدست میاریم😍
هر روز یک داستان خاص و بی نظیر در نقاشی های کودکانه ی دخترم خلق می کنیم.
کمی فکر کنید...🤔 این تکنیک نقاشی مثل زندگی روزمره است.
دقیقا زندگی هم، همینه،
عین نقاشی می مونه
از هر طرح زندگی، میشه یک شکل زیبا و خاص ساخت ، که ،بشه، قصه ی زندگی را باهاش تعریف کرد و لذت برد.
از تغییر نباید ترسید.
نگاهمون را باید به همه چیز عوض کنیم .
اگر دنبال یک تحول بزرگ در زندگی هستیم، باید از کوچکترین و کمترین اثر، بهترین و هیجان انگیز ترین فُرم را خلق کنیم تا شاهدِ اثرات موثر و زیبایی در زندگیمون باشیم.
اونهایی که خسته شدن،
اونهایی که انگیزه ندارند،
اونهایی که فقط از روزگار گِله و شکایت دارند
تکنیک زندگی را باید عوض کنیم نه کل زندگی رو...
تحول بزرگ هیچ وقت اتفاق نمی افته... آرام آرام به همه چیز می رسیم اگر راهمون درست باشه و هدفمان بزرگ.😉
بهترین را وقتی میشه خلق کرد که بهترین نگاه را بهش داشته باشه.💖
دل نوشته های من، و تصاویری از تجربه های بزرگ زندگی دخترم انا💞
سارا مساح
Read more
‌‌. ای کاش مثل حس بویایی، حس چشایی، حس لامسه حسی هم داشتیم به نام حس هشدار، حس اعلام خطر ... گاهی وقت ...
Media Removed
‌‌. ای کاش مثل حس بویایی، حس چشایی، حس لامسه حسی هم داشتیم به نام حس هشدار، حس اعلام خطر ... گاهی وقت ها که اشتباهی و بی حساب و کتاب غرق رابطه ای می شدیم می آمد و تذکر می داد برای زیاد خوب بودنمان می آمد و تلنگر می زد که فلانی حواست را جمع کن ! داری زیادی خودت را وقفش می کنی، داری خطر می کنی، بد عادتش می کنی،داری ... ‌‌.
ای کاش مثل حس بویایی، حس چشایی، حس لامسه
حسی هم داشتیم به نام حس هشدار، حس اعلام خطر ...
گاهی وقت ها که اشتباهی و بی حساب و کتاب غرق رابطه ای می شدیم می آمد و تذکر می داد برای زیاد خوب بودنمان
می آمد و تلنگر می زد که فلانی حواست را جمع کن !
داری زیادی خودت را وقفش می کنی، داری خطر می کنی، بد عادتش می کنی،داری هلش می دهی توی یک جاده یک طرفه ...
می آمد و با قاطعیت می گفت یاد بگیر کمی پرتوقع باشی !
دوستت دارم هایت را آسان خرج نکن
برای عشقی که به پایش می ریزی همانقدر عشق بخواه
برای احساسی که هدیه اش میکنی همانقدر احترام بخواه
می گفت کمی به خودت بیا ...
لطفا...لطفا...لطفا
مراقب غرورت باش !
آنقدر هشدار می داد آنقدر تذکر می داد آنقدر زنگ خطر میزد که اگر می خواستیم هم نمیتوانستیم بی خیالش شویم .
اصلا ای کاش در مواقع لزوم دستی نامرئی
می شد و چنان محکم می خواباند توی گوشمان که از خواب بیدار میشدیم
از خوابی که دیدنش باعث یک عمر
تباهی مان می شود...!
.
#فرشته_رضایی
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span> دل اين خاك و مردمش همواره با توست یادداشت امین حیایی برای بهروز وثوقی درپی درد و دل و پیام احساسی ...
Media Removed
دل اين خاك و مردمش همواره با توست یادداشت امین حیایی برای بهروز وثوقی درپی درد و دل و پیام احساسی روز گذشته‌ی بهروز وثوقی، امین احیایی در صفحه شخصی اش نوشت: "بی شک و بدون اغراق با سینه ای آکنده از بغض، که از تک تک جملات پر از دلتنگی ات آمد، نمی شود انکار کرد که ذره ذره خاک وطن ردی از هنرت دارد و تا همیشه ... 🌹
دل اين خاك و مردمش همواره با توست
یادداشت امین حیایی برای بهروز وثوقی

درپی درد و دل و پیام احساسی روز گذشته‌ی بهروز وثوقی، امین احیایی در صفحه شخصی اش نوشت: "بی شک و بدون اغراق با سینه ای آکنده از بغض، که از تک تک جملات پر از دلتنگی ات آمد، نمی شود انکار کرد که ذره ذره خاک وطن ردی از هنرت دارد و تا همیشه حرف مردی و مردانگی که باشد اسم بهروز وثوقی نه فقط برای نسل من و قبل از من که برای همه نسل ها تداعی می شود... مگر می شود طول جاده چالوس را رفت و یاد همسفر نیفتاد؟ 
مگر می شود تمام خاطراتی که برایمان ساختی و در آن درخشیدی را از یاد برد؟ 
و امروز می توان حتی قسم خورد که ستاره را تو معنا کردی در روزگاری که ستاره سازی بی هیچ امکاناتی اگر نگویم محال که دشوار بود...
به امید روزی که دوباره در خاکی که هم تو به آن تعلق داری و هم آن به تو، بیش از پیش بدرخشی...
به امید تازه شدن دیدارها!
دلت نگیرد که دل اين خاك و مردمش همواره باتوست!" #امین_حیایی #امین_حیائی #بهروز_وثوقی #بهروزوثوقی
#iranian_artist #aminhayai #behrozvosoghi
Read more
. "دل اين خاك و مردمش همواره باتوست" / یادداشت امین حیایی برای بهروز وثوقی . درپی درد و دل و پیام احساسی ...
Media Removed
. "دل اين خاك و مردمش همواره باتوست" / یادداشت امین حیایی برای بهروز وثوقی . درپی درد و دل و پیام احساسی روز گذشته‌ی بهروز وثوقی، امین حیایی در یادداشتی نوشت: . "بی شک و بدون اغراق با سینه ای آکنده از بغض، که از تک تک جملات پر از دلتنگی ات آمد، نمی شود انکار کرد که ذره ذره خاک وطن ردی از هنرت دارد و تا ... .
"دل اين خاك و مردمش همواره باتوست" / یادداشت امین حیایی برای بهروز وثوقی
.
درپی درد و دل و پیام احساسی روز گذشته‌ی بهروز وثوقی، امین حیایی در یادداشتی نوشت:
.
"بی شک و بدون اغراق با سینه ای آکنده از بغض، که از تک تک جملات پر از دلتنگی ات آمد، نمی شود انکار کرد که ذره ذره خاک وطن ردی از هنرت دارد و تا همیشه حرف مردی و مردانگی که باشد اسم بهروز وثوقی نه فقط برای نسل من و قبل از من که برای همه نسل ها تداعی می شود... مگر می شود طول جاده چالوس را رفت و یاد همسفر نیفتاد؟ 
مگر می شود تمام خاطراتی که برایمان ساختی و در آن درخشیدی را از یاد برد؟ 
و امروز می توان حتی قسم خورد که ستاره را تو معنا کردی در روزگاری که ستاره سازی بی هیچ امکاناتی اگر نگویم محال که دشوار بود...
به امید روزی که دوباره در خاکی که هم تو به آن تعلق داری و هم آن به تو، بیش از پیش بدرخشی...
به امید تازه شدن دیدارها!
دلت نگیرد که دل اين خاك و مردمش همواره باتوست!"
Read more
می‌دونی تماشاگه‌راز کجاست عزیزم؟ همون جایی که حافظ می گه: مدعی خواست که آید به تماشاگه راز، دست غیب ...
Media Removed
می‌دونی تماشاگه‌راز کجاست عزیزم؟ همون جایی که حافظ می گه: مدعی خواست که آید به تماشاگه راز، دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد می‌دونی عزیزم به نظرم تماشاگه‌راز احتمالا جاییه که توش یه جور شادمانی بی دلیل و اسرار آمیز داری! بعد یه احمقی می خواد سرک بکشه توی زندگیت و ببینه چه کار می‌کنی، چی می‌خوری، ... می‌دونی تماشاگه‌راز کجاست عزیزم؟ همون جایی که حافظ می گه: مدعی خواست که آید به تماشاگه راز، دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد

می‌دونی عزیزم به نظرم تماشاگه‌راز احتمالا جاییه که توش یه جور شادمانی بی دلیل و اسرار آمیز داری! بعد یه احمقی می خواد سرک بکشه توی زندگیت و ببینه چه کار می‌کنی، چی می‌خوری، با کی هستی که این طوری شادی، وسط این همه درد و رنج بازم می‌خندی و خوشحالی. اما مطمئنا هیچی نمی تونه ببینه! تماشاگه راز مثه یه باغ اسرار آمیزه که هر شب از توش صدای تنبور و تنبک می‌یاد، صدای خنده های پر از لذت و سرمستی زنانه و نفس های تند و بی تابانه‌ی مردها می یاد، و آدم های احمق رو به هوس خام می‌ندازه و فکر می‌کنن اگه اونا هم توی باغ بودن می‌تونستن حسابی عشق و حال کنن. بعد یواشکی از لب دیوار سرک می کشن ببینن توی این بهشت زمینی چه خبره. اما جز تاریکی مطلق هیچی نمی بینن! چون هیچ احمقی نمی تونه تماشاگه راز رو ببینه عزیزم

برشي از كتاب: #حافظ_خوانی_خصوصی
#عليرضا_ايرانمهر
به زودي #نشر_چشمه
كتاب موجود: #بارون_ساز
عكس : بارگاه حافظ
#داستان #كتاب #معماري #داستان_خواني
#pure #shotaward #takphotograph #instapersia #_ax_honari_ #ax_honari #akas_khoone #ir_ax #iran_pic_nab #ak30_ir #ir_photographer #pic_firik #i_owe_myself #iran_art_pic #photoaxgram #honar_doostan #_chilik_ #istgahe_honar #aksiine
Read more
دره الیت ؛ آبشار اژدها ؛  #چالوس ،  #مازندران می دونی نصف بیشتر دلخوریات از آدما برمیگرده به خودت؟ اشکال ...
Media Removed
دره الیت ؛ آبشار اژدها ؛  #چالوس ،  #مازندران می دونی نصف بیشتر دلخوریات از آدما برمیگرده به خودت؟ اشکال کار درست از جایی شروع میشه که توو یه رابطه طرف مقابلتو شبیه خمیر بازی می بینی و میخوای اونو به شکلی در بیاری که دوست داری... شکل دادن یه خمیر لذت بخشه اما شکل دادن به یه آدم غیر ممکن فرسوده ات ... دره الیت ؛ آبشار اژدها ؛  #چالوس ،  #مازندران

می دونی نصف بیشتر دلخوریات از آدما برمیگرده به خودت؟
اشکال کار درست از جایی شروع میشه که توو یه رابطه طرف مقابلتو شبیه خمیر بازی می بینی و میخوای اونو به شکلی در بیاری که دوست داری...
شکل دادن یه خمیر لذت بخشه اما شکل دادن به یه آدم غیر ممکن
فرسوده ات می کنه و البته اون آدم رو هم...
اینو یاد بگیر هر آدمی شکل خودشه
برچسب بد و خوب نزن رو آدما
اگر می تونی به همون شکل دوستش داشته باش
اگر نمی تونی بی دلخوری، بی قضاوت بزارش کنار
آدما مشابه خودشون رو پیدا می کنن
شاید آدمی که الان کنارته و همیشه ازش دلخوری مشابهت نیست... به جای تغییر دادنش رهاش کن
یا اگه کنارش می مونی به همون شکلی که هست دوستش داشته باش
ساده بگم دوست داشتن به حرف راحته ولی در عمل سخت
دوست داشتن گاهی کنار یار بودنه، گاهی ازش دور بودن و به یادش بودن
دوست داشتن یعنی پذیرفتن خمیر مایه وجودی یه آدم بدون دست بردن به اصلش
نگاهتو به دوست داشتن عوض کن

#پریسا_زابلی_پور

#bartareenha
Read more
‌ ‌ _مرتضی: جون ...جون...! چه کفتری! می ارزه به صد تا سیم دم سیاه و سرور و کله قرمز... نشونم داره... ...
Media Removed
‌ ‌ _مرتضی: جون ...جون...! چه کفتری! می ارزه به صد تا سیم دم سیاه و سرور و کله قرمز... نشونم داره... شستشم زدن... جون ...! ‌ ‌ ‌‌_بی بی: حیا کن پسر ... اون خدا بیامرز سرش تو کار و کاسبی بود که تو سالی به دوازده ماه بی کاری و بی عار... برو از دائیت یاد بگیر... ببین چطور بعد از یه عمر یللی و تللی سرش به سنگ ...

_مرتضی: جون ...جون...! چه کفتری! می ارزه به صد تا سیم دم سیاه و سرور و کله قرمز... نشونم داره... شستشم زدن... جون ...!


‌‌_بی بی: حیا کن پسر ... اون خدا بیامرز سرش تو کار و کاسبی بود که تو سالی به دوازده ماه بی کاری و بی عار... برو از دائیت یاد بگیر... ببین چطور بعد از یه عمر یللی و تللی سرش به سنگ خورد و رفت پی کار و زندگی... دو سال نیست که دل به کار داده... توپ داغونش نمی کنه... به فاطمه زهرا یه روزی سرت به سنگ می خوره که نه راه پس داری و نه راه پیش ... آخه کفترم شد زندگی...؟ کفترم شد نون و آب...؟ پسرای خدیجه رختشور بایست بشن معتمد محل... اونقت نوه امیر دیوان بشه کفتر باز ... ‌
‌‌_مرتضی: بچه حلال زاده به دائیش می ره ... ‌‌

‌‌‌[ #طوقی - علی حاتمی ]


Tehran| Iran
March 2018
Read more
دیالوگ عجیب آفتاب و مهتاب . آفتاب: مهتاب خانوم بپوشون خودت رو. خوبیت نداره. مهتاب: چی‌یه باز؟ ...
Media Removed
دیالوگ عجیب آفتاب و مهتاب . آفتاب: مهتاب خانوم بپوشون خودت رو. خوبیت نداره. مهتاب: چی‌یه باز؟ چی رو بپوشونم؟ خودت نگاه نکن. آفتاب: من برای خودت می‌گم. مهتاب: وااای... چه گیری کردیم از دست توها. آفتاب: من عاشق اون وقتی هستم که صورتت رو می‌پوشونی و یه هلال فقط ازت معلومه. مهتاب: عزیزم. ... دیالوگ عجیب آفتاب و مهتاب
.
آفتاب: مهتاب خانوم بپوشون خودت رو. خوبیت نداره.

مهتاب: چی‌یه باز؟ چی رو بپوشونم؟ خودت نگاه نکن.

آفتاب: من برای خودت می‌گم.

مهتاب: وااای... چه گیری کردیم از دست توها.

آفتاب: من عاشق اون وقتی هستم که صورتت رو می‌پوشونی و یه هلال فقط ازت معلومه.

مهتاب: عزیزم. من اصلا مردم. اون ریش‌هامه که کوتاه نمی‌کنم تا می‌رسه پای چشم‌هام و پیوند می‌خوره به مژه‌م. عادت دارم ماهی یک‌بار ریشم رو بزنم. حالا چی می‌گی؟

آفتاب: ای وای. شما مردی؟ پس چرا زیرابروهات رو برداشتی؟

مهتاب: تو خیر سرت آفتابی. باید گرمابخش همه باشی. نه اینکه سرت تو کار همه باشه. چی کار به زیرابروی کواکب داری؟

آفتاب: پس برم به زحل گیر بدم.

مهتاب: چی کار به زحل داری؟
آفتاب: ندیدی چطوری اکستنشن کرده موهاش رو؟ بعد هم که هفت قلم آرایش کرده و اومده تو مدار. اون چی‌یه انداخته دورشکمش؟ پیرسینگ انداخته دور نافش؟ برم یه گیری بهش بدم. وقتی زحل با آن وضع زننده می‌آید در مدار، باقی ستارگان و سیارات از مدار خارج می‌شوند.

مهتاب: ای بابا. اون که سرش رو انداخته پایین داره توی مدار خودش می‌چرخه. مدام هم که بدتر از ما، داره دور تو می‌گرده. دلش خوشه به همین حلقه‌هه.
آفتاب: به نظر من همه‌تون باید از اورانوس یاد بگیرید. نه سرسبزه، نه رنگ و لعاب داره، نه گرمه، نه طبیعت داره، نه حیات توشه و نه مثل این زمین نامرد پر از آدمیزاده.
مهتاب: آفتاب عزیز، شما خودت این‌قدر داغی، چرا دوست داری باقی سیارات و ستاره‌ها سرد و یخ‌زده و بی‌روح باشند؟

آفتاب: من واسه خودتون می‌گم. دوست دارید مثل من داغ باشید مدام تاول بزنید؟ ندیدید آدم‌ها همه چیز رو می‌ذارن توی یخچال که سالم بمونه؟ برای همین من می‌گم همه سیارات و ستارگان، باید سوت‌و‌کور و مرده باشند... واقعا به نفع خودشونه. تو هم خیلی حرف زدی این دفعه. تا حواست باشه نافرمانی نکنی. من هنوز یادم نرفته که هر چند وقت یه بار جلوی زمین رو می‌گیری که من نبینم داره چه غلطی می‌کنه. یه بار دیگه کسوف – مسوف کنی یا خسوف‌بازی دربیاری، گرما و نورم رو ازت دریغ می‌کنم، محو شی.

جمع‌بندی
سوفیا... سوفیا... دیشب خواب پریشانی دیدم که توش آفتاب و ماه با هم حرف می‌‌زدند و آخرش هم دعواشان شد و ماه با سیاره‌ها و ستارگان لابی کرد و آنان جای اینکه دور آفتاب بچرخند، شروع کردند به چرخیدن دور ماه! به نظرت تعبیر این خواب چیست؟
عاشق خوابنمای تو؛ میدون دوم.

روزنامه شرق
Read more
بی شک و بدون اغراق با سینه ای آکنده از بغض، که از تک تک جملات پر از دلتنگی ات آمد، نمی شود انکار کرد که ذره ...
Media Removed
بی شک و بدون اغراق با سینه ای آکنده از بغض، که از تک تک جملات پر از دلتنگی ات آمد، نمی شود انکار کرد که ذره ذره خاک وطن ردی از هنرت دارد و تا همیشه حرف مردی و مردانگی که باشد اسم بهروز وثوقی نه فقط برای نسل من و قبل از من که برای همه نسل ها تداعی می شود... مگر می شود طول جاده چالوس را رفت و یاد همسفر نیفتاد؟ مگر می ... بی شک و بدون اغراق با سینه ای آکنده از بغض، که از تک تک جملات پر از دلتنگی ات آمد، نمی شود انکار کرد که ذره ذره خاک وطن ردی از هنرت دارد و تا همیشه حرف مردی و مردانگی که باشد اسم بهروز وثوقی نه فقط برای نسل من و قبل از من که برای همه نسل ها تداعی می شود... مگر می شود طول جاده چالوس را رفت و یاد همسفر نیفتاد؟
مگر می شود تمام خاطراتی که برایمان ساختی و در آن درخشیدی را از یاد برد؟
و امروز می توان حتی قسم خورد که ستاره را تو معنا کردی در روزگاری که ستاره سازی بی هیچ امکاناتی اگر نگویم محال که دشوار بود...
به امید روزی که دوباره در خاکی که هم تو به آن تعلق داری و هم آن به تو، بیش از پیش بدرخشی...
به امید تازه شدن دیدارها!
دلت نگیرد که دل اين خاك و مردمش همواره باتوست!
#بهروزوثوقی_باید_به_خانه_برگردد #بهروزوثوقی #روزبه_معینی #امین_حیایی
Read more
تجاوز چیست ؟ تجاوز یعنی بدون اجازه گرفتن واجازه داشتن به حریم خصوصی دیگران وارد شدن!!!!حریم خصوصی ...
Media Removed
تجاوز چیست ؟ تجاوز یعنی بدون اجازه گرفتن واجازه داشتن به حریم خصوصی دیگران وارد شدن!!!!حریم خصوصی چیست ؟ شامل تمام داشتهای یک فرد از قبیل (جسمش ؛خانه ؛ماشین ؛اتاق ؛اشپزخانه ؛اتاق خواب ؛کامپیوتر ؛موبایل ؛لب تاب وجزئیاتی که شخص دوست ندارد با دیگران در اشتراک باشد) ما انسانها باید یاد بگیریم که ... تجاوز چیست ؟ تجاوز یعنی بدون اجازه گرفتن واجازه داشتن به حریم خصوصی دیگران وارد شدن!!!!حریم خصوصی چیست ؟ شامل تمام داشتهای یک فرد از قبیل (جسمش ؛خانه ؛ماشین ؛اتاق ؛اشپزخانه ؛اتاق خواب ؛کامپیوتر ؛موبایل ؛لب تاب وجزئیاتی که شخص دوست ندارد با دیگران در اشتراک باشد) ما انسانها باید یاد بگیریم که به حریم خصوصی همدیگر احترام بگذاریم وتجاوز نکنیم !!! حال بپر دازیم به بقیه ماجرا انسانها به دو دسته تقسیم میشوند یک عده مظلومند ویا نا اگاه به حقوق انسانی فردی! واز کودکی یاد میگیرندکه مورد تجاوز قرار بگیرند واز وسائل انها شروع میشود!شاید این گروه مقصرند چون انها هستند که ناخواسته اجازه میدهند به دیگران؛که متجاوز باشند که این ریشه در تربیت خانوادگی دارد که نباید حرف زد وبااین باور؛ بزرگ میشوند در صورتی که دقیقا برعکس است باید حرف زد وکمک خواست تا دست متجاوز قطع گردد وبه خود آید متاسفانه بیشتر این قربانیان کودکان ونوجوانان هستند که مورد تجاوز قرار میگیرند (اگر از کودکی پسر بچه ودختر بچه )را اموزش دهیم وتوجیه کنیم بدین صورت عزیزم تو فرزند دوست داشتنی ما هستی وعزیز دل بابا ومامان !! اما ما همیشه باتو نیستیم که از تو مواظب کنیم تو باید خودت از جسمت مواظبت کنی تو در اندامت (بدنت) قسمت هایی است که به انجا میگویند جاهای خصوصی!!!! هیچ کس حق ندارد به این قسمت ها دست بزند (التت وباسنت وسینه های تو )ویا لمس کند!!!! این جاهای خصوصی فقط خودت حق داری (ببینی ولمس کنی در حمام ودستشویی )اگر کسی قصد چنین کاری کرد ویا دارد کار زشتی است وبه این کار (تجاوز میگویند) فوری به من اطلاع بده این اشخاص هرکس که میخواند باشند مهم نیست من با انها صحبت خواهم کرد نترس عزیزم (معلم ؛دکتر؛راننده سرویس همسایه؛سرایدار اپارتمان !سرایدار مدرسه وشاید در اقوام ونزدیکان وحتی محارم مثل دایی ؛عمو ؛برادر ؛ مواظب خودت باش منم باتوام ونمی گذارم کسی به تو اسیبی برساند !!!انان یاد میگیرند که در ارتباطشون با دیگران محتاطتر باشند!!!دسته دیگر دختران وزنان هستند که از ترس بی ابرویی واینکه مورد قضاوت ناعادلانه قرار بگیرند وکسانی که مطلع میشوند وی را مقصر بدانند سکوت میکنند وسالها در رنج وترس واظطراب بسر میبرند !! "تجاوز گر. که بویی از انسانیت نبرده اند ویا اینکه خود روزی قربانی بوده اند واکنون عقده حقارت دارند !!!در پایان عرایضم خطابم به هردو گروه است گروه اول نترسید وشجاع باشید !!وگروه دوم بخاطر( خدا وانسانیت ) دست از این کار غیر انسانی بردارید !!!وامنیت جامعه وخانواده وحریم خصوصی را اشفته نسازید !!با تشکر
Read more
از نظر من استقلال مالی زنان برای داشتن استقلال کلی بسیار مهمه و یکی از گامهای مهم در برهم زدن مردسالاری در ...
Media Removed
از نظر من استقلال مالی زنان برای داشتن استقلال کلی بسیار مهمه و یکی از گامهای مهم در برهم زدن مردسالاری در مردسالاری ریاست خانواده بر دوش مرد است و نان‌آور اصلی اوست. زن وظیفه تربیت فرزند و نگهداری از خانه را دارد. در این فرهنگ این نقش‌ها ثابت هستند و انعطافی در آنها نیست. زنان از مردان توقع این را ... از نظر من استقلال مالی زنان برای داشتن استقلال کلی بسیار مهمه و یکی از گامهای مهم در برهم زدن مردسالاری
در مردسالاری ریاست خانواده بر دوش مرد است و نان‌آور اصلی اوست. زن وظیفه تربیت فرزند و نگهداری از خانه را دارد. در این فرهنگ این نقش‌ها ثابت هستند و انعطافی در آنها نیست. زنان از مردان توقع این را دارند که برایشان فراهم کنند و مردان هم توقع دارند که زنان وظایف خانه‌داری را به نحو احسن انجام دهند. در این فرهنگ هیچگونه صحبت از علاقه، نیازهای روانی و دیگر مسائل نیست. جنسیت تو نقش تو را تعیین کرده و خبری از چانه‌زنی نیست.

بین انتخاب کار کردن به منظور داشتن استقلال مالی  و کار کردن صرفا از روی نیاز مالی وفقر هم فرق‌هایی هست. مثلا در دهه پنجاه میلادی عده‌ای از جامعه‌شناسان آمریکایی به اشتباه فکر می‌کردند که در جامعه سیاه‌پوستان آمریکایی نوعی مادرسالاری وجود دارد چون زنان در این جامعه بیرون از خانه کار می‌کردند در حالیکه کار کردن زنان سفیدپوست بیرون از خانه هنوز پذیرفته شده نبود. اما تحقیقات بیشتر نشان داد که اکثر زنان سیاه‌پوست علاقه‌ای به کار کردن بیرون از منزل نداشتند و خیلی از آنها کار کردن بیرون از خانه خود را معلول آنچه بی‌عرضه‌گی همسران خود می‌نامیدند می‌دانستند. یعنی آن زنان از اینکه نمی‌‌توانستند به همسران خود وابستگی اقتصادی داشته باشند ناراضی بودند و در ضمن با وجود اینکه آنها بیرون از خانه کار می‌کردند هنوز همسران آنها رییس خانه بودند یعنی آن زنان به چارچوب مردسالاری اعتقاد داشتند و از سر ناچاری کار می‌کردند.
در هجده سالگی برای اولین بار کار کردم، بیست و یک سال پیش در لندن. نیاز مالی نداشتم اما به شدت می‌خواستم استقلال مالی داشته باشم و یاد بگیرم که چگونه امور مالی خودم را اداره کنم. می‌دانستم که به عنوان یک زن جوان وابستگی اقتصادی من به خانواده بیش از برادرانم دست و پای من را خواهد بست. پس از همان سن تصمیم گرفتم که بند ناف را ببرم. پیشخدمت رستوران شدم و آخر هفته‌ها هم در یک کلوب، پشت بار کار می‌کردم. برای بسیاری در ایران این امر اصلا پذیرفته شده نبود و وقتی من یک سال و نیم بعد به ایران برگشتم تنها کسی بین دوستانم بودم که تجربه کار کردن داشته. مهم است که ما به زنان و مردان از سن کم یاد بدیم که جنسیتشان نقش آنها را در زندگی تعیین نمی‌کند. که کار کردن وظیفه مرد نیست که کار کردن بخشی از به دست اوردن شخصیت مستقل هر فردیست. به آنها یاد بدهیم نقشها در زندگی سیال هستند و با نیازهای روانی، علائق و نیازهای جسمی ما تغییر میکنند
Read more
از هر ده خانومی که به مرکز مشاوره مراجعه می‌کنند ، ۹ نفر دوچار غمباد و بغض درونی هستند، و اگر کمی سر به ...
Media Removed
از هر ده خانومی که به مرکز مشاوره مراجعه می‌کنند ، ۹ نفر دوچار غمباد و بغض درونی هستند، و اگر کمی سر به سرشون بگذاریم چشم هاشان پر از اشک می شود.. از هر ۱۰ خانم ۷ نفر عصبانی هستند و آماده پرخاشگری!!!!! از هر ده خانوم ۵ نفر عفونت ناحیه لگنی مجاری ادراری دارند... از هر ده خانوم سه نفر کیست تخمدان رحم یا سینه ... از هر ده خانومی که به مرکز مشاوره مراجعه می‌کنند
، ۹ نفر دوچار غمباد و بغض درونی هستند، و اگر کمی سر به سرشون بگذاریم چشم هاشان پر از اشک می شود.. از هر ۱۰ خانم ۷ نفر عصبانی هستند و آماده پرخاشگری!!!!! از هر ده خانوم ۵ نفر عفونت ناحیه لگنی مجاری ادراری دارند... از هر ده خانوم سه نفر کیست تخمدان رحم یا سینه دارد.
غمبادغم‌های هست که روی هم انباشته می‌شود.... روی سخن با هیچ کس غیر از خانمها نیست چرا همیشه منتظر هستند یکی از راه برسد و بغض های شان را بشکند و اشک های شان را پاک کند؟؟؟ گریه کردن خیلی خوبه،ولی منتظر کسی نباشید.تااشکهایتان راپاک کند.زیرا اگر کسی بود کارشما به اینجا نمی رسید، روش خوب کردن حال خودتون را یاد بگیرید.
و قت صرف کنید آزمون و خطا کنید!!!
شما را به خدا کمی هم به سلامتی جسم و روح خودتان هم اهمیت بدهید. چون زن یعنی زندگی .... زن اگر حالش خوب باشد یک زندگی حالش خوب است.... شما باید با رفتارتان شادی را به دخترانتان بیاموزید..... بغض داری گریه کن. وقتی خالی شدی بخند.
بخند تا خداوند رحمتش را سرازیر کند،، کینه و حسادت چشم هم چشمی بغض و گذشته اینها همه بهانه است تا تو خودت را و سلامت جسم و روحت رافراموش کنی.
درست غذا بخور مطالعه کن ورزش کن و منتظر قضاوت نباش ،،عشق بورز و مهربان باش..... زندگی ات شیرین خواهد شد.
اندازه وسعت مالی خود و خانواده ات شادی و مهربانی را برنامه ریزی کن ،،
مهم نیست النگو در دست داری یا نه وقتی،چکاب سالیانه را انجام نمی دهی .
مهم نیست خونه ی چند اتاق خوابه داری رفتی که دندان هایت ناسالم است و اضافه وزن داری. مهم نیست جهیزیه و سیسمونی دخترت چگونه است، وقتی که چند سفر بی دغدغه با خانواده و شوهرت نرفتی و یک عالم خاطره خوب برای انهانساختی مهم نیست بچه هایت چه مدرکی دارند وقتی که هنوز روحیه رقابت و حسادت با بقیه آرامشت را گرفته پس زن باش زنانگی کن،،،،،،، چون زود دیر میشود،،
Read more
۳۲/۶۰ فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن ...
Media Removed
۳۲/۶۰ فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن یا هرکس دیگری که خود را در آن دسته جای می‌دهید فقط یک راه درست وجود ندارد. راه‌های بسیار زیادی برای هرکس با هر سبکی در این دنیا وجود دارد. زیبایی زندگی در همین تفاوت‌هایش است. قلمروی خداوند تمام این ... ۳۲/۶۰
فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن یا هرکس دیگری که خود را در آن دسته جای می‌دهید فقط یک راه درست وجود ندارد. راه‌های بسیار زیادی برای هرکس با هر سبکی در این دنیا وجود دارد. زیبایی زندگی در همین تفاوت‌هایش است.
قلمروی خداوند تمام این تفاوت‌ها را دربرمی‌گیرد.
‌‌‌
#خودت_باش_دختر
#ریچل_هالیس
ترجمه‌ی #هدیه_جامعی
#کتاب_کوله_پشتی
‌‌‌
از دیشب که این کتاب رو تموم کردم دارم فکر میکنم که چطور در موردش حرف بزنم. کم نیستن کسایی که این کتاب رو شعارهای یک زن ثروتمند و بی‌درد میدونن، کسایی که میگن ریچل هالیس یک‌سری چیزهای بدیهی رو که همه میدونیم به صورت شعاری نوشته و از این مدل حرف‌ها...

ولی من یک کتاب انگیزشی پر از شعار نمیبینمش، من ریچل هالیس رو یک زن سفیدپوست ثروتمند بی‌درد نمیبینم! من تو این کتاب یک زن قویِ خودساخته رو میبینم، یک زنِ فوق‌العاده صمیمی و صادق، یک زن که تو مشکلات بزرگ و کوچیک زندگیش گاهی غرق شده، کم آورده، ولی بالاخره تونسته بلند شه و راهشو پیدا کنه، تونسته ادامه بده و دوست داره به دنیا، به همه‌ی زن‌ها و دخترها نشون بده که اون دروغ‌هایی که یک عمر به خودمون گفتیم، از طرف جامعه و خونواده‌مون قبول کردیم، چقدر بهمون ضربه زدن، که اون دروغ‌ها از ما کسیو ساختن که هیچ شباهتی به خود واقعی ما نداره. ریچل میخواد اون دروغ‌ها رو بشناسیم، زندگی خودشو، دروغ‌های زندگی خودشو با صداقت برامون تعریف میکنه، و راه رهایی از اون دروغ‌ها رو بهمون نشون میده. ‌‌
این کتاب حس حرف زدن با یک دوست صمیمی رو داشت واسم، چیزایی رو بهت میگه که یک عمره ازش خبر داری ولی انکارشون کردی، انگار یک دوست نشسته و برات از شکست‌ها و رازهای خودش میگه و توام جرات میکنی اونا رو ببینی تو زندگی خودت، اون دروغ‌ها، شکست‌ها و ضربه‌ها رو...
‌‌
خیلی حرف دارم که از این کتاب‌ بگم، چون توی بیشتر صفحات این کتاب خودمو پیدا کردم، چون بهم یاد داد اولین قدم بهتر شدن زندگیم و شخصیتم، اینه که با خودم صادق باشم. ‌‌
من معتقدم هر دختری و هر زنی باید این کتاب رو بخونه. همین.
‌‌
ممنون از انتشارات کوله‌پشتی و هدیه جامعی عزیز، از صمیم قلبم به خاطر ترجمه و انتشار این کتاب ممنونم. 🌸❤️
‌‌
امتیازم: ۵ از ۵
‌‌
#girlwashyourface by #rachelhollis
Read more
<span class="emoji emoji1f514"></span>سوال های خالی کننده ممنوع <span class="emoji emoji1f613"></span> تا به حال شده است که با یک پرسش نا مربوط از دهان یک آشنای دورو یا حتي نزدیک ...
Media Removed
سوال های خالی کننده ممنوع تا به حال شده است که با یک پرسش نا مربوط از دهان یک آشنای دورو یا حتي نزدیک .... انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی .... راستی چرا مردم از هم این همه سئوال می پرسند.... چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟... چرا این همه لاغر شده ای؟ رنگت چرا ... 🔔سوال های خالی کننده ممنوع 😓
تا به حال شده است که با یک پرسش نا مربوط از دهان یک آشنای دورو یا حتي نزدیک .... انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی .... راستی چرا مردم از هم این همه سئوال می پرسند....😔 چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟... چرا این همه لاغر شده ای؟ رنگت چرا این همه پریده ؟؟؟😔
اینها سئوال های خالی کننده ای هستند..... و بدتر از این ها اینکه بپرسی فلانی کجاست؟ چند تا بچه داری؟چرا بچه دار نشدی؟ چرا بچه ات اینهمه چاق است؟ چرا خانه ات این همه قدیمی است...خانه ی قدیمت بهتر نبود؟😔
🚫چرا سئوال هایی می کنیم از یکدیگر که ممکن است هم را مجروح کنیم ... چرا از هم نمی پرسیم که این روسری چه قدر به تو می آید از کجا خریدی اش.... یا چرا به هم نمی گوییم چه قدر چشمانت برق می زند..چه قدر این رنگ مو به تو می آید .. چه قدر در کنارت از گذشته آرام ترم.... چه قدر دلتنگ بوده ام و چه خوب که بعد از این همه وقت دوباره دیدمت....😄 به موهای سفیدی که از حاشیه روسری دوستمان بیرون آمده چه کار داریم...اگر بخواهد خودش درباره اش با ما حرف می زند...به لکی که پیشانی اش بر داشته...به لایه های چربی ای که ممکن است بر بدنش افزوده شده باشد.... یا به چین و چروک های صورتش....😔 این عبارت، چه قدر عبارت بی رحمانه ایست و بی رحمانه تر اینکه از زبان یک دوست شنیده شود: چه قدر خراب شده ای.....😢 خراب شده ای یعنی چه!! اتفاقی ناگوار یا خستگی هایی بیشمار بر پشت و شانه های دوستمان ,آشنایمان یا عزیزمان وارد آمده است و حالا که ما بعد مدت ها او را دیده ایم با گفتن این عبارت باید حتما به او بفهمانیم که تو خراب شده ای و من این را از پوستت... از صورتت...از لاغری ات و از گود پای چشمانت فهمیده ام.... و من پتک محکم تری بر سرت فرو خواهم آورد تا تو خراب تر ازین که هستی شوی عزیز دل و جانم که این همه دلتنگت بودم.....😢
🚫 اصلا چرا از هم سئوال می کنیم.... چرا می پرسیم : این مدت که نبودی کجا بودی؟
🚫 یا چرا با طعنه می گوییم این همه مدت با کی بودی که یاد ما نمی کردی....
🚫 چرا کلمات و جملاتمان را نمی سنجیم... ممکن است واقعا کسی با یک جمله ی ساده ی ما زخمی تر از آنچه هست شود.....
اصلا به ما چه مربوط که دوستمان چرا ماشینش را فروخته... چرا بچه هایش را به فلان مدرسه گذاشته...چرا خانه اش را عوض کرده.... چرا از کارش بیرون آمده است؟😔 ...... مگر نه اینکه اگرخودش بخواهد به ما خواهد گفت... کمی درنگ کنیم در ابتدای دیدارها و هم دیگر را با سئوالهای عجولانه نیازاریم...
Read more
... تا بی نهایت هم بروی باز به آسمان نمی رسی اگر دلت در گرو پرواز نباشد. اگر در رویایت ندیده باشی آبی ...
Media Removed
... تا بی نهایت هم بروی باز به آسمان نمی رسی اگر دلت در گرو پرواز نباشد. اگر در رویایت ندیده باشی آبی آسمان چقدر چشم به راه بال های بیقرار توست. تا هر کجا که اوج بگیری حسرت پرواز باید در نگاهت آشیانه کرده باشد و هوای کسی در سرت باشد. تا قله ها را زیر پایت حس کنی و آسمان را نفس بکشی. پرنده بودن حس خوشایندی ست ... ...
تا بی نهایت هم بروی باز به آسمان نمی رسی اگر دلت در گرو پرواز نباشد. اگر در رویایت ندیده باشی آبی آسمان چقدر چشم به راه بال های بیقرار توست. تا هر کجا که اوج بگیری حسرت پرواز باید در نگاهت آشیانه کرده باشد و هوای کسی در سرت باشد. تا قله ها را زیر پایت حس کنی و آسمان را نفس بکشی. پرنده بودن حس خوشایندی ست اما برای پرواز می توانی حتی مثل یک بادبادک خوشبخت دل به دل باد بسپاری و بروی. آنقدر دور تا ستاره شوی در دل رویایی که دوستش داری. کافیست انتهای نخی که به آسمان پیوندت میدهد در دست کسی باشد که تو را به یاد هرچه دوست داری بیندازد. کسی که با نسیم همدست است تا تو شوق پرواز را از یاد نبری.
Read more
... زمان به شکل غم انگیزی می گذرد و ما با دروغ های کوچکمان بزرگ می شویم عاشق می شویم زندگی می کنیم آنقدر ...
Media Removed
... زمان به شکل غم انگیزی می گذرد و ما با دروغ های کوچکمان بزرگ می شویم عاشق می شویم زندگی می کنیم آنقدر که تاریخ تولدمان را فراموش می کنیم نگران نباش ما تمام این دردها را پشت سر خواهیم گذاشت تا پنجاه سال دیگر چیزهایی برای به یاد آوردن داشته باشیم غم های بزرگ دارایی انسان هستند نقطه های درخشان ... ...
زمان به شکل غم انگیزی می گذرد
و ما با دروغ های کوچکمان بزرگ می شویم
عاشق می شویم
زندگی می کنیم
آنقدر که تاریخ تولدمان را فراموش می کنیم
نگران نباش
ما تمام این دردها را پشت سر خواهیم گذاشت
تا پنجاه سال دیگر
چیزهایی برای به یاد آوردن داشته باشیم
غم های بزرگ دارایی انسان هستند
نقطه های درخشان آسمانی تاریک
فکر کن که سال ها بعد یکدیگر را در خیابان
خواهیم دید
و من به چشمهايت كه تنها يادگار زيبايي تو هستند نگاه می کنم
می گویم : دیدی چطور تاریخ ها فراموش می شوند
و تو برعکس امروز
لبخند می زنی
و زمان به عقب بر می گردد

به همین لحظه که داری برای همیشه می روی
به گریه هایت از ترس نبودن هایم
به شعرهایم که برای هیچ کس نیست
به فرودگاه
به انتظار
به لمس بی مجوز انگشت های کشیده ات در خیابان

بعد من سیگارم را روشن می کنم
و تلفنم را خاموش
می بینی؟!
و به همین سادگی همه چیز تمام می شود
#حسين_غياثي
#تولد #هجدهم_اردیبهشت
Read more
 #خلخال_زادگاه_زیبای_من #گوزل_خلخالیم #میر_عادل از زمانی که گلوله شلیک می‌شود تا به هدف اصابت ...
Media Removed
#خلخال_زادگاه_زیبای_من #گوزل_خلخالیم #میر_عادل از زمانی که گلوله شلیک می‌شود تا به هدف اصابت کند، حتی چند هزارم ثانیه هم طول نمی کشد. من بارها خودم را گذاشته‌ام جای کسی که گلوله به سمتش می‌آید، بارها به این فکر کرده‌ام که در آن لحظاتِ کمتر از هزارم ثانیه، به فکرِ کسی که مطمئن است می میرد چه ... #خلخال_زادگاه_زیبای_من
#گوزل_خلخالیم
#میر_عادل

از زمانی که گلوله شلیک می‌شود تا به هدف اصابت کند، حتی چند هزارم ثانیه هم طول نمی کشد.
من بارها خودم را گذاشته‌ام جای کسی که گلوله به سمتش می‌آید، بارها به این فکر کرده‌ام که در آن لحظاتِ کمتر از هزارم ثانیه، به فکرِ کسی که مطمئن است می میرد چه رسیده؟ کدام کارِ نکرده را به یاد آورده، کدام حرف نزده، کدام آدم؟!
می‌دانی خیلی مهم است که وقتی تنها یک آن، کمتر از یک دَم زمان داری، دلت تازه به یادش می افتد که به خودش بدهی دارد، جایی را، حرفی، کاری و مهم‌تر از همه آدمی را...
اگر همین حالا یک گلوله به سمت قلبتان بیاید، بدهی‌تان به خودتان چیست؟! بی‌هیچ ملاحظه‌‌ای هرچه زودتر آن را با خودتان صاف کنید!!
پ.ن:
مگر نمی شود
آدم سال های بعد را
به یاد آوَرد
و برای خودش گریه کند؟
Read more
همه چی روبه راهه همه چی روبه راهه مثل روز سابق تو هم دیگه منو نمی بینی توی خوابت خودم میدونم که حرفی ...
Media Removed
همه چی روبه راهه همه چی روبه راهه مثل روز سابق تو هم دیگه منو نمی بینی توی خوابت خودم میدونم که حرفی واسه گفتن نداری کی فکرشو میکرد این همه حرف پشتم دراری هرکی بهم میرسه میگیره سراغ تو ازم منم مجبورم که جواب سوالشو ندم آخه چی بگم؟ بگم ازش بی خبرم از اون که همش از معرفتش دم میزدم همون کسی که واسه ... همه چی روبه راهه

همه چی روبه راهه مثل روز سابق
تو هم دیگه منو نمی بینی توی خوابت
خودم میدونم که حرفی واسه گفتن نداری
کی فکرشو میکرد این همه حرف پشتم دراری
هرکی بهم میرسه میگیره سراغ تو ازم
منم مجبورم که جواب سوالشو ندم
آخه چی بگم؟ بگم ازش بی خبرم
از اون که همش از معرفتش دم میزدم
همون کسی که واسه من تنها بهونه بود
واسم تنها دلیل گریه شبونه بود
همش پیشم بود همه اونو با من دیدنش
اون که قسم میخورد فقط با من میپره
واسه خندهاش گریه هارو به جون خریدم
حتی میمردم یه بار غمو به روش نبینم
حالا من اینجام اون کجاس دور از من
رفتو یه بی آبرویی گذاشت رو دستم
انگار با یکی بهتر از من تو هم آغوشی
همه چیزو سپردی به دست فراموشی
دیگه جدیدا چهره منم غریبه واسه تو
لااقل وقتی که تنهایی سری بزن به خاطرات
تو میگفتی که دلت بی من میمیره انگار
با اشکات میریخت رو گونه ت ریمل چشات
گفتی اگه نباشیم عشقت وجود داره
حالا چطور باور کنم همش دروغ بوده
حالا تو که نیستی زندگیمو داغون میبینم
فقط با دارو خود زنی آروم میگیرم
خورد میشدم تا بشینه خنده رو لبت
اون وقت من با چشای خیس بشینم محو صورتت
بیا همه قضاوتا رو به خدا بسپاریم
بهم گفتن با کس دیگه خوش و بش داری
ما هم گوشمونو رو این حرفا راحت بستیم
فقط ساده دروغای تو رو باور کردیم
با ظاهر فریبنده ی خوب تو مردیم
اینقدر ساده بودیم که آخرش چوبشو خوردیم
اگه کنارمم نبودی باز به یاد تو بودم
حتی وقتایی که بهتر از ما کنار تو بودن
عیبی نداره ما که بخیل نیستیم
ولی یه روز میاد که بدجوری زمین گیر شی
با همه ی حرفات نمیدونم ازت چی دارم
هنوز عاشقتم یا واقعا ازت بیزارم
تو با کلمه ی معرفت خیلی غریبی
😔🔫
Read more
 #ezportrait . امروز صبح یکم مرخصی گرفتم تا برم کارای بانکیو انجام بدم که وقتی هم براش نمونده، وسط ...
Media Removed
#ezportrait . امروز صبح یکم مرخصی گرفتم تا برم کارای بانکیو انجام بدم که وقتی هم براش نمونده، وسط کار زنگ زدن که باید زود بیای کار داریم، منم مجبور شدم کارمو ول کنم برم از بانک به محل خدمت، اونجا دیدم کار بسیار مسخره ای که به منم مربوط نمیشه رو دارن میندازن گردن من، منم ناچارا قبول کردم و خودمو انداختم ... #ezportrait
.
امروز صبح یکم مرخصی گرفتم تا برم کارای بانکیو انجام بدم که وقتی هم براش نمونده، وسط کار زنگ زدن که باید زود بیای کار داریم، منم مجبور شدم کارمو ول کنم برم از بانک به محل خدمت، اونجا دیدم کار بسیار مسخره ای که به منم مربوط نمیشه رو دارن میندازن گردن من، منم ناچارا قبول کردم و خودمو انداختم تا ساعت 4 تو هچل، ساعت 5 باید میرفتم جایی که دعوت بودم، و حدودا یه مسیر 12 کیلومتری رو یک ساعتو بیست دقیقه تو ترافیک رانندگی کردم، دیر رسیدم، موقع برگشت هم 1 ساعت تو ترافیک تا خونه عمرمو هدر کردم. به معتادای وسط اتوبان همت نگاه میکردم که مثل زامبی که از نور میترسن دور هم نشستن و تو خودشون فرو رفتن و ماشینای که دیگه راحت از کنار همچین صحنه ای رد میشن، به مرد 40 ساله ای که پراید 30 میلیونی صفر خریده بود و روکش صندلیش رو هنوز برنداشته بود و ذوق داشت که آشغالترین ماشین دنیا رو تونسته باهمه سرمایه ش بخره! به کسایی که پولمو تو روز روشن خوردن و جواب اعتماد منو با از بین بردن اعتبارم دادن، به پیام دوستم فکر میکردم که گفت گشت پلیس منو گرفته و گشته چون روسریم افتاده بود عقب و همزمان یاد دزدا و قاچاقچیایی افتادم که راحت تو شهر جون مردمو غارت میکنن و پدر دوستمو بخاطر موبایلش راهی بیمارستان کردن! به همکارم فکر کردم که ازدواج کرده و خوشاله تونسته یه خونه 80 متری تو نارمکو با دو سوم درامد ماهیانش و کل پس اندازش رهن و اجاره کنه و به زن و شوهر جوون و خوش قیافه ای فکر کردم که برای خریدن تخت تخواب کهنه و دست دومی که میخواستم بندازشم سرکوچه، اومدن خونه و میخواستن براش صدوپنجاه هزارتومن پول بدن! به مغازه داری فکر کردم که جنسشو ده روز پیش بهم نفروخت و نگه داشت تا امروز 500 هزارتومن بالای قیمت به مردم بفروشه، به وام پونزده میلیونی فکر کردم که شیش ماه طول میکشه نوبتت بشه همزمان یاد وام 10 میلیاردی بنده خدایی افتادم که یه هفته واسه شرکت سوری خودش گرفت. به موجوداتی که کنارمون زندگی میکنن و وقتی میفهن چیزی گرون میشه، میرن انبارش میکنن! به خودم فکر کردم، که نصف عمرم تو خیابونای کیپ این شهر به حرص خوردن و فکر کردن و چرت زدن پشت فرمون گذشت! به رفتن و موندن، به جنگیدن بی وقفه، به خدایی که لای صدای ناله و خنده و خمیازه ما گم شده!
توراه داشتم به همه چی فکر میکردم و گاهی تو ترافیک خبرای مهم روز رو میخوندم : دلار تو صرافی ها نیست، تلگرام فیلتر میشه، نمیشه!
.
.
پ. ن :کپشن رو ترجیحا نخونید!
Read more
. نیریش و میل چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است ...
Media Removed
. نیریش و میل چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است و به مرور تلخ می‌شود، ولی «نیریش و میل» زن و شوهری هستند که اولش تلخند و آخرش شیرین. «نیریش» گفت: «چند وقته مسافرت نرفتیم. آخر هفته بریم؟» «میل» که سرش گرم گوشی بود گفت: «آره راست میگی... بریم... چی؟» ... .
نیریش و میل چیز خارق‌العاده‌ای نیست، همان لیموشیرین است که برعکس شده. لیموشیرین اول شیرین است و به مرور تلخ می‌شود، ولی «نیریش و میل» زن و شوهری هستند که اولش تلخند و آخرش شیرین. «نیریش» گفت: «چند وقته مسافرت نرفتیم. آخر هفته بریم؟» «میل» که سرش گرم گوشی بود گفت: «آره راست میگی... بریم... چی؟» سرش را بالا آورد و گفت: «چی گفتی؟» نیریش با اخم نگاهش کرد و گفت: «حواست کجاست؟ چی داری نگاه می‌کنی باز؟» میل گوشی را به سمتش گرفت و گفت: «بخون... اشکان دژاگه رو به خاطر عکس گرفتن به کمیته انضباطی احضار کردن!»
.
نیریش با بی‌میلی به گوشی نگاه کرد و گفت: «خب معلوم بود با این همه تتو روی تنش می‌خواستنش. باید با یقه‌اسکی و ساق بلند و شلوار بازی می‌کرد تا خالکوبی‌هاش دیده نشه.»
.
میل گفت: «کاش برای تتوهاش بود، به خاطر عکس گرفتن با خانمش احضارش کردن! حالا باز تو بگو بریم مسافرت. بریم با هم تو جنگل و دریا عکس بگیریم که شر بشه برامون و احضارمون کنن؟» نیریش گوشی را پس داد و گفت: «نترس، جدا جدا عکس می‌گیریم! اصلا زیرش بنویس زنت نیستم، دخترتم!»
.
میل خودش را به موش‌مردگی زد و گفت: «تو این گرونی انصافه بریم مسافرت دخترم؟ دلت نمی‌سوزه برای پول بی‌زبون؟»
.
نیریش مثل شیر غرید که: «تور بخارست و زاگرب و ونیز که ازت نخواستم، شمال می‌خوایم بریم با همین ماشین خودمون. الان بنزین گرون شده یا عوارضی جاده‌ها؟»
.
میل کم نیاورد و گفت: «ویلا و تخم‌مرغ و تن ماهی و آب معدنی که گرون شده! اصلا بریم شمال که چی؟ مگه دیگه دریایی مونده برامون؟ تا بخوایم پا تو آب بذاریم میگن از اون ور نرین که محدوده روسیه است، از این ور نرین که آب فلانستانه، جلوتر نرین که وارد بهمانستان میشین، تو ساحل هم که کثافتستانه و...» نیریش ادایی درآورد و گفت: «اشکالی نداره، از تو ویلا در نمیایم، اصلا تا لب جاده هم بریم کافیه!»
.
میل دوباره گوشی را دستش گرفت و گفت: «جاده؟ بی‌خیال! باز تو جاده خدای نکرده چپ کنیم و مردم هجوم بیارن و جلوی چشم خودمون دار و ندارمون رو ببرن، خوشحال میشی؟»
.
نیریش خنده‌اش گرفت و گفت: «تو فقط راه بیفت از خونه پاتو بذار بیرون، کپک زدی تو خونه، زخم بستر می‌گیری آخرش، پشتت صاف شده از بس نشستی!»
.
میل بلند شد به سمت آشپزخانه رفت و گفت: «کجام صافه الان؟ صبر کن برم یک قاچ هندونه بیارم، هم این جوری یه گردشگری تو خونه کردیم، هم به یاد دریا کنار می‌تونیم پوستش رو بندازیم اون گوشه و لذت ببریم!»
.
نیریش مستاصل گفت: «پس اقلا شلوارک بپوش، ضدآفتاب منم بیار! فقط پوست هندونه رو بلند پرتاب کن که بیفته تو محدوده همسایه»!
Read more
انسان های توخالی اثری از #تی_اس_الیوت ما انسان های توخالی هستیم... انسان هایی با ظاهرهای پُر تکیه ...
Media Removed
انسان های توخالی اثری از #تی_اس_الیوت ما انسان های توخالی هستیم... انسان هایی با ظاهرهای پُر تکیه می زنیم به هم با ادراک پُر شده ی پوشالیمان! آرام و بیهوده اند صدای خشکیده ی مان آنگاه که نجوا می کنیم با یکدیگر... چون نسیمی لای علفزار خشک یا چون گام های موشی... روی شیشه ی شکسته ی سردابه ی خشکیده ... انسان های توخالی اثری از #تی_اس_الیوت
ما انسان های توخالی هستیم...
انسان هایی با ظاهرهای پُر تکیه می زنیم به هم
با ادراک پُر شده ی پوشالیمان!
آرام و بیهوده اند صدای خشکیده ی مان
آنگاه که نجوا می کنیم با یکدیگر...
چون نسیمی لای علفزار خشک یا چون گام های موشی...
روی شیشه ی شکسته ی سردابه ی خشکیده ی مان
شکل دادنی بدون شکل...
سایه دار کردنی بدون رنگ...
فلج شدنی اجباری...
اشاره هایی بی تکان...
آنان که با چشمانی صادقانه به سرزمین مرگ گام نهادند
به یاد می آورند ما را...
نه چون گمشده ای با جان های پُرآشوب...
که تنها انسان هایی توخالی با ظاهرهایی پُر
بگذار نزدیک نباشم به این جهان جان باخته ی رویایی
بگذار بی وقفه نقاب ها عوض کنم در لباس خبرچینان و افسران
رفتاری چون رفتار باد!
نزدیکتر هرگز که ملاقات آخری نیست...
در گرگ و میش این جهان!
.
اینجا سرزمین مردگان است، سرزمین #کاکتوس ها
اینجا دستان بی جان مُلتمس مردی زیر درخشش ستاره ای تار...
به تصویر سنگی که پابرجاست می رسد
نمی بینیم، مگر چشم هایمان پیدا شوند!
چون ستاره ای جاویدان، طلوع می کند
تنها به انتظار انسان هایی توخالی...
از جهان گرگ و میش بی جان!
اینجا ساعت پنج صبح ما گرد گلابی تیغ داری هستیم
میان افکار و حقیقت...
میان تکان و عمل...
میان لقاح و آفرینش...
میان احساس و پاسخ...
سایه ای قد می کشد که زندگانی دراز است بسیار
میان خواستن و تشنج...
میان لیاقت و زندگانی...
میان ذات و نسب...
سایه ای قد می کشد که ازآن توست این جهان
جهان را این چنین پایان است...
نه با صدای انفجار که با ناله ای!
Read more
. #وَمَا_جَعَلْنَا_الرُّویَا_الَّتِی_أَرَیْنَاكَ_إِلاَّ_فِتْنَةً_لِّلنَّاسِ . للحق پست نوشت: جماران! به یاد داری روزگاری را که میعادگاه عاشقان بودی و مکان دلدادگی #امام_امت با امت امام همان ها که چشم به دهان روح الله منتظر بودند تا از دم مسیحایی اش ,جانی تازه بگیرند و خرمشهرها آزاد ... .
#وَمَا_جَعَلْنَا_الرُّویَا_الَّتِی_أَرَیْنَاكَ_إِلاَّ_فِتْنَةً_لِّلنَّاسِ
.
للحق پست نوشت:
جماران! به یاد داری روزگاری را که میعادگاه عاشقان بودی و مکان دلدادگی #امام_امت با امت امام همان ها که چشم به دهان روح الله منتظر بودند تا از دم مسیحایی اش ,جانی تازه بگیرند و خرمشهرها آزاد کنند.
.
جماران! یادت هست روزگاری که پر بودی از انفاس قدسی رزمندگانی که انقلاب برایشان سفره نبود و روح خدا مفتخر بود به اینکه :"ما از هوایى استنشاق می‌کنیم که شما از آن هوا استنشاق می‌کنید."
.
جماران! به خاطر می آوری روزگاری که مرکز فرماندهی بودی برای دفاعی مقدس تا #فتح_المبین ها در هم بپیچد طومار بعثیانی که شعارشان "جئنا لنبغی" بود و به کابوس بدل کند رؤیای ابناء ابوسفیان را که هوسشان نهار در بصره و شام در #تهران بود.
.
#جماران !خاطرت هست زمانی را که محل حضور کوخ نشینانی بودی که یک تار مویشان برای امام عاشقان نه تنها بر کاخ نشینان ترجیح داشت که قیاس مع الفارغ بود.
.
جماران! به یاد می آوری روزگاری که کانون خنثی کردن فتنه های #منافقان و نقش بر آب کردن توطئه های مستکبران بودی.
.

وه! جماران,چه خوشبخت بودی پس فقط اینروزهایت را نبین!
اما نه !جماران صبر کن مگر تو عزیزتر از منبر پیامبری و مگر انقلاب #خمینی همان انقلاب پیامبر نیست و مگر نشنیدی از تعبیر صادقانه رویای پیامبر در سال چهل و نهم هجرت و مگر کلام خدای پیامبر ص را نخوانده ای که:"وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّویَا الَّتِی أَرَیْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ"
.
و مگر نمی دانی اهل باطل همیشه از جنس همان هایی هستند که از منبر پیامبر بالا می ‌رفتند در حالیکه جایگاهشان آن جا نبود و سرخوشانه خود را حق معرفی می کنند و همزمان، مسیر حق را مبهم و حاشیه ای جلوه می دهند
.
و باز هم مگر نمی دانی تا خط مستقیم #ولایت الهی هست، و تا خطر زاویه گرفتن از این مسیر هست، آتش فتنه ی اموی هم زیر خاکستر است و اینها همه به گواه کلام وحی آزمایش و فتنه ایست برای مردم
.
و #جماران بیا تا مرور کنیم با هم این جملات سید شهیدان اهل قلم را آنگاه که #فتح_خون میکرد:"آیا آنان نمی‌دانستند كه خلافت امتیازی موروثی نیست كه از پدر به فرزند ارشد انتقال یابد؟غبار غفلت بر همه چیز فرو می‌نشیند و آیینه‌های طلعت نور كور می‌شوند و رفته رفته یاد خورشید نیز از خاطره‌ها می‌رود، ونه عجب اگر در دیار كوران، بوزینگان را انسان بینگارند."
.
و آه از دهر آنگاه كه بر مراد سِفلگان می‌چرخد!
.
کاملا بی ربط:و چہ شیرین است..
وقتی یادت ؛تلخیِ زندگی ام باشد
Read more
یادداشتی از یک هوادار:آرزوی هر هوادار والیبال اورمیه خصوصی شدن تیمش است اما نه یک ماه مانده به شروع ...
Media Removed
یادداشتی از یک هوادار:آرزوی هر هوادار والیبال اورمیه خصوصی شدن تیمش است اما نه یک ماه مانده به شروع لیگ! . . بسیاری از هواداران والیبال اورمیه در طول ۸ سال تیم داری شهرداری همیشه در این عقیده بودند که مدیریت این ارگان در راه قهرمانی بسیار ضعیف بوده و به دلیل عدم حرفه ای شدن شاهد نتایج ضعیف با بودجه ... یادداشتی از یک هوادار:آرزوی هر هوادار والیبال اورمیه خصوصی شدن تیمش است اما نه یک ماه مانده به شروع لیگ! .
.

بسیاری از هواداران والیبال اورمیه در طول ۸ سال تیم داری شهرداری همیشه در این عقیده بودند که مدیریت این ارگان در راه قهرمانی بسیار ضعیف بوده و به دلیل عدم حرفه ای شدن شاهد نتایج ضعیف با بودجه ای بالا بوده ایم.
.
.
هر هوادار اورمیه ای از دوران پگاه،آذرپیام و آیدانه به عنوان دوران طلایی والیبال آذربایجان یاد می کنند که بخش خصوصی با هزینه کرد عاقلانه توانست نتایج قابل قبولی به دست آورد.
.
.

ما امروز شاهد هستیم که بعضی رسانه های وابسته و معلوم الحال با کلید زدن پیشنهاد انحلال تیم و واگذاری به بخش خصوصی می خواهند برنامه های بعضی آقایان را پیاده کنند‌
اما سوالی که در این میان پیش می آید این است که یک ماه مانده تا شروع لیگ کدام بخش خصوصی وارد میدان می شود؟ اگر شما تیم را منحل کردید و بخش خصوصی وجود نداشت چه خواهد شد؟
شما اگر درد والیبال داشتید این حرف ها را با پایان فصل ۹۶ به زبان می آوردید نه حال که تیم بسته شده است و قراردادها منعقد گردیده است.
.
.

در روزگاری که هواداران از عملکرد ضعیف شهرداری در تیم داری به ستوده آمده و خواستار حضور بخش خصوصی بودند همین شماها از عملکرد شهرداری دفاع می کردید و منت تیم داری اش را بر سرمان می گذاشتید.
.
.

درد والیبال اورمیه حضور بخش خصوصی به عنوان اسپانسر تیم والیبالمان است اما نه در این زمان!
.
.
کمی بیایید واقع بین باشید و حرف هواداران را در زمان و مکانش به کار ببرید.
اگر امروز شهرداری از عدم نتیجه گیری سخن می گوید عاملش عملکرد ضعیف مدیرانش در انتخاب مدیر،سرمربی و بازیکن در فصل های قبل و هزینه های بی درو پیکر در طول فصل بوده است.
.
.

پس امروز هوادار والیبال اورمیه از منت گذاشتن های شما به ستوه آمده است،از پول مردم برای والیبال همان مردم خرج می کنید و منتش را می گذارید اما مردم می گویند به خاطر زمان بد ترک تیم داری امکان ضربه ای بزرگ به والیبال اورمیه وجود دارد،یک امسال را تحمل کنید از فصل بعد هرجا خواستید بروید.
Read more
پارت٢:<span class="emoji emoji1f447"></span>🏾 شنیدن این خبر قبل از بازی ونزوئلا چه تاثیری روی کار تیم گذاشت؟ در اردو وقتی خبر زلزله را ...
Media Removed
پارت٢:🏾 شنیدن این خبر قبل از بازی ونزوئلا چه تاثیری روی کار تیم گذاشت؟ در اردو وقتی خبر زلزله را شنیدیم واقعا همه تیم ناراحت شدند چرا که طبیعی است هموطنانمان دچار این حادثه تلخ شدند اما سعی‌مان را کردیم که تمام تمرکزمان را روي فوتبال بگذاریم و بتوانیم بازی خوبی انجام بدهیم. حتما این روزها اخبار ... پارت٢:👇🏾
شنیدن این خبر قبل از بازی ونزوئلا چه تاثیری روی کار تیم گذاشت؟
در اردو وقتی خبر زلزله را شنیدیم واقعا همه تیم ناراحت شدند چرا که طبیعی است هموطنانمان دچار این حادثه تلخ شدند اما سعی‌مان را کردیم که تمام تمرکزمان را روي فوتبال بگذاریم و بتوانیم بازی خوبی انجام بدهیم.
حتما این روزها اخبار مربوط به بیرانوند و پرسپولیس را شنیده‌ای.آیا از جانب باشگاه پرسپولیس پیشنهادی برای جانشینی بیرانوند به دستت نرسیده است؟
اصلا دلم نمی‌خواهد در این مورد صحبت کنم. علیرضا بیرانوند هم‌تیمی من در تیم ملی است و دوست ندارم راجع به او اظهارنظر کنم. اما درباره خودم باید بگویم من با ماریتیمو قرارداد دارم و این باشگاه قیمت من را یک میلیون دلار گذاشته است. حتی اگر خودم هم بخواهم نمی‌توانم با تیم دیگری حرف بزنم و از این تیم جدا شوم. این را گفتم که یک بار خدای نکرده نگویند که امیرمی خواهد به پرسپولیس برگردد.
پرسپولیس برایت چه مفهومی دارد. تیمی که از کودکی در آن حضور داشتی را هنوز دوست داری؟
من از زمانی که فهمیدم فوتبال چیست در پرسپولیس بودم. یادم می‌آید که با محمد پروین و یکی، دو تا دیگر از بچه‌های بازیکنان پشت دروازه بازی می‌کردیم. این اولین تصاویری است که از پرسپولیس به یاد دارم. پرسپولیس در شروع بازی من خیلی تاثیرگذار بود همین که توانستم با تیم نونهالان پرسپولیس باشم و به رده‌های بزرگ‌تر برسم روزهای خیلی خوبی را برای من ساخت. من پرسپولیس را واقعا دوست دارم چرا که همانطور که گفتم از وقتی یادم می‌آید با این تیم بودم و همیشه هم از حضورم در این تیم به خوبی یاد می‌کنم.
در تمام مدتی که در پرسپولیس بودی به کدام بازیکنان بیشتر علاقمند بودی؟
من افتخار این را داشتم که با آقا مهدی مهدوی‌کیا و علی آقا کریمی همبازی باشم.واقعا از حضور در کنار این بازیکنان بزرگ لذت می‌بردم. آقا کریم باقری هم در آن زمان مربی بود اما با بچه ها تمرین می‌کرد و این اتفاق فوق‌العاده‌ای برای من بود. این سه بازیکن بزرگ برای من شخصیت‌های ویژه‌ای بوده و هستند. البته هم‌تیمی‌های دیگری هم بودند که بازی کردن کنار آنها برایم لذتبخش و پر از تجارب مفید بود.
خاطره‌ای از آن روزها داری...؟
خب بی‌شک خاطرات زیادی دارم اما یادم هست در یکی از اردوهای پرسپولیس که در کرج برگزار می‌شد با آقا مهدی مهدوی‌کیا هم‌اتاق شدم که افتخار و تجربه فوق‌العاده‌ای برایم بود. در آن زمان که یک بازیکن جوان بودم هم اتاق شدن با آقا مهدی اتفاق ویژه‌ای برایم به حساب می‌آمد.هر بار که به ایران می‌آیم با علاقه زیاد سعی می‌کنم که به دیدن اين سه نفر بروم.
Read more
 #تماس_خدا رو رد نکن<span class="emoji emoji1f609"></span><span class="emoji emoji1f605"></span> . <span class="emoji emoji1f4cc"></span>یک روز مردی<span class="emoji emoji1f468"></span> از همسرش<span class="emoji emoji1f469"></span> پرسید نمازت را خوانده ای؟🤔 همسرش گفت: نه شوهر پرسید: ...
Media Removed
#تماس_خدا رو رد نکن . یک روز مردی از همسرش پرسید نمازت را خوانده ای؟🤔 همسرش گفت: نه شوهر پرسید: چرا؟🤔 همسر گفت: خیلی #خسته_ام تازه از کار برگشتم و کمی استراحت کردم. شوهر گفت: درست است خسته ای اما نمازت را بخوان قبل از اینکه بخوابی! . فردای آن روز شوهر به قصد یک سفر بازرگانی شهر را ترک ... #تماس_خدا رو رد نکن😉😅
.
📌یک روز مردی👨 از همسرش👩 پرسید نمازت را خوانده ای؟🤔
همسرش گفت: نه
شوهر پرسید: چرا؟🤔
همسر گفت: خیلی #خسته_ام تازه از کار برگشتم و کمی استراحت کردم.😞
شوهر گفت: درست است خسته ای اما نمازت را بخوان قبل از اینکه بخوابی!
.
فردای آن روز شوهر به قصد یک سفر بازرگانی💼 شهر را ترک کرد، همسرش چند ساعت پس از پرواز🛬 با شوهرش تماس گرفت تا احوالش را جویا شود، اما شوهر به تماسش پاسخ نداد،
چندین بار پی در پی زنگ زد اما شوهر گوشی را برنداشت،
همسر آهسته آهسته نگران شد و هر باری که زنگ میزد پاسخ دریافت نمی‌کرد
#نگرانی اش افزون تر می‌شد،
اندیشه ها و #خیالات طولانی در ذهن اش بود که نکند اتفاقی برای او افتاده باشد،
چون شوهرش به هر سفر که می‌رفت همزمان با فرود آمدنش به مقصد تماس می‌گرفت
اما حالا چرا جواب نمیداد؟
خیلی ترسیده بود گوشی را برداشت و دوباره تماس گرفت به امید اینکه صدای شوهرش را بشنود، اما این بار شوهر پاسخ داد و شوهرش گوشی راه برداشت.
همسرش با صدای لرزان پرسید: رسیدی؟
شوهرش جواب داد:
بله الحمدلله به سلامت رسیدم.
همسر پرسید: چه وقت رسیدی؟
شوهر گفت: چهار ساعت قبل، همسر با عصبانیت گفت😠😤: چهار ساعت قبل رسیدی و به من یک زنگ هم نزدی؟😡😡
شوهر با خون سردی گفت:
خیلی خسته بودم و کمی استراحت کردم، همسر گفت: مگر می‌مردی که چند دقیقه را صرف میکردی و جواب منو میدادی؟
مگه #من_برایت_مهم_نیستم ؟
شوهر گفت: چرا که نه عزیزم تو برایم مهم هستی.
همسر گفت: مگر صدای زنگ را نمی‌شنیدی؟🤔☹️
شوهر گفت: می‌شنیدم.
زن گفت: پس چرا پاسخ نمیدادی؟🤔☹️
شوهر گفت: دیروز تو هم به زنگ پروردگار پاسخ ندادی،
به یاد داری؟ که تماس پروردگار (اذان) را بی پاسخ گذاشتی؟
چشمان همسر از اشک حلقه زد 😭و پس از کمی سکوت گفت: بله یادم است،
ممنون که به این موضوع اشاره کردی...
معذرت می‌خواهم! 😞😞
شوهر گفت: نه عزیزم از من معذرت خواهی نکن، برو از پروردگار طلب مغفرت کن....😊
.
✨بلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَ أَبْقَى
✨شما #دنیا را ترجیح می‌دهید، در حالی که #آخرت بهتر و پایدارتر است!
.
📖سوره اعلی، آیات 16،17
.

دوره #شوق_نماز
#نماز_اول_وقت
#داستان_نماز #داستان_آموزنده
#نماز #چگونه_یک_نماز

پیـش بـہ سـوے خــ❤️ــدا
Telegram.me/tarkgonah
Read more
#حس_خوب ... ... . نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید اما می دانم دوست داشتن چه ها می کند. نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید اما می دانم وقتی کسی را دوست داری چطور عوض می شود همه چیز!... من قرار می گذاشتم با آدم ها، یادم می رفت بروم!... یا من قرار می گذاشتم با آدم ها، می رفتم، چند متر مانده به رسیدنم ... #حس_خوب 🌊 🌊 🌊 🌅🌅🌅
... ... .
نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید اما می دانم دوست داشتن
چه ها می کند. نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید
اما می دانم وقتی کسی را دوست داری چطور عوض می شود همه چیز!...
من قرار می گذاشتم با آدم ها،
یادم می رفت بروم!...
یا من قرار می گذاشتم با آدم ها، می رفتم، چند متر مانده به رسیدنم یکهو توی آینه ی ماشین نگاه می کردم و خیلی ساده به این نتیجه می رسیدم که حوصله ندارم و دور می زدم و برمی گشتم و جواب تلفن هم نمیدادم! یا جواب می دادم و می گفتم آمدم اما حسم پرید و برگشتم...
می گفت: وای، های، هوار، یعنی که چی؟ مگر می شود؟ مسخره کرده ای؟ برگرد! من همینجا آنقدر می مانم تا برگردی،...
می گفتم هرکاری دوست داری بکن! و راست راستی می رفتم؛
واقعا بی هیچ دلیلی! اینکه می گویم "بی هیچ دلیلی"، یعنی واقعا بی هیچ دلیلی!!... یا من دیده ام کسانی را که آمده اند پای پنجره و ساعت ها نشسته اند و من نه پایین رفته ام و نه پرده را کنار زده ام!... من ِ خودخواه، من ِ به شدت لجباز، من ِ بی حوصله و بی تفاوت و بی خیال،
تازگی ها می فهمم وقتی کسی را دوست داری چطور عوض میشود همه چیز، و چطور میترسی هر لحظه از ناراحت شدنش...
و چطور تصویری که از خودت به یاد می آوری انگار برای ده ها و صدها سال پیش است!...
من نمی دانم دوست داشتن
از کجا می آید.
از من نپرس چرا دوست دارم!؟ من "چرا" را نمی دانم اما "چطور" را چرا!
متن: #عادل_دانتیسم .
.
شبتوووووووون بهشـــــت
.
.
۹٧مرداد
_________________________________________
📍Location : Iran , Mazandaran , Motelghoo, . .
📸Video by : @sajjadsaffari
_________________________________________
Music by @sina_shabankhani . . . .
#مرداد #بارون #شمال #مازندران #ایران #متل_قو #سلمانشهر #ساقیکلایه
#north #iran #mazandaran #shahsavar #motelghoo #mobilegraphy #instagram #traveling #shomal #natgeo #gopro #sajjadsaffari #sinashabankhani #tourism_iran #beautif_iran #hamgardi  #shomaltravel #sina_shabankhani
Read more
 #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_دو اگه هزار بار هم بری تا ته اتاق و برگردی؛ اگه ...
Media Removed
#یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_دو اگه هزار بار هم بری تا ته اتاق و برگردی؛ اگه کل پول نهارشامت رو تو یه مبادله معده و مغز تاخت بزنی، تبدیل به سیگارش کنی و دود کنی تا هوای تهران یکم سنگین‌تر بشه؛ باز هم هیچ اتفاقی نمیوفته. باز باید بری سراغ یک آی‌دی فیکو بری ببینی تو صفحش چه اتفاقی ... #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد

#شماره_دو

اگه هزار بار هم بری تا ته اتاق و برگردی؛ اگه کل پول نهارشامت رو تو یه مبادله معده و مغز تاخت بزنی، تبدیل به سیگارش کنی و دود کنی تا هوای تهران یکم سنگین‌تر بشه؛ باز هم هیچ اتفاقی نمیوفته. باز باید بری سراغ یک آی‌دی فیکو بری ببینی تو صفحش چه اتفاقی افتاده. بدترین اتفاق دنیا درست لحظه‌ای میفته که می‌بینی تو عکس داره می‌خنده. اگه تو هم مثل من سادیسم داشته باشی به هزار تا داستان فکر می‌کنی. نکنه ... . چی رو داری بالا پایین می‌کنی؟ فکر می‌کنی هنوز دوسش داری؟ اگه تو هم مثل من سادیسم داشته باشی همچین فکری می‌کنی اما واقعیت این نیست. تو دیگه دوسش نداری. واقعیت اینه که تو خیلی تنها شدی. پنج پاکت سیگارت تو آلودگی هوای تهران گمه، اما باز می‌کشی. همتون تا حالا قبرستون رفتید. اگه تو هم مثل من سادیسم داشته باشی بدون شک بالای یک قبر نشستی و زار زار برای خودت گریه کردی و احتمالا همون لحظه یک پیرمردی بهت نزدیک شده تا از حال بدت سواستفاده کنه، قران بخونه و اگه تونست دوزار کاسب بشه. همه همینن رفیق؛ همه کاسبن؛ فکرش رو بکن، من صبح تا شب تو خبرگزاری و روزنامه چرت و پرت می‌نویسم تا سر ماه اجاره خونم عقب نیفته. اگه این کار کلاهبرداری نیست، پس چیه؟ بعضی شبا دلم براش تنگ می‌شه. یک گوشه‌ای می‌شینم و زار زار گریه می‌کنم. اگه تو هم مثل من سادیسم داشته باشی نمی‌دونی برای کی داری گریه می‌کنی. همه ما یک گمشده داریم که باید خودش راهش رو پیدا کنه. خواهرم که بچه بود هر بار که زمین می‌خورد دنیا روی سرم خراب می‌شد. تا می‌رفتم بلندش کنم، بابام می‌گفت جلو نرو؛ بذار یاد بگیره خودش بلند شه؛ بزار راهش رو پیدا کنه. از اولین باری که تو دانشگاه عاشق شدم خیلی گذشته؛ صدتا آدم اومدن و رفتن اما هیچ کدوم راهشون رو پیدا نکردن. خیلی زمین خوردیم. صبر کردم تا بلند شن و راهشون رو پیدا کنن اما هر کدوم که بلند شدن به سمت بی‌راهه رفتن. مادرم همیشه برای بدبختی‌هامون بهونه داشت. می‌گفت شاید قسمت بوده؛ شاید قسمت نبوده. اگه شما هم مثل من سادیسم دارید و هنوز فکر می‌کنید دوسش دارید و اون هم دوستتون داره، سخت در اشتباهید. مطمئن باشید که عاشقش نیستید. مطمئن باشید که خیلی تنها شدید؛ مطمئن باشید که قسمت نبوده.

#شهاب_دارابیان #سادیسم #سخت_در_اشتباه #عشق #یادداشت_های_شبانه #روزنامه‌نگار #خیانت #عشق #دروغ #زندگی
#دلنوشته
عکس از همکار و رفیق عزیز:
@mahnazrahimloo
Read more
یاد #خدا همیشه و هرجا . کسی که نه به یاد خداست و نه به فکر خود ، از ارتکاب هیچ عمل خلاف وگناهی روی گردان ...
Media Removed
یاد #خدا همیشه و هرجا . کسی که نه به یاد خداست و نه به فکر خود ، از ارتکاب هیچ عمل خلاف وگناهی روی گردان نیست ، مثل چنین شخصی مانند کسی است که در مسیرهای #خطرناک و پرتگاه های #مخوف ، بر مرکبی #چموش - آن هم بی لگام و افسار - سوارشود و هر لحظه ممکن است به دره ای هولناک #سقوط کند و #هلاک شود . خود را از همه امتیازات ... یاد #خدا همیشه و هرجا
.

کسی که نه به یاد خداست و نه به فکر خود ، از ارتکاب هیچ عمل خلاف وگناهی روی گردان نیست ، مثل چنین شخصی مانند کسی است که در مسیرهای #خطرناک و پرتگاه های #مخوف ، بر مرکبی #چموش - آن هم بی لگام و افسار - سوارشود و هر لحظه ممکن است به دره ای هولناک #سقوط کند و #هلاک شود
.

خود را از همه امتیازات و مواهب مخصوص اهل #ذکر محروم می کند و از آنها بهره ای نخواهد داشت
.

حضرت #علی بن ابی طالب - علیه آلاف التحیة و الثناء - در خطبه ای اهل ذکر را بسیار #نیکو وصف کرده است
بی گمان برای ذکر و یاد خدا اهلی است که دنیا را با آن معاوضه نموده ایام #زندگی را با یاد او سپری می کنند ودر گوش غافلان ندا در می دهند و آنان را از محرمات #الهی باز می دارند . مردم رابه اجرای #عدالت فرا می خوانند و خود نیز بدان پای بندند و آنان را از کارهای #زشت باز می دارند و خود نیز از آنها اجتناب می کنند . در حالی که هنوز در دنیا به سرمی برند گویی دنیا را پیموده و به آخرت رسیده اند و امور مربوط به آن را از نزدیک مشاهده کرده اند
.

اکنون ای عزیز ! خوب تامل کن و بنگر در طول شبانه روز چقدر به یاد خدایی و تا چه اندازه دلت متوجه خداست و تا چه حد در کارها خدا را در نظر داری ؟ آیا از آنانی که مصداق فرموده امیر مؤمنان علی علیه السلام هستند ؟ یا از آنانی که در فکر ودلشان همه چیز هست جز یاد خدا و مراعات همه چیز و همه کس را می کنند
جز مراعات خدا ؟ .

اگر از گروه اولی خوشا به حالت و گوارایت باد دولت و غنیمتی که خداوند به تو ارزانی داشته و خواهد داشت ؛ گوارایت باد #بهجت و سروری که نصیبت شده و خواهد شد . ولی اگر خدای ناکرده از گروه دومم ، بدا به حالم و وای بر من از افتضاحی که برای خود به بار آورده ام. وای بر من! از #حسرت وندامتی که در #قیامت بدان دچار خواهم شد و از آن راه گریزی نخواهم داشت

#آیه_گرافی
Read more
. من ندیدم تا حالا در #هیأتی بگن #بحث_اخلاقی_نکن حوصلمون سر رفت بگو چه جوری #کار_سیاسی کنیم، #امام ...
Media Removed
. من ندیدم تا حالا در #هیأتی بگن #بحث_اخلاقی_نکن حوصلمون سر رفت بگو چه جوری #کار_سیاسی کنیم، #امام زمانمون رو بر گردونیم بزرگترین ثوابها و گناهها در عرصه سیاسته مهمترین نمود عقل چیه؟ مقدار سیاسی بودنه سیاسی حسین حسین بگو یکجوری یا حسین بگو که به درد بشریت بخوره . دهه اول محرم #سیاسی_ترین_دهه ... .
من ندیدم تا حالا در #هیأتی بگن
#بحث_اخلاقی_نکن حوصلمون سر رفت
بگو چه جوری #کار_سیاسی کنیم، #امام زمانمون رو بر گردونیم
بزرگترین ثوابها و گناهها در عرصه سیاسته
مهمترین نمود عقل چیه؟ مقدار سیاسی بودنه
سیاسی حسین حسین بگو
یکجوری یا حسین بگو که به درد بشریت بخوره
.
دهه اول محرم #سیاسی_ترین_دهه سال است
.
#امام_خمینی(ره) می فرمودند: #اسلام همه اش #سیاست است
سیاست شغل انبیاست
اسلام سیاستش بیشتر از معنویاتش است
.
ان شاء الله که دهه اول #محرم دهه پرباری برای ما باشد
شاید ما اگر بپذیریم که دهۀ اول محرم یا هفته اول محرم را #هفته امر به معروف و نهی از منکر قرار دهیم
طبیعتاً  این هفته #سیاسی ترین هفتۀ سال خواهد بود
چون #امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر اولا سیاسی است
این که ما با شنیدن امر به معروف و نهی از منکر یاد بی حجاب و مسائلی از این دست می افتیم، این ناشی از اشتباه ما در دینداری است
امر به معروف و نهی از منکر اول به مسائل کلان مربوط می شود
بعد به مسائل جزئی تر
#اباعبدالله الحسین (ع) که فرمودند:
« اُرِیدُ اَن آمِر بِالمَعروفِ وَ اَنهَی عَنِ المُنکَرِ»
یک حرکت سیاسی انجام دادند و جلو رفتند که از یارانشان-که البته بی وفا شدند- برای کوبیدن #قدرت سیاسی باطل کمک بگیرند
.
ما نه تنها باید سیاسی شویم، بلکه باید سیاست را کنترل کنیم
نگذاریم سیاست به هر راهی که دلش می خواهد برود
بلکه باید از دین در عرصه سیاست به گونه ای استفاده کنیم که موجب سعادت فردی و اجتماعی ما شود
در این شرایط بیشترین نور را هم می گیریم
دین ما را جوری بار می آورد که آدم های باهوش و حساسی نسبت به اطرافمان باشیم.
دین ما را منفعل بار نمی آورد بلکه فعال بار می آورد
یک عالم ربانی شاگردش را صدا کرد و فرمود:
#همسایه تو چند روز است #گرسنه است بعد تو اسمت را شاگرد امام جعفر صادق (ع) و پیرو #امیرالمومنین (ع) گذاشته ای؟!
گفت :من خبر نداشتم
فرمود: اگر خبر داشتی که نابودت کرده بودم من الان صدایت کردم که بگویم
#چرا_خبر_نداشتی! تو دینداری؟!
این یعنی #دین به ما می گوید حواست باشد، تمام تکلیفی که داری، جلوی پایت و سر راهت نیست
باید سرت را بگردانی تا تکالیفت را پیدا کنی
اینجا کار سخت می شود
اهل بیت علیهم السلام به این سادگی نمی گویند شما از ما نیستید ولی یک جایی که خیلی راحت این حرف را زدند اینجاست:
از ما نیست کسی که هر روز صبح خودش را محاسبه نکند
این یعنی ما باید دنبال روزنه های نفوذ #شیطان بگردیم
امشب #استغفار کنیم
برای فردا صبح به #خدا توکل و به اهل بیت توسل کنیم که مبادا گمراه شویم
.

#استاد_پناهیان #استاد #پناهيان #پناهیانی
.
Read more
. من ندیدم تا حالا در #هیأتی بگن #بحث_اخلاقی_نکن حوصلمون سر رفت بگو چه جوری #کار_سیاسی کنیم، #امام ...
Media Removed
. من ندیدم تا حالا در #هیأتی بگن #بحث_اخلاقی_نکن حوصلمون سر رفت بگو چه جوری #کار_سیاسی کنیم، #امام زمانمون رو بر گردونیم بزرگترین ثوابها و گناهها در عرصه سیاسته مهمترین نمود عقل چیه؟ مقدار سیاسی بودنه سیاسی حسین حسین بگو یکجوری یا حسین بگو که به درد بشریت بخوره . دهه اول محرم #سیاسی_ترین_دهه ... .
من ندیدم تا حالا در #هیأتی بگن
#بحث_اخلاقی_نکن حوصلمون سر رفت
بگو چه جوری #کار_سیاسی کنیم، #امام زمانمون رو بر گردونیم
بزرگترین ثوابها و گناهها در عرصه سیاسته
مهمترین نمود عقل چیه؟ مقدار سیاسی بودنه
سیاسی حسین حسین بگو
یکجوری یا حسین بگو که به درد بشریت بخوره
.
دهه اول محرم #سیاسی_ترین_دهه سال است
.
#امام_خمینی(ره) می فرمودند: #اسلام همه اش #سیاست است
سیاست شغل انبیاست
اسلام سیاستش بیشتر از معنویاتش است
.
ان شاء الله که دهه اول #محرم دهه پرباری برای ما باشد
شاید ما اگر بپذیریم که دهۀ اول محرم یا هفته اول محرم را #هفته امر به معروف و نهی از منکر قرار دهیم
طبیعتاً  این هفته #سیاسی ترین هفتۀ سال خواهد بود
چون #امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر اولا سیاسی است
این که ما با شنیدن امر به معروف و نهی از منکر یاد بی حجاب و مسائلی از این دست می افتیم، این ناشی از اشتباه ما در دینداری است
امر به معروف و نهی از منکر اول به مسائل کلان مربوط می شود
بعد به مسائل جزئی تر
#اباعبدالله الحسین (ع) که فرمودند:
« اُرِیدُ اَن آمِر بِالمَعروفِ وَ اَنهَی عَنِ المُنکَرِ»
یک حرکت سیاسی انجام دادند و جلو رفتند که از یارانشان-که البته بی وفا شدند- برای کوبیدن #قدرت سیاسی باطل کمک بگیرند
.
ما نه تنها باید سیاسی شویم، بلکه باید سیاست را کنترل کنیم
نگذاریم سیاست به هر راهی که دلش می خواهد برود
بلکه باید از دین در عرصه سیاست به گونه ای استفاده کنیم که موجب سعادت فردی و اجتماعی ما شود
در این شرایط بیشترین نور را هم می گیریم
دین ما را جوری بار می آورد که آدم های باهوش و حساسی نسبت به اطرافمان باشیم.
دین ما را منفعل بار نمی آورد بلکه فعال بار می آورد
یک عالم ربانی شاگردش را صدا کرد و فرمود:
#همسایه تو چند روز است #گرسنه است بعد تو اسمت را شاگرد امام جعفر صادق (ع) و پیرو #امیرالمومنین (ع) گذاشته ای؟!
گفت :من خبر نداشتم
فرمود: اگر خبر داشتی که نابودت کرده بودم من الان صدایت کردم که بگویم
#چرا_خبر_نداشتی! تو دینداری؟!
این یعنی #دین به ما می گوید حواست باشد، تمام تکلیفی که داری، جلوی پایت و سر راهت نیست
باید سرت را بگردانی تا تکالیفت را پیدا کنی
اینجا کار سخت می شود
اهل بیت علیهم السلام به این سادگی نمی گویند شما از ما نیستید ولی یک جایی که خیلی راحت این حرف را زدند اینجاست:
از ما نیست کسی که هر روز صبح خودش را محاسبه نکند
این یعنی ما باید دنبال روزنه های نفوذ #شیطان بگردیم
امشب #استغفار کنیم
برای فردا صبح به #خدا توکل و به اهل بیت توسل کنیم که مبادا گمراه شویم
.
#استاد_پناهیان #استاد #پناهيان #پناهیانی
.
Read more
m<span class="emoji emoji2764"></span>️pبياده باشد، که زندگی زندگی‌ست امروز در دست من و دوش در دست تو و فردا... مالِ دیگری‌ست، تنها ...
Media Removed
m️pبياده باشد، که زندگی زندگی‌ست امروز در دست من و دوش در دست تو و فردا... مالِ دیگری‌ست، تنها به یاد آر که رویاها نمی‌میرند از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که در زندگی خویش که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را از دست می‌دهد با دم زدن در هوای گذشته و ... m❤️pبياده
باشد، که زندگی

زندگی‌ست

امروز در دست من و

دوش در دست تو و

فردا... مالِ دیگری‌ست،

تنها به یاد آر که رویاها نمی‌میرند

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر
بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که در زندگی خویش
که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را از دست می‌دهد
با دم زدن در هوای گذشته
و نگرانی فرداهای نیامده
انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود
هر روز، همان روز را زندگی کن
و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای
و هرگز امید از کف مده
آنگاه که چیز دیگری
برای دادن در کف داری
همه چیز در همان لحظه‌ای به پایان می‌رسد
که قدم‌های تو باز می‌ایستد

پ :ن ديشب تركيه شهر زيباى استانبول و مردم باصفا و بقرار ايرانى هاى مقيم تركيه و تركيه اى هاى كه با موزيك ايرانى احساسشان خو گرفته بود شبى بياد ماندى رو سپرى كرديم بيشتر از هرچيز در اين كنسرت برام لذتش رو چندين برابر كرد وجود مردمى بود كه از فرهنگ و زبان تمدن سرزمينم نبودن ولى با عاشقانه هاى دوست عزيزم محسن ابراهيم زاده عشق بازى ميكردن و هم احساس بودن و امروز به جرعت ميگم تنها زبان رسمى دنيا ملودى عاشقانه هايست كه درون ما يك حس مشترك را به وجود مياورند
#تركيا_اسطنبول #موفقیت #موزيك #همه_آرزوم_حال_خوبتون #كنسرت #ايران #ترانه_فارسی #محمود_گل_محمدی
#محسن_ابراهیم_زاده
#مهدى_كرد
#سكيوريتى
#بازيگر
#باديگارد
Read more
پدری کلیه، کبد، قرنیه چشم، مغز استخوان و ریه خود را برای تامین هزینه درمان فرزندش به فروش گذاشته است. <span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span> دلنوشته<span class="emoji emoji1f622"></span> #اینجاایران‌است ...
Media Removed
پدری کلیه، کبد، قرنیه چشم، مغز استخوان و ریه خود را برای تامین هزینه درمان فرزندش به فروش گذاشته است. دلنوشته #اینجاایران‌است ... ببخشید پرواز 17:45 چه ساعتی میشینه؟ ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟ ببخشید کارت شارژ دو تومنی چنده؟ اینجا ایران است.. مردمش در مقابل تورم فقر فساد ... پدری کلیه، کبد، قرنیه چشم، مغز استخوان و ریه خود را برای تامین هزینه درمان فرزندش به فروش گذاشته است.
😢😢😢😢😢😢😢
دلنوشته😢
#اینجاایران‌است ... ببخشید پرواز 17:45 چه ساعتی میشینه؟
ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟
ببخشید کارت شارژ دو تومنی چنده؟

اینجا ایران است.. مردمش در مقابل تورم
فقر
فساد
بدبختی
فقط
سکووووت
میکنن

اینجا ایران است

میری زن بگیری میگن خونه داری؟
میری مسکن مهر ثبت نام کنی میگه زن داری؟
حالا اینو گوش کن
میری دنبال شغل میگن متاهلی.؟
میری متاهل بشی
میگن شغلت چیه؟

اینجا ایران است

منطق؛تقلید است
کتاب؛دکور است
روزنامه تبلیغ است
ازادی ،میدان است
جمهوری،خیابان است
استقلال تیم است
شعار اسان است
شعور نایاب است
پینه های دست *عار*است
پینه بر پیشانی افتخار است
دروغ حلال است
شادی حرام است *اینجا ایران است*

جایی که مایه دار شدن عامل
بی بند و باری مردهاست

و بی مایه شدن
عامل هرزگی زنها....
تفاوت غوغا میکند ..
اینجا ایران است.
مردانش شرافت ها دریده اند
اما در صف سینه زنی به یاد مظلومیت حسین
مثلا خون گریه میکنند!

زبون:فارسی
دین:عربی
نسخه:انگلیسی
لباسا:ترکیه ای
ماشینا:کره ای
جنسا:چیني
کارگرا:افغاني
غذاها:ایتالیایی
کتونی:تایواني
أصلا یه وضعي ....
ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻣﺎ ...
ﻋﺮبستان ﻣﺴﺌﻮﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺯﺍﺋﺮ ﻣﺎ ...
ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻟﺒﻨﺎﻥ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺩﯾﭙﻠﻤﺎﺕﻫﺎﯼ ﻣﺎ ...
ﭼﯿﻦ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺟﺎﺩﻩﺍﯼ ﻣﺎ ...
ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﯿﺎ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻣﻬﺎﺟﺮﺍﻥ ﻣﺎ ...
ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺗﺮﻭﺭ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻫﺴﺘﻪﺍﯼ ﻣﺎ ...
ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻓﺘﻨﻪ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻣﺎ ...
ﻭ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻭ ﻏﯿﺮﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﺎ ...
اینجا هم کسی " ﻣﺴﺌﻮﻝ " نیست، ﺑﻠﮑﻪ همه " ﻣﺸﻐﻮﻝ " اند ...
ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭘﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﯿﺐ ﺧﻮﺩ ... ملت گیج گریان همیشه در صحنه نیز در حال عبادت جهت رفتن به بهشت !!!! اینجا ایران ... متاسفم...
Read more
امروز پنج شنبه آخر سال بود <span class="emoji emoji1f62d"></span><span class="emoji emoji1f62d"></span><span class="emoji emoji1f62d"></span> باز قصه تکراری من و غربت و دلتنگی <span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span> قصه رفتن ها قصه ای دلگیر و تکراری است ...
Media Removed
امروز پنج شنبه آخر سال بود باز قصه تکراری من و غربت و دلتنگی قصه رفتن ها قصه ای دلگیر و تکراری است ، قصه دلتنگی است ، قصه نبودن ها... فعل رفتن است و هر رفتنی دلت را بی تاب می کند و اشکهایت را بر پهنای صورت می نشاند... گریه ات هق هق می شود و ناله و شیون بی اختیارت می کند... نمی دانی به که گله کنی و نمی توانی ... امروز پنج شنبه آخر سال بود 😭😭😭 باز قصه تکراری من و غربت و دلتنگی 😢😢
قصه رفتن ها قصه ای دلگیر و تکراری است ، قصه دلتنگی است ، قصه نبودن ها...
فعل رفتن است و هر رفتنی دلت را بی تاب می کند و اشکهایت را بر پهنای صورت می نشاند...
گریه ات هق هق می شود و ناله و شیون بی اختیارت می کند...
نمی دانی به که گله کنی و نمی توانی هستی را مقصر بدانی...
فقط گریه آرامت می کند ، وقتی حتی نمی توانی از خداوند هم گله کنی...
این هستی است که تو را ورق می زند و تنها اوست که در اوج دلگیری صدایش می کنی ، وقتی غمگینی ، وقتی هیچ مرحمی نیست بر دل شکسته ات از نبودن آنکه دوستنش داری ، به او پناه می بری ...
آری زندگی قصه یکی بود و یکی نبود است... قصه حکمت خدا و رحمت بی پایانش...
زندگی انگار برایت تمام می شود وقتی دلتنگ عزیز خفته در خاکت می شوی ، انگار جاده زندگی ات به بن بست
می رسد وقتی مادرت را می خواهی و صدایش می کنی اما جوابی نمی شنوی...
بی قرار می شوی و خودت را به خاکی می غلتانی که عزیزت را به آغوش کشیده است و هزار بار می پرسی چگونه دلش آمده تا تن عزیزت را بپوشاند....
چشمای پر التهابت به آسمان خیره می ماند و هیچ صدایی نیست تا سکوت تو و قلبت را بشکند و باز هق هق راه نفست را می گیرد.... باز هم آمده ، همان پنجشنبه ای که وعده دیدار با خفتگان در خاک است...
سنبل و بنفشه بردار و راهی شو، راهی دیار آنهایی که دوستشان داری و اینک نیستند تا در آغوششان بگیری...
میدانم چقدر دلگیری ، چقدر بی تابی و غمگین....نمیدانی از آمدن بهار شادی یا از نبودنها دلگیر...
امروز را مهمان آرامستان هستی، آرامستانی که پر شده از ” حمد و سوره ” هایی که بر زبان می رانیم ، پر است از حسرت هایی که برای نبودن عزیزی کشیده می شود و به حرمت حکمت خداوند با گفتن ” هر چه حکمت اوست”
فرو می نشیند... می گویند در پنجشنبه آخر سال ، خفتگان ابدی در خاک بوی آرد تفت داده ، گلاب و زعفران را
حس می کنند و چشم به راه می مانند تا به دیدار خانه از جنس خاک و سنگشان بروی ...
آخرین پنجشبه سال, دلت برای مادرت تنگ می شود ، برای عزیزی که از دست دادی ؟! حق داری دل تنگ باشی !
حق داری دل تنگی ات را با اشکی از چهره فرو بنشانی و خودت را به قدرت وصف نشدنی ” رویا ” بسپاری
پس به یاد همه خاطراتت با اویی که امسال عید در کنارت نیست لبخند بزن....
امروز تنها کاری که از دستم برآمد پختن حلوا و فاتحه دادن بود باشد که روح عزیز سفر کرده ام در آرامش قرار گیرد 🙏🙏🙏 روح همه اسیران خاک شاد و یادشان گرامی باد 🌹🌹🌼🌹
Read more
اعتماد به خدا........!!!!!آیا ما هم اینگونه ایم!؟ کوهنوردی می‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود کند. ...
Media Removed
اعتماد به خدا........!!!!!آیا ما هم اینگونه ایم!؟ کوهنوردی می‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود کند. پس از سال‌ها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد. به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی‌شد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی‌توانست چیزی ببیند حتی ماه و ستاره‌ها ... اعتماد به خدا........!!!!!آیا ما هم اینگونه ایم!؟ کوهنوردی می‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود کند. پس از سال‌ها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد. به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی‌شد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی‌توانست چیزی ببیند حتی ماه و ستاره‌ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند.  کوهنورد همان‌طور که داشت بالا می‌رفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمام‌تر سقوط کرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی‌اش را به یاد می‌آورد. داشت فکر می‌‌کرد چقدر به مرگ نزدیک شدهست که ناگهان دنباله طنابی که به دور کمرش حلقه خورده بود بین شاخه های درختی در شیب کوه گیر کرد و مانع از سقوط کاملش شد. در آن لحظات سنگین سکوت، که هیچ امیدی نداشت از ته دل فریاد زد: خدایا کمکم کن

ندایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه می‌خواهی؟- نجاتم بده خدای من!- آیا به من ایمان داری؟- آری. همیشه به تو ایمان داشته‌ام- پس آن طناب دور کمرت را پاره کن!کوهنورد وحشت کرد. پاره شدن طناب یعنی سقوط بی‌تردید از فراز کیلومترها ارتفاع. گفت: خدایا نمی‌توانم.خدا گفت: آیا به گفته من ایمان نداری؟کوهنورد گفت: خدایا نمی توانم. نمی‌توانم.روز بعد، گروه نجات گزارش داد که جسد منجمد شده یک کوهنورد در حالی پیدا شده که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود که فقط دو متر از زمین فاصله داشت!!! امیدوارم ما فقط با زبان به خداوند إعتماد نداشته باشیم!
************************
Read more
تویی که کارت بازیه، یه روز با این دل یه روز با اون دل، تویی که دکترای نامردی و بی وفایی داری بعد می یای ...
Media Removed
تویی که کارت بازیه، یه روز با این دل یه روز با اون دل، تویی که دکترای نامردی و بی وفایی داری بعد می یای دم از عشق واقعی و صداقت و وفاداری و نبود یار می زنی؟! تویی که تو زندگیت مدام واسه این و اون نقش بازی می کنی و هر کیو می بینی واسش ادای عشق درمی یاری ولی بعد که یه خورده دلت گرفت جملات ادبی و فلسفی و عاشقونت گل ... تویی که کارت بازیه، یه روز با این دل یه روز با اون دل،

تویی که دکترای نامردی و بی وفایی داری بعد می یای دم از عشق واقعی و صداقت و وفاداری و نبود یار می زنی؟! تویی که تو زندگیت مدام واسه این و اون نقش بازی می کنی و هر کیو می بینی واسش ادای عشق درمی یاری ولی بعد که یه خورده دلت گرفت جملات ادبی و فلسفی و عاشقونت گل می کنه و همه واست می شن بازیگر و تو می شی بازیچه؟

تویی که از وقتی خودتو شناختی هر ثانیه به یکی دل بستی اونم بی دلیل، بی هدف، بعد می یای از مرام و مردونگی و معرفت حرف می زنی؟! تویی که مدام دم از معیارای زیبای اخلاقی می زنی و انتظار داری همسر آینده ت چهره شو فتوشاپ نکنه و لباسای ناجور نپوشه و با کسی نباشه، ولی بحث عمل که پیش می یاد نمی دونی معیارو با کدوم ((م)) می نویسن چه برسه زیبا باشه یا اخلاقی...! تویی که با همه عاشقونه رفتار می کنی و تو زندگیت مخاطب خاص ابدی مفهومی نداره و همیشه با مخاطب عام گذرا، در ارتباط بودی... تویی که تو یه روز فدای 100 نفر می شی، قربون 100 نفر می ری، 100 نفر می شن عزیز دل تو، فکر نکردی که یکی، فقط یکی از 100 تا فدا شدنتو باور کنه؟، دلش یهویی بخوادت؟، خیلی صادقانه بخوادت با یه دل پاک؟

تو که از بس دلت گرو این و اونه و نمی ذاره چشمت یه عاشق صادقو ببینه و به سادگی از دست می دیش و بعد از نبود عشق واقعی ناله می کنی و می گی عاشق وفادار صادق گیر نمی یاد!

تو که عادت داری به نبودن، به رفتن، به عاشق نبودن. با توااااااااااام. کی گفته این زرنگیه؟ کی گفته این هنره؟ با 100 تا باشی و به هیچ کدوم دل نبازی و تحت تاثیر قرار نگیری... می فهمی تاوان چیه؟ می دونی تاوان اشک چقدره؟ تاوان دل شکسته چی؟، می دونی؟

تا حالا حساب کتاب کردی که چند تا دلو به بازی گرفتی؟ اصلا متوجه هستی این بی دلی هس؟ فهمیدی که اصلا قلب تو سینه ت نیس؟ فهمیدی که اصلا وجدان تو وجودت نیس؟

می دونی تا حالا چند نفرو به عشق بدبین کردی؟ می دونی تا حالا چند نفر یاد گرفتن کار تو رو روی یه بی گناه دیگه تلافی کنن؟ می دونی همه رو تو عشق نسبت به هم بدبین کردی؟ تو به چه حقی می نالی؟؟؟ تو حقت نیست عشق واقعی ببینی. حقت نیست از ته دل دوست داشته بشی. صداقت، معرفت، محبت، وفاداری، ...، حقت نیست. تو رو باید مثل خودت دوست داشت. گذرا، سطحی، دروغکی... کی گفته تو باید سالیان سال سرخوش بگردی و ادامه بدی؟؟؟ کی گفته یه روز همسر باوفا و با محبت نصیبت می شه؟؟؟ تو آدما رو سرکار گذاشتی، می فهمی؟ آدما رو... سرنوشت سرکارت می ذاره، آقا پسر.

می فهمی تاوان یعنی چی؟؟؟ آدما بازیچه ت نیستن.
Read more
 #شهادت امام صادق(ع) #قصیده #روضه پیرمردی به دل شرر داری کوهی از غصه دور و بر داری میروی دسته بسته ...
Media Removed
#شهادت امام صادق(ع) #قصیده #روضه پیرمردی به دل شرر داری کوهی از غصه دور و بر داری میروی دسته بسته نیمه شب از دل کوچه ها گذر داری ناله مادرانه میشنوی داغ مادر سر جگر داری از در خانه ها که میگذری روضه با میخ پشت در داری دود و اتش به یاد می آری دیده ای غرق خون و تر داری بی حرم ماندنش تورا کشته با ... #شهادت امام صادق(ع)
#قصیده
#روضه
پیرمردی به دل شرر داری
کوهی از غصه دور و بر داری
میروی دسته بسته نیمه شب
از دل کوچه ها گذر داری

ناله مادرانه میشنوی
داغ مادر سر جگر داری
از در خانه ها که میگذری
روضه با میخ پشت در داری

دود و اتش به یاد می آری
دیده ای غرق خون و تر داری
بی حرم ماندنش تورا کشته
با خودت درد همسفر داری

بین ره میخوری زمین آقا
چقدر زخم و شعله ور داری
پا برهنه بدون عمامه
جان نداری قدم تو بر داری

از نگاهت شراره میریزد
حالتی مثل محتضر داری
میروی قتلگاه شکر خدا
هم تنت هست هم که سر داری

خنجری نیست زیر حلقومت
سالمی سایه روی سر داری
سینه ات را کسی لگد نزده
لااقل جان مختصر داری

نشدی بی پناه مثل حسین
وقت مردن تو یک پسر داری
بس که گفتی نماز اول وقت
تا ابد عاشق انقدر داری

در عزایت همیشه گریانیم
با دعای شما مسلمانیم
Read more
#حس_خوب ... ... . نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید اما می دانم دوست داشتن چه ها می کند. نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید اما می دانم وقتی کسی را دوست داری چطور عوض می شود همه چیز!... من قرار می گذاشتم با آدم ها، یادم می رفت بروم!... یا من قرار می گذاشتم با آدم ها، می رفتم، چند متر مانده به رسیدنم ... #حس_خوب 🌊 🌊 🌊 🌅🌅🌅
... ... .
نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید اما می دانم دوست داشتن
چه ها می کند. نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید
اما می دانم وقتی کسی را دوست داری چطور عوض می شود همه چیز!...
من قرار می گذاشتم با آدم ها،
یادم می رفت بروم!...
یا من قرار می گذاشتم با آدم ها، می رفتم، چند متر مانده به رسیدنم یکهو توی آینه ی ماشین نگاه می کردم و خیلی ساده به این نتیجه می رسیدم که حوصله ندارم و دور می زدم و برمی گشتم و جواب تلفن هم نمیدادم! یا جواب می دادم و می گفتم آمدم اما حسم پرید و برگشتم...
می گفت: وای، های، هوار، یعنی که چی؟ مگر می شود؟ مسخره کرده ای؟ برگرد! من همینجا آنقدر می مانم تا برگردی،...
می گفتم هرکاری دوست داری بکن! و راست راستی می رفتم؛
واقعا بی هیچ دلیلی! اینکه می گویم "بی هیچ دلیلی"، یعنی واقعا بی هیچ دلیلی!!... یا من دیده ام کسانی را که آمده اند پای پنجره و ساعت ها نشسته اند و من نه پایین رفته ام و نه پرده را کنار زده ام!... من ِ خودخواه، من ِ به شدت لجباز، من ِ بی حوصله و بی تفاوت و بی خیال،
تازگی ها می فهمم وقتی کسی را دوست داری چطور عوض میشود همه چیز، و چطور میترسی هر لحظه از ناراحت شدنش...
و چطور تصویری که از خودت به یاد می آوری انگار برای ده ها و صدها سال پیش است!...
من نمی دانم دوست داشتن
از کجا می آید.
از من نپرس چرا دوست دارم!؟ من "چرا" را نمی دانم اما "چطور" را چرا!
متن: #عادل_دانتیسم .
. .
.
۹٧شهریور
_________________________________________
📍Location : Iran , Mazandaran , , . .
📸Video by : @sajjadsaffari
_________________________________________
Music by @sina_shabankhani . . . .
#مرداد #بارون #شمال #مازندران #ایران #متل_قو #سلمانشهر #ساقیکلایه
#north #iran #mazandaran #shahsavar #motelghoo #mobilegraphy #instagram #traveling #shomal #natgeo #gopro #sajjadsaffari #sinashabankhani #tourism_iran #beautif_iran #hamgardi  #shomaltravel #sina_shabankhani
Read more
‍ "تابستانِ سرخ" به یادِ عزت ابراهیم‌نژاد و آن همه شور و شاعرانگی روزنامه‌ای که خبرت را آورد در گذرِ سال‌ها مثلِ برگ‌های پاییزی، زرد شده‌ است اما هنوز در خاطرِ من قدم می‌زنی با زخمِ گلوله‌ای در چشمت. سربازِ اعزامی از پل‌دختر که شرمی شهرستانی‌ را پشتِ شعرهای جادویی‌ات پنهان می‌کردی! هنوز ... ‍ "تابستانِ سرخ"

به یادِ عزت ابراهیم‌نژاد و آن همه شور و شاعرانگی

روزنامه‌ای که خبرت را آورد
در گذرِ سال‌ها
مثلِ برگ‌های پاییزی، زرد شده‌ است
اما هنوز در خاطرِ من قدم می‌زنی
با زخمِ گلوله‌ای در چشمت.
سربازِ اعزامی از پل‌دختر
که شرمی شهرستانی‌ را
پشتِ شعرهای جادویی‌ات پنهان می‌کردی!

هنوز لکه‌یی بر پیاده‌روی کوی دانشگاه مانده است
که عابران
هنگام رسیدن به آن
راهشان را عوض می‌کنند
تا رو به رو نشوند
با خیالِ خون‌آلودِ تو
و زنجیری که هر دو دستت را
پیش از گلوله ی آخر شکسته بود.

دستی که در آن تابستانِ سرخ
ماشه را رو به چشمِ تو چکاند
و کمانچه‌ی پدرت را برای همیشه لال کرد
این روزها اسکناس‌ می‌شمرد
و روزنامه‌ها را ورق می‌زند.
روزنامه‌هایی را
که بی‌گذرِ سال‌ها هم زردند
و تیرماهِ هیچ سالی
نامی از شاعری نمی‌برند
که کبوتری سیاه در نگاهش گلوله خورد.

من می‌دانم چه شعرها با تو زیر خاک رفت،
چه راه‌های نرفته،
آوازهای نخوانده،
سیگارهای نکشیده.

سیگارِ مشترکمان را به یاد داری
پشتِ وِسپای قراضه‌ای که دوتَرکه
ما را به «کرج» می‌رساند
تا سیاه‌مشق‌هامان را
برای غول زیبای دهکده بخوانیم؟

کجا پیاده شدی
که سیگاری نیم‌سوخته
تمام این سال‌ها
میانِ انگشتانم جا خوش کرده‌ است
و تو
برای شریک شدنش نمی‌آیی؟

یغما گلرویی

تصویر: شعرخوانی شهید عزت ابراهیم نژاد: ما را به خاطر بیاور! / ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم / شور عشق در سینه داشتیم و / پیش از آن که عاشق شویم / سینه بر خاک سوده / مردیم. / ما را به خاطر بیاور! / ما را که سینه سرخانی خنیاگر بودیم / و ده به ده / نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار / که در بازار / پیش از آنکه آوازخوان شویم / بر شاخه ای تکیده از تکیه گاه خویش / جان وا سپردیم. / به خاطر دارم پیام شان را / سرنوشت شان را / آری... / و همیشه در گذرگاه خاطرم در گذر است / آوازهای صامت سینه سرخان سینه بر سیخ / و تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ / و از تکرار یادشان / شاید پیش از آنکه شاعر شوم / بیست و دو ساله بمیرم. .
.

#عزت_ابراهیم_نژاد
#هجده_تیر
Read more
. <span class="emoji emoji1f534"></span> دوام بیاور! . <span class="emoji emoji1f4dd"></span> دکتر احمدی نژاد در #دلنوشته ای خطاب به آقای حمید #بقایی از وی و مقاومت مظلومانه ...
Media Removed
. دوام بیاور! . دکتر احمدی نژاد در #دلنوشته ای خطاب به آقای حمید #بقایی از وی و مقاومت مظلومانه اش در زندان، به عنوان معیار حق طلبی و عدالت خواهی یاد کرد. . ️ متن این دلنوشته به شرح زیر است: بسمه تعالی حمید جان ! برادرم دوام بیاور با جسم نحیف اما قامت افراشته ات، امروز به معیار حق طلبی و عدالت ... .
🔴 دوام بیاور!
.
📝 دکتر احمدی نژاد در #دلنوشته ای خطاب به آقای حمید #بقایی از وی و مقاومت مظلومانه اش در زندان، به عنوان معیار حق طلبی و عدالت خواهی یاد کرد.
.
⬅️ متن این دلنوشته به شرح زیر است:

بسمه تعالی

حمید جان ! برادرم دوام بیاور با جسم نحیف اما قامت افراشته ات، امروز به معیار حق طلبی و عدالت خواهی مبدل شده ای.

بیش از ۵۵ روز است که در اعتصاب غذا به سر می بری تا شاید صدای مظلومیت ات به خواب رفته ها را بیدار کند.

ظلمی که بر تو روا داشته اند، آنقدر سنگین و آشکار است که مدعیان دین داری و سیاست ورزی نیز نمی توانند نسبت به آن بی تفاوت باشند.
امروز موضع افراد گوناگون در برابر شرایط تو به خوبی جایگاه آنان را در هماوردی تاریخی میان عدالت و ظلم، هویدا ساخته است.

خداوند علیم، حکیم و عادل، ناظر است و هیچکس نمی تواند بی تفاوت باشد. باید مواضع همه مدعیان معلوم شود که در جبهه عدالت قرار دارند یا در مقابل آن صف آراسته اند.

این تمیز و جدایی برای آینده، ضرورتی اجتناب ناپذیر است که باید اتفاق بیفتد.

چه بسیار از مدعیان آزادی و حقوق اساسی ملت ایران که در این آزمایش بزرگ و البته بسیار واضح و آشکار مردود شده اند و اما خیل عظیم مردم، با همه صداقت و موجودیت خود بر بیگناهی تو و ظلم افراد مقابل تو صحه گذاشته اند.

دوام بیاور برادرم، که ستیغ خورشید حقیقت از افق سپیده سر زده است.
برادرت محمود – هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۷

#دلنوشته
#احمدی_نژاد
#حمید_بقایی
#Ahmadinejad
Read more
دل تنگم دوباره سادگی کرد بازم یاد زمان بچگی کرد دلم یاد چند سال پیش کرده هوای بستگان خویش کرده همان ...
Media Removed
دل تنگم دوباره سادگی کرد بازم یاد زمان بچگی کرد دلم یاد چند سال پیش کرده هوای بستگان خویش کرده همان موقع که دلها شاد بودند همه د ل زنده وآباد بودند همه کوی وگذر لطف وصفا بود سخن از مهربانی و وفا بود قدیما زندگی رنگی دگر داشت زمونه ریتم و آهنگی دگر داشت یه رنگی بود و لطف و مهربانی سرور وجشن بود ... دل تنگم دوباره سادگی کرد
بازم یاد زمان بچگی کرد
دلم یاد چند سال پیش کرده
هوای بستگان خویش کرده
همان موقع که دلها شاد بودند
همه د ل زنده وآباد بودند
همه کوی وگذر لطف وصفا بود
سخن از مهربانی و وفا بود
قدیما زندگی رنگی دگر داشت
زمونه ریتم و آهنگی دگر داشت
یه رنگی بود و لطف و مهربانی
سرور وجشن بود و شادمانی
قدیما هیچکه نامردی نمی کرد
کسی ابراز دلسردی نمی کرد
چرا بازار نا مردی شلوغه
چرا مهر و وفاداری دروغه
چرا مهر و محبت کیمیا شد
همه دنیا پر از رنگ و ریاشد
چطوری بسته شد درهای رحمت
کجا رفت آن همه مهر ومحبت
چرا مردم شدند در غم گرفتار
دلم تنگه از این آشفته بازار
بگو رحم و مروتها کجا رفت
جوانمردی فتوتها کجا رفت
برادر با برادر جنگ داره
پدر از بچه خود ننگ داره
پدر سالاری از بن ریشه کن شد
پسر سالاری و خر درچمن شد
جوان تا ظهر زیر رختخوابه
پدر بیچاره در رنج وعذابه
قدیما که همش حرف پسر بود
عصای پیری دست پدر بود
کنون برخی پسرها بی بخارند
تعصب مردی و غیرت ندارند
نميدانم چرا دنیا عوض شد
همه دلها پر از کین وغرض شد
نهال آرزوها بی ثمر شد
برادر از برادر بی خبر شد
دگر حرفی ز عمو ودایی نیست
چه شد خاله خبر از زندایی نيست
پسر خاله نمی گیرد سراغت
نمی روید گلی دیگر به باغت
همه فامیل از همدیگه دورند
چرا اینگونه سرد و سوت وکورند
بسی لعنت به این دور وزمونه
به این دنیای بر عکس و وارونه
یکی ماشین میلیاردی سواره
یکی هم یک موتور سیکلت نداره
یکی در پول وثروت غوطه ور شد
یکی هم از نداری در به در شد
یکی املاک و صدها خانه داره
یکی محتاج یک پول اجاره
یکی درگیر درد بی علاجه
یکی دنبال وام ازدواجه
یکی میمیره از درد خماری
یکی در پارتی و شب زنده داری
یکی بنز ویکی مایلر سواره
یکی بر واتساپ و وایبر سواره
ببخشیدکه این بنده سادگی کرد
دلش یاد زمان بچگی کرد .😔
Read more
. خجالت.... همان همراهِ همیشگی ات... تو بگو... آخر منِ جهنمی کجا و این همه بهشت کجا؟؟؟ . رو سیاهی ...
Media Removed
. خجالت.... همان همراهِ همیشگی ات... تو بگو... آخر منِ جهنمی کجا و این همه بهشت کجا؟؟؟ . رو سیاهی بد دردیه آقا..... وقتی برسی پشتِ درِ حرم، این روسیاهی، دیوانه ات میکند..... بروم؟ یا ..... به یادِ تمامِ لحظه هایی می افتم که غافل از تو بودم...دلم آتش میگیرد... اما... اما حتی خیالِ بی ... .
خجالت....
همان همراهِ همیشگی ات...
تو بگو...
آخر منِ جهنمی کجا و این همه بهشت کجا؟؟؟
.
رو سیاهی بد دردیه آقا.....
وقتی برسی پشتِ درِ حرم، این روسیاهی، دیوانه ات میکند.....
بروم؟ یا .....
به یادِ تمامِ لحظه هایی می افتم که غافل از تو بودم...دلم آتش میگیرد...
اما...
اما حتی خیالِ بی تو بودن، می کُشد مرا...............
تنها بگذار بیایم....
مرا نگاهم نکنی،حق داری....
حق داری....
اما من تابِ ندیدنت را ندارم....
.
عکس امروز
پنج صبح
Read more
. یکی از سوال هایی که خیلی وقتها ازم پرسیده میشه حالا چه کامنت و چه دایرکت اینه که خب کتاب یا درس بخونیم ...
Media Removed
. یکی از سوال هایی که خیلی وقتها ازم پرسیده میشه حالا چه کامنت و چه دایرکت اینه که خب کتاب یا درس بخونیم که چی بشه؟ یا اصلا چرا کتاب هاتو هایلایت میکنی؟ مگه وقت میشه که برگردی و دوباره بخونی؟تو بی آنست من بالای نود و نه درصد این مسج هارو جواب نمیدم. نه اینکه دوست نداشته باشم برای اینکه احساس میکنم که مبحثیه ... .
یکی از سوال هایی که خیلی وقتها ازم پرسیده میشه حالا چه کامنت و چه دایرکت اینه که خب کتاب یا درس بخونیم که چی بشه؟ یا اصلا چرا کتاب هاتو هایلایت میکنی؟ مگه وقت میشه که برگردی و دوباره بخونی؟تو بی آنست من بالای نود و نه درصد این مسج هارو جواب نمیدم. نه اینکه دوست نداشته باشم برای اینکه احساس میکنم که مبحثیه که نیاز به فکر و صبحت داره. یادگیری اصلا و ابدا سن نداره و خیلی وقتها ممکنه سال‌ها دانشگاه رفته باشیم ولی وقتی ازمون می پرسن خب داری چیکار میکنی یا میخوای توی زندگیت چیکار کنی جواب اینه که نمیدونم!‌این دلیلش همینه که ما نمیدونیم توی زندگی چی رو میخوایم یاد بگیریم یا چیکار میخوایم بکنیم
.
خب حالا حرف اینه که یا نمیدونیم چی کار میخوایم بکنیم و یا اصلا نمیخوایم هیچ کاری توی زندگیمون انجام بدیم. من با گروه دوم کاری ندارم. حرف من گروهیه که نمیدونن و براشون سوال پیش میاد. اگر نمیدونیم توی زندگی چیکار میکنیم اولین قدم اینه که جهت رو مشخص کنیم. خیلی از آدم هایی که توی زندگیشون موفق بودن واقعا از روز اول نمیدونستن که دارن چیکار میکنن. منم نمیدونستم. فقط اینکه میخوام مسیر زندگیم رو مشخص کنم و شخصیتم حول یه محوری محکم بشه
.
میدونستم که میخوام یاد بگیرم ولی اینکه چی و از کجا نمیدونستم. شاید باورتون نشه ولی یه روز ده سال پیش رفتم توی یه مغازه کتاب فروشی میدون انقلاب و به یه دختر خانومی گفتم من یه کتاب میخوام ولی نمیدونم چی. شروع کردم به رمان خوندن تا کم کم شد ده تا بیست تا سی تا و حالا میتونم تشخیص بدم کتابی که میخوام بخرم در سلیقه من هست یا نه. میدونستم میخوام زبانی غیر از انگلیسی یاد بگیرم و یه روز صبح سال ۸۵ بیدار شدم و به مامانم گفتم بریم من کلاس فرانسه ثبت نام کنم. این تجربه‌ها که گفتم با تمام اتفاق های دیگه زندگیم که فقط جهتش رو می شناختم از من امروز ذهنی ساخت که میدونم هدف چیه و چیکار دارم میکنم. پس ما نیاز داریم که در اولین قدم جهت رو مشخص کنیم و باور کنین اگر ندونین به کدوم سمت میخواین حرکت کنین فقط دور باطل میشه و زندگی هر روزش مثل روز قبل میشه
.
وضعیت اقتصادی تغییر میکنه. آدم های زندگی ما تغییر میکنن… خیلی اتفاق ها پیش میاد که از کنترل ما خارجه ولی جهت که مشخص باشه قدم ها کوتاه یا بلند در اون سمت حرکت میکنه. اگر شرایط سخت پیش نیاد زندگی لذت بخش نمیشه و لحظات خوشی که از زحمت ما بدست میاد خوشحالمون نمیکنه. باید با نظم شخصی و برنامه ریزی و پشتکار وارد جهتی شد که میخوایم بریم. هرکی اگه پرسید چرا؟ نیازی نیست جواب بدین. اون درون، شما توی قلبتون جوابو میدونین
Read more
کاش میشد برگردیم به گذشته ها.. گذشته ای که به دست منو تو نابود شد منو تویی که یه روز ما بودیم.. به خنده ...
Media Removed
کاش میشد برگردیم به گذشته ها.. گذشته ای که به دست منو تو نابود شد منو تویی که یه روز ما بودیم.. به خنده هایه از ته دلمون به نگاه کرردنایه چند دیقه ایمون، کاش میشد دوباره ببرگردیم به اون زمان به وقتی که عشق بینمون بی انتها بود ،یه بی انهایی که تموم نشدنی بود ،اما حالا تو از من دوری و داری زندگی میکنی منم ... کاش میشد برگردیم به گذشته ها..
گذشته ای که به دست منو تو نابود شد منو تویی که یه روز ما بودیم.. به خنده هایه از ته دلمون به نگاه کرردنایه چند دیقه ایمون،
کاش میشد دوباره ببرگردیم به اون زمان به وقتی که عشق بینمون بی انتها بود ،یه بی انهایی که تموم نشدنی بود ،اما حالا تو از من دوری و داری زندگی میکنی منم با یاد تو هنوز زندم ...
روزهایی که از دست دادیم خاطراتی که خاکستر کردیم الان کجایه راهیم ؟؟تو ،تو یاد گذشته سردرگم منم یه دختر سرد عاشق ،بیا ببین بخاطرت بغض میکنم ببین هنوز اسم تو وقتی رو صفحه گوشیمه ضربان قلبم میزنه بیا و ببین وقتی چشامو میبندم و خاطراتمون و تصور میکنم یه قطره شور خاطمه میده به تصوراتم.... کاش میشد برگردیو همون عاشق باشی همونی که چشمایه من زندگیش بود اما الان خیلی دیره خیلی دیره که بخوایم رابطمونو نجات بدیم رابطه ای که ستون محکمشو منو تو با دستامون خراب کردیم نه من اون دختر شیطون و خجالتی گذشتم نه دیگه تو همون عاشق دلداده ای که هر روز با یه گل دل دختر قصمونو میلرزوند ،ولی الان هر دومون عاقل تریم من شدم یه دختر سرد و بی احساس که خالی از خالی ام تو هم همونی کع درگیر مشغله زندگیشه و منو از یاد برده ،میبینی؟تو همونی بودی که منی ک کوه غرور بودمو عاشق کردی ،هنوزم با فکرت صدام میلرزه میرم تو رویا رویایی که یه روز حقیقت بود.. صدایه خنده هام یادم میاره حرفایه عاشقانتو ،افسوس افسوس که خیلی دیره واسه برگشت به گذشته گذشته ای من هنوز با فکرش عاشقانه اسمتو صدا میزنم...
Read more
‌ ‌چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری ...
Media Removed
‌ ‌چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی. ‌ نذار این اتفاق بیفته. به خاطر خودت و به خاطر عشقی که بین خودت و ...
‌چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی.

نذار این اتفاق بیفته. به خاطر خودت و به خاطر عشقی که بین خودت و والدینت هست. اجازه نده که بیست سال دیگه هر وقت به مامان و بابات نگاه می‌کنی یاد ناکامی‌هات بیفتی. و اجازه نده که هر وقت اون‌ها بهت نگاه می‌کنن یاد اشتباهاتی بیفتن که در جوانی در حق تو مرتکب شدن.

اگه می‌خوای یه چیزی رو تغییر بدی ولی نمی‌تونی، بهت اجازه‌ش رو نمی‌دن یا هرچی… باید یک مبارزه رو شروع کنی. باید انتخاب‌های سختی انجام بدی و پاشون وایسی.

برای تغییر باید از همین الان شروع کنی. از همین روزهایی که داری باهاشون زندگی می‌کنی. بهشون نشون بده که دنیای جدیدی اون بیرون هست که می‌خوای به طور مستقل تجربه‌ش کنی، و بهشون نشون بده که می‌تونی به طور مستقل تجربه‌ش کنی. از همین الان مستقل بودن رو در کنارشون شروع کن. کار کن. پول دربیار. برو سفر. برای زندگیت و محیطی که توش هستی تصمیم بگیر و اگر اشتباه کردی مسئولیتش رو بپذیر.

اجازه رو نمی‌گیرن. می‌سازن.

پس مبارزه کن. برای چیزی که یقین داری درسته. برای هدف و آرزویی که در سر داری. بجنگ برای همین یک بار فرصت کوتاهی که در اختیارت هست و بهش می‌گن زندگی. اشتباه کن، و مسئولیتش رو بپذیر. دهنت قراره سرویس بشه. زندگی سخت‌تر از اونیه که فکر می‌کردی. ولی فکر کنم می‌ارزه.

من دیدم، و باهاشون زندگی کردم، کسانی که با خانواده زندگی می‌کردن چون مجبور بودن، ولی مبارزه کردن، رفتن دنبال رویاهاشون و به خانواده نشون دادن که از پس خودشون و از پس یک زندگی مستقل بر میان. دیدم کسانی رو که به خانواده نشون دادن که دنیا عوض شده و چیزهایی که آدم‌ها می‌خوان با چیزهایی که چهل سال پیش ارزش بود فرق کرده. آدم‌هایی رو دیدم که گریان از خونه‌ی مامان و باباشون زدن بیرون و چند هفته بعد با لبخند توی خونه‌ی خودشون سفره‌ی شام رو می‌چیدن که میزبان مامان و باباشون باشن.

یه چیزی همین الان به ذهنم رسید. مشاور. یک مشاور یا روانکاو خوب خیلی می‌تونه این روند رو تسریع کنه. پیداش کن. برو باهاش حرف بزن. اگه درکت کرد و رابطه‌ی خوبی با بی‌قراری‌هات و دغدغه‌هات برقرار کرد، جلسه‌های بعد می‌تونی با پدر و مادر بری پیشِش. خیلی وقت‌ها یک آدم کاربلد و به‌روز که از بالا داره اوضاع رو می‌بینه، بهتر می‌تونه شرایط رو به پدر و مادرت توضیح بده.

خب دیگه من از نوشتن خسته شدم. [پایان]
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span> روان شناسان از بازی بچه ها چه می فهمند ؟ دکتر محمود برجعلی: روان شناس ایا می دانید بازی کودک نه ...
Media Removed
روان شناسان از بازی بچه ها چه می فهمند ؟ دکتر محمود برجعلی: روان شناس ایا می دانید بازی کودک نه تنها وقت تلف کردن نیست ، بلکه راهی برای ابراز احساسات و تمرینی برای یاد گرفتن مهارت های اجتماعی و ارتباط موثر با دیگران است ؟ کودک افسرده چگونه بازی می کند ؟ این کودکان بیشتر ساعت های روز غمگین و گوشه ... 🌺 روان شناسان از بازی بچه ها چه می فهمند ؟

دکتر محمود برجعلی: روان شناس

ایا می دانید بازی کودک نه تنها وقت تلف کردن نیست ، بلکه راهی برای ابراز احساسات و تمرینی برای یاد گرفتن مهارت های اجتماعی و ارتباط موثر با دیگران است ؟ 🍁کودک افسرده چگونه بازی می کند ؟
این کودکان بیشتر ساعت های روز غمگین و گوشه گیر هستندو به بهانه های مختلف از بازی با همسالان خود داری می کنند
دوم لذت نبردن از کارها و بازی هایی است که معمولا کودکان همسن و سال از ان لذت می برند بازی های ارام و بی سر و صدا را ترجیح می دهندممکن است ساعتها تنهایی با عروسکش حرف بزند 🍁 کودک مضطرب چگونه بازی می کند ؟ کودکان مضطرب معمولا نمی توانند تمرکز کنند و خواب راحت و ارامی ندارند برای همین انرژی خود را هنگام بازی زودتر از همسن و سالانش از دست می دهند در بازی معمولا رهبر نمی شوند و از اینکه مسولیت هدایت بازی را بر عهده بگیرند ، اجتناب می کنند اعتماد به نفس پایینی دارند 🍁 کودک پرخاشگر چگونه بازی می کند ؟
پرخاشگری انواع مختلفی دارد مثل گاز گرفتن ، زدن ، یا لفظی باشد مثل فریاد زدن و تحقیر کردن یا تجاوز به حقوق دیگران است
🍁 کودک پرخاشگر چگونه بازی می کند ؟
پرخاشگری انواع مختلفی دارد مثل گاز گرفتن ، زدن ، یا لفظی باشد مثل فریاد زدن و تحقیر کردن یا تجاوز به حقوق دیگران است گاهی والدین رفتارهای پرخاشگری را اصولا پرخاشگرانه تلقی نمی کنند مثلا وقتی کودک به زور و با کتک اسباب بازی را از کودک دیگری می گیرد ، این رفتار را با عرضه بودن تلقی و تشویق می کنند یکی از دلایل بسیار مهم پرخاشگری در کودکان یادگیری است واین را از والدینی که خلقی عصبی و پرخاشگر داشته اند یاد گرفته اندو این یاد گیری در بازی های انها نمود خواهند داشت اسباب بازی را پرتاب می کنند و به عروسک ها ناسزا می گوید و کتک می زنند 🍁 کودک خجالتی چگونه بازی می کند ؟
تا جایی که بتوانند از جمع کناره گیری می کنند و هنگام بازی با همسالانشان مطیع و گوش به فرمان هستند دیگران معمولا سواستفاده و مسخره می کنند هنگام بازی گروهی انتخاب نمی شوند از قوانین بازی اگر چیزی نفهمند سوال نمی کنند می ترسند دیگران انها را کودن و احمق فرض کنند.
#سیروس_مهرانی
#بنیادکمک
#روانشناسی #کودک
Read more
. دلنوشته #شهید_مرتضی_عطایی ( #ابوعلی ) برای رفیق شهیدش #شهید_مصطفی_صدرزاده ( #سید_ابراهیم ...
Media Removed
. دلنوشته #شهید_مرتضی_عطایی ( #ابوعلی ) برای رفیق شهیدش #شهید_مصطفی_صدرزاده ( #سید_ابراهیم ) . « امشب اول سلام می‌کنم سمت بقیع، به چهار مزار بی‌نشانهء بی‌زائر. به جای بقیع، آمده‌ام سر بر خاک تو بسایم، و بلند بلند بر غربت بقیع گریه کنم. آنگاه بر تو سلام کنم از زبان خودت که چون تویی را فقط خودت لایق ... .
دلنوشته #شهید_مرتضی_عطایی ( #ابوعلی ) برای رفیق شهیدش #شهید_مصطفی_صدرزاده ( #سید_ابراهیم )
. « امشب اول سلام می‌کنم سمت بقیع، به چهار مزار بی‌نشانهء بی‌زائر. به جای بقیع، آمده‌ام سر بر خاک تو بسایم، و بلند بلند بر غربت بقیع گریه کنم. آنگاه بر تو سلام کنم از زبان خودت که چون تویی را فقط خودت لایق سلام دادنی: «سلام عیلک یوم ولدتُ»؛ سلام مجاهد، سلام عباس حریم زینب، سلام بسیجی، سلام شهید، سلام سیدابراهیم.

به جای هدیه برایت شمع آورده‌‌ام، بسپارم به دستانت تا بقیع روشن نگاهشان داری. آمده‌ام زیارت مادر بخوانی من گوش کنم، گریه کنم، استخوان سبک کنم دوری بقیع را. سلام سیدابراهیم، دمت گرم.

دمت گرم بسیجی! به راستی که تو را، آرزوهایت، راه و مرام و مسلکت را نشناخته‌ایم، شب میلادت هم مراسم روضه به پا کرده‌ای! تو میان خیمهء اربابی و دوستانت ـ به نام تو و به اذن تو ـ در خانه‌ات. می‌بینی محمدعلی را، میان‌داری‌اش را؛ حتماً غرق کیف شده‌ای. چه تناقض قشنگی است شب میلاد و مراسم روضه. سلام سیدابراهیم، شیر مادر حلالت.

شیر مادر حلالت دلاور؛ امسال دلمان برای بقیع تنگ شده بود؛ حرامی‌ها، آشکارا راه حرم را بسته‌اند. دوستانت به بوی یاس بقیع، دور مزارت جمع شده‌اند. آن روزها که فکر روز و شبت شده بود بنای هیئت، لابد این روزهای تنهایی و بی‌پناهی رفقایت را دیده بودی. سلام سیدابراهیم؛ نگاهی، دعایی دلاور.

دلاور! نگاهی، دعایی؛ دلمان پوسید در دنیای بدون شما؛ الهی مادرت زنده باشد ـ یادت هست گفتی دعا کند شهید شوی؛ گفتی مفیدتری، بامرام چشممان به در خشک شد؛ میهمان داری، شب میلادت، همه روضه خوانده‌اند، سینه زده‌اند، نایی برایشان نمانده. کجایی؟ دمی، دقیقه‌ای از مجلس اربابی قدم رنجه کن! بیا حداقل مهمان‌هایت را بدرقه کن. سلام سیدابراهیم، کجایی صدرزادهء صدرنشین خیمهء اربابی.

صدرزادهء صدرنشین خیمهء اربابی! آقای صدرزاده! کجایی بسیجی؟ انگار از همان لحظهء تولدت انتخاب شده بودی؛ مصطفی شده بودی؛ صدرزاده بودی که به صدر نشستی؛ شدی صدرنشین مجلس عشق‌بازان. ما که دستمان از ذیل مجلس هم کوتاه است، اصلا ما را چه به مجلس عشق‌بازی! بیا و معرفت نثارمان کن؛ دعایی کن شاید به روضه‌های باقر آل عبا، سبک شدیم، اهل پرواز شدیم، پرنده شدیم. دمت گرم، هر وقت از جام سقا مست فیض شدی، نام ما را هم ببر، یادتت که نرفته؟ قول داده بودی. ما را یاد کن شاید به دعای ندبهء فردا صبحی، دست با کرامتی زیر برات شهادت ما را هم امضا کرد. سلام سیدابراهیم؛ الوعده وفا» .
.
#شهید_عطایی در #روز_عرفه ۱۳۹۵ به شهادت رسید.
.
.
#مدافعان_حرم
#فاطمیون
Read more
وقتی یکیو دوست داری اشکشو درنیار با اشکاش از چشماش میوفتی...?? ازش فاصله نگیر اگه سرد شه دیگه درست ...
Media Removed
وقتی یکیو دوست داری اشکشو درنیار با اشکاش از چشماش میوفتی...?? ازش فاصله نگیر اگه سرد شه دیگه درست نمیشه ...?? باهاش قهرنکن بی توبودن رو یاد میگیره ...?? تهدیدش نکن دعواش نکن میره پشته یکی دیگه قایم میشه اون ادم پناهش میشه ...?? اگه دوستش داری همونجوری که هست دوستش داشته باش سعی نکن عوضش ... وقتی یکیو دوست داری
اشکشو درنیار
با اشکاش از چشماش میوفتی...?? ازش فاصله نگیر
اگه سرد شه دیگه درست نمیشه ...?? باهاش قهرنکن
بی توبودن رو یاد میگیره ...?? تهدیدش نکن
دعواش نکن
میره پشته یکی دیگه قایم میشه
اون ادم پناهش میشه ...?? اگه دوستش داری
همونجوری که هست دوستش داشته باش سعی نکن عوضش کنی?? اگه دوستش داری وقتی بهت توجه میکنه از بی توجهی کسه دیگ خوشت نیاد، چون اونم میتونه بی توجه بهت باشه اما دوست داره میفهمی دوست داره ?? اگه دوستش داری
اشتباهاتشو به روش نیار ادم جایزوالخطاست...?? اگه دوستش داری
تواوج بدیها وتلخیهاوسختیها
از آغوشت بیرونش نکن
بذاریاد بگیره دنیاش، زندگیش همون آغوشیه که توشه. ????
Read more
ما چهارده ساله که باهم دوستیم. از روز ثبت نام دانشکده فنی تا همین امروز. بالا پایین و فرار و نشیب زیاد ...
Media Removed
ما چهارده ساله که باهم دوستیم. از روز ثبت نام دانشکده فنی تا همین امروز. بالا پایین و فرار و نشیب زیاد داشتیم.روزای زیادی با هم خندیدیم یا اشک ریختیم. استرس داشتیم یا که موفقیتهامونو جشن گرفتیم. با هم فرق داریم اما یاد گرفتیم که هیچ دوتا آدمی مثل هم نیستن و اون چیزی که تو رابطه با ارزشه محبت و درک متقابله. ... ما چهارده ساله که باهم دوستیم. از روز ثبت نام دانشکده فنی تا همین امروز. بالا پایین و فرار و نشیب زیاد داشتیم.روزای زیادی با هم خندیدیم یا اشک ریختیم. استرس داشتیم یا که موفقیتهامونو جشن گرفتیم. با هم فرق داریم اما یاد گرفتیم که هیچ دوتا آدمی مثل هم نیستن و اون چیزی که تو رابطه با ارزشه محبت و درک متقابله. ما باهم حرف میزنیم و درد دل میکنیم اما همدیگرو قضاوت نمیکنیم. ما میدونیم هر روزی که یکیمون به اون یکی احتیاج داشته باشه بی قید و شرط کنار همیم.
مریم اون رفیقیه که دیگه از یه جایی به بعد شده خواهر. شایدم نزدیکتر حتی. میتونم ساعتها باهاش حرف بزنم و چرت و پرت بگم ولی خسته و بی حوصله نشم. میتونم همه غصه ها و خستگیهامو زحمتهامو ببرم براش بدون اینکه معذب بشم. میتونم بهش بگم داری میای خونمون سر راهت شیر و آرد بخر تا باهم کیک بپزیم. میتونم شب دفاع ارشدم ساعت دوازده و نیم شب پاشم برم خونش و مامان و باباش انگار که دختر خودشونم مثل همیشه با روی باز و لب خندون بهم خوشامد بگن. میتونم تو خوشحالیاش و موفقیتهاش به اندازه خوشحالیهای خودم شاد باشم و غم و غصه اش انگار که مال خودم باشه.
این روزا که خیلی دلم میخواست یه خواهر داشته باشم اون هست. با این که سرش خیلی شلوغه ولی باهم میشینیم و واسه جوجه کوچولو تابلو درست میکنیم. خودمونو چسب مالی و رنگ مالی میکنیم و اون نظرای خودشو زورچپون میکنه تو تابلوها چون خیلی زورگوه اما خوب همون قدم خوش سلیقه اس. بعدم تصمیم میگیریم که دکتر مهندس شدنو ول کنیم بزنیم تو کار سیسمونی. بعد عصر که میشه خسته و خوشحال شیرکاکائو میخوریم با کیکی که باهم پختیم. و آخر شب من خدا رو شکر میکنم که دوستی بهم داده که مهمترین چیزی که ازش یاد گرفتم بخشنده بودن بی قید و شرطه، بی قید و شرط...
خوشحالم که دارمت@maryamr87 پ ن: قراره بزنیم تو کار این تابلوهای گوگولی که تازه پریروز تمومشون کردیم 😊😊😊
Read more
. . مسئله فراموش کردنه. تو از اولشم دوست داشتی همه چیز رو فراموش کنی ماژو! تو حتی « بدترین» و « بهترین» ...
Media Removed
. . مسئله فراموش کردنه. تو از اولشم دوست داشتی همه چیز رو فراموش کنی ماژو! تو حتی « بدترین» و « بهترین» خاطراتت رو هم نمیتونی به یاد بیاری؛ همه ی حافظت پره از لحظه های کوتاهِ معمولی. حتی بلد نیستی درست گریه کنی، چشمات رو که جمع میکنی، انگار که فقط زیادی خمیازه کشیده باشی شاید نهایتا یکی دو قطره اشک بتونه ... .
.
مسئله فراموش کردنه. تو از اولشم دوست داشتی همه چیز رو فراموش کنی ماژو! تو حتی « بدترین» و « بهترین» خاطراتت رو هم نمیتونی به یاد بیاری؛ همه ی حافظت پره از لحظه های کوتاهِ معمولی. حتی بلد نیستی درست گریه کنی، چشمات رو که جمع میکنی، انگار که فقط زیادی خمیازه کشیده باشی شاید نهایتا یکی دو قطره اشک بتونه نجاتت بده. تو هیچ وقت منطقی نبودی، هیچ وقت نتونستی کسی رو دوست داشته باشی، تو زیادی میخوابی ماژو، خیلی داری سعی میکنی فراموش کنی. اون هم چیزایی رو که هنوز اتفاق نیفتاده. احمقِ بیچاره! تو چه تصوری از پیری میتونی داشته باشی؟ .
.
/آبی/ بی مقیاسیِ تنِ باکره ی کدام خداوند؟/ از نو، شب/
Read more
یه وقتایی که دلت گرفته بغض داری...اروم نیستی! دلت براش تنگ شده حوصله هیچکس و نداری! به یاد لحظه ...
Media Removed
یه وقتایی که دلت گرفته بغض داری...اروم نیستی! دلت براش تنگ شده حوصله هیچکس و نداری! به یاد لحظه ای بیوفت که اون همه ی بی قراری های تو رو دید اما:چشماشو بست وبست و رفت... یه وقتایی که دلت گرفته
بغض داری...اروم نیستی!
دلت براش تنگ شده
حوصله هیچکس و نداری!
به یاد لحظه ای بیوفت که
اون همه ی بی قراری های تو رو دید
اما:چشماشو بست وبست و رفت...
سکوت می کنم ببینم چند شب و روز دیگر بی تفاوت میمانی!!. ببینم چند روز بگذرد نبودنم را به یاد می اوری؟! نمی ...
Media Removed
سکوت می کنم ببینم چند شب و روز دیگر بی تفاوت میمانی!!. ببینم چند روز بگذرد نبودنم را به یاد می اوری؟! نمی ایم ببینم امدنم را قدر میدانی؟!!.. دیگر نمیبینمت ببینم قدر چشم انتظاریهایم را میدانی!! معرفت چه؟! هنوز داری؟! در حد چند چکه از سقف دلت باشد کافیست!.. پیش امده دلتنگم شده باشی؟! حتی برای ... سکوت می کنم ببینم چند شب و روز دیگر بی تفاوت میمانی!!.
ببینم چند روز بگذرد نبودنم را به یاد می اوری؟!
نمی ایم ببینم امدنم را قدر میدانی؟!!..
دیگر نمیبینمت ببینم قدر چشم انتظاریهایم را میدانی!!
معرفت چه؟!
هنوز داری؟!
در حد چند چکه از سقف دلت باشد کافیست!..
پیش امده دلتنگم شده باشی؟!
حتی برای یک بار
* دیگر ستاره برایت نمیگذارم *
تمام ستاره هایم را خرج کرده ام
خرج تنهایی هایم
دیگر نمی خواهد بیایی
از دور زیبا تری...
از دور...
Read more
 #نوشابه #نوستالژی شاید شما یادتان نیاید خانمها که حتما تا همین چند سال قبل شیشه خالی نوشابه ...
Media Removed
#نوشابه #نوستالژی شاید شما یادتان نیاید خانمها که حتما تا همین چند سال قبل شیشه خالی نوشابه را دست میگرفتی میرفتی مغازه محل ، شیشه نوشابه تحویل میدادی ، نوشابه میگرفتی دست خالی و بدون شیشه خالی میرفتی باید دو سه برابر پول نوشابه شیشه ای را حساب میکردی بعضی نوشابه ها داخل یخچال بود و خنک و ... #نوشابه #نوستالژی

شاید شما یادتان نیاید
خانمها که حتما

تا همین چند سال قبل شیشه خالی نوشابه را دست میگرفتی میرفتی مغازه محل ، شیشه نوشابه تحویل میدادی ، نوشابه میگرفتی
دست خالی و بدون شیشه خالی میرفتی باید دو سه برابر پول نوشابه شیشه ای را حساب میکردی

بعضی نوشابه ها داخل یخچال بود و خنک و اماده سر کشیدن ، بعضی توی جعبه بیرون مغازه گرم گرم

مغازه دار نخ کنار دستش را بالا میکشید و میرسید به دربازکن
در بازکن در دستش بود و به چشمانت زل میزد و میپرسید : میخوری یا میبری

مجردان تشنه لب میخوردند و متاهلان به یاد چشمان منتظر زن و فرزند میگفتند نه ، میبرم

این وسط نخاله هایی هم پیدا میشدند که بی توجه به چشم انتظاران داخل منزل ، میگفتند یکی را باز کن میخورم بقیه را میبرم
و می ایستاد آرام ارام و قورت قورت نوشابه اش را سر میکشید و اجناس مغازه را برانداز میکرد

یک سوال اساسی دیگر هم بود
زرد یا مشکی

عجب حق انتخابی

هر دو نوشابه بودند و هر دو در یک نوع شیشه
اما این کجا و ان کجا
یکی با طعم پرتقالی و آن یکی کولا

پرتقال را همگی میشناختیم اما #کولا را نه ، فقط میخوردیم پیدا و پنهان اروقش را میزدیم

عروسی که میشد برای خودش یک #انتخابات بود
زرد بود و مشکی ، دوغ یا سون آپ

اما دعوای اصلی بین همان زرد و مشکی
زرد یا مشکی را که میگرفتی فقط تا قبل از باز کردن نوشابه حق تعویض داشتی
باز که میشد دیگر باید #تا_انتها میخوردی
باز کردنش هم کار هر کسی نبود ، یا در بازکن میخواست یا قاشق و یا یک حرفه ای کله خراب که از دندانهایش سیر شده

بعضی از شرکت ها هم زیر تشتک نوشابه مینوشتند مجانی
اگر شانست میزد و نوشابه مجانی گیرت می آمد که دیگر نور علی نور بود و خوش خوشانت
میرفتی تشتک را میدادی و نوشابه را میگرفتی و د بخور ، خدا را بنده نبودی از لذت خوردن #نوشابه_مجانی

نوشابه برای خودش ابهتی داشت ، هنوز نه سرطان زا بود و نه چاق کننده
پادشاهی میکرد برای خودش وسط سفره عزا و میز عروسی
ابرو داری میکرد کنار قیمه و قرمه و عدس پلو
وقتی در جیب میزبان از پول خریدن مرغ و کباب خبری نبود

پ ن
این پست را گذاشتم تا بعضی کامنتهای زیر پست قبلی را بشورد ببرد پایین
آن همه فحش و بد و بیراه حیف است در گلو بماند و خدایی نکرده سر دیگران خالی شود
باید برود پایین ، پایین پایین پایین
Read more
. . درد اینه میگیم خیلی مون هم خدا کافیه اما چ قدر این #کفایت_خدا به قلبمون ثابت شده است چ قدر فقط ...
Media Removed
. . درد اینه میگیم خیلی مون هم خدا کافیه اما چ قدر این #کفایت_خدا به قلبمون ثابت شده است چ قدر فقط سر زبونه؟ . . . چ قدر باورم شده خدا واقعااااا بی حد و اندازه کافیه !! چ قدر با یقین کامل قلبی ، جواب این سوال #خدا رو محکم دلمون میده؟؟؟!!!! #الیس_الله_بکاف_عبده ؟ #آیا_خداوند_برای_بنده_اش_کافی_نیست ... .
.
درد اینه
میگیم خیلی مون هم خدا کافیه
اما چ قدر این #کفایت_خدا به قلبمون ثابت شده است
چ قدر فقط سر زبونه؟
.
.
.
چ قدر باورم شده خدا واقعااااا بی حد و اندازه کافیه !!
چ قدر با یقین کامل قلبی ، جواب این سوال #خدا رو محکم دلمون میده؟؟؟!!!!
#الیس_الله_بکاف_عبده ؟
#آیا_خداوند_برای_بنده_اش_کافی_نیست ؟
همون قدر قطعا آرومیم....
.
.
.
.
.
.
بعد نوشت:
#حاج_اسماعیل_دولابی ره :
اگر یک شخص غنی که به او #اطمینان و #اعتماد داری به تو بگوید نگران نباش و غصه بدهی‌هایت را نخور، خیالت راحت باشد، من هستم، ببین این حرف او چقدر به تو آرامش می‌بخشد و راحت می‌شوی.

خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته است «الیس الله بکاف عبده»: آیا #خداوند برای کفایت امور بنده‌اش بس نیست؟

یعنی ای بنده من، برای همه کسری و کمبودهای دنیوی و اخرویت من هستم. این سخن خدا چقدر انسان را راحت می‌کند و به او آرامش ‌می‌بخشد. لذاست که فرمود: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»: دل‌ها با یاد خدا آرامش می‌یابند.
.
.
.
.
بعد نوشت ۲ :
در کتاب عده الداعی آمده است : زمانی که #فرعون در دریا در حال غرق شدن بود #موسی را صدا میزد : موسی ! موسی ! موسی به دادم برس ولی موسی پشت کرد و رفت ، فرعون غرق شد و جنازه او روی آب و در حالیکه باد کرده بود . ... وقت رفتن موسی به طور سینا رسید .... آداب را به جا آورد دست بالا آورد  تا دعا کند در این هنگام خداوند به او فرمود : یا موسی ! چرا جواب به فرعون ندادی ؟! ، مگر فرعون از تو امداد خواهی نکرد ؟! چرا جواب او را ندادی ؟! خود خداوند جواب داد : زیرا تو او را خلق نکرده بودی که دلت برای او بسوزد !

به عزتم اگر فرعون اگر یک بار می گفت ای خدای موسی ، او را نجات می دادم زیرا من او را آفریده ام . و نمی توانم ناامیدش کنم.
Read more
Digital #painting with #galaxynote8 #selfportrait توی عکس دوم نوشته ای هست که درست در تاریخ امروز ...
Media Removed
Digital #painting with #galaxynote8 #selfportrait توی عکس دوم نوشته ای هست که درست در تاریخ امروز یعنی دهم اپریل، اما چهار سال پیش همینجا نوشتم. چهار سال پیش توی همچین روزی خیلی اتفاقی رسیده بودم به سواحل #پورتوریکو اون هم برای کار. اولین برخورد من با دنیای آمریکای لاتین و مردم و رقص و رنگ و فرهنگش. ... Digital #painting with #galaxynote8 #selfportrait
توی عکس دوم نوشته ای هست که درست در تاریخ امروز یعنی دهم اپریل، اما چهار سال پیش همینجا نوشتم. چهار سال پیش توی همچین روزی خیلی اتفاقی رسیده بودم به سواحل #پورتوریکو اون هم برای کار. اولین برخورد من با دنیای آمریکای لاتین و مردم و رقص و رنگ و فرهنگش. جایی که برای من دورترین و جذاب ترین و دست نیافتنی‌ترین بود. توی نوشته از هفده سالگی و عصر تا شب‌های کار تو رستوران هفده سالگی گفتم. روزهایی که انقدر ازم دورن که انگار فیلم بوده که حالا فقط صحنه‌هایی رو ازش به یاد دارم. فکر که میکنم میبینم چه عرض عمر متغییری داشتم. چقدر بالا و پایین شده و چقدر بی‌ثبات بوده. چه صحنه‌های گریه‌دار و درامی داشته و با چه لحظات کمدی و خنده‌داری همراه بوده. یادمه چهار سال پیش تمام فکرم این بود که حالا چطور از خرج و مخارج زندگی بعد دانشگاه بدون کار ثابت (اتفاقی که همه نوجونی و جونی براش برنامه ریخته بودم و یکدفعه زده بودم زیرش!) بر بیام و انقدر برام این مسئله دغدغه بود که هیچ‌وقت فکرش رو نمیکردم به این راحتی‌ها و درست بعد چهار سال، پنجمین ماه سفر کوله گردیم توی آمریکای جنوبی رو شروع کنم، اون هم با رسیدن به #شیلی و برنامه‌ریزی دیدن بزودی #پاتاگونیا و جنوب هیجان انگیز کشور. -

نقاشی هم از "من با خودم!"
دو تا من توی مغزم هستن که درست برعکس همن اما باهمن و از هم انرژی میگیرن. یکیشون هل میده و یکیشون میکشه! یکیشون تنبل و خوشحال‌تر و بیخیال‌تره و یکیشون پر انرژی و وسواسی و زیاد سوال میکنه. یکیشون گاهی افسرده جمع میشه تو خودش و او یکی میتونه بلندش کنه بفرستتش دنبال پروژه ها و کارهاش. یکی همیشه میدوه و استرس داره و اون یکی گاهی نگهش میداره برای استراحت و لذت.
این سفر مطمئنن تونسته کمکم کنه که انرژی‌های دو من درونم رو کمی بفهمم و درکشون کنم که شاید یه هارمونی و تعادل این وسط دو من رو پیدا کنم!
حالا میدونم خوشبختی برای من پیدا کردن اون تعادله که اگه پیداش کنم...
Read more
▽▽▽▽▽ با این که چتر دستم بود اما تند تند راه میرفتم که بیشتر از این زیر بارون نباشم. هیچوقت فصل پاییز ...
Media Removed
▽▽▽▽▽ با این که چتر دستم بود اما تند تند راه میرفتم که بیشتر از این زیر بارون نباشم. هیچوقت فصل پاییز رو دوست نداشتم. واسه همین همیشه طولانی ترین فصل سال میشد. خودمو چپوندم تو نزدیکترین کافه و یه گوشه ی دنج نشستم. یه نسکافه سفارش دادم که یکم حالم جا بیاد. روزنامه رو باز کردم و همینجور که داشتم دنبال ... ▽▽▽▽▽
با این که چتر دستم بود اما تند تند راه میرفتم که بیشتر از این زیر بارون نباشم. هیچوقت فصل پاییز رو دوست نداشتم. واسه همین همیشه طولانی ترین فصل سال میشد. خودمو چپوندم تو نزدیکترین کافه و یه گوشه ی دنج نشستم. یه نسکافه سفارش دادم که یکم حالم جا بیاد. روزنامه رو باز کردم و همینجور که داشتم دنبال ستونی که داده بودم واسه چاپ میگشتم توجهم به صدای مردی که دوتا میز اونورتر نشسته بود جلب شد. سرمو که بلند کردم دیدم یه مرد با موهای جوگندمی، تنهایی رو یک میز دو نفره نشسته و داره با کسی که جلوش نیست حرفهای عاشقانه میزنه. تعجب کردم، با خودم گفتم خدا شفا بده این بیچاره رو، ببین با کیا شدیم 75 میلیون نفر. کافه چی که نسکافمو آورد به اون مرد اشاره کردم و پرسیدم دیوونست؟ گفت جریانش طولانیه اما خیلی وقته که میاد اینجا و دو فنجون قهوه ترک سفارش میده و سر اون میز میشینه. واسم جالب شد! چند دقیقه بعد دیدم پاشد و بارونیشو تنش کرد که بره. منم نسکافمو خورده و نخورده چترمو ورداشتم و آروم رفتم دنبالش. کنجکاو شده بودم که کجا میره. به تک تک رفتارهاش دقت میکردم، همینجور که داشت با کسی که کنارش نبود حرف میزد و میخندید چترش رو هم جوری نگه داشته بود که انگار دونفری دارن زیرش راه میرن. بهش نزدیک تر شدمو گوشامو تیز کردم. "هیچوقت فکر نمیکردم بتونم کسی رو اینقدر دوست داشته باشم لیلا، تو نیمه ی دیگه ی منی، نه نه اصلا انگار خود منی چون وقتی نیستی منم نیستم. سنگ صبور من، کاش دنیا مال من بود تا همشو به پات میریختم. راستی یادم نرفته امروز 8 آبانه ها، مردی که سالگرد ازدواجش رو یادش بره مرد نیست. دوست داری امروز کجا ببرمت؟ یا بگو دلت چی میخواد تا واست بخرم هان؟" یهو دیدم وایساد. بعدش با عجله دویید اونور خیابون و از گلفروشی یک شاخه گل رز خرید و برگشت. " قربون خانوم زیبای خودم برم که توقعش از یه شاخه گل رز بیشتر نیس، تقدیم با تمام عشقم. میخوام به یاد روزای اول آشناییمون ببرمت کنار دریا تا باهم قدم بزنیم." شدت بارون بیشتر شده بود. انگار تموم ابرهای باران زای جهان تو آسمون این شهر کوچیک دور هم جمع میشن. همینطور آروم دنبالش میرفتم که یهو دیدم گل رز از دستش افتاد. بعدش چترش رو هم انداخت پایین و با قدمهای تندتری راه میرفت.
-------
ادامه در کامنت اول
-------
پوزش بابت طولانی و خاکستری بودن نوشته!
-------
خوش آمد به زمستان، بهترین فصل جهان
-------
Photo by: @ballardrising
-------
نوشته : #احمد_هاديان
#نوشته_های_بی_مخاطب
#ahmad_hadian
Read more
. هان ای شب شوم وحشت انگیز تا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا ز جای بركن یا پرده ز روی خود فروكش یا ...
Media Removed
. هان ای شب شوم وحشت انگیز تا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا ز جای بركن یا پرده ز روی خود فروكش یا بازگذار تا بمیرم كز دیدن روزگار سیرم دیری ست كه در زمانه ی دون از دیده همیشه اشكبارم عمری به كدورت و الم رفت تا باقی عمر چون سپارم نه بخت بد مراست سامان و ای شب ،‌نه توراست هیچ پایان چندین ... .
هان ای شب شوم وحشت انگیز

تا چند زنی به جانم آتش ؟

یا چشم مرا ز جای بركن

یا پرده ز روی خود فروكش

یا بازگذار تا بمیرم

كز دیدن روزگار سیرم

دیری ست كه در زمانه ی دون

از دیده همیشه اشكبارم

عمری به كدورت و الم رفت

تا باقی عمر چون سپارم

نه بخت بد مراست سامان

و ای شب ،‌نه توراست هیچ پایان

چندین چه كنی مرا ستیزه

بس نیست مرا غم زمانه ؟

دل می بری و قرار از من

هر لحظه به یك ره و فسانه

بس بس كه شدی تو فتنه ای سخت

سرمایه ی درد و دشمن بخت

این قصه كه می كنی تو با من

زین خوبتر ایچ قصه ایچ نیست

خوبست ولیك باید از درد

نالان شد و زار زار بگریست

بشكست دلم ز بی قراری

كوتاه كن این فسانه ،‌باری

آنجا كه ز شاخ گل فروریخت

آنجا كه بكوفت باد بر در

و آنجا كه بریخت آب مواج

تابید بر او مه منور

ای تیره شب دراز دانی

كانجا چه نهفته بد نهانی ؟

بودست دلی ز درد خونین

بودست رخی ز غم مكدر

بودست بسی سر پر امید

یاری كه گرفته یار در بر

كو آنهمه بانگ و ناله ی زار

كو ناله ی عاشقان غمخوار ؟

در سایه ی آن درخت ها چیست

كز دیده ی عالمی نهان است ؟

عجز بشر است این فجایع

یا آنكه حقیقت جهان است ؟

در سیر تو طاقتم بفرسود

زین منظره چیست عاقبت سود ؟

تو چیستی ای شب غم انگیز

در جست و جوی چه كاری آخر ؟

بس وقت گذشت و تو همانطور

استاده به شكل خوف آور

تاریخچه ی گذشتگانی

یا رازگشای مردگانی؟

تو آینه دار روزگاری

یا در ره عشق پرده داری ؟

یا شدمن جان من شدستی ؟

ای شب بنه این شگفتكاری

بگذار مرا به حالت خویش

با جان فسرده و دل ریش

بگذار فرو بگیرد دم خواب

كز هر طرفی همی وزد باد

وقتی ست خوش و زمانه خاموش

مرغ سحری كشید فریاد

شد محو یكان یكان ستاره

تا چند كنم به تو نظاره ؟

بگذار بخواب اندر آیم

كز شومی گردش زمانه

یكدم كمتر به یاد آرم
و آزاد شوم ز هر فسانه
بگذار كه چشم ها ببندد

كمتر به من این جهان بخندد
Read more
• <span class="emoji emoji1f4d6"></span> این کتاب مجموعه مقالاتی است از ایوان کلیما که در طول ۱۵ سال نوشته شده است، در بخش اول کتاب خاطراتش ...
Media Removed
این کتاب مجموعه مقالاتی است از ایوان کلیما که در طول ۱۵ سال نوشته شده است، در بخش اول کتاب خاطراتش از اسارت در اردوگاه نازی ها را روایت میکند و سایر بخش ها را مقالاتی راجع به ادبیات، سیاست، شهر و جامعه ی پراگ تشکیل داده است. • تاریخی که با صلح و آرامش پیش می‌رود چنین به نظر می‌آید که انگار در جایی ورای ...
📖 این کتاب مجموعه مقالاتی است از ایوان کلیما که در طول ۱۵ سال نوشته شده است، در بخش اول کتاب خاطراتش از اسارت در اردوگاه نازی ها را روایت میکند و سایر بخش ها را مقالاتی راجع به ادبیات، سیاست، شهر و جامعه ی پراگ تشکیل داده است.

تاریخی که با صلح و آرامش پیش می‌رود چنین به نظر می‌آید که انگار در جایی ورای آگاهی مردمان جریان دارد، اما تاریخی که پر از قیام‌ها و سرکوب ها ،اشغالگری ها، آزادسازی ها و خیانت های تازه است ، به شکل یک بارِ سنگین، به شکل یک یادآوری دائمی ناپایداری زندگی، وارد زندگی مردمان و شهرها می‌شود. پراگ بناهای یادبود زیادی ندارد، اما ساختمان های زیادی دارد که در آن ها افراد بی گناه به غل و زنجیر کشیده شده‌اند، شکنجه شده‌اند، یا اعدام شده‌اند. و این‌ها معمولا بهترین و نازنین ترین ادم‌های کشور بوده اند. این جزئی از خویشتن‌داری پراگ است که نمی‌خواهد این زخم‌هایش را به نمایش بگذارد، گویی می‌خواهد هرچه زودتر فراموششان کند. برای همین پراگی‌ها همیشه در حال ویران کردن بناهای یادبودی هستند که به یاد کسانی ساخته شده‌اند که نماد تاریخ اخیر بوده‌اند.
📚شما میتوانید از هرجای ایران که هستید این کتاب رو از کتابیسم تهیه کنید📚
دوستانی که تمایل به کتابخوانی گروهی دارند می‌تونن این کتاب رو با @yaldarta بخونن و نقد و بررسیش رو تو صفحه ایشون دنبال کنن. #با_یلدا_کتاب_بخونیم
‏www.ketabism.com
#کتاب #کتابیسم #روح_پراگ #ایوان_کلیما #خشایار_دیهیمی #نشرنی
Read more
براتون بگم اسفند که میاد همه یاد عید میافتن ، سال نو ، تمیزی خانه ها و خیابانها ، پاک کردن دلها و فکرها اما این وسط کسانی هستند که به یه جشن دیگه هم فکر میکنن اونایی که اسفند ماه به دنیا اومدند و اونایی که یه اسفند ماهی در خانه دارند اونایی که اسفندماهی هستن تقریباً در هر سالی به دنیا اومده باشن از لحاظ ... براتون بگم
اسفند که میاد همه یاد عید میافتن ، سال نو ، تمیزی خانه ها و خیابانها ، پاک کردن دلها و فکرها
اما این وسط کسانی هستند که به یه جشن دیگه هم فکر میکنن
اونایی که اسفند ماه به دنیا اومدند و اونایی که یه اسفند ماهی در خانه دارند
اونایی که اسفندماهی هستن تقریباً در هر سالی به دنیا اومده باشن از لحاظ رفتاری شبیه هستن

آداب و عقاید ویژه خودشون رو دارن
یه ایراداتی و یه خوبیهایی دارن
زود به دل میگیرن حرفها رو ، خیلی فکر میکنن ، توقعشون ‌از آدمها خیلی رویایی ست
کلاً در جستجوی مدینه فاضله هستن
همراه ، همصحبت ، صبور ، زیرک
وقتی داری به اسفندماهی دروغ میگی یا میخوای کلک بزنی شک نداشته باش که اون خیلی زود فهمیده و به روت نمیاره

اگر دروغ بگی ، فکر کن هیچوقت طرف اسفندماهیت رو نمیشناختی حتی اگر خیلی نزدیک باشی

نماد اسفند ، دو ماهی ست که بر خلاف هم شنا میکنن
ماهی نیاز به آرامش داره ، زود و زیاد اعتماد نمیکنه ، وقتی به مکان تازه ای میره زمان لازمه تا عادت کنه
گاهی راهش رو گم میکنه و دچار استرس میشه
اما اگر آرامش داشته باشه و امنیت و آزادی زیاد ، با نگاه کردن بهش هم میشه آرامش زیادی رو تجربه کنی

عاشق هنر ، ذاتاً هنرمند البتّه اگر از نوع تنبلش نباشه

میدونیم که ماهی همیشه در حال رفت و آمده ، آزادی اش رو نگیر و محدودش نکن ، اون همیشه به اصل و خانواده و عشق خودش وفا داره
دیگه اینکه با همه کنار میاد اما کنار اومدن باهاش کار هر کسی نیست

یه اردیبهشتی صبور و با متانت و متفکّر و مهربان و اندکی بازیگوش لازمه
یا یک مُرداد ماهی مقتدر و بی آزار ، مغرور و مهربون
و یا یک اسفند ماهی مثل خودش
خلاصه حرفام :
نماد اسفند ، ماهی ست
متولد اسفند ماهی 🌙 است که مانند ماهی باید سفت و با قدرت و توجّه نگه داریش تا از دستت لیز نخوره 😊😆😄🐟🐠🐡🌹 * هم امروز و هم فردا تولّدمه *حالا هر کسی سؤال داره بپرسه (لطفا ً مؤدبانه باشه و خیلی شخصی نباشه)
Read more
. تربیت صحیح کودکان با هدف تربیت نسل آینده‌ساز جامعه برای هر ملتی از اهمیت زیادی برخوردار است. هرچند ...
Media Removed
. تربیت صحیح کودکان با هدف تربیت نسل آینده‌ساز جامعه برای هر ملتی از اهمیت زیادی برخوردار است. هرچند در جامعه ما زیاده‌روی چاشنی معمول تربیت است. به طور مثال بعضی از والدین در هر شرایطی از کودک خود حمایت می‌کنند. یعنی اگر کودک به یک آدم بالغ در خیابان سلام کند و این آدم کر و لال باشد و نتواند جواب سلام ... .
تربیت صحیح کودکان با هدف تربیت نسل آینده‌ساز جامعه برای هر ملتی از اهمیت زیادی برخوردار است. هرچند در جامعه ما زیاده‌روی چاشنی معمول تربیت است. به طور مثال بعضی از والدین در هر شرایطی از کودک خود حمایت می‌کنند. یعنی اگر کودک به یک آدم بالغ در خیابان سلام کند و این آدم کر و لال باشد و نتواند جواب سلام بدهد، پدر کودک این فرد را به خاطر بی‌احترامی به کودک چهار ساله‌‌اش با آسفالت یکی می‌کند.

این والدین همیشه حامی به «والدین حمایتگرا» معروف هستند و بیشتر اوقات فرزندانی لوس و بچه‌ننه تحویل جامعه می‌دهند. فرزندان والدین حمایتگرا معمولا هیچ سودی برای جامعه ندارند و حتی اگر دزدی یا اختلاس ناموفقی داشته باشند، طلبکار جامعه هم می‌شوند.

اما در کنار والدین حمایت‌گرا قشری دیگر به نام والدین «حمایت‌ناگرا» هم وجود دارند. پدر بنده یکی از همین والدین حمایت‌ناگرای دوآتشه بوده و هست. پدرم اعتقاد دارد چون کسی از خودش حمایت نکرده پس او هم نباید حامی فرزندانش باشد. هر اتفاقی هم که برای ما بیفتد به جای حمایت می‌گوید: چشمت کور، لابد یک غلطی کردی که این بلا سرت اومده، دفعه آخرت باشه از این بلاها سرت می‌یاد.

مثلا در مدرسه اگر من پاک‌کن خودم را از بغل‌دستی به زور پس می‌گرفتم فردا صبح پدرش در راه مدرسه جلوی من را می‌گرفت و پدرم را در می‌آورد. اما بنده تا دل‌تان بخواهد در مدرسه مورد ظلم قرار گرفتم و از ناظم و معلم و کس و ناکس کتک خوردم و هیچ وقت به کسی نگفتم. خدا شاهد است اگر چهارتا گردن کلفت وسط خیابان من را تکه و پاره می‌کردند باز هم جرات نداشتم در خانه حرفش را بزنم چون یک کتک دیگر هم می‌خوردم.

از این شکل خاطرات ناحمایت گرایانه در زندگی من و خواهر و برادرهایم زیاد است. یک بار چند نفر به برادر بزرگِ آرام و کم حرفم که در ادب و شخصیت شهره عام و خاص بود، گیر دوپیچ می‌دهند. سه نفر آدم لات و گردن‌کلفت در حال کتک زدن برادرم بودند که پدرم از راه می‌رسد.

فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ پدرم با سرعت می‌رود آن‌ها را از هم جدا می‌کند و برادر درب و داغانم را از لای خاک و خُل بیرون می‌کشد. اول دو تا سیلی آبدار به برادرم می‌زند و بعد می‌گوید: بچه‌جون چرا با لباس‌های نو که تازه برات خریدم داری دعوا می‌کنی؟ این‌قدر شعور نداری که بفهمی باید از کفش و لباس‌هات خوب مراقبت کنی. در ضمن من توی دعواتون دخالت نمی‌کنم چون ممکنه پسر خودم مقصر باشه و اگر ازت حمایت کنم فردا هر غلطی دلت خواست می‌کنی.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
کوهنوردی می‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود کند. پس از سال‌ها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد. به صعودش ...
Media Removed
کوهنوردی می‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود کند. پس از سال‌ها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد. به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی‌شد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی‌توانست چیزی ببیند حتی ماه و ستاره‌ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند. کوهنورد همان‌طور ... کوهنوردی می‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود کند. پس از سال‌ها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد. به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی‌شد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی‌توانست چیزی ببیند حتی ماه و ستاره‌ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند. کوهنورد همان‌طور که داشت بالا می‌رفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمام‌تر سقوط کرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی‌اش را به یاد می‌آورد. داشت فکر می‌‌کرد چقدر به مرگ نزدیک شدهست که ناگهان دنباله طنابی که به دور کمرش حلقه خورده بود بین شاخه های درختی در شیب کوه گیر کرد و مانع از سقوط کاملش شد. در آن لحظات سنگین سکوت، که هیچ امیدی نداشت از ته دل فریاد زد: خدایا کمکم کن
ندایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه می‌خواهی؟- نجاتم بده خدای من!- آیا به من ایمان داری؟- آری. همیشه به تو ایمان داشته‌ام- پس آن طناب دور کمرت را پاره کن!کوهنورد وحشت کرد. پاره شدن طناب یعنی سقوط بی‌تردید از فراز کیلومترها ارتفاع. گفت: خدایا نمی‌توانم.خدا گفت: آیا به گفته من ایمان نداری؟کوهنورد گفت: خدایا نمی توانم. نمی‌توانم.روز بعد، گروه نجات گزارش داد که جسد منجمد شده یک کوهنورد در حالی پیدا شده که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود و تنها دو متر با زمین فاصله داشت
Read more
. . #Fantastic_Beasts_and_Where_to_Find_Them (2016) ساخته‌ی #دیوید_یيتس . "یيتس" رو ...
Media Removed
. . #Fantastic_Beasts_and_Where_to_Find_Them (2016) ساخته‌ی #دیوید_یيتس . "یيتس" رو تقریبا همه کسایی که سری فیلم‌های #هری_پاتر رو دیدن میشناسن و با کاراش آشنا هستن. به نظر میرسه انتخاب او برای کارگردانی این سری پنجگانه از طرف تهیه ‌کنندگان چندان دور از ذهن نبود. داستان این فیلم روایتگر ... .
.
#Fantastic_Beasts_and_Where_to_Find_Them (2016)
ساخته‌ی #دیوید_یيتس
.
"یيتس" رو تقریبا همه کسایی که سری فیلم‌های #هری_پاتر رو دیدن میشناسن و با کاراش آشنا هستن. به نظر میرسه انتخاب او برای کارگردانی این سری پنجگانه از طرف تهیه ‌کنندگان چندان دور از ذهن نبود.
داستان این فیلم روایتگر حدودا هفتاد سال قبل تر از دوران "هری پاتر" هست. اگر از طرف داران "هری پاتر" باشید حتما به خاطر دارید که "هری" در هاگوارتز یک کتاب درسی هم‌نام با عنوان فیلم را میخواند. "نیوت" جادوگریه که به مطالعه حیوانات جادویی مشغوله و سعی می‌کنه ویژگی‌های منحصر به فرد هر کدام از این موجودات رو پیدا کنه. او بنا به دلیلی به آمریکا میاد و درگیر اتفاقاتی میشه.
در این فیلم شاهد چندین خط داستانی هستیم که برای پی بردن به انتهای آن‌ها بایستی منتظر قسمت‌های بعدی آن باشیم. از طرف دیگر به تصویر کشیدن حیوانات جادویی متعدد باعث پدید آمدن موقعیت‌ هیجان‌انگیز، دلهره‌آور و بعضا خنده‌داری در طول فیلم شده که به جذابیت بیشتر فیلم افزوده است. به خاطر همین ویژگی‌ها بی انصافیه که موفقیت این اثر رو صرفا مرهون سری فیلم‌های هری پاتر دونست.
این فیلم تلاش کرده که از زیر سایه سنگین هری پاتر بیرون بیاد به همین خاطر به جز صدای دامبلدور از هیچ فرد و یا المان خاصی که بیننده رو به یاد هری پاتر بندازه استفاده نشده.
.
#اسکار:
برنده اسکار بهترین #طراحی_لباس
.
نمره ی پیج: ۷.۹
.
#CN__Review
#CN__Fantastic_Beasts_and_Where_to_Find_Them
#CN__David_Yates
#CN__Eddie_Redmayne
#CN__Katherine_Waterston
#CN__Ezra_Miller
#CN__Collin_Farrell
#CN__Johnny_Depp
#CN__Sam_Redford
#CN__Scott_Goldman
#CN__Tim_Bentinck
#CN__2016
#CN__
.
Read more
میدون دوم دستگیر شد الو سلام سوفیا... عشقم... گوش کن... من را گرفتند و الان بازداشتم... خواستم ...
Media Removed
میدون دوم دستگیر شد الو سلام سوفیا... عشقم... گوش کن... من را گرفتند و الان بازداشتم... خواستم از زبان خودم بشنوی... چی؟ نه بابا! قتل؟ بابای تو را کشتم؟ نه... گوش کن... اصلا جرمم قتل نیست که بابای تو را کشته باشم... هان؟ چی؟ به اتهام تجاوز به نوجوانان؟ در مدرسه؟ در سفر؟ استغفرالله... این چه حرفی ... میدون دوم دستگیر شد

الو سلام سوفیا... عشقم... گوش کن... من را گرفتند و الان بازداشتم... خواستم از زبان خودم بشنوی... چی؟ نه بابا! قتل؟ بابای تو را کشتم؟ نه... گوش کن... اصلا جرمم قتل نیست که بابای تو را کشته باشم... هان؟ چی؟ به اتهام تجاوز به نوجوانان؟ در مدرسه؟ در سفر؟ استغفرالله... این چه حرفی است می‌زنی... چی گفتی؟ به دلیل خوردن مال مردم؟ نه عزیزم... هان؟ به دلیل تبدیل پول به کود؟ نه گلم... چی؟ به اتهام ایجاد یأس عمومی و ناامیدی؟ نه جانم... به دلیل پخش برنامه‌ای که منجر به آبروریزی دیگران شده؟ نه قشنگم... چی؟ هان؟ به دلیل استفاده از رانت و ضربه‌زدن به اقتصاد؟ نه عزیزم... چی؟ به دلیل اختلاس؟ به دلیل املاک نجومی؟ به دلیل ازبین‌بردن بیت‌المال و خرج آن در تبلیغات انتخابات؟ نه عشقم... چی؟ به دلیل اینکه اقتصاد را چیز کردم؟ نه عزیزم... هان؟ به دلیل اینکه حقوق آدم‌ها را رعایت نمی‌کنم و به آزادی‌های دوستانم وقعی نمی‌نهم؟ نه عزیزم... هان؟ چی؟ به این دلیل که اجازه نمی‌دهم تو لباس دلخواهت را بپوشی یا ... ؟ نه عشقم... نه سوفیا... به دلیل ایجادکردن فاصله طبقاتی در جامعه؟ ... چی؟ به دلیل بی‌ارزش‌کردن پول؟ نه عشقم... هان؟ گوش کن... آخر اجازه نمی‌دهی بگویم! ببین؛ روم به دیوار من را به این دلیل که مدیر یک گروه آشپزی در تلگرام هستم قرار است دستگیر کنند. واقعا شرمنده‌ام... چی؟ نه غیراخلاقی نبوده... نهایتا توی گروه یاد دادم خامه را بریزند روی توت‌فرنگی و عشق کنند... واقعا شرمنده... من را ببخش سوفیا... یک‌بار هم فیلم تهیه کیک هلو را گذاشتم توی کانال... واقعا پشیمانم... چی؟ جای اینکه بروم توی تلگرام، کاش اختلاس می‌کردم که راحت ردم را نزنند؟ حق داری... الو... قطع نکن... .

#پوریا_عالمی
#روزنامه_شرق
Read more
. . با خود می اندیشم آن که از پس آزار من بر آمد اینک در کدام نقطه از جهان آرمیده است وقتی که چای می نوشد و به بخار پیچنده بر بازدم می نگرد به یاد کدام خاطره می افتد چرا نمی توانم باور کنم که واقعی نبوده است؟ وقتی که دوست می داری فریفته شوی داستان طعم دیگری پیدا می کند وقتی شیشه غبار گرفته را پاک می کنی ... .
.

با خود می اندیشم آن که از پس آزار من بر آمد اینک در کدام نقطه از جهان آرمیده است
وقتی که چای می نوشد و به بخار پیچنده بر بازدم می نگرد
به یاد کدام خاطره می افتد
چرا نمی توانم باور کنم که واقعی نبوده است؟
وقتی که دوست می داری فریفته شوی داستان طعم دیگری پیدا می کند
وقتی شیشه غبار گرفته را پاک می کنی شاید قبل از آن حروفی را با سر انگشت بر شیشه نوشته باشی
حروفی که برای من آغاز و پایان شاهنامه ایست و برای تو حکایت عادت و بی درمانی
با خود می اندیشم حافظه شاهراهیست به سمت بی گرانگی وحشت
به سمت رویاهای شبانه ای که در حباب واقعیت می ترکند
و تو را تنها می گذارند
با حقایقی که مدت ها پنهان بوده اند
.
.
.
#پریاتفنگساز
.
.
#شعر
#ادبیات
از #عاشقانه ها
.
.
Read more
ضميمه ی طنز بی قانون چهارشنبه، نوزده اردیبهشت نود و‌ هفت ______ «نی نی ام، تو چرا شاخ نبودی» بچه ...
Media Removed
ضميمه ی طنز بی قانون چهارشنبه، نوزده اردیبهشت نود و‌ هفت ______ «نی نی ام، تو چرا شاخ نبودی» بچه ام سلام. الان که دارم این ها برایت می نویسم تازه جیشت را کرده ای و خوابیده ای و این جور که دارد صدایش هم می آید وارد فاز دوم اجابت مزاجت شده ای. فرزند نحیف و لاغرم، خیلی دوستت دارم ولی نمی دانم چرا تو اندازه ... ضميمه ی طنز بی قانون
چهارشنبه، نوزده اردیبهشت نود و‌ هفت
______
«نی نی ام، تو چرا شاخ نبودی»
بچه ام سلام. الان که دارم این ها برایت می نویسم تازه جیشت را کرده ای و خوابیده ای و این جور که دارد صدایش هم می آید وارد فاز دوم اجابت مزاجت شده ای. فرزند نحیف و لاغرم، خیلی دوستت دارم ولی نمی دانم چرا تو اندازه ی نخود هم از استانداردهای بچه های مردم در اینیستاگرام بهره نبرده ای. باور کن من طی کل زمان بارداری ام همه ی عکس های<شتین مامان> و <فریانس رویای باباش> را با آن لپ های خوشگل گلی و آن موهای طلایی شان لایک کردم تا بلکه تو هم کمی شبیه آن ها شوی. اما نمی دانم چرا شبیه شلغم پخته از آب در آمدی. نازنینم، حالا این ها به کنار تو حتی یکی از استعدادهای نی نی های این پیج ها را نداری. اصلا نی نی آن پیج معروف را دیده ای که یک سالش نشده سه تا سه تا دمبل می زند و تازه اسم مامان بابایش را هم بلد است به انگلیسی بگوید. آن وقت تو عزیزکم؟ تازگی ها فقط یاد گرفته ای پستانکت را به جای فرو کردن توی سوراخ دماغت، در دهانت هل بدهی. جگر گوشه ی به خواب رفته ام، کاش میشد تو هم یک بار توی آتلیه ی آقا ناصر مثل این نی نی ها فیگورهای آن چنانی می گرفتی. آخر تا الان هر چه ازت عکس گرفته ایم توی تمام شان یا فینت آویزان است یا داری از ته حنجره وق می زنی! اصلا همه ی این ها به درک. کاش توی این مدت دو دقیقه پیش بابایت می ماندی تا من مثل مامان های شیک بروم در کافه بنشینم و اینیستا میت برگزار کنم. خلاصه که حیف که هیچ کدام این ها نشد و تو یک نی نی بی ریخت بی اعصاب شدی تا من کماکان حسرت بخورم و برای همان شاخ نی نی ها بوس و قلب هایم را بگذارم.
Read more
Loading...
Load More
Loading...