Loading Content...

دانه به دل انار

Loading...


Unique profiles
13
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Sanandaj, Iran, كربلاء المقدسة
Average media age
695.2 days
to ratio
13
آسمان ، آبی تر ، آب ، آبی تر ، من در ایوانم ، رعنا سر حوض . رخت می شوید رعنا . برگ ها می ریزد. مادرم صبحی ...
Media Removed
آسمان ، آبی تر ، آب ، آبی تر ، من در ایوانم ، رعنا سر حوض . رخت می شوید رعنا . برگ ها می ریزد. مادرم صبحی می گفت : موسم دلگیری است . من به او گفتم : زندگانی سیبی است ، گاز باید زد با پوست . زن همسایه در پنجره اش ، تور می بافد ، می خواند .  من * ودا * می خوانم ، گاهی نیز  طرح می ریزم سنگی ، مرغی ، ابری . آفتابی ... آسمان ، آبی تر ،
آب ، آبی تر ،
من در ایوانم ، رعنا سر حوض .

رخت می شوید رعنا .
برگ ها می ریزد.
مادرم صبحی می گفت : موسم دلگیری است .
من به او گفتم : زندگانی سیبی است ، گاز باید زد با پوست .
زن همسایه در پنجره اش ، تور می بافد ، می خواند . 
من * ودا * می خوانم ، گاهی نیز 
طرح می ریزم سنگی ، مرغی ، ابری .

آفتابی یکدست .
سارها آمده اند .
تازه لادن ها پیدا شده اند .
من اناری را ، می کنم دانه ، به دل می گویم :
خوب بود این مردم ، دانه های دلشان پیدا بود .
می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم .
مادرم می خندد .
رعنا هم .

سهراب سپهری
Read more
Loading...
..... من انارى را ميكنم دانه به دل ميگويم خوب بود اين مردم،دانه هاى دلشان پيدا بود. مى پرد در ...
Media Removed
..... من انارى را ميكنم دانه به دل ميگويم خوب بود اين مردم،دانه هاى دلشان پيدا بود. مى پرد در چشمم آب انار :اشك ميريزم..... . . . "سهراب سپهرى" . . . . Fhoto [email protected] @_mohammadfoad_ ..... من انارى را ميكنم دانه به دل ميگويم

خوب بود اين مردم،دانه هاى دلشان

پيدا بود.

مى پرد در چشمم آب انار :اشك
ميريزم.....
. .
.
"سهراب سپهرى"
.
.
.
.
Fhoto [email protected]
@_mohammadfoad_
آسمان آبی تر آب آبی تر من درایوانم رعنا سر حوض رخت می شوید رعنا برگ ها می ریزد مادرم صبحی می گفت :‌ موسم ...
Media Removed
آسمان آبی تر آب آبی تر من درایوانم رعنا سر حوض رخت می شوید رعنا برگ ها می ریزد مادرم صبحی می گفت :‌ موسم دلگیری است من به او گفتم : زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد باا پوست زن همسایه در پنجره اش تور می بافد می خواند من ودا می خوانم گاهی نیز طرح می ریزم سنگی ‚ مرغی ‚ ابری آفتابی یکدست سارها آمده اند تازه ... آسمان آبی تر
آب آبی تر
من درایوانم رعنا سر حوض
رخت می شوید رعنا
برگ ها می ریزد
مادرم صبحی می گفت :‌
موسم دلگیری است
من به او گفتم : زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد باا پوست
زن همسایه در پنجره اش تور می بافد می خواند
من ودا می خوانم گاهی نیز
طرح می ریزم سنگی ‚ مرغی ‚ ابری
آفتابی یکدست
سارها آمده اند
تازه لادن ها پیدا شده اند
من اناری را می کنم دانه به دل می گویم
خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود
می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم
مادرم می خندد
رعنا هم

شعر از سهراب سپهریه

عکس هم مربوط به لاهیجانه
Read more
من اناری را، میکنم دانه، به دل میگویم: خوب بود این مردم، دانه های دلشان پیدا بود. میپرد در چشمم آب ...
Media Removed
من اناری را، میکنم دانه، به دل میگویم: خوب بود این مردم، دانه های دلشان پیدا بود. میپرد در چشمم آب انار: اشک میریزم. مادرم میخندد. رعنا هم. #سهراب_سپهری من اناری را، میکنم دانه، به دل میگویم:
خوب بود این مردم، دانه های دلشان پیدا بود.
میپرد در چشمم آب انار: اشک میریزم.
مادرم میخندد.
رعنا هم.
#سهراب_سپهری
. شعری بسیار زیبا به اسم ((انار)) بخونید و لذت ببرید. . عاشق شده است دانه به دانه هزار بار دل خون ...
Media Removed
. شعری بسیار زیبا به اسم ((انار)) بخونید و لذت ببرید. . عاشق شده است دانه به دانه هزار بار دل خون و سینه چاک و برافروخته انار فریاد بی صداست ترک های پیکرش از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان بسته حنا به پینهء دستان شاخسار در سرزمین گرم،انار آتشین شود یاقوت ... .
شعری بسیار زیبا به اسم ((انار)) بخونید و لذت ببرید.
.
عاشق شده است دانه به دانه هزار بار
دل خون و سینه چاک و برافروخته انار

فریاد بی صداست ترک های پیکرش
از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار

پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان
بسته حنا به پینهء دستان شاخسار

در سرزمین گرم،انار آتشین شود
یاقوت را می آورد آتشفشان به بار

با دست خود به حوصله پنهان نموده است
یک دانه از بهشت در او آفریدگار

آن میوه ای که ساخته تسبیحی از خودش
شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار
آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود
چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار

آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است
در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار

نامی که داده است به زن قیمتی دگر
نامی که داده است به مردان هم اعتبار

آن نام را می آورم ،اما نه بی وضو
دل را به آب میزنم ،اما نه بی گدار

جبر آن زمان که پشت در خانه اش نشست
برخاست آن قیامت عظمی به اختیار

رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل
گویی محمد است به معراج رهسپار

شد عرصه گاه تنگ ،ولی ماند پشت در
چون ماندن علی به اُحد ماند، استوار

برگشت زخم خورده ،ولی فاتح نبرد
چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار

در خون خضاب شد تن یاران بعد از او
آنها که نام "فاطمه" را میزنند جار

من از کدام یک بنویسم که بوده اند
حجاج ها به ورطه ء تاریخ بی شمار

آنها که با غرور نوشتند ساختیم
دریاچه های احمری از خونِ این تبار

از کربلا به واقعه فَخ رسیده ایم
از عمق ناگوار ترین ها به ناگوار

محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت
از استخوان فاطمیان چوبه های دار

بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم
محکوم می کند حسنک را به سنگسار

در لمعه الدمشقیه جاریست همچنان
خون شهید اول و ثانی چون آبشار

اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه
نام علیست روی لبِ شیعه آشکار

بیت از هلالی جُغتایی نشسته است
از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار.
.
"جان خواهم از خدا نه یکی،بلکه صد هزار
تا صد هزار بار بمیرم برای یار"

فرق است ،فرق فاحشی از حرف تا عمل
راه است ،راه بی حدی از شعر تا شعار

اینک مدافعان حرم شعله پرورند
تا در بیاورند از آن دودمان دمار

با تیغ آبدیده ای از نوع اعتقاد
با اعتقاد محکمی از جنس ذوالفقار

زهراست مادر من و من بی قرار او
آن نام را می آورم آری به افتخار

آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز
پیغمبران پیاده می آیند و او سوار

فریاد می زنند که سر خم کنید ،هان
تا از صراط بگذرد آیات سجده دار

هرجا نگاه میکنم آنجا مزار اوست
پنهان و آشکار چنان ذات کردگار‌

اینها که گفته ایم یکی بود از هزار
اما هنوز شیعه مصمم،امیدوار....
.
#سید_حمیدرضا_برقعی
Read more
♡ لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد… سرخ سرخ گل ها انار شد… داغ داغ هر اناری هزار تا ...
Media Removed
♡ لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد… سرخ سرخ گل ها انار شد… داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود… دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید خدا ...
لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد
گل داد… سرخ سرخ
گل ها انار شد… داغ داغ
هر اناری هزار تا دانه داشت
دانه ها عاشق بودند
دانه ها توی انار جا نمی شدند
انار کوچک بود…
دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت
خون انار روی دست لیلی چکید
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید
مجنون به لیلی اش رسید
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود
کافی است انار دلت ترک بخورد

#دلسپرده
#دل_را_به_خدا_بسپار
#شاعرانه
#عرفان_نظر_آهاری
#عارفه_شکرانه
@del3porde
Read more
Loading...
باز یلدا با طعم انار هزار رنگ ... به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی ، دور یا نزدیک ...
Media Removed
باز یلدا با طعم انار هزار رنگ ... به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی ، دور یا نزدیک در غربت اما از یاد نرفتنی ، عزیزی از دست رفته اما مانده در دل ، امسال در کنار عزیزان یا در نبودشان اگر اناری را در دستانت گرفتی چه شیرین چه ترش هر یک را به یادی وبه لبخندی به کام ببر، اینبار یلدا را با اناری ... باز یلدا با طعم انار هزار رنگ ... به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی ،
دور یا نزدیک در غربت اما از یاد نرفتنی ،
عزیزی از دست رفته اما مانده در دل ،
امسال در کنار عزیزان یا در نبودشان اگر اناری را در دستانت گرفتی چه شیرین چه ترش هر یک را به یادی وبه لبخندی به کام ببر،
اینبار یلدا را با اناری از جنسی دیگر و با قلبی نو به خاطر بسپار،
یادت نرود که یاد کردن دل می خواهد نه دلیل...
پیشاپیش یلداتون مبارک🌹💐🌺🌸🍀🌷♥️🎉🎁🎊🎈
Read more
. . . برایش نوشتم "خوبی؟" جواب داد "نه آنقَدرها که باید باشم" فهمیدم باز همسرش را فرستاده أند ...
Media Removed
. . . برایش نوشتم "خوبی؟" جواب داد "نه آنقَدرها که باید باشم" فهمیدم باز همسرش را فرستاده أند مأموریَت ، نوشتم"فکر نمیکردم عشق آدم را تا این حد بی طاقت کند ، فردا برمیگردد دیگر ، دوستِ بیقرارِ من" گفت"نشسته أم پیراهن هایش را اتو میکنم که عطرَش تویِ خانه بپیچد و دل گرفتگی از سَرَم بِپَرَد " جمله ... .
.
.

برایش نوشتم "خوبی؟"
جواب داد "نه آنقَدرها که باید باشم"
فهمیدم باز همسرش را فرستاده أند مأموریَت ، نوشتم"فکر نمیکردم عشق آدم را تا این حد بی طاقت کند ، فردا برمیگردد دیگر ، دوستِ بیقرارِ من"
گفت"نشسته أم پیراهن هایش را اتو میکنم که عطرَش تویِ خانه بپیچد و دل گرفتگی از سَرَم بِپَرَد "
جمله أش را که خواندم دلم لرزید ، یادِ شب ها و روزهایِ دلگرفتگی أم افتادم که نمیدانستم برایِ رها شدن از حالِ نامعلومِ پر از غٌصه أم چه کار باید بٌکنم فقط کاغذی برداشتمٌ برای کسی که نمیدانستم کیست نوشتم ، گاهی قربان صدقه أش رفتم ، گاهی برایش گریه کردم و گاهی قهر....
یادِ مادربزرگ اٌفتادم که وقتی دِلَش میگرفت برای پدربزرگ انار دانه میکرد و فصلِ انار اگر نبود دانه های تسبیحِ پدربزرگ را چند دور می چرخاند و برای سلامتی أش صلوات میفرستاد...
یادِ عمه مریم افتادم که وقتی دِلَش میگرفت برایِ همسرش کیکِ شکلاتی می پٌختٌ رویش را با خامه و کمپوتِ سیب تزئین میکرد...
یادِ رویا خانوم که وقتی دَلَش میگرفت برایِ مَردَش پیراهن هایِ چهارخانه میدوختٌ اشک هایش را لابه لای تارو پودهایِ پارچه جا میگذاشت...
یادِ تمامِ زن هایی که دِلگرفتگی هایشان را به عشقِ مَردی فراموش میکنند و با خودم گفتم همه ی زن ها باید مَردی را داشته باشند که وقتی دِلشان گرفت گوشه ای بنشینند اَخم هایِ پیراهنش را باز کنند ، برایش انار دانه کنند ، کیک بپَزَند ، سلامتی أش را از خدا بخواهند و به یادش رٌژِ لبِ قرمز بزنند و لاک هایِ رنگی...
نبودنِ یک مَرد تویِ زندگی هَر زَنی میتواند شروعِ تمامِ دلگرفتگی های دنیا باشد...
برایِ همین است که میگویم همه ی زن ها باید مردی را داشته باشند
یا در کنارشان
یا در
خیالشان.....
.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
.

#نازنین_عابدین_پور
Read more
Loading...
باز یلدا با طعم انار هزار رنگ ... به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی ، دور یا نزدیک در ...
Media Removed
باز یلدا با طعم انار هزار رنگ ... به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی ، دور یا نزدیک در غربت اما از یاد نرفتنی ، عزیزی از دست رفته اما مانده در دل ، امسال در کنار عزیزان یا در نبودشان اگر اناری را در دستانت گرفتی چه شیرین چه ترش هر یک را باز یلدا با طعم انار هزار رنگ ... به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی ، دور یا نزدیک در غربت اما از یاد نرفتنی ، عزیزی از دست رفته اما مانده در دل ، امسال در کنار عزیزان یا در نبودشان اگر اناری را در دستانت گرفتی چه شیرین چه ترش هر یک را
 #شهریور عاشق انار بود اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد آخر انار شاهزاده ی باغ بود تاج انار کجا ...
Media Removed
#شهریور عاشق انار بود اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد آخر انار شاهزاده ی باغ بود تاج انار کجا و #شهریور کجا؟! انار اما فهمیده بود، می خواست بگوید او هم عاشق #شهریور است اما هر بار تا میرسید، فرصت #شهریور تمام میشد.. نه #شهریور به انار میرسید و نه انار می توانست #شهریور را ببیند دانه ... #شهریور
عاشق انار بود
اما
هیچ وقت حرف دلش را
به انار نزد
آخر
انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا
و #شهریور کجا؟! انار اما فهمیده بود،
می خواست بگوید
او هم عاشق #شهریور است
اما
هر بار تا میرسید،
فرصت #شهریور تمام میشد..
نه #شهریور به انار میرسید
و نه انار می توانست
#شهریور را ببیند
دانه های دلش خون شد
و ترک برداشت
سال هاست انار سرخ است..
سرخ از داغی و تندی عشق
و قرن هاست
#شهریور بوی پاییز می دهد.. شهريورتون زيبا و دل انگيز ...
Read more
آ باز یلدا با طعم انار هزار رنگ... به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی، دور یا نزدیک ...
Media Removed
آ باز یلدا با طعم انار هزار رنگ... به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی، دور یا نزدیک در غربت اما از یاد نرفتنی، عزیزی از دست رفته اما مانده در دل، امسال در کنار عزیزان یا در نبودشان اگر اناری را در دستانت گرفتی چه شیرین چه ترش هر یک را به یادی و به لبخندی به کام ببر، این بار یلدا را با اناری ... آ
باز یلدا با طعم انار هزار رنگ...
به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی، دور یا نزدیک در غربت اما از یاد نرفتنی،
عزیزی از دست رفته اما مانده در دل،
امسال در کنار عزیزان یا در نبودشان اگر اناری را در دستانت گرفتی چه شیرین چه ترش هر یک را به یادی و به لبخندی به کام ببر، این بار یلدا را با اناری از جنسی دیگر و با قلبی نو به خاطر بسپار،
یادت نرود که یاد کردن دل می خواهد نه دلیل...
🌹شب یلداتون مبارک🌹
.
🌼بازهم شب یلدایی دیگر و هنرنمایی مادر عزیزتر از جان و یادگار و به یاد ماندنی تا ابد🌼
.
۳۰/آذر/۹۶
Read more
معاشران گره از زلف یار باز کنید  شبى خوش است بدین قصه اش دراز کنید حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید ...
Media Removed
معاشران گره از زلف یار باز کنید  شبى خوش است بدین قصه اش دراز کنید حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد. شب یلداست؛ شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛ شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود. یلدا، مجالى است براى ... معاشران گره از زلف یار باز کنید 
شبى خوش است بدین قصه اش دراز کنید
حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد.
شب یلداست؛ شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛ شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود.
یلدا، مجالى است براى تکرار هر آنچه روزگارى، سرمشق خوبى هایمان بوده اند و امروز بر روى طاقچه عادت هایمان غبار مى گیرند.
یلدا، تو که مى آیى، بزرگ ترهاى شاید فراموش شده، دوباره به جوان ترهاى مهمان، به گرمى لبخند مى زنند.
یلدا، تو که مى آیى، طعم گرم و صمیمى گرد هم آمدن خانواده ها را دوباره مى توان حس کرد.
یلدا، تو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایى که در چشم هایت مى درخشند، اى خواستنى ترینِ شب ها! طعم تو، به اندازه همه صبح هاى دل انگیز آفتابى بهار، شیرین است.
امشب، میوه سربسته حرف هایمان را روبه روى هم مى گذاریم تا طعم شیرین دوستى را به کام زمستانى روزگار بچشانیم.
تنها چند دقیقه ناقابل مى تواند از یک شب عادى، شب یلدا بسازد؛ ولى با هم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است.
شب یلدا، «شب عاشقان بی دل» آکنده از عطر مهربانی، سرشار از ترنّم عشق و لبریز از تبسّمِ آینده باد!
توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند زودتر صبح بشه هم هستی ؟
Read more
Loading...
یلدا جان دخترِ زیبای پاییز تو عاشقی و دست خودت نیست بین ماندن و نماندن گیر کرده‌ای و اینگونه ثانیه ها را به بازی گرفته‌ای شصت ثانیه بیشتر وقت تلف کردن بین پاییز و زمستان تو را سردرگم کرده شصت ثانیه بیشتر که برای مرور کردن خاطرات و کشتن یک عشق کافیست یلدا جان تو دل پاییز را همرنگ سرخی دانه‌های ... یلدا جان
دخترِ زیبای پاییز
تو عاشقی و دست خودت نیست
بین ماندن و نماندن گیر کرده‌ای
و اینگونه ثانیه ها را به بازی گرفته‌ای
شصت ثانیه بیشتر وقت تلف کردن
بین پاییز و زمستان تو را سردرگم کرده
شصت ثانیه بیشتر که برای مرور کردن خاطرات و کشتن یک عشق کافیست
یلدا جان تو دل پاییز را همرنگ سرخی دانه‌های انار خون کرده‌ای...
و در آخر تو خواهی رفت و به معشوقه‌ی دل سردت، دل خواهی بست
یلدا جان تو عاشقی و دست خودت نیست... شاعر: محمد خسروابادی
Read more
. . . با دست خود به حوصله پنهان نموده است یک دانه از بهشت در او آفریدگار آن میوه ای که ساخته تسبیحی ...
Media Removed
. . . با دست خود به حوصله پنهان نموده است یک دانه از بهشت در او آفریدگار آن میوه ای که ساخته تسبیحی از خودش شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار آن نام را می آورم ... .
.
.
با دست خود به حوصله پنهان نموده است
یک دانه از بهشت در او آفریدگار
آن میوه ای که ساخته تسبیحی از خودش
شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار
آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود
چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار
آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است
در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار

آن نام را می آورم ،اما نه بی وضو
دل را به آب میزنم ،اما نه بی گدار...
.
.
.
#سیدحمیدرضابرقعی
.
.
.
پنجشنبه ٩۶/١١/۵ | 2018/1/25 | #کربلا | مجموعه عکس موبایلی سفر عتبات
.
.
#انار #iraq #karbala #iphonephotography
#عکس 📷
Read more
Loading...