دست از که به

Loading...


Unique profiles
83
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Merced, California, Tehran, Iran, Tehran Province
Average media age
660.1 days
to ratio
10.1
رحمانی: نیمه اول تعویض شدم، چون اشتباه کردم بازیکن تیم سپاهان گفت که شرایط تیمش در آینده و هفته‌های ...
Media Removed
رحمانی: نیمه اول تعویض شدم، چون اشتباه کردم بازیکن تیم سپاهان گفت که شرایط تیمش در آینده و هفته‌های بعدی لیگ برتر بهتر خواهد شد. به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد ، بختیار رحمانی در گفت‌وگو با میزان، درباره تساوی دو - دو سپاهان مقابل پارس جنوبی جم در هفته ششم لیگ برتر اظهارداشت: ما برای کسب 3 امتیاز ... رحمانی: نیمه اول تعویض شدم، چون اشتباه کردم

بازیکن تیم سپاهان گفت که شرایط تیمش در آینده و هفته‌های بعدی لیگ برتر بهتر خواهد شد.
به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد ، بختیار رحمانی در گفت‌وگو با میزان، درباره تساوی دو - دو سپاهان مقابل پارس جنوبی جم در هفته ششم لیگ برتر اظهارداشت: ما برای کسب 3 امتیاز به جم رفته بودیم، اما بازی به گونه‌ای پیش رفت که دقایق آخر توانستیم گل مساوی را بزنیم. نباید به راحتی موقعیت‌ها را از دست بدهیم که به این شرایط کشیده شود.
وی افزود: درست است که لیاقت سپاهان بیشتر از این جایگاه است، اما شک نکنید که شرایط تیم بهتر خواهد شد. ما باید از موقعیت‌های‌مان استفاده کرده و امتیاز از دست ندهیم. مخصوصا امتیازات نیم فصل اول که برای همه تیم‌ها اهمیت دارد.
بازیکن تیم سپاهان در خصوص تعویضش در نیمه اول تصریح کرد: در یک لحظه تماشاگران سوت زدند که فکر کردم داور خطا گرفته است، اشتباه کردم و همین موضوع باعث شد که امیر قلعه‌نویی تصمیم بگیرد چند دقیقه بعد تعویضم کند. من روی این صحنه مرتکب اشتباه شدم، اما به تصمیم قلعه‌نویی احترام می‌گذارم
Read more
Loading...
. از اوایل نوجوانی عطش نوشتن داشتم، شاید کمی سبک‌سر و بی‌پروا. به هرحال باید موضوعی برای نوشتن پیدا ...
Media Removed
. از اوایل نوجوانی عطش نوشتن داشتم، شاید کمی سبک‌سر و بی‌پروا. به هرحال باید موضوعی برای نوشتن پیدا می‌شد و چه بهتر وقتی پیدا نمی‌شد! آن‌وقت بود که به درون خودم می‌خزیدم و دل و روده‌های روانم را با ولع بیرون می‌کشیدم و می‌ریختم روی صفحه‌ی بخت‌برگشته و تا سیاهِ سیاهش نمی‌کردم دست بردار نبودم. آرام ... .
از اوایل نوجوانی عطش نوشتن داشتم، شاید کمی سبک‌سر و بی‌پروا. به هرحال باید موضوعی برای نوشتن پیدا می‌شد و چه بهتر وقتی پیدا نمی‌شد! آن‌وقت بود که به درون خودم می‌خزیدم و دل و روده‌های روانم را با ولع بیرون می‌کشیدم و می‌ریختم روی صفحه‌ی بخت‌برگشته و تا سیاهِ سیاهش نمی‌کردم دست بردار نبودم. آرام آرام طبع شعری که از میان کروموزوم‌های پدرم قاچاقی و بی‌هوا در رگ‌های جانم ریخته‌بود شکوفا گردید و نتیجه‌اش کتاب شعری شد که در سال ١٣٧٧ به زیور طبع آراسته شد و لوح تقدیری از جشنواره ١١٠ جوان برگزیده کشور کف دستم نهاد.
بعد از انتشار آن نخستین کتاب البته علاقه‌ام به سرودن شعر کلاسیک رو به افول نهاد و تمایل به شعر سپید و نفس نوشتن باز بیشتر گریبانم را گرفت. با خود گفتم خب! لااقل آن یک کتاب یادگار می‌ماند تا نگویند چون نمی‌توانست شعر موزون بگوید اسم خزعبلاتش را شعر سپید گذاشت!
از آن به بعد شده‌بودم مثل یک نانوایِ ناشی که انواع آرد و خمیر را با شیوه‌های گوناگون به دل تنور می‌زند و امتحان می‌کند و لابلای مایه‌ی خمیرش قطره‌ای از جوهر روان خود می‌چکاند چندان‌که نتوان به روشنی دریافت.
نوشتم و هر قالبی را آنقدر مشت زدم و به دیواره‌ی تنور چسباندم که آنچه از آنِ من بود یافتم.
بعدها فضای مجازی همچو تنوری ماشینی با فناوری جدید به دامم افکند و سروده‌ها و نوشته‌های ریز و درشتم را بر دیواره‌ی این تنور ماشینیِ تازه از گرد راه رسیده آزمودم.
اینک تنوری مألوف در این نانواییِ هزارتو دارم و آنچه از فکر و روانم که دوست‌تر می‌دارم بر در و دیوارش می‌کوبم. این گوشه، تنور من برپا است، با شعر و نثر و طنز و دانش و جهلی که از آن من است.
اینجا آنچه می‌خواهم و آن‌گونه که می‌پسندم می‌نویسم. هر از گاهی آشنایی یا غریبه‌ای مذمت‌گر از راه می‌رسد، روبروی صفحه‌ام می‌ایستد و با لحنی حق به جانب و قیّم‌مآبانه می‌فرماید که چه بنویسم و چه ننویسم، چگونه بنویسم و چگونه ننویسم. برای این افراد دکمه‌ای مستطیلی شکل بالای تنور تدارک دیده شده‌است که به محض فشردن از برابر دیدگانشان محو خواهم‌شد، چندان که گویی هرگز نبوده‌ام...
برای آنان که می‌مانند هم چیز زیادی ندارم جز نان، گاهی سوخته، گاه خمیر و گاه چنان دلچسب که هر روزه‌داری را به شکستنِ بی‌پشیمانیِ روزه‌اش فرامی‌خواند...
امیرفرهاد حنیف زادگان
١آذر١٣٩٧
Read more
بهشت، کوچک بود. آدم هرجای بهشت می ایستاد می توانست حوا را ببیند. می توانست ببیند که حوا مثلا دارد گیسوانش ...
Media Removed
بهشت، کوچک بود. آدم هرجای بهشت می ایستاد می توانست حوا را ببیند. می توانست ببیند که حوا مثلا دارد گیسوانش را می بافد،می اندازد روی کتف برهنه، زیر تیغ آفتاب. می توانست ببیند که حوا دارد با کبوتری پرسپید معاشقه می کند به رسم نوازش. می توانست یییند حوا دارد گلی سرخ را می چیند و کنار موهایش می گذارد و در آیینه ... بهشت، کوچک بود. آدم هرجای بهشت می ایستاد می توانست حوا را ببیند. می توانست ببیند که حوا مثلا دارد گیسوانش را می بافد،می اندازد روی کتف برهنه، زیر تیغ آفتاب. می توانست ببیند که حوا دارد با کبوتری پرسپید معاشقه می کند به رسم نوازش. می توانست یییند حوا دارد گلی سرخ را می چیند و کنار موهایش می گذارد و در آیینه صاف چشمه به خودش لبخند می زند. می توانست ببیند که حوا برهنه در رودخانه شنا می کند و صنوبرهای کنار رود مست شده اند از لذت تماشا. بهشت کوچک و امن بود و آدم آسوده. آدم هراسی نداشت، اندوهی نداشت. دلش نمی گرفت، که مرهم همه دردها را همیشه کنار خود داشت.
گذشت و میوه گناه را چیدند و رانده شدند به زمین. به زمین وسیع. به زمین ترسناک. به زمین، که بعد از آن بهشت ساکت آرام، جهنم هولناکی بود از صدا و دوری و غریبه. حوا، از بهشت با خودش لبخند و رقص و آغوش و بوسه را آورده بود و کمی صبر، اما آدم دست خالی آمده بود. با خودش فکر کرده بود دارد حوا را با خودش می برد و زمین هر جهنمی هم که باشد، با تماشای حوا بهشت است.
آدم، آدم ساده. خبر نداشتی در زمین دوری و فاصله در کمین توست، نه؟ خبر نداشتی حوا یاد می گیرد به بی اعتنایی عذابت کند؟ بمیرم برایت پدر. بمیرم برای سرنوشت شوم مقدرت. اگر می دانستی لابد با خودت امید و طاقت از یهشت می آوردی. کاش یاد گرفته بودی از عذاب ابتلا دور بمانی، که نه خودت زحرکش شوی ودر همه غارهای دنیا به همه خدایان سجده کنی درالتماس راهی برای برگشتن به بهشت کوچک امنت، و نه ما فرزندان آزرده تو این همه سرگردان بودیم در همه شهرهای دنیا، زخم خورده فاصله و عطش‌مرده دوری. نیمی از ما به تو رفتیم و شدیم دیوانه های صبور دل پرست که با بی اعتنایی می میرند و به حرفی ساده زنده می شوند، نیمی از ما به مادرمان حوا شبیه شدیم که ساکت و سرد و سنگی به هر دوستت دارمی با تکان دادن سری جواب بدهیم، یا به سکوتی سنگین.
دنیا خرابه های جنون است پدر. خوش به حالت که نیستی ببینی.
#حمیدسلیمی
#lunareclipse2018 #lunareclipse #بام_ایلام #بام_ایلام #خسوف_القمر #ig_mood #ig_color #ig_shotz #ig_flowers #ig_captures #ir_ig #ir_image #ir_photographer #ir_photographers_club #insta_iran #iran_photographer #iranian_photography #iran_aks_mobile #aksine #akasbashi #akasi #aks_ir #akas_khooneh #bartareenha
Read more
. این روزها از هر تین‌ایجری بپرسی كه چه فیلم و سریالی می‌بینی لیست امتیازهای سریال‌ها را برایت ردیف ...
Media Removed
. این روزها از هر تین‌ایجری بپرسی كه چه فیلم و سریالی می‌بینی لیست امتیازهای سریال‌ها را برایت ردیف می‌کند و از تاریخ ریلیز فیلم‌هایش می‌گوید. اما بعضی از مادرها این‌طور نیستند. آن‌ها شاخص‌ترین درامی که دیده‌اند لحظه‌ای بود که بازیگر در سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد نگاهی به دست‌های پیر ... .
این روزها از هر تین‌ایجری بپرسی كه چه فیلم و سریالی می‌بینی لیست امتیازهای سریال‌ها را برایت ردیف می‌کند و از تاریخ ریلیز فیلم‌هایش می‌گوید. اما بعضی از مادرها این‌طور نیستند. آن‌ها شاخص‌ترین درامی که دیده‌اند لحظه‌ای بود که بازیگر در سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد نگاهی به دست‌های پیر پدربزرگش می‌کند، متحول می‌شود و به قتل‌های زنجیره‌ای اعتراف می‌کند. از آن طرف هرچه از بدساخت بودن سریال برای مادر بگویی به تو می‌گویند که چقدر سنگ دلی و از احساسات هیچ نمی‌فهمی.
.
اي بعضی از مادران! کاری به سلیقه ندارم که فیلم‌های اصغر فرهادی را حوصله‌سربر می‌دانید ولی به عنوان جایگزین، فیلم هندی را انتخاب نکنید. در همه این فیلم‌ها پسر عاشق با موز دشمن‌هایش را می‌کشد. وقتی به موز دیگر احتیاج نداشت آن را می‌خورد و به دنبال عشقش می‌گردد. درست است که سلیقه هرکس محترم است ولی وقتی سر سفره غذا همه مجبوریم فیلمی ببینیم که در آن پدر می‌گوید «دیگه مزاحم دختر من نشو». و از آن طرف پسر می‌گوید: «ولی من عاشقشم». و اشتهای‌مان را کور می‌کند دیگر قابل تحمل نیست. در این فیلم‌های هندی سپس یک ربع نمایش حرکات موزون پسر عاشق را می‌بینیم. پسر عاشق این کارها را می‌کند تا نشان دهد اگر دخترشان را ندهند تا صبح مخ پدر را می‌خورد. وقتی یک فیلم را برای مادرها می‌گذاری و از آن تعریف می‌کنی، چند دقیقه بعد می‌گویند بیا ببینم این چیه گذاشتی برام! هرچقدر هم كه به خودت فشار می‌آوری اصلا این فیلم کودک و نوجوان است و نباید سکانس نامناسبی داشته باشد، می‌فهمی مادر بسیار ناراحت شده که در این فیلم پدر و مادر جلوی فرزند با هم دعوا کردند و فیلم را غیر اخلاقی می‌داند.
.
بعضی از پدرها تلویزیون را شبکه‌های خبری می‌دانند که به اشتباه چند کانال دیگر هم دارد. ولی بین زمان‌های پخش خبر باید زمان‌شان را پر کنند. همین می‌شود که مجبور می‌شوند پای فیلم و سریال بنشینند.
.
باباها معدود افراد کره زمین هستند که بدون دیدن فیلم می‌توانند اسپویلش کنند. هنوز فیلم شروع نشده می‌گویند: «این فیلمه آخه؟ معلومه دیگه این طرف قاتله.» می‌گویم «پدر من این تبلیغات قبل فیلمه» اما همچنان حرف خودشان را می‌زنند و می‌گویند یک روز به حرفم می‌رسی.

البته باید به این هم توجه کرد که اصلا به ما چه که والدین چه سلیقه‌ای در فیلم و سریال دارند و به تاریخ ریلیز فیلم‌های خودمان برسیم.
Read more
. .برای اینکه بتوانید یک برنامه خوب داشته باشید که بعد از چند روز در اثر فشار زیاد از انجام آن دلسرد ...
Media Removed
. .برای اینکه بتوانید یک برنامه خوب داشته باشید که بعد از چند روز در اثر فشار زیاد از انجام آن دلسرد نشوید و نتوانید انجامش بدهید باید دقت کنید که بلند پروازی نداشته باشید و بر حسب توانایی های خود برنامه ریزی کنید. برای هفته اول و یا دو هفته ی اول مثل سابق درس بخوانید و برنامه ریزی نکنید. انگار اتفاقی ... .
.برای اینکه بتوانید یک برنامه خوب داشته باشید که بعد از چند روز در اثر فشار زیاد از انجام آن دلسرد نشوید و نتوانید انجامش بدهید باید دقت کنید که بلند پروازی نداشته باشید و بر حسب توانایی های خود برنامه ریزی کنید.

برای هفته اول و یا دو هفته ی اول مثل سابق درس بخوانید و برنامه ریزی نکنید. انگار اتفاقی نیافتاده است! فقط یک کاغذ و قلم دم دست داشته باشید وهرکاری که انجام میدهید را با تاریخ و زمان انجام آن ثبت کنید. برای مثال اینطور ثبت کنید: “ساعت 1 تا 1:30 ناهار خوردم، 1:30 تا 2:30 خوابیدم، 2:30 تا 4 تلویزیون فلان برنامه را تماشا کردم، 4 تا 5:30 ریاضی خواندم، 6 تا 7 ادبیات خواندم و الی آخر”. برای مدت یک هفته همین روند را حفظ کنید. هرکاری که انجام میدهید را ثبت کنید و خودتان را ملزم به ثبت وقایع کنید!

حالا بعد از یک هفته از عادت های خودتان خبر دارید و میدانید که به طور میانگین چند ساعت در روز درس میخوانید و چقدر از وقتتان را به کارهای دیگر اختصاص میدهید. تمام اینها را به صورت مکتوب در دفترچه ی خود دارید! که در ادامه نحوه ی استفاده از این اطلاعات را توضیح خواهیم داد.

اولویت بندی کارها چه اهمیتی دارد؟

گام بعدی تعیین کردن اولویت کارها بر اساس اهمیت برای رسیدن به هدف است.باید کارها را بر اساس اهمیت آنها درجه بندی کنید، آن دسته از کارها که بالاترین اهمیت را در رسیدن به هدف دارند درجه 1 خواهند بود و سایر کارهایی که اهمیت کمتری دارند در درجات بعدی از اولویت قرار میگیرند.

برنامه ریزی به صورت ماهانه
برای نوشتن برنامه باید از مقیاس بزرگ به کوچک حرکت کنید. اول هدف کلی را تعیین کردید که فرض میکنیم برای مدت یک سال است. در قدم بعدی باید برای هر ماه اهدافی را تعیین کنید (همان اهداف میان مدت) در واقع هدف اصلی را به چند هدف میان مدت تبدیل میکنید. مثلا تعیین میکنید در طی این ماه 3 فصل از درس ادبیات، 2 مبحث از ریاضیات و … را باید مطالعه کنید. بهتر است حجم مطالعه را هم مشخص کنید مثلا 100 صفحه (از صفحه ی x تا صفحه ی Y) از فلان کتاب و …

این کار را بر اساس عاداتی که ثبت کرده اید انجام بدهید و بلندپروازی نکنید. داخل یک برگه پیش بینی خودتان را از یک ماه که پیش رو دارید بنویسید. ممکن است در ابتدا این کار کمی سخت باشد ولی در مدت زمان کوتاهی خواهید توانست حتی فعالیت های یک سال را هم پیش بینی کنید!
.
. #مشاوره_کنکور #برنامه_ریزی
Read more
... نزدیک به یک فصل از آخرین جلسه ایستگاه داستان می گذرد،چند ماه از سرم گذشته،اما بیشتر دوستانم را ...
Media Removed
... نزدیک به یک فصل از آخرین جلسه ایستگاه داستان می گذرد،چند ماه از سرم گذشته،اما بیشتر دوستانم را ندیده ام. خیلی وقت است که در هیچ جلسه و مهمانی و دورهمی شرکت نکرده ام.نیازی به فکر کردن نیست، بیشتر از شش ماه است که آخرین رابطه کثافتم را تمام کرده ام. هنوز هم همان طوری ام.اخلاقم هیچ تکانی نخورده.گیتار ... ...
نزدیک به یک فصل از آخرین جلسه ایستگاه داستان می گذرد،چند ماه از سرم گذشته،اما بیشتر دوستانم را ندیده ام. خیلی وقت است که در هیچ جلسه و مهمانی و دورهمی شرکت نکرده ام.نیازی به فکر کردن نیست، بیشتر از شش ماه است که آخرین رابطه کثافتم را تمام کرده ام. هنوز هم همان طوری ام.اخلاقم هیچ تکانی نخورده.گیتار را کاور کردم که مبادا گردی بنشیند.خدای من! فقط چند واحد تا تمام شدن دوره کارشناسی ارشد فاصله داشتم.من با جدیت انصراف دادم ! این روزها بیشتر وقتم در یوتوب هزینه میشود.شب ها، بیشتر آنجام.هنوز خیال ندارم دست از سر کتاب های خوب بردارم.داستانی در سر دارم. خوب به عیشم میرسم، مثلا قمارسنگین میکنم.چاره چیست؟ باشد قبول!آگهی های استخدام را زیر و رو می کنم تا شاید فرجی شود، تا کار مناسبی پیدا کنم؟؟لعنتی! استاد ساز و آواز حرف درست را می گفت : اگر شکمت سیر نباشد نمیتوانی ساز بزنی!نمیتوانی بنویسی!نمی توانی کون به کون سیگار دود کنی و به عشق بازی ات برسی!این روزها همه دغدغه معاش دارند؛دایم دست و پا می زنند.چه دریای پر تلاطمی!ابایی ندارند از هر گونه تنازع برای بقا.استاد رزم هم بیراه نمی گفت؛آن روز همه مان را به خط کردو چند نفر را از باشگاه انداخت بیرون.گفتیم : استاد! شما بزرگی کن.شما ببخش!گفت: خفه!در این دنیا اگر بی رحم نباشی دوام نمی آوری! و حالا من مانده ام و این زرت و پرت به ظاهر اگزوتیک استاد که قرن هاست به شکل ویروسی که اتفاقا عمر زیادی هم می کند همه گیر شده ... #fucking_life

#این_روزهای_من
#این_روزهای_لعنتی
#پست_موقت
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f4e6"></span><span class="emoji emoji1f4ee"></span>📬<span class="emoji emoji2709"></span>️ #برسد_به_دست_پست _ امروز رفته بودم دفتر پستی برای ارسال چند تا بسته و خرید پاکت و کارتن. ...
Media Removed
📬️ #برسد_به_دست_پست _ امروز رفته بودم دفتر پستی برای ارسال چند تا بسته و خرید پاکت و کارتن. قیمت پست که بالا رفته بود و می‌دونستم بماند. حرفم روی هزینه‌ی اضافی و تحمیلی کارتن‌های پستیه الان. چند سال پیش یه بسته از ‌شمال به دستم رسید که روی کارتن قبلی یه کاغذ چسبونده بودن و آدرس جدید رو نوشته ... 📦📮📬✉️
#برسد_به_دست_پست
_
امروز رفته بودم دفتر پستی برای ارسال چند تا بسته و خرید پاکت و کارتن. قیمت پست که بالا رفته بود و می‌دونستم بماند. حرفم روی هزینه‌ی اضافی و تحمیلی کارتن‌های پستیه الان. چند سال پیش یه بسته از ‌شمال به دستم رسید که روی کارتن قبلی یه کاغذ چسبونده بودن و آدرس جدید رو نوشته بودن. گاهی هم بسته‌هایی برام می‌رسه که کارتن‌شون، مخصوص پست نیست. ولی متاسفانه پست اهواز اصلا چنین چیزی رو قبول نمیکنه. حتما باید از کارتن‌های پست استفاده کنی و حتما هم باید نو باشن. این یعنی تحمیل هزینه به مشترک و نابود کردن عمدی محیط زیست. به متصدی پست هم که گفتم، گفتن همین دیروز توی گروهی که با مسئولین و بقیه‌ی متصدی‌ها داریم، چندین بار تاکید کردن اصلا این کار رو نکنید که آدرس جدید رو روی کارتن‌های قبلی بنویسید! ..
آیا جهان سومی بودن چیزی غیر از اینه؟ در زمانه‌ای که تمام دنیا دارن به سمت حذف زباله و کم کردن آسیب‌ها به محیط زیست میرن ما داریم همچنان قوانینی می‌گذاریم که بیشتر و بیشتر زباله تولید کنیم، زمین و جنگل‌ها رو نابود کنیم‌ و به شهروندان‌مون هم این همه هزینه تحمیل کنیم بابت چیزی که میشه بارها و بارها ازش استفاده کرد.
..
من فقط دستم به متصدی پست منطقه‌ی خودمون می‌رسید که اتفاقا ایشون هم خیلی دغدغه‌مند بودن ولی می‌گفتن مسئولین با علم به همه‌ی این‌ها باز این کار رو می‌کنن چون سودشون در این کاره. ‌_
کمک کنید این پست رو با منشن و تگ کردن افراد و ارگان‌های مختلف و مرتبط انتشار بدیم، تا شاید روزی برسه که اداره‌ی پست بازنگری کنه در قوانین پرهزینه و ضدمحیط‌زیستانه‌ش!
_
#برسد_به_دست_شرکت_ملی_پست_جمهوری_اسلامی_ایران
_
_
#پست #خدمات_پستی #اداره_پست #پست_مرکزی #ارسال_پستی #پست_جمهوری_اسلامی_ایران #هزینه_پست #دفتر_پستی #دفاتر_پستی
_
@zerowaste_trainee
@ayehh1
Read more
<span class="emoji emoji2733"></span> #آموزش_آسانا_یوگا <span class="emoji emoji2733"></span>️آسانای سی و چهارم <span class="emoji emoji2747"></span>️مریچی آسانا (یک) <span class="emoji emoji2747"></span>️Marichyasana l <span class="emoji emoji2747"></span>️نام گذاری این ...
Media Removed
#آموزش_آسانا_یوگا ️آسانای سی و چهارم ️مریچی آسانا (یک) ️Marichyasana l ️نام گذاری این اسانا به مریچی Marichi فرزانه، پسر برهمای آفریدگار، و پدربزرگ سوریا Surya (خدای خورشید) پیشکش شده است. ️تکنیک 1. روی زمین بنشینید و پاهای خود را به جلو باز کنید. (شکل35) 2. زانوی چپ را خم ... ✳ #آموزش_آسانا_یوگا
✳️آسانای سی و چهارم
❇️مریچی آسانا (یک)
❇️Marichyasana l
❇️نام گذاری
این اسانا به مریچی Marichi فرزانه، پسر برهمای آفریدگار، و پدربزرگ سوریا Surya (خدای خورشید) پیشکش شده است. ❇️تکنیک

1. روی زمین بنشینید و پاهای خود را به جلو باز کنید. (شکل35)

2. زانوی چپ را خم کنید و کف پاشنه پای چپ را صاف روی زمین قرار دهید. استخوان ساق پای چپ عمود بر زمین است و عضله ساق پا با ران تماس پیدا می‌کند. پاشنه چپ را نزدیک میاندوراه قرار بدهید. کناره داخلی پای چپ با کناره داخلی ران راست که در حالت کشیده قرار دارد تماس پیدا می‌کند.

3. شانه سمت چپ را به سمت جلو بکشید تا زیر بغل چپ با استخوان ساق پای چپ که عمود بر زمین است تماس پیدا کند. دست چپ را پیرامون استخوان ساق پا و ران چپ بچرخانید؛ آرنج چپ را خم کنید و ساعد دست چپ را در سطح کمر به طرف پشت بپرید. سپس دست راست را به طرف پشت ببرید و مچ دست چپ (یا دست راست) را بگیرید. اگر نمی‌توانید این کار را انجام دهید کف یا انگشتان دست را بگیرید. (شکل70)

4. حالا ستون فقرات را به چپ بچرخانید و پای راست گشوده شده را صاف نگه دارید. با خیره نگریستن به انگشت شست پای راست گشوده شده در این وضعیت بمانید و چندبار نفس عمیق بکشید.

5. دم را بیرون دهید و به جلو خم شوید. به ترتیب پیشانی، بینی، لب‌ها و سرانجام چانه را روی زانوی راست قرار دهید. (شکل71) در این وضعیت شانه‌ها را به موازات زمین نگه دارید و به صورت طبیعی تنفس کنید. در حدود 30 ثانیه در این وضعیت بمانید و دقت کنید تا سرتاسر پشت پای گشوده شده روی زمین قرار گیرد.

6. دم را فرو دهید؛ سر را از زانوی راست بلند کنید (شکل70)؛ دست‌ها را رها کنید؛ پای چپ را صاف کنید و به وضعیت 1 بازگردید.

7. این حالت را به همان مدت در سمت دیگر تکرار کنید. ❇️تاثیرات

با تمرین این آسانا انگشتان دست نیرومند می‌شوند. در آسانا‌های قبلی یعنی، جانوشیرش اسانا (شکل63)، اردا بادا پادما پاسچی موتان آسانا (شکل66) و تری انگا موکا اکا پادا پاسچی موتان اسانا (شکل69) اندام‌های شکمی بر اثر گرفتن پا با دست‌ها منقبض می‌شوند اما در این حالت پاها با دست‌ها گرفته نمی‌شوند. اندام‌های شکمی با خم شدن و قرار دادن چانه روی زانوی پای گشوده شده به صورت شدید منقبض می‌شوند. با این کار خون به خوبی پیرامون اندام‌های شکمی جریان می‌یابد و آنها را سالم نگه می‌دارد. در ابتدا بعد از اینکه دست‌ها را در پشت سر گرفتید به سختی می‌توانید رو به جلو خم شوید اما بر اثر تمرین می‌توانید آن را انجام دهید. همچنین در این وضعیت قسمت عقبی ستون فقرات ورزید
Read more
Loading...
... #پست_موقت ساعاتی پیش مراسم اختتامیه یازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد برگزار شد.در بخش ...
Media Removed
... #پست_موقت ساعاتی پیش مراسم اختتامیه یازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد برگزار شد.در بخش رمان رضا امیر خانی با کتاب "ر ه ش" از نشر افق برگزیده شد و در بخش داستان کوتاه نیز صمد طاهری با مجموعه "زخم شیر "از نشر نیماژ شایسته تقدیر شد.امسال یک بخش دیگر هم به جوایز اضافه شده بود با نام:آتیه داستان ... ...
#پست_موقت
ساعاتی پیش مراسم اختتامیه یازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد برگزار شد.در بخش رمان رضا امیر خانی با کتاب "ر ه ش" از نشر افق برگزیده شد و در بخش داستان کوتاه نیز صمد طاهری با مجموعه "زخم شیر "از نشر نیماژ شایسته تقدیر شد.امسال یک بخش دیگر هم به جوایز اضافه شده بود با نام:آتیه داستان ایرانی؛بدین صورت که نزدیک به صد نفر در بنیاد ادبیات داستانی طی صد ساعت کار بیست نفر رابه عنوان نامزد این بخش معرفی کرده بودند و من و شما با مراجعه به یک لینک اینترنتی می توانستیم به آن ها رای بدهیم.سرانجام چهار نفر از میان بیست نفر به عنوان نفرات برگزیده انتخاب شدند .
در مورد جوایز، چه ادبی چه ... اصولا دو وضعیت پیش روی شما قرار دارد ؛ یک : شما اعتقادی به جایزه ادبی دارید . دو : شما اعتقادی به جایزه ادبی ندارید ؛ که در هر دو وضعیت تکلیف شما کاملا روشن است.جایزه جلال معمولا از آن دسته جوایزی است که هر ساله با چون و چراهای بسیاری برگزار می شود.مثلا در بخش رمان با انتخاب رضا امیر خانی مواجه ایم، انتخابی که پیش بینی آن چندان کار دشواری به نظر نمی رسید،البته آقای امیر خانی طبق عادت همیشگی خود از قبول بخش مادی این جایزه نیز صرف نظر کرد.(معادل صد میلیون تومان) که رمزگشایی از این کار وقت زیادی از شما نمی گیرد.در بخش داستان کوتاه انتظار می رفت اثر دیگری برگزیده شود ولی به هر حال به صمد طاهری نیز تبریک می گویم.در بخش آتیه داستان ایرانی که لازم می دانم ارجاع بدهم شما را به سایت این جایزه تا اسامی بیست نفر را بخوانید . اگر با خواندن اسم این دوستان لبخندی بر روی لبان تان نشست هیچ نباید تعجب کنید.نقل قول مستقیم می کنم از سایت : "روشن است برخی نام ها در این سیاهه نیامده اند ، آن نام های دیگر یا در آستانه نوشتن هستند یا این که به جایگاهی دست یافته اند که از آستانه تحول مورد نظر گذر کرده اند ." تحلیل و بررسی این نقل قول را به خودتان واگذار می کنم اما نکته مضحک آن جاست که کسی مثل آقای آرش صادق بیگی که در نهمین دوره همین جایزه در زمره برندگان قرار گرفته بود نیز اکنون در بخش آتیه داستان ایرانی قرار گرفته است و علامت سوال آن جایی قرار می گیرد که دو نفر از برگزیدگان این بخش به نام های محمد رضا شرفی خبوشان و سید میثم موسویان به ترتیب جزو داوران بخش رمان و نامزد بخش داستان کوتاه هستند.
در کل و با همه این پرسش ها برای برگزیدگان این دوره آرزوی موفقیت و کامیابی دارم .
مرسی .
#جایزه_ادبی
#جایزه_جلال
#یازدهمین_دوره_جایزه_ادبی_جلال
Read more
Adios BOLIVIA 🇧🇴 Good bye kind BOLIVIA بولیوی ؛ بیست و هشتمین کشور پهناور جهان و یکی از کشورهای در ...
Media Removed
Adios BOLIVIA 🇧🇴 Good bye kind BOLIVIA بولیوی ؛ بیست و هشتمین کشور پهناور جهان و یکی از کشورهای در حال توسعه است. دین رسمی مردم این کشور مسیحیت است . # در بولیوی ۳۷ زبان رسمی وجود دارد. # اولین دریاچه بزرگ بولیوی و سرتاسر آمریکای لاتین تی تی کاکا نام دارد . # شهر «لاپاز» در بولیوی اولین شهر در ... Adios BOLIVIA 🇧🇴 Good bye kind BOLIVIA
بولیوی ؛
بیست و هشتمین کشور پهناور جهان و یکی از کشورهای در حال توسعه است. دین رسمی مردم این کشور مسیحیت است .
# در بولیوی ۳۷ زبان رسمی وجود دارد.

# اولین دریاچه بزرگ بولیوی و سرتاسر آمریکای لاتین تی تی کاکا نام دارد .

# شهر «لاپاز» در بولیوی اولین شهر در آمریکای جنوبی است که دارای برق شد. برق این شهر از کود شتر بی کوهان تامین می‌شد !

# در بولیوی زندانی وجود دارد که زندانیان آن می‌توانند با پرداخت اجاره، همراه با خانواده‌ی خود در آن زندگی کنند، از گردشگران بابت تور بازدید پول بگیرند و در عین حال تقریبا تمام کوکائین بولیوی را تامین کنند!

# بزرگترین صادرکننده‌ی بادام زمینی در جهان بولیوی است .

# قد زنان در بولیوی به‌قدری کوتاه است که آن‌ها را می‌توان کوتوله نامید!

# در بولیوی هتلی وجود دارد که تقریبا می‌توان گفت که به‌طور کامل از نمک ساخته شده است؛ تخت‌ها و صندلی‌های موجود در هتل نیز از جنس نمک هستند.
در منطقه سالار د اویونی .
# در بولیوی در اغلب پی خانه‌ها،
شتر بی‌کوهان خشک شده استفاده می‌کنند و اعتقاد دارند که این کار شانس می‌آورد!

# در بولیوی یک صخره‌ی سنگ آهنی وجود دارد که روی آن بیش از ۵ هزار رد پای دایناسور وجود دارد. قدمت این رده پاها متعلق به ۶۸ میلیون سال پیش است! که از آنجا بازدید کردم .
# معدنی به نام «کوهی که انسان می‌خورد»
در بولیوی هست که با بیل و کلنگ از آن نقره استخراج می‌کنند.

# نام بولیوی از اسم یک افسر نظامی به نام «سایمون بولیوار» گرفته شده است که کلمبیا، ونزوئلا، اکوادور، پرو، پاناما و بولیوی را به استقلال رسانده است.

# «تینکو» یک جشنوارده در بولیوی است که در آن مردم دو سه روز متوالی به ضرب و شتم یکدیگر می‌پردازند!

# بولیوی که محصور در خشکی است، نیروی دریایی آماده دارد که خود را برای روزی که سرزمین از دست رفته‌شان را (در قرن ۱۹) از شیلی بازپس بگیرند، خود را آماده می‌کند.
و در انتها نکته خیلی جالب ، هر فرد بولیویایی هر خریدی که در رستوران ، سوپر مارکت ، پمپ بنزین ، فروشگاههای لوازم خانگی و ... انجام میدهد باید به نام خودش با ارائه شماره کارت ملی رسید تحویل بگیرد و هر ماه این رسید ها را به دولت ارائه دهد که نشان دهد حقوقش را چطور خرج کرده .
نرخ تبدیل دلار به بولیویانو واحد پول بولیوی
100$=700b
میزان مصرف الکل و سیگار بسیار بسیار کم .
میزان رضایت من از سفر به بولیوی 10/10 .

نگاه من بود از کشور بولیوی در مدت بیست و هفت روز و دیدن شش شهر در دسامبر 2018
رضا 😄
Read more
... #پست_موقت ابتدا ممنون و سپاسگزارم که در پرسش اخیر،نظرات ارزشمند و سازنده خود را بیان کردید.از ...
Media Removed
... #پست_موقت ابتدا ممنون و سپاسگزارم که در پرسش اخیر،نظرات ارزشمند و سازنده خود را بیان کردید.از میان پاسخ های شما دوستان دو موضوع برجسته می شود؛ ابتدا این مساله که عنوان کردید،افراد در محفل های داستان نویسی اهل نمایش و ریا هستند.در این باره باید عرض کنم که بنده یکی از افرادی هستم که تاکنون بیش ... ...
#پست_موقت
ابتدا ممنون و سپاسگزارم که در پرسش اخیر،نظرات ارزشمند و سازنده خود را بیان کردید.از میان پاسخ های شما دوستان دو موضوع برجسته می شود؛ ابتدا این مساله که عنوان کردید،افراد در محفل های داستان نویسی اهل نمایش و ریا هستند.در این باره باید عرض کنم که بنده یکی از افرادی هستم که تاکنون بیش ترین مصاحبت و نشست و برخاست را با نویسندگان صاحب اثر ایرانی داشته ام . البته در میان مهمانان عزیز برنامه ما دوستان نویسنده ای بودند که بعد از پایان نشست شخصا از دعوت کردن آنها پشیمان شدم ؛به هر حال ذکر این نکته هم ضروری است که نویسنده به مثابه دیگر انسان ها حق زیستن طبیعی دارد.قرار بر این نیست که چون نویسنده است تمام مدت در یک اتمسفر کاملا ایزوله قرار بگیرد.به زبانی ساده تر نویسنده هم ممکن است در زندگی گاهی اوقات عصبانی شود و در ادبیات و مکالماتش فحاشی کند(حتی با رکیک ترین کلمات) یا این که به دلایلی خواسته شما را نپذیرد؛نویسنده هم حق دارد پارتنر و معشوقه ای را برای خود برگزیند، دست بر قضا این اتفاق ممکن است در یک محفل ادبی روی دهد، همه ما می دانیم که این امر اجتناب ناپذیر است و تنها باید به وسیله خود فرد به خوبی مدیریت شود تا خسارتی به سایرین وارد نشود.بنده همواره معتقدم هیچ انسانی کامل نیست، همه ما انسانیم در عین کم و کاستی هایی که داریم و به هیچ وجه مشت نمونه خروار نیست.نباید رفتار احیانا نابهنجار یک یا چند فرد را تعمیم داد .مساله بعدی؛مساله مکان برگزاری این جلسات است.همان طور که بیشتر شما می دانید تعدادی از جلسات ما در فرهنگسرای سرو برگزار شد ؛ قبل از برگزاری این جلسات بنده همواره معتقد بودم که باید مکانی در خور شان و منزلت نویسنده و علاقه مندان به ادبیات داستانی مهیا شود،برای همین به فرهنگسرا روی آوردیم اما نمی دانم شما تا چه اندازه با رویکردها و سیاست های کلی فرهنگسراها آشنایی دارید؟؟؟مثلا می دانید که مسئولان فرهنگسرای مربوطه از بنده خواستند تا قبل از حضور نویسنده در برنامه، کتاب و خود نویسنده به تایید آن ها برسد. بنده به محض شنیدن این دستور، فرهنگسرا را ترک کردم ،چرا که گفته آن ها توهین بسیار آشکاری بود. بگذریم از محدودیت های سختی که همواره بر روی حجاب خانم ها و ارتباطات معمول میان زن و مرد نیز می گذارند . بنابراین روی آوردن به محیطی چون کافه نه از روی اختیار که بالاجبار است .
مرسی .
#ادبیات_داستانی
#جلسه_داستان_خوانی
#ایستگاه_داستان
#نویسنده_ایرانی
#محدودیت_ها
#همه_انسانيم
#فرهنگسرا_ها
#جلسه_نقدوبررسی
#کافه_نشینی
#داستان
Read more
<span class="emoji emoji1f466"></span>🏿 یکی از مشهورترین شاعران و نمایش نامه نویسان جهان است، لورکا محبوبیتش را با انتشار ترانه های کولیها، ...
Media Removed
🏿 یکی از مشهورترین شاعران و نمایش نامه نویسان جهان است، لورکا محبوبیتش را با انتشار ترانه های کولیها، نمایشنامه هایش و مهمتر از همه زندگی پرشورش به دست آورد. خانه برنارد آلبا آخرین کار نمایشی لورکا بود که به دلیل مرگ دلخراش لورکا در ۳۸ سالگی در زمان حیاتش به روی صنه نیامد. عمده آثار نمایشی لورکا ... 👦🏿 یکی از مشهورترین شاعران و نمایش نامه نویسان جهان است، لورکا محبوبیتش را با انتشار ترانه های کولیها، نمایشنامه هایش و مهمتر از همه زندگی پرشورش به دست آورد. خانه برنارد آلبا آخرین کار نمایشی لورکا بود که به دلیل مرگ دلخراش لورکا در ۳۸ سالگی در زمان حیاتش به روی صنه نیامد.

عمده آثار نمایشی لورکا برگرفته از مشاهدات او از زندگیش بود و بارها آثار او به عنوان نمایشهایی بر ضد اخلاق جامعه محکوم و مورد حمله قرار گرفت. دنیای زنان در جامعه مردسالار و قدرت جادویی عشق جلوه درخشانی در آثار نمایشی لورکا دارند نمایشنامه هایی چون ماریانا پینه دا، همسر گیج کفاش که بازگو کننده ازدواج مردان پیر با دختران جوانی است که به خاطر هر نوع فقری تن به ازدواج با این مردان میدهند،
عروسی خون، یرما و خانه برنارد آلبا از جمله این آثار میباشند. محور اصلی قصه در بسیاری از نمایشهای لورکا عمدتا بر روی زندگی زنان میچرخدو در واقع میتوان گفت نمایشهای لورکا نمایش آوای زنان ستم دیده است. زنانی که جامعه از آنان میخواهد که عشقشان را در پستوی خانه هایشان پنهان کنند.
به طور مثال شخصیت یرماصدای فریاد یرما علیه دنیای مرد سالار ی است که عشق را به رسمیت نمیشناسد. درد یرما درد میلیون ها زن دنیا است . اما هنگامی که تراژدی یرما به صحنه رفت، روزنامه های مخالف، نمایش یرما را به عنوان اثری ضد اخلاق جامعه محکوم کردند. ولی لورکا از زبان شخصیت زن نمایشش اینگونه سخن گفت :آیا تا به حال یک پرنده زنده را محکم در میان دستانت نگاه داشته ای؟
مرگ لورکا همچون نمایشنامه ها و شعرهایش سمبلی از عصیان انسانی بود که در مقابل نظامی جزم اندیش قدم علم کرد و لورکا همانطور که در یکی از شعرهایش گفته بود:

من باز خواهم گشت
چرا که بال هایم
توان بازگشت را به من خواهند داد و او با نمایشها و شعرهایش دوباره بازگشت. چرا که پس از مرگ لورکا تا بحال بسیاری از گروههای
تئاتری دنیا هر ساله آثار او را به روی صحنه میآورند. لورکا نمایش نامه خانه برنارد آلبا را در5 سال آخر زندگی اش نوشت. این نمایش هر چند در زمان حیاتش فرصتی برای اجرا نیافت، اما ۹ سال پس از کشته شدن او برای اولین بار در ۱۹۴۵ در آرژانتین به روی صحنه رفت. خانه برنارد آلبا نیز همچون دیگر کارهای لورکا بازگو کننده دوران سیاهی از زندگی زنان است که وقتی مردان
هم در زندگیشان حضور ندارند خودشان قوانین و سنتهای دنیای مردسالار را حتی بهتر از مردان به اجرا میگذارند. در حقیقت تراژدی خانه برنارد آلبا هم چون نمایشهای عروسی خون و یرما تراژدی مرگ عشق و شور جوانی
Read more
Loading...
. يک استاد مجرب کُشتي،صاحب فرزند پسري می شود که از ابتداي تولد، تنها يک دست داشت. کودک به طور مادرزادي ...
Media Removed
. يک استاد مجرب کُشتي،صاحب فرزند پسري می شود که از ابتداي تولد، تنها يک دست داشت. کودک به طور مادرزادي دست راست نداشت. اگرچه از نظر خيلي ها نداشتن يک دست، مانع بزرگي براي موفقيت هاي آتي محسوب مي شد، اما پدر تصميم گرفت فرزند خود را به گونه اي آموزش دهد که تبديل به قهرمان کُشتي شود؛ بنابراين از سال هاي ... .
يک استاد مجرب کُشتي،صاحب فرزند پسري می شود که از ابتداي تولد، تنها يک دست داشت. کودک به طور مادرزادي دست راست نداشت. اگرچه از نظر خيلي ها نداشتن يک دست، مانع بزرگي براي موفقيت هاي آتي محسوب مي شد، اما پدر تصميم گرفت فرزند خود را به گونه اي آموزش دهد که تبديل به قهرمان کُشتي شود؛ بنابراين از سال هاي ابتداي کودکي، اقدام به آموزش او نمود اما فقط يک فن را به او ياد داد. همين طور که کودک بزرگ و بزرگ تر مي شد، آن فن را تمرين مي کرد؛ تا جايي که در اجراي آن، مهارت کامل يافت. در خلال تمرين ها، هر وقت از پدر مي خواست فن جديدي به او ياد دهد، در پاسخ مي شنيد:«تو تنها به همين يک فن نياز داري و بايد آن را خيلي خوب ياد بگيري.» خلاصه کودک با فراگيري آن فن، بزرگ شد و تبديل به جوان قدرتمندي گرديد که البته فقط يک دست داشت. زمان مسابقات جهاني کشتي فرا رسيد و پدر گفت:«اکنون زمان شرکت در مسابقات است.»پسر پاسخ داد:«من تنها يک دست دارم و نمي توانم بر حريفانم که از موهبت هر دو دست برخوردارند، غلبه کنم.»پدر گفت:«تو نسبت به ساير حريفان، يک برتري بزرگ داري، بنابراين با خيال راحت در مسابقات شرکت کن، من فني را به تو آموزش داده ام که موجب پيروزي ات خواهد شد.»جوان در مسابقات شرکت کرد و در کمال شگفتي و تنها با همان يک فن، حريفان را يکي پس از ديگري شکست داد. در پايان، وقتي به مقام قهرماني رسيد، از پدر پرسيد:«من که فقط از يک فن استفاده کردم و تنها يک دست داشتم، چطور توانستم بر حريفان قدَري که فن هاي مختلف را بلد بودند و از هر دو دست شان استفاده مي کردند، غلبه کنم؟» پدر پاسخ داد:«فني که تو به کار بردي، تنها يک بدل داشت و حريفان فقط به يک صورت مي توانستند آن را خنثي کنند. آنان براي خنثي کردن فن، حتماً بايد دست راست تو را مي گرفتند و به سمت خود مي کشيدند و مزيّت تو اين بود که دست راست نداشتي! بنابراين هيچ کس نتوانست فن را خنثي کند و تو در تمامي نبردها پيروز شدي. گاهي چيزي که ما سال ها آن را نقطه ي ضعف خود مي دانستيم، اگر به درستي استفاده شود، مي تواند نقطه ي قوت و برتري مان باشد.»‏
پ.ن ‌‌‌: این عکس مربوط به جهان پهلوان تختی است و ارتباط مستقیمی با داستان ندارد
تندیس تختی در موزه و آرشیو هنرهای ورزشی آکادمی آمریکایی 'آساما'
Read more
. دیگر هیچ چیز مهم نیست... آدم ها بزرگ می شوند، رشد می کنند، عاشق می شوند، خوشحال می شوند، ناراحت می ...
Media Removed
. دیگر هیچ چیز مهم نیست... آدم ها بزرگ می شوند، رشد می کنند، عاشق می شوند، خوشحال می شوند، ناراحت می شوند، غم از دست دادن را تجربه می کنند و تنها ماندگی و تنها رها شدن. ولی در زندگی هرکس لحظه و گاهی وجود دارد که تغییری عمیق و ناگهانی می کند، لحظه ای که بنا به شرایط خوب و بد رخ می دهد. لحظه ای که اعتمادش را ... .
دیگر هیچ چیز مهم نیست...
آدم ها بزرگ می شوند، رشد می کنند، عاشق می شوند، خوشحال می شوند، ناراحت می شوند، غم از دست دادن را تجربه می کنند و تنها ماندگی و تنها رها شدن.
ولی در زندگی هرکس لحظه و گاهی وجود دارد که تغییری عمیق و ناگهانی می کند، لحظه ای که بنا به شرایط خوب و بد رخ می دهد. لحظه ای که اعتمادش را از دست می دهد، لحظه ای که دیگر هیچ‌چیز و هیچ کسی را باور نمی کند، لحظه ای که تمام زندگی ای که توی ذهنش ساخته است به یکباره فرو می ریزد، لحظه ای که دیگر عاشق نیست، لحظه ای که دیگر نمی بخشد...
و بعد از آن لحظه و گاه، او‌ دیگر او نیست، تبدیل به کسی می شود که هرگز نمی خواست، کسی که دیگر خیلی از احساسات را ندارد، برایش هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد و خشمی عمیق رو با خود حمل می کند.
و از آن لحظه به بعد او هر چیزی که بوده را فراموش می کند، هرکسی که داشته را از یاد می برد و فقط حس نفرت می ماند و خشم و غمی عمیق.
و از آن به بعد دیگر هیچ چیز مهم نیست.
Read more
چرا به توسعه نمیرسیم؟ دكتر مهران صولتي جامعه شناس سياسي انتشار تحليل ديگران بمنزله تاييد محتوانيست • بیش ...
Media Removed
چرا به توسعه نمیرسیم؟ دكتر مهران صولتي جامعه شناس سياسي انتشار تحليل ديگران بمنزله تاييد محتوانيست • بیش از دو سده است که #ایران درمسیر توسعه به پیش میرود ولی هنوز به مرحله قابل قبولی نرسیده.کافیست ایران را باکشورهایی مقایسه کنیم که اکنون بسیار از ما جلو افتاده اند.از ژاپن میگذریم که دهه ... چرا به توسعه نمیرسیم؟
دكتر مهران صولتي
جامعه شناس سياسي
انتشار تحليل ديگران بمنزله تاييد محتوانيست

بیش از دو سده است که #ایران درمسیر توسعه به پیش میرود ولی هنوز به مرحله قابل قبولی نرسیده.کافیست ایران را باکشورهایی مقایسه کنیم که اکنون بسیار از ما جلو افتاده اند.از ژاپن میگذریم که دهه ای بعد از صدارت #امیرکبیر تکلیف خود را با تجدد روشن کرد و کوشید تا در عین بومی گرایی آنرا بپذیرد.به کره جنوبی و #مالزی اگر نظری بیفکنیم روشن میشود که آن ها فقط در طول ٣٠سال چه گام های بلندی برداشته اند.البته روشن است که در دوسده کنونی اگر چه به مدد منابع نفتی پیشرفت هایی داشته ایم ولی هنوز به #توسعه نرسیده ایم.مثلا در مقایسه با مالزی روشن میشود که پدیده استعمار،تساهل مذهبی و همراهی روحانیون با فرآیند #تجدد از عوامل اصلی توسعه یافتگی در آن دیار بوده.
برخی معتقدند ظهور یک چهره اقتدار گرا در ايران میتواند چاره کار باشد ولی واضح است برخلاف کشورهای آسیای جنوب شرقی،ایرانیانی که فقط در طی یک سده با عصیان گری موفق به ایجاد سه #نهضت یا #انقلاب سترگ شده و پدرسالاری #سیاسی را وداع گفته اند به یک نظم آهنین تمکین نخواهندکرد.این که باید از چه راهی به توسعه رسید به رغم تجربیات متعدد جهانی همچنان در ایران محل اختلاف است.مناقشه بر سر اولویت توسعه یافتگی داخلی یا نفوذ ایدئولوژیک و منطقه ای همچنان با قوت در جریان بوده و سایه #سیاست زدگی بر بسیاری از مراکز تصمیم سازی دستیابی کوتاه مدت به حداقلی از تفاهم بر سر چگونگی برون رفت از اوضاع کنونی را با بن بست مواجه ساخته است.
اگر بتوانیم اهداف پیش روی یک #کشور را به خرد،کلان و توسعه ای تقسیم کنیم بنظر میرسد که به جز پدیده انقلاب اسلامی،سال هاست که اهداف توسعه ای را به بایگانی سپرده ایم.تغییر دولت ها نهایتا ما رابه سوی اهداف کلانی همچون سازندگی،توسعه سیاسی،هدفمندی یارانه ها و #برجام هدایت کرده ولی از آن جا که حداقلی از تفاهم میان #حکومت و جامعه وجود نداشته به موفقیت مورد نظر دست نیافته است.
بنظر میرسد اگر اوضاع به همین منوال پیش رود با کاستی پذیرفتن منابع فیزیکی و مهاجرت منابع انسانی،ورود در رقابت توسعه یافتگی برای ما بیش از پیش دشوار و حتی ناممکن میشود.رقابت بی فرجام با قدرت های جهانی و منطقه ای توان ملی ما را فرسوده ساخته.به پرسش نخست باز میگردیم:چه زمانی به توسعه میرسیم؟باشرایط موجود دشوار میتوان پاسخ داد.شاید بتوان گفت فقط زمانی که از آسمان ماموریت های جهانی و ایدئولوژیک ترسیم کرده برای خود فرود آییم و بر زمین واقعیت ها آرام گیریم.شاید وقتی دیگر!
#انديشكده_سياسي
Read more
Loading...
در طول زندگیتون چقدر به واژه #بلندپروازی فکر کردین؟ همه ما فراز و نشیبهایی رو توی زندگیهامون تجربه ...
Media Removed
در طول زندگیتون چقدر به واژه #بلندپروازی فکر کردین؟ همه ما فراز و نشیبهایی رو توی زندگیهامون تجربه کردیم. فرق آدم بلند پرواز اینه که تحت سختترین شرایط هم دست از تلاش برنمیداره و امیدشو از دست نمیده و حتی از شکستهاش درس میگیره. من هم به نوبه خودم فراز و نشیب هایی رو تجربه کردم اما هرگز یادم نمیاد نا ... در طول زندگیتون چقدر به واژه #بلندپروازی فکر کردین؟
همه ما فراز و نشیبهایی رو توی زندگیهامون تجربه کردیم. فرق آدم بلند پرواز اینه که تحت سختترین شرایط هم دست از تلاش برنمیداره و امیدشو از دست نمیده و حتی از شکستهاش درس میگیره. من هم به نوبه خودم فراز و نشیب هایی رو تجربه کردم اما هرگز یادم نمیاد نا امید شده باشم یا دست از تلاش بردارم. از دوران دانشجویی مسیر زندگیم رو از هم سن و‌ سالهای خودم جدا کردم و قوانین خودم رو ساختم. بعد از رسیدن به هر آرزویی برای خودم یه آرزوی بزرگتر میساختم و برای رسیدن بهش همه جوره تلاش کردم. وقتی عاشق آرزوهاتون باشید و از جون و دل واسش مایه بگذارین، حتما به آرزوتون میرسید.
پ.ن : برای #بلندپروازی حتما یک الگوی بزرگ داشته باشین. من همیشه توی شرایط سخت آدمهای بزرگ و موفقی رو الگوی خودم قرار دادم که زندگی های خیلی سختی رو تجربه کردن. مثل اپرا، استیون هاکینز یا استیو جابز... شما هم اگر آدم #بلندپروازی هستین یه عکس در حال پرش بگیرین و از آرزوهاتون و کارهایی که در جهت رسیدن بهش انجام دادین بنویسید و با هشتگ #بلندپروازی به اشتراک بگذارین.
جایزه این چالش دو سفر به اروپا هست.
برای اطلاعات بیشتر به پیج علی بابا سر بزنید 👇
@AlibabaTicket
Sponsored by @alibabaticket & @lufthansa
🍍🧡🍍✨
Read more
مرامنامه اشرار شکست براي ضعيفان ،از دست دادن و براي قدرتمندان تجربه است. در هر تجربه ي تلخ و شيرين ...
Media Removed
مرامنامه اشرار شکست براي ضعيفان ،از دست دادن و براي قدرتمندان تجربه است. در هر تجربه ي تلخ و شيرين تنها خودرا مسئول بدان.ديگران در هر صورت در کنار تواند. دنباله رو و پيرو، رياکار است.خودت باش .رهبر و مرجع ورئيس باطل است. خدا و شيطان را فراموش کن.به انسان فکر کن. به مذهب و سياست و مليت و ... مرامنامه اشرار

شکست براي ضعيفان ،از دست
دادن و براي قدرتمندان تجربه است.

در هر تجربه ي تلخ و شيرين تنها خودرا مسئول بدان.ديگران در هر صورت در کنار تواند.

دنباله رو و پيرو، رياکار است.خودت باش .رهبر و مرجع ورئيس باطل است.

خدا و شيطان را فراموش کن.به انسان فکر کن.

به مذهب و سياست و مليت و سنت شک کن.اينها چيزي در حد آدامسند ونه غذا

مهم نيست چقدر مي داني،بدان که چگونه از دانسته هايت استفاده کني

بدون انتظار مهربان باش،اما تنها براي کساني که لايقند و جواب محبت را چند برابر بده

پاسخ سيلي ،مشت است.تنها ضعيفان رحيمند.

هميشه در ابتدا گفتگو کن،اما تا جايي که شرفت زير سوال نرود

نسبت به خويش و جهان اطرافت متعهد باش وبيش و پيش از آن، به خودت

هيچگاه خود را از حيوانات شريف تر وبرتر مپندار

ميان ذلت و لذت مرز باريکي ست.بزرگ ترين گناه ،باور به گناه است.

هميشه شک کن تا اعتمادت شکسته نشود.به همه دست بده،اما با دستکش

زنان را دوست بدار .مردان را بفهم.زنان را بخور،مردان را نشخوار کن.

هيچ زني لايق آن نيست که تنها براي خوابيدن با او در برابرش خوار شوي.

هيچ مردي لايق آن نيست که تنها براي جلب محبت اش با او بخوابي

با ميهمان ابله ،بي رحم و بي ادب باش

کودکان طبيعي ترين،پاک ترين و غريزي ترين شکل انسانند.دوستشان بدار

هيچ انساني شايسته ي آن نيست که تو را از خواسته هايت محروم کند.در غير اين صورت يا ضعيفي يا نمي خواهي

دشمنان کوچک، دوستان بزرگ فردايند و دوستان کوچک، دشمنان بزرگ فردا

دوست داشتني ترين چيزها اگر تورا ضعيف کنند،خطرناک ترين چيزهايند

کساني که سوال مي کنند،نمي فهمند.نفهميدي،حدس بزن.تنها وقتي سوال کن که حدس زده باشي و بعد بگو مي دانستم حتي اگر نمي دانستي

عقرب باش،در بن بستِ سوزنده با نيش خويش بمير

شاهين باش ،ديده شو ولي از دور.لانه ات را بر بلندي ها بساز

سگرگ باش.دشمن را بدر. دوست را بليس.

در برابر سگان ولگرد بي تفاوت باش.آنها با پارس کردن هاي بيهوده زنده اند

يک "شر"نمي تواند معتاد باشد.اگر بود بايداز آن لذت ببرد.اگر برد بايد آن را باور داشته باشد.اگر داشت بايد ترويج دهد.اگر ترويج داد احمق است

فروتنان يا فريبکارند و يا از ضعفا.مغرور باش.خودخواه نباش. مدعي باش،متظاهر نباش

تنها يک قانون ثابت است:هيچ قانوني ثابت نيست

شاهين نجفي
Read more
. . اگر بگویی بیا برویم شمال از راه جاده هراز من موهایم را فر می‌ کنم اگر بگویی به سودای ستاره ها شبی در کویر سر کنیم من موهایم را صاف می کنم و اگر مرا به خانه ات دعوت کنی موهایم را باز می گذارم برای آن که تو ببافی شان بگذار وقتی که مقصد تویی این لشگر پریشان را هم دست های خودت در بند کنند.. . . #ملیکا_راد ... .
.

اگر بگویی بیا برویم شمال از راه
جاده هراز
من موهایم را فر می‌ کنم
اگر بگویی به سودای ستاره ها
شبی در کویر سر کنیم
من موهایم را صاف می کنم
و اگر مرا
به خانه ات دعوت کنی موهایم را
باز می گذارم
برای آن که تو ببافی شان
بگذار وقتی که مقصد
تویی
این لشگر پریشان را هم
دست های خودت در بند کنند.. .
.
#ملیکا_راد .
.
.
.
.
.
.

كُلُّ شَيْءٍ يَرْجِعُ إلَي أصْلِه...
و من به #آغوش #تو !

#طاهره_اباذری_هریس .
.
.
.
.

#عزيزم #سلام ؛
شايد بهت خيلى اين جمله رو گفته باشم كه #دوستت_دارم .
اما تابحال به معنىِ اين دو كلمه ى كوتاه فكر كردى؟
دوستت دارم يعنى من بين چند ميليارد آدمِ جور و واجور و خوب و بَد، تورو انتخاب كردم.
دوستت دارم يعنى توى شادى هام كنارم باش و توى غصه هام، منو گرم تر توى آغوشت فشار بده
دوستت دارم يعنى لطفاً قدرِ من رو بدون!
من خودخواهم، اينو مطمئن باش!
#عشق از آدم ها، يك شخصيت خودخواه ميسازه
درست مثل تو! كه من رو فقط واسه خودت ميخواى و رابِطمون رو تمام و كمال!
اما بِدون كه توى اين دنيا، بينِ اين همه آدمِ دورو،
من فقط با يك رو، با روىِ صداقت، با توام!
دوستت دارم يعنى خوشحالم كه من رو روى چشمات گذاشتى و پلك نميزنى!
دوستت دارم يعنى بوى تنت به صورتِ وحشتناكى بهم آرامش ميده
دوستت دارم يعنى ميخوام اونقدر توى بغلت بمونم تا بِميرم!
دوستت دارم يعنى ديوونه ى لحظه هايى ام كه #عاشقانه نگاهم ميكنى و با ترس، ميگى كه "دوستم دارى"
دوستت دارم يعنى مالِ توام...
يعنى مالِ توام، همينقدر مريض و غيرعقلانى،
همينقدر ديوونه وار... .
.
#الى_روشنايى .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد نوشت : این یک #داستان_واقعی است ..... : حرف هایی شنیدم از یک مردی که بی نهایت روزگاری #عاشق بود
عشقی ب سر حد جنون ک ب خاطر این عشق حاضر شد حتی از #جان و #ثروت #خانوادگی و بسیاری مقامات بگذرد
تا به دختری ک اون هم از یک خانواده بسیار متمول تر از خودش بود برسه
با سختی بسیار زیاد ازدواج کردند
بعد #ازدواج بر سر یک مشاجره ، دختر که به نوعی #خانواده اش #رئیس و بالا دست های خانواده پسر و پسر بودند، حرف هایی بسیار تحقیر آمیز به پسر زد و ...
به گفته #پسر اون روز عشقش برای همیشه به اون #دختر از بین رفت
و پسر که مرد بسیار متمولی هم هست از اون روز وارد روابط با #خانم های دیگر شد
و اینگونه به قول خودش دنبال عشق واقعی گشت
کسی ک خودش و خانواده اش رو تحقیر نکنه ! .
.
جالبه بگم این داستان #تحقیر کردن و یا به اصطلاح هر سبک بی احترامی کردن به مردها
#داستان واقعی است ک بارها دیدم آتشین ترین #عشق ها رو هم خاکستر میکنه .
.
.
.
Read more
Loading...
‌ ‌ ‌‌‌ "شاعر تنبک" آلبوم تکنوازی "شاعر تنبک" شامل تکنوازی‌ و دونوازی‌های زنده‌یاد استاد 'ناصر فرهنگ‌فر' که از اجراهای خصوصی ایشان جمع‌آوری شده، توسط موسسه فرهنگی هنری "سازآواز" بازنشر شده است. • قسمتی از این آلبوم، دونوازی سنتور و تنبک، با اجرای سنتور ‌روانشاد 'استاد پرویز مشکاتیان' ... ‌ ‌ ‌‌‌
"شاعر تنبک"
آلبوم تکنوازی "شاعر تنبک" شامل تکنوازی‌ و دونوازی‌های زنده‌یاد استاد 'ناصر فرهنگ‌فر' که از اجراهای خصوصی ایشان جمع‌آوری شده، توسط موسسه فرهنگی هنری "سازآواز" بازنشر شده است.

قسمتی از این آلبوم، دونوازی سنتور و تنبک، با اجرای سنتور ‌روانشاد 'استاد پرویز مشکاتیان' می‌باشد و در این مجموعه که با یادداشت‌هایی از اساتید "حسین علیزاده" و "پرویز مشکاتیان" در رثای زنده‌یاد 'ناصر فرهنگ‌فر' مزین شده است به شرح حال و زندگی و شخصیت این استاد بزرگ موسیقی ایران پرداخته شده است.

در یادداشتی که در این آلبوم از طرف ناشر نگاشته شده، آمده است :
[سایه ی استاد فرهنگ فر در عرصه تنبک نوازی معاصر، سایه ای است بلند که مدت هاست بر سر اهل هنر به خصوص نوازندگان و هنرجویان تنبک گسترده است.
او از یگانگان بود و متفاوت، خودش بود و نه دیگر. مدتها بود که جای کارهای تکنوازی و ضربی خوانی های ایشان که اکثرا در مجامع خصوصی نواخته و ضبط شده اند، در عرصه ی موسیقی خالی بود تا هم یادی از شیوه ی منحصر به فرد او در نوازندگی شود و هم راه گشای هنرجویان این رشته که بیشتر کارهای گروهی را با ساز این بزرگوار شنیده اند باشد. این هم نیز با کمک برخی از دوستان و همت پسر ایشان آرش فرهنگ فر میسر شد تا کار حاضر گردآوری و به دوستداران موسیقی پویای این سرزمین هدیه شود...
و اما نکاتی که باید گفته شوند:
قطعات گرد آوری شده از میان حدود ۲ ساعت نوارهای موجود انتخاب شده که بیشتر براساس کیفیت ضبط آن بوده، چه همگی آنان از نظر نوازندگی قابل اتکا و گویای تسلط و شیوایی استاد در اجرای آنها بوده اند.
دیگر این که با در نظر گرفتن کیفیت فقیر ضبطهای خصوصی که محتویات این اثر نیز از آن جملهاند سعی شده تا با روشهای معمول تا حدی به بهبود کیفیت صدا کمک شود اما بدون صدمه زدن به جنس و رنگ نمونهی اولیه، طبعا نوسانات ناشی از گذشت زمان و ضبط نه چندان خوب در شیارهای گوناگون اثر که هر کدام نیز جداگانه و در مکان و زمان و با امکانات صوتی متفاوت انجام شده اند، آشکار و از یکپارچگی صدا نیز کاسته است.
هر چند که فضای ضبط که به عمد حفظ شده، خود شنونده را به حال و هوای آن زمان راه گشا میشود که خالی از لطف نیست...
به هر رو امیدواریم که به کاستیهایی از این دست که به بهای آن دسترسی همگان به این آثار جاودانه میسر میشود، به دیدهی اغماض و بخشش بنگرید.]

ناشر:موسسه فرهنگی هنری "سازآواز @sazavaz
موشن گرافیک:
@a4designhouse
قابل تهیه در کلیه مراکز عرضه محصولات فرهنگی
Read more
جنگنده کوثر ؛ از نخستین جت جنگنده ایرانی رونمایی شد جنگنده کوثر نخستین جت جنگنده ایرانی است که در ...
Media Removed
جنگنده کوثر ؛ از نخستین جت جنگنده ایرانی رونمایی شد جنگنده کوثر نخستین جت جنگنده ایرانی است که در آستانه روز صنعت دفاعی در حضور رئیس جمهور به پرواز درآمد. اولین جنگنده بومی ایرانی به سامانه‌های اویونیک و کنترل آتش بومی نسل ۴ مجهز است. به گزارش تکراتو و به نقل از میزان، در آستانه ۳۱ مرداد و روز صنعت ... جنگنده کوثر ؛ از نخستین جت جنگنده ایرانی رونمایی شد

جنگنده کوثر نخستین جت جنگنده ایرانی است که در آستانه روز صنعت دفاعی در حضور رئیس جمهور به پرواز درآمد. اولین جنگنده بومی ایرانی به سامانه‌های اویونیک و کنترل آتش بومی نسل ۴ مجهز است.
به گزارش تکراتو و به نقل از میزان، در آستانه ۳۱ مرداد و روز صنعت دفاعی کشور، حسن روحانی، رئیس جمهور، با حضور در سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع جدا از رونمایی از برخی طرح‌ها و دستاوردهای صنعت دفاعی، از نخستین جنگنده رزمی و آزمایشی ایرانی با نام “کوثر” رونمایی کرد.

جنگنده کوثر ؛ یک هواپیمای جنگنده جدید ایرانی

جنگنده کوثر که به دست کارشناسان سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ساخته شده است از مزیت‌هایی برخوردار است. از جمله ویژگی‌های جت جنگنده جدید ایرانی کوثر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

بهره گیری از معماری یکپارچه پیشرفته و اویونیک

کنترل آتش با استفاده از شبکه داده دیجیتال نظامی منطبق با نسل ۴

بهره گیری از کامپیوتر محاسبات بالستیک سلاح و سامانه پیشرفته نشانه روی مقابل خلبان (HUD) به منظور افزایش دقت اصابت سلاح و مهمات

بهره گیری از رادار پیشرفته و چندمنظوره کنترل آتش جهت بالا بردن دقت کشف اهداف و تهدیدات

بهره گیری از ناوبری دقیق به صورت رادیویی و مستقل

استفاده از سامانه نقشه متحرک هوشمند

هواپیمای کوثر یک جنگنده پیشرفته با ماموریت پشتیبانی نزدیک هوایی است که به دست کارشناسان ایرانی ساخته شده است. با طراحی و ساخت این جت جنگنده جدید، ایران در زمره معدود کشور‌های دارای فناوری طراحی و ساخت هواپیما و جنگنده‌های ارگانیک و کنترل آتش ۹۴ قرار گرفته است. چند روز پیش بود که امیر حاتمی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح از رونمایی از یک جت جنگنده ایرانی خبر داده بود.

#جنگاوران
Read more
‌ ‏اینجا یه قلعه تاریخی مربوط به عهد رنسانس تو قلب اروپا نیست یه خونه شخصی تو روستای آغشت کرجه 😐😎 ‌ چند گاهی است که تصویر زیبایی در شبکه های مجازی و فضای اینترنت ، دست به دست میشود که جلوه گر یک دژ باشکوه به سبک دژهای اروپای سده های میانه میباشد . دژی زیبا با چند برج مراقبت . پس از پژوهش ها در می یابم که ... 🏰

‏اینجا یه قلعه تاریخی مربوط به عهد رنسانس تو قلب اروپا نیست یه خونه شخصی تو روستای آغشت کرجه 😐😎

چند گاهی است که تصویر زیبایی در شبکه های مجازی و فضای اینترنت ، دست به دست میشود که جلوه گر یک دژ باشکوه به سبک دژهای اروپای سده های میانه میباشد . دژی زیبا با چند برج مراقبت . پس از پژوهش ها در می یابم که این ساختمان دژگونه در روستای زیبایی به نام آغشت ، قرار گرفته است.

آغشت ، روستای زیبایست در استان البرز ، شهرستان ساوجبلاغ که در نزدیکی روستای کردان ، قرار دارد . دارای آب و هوائی بسیار دلپذیر در دو فصل گرما و سرماست . از آن جا که آب فراوانی که دستاورد چشمه ها ، بارندگی های بسیار و رودخانه های پرآب آن است ، دارد به آغشت ، نامدار شده است که آمیزه ایست از آو (‌به چم آب‌) و غشت (‌انباشته شدن ، فراوان بودن‌) ؛ ضمناً تلفّظ درست نام روستا ، Aqasht میباشد . آن چه که به نام دژ آغشت در این روستا ، نامدار شده است ، ساختمان ویلاییست وابسته به آقای اسدی لاری که ساکن تهران میباشد و از نیکوکاران نیز هست ، حدود ده سالی هست که با بهره گیری از ایده های آفرینشگرانه ی خویش ، اقدام به ساخت این سازه ی زیبا نموده است ؛ البتّه هنوز درون ساختمان ، کامل نشده و تنها نمای بیرونی آن ، جلوه گر هنر و آفرینشگری ایشان میباشد .

Video: @ehsawn_kh
www.BezanimBiroon.ir

#بزنیم_بیرون #اینجا_ایران_است #کرج #mustseeiran #instatravel #روستای_آغشت #آغشت #قلعه #iran #karaj #ایران #ایرانگردی #wonderfulplaces
Read more
@mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این ...
Media Removed
@mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این پست خانم‌ها بودن؟ و این من رو به فکر فرو برد. از اونجایی که چند وقتیه رفتم سراغ دنیای «روان» سعی می‌کنم به هر چیزی که باهاش مواجه می‌شم از دریچه روان هم نگاه کنم. ما تو فرهنگی بزرگ شدیم که احساس داشتن ... @mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این پست خانم‌ها بودن؟ و این من رو به فکر فرو برد. از اونجایی که چند وقتیه رفتم سراغ دنیای «روان» سعی می‌کنم به هر چیزی که باهاش مواجه می‌شم از دریچه روان هم نگاه کنم.

ما تو فرهنگی بزرگ شدیم که احساس داشتن توش به معنی قوی نبودن و درواقع ضعیف بودنه. پس احتمالا خیلی‌هامون کودکی رو تو خانواده‌هایی گذروندیم که به خاطر احساس داشتن (ضعیف بودن) ما رو تحقیر کردن. این تحقیر شاید خیلی غیرمستقیم و زیرپوستی بوده و حتی زبون نرم و مهربونی داشته؛ یه جوری که به راحتی نتونیم تشخیصش بدیم. مثلا «مرد که گریه نمی‌کنه!» یا «چیزی نشده که. این که گریه نداره.» مثلا اسباب‌بازی مورد علاقه‌ام افتاده شکسته بهم می‌گن: «عب نداره، این که ناراحتی نداره. یه اسباب‌بازی بود دیگه. یکی دیگه می‌خریم. چرا گریه می‌کنی؟» این پیام‌ها ظاهرا معنی بدی نداره و داره سعی می‌کنه حال ما رو خوب کنه. اما بچه‌ای که اسباب‌بازی عزیزش رو از دست داده طبیعتا باید چه حالی داشته باشه؟ باید غمگین باشه! و وقتی ما هی می‌گیم بابا عب نداره، گریه نکن، ناراحت نباش داریم یه کاری می‌کنیم بچه اون غم رو هی سرکوب کنه. یه جایی می‌رسه می‌شه بیست و چند سالش و اون غم انقدر سرکوب شده که دیگه اصلا نمی‌تونیم احساسش کنیم. یه احساس دیگه رو می‌ذاریم به جاش. یا کلا هیچ احساسی نشون نمی‌دیم که «قوی» باشیم.

همین اتفاق درمورد بقیه احساسات هم میفته. مثلا خشم. خشم یه احساس اصیله و باید تجربه بشه اما چی می‌شنویم؟ «صداتو بیار پایین»، «بچه خوب که داد نمی‌زنه.»، «بچه که از دست بزرگترش عصبانی نمی‌شه»، «بچه باید به بزرگترش احترام بذاره»، «تو بیخود کردی (بیشتر وقت‌ها البته می‌گن گه خوردی) عصبانی شدی» و خیلی چیزای دیگه شبیه این که مطمئنم تجربه کردیم.

اگه بخوایم دونه دونه احساساتی که سرکوب شدن و جملاتی که شنیدیم بنویسیم خیلی طولانی می‌شه پست اما می‌دونم که خودتون می‌دونین و همین الان مثال‌هایی تو ذهنتون اومده.
خلاصه؛ حالا ما آدم بزرگای قوی و خفن بعضی از احساسات رو نداریم، یا نمی‌تونیم بروزشون بدیم، یا یه چیز دیگه جاش گذاشتیم مثلا وقتی باید عصبانی باشیم می‌زنیم تو شوخی خنده و مسخره بازی!

شما معمولا چه احساسی رو سرکوب می‌کنین؟ فکر می‌کنین دلیلش‌ چی باشه؟
-
پ.ن: من می‌خواستم چند خط بنویسم، کتاب نوشتم. همه‌ش تو یه پست جا نمی‌شه بنابراین قسمت دومش رو تو پست بعدی می‌نویسم برین اونجا بخونین.
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span>️ شب آرامی بود،  می روم در ایوان،تا بپرسم از خود؛ زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست،گل لبخندی ...
Media Removed
️ شب آرامی بود،  می روم در ایوان،تا بپرسم از خود؛ زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست،گل لبخندی چید،هدیه اش داد به من. خواهرم تکه نانی آورد،آمد آنجا لب پاشویه نشست. پدرم دفتر شعری آورد،تکيه بر پشتی داد،شعر زیبایی خواند و مرا برد به آرامش زیبای یقین. با خودم می گفتم: زندگی راز بزرگی است ... ❤️
شب آرامی بود،
 می روم در ایوان،تا بپرسم از خود؛
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست،گل لبخندی چید،هدیه اش داد به من.
خواهرم تکه نانی آورد،آمد آنجا لب پاشویه نشست.
پدرم دفتر شعری آورد،تکيه بر پشتی داد،شعر زیبایی خواند و مرا برد به آرامش زیبای یقین.
با خودم می گفتم:
زندگی راز بزرگی است که در ما جاریست.
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست.
رود دنیا جاریست،زندگی آبتنی کردن در این رود است.
وقت رفتن به همان عریانی که به هنگام ورود آمده ایم.
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هيچ!
زندگی وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند.
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری،شعله گرمی امید تو را خواهد کشت.
زندگی درک همین اکنون است.
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد.
تو نه در دیروزی،و نه در فردایی،ظرف امروز پر از بودن توست.
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با امید است.
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند.
زندگی سبزترین آیه در اندیشه برگ.
زندگی خاطر دریایی یک قطره در آرامش رود.
زندگی حس شکوفایی یک مزرعه در باور بذر.
زندگی باور دریاست در اندیشه ماهی در تنگ.
زندگی ترجمه روشن خاک است در آیینه عشق.
زندگی فهم نفهمیدن هاست.
زندگی پنجره ای باز به دنیای وجود،تا که این پنجره باز است جهانی با ماست.
آسمان،نور،خدا،عشق،سعادت با ماست.
فرصت بازی این پنجره را دریابیم.
در نبندیم به نور،در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم.
پرده از ساحت دل برگیریم.
رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم.
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است.
وزن خوشبختی من،وزن رضایتمندی ست.
زندگی شاید شعر پدرم بود که خواند.
چای مادر که مرا گرم نمود.
نان خواهر که به ماهی ها داد.
زندگی شاید آن لبخندی ست که دریغش کردیم.
زندگی زمزمه پاک حیات ست میان دو سکوت.
زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست.
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست.
من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابیم.
@psychology_counseling
#سهراب_سپهري
#روانشناسي_مشاوره
#روانشناسي
#مشاوره
#زندگي
#مريم_مرادي
@psychology_counseling
#psychology_counseling
#psychology
#counseling
#sohrab_sepehri
#Maryam_Moradi
@psychology_counseling
Read more
رهزنان سر گردنه سیاست و اقتصاد دکتر سارا فلاحی انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد محتوا نمي باشد. • #انقلاب ...
Media Removed
رهزنان سر گردنه سیاست و اقتصاد دکتر سارا فلاحی انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد محتوا نمي باشد. • #انقلاب وقتی به خطر افتاد که برخی از انقلابیون سرشناسی که قبلا آن ها را به عنوان زندانیان #سیاسی در رژیم گذشته و سابقون بعد از انقلاب می شناختیم #سیاست و #اقتصاد را خانوادگی کردند و از سابقه خود ... رهزنان سر گردنه سیاست و اقتصاد
دکتر سارا فلاحی
انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد محتوا نمي باشد.

#انقلاب وقتی به خطر افتاد که برخی از انقلابیون سرشناسی که قبلا آن ها را به عنوان زندانیان #سیاسی در رژیم گذشته و سابقون بعد از انقلاب می شناختیم #سیاست و #اقتصاد را خانوادگی کردند و از سابقه خود در انقلاب، برای سهامدار شدن خانواده هایشان استفاده کردند و فرزندان و برادرانشان بی مهابا و بدون قاعده و بازخواست، شبکه های #قدرت و #ثروت ایجاد کردند و افکار عمومی از مقطعی به بعد هر روز با نوبرانه هایی از این خانواده های سیاسی_ اقتصادی مواجه شد تا جایی که امروز چنان میخ خود را در زمین سیاست و اقتصاد این سرزمین کوبیده اند که کسی نمی تواند به آن ها بگوید بالای چشم مبارک قدرتتان ابروی #خیانت روییده است! خاندان های فخیمه ای که چون اختاپوس بر زندگی سیاسی و اقتصادی این مردم چمبره زده اند و شجره نامه هایشان نشان می دهد که یا خویشاوند سببی هستند و یا به لحاظ نسبی از یک خون و ریشه هستند و تقریبا همه مصادر قدرت کشور را در اختیار دارند تا جایی که اگر در شب نشینی های سیاسی خود تصمیم بگیرند که خودشان سواره باشند و معیشت مردم پیاده، به صبح نرسیده بازار سیاست و اقتصاد این کشور کن فیکون می شود و از ما مفلسان کف خیابان هم کاری بر نمی آید!
دقیقا از زمانی این #ملت مادر مرده به عزای اقتصادی و سیاسی نشستند که این حضرات، میراث انقلاب را خانوادگی کردند و مانند ارث پدرشان به خانه بردند! وجه تراژیک ماجرا هم اینجاست که همین رهزنان سر گردنه اقتصاد و سیاست در فصل #انتخابات، مردم را شیمی روانی می کنند، حافظه آن ها را از خیانت خود پاک می کنند، قبای مظلومیت به تن می کنند و رای مردم را به دست می آورند و #مردم زمانی به خود می آیند که دوباره همه چیز را پشت قباله همان چند خانواده معروف انداخته اند و باز ما مانده ایم و حوض تهی از ماهی و لبریز از جلبک مان!
#انديشكده_سياسي
#حاكميت #حكومت #جمهوري_اسلامي #ايران #ژن_خوب #فساد

#policy #Politics #Politik #political
Read more
قبل از خوندن کپشن ، به نظرتون دارم چیکار میکنم؟🤔 . . تا حالا شده دنیا باهاتون شوخی کنه؟<span class="emoji emoji1f605"></span> با من که ...
Media Removed
قبل از خوندن کپشن ، به نظرتون دارم چیکار میکنم؟🤔 . . تا حالا شده دنیا باهاتون شوخی کنه؟ با من که داره از دوشنبه ی هفته ی گذشته شوخی میکنه چرا؟ گوشی مرحومم موقع مکالمه با خانواده خاموش شد و به خاطر عدم وجود حافظه و باتری روشن نشد کلا منم همه ی آخر هفته رو (که تنها و غریب تو خوابگاه مونده بودم) ... قبل از خوندن کپشن ، به نظرتون دارم چیکار میکنم؟🤔
.
.
تا حالا شده دنیا باهاتون شوخی کنه؟😅
با من که داره از دوشنبه ی هفته ی گذشته شوخی میکنه 😒
چرا؟
گوشی مرحومم موقع مکالمه با خانواده خاموش شد و به خاطر عدم وجود حافظه و باتری روشن نشد کلا😂
منم همه ی آخر هفته رو (که تنها و غریب تو خوابگاه مونده بودم😁) اومدم مثل همیشه ادای مهندس کامپیوترا رو در بیارم و خودم گوشیمو درست کنم 😅😅
که برعکس همیشه ، تلاشم برای درست کردنش به تنهایی کافی نبود 🤣 (چقدر حجم برای دانلود رام و درایور هدر دادم😂)
حالا این وسط لوس بازیای لپ تاپ و مودم سیارم بماند🤦‍♀️
تعطیلات هم که بود ! سونی هم که شکر خدا گوشی خاصه همه جا درستش نمیکنن😐
هیچی دیگه تا شنبه صبر کردم واسه درست کردنش که گفتن کلا سیستم عاملت سوخته (نسوخته بود مطمئنم چون دلیل خاموشیشو میدونم 😂)
و اینگونه شد که با دوران سونی زندگیم خداحافظی کردم و وارد دوران سامسونگی شدم!
و مشکل از اونجایی شروع شد که سامسونگ جان سیم نانو میخواست و سیم منو بابایی (@kavoos54faraz ) قبلا با قیچی میکرو کرده بود 😂
و من با کلی صبر تا ساعت ۳ که تعمیرات گوشی کارمو انجام بده فهمیدم که کلا همچین ریسکی رو قبول نمیکنه 😂
سوزن گوشیمم شکر خدا جا گذاشته بودم خوابگاه و نمیتونستم هیچ کاری کنم 😂
کلاس آشناییم زمانش قشنگ امروز تغییر کرد دیگه بدتر😐
و در آخر دست از پا درازتر برگشتم خوابگاه و حس مهندسی دوباره بهم دست داد و نشستم با قیچی ، ناخن گیر و سوهان سیم کارتمو نانو کردم 🤓
تازه برق وسط کارم رفت و با نور چراغ قوه همینطور که مشاهده میکنین با لجبازی تمام درستش کردم🤓
.
.
#دوربین_مخفیه_زندگی_من ؟ 😂
#حس_مهندسی ؟ 😂
پی نوشت : همیشه بذارین ۱۰۰ مگابایت ته گوشیتون خالی بمونه 😂
پی نوشت ۲ : نمیدونم چرا این همه نوشتم ؟ یا اصلا چرا پست گذاشتم؟ فکر کنم دلم خیلی پر بود (البته من همیشه اینقدر مینویسم 😅😂)
پی نوشت ۳ : نگم که تو این هیری ویری اینترنت یونی هم حجمش تموم شد و از آپ و ترجمه و همه ی زندگی عادیم محروم بودم تا رسیدن به خوابگاه 😂
پی نوشت ۴ : مرسی که خشاب سیمتو دادی و ببخشید که نشد ویندوزتو عوض کنم 🐥 @maliii.j.k
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم (جنون قسمت اول) دانشجوی رشته مهندسی عمران بودم که با سعی و تلاش زیاد تونستم ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم (جنون قسمت اول) دانشجوی رشته مهندسی عمران بودم که با سعی و تلاش زیاد تونستم توی رشته ای که دوست داشتم قبول بشم و با اینکه از نظر مالی زیاد وضعمون خوب نبود با حمایت خانوادم برای ادامه تحصیل به تهران اومدم.خوابگاهی که با چندنفر دیگه از دانشجوها گرفتیم خیلی از دانشگاه دور نبود.تعریف ... بسم الله الرحمن الرحیم (جنون قسمت اول)

دانشجوی رشته مهندسی عمران بودم که با سعی و تلاش زیاد تونستم توی رشته ای که دوست داشتم قبول بشم و با اینکه از نظر مالی زیاد وضعمون خوب نبود با حمایت خانوادم برای ادامه تحصیل به تهران اومدم.خوابگاهی که با چندنفر دیگه از دانشجوها گرفتیم خیلی از دانشگاه دور نبود.تعریف از خود نباشه من یه پسر قد بلند و خیلی خوشتیپ و البته خوش چهرم که از همون روز اول شروع کلاسها با نگاه تحسین برانگیز دخترای کلاس قند تو دلم آب شد و کلی جلو بقیه پسرا قیافه گرفتم.اما باید بگم که چون توی خانواده ای مذهبی بزرگ شده بودم از برقرار کردن تماس با دخترا حتی با نگاه گریزان بودم.از حق نگذریم دخترای کلاسمون همه مقبول بودن مخصوصا یکیشون که از همه هم زیباتر بود و هم چادر می پوشید بیشتر به دلم نشست اما من که از بچگی نماز می خواندم طوری تربیت شده بودم که به چشم هیچ زنی نگاه نمی کردم.اما سعی می کردم تیپ و لباسمو همیشه بروز نگه دارم.توی درسامم همیشه جزو ممتازین بودم.حدودا یکماهی گذشته بود که یکروز وقتی از پله های پهنی که منتهی میشد به کلاسمون می گذشتم, با تنه محکمی که از یه دختر خوردم همه جزوه هام روی پله ها پخش و پلا شد,حتی نزدیک بود خودمم پرت بشم پایین.دختره چندتا پله بالاتر وایساده بود و به من خیره شده بود.هیچ آثاری از پشیمونی توی چهرش دیده نمی شد و خیلی مغرور به من زل زده بود.اونقدر عصبانی شدم که احساس می کردم بخار از گوشام میزنه بیرون.می خواستم برم یقشو بگیرم اما جلو خودمو گرفتم.اونم با بی تفاوتی راهشو کشید و رفت.از سرو وضع لباساش پیدا بود که از خانواده ثروتمندیه.هیکل و قیافه خیلی زیبا و جذابی داشت.بیشتر از همه چشمای درشت و عسلی روشنی که داشت تو ذهنم مونده بود اما اونقدر از خودخواهیش و رفتار بی ادبانه ای که داشت عصبانی بودم که تا پایان ساعت کلاس صورتم برافروخته بود.بعد از کلاس وقتی مشغول جمع وجور کردن وسایلم بودم یکی از دخترای هم کلاسیم که اسمش یلدا بود به سمتم اومد و بعد از سلام پرسید.چیزی شده که اینقدر ناراحتی؟با دو دست روی گونه هام که هنوز از خشم داغ بودند کشیدم و نفسم را فوت کردم و گفتم:چیزی نیست.در حالی که از من دور میشد گفت:از کی جواب رد شنیدی؟خدا میدونه.راست می گفت اون اتفاق نباید اونقدر منو عصبی می کرد.اما ته دلم نسبت به اون دختر که باعث شد چند نفر منو به ریشخند بگیرن حس کینه عجیبی حس می کردم و نگاه تحقیر آمیزش یادم نمیرفت.با خودم گفتم:شانس بیاره دیگه نبینمش... ادامه دارد
با سپاس بیکران از شما دوستان گلم که همراهی می کنید.(مهرا)
Read more
<span class="emoji emoji2747"></span>️ بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چراکه روی مواردی در زندگی تمرکز داریم که خارج از کنترل ما هستند. ...
Media Removed
️ بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چراکه روی مواردی در زندگی تمرکز داریم که خارج از کنترل ما هستند. هرچه بیشتر ما این چنین رفتار می کنیم، بیشتر ناتوان می شویم، و بیشتر ناکامی، ناامیدی، خشم و اضطراب را تجربه می کنیم. در مقابل، هرچه بیشتر روی مواردی تمرکز کنیم که تحت کنترل خودمان است، توانمندتر خواهیم ... ❇️ بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چراکه روی مواردی در زندگی تمرکز داریم که خارج از کنترل ما هستند. هرچه بیشتر ما این چنین رفتار می کنیم، بیشتر ناتوان می شویم، و بیشتر ناکامی، ناامیدی، خشم و اضطراب را تجربه می کنیم. در مقابل، هرچه بیشتر روی مواردی تمرکز کنیم که تحت کنترل خودمان است، توانمندتر خواهیم شد؛ درواقع می توانیم اقدامات مفیدتری انجام دهیم.
.
. ✳️ در اینجا ایده هایی را با شما در میان می گذارم، تا به شما کمک کند که نسبت به این موضوع روشن تر شوید که چه چیزی قطعاً تحت کنترل ما نیست و چه چیزی به طور بالقوه تحت کنترل ما است:
.
✴️ موارد خارج از کنترل من
.
🔹اکثریت هیجانات و عواطفم
🔹اکثریت افکارم
🔹اکثریت حس های بدنی ام
🔹خاطراتم
🔹این که به هدفم دست پیدا کنم و یا نکنم
🔹وقتی کاری را انجام می دهم چقدر احساس مثبت نسبت به آن داشته باشم
🔹اینکه مردم چه بگویند و چه کاری انجام دهند
🔹اینکه دیگران نسبت به انگیزه های من چه درکی دارند
🔹اینکه دیگران نسبت به من چه نظری دارند و مرا چگونه قضاوت می کنند
🔹در آینده چه اتفاقاتی می افتد
🔹در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است
🔹ضرر و زیان های دردآور و اجتناب ناپذیر در زندگی
🔹آیا زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد و یا خیر
🔹اجتناب ناپذیر بودن پیری، بیماری و آسیب
.
✴️ مواردی که تحت کنترل من هستند (به طور بالقوه)
.
🔹چگونه به هیجانات و عواطفم پاسخ بدهم
🔹چگونه به افکارم پاسخ بدهم
🔹چگونه به حس های بدنی ام پاسخ دهم
🔹چگونه به خاطراتم پاسخ بدهم
🔹در راستای اهدافم چه اقداماتی را انجام دهم
🔹در کاری که انجام می دهم چقدر تمرکز داشته باشم و تا چه حد درگیر آن باشم
🔹برای آنکه روی دیگران تأثیر بگذارم، چه بگویم و چه کاری انجام دهم
🔹چقدر از ارزشهایم برای انگیزه مند کردن خود استفاده کنم
🔹اینکه آیا بر اساس آن انسانی که می خواهم باشم اقدام می کنم و یا نه
🔹برای آنکه بر آینده ام تأثیر بگذارم چه می گویم و چگونه عمل می کنم
🔹 به افکار در مورد گذشته چگونه پاسخ می دهم
🔹هنگامی که ضرر و زیان اتفاق می افتد نسبت به خود مشفق باشم
🔹ارزش هایی که من بر اساس آنها زندگی می کنم، صرف نظر از اینکه زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد یا نه
🔹چگونه از خودم مراقبت می کنم و به خودم اهمیت می دهم
.
🔶ادامه در کامنت اول...
Read more
 #سفرنامه_ترکیه_مونا ... دوستان یک سری دایرکت داشتم که خیلی سوال های مشترک داشتم سعی میکنم توی این ...
Media Removed
#سفرنامه_ترکیه_مونا ... دوستان یک سری دایرکت داشتم که خیلی سوال های مشترک داشتم سعی میکنم توی این چند تا پست به همش جواب بدم، باز هم اگه سوالی بود لطفن زیر این پست ها ازم بپرسین تا جواب بدم ... هفته اول سفر اگر ازم درمورد مردم ترکیه میپرسیدن میگفتم مردم ترکیه قطعن از مردم ایران ادم های مهربون تری ... #سفرنامه_ترکیه_مونا ...
دوستان یک سری دایرکت داشتم که خیلی سوال های مشترک داشتم سعی میکنم توی این چند تا پست به همش جواب بدم، باز هم اگه سوالی بود لطفن زیر این پست ها ازم بپرسین تا جواب بدم ...
هفته اول سفر اگر ازم درمورد مردم ترکیه میپرسیدن میگفتم مردم ترکیه قطعن از مردم ایران ادم های مهربون تری هستند؛ اما یک روز که توی یک کافه بین راهی داشتیم قهوه میخوردیم یک اقای راننده ترانزیت بسیار خوشتیپ همراه با پدرشون به کافه اومدن و چون خیلی خوب انگلیسی صحبت میکردن کلی گپ زدیم، وقتی از مهربونی مردم ترکیه گفتم گفت مردم ترکیه برای غریبه ها مهربون هستند و خودشون با خودشون اینقدر مهربون نیستند، درست مثل مردم ایران یادمه یه بار منم این حرف را به یه توریست فرانسوی گفتم البته بعد هم عذاب وجدان شدم که دختر برای چی رازهای درون گروهی کشور را به غریبه ها لو میدی🤭 اما همیشه هر کشوری که با کسانی که به ایران اومدن حرف زدم اولین و بلدترین چیزی که گفتن محبت و مهربانی مردم ایران بود.
حالا بعد از یک ماه نه بصورت مطلق اما چیزی که من دیدم این بود که مردم ترکیه از مردم ایران مردمان شادتر؛ مهربونتر، آرامتر و در رفاه بیشتری هستند.
بعد از دیدن حدود هفده تا شهر و حدود ده تا روستا در ترکیه و گذروندن وقت در آنها میگم شهرها و روستاهای ترکیه بسیار تر و تمیز تر و در رفاه تری هست نسبت به شهرها و روستاهای کوچک ایران.
مردم ترکیه خیلی آشغال میریزن و مردم تمیزی نیستند اما دولت بسیار خوب همه جا را تمیز نگه میداره و تو خیابون ها اصلن آشغال نمیبینی.
با اینکه مردم ترکیه مخصوصن بافتی را که ما دیدیم بسیار بافت سنتی و مرد سالاری داره اما حکومت به شدت با این مرد سالاری مبارزه میکنه مثلن حتی یک تابلو ندیدم که عکس دختر و پسر، خانم و آقا، پیرزن و پیرمرد در کنار هم نباشه و فقط آقا باشه همه عکس ها در کنار هم در حالی که دست هم را گرفتن.
آقایون ترک چشم های بسیار بسیار پاکتری نسبت به آقایون ایرانی دارن(شرمنده در کل منظورمه). دقیقن مثل ایران هرچی از شهرهای بزرگ دور میشی مردم مهربان تر میشن بارها ما را به صرف چای به خونشون دعوت کردن؛ چند باز تو قهوه خونه ها مارا مهمان کردن، چندین بار به خاطر مهمان بودن بهمون تخفیف دادن.
#sanlıurfa #van #mardin #adana #mersin #ankara #konya #kapadokya #cappadocia #amasia #samsun #trabzon #turkey #mona #shervin
#شانلی_اوفله #وان #ماردین #آدنا #مرسین #قونیه #کاپادوکیا #کاپاتوکیا #کاپادوکیه #آنکارا #آماسیا #آماسیه #سامسون #صامسون
Read more
. سه سال پیش طوری درگیر کار بودم که ساعت‌ها تکیه‌گاه دستم از کاغذ جدا نمی‌شد. ساعت‌های طولانی کار ...
Media Removed
. سه سال پیش طوری درگیر کار بودم که ساعت‌ها تکیه‌گاه دستم از کاغذ جدا نمی‌شد. ساعت‌های طولانی کار می‌کردم و شاید پیش می‌آمد ماهی یک بار هم از خونه بیرون نمی‌رفتم. من از این اعتیاد لذت می‌بردم و از ندیدن آدم‌ها لذت بیشتر. تو هر جمعی به زور و اجبار دیگران حضور داشتم و تمام مدت عذاب وجدان داشتم که اگر پشت ... .
سه سال پیش طوری درگیر کار بودم که ساعت‌ها تکیه‌گاه دستم از کاغذ جدا نمی‌شد. ساعت‌های طولانی کار می‌کردم و شاید پیش می‌آمد ماهی یک بار هم از خونه بیرون نمی‌رفتم. من از این اعتیاد لذت می‌بردم و از ندیدن آدم‌ها لذت بیشتر. تو هر جمعی به زور و اجبار دیگران حضور داشتم و تمام مدت عذاب وجدان داشتم که اگر پشت میزکارم بودم وقت مفیدتری رو می‌گذروندم. روزی چهارده ساعت کار می‌کردم و همیشه عذاب وجدان داشتم که به اندازه کافی تلاش نمی‌کنم.
درآمد خوبی داشتم و پس‌انداز عالی. فکر می‌کردم آدم موفقی هستم تا اینکه پزشک مشاورم تعریف دیگه‌ای از موفقیت رو برام بازگو کرد. از اون روز سعی کردم با تناسب بیشتری کار کنم و به روابط خارج از کارم سرسامان بدم. به پیشنهاد برادرم کمتر از قبل کار قبول کردم و دیگه قیمت پایین برای سفارش‌ها ندادم، به همین ترتیب بود که تونستم با همون درآمد وقت بیشتری رو برای رابطه‌های خارج از کارم باز کنم.
الان که به گذشته نگاه می‌کنم روزهای زیادی رو از دست دادم و دیگه این اشتباه رو نمی‌کنم. به اندازه کار می‌کنم، به اندازه تفریح می‌کنم. سعی می‌کنم تا جای امکان تعادل زندگیم رو حفظ کنم.
تعریف پزشک مشاورم از موفقیت این بود: « به اندازه کار کن، به اندازه تفریح کن، به اندازه استراحت کن و تعادل زندگیت رو در هر حالی حفظ کن.»
.
پ.ن: خودم باور نمی‌کنم تصویری رو که می‌بینید فقط طی دو روز کشیده باشم. فکر می‌کنم حتی بین کار نفس هم نمی‌کشیدم :))
Read more
. دیشب همینطور که داشتم سخنرانی ترامپ رو می‌دیدم و زیرنویس شبکه که قیمت دلار و سکه بود رو میخوندم، ...
Media Removed
. دیشب همینطور که داشتم سخنرانی ترامپ رو می‌دیدم و زیرنویس شبکه که قیمت دلار و سکه بود رو میخوندم، ته دلم خالی می‌شد استرس، اینکه حالا چی میشه،خونه، ادامه تحصیل، علایقم، آرزوهام و... دیروقت بود و ترجیح دادم یه کم قدم بزنم وقتی به خونه رسیدم یه لحظه ذهنم رو آروم کردم و با خودم گفتم: چته عاطفه یعنی ... .
دیشب همینطور که داشتم سخنرانی ترامپ رو می‌دیدم و زیرنویس شبکه که قیمت دلار و سکه بود رو میخوندم، ته دلم خالی می‌شد
استرس، اینکه حالا چی میشه،خونه، ادامه تحصیل، علایقم، آرزوهام و...
دیروقت بود و ترجیح دادم یه کم قدم بزنم
وقتی به خونه رسیدم یه لحظه ذهنم رو آروم کردم و با خودم گفتم: چته عاطفه
یعنی چی این فکرا، مگه خودت همیشه نمی‌گفتی فکر کردن به این چیزا چه دردی رو دوا می‌کنه جز اینکه لذت اون لحظه رو ازت می‌گیره...
روبروی آینه ایستادم و به خودم لبخند زدم بعد فکر کردم دلار بشه دو برابر این چیزی که الان هست چیکار می‌کنم؟
کاری از دست من بر نمیاد، نه مسوول هستم نه کاره ای
کاری که از دست من برمیاد، لذت بردن از زندگی هست، امید داشتن، لبخند زدن، کارایی که دوست دارم انجام بدم و حالم رو خوب می‌کنه و به قیمت دلار و سکه هیچ ربطی نداره
یه لحظه دلم برای پدرم تنگ شد، همیشه برام از امید و خوشبختی و آرامش حرف زده، چقدر الان دیدن لبخندش آرومم می‌کنه
سعی کنید دور و برتون آدمای مثبت اندیش و باانگیزه باشه، مگه چند بار زندگی می‌کنیم.
و آخرش با خودم گفتم:«اون خدایی که تا الان همه جوره هوام رو داشته، از این به بعد هم خواهد داشت...»
.
مشهد، باغ گیاه شناسی
Read more
. ‎قسمت یازدهم خاطرات کودکی ‎سر خیابونی که توش زندگی میکردیم یه کوه قشنگی بود که هروقت میرفتم تو ...
Media Removed
. ‎قسمت یازدهم خاطرات کودکی ‎سر خیابونی که توش زندگی میکردیم یه کوه قشنگی بود که هروقت میرفتم تو حیاط یا پشت پنجره، میدیدمش ‎یه روز جمعه به بابا گفتم که بریم بالای این کوهه امروز ‎اونم قبول کرد و راه افتادیم ‎اون سالا من خیلی تپل و به قول خودمون خمپلی بودم ‎منم اولین بارم بود میرفتم کوه ‎با یه ... .
‎قسمت یازدهم خاطرات کودکی
‎سر خیابونی که توش زندگی میکردیم یه کوه قشنگی بود که هروقت میرفتم تو حیاط یا پشت پنجره، میدیدمش
‎یه روز جمعه به بابا گفتم که بریم بالای این کوهه امروز
‎اونم قبول کرد و راه افتادیم
‎اون سالا من خیلی تپل و به قول خودمون خمپلی بودم
‎منم اولین بارم بود میرفتم کوه
‎با یه فلاکتی رفتیم بالا
‎از اون بالا خونمونو میدیدم که اندازه یه نقطه شده بود
‎تو راه برگشت داشتم از کنار دیوار سنگی آروم آروم میومدم پایین و دستمو گرفته بودم بهش
‎بابامم جلوتر از من بود
‎میخواستم برم برسم بهش و با اون بیام پایین که کنترلمو از دست دادم یا به قول معروف ترمز بریدم
‎حالا ندو و کی بدو
‎همچنان خوش خوشان در حال داد کشیدن داشتم میدویدم تو حالتی که هیچ کنترلی رو قدم هام نداشتم که دیدم یه تخته سنگ به چه عظمت جلوم سبز شد ‎منم با اقتدار کامل با کله رفتم توش
‎خونین و مالین بودم که بابام رسید بهم ‎همه ترسم این بود که دندونا جلوم خورد شده باشه
‎دندونام چیزی نشده بود، اما لب بالام کامل پاره شده بود از داخل و دماغمم شکسته بود
‎بگذریم از این که وقتی رسیدم خونه مامانم چه حالی شده بود
‎رفتیم بیمارستان و لبم رو که پاره شده بود بخیه زدن، سه شنبه هم نوبت عمل داشتم واسه بینیم
‎دکتر شیرانی عملم کرد و بعدشم گچ گرفتن
‎دو سه روز بعد که رفتم مدرسه همه بچه ها میترسیدن ازم
‎تا اومدن عادت کنن به چهره جدیدم، گچش رو باز کردیم ‎ماجرای کلاس پنجمم یه خورده طولانی شد
‎یه قسمت دیگه هم مونده که انشالله تو اولین فرصت میذارمش
‎لازم به ذکره که من هیچ شناختی از نویسندگی و این چیزا ندارم و صرفا واسه دل خودم و بعضی از دوستان مینویسم
‎من هرچی که تو ذهنم میگذره رو مینویسم
‎با همون جمله بندی و کلماتی که تو ذهنم میرسه
‎باید ببخشید اگه مشکلی چیزی دارن ❤
‎ #خاطرات_كودكي_سهراب
Read more
 #رای_علنی . <span class="emoji emoji267b"></span>️ چرا نمایندگان از «رای علنی» استقبال نمی کنند! <span class="emoji emoji1f530"></span>سئوال بسیاری از مردم این است که چرا ...
Media Removed
#رای_علنی . ️ چرا نمایندگان از «رای علنی» استقبال نمی کنند! سئوال بسیاری از مردم این است که چرا نمایندگان آنها از شفافیت استقبال نمی کنند و حاضر نیستند آرای شان علنی شود؟ پیش از این در صفحه توییترم به خاطره تلخی در این باره اشاره کرده بودم. در روز تصويب ۲۰ دقيقه ای طرح مرتبط با برجام، مطابق با ... #رای_علنی
.
♻️ چرا نمایندگان از «رای علنی» استقبال نمی کنند! 🔰سئوال بسیاری از مردم این است که چرا نمایندگان آنها از شفافیت استقبال نمی کنند و حاضر نیستند آرای شان علنی شود؟

پیش از این در صفحه توییترم به خاطره تلخی در این باره اشاره کرده بودم. در روز تصويب ۲۰ دقيقه ای طرح مرتبط با برجام، مطابق با همین بند آیین نامه، پیشنهاد رای گیری علنی دادم، اما در کمال ناباوری دوستانی از خودمان گفتند که ما هم مخالف برجام هستیم ولی به خاطر جلب آرای مردمی که به برجام دل خوش کرده اند و انتخابات مجلس هم در پیش است، نمی خواهیم در حوزه انتخابیه متوجه مخالفت ما با برجام شوند! به همین دلیل هم طرح مرتبط با برجام، آرای اکثریت مجلس را به دست آورد و فقط حدود ۹۰ نماینده مخالف داشت. البته حالا که کثافت های برجام علنی شده بیش از ۲۰۰ نماینده آن روز ادعای مخالفت با آن را می کنند!
متاسفانه یکی از مهمترین دلایل عدم استقبال نمایندگان از شفافیت، چشم طمع داشتن آنها به آرای مردم در انتخابات های بعدی است، خصلتی که بر خلاف قسمی است که در ابتدای نمایندگی به قرآن مجید یاد می کنند. خب آن روز به کلاه برجام، پشمی بود و با توجه به دروغ هایی که دولت تحویل مردم داده بود، برجام در افکار عمومی اقبالی داشت و برخی از نمایندگان نمی خواستند این کاسبی را از دست بدهند اما امروز چه؟

امروز که حسن روحانی جایگاهی در افکار عمومی ندارد و نمایندگان مجلس از پاسخ های روحانی در پنج سئوال طرح شده، فقط از پاسخ به یک سئوال قانع شده اند، چرا باید نگران علنی شدن مخالفت خود با دولت باشند؟

دلیل روشن است، چون نمی خواهند هزینه این مخالفت را بپردازند. این نمایندگان نگران بده بستان هایی هستند که با رییس دولت و کابینه وی دارند. این بده بستان ها شامل منافع و درخواست های شخصی تا منافع و درخواست های منطقه ای می شود، نامه ها و درخواست هایی که زیر دست وزرا و در کارتابل های آنها منتظر امضای وزیر است. پس باز هم مخالفت با شفافیت به خاطر چشم طماع فرد نماینده به یک منفعت غیرملی است.

این را نوشتم تا مردم عزیز بداند که درب بر همین پاشنه خواهد چرخید تا روزی که آنها به جای انتخاب کاندیداهای سالم، پاک دست، صریح، شفاف، در روز انتخابات به کسانی رای می دهند که کاسب کارند، هر دو چراغ راهنمای شان کار می کند، از همان ایام تبلیغات از شفافیت فرار می کنند و مواضع دوپهلو دارند تا رای همه را به دست بیاورند. اینها آن روز جانوران کوچکی هستند که وقتی به کرسی قدرت مجلس می رسند، طمع آنها را تبدیل به یک هیولا می کند.
Read more
 #رای_علنی . <span class="emoji emoji267b"></span>️ چرا نمایندگان از «رای علنی» استقبال نمی کنند! <span class="emoji emoji1f530"></span>سئوال بسیاری از مردم این است که چرا ...
Media Removed
#رای_علنی . ️ چرا نمایندگان از «رای علنی» استقبال نمی کنند! سئوال بسیاری از مردم این است که چرا نمایندگان آنها از شفافیت استقبال نمی کنند و حاضر نیستند آرای شان علنی شود؟ پیش از این در صفحه توییترم به خاطره تلخی در این باره اشاره کرده بودم. در روز تصويب ۲۰ دقيقه ای طرح مرتبط با برجام، مطابق با ... #رای_علنی
.
♻️ چرا نمایندگان از «رای علنی» استقبال نمی کنند! 🔰سئوال بسیاری از مردم این است که چرا نمایندگان آنها از شفافیت استقبال نمی کنند و حاضر نیستند آرای شان علنی شود؟

پیش از این در صفحه توییترم به خاطره تلخی در این باره اشاره کرده بودم. در روز تصويب ۲۰ دقيقه ای طرح مرتبط با برجام، مطابق با همین بند آیین نامه، پیشنهاد رای گیری علنی دادم، اما در کمال ناباوری دوستانی از خودمان گفتند که ما هم مخالف برجام هستیم ولی به خاطر جلب آرای مردمی که به برجام دل خوش کرده اند و انتخابات مجلس هم در پیش است، نمی خواهیم در حوزه انتخابیه متوجه مخالفت ما با برجام شوند! به همین دلیل هم طرح مرتبط با برجام، آرای اکثریت مجلس را به دست آورد و فقط حدود ۹۰ نماینده مخالف داشت. البته حالا که کثافت های برجام علنی شده بیش از ۲۰۰ نماینده آن روز ادعای مخالفت با آن را می کنند!
متاسفانه یکی از مهمترین دلایل عدم استقبال نمایندگان از شفافیت، چشم طمع داشتن آنها به آرای مردم در انتخابات های بعدی است، خصلتی که بر خلاف قسمی است که در ابتدای نمایندگی به قرآن مجید یاد می کنند. خب آن روز به کلاه برجام، پشمی بود و با توجه به دروغ هایی که دولت تحویل مردم داده بود، برجام در افکار عمومی اقبالی داشت و برخی از نمایندگان نمی خواستند این کاسبی را از دست بدهند اما امروز چه؟

امروز که حسن روحانی جایگاهی در افکار عمومی ندارد و نمایندگان مجلس از پاسخ های روحانی در پنج سئوال طرح شده، فقط از پاسخ به یک سئوال قانع شده اند، چرا باید نگران علنی شدن مخالفت خود با دولت باشند؟

دلیل روشن است، چون نمی خواهند هزینه این مخالفت را بپردازند. این نمایندگان نگران بده بستان هایی هستند که با رییس دولت و کابینه وی دارند. این بده بستان ها شامل منافع و درخواست های شخصی تا منافع و درخواست های منطقه ای می شود، نامه ها و درخواست هایی که زیر دست وزرا و در کارتابل های آنها منتظر امضای وزیر است. پس باز هم مخالفت با شفافیت به خاطر چشم طماع فرد نماینده به یک منفعت غیرملی است.

این را نوشتم تا مردم عزیز بداند که درب بر همین پاشنه خواهد چرخید تا روزی که آنها به جای انتخاب کاندیداهای سالم، پاک دست، صریح، شفاف، در روز انتخابات به کسانی رای می دهند که کاسب کارند، هر دو چراغ راهنمای شان کار می کند، از همان ایام تبلیغات از شفافیت فرار می کنند و مواضع دوپهلو دارند تا رای همه را به دست بیاورند. اینها آن روز جانوران کوچکی هستند که وقتی به کرسی قدرت مجلس می رسند، طمع آنها را تبدیل به یک هیولا می کند.
Read more
. . شاعر میگه: از کوزه همان برون تراود که در اوست.. یا یه جای دیگه می فرماید: هر چیز که در جستن آنی، آنی... از ...
Media Removed
. . شاعر میگه: از کوزه همان برون تراود که در اوست.. یا یه جای دیگه می فرماید: هر چیز که در جستن آنی، آنی... از بچگی علاقه شدیدی به چوب و وسایل چوبی و عطر ِچوب سوخته و براده هاش و ... داشتم و آرزوم بود بتونم باهاش مجسمه بسازم... دل رو زدم به دریا و شروع کردم...با کارای کوچیک مثل زیورهای چوبی... از اونجایی ... .
.
شاعر میگه: از کوزه همان برون تراود که در اوست.. یا یه جای دیگه می فرماید: هر چیز که در جستن آنی، آنی...
از بچگی علاقه شدیدی به چوب و وسایل چوبی و عطر ِچوب سوخته و براده هاش و ... داشتم و آرزوم بود بتونم باهاش مجسمه بسازم...
دل رو زدم به دریا و شروع کردم...با کارای کوچیک مثل زیورهای چوبی... از اونجایی که موی بلند رو برای خانمها بیشتر می پسندم رسیدم به گیره های چوبی که به نظرم موهای بلند رو زیباتر می کنه...
قراره از این به بعد شاهد کارهای چوبیم باشید، عکس های اصلی توی پیج [email protected] به اشتراک گذاشته میشه، که پست هایی که می بینید نتیجه همکاریِ من و دوست و همراه خوب من هست.
#دست_سازه #چوبی #دست_سازه_های_چوبی #صنایع_دستی #هنر #هنر_زندگی #آزادی_هنر #هنرمند #چوب #دوستدار_طبیعت #دوستدار_چوب #گیره_مو #گیره_سر #چوب_مو
#wood #wooden #nature
Read more
‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ حجاب جان  دریدم  تا رخ  جانانه  پیدا  شد شکستم این صدف تا آن دُر یکدانه پیدا شد به ...
Media Removed
‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ حجاب جان  دریدم  تا رخ  جانانه  پیدا  شد شکستم این صدف تا آن دُر یکدانه پیدا شد به جانان کس نمی دانست رسم جانفشانی را به پای  شمع ، این بی باکی از پروانه پیدا شد مرا آن لحظه برد از دست تاب می به  میخانه که عکس روی ساقی در دل پیمانه پیدا شد به رغم  عاقلان ، دیوانگان رستند  از  دنیا بلی ... ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌

حجاب جان  دریدم  تا رخ  جانانه  پیدا  شد

شکستم این صدف تا آن دُر یکدانه پیدا شد

به جانان کس نمی دانست رسم جانفشانی را

به پای  شمع ، این بی باکی از پروانه پیدا شد

مرا آن لحظه برد از دست تاب می به  میخانه

که عکس روی ساقی در دل پیمانه پیدا شد

به رغم  عاقلان ، دیوانگان رستند  از  دنیا

بلی  اسرار عقل  از مردم دیوانه  پیدا شد

ز هم باید کنند  اهل جهان رفع  پریشانی

نه تنها این صفت در کار زلف و شانه پیدا شد

خدا را گر همی خواهی برو با بی خودان بنشین

اگر گنجی به دست آمد، هم از ویرانه پیدا شد

بنای  خانه  کعبه ، خلیل اللّه  نهاد  امّا

علی در کعبه ظاهر گشت و صاحبخانه پیدا شد

نه  تنها  کارپرداز  زمین  شد در  زمین ظاهر

که  هم  دایر  مدار  طارم  نُه  گانه پیدا شد

به ما شد فرض چون پروانه گرد کعبه گردیدن

که آن شمع حقیقت اندر آن کاشانه پیدا شد

طلسمِ «لا»شکست و دیو رفت و سحر، باطل شد

کلید گنج «إلاّ اللّه»  را  دندانه  پیدا شد

بگو با عاشقان طی گشت هجران، گاهِ وصل آمد

بیفشانید  جان  بر مقدمش ، جانانه  پیدا  شد

هویدا ساخت  اسرارِ «یداللّه فوقَ ایدیهم»

هنرهاییکه از  آن بازوی  مردانه  پیدا شد

جهان  تاریک  بود از جهل لیک از پرتو  ایمان

منوّر  گشت  چون  آن ناطق فرزانه پیدا شد

به حبّ و بغض او ایمان و کفر آمد عیان یعنی

مرام آشنا  و  مسلک  بیگانه  پیدا  شد

#ابوالمساکین_مدد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#دروغ_بزرگ
#۱۱۷۵
#م۱۹
Read more
. یک: بعضی مواقع واقعا حرصم میگیره ، حرص میخورم از اینکه ببین چه کوتوله هایی رو فرستادیم بالا تا بجای اینکه به عنوان نماینده به ما خدمت کنن ، سوارمون بشن و خودشون رو یه سر و گردن که هیچ اندازه برج میلاد از مردم بالاتر بدونن. جریان اخیر نماینده مجلس سراوان یکی از اون مواقع بود. درست از روز اول که کلیپ ... .
یک: بعضی مواقع واقعا حرصم میگیره ، حرص میخورم از اینکه ببین چه کوتوله هایی رو فرستادیم بالا تا بجای اینکه به عنوان نماینده به ما خدمت کنن ، سوارمون بشن و خودشون رو یه سر و گردن که هیچ اندازه برج میلاد از مردم بالاتر بدونن. جریان اخیر نماینده مجلس سراوان یکی از اون مواقع بود.
درست از روز اول که کلیپ اومد بیرون تا الان دارم حرص میخورم ، وقتی به این حجم از کوتوله های بی سوادِ بی ادبِ بی فرهنگ که اسم مسئول روشون گذاشتیم فکر میکنم حرصم میگیره.
دو: وقتی کلیپ مشاجره نماینده بی ادب رو دیدم با خودم گفتم اینبار دیگه کسی نمیتونه کار رو توجیه کنه و کار نماینده ساخته است.
گفتم حتما خود نماینده ها بخاطر حفظ آبروی مجلس هم که شده باهاش برخورد میکنن،هیئت نظارتی هست و بالاخره هر چند سال یه بار یه تکونی به خودش میده دیگه!!! گفتم حتی اگه بخاطر اون جریان مشاجره هم بهش گیر ندن حتما بخاطر اون توجیهات فجیعی که ارائه داد و یه مسئله ساده رو به اختلاف قومی_مذهبی تبدیل کرد،حتما باهاش برخورد میشه!!!
اما در کمال ناباوری مجلس در حمایت از جناب نماینده جلسه غیرعلنی برگزار کرد، وزیر رو احضار کرد و کم مونده بود استیضاحش کنن، جناب لاریجانی هم که مقصر اصلی رو فیلمبردار دونستن و دستور دادن پیگیری بشه و...
اینجای کار واقعا مبهوت شدم ، نمیشه اصلا چیزی گفت ، آدم میمونه چی بگه!! کدومش رو بگه!!!
فقط همین رو بگم نماینده ها اگه قرار همینجوری برخورد بکنن ، مشکلی نیست فقط اون واژه اسلامی رو از از سر در مجلس بردارن جاش سلطنتی ،طاغوتی چیزی بگذارن، دیگه به خودشون نماینده مردم نگن .
سه: همه اینا رو گفتم که به این برسم:
وسط این دعواها و بحث و جدل ها ۴ تا دانش آموز تو سیستان و بلوچستان سوختن که ۳ نفرشون جونشون رو از دست دادن.
دلیل آتش سوزی: بخاری نفتی قدیمی و فرسوده کلاس بوده...
خاک تو سر ما که سال ۱۳۹۷ ، چهل سال بعد از انقلاب مستضعفین هنوز تو یه جای ایران برای کلاس درس از بخاری نفتی استفاده میشه...
جای این بچه ها کجاست؟؟؟ مجلس واکنشی نشون داد اصلا؟؟؟ وزیر رو احضار کردن مجلس؟؟ احضار که نه اصلا باهاش یه تماس خشک و خالی گرفتن که ببینن چی شده؟!!! بعدها خواهند نوشت در یکی از غنی ترین کشورها ،در قرن بیست ویکم ۳ دانش آموز در اثر انفجار بخاری نفتی کشته شدن. این ننگه...
این جلسه های فوری غیر علنی و احضار وزیر چرا یک بار ، فقط یک بار بخاطر محرومیت سیستان برگزار نشد؟؟؟
چی بگم!!!
#مجلس #نماینده_مجلس #نماینده_مردم #آتش_سوزی #دانش_آموز #سیستان_بلوچستان #لاریجانی
Read more
<span class="emoji emoji2708"></span>️ چند ساله که به مهاجرت «فکر» می‌کنم و فقط «فکر» و کمی تحقیق چند سال پیش...تا جایی که با صحبت با چند ...
Media Removed
️ چند ساله که به مهاجرت «فکر» می‌کنم و فقط «فکر» و کمی تحقیق چند سال پیش...تا جایی که با صحبت با چند تا دانشجوی دانشگاه آلبرتا و پی بردن به اینکه فاند گرفتن برای من دور از ذهن نیست و می‌شه که برم، پا پس کشیدم و ترسیدم...از اون استقلال یهویی که قرار بود برای من احساسی پیش بیاد...کندنِ هر بندی که اینجا ... ✈️
چند ساله که به مهاجرت «فکر» می‌کنم و فقط «فکر» و کمی تحقیق چند سال پیش...تا جایی که با صحبت با چند تا دانشجوی دانشگاه آلبرتا و پی بردن به اینکه فاند گرفتن برای من دور از ذهن نیست و می‌شه که برم، پا پس کشیدم و ترسیدم...از اون استقلال یهویی که قرار بود برای من احساسی پیش بیاد...کندنِ هر بندی که اینجا داشتم...دل کندن از دوستام و رهایی از وابستگی عاطفی که به خانواده‌ام داشتم...اینکه تا به حال اون‌قدر تنها نشده بودم...فکر کردن مدام به غم غربت و دلتنگی! قیدشو زدم...رویام بود! هدفم بود! ولی بیخیالش شدم...چون ترسیدم! چون در خودم نمی‌دیدم که بتونم...که برم! که بِکَنم...
.
گذشت...حس کردم تغییر کردم...حس کردم شجاعتم بیشتر شده...شاید نشه گفت شجاعت! نمی‌دونم...ولی حس کردم جسارت این رو پیدا کردم که بتونم خودم رو در لحظاتی قرار بدم که از دست بدم! قید دوستی‌های تاریخ‌مصرف‌دار و خراب شده رو بزنم و بتونم راحت‌تر رها کنم و بگذرم! بدونم باید خیلی جاها قید احساس رو بزنم و منطقم رو روشن کنم...بدونم که سخت هست، ولی گاهی «باید» کنار بیام! چه بخوام، چه نه...گاهی، انتخابی ندارم! که اجباره!
.
رؤیای دیگهٔ من، گشتن بود! دور دنیا رو گشتن؛ که باز هم برای رسیدن به این رؤیا، باید تا حدودی با ترس‌هام مواجه می‌شدم و غلبه می‌کردم به اون حس وابستگی...غلبه می‌کردم به خیلی چیزها...و امسال، اول سال، نوشتم که تصمیم دارم بیشتر سفر کنم...و همین هم شد! تونستم تا حدودی، تا جایی که می‌شد، این خواسته رو محقق کنم و دو روز مونده به شروع سال جدید، اولین تجربهٔ تنها سفر کردن رو داشتم! بدون تور و لیدر و ... فقط با همراهی دوستم که اونم اولین تجربهٔ سفر تنهاییش بود...باز هم رفتم سفر، توی عید و تعطیلاتی که پیش می‌اومد از فرصت استفاده می‌کردم! اما سفر امشب، دومین تجربهٔ جدیِ تنها سفر کردنه...اونم به این شکل(با همون همسفر جان، که باز می‌شه اسمشو گذاشت سفر تنهایی، چون هیچ‌کدوممون خبره نیستیم😁 و جفتمون اولین تجربهٔ مسافرت این شکلیمون، و بدون خانواده و دوستای دیگه‌س)
.
خلاصه که، ترس‌هارو بذارید کنار و پاتون رو فراتر از مرزها بذارید...درنوردید مرزهارو🤪😎ـ
Read more
عکس اول زندان دیکتاتوری پهلوی دوم اذر ماه به یاد غلام حسین ساعدی پزشک رو شنفکری که هدف سانسورچیان ...
Media Removed
عکس اول زندان دیکتاتوری پهلوی دوم اذر ماه به یاد غلام حسین ساعدی پزشک رو شنفکری که هدف سانسورچیان دو دیکتاتوری شاه و شیخ قرار گرفت بود و صدمات بی حدی را متحمل شد. سال ۱۳۱۴ در تبریز و در خانواده ای کارمند و به قول خودش اندکی بدحال متولد شد. سال ۱۳۲۰ هم ‌زمان با بمباران تبريز توسط ارتش روسيه، همراه ... عکس اول زندان دیکتاتوری پهلوی
دوم اذر ماه به یاد غلام حسین ساعدی پزشک رو شنفکری که هدف سانسورچیان دو دیکتاتوری شاه و شیخ قرار گرفت بود و صدمات بی حدی را متحمل شد.
سال ۱۳۱۴
در تبریز و در خانواده ای کارمند و به قول خودش اندکی بدحال متولد شد.
سال ۱۳۲۰
هم ‌زمان با بمباران تبريز توسط ارتش روسيه، همراه خانواده به روستاهاي اطراف شهر پناه مي‌برند.
بعد از كودتاي ۲۸مرداد ۱۳۳۲
چند ماه در زندان به ‌سر مي ‌برد.
در نوجوانی به سازمان جوانان فرقه دموکرات آذربايجان می پيوندد و در هفده سالگی مسئوليت انتشار روزنامه های فرياد، صعود و جوانان آذربايجان را به عهده می گیرد.
سال ۱۳۳۴
به دانشكده‌ي پزشكي تبريز وارد مي‌شود و از سال بعد با نشريه‌ي "سخن" همكاري مي‌كند.
بعد از فارغ‌التحصيلي از دانشكده‌ي پزشكي براي ادامه‌ي تحصيل به تهران مي‌آيد كه منصرف مي‌شود و به سربازي مي‌رود.
از ۱۳۳۴
نخستين آثارش در مجلات ادبي به چاپ رسید. ابتدا به عنوان نمايشنامه‌نويسي چيره دست (با نام مستعار گوهر مراد) شهرت يافت،‌ سپس با نگارش داستان‌هايي زيبا، به عنوان يكي از داستان‌نويسان خلاق ايران تثبيت شد.
از دانشگاه تهران در رشته روانپزشکی فارغ التحصيل شد، در بيمارستان روانی روزبه مشغول به کار شد.
سال ۱۳۴۱
مطب دلگشا را افتتاح مي‌كند و با احمد شاملو و جلال آل احمد آشنا مي‌شود.
پيش از اينکه حرفه پزشکی را به نفع نويسندگی رها کند، درب مطبش در جنوب شهر هميشه به روی مردمان تنگ دست گشوده بود.
به همراه جلال آل احمد برای مبارزه با سانسور به ملاقات هويدا میرود و طرحی ارائه می كند كه اين حركت چندی بعد منجر به تشكيل كانون نويسندگان ايران می شود .
سال ۱۳۵۲
نشريه‌ي "الفبا" را منتشر مي‌كند. دو سال بعد توسط ساواك دستگير و به زندان مي‌افتد. سپس به آمريكا و انگلستان سفر مي‌كند.
با شاملو در نشريه‌ي "ايرانشهر"‌ در لندن همكاري مي‌كند.
سال ۱۳۵۷
پس از بازگشت به ايران از اعضای فعال کانون نويسندگان بود.
در فروردين ۱۳۶۱
پس از مدتی زندگی در اختفاء ازچنگال رژیم جمهوری اسلامی،جان به در بردو در تبعيدی ناخواسته مقيم پاريس شد.
در آنجا هم با جمعی از اعضای ديگر کانون نويسندگان که به تبعيد رفته بودند، کانون نويسندگان در تبعيد را تشکيل داد.
در سحرگاه دوم آذرماه سال ۱۳۶۴
شمسی، پس از تحمل يک دوره سخت بيماری، به علت خون‌ريزي دستگاه گوارش در فرانسه در بيمارستان «سنت آنتوان» پاريس درگذشت.
راهش ادامه دارد .فیلمها نمایشنامه ها کتابها و آثار او را پیدا کنیم و بخوانیم.
.
#ساعدی #کانون_نویسندگان _ایران #دیکتاتورها #سانسور
Read more
بخونین ارزش خوندن دارههههههه<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f604"></span> <span class="emoji emoji1f342"></span> <span class="emoji emoji1f341"></span> نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ...
Media Removed
بخونین ارزش خوندن دارههههههه نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که که این جماعت مردادی وفادار هستند... جذاب ترین غرور را مردادی ها دارند میدانی چرا؟؟ زیرا کوه غرورند ولیکن هیچوقت ... بخونین ارزش خوندن دارههههههه😍😄
🍂 🍁

نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید...
جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است
زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که که این جماعت مردادی وفادار هستند...
جذاب ترین غرور را مردادی ها دارند
میدانی چرا؟؟
زیرا کوه غرورند ولیکن هیچوقت برای کسی که دوستش دارند غرور نمیگذارند...
از چشمهایشان برایت بگویم نگاه به چشمهایشان که میکنی دلت ضعف میرود از این حجم از مهربانی و آرامش چشمانشان...
فرقی نمیکند چشمانشان هر رنگی باشد باز هم میدرخشند...
شاید یک مردادی زودرنج باشد و خیلی سریع از دست تو ناراحت شود اما انقدر دلش پاک است که همان قدر سریع هم فراموش میکند...
گرچه خیلی اوقات سرِ همین دلهای پاکشان خیلی جاها زمین خوردند و به قول معروف چوب دلشان را خوردند...
اگر یک مردادی در زندگی ات داشتی هیچوقت او را از دست نده که پشیمان خواهی شد
شاید الان داغی نمیفهمی اما دو فردای دیگر که انقدر این شهر را میگردی تا یکی مانند او مهربان و وفادار پیدا کنی به حرفم خواهی رسید... #امیرعلی_اسدی
Read more
. متن زیر نجوای عاشقانه‌ی دوستی است با شهید محسن حججی. نوشته‌ای از سر سوز و صدق که دلم نیامد شما نخوانید. ...
Media Removed
. متن زیر نجوای عاشقانه‌ی دوستی است با شهید محسن حججی. نوشته‌ای از سر سوز و صدق که دلم نیامد شما نخوانید. ️ امروز خیلی دلم گرفته. از دیشب محسن حججی ولم نمی کنه. چی می خوای از جون من؟ چرا با من اینجوری می کنی؟ چیو هی به رخم می کشی؟ لجم می گیره از این همه کربلایی بودنت. حالا هی هر روز دلبری کن. فیلم ... .
متن زیر نجوای عاشقانه‌ی دوستی است با شهید محسن حججی. نوشته‌ای از سر سوز و صدق که دلم نیامد شما نخوانید. ❇️
امروز خیلی دلم گرفته.
از دیشب محسن حججی ولم نمی کنه.
چی می خوای از جون من؟
چرا با من اینجوری می کنی؟
چیو هی به رخم می کشی؟

لجم می گیره از این همه کربلایی بودنت.
حالا هی هر روز دلبری کن.
فیلم نوحه خون بودنت از کودکی رو پخش کن.
عکس جسد بی سرت رو‌ پخش کن.
فیلم بوسه به پای مادرت رو پخش کن.
جسد مثله شده‌ات رو توی بیابونهای عراق و سوریه پخش و پلا کن.
تعارف نکن!
اربااربا شو اصلا.
اصلا فردا فیلمت رو‌ منتشر کن که قبل از اینکه سرت رو ببرند داری رجز می خونی.
پس فردا فیلمت رو پخش کن که با ماشین یا تانک رفتند روی پیکرت.
تشییع جنازه‌ات رو بنداز توی دهه محرم.
آقا رو بکشون پای جنازه‌ات.
تعارف نکن.
تو که بلدی. وقتی اومد بالای سرنداشته‌ات لابد می تونی بدون سر ازش بپرسی: أوفیت یابن رسول الله؟
حالا هی دلبری کن.
هی خودشیرینی کن.
هی به ما سرکوفت بزن.
چی می خوای از جون من؟
چرا دست از سرم بر نمی داری؟
چرا نمی ذاری سرم توی آخور خودم باشه؟
چرا خواب خوش منو به هم زنی؟

چرا ولم نمی کنی با مرگ تدریجی‌ام؟
تو با روزمرّگی و با روز مرگی من چه مشکلی داری آخه؟

برو دست از سرم بردار.
برو ضعیف‌کشی نکن.

برو با هم‌قدهای خودت
هم‌قطارهای خودت

منو ول کن.
بذار لابلای دغدغه‌های سخیفم بلولم.
بذار بمیرم.
بذار به درد خودم بمیرم.
آخه تو کجا و‌من کجا؟

نویسنده: علی گل اکبر
#محسن_حججی
Read more
 #dirty_feel بین خودمان بماند... اگر از رفتن ها نیامدن ها و نبودن هایش بگذریم "مرد موجودی ست ...
Media Removed
#dirty_feel بین خودمان بماند... اگر از رفتن ها نیامدن ها و نبودن هایش بگذریم "مرد موجودی ست لعنتی و دوست داشتنی" از نگاه سکوت غم غرور لبخند و چه و چه اش که نگو دست هایش... به دست هایش که برسی کارت تمام است! خوب نگاهشان کن! ببین چگونه دنیا را در خود جای می دهند! گاه با نوازشی تو را به ... #dirty_feel
بین خودمان بماند...
اگر از رفتن ها
نیامدن ها
و نبودن هایش بگذریم
"مرد موجودی ست لعنتی و دوست داشتنی"
از نگاه
سکوت
غم
غرور
لبخند و چه و چه اش که نگو
دست هایش...
به دست هایش که برسی
کارت تمام است!
خوب نگاهشان کن!
ببین چگونه دنیا را در
خود جای می دهند!
گاه با نوازشی تو را به خواب
می برند و گاه به بیداری
چقدر دوست داشتنی اند
زمانی که شعر می شوند
عشق است که در خیابانی شلوغ شالت را مرتب کنند
دیوانه ات می کنند زمانی که
روی تنت آهسته راه می روند
به دستشان می میری
روزی که موهایت را جمع کنند و دکمه هایت را باز
راستی!
تا به حال دستت در دستش
در جیب بارانی اش جا مانده؟؟
وای! "امان از دست مرد"
Read more
. یک شب سرد دی ماه سال 1348 بود که می‌توانست یک روز عادی باشد اما مسعود ده‌نمکی به دنیا آمد تا ‏این روز ...
Media Removed
. یک شب سرد دی ماه سال 1348 بود که می‌توانست یک روز عادی باشد اما مسعود ده‌نمکی به دنیا آمد تا ‏این روز را تبدیل به یک روز خاص کند. روزی که در تاریخ باید به عنوان روز «پارادوکس» یا «تناقض» یا ‌‏«فشار» از آن نام برده شود.‏ . مسعود ده‌نمکی یک عادت جالبی دارد، اصولا با هرچیزی که مشکل دارد، اصرار به انجام ... .
یک شب سرد دی ماه سال 1348 بود که می‌توانست یک روز عادی باشد اما مسعود ده‌نمکی به دنیا آمد تا ‏این روز را تبدیل به یک روز خاص کند. روزی که در تاریخ باید به عنوان روز «پارادوکس» یا «تناقض» یا ‌‏«فشار» از آن نام برده شود.‏
.
مسعود ده‌نمکی یک عادت جالبی دارد، اصولا با هرچیزی که مشکل دارد، اصرار به انجام آن دارد. مثلا در ‏دهه هفتاد ده‌نمکی مخالف سرسخت مطبوعات بود. مدام با خودش می‌گفت: «یعنی چی که یه چیزی رو ‏انگلیس روباه‌پیر داره، ما هم داشته باشیم؟ پس فرق ما با اونا چیه؟» منظورش مطبوعات بود، در نتیجه با تمام ‏قوا تلاش کرد تا این لکه ننگ را از دامان کشور پاک کند، اما زمانی که متوجه شد، مطبوعات خیلی وقت ‏است وارد ایران شده با خودش گفت: «فکر کردم توی بسته تهاجم فرهنگی جدید اینم بهمون چپوندن! پس ‏حالا که اینجوریه، منم روزنامه می‌خوام!» و در نتیجه رفت و مجوز نشریه گرفت و کارکردهای جدیدی از ‏نشریه را به بزرگان مطبوعات نشان داد. روزنامه‌نگاران همان روزها بود که فهمیدند: «ببین حواست رو جمع ‏نکنی، میام برات!» هم می‌تواند تیتر یک مجلات و روزنامه‌ها باشد.‏
.
ده‌نمکی وقتی کارش با مطبوعات تمام شد، ادامه آن کار را (یعنی هرچه باقی مانده بود) را در سینما انجام ‏داد. او ابتدا مخالف سینما بود، یعنی فیلم‌هایی که به او نشان داده بودند، احتمالا فیلم‌های هیچکاک و فِلینی و ‏ایناریتو و این‌ها نبود، یک سری فیلم دیگر بود و ده‌نمکی هم بر این باور بود که جوانان، اول سینما می‌روند و ‏بعد سیگاری می‌شوند، پس اگر سینما نروند، سیگاری هم نمی‌شوند، پس با پاک کردن مساله اول، که ‏سینماست، می‌توان به مبارزه با اعتیاد پرداخت اما وقتی فهمید که بحث مبارزه با مواد مخدر دست جمشید ‏هاشم‌پور است، عاشق سینما شد.‏ او با ساخت یک سری فیلم مستند ضربه مهلکی به پیکر سینمای مستند زد اما روزی که متوجه شد یک سری ‏شغل‌ها در جهان هستند که اسم‌شان بد است اما درآمد‌شان خوب است، تصمیم به ساخت فیلم کمدی گرفت و ‏اخراجی‌های یک، دو و سه را ساخت. کسی هم نبود به او بگوید عزیزم آن ترمیناتور بود که یک و دو و سه و ‏این‌ها داشت، اخراجی‌ها نهایتا اگر در نقطه صفر می‌ماند می‌توانست اثر موفقی باشد. در اخراجی‌ها او وجه ‏جدیدی از سینمای کمدی را با استفاده از «بوی باقالی!» و... به وودی آلن که تا چند سال پیش فکر می‌کرد ‏مالک شرکت «آچار آلن» است، نشان داد. او همچنین با استفاده از «حسام نواب صفوی» که الویس پریسلی ‏بدل اوست در نقش لوطی، کاری کرد که داش آکل از آن دنیا بگوید
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
. به سوالات زیر پاسخ دهید و در صورت برنده شدن دو گیگ اینترنت رایگان دریافت کرده و در اولین فرصت آتشش ...
Media Removed
. به سوالات زیر پاسخ دهید و در صورت برنده شدن دو گیگ اینترنت رایگان دریافت کرده و در اولین فرصت آتشش بزنید. . سوال۱- کیهان: «با چند گیگ اینترنت می‌توان آدم کشت؟!» . الف) ما فعلا فقط می‌دانیم با دو گیگ اینترنت می‌شود آدم تولید کرد. هنوز درس‌مان به مبحث از بین بردن آدم نرسیده است. . ب) اگر با ... .
به سوالات زیر پاسخ دهید و در صورت برنده شدن دو گیگ اینترنت رایگان دریافت کرده و در اولین فرصت آتشش بزنید.
.
سوال۱- کیهان: «با چند گیگ اینترنت می‌توان آدم کشت؟!»
.
الف) ما فعلا فقط می‌دانیم با دو گیگ اینترنت می‌شود آدم تولید کرد. هنوز درس‌مان به مبحث از بین بردن آدم نرسیده است.
.
ب) اگر با همان فرمان دو گیگ برویم جلو و دست بالا حساب کنیم، نهایتا ۱۰۰ گیگ کافی است. چون ۱۰۰ گیگ می‌شود ۵۰ تا دو گیگ که عددی است برای خودش و انسان هم به هر حال تحملی دارد.
.
ج) بستگی به نوع و کیفیت آلت قتاله (اینترنت) دارد.
.
د) صورت سوال ذاتا محل اشکال است. چون بر اساس داده‌های قبلی اینترنت انسان‌ساز است نه انسان‌کش. .

سوال۲- مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمان گفته: «۲۵۹۶ کلاس در استان کرمان هیچ کدام از تجهیزات گرمایشی را ندارند و گرمای آن‌ها بیشتر با علاءالدین تامین می‌شود.» نظر شما در مورد این خبر چیست؟
.
الف) واقعا تجهیز کلاس‌های درسی به بخاری کار سخت و غیرممکنی است و از همان اول باید دست به دامن علاءالدین و غول چراغ جادو می‌شدیم.
.
ب) علاءالدین عزیز! ازت متشکریم که گرمای کلاس‌های درس ما را تامین کردی. فقط یادت باشد تو مدارس ما مثل توی کارتون‌ها لخت نگردی یه وقت. خطرناکه پسرم!
.
ج) برای‌تان متاسفم که به جای اینکه به کمبود بودجه در بخش‌های اصلی و کلیدی کشور مانند بودجه فیلترینگ اشاره کنید، ذهن مردم را با لودگی درگیر این مسائل پیش پا افتاده می‌کنید.
.
د) به این فکر کنید که کودکی که از یخ‌زدگی و یا سوختن در کلاس درس جان سالم به در ببرد، در آینده چه انسان قدرتمند و گولاخی می‌شود. مثبت بیاندیشیم. همانا کربن در اثر فشار زیاد به الماس تبدیل می‌شود. بیایید الماس باشیم. .
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. عماد که به دنیا آمد،جلد آخر این کتاب نخوانده ماند؛بعد از حدود دو سال جلد پنجم را از کتابخانه قرض گرفتم ...
Media Removed
. عماد که به دنیا آمد،جلد آخر این کتاب نخوانده ماند؛بعد از حدود دو سال جلد پنجم را از کتابخانه قرض گرفتم ... در سراسر این داستان،انگار نمی کردم داستان تاریخی میخوانم؛ هربار بازش میکردم ، "نادر" مثل پدربزرگی که روایت حماسی بلد باشد، شروع میکرد به صحبت از این در و آن در تاریخ این خاک در دوره ی کریمخان ... .
عماد که به دنیا آمد،جلد آخر این کتاب نخوانده ماند؛بعد از حدود دو سال جلد پنجم را از کتابخانه قرض گرفتم ...
در سراسر این داستان،انگار نمی کردم داستان تاریخی میخوانم؛
هربار بازش میکردم ، "نادر" مثل پدربزرگی که روایت حماسی بلد باشد، شروع میکرد به صحبت از این در و آن در تاریخ این خاک در دوره ی کریمخان زند؛
#میرمهنا شخصیت اول این داستان، اسطوره ی تاریخی، نامی بود که قبل از این قصه هیچ وقت در تاریخ ایران به گوشم نخورده بود و بعد از خواندن این پنج جلد، از گمنامی این شخصیت متعجبم؛
این داستان شاید وطن پرستانه ترین کتابِ نادر بود که بخش هایی از ان حتی خون بی رگ ترین آدمها نسبت به وطن را به جوش می اورد؛
تابه حال از خواندن #تاریخ انقدر محظوظ نشده بودم؛
یک گوشه ی قصه نویسنده میگفت روند داستان بسیار اهسته پیش میرود و گاهی بیمناک میشود که عمرش مجال به پایان رساندنش را به او ندهد...
#بر_جاده_های_آبی_سرخ یک کتاب ناتمام است😢
.
پ.ن:وقتهایی هست که با خودم خلوت میکنم و به "وجود" بعضی آدمها در زندگیم و تاثیرشان بر مسیر افکارم فکر میکنم...
گاهی خدا را شکر میکنم برای پیدا شدن سروکله ی بعضی از این آدمها در زندگی م؛
نویسنده ها هم، آدم هایی هستند که به لطف افکار مکتوبشان،در زمانهای دیگر امکان حضور دارند؛
گاهی که کتابی به دست میگیرم و مرا شدیدا تحت تاثیر قرار میدهد ،حتما یادم میماند برای پیدا شدن سر و کله ی آن نویسنده در زندگیم خدا را شکر کنم؛
.
پ.ن۲:کتابهای نادر ابراهیمی تقریبا در همه ی کتابخانه های کشور پیدا میشوند...لطفا #نادر_ابراهیمی را فقط با #یک_عاشقانه_آرام ش قضاوت نکنید که برای شروع مطالعه از این نویسنده اصلا گزینه ی خوبی نیست.
#مردی_در_تبعید_ابدی :زندگی ملاصدرا
#ابن_مشغله و #ابوالمشاغل :زندگینامه ی خود نویسنده
#آتش_بدون_دود:داستان تاریخی و حماسی از ترکمن صحرا
#معرفی_کتاب #کتاب_برتر #کتاب_بخوانیم
Read more
. حدودا یک ماه پیش بود که به هشتگ #بولت_ژورنال برخوردم و برام جالب شد بدونم چیه. یکم که سرچ کردم دیدم...عه! ...
Media Removed
. حدودا یک ماه پیش بود که به هشتگ #بولت_ژورنال برخوردم و برام جالب شد بدونم چیه. یکم که سرچ کردم دیدم...عه! اینا که همون #برنامه_ریزی هاییه که من تو سالنامه م مینویسم!!! ولی چقدر منسجم تر و مرتب تر و دقیق تر! . چند تا عکس که دیدم رفتم سراغ سرچ #habittracker و #sleeptracker و عناوین دیگه ای که ... .
حدودا یک ماه پیش بود که به هشتگ #بولت_ژورنال برخوردم و برام جالب شد بدونم چیه.
یکم که سرچ کردم دیدم...عه!
اینا که همون #برنامه_ریزی هاییه که من تو سالنامه م مینویسم!!!
ولی چقدر منسجم تر و مرتب تر و دقیق تر!
.
چند تا عکس که دیدم رفتم سراغ سرچ #habittracker و #sleeptracker و عناوین دیگه ای که به چشمم میخورد؛
بعضی صفحات پر از طرح و نقشه های وقتگیر برای تزئین صفحات بود که خب من خیلی ضرورتی تو وجودشون ندیدم.
خیلی زود راغب شدم منم بولِت ژورنال داشته باشم و به برنامه ریزی های آماتورانه م ، شکل حرفه ای تری بدم.
از همون روز برنامه مو شروع کردم و منتظر اول سال یا ماه یا شنبه نشدم...
.
یکی از ویژگی های جالب بولت ژورنال اینه که کاملا دست سازه و برای هر شخصی متفاوت از بقیه ست و طبق اهداف ، برنامه ها و کارهای خود شخص طراحی میشه و فرقش با پلنرهای آماده ی بازاری تو همینه!
.
هر بولت ژورنال میتونه از صفحات متفاوتی مثل صفحه های زیر ساخته بشه:
.
★ #اسلیپ_ترکر صفحه ای که میزان و ساعت خواب شبانه روزتون رو در اون علامت میزنید و بعد از مثلا یک ماه ، با یک نگاه بهش الگوی خوابتون رو متوجه میشین و اصلاحش میکنید.
(میدونین که میزان و ساعت خواب شب تاثیر مهمی تو حال و اخلاق هرکس در روز داره)
.
★ #هبیت_ترکر: لیستی از عاداتی که دوست دارین انجامشون عادت روزانه تون بشه و میخواین اون ها رو در خودتون ایجاد یا حفظ کنین(بخشی از هبیت ترکر من رو تو عکس میبینید)
.
★صفحه ی #yearinpixel : صفحه ای که به تعداد روزهای سال خونه داره و طبق قردادی که برای هر رنگ دارید ،به هر روزتون یک رنگ رو نسبت میدین.
.
صفحات برنامه ریزی ماهانه/برنامه ریزی هفتگی/چیزهایی که باید سرچ کنم/لیست کتابهایی که در ماه باید مطالعه کنم/صفحه ی مربوط به اقتصاد و دخل و خرج و ... نمونه ی صفحات دیگه ای هست که میشه در #bulletjournal داشت؛
البته بولت ژورنال من یه سری صفحه ی من درآوردی هم داره😉
#bulletjournaling #bujogram #bulletjournals #bujo #bujomonthly #bujolife #bujoweekly #bujosetup
.
پ.ن: من آدمی م که از قبل دونستن کارهایی که قراره انجام بدم و دونستن برنامه ی هرروزم واقعا بهم آرامش میده و اگه بنا به هر دلیلی برنامه های پیش فرضم بهم بریزه ، خیلی باید خودمو کنترل کنم تا خونسردیمو حفظ کنم😅 بخاطر همین این نوع برنامه ریزی واقعا حالمو بهتر میکنه
.
پ.ن۲:اینستاگرام عزیز،ازت ممنونم که فضای یادگیری و رشد رو انقدر ساده فراهم میکنی
.
پ.ن۳: شما چه جوری هستین؟ نوشتن برنامه های آینده تون رو دوست دارین یا فکر میکنین وقت گیره و اگه ذهنی عمل کنین بهتره؟
Read more
 #کودک #روانشناسی #مادر #فرزند #کودک #دختر #پسر #عشق #مادرانه #پدر # شاید بتوان اخلاق انسان ها را ...
Media Removed
#کودک #روانشناسی #مادر #فرزند #کودک #دختر #پسر #عشق #مادرانه #پدر # شاید بتوان اخلاق انسان ها را از همان رفتارهای دوران کودکی تشخیص داد. کودکان همیشه رفتارهای متفاوت از هم دارند و با توجه به واکنش های آنها به محیط اطراف می توان تعیین کرد چه نوع شخصیتی دارند.  1. آدم گیرا و خوش برخورد از نظر ما ... #کودک #روانشناسی #مادر #فرزند #کودک #دختر #پسر #عشق #مادرانه #پدر #
شاید بتوان اخلاق انسان ها را از همان رفتارهای دوران کودکی تشخیص داد. کودکان همیشه رفتارهای متفاوت از هم دارند و با توجه به واکنش های آنها به محیط اطراف می توان تعیین کرد چه نوع شخصیتی دارند. 
1. آدم گیرا و خوش برخورد
از نظر ما کودکی که هرگز دست از خندیدن بر نمی دارد و باعث خنده و انرژی مثبت در دیگران می شود، شخصیت گیرا و جذابی دارد و همه جذب برخورد او می شوند. 
2. خجالتی
کودکان در مقاطع زمانی مختلف دچار خجالت می شوند اما ما به کودکی خجالتی بودن را نسبت می دهیم که همیشه دوست دارد با افراد محدودی که اصولا پدر، مادر و خواهر و برادرانش هستند در ارتباط باشد. این کودکان همیشه دوست دارند در آغوش یا کنار والدین خود باشند. 
3. کودکان حساس و زودرنج
این کودکان همیشه از دیگران تاثیر می گیرند و با کوچک ترین صدای از جا می پرند و تعجب می کنند. این کودکان از ته دل دوست دارند ثابت و بی تغییر باشند. 
4. کودک کنجکاو
صفت اخلاقی این کودکان در نام آنها مشخص است. این کودک همیشه با کنجکاوی  و تعجب محیط اطراف را نظاره می کند و بقیه چیزها را از دست می دهد. این کودکان به کمی سرگرمی، اسباب بازی یا حواس پرتی های دیگر در جمع نیاز دارند.
5. کودک خونسرد
کودکان خونسرد در هر موقعیت، شرایط و پیشامدی خونسرد و بی تفاوت هستند. اگر با خود تصور می کنید: «خدایا شکر من چه فرزند آرامی دارم»، باید بدانید یک کودک خونسرد و بی تفاوت دارید. 
6. کودک پرهیجان و پرشور
این نوع کودکان همیشه سرشار از احساسات، تمرکز و توجه هستند. شاید گاهی نگهداری و مراقبت از این کودکان دشوار باشد اما هنگامی که بزرگ شدند، ذهن خلاق و پیچیده ای خواهند داشت و می توانند به راحتی برای هر مشکلی راه حل مناسب بیابند.   #سیروس #مهرانی #روانشناسی #کودک
Read more
در یک دهکده ی کوچک معلم مدرسه از دانش آموزان خواست تا تصویری از چیزیکه برایشان بسیار با ارزش است را بکشند. اوباخود ...
Media Removed
در یک دهکده ی کوچک معلم مدرسه از دانش آموزان خواست تا تصویری از چیزیکه برایشان بسیار با ارزش است را بکشند. اوباخود فکر میکرد که این بچه های فقیر حتما تصویر بوقلمون و میز پر از غذا را میکشند. ولی وقتی یکی از بچه ها نقاشی ساده و کودکانه خود را تحویل داد,معلم شوکه شد. او تصویر یک دست را کشیده بود.ولی این ... در یک دهکده ی کوچک معلم مدرسه از دانش آموزان خواست تا تصویری از چیزیکه برایشان بسیار با ارزش است را بکشند.
اوباخود فکر میکرد که این بچه های فقیر حتما تصویر بوقلمون و میز پر از غذا را میکشند.
ولی وقتی یکی از بچه ها نقاشی ساده و کودکانه خود را تحویل داد,معلم شوکه شد.
او تصویر یک دست را کشیده بود.ولی این دست چه کسی بود؟
یکی از بچه ها گفت من فکر میکنم این دست خداست که بما غذا میرساند.
دیگری گفت که این دست کشاورزی است که گندم میکارد.
معلم بالای سر آن کودک رفت و از او پرسید این دست چه کسی است؟
کودک در حالیکه خجالت میکشید گفت:خانم,این دست شماست.
معلم بیاد آورد که از وقتی این کودک پدر و مادرش را از دست داده بود به بهانه های مختلف پیش او میامد تا خانم معلم دست نوازشی بر سر او بکشد....
ویکتور هوگومیگوید:ایمان داشته باش که کوچکترین محبتها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشود.
Read more
<span class="emoji emoji274c"></span>تاثیر #کم_خوابی و #بی_خوابی روی ضمیر ناخودآگاه #هر_گوشه خلوت و دنج، به دور از سر و #صدا و #هیاهوی_زندگی ...
Media Removed
تاثیر #کم_خوابی و #بی_خوابی روی ضمیر ناخودآگاه #هر_گوشه خلوت و دنج، به دور از سر و #صدا و #هیاهوی_زندگی و #گرفتاری های روزمره نوعی #خواب تلقی می شود. پس برای ایجاد آن حالت در خود بهتر است #آرامش_باطنی را در خود به وجود آورید، تا نه مثل #خواب_زدگان بلکه مانند کسانی که در #عالم_خواب به دنبال #رفع_مشکلات ... ❌تاثیر #کم_خوابی و #بی_خوابی روی ضمیر ناخودآگاه
#هر_گوشه خلوت و دنج، به دور از سر و #صدا و #هیاهوی_زندگی و #گرفتاری های روزمره نوعی #خواب تلقی می شود. 🔵پس برای ایجاد آن حالت در خود بهتر است #آرامش_باطنی را در خود به وجود آورید، تا نه مثل #خواب_زدگان بلکه مانند کسانی که در #عالم_خواب به دنبال #رفع_مشکلات خود هستند ضمیر ناخودآگاه را به یاری بخواهید. 🔺 #بی_خوابی انسان را دچار #آشفتگی، #عصبانیت و #اختلال_رفتار و #گفتار می کند. 🔱 #دکتر_جورج_استیونسون استاد برجسته سازمان ملی بهداشت روانی آمریکا درباره این موضوع این گونه اظهار کرده است: «من تصور می کنم که هرکسی حداقل به #شش_ساعت #خواب و یا بیشتر در شبانه روز احتیاج دارد، تا بتواند #تنی_سالم داشته باشد. 🔺آن هایی که به کمتر از این قانع هستند سخت در اشتباهند». 🔵دانشمندانی که درباره این خصیصه مطالعه کرده اند به این باور رسیده اند که #بیخوابی_مداوم سبب اختلالاتی در زمینه های #روانی می شود. 🔱از یاد نبرید که انسان به هنگام خواب است که از جهت روحی #شارژ می شود و نشاط و شادی زندگی بعد از استراحتی ممتد و منظم در ما به وجود می آید. 🔱اکنون محرز شده که #مغز_خسته چنان حریصانه خواهان خواب می شود که حتی حاضر است برای دست یافتن به آن از هیچ فداکاری دریغ نورزد. 🔵از نتایج آزمایش ها این گونه معلوم می شود که تنها بعد از سه چهار ساعت بی خوابی است که #چرت های کوتاه شروع می شود و درست مانند مواقع خواب، پلک ها سنگین و ضربان قلب کندتر می شود. 🔵هر #چرت بیش تر از #ثانیه ای طول نمی کشد. این لحظات کوتاه #دوران_ناآگاهی نام گرفتند و سرشار از رویاها و تصاویر گشتند و هر اندازه بر مدت بی خوابی اضافه شود، بر تعداد چرت ها هم اضافه می شود و مدت آن بیشتر می شود و به دو یا سه ثانیه هم می رسد. این اتفاق ممکن است برای هر انسانی اتفاق بیفتد، مخصوصا برای #رانندگانی که ساعت های طولانی متمادی پشت فرمان می نشینند 🔱 #تکرار_کن :

جسم من به سرعت #بهبود می یابد.. من #احساس بسیار خوبی دارم و سلامتی خود را به ديگران منعکس می کنم.. "خداوندا" سپاسگـــــــذارم 🙏💎💙
Read more
قسمت نهم: دیشب شب خوبی بود،با دوست پولدار جدید لویی هم اشنا شدم.به جرئت میتونم بگم که قیافش حرف نداشت،فقط ...
Media Removed
قسمت نهم: دیشب شب خوبی بود،با دوست پولدار جدید لویی هم اشنا شدم.به جرئت میتونم بگم که قیافش حرف نداشت،فقط نمیدونم که چرا تاحالا تو کالج ندیده بودمش. وارد کالج شدم و به سمت کلاسم حرکت کردم. ه:خانوم تریمبل! رومو کردم اونور،هری بود و داشت به سرعت میدوید سمتم.یه جعبه گرفت سمتم و لبخند زد _امممم...این ... قسمت نهم:
دیشب شب خوبی بود،با دوست پولدار جدید لویی هم اشنا شدم.به جرئت میتونم بگم که قیافش حرف نداشت،فقط نمیدونم که چرا تاحالا تو کالج ندیده بودمش.
وارد کالج شدم و به سمت کلاسم حرکت کردم.
ه:خانوم تریمبل!
رومو کردم اونور،هری بود و داشت به سرعت میدوید سمتم.یه جعبه گرفت سمتم و لبخند زد
_امممم...این چیه؟
ه:جبران دیشب!
چشمام گرد شده بود،جعبه رو اروم ازش گرفتم و باز کردم.وایییی خدا یه گردنبند ستاره ای که روش پر از نگین های ریز خوشگل بود،عالی بود غیر توصیف با دهن باز به هری نگاه کردم
ه:اممم زشته؟
_چییی؟زشت؟؟؟این عالیه باید خیلی گرون باشه نه؟
ه:هر چی که هست!
سرشو انداخت پایین..
ه:امیدوارم خوشت اومده باشه.
_وایی خدا،من میگم عالیهههه!
ه:اوه کلاسا الان شروع میشن منم یکم کار دارم.خدافظ
تمام اینا رو سریع گفت و دوید سمت کلاس،داد زدم:خدافظ کادوت عالی بود
دوتا دست با ضرب اومد روی شونه هام،از جا پریدم
_هی نایل منو ترسوندی!
ن:هری چی کارت داشت؟
_کادوی دیشبو داد،خیلی پولداره نه؟
نایل فقط با اخم سرشو تکون داد
_میشه اینو برام ببندی؟
ن:البته!
پشتمو کردم بهش،موهامو زد کنار وگردنبندو بست.
_ممنون!اوه من باید برم الان کلاس شروع میشه.خدافظ!
ن:خدافظ
«داستان از نگاه نایل»
با لویی وارد کالج شدیم
ل:نایل،من یه کاری دارم،بعدا میام!
_چه کاری کلک؟
ل:با دوست دخترم قرار دارم می خام بهش انگشتر اللللماااس بدم و ازش خاستگاری کنم امیدوا.....
_باشه بابا باشه،فهمیدم که به من ربطی نداره!من میرم سر کلاس تو هم بعد بیا!
لو نیقشو برام باز کردو رفت.
از دور هریو دیدم که داشت میدوید سمت یکی!خواستم صداش کنم که....دیدم هری جلوی بانی ایساد،سر جام میخکوب شدم و فقط از دور نگاه میکردم.هری یه جعبه به بانی دادو بانی ذوق مرگ شد.مکالمشون خیلی طول نکشید بعدم هری رفت و صدای بانی که با صدای بلند گفت:خدافظ،کادوت عالی بود
رفتم سمتش و دستامو گذاشتم روز شونش..
ب:هی نایل منو ترسوندی!
_هری چی کارت داشت؟
ب:کادوی دیشبو داد، خیلی پولداره نه؟
یعنی پولدار بودن هری اینقد واسش مهمه؟اخم کردم و سرمو به معنای اره تکون دادم،اخه زیاد دیده بودم که هری با ماشینای گرون و بعضی مواقع هم با راننده میاد کالج.
ب:میشه اینو برام ببندی؟
یه نگاه به گردنبند توی دستش انداختم،حتما خیلی گرون بود،حس خیلی بدی بهم دست داد،من که این همه مدت بانیو می شناسم یه بارم براش کادویی به این گرونی نخریدم،ولی هری...:(
_البته!
پشتشو کرد بهم،موهای بلندشو زدم کنار و گردنبندو براش بستم.
ب:ممنون!اوه من باید برم الان کلاس شروع میشه،خدافظ
خیلی پکر شدم
_خدافظ
(کامنت👇)
Read more
کتاب مامان و معنی زندگی دستاورد تجربه‌ی شخصی و حرفه‌ای نویسنده‌ای توانا و روان‌درمانگری چیره‌دست ...
Media Removed
کتاب مامان و معنی زندگی دستاورد تجربه‌ی شخصی و حرفه‌ای نویسنده‌ای توانا و روان‌درمانگری چیره‌دست است. دکتر اروین یالوم استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد، نویسنده‌ی رمان وقتی نیچه گریست و درسنامه‌ی معتبر روان‌درمانی اگزیستانسیال، این بار نیز شخصیت‌هایی به‌یاد‌ماندنی را به ما معرفی ... کتاب مامان و معنی زندگی
دستاورد تجربه‌ی شخصی و حرفه‌ای نویسنده‌ای توانا و روان‌درمانگری چیره‌دست است.
دکتر اروین یالوم استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد، نویسنده‌ی رمان وقتی نیچه گریست و درسنامه‌ی معتبر روان‌درمانی اگزیستانسیال، این بار نیز شخصیت‌هایی به‌یاد‌ماندنی را به ما معرفی می‌کند. در نقبی که به رؤیاها و افکارش زده، به پائولا می‌رسیم که معرف یالوم به مرگ است و به استراق‌سمع میرنا که معنایی جدید به رازداری می‌بخشد؛ به ماگنولیا برمی‌خوریم که یالوم در تکاپوست تا از غم برهاندش و همزمان آرزو دارد غصه‌های دل خود را بر دامان فراخش بریزد و به مامان بدقلقی که از یک سو با مهر مادری و از سوی دیگر با مخالفت و عدم تأیید، پسرش را بیچاره و نفس‌بُر کرده است.
این کتاب شگفتی‌های موجود در قلب رابطه‌ی درمانی را می‌کاود و رویارویی نویسنده و بیمارانش را با ژرف‌ترین چالش‌های زندگی آشکار می‌سازد.
در داستان مامان و معنی زندگی، وابستگی فرزندی را به مادر متوفی او نشان می دهد. مادر ی که در زمان حیاتش نه تنها پسرش به او افتخار نمی کرد بلکه باعث خجالت او می شد و به قول پسر، سال ها در خصومتی مداوم با او زندگی می کرد و عجیب این که، حالا بعد از مرگ مادر، در رویایی که 10 سال بعد از مرگ او میبیند تأیید و نظر مادرش را در مورد خود می خواهد...بعد از رویا از خود می پرسد آیا ممکن است من تمام عمرم در پی تأیید مادرم بوده باشم؟
یالوم به این نتیجه می رسد که کودکانی که در خانواده های ناکارآمد رشد می کنند، اغلب به سختی از آنها جدا می شوند، در حالی که کودکان والدین خوب و مهربان، با تعارض کمتری از آنها فاصله می گیرند. اصلاً مگر یکی از وظایف والدین قادر ساختن کودک به ترک خانه نیست؟
یالوم در این داستان کوتاه به خوبی نشان می دهد که همه در پشت داستان به ظاهر خشک و خشنشان واقعیتهایی به وسعت یک عمر دارند که اگر بدون قضاوت بررسی شوند مشکلات اطرافیان هم با آنها حل می شود.
پسر داستان که حالا مرد بالغی است بعد از مرور بدون قضاوت زندگی خود و مادرش، تازه مادر و علت رفتارهای او را درک می کند. به او می گوید:" مامان ما باید از هم جدا بشیم، ما نباید همدیگر رو به زنجیر بکشیم...در اصل هر آدمی تو دنیا تنهاست و باید با این مسئله روبه رو بشه چون به صلاح خودشه و انسان شدن این جوریه...استقلال یافتنه! "
«اروین یالوم باز هم مبهوتمان کرده است. سرزندگی، فصاحت، خرد، شجاعت و توان گوش دادن و آموختنی که از این کتاب می‌تراود، آن را ماندگار می‌سازد.» #سیروس #مهرانی #روانشناسی #کودک
#بنیادکمک
Read more
⁠⁣<span class="emoji emoji2049"></span> ‌آیا ممکن است بدن ما پیرتر از سنمان باشد؟ <span class="emoji emoji2705"></span> بله. اگرچه سن عموما معادل تعداد سال‌هایی در نظر گرفته ...
Media Removed
⁠⁣ ‌آیا ممکن است بدن ما پیرتر از سنمان باشد؟ بله. اگرچه سن عموما معادل تعداد سال‌هایی در نظر گرفته می‌شود که ما در این دنیا زندگی کرده‌ایم، اما افرادی با سن مشابه بیشتر اوقات سیمایی یکسان ندارند و به نظر خیلی متفاوت می‌آیند. در سال 2015 (1394)، محققان «کالج سلطنتی لندن» نتایج تحقیقی را منتشر کردند ... ⁠⁣⁉ ‌آیا ممکن است بدن ما پیرتر از سنمان باشد؟ ✅ بله. اگرچه سن عموما معادل تعداد سال‌هایی در نظر گرفته می‌شود که ما در این دنیا زندگی کرده‌ایم، اما افرادی با سن مشابه بیشتر اوقات سیمایی یکسان ندارند و به نظر خیلی متفاوت می‌آیند. در سال 2015 (1394)، محققان «کالج سلطنتی لندن» نتایج تحقیقی را منتشر کردند که نشان می‌داد اندازه‌گیری شدت فعالیت حدود 150 ژن خاص می‌تواند تخمینی از یک «سن زیستی» به دست دهد که به مراتب بیشتر از سن تقویمی، با طول عمر افراد وابستگی دارد. اما فعالیت ژنتیکی تنها یکی از پارامترهای اختلاف سن تقویمی و سن بیولوژیک است. ورزش کردن، رژیم غذایی و کنترل وزن هم می‌توانند تفاوت‌های بزرگی ایجاد کنند. مجموعه‌ی این عوامل باعث طراحی پرسش‌نامه‌های مختلفی شده است (مثال: bit.ly/age_quiz) که می‌توانند سرنخ‌هایی درباره‌ی سن «واقعی» فعلی افراد به دست دهند. اگر این آزمون‌ها را انجام می‌دهید، یک نکته را حتما به خاطر داشته باشید: این‌که بعضی از مقیاس‌ها هنوز مورد بحث و مناقشه‌ی دانشمندان هستند.
#دانستنی #دانستنیها #پیری #جوانی #جوان #دانستنی_ها #بدن_پیر #انسان_پیر
Read more
با درود خدمت دوستان مهربانم.اکثریت شما به شکل های مختلف ، یا از نزدیک یا از طریق کار و یا از طریق فضای ...
Media Removed
با درود خدمت دوستان مهربانم.اکثریت شما به شکل های مختلف ، یا از نزدیک یا از طریق کار و یا از طریق فضای مجازی با روحیه ی من آشنا هستید و میدانید که همیشه سعی کرده ام ،افکارو نظریات و گفته هایم با عقل و منطقی درست ، همراه باشد . در مطلب قبلی ، از" تعدادی" از دوستان و همکاران هنرمندم گله مند بودم . چون راهی که ... با درود خدمت دوستان مهربانم.اکثریت شما به شکل های مختلف ، یا از نزدیک یا از طریق کار و یا از طریق فضای مجازی با روحیه ی من آشنا هستید و میدانید که همیشه سعی کرده ام ،افکارو نظریات و گفته هایم با عقل و منطقی درست ، همراه باشد . در مطلب قبلی ، از" تعدادی" از دوستان و همکاران هنرمندم گله مند بودم . چون راهی که "عده ای از آن ها " می روند به ترکستان ختم می شود . چند روز پیش ویدئویی از همکارانم دیدم که باز هم مرا دل چرکین و ناراحت کرد . من همیشه برای عقاید دیگران احترام قائل بوده و هستم . اما عقایدی که واقعی و همراه با عقل و منطق باشد . در سال هشتاد و هشت عده ای به سمت و سوی جنبش سبز کشیده شدند،گفتم اشتباه میکنید،گوش نکرده وبا من بحث میکردند.دوره ی انتخابات،دوباره به شکلی دیگر،جناب روحانی به میدان آمد و با صدها وعده و وعید ،مردم را به پای صندوق های رای کشاند.باز گفتم وباز هم هیچ گوش شنوایی نبود؛که نتیجه اش هم معلوم شد . برای کار نکردن با صدا و سیما گفتم؛ باز هیچکس برای حرف هایم ارزشی قائل نشد . تا این اواخر که تمام مسائل پشت پرده و بدحسابی ها برای همه علنی شد ‌ و حالا تب تندوجوگیری برای حمایت از سردار قاسم سلیمانی است.برای چی؟برای اینکه ایشان از خاکش دفاع کرده ومانع ورودداعش شده!او را به فرشته ای تبدیل کرده اند که روی زمین نیست و در هواست . ما مردم کی میخواهیم دست از تملق و چاپلوسی برداریم ؟ نمیدانم! چرا از امثال ایشان قِدیس می سازیم؟! همکاران من،ای کاش،حالاکه این قدرنسبت به ایشان اظهارتشکروعلاقه کرده و به دست بوسیِشان می روید ؛موقعی که پول های مملکت ازطریق سپاه به سوی سوریه و لبنان و فلسطین و...سرازیر می شد ، حداقل یک انتقاد و اشاره ی کوچک به ایشان و همکارانشان داشتید و میپرسیدیدچرا؟!! چرا هم وطنان خود رانادیده گرفته و به جای این که به مردم خود رسیدگی کنید ، پول ها را برای همسایگان میفرستید ؟!بار ها گفتم وباز هم میگم که وظیفه ی یک هنرمند فقط نقش بازی کردن مقابل دوربین فیلمبرداری و ثبت آثار هنری و عکس و امضا نیست . وظیفه ی یک هنرمند اول انسانیت و ملی بودن و به فکر همنوع خود بودن است . شما هم از همین مردم هستید . آیا حاضرید دست به دست هم داده و از معلمان ، دانشجویان و داشن آموزان،کارگران هفت تپه و فولاد و ..‌ حمایت کنیم؟فقط یادتان نرود هنگام تکمیل سپاسگزاری های خود از ایشان حتماً بابت مناطق مختلف کشور که به اجانب سپرده اند ، هم تشکر ویژه داشته باشید . بابت رسیدگی و آبادانی خوزستان و سیستان و بلوچستان...
(ادامه متن در کامنت.....)
Read more
طبق آمارها، #صادرات کشور در هشت ماهه نخست امسال در مسیری رو به رشد مستمری قرار گرفته و سیاست دولت حمایت ...
Media Removed
طبق آمارها، #صادرات کشور در هشت ماهه نخست امسال در مسیری رو به رشد مستمری قرار گرفته و سیاست دولت حمایت جدی از صادرات است — سیاست ارزی و تجاری کشور به صراحت و روشنی اعلام شده و خود #صادرکنندگان هم کاملا با این سیاست همراه هستند تا ارز حاصل از صادرات باید به چرخه اقتصاد کشور باز گردد — اما با توجه به واقعیاتی ... طبق آمارها، #صادرات کشور در هشت ماهه نخست امسال در مسیری رو به رشد مستمری قرار گرفته و سیاست دولت حمایت جدی از صادرات است — سیاست ارزی و تجاری کشور به صراحت و روشنی اعلام شده و خود #صادرکنندگان هم کاملا با این سیاست همراه هستند تا ارز حاصل از صادرات باید به چرخه اقتصاد کشور باز گردد — اما با توجه به واقعیاتی که ما در مناسبات خود داریم نیز محدودیت های ناشی از #تحریم ها، باید از انعطاف پذیری کامل برخوردار باشیم و با این رویکرد بانک مرکزی صادرکنندگان را طبقه بندی کرده است — اینکه صادرکننده ای #ارز خود را به مصرف واردات برساند یا در #سامانه_نیما یا از طریق بانک ها و #صرافی ها عرضه کند به این معنی است که دست صادرکنندگان را در بازگرداندن ارز باز بگذاریم — هدف اصلی استمرار صادرات است تا ارز حاصل از آن به #ریال تبدیل شده و بتوان با آن خرید انجام داد یا تولید جدید داشت؛ این چرخه که یکبار تمام نمی شود بلکه باید مرتب تداوم داشته باشد — بازگشت ارز صادرکنندگان به بازار یکی از عواملی بوده که در هفته های اخیر سبب ثبات در بازار ارز شده است — دیدار با صاحب نظران و کارشناسان ادامه می یابد زیرا ما در شرایطی هستیم که همه باید دست به دست هم دهیم و به ابتکارهای جدید دست یابیم — #رئیس_جمهور ماموریت داده است که این دیدارها به طور جدی دنبال شود و از این رو تصمیم جدیدی در ارتباط با تداوم جلسه ها گرفته شده است

۹۷/۹/۱۴
Read more
. #آذر . کم کم سلام کنیم به #دی بگو ببینم، چی توی چنته داری برام ، اولین ماهِ آخرین فصلِ امسال ... #حال_دلتون_عشق ...
Media Removed
. #آذر . کم کم سلام کنیم به #دی بگو ببینم، چی توی چنته داری برام ، اولین ماهِ آخرین فصلِ امسال ... #حال_دلتون_عشق . . . در کنار همه آرزوهایی که برایت می‌کنم آماده‌ام همه‌چیز را فدا کنم تا این آرزوها به واقعیت در آیند. می‌خواهم سعادتمند باشی می‌خواهم قلبت را آکنده از احساس شگفتی و سرشار ... .
#آذر
.
کم کم سلام کنیم به #دی
بگو ببینم، چی توی چنته داری برام ، اولین ماهِ آخرین فصلِ امسال ...
#حال_دلتون_عشق 💙
.
.
.

در کنار همه آرزوهایی که برایت می‌کنم
آماده‌ام همه‌چیز را فدا کنم تا این آرزوها به واقعیت در آیند.

می‌خواهم سعادتمند باشی
می‌خواهم قلبت را آکنده از احساس شگفتی و سرشار از شهامت و امید کنی

می‌خواهم به آن دوستی دست‌یابی که کم از گنج نیست
و آن عشق که زیبایی جاودانه دارد... می‌خواهم خشنود باشی
آن خوشنودی که شیرین است و موقر
آن خوشنودی درونی که می‌آید و هرگز باز نمی‌گردد،

می‌خواهم آکنده از امید باشی و به ‌همه آرزوهایت دست‌یابی
می‌خواهم نهایت بهره را از لحظه ببری،

می‌خواهم یادت بیاورم که شاید خورشید لَختی از نظر پنهان شود
ولی هرگز از درخشیدن باز نمی‌ماند

می‌خواهم ایمان داشته باشی‌، دارای احساسی باشی مشترک با دیگران
خوشی‌های ساده در بطن این دنیای بغرنج
و اهدافی شگفت‌انگیز که بتوانی به آنها دست یابی،

کلماتی را بشنوی که نیازمند شنیدن آنها هستی و
آنگاه که در آینه می‌نگری، چهره‌ای شاد عاشقانه در تو بنگرد

می‌خواهم لحظه‌هایی داشته باشی که نغمه سرایی کنی
پای بکوبی و بی پروا بخندی... می‌خواهم توانا باشی تا اوقات خوش را بهتر و اوقات
سخت را آسانتر طی کنی،

می‌خواهم از کارهایی که می‌کنی،
میلیونها لحظه رضایت بر تو بوسه زنند،
و می‌خواهم که راهی بیابم که به‌زبانی ناگفته به تو بگویم،
که چقدر برایم مهمی!
در کنار همه این آرزوهایی که برایت دارم
می‌خواهم که هر کجا که هستی و به هر کاری که مشغولی، در زندگی روزی نیاید که در آن جز بهترین برایت بخواهم... .
#کالین_مک_کارتی
Read more
. پسرک قد شلوار شش جیب مشکی راکه از گمرک خریده بود نتوانسته بود در تهران اندازه کند شلوارش را انداخته ...
Media Removed
. پسرک قد شلوار شش جیب مشکی راکه از گمرک خریده بود نتوانسته بود در تهران اندازه کند شلوارش را انداخته بود روی دوشش و کوچه پس کوچه های نجف را پی خیاط بالا و‌پایین می کرد توی خیالش داشت به حوادث یک ماه پیش فکر می کرد، به کنسولگری ایران در بصره که سوخته بود یا مثلا به آنچه در مورد عراقی ها در مشهد تیتر خبر هاشدو ... .
پسرک قد شلوار شش جیب مشکی راکه از گمرک خریده بود نتوانسته بود در تهران اندازه کند شلوارش را انداخته بود روی دوشش و کوچه پس کوچه های نجف را پی خیاط بالا و‌پایین می کرد توی خیالش داشت به حوادث یک ماه پیش فکر می کرد، به کنسولگری ایران در بصره که سوخته بود یا مثلا به آنچه در مورد عراقی ها در مشهد تیتر خبر هاشدو بعد هم تکذیب
داشت فکر می کرد چرا عراقی ها از دست ما عصبانی هستند
توی همین فکر ها بود که خیاطی را پیدا کرد
ابو علی داشت با تهکم با مرد رو به روی میز خیاطی اش حرف می زد پسرک حتما حدس زده بود که نباید وارد بحث جدی دو مرد بزرگسال و خشمگین عراقی شود
که گوشه ای شلوار به دست منتظر تمام شدن بحثشان بود ابو علی چشمش که به پسرک افتاد بحثش را ول کرد اصلا انگار خودش نبود که چند لحظه قبل داشت داد می کشید از پشت میزش آمد سمت پسرک و شلوارش را گرفت پسرک تمام تلاشش را کرد که با ایما و اشاره توضیح دهد چه می خواهد ابو علی با دقت به حرکات دست پسرک نگاه کرد منظورپسرک را که فهمید شلوار را سریع کوتاه کرد در حال کوتاه کردن شلوار پسرک هی می گفت انت زائر علی راسی و قربان صدقه اش می رفت پسرک شلوارش را که اندازه شده تحویل گرفت خواست خجالت زده نباشد دست کرد تو جیبش که دوباره ابو علی شروع کرد به داد وبی داد این بار جوانک یکی از راه های عصبانی کردن مردان بزرگسال عراقی رافهمید
از مغازه که زد بیرون ابو علی آرام داشت با مرد رو به رویش حرف می زد.
پسرک دیگر داشت به محبتی که بواسطه حسین بین او وهمه زائرهاو عراقی ها شکل گرفته بود فکر می کرد
پسرک داستان منم و این داستان واقعی است.
#زیارت_اربعین #هیئت_هنر #حب_الحسین_یجمعنا #اربعین
Read more
بچه که بودم همیشه کابوس می دیدم. البته خواب پرواز کردن و راه رفتن بر روی آب را هم می دیدم. لذتی داشت وصف ...
Media Removed
بچه که بودم همیشه کابوس می دیدم. البته خواب پرواز کردن و راه رفتن بر روی آب را هم می دیدم. لذتی داشت وصف ناشدنی، همچنان که کابوس هایم عذابی بود ناگفتنی . ولی یک کابوسی داشتم که بارها و بارها تکرار می شد و این اواخر هم بار دیگر به سراغم آمد. آنچه در خواب می دیدم ، پیرزنی بود بدجنس و گوژپشت با موهای سپید و ژولیده ... بچه که بودم همیشه کابوس می دیدم. البته خواب پرواز کردن و راه رفتن بر روی آب را هم می دیدم. لذتی داشت وصف ناشدنی، همچنان که کابوس هایم عذابی بود ناگفتنی . ولی یک کابوسی داشتم که بارها و بارها تکرار می شد و این اواخر هم بار دیگر به سراغم آمد. آنچه در خواب می دیدم ، پیرزنی بود بدجنس و گوژپشت با موهای سپید و ژولیده ، صورتی داشت چروکیده با خال های سیاه گوشتی که موهای زبر و ضخیم از آنها بیرون زده بود . پیرزن به جای دهان پوزه داشت. همیشه یک چاقو در دست راستش می دیدم. پیرزن بسیار چابک بود. نمی دانم چرا همیشه مرا دنبال می کرد و هرچه می دوید از نفس نمی افتاد . من با تمام توان پا به فرار می گذاشتم و همیشه فکر می کردم اگر کفش هایم را از پا بِکَنم سرعتم بیشتر می شود. با پاهای برهنه می دویدم از شهر می گذشتم و به کوه پناه می بردم ولی پیرزن دست بردار نبود من داخل یک غار مخفی می شدم و پیرزن سر می رسید با لبخندی سرشار از شرارت به من نزدیک می شد و من تسلیم می شدم . وقتی چاقویی که در دست راستش بود را بالا می برد من از خواب می پریدم.
سال ها گذشت من خیلی بزرگ شدم و پیرزن کابوس هایم را از یاد بردم ولی او هنوز مرا فراموش نکرده بود. چندی پیش دوباره به سراغم آمد . من هنوز بچه بودم ، باز هم کفش هایم را هنگام دویدن از پا در آوردم و به همان غار در کوهستان پناه بردم و باز هم پیرزن مرا پیدا کرد و با چاقویی که در دست راستش بود مرا تهدید کرد ولی این بار من مقاومت کردم از زیر دستان پیرزن گریختم او دوباره مرا به چنگ آورد و با چاقویی که همیشه همراهش بود گوشت مرا درید ولی من باز هم فرار کردم اینبار از لبخند پیرزن خبری نبود او سرشار از خشم شده بود و فریاد می زد : ((چه غلط ها)) ، ولی من می خندیدم و با پاهای برهنه از غار بیرون زدم . ماه با تمام توان می درخشید و من سرشار از غرور می دویدم . پیرزن در غار جا ماند ، شاید هم از پی من می دوید ولی من نمی خواستم به پشت سرم نگاه کنم.
Read more
قسمت اول روانشناسي رابطه Psychology of relationship تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟ این روزها ...
Media Removed
قسمت اول روانشناسي رابطه Psychology of relationship تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟ این روزها به هر خانه‌ای که وارد می‌شوید، به جای سرگرم بودن کودکان با خمیرهای بازی که خلاقیت‌شان را بالا می‌برد و مهارت‌ دست‌های‌شان را بیشتر می‌کرد، تبلت‌هایی در دست بچه‌ها جا دارد که چشم‌های‌شان را خسته ... قسمت اول
روانشناسي رابطه Psychology of relationship
تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟
این روزها به هر خانه‌ای که وارد می‌شوید، به جای سرگرم بودن کودکان با خمیرهای بازی که خلاقیت‌شان را بالا می‌برد و مهارت‌ دست‌های‌شان را بیشتر می‌کرد، تبلت‌هایی در دست بچه‌ها جا دارد که چشم‌های‌شان را خسته و مفاصل دست‌های‌شان را ضعیف می‌کند. در این میان والدینی که امکان خرید چنین ابزاری برای کودک‌شان ندارند هم از خود گذشتگی کرده و او را با گوشی هوشمند تلفن همراه‌شان سرگرم می‌کنند و مهارت کودک‌شان در انجام بازی‌های مختلف را به رخ این و آن می‌کشند. بچه‌های امروزی تمایلی به دویدن، کاردستی درست کردن و نقش‌پذیری در بازی‌هایی که نسل ما از آنها لذت می‌برد، ندارند. آنها ترجیح می‌دهند روی مبل راحتی لم بدهند، یک کاسه پفک کنارشان بگذارند و هر روز چندین مرحله از بازی‌ای که به آخر رساندنش کار هر کسی نیست را رد کنند.
بچه‌های امروزی نمونه کوچک شده والدین‌شان هستند. نمونه آنهایی که در ‌مهمانی‌ها به جای گپ زدن با حاضران، به غایب‌های جمع وایبر می‌زنند و به‌جای چند متر دویدن، به‌دنبال نصب انواع اپلیکیشن‌های سلامت روی گوشی خود هستند. هدیه پژوهشگران فناوری اطلاعات به بچه‌های امروزی نه هوش بیشتر و نه ذهن آماده‌تر است. آنها روی مبل‌های راحتی، صاحب بدنی خسته و انباشه از چربی می‌شوند و پشت صفحه تبلت‌ها، چشم‌هایی آزرده و ذهنی آشفته را از آن خود می‌کنند.
شاید بعد از خواندن این یادداشت، به قصد گرفتن تبلت فرزندتان از او، از روی مبل بلند شوید؛ اما بنشینید! نیازی به محروم کردن فرزندتان از تبلتش نیست، کافی است خودتان همین حالا گوشی را روی زمین بگذارید و نه با حرف، بلکه با آوردن ورزش و مطالعه به ساعت‌های مرده‌تان، به کودک خود هم سبک زندگی سالم را آموزش دهید.
ساعت های استفاده کودکان از وسایل الکترونیکی را کاهش دهید…
به ساعت نگاه کنید
با وضع کردن برخی قانون‌ها، ساعت‌های استفاده فرزندتان از تبلت را محدود کنید. برای مثال به او اجازه ندهید که سر میز شام تبلتش را بیاورد.
خاموشی بزنید
محققان می‌گویند تبلت‌بازی پیش از خواب می‌تواند فرزند شما را بی‌خواب کند. پس به او اجازه بازی کردن با تبلت پیش از خواب را ندهید و نگذارید آن را به اتاق خوابش ببرد... ادامه درقسمت دوم

#سیروس_مهرانی
#روانشناسی_کودک
#بازیهای_کامپیوتری
#فعالیت_بدنی_کودک
#بنیادکمک
Read more
۳۶/۶۰ خانم اِسمایلی دست گروهبان را دید که گربه را نوازش می‌کرد. دست‌های بزرگی داشت که با آن انگشتان ...
Media Removed
۳۶/۶۰ خانم اِسمایلی دست گروهبان را دید که گربه را نوازش می‌کرد. دست‌های بزرگی داشت که با آن انگشتان ظریف، لاغر، و بلندش خوش‌ترکیب می‌نمودند. حالا این انگشتان گوش‌های گربه را تاب می‌دادند، حالا این انگشتان پسِ گردن گربه را گرفته و همچون شانه‌ای جاندار بر کمر منقبض‌شده‌ی گربه فرو می‌رفتند. خانم ... ۳۶/۶۰
خانم اِسمایلی دست گروهبان را دید که گربه را نوازش می‌کرد. دست‌های بزرگی داشت که با آن انگشتان ظریف، لاغر، و بلندش خوش‌ترکیب می‌نمودند. حالا این انگشتان گوش‌های گربه را تاب می‌دادند، حالا این انگشتان پسِ گردن گربه را گرفته و همچون شانه‌ای جاندار بر کمر منقبض‌شده‌ی گربه فرو می‌رفتند. خانم اِسمایلی می‌توانست قسم بخورد که گروهبان با این شدت عمل داشت به گربه صدمه می‌رساند، اما خُرخُر بلند گربه و ساییدنِ سرخوشانه‌ی گونه‌هایش به دستِ چابک گروهبان، شک او را باطل کرد. خانم اِسمایلی با خود اندیشید چقدر عجیب است که شور و شعف تا این حد به رنج و عذاب نزدیک است.
‌‌
#گربه_بلیتس
#رابرت_وستال
ترجمه‌ی #مسعود_امیرخانی
#نشر_اسم
‌‌
این کتاب روایتی از جنگ جهانی دوم از دید یک گربه‌ست...
لُرد گُرت یه گربه‌ی کاملا معمولیه، گربه‌ای که وقتی صاحبش خونه رو به مقصد جنگ ترک میکنه، دنبالش میره و برای رسیدن به صاحبش سفر دور و درازی رو طی میکنه... لُرد گُرت در طول این سفر با آدم‌های مختلفی همراه میشه، سربازها، بیوه‌هایی که در جنگ همسرانشون رو از دست دادن، با آدم‌هایی که همه‌چیزشون رو از دست دادن و به طرز معجزه‌آسایی براشون خوش‌شانسی به ارمغان میاره. البته خود لُرد گُرت هم از صدمات جنگ بی‌نصیب نمیمونه...
انگار جنگ از دید گربه‌ها هم همونقدر تلخ و وحشتناکه...

من داستان‌های زیادی از دوران جنگ جهانی دوم خوندم، که خیلیاشونم بی‌نظیر بودن، اما این کتاب ایده‌ی متفاوتی داشت... یک کتاب ساده و دلچسب و جدید... در طول کتاب از ویژگی‌های جذاب این موجودات دوست‌داشتنی هم میگه و البته نقطه قوت کتاب هم همین حضور گربه‌اس.
به نظر من ترجمه‌ی کتاب میتونست بهتر باشه.
در کل کتاب شیرینیه و خوندنش خالی از لطف نیست.
‌امتیازم: ۳.۵ از ۵
‌‌
#blitzcat by #robertwestall
Read more
قسمت دوم روانشناسي رابطه Psychology of relationship تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟ یکی ...
Media Removed
قسمت دوم روانشناسي رابطه Psychology of relationship تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟ یکی از مشکلاتی که بچه های امروزی دارند استفاده زیاد از لوازم الکترونیکی مانند تبلت است. حال والدین چگونه باید این تبلت ها را از کودک شان جدا کنند. این روزها به هر خانه‌ای که وارد می‌شوید، به جای سرگرم بودن ... قسمت دوم
روانشناسي رابطه Psychology of relationship
تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟

یکی از مشکلاتی که بچه های امروزی دارند استفاده زیاد از لوازم الکترونیکی مانند تبلت است. حال والدین چگونه باید این تبلت ها را از کودک شان جدا کنند.
این روزها به هر خانه‌ای که وارد می‌شوید، به جای سرگرم بودن کودکان با خمیرهای بازی که خلاقیت‌شان را بالا می‌برد و مهارت‌ دست‌های‌شان را بیشتر می‌کرد، تبلت‌هایی در دست بچه‌ها جا دارد که چشم‌های‌شان را خسته و مفاصل دست‌های‌شان را ضعیف می‌کند. در این میان والدینی که امکان خرید چنین ابزاری برای کودک‌شان ندارند هم از خود گذشتگی کرده و او را با گوشی هوشمند تلفن همراه‌شان سرگرم می‌کنند و مهارت کودک‌شان در انجام بازی‌های مختلف را به رخ این و آن می‌کشند. بچه‌های امروزی تمایلی به دویدن، کاردستی درست کردن و نقش‌پذیری در بازی‌هایی که نسل ما از آنها لذت می‌برد، ندارند. آنها ترجیح می‌دهند روی مبل راحتی لم بدهند، یک کاسه پفک کنارشان بگذارند و هر روز چندین مرحله از بازی‌ای که به آخر رساندنش کار هر کسی نیست را رد کنند.
بچه‌های امروزی نمونه کوچک شده والدین‌شان هستند. نمونه آنهایی که در ‌مهمانی‌ها به جای گپ زدن با حاضران، به غایب‌های جمع وایبر می‌زنند و به‌جای چند متر دویدن، به‌دنبال نصب انواع اپلیکیشن‌های سلامت روی گوشی خود هستند. هدیه پژوهشگران فناوری اطلاعات به بچه‌های امروزی نه هوش بیشتر و نه ذهن آماده‌تر است. آنها روی مبل‌های راحتی، صاحب بدنی خسته و انباشه از چربی می‌شوند و پشت صفحه تبلت‌ها، چشم‌هایی آزرده و ذهنی آشفته را از آن خود می‌کنند.
شاید بعد از خواندن این یادداشت، به قصد گرفتن تبلت فرزندتان از او، از روی مبل بلند شوید؛ اما بنشینید! نیازی به محروم کردن فرزندتان از تبلتش نیست، کافی است خودتان همین حالا گوشی را روی زمین بگذارید و نه با حرف، بلکه با آوردن ورزش و مطالعه به ساعت‌های مرده‌تان، به کودک خود هم سبک زندگی سالم را آموزش دهید.
ساعت های استفاده کودکان از وسایل الکترونیکی را کاهش دهید…
به ساعت نگاه کنید
با وضع کردن برخی قانون‌ها، ساعت‌های استفاده فرزندتان از تبلت را محدود کنید. برای مثال به او اجازه ندهید که سر میز شام تبلتش را بیاورد.
خاموشی بزنید
محققان می‌گویند تبلت‌بازی پیش از خواب می‌تواند فرزند شما را بی‌خواب کند. پس به او اجازه بازی کردن با تبلت پیش از خواب را ندهید و نگذارید آن را به اتاق خوابش ببرد....
#سیروس_مهرانی
#روانشناسی_کودک
#دنیای_مجازی
#بازیهای_کامپیوتری
#بنیادکمک
Read more
حركت شنا و انواع هفتگانه آن برگرفته از حركت سينه خيز است.تخته شنا (شنو) تخته اي است پايه دار كه طولش ...
Media Removed
حركت شنا و انواع هفتگانه آن برگرفته از حركت سينه خيز است.تخته شنا (شنو) تخته اي است پايه دار كه طولش به اندازه عرض شانه يا كمي بيشتر (حدود 60 تا 70 سانتي متر) و پهناي آن به اندازه پهناي كف دست است (حدود 8 سانتي متر) كه دو پايه كوتاه در زير آن را از زمين بالا نگه مي دارد، تخته شنا از وسايل اصلي ورزش زورخانه ... حركت شنا و انواع هفتگانه آن برگرفته از حركت سينه خيز است.تخته شنا (شنو) تخته اي است پايه دار كه طولش به اندازه عرض شانه يا كمي بيشتر (حدود 60 تا 70 سانتي متر) و پهناي آن به اندازه پهناي كف دست است (حدود 8 سانتي متر) كه دو پايه كوتاه در زير آن را از زمين بالا نگه مي دارد، تخته شنا از وسايل اصلي ورزش زورخانه نيست كما اين كه بدون آن نيز مي توان با گذاشتن كف دست ها به روي زمين شناهاي چهار گانه را انجام داد.
شناهاي چهار گانه عبارتند از:
شناي كرسي
شناي دست و پا مقابل
شناي دوشلاقه
شناي پيچ
یکی از رایج ترین و اساسی ترین حرکات ورزشی برای بدن حرکت شنا سوئدی است, که فشاری نه تنها به سینه ها ,بلکه حرکتی فوق العاده برای عضلات وماهیچه های سه سربازو و شانه ها و زیربغل و کول , کلا نیم تنه بالا بدن می باشد.
یکی از رایج ترین و اساسی ترین حرکات ورزشی برای بدن حرکت شنا سوئدی است, که فشاری نه تنها به سینه ها ,بلکه حرکتی فوق العاده برای عضلات وماهیچه های سه سربازو و شانه ها و زیربغل و کول , کلا نیم تنه بالا بدن می باشد.

حرکت مهم نیست که کجا هستید و از همه مهمتر ورزشی کاملا رایگان بدون تجهیزات گران قیمت ویا هزینه باشگاه , اگر به دنبال بدست آوردن و توسعه سینه و قفسه سینه بزرگ و سرشانه های حجیم هستید می توانید به منظور استحکام و آمادگی جسمانی و برای استقامت و قدرت عضلات تان ,فقط حدود 30 دقیقه از وقت تان را در هفته صرف انجام برنامه شنا سوئدی کنید ,به شما قول می دهم که با اعتماد به نفس بیشتری فقط بعد از اتمام تمرین کوتاه , احساس ارامش و راحتی بکنید.

این حرکت نیر یک حرکت عمومی به حساب می آید که به تقویت عضلات پشت بازو، سینه، سر شانه منجر می شود. ولی از این حرکت بیشتر در جهت رشد عضلات سینه بهره می گیرند. به یاد داشته باشید که هنگام اجرای این حرکت می بایست کف دست ها را در اطراف بدن و مقابل شانه ها روی زمین قرار دهید. و پاها از قسمت پاشنه به یکدیگر بچسبند.چانه را کمی به سمت سینه ها متمایل کنید تا پیشانی روبه روی زمین قرار گیرد. شکم را سفت کنید. بدن کشیده آرنج ها را خم کرده و بدن یک تکه به طرف پایین حرکت کند آنقدر پایین نیایید که سینه ها به زمین برخورد کند، تا جایی بدنتان را پایین بیاورید که بازوها به موازات زمین گیرند و با همان صورت به حالت اولیه برگردد و آرنج ها را قفل نکنید.
تذکر: هنگام پایین آمدن، بدن را رها نکنید، بلکه با کنترل و تمرکز این حالت را انجام دهید. این تمربن را هر روز صبح 3 ست بروید .
Read more
‌ همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است. ...
Media Removed
‌ همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است. مردمی بزرگ شده در دل صحراهای بی‌آب و پُرآفتاب کویر مرکزی ایران که قدر آب و سبزه و حیات را می‌دانند و بر دیده و دل می‌گذارند. آنجا بود که با هنر بی‌بدیل زنان روستایی این مناطق آشنا شدیم، هنری برآمده ...
همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است.
مردمی بزرگ شده در دل صحراهای بی‌آب و پُرآفتاب کویر مرکزی ایران که قدر آب و سبزه و حیات را می‌دانند و بر دیده و دل می‌گذارند.

آنجا بود که با هنر بی‌بدیل زنان روستایی این مناطق آشنا شدیم، هنری برآمده از ذهن‌هایی پر نقش و نگار و زیبابین. سخن از سوزن‌دوزی‌های رنگ‌رنگی است که نقش خیال گل و شاخ و برگ گیاهان روی سفیدی‌ پارچه‌های چلواری بود.

پارچه‌های گلدوزی شده‌‍‌ی زیبایی که در شکل پرده‌ی پنجره‌ها و یا پوششی برای رختخواب‌ها و لباس‌ها رنگین‌کمانی از زیبایی را به خانه‌های روستایی بخشیده بود. نقش چشم‌نواز گل و برگ‌های طراحی شده روی زمینه سفید نگاه هر بیننده‌ای را خواهی نخواهی به خود جلب می‌کرد.

ویژگی این هنر دست‌ساز، مثل بیشتر صنایع‌دستی و هنرهای برآمده از دل زندگی و سلیقه مردمان روستا، کاربردی بودنش است. هنری که نه فقط برای تزئین و آذین‌بندی که بخشی از جزئیات زندگی روزمره و لازم‌شان به حساب می‌آمد و همچنان می‌آید.

این بخشی از هویت و میراث کهن ساکنان این دیار بود اما هنر زیبای آنان هم رو به فراموشی می‌رفت و هم مانایی‌ چندانی نداشت، چرا که هم زنان هنرمند، دست از نخ و سوزن کشیده بودند و هم جنس پارچه‌ها طوری نبود که دوام و ماندگاری بلندی داشته باشد.

از همان‌جا بود که ایده زنده‌کردن و دوام‌بخشی به این طرح و نقش‌های چشم‌نواز به ذهن و خیال ما خطور کرد تا دنیای هزار رنگ و صمیمی گل‌دوزی‌های دستی زنان روستاهای کویر را از روی چلوارهای پنبه‌ای سفید و ساده به گلیم‌های خوش‌بافت رنگارنگ کوچ بدهیم، با طرح همان گل‌ها و انارها و ساقه‌ها و برگ‌ها.

نقش‌های آن گل‌دوزی‌های سنتی که سال‌هاست به دست فراموشی و انقراض سپرده شده بود حالا در طرح و قالبی جدید این بار روی بستر با دوام گلیم‌ها با رنگبندی‌های نو شده و چشم‌نواز به خانه‌ها برگشته است.

گلیم‌های مجموعه مروارید «زییین» الهام گرفته از همان سوزن‌دوزی‌ها و طرح و نقش‌های خوش آب و رنگ است که به دست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طراحان ما باب سلیقه و نگاه امروزی بازطراحی شده و به دنیای گلیم‌های ایرانی اضافه شده است.
Read more
از امشب باید کاسه های شیر را آماده کرد.... خدایا ببخش به حق دست هایی که به سمت تو بلند شده اند
Media Removed
از امشب باید کاسه های شیر را آماده کرد.... خدایا ببخش به حق دست هایی که به سمت تو بلند شده اند از امشب باید کاسه های شیر را آماده کرد.... خدایا ببخش به حق دست هایی که به سمت تو بلند شده اند
<span class="emoji emoji1f535"></span> اگه نخونی 4 ساعت کلاس اقتصاد رو از دست میدی!!!! <span class="emoji emoji1f53a"></span>روزی روزگاری در روستایی در هند ارباب پولداری به روستایی ...
Media Removed
اگه نخونی 4 ساعت کلاس اقتصاد رو از دست میدی!!!! روزی روزگاری در روستایی در هند ارباب پولداری به روستایی ها اعلام کرد که به ازای هر میمون۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون، به جنگل رفتند و شروع به گرفتن میمونها کردند. ارباب هم هزارها میمون به قیمت ۲۰ ... 🔵 اگه نخونی 4 ساعت کلاس اقتصاد رو از دست میدی!!!! 🔺روزی روزگاری در روستایی در هند ارباب پولداری به روستایی ها اعلام کرد که
به ازای هر میمون۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.
روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون، به جنگل رفتند و شروع به
گرفتن میمونها کردند.
ارباب هم هزارها میمون به قیمت ۲۰ دلار از آنها خرید، ولی با کم شدن تعداد
میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند..
به همین خاطر ارباب زرنگ این بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰ دلار
خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی ها فعالیتشان را از سر گرفتند.
پس از مدتی موجودی ها هم کمتر و کمتر شد، تا سرانجام روستاییان دست از کار
کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزار های خود رفتند...
این بار پیشنهاد به ۴۵ دلار رسید و… در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به
سختی می شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.
این بار ارباب ادعا کرد که به ازای خرید هر میمون 70 دلار خواهد داد، ولی
چون برای کاری باید به شهر می رفت، کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او
میمون ها را بخرد. در نبود ارباب شاگرد به روستایی ها گفت: این همه میمون در
قفس وجود دارد! من آنها را به 60 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت ارباب آنها را به 70 دلار به او بفروشید.. روستایی ها که وسوسه شده
بودندپولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند.
البته از آن به بعد دیگر کسی نه ارباب را دید و نه شاگردش را.. و تنها
روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون ... _____
البته این داستان هیچ ربطی به داستان بانک مرکزی برای پیش فروش سکه طلا و دلار و این
جور چیزها ندارد!!😐
Read more
روزت مبارک مرد ... . . به بعضیام باید گفت يَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ حُلُومُ الْأَطْفَالِ ...
Media Removed
روزت مبارک مرد ... . . به بعضیام باید گفت يَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ، لَوَدِدْتُ أَنِّي لَمْ أَرَكُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْكُمْ مَعْرِفَةً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً. قَاتَلَكُمُ اللَّهُ ... . اى ... روزت مبارک مرد ...
.
.
به بعضیام باید گفت يَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ، لَوَدِدْتُ أَنِّي لَمْ أَرَكُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْكُمْ مَعْرِفَةً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً. قَاتَلَكُمُ اللَّهُ ...
.

اى به صورت مردان عارى از مردانگى، با عقل كودكان و خرد زنان به حجله آرميده، كاش نه شما را ديده بودم و نه مى شناختمتان. اين آشنايى براى من، به خدا سوگند، جز پشيمانى و اندوه هيچ ثمره اى نداشت. 
مرگ بر شما باد... ((حضرت علی (ع) ،نهج البلاغه، خطبه ی ۲۷ ))
.

مخاطب من همونایی ان که شما رو فراموش کردن و با دستایی دست دادن که به خون شما آغشته بود ...
.

#روحانی
#ظریف
#عراقچی
#دری_اصفهانی
#علی_لاریجانی
#روز_مرد_رو_به_اینا_تبریک_نگید
Read more
پست موقت “ مایم و پاگانی نی کاری از علیرضا ناصحی مایم یعنی پانتومیم ، پاگانی نی نوازنده چیره دست ...
Media Removed
پست موقت “ مایم و پاگانی نی کاری از علیرضا ناصحی مایم یعنی پانتومیم ، پاگانی نی نوازنده چیره دست ویلون که به ابلیس ویلون مشهور بوده این نمایش مخاطب رو به حال وهوای سینمای صامت میبره یعنی جایی که سینما نمایشی تر از الان بوده سینمای هرروژ ، باستر کیتون، هرول لوید، وچارلی چاپلین اداره تیاتر خانه ... پست موقت “ مایم و پاگانی نی

کاری از علیرضا ناصحی

مایم یعنی پانتومیم ، پاگانی نی نوازنده چیره دست ویلون که به ابلیس ویلون مشهور بوده
این نمایش مخاطب رو به حال وهوای سینمای صامت میبره یعنی جایی که سینما نمایشی تر از الان بوده سینمای هرروژ ، باستر کیتون، هرول لوید، وچارلی چاپلین

اداره تیاتر خانه نمایش ساعت ۲۰/۳۰

نشانی: نرسیده به میدان فردوسی خیابان موسوی، پلاک سی و چهار

سایت خرید تیوال و گیشه
#علیرضا_ناصحی #محمدرضا_علیمردانی #تیاتر
Read more
. حسین علیزاده از مایم و پاگانی نی می‌گوید هفته پایانی نمایش کاری از علیرضا ناصحی توضیح: مایم یعنی پانتومیم پاگانی نی نوازنده چیره دست ویلون که به ابلیس ویلون مشهور بوده این نمایش مخاطب رو به حال وهوای سینمای صامت میبره یعنی جایی که سینما نمایشی تر از الان بوده سینمای هرروژ ، باستر کیتون، ... .
حسین علیزاده از مایم و پاگانی نی می‌گوید

هفته پایانی نمایش
کاری از علیرضا ناصحی

توضیح: مایم یعنی پانتومیم پاگانی نی نوازنده چیره دست ویلون که به ابلیس ویلون مشهور بوده
این نمایش مخاطب رو به حال وهوای سینمای صامت میبره یعنی جایی که سینما نمایشی تر از الان بوده سینمای هرروژ ، باستر کیتون، هرول لوید، وچارلی چاپلین

نویسنده و کارگردان: علیرضا ناصحی
بازیگران: علیرضا ناصحی علی دولتیاری

طراح صحنه واکساسوار: هما خداجوی
طراح پوستر: نیما مجلسی
ساخت اکساسوار: هما خداجوی مرجان نامور ازاد
روابط عمومی: مینا پیروزیان
دستیار و برنامه ریز: احسان بیاتی فر
ساخت تیزر و امور رسانه ای: معین طاری

سایت خرید تیوال و گیشه
tiwall.com/store/mime-paganini2

اداره تیاتر خانه نمایش
ساعت ۲۰
نشانی: نرسیده به میدان فردوسی خیابان موسوی، پلاک سی و چهار
Read more
 #پیراشکی_شوید_پنیری . بدون نیاز به استراحت خمیر . مواد لازم . 1 سفیده تخم مرغ بزرگ 150 گرم سرشیر 1/2 ...
Media Removed
#پیراشکی_شوید_پنیری . بدون نیاز به استراحت خمیر . مواد لازم . 1 سفیده تخم مرغ بزرگ 150 گرم سرشیر 1/2 پیمانه ماست 1 قاشق چ نمک 10 گرم بکینگ پودر 3 پیمانه آرد ١/٤ پيمانه جعفری ریز خرد شده ١/٤ پبمانه شوید ریز خرد شده طرز تهیه . برای داخل خمير، پنیر سفید و پنیر کاشار یا موتزارلا تخم مرغ، ... #پیراشکی_شوید_پنیری .
بدون نیاز به استراحت خمیر
.
مواد لازم .
1 سفیده تخم مرغ بزرگ
150 گرم سرشیر
1/2 پیمانه ماست
1 قاشق چ نمک
10 گرم بکینگ پودر
3 پیمانه آرد
١/٤ پيمانه جعفری ریز خرد شده
١/٤ پبمانه شوید ریز خرد شده

طرز تهیه
.
برای داخل خمير، پنیر سفید و پنیر کاشار یا موتزارلا تخم مرغ، ماست و سرشیر رو با چنگال یا همزن دستی، خوب هم بزنید تا مخلوط شودمقداری از آرد رو اضافه کنید و مخلوط کنید بعد نمک و بکینگ پودر رو اضافه کنید و بقیه آرد رو کم کم اضافه کنید و ورز بدید ،تا خمیر نرمی به دست ايد که به دست نچسبد .اگه خیلی شله، مقداری دیگه آرد اضافه کنید بعد جعفری ها و شوید هارو اضافه کنیند و ورز بدید خمیر رو به توپهای به اندازه گردو تقسیم کنید ، با دست هرکدومو باز کنید و داخلشون مخلوط پنیرهارو ویا هرچیز دلخواه دیگه بزارید و ببندید و گوشه هاشو با چنگار فشار بدید و روی سینی فر که کاغذ روغنی گذاشتید بچینیند و روي انها زرده تخم مرغ بزنيد و کنجد بپاشید و در فر گرم شده 170 درجه بپزید تا روي انها طلايي شود.
Read more
چگونه دایره قرمز رنگ بالای آیکون برنامه‌ها را در آیفون غیرفعال نماییم . . نحوه نمایش نوتیفیکشن‌ها ...
Media Removed
چگونه دایره قرمز رنگ بالای آیکون برنامه‌ها را در آیفون غیرفعال نماییم . . نحوه نمایش نوتیفیکشن‌ها در سیستم‌عامل iOS بسیار جذاب، کاربردی و راحت می‌باشد. امکان پاسخ‌دهی به پیام‌ها در صفحه لاک‌اسکرین و یا مشاهده و پاسخ‌دهی به نوتیفیکیشن‌ها تنها با پایین کشیدن دست از بالا به پایین صفحه‌نمایش ... چگونه دایره قرمز رنگ بالای آیکون برنامه‌ها را در آیفون غیرفعال نماییم
.
.
نحوه نمایش نوتیفیکشن‌ها در سیستم‌عامل iOS بسیار جذاب، کاربردی و راحت می‌باشد. امکان پاسخ‌دهی به پیام‌ها در صفحه لاک‌اسکرین و یا مشاهده و پاسخ‌دهی به نوتیفیکیشن‌ها تنها با پایین کشیدن دست از بالا به پایین صفحه‌نمایش ازجمله ویژگی‌های جالب، مینیمال و کاربردی سیستم‌عامل iOS است. علاوه بر این موارد، در صورت وجود اعلان یا نوتیفیکیشن برای یک برنامه، در بالای آیکون آن اپلیکیشن دایره‌ای قرمز رنگ نیز نمایش داده می‌شود تا به شما یادآوری کند آن برنامه اعلانی دارد که به آن توجه نکرده‌اید. حتما این دایره قرمزرنگ را در بالای آیکون برنامه‌هایی همچون تلگرام، Message و یا ایمیل مشاهده کرده‌اید. این ویژگی با وجود کاربرد خوب خود، گاهی ناخوشایند بوده، یا با توجه به اینکه برخی برنامه‌ها اعلان‌های زیادی دارند(مانند ایمیل) در مواردی غیر ضروری نیز هستند. در این موارد ممکن است نیاز داشته باشید این ویژگی را برای آن اپلیکیشن‌ها خاموش نمایید. در این مطلب قصد داریم به شما آموزش دهیم چگونه این قابلیت را برای هر برنامه غیرفعال نمایید.

به تنظیمات آیفون/آیپد/آیپاد خود بروید.
گزینه Notifications را لمس نمایید.
در این بخش برنامه‌های دستگاه خود را مشاهده می‌کنید، اپلیکیشنی که قصد دارید این ویژگی را برای آن غیرفعال نمایید انتخاب کنید.
گزینه Badge App icon را خاموش کنید. .
چگونه دایره قرمز رنگ بالای آیکون برنامه‌ها را در آیفون غیرفعال نماییم
.
البته اگر می‌خواهید از هیچ نوتیفیکیشنی از یک برنامه دریافت نکنید می‌توانید از همین بخش گزینه اول یعنی Allow Notifications را خاموش کرده تا همه اعلان‌ها برای آن برنامه غیرفعال شوند.
.
.
همچنین میتوانید سایر تنظیمات اعلان‌ها را نیز در این بخش تغییر دهید. در زیر به توضیح باقی گزینه‌های این صفحه می‌پردازیم:

Show on Lock Screen : نمایش نوتیفیکیشن برنامه هنگامی که صفحه‌نمایش قفل است.
.
Show in History : نمایش نوتیفیکیشن در تاریخچه اعلان‌ها
.
Show as Banners : نمایش اعلان بصورت بنرهای کوچکی که در بالای نمایشگر نشان داده می‌شوند.
.
Show Previews : نمایش قسمت کوچکی از متن اعلان( به عنوان مثال هنگام دریافت نوتیفیکیشن تلگرام قسمتی از متن پیام نمایش داده می‌شود) 📱 @Applecareplus ❤️❤️
.
#apple #iphone #iphone7 #iphone8 #iphone6s #ipad #iphone7plus #itunes #ios #iosapp #settings #update #applemusic #appstore #applecare #applecareplus #wallpaper #iran #mobile #instagram #telegram #shahsavar #ios
Read more
خبرگزاری هنرآنلاین؛ 13 آذر 1396: ردپای ممیز در تصویرگری معاصر ایران؛ "میراث مرتضی ممیز فقط گرافیک ...
Media Removed
خبرگزاری هنرآنلاین؛ 13 آذر 1396: ردپای ممیز در تصویرگری معاصر ایران؛ "میراث مرتضی ممیز فقط گرافیک نیست" مهدی تمیزی درباره تصویرسازی‌های مرتضی ممیز گفت: اگرچه نامِ مرتضی ممیز با واژه گرافیک بسیار نزدیک به هم به ذهن می‌آید، اما بر اهالی هنر، به ویژه هنرهای تجسمی روشن است که میراث ممیز، فقط ... خبرگزاری هنرآنلاین؛ 13 آذر 1396:
ردپای ممیز در تصویرگری معاصر ایران؛
"میراث مرتضی ممیز فقط گرافیک نیست"
مهدی تمیزی درباره تصویرسازی‌های مرتضی ممیز گفت: اگرچه نامِ مرتضی ممیز با واژه گرافیک بسیار نزدیک به هم به ذهن می‌آید، اما بر اهالی هنر، به ویژه هنرهای تجسمی روشن است که میراث ممیز، فقط گرافیک نیست و اینجا منظور از گرافیک، نشان و پوستر و طراحی جلد و مواردی از این دست است که به طور معمول به آن گرافیک گفته می‌شود.
از میراث ممیز، تصویرگری است. ممیز روایت‌گر که مبانی تصویری را به خوبی می‌داند، که تصویر را به خوبی می‌شناسد، که تصور را به خوبی در اختیار می‌گیرد، تصویرگری می‌کند و خیالِ خودش و مخاطبش از نتیجه کار آسوده است؛ چرا که روایت را به خوبی از رود تحریر به مزرعه تصویر هدایت کرده است...
متن کامل در خبرگزاری هنرآنلاین.
www.honaronline.ir

#مرتضی_ممیز #ممیز #گرافیک #تصویرگری #هنرآنلاین #مریم_آموسی #مهدی_تمیزی #میراث_مرتضی_ممیز
#honaronline.ir
Read more
.:. <span class="emoji emoji1f538"></span>میگن ایده ها (فرصت‌ها) بسیارند و شما باید با نگاهی فرصت‌یاب آنها را شناسایی کنید، مثل #نیوتن ...
Media Removed
.:. میگن ایده ها (فرصت‌ها) بسیارند و شما باید با نگاهی فرصت‌یاب آنها را شناسایی کنید، مثل #نیوتن که با افتادن سیب به یک کشف علمی (جاذبه) دست یافت ... حال سازنده‌ی این محصول با خودش فکر کرده وقتی چیپس و پفک ناتموم میمونه، نمیشه بسته را از رطوبت هوا، حشرات و ... محفوظ نگاه داشت و برای حل این موضوع همچین ... .:.
🔸میگن ایده ها (فرصت‌ها) بسیارند و شما باید با نگاهی فرصت‌یاب آنها را شناسایی کنید، مثل #نیوتن که با افتادن سیب به یک کشف علمی (جاذبه) دست یافت ...
حال سازنده‌ی این محصول با خودش فکر کرده وقتی چیپس و پفک ناتموم میمونه، نمیشه بسته را از رطوبت هوا، حشرات و ... محفوظ نگاه داشت و برای حل این موضوع همچین ابزاری که در تصویر مشاهده می‌کنید طراحی و تولید کرده است!
اگرچه در نگاه اول جالب به نظر میاید اما به نظر شما این محصول مشتری هم دارد؟ چقدر بابت چنین محصولی هزینه می‌کنند؟! چه تعداد بفروشیم تا به سود مناسبی دست یابیم؟
بعضی ها بر این باورند که ایده‌های نو به این علت که به ذهن دیگران نرسیده‌اند پیاده نشده‌اند، اما واقعیت این است که گاهی ایده هر چقدر هم که جذاب به نظر برسد، کارآمد نیست و خواهان ندارد.
بسیاری از کسب و کارهای نوپا که در ایران به صورت حرفه‌ای و با صرف هزینه بالا اجرا می‌شوند دقیقا به همین علت به موفقیت نمی‌رسند.
ایده کسب و کار باید ذاتا پولساز باشد سپس روی آن مارکتینگ انجام داده و پیاده سازی شود.
در انتخاب ایده و مسیر کسب و کارتان دقت نمایید و برای تحقیقات بازاریابی آن زمان و هزینه بگذارید ، هرگاه به ایده‌ای دست یافتید که به واقع برای مخاطب ارزشی خلق کند وارد مراحل پیاده سازی آن شوید.
پ.ن: در کارگاه روز جمعه به بررسی ایده‌های مناسب برای کسب و کارهای آنلاین و سودآور در ایران خواهیم پرداخت.
.:.
✍🏼 اوژن استوار @ozhanostovar
.:.
#ایده #ایده_های_خلاقانه #ایده_نو #ایده_پردازی #ایده_ناب #ایده_خلاقانه #ایده_پولساز #کارآفرینی #خلاقیت #کاربردی #محصول #بازاریابی
Read more
اگر میخواهید مجموعه عضلات پشت رو خیلی خوب تحت فشار قرار بدید باید عضلات عمقی پشت رو خوب تقویت کنید تا ...
Media Removed
اگر میخواهید مجموعه عضلات پشت رو خیلی خوب تحت فشار قرار بدید باید عضلات عمقی پشت رو خوب تقویت کنید تا در پوزیشن مختلف برای انجام حرکات اصلی به مشکل بر نخورید و در نهایت بیشترین فشار رو به عضلات بیارین . عضلات ترس ماژور و‌ ترس مینور که با چرخش دست از داخل به خارج تقویت میشه طوری که قسمت داخلی همروس یا ... اگر میخواهید مجموعه عضلات پشت رو خیلی خوب تحت فشار قرار بدید باید عضلات عمقی پشت رو خوب تقویت کنید تا در پوزیشن مختلف برای انجام حرکات اصلی به مشکل بر نخورید و در نهایت بیشترین فشار رو به عضلات بیارین .

عضلات ترس ماژور و‌ ترس مینور که با چرخش دست از داخل به خارج تقویت میشه طوری که قسمت داخلی همروس یا بازو‌ به پهلو‌چسبیده باشد .

عضله مولتی فیدوس که در حرکات خم به شما کمک‌میکنه پشتتون ثابت بمونه و قوز نکنید برای تقویت این عضله سوپر من خوابیده یا ستاره روی زمین و فیله معکوس خیلی تاثیر مثبت داره .
عضله رمبویت که با حرکت کلین و بک فلای دمبل و پول اور تقویت میشه.

علاوه بر این حرکت تمامی حرکات زیر شکم و پهلو مانند تویست در زاویه مختلف و شکم خلبانی کمک به کشش در قسمت لور بک شما میکنه و در نهایت از کوتاهی و قوس کمر یا لوردوز کمری جلو گیری میکنه .
موفق و‌پیروز باشین 💪🏾👍🏾 @gobsn.ir
@morabiman
@inshapeclubs
Read more
.... نگاه می کنی در چشمهایم و با دستهایت حرف می زنی:" کمک خواستن از کسی اصلا کار بدی نیست، وقتی می خندم ...
Media Removed
.... نگاه می کنی در چشمهایم و با دستهایت حرف می زنی:" کمک خواستن از کسی اصلا کار بدی نیست، وقتی می خندم و می گم اگه من نبودم کی می خواست آبمیوه گیری رو از اون بالا بهت بده معنی ش این نیست که نمی خوام کمکت کنم که لج می کنی و اون چهارپایه ی لق رو میزاری زیر پات، معنی ش شوخیه ، مطمئنم که اینو یادت دادن اما تو اینقدر ... ....
نگاه می کنی در چشمهایم و با دستهایت حرف می زنی:" کمک خواستن از کسی اصلا کار بدی نیست، وقتی می خندم و می گم اگه من نبودم کی می خواست آبمیوه گیری رو از اون بالا بهت بده معنی ش این نیست که نمی خوام کمکت کنم که لج می کنی و اون چهارپایه ی لق رو میزاری زیر پات، معنی ش شوخیه ، مطمئنم که اینو یادت دادن اما تو اینقدر لجبازی که یاد نگرفتی" ، تو این با دست حرف زدنهایت را از که به ارث برده ای؟ ها؟ می خواهم ببوسمش. ادامه می دهی:"اصلا وقتی این همه از آبمیوه گیری استفاده می کنی چرا باید بذاری ش بالاترین جای کابینت؟ چرا اون چهارپایه رو نمی ندازی دور؟"، جوابت را نمی دهم دارم فکر می کنم که لجباز بودن همیشه هم بد نیست، وقتی عصبانیت تو از لجبازی ام می شود محکم در آغوش گرفتن من و نگاهی عاشقانه و فریادی از سر دل نگرانی که : " هزار بار گفتم اون چهار پایه لق شده و خطر ناکه".جای اسپند را عوض نکرده ام که هربار اگر احساس کردی چشم خورده ایم بدانی درِ کدام کابینت را باز کنی،اصلا من همین خرافاتی بودنت را عاشقم،همین که از پشت سر هم می فهمی دارم برای فریادهایت ادا در می آورم،همین که از پشت سر هم می فهمم الان وقتِ تکیه دادنت به پرده ی پنجره ی سالن است و بردن دستهایت به جیب شلوار:" به اون پرده تکیه نده، می افته"، سرت را تکان می دهی و من بی آنکه برگردم به سمتت این اتفاق را از برم، اینکه لبخندی هم حتما به لبت نشاندی و در دلت می گویی:"افتادن پرده ی پنجره چه اهمیتی داره وقتی همین چند دقیقه پیش، تو داشتی می افتادی از چهار پایه ای که من هزار بار گفتم لق شده و خطرناکه ؟" دارم فکر می کنم لجباز بودن همیشه هم بد نیست، وقتی در دلِ غر زدنهایت یادم می آید پیراهن چهارخانه سبزی را که دو روز پیش در تجریش به نگاهم یادآور شد که عجیب به چشمهای تو می آید و به راه رفتن ت، تو این دست در جیب راه رفتن را از که به ارث برده ای ؟ ها؟می خواهم ببوسمش.
هم من می دانم و هم تو که الان باید این پیراهن را به تن کنی تا اضافه شود به لوندی هایت و کم شود از این بحث همیشگی درباره ی لجبازی من.
هم من می دانم و هم تو که لجبازی بخشی از من است و تو همین را عاشقی.
چقدر این پیراهن انگار برای تو دوخته شده، تو رنگ چشمهایت را از که به ارث برده ای؟ ها؟ می خواهم....
یادم باشد آبمیوه گیری را بالاتر از جای الانش بگذارم و چهارپایه ی لق و خطرناک را دور نیندازم ، باید ادامه داشته باشد این اتفاقِ عاشقی و دل نگرانی و آغوش. (سین.شین)
#سین_شین #سمیرا_شکوری #سمیراشکوری #عالیجناب #عاشقانه
#samirashakouri #samirashakoori
Photo by: @razi.e.pv
Read more
. ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم این نیست مزد رنج من و باغبانیم پروردمت به ناز که بنشینمت به پای ای ...
Media Removed
. ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم این نیست مزد رنج من و باغبانیم پروردمت به ناز که بنشینمت به پای ای گل چرا به خاک سیه می نشانیم دریاب دست من که به پیری رسی جوان آخر به پیش پای تو گم شد جوانیم گر نیستم خزانه، خزف هم نیَم حبیب باری مده ز دست به این رایگانیم تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو لب وا نشد به شکوه ... .
ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم
این نیست مزد رنج من و باغبانیم
پروردمت به ناز که بنشینمت به پای
ای گل چرا به خاک سیه می نشانیم
دریاب دست من که به پیری رسی جوان
آخر به پیش پای تو گم شد جوانیم
گر نیستم خزانه، خزف هم نیَم حبیب
باری مده ز دست به این رایگانیم
تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بی همزبانیم
ای یوسف عزیز که ثانی ندیدمت
بازا که در فراق تو یعقوب ثانیم
با صد هزار زخم زبان زنده ام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانیم
یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این روانیم
ای گل بیا و از چمنِ طبعِ شهریار
بشنو ترانه‌ی غزلِ جاودانیم
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #یوسف #گل #ناز #جوان #زخم #ادبیات #shahriyar #poem #shahriar #literature #flow
Read more
#روز_رسوایی #شرم_بر_بی‌شرفی #خدایا_ظهور_کن این بخش از صحبت‌های رد و بدل شده در مجلس استیضاح علی ربیعی رو حتما و حتما بارها و بارها شبکه‌های آن‌طرفی بهش استناد خواهند کرد، فساد و رانت‌خواری گسترده‌ای که از عراقچی‌های مورد اعتماد نظام تا محمدرضا پورابراهیمی نماینده کرمان که بسیار قیافه‌ی ... #روز_رسوایی
#شرم_بر_بی‌شرفی
#خدایا_ظهور_کن

این بخش از صحبت‌های رد و بدل شده در مجلس استیضاح علی ربیعی رو حتما و حتما بارها و بارها شبکه‌های آن‌طرفی بهش استناد خواهند کرد، فساد و رانت‌خواری گسترده‌ای که از عراقچی‌های مورد اعتماد نظام تا محمدرضا پورابراهیمی نماینده کرمان که بسیار قیافه‌ی حق به جانب در سخنرانی دیروز داشت، همه و همه رو گرفته، بعید می‌دونم در طول تاریخ مجلسیون ما سابقه داشته باشه.
من به سبب علاقمندی و به سبب پروژه‌ای که چند سال قبل برای مرکز پژوهش‌های مجلس انجام دادم، متن نطق‌ها، استیضاح‌ها، لوایح و طرح‌های جنجالی چندین دوره مجلس شورای ملی رو بررسی کردم و خوندم، از «دارالظفر» که مظفرالدین شاه قاجار برای مجلس نامیده بود تا اولین و رسمی‌ترین مجلسی که ۱۱۰ سال پیش، رییسش مرتضی‌قلی‌خان هدایت، عموی همین صادق هدایت مشهور بود تا مجلسی که ایت‌الله کاشانی رییس بود، تا مجلسی که در انقلاب سفید شاه و ملت به ریاست مهندس رضا حکمت برپا می‌شد و پر از بحث‌های ناسیونالیستی بود و تا آخرین مجلسی که به ریاست دکتر عبداله ریاضی در پنجاه و هفت به انقلاب اسلامی منجر شد.
سخنرانی‌های غرا و کوبنده و وطن‌پرستانه‌ی زیادی ثبت شده اما دو استیضاح، یکی استیضاح دکتر مهاجرانی، آن دانشمند و ادیب و انسان شریف که *اتفاقا همین دیروز هرگونه دست داشتن پسرش در ماجرای گم‌شدن دکل‌های نفتی منتفی اعلام شد* و دیگری استیضاح علی ربیعی قطعا برگ ماندگاری از خدمت و خیانت طرفین به ایران در تاریخ خواهد ماند.

در اولی خیانت اهالی مجلس، نادانی و ناجوانمردی آنان در حالی رخ می‌داد که عموم هنرمندان و هنر این سرزمین در بهترین روزهایش بود و این استیضاح که از روی بغض اصول‌گرایان نشات می‌گرفت، ضربه مهلکی به پویایی روزنامه‌نگاری، تولید آثار هنری و نشر کتاب‌های ارزشمند زد. چنان‌که مسجدجامعی که در شرافتش شکی نیست، هم نتوانست پا جای پای سلفش بگذارد و به ترسی نهادینه جلوی خلاقیت هنری گرفته شد.
اما این یکی نشان از خیانت نمایندگانی داشت که پشت الفاظ با نقاب *من عقل کلم* و با ادعای *من پاک‌ترینم* سال‌هاست به مردم ما فخر می‌فروشند و شکرا که افتادن تشت رسوایی‌شان از بام، به بلندی صدا داشت و سال‌ها بعد قدر این وزیر پرکار را می‌دانیم.
چه من به سبب دوستی با مدیر روابط عمومی وزارت کار، کاملا از شب‌بیداری‌ها و سه روز به خانه‌نرفتن‌های آقای وزیر آگاهم و می‌دانم غم‌ از دست دادن زن و فرزند که ربیعی را چنین شکسته کرده قطعا در مقایسه با زخم حرف‌های خالی از حقیقت و انصاف برخی وکلا ناچیز است.... #استیضاح_ربیعی
Read more
دوستان گلم سلام انشاالله در پناه حق تعالی سالم و سلامت باشین,امروز با حرکات زیر بغل در خدمتتون هستیم: ...
Media Removed
دوستان گلم سلام انشاالله در پناه حق تعالی سالم و سلامت باشین,امروز با حرکات زیر بغل در خدمتتون هستیم: فاصله بین دست ها و استیل برای حرکت در خیلی از حرکات تمرینی بالا تنه مهم است . اما در تمرین عضلات پشت و زیر بغل این فاکتورها از اهمیت ویژه تری برخوردار است . عموماً زیاد بودن فاصله دست ها در حرکات زیر ... دوستان گلم سلام انشاالله در پناه حق تعالی سالم و سلامت باشین,امروز با حرکات زیر بغل در خدمتتون هستیم:
فاصله بین دست ها و استیل برای حرکت در خیلی از حرکات تمرینی بالا تنه مهم است . اما در تمرین عضلات پشت و زیر بغل این فاکتورها از اهمیت ویژه تری برخوردار است . عموماً زیاد بودن فاصله دست ها در حرکات زیر بغل باعث می شود بخش های بالایی و کناری زیربغل ها بیشتر درگیر شوند و چنانچه فاصله بین دست ها کم شود بخش پائینی عضلات زیر بغل بیشنر درگیر می شوند . چنانچه مچ را معکوس بگیرید نقش جلو بازوها پر رنگ تر می شود اما در عین حال بخش پائین زیر بغل ها با تأکید بیشتری درگیر می شود اما در عین حال بخش پائین زیر بغل ها تأکید بیشتری درگیر می شود . گیرش های مختلف دست ها و استفاده از دستگیره های متفاوت در حرکات کابل باعث می شود فشارهای متفاوتی به عضلات اعمال شود و تغییر دادن این پارامتر ها می تواند یک حرکت قدیمی را به حس جدیدی بساند . از آنجایی که گیرش وزنه در اکثر حرکات زیر بغل حیاتی است ( همانطور که در تمرین دیگر عضلات هم اهمیت دارد ) ۳روش برای تقویت قدرت پنجه ها توصیه می شود . اول این است که از ابزار تقویت کننده پنجه مثل میله هالتر کلفت استفاده کنید . روش دوم که که فقط در مورد ددلیفت کاربرد دارد این است که دست ها را به صورت مختلط ( یکی از رو ، یکی از زیر ) بگیرید .روش سوم استفاده از بندلیفت است که به طور اکید آن را در تمرین عضلات کول و زیر بغل توصیه می کنیم . با استفاده از بندلیفت می توانید قدرت پنجه را تقویت کنید و در این حالت ضعف احتمالی قدرت پنجه ها باعث نمی شود از تمرین موثر روی زیر بغل باز بمانید . ددلیفت ۴ ست با تکرارهای ۱۲ تا ۱۶ تایی
– زیر بغل هالتر خم ۴ ست با تکرارهای ۱۰ تا ۱۲ تایی
– زیر بغل تک دمبل خم ۴ ست با تکرارهای ۶تا۱۲ تایی
– زیر بغل تک دمبل ۳ ست با تکرارهای ۸ تا ۱۰ تایی
– پول اور ۳ ست با تکرارهای ۱۰ تا ۱۲ تایی
جهت دریافت اطلاعات بیشتر با شماره های ما تماس بگیرید:

09117687224
09217561875 در پناه حق یا علی ... #amirtatalooi
#malihe_mardi افتخار ماست مایه
Read more
. خیلی وقتها علتی که باعث میشه ما به سراغ پایان نامه ای که باید بنویسیم نمیریم یا کاری که باید انجام ...
Media Removed
. خیلی وقتها علتی که باعث میشه ما به سراغ پایان نامه ای که باید بنویسیم نمیریم یا کاری که باید انجام بدیم و یا مقاله ای که باید تهیه کنیم و ازش فرار می‌کینم، استرسی هست که عقب انداختنش به مدت طولانی به ما وارد کرده. من کاری ندارم که اینکه عقب افتاده و به مدت طولانی انجام نشده چه ضررهایی داشته ولی اینو میدونم ... .
خیلی وقتها علتی که باعث میشه ما به سراغ پایان نامه ای که باید بنویسیم نمیریم یا کاری که باید انجام بدیم و یا مقاله ای که باید تهیه کنیم و ازش فرار می‌کینم، استرسی هست که عقب انداختنش به مدت طولانی به ما وارد کرده. من کاری ندارم که اینکه عقب افتاده و به مدت طولانی انجام نشده چه ضررهایی داشته ولی اینو میدونم که اینکه امروز شروع بشه بهتر از فرداست حتی اگر تا احساس کنیم تا گردن داخل یه مردابی گیر کردیم و راه فرار نیست
.
شاید انجام ندادنش به خاطر عدم دانش بوده. شاید از تنبلی بوده. شاید از بی برنامگی بوده و شاید از اینکه احساس میکردیم انقدر عالی نیستم که کار خوبی تحویل بدم. شاید اصلا همین که به گذشته بر میگردم اصلا نمیدونم چی شد و چرا ننوشتم. چطوری زمان گذشت و چشم رو هم گذاشتم دو سال از تصویب پروپوزال گذشته. مهم نیست. این حرف ها فقط زمان بیشتری رو از بین میبره و هیچی رو درست نمیکنه. هدف اینه که این کار انجام بشه و برای انجام دادنش باید شروع کرد و با فکر فقط فشار بیشتری به بدن و سلامتی وارد میشه به جای اینکه کاری پیش بره
.

باید هدف رو مشخص کرد و همونطوری که قبلا هم گفتم به هدف های ریزتر تقسیم کرد. اصلا هیچی تو ذهنم نیست؟ مهم نیست باید شروع کرد به نوشتن هرچیزی که بی هدف توی ذهن ما در رابطه با پایان نامه میاد و همونارو انقدر مکتوب کنیم که دیگه چیزی توی ذهن نباشه که فکر کنیم ذهنم پراکنده است. به اندازه کافی بلد نیستم؟ این سوال بیشترش به خاطر این به وجود میاد که خودمون و ذهنمون رو باور نداریم. اینکه ایده های ساده ی من که در طی زمان تو ذهنم اومده چقدر ارزشمنده و اینکه این تفکر غلطه که اگر چیزی نوشتم که پیچیده بود و هیشکی نفهمید پس من خیلی آدم بزرگیم و درسم خوبه
.
اگر به خاطر ایده آل گرایی بوده باید قبول کرد که وقت تنگه ولی انقدر باسواد هستم که بتونم یه چیز خوبی بنویسم و دست از ایده آل گرایی بردارم و به کار عالی رضایت بدم. تازه حتی اگر عالی هم نشه بعد از دفاع وقت هست که با آرامش بیشتر خوند و مقاله ای رو نوشت که دوست داریم. اگر به خاطر تنبلی و بی برنامگی بوده و الان به خاطرش استرس دارم باید با خودمون رو راست باشیم که تنها راه مقابله با این استرس نوشتنه و هیچ راه فراری غیر از این وجود نداره که موجب آرامش بشه. بقیه جلو هستن و من عقب؟ چه تاثیری بقیه توی زندگی من دارن؟ شاید من دو سال دیگه زنده باشم و شاید بیست سال دیگه و هیشکی نه از کسی عقب تره و نه از کسی جلوتره. این مسیر منه که باید تمام سعیم رو بکنم این کار ناتموم رو به سرانجام برسونم
Read more
آموزش دست دادن انتخاب جایزه مناسب جایی آرام و به دور از مزاحمت انتخاب کنید . این کار به تمرکز سگ روی ...
Media Removed
آموزش دست دادن انتخاب جایزه مناسب جایی آرام و به دور از مزاحمت انتخاب کنید . این کار به تمرکز سگ روی آموزش کمک میکند وقتیکه در حال گفتن ” بزن قدش یا دست بده ” هستید دست سگ را به آرامی بالا بیاورید ، بدین صورت سگ میفهمد که بعد از گفتن این لغت چه کاری را باید انجام دهد به طور منظم بعد از انجم دادن دستور دست ... آموزش دست دادن
انتخاب جایزه مناسب
جایی آرام و به دور از مزاحمت انتخاب کنید . این کار به تمرکز سگ روی آموزش کمک میکند
وقتیکه در حال گفتن ” بزن قدش یا دست بده ” هستید دست سگ را به آرامی بالا بیاورید ، بدین صورت سگ میفهمد که بعد از گفتن این لغت چه کاری را باید انجام دهد
به طور منظم بعد از انجم دادن دستور دست دادن به سگ جایزه بدهید و بگویید ” پسر / دختر خوب ” . به طور منظم دست خود را رو به روی سگ قرار داده و بعد از اینکه سگ دست خود را روی دست شما گذاشت به او جایزه بدهید ، در صورتی که سگ به شما دست نداد مرحله ۴ را دوباره تکرار نمایید . جایزه دادن را بعد از هر بار انجام دادن یک بار بیشتر انجام ندهید برای اینکه این کار را خیلی باید تکرار کنید
این تمرین را چند بار تکرار نمایید . با اینکار این حرکت در ذهن سگ خواهد ماند . صبور باشید و به سگ خود سخت نگیرید سعی کنید فقط با گفتن ” بزن قدش ” ( بدون آوردن دست خود جلوی سگ ) اینکار را انجام دهد . اگر به اندازه کافی تمرین کرده باشید سگ شما این کار را انجام خواهد داد ، اگر این کار را کرد به او جایزه بسیا خوبی بدهید
Read more
داستان کوتاه:روز پنجشنبه ساعت شش و نیم بعد از ظهر صدای زنگ اف اف اومد،مریم خانوم:حامد،عسل در و باز ...
Media Removed
داستان کوتاه:روز پنجشنبه ساعت شش و نیم بعد از ظهر صدای زنگ اف اف اومد،مریم خانوم:حامد،عسل در و باز کنید داییت اینا اومدن، آقا بهروز پدر خانواده میرود و عرقگیرش را عوض می کند. دایی بهرام به همراه همسرش افسانه خانوم و دخترش یاسمن و پسرش میلاد هستند.بهروز و خانواده جلوی در به رسم ادب و استقبال، مریم:به ... داستان کوتاه:روز پنجشنبه ساعت شش و نیم بعد از ظهر صدای زنگ اف اف اومد،مریم خانوم:حامد،عسل در و باز کنید داییت اینا اومدن، آقا بهروز پدر خانواده میرود و عرقگیرش را عوض می کند. دایی بهرام به همراه همسرش افسانه خانوم و دخترش یاسمن و پسرش میلاد هستند.بهروز و خانواده جلوی در به رسم ادب و استقبال، مریم:به به سلام خوش اومدین بفرمایید،احوال پرسی بین دو خانواده انجام می‌شود و همه می نشینند. بهروز:خوب آقا بهرام چه خبرا اوضاع احوال چطوره؟بهرام:ای بابا چی بگم بهروز جان خدا لعنتشون کنه هر چی کار میکنیم بازم لنگیم این آخوندا گند زدن به زندگیمون، بهروز:آره واقعا اینا خیلی بی شرف و دزدن، حامد داشت کانالها رو عوض میکرد که به کانالی که خبر پخش میکرد رسید.بهروز:بذار همینجا باشه ببینیم چی میگه، اخبار: کارگران هفت تپه برای بیستمین روز دست به اعتصاب و اعتراض زدند، شماری از کارگران بازداشت شدند، آمریکا همچنان تاکید می کند غذا و دارو جزو تحریمها نیستند، اکنون چند گزارش از شهروندان، شهروند ایرانی:بادرود به شبکتون ببینیداین ماست و گوجه و پنیر و خریدم این قیمت نسبت به هفته پیش دوبرابر شده هیشکی نیست به داد ما برسه ممنون از شبکه شما،میلاد:راستی شنیدید فلانی توزندان مریض شده با کتک بردنش بیمارستان ،گفتن جرمش تبلیغ علیه نظام بوده ، بقیه:نه نمی‌شناسیم میلاد :به نظرم باید مردم بلند شن این عوضیا رو بکشن پایین، افسانه:خوبه بسه تو نمی‌خوادواسه من مبارز بشی هر وقت همه رفتن ما هم پشت سرشون میریم.بهرام:آره بابا اینا وحشی ان یه وقت بیرون چرت و پرت نگی، بهروز: اصلا بدون رهبری نمیشه باید یکی باشه بگه چیکار کنیم،کجااعتراض کنیم،به کی اعتراض کنیم،به چی اعتراض کنیم،اصلااگه کار نکنیم گشنه میمونیم،اخبار :دست فروشی در پی جمع کردن بساطش دست به خود سوزی زد. دو بهایی و نوکیش مسیحی متهم به ده سال حبس شدند.طبق آمار به خاطر حفر چاه‌های کارشناسی نشده ایران در معرض خشکسالی و مهاجرت نیمی از مردم ایران در پنج سال آینده می شود.مریم:ای بابا بهروز بزن اونور خودمون کم مشکل داریم بزن یه جا یه فیلم خنده دارببینیم.میلاددر ذهنش:خوب چه کسایی باید اول برن که ما پشتشون بریم؟مگه ما نمی‌دونیم چرا و به چی و به کی باید اعتراض کنیم؟.بعد ازیک هفته صورت و بدن عسل بر اثر اسید پاشی شدیدا آسیب دیده، مهمانی در یک خانواده ی دیگه شبکه اخبار: بر اثر اسیدپاشی چندین دختر آسیب جدی دیدند ،در همین هفته امام جماعت گفته بود باید با بد حجابی به صورت قهری برخورد کنیم.پس از فحش خدا لعنتشون کنه،خوب بسه خودمون کم مشکل داریم بزن یه جا فیلم خنده دار ببینیم.
Read more
از هیچ سفری، دست خالی نباید بازگشت. کسی که به رویا می رود و تهی دست بازمی گردد، بدون نیروی تازه و اراده ...
Media Removed
از هیچ سفری، دست خالی نباید بازگشت. کسی که به رویا می رود و تهی دست بازمی گردد، بدون نیروی تازه و اراده ی صیقل یافته، یک بیمار روانیست و خطرناک برای آینده یِ انسان؛ و کسی که می رود تا برانگیخته شود، تا طراحی کند، تا راه های مختلف را به طور ذهنی بپیماید، تا باور کند که رویا، برآوردنی و به دست آمدنیست و یا دست ... از هیچ سفری، دست خالی نباید بازگشت. کسی که به رویا می رود و تهی دست بازمی گردد، بدون نیروی تازه و اراده ی صیقل یافته، یک بیمار روانیست و خطرناک برای آینده یِ انسان؛ و کسی که می رود تا برانگیخته شود، تا طراحی کند، تا راه های مختلف را به طور ذهنی بپیماید، تا باور کند که رویا، برآوردنی و به دست آمدنیست و یا دست کم، تا حدّی قابل وصول است، او انسانیست خلاق، شاعر، سیاسی و سرشار از مهربانی و ایمان، او شناور در زیبایی هاست و مسافر باغ های گل محمدی.او پرنده یی ست که بلند پریدن را تجربه می کند. شادی حق اوست – حتی اکر به جبر، تهی دستش کنند. حتی اگر دستش را از همه جا کوتاه کنند. او، رسم رویاندن دست ها را می داند. به رویا رفتن، حرارت دادن دست های یخ زده ی آرزوهاست. اگر یخ ها آب شود و دست ها را به کار نگیری، فلج خواهی شد، برای همیشه.
“ابوالمشاغل / نادر ابراهیمی”
.
.
.
#california #californiaadventure #californiadreaming #mytripmyadventure #wonderlust #wonderer #travelblogger #travelguide #travel_ig #roamtheplanet #california_igers #aroundtheworld #travelphotography #socialenvy #travelawesome #touristday #iphonephoto #localattractions #saturdayvibes
#سفر #مسافر #مسافرت #توريستي #كاليفورنيا #ريورسايد
Read more
 #میرحسین <span class="emoji emoji2733"></span>️ پیغام زهرا رهنورد از حصر خانگی: یاد آر ز شمع مرده یاد آر! اما روحمان زنده است، زنده‌تر ...
Media Removed
#میرحسین ️ پیغام زهرا رهنورد از حصر خانگی: یاد آر ز شمع مرده یاد آر! اما روحمان زنده است، زنده‌تر از همیشه زهرا رهنورد در تماس تلفنی از حصر خانگی با مادرش، از وی خواست که به میهمانانش بگوید: یاد آر ز شمع مرده یاد آر! وی همچنین بعد از این تماس تلفنی، به دخترانش که در محل حصر خانگی با وی ملاقات داشتند، ... #میرحسین ✳️ پیغام زهرا رهنورد از حصر خانگی:
یاد آر ز شمع مرده یاد آر!
اما روحمان زنده است، زنده‌تر از همیشه

زهرا رهنورد در تماس تلفنی از حصر خانگی با مادرش، از وی خواست که به میهمانانش بگوید: یاد آر ز شمع مرده یاد آر! وی همچنین بعد از این تماس تلفنی، به دخترانش که در محل حصر خانگی با وی ملاقات داشتند، گفت: اما روحمان زنده است، زنده‌تر از همیشه.

به گزارش کلمه، ساعد باقری، شاعر سبز کشورمان در روایتی از دیدار خود به همراه چند تن دیگر از شاعران با خانم نواب صفوی، مادر زهرا رهنورد، می‌نویسد که همزمان با این دیدار، زهرا رهنورد با مادر خود تماس گرفته و وقتی متوجه حضور میهمانان شده، از مادرش خواسته است که به دوستان و دوستدارانش پیغام بدهد: یاد آر ز شمع مرده یاد آر!

به گفته دختران میرحسین و رهنورد که در همان زمان در خانه اختر با پدر و مادر ملاقات داشته‌اند، مادرشان پس از پایان این تماس تلفنی به دخترانش که از لحن و سخن مادر غمگین شده بودند، گفته است: بله، یاد آر ز شمع مرده یاد آر! اما روحمان زنده است، زنده‌تر از همیشه.

ساعد باقری همچنین در روایت خود از دیدار با خانم نواب صفوی نوشته است:

به اتفاق سهیل جان محمودى، بیوک ملکى، افشین علا و چند تن از دوستان شاعر به دیدار مادر خانم رهنورد به منزلشان رفتیم. اتفاق‌‌هاى جالبى افتاد، اما خارخارى هم در دل ما خلید. از آخرین عیادت ما بیش از پنجاه روز گذشته بود. با هدیه‌ی عروسى نرگس خانم رفته بودیم.

مادر، خانم نواب صفوى که البته نسبتى هم با نواب صفوى فدائیان اسلام ندارد، به محض دیدن دوستان مصراعى خواند که اندک مایه اى از گلایه داشت: جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس و بعد بلافاصله از دلمان درآورد که ولى خب، آمدید و جبران شد.

دلمان گرفت که نرگس خانم و خواهرانشان نبودند اما خوشحال شدیم که گویا به دیدار مادر و پدر رفته‌اند. تلفن زنگ خورد. از اقبال جمع، خانم رهنورد امکان گفتگو با مادر یافته بودند و خانم کاظمى، توضیح دادند که دوستان شاعر به عیادت مادر آمده اند. چیزى گفت که دل ما را آتش زد و نقل کردنش دشوار است.

گفت از قول ما به دوستان بگویید: یاد آر ز شمع مرده یاد آر!

یکه خوردیم و خانم کاظمى یاداورى کرد که خواهرم تصور مى کند همه فراموششان کرده اند. گلایهء قبلى مادر هم، ناظر بر چیزکى بود در همین مایه ها. با خود کفتم کاش دست کم مى دانستند چه دل هایى برایشان مى تپد و این قدرها هم غریب نیستند.

دعا کردیم که عقلانیتى سبب ساز حل مشکل شود، شما هم آمین بگویید: اللهم فک کل اسیر

#اللهم_فک_کل_اسیر
#حصر
#زهرا_رهنورد
#میرحسین_موسوی
#جنبش_س
Read more
... . #این_یک_داستان_است #ماهی . قسمت چهارم . احسان به آشپزخانه می رود، من هم پشت یکی از میزهای ...
Media Removed
... . #این_یک_داستان_است #ماهی . قسمت چهارم . احسان به آشپزخانه می رود، من هم پشت یکی از میزهای کافه می نشینم، دیگر باید مشتری ها کم کم سر برسند، مشتری های صبحانه را فقط من و احسان راه می اندازیم، نوید ساعت ده صبح می آید، ده صبح تا شش عصر، نوید کافی من است، بلد است شکل های قشنگ روی کاپوچینو و لته و ... ...
.
#این_یک_داستان_است
#ماهی .
قسمت چهارم
.
احسان به آشپزخانه می رود، من هم پشت یکی از میزهای کافه می نشینم، دیگر باید مشتری ها کم کم سر برسند، مشتری های صبحانه را فقط من و احسان راه می اندازیم، نوید ساعت ده صبح می آید، ده صبح تا شش عصر، نوید کافی من است، بلد است شکل های قشنگ روی کاپوچینو و لته و این دست کافی ها بزند، یک کافی من دیگر هم داریم که به ما گفته اسمش رامبد است، اما من فکر می کنم دروغ می گوید، یک ته چهره ای از رامبد جوان دارد، سعی می کند مثل او راه برود، مثل او حرف بزند، مثل او دست هایش را تکان بدهد، خیلی هم رامبد جوان را دوست دارد، برای همین من فکر می کنم اسمش چیز دیگری ست و خودش می گوید رامبد؛ رامبد ساعت چهار بعد از ظهر می آید تا دوازده شب، من گاهی آقای جوان صدایش می کنم، خوشش می آید، کیف می کند و من بیشتر مطمئن می شوم که او الکی می گوید اسمش رامبد است؛ احسان می آید بالا، می دانم آن پایین وقتی کار نیست، حوصله اش سر می رود، روی نیمکت جلوی کافه می نشیند و سیگار می کشد، از دور نگاهش می کنم، واقعا شبیه خارجی هاست، باید به "ماهی" بگویم بیاید عاشق احسان شود، اینجوری بهتر است، من با احسان راحتم، می توانم به او بگویم که "ماهی" عاشقش شده ، می توانم به او بگویم کمی حواسش به "ماهی" باشد، امروز که "ماهی" را دیدم حتما به او پیشنهاد می دهم که عاشق احسان شود، بهتر از بهنام است؛ بهنام چند تا مغازه جلوتر از کافه، یک مغازه دارد، مغازه دفتر طوری، کار خدمات مجالس می کند، "ماهی" عاشق بهنام است ، بهنام هم از آن مشتری های پر و پا قرص های اسپرسوی ماست، هم خودش زیاد اسپرسو می خورد، هم وقتی مهمان دارد می آید سفارش اسپرسو برایشان می دهد و می برد، آقا فرهاد گفته برایش با پانزده درصد تخفیف حساب کنم، چون همسایه است؛
چه حلال زاده، می آید داخل و سفارش اسپرسو می دهد، می روم پشت دستگاه تا برایش یک اسپرسو دبل شات بزنم، زیر چشمی نگاهش می کنم، آخر این چه دارد که "ماهی" عاشقش است، یک قد معمولی، یک قیافه معمولی، حتی صدایش هم جذاب نیست، تنها خوبی اش این است که وقتی می خندد چال های روی صورتش شیرینش می کند، همین، دلم می خواهد از او بپرسم آن دختری که دیشب با خودش آورد کافه و برایش میلک شیک خرید کی بود، به "ماهی" قول دادم ته و تویش را در می آورم...
.
ادامه دارد...
.
#سین_شین #سمیراشکوری #سمیرا_شکوری
#داستان #داستان_دنباله_دار
Read more
‌‌‌‌‌ برکه، دخترم از وقتی اومده تو زندگی‌ما، از همون روز اول قوانین خونه رو به نفع خودش تغییر داده، با این حال شده نفس ما. خلاصه برای خودش فرمانروایی‌ای می‌کنه جیگر خانواده. اما این فرمانروایی لذت بخشه. حتی شبکه‌های تلویزیونی هم در هر ساعتی که باشه تحت اختیار خانم خانماست و مشغول دیدن مجیک انگلیش. ... ‌‌‌‌‌ برکه، دخترم از وقتی اومده تو زندگی‌ما، از همون روز اول قوانین خونه رو به نفع خودش تغییر داده، با این حال شده نفس ما. خلاصه برای خودش فرمانروایی‌ای می‌کنه جیگر خانواده. اما این فرمانروایی لذت بخشه. حتی شبکه‌های تلویزیونی هم در هر ساعتی که باشه تحت اختیار خانم خانماست و مشغول دیدن مجیک انگلیش. یعنی اپیزود به اپیزودش رو من دیگه حفظ شدم. اما همین قلدربازی‌هاش هم به دل می‌چسبه. حتی وقتی میاد سر میز آرایش من و اون کیکو میلانو‌های عزیزم رو برمی‌داره.اما چه کار کنم در در دست در.حالا بيا براش بگو که این فلان و این بیسار اما خب فکر می‌کنید فایده ای‌داره ؟ کیکوی عزیز رو با ۲۲ سال سابقه و قدمت وسیله بازی خودش کرده. حالا خدا رو شکر که نمی‌تونه بلایی سرشون بیاره از بس مقاونمد. کیکو یه برند ایتالیاییه که اینقدر دلبری کرده که به خیلی از جاها جز ایتالیا آوازه‌ش رسیده و حتی خودش هم جز برندهای محبوب کشورهای دیگه‌ای مثل آمریکا و اتریش و فرانسه و غیره شده. خوبیش اینه که فروش بیشتر این برند از طریق آنلاین بوده و خیلی کار رو آسون کرده. و خوبیش برای ما ایرانی‌ها اینه که به خاطر متناسب بودن پوست ما ایرانی‌ها و ایتالیایی‌ها با هم خیلی برای ما مناسب می‌تونه باشه. قیمت‌های مناسبی هم داره. من با توجه به کارایی‌ای که دارم ازش تو کارام می‌بینم با توجه به کارهای دیگه قیمت خیلی خوبی داره، یه چی از حد مناسب فراتر. اما این دلیل نمیشه برکه برشون داره وسایل بازیشون کنه. خیالتون راحت تفلبی مقلبی هم تو بازار نیست خدا رو شکر و به مشکل بر نمی‌خوریم. الان که اینا رو می‌گم دارم می‌رم کوکو میلانو‌های عزیزم رو از میز بردارم بذارمشون یه جایی که دست خانم خانم‌ها بهش نرسه. @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore ——— Special thanks to @whitecherryteam
Headband by @delhan.bride
Read more
. . یک سری احادیث می گذارم سعی کن بخونی ولو برات تکراری باشن ! . . . امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند : هرکه آزار و اذیت زنان را تحمل کند و بردباری نماید  اگرچه در برابر یک سخن ناروا باشد خداوند او را از آتش جهنم آزاد کند بهشت را بر او واجب  گرداند در نامه عمل او دویست هزار نیکی بنویسد دویست هزار ... .
.
یک سری احادیث می گذارم سعی کن بخونی ولو برات تکراری باشن ! .
.
.
امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند : هرکه آزار و اذیت زنان را تحمل کند و بردباری نماید 
اگرچه در برابر یک سخن ناروا باشد خداوند او را از آتش جهنم آزاد کند بهشت را بر او واجب 
گرداند در نامه عمل او دویست هزار نیکی بنویسد دویست هزار زشتی از آن محو کند مقام او را دویست 
هزار درجه بلند نماید و به شماره موهای بدنش عبادت یک سال برای او بنویسد. .
.
.

پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : هر زنی که در مقابل بد اخلاقى ‏هاى شوهرش ‏بردبارى کند خدا ثواب آسیه دختر«مزاحم‏»را به وى عطا خواهد کرد. .
.
.
امام رضا علیه السلام فرموده اند : بر شخص مالدار متمکن واجب است که بر عائه اش در مخارج وسعت 
بدهد. (تا آرزوی مرگش را ننمایند) در حدیث دیگر وارد شده یکی از جاهایی که دعا مستجاب می شود ، آن 
جایی است که مرد وضع مالی خوبی داشته باشد ولی در مخارج اهل و عیال خود سخت گیری کند. 
در اینجا اگر اهل و عیال او دست به دعا بلند کنند و مرگ پدر یا همسر خود را از 
خدا بخواهند دعای آنها زود مستجاب می شود تا مال آنها به دست خود عیال و بچه ها آید و 
از آن استفاده کنند. .
.
.
امام باقر علیه السلام روایت شده ، زنی نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمد و عرض 
کرد : ای رسول خدا! حق مرد بر زن چیست ؟ حضرت صلی الله علیه و آله فرمود : این 
که او را اطاعت کند و سرپیچی نکند و از خانه چیزی را بدون اجازه او تصدق ندهد و بی 
اجازه او روزه مستحبی نگیرد و در هر حال در امر زناشویی او را ممانعت نکند و از منزل خارج 
نشود مگر به اذن و اجازه او و اگر بدون اجازه او از خانه خارج شود ، ملائکه آسمان و 
زمین و فرشته های غضب و رحمت او را لعنت می کنند تا وقتی که به منزل برگردد. .
.
.
امام صادق علیه السلام درمورد حقی که زن بر شوهرش دارد فرمود : حق زن بر شوهر ، غذا دادن ، لباس پوشاندن ، با او خوشرفتاری کردن و رو ترش نکردن است اگر مردی چنین رفتاری نماید ، وظیفه 
شرعی خود را در ازای حقوق همسرش به انجام رسانیده است.
.
.
.
.
 پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «اگر سجده جز بر خدا حرام نبود می‌گفتم زن به مردش سجده کند»
.
.
.
.
.
.
حالا اگر خوندی
سوال اینه
این احادیث چرا اومده
علت هاش هر کدوم چیه ؟؟؟؟
میگم
نکنه علت این باشه خدا مخلوقاتش رو خوب میشناسه و از طریق دین و اهل بیت پیامبر و دستوراتش میخواد بهترین زندگی رو هم داشته باشن ؟؟؟؟
حالا سوال اینه
اونی ک معتقده خودش بهتر میدونه چی درسته و چی غلط
آیا مصداق اون کسی نیست ک هر چی سرش میاد حقشه !؟
.
.
.
Read more
. #آخرین_گلادیاتور وقتی کولوسئوم را می‌ساختند قرار بود انسانها با شمشیر آخته به جان یکدیگر بیفتند و هشتاد هزار نفر از نزدیک مرگ و زندگی را ببینند، هورا بکشند و قهرمانهای سر تا پا خون نظاره کنند وقتی شمشیر خسته و پیروز درون نیام آرام می‌گرفت. تاریخ دو هزار و پانصد سال زمان احتیاج داشت تا کولوسئوم ... .
#آخرین_گلادیاتور
وقتی کولوسئوم را می‌ساختند قرار بود انسانها با شمشیر آخته به جان یکدیگر بیفتند و هشتاد هزار نفر از نزدیک مرگ و زندگی را ببینند، هورا بکشند و قهرمانهای سر تا پا خون نظاره کنند وقتی شمشیر خسته و پیروز درون نیام آرام می‌گرفت.
تاریخ دو هزار و پانصد سال زمان احتیاج داشت تا کولوسئوم های تازه را در ورزشگاه های فوتبال ببیند و اینبار گلادیاتور هایی که به جای شمشیر چیزهای دیگری برای کشتن و افتخار یک قوم داشتند.
#تکنیک
#هوش
#سرعت
#شهامت
#خلاقیت
#قدرت رهبری
و خیلی چیزهای دیگر
بله صحبت از دیوگو آرماندو مارادوناست
روایت یک انسان برای شکوه از دست رفته یک ملت
آنچه میتوان از فیلمها دید برشی از یک بازیکن بزرگ فوتبال است که به افتخارات بزرگی رسیده است، درون زندگی تا مرز مرگ رفته است مثل نیمه نهایی نود #ایتالیا و دوباره برگشته مثل فینال مکزیک.
مارادونا انسان- قهرمانی است که شبیه هیچ کدام از افسانه ها نیست، واقعی مثل آسایشگاه کوبا و افسانه مثل گلی که با دست به خاطر #انتقام جنگ #فالکلند از بریتانیای کبیر می‌گرفت
این آخرین #گلادیاتور تاریخ بود که می‌توانست #ناپولی را قهرمان #کالچو کند و #میلان بزرگ آن سالها را با مثلث هلندی اش ببرد
به تمامی تیمهای بزرگ که کوچکترین شایعه ایی با امپریالیسم داشتند را تحریم کند و در فوتبال بماند
بزرگ شده محله های فقیر نشین حتی می‌توانست با سران #مافیا #ناپل ارتباط داشته باشد و گلهای عجیب و غریبی بزند
می‌توانست در اردوهای #جام_جهانی شب نشینی کند و کوکائین بکشد و با دختران زیبای کلابها شوخی کند و فردایش بلژیکی ها را به خاک و خون بکشد
او حتی می‌توانست سران فیفا را متهم به فساد کند و باز هم گل بزند.
او آخرین بازیکنی است که حرفه ایی بودن بذای او معنا نداشت
یک بار در بازی با برزیل با اخراجش این را ثابت کرد.
او تنها کسی است با یک ارتش نصف و نیمه بر بلندای جام جهانی ایستاد
تنها #آلمان و داوری که کور بود می‌توانست او را متوقف کنند.
نود و چهار #آمریکا که تمام شد پنالتی #باجو و #بارزی و مرگ اسکوبار و #دوپینگ او شوک فوتبال جهان بود
پایان دراماتیک #زندگی_فوتبالی و آغاز تراژیک زندگی واقعی
ولی او برگشت مثل تمام نود دقیقه های فوتبالی اش
او آخرین گلادیاتور بود که پس از سالها در آلبی سلسته متولد شده بود و تقدیر او را به رم باستان کشانده بود تا مرگهای بی شمیشیرش را دوباره ببینند
میلادت مبارک آخرین گلادیاتور هرچند زمان انتظار مأیوسانه ایی میکشد تا گلادیاتوری دوباره ببیند
تولدت مبارک #دن_دیوگو

#دیگو #دیگومارادونا #دیگو_آرماندو_مارادونا #مارادونا .
.
.
#sig4r🚬
Read more
(جنون قسمت چهارم) دقیقاً غرورم را نشانه گرفته بود و نبایدکم می آوردم.با لکنت گفتم:من بخاطر خودتون ...
Media Removed
(جنون قسمت چهارم) دقیقاً غرورم را نشانه گرفته بود و نبایدکم می آوردم.با لکنت گفتم:من بخاطر خودتون میگم,اگه کسی بیاد...نذاشت حرفم تموم بشه,به سمتم اومد و گوشه یقه پیرهنمو گرفت و همونطور که با خودش می کشید و میبرد گفت:خیالت راحت,هیشکی نمیاد.در و محکم بهم کوبید و توی جاده آسفالته ای که به امارت ... (جنون قسمت چهارم)

دقیقاً غرورم را نشانه گرفته بود و نبایدکم می آوردم.با لکنت گفتم:من بخاطر خودتون میگم,اگه کسی بیاد...نذاشت حرفم تموم بشه,به سمتم اومد و گوشه یقه پیرهنمو گرفت و همونطور که با خودش می کشید و میبرد گفت:خیالت راحت,هیشکی نمیاد.در و محکم بهم کوبید و توی جاده آسفالته ای که به امارت زیبایی ته باغ میرسید براه افتادیم.خونه بسیارزیبا و بزرگی بود با دیوارهای بلند و درختان سر به فلک کشیده.دو طرف راه آسفالته پر بود از درختچه ها و گلهای زینتی زیبا و استخر بزرگی که دقیقا روبروی پله های پهن امارت بود.جلو امارت چهار ستون بلند با گچبریهای زیبا قرار داشت که آدمو یاد کاخهای سلطنتی مینداخت.جلو پله ها ایستاد و بطرف من چرخید و گفت:به دنیای من خوش اومدی بعد بدون اینکه اجازه حرف زدن به من بده با دست اشاره کرد تا همراهیش کنم.در دلم به خودم فحش میدادم که چرا نشناخته با این دختر عجیب پا توی این خونه گذاشتم.با صدای بشکنی که جلو صورتم زده شد بخود اومدم.تازه فهمیدم مثل مجسمه جلو در خشکم زده.وارد سالن بزرگ خونه شدم و از دیدن اونهمه تجملات دهنم باز موند.پرده ها,قابها و مبلمان که با رنگهای قرمز و طلایی که هماهنگی بسیار زیبایی با هم داشتند و کف سرامیکی سفید که مثل برف میدرخشید.جلوم ایستاد و دستشو بطرفم دارز کرد_اسمم پروانس و تو میتونی پری صدام کنی.مردد نگاش کردم و با اکراه باهاش دست دادم.کاری که تاحالا نکرده بودم.گرمی دستش تا مغز استخوانم نفوذ کرد.انگار همه دنیا رو بمن دادن.با لکنت گفتم:علی هستم.با کلمه خوشبختم دستشو از دستم بیرون کشید و تعارف کرد که بشینم.روی کاناپه ای که بالای سالن بود نشستم.با کلمه الان میام از پلکان کنار سالن بالا رفت.انگار بخود اومده باشم.ذهنم پر از سوال شد.احساس گناه وجدانمو راحت نمیذاشت.با خودم گفتم:دِ پسر تو چت شده؟پسر حاجی رستگار اینجا چکار میکنه؟بی اختیار بیاد جمله آقا جونم افتادم که میگفت:جوون باید از سایه خودشم بترسه,چون شیطان به همه شکلی ظاهر میشه.از یاد آوری اون جمله موهای بدنم سیخ شدن و بدنم شروع کرد به لرزیدن.دستم رفت سمت جیب پیرهنم. همیشه یه قرآن کوچیک تو جیبم میذاشتم.اما نبود... ادامه دارد با سپاس بیکران(مهرا)
Read more
در خانه رو به هم میکوبم و راه ایستگاه FRT( خوانده شود -فشارتی!!!) رو در پیش میگیرم . وقتی بعد از مدتی ...
Media Removed
در خانه رو به هم میکوبم و راه ایستگاه FRT( خوانده شود -فشارتی!!!) رو در پیش میگیرم . وقتی بعد از مدتی مدیییییید !! اتوبوس میاد  و مثل بقیه  به طرز عجیبی  خودم رو جا میدم ،  صدای زنی رو از پشت سرم میشنوم که بچه ی بیحالی رو بغل گرفته و تقاضای کمک داره . ( جالبه ! قبلنا همراه کمک خواستن یه ناله و شیونی هم میکردن ... در خانه رو به هم میکوبم و راه ایستگاه FRT( خوانده شود -فشارتی!!!) رو در پیش میگیرم .
وقتی بعد از مدتی مدیییییید !! اتوبوس میاد  و مثل بقیه  به طرز عجیبی  خودم رو جا میدم ،  صدای زنی رو از پشت سرم میشنوم که بچه ی بیحالی رو بغل گرفته و تقاضای کمک داره .
( جالبه ! قبلنا همراه کمک خواستن یه ناله و شیونی هم میکردن ، الان دیگه خبری از اونم نیس 😏 )  بچه ی بیچاره ، خوب پول درمیاورد برای زنی که ادعای مادری میکرد ...
.
.
.
به زوووور  جونمو از فشار های وارده !!! بیرون میکشم و با بدبختی از اتوبوس پیاده میشم .هنوز درگیر صاف و صوف کردن لباس چروک خورده ام هستم که بچه ی رنگ پریده و سبزه ای ، "خاله" خطابم میکنه و با امید دنبالم میدوئه . میگه گشنشه و هوس فلافل کرده ... اما هر چی میگم بیابریم برات از مغازه جلویی فلافل بخرم ، راضی نمیشه و به زووووور میخواد پولشو ازم بگیره که مثلا از فلان مغازه بخره که ...
سخت بود برام که نادیدش بگیرم ... اما خدایی پول نقد همرام نبود .
.
.
.
یه کم که جلوتر میام پیرمردی رو میبینم که گوشه ی پیاده رو رو یه تیکه کارتون ، با یه ترازو جلوش ، طوری نشسته که دل سنگ رو هم اب میکنه و جلوترش .... وقتی رسیدم دانشگاه ، دیگه هیچ حوصله و رمقی برام نمونده بود . ناراحت بودم . از دست جریانی  که نمیدونم چیه ... فقط این قدر ازش میدونم که بیزینس من ماهریه که میدونه کسی دست یه بچه ی معصوم و یه پیرمرد سالخورده رو رد نمیکنه .... پ.ن : بچه ها دروغ بلد نیستن ... لعنت هفته رو به جریانی بفرستیم که دروغ قاطی معصومیتشون میکنه 😔
پ.ن : لعنت دوم رو هم حواله کسایی کنیم که برای سر و سامون دادن همین مشکل رو کارن و هیچ کاری !!!نمی کنن .... بابا هر دردی یه درمون داره به مولااااا 👈به کانال تلگراممون هم سر بزنید .... https://telegram.me/ShahrAndish

#شهرساز #شهر #شهراندیش #متکدی #گدایی
Read more
, مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش ...
Media Removed
, مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام: اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است. پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های: سطح ... , مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام:

اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.

پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های:

سطح انرژی
چرخش
مدار

که فیزیک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.

پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست.

پاولی مثالی می زند و می گوید :

سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم.
فرض کنید نام آن الکترون را بگذاریم "اریک".... عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.
پاولی ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی , حتی در ستاره ای در کهکشان , نه تنها هیچ سیب دیگری , بلکه هیچ شیئی دیگر پیدا نمی کنید که الکترونش عدد کوانتوامی آن 23 باشد.

حال اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازم , از اصطکاک ایجاد شده , انرژی حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتوامی اریک را ارتقا داده و به مثلا 26 می رساند.و درست در همان لحظه تنها الکترونی که در جهان هستی با عدد کوانتوامی 26 بوده , دستخوش تغییر می شود.

جهان ما برای حفظ توازن خود , لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد.پاولی با اثبات این موضوع جایزه نوبل فیزیک گرفت و گفت:

اگر هر الکترونی دارای ارتعاش منحصر به فرد خود باشد, پس هر شیئی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.

و اما نتیجه گیری :

وقتی یک سیب با یک اصطکاک کوچک , تغییر پیدا می کند، بنابراین وقتی که من فرزندم را در آغوش می گیرم و می بوسم , و یا وقتی که همسرم را می بخشم... و یا وقتی که به همسایه ام ناسزا می گویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم....
در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.
هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد , الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.

اندیشه فقط بر ماده تاثیر نمی گذارد، بلکه اندیشه خود ماده است.

غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگ ترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.

بقیه ی متن در کامنت 👇👇👇
Read more
ادامه پست قبلی... زندگیم هم کاملا یکنواخته.مثل کاسه توالت.هر بار سیفون کشیده میشه و دوباره پر میشه ...
Media Removed
ادامه پست قبلی... زندگیم هم کاملا یکنواخته.مثل کاسه توالت.هر بار سیفون کشیده میشه و دوباره پر میشه و بارها و بارها تکرار میشه.صبحها به سر کار میرم و شب در ورودی ساختمان رو باز میکنم.تو طبقه سوم با صاحب خانه احوال پرسی میکنم و روز خوشی رو براش ارزو میکنم،با این که روز تمام شده.اون هم خسته نباشید میگه.هیچ ... ادامه پست قبلی...
زندگیم هم کاملا یکنواخته.مثل کاسه توالت.هر بار سیفون کشیده میشه و دوباره پر میشه و بارها و بارها تکرار میشه.صبحها به سر کار میرم و شب در ورودی ساختمان رو باز میکنم.تو طبقه سوم با صاحب خانه احوال پرسی میکنم و روز خوشی رو براش ارزو میکنم،با این که روز تمام شده.اون هم خسته نباشید میگه.هیچ وقت نفهمیدم چرا همیشه تو اون ساعت منتظر من میمونه.شاید اون هم به مرض تنهایی من مبتلا شده.باید یک بار ازش سوال کنم.

در حالی که میا خیره به من نگاه میکنه روی کاناپه میشینم.دیگه به این خوشامد گویی عادت کردم.اون هر وقت به نوازش یا غذا احتیاج داره میاد سمت من.خب این هم یک نوع دوست داستن هستش.سمت یخچال میرم،باز هم چیزی برای خوردن پیدا نمیشه.سمت کتابخونه میرم و کتاب ناتور دشت رو برمیدارم و دوباره روی کاناپه دست دوم میشینم.برای بار دوم شروع به خوندن این کتاب میکنم.کاش من هم چیزی از دوران نوجوانیم یادم میومد.حتمامن هم تو اون دوره سر کش بودم.خودم که باورم نمیشه.
ساعت رو نگاه میکنم،سه ساعت داشتم کتاب میخوندم.انگار فقط اندازه یک جمله گذشت.صدای میا دراومد.باید برم بهش غذا بدم.
امروز دوباره سر کار،وقتی با ماشین برش چوب کار میکردم.این حس بهم دست داد که دستم رو زیر تیغه کنم.این فکر احمقانست.ولی خب کارهای من هم احمقانست.کمی دستم رو جلو میبرم و بوم…خون تمام دستگاه رو میگیره،صدای فریاد همکارهام نمیزاره صدای خودم رو بشنوم.دستم کمی جلو میره،بادی که از چرخش تیغه بوجود میاد دستم رو کج میکنه و…باز هم دستم رو عقب میکشم.یک آدم روانی میتونه با چند انگشت کمتر زندگی کنه.ولی تحمل دردم زیاد نیست و خون حالم رو بد میکنه.اون مایه قرمز و لزج،خیلی چندش آوره.
از پله های ساختمون بالا میرم.در و دیوار هاش بوی مرگ میده و این منو به هیجان میاره.
به طبقه سوم میرسم ولی خبری از پیرزن نیست.خیره به در نگاه میکنم.چند بار خواستم در بزنم اما فکر کردم شاید خواب باشه.هنوز چند پله بالا نرفته بودم که همسایه در رو باز کرد و باصدای لرزان منو خطاب قرار داد. نمیتونستم کلماتش رو درک کنم.گفت جنازه پیرزن صبح تو خونش پیدا شد.یکی از دوستانش به دیدنش اومده بود،وقتی کسی جواب نداد به پلیس زنگ زد و بعدش… میگفت پیرزن مثل یک فرشته روی تختش دراز کشیده بود.انگار یکی از دلایل زنده موندنم از بین رفت.پیزن آنقدر چاق بود که حتی نمیتونست از پله ها بالا بره و از درد ارتروز رنج میبرد.یک بار گفت تمام زندگیش کار کرده.حتی تا چند سال پیش سر زمین کار میکرد.همیشه فکر میکردم داره شوخی میکنه.احتمالا با واکر زمین رو شخم میزد.
#توهمات_یک_ذهن_مریض
Read more
... من آقای دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی را تنها یک بار دیدم.برمیگردد به پنج سال گذشته.فکت های متفاوتی ...
Media Removed
... من آقای دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی را تنها یک بار دیدم.برمیگردد به پنج سال گذشته.فکت های متفاوتی از شخصیت ایشان به دستم رسیده،عده ای او را ستایش می کنند و عده ای هم در ذم ایشان سخن می گویند،خبر را حتما شنیده اید؛ آقای دکتر را به دانشگاه راه نداده اند و از او کارت خواستند و الخ .اگر چه این ماجرا بسیار ... ...
من آقای دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی را تنها یک بار دیدم.برمیگردد به پنج سال گذشته.فکت های متفاوتی از شخصیت ایشان به دستم رسیده،عده ای او را ستایش می کنند و عده ای هم در ذم ایشان سخن می گویند،خبر را حتما شنیده اید؛ آقای دکتر را به دانشگاه راه نداده اند و از او کارت خواستند و الخ .اگر چه این ماجرا بسیار مرموز است اما چنین رفتاری از آن سوی ماجرا یعنی مسئولین حراست دانشگاه دور از انتظار نیست. من در طول زندگی همواره معتقد بودم که یکی از کثیف ترین شغل های دنیا همین کار حراست است ،حراستی که سر و کارش با پوشش و ظاهر دیگران (دانشجویان)باشد. همیشه از این جماعت متنفر بودم ، همیشه هم از غضب شان در امان نبودم .از دوران دبیرستان ،زمانی که من هیچ وقت نتوانستم درک کنم که چرا ناظم مدرسه جلوی در می ایستاد تا ما را که ژل و تافت به موهای خود می زدیم راه ندهد . تا گاهی دست کند لای تارهای موی ما که به خیال خودش حالتش را به هم بریزد ،تا آن جا که خطرناک شود و به طرف موزر هم برود.تا دوران دانشجویی که از نظر این جماعت یا پوشش و ظاهر من در شان محیط دانشگاه نبود یا فاصله شرعی را با جنس مخالف رعایت نکرده بودم . من هنوز هم موفق نشدم حضور چنین افرادی را در جامعه درک کنم ؟؟؟کسانی که حاضرند اخلاق را زیر پا بگذارند و به عنوان مثال در خصوصی ترین بخش های اندام یک دختر کنکاش کنند تا به یک نتیجه کاملا احمقانه دست پیدا کنند.من هنوز هم درک نمی کنم که چگونه قشر مثلا فرهیخته دانشجو در این سال ها به خود اجازه داده تا به شعورش توهین کنند و با حضور این افراد کنار بیاید؟؟؟ این میزان از نفرت به دوران نوجوانی من برمی گردد، که البته تا به امروز هم چنان به قوت خودش باقی است.من همواره با کسی که به خودش چنین جراتی را بدهد تا در نوع ظاهر و پوششم دخالت کند به بدترین شکل ممکن رفتار کرده ام ،اصلا اهمیتی ندارد این فرد چه کسی باشد، پدرم باشد ؟مادرم؟آقا یا خانم ... #دکتر_شفیعی_کدکنی
#استاد_دانشگاه
#دانشجوی_معترض
#دانشجویی
#دانشگاه_تهران
#حراست
#حراست_دانشگاه😈😱 #زندگی_خصوصی
#منکرات_اخلاقی
#مالکیت
Read more
. • گفته بودم من به هنر و غذای ژاپنی علاقه وافر دارم؟ <span class="emoji emoji1f60b"></span>⁦<span class="emoji emoji1f1ef1f1f5"></span>⁩ ‍ • یکی دو سال پیش خانوم برادر یکی از دوستانم ...
Media Removed
. • گفته بودم من به هنر و غذای ژاپنی علاقه وافر دارم؟ ⁩ ‍ • یکی دو سال پیش خانوم برادر یکی از دوستانم برام یه #شیرینی_ژاپنی آورد که بعداً فهمیدم جزء برندهای قدیمی و گرون‌قیمتشونه. دقیقاً اون طعمی بود که من دوست دارم (و هیچ کدوم از اطرافیانم دوست ندارن! ) ؛ کم‌شیرین، لطیف، کم‌حجم، ظریف! ‍ • ... .
• گفته بودم من به هنر و غذای ژاپنی علاقه وافر دارم؟ 😋⁦🇯🇵⁩

• یکی دو سال پیش خانوم برادر یکی از دوستانم برام یه #شیرینی_ژاپنی آورد که بعداً فهمیدم جزء برندهای قدیمی و گرون‌قیمتشونه. 😋 دقیقاً اون طعمی بود که من دوست دارم (و هیچ کدوم از اطرافیانم دوست ندارن! 😅) ؛ کم‌شیرین، لطیف، کم‌حجم، ظریف! 👌

• این بسته‌بندی که در عکس مشاهده میفرمایین، یه جور #کوکی ژاپنیه که این بار هم دو دست چرخیده تا به دست من برسه! 😅 یه دوست دیگه‌م شنیده بود شیرینی ژاپنی دوست دارم، یه دونه از سوغاتی‌هایی که دخترعموش از #ژاپن براش آورده بود، برام آورد. 😋✌😁

• همون طور که در عکس مشاهده میفرمایین، فقط یه کلمه انگلیسی روش نوشته شده! #nishikido که اینم وقتی توی گوگل سرچ کردم و هشتگشو توی اینستا زدم، همه چی پیدا کردم، اعم از شیرینی و غیرشیرینی! 😂 عملاً نمیدونم چی خوردم. 😂 طعم خرما یا شیره‌ خرما و آرد برنج رو میشد حس کرد، تازه اونم اگه ذائقه‌م اشتباه نکرده باشه. 😁

• هیچ میدونستین همه چیز توی ژاپن از این جهت رو مخ خارجیهاست؟ 🤔 یعنی شما توی ژاپن همه نوشته‌ها رو به #زبان_ژاپنی میبینید و کم پیش میاد که به انگلیسی یا زبان دیگه‌ای به شما اطلاعات داده بشه، بخصوص تابلوهای شهری. 👎 یعنی اگه نقشه‌ و مسیریاب‌ اینترنتی یا اپلیکیشن‌ ترجمه نداشته باشین، نمیتونین خودتون گلیم خودتونو از آب بیرون بکشین و حتماً باید از یه ژاپنی بپرسین؛ من توی مملکت شما دقیقاً باید چه خاکی تو سرم بریزم؟!؟ 😂

• دلتون نخواد این کوکی فسقلی خوشمزه بود. 😁😋👌

• هیچ میدونستین #ایران از جهت #تابلوهای_راهنما یکی از ایده‌آل‌ترین کشورها برای توریست‌هاست؟ ⁦🇮🇷⁩✌ بله، منم اولش باور نکردم ولی یه کم پرس و جو کردم دیدم همین طوره. 😁✌ بالاخره پول نفت رو یه جای درست خرج کردن. 👏😅⁦🇮🇷⁩

• اولش دودل بودم این پست رو بذارم. به دو دلیل؛ اول این که این چند وقت همش دارم عکس خوراکی میذارم. 😅😋 دوم این که حس کردم ندید بدید بازی میشه از یه هله هوله فسقلی عکس بذارم و بنویسم. 😅 ولی وقتی دنبال اطلاعات بیشتر در مورد این کوکی بودم، دیدم اتفاقاً #هله_هوله باحالی هم هست! چرا که نه؟ 😋😅

• این دفعه #ژاپنیها باید از ما یاد بگیرن! ما روی #کلوچه هامون جیک تا پیک کارخونه و مواد اولیه رو مینویسیم! ⁦🇮🇷⁩✌😁

• هر بار که میگم میخوام چندتا #غذای_ژاپنی یاد بگیرم و بپزم، حتماً یکی میپره وسط و میگه؛ تو فعلاً یاد بگیر یه #قرمه_سبزی خوب بار بذاری! ژاپنی ماپنی پیشکش! ⁦🇮🇷⁩😂⁦🇯🇵⁩ نامردا تو ذوق بچه نزنین خب! 😅

۱۳۹۷/۰۹/۱۰
Read more
🛑یه سوال ! لطفا صادقانه جواب بدید شما برای چه کسی مینویسید ؟ اگر تریبون های مجازی و حقیقی انتشار اثارتون ...
Media Removed
🛑یه سوال ! لطفا صادقانه جواب بدید شما برای چه کسی مینویسید ؟ اگر تریبون های مجازی و حقیقی انتشار اثارتون از شما گرفته بشه ایا باز هم میینویسید ؟ کدامیک از ما هنرمندان معاصر شهامت این کار رو داریم؟ شهامت دیده نشدن در زمان حیات ؟ شهامت پنهان نگه داشتن هنرمون رو ؟ مگر نه اینه که خلق میکنیم که خوانده شیم ... 🛑یه سوال ! لطفا صادقانه جواب بدید
شما برای چه کسی مینویسید ؟ اگر تریبون های مجازی و حقیقی انتشار اثارتون از شما گرفته بشه ایا باز هم میینویسید ؟
کدامیک از ما هنرمندان معاصر شهامت این کار رو داریم؟ شهامت دیده نشدن در زمان حیات ؟ شهامت پنهان نگه داشتن هنرمون رو ؟ مگر نه اینه که خلق میکنیم که خوانده شیم تلاش میکنیم که جادوانه بشیم ؟ لطفا مطلب زیر رو بخوانید ....
هان کانگ نویسنده سرشناس کره‌ای هم به پروژه‌ای پیوست که در آن نویسندگان یک کتاب منتشر نشده خود را به کتابخانه‌ای محرمانه در نروژ می‌دهند تا یک قرن دیگر به دست مخاطبان آن دوران کره زمین برسد.

هان کانگ نویسنده برنده بوکر کتاب «گیاهخوار» پنجمین نویسنده‌ای است که به این پروژه با عنوان «کتابخانه آینده»‌ می‌پیوندد.

پروژه «کتابخانه آینده» از سال ۲۰۱۴ با ابتکار کیتی پترسون هنرمند اسکاتلندی آغاز به کار کرد. در این پروژه نویسنده کتابی را به کتابخانه آینده اهدا می‌کند که فقط خودش متن آن را خوانده است و این کتاب تا زمان انتشار در سال ۲۱۱۴ در این کتابخانه محرمانه نگهداری خواهد شد.

در این پروژه حتی برای تأمین کاغذ انتشار کتاب‌ها هم برنامه‌ریزی شده است و در سال ۲۰۱۴ در اطراف اسلو پایتخت نروژ ۱۰۰۰ درخت کاج کاشته شد تا یک قرن بعد با قطع آن‌ها از چوبشان برای تأمین کاغذ مورد نیاز استفاده شود.

سال گذشته الیف شافاک نویسنده سرشناس اهل ترکیه و خالق رمان «ملت عشق» برای این پروژه انتخاب شد.

مارگارت اتوود نویسنده سرشناس کانادایی،‌ دیوید میچل از انگلیس و سیون شاعر و نویسنده ایسلندی هنرمندان دیگری هستند که پیش از این به این پروژه پیوسته‌اند.

هان کانگ این کتابخانه آینده را پروژه‌ای درباره زمان می‌بیند و می‌گوید: «در کره وقتی دو نفر ازدواج می‌کنند مردم برای آن‌‌ها دعا می‌کنند که تا ۱۰۰ سال کنار هم زندگی کنند. این ۱۰۰ سال به نظر ابدیت است. من تا ۱۰۰ سال دیگر زنده نمی‌مانم و هیچکدام از کسانی که دوستشان دارم هم تا آن زمان زنده نیستند. این حقیقت باعث شد تا درباره خودم بیاندیشم و به این فکر کنم که چرا می‌نویسم؟‌ زمانی که می‌نویسم با که حرف می‌زنم؟‌» این نویسنده کره‌ای دست‌نوشته کتابش را طی مراسمی در ماه می سال آینده به پترسون تحویل خواهد داد و این نوشته تا قرن آینده کنار آثار اتوود، میچل، شافاک و سیون در اسلو پایتخت نروژ نگهداری می‌شود.
Read more
... #معرفی_کتاب . خب کتاب بخونید دیگه، چرا اینقدر با اعصاب من بازی می کنید؟ ها؟ حالا من هیچی، چرا ...
Media Removed
... #معرفی_کتاب . خب کتاب بخونید دیگه، چرا اینقدر با اعصاب من بازی می کنید؟ ها؟ حالا من هیچی، چرا خودتون رو از لذت کتاب خوندن محروم می کنید؟ این دیگه نامردیه؛ من این کتاب رو دوست داشتم، کلا از جومپا لاهیری هر چی خوندم دوست داشتم، شما امتحان کنید، چیزی از دست نمی دید. . . درباره کتاب: «به کسی مربوط ... ...
#معرفی_کتاب .
خب کتاب بخونید دیگه، چرا اینقدر با اعصاب من بازی می کنید؟ ها؟ حالا من هیچی، چرا خودتون رو از لذت کتاب خوندن محروم می کنید؟ این دیگه نامردیه؛
من این کتاب رو دوست داشتم، کلا از جومپا لاهیری هر چی خوندم دوست داشتم، شما امتحان کنید، چیزی از دست نمی دید. .
.
درباره کتاب: «به کسی مربوط نیست» مجموعه داستانی است خیره کننده نوشته ی نویسنده ی برنده ی جایزه ی پولیتزر، جومپا لاهیری. کتاب شامل هشت داستان است ــطولانی تر و غنی تر از هر چه تاکنون نوشته-ـ که ما را از کمبریج و سیاتل به هند و تایلند می برد، و با شرح زندگی خواهرها و برادرها، پدرها و مادرها، دخترها و پسرها، و عشاق طلسم می کند.
«آن چه جومپا لاهیری را از دیگران مجزا می کند، سبک نوشتاری ساده و در عین حال سرشار از جزئیاتی است که در فرآیند بیان دقیق زندگی شخصیت هایش، قلب را به درد می آورد.»
در داستان حیرت انگیز نخست، پدر روما، مادر جوانی که در شهری جدید ساکن شده، به دیدارش می آید، با علاقه به باغچه ی خانه ی او رسیدگی می کند، و در این فرآیند پدربزرگ و نوه اش رابطه ای خاص برقرار می کنند. ولی پدربزرگ رازی را از دخترش مخفی نگاه می دارد، رابطه ای عاطفی را که فقط خودش از آن باخبر است.
در داستان «انتخاب محل سکونت» آخر هفته ی رمانتیک یک زوج جوان، پیچ و تاب های تاریکی می یابد که تا اعماق شب می انجامد. «در حسن نیت تمام» خواهری که مشتاق است دوران کودکی برادرش آرمانی باشد، چیزی که خودش از آن محروم بود، دچار عذاب وجدان، اضطراب و خشم می شود، زمانی که بیماری برادر زندگی خانوادگی او را تهدید می کند. و در «هِما و کوشیک» سه داستان درهم تنیده ، زندگی پسر و دختر جوانی را در یک زمستان سرنوشت ساز، در خانه ای در حومه ی ماساچوستس دنبال می کنیم. آن ها در مسیرهای جداگانه و دردناکی از معصومیت به بلوغ می رسند، تا که دست تقدیر سال ها بعد آن دو را در رم سر راه هم قرار می دهد.
به کسی مربوط نیست، شاهد آشکاری است از استعدادهای یگانه ی جومپا لاهیری: نثر شکیل، خرد عاطفی، و شرح زیرکانه و ظریف ترفندهای قلب و ذهن. کتاب اثر نویسنده ای در اوج خلاقیت است. این کتاب پیش از این با نام های دیگری منتشر شده است.
.
#کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #کتابخوانی #کتاب #جومپا_لاهیری #به_کسی_مربوط_نیست #گلی_امامی #نشرچشمه #سین_شین #سمیراشکوری #سمیرا_شکوری
Read more
 #زندان_در_ایران #شیرین_عبادی #دادگستری #عدالت #زندانی_سیاسی #زندانیان_عقیدتی فلسفه وجودی ...
Media Removed
#زندان_در_ایران #شیرین_عبادی #دادگستری #عدالت #زندانی_سیاسی #زندانیان_عقیدتی فلسفه وجودی زندان در جوامع بسته و مبتلا به استبداد مانند ایران با جوامع آزاد متفاوت است. در دنیای آزاد ، زندان برای تنبیه مجرمین و بهسازی آن ها و یا ایجاد امنیت برای شهروندان تعبیه شده است و اغلب ، این بزهکاران ... #زندان_در_ایران
#شیرین_عبادی
#دادگستری #عدالت #زندانی_سیاسی #زندانیان_عقیدتی
فلسفه وجودی زندان در جوامع بسته و مبتلا به استبداد مانند ایران با جوامع آزاد متفاوت است. در دنیای آزاد ، زندان برای تنبیه مجرمین و بهسازی آن ها و یا ایجاد امنیت برای شهروندان تعبیه شده است و اغلب ، این بزهکاران و مجرمان و ناقضان حقوق فردی و اجتماعی افراد هستند که در زندان قرار می گیرند ، اما در نظام های غیر آزاد ، بخش زیادی از زندانیان کسانی هستند که معترض به فساد ، جرم و جنایت حاکمان هستند. منتقدان بی باکی که منتقد عدم پاسخگویی حکومت در قبال عملکرد خود و نابسامانی های سیاسی - اجتماعی هستند.

در حکومت های ایدئولوژیک نظیر جمهوری اسلامی ایران ، جدا از مسایل سیاسی و اجتماعی ، این نظام ها حتی در قبال باورها و اعتقادات شهروندان نیز احساس قیمومیت دارند و دگرستیزی نهادینه در حکمرانی اینان ، باورمندان به دیگر ادیان و باورهای عقیدتی را نیز از گزند داغ و درفش و دخالت نابجا در امان نمی گذارد.
چنین نظام های تمامیت خواهی همانگونه که به دنبال سیطره خود بر جان و مال مردم هستند به دنبال اعمال سلطه ای تام و تمام بر باورهای شهروندان نیز هستند.
این حکومت های غیر دموکراتیک برای حفظ حصار عقیدتی و امنیت سلطه خود ، شهروندان معترض و منتقد را در زندان قرار می دهند. افرادی که در چنین نظام هایی به دلایل عقیدتی و سیاسی ، زندانی می شوند ، عموما شهروندانی فداکار هستند که برخوردار از شهامت مدنی هستند.
شهامت قابل ستایشی که در مقابل بی عدالتی ها سکوت نمی کند و بعضا در این راه جان گرانبهای خود را نیز از دست می دهند. دردآور آنکه این فداکاری تنها شامل خود آنها نمی شود و در بسیاری از موارد خانواده های آنان نیز درگیر مصائب اعتراض به استبداد می شوند. خانواده های این زندانیان نه تنها بعضا عزیزان و حامی خود را از دست می دهند بلکه در بسیاری از حق و حقوق فردی و اجتماعی خود نیز محروم می شوند.

آموزشکده توانا که خود را آموزشکده جامعه مدنی تعریف می کند ، در راستای ادای دین به چنین افرادی ست  که تصمیم گرفته است مجموعه ای منتخب از نامه های برخی از آنان را به انتشار برساند. نامه هایی که این ستاره های تابناک جامعه مدنی ایران ، در دوره زندان نوشته اند و به بیرون درز داده اند.
نام این مجموعه از نامه زنده یاد هدی صابر برگرفته شده است که از دوران زندان خود و زندانبانان خود چنین یاد می کند : « در رفتار اين قدرتمداران و قاضيان و زندانبانان متشبث به ولايت و دين ، نه خدا هست نه قانون. نه اخلاق دينی نه اخلاق مدنی
Read more
کمربندهایی که به عنوان کمربندهای موثر بر لاغر شدن ، تبلیغ می شود تاثیری بر کاهش وزن و لاغری ندارد. کمربندهای ...
Media Removed
کمربندهایی که به عنوان کمربندهای موثر بر لاغر شدن ، تبلیغ می شود تاثیری بر کاهش وزن و لاغری ندارد. کمربندهای لاغری هیچ گونه دلیل علمی بر لاغر کردن افراد ندارد ، بنابراین راهی که عنوان می شود با وارد کردن ضربه به بدن باعث آب کردن چربی های بدن می شود غیر علمی بوده و امکان پذیر نیست. چون عملکرد بدن نیز همانند ... کمربندهایی که به عنوان کمربندهای موثر بر لاغر شدن ، تبلیغ می شود تاثیری بر کاهش وزن و لاغری ندارد. کمربندهای لاغری هیچ گونه دلیل علمی بر لاغر کردن افراد ندارد ، بنابراین راهی که عنوان می شود با وارد کردن ضربه به بدن باعث آب کردن چربی های بدن می شود غیر علمی بوده و امکان پذیر نیست. چون عملکرد بدن نیز همانند ماشین است یعنی تا زمانی که ماشین حرکت نکند نمی توان با وارد کردن ضربه به مخزن بنزین باعث سوختن بنزین شد.
تنها راه حل علمی کاهش وزن و لاغری برای افراد چاق ، استفاده از رژیم غذایی مناسب و ورود میزان مناسب کالری به بدن و ورزش هوازی است. بنابراین شیوه های دیگر جز تحمیل هزینه بی مورد ، اتلاف وقت و ایجاد نا امیدی برای افرادی که تمایل به لاغری دارند ، نخواهد بود.
نحوه عملکرد شكم بندهاى لاغرى و پوشش پلاستیكى: در این روش با افزایش حرارت به صورت موضعى باعث افزایش تعریق شده، بنابراین آب بین سلولى و آب چربى شكم و اطراف آن از دست مى رود. اما چربى شكم دست نخورده سر جاى خودش باقى مى ماند و این هم پس از نوشیدن آب به حالت اولیه برمى گردد.
ماساژ (ویبراتور): در این روش از طریق دست یا تسمه هاى لرزاننده، منطقه مورد نظر بدن را ماساژ مى دهند. این روش در كاهش وزن و از بین بردن چربى نمى تواند تاثیرگذار باشد. این روش به دلیل حركت دادن مایعات بدن به دیگر نقاط بدن باعث كاهش سایز مى شود كه كاذب و موقتى است.

اینم بنده اضافه کنم که در بهترین حالت چربی های شکم و پهلوی شما از جا کنده میشه و حرکت میکنه اما فکر کردید کجا میره؟؟؟ خیلی راحت وارد جریان خون میشه و توی رگها یا اطراف قلب و کبد رسوب میکنن.
و از طرف دیگه برای خانمها باعث افتادگی رحم و مثانه میشه که افتادگی رحم با هیچ چیزی جبران نمیشه و پیامدهای خطرناکی براتون داره
یعنی در یک جمله شما در بهترین حالت ظاهرتونو درست میکنید اما... با سلامتی خداحافظی کنید. . .
Read more
. <span class="emoji emoji25c0"></span> خب یه کم از امروز براتون بگم که #سفر یه روزه من به #قم برای #بازآموزی چطور گذشت! ‍ <span class="emoji emoji25c0"></span> سفر همیشه خوبه، ...
Media Removed
. خب یه کم از امروز براتون بگم که #سفر یه روزه من به #قم برای #بازآموزی چطور گذشت! ‍ سفر همیشه خوبه، حتی اونی که به آدم بد میگذره، چون باعث میشه آدم پخته و باتجربه بشه. سفری هم که خوش میگذره، که دیگه تکلیفش مشخصه! ‍ اکنون که قلم در دست گرفته‌ام و دارم #سوهان_قم و چای میخورم، از همه دوستانی که توی ... .
◀ خب یه کم از امروز براتون بگم که #سفر یه روزه من به #قم برای #بازآموزی چطور گذشت!

◀ سفر همیشه خوبه، حتی اونی که به آدم بد میگذره، چون باعث میشه آدم پخته و باتجربه بشه. سفری هم که خوش میگذره، که دیگه تکلیفش مشخصه!

◀ اکنون که قلم در دست گرفته‌ام و دارم #سوهان_قم و چای میخورم، از همه دوستانی که توی استوری #زیارت_قبول و #التماس_دعا گفتن، صمیمانه تشکر و عذرخواهی میکنم، چون نرسیدم زیارت برم و فقط از دور سلام دادم، برای سلامتی همه دعا کردم و برگشتم.

◀ غر بزنم؟!؟ گاهی وقتا هموطن آدم توی مملکت خود آدم کاری میکنه که آدم اصلاً توقع نداره. جونم براتون بگه که ساعت هفت و نیم صبح از ایستگاه #راه_آهن قم بیرون اومدم. علیرغم میل باطنیم یه ماشین متفرقه برای #دانشگاه_علوم_پزشکی_قم گرفتم. ولی موقع سوار شدن، یه مرد #عراقی سن بالا رو هم سوار کرد. حالا مکالمه من و راننده رو داشته باشین؛
+آقا مگه من ماشین شما رو دربست نگرفتم؟
-خانوم اینم برسونیم حرم. سر راهمونه.
+باشه ولی نصف کرایه رو از ایشون بگیرید.
-ثواب داره، حالا بذار برسونیمش.
+آقا من نمیخوام ثواب کنم. منِ دختر ایرانی باید کرایه یه مرد عراقی رو بدم که دلار و تومن تو دستشه؟!؟
-پس پیاده شو!
و راننده منو وسط خیابون پیاده کرد و رفت که ثواب کنه و اون مرد دلار به دست رو مفتکی برسونه به حرم!

◀ اون خیابون یه‌طرفه رو پیاده برگشتم به ایستگاه راه‌آهن. همه ماشینا رفته بودن! همشون! فهمیدم اینا فقط موقعی میان که قطار میاد! از صد و هیژده شماره آژانس گرفتم، همش اشغال میزد. خوشبختانه سرباز نگهبان ایستگاه به دادم رسید و با بدبختی یه تاکسی برام پیدا کرد که به همایش برسم. دستش درد نکنه. اصلاً به طرز مسخره‌ای وسط یه شهر شلوغ بدون ماشین مونده بودم!

◀تقصیر خودمه. هر بار ماشین متفرقه غیر از #تاکسی سوار میشم، یه داستانی پیش میاد. چرا به قانون خودم احترام نمیذارم؟!؟

◀توی قم، #تپسی و #ماکسیم کار نمیکنن. فقط #اسنپ کار میکنه. من همون قدیما که تازه اسنپ اومده بود، موقع نصبش دیدم اجازه دسترسی به فی خالدون گوشیمو میخواد که هیچ ربطی به کار تاکسی نداره، لذا نصبش نکردم.

◀بفرمایین سوهان. 😋

◀ دلم #زیارت میخواست، ولی باید سریعاً برمیگشتم. میدونین که من چندان مذهبی نیستم، ولی معتقدم همه #زیارتگاه ها در همه جای دنیا و در همه #مذاهب حس خوبی دارن و ارزش زیارت و #نزدیکی_به_خدا رو دارن، چون مردم با نیروی عشق و امید به این مکانها میان و اونها رو سرشار از #انرژی_مثبت و #آرامش میکنن.
۱۳۹۷/۰۸/۱۹
Read more
توی فرودگاه مهرآباد آقای رئیس جمهور در بازگشت جانباختگان حادثه ی منا از وزارت خارجه و تیم دیپلماسی ...
Media Removed
توی فرودگاه مهرآباد آقای رئیس جمهور در بازگشت جانباختگان حادثه ی منا از وزارت خارجه و تیم دیپلماسی دکتر ظریف تشکر ویژه کردن و این کار رو حاصلا تلاش بی وقفه و شبانه روزی این تیمی که حتی به عربستان اجازه ی ورود هم پیدا نکردن دونست... ترجیح میدم متن زیر از خبرگزاری نسیم رو بخونید تا ادبیات دست و پا شکسته ... توی فرودگاه مهرآباد آقای رئیس جمهور در بازگشت جانباختگان حادثه ی منا از وزارت خارجه و تیم دیپلماسی دکتر ظریف تشکر ویژه کردن و این کار رو حاصلا تلاش بی وقفه و شبانه روزی این تیمی که حتی به عربستان اجازه ی ورود هم پیدا نکردن دونست...
ترجیح میدم متن زیر از خبرگزاری نسیم رو بخونید تا ادبیات دست و پا شکسته ی خودم... ممنون
کوشکی: آیا زانو زدن مقابل امیر کویت پیکر حاجیان را بازگرداند؟
1 روز پیش / مهران / فتن » سیاسی

به گزارش فتن، استاد دانشگاه تهران در گفتگو با «نسیم» با اشاره به فاجعه منا و سخنرانی صبح امروز رئیس جمهور در فرودگاه مهرآباد درباره فرآیند بازگشت پیکرهای مطهر حاجیان قربانی شده در این واقعه اظهار داشت: رئیس جمهور نکته ای را صبح امروز در فرودگاه مطرح کردند و گفتند که با سعی و تلاش وزارت خارجه بود که پیکر حاجیان به کشور بازگشتند. رئیس جمهور در این سخنان هم ابتدا از وزیر خارجه تشکر کردند.

وی ادامه داد: این سخنان برای بنده بسیار عجیب بود و متاسفانه برخلاف واقعیتی که همه مردم ایران و همه جهان شاهد بودند، رئیس جمهور بحث بازگشت پیکرهای حجاج را محصول تلاش های وزیر امور خارجه و دولت دانستند و برخلاف عرف، اخلاق و رویه موجود از وزیر خارجه تشکر کردند. سوال این است که تلاش های وزارت خارجه به غیر از چند درخواست از وزیر خارجه سعودی برای ملاقات بود که همه آنها پاسخ منفی دریافت کرد؟ آیا درخواست های مکرر آقای ظریف و پاسخ های منفی عادل الجبیر باعث بازگشت پیکر حجاج ایرانی شد؟

این استاد دانشگاه تهران همچنین بیان کرد: وقتی که وزرای دولت دو روز در فرودگاه باقی می مانند و حتی اجازه ورود به عربستان را پیدا نمی کنند، باید پرسید که آیا این تلاش ها نتیجه داد و پیکر های حجاج بازگشت و بایستی از این تلاش ها قدردانی کرد؟ آیا دولت آقای روحانی اصلا اعتباری در سطح منطقه و جهان داشت که با آن بتواند پیکرهای حجاج را برگردانند؟
: با کمال تاسف باید گفت که دولت آقای روحانی مصداق جدی دولت راستگویان شدند، چنانکه باید عنوان کرد تمام جهان شاهد این بودند که مسئولان دولت آقای روحانی حتی اجازه ورود به سعودی یا حتی اجازه  دیدار اتفاقی  با وزیر خارجه این کشور را نیافتتند، چه برسد به اینکه بتوانند مذاکره کنند و پیکرها را به تهران بازگردانند.

کوشکی در پایان تاکید کرد: آقای روحانی با چه حقی نتیجه ای که فقط و فقط به برکت موضع گیری قاطعانه رهبری معظم انقلاب به دست آمد را به وزیر خارجه و دولت خود منتصب می کنند و برخلاف ادب و اخلاق ابتدا از وزیر خارجه و دولت خودشان تشکر می کنند؟؟
Read more
دبستان قدیمی ما در جنوب خیابان ایران ، محرم ها بیشتر هیئتی بود که محض رعایت تشریفات آموزش پرورش ، وسطش ...
Media Removed
دبستان قدیمی ما در جنوب خیابان ایران ، محرم ها بیشتر هیئتی بود که محض رعایت تشریفات آموزش پرورش ، وسطش چند تا کلاس هم برگزار می شد. بچه ها این را دوست داشتند. یک روز حاج آقای پیشنماز گفت که هرروز این دهه خاص یک گروه است. روز قاسم را دست خالی برنگردید. ما نفهمیدیم دست خالی برنگشتن یعنی چه حالتی. اما شهاب ... دبستان قدیمی ما در جنوب خیابان ایران ، محرم ها بیشتر هیئتی بود که محض رعایت تشریفات آموزش پرورش ، وسطش چند تا کلاس هم برگزار می شد. بچه ها این را دوست داشتند. یک روز حاج آقای پیشنماز گفت که هرروز این دهه خاص یک گروه است. روز قاسم را دست خالی برنگردید.
ما نفهمیدیم دست خالی برنگشتن یعنی چه حالتی. اما شهاب - که عمویش مداحی می کرد -بعد از زنگ ورزش به تیم ده نفره مان پیشنهادی داد که به نظرمان خوب بود.
گفت که یک دسته عزا می گیریم در خیابان آبشار و آخرش هم می رویم حسینیه قاطی باقی دسته ها. سریع هم تقسیم کار کرد که خودش مداح ، قوامی طبل و سراج هم -که پدرش تابستان ژاپن بوده - میکروفون‌بخرد.
فقط این وسط زریبافان و نوچه هایش زیر بار نرفتند که پرچم را حمل کنند چون می خواستند با زور زیادشان طبل بزنند .
شهاب بهشان گفت که فرقی نمی کند و به نیت است . زریبافان گفت که اگر به نیت است پس سراج پرچم را بگیرد و من طبل بزنم. شهاب گفت نمی شود تو تا بحال طبل نزده ای و خراب می کنی .بحث بالا گرفت .
زریبافان با عصبانیت گفت حالا که اینجور است نمی آید و با نوچه هایش رفتند.

نیامدن زریبافان و یارانش اتفاق خوبی نبود. دسته ی مان همین طوری ش کم تعداد بود چه برسد بدون آنها .
دسته ی شش نفره ، غروب فردایش از خیابان آبشار به سمت حسینیه ی معزی ها راه افتاد . به جز دو تا خانم کنار خیابان - که بعداً لو رفت مادر و خاله ی قوامی بوده اند - کسی درطول راه همراهی مان نکرد و صرفاً چندتا مغازه دار بیرون آمدند و کمی سینه زدند . شهاب هم می خواند و هم پرچم را تکان می داد . امری که نویز بدی ایجاد می کرد و لذا وسط راه بلندگو را هم بیخیال شد.

دسته ی شش نفره به آخر راه رسیده بود. تا قبل ورود به حسینیه - که اسم زیبای شما ، حسین، بر برگه ی سفید خاطراتمان ثبت شود -یک بار دیگر دودمه را دادیم :
"ای شده در باور تو مرگ احلی من عسل
سوی میدان میروی حی علی خیر العمل!
بلند گفتیم : "حسین "
و از میان دودهای اسفند ، قاطی بزرگتر ها وارد حسینیه شدیم .
ء
#گره_ششم : گره بازوبند وصیت، وقتی با شتابِ نوجوانی باز شود.
دادش به دست عمو. عمو گریه کرده بودند و بعد اذن میدان داده بودند .
پایش حتی به رکاب نمی رسید .اما اسب را به سیاق علوی ها تاخت و رفت.
کمی بعد فریادش را همه شنیدند .گفته بود"عمو جان!"
یعنی که فقط بیا کمکم!
عمو رفت.
غبار شد.
صدای شمشیر زیاد شد .
جان به لب رسید.
غبار فرو نشست
..
دیدند پادشاهی بالای سر دردانه ای ایستاده و دارد‌ امانت برادر را با‌حسرت نگاه می کند
در خوابی ناز ، شیرین‌تر از عسل.
Read more
. . دیروز همین وقتها بود که بعد از دوماهی #گفتمان با دخترک بابت نبود #اقتصادپایدار و #بالارفتن_قیمت_دلار ...
Media Removed
. . دیروز همین وقتها بود که بعد از دوماهی #گفتمان با دخترک بابت نبود #اقتصادپایدار و #بالارفتن_قیمت_دلار و به طبع آن #بالارفتن_قیمت_پوشک بالاخره #مذاکرات جواب داد و به زبان خودش که من قطعا دیگر در آن تبحر کسب کردم اعلام آمادگی برای #همکاری کرد و ما خوشحال از #قراردوطرف_بُرد مان و وارد شدن به ... .
.
دیروز همین وقتها بود که بعد از دوماهی #گفتمان با دخترک بابت نبود #اقتصادپایدار و #بالارفتن_قیمت_دلار و به طبع آن #بالارفتن_قیمت_پوشک بالاخره #مذاکرات جواب داد و به زبان خودش که من قطعا دیگر در آن تبحر کسب کردم اعلام آمادگی برای #همکاری کرد و ما خوشحال از #قراردوطرف_بُرد مان و وارد شدن به مرحله اجرای طرح #اقتصادمقاومتی راهی #گلاب_به_روتون دستشویی شدیم که یکدفعه متوجه شدم #آبمون_قطع_شده؛ براچی؟ واسه اجرای #طرح_فاضلاب_شهری و اینگونه بود که شانس با ما یار نبود و دخترک هم نگاهی به من انداخت و خنده ای بس گشاده از روی شیطنت نثارم کرد که #استفاده_از_آفتابه و آب سرد جزو #مفاد_قرداد مون نبود.
.
اینگونه بود که #پروژه دو ماه #مذاکرات ما با یک عمل #شهرداری به فنا رفت.
.
غرض اینکه یک گاهی وقتها در #اوج_موفقیت یکدفعه با #شکست مواجه میشی پس مغرور نشو. دوم اینکه همیشه شرایط موفقیت دست خودت نیست گاهی یک #عامل_بیرونی همه چیز رو به هم میزنه؛ پس خیلی به خودت اتکا نکن و خیلی به خودت سخت نگیر, سوم اینکه مذاکرات بالاخره روزی نتیجه میده اگرچه به دلخواه تو نباشه پس باز هم مذاکرات ادامه بده.
.
در پایان خواستم که باهم صلواتی بفرستیم جهت شادی روح اون مرحومی که آفتابه رو اختراع کرد؛ بعد از گذشت این همه مدت از اختراع ایشون هنوز هم همینجور دست نخورده و بکر باقی مونده و جایگزینی براش پیدا نشده؛ والا اختراع ایشون که اسمش رو نیاوریم کمتر از اختراع برق توسط ادیسون نیستا؛ میگن ماهی چون تو خود دریاست قدر دریا رو درک نمیکنه قضیه همین موقعهاست.
.
مفیدنوشت۱: #آفتابه برگرفته از واژه آب+تابه(ظرف) میباشد؛ باشد که #ریشه_کلمه را بدانیم و به خورشید و آفتاب وصل نکنیم.
مفیدنوشت۲: #گلاب_به_روتون اسم یه برنامه اندرویده بسی سودمند؛ که نزدیکترین دستشویی عمومی درتهران رو بهت نشون میده؛ باشد که به بقیه استانها هم ارتقا یابد.
.
پ.ن: عکس از سایت #ویکیپدیا
#خدایاشکرت که #پلاستیک اختراع شد وگرنه کی میتونست این #سفالی رو بلند کنه!!!
پرسشگانه: کے میدونه اصطلاح گلاب به روتون ریشه اش از چیه؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#خاطره #خودمونی
#درگوگل_گشتم_نبود_نگرد_نیست
Read more
مامانم یک مامان بزرگ داشت به نام زهرا. زنی بود بسیار مقاوم که سرد و گرم روزگار را بیش از دیگران حس کرده ...
Media Removed
مامانم یک مامان بزرگ داشت به نام زهرا. زنی بود بسیار مقاوم که سرد و گرم روزگار را بیش از دیگران حس کرده بود . بسیار جدی و مستبد بود ، کمتر پیش می آمد کسی را دوست داشته باشد ولی معدود افرادی که دوست داشت صمیمانه در حقشان جان فشانی می کرد‌ . از نوه ها مامان من را دوست داشت و از نتیجه ها ، شکر خدا ما شانس این را داشتیم ... مامانم یک مامان بزرگ داشت به نام زهرا. زنی بود بسیار مقاوم که سرد و گرم روزگار را بیش از دیگران حس کرده بود . بسیار جدی و مستبد بود ، کمتر پیش می آمد کسی را دوست داشته باشد ولی معدود افرادی که دوست داشت صمیمانه در حقشان جان فشانی می کرد‌ . از نوه ها مامان من را دوست داشت و از نتیجه ها ، شکر خدا ما شانس این را داشتیم که نور دیدگانش محسوب شویم. پیرزن خمیده شده بود ، چین و چروک های صورتش از حد گذشته بود . دست ها و انگشتانش را هرگز فراموش نمی کنم با آنکه بسیار فرتوت بودند اما زیبایی خود را حفظ کرده بودند . انگشتان بلند با ناخن های برجسته . و اما آن عینک گربه یی عنابی که به چشم می زد و با کش شلوار دور سرش محکم می کرد. هنوز که به او فکر می کنم بوی حلوا در مشام می پیچد . هر هفته پنج شنبه حلوا می پخت و تا وقتی که کاملا از دست و پا نیفتاد این کار را ادامه داد . امکان نداشت فراموش کند. بیشتر مردهای زندگی اش را در اوج جوانی از دست داده بود. برادر هایش، همسرش ،پسر جوانش . خدا خودش را رحمت کند امروز از کله ی سحر از نظرم دور نمی شود ولی قطعا بوی حلوا از این خانه بیرون نخواهد رفت. ما زنده ها را هم فراموش می کنیم چه رسد به اموات .
یادم می آید مامانم وقتی کار داشت من و برادرم را نزد او می گذاشت . یکی از کارهایی که می کرد این بود که پسته ها را می شکست و در دهانش می گذاشت ، خوب می جوید تا نرم شود ، سپس از دهانش خارج می کرد و ترکیبی از بزاق دهان و پسته را در دهان ما می گذاشت تا احتیاجی به جویدن نباشد و ما فقط زحمت بلعیدن را به خود بدهیم. با اینکه جلال و جبروت داشت ولی ما را تا این حد دوست داشت و ما شانس این را داشتیم که مورد عنایت ایشان قرار بگیریم. در ضمن بعد از خوردن بزاق و پسته گوش و جان می سپردیم به قصه ی نمکی. یادش گرامی ،همیشه می خواند : هفت در و بستی نمکی، یه در و نبستی نمکی.
Read more
بنا به درخواست بعضی از دوستان : هر چند اصلا در حدی نیستم که بخوام نظر بدم ولی مطالبی را که میدونم عرض ...
Media Removed
بنا به درخواست بعضی از دوستان : هر چند اصلا در حدی نیستم که بخوام نظر بدم ولی مطالبی را که میدونم عرض میکنم چطور بفهمیم یک ظرف مینا با کیفیته ؟ ظرف های میناکاری ظروف مسی هستند که دوبار در کوره پخت میشه یک بار با لعاب و یک بار بعد از کار رنگ ها به هیچ عنوان نباید پاک بشه رنگ ها باید براق باشه و ترک روی رنگ ها ... بنا به درخواست بعضی از دوستان :
هر چند اصلا در حدی نیستم که بخوام نظر بدم ولی مطالبی را که میدونم عرض میکنم
چطور بفهمیم یک ظرف مینا با کیفیته ؟
ظرف های میناکاری ظروف مسی هستند که دوبار در کوره پخت میشه یک بار با لعاب و یک بار بعد از کار رنگ ها به هیچ عنوان نباید پاک بشه رنگ ها باید براق باشه و ترک روی رنگ ها نباشه تنها چیزی که به این ظروف آسیب میزنه اینه که به جایی برخورد کنه زمین بخوره و... که ممکنه رنگ و لعاب بشکنه و از ظرف جدا بشه
حتی اگه این ظرف آتش بگیره هیچ اتفاقی براش نمیوفته برای همینه که یکی از روش های شناخت مینای اصل میتوان از یک کبریت ساده استفاده کرد ظروفی که با مواد به دست اومده باشه و اصل نباشه با شعله کبریت میسوزه ولی مینای اصل هیچ تغییری نمیکنه .
این مطالب در رابطه با جنس کار بود و بعد از اون طرح و نقوش و تمیزی نقوش اسلیمی و ختایی که هنرمند روی ظرف کار میکنه کیفیت و قیمت و بالا یا پایین میاره کسی که به نقوش آشنا باشه به راحتی میتونه تفکیک کنه
این مطالب دانسته های من ناچیز از مینا کاریه قطعا اساتید این هنر بهتر از من میدونن امیدوارم زیاده گویی نکرده باشم
موفق باشید
Read more
Loading...
Load More
Loading...