دنیا رو می

Loading...


Unique profiles
76
Most used tags
Total likes
0
Top locations
East Azerbaijan Province, Tehran, Iran, Saee Park-پارک ساعی
Average media age
1228.1 days
to ratio
15.7
«بارونِ هشتِ صبح» این مرد که پیش تو خوابیده، از زندگی چیزی نفهمیده دائم میون خواب و بیداری کابوس‌های ...
Media Removed
«بارونِ هشتِ صبح» این مرد که پیش تو خوابیده، از زندگی چیزی نفهمیده دائم میون خواب و بیداری کابوس‌های متصل ‌دیده دور و برش اشباحِ بی‌صورت، تو آینه‌ش تصویرِ یه برده با هر ترانه‌ش داغ می‌خورده، کهریزکانه زندگی کرده دنبال یه دنیای بی‌دیوار هی دوره کرده انفرادی رو دستش تو دستِ خیلیا ... «بارونِ هشتِ صبح»

این مرد که پیش تو خوابیده،
از زندگی چیزی نفهمیده
دائم میون خواب و بیداری
کابوس‌های متصل ‌دیده

دور و برش اشباحِ بی‌صورت،
تو آینه‌ش تصویرِ یه برده
با هر ترانه‌ش داغ می‌خورده،
کهریزکانه زندگی کرده

دنبال یه دنیای بی‌دیوار
هی دوره کرده انفرادی رو
دستش تو دستِ خیلیا بوده،
بوسیده زن‌های زیادی رو

اما هنوزم تو براش مثلِ
بارونِ هشتِ صبح زیبایی
توی مسافرخونه‌ی قلبش
تو تک اتاق رو به دریایی

آروم می‌شه توی آغوشت،
مثلِ «کوهن» وقتی رو استیجه
باهاش برقص تا انتهای عشق
رو صحنه‌ای که صفحه‌ی پِیجه

این مرد که پیشِ تو خوابیده،
از زندگی چیزی نفهمیده
مثلِ کلاغِ مونده تو قحطی
از هیچ مترسکی نترسیده

از پشتِ کرباسِ دهن‌بندش،
آوازای ممنوعه می‌خونده
اوهامِ مالیخولیاییشو
با ماسکِ لب‌خندش می‌پوشونده

با خیلیا دیوونگی کرده،
دنیا رو می‌خواسته با رسواییش
اما تو هر تختی که خوابیده،
هی غلت می‌خورده تو تنهاییش

تنها با تو خواباش شیرینن،
شیرین مثِ خرمای آبادان
دنیا رو گشته تا کنار تو
پهلو بگیره تو همین تهران

آروم می‌شه توی آغوشت،
مثلِ «کوهن» وقتی رو استیجه
باهاش برقص تا انتهای عشق
رو صحنه‌ای که صفحه‌ی پِیجه.

یغما گلرویی

عکس از
@kambiz_photography
Read more
Loading...
. یادمه که وقتی داشتم راجع به کافه‌ها و حال و هواشون می‌نوشتم احمد گل می‌گفت:«چاردیواری کافه من از ...
Media Removed
. یادمه که وقتی داشتم راجع به کافه‌ها و حال و هواشون می‌نوشتم احمد گل می‌گفت:«چاردیواری کافه من از دنیا جداست.اصلا یه دنیای دیگه‌ست.» منم وقتی به در و دیوار کافه‌ش نگاه می‌کردم، یه جورایی درک می‌کردم چی داره میگه... ولی همیشه یه چیزی توو ذهنم می‌گفت اینکه بگی دنیای من از این دنیا جداست می‌بایست ... .
یادمه که وقتی داشتم راجع به کافه‌ها و حال و هواشون می‌نوشتم احمد گل می‌گفت:«چاردیواری کافه من از دنیا جداست.اصلا یه دنیای دیگه‌ست.» منم وقتی به در و دیوار کافه‌ش نگاه می‌کردم، یه جورایی درک می‌کردم چی داره میگه... ولی همیشه یه چیزی توو ذهنم می‌گفت اینکه بگی دنیای من از این دنیا جداست می‌بایست یه چیزی بیشتر از دکور و دیزاین یه کافه داشته باشه...
.
امروز گذری رفتیم یه قهوه‌خونه قدیمی چای بخوریم. قهوه‌چی که دید ما ساکتیم شروع کرد به تعریف کردن خاطراتش. از این گفت که زنش با خدا با ایمان بوده و دخترای این دوره زمونه سال و ماه یه بار رو به قبله نمی‌یوفتن. پنج سال پیش زنش به خاطر چیزی که دکتر می‌گفته «بیماری» مرده و خودش شک داشت. می‌گفت :«چهل و پنج سال با من زندگی کرد سالم بود،تا رفت پیش دکتر مریض شد. میشه مگه؟»
یا اینکه راجع به کسب و کارای قدیم می‌گفت که خیر برکت داشته و با سه تومن و پنج زار یه عالمه گوشت می‌خریده و الان دیگه نمی‌صرفه و برکت نداره. اصلا عامل برکت زندگی و کار رو «زن خوب» می‌دونست. می‌گفت قبلا راحت زن می‌دادن و زن می‌گرفتن و الان چی؟ قبلا غم شاگرد رو می‌خوردن اما الان از جیبش می‌زنن.
عمو حسین سی سال قهوه‌چی بوده و قبلا کلی مراسم عروسی دعوت می‌کردنش که آشپزی کنه و الان چون تالار زیاد شده دیگه بهش نمی‌گن. «الان دیگه اتاق اصناف درست کار نمی‌کنه و قانون آفتابه لگنی شده. آفتابه لگنی میدونی که چطوره؟» توو همین حین «چوناق و چکش» رو برداشت. شروع به قند شکوندن کرد و خندید و گفت شکر.
.
میدونی عمو حسین انگار واقعا توو یه دنیای دیگه زندگی می‌کرد. کاری به کار ترامپ و دلار و تلگرام نداشت. به نظرش عشق، عشق بود دیالکتیک و غیردیالکتیک نداشت. توو یه دنیای دیگه زندگی می‌کرد. توو همون دنیا هم خوش بود. گاهی نیازه توو دنیای اینجور آدما بریم تا بتونیم دنیای خودمون رو بهتر ببینیم. ببینیم که با این سرعت سرسام آور کدوم وری می‌ریم.
.
پنجشنبه ۲۴ فروردین ماه ۱۳۹۷
.
عکس‌ها رو پدرام گرفته @pedrameghdami
Read more
 #بارونزدگی #مجموعه_داستان نمی‌دونم زمستون شده بود یا هنوز داشتیم جوجه‌هامون رو می‌شمردیم اما ...
Media Removed
#بارونزدگی #مجموعه_داستان نمی‌دونم زمستون شده بود یا هنوز داشتیم جوجه‌هامون رو می‌شمردیم اما خوب یادمه زل زده بودی تو چشمام و می‌گفتی واقعا دوستم داری؟ فکر کنم زمستون بود. دستام یخ زده بود، خیلی آروم هرچی انرژی داشتم رو تو دستام جمع کردم و برای اولین بار دستات رو گرفتم و بهت گفتم که چشمای آدم‌ها ... #بارونزدگی #مجموعه_داستان
نمی‌دونم زمستون شده بود یا هنوز
داشتیم جوجه‌هامون رو می‌شمردیم اما خوب یادمه زل زده بودی تو چشمام و می‌گفتی واقعا دوستم داری؟ فکر کنم زمستون بود. دستام یخ زده بود، خیلی آروم هرچی انرژی داشتم رو تو دستام جمع کردم و برای اولین بار دستات رو گرفتم و بهت گفتم که چشمای آدم‌ها دروغ نمی‌گن. تو دوست داشتن رو تو چشمای من نمی‌بینی؟ دستات می‌لرزید، همون لحظه بود که گول خوردم. فکر می‌کردم تو هم دوستم داری و فکر می‌کردم باید خودم رو برای یک سفر دو نفره آمده کنم. از این سفرها که ابتداش مشخص شده اما هیچکس آخرش رو نمی‌دونه. من همیشه از سفر کردن با هواپیما متنفر بودم. آدم خیلی زود از این ور دنیا می‌رسه اون ور دنیا و تنها صحنه جذاب سفر اون لبخند مسخره مهمانداره که سفر خوبی رو برات آرزو می‌کنه. جمله مزخرفی که سرتاپاش اغراقه و خیلی زود می‌فهمی که دروغ داره تحویلت می‌ده و واقعا براش مهم نیست که سفر خوبی داشته باشی یا نه. یادته؟ آروم بهم گفتی، هرکی تو چشمای تو نگاه کنه سریع گول می‌خوره. می‌گفتی فقط دوست دارم نگات کنم و خودم رو فریب بدم و بگم دوستم داری. نمی‌دونم چرا امروز یاد اون روز افتادم؛ شاید به این خاطر که شک داشتی؛ تو دلت غوغا بود و همش فکر می‌کردی که یک روز وسط همین آدم‌هایی که نصفشون الان خوابن جات می‌ذارم و می‌رم؛ اما موندم و برای داشتنت با همه حتی با خدا جنگیدم اما یک روز که برف می‌اومد و من منتظرت بودم بیای تا تک‌تک دونه‌های برف رو تو تمام خیابونای تهرون بشماریم، رفتی. درست مثل همه ‌آدم‌هایی که قبل تو اومدن و رفتن. می‌دونم که بریدی اما دست خودم نیست از بچگی حسود بودم و نمی‌تونستم دوستام رو با بقیه تقسیم کنم. از بچگی از تنهایی می‌ترسیدم و این ترس هر روز بیشتر و بیشتر شد تا به تو رسید. ترسیدم، ترسیدیم، ترسیدی برای آخرین بار و این دقیقا خود مقصد بود. اختراع هواپیما از اولش هم اشتباه بود؛ ما نباید به سفرهای کوتاه عادت می‌کردیم.
#شب #عشق #بی_حوصلگی
Read more
. فوتکاردیا / FOOTCARDIA سازنده : یارا گیمز دسته : ورزشی قیمت : رایگان نسخه : 2.01 حجم : 56.77 ...
Media Removed
. فوتکاردیا / FOOTCARDIA سازنده : یارا گیمز دسته : ورزشی قیمت : رایگان نسخه : 2.01 حجم : 56.77 MB دانلود : 63,000+ اندروید مورد نیاز : 2.3, / منتظر چی هستی؟! ترکیبت رو بچین. بهترین بازیکن‌های دنیا رو در اختیار داری و می‌تونی بهترین تیم دنیا رو باهاش بسازی. می‌تونی قهرمان فوتبال دنیا ... .
فوتکاردیا / FOOTCARDIA

سازنده : یارا گیمز
دسته : ورزشی
قیمت : رایگان
نسخه : 2.01
حجم : 56.77 MB
دانلود : 63,000+
اندروید مورد نیاز : 2.3, /

منتظر چی هستی؟! ترکیبت رو بچین. بهترین بازیکن‌های دنیا رو در اختیار داری و می‌تونی بهترین تیم دنیا رو باهاش بسازی. می‌تونی قهرمان فوتبال دنیا بشی و به عنوان بهترین سرمربی دنیا شناخته بشی. پس خودت رو خوب گرم کن. تا چند دقیقه دیگه مسابقه شروع میشه.
به مستطیل سبز خوش اومدی. تو بازی فوتکاردیا می‌تونی برای خودت یک تیم بسازی و بهترین بازیکن‌هایی که دوستشون داری رو بخری. ترکیب تیمت رو خودت بچینی و با یه تیم قدرتمند وارد زمین بازی بشی. حالا همه چیز بستگی به تصمیم‌ها و کارهای تو داره. 90 دقیقه مبارزه تو مستطیل سبز و تلاش برای سه امتیاز ارزشمند!
مثل یک مربی خوب تیمت رو هدایت کن تا توی مسابقه پیروز بشی.
توی این بازی یک عالمه کارت بازیکن در اختیار داری که می‌تونی باهاشون تیم رویایی خودت رو بسازی.
شانست رو برای بالا رفتن تو جدول رده‌بندی امتحان کن و هیجان واقعی یک فصل پر تنش رو توی مسابقات فوتبال تجربه کن.
آماده باش! قراره فوتبال بازی کنیم.

فوتکاردیا را در #ایران_اپس جستجو و #دانلود نمایید.

#مارکت #مارکت_اندروید #مارکت #اندروید #اندرویدی #نرم_افزار #اپلیکیشن #اپلیکیشن_موبایل #اپلیکیشن_اندروید #بازی #گیم #موبایل #گوشی #موبایلی #اپ_موبایلی #اپلیکیشن_کاربردی #بازی_موبایل
#IranApps #app #download #application #mobile
Read more
هفت هزار سال جنگ در یک تصویر: ایرانی بودن، فقط تعلق داشتن به یک جغرافیای خاص، کشوری با مرزهای مشخص ...
Media Removed
هفت هزار سال جنگ در یک تصویر: ایرانی بودن، فقط تعلق داشتن به یک جغرافیای خاص، کشوری با مرزهای مشخص یا تاریخی مکتوب نیست... حتی ربطی به دین و مذهب هم ندارد... ایرانی بودن یعنی به تن داشتن زرهی هفت هزار ساله برای باقی ماندن در میدان جنگی که تمام نخواهد شد... وقتی در چهار راهی به دنیا می آیی که چهار نقطه ... هفت هزار سال جنگ در یک تصویر:
ایرانی بودن، فقط تعلق داشتن به یک جغرافیای خاص، کشوری با مرزهای مشخص یا تاریخی مکتوب نیست... حتی ربطی به دین و مذهب هم ندارد... ایرانی بودن یعنی به تن داشتن زرهی هفت هزار ساله برای باقی ماندن در میدان جنگی که تمام نخواهد شد... وقتی در چهار راهی به دنیا می آیی که چهار نقطه جهان را به هم متصل می کند، وقتی از لحظه تولد انگشتان پایت در گنج فرورفته، همان لحظه که به عنوان یک ایرانی متولد می شوی، زره این جنگ را به تو پوشانده اند، زرهی که پوست تنت می شود و قبل از راه رفتن و سخن گفتن، جنگیدن می آموزی و آنچه که دنیا سهم تو قرار داده است را می پذیری: دفاع!
هفت هزار سال ایستادن روی یک مرز برای دفاع، از ما مردمی ساخته که امروز هستیم...استاد جنگ های نابرابر و پارتیزانی، مقاوم در پذیرفتن بی عدالتی، کینه جو و پرتلاش برای گرفتن حق و صبور برای سر بریدن با پنبه... برای درک این تصویر یا باید تاریخ این کشور را خط به خط از حفظ باشی یا مثل خود ما آن را در ژن هایت و حافظه تاریخی ات از نسلی به نسل دیگر منتقل کنی... برای درک این تصویر باید توانسته باشی از پس هزاران بار حمله زبان خود را حفظ کنی، تاریخ و نیاکانت را از یاد نبری،باقی مانده آئین اجدادی ات را با چنگ و دندان اجرا کنی، و در چشم تمام دنیا نگاه کنی و نشکنی...
پ.ن: از دیشب چشم از این تصویر برنداشتم، انگار تمام تاریخ رو می بینم، اسکندر، اعراب، چنگیز، افغان ها، عراق، اما همیشه جوانی هست که یک روز جلوی شمشیر بایستد، یک روز در مقابل اسلحه، یک روز روی مین بیفتد و یک روز روی توپ تا از مرزی که برایش مقدس است با جانش دفاع کند!
این تصویر یک صحنه از فوتبال نیست، این تصویر تمام ما است... تمام آنچه که بودیم و هستیمو خواهیم بود: جنگجویی برای تمام فصول...متن از نویسنده خوب کشورمون @solfarrokh
#تیم_ملی_ایران #غیرت #اتحاد #همه_برای_ایران
Read more
<span class="emoji emoji1f49e"></span>تموم دنیا رو گشته ام<span class="emoji emoji1f49e"></span> <span class="emoji emoji1f49e"></span>کنار شما اما،دنیای دیگریست<span class="emoji emoji1f49e"></span> آدمها همۀ وقت مفید رو برای پیدا کردن مفید تر ...
Media Removed
تموم دنیا رو گشته ام کنار شما اما،دنیای دیگریست آدمها همۀ وقت مفید رو برای پیدا کردن مفید تر رها می کنن،غافل از این که مفید همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی.همونایی که هر روز حالت رو می پرسن و تو سرسری میگی خوبم،همونایی که تو حضورشون رو همۀ وقت حس کردی اما ساده گذشتی،همونایی ... 💞تموم دنیا رو گشته ام💞
💞کنار شما اما،دنیای دیگریست💞
آدمها همۀ وقت مفید رو برای پیدا کردن مفید تر رها می کنن،غافل از این که مفید همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی.همونایی که هر روز حالت رو می پرسن و تو سرسری میگی خوبم،همونایی که تو حضورشون رو همۀ وقت حس کردی اما ساده گذشتی،همونایی که وقتی کم حوصله ای زمین و زمان رو به هم میدوزن تا تو لبخند بزنی.مفید همون کسی هست که بی منت تو رو دوست داره،که تو صد بار دست رد به سینه اش می زنی اما یک‌ بار هم خواهشت رو رد نمی‌کنه.مفید همونیست که طاقت قهر نداره،میگه قهر اما دلش دوریت رو تاب نمیاره.یعنی همه ی شما عزیزای دلم😍خانواده ی دوست داشتنی من😍
برای خوشبخت بودنم،شما ها کافی هستین💞خدایا عزیزامو همیشه سلامت و شاد برام حفظ کن،الهی آمین💞
#خانواده #خانوادگی #خانوادگي #خانواده_عشق #خانواده_من #خانواده_دوست_داشتنی_من #عزیزانم #عزیزای_دلم #عزیزای_دل #خوشبخت #خوشبختی #خوشبختي #خوشبختى #خدا #خدایا #خدایا_شکرت_که_هستی_و_برایمان_خدایی_میکنی #سیزده_بدر #سیزده_به_در
Read more
Loading...
دکترالهی قمشه_ای خیلی زیبا ڪَفت .... تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی ببینی به جز خودت هیچ ...
Media Removed
دکترالهی قمشه_ای خیلی زیبا ڪَفت .... تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی ! ! ! اون روز چه لباسی میپوشی؟ چه طلایی به خودت آویزون میکنی؟ با چه ماشینی گردش میکنی؟ کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب میکنی؟ شاید یک نصفه روز از هیجان ... دکترالهی
قمشه_ای خیلی زیبا ڪَفت .... تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی
ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی ! ! !

اون روز چه لباسی میپوشی؟
چه طلایی به خودت آویزون میکنی؟
با چه ماشینی گردش میکنی؟
کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب میکنی؟
شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه !
وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی، لباس جدیدتو ببینه،
برای ماشینت ذوق کنه، باهات بیاد گردش، کنارت غذا بخوره، همه این داشته هات برات پوچه
دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره...
خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه...
طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمیکنه...
همه اسباب شادی هست اما هیچ کدومشون شادت نمیکنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی
اون وقته که میبینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص با دیگران بزرگ و با ارزشه.
شاید حاضر باشی همه دنیا رو بدی اما دوباره آدم ها کنارت باشند .....
قـــــــــــدر_همدیڪَہ_رو_بدونیــــــم
Read more
 #برای_همه_دختران_وطنم دنیا ادامه می‌دهد و ایستگاه بعد هلیای من بزرگ شده، من شکسته‌تر فردا ...
Media Removed
#برای_همه_دختران_وطنم دنیا ادامه می‌دهد و ایستگاه بعد هلیای من بزرگ شده، من شکسته‌تر فردا نگاه می‌کنی و روی پشت بام یک جفت مرغ عشق نشسته، کلاغ، پر توری سفید روی سر دختر من است اشکی دویده‌ گوشه‌ی چشمم... برو پدر! خلاصه، این آرزوی همه‌ی پدرهاست، دیر یا زود، باید دست جگرگوشه‌ت رو بذاری ... #برای_همه_دختران_وطنم

دنیا ادامه می‌دهد و ایستگاه بعد
هلیای من بزرگ شده، من شکسته‌تر

فردا نگاه می‌کنی و روی پشت بام
یک جفت مرغ عشق نشسته، کلاغ، پر

توری سفید روی سر دختر من است
اشکی دویده‌ گوشه‌ی چشمم... برو پدر!

خلاصه، این آرزوی همه‌ی پدرهاست، دیر یا زود، باید دست جگرگوشه‌ت رو بذاری توی دست یک‌ شازده و با صدایی بغض‌آلود بگی؛ «الهی خوشبخت بشی دخترم!»
خیلی دراماتیکه، نه!؟ خیلی خیلی سخته، خدا کنه طرف مقابل، آدم خوبی باشه تا این آخرین اشکی باشه که می‌ریزی... روزتون مبارک دخترای وطن، هلیاهای من، سپیدبختی همتون رو آرزومندم و برای ایرانی بهتر در فردای خوشبختی‌تان دعا می‌کنم.

#هلیا
#عشق
#روز_دختر
#دختر_پدر
#عروس
#خوشبختی
#جگر_گوشه
#فردا
#ایران_فردا
#روز_دخنر_مبارک
#زنده_باد_عشق
#مجتباصادقی
Read more
Loading...
(مادر) زن آفریده شدن و زن بودن چیزه پیچیده ایه... زنها عموما مادر به دنیا میان برای برادرشون مادرن برای ...
Media Removed
(مادر) زن آفریده شدن و زن بودن چیزه پیچیده ایه... زنها عموما مادر به دنیا میان برای برادرشون مادرن برای خواهرشون مادرن برای پدرشون مادرن برای عروسک هاشون مادرن حتی واسه مادرشونم مادرن و این واقعا چیز عجیب و پیچیده ایه یه دیالوگ مربوط به باغ های کندلوس هست که میگه: زن ها زود پیر می شن! ... (مادر)

زن آفریده شدن و زن بودن چیزه پیچیده ایه...
زنها عموما مادر به دنیا میان
برای برادرشون مادرن
برای خواهرشون مادرن
برای پدرشون مادرن
برای عروسک هاشون مادرن
حتی واسه مادرشونم مادرن
و این واقعا چیز عجیب و پیچیده ایه
یه دیالوگ مربوط به باغ های کندلوس هست که میگه:
زن ها زود پیر می شن! می دونین چرا
چون عروسک بازیشون هم جدیه
روی عمرشون حساب می شه
زن ها برخلاف باور خیلیا قدرتمندن ...هیچ زنی ضعیف نیست
تو باید قوی باشی که نه ماه یه نفر دیگه رو توی وجودت زنده نگه داری
باید قوی باشی که بتونی مردهایی که خودت اونها رو به وجود آوردی و بزرگ کردی و الان درباره برتری مردها نسبت به زنها حرف میزنن و سمینار میذارن رو تحمل کنی
باید قوی باشی که معشوقه سربازای جنگی باشی که زنده بودن و نبودنشون رو هیچ فردی نمیتونه تضمین کنه
باید قوی باشی که گاهی آدمایی رو بدنیا بیاری که دنیا رو متحول کردن
باید قوی باشی که بتونی یه جنگ رو بوجود بیاری یا باعث اتمام یه جنگ بشی
باید قوی باشی که با لبخندت یه مرد رو دلباخته خودت کنی
باید قوی باشی که بتونی نامه هایی بنویسی کتابایی بنویسی مقاله هایی بنویسی که یه جهان رو متحول کنی
و در آخر باید قوی باشی که قلب یه مرد رو به چنگ بیاری و همچنان کاری کنی که باعث تپیدن قلب اون مرد بشی...
نمیتونی قدرتی که لا به لای چین های دامن یا طره های موی یه زن هست رو نادیده بگیری
زن بودن ینی آیدا مخاطب شعرهای شاملو
زن بودن ینی مارگارت تاچر اولین نخست وزیر زن بریتانیای کبیر
زن بودن ینی دزیره معشوقه ناپلئون پادشاه قدرتمند فرانسه
زن بودن ینی مونالیزا و لبخندش و نقاشی داوینچی و هزاران سال عشق و قدرت نهفته و پنهون
زن یعنی تو
یعنی همه زنای قدرتمند دنیا که به قول ناپلئون با یه دست گهواره رو به حرکت در میارن و با دست دیگه دنیا رو...
.زن ها این شاهکارهای خلقت خداوند که بس عجیب و پیچیده ان رو دست کم نگیرید هیچ شاعری بدون وجود یه زن توی خاطراتش نمیتونه شعر بگه هیچ رمان نویسی هم نمیتونه کتاب بنویسه و هیچ مردی توی دنیا نتونسته در برابر زنی که موهای بلندش رو به دست باد میسپاره و دامن گلگلی کوتاه میپوشه تاب بیاره و دلش رو از دست نده
زنها رو دوست داشته باشید اونا قدرتمند ترین موجودات آفرینشن
روز مادر به همه ی زنها که زن بودن و مادری کردن و آنانی که زن بودن و پدری کردن مبارک ❤️
Read more
واقعن نشدنیه اگر بخوام براتون از حجم فشاری که یه نوازنده‌ی ویولن بهش وارد می‌شه تا صدای لذت‌بخشی از ساز تولید بشه، حرف بزنم چون باید لمس بشه. این سختی رو نوازنده‌های سازهای دیگه هم به شکل‌های مختلف دارن و در موردش می‌شه مفصل حرف زد. این‌ ویدئو از نوازنده‌‌ی خانمی که مهم‌ترین عضو برای نوازندگی رو ... واقعن نشدنیه اگر بخوام براتون از حجم فشاری که یه نوازنده‌ی ویولن بهش وارد می‌شه تا صدای لذت‌بخشی از ساز تولید بشه، حرف بزنم چون باید لمس بشه. این سختی رو نوازنده‌های سازهای دیگه هم به شکل‌های مختلف دارن و در موردش می‌شه مفصل حرف زد. این‌ ویدئو از نوازنده‌‌ی خانمی که مهم‌ترین عضو برای نوازندگی رو نداره، جواب خیلی از سؤال‌ها در مورد علاقه، سن، شدن‌ها، نشدن‌ها و مسائل دیگه‌ست.
خواستم بگم، اگر بدنی سالم و یا نقص عضو دارین، برای چیزی که دوستش دارین بجنگین. توو دنیایی که هر روز خبرهای تلخ بیشتر می‌شه، این ویدیو‌ها، حال خیلی‌ها رو خوب می‌کنه و کنار اینکه قدر سلامتی‌شون رو می‌دونن، از جاشون پا می‌شن و به‌خاطر عشق‌شون و فارغ از قیاس کردن خودشون با بقیه، می‌جنگن و به دنیا ثابت می‌کنن که به هرچی دوست‌ش دارن، می‌رسن.
#عشق #موسیقی #انسان #جهانی_زیباتر #ویولن #ویولنیست #love #music #human #violin #violinist #kazushigemasuda #amirazimi #امیرعظیمی #امیر_عظیمی
Read more
... من پام درد می گیره، یعنی با یه حواس جمع و خیلی بی دلیل یه جوری می افتم توو جوب که راه رفتن سخت می شه برام، ...
Media Removed
... من پام درد می گیره، یعنی با یه حواس جمع و خیلی بی دلیل یه جوری می افتم توو جوب که راه رفتن سخت می شه برام، می گی خاله سمیرا نمیشه که باید بریم دکتر، می گم نه ولش کن، می ریم اونجایی که تو دوست داری بری، می گی من اصلا جایی دوست ندارم برم، شما باید بری دکتر، منو می بری بیمارستان، تو منو می بری بیمارستان، منو ... ...
من پام درد می گیره، یعنی با یه حواس جمع و خیلی بی دلیل یه جوری می افتم توو جوب که راه رفتن سخت می شه برام، می گی خاله سمیرا نمیشه که باید بریم دکتر، می گم نه ولش کن، می ریم اونجایی که تو دوست داری بری، می گی من اصلا جایی دوست ندارم برم، شما باید بری دکتر، منو می بری بیمارستان، تو منو می بری بیمارستان، منو می بری رادیولوژی، نباید راه برم، می گی خاله سمیرا ویلچر بیارم؟ میاری و من سوار می شم و از اونجایی که من و تو پر از شیطنتهای مشترکیم، همه ی تلاشت رو می کنی که منو بخندونی، می خندیم، توو این همه درد می خندیم، می خندی و حواست نیست که من می فهمم چقدر ترسیدی، چقدر نگرانی، چقدر عصبانی می شی از دست دکتر وقتی جواب درست نمی ده، دستم رو می گیری، هی می گی شما بشین، من هستم، معلومه که تو هستی، تو همیشه هستی و من همیشه عاشقتم، می گی خوب شد من بودم خاله سمیرا، توو دلم می گم خوبه که همیشه هستی شیرین ترین عسل دنیا و نگات می کنم، تو، تو کی اینقدر بزرگ شدی عزیز دلم؟ من و تو کی این همه پر از حرف های مشترک شدیم؟ چه خوبه که بزرگ شدی، چه خوبه که می تونیم با هم پر از راز بشیم، چه خوبه که منو دوست داری، من عاشق دوست داشتن های توام دورت بگردم و متنفر از هر چیزی که بخواد تو رو ازم دور کنه، تولدت مبارک و تمام.
Read more
. اوضاعِ بی‌رحمی و قساوت قلب بعضی‌ها به جایی رسیده که آدم دلش میخواد بهشون بگه بخدا هیچ توقعی از شما ...
Media Removed
. اوضاعِ بی‌رحمی و قساوت قلب بعضی‌ها به جایی رسیده که آدم دلش میخواد بهشون بگه بخدا هیچ توقعی از شما نیست ... نه کسی از شما پولی میخواد نه ازتون میخوایم که برید بجنگید نه حتی انتظار نداریم ازتون که در حد چارتا کلمه از کسی دفاع کنید « فقط لطفا چند قطره اشک بریزید ! » . هموطن ها لطفا #ببینید عکس‌ها ... .
اوضاعِ بی‌رحمی و قساوت قلب بعضی‌ها به جایی رسیده که آدم دلش میخواد بهشون بگه
بخدا هیچ توقعی از شما نیست ...
نه کسی از شما پولی میخواد
نه ازتون میخوایم که برید بجنگید
نه حتی انتظار نداریم ازتون که در حد چارتا کلمه از کسی دفاع کنید
« فقط لطفا چند قطره اشک بریزید ! »
.
هموطن ها
لطفا #ببینید عکس‌ها و فیلم‌های جنایاتی که داره بر سر مردان و زنان و #کودکان #یمن می‌ریزه و تمام هست و نیستشون رو در چند لحظه نااااابود میکنه !
لطفا ببینید و گریه کنید !
همین ، چند قطره اشک بریزید که « لااقل از قلبتون بوی گند و متعفن #قساوت به مشام نرسه .»
.
.
+ میدونم ، بعضیامون برای حتی مایحتاج زندگی هم پول نداریم.
بعضیامون حسرت یه خونه‌ی نو و یه لباس خاص و یه مسافرت متفاوت و یه خیااااال تخت تو دلمون مونده که باز هم بخشیش برا اینه که پولشو نداریم .
بعضیامون هزارجور مشکل دیگه داریم که میگیم کاش اصلا مشکلم فقر مالی بود !
بعضیامون هم خیلی چیزای دیگه ... که به ازای تک تکمون میشه اسم برد ازشون.
اما ما یه چیزی #داریم که خیلی وقته نادیده گرفتیم و می‌گیریم
اونم یه رهبر بابصیرت و مقتدره که کل دنیا ازش حساب میبره (بی‌اغراق !)
و یه بستر فراهم برای کار کردن در زمینه ظهور آقامون
والا بخدا همینه .... حالا شما تو دلتون بگید باز این شعار داد !
.
من نمیخوام بگم برید خداروشکر کنید که بچه‌هاتون زیر آوار موشک له نمیشن ! ( که البته هر آدم منصفی این شکر نعمت رو بجا میاره بدون اینکه نیاز به گفتن باشه !)
اما اگه شما هم دلتون شرحه شرحه میشه از این همه ظلم و خون خونتونو میخوره از این دنیایی که حتی سری هم به نشونه تاسف برای این جنایات تکون نمیده ، لااقل واسه آروم کردن وجدان خودتون هم شده دست بکار شید
.
والا لازم نیست شق‌القمر کنیم !
هرکس در حد وُسع خودش ؛
اما انصاافااااا نه وسع و ظرفیتی که تا الان از خودمون نشون دادیم
ظهور آقا امام زمان کلید حل تماااام مشکلاته. از مشکلات شخصی خودتون بگیرید تاااا بچه‌های بی‌گناه زیر توپ و تانک دشمنا ...
منتها ظهور رو من و شمای شیعه باید رقم بزنیم ..... .
لطفا بیایید بجنبیم. اما منصفانه و وظیفه‌شناسانه (!) تا با آرامش‌خاطر ، آرامش رو به جهان برگردونیم .
... دنیا رو من و شما میسازیم ...
.
.
#یمن #فلسطین #غزه #بحرین #سوریه #بأی_ذنب_قتلت ؟!
.
+ راستی ، ورق بزنید و ببینید جنایات آل‌سعود و متحدینش رو .. چشم باز کنیم و ببینیم که نکنه روزی با قلممون یا حرفی از دهنمون یا حتی سکوتمون (!) از این آدم‌کش‌ها حمایت کرده باشیم ... !
.
.
Read more
Loading...
عکاسارو تگ کنید<span class="emoji emoji1f60d"></span> عکاسای عزیز روووزتون مباااارک<span class="emoji emoji1f60d"></span> ‌کپشنو بخونید<span class="emoji emoji1f447"></span> . خیلی معمولی‌ایش رو بگیم ...
Media Removed
عکاسارو تگ کنید عکاسای عزیز روووزتون مباااارک ‌کپشنو بخونید . خیلی معمولی‌ایش رو بگیم #عکاس یعنی کسی که نور رو با یه دستگاه تبدیل می‌کنه به یه تصویر با شمام ، آره با شما ، عکاسی دیگه ، دوربینت اگه دوربین ۵ مگاپیکسلی گوشی باشه یا دوربین های گرون قیمت توی بازار ، شمایی که عاشق تبدیل این نور ... عکاسارو تگ کنید😍
عکاسای عزیز روووزتون مباااارک😍
‌کپشنو بخونید👇
.

خیلی معمولی‌ایش رو بگیم #عکاس یعنی کسی که نور رو با یه دستگاه تبدیل می‌کنه به یه تصویر
با شمام ، آره با شما ، عکاسی دیگه ، دوربینت اگه دوربین ۵ مگاپیکسلی گوشی باشه یا دوربین های گرون قیمت توی بازار ، شمایی که عاشق تبدیل این نور سرگردون به عکس هایی هستی که دنیا رو نشون بدی ، دنیات رو نشون بدی ، احساس رو‌‌ نشون بدی ، شادی رو غم رو زیبایی رو‌ شکست رو ... تویی زحمت میکشی تویی که می‌دونی می‌دونی شاید هیچوقت هیچکس بهت توجه نکنه ، شاید پول یه چایی هم‌ نداشته باشی ، شاید هی این جمله رو بشنوی که شغلت واقعیت چیه ، اما ایستادی ، دوربین به دست گرفتی ، وقت میذاری یاد میگیری ، مغرور نمیشی ، هنر میسازی ...
خسته نباشی هنرمند ، روز ، روز‍ِ تو ه ، بخند امروز‌ رو ...
#روز_عکاس مبارک همه زحمت کشای این هنر .
.
Photo by : @masiha.studio
.
.
#esfahan #isfahan #esfahanaks #pic_firik_ #thstreetlife #_ax_honari_ #pic_poem #poem_pic #honaristyle #topcaptures #ax_matn #ax_caption #akas_khoone #photo__caption #honar_doostan #persian_styleiswhat #photoaxgram #istgahe_honar #harfeaks #zhest_akasi #zhest_pictures #cafe #gallery_photography_ #_chilik_ #streetstyle #bravogreatphoto #art
. .
👈👈 جهت ارتباط با ما از هشتگ های زیر استفاده کنید
👇👇👇
#esfahanaks
#isfahanaks
Read more
. از همون اول که دیدمش دلم براش رفت ؛ بس که شبیه عکس نوزادی های خودم بود . همونقدر بی ریخت و قرمز و کچل ! ...
Media Removed
. از همون اول که دیدمش دلم براش رفت ؛ بس که شبیه عکس نوزادی های خودم بود . همونقدر بی ریخت و قرمز و کچل ! زن عمو  می گفت دو ساعتی میشد که گریه می کرد ، ما که اومدیم ، آروم شد و فقط نگامون کرد ... و از همه بیشتر به من ! ابروهاش مثل من ، مثل بابا و عموها ، کوتاه و رو به پایین بود ! انگشتای دستش تپلو و سفید بودن ؛ ... .
از همون اول که دیدمش دلم براش رفت ؛ بس که شبیه عکس نوزادی های خودم بود . همونقدر بی ریخت و قرمز و کچل !
زن عمو  می گفت دو ساعتی میشد که گریه می کرد ، ما که اومدیم ، آروم شد و فقط نگامون کرد ... و از همه بیشتر به من !😍😍😍😍
ابروهاش مثل من ، مثل بابا و عموها ، کوتاه و رو به پایین بود ! انگشتای دستش تپلو و سفید بودن ؛ مثل دستای من ! مدل ناخناش مثل من بود ... مدل پاهاش و ناخنای پاهاش هم مثل من بود ... آخه مگه میشه یه پسرعمو ، اینقدر به دخترعموش بره ؟
یه لحظه که داشتم با عشق نگاش می کردم ، چشام پر اشک شد ؛ مامان طبق معمول سیخونک زد و گفت :«اینجا نزن زیر گریه ! مردم مدل  احساساتی شدن تو رو درک نمی کنن !» - زن عموم رو می گفت! -
بعد در عین ناباوری ، پسر عموم هم چشاش پر اشک شد !! مامان می گفت حتی گریه کردنش هم مثل منه ؛ من سر ساعت مشخصی از روز گریه می کردم ! «از همون بچگی مقرراتی بودم !» خلاصه که عاااااشقشم بدجورررر !
موقع خداحافظی ، دست کشیدم رو دماغش و گفتم :«پسر عموی کی بودی تو ؟»
لبخند زد ... #دخترخوب
۷_۲_۹۷
.
پ ن : خوش به حال هر کی پسرعمو داره ! خدا که هفده سال نعمت پسر عمو رو از ما دریغ کرده بود !! ... به نظرم دوست داشتنی ترین «کازین » آدم ، عمو زادشه!! سیزده رجب به دنیا اومد ؛ اسمش رو گذاشتن 😍 علی 😍
#علی #پسرعمو #عاشقتم_پسرعمو #دخترعمو
.
.
.
پ ن ۲: اگه پسرعمو داری و عاشقش نیستی خااااااااک بر سرت ... !
یعنی خاااااکااااا ! خاااک !
Read more
<span class="emoji emoji1f363"></span><span class="emoji emoji1f363"></span> این قسمت از کانادا که کِبکشون باشه فرانسوی زبان هست و بالطبع مهاجرایی که فرانسوی بلدند بیشتر هستند ...
Media Removed
این قسمت از کانادا که کِبکشون باشه فرانسوی زبان هست و بالطبع مهاجرایی که فرانسوی بلدند بیشتر هستند از جمله بلژیکی ها. سه نفر بلژیکی میشناسم که آدمهای فوق العاده خونگرم و جالبی هستند یه خانم مسن و پسرش و یه آقای مسن هشتاد و هشت ساله، این آقای داستان ما حدود شصت و پنج ساله مهاجرت کرده کانادا و بقول ... 🍣🍣
این قسمت از کانادا که کِبکشون باشه فرانسوی زبان هست و بالطبع مهاجرایی که فرانسوی بلدند بیشتر هستند از جمله بلژیکی ها. سه نفر بلژیکی میشناسم که آدمهای فوق العاده خونگرم و جالبی هستند یه خانم مسن و پسرش و یه آقای مسن هشتاد و هشت ساله، این آقای داستان ما حدود شصت و پنج ساله مهاجرت کرده کانادا و بقول خودش تمام این شصت و پنج سال رو پشیمونه که چرا اومده اینجا و یجورایی از کانادا متنفر شده 😉 مرد فوق العاده باسواد و باهوشیه و استاد بازنشسته دانشگاه هست. خانمش نود سالشه و دو ساله آلزایمر گرفته یه دختر داره کاترین که آمریکا زندگی می‌کنه و پسرش هم ونکوور کانادا.
از یه خانواده بسیار مرفه بلژیکی و بقول خودش بورژوآ بوده و جنگ جهانی دلیل اصلی مهاجرتش به کانادا بوده.
داستانهای قشنگی از بچگیش و جنگ برام تعریف می‌کنه که من قشنگ فکر میکنم وسط سریال ارتش سری هستم.
از اینکه چطور تمام فامیل یک شبه سوار ماشین میشند و فرار میکنند به فرانسه و ... هر بار یک جمله از پدرش رو به من یادآوری می‌کنه و میگه بقول پدرم تا آخرین روز از عمرت باید مطالعه کنی و به معلوماتت اضافه کنی و باید حتما چند زبان زنده دنیا رو بتونی صحبت کنی. پدرش به چهار زبان صحبت می‌کرده ولی خودش سه تا و خیلی دوست داره ایتالیایی هم یاد بگیره.
هر هفته یه مقاله جالب که تو روزنامه خونده را برای من کپی میگیره و میاره میگه باید بخونی تا انگلیسیت یادت نره چون اینجا همه فقط فرانسه حرف میزنند و هفته بعد میاد درباره مقاله بحث می‌کنه
خلاصه نقاط مشترکی داریم هر دو کانادایی نیستیم جنگ رو تجربه کردیم اینجا مجبوریم به زبان غیر زبان مادری حرف بزنیم و خیلی هم از سیاست خوشمون میاد و پر چونه ایم 😄. چند وقته پیش بهش گفتم بیوگرافی پدرت رو بنویس و بذار بقیه هم از خواندنش لذت ببرند اولش قبول نمی‌کرد ولی شروع کرد به نوشتن و قراره پنجشنبه پیش‌نویس رو برام بیاره. کلی ذوق کردم و منتظرم.
گفتم بهش تو بنویس من برات کارهای تایپ و هر کمکی دیگه بخوای انجام میدم.
کسی چه می‌دونه شاید فیلمنامه سریال ارتش سری قسمت بعدیش همین باشه.
عکس هم ربطی به کپشن نداره گذاشتم برا کساییکه حوصله خوندن ندارند و فقط عکس دوست دارند.
Read more
Loading...
«ما» آدمای مَلَنگِ بی‌رؤیا، آدمک‌کوکیای سردرگم. بس‌که به استوانه پز دادیم شدیم آجرپزای جاده‌ی ...
Media Removed
«ما» آدمای مَلَنگِ بی‌رؤیا، آدمک‌کوکیای سردرگم. بس‌که به استوانه پز دادیم شدیم آجرپزای جاده‌ی قُم. آدمای همیشه در صحنه، آدمای همیشه تو میدون. همه‌ خوشحال و شاد و خندونیم، پا می‌کوبیم تو برکه‌ای از خون. درِ مغزامونو رو هر فکری بوی آزادی می‌ده می بندیم. بستنیِ عروسکی ماییم، چوب ... «ما»

آدمای مَلَنگِ بی‌رؤیا،
آدمک‌کوکیای سردرگم.
بس‌که به استوانه پز دادیم
شدیم آجرپزای جاده‌ی قُم.

آدمای همیشه در صحنه،
آدمای همیشه تو میدون.
همه‌ خوشحال و شاد و خندونیم،
پا می‌کوبیم تو برکه‌ای از خون.

درِ مغزامونو رو هر فکری
بوی آزادی می‌ده می بندیم.
بستنیِ عروسکی ماییم،
چوب توی پاچه‌مونه، می‌خندیم!

ملتِ نشئه از صدای معین،
ملتِ مست توی آنتالیا،
ملتِ باددوستِ پرچم‌پوش،
ملتِ پرت مونده از دنیا.

تنقیه می‌کنه خودش رو مدام
با یه عالم گذشته‌ی الکی.
ملتی که هنوز غمگینه
از خداحافظیِ ده‌نمکی.

ما از این دست آدما هستیم،
سلفی‌گیرای غالبأ قهار.
قطره‌های یه فاضلابِ بزرگ،
بره‌های یه گله‌ی بیمار.

برای ماشینای قسطیمون
تخم‌مرغ می‌شکنیم و دلشادیم.
تو یه زندون گنده‌ایم عوضش
واسه تولیدِ مثل آزادیم.

انقلاباتِ فیس‌بوکانه
راه می‌ندازیم از رو بیکاری.
مشتِ محکم می شیم توی دهنِ
دشمنای همیشه تکراری.

تخت‌جمشید دخیل می‌بندیم،
عکسِ شاهو تو ماه می‌بینیم،
نقل قول از شریعتی می‌گیم،
پای طنزِ مدیری می‌شینیم.

تنِ فردوسی کُت می‌پوشونیم
با صلیبِ شکسته رو بازوش.
گم می‌شه هر صدای تازه توی
نعره‌ی اکثریتِ خاموش.

توی خواب غلت می‌زنیم دائم،
باورمون شده که بیداریم.
مٌهره‌ی دست این و اونیم و
از زمین و زمان طلب‌کاریم.

ما از این دست آدما هستیم،
لایک‌زن‌های غالبأ قهار
قطره‌های یه فاضلابِ بزرگ،
بره‌های یه گله‌ی بیمار.

یغما گلرویی
Read more
بیایید یه چیزی براتون تعریف کنم. من سالهاست کار آنلاینم رو موازی با کار غیر آنلاینم پیش بردم. وقتی ...
Media Removed
بیایید یه چیزی براتون تعریف کنم. من سالهاست کار آنلاینم رو موازی با کار غیر آنلاینم پیش بردم. وقتی کار آنلاین داری و محتوای آموزشی تولید می کنی خطر اینکه محتوای تو دزدیده بشه خیلی بالاست. در واقع باید پیه این قضیه رو به تنت بمالی . 🌳 . روزی که داشتم بسته ی غیرحضوری اسپیکینگ رو می ذاشتم سایت، مجتبا ... بیایید یه چیزی براتون تعریف کنم. من سالهاست کار آنلاینم رو موازی با کار غیر آنلاینم پیش بردم. وقتی کار آنلاین داری و محتوای آموزشی تولید می کنی خطر اینکه محتوای تو دزدیده بشه خیلی بالاست. در واقع باید پیه این قضیه رو به تنت بمالی
. 🌳
.
روزی که داشتم بسته ی غیرحضوری اسپیکینگ رو می ذاشتم سایت، مجتبا گفت چرا اینقدر ارزون می ذاری وقتی ماه ها وقتت رو گرفته. بهش گفتم چون تارگتم آدمهایی هستند که توی شهرستان های کوچیک هستند و منابع ندارند و دسترسی به استاد خوب هم ندارند
.
🌳
.
یه سختی دیگه کار آنلاین همینه که توی نظر خیلی ها کار نیست و زحمتی که پشت یه محتوا کشیده شده اصلا قابل تصور نیست و معمولا دست کم گرفته میشه. من همه ی این سختی ها رو درونا قبول کردم و عاشق این کارم. چون انرژی که بر می گرده فوق العاده است
.
🌳
.
چند روز پیش یه پیام بهم رسید از یه دختر دانشجو که نوشته بود ما سه نفریم توی اتاق خوابگاه و پولمون رو روی هم بذاریم می تونیم یه بسته رو بخریم . اجازه داریم با هم استفاده اش کنیم؟ اشک اومد تو چشمهام و قلبم تپید. گفتم معلومه اجازه دارید
.
🌳
.
بعد دیدم باید بیام اینجا بهتون بگم دنیا پر از آدم های شریف و ناشریفه. زندگی ترکیبی از این دوتاست. ما هم توی زندگی با هر دو نوعشون آشنا میشیم. اما چقدر من خوش شانسم که اینجا کلی آدم شریف دیدم.
هنوز معتقدم رد شدن و گذشتن از ناشریف ها بهترین راهه و کمترین اتلاف انرژی و وقت رو داره. به جاش ایستادن جلوی شریف ها و تعظیم کردن به خوبی شون الزامه
.
پ.ن: از حضورتون اینجا ممنونم و تا جایی که بتونم این ارتباط رو دو طرفه نگه می دارم🌿
.
#یلدانوشت
Read more
خیلی از ما بزرگترین اشتباه زندگیمون رو نتیجه یک اعتماد می دونیم،اعتماد به کسی که از جفت چشمامون بیشتر ...
Media Removed
خیلی از ما بزرگترین اشتباه زندگیمون رو نتیجه یک اعتماد می دونیم،اعتماد به کسی که از جفت چشمامون بیشتر قبولش داشتیم و از صفر تا صد زندگیمون با خبر بوده...تا اینکه یه روز به خودمون اومدیم و دیدیم اون آدمی که از همه ی دنیا بیشتر قبولش داشتیم تغییر کرده و حالا تبدیل به کسی شده که داره بیشترین ضربه رو به روح ... خیلی از ما بزرگترین اشتباه زندگیمون رو نتیجه یک اعتماد می دونیم،اعتماد به کسی که از جفت چشمامون بیشتر قبولش داشتیم و از صفر تا صد زندگیمون با خبر بوده...تا اینکه یه روز به خودمون اومدیم و دیدیم اون آدمی که از همه ی دنیا بیشتر قبولش داشتیم تغییر کرده و حالا تبدیل به کسی شده که داره بیشترین ضربه رو به روح و روانمون می زنه چون از همه ی رازهامون با خبره و نقطه ضعفامون رو می شناسه ... ما رفتارهایی رو ازش دیدیم که فکر می کردیم از هر کسی سر بزنه جز اون...یه روز چشمامون رو باز کردیم و دیدیم تو زندگیمون پر از زخم های عمیقی هست که از خودی خوردیم ، از کسی که یه زمانی نزدیک ترین آدم زندگیمون بوده و بهش اعتماد داشتیم ولی حالا فقط یه غریبه ست ... اونجا بود که پشت دستمون رو داغ کردیم تا به هر کسی اعتماد نکنیم ، تا دیگه تمام رازهامون رو در گوش کسی نگیم ، تا دیگه نذاریم هر کسی اونقدر به ما نزدیک بشه که بتونه بهمون ضربه بزنه ... بعد از اون بزرگترین ترس ما شد اعتماد کردن به آدما... دیگه خیلی سخت اعتماد می کنیم ، به حرفایی که گوشامون می شنوه ، به احساساتمون ، حتی به جفت چشمامون ... خیلی از ما حالا تنهایی رو انتخاب می کنیم چون یه روزی یکی بهمون ثابت کرده « هیچ چیزی از هیچکس بعید نیست ... »
#حسین_حائریان
Read more
Loading...
. برتراند راسل چند جمله خیلی معروف دارد. مثلا «گرفتاری این دنیا از این است که نادان از کار خود اطمینان ...
Media Removed
. برتراند راسل چند جمله خیلی معروف دارد. مثلا «گرفتاری این دنیا از این است که نادان از کار خود اطمینان دارد و دانا از کار خود مطمئن نیست»، یا ضمن تبریک به مدیرعامل جدید همراه اول می‌گوید «بذر اندیشه و فکر بپاش، عمل و نتیجه درو کن» یا حتی «من آن گلبرگ مغرورم که می‌میرم ز بی‌آبی». ولی در معروف‌ترین جمله‌اش ... .
برتراند راسل چند جمله خیلی معروف دارد. مثلا «گرفتاری این دنیا از این است که نادان از کار خود اطمینان دارد و دانا از کار خود مطمئن نیست»، یا ضمن تبریک به مدیرعامل جدید همراه اول می‌گوید «بذر اندیشه و فکر بپاش، عمل و نتیجه درو کن» یا حتی «من آن گلبرگ مغرورم که می‌میرم ز بی‌آبی». ولی در معروف‌ترین جمله‌اش می‌فرماید «تیکی تاکای بازیکنان بارسا را جایی نیافتم، مگر نزد یاران بهاری».
.
این دقت پاسکاری به حدی است که گاهی حتی خود دوستان هم جا می‌مانند. مثلا احمدی‌نژاد گفت چون دادگاه مشایی علنی است، من شرکت می‌کنم، با تیم رسانه‌ای هم شرکت می‌کنم. ولی خود مشایی گفت: «به دلیل علنی نبودن دادگاه و نداشتن فرصت برای خواندن کیفرخواست، در دادگاه حاضر نمی‌شوم». بزرگوار دادگاه ما نیست که، دادگاه شماست. تازه آخرش هم احمدی‌نژاد نرفت، ولی مشایی در دادگاه حاضر شد! ولی چون مشایی بدون حضور دوستان و وکلایش فقط می‌تواند باد لای برگ‌هایش بپیچد و خش‌خش کند، ما فرض کردیم که اگر احمدی‌نژاد به جای او می‌رفت چه مکالماتی رد و بدل می‌شد:
.
قاضی چکش را روی میز می‌کوبد: متهم به جایگاه... گفتم متهم. شما چی میگی این وسط؟
.
احمدی‌نژاد در حالی که در جایگاه متهم ایستاده، دستانش را از هم باز می‌کند: زنده باد بهار، زنده باد بهار، زنده باد بهار. همونطور که می‌بینید، بنده خودم هم درختم. چه فرقی می‌کنه کی صحبت کنه؟
.
قاضی: برو سر جات بشین ببینم، متهم کو؟
.
احمدی‌نژاد: ایشون کار داشتن، نتونستن تو دادگاه شرکت کنن، بنده رو فرستادن. لطفا سریع کیفرخواست رو بخونین بریم به گرفتاری‌های ملت رسیدگی کنیم.

ملت حاضر در جلسه از پشت سر احمدی نژاد به قاضی اشاره می کنند که جان عزیزش دادگاه را طولانی‌تر کند.

قاضی: حالا وکیل متهم تو دادگاه حضور داره؟
.
احمدی‌نژاد: من از شما می‌پرسم، متهم زنده وکیل وصی می‌خواد؟ ما چرا باید خودمان را از طرف مردم...
.
قاضی: میکروفن اینو قطع کنین بابا... وکیل متهم هست؟ اون آقاست؟ خب کیفر خواست رو بخونید.

احمدی‌نژاد: آقای جوانفکر یادداشت کن.

قاضی: این دیگه اینجا چی کار می‌کنه؟
.
احمدی‌نژاد: ایشون تیم خدوم و زحمتکش رسانه‌ای ماست که زحمت انتشار اخبار رو می‌کشه. با حفظ سمت، متهم دادگاه بعدی هم هست.
.
قاضی: خبرنگار سارس نیوز یه دقیقه بیرون وایستا من تکلیفمو با اینا روشن کنم...
.
خبرنگار سارس نیوز از اتاق خارج می‌شود و جلسه از علنی بودن در می‌آید و ما بقیه ماجرا را نمی‌فهمیم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
و اما کنکور! یه مشت پیرو پاتال الان نشستید دارید می‌گید آخ آخ آخ ولی این مطلب هیچ ربطی به شما نداره! ...
Media Removed
و اما کنکور! یه مشت پیرو پاتال الان نشستید دارید می‌گید آخ آخ آخ ولی این مطلب هیچ ربطی به شما نداره! چون کنکور الان هیچ ربطی به کنکور اون موقع نداره! راستش اون وقتا کنکور مثل جام جهانی بود! یعنی باید خودت رو از وسط نصف می‌کردی تا تازه برسی به جام جهانی! بعد صعود از مرحله گروهی یعنی قبولی در کنکور! ... و اما کنکور!

یه مشت پیرو پاتال الان نشستید دارید می‌گید آخ آخ آخ ولی این مطلب هیچ ربطی به شما نداره! چون کنکور الان هیچ ربطی به کنکور اون موقع نداره!

راستش اون وقتا کنکور مثل جام جهانی بود! یعنی باید خودت رو از وسط نصف می‌کردی تا تازه برسی به جام جهانی! بعد صعود از مرحله گروهی یعنی قبولی در کنکور! بعد کسی تو جام جهانی قهرمان می‌شد که سراسری تهران قبول بشه!

الان ولی فرق داره!

الان کنکور مثل جام جهانیه! یعنی بدون باخت و گل خورده می‌رسی به جام جهانی! اونم به عنوان اولین تیم! بعد دیگه مث قبل نیست که! ژاپن و کلمبیا هم از مرحله گروهی صعود می‌کنن! مگه اینکه مث ایران بخوای پزشکی بخونی که تو گروه مرگ شانس کمتری داری!

خلاصه که هرکی کارت ورود به جلسه بگیره از الان قبوله! خیلی به خودتون فشار نیارید! حالا پزشکی تهران و مهندسی شریف قبول نشدید هم نشدید! بیکار بیکاره دیگه! چه فرقی می‌کنه از کجا مدرک گرفته!

ولی قدیما خیلی استرس داشت و من از چند شب مونده به امتحان استرس می‌گرفتم! یه اخلاق عجیبی هم که داشتم استرس می‌گرفتم غذا زیاد می‌خوردم!

الان یه عده نشستن عین مونگلا نیششون رو باز می‌کنن می‌گن منم استرس می‌گیرم همینجوری‌ام! شما هیچکدوم‌تون به جز حسین کریمی اینجوری نیستین! شما حجم میان‌وعده رو ببین در تصویر آخه!

خلاصه که چند سال بعد نزدیک ایام کنکور که می‌شد اون استرس میاد سراغم! بعدش هر وقت اسمش می‌اومد، بعد هر وقت آموزشگاه می‌دیدم! بعد دیگه کم کم کارت دانشجویی و کتاب و جزوه سیمی هم استرس می‌داد! حتی یه بار مداد دیدم اینجوری شدم.

خواستم بگم نگران نباشید نوگلای باغ علم! برید کنکور بدید گند بزنید تو برگه‌ها و هار هار به زندگی بخندید! بالاخره باغ علم هم نیاز به کود داره!

ترانه مربوطه
اگه چشمات منو می‌خواست توی خونتون می‌موندم
اگه کنکور داده بودم صنعتی شریف می‌خوندم

پ‌ن یک
کنکوری‌ها خسته نباشید

پ‌ن دو
پدرا، مادرا، بخدا اگه می‌بینید ام‌اس زیاد شده علتش استرسه! دکتر نشد هم نشد! نکنه پشیمون بشین. آدم موفق اونه که خوب زندگی کنه و هیچ چیزی تو دنیا ارزش اینهمه استرس نداره

پ‌ن سه
اگه درخواست زیاد بود خاطره کنکورم رو می‌نویسم

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #کنکور #دانشگاه #شریف #قیف #امتحان #سختگیری #مدرسان_شریف #گاج #قلمچی #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_کنکور_ریاضی_رتبه_اول_بشم #خرخون #خرنزن #تست #کلید_سوالات #تقلب #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_با_لیسانس_الکی_دوسال_پا_کوبیده_الانم_بهش_کار_نمیدن #امید_به_خدا #ومن_الله_التوفیق
Read more
پسر گلم روز به دنیا امدنت زیباترین روز زندگی منه گاهی با خودم فکر میکنم که شاید روزی… جایییی…. برای ...
Media Removed
پسر گلم روز به دنیا امدنت زیباترین روز زندگی منه گاهی با خودم فکر میکنم که شاید روزی… جایییی…. برای گنجشکی دانه ای پاشیدم که پاداش خداوند به من خنده های زیبای توست... تو داری مرد می شی … داری قد می کشی و من دارم لحظه های مرد شدنت رو می بینم. لحظه های قد کشیدنت رو می بینم و زندگی می کنم . تنها آرزوم اینه که ... پسر گلم روز به دنیا امدنت زیباترین روز زندگی منه گاهی با خودم فکر میکنم که شاید روزی… جایییی…. برای
گنجشکی دانه ای پاشیدم که پاداش خداوند به من خنده های زیبای توست... تو داری مرد می شی … داری قد می کشی و من دارم لحظه های مرد شدنت رو می بینم.
لحظه های قد کشیدنت رو می بینم و زندگی می کنم . تنها آرزوم اینه که چشات همیشه بخنده... دعا میکنم هرروز برایت رویایی باشد در دست

نه دوردست

عشقی باشد در دل

نه در سر

و علتی باشد برای زندگی

نه روز مره گی

پسر عزیزتر از جانم تولدت مبارک..
Read more
 #کار_اینترنتی برای همه خوب نیست. اگر توش موفق هستید به همه پیشنهادش ندید. خیلی مهمه که با آگاهی از ...
Media Removed
#کار_اینترنتی برای همه خوب نیست. اگر توش موفق هستید به همه پیشنهادش ندید. خیلی مهمه که با آگاهی از پستی بلندی هاش برید سمتش. و صرفا بخاطر اینکه ترند شده و خیلی ها بهش روی آوردن فکر نکنید بهترین گزینه برای کسب درآمده هدف بلند مدت اولین سختی کار اینترنتی اینه که باید صبوری فوق العاده ای داشته باشی. ... #کار_اینترنتی برای همه خوب نیست. اگر توش موفق هستید به همه پیشنهادش ندید. خیلی مهمه که با آگاهی از پستی بلندی هاش برید سمتش. و صرفا بخاطر اینکه ترند شده و خیلی ها بهش روی آوردن فکر نکنید بهترین گزینه برای کسب درآمده
💻
هدف بلند مدت 📍
اولین سختی کار اینترنتی اینه که باید صبوری فوق العاده ای داشته باشی. چند سال اول تقریبا با ضرر می گذره و شما مدام در حال کاشتن هستید. هر روز باید با انگیزه ی دیروز کار رو ادامه بدید. محتوای رایگان تولید کنید. و تولید محتوای با کیفیت و اوریجینال از چیزی که فکر می کنید خیلی سخت تره. بعد از چند سال تازه بذر امیدی که کاشتید در میاد و اون موقع است که درآمدی از کارتون خواهید داشت. یادتون باشه امروز در دنیا یه چیزی مهم‌تر از پوله و اون اعتباره. دنبال راه میانبر نباشید. خوبه که خطاهای دیگران در کار رو ببینید و میزان اشتباه رو پایین بیارید اما حقیقت ماجرا اینه که این جاده ی طولانی باید طی بشه و میانبر زدن یعنی به مقصد نرسیدن. یادتون باشه اونی که به هدفش نزدیک شده سالها تلاش کرده. خودتون رو با کسی که مثل شما تازه شروع کرده مقایسه کنید 💻
امنیت شغلی 📍
کار آنلاین نیاز به روحیه ای خاص داره. اولین خاصیت روحیه تون باید ریسک پذیری تون باشه. یعنی اگر آدمی هستید که تمام عمر به بیمه ی کاری فکر می کنید این اولین سد جلوی راهتونه و نشونه است برای اینکه آماده نیستید برای کار اینترنتی . تعریف تون رو از امنیت تغییر بدید. همه چیز در این کار به تلاش و پویایی شما بستگی داره
💻
مدیریت زمان 📍
شاید فکر کنید خوبی کار اینترنتی اینه که از هر جایی توی سفر در حال عشق و حال می تونید کار کنید. اما این فقط یه دورنمای تبلیغاتیه. حقیقت ماجرا اینه که شما مدیر خودتون هستید. و این خیلی سخته. باید تمرکز بالا داشته باشید مولتی تسکینگ کنید و در روز ساعاتی دقیق رو به کار بسپارید 💻
رمز موفقیت 📍
دروغ نگفتن.اهمیت دادن به مخاطب . نگاه انسانی به مشتری. کپی نکردن. دزدی نکردن . کیفیت بالا و حفظ این کیفیت
💻
سعه صدر 📍
کار شما به راحتی دزدیده میشه. کپی میشه. شما در ایران هستید قانون کپی رایت برای آدمها تعریف نشده. بهترین کار اینه که اینقدر در کارتون عالی و منحصر به فرد باشید که راه خودتون رو قوی پیش برید. آدمی که کارتون رو کپی کرده به جایی نمی رسه. چون هوش و کیفیت و خلاقیت شما رو نداره و میانبر زده. میانبر به بن بست می رسه .
سوال ها خیلی زیاده و همه شون جالب. بنابراین این پست رو می ذاریم قسمت اول . در قسمت دوم به باقی سوال ها ج میدم. امید که تا اینجای کار مفید بوده باشه.
Read more
. صبحا اولِ وقت که رشت خوابه ولی ما سر کاریم، خلوت‌تره و کتاب وا می‌کنیم که بخونیم، تاریخچه‌ی چای؛ ...
Media Removed
. صبحا اولِ وقت که رشت خوابه ولی ما سر کاریم، خلوت‌تره و کتاب وا می‌کنیم که بخونیم، تاریخچه‌ی چای؛ در واقع من می‌شینم وسط بلند بلند می‌خونم و بقیه یادداشت می‌کنن. رسیدیم به توضیحات چای رویبوس. من و نیما همزمان گفتیم یه رویبوس دم کنیم؟! و بعد لبخند زدیم. چند دقیقه‌ی بعد تاریخچه‌ش رو می‌خوندیم و ... .
صبحا اولِ وقت که رشت خوابه ولی ما سر کاریم، خلوت‌تره و کتاب وا می‌کنیم که بخونیم، تاریخچه‌ی چای؛ در واقع من می‌شینم وسط بلند بلند می‌خونم و بقیه یادداشت می‌کنن. رسیدیم به توضیحات چای رویبوس. من و نیما همزمان گفتیم یه رویبوس دم کنیم؟! و بعد لبخند زدیم.
چند دقیقه‌ی بعد تاریخچه‌ش رو می‌خوندیم و چایش رو می‌نوشیدیم.. چشمامون رو که می‌بستیم انگار تو آفریقا، ریشه‌ی این گیاه تو دستامون بود..
انقدر این سکانس رویایی بود که چند بار چشمام رو مالیدم تا مطمئن شم واقعیه!
این کتاب رسالتش رو داره انجام می‌ده، با هر صفحه‌ش ما به باغ‌های چای دنیا سفر می‌کنیم..
به هرحال انقدر هم که نمی‌شه سفر کرد، این مدل گردشگری رو به زندگی اضافه کردیم!!!
.
(همه‌ش با خودم می‌گم چرا کتاب‌های انگلیسی حتی وقتی تاریخچه می‌شن انقدر برام کِشِش دارن؟ حدس می‌زنم بخاطر کیفیت چاپ و کتاب و عکسها و حتی لحن نوشتارشه. ولی هنوز دلیل قطعی پیدا نکردم.)
Read more
. من از اون‌هایی هستم که سریال ترکی تماشا می‌کنم ولی صداش رو در نمیارم. صفر تا صد هرکدومشون رو خواستین ...
Media Removed
. من از اون‌هایی هستم که سریال ترکی تماشا می‌کنم ولی صداش رو در نمیارم. صفر تا صد هرکدومشون رو خواستین تو پی‌وی بهتون میگم ولی تو جامعه وانمود می‌کنم، فقط HBO و نت‌فیلیکس تماشا می‌کنم و عضو کمپین نه به جم‌ تی‌وی هستم. قبلش هم با همون دوبله خسته فارسی ‌وان، سریال می‌دیدم. باورم نمی‌شد دوران اون دوبله ... .
من از اون‌هایی هستم که سریال ترکی تماشا می‌کنم ولی صداش رو در نمیارم. صفر تا صد هرکدومشون رو خواستین تو پی‌وی بهتون میگم ولی تو جامعه وانمود می‌کنم، فقط HBO و نت‌فیلیکس تماشا می‌کنم و عضو کمپین نه به جم‌ تی‌وی هستم. قبلش هم با همون دوبله خسته فارسی ‌وان، سریال می‌دیدم. باورم نمی‌شد دوران اون دوبله یه روز تموم بشه. البته دوبله که نبود بیشتر یه‌جور دابسمش جدی بود. این سریال‌های ترکیه کلی درس زندگی توشه که خیلی‌ها نادیده‌اش می‌گیرن. سریال‌ها باعث میشن در هر سنی وقتی به‌خودتون می‌گین یعنی له‌تر از فک‌وفامیل ما هم کسی تو دنیا هست فوری جواب بدین بله، مثلا همین خانواده هازیم آگمن. پولدار و گدای سریال‌ها از یه میزان بیماری‌های روانی رنج می‌برن و این نشونه عدم تبعیض در بین اقشار جامعه ا‌ست و حالا اون وسط دوتا تست دی‌ان‌اي هم از نقش اولش بگیرن چیزی از ارزش‌های فیلمنامه کم نمیشه. شما می‌تونین از فضیلت خانوم مماشات و چونه‌زنی از موضع قدرت رو یاد بگیرین. همون فضیلت خانم رو اگر مینداختیم به جون موگرینی تا چهاردانگ اروپا رو برامون نقد نمی‌کرد که ولشون نمی‌کرد. شما تیز و بزی و زبل بودن رو می‌تونین از شوهر نیهان یاد بگیرین البته تو بعضی حوزه‌ها مثل اختلاس ضعیف عمل کرد که اونجاها رو پیشنهاد می‌کنم از الگوهای وطنی استفاده کنین. می‌خوام بگم این سریال‌ها به جز معضل بچه مال کیه و ترانزیت به بیمارستان و زندان خیلی هم پرتی نداره. خود من از ساعت ۱۲ شب تا سه شب خیلی با جدیت یکی از همین‌ها رو تماشا می‌کنم. اون‌قدری که این کانال‌ها تو پخش سریال کم‌فروشی می‌کنن و از تو یه ‌قسمت سریال سه قسمت درمیارن این حجم از سخاوتمندی برام قابل پذیرش نیست. حالا درسته که شخصیت‌هاش مقوان و پیرنگ نداره و سه سال طول می‌کشه تا یه اتفاقی بیفته ولی به نیمه پر لیوان فکر کنین. اول توهم یادگرفتن زبان ترکی استانبولی با توجه به گرته‌برداری زبان‌ها از همدیگه و نزدیکیشون. دوم اینکه به‌خاطر ریتم ملوی سریال شما می‌تونین یه تی‌ام و ذن و مدیتیشینی هم اون وسط انجام بدین و هرچی به روحتون چسبیده رو پاک کنین. سوم اینکه یه‌جوری می‌گین سریال ترکی داستان نداره که انگار خودتون دارین؟ یعنی آدم ۱۲ سال بردگی تحویل واحد تامین برنامه صداوسیما میده، نهایت دو هفته و چهارساعتش قابل پخشه. البته خب این هم یه روش بومی برای تند کردن ریتم فیلم‌ها و سریال‌هاست که می‌تونیم به دنیا صادرش کنیم یا مثلا پایتخت پنج میدی، شب پایتخت سه رو جای تکرارش نشون میده و فردا صبح پایتخت‌ یک.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
دانشنامه فرزند . واااای هیچ لحظه ای بدتر از زمانی که نوزادتون داره از ته دل گریه می کنه و کاری از دست ...
Media Removed
دانشنامه فرزند . واااای هیچ لحظه ای بدتر از زمانی که نوزادتون داره از ته دل گریه می کنه و کاری از دست تون بر نمیاد نیست. متاسفانه کولیک (قولنج، نفخ یا هر اسم دیگه ای) مشکلیه که خیلی از بچه ها دچارش می شن. حالا فرزند شما کولیک داره یا رفلاکس؟ چه جوری فرق اینا رو متوجه بشیم؟ اگر رفلاکس باشه نوزاد سرفه ... دانشنامه فرزند
.
واااای هیچ لحظه ای بدتر از زمانی که نوزادتون داره از ته دل گریه می کنه و کاری از دست تون بر نمیاد نیست. متاسفانه کولیک (قولنج، نفخ یا هر اسم دیگه ای) مشکلیه که خیلی از بچه ها دچارش می شن.
حالا فرزند شما کولیک داره یا رفلاکس؟ چه جوری فرق اینا رو متوجه بشیم؟
اگر رفلاکس باشه نوزاد سرفه می کنه، یه راه دیگه هم برای تشخیصش اینه که نوزادتون رو سوار ماشین کنید اگر در طول مسیر با تکان ماشین آروم شد که احتمالا کولیکه در غیر این صورت ممکنه رفلاکس باشه، کولیک نهایتا تا 3 ماهگی ادامه داره.
شما تجربه چنین موضوعاتی رو داشتید؟ برای درمانش چکار کردید؟ از چه راه هایی برای آروم کردن گریه های نوزادتون استفاده کردید؟

خانم های باردار این پست و کامنت هاش رو حتما دنبال کنید تا وقتی نوزاد کوچولوتون به دنیا اومد دستپاچه نشید.
مرسی از مامانایی که تجربه هاشون رو می گن.
مرسی که همیشه همراه مون هستید.
.
راستی اگه مشاوره مامایی خواستید یادتون نره می تونید با تلفن ثابت به شماره 70701050 - 021 زنگ بزنید.
.
#فرزند #دانشنامه_فرزند #کودک #نوزاد #قولنج #کولیک #دل_درد #نفخ #رفلاکس #ریفلاکس #استفراغ_نوزاد #گریه_نوزاد
Read more
آسمون اوری گرهد دنیا رو کرد سرد گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار ...
Media Removed
آسمون اوری گرهد دنیا رو کرد سرد گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان بار ... آسمون اوری گرهد دنیا رو کرد سرد
گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه

گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه

هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست

خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه

تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا

دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه

قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان

بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه

گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی

آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه

آسمون اوری گرهد دنیا رو کرد سرد

آسمون اوری گرهد دنیا رو کرد سرد

مو چطور دل خوش کنم لای این همه برد

#شهریار #چاوشی
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم رضا گلپور یکی از نویسنگانِ مشهورُ خوش فکر ی بود که با نوشته های خودش خیلی چیز ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم رضا گلپور یکی از نویسنگانِ مشهورُ خوش فکر ی بود که با نوشته های خودش خیلی چیز هارو دربارهِ پشت پردهِ اتفاقات فتنه های ۷۸ ، ۸۸ و نظام فکری براندازی اصلاحات نمایان کرد. اما متاسفانه در سال های اخیر اسیر نفوذ دشمن شدُ .... گلپور یک زن آمریکایی داشت که علی الظاهر از سَمتِ ایشون ... بسم الله الرحمن الرحیم

رضا گلپور یکی از نویسنگانِ مشهورُ خوش فکر ی بود که با نوشته های خودش خیلی چیز هارو دربارهِ پشت پردهِ اتفاقات فتنه های ۷۸ ، ۸۸ و نظام فکری براندازی اصلاحات نمایان کرد.

اما متاسفانه در سال های اخیر اسیر نفوذ دشمن شدُ .... گلپور یک زن آمریکایی داشت که علی الظاهر از سَمتِ ایشون دچار آسیب شد.
القصه منظورم از گفتن این حرفا این بود که بگم دشمن آنقدر روباه صفتُ مکارِ که باید از خدا خواست تا آخرین لحظهِ عمر حواسش به ما باشِهُ نَزارِ که پامون تو این پل های نفسانی بلغزه.

اما گذشته از این حرف ها خواستم به یه نکته ای از حرفای آقای گلپور درباره انرژی صلح آمیز هسته ای اشاره کنم.

ایشون چندسال پیش می گفت بحران آینده، جنگ بر سر آبِ! گلپور می گفت: فلسطین آب شیرین ندارِهُ اسرائیلی ها وقتی تو خاک فلسطین جاگیر شدن، نیومدن بگن آب نداریمُ بِزنن تو سرشون.
اونا تونستن با انرژی هسته ای روزانه به اندازه دو برابر سد کرج آب شور رو شیرین کننُ بهترین میوه هاُ سبزیجات رو کاشتُ برداشت و به دنیا صادر کنن.
آنقدری که هر روز ساعت ۱۰ صبح تمام بازارهای جهان پر از میوه های آب دارُ صادراتیِ اسرائیلِ. حالا همین کشورها اومدن با ننه من غَریبم بازیُ تروریست خوندن ما، استفاده از انرژی هسته ای رو برای ما ممنوع کردن.
اونا بهتر از هر کسی میدونستن که ما اهل ساخت بمب اتم نیستیمُ فکر این روزهای بی آبی رو می کردن که ما نتونیم آب های شور و تلخ رو شیرین کنیم.

حالا باید از آقایون مسئول پرسید که چرا فکر این روزهارو نکردید؟
چرا با ندونم کاری هاتون روی خون شهدا سیمان ریختیدُ مردم کشور رو از این نعمت الهی محروم کردید؟

و یا شایدم مثل رضای گلپورهای این مملکت اسیر نفوذِ دشمن شدید!

اما به این فکر کنید که وقتی آب شیرین نباشه، زندگی تلخُِ کام مردم زَهر.

#دولت_بی_تدبیر_و_ناامید
#حسن_روحانی
#محمدجواد_ظریف
#رضا_گلپور
#انرژی_صلح_آمیز_هسته_ای
✍ #رامین_فرهادی
Read more
 #bighanoon #alirezamoslehi خودم رو سریع میرسوندم به اتاقم و از لای پرده کرکره، خونه روبه‌رویی ...
Media Removed
#bighanoon #alirezamoslehi خودم رو سریع میرسوندم به اتاقم و از لای پرده کرکره، خونه روبه‌رویی رو نگاه می‌کردم. به امید اینکه یه لحظه نگار بیاد دم پنجره. دیدن نگار تنها هدف زندگیم بود. بعضی وقت‌ها از عمد میومد چند دقیقه لب پنجره. وانمود می‌کرد که من رو نمیبینه ولی حواسش بهم بود. من هم از فرصت استفاده ... #bighanoon #alirezamoslehi
خودم رو سریع میرسوندم به اتاقم و از لای پرده کرکره، خونه روبه‌رویی رو نگاه می‌کردم. به امید اینکه یه لحظه نگار بیاد دم پنجره. دیدن نگار تنها هدف زندگیم بود. بعضی وقت‌ها از عمد میومد چند دقیقه لب پنجره. وانمود می‌کرد که من رو نمیبینه ولی حواسش بهم بود. من هم از فرصت استفاده می‌کردم. دکمه پلی ضبط صوت قرمز که تو اتاقم بود رو فشار می‌دادم و یکی از آهنگ‌های زیبا و فاخر دنیا، فضا رو رویایی‌تر و رمانتیک‌تر می‌کرد. خواننده میخوند: «نگارم نگارم تو رو خیلی دوست می‌دارم/ عزیزم نمیدونی با تو من چه حالی دارم». به اینجا که می‌رسید انسان از خود بیخود می‌شد. «یواشی نگات می‌کردم با نگات حال می‌کردم/کوچه کوچه کوچه گشتم تا که تو رو پیدا کردم»چند سال بعد نگار زنم بود. اما اوضاع اونجوری که فکر می‌کردیم نشد. بعد از یه مدت آتیش عشقمون به پت‌پت افتاده بود. نگار می‌گفت تو مجله خونده این حالت طبیعیه و باید یه جوری احساساتمون رو رفرش کنیم. من که سر در نمی‌آوردم چی می‌گفت. یه روز که اومدم خونه، پرید جلوم گفت: «فهميدم چه کار کنیم. وسط تمام اتاق‌ها پرده کرکره نصب می‌کنیم، من این طرفش، تو اون طرفش. بعد تو یواشکی از لای پرده من رو نگاه کن، من هم میگم ایششش چقدر من‌رو دید میزنی میمون!» گفتم: «باشه. اگه فکر می‌کنی جواب میده همین کار رو می‌کنیم. فقط او بخش میمون رو نگو».باورتون نمیشه. طرحش جواب داد. اصلا معجزه شد. عشقمون دوباره مثل جوجه از تخم زد بیرون. زندگیمون سر و سامون گرفت. همه چیز شد مثل سابق. دلتون نخواد ولی همین الان که دارم این مطلب رو می‌نویسم، نگار اون طرف پرده نشسته، داره با جذابیت و لوندی خاصی بهم فحش میده. حتی واسه استحکام زندگیمون هفته‌ای یه بار باباش میاد من رو به خاطر چشم‌چرونی به قصد کشت میزنه. یه آهنگ هم دايم در حال پخشه که خواننده میگه: «نگارم نگارم تو رو خیلی دوست می دارم...».
.
بگذریم. این داستان رو تعریف کردم که بگم تلگرامِ فیلترشده، نگار فیلترشده ماست. یه حال دیگه‌ای داره. یه عشق دیگه‌ای داره.10، 12 تا فیلترشکن رو تست می‌کنی. بالاخره یکیش کار میکنه. عبارت روح‌بخش «…updating » اون بالا نمایان میشه. بعد کانال‌ها یکی‌یکی مثل شاپرک میپرن بالا. اون لحظه یه لبخند پیروزمندانه می‌زنی و حس چنگیزخان مغول رو داری که قسطنطنیه رو فتح کرده. چه احساس فوق‌العاده‌ای. اصلا تنها دلخوشی ما تو زندگی اینجور احساس‌ها بوده.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
من و‌ دوچرخه‌های رنگی یه روزی همه فاصله‌ها رو نابود می‌کنیم و دنیا رو فتح می‌کنیم! ???????? at Rome, ...
Media Removed
من و‌ دوچرخه‌های رنگی یه روزی همه فاصله‌ها رو نابود می‌کنیم و دنیا رو فتح می‌کنیم! ???????? at Rome, Italy من و‌ دوچرخه‌های رنگی یه روزی همه فاصله‌ها رو نابود می‌کنیم و دنیا رو فتح می‌کنیم! ???????? at Rome, Italy
... نزدیک به یک فصل از آخرین جلسه ایستگاه داستان می گذرد،چند ماه از سرم گذشته،اما بیشتر دوستانم را ...
Media Removed
... نزدیک به یک فصل از آخرین جلسه ایستگاه داستان می گذرد،چند ماه از سرم گذشته،اما بیشتر دوستانم را ندیده ام. خیلی وقت است که در هیچ جلسه و مهمانی و دورهمی شرکت نکرده ام.نیازی به فکر کردن نیست، بیشتر از شش ماه است که آخرین رابطه کثافتم را تمام کرده ام. هنوز هم همان طوری ام.اخلاقم هیچ تکانی نخورده.گیتار ... ...
نزدیک به یک فصل از آخرین جلسه ایستگاه داستان می گذرد،چند ماه از سرم گذشته،اما بیشتر دوستانم را ندیده ام. خیلی وقت است که در هیچ جلسه و مهمانی و دورهمی شرکت نکرده ام.نیازی به فکر کردن نیست، بیشتر از شش ماه است که آخرین رابطه کثافتم را تمام کرده ام. هنوز هم همان طوری ام.اخلاقم هیچ تکانی نخورده.گیتار را کاور کردم که مبادا گردی بنشیند.خدای من! فقط چند واحد تا تمام شدن دوره کارشناسی ارشد فاصله داشتم.من با جدیت انصراف دادم ! این روزها بیشتر وقتم در یوتوب هزینه میشود.شب ها، بیشتر آنجام.هنوز خیال ندارم دست از سر کتاب های خوب بردارم.داستانی در سر دارم. خوب به عیشم میرسم، مثلا قمارسنگین میکنم.چاره چیست؟ باشد قبول!آگهی های استخدام را زیر و رو می کنم تا شاید فرجی شود، تا کار مناسبی پیدا کنم؟؟لعنتی! استاد ساز و آواز حرف درست را می گفت : اگر شکمت سیر نباشد نمیتوانی ساز بزنی!نمیتوانی بنویسی!نمی توانی کون به کون سیگار دود کنی و به عشق بازی ات برسی!این روزها همه دغدغه معاش دارند؛دایم دست و پا می زنند.چه دریای پر تلاطمی!ابایی ندارند از هر گونه تنازع برای بقا.استاد رزم هم بیراه نمی گفت؛آن روز همه مان را به خط کردو چند نفر را از باشگاه انداخت بیرون.گفتیم : استاد! شما بزرگی کن.شما ببخش!گفت: خفه!در این دنیا اگر بی رحم نباشی دوام نمی آوری! و حالا من مانده ام و این زرت و پرت به ظاهر اگزوتیک استاد که قرن هاست به شکل ویروسی که اتفاقا عمر زیادی هم می کند همه گیر شده ... #fucking_life

#این_روزهای_من
#این_روزهای_لعنتی
#پست_موقت
Read more
‍ هزار و یک دلیل برای سفر به #تایلند <span class="emoji emoji1f60d"></span> <span class="emoji emoji1f53b"></span>تایلند یکی از بهترین مقصدهای گردشگری در آسیا و از پربازدیدترین ...
Media Removed
‍ هزار و یک دلیل برای سفر به #تایلند تایلند یکی از بهترین مقصدهای گردشگری در آسیا و از پربازدیدترین مقاصد سفر دنیا محسوب می‌شه. برای گرفتن ویزای تایلند نیازی به مصاحبه ندارید و زمان زیادی طول نمی‌کشه. این مقصد استوایی از طبیعت سرسبز و جاذبه‌های طبیعی فوق‌العاده‌ای برخورداره. بانکوک، ... ‍ هزار و یک دلیل برای سفر به #تایلند 😍 🔻تایلند یکی از بهترین مقصدهای گردشگری در آسیا و از پربازدیدترین مقاصد سفر دنیا محسوب می‌شه.
🔻برای گرفتن ویزای تایلند نیازی به مصاحبه ندارید و زمان زیادی طول نمی‌کشه.
🔻این مقصد استوایی از طبیعت سرسبز و جاذبه‌های طبیعی فوق‌العاده‌ای برخورداره.
🔻بانکوک، پاتایا، پوکت، کرابی و ساموئی از محبوب‌ترین شهرهای گردشگری تایلند در بین ایرانی‌ها هستند.
🔻از خوبیای دیگه‌ی سفر به تایلند اینه که می‌تونید اونجا با قیمت مناسب خرید کنید. 🔻اگه می‌خواید با الی گشت به تایلند سفر کنید خوبه که بدونید پروازهای تایلند با هواپیمایی ماهان انجام میشه.
🔻یکی از خوبیای دیگه‌ی سفر به تایلند اینه که می‌تونید تورهای ترکیبی رو انتخاب کنید و چندتا از بهترین شهرهای تایلند رو در یک سفر ببینید.
🔻از بازارهای شناور و محلی تایلندی گرفته تا طبیعت فوق‌العاده‌ای که داره، همگی تجربه‌ی سفری فراموش نشدنی رو برامون رقم می‌زنند. ☎️ 02122220333
@i_m_travel ‎ #سفر
‎ #تور
‎ #هواپیمایی ‎ #تفریح ‎ #انرژی ‎ #مسافرت
‎ #آژانس_مسافرتی ‎ #تور_لحظه_آخری
‎ #تورارزان ‎ #تورلوکس ‎ #تور_دبی
‎ #تور_اروپا ‎ #تور_آمریکا ‎ #ویزا
‎پیکاپ_ویزا #؜
‎ #تور_آنتالیا ‎ #تور_قبرس
‎ #سوییس ‎ #گردشگری ‎ #ایرانیان_مهر
‎ #آژانس_هواپیمایی
‎ #تور_ارمنستان ‎ #تور_گوانجو ‎ #تور_آنکارا ‎ #چارتر #
Read more
. دوستای مهربونم براتون زندگی ای پر از آرامش و خوشبختی آرزو دارم... . من هم مثل تک تک تون در زندگی سختی و چالش های خودم رو دارم، منم گاهی نا امید میشم، خسته میشم، و میخوام جا بزنم... . من هم باهات همدردم و درکت می کنم ولی با جا زدن که چیزی درست نمیشه، با نا امیدی و غرق شدن در افکار منفی چیزی حل میشه ؟! ... .
دوستای مهربونم
براتون زندگی ای پر از آرامش و خوشبختی آرزو دارم...
.
من هم مثل تک تک تون در زندگی سختی و چالش های خودم رو دارم، منم گاهی نا امید میشم، خسته میشم، و میخوام جا بزنم...
.
من هم باهات همدردم و درکت می کنم ولی با جا زدن که چیزی درست نمیشه، با نا امیدی و غرق شدن در افکار منفی چیزی حل میشه ؟! نه
.
اگه شرایط برات سخت شده، اگه درا بروت بسته شدن و یا هر چیز دیگه ای، ازت خواهش می کنم امیدوار باش و به خودت باور داشته باش که از پس این چالشم بر میای، با امید هست که میتونی روزنه رهایی و موفقیت رو پیدا کنی
با امید هست که میتونی تاریکی رو شکست بدی و به اونچه که براش تا به امروز جنگیدی برسی، تو لیاقتت خیلی خیلی بیشتر از ایناست، پس خواهش می کنم ادامه بده و به خودت اعتماد کن که میتونی که از پسش بر میای...
.
اگه تنهاترین تنها هستی، اگه هیچ یار و یاوری نداری، اگه همه بهت پشت کردن، اگه اگه اگه...
تو هنوز و تا همیشه که خدا رو داری...
خدا هرثانیه حواسش بهت هست، تلاشتو میبینه، اشک هاتو میبینه، خنده هاتو میبینه....
.
این ماییم که تا سرمست و خوشحالیم فراموشش می کنیم و جوری زندگی می کنیم که انگار خودمون به تنهایی به این لحظه ها دست پیدا کردیم ولی تا به سختی و مشکلات میخوریم دنبالش میگردیم و مدام گله می کنیم 😔
.
خدا همیشه دستش تو دستته و بهت باور داره
چون تو اشرف مخلوقات هستی و از روح خودش در تو دمیده، تو یه انسان با روحی بی حد و انتها و شگفت انگیزی که اگه به یه باور قلبی و حقیقی برسی میتونی هر غیرممکنی رو ممکن کنی ...
.
امشب با خدای مهربون درد و دل کن
باهاش خلوت کن، از زندگی بگو، از خنده و گریه ها، آرزو ها و اهدافت رو درخواست کن، ما همین الانشم کلی نعمت داریم، یکی یکی بهشون فکر کن و از ته قلبت شکر کن، قول بده از این لحظه با خدا صلح❤ کنی و در هر شرایطی فراموشش نکنی، در هر شرایطی به یادش باشی و شکرگزار باشی، قول بده خودتو باور کنی، که یه فرد فوق العاده و منحصر بفرد هستی و به زودی با انرژی و حال خوبت به خواسته های نیکت میرسی، دنیا رو به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل میکنی...
.
تو این شرایط امروزی، ما مردم باید هوای همدیگه رو بیشتر داشته باشیم، قول بده که هوای اطرافیان و مردمی که باهاشون در ارتباط هستی رو بیشتر داشته باشی، گاهی وقتا یه کمک هرچند کوچیک و به ظاهر پیش پا افتاده ما، چنان در کائنات و دنیا میچرخه و میچرخه تا تبدیل میشه به یه کار نیک بزرگ و فوق العاده که این چرخه نیک برمیگرده به همون عمل پیش و پا افتاده ولی خوب تو ❤
.
قدر خودتو بدون
تو فوق العاده دوست داشتنی هستی
Read more
. بالاخره رسیدیم !! و ما ، حالا خیلی خوشحالیم ! امروز ، همون روزیه که قرار بود وقتی بزرگ شدیم ، بهش برسیم ...
Media Removed
. بالاخره رسیدیم !! و ما ، حالا خیلی خوشحالیم ! امروز ، همون روزیه که قرار بود وقتی بزرگ شدیم ، بهش برسیم ... حالا دیگه می فهمیم آهنگ های خارجکی به چه زبونی حرف می زنند ، می تونیم باهاشون هم خوانی کنیم ! می تونیم فیلم های بدون دوبله و زیرنویس انگلیسی ببینیم! میتونیم ویکی پدیا «زبان اصلی» رو بخونیم! می ... .
بالاخره رسیدیم !! و ما ، حالا خیلی خوشحالیم !
امروز ، همون روزیه که قرار بود وقتی بزرگ شدیم ، بهش برسیم ... حالا دیگه می فهمیم آهنگ های خارجکی به چه زبونی حرف می زنند ، می تونیم باهاشون هم خوانی کنیم !
می تونیم فیلم های بدون دوبله و زیرنویس انگلیسی ببینیم!
میتونیم ویکی پدیا «زبان اصلی» رو بخونیم!
می تونیم کتاب و روزنامه های انگلیسی رو هم بخونیم... اخبار هایی مثل بی بی سی گوش کنیم !
بماند که چقدر بعضی روزها کلافه بودیم. چقدر حال بعضیامون خوب نبود ؛ اما وقتی هم دیگه رو می دیدیم ، «حتی تو زمان کوتاه یک ساعت و نیم » کلی حال هم رو خوب می کردیم ...😊😊
از اینکه این راه رو کنار شما «بهترین دوستای دنیا و تمام عمرم» بودم ، خیلی خیلی خوشحالم .
حالا هم دیگه چیزی تا انتهای راه نمونده ، انشالله بعد از این آماده میشیم برای آیلتس . و من برای همتون آرزوی موفقیت قلبی دارم 😆
.
جا داره از استاد های بی نظیرمون هم تشکر کنم ؛ خانوم معلم عزیز من که هیچ وقققت فراموشش نمی کنم و کلی بهش مدیونم بابت چیزایی که یادم داده !!
استاد بی نظیر و خستگی نا پذیر و صد البته دقیق و با برنامه ... سر کار خانم برغمدی «عزیز !» 😍
.
و .... یه استاد پر انرژی و با حال که غیر ممکنه سر کلاسش نخندی ! هیچ وقت یادم نمیره تلاش هاش رو برای یاد دادن لغت های جدید :« پَش‍ِنِت : یعنی پشه ای که تو نته !😂😂😂» و چشمک زدناش و آرزوهای قشنگش و اینکه دنیا براش خیلی ساده و صمیمی بود.
سرکار خانم رضایی «ارجمند»! از همه تون متشکرم .... بهترین ها رو براتون آرزو دارم !
#دلنوشته_دخترخوب
#دخترخوب
جمعه ۱۳۹۶/۱۲/۴
#FCE
#English
#first_certificate_English
Read more
خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل قدم‌هات روی چشمام بیا به این‌ ور پل از این گوشه‌ی دنیا تا اون ...
Media Removed
خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل قدم‌هات روی چشمام بیا به این‌ ور پل از این گوشه‌ی دنیا تا اون گوشه‌ی دنیا چشام بسته برات پل خانوم گل آی خانوم گل از اون روز که جدایی من رو به گریه انداخت برات بارون چشمام پل رنگین کمون ساخت خانوم گل آی خانوم گل برام سخته تحمل قدم‌هات روی چشمام بیا ... خانوم گل آی خانوم گل
برام سخته تحمل
قدم‌هات روی چشمام
بیا به این‌ ور پل

از این گوشه‌ی دنیا
تا اون گوشه‌ی دنیا
چشام بسته برات پل
خانوم گل آی خانوم گل

از اون روز که جدایی
من رو به گریه انداخت
برات بارون چشمام
پل رنگین کمون ساخت

خانوم گل آی خانوم گل
برام سخته تحمل
قدم‌هات روی چشمام
بیا به این‌ ور پل

به یادت که می افتم
می‌لرزه دل و دستم
هزار داد میزنم داد
هنوز عاشقت هستم

یه روز تو باغ پاییز
تو رو تکیده دیدم
زدی ریشه تو قلبم
تو رو به جون خریدم

من از خرابه دل
برات گلخونه ساختم
بهارو با تو دیدم
به بوی تو شناختم

خانوم گل آی خانوم گل
برام سخته تحمل
قدم‌هات روی چشمام
بیا به این‌ ور پل

بهار وقتی بهاره
که بوی تو داره
وگر نه مثل هر سال
خزون انتظاره

دلم امیدواره
اگر چه گله داره
که برگردی دوباره
روزها رو می‌شماره

می‌دونم که تو امروز
پشیمون‌تری از من
بیا که دیره فردا
واسه به هم رسیدن

خانوم گل آی خانوم گل
برام سخته تحمل
قدم‌هات روی چشمام
بیا به این‌ ور پل

از این گوشه‌ی دنیا
تا اون گوشه‌ی دنیا
چشام بسته برات پل
خانوم گل آی خانوم گل
Read more
• میدونی همین الان... همین الان که داری اینجا رو می‌خونی چند نفر تو دنیا عطسه کردن؟ چند نفر یهو دستشون ...
Media Removed
• میدونی همین الان... همین الان که داری اینجا رو می‌خونی چند نفر تو دنیا عطسه کردن؟ چند نفر یهو دستشون رو گذاشتن روی بوق؟ چند تا ستاره مُردن؟ چند نفر عاشق شدن؟ بله... چند نفر همین الان عاشق شدن... من وقتی ناراحتم یهو به این چیزا فکر می‌کنم. یهو فکر می‌کنم الان کجای دنیا، کی دست معشوقش رو گرفته؟ کی ...
میدونی همین الان... همین الان که داری اینجا رو می‌خونی چند نفر تو دنیا عطسه کردن؟ چند نفر یهو دستشون رو گذاشتن روی بوق؟ چند تا ستاره مُردن؟ چند نفر عاشق شدن؟ بله... چند نفر همین الان عاشق شدن...
من وقتی ناراحتم یهو به این چیزا فکر می‌کنم. یهو فکر می‌کنم الان کجای دنیا، کی دست معشوقش رو گرفته؟ کی داره برای از دست دادن عزیزش گریه می‌کنه؟
فکر میکنم به اینکه چقدر کوچکم من
...
امروز هدی می‌گفت دنیا یه جوونی به ما بدهکاره و همون موقع من داشتم فکر می‌کردم دنیا یه لقمه نون به اون کودک سومالیایی در روستاهای فقیرنشین هم بدهکاره!
Read more
ًاين متن فوق العادست حتما بخونين... خانوم رايس وزير سابق خارجه امريكا ميگه تو بچگي پدرم هميشه از جنب ...
Media Removed
ًاين متن فوق العادست حتما بخونين... خانوم رايس وزير سابق خارجه امريكا ميگه تو بچگي پدرم هميشه از جنب كاخ واشنگتن منو ميبرد مدرسه و ميگفت اينجا محل كار آيندته و عكسهاي كاخ سفيد رو تو اتاقم نصب كرده بود .........///////....... خانم كيت وينسلت بازيگر نقش رز در فيلم تاييتانيك وقتي به خاطر زيبا بازي ... ًاين متن فوق العادست حتما بخونين... خانوم رايس وزير سابق خارجه امريكا ميگه تو بچگي پدرم هميشه از جنب كاخ واشنگتن منو ميبرد مدرسه و ميگفت اينجا محل كار آيندته و عكسهاي كاخ سفيد رو تو اتاقم نصب كرده بود
.........///////.......
خانم كيت وينسلت بازيگر نقش رز در فيلم تاييتانيك وقتي به خاطر زيبا بازي كردن نقشش جايزه اسكار رو ميگيره
ميگه هروقت بچه بودم ميرفتم حموم شامپومو بغل ميكردم و ميگفتم و تصور ميكردم جايزه اسكاره
اشك از چشماش سرازير ميشه و ميگه اما اين ديگه واقعا شامپو نيست و جايزه اسكاره
............//////////........
چند وقت پيش يه روزنامه انگليسي داشتم ميخوندم تيتر زده بود از زلاتان ابراهيموويچ بازيكن تيم ملي سوئد و پارس سنت ژرمن فرانسه كه جديدا يه خيابون تو سوئد به نامش زدن گفته بود
خواب تموم روياها و موفقيت هايم را در بچگي هايم ديده بودم..
..............//////..........
آقاي هیلتون سرایدار یک هتل بود ... و
تمام جوانی و نوجوانیش سرایدار بود
اما الان ٨۴ هتل هیلتون تو دنیا داریم ! او یکی از بزرگترین هتلداران زنجیره ای دنیاست.
حالا هیلتون آدم مسنی شده
تو ی مصاحبه از ایشون سوال میشه :
تمام نوجوانی و جوانی سرایدار بودی چی شد که این شدی ؟
جواب میده : "من هتل بازی کردم!" _آقای هیلتون هتل بازی چیه بگو ما هم به جای خاله بازی هتل بازی کنیم ؟! در جواب میگه :
تمام اون جوانی و نوجوانی که همه میدونند من سرایدار بودم وکیف مشتریا رو جابجا می کردم و ... اما
شبها که رییس هتلم می رفت خونه
من میرفتم تو اتاقش
لباسامو در میاوردم
لباسای رییس هتل رو می پوشیدم
پشت میزش می نشستم و هتل بازی می کردم !
مدام تصور ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتلداران دنیا هستم ...
.
حالا بعضی از ماها تو خلوتمون سرطان بازی می کنیم
بعضی ها تو ذهنشون روزی چند بار دادگاه میرند .
روزی چند بار ورشکست می کنند
روزی چند بار چاقو تو شکمشون می کنند .
رابطه ي زيبا و عاشقانه مون رو تموم شده ميبينيم
بچه ها و عزيزانمون رو از دست رفته احساس ميكنيم
و خيلي وقتا نقش يه آدم شكست خورده، بي مسئوليت، نالايق، طرد شده، زشت ! و غيردوست داشتني رو بازي كنيم ... درسته!!!!!
به قول مرد بزرگ انيشتين
انسان در نهایت شبیه رویاهایش میشود...
رویا های زیبا و نیک خواهی برای خود و ديگران بسازید
و سپس برای رسیدن به هدفهای زیباتون تلاش کنید...
😊 #love #goodmorning #life #god #dreams #انسان #صبح #زيبايي #متفاوت #روزخاص
Read more
. <span class="emoji emoji26a0"></span> لطفا متون زیر رو مطالعه کنید. . <span class="emoji emoji2b55"></span> #نان_خوردن_بوسیله_دین_خدا . <span class="emoji emoji1f53b"></span> پ ن ۱: قابل توجه برخی آخوند‌هایی ...
Media Removed
. لطفا متون زیر رو مطالعه کنید. . #نان_خوردن_بوسیله_دین_خدا . پ ن ۱: قابل توجه برخی آخوند‌هایی که شغل‌شان، آخوند بودن است! . پ ن ۲: عرض کردم "برخی" آخوند‌ها، چون هستند محترم آخوند‌هایی که از دینِ خدا نان نمی‌خورند. . پ ن ۳: یک نکته‌ی جالب که در این حدیث اومده، اینه که میگه: "دینِ ... .
⚠ لطفا متون زیر رو مطالعه کنید.
.
⭕ #نان_خوردن_بوسیله_دین_خدا
.
🔻 پ ن ۱:
قابل توجه برخی آخوند‌هایی که شغل‌شان، آخوند بودن است!
.
🔻 پ ن ۲:
عرض کردم "برخی" آخوند‌ها، چون هستند محترم آخوند‌هایی که از دینِ خدا نان نمی‌خورند.
.
🔻 پ ن ۳:
یک نکته‌ی جالب که در این حدیث اومده، اینه که میگه:
"دینِ خدا" را وسیله‌ی دنیای خود قرار می‌دهد، و از "دینِ خود" نان می‌خورد!
اولش میگه "دینِ خدا"، بعدش که وسیله‌ی دنیا قرار می‌گیره، میشه "دینِ خودِ طرف"!
یعنی اساسا دینی که وسیله‌ی دنیا باشه، موردِ قبولِ خدا نیست، و دینِ ساخته شده توسطِ خودِ فرد هست!
.
📌 #احادیث_نبوی
📌 #اسلام_حقیقی
🌸🌸🌸
👥 ۲ تا اَز دوستانِتون رو مِنشِن کُنید.
Read more
{پُست‌های مشابه} <span class="emoji emoji1f449"></span> #N_articles شاید برای خیلی‌ها این سوال پیش اومده که دقیقا چه اتفاقی رخ داده ...
Media Removed
{پُست‌های مشابه} #N_articles شاید برای خیلی‌ها این سوال پیش اومده که دقیقا چه اتفاقی رخ داده که از دیشب تا الان، تمام پیج‌های اینستاگرام پر شده از اینکه لطفا Post Notifications رو فعال کنید تا پست‌های ما رو از دست ندین! واقعا جریان چیه ؟ حتما با روند کار #اینستاگرام آشنا هستید. در قسمت #فید ... {پُست‌های مشابه} 👉 #N_articles

شاید برای خیلی‌ها این سوال پیش اومده که دقیقا چه اتفاقی رخ داده که از دیشب تا الان، تمام پیج‌های اینستاگرام پر شده از اینکه لطفا Post Notifications رو فعال کنید تا پست‌های ما رو از دست ندین! واقعا جریان چیه ؟

حتما با روند کار #اینستاگرام آشنا هستید. در قسمت #فید اینستاگرام‌تون هر پیجی که پست جدید بذاره بالاتر از بقیه پست‌ها میاد و شما اون رو می‌بینید و اگه خوش‌تون بیاد #لایک می‌کنید. یعنی #فید اینستاگرام بر اساس «ترتیب زمانی» عمل می‌کنه؛ یه‌جورایی مثل #توئیتر.

اما همیشه دنیا یک شکل نمی‌مونه و تغییرات، لازمه‌ی بقا هستن؛ اونم در دنیای بی‌رحم تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی. #توییتر که مدت‌ها با افت مخاطب و کاربر جدید روبه‌رو بود دست به تغییراتی زد و پست‌های محبوب‌ترش رو بالاتر از سایر پست‌ها قرار داد. یعنی یه‌جورایی از #الگوریتم «فیسبوک» تبعیت کرد.

خب حالا چی میشه؟ طبق توییتِ دیشب #اینستاگرام فعلا «پروژه تغییر الگوریتم فید اینستاگرام» اِعمال نمیشه و شما نباید نگرانی خاصی داشته باشید!
اما تیم #نردبان مطمئنه که مسئولین ارشد اینستاگرام که از بازخورد کاربران شوکه شدن، به‌فکر راهی تازه هستند که هم گلایه کاربران‌شون رو کاهش بدن و هم این تغییرات رو به‌زودی جامه عمل بپوشونن.

شک نداشته باشید که اگه زمانی این پروژه رسما راه بیفته بسیاری از پیج‌های اینستاگرام از رونق خواهند افتاد و تنها چند پیج خاص بیشتر از همه دیده خواهند شد. پس اگر به پیج خاصی خیلی علاقه دارید حتما Notification اون پیج رو فعال کنید تا به‌زودی در دریای پرتلاطم تغییرات اینستاگرام همدیگر را گم نکنید!

پی‌نوشت: اگه عمری باقی بود درباره خوبی‌ها و بدی‌های این تغییر الگوریتم بیشتر خواهیم نوشت. اما همینقدر بدانید که بیشتر بدی دارد تا خوبی.

نوشته شده توسط: تیم نردبان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Read more
: اگر می خواین عجیب ترین و احمقانه ترین فروش اینترنتی خودرو دنیا رو ببینین می تونین الان به سایت فروش ...
Media Removed
: اگر می خواین عجیب ترین و احمقانه ترین فروش اینترنتی خودرو دنیا رو ببینین می تونین الان به سایت فروش اینترنتی سایپا مراجعه کنید یه ربات نمی تونه تو چند ثانیه کل اطلاعات این سایت رو تکمیل کنه بعد چطور اینا میگن تو یک دقیقه ثبت نام انجام شد من یکی موندم. کلا فلسفه فروش اینترنتی رو بردن زیر سوال. مگه ... :
اگر می خواین عجیب ترین و احمقانه ترین فروش اینترنتی خودرو دنیا رو ببینین می تونین الان به سایت فروش اینترنتی سایپا مراجعه کنید 😄
یه ربات نمی تونه تو چند ثانیه کل اطلاعات این سایت رو تکمیل کنه بعد چطور اینا میگن تو یک دقیقه ثبت نام انجام شد من یکی موندم.
کلا فلسفه فروش اینترنتی رو بردن زیر سوال. مگه اداره است به خاطر حجم بالای مراجعات تعطیل بشه ؟ سایت یعنی هر کس زودتر اطلاعات رو پر کنه و بفرسته و دکمه ثبت رو بزنه خرید مال اونه.
می تونم قول بدم برای این سایت یه تایمر نوشتن که هر یک ربع حواله میده به یک ربع بعد و فروشی در کار نیست. حالا این کلاهبرداری واضح رو طبق معمول کسی رسیدگی نمی کنه چون دولت هم فروشنده است هم بازرس.
.
.
.
.
.
#سایپا #پیش_فروش #پراید #ساینا #خودرو #گرانی #دزد #سایت #ایران_خودرو
Read more
«بذار شاعر بشم» نگاهم کردی و به دنیا اومدم، زبون واکردم و ترانه زاده شد کنارت زندگی سر و سامون گرفت، کنارت ...
Media Removed
«بذار شاعر بشم» نگاهم کردی و به دنیا اومدم، زبون واکردم و ترانه زاده شد کنارت زندگی سر و سامون گرفت، کنارت شاعری دوباره ساده شد فقط کاغذ، قلم، یه نخ سیگار برگ، دو تا چشم تو و یه کم ودکا... همین! نه کافه لازمه، نه از خود بی‌خودی، نه ویلای شمال، توی یه زیرزمین می‌شه تا تو پرید، می‌شه از تو نوشت، می‌شه ... «بذار شاعر بشم»

نگاهم کردی و به دنیا اومدم،
زبون واکردم و ترانه زاده شد
کنارت زندگی سر و سامون گرفت،
کنارت شاعری دوباره ساده شد

فقط کاغذ، قلم، یه نخ سیگار برگ،
دو تا چشم تو و یه کم ودکا... همین!
نه کافه لازمه، نه از خود بی‌خودی،
نه ویلای شمال، توی یه زیرزمین

می‌شه تا تو پرید، می‌شه از تو نوشت،
می‌شه بی‌واهمه بازم اسمت رو برد،
می‌شه دنیا رو از کیسینجرها گرفت،
می‌شه دنیا رو باز به گاندی‌ها سپرد.

تو بارونیت پر از گلای زنبقه،
درآر بارونیتو! بذار شاعر بشم
بذار تا بسترم تماشایی بشه،
بذار عریون مثِ باباطاهر بشم.

تنت راهِ هراز، پر از پیچ و خطر،
تمام آرزوم تو جاده مُردنه
بمون و عطرتو تو شعرام جا بذار
اگه تقدیرشون بازم خط خوردنه

بذار قیچیم کنن، یه کبکِ بی‌قرار
توی سینه‌م دارم که می‌خونه برات،
رابین‌هودت می‌خواد تمام عمرشو،
پناهنده بشه، به شروودِ چشات

تنت یه دره‌ی پر از برفِ برام،
ازش سُر می‌خورم، نیاگارا می‌شم
تو شهرِ خوبمی، همیشه خرمی،
برات می‌میرم و جهان‌آرا می‌شم

می‌تونم ساعتو عقب برگردونم،
از این عصر عذاب، بریم تا عصر سنگ
می‌خوام تو غارمون با دستِ تاولی،
برات روشن کنم یه آتیشِ قشنگ

نتونستم یه شعر، مثِ حافظ بگم،
به جاش از بچه‌ها برات فال می‌خرم
زمستون که بیاد همین شعرم یه روز
حراجش می‌کنم، برات شال می‌خرم.

یغما گلرویی

از مجموعه ترانه‌ی «من رویایی دارم» / نگاه ۱۳۹۲

عکس از
@kambiz_photography
Read more
آقاجونم خیلی که کلافه میشد، می‌گفت: عراصه بهم تنگ شده بابا عرصه رو می‌گفت عراصه. امروز دم‌ظرفشویی ...
Media Removed
آقاجونم خیلی که کلافه میشد، می‌گفت: عراصه بهم تنگ شده بابا عرصه رو می‌گفت عراصه. امروز دم‌ظرفشویی با یه کوه ظرف وایساده بودم. مامان از در آشپزخونه اومد تو و گفت: الهام به قول آقاجون عراصه بهم تنگ شده. زیر چایی رو روشن کن بخورم شاید بهتر شم. درست عین آقاجون... نگاش کردم گفتم: مامان عراصه به هممون ... آقاجونم خیلی که کلافه میشد، می‌گفت: عراصه بهم تنگ شده بابا
عرصه رو می‌گفت عراصه. امروز دم‌ظرفشویی با یه کوه ظرف وایساده بودم. مامان از در آشپزخونه اومد تو و گفت: الهام به قول آقاجون عراصه بهم تنگ شده. زیر چایی رو روشن کن بخورم شاید بهتر شم.
درست عین آقاجون... نگاش کردم گفتم: مامان عراصه به هممون تنگ شده دیگه.من دلم می‌خواد برم‌ یه جای دور که آسمونش آبی‌تر باشه و دنیاش قشنگ‌تر...
حالا نشستم به عکسام نگاه می‌کنم، به آسمون شهرای مختلف ایران... آسمون هیچ‌جا یه رنگ نیس و ما توی دنیایی نفس می‌کشیم که خیلی چیزهاش در اختیارمون نیس. مثل همین الان که اگه اختیار زمان و مکان با من بود؛ لب آب توی یکی از ساحل‌های انزلی وایساده بودم و با صدای بلند دکلمه‌های شاملو رو گوش می‌کردم... بزرگترین زشتی این دنیا اینه که‌ یادمون میده "آسمون همه‌جا‌ یه رنگ نیس"
Read more
. در دعای جوشن كبير يك عبارتی هست كه می‌گوييم : . " يا كریمَ الصَّفْح " . معناش خيلی جالبه : یک وقتی ...
Media Removed
. در دعای جوشن كبير يك عبارتی هست كه می‌گوييم : . " يا كریمَ الصَّفْح " . معناش خيلی جالبه : یک وقتی یک کسی تو رو میبخشه اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یک جوری نگات میکنه که تو میفهمی هنوز یادش نرفته! یک‌جورایی انگار که سابقه بدت رو مدام به یادت میاره ولی یک وقتی، یک کسی تو رو می‌بخشه و ... .
در دعای جوشن كبير يك عبارتی هست كه می‌گوييم :
.
" يا كریمَ الصَّفْح "
.
معناش خيلی جالبه :
یک وقتی یک کسی تو رو میبخشه اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یک جوری نگات میکنه که تو میفهمی هنوز یادش نرفته! یک‌جورایی انگار که سابقه بدت رو مدام به یادت میاره

ولی یک وقتی، یک کسی تو رو می‌بخشه و یک طوری فراموش میکنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی.
اصلا هم به روت نمیاره.
به این نوع بخشش میگن صَفح

و خدای ما اینگونست

از صمیم قلب می‌گویم
.
🍃🌺🍃 يا كريمَ الصَّفْح 🍃🌺🍃
.
.
.
.
من تا عقل دارم
دیوانه بودن با تو را
به تمام عاقلانه‌های دنیا
ترجیح می‌دهم!

#مونا_واعظی
+
+
+
+
پ ن :
دوست دارم خودم باشم
دوست ندارم زندگی ساختگی از خودمو به نمایش بزارم

ممکنه لباسم مرتب نباشه
ممکنه دکمه تیشرتمو نبسته باشم
ممکنه عکسم آتلیه ای و حرفه ای و هنری نباشه

هر چی که هستم میگم
و دوست دارم اینگونه بدونو
ساده بودن دوست دارم
Read more
. Happy photographer's day! لطفاً اگه وقت دارید بخونید و نظرتون رو بنویسید. با تاخیر، روز جهانی ...
Media Removed
. Happy photographer's day! لطفاً اگه وقت دارید بخونید و نظرتون رو بنویسید. با تاخیر، روز جهانی عکاس رو به دوستای عکاسم که روی عکس تگ کردم و به همه کسایی که به عکس گرفتن علاقه دارن تبریک میگم. الان قیمت تجهیزات عکاسی به شدت مثل همه چیزهای دیگه گرون شده. بدنه (منظور دوربین DSLR بدون لنز هست) ... .
Happy photographer's day!

لطفاً اگه وقت دارید بخونید و نظرتون رو بنویسید.

با تاخیر، روز جهانی عکاس رو به دوستای عکاسم که روی عکس تگ کردم و به همه کسایی که به عکس گرفتن علاقه دارن تبریک میگم.
الان قیمت تجهیزات عکاسی به شدت مثل همه چیزهای دیگه گرون شده. بدنه (منظور دوربین DSLR بدون لنز هست) دوربین Canon 5D Mark IV که برای عکاسی فیلمبرداری در دفتر سایتمون zoomit.ir استفاده می‌کنیم از ۱۱ میلیون به ۲۶ میلیون رسیده! من یه پراید خریدم ۲۷ میلیون!
و لنزها هم بسیار گرون ‌تر ...
امیدوارم تجهیزات کنونی که همکاران من دارن، دچار سرقت، آسیب و خرابی نشه چون تعمیر و تهیه جدیدش بسیار سخته ... شاید برای خیلی از ما غیر ممکن.
به عنوان یک عکاس شهری و گردشگری من امیدوارم که باز هم امید و درآمد متوسط جامعه ما بهتر بشه تا سفر مجددا به سبد خرید مردم ما برگرده. چه سفر به همین شهر ری و برج طغرل خودمون و چه سفرهای خارجی به دور دنیا. مردم ما لایق بهترین‌ها هستن. امیدوارم اوضاع اقتصادی بهتر بشه و ثبات پیدا کنه.

از همه کسایی که وقت می‌ذارن و پست‌ها رو می‌بینن و عکس‌های من رو، تشکر می‌کنم. امیدوارم وقت داشته باشید گاهی برای من نظرتون رو هم بنویسید.

الان دلم میخواد یه جمله برام زیر این پست درباره خودم و کارم بنویسید.
دوستتون دارم. علیرضا 💜⁦❤️⁩⁦❤️⁩💜
.
عکس از دوست هنرمندم @alirezakordi1
Read more
پیش از هر چیز همزمانی اعیاد شعبانیه و دهه درخشانیه رو خدمت تک تک مردم ایران تبریک عرض می‌کنم. بله، ...
Media Removed
پیش از هر چیز همزمانی اعیاد شعبانیه و دهه درخشانیه رو خدمت تک تک مردم ایران تبریک عرض می‌کنم. بله، درست حدس زدید، بیست و هشتم فروردین ماه، مصادف با هفدهم آپریل، خجسته میلاد با سعادت منه! من که خودم هر روز خودمو میبینم خیلی خوشحالم که به دنیا اومدم، دیگه ببین شماها چقدر خوشحالید! اما می‌خوام ... پیش از هر چیز همزمانی اعیاد شعبانیه و دهه درخشانیه رو خدمت تک تک مردم ایران تبریک عرض می‌کنم.

بله، درست حدس زدید، بیست و هشتم فروردین ماه، مصادف با هفدهم آپریل، خجسته میلاد با سعادت منه!

من که خودم هر روز خودمو میبینم خیلی خوشحالم که به دنیا اومدم، دیگه ببین شماها چقدر خوشحالید!

اما می‌خوام براتون یه چیزی تعریف کنم از وقایع تولدم:

راستش وقتی من به دنیا اومدم دهه شصت بود، یعنی من با خودم یه سری بدبختی آوردم.

پدر و مادرم خیلی دوست داشتن بعد از مصطفی یعنی داداش بزرگترم یه دختر سفید کوچولو با چشم‌های آبی داشته باشن به محض اینکه منو تو بیمارستان دیدن مطمئن شدن که بدشانسی وقتی در خونه آدم رو می‌زنه حتما بدبختی رو هم با خودش میاره و دو نفری میریزن سرت!

بابام فقط حاضر شد پول ترخیص مادرم رو بده و با دکتر صحبت کرد که اصلا این قضیه رو ندیده بگیرن، فکر کنن مادرم اومده دماغش رو عمل کنه ولی مگه دکتر زیر بار میرفت؟ بابام هم الا و بلا میگفت پول نمیدم

بیمارستان هم دید هر یه روزی که زودتر ترخیصم کنه پنج کارتن شیر خشک جلوتره، بابامم که پول بده نیست، پس منو مرخص کردن.

پدرم مجاب شده بود که بالاخره خواست خدا بوده و تصمیم داشت پسر چاق و سیاهش رو بزرگ کنه. تا اینکه یه روز تارزان رو دید که یه پسربچه تو جنگل رها شده بود و خود به خود بزرگ شد. بابام یهو به من نگاه کرد، یه نگاهی به تلوزیون انداخت و ماشین حسابش رو درآورد و بعد از چند دقیقه که با مادرم مشورت کرد دست منو گرفت و بلندم کرد که بریم ولی من جیغ میزدم. ماجرا با وساطت همسایه‌ها حل شد.

حدود دوازده سال طول کشید تا اولین بار سیر شدم، ولی بعد از اون دیگه نشد. اول ها که شیر مادر و شیر خشک هم افاقه نمیکرد مجبور شدن برای من یه گاو خریدن و یه شلنگ از گاوه کشیدن و مثل سرُم به من وصل کردن.

ولی دیگه این اواخر گاو سالم میاوردن و عین انار آبلمبو که چلونده باشنش میبردن. بعدها پدرم راجع به فواید گیاه خواری خیلی باهام صحبت کرد، ولی من گیاه خوار خوار شده بودم. یعنی گیاه خواران را می خواریدم.

پدرم می‌گفت اگه به جای من یه مرغ تخم گذار داشت الان ماکسیما خریده بود، ولی الان مجبوره پراید سوار بشه.

خلاصه اینکه آخرش رییس‌جمهور که شدم بابام گفت من از همون اول میدونستم تو پله های ترقی رو یکی یکی طی می کنی!

در صورتی که همیشه از بچگی می گفت پله های ترقی رو یکی یکی تی می کشم!

ترانه مربوطه
ای دوست تولدت مبارک
جانا تولدت مبارک
آشغال تولدت مبارک
نامرد تولدت مبارک

پ‌ن
چیز خاصی نیست، این سی و چار سال خوش گذشته. باقیشم خدا کریمه

جا واس هشتگ نداریم
Read more
‍ ‍ @ravanchannel2 <span class="emoji emoji1f4ce"></span>معرفی کتاب با ترجمه دکتر فیروزآبادی روانپزشکان و‌ درمانگران سنتی (انتشارات ...
Media Removed
‍ ‍ @ravanchannel2 معرفی کتاب با ترجمه دکتر فیروزآبادی روانپزشکان و‌ درمانگران سنتی (انتشارات نوید شیراز با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی شیراز و مرکز تحقیقات طب سنتی، ۱۳۹۰) با گام گذاشتن به قرن و هزاره نوین، شاهد آن هستیم که خدمات علمی و پیچیده روانپزشکی، روانشناسی و توانبخشی در جهان رو به ... ‍ ‍ @ravanchannel2 📎معرفی کتاب با ترجمه دکتر فیروزآبادی

روانپزشکان و‌ درمانگران سنتی (انتشارات نوید شیراز با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی شیراز و مرکز تحقیقات طب سنتی، ۱۳۹۰) 🔺با گام گذاشتن به قرن و هزاره نوین، شاهد آن هستیم که خدمات علمی و پیچیده روانپزشکی، روانشناسی و توانبخشی در جهان رو به گسترش است. تقریبا هر کشوری به ارتقا بهداشت روان در جوامع خود از طریق استفاده قدرتمندانه از پیشرفتهای علوم اعصاب، پزشکی رفتاری و بهداشت روانی متعهد شده است. با این وجود اکثریت جمعیت دنیا که در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند بر طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی(۲۰۰۱) دسترسی محدودی به خدمات پزشکی و روانپزشکی دارند. تخمین زده شده که تا ۸۵ درصد جمعیت دنیا به طبیبان و داروهای سنتی برای مقابله با مشکلات جسمی و روانی خود تکیه می‌کنند. سازمان جهانی بهداشت در استراتژی طب سنتی خود اشاره می‌کند که در اوگاندا به طور مثال، نسبت شفا دهندگان سنتی به جمعیت در حدود یک به دویست است. این به شکلی واضح در تقابل با دسترسی به درمانگران مدرن قرار دارد (یک به بیست‌هزار). در برخی نقاط جهان از قبیل آند در امریکای جنوبی هیچ روانپزشکی یا سیستم مراقبتی بهداشت روانی برای جماعت بومی وجود ندارد. بنابراین آنها به شکلی کامل به شفادهندگان سنتی، خانواده و حمایت‌های قبیله‌ای برای کنار آمدن با مشکلات روانشناختی خود رو می‌اورند. این کتاب بر مشارکت قابل توجه درمانگران سنتی در سلامتی اکثریت مردم جهان پرداخته و نقش ناشناخته آنها را در بهداشت روانی دنیا برجسته می‌کند. 🔺منشا این کتاب به موسسه‌ای ابتکاری در اکوادور بر می‌گردد که در دهه ۸۰ شکل گرفت و سپس با حمایت شاخه بین فرهنگی انجمن جهانی روانپزشکی در ۲۰۰۱ گسترش یافت. این کتاب نتیجه کنفرانس بین المللی تحت عنوان “ روانپزشکان و شفادهندگان، همکاران ناخواسته- چالشی برای روانپزشکی بین‌فرهنگی در عصر جهانی شدن” بود که در ۲۰۰۵ در کیتو اکوادور برگزار شد 🔺این کتاب ارایه کننده داده‌های تحقیقاتی اصیل ، تجارب بالینی، مشاهدات موردی و برنامه های مقدماتی (پایلوت)روانپزشکی در مورد همکاری شفادهندگان و روانپزشکان در کشورهای مختلف دنیا است.
Read more
 #رویا #آرزو #خدا #آسمون #مهربونی #پرواز #شکر من از این دنیا چی می خوام دوتا صندلیه چوبی  که منو تو ...
Media Removed
#رویا #آرزو #خدا #آسمون #مهربونی #پرواز #شکر من از این دنیا چی می خوام دوتا صندلیه چوبی  که منو تو رو بشونه واسیه گفتن خوبی من از این دنیا چی می خوام یه وجب زمین خالی همونقدر که یک اتاقک بشه خونیه خیالیم من از این دنیا چی می خوام یه جعبه مداد رنگی بکشم رو تنه دنیا رنگ خوبی و قشنگی ادامای دست ... #رویا #آرزو #خدا #آسمون #مهربونی #پرواز #شکر
من از این دنیا چی می خوام دوتا صندلیه چوبی  که منو تو رو بشونه واسیه گفتن خوبی

من از این دنیا چی می خوام یه وجب زمین خالی

همونقدر که یک اتاقک بشه خونیه خیالیم

من از این دنیا چی می خوام یه جعبه مداد رنگی

بکشم رو تنه دنیا رنگ خوبی و قشنگی

ادامای دست و دلباز از تویه قلک طاقچه

بردارن بذر محبت واسه بار داریه باغچه

من از این دنیا چی می خوام دو تا صندلیه چوبی

که منو تو رو بشونه واسیه گفتن خوبی

من از این دنیا چی می خوام دوتا بال برایه پرواز

برم تا روز تولد برسم به فصل اغاز

برم پیش بچه هایی که یه لقمه نون ندارن

که یه شب با یه دل سیر چشاشونو هم بزارن

بگم قصه ها سر اومد گریه بس که بهتر اومد ❤❤❤خدایا شکرت❤❤❤
Read more
 #bighanoon #mahdisasafarikhah عشق در نگاه اول فقط یه قصه ‌است. از یه‌جایی به ‌بعد وقتی میخوای حتي ...
Media Removed
#bighanoon #mahdisasafarikhah عشق در نگاه اول فقط یه قصه ‌است. از یه‌جایی به ‌بعد وقتی میخوای حتي خاطره‌اش رو هم دوره کنی انگار مثل یه سی‌دی خش افتاده‌ است. من تو نگاه اول عاشقش شدم نه که بخوام فاز بردارم، یه‌جوری انگار متفاوت بود، اگه اون استایل رو الان ‌هم داشت می‌تونست فشن بلاگری چیزی بشه‌اما ... #bighanoon #mahdisasafarikhah
عشق در نگاه اول فقط یه قصه ‌است. از یه‌جایی به ‌بعد وقتی میخوای حتي خاطره‌اش رو هم دوره کنی انگار مثل یه سی‌دی خش افتاده‌ است. من تو نگاه اول عاشقش شدم نه که بخوام فاز بردارم، یه‌جوری انگار متفاوت بود، اگه اون استایل رو الان ‌هم داشت می‌تونست فشن بلاگری چیزی بشه‌اما حیف هیچ‌وقت قدر خودش رو نمی‌دونست. به ‌جاش رو قسمت بچه پررو بودن تمرکز داشت. بعضی از زن‌ها از مردهای حاضر‌جواب خوششون میاد، اون‌وقت‌ها که توییتر و این‌ها نبود درصد کمی از آدم‌ها حاضرجواب بودن، یه درصدی هم به ‌همون جواب‌های کلاسیک بسنده می‌کردن. الان شما یه دوچرخه بگی، 100 تا توییت ازش درمیاد اما اون‌زمان آدم‌ها به سیبیل‌ بابات می‌چرخه بسنده می‌کردن و قاه قاه می‌خندیدن. نمی‌دونم چرخیدن سیبیل بابایی که واسه ایجاد رعب و وحشت تو بچه‌های دهه شصتيش سیبیل گذاشته، کجاش خنده‌ داره. اون‌وقت‌ها ویديو و عشق در نگاه اول یه اندازه جریمه داشت. بعضی‌ها هم معتقد بودن همون ویديو و دیدن فیلم‌های بالیوودی باعث این قرتی‌بازی‌ها میشه. ولی دل آدم الگوریتم نداره، لعنتی خودمختارطور عمل میکنه. نگاه اول که به دوم می‌کشید الگوی دلت هم عوض می‌شد. اگه الان بود یه متن سس‌ناله تو اینستاگرام میذاشتی اما اون‌موقع به‌جای رسانه‌ای شدن همه حرف‌ها تو دلت دفن می‌شدن، البته یه دفتر خاطرات بود که بعدها هالیوود ازش خاطرات خون‌آشام رو ساخت. یعنی کپی‌رایت ایده‌اش از صفر تا صد با یه دهه شصتی بوده، حیف که اون‌وقت‌ها شمقدری هم کشف نشده‌بود که لابی کنه و بذاره به‌اسم خودمون منتشرش کنیم نه خارجی‌ها. نمیدونم عشق در نگاه اول چند ثانیه‌است اما یه‌جوریه که انگار طرف رو تو فلش فوروارد آخر دنیای خودت دیدی. انگار همه دنیا وایستادن تا تو نقشت رو بازی کنی و بری. باید قاعدتا بری بذاری تو اوج قصه‌ات تموم بشه مثل تد موزبی و اون دختره شیرینی‌فروش گند نزنی به بقیه قصه. اما آدم‌ها جرات تو اوج کنار کشیدن رو ندارن، حتي بوفون هم نداره چه برسه به ما معمولی‌ها. برای همینه که گند می‌زنیم به آخر و عاقبت عشق در نگاه اول. ازدواج می‌کنیم، واسه گرفتن وام ازدواج مفصل زانو می‌ترکونیم و بعد هم همه تلاشمون رو می‌کنیم که به‌دنیا ثابت کنیم بچه‌مون شبیه ماست نه باباش! این میشه تازه فرجام خوب یه عشق در نگاه اول. واقعیت اینه که همه عشق در نگاه اول‌های زندگیمون باید تو اون لحظه متوقف بشن در نهایت مثل واکاشی زوما و واکی بایاشی و کاکرو یوگا دست‌نیافتنی باشن. .

بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇👇
Read more
‌ «الان که از پیشتون برم، میرم تهران و استعفا می‌دم.» ‌ این رو مهدی میگه. از رفقایی که چند روز اومد ...
Media Removed
‌ «الان که از پیشتون برم، میرم تهران و استعفا می‌دم.» ‌ این رو مهدی میگه. از رفقایی که چند روز اومد پیشمون و اصلن نمی‌دونم بدون حضور خودش و برادرش٬ یک سری کارهای خونه‌ی جدید رو چطوری می‌تونستیم انجام بدیم. حتی نمی‌خوام در‌موردش فکر کنم. ‌ - چرا می‌خوای استعفا بدی؟ ‌ - چون این شرکتْ خیلی سنتی ...
«الان که از پیشتون برم، میرم تهران و استعفا می‌دم.»

این رو مهدی میگه. از رفقایی که چند روز اومد پیشمون و اصلن نمی‌دونم بدون حضور خودش و برادرش٬ یک سری کارهای خونه‌ی جدید رو چطوری می‌تونستیم انجام بدیم. حتی نمی‌خوام در‌موردش فکر کنم.

- چرا می‌خوای استعفا بدی؟

- چون این شرکتْ خیلی سنتی مدیریت میشه. من کارشناس بازرگانی هستم و قراره مسیر تجاری جدیدی رو برای شرکت بسازم. ولی از من می‌خوان از ۸ صبح تا ۵ عصر بیام شرکت و [...] یک سری اصول سنتی دارن که خلاقیت رو کاملن از من گرفته و دست من رو بسته.

یاد یک سال پیش افتادم. وقتی که کارمند بودم. کارشناس تولیدمحتوای سایت و شبکه‌های اجتماعیِ یک شرکت گردشگری بودم. از عنوانِ شغلیم مشخصه که خیلی به خلاقیت نیاز داره، ولی شرکت من رو مجاب می‌کرد از ۹ تا ۵ برم سر‌ کار. تازه، هر نوع بازی و تفریحی هم مورد نکوهش مدیرعامل قرار می‌گرفت. من رو گذاشته بودن توی یک چارچوب. فکر کن! من رو گذاشته بودن توی چارچوب!

و اینجوری شد که قراردادم رو تمدید نکردم و زدم بیرون. اون روز حس آزادترین پرنده‌ی دنیا رو داشتم.

و هنوز باورم نمیشه شرکت‌هایی هستن که از گرافیست، نویسنده‌، برنامه‌نویس، مدیر محصول، هرچی، می‌خوان که طبق یک چارچوبِ زمانیِ ازپیش‌تعیین‌شده بیان سر کار! و ازشون انتظار خلاقیت دارن! مثل اینه که از یک بالریَن بخوای توی حموم بهترین رقصش رو ارائه بده!

مدیرانِ محترم! کمی مطالعه کنید. بروز باشید. هر روز داره یک پژوهشِ علمی منتشر میشه که نتیجه‌ش اینه:

ساعت‌های کاری انعطاف‌پذیر و محیطِ کاری جذاب، به کارمندانی شادتر، و کارمندانی شادتر به «بهره‌وری بیشتر» منجر میشه.

پس چرا هنوز بر اساس اصول مدیریتی عهد بوق شرکت‌هاتون رو مدیریت می‌کنید؟ مگه بهره‌وری بیشتر نمی‌خواید؟ مگه کارِ باکیفیت و محیطی شاد نمی‌خواید؟ خب پس توی گوگل بزنید:
flexible working hours and productivity
و ببینید دنیا داره در این مورد به کدوم سمت میره.

خوشبختانه سی چهل سال ازشون عقب هستیم و کلی می‌تونیم از اشتباهاتشون درس بگیریم!





#کار #ساعت_کاری #خلاقیت #بهره_وری
Read more
. خدا رو شاکرم که به من این امکان رو داد زندگی های زیادی رو ببینم و بهتر درک کنم چرخه زندگی را... و در نهایت ...
Media Removed
. خدا رو شاکرم که به من این امکان رو داد زندگی های زیادی رو ببینم و بهتر درک کنم چرخه زندگی را... و در نهایت یاد بگیرم که دنیا رو باید زیبا ببینیم و آن را چه در ذهن مان چه با دوربین مان زیبا ثبت کنیم. دنیا نیاز به زیبا شدن دارد. کمک کنیم به مردم مان برای ایجاد حس شادی و انگیزه در این فضای سخت. مطمئن هستم در ... .
خدا رو شاکرم که به من این امکان رو داد زندگی های زیادی رو ببینم و بهتر درک کنم چرخه زندگی را... و در نهایت یاد بگیرم که دنیا رو باید زیبا ببینیم و آن را چه در ذهن مان چه با دوربین مان زیبا ثبت کنیم. دنیا نیاز به زیبا شدن دارد.
کمک کنیم به مردم مان برای ایجاد حس شادی و انگیزه در این فضای سخت.
مطمئن هستم در همه سفرهای کاری و غیر کاری یکسری اتفاقات پیش بینی نشده ایی وجود دارد و ما چه عکاس باشیم چه نباشیم باید اون ها رو مدیریت کنیم و این می تواند فرصت خوبی باشه برای محک زدن خودمان و باور هایمان. .
📝زهرااستادزاده
Read more
<span class="emoji emoji1f4d5"></span> لازم نیست بگویی دوستت دارم (You Don't Have to Say You Love Me) <span class="emoji emoji1f4d3"></span> #شرمن_الکسی (Sherman Alexie) <span class="emoji emoji1f4d5"></span> ...
Media Removed
لازم نیست بگویی دوستت دارم (You Don't Have to Say You Love Me) #شرمن_الکسی (Sherman Alexie) #نشر_نون @klidar کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #سعیده_تیموری: شرمن الکسی، نویسنده، شاعر و فیلم‌ساز آمریکایی هست. ما ایرانی‌ها یا بهتره بگم همه دنیا با کتاب معروفش « #خاطرات_صد در صد واقعی یک سرخپوست ... 📕 لازم نیست بگویی دوستت دارم (You Don't Have to Say You Love Me)
📓 #شرمن_الکسی (Sherman Alexie)
📕 #نشر_نون
📚@klidar

کلبه‌کتاب‌کلیدر/ #سعیده_تیموری:
شرمن الکسی، نویسنده، شاعر و فیلم‌ساز آمریکایی هست. ما ایرانی‌ها یا بهتره بگم همه دنیا با کتاب معروفش « #خاطرات_صد در صد واقعی یک سرخپوست پاره‌وقت می‌شناسیمش. البته آقای الکسی داستان‌ها کوتاه و رمان‌های درخشان دیگه‌ای هم دارن. پشت جلد کتاب هم آمده "مجله #نیویورکر او را به‌عنوان یکی از بیست نویسنده مستعد قرن بیست و یکم معرفی کرده است." «لازم نیست بگویی دوستت دارم» زندگی‌نامه خود نویسنده‌ست. یه کتاب عجیب. درست موقعی که می‌خندی به خاطرات نویسنده، همون لحظه شروع می‌کنه از ظلمی که به سرخپوست‌ها شده می‌گه. یه کتاب که گریه و خنده با هم داره. تو طول خوندن کتاب به این فکر کردم چقدر خوبه امروزه این عقاید نژادپرستانه‌ی مزخرف حذف که نه، حداقل خیلی کم شدن و به شدت گذشته نیست.

نکته‌ای از کتاب که برام خیلی جالب و جذاب بود صداقت شرمن الکسی توی نوشتن خاطرات زندگیش بود. با خودم فکر کردم اگه منم محبوبیت الان این نویسنده رو داشتم، موقع نوشتن خاطراتم بدون سانسور از همه چی می‌گفتم؟ (البته نکته‌ای که هست ما ارشاد جان رو داریم زحمت سانسور رو می‌کشن و الکسی‌شون اینا ندارن!) نه منظورم این سانسور نیست. مثلا آقای الکسی بدون واهمه‌ای نوشته که پدرش دائما مست یا به‌قول خودش سگ‌مست بوده، یا مادرش تا لحظه مرگ دست از دروغ گفتن برنمی‌داشته و... یکی از حقه‌های کتاب‌ها اینه که تا یه کتاب رو تموم می‌کنی، خوندن یه کتاب دیگه می‌افته گردنت. دیگه جدا قصد خوندن «خاطرات صددرصد واقعی یک سرخپوست پاره‌وقت» رو دارم. و از همین تریبون به همه اون‌هایی که به من پیشنهاد می‌کردین بخونمش میگم که موفق شدین.

اون عکس کوچک روی جلد هم عکس کودکی جناب الکسی در کنار مادرشه. تو یکی از خاطراتش یکی از دوست‌دخترهای شرمن بهش گفته بود که مامانش شبیه «ژاژا گابور» مدل و بازیگر مجارستانیه که البته عکس رو که می‌بینم، خیلی هم بیراه نگفته! 🔻 #چند_سطر_کتاب

معلم برای اینکه ما بچه سرخ‌پوست‌ها را به نظم بیاورد، ما را هل می‌داد و نیشگون می‌گرفت. آن‌قدر در گوش‌هایمان فریاد می‌کشید تا گوش‌هایمان زنگ می‌زد. راهبه‌ای بازنشسته و سفیدپوستی موسرخ بود. ما را گناهکاران صدا می‌زد و دست از توهین و تحقیرمان برنمی‌داشت.
بدتر از آن، ما را دست به سینه جلو‌ی کلاس ردیف می‌کرد و مجبورمان می‌کرد که در دستمان کتابی نگه داریم. به‌ یاد نمی
Read more
. [ شماها اصلا آدم #بلندپروازى هستین؟ #بلندپروازی یعنی رویا، سقف آرزو. سقف آرزوهاتون کجاست؟ شب‌هایی ...
Media Removed
. [ شماها اصلا آدم #بلندپروازى هستین؟ #بلندپروازی یعنی رویا، سقف آرزو. سقف آرزوهاتون کجاست؟ شب‌هایی که بی‌خوابی میزنه به سرتون و غرق رویا و خیال می‌شید تا کجا #بلندپروازی می‌کنین؟ به نظرم موقعی بلند پروازی کنین که هیجان هم همراهش باشه، این‌طوری بیشتر می‌چسبه. به طور مثال می‌دونید بلندپروازی ... .
[ شماها اصلا آدم #بلندپروازى هستین؟
#بلندپروازی یعنی رویا، سقف آرزو.
سقف آرزوهاتون کجاست؟
شب‌هایی که بی‌خوابی میزنه به سرتون و غرق رویا و خیال می‌شید تا کجا #بلندپروازی می‌کنین؟
به نظرم موقعی بلند پروازی کنین که هیجان هم همراهش باشه، این‌طوری بیشتر می‌چسبه.
به طور مثال می‌دونید بلندپروازی من چیه؟
من اسمش رو گذاشتم: یک هفته/یک کشور/ هر فصل
اینطوریه که من خیلی دوست دارم همه جای دنیا رو (هر کشوری) رو یک بار و فقط یک هفته ببینم، هر سه ماه یک بار
سالی ۴ کشور/۴ هفته.
فکر می‌کنم تا زمانی که زنده‌ام بیشتر کشورهای دنیا رو می‌تونم ببینم.
بعد اگر باز هم زنده بودم اون کشورهایی که دوست داشتم رو دوباره برم ببینم. خودم از این بلند پروازی خیلی لذت می‌برم. لذت یک هفته‌ای کشف.......
•• شما هم از بلند پروازی‌هاتون برام بگین. ]
.
توو این چالش با حس خوبش شرکت کنین و دو سفر بلندپروازانه با لوفت‌هانزا و علی‌بابا به هرکجای اروپا برنده بشین 🛫
کافیه بپرین بالا و پاهاتون رویِ روزمرگی زمین نباشه و با هشتگ #بلندپروازی شیر کنین در اینستاگرامتون.
.
@alibabaticket @lufthansa
Read more
حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو ...
Media Removed
حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "دوری" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!! کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو ... حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!
جیب هایم مطمئن ترند.!!
دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "دوری" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست"!!!!
این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ "مرسی" هم زیاد است!!
Read more
ورق بزنید<span class="emoji emoji1f609"></span> <span class="emoji emoji2714"></span>دوست عزیزم می‌دونم دنیا خیلی وقت‌ها تورو درون خودش محو می‌کنه ، هر روز بازی‌های جدیدتر ...
Media Removed
ورق بزنید دوست عزیزم می‌دونم دنیا خیلی وقت‌ها تورو درون خودش محو می‌کنه ، هر روز بازی‌های جدیدتر برات میذاره رو‌ی میز ، می‌دونم دنیا برات چه ویترین فریبنده‌ای تدارک می‌بینه ، می‌دونم متوجه گذر زمان نیستی ، می‌دونم خیلی چیز‌ها رو گذاشتی برای فرداها و فرداهای بعدترش. همه این‌ها رو می‌دونم ... ورق بزنید😉
✔دوست عزیزم
می‌دونم دنیا خیلی وقت‌ها تورو درون خودش محو می‌کنه ، هر روز بازی‌های جدیدتر برات میذاره رو‌ی میز ، می‌دونم دنیا برات چه ویترین فریبنده‌ای تدارک می‌بینه ، می‌دونم متوجه گذر زمان نیستی ، می‌دونم خیلی چیز‌ها رو گذاشتی برای فرداها و فرداهای بعدترش. همه این‌ها رو می‌دونم ، اما این رو می‌خوام بگم که زمان مثل آبی که سعی می‌کنی تو مشتت نگه‌اش داری از دست میره ، نمیشه نگه‌ش داشت ، نمی‌تونی . زمان به سرعت میگذره . زندگی و زمان رفیق‌های دیرینه ی همدیگه اند .
زندگی کن تا دیر نشده .
✔دوستان عزیزم آرزو دارم همیشه موفق و سلامت باشید همیشه ❤
#عسل_ملک_زاده
#پ.ن:در حاشیه ضبط موزیک‌ ویدیو گروه تیدا
@tidaband #recording #studio #asalmalelzadeh #meinl #percussion #artist
Read more
تا حالا به این فکر کردید که برای چی روی زمین و‌‌‌ بین آدمها زندگی می‌کنید یا دلیل حضورتون توی این دنیا ...
Media Removed
تا حالا به این فکر کردید که برای چی روی زمین و‌‌‌ بین آدمها زندگی می‌کنید یا دلیل حضورتون توی این دنیا چیه؟ من مطمئنم وقتی خدا داشته از گل تک‌تک ماهارو می‌ساخته، دقیقا در لحظه‌ی ساختن ناف با انگشتش، فکر می‌کرده که من این آدم رو برای چی رو زمین می‌فرستم... به یکی میگه، برو تا همدم خیلی آدمها بشی به یکی ... تا حالا به این فکر کردید که برای چی روی زمین و‌‌‌ بین آدمها زندگی می‌کنید یا دلیل حضورتون توی این دنیا چیه؟
من مطمئنم وقتی خدا داشته از گل تک‌تک ماهارو می‌ساخته، دقیقا در لحظه‌ی ساختن ناف با انگشتش، فکر می‌کرده که من این آدم رو برای چی رو زمین می‌فرستم... به یکی میگه، برو تا همدم خیلی آدمها بشی
به یکی دیگه میگه، تو برو تا نقاش بزرگی بشی ... تو برو تا موسیقی‌ات دنیا رو پر از لذت کنه
... تو برو تا ساختمون‌های به یاد ماندنی بسازی
... تو برو تا جنگ راه بندازی و هزاران آدم رو به کشتن بدی(عصبانی شده و سوراخ ناف را عمیق‌تر می‌کند، برای همین است که جنگ‌افروزها ناف‌های عمیق‌تری دارند)
یا حتی خیلی خودمونی و کوچیک‌تر
...تو برو تا همسر خوبی باشی .
... تو برو تا رفیق خوبی برای اون آدمه که پریروز ساختم‌ باشی.
و خیلی چیزهای دیگه.
شما چی؟ فکر می‌کنین برای چی توی این دنیا هستین!؟
Read more
. چشمم که به چشمش افتاد سگرمه‌هام رو تو هم کشیدم و گفتم: «مرد! این رسمش نیست، بینی و بین الله خیلی ازت ...
Media Removed
. چشمم که به چشمش افتاد سگرمه‌هام رو تو هم کشیدم و گفتم: «مرد! این رسمش نیست، بینی و بین الله خیلی ازت دلخورم، اگه گاهی به روت نمیارم فقط به حرمت رفاقتمونه که نمی‌خوام هیزم بریزم وسط آتیش، اما دلم خونه، تو رَگام خروار خروار هیزم الو گرفته...» خسته نگاهم کرد. تو چشماش یه دنیا درد بود، انگاری ابروهاش ... .
چشمم که به چشمش افتاد سگرمه‌هام رو تو هم کشیدم و گفتم: «مرد! این رسمش نیست، بینی و بین الله خیلی ازت دلخورم، اگه گاهی به روت نمیارم فقط به حرمت رفاقتمونه که نمی‌خوام هیزم بریزم وسط آتیش، اما دلم خونه، تو رَگام خروار خروار هیزم الو گرفته...»
خسته نگاهم کرد. تو چشماش یه دنیا درد بود، انگاری ابروهاش رو به زورِ داربست بالای چشماش نگه داشته باشن. همونجوری که عادتشه انگشت شست و سبابه‌ش رو گذاشت زیر سبیلش و سبیل به هم ریخته‌ش رو از روی لبش زد کنار، اما هیچی نگفت، لب از لب وا نکرد، ولی نگاهش یه دنیا حرف داشت...
آروم گفتم: «ببین رفیق! می‌دونم خسته‌ای، هممون خسته‌ایم، نه امروز و دیروز، از همون بچگی وقتی چلّه‌ی زمستون سر صف ناظم گلوشو پاره می‌کرد که "کی خسته‌س؟!" و ما درحالی که سگ‌لرز می‌زدیم یکصدا می‌گفتیم "دشمن!"، از همون موقع خوب سرمون می‌شد که اونی که خسته‌ست ماییم! به خداوندیِ خدا همون ناظمی که برای چندرغاز حقوقِ بخور و نمیر هر روز صبح میومد پشت بلندگو و جوری فریاد می‌کشید که انگار به خونخواهیِ کل قوم و قبیله‌ش اومده خودشم خسته بود. اما خستگی بهونه‌ی خوبی نیست، خستگی رو واسه من بهونه نکن که توی کَتم نمیره...»
همینجوری چشم تو چشم فقط نگاهم می‌کرد، هر جمله‌ای که می‌گفتم انگار چشماش می‌گفت آره و ابروهاش نه می‌آورد...
تیر خلاص رو زدم و بهش گفتم: «نزدیک چهل سال آزگاره که همه‌ی زیر و بمت رو می‌شناسم، رازی تو اون سینه‌ی بی‌صاحابت نیست که ازش بیخبر باشم، شاید دیگران فقط تو کوچه خنده‌های دستپاچه‌ت رو موقع سلام و خداحافظی دیده باشن، اما من هق هق گریه‌هاتو کنجِ پستو هم شنفتم، حالا چی؟! می‌خوای خودتو بزنی به اون راه، دِ لامروت! اون راهتم منم...»
آبی به صورتم زدم و راه افتادم، من که رفتم اونم رفت و آینه باز مثل همیشه تنهای تنها موند...
امیرفرهاد حنیف‌زادگان
٢٢آذر٩٧
Read more
 #withgalaxy قدیما که این جمله رو می‌شنیدم که ما باید فکر کنیم مرگ به ما خیلی نزدیکه می‌گفتم چه حرفیه ...
Media Removed
#withgalaxy قدیما که این جمله رو می‌شنیدم که ما باید فکر کنیم مرگ به ما خیلی نزدیکه می‌گفتم چه حرفیه و ما باید امیدوار باشیم که سال‌های سال زنده هستیم و همین باعث بشه که دید روشنی به روزهای زندگی داشته باشیم. از این تفکر سال‌ها گذشت تا بعد از پست دیشب و حرف‌های شما، از خودم پرسیدم چرا انقدر سعی می‌کنم ... #withgalaxy قدیما که این جمله رو می‌شنیدم که ما باید فکر کنیم مرگ به ما خیلی نزدیکه می‌گفتم چه حرفیه و ما باید امیدوار باشیم که سال‌های سال زنده هستیم و همین باعث بشه که دید روشنی به روزهای زندگی داشته باشیم. از این تفکر سال‌ها گذشت تا بعد از پست دیشب و حرف‌های شما، از خودم پرسیدم چرا انقدر سعی می‌کنم همه چی در حد توانایی خودم و استانداردهایی که برای زندگیم دارم به بهترین شکل باشه؟ چرا دوست دارم زیاد بخونم و چرا انقدر مقاله حتی خارج از موضوع تزم دانلود می‌کنم و خلاصه می‌نویسم و دسته‌بندی می‌کنم. یا برای مثال کتاب‌های جدید حتی فیکشن هیجان‌زده‌ام میکنه. مثلاً توی همین کتاب آخری که دارم میخونم (بیکامینگ) ترکیب جملات منو ذوق‌زده میکنه و برمی‌گردم باز دوباره میخونم و باز میخونم و نگاه میکنم می‌بینم فصل دوم رو سه بار خوندم
.
لهجه‌های زیبا در هر زبانی مخصوصا انگلیسی، فرانسه و فارسی ته دلمو می‌لرزونه و خیلی وقتها یه قسمت از یه فایل رو بارها و بارها گوش میدم و همونطوری تکرار میکنم و از این خاصیت تکلم با اکسنت های مختلف واقعا ذوق‌زده میشم
.
قهوه خوشحالم میکنه و وقتی وارد جایی میشم که عطر کیک و قهوه پیچیده عمیق تر نفس می کشم تا به ته وجودم بره. از همه مهم تر دیدن صورت پدر و مادر دلگرمم میکنه و یادم می اندازه که دنیا چه جای زیباییه و دلم میخواد بارها و بارها دست بکشم روی انگشتان مادرم
.
خیلی مفاهیم دیگه هم بود که کم کم وارد زندگیم شد. مثل اینکه کار نمیکنم که پول دربیارم. کار میکنم تا هر روز دوستان و همکارهام رو ببینم و تسک های متفاوت انجام بدم و بتونم در یه کاری تاثیرگذار باشم که این پول کم یا زیاد یه جایی میذاریمش و میریم. همین که یه سقفی بالاسرمون هست و گرسنه نیستیم در خلقت طبیعت و آفرینش بشر کافیه و بقیه اش هرچی که باشه باعث بهبود کیفیت زندگی ما میشه ولی نمی تونه در مسیر حرکت و رشد شخصی ما تاثیرگذار باشه و جریانات مینیمالیسم که بارها براتون گفتم
.
حالا اینو میخوام بگم که وقتی به همه این چیزها فکر کردم برگشتم به اینکه من همیشه فکر میکنم شاید امروز آخرین روز هر کدوم از این موضوع هایی که گفتم باشه و باید به خاطرش خوشحال باشم. تا من خوشحال نباشم نمیتونم شمارو خوشحال و امیدوار کنم. نذاریم آدم هایی که نمیدونن از زندگی چی میخوان مارو از مسیر بکشن بیرون و بگن ولش کن، نا امید شو ایران که جای این حرفها نیست
.
دنیا خیلی زیباست فقط باید کشف کنیم توی این دنیا چی مارو خوشحال میکنه و در نهایت ِریلکسی لحظاتمون رو وقف همون موضوع کنیم
.

اعتراف هم میکنم صبح فقط یک ساعت درس خوندم #درآینه
Read more
| دخترکوچولو بزرگ نشو | . . خوشحال و شاد و خندانم قدر دنیا رو می‌دانم خنده کنم من دست بزنم من پا ...
Media Removed
| دخترکوچولو بزرگ نشو | . . خوشحال و شاد و خندانم قدر دنیا رو می‌دانم خنده کنم من دست بزنم من پا بکوبم من جوانم. در دلم غمی ندارم زیرا هست سلامت جانم عمر ما کوتاست چون گل صحراست پس بیایید شادی کنیم. | دخترکوچولو بزرگ نشو |
.
.

خوشحال و شاد و خندانم
قدر دنیا رو می‌دانم
خنده کنم من
دست بزنم من
پا بکوبم من
جوانم.
در دلم غمی ندارم
زیرا هست سلامت جانم
عمر ما کوتاست
چون گل صحراست
پس بیایید شادی کنیم.
وقتی از شهرم می ره...... دل تنگی تمام دنیا رو می گیره
Media Removed
وقتی از شهرم می ره...... دل تنگی تمام دنیا رو می گیره وقتی از شهرم می ره...... دل تنگی تمام دنیا رو می گیره
وقتی به بالای قله برسی شاید همه دنیا تورانبینن ولی توهمه دنیا رو می بینی گاهی زندگی یعنی سخت کوشی برای ...
Media Removed
وقتی به بالای قله برسی شاید همه دنیا تورانبینن ولی توهمه دنیا رو می بینی گاهی زندگی یعنی سخت کوشی برای رویایی که جز شما قادربه دیدنش نیست! وقتی به بالای قله برسی
شاید همه دنیا تورانبینن ولی توهمه دنیا رو می بینی
گاهی زندگی یعنی سخت کوشی
برای رویایی که جز شما قادربه دیدنش نیست!
.... تو شهری که پنجره ها به سمت هم بازن دو تا دو تا دیوونه ها دنیا رو می سازن عکسِ دو تا قلبِ روی دیوارای ...
Media Removed
.... تو شهری که پنجره ها به سمت هم بازن دو تا دو تا دیوونه ها دنیا رو می سازن عکسِ دو تا قلبِ روی دیوارای سنگیش هم خوبه با هم بودناش هم خوبه دلتنگیش این قطعه رو براساس ملودی بابک زرین عزیز و روایت سریالِ ساخت ایران نوشتم‌ و با هنرمندی دوستان عزیزم که در ادامه می بینید منتشر شد قطعه «دوتا دوتا» ... ....
تو شهری که پنجره ها به سمت هم بازن
دو تا دو تا دیوونه ها دنیا رو می سازن
عکسِ دو تا قلبِ روی دیوارای سنگیش
هم خوبه با هم بودناش هم خوبه دلتنگیش

این قطعه رو براساس ملودی بابک زرین عزیز و روایت سریالِ ساخت ایران نوشتم‌
و با هنرمندی دوستان عزیزم که در ادامه می بینید منتشر شد
🎵قطعه «دوتا دوتا»
📺 تیتراژ سریال ساخت ایران 2
🔹خوانندگان : اشکان کیانی و سعید شریعت
آهنگ: بابک زرین
ترانه: حسین غیاثی
تنظیم: بهتاش زرین
میکس و مستر: محمدفلاحی
ضبط موسیقی و صدا: استودیو افق
گیتارباس: بابک ریاحی پور
ترومپت ، وکال:علیرضامیرآقا
گیتار:کیان ایرجی
عکس: علی حمصیان
طراح : رضامدیری

مدیرهنری:بابک زرین
نسخه کامل این کارو میتونید از کانال تلگرام من و کلیه سایتهای معتبر دانلود کنید و بشنوید عزیزان.

@babakzarrin_official @saeedshariat_ @ashkan.kiani.music @behtashzarrin @mohamadfalahireal @hemmasiyan @babakriahipour @kianirajy @alirezamiragha @musicema @remoarts1
Read more
• .چند جمله از ته دلم...................... اونی که از من گذشت، واسه من درگذشت! روحش شاد و یادش فراموش!!…………………… یاد ...
Media Removed
• .چند جمله از ته دلم...................... اونی که از من گذشت، واسه من درگذشت! روحش شاد و یادش فراموش!!…………………… یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!جیب هایم مطمئن ترند ....………… عزیزم نگاهمو به خودت نگیر!من به اشتباه ام می نگرم!......... دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، ... • .چند جمله از ته دلم...................... اونی که از من گذشت، واسه من درگذشت! روحش شاد و یادش فراموش!!……………………
یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!جیب هایم مطمئن ترند ....…………
عزیزم نگاهمو به خودت نگیر!من به اشتباه ام می نگرم!.........
دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره؛ ولی 'محبت'، "خیانت" میاره!………………………
پرنده اى که رفت بگذار برود هواى سرد بهانه است هواى دیگرى درسر دارد!!!……………………
ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ!ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!..................
خیابان یه طرفه هم باشد؛ باز چپ و راستم و می پام....! چون هم از دوست خوردم، هم از دشمن.…………………
بعضی زخمها هست که هر روز صبح باید پانسمانش رو بازکنی و روش نمک بپاشی تا یادت نره دیگه سراغ بعضی آدما نباید رفت…………………
کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد ………………… کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد...........
Read more
حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو ...
Media Removed
حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!! کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو ... حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!
جیب هایم مطمئن ترند.!!
دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست"!!!!
این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ "مرسی" هم زیاد است!!
Read more
‌ پس… اگرچه مسافرت کردن افق‌های دید ما در مورد دنیا رو وسیع‌تر می‌کنه، ولی دوای دردِ یک ذهن بی‌قرار ...
Media Removed
‌ پس… اگرچه مسافرت کردن افق‌های دید ما در مورد دنیا رو وسیع‌تر می‌کنه، ولی دوای دردِ یک ذهن بی‌قرار نیست. برای اینکه سلامت ذهن رو پس بگیریم، جایی که باید این کار رو بکنیم همین‌جایی‌ـه که الان هستیم. ‌ برای من، جایی که الان هستم، ایسه، بهترین جای دنیاست برای اینکه سلامت ذهنم رو به دست بیارم، با ...
پس… اگرچه مسافرت کردن افق‌های دید ما در مورد دنیا رو وسیع‌تر می‌کنه، ولی دوای دردِ یک ذهن بی‌قرار نیست. برای اینکه سلامت ذهن رو پس بگیریم، جایی که باید این کار رو بکنیم همین‌جایی‌ـه که الان هستیم.

برای من، جایی که الان هستم، ایسه، بهترین جای دنیاست برای اینکه سلامت ذهنم رو به دست بیارم، با بی‌قراری‌هام کنار بیام، و حالِ خوب رو لمس کنم.

فکر کنم در حال حاضر در دنیا هیچ جایی وجود نداره که مثل #ایسه، چیزهایی که من می‌خوام رو داشته باشه. چیزِ زیادی هم نمی‌خوام. چهار تا چیز داشته باشم آدم خوشبختی هستم در زندگانی:

رفقا: دوست‌هایی بهتر از آب روان که من رو همین‌جوری که هستم بپذیرن.

آزادی: جایی که بتونم توش راحت باشم. آزاد باشم. کسی بهم نگه چیکار کن و چی بپوش و چی بخور

تفکر: جایی که توش اندیشه رشد کنه، و بنیان‌های فکریم رو زیر سوال ببره.

کارگاه: جایی که بتونم توش کار کنم. خلق کنم. با خیال راحت و در خلوت خودم.

خب، واقعن توی ایسه همه‌ی این‌ها رو دارم. و خیلی باید **خل باشم اگر قدردانِ این وضعیت که برای خودم ساختم نباشم. و **خل‌ترم اگر قدردانِ خودم نباشم. از اینجا بهتر، کجای دنیا می‌تونم باشم این روزها؟

این جایی که هستم پر از شگفتیه و واقعن چشم‌ها را باید شست.

حدود ۲۳۰ سال قبل یک آدم خوشفکر در اتاق خودش به یک جور روشنگری در مورد سفر رسید که بی‌سابقه بود. در بهار سال ۱۷۹۰، فرانسوی بیست‌وهفت ساله‌ای با نامِ «گزاویه دومِتر»، پیژامه‌ی صورتیش رو پوشید و سفری به گرد اتاق‌خوابش کرد و از این سفرنامه یک کتاب درآورد تحت عنوان «سفری در اطراف اتاق‌خوابم». «دومتر» در سال ۱۷۹۸، سرخوش از تجربه‌اش، سفرِ دیگری رو شروع کرد. این‌بار، همون سفر رو در شب انجام داد و سفرنامه‌ش رو «گشت‌وگذارِ شبانه در اطراف اتاق‌خوابم» نامید.

«گزاویه» در شروع این سفر می‌ره به سمت بزرگترین مبل اتاق، با دیدی تازه بهش نگاه می‌کنه و بعضی از کیفیت‌هاش رو کشف می‌کنه. برازندگی پایه‌هاش رو تحسین می‌کنه. یاد خاطره‌ها و لحظه‌های خوشی می‌افته که روی این مبل سپری کرده. لحظه‌هایی که در مورد عشق و پیشرفت رویاپردازی می‌کرده. از اونجا به تخت‌خوابش نگاه دقیقی می‌ندازه و از دید یک مسافر این وسیله رو تحسین می‌کنه...

فکر کنم گزاویه داره می‌گه «لذتی‌ از سفرهامون می‌بریم بیشتر بستگی به قصد ذهنی‌مون از سفر داره تا مقصدی که بهش سفر می‌کنیم. اگر قصد سفر رو به محوطه اطرافمون معطوف کنیم، چه‌بسا کشف کنیم که این مکان‌ها هیچ دست‌کمی از کوه‌های سرفراز و جنگل‌های پر از پروانه‌ی آمریکای جنوبی ندارن.» [پایان]
Read more
حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو ...
Media Removed
حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!! کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو ... حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!
جیب هایم مطمئن ترند.!!
دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست"!!!!
این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ "مرسی" هم زیاد است!!
Read more
یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو می بینی؟ حرف حرف ...
Media Removed
یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!! زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست" این جمله رو هرگز فراموش نکن : ... یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!! زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست" این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ مرسی هم زیاد است!
Read more
یاد بگیر اگر دستای کسی یخ کرد بتونی، دستاشو گرم کنی . یاد بگیر دستاشو بگیری .! ‏‎بتونی اطمینانشو جلب کنی!!! یاد بگیر همراهی و وفاداری، به همراهت نشون بدی . ‏‎دنیا رو می بینی؟!؟ نمی دونم چرا ؟!؟ حرف، حرف میاره، پول، پول میاره، خواب خواب میاره. ولی !!! مردونگی، نامردی ؟!؟ خلاصه در مجوع خوبی، ... یاد بگیر اگر دستای کسی یخ کرد بتونی، دستاشو گرم کنی .
یاد بگیر دستاشو بگیری .!
‏‎بتونی اطمینانشو جلب کنی!!! یاد بگیر همراهی و وفاداری، به همراهت نشون بدی .
‏‎دنیا رو می بینی؟!؟
نمی دونم چرا ؟!؟
حرف، حرف میاره، پول، پول میاره، خواب خواب میاره.
ولی !!!
مردونگی، نامردی ؟!؟
خلاصه در مجوع خوبی، بدی ! یاد بگیر خود تو، کاری کنی که خوبی، خوبی بیاره یا اگر بدی دیدی طوری با خوبی جوابشو بدی که ذهن طرف از بدی پاک بشه می دونم، کار سختیه !!!
‏‎ کاش همه میدونستن دل بستن به ««کلاغی»»که دل داره، بهتر ازطاوسی که زیبایی داره یا کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کنیم و دلبستنهایه از رو ظاهر دنیارو یه جا بالا بیاریم!!!!
‏‎وفاداری آدم ها رو، زمان و قرار گیری تو موقعیت ها نشون می ده، نه زبون و شرایط یکنواخت !!! هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست !!!! این جملرو، فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها، مرسی هم زیاده !!!
معرفت، معرفت می آره و صد البته، مردونگی، مردونگی .
امیدوارم تنها از زندگی یه چیز یاد بگیری اونم فقط انسانیت، البته خودتم مروج انسانیت بشی .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
روزها می گذرند ... و من هر روز بیشتر دنیا رو می شناسم... بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم .... روزها ...
Media Removed
روزها می گذرند ... و من هر روز بیشتر دنیا رو می شناسم... بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم .... روزها می گذرند .... و من هر روز بیشتر از دنیایی سادگیم فاصله میگیرم ... روزها می گذرند ...
و من هر روز بیشتر دنیا رو می شناسم...
بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم ....
روزها می گذرند ....
و من هر روز
بیشتر از دنیایی سادگیم فاصله میگیرم ...
. خدا از روح خودش در ما دمید... روح چیه؟ زندگی... شعور... تعقل... خلاقیت... معرفت... عشق...؟! تمام ...
Media Removed
. خدا از روح خودش در ما دمید... روح چیه؟ زندگی... شعور... تعقل... خلاقیت... معرفت... عشق...؟! تمام این ها و بیشتر، شاید اما بارزترین خصوصیت روح خدا تنهاییه... همون چیزی که در ما هم دمیده... توجیه دیگه ای نمی تونه داشته باشه این حجم عظیم دلتنگی و تنهایی که از همیشه تا ابد بر روح بشر مستولی ... .
خدا از روح خودش در ما دمید...
روح چیه؟
زندگی... شعور... تعقل... خلاقیت... معرفت... عشق...؟!
تمام این ها و بیشتر،
شاید اما بارزترین خصوصیت روح خدا تنهاییه...
همون چیزی که در ما هم دمیده...
توجیه دیگه ای نمی تونه داشته باشه این حجم عظیم دلتنگی و تنهایی که از همیشه تا ابد بر روح بشر مستولی بوده، هست و خواهد بود...
.
حرف از اصالت تنهایی گذشته که می دونیم، اصلا انگار گاهی اوقات اونقدر که تنهایی هست و موجودیت داره، خودِ ما نیستیم...
.
منظورم اون حس سنگین لحظات خلوت فیزیکی نیست! حسی که از عدم حضور میاد. نه. چیزی که بین عزیزترین هات، تو مهمونی، در شلوغ ترین و پر ازدحام ترین مکان ها ناگهان ته دلت رو خالی می کنه؛
فراتر از تمام مرزهای ادراک وجودی که فکر می کردیم ماییم، گاهی حس می کنی تنهایی ات حتی جاهایی هست که خودت نیستی...
.
نمی دونم این از انبساط احساسات غم انگیز ما آدم هاست که فکر می کنیم کل دنیا رو می گیره یا همیشه اونجا هست؟
.
شاید گاهی ما خودفریبی های موفقی داریم که نشئگی اش غافل مون می کنه، مثل تاثیر مخدر بر نادیده گرفتن درد،
و فقط یک لحظه بعد از تموم شدن یک مهمونی، خداحافظی انتهای یک گپ دوستانه، یا یه شب بخیر ساده ست که دوباره با تمام وزن هستی خودش رو میندازه روی گلوت...
.
شاید به همین دلیل، موقع دلتنگی و غصه، همیشه ناخودآگاه نگاهمون رو به بالا بوده... انگار ناگهان خودمون رو ته یک چاه عمیق می بینیم... چاهی که دور ما حلول می کنه،... چاهی که همیشه دورمون بوده...؟! ما درونش بودیم...؟
.
و یکی از عمیق ترین حسرت های مشترک ما فرزندان آدم و حوا، که از جای خالی دو بال روی شونه هامون جوونه می زنه...
اوج گرفتن،
دور شدن از این پهنه ی فریبنده ی تنهایی... گریختن از خود؟ یا یگانگی با...؟؟؟
.
#ستاره_ملک
۲۰ فروردین ۹۷
.
.
Photo By: @audundahl
Read more
به نظر من #مستقل_بودن چیزی فراتر از خونه‌ی جدا گرفتنه، اگر بین ۱۶ تا ۲۲ سال هستین طبیعیه که تعریف‌تون ...
Media Removed
به نظر من #مستقل_بودن چیزی فراتر از خونه‌ی جدا گرفتنه، اگر بین ۱۶ تا ۲۲ سال هستین طبیعیه که تعریف‌تون از استقلال با من فرق داشته باشه. راستش اساسن کلمه #استقلال نسبت به شرایط هرکس متفاوت معنی می‌شه و می‌تونه تعابیر مختلفی داشته‌باشه. اما بهتره اول از هرچیز یاد بگیرم مستقل فکر کنیم. یعنی #ترس_از_قضاوت ... به نظر من #مستقل_بودن چیزی فراتر از خونه‌ی جدا گرفتنه، اگر بین ۱۶ تا ۲۲ سال هستین طبیعیه که تعریف‌تون از استقلال با من فرق داشته باشه. راستش اساسن کلمه #استقلال نسبت به شرایط هرکس متفاوت معنی می‌شه و می‌تونه تعابیر مختلفی داشته‌باشه.
اما بهتره اول از هرچیز یاد بگیرم مستقل فکر کنیم. یعنی #ترس_از_قضاوت ، #نقد_شدن و در یک کلام #حرف_دیگران نداشته‌باشیم.
با هر اعتقادی که هستین اینو می‌دونین که حداقل با این جسم فقط یک بار به این دنیا اومدیم، و #زندگی حق ماست. هرکسی باید برای خودش زندگی کنه. من مخالف #احترام گذاشتن نیستم تا جایی که به #مسیر و #هدف تون لطمه نزنه.
🔻 #اعتقادات ، #دین ، #نوع_پوشش ، #سبک_زندگی ، #رشته_تحصیلی ، #شغل و #رابطه فقط و فقط به خود شخص ربط داره.🔺
درسته که توی کشور ما حتی #حکومت هم به این چیزا کار داره چه برسه به #خانواده ! با این حال باید راهشو پیدا کنید، که چه‌جوری مدل خودتون زندگی کنید بدون اینکه مغایرتی با بیرون بوجود بیاد.
اینکه به خواسته‌هاتون برسین اصلن آسون نیست و ممکنه مجبور باشید با خیلی چیزا بجنگید، اما همین یعنی مستقل شدن. نذارید نظر دیگران روی ذهنتون تاثیر مستقیم بذاره، گوش بدید، یاد بگیرید ولی فقط بخشی که به نظرتون درست بود رو‌ قبول کنید.
چون بقیه آدما هرچند دانا باشن دارن از زاویه خودشون دنیا رو می‌بینن، و توی این دنیا به تعداد آدما #نگاه وجود داره. هیچ #درست یا #غلط ی نداریم، همه چیز نسبیه.
اما ؛ باید برای خودتون زندگی کنید تا جایی که به دیگری آسیبی نزنید مثلن #دزدی کردن آسیب به دیگریه پس ممنوعه! شما فقط صاحب و مسوول خودتون هستید.
اگر به اجبار با کسی ازدواج کردید، یا رشته‌ی تحصیلی مورد نظرتونو نرفتید و یا حسرت انجام دادن یا ندادن کارهایی در دل‌تون مونده فقط و فقط مقصر خودتون هستید! این شمایید که نتونستید زیر بار حرف زور برید.
پیشنهادم اینه که از #استقلال_مالی شروع کنید، این نوع از استقلال می‌تونه پایه‌گذار بقیه‌ی استقلال‌ها باشه به علاوه به خودتون #قدرت و #اعتماد_به_نفس می‌ده.
.
شما چقدر از خودتون راضی‌ هستین؟ چقدر تونستین همونی باشین که دوست دارین؟ چقدر مستقل هستین؟!؟
.
#خودتون_باشید #خودتو_دوست_داشته_باش #بیخیال_مردم #کاری_که_دوست_داری_انجام_بده
#کپی_با_ذکر_منبع
📷 @naqmehyazdani
Read more
<span class="emoji emoji1f4da"></span><span class="emoji emoji1f4da"></span><span class="emoji emoji1f4da"></span> جوونی بدترین جای قصه ی زندگیه! تو جوونی کم کم دنیا رو می فهمی و می بینی آدما بی ارزشن! میفهمی حقیقت ...
Media Removed
جوونی بدترین جای قصه ی زندگیه! تو جوونی کم کم دنیا رو می فهمی و می بینی آدما بی ارزشن! میفهمی حقیقت و آزادی و عدالت واسه هیچ کس ارزش نداره! اینا چیزای ناجوری ان و آدما با بردگی و دروغ و بی عدالتی راحت تر کنار میان! مث خوک تو این کثافتا می لولَن! من از وقتی قاطی سیاست شدم این چیزا رو فهمیدم! باید ... 📚📚📚 جوونی بدترین جای قصه ی زندگیه!
تو جوونی کم کم دنیا رو می فهمی و می بینی آدما بی ارزشن!
میفهمی حقیقت و آزادی و عدالت واسه هیچ کس ارزش نداره!
اینا چیزای ناجوری ان و آدما با بردگی و دروغ و بی عدالتی راحت تر کنار میان!
مث خوک تو این کثافتا می لولَن!
من از وقتی قاطی سیاست شدم این چیزا رو فهمیدم!
باید قاطی سیاست بشی تا بفهمی آدما هیچ ارزشی ندارن!
همین دلقکای شارلاتان به درد حکومت به درد این آدما میخورن!
با یه عالمه امید وارد سیاست می شی و به خودت میگی سیاست یه وظیفست تا باهاش دنیای بهتری واسه ی آدما بسازی ولی وقتی جلو میری میبینی هیچی به اندازه ی سیاست آدما رو به لجن نمیکشه! فقط ی مرد حقیقی درک میکنه
Read more
صبح زوده. یه نور عجیب افتاده توی خونه. دارم فکر می کنم ثانیه ثانیه ی زندگی نتیجه ی کوچکترین تصمیم های ...
Media Removed
صبح زوده. یه نور عجیب افتاده توی خونه. دارم فکر می کنم ثانیه ثانیه ی زندگی نتیجه ی کوچکترین تصمیم های آدمه. دارم فکر می کنم اتفاق هایی که واست می افته، موفقیت ها و شکست ها همه ته یه ریسمان بلند جادویی هستند. ریسمان رو که بر می گردی عقب می رسی به مدلی که دنیا رو می بینی، مدلی که با بقیه در تعاملی، نوع برخوردت ... صبح زوده. یه نور عجیب افتاده توی خونه. دارم فکر می کنم ثانیه ثانیه ی زندگی نتیجه ی کوچکترین تصمیم های آدمه. دارم فکر می کنم اتفاق هایی که واست می افته، موفقیت ها و شکست ها همه ته یه ریسمان بلند جادویی هستند. ریسمان رو که بر می گردی عقب می رسی به مدلی که دنیا رو می بینی، مدلی که با بقیه در تعاملی، نوع برخوردت با آدم های غریبه، نوع برخوردت با آدم های آشنا. فکرهات در مورد پایه ای ترین چیزها
.
صبح زوده. دارم به مجتبا نگاه می کنم که توی سایه روشن هال نشسته و زیباست. چون کامل نیست. و برای تک تک تغییرهاش جنگیده. دارم به همه ی چیزهایی که در آینه است نگاه می کنم چون مهم ترین بخش زندگی زمینی ِ من هستند. چون هر روز بهم یادآوری می کنند دنبال کامل بودن نباش. دنبال رشد کردن باش
.
صبح زوده . صنم توی استوریش یه جمله از فرناندو پسوآ زده. می خوام تمام روز تکرارش کنم : .

من حامل زخم های تمام نبردهایی هستم که از آن ها طفره رفته ام.. من حامل زخم های تمام نبردهایی هستم که از آن ها طفره رفته ام .
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span> گاهی یه کش و قوس و یه آخیش گفتن و یه نیمچه نفس عمیق کشیدن می‌تونه این باور رو جون بده که جدای از تمام اتفاقات ...
Media Removed
گاهی یه کش و قوس و یه آخیش گفتن و یه نیمچه نفس عمیق کشیدن می‌تونه این باور رو جون بده که جدای از تمام اتفاقات و استرس‌ها، این لحظه چقدر بی‌عیب و نقص هست. . پی‌نوشت اول: خورشید در من جریان پیدا می‌کرد. . پی‌نوشت‌دوم: یکی از خوشی‌های زندگی من کِش و قوس دادن به بدنم هست و هر زمان که دارم خودم رو از مچاله‌موندن ... 🍃
گاهی یه کش و قوس و یه آخیش گفتن و یه نیمچه نفس عمیق کشیدن می‌تونه این باور رو جون بده که جدای از تمام اتفاقات و استرس‌ها، این لحظه چقدر بی‌عیب و نقص هست.
.
پی‌نوشت اول: خورشید در من جریان پیدا می‌کرد.
.
پی‌نوشت‌دوم: یکی از خوشی‌های زندگی من کِش و قوس دادن به بدنم هست و هر زمان که دارم خودم رو از مچاله‌موندن خلاص می‌کنم، حظ دنیا رو می‌برم!
.
پی‌نوشت سوم: شک ندارم نود و نه درصدتون در حین خوندن کپشن و تا همین هم دارید بدنتون رو به جهات مختلف می‌کشید! :دی
.
Read more
یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو می بینی؟ حرف ...
Media Removed
یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب هایم مطمئن ترند.!! دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره. ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!! کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد ... یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!
جیب هایم مطمئن ترند.!!
دنیا رو می بینی؟
حرف حرف میاره،
پول پول میاره،
خواب خواب میاره.
ولی 'محبت'، "خیانت" میاره!
کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!
وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست"!!!
این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ "مرسی" هم زیاد است!!
Read more
‍ "تَکرار می‌کنیم" ما قوم سرخوشیم، از پُشتِ کوروشیم سرگرمِ اِسکی رو خونِ سیاوشیم. راحت حکیم ...
Media Removed
‍ "تَکرار می‌کنیم" ما قوم سرخوشیم، از پُشتِ کوروشیم سرگرمِ اِسکی رو خونِ سیاوشیم. راحت حکیم می‌شیم، از حُکما جیم می‌شیم، با هم یه تیم می‌شیم، «عباسو» می‌کُشیم. تو عکسا مانکنیم، «بودا»ی روشنیم، هی گاف می‌دیم و باز لاف می‌زنیم، دنیا رو بُرده آب، ماها رو بُرده خواب، تنها تو تختخواب شکل ... ‍ "تَکرار می‌کنیم"

ما قوم سرخوشیم، از پُشتِ کوروشیم
سرگرمِ اِسکی رو خونِ سیاوشیم.
راحت حکیم می‌شیم، از حُکما جیم می‌شیم،
با هم یه تیم می‌شیم، «عباسو» می‌کُشیم.

تو عکسا مانکنیم، «بودا»ی روشنیم،
هی گاف می‌دیم و باز لاف می‌زنیم،
دنیا رو بُرده آب، ماها رو بُرده خواب،
تنها تو تختخواب شکل تهمتنیم.

شیرِ سماوریم، تقدیمِ داوریم
رو موجِ جزر و مَد دائم شناوریم
با هم ولی جدا، صد دستِ بی‌صدا،
قابیله اِسمِ ما... با هم برادریم.

می‌ترسیم از لولو، از فکر و جستجو،
دائم می‌گیم: نپرس! دائم می‌گیم: نگو!
این قوم پاپتی، تو عصر لعنتی،
خوند از "شریعتی" با باد تو گلو.

تو حوضِ نقاشی، ادرار می‌کنیم
عکسِ تو آینه رو انکار می‌کنیم
با دشمنی که نیست پیکار می‌کنیم
درهای رحمتو دیوار می‌کنیم
با خنده قاتلو بردار می‌کنیم
یه اشتباهو هِی تکرار می‌کنیم.
تَکرار می‌کنیم،
تَکرار می‌کنیم.

آحادِ مردمیم، تو وهممون گُمیم
درگیر تعارفِ حقِ تقدمیم
با خونِ آریا، سر تا به پا ریا
مثلِ نامیبیا محتاجِ گندمیم.

همکارِ تلخکیم، پشتِ یه عینکیم
مشغولِ اعتراض با ضربِ تُنبکیم
تسلیم و بی‌چراغ، مثل یه فحشِ داغ،
تو ابری از کلاغ، مثل مترسکیم.

محبوس و ناامید، تو حسرتِ کلید
شُستیم جوونیِ زن‌ها رو با اسید
می‌ترسیم از کتاب، از حرفای حساب
حتا تو «انقلاب» از پرچم سفید.

تانکیم توی گاراژ، تکیه توی پاساژ
یه سرزمین که شد هدیه به آرمیتاژ
مَسخیم و رو به موت، هی می‌زنیم به اوت.
تو درسِ لحن و صوت همراه با ماساژ!

تو حوضِ نقاشی، ادرار می‌کنیم
عکسِ تو آینه رو انکار می‌کنیم
با دشمنی که نیست پیکار می‌کنیم
درهای رحمتو دیوار می‌کنیم
با خنده قاتلو بردار می‌کنیم
باز یه حماقتو تکرار می‌کنیم.
تَکرار می‌کنیم،
تَکرار می‌کنیم.
"
یغما گلرویی"
Read more
. بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟ . شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. ... .
بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟
.
شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. من به نشونه‌ها خیلی اعتقاد دارم.
من به نظریه‌ی "شش درجه‌ی جدایی" هم خیلیییییی اعتقاد دارم. (همون نظریه که می‌گه بین شما و هرررر آدمی که تو ذهنتون میاد، تنها شش نفر فاصله‌ست و یا در طول عمرتون به اون شش نفر برمی‌خورین و به اون آدم تو ذهنتون می‌رسین، یا ممکنه تا الآن فقط یکی دوتاش رو دیده باشین و هنوز راه باشه..)
#6degreesofseperation
.
دیروز انقدر بورژوآ بود که اصن نگم!
یه طرف نیما از اورجین‌های مختلف دنیا قهوه دم می‌کرد، یه طرف سارا از جمع الهام می‌گرفت و قطعه موسیقی می‌ساخت، یه طرف راجع به انواع کاج در دنیا مطالعه می‌کردن.
و من احساس می‌کردم باید با تمام حواسم، گوش و چشم و لامسه و .. حتی دوربین همه چیز رو جذب کنم. چون یه روز خاصه که از زندگی عادی دوره. من پامو که بذارم بیرون، دیگه دنیا انقدر پرفکت نیست.
("این واژه به دستهٔ بالاتر یا مرفه وسرمایه دار در جامعه اطلاق می‌شود. این دسته قدرت خود را از استخدام، آموزش و ثروت به دست می‌آورند و نه لزوماً ازاشراف‌زادگی."
به این دلیل گفتم بورژوآ که یکی از معانی این کلمه به قدرتی که از علم و آموزش میاد تعلق داره و واقعا همه در مورد مسائلی حرف می‌زدیم که توش علم داشتیم. و منظور من تنها همین بخش بود و قشنگ می‌شه که به منظور من اهمیت بدین نه تصورات خودتون.)
.
تو راه برگشت با نیما حرف می‌زدیم که، ما چیزی که تقریبا خیلی به دنیای ایده‌آل تو ذهنمونه رو دیدیم و لمس کردیم و زندگی کردیم. حالآ می‌دونیم چقدر باید کار کنیم تا بهش برسیم. حالآ تکلیفمون با خودمون مشخص‌تره..
و از این لذت می‌بریم که زندگیمون هر روز داره شکل بیشتری می‌گیره و یه آینده‌ی نامعلوم که عین پازل می‌مونه، چجوری قطعه قطعه‌هاش رو باهم پیدا می‌کنیم.
.
من پونصد میلیون عکس گرفتم از این خونه تا بعدا یادم بمونه حرفش رو زدم و به چشم دیدم و چقدر بعدها برای رسیدن بهش تلاش می‌کنم.
(البته که برای عکس گرفتن اجازه هم گرفتم.)
و شاید فک کنین هر پونصد میلیونش رو شیر نمی‌کنم و چشماتون خون نمیاد، که باید بگم #هارهورهیر!
.
دلم برای اون سگ گنده‌های دلبر تنگ شده.
ببینین کی بی‌جنبه‌ترین دختر عالم هستیه؟
Read more
<span class="emoji emoji2728"></span>لطفا آرام باشید<span class="emoji emoji2728"></span> . دنیا جنگ و دعوا وقحطی زیاد دیده است. پروردگار، سلطان جهانیان است، ازتصمیم آدم ...
Media Removed
لطفا آرام باشید . دنیا جنگ و دعوا وقحطی زیاد دیده است. پروردگار، سلطان جهانیان است، ازتصمیم آدم های مختلف نترسید.زندگی همچنان جریان خواهد داشت. هیچ کسی جز خدا نمی تواند خورشید را از تو بگیرد. از آدم ها خدا نسازید.دنیا رو به پیشرفت است حتما خیری است که می باید اتفاق بیافتد. هی به اخبار خیره شدن، ... ✨لطفا آرام باشید✨
.
دنیا جنگ و دعوا وقحطی زیاد دیده است. پروردگار، سلطان جهانیان است، ازتصمیم آدم های مختلف نترسید.زندگی همچنان جریان خواهد داشت. هیچ کسی جز خدا نمی تواند خورشید را از تو بگیرد. از آدم ها خدا نسازید.دنیا رو به پیشرفت است حتما خیری است که می باید اتفاق بیافتد. هی به اخبار خیره شدن، هی به قیمت دلار نگاه کردن و استرس گرفتن دردی را دوا نمی کند. می دانم شرایط سختی است، خوب هم می دانم جو ناامیدی بر جامعه حاکم است. اما یادمان باشد برای خیلی از کشورها خیلی اتفاق های سنگین تر هم افتاده. از هیروشیما بگیر تا دیوار برلین. بروید بخوانید کازابلانکا چه ماجرایی داشته. مردمانی که از کشورشان فرار می کردند. بخوانید مائو رهبر چین فرمان قتل گنجشک ها را چه احمقانه صادر کرد.و زندگی کوکو شنل را بخوانید، فیلمش را ببینید. زن های قدیم اروپایی لباس های پر زرق و برقی می پوشیدند. لباس هایی مثل همین لباس های عروس خودمان که زیرش فنر وفلز دارد.و خدمه ای که با هر خانمی زندگی می کردندو در پوشیدن لباس ها کمکشان می کردند. بعد از جنگ که خیلی ها شوهرشان را از دست داده بودند، و یا پولی برای پرداخت به خدمه یشان نداشتند، خدمه را بالاجبار مرخص کردند و خب زندگی خیلی برایشان سخت شد. حتی لباس پوشیدن! شنل ها به وجود آمدند. با این ایده که لباس هایی تولید کنند که هم لوکس باشند و هم تن کردنشان نیاز به خدمه نداشته باشد. ب ام و تولید کننده ی موتور هواپیماهای جنگی بود. بعد از جنگ به دنبال ماشین سازی افتاد.صاحب شرکت پورشه را گروگان گرفتند، یکی شان آزاد شد و دیگری چون پول آزادی نداشتند در بند ماند. می دانم این روزها اصلا از امید حرف زدن، کار آسونی نیست. اما یادمان باشدزندگی ادامه دارد. با غصه خوردن چیزی عوض نمی شود. این روزها امیدوارم برای زندگی خودم وبرای زندگی دیگران و دنیا دعای صلح وخیر و برکت می کنم.نگران چیزهایی که در اختیار شما نیست نباشید، با نگرانی چیزی حل نمی شود. به فکر زندگی خودتان باشید و برای صلح و آرامش دنیا و. زندگی دیگران دعا
کنید. دنیا خدادارد

روزگارتان خوش🙏🏻🌹🌹🌹
پ.ن: من چيزى كه راحتم و دوست دارم ميپوشم و در مورد نوع پوششم سوالى نپرسيدم🙏🏻🌹
Read more
می دونی محاله یه روز صبح یکی درِ خونه رو بزنه یه جعبه بگیره جلوی آدم و بگه بفرما حال خوب! حال خوب ساختنیه.... دست ...
Media Removed
می دونی محاله یه روز صبح یکی درِ خونه رو بزنه یه جعبه بگیره جلوی آدم و بگه بفرما حال خوب! حال خوب ساختنیه.... دست کن ته خورجین دلتنگیا و زخما و بالا پایینای زندگیت، یه کم حال خوب از توش بکش بیرون... نمیگم آسونه..... نمی گم اشتباه نکن، زمین نخور، اشک نریز، کم نیار نمی گم جلوی یه حسرتایی رو می شه گرفت... ... می دونی محاله یه روز صبح یکی درِ خونه رو بزنه یه جعبه بگیره جلوی آدم و بگه بفرما حال خوب!
حال خوب ساختنیه....
دست کن ته خورجین دلتنگیا و زخما و بالا پایینای زندگیت، یه کم حال خوب از توش بکش بیرون...
نمیگم آسونه.....
نمی گم اشتباه نکن، زمین نخور، اشک نریز، کم نیار
نمی گم جلوی یه حسرتایی رو می شه گرفت... نمی گم همیشه‌ی خدا علی بی غم باش، که نمیشه؛...
اصلا غم واسه اینه که به آدم عمق بده.....
به قول یه بنده خدایی که می گفت درست بعد از اتفاق بود که فهمیدم اون لحظه ها که خنده میسر بود باید از ته دل و با صدای بلند می خندیدم، چه حیف که کم خندیدم!
اونایی که از عمق زخم هاشون شادی بیرون کشیدن قدر لحظه لحظه‌ی زندگی رو بیشتر دونستن.....
نه که فکر کنی از بدو تولد آدم های قدرتمندی بودن، نه... اونا این قدرت رو بعد از هر زخمی، ذره ذره در خودشون پرورش دادن......
در لحظه هایی که امکان حال خوب رو داری حضور داشته باش، براش سنگ تموم بذار.
دنیا همیشه بلبشوئه، بهونه واسه دلگیری زیاده و فرصت کم،... تنهایی از رگ گردن به آدم نزدیکتره و انتظار هیچ دردی رو دوا نمی کنه؛.....
فقط خودتی که می تونی پازل بعضی لحظه هارو جوری بچینی که یه کم عشق کنی.
یادت نره که هر چقدر دنیا سخت بگیره حق توئه که توش عشق کنی،
حق گرفتنیه....
حال خوب ساختنیه.....
Read more
. بعضی از اتفاق‌ها هستن که با گذشت زمان اهمیت پیدا می‌کنن. قبلا" اینقدر تکرار می‌شدن که برای کسی ...
Media Removed
. بعضی از اتفاق‌ها هستن که با گذشت زمان اهمیت پیدا می‌کنن. قبلا" اینقدر تکرار می‌شدن که برای کسی مهم نبود ولی الان همه رو سرشون می‌ذارن؛مثلا همین بچه‌دار شدن! شما ببینید در قدیم بچه‌دار شدن و تولید مثل و این دست مسائل زیاد اتفاق ویژه‌ای نبود. الان خوشبختانه وضعیت اینجوری نیست و ملت برای بچه‌هاشون ... .
بعضی از اتفاق‌ها هستن که با گذشت زمان اهمیت پیدا می‌کنن.
قبلا" اینقدر تکرار می‌شدن که برای کسی مهم نبود ولی الان همه رو سرشون می‌ذارن؛مثلا همین بچه‌دار شدن!
شما ببینید در قدیم بچه‌دار شدن و تولید مثل و این دست مسائل زیاد اتفاق ویژه‌ای نبود.
الان خوشبختانه وضعیت اینجوری نیست و ملت برای بچه‌هاشون ارزش قائلن.
تفاوت این دو گونه برخورد رو هم می‌شه از اعلام حاملگی خانم‌ها فهمید. قدیم که زن به شوهر می‌گفت من حامله‌ام، مرده همینجوری که پیچ‌گوشتی دستش بود و داشت رادیو تعمیر می‌کرد یه صدایی از خودش در می‌آورد که یعنی باشه بابا فهمیدم.
یعنی حتی سرشم بالا نمی‌کرد، بعد خانوم گریه‌کنان می‌رفت تو اتاق...
یعنی بچه از اول با گریه و دعوا و مادرشوهر،آب و گلش شکل می‌گرفت.
ولی الان فکر کردین همینجوری خشک و خالی زن به مرد اعلام حاملگی می‌کنه؟! این خودش مراسم داره...
خانوم نامه می‌ذاره بالای سر آقا از قول بچه می‌نویسه:
"بابایی من نه ماه دیگه تو بغلتم"
حالا مرد گنده نامه رو می‌خونه هق‌هق اشک می‌ریزه؛پیچ گوشتی هم دستش نیست بی‌غیرت!
از طرف دیگه به لطف خدا این روزها کمیت جای خودش رو به کیفیت داده، یه دونه بچه می‌آریم و تمام تمرکزمون رو روی همون یه دونه می‌ذاریم، اینقدر تمرکز می‌کنیم که خود بچه می‌گه بابا بکشین بیرون از ورطه ما رخت خودتون رو!
البته بچه غلط می‌کنه، خودش نمی‌فهمه که اسپشیاله و از مواد غنی‌تر و گرون‌تری نسبت به انسان‌های دیگه ساخته شده.
"یعنی اینقدر این بچه ما تکه اگه ما جای دولت بودیم سه روز تعطیلی رسمی اعلام می‌کردیم به مناسبت به دنیا اومدنش! به‌هرحال اتفاق کوچیکی نیست!
اندازه بودجه یک سال دولت اوگاندا خرج سیسمونیش کردیم، فقط Baby Showerش (*) پنج میلیون آب خورد.
بهتررررین مراسم رو براش گرفتیم"
اونوقت در غرب افرادی پیدا می‌شن که نسبت به بچه‌شون کاملا بی‌عاطفه و بی‌فکرن.
نمونه‌اش همین مارک زاکربرگ که وقتی بچه‌اش به دنیا اومد ۹۹ درصد سهامش تو فیس‌بوک که معادل ۴۵ میلیارد دلاره رو صرف امور خیریه کرد.
واقعا برات متاسفیم زاکربرگ!
به جای این که مثل ما بهتررررین مراسم رو بگیری و بهتررررین سیسمونی رو بکنی تو چش‌و‌چال صاحاب ایکبیری توئیتر و موسس کچل اینستاگرام، ۴۵ میلیااااارد دلاااار می‌دی به بدبخت و بیچاره‌ها؟
جای جشن اولین ادرار و اولین باد معده و دندون‌فشون و ختنه‌سورون پولت رو ریختی دور؟
*) این Baby Shower همون باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود خودمونه، بعد از سونوگرافی مهمونی می‌دن و جنسیت بچه رو رونمایی می‌کنن، یه جوری که «دن براون» از کتابش رونمایی نمی‌کن..
(آیدین سیارسریع)
Read more
. بگردمت ... انگشت به دهنِ این زندگی موندی ...با تمام انرژی هایی که داری و رویاهات و سخت کوشی هات، یه ...
Media Removed
. بگردمت ... انگشت به دهنِ این زندگی موندی ...با تمام انرژی هایی که داری و رویاهات و سخت کوشی هات، یه جاهایی اینجوری کم میاری... می شینی رو یه نیمکت و سرت و پایین می ندازی و به نقطه ای مثه نوچی مربا روی پات خیره می شی ... از روزی که بجای مو، داره میخ روسرت اضافه میشه ، همه ازت ترسیدن ... اما می دونم چی تو دلت ... .
بگردمت ... انگشت به دهنِ این زندگی موندی ...با تمام انرژی هایی که داری و رویاهات و سخت کوشی هات، یه جاهایی اینجوری کم میاری... می شینی رو یه نیمکت و سرت و پایین می ندازی و به نقطه ای مثه نوچی مربا روی پات خیره می شی ... از روزی که بجای مو، داره میخ روسرت اضافه میشه ، همه ازت ترسیدن ... اما می دونم چی تو دلت می گذره ... می گی بابا چطور ازم می ترسید ؟ من ترسناکم یا شما ؟! این میخ ها، ترکش های پُتک ها اِیه که شما به سرم زدید ... بعد از من می ترسید ؟! بگردمت ... قربونِ اون دانای و گذشت و درکت از هستی برم ... اون انگیزه ی بی پایان ... اینکه اینطوری مستعصل می شینی رو نیمکت و با خودت می گی یه روزی این مَردم که من و (میخ به سَر) کردند ... شرمنده ی قدر نشناسی علم و هنر و درایت من می شن ... عزیز دلم ... خودت و ناراحت نکن ... همزمان با تو هزاران محقق، جانور شناس، باستان شناس، دانشمند، فیلسوف، فیلم ساز، نابغه، پزشک، عالم، اختر شناس، آرتیست، محقق، پژوهشگر، در سراسر دنیا هستند...
نه اونا ما رو می شناسن نه ما اونا رو ... نه چیزی از ارزش های اونا کم میشه ... نه باز دوباره چیزی از ارزش های اونا...
بگذریم ... می دونی که چقدر دوستت دارم و چطوری شبانه روز باهات زندگی می کنم و می رم کافه دو تا قهوه سفارش می دم یکی برای خودم و یکی برای صندلی خالی روبروم
و باهات کلی حرف می زنم
و می دونی برعکس بقیه فکر نمی کنم تو خودخواه و ترسناکی،
بلکه فکر می کنم تو (کله میخیِ) جذاب من هستی ... پس لطف کن به حرفم گوش کن بجای اینکه در نوچی مُربای روی پات ذوب بشی پاشو از جات و پاهات و بشور
و جای اینکه اون مغز زیبات و شبیه تخته سیاه در طبق اخلاص قرار بدی که هر کی بیاد یه میخ بکوبه بره یه موزیک بزار و سرت و بالا بگیر و رو به سقف بچرخ ... دلش و ندارم این حالت و ببینم ... پاشو ... اصلن بیا یه قرار بزاریم،
فردا ساعت سه و پنجاه و نه دقیقه،
کافه پنجره آبی
نبشِ نوفل منتظرتم ... نبینم همینجور نشسته باشی رو نیمکت ها ... بیا دلم برات یه ذره شده شاید باورت نشه اما اندازه ی پُرزِ پای عنکبوت دلم برات تنگ شده، بیا می خوام بعدش دم جوب کنار سفارت بشینیم و
میخاتو کوتاه کنم ... و تو لبخند بزنی و من بهت بگم #همیشه_بخند
.
.
.

#ساغر_مسعودی
Read more
"تو شبیه برادرم هستی" تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور ...
Media Removed
"تو شبیه برادرم هستی" تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زنده‌گی کرده توسری خورده سرسری نشده، خونده از یه جهانِ بی‌برده یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده. من همه راهو اشتباه رفتم، کی‌ می‌گه رؤیا، دنیا می‌سازه؟ هر درختی یه روز تبر می‌شه، ... "تو شبیه برادرم هستی"

تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده
یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زنده‌گی کرده
توسری خورده سرسری نشده، خونده از یه جهانِ بی‌برده
یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده.

من همه راهو اشتباه رفتم، کی‌ می‌گه رؤیا، دنیا می‌سازه؟
هر درختی یه روز تبر می‌شه، هر زن آبستن یه سربازه.
تیغ توقیف رو رگِ واژه‌س، مهر ممنوع روی پروازه
راهِ رفتن همیشه بن‌بسته، راهِ برگشت تا ابد بازه.

پس باید رو به شعر برگردم، بسه همدیگه رو نفهمیدن
بسه تو چارچوب جون کندن، بسه تو یه مدار چرخیدن.
همیشه چاه رو نشون دادمبه صداهایی که نمی‌دیدن
اونا که با ترانه‌هام آخر روی پیستِ سقوط رقصیدن.

حس سطل زباله‌ رو دارم لب به لب از سرنگ و ته‌سیگار
حس یه یاکریم که فهمیده لونه‌شو ساخته روی چوبه‌ی دار.
من یه جوک توی مجلس ترحیم، من یه پروانه‌ام توی رگبار
من یه زندانی‌ام که عمرش رو مشت می‌کوبیده به تن دیوار.

تلی از خواب‌های مکروهم، تلی از بغض‌های تعزیری
خسته از بورس بشکن و باسن، خوندنِ از سر شکم‌سیری.
توی عصری که حتا با عکسِ خودتم توی آینه درگیری
چه‌جوری می‌شه زنده گی رو نوشت، وقتی لحظه به لحظه می‌میری.

وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین‌کلاین می‌پوشن
وقتی که میمونا دارن نفتِ گربه‌ی آسیا رو می‌دوشنک
وقتی که غولای مبارز هم بی‌قراره بلیطِ گوگوشن
خب دیگه عادیه که مطرب‌ها خودشونو به پول بفروشن.

حالا که استخونای شاملو، زیر سنگِ شکسته می‌پوسه
حالا که آخرین چریک داره چکمه‌ی دیکتاتور رو می‌بوسه
حالا که مرکز جهان امروز تخت‌خوابِ یه نشمه‌ی روسه
دیگه فرقی نداره دنیامون توی دستِ کدوم دیوثه.

تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که خوب می‌بینه
یه برادر که خوب می‌دونه، معنی گوله رو توی سینه
ما کتک خورده‌ی یه کابوسیم، تو زمانی که رؤیا ننگینه
تو زمانی که وزن این هستی، مثل وزن سکوت سنگینه.

یغما گلرویی
Read more
من یه وقت یه مرد دیوونه رو می‌شناختم که فکر می‌کرد دنیا به آخر رسیده. نقاش بود و کنده‌کار. خیلی دوستش ...
Media Removed
من یه وقت یه مرد دیوونه رو می‌شناختم که فکر می‌کرد دنیا به آخر رسیده. نقاش بود و کنده‌کار. خیلی دوستش داشتم. می‌رفتم تو دیوونه‌خونه می‌دیدمش. با دستام می‌گرفتم و می‌کشوندمش کنار پنجره. نگاه کن! اون‌جارو نگاه کن! اون گندمای رسیده رو. اون‌جارو نگاه کن! اون بادبونای قایق‌های ماهیگیری! همه‌ی اون ... من یه وقت یه مرد دیوونه رو می‌شناختم که فکر می‌کرد دنیا به آخر رسیده. نقاش بود و کنده‌کار. خیلی دوستش داشتم. می‌رفتم تو دیوونه‌خونه می‌دیدمش. با دستام می‌گرفتم و می‌کشوندمش کنار پنجره. نگاه کن! اون‌جارو نگاه کن! اون گندمای رسیده رو. اون‌جارو نگاه کن! اون بادبونای قایق‌های ماهیگیری! همه‌ی اون زیبایی‌ها! (سکوت.) اون دستاشو پس‌ می‌زد و می‌رفت کنج خودش. به نظرش می‌رسید هر چی دیده بود خاکستر بود (سکوت.) از همه‌جا رونده. (سکوت.) فراموش.
◾️
ساموئل بکت – آخر بازی
ترجمه: عطاالله نوریان
Read more
‌ ماندن "مرد" می خواهد. پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد. ...
Media Removed
‌ ماندن "مرد" می خواهد. پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد. مردانگی به منطقی بودن نیست. عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد. احساس امنیت "مرد" می خواهد. شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد. مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست. مردانگی ... ‌ ماندن "مرد" می خواهد.
پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد.
مردانگی به منطقی بودن نیست.
عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد.
احساس امنیت "مرد" می خواهد.
شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد.

مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست.
مردانگی اصلا به مرد بودن نیست!
ماندن "مرد" می خواهد.
ساختن "مرد" می خواهد.
بودن "مرد" می خواهد.

بدبختانه تمام خوشبختی های کوچک و ساده ی دنیا "مرد" می خواهد،
و از همین رو کار جهان رو به خوشبختی نیست!
#text #including #love #girl #son #ense #friend #friendship #matn #jomle #eshgh #bf #gf #friend @TagsUpLikes #عاشقانه #متن #سخن #جمله #دکلمه #عشق #عاشقی #عاشق #دختر #بوسه #پسر #حس #دونفری #دوست #دوستی
Read more
‌ همه‌تون می‌دونید که من در دنیا بیشتر از هر چیزی عاشق این دو آدم هستم. پدرم هر کاری از دستش براومد کرد ...
Media Removed
‌ همه‌تون می‌دونید که من در دنیا بیشتر از هر چیزی عاشق این دو آدم هستم. پدرم هر کاری از دستش براومد کرد تا با چندرغاز حقوق معلمی زندگی خوبی برای پنج تا بچه‌ش فراهم کنه. مادرم هم که هرگز کم نذاشت. ‌ چطور می‌شه جواب این همه زحمت و تلاش رو داد؟ هیچ جور. شاید یک راهش این بود که وقتی پدرم رتبه‌ی کنکورم رو دید ...
همه‌تون می‌دونید که من در دنیا بیشتر از هر چیزی عاشق این دو آدم هستم. پدرم هر کاری از دستش براومد کرد تا با چندرغاز حقوق معلمی زندگی خوبی برای پنج تا بچه‌ش فراهم کنه. مادرم هم که هرگز کم نذاشت.

چطور می‌شه جواب این همه زحمت و تلاش رو داد؟ هیچ جور. شاید یک راهش این بود که وقتی پدرم رتبه‌ی کنکورم رو دید و بهم گفت «دبیری» رو انتخاب کن، می‌گفتم باشه و برای رقابت با بقیه‌ی کاندیداها تلاش می‌کردم. اگه انتخاب می‌شدم الان در شهر مریوان دبیر نقشه‌کشی بودم و رسالتم این بود که با هر ترفندی سعی کنم بچه‌های تخسی که از رشته‌ی ریاضی و تجربی (و البته خونه) فراری شدن رو توی محیط هنرستان نگه دارم.

ولی خوشبختانه تو گزینش دبیری رد شدم. یادمه برای مصاحبه لباس دوم بارسلونا (که اون روزها نارنجی جیغی بود) رو پوشیدم، با وجود اینکه پدر و مادر کلی اصرار کردن که با پیراهن و یقه‌ی بسته برم.

وقتی آقای گزینش توی اون اتاق خشک و سرد ازم پرسید حرکت چهارم رکعت سوم نماز مغرب چیه، با وجود اینکه می‌دونستم گفتم نمی‌دونم. و با وجود اینکه تا سال قبلش هم نماز جمعه می‌رفتم، ایده‌ای نداشتم اسم امام جمعه‌ی مریوان چی بود. راستش همون روزها هم که نماز جمعه می‌رفتم اسمش رو نمی‌دونستم. کلن جاهای دیگه‌ای سیر می‌کردم. تو راهِ نماز جمعه هم eminem گوش می‌دادم.

پدرم از شغل معلمی جوابی که می‌خواست رو گرفته بود. یک شغل مطمئن و بدون ریسک برای اداره کردن یک خانواده‌ی هفت نفره در یک شهر کوچیک. ولی... شاید متوجهِ این ماجرا نبود که چه دنیایی بیرونِ مریوان هست و چقدر ذهن من تشنه‌ی تجربه کردن اون‌هاست. از اون خونواده‌هاش هم نبودیم که بشینیم و از هم بپرسیم: «خب، رویای تو چیه؟ چی دوست داری؟ می‌خوای چیکاره بشی؟»

چی می‌خواستم بگم؟ وای همه‌ش کلمات به انگشت‌هام حمله می‌کنن و یه هیجان خاصی دارم. چون همین الان که دارم این‌ها رو می‌نویسم خاطراتی داره میاد و میره که خیلی وقته نیومده بودن بالا. خوشم میاد.

ولی جدی چی می‌خواستم بگم؟ آها. می‌خوام یه سوال ازتون بپرسم. شما هم همچین تجربه‌هایی داشتین؟‌ اینکه رویاهاتون با مسیری که پدر و مادر براتون انتخاب کردن همسو نباشه؟ چیکار کردین؟ همون مسیر رو رفتین یا مقابلش ایستادین؟ عواقبش چی بود؟‌ کلن چی می‌گی؟ چیکار می‌خوای بکنی؟ این زیر توی کامنت‌ها بنویس.



📷 @srwenikkhah
Read more
. الان از خود کارگران معدن کشورمون هم بپرسین، میگن سخت‌ترین کار دنیا طنز نویسی تو ایرانه. البته اینکه ...
Media Removed
. الان از خود کارگران معدن کشورمون هم بپرسین، میگن سخت‌ترین کار دنیا طنز نویسی تو ایرانه. البته اینکه اقتصاد تعطیله و اونا الان بیکارن هم توی جواب‌شون موثره. فکر کن صبح از خواب بیدار میشی و باید یه مطلب طنز بنویسی. اخبار رو زیرورو می‌کنی که سوژه پیدا کنی. یه‌دفعه می‌بینی فقط زیر لبت داری یاد و خاطره ... .
الان از خود کارگران معدن کشورمون هم بپرسین، میگن سخت‌ترین کار دنیا طنز نویسی تو ایرانه. البته اینکه اقتصاد تعطیله و اونا الان بیکارن هم توی جواب‌شون موثره. فکر کن صبح از خواب بیدار میشی و باید یه مطلب طنز بنویسی. اخبار رو زیرورو می‌کنی که سوژه پیدا کنی. یه‌دفعه می‌بینی فقط زیر لبت داری یاد و خاطره بستگان یه ‌سری افراد رو زنده می‌کنی. بعدِ دو ساعت کلنجار رفتن بالاخره یه سوژه پیدا می‌کنی و شروع می‌کنی به نوشتن. چند خط که تایپ کردی می‌بینی همون زنده کردن یاد و خاطره بستگان رو مکتوب کردی. مجبور می‌شی همه رو پاک کنی و از اول بنویسی. به‌زور یه‌سری شوخی و گل‌نمک‌بازی توش می‌چپونی که شاید خنده‌دار بشه و وقتی مطلب تموم شد برای روزنامه می‌فرستی.

اگه از خود طنزنویس‌ها بپرسی سخت‌ترین کار دنیا چیه، اونا میگن بچه‌هایی که باید ممیزی مطالب طنز رو انجام بدن. اونا مطالب رو می‌گیرن، می‌خونن و بعد می‌بینن اگه قرار بود جای آدمی باشن که ذهنش مریضه، به چی گیر می‌داد و همون رو حذف می‌کنن. مثلا من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که از گیلاس کیلویی سی هزار تومن بشه یه مفهوم خط قرمزی درآورد. ولی دوستان درآوردن و خیلی شفاف هم برام توضیح دادن که میشه چه برداشت‌هایی از گیلاس کرد. منم از اینکه انقدر آدم بیشعور و بی‌ادبی هستم از خودم خجالت کشیدم.

اگه از بچه‌های ممیزی مطالب طنز، بپرسی سخت‌ترین کار دنیا چیه، می‌گن اونایی که این مطالب رو باید تو اینستاگرام منتشر کنن. اونا باید مطلب رو تو فضای مجازی بذارن و مثل جغد مواظب باشن که هرکس اومد زیرش فحش داد پاک کنن.

بعد که همه این‌کارها انجام شد، میای می‌بینی یه نفر کامنت گذاشته «کم جون بود! چطور به خودت میگی نویسنده؟».
Read more
‌ نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ...
Media Removed
‌ نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ولی… ‌ اگر بر اساس خواسته‌های پدر و مادر زندگی کنی، ممکنه هیچ وقت نتونی به طور مستقل وارد جامعه بشی، ممکنه هیچ وقت خونه‌ی خودت رو پیدا نکنی یا نتونی بسازیش، ممکنه نتونی اون جوری که می‌خوای زندگی ...
نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ولی…

اگر بر اساس خواسته‌های پدر و مادر زندگی کنی، ممکنه هیچ وقت نتونی به طور مستقل وارد جامعه بشی، ممکنه هیچ وقت خونه‌ی خودت رو پیدا نکنی یا نتونی بسازیش، ممکنه نتونی اون جوری که می‌خوای زندگی کنی.

اینجوری میشه که یهو سی سالت می‌شه و می‌بینی هنوز پیش خانواده زندگی می‌کنی، رویاهات پژمرده شدن و حتی اگر هم بخوای مستقل بشی و دنیا رو به تنهایی تجربه کنی، نمی‌تونی! چون چیزی بلد نیستی که ازش کسب درآمد کنی. چون همیشه از حمایت مالی خانواده برخوردار بودی و نیازی نبود که تخصص یا مهارتی رو یاد بگیری و ازش پول دربیاری و یک زندگی برای خودت بسازی و بچرخونیش. چون بلد نیستی و کلی ترس داری از اینکه مستقل زندگی کنی. در نتیجه همیشه حس سرخوردگی و استیصال داری.

چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی.

همه خودخواهیم. همه ناقصیم و استدلال‌های همه‌ی ما از ملاک‌ها و فیلترهایی رد می‌شه که از دوران بچگی و در طول عمر درون ما شکل گرفته. برای همینه که مامان و باباها ما رو درک نمی‌کنن. اون‌ها می‌ترسن چون گذشته‌ای که طی کردن با گذشته‌ای که ما داشتیم زمین تا آسمون فرق داره. ترس‌های درونی اون‌ها ناشی از عرف‌ها، ارزش‌ها و هنجارهایی‌ـه که اگرچه شاید زمانی وجودشون و رعایت‌کردنشون لازم بوده، ولی الان دیگه نیازی به وجودشون نیست.

چیزی که برای اون‌ها زمانی جواب می‌داده ممکنه الان دیگه برای شما جواب نده. یعنی نمی‌دونم. اگه جواب می‌ده و در مورد مسیری که توش هستی خوش‌حال هستی و اون‌ها هم خوشحال هستن و همه‌تون راضی، **ن لق ناراضی. من این حرف‌ها رو برای کسی می‌زنم که حس می‌کنه مسیری که پدر و مادر از قبل براش مشخص کردن اصلن به اون سمتی نیست که رویاهاش هستن. درنتیجه از یه چیزی خوشحال نیست، بی‌قراره و می‌خواد تغییرش بده. (شاید باید این حرف رو همون اوایل مطلب می‌گفتم که وقتت رو تلف نکنی و پایین‌تر نیای. ولی خب مطمئنم خودت اونقدر باهوش هستی که اگه این نوشته دغدغه‌ت نباشه خیلی وقت پیش این پست رو به کتف چپت دایورت می‌کردی، وقتت رو با خوندن این حرف‌ها تلف نمی‌کردی و می‌رفتی یک جای دیگه تلفش کنی... ولی چون این قضیه رو مُخِته، منتظر قسمت سومش هم می‌مونی. یا اینکه می‌ری و از وب‌سایتم ادامه‌ش رو می‌خونی... [ادامه داره]
Read more
. قرار بود ۱۲ آبان به دنیا بیاد، ترم اول دانشگاه بودم، برای ۱۱ ام بلیط گرفتم که لحظه تولدش اونجا باشم همون ...
Media Removed
. قرار بود ۱۲ آبان به دنیا بیاد، ترم اول دانشگاه بودم، برای ۱۱ ام بلیط گرفتم که لحظه تولدش اونجا باشم همون روز به دنیا اومد، من لحظه تولدش ندیدمش یه حس خاصی داشتم، یه حس جدید من خودم عاشق خاله هام بودم، یه جورایی مادر دوم هستن برام، هر سه تاشون مهربون، خیالم راحته اگه هیچ جا برای رفتن نداشته باشم اونجا ... .
قرار بود ۱۲ آبان به دنیا بیاد، ترم اول دانشگاه بودم، برای ۱۱ ام بلیط گرفتم که لحظه تولدش اونجا باشم
همون روز به دنیا اومد، من لحظه تولدش ندیدمش
یه حس خاصی داشتم، یه حس جدید
من خودم عاشق خاله هام بودم، یه جورایی مادر دوم هستن برام، هر سه تاشون مهربون، خیالم راحته اگه هیچ جا برای رفتن نداشته باشم اونجا رو دارم که برم
نمیدونستم خاله خوبی میشم براش یا نه، تو این ۶ سال همونقدر که با هم بازی کردیم با هم دعوا کردیم، بحث ‌کردیم 😀😀
از اون دعواهایی که وقتی عصبانی میشد خنده م می‌گرفت اخرش، خواهرم میگفت مریضی سر به سرش میزاری
باورم نمیشه اینقدر زود بزرگ شد
از همون وقتی که به دنیا اومد، متناسب با سنش براش کتاب می‌خریدم، خواهرم میگفت حتی موقعی که هنوز نمیتونست حرف بزنه، می‌رفت کتابش رو می‌آورد و با اشاره میگفت برام کتاب بخون

همین یه خواهر زاده رو دارم
خیلی دلتنگش هستم و فقط نوشتن آرومم می‌کرد
Read more
‍ "تَکرار می‌کنیم" ما قوم سرخوشیم، از پُشتِ کوروشیم سرگرمِ اِسکی رو خونِ سیاوشیم. راحت حکیم می‌شیم، ...
Media Removed
‍ "تَکرار می‌کنیم" ما قوم سرخوشیم، از پُشتِ کوروشیم سرگرمِ اِسکی رو خونِ سیاوشیم. راحت حکیم می‌شیم، از حُکما جیم می‌شیم، با هم یه تیم می‌شیم، «عباسو» می‌کُشیم. تو عکسا مانکنیم، «بودا»ی روشنیم، هی گاف می‌دیم و باز لاف می‌زنیم، دنیا رو بُرده آب، ماها رو بُر ‍ "تَکرار می‌کنیم" ما قوم سرخوشیم، از پُشتِ کوروشیم سرگرمِ اِسکی رو خونِ سیاوشیم. راحت حکیم می‌شیم، از حُکما جیم می‌شیم، با هم یه تیم می‌شیم، «عباسو» می‌کُشیم. تو عکسا مانکنیم، «بودا»ی روشنیم، هی گاف می‌دیم و باز لاف می‌زنیم، دنیا رو بُرده آب، ماها رو بُر
‌ ‌چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری ...
Media Removed
‌ ‌چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی. ‌ نذار این اتفاق بیفته. به خاطر خودت و به خاطر عشقی که بین خودت و ...
‌چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی.

نذار این اتفاق بیفته. به خاطر خودت و به خاطر عشقی که بین خودت و والدینت هست. اجازه نده که بیست سال دیگه هر وقت به مامان و بابات نگاه می‌کنی یاد ناکامی‌هات بیفتی. و اجازه نده که هر وقت اون‌ها بهت نگاه می‌کنن یاد اشتباهاتی بیفتن که در جوانی در حق تو مرتکب شدن.

اگه می‌خوای یه چیزی رو تغییر بدی ولی نمی‌تونی، بهت اجازه‌ش رو نمی‌دن یا هرچی… باید یک مبارزه رو شروع کنی. باید انتخاب‌های سختی انجام بدی و پاشون وایسی.

برای تغییر باید از همین الان شروع کنی. از همین روزهایی که داری باهاشون زندگی می‌کنی. بهشون نشون بده که دنیای جدیدی اون بیرون هست که می‌خوای به طور مستقل تجربه‌ش کنی، و بهشون نشون بده که می‌تونی به طور مستقل تجربه‌ش کنی. از همین الان مستقل بودن رو در کنارشون شروع کن. کار کن. پول دربیار. برو سفر. برای زندگیت و محیطی که توش هستی تصمیم بگیر و اگر اشتباه کردی مسئولیتش رو بپذیر.

اجازه رو نمی‌گیرن. می‌سازن.

پس مبارزه کن. برای چیزی که یقین داری درسته. برای هدف و آرزویی که در سر داری. بجنگ برای همین یک بار فرصت کوتاهی که در اختیارت هست و بهش می‌گن زندگی. اشتباه کن، و مسئولیتش رو بپذیر. دهنت قراره سرویس بشه. زندگی سخت‌تر از اونیه که فکر می‌کردی. ولی فکر کنم می‌ارزه.

من دیدم، و باهاشون زندگی کردم، کسانی که با خانواده زندگی می‌کردن چون مجبور بودن، ولی مبارزه کردن، رفتن دنبال رویاهاشون و به خانواده نشون دادن که از پس خودشون و از پس یک زندگی مستقل بر میان. دیدم کسانی رو که به خانواده نشون دادن که دنیا عوض شده و چیزهایی که آدم‌ها می‌خوان با چیزهایی که چهل سال پیش ارزش بود فرق کرده. آدم‌هایی رو دیدم که گریان از خونه‌ی مامان و باباشون زدن بیرون و چند هفته بعد با لبخند توی خونه‌ی خودشون سفره‌ی شام رو می‌چیدن که میزبان مامان و باباشون باشن.

یه چیزی همین الان به ذهنم رسید. مشاور. یک مشاور یا روانکاو خوب خیلی می‌تونه این روند رو تسریع کنه. پیداش کن. برو باهاش حرف بزن. اگه درکت کرد و رابطه‌ی خوبی با بی‌قراری‌هات و دغدغه‌هات برقرار کرد، جلسه‌های بعد می‌تونی با پدر و مادر بری پیشِش. خیلی وقت‌ها یک آدم کاربلد و به‌روز که از بالا داره اوضاع رو می‌بینه، بهتر می‌تونه شرایط رو به پدر و مادرت توضیح بده.

خب دیگه من از نوشتن خسته شدم. [پایان]
Read more
..... بعله... . خلاصه اینکه این ترانه یه جاهایی ش خیلی در مورد من صدق می کنه، هم در مورد من، هم در مورد آدم هایی مثل من که خدا رو شکر کم نیستن، آدمایی که با دلشون زندگی می کنن، دنبال دلشون می رن و هر چی دلشون می گه، می گن همینه. یه بخشی که صدق می کنه رو گذاشتم که بشنویم با هم، اون بخش دیگه رو می نویسم که بخونیم، ... .....
بعله...
.
خلاصه اینکه این ترانه یه جاهایی ش خیلی در مورد من صدق می کنه، هم در مورد من، هم در مورد آدم هایی مثل من که خدا رو شکر کم نیستن، آدمایی که با دلشون زندگی می کنن، دنبال دلشون می رن و هر چی دلشون می گه، می گن همینه.
یه بخشی که صدق می کنه رو گذاشتم که بشنویم با هم، اون بخش دیگه رو می نویسم که بخونیم، نشد بچسبونمشون به هم.
.
اون "خلاصه اینکه" اول هم که یهو باهاش نوشتن رو شروع کردم واسه این بود که دلم نخواست قبلش رو بنویسم، من هم اگر دیوانگی کردم دلم خواست، اگر هم ، همچنان دارم دیوانگی می کنم، دلم می خواد، خلاص.
.
توی بخشی که نشد بچسبونم بهش می گه:
.
"پشیمان نیستم از آنچه بودم
پشیمان نیستم از ماجرایم
همین هستم
همین خواهم شد از نو
اگر بار دگر دنیا بیایم".
.
عزت زیاد، یه امروز رو خوش بگذرونین و به دلتون نه نگید، خیلی حال می ده، راست می گم.
.
#سین_شین #سمیراشکوری #سمیرا_شکوری
#گوگوش .
پی نوشت: من نمی دونم ترانه ش از کیه، اگه می دونید لطفا اسم ترانه سرا رو بهم بگید، ممنون.
Read more
‍ "تَکرار می‌کنیم" ما قوم سرخوشیم، از پُشتِ کوروشیم سرگرمِ اِسکی رو خونِ سیاوشیم. راحت حکیم می‌شیم، ...
Media Removed
‍ "تَکرار می‌کنیم" ما قوم سرخوشیم، از پُشتِ کوروشیم سرگرمِ اِسکی رو خونِ سیاوشیم. راحت حکیم می‌شیم، از حُکما جیم می‌شیم، با هم یه تیم می‌شیم، «عباسو» می‌کُشیم. تو عکسا مانکنیم، «بودا»ی روشنیم، هی گاف می‌دیم و باز لاف می‌زنیم، دنیا رو بُرده آب، ماها رو بُر ‍ "تَکرار می‌کنیم" ما قوم سرخوشیم، از پُشتِ کوروشیم سرگرمِ اِسکی رو خونِ سیاوشیم. راحت حکیم می‌شیم، از حُکما جیم می‌شیم، با هم یه تیم می‌شیم، «عباسو» می‌کُشیم. تو عکسا مانکنیم، «بودا»ی روشنیم، هی گاف می‌دیم و باز لاف می‌زنیم، دنیا رو بُرده آب، ماها رو بُر
اين متن رو مليسا در سايت ويرگول نوشته نميدونم چقدر ممكنه موافق باشيد ولى ارزش خوندن داره! براي خوندن ...
Media Removed
اين متن رو مليسا در سايت ويرگول نوشته نميدونم چقدر ممكنه موافق باشيد ولى ارزش خوندن داره! براي خوندن متن كامل به لينكي كه در آخر متن نوشته شده مراجعه كنيد: يا عبارت "اين دوستان در سفر كي به پيامبري مبعوث شدند" رو سرچ كنيد! @melissachabok *************************************************** این ... اين متن رو مليسا در سايت ويرگول نوشته نميدونم چقدر ممكنه موافق باشيد ولى ارزش خوندن داره! براي خوندن متن كامل به لينكي كه در آخر متن نوشته شده مراجعه كنيد: يا عبارت "اين دوستان در سفر كي به پيامبري مبعوث شدند" رو سرچ كنيد!
@melissachabok ***************************************************
این روزها توی هر شبکه اجتماعی که عضو باشید، از بین دوستانتون یا کسایی که به واسطه عکس‌های زیبا معروفیتی به هم زدند کسانی رو می‌بینید که هر روز در سفرند و بیانیه‌هایی طویل در رثای نماندن و رفتن می‌نویسند. انگار دین دنیای جدید سفره.
نمی‌دونم شما هم مثل من هستید یا نه که به هزار و یک دلیل هر روز توی خونه خودتون بیدار می‌شید و بعد از کار برمی‌گردید و همونجا از هوش می‌رید. نمیدونم شما هم با حسرت اسکرول می‌کنید یا نه و این فکر از ذهنتون میگذره که ای واای اینها زندگی میکنند، نه ما!
قطعیتی در حرفهاشون هست که انگار راه درست رستگاری سفره و بس. انگار هر کس که سفر نمیره یا کم میره یا با تور میره یا برنامه ریزی شده سفر میکنه یا واسش مهمه که هتل خوبی بره چیزی از بوی خوش زندگی نشنیده و عمرش تباه شده. بارها توی جمع دوستام شنیدم با حسرت در مورد آخرین سفر هدی رستمی حرف میزنن. دوستی دارم که تخت تاثیر ارشاد نیکخواه با بدبختی هیچهایک کرد، دو هفته توی جنگلهای شمال زیر بارون راه رفت در حالیکه با خودش کلنجار میرفت که دووم بیاره چون هیچهایک خوبه و باید تجربه کرد.
ما مخاطب‌ها موندیم تو خونه‌مون، به زندگی‌مون فحش میدیم. به جیب خالیمون. به رییسی که مرخصی نمیده. به کاری که اینقدر زیاده که فرصت استراحت نداره. به ریالی که قدش به دلار نمیرسه. به ترسهامون. به عادتهامون. به خودمون که آدم‌های موندنیم نه رفتن.
هر روز یکی از یه جای دنیا داره نسخه جدیدی برای زندگیمون می‌پیچه. قبلا باید دکتر و مهندس می‌شدیم که خوشبخت شیم حالا باید سفر کنیم. یوگا کنیم. گیاه بخوریم.
کی گفته که همه باید سفر برن تا زندگی رو بشناسند؟ کسی شاید با کاشتن یه گل درک عمیقتری از زندگی پیدا کنه. یکی دیگه با کتابهاش ظریف‌تر دنیا رو ببینه. هزار راه هست. هزار روش زندگی. سفر یکی از اونهاست. فقط یکی از اونها.
به نظر من باید چشمها رو بست و یک بار به درون برگشت و حسها و ترسها و هیجانهای درونی رو دید. اونها راهنماهای بهتری هستند.
http://vrgl.ir/EIwfk
#nafistravel
Read more
یه جایی توی کتاب خاطرات ِدیوید فوئنکینوس، راوی می فهمه مامان بزرگش از سرای سالمندان فرار کرده. بعدتر ...
Media Removed
یه جایی توی کتاب خاطرات ِدیوید فوئنکینوس، راوی می فهمه مامان بزرگش از سرای سالمندان فرار کرده. بعدتر می فهمه مامان بزرگ پول ماهیانه ای که از پسرهاش می گرفته که بره آرایشگاه و خوشگل کنه، رو جمع می کرده. بعد یه شب بی صدا پول رو برداشته و فرار کرده رفته دور دنیا سفر. راوی توی اون نقطه وقتی حسابی نگران مامان ... یه جایی توی کتاب خاطرات ِدیوید فوئنکینوس، راوی می فهمه مامان بزرگش از سرای سالمندان فرار کرده. بعدتر می فهمه مامان بزرگ پول ماهیانه ای که از پسرهاش می گرفته که بره آرایشگاه و خوشگل کنه، رو جمع می کرده. بعد یه شب بی صدا پول رو برداشته و فرار کرده رفته دور دنیا سفر. راوی توی اون نقطه وقتی حسابی نگران مامان بزرگشه، حس می کنه یه بُعد جدید از مامان بزرگش رو شناخته. اون جا توی اون صفحه ی کتاب فکر می کنم به اینکه مامان بزرگ داستان، درست قبل اینکه دنیا دستش رو از زندگی کوتاه کنه می فهمه زندگی واقعا چیه. بعد فکر می کنم واسه ماها، تک تک ماها چقدر ، چند سال طول می کشه تا بفهمیم زندگی واقعا در مورد چیه
.
#یلدانوشت .
پ.ن: اینقدر پیام خوب گرفتم از کسانی که دارند خاطرات رو می خونند که حد نداره. خوشحالم که دوسش دارید. کتاب دلنشینی که توی قلب من جا داره .
#با_یلدا_کتاب_بخونیم .
پ.ن۲: مجتبا مرسی از این عکسی که گرفتی
.
Read more
. موضوع اینجاست که ما باور کنیم همه مون شبیه همیم یعنی باور نکنیم که ما خیلی خاصیم یا مثلا یه کارایی ...
Media Removed
. موضوع اینجاست که ما باور کنیم همه مون شبیه همیم یعنی باور نکنیم که ما خیلی خاصیم یا مثلا یه کارایی می کنیم که هیشکی نمی کنه پس ما خیلی خاصیم. تکیه میدیم به پشتی صندلی با یه بادی به غبغب در مورد عالم ادم نظر میدیم انگار که فقط خودمون دیوونه ایم خودمون رو قهرمان فیلمی تصور می کنیم که ابر قهرمان زندگیه و‌ساعت ... .
موضوع اینجاست که ما باور کنیم همه مون شبیه همیم
یعنی باور نکنیم که ما خیلی خاصیم یا مثلا یه کارایی می کنیم که هیشکی نمی کنه پس ما خیلی خاصیم.
تکیه میدیم به پشتی صندلی با یه بادی به غبغب در مورد عالم ادم نظر میدیم انگار که فقط خودمون دیوونه ایم
خودمون رو قهرمان فیلمی تصور می کنیم که ابر قهرمان زندگیه
و‌ساعت ها در مورد خودمون حرف می زنیم.
.
من یه زمانی چیزای بی اهمیت جمع می کردم
مث کارت پرواز اولین سفر ترکیه
یا فاکتور اون رستورانه تو گرجستان که خیلی خندیدیم
یا مثلا بلیط اولین بار مترو سوار شدن تو پاریس
بعد فهمیدم فقط من نیستم
حداقل ۷۰ درصد ادمای دورو برم چرت و پرت جمع می کنن که بعدا نگاش کنن ذوق کنن ،
۳۰ درصد بقیه هم چیزای بی اهمیت تر جمع می کنن
هممون یه جورایی شبیه همیم تو همه جای دنیا
کامی می گه ۶۰ درصد ادما تو پاریس دیوونن
می گه احتمالا منم تو همین ۶۰ درصدم
مث اون پیرمرده که با دوچرخه چهارراه اتوالو ۵۰ بار چرخید اهنگای مسخره می خوند
یا اون اقاهه که با کبوترا حرف می زد
یا من که بلیطارو جمع می کنم
یا برای پای شکسته کفتر جلوی کی اف سی بغض می کنم
ما دوست داریم‌که خودمون رو ادمای متفاوت و عمیق با دنیایی متفاوت نشون بدیم
ولی هرچقدر بیشتر بریم جلو بیشتر می فهمیم چقدر هممون شبیه همیم
همه ما می تونیم تنها سفر کنیم ولی شبا از تنهایی تو اتاقمون بترسیم
می تونیم تنها از پس زندگی تو یه کشور دیگه بر بیایم ولی تنهایی تو اب دریا بترسیم
می تونیم از صبح تا شب تو کافه با کلی ادم سرو کله بزنیم و معاشرت کنیم ولی
از معاشرت با یه بچه بترسیم
ما ادما هیچ برتری به هم نداریم
می خوایم خودمون رو قوی نشون بدیم
داستان می بافیم
ادمها به ما نگاه می کنند ارزو می کنند کاش به این اندازه قوی و خوشبخت بودند
ولی دقیقا در همون لحظه نیازمند حضور ادم ها هستیم
رمان های زیادی نوشته می شن
رمان های زیادی می خونیم از قدیم
از شخصیت های مختلف
که فقط باور کنیم یه روزی صد سال پیش
کسی شخصیتی خلق کرده که چقدر ما می فهمیمش
که فقط باور کنیم چقدر ما ادم ها شبیه همیم
وانمود می کنیم که
ای وااای چقدر نمی فهمیم مردمی رو که دم هتل پرتغالی ها سرو صدا کردند
ولی همه شبیه همیم
همه اندازه هم عجیب
همه شبیه هم دیگه
شبیه به دخترای قد بلند بلوند فرانسوی با گردن های بلند و نگاه های بی تفاوتشون تو مترو
شبیه به اقای سیاه پوست که راه میرفت با اسمون حرف میزد
یه اندازه دیوونه
یه اندازه تنها
دنیای هممون هم قد خط مرز دورمونه
قد یه کشور قد یه قاره
نهایتا قد یه دنیا
همین
Read more
"وحشی ترین" منتشر شد خواننده: آیلار ملودی و تنظیم: اشکان دباغ میکس و مستر: رضا پوررضوی طراح کاور: مهیار بیجاری ترانه سرا: یغما گلرویی بگین وحشی ترین حیوون کدومه؟ جواب ِ این سوالو کی می دونه؟ بگین گـُرگه؟ یا شیره؟ یا پلنگه؟ یا ببری که حریص بوی خونه؟ ولی من این سوال بی جوابو می پرسم ... "وحشی ترین"

منتشر شد

خواننده: آیلار
ملودی و تنظیم: اشکان دباغ
میکس و مستر: رضا پوررضوی
طراح کاور: مهیار بیجاری
ترانه سرا: یغما گلرویی

بگین وحشی ترین حیوون کدومه؟
جواب ِ این سوالو کی می دونه؟
بگین گـُرگه؟ یا شیره؟ یا پلنگه؟
یا ببری که حریص بوی خونه؟

ولی من این سوال بی جوابو
می پرسم از یه موش آزمایشگاه
نگاهم می کنه، هیچی نمی گه،
جوابش خیلی کوتاهه، مثِ آه!

تو رگ هاش جای خون ویروسه چونکه
ما آدم ها نباید زود بمیریم.
باید درمون دردا رو بفهمیم،
واسه این کار مُجازیم جون بگیریم.

برای کشفِ اون حیوون وحشی، کجای دنیا رو باید بگردم؟
سوالم ساده س اما بی جوابه، جوابش ر‌و چرا پیدا نکردم؟

می رم پیش گوزنی که سر اون
آویزونه به دیوارِ یه تالار.
می گم وحشی ترین حیوون کدومه؟
سکوتش رو سرِ من شه آوار!

یه روباه طلایی رو می بینم،
ولی اصلن جوابم رو نمی ده.
آخه اون خیلی وقته پالتو پوسته،
دیگه مُرده... به آرامش رسیده.

سوالو از قناری ها می پرسم،
قناری ها جوابشو می دونن.
جوابو از صداشون می شه فهمید،
مث زندونیا آواز می خونن.

برای کشفِ اون حیوون وحشی، کجای دنیا رو باید بگردم؟
سوالم ساده س اما بی جوابه، جوابش ر‌و چرا پیدا نکردم؟

دیگه دنبال اون حیوون نگردین،
من اونو توی آینه پیدا کردم.
شماها رو نمی دونم ولی من
حالا دارم پِی آدم می گردم.

در رادیوجوان بشنوید و دانلود کنید:

https://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Aylar-Vahshitarin

@Aylarmoosavi
@ashkandabbagh
@radiojavan

#آیلار
#اشکان_دباغ
#یغما_گلرویی
#حمایت_از_حیوانات
Read more
<span class="emoji emoji1f4e6"></span><span class="emoji emoji1f4ee"></span>📬<span class="emoji emoji2709"></span>️ #برسد_به_دست_پست _ امروز رفته بودم دفتر پستی برای ارسال چند تا بسته و خرید پاکت و کارتن. ...
Media Removed
📬️ #برسد_به_دست_پست _ امروز رفته بودم دفتر پستی برای ارسال چند تا بسته و خرید پاکت و کارتن. قیمت پست که بالا رفته بود و می‌دونستم بماند. حرفم روی هزینه‌ی اضافی و تحمیلی کارتن‌های پستیه الان. چند سال پیش یه بسته از ‌شمال به دستم رسید که روی کارتن قبلی یه کاغذ چسبونده بودن و آدرس جدید رو نوشته ... 📦📮📬✉️
#برسد_به_دست_پست
_
امروز رفته بودم دفتر پستی برای ارسال چند تا بسته و خرید پاکت و کارتن. قیمت پست که بالا رفته بود و می‌دونستم بماند. حرفم روی هزینه‌ی اضافی و تحمیلی کارتن‌های پستیه الان. چند سال پیش یه بسته از ‌شمال به دستم رسید که روی کارتن قبلی یه کاغذ چسبونده بودن و آدرس جدید رو نوشته بودن. گاهی هم بسته‌هایی برام می‌رسه که کارتن‌شون، مخصوص پست نیست. ولی متاسفانه پست اهواز اصلا چنین چیزی رو قبول نمیکنه. حتما باید از کارتن‌های پست استفاده کنی و حتما هم باید نو باشن. این یعنی تحمیل هزینه به مشترک و نابود کردن عمدی محیط زیست. به متصدی پست هم که گفتم، گفتن همین دیروز توی گروهی که با مسئولین و بقیه‌ی متصدی‌ها داریم، چندین بار تاکید کردن اصلا این کار رو نکنید که آدرس جدید رو روی کارتن‌های قبلی بنویسید! ..
آیا جهان سومی بودن چیزی غیر از اینه؟ در زمانه‌ای که تمام دنیا دارن به سمت حذف زباله و کم کردن آسیب‌ها به محیط زیست میرن ما داریم همچنان قوانینی می‌گذاریم که بیشتر و بیشتر زباله تولید کنیم، زمین و جنگل‌ها رو نابود کنیم‌ و به شهروندان‌مون هم این همه هزینه تحمیل کنیم بابت چیزی که میشه بارها و بارها ازش استفاده کرد.
..
من فقط دستم به متصدی پست منطقه‌ی خودمون می‌رسید که اتفاقا ایشون هم خیلی دغدغه‌مند بودن ولی می‌گفتن مسئولین با علم به همه‌ی این‌ها باز این کار رو می‌کنن چون سودشون در این کاره. ‌_
کمک کنید این پست رو با منشن و تگ کردن افراد و ارگان‌های مختلف و مرتبط انتشار بدیم، تا شاید روزی برسه که اداره‌ی پست بازنگری کنه در قوانین پرهزینه و ضدمحیط‌زیستانه‌ش!
_
#برسد_به_دست_شرکت_ملی_پست_جمهوری_اسلامی_ایران
_
_
#پست #خدمات_پستی #اداره_پست #پست_مرکزی #ارسال_پستی #پست_جمهوری_اسلامی_ایران #هزینه_پست #دفتر_پستی #دفاتر_پستی
_
@zerowaste_trainee
@ayehh1
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_24 پنج سه دو بهترین ترکیب دفاعی برای مردان بی‌دفاعه ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_24 پنج سه دو بهترین ترکیب دفاعی برای مردان بی‌دفاعه دو صورته. پدربزرگم همیشه از ترکیب هجومی برای دفاع در برابر زن‌ها استفاده می‌کرد. آقاجون اعتقاد داشت که بهترین دفاع حمله است؛ اما خبر نداشت زن اوج قدرت خلقته. فقط کافیه تو چشات زل بزنه؛ اون ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند
#شماره_24
پنج سه دو بهترین ترکیب دفاعی برای مردان بی‌دفاعه دو صورته. پدربزرگم همیشه از ترکیب هجومی برای دفاع در برابر زن‌ها استفاده می‌کرد. آقاجون اعتقاد داشت که بهترین دفاع حمله است؛ اما خبر نداشت زن اوج قدرت خلقته. فقط کافیه تو چشات زل بزنه؛ اون لحظه تو بی‌اراده‌ترین موجود خلقتی. هرچقدر که خودت رو به در و دیوار بزنی باز هم نمی‌تونی یه راه فرار پیدا کنی و این یعنی تسلیم در برابر زن، تسلیم در برابر «زیبایی‌های نامرئی». زن‌ها با قدرت نگاه، با قدرت صدا، با عطر خاص بدن‌نما، با مزه گس یک رژلب ماسیده و با گرمای کوره‌ی دستاشون نمادی از تجلی حس‌های پنجگانه هستند. این فقط اول کاره. یه زن قادره با کمک گرفتن از ششمین سلاح مردشناسی، کوچک‌ترین حرکت یه مرد رو متلاشی کنه. فقط کافیه زل بزنه تو چشمات تا تو به تمام گناه‌های نکرده اعتراف کنی. من زنی رو می‌شناسم که فقط با یکی از این سلاح‌ها منو خلع سلاح کرد و هربار جنگ تازه‌ای رو میون من و حس‌های شش‌گانش به راه انداخت. یه روز زل زد تو چشمام و گفت عاشقتم و من هر روز به این فکر می‌کنم که تسخیر احساسات یک زن می‌تونه یک پیروزی بزرگ برای مردی باشه که همیشه مفقودالاثر قبل از انقلابش بوده. پدرم یه انقلابی بود، من یه بریده از انقلاب و تو یه کودتاچی برای اثبات انقلاب‌های مخملی. رمز پیروزی در هر نبردی کشف نقاط ضعف حریفه و تو خوب می‌دونی وقتی بهونه می‌گیری بیشتر از هر وقتی عاشقت می‌شم. دوست داشتن تو مثل سرکشیدن یه قهوه قجری می‌مونه. میدونستم که بعد از خوردنش تمام احساسم به دنیا می‌میره اما باز هم دوست داشتم مزه مزش کنم. مثل مزه مزه کردن لرد شراب بیست ساله ته انباری. یکم شکر برمی‌دارم، تو مرگ احساسم حل می‌کنم و بعد جنازه احساسم به تمام زنان دنیا رو تحویل قبرستون احساساتم می‌دم. مردها موجودات اهلی‌ای هستند که تا به دست اهلش نیفتند رام شدنی نیستند. مردهای زیادی رو می‌شناسم که تعهد وحشی‌ترشون کرده و سگ شهوت درون‌شون، پاچه احساسات زن‌های زیادی رو ریش ریش کرده. من برای آخرین بار عاشق شدم. برای آخرین بار ترسیدم و برای آخرین بار قهوه قجری احساساتم رو هورت کشیدم تا صداش مو به تن تنهایی کسانی سیخ کنه که تنهاترم کردن. من زن‌های زیادی رو تنها دیدم که روزی تنها تنهایی رو رام کردند تا فرار کنند از تمام گرگ‌های مردصفت. فقط کافیه گوشیت رو به دست بگیری تا زوزه صداشون گوش تنهاییت رو کر کنه. لال شدی، کرشو، بو نکش، لمس نکن؛ شهر به زن‌هایی مثل تو بدهکاره... #شهاب_دارابیان #دلنوشته #یادداشت #شهابم #زن #احساس_زنانه #انقلاب
Read more
. تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین ...
Media Removed
. تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی اون روز چه لباسی می پوشی؟ چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟ با چه ماشینی گردش می کنی؟ کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟ شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت ... .
تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی
ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی اون روز چه لباسی می پوشی؟
چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟
با چه ماشینی گردش می کنی؟
کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟
شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه.
وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی، لباس جدیدتو ببینه.
برای ماشینت ذوق کنه، باهات بیاد گردش، کنارت غذا بخوره، همه این داشته هات برات پوچه .

دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره... خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه.

طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی کنه.. همه اسباب شادی هست اما هیچ کدومشون شادت نمی کنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی. اون وقته که می بینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص با دیگران بزرگ و با ارزشه.
شاید حاضر باشی همه دنیا رو بدی اما دوباره آدم ها کنارت باشند..... ما با احساس زنده هستیم... قدر همدیگه رو بدونیم ...
Read more
<span class="emoji emoji2708"></span>️ چند ساله که به مهاجرت «فکر» می‌کنم و فقط «فکر» و کمی تحقیق چند سال پیش...تا جایی که با صحبت با چند ...
Media Removed
️ چند ساله که به مهاجرت «فکر» می‌کنم و فقط «فکر» و کمی تحقیق چند سال پیش...تا جایی که با صحبت با چند تا دانشجوی دانشگاه آلبرتا و پی بردن به اینکه فاند گرفتن برای من دور از ذهن نیست و می‌شه که برم، پا پس کشیدم و ترسیدم...از اون استقلال یهویی که قرار بود برای من احساسی پیش بیاد...کندنِ هر بندی که اینجا ... ✈️
چند ساله که به مهاجرت «فکر» می‌کنم و فقط «فکر» و کمی تحقیق چند سال پیش...تا جایی که با صحبت با چند تا دانشجوی دانشگاه آلبرتا و پی بردن به اینکه فاند گرفتن برای من دور از ذهن نیست و می‌شه که برم، پا پس کشیدم و ترسیدم...از اون استقلال یهویی که قرار بود برای من احساسی پیش بیاد...کندنِ هر بندی که اینجا داشتم...دل کندن از دوستام و رهایی از وابستگی عاطفی که به خانواده‌ام داشتم...اینکه تا به حال اون‌قدر تنها نشده بودم...فکر کردن مدام به غم غربت و دلتنگی! قیدشو زدم...رویام بود! هدفم بود! ولی بیخیالش شدم...چون ترسیدم! چون در خودم نمی‌دیدم که بتونم...که برم! که بِکَنم...
.
گذشت...حس کردم تغییر کردم...حس کردم شجاعتم بیشتر شده...شاید نشه گفت شجاعت! نمی‌دونم...ولی حس کردم جسارت این رو پیدا کردم که بتونم خودم رو در لحظاتی قرار بدم که از دست بدم! قید دوستی‌های تاریخ‌مصرف‌دار و خراب شده رو بزنم و بتونم راحت‌تر رها کنم و بگذرم! بدونم باید خیلی جاها قید احساس رو بزنم و منطقم رو روشن کنم...بدونم که سخت هست، ولی گاهی «باید» کنار بیام! چه بخوام، چه نه...گاهی، انتخابی ندارم! که اجباره!
.
رؤیای دیگهٔ من، گشتن بود! دور دنیا رو گشتن؛ که باز هم برای رسیدن به این رؤیا، باید تا حدودی با ترس‌هام مواجه می‌شدم و غلبه می‌کردم به اون حس وابستگی...غلبه می‌کردم به خیلی چیزها...و امسال، اول سال، نوشتم که تصمیم دارم بیشتر سفر کنم...و همین هم شد! تونستم تا حدودی، تا جایی که می‌شد، این خواسته رو محقق کنم و دو روز مونده به شروع سال جدید، اولین تجربهٔ تنها سفر کردن رو داشتم! بدون تور و لیدر و ... فقط با همراهی دوستم که اونم اولین تجربهٔ سفر تنهاییش بود...باز هم رفتم سفر، توی عید و تعطیلاتی که پیش می‌اومد از فرصت استفاده می‌کردم! اما سفر امشب، دومین تجربهٔ جدیِ تنها سفر کردنه...اونم به این شکل(با همون همسفر جان، که باز می‌شه اسمشو گذاشت سفر تنهایی، چون هیچ‌کدوممون خبره نیستیم😁 و جفتمون اولین تجربهٔ مسافرت این شکلیمون، و بدون خانواده و دوستای دیگه‌س)
.
خلاصه که، ترس‌هارو بذارید کنار و پاتون رو فراتر از مرزها بذارید...درنوردید مرزهارو🤪😎ـ
Read more
. دنیا، دنیای موازیه. این خونه‌ی یکی از ژاله‌های این دنیاهای موازیه. با نیماش اینجا زندگی می‌کنن. ...
Media Removed
. دنیا، دنیای موازیه. این خونه‌ی یکی از ژاله‌های این دنیاهای موازیه. با نیماش اینجا زندگی می‌کنن. چندین کیلومتر با شهر فاصله دارن که خب با دوچرخه میرن و میان. "وای فای" حتما دارن. با اینکه نیما گفته "آخرش من تورو از وای فای جدا می‌کنم." و ژاله گفته "عمرا بتونی. من عاشق اینم که از کل دنیا اخبار و مقاله ... .
دنیا، دنیای موازیه.
این خونه‌ی یکی از ژاله‌های این دنیاهای موازیه. با نیماش اینجا زندگی می‌کنن. چندین کیلومتر با شهر فاصله دارن که خب با دوچرخه میرن و میان. "وای فای" حتما دارن. با اینکه نیما گفته "آخرش من تورو از وای فای جدا می‌کنم." و ژاله گفته "عمرا بتونی. من عاشق اینم که از کل دنیا اخبار و مقاله بخونم و تو همه جای جهان دوست و رفیق داشته باشم. چرا آدم باید از تکنولوژی که انقدر خوبه جدا شه؛ وقتی فرهنگ استفاده‌ش رو داره؟" و خلاصه چون خیلی بحث منطقی بوده، وای فای گرفتن.
تو این دنیا کارشون رو از توی خونه پیگیری می‌کنن و درآمدشون از طریق کارهاییه که توش انقدر مهارت دارن که لازم نیست از خونه دور شن. [شایستی یه چیزی تو خونه درست می‌کنن و آنلاین می‌فروشن حتی. یا حتی شاید ژاله طراحی داخلی می‌کنه، و کارش با کامپیوتر و تو خونه‌س، و نیما داره یه تحقیق جدید انجام می‌ده روی دونه‌های قهوه..] و شخصیتِ خونه دوستِ ژاله، از همه‌ی دنیاهای مجازی دیگه پر‌رنگ‌تره و حتی ژاله خوشحال‌ترینه!
چند تا حیوون خونگی دارن و همه‌شون دارن یه جایی وول می‌خورن و بعدشم می‌رن که شومینه رو بغل کنن، و تو این تصویر که می‌بینین، عصر یه روز معمولیه. از توی خونه بوی کوکی میاد. [به هرحال همیشه باید از توی خونه بوی نون و شیرینی بیاد.]
ژاله داره یه کتاب بلند بلند می‌خونه و نیما دراز کشیده و گوش می‌ده، یهو یادش میفته که "ای بابا! می‌خواستیم شب فیلم ببینیم، من می‌خواستم یه پنیر خاصی بخرم که موقع فیلم بخوریم"؛ نیما می‌گه "من می‌رم از اون پسره‌ که دم خونه‌شن، یه چند کیلومتر پایین‌تر، محصولات خونگی‌شون رو می‌فروشه، بخرم".
ژاله مطمئنه اگه بره ممکنه با اون یارو برگرده و دعوتش کنه حتی! و از اونجایی که به تنهاییشون نیاز داره، می‌گه "نه نمی‌خواد، خودم می‌رم."
نیما می‌گه نمی‌خواد، آنلاین بگیر.
و ژاله خوشحال می‌شه که نیما داره با تکنولوژی دوستی می‌کنه.
سفارشش رو ثبت می‌کنه و کنارش یه چیپس هم واسه خودش می‌گیره!
به نیما می‌گه "تو چیزی نمی‌خوای؟!"
می‌گه "واسه خودت چیپسم گرفتی، نه؟"
ژاله با یه لحن خاصی که "اوکی وات اِور" می‌گه "خیله خب بابا! الآن می‌رم واست آلو می‌چینم که لواشک درست کنم!"
کتابو می‌بنده که بره دنبال کارا، نیما هم بلند می‌شه تا باهم یه چیز خوشمزه درست کنن و خرس‌ترین بشن و در کنار خرس‌های جنگل غریبی نکنن!
Read more
آقاي هیلتون سرایدار یک هتل بود ... و تمام جوانی و نوجوانیش سرایدار بود اما الان ٨۴ هتل هیلتون تو دنیا ...
Media Removed
آقاي هیلتون سرایدار یک هتل بود ... و تمام جوانی و نوجوانیش سرایدار بود اما الان ٨۴ هتل هیلتون تو دنیا داریم ! او یکی از بزرگترین هتلداران زنجیره ای دنیاست. حالا هیلتون آدم مسنی شده تو ی مصاحبه از ایشون سوال میشه : تمام نوجوانی و جوانی سرایدار بودی چی شد که این شدی ؟ جواب میده : "من هتل بازی کردم!" ... آقاي هیلتون سرایدار یک هتل بود ... و
تمام جوانی و نوجوانیش سرایدار بود
اما الان ٨۴ هتل هیلتون تو دنیا داریم ! او یکی از بزرگترین هتلداران زنجیره ای دنیاست.
حالا هیلتون آدم مسنی شده
تو ی مصاحبه از ایشون سوال میشه :
تمام نوجوانی و جوانی سرایدار بودی چی شد که این شدی ؟
جواب میده : "من هتل بازی کردم!" _آقای هیلتون هتل بازی چیه بگو ما هم به جای خاله بازی هتل بازی کنیم ؟! در جواب میگه :
تمام اون جوانی و نوجوانی که همه میدونند من سرایدار بودم وکیف مشتریا رو جابجا می کردم و ... اما
شبها که رییس هتلم می رفت خونه
من میرفتم تو اتاقش
لباسامو در میاوردم
لباسای رییس هتل رو می پوشیدم
پشت میزش می نشستم و هتل بازی می کردم !
مدام تصور ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتلداران دنیا هستم ...
.
حالا بعضی از ماها تو خلوتمون سرطان بازی می کنیم
بعضی ها تو ذهنشون روزی چند بار دادگاه میرند .
روزی چند بار ورشکست می کنند
روزی چند بار چاقو تو شکمشون می کنند .
رابطه ي زيبا و عاشقانه مون رو تموم شده ميبينيم
بچه ها و عزيزانمون رو از دست رفته احساس ميكنيم
و خيلي وقتا نقش يه آدم شكست خورده، بي مسئوليت، نالايق، طرد شده، زشت ! و غيردوست داشتني رو بازي كنيم ... .
.
.
انسان در نهایت شبیه رویاهایش میشود... همين ...
Read more
Loading...
Load More
Loading...