راست که از به

Loading...


Unique profiles
85
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Kerman, Iran, Shahrak-e Gharb
Average media age
613 days
to ratio
6.1
* صبح‌تان روشن * . . . . . . . از قرص #آفتاب تهی نیست خوان #صبح دایم بود ز صدق طلب پخته نان صبح مگذر ...
Media Removed
* صبح‌تان روشن * . . . . . . . از قرص #آفتاب تهی نیست خوان #صبح دایم بود ز صدق طلب پخته نان صبح مگذر ز حرف راست که از رهگذار صدق پر زر کند فلک ز کواکب دهان صبح در نور صدق محو شود دعوی دروغ ظلمت به گرد می رود از کاروان صبح عشقی که صادق است بود ایمن از زوال این تب برون نمی رود از استخوان صبح در راست خانگان ... * صبح‌تان روشن * .
.
.
.
.
.
.
از قرص #آفتاب تهی نیست خوان #صبح
دایم بود ز صدق طلب پخته نان صبح
مگذر ز حرف راست که از رهگذار صدق
پر زر کند فلک ز کواکب دهان صبح
در نور صدق محو شود دعوی دروغ
ظلمت به گرد می رود از کاروان صبح
عشقی که صادق است بود ایمن از زوال
این تب برون نمی رود از استخوان صبح
در راست خانگان نتوان یافتن کجی
تیر دعا خطا نشود از کمان صبح
با صبح خوش برآ، که بود مهر بی زوال
برگ خزان رسیده ای از بوستان صبح
آب آورد به دیده چو خورشید، دیدنش
هر گل که وا شد از نفس خونچکان صبح
دل را اگر ز گرد گنه پاک می کنی
غافل مشو ز چهره شبنم فشان صبح
خورشید افسر زر ازین آستانه یافت
زنهار بر مدار سر از آستان صبح
مگشای چاک سینه که ترسم ز انفعال
تا روز حشر تخته بماند دکان صبح
کوتاه دار دست دعا از رکاب خلق
صائب چو ممکن است گرفتن عنان صبح
.
.
.
.
.
#صائب_تبریزی  #دیوان_اشعار  #غزلیات #موسسه_انتشارات_نگاه‌ #صبح_بخیر #عکس_ازآرشیواختصاصی @jaana.huotari66 🌼☘📚✏ #پنجشنبه۱۸مرداد۱۳۹۷ #negahpub .
.
.
Read more
Loading...
 #امام_حسین_یعنی #توکل‌__یعنی <span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span> توکل در سیره امام حسین علیه السلام : <span class="emoji emoji1f447"></span> امام حسین در خطبه‌ای ...
Media Removed
#امام_حسین_یعنی #توکل‌__یعنی توکل در سیره امام حسین علیه السلام : امام حسین در خطبه‌ای در روز عاشورا فرمودند :من توکل بر خداوند نمودم، که پروردگار من و پروردگار شماست. هیچ جنبده ای در روی زمین نجنبد مگر آنکه تقدیراتش به دست قدرت اوست؛ و حقّاً پروردگار من در راه راست و طریق صحیح است.(بحارالانوار، ... #امام_حسین_یعنی
#توکل‌__یعنی
👇👇
توکل در سیره امام حسین علیه السلام :
👇
امام حسین در خطبه‌ای در روز عاشورا فرمودند :من توکل بر خداوند نمودم، که پروردگار من و پروردگار شماست. هیچ جنبده ای در روی زمین نجنبد مگر آنکه تقدیراتش به دست قدرت اوست؛ و حقّاً پروردگار من در راه راست و طریق صحیح است.(بحارالانوار، ج 45، ص 9). #
👇
امام حسین(علیه السلام) در طول مسیر مکه مکرمه تا کربلای معلی و همچنين در روز عاشورا به آیاتی از قرآن کریم استناد فرموده اند:
🔽
همینکه نماینده یزید ملعون تصمیم گرفت از امام حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد امام فرمود:
وای بر تو، تو پلید هستی و ما خانواده ای هستیم که خداوند در شأن ما فرموده است:  إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا. (آیه 33 سوره احزاب)
«همانا خداوند می خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدی (احتمالی، شک و شبهه ای) را بزداید و شما را چنانکه باید و شاید پاکیزه بدارد».
🔽
#
🔽
و امام حسین (علیه السلام) در پایان وصیت نامه ای که قبل از حرکت به کربلا نوشتند به این آیه استناد کردند:
وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ (آیه 88 سوره هود)
«توفیق من جز به (اراده) خداوند نیست که بر او توکل کرده ام و به او روی آورده ام».
🔽
🔽
حضرت زینب علیها السلام پس از تحمل سختیها و مصائب بسیاری که بر او و خاندانش وارد شده بود، فرمودند: «ما رایت الا جمیلا: یعنی، من جز زیبایی چیزی ندیدم .» (بحارالانوار، مجلسی، همان، ج 45، ص 116و اللهوف علی قتلی الطفوف، ابن طاووس، دارالاسوة، ص 201 .). #
🔽
🔽
یزید و یارانش فکر میکردند امام حسین علیه السلام رو شکست دادند، ولی امام حسین علیه السلام طوری پیروز شد که تا ابد حق و باطل رو جدا کرد...
🔽
🔽
امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند :
هیچ کس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمى شود و جز با نافرمانی خدا بدبخت نمى گردد.(غررالحکم، ح 10848) 🔽
🔽
🔽
اللهم_صل_على_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
اللهم_عجل_الولیک_الفرج
کپی_با_ذکر_صلوات_آزاد
Read more
؛ بسم الله الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ ...
Media Removed
؛ بسم الله الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ کَمَالَ دِینِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی ... ؛
بسم الله

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ کَمَالَ دِینِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَم‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَکْرَمَنَا بِهَذَا الْیَوْمِ وَ جَعَلَنَا مِنَ الْمُوفِینَ بِعَهْدِهِ إِلَیْنَا

وَ مِیثَاقِهِ الَّذِی وَاثَقَنَا بِهِ مِنْ وِلاَیَةِ وُلاَةِ أَمْرِهِ وَ الْقُوَّامِ بِقِسْطِهِ‏ وَ لَمْ یَجْعَلْنَا مِنَ الْجَاحِدِینَ وَ الْمُکَذِّبِینَ بِیَوْمِ الدِّین‏

سپاس خدا را که ما را از کسانی قرار داد که به ولایت امیرالمومنین علی (علیه السلام) 
و ائمه اطهار (علیه السلام) تمسک می جویند

سپاس خدای را که مقرر فرموده کمال دین و تمامیت نعمت خود را بر ولایت 
حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب که بر او درود و سلام باد.

سپاس خدای راست که ما را بدین روز گرامی داشته و ما را از وفا کنندگان به عهدی که 
به ما سپرده قرار داده است.

و قرار داده ما را از وفا کنندگان پیمانی که از ما گرفته است برای ولایت 
والیان امرش و قائمان به عدلش

و ما را از منکران و تکذیب کنندگان به روز قیامت نکرده است
___________
تمام لذت عمرم در این است
که مولایم #امیرالمومنین است

#عیدتون_مبارک💐💐💐💐
___________
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#عید_غدیر
#شیعه #غدیر_را_جهانی_کنیم #غدیر_را_تبلیغ_کنیم
@samtekhoda.tv3
Read more
. #پست_موقت . Happy LEFT HANDED day امروز روز منه ، من جزو اون سه درصدم  امروز روز چپ دستهاست<span class="emoji emoji1f60a"></span> این ...
Media Removed
. #پست_موقت . Happy LEFT HANDED day امروز روز منه ، من جزو اون سه درصدم  امروز روز چپ دستهاست این که آدم جزء سه درصد جهان باشه خیلی حس خوبی داره . حسی که نودوهفت درصد بقیه آدمها نمیتونن اون رو درک کنن ! یکی از آرزوهای ما چپ دستها اینه که یه روز محصولات مخصوص چپ دست ها بسازیم تا به شما نودو هفت درصد ... .
#پست_موقت
.
Happy LEFT HANDED day
امروز روز منه ، من جزو اون سه درصدم 
امروز روز چپ دستهاست😊
این که آدم جزء سه درصد جهان باشه خیلی حس خوبی داره . حسی که نودوهفت درصد بقیه آدمها نمیتونن اون رو درک کنن !

یکی از آرزوهای ما چپ دستها اینه که یه روز محصولات مخصوص چپ دست ها بسازیم تا به شما نودو هفت درصد بگیم که ما چی میکشیم:
از دست این چاقوهاتون ، این قیچی ها تون
این دنده ی ماشین ، این دستگیره ی در و پنجره
این چپ کلیک تون ، این شماره های کمکی کیبورد که به خودتون حال دادین و گذاشتین زیر دست راستتون
اون صندلی های تکی تون که باعث می شد ما کتف مون کج بشه
اون شماره گیرهای قدیمیه تلفن که باید انگشت رو میکردی توش و می چرخوندی
این ساعت های مچی که نمیشه با دست چپ کوکش کرد
اون دکمه ی دوربین عکاسی که گذاشتینش سمت راست که ما دستمون بلرزه موقع عکس گرفتن
اون جیب پیراهن مردونتون،اون در یخچالتون،اون کنسرو بازکن هاتون، اون سازهای موسیقی تون ، اون خط کشتون که شماره هاش میره زیر دست آدم و ... !
.
اما چیزهایی هست که یک راست دست هرگز درک نمیکنه. آن هم حس خوشایندی ست که یک چپ دست داره...
.
@panjare_zendegi
@nazaninhashempoor
Read more
. <span class="emoji emoji1f536"></span> "هیولای ایرانی" به دنبال درخشش بیشتر/ حضور سه ایرانی تبار در رویداد HEX Fight Series 14 . <span class="emoji emoji1f534"></span> ...
Media Removed
. "هیولای ایرانی" به دنبال درخشش بیشتر/ حضور سه ایرانی تبار در رویداد HEX Fight Series 14 . در روز نهم تیر ماه و در رویداد HEX Fight Series 14 شاهد مبارزه‌ی سه ایرانی در کشور استرالیا خواهیم بود‌. به گزارش رزم‌آنلاین، در تاریخ ۹ تیرماه ۹۷، سه مبارز ایرانی در سری مبارزات HEX FS به مبارزه ... .
🔶 "هیولای ایرانی" به دنبال درخشش بیشتر/ حضور سه ایرانی تبار در رویداد
HEX Fight Series 14
.
🔴 در روز نهم تیر ماه و در رویداد
HEX Fight Series 14
شاهد مبارزه‌ی سه ایرانی در کشور استرالیا خواهیم بود‌.
به گزارش رزم‌آنلاین، در تاریخ ۹ تیرماه ۹۷، سه مبارز ایرانی در سری مبارزات HEX FS به مبارزه خواهند پرداخت که می‌توان شاخص‌ترین آن‌ها را، سعید فتاحی‌فر، مبارز ایرانی مقیم استرالیا دانست که در دسته‌ی فوق سبک‌وزن به مبارزه می‌پردازد و لقب
"THE PHANTOM"
یا همان «شبح» را با خود به یدک می‌کشد.

در مقابل فتاحی‌فر، حریفی به نام «کیت کمپل» مبارزه خواهد کرد.
.
🔹فتاحی‌فر که از سال ۲۰۱۴ میلادی پا به عرصه‌ی رقابت های حرفه‌ای ام‌ام‌ای گذاشته است، ۶ پیروزی و ۳ باخت را در کارنامه‌ی خود دارد که آخرین پیروزی وی نیز به چهار ماه قبل باز می‌گردد و از سال ۲۰۱۶ میلادی در تمامی مبارزات خود پیروز از قفس خارج شده است.
.
🔺 در سویی دیگر این رقابت‌ها، دو مبارز ایرانی‌الاصل نیز به مبارزه خواهند پرداخت.
سعید کارساز مبارز دسته‌ی فوق سبک‌وزن در مقابل «هوشی فردریش» قرار خواهد گرفت و محمد علوی نیز در دسته‌ی پروزن در مقابل «سای لیفا» مبارزه خواهد کرد.
.
🔸اخیرا مبارزین بسیاری از این سازمان معتبر در استرالیا، به سازمان های بزرگی چون UFC جذب شده‌اند و حضور ناظران سازمان‌های بزرگ در این رقابت ها، حساسیت مبارزات را به سطح بسیار بالایی رسانده است.

در مورد تصویر این پست
.
➖بالا: سعید فتاحی‌فر
.
➖پایین سمت راست: محمد علوی
.
➖پایین چپ سعید کارساز
.
#رزم_آنلاین #رزمی #ام_ام_ای #یو_اف_سی #سعید_فتاحی #سعید_فتاحی_فر #محمدعلوی #محمد_علوی #سعیدکارساز #سعید_کارساز
Read more
تصویر چپ بالا مرحوم افشار یکی از بنیان گذاران و موسسین باشگاه مردمی شاهین بوشهر کسی که برای احیاء شدن ...
Media Removed
تصویر چپ بالا مرحوم افشار یکی از بنیان گذاران و موسسین باشگاه مردمی شاهین بوشهر کسی که برای احیاء شدن و زنده ماندن باشگاه دست به هرکاری میزد و به گفته بعضی از بزرگان اگر مرحوم افشار در کنار مرحوم زنگویی و پوربهی هدایت باشگاه را نداشتند چه بسا همان سالهای دور گرگهایی که پول پرست بودنند و هستند شاهین ... تصویر چپ بالا مرحوم افشار یکی از بنیان گذاران و موسسین باشگاه مردمی شاهین بوشهر کسی که برای احیاء شدن و زنده ماندن باشگاه دست به هرکاری میزد و به گفته بعضی از بزرگان اگر مرحوم افشار در کنار مرحوم زنگویی و پوربهی هدایت باشگاه را نداشتند چه بسا همان سالهای دور گرگهایی که پول پرست بودنند و هستند شاهین را به یغما برده بودنند. راست بالا مرحوم هوشنگ ثابت داماد افشار..هوشنگ ثابتی که هر وقت باشگاه پول داشت از گود خارج میشد و تا به بن بست میخوردند و هیچ کسی حاضر به همکاری نبود.سکان هدایت تیم را به مرحوم هوشنگ ثابت و احمد تورانی می‌سپردن.با اون همه سختی و خرابی باشگاه.تصویر پایین چپ رضا جلالی ثابت که نیازی به تعریف و تمجیدی ندارد نوه افشار و فرزند هوشنگ ثابت..و تصویر پایین راست هادی جلالی یکی دیگر از فرزندان افشار و هوشنگ ثابت..که یکسال با تمام کمبودها و سخترین سال ورزشی خودش هدایت نونهالان شاهین رابه او سپردند و کارنامه موفقی داشت.افشار قدرت و اختیار تام داشت که سلطنتی عمل کنند و بهترین پست ها را به خاندانش بسپارد ولی مردانگی و غیرتش بهش چنین اجازه ایی نداد او میگفت شاهین متعلق به همه مردم است.چندسالی ست که به شاهین پول خوبی تزریق میشود سفره ایی پهن شده برای دوستان و خانواده هاشون تا چنین گمان کنند که شاهین ملک شخصی ماست و هرکسی که ما میدانیم باید باشد و هرکسی از ما تاییدی نگرفت خانه او نیست..کسانی که دیروز جلوی مرحوم افشار خم و راست میشدند تا شاید گوشه ایی از باشگاه به آنان بسپارند ..امروز حکومت ران شدند و حتی قرار بر این شده که نوه بنیانگذار باشگاه هم باید برود.وهدایت نونهالان باید به یکی ازخانواده های دیکتاتوران سپرده شود..شورای محترم شهر بوشهر که وقتی میخواهید رای جمع کنید برای صندلی هایی که روزی باید رها کرد شب و روزی ندارید و وقتی نشستید روی کرسی فراموش کار میشوید چرا ورود نمی کنید.باشگاه مدیون خانواده جلالی ثابت میباشد. یه سوال از شما دارم که تیمهای پایه را مثل زمین ارث پدری تکه تکه میکنید و به اقوام و دوستان میدهید !وجدانا اگر بگویند شاهین یک ریال خرج نمیکند چند تای شما مردهستید مثل هوشنگ ثابت بمانید و شاهین را رها نکنید ؟ هدف غارت و دزدی ست دوستانم نه دلسوزی برای شاهین ...پس خواهش میکنم رها کنید تا امثال عیساوندی..بختیاری ها..دشتی..شکوریان.محمدی.و بقیه خاک خوردها و زحمتکشان نسل قبل سکان هدایت لوکوموتیو را بدست بگیرند تا این قطارروی ریلی که میرود به مقصد برسد!! البته خطاب بنده حاج محمد دمشقی فرد باایمان و دلسوز نیست مردم میدانند سخنان من هدف چه افردیست.
Read more
Loading...
 #farahnazhamidnezhad از مزایای قیمت جون شدنِ پروازهای داخلی، اینه که سوار قطار میشی و یه روز کامل ...
Media Removed
#farahnazhamidnezhad از مزایای قیمت جون شدنِ پروازهای داخلی، اینه که سوار قطار میشی و یه روز کامل به خودشناسی و مردم شناسی میپردازی و تفکر میکنی، از پیرزن کناری و حرکاتش لذت می بری که مدام از توو کیفش خیار و شلیل درمیاره و با سر میره زیر چادرش و میخوره و فکر میکنه هیچکی نمیفهمه اما خب ننه جان اون خیارِ ... #farahnazhamidnezhad
از مزایای قیمت جون شدنِ پروازهای داخلی، اینه که سوار قطار میشی و یه روز کامل به خودشناسی و مردم شناسی میپردازی و تفکر میکنی، از پیرزن کناری و حرکاتش لذت می بری که مدام از توو کیفش خیار و شلیل درمیاره و با سر میره زیر چادرش و میخوره و فکر میکنه هیچکی نمیفهمه اما خب ننه جان اون خیارِ لعنتی بو داره بوووو... به سینمای فاجعه ی مملکت هم پی میبرید، متوجه میشید مردمانی هستند که سیفونو نمیکشند، مهماندار قطار اوقش میگیره از مسافرا پذیرایی کنه و به نظرش حقش خورده شده و مسافرا همه از پشت کوه اومدن و خودش فقط خوبه، دست راست من از کار میفته چون از وقتی نشستم دارم می کشم :) چایی هم ندارن خاک بر سرشون هی میگه نسکافه نسکافه، من چایی میخوام 🙄 فکر کنم بهترین کار اینه که هندزفری رو فرو کنی تو مغزت و کتاب بخونی و امیدهای تباه شدت رو از تو مغزت پرت کنی وسط بیابون هایی که تنها قشنگی سفر با قطارن. .
ته نوشت:
تنها ربط کپشن به عکس، لوکیشن است.
Read more
. چپ دست هارو تگ کنید<span class="emoji emoji1f609"></span> چپ‌دست های عزیز روزتون مبارک<span class="emoji emoji1f448"></span><span class="emoji emoji2764"></span> . چند نکته جالب راجب چپ دست ها<span class="emoji emoji1f447"></span> مردان چپ ...
Media Removed
. چپ دست هارو تگ کنید چپ‌دست های عزیز روزتون مبارک . چند نکته جالب راجب چپ دست ها مردان چپ دست پول‌دارترند با توجه به مطالعات به نظر می‌رسد ۱۳ درصد از مردان چپ دستی که به دانشگاه رفته‌اند، پول بیشتری نسبت به همتایان راست دست خود به دست می‌آورند. البته این موضوع درباره زنان فرق می‌کند ... .
چپ دست هارو تگ کنید😉
چپ‌دست های عزیز
روزتون مبارک👈❤
.
چند نکته جالب راجب چپ دست ها👇
مردان چپ دست پول‌دارترند🔻

با توجه به مطالعات به نظر می‌رسد ۱۳ درصد از مردان چپ دستی که به دانشگاه رفته‌اند، پول بیشتری نسبت به همتایان راست دست خود به دست می‌آورند. البته این موضوع درباره زنان فرق می‌کند و در آن‌ها چپ دست‌ها ۵ درصد کمتر نسبت به راست دست‌ها در
آمد دارند..
چپ‌دست‌ها ذهن فعالی دارند🔻

چپ دست‌ها در انجام فعالیت‌های همزمان با یکدیگر بسیار خوب عمل می‌کنند و مخصوصا در ورزش نیز بسیار موفق هستند، برای نمونه رافائل نادال و سسک فابرگا چپ دست هستند. همچنین آن‌ها به سمت مشاغل هنری و موسیقیایی بیشتر کشیده می‌شوند و درک بهتری هم از مسایل سه بعدی دارند. البته جالب‌تر این است که بر اساس تحقیقات دانشگاه ییل، آی‌کیو افراد چپ دست بالاتر از راست دست‌هاست و از افراد معروف چپ دست در این حوزه می‌توان به اسحاق نیتون، آلبرت انیشتین، چارلز داروین و بنجامین فرانکلین اشاره کرد.

چپ‌دست‌ها ترسوترند🔻

در یک آزمایش فیلم‌های ترسناک، دریافتند که چپ دست‌ها بعد از دیدن ۸ دقیقه از فیلم سینمایی «سکوت بره‌ها» ترس بیشتری از خود نسبت به راست دست‌ها نشان دادند. محققان نیویورکی بر این باورند که این اتفاق به این دلیل می‌افتد که ممکن است سمت راست مغز این افراد غالب بر سمت چپ است و به همین دلیل در ترس هم بیشتر درگیرد میشود

#چپ_دست #دست_چپ_ها #چپ

اگر فیلترشکن دارید ادرس کانال👇
T.me/miladnajm
#design_by_miladnajm
Read more
Loading...
خبر : طبق تحقیقات حاصل از از ۲۰ مرد و زن ، سیگار باعث سرطان میشود. . -کامنت اول:ما یه فامیل داریم تو ...
Media Removed
خبر : طبق تحقیقات حاصل از از ۲۰ مرد و زن ، سیگار باعث سرطان میشود. . -کامنت اول:ما یه فامیل داریم تو اطلاعات بوده،الان اومده بیرون ، میگه کار خودشونه میخوان مردم از براندازی ناامید شن. . -آقا دروغه ما دیدیم،من ۲۵ ساله که سیگار میکشم چرا سرطان نگرفتم . -چند میگیری این خبر رو کار کنی‌ که ذهن مردم ... خبر : طبق تحقیقات حاصل از از ۲۰ مرد و زن ، سیگار باعث سرطان میشود.
.
-کامنت اول:ما یه فامیل داریم تو اطلاعات بوده،الان اومده بیرون ، میگه کار خودشونه میخوان مردم از براندازی ناامید شن.
.
-آقا دروغه ما دیدیم،من ۲۵ ساله که سیگار میکشم چرا سرطان نگرفتم
.
-چند میگیری این خبر رو کار کنی‌ که ذهن مردم از رژیم آخوندی دور شه؟
.
-گه خوردی گفتی‌ به روحانی رای بدیم که سیگار هاش سرطانیه، زمان خدا بیامرز همه سیگار‌ها باعث تندرستی میشد
.
-چرا میگین زن و مرد ؟ چرا همش اسم زن‌ها رو کنار مردا میرین ، مگه زن‌ها شخصیت مستقل نیستن ؟ نمی‌شه بدون مرد سرطان بگیرن ؟ ( نامبرده مرد می‌باشد )
.
-آخ آخ ، راست میگین ، واقعا همینطوره
.
-مامان‌های خوش اخلاق و خونه دار بیاین تو این پیج مسابقه داریم
.
-یک سری ایموجی مسخره شامل حلقه ، زبان ، ماچ و اینها
.
-فقط مشکل سیگاره ؟ این همه دزدی می‌کنن چیزی نمیگین ، همین یه سیگار رو هم از ما بگیرین
.
-داداش بیا از این‌ها بکش که من میکشم ، سلطان هم میکشه
.
خلاصه وضعیت اینه ، آدم همون گوز گوزِ عاشقانه‌اش رو بکنه بهتره به نظرم . .
.
.
.
پ . نون : عکس و کپشن بیربط . 
پ . نون دویوم : اگه جمعه شما هم به این صورته که از ساعت ۸ صبح سر کارین ، گه توش . تو دلتون هر چی‌ فحش بلدین به رییستون بدین ، بلند نگین منتها که همین دو زار هم قطع نشه .
Read more
 #ایران #گیلان #رودسر دیروز بعد از سیزده سال سعادت دیدار با اولین استاد هنرم رو داشتم. استاد پورغنی ...
Media Removed
#ایران #گیلان #رودسر دیروز بعد از سیزده سال سعادت دیدار با اولین استاد هنرم رو داشتم. استاد پورغنی از برجسته ترین هاست و هنر، معرفت و بزرگی شون باعث میشه هرچند سال هم که دور باشم از حضورشون اما همیشه به یادشون باشم... چقدر خوشحالم که هستید و بودنتون باعث شد به دنیای هنر وارد شم... این روزها اگر عاشق ... #ایران #گیلان #رودسر
دیروز بعد از سیزده سال سعادت دیدار با اولین استاد هنرم رو داشتم. استاد پورغنی از برجسته ترین هاست و هنر، معرفت و بزرگی شون باعث میشه هرچند سال هم که دور باشم از حضورشون اما همیشه به یادشون باشم...
چقدر خوشحالم که هستید و بودنتون باعث شد به دنیای هنر وارد شم... این روزها اگر عاشق عکاسی هستم و ازش لذت میبرم شما منشا این علاقه بودین که تونستم از طریق شما و لمس دنیای نقاشی نگاهم رو به دنیا زیبا کنم...
نه سالم بود که کنارتون نقاشی رو لمس کردم، کنار شما نگاهم شکل گرفت و وارد دنیای سحرآمیز رنگ ها شدم و عاشقی کردم...
این که هستید برای من و مایی که شاگرد شما بودیم یکی از زیباترین نعمت هاست..
همیشه برقرار باشید و ما از وجودتون کسب معرفت کنیم...
...
ش.ن:
تابلو خط زیبای سمت چپ هنر دستان توانمند استاد رحمتی عزیز هست که افتخار شاگردی شون رو داشتم و چقدر مشتاق این بودم که دیروز سعادت دیدارشون نصیبم می شد.
..
تابلو نقاشی سمت راست هنر پسر گرامی استاد پورغنی هست که دارن به زیبایی و استادی راه پدر رو ادامه میدن و دیروز سعادت دیدار ایشون و خانم هنرمندشون رو داشتم. ...
#خانه_هنر_رودسر
#خاطرات_کودکی
Read more
. اول از همه این نکته را عرض کنم که انتخاب بازیکن توسط سرمربی کاملا سلیقه ای است و هر مربی میتواند هر ...
Media Removed
. اول از همه این نکته را عرض کنم که انتخاب بازیکن توسط سرمربی کاملا سلیقه ای است و هر مربی میتواند هر کس که صلاح میداند را دعوت کند چرا که خود میبایست پاسخگوی عملکرد تیمش در پایان تورنومنت باشد در ثانی زمان ثابت کرده که پیج ما همواره نه تنها از تیم ملی بلکه از شخص کارلوس کی روش حمایت کامل کرده و همچنین ... .
اول از همه این نکته را عرض کنم که انتخاب بازیکن توسط سرمربی کاملا سلیقه ای است و هر مربی میتواند هر کس که صلاح میداند را دعوت کند چرا که خود میبایست پاسخگوی عملکرد تیمش در پایان تورنومنت باشد
در ثانی زمان ثابت کرده که پیج ما همواره نه تنها از تیم ملی بلکه از شخص کارلوس کی روش حمایت کامل کرده و همچنین بارها با منتقدان مغرض و گاهی هتاک مقابله کرده است،پس چند خطی انتقاد دلسوزانه نباید غیر منصفانه قلمداد شود.
واما اصل مطلب...
آقای کیروش دلیل دعوت نکردن جلال حسینی را سن این بازیکن و همچنین فرصت دادن به جوان ها عنوان کردند که میتواند تا حد زیادی قابل قبول باشد.
اما در فوتبال حرفه ای آیا غیر از این است که میتوان از بازیکنی که آماده و سرحال باشد تا هر سنی استفاده کرد؟ چه بسا تجربه اش در تنگنا ها دست تیم را بگیرد(مثال های بین المللی اش مارکز در مکزیک،کیهیل در استرالیا،برونو الوز در پرتغال و...)
.
کارلوس عزیز دلیل دعوت نکردن از غفوری را بازی نکردن وی در پست تخصصی اش یعنی دفاع راست در تیم باشگاهیش عنوان کردند،
اما باید گفت آقای کیروش تعداد بازی هایی که غفوری وینگر به میدان رفت به انگشتان یک دست هم نمیرسد
آیا وریا محق تر بود یا رامین رضاییان که فصلی فاجعه بار را در بلژیک گذراند؟ ویا انصاریفردی که شما به عنوان وینگر راست فراخواندید چند بازی تجربه حضور در این پست را دارد؟ اگر همان ۴-۵بازی(شاید کمتر) غفوری در وینگر راست او را از نظر شما تبدیل به وینگر کرده آیا به عنوان بازیکن همان پست هم از کریم کارایی بهتری نداشت؟ آن هم با خصوصیات دفاعی عالی و تکنیک ،جنگندگی و سرعت ویرانگر در هنگام حمله(کریم هیچکدام از آنها را ندارد)
.
سرمربی دوست داشتنیه تیم ملی ایران درباره عدم دعوت از حسین حسینی فرمودند که تعداد بازی وی ایشان را قانع نکرده!
از ایشان باید پرسید آیا ۲۵ بازی و ثبت رکورد بیشترین کلین شیت تاریخ برای شناخت استعداد حسینی کافی نبود؟
آیا تعداد بازیهای زیاد بیرانوند در تیم ملی و باشگاهش برای فهمیدن اینکه بیرو در حد و اندازه های دروازه تیم ملی نیست کافی نبود؟ ویا امیر عابدزاده صرفا به خاطر کدام عملکرد خوب به فهرست نهایی راه یافته و آیا تعداد بازی هایش در ماریتیمو بیشتر از حسینی در لیگ ایران و لیگ قهرمانان بوده؟
.
درباره ی کاوه رضایی هم باید گفت که قطعا عملکردش در تیم دوم لیگ بلژیک بسیار بهتر از عملکرد امسال گوچی بوده!
.
در نهایت بازهم تاکید میکنیم که انتخاب بازیکن حق آقای کیروشه ولی انتقاد به ایشان به معنای دشمنی نیست ،مخصوصا از طرف ما که همیشه حامی بودیم و هستیم😉
.
توهین=بلاک
Read more
‌ بیشتر قسمت‌های دو پست قبلی رو از کتاب «تسلی‌بخشی‌های فلسفه» نوشته‌ی «آلن دوباتن» نقل قول و بازنویسی ...
Media Removed
‌ بیشتر قسمت‌های دو پست قبلی رو از کتاب «تسلی‌بخشی‌های فلسفه» نوشته‌ی «آلن دوباتن» نقل قول و بازنویسی کردم. که خودش هم از مونتنی و بقیه‌ نقل قول کرده بود. ‌ یعنی اومدم خودم یه چیزهایی در مورد «ساده‌نویسی» بنویسم ولی دیدم مونتی خیلی بهتر و دقیق‌تر از من نوشته، پس گفتم چه کاریه، همون رو براتون تعریف ...
بیشتر قسمت‌های دو پست قبلی رو از کتاب «تسلی‌بخشی‌های فلسفه» نوشته‌ی «آلن دوباتن» نقل قول و بازنویسی کردم. که خودش هم از مونتنی و بقیه‌ نقل قول کرده بود.

یعنی اومدم خودم یه چیزهایی در مورد «ساده‌نویسی» بنویسم ولی دیدم مونتی خیلی بهتر و دقیق‌تر از من نوشته، پس گفتم چه کاریه، همون رو براتون تعریف کنم.

خودِ مونتنی خیلی به این معتقد بود که آدم‌های باهوش باید عقاید خودشون رو از آدم‌های باهوش‌تر از خودشون کسب کنن چون اون‌ها همون افکار رو با شفافیت و صحت روانشناسانه‌ای بیان کردن که ما به پای اون‌ها نمی‌رسیم. اون‌ها ما رو از خودمون بهتر می‌شناسن. می‌گفت «ما این کلمات رو در نوشته‌های خودمون نقل می‌کنیم تا نسبت به یادآوریِ واقعیتِ خودمون به خودمون، ادای احترام کنیم.»

مونتنی در کتاب «مقالات» تعداد زیادی تفسیر و صدها نقل‌قول از نویسنده‌هایی آورده که به نظر خودِ مونتنی مطالب رو دقیق‌تر و عمیق‌تر از خودش فهمیده بودن. در این کتاب ۱۲۸ بار از افلاطون، ۱۴۹ بار از لوکرتیوس و ۱۳۰ بار از سِنِکا نقل قول کرده.



در مورد عکس:

سمت چپ: کتابخونه‌ی مونتنی از بیرون

سمت راست: داخل کتابخونه‌ی مونتنی. روی تیرهای چوبیش، مونتنی جمله‌های قصار از متفکران محبوبش رو نوشته بود. مثل «خوشبخت‌ترین زندگی،‌ زندگی بدون فکر است» از سوفوکل یا این جمله از پلینی: «هیچ چیز قطعی نیست مگر عدم قطعیت. هیچ موجودی سیه‌روزتر و مغرورتر از انسان نیست.»


#مونتنی
#آلن_دوباتن
#تسلی_بخشی_های_فلسفه
Read more
Loading...
. #NGC7635, the #BubbleNebula, is being pushed out by the #StellarWind of #MassiveStar BD+602522, ...
Media Removed
. #NGC7635, the #BubbleNebula, is being pushed out by the #StellarWind of #MassiveStar BD+602522, visible in blue toward the right, inside the #nebula. Next door, though, lives a giant ‎ #MolecularCloud, visible to the far right in red. The #Bubble Nebula, pictured here is about 10 light-years ... .
#NGC7635, the #BubbleNebula, is being pushed out by the #StellarWind of #MassiveStar BD+602522, visible in blue toward the right, inside the #nebula. Next door, though, lives a giant ‎ #MolecularCloud, visible to the far right in red. The #Bubble Nebula, pictured here is about 10 light-years across and part of a much larger complex of stars and shells. The Bubble Nebula can be seen with a small telescope towards the constellation of the #Cassiopeia.
.
Image Credit: Göran Nilsson & The #LiverpoolTelescope
–––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––– #سحابی_حباب یا ان‌جی‌سی ۷۶۳۵، از بادهای ستاره‌ای بزرگ به نام بی‌دی+۶۰۲۵۲۲ باد شده که در سمت راست در خود سحابی، و به رنگ آبی دیده می‌شود. در همسایگی آن هم یک #ابر_مولکولی غول‌آسا زندگی می‌کند که در سمت راست تصویر و به رنگ سرخ دیده می‌شود. سحابی #حباب حدود ۱۰ سال نوری گستردگی دارد و بخشی از یک مجموعه‌ی بسیار بزرگ‌تر از ستارگان و پوسته‌هاست. فاصله‌ی این #سحابی از زمین حدود ۱۱ هزار سال نوریست و آن را می‌توان با یک تلسکوپ کوچک در راستای صورت فلکی #ذات‌الکرسی مشاهده کرد.
.
ترجمه از یک ستاره در هفت آسمان
––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––
#apod #bluestar #rednebula #space #astronomy #cosmos #astronomy_for_all #space #afa #نجوم #نجوم_برای_همه
Read more
. همه چیز از روزی شروع شد که آقابیوک به محله ما آمد. آقا بیوک راننده ترانزیت بود و بیشتر کشورها را دیده ...
Media Removed
. همه چیز از روزی شروع شد که آقابیوک به محله ما آمد. آقا بیوک راننده ترانزیت بود و بیشتر کشورها را دیده بود، در هر کشوری هم حتی اگر فقط یک شب مانده بود ازدواج میکرد و بچه دار میشد. روزی که تصمیم گرفت بازنشسته شود با خودش گفت: حالا که چی؟ چی شد حاصل این زندگی؟ بعد کلی فکر یک معنی برای زندگی‌اش پیدا کرد. دست ... .
همه چیز از روزی شروع شد که آقابیوک به محله ما آمد. آقا بیوک راننده ترانزیت بود و بیشتر کشورها را دیده بود، در هر کشوری هم حتی اگر فقط یک شب مانده بود ازدواج میکرد و بچه دار میشد. روزی که تصمیم گرفت بازنشسته شود با خودش گفت: حالا که چی؟ چی شد حاصل این زندگی؟ بعد کلی فکر یک معنی برای زندگی‌اش پیدا کرد. دست به کار شد و پنج تا از دخترهایش از پنج نژاد مختلف را دور خودش جمع کرد تا زمان پیری و کوری عصای دستش باشند. سمیرا، سمانه، سحر، سیما و سها، که عمرا یادم نمی‌ماند کدام اسم مال کدام قیافه است. آن‌ها ژاپنی، آفریقایی، برزیلی، روسی و اسکیموی قطب شمال بودند. گرچه هیچ‌وقت نفهمیدم آقا بیوک چطوری و از کدام مسیر بار ترانزیت را برده تا قطب شمال.
.
از وقتی آقا بیوک و دخترهایش به محله‌مان آمدند توجه داوود به من کم شد، در لی‌لی طرف آن‌ها را می‌گرفت. شب امتحان مشق‌های جامانده آن‌ها را می‌نوشت و حتي قیچی برگردانش را می‌گذاشت موقع رد شدن آن‌ها می‌زد.

یک روز رفتم در خانه بدری خانم و شکایت پسرش را کردم. گفتم پسرت مثل این خارجی ندیده‌ها یهو خودش را گم کرده. بهش بگو برای من که مهم نیست ولی حداقل شأن ایران و ایرانی را حفظ نماید. بعد بدری خانم گفت آفرین دختر گلم راست میگی. حالا بیا اینجا کمک کن این 20 کیلو شوید رو پاک کنیم.

پاک کردن و شستن و خشک کردن سبزی‌ها که تمام شد از خانه‌شان فرار کردم و داوود را گذاشتم برای همان دوست‌های خارجکی‌اش. تصمیم گرفته بودم هر وقت یاد داوود افتادم درس بخوانم و خب همین هم شد منشأ درس خواندن‌های عصبی‌ام.

اما شب‌ها در خواب داوود را می‌دیدم با لباس دامادی و چهار عروس که هر چه نگاه می‌کردم، نمی‌فهمیدم کدام‌شان نیست. یعنی هر پنج تا بودند ولی چهار تا بودند.

از این طرف و آن طرف شنیدم که داوود بیشتر سمیرا را دوست دارد. یادم نمی‌آمد کدام‌شان است ولی خب لابد همان روسی موبلوند قدبلند بوده. لعنتی‌ها! این روس‌ها همیشه و همه جا حق ما رو می‌خوردند. بی‌شعورهای خوش تیپ دلربا.
.
بقیه در کامنت اول ظ👇👇👇
Read more
. از صفحه‌ی @mohammad_mszd . احتمالا بار ها شده اوضاع و احوال کشور رو دیدید و با خودتون گفتید چه ...
Media Removed
. از صفحه‌ی @mohammad_mszd . احتمالا بار ها شده اوضاع و احوال کشور رو دیدید و با خودتون گفتید چه اتفاقی داره می افته و جوابی براش پیدا نمی کنید و جواب های دیگران هم قانع کننده نیست و سطحیه. کار فلانیه... کار آمریکاست... در این کتاب آیزایا برلین ممکنه جواب سوال هاتون رو پیدا کنید.فقط به این جمله ... .
از صفحه‌ی @mohammad_mszd
.
احتمالا بار ها شده اوضاع و احوال کشور رو دیدید و با خودتون گفتید چه اتفاقی داره می افته و جوابی براش پیدا نمی کنید و جواب های دیگران هم قانع کننده نیست و سطحیه. کار فلانیه... کار آمریکاست...
در این کتاب آیزایا برلین ممکنه جواب سوال هاتون رو پیدا کنید.فقط به این جمله ی کتاب دقت کنید:
.
خطا و اشتباه فقط موقعی پیش می آید که رهنمود های حزب را بد تعبیر کنند...
.
آیزایا برلین یکی از بزرگترین و مشهور ترین متفکران غرب هست و در کتاب هاش به تاریخ اندیشه ی غرب می پردازه
در این کتاب سفر هاش رو قبل و بعد از جنگ جهانی دوم به شوروی شرح می ده و با نسل نویسندگانی مصاحبه می کنه که از تصفیه ی بزرگ رژیم استالین زنده بیرون اومدن. از مردمی می گه که مجبورن با خط مشی رژیم شوروی خودشون رو وفق بدن. کشتی گاهی به راست می چرخه و گاهی به چپ... یک روز تروتسکی نماد کامل انسان انقلابی هست و روز بعد حذف می شه... یک روز در جنگ اشعار ملی گرایی مد می شه و روز بعد ممنوع... بولگاکف نمی تونه اون چیزی که می خواد رو بنویسه و آخماتووا غمگین و افسرده است...
این کتاب و کتاب های دیگه ی آیزایا برلین رو نشر ماهی @mahipub چاپ کرده و مترجمان بزرگ کشورمون اون رو ترجمه کردن

متن کتاب:
از دنیای نوینی که قرار بود با انقلاب پدید آید هنوز خبری نیست و در نتیجه، دنبال علت و دلیل می گردند

جامعه ی شوروی برای خوشبختی، راحتی، آزادی سازمان دهی نشده. برای مبارزه و نبرد سازمان دهی شده

انستیتوی استادان سرخ عبارت بود از نقل کردن سخنانی از مارکس در تائید عمل استالین

هدف ها مورد قبول همه بودند، چون مخالفان و مرددان یا از بین رفته بودند یا ساکت شده بودند

#آیزایا_برلین #ذهن_روسی_در_نظام_شوروی #نشر_ماهی #رضا_رضایی #کتاب #معرفی_کتاب #کتاب_خوب #کتاب_خوب_بخوانیم #غرب #اندیشه_غرب #شوروی #استالین #بولگاکوف #آخماتووا #کتاب_بخوانیم #پاسترناک #معرفی_کتاب_خوب #جامعه_شناسی #جامعه #مطالعه
.
ذهن روسی در نظام شوروی، آیزایا برلین، رضا رضایی، ۴۱۶ صفحه، جلد سخت ۳۷۰۰۰ تومان، جلد نرم ۲۴۰۰۰ تومان
.
برای خرید کتاب‌های ماهی، می‌توانید به دیجیکالا، سایت نشر یا کتابفروشی‌ها سر بزنید.
@mahipub
www.nashremahi.com
Read more
Loading...
شان دایی را حفظ نکردند ۴۰ میلیون هوادار تقاص پس بدهد؟! دایی به این پولها نیاز ندارد چون احترامش حفظ ...
Media Removed
شان دایی را حفظ نکردند ۴۰ میلیون هوادار تقاص پس بدهد؟! دایی به این پولها نیاز ندارد چون احترامش حفظ نشد کوتاه نمی آید ! دایی ناراحت است ، دایی شاکی است و... تا چشممان کار می کند از این متنهای عاشقانه برای اسطوره فوتبال ایران که البته خورده ای هم نباید گرفت . دایی افتخار فوتبال ایران و یکی از انسانهای ... شان دایی را حفظ نکردند ۴۰ میلیون هوادار تقاص پس بدهد؟! دایی به این پولها نیاز ندارد چون احترامش حفظ نشد کوتاه نمی آید ! دایی ناراحت است ، دایی شاکی است و... تا چشممان کار می کند از این متنهای عاشقانه برای اسطوره فوتبال ایران که البته خورده ای هم نباید گرفت . دایی افتخار فوتبال ایران و یکی از انسانهای دوستداشتنی این مرز و بوم است ، در این که در این پرونده حق با اوست تردیدی نیست اما تکلیف چیست؟ باشگاه بدهکارست ، گرشاسبی می گوید پول نداریم , afc می گوید شوخی نداریم و رضایت شاکیان جلب نشود پرسپولیس از آسیا حذف می شود . طلبکاران تعداد انگشت یک دست است و دانه درشتش دایی ! برای همین هم چند خطی به طلب دایی و ماجراهایش اختصاص دادیم برسیم به اصل مطلب . دود این که احترام دایی را حفظ نکردند به چشم کی می رود؟ بیچاره هواداران این تیم . بنده خداها در زمانی به دنیا آمدن که جز آه و افسوس چیزی ندارند دلخوشی آنها یک تیم است که از چپ و راست ، بالا و پایین تهدید می شود . اسطوره تهدید کند ملالی نیست اما شاکی بودن آرام طبع و هماهی و معمارزاده را کجای دلشان بگذراند؟!ختم کلام پرسپولیس برای این مردم عزیزاست عزیزتر از اسطوره و اسمها. اگر مردمی بودن را سرمشق زندگی قرار می دهیم اگر می گوییم مردم را دوست داریم چهل میلیون نفر نگرانند بدجوری هم نگران، آنها را دریابید. روزبه دلاور
امیدوارم من بعد به جای ذخیره درجه دو گرفتن برای پر کردن لیست و حریف تمرینی اصلی ها ، جوون های با استعداد از پایه به بزرگسال بیان تا ۲۲۰ میلیون هم بدهی روی دستمان نماند
@alidaei
@perspolis
@abbas_esmailbeygi
Read more
 #سفرنامه_آلمان_هلند_جزایرقناری_۹ برگشتیم فرانکفورت، از قسمت پروازهای داخلی خارج شده بودیم، ...
Media Removed
#سفرنامه_آلمان_هلند_جزایرقناری_۹ برگشتیم فرانکفورت، از قسمت پروازهای داخلی خارج شده بودیم، اینجا مترو نبود، از یک پلیس مسیر را سوال کردیم. بیرون درب فرودگاه ایستگاه اتوبوس های رایگان بود که مسافران را به بخش اینترنشنال انتقال می دادن و از اونجا با مترو به خونه برگشتیم. هوا به نسبت گرم شده ... #سفرنامه_آلمان_هلند_جزایرقناری_۹
برگشتیم فرانکفورت، از قسمت پروازهای داخلی خارج شده بودیم، اینجا مترو نبود، از یک پلیس مسیر را سوال کردیم. بیرون درب فرودگاه ایستگاه اتوبوس های رایگان بود که مسافران را به بخش اینترنشنال انتقال می دادن و از اونجا با مترو به خونه برگشتیم.
هوا به نسبت گرم شده بود و شکوفه ها فضا را زیباتر کرده بودند. بعد از آخرین پیاده روی در کنار رودخانه، قبل از بازگشت و اتمام سفر به سوپر ایرانی برای خرید آب رفتیم، قیمت را می دانستیم، وقتی آقای فروشنده مبلغ بالاتری گفت، علت را سوال کردیم. فروشنده خندید و گفت ااا ببخشید فکر کردم غریبه هستید و قیمتها را نمی دونید گفتم یک چیزی بندازم، که نشد. همینطور که ما مبهوت و با تعجب به این برخورد بد یک هم وطن نگاه می کردیم بیشتر توضیح داد که همیشه به دخترم هم می گم افراد ایرانی جدید که میان قیمت بالاتر بگو، شاید گذری آمده باشند. گفتیم دستتون درد نکنه و خارج شدیم.
بله، دیگه من چیزی نمی گم قضاوت با خودتون.
صبح روز برگشت از پله برقی مترو پایین می آمدیم، از زمین خوردن مامان با چمدانها که خدا رو شکر بخیر گذشت بگذریم، مامان و محسن گرم صحبت بودند که من چشمم به پله های روبرو افتاد، مثل فیلم های اکشن پلیسهایی با نقاب، همانطور که مسلسلهای نشانه گرفته را از راست به چپ جلوی چشمشون تکان می دادند پایین می آمدند. من با تعجب و ترس نگاه می کردم که دو پلیس به ما گفتند لطفاً برگردید بالا، خط های پایین بسته هست، نمی دونم چه اتفاقی افتاده بود اما جالب این بود که مامان و محسن همچنان گرم صحبت از پله ها دور زدند و اصلاً متوجه اون همه پلیس نینجا نشده بودند.😁 پرواز برگشت ایران ایر هم عالی بود، مامان چون بلیطشون را از اونطرف گرفته بودند چهل کیلو بار داشتند و ما که از ایران گرفته بودیم سی کیلو و از نظر بار برای اولین بار کمبود وزن هم داشتیم.
اینجوری بود که بالا رفتیم دوغ بود پایین اومدیم ماست بود، قصه ما راست بود 😉 و این سفر هم به اتمام رسید.
امیدوارم مطالب این سفرنامه برای عزیزانی که قصد سفر دارن مفید باشه و براتون بهترین لحظه ها را آرزو می کنم🤗❤️
Read more
. انسان‌های اولیه قادر به صحبت کردن با هم بودند . <span class="emoji emoji1f538"></span> انسان‌های اولیه ممکن است خیلی زودتر از آنچه که ...
Media Removed
. انسان‌های اولیه قادر به صحبت کردن با هم بودند . انسان‌های اولیه ممکن است خیلی زودتر از آنچه که قبلا تصور می‌شد، آموختن را فرا گرفته باشند. یک متخصص زبان ادعا کرده که توانایی انسان‌های راست قامت برای عبور از آب نشان می‌دهد که، آنها قادر به گفت و گو با یکدیگر بودند. پروفسور دانیل اوورت در این خصوص ... .
انسان‌های اولیه قادر به صحبت کردن با هم بودند
.
🔸 انسان‌های اولیه ممکن است خیلی زودتر از آنچه که قبلا تصور می‌شد، آموختن را فرا گرفته باشند. یک متخصص زبان ادعا کرده که توانایی انسان‌های راست قامت برای عبور از آب نشان می‌دهد که، آنها قادر به گفت و گو با یکدیگر بودند. پروفسور دانیل اوورت در این خصوص ایدۀ جنجالی خود را در نشست سالانه انجمن آمریکایی برای پیشرفت علم اعلام نمود.
.
🔹 منشا زبان در هاله‌ای از رمز و راز نهفته است، و بسیاری از کارشناسان استدلال می‌کنند که این ویژگی، ویژگی منحصر به فرد گونۀ ما یعنی انسان خردمند است. اما یافته‌های جدید نشان می دهد که زبان به قبل‌تر از انسان خردمند، یعنی فراتر از ۲۰۰،۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد. در واقع، اولین شواهد از انسان راست قامت، به حدود ۱٫۹ میلیون سال پیش می‌رسد، و لذا زمان‌بندی زبان اولیه می‌تواند به شدت تحت تاثیر قرار گیرد.
.
🔸پروفسور اوورت استدلال می‌کند که شکل ِ اولیۀ گفتگو برای انسان‌های راست قامت به منظور دستیابی به آنچه که می‌خواستند، ضروری بود. فرضیه او مخصوصا بر روی عبور آنها از آب و دریا، متمرکز است. پروفسور اوورت، که استاد زبان و زبان‌شناس دانشگاه بنتلی است در، کنفرانس علمی آستین، تگزاس، گفت: «اقیانوس هرگز مانع سفر انسان‌های راست قامت نشد. آنها به جزیره کرت و جزایر مختلفی سفر کردند و برای این کار به ساخت قایق نیاز داشتند و نیاز داشتند تا برای رسیدن به این مکان‌ها، گروه‌هایی حداقل ۲۰ نفری را تشکیل دهند.»
.
🔹آنها برای گذر از اقیانوس به پارو نیاز داشتند. و اگر پارو می‌زدند پس نیاز داشتند که به هم بگویند هم اکنون پارو بزنید و یا پارو نزنید. در واقع آنها باید عباراتی را به زبان می‌آوردند نه فقط صداهایی مانند صدای خرخر. در حالی که این ایده توسط بعضی از دانشمندان مورد استقبال قرار گرفته، پروفسور اوورت با انتقادهایی از جانب متخصصان سرمنشا انسانی نیز مواجه شده است...
.
ادامه مقاله:
bigbangpage.com/?p=74201
.
ترجمه: سهیلا دوست پژوه/ سایت بیگ بنگ
.
#مقاله_علمی
Read more
Loading...
. . متن از آقای داوری مدیر مجموعه ۱۲ صندلی "وارد کردن تغییر به منو های همیشگی کار بسیار پر ریسک و مشکلی ...
Media Removed
. . متن از آقای داوری مدیر مجموعه ۱۲ صندلی "وارد کردن تغییر به منو های همیشگی کار بسیار پر ریسک و مشکلی هست. چند سالی بود که همبرگر در مشهد همیشه و در همه جا شبیه هم با تغییرات جزئی ارائه میشد. اخیرا" میل به تجربه های جدید در ساختار داخل ساندویچ رو میون مشتری ها بشدت احساس میکنم. به همین دلیل تصمیم دارم ... .
.
متن از آقای داوری مدیر مجموعه ۱۲ صندلی
"وارد کردن تغییر به منو های همیشگی کار بسیار پر ریسک و مشکلی هست. چند سالی بود که همبرگر در مشهد همیشه و در همه جا شبیه هم با تغییرات جزئی ارائه میشد. اخیرا" میل به تجربه های جدید در ساختار داخل ساندویچ رو میون مشتری ها بشدت احساس میکنم. به همین دلیل تصمیم دارم در تاپینگ ها(مواد داخل ساندویچ) طعم ها و عطرهای جدیدی رو ارائه بدم. بعد از سس قارچ و پنیر که از اولین مهمونهای دوازده صندلی بود، سس پنیر سفید رو وارد منو کردم. اگه اهل طعم های قوی پنیر هستید مثل خودم، لذت چشیدن این برگر جدید رو از دست ندین.”
دوازده صندلی:
@12sandalibistro
آدرس: هاشمیه ۹۱/۳ - چهارراه اول سمت راست- مغازه سوم (پلاک ۵۴)
۰۵۱۳۸۸۴۸۴۷۱
Read more
. ريیس اداره تشریفات وزارت امور خارجه اعلام کرد خبر اختصاص خودروهای پراید به اتومبیل‌های تشریفات ...
Media Removed
. ريیس اداره تشریفات وزارت امور خارجه اعلام کرد خبر اختصاص خودروهای پراید به اتومبیل‌های تشریفات این وزارتخانه صحت دارد و این وزارتخانه قرار است خودروهای بنز و ب‌ام‌و خود را به سایپا بدهد و با پرداخت مابه‌التفاوت آن به این شرکت، خودروهای صفر کیلومتر پراید تحویل بگیرد که این روزها گران‌ترین ... .
ريیس اداره تشریفات وزارت امور خارجه اعلام کرد خبر اختصاص خودروهای پراید به اتومبیل‌های تشریفات این وزارتخانه صحت دارد و این وزارتخانه قرار است خودروهای بنز و ب‌ام‌و خود را به سایپا بدهد و با پرداخت مابه‌التفاوت آن به این شرکت، خودروهای صفر کیلومتر پراید تحویل بگیرد که این روزها گران‌ترین خودروی جهان لقب گرفته و بسیاری از سران کشورهای مختلف در سفر به ایران ابراز تمایل می‌کنند که ای کاش می‌توانستند با این خودروی گران‌قیمت، یک دوری بزنند و نیم‌کلاچی بگیرند و بوق بنزی‌ بزنند و از آینه جلوی آن سی‌دی‌ای آویزان کنند که در دست اندازها به چپ و راست بچرخد! در همین رابطه خبر می‌رسد که ريیس کمپانی رولزرویس در گفت‌وگویی اعلام کرده حاضر است خط تولید خودروهای شرکتش را با خط تولید پراید تاق بزند و به جای رولزرویس درپیت، افتخار تولید خودروی اصیل و کلاسیک پراید را داشته باشد! وی اعتراف کرد در دفتر کارش زه کنار پراید را به عنوان یک قطعه مهم و زیبای این خودرو قاب کرده و به دیوار زده است و روزی نیم ساعت به آن خیره می شود!
.
ريیس‌جمهور در تازه‌ترین گفت‌وگوی خود اعلام کرد خوشبختانه مردم هیچ مشکلی در تهیه کالاهای اساسی ندارند. ایشان در پاسخ سوال خبرنگاری که از ایشان پرسید واقعا فکر می‌کنید در این باره هیچ‌کس، هیچ مشکلی ندارد؟ کمی فکر کرد و گفت: آهان! یادم آمد... عده‌ای از کسبه از این مساله شکایت دارند که صفحه نمایشگر دستگاه‌های کارتخوان دیگر گنجایش صفرهای قیمت‌های جدید مواد غذایی را ندارد که بنده همینجا به ريیس بانک مرکزی دستور می‌دهم هر چه سریع‌تر نسبت به تعویض دستگاه‌های کارتخوان قدیمی با دستگاه‌های جدید با مانیتورهای 24 اینچ که گنجایش هزاران صفر را دارد، اقدام نماید! این هم حل شد! .

بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. برای چندین سال از نداشتن یه دفاع راست مطمئن ضربه خوردیم و زجر کشیدیم. روزی که کارواخال اومد خیلیامون ...
Media Removed
. برای چندین سال از نداشتن یه دفاع راست مطمئن ضربه خوردیم و زجر کشیدیم. روزی که کارواخال اومد خیلیامون گفتیم تا ۱۰ سال آینده سمت راست بیمه شد و کارواخالی که حالا در سن ۲۶ سالگی ششمین فصلش توی تیم اصلیه . . ششمین فصل کارواخال در تیم اصلی دنی کارواخال در ۱۰ سالگی به آکادمی رئال مادرید پیوست و در سال ... .
برای چندین سال از نداشتن یه دفاع راست مطمئن ضربه خوردیم و زجر کشیدیم. روزی که کارواخال اومد خیلیامون گفتیم تا ۱۰ سال آینده سمت راست بیمه شد و کارواخالی که حالا در سن ۲۶ سالگی ششمین فصلش توی تیم اصلیه
.
.
ششمین فصل کارواخال در تیم اصلی
دنی کارواخال در ۱۰ سالگی به آکادمی رئال مادرید پیوست و در سال ۲۰۰۴ صحنه ای تاریخی و ماندگار در کنار دی استفانو در حال گذاشتن اولین سنگ شهرک ورزشی والدبباس از او ثبت شد.

حالا به رویایش رسیده و در تیم اصلی باشگاه تاریخسازی می‌کند. این بازیکن در سال ۲۰۱۲ به صورت قرضی برای کسب تجربه راهی لورکوزن شد و بعد از سپری کردن یکسال طلایی در آلمان دوباره به مادرید بازگشت.

توسط آنچلوتی به مهره فیکس رئال تبدیل شد و در آگوست ۲۰۱۳ اولین بازیش را انجام داد. حالا ۴ قهرمانی اروپا در کارنامه دارد و در تمامی آنها نقش کلیدی ایفا کرد.
علاوه بر ۴ قهرمانی اروپا، ۳ جام باشگاه های جهان، ۳ سوپر جام اروپا، ۱ عنوان قهرمانی لالیگا، کوپا دل ری و سوپر جام اسپانیا در کارنامه اش دارد.

برای رئال ۲۰۴ بازی انجام داده : ۱۳۴ بازی در لیگ، ۴۲ چمپیونز لیگ، ۱۵ جام حذفی، جام باشگاه های جهان ۵ و سوپر جام اسپانیا و اروپا هرکدام ۴ بازی.
۵ گل زده و ۳۰ پاس گل داده است که شاید به یادماندنی ترین گلش به سویا در فینال سوپر جام اروپا بود.
.
.
.
.
Santiago Bernabeu
.
.
#realmadridfarsi #realmadrid #halamadrid
Read more
@hilda.seir 🏕 ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• کویرت چو دریا و کوهت چو جنگل همه بوم و بر، خشک و تردوست دارم من آن جاودان یاد مردان که بودند به هر قرن چندین نفر دوست دارم ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت در آفاق فخر و ظفر دوست دارم ز خیام، خشم و خروشی که جاوید کند در دل و جان اثر ... @hilda.seir 🏕
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• کویرت چو دریا و کوهت چو جنگل
همه بوم و بر، خشک و تردوست دارم
من آن جاودان یاد مردان که بودند
به هر قرن چندین نفر دوست دارم
ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت
در آفاق فخر و ظفر دوست دارم
ز خیام، خشم و خروشی که جاوید
کند در دل و جان اثر دوست دارم
ز عطار، آن سوز و سودای پر درد
که انگیزد از جان شرر دوست دارم
وز آن شیفته شمس، شور و شراری
که جان را کند شعله‌ور دوست دارم
ز سعدی و از حافظ و از نظامی
همه شور و شعر و سمر دوست دارم
خوشا رشت و گرگان و مازندرانت
که شان همچو بحر خزر دوست دارم
خوشا حوزه شرب کارون و اهواز
که شیرین تراست از شکر دوست دارم
فری آذرآبادگان بزرگت
من آن پیشگام خطر دوست دارم
صفاهان نصف جهان تو را من
فزونتر ز نصف دگر دوست دارم
خوشا خطه نُخبه‌زای خراسان
ز جان و دل آن پهنه‌ور دوست دارم

زهی شهر شیراز جنت طرازت
من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم
بر و بوم کُرد و بلوچ تو را چون
درخت نجابت ثمر دوست دارم
خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت
که‌شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم
من افغان همریشه‌مان را که باغی‌ست
به چنگ بتر از تتر دوست دارم
کهن سُغد و خوارزم را با کویرش
که‌شان باخت دوده قجر دوست دارم
عراق و خلیج تو را چون ورازورد
که دیوار چین راست در، دوست دارم
هم ارّان و قفقاز دیرینه‌مان را
چو پوری سرای پدر دوست دارم
چو دیروز افسانه، فردای رویات
به جان این یک و آن دگر دوست دارم
هم افسانه‌ات را، که خوشتر ز طفلان
برویاندم بال و پر، دوست دارم
چو رویا و افسانه، دیروز و فردات
به جای خود این هر دو سر دوست دارم
تو در اوج بودی، به معنا و صورت
من آن اوج قدر و خطر دوست دارم
دگر باره برشو به اوج معانی
که اين تازه رنگ و صور دوست دارم
نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را
برای تو، ای بوم و بر دوست دارم
جهان تا جهان است، پیروز باشی
برومند و بیدار و بهروز باشی

مهدي اخوان ثالث

@hilda.seir ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• @hilda.seir
🎥: @ehsawn_kh
🎶Music: illenium- reverie ft king deco .
#هيلدا_سير✈️ #تور #مسافرت #طبيعتگردي #آبشار_لاتون #سوها #لاتون #همسفر_خوب #همسفر #همسفر_هيلدا
#hildaseir #tirp
#tourism_iran #irantourist #am_irangardi #travelmagazin #irantravel #irantraveler #irantraveling #earthoutdoors #folkgreen #rsa_folknature #folkscenery #folkgood #folkgrid #folkcreative #moodygrams #mg5k
Read more
. نمی دانم راننده ای که از روی کاپوت ماشینش پریدم ، چه فحشی نثارم کرد ؛ تنها چیزی که می دیدم اتوبوس آبی ...
Media Removed
. نمی دانم راننده ای که از روی کاپوت ماشینش پریدم ، چه فحشی نثارم کرد ؛ تنها چیزی که می دیدم اتوبوس آبی رنگی بود که به ایستگاه رسیده بود و من هنوز این طرف خیابان می دویدم ! خیابان شلوغ بود ؛ آرزو می کردم شلوغ تر هم بشود تا من با یک پرش حرفه ای به اتوبوس برسم !! جلویم یک پیرزن در حال سوار شدن بود ؛ انگار همه چیز ... .
نمی دانم راننده ای که از روی کاپوت ماشینش پریدم ، چه فحشی نثارم کرد ؛ تنها چیزی که می دیدم اتوبوس آبی رنگی بود که به ایستگاه رسیده بود و من هنوز این طرف خیابان می دویدم !
خیابان شلوغ بود ؛ آرزو می کردم شلوغ تر هم بشود تا من با یک پرش حرفه ای به اتوبوس برسم !! جلویم یک پیرزن در حال سوار شدن بود ؛ انگار همه چیز دست در دست هم داده بود که من «باز هم » سوار اتوبوس «ساعت هشت شب» پنج شنبه ها شوم !
اینبار هم ، تا پایم را در اتوبوس گذاشتم ، عطر آشنایی به مشامم خورد...
پنج شنبه ها ، عجیب بود ... خاص بود . از همیشه شلوغ تر بود و البته ، چند هفته ای بود که آنجا ، کسی منتظر من بود !
دخترکی که  فحش های مردان هرزه زبان را نمی شنید و زبانش ، با خیلی از دروغ ها بیگانه بود ؛ اما نگاهش آنقدر گویا بود که باید به عمق آنها زل میزدی و با لبخند های مهربانش  همراهی می کردی تا خستگی های روز شکنجه آورت را فراموش کنی. در اصطلاح عامه به این افراد چه می گویند !؟ کر و لال ؟! هر چقدر فکر می کنم می بینم من از او لال ترم ! چرا که حرف هایی که باید را نمی توانم بزنم ؛ ولی او با یک لبخند و یک نگاه دوستانه تا ته قلبت نفوذ می کند.
تا مرا می بیند اشاره می کند که کنارش بنشینم ... امروز اشاره می کرد که روسری ام زیادی عقب رفته . راست هم می گفت ؛ مرتبش کردم ؛ موهای پریشان برای  چه ؟... برای که ؟
تا لحظه ی رفتن لبخند می زد ؛ اما تا کارت بلیت ام را در می آوردم ، دست به سینه می نشست و با ابرو های افتاده بیرون را نگاه می کرد ...
از جا بلند شدم ؛ آن بوی آشنا هنوز در فضای اتوبوس پراکنده بود .
پنج شنبه . ۴ . مرداد . ۹۷
#دلنوشته_دخترخوب
Read more
<span class="emoji emoji2b55"></span> <span class="emoji emoji1f534"></span>Tag your friends <span class="emoji emoji1f534"></span>Tag your friends <span class="emoji emoji26a1"></span>اِنـــِـــــــرژے اَدمین<span class="emoji emoji2b05"></span> لایڪْ و تـــــَگــــــــــْ ...
Media Removed
Tag your friends Tag your friends اِنـــِـــــــرژے اَدمین لایڪْ و تـــــَگــــــــــْ ڪـــــَردن دوستـــــــــــــــــــانتون GRAMMAR USED TO تو پست قبلی گفتیم که از این عبارت وقتی میخواهیم بگیم کاری رو در گذشته انجام میدادیم که الان دیگه انجام نمیدیم یا چیزی تو گذشته ...
🔴Tag your friends
🔴Tag your friends
⚡اِنـــِـــــــرژے اَدمین⬅ لایڪْ و تـــــَگــــــــــْ ڪـــــَردن دوستـــــــــــــــــــانتون
💫 GRAMMAR
💬 USED TO
👈 تو پست قبلی گفتیم که از این عبارت وقتی میخواهیم بگیم کاری رو در گذشته انجام میدادیم که الان دیگه انجام نمیدیم یا چیزی تو گذشته درست بوده که الان دیگه نیست استفاده میکنیم.
* Sarah wasn't used to driving on the left.
* سارا عادت نداشت از چپ به راست رانندگی کنه.
* I used to play tennis many years ago but I don't now.
* سالها پیش عادت داشتم تنیس بازی کنم اما الان دیگه نه.
💬GET USED TO DOING
👈 از این ساختار برای اشاره به فرایندی که چیزی به مرور زمان برای ما عادی میشه استفاده میکنیم.
* After a lot of practice, driving on the left became less strange for Sarah and she got used to driving on the left.
* بعد از کلی تمرین، رانندگی از چپ به راست برای سارا آسونتر شد و سارا بهش داشت عادت میکرد.
* I have always lived in the country but now I'm begining to get used to living in the city.
* من همیشه تو روستا زندگی کرده بودم اما الان دارم به زندگی تو شهر عادت میکنم.
💬 BE USED TO DOING
👈 از این عبارت وقتی به چیزی تو زمان حال عادت کردیم و داریم الان انجامش میدیم استفاده میکنیم.
* Sarah is used to driving on the left now.
* سارا الان دیگه به رانندگی از چپ به راست عادت کرده. (سارا تو انگلستان زندگی میکرده و به رانندگی از راست به چپ عادت داشته)
* They've always lived in hot countries so they aren't used to living in cold places.
* اونها همیشه تو کشورهای گرم زندگی کرده بودند و بنابراین به زندگی کردن تو جاهای سرد عادت ندارن.
🔔 دقت کنید حتما حتما حتما بعد از to در
Get used to & Be used to
فعلی که‌استفاده میشه باید ing دار باشه و به هیچ عنوان از شکل ساده فعل نبایستی استفاده بشه.
Read more
. دو . رسیدی!؟ تنفس این هوا برای ریه های ات هم عجیب است چه برسد به چشم هایی که از ترس و دلهره در چشم خانه ...
Media Removed
. دو . رسیدی!؟ تنفس این هوا برای ریه های ات هم عجیب است چه برسد به چشم هایی که از ترس و دلهره در چشم خانه ها جا نمی شوند. ترسیدی؟ یا شاید هنوز باور نمی کنی چه تصمیمی گرفته ای و حالا کجای جهان ایستاده ای! باید مراحل قانونی را طی کنی، اتاق اول سمت راست که هفت تابلوی راهنما تا اولین مسئول بررسی پرونده هدایت ... .
دو
.
رسیدی!؟ تنفس این هوا برای ریه های ات هم عجیب است چه برسد به چشم هایی که از ترس و دلهره در چشم خانه ها جا نمی شوند. ترسیدی؟ یا شاید هنوز باور نمی کنی چه تصمیمی گرفته ای و حالا کجای جهان ایستاده ای! باید مراحل قانونی را طی کنی، اتاق اول سمت راست که هفت تابلوی راهنما تا اولین مسئول بررسی پرونده هدایت ات می کند. وارد می شوی. بعد از بیست و دو ساعت در آسمان، کسی از تو نام ات را می پرسد، نام کوچک و نام به ارث برده از اجدادی که دیگر در خاک این شهر نیستند... سال تولد، روز، ماه، ولی نه ساعتی که حالا اگر دور بزنی از چرخ زمین همان باشد که دیروز بوده... نام پدر، نام مادر ... محل تولد! من در حال متولد شدن هستم ولی این بار با صدایی بلندتر از گریه ولی بی نشانه از همان شیون و جیغ معمول، ولی این بار با قامت تاریخی که ریشه می کشد تا بیست و هفت سال و هشت ماه و چهار روز خاطره! صدای پشت شیشه گفت: خوش آمدی! شاید وقت تولد هم مادرم یا پدرم همین جمله را گفته بودند ولی این بار من نه صاحب صدا را می شناختم و نه زبان اش آن بود که اولین شعر زندگی ام را با حروف اش نوشتم.
.
(ادامه دارد...).
.
نامه اى به يك سال پيش
.
س.ب.ا

#letterstomyself #immigration #oneyearanniversary
Read more
. تصویری از مراسم فارق التحصیلی افسران ناوبر نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران در آمریکاست از راست ...
Media Removed
. تصویری از مراسم فارق التحصیلی افسران ناوبر نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران در آمریکاست از راست : 1- شهید والامقام امیر سرلشکر محمود شادمان بخت (اف-4) کابین عقب شهید ابوالفضل مهدیار 2- آزاده سرافراز سرتیپ حسن نجفی(اف-14) کابین عقب احمد مرادی طالبی 3- علی گنجی 4- شهید والامقام امیر سرلشکر ... .
تصویری از مراسم فارق التحصیلی افسران ناوبر نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران در آمریکاست
از راست :
1- شهید والامقام امیر سرلشکر محمود شادمان بخت (اف-4) کابین عقب شهید ابوالفضل مهدیار
2- آزاده سرافراز سرتیپ حسن نجفی(اف-14) کابین عقب احمد مرادی طالبی
3- علی گنجی
4- شهید والامقام امیر سرلشکر عبدالصالح رضایی (اف-4) کابین عقب احتمالا شهید علاالدین فراز
نشسته:
سرتیپ فضل الله امینی (اف-4)
توضیحات:
اف-4 پرنده ای با یک خلبان
فانتوم های نیروی دریایی آمریکا به علت حساسیت در نشست و برخواست از روی ناو فاقد فرامین در کابین عقب بودند و کابین عقب خلبان نبود بلکه افسر رادار (ناوبر) بود
پس از موفقیت فانتوم در نیروی دریایی این شکاری مدرن به نیروی هوایی آمریکا راه یافت .با تغییراتی که شرکت مکدانل داگلاس طبق خواست نیروی هوایی در فانتوم های این نیرو اعمال کرد امکان هدایت شکاری از هر دو کابین فراهم شد
اما نیروی هوایی آمریکا با این که در کابین عقب تمام فرامین هواپیما موجود بود برای کابین عقب از افسران غیر خلبان (ناوبر) استفاده میکرد و خلبانان وینگ گرفته را پس از پایان دوره آموزش مستقیما به کابین جلو فانتوم میفرستاد در جنگ ویتنام تقریبا تمام کابین عقب های کشته شده ناوبر بودند
این اقدام آمریکا باعث نجات جان خیلی از خلبانان شد که برای آموزششان هزینه های گزافی خرج شده بود.اما نیروی هوایی ایران برخلاف نیروی هوایی آمریکا از ابتدا خلبانان وینگ گرفته را که موفق به پایان دوره آموزش شده بودند ابتدا به کابین عقب فانتوم میفرستاد تا پس از 500 ساعت پرواز در کابین عقب تجربه کسب کنند و سپس به کابین جلو فانتوم بروند اما تعداد انگشت شماری افسر ناوبر به عنوان کابین عقب ثابت در فانتوم مشغول پرواز بودند
در اواخر سلطنت پهلوی و با ورود شکاری مدرن تامکت در سال 55 نیروی هوایی ایران اقدام به جذب دانشجوی ناوبر کرد و پس از بازگشت این دانشجویان با توجه به تعداد بالای این افسران و حوادث انقلاب تعدادی از این افسران به گردان های هرکولس و فانتوم منتقل شدند تا در فانتوم به عنوان کابین عقب ثابت پرواز کنند.در جنگ ایران و عراق اکثر خلبانان شهید کابین عقب فانتوم از خلبانان وینگ گرفته بودند و تعدادی انگشت شماری هم از افسران ناوبر.
دوستانتان را تگ کنید
#ایران #ارتش #قهرمان #شهید #دزفول #خوزستان #استاد #مشهد #ترکمنستان #روسیه #اصفهان #دانشجو #خلبان #آمریکا #تهران #عراقي #عراق #مصر #مشهد #شهید #شیراز #پدافند #بوشهر #کرمانشاه #زلزله #تسلیت #خلیج_فارس
#delavaran #namdaran #mustseeiran
Read more
Iranian "Sepehr" Electro Optoc Fire control system . . سیستم الکترواپتیک سپهر-14 . . در ادامه ...
Media Removed
Iranian "Sepehr" Electro Optoc Fire control system . . سیستم الکترواپتیک سپهر-14 . . در ادامه پست قبلی، همانطور که گفته شد، در سال‌های اخیر، گونه ای از سیستم‌های الکترواپتیک در حوزه پدافند هوایی معرفی و با استفاده در سامانه های پدافندی رعد-1 و رعد-2 عملیاتی شده‌اند و به لحاظ مشخصاتی که ... Iranian "Sepehr" Electro Optoc Fire control system
.
.
سیستم الکترواپتیک سپهر-14
.
.
در ادامه پست قبلی، همانطور که گفته شد، در سال‌های اخیر، گونه ای از سیستم‌های الکترواپتیک در حوزه پدافند هوایی معرفی و با استفاده در سامانه های پدافندی رعد-1 و رعد-2 عملیاتی شده‌اند و به لحاظ مشخصاتی که دارند نسبت به سامانه IRSS-I-3 که در پست قبل معرفی شد، کاملتر و طبیعتا گرانتر می‌باشند.

در تصویر اول بالا سمت چپ، سیستم کنترل آتش سامانه رعد-2 را مشاهده میکنید. همانطور که مشاهده میکنید این سیستمهای کنترل آتش از سه بخش تشکیل شده اند. بخش اول مربوط به کشف الکترواپتیک هست که بر روی یک پایه مستقل در بالاترین قسمت قرار دارد. در سیستم کنترل آتش مربوط به سامانه رعد-2، بخش کشف الکترواپتیک از 4 دوربین حرارتی تشکیل شده است. دلیل استفاده از 4 دوربین، افزایش میدان دید میباشد. بخش کشف الکترواپتیک با چرخش دائمی به کشف اهداف می‌پردازد. بخش دوم، بخش رهگیری الکترواپتیک و بخش سوم بخش راداری سامانه هست که بمنظور عملکرد مناسب در شرایط بد آب و هوایی که ممکن هست عملکرد سیستم‌های الکترواپتیک با مشکل روبرو شود، پیش بینی شده است. بخش رهگیر الکترواپتیک و بخش راداری به همدیگر متصل هستند و هنگام تعقیب اهداف، بخش راداری و بخش رهگیر الکترواپتیک در یک راستا هستند.

در تصویر پایین، بخش کشف الکترواپتیک بکار رفته در سیستم کنترل آتش سامانه رعد-2 را مشاهده میکنید که بصورت مستقل و به عنوان یک سیستم جستجوگر با برد 50 کیلومتر ارائه شده است.

در تصویر سمت راست نیز مشخصات سامانه رعد-2 را مشاهده میکنید که در آن نوشته شده که برد جستجوی الکترواپتیک 55 کیلومتر، برد ردگیری الکترواپتیک 80 کیلومتر و برد بخش راداری به عنوان مکمل بخش الکترواپتیک 60 کیلومتر هست.

در تصویر دوم در بالا سیستم کنترل آتش سامانه رعد-1 با نام و مشخصات اعلام نشده، را مشاهده میکنید.

در تصاویر پایین نمای گرافیکی از سیستم کنترل آتش سامانه رعد-2 را مشاهده میکنید که بنا به گزارشی توسط خبرگزاری تسنیم، نام این سیستم #سپهر_14 معرفی شده است. همانطور که گفته شد بخش کشف الکترواپتیک مستقلا با چرخش دائمی و با سرعت 180 درجه بر ثانیه، به پایش محیط اطراف مشغول است. بخش رهگیر الکترواپتیک و بخش راداری به هم متصل بوده و در راستای عمودی از 5- تا 90+ درجه قابلیت تغییر وضعیت بمنظور تعقیب اهداف را دارد. در سمت راست تصویر گرافیکی نیز مشاهده میکنید که بخش رهگیر الکترواپتیک که متصل به بخش راداری هست، در وضعیت 90 درجه قرار گرفته است.
.
.
#arteshban #ارتشبان
.
.
Read more
این روزها که بگذرد، وقتی همه چیز تمام شود. یک روز من و تو. تنهای تنها می نشینیم کنار هم. تو برای من چای ...
Media Removed
این روزها که بگذرد، وقتی همه چیز تمام شود. یک روز من و تو. تنهای تنها می نشینیم کنار هم. تو برای من چای می ریزی من موهایت را شانه می کنم. می نشینیم کنار هم پاهایمان را دراز می کنیم و تکیه به دیوار خانه ای می دهیم که هیچ زلزله ای مجبورش نکند پشتمان را خالی کند. آن‌روز بین نگاه من و تو هیچ حایلی نیست تنها زلال ... این روزها که بگذرد، وقتی همه چیز تمام شود. یک روز من و تو. تنهای تنها می نشینیم کنار هم. تو برای من چای می ریزی من موهایت را شانه می کنم. می نشینیم کنار هم پاهایمان را دراز می کنیم و تکیه به دیوار خانه ای می دهیم که هیچ زلزله ای مجبورش نکند پشتمان را خالی کند. آن‌روز بین نگاه من و تو هیچ حایلی نیست تنها زلال چشم های تو می ماند و منی که راحت می توانم در اعماقش غرق شوم.  آن‌وقت می شود نشست روی کاناپه و برایت بلند بلند براهنی خواند و سیلویت پیکرت در بخار کتری و نور پنجره ظهر پاییزی با صدای من مثل سرخوش ترین مست کوچه های سال ۵۵ تلو تلو بخورد. می شود دستهای تو را گرفت و در رگ های آبی تنت شناور شد. رگ ها کوچه های تن تبداری است که یکراست به قلب می رسد. می شود رفت و آرام در قلبت در آرامش طپشهای منظمش ضرباهنگ زندگی را پیدا کرد.  این روزها که بگذرد همه خستگی هایمان را مثل کیف مدرسه گوشه ای پرت می کنیم و به کوچه خاکی می زنیم .فارغ از هر چه بود و نباید بود، رها در سر راست ترین خیابان های شهر بی بن بست می رویم و کنار آرامش درخت، گیاه می شویم. سبز می شویم. یکروز این روزها که بگذرد سبز می شویم.

اما اما اما قبل از اینکه این روز ها بگذرد، ما سال ها است که از هم گذشته ایم.
Read more
قسمت سوم اسکاچ سبز رنگ زِبر را به دست گرفتم و به مایع ظرفشویی صورتی گلی آغشته کردم. ( فقط اهل دل ها این ...
Media Removed
قسمت سوم اسکاچ سبز رنگ زِبر را به دست گرفتم و به مایع ظرفشویی صورتی گلی آغشته کردم. ( فقط اهل دل ها این ترکیب را می شناسند) و آماده ی ظرف شستن شدم. فکر کنم ترانه ای هم زیر لب زمزمه می کردم که رنگ احساس هم به کارم داده باشم در قسمت های اوج ترانه بودم که به ناگاه جسمی نه چندان سخت به دستم برخورد کرد. ابتدا احساس ... قسمت سوم

اسکاچ سبز رنگ زِبر را به دست گرفتم و به مایع ظرفشویی صورتی گلی آغشته کردم. ( فقط اهل دل ها این ترکیب را می شناسند😊) و آماده ی ظرف شستن شدم. فکر کنم ترانه ای هم زیر لب زمزمه می کردم که رنگ احساس هم به کارم داده باشم در قسمت های اوج ترانه بودم که به ناگاه جسمی نه چندان سخت به دستم برخورد کرد. ابتدا احساس کردم فضله ی پرنده ای است که در اطراف من رفع حاجت کرده است. ولی نه، تکه سنگی بود کوچک که کاغذی دور آن پیچیده شده بود که با یک نشانه گیری دقیق به هدف خورده بود.
در همسایگی ما دو خانه وجود داشت . همسایه ی سمت راست که مانند ما خانه ای بود پر جمعیت که تشکیل شده بود از نَوه های هم سن و سال ما که بسیار پر سر و صدا بودند و همسایه ی دست چپ خانه ای بود بسیار ساکت و دختری داشت یک سال از من کوچکتر که خیلی با هم دوست بودیم. هرگز فراموش نمی کنم که از صبح تا شام در حیاط ما و همسایه ی سمت راست چه جوش و خروشی به واسطه ی بازی بچه ها برپا بود و هیچ شکایتی هرگز از هیچ همسایه ای دریافت نکردیم خدا خیرشان دهد انسان ها صبر و حوصله ی بیشتری داشتند یا شاید دگر خواهی بیش از فردگرایی منفی بر تعاملات انسان ها چیره بود.چرا که اکنون به واسطه ی کوچکترین صدایی شکایت همسایه بر سر ما آور می شود و حتی از اینکه در حال عبور نزدیک خانه اشان هم همه و شادی کودکانه به گوششان برسد تهدید می کنند که با صد و دَه تماس می گیرند.

سرتان را درد نیاورم ، سنگ کاغذ پیچ شده را برداشتم و کاغذ را باز کردم. یادداشت کوتاهی بود : (( بیا بالا پشت بام اگر نیایی.....)).
کوتاه بود و تهدید آمیز گویا می خواست بگوید: اگر نروم چیزی را از دست می دهم یا اینکه اگر نروم رخداد ناخوشایندی پیش خواهد آمد😁... ادامه دارد
Read more
در زمان شاپور اول ( ۲۳۹ تا ۲۷۰ میلادی ) پادشاه ساسانی سه امپراطور روم به ایران حمله ور شدند . یکی گردیانوس ...
Media Removed
در زمان شاپور اول ( ۲۳۹ تا ۲۷۰ میلادی ) پادشاه ساسانی سه امپراطور روم به ایران حمله ور شدند . یکی گردیانوس جوان بود که در سال ۲۴۲ میلادی کشته شد . دیگری فیلیپ عرب بود که در برابر شاپور ناچار به تسلیم شد و قبول کرد که سالیانه به ایران برای حملاتی مکرری که به آنجا نموده بود و خساراتی که وارد کرده بود باج بدهد ... در زمان شاپور اول ( ۲۳۹ تا ۲۷۰ میلادی ) پادشاه ساسانی سه امپراطور روم به ایران حمله ور شدند . یکی گردیانوس جوان بود که در سال ۲۴۲ میلادی کشته شد . دیگری فیلیپ عرب بود که در برابر شاپور ناچار به تسلیم شد و قبول کرد که سالیانه به ایران برای حملاتی مکرری که به آنجا نموده بود و خساراتی که وارد کرده بود باج بدهد .
سوم والرین بود که در سال ۲۴۲ میلادی با ۷۰ هزار سرباز و امیر و سناتور رومی اسیر ایرانیان شد . شاپور این پیروزی بزرگ را در چندین مکان حجاری نمود تا درس عبرتی برای آیندگان گردد . شاپور در کتیبه ای که در کعبه زرتشت به سه زبان نوشته است میگوید : ” والرین با سپاهی که مشتمل بر ۲۹ گروه جنگی اروپایی بود و به ۷۰ هزار نفر سرباز بالغ بود به جنگ ایران آمد . در اطراف الرها و ادسا جنگ بزرگی بین ما و امپراطور والرین در گرفت .
ما با دستهای خویش والرین را اسیر کردیم ! فرماندهان – استانداران – سناتورها و افسران رومی را به اسارت گرفتیم و همگی آنان را به ایالات ایران منتقل نمودیم . ” این صحنه پیروزی شاپور از زیباترین نقش های برجسته ایران است که از حادثه ای غرور آفرین حکایت میکند و مایه سرافرازی ایرانیان میباشد شاپور با تاج پادشاهی که به صورت کنگره ای است و جامه ای آراسته سوار بر اسب تنومدی است که جلوی او فلیپ عرب امپراطور باج گذار رومی زانو زده و خم شده است . پادشاه ایران یک دست خود را به طرف او دراز کرده تا نشان از قبوا باج او شود . فلیپ در این نقش با تاج رومی و بالاپوشی که بروی دوشش قرار دارد چنان نمایش داده شده که گویی با شتاب به سوی اسب پادشاه ایران دویده و زانو زده است . والرین هر دو دست خود را به نشانه بخشش به جلو دراز کرده . عظمت پادشاه ایران و بزرگی او در تاج – دستبند و طرز آرایش مویش که چین دار است و بر شانه های افتاده است و همین طور از زین و لگام اسب مغرورش به وضوح دیده میشود . کنار دیگر شاپور امپراطور دیگری دیده میشود .
که پادشاه ایران مچ دست او را به نشانه اسارت گرفته . پشت سر اسب پادشاه ایران تصویر موبد بزرگ کرتیر دیده میشود که کلاهی بیضی شکل مزین به نشان قیچی به سر دارد و انگشت سبابه دست راست اش را به نشانه احترام به سوی شاپور دراز کرده است و گردن بندی مرواریدی آراسته شده به گردن دارد و بالاپوشی با سنجاقی در جلوی سینه می باشد . این کتیبه نقش دار ساسانی یکی از هنرمندانه ترین نقوش باستانی ایران است که وضح و سادگی و زیبایی آن به راحتی نشانگر عظمت و افتخاری پادشاهان گذشته است .
Read more
به امید آزادی همه کسانی به جرم گره کردن مشت ،ابراز عقیده و اعتراض در زندانن. کسی که به حبس می بره آدمو نمیدونه دلواپسی می گیره یه مادر که دلتنگ فرزندشه نبینه جگر گوشه شو می میره کسی که به حبس برده این عاشق و نمیدونه چشمای تو پشتمه با ایما اشاره رسوندن به تو که جرمم گره کردن مُشتمه روزایی که وقت ... به امید آزادی همه کسانی به جرم گره کردن مشت ،ابراز عقیده و اعتراض در زندانن. کسی که به حبس می بره آدمو
نمیدونه دلواپسی می گیره
یه مادر که دلتنگ فرزندشه
نبینه جگر گوشه شو می میره

کسی که به حبس برده این عاشق و
نمیدونه چشمای تو پشتمه
با ایما اشاره رسوندن به تو
که جرمم گره کردن مُشتمه

روزایی که وقت ملاقاتیه
یه شیشه ضخیم کرده این دوریو
تو از پُشت شیشه نگاهم کنو
منم دست میذارم رو‌ دستای تو
تو گوشی رو بردار و چیزی بگو
بگو کوچه مون رو به آزادیه
بگو دلخوشم کن به راست و دروغ
خرابه بگو رو به آبادیه

روزایی که وقت ملاقاتیه
یه شیشه ضخیم کرده این دوریو
تو از پُشت شیشه نگاهم کنو
منم دست میذارم رو‌ دستای تو
تو گوشی رو بردار ُ حرفی بزن
منم عاشقونه نگات میکنم
شبی که تو سلول تنهایی ام
به جای نگهبان صدات میکنم ♫♫♫ چه دیواری افتاده بین منو
تو و آدمایی که پیش منن
همه لیلی ها مثل تو نیستن
خیلی ها قید مجنونو این توو زدن

شبیه یه تنهایی واقعی
توو فصل بهارم گُله کاشیه
میخوام حس کنی درد این آدمو
که از متن رفته توی حاشیه

روزایی که وقت ملاقاتیه
یه شیشه ضخیم کرده این دوریو
تو از پُشت شیشه نگاهم کنو
منم دست میذارم رو‌ دستای تو
تو گوشی رو بردار و چیزی بگو
بگو کوچه مون رو به آزادیه
بگو دلخوشم کن به راست و دروغ
خرابه بگو رو به آبادیه

روزایی که وقت ملاقاتیه
یه شیشه ضخیم کرده این دوریو
تو از پُشت شیشه نگاهم کنو
منم دست میذارم رو‌ دستای تو
تو گوشی رو بردار ُ حرفی بزن
منم عاشقونه نگات میکنم
شبی که تو سلول تنهایی ام
به جای نگهبان صدات میکنم

ترانه سرا : افشین مقدم
Read more
. <span class="emoji emoji1f53b"></span>عکسی از دوران نوجوانی جناب آقای عبدالرحیم درواع فرزند شادروان محمد صالح غلام درواع... آقای ...
Media Removed
. عکسی از دوران نوجوانی جناب آقای عبدالرحیم درواع فرزند شادروان محمد صالح غلام درواع... آقای درواع سال ١٣٣۴ خورشیدی در بستک متولد شد پس از پایان دوره ششم ابتدایی در مدرسه مصطفویه بستک، جهت کار به دوبی سفر کرد و مدت دو سال در دوبی اقامت داشت و در این مدت بارها به بحرین سفر کردند و تا به امروز نیز در ... .
🔻عکسی از دوران نوجوانی جناب آقای عبدالرحیم درواع فرزند شادروان محمد صالح غلام درواع...
آقای درواع سال ١٣٣۴ خورشیدی در بستک متولد شد پس از پایان دوره ششم ابتدایی در مدرسه مصطفویه بستک، جهت کار به دوبی سفر کرد و مدت دو سال در دوبی اقامت داشت و در این مدت بارها به بحرین سفر کردند و تا به امروز نیز در بحرین اقامت دارند. اما در این مدت بارها از زادگاهش بستک دیدن کرده است. سالی که برای نسل من از آمدن ایشان به بستک به خاطره ای شیرین و فراموش نشدنی تبدیل شد اوایل سال ١٣٥٧ خورشیدی بود که ایشان در بستک عروسی کردند و از خواننده بزرگ بستکی ساکن بحرین زنده نام "یوسف هادی" دعوت کردند. در مراسم عروسی شان مردمان مشتاق و دوستداران یوسف هادی توانستند اجرای موسیقی هنرمند محبوب خود را از نزدیک ببینند و لذت ببرند. روحش شاد باد
مراسم عروسی در منزل حاجی عبدلله محمد رفیع تاریکار برگزار شد
کنار چهار راه شیخ سمت راست اولین خانه به طرف بازار خانه پدری ایشان است. با آرزوی تندرستی و طول عمر برای ایشان
#عبدالرحيم_درواع #يوسف_هادی #بستک #بستکی #عکسهای_قدیمی_بستک #بستک_قدیم #هرمزگان #ایران
#bastak #bastaki #memorial_pictures #old_bastak #hormozgan_province #Iran #old_iran #history
.
👈برای دیدن تصاویر قدیمی و مطالب خاطره انگیز از بستک با ما همراه شوید:
.............................................كانال تلگرام👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD1DCMVGZ5RpixqbUA
.
................................................اینستاگرام👇
https://instagram.com/_u/bahram_didehjahan?r=sun1
.
...............................................فیس بوک 👇
Bahram Didehjahan
Read more
نظر سنجی کردم ببینم چرا خیلیاتون نیومدینتئاتر جدیدم به اسم چهارمین شنبه، شرقی غمگین رو گفتم حتما چون راجع به موزیک نیست نیومدین این تئاتری که راجع به موسیقیه و توش میخونم (البته شاید نمیدونستین) این دیگه چرا؟ خیلیا گفتن پول نداریم ۴۰-۴۵ تومن گرونه خیلیا هم گفتن طهران نیستیم خیلیا گفتن ... نظر سنجی کردم ببینم چرا خیلیاتون نیومدینتئاتر جدیدم به اسم چهارمین شنبه، شرقی غمگین رو گفتم حتما چون راجع به موزیک نیست نیومدین این تئاتری که راجع به موسیقیه و توش میخونم (البته شاید نمیدونستین) این دیگه چرا؟
🔘خیلیا گفتن پول نداریم ۴۰-۴۵ تومن گرونه
🔘خیلیا هم گفتن طهران نیستیم
🔘خیلیا گفتن اطلاع رسانی نشده
🔘خیلیا گفتن ساعت ۱۰شب دیره
☑️همینجا میگم که قیمت بلیت بخاطر شما کردیم ۳۰ که این هفته تخفیفم تیوال گزاشته دیدم راست میگین شرایط اقتصادی افتضاحه
☑️ و همینجا بگم که ساعت اجرا شد ۸:۴۵
☑️همینجا بگم که از تیوال میشه خرید هر شب همین ساعت بغیر از شنبه ها تماشاخانه پالیز خرید از تیوال دات کام
🔘و همینجا بگم که اجرای شهرستانم میزاریم آینده
🔘خیلیا گفتن این روزا دل و دماغ نداریم ☑️ولی من میگم نشینین یه گوشه ما هم مث شما ولی داریم حرکت میکنیم
حالا چی؟ بازم اگه نظری دارین بگین
Read more
<span class="emoji emoji1f49a"></span> #داستانک<span class="emoji emoji1f49a"></span> از دور که نه، اما وقتی زانو به زانوش می نشستی و یه دل سیر نگاش میکردی، می تونستی موهای سفید ...
Media Removed
#داستانک از دور که نه، اما وقتی زانو به زانوش می نشستی و یه دل سیر نگاش میکردی، می تونستی موهای سفید و براق رو لا به لای فرفریهای مشکیش ببینی... داشت قند می شکست و منم استکان چای به دست کنارش نشسته بودم و داشتم به این فکر میکردم که واسه مراسم فرداشب باید به خودمون برسیم. بیهوا گفتم «یه رنگ بگیرم بزنیم ... 💚 #داستانک💚
از دور که نه، اما وقتی زانو به زانوش می نشستی و یه دل سیر نگاش میکردی، می تونستی موهای سفید و براق رو لا به لای فرفریهای مشکیش ببینی...
داشت قند می شکست و منم استکان چای به دست کنارش نشسته بودم و داشتم به این فکر میکردم که واسه مراسم فرداشب باید به خودمون برسیم.
بیهوا گفتم «یه رنگ بگیرم بزنیم به موهات، این سفیدا رو بپوشونه» سرشو بلند نکرد تا تو چشمام نگاه کنه اما جوابمو داد «که چی بشه؟!» طبق معمول که عقلم به حرفای خواهر بزرگه نمیرسید بیحواس حاضرجوابی کردم «که خوشکل بشی!» سرشو بلند نکرد تا توچشمام نگاه کنه، اما جوابمو داد «خوشکل بشم که چی بشه؟!» وقتی سکوتمو دید، فهمید که ذوقمو کور کرده...
با یه لبخند - از همونا که قیافه شو بدجوری شکل جَوونایی مامان میکرد- گفت «هر کس از قیافه من خوشش نمیاد میتونه بره به خوشکلاش نگاه کنه... موهای سفیدی که می بینی یعنی شب و روزهایی که دست خدا توی دستم بوده ... میدونی آدما فقط روزای سخت یادشون میاد دست خدا رو بگیرن... اینا یادگاریای خداست... رنگ بزنم که مردم از ریختم خوششون بیاد؟!»
خواستم بگم فلسفه بافیاتو نمی فهمم...
که زنگ در رو زدن... میوه هایی که سفارش داده بودم رو آورده بودن... چادر نخی گلدار مامان رو سر کرد که بره در رو باز کنه ، نادونی کردم و متلک انداختم «اگه راست میگی موهای سفیدتو دوست داری چرا قایمشون میکنی» لبخندش ماسید... نگاهش دلخور شد... ابروهاش گره خورد و با یه جور جدیت که فقط گاهی اوقات ازش سر میزد جواب داد «مال خودمه... دوست ندارم به هر کسی نشونش بدم...»
.
.
.
سالها گذشته...
من خودم الان ده برابر اون موقع های اون موهای سفید روی سرم هست... اون خیلی وقته که از دنیا رفته... من خیلی وقته که پیر شدم...
ولی.. راست می گفت... وجودم مال خودمه... به حرفش رسیدم... یادگاریهای خدا... نعمت خدا... یه چیزیه بین من و خدا... قرار نیست با هر کسی شریک بشم...
هر کسی محرم این راه و این راز نیست...
.
.
#مرجان_خاتون
#منم_ابابیل
Read more
. اگر فکر می‌کنید به خاطر اینکه انسانید و در این وضعیت اقتصادی و کمبود آب و قطعی برق و کندی اینترنت و ...
Media Removed
. اگر فکر می‌کنید به خاطر اینکه انسانید و در این وضعیت اقتصادی و کمبود آب و قطعی برق و کندی اینترنت و سین کردن و جواب ندادن پیام‌های‌تان از همه موجودات عالم بدبخت‌ترید، سخت در اشتباهید. کافی‌‌ست برای لحظاتی خودتان را بگذارید جای حیواناتی که در باغ‌وحش مشهد زندگی می‌کردند. این زبان بسته‌ها سال‌ها ... .
اگر فکر می‌کنید به خاطر اینکه انسانید و در این وضعیت اقتصادی و کمبود آب و قطعی برق و کندی اینترنت و سین کردن و جواب ندادن پیام‌های‌تان از همه موجودات عالم بدبخت‌ترید، سخت در اشتباهید. کافی‌‌ست برای لحظاتی خودتان را بگذارید جای حیواناتی که در باغ‌وحش مشهد زندگی می‌کردند. این زبان بسته‌ها سال‌ها در جنگل برای خودشان کیا و بیایی داشتند و با گردن افراشته راست راست راه می‌رفتند و هرچه می‌خواستند می‌خوردند. ولی حالا از بد روزگار گیر یک آدم زبان‌نفهم افتاده‌اند که از خورد و خوراک حیوانات می‌زده تا شندرغاز جمع کند بلکه بتواند یک ویلای نقلی ته باغ‌وحش برای خودش بسازد. بعد هم بتواند زیر پر و بال دو سه تا از کم نوع‌ترین پرنده‌ها را بگیرد تا همان اطراف ویلا بچرخند. تا شايد با پس‌مانده غذاهایش به نان و نوایی برسند. هر وقت هم لازم شد دوستانش را برای دیدن لک‌لک یا درنای سفید یا فلامینگویی که با ارزن روپایی می‌زند به ویلا دعوت کند و همه دور هم خوش باشند. ولی این طور که مشخص است، کار این مسئول باغ وحش با صرفه‌جویی در خوراک حیوانات راه نیفتاده.

به همین خاطر مجبور شده چند ببر و یوزپلنگ ایرانی را هم بکُشد و پوست‌شان را بفروشد تا به یک زخمی بزند. البته تقصیر خود این حیوانات هم هست. چون تصاویر دوربین‌ها نشان می‎دهد ببرها و یوزها مناعت طبع نداشته‌اند و به همین یک وعده غذای بخور نمیر باغ‌وحش عادت نکرده‌اند. تصاویر به خوبی گویای آن است که این حیوانات طمعکار و وحشی به یک آهویی که از کنار قفس‌شان رد ‌شده، التماس کرده‌اند یک تکه رانش را بدهد به آن‌ها تا بخورند. آهو هم که خودش پاره استخوانی بیش نبوده به هیکلش اشاره کرده و گفته: «اصلا شما پیری‌ها مگر دندان خوردن استخوان دارید؟» ببرها هم در دفاع از خود پاسخ داده‌اند: «به هیکل نحیف‌مان نگاه نکن. ما سنی نداریم. جوان ز حادثه‌ای پیر می‌شود گاهی». در نهایت آهو با شنیدن درد دل‌های این بیچاره‌ها و دیدن وضعیت‌شان، دلش می‌سوزد و قول می‌دهد اگر یک حیوانی، پرنده‌ای چیزی مُرد، برای‌شان بیاورد تا به نیش بکشند.

ولی در لحظه‌ای که آهو یک قوچِ خارجی بی‌سر را خَرکش می‌کند و یواشکی برای ببرها و یوز‌ها می‌آورد، رییس باغ وحش از راه می‌رسد و صحنه را می‌بیند. برای تنبیه هم سر ببرها و پلنگ‌ها را جدا می‌کُند و پوست‌شان را می‌کَند. فقط تاکنون از سرنوشت آهو اطلاعی در دست نیست که امیدواریم فرار کرده باشد ز دستش.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
. . بیست‌وچندسال پیش بود که بی‌خیالِ دکتر و مهندس شدن پا گذاشتیم به حیاط مدرسه‌ای که سردرش نوشته ...
Media Removed
. . بیست‌وچندسال پیش بود که بی‌خیالِ دکتر و مهندس شدن پا گذاشتیم به حیاط مدرسه‌ای که سردرش نوشته بودند مدرسه‌ی ادبیات و علوم انسانی. بیست‌وپنج سال شاید؛ یا کمی بیش‌تر. همه‌ی این سال‌ها هم هر کسی راه خودش را رفت. قرار نبود همه مثلِ هم باشیم. مثلِ هم نشدیم اصلاً. هر کسی همان کسی شد که می‌خواست یا آرزو ... .
.
بیست‌وچندسال پیش بود که بی‌خیالِ دکتر و مهندس شدن پا گذاشتیم به حیاط مدرسه‌ای که سردرش نوشته بودند مدرسه‌ی ادبیات و علوم انسانی. بیست‌وپنج سال شاید؛ یا کمی بیش‌تر. همه‌ی این سال‌ها هم هر کسی راه خودش را رفت. قرار نبود همه مثلِ هم باشیم. مثلِ هم نشدیم اصلاً. هر کسی همان کسی شد که می‌خواست یا آرزو می‌کرد. دبیرستان فرهنگِ آن سال‌ها شبیه مدرسه‌ای نبود که از نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۷۰ سراغ داریم. کار معلم‌های آن سال‌های مدرسه فقط درس نبود؛ چیزی فراتر از درس و مشق‌ را به شاگردهایی که ما بودیم یاد دادند. همین بود که جرأت و جسارت خواندن کتاب‌های هوشنگ گلشیری و رضا براهنی و صادق چوبک و بهرام صادقی را پیدا کردیم و در مجله‌ی مدرسه (نسیم) از تی‌. اس. الیوت و نیکوس کازانتزاکیس و محمود درویش و دیگران می‌نوشتیم. عصرها از مدرسه که بیرون می‌زدیم به‌جای خانه سر از کارگاه این نویسنده و جلسه‌های آن شاعر درمی‌آوردیم و با کوله‌پشتی‌های مدرسه روبه‌روی رضا براهنی می‌نشستیم که در خانه‌ی منصور کوشان داشت از کتاب «خطاب به پروانه‌ها» می‌گفت و ما هم دست بلند می‌کردیم و از او می‌خواستیم برای‌مان شعر «چهارده قطعه...» را بخواند. یا غزاله علیزاده را می‌دیدیم که با جامه‌ی سیاه همان‌جا نشسته بود. در سکوت. گاهی سری تکان می‌داد و گاهی لبخند می‌زد. بیست‌وچندسال بعد هر کسی همان شده که می‌خواسته؛ یا دست‌کم سعی می‌کند همان کسی شود که می‌خواهد. چهارشنبه‌شب که به لطف مسعود خسروپور عزیز بعدِ چندسال دوباره یک‌جا جمع شدیم دیدم که چه‌قدر حرف داریم برای گفتن به یک‌دیگر و چه خوب که بعدِ این‌همه سال هنوز می‌شود یک‌جا نشست و حرف زد و روزهای رفته را حکایت کرد. شب خوشی بود واقعاً. [ایستاده از راست به چپ: زهیر یاری، من، شهاب حداد، مسعود خسروپور، حنیف افخمی، مهدی یزدانی خرم، هادی حیدری، مصطفا رستگاری • نشسته از راست: یاسر جلیلیان، امیر نصری، احمد شکرچی، محمدمنصور هاشمی، حامد ابریشم‌کار]
Read more
. The Seagull and the Duck The expansive #Seagull (top center) is itself composed of two major ...
Media Removed
. The Seagull and the Duck The expansive #Seagull (top center) is itself composed of two major cataloged #EmissionNebulae. Brighter #NGC2327 forms the head with the more diffuse #IC2177 as the wings and body. Impressively, the Seagull's wingspan would correspond to about 250 light-years ... .
The Seagull and the Duck
The expansive #Seagull (top center) is itself composed of two major cataloged #EmissionNebulae. Brighter #NGC2327 forms the head with the more diffuse #IC2177 as the wings and body. Impressively, the Seagull's wingspan would correspond to about 250 light-years at the nebula's estimated distance of 3,800 light-years. At the lower right, the #Duck appears much more compact and would span only about 50 light-years given its 15,000 light-year distance estimate. Duck #nebula is cataloged as NGC 2359. Of course, the Duck's thick body and winged appendages also lend it the slightly more dramatic popular moniker, Thor's Helmet.
.
Image Credit: Raul Villaverde Fraile
––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––
.
مرغ دریایی (بالا و مرکز چارچوب) خودش از دو سحابی گسیلشی تشکیل شده: ان‌جی‌سی ۲۳۲۷ که روشن‌تر است و سر پرنده را ساخته و آی‌سی ۲۱۷۷ که بدن و بال‌هایش را درست کرده. فاصله‌ی برآورد شده‌ی سحابی مرغ دریایی ۳۸۰۰ سال نوریست و بر پایه‌ی این برآورد، پهنای بال‌های گشوده‌اش به حدود ۲۵۰ سال نوری می‌رسد. #سحابی اردک در گوشه‌ی پایین، سمت راست، که تنها ۵۰ سال نوری پهنا دارد، از مرغ دریایی کوچک‌تر است وهمچنین، با فاصله‌ی ۱۵۰۰۰ سال نوری از زمین، بسیار دورتر از آنست. این سحابی به عنوان ان‌جی‌سی ۲۳۵۹ نیز شناخته می‌شود.
گفتنی‌ست که بدن آماسیده‌ی سحابی اردک و بال‌های آن انگیزه‌ای برای خواندن آن به یک نام دیگر نیز شده، نامی که بیشتر با آن شناخته می‌شود: کلاهخود ثور.
.
گرفته شده از یک ستاره در هفت آسمان
––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––––
#apod #seagullnebula #ducknebula #thorshelmetnebula #thorhelmet #canismajor #stars #astronomy #space #astronomy_for_all #cosmos #afa #سحابی_گسیلشی #نجوم #فضا #کیهان #نجوم_برای_همه
Read more
🖤 • • بابایی جونم ی سال از یهویی رفتنت گذشتا • ی ساله که نه صدام زدی بگی فاطی بگم ها جانم • نه به اسم صدات زدم ممد و بگی من ممدم ؟بگم هاااا من ایجوری دوس دارم صدات بزنم • بابایی یه سال شد که شکمتو فشار ندادم بگم واویلا این چی توشه برم چاقو بیارم و پاره اش کنم و بعدم با نخ سوزن بخیش بزنم تو هم بگی یعنی دلت ... 🖤


بابایی جونم ی سال از یهویی رفتنت گذشتا

ی ساله که نه صدام زدی بگی فاطی بگم ها جانم

نه به اسم صدات زدم ممد و بگی من ممدم ؟بگم هاااا من ایجوری دوس دارم صدات بزنم

بابایی یه سال شد که شکمتو فشار ندادم بگم واویلا این چی توشه برم چاقو بیارم و پاره اش کنم و بعدم با نخ سوزن بخیش بزنم تو هم بگی یعنی دلت میاد؟!
بگم هااااا تازه هر چی بدرد نخوره از شکمتم برات بیرون میارم کوچیکش میکنم دلتم بخواد تو هم بگی تقصیر مامانته غذاهای خوشمزه درست میکنه شکمم بزرگ شده

ی ساله برات قهر نکردم تو هم شب تا نازم نکشی بوسم نکنی از دلم در نمی آوردی نمیخوابیدی

ی ساله که صبح از خواب بیدار شدم مامان بهم نگفت که دیشب تو باباتو اذیت کردی سر به سرش گذاشتی ولی بابات آروم قرار نداشت گفت شاید حرفی زده ناراحت شدی میبوسیدت تو خواب و من ذوق مرگ میشدم

ی ساله که تو دیگه موقع هایی که خوابم سنگین میشد مامان چاره ام نمیکرد نماز صبح بیدارم کنه نیومدی بالا سرم با بوس و ناز بگی بابا فاطی جان پاشو نماز صبحت بخون بعد دوباره بگیر بخواب

بابا ی ساله برام ترانه دختر بابا نخوندددددددی و من جلو داداشا ذوق مرگ بشم که داری برام میخونی و بگم چقد گناه دارین بابا براتون نمیخونه😭😭😭 •
هیچوقت روز آخر رفتنت که چقد آروم بودی یادم نمیره

لحظه ای که اومدم تو سرد خونه تمام صداهای دورو برمو برا خودم خفه کردم تنها گوشامو گذاشتم رو قلبت که بفهمم واقعا این دکترای احمق راست میگن ؟؟بخدا که مثه همیشه که سرم میذاشتم رو قلبت نفست تو گوشم پیچید اما همه گفتن که تو دیگه نیستی ..

بخدایی که تو رو برد تو آسمونا همون شب تا صبح بیدار بودم که از بیمارستان خبر بیارن بگن تو زنده ای

حتی لحظه آخری که خواستن بزارنت تو قبر باز سرم گذاشتم رو قلبت شاید زنده شدی •
و عمیق بوس پیشونیت کردم بازم باورم نمیشد که تو دیگه نیستی

وچقد تلخه اون لحظه ای که گفتم آخه چطور دلت میاد بابامو خاک کنی چطور دلت میاد رو بابام رفیقته خاک بریزی با چ نگاه تلخ و غم انگیزی رفیقت بهم نگاه کرد وسرش انداخت پایین😭

بخدا رسمش نبود اینقد زود تنهامون بزاری بری

تا کی باید بگم ی سال دیگه هم گذشت ؟

بابا کی روزی میرسه باز هم باهم تو اون دنیا کنار هم باشیم 😞😞😞 •
کاش این ی سال همش خواب باشم و تو واقعا باشی ...
Read more
چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو ...
Media Removed
چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند. روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند به این صورت که سر و رو شون رو کثیف کردند ومقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودندویک ... چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند به این صورت که سر و رو شون رو کثیف کردند ومقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند.
سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودندویک راست به پیش استاد رفتند.
مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:
که دیشب به یک مراسم عروسی خارج ازشهر رفته بودندو در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچرمیشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش واین بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این ۴ نفرازطرف استاد برگزار بشه،
آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند
استاد عنوان می کنه بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس بنشینند و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی وآمادگی لازم باکمال میل قبول می کنند.
امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:
۱ ) نام و نام خانوادگی؟ ۲ نمره
۲ ) کدام لاستیک پنچر شده بود؟ ۱۸ نمره
الف) لاستیک سمت راست جلو
ب) لاستیک سمت چپ جلو
ج) لاستیک سمت راست عقب
د) لاستیک سمت چپ عقب
Read more
. <span class="emoji emoji1f530"></span>برخورد اتوبوس با تیر چراغ برق سه مجروح برجای گذاشت . <span class="emoji emoji1f464"></span>اتحادی، سخنگوی سازمان اتوبوسرانی شهرداری ...
Media Removed
. برخورد اتوبوس با تیر چراغ برق سه مجروح برجای گذاشت . اتحادی، سخنگوی سازمان اتوبوسرانی شهرداری مشهد: صبح امروز اتوبوس خط ۲۱ اتوبوسرانی مشهد در حال حرکت به سمت پایانه گردشگری در میدان سپاد بود که بطور همزمان یک دستگاه موتورسیکلت نیز از سمت راست قصد واردن شدن به میدان و گردش به چپ از جلوی اتوبوس ... .
🔰برخورد اتوبوس با تیر چراغ برق سه مجروح برجای گذاشت
.
👤اتحادی، سخنگوی سازمان اتوبوسرانی شهرداری مشهد:
🔸صبح امروز اتوبوس خط ۲۱ اتوبوسرانی مشهد در حال حرکت به سمت پایانه گردشگری در میدان سپاد بود که بطور همزمان یک دستگاه موتورسیکلت نیز از سمت راست قصد واردن شدن به میدان و گردش به چپ از جلوی اتوبوس را داشت.
.
🔹راننده اتوبوس برای برخورد نکردن با موتورسیکلت، خودرو را به سمت راست کشاند و به دلیل عدم کنترل، اتوبوس از دست راننده خارج و به تیر چراغ برق برخورد کرد.
.
🔸بر اثر این حادثه سه نفر از مسافران اتوبوس واحد مجروح و به بیمارستان هاشمی نژاد منتقل شدند. کارشناسان شرکت برق و آتش نشانی نیز برای ایمن سازی محل وارد عمل شدند.
Read more
از بیش از هفت ملیون سکه خریداری شده تو پیش فروشها پنجاه درصدش متعلق به 50 نفره ... اینها چه کسانی هستند؟ اونایی ...
Media Removed
از بیش از هفت ملیون سکه خریداری شده تو پیش فروشها پنجاه درصدش متعلق به 50 نفره ... اینها چه کسانی هستند؟ اونایی که توییت میزنن و روتوییت میکنن و کمپین میزنند الان خودشون کجا هستند؟ شمایی که پست میذاری و از این حرکت حمایت میکنی مگه پولی هم داری که بخوای از این کالاها بخری؟ برای بقیه کالاها هم مگه میشه ... از بیش از هفت ملیون سکه خریداری شده تو پیش فروشها پنجاه درصدش متعلق به 50 نفره ... اینها چه کسانی هستند؟
اونایی که توییت میزنن و روتوییت میکنن و کمپین میزنند الان خودشون کجا هستند؟
شمایی که پست میذاری و از این حرکت حمایت میکنی مگه پولی هم داری که بخوای از این کالاها بخری؟
برای بقیه کالاها هم مگه میشه از تولید داخلی حمایت نکرد ؟اگه راست میگین کالای خارجی نخرین ... پوشاک ترک نخرین ... سامسونگ و ال جی و درد و کوفت وارداتی رو تحریم کنید اگر واقعن صادق هستید
نه این که از کمپینی که دشمنان ملت حمایت کردند حمایت کنید ...
یه چیز دیگه دوست عزیزی که پاشنه سایپا و ایران خودرو رو کندی ... دوست عزیزی که تا وام 25 ملیونی رو دیدی یادت رفت کمپین نخریدن خودرو را ....
دوست عزیز تو جیب ما رو نزن کمپین پیشکش😏😏😏😏😏 اگه یه ذره به حرف رهبری گوش میدادین الان این اوضاعمون نبود ....
#حمایت_از_کالای_ایرانی
#اللهم_احفظ_قائدنا_الامام_خامنه_ای
#روحانی
#دولت_بی_تدبیری_و_ناامیدی
#ما_کماکان_ایستاده_ایم
Read more
. خاطره ای از خلبان جنگنده f14 آقای مازندرانی(خلاصه داستان) چند ساعتی بود که از پایگاه اصفهان برای ...
Media Removed
. خاطره ای از خلبان جنگنده f14 آقای مازندرانی(خلاصه داستان) چند ساعتی بود که از پایگاه اصفهان برای گشت هوایی بلند شده بودیم و سوختمان رو به اتمام بود که رادار زمینی به ما اطلاع داد که رادار بهبهان و رادار هوایی خفاش(برای آشنایی با هواپیمای خفاش به این هشتک برید #خفاش_ایرانی) وجود سیزده هواپیما ... .
خاطره ای از خلبان جنگنده f14 آقای مازندرانی(خلاصه داستان)
چند ساعتی بود که از پایگاه اصفهان برای گشت هوایی بلند شده بودیم و سوختمان رو به اتمام بود که رادار زمینی به ما اطلاع داد که رادار بهبهان و رادار هوایی خفاش(برای آشنایی با هواپیمای خفاش به این هشتک برید #خفاش_ایرانی) وجود سیزده هواپیما عراقی را کشف کرده اند که در حال نزدیک شدن به بوشهر هستند!
دیگر مسئله داشت راستی راستی جدی میشد آن هم در وضعیتی که بنزین ما رو به اتمام بود
رادار زمینی هی میگفت" لامصب تو كه بنزین نداری پس چرا انجا وایستادی" چون او میدانست كه از زمان بنزینگیری ما مدتی است گذشته و من هم كه درگیر این هدفهای جدید بودم و نمیتوانستم جوابی به او بدهم، لذا تنها یكبار روی رادیو گفتم " لطفا" رادیو را اشغال نكنید"
ارتفاع خودم را به 35 پایی بالای آب رساندم و از روبرو به سمت آنها رفتم تا شاید بتوانم ماموریتشان را لغو کنم. در همین موقع چراغهای نشاندهنده Low Fuel Light سمت چپ و راست هر دو روی پانل روشن شده بود .
به جناب صنعتكار (کابین عقب)گوشزد كردم كه فقط بیرون را نگاه كن و مواظب بیرون باش، بهیچوجه روی هیچكدام از هدف ها قفل راداری نکن درست در لحظه ای كه در روبروی هواپیماهای عراقی و در فاصله حدود 20 مایل از هم قرار گرفته بودیم جناب صنعتكار با نزدیك شدن اهداف و آغاز بكار شدید سیستمهای جنگ الکترونیک، دستپاچه شد و روی اولین هدف قفل نمود كه بلافاصله با فریاد بلندی در رادیو قفل راداری را شكستم و گفتم مگر نمی بینی چند تا موشك داره بطرفمان می آید؟ كنترولر زمینی رادار هم با شنیدن این مکالمه سکوت کرد،توی آسمان بیش از بیست فروند موشك كله قرمز مستقیم داشت بطرف ما میامد، صدای انواع آژیر ها از سیستمها بلند شده بود و چراغهای هشدار دهنده یكی پس از دیگری چشمك میزد و چف و فلیری بود كه پشت سر هم از زیر هواپیما شلیك میشد، تنها راه نجاتمان شروع مانورهای سنگین به چپ و راست بود.با استفاده از حداكثر قدرت موتور، موشكها را یكی پس از دیگری Defeat میكردیم.پنج فروند از جنگنده های عراقی میراژ بودند که در این وضعیت بصورت ناشیانه همه موشک های خود را با هم به سمت ما شلیک کردند و خودشان پراکنده شدند ومابقی که بمب افکن فلاگر بودند با دیدن این وضعیت بمبهای خود را رها کردند و درحال فرار به عراق بودند! البته پدافند خارک هم به ما کمک بسیاری کرد.با دیدن این صحنه ما هم به سرعت بازگشتیم تا در بوشهر فرود بیاییم.
Read more
 #شهید شاکری قسمت دوم . چهار هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی ...
Media Removed
#شهید شاکری قسمت دوم . چهار هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی هستم باورکردنی نیست که صبح عاشورا ضریح را بغل کنم. گیجم، حسین اما می‎فهمد کجا ایستاده است. پشت سرم مثل محافظی ایستاده و مثل معلم توی گوشم زمزمه می‎کند: «هرچی می‎خوای بگیر، وقتش همین جاست...». ... #شهید شاکری قسمت دوم .
چهار

هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی هستم باورکردنی نیست که صبح عاشورا ضریح را بغل کنم. گیجم، حسین اما می‎فهمد کجا ایستاده است. پشت سرم مثل محافظی ایستاده و مثل معلم توی گوشم زمزمه می‎کند: «هرچی می‎خوای بگیر، وقتش همین جاست...». یاد حرف‎‎های تهران می‎افتم که حاج مصطفی می‎گفت: «زیر قبه امام حسین (علیه‎السلام) هر آرزویی برآورده می‎شه». بعد پیرمرد که می‎زد زیر خنده که اگر قرار باشد هر کسی می‎رود زیر قبه همه آرزوهایش برآورده شود که سنگ روی سنگ بند نمی‎شود! و حاج مصطفی که با خنده تلخی به پیرمرد می‎گفت: «با کریمان کار‎ها دشوار نیست...». شروع می‎کنم به یادآوری آن همه آرزویی که 30 سال جمع کرده بودم و حالا می‎خواستم همه را زیر قبه اباعبدالله (علیه السلام) خرج کنم. از خودم و خانواده‎ام شروع می‎کنم و به دوستانم می‎رسم، همه را می‎گویم و از بین جمعیت عقب می‎کشم. حسین را از لابه لای جمعیت بیرون می‎آوردم و از شلوغی جدایم می‎کند! نفس نفس می‎زنم هنوز که می‎گوید: «برای ظهور دعا کردی؟! شهادت خواستی از آقا؟!» انگار تمام دنیا روی سرم آوار می‎شود.
خاک بر سرم! دانه دانه یادم می‎آید که چه آرزو‎هایی داشتم که به آب و نان فروختم، چه باید می‎خواستم و چه خواستم! گداگشنه که باشی غم آب و نان داری، کاش همه گدا‎ها شاکر باشند، شاکری باشند...
سه
«عراقی‎ها یه ضرب المثل دارن که می‎گن سینه زنی رو بده به پاکستانی‎ها و هندی‎ها، مراسم رو بسپار به عراقی‎ها و گریه کردن رو بسپار به ایرانیها!» میپرسم: «حالا تو رو ایرانی حساب کنیم یا عراقی؟» میخندد و می‎گوید: «من یه عراقی گریه کنم!»
راست می‎گوید. زائر که پایش به عراق می‎رسد همه چیز را هماهنگ می‎کند. از خانه و وسیله نقلیه گرفته تا کفش و دمپایی و حتی غذای نذری! مثل خودمان هم تا روضه می‎خوانند مثل ابر بهار اشکی می‎شود و وقتی پای شوخی باشد مثل عسل شیرین است. اصرار می‎کند شعر بخوانم، می‎خوانم: «با اشکهاش دفتر خود را نمور کرد/ در خود تمام مرثیه‎ها را مرور کرد/ ذهنش ز روضه‎‎های مجسم عبور کرد/ شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد... خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن/ پیشانی‎اش پر از عرق سرد و بعد از آن/ خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن/ شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن/ در خلسه‎ای عمیق خودش بود و هیچ ...
.
#مدافع_حرم
#شهید_حسین_شاکری
#شهدا_گاهی_نگاهی
#دل_سیاه_مارو_هم_جلا_بدین
Read more
"مرغی به نام مردم" دیگر تمام شد. ترامپ آمده که نشان بدهد زمان تعهد به معاهدات بین المللی به سر آمده ...
Media Removed
"مرغی به نام مردم" دیگر تمام شد. ترامپ آمده که نشان بدهد زمان تعهد به معاهدات بین المللی به سر آمده و حالا - مثل فیلمهای کابویی - حرف تنها حرفِ کسی ست که ششلول کشِ فِرزتری ست و می تواند پول بیشتری را خرج جایزه سرِ هر که عشقش کشید کند. لغو یک طرفه برجام پایان یک دوران در تاریخ جهان است. دورانی که سیاسیون ... "مرغی به نام مردم"

دیگر تمام شد. ترامپ آمده که نشان بدهد زمان تعهد به معاهدات بین المللی به سر آمده و حالا - مثل فیلمهای کابویی - حرف تنها حرفِ کسی ست که ششلول کشِ فِرزتری ست و می تواند پول بیشتری را خرج جایزه سرِ هر که عشقش کشید کند. لغو یک طرفه برجام پایان یک دوران در تاریخ جهان است. دورانی که سیاسیون در حرف هم شده به قول و قرار و معاهده ها احترام می گذاشتند و برای حفظ ظاهر و در عین حال به کرسی نشاندن حرف خود، متوسل به قانون نابرابرانه "حق وتو" و امثالهم می شدند. ترامپ اما تاجری ست که وقتی برای این بچه بازی ها ندارد و یک شبه زیرِ حرفِ دولتِ خود و دیگران می زند و از کسی هم باک ندارد. نتانیاهو و ولیعهد عربستان از جهان برایش بس است که اولی را سپر جنگ کند و دومی را بدوشد ولی واقعن دست آوردهای برجامی که همه از دیشب برای خروج آمریکا از آن فریادِ "وامصیبتا" سر می دهند برای مردم چه بوده؟ یکیش آزادی دارایی بلوکه شده ای که اصلن معلوم نشد به کی رسید و کجا رفت و سر آخر صرف کدام جنگ نیابتی شد. یکیش چندهزار دستگاه ماشین وارداتی که البته به کلاس کاری آقازاده ها و ژنهای خوب که مازاراتی کمتر را "درشکه" صدا می زنند نمی آمد اما لااقل پادوهاشان از آنها بی نصیب نماندند و سود دلالیشان به آنها رسید و آخری دو طیاره که همچنان روی نو بودن و خدمات پس از فروششان حرف و حدیث هست. پول نفتِ فروخته شده ی این چند سال هم تا جایی که پیداست صرف همان مصارف بالا و برج و مالسازی حمالان دیروز و نوکیسه های نوینی شده که بسیاریشان از خداوندان بدهکاری بانکی موسسات مالی هستند و همچنان راست راست دارند برای خودشان می چاپند و لغو برجام به تخم چشمشان هم نیست. حالا سوراخ دعای این چپاول گسترده دوباره گم شده و وعده ی "عدم تضعیف اقتصادی" دادن و "نگران نباشید" گفتن دولتیون به مردمی که از آن برجام کوفتی هم چیزی عایدشان نشده و در سرازیری اوضاع اقتصادی این چند ساله روز به روز بیشتر و بیشتر به زیر خط فقر رانده شده اند خبر از این حقیقت می دهد که روزهای سختتری در راه است. البته نه برای قدرتمدارانی که خود و اقوام و نوه و نبیره هاشان بارشان را برای دهه ها تحریم هم بسته اند. حکایت مردم ما حکایت مرغ همان مثل قدیمی ست که در هر مراسمی باید سر بریده شوند. چه جشن تصویب برجام و چه عزای لغو آن. مردمی که مدتهاست دیگر فردای بهترشان با تصویب و لغو هیچ معاهده ای تضمین نمی شود و تنها سیاهی لشگران این فیلم تکراری و دردآورند. سیاهی لشکرانی که هرگز نقشی در محتوای فیلمنامه و آغاز و پایان آن برایشان در نظر گرفته نشده است.
Read more
#حس_خوب ... ... . نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید اما می دانم دوست داشتن چه ها می کند. نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید اما می دانم وقتی کسی را دوست داری چطور عوض می شود همه چیز!... من قرار می گذاشتم با آدم ها، یادم می رفت بروم!... یا من قرار می گذاشتم با آدم ها، می رفتم، چند متر مانده به رسیدنم ... #حس_خوب 🌊 🌊 🌊 🌅🌅🌅
... ... .
نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید اما می دانم دوست داشتن
چه ها می کند. نمی دانم دوست داشتن از کجا می آید
اما می دانم وقتی کسی را دوست داری چطور عوض می شود همه چیز!...
من قرار می گذاشتم با آدم ها،
یادم می رفت بروم!...
یا من قرار می گذاشتم با آدم ها، می رفتم، چند متر مانده به رسیدنم یکهو توی آینه ی ماشین نگاه می کردم و خیلی ساده به این نتیجه می رسیدم که حوصله ندارم و دور می زدم و برمی گشتم و جواب تلفن هم نمیدادم! یا جواب می دادم و می گفتم آمدم اما حسم پرید و برگشتم...
می گفت: وای، های، هوار، یعنی که چی؟ مگر می شود؟ مسخره کرده ای؟ برگرد! من همینجا آنقدر می مانم تا برگردی،...
می گفتم هرکاری دوست داری بکن! و راست راستی می رفتم؛
واقعا بی هیچ دلیلی! اینکه می گویم "بی هیچ دلیلی"، یعنی واقعا بی هیچ دلیلی!!... یا من دیده ام کسانی را که آمده اند پای پنجره و ساعت ها نشسته اند و من نه پایین رفته ام و نه پرده را کنار زده ام!... من ِ خودخواه، من ِ به شدت لجباز، من ِ بی حوصله و بی تفاوت و بی خیال،
تازگی ها می فهمم وقتی کسی را دوست داری چطور عوض میشود همه چیز، و چطور میترسی هر لحظه از ناراحت شدنش...
و چطور تصویری که از خودت به یاد می آوری انگار برای ده ها و صدها سال پیش است!...
من نمی دانم دوست داشتن
از کجا می آید.
از من نپرس چرا دوست دارم!؟ من "چرا" را نمی دانم اما "چطور" را چرا!
متن: #عادل_دانتیسم .
. .
.
۹٧شهریور
_________________________________________
📍Location : Iran , Mazandaran , , . .
📸Video by : @sajjadsaffari
_________________________________________
Music by @sina_shabankhani . . . .
#مرداد #بارون #شمال #مازندران #ایران #متل_قو #سلمانشهر #ساقیکلایه
#north #iran #mazandaran #shahsavar #motelghoo #mobilegraphy #instagram #traveling #shomal #natgeo #gopro #sajjadsaffari #sinashabankhani #tourism_iran #beautif_iran #hamgardi  #shomaltravel #sina_shabankhani
Read more
برای مثال آیا پدر و مادری که بچه‌ای را به فرزندی پذیرفته‌اند باید وانمود کنند که پدر و مادر تنی او هستند؟ ...
Media Removed
برای مثال آیا پدر و مادری که بچه‌ای را به فرزندی پذیرفته‌اند باید وانمود کنند که پدر و مادر تنی او هستند؟ آیا زنی که سخت بیمار است و بیمناک از این که شوهرش نتواند این موضوع را هضم کند باید درباره‌ی وضعیت خود به او دروغ بگوید؟ اگر به دروغ‌های بسیاری که برای پنهان کردن موضوعاتی از این دست گفته شده- و دوام ... برای مثال آیا پدر و مادری که بچه‌ای را به فرزندی پذیرفته‌اند باید وانمود کنند که پدر و مادر تنی او هستند؟ آیا زنی که سخت بیمار است و بیمناک از این که شوهرش نتواند این موضوع را هضم کند باید درباره‌ی وضعیت خود به او دروغ بگوید؟ اگر به دروغ‌های بسیاری که برای پنهان کردن موضوعاتی از این دست گفته شده- و دوام آورده است- نگاه کنیم، پی می‌بریم که پیامدهای راست‌گویی اصلا یکسان نیست. بسیاری از مردم، اگر راست شنیده باشند، چه بسا اعتراف کنند که ترجیح می‌دهند حقیقت را بدانند؛ اما عده‌ای ناراحت می‌شوند و آرزو می‌کنند که ای‌کاش هرگز به حقیقت پی نمی‌بردند.
[...]
اگر دیدگاه فریب‌خوردگان بالقوه را اختیار کنیم، این نکته اهمیت پیدا می‌کند که بکوشیم در مخمصه‌ای گرفتار نشویم که دیگران گمان کنند باید فریب‌مان دهند. این امکان هست که پیشاپیش میزان تحمل یک فرد را در شنیدن سخن راست در پیوند زناشویی، یا در دوستی یا روابط کاری به بحث گذاشت و بسیار پیش از آن‌که مجبور به پنهان کردن بسی چیزها شویم قواعد اساسی این نوع روابط را پایه‌ریزی کرد. در دروغ‌های پدرمآبانه، درست مانند دروغ‌های مصلحت‌آمیز (که غالبا همپوشانی دارند) ممکن است حذف همه‌ی موارد ریاکاری از زندگی دشوار باشد؛ اما دلیلی وجود ندارد که برای کاهش آن‌ها تا سرحد امکان نکوشیم، در فکر جستن راه‌های دیگر نباشیم، و نگوییم که ترجیح می‌دهیم صاف و پوست‌کنده با ما رفتار کنند.

#دروغگویی #سیسلا_بوک #احمد_علیقلیان #فرهنگ_نشرنو 📷️: @stevemccurryofficial
Read more
. . میخوام صادقانه بگم از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده ...
Media Removed
. . میخوام صادقانه بگم از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده چون یک سری حرفها که میخوای بزنی آشنا جماعت احتمال داره ک بفهمند منظورت کیه و این مساله رو نمی پسندم از طرفی هم از اونجایی که رکورد دار بلاک هم هستم و یک جورایی خیلی بلاک کردم ولی باز بالاخره یافته ... .
.
میخوام صادقانه بگم
از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده
چون یک سری حرفها که میخوای بزنی آشنا جماعت احتمال داره ک بفهمند منظورت کیه و این مساله رو نمی پسندم
از طرفی هم از اونجایی که رکورد دار بلاک هم هستم 😂😉 و یک جورایی خیلی بلاک کردم ولی باز بالاخره یافته شدن طبیعیه و حتما هم میگم خیر و صلاح بوده کمی میگم خوب حله بی خیال پس ...
.
.
.
اما بعد ببینید هر کسی از درک خودش حرف میزنه
منم مثل بقیه
شاید یک تفاوتم فقط با خیلی ها دیگه این باشه که با طیف بسیار گسترده ای معاشرت ها داشتم و تجاربم کمی فقط احتمالا بیشتر باشه ... حتی خودمم اعتقاد و باورهای الانم رک و راست بخوام بگم برای سالهای قبل زندگیم خیلی مسخره بوده 😐😅 و اینجوری بگم ک خودم به شخصه و تنهایی هم فکر کنم یک طیف گسترده از چپ چپ تا بگو راست راست یعنی زیر و رو شده کل مخم
سر همین ها قشنگ میفهمم تو مخ بسیاری ها چیه ، چون حال و روزهای قدیم خودمه و یا الان و یا مابین این دو زمان .... از طرف دیگه چون طیف معاشرانم هم خیلی زیادی گسترده بوده تفکرات و حرفها و زندگی و خلاصه خیلی چیزها از خیلی ها دیدم
شاید سر همین تجارب بسیار گسترده ای که در حد خودم دارم یک ذره حرف هام به درد بتونه بخوره .... برای همینم می نویسم .... هر چند صادقانه صادقانه میگم نهایت تلاشم ناشناس کامل فعالیت بوده و حتی الانم اولویتم همینه.... ولی خوب نمیشه هم همیشه اونچه خودت اولویت هاته رخ بده ... پس میگم خیره هر کی میاد هم چ کنم خلاصه خخخ مجبورم بگم خوش اومدید😐😉😅 ....
.
.
.
اما بعدتر کل تجربه خودم رو در چند خط میخوام بچلونم و خلاصه کنم و بگم شاید به درد ولو یک نفر بخوره ....
سبک زندگی یک عادته ! سختی تغییر عادت هم مال ابتداشه بعد عادی میشه ! سعی کن پس با عادت هایی زندگیت رو سپری کنی که ته این بازی برنده باشی نه بازنده ! و با کسی دوست بشو که همیشه به دردت بخوره نه فقط تو خوشی یا الان و فردا نه !!! بهترین دوست ممکن از جهت حتی عقل هم خداست ! با خدا رفیق شو همین هم دنیات حالت خوب میشه هم آخرتت ان شاءالله و هم پشتت همیشه به یک قدرت محکم چون وصله راحتی ...
رفیق شدن با خدا هم خیلی ساده است یک قدم تو جلو بیا اون خیلی جلو میاد ....
یک قدم تو ممکنه سوال کنی چی مثلا !؟
هیچی بسته به الانت مثلا اگر نماز نمیخونی حتما دیگه بخون به خدا بگو به خاطر تو میخونم هر چند شاید هیچی حالیم نشه
اگر اهل گناه های خاصی یکی اش رو حداقل به خاطر خدا ترک کن
و ...
.
.
.
راستی محض تاکید مجدد هر کسی هم از ظن خودش یار سایرین میشه 😉
.
Read more
، در این پست به معرفی رادارهای باند های ضد پنهانکار (غیر از باند X ) ساخت ایران می پردازیم. در چهار ...
Media Removed
، در این پست به معرفی رادارهای باند های ضد پنهانکار (غیر از باند X ) ساخت ایران می پردازیم. در چهار پست قبل به رادارهای این خانواده در سطح جهانی پرداختیم و با توانایی های آنها آشنا شدیم اما با وجود اینکه نمونه های پیشرفته رادار های خارجی مثل گاما، وستوک و نبو و کاستا در ایران وجود دارد اما باز هم متخصصان ... ،
در این پست به معرفی رادارهای باند های ضد پنهانکار (غیر از باند X ) ساخت ایران می پردازیم.
در چهار پست قبل به رادارهای این خانواده در سطح جهانی پرداختیم و با توانایی های آنها آشنا شدیم اما با وجود اینکه نمونه های پیشرفته رادار های خارجی مثل گاما، وستوک و نبو و کاستا در ایران وجود دارد اما باز هم متخصصان ایرانی منفعل نبوده اند و در ابتدا با بومی سازی تکنولوژی آن ها و بعد با ارتقا در بعضی موارد، توانسته اند نام ایران را جزو پیشگامان این تکنولوژی در جهان معرفی کنند
برای جلوگیری از طولانی شدن این مبحث رادارهای ساخت ایران را بصورت فهرست وار معرفی میکنم
از تصویر بالا راست شروع میکنم
رادار فجر14 به عنوان جدید ترین رادار VHF ساخت ایران هست و بصورت کلی گفته شده که برد 600 کیلومتر دارد و توانایی کشف اهداف ریز پرنده (ریز پرنده در استاندارد آمریکایی به اهداف دارای بازتاب راداری 0/001 متر گفته میشود یعنی در حد جنگنده F35) البته ذکر نشده که در چه بردی این هدف را پیدا میکند
تصویر سمت چپ رادار مطلع فجر دو میباشد که در کلاس کاری رادار نبو روسی است و اعا شده که از آن پیشرفته تر هم هست البته نگفتن که از کدوم مدل نبو بهتره
تصویر راست ردیف دوم رادار علم الهدی است که اولین رادار باند VHF در ایران هست که میتواند موشک را هدایت کند و هنوز رونمایی رسمی نشده
سمت چپ آن رادار فرا افق نگر باند VHF با برد 1100 کیلومتر که درصورت نصب در مرکز ایران میتواند تقریبا تمام ایران را پوشش بدهد البته با نرخ کشف متغییر(لازم به ذکر است که تابحال در سه نقطه از کشور نصب شده است)
ردیف سوم راست رادار نجم که شبیه به رادار گاما و تایپ ساخته شده
و سمت چپ آن رادار بشیر که شباهت زیادی به رادار چینی تایپ 120 دارد با برد 250 کیلومتر
تصویر پایین رادار کاشف شبیه به رادار کاستا روسی
تصویر سمت چپ آن رادار پیشرفته باند S عصر با توانایی کشف صد هدف در برد 200 ک.م که روی ناو های زیادی مثل جماران، دماوند و شهید نقدی نصب شده و حتی کشور سوریه تعدادی رو سفارش داده بود که البته جنگ داخلی سوریه بهش اجازه خرید آن را نداد
پایان قسمت پنجم
دوستاتون رو تگ کنید
منبع سنترال کلوپ و...
Read more
. . سیزدهم آگوست روز جهانی چپ دست ها مبارک<span class="emoji emoji1f60d"></span> . . .چپ دست‌ها، در خیلی از معمولی‌ترین بخش‌های زندگی ...
Media Removed
. . سیزدهم آگوست روز جهانی چپ دست ها مبارک . . .چپ دست‌ها، در خیلی از معمولی‌ترین بخش‌های زندگی هم، با چالش مواجه هستند. اگر چه شاید، مواجهه‌ی دائمی با این چالش‌ها برای آنها عادی شده باشد و حتی فراموش کرده‌ باشند که بسیاری از مشکلات امروز آنها در استفاده از روزمره‌ترین وسیله‌های زندگی، صرفاً ... .
.
سیزدهم آگوست روز جهانی چپ دست ها مبارک😍
. .
.چپ دست‌ها، در خیلی از معمولی‌ترین بخش‌های زندگی هم، با چالش مواجه هستند. اگر چه شاید، مواجهه‌ی دائمی با این چالش‌ها برای آنها عادی شده باشد و حتی فراموش کرده‌ باشند که بسیاری از مشکلات امروز آنها در استفاده از روزمره‌ترین وسیله‌های زندگی، صرفاً ناشی از زندگی در دنیای راست دستان است.
.
۱ – سوراخ های دسته‌ی قیچی یک اندازه نیستند. آنها برای راست دستان طراحی شده‌اند.
.
۲- زونکن‌ها و بسیاری از مکانیزم‌های دفترهای فنری مشابه، برای راست دستان طراحی شده‌اند.
.
۳- دکمه شاتر در عموم دوربین‌های عکاسی در سمتی قرار می‌گیرد که راست دستان راحت‌تر آن را فشار دهند. چپ دستان هنگام عکس گرفتن (اگر امکان تاچ روی صفحه نباشد) با لرزش دست روبرو می‌شوند.
.
۴- چپ دست‌ها و ماجرای صندلی‌های کلاس و مدرسه و دانشگاه، چیزی است که همه قبلاً به آن توجه کرده‌اند.
.
۵- دنده و جالیوانی داخل ماشین هم برای راست دست‌ها طراحی شده است. مگر اینکه در انگلیس زندگی کنید.
.
۶- قسمت صفحه کلید عددی در سمت راست کی بورد،‌ همیشه یک فضای زائد غیر قابل استفاده برای چپ دست‌هاست. دکمه‌های پرکاربرد را هم در جایی قرار داده‌اند که چندان به آن دسترسی ندارند!
.
۷- این بار که متر اندازه‌گیری کنار دستتان بود، کمی دقت کنید تا متوجه شوید که چپ دست‌ها، حتی برای در دست گرفتن متر هم مشکل دارند!
.
۸ – پلی استیشن و همه بازی‌های مشابه، عمدتاً برای راست دستان طراحی شده است. معدود شرکت‌هایی هستند که برای چپ دست‌ها هم گزینه‌های خاص ارائه می‌کنند.
.
۹- در بانک‌ها، عموماً خودکارها را به شکلی می‌گذارند که راست‌ دست‌ها راحت تر بردارند. چپ دست‌ها فقط جایی شانس دارند که مشتری مداری خیلی مهم نیست و خودکار را بی حساب و کتاب جلوی مشتری می‌اندازند و قرار می‌دهند! (در کشورهای توسعه یافته که خیلی به مشتری توجه می‌شود، تلاش می‌کنند که خودکار از لحاظ دسترسی در محل مناسبی باشد!)
.
قطعاً سختی‌های چپ دست‌ها، بیشتر از موارد فوق است.
از این اقلیت پنج یا ده یا پانزده درصدی تقاضا می‌کنیم به رغم تمام سختی‌ها و موقعیت نامناسب صفحه کلید و سایر موانع، اگر موارد دیگری را می‌بینند که در فهرست بالا مورد اشاره قرار نگرفته، در قسمت پایین این نوشته مورد اشاره قرار دهند.
.
.
Read more
برای #علی_حاتمی هوشنگ گلمکانی تعریف می کند : "...خیلی‌ها هم دنبال این بودند كه گاف‌های تاریخی از فیلم‌هایش بگیرند و مثلا كشف كنند كه فلان حادثه كوچك یا بزرگ تاریخی در فلان مقطعی كه حاتمی توی فیلمش روایت كرده اتفاق نیفتاده، یا فلان ابزار و وسیله كه توی فیلمش نشان داده مال آن موقع نیست. زمانی دوست ... برای #علی_حاتمی

هوشنگ گلمکانی تعریف می کند : "...خیلی‌ها هم دنبال این بودند كه گاف‌های تاریخی از فیلم‌هایش بگیرند و مثلا كشف كنند كه فلان حادثه كوچك یا بزرگ تاریخی در فلان مقطعی كه حاتمی توی فیلمش روایت كرده اتفاق نیفتاده، یا فلان ابزار و وسیله كه توی فیلمش نشان داده مال آن موقع نیست. زمانی دوست طنزنویس‌مان سیاهه وسایل و ظرف‌هایی كه آقای ظروفچی اول فیلم سوته‌دلان می‌خواند به عنوان نقد سریال هزاردستان ردیف كرد كه یعنی هزاردستان یك مشت از همین خرت‌وپرت‌هاست. ما هم خندیدیم كه: "چه بامزه! راست میگه‌ها!". حالا چند سال است بیش‌تر شیفته همان كارهای غیرمتعارفی در سینما شده‌ام كه برخی از آنها را حاتمی توی فیلم‌هایش انجام می‌داد."
علی حاتمی مصداق بارز هنرمندی‌ست كه در زمان خودش درك نشد و پس از مرگش خیلی‌ها به این نتیجه رسیدند كه چه آدم استثنایی را از دست داده ایم، ولی باید قبول کرد که این تجدید نظرها از سر تعارف و مرده پرستی نبود، بلکه همان فرهنگ و تاریخی بود که او در فیلمهایش برای آیندگان به جا گذاشته. و گذر زمان باعث شد تا ارزش فیلم‌های او نمایان تر شود. و شاید دلیل دیگر اینکه علی حاتمی و فیلم هایش در روزگار خود درک نشدند این بود که آدم‌های روزگار او هیچ متر و معیاری برای خوب بودن یا بد بودن فیلمسازی که شبیه به هیچ کس دیگری فیلم نمی ساخت در دست نداشتند. در سینمای همیشه سیاست زده‌ی روشنفکری ایران (چه پیش و چه پس از انقلاب) هر کس به زبان مردم سخن نمی‌گفت بیگانه بود. در آن سینما هرگز جایی برای لهجه‌ی حاتمی نبود. و در حد عتیقه‌چی سینما برایش احترام قایل بودند! اما اکنون که دستمان از دامان سینمای جهان کوتاه نیست، و اینهمه تنوع، پیرامون ما را فرا گرفته،  معیارها را بازشناسی می‌کنیم و به روح او درود می‌فرستیم که حداقل آن زمان از "نگذاشتن"‌ها سخن به میان نیاورد و قهر نکرد و ما را از این گنجینه‌ی با ارزش محروم ننمود.
خلاصه‌ی کلام اینکه این روزها دیالوگ‌های او را از بر می‌كنیم و این‌جا و آنجا به نشانه‌ی تشخص به همدیگر می‌گوییم.
#نسیم_پوربریمی
@houshang.golmakani
@nasimp
Read more
وقتی از رفیقت خبری نیست خوشحال باش چون حتما حالش خوبه و همه چیزش رو به راست که از یادش رفتی ... #رفیق ...
Media Removed
وقتی از رفیقت خبری نیست خوشحال باش چون حتما حالش خوبه و همه چیزش رو به راست که از یادش رفتی ... #رفیق 🖓 وقتی از رفیقت خبری نیست خوشحال باش
چون حتما حالش خوبه
و همه چیزش رو به راست
که از یادش رفتی ... #رفیق 🖓
یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم 1- از راست‌گویی، لذت ببرد؛ 2- سعی نکند همه را داشته باشد: هم ...
Media Removed
یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم 1- از راست‌گویی، لذت ببرد؛ 2- سعی نکند همه را داشته باشد: هم جذب کند و هم دفع؛ 3- هوش و فهم دیگران را دست‌کم نگیرد؛ 4- اتومبیل خود را برای شهروندی که از خطوط عابر پیاده حرکت می‌کند، متوقف کند؛ 5- در نقل قول از دیگران، حتی ویرگول‌ها را هم رعایت کند؛ 6- ذهنیت ... یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم

1- از راست‌گویی، لذت ببرد؛

2- سعی نکند همه را داشته باشد: هم جذب کند و هم دفع؛

3- هوش و فهم دیگران را دست‌کم نگیرد؛

4- اتومبیل خود را برای شهروندی که از خطوط عابر پیاده حرکت می‌کند، متوقف کند؛

5- در نقل قول از دیگران، حتی ویرگول‌ها را هم رعایت کند؛

6- ذهنیت خود را از مسائل ضرورتاً مساوی با حقیقت نداند؛

7- هر چند وقت یکبار، از مخالفین خود احوالپرسی کند؛

8- نه برنجد و نه برنجاند؛

9- تفاوت میان تبلیغ و تحلیل رسانه‌های غیرخصوصی را سریع تشخیص دهد؛

10- به عموم مسایل محیط زیستی، حساس و عامل به عمل باشد؛

11- از افراد چند شخصیتی و متملق فاصله بگیرد؛

12- از زبان خود مانند سلامتی خود، مراقبت کند؛

13- در قبال بدی افراد، عمدتاً سکوت کند تا نیروهای معنوی درونی او پرورش پیدا کنند؛

14- بدون چشم‌داشت، برای بازکردن گره‌های اطرافیان خود اهتمام ورزد؛

15- به‌عنوان شهروند، ارزش خود را صدها درجه بالاتر از سیاست‌مداران بداند؛

16- در هفته، دو نیم روز برای رشد فردی و شخصیتی خود، وقت بگذارد؛

17- حتی سه بامداد، از چراغ قرمز عبور نکند؛

18- در محیط کار و زندگی او، رنگ‌های صورتی، زرد، قرمز و کلاً شاد حضور داشته باشند؛

19- علاقه به کنترل‌کردن و احاطه بر دیگران را از شبکه رفتاری خود، حذف کند؛

20- عیوب دیگران را به صورت خصوصی، تدریجی و لحن اصلاحی به آنها منتقل کند؛

21- جایی که به او احترام نمی‌گذارند، نرود؛

22- ادب، تربیت و متانت او نسبت به مواضع سیاسی‌اش، حضور، نمود و برجستگی بیشتری داشته باشند؛

23- آنقدر تمرین کند تا از موفقیت دیگران ناراحت نشود؛

24- از اجرای قانون و رعایت آیین‌نامه‌ها، لذت ببرد؛

25- همه‌جا، با همه‌کس و در معرض هر مخاطبی، یک شخصیت داشته باشد؛

26- از حلقه اول دوستان خود مرتب احوالپرسی کند؛

27- در مغازه‌ها، اجازه دهد کسانی که قبل از او وارد مغازه شده‌اند، زودتر کارشان انجام شود؛

29- مروج و مبلغ رفتار و افکار مثبت افراد باشد و نه خود افراد؛

29- در ماه حداقل یک کتاب تمام کند، یادداشت‌برداری کند و در منظومه فکری و رفتاری خود، آنها را به کار گیرد؛

30- معرف و مظهر این بیان مولانا شود:
هین، خمش کن، خار هستی را ز پای دل بکن/تا ببینی در درون خویشتن، گلزارها
Read more
. . زنگ تفریح: دنبال شیوه ای از فیلم‌برداری در پرواز بودم که بر اساس قول اخلاقی، تمرکز من را به هم ...
Media Removed
. . زنگ تفریح: دنبال شیوه ای از فیلم‌برداری در پرواز بودم که بر اساس قول اخلاقی، تمرکز من را به هم نریزد. به همین خاطر، دوربین را بر روی کلاه خود بستم که با فیلم برداری آزمایشی (قسمت اول کلیپ‌های این پست) به این نتیجه رسیدم دوربین ثبات لازم را ندارد. به همین خاطر، دوربین را بر روی بال راست هواپیما ... .
.
زنگ تفریح:
دنبال شیوه ای از فیلم‌برداری در پرواز بودم که بر اساس قول اخلاقی، تمرکز من را به هم نریزد. به همین خاطر، دوربین را بر روی کلاه خود بستم که با فیلم برداری آزمایشی (قسمت اول کلیپ‌های این پست) به این نتیجه رسیدم دوربین ثبات لازم را ندارد. به همین خاطر، دوربین را بر روی بال راست هواپیما بستم. امیدوارم از فیلم های گرفته شده لذت ببرید که البته به صورت اتفاقی از یک ساعت و نیم پرواز و چندین بار نشستن و برخاستن انتخاب کرده‌ام. شهری که مشاهده می فرمایید، شهر ایوانکی (واقع در 60 کیلومتری شرق تهران نرسیده به گرمسار) است. البته امروز هوا مه آلود بود و دامنه ی دید، تعریفی نداشت. .
.

@boland_parvaz_khavar
.
#پرواز #هواپیما #خلبانی #احمدرضا_نخجوانی
Read more
. . بِسْمِ رَبِّ العِشق . نمیخواستم این پُستو مجدد بزارم ولی دِلی گذاشتم که یکم باهاتون حرف بزنم ‌ . . ‌. . من به شخصه همیشه یعنی اکثرا هرکی ازم پرسیده میلاد عاشقی ؟ گفتم نه ، من ؟ چی میگی ؟ من دنبال آینده موزیکمم یه جوری بحثو عوض کردم‌ خلاصه . بچه ها عِشق فقط ۱ باره بقیش عِشق نیست عِشق ۱ بار فقط ... . .
🌹 بِسْمِ رَبِّ العِشق 🌹
.
نمیخواستم این پُستو مجدد بزارم ولی دِلی گذاشتم که یکم باهاتون حرف بزنم ‌ . . ‌. .
من به شخصه همیشه یعنی اکثرا هرکی ازم پرسیده میلاد عاشقی ؟ گفتم نه ، من ؟ چی میگی ؟ من دنبال آینده موزیکمم
یه جوری بحثو عوض کردم‌ خلاصه
.
بچه ها عِشق فقط ۱ باره بقیش عِشق نیست
عِشق ۱ بار فقط میاد دم خونت در میزنه
بقیش کشکه
.
شاید واستون پیش اومده باشه که مثلا یه جایی یه زمانی یه لحظه تو یه نگاه با یکی که اصلا تا حالا ندیدینش یه آن چِشم تو چِشم بشین و همون موقع دلتون بلرزه ، بلرزه هاااااااااا ، یه جوری که زمان و مکانو گم کنی ، نه از روی هوس نه از روی شهوت ، دِلی دِلت بلرزه
واقعا دلت بلررزهاا اون لحظه ، خودتم ندونی چته فقط جوری میشی که نمیخوای ازش چشم برداری حتی یه لحظه ، حواست به هیچی دیگه ام نیست جز اون . . . .
حالا اون لحظه ممکنه تو خیابون باشی ببینیش پشت چراغ قرمز باشی تو یه مهمونی باشی تو دانشگا یا هرچی هرچی هرچی اصلا هر کجا
ولی یه لحظه قشنگ یه آن که نگات کرد دلت بلرزه ، با همووون یه نگاه دلت بلرزه یه حس عجیبیه قابل وصف نیست . . . .
یه نصیحتی بهتون میکنم جای برادر کوچیک همتون گوش کنین لطفا
.
دختری یا پسر فرق نداره
اون لحظه رو از دستش نده
چون ممکنه هیچوقت دیگه تکرار نشه هیییییچوقت
هییییچوقت دیگه نبینیش هیچ جا
.
شاید حرفام یه جاهایی عقلانی نباشه
ولی ببین آقا پسر دختر خانوم ، پسر و دختر نداره ، از چیزی نترس از هیچ چیز و هیچ احدی ، همون لحظه برو جلو ، آره برو جلو و از ته قلبت صداش کن ، صداش کن بگو خانوم آقا نگهش دار و هرچی که از همون یه نگاهی که دلتو لرزوند و بهش بگو
.
نترس هیچی نمیشه حرفتو بزن رودر رو چشم تو چشم از چیزی نترس
حس قلبتو همون موقع با تموم وجودت بهش بگو آره بگو نترس نهایت میخواد ضایت کنه دیگه ولی صداش کن نگهش دار حرفتو بزن ، لاقل نشدم رو دلت نمیمونه میگی حرفمو زدم دمم گرم
ولی مطمئن باش اگه قلبت پاک باشه خالصانه بری جلو جواب رد نمیشنوی
.
من به عشق تو ی نگاه شدیدا اعتقاد دارم
همون نگاه اولی که بهت میکنه دقیقا وسط قلبتو نشونه میگیره دقیقا وسط قلبتوووو باور کن راست میگم
.
عِشق یه بار در خونتو میزنه
از دستش نده
از هیچیم نترس
آقا پسر دختر خانوم این حرف منو یه جایی از مغزت سیو کن مطمئن باش یه روزی به دردت میخوره . . .
.
بازم تکرار میکنم رفیق گوش کن
.
من خودم شخصا به عشق تو ی نگاه شدیدا اعتقاد دارم
همون نگاه اولی که بهت میکنه دقیقا وسط قلبتو نشونه میگیره باور کن راست میگم
.
عِشق یه بار در خونتو میزنه
از دستش نده
.
دِل نوشته های #میلاد_میرشاهرضا
.
Read more
... پرسپولیس این روزها صحبت از بازگشت #مهدی_طارمی و #رامین_رضائیان است.در اینکه چقدر این ماجرا ...
Media Removed
... پرسپولیس این روزها صحبت از بازگشت #مهدی_طارمی و #رامین_رضائیان است.در اینکه چقدر این ماجرا واقعیت دارد فقط آینده می‌تواند پاسخگوی آن باشد.اما نکته حائز اهمیت واکنش برخی از پیج های هواداری به خبر بازگشت این دو بازیکن است.ابتدا بهتر است بررسی کنیم که اساسا تیم #برانکو به لحاظ فنی نیازی ... ... پرسپولیس

این روزها صحبت از بازگشت #مهدی_طارمی و #رامین_رضائیان است.در اینکه چقدر این ماجرا واقعیت دارد فقط آینده می‌تواند پاسخگوی آن باشد.اما نکته حائز اهمیت واکنش برخی از پیج های هواداری به خبر بازگشت این دو بازیکن است.ابتدا بهتر است بررسی کنیم که اساسا تیم #برانکو به لحاظ فنی نیازی به حضور این دو بازیکن دارد؟آنچه مشخص است #پرسپولیس در فصل جاری و با جدایی #فرشاد_احمدزاده، #وحید_امیری، #صادق_محرمی و #محسن_مسلمان در فاز حمله دچار مشکل شده و آن کیفیت فصول گذشته را ندارد.با نگاهی دوباره به بازی های تیم برانکو متوجه خواهیم شد که مشکل اصلی در عدم استفاده درست از کنارها، بازیسازی و طراحی حمله و در نهایت عدم حضور یک مهاجم متخصص است که بتواند در محوطه جریمه حریف نقش قاتل را بازی کند.این مشکلات فنی کاملا طبیعی است چرا که بازیکنان جدا شده به نوعی بازیکن های ثابت برانکو در کناره ها و مرکز زمین بودند. حضور #مهدی_شیری، #مهدی_ترابی، #سروش_رفیعی و #مهدی_شریفی در نیم فصل میتواند تا حدودی مشکلات را به حداقل برساند اما مبحث اصلی حضور مهاجمی در حد و اندازه های مهدی طارمی است که فعلا در فوتبال ایران مهاجمی در این سطح پیدا نمی شود و از طرفی خرید یک مهاجم خارجی میتواند ریسک بالایی داشته باشد چرا که بازی در پرسپولیس فاکتورهای مختلفی دارد و هر بازیکنی نمی‌تواند در این تیم موفق باشد در ثانی مهاجم خارجی تا بخواهد با تفکر برانکو و فضای بازی در پرسپولیس آشنا شود فصل تمام خواهد شد. اما مهدی طارمی کاملا با فضای بازی در پرسپولیس آشنا بوده و به تفکرات تاکتیکی برانکو آگاه است.این مهم در مورد رامین رضائیان هم صدق میکند.اکثر کارشناس ها، پیشکسوتان و هواداران بر سر مشکلات تیم برانکو در جناح راست اتفاق نظر دارند. #حسین_ماهینی مدافع خوبی است اما در فاز حمله کارایی لازم را ندارد.در فوتبال امروز یکی از فاکتورهای مهم بازی تهاجمی حضور مدافعان کناری در فاز حمله است. در واقع مدافعان کناری طراح حملات از کنارها هستند که سرعت تیمی براساس عملکرد آنها شکل می‌گیرد.رامین رضائیان درست همان بازیکنی است که پازل تاکتیکی برانکو را در کنار سروش رفیعی و مهدی ترابی تکمیل میکند.این مباحث نشان میدهد که پرسپولیس به لحاظ فنی به یک مدافع راست و مهاجم هدف کارکشته‌ نیاز دارد. اما حاشیه های هر دو بازیکن بر هیچکس پوشیده نیست که بهتر است این مهم را به سرمربی تیم محبوب مان سپرده و در عمل به شعار #هرچی_برانکو_بگه وفادار باشیم

ادامه در کامنت

#فوتبال_با_فواد #نشر_مطلب_با_ذکر_منبع
Read more
<span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f490"></span> <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f490"></span> <span class="emoji emoji1f490"></span> <span class="emoji emoji1f4a0"></span>ترجمه خطبه گران سنگ غدیر<span class="emoji emoji1f4a0"></span> <span class="emoji emoji3120e3"></span><span class="emoji emoji3220e3"></span> بخش بیست و یکم و پایانی <span class="emoji emoji1f4a0"></span>بیعت گرفتن رسمی<span class="emoji emoji1f4a0"></span> "هرآن ...
Media Removed
ترجمه خطبه گران سنگ غدیر بخش بیست و یکم و پایانی بیعت گرفتن رسمی "هرآن کس هدایت پذیرفت، به خیر خویش پذیرفته. وآن که گمراه شد، به زیان خود رفته". و هر کس بیعت کند، هر آینه با خداوند پیمان بسته ؛که"دست خدا بالای دستان آن هاست". هان مردمان! اینک با خداوند بیعت کنید و با من پیمان ... 🍂🍃💐🍂🍃💐🍂🍃💐
🍃💐
💐 💠ترجمه خطبه گران سنگ غدیر💠

1⃣2⃣ بخش بیست و یکم و پایانی 💠بیعت گرفتن رسمی💠 "هرآن کس هدایت پذیرفت، به خیر خویش پذیرفته. وآن که گمراه شد، به زیان خود رفته". و هر کس بیعت کند، هر آینه با خداوند پیمان بسته ؛که"دست خدا بالای دستان آن هاست".
هان مردمان! اینک با خداوند بیعت کنید و با من پیمان بندید و با علی امیرالمؤمنین و حسن و حسین و امامان پس از آنان از نسل آنان که نشانه ی پایدارند در دنیا و آخرت.
خداوند مکاران را تباه می کند و به باوفایان مهر می ورزد."هر که پیمان شکند" جز این نیست که به زیان خود گام برداشته، و هر که بر عهدی که با خدا بسته پابرجا ماند، به زودی خدا او را پاداش بزرگی خواهد داد.
هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگویید و به علی با لقب امیر المومنین سلام کنید و بگویید:"شنیدیم و فرمان می بریم پروردگارا، آمرزشت خواهیم و بازگشت به سوی تواست". و نیز بگویید:"تمام سپاس وستایش خدایی راست که ما را به این راهنمایی راست که ما را به این راهنمایی فرمود و گرنه راه نمی یافتیم "- تا آخر آیه.
هان مردمان! هر آینه برتری های علی بن ابی طالب نزد خداوند عزوجل - که در قرآن نازل فرموده-بیش از آن است که من یکباره برشمارم. پس هر کس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصدیق و تایید کنید.
هان مردمان! آن کس که از خدا و رسولش و علی و امامانی که نام بردم پیروی کند، به رستگاری بزرگی دست یافته است.
هان مردمان!سبقت جویان به بیعت وپیمان وسرپرستی او و سلام بر او با لقب امیر المومنین، رستگارانند و در بهشت هی پر بهره خواهند بود.
هات مردمان! آن چه خدا را خشنود کند بگویید. پس اگر شما و تمامی زمینیان کفران ورزند. خدا را زیانی نخواهد رسانید.
پروردگا را، آنان را که به آن چه ادا کردم و فرمان دادم ایمان آوردند، بیامرز. و بر منکران کافر خشم گیر! و الحمدللّه ربّ العالمین.
◀️ بخش پایانی
💐
🍃💐
🍂🍃💐🍂🍃💐🍂🍃💐
Read more
اجرای حد در صورت تعدد جرم سرقت برابر قوانین شرعی و مقررات کیفی برای اجرای حد سرقت باید شرایطی باشد ...
Media Removed
اجرای حد در صورت تعدد جرم سرقت برابر قوانین شرعی و مقررات کیفی برای اجرای حد سرقت باید شرایطی باشد که هر یک از این شرایط نباشد امکان اجرای حد نیست که عبارتند از : سارق باید بالغ باشد سارق به سرقت وادار نشده باشد و بداند که مال دیگری را می رباید. سارق بداند که این عمل حرام است و صاحب مال ،مال را در حرز ... اجرای حد در صورت تعدد جرم سرقت

برابر قوانین شرعی و مقررات کیفی برای اجرای حد سرقت باید شرایطی باشد که هر یک از این شرایط نباشد امکان اجرای حد نیست که عبارتند از :

سارق باید بالغ باشد
سارق به سرقت وادار نشده باشد و بداند که مال دیگری را می رباید.
سارق بداند که این عمل حرام است و صاحب مال ،مال را در حرز قرار داده باشد.
سارق در حال اضطرار سرقت نکرده باشد .
سرقت در سال قحطی صورت نگرفته باشد.
سارق مال را به قصد دزدی برداشته باشد .
مال مسروقه در حرز متناسب قرار گرفته باشد .
مال مسروقه از اموال دولتی و وقف نیاشد.
با این شرایط بسیار نادر و بعید است که بتوان این شرایط را در کنار هم دید و حد سرقت را بر سارق اجرا کنیم. البته باز هم شرایطی برای اجرای حد دارد مانند پیش از شکایت صاحب مال سارق را نبخشیده باشد یا سارق قبل از اثبات جرم از این گناه توبه نکرده باشد .
در سرقت اول ؛ قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهای انگشتان .

برای بار دوم ؛ پای چپ سارق از پایین برآمدگی آن بنحوی كه نصف قدم و مقداری از محل مسح باقی بماند قطع میگردد .

در مرتبه سوم ؛ سارق به حبس ابد محكوم میگردد .

درمرتبه چهارم در زندان اگر سارق مرتكب سرقت شود ، اعدام می شود .
Read more
. هیچ چیز در این روزها مرهم ما نیست ، غیر از ما! ما به هم نیاز داریم ، به درک هم، به دست هم... تکه هایی ...
Media Removed
. هیچ چیز در این روزها مرهم ما نیست ، غیر از ما! ما به هم نیاز داریم ، به درک هم، به دست هم... تکه هایی از یادداشت دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن را در اینجا برایتان گذاشتم ، بخوانیدش و ببینید که چه روزهایی هست و بود و خواهد آمد و آیا ما در « قعر ضمیر خود» به این فکر میکنیم که : «ایران می تواند قد راست کند» من ... .
هیچ چیز در این روزها مرهم ما نیست ، غیر از ما!
ما به هم نیاز داریم ، به درک هم، به دست هم...
تکه هایی از یادداشت دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن را در اینجا برایتان گذاشتم ، بخوانیدش و ببینید که چه روزهایی هست و بود و خواهد آمد و آیا ما در « قعر ضمیر خود» به این فکر میکنیم که :
«ایران می تواند قد راست کند»
من ایمان دارم که می تواند...
—— گوئی روزگار همه ی بلاها و بازی های خود را بر ایران آزموده است. او را بارها بر لب پرتگاه برده و باز از افتادن بازش داشته. دوره هایی بوده است که با نیمه جانی زندگی کرده اما از نفس نیفتاده و چون بیمارانی که می خواهند نزدیکان خود را بیازمایند، درست در همان لحظه که همه از او امید بر گرفته بودند، چشم گشوده و زندگی را از سر گرفته است.
من در قعر ضمیر خود احساسی دارم، چون گواهی گوارا و مبهمی که گاه به گاه بر دل می‌گذرد، و آن این ‌است که رسالت ایران به پایان نرسیده است، و شکوه و خرمی او باز خواهد گشت. من یقین دارم که ایران می‌تواند قد راست کند، کشوری نام‌آور و زیبا و سعادتمند گردد، و آن‌گونه که درخور تمدن و فرهنگ و سالخوردگی اوست، نکته‌های بسیاری به جهان بیاموزد. بزرگترین مردان و پست‌ترین مردان در این آب و خاک پرورده شده‌اند، حوادثی که بر سر او آمده بدان‌گونه است که درخور کشور برگزیده و بزرگی است؛ فتح‌های درخشان داشته است و شکست‌های شرم‌آور، مصیبت‌های بسیار و کامروایی‌های بسیار. او را بارها بر لب پرتگاه برده و باز از افتادن بازش داشته. دوره‌هایی بوده است که با نیمه‌جانی زندگی کرده، اما از نفس نیفتاده؛ و چون بیمارانی‌که می‌خواهند نزدیکان خود را بیازمایند، درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را از سر گرفته.
کسانی که در زندگی خویش رنج نکشیده‌اند، سزاوار سعادت نیستند. تراژدی همواره در شأن سرنوشت‌های بزرگ بوده است. از حاصل دوران‌های خوش و ناخوش زندگی است که ملتی، شکیبایی و فرزانگی می‌آموزد.
***
‎ما فرزندان کنونی ایران موهبت آن را یافته‌ایم که در یکی از
دوران‌های رستاخیز این کشور زندگی کنیم، این امر، هم موهبتی است و هم مسؤولیتی گران بر شانهٔ ما می‌نهد. نخستین نشانهٔ توجه به این مسؤولیت آن است که امیدوار بمانیم و صبور باشیم. این گفتهٔ تولستوی را از یاد نبریم: «نیرویی برتر از نیرویی این دو جنگاور نیست: یکی زمان و دیگری شکیبایی».
این نوشتار؛ نخستین بار در شمارهٔ فروردین 1339 مجلهٔ یغما انتشار یافته است
متن کامل در کانال تلگرام
تصویر بخشی از نقاشی حسین تمجید است
Read more
 #Repost @saberabar . هیچ چیز در این روزها مرهم ما نیست ، غیر از ما! ما به هم نیاز داریم ، به درک هم، ...
Media Removed
#Repost @saberabar . هیچ چیز در این روزها مرهم ما نیست ، غیر از ما! ما به هم نیاز داریم ، به درک هم، به دست هم... تکه هایی از یادداشت دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن را در اینجا برایتان گذاشتم ، بخوانیدش و ببینید که چه روزهایی هست و بود و خواهد آمد و آیا ما در « قعر ضمیر خود» به این فکر میکنیم که : «ایران می ... #Repost @saberabar
.
هیچ چیز در این روزها مرهم ما نیست ، غیر از ما!
ما به هم نیاز داریم ، به درک هم، به دست هم...
تکه هایی از یادداشت دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن را در اینجا برایتان گذاشتم ، بخوانیدش و ببینید که چه روزهایی هست و بود و خواهد آمد و آیا ما در « قعر ضمیر خود» به این فکر میکنیم که :
«ایران می تواند قد راست کند»
من ایمان دارم که می تواند...
—— گوئی روزگار همه ی بلاها و بازی های خود را بر ایران آزموده است. او را بارها بر لب پرتگاه برده و باز از افتادن بازش داشته. دوره هایی بوده است که با نیمه جانی زندگی کرده اما از نفس نیفتاده و چون بیمارانی که می خواهند نزدیکان خود را بیازمایند، درست در همان لحظه که همه از او امید بر گرفته بودند، چشم گشوده و زندگی را از سر گرفته است.
من در قعر ضمیر خود احساسی دارم، چون گواهی گوارا و مبهمی که گاه به گاه بر دل می‌گذرد، و آن این ‌است که رسالت ایران به پایان نرسیده است، و شکوه و خرمی او باز خواهد گشت. من یقین دارم که ایران می‌تواند قد راست کند، کشوری نام‌آور و زیبا و سعادتمند گردد، و آن‌گونه که درخور تمدن و فرهنگ و سالخوردگی اوست، نکته‌های بسیاری به جهان بیاموزد. بزرگترین مردان و پست‌ترین مردان در این آب و خاک پرورده شده‌اند، حوادثی که بر سر او آمده بدان‌گونه است که درخور کشور برگزیده و بزرگی است؛ فتح‌های درخشان داشته است و شکست‌های شرم‌آور، مصیبت‌های بسیار و کامروایی‌های بسیار. او را بارها بر لب پرتگاه برده و باز از افتادن بازش داشته. دوره‌هایی بوده است که با نیمه‌جانی زندگی کرده، اما از نفس نیفتاده؛ و چون بیمارانی‌که می‌خواهند نزدیکان خود را بیازمایند، درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند، چشم گشوده است و زندگی را از سر گرفته.
کسانی که در زندگی خویش رنج نکشیده‌اند، سزاوار سعادت نیستند. تراژدی همواره در شأن سرنوشت‌های بزرگ بوده است. از حاصل دوران‌های خوش و ناخوش زندگی است که ملتی، شکیبایی و فرزانگی می‌آموزد.
***
‎ما فرزندان کنونی ایران موهبت آن را یافته‌ایم که در یکی از
دوران‌های رستاخیز این کشور زندگی کنیم، این امر، هم موهبتی است و هم مسؤولیتی گران بر شانهٔ ما می‌نهد. نخستین نشانهٔ توجه به این مسؤولیت آن است که امیدوار بمانیم و صبور باشیم. این گفتهٔ تولستوی را از یاد نبریم: «نیرویی برتر از نیرویی این دو جنگاور نیست: یکی زمان و دیگری شکیبایی».
این نوشتار؛ نخستین بار در شمارهٔ فروردین 1339 مجلهٔ یغما انتشار یافته است.
Read more
. آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست نابوده به که بودن او غیر عار نیست در عشق باش که مست عشقست هر چه هست بی ...
Media Removed
. آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست نابوده به که بودن او غیر عار نیست در عشق باش که مست عشقست هر چه هست بی کار و بار عشق بر دوست بار نیست گویند عشق چیست بگو ترک اختیار هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد دل ... .
آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست
نابوده به که بودن او غیر عار نیست

در عشق باش که مست عشقست هر چه هست
بی کار و بار عشق بر دوست بار نیست

گویند عشق چیست بگو ترک اختیار
هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست

عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار
هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست

عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد
دل بر جز این منه که به جز مستعار نیست

تا کی کنار گیری معشوق مرده را
جان را کنار گیر که او را کنار نیست

آن کز بهار زاد بمیرد گه خزان
گلزار عشق را مدد از نوبهار نیست

آن گل که از بهار بود خار یار اوست
وان می که از عصیر بود بی‌خمار نیست

نظاره گو مباش در این راه و منتظر
والله که هیچ مرگ بتر ز انتظار نیست

بر نقد قلب زن تو اگر قلب نیستی
این نکته گوش کن اگرت گوشوار نیست

بر اسب تن ملرز سبکتر پیاده شو
پرش دهد خدای که بر تن سوار نیست

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست

چون ساده شد ز نقش همه نقش‌ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

از عیب ساده خواهی خود را در او نگر
کو را ز راست گویی شرم و حذار نیست

چون روی آهنین ز صفا این هنر بیافت
تا روی دل چه یابد کو را غبار نیست

گویم چه یابد او نه نگویم خمش به است
تا دلستان نگوید کو رازدار نیست

#مولوی

#فردوسی #خیام #نظامی #مولوی #سعدی #حافظ #عراقی #بیدل_دهلوی #صائب_تبریزی #خواجو_کرمانی #وحشی_بافقی #سنایی #جامی #رودکی #منوچهری #خاقانی #نیما #فروغ #اخوان_ثالث #شاملو
Read more
 #ادامه_پست_قبل هفت صدای اذان را می شنوم،سید عباس که با عجله قدم برمی دارد بسمت راست اشاره می کند ...
Media Removed
#ادامه_پست_قبل هفت صدای اذان را می شنوم،سید عباس که با عجله قدم برمی دارد بسمت راست اشاره می کند و می گوید:بازار شام... . هشت وارد حیاط حرم می شوم آرام قدم برمی دارم چشمان دختر بچه آواره سوری هنوز جلوی چشمم است،به خودم می آیم بجز چند کودک که در حال بازی هستند کسی را در اطرافم نمی بینم . نُه ضریح ... #ادامه_پست_قبل
هفت
صدای اذان را می شنوم،سید عباس که با عجله قدم برمی دارد بسمت راست اشاره می کند و می گوید:بازار شام...
.
هشت
وارد حیاط حرم می شوم آرام قدم برمی دارم چشمان دختر بچه آواره سوری هنوز جلوی چشمم است،به خودم می آیم
بجز چند کودک که در حال بازی هستند کسی را در اطرافم نمی بینم
.
نُه
ضریح را تار می بینم...
.
دَه
آنقدر تعدادمان کم است که نماز جماعت را کنار ضریح می خوانیم،بعد از نماز مشغول زیارت می شوم
تقریبا همه خارج می شوند.سید فؤاد خادم افغانی حرم صدایم می کند و می گوید:بقیه اش را بذار فردا میخوام در را قفل کنم...
.
یازده
عقب عقب میروم که از صحن خارج شوم
هنوز به در نرسیده ام که چراغ ها را خاموش می کنند...
.
دوازده
به ساعت موبایلم نگاه میکنم...19:15

سیزده
اشک امانم را بریده خودم را دلداری می دهم،اینجا که خوبه وسطِ شهره چراغ های اطراف حیاط روشنه بچه های حزب الله حواسشون هست،مگه شب تو بیابون تنها گم شده آخه اینجوری گریه می کنی؟مگه کتکش زدن؟مگه گوشوارشو...مگه روسریشو...مگه...
.
چهارده
در راه برگشت از کنار پارک عبور می کنم،از پله های پل عابر پیاده بالا میروم،نگاهم به فاطمه می افتد که در حال بازی کردن است و پدرش صدایش می کند
از پله ها که پایین می آیم به این فکر میکنم که وقتی بابا باشد دختر بچه حتی در تاریکی هم با خیال راحت مشغول بازی می شود!

پانزده
سخت ذهنم درگیر است
کاش حداقل عمو عباس بود...
.
#السلام_علیک_یا_رقیه_بنت_الحسین
#السلام_علیک_یا_زینب_کبری_سلام_الله_علیها
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله
#خانم_جان_بطلب😭
#سه_سال_طفل_تو_بودن_هزار_سال_گذشت
Read more
... بعد از اون تولد بهاتی مدل ویکتوریا سیکرت یکی از دوستای مشترک هری و تیلور بود. از اون شب چند تا ارسالی ...
Media Removed
... بعد از اون تولد بهاتی مدل ویکتوریا سیکرت یکی از دوستای مشترک هری و تیلور بود. از اون شب چند تا ارسالی داشتیم که یکیش ارسالی لیلی الدریج بود که زیرش جنگ جهانی سوم راه افتاد :| به خاطر یه تیکه ش. گوشه ی بالا سمت راست که تیلور بود. ولی اگه خوب دقت کنین دست هری هم کنارش افتاده!! ساعت و تتوش و مهمتر لباسش ... ...
بعد از اون تولد بهاتی مدل ویکتوریا سیکرت یکی از دوستای مشترک هری و تیلور بود. از اون شب چند تا ارسالی داشتیم که یکیش ارسالی لیلی الدریج بود که زیرش جنگ جهانی سوم راه افتاد :| به خاطر یه تیکه ش. گوشه ی بالا سمت راست که تیلور بود. ولی اگه خوب دقت کنین دست هری هم کنارش افتاده!! ساعت و تتوش و مهمتر لباسش پیداست. و بقیه جزییاتم که نشون میدن هری تو تولد بوده.
اینم از تیلور که هری کنارشه و داره میخنده. پس کلن حل شد مشکلی ندارن :|
و البته توییتی که هری بعد این ماجراها زد. فقط یه کلمه. سرندیپیتی! کلا سه تا معنی میده:
1) همون دایناسور صورتی که کارتونش رو میذاشت سرندیپیتی بود :| (😂)
2) اسم یه فیلم از سال 2001 راجبه یه زوج که چند سال بعد از اولین شبی که همو دیدن و عاشق شدن دوباره همو میبینن. یه تجدید دیدار. و محکوم به این میشن که یه روزی باید دوباره اخرش به هم برگردن.
3) معنی خود کلمه که میشه: اقبال, شانس, یه اتفاق خوب از سر تصادف...
توییتی که مثل بقیه ی توییتای هری هیچکس توجهی بهش نکرد یا چیزی نفهمید :|
با توجه به توییت هری... دیدارشون یک اتفاق بوده. :)
دوستاتون رو تگ کنین مخصوصا زیر اون ویدیو ها اگه واقعا برداشت دیگه داشتن :*
دیگه اخرای پیجه :)
فردا پرفکت *-* احتمالا اهنگ مورد علاقم از کل اهنگای واندی میشه...
#taylorswift #harrystyles #haylor
Read more
برای کربلای پنجی‌ها هاشمی «فرمانده‌ی فتنه» بود، نه جنگ! تخلف‌شان؛ دست‌کاری کردن شناسنامه بود! تعدد ...
Media Removed
برای کربلای پنجی‌ها هاشمی «فرمانده‌ی فتنه» بود، نه جنگ! تخلف‌شان؛ دست‌کاری کردن شناسنامه بود! تعدد مشاغل‌شان؛ برداشتن هم‌زمان چند بار جنگ! محل درمان‌شان؛ بیمارستان صحرایی واقع در همین خاک خودمان! و ضربان قلب‌شان در جماران می‌زد نه در کیش نه در استخر شه‌بانو و من مانده‌ام با ... برای کربلای پنجی‌ها
هاشمی «فرمانده‌ی فتنه» بود، نه جنگ!
تخلف‌شان؛
دست‌کاری کردن شناسنامه بود!
تعدد مشاغل‌شان؛
برداشتن هم‌زمان چند بار جنگ!
محل درمان‌شان؛
بیمارستان صحرایی واقع در همین خاک خودمان!
و ضربان قلب‌شان
در جماران می‌زد
نه در کیش
نه در استخر شه‌بانو
و من مانده‌ام
با این پرسش حیاتی
نخستین سال‌گرد هاشمی مهم‌تر است
یا سی‌ویکمین سال‌گرد کربلای ۵؟!
هانوفر آلمان
یا شلمچه‌ی ایران؟!
بچه‌های جنوب
یا مسافران شمال؟!
چند دولت
آمدند و رفتند
آخرش هم آزادراه تهران- شمال را نساختند!
ولی
سه‌راه شهادت
یک‌شبه باز شد!
به عشق ولی...
دلم می‌خواهد
به «سیاست» فحش بدهم
به این بی‌پدر و مادر لعنتی
و به دروغ بزرگی به نام اصلاح‌طلبی
و به دروغ بزرگ‌تری به نام اصول‌گرایی
و به بزرگ‌ترین دروغ ممکن؛
«هاشمی فرمانده‌ی جنگ بود»!
هیهات!
فرمانده‌ی جنگ، خمینی بود
بت‌شکن کبیر
امام پابرهنه‌ها
و الا آن مرحوم
«فرمانده‌ی فتنه» بود!
و سرکرده‌ی ساندویچ‌خوران خیابان انقلاب!
پدر معنوی بابک زنجانی
و بیژن زنگنه
و هم‌سر «بریزید در خیابان‌ها»
این روزها
چپ و راست
دارند از هاشمی می‌گویند
و من می‌ترسم
باز هم شهدا قیچی شوند
با تیغه‌های اصلاح‌طلبی
و اصول‌گرایی
لعنت بر سیاست
مرگ بر ۳۷ شغله‌ها
مرگ بر توجیه
«رئیس قبرستان ادب بودن که شغل حساب نمی‌شود!»
اما بودجه را بلد است تیغ بزند!
و صدای مردم را درآورد!
زین پس
به جای واژه‌ی نامأنوس «عدالت»
بگوییم؛ کش‌لقمه!
شد فلان میلیارد بودجه!
بخوربخور چپ و راست
در فست‌فود مصلحت
صدرحمت به عطاویچ
و هنوز هم
دعوا بر سر لحاف ملاست!
و اما در کربلای ۵
چند تکه نان خشک بود ناهار!
و ساده‌زیستی
واقعیت بود!
و انقلابی‌گری
حقیقت بود!
و رنگ بادگیرها
آبی بود
درست مثل رنگ آسمان...
هان ای حضرت آقازاده!
کجا را می‌گردی؟!
وصیت‌نامه‌ی پدرت در گاوصندوق است!
کنار نامه‌ی سرگشاده!
طبقه‌ی بالای «موشک می‌خواهیم چه کار»!
«فرمانده‌ی جنگ!»
خخخخخ...
الحق که حق با پدرم بود
آن‌جا که در وصیت‌نامه‌اش نوشت؛
«سرخی بالاترین رنگ است، نه سیاهی»!
و شما همه سیاهید...
سیاه و سیاه‌کار
مرگ‌ بر شما!
درود بر شهدا!
مرگ‌ بر فتنه!
درود بر صداقت!
مرگ بر سیاست!
درود بر شهادت... #حسین_قدیانی
.
#هاشمی_رفسنجانی
#انقلاب
#جنگ
#فتنه
#اصولگرا
#اصلاح_طلب
#کربلای_5
Read more
. <span class="emoji emoji2714"></span> عضلات اصلی: پهلو / شکم <span class="emoji emoji2714"></span> عضلات فرعی: <span class="emoji emoji2714"></span> مراحل انجام حرکت: ۱. به پشت روی زمین دراز بکشید و پاهای ...
Media Removed
. عضلات اصلی: پهلو / شکم عضلات فرعی: مراحل انجام حرکت: ۱. به پشت روی زمین دراز بکشید و پاهای خود را با فاصله عرض لگن طوری روی زمین بگذارید که زاویه ران­ها و تنه حدود 110 درجه باشد. ۲. دست­های خود را کنار گوش ها قرار دهید. ۳. در حالی که بازو و آرنجِ دستِ چپ برای ایجاد نقطه اتکا بر روی زمین ثابت ... .
✔ عضلات اصلی: پهلو / شکم
✔ عضلات فرعی:
✔ مراحل انجام حرکت:
۱. به پشت روی زمین دراز بکشید و پاهای خود را با فاصله عرض لگن طوری روی زمین بگذارید که زاویه ران­ها و تنه حدود 110 درجه باشد.
۲. دست­های خود را کنار گوش ها قرار دهید.
۳. در حالی که بازو و آرنجِ دستِ چپ برای ایجاد نقطه اتکا بر روی زمین ثابت نگاه داشته می شوند، به آرامی شانه ی راست و سینه خود را از زمین جدا کرده و در حالی که تنه را خلاف جهت عقربه های ساعت می چرخانید آرنج راست را به سمت زانوی چپ حرکت دهید. همزمان با انجام این کار پای چپِ خود را نیز از زمین بلند کرده و به سمت شکم بکشید.
۴. به آرامی در همین مسیر برگردید تا به نقطه شروع برسید.
۵. برای طرف مقابل، به همین شکل آرنج راست را به سمت زانوی راست حرکت دهید.
✔ دم: پایین آمدن تنه.
✔ بازدم: بالا رفتن تنه.
✔ نکات مهم:
📍 به علتِ فشار نامتقارن به ستونِ فقرات در این حرکت، بهتر است افراد مبتدی و یا آنهایی که در ناحیه کمر مشکل دارند از حرکاتِ جایگزین برای تحریک عضلاتِ پهلو استفاده کنند.
📍 الزامی به تماسِ آرنج با پای مخالف نیست، بلکه اگر هنگامِ بلند کردنِ بیش از حدِ تنه احساس ناراحتی به ویژه در ناحیه کمر دارید، می توانید از طول دامنه حرکتی بکاهید.
📍 برای اطمینان از فشار مناسب بر عضلات هدف و عدم فشار بر ناحیه کمر، توجه کنید که تنه به صورت صاف بلند نشود. بلکه سر، شانه­ها و سینه را به ترتیب در یک مسیر منحنی شکل (لوله مانند) بلند کنید.
📍 هنگام بالا رفتن، سرتان را به بالا (رو به سقف) خم نکنید. چرا که ممکن است باعث افزایش قوس ناحیه کمر شود.
📍 دست­هایتان را طوری پشت سر قلاب نکنید که با فشار سر را رو به جلو خم کنند. بلکه باید آنها را بدون فشار، در کنار گوش ها یا پشت سر نگاه دارید.
✒دکتر محمد حسین نظری
🔥 برای مشاوره، برنامه تمرینی و غذایی زیر نظر مستقیم دکتر محمد حسین نظری 👈 09124035061 (فقط Whatsapp/Telegram)
Read more
. يک استاد مجرب کُشتي،صاحب فرزند پسري می شود که از ابتداي تولد، تنها يک دست داشت. کودک به طور مادرزادي ...
Media Removed
. يک استاد مجرب کُشتي،صاحب فرزند پسري می شود که از ابتداي تولد، تنها يک دست داشت. کودک به طور مادرزادي دست راست نداشت. اگرچه از نظر خيلي ها نداشتن يک دست، مانع بزرگي براي موفقيت هاي آتي محسوب مي شد، اما پدر تصميم گرفت فرزند خود را به گونه اي آموزش دهد که تبديل به قهرمان کُشتي شود؛ بنابراين از سال هاي ... .
يک استاد مجرب کُشتي،صاحب فرزند پسري می شود که از ابتداي تولد، تنها يک دست داشت. کودک به طور مادرزادي دست راست نداشت. اگرچه از نظر خيلي ها نداشتن يک دست، مانع بزرگي براي موفقيت هاي آتي محسوب مي شد، اما پدر تصميم گرفت فرزند خود را به گونه اي آموزش دهد که تبديل به قهرمان کُشتي شود؛ بنابراين از سال هاي ابتداي کودکي، اقدام به آموزش او نمود اما فقط يک فن را به او ياد داد. همين طور که کودک بزرگ و بزرگ تر مي شد، آن فن را تمرين مي کرد؛ تا جايي که در اجراي آن، مهارت کامل يافت. در خلال تمرين ها، هر وقت از پدر مي خواست فن جديدي به او ياد دهد، در پاسخ مي شنيد:«تو تنها به همين يک فن نياز داري و بايد آن را خيلي خوب ياد بگيري.» خلاصه کودک با فراگيري آن فن، بزرگ شد و تبديل به جوان قدرتمندي گرديد که البته فقط يک دست داشت. زمان مسابقات جهاني کشتي فرا رسيد و پدر گفت:«اکنون زمان شرکت در مسابقات است.»پسر پاسخ داد:«من تنها يک دست دارم و نمي توانم بر حريفانم که از موهبت هر دو دست برخوردارند، غلبه کنم.»پدر گفت:«تو نسبت به ساير حريفان، يک برتري بزرگ داري، بنابراين با خيال راحت در مسابقات شرکت کن، من فني را به تو آموزش داده ام که موجب پيروزي ات خواهد شد.»جوان در مسابقات شرکت کرد و در کمال شگفتي و تنها با همان يک فن، حريفان را يکي پس از ديگري شکست داد. در پايان، وقتي به مقام قهرماني رسيد، از پدر پرسيد:«من که فقط از يک فن استفاده کردم و تنها يک دست داشتم، چطور توانستم بر حريفان قدَري که فن هاي مختلف را بلد بودند و از هر دو دست شان استفاده مي کردند، غلبه کنم؟» پدر پاسخ داد:«فني که تو به کار بردي، تنها يک بدل داشت و حريفان فقط به يک صورت مي توانستند آن را خنثي کنند. آنان براي خنثي کردن فن، حتماً بايد دست راست تو را مي گرفتند و به سمت خود مي کشيدند و مزيّت تو اين بود که دست راست نداشتي! بنابراين هيچ کس نتوانست فن را خنثي کند و تو در تمامي نبردها پيروز شدي. گاهي چيزي که ما سال ها آن را نقطه ي ضعف خود مي دانستيم، اگر به درستي استفاده شود، مي تواند نقطه ي قوت و برتري مان باشد.»‏
پ.ن ‌‌‌: این عکس مربوط به جهان پهلوان تختی است و ارتباط مستقیمی با داستان ندارد
تندیس تختی در موزه و آرشیو هنرهای ورزشی آکادمی آمریکایی 'آساما'
Read more
"آنچه که می‌شنوید صدای علی آقای شفیعی فرماندار #بم در روز #زلزله است. او در دقایق ابتدایی بعد از وقوع زلزله خبر ناگوار ویرانی بم را به استاندار وقت آقای کریمی می‌دهد." آن شب که بر بم مصیبت بارید عکس‌های یادگاری شب یلدا دست‌به‌دست می‌شد که پنجم دیماه ۸۲ رسید. زمین به خنده‌های بم حسودی کرده بود. آدینه‌ای ... "آنچه که می‌شنوید صدای علی آقای شفیعی فرماندار #بم در روز #زلزله است. او در دقایق ابتدایی بعد از وقوع زلزله خبر ناگوار ویرانی بم را به استاندار وقت آقای کریمی می‌دهد." آن شب که بر بم مصیبت بارید
عکس‌های یادگاری شب یلدا دست‌به‌دست می‌شد که پنجم دیماه ۸۲ رسید. زمین به خنده‌های بم حسودی کرده بود. آدینه‌ای تلخ در سپیده دم به انتظار نشسته بود. مردم خواب بودند. سرمای زمستان کویر استخوان سوز است. کرسی و چراغ‌‌های نفتی اهل خانه را گرم می‌کنند.
شهر خواب بود که زلزله به سراغش آمد. مردم در پایین دست و « #ارگ » در بالای شهر . خشت‌های «ارگ» خاطره تجاوز «آقا محمدخان» را با خود دارند. نخل‌ها تازه کمر از زیر بار خرما راست کرده‌اند. قنات‌‌های «باغ‌شهر» تاریخی بم انگار زودتر خبردار شده‌اند. زمین نقشه‌ی شومی در سر دارد. عقربه‌ها «شش» نشده ایستادند. «سه ربع ساعت از پنج سحر می‌رفت.» بسطامی اما آ‌ن‌طرف‌تر خواب است. « #گلپونه‌‌ها » سحر شده بیدار نمی‌شوند.«غریو اشتران در حفره‌های مرگ کف می‌ریخت» زمین دیگر جای امنی نبود. داشت می‌جنبید. سنگ روی سنگ بند نمی‌شد. آسمان به زمین دوخته شده بود. ثانیه‌ها به قدر یک عمر طولانی ‌شده بودند. تمام نمی‌شد. جیغ بود، خاک بود و سیاهی. چشم چشم را نمی‌دید. کسی نمی‌دانست چه شده است. خورشید تاب دیدن «بم» را نداشت و پشت کوه گریه می‌کرد. صدای « #بسطامی » در حنجره‌اش خشکید. خشت به خشت «ارگ» متلاشی شد. کمر نخلستان‌های بم شکست. آب از قنات افتاد. از باغ‌شهر خبری نبود. نیمی از شهر قصد بیدار شدن نداشتند. « غلامان در میان کوچه‌های وهم میمردن». زمین مردم را تا جرعه آخر نوشید.
راههای تماس مسدود شده بود. صدای فرماندار از بی‌سیم شنیده می‌شد که با صدا زدن استاندار کرمان می‌گفت:«الله‌اکبر، الله‌اکبر. آقای‌کریمی بم ویران شد. وای وای یاالله یا رسول‌الله. در جغرافیای کشور چیزی به نام بم وجود نداره. آقای کریمی همه دستگاههای اجرایی رو به سمت بم گسیل کنید. صدای من رو از یک تل خاک می‌شنوید. بم ویران شد.»
خبرنگار بودم. بخشی از خانواده‌ام «بم» زندگی‌می‌کردند. راه ۹۰ دقیقه‌ای از کرمان تا بم حدود شش ساعت طول کشید. جاده آسفالت برای انتقال مصدومان به شهر‌های اطراف استفاده می‌شد. مسیر خاکی هم ناهموار . شهر میان گرد، غبار و شیون دفن شده بود. پیدا کردن کوچه و خیابان‌ها دشوار بود. بازماندگان مشغول نجات مردم زیر آوار بودند. قدم به قدم آدم‌ها را می‌دیدی که با هر چه دم دست داشتند، زمین را می‌کندند. زنی گوش‌اش را به زمین چسپانده بود تا صدای عزیزش ... ادامه در اولین کامنت👇🏻
Read more
. مدتی است که روانشاسان در هالیدی به سر می‌برند و از آنجا که هزینه‌های سفر هم کمرشکن است، فقط توانستند ...
Media Removed
. مدتی است که روانشاسان در هالیدی به سر می‌برند و از آنجا که هزینه‌های سفر هم کمرشکن است، فقط توانستند طالع‌بینی بخوانند. به همین جهت طی آخرین تحقیقات‌شان به این نتیجه رسیدند که متولدین هر ماه باتوجه به خصوصیات بارزشان، برای یک شغل خاص زاده شده‌اند. . فروردین بهترین شغل برای فروردینی‌های ... .
مدتی است که روانشاسان در هالیدی به سر می‌برند و از آنجا که هزینه‌های سفر هم کمرشکن است، فقط توانستند طالع‌بینی بخوانند. به همین جهت طی آخرین تحقیقات‌شان به این نتیجه رسیدند که متولدین هر ماه باتوجه به خصوصیات بارزشان، برای یک شغل خاص زاده شده‌اند.
.
فروردین

بهترین شغل برای فروردینی‌های مغرور و حادثه‌جو راننده نیسان آبی است. این‌طوری هم همیشه حق با آن‌هاست و هم با توجه به هیجان و جنب و جوش بالای‌شان می‌توانند در این شغل ارتقا بگیرند و از دختری که لاک نمی‌زند هم خطرناک‌تر شوند.
.
اردیبهشت

اردیبهشتی‌های قانع و صبور، آرام و پرتحمل؛ می‌توانند پرستارهای خوبی بشوند. البته منظور روانشناسان، پرستار راست راستکی است! از همین حقیقی‌ها که در بیمارستان‌ها تردد می‌کنند و می‌گویند «کاری داشتی صِدام کن». ولی وقتی کار داشتی و صدایش کردی، اینقدر دیر می‌آید که فوقش به مراسم چهلم بیمار می‌رسد!
.
خرداد

خردادی‌ها به لحاظ روحیات غیرپایدار و اهل تنوع بودن و متلون‌المزاج (همان کلک‌بازِ خودمان) بودن و همچنین علاقه به برنامه‌های کوتاه مدت؛ می‌توانند در عرصه سیاست بدرخشند و نمایندگان مجلسِ موفقی شوند. فقط این کوتاه بودن (منظور مدت است) کمی اذیت‌شان می‌کند که آن هم با چسبیدن به صندلی مدیریتی برطرف می‌شود.
.
تیر

متولدین تیر بسیار حساس، صرفه‎جو و اقتصادی هستند. اگر به تیر ماهی‌ها بر نخورد و من و روانشناسان را باهم نبافند؛ حتی گاهی خسیس هستند. اما خدا شاهده این هیچ چیز از ارزش‌های تیرماهی‌ها کم نمی‌کند. به همین علت تیرماهی‌ها می‌توانند از کارکنان یا سهامداران یا حتی مدیران کارخانه‌های چیپس‌سازی باشند و اکثر فضای پاکت چیپس را با هوا پر کنند و تازه ته دل‌شان هم غنج برود.
.
مرداد

عاشق شهرت، قدرتمند و سرکش، عاشق تعریف و تمجید و کلا متخصص در درآوردنِ گند قضیه. به همین علت سلبریتی شدن می‌تواند شغل درخور و راضی‌کننده‌ای برای‌شان باشد و حداقل تا مدتی نشیمنگاه بر زمین گذاشته و آرام بگیرند! مردادی‌ها به کم قانع نیستند و تا ته هرچیز را می‌روند. یعنی ته هرچیز را. خواه شهرت باشد، خواه لایک، خواه ترکیبی و ...
.
(درضمن روانشناسان معتقدند یک مردادی هرگز به نویسنده فحش بد نمیده)
.
شهریور

شهریوری‌های دقیق، وظیفه‌شناس و نکته‌سنج و دوراندیش و همدرد؛ خودشان از اول دل‌شان می‌خواست دکتر شوند ولی روانشناسان به لحاظ خصوصیات بارزشان، به آن‌ها پیشنهاد مدیریت بحران را دادند. آن‌ها هم تا حد همدردی پایه بودند ولی بقیه مسائل را می‌گفتند: نوموخوایم چون ما از اولش هم گفتیم دوس داریم دکتر بشیم
.
بقیه در کامنت👇👇
Read more
دل نوشته : . . . داشتم این آهنگ رو گوش می کردم یک هو حالم عوض شد یکی پرتم کرد مسجد ارک شب های ماه رمضان مناجات با خدا چند دقیقه ای حال خاصی شد گفتم باهات باز کلیپ میسازم و متن می نویسم اما با مخاطب خاص برای شاید تنها عشقم اشتباه نشه خیلی ها رو دوست دارم خیلی ها اما تو یک چیز دیگه ای هیچ وقت هیچ ... دل نوشته :
.
.
.

داشتم این آهنگ رو گوش می کردم
یک هو حالم عوض شد
یکی پرتم کرد مسجد ارک شب های ماه رمضان
مناجات با خدا
چند دقیقه ای حال خاصی شد
گفتم باهات باز کلیپ میسازم و متن می نویسم اما با مخاطب خاص
برای شاید تنها عشقم
اشتباه نشه خیلی ها رو دوست دارم
خیلی ها
اما تو یک چیز دیگه ای
هیچ وقت هیچ کس حتی یک ذره از تو برام نشد
آه ک چ قدر برات حرف دارم چ قدر دل تنگی هست چ قدر ...
بماند
خدای من یک سوال بی ربط از تو اما مرسوم بین ما ...
خوبی ؟
گفتم ک مرسوم بین ماست بعد تو بپرسی تو چ طوری ... و الا تو ک همیشه خوبی ...
از من اگر بپرسی
نه می تونم بگم خوبم
نه می تونم بگم بدم
فقط دوست دارم این طوری بگم
منت خدای راست که هست حواسش حتما به بندگانش ....
دوست دارم بپرسی چی میخوای
که بگم
خودت ک بهتر میدونی گدا طلب آب و نان کند
اما کاش کمکم کنی با صداقت بگم
ملالی نیست جز دوری شما حضرت عشقم ....
که بعد بتونم باهات بیشتر حرف بزنم
بگم تو مرام برخی از آدم ها یک چیزهایی هست
مثل قول
مثل امان و پناه
مثل کمک
مثل خیلی چیزهای خوب
که تو مرام توی خالق و خدای این آدم ها حتما خیلی برترهاش هست
بماند اینا هم ....
توی دنیات به همه چی کافرم
الا به خودت
کافرم حتی به خودم چ برسه ب بقیه
هیچ کس رو باور ندارم الا خودت رو
اگر گفتی به کسی ایمان بیار میارم باز هم به اون نه
به حرف تو
بیا و به حرمت همین ایمان که به قلبم دادی
تا خود خودت منو ببر
حرف زیادیه برای یکی مثل من
اما شاید هر بار که عمیق تر و عمیق تر فکر میکنم به این که از تو باید چی بخوام
به هیچ آرزویی بلندتر و عزیزتر از خودت نمی رسم
خودت رو میخوام
این خودت رو می خوام آدمی شبیه من
معنیش برای خودت خدای من خیلی روشنه
من نه اونی هستم ک تحمل سختی داشته باشه ک در نعمت و رحمت هات نازپروده بارش آوردی
و نه اونی است ک تحمل حتی گرما و سرما داشته باشه
حالا با این ضعیف ترین هایی ک بردن نام مقدست هم از سرش زیاده اما گاهی حسی شبیه عشق بهت داره
چ باید کرد ؟
قطعا جوابش رو من بلد نیستم
اما به راه های آسان و سهل و سریع و مطمئن و عالی تو یقین دارم
دوستت دارم و اینو می نویسم
بخواه به رحمت ثابت کنی راستگو هستم
دوستت دارم و دوست دارم بهترین بندگانت باشم هر چند ناتوان ترین ها در کسب رضایتت باشم
اما از تو یاری و کمک می خوام تا با یاری خودت به تمام این نشدنی هام برسم
دوستت دارم و ازت به لطف و فضل بی حدت میخوام به هر چه بهش امید دارم از تو به بسیار بیشترش هم برسم
دوستت دارم و ازت درخواست دارم کریمانه بر ما بنگری ...
.
.
Read more
❆﷽❆ . . برای همسر #شهید_حججی <span class="emoji emoji2935"></span> #خودت_را_به_کاروان_برسان خواهرم: این روزها همه جا حرف از ...
Media Removed
❆﷽❆ . . برای همسر #شهید_حججی #خودت_را_به_کاروان_برسان خواهرم: این روزها همه جا حرف از شما و شهید شماست.. . آنگونه که در خاطرات شما و همرزمان شهیدتان شنیده ایم، ایشان دوست داشتند که نحوه ی شهادتشان چون مادر سادات "حضرت زهرا" و "سید الشهدا (ع)" باشد؛ و چه اجابت شیرینی که خود میدانید ... ❆﷽❆
.
.
برای همسر #شهید_حججی ⤵

#خودت_را_به_کاروان_برسان

خواهرم:
این روزها همه جا حرف از شما و شهید شماست..
.
آنگونه که در خاطرات شما و همرزمان شهیدتان شنیده ایم،
ایشان دوست داشتند که نحوه ی شهادتشان چون مادر سادات "حضرت زهرا" و "سید الشهدا (ع)" باشد؛
و چه اجابت شیرینی که خود میدانید و ما هم میدانیم،
که شهادتشان روایتی دیگر از عاشورا بود و روضه ی پهلوی شکسته..
🔼تاریخ به یاد دارد که با دخت پیامبر چه کردند!
🔼تاریخ به یاد دارد که با پسر پیامبر چه کردند!
🔼اما دردی که اهل بیت را از واقعه ی عاشورا بیشتر میسوزاند،
اسارت عمه ی سادات ،
هتک حرمت ها به اهل بیت حضرت ،
زخم زبان ها ،
زخم زبان ها
وامان از زخم زبان ها..
خواهرم...
در جایی از زبان خود شما شنیدم که با صلابت و اقتدار گفتید که :
"(محسن سرش رفت که روسری نرود..)"
ولی امان از زخم زبان ها...
همانکه با پول دولتها و حمایت رسانه های غربی،
کمپین #چهارشنبه_های_سفیدش ،
جشن و شادی بزرگی برای مردان و پسرانی است که چاشنی خستگی ناشی از ترافیک تهران،
میتواند نگاه به راست و چپی باشد که بانوانی دست به دست هم داده اند،
تا خود را بزک کرده و یک نمایشگاهی برای رفع خستگی و لذت آقایان در روزهای چهارشنبه بسازد؛
که ای کاش برای دفاع از حقوق واقعی بانوان عفیف و نجیب ولیکن کم حجابی که رهبری دغدغه ی آنها را سالهاست بیان میکند به پا میخواست

که اینچنین زخم زبان میزند بر دل شما...
که همان جمله ی حضرت زینب در دربار یزید برای آنان بس که فرمودند:
یزید!
هر کید و مکر که داری بکن،
هر کوشش که خواهی بنمای،
هر جهد که داری به کار گیر،
به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی،
وحی ما را نتوانی از بین ببری
به نهایت ما نتوانی رسید
هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود،
رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،
‌در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.1
.
.
↩و اما چه تسلای خاطری بود دل نوشته همسر #شهید_بلباسی خطاب به شما:
"خوب گوش کن
بین هیاهوی شهر
هنوز جرس شتران به گوش می آید.
بانگ الرحیل کاروان را میشنوی؟
راس حسین بروی نیزه جلودار شده و زینب و اهل حرم به دنبالش
خودت را به کاروان برسان
به زنان و اطفال حرم...
به آنها که زیر سایه ی سر حسین و زلف پریشانش گام برمیدارند
عقیله ی بنی هاشم برایت آغوش گشوده.
بین آن چادر سوخته،
دل داغدارت را رها کن...
الرحیل
الرحیل "
.
✔مارا دعا کن بحق شهیدتان که دعایش اجابت شد
.
🔺پ.ن :منبع 1 : ابومخنف،مقتل الحسین.اولین مقتل سالار شهیدان.مترجم سید علی محمد موسوی.ص393

#آتش_به_اختیار
Read more
<span class="emoji emoji2733"></span> #آموزش_آسانا_یوگا <span class="emoji emoji2733"></span>️آسانای سی و چهارم <span class="emoji emoji2747"></span>️مریچی آسانا (یک) <span class="emoji emoji2747"></span>️Marichyasana l <span class="emoji emoji2747"></span>️نام گذاری این ...
Media Removed
#آموزش_آسانا_یوگا ️آسانای سی و چهارم ️مریچی آسانا (یک) ️Marichyasana l ️نام گذاری این اسانا به مریچی Marichi فرزانه، پسر برهمای آفریدگار، و پدربزرگ سوریا Surya (خدای خورشید) پیشکش شده است. ️تکنیک 1. روی زمین بنشینید و پاهای خود را به جلو باز کنید. (شکل35) 2. زانوی چپ را خم ... ✳ #آموزش_آسانا_یوگا
✳️آسانای سی و چهارم
❇️مریچی آسانا (یک)
❇️Marichyasana l
❇️نام گذاری
این اسانا به مریچی Marichi فرزانه، پسر برهمای آفریدگار، و پدربزرگ سوریا Surya (خدای خورشید) پیشکش شده است. ❇️تکنیک

1. روی زمین بنشینید و پاهای خود را به جلو باز کنید. (شکل35)

2. زانوی چپ را خم کنید و کف پاشنه پای چپ را صاف روی زمین قرار دهید. استخوان ساق پای چپ عمود بر زمین است و عضله ساق پا با ران تماس پیدا می‌کند. پاشنه چپ را نزدیک میاندوراه قرار بدهید. کناره داخلی پای چپ با کناره داخلی ران راست که در حالت کشیده قرار دارد تماس پیدا می‌کند.

3. شانه سمت چپ را به سمت جلو بکشید تا زیر بغل چپ با استخوان ساق پای چپ که عمود بر زمین است تماس پیدا کند. دست چپ را پیرامون استخوان ساق پا و ران چپ بچرخانید؛ آرنج چپ را خم کنید و ساعد دست چپ را در سطح کمر به طرف پشت بپرید. سپس دست راست را به طرف پشت ببرید و مچ دست چپ (یا دست راست) را بگیرید. اگر نمی‌توانید این کار را انجام دهید کف یا انگشتان دست را بگیرید. (شکل70)

4. حالا ستون فقرات را به چپ بچرخانید و پای راست گشوده شده را صاف نگه دارید. با خیره نگریستن به انگشت شست پای راست گشوده شده در این وضعیت بمانید و چندبار نفس عمیق بکشید.

5. دم را بیرون دهید و به جلو خم شوید. به ترتیب پیشانی، بینی، لب‌ها و سرانجام چانه را روی زانوی راست قرار دهید. (شکل71) در این وضعیت شانه‌ها را به موازات زمین نگه دارید و به صورت طبیعی تنفس کنید. در حدود 30 ثانیه در این وضعیت بمانید و دقت کنید تا سرتاسر پشت پای گشوده شده روی زمین قرار گیرد.

6. دم را فرو دهید؛ سر را از زانوی راست بلند کنید (شکل70)؛ دست‌ها را رها کنید؛ پای چپ را صاف کنید و به وضعیت 1 بازگردید.

7. این حالت را به همان مدت در سمت دیگر تکرار کنید. ❇️تاثیرات

با تمرین این آسانا انگشتان دست نیرومند می‌شوند. در آسانا‌های قبلی یعنی، جانوشیرش اسانا (شکل63)، اردا بادا پادما پاسچی موتان آسانا (شکل66) و تری انگا موکا اکا پادا پاسچی موتان اسانا (شکل69) اندام‌های شکمی بر اثر گرفتن پا با دست‌ها منقبض می‌شوند اما در این حالت پاها با دست‌ها گرفته نمی‌شوند. اندام‌های شکمی با خم شدن و قرار دادن چانه روی زانوی پای گشوده شده به صورت شدید منقبض می‌شوند. با این کار خون به خوبی پیرامون اندام‌های شکمی جریان می‌یابد و آنها را سالم نگه می‌دارد. در ابتدا بعد از اینکه دست‌ها را در پشت سر گرفتید به سختی می‌توانید رو به جلو خم شوید اما بر اثر تمرین می‌توانید آن را انجام دهید. همچنین در این وضعیت قسمت عقبی ستون فقرات ورزید
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم (جنون قسمت اول) دانشجوی رشته مهندسی عمران بودم که با سعی و تلاش زیاد تونستم ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم (جنون قسمت اول) دانشجوی رشته مهندسی عمران بودم که با سعی و تلاش زیاد تونستم توی رشته ای که دوست داشتم قبول بشم و با اینکه از نظر مالی زیاد وضعمون خوب نبود با حمایت خانوادم برای ادامه تحصیل به تهران اومدم.خوابگاهی که با چندنفر دیگه از دانشجوها گرفتیم خیلی از دانشگاه دور نبود.تعریف ... بسم الله الرحمن الرحیم (جنون قسمت اول)

دانشجوی رشته مهندسی عمران بودم که با سعی و تلاش زیاد تونستم توی رشته ای که دوست داشتم قبول بشم و با اینکه از نظر مالی زیاد وضعمون خوب نبود با حمایت خانوادم برای ادامه تحصیل به تهران اومدم.خوابگاهی که با چندنفر دیگه از دانشجوها گرفتیم خیلی از دانشگاه دور نبود.تعریف از خود نباشه من یه پسر قد بلند و خیلی خوشتیپ و البته خوش چهرم که از همون روز اول شروع کلاسها با نگاه تحسین برانگیز دخترای کلاس قند تو دلم آب شد و کلی جلو بقیه پسرا قیافه گرفتم.اما باید بگم که چون توی خانواده ای مذهبی بزرگ شده بودم از برقرار کردن تماس با دخترا حتی با نگاه گریزان بودم.از حق نگذریم دخترای کلاسمون همه مقبول بودن مخصوصا یکیشون که از همه هم زیباتر بود و هم چادر می پوشید بیشتر به دلم نشست اما من که از بچگی نماز می خواندم طوری تربیت شده بودم که به چشم هیچ زنی نگاه نمی کردم.اما سعی می کردم تیپ و لباسمو همیشه بروز نگه دارم.توی درسامم همیشه جزو ممتازین بودم.حدودا یکماهی گذشته بود که یکروز وقتی از پله های پهنی که منتهی میشد به کلاسمون می گذشتم, با تنه محکمی که از یه دختر خوردم همه جزوه هام روی پله ها پخش و پلا شد,حتی نزدیک بود خودمم پرت بشم پایین.دختره چندتا پله بالاتر وایساده بود و به من خیره شده بود.هیچ آثاری از پشیمونی توی چهرش دیده نمی شد و خیلی مغرور به من زل زده بود.اونقدر عصبانی شدم که احساس می کردم بخار از گوشام میزنه بیرون.می خواستم برم یقشو بگیرم اما جلو خودمو گرفتم.اونم با بی تفاوتی راهشو کشید و رفت.از سرو وضع لباساش پیدا بود که از خانواده ثروتمندیه.هیکل و قیافه خیلی زیبا و جذابی داشت.بیشتر از همه چشمای درشت و عسلی روشنی که داشت تو ذهنم مونده بود اما اونقدر از خودخواهیش و رفتار بی ادبانه ای که داشت عصبانی بودم که تا پایان ساعت کلاس صورتم برافروخته بود.بعد از کلاس وقتی مشغول جمع وجور کردن وسایلم بودم یکی از دخترای هم کلاسیم که اسمش یلدا بود به سمتم اومد و بعد از سلام پرسید.چیزی شده که اینقدر ناراحتی؟با دو دست روی گونه هام که هنوز از خشم داغ بودند کشیدم و نفسم را فوت کردم و گفتم:چیزی نیست.در حالی که از من دور میشد گفت:از کی جواب رد شنیدی؟خدا میدونه.راست می گفت اون اتفاق نباید اونقدر منو عصبی می کرد.اما ته دلم نسبت به اون دختر که باعث شد چند نفر منو به ریشخند بگیرن حس کینه عجیبی حس می کردم و نگاه تحقیر آمیزش یادم نمیرفت.با خودم گفتم:شانس بیاره دیگه نبینمش... ادامه دارد
با سپاس بیکران از شما دوستان گلم که همراهی می کنید.(مهرا)
Read more
. اذون مغرب بود، دم مسجد محل بودم، یه‌دفعه برقها قطع شد و صدای آژیر قرمز تو شهر پیچید. همه شروع کردن ...
Media Removed
. اذون مغرب بود، دم مسجد محل بودم، یه‌دفعه برقها قطع شد و صدای آژیر قرمز تو شهر پیچید. همه شروع کردن به دویدن، بعضیا دسته جمعی به سمت پناهگاه، بعضیا به سمت خونه‌هاشون. منم به سمت خونه دویدم، لبخند روی لبم بود، وقتی همه چراغ‌های محل خاموش شد یه دفعه فضایی که مثل نصف شب ظلمات بود عین دم صبح روشن شده‌بود. ... .
اذون مغرب بود، دم مسجد محل بودم، یه‌دفعه برقها قطع شد و صدای آژیر قرمز تو شهر پیچید. همه شروع کردن به دویدن، بعضیا دسته جمعی به سمت پناهگاه، بعضیا به سمت خونه‌هاشون. منم به سمت خونه دویدم، لبخند روی لبم بود، وقتی همه چراغ‌های محل خاموش شد یه دفعه فضایی که مثل نصف شب ظلمات بود عین دم صبح روشن شده‌بود. همینجوری که به سمت خونه می‌دویدم آسمون نیمه روشن رو نگاه کردم، هواپیماهای عراقی رو تو آسمون دیدم. نمی‌دونم اصلأ آدم می‌تونه تو گرگ و میش دم غروب وقتی داره می‌دوه هواپیماهای جنگنده رو توی آسمون ببینه یا نه، اما خب اون چیزی که می‌دیدم دوتا هواپیما بود که با فاصله خیلی کم از هم پرواز می‌کردن.
حس آرامش داشتم، شاید با یکم دلهره‌ی شیرین، مثل وقتی که سوار ترن هوایی میشی، اما ترس نه، می‌دویدم چون می‌دونستم الآن مامان نگرانم میشه و هول می‌کنه.
ته یه کوچه بن‌بست دوتا در بود که سمت راستی در خونه ما بود و سمت چپی خونه همسایه. در خونه باز بود، رفتم تو، روبروی در ورودی حمامی بود که بین ما و طبقه بالا که صاحبخونه زندگی می‌کرد مشترک بود. سمت راست راهرویی بود که مستقیم می‌رسید به ورودی خونه ما. خونه ما دوتا اتاق تو در تو بود که یه در چوبی از هم جداشون می‌کرد. روبروی در ما سمت چپ توالت بود و سمت راست راه پله که بالا می‌رفت و می‌رسید به خونه مریم خانوم صاحبخونه‌مون.
همینجوری که دستم رو به دیوار گرفته‌بودم که توی اون تاریکی زمین نخورم در رو باز کردم و رفتم تو. سمت چپ یه آشپزخونه کوچیک بود که به یه حیاط نقلی راه داشت. وارد اتاق که شدم صدای دختر نوجوون مریم خانوم رو شنیدم، بعضی وقتا موقع بمبارون پسر و دختر مریم خانوم میومدن پایین.
دخترش دستم رو گرفت و کشید زیر چادرش و چادرش رو کشید رو سر من و خودش. تو اون تاریکی وقتی چادرش رو تکون می‌داد با الکتریسیته‌ای که از اصطکاکش با موهای سرمون درست می‌شد جرقه‌های کوچیکی می‌زد. برای اینکه به خیال خودش حواس من رو از بمبارون پرت کنه و نترسم هی چادرش رو تکون می‌داد و جرقه‌های ریز و رنگ و وارنگی که جلوی چشممون درست می‌شد رو بهم نشون می‌داد و می‌خندید.
(ادامه در کامنت🔻🔻🔻)
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> شیعیان اهل بیت علیهم السلام در روز قیامت رستگار هستند . <span class="emoji emoji1f539"></span> علی بن ابراهیم قمی رضوان الله علیه عالم ...
Media Removed
شیعیان اهل بیت علیهم السلام در روز قیامت رستگار هستند . علی بن ابراهیم قمی رضوان الله علیه عالم و مفسر بزرگ شیعه روایت کرده است که ابو بصیر رحمه الله از امام صادق علیه نقل کرده است که فرمودند: هنگامی که روز قیامت شود حضرت محمد صلی الله علیه و آله را بخوانند و حله سرخ رنگی را بر او بپوشانند و در سمت راست ... 💠 شیعیان اهل بیت علیهم السلام در روز قیامت رستگار هستند
.
🔹 علی بن ابراهیم قمی رضوان الله علیه عالم و مفسر بزرگ شیعه روایت کرده است که ابو بصیر رحمه الله از امام صادق علیه نقل کرده است که فرمودند: هنگامی که روز قیامت شود حضرت محمد صلی الله علیه و آله را بخوانند و حله سرخ رنگی را بر او بپوشانند و در سمت راست عرش بایستد و سپس حضرت ابراهیم علیه السلام را بخوانند و حله سفید بر او بپوشانند و او در سمت چپ عرش بایستد، سپس امیر المومنین علی علیه السلام را بخوانند و حله سرخ رنگی را بر او بپوشانند و بر سمت راست پیامبر صلی الله علیه و آله می‌ایستد؛ سپس حضرت اسماعیل علیه السلام را فرا می‌خوانند و حله سفید رنگی را بر او می‌پوشانند و او در سمت چپ حضرت ابراهیم علیه السلام می‌ایستد. سپس امام حسن علیه السلام را فرا می‌خوانند و حله سرخ رنگی را بر او می‌پوشانند و در سمت راست امیر المومنین علیه السلام می‌ایستد، سپس امام حسين علیه السلام را فرا می‌خوانند و حله سرخ رنگی را بر او نیز می‌پوشانند و در سمت راست امام حسن علیه السلام می‌ایستد، سپس هر یک از ائمه علیهم السلام را فرا می‌خوانند و حله سرخ رنگی را بر آن‌ها می‌پوشانند و هر یک در سمت راست بعد از دیگری می‌ایستد، و سپس شیعیان را فرا می‌خوانند و آن‌ها را در روبروی امامانشان به صف می‌کشند، سپس حضرت فاطمه علیها السلام را با زنان از ذریه و شیعیان آن حضرت را فرا می‌خوانند و بدون حساب وارد بهشت می‌شوند، سپس منادی از میان عرش از جانب خداوند ندا می‌کند: ای محمد چه خوب پدری است پدر تو که او ابراهیم علیه السلام است، و چه خوب برادری است برادر تو که او علی بن ابی طالب علیهما السلام است و چه نوه‌های خوبی هستند نوه‌های تو که آن دو، حسن و حسین علیهما السلام هستند و چه نیکو جنینی بود جنین تو محسن علیه السلام که در شکم مادر شهید شد و چه نیکو امامان راهنما کننده‌ای هستند ذریه تو (که امامان را از امام سجاد علیه السلام تا آخر نام می‌برد) و چه نیکو شیعیانی هستند شیعیان تو؛ همانا محمد و وصی او و دو نوه او و امامان از ذريه او همگی از رستگارانند و سپس به آن‌ها می‌فرماید داخل بهشت شوید و آن فرمایش الهی است که می‌فرماید: پس هر كه را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعا رستگار شده است. 📚 تفسیر القمی، تالیف علی بن ابراهیم قمی، جلد ۱، صفحه ۱۲۸، چاپ موسسه دار الکتاب للطباعة و النشر
.
📃 اسکن روایت
🌐 http://bit.ly/2V8xU7u
📃 پوستر:
🌐 http://bit.ly/2SnQKWj
.
#فضائل_اهل_بیت_از_کتب_شیعه #احادیث_تبری_و_تولی #کتاب_تفسیر_القمی
Read more
ایران‌پوریان: سپاهان فاکتورهای قهرمانی را دارد محمد ایران پوریان می گوید که سپاهان فاکتورهای ...
Media Removed
ایران‌پوریان: سپاهان فاکتورهای قهرمانی را دارد محمد ایران پوریان می گوید که سپاهان فاکتورهای لازم برای کسب عنوان قهرمانی لیگ هجدهم را دارد. به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد، محمد ایران پوریان مدافع راست تیم فوتبال سپاهان در گفتگو با "ورزش سه" در خصوص پیروزی در دربی اصفهان که در دقایق پایانی ... ایران‌پوریان: سپاهان فاکتورهای قهرمانی را دارد

محمد ایران پوریان می گوید که سپاهان فاکتورهای لازم برای کسب عنوان قهرمانی لیگ هجدهم را دارد.
به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد، محمد ایران پوریان مدافع راست تیم فوتبال سپاهان در گفتگو با "ورزش سه" در خصوص پیروزی در دربی اصفهان که در دقایق پایانی سخت و دشوار هم شده بود، اظهار داشت: تیم ما بازی را خیلی خوب شروع کرد و موقعیت هم داشتیم و بهترین استفاده را هم کردیم؛ ولی همه بعد از دو گلی که زدیم، تک تک بازیکنان روی شکم سیری بازی کردیم. البته متاسفانه طبق گفته کارشناسان دو پنالتی برای ما گرفته نشد؛ اگر پنالتی گرفته می شد، دقایق پایانی استرس زا نمی شد ولی بعد از گلی که خوردیم ناخودآگاه تیم عقب نشست ولی خدا را شکر که توانستیم در نهایت بازی را ببریم.
مدافع راست تیم فوتبال سپاهان در مورد عملکرد داوری در دربی اصفهان افزود: من بهتر است در جایگاه بازیکن در این مورد صحبت نکنم؛ در بالا هم که به این موضوع اشاره کردم گفته کارشناسان بود.
محمد ایران پوریان که در دو بازی گذشته خانگی سپاهان هم به وضعیت چمن نقش جهان اعتراض کرده بود، در خصوص تغییر محل برگزاری دیدار خانگی سپاهان و بازی در فولادشهر توضیح داد: خب مطمئنا کیفیت چمن فولادشهر خیلی بهتر از نقش جهان است؛ در نقش جهان حفظ کردن تعادل خودمان هم سخت است. چمن خیلی راحت زیر پا حرکت می کند و مطمئنا کار سخت تر می شود. فکر می کنم در فولادشهر شرایط خیلی بهتر می شود. متاسفانه ولی تنها مشکل این است که هوادارانمان اذیت می شوند.
بازیکن فصل گذشته تراکتورسازی در مورد دلیل جدایی از این تیم پس از سال ها حضور در تبریز در آستانه دیدار با این تیم گفت: والا من چندین سال همانطور که شما گفتید در این تیم بودم و تا آنجا که توانستم برای موفقیت تیم و خوشحالی هواداران زحمت کشیدم. بهتر است حالا دیگر در مورد دلایل جدایی صحبت نکنم. دیگر این اتفاق افتاده و این افتخار نصیبم شد که از یک تیم بزرگ به تیم بزرگ دیگری آمده ام و حالا پیراهن سپاهان را بر تن دارم و سعی می کنم تمام تلاشم را برای موفقیت تیم انجام بدهم.
ایران پوریان در مورد دیدار برابر تراکتورسازی نیز اضافه کرد: مطمئنا بازی خیلی سختی داریم. تیم تراکتور سازی تیم خیلی خوبی دارد. ما در این بازی بزرگ باید بزرگی کنیم. باید هوشیار باشیم و کمترین اشتباه را انجام بدهیم تا در این بازی موفق بشویم.
Read more
من،ته‌نشین شده بودم؛ من و چندده‌نفر دیگر. از میان همهٔ آن‌ها که هنوز دور و بر ضریح می‌چرخیدند و مصرانه دنبال روزنه‌ای بودند تا از میان انبوه آدم‌ها،خودشان را برسانند به امام. ما ته‌نشین‌شده‌ها،گویی زودتر ناامید شده بودیم؛از اینکه به امام راهی باشد،شاید هم خسته بودیم،خسته‌تر از آنکه این‌جا ... من،ته‌نشین شده بودم؛
من و چندده‌نفر دیگر.
از میان همهٔ آن‌ها که هنوز دور و بر ضریح می‌چرخیدند و مصرانه دنبال روزنه‌ای بودند تا از میان انبوه آدم‌ها،خودشان را برسانند به امام.
ما ته‌نشین‌شده‌ها،گویی زودتر ناامید شده بودیم؛از اینکه به امام راهی باشد،شاید هم خسته بودیم،خسته‌تر از آنکه این‌جا هم چونان دنیای بیرون،بخواهیم برای دوست‌داشتنی‌هامان تنه بزنیم،تلاش کنیم،زرنگی کنیم؛گیرم همهٔ خواسته‌مان بوسیدن روی نقره‌فام ضریح باشد.
ما ته‌نشین شده بودیم؛
جایی پایین پای امام
همان‌جا که تا چند وقت پیش‌ترها،یک شیشهٔ قدی شفاف حائل شده بود بین ما و زن‌هایی که بیشترشان مویه‌کنان خود را به ضریح می‌کوبیدند؛انگاری آنکه در میان ضریح هزار سال است به پهلوی راست روبه‌ کعبه خوابیده آزاد است و مایی که این بیرونیم،چونان پرنده‌ای اسیر،ترسان و لرزان از فراخی دنیا می‌کوبیدیم به شبکه‌های ضریح.
هنوز می‌شد این‌چیزها را دید؛از میان نوارهای مات‌کننده‌ای که تولیت جدید،روی آن شیشهٔ حائل کشیده بود و از همهٔ آن زن‌های عاصی طاغی به‌تنگ‌آمده‌ازخویش،نمی‌دیدیم جز باریکه‌ای از پاهای‌شان را که به موج طواف دور ضریح می‌خوردند و پس‌می‌رفتند.
گاه زنی چنان از فرط بی‌تابی و بی‌کسی ناله می‌کرد که این‌سو،مردهایی که غیرتی‌تر به نظر می‌رسیدند یا آن‌ها که این ناله‌ها خلوتشان را برهم‌می‌زد،هیس‌گویان،دعوتش می‌کردند به سکوت،به خویشتنداری.
ما،این پایین اما
بیشتر چشم بودیم و تماشا.مثل مصیبت‌زده‌ای که از فرط گریستن،دیگر نای نالیدن هم ندارد.
ما،یلانی بودیم که گمان داشتیم می‌توانیم از طوفان‌ها بگذریم اما درمانده و درهم‌پیچیده،ازپا افتاده بودیم گوشه رواق،گوشه مضجع.
همچون کودکی‌هامان که در مصاف با قلدرترین‌ها،هرچقدر هم کتک می‌خوردیم،باز در حالی که چشممان پر از اشک بود و گلویمان پر از بغض،غرورمان نمی‌گذاشت پاپس بکشیم،با پشت دست رد اشک و آب‌بینی پاک می‌کردیم و بی‌توجه به انذار تحقیرآمیز دیگران که«بشین بچه می‌زَندِت ها»پیش می‌رفتیم؛تا آن لحظه که مادر،ما را از میان حلقه تماشاگران کتک‌خوردنمان بیرون می‌کشید و زبان به نفرین کتک‌زنندگانمان باز می‌کرد؛دوست داشتیم در آغوشش آرام بگیریم،گریه کنیم؛در آغوش شاهدِ مهربانِ کم‌آوردنمان،ته‌نشین‌شدنمان.
*
حال‌وهوای سربازی را دارم خیره به پیکر رفیق همرزمِ کشته‌شده‌اش؛جامانده میان جبهه خودی و دشمن؛وقتی طوفان جنگ لحظه‌ای می‌خوابد.
برای من،همهٔ روزهای فروردینیِ پس از عید،بوی دلتنگی می‌دهند؛چرا؟نمی‌دانم.
این دلتنگیِ ما کاسه‌پیش‌‌آوردگان پرادعای کتک‌خورده را
چند می‌خرید یا امام رئوف؟
Read more
"فایدهٔ تحریم ها بر علیه ایران" !! تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی را داشت که بدانیم کجای کار ایستاده‌ایم. داشتیم از خودکفایی در تولید"موشک" هوار می‌زدیم که تحریم یادمان انداخت"پوشک" هم نداریم! . از نوشتن برنامه‌های مدیریت جهانی سخن می‌گفتیم،یادمان آمد جوهرِ خودکارهای‌مان ... 💢 "فایدهٔ تحریم ها بر علیه ایران" !! تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی
را داشت که بدانیم کجای کار
ایستاده‌ایم.
داشتیم از خودکفایی در تولید"موشک"
هوار می‌زدیم که تحریم یادمان
انداخت"پوشک" هم نداریم!
.
از نوشتن برنامه‌های مدیریت جهانی
سخن می‌گفتیم،یادمان آمد جوهرِ
خودکارهای‌مان هم وارداتی است!
از هویت ایرانی - اسلامی حرف
می‌زدیم،دیدیم بدنه‌ٔ کارت‌های
هویتی‌مان هم تولید خودمان نیست!
.
در اندیشه‌ٔ رسیدن به "دروازه‌"های
سعادت بشری بودیم،چشم باز کردیم
دیدیم "درِ" آب‌معدنی‌مان را هم داریم
از همسایه‌ها می‌خریم!
قرار بود دلخوش به این نباشیم که
دنیای‌مان آباد می‌شود،
قرار بود آخرت‌مان هم گلستان شود،
یک‌مرتبه دیدیم دیگر دنیایی نداریم
که بواسطه‌اش آخرت را آباد کنیم!
.
خواستیم به"آزادی" برسیم،حالا با
کله‌های خَف‌کرده در پنجه،گرفتار
تأمین کالاهای اساسی مانده‌ایم!
از "آتشبارها"ی‌مان حرف می‌زدیم
که دیدیم مرد شرمنده‌ای در یک ظهر
تابستان شهریور خودش را به "آتش"
کشید!
.
ما ماندیم و شرمی که تا هستیم
قامت راست نتوانیم کرد.
تحریم‌ها یادمان انداخت دنیای ما
دنیای "عربده‌کشی"‌ها با دهان‌های
کف‌کرده نیست.
یادمان انداخت تفاوت است میان
"استقلال" و "انزوا".
.
"ملت مستقل" را نمی‌توان از پهنه‌ٔ
جهان حذف کرد،اما "ملت منزوی"
را می‌توان.
راهی دراز است از "شعار" تا "شعور"!
حالا رسیده‌ایم به انتها.
.
می‌توان با "دالامب و دولومب"‌های
کرکننده‌ٔ ایدئولوژیک ملتی را سال‌ها
اداره و کنترل کرد،اما "اقتصاد"،
ایستگاه آخر است!
.
ملتی که "آزادی" ندارد می‌تواند با
خیال امنیت زندگی کند،اما او که"نان"
در سفره ندارد،مرگ در "خیابان" یا
"خانه" برایش توفیر نمی‌کند!
.
ملتی که چهاردهه به شیطان بزرگ
تف و لعن می‌فرستاد، حالا در صف‌های
طولانی به انتظار خرید یک واحد از
پول این دشمن قداره‌بند است که
مبادا "ریال" کم‌جانش مثل تکه‌یخی
زیر آفتاب ذوب شود.
کوچک شود.
کوچک‌تر شود!
.
سخن از عزت گفتیم،زیاد هم گفتیم؛
اما میان این هیاهوهای گیج‌کننده
یادمان رفت ملتی که "نان" ندارد‌
"عزت" ندارد،"هیچ" ندارد...!!
Read more
<span class="emoji emoji1f49d"></span> #قهرمان ماجرای ما، #ادواردو_آنیلی (تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووانی ...
Media Removed
#قهرمان ماجرای ما، #ادواردو_آنیلی (تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووانی آنیلی که مادرش یک پرنسس یهودی و پدرش ثروتمندترین مرد آن کشور بود) ، افکار متفاوتی با خانواده خود داشت! او باتمام وجود به دنبال #حقیقت عالم میگشت... و بالاخره یک روز آن را در #کتابخانه #دانشگاه ... 💝 #قهرمان ماجرای ما،
#ادواردو_آنیلی (تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووانی آنیلی که مادرش یک پرنسس یهودی و پدرش ثروتمندترین مرد آن کشور بود) ،
افکار متفاوتی با خانواده خود داشت!
او باتمام وجود به دنبال #حقیقت عالم میگشت...
و بالاخره یک روز آن را در #کتابخانه #دانشگاه پیدا کرد!! :
.
ادواردو دانشجوی دکترای فلسفه ادیان در دانشگاه پرینستون نیویورک بود. او انجیل و تورات را خوانده بود، اما قانع نشده بود.
در 20 سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه دانشگاه چشمش به #قرآن افتاده و چند آیه از آن را می‎خواند و احساس می‎کند این نمی‎تواند کلام بشر باشد!
قرآن را کامل می‎خواند وقاطعانه تصمیم می‎گیرد مسلمان شود؛ بدون این‎که نیاز به مشورت با کسی را احساس کند!!…
.
هرچه بیشتر درباره اسلام #مطالعه میکرد، بیشتر بر عمق وجودش اثرمیگذاشت...
.
💖آنجا که پیامبرش گفت:🔶«اگر خورشید را دردست راست و ماه را در دست چپم بگذارید، از #دین خود برنمیگردم!» را با تمام وجود درک کرد....
او #شیعه شد!
شیعه مولایی که فرمود 🔶تمام دنیاى شما درنزد من خوارتر است از آب بینی بزغاله! ( #نهج_البلاغه ، خطبه 3، ص 270) ، 🔶به خدا سوگند این دنیاى شما در چشم من خوارتر (و بى ارزش‏تر) از استخوان بى گوشت خوکى است که در دست بیمارى جذامى باشد!(حکمت 234 ) ، 🔶همانا این دنیاى شما نزد من خوارتر و پست‏تر است از برگى که در دهان ملخى باشد که آن را میجود!!(خطبه 224 )
و...
.
اوبعد از مسلمان شدن از طرف خانواده طرد شد و پسری که پدرش صاحب چندین کارخانه بزرگ اتومبیل سازی جهان بود( #فیات #فراری #لامبورگینی #مازراتی و...) برای رفت و آمدش حتی کرایه تاکسی هم نداشت!!...
.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد و او از طرف خانواده ،
مجبور به #انتخاب شد
نه فقط انتخاب بین #ثروت و عقیده
بلکه انتخاب بین زنده ماندن و عقیده!!....
.
اوتوانسته بود به آنچنان حقیقتی دست یابد که در این راه حتی حاضر به تقیه نشده و پس از تحمل رنج های فراوان(سه بار بستری شدن در تیمارستان مولتی میلیاردرها برای شستشوی مغزی،  #تحریم شدید اقتصادی وتهمت های گوناگون) ، سرانجام توسط یهودیانی که چشم به اموال خاندان آنیلی داشتند و از طرف دیگر #مسلمان و شیعه شدن «تنهاوارث» این خانواده داغی گران بر سینه شان گذاشته بود ، با توطئه ای در 15نوامبر2000 و در سانسور و بایکوت کامل خبری ، غریبانه و مظلومانه به #شهادت رسید و دفن شد؛
ولی برخلاف میل وتصوردشمنانش نام وآوازه اوجهانی شد...
.‌ #شیعه_واقعی
❤️ #شهید_ادواردو_آنیلی
#edoardo_agnelli
#یا_علی
#در_امتداد_غدیر
#باولایت_تاشهادت
.
Read more
Stunning | <span class="emoji emojia9"></span> Peter Zelei چقدر برای عکس ها مینویسید؟ صحنه ای شاهکار از یک خواب عمیق ! وقتی سالها در ...
Media Removed
Stunning | Peter Zelei چقدر برای عکس ها مینویسید؟ صحنه ای شاهکار از یک خواب عمیق ! وقتی سالها در یک خواب حبس میشویم چقدر میتوان در یک عکس صدها قدم جلو بود! از ان عکس هاییست که بیش از چندین دقیقه گرفتارتان میکند بیایید تشریحش کنیم با این عکس میشود بسیار گفتگو کرد معجزه اش این است که خالیست ولی ... Stunning | © Peter Zelei
چقدر برای عکس ها مینویسید؟
صحنه ای شاهکار از یک خواب عمیق ! وقتی سالها در یک خواب حبس میشویم
چقدر میتوان در یک عکس صدها قدم جلو بود!
از ان عکس هاییست که بیش از چندین دقیقه گرفتارتان میکند
بیایید تشریحش کنیم با این عکس میشود بسیار گفتگو کرد
معجزه اش این است که خالیست ولی شما تا چند دقیقه به دنبال جزییات بیشتر خواهید گشت , برای یک عکس سوریال، معجزه ارزشمندیست
و اری این عکس ارزش جستجو را دارد ،خواهشا با یک لایک فقط تمامش نکنید
جا به جایی تصویر از یک قاب خالی به دختری در یک قاب طبیعی (در باز ) و حتا درهایی تو در تو که حس دو اینه روبروی هم را میدهد
فضای مثبت در همان نقطه یک سوم کلاسیک چپ با دخترمان پر شده - بهترین جا برای قرار گیری مدل ،و سه رنگ تکمیل کننده اصلی
و در اخری که نیمه باز و بسته باقی مانده و یک صندلی ناظر غایب
کادری افقی و نگاه انسانی، فضای منفیه بسیار پربار و سکون
سکوت سنگین و نوری که از راست کامل به چپ تابیده
حال ایا مهم است که ان کلاغ طبیعیست یا بعدا اضافه شده ؟
برای یک عکاس سوریال و فاین ارت کاری که با تصاویر دیجیتال نیز کمی سبک خود را پیش میبرد شاید زیاد عیب نباشد !
بازهم بگویم ؟
یک عکس سوریال و کلاسیک!
اری فرا واقعیت ،واقعیتی که شاید وجود داشته باشد !
واقعیتی که شاید در نقطه ای دور به وقوع بپیوندد
در ناخود اگاه ما
و نقطه اوج اثر را فهمیدید ؟
موهای هویجی مدل
این موها راز داستان مارا با ان کلاغ سیاه خواهد ساخت
ایا این یک صحنه ارام و صرفا فاین ارت است ؟
یا ارامش قبل از یک اتفاق مرموز؟
اری شبیه یک کابوس پیجیده است
ارام و ارام قبل از ثبت عکس با چشمان بسته ،سرنوشت مدل را پیش بینی کنید ،او چرا انجاست
با یک عکس خوب و شاید تکراری ولی بسیار زیبا طرف هستیم یا نتوانستید اصلا با او ارتباط برقرار کنید
راستی شما که متن مرا تا انتها خواندید اسیر فضای عکس نشدید ؟
کسی چه میداند شاید امشب خواب این تصویر را دیدیم
چیزی بیش از یک ظهر ترسناک
تنها امید ما رنگی بودنش است؟
تصور سیاه و سفیدش شاید نوید یک برزخ طولانیست
جیزی شبیه به بازی سایلنت هیل
دوباره ببینید ،عمیق تر ،برای همین اینجا جمع شده ایم

اینکه عکاسی نیاز به نوشتن ندارد بحثیست جدا، ما میخواهیم ازتاثیر عکس ها صحبت کنیم

سکوت مخصوصا علاقه مندان حرفه ای من، جایز نیست
لطفا برای عکاسی بنویسید

درود بر دنیای مرموزش

متن از امیر شمس
@amirshamsofficial

#Peterzelei
#Fineartphg
#Color #Nikon #Photography #Photograph
#Girl #Gallery #Fineartphotography
#Amirshams
Read more
. خاطره ای کوتاه از امام موسی صدر : پدرم (دکتر سید محمد علی قائم مقامی تبریزی الحسینی) اینگونه روایت ...
Media Removed
. خاطره ای کوتاه از امام موسی صدر : پدرم (دکتر سید محمد علی قائم مقامی تبریزی الحسینی) اینگونه روایت میکند ؛ برادر بیماری داشتم (سید حسن) که بعدها به رحمت خدا رفت ، برای مداوای او حدود سالهای قبل انقلاب به دستور و سفارش مرحوم پدر (آیت الله سید هادی تبریزی) از نجف عازم جنوب لبنان شدم و نامه ی پدر را ... .
خاطره ای کوتاه از امام موسی صدر :
پدرم (دکتر سید محمد علی قائم مقامی تبریزی الحسینی) اینگونه روایت میکند ؛
برادر بیماری داشتم (سید حسن) که بعدها به رحمت خدا رفت ، برای مداوای او حدود سالهای قبل انقلاب به دستور و سفارش مرحوم پدر (آیت الله سید هادی تبریزی) از نجف عازم جنوب لبنان شدم و نامه ی پدر را به سید موسی صدر رساندم که در آن نامه پدر از سید موسی که در آن وقت رئیس مجلس اعلی شیعی لبنان بودند در خواست معرفی طبیب یا بیمارستانی جهت مداوای اخوی مرحومم مرقوم فرموده بودند .
شبی را در بیروت در منزل سید موسی صدر بیتوته کردم که آن شب سرشار از حکمت و معرفت و خاطره بود ...
در اینجا به نکته ای از آن بسنده خواهم کرد ؛
...
اتفاقا آن شب شهید سید محمد باقر صدر پسرعموی سید موسی نیز که از شاگردان مرحوم پدر بودند با ما همراه بود و ماسه نفر شب را صبح کردیم
...
ابتدای صبح بود که کسی خدمت سید موسی آمد و فریاد میزد بخدا قسم که تو مهدی موعود هستی !!!!
سید موسی بسیار خونسرد ،با کلامی نافذ ، بسیار ساده ، منطقی و با لبخندی ملیح به آن مرد گفت که من مهدی موعود نیستم .... اما آن مرد دست بردار نبود !
سپس سید موسی رو به آن مرد کرد و گفت ای مرد عرب به تو میگویم که من صاحب الزمان عج نیستم و این از دو حالت خارج نیست :
یا راست میگویم ؛ که در این صورت مهدی موعود عج نیستم ...
یا دروغ میگویم ؛ که امام زمان عج دروغ نمیگوید !!! و باز یعنی من مهدی موعود نیستم ....
آن مرد عرب که کاملا جا خورده بود قانع شد و هیاهو و هیجانش خاموش شد و رفت ....
....
اللهم ان کان حیا فزد فی احسانه
و ان کان میتا فترحم علیه
@imammoussasadr
Read more
. کهکشانی که از گاز تهی شده . کهکشان مارپیچی ESO 137-001 در خوشۀ کهکشانی عظیم آبل ۳۶۲۷ قرار دارد ...
Media Removed
. کهکشانی که از گاز تهی شده . کهکشان مارپیچی ESO 137-001 در خوشۀ کهکشانی عظیم آبل ۳۶۲۷ قرار دارد و حدود ۲۲۰ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد. این کهکشان دوردست در این عکس کامپوزیت هابل/چاندرا در پیش زمینۀ ستارگان کهکشان راه شیری به سمت صورت فلکی مثلث جنوبی رویت می شود. همانطور که این کهکشان مارپیچی ... .
کهکشانی که از گاز تهی شده
.
کهکشان مارپیچی ESO 137-001 در خوشۀ کهکشانی عظیم آبل ۳۶۲۷ قرار دارد و حدود ۲۲۰ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد. این کهکشان دوردست در این عکس کامپوزیت هابل/چاندرا در پیش زمینۀ ستارگان کهکشان راه شیری به سمت صورت فلکی مثلث جنوبی رویت می شود. همانطور که این کهکشان مارپیچی با سرعت تقریبی ۷ میلیون کیلومتر بر ساعت حرکت می کند، گاز و غبارش از بین می روند و فشار برخورد با محیط درون خوشه‌ای داغ و ظریف این کهکشان بر گرانش آن غلبه می کند. .
.
خوشه‌های ستاره‌ای درخشان که در داده‌های نور مرئی هابل مشخص هستند در رگه‌های آبی رنگ ماده تشکیل شده‌اند. داده‌های پرتو ایکس تلسکوپ چاندرا میزان گازِ داغِ از بین رفته را به شکل دنباله‌هایی به رنگ آبی تیره و منتشر شده نشان می دهد که بیش از ۴۰۰ هزار سال نوری در سمت راست پایین عکس وسعت دارند. از بین رفتن غبار و گاز باعث می شود تشکیل ستارۀ جدید برای این کهکشان دشوار باشد. یک کهکشان بیضوی زرد رنگ که فاقد گاز و غبار تشکیل دهنده ستاره است نیز درست در سمت راست ِ کهکشان ESO 137-001 قرار دارد.
.
ترجمه: سحر الله‌وردی/ سایت بیگ بنگ
.
منبع: apod
Read more
 #تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی را داشت که بدانیم کجای کار ایستاده‌ایم. داشتیم از خودکفایی در ...
Media Removed
#تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی را داشت که بدانیم کجای کار ایستاده‌ایم. داشتیم از خودکفایی در تولید #موشک هوار می‌زدیم که تحریم یادمان انداخت #پوشک هم نداریم. از نوشتن برنامه‌های مدیریت جهانی سخن می‌گفتیم، یادمان آمد جوهر خودکارهای‌مان هم وارداتی است. از هویت ایرانی - اسلامی حرف می‌زدیم، ... #تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی را داشت که بدانیم کجای کار ایستاده‌ایم.
داشتیم از خودکفایی در تولید #موشک هوار می‌زدیم که تحریم یادمان انداخت #پوشک هم نداریم.
از نوشتن برنامه‌های مدیریت جهانی سخن می‌گفتیم، یادمان آمد جوهر خودکارهای‌مان هم وارداتی است.
از هویت ایرانی - اسلامی حرف می‌زدیم، دیدیم بدنه‌ی کارت‌های هویتی‌مان هم تولید خودمان نیست.
در اندیشه‌ی رسیدن به "دروازه‌"های سعادت بشری بودیم، چشم باز کردیم دیدیم "در" آب‌معدنی‌مان را هم داریم از همسایه‌ها می‌خریم.
قرار بود دلخوش به این نباشیم که دنیای‌مان آباد می‌شود، قرار بود آخرت‌مان هم گلستان شود، یک‌مرتبه دیدیم دیگر دنیایی نداریم که به‌واسطه‌اش آخرت را آباد کنیم.
خواستیم به #آزادی برسیم، حالا با کله‌های خَف‌کرده در پنجه ،گرفتار تامین کالاهای اساسی مانده‌ایم.
از "آتشبارها"ی‌مان حرف می‌زدیم که دیدیم مرد شرمنده‌ای در یک ظهر تابستان شهریور خودش را به "آتش" کشید. ما ماندیم و شرمی که تا هستیم قامت راست نتوانیم کرد.
تحریم‌ها یادمان انداخت دنیای ما دنیای عربده‌کشی‌ها با دهان‌های کف‌کرده نیست. یادمان انداخت تفاوتی است میان "استقلال" و "انزوا". ملت مستقل را نمی‌توان از پهنه‌ی جهان حذف کرد، اما ملت منزوی را می‌توان.
راهی دراز است از "شعار" تا "شعور."
حالا رسیده‌ایم به انتها. می‌توان با دالامب و دولومب‌های کرکننده‌ی ایدئولوژیک ملتی را سال‌ها اداره و کنترل کرد، اما "اقتصاد"، ایستگاه آخر است. ملتی که آزادی ندارد می‌تواند با خیال امنیت زندگی کند، اما او که نان در سفره ندارد، مرگ در "خیابان" یا "خانه" برایش توفیر نمی‌کند.
ملتی که چهاردهه به شیطان بزرگ تف و لعن می‌فرستاد، حالا در صف‌های طولانی به انتظار خرید یک واحد از پول این دشمن قداره‌بند است که مبادا ریال کم‌جانش مثل تکه‌یخی زیر آفتاب ذوب شود. کوچک شود. کوچک‌تر شود.
سخن از عزت گفتیم، زیاد هم گفتیم. اما میان این هیاهوهای گیج‌کننده یادمان رفت ملتی که نان ندارد‌ عزت ندارد، هیچ ندارد ...
Read more
<span class="emoji emoji1f3b5"></span><span class="emoji emoji1f3b6"></span> در هفته های اخیر ، اعلام لغو کنسرت سی و اعلام آمادگی برای کنسرت خیابانی از سوی " همایون شجریان " واکنشهای ...
Media Removed
در هفته های اخیر ، اعلام لغو کنسرت سی و اعلام آمادگی برای کنسرت خیابانی از سوی " همایون شجریان " واکنشهای متعدد و متفاوتی از سوی گروه های مختلف جامعه را در پی داشته است . به نظر میرسد توضیح در مورد بعضی نکات و اطلاع رسانی در مورد بعضی ناگفته ها ضروری ست. لطفا عکس ها را ورق بزنید و توضیحات هرکدام را ... 🎵🎶
در هفته های اخیر ، اعلام لغو کنسرت سی و اعلام آمادگی برای کنسرت خیابانی از سوی " همایون شجریان " واکنشهای متعدد و متفاوتی از سوی گروه های مختلف جامعه را در پی داشته است .
به نظر میرسد توضیح در مورد بعضی نکات و اطلاع رسانی در مورد بعضی ناگفته ها ضروری ست.
لطفا عکس ها را ورق بزنید و توضیحات هرکدام را مطالعه کنید.
عکس اول :
در عکس سمت راست خبرگزاری ایسنا اعلام میکند که "همایون شجریان "دومین بار است که در این پنج سال، پیشنهاد کنسرت خیابانی را مطرح می کند.
ودر عکس سمت چپ که مربوط به نشست خانه ی موسیقی برای برگزاری فستیوال موسیقی تهران است، "همایون شجریان در پاسخ به سوالی که در مورد کنسرت خیابانی مطرح می شود، اعلام می کند که من هنوز سر حرف خود هستم و برای برگزاری کنسرت خیابانی اعلام آمادگی می کنم . همچنین در مراسم رونمایی از آلبوم چه آتشها " که در شرکت فرهنگی- هنری دل آواز و با حضور "علی قمصری "و جمعی از خبرنگاران برگزار شد، "همایون شجریان " باردیگر تصمیمش مبنی بر اجرای کنسرت خیابانی را می کند.توجه هموطنانم را به دونکته در این عکس جلب می کنم :
۱. تاریخ این خبر که مربوط به سال ۹۳ می باشد
۲. سوالی که در مورد کنسرت خیابانی از همایون شجریان میشود و پاسخ ایشان و این یعنی قبل از این تاریخ هم درخواست برگزاری کنسرت خیابانی از سوی همایون شجریان مطرح شده بود.

عکس دوم :
بلافاصله بعد از پیشنهاد کنسرت خیابانی از سوی"همایون شجریان"دفتر موسیقی و خانه ی موسیقی برای پیگیری طرح اعلام آمادگی می کنند و کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر هم از این پیشنهاد استقبال کرده و قول پیگیری و همکاری برای اجرای این پیشنهاد داده می شود و جلسه ای در روز ۱۰ مرداد با حضور مسوولین مربوطه و همایون شجریان در شهرداری تشکیل و قول های مساعد برای همکاری مجددا تکرار می شود.

عکس سوم :
آقای علی ترابی مدیر کل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مصاحبه ای اعلام می کنند که "همایون شجریان" بعد از پیشنهاد کنسرت خیابانی دو نامه برای آنها می نویسد و پیگیر برگزاری این کنسرت می شود و این نشان از تصمیم جدی ایشان برای انجام این کار دارد.

عکس چهارم :
خبرگزاریها با انتشار عکسی از" همایون شجریان" اعلام می کنند که مجوز کنسرت خیابانی صادر شد.

عکس پنجم : "همایون شجریان" تا این لحظه هیچ مجوزی برای برگزاری کنسرت خیابانی دریافت نکرده است.
#همایون
#همایون_شجریان
#استاد_همایون_شجریان
#کنسرت_خیابانی
#homayounshajarian
#homayoun_shajarian
Read more
 #تراژدی_دموکراسی_در_ایران [جلد دوم] #عماد_الدین_باقی #قتلهای_زنجیره_ای #وزارت_اطلاعات ...
Media Removed
#تراژدی_دموکراسی_در_ایران [جلد دوم] #عماد_الدین_باقی #قتلهای_زنجیره_ای #وزارت_اطلاعات #جمهوری_اسلامی ماجرای «مهدی نحوی» که بمب گذاری حرم امام رضا را به او نسبت دادند نيز نشانگر چهره مخوف و ضد انسانی وزارت اطلاعات است که زندانی های موجود را عاملان قتل ها و بمب گذاری هايی معرفی می کرد ... #تراژدی_دموکراسی_در_ایران [جلد دوم]
#عماد_الدین_باقی
#قتلهای_زنجیره_ای #وزارت_اطلاعات #جمهوری_اسلامی
ماجرای «مهدی نحوی» که بمب گذاری حرم امام رضا را به او نسبت دادند نيز نشانگر چهره مخوف و ضد انسانی وزارت اطلاعات است که زندانی های موجود را عاملان قتل ها و بمب گذاری هايی معرفی می کرد که خود آن را انجام داده بود. « با توجه به فرضيه قريب به واقع زندانی بودن مهدی نحوی می توان گفت که وی در طی اين مدت تحت فشار و شکنجه برای اعتراف به انفجار حرم امام رضا قرار گرفته است. بديهی است فردی که روح او از ماجرا بی اطلاع بوده به آسانی تن به چنين اعترافی نمی دهد ، به ويژه اگر عِرقِ مذهبی داشته باشد و از طرف ديگر می داند با چنين اعترافی ، حکم مرگ خويش را امضا خواهد کرد. سرانجام پس از نا اميد شدن از کسب اين اعتراف بايد سناريو را به گونه ای ديگر اجرا کرد. مهدی نحوی با اتومبيل افراد سعيد امامی به تهرانپارس در يکی از شلوغ ترين نقاط که ايستگاه مسافران نيز هست آورده می شود تا عده زيادی از مردم تهران شاهد باشند. به او يک قبضه کلت کمری خالی از فشنگ داده و چنين فريب داده می شود که می خواهند او را فراری دهند. مهدی نحوی جوان بی تجربه ای که گمان می کند فرشته نجات به سراغ او آمده است با خيالی خام از اتومبيل بيرون فرستاده می شود. او چون محکوم گريز پا به سوی سرنوشتی نامعلوم اما به اميد رهايی و بی خبر از سناريوی طراحی شده شتابان می دود. چند لحظه بعد مأموران از اتومبيل بيرون آمده و فرمان ايست می دهند. نحوی همچنان شتابان می دود ، اما گلوله ها امان نمی دهند. او نقش بر زمين می شود و در حالی که عده زيادی از مردم شاهد بودند که او در حال فرار و مأموران در حال تعقيب بودند و به او ايست دادند اما فرد فراری که اسلحه ای هم نزد خود داشت تسليم نشد و هدف قرار گرفت.
شب همان روز در اخبار سراسری صدا و سيما گفته شد که عده زيادی از مردم شاهد اين درگيری بوده اند. ماجرا به اندازه ای طبيعی بود که هيچکس به ساختگی بودن سناريوی نحوی ترديد نمی کند »

تحليل باقی اين نيست که جناح راست گرداننده اين جنايات است. او معتقد است که : « گروه کارگردان اين خشونت ها از جناح راست مستقل بوده و جناح راست در واقع ذينفع اين عمليات بوده است. قاتلان هميشه احساس می کردند پشتوانه ای به نام جناح راست دارند. جناح راست طراح و کارگردان نبود ، ولی چون ذينفع بود و منافع مشترکی بين اين دو گروه وجود داشت ، نمی توان آنها را از هم تفکيک کرد
Read more
گفت ؛ چرا موهاتو کوتاه نمیکنی راحت شی؟ خندیدم گفتم اخه حسام موهای کوتاه دوست نداره! قیافه‌شو کج ...
Media Removed
گفت ؛ چرا موهاتو کوتاه نمیکنی راحت شی؟ خندیدم گفتم اخه حسام موهای کوتاه دوست نداره! قیافه‌شو کج و کوله کرد و گفت ؛ وااااا، چه ربطی به اون داره؟ تو ازادی هرکاری دلت میخواد بکنی! سکوت کردم. راستشو بخواید ناراحت شدم. از اینکه وقتی کسی از رابطه من و همسرم، توافق‌ها و نظراتمون خبر نداره چرا باید به ... گفت ؛ چرا موهاتو کوتاه نمیکنی راحت شی؟
خندیدم گفتم اخه حسام موهای کوتاه دوست نداره!
قیافه‌شو کج و کوله کرد و گفت ؛ وااااا، چه ربطی به اون داره؟ تو ازادی هرکاری دلت میخواد بکنی!
سکوت کردم.
راستشو بخواید ناراحت شدم.
از اینکه وقتی کسی از رابطه من و همسرم، توافق‌ها و نظراتمون خبر نداره چرا باید به خودش اجازه اظهار نظر کنه؟..
نه من و نه حسام منکر ازادی و احترام همدیگه تو زندگی نیستیم. ما از روز اول بهم قول دادیم که با ازدواجمون مانع اهداف و ارزوهای هم نشیم، به ازادی هم، به روابط و نظرات هم احترام بذاریم و تلاشی برای تغییر دادن همدیگه نکنیم.
حالا وقتی همسر من تو ده مورد به نظر من احترام میذاره، وقتی میدونم دلش میخواد من یه کاری رو انجام بدم، لازم نیست برای ثابت کردن اینکه من یه ادم ازادم، باهاش لج کنم!
من اسم این کار رو احترام میذارم. احترام به کسی که دارم ازش بابت انتخاب‌هام احترام میگیرم و اهمیت دادن به نظرش نه تنها ازادی و استقلال منو زیر سوال نمیبره، بلکه نشون میده من در کمال استقلال و ازادی انسانیم، انقدر متعادل هستم که بتونم به نظر کسی که شریک زندگی منه، احترام بذارم و از عمل کردن بهش خوشحال هم باشم.
حالا سوالم اینجاست که چطور یکی به خودش این اجازه رو میده که واسه زندگی من نسخه بپیچه و به این فکر نمیکنه شاید اون یه جمله تو ذهن من تاثیر بذاره و نظر من رو عوض کنه و من حس کنم شاید راست میگه! شاید من نباید به نظرش احترام بذارم!
به نظر من اختلاف های بزرگ یه زندگی از همین جاها شروع میشه. از اینکه به دوست و اشنا اجازه میدیم راجع به زندگیمون و رابطه‌مون با همسرمون نظر بده.. حتی اگه بار اول هم اهمیت ندیم این نظرات کم کم ممکنه تو ذهن ما تاثیر میذاره، بهونه میشه غرغر میشه!..و در نهایت میشه اختلاف و جر و بحث و ادامه ی ماجرا!..
خلاصه که حرفم دو تاست.
اینکه یاد بگیریم در مورد زندگی کسی نظر ندیم. اینکه یه نفر با همسرش چطوری تا میکنه فقط به خودشون دو نفر بستگی داره.
و اینکه اجازه ندیم حتی نزدیکترین ادمای زندگیمون، دوست و اشنا و فامیل و ارایشگر و همسایه و همکار و .. در مورد زندگیمون و روابطمون نظری بدن، چون قطعا چیزهایی توی زندگی هست که فقط ما و همسرمون ازش خبر داریم و هیچ کس بجز خودمون هم نمیتونه درموردش نظر بده.⭐️
.
و من هم یاد گرفتم بدونم از این به بعد چطوری برخورد کنم که کسی به خودش این اجازه رو نده!
.
📸: @molim3karbalaei 💋
Read more
این‌طوری شروع می‌کنم چون مارگزیده‌ام و می‌‌دانم مریدان و "شاگردان" با ديدن نامم پاي اين نوشته همه ...
Media Removed
این‌طوری شروع می‌کنم چون مارگزیده‌ام و می‌‌دانم مریدان و "شاگردان" با ديدن نامم پاي اين نوشته همه چيز را به همین بحث کهنه و پوچ تقلیل خواهند داد؛ پس خوب دقت کنید: صحبت بر سر شعر، غزل، "غزل پست‌مدرن" يا عناوین "اول"، "پدر"، "بنيانگذار" و مزخرفات مشابه نيست، صحبت بر سر شرافت، انسانیت، اخلاق حرفه‌ای، ... این‌طوری شروع می‌کنم چون مارگزیده‌ام و می‌‌دانم مریدان و "شاگردان" با ديدن نامم پاي اين نوشته همه چيز را به همین بحث کهنه و پوچ تقلیل خواهند داد؛ پس خوب دقت کنید: صحبت بر سر شعر، غزل، "غزل پست‌مدرن" يا عناوین "اول"، "پدر"، "بنيانگذار" و مزخرفات مشابه نيست، صحبت بر سر شرافت، انسانیت، اخلاق حرفه‌ای، راست‌گویی و... است و اگر کافی نیست من رسما اعلام می‌کنم هیچ نقشی در غزل، پست‌مدرنیسم، شعر از هر نوع و... نداشته و اصلا سواد خواندن نوشتن ندارم و‌ این سطرها را هم همین حالا جلوی دادگستری به عریضه‌نویسی دیکته می‌کنم؛ موضوع دفاع از شرافت است و این که با همه‌ی مارگزیدگی وجدانم اجازه نمی‌دهد دربرابر دروغ و بی‌شرمی آشکار سکوت کنم؛ جناب سیدمهدی موسوی در مصاحبه با محمدتنگستانی در توضیح چگونگی به شهرت رسیدنش به همه‌ چیز اشاره می‌کند جز حقیقت؛ جز تاثیر شاهین نجفی، چه زمانی که مهدی موسوی را به جامعه معرفی کرد و با خواندن کارهایش باعث مطرح شدن نام او شد‌ و مدتها از او حمایت‌ کرد و چه زمانی که ايشان به واسطه‌ی همین همکاری "بازداشت" شد و چه زماني كه به واسطه‌ی اختلاف نظر در شبکه‌های اجتماعی بازار حاشیه داغ بود و این بار دشمنی شاهین می‌توانست موضوعی برای جلب توجه باشد... آدم باید خودش را در کوچه‌ی علی چپ واقعا گم‌‌و‌گور کرده باشد که بتواند نقش شاهین نجفی در به شهرت رسیدن مهدی موسوی را ندیده بگیرد یا انکار کند؛ شاید از انتهای همان کوچه‌ بود که استاد توانست با نگاهی چنان سرشار از تحقیر به مجموعه‌ی ازازیل نگاه کند و طوری در توصیف آن بنویسد که انگار به نقاشی بچه‌ی همسایه آفرین می‌گوید... و برای همین نمی‌توان بیشتر از این سکوت کرد، چرا که سکوت در برابر رفتارهای زشت قبلی همیشه به رفتارهای زشت‌تر انجامیده و گویی این موجودات عادت دارند تا زمانی که به زمینی سفت نرسیده‌اند به گل‌افشانی ادامه دهند؛ شاهین نجفی سکوت کرده و روشن‌ است چرا نمی‌تواند از خودش دفاع کند، همین سکوت‌کردن را سخت‌تر می‌کند و مارگزیده‌ای چون مرا مجبور می‌کند آب در خوابگه مورچگان ریخته، یادآوری کنم: با وجود اکثریت داشتن دروغ‌گویان و فریب‌کارانی چون شما در دوران احمدي‌نژادها و روحانی‌ها و ترامپ‌ها...، هنوز اقليتي هستند كه با سيلي حقيقت بيدارتان كنند و به یادتان بیاورند در آینه به خود نگاهی بیندازید.

هومن عزیزی
.
لینک مصاحبه در کانال محمدتنگستانی:
@mohammad__tangestani
.
تصویر: خزندگان و دوزيستان در بيت رهبري...
Read more
. اشتباهات مهم در تمرینات سرشانه صاف کردن کامل دستها در نشر طرفین نشر طرفین که سر میانی دلتوئید را هدف قرار می دهد باید با کمی خمیدگی در آرنج ها انجام شود. مشکل زمانی رخ می دهد که آرنج ها در طول حرکت در موقعیت ثابت حفظ نمی شوند. اغلب کسانی را که آرنج خود را در پایین دامنه به اندازه ۹۰ درجه خم می کنند ... .
اشتباهات مهم در تمرینات سرشانه

صاف کردن کامل دستها در نشر طرفین

نشر طرفین که سر میانی دلتوئید را هدف قرار می دهد باید با کمی خمیدگی در آرنج ها انجام شود. مشکل زمانی رخ می دهد که آرنج ها در طول حرکت در موقعیت ثابت حفظ نمی شوند. اغلب کسانی را که آرنج خود را در پایین دامنه به اندازه ۹۰ درجه خم می کنند ولی در بالای دامنه دستها را به طور کامل صاف می کنند. به خصوص وقتی حرکت را به صورت تک دست و با سیم کش انجام می دهند.

صاف کردن کامل دستها از طریق باز شدن کامل آرنج صورت می گیرد و مسئولیت این عمل بر عهده سه سر پشت بازوست نه سر شانه. در واقع نمی توانید دستها را در طول حرکت خم و راست کنید مگر اینکه عضلات بازو را هم وارد کار کنید و این به معنای کاهش فشار بر عضلات دلتوئید خواهد بود. بنابراین در تمام طول اجرای خمیدگی کمی را در آرنج ها حفظ کنید.

استفاده از وزنه های بیش از اندازه در پرس سرشانه از پشت

اجرای حرکات پرسی با وزنه های سنگین اشتباه نیست. در واقع از این طریق است که می توانید بر سایز و قدرت شانه های خود بیفزایید. ولی وقتی از حداکثر وزنه برای تکرارهای بسیار کم استفاده می کنید به پرس سر شانه از جلو که طی آن هالتر را به سمت جلو صورت پایین می آورید اکتفا کنید. بدنساز آماتور و متخصص طب ورزشی گوییلرمواسکالانت هشدار می دهد:”وقتی هالتر را پایین می آورید ، دلتوئیدها در موقعیت کشش کامل قرار می گیرند و در عین حال در ضعیف ترین موقعیت خود هستند .

بیشترین ریسک آسیب سرشانه در هر ورزشی زمانی رخ می دهد که شانه به سمت خارج قرار گرفته و چرخش خارجی دارد( در پرس شانه از پشت هم، مفصل شانه در چنین موقعیتی قرار می گیرد) در چنین شرایطی استفاده از مقاومت یا وزنه خیلی زیاد می تواند به پرگی عضله بیانجامد” اگرچه مفاصل برخی از بدنسازان جوانتر می تواند قابلیت ارتجاعی بیشتری داشته باشد ، برای بسیاری دیگر ریسک آسیب، جدی است. بنابراین در پرس سر شانه از پشت ، وزنه را در حد متوسطی حفظ کنید.

صاف کردن کامل دست ها در طول حرکات دلتوئید پشتی

مشابه همان اشتباهی که در مورد سوم و برای نشر طرفین ذکر شد ، به طور مکرر در حرکات مربوط به دلتوئید پشتی هم دیده می شود، در انواع نشر خم با دمبل و سیم کش. وقتی آرنج ها را باز می کنید ، یک حرکت خوب برای دلتوئید پشتی را به حرکتی برای پشت بازو بدل می کنید. باز هم کلید اجرای صحیح این قبیل حرکات این است که دستهای خود را در تمام دامنه حرکت در طول ست در موقعیت کمی خمیده حفظ کنید. اگر نتوانستید به این مسئله پای بند باشید بهتر است برای شروع با دستگاه پک دک معکوس شروع کنید ،
Read more
قلعه‌نویی بدون شماره 10 مشکل سپاهان را حل کرد امیرقلعه نویی در فصل هجدهم برتر موفق شده با تغییر سیستم، ...
Media Removed
قلعه‌نویی بدون شماره 10 مشکل سپاهان را حل کرد امیرقلعه نویی در فصل هجدهم برتر موفق شده با تغییر سیستم، مشکل سپاهانی ها پس از خداحافظی محرم نویدکیا را رفع کند. به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد و به نقل از "ورزش سه"، هفته هشتم رقابت های لیگ شانزدهم بود که محرم نویدکیا علیرغم مخالفت احسان حاح صفی ... قلعه‌نویی بدون شماره 10 مشکل سپاهان را حل کرد

امیرقلعه نویی در فصل هجدهم برتر موفق شده با تغییر سیستم، مشکل سپاهانی ها پس از خداحافظی محرم نویدکیا را رفع کند.
به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد و به نقل از "ورزش سه"، هفته هشتم رقابت های لیگ شانزدهم بود که محرم نویدکیا علیرغم مخالفت احسان حاح صفی از دنیای حرفه ای فوتبال خداحافظی کرد، چون فکر می کرد که نمی تواند با توجه به مصدومیت کهنه ای که دارد، به تیم محبوب خود کمک کند.
در آن مقطع عبدالله ویسی هدایت تیم سپاهان را برعهده داشت و مشکل عدم وجود یک هافبک بازیساز همراه این تیم بود تا اینکه سرور جپاروف برای نیم فصل به این تیم پیوست و به خصوص در زمان حضور کرانچار به خوبی توانست نقش خود را به عنوان یک هافبک بازیساز در تیم ایفا کند.
در پایان فصل اما جپاروف با سماجت منصوریان از سپاهان جدا شد و علیرغم اصرار کرانچار برای حفظ او به استقلال بازگشت.
لیگ هفدهم با عدم حضور یک پلی میکر (بازیساز) برای سپاهان خاتمه یافت و در فصل جاری بسیاری انتظار داشتند که حل این مشکل در اولویت های فنی قلعه نویی قرار داشته باشد و به همین دلیل هم بود که قلعه نویی برای به خدمت گرفتن ولادیمیر کومان و بختیار رحمانی اقدام کرد.
با این حال در این بین قلعه نویی روش دیگری را برای حل این مشکل برای سپاهان در نظر گرفت؛ تفکری که تا بدین جای فصل به خوبی توانسته انتظارات قلعه نویی و هواداران سپاهان را برآورده کند.
در واقع سرمربی سپاهان در سیستم خود به بازیکن شماره 10 اعتقادی ندارد و این وظیفه میان بازیکنان خط میانی تیم تقسیم شده است.
در خط میانی سپاهان که معمولا 5 بازیکن حضور دارند، مهدی کیانی به عنوان مهره کلیدی و برقرار کننده ارتباط خط دفاعی و خط میانی به شمار می رود و یک خط جلوتر از این بازیکن نیز دو وینگر چپ و راست یعنی محمدی و انصاری حضور دارند که در میانه میدان توسط محمد کریمی سجاد شهباززاده حمایت می شوند. 
کریمی و شهباززاده که خصوصیات متفاوتی دارند، در واقع همان شماره 10 تیم به شمار می روند. کریمی بازیکنی فانتزی تر نسبت به شهباززاده به شمار می رود و سجاد هم برتری فیزیکی در میانه میدان ایجاد می کند تا با حضور حداکثری و اضافه شدن وینگرها و کیانی، جنگ های میانه میدان به سود سپاهانی ها خاتمه یابد. این دو بازیکن حالا دو مهره تاثیرگذار سپاهان هستند و برای توصیف هماهنگی آنها همین موضوع کافی است که بدانید دو گل شهباززاده در لیگ برتر روی پاس های محمد کریمی به دست آمده است.
Read more
 #محرم_یعنی #امام_حسین_یعنی #زیارت_حسین_یعنی . . از امام باقر(علیه السلام) چنین نقل شده ...
Media Removed
#محرم_یعنی #امام_حسین_یعنی #زیارت_حسین_یعنی . . از امام باقر(علیه السلام) چنین نقل شده است: اگر مردم می‌‏دانستند که در زیارت قبر حسین بن على(علیه السلام) چه اجر و ثوابى است، حتماً از شوق و ذوق قالب تهى می‌کردند و به خاطر حسرت نَفَس‌‏هایشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد. #راوى می‌‏گوید ... #محرم_یعنی
#امام_حسین_یعنی
#زیارت_حسین_یعنی
.
.
از امام باقر(علیه السلام) چنین نقل شده است:
اگر مردم می‌‏دانستند که در زیارت قبر حسین بن على(علیه السلام) چه اجر و ثوابى است، حتماً از شوق و ذوق قالب تهى می‌کردند و به خاطر حسرت نَفَس‌‏هایشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد.
#راوى می‌‏گوید گفتم: در زیارت آن‌حضرت چه اجر و ثوابى است؟!
حضرت فرمودند: کسى که از روى شوق و ذوق به زیارت آن‌حضرت رود خداوند متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برایش می‌‏نویسد، اجر و ثواب هزار شهید از شهدای جنگ بدر، اجر هزار روزه‌‏دار، ثواب هزار صدقه قبول شده، ثواب آزاد نمودن هزار بنده که در راه خدا آزاد شده باشند برایش منظور می‌‏شود و پیوسته در طول ایام سال از هر آفتى که کمترین آن شیطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته کریمى را بر او موکّل کرده که وى را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زیر قدم، نگهدارش باشد. اگر در اثناء سال فوت کرد فرشتگان رحمت الهى بر سرش حاضر شده و او را غسل داده، کفن نموده، برایش استغفار و طلب آمرزش کرده، تا قبرش مشایعتش نموده و به مقدار طول شعاع چشم در قبرش وسعت و گشایش ایجاد کرده و از فشار قبر در امانش قرار داده و از خوف و ترس دو فرشته منکر و نکیر بر حذرش می‌‏دارند و برایش درى به بهشت می‌گشایند و کتابش را به دست راستش می‌‏دهند و در روز قیامت نورى به وى داده می‌‏شود که بین مغرب و مشرق از پرتو آن روشن می‌‏گردد و منادى نداء می‌کند:
این کسى است که از روى شوق و ذوق امام حسین(علیه السلام) را زیارت کرده، و پس از این نداء، احدى در قیامت باقى نمی‌ماند مگر آن‌که تَمنّا و آرزو می‌‏کند که کاش از زوّار حضرت ابا عبد اللَّه الحسین(علیه السلام) می‌بود.
.
(به شرط اینکه اون شخص ظالم نباشه)
.
#
#
از خدا و اهل بیت بخواین که روزیتون کنه... همین‌جا دعا کن ان شاءالله اربعین قسمتت بشه... #
# دعات که مستجاب شد تو همین پیج بگو😊
#
#
#
#
# (منبع: ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، محقق، مصحح، امینی، عبد الحسین، ص 142- 143، نجف اشرف، دار المرتضویة، چاپ اول، 1356ش؛ کامل الزیارات، ترجمه، ذهنى تهرانى، محمد جواد، ص 469، تهران، پیام حق، چاپ اول، 1377ش.) #التماس_دعااا
#اللهم_عجل_الولیک_الفرج
#کپی_با_ذکر_صلوات_آزاد
#غم_دوری_از_حسین_دیوونم_کرده
#خدا #عشق #حسین #محرم #کبوتر_حرم #دوست
Read more
. آن کارگردان هنری و مولف، آن با هر نوع کار بد مخالف، آن صاحب اثر فاخر «آن دو احمق» یا همان «مزاحمت»، ...
Media Removed
. آن کارگردان هنری و مولف، آن با هر نوع کار بد مخالف، آن صاحب اثر فاخر «آن دو احمق» یا همان «مزاحمت»، آن فیلم‌هایش عصاره علوم و حکمت، آن پدر سینمای مینیمالیستی ایران، آن به حقیقت جماعتی را کرده حیران، «ادوارد دی وود» وطنی، در لایوهایش درس‌هایی آموختنی، آنکه هیچ وقت نساخت از این فیلم‌های الکی، شیخنا ... .
آن کارگردان هنری و مولف، آن با هر نوع کار بد مخالف، آن صاحب اثر فاخر «آن دو احمق» یا همان «مزاحمت»، آن فیلم‌هایش عصاره علوم و حکمت، آن پدر سینمای مینیمالیستی ایران، آن به حقیقت جماعتی را کرده حیران، «ادوارد دی وود» وطنی، در لایوهایش درس‌هایی آموختنی، آنکه هیچ وقت نساخت از این فیلم‌های الکی، شیخنا و مولانا استاد اعظم، ایرج ملکی (حفظ‌ا... دکوپاژه العزیز) از نوادر شیوخ دوران بود و او را کرامات مشهور است و مریدان بسیار داشت که خود را «ملکیتی» می‌خواندند و آدم بدهای داستانش به جای «خداحافظ» می‌گفتند: «بای» و موسیقی در آثارش حرف اول را می‌زد و چون کسی آزارش می‌داد، تشرش را به سمت او پرتاب می‌کرد. رحمه‌ا... علیه.
.
ستایشِ کسی که خلقی مشعوف و سرگردان اویند، چگونه در قلم من راست آید؟ که ایرج از بزرگان بود و حال مهتران را کهتران ندانند. وصفش در کلام من نیاید که موصوف به کلام شیوخ کبیر است. در منزلت مقام او همین بس که خواجه گوید در مسیری با شیخ اسپیلبرگ می‌رفتیم. گاه می‌ایستاد و رو به سوی ایران می‌کرد و زیر لب چیزی می‌گفت و برخود می‌لرزید. تا اینکه کف و خون قاطی کرد و بر زمین افتاد و از هوش بشد. چون به خود آمد،گفتند: «یا شیخ این چه حالت بود؟» گفت: «در عالم شهود ایرج را دیدم که دست به دوربین برده بود تا فیلم «ورود ممنوع» را بسازد. هر بار که قابی می‌بست بر خود می‌لرزیدم از این همه مهارت که داشت». گفتند: «آن از هوش شدن چه بود؟». گفت: «آن صحنه تصادف آخر فیلم بود» و دیگر هیچ نگفت.
.
نقل است که در کمدی سرآمد دوران خویش بود و در طنازی بدان درجه بود که چون لطیفه تعریف می‌کرد، مریدان از وسط به دو نیم می‌شدند و دوباره به هم می‌پیوستند و دوباره منقطع می‌شدند و باز از هم می‌گسستند و این بود تا هفتاد نوبت. از رابین ویلیامز نقل است که می‌گفت: «اگر بیم آن نداشتم که نسل انسان از شدت خنده هلاک گشته و منقرض شود، همه اسرار لطیفه‌های ایرج با شما باز می‌گفتم». از شیخ باستر کیتون نقل است که روزی در مجلسی با جمعی از مریدان خاص می‌گفت: «بعد از من کسی آید که با صورت سنگی‌اش کمدی را به اعلا درجه رساند». گفتند: «یا شیخ، اگر او را دیدیم چگونه بشناسیم؟» گفت: «از او بخواهید برای‌تان لطیفه‌ای بگوید. اگر قاچ خوردید او ایرج است». همین‌طور آورده‌اند که چون شیخ جری لوئیس را وقت وفات آمد، گفتند: «پیش از وفات چه خواهی که برایت انجام دهیم؟». گفت: «یک بار دیگر آن لطیفه ایرج که یارو داشت اتو می‌کرد یهو تلفنش زنگ خورد و اشتباهی اتو رو روی صورتش گذاشت برایم بگویید». لطیفه را در گوشش گفتند.
.
بقیه در کامنت اول 👇
Read more
<span class="emoji emoji1f37b"></span>jⱺ¡ƞ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎○☞ @MaMaN11 ☜‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌○°♪❀♪° #مادر #فاتحه_هدیه_به_عزیزان_خفته_در_خاک # حتی ...
Media Removed
jⱺ¡ƞ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎○☞ @MaMaN11 ☜‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌○°♪❀♪° #مادر #فاتحه_هدیه_به_عزیزان_خفته_در_خاک # حتی موزاییک های حیاطش هم نمک دارد!! خانه مادرم را می‌گویم؛ تا در را باز میکنی و پا رویِ مربع_مربع هایش میگذاری نمک گیر میشوی. قالیچه‌ی ساده ای که رویِ پای در کشیده و فرش باریک راهرو، دستِ آدم را ... 🍻jⱺ¡ƞ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎○☞ @MaMaN11 ☜‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌○°♪❀♪° #مادر #فاتحه_هدیه_به_عزیزان_خفته_در_خاک
#
حتی موزاییک های حیاطش هم نمک دارد!!
خانه مادرم را می‌گویم؛
تا در را باز میکنی و پا رویِ مربع_مربع هایش میگذاری نمک گیر میشوی. قالیچه‌ی ساده ای که رویِ پای در کشیده و فرش باریک راهرو، دستِ آدم را میگیرد و داخل میکشاند.
راست می‌گوید!!
مادرم را میگویم؛
وقتی درِ راهرو را باز میکند و می‌گوید خوش آمدی، از شعف چشمانش میفهمی که آمدنت چقدر برایش خوش است و تعارف بازی نیست! جاکفشی بزرگ سنگی هم به تو میفهماند که میزبان، میزبانی را بلد است!
انگار خونِ خدا در رگهایش جاریست!! کریم است! برای چای دم کردن، سماور دارد نه کتری های کوچک دولیتری!
ظرف نانش همیشه پر است، ظرفِ شیرش زود گرم میشود...
می‌نشینی و می‌نشیند و خو(ووو)ب می‌داند چه بگوید که در دلت نفس عمیقی بکشی؛ طوری که بوی کودکیت تا مغز استخوانت رسوخ کند و دلت بخواهد باز شیطنت کنی تا اخم کند! اخم کند و دلت غنج برود که چهره‌ی خندانش را باز ببینی.
تعداد میهمان که زیاد شود ، درهای چند_لنگه ی چوبیِ بینِ خانه باز میشود تا جا برای هیچکس تنگ نباشد. سفره باز می‌شود و خبری از دیس و کفگیر و سلف_سرویس نیست! اصلاً مزه‌ی سفره به این است که مادر غذا را بکشد و بگوید «اوغلان بَسدی یا گئنه چِکیم؟» *
صدای اخبار توی خانه‌ی مادر به تو میفهماند که سایه‌ی پدر بر سر داری و زیر_پیراهن به تن، نباید در خانه بگردی.
.
نمی‌دانم گفتنِ «خانه‌ی مادری» درست است یا «خانه‌ی پدری»!
اما این را می‌دانم وقتی پدر به بیست نفر میگوید «شب بمانید» ، راست_راستی میگوید!
این را انبوه لحاف و تُشک هایِ دستدوز مادرم در گوشه‌ی اتاق میگوید.
.
بیشتر نگویم! فقط آیینه‌ی بُرنزِ قدیمی خانه، هزار قصه یادم می‌آورد، هزار خاطره؛
انگار که در گوشم می‌پیچد:
«خونه‌ی مادربزرگه هزارتا قصه داره
خونه‌ی مادربزرگه شادی و غصه داره» 🍃❤️....../مــادر/.....🌸🍃 * «پسرم! بسه یا بازم بکشم؟» جای همه مادر ها و پدرهایی که از پیشمون رفتن؛ سبز 🌿

#مادر 🍻jⱺ¡ƞ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎○☞ @MaMaN11 ☜‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌○°♪❀♪°
Read more
به کسی چه این #صدا کارش از تو خوندنه یا که کار هر #شبم با گریه بیدار موندنه باز میخونم از تو که #دوست ...
Media Removed
به کسی چه این #صدا کارش از تو خوندنه یا که کار هر #شبم با گریه بیدار موندنه باز میخونم از تو که #دوست دارم خیلی زیاد تو همون حس #قشنگی که دلم رو نمیخواد به کسی چه اگه من کنار #عکست میشینم اگه توی اینه ها تو رو همیشه میبینم اون که #خندش رو دیواره طرح #تصویر منه نکنه این گریه ها راست راستی #تقدیر ... به کسی چه این #صدا
کارش از تو خوندنه
یا که کار هر #شبم
با گریه بیدار موندنه
باز میخونم از تو که
#دوست دارم خیلی زیاد
تو همون حس #قشنگی
که دلم رو نمیخواد
به کسی چه اگه من
کنار #عکست میشینم
اگه توی اینه ها
تو رو همیشه میبینم
اون که #خندش رو دیواره
طرح #تصویر منه
نکنه این گریه ها
راست راستی #تقدیر منه
تو بگو رد کیه
توی این #ترانه ها
تو بگو من #خسته ام
از همه این بهانه ها
هی میگم #خاطره هاتو
بزارم پشت سرم
بگو اخه چه جوری
میشه که از تو بگذرم
#مثل_یه_غریبه_از_این_اشنا_خسته_نشو
#babakjahanbakhsh #babakjahanbakhshoriginal #be_kasi_che🎵🌸
Read more
این متن بسیار زیبا رو از دست ندین... پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند... زیرا ...
Media Removed
این متن بسیار زیبا رو از دست ندین... پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند... زیرا اعتماد آنها به شاخه ها نیست، بلکه به بالهایشان است... . همیشه به خودت اعتماد داشته باش، خودت را باور کن! همیشه خودت را نقد بدان، تا دیگران تو را به نسیه نفروشند... . سعی کن استاد تغییر باشی، ... این متن بسیار زیبا رو از دست ندین...
پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند...
زیرا اعتماد آنها به شاخه ها نیست، بلکه به بالهایشان است...
.
همیشه به خودت اعتماد داشته باش، خودت را باور کن!
همیشه خودت را نقد بدان، تا دیگران تو را به نسیه نفروشند...
.
سعی کن استاد تغییر باشی، نه قربانی تقدیر...
"در زندگیت به کسی اعتماد کن که به او ایمان داری نه احساس"...
.
و هرگز، به خاطر مردم تغییر نکن! این جماعت هر روز تو را جور دیگری می خواهند...
مردم شهری که همه در آن می لنگند، به کسی که راست راه می رود می خندند...
.
.خداوند روزی ده تمام پرندگان است ، اما روزی آنها را درون لانه نمی ریزد...
.
اعتماد به نفس یک جور طرز فکر مثبت راجع به خودتان و توانایی‌هایتان است و درست همان موقعی که همه چیز به‌ هم می‌ریزد، می‌تواند به فریادتان برسد و به شما کمک کند تا در برابر مشکلات‌تان قوی باشید.
.
بزرگ‌ترین و موفق‌ترین آدم‌هایی که می‌شناسیم هم گاهی اوقات دچار کمبود اعتماد به نفس می‌شوند.
.
برای تقویت اعتماد به نفس، مثل هر توانایی و مهارت دیگری باید تمرین داشته باشید تا بتوانید آن را مدیریت کنید، اما وقتی بتوانید خودتان افسار را به دست بگیرید، پیشرفت می‌کنید و زندگی‌تان از این رو به آن رو می‌شود.
.
۱. از زبان بدن‌تان به درستی استفاده کنید.
.
زبان بدن هر کس نشان می‌دهد که آن فرد چقدر به خودش اطمینان دارد.
از چهره‌ی بعضی آدم‌ها می‌شود فهمید که حتی خودشان هم خودشان را قبول ندارند!
.
طوری خودتان را نشان بدهید که همه بدانند می‌توانید هر موقعیتی را مدیریت کنید،
و بر اوضاع کاملا مسلط هستید.
اگر اعتماد به نفس را در ظاهرتان نشان بدهید و از زبان بدن‌تان به درستی استفاده کنید،
نه تنها حس می‌کنید که از پس هر چیزی برمی‌آیید،
بلکه دیدگاه دیگران هم نسبت به شما تغییر می‌کند و به توانایی‌هایتان اعتماد می‌کنند.
سرتان را بالا بگیرید، صاف بنشینید، به آرامی شانه‌هایتان را عقب ببرید،
.
شل و ول دست ندهید و وقتی صحبت می‌کنید مستقیما به فرد مقابل‌تان نگاه کنید...
۲. مثبت فکر کنید، مثبت عمل کنید.
۳. جسورانه و جذاب صحبت کنید
۴. درست لباس ببوشید.
۵. مرد عمل باشید.
۶. آماده باشید
برنامه‌ریزی جلوی عملکرد ضعیف را می‌گیرد. هر چقدر آماده‌تر باشید، احساس شایستگی و مهارت بیشتری خواهید داشت و اعتماد به نفس‌تان هم بیشتر می‌شود.
آمادگی باعث می‌شود که اتفاق‌های بد و ناگهانی زندگی، نتوانند شما را شکست بدهند.
.

دانشگاه_مجازی_تکنولوژی_فکر_برتر #موفقيت #عشق #اعتمادبنفس #شکست #پیروزی
#پرندگان #زبان_بدن #مثبت #فکر
Read more
📬 #دوستانتونو_تگ_کنید . . من به هر کسی اجازه نمیدادم تکرار کند اشتباهاتش را.! اما "تو" فرق داشتی... آدم هم که بی دلیل به یک نفر هی فرصت نمیدهد.! من از آن آدمها نبودم که وقتی یک نفر گفت مراقب خودت باش بگویم چشم!! راست راست در چشم های طرف زُل میزدم و میگفتم به شما مربوط است مگر! اما "تو" استثنا ... 📬 #دوستانتونو_تگ_کنید❤ .
.
من به هر کسی اجازه نمیدادم تکرار کند اشتباهاتش را.!
اما "تو" فرق داشتی...
آدم هم که بی دلیل به یک نفر هی فرصت نمیدهد.!
من از آن آدمها نبودم که وقتی یک نفر گفت مراقب خودت باش بگویم چشم!!
راست راست در چشم های طرف زُل میزدم و میگفتم به شما مربوط است مگر!
اما "تو" استثنا بودی.!
دهانم را بهم میدوخت چشم هایِ لعنتی ات.
این را که میگفتی قبل ازاینکه بخواهم اجرایش کنم به دوستت دارم هایی که از این جمله میچکید فکر میکردم.!
و بعد اگر دمِ مرگ هم بودم خودم را زنده میخواستم.
باید به تو تحویل میدادم.!
من هر آهنگی را گوش نمیکردم اما آن موسیقی هایی که تو میفرستادی لامذهب اصلا جنسش فرق میکرد.! مسببش تو بودی ها..."تو"!
اگر گاهی وقت ها مانعت نمیشدم جهنم را بهشت میکردی.!
تابستان را خنک و زمستان را گرمِ گرم
داشتی چرخه یِ طبیعت را بهم میزدی.
غولِ چراغِ جادو بودی برایم
از همان غول هایِ بی شاخ و دُم...!
همه یِ این ها را گفتم که به تو بفهمانم
"عاشق" کرده ای من را!
از این عاشق هایی که جاده یِ عشقشان انتها ندارد.!
آدمِ عاشق هم بیخِ ریشِ صاحبش.! .
.
👑 #میکائیل✅ .
.
📱@mikilove351 📷
.
.
📬 #پیج_ما_را_به_دوستان_خود_معرفی_نمایید💥🌻🌺
Read more
من واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیکار باشید که بخواید خاطره کنکور منو بدونید، وگرنه همون پست قبلی میگفتم راستش ...
Media Removed
من واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیکار باشید که بخواید خاطره کنکور منو بدونید، وگرنه همون پست قبلی میگفتم راستش پدر من دکتری داره! نه از این الکیا! خلاصه بعض خودمون نباشه آدم حسابیه و به انگلیسی و روسی هم مسلطه! ولی ایرادش اینه که نمیدونه مملکت غیر از دکتر مهندس، رییس‌جمهور هم میخواد! واسه همین اصرار ... من واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیکار باشید که بخواید خاطره کنکور منو بدونید، وگرنه همون پست قبلی میگفتم

راستش پدر من دکتری داره! نه از این الکیا! خلاصه بعض خودمون نباشه آدم حسابیه و به انگلیسی و روسی هم مسلطه! ولی ایرادش اینه که نمیدونه مملکت غیر از دکتر مهندس، رییس‌جمهور هم میخواد! واسه همین اصرار داشت برم دانشگاه دولتی

اون موقع دانشگاه آزاد دفترچه مفت میداد و شهریه نجومی میگرفت! دانشگاه دولتی ولی برعکس بود. پدرم پول داد که ما بریم دفترچه بگیریم

تو راه اداره پست بودم که دفترچه بخرم، پول هم تو جیبم که یهو یکی از بچه‌ها جلوی پای ما واستاد! خودتون رو جای من بذارید، شما بودید شمال میرفتید یا دفترچه پست میکردید؟

اولش خواستم دفترچه بخرم، یادم افتاد که سال قبل با وجود اینکه ما تو محله شهران از سهمیه مناطق محروم به واسطه روستای کن استفاده میکردیم رتبه هفتاد و پنج گرفتم. البته نامردا سه تا صفر هم جلوش زده بودن که مشخصا توطئه بوده

خلاصه جاتون خالی عجب شمالی بود

ولی روز کنکور نه تنها من و برادر بزرگترم، بلکه پسرخاله‌ها و پسردایی و پسر دخترعموی مادرم هم خونه ما بودن تا همه از اونجا بریم امتحان

مادرم همه رو از زیر قرآن رد کرد، فقط چون تعداد زیاد شده بود آمار از دستش در رفت و من به رختخواب برگشتم

مادرم ظهر فهمید که خونه‌ام و به پدرم توضیح داد! پدرم در حالی که کاناپه رو بلند کرده بود بالای سرم ایستاد و گفت اگه راست بگی نمیزنم! گفتم با پولش رفتم شمال، ولی زد

بر اثر ادغام مهره سه و چهار گردن تا کنکور آزاد تو بیمارستان بودم. بعد بابام منو برد سر جلسه و به مراقب‌ها نحوه استفاده از اسلحه رو توضیح داد. بعد از امتحان هم تا اعلام نتایج تو انفرادی بودم که به لطف خدا قبول شدم و پدرم رضایت داد

خلاصه خواستم بگم اگه یه موقع بین کنکور و شمال گیر کردید خیلی نگران نباشید، کاناپه جدیدا سبکتر هستن و وقتی تو سر می‌خوره فقط چهار سانت از قد آدم کم میشه

عوضش شمال آب و هوایی داره که نگو

ترانه مربوطه
سفر کردم که کنکورو نرم دیدم نمیشه
بابام میگه که هرچی میزنم آدم نمیشه

پ‌ن یک
کنکوریا خداقوت

پ‌ن دو
کاش کنکور حذف می‌شد به جاش تک می‌آوردن! اینهمه پول کلاس کنکور و تست زنی و مشاوره بخدا روا نیست تو این وضعیت اقتصادی! جمعش کنید لطفا

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #کنکور #خاطره #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #کنکور_دارم_مزاحم_نشو #کاناپه #عکس_قدیمی #زمان_دختریام #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_کارت_ورود_به_جلسه_ندارد #دانشجور #عکس_دانشجوری #ومن_الله_التوفیق
Read more
میدانید کفشهای شما اولین چیزی است که افراد نا خودآگاه درباره اش توجه می کنند. کفش خوب بپوش. اگر بیش از 11ساعت در روز بنشینید پنجاه در صد احتمال وجود دارد که شما در ظرف سه سال آینده فوت کنید. شش نفر در دنیا هستند که درست مثل شما هستند نه در صد شانس وجود دارد که شما در طول عمرتان با یکی از آنها ملاقات کنی. خوابیدن ... میدانید کفشهای شما اولین چیزی است که افراد نا خودآگاه درباره اش توجه می کنند. کفش خوب بپوش.

اگر بیش از 11ساعت در روز بنشینید پنجاه در صد احتمال وجود دارد که شما در ظرف سه سال آینده فوت کنید.

شش نفر در دنیا هستند که درست مثل شما هستند نه در صد شانس وجود دارد که شما در طول عمرتان با یکی از آنها ملاقات کنی.

خوابیدن بدون بالش از درد پشت میکاهد و ستون فقرات شما را قویتر می کند.

قد شخص با پدر و وزن افراد با مادرشان معین میگردد.

اگر قسمتی از بدنتان خواب رفت میتوانی تقریبا همیشه با تکان دادن سرت بیدارش کنی.

سه چیز است که انسان نمیتواند در توجه به آنها مقاومت کند.غذا ,آدمهای جّذاب و خطر.

افراد راست دست تمایل جویدن غذا با طرف راست شان دارند.

گذاشتن یک تی بگ درکفش و یا ساک محتوای وسائل ورزشی باعث جذب بوهای نامطبوع میگردد.

انواع سیب در دنیا باندازه ایست که اگر هر روز یک نوع از آن را بخورید 20 سال طول می کشد تا همه آنها را امتحان کرده باشید

شما میتوانید بدون غذا دو هفته جان سالم بدر برید,ولی بدون خواب 11 روز.

افرادی که زیاد میخندند سالم تر از آن هائی هستند که نمی خندند.

تنبلی و عدم فعالیت باندازه کشیدن سیگار افراد را میکشد.

ظرفیت مخ بشر برای ذخیره اطلاعات 5 برابر ويکى پدیا جا دارد.

مخ ما به اندازه یک لامپ ده وات انرژی مصرف می کند.

بدن ما در نیم ساعت باندازه جوش آوردن 1.5 لیتر آب انرژی تولید
اسید معده باندازه ای قویست که میتواند یک تیغ ژیلت را آب کند.

نهايتاً ده تا 30 دقیقه پیاده روی و خنده در روز ، ضد افسردگی است.
هر روز ده دقیقه بشین و سکوت کن.

وقتی صبح از خواب بیدار میشوی برای منظور و مقصودت از خداوند راهنمائی بخواه.

بیشتر از غذاهای درختی استفاده کن تا از غذاهای کارخانه ای.

چای سبز با آب فراوان بنوشید و بلوبرى,بروکلی و مغر بادام بخورید (بلوبرى؛ نوعی توت از خانواده توت فرنگی است که بشکل انگور یاقوتی ولی آبی رنگ است )
سعی کن هر روز حد اقل سه نفر را بخندانى

انرژی گران بهایت را صرف حرفهای خاله زنک بازی نکن مسائل گذشته و افکار منفی و چیزائی که در کنترلت نیستند را دور بریز, و انرژیت را بطور مثبت برای زمان حال صرف کن.

زندگی منصفانه نیست ولی هنوز خوبه.

زندگی کوتاه و با ارزش تر از آنست که از کسی متنفر باشی. برای همه چیز ببخششان.

خود را خیلی جدی و مهم نگیر , دیگری هم شما را جدى نمی گیرد.

شما نباید در همه بحث ها ببری , با تضاد داشتن توافق کن.

دلخوری و رنجش از گذشته را کنار بگذار تا زمان حال تان را خراب نکند.
زندگی خودت را با دیگر
Read more
. دلم می‌خواست بعضی از داستان‌هایی که در موردش می‌گویند، راست باشد. قصه‌های زیادی درباره زندگی‌اش ...
Media Removed
. دلم می‌خواست بعضی از داستان‌هایی که در موردش می‌گویند، راست باشد. قصه‌های زیادی درباره زندگی‌اش می‌گفتند. از اینکه زمانی مترجم زندانی‌های گوانتانامو بوده یا اینکه سال‌هاست به وضع حمل گربه‌های خیابانی کمک می‌کند. آنقدر تعداد قصه‌ها زیاد بود که با کمی فکر هر کسی متوجه می‌شد که بسیاری از آن‌ها ... .
دلم می‌خواست بعضی از داستان‌هایی که در موردش می‌گویند، راست باشد. قصه‌های زیادی درباره زندگی‌اش می‌گفتند. از اینکه زمانی مترجم زندانی‌های گوانتانامو بوده یا اینکه سال‌هاست به وضع حمل گربه‌های خیابانی کمک می‌کند. آنقدر تعداد قصه‌ها زیاد بود که با کمی فکر هر کسی متوجه می‌شد که بسیاری از آن‌ها ساخته ذهن مردمی است که با استفاده از یک ولگرد تنومند قصه می‌سازند تا زندگی بدون اوج‌شان را تحمل کنند و حرفی برای گفتن داشته باشند. با این حال من 16 ساله علاوه بر اینکه دلم می‌خواست بسیاری از این قصه‌ها واقعی باشند در واقعی بودن یکی از آن‌ها هیچ شکی نداشتم. در حقیقت بعد از اولین و آخرین دیدارمان به این نتیجه رسیدم.
.
اگر یک ساعت در خیابان پیاده‌روی می‌کردی امکان نداشت که با او روبه‌رو نشوی. یا مشغول غذا دادن به گربه‌ای بود یا اینکه داشت سطل آشغالی را بررسی می‌کرد و همیشه چیزهای فلزی را از آشغال‌ها جدا می‌کرد و برای خودش بر می‌داشت. آخر شب گربه به بغل به سمت خانه‌اش می‌رفت. در واقع خانه که نه؛ یک جایی نزدیک به جنگل و در حاشیه شهر زندگی می‌کرد و فقط جای خوابش را با نایلون مسقف کرده بود. دلم می‌خواست با او حرف بزنم و قصه‌های بیشتری از زبان خودش بشنوم. یک روز یک گونی پر از خرت و پرت‌های فلزی روی دوشم گذاشتم و به سمت خانه‌اش رفتم. مدام به این فکر می‌کردم که چطور باید ارتباط را شروع کنم. نزدیک غروب بود که به خانه‌اش رسیدم. داشت چیزی را روی آتش کباب می‌کرد. چند ثانیه نگاهم کرد و بعد دوباره مشغول کارش شد. نزدیک‌تر رفتم و بدون هیچ مقدمه‌ای پرسیدم: «این چیه داری کباب می‌کنی؟». رویش کمی نمک پاشید و گفت:«گربه». از فلزاتی که برایش آورده بودم خوشش آمده بود. غذایش را به من تعارف کرد. با اینکه می‌دانستم برای ترساندنم آن موجود کباب شده را گربه معرفی کرده اما نمی‌توانستم به آن لب بزنم. ماجرای قصه‌ها را برایش گفتم. گفتم که دلم می‌خواهد واقعی‌ترین و عجیب‌ترین قصه‌اش را برایم تعریف کند و مزخرفات دیگری هم گفتم و حرف زدنم کش پیدا کرده بود. غذایش را خورده بود و همین تمام شدن غذا باعث شد متوجه شوم که باید حرف زدن را تمام کنم. همین کار را کردم و منتظر ماندم تا چیزی بگوید. کمی نگاهم کرد و بعد به جایی اشاره کرد و گفت:«ماشین زمانه، خودم ساختمش». هنوز تکمیلش نکرده بود که بتواند به آینده برگردد. می‌گفت تا دو هفته دیگر تکمیل می‌شود و می‌تواند برود. من شگفت زده به حرف‌هایش گوش می‌کردم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
چرا مسلمانان دیگه به سمت بیت المقدس نماز نمیخوانند!!؟؟ برای اینکه دلیل این امر را بدانیم باید بریم ...
Media Removed
چرا مسلمانان دیگه به سمت بیت المقدس نماز نمیخوانند!!؟؟ برای اینکه دلیل این امر را بدانیم باید بریم به سراغ اندیشه ها و افکار محمد بن عدالله، پیامبر مسلمانان. محمد در ابتدای طرح و پایه ریزی دین جدید خودش فکر میکرد یهودیان نسبت به او با ملاطفت رفتار خواهند کرد و براحتی دینش را خواند پذیرفت به همین دلیل ... چرا مسلمانان دیگه به سمت بیت المقدس نماز نمیخوانند!!؟؟ برای اینکه دلیل این امر را بدانیم باید بریم به سراغ اندیشه ها و افکار محمد بن عدالله، پیامبر مسلمانان. محمد در ابتدای طرح و پایه ریزی دین جدید خودش فکر میکرد یهودیان نسبت به او با ملاطفت رفتار خواهند کرد و براحتی دینش را خواند پذیرفت به همین دلیل تصمیم گرفت که با نزدیک کردن بنیادهاي دین خود به دیگر دین هاي سامی و پذیرش پیامبران یهودي به عنوان پیامبران الهی و پذیرش خرافه هاي یهودي به عنوان داستان هاي مسلم الله حمایت یهودیان و مسیحیان را به خود جلب کند. به همین دلیل هم هست می بینیم اکثر اباطیلی را که در تورات و انجیل و چند کتاب دیگر مربوط به یهودیها و مسیحیها نوشته شده بطور کامل و یا دست و پا شکسته در قران اورده شده است.
باری، یکی از مهمترین و بزرگترین اقداماتی که محمد در راستای اعتماد سازی و جلب حمایت یهودیان کرده است پذیرفتن قبله یهودیان(بیت المقدس = یکی از مکان هاي مقدس مذهبی یهودیان است. این مکان جزو مکان هاي مقدس دین مسیحی که شاخه اي از دین یهودي است نیز قرار دارد) به عنوان قبله اول مسلمانان بوده است و این در حالی بود که محمد هنوز در مکه اقامت داشت. اما بر خلاف انتظار محمد نه تنها یهودیان و مسیحیان از دین جدیدش حمایت نکردن بلکه همواره او را مورد تمسخر و نکوهش قرار می دادند. محمد تقریبا یک و سال و نیم پس از فرارش از مکه به مدینه به این نتیجه رسید که یهودیان و مسیحیان به این سادگی گول حرفهایش را نمیخورند و حتی پنهانی با قریش بر ضد او پیمان می بندند به همین خاطر تصمیم خود را عوض کرده و از انجاییکه در مدینه از طریق کاروان دزدی به قدرتی رسیده بود دیگر از در مماشات با یهودیان و مسحسیان وارد نشده و همانطور که از ایات قران نیز پیداست انها را به باد توهین گرفته و دستور کشتن انها را میدهد. از همین رو اولین اقدامش برای مقابله با یهودیان تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به خانعه کعبه ( که در ان زمان هنوز به عنوان بت خانه اعراب به حساب می امد و داخلش بیش از 300 بت وجود داشت) بوده است. در نتیجه با سرودن ایات 142 و143 سوره بقره مهر تاییدی بر این کار خود زده و به ان جلوه ی اللهی می بخشد :
ایات 142 و 143 سوره بقره :
به زودى مردم كم خرد خواهند گفت چه چيز آنان را از قبلهاى كه بر آن بودند رويگردان كرد بگو مشرق و مغرب از آن خداست هر كه را خواهد به راه راست هدايت مىكند (۱۴۲)
ادامه متن در كامنت اول
هركى مخالفه صفحه رو ترك كنه

#دين #اسلام #محمد #پيامبر #آخوند_فاسد #محرم #مكه #بيت_المقدس #براندازم #فرقه تبهكار
Read more
. پشت بوته های گل محمدی مدرسه ، میان درخت های نوجوان گردو نشستم . اینجا محفل آرامش من است ، از این جا همه ...
Media Removed
. پشت بوته های گل محمدی مدرسه ، میان درخت های نوجوان گردو نشستم . اینجا محفل آرامش من است ، از این جا همه را میبینم و هیچ کس مرا نمی بیند !! به تنهایی و فکر کردن نیاز داشتم . در دل ، به بچه هایی که آن سوی حیاط می خندیدند غبطه خوردم . نمیدانم چه شد که انگار یکی از آنها صدای نجوای دلم را شنید و به سمتم آمد. طبق معمول ... .
پشت بوته های گل محمدی مدرسه ، میان درخت های نوجوان گردو نشستم . اینجا محفل آرامش من است ، از این جا همه را میبینم و هیچ کس مرا نمی بیند !!
به تنهایی و فکر کردن نیاز داشتم . در دل ، به بچه هایی که آن سوی حیاط می خندیدند غبطه خوردم . نمیدانم چه شد که انگار یکی از آنها صدای نجوای دلم را شنید و به سمتم آمد. طبق معمول حالت تدافعی گرفتم. آمد و با قیافه ی شاد و خندانش تمام بساط قیافه گرفتنم را به هم زد .پر انرژی گفت:«سلاااام ! خوبی؟»
احساس کردم از اعماق قلبش حالم را پرسید. تا بخواهم جوابی بدهم ، خیاری به سمتم گرفت . -«سلام ! این دیگه چیه؟» خندید «خیاره ! بیا بخور ، مال تو !! گفتم خیلی دِپی ازاین فاز درت بیارم ؛ یه جوری شدم از دور دیدمت !» با احتیاط خیار را از دستش گرفتم ، فکر می کردم شاید بچه های کلاس به سرشان زده شوخی کنند . نیم نگاهی به دور و برم انداختم و آشنایی ندیدم . دوباره فکر کردم شاید جرئت و حقیقت بازی می کرده اند و او «جرئت » کرده بیاید و به دختر اخموی پشت باغچه #خیار بدهد !! اسمش را پرسیدم ؛ گفت «مطهره» اسمم را پرسید ، گفتم «فائزه» بلافاصله با لحن شاد و کودکانه ای رو به دوستانش فریاد کشید :«بچه ها ! یه دوست پیدا کردم ! اسمش فائزه ست ! یازدهم ریاضیه !!» او هم دهم تجربی بود .
گفت :«پاشو بریم پیش دوستام؛خیلی با حالن! » می خواستم نروم ولی رفتم . راست می گفت ، از باحال هم باحال تر بودند. جو صمیمی شان غیر قابل توصیف بود ! از آن #اکیپ هایی بودند که اسمشان را گوشه ی مانتویشان با غلط گیر نوشته بودند. از آن اکیپ هایی بودند که من در آن لحظه ی تنهایی آرزو کرده بودم. از مبینا بگویم ؛ بارها او را در مدرسه دیده بودم و یک جور هایی در مرکز توجهم بود .مرا عجیب یاد دخترعموی عزیزم می انداخت که ده سال یکبار می بینمش. به گمانم چهره ی با سیاست گروه که می بایست بچه ها را جمع و جور می کرد ، مبینا بود. بعدی آیدا بود ، بالاخره هر گروهی به یک عضو همیشه پایه و اهل ریسک نیاز دارد ، آیدا هم به یقین دختر بلند پرواز و اهل ریسک گروه بود. بعدی که از همه «شاید در حضور من» آرام تر بود ؛ سوگند بود . شاید در نگاه اول فکر می کردی بود و نبود او تاثیری ندارد ؛ ولی در واقع ، سوگند از آن افرادی بود که شاید تا وقتی بودند کسی نمی دیدشان ، ولی وای به روزی که نباشند ! از آن دسته آدم هایی بود که حضورشان مایه ی صمیمیت بود  و یک لحظه نبودنشان اکیپ را به هم می ریخت. .
پیش خودم فکر کردم که چقدر دلم اکیپ «چهار نفره» می خواهد ! در اکیپ های سه یا پنج نفره ی ما ؛ همیشه یک نفر تنهاست !! #دلنوشته_دخترخوب
Read more
. . مهم‌ترین لحظه‌ی زندگی هر آدمی شاید لحظه‌ای‌ست که به «عزیزترین و درونی‌ترین» آرزویش می‌رسد. ...
Media Removed
. . مهم‌ترین لحظه‌ی زندگی هر آدمی شاید لحظه‌ای‌ست که به «عزیزترین و درونی‌ترین» آرزویش می‌رسد. همیشه چیزی هست که بیش از هر چیز رنجش می‌دهد و همیشه حرف زدن از این چیز با دیگرانْ بی‌فایده‌‌ترین کار ممکن است. استاکر، در فیلمِ آندری تارکوفسکی، لحظه‌ای که همراهِ نویسنده و استاد روبه‌روی آن اتاق ... .
.
مهم‌ترین لحظه‌ی زندگی هر آدمی شاید لحظه‌ای‌ست که به «عزیزترین و درونی‌ترین» آرزویش می‌رسد. همیشه چیزی هست که بیش از هر چیز رنجش می‌دهد و همیشه حرف زدن از این چیز با دیگرانْ بی‌فایده‌‌ترین کار ممکن است. استاکر، در فیلمِ آندری تارکوفسکی، لحظه‌ای که همراهِ نویسنده و استاد روبه‌روی آن اتاق ایستاده بعدِ گفتن این چیزها اضافه می‌کند «وقتی کسی زندگی گذشته‌اش را پنهانی مرور می‌کند مهربان‌تر می‌شود.» اما همه‌چیز ظاهراً به این سادگی نیست. به‌خصوص اگر از دنیای خیالی/ آخرالزمانی تارکوفسکی بیرون بزنیم و یک‌راست پا به دنیای واقعی و معاصرِ پاتریک ملروزی بگذاریم که زندگی‌اش را در فاصله‌ی دو مرگ مرور می‌کند. مرور پنهانیِ زندگی برای پاتریک کار آسانی نیست و سخت‌تر از آن کنار هم نشاندن قطعه‌های گوناگونی است که پازل زندگی را کامل می‌کنند و دست‌آخر او را به این نتیجه می‌رسانند که یادِ گذشته هیچ فضیلتی ندارد و هر چه دارد مصیبت و سختی‌های مکرری‌ست که سال‌های زندگی را به رنجی تمام‌وکمال بدل کرده است.
چیزی قطعی‌تر از مرگ نیست و همین قطعیت است که ترسِ از دست دادنِ زندگی را به جان آدم‌ها می‌اندازد. لحظه‌ای که پاتریکِ درب‌وداغان گوشیِ تلفن را برمی‌دارد و خبر مرگ پدرش را با آب‌وتاب می‌شنود هنوز نمی‌دانیم داستان پدران و پسران چه گذشته‌ای دارد. رفتار پاتریک ظاهراً مثل هر آدمی‌ست که بزرگ‌ترش را از دست می‌دهد؛ ترکیب گیجی و افسردگیِ ناگهانی. خالی شدن زمین زیر پا و تماشای دود شدن هر آن‌چه سخت و استوار به نظر می‌رسیده است. سر درآوردن از این گذشته به کمک خودِ پاتریک ممکن می‌شود؛ آن هم به کمک همان «مرور پنهانی»‌ای که استاکر به استاد و نویسنده توصیه می‌کرد. به یاد آوردن پدری که هر ظلم و جنایتی را در حق پسرش روا داشت و او را بدل کرد به آدمی شکننده؛ آدمی ضربه‌پذیر؛ آدمی که هر لحظه ممکن است سقوط کند و به چاهی بیفتد که رهایی از آن ممکن نیست. نتیجه‌ی چنین یادآوری و مروری قطعاً آن مهربانی‌ای نیست که استاکر از آن دَم می‌زد. [برشی از یادداشتی درباره‌ی مجموعه‌ی «پاتریک ملروز»؛ ماه‌نامه‌ی ۲۴؛ شماره‌ی ۱۰۱] #پاتریک_ملروز #بندیکت_کامبربچ #ماهنامه_۲۴ #patrickmelrose #benedictcumberbatch
Read more
آقایان اگر می خواهید تیم را تضعیف کنید،زودتر بگویید هوادار تکلیفش را بداند/با کلمه انحلال،احساسات ...
Media Removed
آقایان اگر می خواهید تیم را تضعیف کنید،زودتر بگویید هوادار تکلیفش را بداند/با کلمه انحلال،احساسات هواداران را تحریک نکنید . . در هیچ باشگاه حرفه ای در دنیا نمی توانید پیدا کنید که نزدیک شروع لیگ مسئولین بلند پایه باشگاه با حواشی خودساخته عملا تیم را در کما فرو ببرند اما این عمل در اورمیه انجام ... آقایان اگر می خواهید تیم را تضعیف کنید،زودتر بگویید هوادار تکلیفش را بداند/با کلمه انحلال،احساسات هواداران را تحریک نکنید
.
. در هیچ باشگاه حرفه ای در دنیا نمی توانید پیدا کنید که نزدیک شروع لیگ مسئولین بلند پایه باشگاه با حواشی خودساخته عملا تیم را در کما فرو ببرند اما این عمل در اورمیه انجام می شود.
.
.

در شهری که به لقب پایتخت والیبال آسیا مزین گشته است هر مسئولی از تیم،خود را همه کاره تیم می داند و برای تیم تعیین تکلیف می کند به گونه ای که حتی می تواند پس از تعیین سرمربی بیایید بگوید که مربی و بازیکن باید بومی باشد!
از همان بومی هایی که سال قبل به تیم غالب کردند تا اورمیه در آخرین لحظه از سقوط،آن هم با شانس فرار کند.
.
.

امروز هم شاهد هستیم حرکات مرموزی در تیم در جریان است تا به نام انحلال بعضی بازیکنان تازه جذب شده را فراری دهند تا بتوانند افراد مورد نظر خود را وارد نمایند.
.
.

آقایان از قدیم گفته اند هرکس خربزه می خورد باید پای لرزش هم بنشیند اگر امروز شاهد هستیم که بعضی قراردادها نامتعارف هستند از صدقه سری مدیرعامل منتصب شما است،همان شخصی که در سال ۹۲ نشان داد هم توانایی اش را ندارد و هم برای این که خود را نگه دارد حاضر است هر کاری حتی عقد قراردادهای عجیب و غریب را انجام دهد.
.
.

خب شما نیز به جای این موش و گربه بازیهای انحلال بیایید رک و راست با هوادار حرفتان را بزنید و بگویید که ما به این بازیکنان حاضر نیستیم به این میزان پول بدهیم تا هوادار نیز بداند که یک من ماست چقدر کره دارد.
. .
پس خواهشا تا تقی به توقی خورد زود به دنبال گزینه انحلال نروید و رک و راست با هوادار حرف بزنید.
Read more
Loading...
Load More
Loading...