رد به سینه

Unique profiles
92
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Gilan Province, Dubai, United Arab Emirates, جنة الله في الأرض كربلاء المقدسة
Average media age
663.9 days
to ratio
7.3
<span class="emoji emoji1f49e"></span>تموم دنیا رو گشته ام<span class="emoji emoji1f49e"></span> <span class="emoji emoji1f49e"></span>کنار شما اما،دنیای دیگریست<span class="emoji emoji1f49e"></span> آدمها همۀ وقت مفید رو برای پیدا کردن مفید تر ...
Media Removed
تموم دنیا رو گشته ام کنار شما اما،دنیای دیگریست آدمها همۀ وقت مفید رو برای پیدا کردن مفید تر رها می کنن،غافل از این که مفید همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی.همونایی که هر روز حالت رو می پرسن و تو سرسری میگی خوبم،همونایی که تو حضورشون رو همۀ وقت حس کردی اما ساده گذشتی،همونایی ... 💞تموم دنیا رو گشته ام💞
💞کنار شما اما،دنیای دیگریست💞
آدمها همۀ وقت مفید رو برای پیدا کردن مفید تر رها می کنن،غافل از این که مفید همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی.همونایی که هر روز حالت رو می پرسن و تو سرسری میگی خوبم،همونایی که تو حضورشون رو همۀ وقت حس کردی اما ساده گذشتی،همونایی که وقتی کم حوصله ای زمین و زمان رو به هم میدوزن تا تو لبخند بزنی.مفید همون کسی هست که بی منت تو رو دوست داره،که تو صد بار دست رد به سینه اش می زنی اما یک‌ بار هم خواهشت رو رد نمی‌کنه.مفید همونیست که طاقت قهر نداره،میگه قهر اما دلش دوریت رو تاب نمیاره.یعنی همه ی شما عزیزای دلم😍خانواده ی دوست داشتنی من😍
برای خوشبخت بودنم،شما ها کافی هستین💞خدایا عزیزامو همیشه سلامت و شاد برام حفظ کن،الهی آمین💞
#خانواده #خانوادگی #خانوادگي #خانواده_عشق #خانواده_من #خانواده_دوست_داشتنی_من #عزیزانم #عزیزای_دلم #عزیزای_دل #خوشبخت #خوشبختی #خوشبختي #خوشبختى #خدا #خدایا #خدایا_شکرت_که_هستی_و_برایمان_خدایی_میکنی #سیزده_بدر #سیزده_به_در
Read more
ورق بزنید<span class="emoji emoji1f337"></span> اگر بخوایم تاریخ شیعه رو بنویسیم، بدون مازندران نمیتونیم حق مطلب رو ادا کنیم؛ دیاری که ...
Media Removed
ورق بزنید اگر بخوایم تاریخ شیعه رو بنویسیم، بدون مازندران نمیتونیم حق مطلب رو ادا کنیم؛ دیاری که از قدیم‌الایام علوی است و مذهب شیعه در تاروپود آن تنیده شده... شَویلاشت در منطقه کیاسر شامل چهار روستای خالخِیل، کِرسام، اِلیِّرد و سِرخوِلیگ رسومات خاص خودشو داره... هر روز از چهار روز پایانی ... ورق بزنید🌷
اگر بخوایم تاریخ شیعه رو بنویسیم، بدون مازندران نمیتونیم حق مطلب رو ادا کنیم؛ دیاری که از قدیم‌الایام علوی است و مذهب شیعه در تاروپود آن تنیده شده...
شَویلاشت در منطقه کیاسر شامل چهار روستای خالخِیل، کِرسام، اِلیِّرد و سِرخوِلیگ رسومات خاص خودشو داره...
هر روز از چهار روز پایانی دهه #محرم اهالی به یکی از روستاها میرن و مراسمشون رو برگزار ‌میکنن.
.
از نکات جالب اینه که در شویلاشت و خود شهر کیاسر مراسم‌ها۷ صبح شروع میشه و بخش اعظم عزاداری تا قبل صبحانه تموم میشه.
وقتی دسته ها با نوحه های مختلف دارن وارد روستا میشن، دسته روستای میزبان با همون ضرب سینه‌زنی شعری برای خوش‌آمد گویی میخونه و دسته مهمان هم در جوابش چند بیتی رو میگه...
بعد از سینه‌زنی صبح، هر کس به خونه‌ی مِمِل، میزبانش در اون روستا میره و تا بعد ناهار پذیرایی میشه...
معنی این حرف اینه که هر خانواده در این روز باید به اندازه یک مهمونی بزرگ تدارک ببینه و زحمت زیادی بکشه... شاید استعاره ای از اینکه "ما از #امام_زمان مون به بهترین وجه پذیرایی خواهیم کرد."
پذیرایی ممل ما، کله‌پاچه گاو، چایی و نون پنیر، میوه به عنوان میان وعده و سفره ناهاری شاهانه بود. وقتی ناهاری که میخوری۳ نوع غذا باشه خیلی حس عزا برات ایجاد نمیشه، به خصوص که غذا هم محلی باشه و هم لذیذ😎👌
بعد از نهار و نماز هم تعزیه‌خوانی در تکیه روستا برگزار شد.
نکات ریز و زیبای بسیاری در عزاداری های شویلاشت به چشم میخورد: مهمان‌نوازی بی نظیر اهالی، فیلمبرداری حرفه ای مراسم با کوادکوپتر، حضور جمعیت باورنکردنی از روستاها و شهرهای اطراف و ... ولی شاید مهم‌ترین چیزی که فهمیدم این بود که عزاداری های سنتی مازندران(حداقل کیاسر و اطرافش) کاملا متعارف و عادی است؛ از علم های عریض خبری نبود، جمعیت قمه‌زنی و لطمه‌زنی نداشتن، نوحه ها با لهجه محلی و با مضامین و ضرب‌آهنگ های زیبا بودن، سینه زنی بدون لباس هیچ جا مشاهده نمیشه و... اینطور به نظر میاد که جهت‌گیری جمهوری اسلامی برای اصلاح شیوه و جزئیات عزاداری‌ها که با فرهنگ‌سازی های مختلف و بعضا با اعمال زور و ممنوعیت پی‌گیری میشه، قرن‌هاست که در مازندران سنّت مردمه...
.
از تصمیمات سخت امسال گذشتن از شله‌ و عاشورای مشهد بود، اما الان خوشحالم که با یه فرهنگ دیگه آشنا شدم، چیزای جالب و مهمی دیدم و به شکل خوب و کاملی نذری خوردم😆
کیاسر و میراث ناملموسش رو تو یه پست دیگه توضیح میدم که اونجا کوهی از تجربه کسب کردم😅
.
باید از آقا پیام عزیز که همراهی و میزبانیش باعث سفر بود و همچنین صادق تشکر کنم.
@pa.mo.ki
@sadegh98
Read more
نگو دوستت دارم... انسان این واژه را می شنود واژه از پوستش رد می شود! با نگاهی پایین می رود! اسب های ...
Media Removed
نگو دوستت دارم... انسان این واژه را می شنود واژه از پوستش رد می شود! با نگاهی پایین می رود! اسب های قلبش شیهه می کشند! تندتر می دوند! بر سینه اش محکم تر سم می کوبند! نگو دوستت دارم... انسان باور می کند افسارِ اسب وحشی را به دستت می دهد! به تو تکیه می کند! در آغوشت اشک می ریزد! یال هایش را می ... نگو دوستت دارم...
انسان این واژه را می شنود
واژه از پوستش رد می شود!
با نگاهی پایین می رود!
اسب های قلبش
شیهه می کشند!
تندتر می دوند!
بر سینه اش محکم تر سم می کوبند!

نگو دوستت دارم...
انسان باور می کند
افسارِ اسب وحشی را به دستت می دهد!
به تو تکیه می کند!
در آغوشت اشک می ریزد!
یال هایش را می دهد تو شانه کنی.

انسان باور می کند
و عشق دردناک ترین اعتقاد است !
اعتقادی که با سیلی پاک نمی شود !
حتی با خیانت قوت می گیرد!
با اهانت راسخ تر می شود!

به انسان نگو دوستت ندارم...
ضربانش کند می شود
پای اسب هایش می شکند!
اسب ها بر زمین می افتند
درد می کشند!
انسان می باید حیوان را راحت کند!

انسان عرق می ریزد
اشکهایش در بالشت جمع می شود!
عطرِ موهایت را حبس می کند
نفس نمی کشد!
بالشت را روی سینه اش می گذارد
به قلبش گلوله می زند!
بخارِ گرم از گلوی اسب ها بالا می رود
از دهانشان بیرون می جوشد
سینه ی انسان سبک می شود!
اسب هابه سمتِ کوهستان دور می دوند
سم هایشان صدا ندارد !
یال هایشان
یخ بسته
عشق از دست می رود!

انسان گناه دارد
نگو دوستت دارم
انسان باور می کند
نگو دوستت ندارم!!! بی وفا بیادتم هر نفس
Read more
اتومبیلی که در ابتدا مشاهده کردید فقط برای جلب توجه بود و اینکه پست از سوی "سِرچ پَنِلِ اینستاگرام" بهتر پذیرفته و پخش شود. پرسش امروزه بسیاری از ایرانیان( برخی نیز با سینه و یقه چاک خورده!!) اینست که چرا؟؟؟؟ چرا دلار پانزده هزار تومن؟ چرا اوباش شهرداری دستفروشان را کتک میزنند؟ چرا مجلس به ... اتومبیلی که در ابتدا مشاهده کردید فقط برای جلب توجه بود و اینکه پست از سوی "سِرچ پَنِلِ اینستاگرام" بهتر پذیرفته و پخش شود.
پرسش امروزه بسیاری از ایرانیان( برخی نیز با سینه و یقه چاک خورده!!) اینست که چرا؟؟؟؟
چرا دلار پانزده هزار تومن؟
چرا اوباش شهرداری دستفروشان را کتک میزنند؟
چرا مجلس به سریال شهر موشها شبیه است؟
چرا رئیس جمهور (با کفش گوچی) را به مرگ تهدید میکنند؟
چرا به کنسولگری و پرچم ایران توهین میشود؟
چرا صدها نفر با گوشی موبایل از پرتاب موشک فیلم برداری میکنند ؟؟؟؟؟؟
و چرا پوشک و نوار بهداشتی بزرگترین و مهمترین موضوع حکومتی،ملی،امنیتی در جامعه ما میشود؟؟؟؟؟
پاسخ ساده است: چون یک ملت با هزاران سال پیشینه فرهنگی،اجتماعی، دینی و " تاریخی" هنوز معنی خطوط راهنمائی را نمیداند!!
البته شما خواننده گرامی این پست یقینا استثنا هستید، بله، منظور من دیگر افراد
این جامعه هستند.
این مورد استثنا و قائده مرحوم برتولت برشت واقعا اینجا مصداق واقعی دارد!
از خود بپرسیم: چرا در یک خیابان در محله ما، ابتدا یک خط ممتد روی آسفالت میکشند،سپس نیمدایره های فلزی روی همان خط میکارند، بعد موانع چهارگوش زرد با لبه های تیز( با صدای ناخوشایند برخورد با لاستیک اتومبیل)را جایگزین آنها کرده ، چند هفته بعد جدا کننده های ممتد پلاستیکی با ارتفاع ده سانت و در نهایت یا بلوک بتنی و یا دیوار جای خط را میگیرد!؟؟؟؟
برخی میگویند : وارد کننده یا فروشنده این ابزار، پسر یا یکی از بستگان فلان وزیر یا نماینده مجلس است و اندک پولی و لقمه نانی به وی میرسد ! .
اما سبب چیز دیگریست، مردم بلد نیستند و نمیخواهند و نمیتوانند مفهوم یک خط سفید ممتد را درک کنند. این بزرگترین علت سقوط و هبوط یک جامعه است.
به همین سبب نیز هست که در اجلاس سران اکبرجوجه در برابر میهمانان قرار میگیرد بی آنکه" دکتر های سرآشپز" که متخصص پختن آبگوشت با "سنگ" هستند ، از پروتوکل پذیرائی بین المللی آگاه باشند ( که هر نوع استخوانی در خوراک میهمانان سیاسی ممنوع است!!)
و روز جمعه خیار ماست را بعنوان پیش غذا در برابر میهمانان سیاسی روس و ترک قرار بدهند!!!!؟؟؟
ملت ایران هنوز در تونل ها سبقت میگیرند، از روی خطهای ممتد دوبل یا قرمز رد میشوند و روی خطکشی عابر پیاده ترمز میکنند !
این ملت باید با بزرگترین معضل تاریخ بشریت یعنی پوشک بچه و پد بزرگسال دست بگریبان باشد.
جایزه این مردم دلار پنجاه هزارتومنی و پراید صد ملیون تومنی است، بامید پروردگار بزرگ.!
سبب اصلی این پست برخورد دو نفر، فقط دونفر با استوری دیروزم بود. این حد از نافهمی نوبر است!
Read more
. چمدان بسته ام به سمت خودم میروی شهر را خبر بکنی بی هوا باختی و حق داری فکر بازی تازه تر بکنی از ...
Media Removed
. چمدان بسته ام به سمت خودم میروی شهر را خبر بکنی بی هوا باختی و حق داری فکر بازی تازه تر بکنی از نگاه تو خوب فهمیدم ماندنت محض زنده ماندنم است سم احساس را درون تنم مانده ای تا که بی اثر بکنی از غروری که زیر پا بردی از من سرشکسته میترسم کاسه ی صبر من ترک خورده باید از کینه ام حذر بکنی پای من ... .
چمدان بسته ام به سمت خودم
میروی شهر را خبر بکنی
بی هوا باختی و حق داری
فکر بازی تازه تر بکنی

از نگاه تو خوب فهمیدم
ماندنت محض زنده ماندنم است
سم احساس را درون تنم
مانده ای تا که بی اثر بکنی

از غروری که زیر پا بردی
از من سرشکسته میترسم
کاسه ی صبر من ترک خورده
باید از کینه ام حذر بکنی

پای من را نبند دلبندم
شهر غربت قفس نمیخواهد
بعد من هیچکس نمیخواهد
که تو او را غریب تر بکنی

انتخابت مگر جدایی نیست؟
اشک هایت چرا سرازیر است؟
بد شگون است گریه را بانو...
توشه ی راه رهگذر بکنی

دست رد تو روی سینه ی من
پای پیش تو جز ترحم نیست
دل به دادت نمیرسد هرگز
عقل را کاش کارگر بکنی

خسته از بحث های هر شبه ای
خسته از گریه های قبل از خواب
میشود با کسی به غیر از من
شب خود را به خنده سر بکنی

من... قطاری که سر به راه تو بود
چند ماهی در ایستگاه تو بود
راه افتادنم گناه تو بود
من بمانم خودت سفر بکنی؟

بعد از این ترمزم بریده و در
ایستگاهی نگه نمیدارم
با من از مه نگو... نمیترسم
گاه خوب است که خطر بکنی

آخرش واژگونی است اما
ماندن از ترس مرگ هم ، مرگ است
ریل یعنی دو راه مانده فقط
یا بمیری و یا سفر بکنی
Read more
همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توئی تنها ...
Media Removed
همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توئی تنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام توئی هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا بی‌اختیار سمت حرم می‌کشد مرا با شور شهر فاصله دارم کنار تو احساس وصل می‌کند آدم کنار تو حالی نگفتنی به دلم دست می‌دهد در هر ... همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد
لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توئی
تنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا
بی‌اختیار سمت حرم می‌کشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو
احساس وصل می‌کند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست می‌دهد
در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع
روشن کننند‌هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر
از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگری‌ست
خونین‌تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم
داریم افتخار که همشهری‌ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می‌شویم
وقتی که با ملائکه همگام می‌شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات
مردان شهر نوکر و زن‌ها کنیزهات

زیباترین خاطره‌هامان نگفتنی‌ست
تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی‌ست

باران میان مرمر آیینه دیدنی‌ست
این صحنه در برابر آیینه دیدنی‌ست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است
یعنی به اوج عشق همین‌جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قم‌ایم
جاروکشان خواهر خورشید هشتم‌ایم

اعجاز این ضریح که همواره بی‌حد است
چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف‌های خود اصرار می‌کنم
در مثنوی و در غزل اقرار می‌کنم

ما در کنار دختر موسی نشسته‌ایم
عمری‌ست محو او به تماشا نشسته‌ایم

اینجا کویر داغ و نمک‌زار شور نیست
ما روبروی پهنه دریا نشسته‌ایم

قم سال‌هاست با نفسش زنده مانده است
باور کنید پیش مسیحا نشسته‌ایم

بوی مدینه می‌وزد از شهر ما، بیا
ما در جوار حضرت زهرا نشسته‌ایم

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان
از دست ما چه‌ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می‌شوم
روزی که زیر پای شما خاک می‌شوم
Read more
نگو دوستت دارم انسان این واژه را می شنود واژه از پوستش رد می شود با نگاهی پایین می رود اسب های قلبش ...
Media Removed
نگو دوستت دارم انسان این واژه را می شنود واژه از پوستش رد می شود با نگاهی پایین می رود اسب های قلبش شیهه می کشند تندتر می دوند بر سینه اش محکم تر سم می کوبند نگو دوستت دارم انسان باور می کند افسارِ اسب وحشی را به دستت می دهد به تو تکیه می کند در آغوشت اشک می ریزد یال هایش را می دهد تو شانه ... نگو دوستت دارم
انسان
این واژه را می شنود
واژه
از پوستش رد می شود
با نگاهی پایین می رود
اسب های قلبش
شیهه می کشند
تندتر می دوند
بر سینه اش
محکم تر
سم می کوبند

نگو دوستت دارم
انسان باور می کند
افسارِ اسب وحشی را
به دستت می دهد
به تو تکیه می کند
در آغوشت اشک می ریزد
یال هایش را می دهد تو شانه کنی
انسان باور می کند
و عشق
دردناک ترین اعتقاد است
اعتقادی که با سیلی پاک نمی شود
با خیانت
قوت می گیرد
با اهانت
راسخ تر می کند
به انسان نگو دوستت ندارم
ضربانش کند می شود
پای اسب هایش می شکند
اسب ها
بر زمین می افتند
درد می کشند
انسان
می باید
حیوان را راحت کند
انسان عرق می ریزد
اشکهایش
در بالشت جمع می شود
عطرِ موهایت را حبس می کند
نفس نمی کشد
بالشت را روی سینه اش می گذارد
به قلبش گلوله می زند
بخارِ گرم
از گلوی اسب ها بالا می رود
از دهانشان بیرون می جوشد
سینه ی انسان سبک می شود
اسب ها
به سمتِ کوهستان دور می دوند
سم هایشان
صدا ندارد
یال هایشان
یخ بسته
عشق
از دست می رود
انسان گناه دارد
نگو دوستت دارم
انسان باور می کند
نگو دوستت ندارم. - رضا ثروتی
Read more
بین اذکار، "حسین عشق منی" را عشق است اینکه غیر از تو نگویم سخنی را عشق است ذکـرت آمد به میان، باز عسل ...
Media Removed
بین اذکار، "حسین عشق منی" را عشق است اینکه غیر از تو نگویم سخنی را عشق است ذکـرت آمد به میان، باز عسل خیز شدم با "حسین جانِ" تو شیرین دهنی را عشق است من حسینی شدم از بس که "حسن جان" گفتم نوکـری های "حسینی حسنی" را عشق است همه ی سینه زنان، خـون تو در رگ دارند پس من و این همه اقوامِ تنی را عشق است کـربلا ... بین اذکار، "حسین عشق منی" را عشق است
اینکه غیر از تو نگویم سخنی را عشق است
ذکـرت آمد به میان، باز عسل خیز شدم
با "حسین جانِ" تو شیرین دهنی را عشق است
من حسینی شدم از بس که "حسن جان" گفتم
نوکـری های "حسینی حسنی" را عشق است
همه ی سینه زنان، خـون تو در رگ دارند
پس من و این همه اقوامِ تنی را عشق است
کـربلا خانه ی اجـدادی ما نوکـرهاست
بدهی خاتمه دور از وطنی را، عشق است
باز هـم رو زده ام، کـرب و بلا می خواهم
تو بگو نه، که همین دل شکنی را عشق است
دست رد می زنی و سینه ی من می سوزد
و به عشق تو همین سینه زنی را عشق است
عاشق از عشق به معشوق اثر می خواهد
پس به جان تو فقط بی کفنی را عشق است
نــوكـــر نـوشـــت:
#حسین_جان
یک روز هم نشد که نباشم به یادتان
قـربان آن کرامت و مشی و مـرامتان
رحـمـی نما، بیا و تـو درهـم بخر مرا
روزی بـیایدش کـه بیـایم به کـارتـان
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_عبدالحسن_محمدی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
خون بی‌گناهان فریادی است که تنها زندگان می‌شوند و آنان که روح و وجدان‌‌شان نمرده است؛ عدالت مفهومی ...
Media Removed
خون بی‌گناهان فریادی است که تنها زندگان می‌شوند و آنان که روح و وجدان‌‌شان نمرده است؛ عدالت مفهومی برساخته است چرا که در جنگل عدالتی وجود ندارد و تنها قدرت است که میان شکارچی و شکار حکم می‌کند؛ وقتی از جنگل‌ها و غارها به حاشیه‌ی رودخانه‌ها آمدیم و تمدن آغاز شد، عدالت آرزویی‌ بود که ابداع کردیم تا ... خون بی‌گناهان فریادی است که تنها زندگان می‌شوند و آنان که روح و وجدان‌‌شان نمرده است؛ عدالت مفهومی برساخته است چرا که در جنگل عدالتی وجود ندارد و تنها قدرت است که میان شکارچی و شکار حکم می‌کند؛ وقتی از جنگل‌ها و غارها به حاشیه‌ی رودخانه‌ها آمدیم و تمدن آغاز شد، عدالت آرزویی‌ بود که ابداع کردیم تا مرهم زخم‌های‌مان باشد وقتی قربانی درنده‌ای قدرت‌مندتر می‌شویم، اما آگاهی از این حقیقت به معنای آن نیست که نمی‌توان به آن دست یافت چرا که در جهانی به سر می بریم که به اراده‌ی تبار انسان شکل گرفته است؛ تنها باید آگاه باشیم که عدالت و شرافت و... برترین برساخته‌های ما و اوج انسان است و باید زیرپا گذاشته شدن عدالت را فراموش نکنیم و حاضر باشیم برای اجرای آن هر تاوانی بپردازیم؛ جنایت امروز و #قتل_دولتی #زانیار_مرادی, #رامین_حسین_پناھی و #لقمان_مرادی را فراموش نمي‌کنیم و تاریخ شاهد است که عدالت اجرا خواهد شد.
تسلیت به خانواده‌ها و نزدیکان داغ‌دارشان و تسلیت به تو که پیش از آن که ایرانی، کُرد و... باشی، انسانی و داغ و درد هر انسان دیگر در سینه‌ات می‌سوزد...
Read more
. سنگر سرخ ساعت دو نیمه شب. سرباز با کبریت چراغ نفتی آویزان به سقف سنگر را روشن میکند.نور ظاهر آشفته ...
Media Removed
. سنگر سرخ ساعت دو نیمه شب. سرباز با کبریت چراغ نفتی آویزان به سقف سنگر را روشن میکند.نور ظاهر آشفته و رد اشکی که سیاهی و گرد و غبار روی صورتش را خط انداخته را نمایان میسازد.با دستانی سیاه و و خون آلود دست در جیبش میکند و عکس مچاله شده ی دختر کوچکی را بیرون می آورد و با نگاهی پر از بغض به آن نگاه میکند.با ... .
سنگر سرخ ساعت دو نیمه شب.
سرباز با کبریت چراغ نفتی آویزان به سقف سنگر را روشن میکند.نور ظاهر آشفته و رد اشکی که سیاهی و گرد و غبار روی صورتش را خط انداخته را نمایان میسازد.با دستانی سیاه و و خون آلود دست در جیبش میکند و عکس مچاله شده ی دختر کوچکی را بیرون می آورد و با نگاهی پر از بغض به آن نگاه میکند.با صدایی لرزان به همسنگرش که گوشه ی سنگر دراز کشیده میگوید:(این عکس دخترم است)و دستش را دراز میکند تا عکس را به همسنگرش نشان بدهد،ولی او با نگاهی بی روشنایی به سقف خیره شده است و توجهی به عکس نمیکند.سرباز بغضش میترکد و با گریه میپرسد:(تو هم دختر داری؟)پلک هایش را روی هم فشار میدهد و با صدایی توام با ناله میگوید:(پسر چی؟با من حرف بزن)چراغ نفتی را بر میدارد و با پای تیر خورده خودش را به او میرساند.سرش را روی سینه ی همسنگرش میگذارد و گریه میکند.از بیرون صدای نزدیک شدن سرباز هایی که قصد جانش را داشتند میشنود.گریه اش را نگه میدارد.آب دهنش را قورت میدهد.با چهره ای مصمم اسلحه ی کمری را در می آورد و در درون دهنش میگذارد و به عکس دخترش نگاه میکند.چراغ نفتی آهسته آهسته خاموش میشود...
.
#نیمانفری
عکاس:@sajjaddehghan65
#داستان #داستان_کوتاه #جنگ
Read more
. للحق پست نوشت:با شروع ماه محرم شبهات ریز و درشتی در فضای مجازی منتشر میشود که هدفش کمرنگ کردن راه ...
Media Removed
. للحق پست نوشت:با شروع ماه محرم شبهات ریز و درشتی در فضای مجازی منتشر میشود که هدفش کمرنگ کردن راه امام حسین علیه السلام و به حاشیه راندن هدف این قیام عظیم در برابر ظلم و استکبار است. قطعا پشت پرده بسیاری از این شبهات اتاق فکرهایی پنهان است که تداوم خون سید الشهدا نوید برچیده شدن بساط ظلم و ستمگریشان ... .
للحق پست نوشت:با شروع ماه محرم شبهات ریز و درشتی در فضای مجازی منتشر میشود که هدفش کمرنگ کردن راه امام حسین علیه السلام و به حاشیه راندن هدف این قیام عظیم در برابر ظلم و استکبار است. قطعا پشت پرده بسیاری از این شبهات اتاق فکرهایی پنهان است که تداوم خون سید الشهدا نوید برچیده شدن بساط ظلم و ستمگریشان را می دهد.
.
اما در این میان افرادی هم هستند که از روی جهالت و یا مطالعه کم و یا حتی ناشی از کم کاری و یا اسف بارتر بد عملی امثال ما که داعیه ی مسلمانی داریم و مفتخریم که سینه زن و مداح و مبلغ راه حسینیم, شاید بی غرض حرفی می زنند که ناخواسته آب به آسیاب همانهایی می ریزند که برچیده شدن دستگاه عظیم و انسان ساز حسین علیه السلام را می طلبند.
.
اخیرا خانم نازنین بیانی در اظهار نظری التقاط گونه گفته است :«بیایید محرم امسال، به جای پرداختن میلیاردها تومان به مداحان برای گریاندن شما، آن را خرج خنداندن یتیمی کنید»
.
اولا , مداحی که دم زدن از ابا عبدالله را با ثمن بخس درهم و دینار دنیا معامله می کند , کم از عمر سعدی ندارد که هوس گندم ری او را در ردیف اشق الاشقیاء قرار داد و اما مگر در بین جماعت مادحین چه تعداد از این افراد داریم؟
.

دوما, مگر فلسفه گریستن یتیمان چیست ؟ جز ظلم و ستمی که حق آنها را در جیب نجومی بگیرانی می ریزد تا سهمشان شکم گرسنه و اشک چشم باشد و حسین ع قیام کرد تا ریشه این ظلم بخشکد و تا حدود زیادی خشکاند, چرا که انقلاب اسلامي با فرهنگ كربلا پيروز شد و ماه محرم بود كه كـار را يـك سـره كـرد . «سوليوان» سفير آمريكا در ايران (سـال )٥٧ ميگويد:"در ملاقاتي كه قبل از محرم آن سال با شاه داشتم، او گفت : اگر از محرم امسال سالم بگذريم پيـروز مـي شـويم " چـون شـاه خـودش را از كربلا ضربه پذير ميديد.
.
سوما , اگر کسی فلسفه اشک بر امام حسین ع را درک کند حاضر هست میلیونها صله بدهد برای گریاندنش.
جفری کاتلر در کتاب زبان اشکها می نویسد:"هر قطره اشکی که فرو می‌غلتد, پیغام درونی را به همراه دارد که به واسطه آن ماهیت افراد آشکار می‌شود .گریستن عامل برقراری ارتباط میان انسان‌ها و گویش بی‌صدا"
.
وقتی اشک برقرار کننده رابطه بین انسانهاست, صد البته اگر این اشک برای داغ مصیبت و غم و محبت آل الله ع روان گردد , پیوندی که قرار است ما را به حوض کوثر برساند صد برابر محکمتر خواهد شد,و شاهد بر این مدعی سخن امام رضا (ع) است در روز اول محرم به یکی از یارانش: .
ادامه در کامنت👇👇👇
.
#محرم
#اشک
#کربلا
#امام_حسین_علیه_السلام
Read more
. چقدر با تو اشک ریختم مادر دلتنگ... یادداشت امیر درباره ی حادثه را ارغوان همان روز برایم خواند. ...
Media Removed
. چقدر با تو اشک ریختم مادر دلتنگ... یادداشت امیر درباره ی حادثه را ارغوان همان روز برایم خواند. بغض کرده بودم و نمی دانستم چه بگویم. خودم را می گذاشتم جای نیلوفر، مادرم را به یاد می آوردم که می دانستم بعدِمن نفس کم می آورد. تو اما هق هق گریه ات را در گلو پنهان کرده ای تا فریادی سر دهی به بلندی ظلمی چهل ... .
چقدر با تو اشک ریختم مادر دلتنگ...
یادداشت امیر درباره ی حادثه را ارغوان همان روز برایم خواند. بغض کرده بودم و نمی دانستم چه بگویم. خودم را می گذاشتم جای نیلوفر، مادرم را به یاد می آوردم که می دانستم بعدِمن نفس کم می آورد.
تو اما هق هق گریه ات را در گلو پنهان کرده ای تا فریادی سر دهی به بلندی ظلمی چهل و چند ساله. شاید با صدای تو خودمان را به یاد بیاوریم.
در سالهای دانشجویی، ‌سالهای غرق درانبوه ناامیدی و ایستایی، هربار همصدا شدیم ، هم کلاسی هایمان را گوشه ی زندان دیدیم. صدا را در گلوی چرکینمان خفه کردیم تا زنده بمانیم.
صدای تو اما صدای توست. صدای مادری که داغ مانده بر سینه اش با هیچ کلامی تسلی نمی یابد.
یک نفر نیست بگوید دانشجو مگر چقدر سیاسی ست که حتی اگر در تصادفی کشته شود، نباید برایش یادواره گرفت، نباید نامش را آورد، نباید رسانه ای اش کرد؟ دانشجو اگر اینهمه ترسناک است، چرا دانشگاه ساخته اید؟ اگر نیست، چرا خفه اش می کنید؟ دانشجو باید دانشی را بجوید که شما می خواهید؟راهی را برود که شما جاده اش را ساخته اید؟ حقی را بخواهد که شما برایش درنظر گرفته اید؟ اصلا چه حقی برایش درنظر گرفته اید؟ بی صدا مُردن؟
فلسفه ی وجود اینهمه دانشگاه در مملکت چیست اگر قرار است همه یک شکل بیاندیشیم؟
📎📎📎📎
📎👈چرا نیلوفر مُرد؟
@amir_ebtehaj
📎وقتی همه یکجور می اندیشند، در واقع کسی نمی اندیشد!
📎📎📎📎
#تصادفی_مبنی_بر_بی_مسئولیتی_مسئولان
#نیلوفر_رادمهر
#حادثه_علوم_تحقیقات
#تصادف_اتوبوس
#اتوبوس_علوم_تحقیقات
#مرگ_دانشجویان
#دانشجو
Read more
بچه های این دوره زمونه 🤐.. . . #حرکت های جنین .. بچه ها از همان ابتدا هم در حال حرکت هستند و این حرکات اولیه از 6 تا 8 هفتگی بارداری با استفاده از سونوگرافی قابل دیدن است. البته مادر ممکن است تا چند هفته بعد این حرکات کوچک را احساس نکند چون جنین هنوز آنقدر کوچک است که نمی تواند یک ضربه قوی قابل حس کردن ... بچه های این دوره زمونه 🤐😅😅😓..
.
. #حرکت های جنین ..
بچه ها از همان ابتدا هم در حال حرکت هستند و این حرکات اولیه از 6 تا 8 هفتگی بارداری با استفاده از سونوگرافی قابل دیدن است. البته مادر ممکن است تا چند هفته بعد این حرکات کوچک را احساس نکند چون جنین هنوز آنقدر کوچک است که نمی تواند یک ضربه قوی قابل حس کردن به مادرش بزند.
اولین بار چه زمانی حرکات جنین را احساس می کنم؟
حرکات جنین از حدود بیست هفتگی به بعد برای مادر قابل حس کردن است؛ اما اگر هفته بیست بارداری را رد کردید و هیچ حرکتی در درونتان احساس نکردید، لازم نیست بیش از حد نگران شده یا دست و پای خود را گم کنید. بعضی از مادرها هستند که بعد از هفته بیست و دوم این حرکات را احساس می کنند و این مسئله کاملا طبیعی است. اگر پیش از این تجربه بارداری داشتید یا در یک محیط آرام و روستایی زندگی می کنید، این احتمال وجود دارد که بتوانید حرکات جنین خود را در هفته 17 تا 18 بارداری احساس کنید. از طرف دیگر اگر جفت به جای عقب به جلوی رحم چسبیده باشد، حس کردن حرکات جنین در رحم کمی سخت تر می شود.
وقتی جنینم حرکت می کند، چه حسی به من دست می دهد؟
مادرها معمولا اولین حرکت جنین خود را به بال زدن تشبیه می کنند و به سختی می توانند این حرکت را از حباب های گاز تشخیص دهند اما در هفته های بعد حرکات جنین دیگر به این ظرافت نبوده و به دیواره رحمتان لگد خواهد زد. بین هفته 24 تا 28 بارداری حرکات جنین آن ‌قدر قوی است که شما یا همسرتان با قرار دادن یک دست روی شکم می توانید این حرکات را ردیابی کنید و در نهایت احتمالا قادر به تشخیص شکل پا یا آرنج نوزاد روی شکمتان خواهید بود که از درون به دیواره رحم ضربه می زند.
وقتی حرکات جنین را احساس می کنم، مشغول چه کاری است؟ اولین حرکاتی که جنین انجام می دهد شامل خم شدن و باز کردن دست ها و پاهایش است. سکسکه های جنین معمولا از یازده هفتگی آغاز می شود که به دلیل توسعه سیستم عصبی جنین است اما شما تا چند هفته بعد هم قادر نخواهید بود پرش های ریتمیک ناشی از سکسکه را در رحم تان احساس کنید. اگر ناگهان در قفسه سینه تان احساس درد کردید و درد خیلی سریع رفع شد، احتمالا سر جنین به قفسه سینه تان برخورد کرده است. او در این مرحله یک چرخش 180 درجه ای دارد و برای به دنیا آمدن آماده می شود.
Read more
مثل یک رودخانه خنک آبی رنگ؛ خیال ذهنت را پر می کند. خیال تماشای پوست تن کسی که دوستش داری، زیر حرکت آرام ...
Media Removed
مثل یک رودخانه خنک آبی رنگ؛ خیال ذهنت را پر می کند. خیال تماشای پوست تن کسی که دوستش داری، زیر حرکت آرام انگشتهایت. خیال دستهات که دارند به نوازشی آرام، متبرک می کنند سرزمین دلچسب تن یار را. یا، نور نرم خورشید پاییز روی پرزهای صورتش، وقتی خوابش برده و کتابی نیمه باز روی سینه اش هست که با حرکت آرام نفسها ... مثل یک رودخانه خنک آبی رنگ؛ خیال ذهنت را پر می کند.
خیال تماشای پوست تن کسی که دوستش داری، زیر حرکت آرام انگشتهایت. خیال دستهات که دارند به نوازشی آرام، متبرک می کنند سرزمین دلچسب تن یار را. یا، نور نرم خورشید پاییز روی پرزهای صورتش، وقتی خوابش برده و کتابی نیمه باز روی سینه اش هست که با حرکت آرام نفسها بالا و پایین می رود. سرفه کردنش در یک عصر زمستانی، و نگاه نگران بعدش به تو، که می خواهد مطمئنت کند حالش خوب است. بوسیدنش، بی هوا، به نیت شفای دل گُر گرفته. خواستنش، خواستنش، خواستنش. ترسیدنت از حجم علاقه. حرف زدن با او، وقتی صدایش خواب و بیدار است، کشدار شدن کلماتش، خوابیدنش. آرامش نشسته در پناه پلکها و مژه ها هروقت نگاهت می کند.
ماجرای غریبی است ابتلا. ماجرای غریبی است، تلخ اما دلربا. شب هایی هم هست که چشمهایت را می بندی تا رد تازیانه فراق را بر تن روحت نبینی، و می گذاری آرام آرام ابرهای خیال ذهنت را تصاحب کنند تا روی کویر صورتت باران ببارد.
و کسی چه می داند بعضی از ما برای یک شب زندگی کردن چند شبانه روز مُرده ایم.... #ax #akasane #akas #ig_ir #ig_shotz #ig_color #igdaily #ig_exquisite #ig_worldclub #ig_great_pics #ir_ig_nature #iran_aks_mobile #عکاسی #عکاسی_هنری #عکاسی_موبایل #landscapephotography #aksine
Read more
مثل یک رودخانه خنک آبی رنگ؛ خیال ذهنت را پر می کند. خیال تماشای پوست تن کسی که دوستش داری، زیر حرکت آرام ...
Media Removed
مثل یک رودخانه خنک آبی رنگ؛ خیال ذهنت را پر می کند. خیال تماشای پوست تن کسی که دوستش داری، زیر حرکت آرام انگشتهایت. خیال دستهات که دارند به نوازشی آرام، متبرک می کنند سرزمین دلچسب تن یار را. یا، نور نرم خورشید پاییز روی پرزهای صورتش، وقتی خوابش برده و کتابی نیمه باز روی سینه اش هست که با حرکت آرام نفسها ... مثل یک رودخانه خنک آبی رنگ؛ خیال ذهنت را پر می کند.
خیال تماشای پوست تن کسی که دوستش داری، زیر حرکت آرام انگشتهایت. خیال دستهات که دارند به نوازشی آرام، متبرک می کنند سرزمین دلچسب تن یار را. یا، نور نرم خورشید پاییز روی پرزهای صورتش، وقتی خوابش برده و کتابی نیمه باز روی سینه اش هست که با حرکت آرام نفسها بالا و پایین می رود. سرفه کردنش در یک عصر زمستانی، و نگاه نگران بعدش به تو، که می خواهد مطمئنت کند حالش خوب است. بوسیدنش، بی هوا، به نیت شفای دل گُر گرفته. خواستنش، خواستنش، خواستنش. ترسیدنت از حجم علاقه. حرف زدن با او، وقتی صدایش خواب و بیدار است، کشدار شدن کلماتش، خوابیدنش. آرامش نشسته در پناه پلکها و مژه ها هروقت نگاهت می کند.
ماجرای غریبی است ابتلا. ماجرای غریبی است، تلخ اما دلربا. شب هایی هم هست که چشمهایت را می بندی تا رد تازیانه فراق را بر تن روحت نبینی، و می گذاری آرام آرام ابرهای خیال ذهنت را تصاحب کنند تا روی کویر صورتت باران ببارد.
و کسی چه می داند بعضی از ما برای یک شب زندگی کردن چند شبانه روز مُرده ایم.... #igers #ig_ir #ig_mood #ig_shotz #ig_color #ig_photooftheday #ig_masterpiece #postiano #italy #photography #photographer #photooftheday #instagood #instapic #ir_ig_nature #nature
Read more
 #شربت_نعنا_ #شربت_نعناع_ . دوستان جانم درخواست طرز تهیه شربت نعناع خیلی زیاد بود به‌همین دلیل ...
Media Removed
#شربت_نعنا_ #شربت_نعناع_ . دوستان جانم درخواست طرز تهیه شربت نعناع خیلی زیاد بود به‌همین دلیل پست گذاشتم . عزیزانی که تمایل داشتن این شربت مفید و خوش عطر و خوش طعم رو درست کنن میتونن بسته به مقدار شکرشون بقیه موارد هم اضافه کنن . ____ ________ #شربت_نعناع_ #شربت_نعنا_ نیم کیلو نعنا تازه ... #شربت_نعنا_
#شربت_نعناع_ .
دوستان جانم درخواست طرز تهیه شربت نعناع خیلی زیاد بود به‌همین دلیل پست گذاشتم . عزیزانی که تمایل داشتن این شربت مفید و خوش عطر و خوش طعم رو درست کنن میتونن بسته به مقدار شکرشون بقیه موارد هم اضافه کنن❤
.
____
________ #شربت_نعناع_
#شربت_نعنا_
نیم کیلو نعنا تازه رو پاک کرده شستم .فقط برگهاش احتیاجه برگ نعنا رو با چاقو کمی تیکه کردم تا هم رنگش بهتر بشه هم عطرش.حالا یک کیلو شکر رو با۳لیوان آب روی حرارت گذاشتم تا آروم آروم بجوشه و دونه های شکر حل بشن و شربت تا حدی غلیظ بشه در این زمان نعناها رو اضافه کردم گذاشتم ۱۰دقیقه باهم بجوشن اواخر پخت دو قاشق غذاخوری آبلیمو تازه و چند قطره رنگ‌ سبز خوراکی و یک ق غ عرق نعنا بهش اضافه‌کردم حرارت رو خاموش کردم.دمکنی روی قابلمه قرار دادم‌و اجازه دادم ۲۴ساعت در محیط اشپزخونه بمونه بعدم از صافی رد کردم و‌داخل شیشه تمیز ریختم و داخل یخچال گذاشتم این شربت بمدت یکسال هم داخل فریزر قابل نگهداریه.داخل یخچال هم مثل بقیه شربتها میشه نگهداریش کرد.زمان استفاده با مقداری آب و چند تیکه یخ مخلوط و سرو کنید.فوق العادست خصوصا بعداز غذاهای سنگین و‌سرد.میتونید رنگ خوراکی رو حذف کنید اما اینقدر زیاد نیست که ضرر داشته باشه🌹🌹
🌹نعنایی که استفاده کردم برگهای کشیده داشت و سطحش تقریبا صاف بود چون با هر نعنایی خوب نمیشه مثلا همین نعنا که کنار شربت هست عطر و طعمش برای شربت خوب نمیشه🌹
______
.یکی از خواص  نعنا دفع حرارت بدن در تابستونه، در هوای گرم یک لیوان شربت نعنا  عطش و گرمازدگی رو دفع میکنه، و به شما آرامش میدهد.
___
🌹🌹🌹🌹خواص نعنا🌹🌹🌹🌹 نعنا باد شكن است و گاز معده و روده را از بین می برد. * تقویت كننده معده و بدن است. *
ضد تشنج و ضد سرفه است. *
نعناع مسكن،‌ آرام بخش و قاعده آور است. * برای بی خوابی، كم خوابی و ناراحتی های شبانه یك داروی موثر است. * استفاده از نعنا، درد شكم را برطرف می كند. * نعناع برای درمان سرماخوردگی و آنفلوانزا مفید می باشد. * نعناع ناراحتی های عصبی را برطرف می كند. * برای تسكین درد دندان، نعناع را در دهان گذاشته و بجوید. * آشامیدن دم کرده نعناع و یا عصاره نعناع خونریزی سینه را قطع می كند. *
كمپرس نعناع درد سینه و پهلو را از بین می برد. * نعناع كرم های روده و معده را می كشد. * برای از بین بردن سكسكه و دل به هم خوردگی و استفراغ، نعنا را با انار ترش بخورید. * نعناع ادرار را زیاد می كند.

از گالری هنرمند @royaaaa777
Read more
شربت_نعنا دوستان جانم درخواست طرز تهیه شربت نعناع خیلی زیاد بود به‌همین دلیل پست گذاشتم . عزیزانی ...
Media Removed
شربت_نعنا دوستان جانم درخواست طرز تهیه شربت نعناع خیلی زیاد بود به‌همین دلیل پست گذاشتم . عزیزانی که تمایل داشتن این شربت مفید و خوش عطر و خوش طعم رو درست کنن میتونن بسته به مقدار شکرشون بقیه موارد هم اضافه کنن . نیم کیلو نعنا تازه رو پاک کرده شستم .فقط برگهاش احتیاجه برگ نعنا رو با چاقو کمی تیکه ... شربت_نعنا
دوستان جانم درخواست طرز تهیه شربت نعناع خیلی زیاد بود به‌همین دلیل پست گذاشتم . عزیزانی که تمایل داشتن این شربت مفید و خوش عطر و خوش طعم رو درست کنن میتونن بسته به مقدار شکرشون بقیه موارد هم اضافه کنن❤
.
نیم کیلو نعنا تازه رو پاک کرده شستم .فقط برگهاش احتیاجه برگ نعنا رو با چاقو کمی تیکه کردم تا هم رنگش بهتر بشه هم عطرش.حالا یک کیلو شکر رو با۳لیوان آب روی حرارت گذاشتم تا آروم آروم بجوشه و دونه های شکر حل بشن و شربت تا حدی غلیظ بشه در این زمان نعناها رو اضافه کردم گذاشتم ۱۰دقیقه باهم بجوشن اواخر پخت دو قاشق غذاخوری آبلیمو تازه و چند قطره رنگ‌ سبز خوراکی و یک ق غ عرق نعنا بهش اضافه‌کردم حرارت رو خاموش کردم.دمکنی روی قابلمه قرار دادم‌و اجازه دادم ۲۴ساعت در محیط اشپزخونه بمونه بعدم از صافی رد کردم و‌داخل شیشه تمیز ریختم و داخل یخچال گذاشتم این شربت بمدت یکسال هم داخل فریزر قابل نگهداریه.داخل یخچال هم مثل بقیه شربتها میشه نگهداریش کرد.زمان استفاده با مقداری آب و چند تیکه یخ مخلوط و سرو کنید.فوق العادست خصوصا بعداز غذاهای سنگین و‌سرد.میتونید رنگ خوراکی رو حذف کنید اما اینقدر زیاد نیست که ضرر داشته باشه🌹🌹
🌹نعنایی که استفاده کردم برگهای کشیده داشت و سطحش تقریبا صاف بود چون با هر نعنایی خوب نمیشه مثلا همین نعنا که کنار شربت هست عطر و طعمش برای شربت خوب نمیشه🌹
______
.یکی از خواص  نعنا دفع حرارت بدن در تابستونه، در هوای گرم یک لیوان شربت نعنا  عطش و گرمازدگی رو دفع میکنه، و به شما آرامش میدهد.
___
🌹🌹🌹🌹خواص نعنا🌹🌹🌹🌹 نعنا باد شكن است و گاز معده و روده را از بین می برد. * تقویت كننده معده و بدن است. *
ضد تشنج و ضد سرفه است. *
نعناع مسكن،‌ آرام بخش و قاعده آور است. * برای بی خوابی، كم خوابی و ناراحتی های شبانه یك داروی موثر است. * استفاده از نعنا، درد شكم را برطرف می كند. * نعناع برای درمان سرماخوردگی و آنفلوانزا مفید می باشد. * نعناع ناراحتی های عصبی را برطرف می كند. * برای تسكین درد دندان، نعناع را در دهان گذاشته و بجوید. * آشامیدن دم کرده نعناع و یا عصاره نعناع خونریزی سینه را قطع می كند. *
كمپرس نعناع درد سینه و پهلو را از بین می برد. * نعناع كرم های روده و معده را می كشد. * برای از بین بردن سكسكه و دل به هم خوردگی و استفراغ، نعنا را با انار ترش بخورید. * نعناع ادرار را زیاد می كند.
@royaaaa777
Read more
 #شربت_نعنا_ #شربت_نعناع_ . دوستان جانم درخواست طرز تهیه شربت نعناع خیلی زیاد بود به‌همین دلیل ...
Media Removed
#شربت_نعنا_ #شربت_نعناع_ . دوستان جانم درخواست طرز تهیه شربت نعناع خیلی زیاد بود به‌همین دلیل پست گذاشتم . عزیزانی که تمایل داشتن این شربت مفید و خوش عطر و خوش طعم رو درست کنن میتونن بسته به مقدار شکرشون بقیه موارد هم اضافه کنن . ____ ________ #شربت_نعناع_ #شربت_نعنا_ نیم کیلو نعنا تازه ... #شربت_نعنا_
#شربت_نعناع_ .
دوستان جانم درخواست طرز تهیه شربت نعناع خیلی زیاد بود به‌همین دلیل پست گذاشتم . عزیزانی که تمایل داشتن این شربت مفید و خوش عطر و خوش طعم رو درست کنن میتونن بسته به مقدار شکرشون بقیه موارد هم اضافه کنن❤
.
____
________ #شربت_نعناع_
#شربت_نعنا_
نیم کیلو نعنا تازه رو پاک کرده شستم .فقط برگهاش احتیاجه برگ نعنا رو با چاقو کمی تیکه کردم تا هم رنگش بهتر بشه هم عطرش.حالا یک کیلو شکر رو با۳لیوان آب روی حرارت گذاشتم تا آروم آروم بجوشه و دونه های شکر حل بشن و شربت تا حدی غلیظ بشه در این زمان نعناها رو اضافه کردم گذاشتم ۱۰دقیقه باهم بجوشن اواخر پخت دو قاشق غذاخوری آبلیمو تازه و چند قطره رنگ‌ سبز خوراکی و یک ق غ عرق نعنا بهش اضافه‌کردم حرارت رو خاموش کردم.دمکنی روی قابلمه قرار دادم‌و اجازه دادم ۲۴ساعت در محیط اشپزخونه بمونه بعدم از صافی رد کردم و‌داخل شیشه تمیز ریختم و داخل یخچال گذاشتم این شربت بمدت یکسال هم داخل فریزر قابل نگهداریه.داخل یخچال هم مثل بقیه شربتها میشه نگهداریش کرد.زمان استفاده با مقداری آب و چند تیکه یخ مخلوط و سرو کنید.فوق العادست خصوصا بعداز غذاهای سنگین و‌سرد.میتونید رنگ خوراکی رو حذف کنید اما اینقدر زیاد نیست که ضرر داشته باشه🌹🌹
🌹نعنایی که استفاده کردم برگهای کشیده داشت و سطحش تقریبا صاف بود چون با هر نعنایی خوب نمیشه مثلا همین نعنا که کنار شربت هست عطر و طعمش برای شربت خوب نمیشه🌹
______
.یکی از خواص  نعنا دفع حرارت بدن در تابستونه، در هوای گرم یک لیوان شربت نعنا  عطش و گرمازدگی رو دفع میکنه، و به شما آرامش میدهد.
___
🌹🌹🌹🌹خواص نعنا🌹🌹🌹🌹 نعنا باد شكن است و گاز معده و روده را از بین می برد. * تقویت كننده معده و بدن است. *
ضد تشنج و ضد سرفه است. *
نعناع مسكن،‌ آرام بخش و قاعده آور است. * برای بی خوابی، كم خوابی و ناراحتی های شبانه یك داروی موثر است. * استفاده از نعنا، درد شكم را برطرف می كند. * نعناع برای درمان سرماخوردگی و آنفلوانزا مفید می باشد. * نعناع ناراحتی های عصبی را برطرف می كند. * برای تسكین درد دندان، نعناع را در دهان گذاشته و بجوید. * آشامیدن دم کرده نعناع و یا عصاره نعناع خونریزی سینه را قطع می كند. *
كمپرس نعناع درد سینه و پهلو را از بین می برد. * نعناع كرم های روده و معده را می كشد. * برای از بین بردن سكسكه و دل به هم خوردگی و استفراغ، نعنا را با انار ترش بخورید. * نعناع ادرار را زیاد می كند.

از گالری هنرمند @royaaaa777
Read more
سلام خانومایی که دارید توی ایران زندگی مے کنید ☹️<span class="emoji emoji270b"></span> این عکسو ببینید <span class="emoji emoji1f446"></span>ولی تورو خدااااا نترسیداااا ...
Media Removed
سلام خانومایی که دارید توی ایران زندگی مے کنید ☹️ این عکسو ببینید ولی تورو خدااااا نترسیداااا ،راااحت و آسوده بخوابید و روزتونو با نوای آرامش بخشه پرنده هایی که روی درختای حیاط و کوچتون نوید امنیتو آسایشو رو میدن شروع کنید چون داداشاتون دارن ۳۰۰۰کیلومتر اونور تر جلوشون رو میگیرنکه ... سلام خانومایی که دارید توی ایران زندگی مے کنید ☹️✋
این عکسو ببینید 👆ولی تورو خدااااا نترسیداااا ،راااحت و آسوده بخوابید و روزتونو با نوای آرامش بخشه پرنده هایی که روی درختای حیاط و کوچتون نوید امنیتو آسایشو رو میدن شروع کنید 🙏🌹
چون داداشاتون دارن ۳۰۰۰کیلومتر اونور تر جلوشون رو میگیرن🔫👊✌که حتی لحظه ای چشمای ناپاکشون بهتون نخوره چه برسه بخواد دستشون بهتون برسه 😠

مگر اینکه از روی جنازه ماها رد بشن تا بتونن ب ایران برسن و شما بخواین همچین صحنه ها و لحظاتی😔 رو تجربه کنید.(عمرا😡) پس خیالتون آسوده و راحت باشه😊🌌 چون تا وقتی داداشاتون✌💪زنده ان نمیذارن که شما سختی بکشید.🌹 ما واسه تماااااام اقشار جامعه مون اونجا هستیم.✌
برای همه تون حتی برای اونیکه داره آزاد و خیـــــــــــــــــــــلی راحت تو خیابون با هر تیپی که دوست داره راه میره ...
حتی واسه اون هم اونجاییم و میجنگیم.
شاید اون خانوم هم احساس آرامش و راحتی و امنیت کرده که اینجوری تو جامعه میاد☺

پس اینو بدونید که داداشاتون😊💪 واسه این رفتن اونجا که علاوه بر دفاع از ❤حرم❤ که در اولویت بود اولویت بعدیمون بحث امنیت و آرامش شماها تو کشور بود🇮🇷🌹
به خدا هیییـــــــــــــــچ منتے هم به سرتون نداریم✋ ما صرفا وظیفمون رو انجام میدیم✌✊ فقط یه درخواست خیلی خیلی کوچیک ازتون داریم🙏🌹ولی اهمیتش خیییییییلی بزرگ و زیاده... درخواستمونم اینه که تو رو بخدا،تو رو به هر کسی که دوست دارین ،شما رو به هرکی و هر چی که مےپرستید هوای رهبرمون ❤سید علی خامنه ای❤ رو داشته باشید🙏🙏 تا وقتی که کشور ما ✌❤رهبری❤✌ مثل ایشون داره داداشای شما هم سینه سپرجلو وحشی ترین دشمنان در هر نقطه از دنیا که بخوان فکری راجب ایران بکنند و آزادی و امنیت مردم در خطر باشه جلوشون ایستادن✌👊💪 از طرف خادمین(رزمندگان) شما در کانال عباسیون .
Read more
<span class="emoji emoji1f62d"></span>لعنتی.... <span class="emoji emoji1f3c1"></span>اینجا ایران است....«جمهوری ۱۰۰٪ اسلاااااااااامی»<span class="emoji emoji1f3c1"></span> <span class="emoji emoji1f62d"></span>مردانش بکارت ها دریده اند...🔇 بعد..در ...
Media Removed
لعنتی.... اینجا ایران است....«جمهوری ۱۰۰٪ اسلاااااااااامی» مردانش بکارت ها دریده اند...🔇 بعد..در صف سینه زنی به یاد مظلومیت حسین... خون میگریند...! « بخند» اره اینجا ایرانه... رو صورت دخترانمان اسید میپاشند...فردا جک های اسیدی میگویند...👥 صورت دختری بخاطر عقده زشت میشود... ... 😭لعنتی....
🏁اینجا ایران است....«جمهوری ۱۰۰٪ اسلاااااااااامی»🏁 😭مردانش بکارت ها دریده اند...🔇
بعد..در صف سینه زنی به یاد مظلومیت حسین...
خون میگریند...! « بخند»👉 اره اینجا ایرانه...✌
رو صورت دخترانمان اسید میپاشند...🚺فردا جک های اسیدی میگویند...👥
صورت دختری بخاطر عقده زشت میشود... «بخند»👉 اره اینجا ایرانه...✌
دختران ۱۴ ساله بعد از مدرسه کلاس تقویتی خود را رو تخت دوس پسرانشان برگزار میکنند...🚼
اما در خانه صحنه بوسیدن فیلم رد میشود.🎥. «بخند»👉 اره اینجاایرانه...✌
انقدر اسلامی که مردانش به بهانه شلوغی مترو🚍 خود را به دختران جوان میمالند تا ارضا شوند...!💃 «بخند»👉 اینجا ایرانه اره...✌
همانجاییست که پیرمرد در تاکسی🚗 پشت دستش را ارام روی پایت میکشد تا اتشش فوران کند...! «بخند»👉 اینجا ایرانه لعنتی✌...اره اسلاااااامی✌
بهشتی که وقتی میخوای از خط عابر پیاده عرض خیابان را طی کنی...🚷
کلکسیونی به عشق تنت ترمز میزنند↘...! «بخند»👉 «حرف زیاد است...✅
وقت دارم...ا✔

اما شانه های تو تحمل کشش این همه درد را ندارد...!»😭 «نمیدانم‌دنیای شما کثیف است...🎭 یا چشمان من فاحشه ؟؟؟
#iran
Read more
. سوپ شیر دستور تهیه : نصف سینه مرغ رو با یک عدد پیاز بزرگ چهار قاچ ونمک وفلفل بپزید نزارید آبش کاملا بخار شه از آبش برای سوپ استفاده میکنیم سینه که پخته شد در بیارید وریش ریش کنید آبشو از صافی رد کنید _______________ عزیزانی که میگن شیر بریده میشه آب لیمو رو نباید داخل سوپ ریخت باعث میشه شیر بریده ... .
سوپ شیر
دستور تهیه :👇
نصف سینه مرغ رو با یک عدد پیاز بزرگ چهار قاچ ونمک وفلفل بپزید نزارید آبش کاملا بخار شه از آبش برای سوپ استفاده میکنیم سینه که پخته شد در بیارید وریش ریش کنید آبشو از صافی رد کنید
_______________
عزیزانی که میگن شیر بریده میشه آب لیمو رو نباید داخل سوپ ریخت باعث میشه شیر بریده شه وحالت پنیری پیدا کنه آب لیمو رو موقع سرو بزنید
جو پخته شده دو لیوان(من تو فریزیر داشتم)
هویج نگینی دو عدد متوسط
قارچ اسلایس شده حدود هشت عدد
ذرت پخته شده یا کنسروی نصف لیوان کمی کمتر
شیر حدود سه لیوان دسته دار فرانسه
خامه صبحانه درصورت تمایل دو قاشق سوپ خوری
جعفری خرد شده کمی
لیموی ترش تازه موقع سرو
________________
هویج نگینی شده رو با یک قاشق روغن تفت بدید جو پخته رو اضافه کنید واب مرغ رو اضافه(آب مرغ نداشتید اشکال نداره آب بریزید)درشو بزارید تا نیم پز شه
تو این فاصله قارچ اسلایس شده رو با یک قاشق کره تفت میدیم
وقتی نیم پز شدن سینه مرغ ریش ریش شده وقارچ تفت داده شده بهش اضافه میکنیم نمک و فلفل سیاه وفلفل قرمز و ذرت هم اضافه میکنیم ودرشو میزاریم تا خوب پخته شه
وقتی پخته شدن شیر داغ رو کم کم اضافه میکنیم مرتب میزنیم که بریده نشه جعفری آضافه میکنیم ده دقیقه دیگه بپزه کافیه سپس خامه رو با چند قاشق آب سوپ رقیق میکنیم وبه سوپ اضافه میکنیم بعد از اضافه کردن خامه چند جوش بزنه گاز رو خاموش کنید تو ظرف مورد نظر بریزید وبا لیمو ترش تازه نوووووش جان بفرمایید
جو حتما شب خیس کنید تا بهتر بپزه ولعاب بده
به مقدار کافی آب بریزید تا دوباره مجبور نشید آب بریزید
شیر حتما داغ باشه وگرنه میبره
آگه مواد به اندازه کافی بپزن لعاب میندازه بخصوص جو نیازی به آرد نیست آگه دیدید سوپتون خیلی رقیقه یک قاشق آرد رو با یه ذره کره تفت بدید وبه سوپ اضافه کنید
موقعی که خواستی شیر اضافه کنید آرد هم اضاف کنید
از جو پرک هم میتونید استفاده کنید
آگه از جو پرک استفاده میکنید نیاز نیست خیس کنید
.
از کدبانوى هنرمند :👇
ashrafsoltani1348👩🏻‍🍳
.
‎‏
Read more
من نیما هستم 23ساله.این خاطره ماله 6 سال پیشه.وقتی که من 17 سالم بود و خواهرم 13 سالش.بابام شغله آزاد ...
Media Removed
من نیما هستم 23ساله.این خاطره ماله 6 سال پیشه.وقتی که من 17 سالم بود و خواهرم 13 سالش.بابام شغله آزاد داره.مامانم هم معلمه.معمولا تو طوله روز خونه خالیه.  .من محشیدو از کوچیکیش خیلی دوست داشتم.اصلا هم نظری روش نداشتم.حتی گاهی اوقات معمولا ظهر ها پیشش میخوابیدم.یواش یواش محشید رشد کرد.هیکلش ... من نیما هستم 23ساله.این خاطره ماله 6 سال پیشه.وقتی که من 17 سالم بود و خواهرم 13 سالش.بابام شغله آزاد داره.مامانم هم معلمه.معمولا تو طوله روز خونه خالیه.  .من محشیدو از کوچیکیش خیلی دوست داشتم.اصلا هم نظری روش نداشتم.حتی گاهی اوقات معمولا ظهر ها پیشش میخوابیدم.یواش یواش محشید رشد کرد.هیکلش درشت تر شد.و هیکلشو سینه هاش داشت یواش یواش منو تحریک میکرد.محشید همیشه از کوچیکی جلو من تاپ شلوارک میپوشید و این برامون طبیعی بود.اما از وقتی که هیکلش درشت تر شده بود مامانم بهش گیر میداد که اینطوری جلو دادشت راه نرو زشته.آخه شلوارکاش همیشه تنگ بود.اونم دوست نداشت تو خونه پوشیده باشه.میخواست راحت باشه.واسه همین وقتی مامانم سره کار بود.تو خونه راحت لباس میپوشید. منم همش کسو کونو سینه هاشو دید میزدم.یه چند وقتی بود بدجور رفته بودم تو نخش.واسه اینکه توجه اونم جلب کنم گاهی وقتا با شورت از جلوش رد میشدم.تو خونه به یه هوایی میگشتم.معمولا وقتی میخواسنم برم بیرون به هوایه اینکه دارم لباس عوض میکنم لباسامو در می آوردم.با شورت میرفتم تو آشپزخونه آب مبخوردم بعد حاضر میشدم. سعی میکردم وقتی از جلوش رد میشم طوری رد بشم که مهشید متوجه کیرم از زیره شورت بشه چون تنگ بود.که بلخره موفق شدم.
چند وقتی بود.هر وقت با شورت از پیشش رد میشدم میدیدم زیر چشمی به کیرم نگاه میکنه. 1روز طبق معمول با تاب شلوارک بود.از این شلوارک پاچه کوتاها.پدرسک با اون سنه 13 سالش خیلی سکسی بود.من جلو آینه بودم.از اتاقش اومد بیرون از کنارم رد شد.من یهو زدم به کونش گفتم خاک تو سره چاقت کنن.اصلا چاق نبود ها.تو پر و سکسی بود.برگشت گفت خودت چاقی میمون.گفتم چاق تویی.باسنتو نگا؟؟کون گنده.گفت عوضی کونه توکه گنده تره.گفتم من از تو سنم بیشتره خب.خلاصه یکم بحث کردیم.رفت تو آشپزخونه.اومد سمت اتاقش من جلو آینه بودم هنوز.اون زمان خیلی به موهام ور میرفتم.اومد منو هول داد کنار گفت برو کنار.بعد واستاد جلو آینه خودشو ببینه چاق شده واقعا.منم از پشت سرش 2 دستامو گذاشتم رو کونش گفتم نگا کن پهنای باسنتو؟؟گفت تو اصلا به من چکار داری؟دوست دارم چاق باشم اصلا.خلاصه یکی من گفتم یکی اون.یکی من میزدم بهش یکی اون.بعد هی میخندیدیمو همو یواش میزدیمو به هم قلبه میگفتیم.بعد نمیدونم چی شد که شد کشتی.انداختمش زمین.یهو گفت آآآآآآآآخخخخ نیمااااا کمرم درد گرفت.اخماشو کرد تو هم.بعد همین طور که به پشت رو زمین بود.کنارش نشستم.گفتم کجات دقیقا؟گفت پشتم.برش گردوندم.میدونستم فیلمشه.
بعد گفتم الان خوب میشه.شروع کردم به ماساژ دادنه پشتش.بعد یواش یواش شروع ک
Read more
یادم باشد اگر زمانی خلف وعده ای برمن شد,یا اگر چنانچه رجال زمانه ام ,بی دلیل در وادی ام تحقیرم نمودند ...
Media Removed
یادم باشد اگر زمانی خلف وعده ای برمن شد,یا اگر چنانچه رجال زمانه ام ,بی دلیل در وادی ام تحقیرم نمودند واگر گل عشقی را نبوییده وحاجت عشقی را بیان ننموده ان شخص دست رد بر سینه ام کوفت, واگر خواستم به دوستی , دلی را شاد کنم درعوض درد بر من عرضه نمود ومرا کوچک نمود, درنهایت کفر نگویم وخدا را شاکر باشم چرا ... یادم باشد
اگر زمانی خلف وعده ای برمن شد,یا اگر چنانچه رجال زمانه ام ,بی دلیل در وادی ام
تحقیرم نمودند واگر گل عشقی را نبوییده وحاجت عشقی را بیان ننموده ان شخص دست رد بر سینه ام کوفت, واگر خواستم به دوستی , دلی را شاد کنم درعوض درد بر من عرضه نمود ومرا کوچک نمود,
درنهایت کفر نگویم وخدا را شاکر باشم چرا که این لقمه نان بساط هر شب من باشدکه از تناولش سیر گردم تا حیاتم ادامه یابد.
Ma,,,,,life
Read more
ای شمع سینه سوخته‌ی انجمن علی تقدیر تست سوختن و ساختن، علی ای رهبری که منزوی‌ات کرده جهل خلق ای ...
Media Removed
ای شمع سینه سوخته‌ی انجمن علی تقدیر تست سوختن و ساختن، علی ای رهبری که منزوی‌ات کرده جهل خلق ای آشنای درد، غریب وطن علی‌ من پهلویم شکسته و تو دل شکسته‌ای من بر تو گریه می‌کنم و تو، به من علی‌ من سینه خُرد گشته و تو سینه سوخته من با تو گفتم و تو به کس دم مزن علی ‌ من بازویم سیه شده تو دست، روی دست بر ... ای شمع سینه سوخته‌ی انجمن علی
تقدیر تست سوختن و ساختن، علی

ای رهبری که منزوی‌ات کرده جهل خلق
ای آشنای درد، غریب وطن علی‌

من پهلویم شکسته و تو دل شکسته‌ای
من بر تو گریه می‌کنم و تو، به من علی‌

من سینه خُرد گشته و تو سینه سوخته
من با تو گفتم و تو به کس دم مزن علی ‌
من بازویم سیه شده تو دست، روی دست
بر گو کجاست بازوی خیبر شکن علی‌

سربسته به، که بعد حمایت ز حقّ تو
در اختیار من نَبُوَد دست من علی‌

گفتم به شب کفن کن و شب دفن کن ولیک
از تن نمانده هیچ برای کفن علی‌

علی انسانی ◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼ 🍃 آجَرَکَ اللّه یا صاحب الزَّمان 🍃
شهادت بانوی عالمین، ریحانة النبی، میوه دل خدیجه کبری، آرام دل علی مرتضی، صدیقه طاهره، زهرای مرضیه بر شیعیان و شیفتگان و عاشقان حضرت تسلیت و تعزیت باد😢😢😢 التماس دعا دارم از همه دوستانی که امشب در عزای مادر اشکی از دیدگانشون جاری میشه 🙏🙏🙏 #فاطمیه
#صلی_الله_علیکِ_یا_فاطمة_الزهرا
Read more
اضطراب عصبی این است که، نفرت سرکوب شده یا نفرت پس خورده‌ای که در وجود من و شماست، زمینه‌ای را فراهم ...
Media Removed
اضطراب عصبی این است که، نفرت سرکوب شده یا نفرت پس خورده‌ای که در وجود من و شماست، زمینه‌ای را فراهم می‌کند که متأسفانه همیشه در یک حالت، دل‌شوره، دلهره، اضطراب و نگرانی باشیم، که باید برای آن کاری بکنیم. بنابراین افراد عصبی، دست به کارهای وغریبی می‌زنند. . علایم فیزیکی اضطراب و دلشوره ... اضطراب عصبی این است که،
نفرت سرکوب شده یا نفرت پس خورده‌ای که در وجود من و شماست،
زمینه‌ای را فراهم می‌کند که متأسفانه همیشه در یک حالت،
دل‌شوره، دلهره، اضطراب و نگرانی باشیم،
که باید برای آن کاری بکنیم.
بنابراین افراد عصبی،
دست به کارهای وغریبی می‌زنند.
.
علایم فیزیکی اضطراب و دلشوره ،
درد قفسه‌ی سینه و سردرد؛
ضعف در اندام‌ها و تنش عضلانی.
نشانه‌های جسمی دیگری، مانند عوارض پوستی (جوش و کهیر)،
اضطراب پس از غذا و احساس خفگی نیز در برخی افراد دیده می‌شود.
.
لرزش و گرفتگی عضلات یا پرش عضلات احساس گرفتگی یا پری در ناحیه گلو یا قفسه سینه ،
نفس تنگی و افزایش ضربان قلب سبکی سر یا گیجی عرق سرد و دستان مرطوب،
دردهای عضلانی خستگی مفرط ،
مشکلات خواب،
(مشکل در به خواب رفتن یا بیدار ماندن به مدت طولانی یا احساس ناراحتی در به خواب رفتن)
.
علایم احساسی اضطراب و دلشوره
نداشتن احساس راحتی، بی قراری، احساس تحریک پذیری بیش از اندازه
نگرانی بیش از حد

ترس دایم از اینکه اتفاقی بد در حال وقوع است یا احساسی مبنی بر اینکه دنیا به آخر رسیده است
عدم توانایی در تمرکز....
.
اضطراب، نوعی اختلال در سلامت روانی انسان است. افراد مبتلا به اضطراب اغلب با نگرانی‌های غیرارادی، ترس‌های غیرمنطقی، اختلال در تعاملات اجتماعی و… دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند. اضطراب، به‌راستی یک مشکل فراگیرِ جسمی و روانی است که همواره میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.
.
آنچه مهم است اینکه دریابید به چه نوع اضطرابی مبتلا هستید و اینکه چگونه بر شما تأثیر می‌گذارد. روان‌شناسان، همه‌ساله در همایش‌های علمی و پژوهشی گِرد هم می‌آیند تا درباره‌ی چگونگی طبقه‌بندی اختلالات اضطرابی بحث و تبادل نظر کنند. روان‌شناسان، بر پایه‌ی تفسیرهای علمی اخیر، ۷ دسته اختلال اضطرابی را به شرح زیر طبقه‌بندی کرده‌اند:

اختلال اضطراب فراگیر (GAD)؛
فوبیای اجتماعی؛
اختلال هراس؛
آگورافوبیا؛
فوبیاهای خاص؛
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)؛
اختلال وسواسی جبری (OCD)؛
به تعریف‌های هر نوع اضطراب به‌دقت توجه کنید و ببینید که آیا نشانه‌های آن به نشانه‌هایی که در شما بروز می‌کند، شباهت دارد یا خیر.
شاید احساس کنید که دچار بیش از یک نوع اضطراب هستید.

با این حال، فراموش نکنید که خودتشخیصی، به‌هیچ‌وجه کار درستی نیست و تنها یک روان‌شناس حرفه‌ای، شایستگی آن را دارد که اختلال یا مشکلی را در سلامت روانی شما تشخیص دهد...
.
#دانشگاه_مجازی_تکنولوژی_ فکر_برتر #موفقيت #عشق #هدف #زندگی #ایران #باور #نگرش #اضطراب #اختلال #استرس #اضطراب-عصبی #استرس
Read more
نخند مَرد! مَشقی نیستند این گلوله‌ها که هر روز می‌نشینند به سینه‌ات. تنهایی آدم را هم مثلِ ...
Media Removed
نخند مَرد! مَشقی نیستند این گلوله‌ها که هر روز می‌نشینند به سینه‌ات. تنهایی آدم را هم مثلِ خدا رویین‌تَن می‌کند! #رضاكاظمي @rezakazemi70 #نيماكامكار عكس از همسر جان نخند مَرد!

مَشقی نیستند این گلوله‌ها که هر روز

می‌نشینند به سینه‌ات.

تنهایی

آدم را هم مثلِ خدا

رویین‌تَن می‌کند!

#رضاكاظمي
@rezakazemi70
#نيماكامكار
عكس از همسر جان
۱<span class="emoji emoji1f53a"></span> #سپاه_جان_بر_کف ۲<span class="emoji emoji1f53a"></span> #سلیبریتی_های_وطن_فروش ۳<span class="emoji emoji1f53a"></span> #بسیجی_شغلش_شهادت_است ‏فاجعه فقط به زیرگرفتن ...
Media Removed
۱ #سپاه_جان_بر_کف ۲ #سلیبریتی_های_وطن_فروش ۳ #بسیجی_شغلش_شهادت_است ‏فاجعه فقط به زیرگرفتن ختم نشده... ‏⁧ بسیار مهم:گزارش پزشکی قانونی می گوید به صورت و سینه #شهیدمحمدحسین_حدادیان بیش از ۵۰ ساچمه شلیک شده بود و در پهلو و پشت و شکم او آثار دهها زخم چاقو وجود داشته که اینها به شهادت منجر ... ۱🔺 #سپاه_جان_بر_کف

۲🔺 #سلیبریتی_های_وطن_فروش

۳🔺 #بسیجی_شغلش_شهادت_است ‏فاجعه فقط به زیرگرفتن ختم نشده... ‏⁧ بسیار مهم:گزارش پزشکی قانونی می گوید به صورت و سینه #شهیدمحمدحسین_حدادیان بیش از ۵۰ ساچمه شلیک شده بود و در پهلو و پشت و شکم او آثار دهها زخم چاقو وجود داشته که اینها به شهادت منجر شده است.
این جنایت در شهر تهران اتفاق افتاد،در حالیکه حتی یک درویش کشته نشد.

#لعنت_الله_علی_القوم_الظالمین

۴🔺از ابزارهایی که دراویش در غائله گلستان هفتم استفاده کرده اند.
این درحالی است که قانون گذار سعی نموده است با ممنوعیت حمل قمه جلوی خشونت را بگیرد.
#دراویش_بدتر_از_داعش

۵🔺‍ ‏آمریکا۱۹۹۳
❌ پلیس متوجه شد که اعضای دیویدیه یکی از فرقه های منشعب از پروتستان، سلاح نگهداری می کنن.FBI به دستور کلینتون،با تانک و سلاح های نظامی به مرکز تجمع این فرقه حمله و ۷۶ نفر را در آتش زنده سوزاند. ۲۱ کودک و ۲ زن باردار در بین کشته شدگان بودند. ‏اعضای دیویدیه مثل #دراویش_گنابادی👇
🔺..متهم به همکاری با گروهک تروریستی شبیه #ری_استارت نبودند!
🔺..مثل آنها با کوکتل مولوتوف و چماق و قمه و آتش زدن خیابانی را تسخیر نکرده بودند!
🔺..با اتوبوس و پراید از روی نیروهای امنیتی رد نشده بودند! 👈 جرم آن ها صرفاً مقاومت در برابر ورود پلیس به محل زندگیشان بود ‼️ #نیروی_انتظامی_مدافع_امنیت
#نیروی_انتظامی_مظلوم
#شهدای_نیروی_انتظامی‏⁧ خدالعنت کنه کسی رو که دستور خلع سلاح نیروی انتظامی رو صادر کرد
خون این جوونها گردن گیرش هست، هم این دنیا دامانِش رو میگیره هم اون دنیا..... #مرگ_بر_منافقین_وطنی
#مرگ_بر_وطن_فروش
#مرگ_بر_دراویش_داعشی
Read more
راضی کردنِ آدم‌های خسته- قسمت اول • بعد استمرار و پایمردی ورزیدن در هر کاری، آدم می‌شود خبره‌ی همان ...
Media Removed
راضی کردنِ آدم‌های خسته- قسمت اول • بعد استمرار و پایمردی ورزیدن در هر کاری، آدم می‌شود خبره‌ی همان کار. خواه آن کار هوا کردن آپولو باشد یا به سیخ کشیدنِ استادانه‌ی کباب کوبیده به نحوی که گوشت چرخ کرده نریزد روی ذغال و حیف و میل نشود. من  هم پس از هفت ماه جستجوی شبانه روزی برای خرید خانه، همنشین شدن ... راضی کردنِ آدم‌های خسته- قسمت اول

بعد استمرار و پایمردی ورزیدن در هر کاری، آدم می‌شود خبره‌ی همان کار. خواه آن کار هوا کردن آپولو باشد یا به سیخ کشیدنِ استادانه‌ی کباب کوبیده به نحوی که گوشت چرخ کرده نریزد روی ذغال و حیف و میل نشود. من  هم پس از هفت ماه جستجوی شبانه روزی برای خرید خانه، همنشین شدن با مشاورین املاک و زیر و رو کردن سایت‌های خانه‌یابی، از یک جایی به بعد دریافتم که می‌توانم خودم را متخصص شناخت افراد شاغل در حوزه‌ی مسکن اعم از "چند ساله‌ی سرِپا"، "نوساز کلید نخورده" و "پیش‌فروشِ روی خاک" بدانم. با وجود این که هنوز تلاش‌هایم به نتیجه نرسیده و نتوانسته‌ام طرفی از بازار مسکن بربندم اما از آنجا که زکات علم نشر آن است به خودم گفتم خوب است که تجربه‌هایم را با شما به اشتراک بگذارم شاید کز آن میان یکی کارگر شود.

"یه کم بیشتر نداری؟"
اسم مرحله‌ی اول را می‌گذارم "یه کم بیشتر نداری؟" تا قبل از اینکه بروید سراغ بنگاه‌های املاک که عموما در محله‌ای اسمشان "نگین شهر" ، "مسکن شما" ، "خانه‌ی رویا" و "110" است، حتما ماشین حساب موبایلتان را باز کرده و برای خودتان چند مرتبه حساب کتابِ چیزهایی را کرده‌اید، مبلغ وامی که قرار است دو ماه دیگر بگیرید و وجهی که قرار است در قرعه‌کشی صندوق خانوادگی را برنده شوید هم نوشته‌اید و اینطور نتیجه گرفته‌اید که بهتر است هر طور شده پولتان را جمع کنید و سقفی برای خوتان دست و پا کنید. احتمال می‌دهم با دو سناریوی Best case و worst case نقشه‌ی خرید خانه را توی ذهنتان بچینید. در بهترین حالت شما با همان مبلغی که دارید صاحبِ خانه‌ای رویایی می‌شوید که تراسِ دلبازش رو به هرکجا که دلتان می‌خواهد باز می‌شود و فروشنده هم چون در نگاه اول، شما را می‌پسندید و به دلش می‌نشینید تخفیف جانانه‌ای بهتان می‌دهد که می‌توانید با مازاد آن مبلغ بروید مبلمان‌تان را هم عوض کنید.
در بدترین سناریو شما با مالک دندان‌گِردِ طماعی مواجه می‌شوید که خونتان رو توی شیشه می‌کند، بالاتر از فیِ بازار خانه‌اش را به شما می‌اندازد به نحوی که ناچار می‌شوید النگو و سینه‌ریز یادگاری مادربزرگتان را بفروشید و تازه این همه‌ی ماجرا نیست. تازه بعد از امضای قولنامه و سند وقتی کلید رو توی در می‌چرخانید و وارد خانه‌ی خودتان می‌شوید چشمتان به چیزهایی می‌افتد که در بازدید اول و دوم متوجه‌اش نشده بودید، چیزهایی مثل قناسی اتاق‌ها، مثلثی بودن آشپزخانه، پوسیدگی لوله‌کشی‌ها و الی‌آخر./- .
.

(ادامه در پست بعدی)
Read more
. خدا را خودکشی کردند از تاریخ، تختی ها و شد سلطان جنگل، گنده ی میمون درختی ها! اگر که گوسفندم یا ...
Media Removed
. خدا را خودکشی کردند از تاریخ، تختی ها و شد سلطان جنگل، گنده ی میمون درختی ها! اگر که گوسفندم یا خدایم غول یک چشم است مدار حرکت کلّ جهان بر پایه ی پشم است!! که پشمم! کلّ این بازی شعر و شورها کشک است پیازی خرد کن! بر چهره ی تمساح ها اشک است شب است و همنوایی کلاغان با مسلسل ها میان خرمنی از پشم می سوزند ... .
خدا را خودکشی کردند از تاریخ، تختی ها
و شد سلطان جنگل، گنده ی میمون درختی ها!

اگر که گوسفندم یا خدایم غول یک چشم است
مدار حرکت کلّ جهان بر پایه ی پشم است!! که پشمم! کلّ این بازی شعر و شورها کشک است
پیازی خرد کن! بر چهره ی تمساح ها اشک است

شب است و همنوایی کلاغان با مسلسل ها
میان خرمنی از پشم می سوزند جنگل ها

غروبی کاذب است این در افق ته مانده ی خون ها
پیازی خرد کن که جشن می گیرند میمون ها

گناه اوّلت این بود که می خواستی «باشی»
سر ِ گنجشک را کردند توی حوض نقاشی

شراب و خون به هم سر کرده می نوشند کرکس ها
بیاور آب زمزم را به تقدیس ِ مقدّس ها!


شبی غرّید شیر و از جهان ِ شوربختی مُرد
خبر آمد، خبر آمد، خبر آمد که تختی مرد

عوض گشتند از تاریخ ِ بی تاریخ، قانون ها
کسی در آینه خندید و خندیدند میمون ها

جهان بندبازی بود و میمون بود و شکلک ها
تمام بچّه شیران غرق بازی با عروسک ها

گذر کردیم از «باید» به درد ِ آخرین «شاید»
صدای باد می آید، صدای باد می آید

صدای باد از خوابیدن ِ پاییز با گل ها
صدای باد در افتادن ِ ما کم تحمّل ها!

صدای باد در غمگینی ِ گیسوی شرقی ها
صدای باد از جشن تبر با ارّه برقی ها

صدای باد از مُهر ِ سکوت ِ مانده بر لب ها
صدای باد در آرامش شلیک در شب ها

که سر دادیم و عمری در دل تاریخ سر کردند
گذر کردیم و از نعش من و جنگل گذر کردند


یکی بودند گویا اوّل و پایان سختی ها
شبانه خودکشی کردند رستم ها و تختی ها

پیازی خرد کن بر سینه ی این آش ِ ناهمگون
پیازی خرد کن بر اشک هامان در میان ِ خون

بگو با غول یک چشمت که دشت پشم خواهد سوخت
که از سیگار، یا از بغض، یا از خشم خواهد سوخت

بگو با کرکسان پیر از برگشتن ِ خـُم ها
به میمون ها بگو سر می رسد فصل ِ توهّم ها

به گنجشکان بگو از آخر ِ این فصل خفاشی
که جادو می کند یک بار دیگر حوض نقاشی

بزن سیلی به گوش ارّه ها و باد ِ سرگردان
دوباره بچّه شیران را به جنگل هات برگردان

که جنگل سوخت امّا زیر آن امّید جریان داشت
که پشت ابرهای تیره هم خورشید جریان داشت

کسی در خانه های ساخته بر خون نمی خندد
کسی دیگر به دلقک بازی میمون نمی خندد


زبان وا کرد تا افشا کند شب های سختی را
زبان وا کرده بود و خودکشی کردند تختی را

نمی مرد و میان اشک و آتش باز هم جان داشت
به جای خون، به رگ های غمش، ققنوس جریان داشت

اگرچه حاکم دنیا مسلسل های بد بودند
تمام بچّه ها تاریخ جنگل را بلد بودند

صدای سرو در آینده ای آزاد می آمد
صدای باد می آمد... صدای باد می آمد... سید مهدی موسوی
https://telegram.me/seyedmehdimoosavi2

@seyed.mehdi.moosavi
Read more
شربت_نعنا_ نیم کیلو نعنا تازه رو پاک کرده شستم .فقط برگهاش احتیاجه برگ نعنا رو با چاقو کمی تیکه کردم ...
Media Removed
شربت_نعنا_ نیم کیلو نعنا تازه رو پاک کرده شستم .فقط برگهاش احتیاجه برگ نعنا رو با چاقو کمی تیکه کردم تا هم رنگش بهتر بشه هم عطرش.حالا یک کیلو شکر رو با۳لیوان آب روی حرارت گذاشتم تا آروم آروم بجوشه و دونه های شکر حل بشن و شربت تا حدی غلیظ بشه در این زمان نعناها رو اضافه کردم گذاشتم ۱۰دقیقه باهم بجوشن اواخر ... شربت_نعنا_
نیم کیلو نعنا تازه رو پاک کرده شستم .فقط برگهاش احتیاجه برگ نعنا رو با چاقو کمی تیکه کردم تا هم رنگش بهتر بشه هم عطرش.حالا یک کیلو شکر رو با۳لیوان آب روی حرارت گذاشتم تا آروم آروم بجوشه و دونه های شکر حل بشن و شربت تا حدی غلیظ بشه در این زمان نعناها رو اضافه کردم گذاشتم ۱۰دقیقه باهم بجوشن اواخر پخت دو قاشق غذاخوری آبلیمو تازه و چند قطره رنگ‌ سبز خوراکی و یک ق غ عرق نعنا بهش اضافه‌کردم حرارت رو خاموش کردم.دمکنی روی قابلمه قرار دادم‌و اجازه دادم ۲۴ساعت در محیط اشپزخونه بمونه بعدم از صافی رد کردم و‌داخل شیشه تمیز ریختم و داخل یخچال گذاشتم این شربت بمدت یکسال هم داخل فریزر قابل نگهداریه.داخل یخچال هم مثل بقیه شربتها میشه نگهداریش کرد.زمان استفاده با مقداری آب و چند تیکه یخ مخلوط و سرو کنید.فوق العادست خصوصا بعداز غذاهای سنگین و‌سرد.میتونید رنگ خوراکی رو حذف کنید اما اینقدر زیاد نیست که ضرر داشته باشه🌹🌹
🌹نعنایی که استفاده کردم برگهای کشیده داشت و سطحش تقریبا صاف بود چون با هر نعنایی خوب نمیشه مثلا همین نعنا که کنار شربت هست عطر و طعمش برای شربت خوب نمیشه🌹
______
.یکی از خواص  نعنا دفع حرارت بدن در تابستونه، در هوای گرم یک لیوان شربت نعنا  عطش و گرمازدگی رو دفع میکنه، و به شما آرامش میدهد.
___
🌹🌹🌹🌹خواص نعنا🌹🌹🌹🌹 نعنا باد شكن است و گاز معده و روده را از بین می برد. * تقویت كننده معده و بدن است. *
ضد تشنج و ضد سرفه است. *
نعناع مسكن،‌ آرام بخش و قاعده آور است. * برای بی خوابی، كم خوابی و ناراحتی های شبانه یك داروی موثر است. * استفاده از نعنا، درد شكم را برطرف می كند. * نعناع برای درمان سرماخوردگی و آنفلوانزا مفید می باشد. * نعناع ناراحتی های عصبی را برطرف می كند. * برای تسكین درد دندان، نعناع را در دهان گذاشته و بجوید. * آشامیدن دم کرده نعناع و یا عصاره نعناع خونریزی سینه را قطع می كند. *
كمپرس نعناع درد سینه و پهلو را از بین می برد. * نعناع كرم های روده و معده را می كشد. * برای از بین بردن سكسكه و دل به هم خوردگی و استفراغ، نعنا را با انار ترش بخورید. * نعناع ادرار را زیاد می كند..
.
.

کاری از کدبانوی باسلیقه
@royaaaa777
Read more
. خانه ی پیرزن ته کوچه پشت یک تیر برق چوبی بود پشت فریاد های گل کوچک واقعا روزهای خوبی بود . پیرزن ...
Media Removed
. خانه ی پیرزن ته کوچه پشت یک تیر برق چوبی بود پشت فریاد های گل کوچک واقعا روزهای خوبی بود . پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر منتظر بود در زدن ها را دم در می نشست و با لبخند جفت می کرد آمدن ها را . روضه خوان محله می آمد میرزا با دوچرخه آهسته مثل هر هفته باز خیلی دیر مثل هر هفته سینه اش خسته . "ای شه تشنه ... .
خانه ی پیرزن ته کوچه
پشت یک تیر برق چوبی بود
پشت فریاد های گل کوچک
واقعا روزهای خوبی بود
.
پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر
منتظر بود در زدن ها را
دم در می نشست و با لبخند
جفت می کرد آمدن ها را
.
روضه خوان محله می آمد
میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر
مثل هر هفته سینه اش خسته
.
"ای شه تشنه لب سلام علیک"
ای شه تشنه لب ... چه آوازی
زیر و بم های گوشه دشتی
شعرهای وصال شیرازی
.
می نشستیم گوشه مجلس
با همان شور و اشتیاقی که‪...‬
چقدر خوب یاد من مانده
در و دیوار آن اتاقی که‪ -‬
.
یک طرف جملهء «خوش آمده اید
به عزای حسین» بر دیوار
آن طرف عکس کعبه می گردد‪ ‬
دور تا دور این اتاق انگار
.
گوشه گوشه چه محشری برپاست
توی این خانه چهل متری
گوش کن! دم گرفته با گریه
به سر و سینه می زند کتری
.
عطر پر رنگ چایی روضه
زیر و رو کرده خانه او را
چقدر ناگهان هوس کردم
طعم آن چای قند پهلو را
.
تا که یک روز در حوالی مهر
روی آن برگ های رنگارنگ
با تمام وجود راهی کرد
پسری را که برنگشت از جنگ
.
هی دوشنبه دوشنبه رد شد و باز
پستچی نامه از عزیز نداشت
کاشکی آن دوشنبه آخر
روضهء میرزا گریز نداشت
.
پیرزن قطره قطره باران شد
کمی از خاک کربلا در مشت
السلام و علیک گفت و سپس
روضهء قتلگاه او را کشت
.
تاهمیشه نمی برم از یاد
روضه آن سپید گیسو را
سالیانی است آرزو دارم
کربلای نرفتهء او را
.
.
صلي الله عليك يا اباعبدالله
.
#روضه_هاي_دوستداشتني
#چايي_روضه_ارباب_زمين_گيرم_كرد
Read more
‌ این روزها پرنده‌ای در من زندگی می‌کند. پرنده‌ای بزرگ و سیاه که سینه‌ام‌ قفسش شده: هر صبح با صدای ...
Media Removed
‌ این روزها پرنده‌ای در من زندگی می‌کند. پرنده‌ای بزرگ و سیاه که سینه‌ام‌ قفسش شده: هر صبح با صدای بال‌بال زدنش از خواب بیدار می‌شوم و هر شب با شنیدنِ ناله‌های بی‌پایانش به خواب می‌روم. ‌ ‌ من اما روزها کارم ‌این ‌است که سخت بجنگم‌ با پرنده سیاه که بال‌هایش را جمع کند از روزگارم. حواسم ‌را پرت می‌کنم ...
این روزها پرنده‌ای در من زندگی می‌کند. پرنده‌ای بزرگ و سیاه که سینه‌ام‌ قفسش شده: هر صبح با صدای بال‌بال زدنش از خواب بیدار می‌شوم و هر شب با شنیدنِ ناله‌های بی‌پایانش به خواب می‌روم. ‌


من اما روزها کارم ‌این ‌است که سخت بجنگم‌ با پرنده سیاه که بال‌هایش را جمع کند از روزگارم. حواسم ‌را پرت می‌کنم به دلخوشی‌های کوچک تا نبینمش، تا نشنومش؛ دل می‌دهم به زمزمه تصنیف‌های بهاری موقع شستن ظرف‌های شب‌مانده، به نفس‌های عمیق به وقتِ یوگای صبحگاهی، به سرهم کردنِ داستان‌های کوتاه به وقتِ انتخاب بهترین ادویه برای خوراکِ روی اجاق، یا بافتنِ رویاهای دل‌گرم کننده وقتی زل زده‌ام ‌به صفحه شلوغ لب‌تاپ.


راستش من دلخوشم ‌به همین چیزهای ساده: به ردِ آفتابی که بین ساعت هشت تا ده صبح از پنجره کوچکِ رو به شرق روی فرش می‌افتد، به شکسته شدنِ سکوت عصرگاهِ خانه با صدای بازی بچه‌های کوچه و به دیدنِ جوانه‌های سبزی که درختِ تنومند روبه‌روی پنجره را از خواب زمستانی بیدار می‌کنند.


پرنده سیاه هر روز خودش را محکم‌تر به قفسش می‌کوبد من اما‌ دلم‌ خوش است که دیر یا زود، بهار به جانِ من هم می‌ریزد و ‘امید’ پرنده سیاه‌ کذایی را می‌بلعد.
Read more
شهر دوباره آرام شده و انگار نه انگار همین یک هفته پیش بخشی از پایتخت به « #منطقه_جنگی» تبدیل شده بود. ...
Media Removed
شهر دوباره آرام شده و انگار نه انگار همین یک هفته پیش بخشی از پایتخت به « #منطقه_جنگی» تبدیل شده بود. شاید فراموش کرده باشند، شاید خیلی ها هم ندانند اما یکی از شهدای #پاسداران،چند ساعت قبل از آنکه پیکر نیمه جانش با ماشین زیر گرفته شود کاری کرده بود که اگر در هر جای دیگر دنیا چنین کاری انجام می داد امروز ... شهر دوباره آرام شده و انگار نه انگار همین یک هفته پیش بخشی از پایتخت به « #منطقه_جنگی» تبدیل شده بود. شاید فراموش کرده باشند، شاید خیلی ها هم ندانند اما یکی از شهدای #پاسداران،چند ساعت قبل از آنکه پیکر نیمه جانش با ماشین زیر گرفته شود کاری کرده بود که اگر در هر جای دیگر دنیا چنین کاری انجام می داد امروز در تمام رسانه  ها به عنوان یک « #قهرمان» توصیف می شد.
.
خودتان را جای او بگذارید و تصور کنید در بین باران سنگ و چماق و شیشه، وقتی می بینید #اراذل و #اوباش کپسول گاز را وسط آتش می اندازند تا منفجر کنند، آیا جرات می کنید وسط آتش بروید و کپسول گاز را قبل از انفجار بیرون بیاورید؟.
هیچ کس نمیداند اگر او چنین کاری نمی کرد، چه فاجعه بزرگ تری رقم می خورد، چند انفجار دیگر شمال تهران را می لرزاند و چه وحشتی ساکنان آن خیابان ها را فرا می گرفت اما او این کار را انجام داد و بعد هم از سر تا سینه اش با گلوله های «اسلحه شکاری» سوراخ سوراخ شد، پشت سرش را شکافتند، چشم چپش را تخلیه کردند و در حالی که هنوز زنده بود با ماشین از او رد شدند.. جالب است که حالا خیلی ها مدعی هم شده اند و می گویند اصلا برای چه به آنجا رفته بود؟ مملکت مگر #پلیس و #نیرو_انتظامی ندارد که لباس شخصی ها وارد این درگیری ها می شوند؟.
آقایان! خانم ها! ببخشید، عذرخواهی می کنم! اتفاقا مملکت نیروی انتظامی هم دارد اما مگر نمی دانید دست نیروی انتظامی برای برخورد با دراویش بسته است؟ مگر نمی دانید دراویش عزیز با بخشنامه قطب شان، به جناب #دکترروحانی رای داده اند و به همین خاطر آقایان نگران برخورد با #دراویش بوده و هستند؟

اصلا مگر نمی دانید به فرموده وزیر کشور، «دراویش معتدل و منطقی» هستند و  آن شب کارهایی که انجام شد ربطی به دراویش نداشت؟ اصلا من هم نمی دانم چرا #لباس_شخصی_ها برای تامین جان مردم از کسی اجازه نمی گیرند و یکدفعه وسط معرکه پیدایشان می شود؟!؟
.
بگذریم، این چند خط را هم برای یادبود « #محمد_حسین» ننوشتم، او اصلا نیازی به یاد شدن توسط ما و امثال ما ندارد و اگر قرار به یاد شدن باشد این ما هستیم که باید از او بخواهیم از ما هم یادی کند.
ملت ها زمانی شکست می خورند که قهرمانان واقعی شان را نمی شناسند، یا اگر بشناسند در انبوه پمپاژ #اخبار_زرد، فراموش می کنند.اصلا به ما چه ربطی دارد که یک بسیجی « #آتش_به_اختیار» وارد مقابله با اراذل و اوباش میشود و جان چند نفر را نجات میدهد و خودش به فجیع ترین وضع ممکن به #شهادت می رسد؟ اخبار مهمتری وجود دارد که نباید از آنها عقب بیفتیم. دقت کردید چقدر اخبار مهم و سرنوشت سازی وجود دارد
Read more
#روضه_ناگهان من،با پیراهن سیاه شوره‌زده،صورت آفتاب‌سوخته،موهای پریشانِ غبارگرفته و پای تاولین،با‌کوله‌ای سبک روی دوش‌هایم،راهم‌ را از میان آدم‌های سرگردان و حیران بازمی‌کنم و از باب‌القبله،می‌پیچم سمت چپ،می‌آیم با خستگی راه و دو زانو می‌نشینم پشت سر شما. از فراز شانه‌های افتاده‌تان،می‌توانم ... #روضه_ناگهان
من،با پیراهن سیاه شوره‌زده،صورت آفتاب‌سوخته،موهای پریشانِ غبارگرفته و پای تاولین،با‌کوله‌ای سبک روی دوش‌هایم،راهم‌ را از میان آدم‌های سرگردان و حیران بازمی‌کنم و از باب‌القبله،می‌پیچم سمت چپ،می‌آیم با خستگی راه و دو زانو می‌نشینم پشت سر شما.
از فراز شانه‌های افتاده‌تان،می‌توانم خیمه‌های سوخته را ببینم،پهنه دشت را،غروب خونرگ خورشید را و اسب‌های تازه‌نعل‌شدهٔ از نفس‌افتادهٔ عرق‌کرده را.
من،نشسته‌ام جایی که می‌توانم لرزش شانه‌هایتان را هم ببینم؛و حتی چادر خاکی‌تان را که پایین نیم‌سوخته‌اش،در خون و گِل‌ و خاکستر نشسته.
گوش تیز می‌کنم؛دعوتم به مجلس اول‌روضه‌خوان دشت بلا:
-تو واقعا برادر منی؟
دست می‌برید و آرام پهنه بدنی را نوازش می‌کنید که به خاک و خون، گِل شده؛بی‌هیچ تن‌پوشی،برهنه،رهاشده در‌ پستی زمین.
-تو واقعا حسین منی؟حسین مادرم؟حسین پدرم؟حسین برادرم؟
و ناباورانه،رد زخم‌های دهان‌گشوده را،سینهٔ به زمین منگنه‌شده را،نوازش می‌کنید.
دست‌های پیکر را میان دست‌هایتان می‌گیرید.چیزی،انگشتی کم است انگار و با حرارتی که گویی سرِ سرد شدنش نیست تا ابد، می‌گویید:
-تو واقعا حسین منی؟
شانه‌هایتان می‌لرزند و شروع می‌کنید به روضه خواندن و ما،همگی،جمع شده‌ایم پشت سرتان و اشک می‌ریزیم روی پیکر و شما خون‌ها را،خاک‌ها را می‌شویید:
-یادت هست برایم می‌گفتی در مدائن به خیمه برادرمان حسن ریختند؟یادت هست؟یادت هست گفتی کسی از زیر پایش سجاده کشید؟کسی زره‌اش را برد؟یادت هست کسی به پایش خنجر زد؟یادت هست چقدر برای غربت برادرمان گریستیم؟بلند شو و ببین حال و روزم را جانِ خواهر!
بازوهای کبود و برهنه پیکر را نوازش می‌کنید و با بغض می‌گویید:
-غربت به من عادت کرده‌ جانِ خواهر.
ما بر سر می‌زنیم،به صورت‌ها لطمه،خون گریه می‌کنیم و شما،روضه‌تان را،سفینه را،بر اشک‌های ما،پیش می‌برید:
-یادت هست هر روز،در مدینه،برادرمان،با زره از خانه بیرون می‌رفت؟یادت هست در مسجد جدمان،روی منبر،مقابل چشمانش،پدرمان را ناسزا می‌گفتند؟یادت هست جانِ خواهر؟بلند شو ببین حال و روزم را جان خواهر
تیرها،نیزه‌ها،سنگ‌ها را از روی پاهای شکسته پیکر کنار می‌گذارید،با پایین چادرتان،خاک را پاک می‌کنید از بدن و می‌گویید:
-یادت هست چقدر سخت بود،تیرها را از تابوت بیرون بکشیم؟یادت هست پیکر برادر به تابوت دوخته شده بود؟یادت هست؟
به گردن پیکر نگاه می‌کنید؛روضه شما هم به سر می‌رسد:
-زینب،به غربت عادت دارد جان خواهر ولی.. واقعا تو برادر منی؟تو حسین منی؟
*
یک روز،عاقبت،نهرهای سرگردان اشک
به بقیع خواهند ریخت
ای آقای کریمان،ایهاالمجتبی
Read more
. " أنا الحق... " و چه خاليست صدای آوینی بر آمدنت به خاک وطن... تا روایت فتح بگويد از سرداری ، که ...
Media Removed
. " أنا الحق... " و چه خاليست صدای آوینی بر آمدنت به خاک وطن... تا روایت فتح بگويد از سرداری ، که "سر" داد... و حالا قسم به پرچم های نیمه افراشته ی وطنم به چشمان غضب آلود و گريان مادرت .. به کوروش شاه شاهان که جز عدل نپاييد و حالا از تاج و تخت پابين آمده به استقبال بدن پاره پاره ات... قسم به ... .
" أنا الحق... "
و چه خاليست
صدای آوینی بر آمدنت به خاک وطن...
تا روایت فتح بگويد
از سرداری ،
که "سر" داد...
و حالا قسم
به پرچم های نیمه افراشته ی وطنم
به چشمان غضب آلود و گريان مادرت ..
به کوروش
شاه شاهان که جز عدل نپاييد
و حالا از تاج و تخت پابين آمده به استقبال
بدن پاره پاره ات...
قسم به قوس کمان آرش
که قلب در سینه ی دشمن ميدريد
و پرچم فریدون
که جز صدای پیروزی نميشنيد!
قسم به گيسوان درهم تنیده ی سردار جنگل ،
میرزای کوچک خان
تا سرزمین آذربایجان ،
سردار خان و باقرخان....!
قسم به غیرت کُرد
و قطار فشنگ بر دوش لُر...
از دماوند تا آب های خروشان
تا ابد فارس..!
قسم به سرخی پرچم
که اگر نسیمی شوند در جریان باد
یا سوزنی در انبار کاه ،
مردان غيوري از کرد و لر و بلوچ و فارس
جان آنهایی را که دستشان به خون پاک تو
آلوده است ،
در هنگامه ی بی خبريشان
خواهند ستاند...
آقا محسن
اگر زبان بدن داشتی
باید به مانند منصور حلّاج
فریاد میزدی :
انا الحق...
و تو آن حقی که در ورود به فردوس
به دیدار بهترین شهیدان ،
حسین بن علی خواهی رفت....
"محمد مهدی مسعودی"
Read more
«به جنگل متروکت برگرد» از یادداشتهای روزانه درست همان چیزی شد که آنها می خواستند. آرام و هدایت ...
Media Removed
«به جنگل متروکت برگرد» از یادداشتهای روزانه درست همان چیزی شد که آنها می خواستند. آرام و هدایت شده نوک پیکانها را به سمت سینه ی تو برگرداندند و حالا گوسفندان گوشتخوار گله به فرمان چوپان دروغگو، سگ نگهبان خود را هم می درند. گله ی خندانی که قهقهه های هیستریکشان علت نمی طلبد. از بُرد و باخت فلان ورزشکار، ... «به جنگل متروکت برگرد»

از یادداشتهای روزانه

درست همان چیزی شد که آنها می خواستند. آرام و هدایت شده نوک پیکانها را به سمت سینه ی تو برگرداندند و حالا گوسفندان گوشتخوار گله به فرمان چوپان دروغگو، سگ نگهبان خود را هم می درند. گله ی خندانی که قهقهه های هیستریکشان علت نمی طلبد. از بُرد و باخت فلان ورزشکار، زندگی شخصی بهمان چهره ی هنر، صورت با اسید سوخته ی زنان، تا بازداشت یک شاعر و آوازخوان، مرگ یک کارگردان و حتا تصویر سرهای بریده هم می توانند اسباب خنده ی این کرور کریه جُک ساز و فحش پران باشد. هشتگ بافان همه فن حریفی که همه از ترس حمله هاشان، بدل به گیاهان دست آموزی شدیم که برای رسیدن به چکه ای نور بیشتر، دور گردن هم می پیچیم. بی اعتنایی به اطراف و ندیدن یکدیگر را شیرفهمان کردند. این لشکر بی چهره که قمه هاشان در گوشی هاشان پنهان شده و استمناء کیفناکشان را با حمله های گازانبری لیچار به فعل می رسانند و حتا برای تجاوز به دختران نوسال هم جک می سازند. هر فاجعه ای می تواند اسباب تفریح و توییت بازیهای بوناکشان شود. وزغ های گرد مردآبی که به فریاد استمداد رو به غرقان می خندند و مانند مجنونان داعش، با سرهای بریده فوتبال بازی می کنند. واکنش نشان دادن هنرمند به پیرامونش را کفر می دانند و او را عروسک خیمه شب بازی مبتذلشان می کنند. باید یکی از این تیمارستان همگون خوش خنده شوی. باید زبان به دهان بگیری تا قیچی اش نکنند. باید قطره ای از این فاضلاب باشی و همجهت جریانش. موجسوارت می خوانند آنهایی که به سونامی های ویرانگر هم بی اعتنایند. کاش زودتر می فهمیدی شعر را به میان عام بردن همین عواقب را دارد. توده ی ناآگاه به هر چه نمی فهمد یا می خندد، یا ناسزایش می گوید و در حسرت فهمش تو تنها موسفید می کنی. پس مقابل هر فاجعه ای شانه بالا بینداز اگر شانه هایت هوس تازیانه ی ناسزا نکرده اند. یا پا به پای این گله بخند، یا خود را در پستوی خانه پنهان و به نادانی شان گریه کن. ختم قصه همانی شد که دستهای پنهان پشت پرده می خواستند. ما قهرمان فحاشی در فضای نت جهان شدیم. این گربه را طوری تربیت کردند که تمام بچه هایش را بخورد. جمعیت ترحم آمیز را مانند خمیربازی شکل دادند و از آن بوآی بانمکی ساختند که دم خود را بلعیده و این خودخوری کیفناک را از یک دَم اندیشه خوشتر دارد. غرش شیرها در سیرک، پاسخی جز گوجه و تخم مرغ گندیده نخواهد داشت. یا با کلاه بوقی بر سرت از حلقه های اتش بپر، یا به جنگل متروکت برگرد! شیر بودن زیر این چادر ممکن نیست! همه برای خندیدن به این سیرک آمده اند.

یغما گلرویی
Read more
 #chickenstock سلام روز خوش<span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span> بابت مشارکت و کامنتای پرمهرتون در پست قبل خیلی خیلی ممنون و سپاسگزارم<span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span> ...
Media Removed
#chickenstock سلام روز خوش بابت مشارکت و کامنتای پرمهرتون در پست قبل خیلی خیلی ممنون و سپاسگزارم . . اگر استوریای چند روز قبل رو دنبال کرده باشید دیدید که یه سری مواد اولیه گذاشتم و خواستم حدس بزنید میخوام چی درست کنم و اکثرا هم اشتباه حدس زدن😑 به جز یکی دو نفر🤗 داشتم استاک مرغ یا همون آب مرغ ... #chickenstock
سلام روز خوش😘😘😘 بابت مشارکت و کامنتای پرمهرتون در پست قبل خیلی خیلی ممنون و سپاسگزارم❤❤❤ .
.
اگر استوریای چند روز قبل رو دنبال کرده باشید دیدید که یه سری مواد اولیه گذاشتم و خواستم حدس بزنید میخوام چی درست کنم و اکثرا هم اشتباه حدس زدن😑 به جز یکی دو نفر🤗 داشتم استاک مرغ یا همون آب مرغ خودمونو درست میکردم که خیلی خیلی کاربرد داره، اگر شما بخواید یه سوپ سالم و مقوی درست کنید حتما باید پایه سوپ که همون آب مرغ هست رو بتونید خوشمزه و مقوی درست کنید و همین آب مرغ تاثیر مهمی تو طعم سوپتون داره، احتمالا خیلیاتون فکر میکنید گوشت فراوان مرغ باعث خوشمزگی و مقوی شدن آبش میشه در حالیکه یه استاک یا آب مرغ خوشمزه و مقوی باید توش استخوان زیاد داشته باشه که مقوی بشه، و تو زمان طولانی و به آرامی پخته بشه، من برای استاک مرغ به این شکل عمل میکنم، وقتی مرغ پاک میکنید همه استخوان های مرغ رو کنار بگذارید مثلا من سینه مرغ رو هم از استخوان جدا کرده و برای استیک مرغ آماده میکنم، همه این استخوان ها رو جداگانه بسته بندی میکنم و برای اِستاک مرغ ازشون استفاده میکنم، اون روزی که استاک در حجم زیاد درست کردم از یک عدد مرغ کوچک و استخوان های جدا شده یه مرغ دیگه استفاده کردم، مرغ و استخوان ها رو در قابلمه بزرگی ریختم، دو عدد پیاز متوسط، شش حبه سیر، سه ساقه کرفس، یک عدد هویج، یک قاشق چای خوری دانه فلفل سیاه، دو عدد برگ بو، یک دسته جعفری و یک قاشق چای خوری نمک به قابلمه اضافه کردم و روی مرغ و سبزیجات رو با آب پوشوندم، قابلمه رو روی حرارت زیاد گذاشتم تا به جوش بیاد، کف ایجاد شده روی آب رو با کفگیر سوراخ دار گرفتم و حرارت رو ملایم کردم تا به آرامی و به مدت ۳ تا ۴ ساعت بپزه، من زیر قابلمه همیشه از شعله پخش کن استفاده میکنم تا حرارت کاملا ملایم پخش بشه، بعد از طی این زمان آب مرغ، مرغ و سبزیجات رو توی صافی بریزید تا آب تمیز و بدون استخوان های ریز در کاسه زیرش بریزه، من چون روی این موضوع وسواس دارم از یک صافی خیلی ریز هم آب مرغ رو رد میکنم تا کاملا تمیز و صاف بشه، استاک صاف شده مرغ که به دمای محیط رسید کاسه رو به مدت یک شب در یخچال بگذارید. بعد از استراحت چند ساعته در یخچال، چربی روی استاک سرد شده و به راحتی میشه با قاشق برش داریم، همه چربی های روی استاک رو بردارید و استاک مرغ رو در ظرف های دردار تقسیم کنید و روی ظرف ها حتما برچسب تاریخ پخت رو بزنید،ظرف ها رو برای مدت دو تا سه ماه میتونید در فریزر نگه داری کنید
🌹ادامه در کامنت اول👇
.
.
.
#استاک_مرغ #آب_مرغ #معجزه_چاشنی
Read more
دیدمــت دورنــمایِ در و بـام ، ای شیراز سرم آمد به برِ سینه سلام ، ای شیراز ســرورانَــت مــگر ...
Media Removed
دیدمــت دورنــمایِ در و بـام ، ای شیراز سرم آمد به برِ سینه سلام ، ای شیراز ســرورانَــت مــگر از ســروِ روانَــت زادند که در آفــاق بلندند و به نام ، ای شیراز زان میِ لعل که خمخانه به حافظ دادی جرعه ای نیز مرا ریز به جام ، ای شیراز شاید از گـرد و غبارِ سفـرم نـشناسـی امیر حسینم به درِ خواجه ... دیدمــت دورنــمایِ در و بـام ، ای شیراز

سرم آمد به برِ سینه سلام ، ای شیراز

ســرورانَــت مــگر از ســروِ روانَــت زادند

که در آفــاق بلندند و به نام ، ای شیراز

زان میِ لعل که خمخانه به حافظ دادی

جرعه ای نیز مرا ریز به جام ، ای شیراز

شاید از گـرد و غبارِ سفـرم نـشناسـی

امیر حسینم به درِ خواجه غلام ، ای شیراز
Read more
از روزگار قسمت اگر این خرابی است شُکرِ خدا که تُربتِ ما بوترابی است از بس علی علی زِ لبم چکه می‌کند ...
Media Removed
از روزگار قسمت اگر این خرابی است شُکرِ خدا که تُربتِ ما بوترابی است از بس علی علی زِ لبم چکه می‌کند یکسر تمام پیرهنِ من شرابی است خورشید نَه جمالِ علی نقشِ سینه است روزم که هیچ هر شبِ من آفتابی است یک ذره از محبتِ مولا قیامت است آری حسابِ عاشقِ او بی حسابی است جُز رو به مرتضی دلِ ما رو نمی‌زند تا ... از روزگار قسمت اگر این خرابی است
شُکرِ خدا که تُربتِ ما بوترابی است
از بس علی علی زِ لبم چکه می‌کند
یکسر تمام پیرهنِ من شرابی است
خورشید نَه جمالِ علی نقشِ سینه است
روزم که هیچ هر شبِ من آفتابی است
یک ذره از محبتِ مولا قیامت است
آری حسابِ عاشقِ او بی حسابی است
جُز رو به مرتضی دلِ ما رو نمی‌زند
تا مرتضی ست مَرد که زانو نمی‌زند

#تا_نفس_هست_مرا_لطمه_زن_و_سینه_زنم
#سر_زینب_به_سلامت_سر_خود_میشکنم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_عج
#به_حق_جبل_صبر_عقیله_العرب_و_العجم_
#السلام_علیک_یا_زینب_کبری_س
Read more
<span class="emoji emoji1f338"></span> سلام آخرین روزهای ماه رمضان و آخرین افطاری ها...هنوز تموم نشده دلم داره برای این روزا تنگ میشه😕 <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> شمام ...
Media Removed
سلام آخرین روزهای ماه رمضان و آخرین افطاری ها...هنوز تموم نشده دلم داره برای این روزا تنگ میشه😕 شمام قبول دارید هیچ هلیمی هلیم خونگی نمیشه؟! برای درست کردن هلیم من از بلغور گندم استفاده کردم چون زودتر آماده میشه و وقت کمتری صرف آماده کردنش میشه. #هلیم #حلیم مواد لازم: بلغور گندم: ... 🌸 سلام
آخرین روزهای ماه رمضان و آخرین افطاری ها...هنوز تموم نشده دلم داره برای این روزا تنگ میشه😕
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
شمام قبول دارید هیچ هلیمی هلیم خونگی نمیشه؟!
برای درست کردن هلیم من از بلغور گندم استفاده کردم چون زودتر آماده میشه و وقت کمتری صرف آماده کردنش میشه.
#هلیم #حلیم
مواد لازم:
بلغور گندم: 2 لیوان(به ازای هر دونفر یک لیوان)، سینه مرغ: 1عدد، پیاز : 1 عدد، زرد چوبه:به میزان لازم، آب:حدود 10 لیوان، دارچین ، شکر و کنجد: به میزان لازم، روغن محلی: 2تا 3 ق غ
طرز تهیه:
بلغور گندم رو از شب قبل خیس کرده و چند بار آبش رو عوض میکنیم، بعد از بیست و چهار ساعت با آب روی حرارت قرارمیدیم صبر میکنیم تا به جوش بیاد،کف روی آب رو برداشته و دور میریزیم و شعله رو کم میکنیم.
سینه مرغ رو با پیاز و زرد چوبه پخته و بعد گوشت رو ریش ریش کرده و کنار میزاریم. کمی از آب مرغ رو داخل قابلمه میریزیم و هر چند وقت یکبار هم میزنیم تا ته نگیره. بعد از پخت با گوشت کوب برقی یا غذاساز بلغورها رو خوب میکس میکنیم و بعد از صافی رد میکنیم تا پوست بلغورها جدا بشه. باز روی حرارت قرار میدیم و نمک و روغن و گوشت مرغ رو اضافه میکنیم و کمی بعد باز با گوشت کوب برقی گوشت ها رو با هلیم میکس میکنیم تا خوب کشدار بشه. یک یا دو عدد چوب دارچین داخل قابلمه انداخته، نیم ساعت صبر میکنیم تا هلیم خوب جا بیفته ، چوب داچین رو جدا کرده و از روی گاز برمیداریم.
بعد با دارچین و روغن و کنجد تزیین و سرو میکنیم.
*برای هلیم میشه از گوشت بوقلمون، مرغ، ماهیچه گوسفند یا گوساله استفاده کرد.
*میشه از گندم پوست گرفته استفاده کرد ولی بلغور زمان پخت کمتری داره.
*نکته کشدار شدن هلیم اینست که مرتب باید همزده شود.
*این مقدار مواد بری چهار الی پنج نفر هست. به ازای هر دو نفر یک لیوان بلغور گندم استفاده میشه.
*برای اینکه بتونید هلیم رو با شابلون تزیین کنید باید صبر کنید تا هلیم کمی رویه ببنده و از حرارت بیفته.
Read more
میدونی من چجوری دوست دارم؟! یجور خیلی خاص! یجوری که بلد نیست کسی و قلقش دست خودمه... مثلا وقتایی ...
Media Removed
میدونی من چجوری دوست دارم؟! یجور خیلی خاص! یجوری که بلد نیست کسی و قلقش دست خودمه... مثلا وقتایی که تو با من توی این شهر نیستی مدام نفس هام به شمارش میفته... هواش برام خیلی سنگین... هر کیو میبینم،تو میشه! رد نمیشم از خیابونایی که عطر تنت اونجا نیست... مثلا من یجوری معتادت شدم که، هیچ ... میدونی من چجوری دوست دارم؟!
یجور خیلی خاص!
یجوری که بلد نیست کسی و
قلقش دست خودمه... مثلا
وقتایی که تو با من توی این شهر نیستی
مدام نفس هام به شمارش میفته...
هواش برام خیلی سنگین...
هر کیو میبینم،تو میشه!
رد نمیشم از خیابونایی که
عطر تنت اونجا نیست...
مثلا
من یجوری معتادت شدم که،
هیچ دوا و درمونی نداره...
نرسه بهم،صدات
نمیکشم دیگه...
میبرم...
دیونه میشم... یجوری میخوامت که،
هزارسالم بگذره
نبینی کسی رو مثل من
انقدر عاشق و دیونه!
میخوامت اونقدر
که تموم نشه
با هیچ عذر و بهونه ای...
من آدما رو گذاشتم یه طرف
تو رو یه طرف!
تو طرف سمت چپ سینه ی من هستی!
یه جایی که
به جز خودت،کسی بهش راه نداره،
و راه نداره که کوتاه بیام هیچ جوره!
فرق تو
با اونا
درست همون قسمته!
که سالها به دستت
اِشغال شدس و آزادی برام یه واژه از پیش افتادس!
زندونیت شدم
که،بیرونو نبینم
بدون تو!

برام دنیا بدون تو و خواستنت،
یه فیلم بدون سر و تهِ!
من تو رو جوری دوست دارم که،
نه،توی کتابای شعر هست
نه،توی بهترین کافه ها!

تو،
علایم حیاتی هستی که،
نباشی،من تمومم...
من
توی رگ هام،دنبال توام
و هوایی که دورمه...
تو امیدی هستی که
هر لحظه زندگیم بنام توعه...
تا بی نهایت....تا ابد...
.
. 👑 #میکائیل💕
.
.
. 📱@mikilove351 📷
.
.

#شبتون_سرشار_از_آرامش_دوستان_مهربونم💫💕🌟💫🌟💕💫🌟💕💫🌟💫💕💫💕🌟💫💕🌟💫💫💕🌟🌸💫💕🌟🌸💫💕🌟🌸💫💕🌟
Read more
‌ شده ایم مثل آدمی که به کما رفته امروز سه هزارمین پست را گذاشتیم! ولی نفس به این سینه ی تنگ شده برنگشت... سه ...
Media Removed
‌ شده ایم مثل آدمی که به کما رفته امروز سه هزارمین پست را گذاشتیم! ولی نفس به این سینه ی تنگ شده برنگشت... سه هزار پست برای ما مثل سه هزار سال نوری گذشت... گمشدن چه حکایت عجیبی است... هستی ولی نیستی!!! همه ما که از کنار این پیج رد می شویم گمشده ایم... کاش برگردی و نجاتمان دهی... وقت آن است که کشتی ...
شده ایم مثل آدمی که به کما رفته
امروز سه هزارمین پست را گذاشتیم!
ولی نفس به این سینه ی تنگ شده برنگشت...
سه هزار پست برای ما مثل سه هزار سال نوری گذشت...
گمشدن چه حکایت عجیبی است...
هستی ولی نیستی!!!
همه ما که از کنار این پیج رد می شویم گمشده ایم...
کاش برگردی و نجاتمان دهی...
وقت آن است که کشتی به آب بیاندازی




#اهل_بیت #حدیث #دعای_فرج #دعا #امام_زمان #قرآن #اسلام #دین #اللهم_عجل_لوليك_الفرج #مهدی #موعود #شیعه #انتظار #روایت #امام_مهدی #ظهور #shia #اباصالح #تابستان #گرافیک #طراحی #تایپوگرافی #هنر
Read more
#voytekit ️Follow وزیر دارایی فرانسه در مصاحبه‌ای که روز جمعه، ۲۲ تیرماه، منتشر شد خبر داد که ایالات متحده درخواست فرانسه برای معافیت کمپانی‌های این کشور از تحریم‌های تازه ایران را رد کرده است. به این ترتیب تمام شرکت‌های فرانسوی ازجمله پژو، رنو‌ و سیتروئن از ایران خارج می‌شوند برونو لو ... #voytekit ⬅️Follow
وزیر دارایی فرانسه در مصاحبه‌ای که روز جمعه، ۲۲ تیرماه، منتشر شد خبر داد که ایالات متحده درخواست فرانسه برای معافیت کمپانی‌های این کشور از تحریم‌های تازه ایران را رد کرده است.
به این ترتیب تمام شرکت‌های فرانسوی ازجمله پژو، رنو‌ و سیتروئن از ایران خارج می‌شوند
برونو لو مر، وزیر دارایی فرانسه، در مصاحبه‌ای که روز جمعه در روزنامه فیگارو منتشر شد می‌گوید: «از استیو منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا، جواب گرفتیم: جواب منفی است.»
در ادامه تلاش‌های اتحادیه اروپا برای نجات شرکت‌های خود از تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا در پی خروج دونالد ترامپ از برجام، اواسط خردادماه گذشته نامه‌ای رسمی به امضای وزیران خارجه و دارایی سه کشور بریتانیا و‌ آلمان و فرانسه به علاوه فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، به استیو منوچین ارسال شد.
امضاکنندگان نامه چند حوزه کلیدی اقتصاد را برشمرده و از ایالات متحده خواسته بودند که شرکت‌های فعال در این حوزه‌ها را از شمول مجازات مستثنی کند.
در نامه اروپایی‌ها از جمله این حوزه‌های فعالیت اقتصادی به صنایع دارویی و بهداشتی، انرژی، خودروسازی، صنایع هوایی غیرنظامی، صنایع زیربنایی و بانکی اشاره شده بود.
خبر دست رد آمریکا بر سینه فرانسوی‌ها در حالی منتشر می‌شود که چند کشور دیگر از جمله ژاپن و کره جنوبی هم در حال مذاکره با دولت ترامپ برای گرفتن معافیت هستند.
مقامات جمهوری اسلامی هنوز به این خبر واکنشی نداشته‌اند.
➖➖➖➖➖
#تحریم #فرانسه #آمریکا #خودرو #اتومبیل #ایرانخوردو #سایپا #پژو #سیتروئن #رنو #اروپا #ترامپ #اینستاگرام #تکنولوژی #فناوری #هوشمند #تلگرام #ایران #کانال
➖➖➖➖➖
🔴لحظه به لحظه خبرهای دنیای فناوری را در استوری ما دنبال کنید🔴
➖➖➖➖➖
Read more
. لوکیشـنِ عکـس : نجـف ، ورودیِ حـرمِ حضـرتِ امیـرالمؤمنین البته عکسای بهتری هم بود از حرم .. ولی ...
Media Removed
. لوکیشـنِ عکـس : نجـف ، ورودیِ حـرمِ حضـرتِ امیـرالمؤمنین البته عکسای بهتری هم بود از حرم .. ولی این مربوط میشه به همون شبی که ... ساعت حدود ده شب وسط تلویزیون دیدنِ خانواده گفتم پاشید بریم حرم ! اول یذره دودل بودیم سر رفتن و نرفتن هوا خیلی سرد بود ولی دلُ زدیم به دریا و حاضر شدیم ... تا پامونو ... .
لوکیشـنِ عکـس :
نجـف ، ورودیِ حـرمِ حضـرتِ امیـرالمؤمنین
البته عکسای بهتری هم بود از حرم .. ولی این مربوط میشه به همون شبی که ... ساعت حدود ده شب
وسط تلویزیون دیدنِ خانواده گفتم
پاشید بریم حرم !
اول یذره دودل بودیم سر رفتن و نرفتن
هوا خیلی سرد بود
ولی دلُ زدیم به دریا و حاضر شدیم ... تا پامونو گذاشتیم بیرون بارونِ شدید شروع به باریدن کرد
چادرامون خیسِ خیس ... وارد حریمِ حرم شدیم ...
یه لحظه روبرومو نگاه کردم ..
« والله اینجا بهشته ! »
بوی یاس ... بارون ... حرمِ مولا ...
.
رفتیم کفشارو تحویل کفشداری دادیم
و تازه فهمیدیم باید کل صحن رو بدون کفش طی کنیم
پاهام دیگه حس نداشت !
زمین خیسِ خیس !!
سردِ سرد !!
صحن خلوتِ خلوت !
یه دسته عزادارای ایرانی درست جلوی ایوون طلا ..
سینه زنی ..
همراه با ذکر یاعلی حیـدر مدد
ذکر علی عشق است ...
علی مولاست
علی آقاااست !
هنوز یادم نرفته
صحنه‌ای رو که روضه خون
اشاره کرد به ایوون طلا و
با اشک صدا ‌زد
یـاعَلـــی !
صدایی که تو کل صحن پیچید !
با پس زمینه‌ی صدای بارون و قطرات اشک .. !

میتونم قسـم بخورم ایستاده‌بودم درست وسط خودِ بهشت !
اصلا ... توصیف‌ناپذیره .. درهمین حد هم به سختی می‌تونم پیاده کنم رو صفحه
باید حسش کرد .. تا قشنگیشو چشید
همشو هم با هم باید حس کرد ..
« بارون و شب و ایوون طلای مولا و روضه و سینه زنی و ... »
و اون شب آخرین شب ما تو نجف بود ... از ته قلبم دعا می‌کنم همچین شبی ‌رو تجربه کنید ..
الان که دارم می‌نویسم اشکم دراومده !
مـولا ... !
بخـدا دلم برا دیدن برقِ ایوون طلات از پشت پرده‌ی اشک ... تو یه هوای بارونیِ سـرد ... با پاهای بی‌حس ... یذره شده ... یه فکری کن به حال دل تنگم حضرت مولا .. 😭

#قلبم‌از‌كاركه‌افتادبه‌من‌شوک‌ندهيد
#اسم‌حيـدر‌كه‌بيايد‌ضربان‌می‌گيرد ...
Read more
‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز در حقم عدالت را اجرا کنید صورتم ...
Media Removed
‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز در حقم عدالت را اجرا کنید صورتم را به من برگردانید هیچ‌کس حال من را نپرسید هرروز خدا را شکر می‌کردم که چقدر من را زیبا آفریده او را نمی‌بخشم اما مجازات نمی‌کنم از مسئولان می‌خواهم صورتم را به من برگردانند و عدالت را اجرا کنند بینایی ... ‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز
در حقم عدالت را اجرا کنید
صورتم را به من برگردانید
هیچ‌کس حال من را نپرسید
هرروز خدا را شکر می‌کردم که چقدر من را زیبا آفریده
او را نمی‌بخشم اما مجازات نمی‌کنم
از مسئولان می‌خواهم صورتم را به من برگردانند و عدالت را اجرا کنند
بینایی چشم‌های معصومه در این حادثه کم شده و به آنها قرنیه پیوند زده‌اند
صورت، قسمتی از گردن، گوش، سینه و کمر معصومه در اسیدپاشی از بین رفته است
برادر معصومه در گفت‌وگو با «شهروند»: بیمارستان برای هرشب بستری، یک‌میلیون تومان می‌خواهد و ما این پول را نداریم که پرداخت کنیم/ در بیمارستان شناسنامه و کارت ملی مادرم را گرو گذاشته‌ایم/ از خیران می‌خواهیم که برای درمان معصومه به او کمک کنند
نماینده مردم تبریز در گفت و گو با «شهروند»: پرونده «معصومه» را برای حمایت مالی و معنوی پیگیری می کنیم / منتظر ارائه طرح تشدید مجازات اسیدپاشی در صحن مجلس هستیم
مينا جعفري، وکیل دادگستری در گفتگو با «شهروند»:: تغيير در قوانين مجازات‌انگاري و برخورد با اسیدفروشان، بهترین شیوه مقابله با اسیدپاشی است
***
(الناز محمدی)

30 ساعت مانده به سال تحویل 97، خواستگار «معصومه جلیل پور» که از او جواب رد شنیده بود، رویش اسید پاشید.
«معصومه جلیل پور»، زن 26 ساله تبریزی، از آن روز تا به حال در بی خبری کامل رسانه ها و مسئولان در بیمارستان سینای تبریز بستری است.
«محمد- ن» مرد جوانی که خواستگار او بود بعد از آنکه شنید معصومه نمیخواهد با او ازدواج کند، اول با قمه دو انگشت او را برید و بعد نشست روی سینه اش و از فاصله نزدیک روی او اسید ریخت.
معصومه یک ماه گذشته را روی تخت بیمارستان گذرانده، صورتش را هنوز ندیده، شبها مدام کابوس آن روز را می بیند و از بقیه می خواهد که صورتش را به او برگردانند. «معصومه» با حال روحی بسیار بد اما با حوصله پاسخ سوالهای «شهروند» را داد و گفت که دلش نمی آید انسانی را مجازات کند اما هیچگاه «محمد» را نخواهد بخشید. او از روزهایی گفت که وقتی جلوی آیینه خودش را می دیده، خدا را شکر می کرده که چقدر زیبا او را آفریده است. «معصومه» و خانواده اش ساکن منطقه «منبع» در تبریزند که جزو مناطق فقیرنشین و تقریبا حاشیه ای تبریز است.
برادر «معصومه» هم که یک کارگر ساختمانی است در گفتگو با «شهروند» ماجرا را کامل تعریف می کند و می گوید خانواده او توان پرداخت هزینه های درمان او را ندارند. ‌ طرح دو‌فوریتی کمک به معصومه، قربانی اسیدپاشی در تبریز، در شورای این شهر تصویب شد.
Read more
🕊 درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است. پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله... سینه ...
Media Removed
🕊 درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است. پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله... سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم بوی خون می دهد هم عطر نفت خاورمیانه! پر از تعصب و طمع. پر از امید، آرزو. پر از پنهانکاری، درست مثل انگورهای خاورمیانه که هم کشمش روزه داران می شوند هم شراب باده نوشان. ... 🕊
درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است.
پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله... سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم بوی خون می دهد هم عطر نفت خاورمیانه!
پر از تعصب و طمع. پر از امید، آرزو.
پر از پنهانکاری، درست مثل انگورهای خاورمیانه که هم کشمش روزه داران می شوند هم شراب باده نوشان.
هر دَم و بازدم ما پر از خشم های فروخورده است. بغض های در گلو مانده مثل بچه های فلسطینی که سنگ را آنقدر توی دستشان چرخانده اند که تاول انداخته روی آن پوست نازک؛ نه دل دارند که پرتش کُنند، نه دل می کَنَند که از فکرش رها شوند... زیر پوست ما مثل سوریه پر التهاب است، ناآرام، پر آشوب، مثل بمب های خوشه ای که روی دیوار شعرها و شهرهایشان خراش انداخته.
زیر پوست ما مثل بغداد بوی قهوه عربی می دهد، مثل صحرای عربستان پرعطش است، مثل جنگل های شمال ایران انگار خدا دارد با مه روی صورت آدم نقاشی می کند در هر "چیزی نیست خوبم!" ما، سطل سطل اشک قایم است، مثل مادرهایی که می روند بهشت زهرا و برای پسرها و دخترهایی که جنگ آنها را بلعید مویه می کنند و بعد جلوی دوربین ها می گویند فدای سر ایرانم که پسرم رفت، دخترم رفت.
درون سینه ما دختری کُرد که از چنگ داعش گریخته در میان اشک می خندد و مثل شهرزاد قصه گو آنقدر قصه و غصه دارد که همه پیامبران خاورمیانه را خواب کُند و خودش بیدار بماند و زُل بزند به شب.
به اینکه کی آرامش از راه می رسد؟ کی سر آرام بر بالش می گذاریم، کی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت... کی آن روز از راه می رسد که کمترین سرود بوسه باشد؟ وجود ما آمیزه ای از مستانه های ابراهیم تالیس، ناله های ام کلثوم، ربنای شجریان، آوای عبدالباسط و "چشم من بیا منو یاری بکن" داریوش است.
از داریه و دمبک تا رقص بندری و شمشیرهای عمانی و شوخ چشمان تُرک و عرب.
درون هر کدام از ما خاورمیانه ای است که جنگش تمام نمی شود. شب زیر موشک باران دلتنگی می خوابیم، صبح با لبخند بیدار می شویم که برویم به جنگ سرنوشت... با این همه شاعر راست می گفت خاورمیانه را آفرید از روی چشمانت پرآشوب رنجور خسته زیبا...
.
🖋احسان محمدی
Read more
‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز در حقم عدالت را اجرا کنید صورتم ...
Media Removed
‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز در حقم عدالت را اجرا کنید صورتم را به من برگردانید هیچ‌کس حال من را نپرسید هرروز خدا را شکر می‌کردم که چقدر من را زیبا آفریده او را نمی‌بخشم اما مجازات نمی‌کنم از مسئولان می‌خواهم صورتم را به من برگردانند و عدالت را اجرا کنند بینایی ... ‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز
در حقم عدالت را اجرا کنید
صورتم را به من برگردانید
هیچ‌کس حال من را نپرسید
هرروز خدا را شکر می‌کردم که چقدر من را زیبا آفریده
او را نمی‌بخشم اما مجازات نمی‌کنم
از مسئولان می‌خواهم صورتم را به من برگردانند و عدالت را اجرا کنند
بینایی چشم‌های معصومه در این حادثه کم شده و به آنها قرنیه پیوند زده‌اند
صورت، قسمتی از گردن، گوش، سینه و کمر معصومه در اسیدپاشی از بین رفته است
برادر معصومه در گفت‌وگو با «شهروند»: بیمارستان برای هرشب بستری، یک‌میلیون تومان می‌خواهد و ما این پول را نداریم که پرداخت کنیم/ در بیمارستان شناسنامه و کارت ملی مادرم را گرو گذاشته‌ایم/ از خیران می‌خواهیم که برای درمان معصومه به او کمک کنند
نماینده مردم تبریز در گفت و گو با «شهروند»: پرونده «معصومه» را برای حمایت مالی و معنوی پیگیری می کنیم / منتظر ارائه طرح تشدید مجازات اسیدپاشی در صحن مجلس هستیم
مينا جعفري، وکیل دادگستری در گفتگو با «شهروند»:: تغيير در قوانين مجازات‌انگاري و برخورد با اسیدفروشان، بهترین شیوه مقابله با اسیدپاشی است
***
(الناز محمدی)

30 ساعت مانده به سال تحویل 97، خواستگار «معصومه جلیل پور» که از او جواب رد شنیده بود، رویش اسید پاشید.
«معصومه جلیل پور»، زن 26 ساله تبریزی، از آن روز تا به حال در بی خبری کامل رسانه ها و مسئولان در بیمارستان سینای تبریز بستری است.
«محمد- ن» مرد جوانی که خواستگار او بود بعد از آنکه شنید معصومه نمیخواهد با او ازدواج کند، اول با قمه دو انگشت او را برید و بعد نشست روی سینه اش و از فاصله نزدیک روی او اسید ریخت.
معصومه یک ماه گذشته را روی تخت بیمارستان گذرانده، صورتش را هنوز ندیده، شبها مدام کابوس آن روز را می بیند و از بقیه می خواهد که صورتش را به او برگردانند. «معصومه» با حال روحی بسیار بد اما با حوصله پاسخ سوالهای «شهروند» را داد و گفت که دلش نمی آید انسانی را مجازات کند اما هیچگاه «محمد» را نخواهد بخشید. او از روزهایی گفت که وقتی جلوی آیینه خودش را می دیده، خدا را شکر می کرده که چقدر زیبا او را آفریده است. «معصومه» و خانواده اش ساکن منطقه «منبع» در تبریزند که جزو مناطق فقیرنشین و تقریبا حاشیه ای تبریز است.
برادر «معصومه» هم که یک کارگر ساختمانی است در گفتگو با «شهروند» ماجرا را کامل تعریف می کند و می گوید خانواده او توان پرداخت هزینه های درمان او را ندارند. ‌ طرح دو‌فوریتی کمک به معصومه، قربانی اسیدپاشی در تبریز، در شورای این شهر تصویب شد.
Read more
<span class="emoji emoji1f497"></span>حتما حتما حتمااااااا بخونید<span class="emoji emoji1f497"></span> درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است. پر از شر، شور، شراب، خدا، ...
Media Removed
حتما حتما حتمااااااا بخونید درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است. پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله... سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم بوی خون می دهد هم عطر نفت خاورمیانه! پر از تعصب و طمع. پر از امید، آرزو. پر از پنهانکاری، درست مثل انگورهای خاورمیانه که هم کشمش روزه داران ... 💗حتما حتما حتمااااااا بخونید💗 درون سینه هر آدمی یک خاورمیانه پنهان است.
پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله... سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم بوی خون می دهد هم عطر نفت خاورمیانه! پر از تعصب و طمع. پر از امید، آرزو.
پر از پنهانکاری، درست مثل انگورهای خاورمیانه که هم کشمش روزه داران می شوند هم شراب باده نوشان. هر دَم و بازدم ما پر از خشم های فروخورده است.
بغض های در گلو مانده مثل بچه های فلسطینی که سنگ را آنقدر توی دستشان چرخانده اند که تاول انداخته روی آن پوست نازک؛ نه دل دارند که پرتش کُنند، نه دل می کَنَند که از فکرش رها شوند... زیر پوست ما مثل سوریه پر التهاب است، ناآرام، پر آشوب، مثل بمب های خوشه ای که روی دیوار شعرها و شهرهایشان خراش انداخته.
زیر پوست ما مثل بغداد بوی قهوه عربی می دهد، مثل صحرای عربستان پرعطش است، مثل جنگل های شمال ایران انگار خدا دارد با مه روی صورت آدم نقاشی می کند در هر "چیزی نیست خوبم!" ما، سطل سطل اشک قایم است، مثل مادرهایی که می روند بهشت زهرا و برای پسرها و دخترهایی که جنگ آنها را بلعید مویه می کنند و بعد جلوی دوربین ها می گویند فدای سر ایرانم که پسرم رفت، دخترم رفت

درون سینه ما دختری کُرد که از چنگ داعش گریخته در میان اشک می خندد و مثل شهرزاد قصه گو آنقدر قصه و غصه دارد که همه پیامبران خاورمیانه را خواب کُند و خودش بیدار بماند و زُل بزند به شب.
به اینکه کی آرامش از راه می رسد؟ کی سر آرام بر بالش می گذاریم، کی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت... کی آن روز از راه می رسد که کمترین سرود بوسه باشد؟ وجود ما آمیزه ای از مستانه های ابراهیم تالیس، ناله های ام کلثوم، ربنای شجریان، آوای عبدالباسط و "چشم من بیا منو یاری بکن" داریوش است.
از داریه و دمبک تا رقص بندری و شمشیرهای عمانی و شوخ چشمان تُرک و عرب. درون هر کدام از ما خاورمیانه ای است که جنگش تمام نمی شود.
شب زیر موشک باران دلتنگی می خوابیم، صبح با لبخند بیدار می شویم که برویم به جنگ سرنوشت... با این همه شاعر راست می گفت:

خاورمیانه را آفرید
از روی چشمان شرقی ات ،
پرآشوب
رنجور
خسته
زیبا..
Read more
. مثل بهار بود هوای رسیدنت باران چكید از رد پای رسیدنت در پشت درب خانه تان جمع می شوند خیل فرشتگان ...
Media Removed
. مثل بهار بود هوای رسیدنت باران چكید از رد پای رسیدنت در پشت درب خانه تان جمع می شوند خیل فرشتگان كه برای رسیدنت -آماده اند از طرف ذات كردگار خود را فدا كنند فدای رسیدنت خاك بهشت بهر قدم گاه تو كم است آغوش نجمه بود سرای رسیدنت قلب برادرت ز تب شوق آب شد در التهاب ثانیه های رسیدنت در چشم خویش ... .
مثل بهار بود هوای رسیدنت
باران چكید از رد پای رسیدنت

در پشت درب خانه تان جمع می شوند
خیل فرشتگان كه برای رسیدنت -آماده اند از طرف ذات كردگار
خود را فدا كنند فدای رسیدنت

خاك بهشت بهر قدم گاه تو كم است
آغوش نجمه بود سرای رسیدنت

قلب برادرت ز تب شوق آب شد
در التهاب ثانیه های رسیدنت

در چشم خویش ذوق خدا را نگاه کن
گل خنده امام رضا را نگاه کن
از آن زمان كه خواهر سلطان ما شدی
بانو ، شما ملیكهٔ ایران ما شدی

از آسمان وجود تو بر ما نزول كرد
تا كوثر دوباره قرآن ما شدی

منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت
وقتی كه آمدی تو و مهمان ما شدی

با هر قدم به سینه ما جا گرفته ای
یعنی تو صاحب دل ما جان ما شدی

بانی خیر و بركت این خطه گشته ای
وقتی نسیم سبز بیابان ما شدی

یعنی فقط نه جزء محبان حیدریم
«از شیعیان كشور موسی بن جعفریم»

محمد علی بیابانی
____________________________

فرارسیدن ولادت باسعادت کریمه ی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها رو خدمت حضرت صاحب الزمان و شما بزرگواران تبریک و تهنیت عرض میکنم.
.
روز دختر رو هم خدمت همه ی دختران عزیز و گرامی تبریک عرض میکنم

روزتون مبارک 🎊🌹🎊🌹🎊🌹🎊
_

#روزدختر #دختر
#روز_دختر #یافاطمه_معصومه
#یا_فاطمه_معصومه
#ولادت #تبریک
#تهنیت #خلقت
#قم #حرم #یارضا
#یا_فاطمه_اشفعی_لنا_فی_الجنه
#السلام_علیک_یا_فاطمه_معصومه
Read more
کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد بدون واسطه دم از احد نخواهد زد گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف به سینه ...
Media Removed
کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد بدون واسطه دم از احد نخواهد زد گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف به سینه احدی دست رد نخواهد زد السلام علیک یاعلی ابن موسی الرضا ضمن عرض تبریک دهه کرامت دعاگو ونایب دوستان در مشهدسلطان خراسان،امام مهربان وامید غریبان حضرت ثامن الحجج امام رضاعلیه السلام هستم #مشهد ... کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد
بدون واسطه دم از احد نخواهد زد
گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف
به سینه احدی دست رد نخواهد زد
السلام علیک یاعلی ابن موسی الرضا
ضمن عرض تبریک دهه کرامت دعاگو ونایب دوستان در مشهدسلطان خراسان،امام مهربان وامید غریبان حضرت ثامن الحجج امام رضاعلیه السلام هستم
#مشهد #امام_رضا #علی_ ابن_ موسی_الرضا #خراسان_رضوی #ایوان طلا #
Read more
آدمها همیشه خوب را برای یافتن خوب تر رها میکنند غافل از اینکه خوب همانیست که وقتی ازهمه چیز وهمه ...
Media Removed
آدمها همیشه خوب را برای یافتن خوب تر رها میکنند غافل از اینکه خوب همانیست که وقتی ازهمه چیز وهمه کس بریدی یادش می افتی همان کسی که هر روز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را به هم میدوزد تا ... آدمها
همیشه خوب را
برای یافتن خوب تر رها میکنند

غافل از اینکه خوب همانیست که وقتی ازهمه چیز وهمه کس بریدی یادش می افتی

همان کسی که هر روز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم

همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی

همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را به هم میدوزد تا تو لبخند بزنی
خوب همان کسی است که بی منت تو را دوست دارد که تو صدبار دست رد به سینه اش میزنی اما یکبار هم خواهشت را رد نمیکند

خوب همانیست که طاقت قهر ندارد میگوید قهر اما دلش دوری ات را تاب نمی اورد

خوب همانیست که همه احساسش را خرج تو و اطرافیانش میکند

خوب همانیست که به جرم احساسش هرلحظه غرورش رامیشکنی دلش را میشکنی و او دم نمیزند

کجا با این عجله لحظه ای درنگ کن خوب خود را با خود نمیبری ؟

خوب یک نفر است و هرگز تکرار نمیشود مبادا از دستش بدهی
‌‎‌
Read more
همه صفاتی که خداوند در وجود انسان قرار داده هم میتواند ممدوح باشد و هم مذموم. یکی از این صفات خوف است. ...
Media Removed
همه صفاتی که خداوند در وجود انسان قرار داده هم میتواند ممدوح باشد و هم مذموم. یکی از این صفات خوف است. به گفته اولیا،خوفِ ممدوح آن خوفی است که در دنیا و آخرت به وجود آورنده ی امنیتِ باطن و آرامش فكر و جان باشد... انواع گوناگون دارد این خوفِ ممدوح؛ از جمله خوف از گناه خوف از عذاب خوف از عاقبت بخیر نشدن ... همه صفاتی که خداوند در وجود انسان قرار داده هم میتواند ممدوح باشد و هم مذموم.
یکی از این صفات خوف است.
به گفته اولیا،خوفِ ممدوح آن خوفی است که در دنیا و آخرت به وجود آورنده ی امنیتِ باطن و آرامش فكر و جان باشد...
انواع گوناگون دارد این خوفِ ممدوح؛ از جمله خوف از گناه
خوف از عذاب
خوف از عاقبت بخیر نشدن و...
هرکدام از اینها توضیح و تفصیلی دارد و انسان را به فکر وامیدارد که چقدر ازین صفت را در خودمان داریم؟..
اما به نظرم عجیب تر و دردناک تر از همه خوف از فراق است....
خوف از اینکه روزی تو بواسطه سیاهی های درونت وصله ناجور باشی برای صاحبت....
خوف از اینکه دست رد به سینه ات بزنند.....
.
.
#تو_خود_حدیث_مفصل_بخوان_ازین_مُجمَل...
#لاأدري...
#فکیف_أصبر_علی_فراقک...
#احوالات_بعد_از_موعظه..
#من_این_دل_را_تو_بگو_به_کجا_ببرم...
Read more
. . @farhad_azima_ir @farhad_azima_ir @farhad_azima_ir . <span class="emoji emoji1f536"></span>️<span class="emoji emoji1f538"></span>️فرهاد عظیما<span class="emoji emoji1f538"></span>️<span class="emoji emoji1f536"></span>️‌ . پیشنهاد ...
Media Removed
. . @farhad_azima_ir @farhad_azima_ir @farhad_azima_ir . ️فرهاد عظیما️‌ . پیشنهاد مالی منافقین! پس از انتشار انیمیشن‌های جنجالی گروه فاطمه‌الزهرا(س) و بازتابهای گسترده در خبرگزاری ها و رسانه‌های جهان، جریانات «ضدانقلاب و منافقین» سعی داشتند تا با پیشنهاد‌های مالی ... .
.
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
.
🔶️🔸️فرهاد عظیما🔸️🔶️‌
.
پیشنهاد مالی منافقین!

پس از انتشار انیمیشن‌های جنجالی گروه فاطمه‌الزهرا(س) و بازتابهای گسترده در خبرگزاری ها و رسانه‌های جهان، جریانات «ضدانقلاب و منافقین» سعی داشتند تا با پیشنهاد‌های مالی وسوسه کننده و تطمیع کارگردان این گروه، مانع از ادامه فعالیت آنها و ساخت انیمیشن‌های انقلابی دیگر توسط این گروه شوند!‌
اما با وجود نیازهای شدید مالی این گروه انقلابی، کارگردان این گروه دست رد به سینه جریانات ضدانقلاب زد، و همچنان در راه انقلاب و اعتقادات خویش باقی ماند...‌

🔶️برای حمایت از ایشان، صفحه زیر را فالو کنید👇

@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
.
.
Read more
. . @farhad_azima_ir @farhad_azima_ir @farhad_azima_ir . <span class="emoji emoji1f536"></span>️<span class="emoji emoji1f538"></span>️فرهاد عظیما<span class="emoji emoji1f538"></span>️<span class="emoji emoji1f536"></span>️‌ . پیشنهاد ...
Media Removed
. . @farhad_azima_ir @farhad_azima_ir @farhad_azima_ir . ️فرهاد عظیما️‌ . پیشنهاد مالی منافقین! ‌‌ پس از انتشار انیمیشن‌های جنجالی گروه فاطمه‌الزهرا(س) و بازتابهای گسترده در خبرگزاری ها و رسانه‌های جهان، جریانات «ضدانقلاب و منافقین» سعی داشتند تا با پیشنهاد‌های ... .
.
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
.
🔶️🔸️فرهاد عظیما🔸️🔶️‌
.
پیشنهاد مالی منافقین!
‌‌
پس از انتشار انیمیشن‌های جنجالی گروه فاطمه‌الزهرا(س) و بازتابهای گسترده در خبرگزاری ها و رسانه‌های جهان، جریانات «ضدانقلاب و منافقین» سعی داشتند تا با پیشنهاد‌های مالی وسوسه کننده و تطمیع کارگردان این گروه، مانع از ادامه فعالیت آنها و ساخت انیمیشن‌های انقلابی دیگر توسط این گروه شوند!‌
اما با وجود نیازهای شدید مالی این گروه انقلابی، کارگردان این گروه دست رد به سینه جریانات ضدانقلاب زد، و همچنان در راه انقلاب و اعتقادات خویش باقی ماند...‌

🔶️برای حمایت از ایشان، صفحه زیر را فالو کنید👇

@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
@farhad_azima_ir
.
.
.
Read more
“از همه افرادی که در زندگیم دست رد به سینه ام زدند سپاس گذارم، به همان علت بود که کارهایم را خودم انجام ...
Media Removed
“از همه افرادی که در زندگیم دست رد به سینه ام زدند سپاس گذارم، به همان علت بود که کارهایم را خودم انجام دادم و الان در این جایگاه قرار دارم.” “از همه افرادی که در زندگیم دست رد به سینه ام زدند سپاس گذارم،
به همان علت بود که کارهایم را خودم انجام دادم و الان در این جایگاه قرار دارم.”
According to La Gazzetta dello Sport, Mario Balotelli will hardly get to Roma. Balotelli was rejected ...
Media Removed
According to La Gazzetta dello Sport, Mario Balotelli will hardly get to Roma. Balotelli was rejected by Giallorossi fans in the past, with heavy insults. Roma management has considered this fact. طبق گزارش گاتزتا دلو اسپرت، احتمال اینکه ماریو بالوتلی به رم برود کم است. هواداران جالوروسی ... According to La Gazzetta dello Sport, Mario Balotelli will hardly get to Roma. Balotelli was rejected by Giallorossi fans in the past, with heavy insults. Roma management has considered this fact.

طبق گزارش گاتزتا دلو اسپرت، احتمال اینکه ماریو بالوتلی به رم برود کم است. هواداران جالوروسی در گذشته با توهین های سنگین دست رد به سینه بالوتلی زدند. مدیریت رم این موضوع را مدنظر قرار داده است.
Read more
سلام #السلام_علی_الحسین_و_علی_علی_ابن_الحسین_و_علی_اولاد_الحسین_و_علی_اصحاب_الحسین #آقا جان وقتی شما رو دارم هیچ وقت نا امید نیستم تنها #آرزو م اینه که ی بار با #مادرم بیام #کربلا میدونم دست رد به سینه ام نمیزنی #مادرانه #عشق #امام_حسین #خوش_به_حال_دل_من_مثل_تو_دارد_آقا ... سلام
#السلام_علی_الحسین_و_علی_علی_ابن_الحسین_و_علی_اولاد_الحسین_و_علی_اصحاب_الحسین
#آقا جان
وقتی شما رو دارم هیچ وقت نا امید نیستم
تنها #آرزو م اینه که ی بار با #مادرم بیام #کربلا
میدونم دست رد به سینه ام نمیزنی
#مادرانه
#عشق
#امام_حسین
#خوش_به_حال_دل_من_مثل_تو_دارد_آقا
#مامان
#زندگیم
#یا_من_اسمه_دواء_و_ذکره_شفاء
Read more
یه رفیق دارم که وقتی حرف دارم میرم پیشش میدونم به حرف هام گوش میده میدونم وقتی مشکل دارم کمکم میکنه ...
Media Removed
یه رفیق دارم که وقتی حرف دارم میرم پیشش میدونم به حرف هام گوش میده میدونم وقتی مشکل دارم کمکم میکنه دست رد به سینه ام نمیزنه وقتی دلشو میشکنم با لبخند نگاهم میکنه وقتی دیگه از دنیا سیرم منو تو بهشت خودش دعوت میکنه تا ارومم کنه . . . تولدت مبارک رفیق دوست دارم گفتم به زبون خودم باشه بهتره یه رفیق دارم
که وقتی حرف دارم میرم پیشش میدونم به حرف هام گوش میده
میدونم وقتی مشکل دارم کمکم میکنه دست رد به سینه ام نمیزنه
وقتی دلشو میشکنم با لبخند نگاهم میکنه
وقتی دیگه از دنیا سیرم منو تو بهشت خودش دعوت میکنه تا ارومم کنه .
.
.
تولدت مبارک رفیق دوست دارم
گفتم به زبون خودم باشه بهتره
اصلا میدانی... مقصر پدر و مادرم بودند آنقدر از عشقشان برایم تعریف کردند آنقدر مادرم گفت من این همه ...
Media Removed
اصلا میدانی... مقصر پدر و مادرم بودند آنقدر از عشقشان برایم تعریف کردند آنقدر مادرم گفت من این همه عمر پای پدرت ماندنم و تمام کسانی که خاطرم را میخواستند به عشق پدرت دست رد به سینه شان زدم... پدرم گفت من چه خون دل ها خوردم تا توانستم مادرت را سهم خود کنم آن قدر گفتند از عشقشان از وفاداری شان که من ... اصلا میدانی... مقصر پدر و مادرم بودند
آنقدر از عشقشان برایم تعریف کردند
آنقدر مادرم گفت من این همه عمر پای پدرت ماندنم و تمام کسانی که خاطرم را میخواستند به عشق پدرت دست رد به سینه شان زدم... پدرم گفت من چه خون دل ها خوردم
تا توانستم مادرت را سهم خود کنم
آن قدر گفتند از عشقشان
از وفاداری شان
که من همیشه خواستم مثل پدرم،مثل مادرم عاشقی کنم...
اما خبر نداشتم روزگار تغییر کرده
خبر نداشتم آدم ها عوض شده اند
دیگر از آن عشق ها و وفاداری های قدیم خبری نیست...
مقصر پدر و مادرم هستند
باید به من میگفتند این عشقی که برایت تعریف کردیم برای گذشته است
الان دیگر مثل ما نباش که زمین میخوری...
.
.
.
👑 #میکائیل💞
.
📷@mikilove351 💌
.
.
.
#پست_های_قبل_رو_ببین_اگه_خوشت_اومد_فالو_کن👉👆💕😍 #پیشنهادوانتقادهاتون_دایرکت_پذیرامیباشم_باکمال_میل_پاسخگوهستم 😊🌷🙏 #پیج_مارو_به_دوستانتون_معرفی_کنید🙏♥️♥️♥️♥️♥️♥️❤❤❤❤❤❤🙏🌷
Read more
چی میشد حداقل روز تولدم از ته دل شادم میکردی خودتم خوب میدونی خیلی وقته هیچی از ته دل شادم نمیکنه ...
Media Removed
چی میشد حداقل روز تولدم از ته دل شادم میکردی خودتم خوب میدونی خیلی وقته هیچی از ته دل شادم نمیکنه و خوب میدونی چی ازت میخوام،پس دست رد به سینه ام نزن خداجونم. حداقل خدای خوبم خدای مهربونم تنها کسی باش که بهم کادوی تولدی میده که آرزوشو دارم و برام بهترینه . . . امروز تولدم بود … نه صمیمی ترین دوستم ... چی میشد حداقل روز تولدم از ته دل شادم میکردی

خودتم خوب میدونی خیلی وقته هیچی از ته دل شادم نمیکنه و خوب میدونی چی ازت میخوام،پس دست رد به سینه ام نزن خداجونم. حداقل خدای خوبم خدای مهربونم تنها کسی باش که بهم کادوی تولدی میده که آرزوشو دارم و برام بهترینه . . .

امروز تولدم بود … نه صمیمی ترین دوستم نه خانوادم یادشون نبود….نه حتی یه ادم معمولی بهم تبریک نگفت مگه تولد واسه این نیست که شاد باشی؟؟؟؟منکه هرسال تولدم غصه میخورم…

خودم میگم: تولدم مبارک

بازهم خدایا شکر که یکسال دیگه به بنده فرصت دادی تا در این دنیای نالوتی زندگی کنم
در طول این یکسال خیلی تجربه ها کسب کردم
ولی هرچه سن ما رو به بالا میره گرفتاری ها زیاد زیاد مشین !!دنیا خودش رو بهت نشون میده !!
شکر دیگر به این خاطر که خانواده ام رو در طول این یکسال بازهم می بینم شاد و سالم !!
هرکس رو ناراحت کردیم یا آزار بهش رسوندیم ما رو حلال کن !!
قهرمانی پرسپولیس رو به همه دوستان خودم تبریک میگم💜💜💜💜
Read more
. سلام به روي ماهتون خوب ،اينم اونور ميز<span class="emoji emoji1f604"></span> با چند تا رسپي . چون توي اين عكس كراكتها معلوم نبودن دستورشو ...
Media Removed
. سلام به روي ماهتون خوب ،اينم اونور ميز با چند تا رسپي . چون توي اين عكس كراكتها معلوم نبودن دستورشو توي همون پست قبلي ميذارم . . یکی از اون اخلاقهای بد من اینه که وقتی مهمون دارم،دست رد به سینه هر یاری دهنده ایی میزنم. بااینکه اطرافیان همه هنرمند وکدبانو هستن اما میگم کار، کار خودمه😎 . با ... .
سلام به روي ماهتون
خوب ،اينم اونور ميز😄
با چند تا رسپي .
چون توي اين عكس كراكتها معلوم نبودن دستورشو توي همون پست قبلي ميذارم
.
.
یکی از اون اخلاقهای بد من اینه که وقتی مهمون دارم،دست رد به سینه هر یاری دهنده ایی میزنم😄.
بااینکه اطرافیان همه هنرمند وکدبانو هستن اما میگم کار، کار خودمه😎
.
با برنامه ریزی صحیح میشه میز خوبی چید و کاری کرد که مهمونها از مهمونی لذت ببرن که صد البته همینطور که خودتون بهتر از من میدونید لذت بردن تنها به میز و غذاهای روی اون محدود نمیشه واصل دور همی چیز دیگه ست. روی خوش وخلق نیکو فراموش نشه لطفا. .
.

#ژله_ميوه
ژله آلورا رو كف ظرف ريختم و داخل يخچال گذاشتم كمي كه خودش رو گرفت ميوه ها رو روش چيدم (كمپوت آلبالو،انبه،آناناس.و توت فرنگي)و بعد دوباره يخورده ژله آلورا ريختم در حديكه ميوه ها شناور نشن.دوباره داخل يخچال گذاشتم .بعد از اينكه ميوه ها فيكس شده بقيه ژله آلورا رو اضافه كردم و يه لايه ژله سفيد(آلوورا و خامه يا شير)براي لايه بعد استفاده كردم.براي لايه آخر دوتا موز رو حلقه حلقه كردم و با ژله شاتوت مخلوط كردم و به ژله اضافه كردم
.
براي #تزيين_ماست از برگ گل محمدي و ساقه جعفري و پوست خيار و برگ نعناع استفاده كردم.و بهتره كه ماست رو از شب قبل تزيين كنيد و روشو سلفون بكشيد و داخل يخچال بذاريد.چون آب ماست به خورد برگ گلها ميره و مثل
گل تازه خوشرنگ و با طراوت ميشن
.
#مرغ_سرخ_كرده
اول تكه هاي مرغ رو با پياز ريز شده فراوون يه تفت كوچولو ميدم.نمك ،پودرفلفل قرمز،زردچوبه ،پودرتخم گشنيزو مقداري آب و برگ بوي درسته ميذارم كمي بپزه.قبل از اينكه زيادي پخته بشه و له بشه از قابلمه خارج ميكنم و ميذارم داخل صافي كه آب اضافيش بره و بعد داخل روغن با حرارت كم ميذارم آروم آروم سرخ بشه.بسيار خوشمزه ميشه
.
اگه ميخوايد از كلم بروكلي براي دورچين استفاده كنيد حتما اونو #بلانچ كنيد.يعني اول داخل آب جوش و نمك بندازيد و بعد داخل آب و يخ بريزيد و بعد آبكشي كنيد .تنها با اين روش بروكليها تميز ميشن.و البته خيلي خوشرنگ تر و سبزتر و هم ميشن.
. .
#خورش_غوره_بادمجان
اول تكه هاي گوشت رو با پياز و زردچوبه و رب تفت دادم و با يه مقدار اب و چند تكه چوب دارچين گذاشتم كه بپزه.بعد از پخت بادمجونهايي كه از قبل سرخ كرده بودم رو يه طرف ماهيتابه چيدم و گوشتها و آب باقي مونده رو با كمي نمك توي سمت ديگه ظرف ريختم واجازه دادم بادمجونها بپزه.چند دقيقه قبل از پخت بادمجونها ، گوجه و غوره رو به خورش اضافه كردم
.
پ.ن عكس ژله و ماست رو واضح تر توي استوري گذاشتم
Read more
. کاش به جای اینهمه رجزخوانی برای همدیگه، مردمتون رو جوری راضی نگه داشته بودین که حداقل بتونید با ...
Media Removed
. کاش به جای اینهمه رجزخوانی برای همدیگه، مردمتون رو جوری راضی نگه داشته بودین که حداقل بتونید با پشتوانه ی اونها مشت تو دهن شرق و غرب بزنید! ما غرب زده و منافق و منورالفکر نیستیم! ما ایرانی هستیم و عاشق کشورمون! و اون ایرانی که به مردم خودش فحش میده و دنبال نابودی و تجزیه ی کشور خودشه یه آدم #خائن ... .
کاش به جای اینهمه رجزخوانی برای همدیگه، مردمتون رو جوری راضی نگه داشته بودین که حداقل بتونید با پشتوانه ی اونها مشت تو دهن شرق و غرب بزنید!
ما غرب زده و منافق و منورالفکر نیستیم!
ما ایرانی هستیم و عاشق کشورمون!
و اون ایرانی که به مردم خودش فحش میده و دنبال نابودی و تجزیه ی کشور خودشه یه آدم #خائن بیش نیست!
و شک نکنید در هر برهه از تاریخ رنگ عوض میکنه...!
● و قطعا میدونیم که آقای ترامپ و آمریکا هم دایه ی مهربون تر از مادر نیستن!
و اونایی که فکر میکنن ترامپ و آمریکا #منجی عالم بشریت هستن، کمتر فیلمای #فانتزی تماشا کنن و بیشتر کتابای تاریخی بخونن...! ترامپ یه آمریکاییه و برای مردم خودش غذا به لونه میبره!
.
و اما اینجا...در داخل مرزها!
آهای رجزخوان ها!
"ملت ملت" کردن های شما پشت تریبون ها، فقط "پوزخند" بروی لبای ما رو بهمراه داره و بس!
وقتی شما حتی نمیتونید در سیاست های داخلی کشور، مردمتون رو راضی نگه دارین و بچه ی هفت هشت ساله که باید تو تخیلات خودش غرق باشه رو قاطی سیاست و آینده کردین با چه رویی فکر میکنید "ملت" حامی شماست و یک تنه جلوی جامعه جهانی #غرش می کنید ؟! کدوم ملت اخوی ؟! کدوم کشک ؟! لابد ملت فرضی...
.
ما حتی نسبت به کوچکترین دلخوشیمون یعنی فضای مجازی هم رعب و وحشت داریم از تصمیمات ناگهانی شما و پشت میزنشین ها!
از فساد ها و رانت ها!
از اختلاس ها و فرارهای شبانه!
از تبعیض ها و ناعدالتی ها!
از بن بست ها و دست های رد به سینه!
از دروغ ها و وعده های پوچ...!
از فیلترها و ممنوعیت ها!
از آرزوهای برباد رفته!
از صبرکردن ها و امیدداشتن ها!
از "یه روز خوب میاد" ها...
فراموش نکنید:
دلار فقط یه گوشه ی کوچیک از این معمای حل نشده اس...
تا وقتی اوضاع داخل کشور اینه، رک بگم دلخوش به #ملت_فرضی نباشید!
چون اگر قراره به همراه ملت نقش #شیر رو بازی کنید، فکرمیکنم در حد همون #دمش بتونید رو مردم حساب کنید...
______________
Read more
شعر برگزیده در بخش سپید بلند چهارشنبه ۹۷/۵/۱۰ <span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> صورتش را شست ماهی که غلتیده بود به پهلو درون حوض که ...
Media Removed
شعر برگزیده در بخش سپید بلند چهارشنبه ۹۷/۵/۱۰ صورتش را شست ماهی که غلتیده بود به پهلو درون حوض که اشک هایش نشود باران بر پلکهای پنجره نبارد نبارد که بوی خاک نکند دیوانه ام نکند دیوانه ام باران و انار کوچکی اش سرخ می شد بر درختی که تنها یک شاخه اش شکوفه داده بود و آن سو تر باد باد که خاطره ... شعر برگزیده در بخش سپید بلند چهارشنبه ۹۷/۵/۱۰ 🌹🌹
صورتش را شست
ماهی که غلتیده بود به پهلو
درون حوض
که اشک هایش
نشود باران بر پلکهای پنجره
نبارد
نبارد که بوی خاک نکند دیوانه ام
نکند دیوانه ام باران
و انار کوچکی اش سرخ می شد
بر درختی
که تنها یک شاخه اش شکوفه داده بود
و آن سو تر باد
باد
که خاطره داشت با موهایت
باد که ترانه هایم را پیچیده بود در شالت
باد
باد حوصله اش سر می رفت
در رامی کوبید
به چارچوب زهوار در رفته
می پیچید
گرد دستهایت
که حلقه بود
نه به انگشتانت
به بازوان من

نه
این رد پای تو نیست
به سینه ام نمی کوبد
این صدای تو نیست
در گوشم نمی پیچد
این خانه تو را کم ندارد
کم ندارد تورا که هر لحظه
بیدار می شوی
از خواب
از قاب
و عطرت
مثل پیچ های امین الدوله
ازگیسوی دیوار فرو نمی ریزد
تو را کم ندارداین خانه
که هنوز بهار
سر کوچکی میزند به باغچه
ماهی صورتش را می شوید
وبه پهلوی دیگرش می خوابد
آب از آب تکان نمی خورد
اما باد
باد که هزار خاطره دارد از تو
قاب را می شکند
روی خرده شیشه ها تصویر تکه تکه تکه
روی خرده شیشه هاخون
وانگار در حیات
رد پای زخمیت
چال می اندازد رو گونه های دخترم
این صدای تو نیست
تو را کم ندارد این خانه
کودکیت دورحوض
چرخ میزند هنوز

انار روی درخت بزرگ تر می شود
روی خرده شیشه ها
یک تکه از لبخند توست
که فرو می رود در قلبم
این صدای تو نیست در گوشم
وباد
باد رحم ندارد
که تو را می وزد مدام

تا انار خودش را تاب نیاورد
مثل من
که دیروز خودم راپرت کردم در آغوش دار

روی خرده شیشه ها کودکیت می گرید

آسمان دخترمان ابریست
ابریست، که خورشید را گرفته در آغوش
خنده ات را چال می شوم در گونه اش
چال میشوم
گود
عمیق
گیرا
چال می شوم که انار
لکه ی خون را بزرگتر می کند
بر آینه
فرومی رود لبخندت
در قلبم

و هنوز مشکوکم
به قتل های پی در پی
که در این خانه
تاب می خورند بر دیوار

#ارغوان_جهانگیری

@kanoon_adabi_bahman
Read more
 #پست_درخواستی<span class="emoji emoji1f4e7"></span> . تو را بخدا،خودت خسته نشدی از این همه رفت و آمد؟؟ یکم به خودت بیا... بخدا میان این ...
Media Removed
#پست_درخواستی . تو را بخدا،خودت خسته نشدی از این همه رفت و آمد؟؟ یکم به خودت بیا... بخدا میان این رفتن و آمدن هایت تمام وجودم تکه تکه شده.... تکلیفت را با خودت،با دلت مشخص کن.. با هر سازی که زدی رقصیدم... در هر مسیری که تو صلاح دانستی قدم برداشتم.. گفتی شرایط ام سخت شده،پا به پایت سوختم و ساختم... با ... #پست_درخواستی📧 .
تو را بخدا،خودت خسته نشدی از این همه رفت و آمد؟؟
یکم به خودت بیا...
بخدا میان این رفتن و آمدن هایت تمام وجودم تکه تکه شده....
تکلیفت را با خودت،با دلت مشخص کن..
با هر سازی که زدی رقصیدم...
در هر مسیری که تو صلاح دانستی قدم برداشتم..
گفتی شرایط ام سخت شده،پا به پایت سوختم و ساختم...
با تمام بد خلقی هایت ساختم...
هنگام عصبانیتت وقتی سر تا پای من را تحقیر و خورد میکردی سکوت کردم...
با رفیق بازی و گشت و گذار و تمام شیطنت هایت ساختم...
خیلی اوقات از دستت خسته میشدم،اصلا دوست داشتم دیگر نباشی،اما این دل گیر تو بود..
هزار بار متوجه دروغ هایت میشدم اما خود را به کوچه علی چپ میزدم..
سوختم،ساختم،دم نزدم چون دوستت داشتم..
ولی تو باز هم،هر بار به یک بهانه ای رفتی و بعد چند وقت برگشتی...
هر بار برگشتی قبولت کردم و دست رد به سینه ات نزدم...
گذاشتم پای بچگی ات،پای نادانی ات...
اما دیگر صبرم سر آمده...
دیگر خونم را به جوش آورده ای...
بی انصاف هر بار که میروی تکه ای از وجود من،غرور من،تکه ای از شخصیت من را با خود میبری...
من هم آدمم خب...
آدمی گاهی اوقات هی کنار می آید و کنار می آید ولی صبرش که سر آمد میبینی از همان کنار مسیرش را عوض میکند و یادش تو را فراموش...
تو را به خدا به خودت بیا...
من دیگر از این رفت و آمد هایت خسته شده ام..
یا بمان و بمان و همیشگی باش
یا برو و برو و دیگر برنگرد...
.
. ❌ #میکائیل💕
.
.
.
.
🆔@mikilove351 📷
.
. ❌ #نظرتون_در_مورد_دلنوشته_ها_بیان_کنید😊
Read more
مرد صابونی در مغازه عطاریم نشسته بودم که دو نفر برای خریدن سِدر و کافور به دکان من وارد شدند. متوجه ...
Media Removed
مرد صابونی در مغازه عطاریم نشسته بودم که دو نفر برای خریدن سِدر و کافور به دکان من وارد شدند. متوجه شدم اهل بصره و مردم عادی نیستند. با پرسش و اصرار متوجه شدم از ملازمان حضرت حجت هستند. با تضرع و زاری از آنها خواستم مرا به ملاقات حضرت ببرند. در نهایت پذیرفتند و به راه افتادیم. در راه باران گرفت. اتفاقا ... مرد صابونی

در مغازه عطاریم نشسته بودم که دو نفر برای خریدن سِدر و کافور به دکان من وارد شدند. متوجه شدم اهل بصره و مردم عادی نیستند. با پرسش و اصرار متوجه شدم از ملازمان حضرت حجت هستند. با تضرع و زاری از آنها خواستم مرا به ملاقات حضرت ببرند. در نهایت پذیرفتند و به راه افتادیم.

در راه باران گرفت. اتفاقا من در وقت خروج از بصره، صابونی پخته و آن را برای خشک شدن در آفتاب، بر پشت بام گذاشته بودم. وقتی باران را دیدم به یاد صابون ها افتادم و خاطرم پریشان شد. مقداری که رفتیم در دامنه ی بیابان به چادری رسیدیم. یکی از ملازمان گفت حضرت در آن چادر است و برای گرفتن اذن دخول برای من، به داخل رفت.

گفت و گوی آنها را شنیدم که حضرت فرمودند: او را به جای خود برگردانید و دست رد به سینه اش بگذارید، تقاضای او را اجابت نکنید و در شمار ملازمان ما ندانید، زیرا او مردی است صابونی.
کتاب میر مهر، ص ٣٠٨

آل عمران، آیه ٩٢: "لَن تَنَالُوا البِرَّ حَتَّی تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم
Read more
خدایا! اگر شایسته رحمت تو نیستم، تو سزاواری که رحمت گسترده ات را بر من عطا کنی. خدایا! اگر ببخشایی، ...
Media Removed
خدایا! اگر شایسته رحمت تو نیستم، تو سزاواری که رحمت گسترده ات را بر من عطا کنی. خدایا! اگر ببخشایی، کیست که از تو سزاوارتر به عفو باشد؟ خدايا! اگر پايان عمرم برسد و کار شایسته ای نداشته باشم تا مرا به تو نزدیک سازد، اعتراف به گناه و اشتباهاتم را وسیله آمرزش تو ميسازم. خدایا! چگونه مایوس باشم از اینکه ... خدایا! اگر شایسته رحمت تو نیستم، تو سزاواری که رحمت گسترده ات را بر من عطا کنی.
خدایا! اگر ببخشایی، کیست که از تو سزاوارتر به عفو باشد؟
خدايا! اگر پايان عمرم برسد و کار شایسته ای نداشته باشم تا مرا به تو نزدیک سازد، اعتراف به گناه و اشتباهاتم را وسیله آمرزش تو ميسازم.
خدایا! چگونه مایوس باشم از اینکه پس از مرگ هم نگاه لطف و احسان تو بر من خواهد بود، در حالی که در طول زندگي ام، با من جز احسان و نیکی نکرده ای.
خدایا! کار مرا آنگونه به سامان برسان که تو سزاوار آنی نه آن سان که من در خور آنم

خدایا! باور ندارم که در حاجتی دست رد به سینه ام بزنی، حاجتی که عمر خویش را در پی آن گذراندم و عمری از تو طلبیدم.

خدايا! اگر مرا به جرمم بگیری، دست به دامان عفوت می زنم و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه کنی، تو را به بخشایشت بازخواست می کنم.
خدايا ! اگر در دوزخم افکنی، به دوزخیان اعلام خواهم کرد که تو را دوست دارم.
خدایا! اگرچه طاعتت و عملم کوچک است،ولي امید و آرزویم به تو بزرگ و بسیار است. 🌺اعياد شعبانيه مبارك🌺

@aramparsa @hivamusic.ac
#آموزشگاه_موسیقی_هیوا #آموزش_آواز #آواز #ویولن #ویولنسل #هارمونیکا #ساز_دهنی #پیانو #پیانو_ایرانی #پیانو_کلاسیک #گیتار #گیتار_فلامنکو #گیتار_کلاسیک #گیتار_الکتریک #گیتار_جز #بهترین_اساتید_موسیقی #نی #کمانچه #دف #فلوت #عود #ساکسیفون #سلفژ #صدا_سازی #ویولن_ایرانی
Read more
ما آدمها ... همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم.. غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه ...
Media Removed
ما آدمها ... همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم.. غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی.. همان کسی که که هرروز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم... همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی... همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان ... ما آدمها ...
همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم..
غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی..
همان کسی که که هرروز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم...
همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی...
همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را به هم میدوزد تا تو لبخند بزنی...
خوب همان کسی است که بی منت تو را دوست دارد...
که تو صدبار دست رد به سینه اش میزنی اما یکبار هم خواهشت را رد نمیکند...
خوب همانیست که طاقت قهر ندارد...
میگوید قهر اما دلش دوری ات را تاب نمی اورد...
خوب همانیست که همه احساسش را خرج تو و اطرافیانش میکند...
خوب همانیست که به جرم احساسش هرلحظه غرورش را میشکنی
دلش را میشکنی
و او دم نمیزند...
کجا با این عجله ؟! لحظه ای درنگ کن
خوب خود را با خود نمیبری؟!
خوب یک نفر است
و هرگز تکرار نمیشود
مبادا از دستش بدهی .
Read more
ما آدمها ... همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم.. غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه ...
Media Removed
ما آدمها ... همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم.. غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی.. همان کسی که که هرروز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم... همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی... همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان ... ما آدمها ...
همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم..
غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی..
همان کسی که که هرروز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم...
همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی...
همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را به هم میدوزد تا تو لبخند بزنی...
خوب همان کسی است که بی منت تو را دوست دارد...
که تو صدبار دست رد به سینه اش میزنی اما یکبار هم خواهشت را رد نمیکند...
خوب همانیست که طاقت قهر ندارد...
میگوید قهر اما دلش دوری ات را تاب نمی اورد...
خوب همانیست که همه احساسش را خرج تو و اطرافیانش میکند...
خوب همانیست که به جرم احساسش هرلحظه غرورش را میشکنی
دلش را میشکنی
و او دم نمیزند...
کجا با این عجله ؟! لحظه ای درنگ کن
خوب خود را با خود نمیبری؟!
خوب یک نفر است
و هرگز تکرار نمیشود
مبادا از دستش بدهی....
Read more
ما آدمها ... همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم.. غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه ...
Media Removed
ما آدمها ... همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم.. غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی.. همان کسی که که هرروز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم... همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی... همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را ... ما آدمها ...
همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم..
غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی.. همان کسی که که هرروز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم... همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی... همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را به هم میدوزد تا تو لبخند بزنی... خوب همان کسی است که بی منت تو را دوست دارد...
که تو صدبار دست رد به سینه اش میزنی اما یکبار هم خواهشت را رد نمیکند... خوب همانیست که طاقت قهر ندارد...
میگوید قهر اما دلش دوری ات را تاب نمی اورد... خوب همانیست که همه احساسش را خرج تو و اطرافیانش میکند... خوب همانیست که به جرم احساسش هرلحظه غرورش را میشکنی
دلش را میشکنی
و او دم نمیزند...
Read more
. دو دلاور و دو استعداد کشتی ایران که هر کشوری آرزوی داشتن این دلاوران رو دارن،هنوز یادمان نرفته که ...
Media Removed
. دو دلاور و دو استعداد کشتی ایران که هر کشوری آرزوی داشتن این دلاوران رو دارن،هنوز یادمان نرفته که "محمدجواد ابراهیمی"دست رد به سینه ی آذربایجانی ها زد . مجتبی گلیج و جواد ابراهیمی بارها ثابت کردن که در رقابت های بین المللی و برون مرزی می توانند بهترین نتایج را کسب کنند و کادرفنی را برای انتخاب ... .
دو دلاور و دو استعداد کشتی ایران که هر کشوری آرزوی داشتن این دلاوران رو دارن،هنوز یادمان نرفته که "محمدجواد ابراهیمی"دست رد به سینه ی آذربایجانی ها زد
.
مجتبی گلیج و جواد ابراهیمی بارها ثابت کردن که در رقابت های بین المللی و برون مرزی می توانند بهترین نتایج را کسب کنند و کادرفنی را برای انتخاب این دلاورا به سختی بیندازد
.
با کشتی های علیرضا کریمی در بازی های آسیایی و رقابت های انتخابی تیم ملی و تورمنت ها کادرفنی برای انتخاب نماینده در اوزان 92 و 97 کیلوگرم کار آسانی نخواهد داشت و باید بهترین نفرات را عازم رقابت های مجارستان کند
Read more
. No.27 به لطف خدا #بیست_و_هفتمین سال زنده‌گی‌م شروع شد ؛ کم‌کم عطر و گَرد #سی_سالگی رو میتونم ...
Media Removed
. No.27 به لطف خدا #بیست_و_هفتمین سال زنده‌گی‌م شروع شد ؛ کم‌کم عطر و گَرد #سی_سالگی رو میتونم حس کنم و “بوش” رو می تونم بشنوفم . بویی که هشدار دهندس از کارهایی که باید تا الان انجام میشد ولی هنوز موفق به انجامش نشدم که دلایلش هم ارادی بوده و هم غیر ارادی . #خداروشکر سالی که گذشت برایم سال نسبتا ... .
No.27
به لطف خدا #بیست_و_هفتمین سال زنده‌گی‌م شروع شد ؛
کم‌کم عطر و گَرد #سی_سالگی رو میتونم حس کنم و “بوش” رو می تونم بشنوفم .
بویی که هشدار دهندس از کارهایی که باید تا الان انجام میشد ولی هنوز موفق به انجامش نشدم که دلایلش هم ارادی بوده و هم غیر ارادی .
#خداروشکر سالی که گذشت برایم سال نسبتا خوبی بود و با توجه به کارهای امسالم نسبت به آینده خیلی امیدوارترم .
همیشه دست خدا و دعای #مادر نازنینم رو تو اتفاقات که برام میوفته رو میبینم که یکی از شیرین‌ترین حس‌های دنیاس ،حتی اگه سختی رو سر راه‌م میذاره هیچ وقت اون کورسوی امید رو ازم نمیگیره که دمش گرم یا وقتی دست رد به سینه‌م میزنه بعدها متوجه میشم که چه مصلحتی پشت این نه شنیدن هست که برایم نه تنها تلخ نیست بلکه خوشاینده که هوام رو داره و یه پله ازم جلوتره . #خدایا_شکرت
پ.ن:ممنون از همه عزیزانی که این دوشب گذشته رو برام به بهترین شکل برگزار کردن ، حتما تشکر ویژه دارم از “عطیه” سادات عزیزم که الحق یادگار شیرین مادرمه و تو این چند شب مثل همیشه بی منت بود و سنگ تموم گذاشت.❤️😘
ح.ن:الهی؛
این بنده چه میداند که چه باید جُست؟
داننده تویی هر آنچه دآنی، آن ده...
#خواجه_عبدالله_انصاری
Read more
. برایِ حالِ خوب هم دعا کنیم حالِ خوب یک سری ها در گرو بردنِ اسمشان به وقت الغوث گفتن ماست . برای ...
Media Removed
. برایِ حالِ خوب هم دعا کنیم حالِ خوب یک سری ها در گرو بردنِ اسمشان به وقت الغوث گفتن ماست . برای آرزوهایِ نرسیده یِ هم دعا کنیم . لمس کردنی میشود بعید ترین آرزویشان اگر موقع چشم بستن و از ته دل صدا زدن اسمِ بلند مرتبه اش اسمش را زیر لب زمزمه کنیم . برایِ قرارِ دلهایِ بی قرار هم دعا کنیم آرامش ... .
برایِ حالِ خوب هم دعا کنیم

حالِ خوب یک سری ها در گرو بردنِ اسمشان به وقت الغوث گفتن ماست
.
برای آرزوهایِ نرسیده یِ هم دعا کنیم
.
لمس کردنی میشود بعید ترین آرزویشان
اگر موقع چشم بستن و از ته دل صدا زدن اسمِ بلند مرتبه اش اسمش را زیر لب زمزمه کنیم
.
برایِ قرارِ دلهایِ بی قرار هم دعا کنیم
آرامش میشود سهم دلهایشان اگر دانه تسبیح چرخاندنی آرامش طلب کنیم برای تشویش هایشان
.
برایِ بدی هایِ تمام نشده یِ هم دعا کنیم

موقع باز شدن لبهایمان به خواندنِ حروفِ العفو؛
بخشیدگیشان حتمیست
.
در حقِ هم دعا کنیم؛
دعا از زبانِ دیگری که باشد
دستِ رد به سینه اش نمیخورد

#التماس_دعا
Read more
 #صادق_هدايت #hedayat اگر #بوف_کور شاعرانه ترین ،حساس ترین دلخراش ترین آوایی است که بعد از قرن ...
Media Removed
#صادق_هدايت #hedayat اگر #بوف_کور شاعرانه ترین ،حساس ترین دلخراش ترین آوایی است که بعد از قرن ها در ایران طنین انداخت ،توپ مرواری وصیت نامه ی مهر و موم شده ي روشن بین ترین مرد ایران است ، #توپ_مرواری شوم ترین پیام ،پر سر و صداترین کوس رسوایی طبقه ي به اصطلاح اندیشمند ایرانی است که بر سر بام ها میزند. اگر ... #صادق_هدايت #hedayat
اگر #بوف_کور شاعرانه ترین ،حساس ترین
دلخراش ترین آوایی است که بعد از قرن ها در ایران طنین انداخت ،توپ مرواری وصیت نامه ی مهر و موم شده ي روشن بین ترین مرد ایران است ، #توپ_مرواری شوم ترین پیام ،پر سر و صداترین کوس رسوایی طبقه ي به اصطلاح اندیشمند ایرانی است که بر سر بام ها میزند.
اگر در سرگذشت #حاجی_آقا هدایت به عنوان شاعری سرکش به هرزگی ،ابتذال ،لجارگي ،خست ،طمع ،فقر معنوی ،چپاولگری ،خرافات حمله میکند و به سردمداران حاکم یورش میبرد و شکم ميدراند ،در توپ مرواری دست به کاری میزند که نه تنها غصه به سر نميآيد،بلکه خواننده خرد و خمیر میشود ،اگر غیرت داردجواب بدهد وگرنه موش بشود و برود توی سوراخ و جواب ندهد.
ولی در زمانی که هدایت توپ مرواری را مينوشت میدانست که مخاطب فهمیده و سربلند بقدری نادر است که بسا فحش هایش را قرقره میکنند ،به به میگویند ،بدون اینکه جیک بزنند .
در قضیه توپ مرواری دیگر صحبت از مرگ و زندگی ،هستی و عدم نیست .
توپ مرواری تاریخچه ی ظلمت صاحبان "اقتدار" و متفکرانی است که از زمان صفویه تا کنون نوکر عبد و عبید دربان سفارت خارجی بوده اند .زیرا تمام هدفشان ارضای شکم و زیر شکم بوده .
بزرگ و کوچک ،زن و مرد ،موجودات با افکار موهوم ما قبل تاریخی ،مغرور متعصب ،ولی آب زیر کاه ،سالوس ،اهل تقیه و کتمان ،زور پرست و کوته بین.
هدایت در اینجا با کمال صراحت آنچه را در سالیان دراز در لفافه گفته و نوشته است روی دایره میریزد :از استبداد ،صاحبان تخت و تاج ،غاصبین مقامات دولتی و معنوی اظهار بیزاری میکند .از هرچه مذهب #یهودی #مسیحی و در نتیجه #اسلامی است ،میگریزد ، #خرافات ناشی از آنها را لو میدهد ،دست رد به سینه ی هیچ پیامبر آسمانی نمی گذارد ،میگوید اگر خدایی هم وجود داشته باشد ،نیاز به دلال ندارد !
توپ مرواری بر خلاف بوف کور مانفيست عصیان فردی نیست .هدایت دیگر دشواریها را شخصی نمیداند،در توپ مرواری زخم هایی که مثل خوره روح را میخورد جایی به دردهای عمومی داده است ،
هدایت خاک تپه ی باستانی را با زباله های امروزی قاطی شده پس میزند و هرچه بیشتر در کاوش خود پیش میرود ،بیشتر به وحشت میافتد ،
دروغ ،وقاحت ،زورگویی و ستم جای هوش و روشن بینی را گرفته ،ریشه همه ی این بدبختی ها را در خرافات می یابد ،خرافاتی که وجدان فردی را در تاریکی مطلق نگه داشته و ابتکار و شعور لازم برای زندگی آزاد و خوشبخت را از او گرفته است .
هر صفحه ی کتاب طوماری دشنام است به کوته فکران سود جو ،خائنین به مقام ارجمند انسان ،خائنین به وطن ،چپاولگران ملل ضعیف .
.
@korosh.mhp
ادامه در کامنت 👇👇👇
Read more
<span class="emoji emoji1f60d"></span> #تالاب #سوستان زیستگاه نیلوفران #لاهیجان . می گویند همه جای دنیا ، آدم هایی هستند که یکی را یواشکی ...
Media Removed
#تالاب #سوستان زیستگاه نیلوفران #لاهیجان . می گویند همه جای دنیا ، آدم هایی هستند که یکی را یواشکی دوست دارند ... یواشکی به این معنی که به خودش نمی گویند یا مثلا مستقیما نمی گویند . برای پنهان کردنِ علاقه شان دلایلِ شخصیِ خودشان را دارند . از دور می نشینند به تماشای معشوقشان و گاهی با عناوینِ ... 😍
#تالاب #سوستان زیستگاه نیلوفران #لاهیجان
.
می گویند همه جای دنیا ، آدم هایی هستند که یکی را یواشکی دوست دارند ...
یواشکی به این معنی که به خودش نمی گویند یا مثلا مستقیما نمی گویند . برای پنهان کردنِ علاقه شان دلایلِ شخصیِ خودشان را دارند . از دور می نشینند به تماشای معشوقشان و گاهی با عناوینِ دیگری به او نزدیک می شوند .
همیشه تصور می کردم که دلم می خواهد اگر کسی یواشکی دوستم دارد ، یک روز بیاید و به من بگوید . یا لااقل خودم متوجه اش شوم . دلم می خواست از تمامِ عشق هایی که در کُره یِ زمین متعلق به من است ، مُطلع باشم و از ذره ذره اش لذت ببرم . دلم می خواست بدانم چه کسی یواشکی مدت ها مرا زیرِ نظر گرفته ، سعی در شناختن و خوشحال کردنم داشته .
یک جاهایی ، یک وقت هایی ، بدون این که خودم بدانم ، هوایم را داشته یا دقایقی قبل از خواب به من فکر کرده ...
دوست داشتن های یواشکی لذت بخش است . آدم نباید آرزو کند که این یواشکی ها آشکار شوند . اگر آشکار شوند ، خراب خواهند شد !
یا معشوق دستِ رَد به سینه اش می زند ، یا سَرد می شود ، یا ... اگر هم قبولش کند و عشقِ دو طرفه ای حاصل شود ، اگر عاشقِ یواشکی ، معشوقش را بشناسد ، ویژگی هایش را بداند ، اخلاقش دستش بیاید ، شاید آن زمان بفهمد که این فرد با تصوراتش فرق دارد .
شاید او دیگر همان بُتِ بی نقصی که شب و روز در حالِ پرستشش بود ، نباشد .
شاید این معشوق ، ویژگی های بابِ مِیلش را نداشته باشد !
آن موقع است که این علاقه سَرد می شود . شاید حتی به مرورِ زمان از بین برود ..!
به خاطر همین است که می گویم هر آدمی نیاز دارد که یک نفر یواشکی ، بدونِ این که همه چیز را راجع بهش بداند ، مثل یک موجودِ بی نقص دوستش داشته باشد .
این دوست داشته شدن های یواشکی ، عجیب لذت بخش است ...
Read more
هُوَالدمُوع . . . . ذَٰلِــکَ وَمَنْ يُعـــَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّه فَــــإِنَّهَا مِـــنْ تَــــقْوَى الْــقُلُوبِ #سوره_حج . . . . . پـی نِوشت سماحه المرجعیه الکبیرمحی شعائرالحسینیه حـــضرت آیَــه اللّه العُـظمی وَحــیدخُــراسانی (حفظه اللّه تعالی): ســــَیدالشُهدا(علیه ... هُوَالدمُوع
.
.
.
.
ذَٰلِــکَ وَمَنْ يُعـــَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّه
فَــــإِنَّهَا مِـــنْ تَــــقْوَى الْــقُلُوبِ
#سوره_حج .
.
.
.
.
🍇پـی نِوشت🍇
سماحه المرجعیه الکبیرمحی شعائرالحسینیه
حـــضرت آیَــه اللّه العُـظمی وَحــیدخُــراسانی
(حفظه اللّه تعالی):
ســــَیدالشُهدا(علیه السلام) را آنچنان که در بـیان
رسول خُـــدا هست، به مردم معرفی کنید، تا یــک
#عده_عوام نــــگویند:ایــــنها #افراط درعـــزاداری
است.آنـــچه مردم در عزاداری برای او انجام بدهند
همـــه #تفــــریط است. #ایــن_عـــزا_افراط_نــدارد
فَــقیه، #میرزای_نائینی اســت،اوکسـی اســـت کـــه
اســـاطین فُـــقهابر کلمه به کلمه رساله لباس مشکوک
اودقت میکنند،همچوکسی صریح فتوایش این است:
اگردرعزای حسین بن علی به #سینه، #زنجیرو #تیغ
بــــزنندو #خون بیاید، #هیچ_اشکالی نــداردعــظمت
مُـصیبت چِنان است که بَـکی عَلیه مایَریِ ومالایَری
بــنابرایــــن زنــجیر زدن من و #سیاه شدن تن من،کجا
بــــه گِــرد این مُـــصیبت عُظمی میرسد،عـقل میماند!!
الـــــهی!به خـــــون پاک آن حضــرت به ما معرفت بده
دیــدارباخدام حسینی(سَلام اللّه علیه) ۱۸مهرماه۱۳۹۴
.
.
.
.
.
📃مِض٘ـرابُ القَلَــم٘📃
گَشتند أنبيا همه از غم سِياه پوش
گُوئي مگر مصيبت سالار انبياست
#ميرزا_احمد_شيرازي
.
.
.
.
@imamhussainorg
@nariman__panahi
@fatemyeh_valiasr
@wahid_not_alone
@madrass_tabrizi_qom
@khamenei_ir .
.
.
.
.
.
#سلوک_الی_الله_فی_باب_الحسین
#زیر_سـم_سینه_زنی_میکند_حسیـن
#ذوب_در_ولایتن_انکه_دیوانه_توست
#اللهم_لعن_جبت_و_الطاغوت_والنعثل
#ز_آتش_بیداد_سوخت_حاصل_اوقات_ما
#ما_با_ذکر_اباعبدالله_مســــت_میشیم
#بــــرین_توهـم_لــه_شو_برا_حــسین
#کاتبلی_الله_علی_الجبین
#علموا_اولادکم_حب_الحسین
#لطمه_علی_جبیـن_والخدود
#واعطشا_بکربلا
#مجالسنا_مدارسنا
#الشعائر_الحسينية
#ما_اُمتِ_وَحیـدیم
#گودالیــــم_ما
Read more
بشنو سرود مستان ، از دشت پُر اقاقی/ گلبانگ سربلندِ جانم فدای ساقی/ در کوی می فروشان ، ناکامْ کَس ندیدم/ ...
Media Removed
بشنو سرود مستان ، از دشت پُر اقاقی/ گلبانگ سربلندِ جانم فدای ساقی/ در کوی می فروشان ، ناکامْ کَس ندیدم/ بی وجهِ می ، یکی بود ، دادند دُردِ باقی/ از عین و شین و از قاف ، خواندند شرح کشّاف/ شیخ الشیوخ مانده ، در بحثِ هم اتاقی/ در شطّ خون شناور ، شد ماه آب آور / چون کاکلِ شقایق ، با فرق اشتقاقی/ مستان تنیده در ... بشنو سرود مستان ، از دشت پُر اقاقی/ گلبانگ سربلندِ جانم فدای ساقی/
در کوی می فروشان ، ناکامْ کَس ندیدم/ بی وجهِ می ، یکی بود ، دادند دُردِ باقی/ از عین و شین و از قاف ، خواندند شرح کشّاف/
شیخ الشیوخ مانده ، در بحثِ هم اتاقی/ در شطّ خون شناور ، شد ماه آب آور / چون کاکلِ شقایق ، با فرق اشتقاقی/ مستان تنیده در هم ، سرها به سینه ها خم/
افلاکیان به حیرت ، زین خاکیان راقی/ دائم فرات و دجله ، بر بی گناه مُثله/
تا شام گریه کردند ، چون سیل اتفاقی/ وقت عروج مستان ، فرزانه خواهری بود/ گل کرده بر لبانش ، فریاد الفراقی. « شعر از عمو حسین مهرآذین»
Read more
عمر عقاب ۷۰ سال است ولی به ۴۰ که رسید چنگال هایش بلند شده و انعطافِ گرفتن طعمه را دیگر ندارد.. نوک تیزش ...
Media Removed
عمر عقاب ۷۰ سال است ولی به ۴۰ که رسید چنگال هایش بلند شده و انعطافِ گرفتن طعمه را دیگر ندارد.. نوک تیزش کند و بلند و خمیده میشود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پَر به سینه میچسبد و دیگر پرواز برایش دشوار است. آنگاه عقاب است و دوراهی: بمـیرد یـــــا دوباره متولد شود ولی چگونه؟؟ عقاب به قله ای بلند ... عمر عقاب ۷۰ سال است ولی به ۴۰ که رسید چنگال هایش بلند شده و انعطافِ گرفتن طعمه را دیگر ندارد..
نوک تیزش کند و بلند و خمیده میشود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پَر به سینه میچسبد و دیگر پرواز برایش دشوار است.

آنگاه عقاب است و دوراهی:
بمـیرد یـــــا دوباره متولد شود
ولی چگونه؟؟ عقاب به قله ای بلند میرود نوک خود را آنقدر بر صخره ها میکوبد تا کنده شود و منتظر میماند تا نوکی جدید بروید. با نوک جدید تک تک چنگال هایش را از جای میکَند تا چنگال نو درآید. و بعد شروع به کندن پَرهای کهنه میکند.
این روند دردناک 150 روز طول میکشد ولی پس از 5 ماه عقاب تازه ای متولد میشود که میتواند 30 سال دیگر زندگی کند.

برای زیستن باید تغییر کرد.
درد کشید...
از آنچه دوست داشت گذشت.
عادات و خاطرات بد را از یاد برد و دوباره متولد شد.
یـــــا بايد مُرد...
انتخاب با خودِ توست...
Read more
همه جا تیره و تار است شب اول قبر شب تنگی مزار است شب اول قبر هرکه خوش بوده نَزار است دم غسل و کفن هر که مِی خورده خمار است شب اول قبر رمقی نیست که فریاد کِشَم از دَردَم سینه ام تحت فشار است شب اول قبر تک و تنها بگذارن مـرا و بروند کَندن از ایل و تبار است شب اول قبر چون بپرسن ز رب و ز نبی بر دهنم گوئیا قفل ... همه جا تیره و تار است شب اول قبر
شب تنگی مزار است شب اول قبر
هرکه خوش بوده نَزار است دم غسل و کفن
هر که مِی خورده خمار است شب اول قبر
رمقی نیست که فریاد کِشَم از دَردَم
سینه ام تحت فشار است شب اول قبر
تک و تنها بگذارن مـرا و بروند
کَندن از ایل و تبار است شب اول قبر
چون بپرسن ز رب و ز نبی بر دهنم
گوئیا قفل به کار است شب اول قبر
با همین حال ولی شوق به مُردن دارم
شوقم از دیدار یار است شب اول قبر
حکـم دوزخ چه بِبُرن برایم دو مَلَک
حیـدرم ناجی نار است شب اول قبر
آری آنکس که در این دار بلا گفت حسین
با حسینش سرو کار است شب اول قبر
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسیـن_جـان
هر ڪه پرسید چه دارم دگر از دار جهان
همه ی دار و ندارم بنویسید حسين
هیچ شعری ننویسید به روی ڪفنم
با گِل ِ تربتِ یارم بنویسید حسين
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_عباسعلی_حمیدی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
بعضی ناراحتی ها را هیچ وقت نباید فراموش کرد بعضی دلخوری ها باید تا ابد گوشه ی قلب آدم بماند اصلا بعضی ...
Media Removed
بعضی ناراحتی ها را هیچ وقت نباید فراموش کرد بعضی دلخوری ها باید تا ابد گوشه ی قلب آدم بماند اصلا بعضی خاطره ها را باید سنجاق کنی به سینه ات و با خودت همه جا حمل کنی! فراموشی بد نیست ولی… بیشتر وقت ها باعث تکرار اشتباه ها میشود اما یادآوری ها ، اینکه بعضی رفتارها مثل فیلم از جلوی چشمانت رد شوند باعث ... بعضی ناراحتی ها را هیچ وقت نباید فراموش کرد
بعضی دلخوری ها باید تا ابد گوشه ی قلب آدم بماند
اصلا بعضی خاطره ها را باید سنجاق کنی به سینه ات و با خودت همه جا حمل کنی!
فراموشی بد نیست ولی…
بیشتر وقت ها باعث تکرار اشتباه ها میشود
اما یادآوری ها ، اینکه بعضی رفتارها مثل فیلم از جلوی چشمانت رد شوند باعث میشود کمتر خطا کنی …
و بیشتر مواظب خودت باشی
مواظب احساست
اعتماد کردنت
عاشق شدنت…
گاهی وقتها همین بغض ها
همین زخم های فراموش نشده که در دلت مانده
مشتی میشود و محکم به صورتت میکوبد
تا یادت نرود در این دنیا "هيچ چيزي قابل اعتماد نیست"
#فرشته_رضایی
.
.
.
#پان_اسپانيا_نداپز
تخم مرغ ٢ عدد
نشاسته ذرت ٢ ق غ
شكر يك ليوان
وانيل نصف ق چ
شير ٤ ليوان
خامه صبحانه ١ بسته
آرد نصف ليوان
پودر كاكائو ٢ ق غ
گردو و موز به ميزان دلخواه
بيسكوييت پتي بور شكلاتي يك الي دو بسته
ابتدا شكر و تخم مرغ رو ٨ دقيقه با دورتند همزن زدم بعد نشاسته ذرت و با يكم از شير يخ حل كردم
شير رو روي حرارت گذاشتم و تخم مرغ و شكر كه زده بودم و بهش اضافه كردم بعد نشاسته ذرت و كه حل كرده بودم و اضافه كردم مدام با همزن دستي هم ميزدم ارد و اضافه كردم كم كم و مدام با همزن دستي روي حرارت ملايم هم ميزدم تا غليظ شد بعد خامه رو اضافه كردم زير حرارت و خاموش كردم همزدم ( همزن دستي ) تا يكدست شد در اخر وانيل رو اضافه كردم نيمي از مايه رو برداشتم بهش پودر كاكائو زدم نيمي شم كه ساده بود
بيسكوييتارو با دست خرد كردم يكم ته جام ريختم بعد از مايه سفيد ريختم بعد موز و گردو خرد شده بعد از مايه شكلاتي اين كار و دو بار تكرار كردم براي هر ظرف و ٣ ساعت داخل يخچال گذاشتم خيلي خوشمزه ميشه و بيسكويتتا كاملا نرم و خوب ميشن اميدوارم درست كنيد و لذت ببريد .
.
.
پي نوشت : منظور از ليوان ، همون ليوان دسته دار فرانسوي هست
Read more
امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد . ماریا ... ماریا ...
Media Removed
امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد . ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد . به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود . حدس زدم ماریاست ؛ از خودم بدم آمد . من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم فقط زخمی ... امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد .

ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد .
به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود .
حدس زدم ماریاست ؛ از خودم بدم آمد . من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم
سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند . اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم ، ناگهان خم شد و گلوله به سینه‌اش خورد . حالا ماریای کوچکش چه‌ قدر باید منتظر او بماند . چه قدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد .
ماریا حتی نمی‌داند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد .
جنگ بدترین فکر بشر است
از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می‌بینم بله !
گاهی مجبورند ... چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند . میان گل‌ و لای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند . آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند . سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند ... بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران ، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند .
راحت‌تر از نوشتن یک سلام .

جنگ را شرورترین افراد بر می انگیزانند
و شریفترین افراد اداره میکنند . 👤 آندره مالرو
فيلتر شديم يا بازم اشكال بوجود اومده
Read more
متنی قابل تامل؛ امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد. ماریا ...
Media Removed
متنی قابل تامل؛ امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد. ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد. من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم. سعی می‌کنم آن‌ها ... متنی قابل تامل؛

امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد.

ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد. من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم. سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم. فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند. اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم، ناگهان خم شد و گلوله به سینه‌اش خورد. حالا ماریای کوچکش چه‌قدر باید منتظر او بماند. چه قدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد.
ماریا حتی نمی‌داند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد.
جنگ بدترین فکر بشر است ... از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند ... چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند.
میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند. آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند ... کاش اسلحه‌ام را به سمت رییسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند. راحت‌تر از نوشتن یک سلام.

جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند. آندره مالرو بیائید جنگ افروزان را ادب کنیم!

#منطقه آزاد انزلی
Read more
امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد. ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد. من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم. سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم. فقط زخمی کنم تا ... امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد. ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد.
به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد. من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم. سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم. فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند. اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم، ناگهان خم شد و گلوله به سینه‌اش خورد. حالا ماریای کوچکش چقدر باید منتظر او بماند. چقدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد. ماریا حتی نمی‌داند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد. جنگ بدترین فکر بشر است از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند ... چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند. میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند. آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند! کاش اسلحه‌ام را به سمت رییسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند.
راحت‌تر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند.
#آندره_مالرو
#دكتر_حلت #مجله_موفقیت #drahmadhellat
Read more
امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد. ماریا ... ماریا ... ...
Media Removed
امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد. ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد. من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم. سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم. فقط زخمی کنم تا ... امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد. ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد.
به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد. من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم. سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم. فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند. اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم، ناگهان خم شد و گلوله به سینه‌اش خورد. حالا ماریای کوچکش چقدر باید منتظر او بماند. چقدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد. ماریا حتی نمی‌داند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد. جنگ بدترین فکر بشر است از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند ... چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند. میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند. آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند! کاش اسلحه‌ام را به سمت رییسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند.
راحت‌تر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند.
#آندره_مالرو
Read more
. میانِ این‌همه در، دیوار خوبی شده‌ام آرام و خالی دست دور گردن دیواری دیگر می‌توانی با خیال راحت قاب ...
Media Removed
. میانِ این‌همه در، دیوار خوبی شده‌ام آرام و خالی دست دور گردن دیواری دیگر می‌توانی با خیال راحت قاب عکس جدیدی به سینه‌ی من امانت بدهی و هزار سال بعد صورتت را بدون ردِّ بوسه‌ای تحویل بگیری آینه‌ها کم‌حافظه‌اند، اما دیوارها امانت‌دارهای خوبی هستند. . . #جلال_حاجی_زاده . . ☘در ... .
میانِ این‌همه در، دیوار خوبی شده‌ام
آرام و خالی
دست دور گردن دیواری دیگر
می‌توانی با خیال راحت
قاب عکس جدیدی
به سینه‌ی من امانت بدهی
و هزار سال بعد
صورتت را
بدون ردِّ بوسه‌ای تحویل بگیری

آینه‌ها کم‌حافظه‌اند، اما
دیوارها
امانت‌دارهای خوبی هستند.
.
.
#جلال_حاجی_زاده
.
.
☘در آرامشی که انگار به کف اقیانوسی خشک چسبیده‌است، به صیادی فکر می‌کنم که هر روز لاغرتر به خانه می‌گردد و با توری تهی برای ماهی‌های مرده گریه می‌کند.
.
.
☘در غزل (هوای روی تو دارم نمی‌گذارندم) غرق شده بودم که متیو عکسم را به سایه گره زد تا این لحظه‌ی معمولی خوراک شکم گشنه فراموشی نشود.
📷 @matiu_amondsen
Read more
کوچه_آشتی_کنون ای کاش ماهم از خودمان، سنت حسنه ای برای آیندگان به یادگار بگذاریم. نیکوان رفتند وسنت ها بماند وز لئیمان ظلم ولعنت ها بماند #بهانه_ای_برای_دوستی_و_صلح کوچه های آشتی کنان،کوچه های تنگ وباریکی هستند وبصورت شبکه ای پیچ درپیچ به هم راه دارند وکسی نیست که حالا از شهرت آنها ... 🎥 کوچه_آشتی_کنون 😊
ای کاش
ماهم از خودمان، سنت حسنه ای برای آیندگان به یادگار بگذاریم.
نیکوان رفتند وسنت ها بماند وز لئیمان ظلم ولعنت ها بماند
#بهانه_ای_برای_دوستی_و_صلح
کوچه های آشتی کنان،کوچه های تنگ وباریکی هستند وبصورت شبکه ای پیچ درپیچ به هم راه دارند وکسی نیست که حالا از شهرت آنها چیزی نداند.
در قدیم دو نفری که با هم قهر بوده اند، با برنامه ریزی قبلی و پا در میانی ریش سفیدان محل ،یک نفر از یک طرف کوچه ونفر دیگر از جهت مخالف حرکت می کردند و وقتی به همدیگر می رسیدند وسعی می کردند تا خودشان را به نحوی از کوچه تنگ رد کنند،ناچارا رو در رو وسینه به سینه هم قرار می گرفتند وبه هم گیر می کردند واین وضعیت خنده دار باعث می شد تا بخندند ومیانشان آشتی بوجود بیاید.
این کوچه ها هنوز هم در شهرهای سنتی و مذهبی مثل #کاشان #اصفهان #یزد #شوشتر جذابیت وزیبایی خود را حفظ کرده است و محلی برای بازدید گردشگران وتوریست های خارجی است ویادآور سنت های حسنه ای است که نیاکان ما برای برقراری صلح ،آشتی و دوستی بکار می برده اند.
📢📢📢📢
به کانال مردمی بروبکس کاشان بپیوندید
لینک در قسمت بیو
@barobax_kashan .
.
.
.
.
.
.
.
#گردشگری #گردشگر #قدیم #گذشتگان @dr_mojtabaaminzadeh #kashan #esfahn #yazd #travel #tur
Read more
. شاید همه تامی اسمیت و جان کارلوس رو بشناسیم برای مشت گره کرده زمان دریافت مدال المپیک به نشانه اعتراض ...
Media Removed
. شاید همه تامی اسمیت و جان کارلوس رو بشناسیم برای مشت گره کرده زمان دریافت مدال المپیک به نشانه اعتراض به تبعیض علیه سیاهان. اما نفر سوم چی؟ . خیلی‌ها نمی‌دونند اما نفر سوم این عکس، پیتر نورمن استرالیایی، وقتی فهمید اسمیت و کارلوس می‌خوان اعتراض کنند، دست‌کش‌های خودش رو داد بهشون مشتش رو گره نکرد ... . شاید همه تامی اسمیت و جان کارلوس رو بشناسیم برای مشت گره کرده زمان دریافت مدال المپیک به نشانه اعتراض به تبعیض علیه سیاهان. اما نفر سوم چی؟ .
خیلی‌ها نمی‌دونند اما نفر سوم این عکس، پیتر نورمن استرالیایی، وقتی فهمید اسمیت و کارلوس می‌خوان اعتراض کنند، دست‌کش‌های خودش رو داد بهشون مشتش رو گره نکرد اما همراهشون ایستاد روی سکو و برچسب برابری و عدالت المپیک رو به سینه زد. رکورد سرعت پیتر هنوز در استرالیا نشکسته. . .
استرالیا به خاطر همراهی پیتر نورمن با اسمیت و کارلوس، دیگه اجازه حضور در المپیک رو بهش نداد. با وجود صلاحیت برای حضور حتی برای پیدا کردن شغل در استرالیا دچار مشکل شد. نهایتا مربی ورزش یک مدرسه شد. همچنان برای حقوق کودکان بومی تلاش کرد و علیه تبعیض جنگید. . جان کارلوس در مورد پیتر نورمن گفته که او در برابر یک کشور جنگید و به تنهایی رنج کشید پیتر نورمن می‌تونست رنج نکشه چون ازش خواستند که علیه اسمیت و کارلوس حرف بزنه تا بخشیده بشه . حتی سال ۲۰۰۰ هم این پیشنهاد رو رد کرد در حالیکه می‌تونست عضو کمیته المپیک استرالیا بشه. . سال ۲۰۰۵ بنای یاد بود حرکت اعتراضی در المپیک ساخته شد و در دانشگاه ایالت سن خوزه نصب شد: «بدون پیتر نورمن» پیتر نورمن سال ۲۰۰۶ فوت کرد. کارلوس و اسمیت در مراسم خاکسپاریش حضور داشتند و تابوتش رو حمل کردند . سرانجام سال ۲۰۱۲ و شش سال پس از مرگ پیتر نورمن، پارلمان استرالیا ازش عذرخواهی کرد و نقش موثرش در مبارزه با تبعیض نژادی به رسمیت شناخته شد. . پیتر نورمن در دوران زندگیش قدردانی ندید اما جای درست تاریخ ایستاد و کاری رو که درست می‌دونست کرد .
Read more
بسم الله . #برای_آنهایی_که_مسکّن_آخرشان_شعر_است رفتنش آخرین عذابم بود شاکی ام از خودم از ...
Media Removed
بسم الله . #برای_آنهایی_که_مسکّن_آخرشان_شعر_است رفتنش آخرین عذابم بود شاکی ام از خودم از او از درد شاکی ام از خدا که میدانست درد خواهم کشید و خلقم کرد سکه ی جبر و اختیار مرا بر زمین پرت کرد و جبر آمد اول آسان نوشت بختم را ناگهان عطسه کرد و صبر آمد از همان روز شوم میلادم در دلم سوز سرد پاییز ... بسم الله
.
#برای_آنهایی_که_مسکّن_آخرشان_شعر_است
رفتنش آخرین عذابم بود
شاکی ام از خودم از او از درد
شاکی ام از خدا که میدانست
درد خواهم کشید و خلقم کرد

سکه ی جبر و اختیار مرا
بر زمین پرت کرد و جبر آمد
اول آسان نوشت بختم را
ناگهان عطسه کرد و صبر آمد

از همان روز شوم میلادم
در دلم سوز سرد پاییز است
نه نمیخواهم عمر برگردد
کودکی های من غم انگیز است

پدرم حاتم مجسم بود
توی اوضاع درهم مالی
سهممان از کرامتش تنها
دل پر بود و سفره ای خالی

حسرت چیزهای کوچک هم
در نگاهم همیشه پیدا بود
نسبت قلکم به رویاهام
نسبت قطره ای به دریا بود

سرخی صورت پدر از شرم
دیدم و فکر حال او کردم
خواب دیدم عروسکی را که
قبل خوابیدن آرزو کردم

حال اگرچه گذشته آن دوران
عقده ها سخت کرده سنگینم
عقده هایی که گل کند وقتی
کودکی بر دوچرخه میبینم

تاس من بد نشست و من با درد
از همان کودکی خود جفتم
بگذریم از گذشته ای که گذشت
داشتم از عذاب میگفتم

رفتنش آخرین عذابم بود
شاکی ام از خودم از او از درد
شاکی ام از خدا که میدانست
درد خواهم کشید و خلقم کرد

سکه ی جبر و اختیار مرا
بر زمین پرت کرد و جبر آمد
اول آسان نوشت بختم را
ناگهان عطسه کرد و صبر آمد

صبر یعنی که عقل آخر به
راضی ام هرچه شد که شد برسد
صبر یعنی گذشتم از حسم
تا که عشقم به عشق خود برسد

صبر کردم که جفتم از قفسم
برود آسمان و پر بزند
آن درختم که منتظر ماندم
هر زنا زاده ای تبر بزند

صبر کردم خیال میکردم
میشود رد شوم از این بلوا
تف به ذات کسی که با من گفت
قصه ی صبر و غوره و حلوا
قاتلم اعتماد کورم بود
حس پوچی که کار دستم داد
قوتش روی نقطه ضعفم بود
از همان نقطه هم شکستم داد

گفتم ای عقل شیطنت هایش
اقتضای جوانی اش بوده
گیرم اصلا غریبه را بوسید...
از سر مهربانی اش بوده

زخم خوردم و اعتمادم را
روی زخمم ضماد میکردم
کاش عقلم زمامدارم بود
تا به شک اعتماد میکردم

گریه میکرد بگذرم از او
دم آخر عذاب وجدان داشت
شهریاری که نیمه ی من بود
نفسش قطع شد ولی جان داشت

اشک هایی که وقت رفتن ریخت
دیدم و فکر حال او کردم
باز برگشتنش کنارم را
قبل خوابیدن آرزو کردم

بخت من آسمان بی خورشید
پای من از زمین گریزان است
عقده هایم اگر ستاره شود
آسمانم ستاره باران است

هرشب از آسمان بخت بدم
عقده را چون ستاره میچینم
عقده هایی که گل کند وقتی
بوسه ای عاشقانه میبینم

زندگی جورچینی از غم بود
حل آن سالیان اسیرم کرد
کودکی تلخ و نوجوانی تلخ
و جوانی نکرده پیرم کرد

دردهایی به سینه دارم که
هرچه گشتم نبود درمانش
شکل دردم فقط عوض شده است
خر همان خر ، اگرچه پالانش...
#شهریار_نراقی 💚
شعرکامل درکامنت
Read more
 #شعر_حتما_خوانده_شود #خوشبختى_يعنى_تو_زندگيت_امام_حسن_دارى #آب_زنید_راه_را_هین_که_کریم_می_رسد ...
Media Removed
#شعر_حتما_خوانده_شود #خوشبختى_يعنى_تو_زندگيت_امام_حسن_دارى #آب_زنید_راه_را_هین_که_کریم_می_رسد #همه_اهل_جهان_را_حسنی_خواهم_کرد . . هرکس که بر کریم پناهنده میشود دلمرده هم اگر برسد زنده میشود آنقدر میدهند که شرمنده می شود آیا به روز حشر سرافکنده می شود واللهِ اعتقاد ... #شعر_حتما_خوانده_شود
#خوشبختى_يعنى_تو_زندگيت_امام_حسن_دارى
#آب_زنید_راه_را_هین_که_کریم_می_رسد
#همه_اهل_جهان_را_حسنی_خواهم_کرد .
.
هرکس که بر کریم پناهنده میشود
دلمرده هم اگر برسد زنده میشود
آنقدر میدهند که شرمنده می شود
آیا به روز حشر سرافکنده می شود

واللهِ اعتقاد من این است تا ابد
زین خانه نا امید گدایی نمی رود

وقتی به گریه طینت من رنگ و بو گرفت
این چهره ی سیاه کمی شستشو گرفت
کم کم تمام زندگی ام بوی او گرفت
اینگونه بود بی سر وپا آبرو گرفت

از آن به بعد خانه ی دلدار شد دلم
تا آمدم به خویش گرفتار شد دلم

امشب حسن حسن نکنم شب نمیشود
بی یا حسن تجلی یارب نمی شود
زلفی که باد خورده مرتب نمی شود
هر کس به هم نریخت مقرب نمی شود

آتش زده هوای وصالت به جان من
یا ایها الکریم و یا ایها الحسن

مارا خدا کنارِ کریمان بزرگ کرد
ریزه خورِ دیارِ کریمان بزرگ کرد
آنقدر در جوارِ کریمان بزرگ کرد
انگار از تبارِ کریمان بزرگ کرد

عمری به دستگیری ات اقرار کرده ایم
ما اعتماد بر کرم یار کرده ایم

عمری سبو زجام کرم می زنم حسن
نقش تو را به چشم ترم میزنم حسن
سربند سبز رویِ سرم میزنم حسن
با نام تو به سینه حرم می زنم حسن

باید مدینه محشر کبری به پا کنیم
بالای قبر تو حرمی را بنا کنیم

از راه دور دست تمنا گرفته ایم
عمریست در حریم تو مأوا گرفته ایم
دستان خویش سوی تو بالا گرفته ایم
هرچه گرفته ایم ز زهرا گرفته ایم

بیهوده نیست آبروی رفته می خَرَند
فرزندها ز مادرشان ارث می برند

زلفت رها کنی همه بی خانه میشویم
ابرو نشان دهی همه دیوانه میشویم
ماخاک بوس گوشه ی میخانه میشویم
گِرد تو پرکشیده و پروانه میشویم

در آسمان چشم سیاهت هوایی ام
شکر خدا ز روز ازل مجتبایی ام

چشمان من به سوی درِ بسته ی بقیع
بُغضی ست در گلویِ درِ بسته ی بقیع
سر می نَهیم رویِ درِ بسته ی بقیع
گریه شده وضویِ درِ بسته ی بقیع

ای کاش پرچمی سرِ این قبر می زدیم
با گریه پرچمی سرِ این قبر می زدیم .
.
بخشی از شعر زیبای #قاسم_نعمتی
#امام_حسنی_ها
#همیشه_میکنم_با_این_سخن_عشق
#حسن_آقا_حسن_مولا_حسن_عشق
#حسنیه_ی_مجازی_کریم_اهل_بیت
#این_حسن_بود_شده_بی_حرم_استثنٱ
Read more
<span class="emoji emoji1f337"></span> . مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم! نه کسی پرسید دلت کجاست،نه ...
Media Removed
. مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم! نه کسی پرسید دلت کجاست،نه کسی گفت میخواهی با فلانی زندگی کنی یا نه، حسرت همین روز،تا الان روی دلش سنگینی میکند! همینکه بی خبر از همه جا،قبول کردند ازدواج کند، پدربزرگم تمام ِعمر،عاشقش بود، به مادربزرگم که نگاه ... 🌷
.
مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم!
نه کسی پرسید دلت کجاست،نه کسی گفت میخواهی با فلانی زندگی کنی یا نه،
حسرت همین روز،تا الان روی دلش سنگینی میکند!
همینکه بی خبر از همه جا،قبول کردند ازدواج کند،
پدربزرگم تمام ِعمر،عاشقش بود،
به مادربزرگم که نگاه میکرد میگفت:دورِ آن صورت بگردم!
در طول زندگی،جانش به جان‌ِ دلبر بسته شده بود،
هفتاد ساله که بود و آلزایمر سراغش آمد،این بیماری بی رحم و لامروت،یقه اش را سفت چسبیده بود،
هیچکس را نمیشناخت؛
اما مادربزرگم که با لباس های گل دار رد میشد،برایش آواز میخواند.
آوازهای محلی که سینه به سینه میان عاشق ها رد و بدل شده،
مادربزرگ هم اخم هایش را توی هم میکشید و میرفت،
و هربار که از عاشقی پدربزرگ برایش میگفتیم،
میگفت:من نمیخواستمش!از همان اول هم دلم راضی نبود،در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم!
تعهد داشت،همسر خوبی بود،مادر بهتری حتی،اما هیچگاه عشقی که توی دل پدربزرگم جوانه زده بود،ریشه ای به قلب مادربزرگ نداشت،
خرداد،ماه مرگ های ناگهآنی،پدربزرگم با عطر داروهای گیاهی در آن شهر کویری از دنیا رفت،
مادربزرگم از ته دل گریه میکرد،
چون شریک زندگی اش را از دست داده بود،
ولی هنوز هم میگفت:در حمام بودم که گفتند میخواهیم عقدت کنیم!
میگویند عشق،بعد از ازدواج هم به وجود می آید!
قدیمی ها به همین شکل ازدواج کردند و یک عمر کنار هم ماندند،
اما کسی حواسش نیست آنچه بعد از ازدواج به وجود می آید نامش عشق نیست،
تعهد است!
به خانه و همسر و زن و زندگی!
فقط احساس مسئولیت میکنی و انگار،علاقمند شده ای،
اما قرار نیست معجزه بشود،
فردا روز جهانیِ عشق است،
و من به قلب مادربزرگم فکر میکنم که حالا کیلومترها دور از من خوابیده و حواسش به تاریخ و ساعت نیست،
به قلبی که شکسته بود از تصمیم نهایی بزرگتر ها!
به آلزایمر،
به حافظه ای که پاک شده بود،
اما فقط یک چیز را در خود نگه داشته بود:
در حمام بودم،که گفتند میخواهیم عقدت کنیم!
اگر عاشقید،
اگر وجودتان به نفس های کسی گره خورده،
دست هایش را محکم تر بگیرید،
جرات کنید و انتخاب کنید!
حتی اگر اشتباه بود،پای اشتباهتان بمانید،
بعد از ازدواج،عشق به وجود نمی آید
تنها تعهد و مسئولیت است که گریبانمان را میگیرد
و با همان حس،
یک عمر کارهای خانه را انجام میدهیم و عصر پنجشنبه،توی آشپزخانه میزنیم زیر گریه!
وانمود میکنیم دلمان برای رفتگان تنگ شده؛
اما فقط خودمان میدانیم که به یک جمله رسیدیم:
عشق به وجود نمی آید،تنها تعهد و مسئولیت است که گریبانمان را میگیرد
.
🍁 #shishkabobs #chelozaferuni
Read more
. ". آبروی زمین و آسمان ها را در سپیدی پیراهن بخت، ملائک به حجله می برند؛ امشب، دو دریای بی کران به هم می پیوندند و در این وصل بی مانند، همه اقیانوس های عالم، انگشت به دهان اند... خداوند از ازل، آغوش مهر این دو عصمت بی پایان را برای یکدیگر خلق کرد و دامان پرستاره شان را به امید هم آفرید. این دو گیاه مهر، در ... . ".
آبروی زمین و آسمان ها را در سپیدی پیراهن بخت، ملائک به حجله می برند؛ امشب، دو دریای بی کران به هم می پیوندند و در این وصل بی مانند، همه اقیانوس های عالم، انگشت به دهان اند... خداوند از ازل، آغوش مهر این دو عصمت بی پایان را برای یکدیگر خلق کرد و دامان پرستاره شان را به امید هم آفرید. این دو گیاه مهر، در سایه سار درخت رسالت، عشق و ادب و توحید را تلمّذ کردند و هر دو، دست در دست هم نهادند تا سلاله رسول، بی ادامه نماند. عفّت بی پایان روزگار؛ ام ابیها! امشب که تو همسر صاحب ذوالفقار می شوی و عروس خانه ابوتراب، امشب که از آغوش پیامبر به خانه امام می روی، همه زنان عالم به "توی" پاکدامن سعادت پیشه رشک می برند. امشب که علی کلید خانه اش را در دستان تو می گذارد و تو، همه نه سالگی رنج کشیده ات را به او تکیه می -دهی، امشب که نامت را کنار نام مرتضی، در آسمان بر تخت می نشانند، چادر سفیدبخت تازه عروست را بر سر همه عالم بکش تا رایحه وصال تو با آفتاب، کائنات را خجسته کند. خوشا به حال "کوثر"ی که هم نفس "هل اتی" می شود! خوشا به حال حیدری که دستان محبوبه حق را در دست خویش می گیرد! خوشا به حال "شجره طیبه" ای که از این وصل معصوم، سر بر می آورد و تا ثریا قد می کشد. پیامبر، پیشاپیش فاطمه علیهاالسلام حرکت می کرد. جبرئیل و میکائیل، سمت راست و چپش بودند. هفتاد هزار فرشته به دنبالش راه افتاده بودند تا عطر گام های دردانه پیامبر، مشامشان را بنوازد. ملکوتیان به وجد آمده بودند. آفتاب، روی شانه مدینه دست گذاشته بود و ابرهای کدر را طرد می کرد تا در روشنی، به خانه علی علیه السلام برسند. اینجا خانه علی ست! همه آمده اند، پیامبر، جبرئیل، میکائیل... حتی آنها که پیامبر دست رد بر سینه شان زده بود و در پاسخ خواستگاری شان از فاطمه علیهاالسلام فرموده بود: «در انتظار فرمان خدا هستم».
همه آمده اند: فاطمه نیز آمده است؛ آمده است تا تپش لحظه های مشترکش را در ساحت سرنوشت قدم بزند. آمده است تا شریک لحظه های سخت تنهایی علی علیه السلام باشد. آمده است تا در ازدحام نامرد شهر، گرد و غبار غربت علی علیه السلام را بکاهد. آمده است تا عظمت انسان را در آینه عصمت، به تصویر بکشد. اگر علی علیه السلام نبود... را ستی اگر علی علیه السلام نبود، چه کسی هم کفو فاطمه علیهاالسلام بود. امام صادق علیه-السلام می فرماید: «اگر خداوند علی بن ابیطالب علیه السلام را نمی آفرید، فاطمه علیهاالسلام را همسری نبود».
.
سالروز ازدواج لاله ها مبارک..🌹🌷🌼🌸🌻🌺💮💐🎊🎉🎇🎆
تبريک ويژه به عروس دامادهاي اين شبها..
."
Read more
فضائل امیر المومنین علیه السلام در قرآن از کتب عامه شماره (۵۲) سوره بينه آيه ۷ «ان الذین آمنوا وعملواالصالحات ...
Media Removed
فضائل امیر المومنین علیه السلام در قرآن از کتب عامه شماره (۵۲) سوره بينه آيه ۷ «ان الذین آمنوا وعملواالصالحات اولئک هم خیر البریه؛ شراحیل انصاری کاتب امام علی ع به نقل از آن حضرت می‏گوید: وقتی که رســول خدا ص بر من تکیه نموده بود و من او را به سینه گرفته بودم به من فرمود: آیــا این آیه را شــنیدی؟ ... فضائل امیر المومنین علیه السلام در قرآن از کتب عامه
شماره (۵۲)
سوره بينه آيه ۷
«ان الذین آمنوا وعملواالصالحات اولئک هم خیر البریه؛
شراحیل انصاری کاتب امام علی ع به نقل از آن حضرت می‏گوید:
وقتی که رســول خدا ص بر من تکیه نموده بود و من او را به سینه گرفته بودم به من فرمود:
آیــا این آیه را شــنیدی؟ «ان الذین آمنوا وعملواالصالحات اولئک هم خیر البریه؛
و آنــان که به خدای یکتا ایمان آوردند و نیکوکار شــدند آنها به حقیقت بهترین اهل عالمند ؛ آن گاه فرمود:
مقصود از این آیه تو و شــیعیان هســتند و چون در قیامت امت های دیگر برای حســاب ها جمع شوند شما با صورت های نورانی در کنار کوثر با من خواهید بود.
شواهدالتنزیل،جلد ۲صفحه ۴۵۹

#زیارت_امیرالمومنین_در_روز_یکشنبه
السَّلامُ عَلَى الشَّجَرَةِ النَّبَوِيَّةِ وَ الدَّوْحَةِ الْهَاشِمِيَّةِ الْمُضِيئَةِ الْمُثْمِرَةِ بِالنُّبُوَّةِ الْمُونِقَةِ [الْمُونِعَةِ] بِالْإِمَامَةِ وَ عَلَى ضَجِيعَيْكَ آدَمَ وَ نُوحٍ عَلَيْهِمَا السَّلامُ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُحْدِقِينَ بِكَ وَ الْحَافِّينَ بِقَبْرِكَ يَا مَوْلايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا يَوْمُ الْأَحَدِ وَ هُوَ يَوْمُكَ وَ بِاسْمِكَ وَ أَنَا ضَيْفُكَ فِيهِ وَ جَارُكَ فَأَضِفْنِي يَا مَوْلايَ وَ أَجِرْنِي فَإِنَّكَ كَرِيمٌ تُحِبُّ الضِّيَافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ فَافْعَلْ مَا رَغِبْتُ إِلَيْكَ فِيهِ وَ رَجَوْتُهُ مِنْكَ بِمَنْزِلَتِكَ وَ آلِ بَيْتِكَ عِنْدَ اللَّهِ وَ مَنْزِلَتِهِ عِنْدَكُمْ وَ بِحَقِّ ابْنِ عَمِّكَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ عَلَيْهِمْ [عَلَيْكُمْ‏] أَجْمَعِينَ

گره به کار فتاده , گره گشای همه
صدات می زنم ای " اسمه دوا " ی همه
اگر غلام تو هستند من غلام همه
اگر گدای تو هستند من گدای همه
قسم به کعبه تعجب نمیکند کعبه
اگر مراد تو باشی ز ربنای همه
رسول گفت که : یک هشتم عدس کافی ست
محبت اسدالله, علی, برای همه
قبول کردن و رد کردنش به دست علی ست
نخست سمت نجف می رود دعای همه
سر مرا به دو تا تکه سنگ بند نکن
نجف برای من و کعبه هم برای همه
شریک کرد خدا شیعه ی تو را با تو
نوشته اند ثواب تو را به پای همه

علی پرستی ما بندگان اگر کفر است
چرا مشاهده شد در علی خدای همه
خدا نیاز ندارد عبادت ما را
نماز خوانده علی یک تنه به جای همه

#به_وقت_بردن_نامش_به_سجده_می_افتم
#نگار_ما_به_خداوند_میرسد_نسبش
#نحن_حالات_مع_الله #کافی
#یا_علی
Read more
. بسم الله... . . صف به صف سوی تو می آیند و دنیا مانده است تشنه راه زیارت کل عقبی مانده است . یک زمانی ...
Media Removed
. بسم الله... . . صف به صف سوی تو می آیند و دنیا مانده است تشنه راه زیارت کل عقبی مانده است . یک زمانی خون تو کرب و بلا را سرخ کرد اینک اما دل به راه سبز صحرا مانده است . هر کسی را که ببینی عزم رفتن کرده، آه... این میان، هر کس نرفته، شمعِ تنها مانده است . رود آرام دلم گشته پر از جوش و خروش که قدم هایم ... .
بسم الله...
.
.
صف به صف سوی تو می آیند و دنیا مانده است
تشنه راه زیارت کل عقبی مانده است
.
یک زمانی خون تو کرب و بلا را سرخ کرد
اینک اما دل به راه سبز صحرا مانده است
.
هر کسی را که ببینی عزم رفتن کرده، آه...
این میان، هر کس نرفته، شمعِ تنها مانده است
.
رود آرام دلم گشته پر از جوش و خروش
که قدم هایم جدا از راه دریا مانده است
.
عاقبت هم دست رد بر سینه ما خورد و این
از بد اقبالی احوال دلِ وامانده است
.
همسفرها! التماس یک قدم هم جای ما!
آخر اینجا شاعری بی پاس و ویزا مانده است
.
کاسه اشکی بیاور با دعای بدرقه
پشت مرز آسمانی، ردّ پاها مانده است
.
یا حسین و یا حسین و یا حسین و بغض و اشک
ذکر لب های مدام عاشق جا مانده است
.
.
.
.
.
خوش به حال جاده های از نجف تا کربلا
هر خطی بر صفحه اش یک دفتر ناخوانده است
.
.
.
#جامانده_ها
#پارسال_همین وقتا_چقدر شیرین بود...
#گریه دارم، عجیب دلتنگم...
#امام_حسین_علیه_السلام
#بعد_از_یک_سال_دوباره_شعر_اربعین
#همسر_جان_هم_راهی_شد
#همه رفتند و دلی بی سر و پا جامانده...
#التماس_دعا_بسی_بسیار
#هعی...
Read more
شنیدم سینه زن ها را پریشان دوست داری میان روضه هایت چشم گریان دوست داری همین اشک و همین دستی که میکوبم ...
Media Removed
شنیدم سینه زن ها را پریشان دوست داری میان روضه هایت چشم گریان دوست داری همین اشک و همین دستی که میکوبم به سینه همـین یعنی تو نوکـــر را کـماکان دوست داری أحَبَّ اللّه مــَن فـی قَـلـبِـهِ حُـبِّـک، از این رو مسیحی را محرم چون مسلمان دوست داری اگـر خـــادم، اگـر شاعـــر، اگــر مـــداح باشـد تو ... شنیدم سینه زن ها را پریشان دوست داری
میان روضه هایت چشم گریان دوست داری
همین اشک و همین دستی که میکوبم به سینه
همـین یعنی تو نوکـــر را کـماکان دوست داری
أحَبَّ اللّه مــَن فـی قَـلـبِـهِ حُـبِّـک، از این رو
مسیحی را محرم چون مسلمان دوست داری
اگـر خـــادم، اگـر شاعـــر، اگــر مـــداح باشـد
تو نوکر را به هرجا با هر عنوان دوست داری
عزادار تو از هر کشوری باشد عزیز است
ولی آقا کجا را قدر ایران دوست داری؟
مگر اینـکه خـــودم  از  راه  برگــردم  و گـرنه
تو هرجوری که باشم حتی الامکان دوستم داری
اگـر گفتم فـدایت میشوم مـرد است و قـولش
بـمـیـرم پیش چشمان تـو الآن؟ دوست داری؟
شبی دیدم بخواب، اذن حرم دادی و گفتی:
شنیدم کـربـلا و کـنـج ایوان دوست داری
نــوكـــر نـوشـــت:
#ارباب_جــان
دل شکسته ی ما گــرم ربنـای حسین
گرفته پَر به هواخواهی هوای حسین
شبم گذشته به فکر و خیال شش گوشه
سلام؛ صبح ِ دل انگـیـزِ کــربلای #حسین
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام اباعبدالله
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_داوود_نری_میسایی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
Read more
. "تابستونای کودکی" . کوچولو که بودم، پنج شنبه شب کلی خوراکی جمع و جور میکردم و میرفتم خونه مامان ...
Media Removed
. "تابستونای کودکی" . کوچولو که بودم، پنج شنبه شب کلی خوراکی جمع و جور میکردم و میرفتم خونه مامان بزرگ، شب که با قصه گفتنای مامان بزرگ و شام دوست داشتنیش میگذشت... . اما جمعه هااا، جمعه های تابستون فوق العاده بودن... . اون موقع حیاط خونه مامان بزرگم فقط یه کمی بیشتر سایه داشت، اون وسط حیاط ... .
"تابستونای کودکی"
.
کوچولو که بودم،
پنج شنبه شب کلی خوراکی جمع و جور میکردم و میرفتم خونه مامان بزرگ، شب که با قصه گفتنای مامان بزرگ و شام دوست داشتنیش میگذشت...
.
اما جمعه هااا، جمعه های تابستون فوق العاده بودن...
.
اون موقع حیاط خونه مامان بزرگم فقط یه کمی بیشتر سایه داشت، اون وسط حیاط یه حوض بود که سعی میکردیم ماهی های شب عید رو اون تو تا سال بعد نگه داریم...
.
تو تراسش هم یه درخت انگور بود که از حیاط اومده بود بالا، از تراس رد میشد و تا بام ادامه داشت...
.
جمعه ها میشستیم اونجا با روزنامه و حصیر و سریش بادبادک درست میکردیم، اونم با تکنیکهای خاصی که سینه به سینه منتقل شده بود و فقط من و پسرداییها ازش خبر داشتیم...
.
رسیدن به پشت بام واسه هوا کردن بادبادک اونقدرا راحت نبود، راه پله معمولی که نداشت، با هزار درد سر باید میرفتیم بالا...
.
بعدش ناهار،
ناهار مامان بزرگ همیشه فوق العاده بود، همیشه!!!
انقدر غذا میخوردیم که بعدش گیج خواب میشدیم، میرفتیم یه جا زیر سایه درخت، تخت میخوابیدیم، شاید تصویری که اینجا میبینید همون تصویری باشه که قبل و بعد از خوابیدن چشمای ما رو نوازش میکرد، حرکت آروم نسیم لای برگهای درخت و رقص آروم نور خورشید اون وسط...
.
اون موقع تابستونا فقط یه کمی خنکتر بود...
خونه مادربزرگ فقط یه کمی بیشتر درخت داشت...
و دیوار آجری اونجا هم فقط یه کمی چشم نوازتر بود...
ولی الان این یه کمی ها دست به دست هم دادن تا دلم پر بزنه واسه اون روزا...
.
درسته که ما خودمون بزرگ شدیم ولی ظاهرا خواسته ها و علایقمون تو همون 8-9 سالگی گیر کرده... 😔
.
به قول ایمان: #زندگی_در_گذر_است .
#حس_و_حال_تابستان #دلتنگی #جمعه #جمعه_های_تابستان #دلنوشته_های_من #خونه_مامان_بزرگ #تابستان #فقط_یه_کم #بادبادک #بادبادک_بازی #حیاط_مامان_بزرگ #شهرچنار #خاطره_بازی
Read more
🌍🌳جای همتون خالی اساسی 🌧️ . . می گویند همه جای دنیا ، آدم هایی هستند که یکی را یواشکی دوست دارند ... یواشکی به این معنی که به خودش نمی گویند یا مثلا مستقیما نمی گویند . برای پنهان کردنِ علاقه شان دلایلِ شخصیِ خودشان را دارند . از دور می نشینند به تماشای معشوقشان و گاهی با عناوینِ دیگری به ... 🌴📷📱🌍📹🌏📱🌳جای همتون خالی اساسی 🌧️☁️⛅
. .
می گویند همه جای دنیا ، آدم هایی هستند که یکی را یواشکی دوست دارند ...
یواشکی به این معنی که به خودش نمی گویند یا مثلا مستقیما نمی گویند . برای پنهان کردنِ علاقه شان دلایلِ شخصیِ خودشان را دارند . از دور می نشینند به تماشای معشوقشان و گاهی با عناوینِ دیگری به او نزدیک می شوند .
همیشه تصور می کردم که دلم می خواهد اگر کسی یواشکی دوستم دارد ، یک روز بیاید و به من بگوید . یا لااقل خودم متوجه اش شوم . دلم می خواست از تمامِ عشق هایی که در کُره یِ زمین متعلق به من است ، مُطلع باشم و از ذره ذره اش لذت ببرم . دلم می خواست بدانم چه کسی یواشکی مدت ها مرا زیرِ نظر گرفته ، سعی در شناختن و خوشحال کردنم داشته .
یک جاهایی ، یک وقت هایی ، بدون این که خودم بدانم ، هوایم را داشته یا دقایقی قبل از خواب به من فکر کرده ...
دوست داشتن های یواشکی لذت بخش است . آدم نباید آرزو کند که این یواشکی ها آشکار شوند . اگر آشکار شوند ، خراب خواهند شد !
یا معشوق دستِ رَد به سینه اش می زند ، یا سَرد می شود ، یا ... اگر هم قبولش کند و عشقِ دو طرفه ای حاصل شود ، اگر عاشقِ یواشکی ، معشوقش را بشناسد ، ویژگی هایش را بداند ، اخلاقش دستش بیاید ، شاید آن زمان بفهمد که این فرد با تصوراتش فرق دارد .
شاید او دیگر همان بُتِ بی نقصی که شب و روز در حالِ پرستشش بود ، نباشد .
شاید این معشوق ، ویژگی های بابِ مِیلش را نداشته باشد !
آن موقع است که این علاقه سَرد می شود . شاید حتی به مرورِ زمان از بین برود ..!
به خاطر همین است که می گویم هر آدمی نیاز دارد که یک نفر یواشکی ، بدونِ این که همه چیز را راجع بهش بداند ، مثل یک موجودِ بی نقص دوستش داشته باشد .
این دوست داشته شدن های یواشکی ، عجیب لذت بخش است ... 💎 #سجاد_صفاری .
.
.
آدینتون زیباااا 💛💜❤️
.
.
Location :Iran, mazandaran, motelghoo, tilakenar forest .
.
Video by @sajjadsaffari .
#تیلاکنار #جنگل #کوه #طبیعت #شمال #مازندران #ایران
#north #iran #mazandaran #shahsavar #motelghoo #mobilegraphy #iran_aks_mobile #mustseeiran #mustseemazandaran #tehran #shomalpic #sea #jungle
Read more
. للحق پست نوشت: شهید ثالث می فرماید: بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنت کتابی در رد مذهب ...
Media Removed
. للحق پست نوشت: شهید ثالث می فرماید: بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنت کتابی در رد مذهب شیعه نوشت و در مجالس و محافل,آن را برای مردم میخواند و آنان را گمراه می نمود و از ترس آنکه کسی از علمای شیعه آن را رد کند ,آن را به کسی نمی داد. . علامه حلی همیشه به دنبال راهی برای به دست آوردن کتاب بود ... .
للحق پست نوشت:
شهید ثالث می فرماید:
بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنت کتابی در رد مذهب شیعه نوشت و در مجالس و محافل,آن را برای مردم میخواند و آنان را گمراه می نمود و از ترس آنکه کسی از علمای شیعه آن را رد کند ,آن را به کسی نمی داد.
.
علامه حلی همیشه به دنبال راهی برای به دست آوردن کتاب بود تا ردیه ای بر آن بنویسد.رابطه استاد و شاگردی را وسیله ای قرار داد تا آن عالم کناب رو به او امانت دهد.آن عالم چون نمی خواست دست رو به سینه علامه بزند, گفت :سوگند یاد کرده ام که این کتاب را بیشتر از یک شب پیش کسی نگذارم.
.
علامه همان یک شب را غنیمت شمرد و کتاب را از او گرفت و به خانه برد که در همین یک شب تا می تواند از آن کناب رونوشت بردارد.وقتی مشغول نوشتن شد و شب به نیمه رسید ,خواب بر ایشان غلبه کرد و بی اختیار به خواب رفت و قلم از دستش افتاد.وقتی صبح بیدار شد,غم عالم بر دلش نشست که موفق نشده کتاب را بنویسد تا جواب محکمی برای آن داشته باشد.
.
نوشته هایش را برداشت و با کمال تعجب دید تمام کتاب نوشته شده و در صفحه آخر جمله ای است که اشک علامه را جاری ساخت.
"کتبه م ح م د بن الحسن العسکری صاحب الزمان"
این نسخه کتاب را حجت بن الحسن العسکری صاحب الزمان (عج) نوشته است.علامه متوجه شد که حضرت تشریف آورده اند و نسخه را با خط مبارک خود به پایان رسانده اند.
.
دلنوشت:
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
مانند مرده ای متحرک شدم ,بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
یک گوشه بغض کرده , که این جمعه هم گذشت
حالا برای لحظه ای آرام می شوم
ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ميان_عاشق_و_معشوق_هيچ_حائل_نيست
#تو_خود_حجاب_خودی_حافظ_از_میان_برخیز
Read more
"خر ما از كرّگى دم نداشت مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون كشیدن آن خسته شده بود. برای ...
Media Removed
"خر ما از كرّگى دم نداشت مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون كشیدن آن خسته شده بود. برای كمك كردن دُم خر را گرفت و زور زد! دُم خر از جای كنده شد. فریاد از صاحب خر برخاست كه ، تاوان بده! مرد برای فرار به كوچه‌ای دوید ولی بن بست بود. خود را در خانه‌ای انداخت. زنی آنجا كنار حوض خانه نشسته ... "خر ما از كرّگى دم نداشت
مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون كشیدن آن خسته شده بود.
برای كمك كردن دُم خر را گرفت و زور زد!
دُم خر از جای كنده شد.
فریاد از صاحب خر برخاست كه ، تاوان بده!
مرد برای فرار به كوچه‌ای دوید ولی بن بست بود.
خود را در خانه‌ای انداخت.
زنی آنجا كنار حوض خانه نشسته بود و چیزی می‌شست و حامله بود.
از آن فریاد و صدای بلند در ترسید و بچه اش سِقط شد.
صاحب خانه نیز با صاحب خر همراه شد.
مرد گریزان بر روی بام خانه دوید. راهی نیافت ، از بام به كوچه‌ای فرود آمد كه در آن طبیبی خانه داشت. جوانی پدر بیمارش را در انتظار نوبت در سایۀ دیوار خوابانده بود.
مرد بر آن پیرمرد بیمار افتاد ، چنان كه بیمار در جا مُرد.
فرزند جوان به همراه صاحب خانه و صاحب خر به دنبال مرد افتاد!
مرد، به هنگام فرار ، در سر كوچه ای با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و او را به زمین انداخت. تکه چوبی در چشم یهودی رفت و كورش كرد.
او نیز نالان و خونریزان به جمع پیوست!
مرد گریزان ، به ستوه از این همه ،خود را به خانۀ قاضی رساند كه پناهم ده و قاضی در آن ساعت با زن شاكی خلوت كرده بود.
چون رازش را دانست ، چارۀ رسوایی را در طرفداری از او یافت و وقتی از حال و حكایت او آگاه شد ، مدعیان را به داخل خواند.
نخست از یهودی پرسید.
یهودی گفت : این مسلمان یك چشم مرا نابینا كرده است.
قصاص طلب میكنم.
قاضی گفت: دیه مسلمان بر یهودی نصف بیشتر نیست.
باید آن چشم دیگرت را نیز نابینا كند تا بتوان از او یك چشم گرفت! وقتی یهودی سود خود را در انصراف از شكایت دید ، به پنجاه دینار جریمه محكوم شد!
جوان پدر مرده را پیش خواند.
گفت : این مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد و هلاكش كرده است.
به طلب قصاص او آمده‌ام.
قاضی گفت : پدرت بیمار بوده است ، و ارزش زندگی بیمار نصف ارزش شخص سالم است.
حكم این است كه پدر او را زیرهمان دیوار بخوابانیم و تو بر او فرودآیی ، طوری كه یك نیمه ی جانش را بگیری!
جوان صلاح دید که گذشت کند ، اما به سی دینار جریمه ، بخاطرشكایت بی‌مورد محكوم شد!
نوبت به شوهر آن زن رسید كه از وحشت سقط کرده بود ، گفت : قصاص شرعی هنگامی جایز است كه راه جبران مافات بسته باشد.
حال می‌توان آن زن را به حلال عقد این مرد درآورد تا كودک از دست رفته را جبران كند.
برای طلاق آماده باش!
شوهرش فریاد میزد و با قاضی جدال می‌كرد كه ناگاه صاحب خر برخاست و به طرف در دوید.
قاضی فریاد داد : بایست كه اكنون نوبت توست!
صاحب خر كه می‌دوید فریاد زد
میروم مردانی بیاورم
که شهادت بدن خر من از کرگی دم نداشت😂
Read more
رول مرغ نان رولت آرد یک پیمانه و ربع شیر یک پیمانه 3 عدد تخم مرغ نمک 1 ق چای خوری بیکینگ 1ق چای خوری مواد ...
Media Removed
رول مرغ نان رولت آرد یک پیمانه و ربع شیر یک پیمانه 3 عدد تخم مرغ نمک 1 ق چای خوری بیکینگ 1ق چای خوری مواد میانی رولت سینه مرغ1عدد خیارشور 6 عددمتوسط فلفل دلمه 1 عدد کوچک سیر دو حبه ( حتما از سیر استفاده کنید طعم کالباس میگیره و عالیه ) جعفری تازه 1 استکان(ریزخُرد کرده) هویج نیم پز 5 عدد فیله ... رول مرغ
نان رولت
آرد یک پیمانه و ربع
شیر یک پیمانه
3 عدد تخم مرغ
نمک 1 ق چای خوری
بیکینگ 1ق چای خوری

مواد میانی رولت
سینه مرغ1عدد خیارشور 6 عددمتوسط
فلفل دلمه 1 عدد کوچک
سیر دو حبه ( حتما از سیر استفاده کنید طعم کالباس میگیره و عالیه )
جعفری تازه 1 استکان(ریزخُرد کرده)
هویج نیم پز 5 عدد
فیله ی گوجه 6 عدد
مایونز 2 قاشق بزرگ
طرزتهیه : رولت مرغ
سینه مرغ و هویج بپزید
مواد را خیلی ریزخُرد کرده سینه مرغ هم ریز کنید سیررنده شود خیارشور و فلفل دلمه را رنده نکنید چون آب میندازه
تمام مواد را با هم مخلوط کرده نمک و فلفل ومایونز میزنیم .
طرز تهیه نان
شیر،تخم مرغ،آرد،نمک،بیکینگ پودر
همه را مخلوط کرده با همزن بزنید تایکدست و شُل بشه
ماهیتابه مستطیلی راانتخاب کنید و کمی ازمواد را داخل ماهیتابه ای که کمی آنراچرب کردیم میریزیم وماهیتابه راتکان داده مواد نان در ماهیتابه باید یک لایه نازک به قطر دو میل باشد کمی از نان لواش ضخیمتر .
نان را با حرارت کم بپزید یک طرف نان نیاز به پخت زیاد دارد ( تقریبا 4 دقیقه ، طرف دوم نباید زیاد حرارت ببیند چون نان خراب میشود فقط سی ثانیه تا اگر روی نان عرق داشته باشد خشک شود .
میتوانید با زعفران یا رنگ خوراکی نان را رنگی کنید . من کمی سبزی تازه در مواد میریزم که خیلی خوش طعمتر میشود .
نان را خارج کنید و تا دارید اولین نان را میپیچید نان دوم را بپزید .
نکته ی مهم : نان دوم را که میپزید ماهیتابه خیلی گرمه برای همین از روی حرارت بردارید تا وقتی مواد را میریزید سریع نبنده چون ممکنه درست پخش نشه .
بالای نان کمی سس بعنوان چسب کاربزنید
مواد میانی را روی نان یکدست پخش کنید نان رامحکم ودرست رول کنید.1ساعت درفریزقراردهید تا بشه راحت برش زد سپس با کارد اره ای بصورت رفت وبرگشت اَره مانند برش بزنید.این غذا مثل سالاد ماکارونی سرد سرو میشه. از یکروز قبل میشه درست کرد برش زده در ظرف بچینید
.
. .
کاری از کدبانوی باسلیقه
@avishan.cook
Read more
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد بدون واسطه دم از احد نخواهد زد گدای ...
Media Removed
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد بدون واسطه دم از احد نخواهد زد گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد بهترین شادباش ها تقدیم به شما،،عیدتون مبارکحرم مطهر آقا دعاگوییم السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد
بدون واسطه دم از احد نخواهد زد
گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف
به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد
بهترین شادباش ها تقدیم به شما،،عیدتون مبارک😊😊حرم مطهر آقا دعاگوییم🌷🌸🌹
امام صادق علیه السلام فرمود: «اَلا وِ اِنّ قُم الْكُوفَةُ الصّغیرةُ، اَلا اِنّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِیةَ ...
Media Removed
امام صادق علیه السلام فرمود: «اَلا وِ اِنّ قُم الْكُوفَةُ الصّغیرةُ، اَلا اِنّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِیةَ اَبْوابٍ ثَلاثَةٌ مِنْها اِلی قُمْ، تُقْبَضُ فیها اِمْرَأةٌ مِنْ وُلْدی اسمُها فاطِمَة بنتَ مُوْسی، و تُدْخَلُ بشفاعَتِها شیعَتی الْجَنَّةَ بِاَجْمَعِهِمْ». «قم كوفه كوچك است و بهشت ... امام صادق علیه السلام فرمود: «اَلا وِ اِنّ قُم الْكُوفَةُ الصّغیرةُ، اَلا اِنّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِیةَ اَبْوابٍ ثَلاثَةٌ مِنْها اِلی قُمْ، تُقْبَضُ فیها اِمْرَأةٌ مِنْ وُلْدی اسمُها فاطِمَة بنتَ مُوْسی، و تُدْخَلُ بشفاعَتِها شیعَتی الْجَنَّةَ بِاَجْمَعِهِمْ». «قم كوفه كوچك است و بهشت هشت در دارد، سه در از آن‌ها به روی قم باز است و بانویی از فرزندان من در آن جا دفن خواهد شد كه فاطمه دختر موسی نام دارد. و با شفاعت وی همه شیعیان وارد بهشت می‌شوند».
بحار الانوار.ج6.ص228
به نام عشق (تقدیم به بانوی  شهر آینه ها حضرت معصومه س)

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا

بی اختیار سمت حرم میکشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل میکند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کننند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکرو زنها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر ایینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم

در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان

از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می شوم

روزی که زیر پای شما خاک می شوم... سید حمید رضا برقعی
#islam #qom #masoome #iran
Read more
Loading...
Load More