Loading Content...

رفت با به حرم

Loading...


Unique profiles
81
Most used tags
Total likes
0
Top locations
طريق نجف-كربﻻء, Tehran Pars, Tehran, Iran, مقام السيدة زينب في الشام
Average media age
883.6 days
to ratio
8.1
. <span class="emoji emoji25c0"></span> خب یه کم از امروز براتون بگم که #سفر یه روزه من به #قم برای #بازآموزی چطور گذشت! ‍ <span class="emoji emoji25c0"></span> سفر همیشه خوبه، ...
Media Removed
. خب یه کم از امروز براتون بگم که #سفر یه روزه من به #قم برای #بازآموزی چطور گذشت! ‍ سفر همیشه خوبه، حتی اونی که به آدم بد میگذره، چون باعث میشه آدم پخته و باتجربه بشه. سفری هم که خوش میگذره، که دیگه تکلیفش مشخصه! ‍ اکنون که قلم در دست گرفته‌ام و دارم #سوهان_قم و چای میخورم، از همه دوستانی که توی ... .
◀ خب یه کم از امروز براتون بگم که #سفر یه روزه من به #قم برای #بازآموزی چطور گذشت!

◀ سفر همیشه خوبه، حتی اونی که به آدم بد میگذره، چون باعث میشه آدم پخته و باتجربه بشه. سفری هم که خوش میگذره، که دیگه تکلیفش مشخصه!

◀ اکنون که قلم در دست گرفته‌ام و دارم #سوهان_قم و چای میخورم، از همه دوستانی که توی استوری #زیارت_قبول و #التماس_دعا گفتن، صمیمانه تشکر و عذرخواهی میکنم، چون نرسیدم زیارت برم و فقط از دور سلام دادم، برای سلامتی همه دعا کردم و برگشتم.

◀ غر بزنم؟!؟ گاهی وقتا هموطن آدم توی مملکت خود آدم کاری میکنه که آدم اصلاً توقع نداره. جونم براتون بگه که ساعت هفت و نیم صبح از ایستگاه #راه_آهن قم بیرون اومدم. علیرغم میل باطنیم یه ماشین متفرقه برای #دانشگاه_علوم_پزشکی_قم گرفتم. ولی موقع سوار شدن، یه مرد #عراقی سن بالا رو هم سوار کرد. حالا مکالمه من و راننده رو داشته باشین؛
+آقا مگه من ماشین شما رو دربست نگرفتم؟
-خانوم اینم برسونیم حرم. سر راهمونه.
+باشه ولی نصف کرایه رو از ایشون بگیرید.
-ثواب داره، حالا بذار برسونیمش.
+آقا من نمیخوام ثواب کنم. منِ دختر ایرانی باید کرایه یه مرد عراقی رو بدم که دلار و تومن تو دستشه؟!؟
-پس پیاده شو!
و راننده منو وسط خیابون پیاده کرد و رفت که ثواب کنه و اون مرد دلار به دست رو مفتکی برسونه به حرم!

◀ اون خیابون یه‌طرفه رو پیاده برگشتم به ایستگاه راه‌آهن. همه ماشینا رفته بودن! همشون! فهمیدم اینا فقط موقعی میان که قطار میاد! از صد و هیژده شماره آژانس گرفتم، همش اشغال میزد. خوشبختانه سرباز نگهبان ایستگاه به دادم رسید و با بدبختی یه تاکسی برام پیدا کرد که به همایش برسم. دستش درد نکنه. اصلاً به طرز مسخره‌ای وسط یه شهر شلوغ بدون ماشین مونده بودم!

◀تقصیر خودمه. هر بار ماشین متفرقه غیر از #تاکسی سوار میشم، یه داستانی پیش میاد. چرا به قانون خودم احترام نمیذارم؟!؟

◀توی قم، #تپسی و #ماکسیم کار نمیکنن. فقط #اسنپ کار میکنه. من همون قدیما که تازه اسنپ اومده بود، موقع نصبش دیدم اجازه دسترسی به فی خالدون گوشیمو میخواد که هیچ ربطی به کار تاکسی نداره، لذا نصبش نکردم.

◀بفرمایین سوهان. 😋

◀ دلم #زیارت میخواست، ولی باید سریعاً برمیگشتم. میدونین که من چندان مذهبی نیستم، ولی معتقدم همه #زیارتگاه ها در همه جای دنیا و در همه #مذاهب حس خوبی دارن و ارزش زیارت و #نزدیکی_به_خدا رو دارن، چون مردم با نیروی عشق و امید به این مکانها میان و اونها رو سرشار از #انرژی_مثبت و #آرامش میکنن.
۱۳۹۷/۰۸/۱۹
Read more
Loading...
. دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم افکند ...
Media Removed
. دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت با این همه هر آن که نه خواری کشید از او هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت ساقی بیار باده و با محتسب بگو انکار ما ... .
دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت
یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم
افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت
بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار
حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت
با این همه هر آن که نه خواری کشید از او
هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت
ساقی بیار باده و با محتسب بگو
انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت
هر راهرو که ره به حریم درش نبرد
مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت
حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی
هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت
#حافظ
Read more
<span class="emoji emoji1f64f"></span>عزاداری دو ماهتون قبول درگاه حق تعالی ان شاء الله <span class="emoji emoji1f64f"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span> به بهانه وداع با ماه صفر، و حال و هوای زوار ...
Media Removed
عزاداری دو ماهتون قبول درگاه حق تعالی ان شاء الله به بهانه وداع با ماه صفر، و حال و هوای زوار امام رضا ع... ثوابش هدیه به روح مادرم ️ میرسد زمزمه سوزِ مناجات و دعا از حیاط و حرم و شهر و خراسان رضا همه دلداده دلداگی شاه رئوف آنکه شُهره شده هرجا به معین الضعفا همه ... 🙏عزاداری دو ماهتون قبول درگاه حق تعالی ان شاء الله 🙏
👇👇👇
به بهانه وداع با ماه صفر، و حال و هوای زوار امام رضا ع... ثوابش هدیه به روح مادرم 🙏
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ میرسد زمزمه سوزِ مناجات و دعا
از حیاط و حرم و شهر و خراسان رضا
همه دلداده دلداگی شاه رئوف
آنکه شُهره شده هرجا به معین الضعفا

همه از هر طرفی آمده با امیدی..
از زمین ٬آدمیان... خیل ملائک، ز سما

نرم و آهسته قدم نِه به حریمش..زائر!
چون که از بال ملائک شده مفروش اینجا... زائران حرمت حال خوشی دارند از
ذکر یا ضامن آهو و غریب الغربا... در میان همه زوار یکی میگوید... ...نوکری کردن ما را بپذیر..ای آقا!

و منی که شده ام مات به مثل هربار
شده جاری به لبم شعر چرا جای دعا..؟ و غزل مثل کبوتر ز لبم پر زد و رفت
گندمی تا که عنایت شود از دست شما... چون کمال تو اثر کرد بر این گوشه نشین
مس قلبم شده انگار که ایوانِ طلا... می نشینم جلوی پنجره فولاد تو باز
شاید امضا بکنی حکم رهایی مرا... برسانیم به آنجا که دلم پر زده است
کربلا..خانه ی ارباب..به امید خدا... روز آخر همه دامان تو را میگیرند... میدهی مزد عزاداری ما... کرببلا ؟

که ندارد دل من غیر تو امیدی ای... حرمت عرش معلای همه نوکر ها
بوالعجب زین همه زوار به گرد حرمت!!! این همه عاشق و آنوقت غریب الغربا!!! گفتم از غربت و نام "حسن" آمد یادم... قبر خاکی ،،، نه چراغی،،، و نه زائر حتی... روز تشییع تو زنها همه گل آوردند
مِهر خود داده و گفتند غریب است رضا... خصم او کینه خود را علنی کرد و،،، امان... روز تشییع حسن؛ تیر فقط... یا زهرا...! 94/8/21
#ا_علی_علیخانی
@mohebanzeynabb
@chakame_sarayan
Read more
. شعری بسیار زیبا به اسم ((انار)) بخونید و لذت ببرید. . عاشق شده است دانه به دانه هزار بار دل خون ...
Media Removed
. شعری بسیار زیبا به اسم ((انار)) بخونید و لذت ببرید. . عاشق شده است دانه به دانه هزار بار دل خون و سینه چاک و برافروخته انار فریاد بی صداست ترک های پیکرش از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان بسته حنا به پینهء دستان شاخسار در سرزمین گرم،انار آتشین شود یاقوت ... .
شعری بسیار زیبا به اسم ((انار)) بخونید و لذت ببرید.
.
عاشق شده است دانه به دانه هزار بار
دل خون و سینه چاک و برافروخته انار

فریاد بی صداست ترک های پیکرش
از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار

پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان
بسته حنا به پینهء دستان شاخسار

در سرزمین گرم،انار آتشین شود
یاقوت را می آورد آتشفشان به بار

با دست خود به حوصله پنهان نموده است
یک دانه از بهشت در او آفریدگار

آن میوه ای که ساخته تسبیحی از خودش
شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار
آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود
چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار

آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است
در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار

نامی که داده است به زن قیمتی دگر
نامی که داده است به مردان هم اعتبار

آن نام را می آورم ،اما نه بی وضو
دل را به آب میزنم ،اما نه بی گدار

جبر آن زمان که پشت در خانه اش نشست
برخاست آن قیامت عظمی به اختیار

رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل
گویی محمد است به معراج رهسپار

شد عرصه گاه تنگ ،ولی ماند پشت در
چون ماندن علی به اُحد ماند، استوار

برگشت زخم خورده ،ولی فاتح نبرد
چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار

در خون خضاب شد تن یاران بعد از او
آنها که نام "فاطمه" را میزنند جار

من از کدام یک بنویسم که بوده اند
حجاج ها به ورطه ء تاریخ بی شمار

آنها که با غرور نوشتند ساختیم
دریاچه های احمری از خونِ این تبار

از کربلا به واقعه فَخ رسیده ایم
از عمق ناگوار ترین ها به ناگوار

محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت
از استخوان فاطمیان چوبه های دار

بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم
محکوم می کند حسنک را به سنگسار

در لمعه الدمشقیه جاریست همچنان
خون شهید اول و ثانی چون آبشار

اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه
نام علیست روی لبِ شیعه آشکار

بیت از هلالی جُغتایی نشسته است
از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار.
.
"جان خواهم از خدا نه یکی،بلکه صد هزار
تا صد هزار بار بمیرم برای یار"

فرق است ،فرق فاحشی از حرف تا عمل
راه است ،راه بی حدی از شعر تا شعار

اینک مدافعان حرم شعله پرورند
تا در بیاورند از آن دودمان دمار

با تیغ آبدیده ای از نوع اعتقاد
با اعتقاد محکمی از جنس ذوالفقار

زهراست مادر من و من بی قرار او
آن نام را می آورم آری به افتخار

آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز
پیغمبران پیاده می آیند و او سوار

فریاد می زنند که سر خم کنید ،هان
تا از صراط بگذرد آیات سجده دار

هرجا نگاه میکنم آنجا مزار اوست
پنهان و آشکار چنان ذات کردگار‌

اینها که گفته ایم یکی بود از هزار
اما هنوز شیعه مصمم،امیدوار....
.
#سید_حمیدرضا_برقعی
Read more
خوشبو ترین گل گلاب کربلا منم شیوا ترین نوای نی نینوا منم با خون نوشته روی گلویم کلیم عشق باب الحوائج ...
Media Removed
خوشبو ترین گل گلاب کربلا منم شیوا ترین نوای نی نینوا منم با خون نوشته روی گلویم کلیم عشق باب الحوائج حرم مصطفی منم با تیر عشق هستی خود را فروختم بازار عشق را به تبسم بها منم خون گلوی من به همه دردها دواست درمان دردهای دل بی دوا منم با دست کوچکم گره ها باز می شود مردم علی اصغر مشکل گشا منم نامم علی ... خوشبو ترین گل گلاب کربلا منم
شیوا ترین نوای نی نینوا منم
با خون نوشته روی گلویم کلیم عشق
باب الحوائج حرم مصطفی منم
با تیر عشق هستی خود را فروختم
بازار عشق را به تبسم بها منم
خون گلوی من به همه دردها دواست
درمان دردهای دل بی دوا منم
با دست کوچکم گره ها باز می شود
مردم علی اصغر مشکل گشا منم
نامم علی اصغر و در کشتی حسین
هم بادبان و لنگر و هم ناخدا منم
ای حرمله به بیشۀ ما بیهوده میا
چون شیر کوچک حرم لا فتی منم
آوازه شجاعت من تا به عرش رفت
خیبر گشای دیگر خیبر گشا منم
این دست های کوچک من دست حیدری است
شش ماهه ای که کشته شد بی صدا منم
#السلام_عليك_يا_صاحب_الزمان
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
#اللهم_صل_على_محمد_وآل_محمد

#میلاد #امام_زمان

#دل_تنگ_مهدی #سلام_صبح #شعر #فرج #ابا_صالح #غروب_جمعه #مبارک
#یا #صاحب #مهدی #فاطمیه #تسلیت #بهار #منتظر
#علی #حسن #حسین_عباس #انتظار #ظهور #جمعه #محمدرسول_الله #فاطمه
#del_tange_mahdi
#imamzaman
#Imam_mahdi
Read more
 #خبر #سازی #بیهوده:<span class="emoji emoji2705"></span> مرگ طبیعی یک زندانی<span class="emoji emoji2705"></span> كدام واقعیت بود؟<span class="emoji emoji2705"></span> نام: شاهرخ<span class="emoji emoji1f4af"></span> فامیل: زمانی <span class="emoji emoji1f4af"></span> شغل: ...
Media Removed
#خبر #سازی #بیهوده: مرگ طبیعی یک زندانی كدام واقعیت بود؟ نام: شاهرخ فامیل: زمانی شغل: کارگر، نقاش ساختمان جرم: می‌دوید تا کارگران بی‌تشکل چند روز بیشتر زنده بمانند سه روز پس از زادروز من رفت ۲۲ شهریور ۹۴ روز‌نامه‌ بی‌رحم‌ است واقعیت را می‌سوزاند. تنها واژه‌‌‌‌‌‌‌ي ... #خبر #سازی #بیهوده:✅ مرگ طبیعی یک زندانی✅
كدام واقعیت بود؟✅
نام: شاهرخ💯
فامیل: زمانی 💯
شغل: کارگر، نقاش ساختمان❌
جرم: می‌دوید تا کارگران بی‌تشکل چند❌ روز بیشتر زنده بمانند❌
سه روز پس از زادروز من رفت❌
✅۲۲ شهریور ۹۴ ✅
روز‌نامه‌ بی‌رحم‌ است✅✅💯
واقعیت را می‌سوزاند.💯✅
تنها واژه‌‌‌‌‌‌‌ي “زندانی“ در تیترش حقيقت داشت.✅
💲تا یادمان نرود که او بیهوده بود، طبیعی مرد و البته خبرساز شد!💲 شاید روزی فرودستان💲
نعش رفقیانشان را با شعرهای “برشت“ به گور بسپارند ❕
و نه با صدای خداوندگاران مرگ ❌
و در تیترهای زرد بوق‌های مسلط❌
خبرساز شدن یعنی تنبان بی‌بضاعت من
که آنقدر شهامت نداشتم تا غلاف از آلت مبارک برکشم و ذولفقارم را همچون رفقایم⭕️⭕️⭕️ با عشق و احترام فراوان به سیمای کریه میهمان نامحترم رسانه‌ پرت کنم.
❗️❕❓❔‼️ خبرسازشدن یعنی بازکاشت آن صدای ابتذال 🔆
تا نونهالان سردرگم، کنار حرم و شمع و کتاب باز خدای حاکم،✅ به استغاثه بایستند 🌀
کفترهای بیچاره ای ‌كه با اصواتی نامفهوم، رمه‌‌وار🆗
آزادی مگس در بند را
از عنکبوت گدایی ‌کنند.😢 که البته به ناحق در زندان است
او را به سیرک بسپارید تا شادمان کند!
زندان چاهی‌ست عمیق
تا امامان زمان‌مان غرق شوند!
حجله‌ای‌ست تا دختران خدا ✅
ـ چریک‌های باکره ـ اضاله شوند✅
سینه‌هایی که با گلوله‌ها خوابیدند تا فردا کودکان خشم و هیاهو از حاشیه‌ها سربرآورند ✅
که کجایند مادران و پدرانمان، آن روایتگران فردا؟!😳
✅✅✅✅بایِّ ذَنبٍ قُتِلَت ✅✅
دامادی را می‌شناختم
وقتی شعر می‌خواند
در حنجره‌اش عاطفه تیرباران می‌شد عاطفه که بچه را زایید تا بمیرد!
و گفت پیش از اینکه بمیری جاودانه می‌شوی❌
و هیچکس در انتظارمان نیست
آنها به ما وعده‌ای نمی‌دهند
وعده‌هایشان را در سوراخ‌های بخارآلود خیابان‌های نیویورک و در بوی گند شاش بچه‌های اعماق ریخته‌اند✅
در اوکلند و نمایش شبانه پلیس‌های مهربان✅
و مردان غریبه‌ای در دستبند
با شلوارهایی (گشاد) و رهاشده
با لهجه‌ی برده‌ای که هنوز می‌خواهد فرار کند انگار✅
بردگانی که از سر حادثه سیاه یا سرخند!
تا مکزیکی‌های خطرناک در سرزمین خویش غیرقانونی بمیرند❌😭
تا عرب‌ها از بمب به دریا فرار کنند
تا فلسطین فراموش شود
تا سومالی بسوزد
آنقدر که
همیشه یادمان باشد تنها دو راه می‌ماند:
یا با آنها ، یا با آنها!
و راهی که من می‌شناسم:
کشتی را سوراخ کن!
و من چقدر شما را که در زندان می‌میرید دوست دارم!
✅ اندام‌تان سالها از شعورتان پیرتر،✅✅
عصب‌ها متلاشی می‌شوند
امید نخي سیگار است✅. لب‌هایی‌ست که با اشک زمزمه می‌شود:
Read more
Loading...
 #امروز_دادسرای_ثامن #قاضی_شعبه_بازپرسی . مأمور آگاهی، سرکار خانمی درجه دار وارد اتاق شد. ...
Media Removed
#امروز_دادسرای_ثامن #قاضی_شعبه_بازپرسی . مأمور آگاهی، سرکار خانمی درجه دار وارد اتاق شد. پس از اجازه از قاضی رفت و متهم را آورد. قاضی شعبه رو به سمت من کرد و گفت: آقای ش... این پرونده برای شماست. شما اظهارات متهم رو بنویسید. خانمی که بعدا سن خود را هفتاد سال ذکر می کرد وارد اتاق شد، از همان اول ... #امروز_دادسرای_ثامن
#قاضی_شعبه_بازپرسی
.
مأمور آگاهی، سرکار خانمی درجه دار وارد اتاق شد. پس از اجازه از قاضی رفت و متهم را آورد.
قاضی شعبه رو به سمت من کرد و گفت: آقای ش... این پرونده برای شماست. شما اظهارات متهم رو بنویسید.
خانمی که بعدا سن خود را هفتاد سال ذکر می کرد وارد اتاق شد، از همان اول گریه می کرد و با سختی بسیار بر روی صندلی نشست.
من رو به قاضی کردم و گفتم: حاج آقا ببخشید. این پرونده رو خودتون رسیدگی کنید.
قاضی خطاب به من گفت: نه، سن ایشون بالاست، هم سن مادربزرگتون هستند، بگیرید ،اینم برگه دوم برای صورت جلسه.
«پرونده رو گرفتم.......»
.
قاضی: إ ، آقای ش.... چرا #دستتون #میلرزه. پرونده رو بدین به خودم...... .
و من سراسر وقت رسیدگی به دست بندی که یک دستش باز بود خیره بود، و گوش به گریه های زنی میدادم که #متهم شده بود به دو فقره #سرقت در اطراف #حرم......
.
همین که جلسه تمام شد و مأمور آگاهی ، متهم را خارج کرد، قاضی رو به من کرد و گفت: چرا دستتون لرزید، نگاه به گریه هاش نکن، دو نفرو بدبخت کرده که هنوزم صاحب مال مسروقه پیدا نشده. « قاضی باید دلش از #سنگ باشه....... و اگرم طرف بی گناه بود، چون آب #لطیف....»
.
تفسیر داستان با تمام افرادی که این متن را مطالعه میکنند.
#گریه_دزدی_داخل_صحن_حرم_امام_رضا
#عیدتون مبارک
#مأمور_و_معذور
#پلیس_آگاهی_متهم_بیگناه
.
Read more
‍ «شیراز، شهر هزار مزار است و مزار رحیم خان یکی از آن هزاران که گوشه‌ای از محدوده امامزاده رها شده بود ...
Media Removed
‍ «شیراز، شهر هزار مزار است و مزار رحیم خان یکی از آن هزاران که گوشه‌ای از محدوده امامزاده رها شده بود ولی به تازگی شاهد محوطه سازی در اطراف آن هستیم.شهرداری شیراز زیرگذر را ساخته و مسیر راه خودروها را از حرم تا رودخانه خشک هموار کرده است. قبر رحیم خان هم در این طرح است و اینطور که میراث فرهنگی استان فارس ... ‍ «شیراز، شهر هزار مزار است و مزار رحیم خان یکی از آن هزاران که گوشه‌ای از محدوده امامزاده رها شده بود ولی به تازگی شاهد محوطه سازی در اطراف آن هستیم.شهرداری شیراز زیرگذر را ساخته و مسیر راه خودروها را از حرم تا رودخانه خشک هموار کرده است. قبر رحیم خان هم در این طرح است و اینطور که میراث فرهنگی استان فارس پیش از این اطلاع داده بود، متولی حفظ و نگهداری از آن اوقاف و امورخیریه فارس و شهرداری شیراز هستند. ۔
۔
۔

سنگ این مزار از مرمر مرغوب تبریز ساخته شده و ابیاتی در وصف و مرثیه محمدرحیم خان بر روی آن حک شده است.
این آرامگاه تا سال ۱۲۰۶ ق. و تسلط قاجاریه بر شیراز دایر بوده و به شیوه آن روزگار متولی و قاری و مواجب دیوانی و احتمالاً موقوفاتی داشته است، اما با تصرف شیراز به دست قاجاریه هرچند تخریب نشد اما چون بسیاری از بناها و آثار دوره زندیه کم‌کم مورد بی‌توجهی و فراموشی قرار گرفت.با وجود تخریب آرامگاه، سنگ مرمر قبر محمدرحیم خان در محل اصلی حفظ شده و برای بیش از نیم قرن در یکی از اتاق‌های مدرسه ای قرار گرفته و محفوظ ماند. بعدها و در سال‌های اخیر با تخریب مدرسه و سامان‌دهی محیط اطراف امامزاده این سنگ به وضع فعلی در ضلع جنوبی حاشیه امامزاده و در میان پیاده‌رو و در مجاورت خیابان قرار گرفت و تنها با حفاظی فلزی بسته شده بود. ۔
۔
۔

در ادامه ابیات حک شده بر مزار رحیم خان را مشاهده می کنید؛
۔
۔

متن روی سنگ قبر: ۔
۔

صد هزار افغان ز بیداد فلک
از جفای دهر و از جور زمان
کز سپهر سروری تابان مهی
برد چون شمع شبستان جهان
مه رخی چشم و چراغ روزگار
قره العین وکیل جَب نشان
خون فشاند از لاله زین ماتم زمین
اشک بارید از کباکب آسمان
از طی تاریخ پاسخ بازگفت
نوجوان شه زاده ای رفت از جهان
-
متن حاشیه سنگ قبر که توسط شاعر آن زمان شخصی بنام "مشهور" سروده شده است؛ ۔
۔

صدحیف ز خسرو جوان بخت
نیکو خلف وکیل دوران
شه زاده رحیم خان که افشاند
بر وصل عروسِ مُلک دامان
درخُلد چنین جوان نبودش
گردید در آن جهان جهانبان
از عالم پیر چون جوان رفت
از پیرو جوان برآمد افغان
"مشهور" نگاشت بهر تاریخ
افسوس ز خسرو جوانان

@shirazi_boomoonim
#شیرازی_بومونیم
Read more
Loading...
 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #پانزدهم_رمضان_ولادت_امام_مجتبی علیه السلام . درشب #نيمه رمضان ...
Media Removed
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #پانزدهم_رمضان_ولادت_امام_مجتبی علیه السلام . درشب #نيمه رمضان و ۱۱اسفند سال ۳هجری امام مجتبی عليه السلام در مدينه بدنيا آمدند. باصرف نظراز اختلاف تاریخی، احوالات تعدادی ازاولاد حضرت راذکر میکنیم. ۱. زید بن الحسن: که بیشتر #سادات_حسنی و همچنین حضرت نفیسه ... #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#پانزدهم_رمضان_ولادت_امام_مجتبی علیه السلام
.
درشب #نيمه رمضان و ۱۱اسفند سال ۳هجری امام مجتبی عليه السلام در مدينه بدنيا آمدند.

باصرف نظراز اختلاف تاریخی، احوالات تعدادی ازاولاد حضرت راذکر میکنیم.

۱. زید بن الحسن: که بیشتر #سادات_حسنی و همچنین حضرت نفیسه و شاه عبدالعظیم علیهماالسلام ازنسل ایشان هستند.
ارشاد ج۲ ص۱۶
نجاشی ص۱۷۳

۲. حسن مثنی بن الحسن: ایشان با فاطمه بنت الحسین علیهم السلام ازدواج کرده و سادات حسنی ازنسل ایشان نیز هستند. و در کربلا زخمی شده و در زمره #اسراء بودند.
ارشاد ج۲ ص۲۲
المناقب ج۴ ص۱۱۲

۳. قاسم الاکبر بن الحسن: این امامزاده در #مسیب حرم عظیمی دارند. و درجنگ نهروان بشهادت میرسند و به #ابوجاسم شهرت دارند.

۴. احمد بن الحسن: در عاشورا با سن ١٦ سالگی به شهادت میرسند.
معالي ج٢ ص٩٠
تنقيح المقال ج١ص١٠٣

۵. عبدالله الاکبر بن الحسن: در عاشورا دست مبارک ایشان را هم قطع کرده و حرمله ملعون با تیر ایشان را بشهادت میرساند.
اقبال ص۵۷۴
نفس المهموم ص۳۶۰

۶. عبدالله ابابکر بن الحسن: ایشان نیزدر عاشورا شهید میشوند ونامشان عبدالله است.
ارشاد ج۲ ص۱۳۰
ابصارالعین ص۳۶

۷. #الامام_قاسم_بن_الحسن: حضرت قاسم علیه السلام به وصیت پدر ودستور عمو باحضرت #زبیده بنت الحسین علیهماالسلام در روز عاشورا ازدواج کرده وبعد ازآن بشهادت رسیدند.
انوار نعمانیه ج۳ ص۲۴۶
#اسرارالشهادة ص۳۱۱

۸. عبدالله الاصغر بن الحسن: درسن ۱۱سالگی #آخرین شهید ازبنی هاشم درکربلا هستند.
معالی ج۱ ص۴۶۳
مقتل الحسین ص۳۵۵

۹و۱۰. بشر بن الحسن ویحیی بن الحسن که هردو ازشهداي كربلا هستند.
بحار ج٤٥ ص٦٣
هدايةالكبری ص١٨٣

۱۱. حسین الاثرم بن الحسن
۱۲. عبدالرحمن بن الحسن همراه سیدالشهدا علیه السلام بطرف کربلا آمد و درشهر #ابواء ازدنیا رفت.
ارشاد ج۲ ص۲۳
الدمعة ج۳ ص۳۴۰

۱۳. عَمرو بن الحسن: ایشان سن کمتری داشته واز اسراء آل الله هستند.
لهوف ص۱۴۵
بحار ج۴۵ ص۱۰۸

#نوه شیرخواری نیز از امام حسن علیه السلام درکربلا بشهادت میرسد.
روضة الصفا ج۳ ص۱۶۳

#اسامی ۷نفر از #دختران حضرت
۱۴. فاطمه بنت الحسن: همسرامام سجاد ومادر امام باقر علیهم السلام هستند.

۱۵و۱۶. ام الحسن و ام الحسین:
این دوخواهر درحمله به #خیام حرم زیر دست وپا بشهادت رسیدند.
وسیلةالدارین ص۳۴۵
معالي ج٢ ص٩٠

۱۷و۱۸و۱۹. ام سلمه و رقیه و زینب بنات الحسن: از اسراء کربلا
ارشاد ج۲ ص۱۶
بحار ج۴۴ ص۱۶۳

۲۰. فاطمه صغری: (که ایشان به لقب #شریفه مشهور هستند) درراه مراجعت به مدینه دو روز بعداز اربعین براثر تازیانه ها بشهادت رسیده ودر حله مدفون هستند.
.
#پست_مشترک
Read more
. . #زير_آسمان_علي . چشم مرا به آبي فيروزه خوش نكن من ميل سرخيِ يمني دارم از قديم از كُنيهء ابوالحسنت خوانده ام رضا من رزق و روزي حسني دارم از قديم كاش روزي با سرِ بلند و قامتي راست مي آمدم. كاش مي شد غم و غصه را در امانت خانه هاي حرم مي گذاشتم و داخل مي شدم. اصلا اي كاش دين و ايمان را امانت به خدّام ... .
.
#زير_آسمان_علي
.
چشم مرا به آبي فيروزه خوش نكن
من ميل سرخيِ يمني دارم از قديم
از كُنيهء ابوالحسنت خوانده ام رضا
من رزق و روزي حسني دارم از قديم
كاش روزي با سرِ بلند و قامتي راست مي آمدم.
كاش مي شد غم و غصه را در امانت خانه هاي حرم مي گذاشتم و داخل مي شدم. اصلا اي كاش دين و ايمان را امانت به خدّام مقابل درهاي ورودي مي دادم و مشرف ميشدم.
بي همه چيز! بي همه چيزترين به صحن مي رسيدم.
اي شريف ترين همراه. اي عزيزترين آشنا. اي غريب ترين همدرد. يا مُسكن الفؤاد.
اين دلتنگي براي رسيدن به آن مرقد نوراني خودش گواه وجود توست. اينكه هستي. در نزديك ترين فاصله ممكن.
اينكه هربار آدمي مي آيد حرم و مي گويد:
ديگه نميام! ميرم تا حاجتم رو بگيرم، آنوقت ميام!
اما فقط كافيه جايي مثلا نواي سلام خاصه امام رضا را بشنوي. ديگه نمي توني نري! قولت به خودت يادت ميره!
ما هنوز مرد نشديم!
يا علي بن موسي!
ماه رجب با شما تمام ميشه. به شما ختم ميشه. ما بهره ايي نبرديم. طناب را انداختند پايين ولي سر را به سمت ديگه ايي مي چرخانيم.
نور انداختند و ما را صدا مي كنند كه راه را پيدا كنيم ولي باز هم كج مي رويم.
اين بار هم جور ما را بكش! اين بار هم به ما ببخش و همراه شو تا پشت تو پنهان شويم.
نزديك ترين پناه به ما تو هستي. اينبار هم نوبت خودت را به ما بده.
يك جرعه از نور ماه رجب نصيب ما كن. از دست رفت. ما اگر حاليمون بود كه چه فرصتي را از دست مي دهيم كه اوضاع اينگونه نداشتم.
تا كي قراره اين بادها را به اين سمت رها كني تا كلاه ما را سمت تو بيوفته؟
امام خوبي ها. امام گذشت و سخاوت.
امام آدم بدها!
آقاي بي سر و سامان ها. امام بچه هاي يتيم، زن هاي سرپرست خانه و شكسته شده. امام مردهاي سرافكنده و وامانده.
امام از اينجا مانده و از آنجا رانده ها.
همه كس بي كس ها. طبيب جواب شده ها. مرهم دل شكسته ها. دستگير سربارها و نااميدها
ما را تندتند به زيارتت بطلب. تندتند.
.
زيرنوشت:
اين نواي در تصوير مربوط به شب مبعث و زيارت مخصوص امام رضا در سال ٩١ است. بسيار براي من شنيدني است.
#مشهد #امام_رضا #مبعث #ماه_رجب #زيارت_مخصوص
Read more
 #اربعینیه از همان اول هم بنای سامرا رفتن نداشتیم. هر کس می پرسید سامرا هم می روید، محکم می گفتم نه. ...
Media Removed
#اربعینیه از همان اول هم بنای سامرا رفتن نداشتیم. هر کس می پرسید سامرا هم می روید، محکم می گفتم نه. ته دلم می ترسیدم؛ برای خودم و آن بیست و سه نفر دیگر. نجف که بودیم عکس رفیقان اینستایی را که دیدم، هوایی شدم. عمود 1177 وقتی دوستی را دیدم که گفت سامرا رفته و حتی یک شب را هم در حرم صبح کرده، مصمم شدم به رفتن. قرار ... #اربعینیه

از همان اول هم بنای سامرا رفتن نداشتیم.
هر کس می پرسید سامرا هم می روید، محکم می گفتم نه. ته دلم می ترسیدم؛ برای خودم و آن بیست و سه نفر دیگر.
نجف که بودیم عکس رفیقان اینستایی را که دیدم، هوایی شدم. عمود 1177 وقتی دوستی را دیدم که گفت سامرا رفته و حتی یک شب را هم در حرم صبح کرده، مصمم شدم به رفتن.
قرار شد صبح اربعین، نماز صبح را با زیارت اربعین بخوانیم و راه بیفتیم.
کاروان بیست و چهار نفره مان کم کم آب رفت. شش نفر بعد از ورودمان به عراق جدا شدند، یکی در کربلا ماند، دو تا هم درست قبل از کرایه کردن ماشین برای سامرا راهشان را جدا کردند. یکی هم در راه کربلا به ما اضافه شده بود. شدیم شانزده نفر.
یک ون ِ یازده نفره گرفتم...
از کربلا تا بغداد را بی خیال بودم. ده پانزده کیلومتری که از بغداد آمدیم به سمت سامرا، کنار جاده روستاها و ساختمان های مخروبه ای بود که راننده آنها را با دست نشان می داد و می گفت: داعش داعش
دلم ریخت، نگران شدم، ترسیدم. در دلم می گفتم: -جواب حاج علیرضا رو چی بدم؟
-جواب بابای حمید...
-وای، اگه...
دیدن این ساختمان ها، رفت و آمد ماشین های نظامی پر از سرباز، ایست بازرسی های فراوان همه ترس و دلهره ام را بیشتر می کرد. به امیرمهدی نگاه می کردم و سفارش های پدرومادرش دور سرم می‌چرخیدند. حرف های پدر و مادر ها دم مینی بوس تو ذهنم وول می خوردند.
تا خودم را می زدم به بی خیالی، با صدای داعش داعش گفتن راننده یکه می خوردم.
دیدن تابلوی فلوجه و تکریت حالم را بدتر می کرد. یاد صلواتی افتادم که حمید توی مهران دم گرفت:«ایشالا داعش بمب بزنه پودر بشیم، صلوات!» هنوز وارد سامرا نشده بودیم، سر دوراهی سامرا-تکریت، از دور و از لای نخل ها، چشمم که به گنبد افتاد، همه ی اینها پودر شد. تمام شد. حالا فقط یک چیز را می دیدم.

#اربعین1394
#خاطره
#داعش
#تکفیری
#سامرا
#عشق
#کربلا
Read more
مذهبی های بیشعور! بالقاعده #دختران‌ فلان و #پسران فلان تر هرگز برای آشنایی و چه و چه، بر مزار #شهدا ...
Media Removed
مذهبی های بیشعور! بالقاعده #دختران‌ فلان و #پسران فلان تر هرگز برای آشنایی و چه و چه، بر مزار #شهدا ! #دیت و #قرار مدار نمیگذارند و بیشتر این مکان ها میعادگاه #دخترچادری ها(با #رژ لب و ناخن و #روسری های #گل_گلی "شارپ") و پسر #ریش دارهای ... است ! حالا درنظر بگیرید یک قطعه با عنوان #سرداران_بی_پلاک ... مذهبی های بیشعور!

بالقاعده #دختران‌ فلان و #پسران فلان تر هرگز برای آشنایی و چه و چه، بر مزار #شهدا ! #دیت و #قرار مدار نمیگذارند و بیشتر این مکان ها میعادگاه #دخترچادری ها(با #رژ لب و ناخن و #روسری های #گل_گلی "شارپ") و پسر #ریش دارهای ... است !
حالا درنظر بگیرید یک قطعه با عنوان #سرداران_بی_پلاک که مختص #شهدای_گمنام در بهشت زهرای تهران است به چنین مکانی تبدیل شده است!
سرداران بی پلاک حالا شلوع شده و لو رفته است و دیگر نوبت به مزار #شهدای_مدافع_حرم بویژه شهدای شاخص رسیده است!
ظاهرا این شهر کذایی نه رستوران دارد، نه کافی شاپ و نه مکان مناسب قرار یا اگر هم دارد در شان مذهبی های مذکور نیست و باید قرارشان را جایی بگذارند که جای "گارسن" ها، شهدا شاهد و ناظرشان باشند و سرویس بدهند و حتما هم در بهشت یک #پنت_هاوس هم پاداش خواهند گرفت!
جالب اینجاست وقتی خانواده یکی از شهدای مدافع حرم به این عمل "چیپ" اعتراض کردند، دختر بلند شد و موقع بلند شدن با اشاره به پسرک گفت که "آقای حبیبی حتما جواب اسامو بدید"!
بعدکمی دورتر به تماس مادرش جواب داد که بر مزار شهید فلانی هستم و خیلی باصفاست و جایش خالی!
پسر هم در جواب تذکر ‌پوزخندی زد و رفت کمی آنطرف تر نشست!

پ ن ، تذکر عارفانه😉: گاهی بعضی ها #مذهبی_بیشعور هستند، مثل پسته های در بسته که از عید تابحال در کاسه خالی آجیلتان مانده، نه دلتان می آید دورشان بریزید و نه حوصله دارید با #گوشت_کوب و #هاون به جانشان بیفتید!
#مذهبی_نما #مرگ_بر_آمریکا #دوست_پسر #مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_آمریکا_شعار_نیست_اعتقاد_ماست
Read more
Loading...
اجرک الله یا صاحب الزمان نحوه جان سپردن رقیه(س) در خرابه شام عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب ...
Media Removed
اجرک الله یا صاحب الزمان نحوه جان سپردن رقیه(س) در خرابه شام عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب «کامل بهایی» که کار تألیف آن را در سال 675 هجری به پایان رسانده است از خرابه شام و از وفات دختری چهار ساله از خاندان امام حسین (ع) بدون آنکه نامی از این دختر برده باشد، سخن به میان آورده است. او این مطلب ... اجرک الله یا صاحب الزمان
نحوه جان سپردن رقیه(س) در خرابه شام

عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب «کامل بهایی» که کار تألیف آن را در سال 675 هجری به پایان رسانده است از خرابه شام و از وفات دختری چهار ساله از خاندان امام حسین (ع) بدون آنکه نامی از این دختر برده باشد، سخن به میان آورده است. او این مطلب را از کتاب «حاویه فی مثالب معاویه» اثر یکی از علمای اهل سنت به نام «قاسم بن محمد بن احمد مأمونی» نقل می کند. در این کتاب آمده: «در میان فرزندان امام حسین (ع)دختری چهار ساله وجود داشت که  همراه کاروان اسرا به شام رفت. اهل بیت حسین (ع) در حال اسارت، از کودکانی که پدرشان در کربلا به شهادت رسیده بودند خبر شهادت پدر را پنهان می داشتند دخترکی چهارساله از حسین (ع) شبی از خواب بیدار شد و با گریه سراغ پدر را گرفت. اهل بیت نیز با او هم ناله شدند و صدای گریه شان به گوش یزید رسید. او از علّت این گریه پرسید. قصه را برایش گفتند. یزید دستور داد سر مقدّس امام حسین(ع) را برای آن دختر ببرند. هنگامی که سر مقدّس را در مقابل او قرار دادند، او که تازه متوجه شهادت پدر خود شده بود سر پدر را برداشت و بغل نمود و شروع به سخن گفتن با سر پدر کرد. او لبان خود را بر لبان پدر نهاد و به شدّت می گریست تا اینکه از شدت گریه بی هوش بر زمین افتاد. بانوان حرم کنار آن دختر آمدند؛ اما هنگامی که او را حرکت دادند دیدند که او از دنیا رفته است. اهل بیت(ع) با دیدن این واقعه به شدّت متأثر شده و ناله سر دادند. گویند در این روز تمام اهل دمشق نیز گریان بودند.»
Read more
وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی ...
Media Removed
وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها تا خار غم عشقت آویخته ... وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها
گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها
ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها
وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها
تا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها
آن را که چنین دردی از پای دراندازد
باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها
گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
چون عشق حرم باشد سهل است بیابان‌ها
هر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها
هر کاو نظری دارد با یار کمان ابرو
باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها
Read more
هر دلـی جای تو دلـدار نباشد، دل نیست با تو هر دل که بود زندگیش مشکل نیست حاصل عقل بُود عشق و جنون میوه ...
Media Removed
هر دلـی جای تو دلـدار نباشد، دل نیست با تو هر دل که بود زندگیش مشکل نیست حاصل عقل بُود عشق و جنون میوه ی اوست هر که از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست ای امید دل غمدیده ی مردان خدا از خدا دور بود هر که به تو واصل نیست به جنان مایلـم از این که تو در آنجایی بی تو بر جنت و فردوس دلم مایل نیست حاضرم جـان بدهم بهر ... هر دلـی جای تو دلـدار نباشد، دل نیست
با تو هر دل که بود زندگیش مشکل نیست
حاصل عقل بُود عشق و جنون میوه ی اوست
هر که از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست
ای امید دل غمدیده ی مردان خدا
از خدا دور بود هر که به تو واصل نیست
به جنان مایلـم از این که تو در آنجایی
بی تو بر جنت و فردوس دلم مایل نیست
حاضرم جـان بدهم بهر تو اما چه کنم
لایق شأن تو این هدیه ی ناقابل نیست
هر کسی حاصلی از عمر گرانمایه برد
من آلوده به جز مهر توام حاصل نیست
کربلایی همه با ذکر تو شاد است دلش
بی تو گر ساکن جنت بشود خوشدل نیست
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسـین_جـان
جذبه‌ی عشق بر آن است مرا جذب كند
صحبت نام تو شد نام من از يادم رفت
مي رود دل به همـانجـا كه تعلّق دارد
صحبت كرب و بلا شد وطن از يادم رفت
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_محرم_ترک
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
Loading...
دبیر کل و عضو هیئت رییسه اتاق تعاونی ایران با حضور در حرم مطهر امام راحل گفت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ...
Media Removed
دبیر کل و عضو هیئت رییسه اتاق تعاونی ایران با حضور در حرم مطهر امام راحل گفت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به معنای واقعی دارای دانایی بودند و آنچه که بیان می کرد خود نیز به آن امر پایبند بود و عمل می کرد. ماشالله عظیمی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی آستان افزود: سخنان امام خمینی(س) در جان ... دبیر کل و عضو هیئت رییسه اتاق تعاونی ایران با حضور در حرم مطهر امام راحل گفت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به معنای واقعی دارای دانایی بودند و آنچه که بیان می کرد خود نیز به آن امر پایبند بود و عمل می کرد.

ماشالله عظیمی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی آستان افزود: سخنان امام خمینی(س) در جان ها اثر می کرد و به همین علت نیز مردم در حد ایثار و تا پای جان شان حاضر به ادامه دادن راه امام راحل بودند.

وی در ادامه تصریح کرد: جوانان این کشور هنوز هم پای آرمان های امام بزرگوار ایستاده اند زیرا ایشان در طول حکومت داری شان عمر شریف شان را صرف کردند و همین شرافت را در میان جهانیان ترویج دادند.

عظیمی بیان کرد: معمار کبیر انقلاب اسلامی راه انبیاء(ع) را رفت و شخصیت شان همه جانبه کامل و جامع بود.
Read more
* از همان روز که سربند سرت را بوسید انتخاب از طرف حضرت خواهر شده‌ای یکسال از غوغای چشماش می‌گذره چقدر ...
Media Removed
* از همان روز که سربند سرت را بوسید انتخاب از طرف حضرت خواهر شده‌ای یکسال از غوغای چشماش می‌گذره چقدر زمان زود میگذره این چند روز تمام لحظات و ساعتهای اون موقع‌ها برام تداعی شد تیترهایی که بخشی از حال و هوای اون روزها بود: " حال یک پدرِ شهید را فقط پدرِشهید میداند " " راهی که روشن است " " راهی ... *
از همان روز که سربند سرت را بوسید
انتخاب از طرف حضرت خواهر شده‌ای

یکسال از غوغای چشماش می‌گذره
چقدر زمان زود میگذره
این چند روز تمام لحظات و ساعتهای اون موقع‌ها برام تداعی شد
تیترهایی که بخشی از حال و هوای اون روزها بود:
" حال یک پدرِ شهید را فقط پدرِشهید میداند "
" راهی که روشن است "
" راهی که از سر گرفتیم "
" تاریخ در حال تکرار است "
" کل یوم عاشورا "
" محسن، مصطفایی بود که با رفتنش دلمان را سوزاند "
" محسن سرش رفت که روسری نرود "
" صوت صداش " که بارها گوش دادم
" اسمتو علی گذاشتم که مولات بشه علی(ع) که پیشوات بشه علی(ع) "
دوستی نوشت:
روضه‌خوان‌ها چند سالی است در اوج روضه سیدالشهداء، یک عبارت را تکرار می‌کنند، که بیشتر به تکه کلام لوطی‌ها و مشتی‌های تهران قدیم می‌ماند. همان‌ها که #جوانمردی و مردانگی برایشان حرف اول و آخر را می‌زد. شاید خودت شنیده باشی. روضه‌خوان‌های سنگ‌دل شهر ما، در اوج حرارت روضه قتل‌گاه، خطاب به سیدالشهداء می‌گویند: غریب گیرآوردنت. از آن جملاتی که مردانگی را شعله‌ور می‌کند. از آنها که غیرت‌سوز می‌کند مرد را. از آن دست حرف‌هایی که جان آدم را در روضه به لب می‌رساند، اما صد افسوس که به در نمی‌برد...
.
می بینی آقا محسن! هر جای قصه ات را که دست می گذاریم به کربلا می رسد!؟ می بینی چقدر قصه ات جانسوز است!؟ ما اشتباه نکرده ایم، راز انقلاب تو در قصه بی سر شدنت نهفته است.
.
همیشه مردها مَردن ، اگه سردار ، اکه بی سر ...
اون روزا لحظه‌ای نبود که بهش فکر نکنم
به عشقش
به شجاعتش
به اعتقادش
به ایمانش
به غرور تو چشماش
من دنبال خبر می‌گشتم خبری که ندا از بازگشتش بده
بعضی‌ خبرگذاری‌ها از پیکر شهید میگفت و بعضی‌‌ها هم از برگشتنش که عکسی از پروفایل همسر شهید منتشر شد:
" هرکسی دنبال خبر می‌گرده بهش بگید عشق داره برمی‌گرده "
یادمه محرم بود درست روز حضرت قاسم بن الحسن که مردم به استقبال شهید اومده بودن
حالا اون روز من بودم و یه چندتا برگه که باید برای امتحان میخوندم و تلویزیون که انبوهی از مردم به استقبال شهید اومده بودن.... و صدای مداحی محمود کریمی که روی تصاویر استقبال مردم بود:
عجب محرمی شد امسال
شهید بی‌سرم برگشته
بیاید برید به استقبالش
مدافع حرم برگشته

تــو به آرزوت رسیدی
تــو امام حسین رو دیدی
وای به سیدالشهیدا تــو اشبه‌الشهیدی
تو روضه‌ی مجسم هستی
یه مملکت شده بی تابت
داری میری سلام مارو ببر به محضر اربابت

چقدر به حال تو همه حسرت خوردیم
تویی که زنده هستی و ماها مُردیم

عجب محرمی شد امسال....محرم سال۹۶
.

#امضاء_یازهرا
#شهید_محسن_حججی
Read more
در این سروده سید حمیدرضا برقعی در هر بیت اشاره‌ای به یکی از حضرات معصومین(ع) داشته است. در شب قدر ...
Media Removed
در این سروده سید حمیدرضا برقعی در هر بیت اشاره‌ای به یکی از حضرات معصومین(ع) داشته است. در شب قدر دلم با غزلی همدم شد بین ما فاصله‌ها واژه به واژه کم شد چهارده مرتبه قرآن که گرفتم برسر حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم بوسه می‌‌خواست لبم، گنبد خضرا خم شد خم شد آهسته ... در این سروده سید حمیدرضا برقعی در هر بیت اشاره‌ای به یکی از حضرات معصومین(ع) داشته است.

در شب قدر دلم با غزلی همدم شد
بین ما فاصله‌ها واژه به واژه کم شد
چهارده مرتبه قرآن که گرفتم برسر
حرم یک به یک ابیات غزل، محرم شد
ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم
بوسه می‌‌خواست لبم، گنبد خضرا خم شد
خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت
گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد
بعدهم پشت همان پنجره ی رویایی
چشم من، محو ضریحی که نمی دیدم شد
خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق
گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد
گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:
به فدای لب خشکت ! همه جا زمزم شد
روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم
تشنه‌ام بود، ولی آب برایم سم شد
زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد
از محمد(ص) به محمد(ع) که میّسر هم شد
من مسلمان شده مذهب چشمی هستم
که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد
سال‌ها پیر شدم در قفس آغوشت
شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد
کاروان دل من بس که خراسان رفته است
تار و پود غزلم جاده ابریشم شد
سال‌ها شعر غریبانه در ابیات خودش
خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد
داشتم کنج حرم جامعه را می‌خواندم
برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده به او کار جهان مبهم شد
بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت
آی برخیز! که این قافیه «یاقائم» شد…
Read more
Loading...
من بلد نیستم سخت بگم...ساده‌ی #ساده میگم... #امشب که #حرم و #گنبد #طلایی و #بارگاه ملکوتیت #رو تلویزیون ...
Media Removed
من بلد نیستم سخت بگم...ساده‌ی #ساده میگم... #امشب که #حرم و #گنبد #طلایی و #بارگاه ملکوتیت #رو تلویزیون نشون میده. دیگه #بغض نمیکنم که چرا هنوز قسمتم نشده بیام پابوست... اما امشب از ته دلم میگم بازم منو بطلب تا بیام تو #حیاط حرم و بارگاهت وضوی #عشق بگیرم و #نماز #دلدادگی بخونم... خیلی حرفا هنوز ... من بلد نیستم سخت بگم...ساده‌ی #ساده میگم...
#امشب که #حرم و #گنبد #طلایی و #بارگاه ملکوتیت #رو تلویزیون نشون میده. دیگه #بغض نمیکنم که چرا هنوز قسمتم نشده بیام پابوست... اما امشب از ته دلم میگم بازم منو بطلب تا بیام تو #حیاط حرم و بارگاهت وضوی #عشق بگیرم و #نماز #دلدادگی بخونم... خیلی حرفا هنوز تو دلم هست... خیلی چیزا بود که خواستم بگم... اما وقتی دستام به #ضریح #حلقه شد همه‌ی حرفام یادم رفت... #دوست داشتم #ساعت‌ها همون‌جا بشینم و یه دل سیر...اما خواهرای اونجا همش میگفتن که #دخترم برو نایست نوبت بقیه هم بشه... کاش #نوبت همه شده باشه...
میدونم از راه دور هم #صدای دل‌های #بی‌قرار رو میشنوی... امشب خیلی‌ها مثه من کلی حرف دارن که بسپارن به #حضرت ضامن آهو تا به گوش #پروردگار مهربانی‌ها برسونه... یا #امام #رضا دلم #آرامش میخواد با کلی اتفاق #خوب... برای همه... هرکی هست و هرکی نیست...
آقاجان از دور #سلام

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ⚫️ #شهادت امام رضا (ع) #تسلیت باد. 📎 من نوشته
Read more
عضو شورای شهر اهواز با حضور در حرم مطهر امام راحل گفت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در عصر کنونی نهضت ...
Media Removed
عضو شورای شهر اهواز با حضور در حرم مطهر امام راحل گفت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در عصر کنونی نهضت و انقلابی را به پا داشت که جهانیان را متحیر کرد. سید محسن موسوی در گفتگو با خبرنگار آستان افزود: امام راحل شخصیتی سیاسی بود که در جهان تشیع با نهضت خود کاری تاریخی را به ثبت رساند. این عضو شورای ... عضو شورای شهر اهواز با حضور در حرم مطهر امام راحل گفت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در عصر کنونی نهضت و انقلابی را به پا داشت که جهانیان را متحیر کرد.

سید محسن موسوی در گفتگو با خبرنگار آستان افزود: امام راحل شخصیتی سیاسی بود که در جهان تشیع با نهضت خود کاری تاریخی را به ثبت رساند.

این عضو شورای عالی استان ها در ادامه تصریح کرد: امام خمینی(س) امید را در دل محرومان و آزادی خواهان جهان زنده کرد و به آنها آموخت برای آزادگی نباید زیر یوق ظلم و جود رفت.

وی در پایان خاطر نشان کرد: شخصیت فقهی ایشان نام آور و نامدار در میان ملت ها بود.
Read more
در تهران دو نفر بودند كه سابقه طلبگى داشتند و بعداً جزء رجال سياسى شدند و وارد دستگاه دولت شدند و رابط ...
Media Removed
در تهران دو نفر بودند كه سابقه طلبگى داشتند و بعداً جزء رجال سياسى شدند و وارد دستگاه دولت شدند و رابط بودند ميان اية الله العظمي بروجردى و محمّدرضا شاه . يكى از آنها قائم مقام رفيع رشتى بود، از نواده‏هاى حاج ملاّ رفيع (از رؤسا و علماى خيلى معروف رشت) . قائم مقام و برادران ديگرش: بحرالعلوم، ثقة الاسلام ... در تهران دو نفر بودند كه سابقه طلبگى داشتند و بعداً جزء رجال سياسى شدند و وارد دستگاه دولت شدند و رابط بودند ميان اية الله العظمي بروجردى و محمّدرضا شاه . يكى از آنها قائم مقام رفيع رشتى بود، از نواده‏هاى حاج ملاّ رفيع (از رؤسا و علماى خيلى معروف رشت) . قائم مقام و برادران ديگرش: بحرالعلوم، ثقة الاسلام و شريعتمدار همگى روحانى و جزء علماء و اعيان بودند . قائم مقام، اول معمم بود و بعداً كلاهى شد . وى با رضا خان هم اتصال داشت و با عمامه در خيلى جاها همراه رضاخان مى‏رفت . يكى از حقوقى كه ايشان بر ساير افراد دارد و لازم است ذكر شود، اين قضيه است: موقعى كه همسررضاخان در يكى از اعياد به قم آمده و در ايوان آينه حرم با روى باز حاضر شده بود، سيدى به نام سيد ناظم، از شاگردان آشيخ محمد تقى بافقى، به همسر شاه پرخاش مى‏كند كه اين چه وضعى است كه شما در روز عيد كه همه مردم مى‏بينند در ايوان آينه حرم با ظاهر شده‏ايد؟ همسر شاه با شاه تماس مى‏گيرد و رضا شاه ديوانه‏وار چون حيوان درّنده به سمت قم حركت مى‏كند و اگر قميها حرفى مى‏زدند، ممكن بود كه قم و آستانه را زير و رو كند .
قائم مقام كه همراه شاه بود، مى‏گويد: «اعليحضرت! سلطنت اعليحضرت به سادگى به دست نيامده است، چقدر شرايط جمع شد كه اعليحضرت به سلطنت رسيد . حيف است كه براى چند دقيقه، نام نيك اعليحضرت در تاريخ باقى نماند» . وقتى قائم مقام اين را گفت، آتش غضب رضا خان خاموش شد و طغيانِ شديد او فروكش كرد . اگر قائم مقام اين كار را نمى‏كرد، معلوم نبود رضاخان بر سر اهل قم چه بلايى بياورد . خدا ايشان را رحمت كند! تا آخر با علما مرتبط بود و علما و رجال سياسى به منزلش مى‏رفتند .
شخص ديگرى كه سابقه طلبگى داشت و انسان فاضلى بود، صدرالاشرف نام داشت . وى راجع به مباحث دينى مقالاتى هم نوشته بود . كارهاى خوبى هم انجام مى‏داد كه طول و تفصيل دارد . اين دو نفر رابط ميان مرحوم اية الله بروجردى و محمدرضا شاه بودند .
در عكس بالا سمت راست قائم مقام رفيع و در عكس پايين سمت چپ صدر الاشراف ديده مي شوند .
.
#بروجردي #بروجردي #صدر_الاشراف #قائم_مقام_رفيع #محمدرضاشاه #مرجعيت #فقاهت #سيره #بروجرد #قم #اخلاق #عرفان #اية_الله_بروجردي #اية_الله_العظمي_بروجردى
#broujerdi #boroujerdi #ayatollah_broujerdi #ayatollah_boroujerdi
Read more
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در ...
Media Removed
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... . بگذار به جای من آوینی بگوید : . آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر ... . ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی!
.

آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... .

بگذار به جای من آوینی بگوید :
.
آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر زبان بیاورم چیزی برای گفتن نمی‌ماند. 
دوست من، می‌دانم که چه می‌کشی خوب می‌دانم اما تو که در دامنه آتشفشان منزل گرفته‌ای باید بدانی که چگونه می‌توان زیر فوران آتش زیست. ما را خداوند برای زیستنی چنین به زمین آورده است چرا که مرغ عشق ققنوس است که در آتش می‌زید نه آنکه رنگین کمان می‌پوشد و در بوستان‌های عافیت، شکر می‌خورد و شکرشکنی می‌کند. مگر سوخته دلی و سوخته جانی را جز از بازار آتش می‌توان خرید؟ 
گفتم بازار آتش و یاد کربلای پنج افتادم کربلای پنج، چهار تن از دوستان من و تو بود.حسن هادی، رضا مرادی، ابوالقاسم بوذری و امیراسکندر یکه‌تاز که تو او را دیده بودی که چگونه در خون خویش فرو می‌غلتد. خون نیز همرنگ آتش است و همان سان فوران می‌کند. یادم هست که حیرت شهادت یکه‌تاز تا آنگاه که راز خون را کشف نکردی در تو فرو ننشست. در همان نخستین قدم هنوز فرصت فیلمبرداری نیافته سفیر عشق سر رسیده بود و امیر اسکندر یکه‌تاز را در برابر چشمان حیرت زده تو با خود برده بود با خود می‌گفتی او که هنوز فرصت انتخاب نیافته است حال آنکه او پس از انتخاب روی به راه نهاده بود من نمی‌دانستم و تو هم دریافتی. آن روزهای آخر، دیگر عصرها به خانه نمی‌رفت. می‌آمد و کنار من پشت میز موویلا می‌نشست وحرف می‌زد. چیزی در درونش شکسته بود و مثل منتظران دل به اکنون نمی‌سپرد. فهمیده بود که در عالم رازی هست که عقل به آن راه نمی‌برد. فهمیده بود که میان این راز و آسمان، رابطه‌ای هست فهمیده بود که آدم‌ها بر دو گونه‌اند. آنان که با عقل‌شان می‌زیند و دیگرانی که زیستشان با دل است چه بسیارند آنان و چه قلیلند اینان چه سهل است آنگونه زیستن و چه دشوار است این گونه بودن. 
بهشت ارزانی عقل‌اندیشان، اما در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود ظاهر عالم در سایه اسم ساتر و ستاره پرده بر این راز کشیده است و پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را. تا جز کشتگان راه عشق راهی به حریم این حرم نیابند. تو خود به چشم خویش دیدی که بهای ورود در این حرم چیست. (ادامه در کامنت)
.
@hatamikia
#من_یک_فیلمساز_وابسته_ام
#ابراهیم_حاتمی_کیا
#پرواز_به_وقت_شام
#بادیگارد
#آژانس_شیشه_ای

#بوی_پیراهن_یوسف
#از_کرخه_تا_راین
#دیدبان
#مهاجر
Read more
. <span class="emoji emoji1f339"></span>کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت یک زن ویلچری، روی دوتا پا برگشت<span class="emoji emoji1f343"></span> . <span class="emoji emoji1f339"></span>کافرى تا به ضریح تو نگاهش افتاد سجده ...
Media Removed
. کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت یک زن ویلچری، روی دوتا پا برگشت . کافرى تا به ضریح تو نگاهش افتاد سجده ای کرد سپس شیعه ی مولا برگشت . خسته بود از همه ی آینه ها تا اینکه زشت آمد، متحول شد وزیبا برگشت . آنکه در صحن به دنبال شفا آمده بود با نگاهی به ضریح تو مسیحا برگشت . زائری گفت چرا ... .
🌹کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت
یک زن ویلچری، روی دوتا پا برگشت🍃
.
🌹کافرى تا به ضریح تو نگاهش افتاد
سجده ای کرد سپس شیعه ی مولا برگشت🍃
.
🌹خسته بود از همه ی آینه ها تا اینکه
زشت آمد، متحول شد وزیبا برگشت🍃
.
🌹آنکه در صحن به دنبال شفا آمده بود
با نگاهی به ضریح تو مسیحا برگشت🍃
.
🌹زائری گفت چرا اشک ندارم آقا
نگهش کردی و با دیده ی دریا برگشت🍃
.
🌹به گمانم که به طور تو مشرف شده بود
آنکه با معجزه و با ید بیضا برگشت🍃
.
🌹صبح درقامت یک مرد گدا رفت حرم
ظهر نزدیک اذان بود که آقا برگشت🍃
.
🌹جبرئیل آمده بود از وسط عرش، حرم
دوسه تا فرش تکان داد و به بالا برگشت🍃
.
🌹نفس خادمتان خورد به آن نصرانی
در حرم شیعه شد، از مذهب ترسا برگشت🍃
.
🍃🌼🌹عیدتون مبارک🌹🌼🍃
.
#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا_ع
#انتظار
Read more
. چرا روز تاسوعا به حضرت عباس(ع) تعلق دارد؟ . حضرت ابالفضل‌العباس‌علیه‌السلام هنگام وداع با ...
Media Removed
. چرا روز تاسوعا به حضرت عباس(ع) تعلق دارد؟ . حضرت ابالفضل‌العباس‌علیه‌السلام هنگام وداع با برادر، رو به آسمان نمود و عرض کرد: خدایا، می‌خواهم به وعده‌ام (آبرسانی به خیام حرم) وفا کنم. 14 هزار نفر نگهبان آب فرات بودند ، به آنها حمله کرد و پس از کشتن 80 نفر از آنها خود را به آب رسانید. دشمنان 6 بار ... .
چرا روز تاسوعا به حضرت عباس(ع) تعلق دارد؟
.
حضرت ابالفضل‌العباس‌علیه‌السلام هنگام وداع با برادر، رو به آسمان نمود و عرض کرد: خدایا، می‌خواهم به وعده‌ام (آبرسانی به خیام حرم) وفا کنم. 14 هزار نفر نگهبان آب فرات بودند ، به آنها حمله کرد و پس از کشتن 80 نفر از آنها خود را به آب رسانید.
دشمنان 6 بار به او حمله کردند تا نگذارند او خود را به آب برساند ولی آن حضرت ضرباتی سنگین بر آنها وارد ساخت و خود را به آب رسانید.
عباس مشک را پر از آب کرد ولی خود آب نیاشامید و خطاب به نفس خویش گفت:
ای نفس(عباس) بعداز حسین زندگی ارزشی ندارد، می خواهم بعد از او زنده نمانی، حسین شربت مرگ می‌نوشد و تو می‌خواهی آب بیاشامی ، هیهات هرگز دین من چنین اجازه‌ای به من نمی‌دهد.
هنگامی که حضرت به سوی خیام می‌رفت کمانداران راه را بر او بستند و لشگریان ابن‌سعد هم همراهی کردند و حضرت را محاصره نمودند ، آن حضرت شجاعانه شمشیر می‌زد و می‌کشت ، ناگاه نوفل ازرق که در جایی کمین کرده بود از کمینگاه در‌آمد و با کمک زید‌بن‌ورقا و حکیم‌بن‌طفیل‌سنبسی‌طائی دست راست حضرت را جدا کردند .
حضرت فوری مشک را بر دوش چپ خود افکند و شمشیر به دست چپ خود گرفت و نبر را ادامه داد.
در این حال حکیم‌بن‌طفیل از پشت درخت خرما بیرون آمد و دست چپ حضرت را نیز جدا کرد ، حضرت مشک را به دندان گرفت.
او می کوشید تا به خیمه گاه حضرت‌امام‌حسین‌علیه‌السلام برسد ، ناگاه تیری از جانب دشمن به مشک آب خورد تمام آب روی زمین ریخت و اینجا عباس ناامید گشت، تیر دیگری بر سینه اش نشست ، آنگاه حکیم‌بن‌طفیل لعنه‌الله‌علیه با عمودی آهن بر فرق شریف حضرت زد ، در این هنگام از اسب به زمین افتاد و گفت :
ای‌برادرم ای‌حسین ، خداحافظ ، ای برادر برادرت را دریاب ،
حضرت‌امام‌حسین (علیه السلام) چون شهاب ثاقب بر سر او حاضر شد و در انجا حضرت‌ابالفضل‌علیه السلام را که در کنار فرات تشنه و در خون آغشته و هر دو دست قطع شده دید. آن بدن پاره‌پاره را نظاره می‌کرد و می‌گریست.
زمانی که خواست بدن زخم‌دار برادر وفادار خود را به سوی خیمه‌ها ببرد ابالفضل علیه‌السلام فرمود: ترا به حق جدت قسم می دهم که مرا در همین جا بگذار و به سوی خیمه ها نبر!
اول آنکه به دخترت وعده اب داده بودم و چون نتوانستم به او آب برسانم از وی خجالت می‌کشم. دیگر آنکه من علمدار و سردار لشکر تو بوده‌ام چون این لشگر مرا کشته ببینند جرأت و جسارت ایشان بر تو زیاد می شود.
حضرت فرمود: خدا ترا جزای خیر دهد که در حال حیات و ممات خود مرا یاری کردی.
سپس برادر را در همانجا گذاشت و در حالت گریان به خیمه‌ها بازگشت.
Read more
‌‌‌‌‌‌‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>‌‌﷽<span class="emoji emoji1f539"></span>‌❖<span class="emoji emoji1f343"></span> ‌ ‌ <span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا ...
Media Removed
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌﷽‌❖ ‌ ‌ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَواد ‌‌ ‌ ‌‌❖شهادت جانسوز حضرت امام جواد عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه ... ‌‌‌‌‌‌‌‌🍃❖🔹‌‌﷽🔹‌❖🍃


🍃❖🔹اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَواد🔹❖🍃
‌‌

‌‌🍃❖شهادت جانسوز حضرت امام جواد عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖🍃
‌‌

‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ


‌❖ #حدیث ⤵⤵

❖ #کلامکم_نور ⤵⤵

🍃❖حضرت امام جواد علیه السلام فرمودند:

🍃🌷التَّوْبَهُ عَلی أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ
بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ.
‌ ‌‌
🍃🌷شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانی
قلبی، استغفار با زبان،جبران كردن گناه ـ نسبت به
همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ، تصمیم جدّی
بر این كه دیگر مرتكب آن گناه نشود.

‌📚«ارشاد القلوب دیلمی، ص 160»



ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ



‌ #سلام_مولای_مهربانم 😢🍃
‌‌
◾هستند کریمان دو عالم سرخوانت
◾یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت
‌‌
◾اصلا حرم شاه خراسان حرم توست
◾هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

◾انگار که گهواره تو عرش زمین بود
◾وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

◾تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است
◾هستم اگر امروز مسلمان اذانت
‌‌
◾یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید
◾صد بار نمی رفت به قربان زبانت!

◾از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است
◾بر این پدرت حق بده باشد نگرانت

◾در راه مبادا قدمت خار ببیند
◾آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

◾یک روز می آید که می افتد بدن تو
◾لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

◾یک روز می آید که می افتی و کنیزان
◾در خانه برقصند کنار بدن تو

◾ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ...
◾آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

◾هرچند کلام تو در آواز شود گم
◾اما نزند هیچ کسی بر دهن تو
‌‌‌
🍃✒شعر از استاد علی اکبر لطیفیان (حفظه الله )


ـــــــــــــــــــــــــ


✏پــی نــوشـتــ⤵⤵ :

🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت
شرکت در طرح به کانال سروش مراجعه بفرمـایید .
(لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است)
‌‌‌‌‌‌‌

🍃📱sapp.ir/shaybelkhaziib
‌‌
🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌‌
‌‌
🔸تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید ...
Read more
«قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان مثل تیری که رها می شود از دست کمان خسته ...
Media Removed
«قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان مثل تیری که رها می شود از دست کمان خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود مست می آمد و رخساره برافروخته بود روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته بر تنش دست یدالله حمایل بسته بی خود ... «قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها می شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود
بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
مست می آمد و رخساره برافروخته بود
روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته
بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد
زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد
یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را
آمده باز هم از جا بکند خیبر را
آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جمله در پوست نگنجیدن را
بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید
زیرپایش همه کون و مکان می چرخید
بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه
گفت:لاحول ولاقوه الابالله
مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون
به تماشای جنونش همه دنیا مجنون
آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است
بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است
رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی
پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد
با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست
آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا می گیری
زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای
به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا*
گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید
با فغان پسرم وا پسرم می آید
باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی اینبارچرا دست به پهلو داری؟! کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟! مثل آیینهء در خاک مکدر شده ای
چشم من تار شده ؟یا تو مکرر شده ای؟! من تو را در همه کرب و بلا می بینم
هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم
ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی
کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم
باید انگار تو را بین عبا بگذارم
باید انگار تو را بین عبایم ببرم
تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم

#علی_اکبر_حسین
#اللهم_الجعل_عواقب_امورنا_خیرا
#این_شعر_عالیهههههههه
#حی_علی_العزا
Read more
سلام بر شهیدان توصیه و راهکار شهدا برای باز شدن گره های کور سخت حوادث و بن بست مشکلات فردی و جامعه ما چیست ؟؟؟؟ #آری_باز_هم_یا_زهرا_رمز_پیروزی_است خط مقدم نبرد با دشمن از آتش پر حجم و شدت درگیری، کار گره خورده بود . خیلی ها شهید شده بودند و بقیه هم به هر مقدار مجروح شده بودند . دیگر همه داشتند ... سلام بر شهیدان
🔴 توصیه و راهکار شهدا برای باز شدن گره های کور سخت حوادث و بن بست مشکلات فردی و جامعه ما چیست ؟؟؟؟
#آری_باز_هم_یا_زهرا_رمز_پیروزی_است
🔷خط مقدم نبرد با دشمن از آتش پر حجم و شدت درگیری، کار گره خورده بود . خیلی ها شهید شده بودند و بقیه هم به هر مقدار مجروح شده بودند .
دیگر همه داشتند باور میکردند که به انتها رسیده اند، وضعیت اصلا خوب نبود .
حاج حسین خرازی بی قرار بود اما به روی خودش نمی آورد ... بی سیم چی را صدا زد و گفت: هر طور شده تورجی زاده را پیدا کن !!!
... صدای تورجی زاده از پشت بی سیم آمد ... حاج حسین خرازی گوشی را برداشت و با بغض به تورجی زاده گفت: چند خط روضه حضرت زهرا(س) برام بخون !!!
تورجی زاده فقط یک بیت زمزمه کرد که حاج حسین از حال رفت ...!
صدای تورجی زاده را روی تمام بی سیم ها انداخته بودند ..‌
تا به خودمان آمدیم از پشت بی سیم صدای تکبیر رزمنده ها بلند شد ....!!!
خط را گرفته بودند و دشمن را تارومار کرده بودند ....
تورجی زاده خونده بود :
در بین آن دیوار و در
زهرا(س) صدا میزد پدر
دنبال حیدر می دوید
از سینه اش خون می چکید
🕊 شهید محمدرضا تورجی زاده تاریخ شهادت : ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶
عملیات کربلای ۱۰ _ بانه
🌷یاد همه شهدا بخیر
#آری_باز_هم_یا_زهرا_رمز_پیروزی_است
#یادمان_یاران_دوکوهه
#نقطه_رهایی
#یک_میدان_مسابقه_بهشت
#حرم_مطهر_شهدای_گمنام
#زیارت_شهدا_دعوت_به_یک_میهمانی_است
#التماس_دعا
#منطقه۱۸_منطقه_شهدای_گمنام
#اگر_از_کربلا_دوریم_هوا_اینجا_سرشار_از_عطر_شهداست
#با_آرزوی_شهادت_برای_مردان_خدا
#آتش_به_اختیار
#yaranedokoohe #iran #tehran #martyrs
Read more
<span class="emoji emoji1f4cd"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span>گر خواهی بدانی جایگاهت عرش است یا فرش، نگاهی کوتاه بر چهره نورانی کودکی در مقابل تو است کن،عرش من ...
Media Removed
گر خواهی بدانی جایگاهت عرش است یا فرش، نگاهی کوتاه بر چهره نورانی کودکی در مقابل تو است کن،عرش من آنجاست که او میخندد از ته دل. یاد بگیریم آمده ایم و خواهیم رفت، در بین چه به سر خواهد شد مهم است نه اول و آخرش، اول و آخرش که با گریه همراه است آیا خنده ای ما بین این دو لحظه جرم است؟ گناه است؟ حرام است؟ آیا ... 📍😍گر خواهی بدانی جایگاهت عرش است یا فرش، نگاهی کوتاه بر چهره نورانی کودکی در مقابل تو است کن،عرش من آنجاست که او میخندد از ته دل. 😍
📍📝یاد بگیریم آمده ایم و خواهیم رفت، در بین چه به سر خواهد شد مهم است نه اول و آخرش، اول و آخرش که با گریه همراه است آیا خنده ای ما بین این دو لحظه جرم است؟ گناه است؟ حرام است؟ آیا مایه آبرو ریزی هست؟ و تو ای که با خنده ای کوچک میشوی آیا قبل از آن بزرگ بوده ای؟! 📝
📍😍وقتی کنار حرم نشسته باشی و برای لحظاتی یه فرشته کوچولو(مهرسا خانم) بشه همدمت.😍
😍شیطون خانم تا دوربین میدید میخندید، شاید تو اولین عکسی باشه که از ته ته ته دل خندیدم،باید اهل دل باشی تا بدونی تو اون شلوغی یه فرشته کوچولو کنارت بشینه یعنی چه، تا بدونی این خنده را به تمام جهان نمیشه داد.😍
📍😍پ ن:یه انگشتر خریده بود، هرچی میگفتم بدش من، سر را به نشانه اعتراض تکان میداد، گت مامانم خریده😍
📍😍پ ن :کلی باهم بازی کردیم، هواپیما بازی و آسفالت.
چقدر حال داد خیلی خیلی خیلی😍
📍😢هنوز ساعاتی نگذشته دل تنگشم😢
Read more
<span class="emoji emoji1f534"></span>رابطه واگذاری #دریای_خزر و دادگاه #میکونوس <span class="emoji emoji1f534"></span> <span class="emoji emoji2796"></span>بابک‌داد<span class="emoji emoji2796"></span> تمام داستان واگذاری دریای خزر به روسیه ...
Media Removed
رابطه واگذاری #دریای_خزر و دادگاه #میکونوس بابک‌داد تمام داستان واگذاری دریای خزر به روسیه را، از لابلای سخنان عضو هیئت روسی که در مذاکرات سال ۱۹۹۶ (دولت هاشمی رفسنجانی) حضور داشته، می‌توان در یافت. سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۶) در پایان دولت سازندگی، جمهوری اسلامی زیر فشار شدید جهانی برای تحویل ... 🔴رابطه واگذاری #دریای_خزر و دادگاه #میکونوس 🔴
➖بابک‌داد➖

تمام داستان واگذاری دریای خزر به روسیه را، از لابلای سخنان عضو هیئت روسی که در مذاکرات سال ۱۹۹۶ (دولت هاشمی رفسنجانی) حضور داشته، می‌توان در یافت.
🔴سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۶) در پایان دولت سازندگی، جمهوری اسلامی زیر فشار شدید جهانی برای تحویل متهمان «دادگاه #میکونوس» بود.
چند مقام حکومتی و علی‌اکبر ولایتی وزیر خارجه وقت، از جمله متهمان آن دادگاه بودند که باید مسترد می‌شدند! اما زیر عبای رهبر، همگی به آغوش امن روسیه رفتند؛ به قیمت واگذاری سهم پنجاه درصدی ایران در خزر! 🔴آن ایام، روس‌ها با درک شرایط سخت ج.ا، پا روی گلوی حکومت ایران گذاشته بودند تا در اجلاس «تقسیم یا رژیم حقوقی #دریای_خزر» شرکت کند!
از طرفی حکومت ایران در اوج فشارهای خارجی، به دنبال «جلب حمایت روسیه» بود. پس به آن اجلاس رفت و همانجا، روی معاهده سالهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ درباره تقسیم مساوی دریای خزر بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی «پا گذاشت» و به تقسیم‌بندی جدید یعنی داشتن سهم «زیر ۲۰٪ از دریای خزر» رضایت داد!
🔴حکومت ایران، آن سال این واگذاری را انجام داد تا روسیه در آن دوران سخت که اروپایی‌ها سفیران خود را از تهران فراخوانده بودند و بوی جنگ می‌آمد، در کنار ج.ا بماند و فشارهای جهانی را کمتر کند!
به عبارتی، جمهوری اسلامی به ازای «حمایت روسیه در برابر آن فشارها» از سهم ۵۰٪ ایران در دریای خزر گذشت!
🔴امروز فقط «خبر آن واگذاری» اعلام شده! و بخشی از آن از لابلای حرفهای عضو هیئت روسیه درز کرد و بخشی از درون متن موافقتنامه اجلاس قزاقستان منتشر شده. وگرنه در ایران اسلامی «هیچکس (از غیرخودی‌ها) مَحرم نیست» تا در وقتش، بتواند به مفاد این پرونده‌ها و محتوای مذاکرات بین‌المللی ج.ا دسترسی داشته باشد!
➖(به تازگی آقای صادقی نماینده مجلس، از بی‌اطلاعی مطلق نمایندگان مجلس از برخی موضوعات مهم کشوری خبر داده و گلایه کرده است. نامحرم دانستن سایرین مانند دانشگاهیان یا خبرنگاران که مشخص است!)
🔴ما سالهاست ایران را در اختیار کسانی گذاشته‌ایم که برای ماندن و بقای قدرت و ثروت خود، «آب و خاک و حریم هوایی» آن را می‌فروشند و وضع منتقدان هم مشخص است؛ مرگ، حبس، تبعید، اتهام وطن‌فروشی(!) و انواع تهدیدها و آزارها و…!
🔴ویدئو: رجب صفراوف، عضو هیئت روسیه هم در اجلاس سال ۱۳۷۵ و هم در اجلاس اخیر حضور داشته است. او در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی، «ناخواسته» بخشی از واقعیت را به زبان آورد و گفت: ″سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) ما خودمان هم تعجب کردیم که ایران از ابتدا روی سهم ۵۰٪ خودش پافشاری نکرد″!
بابک‌داد
Read more
بسم رب الشهداء والصدیقین نسأل الله منازل الشهداء... العربية: في البداية أتی وقال: یا حسين ضاق صدري، اريدكرأن تقرأ لي مجلس العزاء، فقد لا أمتلك فرصة سماع مجلس عزاء أخری. قلت: تقي، إذهب، انها ليلة العملیات ولدینا عمل کثير. ذهب وعاد مرة أخری، لکن لهذه المرة أحضر الشهيد یعقوبي لیتوسط ... بسم رب الشهداء والصدیقین

نسأل الله منازل الشهداء... 🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻 العربية: في البداية أتی وقال: یا حسين ضاق صدري، اريدكرأن تقرأ لي مجلس العزاء، فقد لا أمتلك فرصة سماع مجلس عزاء أخری.

قلت: تقي، إذهب، انها ليلة العملیات ولدینا عمل کثير.

ذهب وعاد مرة أخری، لکن لهذه المرة أحضر الشهيد یعقوبي لیتوسط له، ولو لبعض دقائق. ذهبنا ثلاثتنا و جلسنا خلف الدشمة.

قلت: مجلس عزاء من أقرأ؟ قال تقي: أشتاق قلبي للعباس علیه السلام.

وأنا بدأت بالقراءة: يا أهل الحرم، صاحب اللواء لم یعد، القائد و السيد لیم یعد، صاحب اللواء لم یعد..
لقد رددت هذین البیتین و کانوا یبکون کثیرا، ترکتهم لوحدهم و ذهبت الی مکان آخر.
بدأت العملية و کان رمز هذه العملية «یا ابالفضل العباس»، تذکرت قول تقي إنه مشتاق لأبي الفضل العباس، اخذت اللاسلکي لأسأل عن مکان تمرکزه.
قالوا: لقد استشهد تقي قبل لحظات.
راوی: حاج حسین کاجی، فيلق ۱۷ علي ابن ابي طالب علیه السلام
.
.
.
فارسی: اول خودش آمد و گفت: حسین خیلی دلم گرفته می خوام برام روضه بخونی. شاید دیگه فرصت روضه گوش کردن نداشته باشم.
گفتم: تقی برو شب عملیات خیلی کار دارم.
رفت و باز برگشت. این بار شهید یعقوبی رو آورده بود واسطه. اصرار که فقط چند دقیقه.
سه تایی رفتیم نشستیم پشت سنگر؛گفتم: چه روضه ای بخونم؟ تقی گفت: دلم هوای حضرت عباس علیه السلام را کرده.
و من هم شروع کردم به خوندن؛
ای اهل حرم میر علمدار نیامد
سقای حرم سید و سالار نیامد
کلی وقت داشتند با همین دو تا بیت گریه می کردند. رهاشون کردم به حال خودشون و رفتم.
عملیات شروع شد. با رمز «یا ابوالفضل عباس» یاد حرف تقی افتادم که گفته بود: دلم هوای حضرت عباس علیه السلام را کرده. بیسیم زدم وضعیتش رو بپرسم گفتند:« چند لحظه قبل شهید شد»
راوی: حاج حسین کاجی، لشکر ۱۷ علی ابن ابی طالب علیه السلام 🥀🥀🥀🥀🥀🥀 www.webeight.ir 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🆔Facebook👉 webeight ↗️Telegram 👉 webeight8

#webeight ‎ #qods_day
‎ #رسانه_وب_هشت ‎ #حزب_الله ‎ #ابوالفضل_العباس ‎ #nostalgia
‎ #عشاق_الشهادة ‎ #إعلام_الشبکة_الثامنة ‎ #هشت_سال_دفاع_مقدس
‎ #إعلام_الشبکة_الثامنة_وشهداء_العالم_الإسلامي
‎ #شهداؤنا ‎ #وب_هشت ‎ #شهداء_جهان_اسلام ‎ #webeight ‎ #شهدا ‎ #شهید ‎ #شهداء ‎ #روضة_الشهيدين ‎ #الدفاع_المقدس ‎ #webeight_ir
#التماس_دعا #عوائل_الشهداء #ابن_الشهيد #الشهيد #شهید_یعقوبی #آرزوی_شهادت #روضه #شب_عملیات
#بنت_الشهيد
Read more
چه قیمتی باید پرداخت میشد تا بعضی خودباخته ها و شیفتگان کدخدا میفهمیدند تا آمریکا قابل اطمینان نیست. چقدر ...
Media Removed
چه قیمتی باید پرداخت میشد تا بعضی خودباخته ها و شیفتگان کدخدا میفهمیدند تا آمریکا قابل اطمینان نیست. چقدر دروغ گفتی آقای رئیس جمهور. گفتی برجام بارانه،برجام آب حیاته و... اما همش دروغ. امشب که بعد از لغو برجام تو تلویزیون دیدم قیافه ی روحانی رو،یاد اون شبی افتادم که اومد با مردم صحبت کرد و با ... چه قیمتی باید پرداخت میشد تا بعضی خودباخته ها و شیفتگان کدخدا میفهمیدند تا آمریکا قابل اطمینان نیست.
چقدر دروغ گفتی آقای رئیس جمهور.
گفتی برجام بارانه،برجام آب حیاته و... اما همش دروغ.
امشب که بعد از لغو برجام تو تلویزیون دیدم قیافه ی روحانی رو،یاد اون شبی افتادم که اومد با مردم صحبت کرد و با ذوق زدگی گفت که از امشب اینجور میشه و اونجور میشه. البته امشب اونقدر ناراحت دیدمش که نگو و نپرس.
هزینه های 5سال دروغگویی روحانی چی میشه؟؟ حضرات سینه چاک؛محمد خاتمی،سیدحسن خمینی،علی لاریجانی، جهانگیری خالی بندو سلبریتی های بی سواد کجایید؟؟
یکی بیاد جواب بده دیگه؟؟؟ چقدر رهبری فرمودند نکنید. خوشبین نیستم. اینها قابل اطمینان نیستن. چرا گوش نکردند؟؟؟ چرا؟؟
همین دو روز پیش بود که یه دروغگو توئیت کردو نوشت ما محرمانه نداریم و فیلتر تلگرام رو به رهبری منتصب کرد. چرا؟کی میخوان بفهمن؟ چرا عبرت نمیگیرن؟چرا حرف ولی امر رو گوش نمیدن؟
راستی دستاورد دولت تدبیر چیه؟یه برجام بود که اونم رفت هوا !!! این داستان یه برکت داشت و به همه ثابت شد که باید با صدای بلند بگند:
#مرگ_بر_آمریکا

#من_به_مذاکرات_خوشبین_نیستم
#اطمینان_به_آمریکا_از_ساده_لوحی_است
#مذاکرات_برد_برد_دروغین
#کد_خدا_پرست_نباشیم
#آمریکا_شیطان_بزرگ
#آمریکا_هیچ_غلطی_نمیتواند_بکند
#مرگ_بر_آمریکا
#اطمینان_به_دشمن_هزینه_دارد
#مرگ_بر_اسرائیل
#مرگ_بر_آل_سعود
#لبیک_یا_خامنه_ای
#سایه_ی_رهبرم_مستدام
#سید_علی_خامنه_ای_رهبر_قلبهای_بیدار_دنیا
#ای_کاش_قدر_تو_را_بدانیم
#لبیک_یا_خامنه_ای_لبیک_یا_حسین_است
#شهدا_شرمنده_ایم
#مدافعان_حرم
#مدافعان_وطن
#شهید_حجت_اسدی
#هیات_حسین_جان_قزوین
Read more
. یک عارفی بود که مغازه عطاری داشت.رفت خدمت شیخ رجبعلی خیاط گفت دیگه به اینجام رسیده میخام آقام رو ...
Media Removed
. یک عارفی بود که مغازه عطاری داشت.رفت خدمت شیخ رجبعلی خیاط گفت دیگه به اینجام رسیده میخام آقام رو ببینم  شیخ یه نگاش کرد دید اهل دله.. شیخ فرمود فلانی چهل شب شبی صدبار این آیه را بخوان «رب ادخلنی مدخل صدق....» شب چهلم آقایت را می بینی... عارف میگه رفتم چهل شب شبی صدبار این ایه رو خوندم.چهل شب گذشت ... .
یک عارفی بود که مغازه عطاری داشت.رفت خدمت شیخ رجبعلی خیاط گفت دیگه به اینجام رسیده میخام آقام رو ببینم 
شیخ یه نگاش کرد دید اهل دله..
شیخ فرمود فلانی چهل شب شبی صدبار این آیه را بخوان «رب ادخلنی مدخل صدق....»
شب چهلم آقایت را می بینی...
عارف میگه رفتم چهل شب شبی صدبار این ایه رو خوندم.چهل شب گذشت و شب چهلم خبری نشد.
همه خوابیدیم.نصف شب دیدم صدام میکنن از خواب بیدار شدم دیدم این صدا رو زن و بچه نمیشنون اومدم توی کوچه دیدم اقا حجت ابن الحسن توی کوچه ایستادن اما پوشیه زده و به نورش کل کوچه روشنه
حضرت فرمود:فلانی تو فکر میکنی ما بچه های مادرمون زهرا(س)را نمیتونیم غذا بدیم.
حضرت این را فرمود و رفت.
گفتم:عجب بعد چهل روز و چهل شب در به دری و ذکر و یک عمر دنبال آقا بودن امشب هم که آقا را دیدیم آقا اینکارو با ما کرد.
صبح اومد محضر شیخ رجبعلی خیاط و ماجرا را تعریف کرد.
شیخ گفت:میدونی علت چیه؟؟
گفتم:نه!!
شیخ گفت:عطار یادته دیروز صبح یه بچه یتیم علویه سید اومد در مغازه ات گفت مادرم خواسته یه صابون بدید بچه ها رو بشورم بعدا پولش را میارم و تو از جای دیگری ناراحت بودی یه داد زدی سر این بچه و گفتی:
برو بینم بابا...مادر تو هم فقط مغازه ما رو بلده ....
دل اون بچه سید رو شکستی..
و این بود که آقا هم شب بهت فرمود:فلانی تو فکر میکنی ما بچه های مادرمون زهرا(س)را نمیتونیم غذا بدیم. .. .
حواسمون به رفتارا و کارامون باشه که آقا حواسش به رفتارو کارامون هست. ‌.
محمد_نبی_الله
#علی_ولی_الله
#فاطمه_زهرا
#حسن_ابن_علی
#حسین
#سید_الساجدین
#ابوالفضل_عباس
#المهدی
# #علی_اکبری
#علی_اصغر
#آجرك_الله_امام_زمان
#_موسی_کاظم
#جعفر_صادق
#محمد_تقي
#يا_باب_الحوايج
#اللهم_عجل_لوليك_فرج
#دعای_فرج
#شهید
#علي_نقي
#مدافعان_حرم
#کربلا
#یا_زینب
#فرج
#ظهور
#گل_نرگس
#یاقائم_آل_محمد
#یاصاحب_الزمان
#یا_بقية_الله .
#ابا_صالح
#جمعه
Read more
کُلُناأَبْناءُکَ یاحَيْدَر <span class="emoji emoji270b"></span>همش از غرب و مد گرایی تبعیت کردیم چی شدیم؟فکرکنم برای جبران تمام ضررهامون،یکبار ...
Media Removed
کُلُناأَبْناءُکَ یاحَيْدَر همش از غرب و مد گرایی تبعیت کردیم چی شدیم؟فکرکنم برای جبران تمام ضررهامون،یکبار به توصیه شهدا عمل کنیم. . #تهرونیا_شهید_همشهریتون_ناراحته . این شهید نه فرشته است نه خارق العاده ی آفرینش، فقط فهمید چیکار کنه، همین. . یک نگاه حرام توفیق شهادت را از دستت ... کُلُناأَبْناءُکَ یاحَيْدَر
✋همش از غرب و مد گرایی تبعیت کردیم چی شدیم؟فکرکنم برای جبران تمام ضررهامون،یکبار به توصیه شهدا عمل کنیم.
.
#تهرونیا_شهید_همشهریتون_ناراحته
.
👈این شهید نه فرشته است نه خارق العاده ی آفرینش، فقط فهمید چیکار کنه، همین.
.
🌴یک نگاه حرام توفیق شهادت را از دستت میگیرد🌴
.
در مسیر برگشت بودیم که چند خانم بد حجاب را دید. جلوتر که رفت باصدای بلند گفت "خواهرم، حجابت رو حفظ کن" بعد حرکت کرد..
توی راه با حالتی دگرگون گفت:"دیگه از اینجا خسته شدم.این حجابها بوی حضرت زهرا .ع. نمیده.اینجا مثلا محله های مذهبی تهران هست و این وضعیت رو داره"
بعد باصدایی گرفته ترگفت"خسته ام.بعد از سفرکربلا دیگه دوست ندارم توی خیابون برم.من مطمئن هستم چشمی که به نگاه حرام عادت کنه خیلی چیزها رو از دست میده.چشم گنهکار لایق شهادت نمیشه"
5 ماه بعد،بهمن 90 راهی نجف شد.دیگر نتوانست اینجا بماند
👆👆این حرف شهید مال سال 90 هست.و خبری از جنگ و شهادتم نبوده.تازه 23 سالشم بوده.
.
هنگام حضور در تهران احساس راحتی نمیکرد.یکبار پرسیدم از چیزی ناراحتی؟چرا اینقدر گرفته ای؟
گفت "خیلی از وضعیت حجاب خانمها توی تهران ناراحتم.وقتی آدم توی کوچه راه میره، نمیتونه سرش رو بالا بگیره، یه نگاه حرام آدم روخیلی عقب میندازه ..."
.
یاد روزی افتادم که باهم از سامرا به بغداد برمیگشتیم.هادی میگفت برای شهادت باید از خیلی چیزها گذشت ..
بعد به من گفت "وضعیت حجاب در بغداد چطوره؟"
گفتم خوب نیست، مثل تهران.
گفت"باید چشم را از نامحرم حفظ کرد تا توفیق شهادت را از دست ندهیم"..
بعد چفیه اش را انداخت روی سر و صورتش. در کل مدتی که در بغداد بودیم همینطور بود. تااینکه از شهر خارج شدیم و راهی نجف شدیم.
.
قسمتی از وصیت نامه شهید :
"از خواهران میخواهم که حجابشان را مثل حجاب حضرت زهرا .ع. رعایت کنند، نه مثل حجابهای امروز.چون این حجابها بوی حضرت زهرا نمیدهد...😔
ای داد از علم (پرچم) شیطانی. دنیا رنگ گناه دارد.دیگر نمیتوانم زنده بمانم.ان شاالله امام حسین و حضرت زهرا و امام رضا .ع. در قبر می آیند ...🍁
.
📝منبع کتاب پسرک فلافل فروش
بسیجی مدافع حرم، طلبه #شهید_محمد_هادی_ذوالفقاری
جانباز فتنه ی 88 ...
.
در سامرا به شهادت رسید.
.
🍁مزار نجف وادی السلام
.
تولد: خرداد 1367، وقتی دنیا آمد سالروز شهادت امام هادی بود، نامش را گذاشتند محمدهادی
.
شهادت : بهمن 1393 ، در دفاع از حرم امامی که همنام خودش بود، امام هادی .ع.
.
#خانمی_که_میگی_من_دلم_میخواد_اینجوری_بگردم_پسره_نگام_نکنه_حرفت_قبول_هادی_نگات_نکرد_ولی_کدومتون_برنده_شدین؟_
Read more
. حالا برای دلهای شما یک داستان از امام موسی بن جعفر بگم هرکی غریبه تحویل بگیره دیگه هیچکس از ما نگه ...
Media Removed
. حالا برای دلهای شما یک داستان از امام موسی بن جعفر بگم هرکی غریبه تحویل بگیره دیگه هیچکس از ما نگه ما کجا امام موسی بن جعفر کجا ما رفتیم جلسه #روضه_آقا، آقا به من نگاه می‌کنند نمی‌کنند نگی این رو ها میگه بعد از #شهادت امام صادق علیه السلام مذهب و مکتب های مختلف ایجاد شده همه خونه عبدالله پسر ... .
حالا برای دلهای شما یک داستان از امام موسی بن جعفر بگم
هرکی غریبه تحویل بگیره
دیگه هیچکس از ما نگه ما کجا امام موسی بن جعفر کجا
ما رفتیم جلسه #روضه_آقا، آقا به من نگاه می‌کنند نمی‌کنند
نگی این رو ها
میگه بعد از #شهادت امام صادق علیه السلام مذهب و مکتب های مختلف ایجاد شده
همه خونه عبدالله پسر امام صادق رو نشون دادن
رفتم اونجا چند تا سوال ازش پرسیدم
دیدم بابا این اصلاً گیجه دیگه دادش در اومد گفت من که اینها رو نمیدونم
اومدم بیرون، گفتم نه اینا امام من نیستم
توو کوچه یک گوشه نشستم در مدینه
گفتم خدایا پیشه مرجئه برم؟! پیشه زیدیه برم؟! چند تا رو همینجوری اسم بردم
پیش کی برم؟! پیش کی برم آخه امام من کجاست
یه پیرمردی اومد مقابل من
گفت بلند شو با من بیا
اولش احتیاط کردم گفتم اینا جاسوسهای حاکم ظالم هارون الرشیدن
اشاره کرد بیا
من رو برد در یک خانه‌ای
اشاره کرد اینجا برو
من وارد شدم
یک غلامی در رو باز کرد به روی من خوش آمد گفت
من رفتم خدمت امام موسی بن جعفر علیه السلام
آقا فرمود نه پیش مرجئه برو نه پیشه زیدیه برو پیش هیچکس
بیا پیش من
گفتم آقا شما امام من هستید؟
آقا فرمود: من چیزی بهت نمیگم خدا باید دل تو رو #هدایت کنه
فهمیدم یک جور دیگر باید سوال کنم
گفتم آقا امام شما کیه؟
آقا فرمودند: من امام ندارم
فهمیدم خود ایشون امامند
انقدر قلبم یک دفعه به حضرت روشن شود
سؤالام رو پرسیدم، عالی جواب دادن
روی دست و پای حضرت افتادم ابراز ارادت کردم
حضرت فرمودند: بخوای از #صمیم_دل خدا دستت رو میگیره میاره در خونه ما
ای امام موسی بن جعفر ما هم می‌خوایم تو رو
دور افتادیم ازت
کاش امروز واقعاً میتونستیم یکسر #حرم امام موسی بن جعفر بریم
واقعاً آدم رو بغل میگیرن ها
همه #روضه_اباالفضل که میخونن میگن رفت برای لبهای تشنه بچه های امام حسین به شهادت رسید
نسبت اباالفضل العباس با بچه های لب تشنه امام حسین چه جوریه؟!
نسبت امام موسی بن جعفر با شیعیان همین جوریه
#فدای_ما_شدن_حضرت
حضرت خودشون می فرمایند: خدا غضب کرده بود به شیعیان
من را مخیر کرد من خودم رو انداختم جلو
خدایا بلا رو به من برسون
من گوشه زندان سندی ابن شاهک گوشه زندان غضب تو رو تحمل می کنم اما شیعیانم بگذار راحت باشند
حالا اینها کم کم درست خواهند شد
ای خدا چقدر امام موسی بن جعفر زحمت ما را کشیدند
در زندان تاریک حضرت رو زندانی کردند
چه اذیت‌ها که حضرت بخاطر ما نشدند
.
#شهادت_امام_کاظم #باب_الحوائج #عکس_نوشته_استاد #استاد_پناهیان #استاد #پناهيان #پناهيانی
.
#کلیپ #تصویری در کانال تلگرام پناهیانی
https://telegram.me/panahiani
.‌
Read more
 #تونستيد_بخونيد . برای اکثر #مجرد ها که کمی سن و سال دارند این موضوع پیش آمده #کمبود یک نفر را در  ...
Media Removed
#تونستيد_بخونيد . برای اکثر #مجرد ها که کمی سن و سال دارند این موضوع پیش آمده #کمبود یک نفر را در  زندگیشان #احساس میکنند . کسی که با او حرف بزنند کسی که شریک غم و خوشی هایشان باشند گاهی در ذهنشان تصویر سازی هم میکنند . الان که همه جا #فضای_مجازی وجود دارد پیدا کردن یک هم صحبت کار سختی نیست . یک ... #تونستيد_بخونيد .
برای اکثر #مجرد ها که کمی سن و سال دارند این موضوع پیش آمده
#کمبود یک نفر را در  زندگیشان #احساس میکنند
.
کسی که با او حرف بزنند
کسی که شریک غم و خوشی هایشان باشند
گاهی در ذهنشان تصویر سازی هم میکنند
.
الان که همه جا #فضای_مجازی وجود دارد پیدا کردن یک هم صحبت کار سختی نیست
.
یک نفر که از روی پر کردن وقت بخواهیم با او حرف بزنیم🗣
#درد_و_دل کنیم️
رفع دلتنگیهایمان باشد
.
بعضی ها این #دلتنگی را #تحمل نمیکنند😑
#ماشاالله هم صحبتی هایشان زیاد است
.
سفره دلمان نه ولی سفره ذهنمان پیش همه باز است
.
گاهی که دلتنگی و کمبود یک نفر دومی در زندگی بهم فشار می آورد به چیزایی فکر میکنم که آرام میشم🤗
.
چیزایی که باعث میشود دلتنگی ها را تحمل کنم.️
.
فکر میکنم به آن مردی که یک #زن و چهار #بچه ی قد و نیم قد را در #خانه گذاشت و رفت
خدا میداند چه شب‌ها که پشت #خاکریز از دلتنگی #گریه نکرد
.
فکر میکنم به #دامادی که یک هفته بعد از #عقد راهی #جبهه شد و تنها دلخوشیش یک عکس بود
و #عروس خانومی که دلتنگ و #چشم_انتظار نشسته بود
.
فکر میکنم به آن دختر خانومی که هر روز خانه را آب و جارو میکرد تا شوهرش از راه برسد
چون تازه بچه دار شده بودند
.
وقتی هم که می آمد بعد از یک هفته دوباره راهی میشد و چشمان خیس خانومی که نمیتواند بگوید #نرو
.
فکر میکنم به آن همسر  #شهید_مدافع_حرم که دخترش بهانه #بابا را میگیرد بغضش رو قورت میدهد و بادخترش بازی میکند
.
الان که فکر میکنم میبینم دلتنگی من چقدر بچگانس در برابر اینها
.
انقدر بزرگ نیست که بخواهم برای پر کردنش #متوسل به دوست های مجازی بشوم
.
اخر میدانی فرقش چیست؟
آنها با اختیار خودشان،برای منو تو دلتنگی ها را تحمل کردند،از همسر و بچه و خانواده دل کندند و رفتن در غربتی که نه #تلگرام بود نه #اینستاگرام ....
.
پ‌ن:ان الله مع الصابرین
.
.
#التماس_دعا
#یاعلی
#یازهرا
.
#باشد_كه_رستگار_شويم
Read more
دلریزه های من... امسال هم اومد و رفت خیلی ها سال پیش بودن اما امسال تو میون ما نیستن به یاد محمد حسین ...
Media Removed
دلریزه های من... امسال هم اومد و رفت خیلی ها سال پیش بودن اما امسال تو میون ما نیستن به یاد محمد حسین محمدخانی شهید مدافع حرم باشیم یادمون باشه خیلیا تو این سالها خواستن اکیپ مارو به هم بریزن ولی نتونستن پس مراقب باشیم رابطمون رو خودمون خراب نکنیم و دشمن شاد کن نباشیم خیلیا تو این سال اومدن و از زندگیمون ... دلریزه های من... امسال هم اومد و رفت
خیلی ها سال پیش بودن اما امسال تو میون ما نیستن
به یاد محمد حسین محمدخانی شهید مدافع حرم باشیم
یادمون باشه خیلیا تو این سالها خواستن اکیپ مارو به هم بریزن ولی نتونستن پس مراقب باشیم رابطمون رو خودمون خراب نکنیم و دشمن شاد کن نباشیم
خیلیا تو این سال اومدن و از زندگیمون رفتن اما همیشه خاطره هاشون هستن
خیلیا دل ما رو سوزوندن اما اشکال نداره ما هم خدایی داریم
خیلیا بدی کردن اما بازم ما بخشیدیم
امسال با خوبی ها و بدی هاش گذشت
اینده رو دریابیم که از دستمون نره
یاد اربعین کربلا بخیر، اقا جان بطلب دوباره امسال بیایم پابوست
امسال خدا یه عنایتی کرد به بنده و انشالله قراره یک ماه دیگه یه کوچولو به زندگیم اضافه بشه
اخر سالی هم بهم یه هدیه داد که ازش ممنونم که اونو بهم برگردوند
خدایا شکرت به خاطر تمام داده ها و نداده هات
این روز عزیز رو هم به مادران ایران عزیزم و مادران شهدا و مادر نازنین خودم تبریک میگم.
عاشق داداشای گلم(حسین احرامیان، سید علیرضا، سید هادی،شیخ حسین)هم هستم
انشالله سال پر خیر و برکتی داشته باشید هم خودتون هم خانوادتون
انشالله فردا سال تحویل در حرم حضرت معصومه دعاگوتون هستم.
یا حق
Read more
میشه به بابای من اگر پشت شما ایستاده بگید بیاد بیرون؟ مامانم داره گریه می کنه. بابام لباس اش مثل شما ...
Media Removed
میشه به بابای من اگر پشت شما ایستاده بگید بیاد بیرون؟ مامانم داره گریه می کنه. بابام لباس اش مثل شما ها بود، رنگ اش، اون آرم هه که روی قلب تونه، اون ستاره ها که روی دوش تونه، بابام همین جاست! مطمئنم. بوش رو حس می کنم! به اش بگید بیاد جلو دیگه! دلم میخواد بغلم کنه، موهام رو نوازش کنه! قول داده ... میشه به بابای من اگر پشت شما ایستاده بگید بیاد بیرون؟
مامانم داره گریه می کنه.
بابام لباس اش مثل شما ها بود،
رنگ اش، اون آرم هه که روی قلب تونه،
اون ستاره ها که روی دوش تونه،
بابام همین جاست! مطمئنم.
بوش رو حس می کنم!
به اش بگید بیاد جلو دیگه!
دلم میخواد بغلم کنه،
موهام رو نوازش کنه!
قول داده بود #پرواز یادم بده!
نکنه خودش تنهایی رفت؟
..‌..........
پ.ن عکس: فرزند یکی از چند شهدای مدافع حرم پایگاه هوایی T4 که چند روز پیش توسط بمب باران اسرائیلی ها به شهادت رسید. شهید #کبر_زوار_جنتی
پ.ن: وقتی یه عده تو ویلا های کیش شون داشتند ابراز پشیمونی میکردند، داشتند توی ماشین لوکس شون از تبلیغ سال پیش شون عذر خواهی می کردند، یه عده توی سنگر های نمور و آشیانه های #جنگی داشتند برای #نظام و #آرامش و #امنیت مملکت می جنگیدند! آرامش و امنیتی که تو انتخابات ها هیچ کسی نمی تونه تبلیغ اش رو کنه چون که دست هیچ دولت مردی نیست. این آرامش دست مردای مرده که از راه شون هیچ وقت پشیمون نمی شن و پشت #آقا شون می ایستند، "ولو کره المشرکون" ...
#اسرائیل همون طور که f16 آمریکایی ات رو انداختیم، همون طور که #مرکاوا هات رو یکی یکی منفجر کردیم، همون طور که #مزدوران ات رو تو مملکت و بیرون مملکت از نفس انداختیم، پس مطمئن باش خیابون های #تل_آویو و #حیفا با لرزش پای همین شیرمردایی که جلوی فرزند شهید سرشون پایینه تکون خواهد خورد!
جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا....
#سوریه #مدافع_حرم #مدافعان_حرم #T4 #شهید #اسرائیل_سقطت 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
Read more
#خوش_آمدی_دلاور فردا بعد از چهار سال به استقبال پیکر #شهید_علی_سلطان_مرادی #مدافع_حرم حضرت زینب سلام الله و بابای فاطمه جان و محمد رضا جان در #معراج_شهدا خواهیم رفت... همگی دعوت هستید برای دلخوشی و دل گرمی فرزندان شهید عزیز... ساعت ۱۰ صبح معراج شهدا تهران، پارک شهر #شهید_علی_سلطانمرادی ... #خوش_آمدی_دلاور
فردا بعد از چهار سال به استقبال پیکر #شهید_علی_سلطان_مرادی #مدافع_حرم حضرت زینب سلام الله و بابای فاطمه جان و محمد رضا جان در #معراج_شهدا خواهیم رفت...
همگی دعوت هستید برای دلخوشی و دل گرمی فرزندان شهید عزیز... ساعت ۱۰ صبح معراج شهدا تهران، پارک شهر
#شهید_علی_سلطانمرادی
روز پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، در درگیری با تروریستها و تکفیریها در منطقه «کفر نساج» واقع در شمال غرب درعا(استان جنوبی سوریه)، به فیض شهادت نائل شدند....
🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹🌹 🌹
#کلنا_بفداک_یا_زینب_سلام_الله_علیها
#کلنا_بفداک_یا_زینب
#شهدای_مدافع_حرم
#شهید_علی_سلطان_مرادی
#علی_سلطان_مرادی
#شهید_مدافع_حرم
#فدایی_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#هنیئا_لک_یا_شهید_الله
#روحمان_با_یادش_شاد
Read more
. گیرم که کرد خواب رفیقان مرا کسل گیرم که گشت باده ز خشکی ما خجل گیرم که رفت پای طرب تا کمر به گل ناخن ...
Media Removed
. گیرم که کرد خواب رفیقان مرا کسل گیرم که گشت باده ز خشکی ما خجل گیرم که رفت پای طرب تا کمر به گل ناخن به زلف یار رسانم به فتح دل مطرب اگر کلافه نوازد سه تار را باید که تر شود ز لب من شراب خشک باید رسد به شبنم من آفتاب خشک دل رنجه شد ز زهد دوات و کتاب خشک از عاشقان سلام تر از تو جواب خشک از ما مکن دریغ ... .
گیرم که کرد خواب رفیقان مرا کسل
گیرم که گشت باده ز خشکی ما خجل
گیرم که رفت پای طرب تا کمر به گل
ناخن به زلف یار رسانم به فتح دل

مطرب اگر کلافه نوازد سه تار را

باید که تر شود ز لب من شراب خشک
باید رسد به شبنم من آفتاب خشک
دل رنجه شد ز زهد دوات و کتاب خشک
از عاشقان سلام تر از تو جواب خشک

از ما مکن دریغ لب آبدار را

شد پایمال خال و خطت آبروی چشم
از باده شد تهی و پر از خون سبوی چشم
شد صرف نحوه نگهت گفت‌وگوی چشم
گفتی بسوز در غم من، ای به روی چشم

تا می‌درم لباس بپا کن شرار را

با خود مگو که گیسوی مستانه ریخته
بخت سیاه ماست بر آن شانه ریخته
خون دل است آنچه به پیمانه ریخته
از بس که در طواف تو پروانه ریخته

یاران گذاشتند، همه کسب و کار را

ما سائل توایم و اگر مست کرده‌ایم
انگشتر عقیق تو را دست کرده‌ایم
ما عیش خود چنان چه شد و هست کرده‌ایم
بیت تو را اجاره دربست کرده‌ایم

ساکن شدیم این دِلَکِ بی قرار را

این دست‌پاچگی ز سر اتفاق نیست
هول وصال کم ز نهیب فراق نیست
شرح بسیط وصل به بسط و رواق نیست
اصلاً مزار انور تو در عراق نیست

معنی کجا به کار ببندد مزار را

با قل هو اللَهَ است برابر علی مدد
یا مرتضاست شانه به شانه به یا صمد
هستند مرتضی و خدا هر دو معتمد
جوشانده‌ای ز نسخه عیساست این سند

گر دم کنند خون دم ذوالفقار را

ای آفتاب روز غدیرت شراب‌ساز
ای ذرّه های خاک درت آفتاب‌ساز
ای دست‌های عبد تو عالیجناب ساز
شد خارهای خشک بیابان گلاب ساز

کردی ز بس جلیس گُل روت خار را

ظهر است بر جهاز شتر آفتاب کن
خود را ببین به صفحه آب و ثواب کن
این برکه را به عکسی از آن رخ شراب کن
از بین جمع یک دو ذبیح انتخاب کن

پر لاله کن به خون شهیدان بهار را

غم شد بدل به یمن جمال تو بر نشاط
پرداخت قبض برق تو یک دوره انبساط
افتاد تشت ما ز سر بام بر حیاط
من غیر دل نمانده برایم در این بساط

آسی بکش که باز ببازم قمار را

در معرکه چو تیغ کجت گشت سر فروش
تیغ تو خورد خون و خداوند گفت نوش
مرد قتال هستی و در زهد سخت‌کوش
تیر از نماز نافله‌ات می‌رود ز هوش

ناز طبیب می‌کشد این تیر زار را

تیغت به آبروی خودش آب دیده شد
زلفت به پیچ و تاب خودش تاب دیده شد
رویت هزار مرتبه در خواب دیده شد
هر دفعه لیک چهره اصحاب دیده شد

کو دیده‌ای که حمل کند آن وقار را

کس نیست این چنین اسد بی‌بدل که تو
کس نیست این چنین همه علم و عمل که تو
کس نیست این چنین همه زهر و عسل که تو
احمد نرفت بر سر دوش تو بلکه تو

رفتی به شانه احمد مَکّی تبار را

#ادامه_در_کامنت_اول
#محمد_سهرابی #میلاد #تولد #رجب #کربلا #نجف #حضرت_عشق #حیدر #حرم #عاشقی
Read more
یا مُعزّ المؤمنین در وصف ذات، صحبت ما احتیاج نیست زیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیست باید به بال ...
Media Removed
یا مُعزّ المؤمنین در وصف ذات، صحبت ما احتیاج نیست زیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیست باید به بال رفت و درآورد گیوه را در بارگاه قرب تو پا احتیاج نیست تو بی ‌وسیله هم بلدی معجزه کنی دست تو را به لطف عصا احتیاج نیست بوی طعام سفره، خودش می‌کشد مرا تا خانه‌ی تو راهنما احتیاج نیست خواهش نکرده ... یا مُعزّ المؤمنین

در وصف ذات، صحبت ما احتیاج نیست
زیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیست

باید به بال رفت و درآورد گیوه را
در بارگاه قرب تو پا احتیاج نیست

تو بی ‌وسیله هم بلدی معجزه کنی
دست تو را به لطف عصا احتیاج نیست

بوی طعام سفره، خودش می‌کشد مرا
تا خانه‌ی تو راهنما احتیاج نیست

خواهش نکرده اهل کرم لطف می‌کنند

این جا به التماس گدا احتیاج نیست

اصلاً پی معالجه ی این جگر مباش "بیمار عشق را به دوا احتیاج نیست"

محشر برای رو شدن اعتبار توست
کی گفته است روز جزا احتیاج نیست؟

تو با سکوت کردن خود، جنگ می‌کنی تیغ تو را به کرب و بلا احتیاج نیست

____________________________

وقتی نداشت مادر تو سنگ قبر هم

دیگر تو را به #صحن و سرا احتیاج نیست

#آخر_یه_روز_شیعه_برات_حرم_میسازه
#یا_غریب #یا_کریم #یا_امام_حسن_مجتبی #علیک_السلام

ضریحْ خاک و حرمْ خاک و پرچمت هم خاک…
به یاد چادر مادر چه خاک آلودی…!
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span> *خلاصه جلسات علمی* بسم الله الرحمن الرحيم <span class="emoji emoji1f4a0"></span> خلاصه مسائل مطرح شده در جلسه اول از سلسله جلسات علمی ...
Media Removed
*خلاصه جلسات علمی* بسم الله الرحمن الرحيم خلاصه مسائل مطرح شده در جلسه اول از سلسله جلسات علمی مرجع عالیقدر حضرت آيت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله العالی: در ابتدا مسأله ی روزه ی افراد معتاد به مواد مخدر مطرح شد که اگر به سبب اين مريضی نتوانند روزه بگيرند حکم روزه آنها از جهت قضا و کفاره ... 🔹 *خلاصه جلسات علمی*
بسم الله الرحمن الرحيم 💠 خلاصه مسائل مطرح شده در جلسه اول از سلسله جلسات علمی مرجع عالیقدر حضرت آيت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله العالی: 🔸در ابتدا مسأله ی روزه ی افراد معتاد به مواد مخدر مطرح شد که اگر به سبب اين مريضی نتوانند روزه بگيرند حکم روزه آنها از جهت قضا و کفاره چيست؟
معظم له دام ظله فرمودند: عنوان معتاد بالخصوص اگرچه در ادله نيامده است اما از باب «فمن کان منکم مريضاً» (بقره/184) ـ ولو آنکه اعتياد برای او جايز نيست ـ ولی وجوب روزه رفع شده و قضا دارد و بر او کفاره واجب نيست.
و بر استعمال دخانيات گرچه اکل و شرب صدق نمی کند ولی از باب دليل خاص که می فرمايد: «أو کنس بيتاً فدخل في أنفه وحلقه غبارٌ فعليه صوم شهرين متتابعين، فإن ذلک له مفطر مثل الأکل والشرب والنکاح» (وسائل الشيعه، ج10، ص69، ح1) بنابر احتياط واجب مفطر حساب می شود ـ و اين دليل گرچه بحثی سندی دارد ولی مورد اعتماد است از جهت عمل مشهور و کبرای آن را 90 درصد فقها پذيرفته اند. 🔸مسأله ی بعد حکم استعمال مواد مخدری است که دخان ندارد بلکه ماليدنی است.
که مرجع عاليقدر در پاسخ فرمودند: اگر أکل و شرب و دخان نبود و فرد را نيز به اغماء نبرد مضرّ به صوم او نيست، گرچه از باب تعوّد به آن جايز نيست، همچون نگاه به نامحرم با قصد لذت در حال روزه داری که حرام است ولی مبطل صوم نيست. و اينکه تعوّد به مواد مخدر جايز نيست از باب لوازم آن و ارتکاز متشرعه.
ايشان در ادامه فرمودند که توسعه حکم ذوالعطاش به معتاد به مواد مخدر استظهار نمی شود. 🔸مسأله ديگری که در اين جلسه مطرح شد بحث حريم ملک بود.
آيت الله العظمی شيرازی فرمودند: حريم که همان حرم است به آن مقدار از اطراف ملک می گويند که مورد نياز افراد آن ملک است. مثلاً برای رفت و آمد، پارک وسيله ی نقليه و مانند اين موارد به آن حريم احتياج دارند، که البته حکم مسأله ی حريم در بافت های شهری جديد که معمولا حريم افراد مزاحم يکديگر است را منتفی دانستند، بله نبايد ايجاد مزاحمت برای ايشان شود، در ادامه فرمودند: حريم از باب مالکيت تصرف است نه از باب ملک طلق که بتوان آن را اجاره داد و در صورتی که تصرف در حريم افراد، غير مزاحم باشد نمی توان از آن تصرف منع کرده مثل اينکه صاحب خانه و افرادی که آن جا رفت و آمد می کنند يک ماه حضور نداشته باشند و فردی بخواهد جلوی درب آن منزل ماشينش را پارک کند بدون مزاحمت برای عابرانی ديگر حق منع ندارد زيرا اين تصرف غير مزاحم است. 🔸مسأله ديگری که مطرح شد حکم تخيير در قصر و يا اتمام نماز در اماکن اربعه بود.
Read more
 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #اول_ذیقعده_ولادت_حضرت_معصومه سلام الله علیها #دهه_کرامت . در ...
Media Removed
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #اول_ذیقعده_ولادت_حضرت_معصومه سلام الله علیها #دهه_کرامت . در روز اول ماه ذی القعده سال ۱۷۳ هجری قمری مصادف با پنجم فروردین سال ۱۶۷ هجری شمسی #حضرت_فاطمه_معصومه سلام الله علیها در شهر مدینه دیده به جهان گشودند. مادر ایشان، حضرت نجمه خاتون سلام الله علیها است ... #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اول_ذیقعده_ولادت_حضرت_معصومه سلام الله علیها
#دهه_کرامت
.
در روز اول ماه ذی القعده سال ۱۷۳ هجری قمری مصادف با پنجم فروردین سال ۱۶۷ هجری شمسی #حضرت_فاطمه_معصومه سلام الله علیها در شهر مدینه دیده به جهان گشودند.
مادر ایشان، حضرت نجمه خاتون سلام الله علیها است که به سبب طهارت و پاکی نفس به او #طاهره میگفتند.

#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها خواهر أبوینی (از پدر و مادر یکی) امام رضا علیه السلام هستند و در بین فرزندان امام کاظم علیه السلام مشهور به #فاطمه_کبری بوده اند.

در فضیلت این بانو همین بس که در زیارت مأثور از #امام_رضا علیه السلام مقام شفاعت مؤمنین برای ایشان ذکر شده است.
"یا فاطمة إشفعي لی في الجنة فإن لك عند الله شأن من الشأن"

عمر شریفشان ۲۸ سال بوده و بخاطر خفقان و #مصائب پشت سرهم و ظلم های متعدد #بنی_العباس لعنهم الله ازدواج ننمودند. و بالاخره از طرف عمال بنی العباس #مسموم گشته در روز دهم ربیع الثانی در شهر قم به شهادت رسیدند و در این مکان فعلی حرم مطهر به خاک سپرده شدند.

اين بنا بود تا آنكه حضرت زينب #دختر_امام_جواد عليهماالسلام بر روى قبر شريف بی بی قبه اى را بنا نهاد. سپس جماعتى از #دختران_ائمه عليهم السلام در آن مكان دفن شدند. هنگامى كه حضرت #ام_محمد دختر موسى بن محمد بن الرضا عليهم السلام فوت نمود، ایشان نیز در كنار آن حضرت دفن شد.
بعد از آن #حضرت_مَيْمونه خواهر ام محمد از دنيا رفت، و آن بزرگوار هم در آنجا دفن شد.
روى قبر این دو خواهر يك گنبد ديگری کنار #گنبد_حضرت_معصومه سلام الله علیها بنا كردند به گونه اى كه دو گنبد چسبيده به هم بوده است.
بجز دختران معصومين عليهم السلام، دو كنيز هم دفن شده اند كه در هنگام مرمت كف حرم مطهر در زمان مرحوم #ناصرالدين_شاه روزنه اى به سردابى پيدا میشود و چند زن صالحه، وارد سرداب شده و پيكر پاک حضرت مَيْمونه و دو تن از كنيزان را پس از هزار سال تر و #تازه مشاهده میکنند.
اجساد جاويدان ص۱۰۵
حیاة الست ص١١

امام صادق عليه السلام مى فرمايند: قم #كوفه_صغيره است و بهشت داراى هشت در است كه سه در آن از قم میباشد. در آن شهر #بانویی از اولاد من از دنیا میرود كه اسمش #فاطمه است، و او #دختر_موسى_بن_جعفر عليهماالسلام است كه به #شفاعت او تمامى شيعيانم داخل بهشت مى شوند.
بحار الانوار ج۴۸ ص۲۸۸
.
#پست_مشترک
Read more
. گلوله‌ی تک تیرانداز محمد رو نشونه گرفت حبیب گلوش خشک شد چشماش خیس اشک شد رگ گردنش متورم شد انگار ...
Media Removed
. گلوله‌ی تک تیرانداز محمد رو نشونه گرفت حبیب گلوش خشک شد چشماش خیس اشک شد رگ گردنش متورم شد انگار مطمئنه که عزیزترین رفیقش شهید شده اما صدای «یا زهرا»یی که از حنجره خشک محمد به گوشش میرسه آرومش میکنه! . همه توانشو جمع میکنه تو پاهاش و میدوه به سمت محمـد و با هر زحمتی که هست محمـد رو عقب میکشونه ... .
گلوله‌ی تک تیرانداز محمد رو نشونه گرفت
حبیب گلوش خشک شد
چشماش خیس اشک شد
رگ گردنش متورم شد
انگار مطمئنه که عزیزترین رفیقش شهید شده
اما صدای «یا زهرا»یی که از حنجره خشک محمد به گوشش میرسه آرومش میکنه!
.
همه توانشو جمع میکنه تو پاهاش و میدوه به سمت محمـد
و با هر زحمتی که هست محمـد رو عقب میکشونه ..
بارون گلوله است ! اما خدا خوب هواشونو داره
هواشونو داره تا از این لحظه های آخر با خیال راحت خاطره بسازن.
.
حبیب باهاش حرف میزنه .. شوخی میکنه .. سر به سرش میذاره .. از خاطره هاشون میگه .. از این عشق مشترک ..
و تو همین اندک زمان، تمام زندگیِ برادرانه خودش و محمد رو به تصویر میکشه.
.
تویوتا جلو میاد و محمد و حبیبب سوار میشن
محمد و حبیب سوار میشن ،
اما حبیب اصلا فکرش رو هم نمی کنه
که چند دقیقه دیگه به همون تویوتایی
که خودش و محمد و دوازده نفر دیگه توش نشستن،
یه موشک کورنِت لعنتی اصابت کنه
تا همه رو شهادت برسونه . . .
همه رو به شهادت برسونه بجز #نیمی از حبیـب
بجز سمت راست جسم حبیـب .. محمد رفت و اما حبیـب ..
.
.
سوی چشم راستش رفته و انگشت سبابه‌ش قطع شده و گوشت تنش ریخته ..
میگن مادرش به سختی شناختش
چند روز طول کشید تا «حبیـب»شو بشناسه
.
.
حالا حبیب دهه شصتیِ رعنای مادر ،
چند سالیِ که با یه دنیا خاطره و بغض و اشک و درد داره سر میکنه
دنیایی که یه گوشه از #بهشته
جانبازی درد داره .. حسرت داره .. ولی یه بهشتِ زمینیِ
بهشتی که برای هر نفست اجر مینویسن . . .
بهشتی زمینی که در ازای لبخند عمه سادات به حبیب بخشیدن .
.
.
| اینبار کنار تبریک روز جانباز به مردهای بی ادعایی که حالا جوان‌ترینشون شاید حول و حوش چهل و خورده ای سال داشته باشه ، به حبیبِ سی ساله‌ای تبریک میگیم که نشون داد تو همین زمونه هم میشه عاشق شد ... حتی از نوع #جانبازش ! |
.
روزت مبارک جانباز مدافع حرم ، حبیب عبداللهی
.
#روز_جانباز
#میلاد_حضرت_اباالفضل_ع
#بازنشر
Read more
من اویسم نفست از قرن آورد مرا تا تراشیده شوم، تا یمن آورد مرا مادرم بار نخستی که مرا با خود داشت تا ...
Media Removed
من اویسم نفست از قرن آورد مرا تا تراشیده شوم، تا یمن آورد مرا مادرم بار نخستی که مرا با خود داشت تا ضریحت برسم سینه‌زن آورد مرا حاجت کرببلا داشت، به ما بخشیدی به هوای حرم بی کفن آورد مرا چقدر انس گرفتیم به درهای حرم همه گفتیم که آقای من آورد مرا در گوهرشاد دلم رفت به بین الحرمین باد تا بویی از آن ... من اویسم نفست از قرن آورد مرا
تا تراشیده شوم، تا یمن آورد مرا
مادرم بار نخستی که مرا با خود داشت
تا ضریحت برسم سینه‌زن آورد مرا
حاجت کرببلا داشت، به ما بخشیدی
به هوای حرم بی کفن آورد مرا
چقدر انس گرفتیم به درهای حرم
همه گفتیم که آقای من آورد مرا
در گوهرشاد دلم رفت به بین الحرمین
باد تا بویی از آن پیرهن آورد مرا
وای از پیرهنش، پیرهنش را بردند
حیف انگشتر و سنگ یمنش را بردند
#ولادت_علی_ابن_موسی_الرضا
#امیرالمومنین
#محمد_صلی_الله_علیه_و_آله_وسلم
#علی_ابن_ابی_طالب
#فاطمه_زهرا
#حسن_ابن_علی
#حسین
#سید_الساجدین
#ابوالفضل_عباس
#امام_زمان
# #علی_اکبر
#علی_اصغر
#اهلبیت
#_موسی_کاظم
#جعفر_صادق
#محمد_تقي
#اللهم_عجل_لوليك_فرج
#شهید
#علي_نقي
#مدافعان_حرم
#یا_زینب
#فرج
#ظهور
#گل_نرگس
#یاقائم_آل_محمد
#یاصاحب_الزمان
#بقية_الله .
#ابا_صالح
#جمعه
#منجی
Read more
. گرگها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر رفت .... تفنگ پدری هست هنوز... . گر چه مردان قبیله همگی ...
Media Removed
. گرگها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر رفت .... تفنگ پدری هست هنوز... . گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند . توی گهواره چوبی پسری هست هنوز... فرزند شهید مدافع حرم اکبر زوّار جنتی در مقابل همکاران پدر #شهید_اکبر_زوار_جنتی و 6 شهید دیگر از ایران بر اثر حملات هوایی رژیم منحوس و جعلی اسرائیل ... .
گرگها خوب بدانند
در این ایل غریب

گر پدر رفت .... تفنگ پدری هست هنوز... .
گر چه مردان قبیله همگی کشته
شدند😭
.
توی گهواره چوبی
پسری هست هنوز...
فرزند شهید مدافع حرم اکبر زوّار جنتی
در مقابل همکاران پدر
#شهید_اکبر_زوار_جنتی و 6 شهید دیگر از ایران بر اثر حملات هوایی رژیم منحوس و جعلی اسرائیل در سوریه به شهادت رسیدند .
#ما_عاشق_مبارزه_با_صهیونیست_ها_هستیم

#انتقام_میگیریم
شهید #اکبر_زوار_جنتی از شهر #تبریز
شهید #مهدی_لطفی_نیاسر از شهر #قم
شهید #سید_عمار_موسوی از شهر #اهواز
شهید #مرتضی_بصیری_پور از شهر #بیرجند
شهید #مهدی_دهقان از شهر #کاشان
شهید #حامد_رضایی از شهر #تهران
شهید #حجت_الله_نو_چمنی از #گلستان
#هنیئا_لکم_یا_شهید_الله
#مدافعان_حرم
#مدافعین_حرم
#شهدای_مظلوم_مدافع_حرم
#شهدای_مدافع_حرم
#روحمان_با_یادشان_شاد
#صفحه_رسمی_شهید_اکبر_شهریاری .
@shahid.akbar.shahryari
@shahid.akbar.shahryari
@shahid.akbar.shahryari
Read more
دنیازده به عزت دنیا نمی ‎رسد حیران غیرِ دوست به صحرا نمی ‎رسد باید به فکر بود که او فکر ما کند مجنونِ ...
Media Removed
دنیازده به عزت دنیا نمی ‎رسد حیران غیرِ دوست به صحرا نمی ‎رسد باید به فکر بود که او فکر ما کند مجنونِ بی‎خیال به لیلا نمی ‎رسد ثابت شد از جوانی از دست داده ‎اش عشق کسی به عشق زلیخا نمی ‎رسد از بس اسیر عشق مجازی شدیم ما در قلب ما به صاحبِ ما ، جا نمی ‎رسد با این همه گناه که ما مرتکب شدیم خیلی عجیب نیست ... دنیازده به عزت دنیا نمی ‎رسد
حیران غیرِ دوست به صحرا نمی ‎رسد
باید به فکر بود که او فکر ما کند
مجنونِ بی‎خیال به لیلا نمی ‎رسد
ثابت شد از جوانی از دست داده ‎اش
عشق کسی به عشق زلیخا نمی ‎رسد
از بس اسیر عشق مجازی شدیم ما
در قلب ما به صاحبِ ما ، جا نمی ‎رسد
با این همه گناه که ما مرتکب شدیم
خیلی عجیب نیست که آقا نمی ‎رسد
روزی که عمر ما بشود وقف عشق او
وقت ظهور به اگر ، اما نمی ‎رسد
این اعتقاد ماست که بی گریه بر حسین حاجات ما به نوبت امضا نمی ‎رسد
سرها به نیزه رفت ولی مانده‎ام چرا
نوبت به دفن کردن تن ‎ها نمی ‎رسد
نــوكـــر نـوشـت:
#حسین_جان
صبحگاهان ڪه خیالٺ به سرم می آید
دسٺ بر سینه دلــم سمٺ حرم می آید
بعد هر ذڪر سلامی ڪه به تو می گویم
عطر سیب اسٺ ڪه از دور و برم می آید
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلامٌ عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_مرتضی_ترابی_کمال
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
Read more
باید هم از ما بترسید! ما که با دست های خالی افعال #خواستن و توانستن را توامان صرف کردیم و از همه موانعی ...
Media Removed
باید هم از ما بترسید! ما که با دست های خالی افعال #خواستن و توانستن را توامان صرف کردیم و از همه موانعی که گذاشتید جلوی راهمان تا حواسمان پرت شود و #کرسنت ها را امضا کنید و #دکل ها را بدزدیدو پول ها را غیب و #اختلاس کنید، تا تابعیت کشورهای دیگرتان در لوای حساب های بانکی کذایی لو نرود و... روزی که دستور ... باید هم از ما بترسید!
ما که با دست های خالی افعال #خواستن و توانستن را توامان صرف کردیم و از همه موانعی که گذاشتید جلوی راهمان تا حواسمان پرت شود و #کرسنت ها را امضا کنید و #دکل ها را بدزدیدو پول ها را غیب و #اختلاس کنید، تا تابعیت کشورهای دیگرتان در لوای حساب های بانکی کذایی لو نرود و...
روزی که دستور رسید زادو ولد زیاد شود تا آسیب های منابع انسانی ناشی از جنگ جبران شود، قطعا نیتتان حضور نسلی بود که به آنهاریاست کنید نه مدیریت!
بعدها دیدید زیاد شدیم گفتید "ایست ۲ بچه کافی است" و بعدها معذرت خواست رهبری بجای شما!
بااقداماتی نظیر مدارس پولی، کلاس های کنکور با هزینه های گزاف و #دانشگاه_آزاد و سایر دانشگاه های پولی، هم جیبتان را پرکردید و هم عقده هیات علمی شدن و دکترای الکی گرفتن را خالی!
موقعی که ما تصمیم گرفتیم به کشورهای دیگر برویم با اصطلاح #فرار_مغزها، به بقیه فهماندید چیزی نبودید که خواهان نداشتید وگرنه رفته بودید.
تنها موقع #انتخابات با دودستگی بینمان، رنگمان کردید و کارتان که تمام شد و #سبد_رای ها مشخص، باز پیرپاتال ها رفتند سر کار و سر ما بی کلاه ماند!
فهمیدید باهوشیم، سرمان را گرم کردید نفهمیم!

ما اما #پوست_کلفت و باهمت بودیم، داغ حجله های سر کوچه کودکی را جمع کردیم،
کمر همت بستیم و وارد میدان شدیم
#نانو
#هسته_ای
#پزشکی
#دارویی
#موشکی و هوافضا
#صنعتی
#شیمیایی
#رادیویی،
المپیادهای علمی
عرصه های فرهنگی، هنری و مذهبی و ...
از جیب هزینه کردیم، #ترور شدیم، #شهید دادیم، پتانسیل هامان سوخت رفت اما شد و توانستیم.
همه موفقیت های فعلی کشور بلاشک محصول علم و توان هم دهه ای های ماست.
لطفا سوء مدیریت خود را که از همان اول انقلاب در راس بودید و همه کاره، گردن ما نیندازید، مخصوصا که دیگر به آرای ما که حالا موثر هم نیستیم نیاز ندارید.
اما،
خیلی از ما #دهه_شصتی_ها برای حفظ پست و مقام شما جان داده ایم! نیم نگاهی به آمار #شهدای_دهه_شصتی خاصه در دفاع از مرزهای کشور و خارج از آن( #مدافعان_حرم ) بیندازید بد نیست!
باید هم از ما بترسید!
ما مرد ماندنیم و عمل!
باید تحقیرمان کنید تا مزاحمتان نشویم!
حالا نوبت دهه هفتادی ها و هشتادی هاست مترسک سیاسی کاری هایتان شوند؟
.

سوء مدیریتتون شب عید همه رو زهرمار کرده با قیمتای وحشتناک همه چیز
.

#مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_آمریکا_شعار_نیست_اعتقاد_ماست
#اسحاق_جهانگیری #مردک_احمق #دزد
Read more
°• بِـــسْـــم الــلّــه الـرحــمـٰـــن الـرَحــیــم •° #با_آمدنت_بهار_آمد #ربیع_آمد میگویند ...
Media Removed
°• بِـــسْـــم الــلّــه الـرحــمـٰـــن الـرَحــیــم •° #با_آمدنت_بهار_آمد #ربیع_آمد میگویند بهار فصل رویش است فصل شکوفایی فصل بیداری طبیعت از خواب زمستانی نمیدانم اما بنظرم امسال متفاوت ترین #ربیع یا همان بهار را داشتیم اصلاً بگذار به حاشیه نروم ‌و اصل مطلب را بگویم : #بـــــــهـــار ... °• بِـــسْـــم الــلّــه الـرحــمـٰـــن الـرَحــیــم •°
#با_آمدنت_بهار_آمد
#ربیع_آمد
میگویند بهار فصل رویش است
فصل شکوفایی
فصل بیداری طبیعت از خواب زمستانی
نمیدانم اما بنظرم امسال متفاوت ترین #ربیع یا همان بهار را داشتیم
اصلاً بگذار به حاشیه نروم ‌و اصل مطلب را بگویم :
#بـــــ🌸ــهـــار یعــنــی آمدنت ، به خــ🍁ـــزان غم و غصه ها در #کرمانشاه
#بهار یعــــــــنی آغوش پر از مهر ، پدرانه ات برای یک کودک غم دیده
#بهار یعنی چشم در چشم
دست در دست
گوش به صحبت های پیرمرد داغ دیده بدهی
#بــــــ🌸ـــهـــار یعنی با آمدنت ،، بذر محبت در دل مردمان سرزمینم شکوفه کند .

آن هنگامی که نوشتند : با آمدنت #خــ🍁ـــزان ویرانے خانه هایمان یادمان رفت
#بـــهـــار یعنی همان خــاڪ نشسته بر روی عبا و عمـــامه ات ،،
#بهـــار
یعــــنی همان دســـت غیرتی که سپر کردی برای بانویی که میخواست شما را ببیند
.
همـــان دستی که
در تنگنها نجاتمان میدهد از غفلت ها
هــمـــان دســـتی که
نــشـــان از علمدار کربلا دارد .
همان دستـــــــی ڪه
راه به سربازانت ، همچون قاســــم سلیمانی نـــشــان میدهد .
همان دســــتی که #آزادی_قــدس را نشانه گرفته .
.
🌸🍃
.
شاید در #پــــــایـــــ🍁ـیـــز از #بــ🌸ـــــــهار گفتن عجیب باشــــد امّــــا ما از این #بهار_های_زود_هنگام_زمــســتــانــے در تاریخ انقلابمان زیاد دیده ایم :
بهاری در ۲۲ بهمن ۵۷
بهاری در ۹ دی ۸۸
و حــــــالا
بــــهاری دیگــــر در ۱ آذر ۹۶
#بــــــهـــــــ🌸ـارے که بخاطرش خزانها دیدیم و تحـمـل ڪردیم
#خــــ🍁ــزان پر پر شدن لالـــــ🌹ـــــــه ها ...
و چه زیبا گفتند که :‌در بهار آزادی ،، جای شهدا خالی ...
امّـــــا
این بــــــهـــــــار
با تـــمـــام بهار های قبلی فرق دارد
این بهار با نابودی شجره ملعونه
نوید رویش ها و آمدن #بهاری_همیشگی را میدهد
بهاری کـــــه دیگر خزانی ندارد
بهاری کـــــــــه ۱۴۰۰ سال است چــشــم براه آمدنش هـــستیـــــــم .
.
#گـل_همــیشه_بهارم_خدا_کند_که_بیایی .
🌸🍃
.
.
#حضرت_آقا
#آمدنت_آمدن_بهار_بود
#جشن_نابودی_داعش
#سردار_سلیمانی
#خداقوت_سردار
#شهدای_مدافع_حرم
#مدیون_شهداییم_این_پیروزی_رو
#ان_شااللّه_شرمنده_شون_نباشیم
Read more
. "زندگی دنیا موقت است و خیلی زود می‌گذرد..."یک سال اندوهناک گذاشت. بابابزرگ، آیت الله واعظ‌زاده ...
Media Removed
. "زندگی دنیا موقت است و خیلی زود می‌گذرد..."یک سال اندوهناک گذاشت. بابابزرگ، آیت الله واعظ‌زاده خراسانی، اون مرد پیر دوست داشتنی، یک سال است که در میان ما نیست. حقیقتا زندگی خستگی ناپذیر و پرباری داشت: از دبستان نوین رضاخانی تا جایزه استاد نمونه کشوری(سال۸۱)، از هم حجرگی با شهید مطهری و آیت ... .
"زندگی دنیا موقت است و خیلی زود می‌گذرد..."یک سال اندوهناک گذاشت. بابابزرگ، آیت الله واعظ‌زاده خراسانی، اون مرد پیر دوست داشتنی، یک سال است که در میان ما نیست. حقیقتا زندگی خستگی ناپذیر و پرباری داشت: از دبستان نوین رضاخانی تا جایزه استاد نمونه کشوری(سال۸۱)، از هم حجرگی با شهید مطهری و آیت الله سیستانی تا ترک حوزه علمیه به تشویق شهید بهشتی و استادی دانشگاه فردوسی مشهد، از چاپ مجله مکتب اسلامی به همراه مکارم شیرازی و نوری همدانی و سبحانی تا جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی(سال۸۶)، از شاگردی آیت الله بروجردی و علامه طباطبایی تا تاسیس دانشگاه مذاهب اسلامی در تهران، از مبارزه علیه شاه به همراه آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان تا دبیرکلی مجمع تقریب مذاهب اسلامی... زندگی پرباری داشت. هر کدوم از افتخارات زندگی او به تنهایی برای زندگی یک شخص کافی است.
.
بزرگترین تصمیم زندگیش ترک حوزه بود. به تشویق شهید بهشتی به دانشگاه مشهد رفت و از اولین اعضای هیئت علمی شد. از شاگردی آیت الله بروجردی بود که به فکر تقریب و وحدت افتاده بود. از دانشگاه فرصت مطالعاتی گرفت و برای وحدت مسلمین در کشورهای اسلامی دوره افتاد. در قاهره، در الازهر با شیخ الازهر و به همین شکل با علمای تراز اول جهان اسلام... غیر از قاره آمریکا، تمام کشورهای مهم جهان را دیده بود: از چین تا انگلستان، از مصر تا روسیه...
.
انقلاب پیروز شد. با نظر مقام معظم رهبری مجمع تقریب مذاهب و دانشگاه مذاهب اسلامی را تاسیس کرد و سالها کنفرانس های وحدت اسلامی، مهم ترین ارتباط جمهوری اسلامی با علمای جهان اسلام را اداره کرد. به درستی می‌دید که امت اسلامی از تفرقه ضربه خواهد خورد؛ او جنگ مذهبی و ایجاد داعش را پیش بینی میکرد. .
اما ثمره ی زندگی او، کتابی بود۶۰ جلدی که تا ماه آخر عمر، در سن۹۱ سالگی، هر روز۷ صبح برای نگارش آن به بنیاد پژوهش های آستان قدس می‌رفت. المعجم فی فقه لغه القرآن... تنها لغت نامه تفسیری قرآن ... عمر او اما به تالیف ۳۳ جلد آن کفاف داد. شاگردان استاد راه او را ادامه خواهند داد.
.
زندگی اوبرکت داشت، چه ازنظرتعدد تالیفات و چه از نظر طول عمر وسلامتی نسبی تاآخر عمر. واین برکت مرهون نظم بود. نظمی خلل ناپذیر در عبادت، ورزش روزانه، در خوراک و...
.
اکنون اما ما مانده ایم و حسرت یک ساعت مصاحبت با او. ما مانده ایم و غمی تمام ناشدنی. ما مانده ایم و تصاویر او...
او به دیدار معبود شتافت اما اندیشه او در خلال کلماتش زنده است. کالبد او در دارالعباده حرم امام رضا آرام گرفته اما فکر وحدت مسلمین زنده است‌.
#فقیه_وحدت
شرح تصاویر در کامنت
Read more
‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🔆 انسان وقتی به ملاقات کسی میرود، با او #احوالپرسی میکند، به او سلام میکند؛ همین، در ...
Media Removed
‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🔆 انسان وقتی به ملاقات کسی میرود، با او #احوالپرسی میکند، به او سلام میکند؛ همین، در ملاقات روح مطهّر ائمّه (علیهم‌السّلام) و اولیاء الهی [هم] لازم است؛ باید رفت، سلام کرد، عرض ادب کرد. ‌‌ [زیارت‌] به هر زبانی هم میشود؛ [اگر] به همین زبان معمولی خودمان -اگر فارسیم، اگر تُرکیم، ... ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🔆 انسان وقتی به ملاقات کسی میرود، با او #احوالپرسی میکند، به او سلام میکند؛ همین، در ملاقات روح مطهّر ائمّه (علیهم‌السّلام) و اولیاء الهی [هم] لازم است؛ باید رفت، سلام کرد، عرض ادب کرد.
‌‌
🔹[زیارت‌] به هر زبانی هم میشود؛ [اگر] به همین زبان معمولی خودمان -اگر فارسیم، اگر تُرکیم، اگر گیلکیم، هر چه هستیم- حرف بزنیم، این آداب ملاقات و زیارت صورت گرفته. البتّه اگر بخواهیم با یک بیان شیوا و با مضامین خوبی حرف بزنیم، آن همین زیارتهایی است که خود ائمّه به ما یاد داده‌اند؛ مثل زیارت امین‌الله -که در واقع عمده‌اش هم دعا است؛ چند کلمه‌ی اوّلش #زیارت است، بقیّه‌اش #دعا است- یا #زیارت_جامعه که بسیار زیارت پُرمضمون و پُرمطلبی است.
‌‌
🔹اگر اینها را بخوانید و به معنایش توجّه کنید و با حضرت با این بیان حرف بزنید، عیبی ندارد. مثل این است که میخواهید بروید دیدن یک بزرگی، یک جمعی هستید، بعد مثلاً یک متن زیبایی را یکی‌تان مینویسید، میروید آنجا، یکی‌تان از طرف بقیّه این متن را میخواند؛ این زیارتها مثل همان متنی است که برای شما نوشته‌اند؛ میگویند اگر این متن را خواندید، حرفی که باید به حضرت بزنید، زده‌اید؛ این شد زیارت. حالا اگر معنایش را ندانستید و سختتان بود -این زیرنویس‌های مفاتیح‌ها هم غالباً کامل نیست؛ من نگاه کرده‌ام، اینهایی که همین حالا هم هست، انصافاً کار خوبی در این زمینه صورت نگرفته که یک زیرنویسِ درستِ حسابی‌ای باشد که آن معنا را برساند؛ خیلی ناقص است- و این هم نشد و نخواستید، به زبان خودتان با حضرت حرف بزنید. این حرف زدن هم حتّی اگر با لبِ تنها باشد، اشکال ندارد. گفت:
گوش کن با لبِ خاموش سخن میگویم‌
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
‌‌ ‌‌
💗با دل حرف بزنید. البتّه طبعاً دل باید جمع باشد و مشغول به همین مخاطب باشد؛ اگر به جاهای دیگر اشتغال پیدا کرد -سرگرم دُوروبر و آئینه‌کاری و بالا و پایین و این آمد و فلانی رفت و مانند اینها شد- دیگر دل وصل نمیشود. سعی کنید ولو دو دقیقه، ولو پنج دقیقه، دل را فارغ کنید از بقیّه‌ی شاغلها و متّصل کنید به معنویّتی که در آن‌جا حضور دارد و حرفتان را بزنید. ۸۲/۰۱/۰۶
.
. ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌_____
#khamenei
#khamenei_face
‏ #rahbar
‏ #khamenei_ir
‏ #supremeleader
#خامنئي_دات_آي_آر
#رهبر
#رهبر_انقلاب
#خامنه_ای
#آرامش_امت
#الخامنئي
#خامنئي
#رهبری
#خامنه_ای_دات_آی_آر
#خامنه_اي
#آیت_الله_خامنه_ای
#امام_خامنه_ای
#سید_علی_خامنه_ای #انقلاب #آقا
#اسلام #ایران‌ #مدافعان_حرم #ولایت
Read more
... مشك ان است خود ببويد نه انكه عطار بگويد... #جهت_يادآورى ديروز سر پست حرم بودم چند تا از رفقاى ...
Media Removed
... مشك ان است خود ببويد نه انكه عطار بگويد... #جهت_يادآورى ديروز سر پست حرم بودم چند تا از رفقاى شاعر و مداح رو ديدم كه ازم سوال كردن براى چى همايش رو نبودي؟!گفتم خبر ندارم و دعوت نشدم!با تعجب گفتن شما از سالهاى گذشته و اولين همايش ها از خودتهران دعوت مى شدى و امسال هم اسمت تو ليست بوده براى چى نگفتن!گفتم ... ...
مشك ان است خود ببويد
نه انكه عطار بگويد...
#جهت_يادآورى
ديروز سر پست حرم بودم چند تا از رفقاى شاعر و مداح رو ديدم كه ازم سوال كردن براى چى همايش رو نبودي؟!گفتم خبر ندارم و دعوت نشدم!با تعجب گفتن شما از سالهاى گذشته و اولين همايش ها از خودتهران دعوت مى شدى و امسال هم اسمت تو ليست بوده براى چى نگفتن!گفتم از رفقاى شهرمون سوال كنيد كه همايش هاى قبل ناراحت بودن كه براى چى بنده رو مستقيم از تهران دعوت مي كنيد!!!
خداروشكر تا امروز هرجا رفتم شعر خوانى و جلسات شعر و هيات و برنامه هاى سيما و...همه رو به واسطه امام رضاعليه السلام دعوت شدم و وام دار و جيره خوار شخص و گروه وجريانى نبودم!
بايد به اون دسته از عزيزانى كه اذيت هستند از خيلى قضايا عرض كنم نگران نباشيد بنده و رفقاى امثال بنده در جمع هاى شما حضور پيدا نخواهيم كرد تا بدونيد نيازى به شما و باند بازى هاتون نداريم!
همايش ها و سيمنارها و...كه شما با ذوق و شوق مى ريد و برگزار مى كنيد با رابطه هاتون و روياست براتون براي ما خاطرس!
عزيزانى رو كه شما مى ريد عكس بگيريد باهاشون كه تو البومتون بذاريد جهت افتخار
شعر و سبك هاى مارو خيلى قبل تر از اينها خوندن و مى خونن و جلسات ما مي يان و از رفقاى خوب ماهستند.
حق داريد!تيرتون به سنگ خورده!بارها خواستيد كه بيايم و بگيد كه ماهم جزيى از جريان ها و مجموعه هاى شما هستيم كه نشون داديم مستقل هستيم!
نه تو همايش هاتون اومديم
و خواهيم اومد نه كارگروه هاى بدون خروجى شعر و سبك سازيتون كه اصرار داريد باشيم و...
حتي مراسم هايى كه اجرا مي ذاريد برامون هم كه ديديد ديگه شرفياب نمي شيم!
كمى اطرافتون رو نگاه كنيد ببينيد خروجى همايش ها،مجامع شعر،مجمع الذاكرين هاتون چى بوده!!!
كسانى كه در همين شهر خودمون جلسات رو مى خونن و يا اشعارشون در كشور شيعه نشر پيدا مى كنه چند بار پاى سفره شمانشستن!
اگر تخصص داشتيد وضع اين نبود
#اصالت_مداحى بيشتر رعايت مى شد
#نوحه_هاى_ماندگار
بيشتر از اين ها داشتيم
به لطف خدا به زودى جلسات شعر خانگى برگزار خواهيم كرد بدون وابستگى به جايى
و خروجى رو هم خواهيد ديد به لطف مولا!
يادتون باشه با شكستن پاى ديگران شما بهتر راه نخواهيد رفت!گرچه به لطف امام رضا عليه السلام خودتون شكسته تر خواهيد شد!
على بركت الله
#pelake8
@alkafil.ir
#مارو_یادت_نره_سلطان
#١٠٠١
Read more
تصوير عمارت مسكوني متعلق به "سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان" پسر ارشد "ناصرالدين شاه قاجار" و "كلثوم ...
Media Removed
تصوير عمارت مسكوني متعلق به "سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان" پسر ارشد "ناصرالدين شاه قاجار" و "كلثوم خانم عفت السلطنه" اين عمارت به قدري زيبا و مجلل بود كه هر از گاهي كه "ناصرالدين شاه قاجار" به همراه اهل حرم ناصري به اين عمارت به مهماني مي رفت زبان به تحسين آن مي گشود ... اين عمارت برگرفته از نام "مسعود ... تصوير عمارت مسكوني متعلق به "سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان" پسر ارشد "ناصرالدين شاه قاجار" و "كلثوم خانم عفت السلطنه" اين عمارت به قدري زيبا و مجلل بود كه هر از گاهي كه "ناصرالدين شاه قاجار" به همراه اهل حرم ناصري به اين عمارت به مهماني مي رفت زبان به تحسين آن مي گشود ... اين عمارت برگرفته از نام "مسعود ميرزا" به "عمارت مسعوديه" شهره گشته بود . دور تا دور عمارت درختان سر به فلك كشيده است و كارگران به دستور شازده قاجاري در حال تعمير و مرمت كاشي هاي نقش برجسته بيروني عمارت هستند كه تشابه بسياري به كاشي هاي "كاخ گلستان" داشت ، دور تا دور حوض گلدان هاي پر از گل چيده اند و ميراب آب حوض مدور را تعويض كرده است همه چيز براي ورود شاه و اهل حرم آماده است پس از ثبت تصوير شاه و اهل حرم براي ديد و بازديد نوروزي به "عمارت مسعوديه" رفته اند و "عفت السلطنه" به حساب اينكه ميزبان بود در تالارهاي طويل عمارت كه متعلق به پسرش بود در حضور ديگر زنان و هووها دو بار با شاه كشتي گرفت و هر دو بار مغلوب زور بازوي شاه گرديد و مشتي اشرفي به شاه به عنوان مشتلق بخشيد و با شربتي به ليمو از مهمانان پذيرايي شاياني به عمل آورد . قرن سيزده هجري شمسي #nice_piiic_qajar #قاجار
Read more
mehrdad.kiaa يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون ...
Media Removed
mehrdad.kiaa يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم تا اين كه يه شبى ... mehrdad.kiaa يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم
همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم
تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم
تا اين كه يه شبى انگار كسى براى نماز صبح بيدارم كرد و دوباره بهم متذكر شد
اما وقتى صبح بلند شدم دوباره هم براى چند ماه يادم رفت(كلاً به طرز اعصاب خورد كنى فراموشكارم😰بنده ى خدا بانو گاهى يه چيز رو شونصد دفعه به انحاء مختلف اعم از پيامك،تلگرام،واتس اپ،تلفن و حضورى بهم يادآورى ميكنه ولى بآآز هم 😰)
اما يه روز دم دماى اربعين يه هو همينطورى بيخودى موضوع يادم اومد و همون لحظه به تكاپو افتادم و اسم و آدرسشون را از لابه لاى مدارك پيدا كردم و باهاشون تماس گرفتم
و الباقى داستان را تو همون پست خدمتتون عرض كردم كه الحمدالله به همت عزيزان خيّر قدرى از مصائب و گرفتارى هاى اين خانواده پر جمعيت و به شدت فقير ،التيام پيدا كرد،خونه خريدن،وسايل خونشون نو نوار شد،امكانات مختصرى براى بسترى و فيزيو تراپى دخترك فراهم شد،مثلا يه خانم دكتر مهربانى كه خواهر ايمانى منه هزينه هاى بيمه ى تامين اجتماعيش را متقبل شد
يه برادر مؤمن ،دكتر شيرازى چند ماهيه هزينه هاى دارو و درمانش را تقبل كرده و خلاصه الحمد الله حال و روز هديه ى عزيز ما خيلى خوبه و خدا را شكر راضى و پر انرژيه و بركات سرشارش توى زندگى هاى ما موج ميزنه
اما تماس چند روز قبل باباى فاطمه خرد و خجالت زده ام كرد اصلاً خاك تو سرم شد
بنده ى خدا گفت:فلانى ،من يه كارگر ساختمانى ساده ام و هيچ هنر و تخصصى به غير از عملگى ندارم
عرضه اش را هم ندارم كه از ديوار مردم بالا برم يا به هر شكلى نون حروم سر سفره ام ببرم
بااين حال كه از جون مايه ميگذارم شايد هفته اى يكى دو روز كار گيرم بياد كه با درامدش فقط ميتونيم بخور و نمير شكم بچه ها را سير كنيم(بقيه اش را واقعا روم نميشه بگم كه چقدر احساس بدى داشت)
يكى از خواهر هاى فاطمه الان يه خواستگار خوب و مؤمن داره ولى ما چون از پس تهيه جهيزيه بر نميايم نميتونيم جوابش را بديم
ميشه يه جورى يه كارى بكنى كه من بيشتر از اين خجالت زده نشم؟
خلاصه براى سربلند كردن يه پدر جلوى خانواده اش
و خوشحال كردن يه دختر خوب و مؤمنه كه حافظ قرانه بياييد دست به كار بشيم و در حد وسعمون هر چى در توان داريم احسان كنيم
ان شاالله به حق سيد الشهدا روزى نياد كه هيچ كدوم از ما جلوى خلق خدا خجالت زده و سر افكنده بشيم.
شماره كارت
6219861034739481 سبزی
Read more
يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون ...
Media Removed
يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم تا اين كه يه شبى انگار كسى براى ... يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم
همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم
تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم
تا اين كه يه شبى انگار كسى براى نماز صبح بيدارم كرد و دوباره بهم متذكر شد
اما وقتى صبح بلند شدم دوباره هم براى چند ماه يادم رفت(كلاً به طرز اعصاب خورد كنى فراموشكارم😰بنده ى خدا بانو گاهى يه چيز رو شونصد دفعه به انحاء مختلف اعم از پيامك،تلگرام،واتس اپ،تلفن و حضورى بهم يادآورى ميكنه ولى بآآز هم 😰)
اما يه روز دم دماى اربعين يه هو همينطورى بيخودى موضوع يادم اومد و همون لحظه به تكاپو افتادم و اسم و آدرسشون را از لابه لاى مدارك پيدا كردم و باهاشون تماس گرفتم
و الباقى داستان را تو همون پست خدمتتون عرض كردم كه الحمدالله به همت عزيزان خيّر قدرى از مصائب و گرفتارى هاى اين خانواده پر جمعيت و به شدت فقير ،التيام پيدا كرد،خونه خريدن،وسايل خونشون نو نوار شد،امكانات مختصرى براى بسترى و فيزيو تراپى دخترك فراهم شد،مثلا يه خانم دكتر مهربانى كه خواهر ايمانى منه هزينه هاى بيمه ى تامين اجتماعيش را متقبل شد
يه برادر مؤمن ،دكتر شيرازى چند ماهيه هزينه هاى دارو و درمانش را تقبل كرده و خلاصه الحمد الله حال و روز هديه ى عزيز ما خيلى خوبه و خدا را شكر راضى و پر انرژيه و بركات سرشارش توى زندگى هاى ما موج ميزنه
اما تماس چند روز قبل باباى فاطمه خرد و خجالت زده ام كرد اصلاً خاك تو سرم شد
بنده ى خدا گفت:فلانى ،من يه كارگر ساختمانى ساده ام و هيچ هنر و تخصصى به غير از عملگى ندارم
عرضه اش را هم ندارم كه از ديوار مردم بالا برم يا به هر شكلى نون حروم سر سفره ام ببرم
بااين حال كه از جون مايه ميگذارم شايد هفته اى يكى دو روز كار گيرم بياد كه با درامدش فقط ميتونيم بخور و نمير شكم بچه ها را سير كنيم(بقيه اش را واقعا روم نميشه بگم كه چقدر احساس بدى داشت)
يكى از خواهر هاى فاطمه الان يه خواستگار خوب و مؤمن داره ولى ما چون از پس تهيه جهيزيه بر نميايم نميتونيم جوابش را بديم
ميشه يه جورى يه كارى بكنى كه من بيشتر از اين خجالت زده نشم؟
خلاصه براى سربلند كردن يه پدر جلوى خانواده اش
و خوشحال كردن يه دختر خوب و مؤمنه كه حافظ قرانه بياييد دست به كار بشيم و در حد وسعمون هر چى در توان داريم احسان كنيم
ان شاالله به حق سيد الشهدا روزى نياد كه هيچ كدوم از ما جلوى خلق خدا خجالت زده و سر افكنده بشيم.
شماره كارت
6219861034739481 سبزی
Read more
. همسر شهید مدافع حرم محمد تقی ارغوانی: بار اول که مطرح کرد که بره من هیچ مشکلی نداشتم با رفتنش، چون ...
Media Removed
. همسر شهید مدافع حرم محمد تقی ارغوانی: بار اول که مطرح کرد که بره من هیچ مشکلی نداشتم با رفتنش، چون دلم قرص بود که بر می‌گرده، با خوشحالی بدرقش کردیم. رفت و بعد از ۴۳ روز برگشت. دوباره این بار آگاهانه دوست داشت بره. خیلی دوست داشت بره ولی من مخالفت کردم. شب خوابیدم، خواب دیدم از چند جهت مختلف ... .
همسر شهید مدافع حرم محمد تقی ارغوانی:

بار اول که مطرح کرد که بره من هیچ مشکلی نداشتم با رفتنش، چون دلم قرص بود که بر می‌گرده، با خوشحالی بدرقش کردیم. رفت و بعد از ۴۳ روز برگشت. دوباره این بار آگاهانه دوست داشت بره. خیلی دوست داشت بره ولی من مخالفت کردم. 🍂🍂🍂
شب خوابیدم، خواب دیدم از چند جهت مختلف دارند با لودر حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) را خراب می‌کنند. یکدفعه حضرت زینب (سلام الله علیها) از روبرو اومد، مچ دو دستم رو گرفت، دستامو آورد پایین، گفتند: عزیز من با جیغ و گریه حرم من سرپا نمی‌مونه، اسلام زنده نگه داشته نمی‌شه، واسه حفظ این چیزا باید جون بدید. 🌿🌿🌿
من با گریه از خواب بیدار شدم. صدای گریم رو شنید. برای من یک لیوان آب آورد. گفت چی شده؟ من هم گفتم راضیم به اینکه بری، من مشکلی ندارم با رفتنت. بعد گفت: چرا؟ یکدفعه چه اتفاقی افتاد؟ خوابم رو براش تعریف کردم. گفت: واقعا از ته دل راضی هستی؟ گفتم از ته دل راضیم. دیگه روی حرف حضرت زینب (سلام الله علیها) نمیشه حرف زد. مطمئن هم بودم که بر نمیگرده. چون اسمی از خون برده نشد خود حضرت زینب گفت که باید جون بدید.

#شهید_محمدتقی_ارغوانی 🌸🌸عضو کانال برنامه از آسمان شوید.🌸🌸 🔹 @azaseman_ir
Read more
. . لنگ لنگان راه می رفتم. زخم پایم را دیگر فراموش کرده بودم. آنقدر شهید و مجروح جا به جا کرده بودم ...
Media Removed
. . لنگ لنگان راه می رفتم. زخم پایم را دیگر فراموش کرده بودم. آنقدر شهید و مجروح جا به جا کرده بودم که سر تا پایم خونی بود! سکوت عجیبی در منطقه بود. زیر نور ماه چیزی حرکت می کرد! با دقت نگاه کردم.گروهی به سمت ما می آمدند. یکدفعه یکی از بچه ها داد زد، گردان جدید اومد، آب اومد! بلافاصله صدای ناله ی مجروح ... .
.
لنگ لنگان راه می رفتم.
زخم پایم را دیگر فراموش کرده بودم. آنقدر شهید و مجروح جا به جا کرده بودم که سر تا پایم خونی بود!
سکوت عجیبی در منطقه بود. زیر نور ماه چیزی حرکت می کرد! با دقت نگاه کردم.گروهی به سمت ما می آمدند.
یکدفعه یکی از بچه ها داد زد، گردان جدید اومد، آب اومد!
بلافاصله صدای ناله ی مجروح ها بلند شد. همه جان تازه گرفتند. همه می گفتند: آب آب!
یک گروهان از گردان یا زهرا(س) به ما ملحق شد. با شوق به سمت آن ها رفتم. حال خودم را نمی فهمیدم.
با خوشحالی سراغ آب را گرفتم.
گفتم: دبه های آب کجاست؟!
یکی از فرماندهان با تعجب گفت: دبه آب؟!
بعد ادامه داد: ما خودمان را هم به سختی تا اینجا رساندیم. قمقمه آب بچه های ما هم خالی شده! بعد مسیرش را عوض کرد و رفت!
با تعجب به او نگاه می کردم. خستگی این مدت روی دوشم نشست. نگاهی به سنگر انداختم. بچه های مجروح همگی منتظر آب بودند. نشستم روی زمین.
بی اختیار قطرات اشک از چشمم جاری شد. به یاد کربلا افتادم. در دل فقط می گفتم: یا حسین(ع)
چقدر سخت بود اشتیاق اهل حرم!
آن ها که منتظر آب بودند. اما امیدشان ناامید شد!
رفتم به سمت سنگر. همه مجروحین سراغ آب را می گرفتند.
گفتم: دیگه حرف آب نزنید. آبی در کار نیست!
نگاه های بهت زده و متعجب بچه ها را فراموش نمی کنم. توان تحمل آن صحنه ها را نداشتم. بی اختیار از سنگر بیرون آمدم.
کتاب یازهرا(س)
ص 63 و 64
شهید محمدرضا تورجی زاده
.
.
#حلال_بفرمایید
#احتمالا_پیج_به_یکی_از_دوستان_واگذار_میشود
#ان_شاءالله_بازم_توفیق_نوکری_پیدا_کنیم
#ان_شاءالله_شهادت
#یاعلی
.
Read more
. . <span class="emoji emoji1f4a0"></span>استاد علیرضا پناهیان... . <span class="emoji emoji1f337"></span>کم نیستن شهدای مدافع حرمی که عزیزاشون رو گذاشتن و به سادگی از شون ...
Media Removed
. . استاد علیرضا پناهیان... . کم نیستن شهدای مدافع حرمی که عزیزاشون رو گذاشتن و به سادگی از شون چشم پوشیدن و .... شهید مدافع حرمی از همین جنوب تهران.. وقتی بین رزمنده ها می رفت ،همه به او می گفتن: از دختر کوچولوت چخبر؟! می دونستن به دخترش علاقه داره! دوست داشت خدا یه دختری بهش بده،اسمشو بزاره ... .
. 💠استاد علیرضا پناهیان...
. 🌷کم نیستن شهدای مدافع حرمی که عزیزاشون رو گذاشتن و به سادگی از شون چشم پوشیدن و ....
شهید مدافع حرمی از همین جنوب تهران..
وقتی بین رزمنده ها می رفت ،همه به او می گفتن: از دختر کوچولوت چخبر؟!
می دونستن به دخترش علاقه داره!
دوست داشت خدا یه دختری بهش بده،اسمشو بزاره "کوثر"
ازدواج کرد،
خدا اون دختر رو به او داد!
روزی که برای آخرین بار رفته بود
بهش گفتن: از کوثرت چخبر؟!
گفته بود، دیگه از کوثرم سوال نکنید،من از کوثرم عبور کردم!
معامله کردم با خدا و ....
.
.
#پناهیان
#شهید
#مدافع
#حرم
#حسین_نصرتی
#محمودرضابیضایی
#سادگی
#رزمنده
#دختر
#کوثر
#ازخودگذشتگی
#معامله
#خدا
#عاشق
#شهادت
Read more
حضرت آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، قدس سره، از مرجع تقلید و از عرفای شیعه، در سال ۱۲۹۵ ه. ق، در ...
Media Removed
حضرت آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، قدس سره، از مرجع تقلید و از عرفای شیعه، در سال ۱۲۹۵ ه. ق، در روستای سعیدآباد گلپایگان بدنیا آمد و نسبتش با ۲۷ واسطه، به امام موسی کاظم ع می‌رسد.وی ۱۲ ساله بود که نزد برادرانش، درس را آغاز کرد. برای ادامه تحصیل، راهی گلپایگان شد و عمده علوم عربی و منطق را از ... حضرت آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، قدس سره، از مرجع تقلید و از عرفای شیعه، در سال ۱۲۹۵ ه. ق، در روستای سعیدآباد گلپایگان بدنیا آمد و نسبتش با ۲۷ واسطه، به امام موسی کاظم ع می‌رسد.وی ۱۲ ساله بود که نزد برادرانش، درس را آغاز کرد. برای ادامه تحصیل، راهی گلپایگان شد و عمده علوم عربی و منطق را از علمای گلپایگان آموخت. در سال ۱۳۱۱ ه. ق در سن ۱۶ سالگی، عزم اصفهان کرد و بعد از آن به نجف اشرف رفت. سید جمال‌الدین گلپایگانی علاوه بر فراگیری علوم تالیفاتی را نیز داشت همچنین شعر نیز می‌سرود
شعر
وی هنگام تشرف به حرم علی بن ابی‌طالب چنین سروده است:از ازل ای میر حق سرّ الهکل من قال بلی شد مبتلابندگی‌ات عرضه بر ماسویتا که عمرم رفت و گشتم رو سیاشد مطاف من حریم کوی توکعبه مقصود من شد روی توبر همین بگذشت بر من سالهابر درت ای ذوالکرام با ناله‌هاآروز دارم که ای زیبا صنم آنکه وقت مرگ آیی در برمتا ببینم روی حق در روی توعاشقانه جان دهم در کوی تو
آثار
آثار علمی که به برخی از آنها اشاره می‌شود:۱. رساله فی جواز البقاء علی تقلید المیت۲. رساله فی اجتماع الامر و النهی۳. رساله استدلالی در غیبت (رساله‌های یاد شده همراه ۲۰ مسئله مهم استدلالی فقهی، در سال ۱۳۷۰ ه. ق، در چاپخانه حیدریه نجف اشرف چاپ شد)۴. تقریرات درس اصول مرحوم نائینی۵. یک دوره اصول فقه به قلم خود ایشان۶. یک دوره فقه، شامل ابواب: طهارت، صلات، وصایا، اجاره، مکاسب، طلاق، قضا (ناتمام)، اطعمه و اشربه و حج
شاگردان
از علماء معاصری که شاگردان وی بوده‌اند، از جمله:حسنعلی نجابت ، لطف‌الله صافی گلپایگانی ، علامه طهرانی و.....
رحلت این عالم بزرگوار
حضرت آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی در عصر روز دوشنبه ۲۹ محرم الحرام سال ۱۳۷۷ هجری قمری مطابق با پنجم خرداد ماه ۱۳۳۷ هجری شمسی، در سن ۸۲ سالگی چشم از جهان فروبست وپیکر این عالم بزرگوار در وادی السلام نجف دفن گردید.
Read more
تور 3 روزه هتل 3 ستاره رفت و برگشت با قطار 5 ستاره فدک 6 نوبت سرویس رفت و برگشت به حرم ترانسفر رفت و ...
Media Removed
تور 3 روزه هتل 3 ستاره رفت و برگشت با قطار 5 ستاره فدک 6 نوبت سرویس رفت و برگشت به حرم ترانسفر رفت و برگشت به رآه اهن صبحانه ، نهار ، شام قیمت: 20 اردیبهشت : 250.000 تومان 21 اردیبهشت : 260.000 تومان 22 اردیبهشت : 295.000 تومان 23 اردیبهشت : 295.000تومان 24 اردیبهشت : 300 هزار تومان با ... تور 3 روزه
هتل 3 ستاره
رفت و برگشت با قطار 5 ستاره فدک
6 نوبت سرویس رفت و برگشت به حرم
ترانسفر رفت و برگشت به رآه اهن
صبحانه ، نهار ، شام
قیمت:

20 اردیبهشت : 250.000 تومان
21 اردیبهشت : 260.000 تومان
22 اردیبهشت : 295.000 تومان
23 اردیبهشت : 295.000تومان
24 اردیبهشت : 300 هزار تومان

با یک تماس با ما بهترین زمان و بهترین قیمت به شما پیشنهاد داده میشود

شرکت خدمات مسافرتی آوای گردشگران یاس
میدان ونک ، خ ملاصدرا ، بعد از پل کردستان ، جنب داروخانه ملاصدرا ، پلاک 78
021-42371
09106632590

#تورهای_داخلی #تورهای_خارجی #تورهای_ویژه #تور_مشهد #آفر_مشهد
Read more
... خواهر بزرگم دوست دارد زیبایی اش را به خیابان ببرد مست کند ، برقصد دوست دارد با موی باز و برهنه در ...
Media Removed
... خواهر بزرگم دوست دارد زیبایی اش را به خیابان ببرد مست کند ، برقصد دوست دارد با موی باز و برهنه در ساحل بدود و هر روز سگ ِ کوچکش را به آغوش بکشد و به گنجشک های پشت پنجره غذا بدهد و با صدای بلند برایشان آواز بخواند بلند  بلندتر از صدای اذان صبح دوست دارد تا پایان عمر تمام عیدهای قربان را به ... ...
خواهر بزرگم دوست دارد
زیبایی اش را به خیابان ببرد
مست کند ، برقصد
دوست دارد با موی باز و برهنه
در ساحل بدود
و هر روز سگ ِ کوچکش را به آغوش بکشد
و به گنجشک های پشت پنجره غذا بدهد
و با صدای بلند برایشان آواز بخواند
بلند 
بلندتر از صدای اذان صبح
دوست دارد
تا پایان عمر تمام عیدهای قربان را
به خاطرِ مرگ ِ گوسفندی
که برای حج مادر بزرگ
به خاک افتاد
گریه کند

خواهر کوچکم امّا
دوست دارد
دلتنگی اش را به حرم ببرد
و هر شب در جانمازش که پر از شکوفه و اعجاز است به خواب برود
و هر جمعه
در انتظاری عاشقانه
به نجات جهان فکر کند
و هر سحر، با باز کردن بال های کوچیکش
بهشت را به خانه بیاورد
دوست دارد هر روز 
در امنیتِ چادرش به مادرم لبخند بزند

و مادر
آه مادر
که با کشف گنجینه شراب برادر
در زیر زمین خانه از هوش رفت
و مادر که ختم تمام مفاتیح الجنون هاست
و مادر که خیرخواهی اش از تمامِ معلم های دینی روشن تر است
و بیشتر از تمام مردان سیاست نگران ....
که هیچ وقت
آیه ای را به اجبار به دهانِ ما نگذاشت
که حتی دلگیر، که حتی غمگین
مهربان است
مهربان
مثل خدا، نه مثل شما
مادرم هر دو خواهرم رابه یک اندازه
دوست دارد

#حسین_غیاثی
Read more
. . #براي_امام_رضا (و براي من مهم) . چه شد كه چراغ معصوميت ما روز به روز به خاموشي رفت؟ چه شد؟ آيا آن معصوميت از عدم اختيار ما براي انجام امور دنيايي بود؟ براي همين يك نوزاد را مانند فرشته ايي بي گناه و پاك مي دانند؟ گاهي فكر مي كنم اينگونه نيست. دلايلش بماند براي خودم! اما آمديم به اينجا رسيديم. با ... .
.
#براي_امام_رضا
(و براي من مهم)
.
چه شد كه چراغ معصوميت ما روز به روز به خاموشي رفت؟ چه شد؟
آيا آن معصوميت از عدم اختيار ما براي انجام امور دنيايي بود؟ براي همين يك نوزاد را مانند فرشته ايي بي گناه و پاك مي دانند؟
گاهي فكر مي كنم اينگونه نيست. دلايلش بماند براي خودم!
اما آمديم به اينجا رسيديم.
با همه اشتراك پيدا كرديم. مثلا در سن ١٥ سالگي، ١٥ سالگي را با همه شريك بوديم. در خوابيدن در غصه خوردن در شادي در شكم سير شدن و و و در خيلي امور با اطرافيان يا تمام انسانهاي حال و گذشته مشترك بوديم و هستيم.
اما در معصوميت و درجه عصيان، در بالاترين حد اختلاف بوده و هستيم!
چرا؟ اين همه اشتراك داشتيم. چه شد كه در گناه و بي گناهي اينقدر اختلاف پديدار شد.
همه يك جور و از يك راه به دنيا آمديم و به يك راه هم خواهيم مرد. اما چگونه زندگي كرديم كه از يك دوره ايي مشخص، تغييرها شروع شد.
بماند...
فكر كنيم. فكر كنيم شروع تغيير ما از چه سني بود. از چه دوره و زماني. چه شد كه اولين قدم را براي خش انداختن بر آينه معصوميت خود برداشتيم.
براي حل يك مشكل بايد ريشه آنرا پيدا كرد. به زبان ساده:
با چه چيز و چه نوع خطايي شروع شد و ادامه دارد. آنرا پيدا كنيم. دقيقا همين مشكلي است امروز داريم. در حل آن كوشش كنيم.
صيقل دادن آينه كار سختي نيست.
به حرم امام رضا دقيق تر نگاه كنيم. به صحن آينه. به شكسته آينه ها. شايد هر آينه براي انساني باشد كه آنرا صيقل داد و به يادگار در حرم جا گذاشت! باور كنيم شدني است.
#انسان #امام_رضا #مشهد #انسان_كامل
Read more
آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم محو ...
Media Removed
آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت خواستم نام تو هر روز به یادم باشد پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت کاش میشد به من و حرف دلم ... آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت
بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت
خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت

کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم . .  از مرحوم شهید مطهری پرسیدند چرا شما فوق العاده از علامه طباطبایی تجلیل ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم . .  از مرحوم شهید مطهری پرسیدند چرا شما فوق العاده از علامه طباطبایی تجلیل می کنید و تعبیر «روحی فداه»را در مورد ایشان به کار می گیرید . ایشان فرمودند: «من فیلسوف و عارف بسیار دیده ام،ولی احترام من از ایشان به خاطر این است که او عاشق و دلباخته اهل بیت است. علامه طباطبایی ... بسم الله الرحمن الرحیم
.
.  از مرحوم شهید مطهری پرسیدند چرا شما فوق العاده از علامه طباطبایی تجلیل می کنید و تعبیر «روحی فداه»را در مورد ایشان به کار می گیرید
. ایشان فرمودند:
«من فیلسوف و عارف بسیار دیده ام،ولی احترام من از ایشان به خاطر این است که او عاشق و دلباخته اهل بیت است. علامه طباطبایی در ماه رمضان پیاده به حرم مشرف می شد و روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه(سلام الله علیها)افطار می کرد،سپس به خانه می رفت و غذا می خورد.این ویژگی علامه طباطبایی مرا به شدت شیفته ایشان نموده است.» .
.

پیام انقلاب ش۱۲۳
.

عرض تبریک ولادت بی بی حضرت معصومه سلام الله علیها
.

نثار حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات
Read more
مَشتى ترين شكلِ "مشهد"، بهترين "خاطره" خودتان از سفر به "مشهد" را بنويسيد، استجابت در آنالوگ ترين ...
Media Removed
مَشتى ترين شكلِ "مشهد"، بهترين "خاطره" خودتان از سفر به "مشهد" را بنويسيد، استجابت در آنالوگ ترين شكل ممكن، مثلِ عكس يادگارى با دست روى سينه كنار پرده منقش به تصوير ضريح تقلبى، بليط قطار، كاشيكارى، لعاب فيروزه اى، گارى، درشكه، فولكس بيتل، پيكان مدل چهل و ششِ پلاك قرمز، مناره طلا و روزهاىِ قديمى ... مَشتى ترين شكلِ "مشهد"، بهترين "خاطره" خودتان از سفر به "مشهد" را بنويسيد، استجابت در آنالوگ ترين شكل ممكن، مثلِ عكس يادگارى با دست روى سينه كنار پرده منقش به تصوير ضريح تقلبى، بليط قطار، كاشيكارى، لعاب فيروزه اى، گارى، درشكه، فولكس بيتل، پيكان مدل چهل و ششِ پلاك قرمز، مناره طلا و روزهاىِ قديمى زيارت در نمايى كمياب از بارگاه و صحن حرم "امام رضا" عليه السلام در شهر مشهد به سال هزار و سيصد و چهل و هشت خورشيدى از آرشيو "بروس توماس" گردشگرى در دهه طلايى ايران: خيابانِ آسفالت مشرف به حرم امامِ هشتم و بارگاهى كه در شهرى فراتر از يك اقليم و مكانِ جغرافيايى قرار دارد، جايى معلق در ميان جان و روان مسافران و زايران. عقربه هاىِ ساعت مناره روىِ چهار ايستاده اند، درشكه چى ها با اسب هاىِ سرحال و قاطرهاىِ چموش در حال صدا كردن مسافران و زايران هستند، جوانى با يك دست فرمان دوچرخه هركولس را نگه داشته و با دستي ديگر بارى شامل چند كتاب و تابلو را بغل زده است، پيكانِ تنها با انعكاس آفتاب روى بدنه زرد رنگ و با چراغ هاىِ جلوي "هيلمن هانتر" با سرعت به سمتِ ما مي آيد. آسمانِ آبى رنگ و بدون ابر در آن سو با گنبد فيروزه اى در هم تنيده مي شود و شاهدِ "غربت" مردى مى شود كه دور از زادگاهش شهيد شده است، مردى شبيه سرنوشت انسان كه آن چنان در آتشِ سرخ غربت سياهش پيش رفت كه از داغ و خاكستر غريبانه اش، كبوتران آشنايى پر كشيدند. اگر "نوستالژى" را غم فراق و دردِ دورى هر انسان از خانه پدرى و كاشانه اش بدانيم، شايد "او" براي روحِ زخم خورده ايرانى، يادآور يادگارهاىِ خوب باشد، نوستالژيك ترين تقاطع براىِ انسان، مردي كه اسم رمز "دور ماندن از اصل و ميل به تنفس در هواي روزگار وصل" است. به فاصله نجومى تا صحنه و تاثيرِ تاريخ و حاكمانش روىِ دين و ايمانِ مردم خوش آمديد. اينجا "كافه نوستال" است، صداىِ راستينِ خاطرات و يادگارهاىِ ملتِ ايران.
Read more
و همه رُجعت می‌کنند؛ همهٔ آن‌ها که چهل‌صبح،عهد خواندند. همهٔ آن‌ها که چهل سه‌شنبه،زیر ستیغ آفتاب و هجوم سرمای استخوان‌سوز،در جمکران،میانهٔ حمد،صد بار‌ تو را واسطه گرفتند و با خدا عهد بستند که:«ایاکَ نَعبُدُ و ایاک نَستعین» همهٔ آن‌ها که چهل‌صبح جمعه،از آغوش یار بیرون زدند،از گرمای ناگزیر ... و همه رُجعت می‌کنند؛
همهٔ آن‌ها که چهل‌صبح،عهد خواندند.
همهٔ آن‌ها که چهل سه‌شنبه،زیر ستیغ آفتاب و هجوم سرمای استخوان‌سوز،در جمکران،میانهٔ حمد،صد بار‌ تو را واسطه گرفتند و با خدا عهد بستند که:«ایاکَ نَعبُدُ و ایاک نَستعین»
همهٔ آن‌ها که چهل‌صبح جمعه،از آغوش یار بیرون زدند،از گرمای ناگزیر بستر،از شیرینی رویا،از همهٔ غیر تو گسستند تا بپیوندند به جماعتی که با حزنی ممتد،ندبه می‌کردند:«اَیْنَ..اَیْنَ»و اعتراف می‌کردند:«عَزیزٌ عَلَیَّ..عَزیزٌ عَلیَّ»
و ما و همهٔ آن‌ها که برگشته‌اند
به صحن مسجدالحرام خواهیم ریخت
و رسانه‌ها ثبت خواهند کرد،شلوغ‌ترین تراکم جمعیتی جهان را در حطیم.
و چاووش‌خوانان ما دِعبِل‌ها،فَرَزدَق‌ها،محتشم‌ها،ناظم‌البَکّاها،مصیبت‌خوان‌ها و پیرغلام‌ها خواهند بود.
آن روز،سیدی از میان ما پیش خواهد آمد،در دستانش،مجمعی از طلاست،پر از گل‌های خوش‌عطر جهان و میانش،رختی از لطیف‌ترین و روشن‌ترین پارچهٔ دست‌دوزِ جهان.می‌آوریم تا شما را از عزا درآوریم.
حتم دارم،آخرین روضه را با شما خواهیم خواند و با اشک،کعبه را از بت‌های دور و برش خواهیم شست؛
و من دلم می‌خواهد قاآنی پیش بیاید و با صدایی مردانه،تو گویی چون زینب در مسجد شام،برایتان بخواند:
«بارد چه؟خون! که؟دیده! چه‌سان؟روز و شب! چرا؟
از غم! کدام غم؟غمِ سلطان اولیا
نامش که بُد؟حسین! زِ نژاد که‌؟از علی
مامش که بود؟فاطمه‌ جدش که‌؟مصطفی!
چون شد؟شهید شد! به کجا؟دشت ماریه
کی‌؟عاشر محرم پنهان‌؟نه! برملا
شب کشته شد؟نه!روز چه هنگام‌؟وقت ظهر
شد از گلو بریده سرش؟نی نی از قفا
سیراب کشته شد؟نه! کس آبش ‌نداد؟داد!
که؟شمر! از چه چشمه‌؟ز سرچشمهٔ فنا
مظلوم شد شهید؟بلی! جرم داشت؟‌نه!
کارش چه بُد؟ هدایت‌، یارش‌ که بُد؟خدا
این ظلم را که کرد؟یزید! این یزید کیست‌؟
زاولاد هند، از چه کس‌؟از نطفهٔ زنا!
میر سپه که بُد؟عمر سعد! او برید؟
حلق عزیز فاطمه نه! شمر بی‌حیا
خنجر برید حنجر او را نکرد شرم
کرد! از چه پس برید؟نپذیرفت ازو قضا
کس کشته شد هم از پسرانش‌؟بلی دو تن
دیگر که نه! برادر دیگر که اقربا
دیگر پسر نداشت‌؟چرا داشت آن که بود
سجاد!چون بُد او به غم و رنج مبتلا
ماند او به کربلای پدر؟ نی!به شام رفت
با عز و احتشام‌؟نه! با ذلت و عنا
تنها؟نه! با زنان حرم؛نامشان چه بود؟
زینب،سکینه،فاطمه،کلثوم بینوا
کس بود همرهش‌؟بلی! اطفال بی‌پدر
دیگر که بود؟تب!که نمی‌گشت ازو جدا
از زینب و زنان چه به‌جا مانده بد؟دو چیز
طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا»
و کعبه،پر می‌شود از هق‌هق شما
و ما فریادزنان:بس کن شاعر!
عزیز فاطمه از دست رفت
*
مبارک باد،آغاز امامتتان حضرت آقا
Read more
آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم محو ...
Media Removed
آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت خواستم نام تو هر روز به یادم باشد پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت کاش میشد به من و حرف ... آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت
نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم

محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت
بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود

دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت
خواستم نام تو هر روز به یادم باشد

پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت
کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی

کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت
Read more
<span class="emoji emoji1f451"></span> . بهمون بگید که این شعر رو چقدر دوست داشتین. با تگ کردن دوستانتون اونها رو به خوندن و لذت بردن ازین ...
Media Removed
. بهمون بگید که این شعر رو چقدر دوست داشتین. با تگ کردن دوستانتون اونها رو به خوندن و لذت بردن ازین شعر زیبا دعوت کنید. . . بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیم در کویر دل سودا زده تنها ماندیم . تا نجویند رقیبان ز دلم بوی تو را سر بازار تو پیوسته به حاشا ماندیم . دل شیدایی ما شیفته روی تو بود سالیانیست ... 👑
.
بهمون بگید که این شعر رو چقدر دوست داشتین.
با تگ کردن دوستانتون اونها رو به خوندن و لذت بردن ازین شعر زیبا دعوت کنید.
.
.
بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیم
در کویر دل سودا زده تنها ماندیم
.
تا نجویند رقیبان ز دلم بوی تو را
سر بازار تو پیوسته به حاشا ماندیم
.
دل شیدایی ما شیفته روی تو بود
سالیانیست که با این دل شیدا ماندیم
.
آنچنانم دل ما سوخته عشق تو بود
که در این مرحله از سینه خود جا ماندیم
.
طشت رسوایی ما عاقبت از بام افتاد
نرسیدیم به گرد تو و رسوا ماندیم
.
رهرو عشق تو بودیم وبه سودای وصال
از همه بود و نبود دل خود وا ماندیم
.
همه شب سوخته دل از غم هجران تو باز
به امید سحری در ره فردا ماندیم
.
«رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم»
.
👑 # میرنجات اصفهانی
.
ادمین:
@em.afj .
⚜صفحه دوم ما
@cafeehooonar
.
.
.
بهترین ابیات و اشعار در کانال تلگرام شاهبیت
لینک در بیو...
Read more
. #بازنشر شهید مطهری: چرا حضرت زهرا (س) دستور داد شبانه دفنش کنند؟ چرا فرمود نمی‏ خواهم کسی از کسانی ...
Media Removed
. #بازنشر شهید مطهری: چرا حضرت زهرا (س) دستور داد شبانه دفنش کنند؟ چرا فرمود نمی‏ خواهم کسی از کسانی که به من ظلم کرده‏ اند در تشییع جنازه‏ ام شرکت کنند؟ برای این که می‏ خواست این ظلم در جهان لوث نشود، زیرا لوث شدن ظلم گناه است. می‏ خواست تا بعد از چهارده قرن هم بیایند و بگویند: فَلِأَی الْامورِ ... .
#بازنشر
شهید مطهری:
چرا حضرت زهرا (س) دستور داد شبانه دفنش کنند؟ چرا فرمود نمی‏ خواهم کسی از کسانی که به من ظلم کرده‏ اند در تشییع جنازه‏ ام شرکت کنند؟ برای این که می‏ خواست این ظلم در جهان لوث نشود، زیرا لوث شدن ظلم گناه است. می‏ خواست تا بعد از چهارده قرن هم بیایند و بگویند:

فَلِأَی الْامورِ تُدْفَنُ لَیلا
بَضْعَةُ الْمُصْطَفی‏ وَ تُعْفی‏ ثَریها
.
🔸چرا پاره جگر پیغمبر شبانه باید دفن شود؟ چرا باید محل قبرش مخفی بماند؟ می‏ خواستند این علامت سؤال همیشه باقی بماند، می‏ خواستند این ظلم و این مظلومیت فراموش نشود...
.
🔹علی (ع) وقتی که جنازه زهرا (س) را در اتاق برد، خودش به تنهایی زهرا را کفن کرد. بعد از کفن، فریاد علی بلند شد، اطفال کوچک زهرا از هشت ساله تا سه چهار ساله و فضّه را صدا زد: یا حسن! یا حسین! یا زینب! یا امّ کلثوم! یافضّه! هَلُمّوا تَزَوَّدوا مِنْ امِّکمْ.‏ بیایید با مادر خودتان وداع کنید.
.
📘 استاد مطهری، آینده انقلاب اسلامی ایران، ص200-199
#
تنها در شهر هدایت را گشودی
در جاهلیت هادی این قوم بودی

اسلام می سازد ابوسفیان پس از تو
تنها شوند این عترت و قرآن پس از تو

هرکس تو را با نام تو دلگیر می کرد
شیخ یهودی آیه ای تفسیر می کرد

هرکس که آمد از زبانت حرف می زد
با خیزرانی با لبانت حرف می زد

بعد از تو سلمان و ابوذر ماند تنها
یک امت تنها و حیدر ماند تنها

رفتی و زهرا ماند و غوغای مدینه
آغاز شد امروز غم های مدینه

از خانه زهرا پر است از رد پایت
دارد در و دیوار میگرید برایت

#

صوت اذان تا از زبان کوچه می رفت
با چادر خاکی میان کوچه می رفت

از خانه تا مسجد پر از گل بود دیوار
مسجد پر از بوی محمد می شد انگار

مسجد سراپا گریه بود از خطبه او
می دید زینب خطبه خواندن های بانو

می رفت بالا تا صدای تازیانه
آغاز می شد گریه های تازیانه

با یا علی هایش جسارت بیشتر بود
حالا دعاهای شهادت بیشتر بود

در نیمه های شب علی تابوت می ساخت
با گریه ی زینب علی تابوت می ساخت

دیوار های خانه زهرا سیاهست
انگار دیگر ناله ها همراز چاهست

#

می آورند از راه یاران حرم را
هر روز تابوت #شهیدان_حرم را

هر جای دنیا حرف از #پیر_خمین است
فرزند زهرا وارث راه #حسین ست

عباس نعمتی
التماس دعا

#یا_زهرا (س)
Read more
. شهید مطهری: چرا حضرت زهرا (س) دستور داد شبانه دفنش کنند؟ چرا فرمود نمی‏ خواهم کسی از کسانی که به ...
Media Removed
. شهید مطهری: چرا حضرت زهرا (س) دستور داد شبانه دفنش کنند؟ چرا فرمود نمی‏ خواهم کسی از کسانی که به من ظلم کرده‏ اند در تشییع جنازه‏ ام شرکت کنند؟ برای این که می‏ خواست این ظلم در جهان لوث نشود، زیرا لوث شدن ظلم گناه است. می‏ خواست تا بعد از چهارده قرن هم بیایند و بگویند: فَلِأَی الْامورِ تُدْفَنُ ... .
شهید مطهری:
چرا حضرت زهرا (س) دستور داد شبانه دفنش کنند؟ چرا فرمود نمی‏ خواهم کسی از کسانی که به من ظلم کرده‏ اند در تشییع جنازه‏ ام شرکت کنند؟ برای این که می‏ خواست این ظلم در جهان لوث نشود، زیرا لوث شدن ظلم گناه است. می‏ خواست تا بعد از چهارده قرن هم بیایند و بگویند:

فَلِأَی الْامورِ تُدْفَنُ لَیلا
بَضْعَةُ الْمُصْطَفی‏ وَ تُعْفی‏ ثَریها
.
🔸چرا پاره جگر پیغمبر شبانه باید دفن شود؟ چرا باید محل قبرش مخفی بماند؟ می‏ خواستند این علامت سؤال همیشه باقی بماند، می‏ خواستند این ظلم و این مظلومیت فراموش نشود...
.
🔹علی (ع) وقتی که جنازه زهرا (س) را در اتاق برد، خودش به تنهایی زهرا را کفن کرد. بعد از کفن، فریاد علی بلند شد، اطفال کوچک زهرا از هشت ساله تا سه چهار ساله و فضّه را صدا زد: یا حسن! یا حسین! یا زینب! یا امّ کلثوم! یافضّه! هَلُمّوا تَزَوَّدوا مِنْ امِّکمْ.‏ بیایید با مادر خودتان وداع کنید.
.
📘 استاد مطهری، آینده انقلاب اسلامی ایران، ص200-199
#
تنها در شهر هدایت را گشودی
در جاهلیت هادی این قوم بودی

اسلام می سازد ابوسفیان پس از تو
تنها شوند این عترت و قرآن پس از تو

هرکس تو را با نام تو دلگیر می کرد
شیخ یهودی آیه ای تفسیر می کرد

هرکس که آمد از زبانت حرف می زد
با خیزرانی با لبانت حرف می زد

بعد از تو سلمان و ابوذر ماند تنها
یک امت تنها و حیدر ماند تنها

رفتی و زهرا ماند و غوغای مدینه
آغاز شد امروز غم های مدینه

از خانه زهرا پر است از رد پایت
دارد در و دیوار میگرید برایت

#

صوت اذان تا از زبان کوچه می رفت
با چادر خاکی میان کوچه می رفت

از خانه تا مسجد پر از گل بود دیوار
مسجد پر از بوی محمد می شد انگار

مسجد سراپا گریه بود از خطبه او
می دید زینب خطبه خواندن های بانو

می رفت بالا تا صدای تازیانه
آغاز می شد گریه های تازیانه

با یا علی هایش جسارت بیشتر بود
حالا دعاهای شهادت بیشتر بود

در نیمه های شب علی تابوت می ساخت
با گریه ی زینب علی تابوت می ساخت

دیوار های خانه زهرا سیاهست
انگار دیگر ناله ها همراز چاهست

#

می آورند از راه یاران حرم را
هر روز تابوت #شهیدان_حرم را

هر جای دنیا حرف از #پیر_خمین است
فرزند زهرا وارث راه #حسین ست

عباس نعمتی

#یا_زهرا
Read more
‌‌ بارد چه؟ خون که؟ دیده چسان؟ روز و شب چرا؟ از غم کدام غم؟ غم سلطان اولیاء ‌ نامش که بُد؟ حسین ...
Media Removed
‌‌ بارد چه؟ خون که؟ دیده چسان؟ روز و شب چرا؟ از غم کدام غم؟ غم سلطان اولیاء ‌ نامش که بُد؟ حسین ز نژاد که‌؟ از علی مامش که بود؟ ‌فاطمه‌ جدش که‌؟ مصطفی ‌ چون شد؟ شهید شد به کجا؟ ‌دشت ماریه کی‌؟ عاشر محرم پنهان‌؟ نه برملا ‌ شب کشته شد؟ ‌نه ‌روز چه هنگام‌؟ ‌وقت ظهر شد از گلو بریده سرش؟ ... ‌‌
بارد چه؟ خون
که؟ دیده
چسان؟ روز و شب
چرا؟ از غم
کدام غم؟ غم سلطان اولیاء


نامش که بُد؟ حسین
ز نژاد که‌؟ از علی
مامش که بود؟ ‌فاطمه‌
جدش که‌؟ مصطفی


چون شد؟ شهید شد
به کجا؟ ‌دشت ماریه
کی‌؟ عاشر محرم
پنهان‌؟ نه برملا


شب کشته شد؟ ‌نه ‌روز
چه هنگام‌؟ ‌وقت ظهر
شد از گلو بریده سرش؟ نی نی از قفا


سیراب کشته شد؟ ‌نه!
کس آبش ‌نداد؟ داد
که؟ شمر
از چه چشمه‌؟ ز سرچشمهٔ فنا


مظلوم شد شهید؟ بلی
جرم داشت؟ نه
کارش چه بد؟هدایت‌
یارش‌ که بد؟ خدا


این ظلم را که کرد؟ یزید
این یزید کیست‌؟زاولاد هند از چه کس‌؟ از نطفهٔ زنا
خود کرد این عمل‌؟ نه! فرستاد نامه‌ای
نزد که‌؟ نزد زادهٔ مرجانهٔ دغا


ابن زیاد زادهٔ مرجانه بد؟ نعم
از گفتهٔ یزید تخلف نکرد؟ لا
این نابکار کشت حسین را به دست خویش‌؟
نه او روانه کرد سپه سوی کربلا


میر سپه که بد؟عمرسعد!
او بریدحلق عزیز فاطمه؟ نه شمر بی‌حیا
خنجر برید حنجر او را نکرد شرم؟
کرد
از چه پس برید؟ نپذرفت ازو قضا


بهر چه‌؟ بهر آن که شود خلق را شفیع
شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بکاء
کس کشته شد هم از پسرانش‌؟ بلی دو تن
دیگر که؟ نه برادر، دیگر که؟ اقربا


دیگر پسر نداشت‌؟ چرا داشت
آن که بود؟سجاد چون بد او به غم و رنج مبتلا
ماند او به کربلای پدر؟ نی !به شام رفت
با عز و احتشام‌؟ نه ! با ذلت و عنا


تنها؟ نه ! با زنان حرم؛
نامشان چه بود؟زینب سکینه فاطمه کلثوم بینوا
بر تن لباس داشت‌؟ بلی! گرد رهگذار
بر سر عمامه داشت‌؟ بلی !چوب اشقیا


بیمار بد؟ بلی
چه دوا داشت‌؟ اشک چشم
بعد از دوا غذاش چه بد؟ خون دل غذا
کس بود همرهش‌؟ بلی اطفال بی‌پدر
دیگر که بود؟ تب !که نمی گشت ازو جدا


از زینب و زنان چه به جا مانده بد؟ دو چیز:طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا
گبر این ستم کند؟ نه!
یهود و مجوس؟ نه!
هندو؟ نه!
بت‌پرست؟ نه!
فریاد ازین جفا


قاآنی است قایل این شعرها؟ بلی
خواهد چه؟ رحمت! ‌ازکه‌؟ ز حق!
کی؟ صف جزا

‌ ‌
#شعر از #قاآنی است ‌


#عاشورا #حسین #اباعبدالله #سیدالشهدا #مظلوم #محرم #نوحه #مرثیه
Read more
******** یادداشت دوست شاعرم محمود حبیبی کسبی را بخوانید... <span class="emoji emoji1f53a"></span>کلامی با آسیب‌شناسان حرفه‌ای شعایر ...
Media Removed
******** یادداشت دوست شاعرم محمود حبیبی کسبی را بخوانید... کلامی با آسیب‌شناسان حرفه‌ای شعایر حسینی ️خب الحمدلله دوباره نزدیک ماه محرم شدیم و همه شدند آسیب‌شناس. دوباره آسیب‌شناسی عزاداری و تشکیک در شعایر حسینی شد شغل تمام‌وقت یک عده بی‌کار و بی‌سواد. اگر تا حالا این روشن‌فکربازی‌ها ... ********
یادداشت دوست شاعرم محمود حبیبی کسبی را بخوانید...
🔺کلامی با آسیب‌شناسان حرفه‌ای شعایر حسینی
▪️خب الحمدلله دوباره نزدیک ماه محرم شدیم و همه شدند آسیب‌شناس. دوباره آسیب‌شناسی عزاداری و تشکیک در شعایر حسینی شد شغل تمام‌وقت یک عده بی‌کار و بی‌سواد.
اگر تا حالا این روشن‌فکربازی‌ها مختص جوجه‌ روشن‌فکرنماها و منبری‌های کت شلواری و شاعران ورشکسته بود، اکنون عوام معمم هم وارد گود شده‌اند و در هجمه‌ای هماهنگ حرف‌های امثال صالحی نجف‌آبادی علیه ما علیه را طوطی‌وار تکرار می‌کنند. علی‌الظاهر دوباره دارد جمع «شهید جاوید»ی‌ها جمع می‌شود.
▪️یکی می‌گوید: «در اسلام استقبال از عاشورا نداریم»!!!
حال آنکه نخستین کسی که به استقبال عزاداری اباعبدالله (ع) رفت، خود خدا بود و پس از او، آدم و نوح و زکریا و دیگر انبیای الهی در عزای فرزند خاتم انبیا گریسته‌اند. همچنین پیامبر خاتم (ص) و صدیقه طاهره (س) پنجاه و چند سال پیش از عاشورا، در لحظات توام با شعف ولادت حسین، به جای شادی ولادت، در ماتم شهادت او اشک ریخته‌اند.
چگونه استقبال از عاشورا اسلامی نیست که علما و مراجع بزرگواری مانند شیخ عبدالکریم حائری یزدی (رضوان الله علیه) چند روز پیش از محرم، با دسته‌های عزاداری به حرم حضرت معصومه (س) می‌رفته‌اند تا اذن عزاداری محرم را بگیرند. کجا رفتند این فقها؟! که قال الصادق و قال الباقر جای خود را به این فرمایش‌های من عندی داده است! نمی‌دانم، شاید عزاداری، بازار جک گفتن بعضی‌ها روی منبر را کساد می‌کند که این‌قدر نگران آمدن محرم‌اند...
▪️آن یکی می‌گوید: «نگوییم «پیر غلام»، بگوییم «پیش‌کسوت»!!! ائمه از ما نه نوکر می‌خواهند و نه غلام، آن‌ها انسانیت می‌خواهند.‌ سینه‌زنی و گریه برای امام حسین انسان را رشد فکری نمی‌دهد»!!!
پیش‌کسوت!؟ اولاً مگر بساط اباعبدالله (ع) بلاتشبیه تشک کشتی است؟! ثانیاً غلام اهل بیت بودن چه تضادی با انسانیت دارد؟ به خدا که نه تنها یگانه راه انسان شدن، غلام آل الله بودن است، بلکه گذشتن از کوی غلامان حسین هم سبب قرب الی الله می‌شود. ثالثاً اگر سینه زنی و گریه بر سیدالشهدا لازم نیست، پس چگونه است که حضرات معصومین این همه به صرف گریستن بر امام حسین تاکید کرده‌اند؟ پس چگونه است که احادیثی که در فضیلت اشک بر امام حسین وارد شده از حدّ تواتر نیز گذشته است؟ پس چگونه است که حضرت ولی عصر (روحی فداه) صبح و شب در عزای جد شهیدش خون گریه می‌کند؟ و چگونه است که خود اباعبدالله فرمودند: «انا قتیل العبرة»؟ رضوان حق بر او که فرمود: «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است». ادامه در نظرات
Read more
, هوای جمکران تو دل ما را هوایی کرد دلم را گنبد فیروزه ای رنگی طلایی کرد من از شب‌های کوه خضر زیباتر ...
Media Removed
, هوای جمکران تو دل ما را هوایی کرد دلم را گنبد فیروزه ای رنگی طلایی کرد من از شب‌های کوه خضر زیباتر نخواهم دید از آنجا هم حرم هم جمکران را میتوان بوسید اگر چه مردم دنیا سراسر دوستت دارند ولیکن اهل قم یک جور دیگر دوستت دارند خدا را شکر بین شهر ما از تو نشان پیداست کمی از پشت بام خانه ی ما، جمکران ... , هوای جمکران تو دل ما را هوایی کرد
دلم را گنبد فیروزه ای رنگی طلایی کرد

من از شب‌های کوه خضر زیباتر نخواهم دید
از آنجا هم حرم هم جمکران را میتوان بوسید

اگر چه مردم دنیا سراسر دوستت دارند
ولیکن اهل قم یک جور دیگر دوستت دارند

خدا را شکر بین شهر ما از تو نشان پیداست
کمی از پشت بام خانه ی ما، جمکران پیداست

اگر هر جای دنیایم دلم در یک خیابان است
همیشه نیمه شعبان دلم در چهار مردان است

خیابانی که دل سرمست یوسف میشود در آن
و با اصرار هی شربت تعارف میشود در آن

به پای دل به شوق دیدن دلدار خواهم رفت
پیاده از حرم با گریه تا گلزار خواهم رفت

حرم...گلزار، احساس صفا تا مروه را دارد
و بالای سرم یک کعبه ی زیبا خدا دارد

منه بیچاره دنبال تو هستم، چاره من چیست؟
تو هستی در میان ما ولی توفیق دیدن نیست

و می‌دانم مرا که دل به تو بستم تو میبینی
اگر چه اهل پایین شهر قم هستم تو میبینی

و می‌دانم که حتمأ سر به ما هم میزنی آقا
تو حتی سر به جشن بچه‌ها هم میزنی آقا

چه می‌شد باز کودک می‌شدم با شور دلتنگی
دوباره کوچه را تزئین کنم با کاغذ رنگی

و می‌خواند تو را حتی نگاه بچه‌ها آقا
برای کودکان چشم بر راهت بیا آقا
Read more
... خواهر بزرگم دوست دارد زیبایی اش را به خیابان ببرد مست کند ، برقصد دوست دارد با موی باز و برهنه در ...
Media Removed
... خواهر بزرگم دوست دارد زیبایی اش را به خیابان ببرد مست کند ، برقصد دوست دارد با موی باز و برهنه در ساحل بدود و هر روز سگ ِ کوچکش را به آغوش بکشد و به گنجشک های پشت پنجره غذا بدهد و با صدای بلند برایشان آواز بخواند بلند  بلندتر از صدای اذان صبح دوست دارد تا پایان عمر تمام عیدهای قربان را به ... ...
خواهر بزرگم دوست دارد
زیبایی اش را به خیابان ببرد
مست کند ، برقصد
دوست دارد با موی باز و برهنه
در ساحل بدود
و هر روز سگ ِ کوچکش را به آغوش بکشد
و به گنجشک های پشت پنجره غذا بدهد
و با صدای بلند برایشان آواز بخواند
بلند 
بلندتر از صدای اذان صبح
دوست دارد
تا پایان عمر تمام عیدهای قربان را
به خاطرِ مرگ ِ گوسفندی
که برای حج مادر بزرگ
به خاک افتاد
گریه کند

خواهر کوچکم امّا
دوست دارد
دلتنگی اش را به حرم ببرد
و هر شب در جانمازش که پر از شکوفه و اعجاز است به خواب برود
و هر جمعه
در انتظاری عاشقانه
به نجات جهان فکر کند
و هر سحر، با باز کردن بال های کوچیکش
بهشت را به خانه بیاورد
دوست دارد هر روز 
در امنیتِ چادرش به مادرم لبخند بزند

و مادر
آه مادر
که با کشف گنجینه شراب برادر
در زیر زمین خانه از هوش رفت
و مادر که ختم تمام مفاتیح الجنون هاست
و مادر که خیرخواهی اش از تمامِ معلم های دینی روشن تر است
و بیشتر از تمام مردان سیاست نگران ....
که هیچ وقت
آیه ای را به اجبار به دهانِ ما نگذاشت
که حتی دلگیر، که حتی غمگین
مهربان است
مهربان
مثل خدا، نه مثل شما
مادرم هر دو خواهرم رابه یک اندازه
دوست دارد

#حسین_غیاثی
#donyaye_ideal
Read more
روایت است که رحمت کند خدای حسین هر آن کسی که کند گریه در عزای حسین روایت است که نفسهاش مثل تسبیح است ...
Media Removed
روایت است که رحمت کند خدای حسین هر آن کسی که کند گریه در عزای حسین روایت است که نفسهاش مثل تسبیح است دل گرفته و مهموم غصه های حسین روایت است که آیاتی از کتاب الله فقط برای حسین است و ماجرای حسین روایت است زیارت کند خدایش را کسی که رفت زیارت به کـربلای حسین روایت است بگیری عنان اشک از چشم مگر ز بیم ... روایت است که رحمت کند خدای حسین
هر آن کسی که کند گریه در عزای حسین
روایت است که نفسهاش مثل تسبیح است
دل گرفته و مهموم غصه های حسین
روایت است که آیاتی از کتاب الله
فقط برای حسین است و ماجرای حسین
روایت است زیارت کند خدایش را
کسی که رفت زیارت به کـربلای حسین
روایت است بگیری عنان اشک از چشم
مگر ز بیم خـدا و مگر برای حسین
روایت است که یاری کننده ی زهراست
کسی که گریه نموده است در رثای حسین
روایت است که این اشک را نگه دارد
برای روز مبادایمان خدای حسین
ببار چشم و خودت را نشان بده امشب
چرا که هست رضای خدا، رضای حسین
بگیر مجلس روضه بریز آب روان
که مرهم است به هر زخمِ سید عطشان
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسیـن_جـان
‏بنام جَنَّت مطلق، بنام شش گوشه
بنام حضرت والا، مقام شش گوشه
دلم، حوالی هر ‎صبح، با سلام و ادب
شده ست حاجی بیت‌ الحرامِ شش گوشه
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_مصطفی_شیخ_الاسلامی_کندلوس
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
 #خامنه_ای_سایبر #اداب_زیارت به حضور امام توجه کنیدشرط اوّل قبولی زیارت این است که با حضرت «ملاقات» ...
Media Removed
#خامنه_ای_سایبر #اداب_زیارت به حضور امام توجه کنیدشرط اوّل قبولی زیارت این است که با حضرت «ملاقات» کنید؛ یعنی رفتنِ حرم و آمدن، صِرف رفتن به یک مکان و بیرون آمدن نباشد؛ آن‌جا یک موجودی و یک روح والایی حضور دارد؛ به این حضور توجّه بکنید.۲با امام حرف بزنید«به چشم دیدن» لازمه‌ی ملاقات نیست؛ او ... #خامنه_ای_سایبر
#اداب_زیارت
به حضور امام توجه کنیدشرط اوّل قبولی زیارت این است که با حضرت «ملاقات» کنید؛ یعنی رفتنِ حرم و آمدن، صِرف رفتن به یک مکان و بیرون آمدن نباشد؛ آن‌جا یک موجودی و یک روح والایی حضور دارد؛ به این حضور توجّه بکنید.۲با امام حرف بزنید«به چشم دیدن» لازمه‌ی ملاقات نیست؛ او هست و سخن شما را می‌شنود، حضور شما را میبیند، شخص شما را میبیند، با او حرف بزنید؛ این شد زیارت. زیارت یعنی همین ملاقات.۳سلام بدهیدانسان وقتی به ملاقات کسی میرود، با او احوالپرسی میکند، به او سلام میکند؛ همین، در ملاقات روح مطهّر ائمّه (علیهم‌السّلام) و اولیاء الهی [هم] لازم است؛ باید رفت، سلام کرد، عرض ادب کرد.۴با هر زبانی زیارت کنید[زیارت‌] به هر زبانی هم میشود؛ [اگر] به همین زبان معمولی خودمان حرف بزنیم، این آداب ملاقات و زیارت صورت گرفته.۵زیارتهای ائمه را بخوانیداگر بخواهیم با یک بیان شیوا و با مضامین خوبی حرف بزنیم، آن همین زیارتهایی است مثل زیارت مخصوصه‌ی امام رضا، زیارت امین‌الله یا زیارت جامعه.۶با دل حرف بزنیدبا دل حرف بزنید. سعی کنید ولو دو دقیقه، ولو پنج دقیقه، دل را فارغ کنید از بقیّه‌ی شاغلها و متّصل کنید به معنویّتی که در آن‌جا حضور دارد و حرفتان را بزنید.۷زیارت جامعه کبیره بخوانیدزیارت جامعه مثلاً شش هفت صفحه است، وقت کردید همه‌اش را بخوانید، وقت نکردید یک صفحه‌اش یا نصف صفحه‌اش را بخوانید.۸در زیارت به مخاطب آن متوجه باشیددر حالی‌که متن زیارت را میخوانید، ولو معنایش را هم ندانید، متوجّه باشید دارید خطاب به چه کسی میخوانید. اگر این شد، آن وقت میشود زیارت.۹دلتان به امام متصل باشدبعضی‌ها خیال میکنند باید بروند حتماً به ضریح بچسبند! اینها چون دلهایشان وصل نمیشود، میخواهند جسمها را وصل کنند؛ چه فایده دارد؟ یکی هم ممکن است دورتر باشد، امّا دلش متّصل باشد؛ این خوب است.۱۰داخل حرم نماز بخوانید، ذکر بگوییددر داخل حرم نماز بخوانید، نماز قضا بخوانید، نماز واجب بخوانید، نماز مستحبّی بخوانید، نماز برای پدر و مادر بخوانید، ذکر بگویید -لااله‌الّاالله بگویید، تسبیحات اربعه بگویید- به شرطی که دل وصل باشد.
Read more
سلام بر شهیدان دختر شهید مدافع حرم حسن رجایی فر و دعوت کرده بودند به یه مراسم. مجری به عنوان آخرین سوال ازش پرسید : برای حضار و مردم چه حرفی مونده که نگفتی و دوست داری بگی؟ گفت: فقط میخوام که انقدر نگن بابام برای پول رفت ... ما هم پول نگرفتیم .... پ.ن : اگر دعوت کننده حضرت زینب(س) باشد، سلام بر شهادت یاد ... سلام بر شهیدان
🔴 دختر شهید مدافع حرم حسن رجایی فر و دعوت کرده بودند به یه مراسم. مجری به عنوان آخرین سوال ازش پرسید : برای حضار و مردم چه حرفی مونده که نگفتی و دوست داری بگی؟
گفت: فقط میخوام که انقدر نگن بابام برای پول رفت ... ما هم پول نگرفتیم ....
پ.ن : اگر دعوت کننده حضرت زینب(س) باشد، سلام بر شهادت
🌷یاد همه شهدا بخیر
#یادمان_یاران_دوکوهه
#نقطه_رهایی
#یک_میدان_مسابقه_بهشت
#حرم_مطهر_شهدای_گمنام
#منطقه۱۸_منطقه_شهدای_گمنام
#زیارت_شهدا_دعوت_به_یک_میهمانی_است
#التماس_دعا
#آری_باز_هم_یا_زهرا_رمز_پیروزی_است
#اگر_از_کربلا_دوریم_هوا_اینجا_سرشار_از_عطر_شهداست
#آتش_به_اختیار
#با_آرزوی_شهادت_برای_مردان_خدا
#yaranedokoohe #iran #tehran #martyrs
Read more
من که با گریه همه چیز به دست آوردم  با گنه برکت چشم ترم از دستم رفت همه گفتند حسین، همه رفتند حرم  خاک ...
Media Removed
من که با گریه همه چیز به دست آوردم  با گنه برکت چشم ترم از دستم رفت همه گفتند حسین، همه رفتند حرم  خاک عالم به سر من حرم از دستم رفت #شب_جمعه_است_هوایت_نکنم_میمیرم #قدیمی_ترین_رفیقم_حسین #تامحرم_مرا_نگه_دارید من که با گریه همه چیز به دست آوردم 
با گنه برکت چشم ترم از دستم رفت

همه گفتند حسین، همه رفتند حرم 
خاک عالم به سر من حرم از دستم رفت

#شب_جمعه_است_هوایت_نکنم_میمیرم
#قدیمی_ترین_رفیقم_حسین
#تامحرم_مرا_نگه_دارید
Regrann from @rezaeinikshahla - هنگام سقوط حکومت پهلوی شخصی‌ تعریف میکرد که دوان دوان رفتم تو بازار ...
Media Removed
Regrann from @rezaeinikshahla - هنگام سقوط حکومت پهلوی شخصی‌ تعریف میکرد که دوان دوان رفتم تو بازار داد زدم شاه رفت! شاه رفت ! و در حالیکه غرق خوشحالی‌ بودم بر زمین سجده کردم. در همان حال پیر زنی‌ نزدیکم آمد و گفت: نمازت تموم شد بیا کارت دارم. آمدم نزد پیرزن و کنارش نشستم. گفت ننه کی‌ جای شاه میاد؟ ... Regrann from @rezaeinikshahla - هنگام سقوط حکومت پهلوی شخصی‌ تعریف میکرد که دوان دوان رفتم تو بازار داد زدم شاه رفت! شاه رفت !
و در حالیکه غرق خوشحالی‌ بودم بر زمین سجده کردم.

در همان حال پیر زنی‌ نزدیکم آمد و گفت: نمازت تموم شد بیا کارت دارم. آمدم نزد پیرزن و کنارش نشستم. گفت ننه کی‌ جای شاه میاد؟
با خوشحالی گفتم مادر جان سادات صدر و الهدی ، یک مرد خدا.

گفت ننه خوشحال نشو.... گفتم چرا؟ گفت: زمانی‌ که جوان بودم و تازه ازدواج کرده بودم به همراه شوهرم برای زیارت امام رضا اومدم ولی‌ یک لحظه شوهرم را گم کردم، ، از انجایی که دختر روستا بودم و هیچوقت به شهر نیامده بودم دست و پام را گم کردم و نمیدونستم چکار کنم و کارم فقط گریه شده بود، همان لحظه یک سید قد بلند با چفیه سبز از راه رسید و گفت چیه چرا گریه میکنی‌؟ گفتم شوهرم را گم کردم، گفت این که کاری نداره بلند شو ناراحت نباش من شوهرت را پیدا می‌کنم حالا بریم خونه من یه چیزی بخور و نگران نباش منم از فرط خستگی‌ و ترس با سید اولاد پیغمبر راهی‌ منزلش شدم. وقتی‌ رسیدیم آنجا کسی‌ توی خانه نبود به من گفت برو حمام کن تا زنم بیاد ولی‌ زن نداشت دروغ میگفت تا داخل حمام شدم آمد دنبالم و همانجا منو تجاوز کرد سه روز پشت سر هم در منزل سید بودم و تا توانست از من کام گرفت وقتی‌ سیر شد گفت اگر زبونت باز بشه به جرم تهمت به سید اولاد پیغمبر میدم سرتو ببرن. منم هیچ حرفی‌ به کسی‌ نزدم.

بعد از سه روز منو برد حرم امام رضا و توی بلندگو اسم شوهرم را صدا زد، یک لحظه دیدم شوهرم آمد، سید با عصای خیزران شوهرم را کتک زد و گفت بیشرف چطور دست زنت را ول کردی توی این جمعیت نترسیدی اولاد الحرام حرامزاده‌ها اینجا زیادن و زنت هنوز جوان؟
شوهرم هم علاوه بر کتک زدن من، افتاد به کفش سید و بوسه میزد و تشکر میکرد، بعد گفت آقا سید من نذر کردم هرکس زنم را پیدا کند صد ریال به او بدهم، بعد صد ریال به آن سید حرامزده داد و دست منو گرفت و به روستای خودمون برگشتیم............. حالا ننه جان فهمیدی! این سیدا ، هم تجاوز میکنن هم کتکمون میزنن و هم پولمون رو میدزدن، پس زیاد خوشحال نباش که شاه رفت.

L’image contient peut-être : 1 personne, barbe, chapeau et gros plan - #regrann
Read more
. ‎ ‎باید غبار صحن تو را طوطیا کنند ‎«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند» . ‎ هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق ‎خیل ملائکند رضا یا رضا کنند . ‎ بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد ‎ ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند . ‎ «هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است ‎ حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند . ‎ هر کس به مشهد ... .
‎ ‎🌸باید غبار صحن تو را طوطیا کنند
‎«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»
.
‎🌸 هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
‎خیل ملائکند رضا یا رضا کنند
.
‎🌸 بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
‎ ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند
.
‎🌸 «هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است
‎ حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند
.
‎🌸 هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
‎ او را به درد کرب و بلا مبتلا کنند
.
‎🌸 دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
‎ با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند
.
‎🌸 از آن حریم قدسی ات آقای مهربان
‎«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»
.
.
.
💖🌸🍀
‎میلاد امام مهربان💖
‎امام رئوف و باصفا،🌷
‎حضرت علی بن موسی الرضا(ع)🍀
‎مبارک...🌹🌺🌻
‎آقا جان بطلب که خیلی دلمون تنگ شده...💘
.
.
#خدا_نگیرد_از_این_مملکت_خراسان_را .
#ولادت_امام_رضا #امام_رضا #امام_هشتم #ولادت #کربلا #نجف #کاظمین #مشهد #بطلب #بطلب_آقا #امام_مهربانی_ها #سلطان #شاه_خراسان #حرم #حرم_مطهر_امام_رضا_علیه_السلام #میلاد #صحن #صحن_آزادی #صحن_آزادی #صحن_گوهرشاد .
Read more
باز سر گشته و حيران شده­ ام چه كنم سر به گريبان شده ­ام مانده ام بی سر و سامان شده ­ام شمعِ اين شامِ غريبان ...
Media Removed
باز سر گشته و حيران شده­ ام چه كنم سر به گريبان شده ­ام مانده ام بی سر و سامان شده ­ام شمعِ اين شامِ غريبان شده ام خاكِ غم سر نكنم پس چه كنم؟ گريه آخر نكنم پس چه كنم؟ پاره ای از جگرم بود كه رفت قوتِ بال و پرم بود كه رفت نفسم همسفرم بود كه رفت روضه­ ی آهِ حرم بود كه رفت رفتنش پاك زمين ­گيرم كرد داغ شرمندگی ... باز سر گشته و حيران شده­ ام
چه كنم سر به گريبان شده ­ام
مانده ام بی سر و سامان شده ­ام
شمعِ اين شامِ غريبان شده ام
خاكِ غم سر نكنم پس چه كنم؟
گريه آخر نكنم پس چه كنم؟
پاره ای از جگرم بود كه رفت
قوتِ بال و پرم بود كه رفت
نفسم همسفرم بود كه رفت
روضه­ ی آهِ حرم بود كه رفت
رفتنش پاك زمين ­گيرم كرد
داغ شرمندگی اش پيرم كرد
به روی آينه ام چنگ زدند
تا که می خورد به او سنگ زدند
نعره بر دختر دلتنگ زدند
نوحه اش را دَف و آهنگ زدند
خنده ها بر تب و تابش كردند
جگرم بود ، كبابش كردند
با من از كوچه­ ی آشوب نگفت
همه­ ی واقعه را خوب نگفت
از يهودی كه زدش چوب نگفت
با من از ساقِ لگدكوب نگفت
كوهی از غم به سر و رويش ريخت
آنقدر ضعف به بازويش ريخت
آه ، بر دامنِ من مويش ريخت
روز و شب زخم به پهلويش ريخت
درد و داغش به تسلا نرسيد
زخم­هايش به مداوا نرسيد
قامتش مثلِ صنوبرها ، نه !
مانده از او به جز اين پرها ، نه !
چهره اش رفته به دخترها ، نه !
سنِّ او رفته به مادرها ، نه !
دلِ افروخته اش كُشت مرا
دامنِ سوخته اش كُشت مرا
جگرم گشته كباب آب بريز
مُرد ، برخيز رباب آب بريز
نيست او را تب و تاب آب بريز
شده ام خانه خراب آب بريز
هستی خويش چه سان خاك كنم ؟
بايد اين قد كمان خاك كنم ؟
عاقبت با مَحَنش می كُشدم
خونِ كُنجِ دهنش می كُشدم
وَرَم زخمِ تنش می كُشدم
غسلِ با پيرهنش می كُشدم
غل و زنجير تنش را چه كنم ؟
آه حالا كفنش را چه كنم؟
بنويسيد كه بابا آمد
مَنِویس، دخترِ تنها آمد

#علیرضا_شریف
Read more
چند شب پیش (در تلاقی تعطیلات و #لیالی_قدر)، خانواده دکتر زاکانی نماینده پیشین مجلس را به همراه خودشان ...
Media Removed
چند شب پیش (در تلاقی تعطیلات و #لیالی_قدر)، خانواده دکتر زاکانی نماینده پیشین مجلس را به همراه خودشان دیدم که بر بالای مزار شهدای!ترور مجلس، سفره ساده ای پهن کرده و افطار کردند. بعد از افطار هم هندوانه ای قاچ و هرکدام یک تکه برداشتند و گپ زدند و به تعدادشان چند نفری اضافه شد و... . یادم افتاد سالگرد ... چند شب پیش (در تلاقی تعطیلات و #لیالی_قدر)، خانواده دکتر زاکانی نماینده پیشین مجلس را به همراه خودشان دیدم که بر بالای مزار شهدای!ترور مجلس، سفره ساده ای پهن کرده و افطار کردند. بعد از افطار هم هندوانه ای قاچ و هرکدام یک تکه برداشتند و گپ زدند و به تعدادشان چند نفری اضافه شد و...
.
یادم افتاد سالگرد #حمله_داعش_به_مجلس نزدیک است.
از ذهنم گذشت که اگر هنوز امثال زاکانی در مجلس بودند، شاید به جای این مادر مرده ها که #شهید_ترور نامیده شدند [و هنوز به سال نرسیده بین بعضی خانواده هاشان سر مسائل مختلف، مخصوصا حقوق و دیه هاشان دعواست و حتی سنگ قبر اهدایی مجلسشان! را هم بعضا بر نتابیده و در بین گیس و گیس کشی عروس و مادر شوهر کنده و شکسته اند ]، ۴ تا نماینده مجلس به فیض شهادت نایل می شدند!
البته معلوم هم نیست شاید اصلا #داعش جرات نمی کرد به چند فرسخی مجلس نزدیک شود چرا که جای #دختر_صفدر که رزومه اش همین بود! یا معلم زبان کلاس اول بچه اشان، مردان روزهای سخت مبارزه و #دفاع_مقدس می بودند.

یکهو یادم افتاد در همان مجلس، از قضا بیست دقیقه ای برجام! را تصویب کردند و چه ظلم ها که نرفت بر ملت!
در همان مجلس به امثال ظریف و زنگنه رای اعتماد دادند و ...
گفتم مرحبا به غیرت داعش!
بالاخره فرقی نمی کند نماینده کیست،
مجلسی که تحت لوای "لاریجانی" برای عده ای جاسوس و #غارتگر_بیت_المال و #جاده_صاف_کن_استکبار خوش رقصی کند،
خروجیش شهادت! همان ننه مرده هاست که برخیشان از ترس در کمد پنهان شده و تیر خوردند
و بعدا از بد روزگار در جوار شهدای مدافع حرم آنهم از تیپ "فاطمیون" افغانستانی که مستقیما در مقابل دشمن ایران ایستاده بودند دفن شده و مدام این طعنه را یاد آور می شود که عده ای حتی بدون توجه به سنگ قبر اهدایی عام بهشت زهرا، "حاج قاسم ها" را با لاریجانی ها یکسان گرفته اند!
پرواضح است هژمونی ایرانی ایستادگی را جهانیان از مجلس ما در نیافته اند.
حالا بگذریم...
اصلا حرفم چیز دیگری است!
در خبرها دیدم سخنران #روز_قدس امسال #علی_لاریجانی، همان لیدری است که شرح آن رفت! .

#شهدای_ترور #فاطمیون #حاج_قاسم_سلیمانی

#مدافعان_حرم

#لیاخوفم_آرزوست

#پالرمو #کرسنت #سند_2030
#اف_ای_تی_اف #ظریف #زنگنه #حرام_زاده #حرام_خوار
#قطعه_پنجاه
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#مرگ_بر_آمریکا_شعار_نیست_اعتقاد_ماست
Read more
. بسم الله الرحمن الرحیم یک ‌دیوانه ای سنگی به چاه می‌اندازدُ در پی آن صد عاقل نمی‌توانند بیرونش ...
Media Removed
. بسم الله الرحمن الرحیم یک ‌دیوانه ای سنگی به چاه می‌اندازدُ در پی آن صد عاقل نمی‌توانند بیرونش بیاورند .. در سال های نه چندان دور، وقتی فیلمی به روی پرده سینما می رفت، بخاطر جذابیت هایی که در فیلم وجود داشت مخاطبانش را جذب می کرد. مثلا همین که از میدان انقلاب یا خیابان لاله زار میگذشتیُ عکس جمشید ... .
بسم الله الرحمن الرحیم

یک ‌دیوانه ای سنگی به چاه می‌اندازدُ در پی آن صد عاقل نمی‌توانند بیرونش بیاورند .. در سال های نه چندان دور، وقتی فیلمی به روی پرده سینما می رفت، بخاطر جذابیت هایی که در فیلم وجود داشت مخاطبانش را جذب می کرد. مثلا همین که از میدان انقلاب یا خیابان لاله زار میگذشتیُ عکس جمشید هاشم پور با لباس بلوچی را بر سر در سینما میدیدی مجاب میشدی بروی بلیط بگیریُ نگاهش کنی. فیلم را که می دیدیُ تمام که می شد با لحظه لحظه ی فیلم اُنس می گرفتی و چند وقتی درگیرش بودی. نه صدا و سیما تبلیغ فیلم را می کرد و نه بیلبوردی برای تبلیغ و کشاندن زورکی مردم به سالن های سینما بود. این روزها در عرصه فرهنگ و هنر بیشتر در بخش های بی شرفی و پوچ مغزی قدم برداشته ایم. مثال واضحش اکران های خصوصیُ فرش قرمزها و همین دیشب! شبی که در مجتمع کوروش اتفاقاتی افتاد که در شان مردم عزیزمان نبود. یکی فیلم می سازد به اسم مدافعان حرم. در فیلمش چیزی که نمیبینی مدافع حرم استُ همه اش شده صحنه های اکشن. چیزهایی که زیادی اش دل آدم را می زند. انگار نشستی در سینماهای آن ور آبُ فیلم سریع و خشنِ را می بینی.! حال بگذریم که این نوشته را جای نقد برای فیلم حاج ابراهیم دلاور نمی بینم. اما چرا باید برای به دست آوردن پول و گیشه انقدر تبلیغ کنیم.؟! قطعا اگر فیلم خوبی ساخته باشیم، بیننده با پای خودش و ناخودآگاه برای دیدنمان می آید. هر روز یک پوستر، هر روز یک تیزر و حالا هم یک کار متفاوت!
و البته یک کار احمقانه!
چند بونجول تهی مغز می آیندُ برای ما می شوند داعشی های پلاستیکی. زنُ بچه مردم را می ترسانند به اسم تبلیغ و قدردانی از مدافعان حرم. اشکِ زنانُ کودکان را در می آورند به این نیت که بگذار بفهمند اگر مدافعان حرم نبودند چه می شد.
یکی نیست بگوید احمق جان با این کار مسخره تان که نمی توانید ذهنیت مردم را درست کنید.

حضرت آقا ده ها سخنرانی می کند!
مدافعان حرم خون می دهند!
طلابُ بسیجی ها آتش به اختیار کار می کنند تا بتوانند حزب الله را کمی برای مردم لطیف تر و منطقی تر نشان دهند، اما عده ای یک شبه می آیندُ مثل گاو نُه من شیرده همه چیز را خراب می کنند.
خواهش میکنم اگر برای ظهور حضرت حجت (عج) و انقلاب اسلامی کاری نمی کنید حداقل با بی عقلی هایتان کار را خراب تر نکنید.

پیشاپیش از بذل عنایات و توجهتان سپاسگزاریم.

#رامین_فرهادی
#کوروش
#به_وقت_شام
#چطوری_ایرانی
#زینال_بندری
Read more
. .<span class="emoji emoji1f4da"></span><span class="emoji emoji1f4da"></span><span class="emoji emoji1f4da"></span> نام کتاب: #سربلند #نشر_شهید_کاظمی روایت جذاب و خواندنی از زندگی #شهید_محسن_حججی <span class="emoji emoji1f337"></span> به ...
Media Removed
. . نام کتاب: #سربلند #نشر_شهید_کاظمی روایت جذاب و خواندنی از زندگی #شهید_محسن_حججی به قلم #محمد_علی_جعفری . #برشی_از_کتاب . برگشتم به حاج سعید گفتم: آخه من چطور این بدن اِرباً اِربا رو شناسایی کنم؟! خیلی به هم ریختم، رفتم سمت آن داعشی، یک متر رفت عقب و اسلحه اش را کشید طرفم. ... .
.📚📚📚
نام کتاب: #سربلند
#نشر_شهید_کاظمی
روایت جذاب و خواندنی از زندگی #شهید_محسن_حججی 🌷
به قلم #محمد_علی_جعفری
.
#برشی_از_کتاب 📚👇
.
برگشتم به حاج سعید گفتم:
آخه من چطور این بدن اِرباً اِربا رو شناسایی کنم؟!
خیلی به هم ریختم، رفتم سمت آن داعشی، یک متر رفت عقب و اسلحه اش را کشید طرفم. سرش داد زدم:
شما مگه مسلمون نیستید؟ پس سرش کو؟
چرا این بلا رو سرش آوردید؟ حاج سعید تند تند حرفهایم را ترجمه میکرد. کجای اسلام میگوید اسیرتان را اینطور شکنجه کنید؟
نماینده ی داعش گفت:
تقصیر خودش بوده! پرسیدم به چه جرمی ؟
بریده بریده جواب میداد و حاج سعید ترجمه میکرد:
ازبس حرصمون رو درآورد،نه اطلاعاتی به ما داد،نه اظهار پشیمونی کرد، نه التماس کرد!
تقصیر خودش بود با اون چشم ها و لبخندش ...
.

#من_و_کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم
#کتاب_خوب #عشق #خدا #شهید #شهادت #سربلند #مدافع_حرم #یازینب #معرفی_کتاب #کتاب_گرافی
Read more
موکب؛ ایام اربعین ۹۰ بود که در مسجد سهله سرپایی و در بین اعمال و بازدیدها اولین صحبت‌های موکب شروع شد. موضوع از این قرار بود که هیئت هنر بعد از چند سال تجربه سوگواره هنر و حماسه و ارائه آثار عاشورایی در حاشیه خیمه هنر و حماسه، حالا ظرفیت آن را داشت که در کار تولید آثار هنری با طیف وسیع تر مخاطب بشود؛ بی‌دلیل ... موکب؛ ایام اربعین ۹۰ بود که در مسجد سهله سرپایی و در بین اعمال و بازدیدها اولین صحبت‌های موکب شروع شد. موضوع از این قرار بود که هیئت هنر بعد از چند سال تجربه سوگواره هنر و حماسه و ارائه آثار عاشورایی در حاشیه خیمه هنر و حماسه، حالا ظرفیت آن را داشت که در کار تولید آثار هنری با طیف وسیع تر مخاطب بشود؛ بی‌دلیل هم نبود. در همین سال‌ها تقاضای زیادی برای استفاده از تولیدات هنری هیئت در بین هیئات مذهبی و جامعه مخاطب هنر دینی ایجاد شده بود. همه این‌ها در کنار این واقعیت که هیئت هنر باید یک جریان زایا و موثر هنری در سطح ملی بماند و با گذر زمان و رفت و امد دانش‌گاهی در فراز و نشیب طبیعی جریان‌های دانش‌گاهی نیافتد، بلاخره بچه‌های هیئت را مجاب کرد که باید قدم در تالیف و تولید با هدف‌گذاری وسیع گذاشت.
موکب فرزند این اتفاقات و واقعیت‌هاست. آن‌ روزها که شور سفر پرشور اربعین تازه داشت می‌گرفت و موکب‌های عراقی با حال وصف ناشدنی‌شان، یک خیمه آرمانی عزا بودند برای بچه‌های هنر، موکب هم «موکب» شد. نشانی پر از خاطره و علقه و صدالبته با آوا و زبانی جهانی در سطح جهان تشیع و اسلام. راستش این‌ها را هم در زمان انتخاب نام نظر داشتیم؛‌ که خارج از مرزهای اعتباری، در هنر عاشورای بی‌زمان و در پهنه‌ی کربلای بی‌مکان حسینی باید نقش آفرین باشیم.
خلاصه موکب به راه افتاد. طبعا ابتدا با کتیبه‌های معروف هیئتی و با لباس‌های خادمی جریان‌سازش. بچه‌های هیئت هنر در طول این سال‌ها به زبانی خاص در طراحی کتیبه‌های مذهبی رسیده اند. لباس خادمین هیئت هنر هم که هر ساله نو‌به‌نو می‌شد یک ادبیات جدید در پرداخت و توجه به لباس عزا بود. این دو تجربه امتحان پس داده نخستین محصولات گروه محصولات هنری آیینی موکب را تشکیل دادند.
تمام این کارها در موکب، از ایده تا طراحی، تا اجرا و توسعه محصولات همه توسط دانش‌جویان و دانش‌آموخته‌گان هنر این سال‌های کشور یعنی همان بچه‌های هیئت هنر در حال انجام است. موکب بیش‌تر از آن که یک برند تجاری باشد، یک کارگاه تجربی بزرگ است؛ کارگاهی که به یمن ارادت -هرچند کوتاه- جمع وسیعی از هنرمندان معاصر کشور به آستان بلند حسین (ع) و خاندان پاک عترت و زیر سایه‌شان برقرارست.
موکب وقف هیئت هنر است. وقف حماسه حسینی‌ست و طبعا کلیه درآمدهای ناشی از فروش و ارائه محصولات موکب نیز در همین راه هزینه می‌شود. توفیق این سال‌ها در طراحی و تولید و ارائه مجموعه کتیبه‌های حرم امیرالمومنین (ع) و بسیاری از هیئات مذهبی برای موکب، از همه چیز بالاتر است. موکب دوست دارد و امید دارد که مورد قبول صاحب این حماسه باشد.
Read more
. به برکت و بهانه‌ی اولین سالگرد اسارت و شهادت یک مَرد...زبانحال محسن عزیز و یاران شهیدش: تنگ است چون‌که جامه‌ی دنیا برایمان از عرش می‌دهند هم اینک رَدایمان ما مرگ را به سُخره گرفتیم و این شکوه پیداست از صلابتِ در چشمهایمان این عکسِ یادگاریِ با مرگ را ببین حتی به قتلگاه نلرزیده پایمان ما ... .
به برکت و بهانه‌ی اولین سالگرد اسارت و شهادت یک مَرد...زبانحال محسن عزیز و یاران شهیدش:

تنگ است چون‌که جامه‌ی دنیا برایمان
از عرش می‌دهند هم اینک رَدایمان

ما مرگ را به سُخره گرفتیم و این شکوه
پیداست از صلابتِ در چشمهایمان

این عکسِ یادگاریِ با مرگ را ببین
حتی به قتلگاه نلرزیده پایمان

ما را هراس از شب و طوفان و ورطه نیست
آن‌جا که هست خونِ خدا ناخدایمان

ما راه عشق را به سر خویش رفته ایم
این هم گواه! این سرِ از تن جدایمان

در چشم ما حریم وطن با حرم یکی ست
چون هر دو نام ، حک شده بر قلب هایمان

رزمنده را ز طعنه‌ی دشمن ملال نیست
درد است ، هموطن بدهد ناسزایمان

اینکه چقدر قیمتمان بوده عاقبت
باشد میان ما و شما و خدایمان

مارا نه منت و نه طلب ، نه گلایه ایست
پشت شماست تا به قیامت دعایمان

از خون خود به مرز وطن لاله کاشتیم
سرخ است تا همیشه‌ی تاریخ ، جایمان

پی‌نوشت: او رفت تا نظام ، انقلاب ، عزت ، سربلندی و وحدت برای کشور و ملتش بماند... لعنت خدا بر هر آن‌که دنیایش را روی خون او بنا کند

#آرامش_امت
#شهادت
#محسن_حججی
#من_انقلابی_ام
#مدافعان_حرم
#مدافعان_وطن
#فرهنگ
#جامعه_شناسی
#وحدت
Read more
 #ياعلي_انت_صراط_المستقيم #تهدمت_والله_اركان_الهدى #فزت_ورب_الكعبه #علي_راية_الهدي . . و ...
Media Removed
#ياعلي_انت_صراط_المستقيم #تهدمت_والله_اركان_الهدى #فزت_ورب_الكعبه #علي_راية_الهدي . . و زمانی که عرش خدا به لرزه افتاد و منادی از آسمان چنین ناله سر داد ... تهدمت و الله ارکان الهدی و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى و قتل علی المرتضی . تیغ بر فرق تا فرود ... #ياعلي_انت_صراط_المستقيم
#تهدمت_والله_اركان_الهدى
#فزت_ورب_الكعبه
#علي_راية_الهدي
.
.
و زمانی که عرش خدا به لرزه افتاد و منادی از آسمان چنین ناله سر داد ...
تهدمت و الله ارکان الهدی و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى و قتل علی المرتضی
.
تیغ بر فرق تا فرود آمد
آخرین حالت سجود آمد
شد خلاص از غم همان دم که
فاطمه با رخ کبود آمد
تیغ بر فرق تا فرود آمد
مرگ آغوش را گشود ، آمد
آنچنان تا میان ابرو رفت
به گمنام به سر عمود آمد
تیغ بر فرق تا فرود آمد
فاطمه ناله کرد یا حیدر
فاطمه فکر فرق مولا بود
مرتضی در عزای ضربه در
تیغ بر فرق تا فرود آمد
مرتضی بست چشم و رفت از حال
به خداوند کعبه راحت شد
گشت محراب گودی گودال
.
.
پ.ن ۱ : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لاَ أَنْ هَدَانَا اللَّهُ
.
پ.ن ۲ : اگر حسن، پسرش را کنار بگذاریم
علی غریب ترین مرد طول تاریخ است...
.
پ.ن ۳ : چشم حق میدید و دست حق میان بند بود
گوش حق هم ناله ی ناموس حق را میشنید
از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین
دست و پا می زد حسین زینب صدا میزد حسین
.
پ.ن ۴ : #فزت_ورب_الكعبة .
.
#kufa #كوفه #کوفه #قتل_علي_المرتضى #چیذر #امامزاده_علی_اکبر_چیذر #حرم_مطهر_امام_رضا_علیه_السلام
#حاج_محمود_کریمی #حاج_محمود
#ليلة_القدر #شب_قدر #لیالی_قدر
Read more
 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #ششم_ذیقعده_بزرگداشت_ولادت_حضرت_شاهچراغ علیه السلام . #حضرت_شاهچراغ_علیه_السلام ...
Media Removed
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #ششم_ذیقعده_بزرگداشت_ولادت_حضرت_شاهچراغ علیه السلام . #حضرت_شاهچراغ_علیه_السلام در ششم ذیقعده سال ۱۵۰قمری مصادف با ۱۴آذر سال ۱۴۶هجری شمسی بنابه مشهور بدنیا آمدند. که البته تاریخ قمری بزرگداشت ایشان درتقویم ملی ثبت گشته است. #حضرت_احمد_بن_موسی علیهماالسلام ... #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ششم_ذیقعده_بزرگداشت_ولادت_حضرت_شاهچراغ علیه السلام
.
#حضرت_شاهچراغ_علیه_السلام در ششم ذیقعده سال ۱۵۰قمری مصادف با ۱۴آذر سال ۱۴۶هجری شمسی بنابه مشهور بدنیا آمدند. که البته تاریخ قمری بزرگداشت ایشان درتقویم ملی ثبت گشته است.
#حضرت_احمد_بن_موسی علیهماالسلام ملقب به شاهچراغ و #سیدالسادات است.

ايشان فرزند ارشد و بزرگتر خاندان نبوده و همچنین با امام رضا علیه السلام نيز از یک مادر نیستند.
بلکه امام رضا علیه السلام #اولین فرزند از اولاد #موسی_بن_جعفر علیهماالسلام هستند.
و فقط #حضرت_معصومه و #امام_رضا علیهماالسلام خواهر و برادر أبوینی هستند وبقیه أولاد فقط ازطریق پدر با امام رضا علیه السلام برادر یاخواهر هستند.

مادر وی، مشهور به #ام_احمد است که چند أولاد داشت من جمله حضرت #سید_علاءالدین_حسین وحضرت #سید_محمد_عابد که حرم این بزرگواران نیز در شیراز در نزدیکی #حرم_شاهچراغ است.
حضرت ام احمد یکی از پرهیزکارترین همسران امام کاظم علیهماالسلام بودند و حضرت #أسرار خود را به او گفته و امانتشان را نزد وی به ودیعه میگذاشتند.

حضرت احمد بن موسی علیهماالسلام در سال ۱۹۸قمری با برادران خویش وجمع زیادی از برادرزادگان ومحبان اهلبیت علیهم السلام، بقصد زیارت #حضرت_رضا علیه السلام ازمدینه حرکت کردند تااز طریق #شیراز به طوس عزیمت کنند.
اما این خبر حرکت، مأمون ملعون را به وحشت انداخت. لذا به تمام حکام بلاد دستور داد که قافله #بنی_هاشم هرکجا هستند، مانع ازحرکت شوند وآنها را به شهادت برسانند.

حاکم شیراز مردی بنام #قتلغ_خان بود. وی با ۴۰هزار لشکر جرّار، در شیراز بااین کاروان جنگید ولی دربرابر قدرت بنی هاشم عاجز ماند وشکست خورد. اما بدنبال تجدید قوا رفت وبه دروغ اعلام کرد که خبر رسیده امام رضا علیه السلام در #طوس ازدنیا رفته است.
بدین جهت تمام کاروان #متفرق شدند تابیش ازقبل، بنی هاشم شهید نشوند و دسترسی به آنان سخت تر گردد.

حضرت شاهچراغ نیزمورد تعقیب دشمن قرار گرفت و قتلغ خان ملعون باشمار زیادی از سپاهیان خود به او و دو برادر دیگرش هجوم برد.
حضرت شاهچراغ به تنهایی با لشکر #انبوهی به نبرد پرداخت. دشمن چون دیداز عهده او برنمی آید، فرصتی رابرای استراحت امان داد. اما شکافی درجایگاه استراحت وی ایجاد کرد و ازپشت بر سر مبارک شمشیر زد؛ سپس درحالی که #زنده بود خانه را بر روی سرش خراب کرد، وبدن مبارکش زیر توده های خاک درمحل حرم فعلی مدفون گشت و او هم یکی دیگر از آل ابیطالب علیهم السلام است که زنده زنده #دفن گردیده است.
و لعنة الله علي القوم الظالمين
.
#دهه_کرامت
#پست_مشترک
Read more
 #یارب همیشه دلخوری ها را... نگرانی ها را.... به موقع بگویید... حرف های خود را به یکدیگر با "کلام" ...
Media Removed
#یارب همیشه دلخوری ها را... نگرانی ها را.... به موقع بگویید... حرف های خود را به یکدیگر با "کلام" مطرح کنید نه با "رفتار" که از کلام همان برداشت می شود که شما می گویید؛ ولی، از رفتارتان هزاران برداشت... قدر بدانید "داشتن ها" را مهربان بودن مهمترین قسمت انسان بودن است... پ. ن١: من و یک روز ... #یارب
همیشه دلخوری ها را...
نگرانی ها را....
به موقع بگویید...
حرف های خود را به یکدیگر با "کلام" مطرح کنید نه با "رفتار"
که از کلام همان برداشت می شود که شما می گویید؛
ولی، از رفتارتان هزاران برداشت...
قدر بدانید "داشتن ها" را
مهربان بودن مهمترین قسمت انسان بودن است...
پ. ن١: من و یک روز قشنگ پاییزی.
پ. ن٢: قدم زدن توی خیابون خلوت وقتی همه خوابن حس عجیبی داره، خودتی و خدای خودت.
پ. ن٣: پاییز اگر برگ نداشت خیلی غریب میشد.
پ. ن۴: هوا یک درجه ولی چرا من سردم نیست؟
#اربعین
من به جا ماندن از این قافله عادت کردم
و شما را فقط از دور، زیارت کردم
نوش جانش بشود هر که حرم رفت، حسین
خودمانیم، ولی، گاه، حسادت کردم

#خدایا_شکرت #پاییز #برگریزون #مهربانی #خدایا_ممنون_که_مهربونی
Read more
❆﷽❆ . . برای همسر #شهید_حججی <span class="emoji emoji2935"></span> #خودت_را_به_کاروان_برسان خواهرم: این روزها همه جا حرف از ...
Media Removed
❆﷽❆ . . برای همسر #شهید_حججی #خودت_را_به_کاروان_برسان خواهرم: این روزها همه جا حرف از شما و شهید شماست.. . آنگونه که در خاطرات شما و همرزمان شهیدتان شنیده ایم، ایشان دوست داشتند که نحوه ی شهادتشان چون مادر سادات "حضرت زهرا" و "سید الشهدا (ع)" باشد؛ و چه اجابت شیرینی که خود میدانید ... ❆﷽❆
.
.
برای همسر #شهید_حججی ⤵

#خودت_را_به_کاروان_برسان

خواهرم:
این روزها همه جا حرف از شما و شهید شماست..
.
آنگونه که در خاطرات شما و همرزمان شهیدتان شنیده ایم،
ایشان دوست داشتند که نحوه ی شهادتشان چون مادر سادات "حضرت زهرا" و "سید الشهدا (ع)" باشد؛
و چه اجابت شیرینی که خود میدانید و ما هم میدانیم،
که شهادتشان روایتی دیگر از عاشورا بود و روضه ی پهلوی شکسته..
🔼تاریخ به یاد دارد که با دخت پیامبر چه کردند!
🔼تاریخ به یاد دارد که با پسر پیامبر چه کردند!
🔼اما دردی که اهل بیت را از واقعه ی عاشورا بیشتر میسوزاند،
اسارت عمه ی سادات ،
هتک حرمت ها به اهل بیت حضرت ،
زخم زبان ها ،
زخم زبان ها
وامان از زخم زبان ها..
خواهرم...
در جایی از زبان خود شما شنیدم که با صلابت و اقتدار گفتید که :
"(محسن سرش رفت که روسری نرود..)"
ولی امان از زخم زبان ها...
همانکه با پول دولتها و حمایت رسانه های غربی،
کمپین #چهارشنبه_های_سفیدش ،
جشن و شادی بزرگی برای مردان و پسرانی است که چاشنی خستگی ناشی از ترافیک تهران،
میتواند نگاه به راست و چپی باشد که بانوانی دست به دست هم داده اند،
تا خود را بزک کرده و یک نمایشگاهی برای رفع خستگی و لذت آقایان در روزهای چهارشنبه بسازد؛
که ای کاش برای دفاع از حقوق واقعی بانوان عفیف و نجیب ولیکن کم حجابی که رهبری دغدغه ی آنها را سالهاست بیان میکند به پا میخواست

که اینچنین زخم زبان میزند بر دل شما...
که همان جمله ی حضرت زینب در دربار یزید برای آنان بس که فرمودند:
یزید!
هر کید و مکر که داری بکن،
هر کوشش که خواهی بنمای،
هر جهد که داری به کار گیر،
به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی،
وحی ما را نتوانی از بین ببری
به نهایت ما نتوانی رسید
هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود،
رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،
‌در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.1
.
.
↩و اما چه تسلای خاطری بود دل نوشته همسر #شهید_بلباسی خطاب به شما:
"خوب گوش کن
بین هیاهوی شهر
هنوز جرس شتران به گوش می آید.
بانگ الرحیل کاروان را میشنوی؟
راس حسین بروی نیزه جلودار شده و زینب و اهل حرم به دنبالش
خودت را به کاروان برسان
به زنان و اطفال حرم...
به آنها که زیر سایه ی سر حسین و زلف پریشانش گام برمیدارند
عقیله ی بنی هاشم برایت آغوش گشوده.
بین آن چادر سوخته،
دل داغدارت را رها کن...
الرحیل
الرحیل "
.
✔مارا دعا کن بحق شهیدتان که دعایش اجابت شد
.
🔺پ.ن :منبع 1 : ابومخنف،مقتل الحسین.اولین مقتل سالار شهیدان.مترجم سید علی محمد موسوی.ص393

#آتش_به_اختیار
Read more
. #شهیدنیوز #شهیدخبر . از صفحه: shahriyari_art@ نقاشی شهید مدافع حرم رسول خلیلی یکی از رزمندگان ...
Media Removed
. #شهیدنیوز #شهیدخبر . از صفحه: [email protected] نقاشی شهید مدافع حرم رسول خلیلی یکی از رزمندگان حاج قاسم سلیمانی در جبهه ی نبرد ____________________________ ماجرای سنگ مزار مرمر سبز رنگ شهید خلیلی چیست؟ شهید خیلی اصرار داشت به سوریه رود، خیلی تلاش کرد تا اعزام شود و به عنوان اولین ... .
#شهیدنیوز
#شهیدخبر .
از صفحه: [email protected]
نقاشی شهید مدافع حرم رسول خلیلی یکی از رزمندگان حاج قاسم سلیمانی در جبهه ی نبرد
____________________________🌷🎨 ماجرای سنگ مزار مرمر سبز رنگ شهید خلیلی چیست؟

شهید خیلی اصرار داشت به سوریه رود، خیلی تلاش کرد تا اعزام شود و به عنوان اولین مدافع حرم در منطقه شهرک شهید محلاتی تهران راهی سوریه شد و به شهادت رسید البته شهادت وی را نتوانستیم خیلی رسانه ای کنیم زیرا هنوز اعزام ها گسترش پیدا نکرده بود و بعد از شهادت نیز سنگ مزار شهید از حرم امام حسین(ع) آمد.

شهادت وی همزمان شد با ضریح گذاری جدید برای حرم امام حسین(ع) و زمانی که این ضریح نصب شد، سنگ کاری داخل حرم امام حسین(ع) تغییر کرد و آن سنگ های مرمر سبز به سنگ های مرمر سفید رنگ تغییر کرد که از آن سنگ حرم، سنگ مزار شهید نیز به صورت شش ضلعی مشابه حرم امام حسین(ع) برش خورد و با آب طلا نیز نوشته شد و همزمان با آغاز سال نو، رونمایی شد. در آن مراسم خبرنگاری از من پرسید: سال 92 برای شما چگونه بود؟ گفتم بهترین سال بود، گفت چطور؟ شما جوان از دست دادید؟ گفتم: خیر من تازه جوانم را بدست آوردم اگر جوانم در این اوضاع سخت، به راه های دیگری می رفت، از دست داده بودم اما امروز برای ماست و ان شاء الله در آخرت دست ما را خواهد گرفت.

شهید در میان جوانان عرب، زبانزد بود و بعد از شهادت تعدادی از جوانان سوری به ایران آمدند و به سر مزار شهید رفتند و به ما هم اعلام کردند که تعدادی از شاگردان شهید خلیلی به ایران آمده اند، من زمانی که حضور پیدا کردم دیدم تماما عربی صحبت می کنند، سوال کردم شهید چگونه به این افراد آموزش می داد، فیلمی را برای ما نمایش دادند و من دیدم شهید کاملا به زبان عربی تسلط داشت و ما خبر نداشتیم.

طبق آیات قرآن «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ؛ هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [دشمنان]، آماده سازید!» یعنی همان آرمی که روی لباس سپاهیان است، شهید خلیلی در تمام زمینه ها کاراته، رزمی، چتربازی، آبی و خاکی، حفاظت از شخصیت و اماکن و ... فعالیت کرد و زمانی که دید به زبان عربی هم باید تسلط داشته باشد، وارد شد و کاملا به این زبان مسلط شد.
این نقاشی را دوسال پیش پینت کردم ....
#۴۰روزتا محرم
#شهید_رسول_خلیلی
#مدافعان_حرم #رسول_خلیلی #شهید_مدافعان_حرم_رسول_خلیلی #رسول_خلیلی #شهید_خلیلی #رسول_خلیلی #مدافعان_حرم #نقاشی_مدافعان_حرم #نقاشی #رهبر #قاسم_سلیمانی #مرتضی_شهریاری #سوریه #ایران #شهدا #بچه_محل
Read more
هرکسی رو به تو آورد جهان آرا شد مـورد مـرحمت انسیهّ الحـورا شد کودکی بودم و با اسم تو مانوس شدم پای ...
Media Removed
هرکسی رو به تو آورد جهان آرا شد مـورد مـرحمت انسیهّ الحـورا شد کودکی بودم و با اسم تو مانوس شدم پای عشقت به سویدای دل من وا شد هرکه نوکر به کسی گشت همان نوکر ماند هر کسی نـوکر دربار تـو شد آقـا شد در زدم بر در هر خانه دری باز نشد جز در خانه ی تو در نزده در وا شد ریزه خواران سر سفره ی تو شاهانند آرزومند ... هرکسی رو به تو آورد جهان آرا شد
مـورد مـرحمت انسیهّ الحـورا شد
کودکی بودم و با اسم تو مانوس شدم
پای عشقت به سویدای دل من وا شد
هرکه نوکر به کسی گشت همان نوکر ماند
هر کسی نـوکر دربار تـو شد آقـا شد
در زدم بر در هر خانه دری باز نشد
جز در خانه ی تو در نزده در وا شد
ریزه خواران سر سفره ی تو شاهانند
آرزومند گــدایی درت مـوسی شد
تو نگاهم نکنی در بر مردم هیچم
نگهت عزت دنیای من و عقبا شد
سینه زنهای تو در رتبه همه سلطانند
این مقامیست که با دست علی امضا شد
گریه کردن به شما روزی هر چشمی نیست
این متاعیست که در عـالـم ذر اهدا شد
هیچ کس از لب خشکیده ی تو نه نشنید
نظـر لطف شما شامل نـوکــرها شد
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسـین_جـان
من به جا ماندن از این قافله عادت کردم
و شما را فقط از دور زیارت کردم
نوش جانش بشود هر که حرم رفت حسین
خودمانیم، ولی، گاه، حسادت کردم
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_حمید_سیاهکالی_‌مرادی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
. . به بزم گریه همرنگ غروبم به زیر ابر ستار العیوبم . تسلای دلت اشک محبان خدا صبرت دهد آقای خوبم . در ...
Media Removed
. . به بزم گریه همرنگ غروبم به زیر ابر ستار العیوبم . تسلای دلت اشک محبان خدا صبرت دهد آقای خوبم . در این ده شب صدای نو فلک وای نوای ناله ملک و ملک وای . شهیدان سرخوش و ما مانده ایم و دم یا لیتنا کنا معک وای . خوشا آنانکه محرم با تو بودند شهیدانی که همدم با تو بودند . خوشا آنانکه در وقت شهادت لب ... .
.
به بزم گریه همرنگ غروبم
به زیر ابر ستار العیوبم
.
تسلای دلت اشک محبان
خدا صبرت دهد آقای خوبم
.
در این ده شب صدای نو فلک وای
نوای ناله ملک و ملک وای
.
شهیدان سرخوش و ما مانده ایم و
دم یا لیتنا کنا معک وای
.
خوشا آنانکه محرم با تو بودند
شهیدانی که همدم با تو بودند
.
خوشا آنانکه در وقت شهادت
لب تشنه محرم با تو بودند
.
منم زینب که معنای وفایم
منم که فانی راه بقایم
.
منم یک زن ولی در اوج غیرت
امیر فاتح کرب و بلایم
.
به زهرایی شبیه مادرم من
به مولایی بسان حیدرم من
.
حسینم رفت اما دین به جا ماند
به تنهایی امیر لشکرم من
.
کلید گنج اسرار حسینم
چو عباسم علمدار حسینم
.
حسینم گر به مقتل آرمیده
من امشب چشم بیدار حسینم
.
اگرچه زیر بار غم خمیدم
وگر جام بلا را سر کشیدم
.
اگرچه جسم بی سر دیدم اما
به غیر از عشق و زیبایی ندیدم
.
همین امروز دیدم دلبرم رفت
یگانه سایه روی سرم رفت
.
فرات و اشک خیمه موج می زد
لب تشنه حسینم از حرم رفت
.
به مقتل دیده های دخترش بود
که تیغ دشنه روی حنجرش بود
.
تمام لحظه های سر بریدن
سرش بر روی پای مادرش بود
.
زبان گفتنم آتش گرفته
ز کعب نی تنم آتش گرفته
.
حرم می سوخت طفلی داد می زد
که بابا دامنم آتش گرفته
.
غم تو آتشی بر جان ما زد
یکی آتش به جان خیمه ها زد .

یکی انگشت و هم انگشترت برد
یکی راس تو را بر نیزه ها زد
.
تو رفتی و میان خیمه ماندیم
تیمم کرده چادر را تکاندیم
.
نشسته خسته با دستان بسته
همه با هم نماز خویش خواندیم
. #امام_حسین_علیه_السلام #عاشورا #محرم #هیئت #حضرت_زینب #امام_حسین #امام_زمان
Read more
. . در اين چند قرن اخير، از زماني كه براي حرم امام رضا(ع) ضريح درست شده، مي دونيد چقدر مرد و زن، پنجه ...
Media Removed
. . در اين چند قرن اخير، از زماني كه براي حرم امام رضا(ع) ضريح درست شده، مي دونيد چقدر مرد و زن، پنجه در شبكه هاي آن ضريح كردند و با آن امام مهربان حرف زدند و حاجت خواستند. چقدر مرد سرشكسته، چقدر زن دلشكسته، آمدند و رفتند؟ چقدر آه كشيدند. چقدر نگاه كردند. چقدر اشك ريختند. چه تعداد زائر از كودكي رفتند ... .
.
در اين چند قرن اخير، از زماني كه براي حرم امام رضا(ع) ضريح درست شده، مي دونيد چقدر مرد و زن، پنجه در شبكه هاي آن ضريح كردند و با آن امام مهربان حرف زدند و حاجت خواستند.
چقدر مرد سرشكسته، چقدر زن دلشكسته، آمدند و رفتند؟
چقدر آه كشيدند. چقدر نگاه كردند. چقدر اشك ريختند.
چه تعداد زائر از كودكي رفتند و پيري خود را در آينه شكسته هاي حرم ديدند و سلام آخر را هم دادند و ديگه برنگشتند.
چه تعداد با چكمه و چوب دست و اسلحه كمري و جور و ستم وارد آن صحن شريف شدند و دستور قتل و غارت دادند.
چقدر تابستان و رفت و پاييز آمد. پاييز رفت و زمستان آمد. زمستان رفت و بهار آمد، اما اين حرم امام رضا بود كه سال به سال زنده تر شد.
يك پدر و يا مادر، براي آينده خانه قناعت و فكر مي كند تا آينده ايي توام با آسايش براي خانواده ايجاد شود. گاهي برخي فرزندها اين را متوجه نمي شوند و تمام نگاه آنها به حال است. اما آن قناعت و صبر، خوشي و آرامش در پي دارد.
مردم ايران قرن هاست در مشهد و مضجع شريف و قدسي و نوراني امام رضا سرمايه گذاري كردند. پول خرج كردند. رفتند و آمدند كه به اينجايي كه امروز هست برسد.
چراغي كه هميشه روشن است.
والله قسم. به مبارك ترين و جلاله ترين نام خداي متعال قسم كه اگر نياكان ما دست خالي از آن حرم بر مي گشتند، اين چراغ اينگونه روشن نمي ماند. پس بدانيم كه اثبات ولايت و نگاه هميشه پايدار امام رضا به ما فقط با دلايل نقلي و عقلي نيست، بلكه يك دليل خاص تاريخي و انساني و معرفتي دارد.
تا مي توانيم بايد خدمت اين آستان را بكنيم. شادي را هم تقسيم كنيم. فقط غم و ماتم نبريم. ما هم در حد يك چراغ سهم داشته باشيم. يك چراغ!
ما ميزبان فرزند فاطمه زهرا(س) هستيم. بايد روسپيد و سربلند بود. فردا نگويند غريب آمد و غريب ماند.
ما آب خوردن خود را از امام رضا داريم. برخي از اغيار طلب كردند و مي كنند.
اميدوارم روزي بفهميم كه به آن حقيقت نوراني بدهكار هستيم. اما دير نشده باشد.
باز هم مبارك🌹
#امام_رضا #امام_هشتم #مشهد #ايران
Read more
• #یا_باب_الحوائج_یا_موسی_این_جعفر . دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت از بال من شکسته ترین آفرید ...
Media Removed
• #یا_باب_الحوائج_یا_موسی_این_جعفر . دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت از بال من شکسته ترین آفرید و رفت خون گلوی زیر فشارم که تازه بود با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت بد کاره ای به خاک مناجات سر گذاشت وقتی صدای بندگی ام را شنید و رفت راضی نشد به بالش سختی که داشتم زنجیرهای زیر سرم را کشید و رفت شاید ...
#یا_باب_الحوائج_یا_موسی_این_جعفر
.
دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت
از بال من شکسته ترین آفرید و رفت
خون گلوی زیر فشارم که تازه بود
با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت
بد کاره ای به خاک مناجات سر گذاشت
وقتی صدای بندگی ام را شنید و رفت
راضی نشد به بالش سختی که داشتم
زنجیرهای زیر سرم را کشید و رفت
شاید مرا ندیده در آن ظلمتی که بود
با پا به روی جسم ضعیفم دوید و رفت
روزم لگد نخورده به آخر نمی رسید
با درد بود اگر شب و روزم رسید و رفت
دیروز صبح با نوک شلاق پا شدم
پلکم به زخم رو زد و در خون طپید و رفت
از چند جا ضریح تنم متصل نبود
پهلوی هم مرا وسط تخته چید و رفت
تابوت از شکستگی ام کار می گرفت
گاهی سرم به گوشه ی دیوار می گرفت
استاد علی اکبر لطیفیان .
پ.ن
شهادت امام صبر و بردباری اقا موسی بن جعفر رو خدمت سلطان علی ابن موسی الرضا و اقا امام جواد تسلیت عرض مینماییم
.
#شهادت
#امام_موسی_کاظم
#کاظمین
#حرم_امام_کاظم
#حرم_امام_جواد
#کاظمین_بوی_مشهد_میدهد
#خاندان_جود_و_کرم
#بغداد #کاظمین
#اطلبنا_بزیارتک
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#یا_علی_مدد
Read more
•● •●○°☆°○●•🏴🏴•●○°☆°○●• هوالحق #وروديه<span class="emoji emoji2665"></span>️ . تا اينكه آمديم دلم شور زد حسين(ع) خيمه نزن بيا ...
Media Removed
•● •●○°☆°○●•🏴🏴•●○°☆°○●• هوالحق #وروديه️ . تا اينكه آمديم دلم شور زد حسين(ع) خيمه نزن بيا بنشين تو برابرم بغضي عجيب چشم مرا خيس ميكند بعضي شبيه بعض جدايي برادرم... . تا اينكه آمديم رباب(س) گريه اش گرفت گهواره را گرفته بغل ناله ميزند شش ماه با علي پسرش زندگي نمود يك روزه از علي خودش ... •●
•●○°☆°○●•🏴🏴•●○°☆°○●• هوالحق
#وروديه♥️
.
تا اينكه آمديم دلم شور زد حسين(ع)
خيمه نزن بيا بنشين تو برابرم
بغضي عجيب چشم مرا خيس ميكند
بعضي شبيه بعض جدايي برادرم...
.
تا اينكه آمديم رباب(س) گريه اش گرفت
گهواره را گرفته بغل ناله ميزند
شش ماه با علي پسرش زندگي نمود
يك روزه از علي خودش دل نميكند
.
تا اينكه آمديم علي اكبرت فقط
نزديك من كنار سكينه نشسته است
خوابي كه ديده ام بخدا خواب خوب نيست
ديدم سنان...حرمت من را شكسته است
.
تا اينكه آمديم رقيه(س) دويد و رفت
پيش عموش دست ابالفضل(ع) را گرفت
بغضش شكست در بغل غيرت حرم
تا گريه كرد بين همه روضه پا گرفت
.
اينجا كه آمديم فقط غصه و غم است
قلبم گرفت...خيره شدي تو به معجرم؟؟
خيمه نزن بيا برويم ما از اين سفر
خيمه نزن بيا برويم جان مادرم...
.
راضي شدي به اينكه نباشم كنار تو؟
راضي شدي به قد كمان و خم رباب(س)؟
راضي شدي به پيكر صدچاك اكبرت؟
راضي شدي به گريه ي اصغر براي آب؟؟
.
دور از نگاه غيرت تو پير ميشوم
دور از نگاه زينبت(س) آقا چه ميكني؟
پاسخ به اين سوال دل مضطرم بده!
پنجاه سال خواهريم را چه ميكني؟؟!
.
اصلاً به فكر خواهرت هستي بگو به من؟!
يك زن ميان اين همه چشمان هيز؟ نه!
بزم شراب جاي من و دخترت كه نيست
من يا رقيه(س)؟لفظ كثيف كنيز؟؟ نه! ———————————. 🏼 با تشکر از استاد بزرگوار♥
بابت خط زیباشون
@ghaafitus1001 ———————————
Read more
. <span class="emoji emoji2b55"></span>او جانباز شیمیایی 70 درصدی بود که دو سال پیش و در اوج بحران جنگ با تروریست ها به صف مدافعان حرم پیوست. ...
Media Removed
. او جانباز شیمیایی 70 درصدی بود که دو سال پیش و در اوج بحران جنگ با تروریست ها به صف مدافعان حرم پیوست. در عراق از داعش هم ترکش خورد. اربعین سال 95 در مسیر نجف تا کربلا به زائران حسینی خدمت کرد. در واقعه  آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو امداد رسان شد و بر اثر دود ناشی از آتش سوزی مدتها بستری بود. سه بار به کما ... .
⭕او جانباز شیمیایی 70 درصدی بود که دو سال پیش و در اوج بحران جنگ با تروریست ها به صف مدافعان حرم پیوست. در عراق از داعش هم ترکش خورد. اربعین سال 95 در مسیر نجف تا کربلا به زائران حسینی خدمت کرد. در واقعه  آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو امداد رسان شد و بر اثر دود ناشی از آتش سوزی مدتها بستری بود. سه بار به کما رفت ....
⭕او خاطره ای ناب و البته خانوادگی از دیدار  و گفتگو با مقام معظم رهبری را تعریف کرد: یک سال روز جانباز حضرت آقا بدون اینکه ما در جریان باشیم به منزلمان تشریف آوردند  به قدری خودمانی و بی تشریفات آمدند و برای من و همسرم غیر منتظره بود که هر دویمان شوکه شده بودیم و دایما همسرم می گفت من خواب هستم حضرت آقا با خوشرویی فرمودند: «نه عروس ما، شما خواب نیستید بروید یک چای برایم بیاورید» وقتی همسرم از ایشان پرسیدند که چگونه توفیق شهادت به من می رسد؟ ایشان فرمودند: همین قدر که با یک جانباز ازدواج کرده اید اجرتان کمتر از همسرتان نیست. واقعا آن دیداربهترین لحظه زندگیم بود . دایم گریه می کردم به ایشان گفتم: آقا جان ما همیشه خورشید را از پشت شیشه دیده بودیم الان که از نزدیک می بینم برایم قابل باور نیست.
پ.ن:
✔با حاج ابوالفضل ۱۲ سال پیش آشنا شدیم ... از روحیاتش در یک پست جداگانه خواهم نوشت.
✔او در ۱۳ شهریور امسال آسمانی شد و پیکرش در قطعه ۵۰ بهشت زهرا تهران بیاد سپرده شد
✔متن از نوید شاهد.
✔امیدواریم فیلم دیدار حضرت آقا از منزل این جانباز شهید منتشر شود.

#جوان_ترین_جانباز_شیمیایی
#امام_خامنه_ای
#امدادگر_پلاسکو
#شهید_ابوالفضل_فراهانی
#شهید_ابوالفضل_گونه_فراهانی
#جانباز
#جانباز_شیمیایی
#مدافع_حرم
#دوستان_شهیدم
Read more
 #یارب امروز عالی بود عالی وقتی صبح چشم هاتو باز میکنی میبینی داره برف میاد، نمیدونم شما هم اینطورید ...
Media Removed
#یارب امروز عالی بود عالی وقتی صبح چشم هاتو باز میکنی میبینی داره برف میاد، نمیدونم شما هم اینطورید یانه ولی من وقتی بارون یا برف میباره فوق‌العاده شاد میشم. پاییز و زمستون رو بارون و برف خیلی دلنشین میکنه. انقدر خوشحال بودم که گفتم میرم بیرون اما کجا؟ جایی غیر حرم نیست که هر وقت اراده کنی درش ... #یارب
امروز عالی بود عالی
وقتی صبح چشم هاتو باز میکنی میبینی داره برف میاد، نمیدونم شما هم اینطورید یانه ولی من وقتی بارون یا برف میباره فوق‌العاده شاد میشم. پاییز و زمستون رو بارون و برف خیلی دلنشین میکنه.
انقدر خوشحال بودم که گفتم میرم بیرون اما کجا؟
جایی غیر حرم نیست که هر وقت اراده کنی درش باز باشه و چی بهتر از این واقعا؟
اما وقتی رسیدم با صحنه‌ای روبرو شدم که بارها دیده بودمش،
اولین برف مشهد بود، تو اینجا رسم اینه که وقتی یکی فوت میکنه میارن حرم و براش نماز میخونن، بعد میرن. نمیدونم تو عکس پیداست یا نه ولی یکی فوت کرده بود آورده بودن اینجا، با خودم گفتم اولین برف امسال و ندیده رفت. معلوم نیست ما چند تا برف دیگه رو ببینیم! اینها رو نگفتم ناراحت شید خواستم بگم از بودنمون شاد باشیم و برای لحظه لحظه ش شکرگزار و سعی کنیم مفید باشیم و در حق کسی بدی نکنیم، الکی الکی خودمونو مدیون این و اون نکنیم. با خودمون فکر کردیم که روز تا وقتی شب میشه حق چند نفر و میذاریم زیر پا؟ زباله از ماشین میندازیم بیرون! حق تقدمو رعایت نمیکنیم! پارتی بازی میکنیم و خیلی چیزهای دیگه. لطفا سعی کنیم بهتر باشیم مهربون تر باشیم یکم به اون اشرف مخلوقاته نزدیک تر بشیم. حداقل تلاشمونو بکنیم.
#حرم_امام_رضا_علیه_السلام #برف #شادی #زندگی_جریان_داره
Read more
شهید زین الدین : هر گاه شب جمعه شهدا را یاد کردید آنها شما را نزد اباعبدالله (ع) یاد میکنند.... . در دنیای ما طوری شهدا رو توصیف میکنند که در نظر ما شهید و شهادت دست نیافتنیه !!! ولی حقیقت اینه که شهدا مثل بقیه شوخی میکردند ، عصبانی میشدند ، نماز صبح شون قضا میشد .... اصلا برای همینه که با همه این تفاسیر ... شهید زین الدین :
هر گاه شب جمعه شهدا را یاد کردید آنها شما را نزد اباعبدالله (ع) یاد میکنند.... .
در دنیای ما طوری شهدا رو توصیف میکنند که در نظر ما شهید و شهادت دست نیافتنیه !!!
ولی حقیقت اینه که شهدا مثل بقیه شوخی میکردند ، عصبانی میشدند ، نماز صبح شون قضا میشد ....
اصلا برای همینه که با همه این تفاسیر میگن شهادت هنره ... .
و تو این اوضاع وانفسا باید هنرمند باشی.....
.
#شهید_ابوذر_داوودی
تولد:1369/6/29
شهادت:1394/11/15
در عملیات بزرگ نصر حلب (عملیات آزادسازی شهرهای شیعه نشین حلب و الزهرا)

در سال1388 در رشته حقوق دانشگاه آزاد اسلامی نورآباد ممسنی پذیرفته شد. پس از سپری کردن پنج ترم ازدانشگاه به علت علاقه ی فراوان ایشان به سپاه پاسداران، در آزمون های دانشگاه امام حسین(ع) تهران شرکت کرد و در سال 1391 وارد این دانشگاه شد.
با پایان تحصیل ایشان در دانشگاه امام حسین(ع) به رغم پیشنهاد کاری از طرف دانشگاه، با توجه به روحیه ی عملیاتی که داشت، به تیپ تکاور امام سجاد(ع) کازرون رفت. او بعد از چند ماه خدمت در قرارگاه تیپ، به دلیل علاقه ای که به ادوات و دیدبانی داشت در پایان سال1393، به گردان ادوات پیوست. همزمان با ورودش، گردان به منطقه ی عملیاتی تیپ در شمال غرب اعزام شد.
زمانی که زمزمه های رفتن به سوریه و دفاع از حرم اهل بیت(ع) در تیپ امام سجاد(ع)پیچید، با وجود اینکه شهید داوودی در ماموریت شمال غرب به سر می بردند اما بارها از فرماندهان خواهش می کنند که نامش در فهرست نفرات اعزامی به سوریه باشد.
شهید ابوذر داوودی در سی ام آذر به سوریه اعزام میشود. وی به محض ورود به منطقه ...،دیدبانی در خط اول را بر عهده میگیرد و بسیار موفق عمل میکند به نحوی که مورد تشویق فرمانده ی تیپ قرار میگیرد.
شهید که بخاطر علاقه ی زیادش به دیدبانی به دیده بان جوان معروف شده بود توانست با درایت و دقت نظر مثال زدنی اش در شانزدهم دی 1394،در شبی که نیروهای تروریستی النصره قصد تک شبانه داشتند ،تک انها را خنثی کند وبه کمک دیگر نیروها،سی وپنج کشته وبیست وپنج زخمی از انها تلفات بگیرد و دشمن تکفیری عملا کاری از دستش ساخته نباشد.
سرانجام عملیات بزرگ آزاد سازی شهرهای شیعه نشین نبل و الزهراء فرا می رسد. او پس از رشادت ها و فداکاری های فراوان در این عملیات، بر اثر اصابت گلوله ی قناسه به سر، شربت شیرین شهادت را می نوشد و به شهدای مدافع حرم می پیوندد.
#هرگاه_شبهای_جمعه_از_شهدا_یادکنید_آنها_نزد_اباعبدلله_الحسین_از_شما_یادمیکنند
#روحمان_با_یادش_شاد
#هنیئا_لک_یا_شهید_الله

@shahid_abozar_davoodi
Read more
 #عروسها_در_صور_میمیرند -زینب!تو هم با بشار خواهی رفت این آرزوی باطلشان را به خط سیاه بر دیوار ...
Media Removed
#عروسها_در_صور_میمیرند -زینب!تو هم با بشار خواهی رفت این آرزوی باطلشان را به خط سیاه بر دیوار حرم نوشته بودند؛از تبار همان سیاه‌نوشت‌های خرمشهرِ پس از سقوط،که صدامیان روی در و دیوار شهر نوشته بودند: جِئْنا لِنَبْقیٰ آمده‌ایم که بمانیم یزیدیان تاریخ چه به هم شبیه‌ند؛نه؟ به خیال خامشان ... #عروسها_در_صور_میمیرند
-زینب!تو هم با بشار خواهی رفت
این آرزوی باطلشان را به خط سیاه بر دیوار حرم نوشته بودند؛از تبار همان سیاه‌نوشت‌های خرمشهرِ پس از سقوط،که صدامیان روی در و دیوار شهر نوشته بودند:
جِئْنا لِنَبْقیٰ
آمده‌ایم که بمانیم
یزیدیان تاریخ چه به هم شبیه‌ند؛نه؟
به خیال خامشان برای شیرزن کربلا رجز می‌خواندند؛حرامیان شام که زینبیه را کوچه‌های بنی‌هاشم تصور می‌کردند و دمشق را مدینه و ضریح را فدک و حتمی زینب را فاطمه.
گویی زینب را،بی‌کس‌وکارتر از فاطمهٔ کوچه‌های بنی‌هاشم یافته بودند که به سرشان زد بر در منزلش بریزند و بقیعی ثانی بسازند از زینبیه.
البته که زینب بی‌‌حسن و حسین،زینب بی‌عباس،زینب بی‌حبیب و مسلم،زینبی تنهاست که می‌شود آجرهای حرمش را به یغما برد،شبکه از ضریحش دزدید،سنگ قبرش را به تاراج برد و گنبدش را فرو ریخت.
پس حرمله‌هایشان،هر بام تا شام،هرچه در چنته داشتند روانه حیاط و گنبد حرم کرده بودند تا شاید عمود خیمه زینب هم بخوابد.شاید خط‌و‌خشی،خسوفی بر هلال درخشان شیعی بیندازند؛هلالی خوش‌تراش و قدکشیده از دمشق تا منامه.
اما این‌بار عون و جعفرها،از پاکستان،از افغانستان،از لبنان،از عراق و از ایران خودشان را رسانده بودند به شام بلا تا نه خلخالی از پای زنی به‌درآید نه معجری از سری بیفتد،نه بازویی کبود شود،نه مویی پریشان شود،نه چادری خاکی.
*
سربلند،در حیاط حرم قدم می‌زدم،زیر آفتاب دلچسب پس از بارشِ بارانِ اسفندماه و به آرامشی گوش می‌دادم که گوش فلک را پرکرده بود.به زائرانی نگاه می‌کردم که سینه‌کش آفتاب،در‌ پناه دیوارهای حرم،نشسته و خوابیده،مشغول خواندن مصحف شریف بودند و تو چه می‌دانی لذت تابش خورشید روی پاهایت را وقتی به عمود زینب تکیه زدی؟وقتی دورتادور زینب،پر است از فدایی؛
وقتی دیگر نه از نهروانیان شام خبری است نه از رفث‌نویسی‌هایشان بر در و دیوار حرم.سر مار را کوبیده و چشم فتنه را درآورده بودیم؛مایی که تاریخ به‌مان یک پایان باشکوه بدهکار است.
*
من هم رویایی دارم
رویایم،برگشتن به این حیاط است،به این صحن،در یک نیمه‌ٔ رجب،حوالی بهار،با زبان روزه،در آخرین روز اعتکاف،نزدیک غروب
و برای بازگشت داوودهایی دعا کنیم که مادرانشان چشم‌انتظارند؛داوودهایی بی‌سر که جابه‌جای شام خفته‌اند؛
تا زینب دوباره به اسیری نرود..
تا کسی دوباره به کنیزی نرود..
*
دمشق،حرم حضرت زینب،اسفند سالی که خاطره شد.
Read more
. للحق پست نوشت: شهید ثالث می فرماید: بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنت کتابی در رد مذهب ...
Media Removed
. للحق پست نوشت: شهید ثالث می فرماید: بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنت کتابی در رد مذهب شیعه نوشت و در مجالس و محافل,آن را برای مردم میخواند و آنان را گمراه می نمود و از ترس آنکه کسی از علمای شیعه آن را رد کند ,آن را به کسی نمی داد. . علامه حلی همیشه به دنبال راهی برای به دست آوردن کتاب بود ... .
للحق پست نوشت:
شهید ثالث می فرماید:
بین اهل ایمان معروف است که یکی از علمای اهل سنت کتابی در رد مذهب شیعه نوشت و در مجالس و محافل,آن را برای مردم میخواند و آنان را گمراه می نمود و از ترس آنکه کسی از علمای شیعه آن را رد کند ,آن را به کسی نمی داد.
.
علامه حلی همیشه به دنبال راهی برای به دست آوردن کتاب بود تا ردیه ای بر آن بنویسد.رابطه استاد و شاگردی را وسیله ای قرار داد تا آن عالم کناب رو به او امانت دهد.آن عالم چون نمی خواست دست رو به سینه علامه بزند, گفت :سوگند یاد کرده ام که این کتاب را بیشتر از یک شب پیش کسی نگذارم.
.
علامه همان یک شب را غنیمت شمرد و کتاب را از او گرفت و به خانه برد که در همین یک شب تا می تواند از آن کناب رونوشت بردارد.وقتی مشغول نوشتن شد و شب به نیمه رسید ,خواب بر ایشان غلبه کرد و بی اختیار به خواب رفت و قلم از دستش افتاد.وقتی صبح بیدار شد,غم عالم بر دلش نشست که موفق نشده کتاب را بنویسد تا جواب محکمی برای آن داشته باشد.
.
نوشته هایش را برداشت و با کمال تعجب دید تمام کتاب نوشته شده و در صفحه آخر جمله ای است که اشک علامه را جاری ساخت.
"کتبه م ح م د بن الحسن العسکری صاحب الزمان"
این نسخه کتاب را حجت بن الحسن العسکری صاحب الزمان (عج) نوشته است.علامه متوجه شد که حضرت تشریف آورده اند و نسخه را با خط مبارک خود به پایان رسانده اند.
.
دلنوشت:
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت
مانند مرده ای متحرک شدم ,بیا
بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
یک گوشه بغض کرده , که این جمعه هم گذشت
حالا برای لحظه ای آرام می شوم
ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ميان_عاشق_و_معشوق_هيچ_حائل_نيست
#تو_خود_حجاب_خودی_حافظ_از_میان_برخیز
Read more
Loading...
Load More
Loading...