Loading Content...

رفت بر به علی

Loading...


Unique profiles
85
Most used tags
Total likes
0
Top locations
جنة الله في ارضه، كربلاء المقدسة, Gorgan, Iran, بوستان گفتگو
Average media age
873.6 days
to ratio
6.7
. #امام_علی_علیه‌_السلام #غدیر #رباعی . جبریل مکرر این صلا را سر داد بلغ، بلغ... ندا به پیغمبر ...
Media Removed
. #امام_علی_علیه‌_السلام #غدیر #رباعی . جبریل مکرر این صلا را سر داد بلغ، بلغ... ندا به پیغمبر داد فرمان خداست: بر سر دست بگیر آن دست که در رکوع انگشتر داد . چون صبح الست، عهد دیرینه گرفت قرآن مجسم، به روی سینه گرفت فرمود: علی از من و، من از علی‌ام آیینه به روی دست آیینه گرفت . آن روز که ... .
#امام_علی_علیه‌_السلام
#غدیر
#رباعی .
جبریل مکرر این صلا را سر داد
بلغ، بلغ... ندا به پیغمبر داد
فرمان خداست: بر سر دست بگیر
آن دست که در رکوع انگشتر داد
.
چون صبح الست، عهد دیرینه گرفت
قرآن مجسم، به روی سینه گرفت
فرمود: علی از من و، من از علی‌ام
آیینه به روی دست آیینه گرفت
.
آن روز که خم، به دست دو دریا رفت
فردوس به خاک‌بوسی صحرا رفت
فریاد فلک به «اِکفِیانی» برخواست
تا دست محمد و علی بالا رفت
.
خورشید طلوع کرده از لبخندش
نور است و هزار رشته در پیوندش
دیدند در آسمان دستان رسول
دست علی است و یازده فرزندش
.
در آینه مهر و مه، شکوفایی کرد
دستان علی، بلند بالایی کرد
آن روز خداوند، خودش از مردم
با سورۀ «مائده» پذیرایی کرد
.
بت‌خانۀ شرک را شکستی ای دست
بر خندق جهل، راه بستی ای دست
هر جا که نشان «فوق ایدیهم» بود
معنای «ید الله» تو هستی ای دست
.
«والعصر» که آیه آیۀ آن به علی
می‌خورد قسم، به دین به قرآن به علی
«اِنسانَ لَفی خُسر» بود دشمن او
باید که بیاوریم «ایمان» به علی
.
در سجدۀ شکر آفتاب افتاده
جای قدم ابوتراب افتاده
عمری‌ست که از حلاوت نام علی
حتی دهن کویر آب افتاده
.
سرچشمۀ روشن حیات است غدیر
عطر ملکوت صلوات است غدیر
گرچه به بلندای شکوهش نرسیم
کوتاه‌ترین، راه نجات است غدیر
.
#میثم_مؤمنی_‌نژاد
.
#شعر_شیعه
Read more
Loading...
دروغ بستن عمرو عاص ملعون بر پیامبر صلی الله علیه و آله و امیر المومنین علیه السلام و پاسخ کوبنده‌ی امیر ...
Media Removed
دروغ بستن عمرو عاص ملعون بر پیامبر صلی الله علیه و آله و امیر المومنین علیه السلام و پاسخ کوبنده‌ی امیر المومنین . سلیم بن قیس هلالی رضوان الله علیه نقل کرده است: . به امیر المومنین علیه السلام خبر رسید که عمرو عاص در شام برای مردم خطبه خوانده و گفته است: «پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرا به عنوان ... دروغ بستن عمرو عاص ملعون بر پیامبر صلی الله علیه و آله و امیر المومنین علیه السلام و پاسخ کوبنده‌ی امیر المومنین
.
سلیم بن قیس هلالی رضوان الله علیه نقل کرده است:
.
به امیر المومنین علیه السلام خبر رسید که عمرو عاص در شام برای مردم خطبه خوانده و گفته است: «پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرا به عنوان رئیس لشکرش فرستاد و ابو بکر و عمر هم در آن لشکر بودند، و من چنین گمان کردم که مرا به خاطر احترامی که نزد او دارم فرستاده است. وقتی بازگشتم گفتم: «یا رسول الله، کدام یک از مردم نزد تو محبوب‌ترند؟» گفت: «عایشه!» گفتم: «از مردان؟» گفت: «پدرش.» ای مردم، این علی است که درباره‌ی ابو بکر و عمر و عثمان بدگویی می‌کند در حالی که خودم از پیامبر شنیدم که می‌گفت: «خداوند حق را بر زبان و قلب عمر زده است!» و درباره‌ی عثمان گفت: «ملائکه از عثمان حیا می‌کنند!» و از علی شنیدم وگرنه گوش‌هایم کر شوند که در زمان عمر چنین روایت می‌کرد: «پیامبر در حالی که ابو بکر و عمر پیش می‌آمدند نگاهی به آنان کرد و گفت: «یا علی، اینان دو پیرمردهای اهل بهشت از اولین و آخرین هستند مگر پیامبران و مرسلین، و این مطلب را به آن دو مگو که هلاک می‌شوند!».»
امیر المومنین علیه السلام بپا خاست و فرمود: «تعجب است از طاغیان اهل شام که سخن عمرو عاص را می‌پذیرند و او را تصدیق می‌کنند! کار او در حدیث و دروغ گفتن و بی‌مبالاتی به آنجا رسیده است که بر پیامبر دروغ می‌بندد، در حالی که آن حضرت او را هفتاد لعن نموده و همچنین رفیقش (معاویه) را که عمرو عاص مردم را به سوی او دعوت می‌کند در مواردی لعنت نموده است و آن هنگامی بود که عمرو عاص در قصیده‌ای که هفتاد بیت بود سخنان نامربوطی درباره‌ی پیامبر صلی الله علیه و آله گفته بود. آن حضرت فرمود: «خدایا، من شعر نمی‌گویم و آن را برای خودم حلال نمی‌دانم. تو و ملائکه‌ات او را به عدد هر بیتی لعنت کن که تا روز قیامت بر نسل او نازل شود.» هنگامی که ابراهیم پسر پیامبر از دنیا رفت عمرو عاص بپا خاست و گفت: «محمد ابتر گردید و نسلی نخواهد داشت، و من از همه مردم بیشتر او را سرزنش می‌کنم، و درباره‌ی او از همه بدگوترم!» خداوند این آیه را درباره‌ی او نازل کرد: «سرزنش کننده‌ی تو نسلش بریده است» (آیه‌ی سوم سوره‌ی کوثر) به این معنی که از ایمان و از هر خیری بریده است.»
.
.
.
ادامه در کامنت ⁦⚠️⁩
Read more
پیش چشم همه دست پسر بنت اسد بین دست پسر آمنه بالا می‌رفت گفت: این‌بار به پایان سفر می‌گویم "بارها ...
Media Removed
پیش چشم همه دست پسر بنت اسد بین دست پسر آمنه بالا می‌رفت گفت: این‌بار به پایان سفر می‌گویم "بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم" راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است کهکشان‌ها نخی از وصلهء نعلین علی است گفت ساقی من این مرد و سبویم دستش بگذارید که یک شمه بگویم دستش هر چه در عالم بالاست تصرف کرده شب ... پیش چشم همه دست پسر بنت اسد
بین دست پسر آمنه بالا می‌رفت

گفت: این‌بار به پایان سفر می‌گویم
"بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم"

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است
کهکشان‌ها نخی از وصلهء نعلین علی است

گفت ساقی من این مرد و سبویم دستش
بگذارید که یک شمه بگویم دستش

هر چه در عالم بالاست تصرف کرده
شب معراج به من سیب تعارف کرده

واژه در واژه شنیدند صدا را اما...
گفتنی‌ها همگی گفته شد آنجا اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد
آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

می‌رود قصهء ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام

#من_کنت_مولا_فهذا_علی_مولاه
#عید_غدیر
#علی_ولی_الله
#فقط_حیدر_امیر_المومنین_است
Read more
. <span class="emoji emoji1f538"></span>بسم الله الرحمن الرحیم<span class="emoji emoji1f538"></span> . يا ابا الْحسن يا على بن محمد ايها الْهادى النقى يا بْن رسول الله يا حجة ...
Media Removed
. بسم الله الرحمن الرحیم . يا ابا الْحسن يا على بن محمد ايها الْهادى النقى يا بْن رسول الله يا حجة الله عَلى خلْقه يا سيدنا وموْلينا انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الی الله وقدمناك بين یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله . یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ ... .
🔸بسم الله الرحمن الرحیم🔸
.
يا ابا الْحسن يا على بن محمد ايها الْهادى النقى يا بْن رسول الله يا حجة الله عَلى خلْقه يا سيدنا وموْلينا انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الی الله وقدمناك بين یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله
.
🌸یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ
🌸یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ
🌸یَا مُحَوِّلَ الْحولِ وَ الْأَحْوَالِ
🌸حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحسنِ الْحَال
.
1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)
2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79)
3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)
4- سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/120)
5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)
6- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/73)
7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفجر. ( قدر/5)
.
🔸اللهّمَ صَلّ علی علی بن موسَی الرّضا المرتَضی الامام التّقی النّقی و حُجّتک عَلی من فوق الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشهید صلوة کثیرةً تامَةً زاکیةً متواصلةً مُتواترةً مُتَرادفَه کافضلِ ما صَلّیَتَ عَلی احدمنْ اوْلیائِک🔸
.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمَ
.
حیران میان آسمان بود
هر برج را طی کرد خوشید
یک سال دیگر هم زمین باز
دور خودش چرخید و چرخید

پشت سر هم باز سر شد
نوروز و عاشورا و یلدا
خورشید صد بار آمد و رفت
نوروز دیگر آمد اما. . .

خورشید بالا رفت بی تو
وقتی تو می آیی بهار است
یک برج یا یک ماه دیگر
تا کی زمین در انتظار است

تفسیر حول حالنایی
تو احسن الحال جهانی
تو بعد صدها سال شاید
عیدی امسال جهانی

یک سال رفت از انتظارت
ای نور خورشیدت مبارک
نزدیک شد روز ظهورت
آقای من عیدت مبارک

زائرت تا که قدم بر دارد
با تو یک لحضه بهتر دارد
شور دیدار تو در سر دارد
حرمت قبله دیگر دارد

دست بر سینه رسیدند همه
گنبد زرد تو دیدند همه
و اذانی که شنیدند همه
همه جای حرمت در دارد

تا که راهی خیابان می شد
ساعت بارش باران می شد
حرم از دور نمایان می شد
گنبدی بس که منور دارد

هرکسی زائر مشهد باشد
لحضه ای بی تو نخواهد باشد
گفته الطاف تو بی حد باشد
کشتی نوح نه لنگر دارد

انقلابی تو و آزادی تو
همه پنجره فولادی تو
باز بیمار شفا دادی تو
هر طبیبی به تو باور دارد

صحن هایت پر سقاخانه است
فطر و نوروز پر از عیدانه است
همه شهر پر از پروانه است
شهر یکجای مطهر دارد

زائری خیره به مردم می شد
گریه می کرد تبسم می شد
نذر یک کیسه گندم می شد
حرمت بس که کبوتر دارد

عباس نعمتی

#عیدتان_مبارک
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
#تحویل_سال
#عید_نوروز
#یا_امام_رضا
#امام_هادی
#نوروز
Read more
. When i do #good, i #feel good :) When i do #bad, i feel bad :( That't my #religion. . . آنچه من ...
Media Removed
. When i do #good, i #feel good :) When i do #bad, i feel bad :( That't my #religion. . . آنچه من پای بدست آوردن #چشمت زدم. قید دینم بود‌٬ #لامذهب نمی فهمی چرا؟! هعی.. . . به فکر بودم کشف #چادر کنم٬ یکم اجرایی شد پروژه٬ دیدم عرف شهرمون نمیذاره! یه جوریناک بدی #ناخوشایند بود البته احساس تمایزی ... .
When i do #good, i #feel good :)
When i do #bad, i feel bad :(
That't my #religion.
.
.
آنچه من پای بدست آوردن #چشمت زدم.
قید دینم بود‌٬ #لامذهب نمی فهمی چرا؟!
هعی..
.
.
به فکر بودم کشف #چادر کنم٬ یکم اجرایی شد پروژه٬ دیدم عرف شهرمون نمیذاره! یه جوریناک بدی #ناخوشایند بود البته احساس تمایزی داشت که بیشتر حالت #انگشت_نما بودن رو القا میکرد!
الآن که بیسجه میکنم می بینم الهی شکر که نشد!
»اللهم ثَـبِّـتْ قَـلْبی علیٰ دینِکْ«
.
.
در کمال مشعوفیت و ذوق مرگولیت مستفیض خوابی نمودنمان که مهمونش #رهبر‌م بود. واقعا با‌ورم نمی رفت ( تغییر فعل بر حسب دلخواه :| )
.
حوصله #زیر_آبی ملت هم نیس. با پا پس میزنه با چنگ و دند‌ون پیش میکشه. بدم میاد از این تزای الکی آبکی #غرور‌..
.
.
و اما بعد :) #جهاد_مغنیه.. در یابیدش ملت که بسی الگوست. ما که دوست داشته می داریمش ^_^
.
ته نوشت:
#امر_به_معروف واقعا هنرمندیه.. بلد نیستید #هنر به خرج بدین٬ ندین.
لااقل یاد بگیرین..درین درین نکنین تو دین (دیدم وزنش به نوشته میخونه اوردمش٬ پیام بازرگانیش بود این هه )
.
.
این بار دیگه ته نوشت واقعی:
رفتیم با دوستا بیرون خوش گذرونی! حیفه این #زندگی نیس خشک بگذرونی؟! ^_^
• همین •
Read more
. پنجه خرس لهستانی هم حریف امیر نشد! . امیر علی اکبری پس از سه راند مبارزه دنیل اُمیلانجوک را شکست ...
Media Removed
. پنجه خرس لهستانی هم حریف امیر نشد! . امیر علی اکبری پس از سه راند مبارزه دنیل اُمیلانجوک را شکست داد. . به گزارش پایگاه خبری رزم آور، رویداد ACB 89 شنبه شب به میزبانی کراسنودار روسیه برگزار شد. در مهم ترین مبارزه شب برای ما ایرانی ها امیرعلی اکبری فایتر سنگین وزن کشورمان به مصاف دینل اُمیلانجوک ... .
پنجه خرس لهستانی هم حریف امیر نشد!
.
امیر علی اکبری پس از سه راند مبارزه دنیل اُمیلانجوک را شکست داد.
.
به گزارش پایگاه خبری رزم آور، رویداد ACB 89 شنبه شب به میزبانی کراسنودار روسیه برگزار شد. در مهم ترین مبارزه شب برای ما ایرانی ها امیرعلی اکبری فایتر سنگین وزن کشورمان به مصاف دینل اُمیلانجوک مشهور به خرس لهستانی (نفر هفتم رنکینگ ACB در بخش سنگین وزن) رفت و پس از سه راند مبارزه (۲۵ دقیقه) توانست با رأی متحد داوران پیروز مبارزه شود.
علی اکبری در این مبارزه حریف بسیار هجومی تر ظاهر شد و با ضربات مشت و استفاده از مهارت هایش در کشتی توانست فایتر لهستانی را اسیر خود کند.
در سمت مقابل اما اُمیلانجوک بیشتر سعی در مهار حملات علی اکبری داشت و هر از گاهی با تکیه بر مهارتهایش در کیک بوکسینگ معدود ضرباتی را روانه امیر می کرد و اگرچه در بعضی لحظات خوب کارکرد اما در مجموع مبارزه چندان موفق ظاهر نشد و در نهایت شکست را پذیرا شد.
امیر با این پیروزی نهمین بُرد خود را به دست آورد و به رکورد ۹-۱ رسید.
پس از پایان مبارزه موخامت واخائف (قهرمان کنونی دسته سنگین وزن سازمان ACB) وارد کیج شد و درگیری و کری خوانی کوتاهی بین او و امیر رخ داد و در آینده ای نه چندان دور تقابل دیدنی دو گلادیاتور ایرانی و چچنی را شاهد خواهیم بود.
.
www.razmavar.ir
.
@amiraliakbari60
#رزم_آور #رزمی #امیرعلی_اکبری #مبارزه #فایتر #هنرهای_رزمی #champion #martialarts #razmavar #acb
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> هووویاامیرالمومنین <span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> امام صادق(ع) می‌فرماید: مالک اشتر نزد امام على(ع) رفت و سلام ...
Media Removed
هووویاامیرالمومنین امام صادق(ع) می‌فرماید: مالک اشتر نزد امام على(ع) رفت و سلام کرد. امام پاسخش را داد و فرمود: «چطور در این ساعت، نزدم آمدی؟!». گفت: دوستى و عشقت اى امیر مؤمنان! فرمود: «دم در، کسى را دیدى؟». گفت: بلى، چهار نفر را دیدم. مالک به همراه امام به دم در رفته و آن‌جا ... 🌹🌹🌹🌹🌹🌹
هووویاامیرالمومنین
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
امام صادق(ع) می‌فرماید: مالک اشتر نزد امام على(ع) رفت و سلام کرد. امام پاسخش را داد و فرمود: «چطور در این ساعت، نزدم آمدی؟!».
گفت: دوستى و عشقت اى امیر مؤمنان!
فرمود: «دم در، کسى را دیدى؟».
گفت: بلى، چهار نفر را دیدم.
مالک به همراه امام به دم در رفته و آن‌جا بیمارانی را دیدند که به نابینایی، جذام، فلج و برص مبتلا بودند.
حضرت فرمود: این‌جا چه کار می‌کنید؟ گفتند: به خاطر بیماری‌مان! حضرت برگشت و بقچه‌اى را باز کرد و در آن بسته‌ای چرمى را در آورده و از درون آن نیز کاغذى بیرون آورد و برایشان خواند. تمامشان شفا یافته، برخاسته و رفتند».
📚 الثاقب فی المناقب، ص 204، الخرائج و الجرائح، ج ‏1، ص 196
هدیه به آستان جناب مالک اشتر
یاعلی
یاعلی
یاعلی
#امیرالمومنین
#امیرالمؤمنین
#لا_امیرالمومنین_الا_علی
#حیدریون
#حیدر
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#عایشه_فی_النار
#یاعلی_مدد
#عایشه_فی_النار
#حیدر_بنگر_چه_بارگاهی_دارد
#علی_مع_الحق_و_الحق_مع_علی
#علی_ولی_الله
#یا_رفیق_من_لا_رفیق_له
#أهل_البيت_عليهم_السلام
#امام_حسنی_ام
#امام_حسن_مجتبی
#کریم_اهل_بیت
#امام_حسن
#بر_عایشه_لعنت
#یا_زهرا
Read more
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از ...
Media Removed
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر ... .
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
.
Photo By : @yalda_prn , @Amir.Ariyaa & @Meysamhajiabbasi
.
پ.ن : عکسا مربوط به ۶ سال پیشه 🙂🙂🙂🙂
.
پ.ن ۲ : فعلا قصد موزیک جدید پخش کردن ندارم ، ببخشید واقعا 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۳ : ممنوع الکارم نیستم 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۴ : به وقتش حقمو از موزیک این مملکت میگیرم 🙂🙂🙂 فعلا فقط و فقط صبر میکنم و از دور نگاه میکنم . . . 🙂🙂🙂🙂
.
فقط نگاه میکنم ، حق من این نیست انصافا 🙂🙂🙂🙂
خیلیا سعی کردن و همچنان دارن سعی میکنن که من بکشم کنار از موزیک ولی هیچ وقت این اتفاق نمیفته ، من به موقش با یه تیم قوی پُر انرژی تر از قبل کارای جدیدمو پخش میکنم 🙂🙂
.
پ.ن ۵ : دهه ۷۰ ای نیستم با افتخار یه دهه ۶۰ ایه اصیلم 💪💪💪💪🙂🙂
.
۱۴ آبان ۱۳۶۵ 💪💪💪🙂🙂
.
پ.ن ۶ : قبلنم گفتم دوستان الانم میگم تحت یه شرایط خاص و شخصیو تحت فشار مجبور شدم تمامیه پستای پیجمو پاک کنم 🙂
.
پ.ن ۷ مرسی که تحت هر شرایطی تنهام نمیزارین و درکم میکنین 🙂🙂
.
پ.ن ۸ : التماس دعا ، مخلص همگی ، یا علی مدد ❤❤❤
.
Read more
Loading...
فرا رسیدن اعیاد شعبانیه و میلاد با سعادت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام زین العابدین(ع) مبارک. دستی ...
Media Removed
فرا رسیدن اعیاد شعبانیه و میلاد با سعادت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام زین العابدین(ع) مبارک. دستی که هر چه چشمه در آن مستقر شود دریا به دست بوسیِ آن دست، بَر شود وآن بازوان که بوسه خورشید دیده است باید که بازوان بلند قمر شود این ماه وقت سر زدنش ، جار می زنند تا آسمان برای زیارت خبر شود ... فرا رسیدن اعیاد شعبانیه و میلاد با سعادت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام زین العابدین(ع) مبارک.

دستی که هر چه چشمه در آن مستقر شود
دریا به دست بوسیِ آن دست، بَر شود
وآن بازوان که بوسه خورشید دیده است
باید که بازوان بلند قمر شود
این ماه وقت سر زدنش ، جار می زنند
تا آسمان برای زیارت خبر شود
این ماه قول داده به شیری که خورده است
هر لحظه اش به خدمت خورشید سر شود
مادر سپرده است برای پیامبر
در کربلا درست شبیه پدر شود

مادر سپرده است که قانع مشو به دست
باید سرت برای برادر سپر شود
مادر سپرده است که قانع مشو به سر
باید تنت شهید شود مختصر شود
تا سیر در خدا کند و سیر در حسین
می رفت سوی رود که بی بال و پر شود
آرام گفت با خودش ای نفس تشنه لب
مدیون اصغری لبت از آب تر شود
برگشت از فرات که شاید در آن عطش
بر خیمه رباب نسیم سحر شود

#علی_حنیفه
Read more
******** یادداشت دوست شاعرم محمود حبیبی کسبی را بخوانید... <span class="emoji emoji1f53a"></span>کلامی با آسیب‌شناسان حرفه‌ای شعایر ...
Media Removed
******** یادداشت دوست شاعرم محمود حبیبی کسبی را بخوانید... کلامی با آسیب‌شناسان حرفه‌ای شعایر حسینی ️خب الحمدلله دوباره نزدیک ماه محرم شدیم و همه شدند آسیب‌شناس. دوباره آسیب‌شناسی عزاداری و تشکیک در شعایر حسینی شد شغل تمام‌وقت یک عده بی‌کار و بی‌سواد. اگر تا حالا این روشن‌فکربازی‌ها ... ********
یادداشت دوست شاعرم محمود حبیبی کسبی را بخوانید...
🔺کلامی با آسیب‌شناسان حرفه‌ای شعایر حسینی
▪️خب الحمدلله دوباره نزدیک ماه محرم شدیم و همه شدند آسیب‌شناس. دوباره آسیب‌شناسی عزاداری و تشکیک در شعایر حسینی شد شغل تمام‌وقت یک عده بی‌کار و بی‌سواد.
اگر تا حالا این روشن‌فکربازی‌ها مختص جوجه‌ روشن‌فکرنماها و منبری‌های کت شلواری و شاعران ورشکسته بود، اکنون عوام معمم هم وارد گود شده‌اند و در هجمه‌ای هماهنگ حرف‌های امثال صالحی نجف‌آبادی علیه ما علیه را طوطی‌وار تکرار می‌کنند. علی‌الظاهر دوباره دارد جمع «شهید جاوید»ی‌ها جمع می‌شود.
▪️یکی می‌گوید: «در اسلام استقبال از عاشورا نداریم»!!!
حال آنکه نخستین کسی که به استقبال عزاداری اباعبدالله (ع) رفت، خود خدا بود و پس از او، آدم و نوح و زکریا و دیگر انبیای الهی در عزای فرزند خاتم انبیا گریسته‌اند. همچنین پیامبر خاتم (ص) و صدیقه طاهره (س) پنجاه و چند سال پیش از عاشورا، در لحظات توام با شعف ولادت حسین، به جای شادی ولادت، در ماتم شهادت او اشک ریخته‌اند.
چگونه استقبال از عاشورا اسلامی نیست که علما و مراجع بزرگواری مانند شیخ عبدالکریم حائری یزدی (رضوان الله علیه) چند روز پیش از محرم، با دسته‌های عزاداری به حرم حضرت معصومه (س) می‌رفته‌اند تا اذن عزاداری محرم را بگیرند. کجا رفتند این فقها؟! که قال الصادق و قال الباقر جای خود را به این فرمایش‌های من عندی داده است! نمی‌دانم، شاید عزاداری، بازار جک گفتن بعضی‌ها روی منبر را کساد می‌کند که این‌قدر نگران آمدن محرم‌اند...
▪️آن یکی می‌گوید: «نگوییم «پیر غلام»، بگوییم «پیش‌کسوت»!!! ائمه از ما نه نوکر می‌خواهند و نه غلام، آن‌ها انسانیت می‌خواهند.‌ سینه‌زنی و گریه برای امام حسین انسان را رشد فکری نمی‌دهد»!!!
پیش‌کسوت!؟ اولاً مگر بساط اباعبدالله (ع) بلاتشبیه تشک کشتی است؟! ثانیاً غلام اهل بیت بودن چه تضادی با انسانیت دارد؟ به خدا که نه تنها یگانه راه انسان شدن، غلام آل الله بودن است، بلکه گذشتن از کوی غلامان حسین هم سبب قرب الی الله می‌شود. ثالثاً اگر سینه زنی و گریه بر سیدالشهدا لازم نیست، پس چگونه است که حضرات معصومین این همه به صرف گریستن بر امام حسین تاکید کرده‌اند؟ پس چگونه است که احادیثی که در فضیلت اشک بر امام حسین وارد شده از حدّ تواتر نیز گذشته است؟ پس چگونه است که حضرت ولی عصر (روحی فداه) صبح و شب در عزای جد شهیدش خون گریه می‌کند؟ و چگونه است که خود اباعبدالله فرمودند: «انا قتیل العبرة»؟ رضوان حق بر او که فرمود: «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است». ادامه در نظرات
Read more
هرکسی رو به تو آورد جهان آرا شد مـورد مـرحمت انسیهّ الحـورا شد کودکی بودم و با اسم تو مانوس شدم پای ...
Media Removed
هرکسی رو به تو آورد جهان آرا شد مـورد مـرحمت انسیهّ الحـورا شد کودکی بودم و با اسم تو مانوس شدم پای عشقت به سویدای دل من وا شد هرکه نوکر به کسی گشت همان نوکر ماند هر کسی نـوکر دربار تـو شد آقـا شد در زدم بر در هر خانه دری باز نشد جز در خانه ی تو در نزده در وا شد ریزه خواران سر سفره ی تو شاهانند آرزومند ... هرکسی رو به تو آورد جهان آرا شد
مـورد مـرحمت انسیهّ الحـورا شد
کودکی بودم و با اسم تو مانوس شدم
پای عشقت به سویدای دل من وا شد
هرکه نوکر به کسی گشت همان نوکر ماند
هر کسی نـوکر دربار تـو شد آقـا شد
در زدم بر در هر خانه دری باز نشد
جز در خانه ی تو در نزده در وا شد
ریزه خواران سر سفره ی تو شاهانند
آرزومند گــدایی درت مـوسی شد
تو نگاهم نکنی در بر مردم هیچم
نگهت عزت دنیای من و عقبا شد
سینه زنهای تو در رتبه همه سلطانند
این مقامیست که با دست علی امضا شد
گریه کردن به شما روزی هر چشمی نیست
این متاعیست که در عـالـم ذر اهدا شد
هیچ کس از لب خشکیده ی تو نه نشنید
نظـر لطف شما شامل نـوکــرها شد
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسـین_جـان
من به جا ماندن از این قافله عادت کردم
و شما را فقط از دور زیارت کردم
نوش جانش بشود هر که حرم رفت حسین
خودمانیم، ولی، گاه، حسادت کردم
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_حمید_سیاهکالی_‌مرادی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
. بود آخرین لحظه عمر من الاشام غم با تو گویم سخن چه خوش بود آیین غمخواریت ز آل علی میهمان داریت دگر ...
Media Removed
. بود آخرین لحظه عمر من الاشام غم با تو گویم سخن چه خوش بود آیین غمخواریت ز آل علی میهمان داریت دگر جانم از غصه بر لب رسید گذشت آنچه از تو به زینب رسید خداحافظ ای شهر آزارها خداحافظ ای کوی و بازارها خداحافظ ای شاهد جنگ ها خداحافظ ای بارش سنگ ها خداحافظ ای شهر رنج و بلا خداحافظ ای چوب و طشت ... .
بود آخرین لحظه عمر من
الاشام غم با تو گویم سخن
چه خوش بود آیین غمخواریت
ز آل علی میهمان داریت

دگر جانم از غصه بر لب رسید
گذشت آنچه از تو به زینب رسید

خداحافظ ای شهر آزارها
خداحافظ ای کوی و بازارها

خداحافظ ای شاهد جنگ ها
خداحافظ ای بارش سنگ ها

خداحافظ ای شهر رنج و بلا
خداحافظ ای چوب و طشت طلا
خداحافظ ای قصه بزم می
خداحافظ ای رأس بالای نی

خداحافظ ای اشک جمّازه ها
خداحافظ ای زیب دروازه ها

خداحافظ ای شهر دشنام ها
خداحافظ ای کوچه ها، بام ها

خداحافظ ای سنگ خون و جبین
خداحافظ ای سیدالساجدین
خداحافظ ای رنج ها، دردها
خداحافظ ای خاک ها، گردها

خداحافظ ای ناقة بی جهاز
خداحافظ ای اختران حجاز

خداحافظ ای خاک ویران سرا
خداحافظ ای آل خیرالورا

خداحافظ ای خردسال اسیر
خداحافظ ای چار ساله صغیر

خداحافظ ای یاس نیلی شده
یتیم نوازش به سیلی شده

همین جا خودم دیدم از خون خضاب
سر نیزه ها هجده آفتاب

همین جا کنارم نی و دف زدند
به دیدار هیجده گلم صف زدند

همین جا دلم شد ز غم چاک چاک
که خورشیدم افتاده بر روی خاک
همین جا به زخمم نمک می زدند
عزیز دلم را کتک می زدند

همین جا به فرقم عدو خاک ریخت
به روی گلم خاک و خاشاک ریخت
همین جا ز غم جان من خسته بود
که ده تن به یک ریسمان بسته بود
همین جا ز غم بود جان بر لبم
که بنشسته طی شد نماز شبم

همین جا به ما خصم دشنام داد
حسین مرا خارجی نام داد

همین جا دو چشمم ز خون تر شده
که یاسم به ویرانه پرپر شده

همین جا به ویرانه بلبل گریست
غریبانه بر غربت گل گریست

همین جا ز غم جانم آمد به لب
که در گِل گُلم دفن شد نیمه شب

دریغا که آن گوهر پاک رفت
چو زهرا غریبانه در خاک رفت

الا ای همه نسل ها بعد من
بگویید از قول من این سخن

که زینب بدین کوه اندوه و درد
به موج بلا چون علی صبر کرد

خدا داند و غصه های دلش
که داغ حسینش بود قاتلش
مرا یک جهان درد و داغ و غم است
که توصیف آن بر لب میثم است
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f50a"></span> به شیعیان ما بگویید که هر یک از ما اهل بیت، حتماً در تشییع جنازه های شما در هر سرزمینی که باشید، حاضر ...
Media Removed
به شیعیان ما بگویید که هر یک از ما اهل بیت، حتماً در تشییع جنازه های شما در هر سرزمینی که باشید، حاضر می شویم در زمان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام، شیعیان نیشابور، حقوق شرعی و هدایای خویش را جمع کردند و به شخصی به نام محمّد بن علیّ نیشابوری سپردند تا به دست حضرتش برساند. در هنگام حرکت وی، بانوی بزرگواری ... 🔊 به شیعیان ما بگویید که هر یک از ما اهل بیت، حتماً در تشییع جنازه های شما در هر سرزمینی که باشید، حاضر می شویم

در زمان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام، شیعیان نیشابور، حقوق شرعی و هدایای خویش را جمع کردند و به شخصی به نام محمّد بن علیّ نیشابوری سپردند تا به دست حضرتش برساند. در هنگام حرکت وی، بانوی بزرگواری به نام شطیطه، مبلغ یک درهم و یک قطعه پارچه را به وی داد تا خدمت امام برساند. محمّد ین علیّ نیشابوری گفت: من خجالت می کشم که این وجه ناچیز را به حضرتش تقدیم کنم. شطیطه گفت: خداوند از حقّ خجالت نمی کشد. وقتی نماینده مردم نیشابور به نزد امام رسید، حضرت از میان همه آن اموال، فقط یک درهم و پارچه شطیطه را پذیرفته، مابقی اموال را برگرداندند و فرمودند: سلام مرا به شطیطه برسان و این کیسه پول و این تکه پارچه از کفن مرا به وی بده تا آن را کفن خود قرار دهد. ضمنا به شطیطه بگو که از هنگام دریافت پول و پارچه کفن، نوزده روز بیشتر زنده نخواهد بود، و به او بگو که من بر جنازه او نماز خواهم خواند.
همانگونه که حضرت فرموده بودند، بی بی شطیطه نوزده روز زنده ماند و سپس از دنیا رفت. شیعیان برای نماز خواندن بر وی جمع شدند. محمّد بن علیّ نیشابوری می گوید: ناگهان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را دیدم که سوار بر شتری گران قیمت تشریف آوردند و با جمعی از شیعیان بر شطیطه نماز خواندند. حضرت در کنار قبر شطیطه حاضر شده و روی قبر وی از خاک قبر حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام پاشیدند. وقتی تدفین شطیطه به پایان رسید، حضرت در هنگام برگشت فرمودند:
«عَرِّفْ أصْحَابَكَ وَ اَقْرِأْهُمْ عَنِّي السَّلامَ، وَ قُلْ لَهُمْ: إنَّنِي وَ مَنْ جَرَى مَجْرَايَ مِنْ أهْلِ الْبَيْتِ لا بُدَّ لَنَا مِنْ حُضُورِ جَنائِزِكُمْ فِي أيِّ بَلَدٍ كُنْتُمْ»( الثّاقب في المناقب، ص445)
«به یارانت اطّلاع بده و به آنها سلام مرا برسان و به ایشان بگو: من و هرکس از اهل البیت که در جایگاه من قرار می گیرند، حتماً در تشییع جنازه های شما در هر سرزمینی که باشید، حاضر می شویم.
Read more
برتری چهار گله سپاهان با گلزنی بختیار و کومان تیم فوتبال سپاهان با چهار بر یک مقابل امیدهای این باشگاه ...
Media Removed
برتری چهار گله سپاهان با گلزنی بختیار و کومان تیم فوتبال سپاهان با چهار بر یک مقابل امیدهای این باشگاه به برتری رسید. به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد و به نقل از "ورزش سه"، تیم فوتبال سپاهان یک روز پس از تساوی ۲ بر ۲ برابر تراکتورسازی با ترکیبی از بازیکنان تعویضی این مسابقه و بازیکنانی که فرصت بازی ... برتری چهار گله سپاهان با گلزنی بختیار و کومان

تیم فوتبال سپاهان با چهار بر یک مقابل امیدهای این باشگاه به برتری رسید.
به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد و به نقل از "ورزش سه"، تیم فوتبال سپاهان یک روز پس از تساوی ۲ بر ۲ برابر تراکتورسازی با ترکیبی از بازیکنان تعویضی این مسابقه و بازیکنانی که فرصت بازی به آنها نرسید به دیدار امیدهای باشگاه رفت که در پایان با چهار گل به برتری دست یافت.
نیمه اول این مسابقه با برتری سه گله سپاهان خاتمه یافت و ولادیمیر کومان، بختیار رحمانی و ایمان زکی زاده گلزنی کردند.
در نیمه دوم هم که رسول نویدکیا از ابتدا وارد زمین شد، رضا دهقانی هافبک جوان سپاهانی ها گلزنی کرد تا شاگردان امیرقلعه نویی با پیروزی ۴ بر یک از زمین مسابقه خارج شوند.
امیر قلعه نویی در این مسابقه تدارکاتی علاوه بر نویدکیا از نهنگی و خسروی هم در نیمه دوم استفاده کرد تا تقریبا تمام بازیکنان سپاهان طی دیروز و امروز در شرایط مسابقه قرار بگیرند.
ترکیب طلایی پوشان در آغاز این مسابقه به شرح زیر بود:
علی کیخسروی- حسن جعفری، حامد بحیرایی، سیاووش یزدانی، داوود رجبی، میلاد سرلک، بختیار رحمانی، ولادیمیر کومان، حسین پاپی، رضا دهقان و ایمان زکی زاده
Read more
آزیتا حاجیان؛ خانم طالبیِ «سال‌های دور از خانه» . آزیتا حاجیان به عنوان یکی از بازیگران اصلی سریال کمدی و نمایش خانگی #سالهای_دور_از_خانه جلوی دوربین رفت. . . «طالبی»، خانمی پا به سن گذاشته، متمول و اتوکشیده است که در #سالهای_دور_از_خانه ، گرفتار بلاهت خنجری و زهره شده است و اتفاقات ... 🎯 آزیتا حاجیان؛ خانم طالبیِ «سال‌های دور از خانه»
.
📍آزیتا حاجیان به عنوان یکی از بازیگران اصلی سریال کمدی و نمایش خانگی #سالهای_دور_از_خانه جلوی دوربین رفت.
.
.
📍«طالبی»، خانمی پا به سن گذاشته، متمول و اتوکشیده است که در #سالهای_دور_از_خانه ، گرفتار بلاهت خنجری و زهره شده است و اتفاقات عجیب و بامزه‌ای را رقم‌ می‌زنند!
.
.
📍احمد مهرانفر در نقش #خنجری، هادی کاظمی در نقش #زهره، آزیتا حاجیان، حدیث میرامینی، آزاده زارعی، احسان کریمی، گیتی قاسمی، علیرضا استادی، میرطاهر مظلومی، مهرناز بیات، محمدرضا عقدایی، علی نظری، یداله شادمانی، خسرو احمدی، علی عامل هاشمی، بهنام شرفی، مهدی صباغی، سیاوش چراغی‌پور و مسعود روشن‌پژوه دیگر بازیگران اصلی این سریال کمدی هستند.
.
📍سریال کمدی #سالهای_دور_از_خانه نخستین اسپین‌آف ایرانی است و از روی مجموعه پرمخاطب #شاهگوش ساخته می‌شود. .
.
📍مجید صالحی کارگردان و محمدحسین قاسمی تهیه‌کننده «سال‌های دور از خانه» هستند که بر اساس متنی از امیرحسین قاسمی و احمد مهرانفر ساخته می‌شود. همچنین لوتوس پلاس تبلیغات این سریال را برعهده دارد.
.
.
#سالهای_دور_از_خانه
.
.
@salhaye_door_az_khaneh
Read more
Loading...
تیم ملی والیبال ایران در روزی که نمایش خوبی داشت نتوانست کانادا را شکست دهد. ، شاگردان کولاکوویچ ...
Media Removed
تیم ملی والیبال ایران در روزی که نمایش خوبی داشت نتوانست کانادا را شکست دهد. ، شاگردان کولاکوویچ در آخرین دیدار هفته دوم خود برابر کانادا قرار گرفتند و در روزی که جوانان ایران در ست های سوم و چهارم نمایش بسیار خوب و امیدوار کننده ای داشتند، برابر حریف مدعی خود شکست خوردند. ایران این دیدار را با ترکیب ... تیم ملی والیبال ایران در روزی که نمایش خوبی داشت نتوانست کانادا را شکست دهد.
، شاگردان کولاکوویچ در آخرین دیدار هفته دوم خود برابر کانادا قرار گرفتند و در روزی که جوانان ایران در ست های سوم و چهارم نمایش بسیار خوب و امیدوار کننده ای داشتند، برابر حریف مدعی خود شکست خوردند.
ایران این دیدار را با ترکیب سعید معروف، امیر غفور، محمد موسوی، علی شفیعی، میلاد عبادی‌پور، مجتبی میرزاجانپور، مهدی مرندی آغاز کرد و در امتیازات ابتدایی ست اول رقابت نزدیکی با کانادا داشت. کانادا اما در اواسط این ست اختلاف خود را به سه رساند تا از تیم ایران فاصله بگیرد. هر چند ملی پوشان ایران تلاش کردند تا اختلاف را کاهش دهند اما این اتفاق رخ نداد و در نهایت ست اول را در شرایطی که ملی پوشان فاصله اندکی با بازگشت به بازی داشتند با نتیجه ۲۵ بر۲۳ شکست خوردند.
ست دوم اما با برتری ایران آغاز شد و ملی پوشان با چند سرویس و دفاع خوب از حریف پیش افتادند اما این برتری خیلی زود از دست رفت و کانادا زودتر به امتیاز ۸ رسید. در ادامه این ست ملی پوشان ایران باز هم نتوانستند اختلاف امتیاز خود را دنبال کنند تا در پایان این ست باز هم ایران با نتیجه ۲۵ بر ۲۲ بازنده شود.
ست سوم برای ایران به بدترین شکل آغاز شد و کانادا خیلی زود فاصله ای ۸ امتیازی ایجاد کرد اما ملی پوشان بازگشت فوق العاده ای داشتند و این اختلاف امتیاز را جبران کردند تا در نهایت این ست را ایران با نتیجه ۲۵ بر ۲۱ به سود خود خاتمه دهند.
بازیکنان با انگیزه ایران با تکیه بر سرویس های شریفی شروع خوبی در ست چهارم داشتند و دو تیم تا امتیازات پایانی با شرایط برابر پیش رفتند اما در نهایت این کانادا بود که موفق شد ایران را با نتیجه 25 بر 21 شکست دهد تا به پیروزی سه بر یک دست پیدا کند.
Read more
نماز و روزه همگی شما قبول این جمعه شاید ماه رمضان نباشدولی من پیشاپیش عیدفطر را به شما عزیزان تبریک ...
Media Removed
نماز و روزه همگی شما قبول این جمعه شاید ماه رمضان نباشدولی من پیشاپیش عیدفطر را به شما عزیزان تبریک میگویم, چندتامتن برای آخرین روزه ماه, امام زمان عج و عیدفطر تقدیم شما, باروزه و بانماز نشناختمت, با این همه رمز و راز نشناختمت, خدایا یک ماه گرچه مهمانت بودم, بگذشت ولی باز نشناختمت, ماه رمضان ... نماز و روزه همگی شما قبول این جمعه شاید ماه رمضان نباشدولی من پیشاپیش عیدفطر را به شما عزیزان تبریک میگویم, چندتامتن برای آخرین روزه ماه, امام زمان عج و عیدفطر تقدیم شما,

باروزه و بانماز نشناختمت, با این همه رمز و راز نشناختمت, خدایا یک ماه گرچه مهمانت بودم, بگذشت ولی باز نشناختمت,
ماه رمضان رفت ولی کاش صفایش نرود, سحر و جوشن و قرآن و دعایش نرود, کاشکی پر شد باشد دلم از نور سحر, همراه روزه و افطار, نوایش نرود,
الوداع ای یاعلی و عظیم, الوداع ای یاغفور و یارحیم, الوداع ای سفره های پیغمبری الوداع ای اشکهای حیدری, الوداع ای ماه راز و نیاز ای هردمت دلنواز ای ازتو دل منجلی ای گریه های علی الهی گناهان مارا سراسر ببخش به احمدو به زهرا وبه حیدر ببخش.

جمعه آخر ماه رمضان

به سینه بیتاب شده تاب نیامد ظلمت همه جا پر شده مهتاب نیامد خواهم ز خدا مهدی موعود بیاید, جمعه آخر ماه شدو آقا نیامد,حال بیائیم در این پایان ماه خدا همه برای عید فطر ظهور فرج مهدی زهرا دعاکنیم

عیدفطر,
گذشت ماه رمضان و در انتظارم ای خدا, ای کاش بیاید عیدفطر به مهدی زهرا اقتدا کنیم, گل خنده شوال به ناهید بر شما مبارک, ابروی خوش ماه به خورشید برشما مبارک,
یاعلی یازهرا یامهدی
Read more
<span class="emoji emoji25fc"></span>️روضه ی حضرت زینب (سلام الله علیها)<span class="emoji emoji25fc"></span>️ نامه نوشتن به یزید علی بن الحسین در مدینه....بر علیه حکومتت ...
Media Removed
️روضه ی حضرت زینب (سلام الله علیها)️ نامه نوشتن به یزید علی بن الحسین در مدینه....بر علیه حکومتت دسیسه می‌کند... و یزید لعنت الله...دستور داد آنها را با خانواده عشیره به شام بیاورند 🌲 امام دستوردادن عشیره اماده شوند.خدایا ...چطور به عمه ی سادات بگویند باز عازم شامی امام دستور دادند ... ◼️روضه ی حضرت زینب (سلام الله علیها)◼️ نامه نوشتن به یزید
علی بن الحسین در مدینه....بر علیه حکومتت دسیسه می‌کند... و یزید لعنت الله...دستور داد
آنها را با خانواده عشیره به شام بیاورند
🌲

امام دستوردادن عشیره اماده شوند.خدایا ...چطور به عمه ی سادات بگویند
باز عازم شامی🌴

امام دستور دادند و بقیه بدون پرسش
اماده رفتن شدن
🌴
قدم به قدم...در جاده های خاکی
زینب بار دیگر ...صدای ناله ها ی کودکان خسته را می‌دید
انگار زینب.... دوباره خاطرات را مرور میکند🌴

شاید دگر ..گرسنگی ازارش نمیدهد
یا کودکان بر ناقه ها سوارند
شاید دگر کودکان ...دنبال کاروان نمیدوند🌴🌴 شاید دگر .... صدای ضربه های تازیانه نمی‌آید...
اما...درراه دوباره گورها پدیدار شد
زینب یادشان آمد....
۲۵ کودک را میانه راه کوفه تا شام
به خاک سپرده🌴🌴🌴 کودکانی که ... گرسنگی طاقتشان را طاق کرده بود
کودکانی که زخم های جای شلاق مهلت خوب شدن‌.نیافتن
کودکانی که یک وعده غذا می‌خورند
و با بد خلق ترین مرد ها....همراه بودن

کودکانی که روزها از آغوش گرم پدر محروم بودن
کودکان شاهد خون
کودکان شاهد غم
کودکان.... تحریم

انگار زینب میدید دوباره ارواح انها با اون همسیرند
انگار بازسر بر روی نیزه‌ها. ...مسیر یابی می‌کنند🌴

تا ۱۵ رجب شد
زینب دید.. چقدر این مسیر آشناست
ایا ان روشنایی که از خارج شهر ازدور می‌بیند...
مشعل های کاخ یزید نیست!!!!🌴🌴 پرسید
ابن رسول الله ص.....
ما به کجا عازمیم
ایا این نشانه های کاخ یزید نیست..
ایا ما نزدیک شام نیستیم

آری عمه جان
مارا یزید فراخواند ه.. عازمیم😔🌴 گفت

اااه ای فرزند برادر...
بخدا زانوانم سست شد ..دیگر توان حرکت ندارم
این‌جا اطراق کنیم
و فرمان داده شد.... شترها را بخوابانید
🐪🌴
وضو ساخت
نمازمغربش را خواند...
پیراهن خونی برادرش را میان پارچه بیرون آورد😔

به همراهیان گفت.. کمی استراحت میکنم
برای نماز اعشا بیدارم کنید
واگر صدایی نشنیدید
به سوی برادرم شتافتم😢

پیراهن را روی صورت انداخت
نفسی عمیق کشید
و تمام وحودش را با عطر حسینی پر کرد
و به خدا چنین گفت:
🌴🌴🌴🌴🌴 خدایا من زینبم..( ام المصائب)
دیگر طاقت ندارم وارد کاخ یزید بشوم
اگر اززینب راضی هستی
مرگ مرا برسان
جانم بگیر.

وخدا اززینب راضی شد 😭😭😭 عمه بر شما چه گذشت در کاخ یزید...
که دیگر نتوانستی....
تکرارکنی خاطرات را....
عمه جان....بخدا دیگر چوب خیزرانی در کار نیست🌴🌴 عمه جان...دیگر چشمان رقیه به تماشا نایستاده

عمه ...دیگر تشت طلا و شراب وو😭😭 نیست

عمه رفت...بعد از یک سال ونیم از رفتن برا
Read more
Loading...
‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ حجاب جان  دریدم  تا رخ  جانانه  پیدا  شد شکستم این صدف تا آن دُر یکدانه پیدا شد به ...
Media Removed
‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ حجاب جان  دریدم  تا رخ  جانانه  پیدا  شد شکستم این صدف تا آن دُر یکدانه پیدا شد به جانان کس نمی دانست رسم جانفشانی را به پای  شمع ، این بی باکی از پروانه پیدا شد مرا آن لحظه برد از دست تاب می به  میخانه که عکس روی ساقی در دل پیمانه پیدا شد به رغم  عاقلان ، دیوانگان رستند  از  دنیا بلی ... ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌

حجاب جان  دریدم  تا رخ  جانانه  پیدا  شد

شکستم این صدف تا آن دُر یکدانه پیدا شد

به جانان کس نمی دانست رسم جانفشانی را

به پای  شمع ، این بی باکی از پروانه پیدا شد

مرا آن لحظه برد از دست تاب می به  میخانه

که عکس روی ساقی در دل پیمانه پیدا شد

به رغم  عاقلان ، دیوانگان رستند  از  دنیا

بلی  اسرار عقل  از مردم دیوانه  پیدا شد

ز هم باید کنند  اهل جهان رفع  پریشانی

نه تنها این صفت در کار زلف و شانه پیدا شد

خدا را گر همی خواهی برو با بی خودان بنشین

اگر گنجی به دست آمد، هم از ویرانه پیدا شد

بنای  خانه  کعبه ، خلیل اللّه  نهاد  امّا

علی در کعبه ظاهر گشت و صاحبخانه پیدا شد

نه  تنها  کارپرداز  زمین  شد در  زمین ظاهر

که  هم  دایر  مدار  طارم  نُه  گانه پیدا شد

به ما شد فرض چون پروانه گرد کعبه گردیدن

که آن شمع حقیقت اندر آن کاشانه پیدا شد

طلسمِ «لا»شکست و دیو رفت و سحر، باطل شد

کلید گنج «إلاّ اللّه»  را  دندانه  پیدا شد

بگو با عاشقان طی گشت هجران، گاهِ وصل آمد

بیفشانید  جان  بر مقدمش ، جانانه  پیدا  شد

هویدا ساخت  اسرارِ «یداللّه فوقَ ایدیهم»

هنرهاییکه از  آن بازوی  مردانه  پیدا شد

جهان  تاریک  بود از جهل لیک از پرتو  ایمان

منوّر  گشت  چون  آن ناطق فرزانه پیدا شد

به حبّ و بغض او ایمان و کفر آمد عیان یعنی

مرام آشنا  و  مسلک  بیگانه  پیدا  شد

#ابوالمساکین_مدد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#دروغ_بزرگ
#۱۱۷۵
#م۱۹
Read more
. توپ پلاستیکی دولایه همیشه فکر میکنم چند نفر مثل #علی_کریمی بوده اند که در کوچه های خاکی و تازه آسفالت شده این کشور، با آن توپ های دولایه پلاستیکی،با آن حرکات عجیب و غریب و یک پا ها دو پاها، چه نمایش #نوستالژیک از #فوتبال پایه در آن نسل برگزار می کرده اند. آنها حتی اگر به تیم های بزرگ شهرشان می‌پیوستند ... .
توپ پلاستیکی دولایه
همیشه فکر میکنم چند نفر مثل #علی_کریمی بوده اند که در کوچه های خاکی و تازه آسفالت شده این کشور، با آن توپ های دولایه پلاستیکی،با آن حرکات عجیب و غریب و یک پا ها دو پاها، چه نمایش #نوستالژیک از #فوتبال پایه در آن نسل برگزار می کرده اند.
آنها حتی اگر به تیم های بزرگ شهرشان می‌پیوستند باز هم #گل_کوچک بازی میکردند
وفادار به سنت های کودکی
چه #نابغه هایی بودند که هیچ کس آنها را نشناخت
آنها تناقض های آشکار علم و آموزش هستند
این کوچه ها مثل ساحل ریو و محله های فقیرنشین #بوینس_آیرس  برای نقض قوانین و لذت بردن از فوتبال ساخته شده بود.
کسی به آنها نگفته بود حرفه ای باشند و شب ها زود بخوابند و سخت تمرین کنند
آنها فقط #رقص با توپ را بلد بودند.

بر خلاف باقی روایت ها من #تولد جناب #کریمی را پیشاپیش تبریک می‌گویم.
آخرین گل کوچک باز فوتبال بین المللی که آنقدر دریبل زد تا ورلدساکر نوشت: او با #هیپنوتیزم دریبل میزند.
این #نابغه_ایرانی محصول هیچ آکادمی فوتبالی نیست
او محصول همان فوتبال های شش نفره محله های ایرانی است
بدون مربی پایه و بدون مشاور تا فتح تهران او را به عنوان #سرباز بپذیرد و تا #جام_رمضان های آن سال بزرگان فوتبال ایران را درو کند.
این #تکنیکی ذاتاً #پرسپولیسی برای اولین بار توسط #منصورخان_پورحیدری به تیم ملی دعوت شد
ولی همه می دانند شاید او #محبوب ترین پرسپولیسی برای #استقلالی های ایران باشد
او هم با راز توپ آشنا بود
بدن گذاشتن های بی نقص او در فوتبال و ویران کردن هر خط دفاعی شاید امروز جز #خاطرات باشد ولی ان روزها کابوس مدافعان بود.
آن #داربی معروف #تهران و دریبل های ویرانگرش گواه این مدعاست که شاید در روزهای خوبش حتی #بالاک و دفاع های آلمانی هم جلودارش نبودند.
همه میدانند چرا یک سال از فوتبال محروم شد و چرا در برهه های خاصی به تیم ملی دعوت نمیشد و چرا از #پرسپولیس رفت و چرا با #دایی مشکل داشت.
همه می‌دانند چه گلهایی و چه دریبلهایی زده و چه آماری دارد.
حتی همه می‌دانند او آنقدر به دایی لایی انداخت که ریشه یک اختلاف دیرینه شد.
این را هم میدانند که او در ایران و امارات شاید و باید تمرین نمیکرد و #آقای_گل و بهترین بازیکن هفته میشد.
ولی هیچ کس نمیداند چرا پیشنهاد #اتلتیکو را رد کرد چرا بهترین #استعداد #آسیا در امارات بازی میکرد و چرا #مونیخ و ماگات و سرمای سخت مونیخ...
هیچ.کس نمیداند چرا برای چشمه جوشان استعداد ایرانی، این حسرت همسایگان ما هیچ برنامه ریزی نشده بود و چرا هیچ کس به او نگفته بود که فوتبال اسپانیا برای تو مناسب ترین فوتبال است
.

ادامه در کامنت👇
.
. #sig4r🚬
Read more
. چرا هر روز وضع بدتر می‌شود؟ محمدعلی موحد: آدم گاهي فكر مي‌كند مبادا سرنوشت محتوم ما همين تباهي و فساد باشد! بشر لااقل از زمان ارسطو و بلكه پيش از او راجع به اخلاق صحبت كرده و دم از اخلاق زده است، اما چرا وضع روز به روز بدتر شده است و تباهي و فساد اخلاقي امروز در جامعه بشري حتي از زمان چنگيز و تيمور لنگ ... .
چرا هر روز وضع بدتر می‌شود؟
محمدعلی موحد: آدم گاهي فكر مي‌كند مبادا سرنوشت محتوم ما همين تباهي و فساد باشد! بشر لااقل از زمان ارسطو و بلكه پيش از او راجع به اخلاق صحبت كرده و دم از اخلاق زده است، اما چرا وضع روز به روز بدتر شده است و تباهي و فساد اخلاقي امروز در جامعه بشري حتي از زمان چنگيز و تيمور لنگ نيز بيشتر شده است؟
تمام شقاوت سلاطين قديم به اردوي‌شان متمركز بود و با اردويش از شهري به شهر ديگري مي‌رفت و وقتي در شهري بود، شهرهاي ديگر در امان بودند، اما آنچه الآن مي‌بينيم، در تمام تاريخ نظير نداشته است. بنابراين يك نگاه آسيب‌شناسانه ضروري است. اگر بحث‌هايي كه تا الآن شده، اثري داشت، بايد تا الآن آن را مي‌ديديم و شقاوت‌ها، فساد، دزدي، اختلاس و رسوايي‌ها بيشتر شده و همه این‌ها نشانگر آن است كه اشكالي در رويكرد انسان بوده است و نسخه‌هايي كه داده‌اند مؤثر نيفتاده است.
نه نصايح الملوك‌ها و نه اخلاق نيكوماخوس‌ها و نه نوشته‌هاي خواجه نصير اثر نكرده است. چرا چنين است؟
به نظر من به جاي نوشتن اعلاميه حقوق بشر بايد اعلاميه تكاليف جهاني مي‌نوشتند. دامن زدن بر حق باعث مي‌شود كه طلبكاري در مردم بيشتر شود.
البته حق مهم است و در كتاب در هواي حق و عدالت راجع به آن نوشته‌ام، اما در مقابل حق، تكليف هم هست و همه اديان بر آن تأکید دارند.
نتيجه دامن زدن بر بحث حق، سوءاستفاده از آن شده است. اعلاميه جهاني حقوق بشر كه فوق‌العاده كار نفيسي است، اما مايه سوءاستفاده شده است. تجاوز به حق زماني است كه بيش از اندازه بر آن دامن بزنيم.
نگاه عرفاني مي‌گويد با استدلال عقلاني نمي‌توان انسان و جامعه را اصلاح كرد. عرفان معتقد است كه براي تغيير مزاج بايد تغيير كند.
 به تعبير مولانا «شرط تبديل مزاج آمد بدان/كز مزاج بد بود مرگ بدان/ چون مزاج آدمي گل‌خوار شد/ زرد و بدرنگ و سقيم و خوار شد» بنابراين بايد مزاج‌ها تغيير كند. بنابراين تا مزاج يا به تعبير امروزي جو و فضاي حاكم اين است، نتيجه اين است. راه‌حل دوم عرفان مبارزه با انانيت است. يعني دو قدم لازم است: نخست روي تافتن از انانيت و دوم نائل شدن به عشق و محبت. بنابراين اگر از انانيت گذشتيم، به عشق و محبت مي‌رسيم. وقتي انانيت هست، نوبت هيچ چيز نمي‌رسد.
#محمد_علی_موحد
#محمدعلی_موحد
#حق
#تکلیف
#عرفان
#فلسفه
#مولوی
Read more
 #شیعه__یعنی <span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span> . . <span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span> در تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام آمده است: مردى به همسرش گفت، نزد فاطمه ...
Media Removed
#شیعه__یعنی . . در تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام آمده است: مردى به همسرش گفت، نزد فاطمه (س) دختر رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم برو و سوال كن آيا من از شيعيان وى هستم با خير؟ آن زن (خدمت حضرت رفت) و سوال كرد. حضرت فرمود: به شوهرت بگو: - اگر به دستورات ما عمل مى كنى و از کارهایی که ما نهی ... #شیعه__یعنی
👇👇
.
.
👇👇
در تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام آمده است:
مردى به همسرش گفت، نزد فاطمه (س) دختر رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم برو و سوال كن آيا من از شيعيان وى هستم با خير؟
آن زن (خدمت حضرت رفت) و سوال كرد.
حضرت فرمود: به شوهرت بگو:
- اگر به دستورات ما عمل مى كنى و از کارهایی که ما نهی کرده ایم مى پرهيزى، از شيعيان ما هستى،وگرنه شيعه ما نيستى.
آن زن بازگشت و پاسخ را به شوهرش رساند. مرد گفت: واى بر من! كيست كه هيچ گناه نكند و از خطا دورى كند، بنابراين من در آتش جهنم جاودانه خواهم بود. زيرا كسى كه شيعه(پیروان) آنان نباشد، هميشه در آتش است. آن زن بازگشت و گفتار شوهرش را به فاطمه عليهاالسلام رساند.

حضرت فاطمه فرمود: به او بگو: اين گونه نيست شيعيان ما از برجستگان اهل بهشت هستند، ولى از محبين ما و محبين محبين ما و دشمنان دشمنان ما و هر كسى كه به قلب و زبان تسليم ما باشد، ولى اوامر و نواهى ما را در امورى كه آنان را به هلاكت (و سوء عاقبت) مبتلا مى كند، مخالفت نمايد، وارد بهشت مى شود، اما بعد از آنكه از گناهانشان پاک شوند (يا به واسطه گرفتارى به بلاها و مصائب (در دنيا)، و يا به انواع شدائد و سختيها در عرصه های قيامت، و يا به عذاب جهنم در طبقه بالاى آن) تا اينكه ما به محبت خود، آنان را از جهنم نجات مى دهيم و (در بهشت) به نزد خود مى بريم. [بحارالانوار، ج 68، ص 155، روايت 11.]
.
(خلاصه آنكه: نجات نهايى آنان به واسطه محبت به ماست)
.
. .
.
سند از قرآن؟ 👇👇
(ای پیامبر) بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم(سوره شوری 23)
.
. 👇
بگو: «هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام برای خود شماست اجر من تنها بر خداوند است ، و او بر همه چیز گواه است!(سوره سبا 47)
🌹
👇
👇
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند:
به دستورات خدا عمل کرده و اطاعت کنید و به پشتوانه شفاعت ما گناه نکنید و کیفر خدای بزرگ را کوچک نشمارید، زیرا به برخی از گناهکاران (از محبین) شفاعت ما نمی رسد مگر بعد از اینکه سیصد هزار سال عذاب شوند.!!! .
.
.
(معانی الاخبار،ص288،ح2 ـ بحارالانوار،ج6،ص154،ح9)
.
. 🌹
.
🌹
ان شاءالله از شيعيان واقعی باشیم
🌹
🌹
(منبع حدیث تصویر :بحارالانوار،65/156) 🌹🌹
.
. 🌹🌹
کپی_با_ذکر_صلوات_آزاد
اللهم_صل_على_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
اللهم_عجل_لوليك_الفرج
دوستای_خوبتونو_تگ_کنید
Read more
"آنچه که می‌شنوید صدای علی آقای شفیعی فرماندار #بم در روز #زلزله است. او در دقایق ابتدایی بعد از وقوع زلزله خبر ناگوار ویرانی بم را به استاندار وقت آقای کریمی می‌دهد." آن شب که بر بم مصیبت بارید عکس‌های یادگاری شب یلدا دست‌به‌دست می‌شد که پنجم دیماه ۸۲ رسید. زمین به خنده‌های بم حسودی کرده بود. آدینه‌ای ... "آنچه که می‌شنوید صدای علی آقای شفیعی فرماندار #بم در روز #زلزله است. او در دقایق ابتدایی بعد از وقوع زلزله خبر ناگوار ویرانی بم را به استاندار وقت آقای کریمی می‌دهد." آن شب که بر بم مصیبت بارید
عکس‌های یادگاری شب یلدا دست‌به‌دست می‌شد که پنجم دیماه ۸۲ رسید. زمین به خنده‌های بم حسودی کرده بود. آدینه‌ای تلخ در سپیده دم به انتظار نشسته بود. مردم خواب بودند. سرمای زمستان کویر استخوان سوز است. کرسی و چراغ‌‌های نفتی اهل خانه را گرم می‌کنند.
شهر خواب بود که زلزله به سراغش آمد. مردم در پایین دست و « #ارگ » در بالای شهر . خشت‌های «ارگ» خاطره تجاوز «آقا محمدخان» را با خود دارند. نخل‌ها تازه کمر از زیر بار خرما راست کرده‌اند. قنات‌‌های «باغ‌شهر» تاریخی بم انگار زودتر خبردار شده‌اند. زمین نقشه‌ی شومی در سر دارد. عقربه‌ها «شش» نشده ایستادند. «سه ربع ساعت از پنج سحر می‌رفت.» بسطامی اما آ‌ن‌طرف‌تر خواب است. « #گلپونه‌‌ها » سحر شده بیدار نمی‌شوند.«غریو اشتران در حفره‌های مرگ کف می‌ریخت» زمین دیگر جای امنی نبود. داشت می‌جنبید. سنگ روی سنگ بند نمی‌شد. آسمان به زمین دوخته شده بود. ثانیه‌ها به قدر یک عمر طولانی ‌شده بودند. تمام نمی‌شد. جیغ بود، خاک بود و سیاهی. چشم چشم را نمی‌دید. کسی نمی‌دانست چه شده است. خورشید تاب دیدن «بم» را نداشت و پشت کوه گریه می‌کرد. صدای « #بسطامی » در حنجره‌اش خشکید. خشت به خشت «ارگ» متلاشی شد. کمر نخلستان‌های بم شکست. آب از قنات افتاد. از باغ‌شهر خبری نبود. نیمی از شهر قصد بیدار شدن نداشتند. « غلامان در میان کوچه‌های وهم میمردن». زمین مردم را تا جرعه آخر نوشید.
راههای تماس مسدود شده بود. صدای فرماندار از بی‌سیم شنیده می‌شد که با صدا زدن استاندار کرمان می‌گفت:«الله‌اکبر، الله‌اکبر. آقای‌کریمی بم ویران شد. وای وای یاالله یا رسول‌الله. در جغرافیای کشور چیزی به نام بم وجود نداره. آقای کریمی همه دستگاههای اجرایی رو به سمت بم گسیل کنید. صدای من رو از یک تل خاک می‌شنوید. بم ویران شد.»
خبرنگار بودم. بخشی از خانواده‌ام «بم» زندگی‌می‌کردند. راه ۹۰ دقیقه‌ای از کرمان تا بم حدود شش ساعت طول کشید. جاده آسفالت برای انتقال مصدومان به شهر‌های اطراف استفاده می‌شد. مسیر خاکی هم ناهموار . شهر میان گرد، غبار و شیون دفن شده بود. پیدا کردن کوچه و خیابان‌ها دشوار بود. بازماندگان مشغول نجات مردم زیر آوار بودند. قدم به قدم آدم‌ها را می‌دیدی که با هر چه دم دست داشتند، زمین را می‌کندند. زنی گوش‌اش را به زمین چسپانده بود تا صدای عزیزش ... ادامه در اولین کامنت👇🏻
Read more
مقایسه امیرالمؤمنین علیه السلام با برخی از پیامبران 1 _ حضرت نوح نوح در برابر آزار دشمنانش نفرین ...
Media Removed
مقایسه امیرالمؤمنین علیه السلام با برخی از پیامبران 1 _ حضرت نوح نوح در برابر آزار دشمنانش نفرین کرد (خدایا بر روی زمین از کافران هیچکس را باقی مگذار) نوح 26 درحالی که امیرالمؤمنین علیه السلام خود شمشیر به دست گرفت و با دشمنان حق جنگید. (خداوند مجاهدین را بر خانه نشینان برتری داده با پاداشی ... مقایسه امیرالمؤمنین علیه السلام با برخی از پیامبران

1 _ حضرت نوح
نوح در برابر آزار دشمنانش نفرین کرد
(خدایا بر روی زمین از کافران هیچکس را باقی مگذار)
نوح 26
درحالی که امیرالمؤمنین علیه السلام خود شمشیر به دست گرفت و با دشمنان حق جنگید.
(خداوند مجاهدین را بر خانه نشینان برتری داده با پاداشی عظیم و بزرگ)
نساء 95
.
.
.

2 _ حضرت ابراهیم
ایشان به خداوند عرض کرد
(خدایا به من نشان بده که چگونه مرده را زنده میکنی. خداوند فرمود مگر ایمان نیاورده ای گفت چرا ولی میخواهم با چشمم ببینم تا دلم آرام گیرد و مطمعن شوم)
بقره 260
ولی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند
اگر پرده ها از روی دنیا و آخرت برداشته شوند چیزی بر معلومات و یقین من اضافه نمی شود
.(ابن شهر آشوب، المناقب، ج2، ص38؛ فضایل این شاذان قمی، ص137؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج7، ص253)
.
.
.

3 _ حضرت عیسی
با وجودی که ایشان روح الله بود و مادرشان در خانه کعبه خدمت میکرد
در هنگام وضع حمل خداوند به مادرشان فرمود که از مسجد بیت المقدس بیرون برو که مسجد جای عبادت است نه محل ولادت.
درحالی که مادر امیرالمؤمنین علیه السلام چون حملش نزدیک شد دیوار کعبه شکاف برداشت و ایشان به درون کعبه رفتند و امام علی علیه السلام همانجا متولد شد.
توجه داشته باشید که کعبه مهمتر از بیت المقدس است
.
.
.

4 _ حضرت موسی
خداوند خودش به ایشان فرمود (برو به سوی فرعون که او سرکش و طغیان گر است)
طه 24
حضرت موسی از خداوند امکاناتی درخواست کرد که لکنت مرا برطرف گردان ، هارون را وزیر من بنما ، کارها را بر من آسان کن و...
خداوند حاجات او را برآورده کرد و فرمود. حالا دونفری بروید
باز موسی نرفت و عرض کرد (خدایا ما دونفر از فرعون می ترسیم که نسبت به ما تعدی کند و یا بر ما خشم و سرکشی نماید)
طه 45
پس خدا به او اطمینان داد که نترسید من شما هستم میبینم و می شنوم
درحالی که وقتی پیامبر اکرم 'صل الله علیه و آله و سلم' حضرت علی علیه السلام را برای دعوت کفار خشمگین و جسور عرب که سوره توبه در وصف خشم خداوند به این قوم است فرستاد امیرالمؤمنین علیه السلام بلافاصله رفت بدون هیچ درخواستی و با موفقیت این ماموریت را به اتمام رساند.
.

منبع : زندگی نامه امام علی علیه السلام ؛ حسین عمادزاده جلد 1 صفحه 183

______________________

گفتم كه علي، گفت بگو سِرُّ الله
گفتم كه علي، گفت بگو عين الله
.

گفتم كه به وصفش چه بگويم
گفتا لا حول و لا قوه إلّا بالله
Read more
Regrann from @meysam_zlf -. . #با_سربازان_درون_گهواره_خامنه_ای_چه_میکنید؟ اگر آن روز ...
Media Removed
Regrann from @meysam_zlf -. . #با_سربازان_درون_گهواره_خامنه_ای_چه_میکنید؟ اگر آن روز که ساواک گرداگرد خمینی بت شکن را گرفته بود و زخم زبان میزد که سربازانت کجااند؟ و روح خدا فرمود سربازان من در گهواره اند! روح آیزنهاور و کارتر خبردار میشد که روزی سربازان در گهواره خمینی،طومار 2500 ... Regrann from @meysam_zlf -.
.

#با_سربازان_درون_گهواره_خامنه_ای_چه_میکنید؟
اگر آن روز که ساواک گرداگرد خمینی بت شکن را گرفته بود و زخم زبان میزد که سربازانت کجااند؟
و روح خدا فرمود سربازان من در گهواره اند!
روح آیزنهاور و کارتر خبردار میشد که روزی سربازان در گهواره خمینی،طومار 2500 سال رژیم ‌شاهنشاهی را در هم می‌پیچند،و دیگر نه ژاندارمی دارند و نه کاپیتولاسیون و نه سفارتخانه و نه سفیری!
او را که هیچ، هواپیماش را هم که هیچ، دودمانش را در آسمان میزدند!
تا سالها بعد روح لینکلن و جرج واشنگتن در گور به خود نلرزد،که وقتی پترائوس چهار ستاره پیام یکی از همین سربازان خمینی را خواند،که در آن نوشته شده بود:
"من،!قاسم سلیمانی،سیاست‌های ايران را در عراق، لبنان،غزه و افغانستان تدوين مي كنم!"
خمینی را نگاه داشت،همان که محمد ص را با تار عنکبوتی در غار نگاه داشته بود!
قرن هاست که تاریخ انتظار این سربازان را میکشد!
چه شد فتح سه روزه صدام با آمریکا؟
مگر چند ساعته کویت را نگرفت بدون آمریکا؟
کجا رفت از نیل تا فرات رایس؟برخورد تمدن های هانتینگتون؟
هلال شیعه کسینجر،پایان دنیا فوکویاما؟
از نیل تا فرات که هیچ از هرات و پنج شیر و صنعا تا لاذقیه و سامرا،
آب نمیخوردند مگر با اجازه قاسم سلیمانی آن سرباز در گهواره خمینی!
حسن طهرانی مقدم کابوس شب های یهود که و وصیت کرد بر سنگ مزارم بنویسید اینجا مدفن کسی است که میخواست اسرائیل را نابود کند!
سرباز در گهواره خمینی بود که کرور کرور سجیل و رعد و عماد ساخت،تا تلاویو و حیفا را از حالا شخم خورده بدانند و التماس کنند که فقط بگویید تهدید نکنند!
روی دیوار های خرمشهر نوشته بودند،آمدیم تا بمانیم،اما این
حسن باقری،احمد متوسلیان،صیاد شیرازی، سربازان در گهواره خمینی بودند،که کارستانی کرد که حالا در زادگاه صدام عکس امام را بالا میرود!
تمام شد آن دوران که آواکس هایتان بر سر غواص های خمینی فرود می آمد و آنها را،دست بسته زنده به گور میکرد،خردل میخوردند و تن به تانک میجنگیدند!
حالا باید برای کشتن سربازهای سید علی آخرین نسل عمود پرواز های لاکهید مارتین،تا یمن،نیجریه و سوریه پرواز کنند!
گذشت زمان بزن در رو که سربازان خمینی در شلمچه و خرمشهر شهید میشدند!
سربازان خامنه ای در خانطومان و قنیطره و حلب میجنگند و به گفته خودتان،7تریلیون دلار هزینه ایجاد داعش را پودر میکنند و شهید میشوند که نزدیکترین جاهاست به قبله اول!
و چه نزدیک است فتح آخر!
این سربازان در گهواره خمینی بودند که با دست خالی بر هم زدند تمام نظم نوین جهانیتان را!
با سربازان درون گهواره خامنه
Read more
از ما زمینیان به شما آسمان سلام مولای دلشکسته، امام زمان سلام این روزها هزار و دو چندان شکسته ای حالا کجای روضه بابا نشسته ای رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت قربان ریشه های نخ شال گردنت آماده می کنی کفن و تربت و لحد مرد سیاهپوش، خدا صبرتان دهد گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای این روزها کنار دو بستر ... از ما زمینیان به شما آسمان سلام
مولای دلشکسته، امام زمان سلام
این روزها هزار و دو چندان شکسته ای
حالا کجای روضه بابا نشسته ای
رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت
قربان ریشه های نخ شال گردنت
آماده می کنی کفن و تربت و لحد
مرد سیاهپوش، خدا صبرتان دهد
گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای
این روزها کنار دو بستر نشسته ای
انگار غصه دار جراحات سینه ای
گاهی به سامرایی و گاهی مدینه ای
یکبار فکر زهر و دل پر شراره ای
یکبار فکر واقعه گوشواره ای
با اینکه بر سر پدر دیده بسته ای
اما به یاد مادر پهلو شکسته ای
آن مادری که بال و پرش درد می کند
هم کتف و شانه هم کمرش درد می کند
هم بین خانه گفت و شنودش اشاره شد
هم آسمان روسریش پر ستاره شد
دو ماه و نیم کارحسن موشکافی و
دو ماه و نیم بازوی مادر غلافی و...
دو ماه و نیم گونه زخمی ماه! تر
از چادر سیاه سرش هم سیاه تر
تا اینکه با سیاه پر تازیانه رفت
شمع شب مدینه هم آخر شبانه رفت

علی زمانیان
Read more
. از همون اول که دیدمش دلم براش رفت ؛ بس که شبیه عکس نوزادی های خودم بود . همونقدر بی ریخت و قرمز و کچل ! ...
Media Removed
. از همون اول که دیدمش دلم براش رفت ؛ بس که شبیه عکس نوزادی های خودم بود . همونقدر بی ریخت و قرمز و کچل ! زن عمو  می گفت دو ساعتی میشد که گریه می کرد ، ما که اومدیم ، آروم شد و فقط نگامون کرد ... و از همه بیشتر به من ! ابروهاش مثل من ، مثل بابا و عموها ، کوتاه و رو به پایین بود ! انگشتای دستش تپلو و سفید بودن ؛ ... .
از همون اول که دیدمش دلم براش رفت ؛ بس که شبیه عکس نوزادی های خودم بود . همونقدر بی ریخت و قرمز و کچل !
زن عمو  می گفت دو ساعتی میشد که گریه می کرد ، ما که اومدیم ، آروم شد و فقط نگامون کرد ... و از همه بیشتر به من !😍😍😍😍
ابروهاش مثل من ، مثل بابا و عموها ، کوتاه و رو به پایین بود ! انگشتای دستش تپلو و سفید بودن ؛ مثل دستای من ! مدل ناخناش مثل من بود ... مدل پاهاش و ناخنای پاهاش هم مثل من بود ... آخه مگه میشه یه پسرعمو ، اینقدر به دخترعموش بره ؟
یه لحظه که داشتم با عشق نگاش می کردم ، چشام پر اشک شد ؛ مامان طبق معمول سیخونک زد و گفت :«اینجا نزن زیر گریه ! مردم مدل  احساساتی شدن تو رو درک نمی کنن !» - زن عموم رو می گفت! -
بعد در عین ناباوری ، پسر عموم هم چشاش پر اشک شد !! مامان می گفت حتی گریه کردنش هم مثل منه ؛ من سر ساعت مشخصی از روز گریه می کردم ! «از همون بچگی مقرراتی بودم !» خلاصه که عاااااشقشم بدجورررر !
موقع خداحافظی ، دست کشیدم رو دماغش و گفتم :«پسر عموی کی بودی تو ؟»
لبخند زد ... #دخترخوب
۷_۲_۹۷
.
پ ن : خوش به حال هر کی پسرعمو داره ! خدا که هفده سال نعمت پسر عمو رو از ما دریغ کرده بود !! ... به نظرم دوست داشتنی ترین «کازین » آدم ، عمو زادشه!! سیزده رجب به دنیا اومد ؛ اسمش رو گذاشتن 😍 علی 😍
#علی #پسرعمو #عاشقتم_پسرعمو #دخترعمو
.
.
.
پ ن ۲: اگه پسرعمو داری و عاشقش نیستی خااااااااک بر سرت ... !
یعنی خاااااکااااا ! خاااک !
Read more
﷽ ‌ ‌ ‌<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f337"></span>الســَّلامُ عــَلَیْکُمْ یَا اَهــلَ بـَیت النُـبوة<span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> ‌ ‌ ‌<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji25fe"></span>شهادت جانسوز حضرت ...
Media Removed
﷽ ‌ ‌ ‌الســَّلامُ عــَلَیْکُمْ یَا اَهــلَ بـَیت النُـبوة ‌ ‌ ‌شهادت جانسوز حضرت امام صادق عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ‌ ‌ ‌ #حدیث ‌ #کلامکم_نور ‌‌‌ ‌ ‌‌حضرت ...


‌🍃🌷الســَّلامُ عــَلَیْکُمْ یَا اَهــلَ بـَیت النُـبوة🌷🍃


‌🍃◾شهادت جانسوز حضرت امام صادق عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ◾🍃


🍃🔹‌ #حدیث

🍃🔹 #کلامکم_نور
‌‌‌

‌‌🍃❤حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند :

الْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ يَعْمُرَانِ الدِّيَارَ وَ يَزِيدَانِ فِي الْأَعْمَار
‌‌
نيكى و خوش اخلاقى، شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند.
‌‌
🍃📘کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 100 ، ح 8📘🍃


‌‌
◾باز هم تاریخ غم تکرار شد
◾ظلم یثرب باز هم تکرار شد

◾باز هم یک خانه را آتش زدند
◾پیش بلبل لانه را آتش زدند
‌ ◾باز گلچینی شقایق را شکست
◾حرمت قرآن ناطق را شکست

◾باز گلچین رونق از گلخانه برد
◾عندلیب عشق را از لانه برد

◾باز از بیداد، قلبی خسته شد
◾دستهای راد مردی بسته شد

◾باز هم در پیش چشم کودکان
◾یک پدر با دست بسته شد روان

◾نیمه شب از خانه صاحب خانه رفت
◾در حصار ظلم مظلومانه رفت

◾یوسفی عازم به سوی چاه شد
◾پا برهنه سوی قربانگاه شد

◾بین ره می کرد با خود زمزمه
◾بار خود را بسته ام یا فاطمه

◾مادرا امشب به سویت پر کشم
◾جام زهر از شوق وصلت سر کشم

◾مادرا امشب بنوشم زهر را
◾تا نبینم کوچه های شهر را

◾کوچه هایی که دهد بوی تو را
◾بوی اشک و خون پهلوی تو را

◾سالها رفت و هنوز از خانه ات
◾می رسد آوای مظلومانه ات

◾هر زمان چشمم بر آن در اوفتد
◾بر همه عضو من آذر اوفتد

◾تا کشم بر آستان تو سری
◾گو هنوزم بین دیوار و دری
‌‌
‌‌
🍃◾ #پست_مشترک_به_مناسبت_شهادت_امام_صادق_علیه_السلام
‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
✏پــی نــوشـتــ⤵⤵ :
‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت
شرکت در طرح به کانال سروش مراجعه بفرمـایید .
(لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است)
‌‌‌‌‌‌‌‌

🍃📱https://sapp.ir/shaybelkhaziib ‌‌
‌‌
🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌‌
‌‌
🔸تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید ...
‌‌‌
🍃🌷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌷🍃

Read more
. بسم الله الرحمن الرحیم . ۱.چه متن قشنگیه از سید مرتضای آوینی . ۲.حال و روز ما فجازی نشین ها اصلا ...
Media Removed
. بسم الله الرحمن الرحیم . ۱.چه متن قشنگیه از سید مرتضای آوینی . ۲.حال و روز ما فجازی نشین ها اصلا خوب نیست!! انقدر سرگرم نوشتن متن و گرفتن عکس شدیم که خودمونو یادمون رفته یا انقد درگیر ظواهر و عواطف مجازی مون شدیم که خود حقیقیمون یادمون رفته بعضی وقتا هم که میخوایم جدی به خودمون و سرنوشتمون ... .
بسم الله الرحمن الرحیم
.
۱.چه متن قشنگیه از سید مرتضای آوینی
.
۲.حال و روز ما فجازی نشین ها
اصلا خوب نیست!!
انقدر سرگرم نوشتن متن و گرفتن عکس شدیم که خودمونو یادمون رفته
یا انقد درگیر ظواهر و عواطف مجازی مون شدیم که خود حقیقیمون یادمون رفته
بعضی وقتا هم که میخوایم جدی به خودمون و سرنوشتمون فکر کنیم، این شیطونِ لعین میاد سراغمون که بی خیال!!ببین اینستا و تلگرام چه خبره؟!
و...
.
در کل اینکه از خودمون و اون چیزی که باید باشیم عجیب غافل شدیم!!
.
.
۳.ماه های قمری دارای تشخص و ویژگی هستن[بر خلاف تصور ما از زمان!]
که مطالب پیرامونش قطعا زیاده ولی تو حوزه ی دانش من نیست
اون طور که یکی از اساتید میگفتن سه ماه رجب شعبان و رمضان، شرایط و تمهیدات زمینی و زمانی فراهمه برای برگشتن به خود!
.
رجب رفت
شعبانم داره به نیمه میرسه
شاید درست ترین کار اینه که بر گردیم و یه نگاهی به خودمون بندازیم!!!
.
.
.
.
۴.دعا کنید
یا علی
Read more
اگه نخونين از دست دادين به خدا ...بخونين... معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است.... یکی از دانش ...
Media Removed
اگه نخونين از دست دادين به خدا ...بخونين... معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است.... یکی از دانش آموز ها بلند شد و گفت: آقا اجازه یک با یک برابر نیست... معلم که بهش بر خورده بود گفت: بیا پای تخته ثابت کن یک با یک برابر نیست... اگه ثابت نکنی پیش بچه ها به فلک میبندمت.... دانش آموز با پای لرزون رفت پای ... اگه نخونين از دست دادين به خدا ...بخونين...
معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است....
یکی از دانش آموز ها بلند شد و گفت:
آقا اجازه یک با یک برابر نیست... معلم که بهش بر خورده بود گفت:
بیا پای تخته ثابت کن یک با یک برابر نیست... اگه ثابت نکنی پیش بچه ها به فلک میبندمت....
دانش آموز با پای لرزون رفت پای تخته و گفت:
آقا من هشت سالمه علی هم هشت سالشه.... شب وقتی پدر علی میاد خونه با علی بازی میکنه اما پدر من شبها هر شب من و کتک میزنه....
چرا علی بعد از اینکه از مدرسه میره خونه میره تو کوچه بازی میکنه اما من بعد از مدرسه باید برم ترازومو بر دارم برم رو پل کار کنم....
محسن مثل من 8سالشه چرا از خونه محسن همیشه بوی برنج میاد اما ما همیشه شب ها گرسنه میخوابیم....
شایان مثل من 8سالشه چرا اون هر 3ماه یک بار کفش میخره و اما من 3سال یه کفش و میپوشم...
حمید مثل من 8سالشه چرا همیشه بعد از مدرسه با مادرش میرن پارک اما من باید برم پاهای مادر مریضم و ماساژ بدم و... معلم اشکهاش و پاک کردو رفت پای تخته و تخته رو پاک کردو نوشت...
یک با یک برابر نیست
Read more
پرسش :چرا باید از ریاء و سمعه دوری کرد؟ . . پاسخ :امام علی(علیه السلام) در خطبه 23 نهج البلاغه، اشاره ...
Media Removed
پرسش :چرا باید از ریاء و سمعه دوری کرد؟ . . پاسخ :امام علی(علیه السلام) در خطبه 23 نهج البلاغه، اشاره به اخلاص نیّت کرده و مى فرماید: (اعمال خود را از ریا و سُمعه، پاک کنید! چرا که هر کس، کارى براى غیر خدا انجام دهد، خداوند، او را به همان کس واگذارد)؛ «وَ اعْمَلُوا فی غَیْرِ ریاء وَ لاسُمْعَة، فإنَّهُ ... پرسش :چرا باید از ریاء و سمعه دوری کرد؟
.
.
پاسخ :امام علی(علیه السلام) در خطبه 23 نهج البلاغه، اشاره به اخلاص نیّت کرده و مى فرماید: (اعمال خود را از ریا و سُمعه، پاک کنید! چرا که هر کس، کارى براى غیر خدا انجام دهد، خداوند، او را به همان کس واگذارد)؛ «وَ اعْمَلُوا فی غَیْرِ ریاء وَ لاسُمْعَة، فإنَّهُ مَنْ یَعْمَلْ لِغَیْرِ اللهِ یَکِلْهُ اللهُ لِمَنْ عَمِلَ لَهُ».
تنها، ترس از خدا و ترس گناه، کافى نیست؛ بلکه اَعمال صالحى باید داشت که خالى از هر گونه ریا و سُمعه باشد. ریا، به معناى خودنمایى کردن و اَعمال نیک خویش را به رخ دیگران کشیدن و براى جلب توجه این و آن کار کردن، است. و سُمعه، آن است که عملى را به خاطر خدا انجام داده، ولى سعى مى کند که آن را به گوش دیگران برساند و از این طریق، جلب توجه آنها کند و اگر خودش، این کار را نکند باز خوشحال مى شود که دیگران بشنوند و از او تعریف و تمجید کنند.
معروفِ میان دانشمندان، این است که سُمعه، موجب بطلان عمل نمى شود، ولى به هر حال، از نظر اخلاقى، باعث انحطاط روحى انسان، و چه بسا، باعث بر باد رفتن ثواب و پاداش عمل است.
امام(علیه السلام) در این عبارت، براى نفى ریا و سُمعه و نهى از آن، به دلیل لطیفى توسّل جسته، مى فرماید که خداوند، تنها عملى را مى پسندد که خالص باشد و فقط براى ذات پاک او انجام گیرد و اگر غیر خدا را در آن شریک کند، خداوند او را به سراغ همان شریک مى فرستد تا پاداش عملش را از او گیرد و بدیهى است او هم قادر بر پاداش نیست.
این مضمون حدیث قدسى معروفى است که از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده که خداوند متعال مى فرماید: «أَنَا خَیرُ شریک وَ مَنْ أشْرَکَ مَعی شَریکاً فی عَمَلِهِ، فَهُوَ لِشَریکی دُونی لاَِنّی لاأَقْبَلُ إلاّ مَا خَلَصَ لی» (1)؛ (من، بهترین شریکم، هر کس که در عملش، دیگرى را با من شریک کند، آن عمل را، به شریکم وامى گذارم؛ چرا که من، جز عمل خالص نمى پذیرم).
در روایات مى خوانیم که در روز قیامت (که اسرار درون آشکار مى گردد) ریاکاران را مخاطب قرار داده و به آنها گفته مى شود: «یا کافرُ! یا فاجرُ! یا غادرُ! یا خاسرُ! حَبَطَ عَمَلُکَ و بَطَلَ أجْرُکَ، فلا خَلاصَ لَکَ الْیومَ»؛ (اى کافر! اى فاسق! اى پیمان شکن! اى زیانکار! عمل تو باطل شد و اجر تو بر باد رفت و امروز، راه نجاتى براى تو نیست). (2)، (3)
.
.
نرم افزار شبهات کلامی: سایت آیت الله مکارم شیرازی
.
.
#مکارم #اخلاق #فضایل_اخلاقی #آیت_الله_مکارم_شیرازی #دینی #مذهبی #اخلاقی #خدا #ریا #شبهه #شبهات #مراجع #اسلام #امام_علی_علیه_السلام #امام_علی
Read more
خاتم بخشی امیر المومنین علیه السلام و اثبات ولایت آن حضرت . سید بن طاووس رضوان الله علیه روایت کرده ...
Media Removed
خاتم بخشی امیر المومنین علیه السلام و اثبات ولایت آن حضرت . سید بن طاووس رضوان الله علیه روایت کرده است که ابن عباس در ذیل فرمایش خدای عز و جل که می‌فرماید: «ولی و سرپرست شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» می‌گوید: ... خاتم بخشی امیر المومنین علیه السلام و اثبات ولایت آن حضرت
.
سید بن طاووس رضوان الله علیه روایت کرده است که ابن عباس در ذیل فرمایش خدای عز و جل که می‌فرماید: «ولی و سرپرست شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» می‌گوید: عبد الله بن سلام و گروهی که با او بودند بر پیامبر خدا گذشته و عرض کردند: یا رسول الله ! خانه‌های ما دور است و هم سخن و ندیمی جز مسجد برای خود نمی‌یابیم. وقتی قوم ما می‌بینند که ما به خدا و پیامبر ایمان آورده و دین و آئین آنان را رها نموده‌ایم، عداوت و دشمنی خود را با ما آشکار کرده و سوگند خورده‌اند که با ما رفت و آمد نکنند و با ما سخن نگویند. پس این بر ما بسیار سنگین آمده است. در حالی که آن‌ها به پیامبر اکرم چنین شکایت می‌کردند، این آیه نازل شد: «ولی و سرپرست شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند». پس وقتی این آیه را بر آن‌ها خواندند گفتند: ما به آنچه خدا و پیامبرش راضی است خشنودیم، و به خدا و پیامبرش و به اهل ایمان راضی و خشنود هستیم؛ و بلال اذان عصر را داده و پیامبر اکرم و بیرون رفت و داخل مسجد شد در حالی که مردم نماز می‌خواندند، یکی در رکوع، و دیگری در سجده و دیگری نشسته بودند. در این هنگام تهیدستی درخواست کمک کرد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمودند: آیا کسی چیزی به تو عطا کرد؟ عرض کرد: آری! فرمودند: چه چیزی به تو داد؟ عرض کرد: انگشتری از نقره به من عطا نمود. فرمودند: چه کسی آن را به تو داد؟ عرض کرد: همین مردی که به نماز ایستاده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: در چه حالی آن را به تو عطا نمود؟ عرض کرد: در حال رکوع آن را به من عطا کرد. پس ما نگاه کردیم دیدیم او امیر المومنین علی بن ابی طالب علیهما السلام است.
.
الیقین، تألیف سید بن طاووس، باب ۶۶، صفحه ۲۲۳-۲۲۴
.
اسکن کتاب:
http://bit.ly/2vhUFK7
پوستر:
http://bit.ly/2v0zxc1
.
بحار الانوار، تألیف علامه مجلسی، جلد ۳۵، صفحه ۱۸۶-۱۸۷، حدیث ۶
.
اسکن کتاب:
http://bit.ly/2Ostp4n
پوستر:
http://bit.ly/2O0OBxw
.
#فضائل_اهل_بیت_از_کتب_شیعه #کتاب_الیقین #کتاب_بحار_الانوار
Read more
مردودی علی کریمی در آزمون اسطوره شدن علی کریمی که روی او به عنوان یکی از بزرگان آینده سپاهان امید ...
Media Removed
مردودی علی کریمی در آزمون اسطوره شدن علی کریمی که روی او به عنوان یکی از بزرگان آینده سپاهان امید بسته شده بود با انتخاب‌های عجیبش از مسیر اسطوره شدن بیرون رفت. به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد و به نقل از ایمنا، علی کریمی هافبک جوان سپاهان که از پایین‌ترین‌ رده‌های تیم‌های پایه سپاهان در این باشگاه ... مردودی علی کریمی در آزمون اسطوره شدن

علی کریمی که روی او به عنوان یکی از بزرگان آینده سپاهان امید بسته شده بود با انتخاب‌های عجیبش از مسیر اسطوره شدن بیرون رفت.
به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد و به نقل از ایمنا، علی کریمی هافبک جوان سپاهان که از پایین‌ترین‌ رده‌های تیم‌های پایه سپاهان در این باشگاه رشد کرد و از تیم‌ بزرگسال سپاهان به اروپا و تیم ملی رسید پس از آن که با مدیران و البته مربیان سپاهان به مشکل خورد راه خود را به یکی‌ از دو تیم سرخابی تهران کج کرد.
هافبک ۲۴ ساله که در فصل قبل لیگ برتر بازوبند کاپیتانی سپاهان را در حضور بازیکنان با تجربه تری مثل نویدکیا، جعفری و علیمحمدی بر بازو بست خیلی زود بر همگان ثابت کرد کاپیتانی او در تیمی مثل سپاهان آن هم در این سن اشتباه بوده است. او ثابت کرد حضور در رده‌های پایه باشگاه تضمینی بر وفاداری یک بازیکن نخواهد بود و هواداران سپاهان نباید خیلی زود دل به بازیکنانی مثل او ببندند.
البته او شاید در نگاه بی طرفانه حق داشته باشد که تیم فصل آینده‌اش را خود انتخاب کند، خصوصاً اینکه باشگاه سپاهان هم چندان به تمدید قرارداد با او مثل یک ستاره ملی پوش اشتیاق نشان نداد اما او باید می‌دانست که پس از قرار گرفتن در رتبه چهاردهمی فصل پیش باید انتظاراتش را پایین‌تر بیاورد و به عنوان کاپیتان و بزرگ سپاهان خیلی راحت قراردادش را تمدید کند نه اینکه تحت تاثیر مدیر برنامه‌هایش قرار بگیرد و خیلی زود با انتخاب استقلال خود را از چشم سپاهانی‌ها بیاندازد.
شاید تراکتورسازی که حسابی هم به دنبال کریمی بود می‌توانست گزینه بهتری برای هافبک جوان اصفهانی باشد. انتخاب تراکتورسازی می‌توانست در آینده راه بازگشت کریمی به تیم خودش را باز بگذارد اما حالا با انتخاب استقلال او همه پل‌های پشت سرش را خراب کرده است.
در هر صورت انتظار از بازیکنی مثل کریمی خیلی بیشتر از این‌ها بود چرا که فصل پیش بالاترین قرارداد که حدود یک میلیارد و هفتصد میلیون تومان بود را بست و فقط ۱۸ بازی برای تیم انجام داد. او در بزنگاه این فصل در آزمون اسطوره شدن مردود شد و راه امثال حاج صفی را نرفت. هرچند حسرتش برای هواداران و مدیرانی هم ماند که ثمره آنچه خود پرورش داده بودند را نچشیدند.
وجود کریمی‌ها و شریفی‌ها این درس را به هواداران سپاهان داد که بیشتر قدر امثال محمود یاوری، لئون استپانیان، محمود کریمی، محرم نویدکیا، هادی عقیلی و احسان حاج صفی را بدانند.
Read more
حضرت آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، قدس سره، از مرجع تقلید و از عرفای شیعه، در سال ۱۲۹۵ ه. ق، در ...
Media Removed
حضرت آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، قدس سره، از مرجع تقلید و از عرفای شیعه، در سال ۱۲۹۵ ه. ق، در روستای سعیدآباد گلپایگان بدنیا آمد و نسبتش با ۲۷ واسطه، به امام موسی کاظم ع می‌رسد.وی ۱۲ ساله بود که نزد برادرانش، درس را آغاز کرد. برای ادامه تحصیل، راهی گلپایگان شد و عمده علوم عربی و منطق را از ... حضرت آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، قدس سره، از مرجع تقلید و از عرفای شیعه، در سال ۱۲۹۵ ه. ق، در روستای سعیدآباد گلپایگان بدنیا آمد و نسبتش با ۲۷ واسطه، به امام موسی کاظم ع می‌رسد.وی ۱۲ ساله بود که نزد برادرانش، درس را آغاز کرد. برای ادامه تحصیل، راهی گلپایگان شد و عمده علوم عربی و منطق را از علمای گلپایگان آموخت. در سال ۱۳۱۱ ه. ق در سن ۱۶ سالگی، عزم اصفهان کرد و بعد از آن به نجف اشرف رفت. سید جمال‌الدین گلپایگانی علاوه بر فراگیری علوم تالیفاتی را نیز داشت همچنین شعر نیز می‌سرود
شعر
وی هنگام تشرف به حرم علی بن ابی‌طالب چنین سروده است:از ازل ای میر حق سرّ الهکل من قال بلی شد مبتلابندگی‌ات عرضه بر ماسویتا که عمرم رفت و گشتم رو سیاشد مطاف من حریم کوی توکعبه مقصود من شد روی توبر همین بگذشت بر من سالهابر درت ای ذوالکرام با ناله‌هاآروز دارم که ای زیبا صنم آنکه وقت مرگ آیی در برمتا ببینم روی حق در روی توعاشقانه جان دهم در کوی تو
آثار
آثار علمی که به برخی از آنها اشاره می‌شود:۱. رساله فی جواز البقاء علی تقلید المیت۲. رساله فی اجتماع الامر و النهی۳. رساله استدلالی در غیبت (رساله‌های یاد شده همراه ۲۰ مسئله مهم استدلالی فقهی، در سال ۱۳۷۰ ه. ق، در چاپخانه حیدریه نجف اشرف چاپ شد)۴. تقریرات درس اصول مرحوم نائینی۵. یک دوره اصول فقه به قلم خود ایشان۶. یک دوره فقه، شامل ابواب: طهارت، صلات، وصایا، اجاره، مکاسب، طلاق، قضا (ناتمام)، اطعمه و اشربه و حج
شاگردان
از علماء معاصری که شاگردان وی بوده‌اند، از جمله:حسنعلی نجابت ، لطف‌الله صافی گلپایگانی ، علامه طهرانی و.....
رحلت این عالم بزرگوار
حضرت آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی در عصر روز دوشنبه ۲۹ محرم الحرام سال ۱۳۷۷ هجری قمری مطابق با پنجم خرداد ماه ۱۳۳۷ هجری شمسی، در سن ۸۲ سالگی چشم از جهان فروبست وپیکر این عالم بزرگوار در وادی السلام نجف دفن گردید.
Read more
. #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ ...
Media Removed
. #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى السَّلامُ ... .
#پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع
‌‌ ‌
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلادَ رَســُولِ اللهِ
‌‌‌
‌‌
‌ #جانم_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام ❤🍃
‌‌‌
‌روزی امام حسن(ع) هنگام عبور از كوچه‌ای، چند فقیر را دید كه روی خاك نشسته‌اند و به خوردن نان‌های خرده و خشك مشغولند. آن ها تا امام را دیدند، گفتند: ‌‌
‌بفرما از غذای ما بخور! امام حسن(ع) نزد آن ها رفت و فرمود:
‌‌
‌«خداوند متكبران را دوست ندارد.» سپس با آن ها غذا خورد و آن ها را به خانه خود دعوت كرد. آن ها به خانه امام حسن(ع) آمدند و غذا خوردند. هنگام رفتن نیز امام حسن(ع) به هر یك لباسی عطا فرمود.

.
📖 سیره ی پیشوایان ‌
‌‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌‌‌ #تا_بقیع_ای_کاش_میشد_پر_کشید ..
‌‌‌‌
‌‌‌سالیانی ست که با داغ بقیع میسوزیم
فانی شعله ی عشقیم، جهان افروزیم

مژده بر دیده که زائر شدنی خواهد بود
مجلس هروله دایر شدنی خواهد بود

عاقبت چشم عدو نیز خزان خواهد دید
عوض آنچه به ما رفت گران خواهد دید

بنویسید " بقیع " گریه به راه اندازید
رخنه در سینه نمایید وَ آه اندازید ...

#مرگ_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت
‌‌‌‌
‌‌
‌ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
‌‌
روزی رسد که با مدد از ذکر یاحسن (ع) ...
خــواهیم شکست گــردن آل ســعود را‌‌‌ ..‌
‌‌
‌‌
و زنده ایم به یک انتقام تاریخی ....
‌‌‌
تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت صاحب
الزمـــان و نــابــودی وهابیت وآل سعود #صلوات
‌‌‌‌
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹🍃

‌‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت شرکت در طرح به کانال ما در پیامرسان #بله مراجعه بفرمـایید .‌‌‌‌‌‌‌
‌‌

(✅لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است✅)
‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃📱▶✅Ble.im/Behesht8


🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌
‌‌
‌‌‌‌‌‌ #بقیع #هشتم_شوال #روضه_هشتم_ماه
#امام_رضایی_ها #ما_بقيع_را_ميسازيم
#امام_حسنی_ها #ما_بقیع_را_میسازیم
#مرگ_بر_آل_سعود #لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت‌‌ #آل_سقوط #آل_یهود
‌ #از_آل_سعود_نخواهیم_گذشت ...
‌‌
Read more
. #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ ...
Media Removed
. #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى السَّلامُ ... .
#پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع
‌‌ ‌
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلادَ رَســُولِ اللهِ
‌‌‌
‌‌
‌ #جانم_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام ❤🍃
‌‌‌
‌روزی امام حسن(ع) هنگام عبور از كوچه‌ای، چند فقیر را دید كه روی خاك نشسته‌اند و به خوردن نان‌های خرده و خشك مشغولند. آن ها تا امام را دیدند، گفتند: ‌‌
‌بفرما از غذای ما بخور! امام حسن(ع) نزد آن ها رفت و فرمود:
‌‌
‌«خداوند متكبران را دوست ندارد.» سپس با آن ها غذا خورد و آن ها را به خانه خود دعوت كرد. آن ها به خانه امام حسن(ع) آمدند و غذا خوردند. هنگام رفتن نیز امام حسن(ع) به هر یك لباسی عطا فرمود.

.
📖 سیره ی پیشوایان ‌
‌‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌‌‌ #تا_بقیع_ای_کاش_میشد_پر_کشید ..
‌‌‌‌
‌‌‌سالیانی ست که با داغ بقیع میسوزیم
فانی شعله ی عشقیم، جهان افروزیم

مژده بر دیده که زائر شدنی خواهد بود
مجلس هروله دایر شدنی خواهد بود

عاقبت چشم عدو نیز خزان خواهد دید
عوض آنچه به ما رفت گران خواهد دید

بنویسید " بقیع " گریه به راه اندازید
رخنه در سینه نمایید وَ آه اندازید ...

#مرگ_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت
‌‌‌‌
‌‌
‌ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
‌‌
روزی رسد که با مدد از ذکر یاحسن (ع) ...
خــواهیم شکست گــردن آل ســعود را‌‌‌ ..‌
‌‌
‌‌
و زنده ایم به یک انتقام تاریخی ....
‌‌‌
تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت صاحب
الزمـــان و نــابــودی وهابیت وآل سعود #صلوات
‌‌‌‌
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹🍃

‌‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت شرکت در طرح به کانال ما در پیامرسان #بله مراجعه بفرمـایید .‌‌‌‌‌‌‌
‌‌

(✅لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است✅)
‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃📱▶✅Ble.im/Behesht8


🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌
‌‌
‌‌‌‌‌‌ #بقیع #هشتم_شوال #روضه_هشتم_ماه
#امام_رضایی_ها #ما_بقيع_را_ميسازيم
#امام_حسنی_ها #ما_بقیع_را_میسازیم
#مرگ_بر_آل_سعود #لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت‌‌ #آل_سقوط #آل_یهود
‌ #از_آل_سعود_نخواهیم_گذشت ...
‌‌
Read more
. <span class="emoji emoji1f539"></span> چرا اسلام #وارونه شده و تاریخي که امروزه برای جوانان أمت مسلمان به #دروغ تدریس میکنند اینگونه ...
Media Removed
. چرا اسلام #وارونه شده و تاریخي که امروزه برای جوانان أمت مسلمان به #دروغ تدریس میکنند اینگونه است: . رسول خدا بدست کفار به شهادت رسیدند️ صدای شیون از خانه عایشه و ابوبکر و عمر بلند شده بود و از ناله های عایشه فرشتگان بهشت و خازنان جهنم گریه میکردند️ . وقت دفن، عایشه و حفصه و فاطمه را آغوش ... .
🔹 چرا اسلام #وارونه شده و تاریخي که امروزه برای جوانان أمت مسلمان به #دروغ تدریس میکنند اینگونه است:
.
🔺رسول خدا بدست کفار به شهادت رسیدند❗️ صدای شیون از خانه عایشه و ابوبکر و عمر بلند شده بود و از ناله های عایشه فرشتگان بهشت و خازنان جهنم گریه میکردند❗️
.
🔺وقت دفن، عایشه و حفصه و فاطمه را آغوش گرفتند اشکای عایشه پیراهن فاطمه را خیس کرده بود❗️
.
🔺بعد از آن نیز عمر با شمشیر و آتش به خانه دختر پیمبر آمد تا از خطرات احتمالی کفار به بیت نبوت جلوگیری و پاسداری کند!
و با آتش برای روشن کردن چراغ خانه فاطمه امد نه آتش زدن خانه فاطمه❗️
امیرالمومنین علیه السلام هم به ابوبکر فرمود:
به هر حال شما سن بالایی دارید، 👈و غدیر نیز مولا به معنی دوست بود،
👈 و خدا و پیامبر نیز شما امت و صحابه را مانند گوسفند رها کردند و رفتند، لذا شما در سقیفه جمع شوید و یک خلیفه برای خدا انتخاب کنید❗️
👈و چه خوب که خودتان خلیفه شوید آقای ابوبکر، لذا علی اولین کسی بود با او بیعت کرد❗️
.
☑️ چند روز بعد هم فاطمه به علت سرما خوردگی در سن ۱۸ سالگی از دنیا رفت❗️
👈 و فرزندش محسن نیز در اثر عدم مراقبتهای صحیح مادر در هنگام باداری از بین رفت،
👈 اما خدا به سبب دعاهای ابوبکر و عمر و عایشه، گناه فاطمه را به علت عدم رعایت حقوق مادری بخشید❗️
.
👈 خدا رحمت کند عایشه را در هنگام عزاداری حضرت محسن بسیار مونس و غمخوار فاطمه بود و هر روز با دستان نهیف و لاغر خود برای فاطمه غذا درست میکرد و با دستان خویش انرا در دهان فاطمه میگذاشت❗️
.
🔺و امیرالمومنین علیه السلام و امام حسن و حسین هم توسط یهود کشته شدند❗️
و بنی امیه و بین عباس هم سالها در جهت نشر اسلام از جان و مال ناموس خود خرج کردند❗️
.
🔺اینگونه همه در کنار هم زندگانی خوشی داشتند❗️
و بین اهل بیت و خاندان رابطه خرمی بود و علی دختر ۳ ساله خود ام کلثوم را به عقد عمر که ۶۰ ساله در آورد!
معصومین هم اسم همه بچه های خود را عمر و عثمان و ابوبکر و معاویه و یزید میگذاشتند از بس که شیفته آنها بودند!
📚 منبع: کتاب های درسی مدارس و منبرهای شیعه نمای خر مقدس ولایتی.
.
🔹حقايق را بايد گفت و بايد دانست:
.
علامه محقق آيت الله سيد علي ميلاني:
👈 اذيتهاي آنها به رسول الله در حال حیات حضرت، و يا بعد از حیات ايشان،
👈 و اذيتهاي آنها نسبت به ائمه،
👈 و - اذيتهاي او نسبت به حضرت صدیقه،
👈 و خروج و جنگ او بر علیه امام زمانشان - يعني اميرالمومنين عليه السلام - كه از جانب خدا اطاعتش بر عايشه واجب بوده،
به هیچ وجه قابل اغماض نیست❗️
👈و حقائق را باید دانست و گفت❗️
.
📚سايت رسمي معظم له:
.
Read more
یک *بنویس دیگه! ■چی بنویسم؟ *بنویس دیروز چه خوابی دیدی ■آدم خواب و می‌نویسه آخه؟ *خب یه چیز دیگه بنویس ■مثلا چی؟ *مثلا بنویس که چیکار کردی که پارسال همین موقع بعد از زیارت کربلا وصیت نامه نوشته تو راه موصل بودی ولی حالا رو زمین گیر کردی ■مرد حسابی اگه می‌دونستم که از تو نمی‌پرسیدم *پس از ... یک
*بنویس دیگه!
■چی بنویسم؟
*بنویس دیروز چه خوابی دیدی
■آدم خواب و می‌نویسه آخه؟
*خب یه چیز دیگه بنویس
■مثلا چی؟
*مثلا بنویس که چیکار کردی که پارسال همین موقع بعد از زیارت کربلا وصیت نامه نوشته تو راه موصل بودی ولی حالا رو زمین گیر کردی
■مرد حسابی اگه می‌دونستم که از تو نمی‌پرسیدم
*پس از علی بنویس! علی دادمان

دو
راست می‌گی! همین دو سال پیش بود که مادرش تسلیم شد. یادته؟! یکی از بیمارستان زنگ زد گفت مادر علی گفته خدایا پسرم رفتنیه، رفتنش رو آسون کن! شب بیست و یکم بود. فردا علی آروم آروم رفت. حتما یادته! هنوز دو سال نشده بابا

سه
*خب دعا کن
■دعای من که به جایی نمیرسه
*میرسه
■اگه میرسید که علی الان اینجا بود

چهار
روی شیب تخت لم داده و چشم دوخته به غروب!

مورفین دارد کم کم اثر میکند:« تو به کی مشکوکی؟ من که میگم اون پسر ریشوئه بود که پیرهن یاسی پوشیده بود، همونی که اون شب اومد پیش بچه ها نشست، همون پسره که چایی نمیخورد، اون شب قدر بود که من حالم بد شد و زودتر اومدم بالا؟! همون»

انگار داشته توی فکرش با من صحبت میکرده و حالا منتظر است من تایید کنم، سرم را به نشان گیجی تکان میدهم، دوباره شروع میکند:« همون بود دیگه، وگرنه بقیه رو که میشناختیم، "خدا" حتما همون بود! دیدی چقدر شوخی میکرد؟ من از اول میدونستم خدا خیلی شوخی میکنه. من مطمئنم! اگه شوخی نمیکرد که ما اینهمه درد و تحمل نمیکردیم. خدا شوخی میکنه که ما طاقت میاریم. اون شبم اومد که حال ما بهتر بشه، وگرنه علی همون شب باید میرفت...» انگار که برق‌ام گرفته باشد!

اول بر و بر نگاه‌اش می‌کنم، بعد دست می‌گذارم روی گونه گل انداخته‌اش. تب ندارد! شاید اثر مورفین است. سرش را می‌چرخاند و توی صورت‌ام چشم تنگ می‌کند و دوباره به حرف می‌آید:« هذیون می.گم؟ یعنی من جنبه مورفین ندارم؟ بیخیال! نگو که ندیدیش! همونی که اومد وسط جمع نشست! ببین من کاری به بقیه ندارم، هرکی هرچی میخواد بگه، من شک ندارم خدا علی رو به خاطر ما شفا داد، واسه ما که نه، به خاطر این همه که براش دعا کردن، خواست آروم بشیم، میخواست اول بلندش کنه که ما دل بکنیم، بعد ببرتش! اون شبم اومد با ما خوش و بش کرد و سر به سرمون گذاشت که دق نکنیم! وگرنه حالا من و تو مرده بودیم. بخدا حالم خوبه! نشون به اون نشون که تو ده دقیقه پیش داشتی راجع به فوتبال حرف میزدی»

نه! من فقط راجع به فوتبال فکر می‌کردم.

پنج
■گناه کردم
*میبخشه!
■خیلی زیاد!
*میبخشه!
■نبخشه چی؟
*اینو دیگه نمی‌بخشه!

پ‌ن
التماس دعا

#شب_قدر #رسم_برادری #با_کریمان_کارها_دشوار_نیست #امام_علی_ع #ومن_الله_التوفیق
Read more
. . چه حسِ ماهِ سرشاری، اصلا حواسم‌نبود، کارتِ تلفن را در باجه جا گذاشته بودم. بوق،باران،مردم،راه پیاده ...
Media Removed
. . چه حسِ ماهِ سرشاری، اصلا حواسم‌نبود، کارتِ تلفن را در باجه جا گذاشته بودم. بوق،باران،مردم،راه پیاده رو... بویِ خوشِ پاییز می داد زنی داشت از عرضِ خیابان سمتِ جنوب می رفت ساعت سه و نیمِ سه شنبه است، تاریکی از ما دور بود من می دانستم تتابعِ اضافات آدم را وراج می کند. همهٔ راه دیدم ... .
.
چه حسِ ماهِ سرشاری،
اصلا حواسم‌نبود،
کارتِ تلفن را در باجه
جا گذاشته بودم.
بوق،باران،مردم،راه
پیاده رو... بویِ خوشِ پاییز می داد
زنی داشت از عرضِ خیابان
سمتِ جنوب می رفت
ساعت سه و نیمِ سه شنبه است،
تاریکی از ما دور بود
من می دانستم تتابعِ اضافات
آدم را وراج می کند.
همهٔ راه دیدم واژه ها چقدر روشن ان،
و همان که گفتم
یک حسِ ماهِ سرشار.
صبح،ساده
عصر،ساده
الآن ساده
و حتی معلوم،
و حتی پیدا.
بر میگردم سمت باجهٔ تلفن
جاده برق می زند از باران
جاده بویِ ماهی می دهد.
و مردم... عده ای برای خودشان
دربارهٔ اتفاقی بی احتمال
حرف می زنند.

برگشته ام کمی دورتر
کنار باجه
منتظرم
قدم می زنم
نگاه می کنم
مَرد... رو به راهی دیگر دارد.
گوشیِ سنگین را
هی دست به دست می دهد.
مرتب می گوید:دُرُست
مرتب می گوید:بله
مرتب می گوید:قبول..‌.!
من دور می شوم نه زیاد،
کارتِ تلفن ام پُر از حسِ شنیدن بود
پُر از حسِ صدایِ تو
پر از یک حسِ ماهِ سرشار.
دیگر کسی آن سویِ خطِ سه شنبه نیست
مرد بر می گردذ نگاه می کند عجیب
او خودِ من است
بین راهِ باران و باجهٔ تلفن،
دارد دریا می آید از آسمان،
دُرُست
بله
قبول...!
سیدعلی صالحی
@seyedalisalehi
#سیدعلی_صالحی
#سید_علی_صالحی
#علی_صالحی
#seyedalisalehi
#alisalehi
#seyydalisalehi
Read more
<span class="emoji emoji1f49d"></span> #قهرمان ماجرای ما، #ادواردو_آنیلی (تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووانی ...
Media Removed
#قهرمان ماجرای ما، #ادواردو_آنیلی (تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووانی آنیلی که مادرش یک پرنسس یهودی و پدرش ثروتمندترین مرد آن کشور بود) ، افکار متفاوتی با خانواده خود داشت! او باتمام وجود به دنبال #حقیقت عالم میگشت... و بالاخره یک روز آن را در #کتابخانه #دانشگاه ... 💝 #قهرمان ماجرای ما،
#ادواردو_آنیلی (تنها پسر و وارث مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی سناتور جووانی آنیلی که مادرش یک پرنسس یهودی و پدرش ثروتمندترین مرد آن کشور بود) ،
افکار متفاوتی با خانواده خود داشت!
او باتمام وجود به دنبال #حقیقت عالم میگشت...
و بالاخره یک روز آن را در #کتابخانه #دانشگاه پیدا کرد!! :
.
ادواردو دانشجوی دکترای فلسفه ادیان در دانشگاه پرینستون نیویورک بود. او انجیل و تورات را خوانده بود، اما قانع نشده بود.
در 20 سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه دانشگاه چشمش به #قرآن افتاده و چند آیه از آن را می‎خواند و احساس می‎کند این نمی‎تواند کلام بشر باشد!
قرآن را کامل می‎خواند وقاطعانه تصمیم می‎گیرد مسلمان شود؛ بدون این‎که نیاز به مشورت با کسی را احساس کند!!…
.
هرچه بیشتر درباره اسلام #مطالعه میکرد، بیشتر بر عمق وجودش اثرمیگذاشت...
.
💖آنجا که پیامبرش گفت:🔶«اگر خورشید را دردست راست و ماه را در دست چپم بگذارید، از #دین خود برنمیگردم!» را با تمام وجود درک کرد....
او #شیعه شد!
شیعه مولایی که فرمود 🔶تمام دنیاى شما درنزد من خوارتر است از آب بینی بزغاله! ( #نهج_البلاغه ، خطبه 3، ص 270) ، 🔶به خدا سوگند این دنیاى شما در چشم من خوارتر (و بى ارزش‏تر) از استخوان بى گوشت خوکى است که در دست بیمارى جذامى باشد!(حکمت 234 ) ، 🔶همانا این دنیاى شما نزد من خوارتر و پست‏تر است از برگى که در دهان ملخى باشد که آن را میجود!!(خطبه 224 )
و...
.
اوبعد از مسلمان شدن از طرف خانواده طرد شد و پسری که پدرش صاحب چندین کارخانه بزرگ اتومبیل سازی جهان بود( #فیات #فراری #لامبورگینی #مازراتی و...) برای رفت و آمدش حتی کرایه تاکسی هم نداشت!!...
.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد و او از طرف خانواده ،
مجبور به #انتخاب شد
نه فقط انتخاب بین #ثروت و عقیده
بلکه انتخاب بین زنده ماندن و عقیده!!....
.
اوتوانسته بود به آنچنان حقیقتی دست یابد که در این راه حتی حاضر به تقیه نشده و پس از تحمل رنج های فراوان(سه بار بستری شدن در تیمارستان مولتی میلیاردرها برای شستشوی مغزی،  #تحریم شدید اقتصادی وتهمت های گوناگون) ، سرانجام توسط یهودیانی که چشم به اموال خاندان آنیلی داشتند و از طرف دیگر #مسلمان و شیعه شدن «تنهاوارث» این خانواده داغی گران بر سینه شان گذاشته بود ، با توطئه ای در 15نوامبر2000 و در سانسور و بایکوت کامل خبری ، غریبانه و مظلومانه به #شهادت رسید و دفن شد؛
ولی برخلاف میل وتصوردشمنانش نام وآوازه اوجهانی شد...
.‌ #شیعه_واقعی
❤️ #شهید_ادواردو_آنیلی
#edoardo_agnelli
#یا_علی
#در_امتداد_غدیر
#باولایت_تاشهادت
.
Read more
فحش‌خور «علی» همیشه ملس است! صدا و سیما مثل همیشه، خودش را زده به نفهمی به این‌که لابد مصلحت در ندیدن ...
Media Removed
فحش‌خور «علی» همیشه ملس است! صدا و سیما مثل همیشه، خودش را زده به نفهمی به این‌که لابد مصلحت در ندیدن است! و ان‌شاءالله گربه است! و شاید هم #شتر دیدی، ندیدی! . من اما در شب #۹دی می‌خواهم «رسانه‌ی ملی» باشم و حرف حق بزنم و فاش بگویم؛ «مرگ بر #خمینی» چکیده‌ی تام و تمام سخنان #شیخ‌حسن بود در مناظره و ... فحش‌خور «علی» همیشه ملس است!
صدا و سیما مثل همیشه، خودش را زده به نفهمی
به این‌که لابد مصلحت در ندیدن است!
و ان‌شاءالله گربه است! و شاید هم #شتر دیدی، ندیدی!
.
من اما در شب #۹دی می‌خواهم «رسانه‌ی ملی» باشم
و حرف حق بزنم و فاش بگویم؛ «مرگ بر #خمینی»
چکیده‌ی تام و تمام سخنان #شیخ‌حسن بود در مناظره
و خلاصه‌ی اباطیل جناب #تخم_لق آن‌هم به تأیید #شورای_نگهبان
.
پس خیلی اتفاق جدیدی نیفتاده!
بخشکی از مردم یا گروهکی از مردم‌نماها اصلا بگو فریب‌خورده‌ها یا ضد #انقلاب
دارند به خود خود خود #خامنه‌ای فحش می‌دهند!
تازه شده‌اند مثل #روحانی
.
کاش ماشین آب‌پاش، روی مناظره‌ها هم آب می‌پاشید
کاش #پلیس ضد شورش، روحانی را هم می‌زد
.
آری!
اتفاق جدیدی نیفتاده! و قصه همان است که بود
و هنوز هم فحش‌خور «علی» ملس است!
.
پول #طلحه، زیور #زبیر
حقوق نجومی ابوموسی، الاغ شاسی‌بلند آقازاده‌ها
گرانی #تخم_مرغ، بیکاری جوانان بازار #کوفه
.
خرفهمی #خوارج ، خرجام، قطع یارانه‌ها
افزایش نرخ کرایه‌ی تاکسی‌های خط انقلاب - #آزادی
.
دعوای #اسنپ و تپسی، #کرباسچی و #جهانگیری
کره‌الاغ کدخدا و #ترامپ
همه تقصیر «سیدعلی» است!
.
هم دیسکوی دیروز، هم اعتراض امروز
گاهی با خود زمزمه می‌کنم؛
کاش خامنه‌ای، زیر بار رأی #خبرگان نمی‌رفت
خرداد ۶۸، کاش نمی‌پذیرفت رهبریِ ما مردم #دمدمی‌مزاج را
.
رضاشاه ! ، روحت شاد که با کودتای انگلیسی‌ها سر کار آمدی!
و آن توله‌ی عنترت، که با کودتای یانکی‌ها!
.
اما نه! مرگ بر #دیکتاتور ، خون‌ریز ۱۶ آذر و ۱۷ شهریور
مرگ بر دیکتاتور که وسط رأی‌گیری ۸۸ لاف زد که با اختلاف برنده‌ی انتخابات شده!
.
مرگ بر موسوی و کروبی و #خاتمی و بر احمدی‌نژاد و بر هر فتنه‌گر خائنی
.
آقای روحانی ! اگر از رنگ ریش‌تان بعد از ۵ سال راضی شده‌اید؟!
پس اینک بچسبید به #اقتصاد
.
تا کی ژست #اپوزیسیون؟!
تا کی «علی» از دست شما فحش بخورد؟!
.
بشنوید! خوب بشنوید...
این آه بلندی است که از دست شما می‌کشد
یک فرزند شهید ناقابل می‌فهمید یا نه
که «سیدعلی» بابای ماست!
.
گمانم خامنه‌ای آن‌ روز نیمه‌ی #خرداد
مثل همیشه‌ی خدا اطاعت از خدا کرد
و الا لیاقت شما این رهبر نبود
والله نبود...
.
و من چون سیاست‌مدار نیستم و سخن‌وری هم بلد نیستم
واگذارتان می‌کنم به خدای خون #شهیدان
#همین...
#برای_مهدی_فاطمه_عج حسین قدیانی
Read more
‌‌ بارد چه؟ خون که؟ دیده چسان؟ روز و شب چرا؟ از غم کدام غم؟ غم سلطان اولیاء ‌ نامش که بُد؟ حسین ...
Media Removed
‌‌ بارد چه؟ خون که؟ دیده چسان؟ روز و شب چرا؟ از غم کدام غم؟ غم سلطان اولیاء ‌ نامش که بُد؟ حسین ز نژاد که‌؟ از علی مامش که بود؟ ‌فاطمه‌ جدش که‌؟ مصطفی ‌ چون شد؟ شهید شد به کجا؟ ‌دشت ماریه کی‌؟ عاشر محرم پنهان‌؟ نه برملا ‌ شب کشته شد؟ ‌نه ‌روز چه هنگام‌؟ ‌وقت ظهر شد از گلو بریده سرش؟ ... ‌‌
بارد چه؟ خون
که؟ دیده
چسان؟ روز و شب
چرا؟ از غم
کدام غم؟ غم سلطان اولیاء


نامش که بُد؟ حسین
ز نژاد که‌؟ از علی
مامش که بود؟ ‌فاطمه‌
جدش که‌؟ مصطفی


چون شد؟ شهید شد
به کجا؟ ‌دشت ماریه
کی‌؟ عاشر محرم
پنهان‌؟ نه برملا


شب کشته شد؟ ‌نه ‌روز
چه هنگام‌؟ ‌وقت ظهر
شد از گلو بریده سرش؟ نی نی از قفا


سیراب کشته شد؟ ‌نه!
کس آبش ‌نداد؟ داد
که؟ شمر
از چه چشمه‌؟ ز سرچشمهٔ فنا


مظلوم شد شهید؟ بلی
جرم داشت؟ نه
کارش چه بد؟هدایت‌
یارش‌ که بد؟ خدا


این ظلم را که کرد؟ یزید
این یزید کیست‌؟زاولاد هند از چه کس‌؟ از نطفهٔ زنا
خود کرد این عمل‌؟ نه! فرستاد نامه‌ای
نزد که‌؟ نزد زادهٔ مرجانهٔ دغا


ابن زیاد زادهٔ مرجانه بد؟ نعم
از گفتهٔ یزید تخلف نکرد؟ لا
این نابکار کشت حسین را به دست خویش‌؟
نه او روانه کرد سپه سوی کربلا


میر سپه که بد؟عمرسعد!
او بریدحلق عزیز فاطمه؟ نه شمر بی‌حیا
خنجر برید حنجر او را نکرد شرم؟
کرد
از چه پس برید؟ نپذرفت ازو قضا


بهر چه‌؟ بهر آن که شود خلق را شفیع
شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بکاء
کس کشته شد هم از پسرانش‌؟ بلی دو تن
دیگر که؟ نه برادر، دیگر که؟ اقربا


دیگر پسر نداشت‌؟ چرا داشت
آن که بود؟سجاد چون بد او به غم و رنج مبتلا
ماند او به کربلای پدر؟ نی !به شام رفت
با عز و احتشام‌؟ نه ! با ذلت و عنا


تنها؟ نه ! با زنان حرم؛
نامشان چه بود؟زینب سکینه فاطمه کلثوم بینوا
بر تن لباس داشت‌؟ بلی! گرد رهگذار
بر سر عمامه داشت‌؟ بلی !چوب اشقیا


بیمار بد؟ بلی
چه دوا داشت‌؟ اشک چشم
بعد از دوا غذاش چه بد؟ خون دل غذا
کس بود همرهش‌؟ بلی اطفال بی‌پدر
دیگر که بود؟ تب !که نمی گشت ازو جدا


از زینب و زنان چه به جا مانده بد؟ دو چیز:طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا
گبر این ستم کند؟ نه!
یهود و مجوس؟ نه!
هندو؟ نه!
بت‌پرست؟ نه!
فریاد ازین جفا


قاآنی است قایل این شعرها؟ بلی
خواهد چه؟ رحمت! ‌ازکه‌؟ ز حق!
کی؟ صف جزا

‌ ‌
#شعر از #قاآنی است ‌


#عاشورا #حسین #اباعبدالله #سیدالشهدا #مظلوم #محرم #نوحه #مرثیه
Read more
صعود تاریخی پرسپولیس به نیمه نهایی باشگاههای آسیا در یک بازی پرهیجان تیم فوتبال پرسپولیس ایران ...
Media Removed
صعود تاریخی پرسپولیس به نیمه نهایی باشگاههای آسیا در یک بازی پرهیجان تیم فوتبال پرسپولیس ایران موفق شد در یک بازی پرفراز و نشیب تیم الاهلی عربستان را با نتیجه سه بر یک شکست داده و راهی مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا شود. تیم پرسپولیس که دیدار رفت با الاهلی را در عمان با نتیجه دو بر دو به پایان ... صعود تاریخی پرسپولیس به نیمه نهایی باشگاههای آسیا در یک بازی پرهیجان
تیم فوتبال پرسپولیس ایران موفق شد در یک بازی پرفراز و نشیب تیم الاهلی عربستان را با نتیجه سه بر یک شکست داده و راهی مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا شود.

تیم پرسپولیس که دیدار رفت با الاهلی را در عمان با نتیجه دو بر دو به پایان رسانده بود، نیاز به برد در این دیدار داشت چرا که مساوی دو بر دو در بازی رفت که تیم تهرانی میزبانی را بر عهده داشت، موجب شده بود که نتایج مساوی بدون گل یا یک بر یک به صعود تیم عربستانی شود.

پرسپولیسی ها که با ترکیب بیرانوند، ماهینی، انصاری، خلیل‌زاده، ربیع‌خواه، کامیابی‌‌نیا، مسلمان، امیری، احمدزاده، طارمی و علیپور بازی را آغاز کرد در یک ضدحمله در دقیقه چهار توسط علیپور به گل رسید.

شادی قرمزپوشان اما چند دقیقه بیشتر طول نکشید و کمال کامیابی نیا در دقیقه ۱۲ در پی یک خطای خطرناک با کارت قرمز از بازی اخراج شد.

بازیکنان پرسپولیس که باید بیش از هفتاد دقیقه ده نفره بازی می‌کردند، در ادامه بازی در نیمه اول نیز در ضدحملات خطرناک ظاهر شدند، اما هیچ یک از دو تیم در این نیمه موفق نشد گل دیگری به ثمر برساند.

نیمه دوم در حالیکه پرسپولیس در زمین خود به دفاع روی آورده بود، در دقیقه ۵۲ دروازه خود را باز شده دید. در این لحظه، صالح الامری با یک دریبل و ضربه چرخشی دقیق به گوشه دروازه بیرانوند نتیجه بازی را مساوی کرد. با این نتیجه پرسپولیس از این رقابت‌ها حذف می‌شد.

پس از این گل، برانکو دست به سه تغییر در تیم خود زد و گادوین منشا را به جای علی علیپور، شایان مصلح را به جای فرشاد احمدزاده و بشار رسن را به جای محسن مسلمان وارد زمین کرد.

بازیکنان تعویضی برانکو موثر واقع شدند و در دقیقه ۸۰ پس از ارسال بشار رسن، مدافع الاهلی با دست مانع از گل شدن شوت شایان مصلح شد و داور ضمن اعلام پنالتی مدافع عربستانی را اخراج کرد. پنالتی را گادوین منشا گل کرد تا نتیجه دو بر دو شود.

در ادامه بازی نیز روی یک ضدحمله دفاع الاهلی بشار رسن را داخل محوطه جریمه متوقف کرد تا یک پنالتی دیگر به سود پرسپولیس اعلام شود. این پنالتی را نیز مهدی طارمی به گل تبدیل کرد.

بدین ترتیب تیم پرسپولیس که سایه حذف را روی خود احساس می‌کرد، موفق شد با یک بازیکن کمتر نتیجه را به سود خود عوض کند و در پایان با زدن گل سوم خیال خود را از صعود به نیمه نهایی راحت کند.
Read more
. سالانه هزاران مسلمان از سراسر جهان برای مناسک حج راهی شهرهای مقدس مکه و مدینه می شوند. در سالی که ...
Media Removed
. سالانه هزاران مسلمان از سراسر جهان برای مناسک حج راهی شهرهای مقدس مکه و مدینه می شوند. در سالی که پیش رو گذاشتیم بیش از ۸۵ هزار ایرانی برای حج به عربستان رفتند. در صورتی که امسال هم به نسبت سال گذشته حجاج ایرانی به سفر حج بروند با تعیین نرخ ارز حجاج که ۳۹۰۰ تومن در نظر گرفته شده و سایر مخارج حجاج اعم ... .
سالانه هزاران مسلمان از سراسر جهان برای مناسک حج راهی شهرهای مقدس مکه و مدینه می شوند. در سالی که پیش رو گذاشتیم بیش از ۸۵ هزار ایرانی برای حج به عربستان رفتند.
در صورتی که امسال هم به نسبت سال گذشته حجاج ایرانی به سفر حج بروند با تعیین نرخ ارز حجاج که ۳۹۰۰ تومن در نظر گرفته شده و سایر مخارج حجاج اعم از هزینه هتل و خرید سوغاتی آن هم با نرخ ارز جدید در بازار چیزی در حدود ۲/۶هزار میلیارد تومان خرج خواهند کرد.
علاوه بر حج واجب زائران حج عمره هم سالانه راهی عربستان شده و هزینه های زیادی را متحمل می شوند.
.
⚫️چه بسیارند هاجرانی در زمانه خودمان که با رنج و مشقت فراوان کودکان خود را به دندان گرفته و سعی در سیر کردن شکم آنان دارند.
زن رنج دیده ای که زیر بار سنگین هزینه های خود و فرزندانش کمر خم کرده اما همچنان تلاش می کند و چشم امید دارد که روزی کسانی برای یاری او می شتابند.
‌.
🔴سفره های پر برکت ولیمه که با دانایی و جلوگیری از اسراف جمع شده و در گوشه ای دیگر از شهر به احسان برای این هاجران پهن می شود پسندیده ترین رفتاری است که خشنودی خدا و پاداش آخرت را به ارمغان می آورد.
با اندکی تامل و احسان هر روز می شود به حج رفت...
منبع آمار و ارقام: تجارت نیوز‌‌‌
‌.
سایت صفای سعی :
safayesaay.sosapoverty.org
.
درگاه اینترنتی حمایت نقدی :
donate.sosapoverty.org/mothers
.
شماره کارت به نام جمعیت امام علی(ع)
6104337593919424
‌.
#جمعیت_امام_علی
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم . صدای به هم خوردن بال و پر بود گمانم که جبریل آن دور و بر بود . نگاهش به در ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم . صدای به هم خوردن بال و پر بود گمانم که جبریل آن دور و بر بود . نگاهش به در بود مهمان بیاید صدای در آمد ، علی پشت در بود . علی بود امّا نه مثل همیشه که رخسارش از شبنم شرم تر بود . گُل افتاد بر گونه ی حیدر امّا مگر خواستگاری از او خوبتر بود؟! . علی خواست لب وا کند،لب فروبست نگفت ... بسم الله الرحمن الرحیم
.

صدای به هم خوردن بال و پر بود
گمانم که جبریل آن دور و بر بود
.
نگاهش به در بود مهمان بیاید
صدای در آمد ، علی پشت در بود
.
علی بود امّا نه مثل همیشه
که رخسارش از شبنم شرم تر بود
.
گُل افتاد بر گونه ی حیدر امّا
مگر خواستگاری از او خوبتر بود؟!
.
علی خواست لب وا کند،لب فروبست
نگفت و محمّد خودش با خبر بود
.
فداها ابوها ، نگاهش به زهراست
به نوری که در خانه اش جلوه گر بود
.
به زهرا که قالو بلی خواند و خندید
به زهرا که شاد از قضا و قدر بود
.
علی رفت و زهرا جهیزیّه می خواست
علی مردِ میدان و جنگ و خطر بود
.
زره داشت ، شمشیر و اسب و دگر هیچ
که داراییِ او همین مختصر بود
.
زره شد جهیزیّه ی عشق اما
از آن روز زهرا برایش سپر بود
.
🔸شاعر:
#محسن_ناصحی
_________________________________
🔹اشعار ناب آئینے🔹
.
.
سالروز پیوند آسمانی مولا علی(ع) و خانم فاطمه الزهرا(س)بر حضرت بقیة الله(عج) و شما همراهان گرامی مبارکباد.
Read more
 #داستان_سرهایی_که_جلوی_توپ_رفت . للحق عکس نوشت : به قلم استاد ابراهیم افشار.. . 1. این تیم ...
Media Removed
#داستان_سرهایی_که_جلوی_توپ_رفت . للحق عکس نوشت : به قلم استاد ابراهیم افشار.. . 1. این تیم ایران نبود. انگار یازده تا حسین قجه‌ای باشند. بمیرم برایت. آخرین تصویر رفقایش از او، یک تصویر عرق کرده اما امیدوار بود. توی جاده اهواز - خرمشهر، زرهی دشمن پاتک زده بود و حسین جانانه می‌جنگید. دقیق ... #داستان_سرهایی_که_جلوی_توپ_رفت
.
للحق عکس نوشت : به قلم استاد ابراهیم افشار..
.
1. این تیم ایران نبود. انگار یازده تا حسین قجه‌ای باشند. بمیرم برایت. آخرین تصویر رفقایش از او، یک تصویر عرق کرده اما امیدوار بود. توی جاده اهواز - خرمشهر، زرهی دشمن پاتک زده بود و حسین جانانه می‌جنگید. دقیق دقیق‌اش را بخواهی 15 اردیبهشت غم‌پرور سال 61 بود. حسین را که زدند از گوش‌هایش خون می‌آمد. گلخار گفته بود ببینید! گوش‌هایش هم خون می‌گرید. پنج شبانه‌روز از عملیات می‌گذشت. جنازه‌های بچه‌ها کنار هم افتاده بود. حسین از گوش‌هاش خون می‌آمد. گوش‌هایش خون می‌گریست و چشم‌هایش نمی‌شنید.

2. این تیم ایران نبود. انگار یازده تا حسین قجه‌ای و پرویز عرب باشند. وقتی گلوله تانک، سر پرویز را از تن جدا کرده بود قشنگ یادم هست که یازده مهر بود. جنگ تازه شروع شده بود. بچه‌های مسجدجامع رفته بودند سمت گمرک خرمشهر. یک جیب 16 ارتش دیده بودند که سرنشین‌هایش می‌گفتند پنج تا تانک دشمن را غنیمت گرفته‌ایم اما بلد نیستیم بیاوریم‌شان توی شهر. تیربار عراقی‌ها روی دکل جرثقیل‌های راه‌آهن- که مسلط به شهر بود-شترق شترق گلوله می‌انداختند. در همین درگیری‌های گمرک بود که سر پرویز رفت. همه بچه‌ها جنگ را ول کردند، شروع کردند به گریستن. چه اشکی. چه دریایی. چه ضجه ای. یکهو ممد نورایی داد زده بود که: «اومدید بجنگید یا آبغوره بگیرید؟ جنگ، جنگ است دیگر. حلوا که خیرات نمی‌کنند»... راست می‌گفت ممد. در جنگ به جایی می‌رسی که حتی فرصتی برای گریه کردن نداری. بچه‌ها سر قیچی شدن سرِ پرویز، همان‌قدر اشک‌شان دریای عمان شد که وقتی سر حسین قجه‌ای رفت. یک لحظه سر پرویز را نگاه کردند دیدند متلاشی است. گلخار گفت بچه‌ها برای خودم تعریف کردند که بدنش اول ایستاد. بعد افتاد. عین پرچمی که ناگهان بر خاک بیفتد. بچه‌ها داشتند فریاد می‌زدند که «پرویز بپا پرویز بپا» که «پ» پرویز ماسید توی گلوشان. جنگ گمرک بود و غمِ بی‌سری پرویز، داشت بچه‌ها را دیوانه می‌کرد اما در جنگ لحظه‌هایی پیش می‌آید که حتی فرصت برای گریستن نداری. فرصتی برای گریستن.

3. این تیم ایران نبود. انگار یازده تا حسین قجه‌ای و پرویز عرب و علی هاشمیان بودند. علی را یادتان نیست؟ داشت با بچه‌هایش از گمرک دفاع می‌کرد که ناگهان تیر خورد. بچه‌ها از دور دیدند که تیر خورد. گفتند آخ. به جای علی، گفتند آخ. انگار که گلوله به سینه خودشان خورده باشد. چندتا گلوله سمت دشمن انداختند، بعدش دیدند علی دارد سینه‌خیز سینه‌خیز به سمت عقب می‌آید. خوشحال شدند....
.
ادامه در کامنت👇🏻👇🏻👇🏻
Read more
ایران صفر- ایتالیا سه; شکست برابر حریف مدعی شاگردان کولاکوویچ در دیدار با ایتالیا متحمل شکست شد. ...
Media Removed
ایران صفر- ایتالیا سه; شکست برابر حریف مدعی شاگردان کولاکوویچ در دیدار با ایتالیا متحمل شکست شد. تیم ایران در دیدار دوم خود در آرژانتین به مصاف تیم قدرتمند و پر مهره ایتالیا رفت. ایران با تصمیم کولاکوویچ این دیدار را با ترکیب سعید معروف، امیر غفور، محمد موسوی، علی شفیعی، میلاد عبادی‌پور، ... ایران صفر- ایتالیا سه; شکست برابر حریف مدعی

شاگردان کولاکوویچ در دیدار با ایتالیا متحمل شکست شد.
تیم ایران در دیدار دوم خود در آرژانتین به مصاف تیم قدرتمند و پر مهره ایتالیا رفت.
ایران با تصمیم کولاکوویچ این دیدار را با ترکیب سعید معروف، امیر غفور، محمد موسوی، علی شفیعی، میلاد عبادی‌پور، مجتبی میرزاجانپور و مهدی مرندی آغاز کرد.
ایتالیا در ابتدای ست اول ایران را غافلگیر کرد و فاصله امتیازی مطمئنی را ایجاد کرد. ملی پوشان ایران چند مرحله اختلاف را با حریف نامدار خود کم کردند اما در نهایت با نتیجه ۲۵ بر ۲۳ در ست اول شکست خوردند.
ایران در ابتدای ست دوم باز هم شروع بدی داشت اما قبل از آنکه اختلاف غیر قابل جبران شود فاصله ۵ امتیازی را به دو امتیاز کاهش داد.ایتالیا اما دوباره به بازی برگشت و اختلاف را افزایش داد تا ایتالیایی ها ست دوم را بی دردسر با نتیجه ۲۵ بر ۱۸ به سود خود خاتمه داد.
ست سوم اما کولاکوویچ ایران را با چند تغییر روانه میدان کرد و تیم ملی توانست شروع خوبی داشته باشد و با ایتالیا پایاپای پیش برود اما چند سرویس از زایتسف در اواسط بازی ایتالیا را سه امتیاز پیش انداخت و در نهایت با درخشش این بازیکن ست سوم را نیز با برد به پایان رساندند.
تیم ایران در نهایت با نتیجه سه بر صفر برابر حریف مدعی خود شکست خورد.
Read more
 #چهارشنبه_های_روایتی #پای_منبر_امام_حسن #امام_حسنى_بودن_رسم_است_نه_اسم #امام_مهربانی . . ابن ...
Media Removed
#چهارشنبه_های_روایتی #پای_منبر_امام_حسن #امام_حسنى_بودن_رسم_است_نه_اسم #امام_مهربانی . . ابن عبّاس ضمن حدیثی حکایت کند: روزی جمعی از بنی امیه در محلّی نشسته بودند و در جمع ایشان یک نفر از اهالی شام نیز حضور داشت. و امام حسن مجتبی علیه السلام به همراه عدّه ای از بنی هاشم از آن محلّ ... #چهارشنبه_های_روایتی
#پای_منبر_امام_حسن
#امام_حسنى_بودن_رسم_است_نه_اسم
#امام_مهربانی
.
.
ابن عبّاس ضمن حدیثی حکایت کند:
روزی جمعی از بنی امیه در محلّی نشسته بودند و در جمع ایشان یک نفر از اهالی شام نیز حضور داشت.
و امام حسن مجتبی علیه السلام به همراه عدّه ای از بنی هاشم از آن محلّ عبور می کردند، مرد شامی به دوستان خود گفت: این ها چه کسانی هستند، که با چنین هیبت و وقاری حرکت می کنند؟!
گفتند: او حسن، پسر علی بن ابی طالب علیه السلام است؛ و همراهان او از بنی هاشم می باشند.
مرد شامی از جای برخاست و به سمت امام حسن مجتبی علیه السلام و همراهانش حرکت نمود؛ و چون نزدیک حضرت رسید گفت: آیا تو حسن، پسر علی هستی؟!
حضرت سلام اللّه علیه با آرامش و متانت فرمود: بلی.
مرد شامی گفت: دوست داری همان راهی را بروی که پدرت رفت؟
حضرت فرمود: وای بر تو! آیا می دانی که پدرم چه سوابق درخشانی داشت؟!
مرد شامی با خشونت و جسارت گفت: خداوند تو را همنشین پدرت گرداند، چون پدرت کافر بود و تو نیز همانند او کافر هستی و دین نداری.
در این لحظه، یکی از همراهان حضرت سیلی محکمی به صورت مرد شامی زد و او را نقش بر زمین ساخت.
امام حسن علیه السلام فورا عبای خود را روی مرد شامی انداخت و از او حمایت نمود؛ و سپس به همراهان خود فرمود: شما از طرف من مرخّص هستید، بروید در مسجد نماز گذارید تا من بیایم.
پس از آن امام علیه السلام دست مرد شامی را گرفت و او رابه منزل آورد و پس از رفع خستگی و خوردن غذا، یک دست لباس نیز به او هدیه داد و سپس روانه اش نمود.
بعضی از اصحاب به حضرت مجتبی علیه السلام گفتند: یا ابن رسول اللّه! او دشمن شما بود، نباید چنین محبّتی در حقّ او شود.
حضرت فرمود: من ناموس و آبروی خود و دوستانم را با مال دنیا خریداری کردم.
همچنین در ادامه روایت آمده است: پس از آن که مرد شامی رفت، به طور مکرّر از او می شنیدند که می گفت: روی زمین کسی بهتر و محبوب تر از حسن بن علی علیهما السلام وجود ندارد.
.
.
.
#دوستان_را_کجا_کنی_محروم
#تو_که_با_دشمنان_نظر_داری
#کریم_یعنی_حسن_علیه_السلام
#امام_حسنی_ها
Read more
علی‌ اصغر حکمت ۔ ۔ ۔ ۔ #علی_‌اصغر_حکمت فرزند "احمدعلی مستوفی معظم الدوله" (حشمت الممالک شیرازی) ...
Media Removed
علی‌ اصغر حکمت ۔ ۔ ۔ ۔ #علی_‌اصغر_حکمت فرزند "احمدعلی مستوفی معظم الدوله" (حشمت الممالک شیرازی) بود. اجداد وی ازعلمای شیراز بودند و از طرف مادر نیز نوه #حسن_فسایی نویسنده کتاب #فارسنامه_ناصری بود و جد او سید علیخان امیرکبیر صاحب شرح صحیفه نام داشت."علی‌اصغر حکمت" پس از گذراندن تحصیلات ... علی‌ اصغر حکمت
۔
۔
۔
۔

#علی_‌اصغر_حکمت فرزند "احمدعلی مستوفی معظم الدوله" (حشمت الممالک شیرازی) بود. اجداد وی ازعلمای شیراز بودند و از طرف مادر نیز نوه #حسن_فسایی نویسنده کتاب #فارسنامه_ناصری بود و جد او سید علیخان امیرکبیر صاحب شرح صحیفه نام داشت."علی‌اصغر حکمت" پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در شیراز برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در کنار آموختن علوم جدید در مدرسه آمریکایی، به آموختن علوم اسلامی نظیر فقه و اصول در مدارس اسلامی پرداخت. حکمت در سال ۱۲۹۷ ش وارد خدمات فرهنگی شد و با نشر مقالات تحقیقی و تدریس زبان انگلیسی در مدارس متوسطه، کسب شهرت نمود. وی تا سال ۱۳۰۹ در وزارت معارف خدمت می‌کرد. در همین سال برای مطالعه در امور قضایی و ثبتی به اروپا اعزام شد. وی در اروپا وارد دانشکده حقوق و ادبیات شد و مدرک لیسانس در هر دو رشته گرفت. مأموریت دیگر حکمت در اروپا مطالعه در امر آموزش و پرورش و دانشگاه بود. حکمت از دانشگاه سوربن پاریس در رشته ادبیات فارغ التحصیل گردید و به تهران بازگشت.حکمت به اقتضای مسؤولیت­هایی که بر عهده داشت دست به اقدامات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی گوناگونی زد که از جمله آنها می­توان بدین موارد اشاره نمود: تأسیس کتابخانه ­های (ملی، فنی معارف، دانشسرای عالی)، احیای انجمن آثار ملی، تأسیس موزه­های (ایران باستان، مردم شناسی، پارس شیراز و موزه حضرت معصومه قم)، تأسیس #دانشگاه_تهران به همراهی جمعی از روشنفکران وسیاستمردان دیگر و تأسیس دانشکده علوم معقول و منقول، دانشسراهای مقدماتی، تأسیس مدارس جدید، دارالتربیه عشایر، برگزاری کلاس­های ملی شبانه جهت مبارزه با بی­سوادی، تغییر نام مدارس خارجی به فارسی، تأسیس پیشاهنگی و سازمان تربیت بدنی، تأسیس صحیه مدارس، و تأسیس فرهنگستان ایران."علی‌اصغر حکمت"، سوم شهریور ۱۳۵۹ در تهران وفات یافت و در آرامگاه خانوادگی در جوار حضرت عبدالعظیم (باغچه توتی) به خاک سپرده شد. ۔
۔
۔

امروز سالروز وفات علی‌اصغر حکمت ادیب، شاعر، نویسنده و مترجم معاصر ایرانی است.(متولد 1271 – وفات 1359)
۔
۔
۔
۔

#شیرازی_بومونیم
#شیرازی_سختکوش
#حس_تعلق
#من_شهرم_را_دوست_دارم
#من_شیراز_را_دوست_دارم

@shirazi_boomoonim
Read more
<span class="emoji emoji1f3c6"></span>تیم ملی بسکتبال سه نفره بانوان قهرمان رقابت‌های غرب آسیا شد <span class="emoji emoji1f3c6"></span> رقابت های بسکتبال ۳ نفره بانوان غرب ...
Media Removed
تیم ملی بسکتبال سه نفره بانوان قهرمان رقابت‌های غرب آسیا شد رقابت های بسکتبال ۳ نفره بانوان غرب آسیا با قهرمانی تیم ملی بسکتبال بانوان ایران به پایان رسید. به گزارش روابط عمومی فدراسیون بسکتبال، رقابت های بسکتبال سه نفره غرب بانوان آسیا که در بیروت پایتخت لبنان آغاز شده بود لحظاتی پیش با قهرمانی ... 🏆تیم ملی بسکتبال سه نفره بانوان قهرمان رقابت‌های غرب آسیا شد 🏆 رقابت های بسکتبال ۳ نفره بانوان غرب آسیا با قهرمانی تیم ملی بسکتبال بانوان ایران به پایان رسید. 🏆 به گزارش روابط عمومی فدراسیون بسکتبال، رقابت های بسکتبال سه نفره غرب بانوان آسیا که در بیروت پایتخت لبنان آغاز شده بود لحظاتی پیش با قهرمانی تیم ملی ایران به پایان رسید. تیم ملی بانوان ایران در فینال این رقابت‌ها مقابل سوریه به میدان رفت و در حالی که روز گذشته از همین تیم شکست خورده بود این بار با نتیجه ۱۸ بر ۱۵ حریف را شکست داد و به مقام قهرمانی رقابت های بسکتبال ۳ نفره بانوان غرب آسیا رسید. تیم ایران در این رقابت‌ها دیروز ابتدا لبنان را شکست داد و در دومین مسابقه به مصاف سوریه رفت و مغلوب شد. در سومین مسابقه نیز مقابل عراق به پیروزی دست یافت تا به نیمه نهایی صعود کند. بانوان بسکتبالیست ایرانی در مرحله نیمه نهایی نیز امروز لبنان را از پیش رو برداشتند تا ضمن صعود به فینال سهمیه رقابت‌های قهرمانی آسیا را به دست بیاورند.
تیم ایران در فینال رقابت های بسکتبال ۳ نفره بانوان غرب آسیا نیز ۱۸ بر ۱۵ سوریه را شکست داد و به مقام قهرمانی رسید.
تیم ایران با ترکیب تینا عیسائیان، سعیده علی، مژگان خدادادی و معصومه اسماعیل زاده و با هدایت نیکا بیک لیک لی در رقابت های بسکتبال بانوان سه نفره غرب آسیا شرکت کرده بود.
🏆🏀🏆🏀🏆🏀
#نيكابيكليكلي
#مربي
#گرگان
#تيم_ملي3/3
Read more
. - چه شده؟! چرا انقدر بیتابی؟ + خالد، تو حارث را میشناسی؟ - کدام حارث؟! + حارث بن سجیه! - حارث بن ...
Media Removed
. - چه شده؟! چرا انقدر بیتابی؟ + خالد، تو حارث را میشناسی؟ - کدام حارث؟! + حارث بن سجیه! - حارث بن سجیه .. نمیشناسم، کیست؟ +‌ حارث، همانیست که بساط شرابش هرشب بپا بود. همانیست که بر صورت علی در جنگ آب دهان انداخت. حارث همانیست که به شانه ی علی ضربه ای وارد کرد که تا همیشه زخمش باقی ماند خالد! او همانیست ... .
- چه شده؟! چرا انقدر بیتابی؟
+ خالد، تو حارث را میشناسی؟
- کدام حارث؟!
+ حارث بن سجیه!
- حارث بن سجیه .. نمیشناسم، کیست؟
+‌ حارث، همانیست که بساط شرابش هرشب بپا بود. همانیست که بر صورت علی در جنگ آب دهان انداخت. حارث همانیست که به شانه ی علی ضربه ای وارد کرد که تا همیشه زخمش باقی ماند
خالد! او همانیست که سی سال پیش برای سوزاندن درب خانه علی هیزم آورد و در میان ناله فاطمه قهقه زد!
- نمیفهمم، از این دست دشمنان علی کم نیستند! چه چیز تو را چنین بیتاب کرده ربیع؟!
+‌ تو هیچ میدانستی علی در مقابل این همه نیشی که حارث به او زد چه کرد؟
-‌ چه کرد؟!
+ خودم با چشم های خودم دیدم خالد! تا همین چند روز پیش که آخرین روزهای عمرش بود .. هرگاه حارث را میدید،‌ به رویش لبخند می زد و میگفت سلام حارث! حارث نیز با خشونت به او می نگریست و میگفت تو اسم مرا از کجا میدانی ؟
-‌ و علی چه می گفت ؟
+‌ می گفت .. من نام تمام کسانی که با حب به علی ‌بمیرند را می دانم !
-‌ حارث مگر محب علی بود؟!! حارث که اگر زورش می رسید علی را در دم میکشت !
+‌ من هم همین را می گفتم، هرگاه میدیدم علی چنین می کند، با خود می گفتم علی هم گاهی حرف هایی میزند که آدم شاخ در میاورد !
اما .... باورت نمی شود خالد ....
-‌ حرف بزن دیگر! چه بر سر حارث آمد ؟!
+‌ حارث وقتی فهمید ابن ملجم فرق علی را با ضربت شمشیر شکافته،سرگردان در کوچه های کوفه بدنبال کسی می گشت که جانش را بگیرد،گویی از این زندگی خسته شده بود ..اما هیچ کس قبول نکرد
-‌ و بعد ؟
+ رفت به خانه علی ، همین چندروزی که علی در بستر بود ... راهش ندادند اما علی گفت بگویید داخل بیاید ، حارث داخل رفت ... نمیدانم بین او و علی چه گذشت .. فقط دیدم وقتی حارث بیرون آمد دیگر آن حارث نبود ! سجده می کرد و توبه می کرد، ناله می زد و اشک می ریخت .... باید میدیدی خالد ...
- علی از کجا میدانست حارث با حب به او میمیرد !!!
+‌ من نمیدانم خالد ! فقط میدانم علی را دیر شناختم !!
- ربیع .. می گویند ابن ملجم وقتی علی داشت نماز صبح میخواند ، به فرق سرش ضربه زده ... ربیع .. مگر علی نماز هم می خواند ؟!
+‌ چه می گویی خالد !!! می گویم علی از چهل سال بعدِ حارث خبر داشت !‌ غیر از این است که با خدایش سَر و سِری دارد؟!! کم خودت را گول بزن ! وای بر ما .. چه کردیم با علی ... !!
-‌ چه کردیم با علی؟! درست است که مقابل  دشمنانش در نیامدیم ، اما به روی او شمشیر هم نکشیدیم!
+ آری .. سکوت کردیم .. و این از شمشیر کشیدن بر علی هم بدتر است!
- کاش علی را زودتر میشناختیم ...
.
.
#برای_سومین_سال ...
#شاه_غریب_کوفه
.
Read more
🏴 بر گرده ی خود مثل علی نان و رطب داشت صادق همه صبح است چه در خلوت شب داشت شب تیره و تار و ظلمات است، پر ...
Media Removed
🏴 بر گرده ی خود مثل علی نان و رطب داشت صادق همه صبح است چه در خلوت شب داشت شب تیره و تار و ظلمات است، پر از ظلم صد سال پر از ظلمت جهلی که عرب داشت 🏴🏴🏴 می رفت که خاموش شود مشعل توحید اسلامِ وَ أکملتُ لکُم رو به عقب داشت برخاست کسی مکّی و کوفی به فدایش آوازه چنان داشت که تا شام و حلب داشت 🏴🏴🏴 در محضر او این ... 🏴
بر گرده ی خود مثل علی نان و رطب داشت
صادق همه صبح است چه در خلوت شب داشت
شب تیره و تار و ظلمات است، پر از ظلم
صد سال پر از ظلمت جهلی که عرب داشت
🏴🏴🏴
می رفت که خاموش شود مشعل توحید
اسلامِ وَ أکملتُ لکُم رو به عقب داشت
برخاست کسی مکّی و کوفی به فدایش
آوازه چنان داشت که تا شام و حلب داشت
🏴🏴🏴
در محضر او این همه شاگرد عجب نیست
بر تیغ علی این همه زنگار عجب داشت!
چون جابر حیّان کسی اسرار ندانست
جز آن که به درگاه تو زانوی ادب داشت
🏴🏴🏴
هفتاد و دو تا یارت اگر بود چه می شد
تیغ تو و پستوی نهان خانه سبب داشت
از صبح بپرسید که صادق به چه معناست
با عشق بگویید که یارم چه لقب داشت
🏴🏴🏴
السلام عليك يا جعفر بن محمد الصادق
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #حرم #رمضان #رمضان_كريم
#رمضان_يجمعنا #لبيك_يا_حسين #تصويري
#امام_حسين #شيعه #جام_جهانى #بين_الحرمين #خوشمزه #سلامت #زندگى #زاينده_رود #اصفهان
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
#تشيع #iran #shia #islamic #makka
‏ #names #karbala ‏ #abooamir133
Read more
داستان فوق العاده زیبا و عبرت آموز حتما بخوانید سه برادر مردی را نزد حضرت علی (علیه السلام) آوردند ...
Media Removed
داستان فوق العاده زیبا و عبرت آموز حتما بخوانید سه برادر مردی را نزد حضرت علی (علیه السلام) آوردند و گفتند اين مرد پدرمان را کشته است. امام علی (علیه السلام) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟ آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. يکی از شترهايم شروع به خوردن درختی از باغ پدر اينها کرد پدرشان ... داستان فوق العاده زیبا و عبرت آموز حتما بخوانید

سه برادر مردی را نزد حضرت علی (علیه السلام) آوردند و گفتند اين مرد پدرمان را کشته است.

امام علی (علیه السلام) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟

آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. يکی از شترهايم شروع به خوردن درختی از باغ پدر اينها کرد پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من هم همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان زدم و او مرد.

امام علی (علیه السلام)فرمودند: حد را بر تو اجرا مي کنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت بدهيد.
پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی به جا گذاشته پس اگر مرا بکشيد آن گنج تباه مي شود، و برادرم هم بعد از من تباه مي شود.

اميرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را مي کند؟

آن مرد به مردم نگاه کرد و گفت اين مرد.

اميرالمومنين (علیه السلام) فرمودند: ای ابوذر آيا ضمانت اين مرد را مي کنی؟

ابوذر عرض کرد: بله اميرالمومنين

فرمود: تو او را نمي شناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا مي کنم!

ابوذر عرض کرد: من ضمانتش مي کنم يا اميرالمومنين.

آن مرد رفت . و روز اول و دوم و سوم سپری شد...و همه مردم نگران ابوذر بودند که بر او حد اجرا نشود...سرانجام آن مرد اندکی قبل از اذان مغرب آمد و در حاليکه خيلی خسته بود، به نزد اميرالمومنين (علیه السلام) آمد وعرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون تسلیم فرمان شما هستم تا بر من حد را جاری کنی. امام علی (علیه السلام) فرمودند: چه چيزی باعث شد تا برگردی درحاليکه مي توانستی فرار کنی؟

آن مرد گفت: ترسيدم که "وفای به عهد" از بين مردم برود.

اميرالمومنين(علیه السلام) از ابوذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟

ابوذر گفت: ترسيدم که "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم برود.

پسران مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از قصاص او گذشتيم... اميرالمومنين (علیه السلام) فرمود: چرا؟

گفتند: مي ترسيم که "بخشش و گذشت" از بين مردم برود.

درود بی پایان خداوند بر امیرالمؤمنین

و اما من اين پيام را برای شما فرستادم تا "دعوت به خير" از ميان مردم نرود .

كتاب قضاوتهاي حضرت علي(علیه السلام)
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> شراکت ابلیس در نطفه دشمنان امیر المومنین علیه السلام . <span class="emoji emoji1f539"></span> شیخ صدوق رحمه الله روایت کرده است که امیر ...
Media Removed
شراکت ابلیس در نطفه دشمنان امیر المومنین علیه السلام . شیخ صدوق رحمه الله روایت کرده است که امیر المومنین علیه السلام فرمودند: نزد کعبه نشسته بودم، شیخی خمیده قامت بیامد که ابروانش بر دو چشمش از غایت پیری افتاده بود و در دست عصایی داشت که آهنی در سر دارد و بر سرش کلاه دراز سرخ بود و لباسی از پشم در ... 💠 شراکت ابلیس در نطفه دشمنان امیر المومنین علیه السلام
.
🔹 شیخ صدوق رحمه الله روایت کرده است که امیر المومنین علیه السلام فرمودند: نزد کعبه نشسته بودم، شیخی خمیده قامت بیامد که ابروانش بر دو چشمش از غایت پیری افتاده بود و در دست عصایی داشت که آهنی در سر دارد و بر سرش کلاه دراز سرخ بود و لباسی از پشم در بر داشت. نزدیک نبی صلی الله علیه و آله شد و نبی پشت بر کعبه داشت. گفت: یا رسول الله! دعا کن برای من به مغفرت. حضرت نبی صلی الله علیه و آله فرمودند: سعی تو بی‌فایده است. چون برفت، نبی صلی الله علیه و آله با من گفت: یا ابا الحسن! شناختی؟ گفتم: نه. گفت: این لعین ابلیس است. امیر المومنین علیه السلام گفت: پس دویدم تا به او رسیده، بر زمینش زدم و بر سینه‌اش نشستم و دست در حلقش نهادم تا خفه‌اش کنم. گفت: مکن یا ابا الحسن که مرا خدا تا وقت معلوم مهلت داده است. به خدا قسم یا علی من دوستت می‌دارم و هیچ کس تو را دشمن نداشت، مگر آنکه با پدر او در مادرش شریک شدم؛ پس زنازاده شد. پس من خندیدم و رهایش کردم.
.
📚 عیون اخبار الرضا علیه السلام، تالیف شیخ صدوق، جلد ۲، صفحه ۷۷، چاپ منشورات الشریف الرضی
.
📃 اسکن روایت:
🌐 http://bit.ly/2LBK04C
📃 پوستر:
🌐 http://bit.ly/2AjR95g
.
◾️ همچنین شیخ عماد الدین طبری رحمه الله می‌نویسد:
.
✍ علی بن نصر المعروف به ابی الحسن البغدادی الحنفی (از علمای اهل سنت عمری) ایراد کرد در تصنیف خویش که رسول صلی الله علیه و آله روزی در طواف گاه بود پیری پیش رسول آمد کلاه پشمین بر سر نهاده و عصا در دست گرفته و لباس پشمین پوشیده سلام کرد و گفت: یا رسول الله از برای من استغفار کن تا خدای تعالی بر من رحمت کند. رسول صلی الله علیه و آله فرمود: ای ملعون از پیش من برو که عمل تو ضایع شده و تو از اهل دوزخی. چون آن پیر از خدمت رسول بیرون رفت علی علیه السلام گفت: یا رسول الله هرگز کسی از خدمت تو محروم بیرون نرفت از ارباب حاجات چرا این پیر را منکوب باز گردانیدی؟ رسول فرمود: یا علی او ابلیس است طرید حضرت عزت جلت قدرته. علی در عقب ابلیس دوید تا او را بکشد ابلیس چون دید که علی قصد او کرد دویدن گرفت و بیفتاد. علی به او برسید بر سینه او نشست تا او را بکشد، ابلیس خنده کرد در روی علی. علی گفت: ای ملعون چرا خندیدی. گفت: تو مرا نتوانی کشتن که من از منتظرانم اما تو را بشارت خوش دهم عظيم از سینه من برخیز. علی برخاست. ابلیس گفت: یا علی از دشمنان تو هیچکس با زن خود صبحت نکند الا که من با او شریک باشم.
.
.
ادامه در کامنت
Read more
۱. تو نمیتونی درست شب حساس ترین بازی نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا، فهرست بازیکنان دعوت شده به جام جهانی رو رسانه ای کنی. چون تو معرفت داری. چون تو شعور داری. چون تو شرف داری. چون تو پست فطرت نیستی. چون تو کیروش نیستی!... بازنده بزرگ بازی امشب، تیم الجزیره امارات نبود. بازنده بزرگ امشب "غده ... ۱. تو نمیتونی درست شب حساس ترین بازی نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا، فهرست بازیکنان دعوت شده به جام جهانی رو رسانه ای کنی. چون تو معرفت داری. چون تو شعور داری. چون تو شرف داری. چون تو پست فطرت نیستی. چون تو کیروش نیستی!... بازنده بزرگ بازی امشب، تیم الجزیره امارات نبود. بازنده بزرگ امشب "غده سرطانی فوتبال ایران" بود که صرفا برای افت روحیه بازیکنان پرسپولیس، لیستش رو درست چند ساعت مونده به بازی منتشر کرد اما تیرش به خطا رفت!
.
۲. به قول "عمو مُشتبای محرمی" سنت شکن هست. سنت تاریخی "شماره ۸" سرخ رو شکسته. پیراهنی رو که از مجتبی محرمی تا علی کریمی عادت کرده بودیم بر تن عصیانگران سرخ ببینیم، حالا برتن پسرکی میبینیم که محجوب هست و بی ادعا. اگر از دیوار صدایی درمیاد از او هم درمیاد! احمد نوراللهی... تو سالهای برهوت بازیکن شوتزن در پرسپولیس، بالاخره اومد و ما رو صاحب یک شوتزن طراز اول کرد.
باز همه چی از شوت احمد شروع شد 🤜💪
@ivankovic_branko 
@[email protected]_jalal_hosseini4 @[email protected]_mahini_13 @[email protected] @[email protected]_ahmadzadeh10 @[email protected] @[email protected] @[email protected]_khalilzadeh @[email protected] @[email protected] @[email protected] @[email protected] @mstile7 @[email protected] @[email protected]__ali @[email protected] @[email protected] @[email protected] @hamedtehrani7 @[email protected] @[email protected] @hosseinhedayatidoolabi

______

#fcperspolis
#fcpersepolis_champion
#fcpersepoliis
#fcpersepolis
#perspolis_champion
#perspolis_iran
#perspolis_tehran
#afc
#fifa
#پرسپولیس
#پرسپولیس_قهرمان
#پرسپولیس_تهران
#پرسپولیس_ایران
#شیشتایی_چهارتایی
#دسته_سه
#ده_دقیقه_ده_نفره
#دکتر_طاهری
#برانکو_ایوانکویچ
#هرچی_برانکو_بگه
#تیم_و_ببین_یاعلی

#پرسپولیس
#پرسپولیس_قهرمان
#پرسپولیس_تهران
#پرسپولیس_ایران
#شیشتایی_چهارتایی
#دسته_سه
#ده_دقیقه_ده_نفره
#دکتر_طاهری
#برانکو_ایوانکویچ
#هرچی_برانکو_بگه
#تیم_و_ببین_یاعلی
#تیم_ملی_پرسپولیس
#کانون_هواداران_باشگاه_پرسپولیس
#کمیته_مجازی_کانون_هواداران_پرسپولیس
#پرسپولیس_کبیر
#پرسپولیسی_به_رنگ_خون
#طوفان_سرخ_آسیا
#مکتب_شاهین
Read more
به حول قوه الهي پس از يك سال تلاش و هماهنگي بين دو كشور بزرگ ايران و هندوستان "اولين كنسرت موسيقي نوستالژي هند در ايران " برگزار خواهد شد.... 🇮🇳🇮🇷 در این کنسرت موتفاوت شصت سال موسیقی سینمای هند توسط بهترین نوازندگان سمفونی ایران و با حضور خواننده پیشکسوت سینمای هند با حدود چهار هزارو هفتصد ترانه ... به حول قوه الهي پس از يك سال تلاش و هماهنگي بين دو كشور بزرگ ايران و هندوستان "اولين كنسرت موسيقي نوستالژي هند در ايران " برگزار خواهد شد.... 🎼🎤🎫🇮🇳🇮🇷 در این کنسرت موتفاوت شصت سال موسیقی سینمای هند توسط بهترین نوازندگان سمفونی ایران و با حضور خواننده پیشکسوت سینمای هند با حدود چهار هزارو هفتصد ترانه در کارنامه کاری خود و همچنین ديگر , آهنگساز و خواننده جوان هندی که در کارنامه کاری خود فیلم های موفق همچون انسوی ابرها, حضرت محمد (ص), سلام بمبئی و ...... را دارا می باشد, بر روی صحنه خواهند رفت.
مديريت پروژه بر عهده آقاي كورش كبيري خواهد بود.
سرپرستی گروه موسیقی بر عهده علی فراهانی و تنظیم قطعات را پدرام شهرکی بر عهده خواهند داشت.
بزودی اطلاعات روزهای برگزاری کنسرت و نحوه تهیه بلیت توسط تبلیغات محیطی , مجازی و رسانها اعلام خواهد شد

جا دارد تشكر ويژه كنم از موسسه فرهنگي هنري " آن " , وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، سفارت هند در تهران ، انتظامات كشوري و تك تك دوستاني كه من را در اين مسير و كار بزرگ فرهنگي من را همراهي كردند . ديدار ما در كنسرت بزرگ تاريخي كشور..🎼🇮🇷🤝🇮🇳🎬
طرح و تهييه كننده : بهروز چاهل
با
همكاري و اجرا مسسه فرهنگي هنري " آن "

بزودي... @shabbirkumar
@dil.shaads
@kouroshkabiri
@ali_farahani_music @pedramshahraki @alireza_saadi. #indian #concert #iran #bollywood #vip #event #comingsoon #cultural
Read more
اشکت در میاد بخونیش.. واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه.... نخوني از دستت رفته... روزی پیغمبر خدا حضرت ...
Media Removed
اشکت در میاد بخونیش.. واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه.... نخوني از دستت رفته... روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرستانی داشت عبور،،، میکرد یه وقت دید از داخلو یکی از قبرها صدای نعره ای میامد امد بالای سر قبر پاش رو محکم زد رو زمین و فرمودند:ای بنده ی خدا پاشو وایسا. قبر شکافته شد یه جوانی از تو قبر ... اشکت در میاد بخونیش.. واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه....
نخوني از دستت رفته... روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرستانی داشت عبور،،، میکرد یه وقت دید از داخلو یکی از قبرها صدای نعره ای میامد امد بالای سر قبر پاش رو محکم زد رو زمین و فرمودند:ای بنده ی خدا پاشو وایسا.
قبر شکافته شد یه جوانی از تو قبر اومد بیرون
از تمام بدن این جوان آتش میزد بیرون،
رسول خدا فرمودند:ای جوان تواز امت کدام پیامبری که اینقدر عذاب میکشی؟
عرض کرد یا رسوالله از امت شما
پیامبر خیلی دلش به حال جوان سوخت
پیامبر فرمود:تارک الصلات بودی؟
جوان گفت:نه یارسولله من پنج وعده نمازم رو به شما اقتدا میکردم
پیامبر:روزه نگرفتی؟
جوان: یارسولله نه فقط رمضان بلکه رجب و شعبان و رمضان رو هم روزه میگرفتم.
پیامبر فرمودند:ای جوان حج نرفتی؟
گفت:مستطیع نشدم
پیامبر فرمود:جهاد نکردی؟
جوان گفت:چرا جانباز یکی از جنگ ها هستم
پیامبر اکرم سرشو بالا گرفت و فرمود:خدایا من نمیتونم عذاب کشیدن امتم را ببینم به من بگو این جوان چرا ایقدر عذاب میکشه،،،؟
خطاب رسید یا رسوالله حقت سلام میرساند و میفرماید این جوان آق مادر شده تا مادرش رضایت نده عذاب همینه.
پیامبر به سلمان، ابوذر و مقداد مفرماید برید مادر این جوان رو پیدا کنید.
رفتند مادرشو پیدا کردند.یه پیرزن ضعیف و رنجور ومریض احوال بودند.
رسول خدا باز امر کرد قبر شکافته شد جوان از قبر امد بیرون.
پیامبر فرمودند:مادر ببین پسرت چطور داره عذاب میکشه.بیا از سر تقصیر پسرت بگذر و حلالش کن.
مادر جوان:سرشو بالا گرفت و گفت:ای خدا اگر حق مادری بر گردن این پسر دارم لحظه ب لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن!!!
تمام بدن این جوان آتش گرفت
رسول خدا فرمودند:آخه زن این بچه مگه در حق تو چه بدی کرده ک تو لحظه ب لحظه داری نفرینش میکنی؟
عرض کرد یا رسولله من با زنش یه روز تو خونه مشاجره کردم، دعوامون شد،از راه رسید از من نپرسید همینجوری منو هل داد تو تنور آتش سینه ام سوخت،موهام سوخت، قسمتی از بدنم سوخت، زن ها منو از تو آتش کشیدن بیرون لباسهام رو عوض کردند.
همون سینه سوختمو دردست گرفتم در حق پسرم نفرین کردم سه روز بعد مرد.
رسول خدا فرمودند:ای زن میدونی که من پیغمبر رحمتم به خاطر من بیا از تقصیر جوانت بگذر.
سرشو بالا گرفت و گفت:ای خدا به حق این پیغمیر رحمتت قسم میدهم ک لحظه ب لحظه عذابو ب پسرم زیاد کن ک کم نکن!!!
رسول خدا به سلمان فرمودند:سلمان برو به فاطمه ام بگو تنها نه علی هم بیاره، حسن و حسین رو هم بیاره.
سلمان رفت درخانه به فاطمه(س) گفت:پیامبر پیغام داده سریع بیایید.
مادر ما زهرا(س) آمد، ع
Read more
. حضور خبرنگاران در تحریریه آزاد بود و می‌شد در روز دو ساعت هم حضور نداشته باشند. اگر این هنر را داشتی ...
Media Removed
. حضور خبرنگاران در تحریریه آزاد بود و می‌شد در روز دو ساعت هم حضور نداشته باشند. اگر این هنر را داشتی که خبرها و تازه‌های حوزه‌ی خبری را به دست آوری، لزومی نداشت کارت ورود و خروج بزنی. محمد بلوری مثلا در راه رسیدن به پشت میز روزنامه به کلانتری‌ها، پزشکی قانونی، دادگاه و دادسرا و هر جا بویی از خبر می‌برد ... .
حضور خبرنگاران در تحریریه آزاد بود و می‌شد در روز دو ساعت هم حضور نداشته باشند. اگر این هنر را داشتی که خبرها و تازه‌های حوزه‌ی خبری را به دست آوری، لزومی نداشت کارت ورود و خروج بزنی. محمد بلوری مثلا در راه رسیدن به پشت میز روزنامه به کلانتری‌ها، پزشکی قانونی، دادگاه و دادسرا و هر جا بویی از خبر می‌برد سر می‌زد. وقتی رسوایی می‌شد که در حوزه‌ی خبری خبرنگار اتفاقی بیفتد، رادیو اعلام کند یا روزنامه‌ی رقیب بیاورد و او ندیده باشد. یعنی مرتکب «خبر خوردن» شود. بار اول شاید با شوخی، ریشخند و سرزنش می‌گذشت. تکرار اگر می‌شد، باید جمع می‌کرد و می‌رفت. بر عکس «خبر زدن» از افتخارات بود. «خبرزن و خبرخور» روایت علی‌اکبر قاضی‌زاده از تحریریه‌ی روزنامه. متن کامل این مطلب را می‌توانید در بخش «درباره زندگی» شماره مردادماه داستان همشهری ببینید.

عکس: قاضی‌زاده همراه با کارشناسان سازمان ملل برای بررسی استفاده‌ی سلاح شیمیایی از سوی عراق| بهمن ۶۲
#داستان_همشهرى
#علی_اکبر_قاضی_زاده

کانال ماهنامه داستان همشهری
Telegram.me/dastanmag
Read more
‌ دو خبر یاه ستی ۱)شبکه ایران فردا بر روی ماهواره یاه ست <span class="emoji emoji1f534"></span><span class="emoji emoji1f195"></span>Iran Farda |SD on #Yahsat-1A 52.5°East ...
Media Removed
‌ دو خبر یاه ستی ۱)شبکه ایران فردا بر روی ماهواره یاه ست Iran Farda |SD on #Yahsat-1A 52.5°East /11996 V 27500 @persiansatnews پ.ن: شبکه سیاسی ایران فردا به مدیریت علیرضا نوریزاده بر روی ماهواره یاه ست روی ایر رفت.‌ ‌. . ۲)شبکه ماوا بر روی ماهواره موناکوست (یاه ست+) MAVA TV |SD ...
دو خبر یاه ستی

۱)شبکه ایران فردا بر روی ماهواره یاه ست
🔴🆕Iran Farda |SD on #Yahsat-1A 52.5°East /11996 V 27500
@persiansatnews
پ.ن: شبکه سیاسی ایران فردا به مدیریت علیرضا نوریزاده بر روی ماهواره یاه ست روی ایر رفت.‌
‌.
.
۲)شبکه ماوا بر روی ماهواره موناکوست (یاه ست+)
🔴🆕MAVA TV |SD on #Monacosat (+Yahsat-1A) 52°East /10888 V 27500 2/3
@persiansatnews

پ.ن: این شبکه متعلق به علی مرشدی دلال کثیف ، دزد و کلاهبردار یوتلست است.
در عرض دو ماه ؛ سه بار نام یک شبکه را برای رد گم کنی تغییر داده است تا به پخش رایگان خود ادامه بدهد.حتی معلوم نیست که ایا از اسم شبکه نابود شده ماوا نیز سو استفاده کرده است یا خیر!‌
‌.
.
‌⚠️این پست فاقد بخش نظرات است.اگر سوالی درباره این پست دارید آن را به دایرکت ارسال کنید.
⚠️لایک های شما باعث دلگرمی ماست! 🙏
#ماوا #mava #mavatv #iranefarda #فیلم #سریال
Read more
سفارش امام کاظم (ع) به علی بن یقطین که یاور مظلوم باش ! امّا از آن طرف به عليّ بن يقطين مي فرمود : تو در ...
Media Removed
سفارش امام کاظم (ع) به علی بن یقطین که یاور مظلوم باش ! امّا از آن طرف به عليّ بن يقطين مي فرمود : تو در دستگاه هارون بمان. او منصب وزارت داشت؛ يعني، شخص دوّم مملكت آن روز بود. چندي بعد آمد و گفت: آقا؛ من از دستگاه حكومت خسته شده ام، ميخواهم استعفا كنم و كنار بيايم. فرمود: نه، تو بايد آنجا بماني!! (فَإنَّ ... سفارش امام کاظم (ع) به علی بن یقطین که یاور مظلوم باش !

امّا از آن طرف به عليّ بن يقطين مي فرمود : تو در دستگاه هارون بمان. او منصب وزارت داشت؛ يعني، شخص دوّم مملكت آن روز بود. چندي بعد آمد و گفت: آقا؛ من از دستگاه حكومت خسته شده ام، ميخواهم استعفا كنم و كنار بيايم. فرمود: نه، تو بايد آنجا بماني!! (فَإنَّ لَنا بِكَ اُنْساً وَ لاِخْوانِكَ بِكَ عِزّاً) ؛«بودن تو در آنجا مايه ي آرامش قلب ما و موجب عزّت مسلمانان است. »

بعد فرمود: تو ضمانت يك كار را به من بده، من هم ضمانت سه چيز را به تو مي دهم. تو ضمانت كن كه هرگاه شيعيان ما در دستگاه هارون گرفتار شدند كمكشان كني و حلّ مشكل نموده و از گرفتاري نجاتشان بدهي، من هم ضمانت ميكنم كه هرگز شمشير به تو اصابت نكند و هرگز زير سقف زندان نروي و فقر هم به خانه ات راه نيابد.

خودش سالها در زندان مي مانَد ولي ميكوشَد كه دوستانش ـ آنها كه خدمتگذار مردمند ـ آسوده و محترم بمانند. دورادور هم مراقب عليّ بن يقطين بود كه اگر مشكلي برايش پيش آمد در مقام حلّ آن برآيد.

شگفتی علی بن یقطین از نامه ی امام (علیه السلام) !

مسئله اي در ميان شيعه پيش آمد كه آيا در وضو از سرِ انگشتان پا تا روي قبّه بايد مسح كشيد يا از قبّه ي پا تا سرِ انگشتان؟

عليّ بن يقطين به امام (ع) كه در حجاز بودند نامه اي نوشت و اين مطلب را سؤال كرد. جواب نامه به خط خود امام (ع) آمد كه تو از اين به بعد اين طور وضو بگير: صورتت را بشوي، دستها را از سرِ انگشتها تا مِرفَق بشوي، بعد تمام سر را و ظاهر و باطن گوشها را مسح كن، بعد پاها را هم بشوي.عليّ بن يقطين نامه را كه خواند تعجّب كرد كه اين دستور وضوي سنّي است!
وضوي شيعه مسلّم به اين كيفيت نيست. ولي گفت: من وظيفه اي جز تبعيّت از دستور امام ندارم و بايد به همين كيفيت وضو بگيرم. مدّتي گذشت تا اينكه دشمنان عليّ بن يقطين از او نزد هارون سعايت كردند و به او گفتند: اين عليّ بن يقطين كه نزد شما اين قدر قربِ منزلت دارد ؛رافضي و از دوستان موسي بن جعفر است و در خفا براي روي كار آمدن او فعاليّت دارد. او گفت: من كه هيچ نقصي در او نديده ام و باور نمي كنم. عاقبت گفتند : در وضو او را امتحان كن! ـ چون يك اختلاف روشني كه سنّي با شيعه دارد در وضو است ـ در خلوت مراقب او باش و ببين چطور وضو مي گيرد. عليّ بن يقطين نيز عادت داشت كه در جاي خلوت وضو بگيرد و نماز بخواند. يك روز هارون او را به بهانه ي اينكه كار ضروری دارد در كاخ، نزد خود نگه داشت. موقع نماز كه شد او به جاي خلوتي رفت تا وضو بگيرد. هارون از جايي كه او نبيند مراقبش بود امّا ديد او بر
Read more
 #هرگز_یادم_نخواهد_رفت ما خسته بودیم. تن‌هامان رنجور بود. بوی عرق می‌دادیم. موهای سرهامان ...
Media Removed
#هرگز_یادم_نخواهد_رفت ما خسته بودیم. تن‌هامان رنجور بود. بوی عرق می‌دادیم. موهای سرهامان چرب شده بود. گوشه لب‌هامان شوره تَف زده بود. صورت‌هامان آفتاب‌سوخته بود و پاهامان برای‌مان طاقچه‌بالا می‌گذاشتند. چهار روزِ تمام کوه‌ها را،دشت‌های سبز را،خانه‌های روستایی را،مردمان ... #هرگز_یادم_نخواهد_رفت
ما
خسته بودیم.
تن‌هامان رنجور بود.
بوی عرق می‌دادیم.
موهای سرهامان چرب شده بود.
گوشه لب‌هامان شوره تَف زده بود.
صورت‌هامان آفتاب‌سوخته بود
و پاهامان برای‌مان طاقچه‌بالا می‌گذاشتند.
چهار روزِ تمام
کوه‌ها را،دشت‌های سبز را،خانه‌های روستایی را،مردمان آرام و ساکتشان را،چشمان زیبای همیشه‌منتظرشان را درنوردیده بودیم.
هرجا کم می‌آوردیم برای خودمان روضه دربه‌دری می‌خواندیم.
پای هر درخت تناور زیبایی که از کمر تا می‌شدیم،دست روی زانوها می‌گذاشتیم و به لغزیدن قطره‌های درشت عرق از قفای سرمان تا گودی کمرمان دقت می‌کردیم؛به تمام مسیری که طی می‌کرد.به تمامی مسیری که آمده بودیم؛ از قم،از تهران تا دروازه اروپای غربی؛بوسنی و هرزگوین.
هرجا کسی عقب می‌افتاد،جاده نجف کربلا را یادآور می‌شدیم؛اربعین را،گرما و غبارش را،تشنگی و خستگی‌ش را،سوگ و بغض و شوقش را.
دست دل هم را می‌گرفتیم،بلند می‌کردیم و ادامه می‌دادیم؛تمام صد کیلومتر راهی را که بیست و اندی سال قبل‌ترش،مسلمان‌ها از ترس صرب‌های متجاوز دویده بودند،افتاده بودند،برخاسته بودند و باز دویده بودند،افتاده بودند،کشته شده بودند،مثله شده بودند،دفن شده بودند،زنده‌به‌گور شده بودند.
ما
عاقبت رسیده بودیم
پس از چهار روز پیاده‌روی
رسیده بودیم
به شهر سَربه‌نیست‌ها
شهر سِرِبْرِنیتسا
همگی‌مان را جمع کردند مقابل یک سوله،یک‌سازه بتونی بزرگ.
به ما می‌گفتند بیست‌واندی سال قبل،آنقدر مسلمان‌های قلب اروپا بی‌صاحب و آقا شده بودند که صرب‌های متجاوز جمعشان کرده بودند داخل این‌جا،زن‌ها جدا،مردها جدا،اطفال جدا و بعد..
هنوز دیوارها رعب‌انگیز بودند؛بوی انتظار مرگ می‌دادند.
بیرون از سوله،جایی در حاشیه شهر سربرنیستا،پشت نوار امنیتی به انتظار ایستادیم.
منتظر تا سفیر آمریکا و اعوان و انصارش از بازدید سوله بیرون بیایند.
چقدر دلمان می‌خواست رخ‌دررخ‌شان،پرچم سه‌رنگ بر دوش،مرگ را برایشان هجی کنیم و فریاد بزنیم.
اما دست‌هامان بسته بود.
جلاد که رفت،ما به معراج شهدای بوسنیایی‌ها پاگذاشتیم.
چونان رسیدن قبیله بنی‌اسد به دشت بلا.
تمام‌نگاه،ساکت،متحیر،پر از اندوه و پرسش‌ که..
بِاَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت.
ما اما حسین را داشتیم،جهان،سراسر برای‌مان روضه بود.تیرهای بلا که بیایند،دنیا که برای‌مان تنگ‌ شود،به سوی حسین فرار می‌کنیم،به دشت بلا می‌زنیم،آتش درونمان را خاموش می‌کنیم اما مسلمانان بوسنی چه؟داغ‌های دلشان را به چه تسلی می‌دهند؟
*
وقت صلاة ظهر یکی‌مان اذان گفت،نام علی را کنار گوششان زمزمه کردیم،زمین را سجاده کردیم و کنارشان نمازی به رسم فاطمیون خواندیم.
Read more
‍ #هوالعشق #پسر_است_دیگر... . . <span class="emoji emoji1f33a"></span>🇮🇷دیروز ۲۰ فروردین بود*، روز ملی فناوری هسته ای؛ پسری آمده ...
Media Removed
‍ #هوالعشق #پسر_است_دیگر... . . 🇮🇷دیروز ۲۰ فروردین بود*، روز ملی فناوری هسته ای؛ پسری آمده بود به پدرش سر بزند. دست در دست مادربزرگش آمده بود اتاق پدرش ظاهرا خالی بود مادر بزرگش به علی گفت:«بیا، من کسی را که از بابامصطفی خبر داشته باشد می شناسم» سر مزار شهیدگمنام رسیدند، علی بر سنگ دستی ... ‍ #هوالعشق
#پسر_است_دیگر...
.
.
🌺🇮🇷دیروز ۲۰ فروردین بود*، روز ملی فناوری هسته ای؛
پسری آمده بود به پدرش سر بزند.
دست در دست مادربزرگش آمده بود
اتاق پدرش ظاهرا خالی بود
مادر بزرگش به علی گفت:«بیا، من کسی را که از بابامصطفی خبر داشته باشد می شناسم»

سر مزار شهیدگمنام رسیدند، علی بر سنگ دستی کشید، و پلاکی که هدیه گرفته بود را بالا گرفت، نگاه غمگینش که تمام شد با لبخندی آمیخته با بغض رو به من کرد و گفت:« با دوست بابام از من عکس بگیر»
.
.
🌺🇮🇷دیروز ۲۰ فروردین بود، روز ملی فناوری هسته ای؛
پسری آمده بود به پدرش سر بزند
و خستگی اش را با یک ماچ در بکند
دست در دست مادرش آمده بود
اتاق پدرش ظاهرا خالی بود
رفت و یک راست نشست روی صندلی بابا، چرخی زد و کمی منتظر ماند
گفت نقاشی بکشم برای بابا، تا وقتی آمد ببیند؟
و کشید داستانی از پلیسهایی در تعقیب دزدان و فرار دزدان ترسو
تمام که شد با لبخندی از سر شادی رو به من کرد و گفت:« با نقاشی ام از من عکس بگیر» .
.
🌺🇮🇷دیروز ۲۰ فروردین بود، روز ملی فناوری هسته ای؛
پسری آمده بود به پدرش سر بزند
اتاق پدرش ظاهرا خالی بود
پس قرار شد برود جایی که بابا ممکن بود آنجا باشد
دستش در دست من بود وقتی که دربین سانتریفیوژها می دویدیم
یکی از دوستان پدرش گفت:« راستی علیرضا میدونی خیلی از این ها رو بابات برای ما خریده
و خیلی هم برای خریدشون زحمت کشیده؟!»
صحبتش که تمام شد با لبخندی از سر شادی رو به من کرد و گفت:« با این ها از من عکس بگیر» .
.
🌺🇮🇷دیروز ۲۰ فروردین بود، روز ملی فناوری هسته ای؛
پسری آمده بود به پدرش سر بزند
و پدرش قدم به قدم با پسرش همسفر بود .
.
.🌺🇮🇷دیروز ۲۰ فروردین بود، روز ملی فناوری هسته ای؛
اما نه سانتریفوژی باقی مانده است و نه راکتوری
نه صندلی پدر و نه نقاشی ای
نه دوستان پدر و نه ... هرچه که بود سیمان بود و غربت...
.
.
#سيمان_در_قلب_رآكتورهايمان_با_بوي_نان
.
. *پ.ن:بازدید خانواده شهید مصطفی احمدی روشن از تأسیسات هسته ای نطنز، سایت شهید احمدی روشن، ۲۱ فروردین ۱۳۹۲ 🌹🍃🌹🍃🌹🍃 .
كانال رسمي #شهید_مصطفی_احمدی_روشن
https://t.me/mostafaahmadiroshan
#شهید_هسته_ای #شهید_احمدی_روشن #مصطفی_احمدی_روشن #احمدی_روشن #علیرضا_احمدی_روشن #ما_همه_مصطفاییم #دوست_شهید_من #دانشمند_هسته_ای #عطر_شهيد
Read more
ای سفیهان بهر خود هم اندکی غوغا کنید حال خود را دیده‌، واغوثا و واویلا کنید کیسه‌های خالی خود را ...
Media Removed
ای سفیهان بهر خود هم اندکی غوغا کنید حال خود را دیده‌، واغوثا و واویلا کنید کیسه‌های خالی خود را دهید آخر تکان پس تکانی خورده دزد خویش را پیدا کنید تا به کی با این لباس ژنده می‌ریزید اشک با جوی غیرت لباس از اطلس و دیبا کنید کشته شد شاه شهیدان تا شما گیرید پند پیش ظالم پافشاری یکه و تنها کنید خانه‌هاتان ... ای سفیهان بهر خود هم اندکی غوغا کنید

حال خود را دیده‌، واغوثا و واویلا کنید

کیسه‌های خالی خود را دهید آخر تکان

پس تکانی خورده دزد خویش را پیدا کنید

تا به کی با این لباس ژنده می‌ریزید اشک

با جوی غیرت لباس از اطلس و دیبا کنید

کشته شد شاه شهیدان تا شما گیرید پند

پیش ظالم پافشاری یکه و تنها کنید

خانه‌هاتان شد خراب اما صداهاتان گرفت

آخر ای خانه‌خرابان لااقل نجوا کنید

انتظار از مجلس و از شیخ و از ملای شهر

کار بیهوده است خود را حاضر دعوا کنید

خودکشی باشد قمه برسرزدن‌، آن تیغ تیز

بر سر دشمن زنید و خویش را احیا کنید

این دکاکین کساد ای اهل تهران بسته به

دکه بربندید و مشت ظالمان را واکنید

ای جوانان مدارس‌، بی‌سوادان حاکمند

این گروه بینوا و سفله را رسوا کنید

ای رفیقان اداری‌، رفت قانون زیر پای

حفظ قانون را قیامی سخت و پابرجا کنید

ای دیانت‌پیشگان دین رفت و دنیا نیز رفت

چشم‌پوشی بعد از این از دین و از دنیا کنید

چشم‌هاتان روشن ای مشروب خواران قدیم

هم به‌ضد یکدگر هنگامه و غوغا کنید

کشور دارا لگدکوب سمند جور شد

راستی فکری برای کشور دارا کنید

چون که ننهادید بر قانون و بر خویش احترام

مستبدین از شما یک‌یک کشیدند انتقام

رفته حس مردمی از مرد و زن‌، من باکیم

نیست گوشی تا نیوشد این سخن‌، من با کیم؟

بیست سال افزون زدم داد وطن، نشنید کس

تازه از نو می‌زنم داد وطن‌، من با کیم

همچو بلبل گر هزار آوا برآرم‌، چون که هست

گوش‌ها بر نغمهٔ زاغ و زغن‌، من با کیم

هی‌علی و هی‌حسین و هی‌حسن گویم‌،‌چو نیست

نی علی و نی حسین و نی حسن‌، من با کیم

گاه گویم کز مشیری مؤتمن جویم علاج

چون نمی‌بینم‌ مشیری مؤتمن‌، من با کیم

می‌زنم در انجمن فریاد واویلا ولیک

پنبه دارد گوش اهل انجمن‌، من با کیم

خلق ایران دسته‌ای دزدند و بی‌دین‌، دسته‌ای

سینه‌زن‌، زنجیرزن‌، قداره‌زن‌، من با کیم

گویم این قداره را بر گردن ظالم بزن

لیک شیطان گویدش بر خود بزن‌، من باکیم

گویم این زنجیر بهر قید دزدانست و او

هی زند زنجیر را بر خویشتن‌، من با کیم

گویم ای نادان به ظلم ظالمان گردن منه

او بخارد گردن و ریش و ذقن‌، من با کیم

گویمش باید بپوشانی کفن بر دشمنان

باز می‌پوشد به عاشورا کفن‌، من با کیم

گویم ای واعظ دهانت را لئیمان دوختند

او همی بلعد ز بیم آب دهان‌، من با کیم

گویم ای‌ آخوند خوردند این شپش‌ها خون تو

او شپش می‌جوید اندر پیرهن‌، من با کیم

گویمش دین رفت از کف‌، گوید این باشد دلیل
بر ظهور مهدی صاحب زمن‌، من با کیم

گویم ای کلّاش‌، آخر این گدایی تا به کی
..... ملکالشعرای بهار
Read more
وقتی تبر شکست درخت نخندید و گریه کرد/ از حال خویش‌گذشت و به هیزم شکن نظاره کرد/ درد های شاخه ...
Media Removed
وقتی تبر شکست درخت نخندید و گریه کرد/ از حال خویش‌گذشت و به هیزم شکن نظاره کرد/ درد های شاخه را به باد صبا سپرد رفت / بر کودک نشسته به سرما چکامه کرد/ بر آن زنان خسته ی بازار تا غروب/ هی رفت و آمد عذرش اعاده کرد/ گفت تقصیر من نبود که دیگر نیامدم / باور کنید که ریشه دعایش افاقه کرد/ از سبزه های رسته به ... وقتی تبر شکست درخت نخندید و گریه کرد/ از حال خویش‌گذشت و به هیزم شکن نظاره کرد/ درد های شاخه را به باد صبا سپرد رفت / بر کودک نشسته به سرما چکامه کرد/ بر آن زنان خسته ی بازار تا غروب/ هی رفت و آمد عذرش اعاده کرد/ گفت تقصیر من نبود که دیگر نیامدم / باور کنید که ریشه دعایش افاقه کرد/ از سبزه های رسته به آفتاب نو رسید ‌‌‌‌‌/ از خلف وعده برگ ها انابه کرد/ گفتش قرار‌ تو با برگ بد نبود / وقتی دلم شکست که برگ هم شکستن من را اراده کرد ...
#علی_مکرم_دوست
#وعده #غروب #درخت #مینیمال #زاگرس #چهارمحال_و_بختیاری #پاییز۱۳۹۶ #آرش #نوچیان #آرش_نوچیان
#promise #sunset #tree #minimal #Chaharmahal_va_Bakhtiari #Zagros #autumn2017 #tree #persianlikes #minimalha @nikoniran.officia #ir_photographer #abc_minimal #nokate_axasi #aks__ir #ir_aks #nikonegaresh #Arash #Nochian #Arash_Nochian #ArashNochian
Read more
. اندر دل ما تویی نگارا غیر تو کلوخ و سنگ خارا هر عاشق شاهدی گزیدست ما جز تو ندیده‌ایم یارا گر ...
Media Removed
. اندر دل ما تویی نگارا غیر تو کلوخ و سنگ خارا هر عاشق شاهدی گزیدست ما جز تو ندیده‌ایم یارا گر غیر تو ماه باشد ای جان بر غیر تو نیست رشک ما را ای خلق حدیث او مگویید باقی همه شاهدان شما را بر نقش فنا چه عشق بازد آن کس که بدید کبریا را بر غیر خدا حسد نیارد آن کس که گمان برد خدا را گر رشک و حسد بری ... .
اندر دل ما تویی نگارا
غیر تو کلوخ و سنگ خارا

هر عاشق شاهدی گزیدست
ما جز تو ندیده‌ایم یارا

گر غیر تو ماه باشد ای جان
بر غیر تو نیست رشک ما را

ای خلق حدیث او مگویید
باقی همه شاهدان شما را

بر نقش فنا چه عشق بازد
آن کس که بدید کبریا را

بر غیر خدا حسد نیارد
آن کس که گمان برد خدا را

گر رشک و حسد بری برو بر
کین رشک بدست انبیا را

چون رفت بر آسمان چارم
عیسی چه کند کلیسیا را

بوبکر و عمر به جان گزیدند
عثمان و علی مرتضا را

شمس تبریز جو روان کن
گردان کن سنگ آسیا را
.
#شعر_کهن #غزل_فارسی #بیت_ناب #شاه_بیت #ادبيات #ادبی #هنر #فرهنگ #شعر_ناب #شعروغزل #شعروگرافی #عکس_نوشته #شعر_پارسی #شعر_فارسی #اشعار_ناب #اشعارناب #تک_بیت #poem #Persian #poetry #Iran
Read more
#بسم_رب_الشهدا_و_الصدیقین . #شهدای_مدافع_حرم . #محسن_حججی . #شهادت_مبارک . #ما_مدیون_خون_شهدا_هستیم . 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 . تا محضر دوست، بى نشان باید رفت بى سر به سرِ نیزه عیان باید رفت مانند علمدار ادب باید کرد درخیمه صاحب الزمان(عج) باید رفت . #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم . #اللهم_عجل_لوليك_الفرج . #بر_دشمن_مرتضی_علی_لعنت . #بر_منکرین_اقا_امیرالمومنین_لعنت . #بر_منکرین_خون_شهدای_مدافعان_حرم_لعنت . #بر_منکرین_خون_شهدا_لعنت #بسم_رب_الشهدا_و_الصدیقین .
#شهدای_مدافع_حرم .
#محسن_حججی .
#شهادت_مبارک .
#ما_مدیون_خون_شهدا_هستیم .
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
.
تا محضر دوست، بى نشان باید رفت
بى سر به سرِ نیزه عیان باید رفت

مانند علمدار ادب باید کرد
درخیمه صاحب الزمان(عج) باید رفت
.
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم .
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج .
#بر_دشمن_مرتضی_علی_لعنت .
#بر_منکرین_اقا_امیرالمومنین_لعنت .
#بر_منکرین_خون_شهدای_مدافعان_حرم_لعنت
.
#بر_منکرین_خون_شهدا_لعنت
<span class="emoji emoji270b"></span>شنیدید میگن«سرش بره قولش نمیره»؟؟ . <span class="emoji emoji1f337"></span>روی دستش "پسرش"رفت ولی" قولش نَه"<span class="emoji emoji1f337"></span> . <span class="emoji emoji1f337"></span>نیزه ها تا "جگرش"رفت ...
Media Removed
شنیدید میگن«سرش بره قولش نمیره»؟؟ . روی دستش "پسرش"رفت ولی" قولش نَه" . نیزه ها تا "جگرش"رفت ولی"قولش نَه" . این چه خورشید غریبی است که با حال نزار . پای"نعش قمرش" رفت ولی "قولش نَه" . شیر مردی که در آن واقعه "هفتاد و دو" بار . دست غم بر "کمرش"رفت ولی" قولش نَه" . هر کجا ... ✋شنیدید میگن«سرش بره قولش نمیره»؟؟
.
🌷روی دستش "پسرش"رفت ولی" قولش نَه"🌷
.
🌷نیزه ها تا "جگرش"رفت ولی"قولش نَه"🌷
.
🌷این چه خورشید غریبی است که با حال نزار🌷
.
🌷 پای"نعش قمرش" رفت ولی "قولش نَه" 🌷
.
🌷شیر مردی که در آن واقعه "هفتاد و دو" بار🌷
.
🌷دست غم بر "کمرش"رفت ولی" قولش نَه" 🌷
.
🌷هر کجا مینگری "نام حسین است و حسین"🌷
.
🌷ای دمش گرم "سرش"رفت ولی"قولش نَه"🌷
.
📝💬پ.ن:
ارباب.تو را به علی اکبرت،یبار دیگه کربلا قولشو به ما بده...😢😞
.
📝💬پ.ن۲:
🌹حرمت بکرترین سوژه نقاشی ها
و گنبدت منبع الهام غزل پاشی ها💐
.
🌹با نگاهت همه زندگی ام بر هم ریخت
عشق شد ساده ترین شکل فروپاشی ها💐
.
🌹چشم تو هر طرف افتاد فقط کشته گرفت
مثل چاقو که بیفتد به کف ناشی ها💐
.
🌹ماهی قرمزم و دلخوشی ام این شده که
عکس ماه تو بیفتد به تن کاشی ها💐
.
🌹بنشینم چای بریز که کمی مست شوم
دلخوشم کرده همین پیش تو ناخوشی ها💐
.
🌹آرزویم فقط این است بگویم زائر حرمت
اربعین هم منتظر آمدنم باشی ها!💐
.
🌹 #دل_حریم_کبریاست...
🌹 #براظهورصلوات...
{الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و َآلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم}
Read more
بسم رب النقی . <span class="emoji emoji1f4a5"></span>محمد بن حسن علوی می گوید! . 🔆متوکل می خواست #امام_هادی علیه السلام را که نوجوان ...
Media Removed
بسم رب النقی . محمد بن حسن علوی می گوید! . 🔆متوکل می خواست #امام_هادی علیه السلام را که نوجوان بود تحقیر کند! 🔆دستور داد او را از یکی از دروازه های #سامرا وارد قصرش کنند و مردم به #امام_نقی بی اعتنا باشند! 🔆مردم به همدیگر می گفتند ما از جای خود حرکتی نمی کنیم چون #نقی نوجوانی بیش نیست و هیچ مزیت ... بسم رب النقی
.
💥محمد بن حسن علوی می گوید!
.
🔆متوکل می خواست #امام_هادی علیه السلام را که نوجوان بود تحقیر کند!
🔆دستور داد او را از یکی از دروازه های #سامرا وارد قصرش کنند و مردم به #امام_نقی بی اعتنا باشند!
🔆مردم به همدیگر می گفتند ما از جای خود حرکتی نمی کنیم چون #نقی نوجوانی بیش نیست و هیچ مزیت و فضیلتی بر ما ندارد!
🔆آقا وارد شد! تا چشمشان به حضرت افتاد ناخودآگاه مقابلش تعظیم کردند!
🔆علی بن محمد بن الرضا علیه السلام که رفت، مردم به یکدیگر می گفتند:
🔆به خدا قسم! ﻫﻤﻴﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻳﻢ، ﻋﻈﻤﺖ ﻭ ﺷﻮﮐﺖ ﺍﻭ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻴﻢ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺁﻭﺭﺩﻳﻢ!!!
.
🔎ﺇﺛﺒﺎﺕ ﺍﻟﻬﺪﺍﺓ جلد ۳ صفحه ۳۶۹ حدیث ۳۲
🔎ﺍﻟﺨﺮﺍﻳﺞ ﻭ ﺍﻟﺠﺮﺍﻳﺢ جلد ۲ صفحه ۶۷۵ حدیث ۷
.
.
🔅 #نوکر_نوشت:
.
🌟یا علی بن جواد یا امام المتقین
🌟ای امام دهمین ای شهید راه دین
🌟تا صف محشر بود در ادامه راه تو
🌟ای پناه عالمین، #رهبر دنیا و دین...
.
💫شکر خدا که اسیر #امام_دهم شدم!
.
.
💛السلام علیک یا غریب #سامراء
💛السلام علیک یا #نقی_بن_تقی!
💛السلام علیک یا #هادی_آل_محمد
💛السلام علیک یا #مظلوم_بن_مظلوم
💛السلام علیک یا ابالحسن یا #علی_بن_محمد
.

#Mohammad_javaz ادمین

@MAMAD_JVZ_110

Read more
... هوشنگ ابتهاج: آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت  درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست ...
Media Removed
... هوشنگ ابتهاج: آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت  درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد  تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت  قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت مرغ دریا خبر از یک شب طوفانی داشت  گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و ... ...
هوشنگ ابتهاج:
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت 
درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد 
تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت

دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت 
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت

مرغ دریا خبر از یک شب طوفانی داشت 
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت

چه هوایی به سرش بود که با دست تهی 
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت

بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید 
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت

دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول 
چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت

همنوای دل من بود به هنگام قفس 
ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت

#هوشنگ_ابتهاج
#علی_برات_نژاد
#خوشنویسی
#نستعلیق
#شعر_ناب
#ابیات_ناب
#Calligraphy
Read more
. #ظریف در شورای روابط خارجی #آمریکا: "من درباره منطقه‌مان حرف می‌زنم. نه ایران و نه #عربستان نمی‌توانند قدرت غالب منطقه باشند.این یک حقیقت است. ما نیاز داریم که این حقیقت را بفهمیم هرچند که پذیرش آن می‌تواند دردآور باشد..در این مسیر #ایران و عربستان #منطقه را نابود میکنند" جالب اینکه وزارت ... .
#ظریف در شورای روابط خارجی #آمریکا:
"من درباره منطقه‌مان حرف می‌زنم. نه ایران و نه #عربستان نمی‌توانند قدرت غالب منطقه باشند.این یک حقیقت است. ما نیاز داریم که این حقیقت را بفهمیم هرچند که پذیرش آن می‌تواند دردآور باشد..در این مسیر #ایران و عربستان #منطقه را نابود میکنند"

جالب اینکه وزارت خارجه این سخنان را تکذیب کرد.
اما اکنون باید دید منظور ظریف از نابودی منطقه توسط ایران چیست؟
.

در جریان حکمیت دروغی که سالها شنیدیم و باور کردیم ساده لوحی و سادگی ابوموسی بود.
.
ابوموسی کسی نبود که یک شبه به علی(ع) رسیده باشد. #ولایت_گریزی او را میتوان در جریانهای قبل از صفین نیز مشاهده کرد.در جریان #جنگ_جمل مولا علی ع مردم کوفه را به یاری طلبیدند اما او که والی منصوب عمر وعثمان در کوفه بود خطاب به مردم گفت:به نفع هیچ یک از دو طرف درگیر اقدامی نکنید.
.
اینجا بود که فرمان عزل او توسط مولا صادر شد.بعد از عزل,ابوموسی به #شام رفت و در محلی بین صفین و #دمشق ساکن شد.یعنی در مکانی تحت ولایت معاویه و نزدیک به شام.
.
تا اینکه جریان #صفین اتفاق افتاد.با اصراراشعث بن غیث بنیانگذار خوارج و افراد زیر دستش,ابوموسی به عنوان حکم انتخاب شد و با وجود استدلال علی(ع)که این شخص با من مخالف بوده و بی طرف نیست واکنون ساکن شام و با معاویه هم دست است پس نمی تواند نماینده من باشد اما با اصرار,ابوموسی تحمیل شد.
.
اولین پیشنهاد ابوموسی به عمروعاص این بود که علی(ع)و معاویه لعنت الله علیه از خلافت برکنار شوند و ما کس دیگری انتخاب کنیم.
.
پس از مذاکرات و هنگام اعلام نتیجه,ابن عباس که نماینده ناظر امام علی(ع)بود به ابوموسی گفت اول بگذار عمر و عاص نظرش را اعلام کند ولی او گفت نه ما توافق کردیم و من اول نظرم را می گویم.هر چه ابن عباس گفت که او پای بند به هیچ عهد و پیمانی نیست اما به گوشش نرفت.این پافشاری نشان از #توافقات_محرمانه آنها دارد
.
و بعد از این توافق ننگین بود که ابوموسی,علی(ع)و معاویه را همزمان از خلافت عزل کرد و عمروعاص معاویه را نصب
.
عجب تکرار تاریخ را به نظاره نشسته ایم."نه ایران و نه عربستان نمی‌توانند قدرت غالب منطقه باشند."جمله آشنای ابوموسی است که گفت:نه علی و نه معاویه"و اسلام ابوسفیانی را در کنار اسلام علوی نشاند و لطماتی جبران ناپذیر بر سپاه علی علیه السلام وارد آورد
.
و بر خیانت ابوموسی همین بس که مولا علی(ع)در مورد این دو حَکَم فرمود:"این دو نفر با اینکه حق را خوب میشناختند,خواستشان بر اساس ستمگری بود"
.
در تمام این صحنه سازیها و توافقات نقش ابوموسی اشعری کمتر از عمروعاص نبود.
Read more
... دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد  در لحظه «می» نظم دو تا شانه به هم خورد دستور رسيد از ته مجلس ...
Media Removed
... دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد  در لحظه «می» نظم دو تا شانه به هم خورد دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل  پيمانه «می» تا سر ميخانه به هم خورد دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست دست همهٔ قوم صميمانه به هم خورد لبيك علی، قطره باران به زمين ريخت «لبيك علی» نور و تن دانه به هم خورد #مهدی_رحیمی #گل #عید_غدیر_خم ... ...
دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد 
در لحظه «می» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل 
پيمانه «می» تا سر ميخانه به هم خورد

دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست
دست همهٔ قوم صميمانه به هم خورد

لبيك علی، قطره باران به زمين ريخت
«لبيك علی» نور و تن دانه به هم خورد

#مهدی_رحیمی
#گل
#عید_غدیر_خم بر مسلمانان جهان مبارک و پرخیر و برکت باد
#flower
#ir_flower
Read more
. ...و لا تحسدوا (حسادت نکنید)... و بعد ، همگان دیدند که این دستِ علی بود بالا می رفت. حسادتِ شیطان به توحید ، صحابه به علی و امروز... بعضی به رهبری...!!! غدیر یعنی ؛ توحیدِ حاکمیت و حاکمیتِ توحید ، توحیدِ قانون و قانونِ توحید ، توحیدِ کلمه و کلمه ی توحید ... غدیر یعنی ؛ توحید ، بدون ولایت ، ... .
...و لا تحسدوا (حسادت نکنید)... و بعد ،
همگان دیدند که این دستِ علی بود بالا می رفت.
حسادتِ شیطان به توحید ، صحابه به علی و امروز... بعضی به رهبری...!!!
غدیر یعنی ؛
توحیدِ حاکمیت و حاکمیتِ توحید ،
توحیدِ قانون و قانونِ توحید ،
توحیدِ کلمه و کلمه ی توحید ...
غدیر یعنی ؛
توحید ، بدون ولایت ، توحید نیست!
عیدِ اکمالِ دین و اتمامِ نعمت مبارک.

#آقا_جون
#سید_مهدی_موسوی
خدا میدونه چقدر تو این روزا کمبودتون و حس میکنم . خدا میدونه تو این غدیر چقدر تو خوندنام یادتون کردم . خدا کنه شما هم یاد ما بکنید پیش مولاااااااااا . روح بلندتون همجوار و همسایه ی مولاااا

#عیدالله_الاکبر
#عید_غدیر_مبارک
#بر_دشمن_مرتضی_علی_لعنت
#بر_منکر_مرتضی_علی_لعنت
#حق_با_علیست
#حیدریم_قلندرم_مستم
#بنده_ی_مرتضی_علی_هستم
#حق_با_علیست
Read more
امیرالمومنین روی قبر سلمان چه نوشتند؟ ۔ ۔ ۔  اصبغ بن نباته مي گويد: همين که سلمان از دنيا رفت و هنوز ...
Media Removed
امیرالمومنین روی قبر سلمان چه نوشتند؟ ۔ ۔ ۔  اصبغ بن نباته مي گويد: همين که سلمان از دنيا رفت و هنوز ما جنازه ي او را از قبرستان برنداشته بوديم، ناگهان مردي را سوار بر استر ديديم که خيلي غمگين بود.از استر پياده شد و بر ما سلام کرد و ما جواب سلام او را داديم، گفت: «در مورد غسل و نماز وکفن و دفن جنازه ي سلمان، ... امیرالمومنین روی قبر سلمان چه نوشتند؟
۔
۔
۔  اصبغ بن نباته مي گويد: همين که سلمان از دنيا رفت و هنوز ما جنازه ي او را از قبرستان برنداشته بوديم، ناگهان مردي را سوار بر استر ديديم که خيلي غمگين بود.از استر پياده شد و بر ما سلام کرد و ما جواب سلام او را داديم، گفت: «در مورد غسل و نماز وکفن و دفن جنازه ي سلمان، جديت و شتاب کنيد.» ما او را کمک کرديم، او براي حنوط و کفن و دفن، کافو آورده بود. به دستور او آب آورديم، او جنازه ي سلمان را غسل داد وکفن کرد و نماز بر جنازه خوانديم و جنازه را دفن نموديم.آن مرد، اميرمؤمنان علي عليه السلام بود که خودش لحد قبر سلمان را چيد و قبر را پوشانيد. حضرت علی (ع) در آخر کار با دست خود بر روی قبر سلمان شعر زیر را نوشتند:
۔
۔
۔

وفدت علی الکریم بغیر زاد * من الحسنات والقلب السلیمی
وحمل زاد اقبح کل شیی * اذا کان الوفود علی الکریمی
۔
۔
۔
۔

ترجمه: بدون هیچ زاد و توشه ای از حسنات و قلب سلیم بر شخص کریمی وارد شدم و در پیشگاه کریم بردن زاد و توشه زشت ترین کار اس۔
۔
۔
۔  آنگاه سوار بر استر شد که برود، در همين موقع به دامنش چسبيدم و گفتم: «اي اميرمؤمنان! چه کسي خبر درگذشت سلمان را به تو داد و چگونه (به اين زودي از مدينه) به اينجا آمدي، با اين که فاصله ي راه طولاني است؟)فرمود:« اي اصبغ! از تو پيمان مي گيرم که در صورت آگاهي از اين ماجرا تا زنده هستم به کسي نگويي.»
گفتم: «اي اميرمؤمنان! من قبل از تو مي ميرم.»فرمود:« نه ، عمرت طولاني مي گردد.»گفتم:« بسيار خوب، پيمان مي بندم تا زنده هستي به کسي نگويم.»
فرمود:« اي اصبغ! من هم اکنون در کوفه نماز خواندم و از مسجد به سوي خانه بازگشتم. در خانه خوابيدم، در عالم خواب شخصي نزد من آمد و گفت: «سلمان از دنيا رفت.» بي درنگ برخاستم و سوار بر استرم شدم و آنچه براي تجهيز ميت لازم است باخود برداشتم و به سوي مدائن آمدم. خداوند اين راه دور را برايم نزديک کرد و اکنون اينجا هستم. رسول خداصلي الله عليه و آله مرا از اين ماجرا آگاه کرده بود.
اصبغ مي گويد: ديگر علي عليه السلام را نديدم، نفهميدم به آسمان رفت يا به زمين و سپس به کوفه آمدم. صداي اذان مسجد را شنيدم، به مسجد رفتيم، ديديم اميرمؤمنان علي عليه السلام به نماز جماعت ايستاده است. اين بود سرگذشت عجيب آمدن امام علي عليه السلام کنار جنازه ي سلمان.
۔
۔
۔

پ ن: این متن نوشته ای است که از دیرباز اجداد و نیکانان ما به رسم و سنت گذشتگان بر روی سنگ قبرها می نگاشتند
نمونه موردی، عکس: سنگ قبری در گورستان #دارالسلام_شیراز
۔
۔
۔ 📚بحارالانوار

@shiraz404
@shirazioybahal
Read more
چکیده ای ازوصیت نامه شهیدمحمدرضادهقان بسم الله الرحمن الرحیم " وفدیناه بذبح عظیم" و او را به قربانی ...
Media Removed
چکیده ای ازوصیت نامه شهیدمحمدرضادهقان بسم الله الرحمن الرحیم " وفدیناه بذبح عظیم" و او را به قربانی بزرگی بازخریدیم. سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۷ اینجانب محمدرضا دهقان امیری فرزند علی در سلامت کامل روانی و جسمی و در آرامش کامل شهادت می دهم به یگانگی حضرت حق و شهادت می دهم به دین مبین اسلام و قرآن ... چکیده ای ازوصیت نامه شهیدمحمدرضادهقان

بسم الله الرحمن الرحیم "
وفدیناه بذبح عظیم" و او را به قربانی بزرگی بازخریدیم. سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۷

اینجانب محمدرضا دهقان امیری فرزند علی در سلامت کامل روانی و جسمی و در آرامش کامل شهادت می دهم به یگانگی حضرت حق و شهادت می دهم به دین مبین اسلام و قرآن و نبوت خاتم الانبیاء حضرت محمد(ص) و امامت امیرالمومنین حیدر کرار علی ابن ابی طالب(ع) و یازده فرزند ایشان که آخرینشان حضرت حجت قائم آل محمد(عج) برپا کننده عدل علوی در جهان و منتقم خون مادرسادات خانوم فاطمه زهراء(س) می باشد. ( اللهم عجل لولیک الفرج)
با سلام بر همه ی دوستان، آشنایان و اقوام و ... این حقیر از همه ی شما عزیزان تقاضای حلالیت دارم. و تشکر می کنم از پدر و مادر عزیزتر از جانم که تمام تلاش خود برای نشان دادن راه سعادت به فرزندشان انجام دادند و این حقیر حتی نتوانستم قدر کوچکی از این فداکاری ها را پاسخ دهم. از این دو بزرگوار حلالیت می خواهم و از صمیم قلب نیازمند دعایشان هستم.

و تشکر می کنم از برادر عزیزم و امیدوارم که شهادت و روحیه جهادی را سرلوحه خود قرار دهی و همچنین خواهر عزیزم و حامی همیشگی من که نهایت لطف را بر من داشته است و من فقط با بدی پاسخش را دادم امیدوارم هم اکنون نیز دعایت را از برادرت دریغ نکنی و همیشه به یادش و زینب گونه پایداری کنی.

از همه دوستان دانشگاه و مسجد و استادان و مربیانم و... در خواست حلالیت دارم و از شما دوستان___
می خواهم این حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید و اگر کوتاهی کردم در حق شما عزیزان به بزرگواری خود عفو کنید و از حقی که بر گردنم دارید درگذرید.

بر اساس آیه مبارکه ۱۵۶ سوره بقره: "الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون" آنها که هرگاه مصیبتی به آنها می رسد صبوری کنند و گویند ما ازآن خداییم و به سوی او باز می گردیم.
صبر را سرلوحه کار خود قرار دهید و مطمئن باشید که هرکس از این دنیا خواهد رفت و تنها کسی که باقی می ماند خداوند متعال است، اگر دلتان گرفت یاد عاشورا کنید و مطمئن باشید غم شما از غم ام المصائب خانوم زینب کبری(س) کوچک تر است، روضه اباعبدالله و خانوم زینب کبری فراموش نشود و حقیقتا مطمئن باشید که تنها با یاد خداست که دلها آرام می گیرد.
قال الحسین( ع):
ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی
اگر دین محمد تداوم نمی یابد مگر با کشته شدن من، پس ای شمشیرها مرا دربر بگیرید.
بالهایم هوس با تو پریدن دارد
بوسه بر خاک قدم های تو چیدن دارد
من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست
و از آن روز سرم میل بریدن دارد
Read more
<span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> <span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> <span class="emoji emoji1f339"></span> <span class="emoji emoji2600"></span>️ بعثت رسول اکرم "صلى الله علیه و آله و سلم" تهنیت باد <span class="emoji emoji2600"></span>️ از يحيى بن عفيف نقل شده كه گفت: ...
Media Removed
️ بعثت رسول اکرم "صلى الله علیه و آله و سلم" تهنیت باد ️ از يحيى بن عفيف نقل شده كه گفت: در زمان جاهليت به مكه آمدم و بر عباس بن عبدالمطلب وارد شدم. چون خورشيد دميد و در آسمان، اوج گرفت و من به كعبه مى نگريستم ؛ ناگاه جوانى پيش آمد و نگاهى به آسمان افكند ؛ آن گاه روى به كعبه نهاد و روبروى ... 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌹
🌿🌹
🌹
☀️ بعثت رسول اکرم "صلى الله علیه و آله و سلم" تهنیت باد ☀️ از يحيى بن عفيف نقل شده كه گفت:
در زمان جاهليت به مكه آمدم و بر عباس بن عبدالمطلب وارد شدم.
چون خورشيد دميد و در آسمان، اوج گرفت و من به كعبه مى نگريستم ؛ ناگاه جوانى پيش آمد و نگاهى به آسمان افكند ؛ آن گاه روى به كعبه نهاد و روبروى آن ايستاد.
چيزى نگذشت كه نوجوانى به سوى او آمد و در كنار راست او ايستاد، و باز چيزى نگذشت كه زنى آمد و پشت سر او ايستاد.
آن جوان به ركوع رفت، آن دو تن هم به ركوع رفتند ؛ جوان سر برداشت، آنها نيز سر بر داشتند ؛ جوان به سجده افتاد آن دو نيز با او به سجده افتادند...
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
گفتم: اى عباس، امر بزرگى است!
گفت: آرى امر بزرگى است ؛ ميدانى كه او كيست؟
گفتم: نه.
گفت: اين محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب، برادر زاده ى من است ؛ ميدانى اين نوجوان كيست؟
گفتم: نه.
گفت: على بن ابى طالب بن عبدالمطلب برادر زاده ی ديگر من است ؛
ميدانى اين زن در پشت سر او كيست؟ گفتم: نه.
گفت: خديجه دخترخوَيلد، همسر برادر زاده ى من است ؛
و اين مرد به من گفته است كه پروردگارت، پروردگار آسمان، آنان را به اين كارى كه مى بينى فرمان داده است ؛ و به خدا سوگند!
من بر همه ى روى زمين جز اين سه تن كسى را بر اين دين نمى شناسم... 📖 (ر.ک: ترجمه ی علی بن ابی طالب، صص ۶۵۰ و ۶۵۱)
#حدیث_گرافی
#رسم_دوستی
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_ال_محمد_و_عجل_فرجهم_و_العن_اعدائهم_اجمعین
#رجب
#بعثت
#مبعث
#اسلام
#مدینه
#قبة_الخضراء
#یا_محمد_بن_عبدالله
#وحى
#رسالت
#قرآن
#مذهبی
Read more
چند شب پیش (در تلاقی تعطیلات و #لیالی_قدر)، خانواده دکتر زاکانی نماینده پیشین مجلس را به همراه خودشان ...
Media Removed
چند شب پیش (در تلاقی تعطیلات و #لیالی_قدر)، خانواده دکتر زاکانی نماینده پیشین مجلس را به همراه خودشان دیدم که بر بالای مزار شهدای!ترور مجلس، سفره ساده ای پهن کرده و افطار کردند. بعد از افطار هم هندوانه ای قاچ و هرکدام یک تکه برداشتند و گپ زدند و به تعدادشان چند نفری اضافه شد و... . یادم افتاد سالگرد ... چند شب پیش (در تلاقی تعطیلات و #لیالی_قدر)، خانواده دکتر زاکانی نماینده پیشین مجلس را به همراه خودشان دیدم که بر بالای مزار شهدای!ترور مجلس، سفره ساده ای پهن کرده و افطار کردند. بعد از افطار هم هندوانه ای قاچ و هرکدام یک تکه برداشتند و گپ زدند و به تعدادشان چند نفری اضافه شد و...
.
یادم افتاد سالگرد #حمله_داعش_به_مجلس نزدیک است.
از ذهنم گذشت که اگر هنوز امثال زاکانی در مجلس بودند، شاید به جای این مادر مرده ها که #شهید_ترور نامیده شدند [و هنوز به سال نرسیده بین بعضی خانواده هاشان سر مسائل مختلف، مخصوصا حقوق و دیه هاشان دعواست و حتی سنگ قبر اهدایی مجلسشان! را هم بعضا بر نتابیده و در بین گیس و گیس کشی عروس و مادر شوهر کنده و شکسته اند ]، ۴ تا نماینده مجلس به فیض شهادت نایل می شدند!
البته معلوم هم نیست شاید اصلا #داعش جرات نمی کرد به چند فرسخی مجلس نزدیک شود چرا که جای #دختر_صفدر که رزومه اش همین بود! یا معلم زبان کلاس اول بچه اشان، مردان روزهای سخت مبارزه و #دفاع_مقدس می بودند.

یکهو یادم افتاد در همان مجلس، از قضا بیست دقیقه ای برجام! را تصویب کردند و چه ظلم ها که نرفت بر ملت!
در همان مجلس به امثال ظریف و زنگنه رای اعتماد دادند و ...
گفتم مرحبا به غیرت داعش!
بالاخره فرقی نمی کند نماینده کیست،
مجلسی که تحت لوای "لاریجانی" برای عده ای جاسوس و #غارتگر_بیت_المال و #جاده_صاف_کن_استکبار خوش رقصی کند،
خروجیش شهادت! همان ننه مرده هاست که برخیشان از ترس در کمد پنهان شده و تیر خوردند
و بعدا از بد روزگار در جوار شهدای مدافع حرم آنهم از تیپ "فاطمیون" افغانستانی که مستقیما در مقابل دشمن ایران ایستاده بودند دفن شده و مدام این طعنه را یاد آور می شود که عده ای حتی بدون توجه به سنگ قبر اهدایی عام بهشت زهرا، "حاج قاسم ها" را با لاریجانی ها یکسان گرفته اند!
پرواضح است هژمونی ایرانی ایستادگی را جهانیان از مجلس ما در نیافته اند.
حالا بگذریم...
اصلا حرفم چیز دیگری است!
در خبرها دیدم سخنران #روز_قدس امسال #علی_لاریجانی، همان لیدری است که شرح آن رفت! .

#شهدای_ترور #فاطمیون #حاج_قاسم_سلیمانی

#مدافعان_حرم

#لیاخوفم_آرزوست

#پالرمو #کرسنت #سند_2030
#اف_ای_تی_اف #ظریف #زنگنه #حرام_زاده #حرام_خوار
#قطعه_پنجاه
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_اسرائیل
#مرگ_بر_آمریکا_شعار_نیست_اعتقاد_ماست
Read more
❆﷽❆ . . برای همسر #شهید_حججی <span class="emoji emoji2935"></span> #خودت_را_به_کاروان_برسان خواهرم: این روزها همه جا حرف از ...
Media Removed
❆﷽❆ . . برای همسر #شهید_حججی #خودت_را_به_کاروان_برسان خواهرم: این روزها همه جا حرف از شما و شهید شماست.. . آنگونه که در خاطرات شما و همرزمان شهیدتان شنیده ایم، ایشان دوست داشتند که نحوه ی شهادتشان چون مادر سادات "حضرت زهرا" و "سید الشهدا (ع)" باشد؛ و چه اجابت شیرینی که خود میدانید ... ❆﷽❆
.
.
برای همسر #شهید_حججی ⤵

#خودت_را_به_کاروان_برسان

خواهرم:
این روزها همه جا حرف از شما و شهید شماست..
.
آنگونه که در خاطرات شما و همرزمان شهیدتان شنیده ایم،
ایشان دوست داشتند که نحوه ی شهادتشان چون مادر سادات "حضرت زهرا" و "سید الشهدا (ع)" باشد؛
و چه اجابت شیرینی که خود میدانید و ما هم میدانیم،
که شهادتشان روایتی دیگر از عاشورا بود و روضه ی پهلوی شکسته..
🔼تاریخ به یاد دارد که با دخت پیامبر چه کردند!
🔼تاریخ به یاد دارد که با پسر پیامبر چه کردند!
🔼اما دردی که اهل بیت را از واقعه ی عاشورا بیشتر میسوزاند،
اسارت عمه ی سادات ،
هتک حرمت ها به اهل بیت حضرت ،
زخم زبان ها ،
زخم زبان ها
وامان از زخم زبان ها..
خواهرم...
در جایی از زبان خود شما شنیدم که با صلابت و اقتدار گفتید که :
"(محسن سرش رفت که روسری نرود..)"
ولی امان از زخم زبان ها...
همانکه با پول دولتها و حمایت رسانه های غربی،
کمپین #چهارشنبه_های_سفیدش ،
جشن و شادی بزرگی برای مردان و پسرانی است که چاشنی خستگی ناشی از ترافیک تهران،
میتواند نگاه به راست و چپی باشد که بانوانی دست به دست هم داده اند،
تا خود را بزک کرده و یک نمایشگاهی برای رفع خستگی و لذت آقایان در روزهای چهارشنبه بسازد؛
که ای کاش برای دفاع از حقوق واقعی بانوان عفیف و نجیب ولیکن کم حجابی که رهبری دغدغه ی آنها را سالهاست بیان میکند به پا میخواست

که اینچنین زخم زبان میزند بر دل شما...
که همان جمله ی حضرت زینب در دربار یزید برای آنان بس که فرمودند:
یزید!
هر کید و مکر که داری بکن،
هر کوشش که خواهی بنمای،
هر جهد که داری به کار گیر،
به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی،
وحی ما را نتوانی از بین ببری
به نهایت ما نتوانی رسید
هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود،
رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،
‌در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.1
.
.
↩و اما چه تسلای خاطری بود دل نوشته همسر #شهید_بلباسی خطاب به شما:
"خوب گوش کن
بین هیاهوی شهر
هنوز جرس شتران به گوش می آید.
بانگ الرحیل کاروان را میشنوی؟
راس حسین بروی نیزه جلودار شده و زینب و اهل حرم به دنبالش
خودت را به کاروان برسان
به زنان و اطفال حرم...
به آنها که زیر سایه ی سر حسین و زلف پریشانش گام برمیدارند
عقیله ی بنی هاشم برایت آغوش گشوده.
بین آن چادر سوخته،
دل داغدارت را رها کن...
الرحیل
الرحیل "
.
✔مارا دعا کن بحق شهیدتان که دعایش اجابت شد
.
🔺پ.ن :منبع 1 : ابومخنف،مقتل الحسین.اولین مقتل سالار شهیدان.مترجم سید علی محمد موسوی.ص393

#آتش_به_اختیار
Read more
. سرگذشت تلخ اولین طلایی تاریخ کشتی فرنگی ایران . . قصه آخرین فصل گرم سال، شهریورماه و داغ مرگ فیروز ...
Media Removed
. سرگذشت تلخ اولین طلایی تاریخ کشتی فرنگی ایران . . قصه آخرین فصل گرم سال، شهریورماه و داغ مرگ فیروز علیزاده . یک سال بعد از مرگ جهان پهلوان تختی! به روزهای می رویم که داغ مرگ پر از ابهام تختی سایه سنگینی بر دوش اهالی کشتی افکنده بود داغی که بعد از گذشت نیم قرن هنوز کهنه نشده است، تختی با تمام بزرگی ... .
سرگذشت تلخ اولین طلایی تاریخ کشتی فرنگی ایران
.
.
قصه آخرین فصل گرم سال، شهریورماه و داغ مرگ فیروز علیزاده .

یک سال بعد از مرگ جهان پهلوان تختی!

به روزهای می رویم که داغ مرگ پر از ابهام تختی سایه سنگینی بر دوش اهالی کشتی افکنده بود داغی که بعد از گذشت نیم قرن هنوز کهنه نشده است، تختی با تمام بزرگی اش مانند رازی بدون جواب و مهرُموم شده، رفت، تا جاودانه شود.

کشتی فرنگی ایران در حالی برای سومین بار راهی رقابت های جهانی 1969 (۱۳۴۸ شمسی ) ماردل پلاتا شد که تا به حال طعم مدال طلا را نچشیده بود.

علیرضا قلیج خانی و ایرج خورشید فر پیش تر در رقابت های جهانی 1961 و 1966 ایران را صاحب دو نشان برنز دسته 62 و 63 کیلو کرده بودند.

زندگی پر تب تاب فیروز علیزاده از تولد تا مرگ !

نماینده وزن 58 کیلو کشتی فرنگی ایران جوانی ۲۳ ساله که از کودکی طعم سختی را با از دست دادن پدر و مادر، دستفروشی و تامین مخارج خواهر و برادران کوچک تر چشیده بود .
فیروز تنها راه غلبه بر سختی های زندگی اش را در کسب مدال طلای جهانی میدید، طلایی که با تحمل رنج ها بدست آمد ولی به زندگی اش رونقی نبخشید!
خستگی سفر بیست هزار کیلومتری تیم های ملی کشتی از تهران تا ماردل پلاتا با کسب مدال طلای ابراهیم جوادی و عبدالله موحد، نقره محمد قربانی و شمس الدین سید عباسی و تک نشان برنز ابوطالب طالبی در کشتی آزاد تا حدودی دَر رفت .
کسب اولین طلای تاریخ کشتی فرنگی در سرزمین نقره !
در روزگاری که مسی و فوتبالی وجود نداشت همه آرژانتین را با معادن استخراج نقره اش می شناختند.
رحیم علی آبادی جوان اردبیلی آن ایام تیم ملی کشتی فرنگی توانست مدال نقره دسته 48 کیلو را از سرزمین نقره صید کند .
فیروز پر تب و تاب تر بود شاید تمام معادن نقره آرژانتین هم نمی توانست ذره ای از عطش کسب مدال طلا را در او بکاهد.
علیزاده توانست بر مردانی از کانادا، شوروی،کره و بلغار- به علاوه تساوی با حریف رومانیایی- غلبه کند و اولین طلای تاریخ کشتی فرنگی را برای خود و ایران به ارمغان بیاورد.
فیروز آمده بود تا مدال طلا چرخ زندگی اش را به چرخش در آورد طلایی که بعد ها چرخ زندگی اش را به موتور تبدیل کرد!
مدال طلا زندگی اش را رونق نبخشید، ولی نامش تا همیشه جاودانه شد.
۳۲ سال مدال طلای فیروز علیزاده ماندگار بود تا در جهانی 2001 یونان حسن رنگرز توانست اولین مدال طلای جهانی خود و دومین مدال طلای طول تاریخ کشتی فرنگی ایران را بدست بیاورد.
فیروز با همان موتور گازی اش راهی فرودگاه شد تا حسن را در آغوش بگیرد و به تهنیت بگوید .
#امیر_سلیمانی
#ko6ti #ko6ti_ir
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span>هووویاامیرالمومنین <span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> <span class="emoji emoji1f538"></span>"قنبر" می‏گوید: <span class="emoji emoji1f4a0"></span> «روزے امام #علے(ع) از حال زارِ چند یتیم ...
Media Removed
هووویاامیرالمومنین "قنبر" می‏گوید: «روزے امام #علے(ع) از حال زارِ چند یتیم آگاه شد. به خانہ برگشت و برنج و خرما و روغن فراهم کرده، در حالی کہ آن را خود بہ دوش مےکشید، بہ من نیز اجازۂ حمل نداد. وقتے بہ خانۂ #یتیمان رفتیم، غذاهاے خوش‌طعمے درست کرد و با دست خود بہ آنان خورانید ... 🌹🌹🌹🌹🌹🌹هووویاامیرالمومنین
🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🔸"قنبر" می‏گوید:
💠 «روزے امام #علے(ع) از حال زارِ چند یتیم آگاه شد.
💢 به خانہ برگشت و برنج و خرما و روغن فراهم کرده، در حالی کہ آن را خود بہ دوش مےکشید، بہ من نیز اجازۂ حمل نداد.
🍵 وقتے بہ خانۂ #یتیمان رفتیم، غذاهاے خوش‌طعمے درست کرد و با دست خود بہ آنان خورانید تا سیر شدند.
✨ سپس بر روی زانوها و دو دست راه رفت و ‏بچّہ‌ها را با تقلید از حرکات و صدای بَع بَع گوسفند خنداند.
بچّہ‌ها نیز چنان می‏کردند و فراوان خندیدند و شاد شدند. 🔹 هنگامیکہ از منزل خارج شدیم، گفتم:
«مولای من، امروز درک دوچیز برای من مشکل بود.
اوّل: آنکہ غذاے آنها را خود بر دوشِ مبارک حمل کردید.
دوم: آنکہ با صداے تقلید از گوسفند بچّہ‌ها را می‏خنداندید.»
❇️ امام #علے(ع) فرمود: 🌷«اوّلے برای رسیدن به #پاداش الهـے، و دوّمے برای آن بود کہ وقتے وارد خانۂ #یتیمان شدم، آنها ملول بودند و گریہ می‏کردند. خواستم وقتے خارج می‏شوم، آنها هم سیر باشند و هم بخندند.»🌷
📚 دُرر المطالب.
شجرة طوبـے، ص۴۰۷
هدیه به آستان حضرت فاطمه زهرا (س)
یاعلی
یاعلی
یاعلی

#امیرالمومنین
#امیرالمؤمنین
#لا_امیرالمومنین_الا_علی
#حیدریون
#حیدر
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#عایشه_فی_النار
#حیدر_بنگر_چه_بارگاهی_دارد
#علی_مع_الحق_و_الحق_مع_علی
#علی_ولی_الله
#یا_رفیق_من_لا_رفیق_له
#أهل_البيت_عليهم_السلام
#امام_حسنی_ام
#امام_حسن_مجتبی
#کریم_اهل_بیت
#امام_حسن
#بر_عایشه_لعنت
#یا_زهرا
Read more
. #تقویم_شیعه . ۲۴ رجب المرجب . مناسبت روز:فتح خيبر به دست امير المؤمنين عليه السلام . در ...
Media Removed
. #تقویم_شیعه . ۲۴ رجب المرجب . مناسبت روز:فتح خيبر به دست امير المؤمنين عليه السلام . در اين روز در سال ۷ ه‌ در جنگ خيبر مرحب به دست أمير المؤمنين عليه السلام كشته شد و قلعه خيبر به دست آن حضرت فتح گرديد. . چون پيامبر ص به جنگ خيبريان رفت و قلعه قموص را محاصره كرد، ابتدا پرچم را براي مبارزه ... .
#تقویم_شیعه
.
۲۴ رجب المرجب
.
مناسبت روز:فتح خيبر به دست امير المؤمنين عليه السلام
.
در اين روز در سال ۷ ه‌ در جنگ خيبر مرحب به دست أمير المؤمنين عليه السلام كشته شد و قلعه خيبر به دست آن حضرت فتح گرديد.
.
چون پيامبر ص به جنگ خيبريان رفت و قلعه قموص را محاصره كرد، ابتدا پرچم را براي مبارزه با آنان به ابوبكر دادند. ابوبكر با لشكري رفت، ولي چون نظر به پهلوانان آنان نمود فرار كرد و لشكريان هم در پي او باز گشتند. روز بعد پيامبر ص پرچم را به عمر داد و او هم از ترس كشته شدن به ميدان جنگ نرسيده باز گشت.
.
انتخاب علي عليه السلام براي فتح خيبر:
پيامبر ص فرمودند: «فردا پرچم را به مردي مي‌دهم كه حمله هايش را تكرار كند، نه اينكه فرار كند. كسي كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند، و خداوند خيبر را به دست او فتح مي‌كند». همه اصحاب آرزو كردند كه اين مقام و منزلت به آنان واگذار شود.
فرداي آن روز، پيامبر ص فرمود: علي بن ابي طالب ع كجاست ؟ گفتند: چشم دردي دارد كه حركت براي آن حضرت مشكل است. خاتم الانبياء ص فرمود: او را حاضر كنيد. سلمة بن اكوع رفت و آن حضرت را آورد. پيامبر ص سر آن حضرت را در بر گرفت و از آب دهان مبارك به چشمان نوراني حضرت علي عليه السلام ماليد و فرمود: «بار الها، زحمت گرما و سرما را از او بردار». پس از آن روز بر علی عليه السلام درد چشم عارض نشد و از گرما و سرما آزرده نگشت.
پيامبر ص زره خود را بر او پوشانيد و ذوالفقار را بر كمر او بست و پرچم به آن حضرت سپرد و سوار بر مركبش نموده فرمود: «جبرئيل از سمت راست، ميكائيل از سمت چپ، عزرائيل از پيش رو و اسرافيل از پشت سر، و نصرت خدا بالاي سر، و دعاي من از پشت سر تو است». فرمود: يا علي، مسلماني را بر ايشان عرضه كن.
.
ميدان جنگ خيبر:
آن حضرت رفت، و پس از موعظه و نصيحت عده‌اي براي جنگ با او آمدند. آنان دو نفر از مسلمانان را شهيد كردند. حضرت بر آنها تاخته و آنها را كشتند. آنگاه برادر مرحب با عده‌اي آمدند. حضرت آنها را هم به درك فرستاد.
مرحب كه شجاع بود به خونخواهي آمد.علی عليه السلام چنان با ذوالفقار بر سرش فرود آورد كه شمشير از حلقش گذشت و او را دو نيم ساخت و به خاك انداخت. صداي تكبير مسلمانان بلند شد. عده‌اي از يهود به دفاع آمدند و با مسلمانان به جنگ پرداختند . أمير المؤمنين عليه السلام به مبارزه ادامه داد تا عده‌اي كشته شدند و عده‌اي به قلعه گريختند.
آن حضرت با دست قدرتمند حيدري در قلعه را كند و براي مسلمانان معبر قرار داد تا از خندق عبور كنند.

پ ن:آدرس منابع در کامنت اول👇👇👇
Read more
یا امیرالمؤمنین علیه السلام قصه را زودتر ای کاش بیان می‌کردم قصه زیباتر از آن شد که گمان می‌کردم برکه‌ای رود شد و موج و شد و دریا شد با جهاز شتران کوه احد برپا شد و از آن آینه با آینه بالا می‌رفت دست در دست خودش یک تنه بالا می‌رفت تا که بعثت به تکامل برسد آهسته پیش چشم همه از دامنه بالا می‌رفت تا ... یا امیرالمؤمنین علیه السلام🌹

قصه را زودتر ای کاش بیان می‌کردم
قصه زیباتر از آن شد که گمان می‌کردم

برکه‌ای رود شد و موج و شد و دریا شد
با جهاز شتران کوه احد برپا شد

و از آن آینه با آینه بالا می‌رفت
دست در دست خودش یک تنه بالا می‌رفت

تا که بعثت به تکامل برسد آهسته
پیش چشم همه از دامنه بالا می‌رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی‌الله است
پله در پله از آن ماذنه بالا می‌رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد
بین دست پسر آمنه بالا می‌رفت

گفت: این‌بار به پایان سفر می‌گویم
"بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم"

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است
کهکشان‌ها نخی از وصلهء نعلین علی است

گفت ساقی من این مرد و سبویم دستش
بگذارید که یک شمه بگویم دستش

هر چه در عالم بالاست تصرف کرده
شب معراج به من سیب تعارف کرده

واژه در واژه شنیدند صدا را اما...
گفتنی‌ها همگی گفته شد آنجا اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد
آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد
می‌رود قصهء ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 #ایران
#تهران
#میثم_کریمی
Read more
هو المحبوب پیمانه قصه را زودتر ای کاش بیان می‌کردم قصه زیباتر از آن شد که گمان می‌کردم برکه‌ای ...
Media Removed
هو المحبوب پیمانه قصه را زودتر ای کاش بیان می‌کردم قصه زیباتر از آن شد که گمان می‌کردم برکه‌ای رود شد و موج و شد و دریا شد با جهاز شتران کوه احد برپا شد و از آن آینه با آینه بالا می‌رفت دست در دست خودش یک تنه بالا می‌رفت تا که بعثت به تکامل برسد آهسته پیش چشم همه از دامنه بالا می‌رفت تا شهادت ... هو المحبوب
پیمانه
قصه را زودتر ای کاش بیان می‌کردم
قصه زیباتر از آن شد که گمان می‌کردم

برکه‌ای رود شد و موج و شد و دریا شد
با جهاز شتران کوه احد برپا شد

و از آن آینه با آینه بالا می‌رفت
دست در دست خودش یک تنه بالا می‌رفت

تا که بعثت به تکامل برسد آهسته
پیش چشم همه از دامنه بالا می‌رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی‌الله است
پله در پله از آن ماذنه بالا می‌رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد
بین دست پسر آمنه بالا می‌رفت

گفت: این‌بار به پایان سفر می‌گویم
"بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم"

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است
کهکشان‌ها نخی از وصلهء نعلین علی است

گفت ساقی من این مرد و سبویم دستش
بگذارید که یک شمه بگویم دستش

هر چه در عالم بالاست تصرف کرده
شب معراج به من سیب تعارف کرده

واژه در واژه شنیدند صدا را اما...
گفتنی‌ها همگی گفته شد آنجا اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد
آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

می‌رود قصهء ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام

فصلی از مثنوی تحیّر
سیدحمیدرضا برقعی
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> هووویاامیرالمومنین <span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> جابربن عبدالله انصاری گوید: بچه ای داشتم که به مرض سختی مبتلا ...
Media Removed
هووویاامیرالمومنین جابربن عبدالله انصاری گوید: بچه ای داشتم که به مرض سختی مبتلا شد؛ از رسول خدا (ص)درخواست کردم که برای او دعا کند. حضرت به من فرمود: از علی علیه السلام بخواه که برای بچه ات دعا کند که او از من و من از او هستم. از این فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کمی شک ... 🌹🌹🌹🌹🌹🌹
هووویاامیرالمومنین
🌹🌹🌹🌹🌹🌹 جابربن عبدالله انصاری گوید: بچه ای داشتم که به مرض سختی مبتلا شد؛ از رسول خدا (ص)درخواست کردم که برای او دعا کند. حضرت به من فرمود:

از علی علیه السلام بخواه که برای بچه ات دعا کند که او از من و من از او هستم.

از این فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کمی شک در دلم افتاد. نزد علی علیه السلام آمدم که داشت نماز می خواند. هنگامی که نمازش را تمام کرد بر آن حضرت سلام کردم. فرمایش پیامبر را برایش گفتم. به من فرمود: بله(صحیح است). آن گاه بلند شد و نزدیک درخت خرمایی که در آنجا بود،رفت و فرمود : ای درخت خرما !من کیستم؟

در آن لحظه صدایی از درخت بلند شد من شنیدم که می گفت:

ای بزرگوار! تو امیرالمومنین و وصی و فرستاده خداوند عالمیان هستی.تو آیت کبری و حجت عظمی هستی و ساکت شد.

در این هنگام حضرت علی علیه السلام متوجه من شد و فرمود: ای جابر ! الان شک از قلبت برطرف شد. 📚نوادر المعجزات،ص 48
هدیه به آستان باب الحوائج
حضرت اباالفضل العباس (ع)
یاعلی
یاعلی
یاعلی
#امیرالمومنین
#امیرالمؤمنین
#لا_امیرالمومنین_الا_علی
#حیدریون
#حیدر
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#عایشه_فی_النار
#یاعلی_مدد
#عایشه_فی_النار
#حیدر_بنگر_چه_بارگاهی_دارد
#علی_مع_الحق_و_الحق_مع_علی
#علی_ولی_الله
#یا_رفیق_من_لا_رفیق_له
#أهل_البيت_عليهم_السلام
#امام_حسنی_ام
#امام_حسن_مجتبی
#کریم_اهل_بیت
#امام_حسن
#بر_عایشه_لعنت
#یا_زهرا
Read more
شفا دادن جوان فلج در کنار کعبه به اذن خداوند توسط امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری) . سبکی ...
Media Removed
شفا دادن جوان فلج در کنار کعبه به اذن خداوند توسط امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری) . سبکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد: روایت شده است که در اواخر شبی، امیر المومنین (علیه السلام) همراه فرزندانش حسن و حسین (علیهما السلام) کنار کعبه براى مناجات و عبادت آمدند؛ ناگاه علی ... شفا دادن جوان فلج در کنار کعبه به اذن خداوند توسط امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری)
.
سبکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:

روایت شده است که در اواخر شبی، امیر المومنین (علیه السلام) همراه فرزندانش حسن و حسین (علیهما السلام) کنار کعبه براى مناجات و عبادت آمدند؛ ناگاه علی (علیه السلام) صدای جانگدازی شنید، دریافت که شخص دردمندى با سوز و گداز در کنار کعبه دعا می‌کند و با گریه و زاری خواسته‌اش را از خدا می‌طلبد. حضرت علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام) فرمود: نزد این مناجات کننده برو و ببین کیست و او را نزد من بیاور! امام حسن (علیه السلام) نزد او رفت، دید جوانی بسیار غمگین با آهی پرسوز و جانکاه مشغول مناجات است، فرمود: اى جوان، امیر المومنین (علیه السلام) تو را می‌خواهد ببیند، دعوتش را اجابت کن. جوان لنگان لنگان با اشتیاق وافر به حضور علی (علیه السلام) آمد، حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: حاجتت چیست؟ جوان گفت: حقیقت این است که من به پدرم آزار می‌رساندم ، و او مرا نفرین کرده و اکنون نصف بدنم فلج شده است. امام علی (علیه السلام) فرمود: چه آزاری به پدرت رسانده‌ای؟ جوان عرض کرد: من جوانی عیاش و گنهکار بودم ، پدرم مرا از گناه نهی می‌کرد، من به حرف او گوش نمی‌دادم ، بلکه بیشتر گناه می‌کردم، تا روزى مرا در حال گناه دید باز مرا نهى کرد، سرانجام من ناراحت شدم چوبی برداشتم طوری به او زدم که بر زمین افتاد و با دلی شکسته برخاست و گفت: اکنون کنار کعبه می‌روم و تو را نفرین می‌کنم. کنار کعبه رفت و نفرین کرد. نفرین او باعث شد نصف بدنم فلج گردد. در این هنگام آن قسمت از بدنش را به امام نشان داد. سپس ادامه داد: بسیار پشیمان شدم نزد پدرم آمدم و با خواهش و زاری از او معذرت خواهی کردم، و گفتم: مرا ببخش برایم دعا کن. پدرم مرا بخشید و حتى حاضر شد که با هم به کنار کعبه بیاییم و در همان نقطه‌اى که نفرین کرده بود، دعا کند تا سلامتى خود را باز یابم. با هم به طرف مکه رهسپار شدیم، پدرم سوار بر شتر بود، در بیابان ناگاه، شترم رم کرد و پدرم را بین دو صخره بر زمین زد و از دنیا رفت. امیر المومنین (علیه السلام) فرمود: خداوند از تو راضی می‌شود اگر پدرت از تو راضی بوده است. جوان عرضه داشت: به خدا قسم همین گونه است (پدرم از من راضی‌ بود). امیر المومنین (علیه السلام) برخاسته و چند رکعت نماز خواند و میان خود و خدایش دعاهایی خواند و فرمود: ای مبارک بایست. آن جوان [مبارک] ایستاد و راه رفت و سلامتیش به او بازگشت.
.
.
.
ادامه در کامنت
Read more
علیرضا رضایی چقدر خوب بود که تو شبیه خودت بودی. هیچ‌وقت خودت را بیشتر یا کمتر نشان ندادی از چیزی که هستی. ...
Media Removed
علیرضا رضایی چقدر خوب بود که تو شبیه خودت بودی. هیچ‌وقت خودت را بیشتر یا کمتر نشان ندادی از چیزی که هستی. به راحتی می‌‌گفتی بعد از ۸۸ که از ایران رفتی دست بر قضا نوشتن را جدی گرفتی و ابراهیم نبوی کمک کرد جایی بنویسی. نه از آن‌موقع‌ها حماسه ساختی که گمنام بودی، نه وقتی اسم در کردی از خودت اسطوره ساختی. ... علیرضا رضایی چقدر خوب بود که تو شبیه خودت بودی. هیچ‌وقت خودت را بیشتر یا کمتر نشان ندادی از چیزی که هستی. به راحتی می‌‌گفتی بعد از ۸۸ که از ایران رفتی دست بر قضا نوشتن را جدی گرفتی و ابراهیم نبوی کمک کرد جایی بنویسی. نه از آن‌موقع‌ها حماسه ساختی که گمنام بودی، نه وقتی اسم در کردی از خودت اسطوره ساختی. یک طنزنویس بودی و تمام. مثل ما نبودی که توی هر سوراخی سرک می‌کشیم. تو طنزنویس بودی و تمام. خوب هم بودی. بلد بودی بخندانی. بلد بودی همه چیز را دست بیندازی. بلد بودی تعصب نداشته باشی. جلوی دوربین خودت بودی و توی متن خودت بودی و توی کامنت خودت بودی. خیلی سخت است علیرضا. وقتی آمدم بیرون و آن ویدئو را که برایم ضبط کرده بودی – مدت‌ها بعد – دیدم کلی خندیدم و کلی گریه کردم. استندآپ‌هات را من خیلی دوست داشتم. می‌خندیدم حسابی. کارم این بود که توی مهمانی کارهای تو را معرفی کنم. همین چند شب پیش جایی مهمان بودم گفت علیرضا رضایی را می‌شناسید؟ بعد سریع سرچ کردم و استندآپ‌هات را گذاشتم. آنجای آدم دروغگو، علیرضا؛ همه داشتند ریسه می‌رفتند. از خنده اشک‌شان درآمد. چندبار هی زدم عقب چون صدای خنده نمی‌‌گذاشت همه کار را درست بشنوند. اما تو ادا نداشتی علیرضا. خود خودت بودی. با دوتا چیز بیشتر عکس یادگاری نمی‌گرفتی؛ یکی مامان‌علی که می‌مردی براش. یکی هم شیشه‌های مشروبت. اصلا شاید برای همین از ایران رفتی که بتوانی با هر چی دوست داری عکس بگیری. نه ادای مبارزه درمی‌آوردی نه ادای بی‌تفاوتی. یک آدم طبیعی بودی که زیاد مشروب می‌خورد. یک آدم مشروب‌خوار که زیاد طبیعی بود. یک آدم شوخ‌طبع که زیادی جدی بودی. یک آدم جدی که زیاد مسخره بود. خیلی مسخره‌ای علیرضا. آدم چهل ساله را واداشته‌ای به نوشتن این چیزها آن هم وقتی که مثل بچه‌‌های چهارساله اشک‌هاش روان است. اصلا خدا لعنت کند شهروز را. وسط این همه کار آمدم پای کامپیوتر و بنا بر عادت مزخرف اینترنت را باز کنم که دیدم نوشته رفیق قدیمی‌ام، علیرضا رضایی، رفت. می‌خواستی بروی خب مثل آدم می‌رفتی. می‌گذاشتی صبح. می‌گذاشتی آخر هفته. می‌گذاشتی سال بعد. اصلا چندسالت بود مرد؟ جواب مامان‌علی را کی بدهد؟ آن وسط، توی سرما. بطری‌هات نصفه ماند که پسر. چقدر دوستت داشتم. حیف که تا نمیریم این احساسات مزخرف را نمی‌نویسیم می‌ترسیم به آدم بخندند. خب وقتی می‌‌میریم که گریه‌دار است. دوستت داشتم علیرضا. آدم‌های کمی واقعا خود خودشان هستند. تو شبیه خودت بودی.

#علیرضا_رضایی
Read more
 #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ ...
Media Removed
#پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى السَّلامُ ... #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع
‌‌ ‌
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلادَ رَســُولِ اللهِ
‌‌‌
‌‌
‌ #جانم_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام ❤🍃
‌‌‌
‌روزی امام حسن(ع) هنگام عبور از كوچه‌ای، چند فقیر را دید كه روی خاك نشسته‌اند و به خوردن نان‌های خرده و خشك مشغولند. آن ها تا امام را دیدند، گفتند: ‌‌
‌بفرما از غذای ما بخور! امام حسن(ع) نزد آن ها رفت و فرمود:
‌‌
‌«خداوند متكبران را دوست ندارد.» سپس با آن ها غذا خورد و آن ها را به خانه خود دعوت كرد. آن ها به خانه امام حسن(ع) آمدند و غذا خوردند. هنگام رفتن نیز امام حسن(ع) به هر یك لباسی عطا فرمود.

.
📖 سیره ی پیشوایان ‌
‌‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌‌‌ #تا_بقیع_ای_کاش_میشد_پر_کشید ..
‌‌‌‌
‌‌‌سالیانی ست که با داغ بقیع میسوزیم
فانی شعله ی عشقیم، جهان افروزیم

مژده بر دیده که زائر شدنی خواهد بود
مجلس هروله دایر شدنی خواهد بود

عاقبت چشم عدو نیز خزان خواهد دید
عوض آنچه به ما رفت گران خواهد دید

بنویسید " بقیع " گریه به راه اندازید
رخنه در سینه نمایید وَ آه اندازید ...

#مرگ_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت
‌‌‌‌
‌‌
‌ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
‌‌
روزی رسد که با مدد از ذکر یاحسن (ع) ...
خــواهیم شکست گــردن آل ســعود را‌‌‌ ..‌
‌‌
‌‌
و زنده ایم به یک انتقام تاریخی ....
‌‌‌
تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت صاحب
الزمـــان و نــابــودی وهابیت وآل سعود #صلوات
‌‌‌‌
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹🍃

‌‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت شرکت در طرح به کانال ما در پیامرسان #بله مراجعه بفرمـایید .‌‌‌‌‌‌‌
‌‌

(✅لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است✅)
‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃📱▶✅Ble.im/Behesht8


🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌
‌‌
‌‌‌‌‌‌ #بقیع #هشتم_شوال #روضه_هشتم_ماه
#امام_رضایی_ها #ما_بقيع_را_ميسازيم
#امام_حسنی_ها #ما_بقیع_را_میسازیم
#مرگ_بر_آل_سعود #لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت‌‌ #آل_سقوط #آل_یهود
‌ #از_آل_سعود_نخواهیم_گذشت ...
‌‌
Read more
 #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ ...
Media Removed
#پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع ‌‌ ‌ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى السَّلامُ ... #پست_مشترک_به_مناسبت_سالروز_تخریب_بقیع
‌‌ ‌
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا خــُزَّانَ عِــلْــمِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا تَرَاجِمَةَ وَحْیِ اللهِ
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یـــَا أَئــِمَّـــةَ الْــهُــدَى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَـــا أَعــْلامَ التــُّقَــى
السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلادَ رَســُولِ اللهِ
‌‌‌
‌‌
‌ #جانم_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام ❤🍃
‌‌‌
‌روزی امام حسن(ع) هنگام عبور از كوچه‌ای، چند فقیر را دید كه روی خاك نشسته‌اند و به خوردن نان‌های خرده و خشك مشغولند. آن ها تا امام را دیدند، گفتند: ‌‌
‌بفرما از غذای ما بخور! امام حسن(ع) نزد آن ها رفت و فرمود:
‌‌
‌«خداوند متكبران را دوست ندارد.» سپس با آن ها غذا خورد و آن ها را به خانه خود دعوت كرد. آن ها به خانه امام حسن(ع) آمدند و غذا خوردند. هنگام رفتن نیز امام حسن(ع) به هر یك لباسی عطا فرمود.

.
📖 سیره ی پیشوایان ‌
‌‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌‌‌ #تا_بقیع_ای_کاش_میشد_پر_کشید ..
‌‌‌‌
‌‌‌سالیانی ست که با داغ بقیع میسوزیم
فانی شعله ی عشقیم، جهان افروزیم

مژده بر دیده که زائر شدنی خواهد بود
مجلس هروله دایر شدنی خواهد بود

عاقبت چشم عدو نیز خزان خواهد دید
عوض آنچه به ما رفت گران خواهد دید

بنویسید " بقیع " گریه به راه اندازید
رخنه در سینه نمایید وَ آه اندازید ...

#مرگ_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت
‌‌‌‌
‌‌
‌ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
‌‌
روزی رسد که با مدد از ذکر یاحسن (ع) ...
خــواهیم شکست گــردن آل ســعود را‌‌‌ ..‌
‌‌
‌‌
و زنده ایم به یک انتقام تاریخی ....
‌‌‌
تعجیل در فرج قطب عالم امکان حضرت صاحب
الزمـــان و نــابــودی وهابیت وآل سعود #صلوات
‌‌‌‌
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹🍃

‌‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت شرکت در طرح به کانال ما در پیامرسان #بله مراجعه بفرمـایید .‌‌‌‌‌‌‌
‌‌

(✅لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است✅)
‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃📱▶✅Ble.im/Behesht8


🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌
‌‌
‌‌‌‌‌‌ #بقیع #هشتم_شوال #روضه_هشتم_ماه
#امام_رضایی_ها #ما_بقيع_را_ميسازيم
#امام_حسنی_ها #ما_بقیع_را_میسازیم
#مرگ_بر_آل_سعود #لعنت_بر_آل_سعود
#لعنت_بر_وهابیت‌‌ #آل_سقوط #آل_یهود
‌ #از_آل_سعود_نخواهیم_گذشت ...
‌‌
Read more
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق ...
Media Removed
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق زنجانی بود #احسان_معبودی • این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم. صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی ...
در روضه دلش همیشه طوفانی بود
در عشق حسین بن علی فانی بود
دلسوخته ی مصائب کربوبلا
میرزا حسن غریق زنجانی بود
#احسان_معبودی

این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم.
صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی تمام از روزگار تلخ صدرنگ خداحافظی کردند.

این شعر رو امیر عزیز ( #امیر_سلیمانی)برام خوند، به خاطر اینکه بتونم منتشرش بکنم تایپش کردم.

ای ساقی گلچهره بده باده ی گلبیز
مستم کن از آن ساغر پی در پی لبریز
جاوید نشد دهر چو بر خسرو و پرویز
کو شوکت جمشید چه شد صولت چنگیز
زان جام که خوردند رسد قسمت ما نیز

روزی بدرد گرگ اجل پیرهن ما
چندی نکشد نشنوی از کس سخن ما
یا کوزه گران کوزه کنند از بدن ما
یا خشت سر خم شود از خاک تن ما
یا نقش به دیوار و یا فرش به دهلیز

سروی که در افتاد چه بالا و چه پایین
رختی که به هم سوخت چه بی رنگ و چه رنگین
آبی که فرو ریخت چه بی طعم و چه شیرین
آن تیشه که بشکست چه باریک و چه سنگین
روحی که ز تن رفت چه کاشان و چه تبریز

زان پیش که آید به سر این مدت معدود
تا هستی من گردد از این مرحله نابود
شاید نشده ملک بدن یکسره مفقود
چینم ز گلستان زمانه گل مقصود
زان گل که شود از گل فردوس دلاویز

در میکده دانم نه مکان است و نه جایم
دریوزه صفت رو به در میکده آیم
کن همچو مرا مست ندانم سر و پایم
باشد که رخی بر قدم یار بسایم
بازار محبت کنم از آتش می تیز

افسوس که ره بر چمن راز ندارم
در گلشن دانش پر پرواز ندارم
در اوج هنر قوه ی شهباز ندارم
پروانه صفت سوزم و آواز ندارم
مبهوتم از این فکر و تمنای غم انگیز

هر سو نگرم هستی رندان و حریفان
در بحر مناقب همه در کشتی عرفان
غواص مثل غوطه زنان همچو نهنگان
دامن همه پر از دُر و لؤلؤ و مرجان
مستغرق دریای مقالند گهرریز

دل برده ز من دلبر خوشرنگ و شمایل
فرد است در ایجاد به هر حسن و خصایل
خوبان همه تکمیل از آن دلبر کامل
در محفل امکان رخ او شمع محافل
در گلشن وحدت قد وی سرو دلاویز

تنها نه منم عاشق آن دلبر طناز
بل ذی نفسانند از این عشق سر افراز
خود نامدگان و شدگانند هم آواز
جمله به «غریقند» در این مرحله همراز
جان بهر نثار قدمش خوانده به تجویز

میرزا حسن غریق زنجانی
Read more
📿 یا رب چه محشری است در این آخرالزمان شد قامت جمیع خلایق ز غم کمان می بارد از چهار طرف غم ز آسمان یک ...
Media Removed
📿 یا رب چه محشری است در این آخرالزمان شد قامت جمیع خلایق ز غم کمان می بارد از چهار طرف غم ز آسمان یک سمت ضعف مذهب و یک سمت قحط نان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان مولا لک الفداء لک الغوث الامان یا صاحب الولایه دل خلق آب شد عصمت به باد رفت ولایت خراب شد از قاف تا به قاف پر از انقلاب شد از شرق تا به غرب جگرها ... 📿
یا رب چه محشری است در این آخرالزمان
شد قامت جمیع خلایق ز غم کمان
می بارد از چهار طرف غم ز آسمان
یک سمت ضعف مذهب و یک سمت قحط نان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مولا لک الفداء لک الغوث الامان
یا صاحب الولایه دل خلق آب شد
عصمت به باد رفت ولایت خراب شد
از قاف تا به قاف پر از انقلاب شد
از شرق تا به غرب جگرها کباب شد
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مولا لک الفداء لک الغوث الامان
از سختی زمانه گروهی گدا شدند
بعضی ز نان تلخ به دق مبتلا شدند
یک فرقه در به در ز خیال وبا شدند
مجموع کاینات دچار بلا شدند
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مولا لک الفداء لک الغوث الامان
بر باد رفت مذهب و دین وامصیبتا
افسانه گشت شرع مبین وامصیبتا
بگرفته کفر روی زمین وامصیبتا
کی بود حال خلق چنین وامصیبتا
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مولا لک الفداء لک الغوث الامان
پیران سالخورده جوانان تیره بخت
هرگز ندیده اند چنین سالهای سخت
دلها شد از گرانی امسال لخت لخت
بعضی به فکر نان و گروهی به فکر رخت
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مولا لک الفداء لک الغوث الامان
از هیچ سمت راهنمایی نمی رسد
کوریم و عاجزیم و عصایی نمی رسد
آماده ایم جمله بلایی نمی رسد
هر چند عرض بنده به جایی نمی رسد
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مولا لک الفداء لک الغوث الامان
زخم دل فلک زده مرهم پذیر نیست
در فکر ما کسی ز امیر و وزیر نیست
یک تن ز اغنیا به خیال فقیر نیست
افتاده ایم هیچ کسی دست گیر نیست
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مولا لک الفداء لک الغوث الامان
شاطر عبث عبث به کسی نان نمی دهد
قصاب گوشت شیشک لرزان نمی دهد
عطار قند و چای به میزان نمی دهد
بقال روغن و کره ارزان نمی دهد
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مولا لک الفداء لک الغوث الامان
از یاد رفت رسم قوانین انبیا
پامال گشت مصحف و آیات کبریا
رفتند زیر خاک بزرگان و اولیا
منسوخ شد سخاوت و معدوم شد حیا
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان
مولا لک الفداء لک الغوث الامان
کو یک نفر که یاری دین خدا کند
فکری به حال ملت زار گدا کند
و الخ...
#نسیم_شمال

میوه فروشِ اول ناله کرد که موز ندارم. از بس گران شده برای چه کسی بیارم؟ و یک ربع ساعت زارید.
میوه فروشِ دوم هشت دانه موز را با این فاکتور به من داد.
چند ماه پیش قیمت هر کیلو موز برابر یک دانه‌‌اش در این ایام بود.
متن کامل شعر در کانال بنده.
Read more
قهرمانی بسکتبال نوجوانان غرب آسیاشروع طوفانی بسکتبال نوجوانان ایران در مسابقات غرب آسیاخبرگزاری ...
Media Removed
قهرمانی بسکتبال نوجوانان غرب آسیاشروع طوفانی بسکتبال نوجوانان ایران در مسابقات غرب آسیاخبرگزاری فارس: شروع طوفانی بسکتبال نوجوانان ایران در مسابقات غرب آسیا تیم ملی بسکتبال نوجوانان در نخستین دیدار خود در مسابقات قهرمانی بسکتبال نوجوانان غرب آسیا مقتدرانه عراق را شکست داد و با یک شروع ... قهرمانی بسکتبال نوجوانان غرب آسیاشروع طوفانی بسکتبال نوجوانان ایران در مسابقات غرب آسیاخبرگزاری فارس: شروع طوفانی بسکتبال نوجوانان ایران در مسابقات غرب آسیا
تیم ملی بسکتبال نوجوانان در نخستین دیدار خود در مسابقات قهرمانی بسکتبال نوجوانان غرب آسیا مقتدرانه عراق را شکست داد و با یک شروع طوفانی روز نخست را به پایان رساند.
به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، تیم بسکتبال نوجوانان کشورمان عصر امروز در سالن امام خمینی(ره) مجموعه ورزشی آزادی گرگان در نخستین دیدار خود در رقابت‌های بسکتبال نوجوانان غرب آُسيا به مصاف عراق رفت و توانست با اقتدار این تیم را شکست دهد.

در کوارتر نخست این دیدار، تیم ملی کشورمان با نتیجه 25 بر سه پیروز شد و در ادامه نیز کوارتر دوم این دیدار با نتیجه 41 بر 10 به سود نوجوانان کشورمان به پایان رسید.

در کوارتر سوم نیز نوجوانان ما پیروز میدان بودند و این کوارتر با نتیجه 75 بر 23 به سود تیم ملی کشورمان به پایان رسید و در نهایت ملی پوشان نوجوان کشورمان موفق شدند تیم عراق را با نتیجه 91 بر 36 شکست دهند.

تیم ملی بسکتبال نوجوانان کشورمان در ابتدای این بازی با ترکیب ابتدایی رضا نظری‌کیا، شایان حصاری، پارسا فلاح، معین خرسندی و پویا حقی به میدان رفت و عراقی‌ها نیز با ترکیب ابتدایی حسین عالم عبدالسعده، حسین علی حسین، دیاری ارکان عبدالکریم، منجد حیدر و مصطفی آزاد خورشید به میدان رفت.

تیم ملی بسکتبال نوجوانان کشورمان دوشنبه ساعت 16 به مصاف اردن خواهد رفت و عراق فردا ساعت 16 با لبنان دیدار خواهد کرد.

این مسابقات تا روز چهارشنبه در گرگان ادامه خواهد داشت. 📷@saeedmiirzaei
Read more
 #ياعلي_انت_صراط_المستقيم #تهدمت_والله_اركان_الهدى #فزت_ورب_الكعبه #علي_راية_الهدي . . و ...
Media Removed
#ياعلي_انت_صراط_المستقيم #تهدمت_والله_اركان_الهدى #فزت_ورب_الكعبه #علي_راية_الهدي . . و زمانی که عرش خدا به لرزه افتاد و منادی از آسمان چنین ناله سر داد ... تهدمت و الله ارکان الهدی و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى و قتل علی المرتضی . تیغ بر فرق تا فرود ... #ياعلي_انت_صراط_المستقيم
#تهدمت_والله_اركان_الهدى
#فزت_ورب_الكعبه
#علي_راية_الهدي
.
.
و زمانی که عرش خدا به لرزه افتاد و منادی از آسمان چنین ناله سر داد ...
تهدمت و الله ارکان الهدی و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى و قتل علی المرتضی
.
تیغ بر فرق تا فرود آمد
آخرین حالت سجود آمد
شد خلاص از غم همان دم که
فاطمه با رخ کبود آمد
تیغ بر فرق تا فرود آمد
مرگ آغوش را گشود ، آمد
آنچنان تا میان ابرو رفت
به گمنام به سر عمود آمد
تیغ بر فرق تا فرود آمد
فاطمه ناله کرد یا حیدر
فاطمه فکر فرق مولا بود
مرتضی در عزای ضربه در
تیغ بر فرق تا فرود آمد
مرتضی بست چشم و رفت از حال
به خداوند کعبه راحت شد
گشت محراب گودی گودال
.
.
پ.ن ۱ : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لاَ أَنْ هَدَانَا اللَّهُ
.
پ.ن ۲ : اگر حسن، پسرش را کنار بگذاریم
علی غریب ترین مرد طول تاریخ است...
.
پ.ن ۳ : چشم حق میدید و دست حق میان بند بود
گوش حق هم ناله ی ناموس حق را میشنید
از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین
دست و پا می زد حسین زینب صدا میزد حسین
.
پ.ن ۴ : #فزت_ورب_الكعبة .
.
#kufa #كوفه #کوفه #قتل_علي_المرتضى #چیذر #امامزاده_علی_اکبر_چیذر #حرم_مطهر_امام_رضا_علیه_السلام
#حاج_محمود_کریمی #حاج_محمود
#ليلة_القدر #شب_قدر #لیالی_قدر
Read more
دبستان قدیمی ما در جنوب خیابان ایران ، محرم ها بیشتر هیئتی بود که محض رعایت تشریفات آموزش پرورش ، وسطش ...
Media Removed
دبستان قدیمی ما در جنوب خیابان ایران ، محرم ها بیشتر هیئتی بود که محض رعایت تشریفات آموزش پرورش ، وسطش چند تا کلاس هم برگزار می شد. بچه ها این را دوست داشتند. یک روز حاج آقای پیشنماز گفت که هرروز این دهه خاص یک گروه است. روز قاسم را دست خالی برنگردید. ما نفهمیدیم دست خالی برنگشتن یعنی چه حالتی. اما شهاب ... دبستان قدیمی ما در جنوب خیابان ایران ، محرم ها بیشتر هیئتی بود که محض رعایت تشریفات آموزش پرورش ، وسطش چند تا کلاس هم برگزار می شد. بچه ها این را دوست داشتند. یک روز حاج آقای پیشنماز گفت که هرروز این دهه خاص یک گروه است. روز قاسم را دست خالی برنگردید.
ما نفهمیدیم دست خالی برنگشتن یعنی چه حالتی. اما شهاب - که عمویش مداحی می کرد -بعد از زنگ ورزش به تیم ده نفره مان پیشنهادی داد که به نظرمان خوب بود.
گفت که یک دسته عزا می گیریم در خیابان آبشار و آخرش هم می رویم حسینیه قاطی باقی دسته ها. سریع هم تقسیم کار کرد که خودش مداح ، قوامی طبل و سراج هم -که پدرش تابستان ژاپن بوده - میکروفون‌بخرد.
فقط این وسط زریبافان و نوچه هایش زیر بار نرفتند که پرچم را حمل کنند چون می خواستند با زور زیادشان طبل بزنند .
شهاب بهشان گفت که فرقی نمی کند و به نیت است . زریبافان گفت که اگر به نیت است پس سراج پرچم را بگیرد و من طبل بزنم. شهاب گفت نمی شود تو تا بحال طبل نزده ای و خراب می کنی .بحث بالا گرفت .
زریبافان با عصبانیت گفت حالا که اینجور است نمی آید و با نوچه هایش رفتند.

نیامدن زریبافان و یارانش اتفاق خوبی نبود. دسته ی مان همین طوری ش کم تعداد بود چه برسد بدون آنها .
دسته ی شش نفره ، غروب فردایش از خیابان آبشار به سمت حسینیه ی معزی ها راه افتاد . به جز دو تا خانم کنار خیابان - که بعداً لو رفت مادر و خاله ی قوامی بوده اند - کسی درطول راه همراهی مان نکرد و صرفاً چندتا مغازه دار بیرون آمدند و کمی سینه زدند . شهاب هم می خواند و هم پرچم را تکان می داد . امری که نویز بدی ایجاد می کرد و لذا وسط راه بلندگو را هم بیخیال شد.

دسته ی شش نفره به آخر راه رسیده بود. تا قبل ورود به حسینیه - که اسم زیبای شما ، حسین، بر برگه ی سفید خاطراتمان ثبت شود -یک بار دیگر دودمه را دادیم :
"ای شده در باور تو مرگ احلی من عسل
سوی میدان میروی حی علی خیر العمل!
بلند گفتیم : "حسین "
و از میان دودهای اسفند ، قاطی بزرگتر ها وارد حسینیه شدیم .
ء
#گره_ششم : گره بازوبند وصیت، وقتی با شتابِ نوجوانی باز شود.
دادش به دست عمو. عمو گریه کرده بودند و بعد اذن میدان داده بودند .
پایش حتی به رکاب نمی رسید .اما اسب را به سیاق علوی ها تاخت و رفت.
کمی بعد فریادش را همه شنیدند .گفته بود"عمو جان!"
یعنی که فقط بیا کمکم!
عمو رفت.
غبار شد.
صدای شمشیر زیاد شد .
جان به لب رسید.
غبار فرو نشست
..
دیدند پادشاهی بالای سر دردانه ای ایستاده و دارد‌ امانت برادر را با‌حسرت نگاه می کند
در خوابی ناز ، شیرین‌تر از عسل.
Read more
... عصر دیروز دوست عزیزی پی ام داد و این عکس را هم فرستاد و نوشت : ببین قهوه سرد رفت چاپ پنجاه و نه، به نظرت ...
Media Removed
... عصر دیروز دوست عزیزی پی ام داد و این عکس را هم فرستاد و نوشت : ببین قهوه سرد رفت چاپ پنجاه و نه، به نظرت نباید فاتحه داستان رو خوند ؟من نوشتم : از این جملات ناشیانه و احساسی استفاده نکن.ادبیات با همه ضعف و قوتش همواره در مسیر خودش پیش رفته.بله! من و بسیاری از دوستان این کتاب را تا جایی خواندیم، آن را ... ...
عصر دیروز دوست عزیزی پی ام داد و این عکس را هم فرستاد و نوشت : ببین قهوه سرد رفت چاپ پنجاه و نه، به نظرت نباید فاتحه داستان رو خوند ؟من نوشتم : از این جملات ناشیانه و احساسی استفاده نکن.ادبیات با همه ضعف و قوتش همواره در مسیر خودش پیش رفته.بله! من و بسیاری از دوستان این کتاب را تا جایی خواندیم، آن را نپسندیدیم و گذاشتیم کنار ،این دلیل نمی شود که دیگران هم به رویه ما عمل کنند و اثر آقای روزبه معین را نخوانند! نوشت : یعنی مشکلی نداری ؟ اوکی الان؟ نوشتم : مشکل برای چی؟ نه مثل همیشه فقط میتونم آرزوی موفقیت کنم.بعد عکس کتاب های دیگری را فرستاد.بیشتر کتاب هااز نشر آرینا و علی و شادان بودند. مثلا کتابی بالغ بر نهصد صفحه با قیمت حدودا صد هزار تومان که به چاپ چندم هم رسیده بود و نوشت : اینا رو چی میگی؟ گفتم : برای این کتاب و نویسنده اش هم خوشحالم .به هر حال با این اوضاع وخیم اقتصادی یک کتاب با این قیمت به چاپ چندم رسیده، موفقیت کمی نیست و این نشان دهنده آن است که مردم ما هنوز کتاب می خوانند و حالا چنانچه روزی کتاب هم نخوانند اصلا اشکالی ندارد ؛ مگر به زور می توان کسی را کتاب خوان کرد؟؟سال هاست بر کوس کتاب خوانی می زنیم،اصلا شاید مردم ترجیح می دهند به جای کتاب، تفریح و سرگرمی دیگری برای خود انتخاب کنند دخلش به من و تو چه ؟؟ما شدیم خیر خواه ملت ؟؟ ندیدی آن ها که یک عمر دم از خیرخواهی زدند همین خیرخواهی آخر کار دستشان داد؟ بعد نوشت : من موندم اینا چطور قلمشون می چرخه که سالی چند کتاب هفتصد هشتصد صفحه ای منتشر می کنن؟ نوشتم : منو وارد حاشیه نکن. برو از خودشون بپرس. الان هر نویسنده ای واسه خودش صفحه شخصی داره . نوشت : تکلیف جدی نویس ها چی می شه؟؟ نوشتم : من فقط میتوانم برای خودم تعیین تکلیف کنم و تمام ؛ در آخر نوشت :من فکر می کنم تو واقعا چنج شدی! منم نوشتم : نمیدونم شاید ... #ادبیات_داستانی
#داستان_ایرانی
#نویسنده_ایرانی
#داستان
#داستان_کوتاه
#رمان_نویسی
#روزبه_معین
#نشرآرینا
#نشر_علی
#نشرشادان
#کتاب_زرد
#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
Read more
. اول محرم سال 61 هجری . قصر بنی‌مُقاتِل یا مُقاتِل، از منزل‌گاه‌های نزدیک کوفه که امام حسین(ع)در ...
Media Removed
. اول محرم سال 61 هجری . قصر بنی‌مُقاتِل یا مُقاتِل، از منزل‌گاه‌های نزدیک کوفه که امام حسین(ع)در واقعه کربلا، پس از عذیب هجانات در آنجا منزل کرد و سپس شبانه راهی نینوا شد. امام حسین(ع)در این منزل‌گاه از عبیدالله بن حر جعفی و عمرو بن قیس مشرقی خواست که به او بپیوندد، اما آنها دعوت امام را نپذیرفتند.اهمیت ... .
اول محرم سال 61 هجری
.
قصر بنی‌مُقاتِل یا مُقاتِل، از منزل‌گاه‌های نزدیک کوفه که امام حسین(ع)در واقعه کربلا، پس از عذیب هجانات در آنجا منزل کرد و سپس شبانه راهی نینوا شد. امام حسین(ع)در این منزل‌گاه از عبیدالله بن حر جعفی و عمرو بن قیس مشرقی خواست که به او بپیوندد، اما آنها دعوت امام را نپذیرفتند.اهمیت این مکان نزد شیعیان به حضور و عبور امام حسین(ع) از آن است. وجه تسمیه
.
در این منزل قصری متعلق به مقاتل بن حسان بن ثعلبه بوده است.[۱]این منزل‌گاه میان عین التمر و شام و در نزدیکی قطقطانه قرار داشته است.[۲]امام حسین(ع) پس از عذیب هجانات به آنجا رفت.[۳]وی شبانه از قصر بنی مقاتل به سمت نینوا حرکت کرد.[۴]
.
وقایع
.
امام حسین(ع) در قصر بنی مقاتل، شخصی را که گفته شده حجاج بن مسروق جعفی بوده است[۵] به خیمه عبید الله بن حر جعفی فرستاد و از او خواست به دیدار ایشان بیاید. اما عبیدالله عذر آورد و پس از خواندن آیه استرجاع گفت: من قادر به یاری دادن او نیستم و دوست ندارم که او مرا ببیند یا من او را ببینم. امام حسین(ع) خود به خیمه او رفت و او را برای یاری فراخواند، عبیدالله عذر آورد ولی اسبش را در اختیار امام گذاشت امام آن را نپذیرفت.[۶]
در برخی منابع از دیدار عمرو بن قیس مشرقی به همراه پسر عمویش با امام حسین در این منزل یاد شده است. آنان نیز در برابر درخواست یاری امام عذر آوردند. امام آنان را نیز امر کرد تا از آنجا دور شوند تا صدای کمک‌خواهی امام را نشنوند.[۷]
به گفتۀ عقبة بن سمعان، امام حسین(ع) شبانه از قصر بنی مقاتل به سمت نینوا حرکت کرد، در نزدیکی همین منزل بود که بر زین اسب خوابش برد. پس از آنکه بیدار شد آیه استرجاع را بر زبان جاری کرد. و بر اساس خوابی که دیده بود از کشته شدن خود و همراهانش خبر داد. جمله معروف علی اکبر که «هنگامی که بر حق هستیم از مرگ هراسی نداریم؛ فَإِنَّنَا إِذاً لَا نُبَالِی أَنْ نَمُوتَ مُحِقِّین» در همین جا گفته شده است.[۸] برخی منابع این خواب امام حسین و گفتگوی وی با علی اکبر را مربوط به منزل ثعلبیه دانسته‌اند.[۹]
گفتگوی امام حسین و عبید الله بن حر جعفی در قصر بنی مقاتل
امام حسین از عبید الله بن حر جعفی خواست که به او بپیوندد.
عبید الله بن حر جعفی: به خدا سوگند، می‌دانم هر کس تو را همراهی کند در رستاخیز سعادتمند خواهد بود ولی امید ندارم که بتوانم برای تو کاری کنم. در کوفه هم یاوری برای تو نمی‌شناسم. تو را به خدا سوگند می‌دهم مرا به این کار وادار مکن که هنوز تن به مرگ درنداده‌ام، اما این اسب من که نامش ملحقه است از تو باشد...[۱۰]
#ادامه_در_کامنت_اول
Read more
‌ رفته بودیم بهشت زهرا، با لباس‌های مشکی بر تن و غصه سنگین بر جان. قطعه نام آوران. همگی با هم داشتیم ...
Media Removed
‌ رفته بودیم بهشت زهرا، با لباس‌های مشکی بر تن و غصه سنگین بر جان. قطعه نام آوران. همگی با هم داشتیم پاره‌ای از تنمان را به خاک می‌سپردیم، انگار جانمان داشت «در» می‌رفت. داشتیم با ناصرخان احمدپور وداع می‌کردیم، جملگی صاحب عزا. اما برخی داغ بر دلشان سوزان تر. مثلا عباس آقا. عباس آقا عبدالملکی. جگرش ...
رفته بودیم بهشت زهرا، با لباس‌های مشکی بر تن و غصه سنگین بر جان. قطعه نام آوران. همگی با هم داشتیم پاره‌ای از تنمان را به خاک می‌سپردیم، انگار جانمان داشت «در» می‌رفت. داشتیم با ناصرخان احمدپور وداع می‌کردیم، جملگی صاحب عزا. اما برخی داغ بر دلشان سوزان تر. مثلا عباس آقا. عباس آقا عبدالملکی. جگرش سوخته بود. همان جا بود که لختی با او تنها و همکلام شدم. کنار خاک سردی که قرار بود رفیق چهل ساله عباس آقا را در آغوش کشد. یک عالم گله داشت، یک سینه پر از درد. می‌گفت که ناصرخان «دق» کرد. دق کرد از این جور بی‌انتها. از این ستم که همه ما جماعت ورزشی‌نویس را بی تاب و بی قرار کرده. می‌گفت و می‌گفت و می‌گفت. ناگهان گفت: «داش‌علی! باورت میشه من هنوز بیمه ندارم؟ هنوز بعد از ده‌ها سال سیاه کردن کاغذهای سپید بازنشستگی ندارم؟ مگر ناصر داشت؟ مگر بقیه بزرگترهای ما دارند؟»
عباس آقا عبدالملکی آن «روزِ سیاه» قفل از زبان گشوده بود. از جفاهایی می‌گفت که همه ورزش و اهالی ورزش در حق ما جماعت ورزشی‌نویس روا داشته‌اند. دلش پر بود. راست هم میگفت وقتی می‌پرسید: «کجایند آنها که قلم ناصرخان نردبان ترقی‌شان شد؟» قلم خودش هم نردبان صعود خیلی‌ها بود. اما آنها چون از نردبان بالا رفتند، نه تنها صاحب نردبان را تکریم نکردند بلکه سنگش هم زدند. سهمش از «سفره چند هزار میلیارد تومانی ورزش» را که ندادند هیچ، حقش از کارش را هم خوردند.
عباس آقا عبدالملکی وقتی از ظلم‌ها و ظالم‌ها گفت، ناگهان حرف آخر را هم زد: «همین روزها نوبت من است. دیگر توان ادامه ندارم. به ته خط رسیده‌ام. شاید هم آمدم همین جا کنار رفیق چهل ساله‌ام خوابیدم، شاید آن روز این دردها تمام شود...» گفتم: «عباس‌آقا! بیخیال... انشاالله ۱۲۰ سال با عزت زندگی کنید» گفت: «دیگه نمیتونم، دیگه نمیکشه این تن و جانم...»
آن روز گذشت، و گذشت تا رسیدیم به دم «تحویل سال» ۹۶ ، همین چند روز قبل. از جوار بارگاه ثامن الحجج برای عباس آقا پیامک تبریک فرستادم. در پاسخ از بیماری‌اش گفت و از تحملی که تمام شده. گفت داش‌علی! دعا کن....
حالا خبر رسیده که عباس آقا هم رفت. پاره‌ای دیگر از تنِ ما ورزشی‌نویسان رفت. حالا لابد سهمش می‌شود یک تکه از قطعه نام‌آوران. او رفت، با سینه‌ای پر از درد. اما با آبرو. او رفت، با یک دنیا گله. اما با شرف. او رفت، با کوله‌باری از رنج. اما با سربلندی. او از تبار شریفان بود، از قبیله عاشقان. شریف زندگی کرد و عاشقانه قلم زد. از او این عشق و شرافت تا ابد در ذهن ما یادگار است. ‌
#عباس_عبدالملکی #عبدالملکی #ورزشی_نویس #روزنامه_نگار #سردبیر
Read more
. ■ «زندگینامه ددرویش‌خان، آهنگساز و موسیقی‌دان ایرانی»: . ■ نام اصلی: غلامحسین درویش (۱۲۵۱ تهران - ۲ آذر ۱۳۰۵تهران) . ● غلامحسین درویش، در سال ۱۲۵۱ هجری خورشیدی در تهران زاده شد. پدرش حاجی بشیر از هالی زیدشت طالقان و مادرش از ترکمانان بود. علت شهرت وی به نام درویش خان، این بود که پدرش ... .
■ «زندگینامه ددرویش‌خان، آهنگساز و موسیقی‌دان ایرانی»: .
■ نام اصلی: غلامحسین درویش (۱۲۵۱ تهران - ۲ آذر ۱۳۰۵تهران)
.
● غلامحسین درویش، در سال ۱۲۵۱ هجری خورشیدی در تهران زاده شد. پدرش حاجی بشیر از هالی زیدشت طالقان و مادرش از ترکمانان بود. علت شهرت وی به نام درویش خان، این بود که پدرش هنگام صدا زدن وی، از لفظ «درویش» استفاده می‌کرد و همین نام بعدها به عنوان نام خانوادگی غلامحسین برگزیده شد و او به درویش خان یا غلامحسین خان درویش معروف شد.
.
● غلامحسین به دربار شاه رفت‌وآمد داشت و ساز نوازندگان را می‌شنید. سپس پیش آقا حسینقلی به تکمیل فن خود پرداخت و بعد از سال‌ها تمرین در نواختن تار و به ویژه سه‌تار مهارت یافت و بهترین شاگرد استاد خود شد. در این دوران، آشنایی با برادر بزرگتر آقا حسینقلی، میرزا عبدالله فراهانی که نوازنده تار و سه‌تار بود، به کار او غنای بیشتری بخشید.
.
● با ظهور جنبش مشروطه ایران در نخستین کنسرت‌هایی که در انجمن اخوت تشکیل شد وی سمت ریاست و رهبری ارکستر را داشت.
.
■ «نو آوری در موسیقی سنتی»:
.
■ «استقلال و تحول در آهنگ‌سازی نو:» ● در آغاز، آهنگسازی به شیوه نو توسط علی‌اکبر شیدا متخلص به شیدای شیرازی و عارف قزوینی آغاز شده بود. آن دو، آهنگسازی را به صورت اصولی نیاموخته بودند و تصنیف‌ها را بر اساس ذوق و احساس خود می‌ساختند و خود بر آن‌ها شعر می‌نهادند و خود نیز آن‌ها را می‌خواندند.
.
● اما این سبک موسیقی، توسط درویش‌خان به صورت یک حرفه مستقل هنری در آمد. زیرا او علاوه بر ردیف سنتی، با مبانی موسیقی بین‌المللی آشنا شده بود و بر اساس این دانش، آهنگ می‌ساخت. از سوی دیگر، به جای اینکه خود، آهنگ بخواند خوانندگان حرفه‌ای آن‌ها را اجرا می‌کردند. علاوه بر این، آهنگ‌های او با شعر شاعران حرفه‌ای خوانده شده و برای نواختن، از ارکستری که خود او در انجمن اخوت بنیان گذاشته بود بهره می‌گرفته‌است.
.
● سعدی حسنی در کتاب "تاریخ موسیقی" درباره پیدایش موسیقی نوین ایران می‌نویسد: «نخستین تحول واقعی موسیقی را غلامحسین درویش آغاز کرد.»
.
● صفحه ی 1/4
.
Read more
<span class="emoji emoji1f448"></span> غواصان نگران شدند و آمدند...(این متن زیبا را حتما shareکنید) بسیار جای دلسوزی دارد اما بیش از ...
Media Removed
غواصان نگران شدند و آمدند...(این متن زیبا را حتما shareکنید) بسیار جای دلسوزی دارد اما بیش از اینکه دل ما بر مظلومیت آنان بسوزد دل آنها نگران ماست.شهدا رفت و آمدشان هم ،بی حساب و کتاب نیست؛ هم رفتنشان پیام دارد و هم آمدنشان. شهدا هیچ گاه حزبی و جناحی نبودند اما تک تک وصیت نامه هایشان را که ورق ... 👈 غواصان نگران شدند و آمدند...(این متن زیبا را حتما shareکنید)

بسیار جای دلسوزی دارد اما بیش از اینکه دل ما بر مظلومیت آنان بسوزد دل آنها نگران ماست.شهدا رفت و آمدشان هم ،بی حساب و کتاب نیست؛ هم رفتنشان پیام دارد و هم آمدنشان.

شهدا هیچ گاه حزبی و جناحی نبودند اما تک تک وصیت نامه هایشان را که ورق بزنیم خواهیم دید که بر پیروی محض از دستورات ولی فقیه تاکید داشته اند و امروز آمده اند تا دوباره پشتیبان ولایت فقیه باشند. آمده اند تا سندی باشند بر سخنان ولی فقیه زمان.

آمده اند تا به ما بگویند: اگر امروز حضرت سید علی می فرماید اجازه بازرسی از مراکز نظامی و دانشمندان ایرانی را نمی دهم ؛ نگران تکرار سرنوشتی است که جاسوسی های آمریکا بر سر غواصان شهید آورد.

آمده اند تا به ما بگویند: آهای مردمی که وقتی شنیدید حدود سی سال پیش 175 غواص با دستان بسته توسط بعثی ها زنده در خاک شده اند دلتان آتش گرفت و بر مظلومیت آنها اشک ریختید، مراقب باشید بلایی که بعثی ها با اطلاعات جاسوسی آمریکا بر سر غواصان آوردند دوباره تکرار نشود!

آمده اند تا به ما بگویند: اگر دیروز آمریکا با هواپیماهای جاسوسی اش عملیات کربلای 4 را لو داد و غواصان را دست بسته در چنگال بعثی ها انداخت ، امروز نگذارید بازرسی ها و نظارت های جاسوسان آمریکا، جان فرزندان برجسته این سرزمین را به خطر اندازد و آنان را در تیررس حملات تروریستی اسرائیل قرار دهد.

آمده اند تا به ما بگویند: گمان نکنید با بازرسی های مشروط و مدیریت شده می توانید جلوی جاسوسی دشمن را بگیرید. هوشیار باشید و بدانید دشمن، خیلی خوب بلد است مدیریت شده هم جاسوسی کند. به خون غلطیدن شهدای هسته ای گواه این مدعاست.

175 غواصی که مظلومانه با دستان بسته زنده در خاک شدند؛ امروز آمده اند تا جلوی بسته شدن دستان نخبگان هسته ای و دفاعی کشور را بگیرند. آنان مستقیم پای حرف های شهدای هسته ای نشسته اند و از خون دل خوردن هایشان خبر دارند.

آمده اند تا به ما بگویند:
آمریکا دیروز ما را تحریم کرد و امروز شما را.
دیروز از عملیات های ما جاسوسی می کرد و امروز از پیشرفت های هسته ای و دفاعی شما جاسوسی می کند.

دیروز صدام را تجهیز کرد و به جان ما انداخت و امروز داعش و تفاله های بعثی را پرورش داده و برای امنیت شما خط و نشان می کشد و جاسوسانش را در قالب بازرسان آژانس به ایران می فرستد.  175 غواص با دستان بسته ، زنده زیر خاک رفتند اما زیر بار حرف زور نرفتند.

پی نوشت:تیم مذاکره کننده ایران می گوید بازرسی از مراکز نظامی مدیریت شده است.
اما بازرسی مدیریت شده از مراکز نظامی یعنی چه؟
Read more
در تقويم هجري قمري، 27 رجب روز مبعث است. روز #مَبْعَث، روزي است که #حضرت #محمد(ص)، پيامبر گرانقدر ...
Media Removed
در تقويم هجري قمري، 27 رجب روز مبعث است. روز #مَبْعَث، روزي است که #حضرت #محمد(ص)، پيامبر گرانقدر اسلام، به درجه پيامبري برگزيده شد. روز مبعث، روز ميلاد #ارزش هاست؛ ارزش هايي که زنده به گور مي شد و اصالت هايي که در بستر احتضار رو به خاموشي مي رفت. روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت ... در تقويم هجري قمري، 27 رجب روز مبعث است. روز #مَبْعَث، روزي است که #حضرت #محمد(ص)، پيامبر گرانقدر اسلام، به درجه پيامبري برگزيده شد.

روز مبعث، روز ميلاد #ارزش هاست؛ ارزش هايي که زنده به گور مي شد و اصالت هايي که در بستر احتضار رو به خاموشي مي رفت. روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت هايي که به پاي بت ها قرباني مي شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش هاي ناروا بود.

برانگيخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهمترين فراز از تاريخ اسلام بوده و نزول قرآن کريم نيز از اين زمان آغاز مي گردد. کلمه بعثت به معناي «برانگيخته شدن» بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انساني از سوي خداوند متعال براي هدايت ديگران مي باشد.

فلسفه و اهداف بعثت
بعثت بزرگ ترين نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد كه خداوند بر اين نعمت منت گذارد و اين احسان و نيكويى را به رخ آنان بكشد، چنان كه مى فرمايد:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلىَ الْمُومِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُواْ عَلَيهِْمْ ءَايَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِن كاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِينٍ »
خداوند برمومنان منت نهاد (نعمت بزرگى بخشيد)، هنگامى كه درميان آن ها پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آن ها بخواند و آن ها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد و البته پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.
#آل عمران/ 164

در اين آيه خداوند به مهم ترين اهداف بعثت اشاره مي فرمايد:
"يَتْلُواْ عَلَيهِْمْ ءَايَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ"
1- تلاوت آيات الهى
2- تربيت و تعليم
3- تعليم قانون و کتاب
4- تعليم حکمت

به عنوان خلاصه، در مورد هدف بعثت انبياء مي توان گفت که هدف اصلي بعثت انبياء، همان عبادت مخلصانه خداست که سعادت جاودانه انسان، در آن است و همين عبادت مخلصانه است که بشر را جانشين خدا مي کند و همه هستي را خاضع و فرمانبردار انسان مي سازد و دو هدف مقدماتي براي بعثت انبيا، يکي اقامه عدل و ديگري برپايي حکومت الهي است که با تحقق اين دو هدف مقدماتي، عبادت مخلصانه حق که هدف اصلي بعثت انبياست محقق مي شود.

درود بر رحمت جهاني، پيامبر مهرباني که وجب به وجب زمين، متبرک از نام اوست. 🌸 عید بزرگ مبعث بر عموم مسلمین جهان مبارک 🌸
🎉🎁 #عید #عید_مبعث #مبعث_پیامبر #عید_مسلمین #پیامبر_خدا #پیامبر #خدا #اولیاء_خدا #۲۷رجب #میلاد #روز_میلاد #_zende_bad_zendegi_ #التماس_دعا
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
منبع متن :موج همراه
Read more
(جنون قسمت یازدهم) دور و برش و نگاه کرد.خودم و کنار کشیدم.الهی بمیرم برا عزیزجون چشاش از گریه خیلی ...
Media Removed
(جنون قسمت یازدهم) دور و برش و نگاه کرد.خودم و کنار کشیدم.الهی بمیرم برا عزیزجون چشاش از گریه خیلی متورم و سرخ شده بود.چشاش رو صورتم قفل شدن.یه لحظه حس کردم داره منو می بینه,نفسم بند اومده بود.آروم و بریده بریده گفتم:عزیزجون...آهی کشید, چشاشو بست و دست به دعا بلند کرد.یه نفس راحت کشیدم.در همون ... (جنون قسمت یازدهم)

دور و برش و نگاه کرد.خودم و کنار کشیدم.الهی بمیرم برا عزیزجون چشاش از گریه خیلی متورم و سرخ شده بود.چشاش رو صورتم قفل شدن.یه لحظه حس کردم داره منو می بینه,نفسم بند اومده بود.آروم و بریده بریده گفتم:عزیزجون...آهی کشید, چشاشو بست و دست به دعا بلند کرد.یه نفس راحت کشیدم.در همون حین چندتا از دوستام سر رسیدن و توی راهرو مشغول احوالپرسی با آقاجون بودن.رو به پروانه که ساکت گوشه اتاق ایستاده بود گفتم:بسه دیگه بریم و راه افتادم که صدام کرد و گفت:کجا بریم؟گفتم:خونه شما دیگه...گفت:خوب چشاتو ببند و تصورش کن تا با هم بریم.خواستم چیزی بگم که با اشاره بهم فهموند که ساکت باشم.چشامو بستم و خونه پروانه توی ذهنم تجسم کردم.احساس می کردم بدنم مثل پر سبک شده.با صدای پروانه آروم چشم باز کردم و از خودم و همونجابی که تو ذهن داشتم دیدم.باورم نمیشد اون‌همه فاصله را چند ثانیه طی کردیم.خیلی هیجان انگیز بود.رو به پروانه گفتم:اینکه خیلی خوبه یعنی همه جا میشه رفت؟لبخندی زد و گفت:البته به شرطی که قبلا اون مکان را دیده باشی***پرسیدم:پروانه خانوم اصلا فرصت نشد در مورد خودت یعنی در مورد ماجرای مرگت برام حرف بزنی.چشاش پر اشک شد و به سمت باغ خیره شد.می خواست حرف بزنه که با شنیدن صدایی هر دو به سمت صدا برگشتیم.دختری با ظاهری پسرونه و لهجه جالب و با حالتی که مثلا کلاه از سر بر میداشت دو لا شد و گفت:سام عللللیک آبجی پری بعد یهو چشمش به من افتاد و لبی کج کرد و همونطور که با چشای دریدش بهم زل زده بود پرسید:آقا کی باشن؟با اشاره پروانه خودش و جمع و جور کرد.پروانه بینمون قرار گرفت و گفت:ایشون علی آقا یکی از دوستان جدیدم هستند و ایشون منیژه خانوم اولین دوستی که اینجا پیدا کردم و خیلی بهم محبت کرد.منیژه دستی تو موهای پسرونش کشید و دستشو برای دست دادن بطرفم دراز کرد و گفت:به جمع ارواح سرگردون خوش اومدی داش علی...اما با اشاره پروانه دستشو عقب کشید و گفت:خیلی خوب ما رفتیم دنبال نخود سیا...بعد دستشو تو جیب شلوار لی آبی روشنی که پوشیده بود کرد و توی تاریکی باغ ناپدید شد.چند دقیقه بعد پروانه آهی کشید و ادامه داد:وقتی که من بدنیا اومدم مادرم از دنیا رفت و زندگی من از همون روز اول با تلخی آغاز شد... ادامه دارد
از همراهی و حمایت شما دوستان گلم بسیار بسیار سپاسگزارم(مهرا)
Read more
<span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span> . السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة السلام علیک ایتها الحوراء الانسیة اللهم ...
Media Removed
. السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة السلام علیک ایتها الحوراء الانسیة اللهم العن قاتلیک یا فاطمة الزهرا . . سروده ای از مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی . . گرنه ملک دین بدست مفسدین افتاده بود/ کی تزلزل اندر این حصن حصین افتاده بود/ در ... 🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑
.
السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة
السلام علیک ایتها الحوراء الانسیة
اللهم العن قاتلیک یا فاطمة الزهرا .
🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲
.
سروده ای از مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
. 🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑 .
گرنه ملک دین بدست مفسدین افتاده بود/
کی تزلزل اندر این حصن حصین افتاده بود/

در سقیفه گر نمی کردند باب فتنه باز/
کی بدین جا حال و روز مسلمین افتاده بود/

از همین جا غصب شد حق امیرالمؤمنین/
هم فدک اندر کف اعداء دین افتاده بود/

وامصیبت از جفای ناکسانی چون عمر/
آتش اندر بیت زهرای حزین افتاده بود/

خانه ای که بی اجازت جبرئیل آنجا نرفت/
بعد پیغمبر به روزی اینچنین افتاده بود/

از لگد پهلو شکسته در کنار محسنش/
در پس در دخت خیرالمرسلین افتاده بود/

یک طرف زهرای اطهر پشت در در ناله بود/
یک طرف در گوشه ای در ثمین افتاده بود/

یک طرف شیر خدا را سوی مسجد می کشند/
در کف قوم دغا حبل المتین افتاده بود/

با همان حال پریشان دختر خیرالبشر/
باز در یاد امیرالمؤمنین افتاده بود/

کرد از فضه ز حال ابن عم خود سئوال/
گفت او در چنگ آن قوم لعین افتاده بود/

رفت با آن حال بهر یاری مولای خویش/
کاین چنین در دست آنان بی معین افتاده بود/

زد به بازویش چنان قنفذ غلاف سیف را/
کز نوایش لرزه در عرش برین افتاده بود/

روی او نیلی شد از سیلی که بر او زد عمر/
در خسوف از ضربت او ماه دین افتاده بود/

رفت از تیم و عدی سرمایه ی ایمان ز دست/
زور و قدرت چون به دست آن و این افتاده بود/

روز عمرش بود چون شام سیه بعد از پدر/
شد حلیف بستر و اندوهگین افتاده بود/

در ره حفظ ولایت این مصیبتها کشید/
یادگار مصطفی زار و غمین افتاده بود/

او ز پا افتاد و کرد این دار فانی را وداع/
بی سخن از ملک دین رکن رکین افتاده بود/

بعد او تنها و بی کس در میان دشمنان/
با یتیمانش علی خانه نشین افتاده بود/

آمد آن ساعت که او را در دل خاکش نهد/
روی قبر همسرش با غم قرین افتاده بود/

در دل شب درد دل گاهی به زهرا می‌نمود/
گاه با ختم رسولان در انین افتاده بود/

ای (علی) بگذر ز شرح حالت او پس بگو/
آسمان ای کاش آندم بر زمین افتاده بود/ .
🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑
🌑🔲🌑🔲🌑🔲🔲🌑🔲🌑🔲🌑
Read more
Loading...
Load More
Loading...