روز بعد

Loading...


Unique profiles
90
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Semnan, Iran, Kermanshah, Iran, Dizin, Tehran, Iran
Average media age
794.3 days
to ratio
9
مایکل اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و ...
Media Removed
مایکل اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد. او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست. مایکل ... مایکل اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد.

او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.

مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد.

این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایکل دیگر نمی توانست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می کرد. اما چطوری از پس آن هیکل بر می آمد؟ بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و ... ثبت نام کرد.

در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود. بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» مایکل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟» مرد هیکلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیکل کیرش خیلی کلفته ! بخوای گوه بخوری جوری ننتو میگاد که هیچوقت یادت نره »

مایکل از بس خایه کرده بود صورتش رنگ کیر شده بود ولی با این حال کیر خود را از شلوارش در آورد و گفت :« تام هیکل باید بیایی بخوریش »

تام هیکل هم از آنجا که کیونی بود (به هیکلش نمیومد ولی خب کیونی بود دیگه تقصیر من که نیست ) یک دست ساک لبنانی برای مایکل زد .

#هیچگاه_دیگران_را_زود_قضاوت_نکنید_و_از_این_کسشرا_:D
#ایکسشر_هپی_اندینگ
#ایکسشر_پندآموز
#xSHER_sina
Read more
Loading...
بلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود. او همیشه نگران این بود که مبادا صاحب مزرعه محصولاتش را درو ...
Media Removed
بلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود. او همیشه نگران این بود که مبادا صاحب مزرعه محصولاتش را درو کند. هر روز از بچه هایش می خواست که خوب به صحبت آدمهایی که از آنجا عبور می کنند، گوش دهند و شب به او بگویند که چه شنیده اند. یک روز که بلدرچین به لانه برگشت، جوجه ها به او گفتند: اتفاق خیلی بدی افتاده است. ... بلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود.
او همیشه نگران این بود که مبادا صاحب مزرعه محصولاتش را درو کند.
هر روز از بچه هایش می خواست که خوب به صحبت آدمهایی که از آنجا عبور می کنند، گوش دهند و شب به او بگویند که چه شنیده اند.
یک روز که بلدرچین به لانه برگشت، جوجه ها به او گفتند: اتفاق خیلی بدی افتاده است. امروز صاحب مزرعه و پسرش به اینجا آمدند و گفتند: همۀ گندمهای مزرعه رسیده است. دیگر وقت درو کردن است. پیش همسایه ها و دوستان برویم و از آن ها بخواهیم که در درو کردن محصول کمک کنند. مادر، ما را از اینجا ببر چون آنها می خواهند مزرعه را درو کنند... بلدرچین گفت: نترسید فردا کسی این مزرعه را درو نخواهد کرد.
روز بعد بلدرچین از لانه بیرون رفت و شب که آمد، جوجه ها به مادرشان گفتند: صاحب مزرعه باز هم به اینجا آمده بود. او مدت زیادی منتظر ماند. ولی هیچکس نیامد. بعد به پسرش گفت: برو به عموها و دایی ها و پسر خاله هایت بگو پدرم گفته است فردا حتما به اینجا بیایید و در درو کردن مزرعه به ما کمک کنید... بلدرچین گفت: نترسید فردا هم این مزرعه را کسی درو نمی کند.
روز سوم وقتی بلدرچین به لانه برگشت، دوباره بچه ها گفتند: صاحب مزرعه امروز به اینجا آمد، اما هرچه منتظر ماند هیچ کس نیامد. بعد به پسرش گفت: انگار کسی در درو کردن مزرعه به ما کمک نمی کند. پسرم، گندم ها رسیده اند. نمی توان بیش از این منتظر ماند. برو داس هایمان را بیاور تا برای فردا آماده شان کنیم. فردا خودمان می آییم و گندم ها را درو می کنیم... بلدرچین گفت: بچه ها، دیگر باید از اینجا برویم.
چون وقتی انسان، بدون منتظر ماندن برای کمک، تصمیم بگیرد کاری را انجام دهد، حتما آن کار را انجام می دهد.
❤️ سال خوبی براتون آرزومندم
Read more
‎خب من بهتون قول داده بودم در اولین فرصت، دروس مجازی آماده کنم برای کسانی که تهران یا ایران نیستند و ...
Media Removed
‎خب من بهتون قول داده بودم در اولین فرصت، دروس مجازی آماده کنم برای کسانی که تهران یا ایران نیستند و یا به هر دلیلی نمی تونند توی کلاس ها شرکت کنند. حدس بزنید چی شد؟ هیچی دیدم قرار نیست فرصت ایجاد شه. هر روز برنامه ام شلوغ تر میشه و مدیریت این همه کار واسم سخته. اینه که دیدم باید فرصت رو ایجاد کنم. به زور ... ‎خب من بهتون قول داده بودم در اولین فرصت، دروس مجازی آماده کنم برای کسانی که تهران یا ایران نیستند و یا به هر دلیلی نمی تونند توی کلاس ها شرکت کنند. حدس بزنید چی شد؟ هیچی دیدم قرار نیست فرصت ایجاد شه. هر روز برنامه ام شلوغ تر میشه و مدیریت این همه کار واسم سخته. اینه که دیدم باید فرصت رو ایجاد کنم. به زور . با فشار . با تهدید .
🙄
.
‎اولین پله اینکه ورکشاپ اسپیکینگ آیلتس رو که سه ساعته هست رو برای دفعه ی بعد حضوری و غیر حضوری کردم. بعد گفتم بیام اینجا براتون دقیق توضیح بدم چون دفعه ی پیش بعد از دو روز اول که با تخفیف بود، خیلی ها می خواستند ثبت نام کنند اما تکمیل ظرفیت شده بود و خیلی ها بهم گفتند چرا پست نذاشتید و ما استوری ها رو ندیدیم. خلاصه این بار دقیق میگم . توی استوری، کانال و لینک توی پروفایلم اگر برید و کلیک کنید به صفحه ی ثبت نام می رید. با دقت جزئیات رو بخونید. (یه سری عکس از ورکشاپ بزرگ پارسال هم گذاشتم و خودم باورم نمیشه چقدر قیافه ام تغییر کرده 😀) . 🌳
.
دو نوع بلیت هست حضوری و غیر حضوری . حضوری یعنی پنج شنبه بیست و هشتم صبح در خدمت تون خواهم بود و در کلاس با هم اوقات خوشی رو خواهیم گذروند. غیر حضوری یعنی یک روز بعد از ورکشاپ فایل تصویری که با کیفیت عالی واستون آماده کردم و یه تیکه ی کوچیکش رو واسه مثال واستون می ذارم رو براتون می فرستم . در کنارش پی دی اف تمرین هم براتون ارسال میشه. خلاصه از توی خونه کیلومترها دورتر از من با من در کلاس خواهید بود😍
.
‎توی لینک برید و مخصوصا قسمت سوالات متداول رو بخونید
.
‎یعنی میگید این طلسم شکسته شد و من می تونم وقت باز کنم و واستون درس مجازی و ترم مجازی بسازم؟
.
💪
. ‎ #کارگاه_یلدا_علایی #آیلتس #کارگاه_اسپیکینگ #کارگاه_آیلتس #مهاجرت
Read more
. يه چراهايى تو زندگى هست كه ممكنه يك ماه بعد ، يكسال بعد يا هيچ وقت جوابش رو پيدا نكنى ... يه صبح هايى ...
Media Removed
. يه چراهايى تو زندگى هست كه ممكنه يك ماه بعد ، يكسال بعد يا هيچ وقت جوابش رو پيدا نكنى ... يه صبح هايى هست كه با هزار تا ازين چراها شروع ميشه مثلا حتى از كجا آمده ام و آمدنم بحر چه بود؟ اين از اون چراهاييه كه اگه بخواى پى اش برى تمام روزت رو نابود ميكنه شايدم تمام زندگيت رو ... معمولا وقتى اوضاع سرو سامون نداره ... .
يه چراهايى تو زندگى هست كه ممكنه يك ماه بعد ، يكسال بعد يا هيچ وقت جوابش رو پيدا نكنى ... يه صبح هايى هست كه با هزار تا ازين چراها شروع ميشه مثلا حتى از كجا آمده ام و آمدنم بحر چه بود؟ اين از اون چراهاييه كه اگه بخواى پى اش برى تمام روزت رو نابود ميكنه شايدم تمام زندگيت رو ... معمولا وقتى اوضاع سرو سامون نداره و يه چيزى سرِ جاش نيست اين چرا ها ميان سراغ آدم ، دنيا روز قبل از اين حالمون و روز بعد از اين حال هر دوش به يك شكل ادامه داره، آدمهاى اطرافمون هم همينطور! ماييم كه نمى خوايم باور كنيم و براى همين درگيره پوچى ميشيم. دوست داريم (توقع داريم) دنيا به حس و حالمون توجه ﻛنه يا آدمها به حسمون احترام بزارن ،
اما اين اتفاق نمى افته عزيزم ،
دنبال جوابى از من نباش الان يا راه حل هايى كه ديگران تو كتابا ديكته ميكنن ،
زندگى هر روز و هر روز دوباره داره تكرار ميشه و مهم ترين مهارتى كه ميتونيم كسب كنيم "نحوه پذيرش رنجهاست" اين نواسانات روحى حاصل از رنجهاى زندگى، مهم ترين عامل رشد و آگاهى ما در مسير هستن ... .
.
.
.
.

#پذيرش #پذيرفتن_اشتباه_خود #پذيرفتن_همديگر #انرژی_مثبت #ashtangini #kpjayi #mysoretehran #padmasana #yogastudio #yogalifestyle #ashtangayogalovers #mysoretehranashtangayoga.
📷 @riraa_z
Read more
April 29 Make A Wish International celebrates World Wish Day.  گریسیوس از وقتی که به یاد داشت رویای ...
Media Removed
April 29 Make A Wish International celebrates World Wish Day.  گریسیوس از وقتی که به یاد داشت رویای آن را داشت تا پلیس شود. اما او سرطان داشت و امیدی به بهبودی او نبود. وقتی هفت ساله بود بیماری او شدت گرفت اما افسری به نام ران کاکس هماهنگ کرد تا کریس یک روز را در ۲۹ آوریل ۱۹۸۰ در کنار افسرهای دایره امنیت ... April 29 Make A Wish International celebrates World Wish Day.
 گریسیوس از وقتی که به یاد داشت رویای آن را داشت تا پلیس شود. اما او سرطان داشت و امیدی به بهبودی او نبود. وقتی هفت ساله بود بیماری او شدت گرفت اما افسری به نام ران کاکس هماهنگ کرد تا کریس یک روز را در ۲۹ آوریل ۱۹۸۰ در کنار افسرهای دایره امنیت عمومی آریزونا بگذراند. روز موعود سه دستگاه ماشین پلیس به او خوشامد گفتند و بعد او را سوار هلیکوپتر پلیس کردند.

او سوگند یاد کرد و به عنوان پلیس افتخاری ایالت روزش را به پایان رساند. دو روز بعد کریس در بیمارستان درگذشت. آنها بعد از این ماجرا به فکر بنیادی به نام «یک آرزو بکن» افتادند تا کودکانی با شرایط کریس را به آرزوهایشان برسانند. هیچ چیز ارزشمند تر از افزودن به ارزش زندگی دیگران نیست.

اکنون این روز در بیش از ۴۸ کشور در سرتاسر دنیا گرامی داشته می‌شود.
Read more
همه ی بعد از ظهر رو با هم قدم زدیم، درباره مزه میوه های سرخ کاکتوس و زندگی و گذشته هامون حرف زدیم، سیب زمینی ...
Media Removed
همه ی بعد از ظهر رو با هم قدم زدیم، درباره مزه میوه های سرخ کاکتوس و زندگی و گذشته هامون حرف زدیم، سیب زمینی کبابی خوردیم و غروب خورشید رو تماشا کردیم... شب به هم اس ام اس دادیم که عصر خیلی خوبی بود. روز بعدش با هم تماسی نداشتیم. روز بعدش هم نداشتیم. روز سوم من بهش تلفن زدم. جواب نداد. دو روز بعد خودش تماس ... همه ی بعد از ظهر رو با هم قدم زدیم، درباره مزه میوه های سرخ کاکتوس و زندگی و گذشته هامون حرف زدیم، سیب زمینی کبابی خوردیم و غروب خورشید رو تماشا کردیم... شب به هم اس ام اس دادیم که عصر خیلی خوبی بود. روز بعدش با هم تماسی نداشتیم. روز بعدش هم نداشتیم. روز سوم من بهش تلفن زدم. جواب نداد. دو روز بعد خودش تماس گرفت. احساس کردم دوس ندارم جواب بدم... اون بعد از ظهر زیبا هیج کدوم نمی دونستیم این آخرین باریه که هم رو می بینیم.

برشی از کتاب #حافظ_خوانی_خصوصی #عليرضا_ايرانمهر
#ميگون #بهار #داستان #كتاب #معماري #داستان_خواني
#pure #shotaward #takphotograph #instapersia #_ax_honari_ #ax_honari #akas_khoone #ir_ax #iran_pic_nab #ak30_ir #ir_photographer #pic_firik #i_owe_myself #iran_art_pic #photoaxgram #honar_doostan #_chilik_ #istgahe_honar #aksiine ر
Read more
Loading...
زن خردمندی در کوهستان سفر می کرد که سنگ گرانقیمتی را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه ...
Media Removed
زن خردمندی در کوهستان سفر می کرد که سنگ گرانقیمتی را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد. زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او ... زن خردمندی در کوهستان سفر می کرد که سنگ گرانقیمتی را در جوى آبى پیدا کرد.
روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد. زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.
مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود، از خوشحالى سراز پا نمى شناخت. او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخرعمر، مى تواند راحت زندگى کند، ولى
چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تاهرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى.

#بندرعباس
#گوین
#کافی_شاپ_گوین
#میکس_موز_آناناس
Read more
. این روزها بدجور قلبم و روحم پیش آقای یدالله صمدی کارگردان بزرگ با اون موهای سپید و صورت مهربانشونه... در ...
Media Removed
. این روزها بدجور قلبم و روحم پیش آقای یدالله صمدی کارگردان بزرگ با اون موهای سپید و صورت مهربانشونه... در شیراز که پدرم بستری شد چند روز بعد آقای صمدی و دختر نازنین و داماد عزیزشون را دیدیم و آشنا شدیم از آن روز آشنایی ,پشت در اتاق عمل های پدرانمون با هم گریه کردیم به هم دلداری دادیم تمام آن لحظات سخت ... .
این روزها بدجور قلبم و روحم پیش آقای یدالله صمدی کارگردان بزرگ با اون موهای سپید و صورت مهربانشونه...
در شیراز که پدرم بستری شد چند روز بعد آقای صمدی و دختر نازنین و داماد عزیزشون را دیدیم و آشنا شدیم از آن روز آشنایی ,پشت در اتاق عمل های پدرانمون با هم گریه کردیم به هم دلداری دادیم تمام آن لحظات سخت و طاقت فرسا را به عشق و امید همدیگر گذراندیم شدیم یک خانواده که از صبح تا شب از پله های بیمارستان با هم می‌رفتیم بالا و پایین..
آرزو داشتیم که پدرانمون با هم از پله های بیمارستان پایین بیان و مرخص بشن...
که پدرم رفیق نیمه راه شد و رفت...
و ماندیم و آرزوی سلامتی هر ثانیه و هر لحظه برای آقای صمدی عزیزمان مرد بزرگ سینما با فیلم ها و سریال های برجسته و خدمات بسیار بزرگی که در زمان ریاستشون در خانه سینما و کانون کارگردانان در حق اهالی سینما انجام دادند
ای کاش زودتر روحیه ام بهتر شود تا بتونم دوباره محیط شیراز و بیمارستان را ببینم و کنار آقای صمدی عزیز بنفشه دخترشون و همسر مهربانش یا بهتر بگم خواهر و برادر های جدید اما قلبن خیلی قدیمی باشم تا این دوره نقاهت بعد از عمل هم با روحیه خوب بگذرونند چون خوب می‌دونم مهمترین چیز برای بیمار و همراهانش همدلی و توجهه
کاش بتونم زودتر بیام پیشتون و همون‌طور که شما کنارمون بودین کنارتون باشم💓💓💓
@banafsheh_samadi
@saeedkariimii
#یدالله_صمدی
Read more
Loading...
 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #ششم_ذیحجه_روز_ازدواج_امیرالمؤمنین_وحضرت_زهرا سلام الله علیهما . در ...
Media Removed
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #ششم_ذیحجه_روز_ازدواج_امیرالمؤمنین_وحضرت_زهرا سلام الله علیهما . در ششم ذی الحجه سال دوم هجرت برابر با دوازدهم خرداد سال سوم هجری شمسی، بعد از مراجعت از #جنگ_بدر ، در روز سه شنبه پیامبر صلی الله علیه و آله دختر بزرگوار خود حضرت زهرا سلام الله علیها را به پسر عموی ... #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ششم_ذیحجه_روز_ازدواج_امیرالمؤمنین_وحضرت_زهرا سلام الله علیهما
.
در ششم ذی الحجه سال دوم هجرت برابر با دوازدهم خرداد سال سوم هجری شمسی، بعد از مراجعت از #جنگ_بدر ، در روز سه شنبه پیامبر صلی الله علیه و آله دختر بزرگوار خود حضرت زهرا سلام الله علیها را به پسر عموی خویش حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السلام #تزویج فرمود.

نخست این عقد مبارک در آسمان خوانده شد و چهل روز بعد از آن، ملکی به نام صرصائیل خدمت پیامبر مشرف شد و پیام الهی را به ایشان رساند که #نور را با نور در زمین نیز تزویج کن. لذا پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت زهرا سلام الله علیها را در حضور #جبرئیل و #میکائیل و #صرصائیل به #عقد_امیرالمومنین علیه السلام در آورد.

#مهریه حضرت زهرا سلام الله علیها پانصد درهم بوده ودر روایات آمده است که یک پنجم دنیا و دو سوم بهشت به مهر ایشان در آمده است و همچنین چهار نهر #فرات و #نیل و #نهروان و #بلخ برای حضرت زهرا سلام الله علیها است.

تاریخ این ازدواج اقوال مختلفی دارد که قوی ترین و صحیح ترین آنها ششم ذی الحجه است و انصاف این است که شیعیان امیرالمومنین علیه السلام به احترام #شهادت_امام_جواد علیه السلام همین ششم ذی الحجه و تاریخ دقیق را به جشن و شادمانی بپردازند.
و نکته حائز اهمیت اینست که شام ششم ذیحجه یعنی شب هفتم ماه، شب شهادت امام باقر علیه السلام است که باید مجالس عزاداری برپا شده و حرمت شب شهادت نیز نگه داشته شود.

بحارالانوار ج۴۳ ص۶ و ۹۷
کشف الغمه ج۱ ص۳۶۴
امالی طوسی ص۴۰
مصباح المتهجد ص۴۶۵
...
#عید_الزهرا سلام الله علیها
#ششم_ذیحجه_مرگ_منصور_دوانیقی ملعون
.
روز ششم ذیحجه سال ۱۵۸ هجری قمری مطابق با هفدهم مهرماه سال ۱۵۴ هجری شمسی #منصور_دوانيقى_ملعون و بخيلِ بى رحم، در سفر حج به هلاكت رسيده و به درک واصل شد.

ابوجعفر عبدالله بن محمد بن علی بن #عبدالله_بن_عباس المنصور، که از شدت #بخل و خسیسی به منصور #دوانیقی شهرت پیدا کرده بود.
وی دومین  #غاصب خلافت از #عباسیون ملعون است و بسیار مردى #خونريز بود و عداوت و ظلم تمام نسبت به #آل_ابوطالب داشت. از اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها افراد زيادى را كشت و بزرگترين جنايت منصور به شهادت رساندن امام صادق عليه السلام بود.
همچنین جناب #عبدالله_محض و #حسن_مثلث و بسيارى از #سادات_حسنی را نيز شهيد كرد. و بالاخره در ششم ذیحجه به درک واصل گشت.

تتمة المنتهى ص۱۶۰
فيض العلام ص۱۰۹
مستدرک سفينةالبحار ج۵ ص۲۲۰
.
#پست_مشترک
Read more
سریال Madam secretary زندگی شخصی و حرفه ای وزیر خارجه و ساختار و مباحث مطرح در وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا رو به تصویر کشیده . . . وزیر خارجه خانمی که کارمند سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا CIA بوده استاد دانشگاه و امروز وزیر . . . سریالی که حدود ۴ سال پیش پخش ش شروع و تا امروز ادامه داشته در ... سریال
Madam secretary
زندگی شخصی و حرفه ای وزیر خارجه و ساختار و مباحث مطرح در وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا رو به تصویر کشیده
.
.
.
وزیر خارجه خانمی که
کارمند سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا CIA بوده
استاد دانشگاه
و امروز وزیر
.
.
.
سریالی که حدود ۴ سال پیش پخش ش شروع و تا امروز ادامه داشته
در فصل اول که همزمان بود با مذاکرات واقعی ما با 5+1
برای اولین بار برجام در این سریال امضا میشه🤔
البته موضوع سریال فقط ایران نیست
و تمام مباحث سیاست خارجی امریکا .
.
.
نکته عجیب
بعد از امضا برجام در فیلم
دیگه هیچ، #تکرار میکنم هیچ زیر نویس فارسی از فیلم در هیچ سایتی موجود نیست😨
دوستانی که اهل فیلم و سریال هستند میدونند
یک سریال خوب که شب پخش میشه
فرداش زیر نویس فارسی ش در سایت ها موجود است
فرداش نباشه
۲ روز بعد هست
سریال متوسط باشه حدود ۱ هفته بعد زیر نویس هست
سریال در پیت دیگه ۱ ماه بعد...
ولی این سریال از چهار سال پیش تا امروز که فصل چهارم در حال پخش هست، بعد از فصل اول و ماجراهای برجام ،زیرنویس فارسی نداره
عجیب نیست؟؟؟!🤔
حتما نگاه کنید
حتما
.
.
.
#من_یک_بی_سواد_از_جهنم_برگشته
Read more
یه بنده خدایی تعریف می کرد بچه که بودم، رفتم مسجد، سر نمازم با صدای بلند دعا کردم "خدایا یه دوچرخه به ...
Media Removed
یه بنده خدایی تعریف می کرد بچه که بودم، رفتم مسجد، سر نمازم با صدای بلند دعا کردم "خدایا یه دوچرخه به من بده" ریش سفید محل شنید، گفت: بچه جان، خدا که کارش دوچرخه دادن نیست، کار خدا لطف به بندگانشه، خصوصا بخشش گناهاشون، نه دوچرخه دادن. صبح روز بعد رفتم یه دوچرخه دزدیدم و تو مسجد سر نمازم دعا کردم که خدایا ... یه بنده خدایی تعریف می کرد بچه که بودم، رفتم مسجد، سر نمازم با صدای بلند دعا کردم "خدایا یه دوچرخه به من بده" ریش سفید محل شنید، گفت: بچه جان، خدا که کارش دوچرخه دادن نیست، کار خدا لطف به بندگانشه، خصوصا بخشش گناهاشون، نه دوچرخه دادن.
صبح روز بعد رفتم یه دوچرخه دزدیدم و تو مسجد سر نمازم دعا کردم که خدایا منو بابت تمام گناهانم ببخش.
ریش سفید شنید و گفت: آفرین پسرم، حالا شدی مسلمان خوب و خداپرست.
از آن روز دیگه من راهمو پیدا کردم الان هم یه گوشه مملکت دارم خدمت می‌کنم، اول اختلاس میکنم و بعد نماز و نذری و توبه!🤪😃
Read more
‌ اسرا هفت ساله همراه با خواهرش سحرناز با شوق و امید آمده بود عکاسخانه برای ثبت نام در مکتب عکس بگیرد. ...
Media Removed
‌ اسرا هفت ساله همراه با خواهرش سحرناز با شوق و امید آمده بود عکاسخانه برای ثبت نام در مکتب عکس بگیرد. ‌ خنده و شوق اسرا مرا یاد سال ۱۳۸۱ که دختران افغان بعد از ۷ سال اجازه رفتن به مکتب را یافته بودند انداخت. آن روزها در عکاسخانه امید همراه با پدر کار میکردم و چند سالی بود بخاطر محدودیت طالبان برای عکاسی ...
اسرا هفت ساله همراه با خواهرش سحرناز با شوق و امید آمده بود عکاسخانه برای ثبت نام در مکتب عکس بگیرد. ‌
خنده و شوق اسرا مرا یاد سال ۱۳۸۱ که دختران افغان بعد از ۷ سال اجازه رفتن به مکتب را یافته بودند انداخت.
آن روزها در عکاسخانه امید همراه با پدر کار میکردم و چند سالی بود بخاطر محدودیت طالبان برای عکاسی از دختران و زنان بوصیله عکاس نابالغ من یک عکاس استدیویی شده بودم. البته آن روزها ۱۸ سالم شده بود.

بعد از فروپاشی طالبان در اوایل زمستان ۱۳۸۰ با رویکار آمدن دولت موقت ، وزارت معارف اعلام کرد مکاتب دخترانه از آغاز سال ۱۳۸۱ باز خواهد شد و برای ثبت نام مراجعه کنید.
هلهله ای بود ، روزانه صدها دختر به عکاسخانه ما مراجعه میکردند. دختران با شوق و هیجان و البته ترس و ناباوری به مکاتب میرفتد و ثبت نام میکردند. اکثر دختران ۱۴ ، ۱۵ ساله شده بودند اما هنوز الفبا را به درستی نمیشناختند ، بعضی ها هم در خانه همراه با پدر ، مادر و یا خواهر و برادر بزرگ تر کار کرده بودند و چیزهایی ساده گرفته بودند.
با این حال چالش بزرگی بود که بعد از این همه سال از الفبا شروع کنند ، به هر صورت چاره ای نبود و باید این اتفاق می افتاد.

در چند سال اخیر رشد تعلیم و تربیه دختران در افغانستان خیلی چشمگیر و امیدوار کننده بوده. نمونه بارز آن تیم دختران روباتیک هرات که با تمام محدودیت ها جامعه و نبود امکانات توانستند در جشنواره روباتیک آمریکا شرکت کنند و مقام بگیرند.
با این حال هنوز هم مشکلات زیادی پیش پای دختران برای پیشرفت دختران وجود دارد که این دختران شجاع با چنگ و دندان با آن مبارزه میکنند.

پدر فاطمه قادری (عضو تیم دختران روباتیک هرات) چند روز بعد از افتخاری که دختران روباتیک به دست آوردند در یک حمله انتحاری کشته شد و این موضوع ضربه بزرگی به او و هم تیمی هایش زد، با این حال مانع کار آنها نشد ، بلکه به آنها فهماند که باید پشتکار بیشتر کار که نه بلکه مبارزه کنند.

اشرف غنی بعد از اتفاقی که برای پدر فاطمه افتاد به دلداری او رفت ، فاطمه به اشرف غنی گفت: ما تنها خواسته ای که از شما داریم امنیت است ، باقی را خودمان خواهیم ساخت!
‌بله آنها خواهند ساخت دنیای خود را اگر با آنها همگام و هم صدا باشیم.

Herat , Afghanistan
2018
Read more
Loading...
با سلام . در اینکه برنامه سازی در رسانه ملی ، امروز بسیار کار سختیست شکی نیست . و من و تمام دوستانم در تلاشیم ...
Media Removed
با سلام . در اینکه برنامه سازی در رسانه ملی ، امروز بسیار کار سختیست شکی نیست . و من و تمام دوستانم در تلاشیم که بهترین لحظات را برای مخاطب بسازیم هم شکی نیست . نقدی در روزهای گذشته بر برنامه ایرانیوم نوشتم که غیر دلسوزی چیزی نبوده است ، اما گویا برداشت صفحات زرد فضای مجازی و تیترهایی که با مفهوم پست من ... با سلام . در اینکه برنامه سازی در رسانه ملی ، امروز بسیار کار سختیست شکی نیست . و من و تمام دوستانم در تلاشیم که بهترین لحظات را برای مخاطب بسازیم هم شکی نیست . نقدی در روزهای گذشته بر برنامه ایرانیوم نوشتم که غیر دلسوزی چیزی نبوده است ، اما گویا برداشت صفحات زرد فضای مجازی و تیترهایی که با مفهوم پست من در تضاد بوده است منجر به برداشتهای غلط از نقد اینجانب شده که اینجا بیان میکنم مطلب بنده تنها نقدیست به برنامه سازی که بی شک نکته ها و کارهای فاخر در آن بسیار است ، و همین که در روز بعد خود برنامه سازان مورد نظر هم خود به بیان این موضوع میپردازند جای مباهات بسیار دارد و تبریک . که ما نقد پذیریم . امروز باید بگویم من و همکارانم با تمام تلاش برای ارتقا روز افزون خود و برنامه هامان گام برمیداریم و روز به روز سعی در افزایش توان برنامه سازی رو به جلوی رسانه ملی خواهیم داشت .
Read more
 #شله زرد شله زرد یکی از دسرهای اصیل ایرانی است که بیشتر در ایام مذهبی به عنوان نذری پخته می شود. معمولا ...
Media Removed
#شله زرد شله زرد یکی از دسرهای اصیل ایرانی است که بیشتر در ایام مذهبی به عنوان نذری پخته می شود. معمولا خانم های ایرانی طرز تهیه این دسر را به خوبی میدانند ولی گاهی برای تهیه آن به مقدار زیاد دچار مشکل میشوند. شما میتوانید با چند برابر کردن مقادیر مشخصی که در دستور زیر آمده به راحتی از پس پخت شله زرد نذری ... #شله زرد
شله زرد یکی از دسرهای اصیل ایرانی است که بیشتر در ایام مذهبی به عنوان نذری پخته می شود. معمولا خانم های ایرانی طرز تهیه این دسر را به خوبی میدانند ولی گاهی برای تهیه آن به مقدار زیاد دچار مشکل میشوند. شما میتوانید با چند برابر کردن مقادیر مشخصی که در دستور زیر آمده به راحتی از پس پخت شله زرد نذری بربیایید.

#مواد لازم برای تهیه شله زرد نذری :

برنج ایرانی : 1 پیمانه

شكر : 1 پیمانه

نبات خرد شده : 1 پیمانه

گلاب : 1 پیمانه

آب : 7 پیمانه

زعفران پودر شده : یک قاشق چایخوری

خلال بادام :  50 گرم

خلال پسته و بادام : برای تزئین

پودر دارچین : برای تزئین

کره 50 گرم

#طرز تهیه شله زرد نذری

1 -  برنج را از شب خوب شسته و با مقداری آب سرد خیس کنید. روز بعد برنج خیس خورده را کمی با دست خرد کنید. به اندازه 7 برابر برنج ، آب داخل ظرف مناسب بریزید و روی حرارت زیاد قرار دهید تا بجوشد ، آب برنج را خالی كنید و برنج را داخل آب در حال جوش بریزید. منتظر شوید تا دوباره آب جوش آید و سپس حرارت زیر قابلمه را کم کنید و بگذارید برنج خوب مغز پخت شده و باز شود. ( حدود 2 ساعت کافیست ) . برنج در حال پختن را زیاد هم نزنید ، در حد یکی دو بار جابجا کردن برنج و مطمئن شدن از ته نگرفتن آن کافیست.

2 - نبات و شکر را در ظرفی بریزید و کمی آب جوش روی آن بریزید و کنار بگذارید تا شکر و نبات داخل آب حل شود. می توانید برای تسریع حل شدن ، قابلمه را روی حرارت بگذارید و هم بزنید تا شکر و نبات داخل آب حل شود. سپس این محلول را صاف کنید تا ناخالصی شکر و نخ های نبات گرفته شود. محلول را به برنج پخته شده اضافه کنید و کمی هم بزنید تا برنج و محلول شکر به خوبی مخلوط شود. اگر احساس کردید شله زرد شما سفت است ، میتو انید به اندازه یک تا دو پیمانه آب جوش اضافه کنید تا غلظت دلخواه به دست آید.
3 - بعد از اینکه شله زرد کمی غلیظ شد ، زعفران ، گلاب و 50 گرم خلال بادام و کره را به آن اضافه کنید و مرتب هم بزنید. بعد از ریختن شکر باید همزدن را به طور مرتب انجام دهید تا ته نگیرد.  بعد از هم زدن مداوم شله زرد ، درب ظرف را بگذارید و روی حرارت خیلی ملایم بگذارید 15 دقیقه حرارت ببیند.

4 - وقتی شله زرد کاملا جا افتاد حرارت زیر ظرف را خاموش کنید و یک دم کنی روی آن بگذارید و به مدت 30 دقیقه در جایی گرم تر از دمای محیط قرار دهید تا دم بكشد  و بعد از این مدت شله زرد را در ظرف مناسب بریزید و با دارچین و خلال بادام و پسته روی آن را تزئین و سرو كنید.
Read more
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز ...
Media Removed
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : میدونی ... دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره .

روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند .

نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :

میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟

یک دفعه کلاس از خنده ترکید ... بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند .

اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند

اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد

و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .

او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... .

به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود .

آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد

مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت .

آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم

و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .

پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم

و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:

برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند

روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟

همسرم جواب داد :من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .

و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید . شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت

ارنستو چه گوارا
Read more
Loading...
#غذاهای_پیج_فرزانه_جون علت اینکه خیارشوری ک آماده کردم کم چروک شده ب دلیل اینه ک چند روز تو یخچال مونده بودن و دیر اقدام ب درست کردنشون کردم. حتما از خیار باغی و قلمی استفاده کنید برای درست کردن یک شیشه متوسط خیارشور ب مواد زیر نیاز داریم خیار ب مقدار لازم سیر ۴ حبه متوسط فلفل تند ۳ عدد ترخون ... #غذاهای_پیج_فرزانه_جون
علت اینکه خیارشوری ک آماده کردم کم چروک شده ب دلیل اینه ک چند روز تو یخچال مونده بودن و دیر اقدام ب درست کردنشون کردم. حتما از خیار باغی و قلمی استفاده کنید

برای درست کردن یک شیشه متوسط خیارشور ب مواد زیر نیاز داریم👇

خیار ب مقدار لازم
سیر ۴ حبه متوسط
فلفل تند ۳ عدد
ترخون ترجیحا تازه ۳ شاخه (اگر از خشک استفاده میکنید ۲ قاشق غذاخوری)
شوید تازه ۱ شاخه (اگر از شوید خشک استفاده میکنید نصف قاشق مرباخوری)
سرکه یک سوم لیوان
آب دو سوم لیوان
(ترکیب سرکه و آب جمعا ۱ لیوان)
نمک به ازای هر لیوان ترکیب سرکه و آب ۱ قاشق مرباخوری
شکر نوک قاشق مرباخوری
آبلیمو ۴_۵ قطره

ابتدا سیر شوید ترخون رو ته ظرف میریزیم و خیار را میچینیم ترکیب آب و سرکه را اضافه کرده نمک شکر و ابلیمو و فلفل را اضافه میکنیم. در قابلمه ای آب میزاریم . ظرف خیارشور را در قابلمه میزاریم. توجه کنید ک آب در قابلمه حتما دو سوم شیشه رو گرفته باشه (یعنی بالاتر از نصف شیشه آب در قابلمه باشه) نیم ساعت زمان میدیم تا پخته بشه و رنگ خیار ها عوض بشه. بعد از سرد شدن در یخچال میزاریم و یک شب استراحت میدیم تا کاملا جا بیفته. روز بعد قابل استفاده اس😋

@qaza_deser
Read more
. سلام..دخترم 32 روزه که به دنیا اومده..بیست روز بعد از به دنیا اومدنش صورتش کم کم پر شد از جوش..دکتر ...
Media Removed
. سلام..دخترم 32 روزه که به دنیا اومده..بیست روز بعد از به دنیا اومدنش صورتش کم کم پر شد از جوش..دکتر بردم گفت طبیعیه و برطرف میشه..اما بدتر شد..یه دکتر دیگه گفت احتمالا حساسیت به پروتیین گاوی داره. منم تغذیه ام رو رعایت کردم.اما هنوز هم بعد از گذشت دوازده روز،خوب نشده و بی نهایت صورتش پر از جوش شده ... .
سلام..دخترم 32 روزه که به دنیا اومده..بیست روز بعد از به دنیا اومدنش صورتش کم کم پر شد از جوش..دکتر بردم گفت طبیعیه و برطرف میشه..اما بدتر شد..یه دکتر دیگه گفت احتمالا حساسیت به پروتیین گاوی داره. منم تغذیه ام رو رعایت کردم.اما هنوز هم بعد از گذشت دوازده روز،خوب نشده و بی نهایت صورتش پر از جوش شده و خیلی زبره..تو رو خدا کسی اگه راه حلی داره راهنمایی کنه خیلی براش ناراحتم،اذیته..ممنون از همگی
. 📝همراهان ني ني بان، اگر سوالي داريد حتما واضح، فارسی و خلاصه به صورت دايرکت مطرح کنید
#کودک
Read more
🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑 دستگاه اگزيميا با امواج اولتراسوند کار می کند. . دراثر ضربه امواج اولتراسوند با فرکانس ...
Media Removed
🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑 دستگاه اگزيميا با امواج اولتراسوند کار می کند. . دراثر ضربه امواج اولتراسوند با فرکانس زیاد با مولکول های آب میان بافتی حباب های کوچکی درحاشیه سلول های چربی ایجاد می کنند. این حباب ها به شدت تحت تاثیر امواج اولتراسوند بوده و دراثر ضربه این حباب ها با دیواره های سلول های چربی و شکستن آن ... 🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑
دستگاه اگزيميا با امواج اولتراسوند کار می کند.
.
دراثر ضربه امواج اولتراسوند با فرکانس زیاد با مولکول های آب میان بافتی حباب های کوچکی درحاشیه سلول های چربی ایجاد می کنند. این حباب ها به شدت تحت تاثیر امواج اولتراسوند بوده و دراثر ضربه این حباب ها با دیواره های سلول های چربی و شکستن آن ها سبب پارگی دیواره ی سلول های چربی و بیرون ریختن تری گلیسیریدو خروج آب درون سلولی می گردد به اين ترتيب سلوليت هاي مقاوم نيز درمان ميشوند. 👇🏻👇🏻👇🏻
.
در حقیقت اگزيميا با شکستن سلول چربی و انحلال چربی های به دام افتاده باعث ازبین رفتن این سلول ها می شود.آب درون سلولی بوسیله سیستم لنفاوی تخلیه و بوسیله کلیه ها به شکل ادرار دفع می شود.تقریبا یکی دو روز بعد از انجام اگزيميا دفعات ادرار افزایش می یابد.نوشیدن آب فراوان در همان جلسه و روز بعد از جلسه توصیه می گردد.
.
✅✅✅
. 🔰استفاده از تکنولوژی اولتراسوند برای از بین بردن چربی‌ها و سلوليت
🔰درمان بدون نیاز به بیهوشی و غیرتهاجمی
🔰آسان و راحت بدون درد، بدون ایجاد اسکار
🔰زمان درمان کوتاه
🔰رفع چربی های موضعی بازوها، شکم، کمر، بالای ران، داخل ران ها، پشت زانو
🔰روشی امن و بی‌خطر برای سلامتی
🔰رفع ناهمواري هاي ناشي از ليپوماتيك و ليپوليز
🔰رفع افتادگي و شلي پوست
Read more
Loading...
* <span class="emoji emoji1f4a5"></span>روزی حکیمی به شاگردانش گفت: «فردا هر کدام یک کیسه بیاورید و در آن به تعداد آدم‌هایی که دوستشان ندارید ...
Media Removed
* روزی حکیمی به شاگردانش گفت: «فردا هر کدام یک کیسه بیاورید و در آن به تعداد آدم‌هایی که دوستشان ندارید و از آن ها بدتان می‌آید،پیاز قرار دهید.» روز بعد همه همین کار را انجام دادند و حکیم گفت: «هر جا که می‌روید این کیسه را با خود حمل کنید.» شاگردان بعد از چند روز خسته شدند و به حکیم شکایت بردند که: «پیازها ... *
💥روزی حکیمی به شاگردانش گفت: «فردا هر کدام یک کیسه بیاورید و در آن به تعداد آدم‌هایی که دوستشان ندارید و از آن ها بدتان می‌آید،پیاز قرار دهید.» روز بعد همه همین کار را انجام دادند و حکیم گفت: «هر جا که می‌روید این کیسه را با خود حمل کنید.» شاگردان بعد از چند روز خسته شدند و به حکیم شکایت بردند که: «پیازها گندیده و بوی تعفن گرفته و ما را اذیت می‌کند.» حکیم پاسخ زیبایی داد: «این ماجرا دقیقا شبیه وضعیتی است که شما کینه دیگران را در دل نگه دارید. این کینه،قلب و دل شما را فاسد می‌کند و بوی تعفنش بیشتر از همه،خودتان را اذیت خواهد کرد.» بیایید پیازهایمان را از کیسه های درونمان خالی کنیم...
Read more
. Nobody can predict the future! The power for creating a better future is contained in the present ...
Media Removed
. Nobody can predict the future! The power for creating a better future is contained in the present moment. You create a good future by creating a good present. In this picture in 2010 when we just got engaged, the only thing I knew about my future was that I will be holding the same hands forever! . ... .
Nobody can predict the future! The power for creating a better future is contained in the present moment. You create a good future by creating a good present. In this picture in 2010 when we just got engaged, the only thing I knew about my future was that I will be holding the same hands forever!💕
.
💕💕 اینجا حتی نمیدونستیم چند روز بعد که علی بعد از عقدمون برگرده امریکا، چقدر دیگه قراره از هم دور باشیم؟
عروسی کی میگیریم؟
نمیدونستیم قراره کجا زندگی کنیم؟
نمیدونستیم گرین کارت من که بیاد، انقدر کار و بارمون تو ایران خوب شده و نژ بزرگ شده که به جای اینکه من بیام امریکا، علی میاد و ایران زندگی میکنیم باهم.
اصلا نمیدونستیم نژ چیه؟
فکرش هم نمیکردیم روزی برسه بیست سی نفر با ما کار کنند.
یادمه روزی که گرین کارتم اومد، رفتیم بازار و سه تا چرخ خیاطی دیگه برای کارگاه خریدیم. آگهی استخدام سه خیاط دیگه دادیم. یادمه همه انگشت به دهن هر تصمیم من و علی بودند.
یادمه تصمیم قطعی به موندن گرفته بودم.
یک بار جدا شده بودم و دیگه ‌فقط میخواستم بمونم.
سیاتل؟
سیاتل هیچوقت تو هیچ کجای برنامه هامون نبود؟
فکرش رو نمیکردیم سه سال و نیم تو تهران تو یه خونه با وسایل خیلی محدود قرضی زندگی کنیم، که وانمود کنیم ما همین زودی ها میریم امریکا که هی حرف نشنویم.
.
اینستاگرام اصلا نمیدونستیم چی چیه و اگه کسی از آینده امروزش برامون میگفت، حتما فکر میکردیم جن زده شده! چه برسه که من امروز ۱۳۱ هزار دوست اینجا دارم.
.
حالا هشت سال گذشته و این دختر نگران عکس که روز عقدش شلوار جین پوشیده و نگران رفتن علیه! این عکس رو میبینه و به چرخش روزگار و بالا پایین هاش فکر میکنه. روزها و چالش ها و غم و شادی هایی که گذرونده.
تلاش های پی در پی ای که کرده و از هر پنج تا، حداقل چهار تاش پوچ شده و به در و دیوار خورده. ولی اینجا فقط از موفقیت و خوشی هاش میگه.
دختری که کوچکترین تصویری از هشت سال بعدش جز اون دست هایی که همیشه باید تو دستش باشه نداشت.
دختری که میخواست بمونه! نشد
.
#زمونه_میچرخه #دلهامون_به_هم_گرم_باشه
.
دفاع: میبینید که. من خودم برای موندن بودم! هیچ تشویقی برای رفتن در کار نیست. لایوها جنبه های دیگه ای داره! اگر شما فقط وجه مهاجرتش رو میبینید! مقصر من نیستم. ایراد از نگاه شماست.
تعداد محدودی لایو درباره مهاجرته، اونم برای اونها که سوال دارند! نه شما که خوشحالید☺️
Read more
. وقتی از سر کار میام خونه مستقیم لپ تاپ رو روشن میکنم. با اینکه قبلش هم توی شرکت مدام پشت کامپیوتر بودم ...
Media Removed
. وقتی از سر کار میام خونه مستقیم لپ تاپ رو روشن میکنم. با اینکه قبلش هم توی شرکت مدام پشت کامپیوتر بودم ولی باز هم تا میرسم اولی کاری که میکنم بازکردن این کامپیوتره و بعد از یه استراحت خیلی کوتاه شروع میکنم به خوندن. لزوما چیزی که میخونم به رساله ام ربط نداره. یعنی شاید نصفی از مقاله هایی که میخونم به ... .
وقتی از سر کار میام خونه مستقیم لپ تاپ رو روشن میکنم. با اینکه قبلش هم توی شرکت مدام پشت کامپیوتر بودم ولی باز هم تا میرسم اولی کاری که میکنم بازکردن این کامپیوتره و بعد از یه استراحت خیلی کوتاه شروع میکنم به خوندن. لزوما چیزی که میخونم به رساله ام ربط نداره. یعنی شاید نصفی از مقاله هایی که میخونم به رساله ربط نداشته باشه یا حتی یه درصدیش به رشته ام هم مرتبط نیست ولی حسی که از خوندن بهم دست میده یه خوشحالیه که با چیز دیگه ای تا به امروز نتونستم جایگزین کنم. اینکه میگم خوشحالی به این معنا نیست که کاری که میکنیم راحته یا نتیجه ای خیلی زود داره ولی اون حس خوشایندی که به آدم میده ارزش تحمل سختی هارو داره
.
حرفم چیه؟ برای اینکه حالتون خوب باشه یه کاری رو جدی انجام بدین و یه چیزی یاد بگیرین. هرچیزی که میخواد باشه !‌ اصلا زبان یه جایی که در مجموع شاید یه میلیون نفر باهاش صحبت میکنن. مهم اون فرآیندیه که ذهن کار کنه و مفید باشه. درجا بودن و کاری نکردن با خودش یاس و ناامیدی میاره و در نهایت دپرشن و ناتوانی در تغییر وضعیت اطرافمون. اینکه وقتی میگن مثلا فلان کار آیلتس میخواد و شما زبانتون خوب باشه همون توانایی در تغییره که میگم. اینکه تو یه جمعی نشسته باشیم و غیر از حرفهای سطحی که همه میدونن، ما یه موضوع مورد علاقه ای داشته باشیم که در موردش خونده باشیم میشه همون توانایی در مکالمه معنادار. حالا این موضوع میتونه هرچیزی باشه. هرچیزی که بهش علاقه دارین و براتون مهمه. خدارو شکر در سال ۲۰۱۸ انقدر سایت و پادکست هست که میشه از صبح تا شب یاد گرفت
.

حرفم اینه که یادگیری ابزار بسیار قدرتمندیه در برابر ناامیدی و ناراحتی، اونم وقتی نا امیدی از جامعه و انسان های بدون هدف و انگیزه داره منتقل میشه. فقط باید باور داشته باشیم که هیچ وقت برای یادگیری هیچ چیزی دیر نیست و باور داشته باشیم داشتن هدفی که برامون مهمه ما رو به بیدار شدن روز بعد امیدوار میکنه. وقتی چند روز پیش یکی از آشناهای دور من در هفتاد سالگی دکترا گرفت فهمیدم هیچ وقت برای قلب و روح ما دیر نیست که یاد بگیریم. یادگیری و خوندن ما رو زنده نگه میداره ذهن رو وادار به تجزیه و تحلیل میکنه و از یه جایی می بینیم چقدر قدرت آنالیزمون بهبود پیدا کرده و چقدر جهان بینی متفاوتی داریم
.
#با_من_از_امید_بگو
Read more
تلاوت روز ۱۴ رمضان در مراسم محفل انس با قرآن محله پدری #پاپکیاده_لنگرود از سوره مبارکه زمر و غافر این تلاوت چهارمین تلاوت دیروز بود و بعد از این تلاوت هم در خدمت مردم خونگرم محله خالکیاسر بودم. جالب اینکه شب قبلش بخاطر خوردن غذای مسموم شدیدا بدحال شدم و نگران بودم به محافل روز بعد نرسم ؛ اما ... تلاوت روز ۱۴ رمضان در مراسم محفل انس با قرآن محله پدری
#پاپکیاده_لنگرود
از سوره مبارکه زمر و غافر

این تلاوت چهارمین تلاوت دیروز بود و بعد از این تلاوت هم در خدمت مردم خونگرم محله خالکیاسر بودم.

جالب اینکه شب قبلش بخاطر خوردن غذای مسموم شدیدا بدحال شدم و نگران بودم به محافل روز بعد نرسم ؛
اما بهر صورت قرآن شفاست و خدا رو شکر در حد بضاعت شرمنده دوستان نشدم.

#حسین_رفیعی

غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿۳﴾

خداوندي كه آمرزنده گناه، و پذيرنده توبه و شديد العقاب، و صاحب نعمت فراوان است، هيچ معبودي جز او نيست، و بازگشت (همه شما) به سوي او است. (۳)
Read more
دلواپسان و سانسورچيان را روسفيد كرديد ، ماجراي كامل لغو نمايشگاه تهمينه ميلانى به علت كپى بودن يك ...
Media Removed
دلواپسان و سانسورچيان را روسفيد كرديد ، ماجراي كامل لغو نمايشگاه تهمينه ميلانى به علت كپى بودن يك اثر . بابك كريمي درباره حاشيه هاي لغو نمايشگاه تهمينه ميلاني نوشت : به تمام متخصصان و دانشجوياني كه باعث تعطيلي نمايشگاه خانم ميلاني شديد تبريك مي گم شما يك شب تمام باعث رو سفيدي دلواپسان ، سانسور ... دلواپسان و سانسورچيان را روسفيد كرديد ، ماجراي كامل لغو نمايشگاه تهمينه ميلانى به علت كپى بودن يك اثر
.
بابك كريمي درباره حاشيه هاي لغو نمايشگاه تهمينه ميلاني نوشت : به تمام متخصصان و دانشجوياني كه باعث تعطيلي نمايشگاه خانم ميلاني شديد تبريك مي گم شما يك شب تمام باعث رو سفيدي دلواپسان ، سانسور چيان و دلوا پسان شديد پرويز پرستويي هم با بازنشر اين متن به اين اتفاق واكنش نشان داد

نمایشگاه نقاشی‌ تهمینه میلانی به جایی رسید که در نهایت دو روز بعد از آغاز برپایی و «ارائه مستنداتی مبنی بر کپی بودن کارها»، گالری برگزارکننده تصمیم به لغو آن گرفت.

نمایشگاه نقاشی تهمینه میلانی با عنوان «فیلم‌هایی که نساختم» از همان آغاز برگزاری، با واکنش‌ و حواشی زیادی روبه‌رو شد و عده‌ای از هنرمندان عرصه تجسمی اظهار کردند که نقاشی‌های میلانی کپی آثار یک نقاش فرنگی است.

در نهایت صبح امروز این کارگردان پستی را در صفحه شخصی خود در اینستاگرام منتشر و از این بابت عذرخواهی کرد.

میلانی چنین نوشت: «دوستان عزیز، من امروز متوجه شباهت نقاشی خودم با اثر خانم «جنی میلی هو» شدم. از این بابت قلبا متأسفم و این تابلو را از نمایشگاه خارج و صدمه وارده را نیز جبران می‌کنم. تصویر کارت پستالی که در گذشته برایم ارسال شده بود، در ناخودآگاهم ثبت شده و نتیجه آن این نقاشی شد. حتما از خود نقاش عذ خواهی خواهم کرد. کلیه عواید این نمایشگاه صرف خیریه می‌شود». با این حال عذرخواهی کافی نبود و معترضان خواهان لغو نمایشگاه بودند؛ اتفاقی که در نهایت گالری ایوان دو روز بعد از برگزاری به آن تن داد.
Read more
#نوروزبل چیست ؟ . . براساس محاسبات نجومی، کهن‌ترین تقویم ایرانی، تقویم گیلکی محسوب می‌شود. نوروزبل نام جشنی است که در در آخرين روز اسفندارما ( امروز ۱۶ مرداد ) که روز بعد از آن نخستین روز از “نوروز ما” میباشد، برگزار شده و در این روز آغاز سال نو گیلانی را جشن میگیرند. آعاز سال نو گیلانی بر ... #نوروزبل چیست ؟
.
.

براساس محاسبات نجومی، کهن‌ترین تقویم ایرانی، تقویم گیلکی محسوب می‌شود.
نوروزبل نام جشنی است که در
در آخرين روز اسفندارما ( امروز ۱۶ مرداد ) که روز بعد از آن نخستین روز از “نوروز ما” میباشد، برگزار شده و در این روز آغاز سال نو گیلانی را جشن میگیرند.

آعاز سال نو گیلانی بر شما مبارک..
.
.
‍ ⭕️ جشن سال نو ۱۵۹۲ دیلمی #نوروز_بل برگزار می شود : ⏰ زمان : جمعه ۱۹ مرداد ۹۷ ساعت ۱۷ 💠 مکان دقیق محل برگزاری:لنگرود به سمت اطاقور-بعد به سمت املش-به سمت بلوردکان-بعد از نیم ساعت سربالایی هست تا هالیدشت🚙
Read more
<span class="emoji emoji270c"></span> جاتووووون خـــــالی . کی فندق دوست داره؟؟؟؟ . اصلا همین که شروع می کنی به عاشقی کردن، یک هول ...
Media Removed
جاتووووون خـــــالی . کی فندق دوست داره؟؟؟؟ . اصلا همین که شروع می کنی به عاشقی کردن، یک هول و ولای عجیب میفتد به جانت. یک حس خوب می آید به دلت و از دری دیگر هزار حس خوب می رود بیرون و جایش را به ترس و نگرانی می دهد. اصلا همین که شروع می کنی به عاشقی کردن، انگار پای یک قرارداد را امضا کردی که بند اولش ...
جاتووووون خـــــالی
.
کی فندق دوست داره؟؟؟؟
.
اصلا همین که شروع می کنی به عاشقی کردن، یک هول و ولای عجیب میفتد به جانت. یک حس خوب می آید به دلت و از دری دیگر هزار حس خوب می رود بیرون و جایش را به ترس و نگرانی می دهد.
اصلا همین که شروع می کنی به عاشقی کردن، انگار پای یک قرارداد را امضا کردی که بند اولش شامل یک دل نگرانی مادام العمر است. ترس و دلتنگی و بی قراری هم بندهای مخصوص به خودشان را دارند.
یک روز دلتنگی عجیبی داری، روز بعد دل نگران سلامتی اش هستی، فردایش ترس از دست دادنش می افتد به جانت... عاقبت به خودت می آیی و میبینی جای آن حس خوب اولیه، همه ش داری ترس و دلتنگی و نگرانی تجربه می کنی. وقتی نیست، دلتنگی؛ وقتی هست، نگران... یک روز که بی حوصله باشد، می ترسی و بعد زهرمار می کنی این عشق را به خودت و او.
صبر کن جانم... آرام!
دلتنگی تا جایی خوب است که وسط روز پیام بدهی و یادش بیندازی که به یادش هستی و عشق کند از حضورت. نگرانی تا جایی خوب است که مواظب باشی یک تار مو از سرش کم نشود؛ و ترس... تا جایی که به مراقبت از دو نفره هایتان کمک کند و جلوی حضور نفرات سوم...چهارم... و دهم را بگیرد. از آن بیشتر، شورش در می آید. تلخ می شود لحظاتتان، و همین شوری بیش از حد، تو را روز به روز به واقعی شدن ترس هایت نزدیک تر می کند.
اصلا همین که شروع می کنی به عاشقی کردن، تمام ترس ها را ببوس و بگذار کنار و به خودت قول بده "فقط عاشقی کنی"
#landscaping #instatravel #ig_naturepictures #iran🇮🇷 #ig_naturelovers #ig_naturesbest #wonderfull #wonderfulplaces #gilan_varena #gilantoor #gilan_rasht #irantravel #travelphoto #نوبرانه #musteseeiran
#shomaliha #naturephotography
#travelworld #اشکور #beautifull #mustseeguilan
#eshkevar #فندق #شمال #rasht_official #naturephotography #gilanjan #اشکورات #tree_brilliance #phototraveling
Read more
. . هميشه همينطور نمي ماند يك روز كه تصورش را نمیكنی جايي كه در خواب هم نديده ای لحظه ای كه به هيچ ...
Media Removed
. . هميشه همينطور نمي ماند يك روز كه تصورش را نمیكنی جايي كه در خواب هم نديده ای لحظه ای كه به هيچ چيز فكر نمیکنی و تازه رها شده ای از بند آرزو، از جانب پروردگار دريافت خواهی كرد چيزی فراتر از آنچه در طلبش بودی چيزی ارزشمند تر و دلپذير تر.. مطمئن باش در چنين روزی خوشحالتر خواهی بود.. جمعه تون ... .
.

هميشه همينطور نمي ماند
يك روز كه تصورش را نمیكنی
جايي كه در خواب هم نديده ای
لحظه ای كه به هيچ چيز فكر نمیکنی
و تازه رها شده ای از بند آرزو،
از جانب پروردگار دريافت خواهی كرد
چيزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
چيزی ارزشمند تر و دلپذير تر.. مطمئن باش
در چنين روزی
خوشحالتر خواهی بود.. جمعه تون پر از خوشی های کوچیک و بزرگ رفقا❤

_________________________________________

تا فصل این دلبر جان تموم نشده حتما درستش کنید😋

#خورش_بامیه:

یک عدد پیاز متوسط رو خرد و سرخ میکنیم . گوشت های خورشتی رو اضافه کرده به همراه کمی زردچوبه و فلفل و زنجبیل گذاشتم گوشت ها سرخ بشن . یک لیوان پوره گوجه فرنگی اضافه میکنیم و میزاریم بپزه ، حدود ۱۵ الی ۲۰ دقیقه اخر پخت بامیه هارو که از قبل تفت دادیم به خورشت اضافه میکنیم تا کاملا نرم بشه . اگه از اول پخت بریزید له میشه . خیلی هم سر بامیه هارو نزنید چون خیلی لعابی میشه خورشت . جنوبی های عزیز از تمر هندی و لیمو عمانی و سیر برای خورشت بامیه استفاده میکنن که اون روش هم خوشمزه میشه به این ترتیب که همراه با بامیه دو قاشق تمرهندی رو از صافی رد و به خورشت اضافه میکنیم . سیر رو هم همراه گوشت در حد دو حبه استفاده کنید رنده کنید و تفت بدید، ( به جای پوره گوجه اگه از رب استفاده کنید رنگ دلبرتری خواهید داشت ولی با گوجه خوشمزه تره 😅) ________

#ترشی_بامیه :
بامیه هارو بشورید پاک کنید( یه کوچولو از سرش رو فقط بگیرید ) و بزارید کاملا خشک بشه ، شیشه ترشی رو هم همینطور هر دو باید کاملا خشک و تمیز باشن وگرنه ترشی کپک میزنه ، بامیه هارو تو شیشه میریزیم و بینش هم کمی نعنای خشک بریزید، سرکه انگور رو با نمک و کمی شهد ( آب و شکر رو میزاریم رو حرارت تا کمی غلیظ بشه ) باهم مخلوط میکنیم تا کاملا روی بامیه هارو بگیره، بعد درش رو با نایلون، فویل یا سلفون میپوشونیم تا هوا اصلا داخلش نره، جای خنک میزاریم ۱۵ روز بعد قابل استفاده هست ، دلیل استفاده از شهد یا شکر اینه که تیزی سرکه رو بگیره و طعم خوشایندی هم به ترشی میده.
ما اینجور ترشی هارو از لحظه ی اول داخل یخچال میزاریم.
ترشی آلبالو هم به همین ترتیب درست میکنیم با حذف نعناع😄
Read more
استحمام بعد از عمل جراحی بینی یکی از مسائل و سوالات رایج, نحوه ی صحیح حمام کردن بعد از عمل جراحی زیبایی ...
Media Removed
استحمام بعد از عمل جراحی بینی یکی از مسائل و سوالات رایج, نحوه ی صحیح حمام کردن بعد از عمل جراحی زیبایی بینی می باشد. بعد از عمل جراحی بینی , بر روی بینی اسپیلنت یا به اصطلاح گچ بینی به همراه چسب زده می شود.این پانسمان می بایست یک هفته بر روی بینی باشد.در صورتیکه این پانسمان خیس شود,احتمال بلند شدن ... استحمام بعد از عمل جراحی بینی

یکی از مسائل و سوالات رایج, نحوه ی صحیح حمام کردن بعد از عمل جراحی زیبایی بینی می باشد.

بعد از عمل جراحی بینی , بر روی بینی اسپیلنت یا به اصطلاح گچ بینی به همراه چسب زده می شود.این پانسمان می بایست یک هفته بر روی بینی باشد.در صورتیکه این پانسمان خیس شود,احتمال بلند شدن و افتادن آن وجود دارد که این مسئله باعث می شود که روی نتیجه ی عمل بینی اثر بگذارد.از طرف دیگر خیس شدن پوست زیر گچ بینی باعث ایجاد خارش و سوزش می شود که ممکن است برای فرد آزار دهنده باشد.
به این دلایل بهتر است پانسمان روی بینی به خصوص در هفته ی اول خیس نشود به عبارت دیگر بهتر است در هفته ی اول کمتر در معرض خیس شدن قرار گیرد.

به این خاطر توصیه می شود که,بیمار روز قبل ازعمل استحمام کند که حداقل تا دو روز بعد از عمل بینی نیاز به استحمام نداشته باشد.این موضوع هم به دلیل خیس نشدن پانسمان روی بینی است و هم به دلیل آنکه در روزهای اول بعد از عمل احتمال دارد که به دلیل وجود داروهای بیهوشی در بدن, فرد حین حمام کردن سر بخورد.پس فرد نباید به تنهایی استحمام کند و همراه در حمام داشته باشد.
.
.
.
(مشاوره در تلگرام، لینک آبی در صفحه اصلی)
www.nosesurgeryclinic.com
شماره های تماس و مشاوره (ساعات پاسخگویی شنبه تا 4 شنبه از ساعت 9 صبح تا 8 شب):
02122793025، 02122793042 ، 02144763110-3
مطب 1: تهران،پاسداران،بوستان ۹،ساختمان مهر،پلاک ۱۳۳،طبقه پنجم،واحد ۱۷
مطب 2: تهران-بلوار دهکده المپیک-خیابان زیبا دشت شمالی-جنب فروشگاه شهروند-مرکز جراحی ارم
#جراحی_زیبایی
#جراح_بینی_تهران
#جراح_بینی
#سن_جراحی
#زیبایی #زیبایی_زنان
#جراحی_بینی #جراحی_بسته #جراحی_باز
#تومور #سینوس #تومور_بینی
Read more
. این متن فوووووق العادس دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای ...
Media Removed
. این متن فوووووق العادس دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت . او در همان روز اول مقابل تازه وارد ... .
این متن فوووووق العادس

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره .
روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند .
نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .
او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند .
اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند
اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی ...
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد
و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود .
به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... .
به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود .
.
آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد
مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا !
و حق هم داشت .
آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم
و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .
پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم
و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم .
دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند ❤
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید...
تئودور داستایوفسکی

عظمت در دیدن نیست
عظمت در چگونگی دیدن است❤
Read more
 #رويات #٤٥ #روز ۱ـ 40 روز بعد از وفات رسول خدا(ص)، این گفته را مرحوم مجلسی در «بحار‌الانوار» جلد 43 ...
Media Removed
#رويات #٤٥ #روز ۱ـ 40 روز بعد از وفات رسول خدا(ص)، این گفته را مرحوم مجلسی در «بحار‌الانوار» جلد 43 صفحه 212 حدیث 41 از کتاب «عیون المعجزات» نقل کرده است، همچنین در کتاب «کشف الغمه» جلد1 صفحه 500 با استناد به روایتی مجهول این گفته نقل شده است. ۲ـ 45 روز بعد از وفات رسول خدا(ص)، این گفته را برخی از محدثان ... #رويات #٤٥ #روز
۱ـ 40 روز بعد از وفات رسول خدا(ص)، این گفته را مرحوم مجلسی در «بحار‌الانوار» جلد 43 صفحه 212 حدیث 41 از کتاب «عیون المعجزات» نقل کرده است، همچنین در کتاب «کشف الغمه» جلد1 صفحه 500 با استناد به روایتی مجهول این گفته نقل شده است.
۲ـ 45 روز بعد از وفات رسول خدا(ص)، این گفته را برخی از محدثان به عنوان یک گفته نامعلوم نقل کرده‌اند.
#درجايي دلايل محكمي از ابن شهر اشوب خوندم به رويات ٤٥ روز كه خيلي محكم بيان كرده بود شهادت حضرت زهرا رو متأسفانه نتونستم اون متن رو پيدا كنم
#ما #كل #سال #گريه #كن #حضرت #زهراييم
#ما #بي #خيال #سيلي #مادر #نميشويم
#انشالله #رزق #عزاداري #فاطميه #رو #بهمون #بدن
گل، بر من و جوانی من گریه می‌کند
بلبل به خسته جانی من گریه می‌کند
گل‌های من هنوز شکوفا نگشته‌اند
شبنم به باغبانی من گریه می‌کند
در هر قدم نشینم و خیزم میان راه
پیری، بر این جوانی من گریه می‌کند
Read more
تولد امسالم چگونه بود؟! : ١: در آرزوى كيك يونيكورن<span class="emoji emoji1f308"></span>🦄 غرق بودم و مريض و نالان و ناراحت روز تولدم تموم ...
Media Removed
تولد امسالم چگونه بود؟! : ١: در آرزوى كيك يونيكورن🦄 غرق بودم و مريض و نالان و ناراحت روز تولدم تموم شد! فقط مونده بود گريم بگيره! بعدش فرداش كه جمعه ٩٧/٥/١٢ باشه ميدونستم دارم ميرم به تولد خودم و يه درصد احتمال دادم مامانم برام كيك يونيكورن🦄 سفارش داده باشه ولى فقط يه درصد بود! وقتى كيكمو ديدم انقد ... تولد امسالم چگونه بود؟! :
١: در آرزوى كيك يونيكورن🌈🦄 غرق بودم و مريض و نالان و ناراحت روز تولدم تموم شد! فقط مونده بود گريم بگيره! بعدش فرداش كه جمعه ٩٧/٥/١٢ باشه ميدونستم دارم ميرم به تولد خودم و يه درصد احتمال دادم مامانم برام كيك يونيكورن🦄✨ سفارش داده باشه ولى فقط يه درصد بود! وقتى كيكمو ديدم انقد ذوق كردم كه حتى موهامو درست نكردم و تو همه عكسا زشت افتاد!
بعدشم مچكرم از همه خونواده مهربونم كه تو خر ذوقيام شركت داشتن! بخصوص خالم و دختر دايى جان، كه تو عكس چهارم بعضيا سرويسمون كردن انقد گفتن خب منم بگير با اين افكتا 😹❤️
٢: خب عكس پنجم! قهر بودن بنده و سونيا خانوم دو روز بعد از تولدم و دوباره سوپرايز شدن و دست به يكى كردن عشقوليم با مامانم با معده درد شديد! ولى خب آشتى كردم ديگه مگه ميشه بهترين دوستت 👩‍❤️‍👩👭اينجورى با دسته گل 💐 و عروسك خنگ 🧙🏻‍♀️ بياد خونتون و باز باهاش قهر باشى و بهش پا ندى!
٣: عكس شيشُم و هفتم همكاراى مهربونم منو فوق العاده خفن با كيك خوشمزه سورپرايزم كردن! تو يه روز دوتا سوپرايز دلبررر 🎂😻💘😭 #خر_ذوقينگ ٤: عكس هشتم و نهم بهترين كادو چى ميتونه باشه جز اينكه خودت سفارش كنى الا و بلا همينو ميخوام برام بخر 😹💕 خب ينى من نَميرم براش؟ دير رسيد ولى هميشه تو قلبم جا داره عاخه انقد گوگوله 🌙✨ ٥: و اما عكس عاخررر و عاخرين هديه، هديه عشقول ترين شاگرد دنيا!!! 😻 كه همين ديروز گرفتم خب جفتمون مريض بوديم نرفتيم دو هفته باشگاه 😹
خلاصه اينكه اينا بهترينامن و عاشق تك تكتونم مرسى كه انقد بهم اهميت ميدين و باعث ميشين تو دنيا احساس تنهايى نكنم❤️ بعدشم ممنون از همه كساى ديگه اى كه به نوبه خودشون و با متناى قشنگشون بهم تبريك و تهنيت عرض كردن عاى لاو آل اف يو دوستان💕
@natriumcholoride
@_._jou_._lly_._
@roshiowfski_
Read more
ده - یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد به پای یکیشون و افتادم. ساق پای راستم خورد ...
Media Removed
ده - یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد به پای یکیشون و افتادم. ساق پای راستم خورد به لبه ی آجر و زخم شد..بدجور زخم شد. خیلی طول کشید تا کم کم جای اون زخم یکم بهتر شد و کمتر اذیتم کرد. اون روزا فقط یه دوست صمیمی داشتم دوستی که مثل خانوادم بود. دوستی که بهش اعتماد داشتم. تو مدرسه ... ده - یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد به پای یکیشون و افتادم.

ساق پای راستم خورد به لبه ی آجر و زخم شد..بدجور زخم شد.

خیلی طول کشید تا کم کم جای اون زخم یکم بهتر شد و کمتر اذیتم کرد.
اون روزا فقط یه دوست صمیمی داشتم
دوستی که مثل خانوادم بود.
دوستی که بهش اعتماد داشتم.

تو مدرسه فقط اون می دونست ساق پای راستم زخم شده...اون تنها کسی بود که جای زخمم رو بلد بود.

چند روز بعد از این اتفاق با دوستم بحثمون شد.
یادم نمیاد سر چی.
یادم نمیاد کی مقصر بود.

فقط یادمه زنگ ورزش بود و داشتیم فوتبال بازی می کردیم.
وسط فوتبال وقتی داشتم شوت می زدم با کف پا اومد ساق پای راستم رو زد.

کاری به توپ نداشت. اومد که زخمم رو بزنه.

زخمم دوباره تازه شد! دوباره درد و درد و درد... چند روز بعدش دوباره با هم رفیق شدیم.ولی دیگه هیچوقت نذاشتم بفهمه دردم چیه.

از این اتفاق سال ها می گذره ولی هروقت کسی رو می بینم که درد داره، زخم داره، بهش میگم
هیچوقت هیچوقت هیچوقت نذار کسی بفهمه جای زخمت کجاست.

نذار بفهمه چی نابودت می کنه..شاید یه روز زخم شد رو زخمت ! دردت رو واسه خودت نگه دار.

میگم مراقب اونایی که جای زخمت رو بلدن باش...اونا می تونن با یه حرف... با یه کنایه... با یه خاطره کاری کنن که دوباره زخمت سر باز کنه... دوباره تو می مونی و درد و درد و درد
Read more
. ناامید نشو پسر... قصد بی احترامی به هیچ کس نیست اما باید واقع گرا باشیم،تو این چند روز بعد از اتمام ...
Media Removed
. ناامید نشو پسر... قصد بی احترامی به هیچ کس نیست اما باید واقع گرا باشیم،تو این چند روز بعد از اتمام مسابقات بازی های آسیایی هجمه عظیمی علیه "علی اکبر حیدری"ایجاد شد که به حق ناجوانمردانه بود . بسیاری از عزیزان نام سیدمصطفی صالحی زاده را به کرار در کامنت ها عنوان کردند که می توانست جای اکبر حیدری ... .
ناامید نشو پسر...
قصد بی احترامی به هیچ کس نیست اما باید واقع گرا باشیم،تو این چند روز بعد از اتمام مسابقات بازی های آسیایی هجمه عظیمی علیه "علی اکبر حیدری"ایجاد شد که به حق ناجوانمردانه بود
.
بسیاری از عزیزان نام سیدمصطفی صالحی زاده را به کرار در کامنت ها عنوان کردند که می توانست جای اکبر حیدری به میدان می رفت،اما دوستان عزیز سید مصطفی تا چهار سال نمیتواند در میادین حضور پیدا کند و در این جمع ما باید به علی اکبرها امیر حسین حسینی ها دلخوش و امیدوار باشیم پس به جای تخریب از این عزیزان حمایت کنیم که ابتدای راه قرار گرفتند
.
در کنار این عزیزان هم که اسم برده شد "مهدی علیاری"را فراموش نمی کنیم که دوباره جان تازه ای گرفته و روز به روز آماده تر می شود
.
از عزیزان عاجزانه تقاضا دارم که دلسوز واقعی کشتی هستن و قلبشان برای کشتی می تپد خواهشمندم به جای تخریب حیدری ها و مهدی زاده ها حسین خانی ها از این عزیزان حمایت کنیم
Read more
. در هوایت بی‌قرارم روز و شب سر ز پایت برندارم روز و شب روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم ...
Media Removed
. در هوایت بی‌قرارم روز و شب سر ز پایت برندارم روز و شب روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم روز و شب جان و دل از عاشقان می‌خواستند جان و دل را می‌سپارم روز و شب تا نیابم آن چه در مغز منست یک زمانی سر نخارم روز و شب تا که عشقت مطربی آغاز کرد گاه چنگم گاه تارم روز و شب می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود تا ... .
در هوایت بی‌قرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب
جان و دل از عاشقان می‌خواستند
جان و دل را می‌سپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب
می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود
تا به گردون زیر و زارم روز و شب
ساقیی کردی بشر را چل صبوح
زان خمیر اندر خمارم روز و شب
ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب
می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر
همچو اشتر زیر بارم روز و شب
تا بنگشایی به قندت روزه‌ام
تا قیامت روزه دارم روز و شب
چون ز خوان فضل روزه بشکنم
عید باشد روزگارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب
تا به سالی نیستم موقوف عید
با مه تو عیدوارم روز و شب
زان شبی که وعده کردی روز بعد
روز و شب را می‌شمارم روز و شب
بس که کشت مهر جانم تشنه است
ز ابر دیده اشکبارم روز و شب
#مولانا
Read more
. . تو مستند رسمي كريستيانو، جورج مندس ميگه: "يوونتوس، اينترميلان، آث ميلان، رئال مادريد، بارسلونا، ...
Media Removed
. . تو مستند رسمي كريستيانو، جورج مندس ميگه: "يوونتوس، اينترميلان، آث ميلان، رئال مادريد، بارسلونا، والنسيا همه شون سال ٢٠٠٣ كريستيانو رو ميخواستن، همه شون ولي ميگفتن بعد از خريدش ١ سال قرضي در همون اسپورتينگ بمونه. به من هم پيشنهاد مالي دادن كه هر ايجنتي بود قبول ميكرد ولي واسه من فوتبال كريستيانو ... .
.
تو مستند رسمي كريستيانو، جورج مندس ميگه:
"يوونتوس، اينترميلان، آث ميلان، رئال مادريد، بارسلونا، والنسيا همه شون سال ٢٠٠٣ كريستيانو رو ميخواستن، همه شون ولي ميگفتن بعد از خريدش ١ سال قرضي در همون اسپورتينگ بمونه. به من هم پيشنهاد مالي دادن كه هر ايجنتي بود قبول ميكرد ولي واسه من فوتبال كريستيانو مهمترين چيز بود، نه پول. بعد خداروشكر سر الكس فرگوسن اومد و بهم گفت جورج، رونالدو رو بيار بهت قول ميدم حداقل در ٥٠٪؜ بازي ها بازي ميكنه و اين كليدي بود. و كريستيانو در ١٨ سالگي با منچستريونايتد شروع كرد. هيچ چيزي غيرممكن نيست چون سر الكس فرگوسن بهم گفت نگران نباش حداقل تو ٥٠٪؜ مسابقات بازي ميكنه و همون روز (بعد از بازي دوستانه اسپورتينگ - منچستر) به توافق رسيديم" بعدش جورج مندس ٩ بار اين جمله رو تكرار ميكنه:
"هيچ چيز غيرممكن نيست"
.
.
سر الكس فرگوسن هم تو كتاب زندگينامش درباره درخشش كريستيانو تو اون بازي معروف و ماجراي خريدش نوشته :
"بازيكنايي كه روي نيمكت بودن ميگفتن اوه لعنتي، رئيس اين پسره عجب بازيكنيه. من گفتم درسته، زير نظر داشتمش. به آلبرت مورگان (مسئول تداركات تيم) گفتم بلند شو به جايگاه مديران برو و پيتر كنيون (مدير اجرايي وقت منچستريونايتد) رو به رختكن بيار. در رختكن به پيتر گفتم ما فقط زماني اينجا رو ترك ميكنيم كه با اين پسر قرارداد ببنديم. كنيون پرسيد يعني انقدر خوبه؟ گفتم جان اوشي از دستش سردرد گرفت! برو باهاش قرارداد ببند. كنيون با ليسبوني ها صحبت كرد و ازشون اجازه گرفت تا با رونالدو حرف بزنيم. اونا به ما خاطر نشان كردن كه رئال مادريد براي خريد رونالدو پيشنهاد ٨ ميليون پوندي داده. بعد به كنيون گفتم ٩ ميليون پيشنهاد بده. رونالدو در يه اتاق كوچيك با مدير برنامه هاش حضور داشت و در اونجا بهش گفتم كه چقدر مشتاقم تا باهاش قرارداد امضا كنيم. روز بعد براي آوردن خودش، مادر، خواهر و ايجنتش به منچستر يه هواپيماي اختصاصي فرستاديم. ميخواستيم سريعتر انتقال رو انجام بديم. سرعت عمل مون در اين كار خيلي عالي بود و با حدود ١٢ ميليون پوند قراردادشو بستيم"
Read more
. از پیج @yasharoshayan . . سلام به همگی <span class="emoji emoji1f64c"></span> کیکش #اسفنجی هست که طرز تهیه اش تو پستهای قبلی موجوده ...
Media Removed
. از پیج @yasharoshayan . . سلام به همگی کیکش #اسفنجی هست که طرز تهیه اش تو پستهای قبلی موجوده ، برای روکش از سس براق فرانسوی با طعم توت فرنگی استفاده کردم ، اولین بار بود که این سس رو درست میکردم و خیلی ازش خوشم اومد هم از طعمش و هم درست کردنش فیلینگ هم کرم توت فرنگی زدم که تو پست بعد طرزتهیه اش رو ... .
از پیج

@yasharoshayan
. .

سلام به همگی 🙌
کیکش #اسفنجی هست که طرز تهیه اش تو پستهای قبلی موجوده ، برای روکش از سس براق فرانسوی با طعم توت فرنگی استفاده کردم ، اولین بار بود که این سس رو درست میکردم و خیلی ازش خوشم اومد هم از طعمش و هم درست کردنش فیلینگ هم کرم توت فرنگی زدم که تو پست بعد طرزتهیه اش رو مینویسم حالا طرز تهیه
سس براق فرانسوی :
پودر ژلاتین ۵۰ گرم _ شکر ۳۰۰ گرم _ گلوکز ۳۰۰ گرم _خامه صبحانه ۲۰۰ گرم _ شکلات سفید ۳۰۰ گرم _ رنگ خوراکی و اسانس دلخواه به میزان لازم
ابتدا پودر ژلاتین را با ۲۳۰ گرم آب سرد مخلوط کرده به صورت بن ماری حل میکنیم تا کاملا شفاف و روان شود ، بعد از خنک شدن به مدت یک شب داخل یخچال میگذاریم
روز بعد شکر و گلوکز را با ۱۵۰ گرم آب مخلوط کرده روی شعله قرار میدهیم گرم که شد و دور ظرف حباب های ریز ایجاد شد از روی حرارت برمیداریم نباید بجوشد ، #شکلات_سفید خرد شده را اضافه میکنیم و هم میزنیم تا #شکلات ذوب شود بعد #خامه #صبحانه و رنگ و اسانس دلخواه را ریخته یک دقیقه با همزن برقی میزنیم من رنگ قرمز و اسانس توت فرنگی ریختم ، ۱۰۰ گرم از ترکیب #ژلاتینی روز قبل را خرد کرد به مواد اضافه میکنیم و با لیسک آرام هم میزنیم تا ژلاتین حل شود و به خورد مواد برود در آخر سس را از صافی رد میکنیم تا یکدست شود ، برای استفاده کیک را خامه کشی کرده و چند ساعت داخل یخچال میگذاریم یا دو ساعت داخل فریزر و بعد سس را روی آن میریزیم .
چند تا نکته : اول اینکه من نصف این مقدار مواد رو درست کردم و برای این #کیک کافی بود و دیگه اینکه اگر #سس اضافه موند میتونید داخل یخچال نگه دارید و قبل استفاده به صورت بن ماری کمی گرمش کنید ، و در آخر اینکه کیک باید تمیز و صاف #خامه_کشی بشه 🚫 کپی با ذکر منبع لطفا . .
#کیک_اسفنجی_آشپزی_شما
#سس_براق_آشپزی_شما
#سس_آشپزی_شما .
.

لینک کانال تلگرام👇👇👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDStHv6b1WSuJs0ow
.
👇👇👇👇
@bread.page
@ashpazi_shoma


Tag photo: #ashpazi_shoma

#insiran #persianfood #persiandessert #persian_foods #persianshot #persianstyle #persiancuisine #persiagram #instapic #insta_persia #insiranian #food
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_شانزدهم میدونی چندوقته تلفن‌ عمومی‌های خیابونا ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_شانزدهم میدونی چندوقته تلفن‌ عمومی‌های خیابونا رو جمع کردن چون اونا هم از تنهایی و کسادی بازار این روزای آدم‌های مجازی خسته شدن. از آخرین باری که پرده اتاق رو زدم کنار و به حیاط نگاه کردم، چند ماهی می‌گذره. فکر کنم دی‌ماه بود، چند روز بعد از تولدم. ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد
#شماره_شانزدهم
میدونی چندوقته تلفن‌ عمومی‌های خیابونا رو جمع کردن چون اونا هم از تنهایی و کسادی بازار این روزای آدم‌های مجازی خسته شدن.

از آخرین باری که پرده اتاق رو زدم کنار و به حیاط نگاه کردم، چند ماهی می‌گذره. فکر کنم دی‌ماه بود، چند روز بعد از تولدم. تولدی که مثل هر سال تو تنهایی برگزار شد و باز هم هیچ آدمی هیچ یادگاری‌ای برای باقی‌مونده‌ی این روزای مزخرف نذاشت. اون روزا هنوز صاحبخانه تصمیم نگرفته بود روبه‌روی پنجره اتفاقم یک اتاق بسازه تا تنها منظره اتاق سی‌متریم، پوشه و یک مشت لوازم‌تحریر بدرد نخور بشه. همیشه با حسرت به حیاط نگاه می کردم و گاهی نگاهم دیوار حیاط رو رد می‌کرد و می‌خورد به دیوار خونه آقای سینمای دهه 40 و 50. همش با خودم فکر می‌کردم که صبح‌های خونه بهروز وثوقی با چهل سال پیش چقدر متفاوت شده. همش به اتفاقات توی خونه فکر می‌کردم و دست به مقایسه‌ی همه چیز با زندگی 30 متری خودم می‌زدم. خیلی وقته ساعت اتاق رو از دیوار برداشتم، یک پرده کلفت به پنجره زدم تا تک‌تک ثانیه‌های جوونی رو فراموش کنم تا یادم بره که چند روز از اومدنم گذشته و چند روز و چند ماه و چند سال دیگه باید این زندگی مزخرف رو تحمل کنم. با خودم فکر می‌کنم که این تکنولوژی لعنتی چه به سر زندگیمون اورده که هیچ چیز مزه و معنی گذشته رو نداره. چند ساله دیگه هیچ کسی به تلفن خونه زنگ نمی‌زنه و دیگه خبری از فو‌ت فوت کردن پشت تلفن نیست تا باباها اخماشون بره تو هم وتا چند ساعت با اخم به دخترشون نگاه کنن. تا پسره خونه داد بزنه «مامان خانم تحویل بگیر، چقدر گفتم نذار با این دختره بره پارک؛ من یک چیزی می‌دونم که می‌گم.» از اون طرف دختر بدبخت هم به هزار تا اتفاق قشنگ فکر کنه و شب رو با این امید بخوابه که پسر دیلاق فوت‌فوتی، شاهزاده‌ رویاهاشه و همین روزا با یک پیکان لاستیک دور سفید میاد سراغش و قراره زندگیش رو از این رو به اون رو بکنه. نسل ما همین دلخوشی‌ها رو داشت اما اونم گرفتن.

پ.ن: ادامه در کامنت اول...
عکس: حیاط‌مون
#شهاب_دارابیان #دلنوشته #یادداشت #بهروز_وثوقی #خونه #فردوسی #جواب_تلفن #کیوسک #تلفن #قدیمیها
@vossoughi_behrouz
Read more
يک دختر کوچک به داروخانه رفت و گفت: معجزه داريد؟ معجزه می خوای واسه چی عزیزم؟ ! یه چیز بدی هر روز داره ...
Media Removed
يک دختر کوچک به داروخانه رفت و گفت: معجزه داريد؟ معجزه می خوای واسه چی عزیزم؟ ! یه چیز بدی هر روز داره توی سر داداش کوچولوم گنده تر می شه ! بابام میگه فقط معجزه میتونه نجاتش بده ، منم همه پول هام رو آوردم تا اونو براش بخرم . عزیزم ببخش که نمی تونم کمکت کنم ، ما اینجا معجزه نمی فروشیم. چشم های دخترک پر از اشک ... يک دختر کوچک به داروخانه رفت و گفت: معجزه داريد؟ معجزه می خوای واسه چی عزیزم؟ ! یه چیز بدی هر روز داره توی سر داداش کوچولوم گنده تر می شه ! بابام میگه فقط معجزه میتونه نجاتش بده ، منم همه پول هام رو آوردم تا اونو براش بخرم .
عزیزم ببخش که نمی تونم کمکت کنم ، ما اینجا معجزه نمی فروشیم. چشم های دخترک پر از اشک شد و گفت : ولی اون داره میمیره ، تورو خدا یه معجزه بهم بدید . ناگهان دستی موهای دختر کوچولو رو نوازش کرد و صدائی گفت : ببینم چقدر پول داری؟ پول ها رو شمرد و گفت : خدای من عالیه ، درست به اندازه خرید معجزه برای داداش کوچولوت ! بعد هم گرم و صمیمی دست دختر رو گرفت و گفت منو ببر خونه تون تا ببینم می تونم واسه داداشت معجزه تهیه کنم؟ ! اون مرد فوق تخصص جراحی مغز بود دو روز بعد عمل بدون پرداخت هیچ هزینه اضافه ای انجام شد. هزینه عمل مقداری پول خرد بود و ایمان یک کودک . مدتی بعد هم پسرک صحیح و سالم به خانه برگشت. دکتر ارنست گروپ رئيس سابق بيمارستان هانوفر المان ....... چندي پيش اين خاطره رو در يک کنفرانس علمي مطرح کرد .... و اون مرد جراح کسي نبود جز ....پروفسور مجيد سميعي .. ❤️ ❤️
بهشت همین دنیاست همیشه مهربان باشیم.
💜💛💚💙💐💐💐💐
Read more
{Part4} 4 دسامبر تیلور و هری در حال ترک افتر پارتی وان دایرکشن در نیویورک و رفتن به هتل {4 صب عکسش هست ...
Media Removed
{Part4} 4 دسامبر تیلور و هری در حال ترک افتر پارتی وان دایرکشن در نیویورک و رفتن به هتل {4 صب عکسش هست به چپ بکشید} روز بعد،  4 دسامبر هردو با فاصله ی چند دقیقه از اون هتل بیرون اومدن. و همه میفهمن هری هم در همون هتله.{عکسش هست به چپ بکشید} بعد از اون در 5 دسامبر تیلور باید به نشویل میرفت تا مهمونی {Grammy ... {Part4}
4 دسامبر تیلور و هری در حال ترک افتر پارتی وان دایرکشن در نیویورک و رفتن به هتل {4 صب عکسش هست به چپ بکشید}
روز بعد،  4 دسامبر هردو با فاصله ی چند دقیقه از اون هتل بیرون اومدن. و همه میفهمن هری هم در همون هتله.{عکسش هست به چپ بکشید}
بعد از اون در 5 دسامبر تیلور باید به نشویل میرفت تا مهمونی {Grammy nominations} رو اونجا میزبانی کنه.
 هری هم قرار بود با اون بره، اما آدمای اطرافش بهش اجازه ندادن. اما او در طول برنامه به تیلور مسیج های زیبایی میداد تا بهش بگه که در حال دیدن برنامه ست. بلافاصله بعد از تموم شدن {Grammy nominations} تیلور دوباره به نیویورک برگشت. چون فرداش، 7 دسامبر، در جینگل بال نیویورک اجرا داشت.
6 دسامبر تیلور و هری هردو با چند دوست دیگه مثل اما استون در تولد شرکت کردن مجددا با گردنبند هواپیمایی شکل دیده شد.{که فیلمش هشت به چپ بکشید}
روز بعد هم فستیوال جینگل بل بال در نیویورک بود جایی که هم تیلور و هم وان دایرکشن برنامه داشتن.
بعد از اجرای وان دی هری موند و اجرای تیلور و دید.
و بعد موقع اجراهای بقیه با هم رقصیدن و همدیگه رو بغل کردن.
و بعد از اون ، خصوصی، با هم به لندن رفتن. {با جت شخصی تیلور}. و بقیه اعضای وان دی هم جداگانه.
8 دسامبر واندی در لندن اجرا داشت و تیلور در بک استیج کنارهری بود {عکسش هست به چپ بکشید}
Read more
<span class="emoji emoji1f50e"></span><span class="emoji emoji1f50e"></span><span class="emoji emoji1f50e"></span><span class="emoji emoji23f3"></span> به شکل عجیبی چند روز پیش ویکی‌پدیای مرحوم #استیون_هاوکینگ را مطالعه می کردم. تصور اینکه چند ...
Media Removed
به شکل عجیبی چند روز پیش ویکی‌پدیای مرحوم #استیون_هاوکینگ را مطالعه می کردم. تصور اینکه چند روز بعد خبر درگذشتش سرتیتر همه خبرگزاری ها خواهد شد سخت بود. جدای از اعتقادات مذهبی و بی‌خدایی که جذابترین مساله برای #رسانه_های_زرد فارسی‌زبان است، کنار آمدن با بیماری سخت، مذابترین بخش زندگی ... 🔎🔎🔎⏳
به شکل عجیبی چند روز پیش ویکی‌پدیای مرحوم #استیون_هاوکینگ را مطالعه می کردم. تصور اینکه چند روز بعد خبر درگذشتش سرتیتر همه خبرگزاری ها خواهد شد سخت بود.
جدای از اعتقادات مذهبی و بی‌خدایی که جذابترین مساله برای #رسانه_های_زرد فارسی‌زبان است، کنار آمدن با بیماری سخت، مذابترین بخش زندگی #پروفسور_هاوکینگ است.
حداقل برای من که در سی سالگی شروع به تحصیل در یک رشته نامرتبط آن هم در مقطع لیسانس کردم بسیار جذاب است.
‌‌‌
این بخش را بخوانید: «هاوکینگ [پس از فهمیدن بیماری] به #کمبریج بازگشت، به حالت افسردگی سیاه و هراسناکی فرورفت. چندین ماه به ندرت خانهٔ اجاره‌ای خود را ترک کرد. تمام چیزی که از این اتاق به بیرون راه می‌یافت، نوایی بود که از صفحه‌های موسیقی واگنر گسیل و بطری‌های خالی و ودکا که بیرون گذاشته می‌شد. نومیدی و اندوه عمیقی استیون دربرگرفت. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته می‌دید؛ #دوره_دکترا ، رؤیای #دانشمند شدن، کشف رمز و راز کیهان، همگی به صورت کاریکاتورهایی درآمدند که در حال دورشدن از او بودند.
به جای همه آن خیال‌پردازی حالا کاری به جز این از دستش برنمی‌آمد که در گوشه‌ای بنشیند و دقیقه‌ها را بشمارد تا دو سال بعد با #فلج_عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد. به اتاقی که در #دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعت‌ها متفکر و بی‌حرکت ماند. خودش بعدها تعریف کرده‌است که آن شب دچار کابوسی شد و در خواب دید که محکوم به اعدام شده‌است و او را برای اجرای حکم می‌برند و در آن موقعیت حس کرد که هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد که در بیمارستان با یک جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم‌اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می‌کشید. پس خود را قانع کرد که اگر به بیماری بدون درمان مبتلا است اما لااقل درد نمی‌کشد.»
‌‌
یک لحظه فکر کنیم اگر هاوکینگ تصمیم به بازگشت نمی گرفت چه اتفاقی می‌افتاد... دو سال بعد در گمنامی به عنوان یک دانشجوی خوب می مرد. اما جهان فیزیک بدون هاوکینگ، حتما چیزی کم داشت.
‌‌
اما غرض از این نوشتار چه بود؟
شدیدا عقیده دارم هر کدام از ما یک هاوکینگ درون داریم که در یک زمینه ای بسیار مستعد و همزمان ناامید است.
اگر می‌خواهیم بعد از مرگمان اثری از ما در این جهان زنده باشد هاوکینگمان را پیدا کنیم، اگر نه در گمنامی خواهیم مرد.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق (علم)
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
Read more
 #Reposted #Bachekoshi - Track18: Bra33ers آلبوم #بچه_كشى - ترك١٨: برا3رز . [صدای روشن شدن ...
Media Removed
#Reposted #Bachekoshi - Track18: Bra33ers آلبوم #بچه_كشى - ترك١٨: برا3رز . [صدای روشن شدن کامپیوتر و بعد صدای کفی کردن دست صدای آه آه و بعد صدای فپ فپ] . آقا جلقه وسط پورنه که کیرم لای دستاس و این کمره میخوام بزنم با پورنایی که حتی فکر بهش از دیدنش بدتره دستامم کفی دسمالم کوش نیس ما جد ... #Reposted
#Bachekoshi - Track18: Bra33ers
آلبوم #بچه_كشى - ترك١٨: برا3رز
.
[صدای روشن شدن کامپیوتر و بعد صدای کفی کردن دست صدای آه آه و بعد صدای فپ فپ]
.
آقا جلقه
وسط پورنه که
کیرم لای دستاس و این کمره
میخوام بزنم با پورنایی که حتی فکر بهش از دیدنش بدتره
دستامم کفی
دسمالم کوش نیس
ما جد در جد جقی ایم و همه مال نسل گوگوشیم
ولی جق زدیم کوریم
یک سال اکانت گرفتم
سه دفه جق زدم و یک ماه کمرم
هر روزمو با جقا کردم
پورنا سینه فیلما سینه
دسمالامو پر از آب کردم
نگاه کیرم تو دستم با فیلمت
میخوان که مارو جلقی بار بیارن ولی با بچه کشی میگام من
ده دیقه قبل از جق زدن
تگزاس سینه آه آه فیلمش
ده دیقه بعد از جق زدن
پشیمونی پاک کردن پورن بعد گریه
کیره رو ول کرد دسمالو چسبیده
فارس تو این آلبوم پوتکو گاییده
بعدش با پورناش کیر بلد میشه
میره توی اکانتو سایفون قط (قطع) میشه
نیازی به صابونو دسمال ندارم
اگه که جقامو هدفوار بزنم
بگاعم ولی من کمر داش ندارم
تف تو دستام و کفم باش وردارم
ساشا پوشید (از پورن خدافظی کرد) الکسیس کند
مردم ناراحت دلتنگشن
فیلم پورنی که توش تجاوز نشه حق میدم به پورن استارایی که پرده دارن
.
حاجی میخوای یه دیقه نزن، حالت چطوره؟ خوبی؟
داشی، نمیدونم چمه، اصن نمیدونم آبم کجا ریخت
نمیدونم
نمیدونم
میخوام بچه کشی کنم
جقمو بزنم
نمیدونم
.
گیج شدم این پورنو بچسبم یا این داستانای اول فیلماشون
نمیدونم تگزاسو بچسبم یا این پورن استارای تازه کاراشون
اون گلنارو بده لامصب
حاجی هرکی بگاعه روز پورن میبینه شب جقاشه خب
نگاه کن اما با اکانت خود
اچ دی نگا کن پورن هابه خب
یکی دوس داره الکسیس میزاره
یکیم نمیخواد پس ننه میزاره
(ننه یا همون مادر یا مام که به میلف معروف است)
اگه جقو به زور ترک بکنی دو روز بعد با گلنار جق میزنه
کل حرف من احترام به پورن استارو و انقلاب استمناعه و انسان باشیم و پورنای بدو پاک کنیم از تو هارد هایمان
بیا جق نزنیم با پورن های بد
برزرز هست چرا ایرانی پس؟
برای وجود گلنار آه
بچه کشی کن
بچه کشی کن
بچه کشی کن
بزن جقتو بچه کشی کن
بچه کشی کن
د بزن واینستا بچه کشی کن
بچه کشی کن
بزن جقتو
واینستا بچه کشی کن
Read more
. وارد دارخوین شده بودیم. 3 روز بعد نامه‌ای به امضای حاج احمد به دستم رسید که «در اسرع وقت جمع کنید و ...
Media Removed
. وارد دارخوین شده بودیم. 3 روز بعد نامه‌ای به امضای حاج احمد به دستم رسید که «در اسرع وقت جمع کنید و به تهران بیایید که عازم لبنانیم». نامه توسط محسن مهاجر از بچه‌های مشهد که در والفجر 4 به شهادت رسید و جنازه‌اش هم همانجا ماند، به دستم رسید، اول فکر می‌کردم شوخی است بعد که پیش آقای رحیم صفوی رفتم، گفت: ... .
وارد دارخوین شده بودیم. 3 روز بعد نامه‌ای به امضای حاج احمد به دستم رسید که «در اسرع وقت جمع کنید و به تهران بیایید که عازم لبنانیم». نامه توسط محسن مهاجر از بچه‌های مشهد که در والفجر 4 به شهادت رسید و جنازه‌اش هم همانجا ماند، به دستم رسید، اول فکر می‌کردم شوخی است بعد که پیش آقای رحیم صفوی رفتم، گفت: درست است، سریعاً بروید، به پادگان امام حسین(ع).
حاج احمد متوسلیان به ما گفت: من اگر به لبنان بروم، برنمی‌گردم شما فکر خودتان باشید.
و بعد برایمان تعریف کرد که یادتان هست فتح‌المبین، امکانات نداشتیم و می‌گفتم نکند شکست بخوریم، در همان تاریکی برادری با لباس فرم سپاه به پشتم زد و گفت: «حاج احمد، خدا را فراموش کردی، ائمه را از یاد برده‌ای فکر تویوتا و تجهیزات هستی» همانجا مژده پیروزی فتح‌المبین را به من داد و گفت عملیاتی به نام الی‌بیت‌المقدس در پیش دارید، در این عملیات خرمشهر آزاد می‌شود بعد از آن، تو به لبنان می‌روی و دیگر برنمی‌گردی.»
4 روز لبنان ماندیم تا اینکه حضرت امام گفتند: «راه قدس از کربلا می‌گذرد، برگردید.» قرار شد ما به تهران بیاییم، اما حاج‌احمد به همراه 3 تن از بچه‌ها به بیروت رفت و دیگر هیچ وقت برنگشت.»
.

14 تیر سالروز ربوده شدن احمد متوسلیان

تاپرچم اسلام را در انتهای افق عالم نسب نکردی حق استراحت نداری، استراحت بماند بعد از شهادت...
.
همه رفتند ما اسیر دنیا موندیم
همه رفتند ما زقافله جا موندیم
.
#شیر_در_زنجیر
#احمد_متوسلیان
#فرمانده_همیشه_پیروز_لشگر27_محمد_رسول_الله
#فی_امن_الله
Read more
هروقت از آدمایی که نمیشناسم عکس میگیرم، ازشون میپرسم که دلشون می‌خواد عکسشونو براشون بفرستم یا نه ...
Media Removed
هروقت از آدمایی که نمیشناسم عکس میگیرم، ازشون میپرسم که دلشون می‌خواد عکسشونو براشون بفرستم یا نه ، اکثرا هم شماره مو‌ میگیرن و خودشون تکست میدن و عکسو میخوان مامان بزرگ این جوجه بعد از دو‌سه روز تکست داد گفت: “میشه عکس نوه مو برام بفرستی؟ آخه هلند زندگی میکنن ازم دوره حالا که رفته دلم می‌خواد عکسش ... هروقت از آدمایی که نمیشناسم عکس میگیرم، ازشون میپرسم که دلشون می‌خواد عکسشونو براشون بفرستم یا نه ، اکثرا هم شماره مو‌ میگیرن و خودشون تکست میدن و عکسو میخوان
مامان بزرگ این جوجه بعد از دو‌سه روز تکست داد گفت: “میشه عکس نوه مو برام بفرستی؟ آخه هلند زندگی میکنن ازم دوره حالا که رفته دلم می‌خواد عکسش پیشم باشه” ، عکسو براش فرستادم.
دلم رفت پیش مامانی خودم که ۴،۵ روز بعد از رفتن ما از ایران مریض شد و رفت بیمارستان و بعد رفت تو کما. تو کما که بود باهاش ویدیو کال میکردیم ، میگفتن میفهمه. بهش گفتم “مامانی زود پاشو تابستون میخوام بیام با هم پفک میخوریم افطاری میام خونه تون” ، چشاش باز شد و اشک از چشمش اومد.
چند روز بعدش رفت پیش خدا ، نمی‌دونم شاید مامانی منم دلش میخواست یکی از نوه ش عکس بگیره و وقتی پیشش نیست و اون سر دنیاس عکسشو ببینه ، کاش اون موقع هم یکی از من عکس میگرفت و برای مامانیم میفرستاد...
Read more
لیزیک چیست؟ لیزیک یک شکل جراحی لیزری است که قادر است طیف وسیعی از نزدیک بینی (و آستیگماتیسم و دوربینی) را اصلاح کند. در این فرم عمل بهبود دید سریع بوده و ناراحتی‏ های پس از عمل کمتر می‏ شود. در این عمل در ابتدا یک لایه با ضخامت حدودا" 160 میکرون از سطح قرنیه برداشته می ‏شود و سپس توسط لیزر اکسایمر که ... لیزیک چیست؟

لیزیک یک شکل جراحی لیزری است که قادر است طیف وسیعی از نزدیک بینی (و آستیگماتیسم و دوربینی) را اصلاح کند. در این فرم عمل بهبود دید سریع بوده و ناراحتی‏ های پس از عمل کمتر می‏ شود. در این عمل در ابتدا یک لایه با ضخامت حدودا" 160 میکرون از سطح قرنیه برداشته می ‏شود و سپس توسط لیزر اکسایمر که با کامپیوتر کنترل می ‏شود تراش قرنیه متناسب با شماره عینک صورت می‏ گیرد.
.
.
آیا عمل جراحی درد دارد؟

خیر، با استفاده از قطره‏ های بی‏ حسی، عمل جراحی لیزر و لیزیک بدون درد انجام می‏ شود. پس از عمل لیزیک، تا چند ساعت احساس سوزش و جسم خارجی و اشک ریزش وجود دارد، اما معمولا" نیازی به داروی ضد درد نیست و اغلب روز بعد از عمل می‏ توان به کار روزانه بازگشت. اما درد پس از عمل لیزر پی.آر.کی بیشتر است، که از داروهای ضد درد قوی تر استفاده می شود.
.
.
محدودیت‏ های پس از عمل جراحی چیست؟

روزهای نخست باید از مالش پلک ها با دست خودداری کنید. تا 3 هفته استخر و سونا نروید. استحمام از روز دوم بعد از لیزیک و پس از ترمیم اپی تلیوم در عمل PRK مانعی ندارد. از آرایش دور چشم در هفته اول پس از عمل اجتناب کنید.
چه موقع می‏ توان به کارهای روزمره بازگشت؟

در مورد عمل لیزیک، فردای عمل جراحی در صورتی که دید شما اجازه بدهد می توانید به کارهای روزمره برگردید. در مورد عمل PRK، سه تا پنج روز پس از عمل این امکان فراهم می آید.
.
.
سن مناسب لیزر و لیزیک چیست؟

حداقل سن برای انجام این اعمال جراحی 18 سال تمام بوده و لازم است در یکسال اخیر تغییر محسوسی در شماره عینک فرد رخ نداده باشد. سن حداکثری برای این اعمال وجود ندارد و تا زمانی که برای چشم بیماری خاص مانند آب مروارید یا آب سیاه یا بیماری های دیگری که مانع این عمل باشند بوجود نیامده است می‏ توان این عمل را انجام داد. اما باید دانست که بعد از سن 40 سالگی اگر این اعمال جراحی انجام شود فرد جهت مطالعه حتما" به عینک نیاز خواهد داشت. مسن ترین فردی که تا کنون توسط چشم پزشکان نور عمل شده است، 73 سال سن داشته و شماره چشم وی 5/1- بوده است.
.
.
منبع : بیمارستان چشم پزشکی نور
Read more
دل نوشته يك زن بعد از این که زایمان کردم 40 روز خونه مادرم موندم روز چهلم همسرم تماس گرفت و گفت میخوام ...
Media Removed
دل نوشته يك زن بعد از این که زایمان کردم 40 روز خونه مادرم موندم روز چهلم همسرم تماس گرفت و گفت میخوام بیام دنبالت برای این که خونه بدون تو هیچ ارزشی نداره خواستم ناز کنم 4 تا خواهر مجردم هم تشویقم کردن بنابراین گفتم نه نمیام میخوام دو هفته بیشتر بمونم البته این حرف خواهرام بود منم حرف گوش کن ناراحت ... دل نوشته يك زن

بعد از این که زایمان کردم 40 روز خونه مادرم موندم
روز چهلم همسرم تماس گرفت و گفت میخوام بیام دنبالت برای این که خونه بدون تو هیچ ارزشی نداره

خواستم ناز کنم 4 تا خواهر مجردم هم تشویقم کردن بنابراین گفتم نه نمیام میخوام دو هفته بیشتر بمونم

البته این حرف خواهرام بود منم حرف گوش کن
ناراحت شد و تلاش کرد قانعم کنه ( این جمله رو نمیدونم چیه )
عصر دوباره زنگ زد و ازم خواست که برگردم خونه اما من بر نظر خودم اصرار کردم

دیگه با من حرف نزد و سراغمو نگرفت تا دو هفته بعد اومد منو از خونه مادرم برد

تو راه بهم گفت : من خواستم بیام ببرمت اما تو لج کردی
منم نتونستم تو خونه تنها بمونم زن دوم گرفتم
و طبقه بالای خونمون جاش دادم

تلاش کردم باهاش حرف بزنم سرم داد زد : 👊اگر میخوای خونه پدرت بمونی بمون اگرم میخوای با من بیای بیا

مطمئنا انتخاب من این بود که باهاش برم 👫 و قیافه زن دوم رو ببینم و حالشو بگیرم 😈

وقتی وارد خونمون 🏡 شدم از غصه و حرص سوختم چون می شنیدم صدای کفش پاشنه بلندش 👠 رو که مدام تو خونه حرکت می کرد این صدا گوشامو کر میکرد و از غصه می کشت😡

همسرم هرساعت میرفت بالا پیشش
چیزی که خونمو بجوش می اورد 😡 صدای کفشش👠 بود
یعنی 24 ساعته ⌚ بخاطر همسرم بخودش رسیده 💃و تو خونه راه می ره
دو روز بعد همسرم اومد و گفت میخوام آماده بشی تا بریم بالا به عروس👰 خانم یه سلامی کنی اینم اجباریه

بهترین لباسامو 👗 پوشیدم 🕶 و باهم رفتیم بالا و دم در ایستادیم که کلید رو در بیاره و بذاره تو قفل در 🗝

در همین حین تا شنید کسی در 🚪 رو داره باز میکنه اومد سمت در
منم که صدای کفشش👠 رو. شنیدم داره میاد
تعادلمو از دست دادم و از هوش رفتم
به هوش نیومدم تا این که دیدم همسرم بهم آب می پاشه 💦 صدام کرد و گفت پاشو ببین👀

وقتی نگاه کردم دیدم گوسفندی که سم هاش تو قوطیه 🛢

گفت این قربونیه سلامتی تو و نی نی 👶👸 فقط اشتباهی که کردی نمیخوام دیگه تکرار بشه

گوسفند بیشعور این همه وقت یه صدا نداد بگه بعععععععع🐏😂😂 .
.
Read more
‌ ♪بیست و یک روز بعد‌ 🕪 آهنگ پرطرفدار سال ۹۶ که از بهترین یادگاری های این سال برامون بود. ‌‌ ‌___________________<span class="emoji emoji1f3bc"></span>___________________‌ ‌ <span class="emoji emoji1f3a4"></span>خواننده: ...
Media Removed
‌ ♪بیست و یک روز بعد‌ 🕪 آهنگ پرطرفدار سال ۹۶ که از بهترین یادگاری های این سال برامون بود. ‌‌ ‌______________________________________‌ ‌ خواننده: مهدی یراحی ترانه سرا: امیرعلی بهادری ‌ تک آهنگ دسته بندی هشتگ طرح: #هوای_تو_بیست_و_یک_روز_بعد ‌ ‌‌ ‌ #آهنگ #مهدی_یراحی ...
♪بیست و یک روز بعد‌
🕪 آهنگ پرطرفدار سال ۹۶ که از بهترین یادگاری های این سال برامون بود.
‌‌
‌___________________🎼___________________‌

🎤خواننده: مهدی یراحی
✏ترانه سرا: امیرعلی بهادری ‌
💿تک آهنگ
🔍دسته بندی هشتگ طرح: #هوای_تو_بیست_و_یک_روز_بعد ‌
‌‌
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
‌ #آهنگ #مهدی_یراحی #ترانه #ترانه_گرافی #شعر #شعر_گرافی #ترانه_نوشت #تکست #تایپوگرافی #تکست_گرافی #گرافیک #آهنگ_جدید #موسیقی #موزیک #ایرانی #موزیک_ایرانی #بیست_و_یک_روز_بعد
Read more
. سلام دوستان. . من دو روز پیش یه استوری گذاشتم در مورد اون عکس معروف که گفته بود ترجیح میدهید کدام ...
Media Removed
. سلام دوستان. . من دو روز پیش یه استوری گذاشتم در مورد اون عکس معروف که گفته بود ترجیح میدهید کدام زن همکار شوهر شما باشه، و عکس یه بانوی چادری و مانتویی زیرش بود. من عقیده م رو نوشتم که به جای توجه به ظاهر و لباس اونی که مهارت و تخصصش بیشتره باید انتخاب بشه. واقعا حرف من پیچیده بود؟؟؟ الان دو روزه که ... .
سلام دوستان.
.
من دو روز پیش یه استوری گذاشتم در مورد اون عکس معروف که گفته بود ترجیح میدهید کدام زن همکار شوهر شما باشه، و عکس یه بانوی چادری و مانتویی زیرش بود. من عقیده م رو نوشتم که به جای توجه به ظاهر و لباس اونی که مهارت و تخصصش بیشتره باید انتخاب بشه. واقعا حرف من پیچیده بود؟؟؟ الان دو روزه که تعداد زیادی پیغام برام میاد که اگه دو نفر مهارت و تخصصهاشون عین هم بود چی؟ منظور سوال اون شرایطه!!
.
آخه مگه میشه دو نفر مهارتهاشون دقیقا مثل هم باشه؟ بذارین یه مثال بزنم. من یه بار برای یه شرکت تجهیزات پزشکی دعوت به مصاحبه شدم. چهارتا مصاحبه ی تلفنی دو ساعته با من کردن. بعد من رو دعوت کردن به شرکتشون (پول بلیط هواپیما و یک شب هتل رو هم بهم دادن). از ساعت هفت صبح تا حدود شش عصر اونجا مصاحبه شدم. تقریبا با هشت نفر آدم مختلف. اول دو سه تا مهندس، بعد رییس بخش، بعد مسئول منابع انسانی، بعد دو تا از مدیرهای ارشد شرکت، و آخر سر هم رفتم تو بالاترین طبقه ی شرکت خود رییس شرکت ازم مصاحبه کرد. (سوالی که ازم پرسید رو یادم نمیره، از پنجره یه ساختمون رو بهم نشون داد و پرسید تخمین میزنی فاصله ی این ساختمون تا اینجا چقدره!! شاید میخواست ببینه به عنوان یه مهندس چقدر درک درستی از اعداد و ارقام دارم). چند روز بعد هم بهم خبر دادن که متاسفانه قبول نشدم. بعدها فهمیدم که برای اون پوزیشن حدود سی نفر رزومه فرستاده بودن. برای اینکه از بین این سی نفر بهترین و متخصص ترین انتخاب بشه اینهمه وقت و انرژی گذاشتن و قطعا قویترین مارو پیدا کردن و استخدامش کردن.
.
حالا تصور کن میومدن یه آزمون کتبی یک ساعته میگرفتن که ده نفر نمره هاشون مثل هم میشد. بعد میگفتن خب اینها ویژگیهاشون یکسانه، پس اونی رو انتخاب کنیم که ظاهر و لباسش باعث آرامش خاطر همسر همکارهاش میشه. 😐
Read more
نگرش: <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33b"></span><span class="emoji emoji1f4cc"></span>هرچند وقت مرور کنیم بهتر است؟ برای تثبیت هر چه بهتر مطالب بهتراست بازه های دقیق مرور رعایت ...
Media Removed
نگرش: هرچند وقت مرور کنیم بهتر است؟ برای تثبیت هر چه بهتر مطالب بهتراست بازه های دقیق مرور رعایت شود. این بازه ها عبارتند از: 🛑مرور 1 روز بعد، مرور 1 هفته بعد، مرور 1 ماه بعد، مرور 3 ماه بعد و مرور 6 ماه بعد از روزی که خلاصه نویسی یک فصل به اتمام میرسد مرور فردای آن موضوع آغاز خواهد شد. برای این ... نگرش:
🍃🌻📌هرچند وقت مرور کنیم بهتر است؟

برای تثبیت هر چه بهتر مطالب بهتراست بازه های دقیق مرور رعایت شود.
این بازه ها عبارتند از: 🛑مرور 1 روز بعد، مرور 1 هفته بعد، مرور 1 ماه بعد، مرور 3 ماه بعد و مرور 6 ماه بعد

از روزی که خلاصه نویسی یک فصل به اتمام میرسد مرور فردای آن موضوع آغاز خواهد شد. برای این که روند مرور شما نظم داشته باشد بهتر است از یک تقویم استفاده نمایید. ⭕️مرور 1 روز بعد و 1 هفته بعد را اصلا حذف نکنید زیرا در صورتیکه در این دو بازه دروس مرور نشوند حجم قابل توجهی از مطالب فراموش خواهد شد.
با استفاده از تقویم مرور و نوشتن بازه های مرور هر مبحث می توانید به شیوه صحیح مرور کنید و مطالب را وارد حافظه بلندمدت خود نمایید.

#مرور #درس #کنکور #مطالعه #موفقیت #تلاش #اشتیاق #دانش_آموزی #دبیرستان_نگرش_پایه #دبیرستان_نگرش #دبیرستان_نگرش_شیراز_دهم #دبیرستان_نگرش_پایه_یازدهم #دبیرستان
Read more
شاید باید تمام سال عکس‌های پروفایل‌هایمان را در تلگرام، اینستا، تویتر و ... مشکی کنیم و گه‌گداری ...
Media Removed
شاید باید تمام سال عکس‌های پروفایل‌هایمان را در تلگرام، اینستا، تویتر و ... مشکی کنیم و گه‌گداری عکس گلی یا خودمان را به مناسبت عیدی چیزی برگردانیم. البته باز اگر داغ‌های روزگار بگذارد. روزها می‌گذرد هر روزمان به‌جای این‌که بهتر باشد بدتر می‌شود. چشممان به دسته‎گلی جدیدتر آب می‌خورد. یک ... شاید باید تمام سال عکس‌های پروفایل‌هایمان را در تلگرام، اینستا، تویتر و ... مشکی کنیم و گه‌گداری عکس گلی یا خودمان را به مناسبت عیدی چیزی برگردانیم. البته باز اگر داغ‌های روزگار بگذارد.

روزها می‌گذرد هر روزمان به‌جای این‌که بهتر باشد بدتر می‌شود. چشممان به دسته‎گلی جدیدتر آب می‌خورد.

یک روز باید برای سربازان خاکی از دست رفته‌ی داخل اتوبوس غمدار باشیم، روز دیگر 13 دسته‌ی گلمان را زیر هزارتن آوار و آتش که روزی نماد اقتصاد نوین ایران بود گم می‌کنیم. باز خوب است که نشانی از خودشان باقی گذاشته‌اند! روز بعد زمین می‌لرزد لرزشی نه به اندازه‌ی ژاپن و مکزیک. کودک و جوان و پیر زیر هزاران آجر باقی‌می‌مانند و خواهند ماند، و زنان و مردانی که روحشان از میان ذره‌های خاک پر می‌کشند. روز دیگر نیامده به‌جای این‌که صدای سوت کشتی آسمان اسکله و بندرگاه را از حضور خود مطلع کند باید دست به دامان غواصان باشیم که بعد از آتش و آب شاید اندک نشانی برایمان از 32 فرشته، روی شن‌های رقصان دریا بیاورند.
اقوام هر کجا باران و برف می‌آید جشن سال پر برکت می‌گیرند شاکر الطاف خدا، ولی ما باید در قرن 21 منتظر باشیم که خدای ناکرده سیلی نیاید، که آن روز باید دست به مقایسه برداریم که تعداد کشته‌های‌مان از فلان کشور کمتر است. آنجا طوفان کاترینا می‌آید اینجا باد و باران کشته می‌گیرد.

راستی یادم رفت بگویم که عزیز معدنکار اگر زیر سقف آسمان هم که راه رفتی کلاهت برسرت باشد تا از آوارهای روزگار و گرانی در امان باشی. بهای جان اینجا کم است! تو در هزارتوی معدنی ما کاری به‌جز دعا کردن از دست‌هایمان برنمی‌آید.
این نوشته را برای سانچی نوشتم. نوشته بودم روز دیگری هواپیمایی به‌جای این‌که دل آسمان‌ها را بشکافد دل خاک را می‌شکافد. شاید باورم نمی‌شد که امروز کوه دنا آرامگاه عزیزانمان باشد.

که ای کاش که ای کاش نمی نوشتم. که ای کاش قلم در دستانم می‌شکست، دستم از حرکت باز می‌ایستاد. ای کاش می‌مردم.

شاید باید دست به دامان مسئولان شبکه‌های اجتماعی بشویم تا یک فضای غمدار و سیاه مخصوص ما درست کنند، که یادمان باشد به فردا نرسیده غمی دیگر در راه است.

فقط به مرهم گذشت زمان و فراموشی زنده‌ایم. موی سفید می‌کنیم و اشک می‌ریزیم. تا غم بعدی.
Read more
از روزی که رسیدم نصفم خوابه، نصفم داره مثل اسب می دوه کارای عقب افتاده رو انجام بده ولی از اونجایی که ...
Media Removed
از روزی که رسیدم نصفم خوابه، نصفم داره مثل اسب می دوه کارای عقب افتاده رو انجام بده ولی از اونجایی که کله قند ته تغاری مون هم دو روز بعد من راهی دیار غربت شد، این چند روز همه ش تو فکر مامان و بابا بودم که چطوری با این میزان دلتنگی قراره کنار بیان. هی خواب می دیدم مامانم پشت یه پنجره نشسته و داره روی عکس ما دستمال ... از روزی که رسیدم نصفم خوابه، نصفم داره مثل اسب می دوه کارای عقب افتاده رو انجام بده
ولی از اونجایی که کله قند ته تغاری مون هم دو روز بعد من راهی دیار غربت شد، این چند روز همه ش تو فکر مامان و بابا بودم که چطوری با این میزان دلتنگی قراره کنار بیان. هی خواب می دیدم مامانم پشت یه پنجره نشسته و داره روی عکس ما دستمال می کشه. بابا هم رو یکی از این صندلی عقب جلویی ها لم داده و متفکر و خیره به حاج خانم مشغول پیپ کشیدنه( آخ ببخشید، این پوزیشن پدر پسر شجاع بود فکر کنم).
خلاصه خیلی غم دوران خوردم تا اینکه بالاخره فرصت شد و امروز به صورت تصویری باهاشون تماسی گرفتم و با صحنه ای غریب مواجه شدم.
مامان نسرین در پارک روی تاب نشسته بود و بابایی رضا در حالی مشغول خواندن مصرع« خدا منو نندازی» بود، داشت مامان رو تاب میداد.
اشک روی گونه هام رو پاک کردم و گفتم:
کجایید؟
گفتن: کاشان!
گفتم: کی رفتید؟!
بابا گفت: پس پریروز غصه خوردیم. پریروز مامان گفت بریم من قبول نکردم. دیروز من اصرار کردم مامان ناز کرد، دیگه امروز پاشدیم اومدیم..
دیگه خواست بیشتر توضیح بده که مامانم بهونه ی چرخ و فلک گرفت عذر تقصیر خواستن قطع کردن تماس رو!
______

پانوشت: خانواده ی خودمونن آقا! امضا داریم ازشون! اختیار داریم خالی بندی هم قاطی تعریف هامون می کنیم! بگم که نیایین بنویسید مامانت بعد چرخ و فلک سرسره هم سوار شد یا نه، هااا!!
Read more
مراحل افزایش وزن و چاق شدن: ۱) میزان کالری یا انرژی ای را که در یک روز معمولی دریافت می کنید، محاسبه ...
Media Removed
مراحل افزایش وزن و چاق شدن: ۱) میزان کالری یا انرژی ای را که در یک روز معمولی دریافت می کنید، محاسبه کنید. چیزی را تغییر ندهید و همانطور که هر روز می خورید یادداشت کرده و انرژی آن را محاسبه کنید. این کار را می توانید با استفاده از هرم غذایی انجام دهید. این مرحله بسیار اهمیت دارد، پس با دقت این عمل را انجام ... مراحل افزایش وزن و چاق شدن:
۱) میزان کالری یا انرژی ای را که در یک روز معمولی دریافت می کنید، محاسبه کنید. چیزی را تغییر ندهید و همانطور که هر روز می خورید یادداشت کرده و انرژی آن را محاسبه کنید. این کار را می توانید با استفاده از هرم غذایی انجام دهید. این مرحله بسیار اهمیت دارد، پس با دقت این عمل را انجام دهید. همچنین خودتان را وزن کنید.
۲) بعد از انجام مرحله یک ، رژیم از روز بعد شروع می شود؛ بدین ترتیب که ۵۰۰ کالری به آنچه هر روز مصرف می کردید بیافزایید. مثلاً اگر در یک روز معمولی ۲۰۰۰ کالری مصرف می کردید، بقیه ی هفته هر روز ۲۵۰۰ کالری مصرف کنید. بجای اینکه در سه وعده حجم زیادی غذا بخورید و یا اینکه کل روز مشغول خوردن باشید، انرژی روزانه را به ۵ تا ۶ وعده تقسیم کنید و وعده ها را با فاصله ۵/۲ تا ۳ ساعت مصرف کنید. بخاطر داشته باشید باید " زیاد " بخورید تا وزنتان" زیاد " شود.
۳)بدنسازی و ورزش، مرحله مهم دیگری برای افزایش وزن و چاق شدن است.ورزشهای وزنه برداری (از دمبلهای کوچک گرفته تا کار با دستگاههای وزنه برداری) انجام دهید. این هم یکی از مهمترین مراحل افزودن صحیح وزن است و باید به طور صحیح انجام شود. اگر فرصت ندارید که هر روز به باشگاه بروید، چند جلسه حرکات ساده و قابل انجام دادن در خانه را با مربی تمرین کنید و سپس در خانه به ورزش ادامه دهید.
#فیتنس #سلامتی #افزایش #کاهش #وزن #باشگاه #بدنسازی #تناسب #اندام #سیکسپک
Read more
(جنون قسمت دوم) چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته ...
Media Removed
(جنون قسمت دوم) چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته بودم پرت می شدم پایین.اما اون بی توجه پله هارو تند تند بالا رفت و ناپدید شد.دوباره عصبانی شدم اما یه حسی بهم می گفت:کارش از روی عمده.روز بعد دقیقا همونجا تنه محکمی بهم زد طوری که هرچی سعی کردم تعادلم ... (جنون قسمت دوم)

چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته بودم پرت می شدم پایین.اما اون بی توجه پله هارو تند تند بالا رفت و ناپدید شد.دوباره عصبانی شدم اما یه حسی بهم می گفت:کارش از روی عمده.روز بعد دقیقا همونجا تنه محکمی بهم زد طوری که هرچی سعی کردم تعادلم را حفظ کنم نشد و از پنج تا پله سقوط کردم و سرم به لبه پله پایینی خورد.درد خفیفی توی سرم پیچید و یه لحظه چشام سیاهی رفت.با حیرت بهش نگاه کردم.بالای پله ها ایستاده بود و یه لبخند موذیانه روی لبش بود.از جام بلند شدم و لباسهامو تکوندم.هنوز با همون لبخند اون بالا وایساده بود و با غرور به من زل زده بود.سرش داد کشیدم که:دیوونه چته؟چرا اینکارا رو میکنی؟مگه آزار داری؟قهقهه ای سر داد و کمی رو به پایین خم شد و آهسته گفت:دوست دارم بعد با دست بهم اشاره کرد که دنبالش برم.معنی کاراشو نمی فهمیدم.صداش که می گفت:دوست دارم مدام توی سرم تکرار میشد.خوب شد اون موقع کسی اونجا نبود که ما رو ببینه.بی اختیار دنبالش راه افتادم.خرامان خرامان راه میرفت و صدای کفشهای پاشنه بلندش توی سالن می پیچید.نمیدونم چرا هیچ کس اون طرفا نبود.نفسم به شماره افتاده بود و احساس می کردم اصلا انرژی ندارم.کنار سه گوشه دیوار ته راهرو به دیوار تکیه داد و من دو سه قدمیش ایستادم.زیبایی چهره و قد بلند و خوش فرمش واقعا محسور کننده بود.پوست سفید صورتش توی مقنعه سیاه مثل قرص ماه میدرخشید و لبای گرد و قلوه ایش که با رژلب قرمز تندی که زده بود توی صورتش خودنمایی می کرد.چشای عسلی روشن و درشتش و درست توی چشام قفل کرده بود.نمیتونستم از جام تکون بخورم.انگار هیپنوتیزم چشاش شده بودم.با چشای دریده همچنان بهم خیره شده بود و شیطنت از چشاش می بارید.دوباره با صدای لطیفش گفت:دوست دارم.برام قابل باور نبود که اینقدر راحت این جمله رو بیان می کرد.لبام بهم چسبیده بودن و مسخ شده بودم.مات و مبهوت نگاش می کردم و نمی تونستم درست نفس بکشم.آروم به سمتم قدم برداشت و باهام چهره به چهره شد و بعد از مکثی کوتاه گونمو بوسید و به سرعت به طرف خروجی راهرو دوید.صدای تق تق کفشاش توی سرم می پیچید اما مثل مجسمه سرجا خشکم زده بود.داغی بوسش هنوز روی گونم بود و قلبم اونقدر تند میزد که قفسه سینم بالا و پایین میشد.همیشه توی فیلما از این صحنه ها دیده بودم اما باورم نمیشد که خودم یه روز تجربش کنم.به سختی به سمتش چرخیدم و سایشو دیدم که میان نوری که از بیرون می تابید باریک و باریکتر شد تا اینکه ناپدید شد... ادامه دارد
با سپاس(مهرا)
Read more
میدونید فرق پروفسور و شفر چیه? وقتی احمدزاده و نعمتی خواستن برن ، با وجود اینکه تیمش از نقل و انتقالات ...
Media Removed
میدونید فرق پروفسور و شفر چیه? وقتی احمدزاده و نعمتی خواستن برن ، با وجود اینکه تیمش از نقل و انتقالات محروم بود نرفت منتشون رو بکشه و به باشگاه اعلام کرد هرکسی دلش با تیم نیست بزارید بره و براشون ارزوی موفقیت کرد اما اقای شفر هر روز برای موندن تیام اصرار میکرد و نتیجش شد این ک کیسه از روز اول تا ب امروز ... میدونید فرق پروفسور و شفر چیه?
وقتی احمدزاده و نعمتی خواستن برن ، با وجود اینکه تیمش از نقل و انتقالات محروم بود نرفت منتشون رو بکشه و به باشگاه اعلام کرد هرکسی دلش با تیم نیست بزارید بره و براشون ارزوی موفقیت کرد اما اقای شفر هر روز برای موندن تیام اصرار میکرد و نتیجش شد این ک کیسه از روز اول تا ب امروز با بالاترین رقم تاریخ ایران تمام تمرکزش روی تیام گذاشته ، کسی ک در فاصله یکی دو هفته به اغاز لیگ هنوز خبری ازش تو تمرینات نیست.
پروفسور هیچ جوره حاضر نشد حتی یک تمرین تیمشو از دست بده و حتی تو برنامه های داخلی عادل فردوسی پور شرکت نکرد اما شفر درست روزی ک پرسپولیس تمریناتش را استارت زد، چندساعت قبلش رو توی یک شبکه گمنام سوییسی بعنوان تحلیلگر پیک مشروبشو میزد بالا و شعر تفت میداد تا پولشو بگیره
در حالی ک برنامه ی سوپرجام سه چهارماه قبل اعلام و نهایی شده بود پرسپولیس طبق برنامه و مطابق با تاریخ بازیاش کارشو پیش برد و تیمشو اماده کرد اما اقای شفر بعد از گشت و گذارش تو اروپا و نه روز بعد از اولین تمرین رقیبش ، تازه سر تمرین تیمشون تشریف فرما شدن اونم در حالی ک فقط نه نفر بازیکن اصلی تیم بزرگسالان اگ قایدی روهم حساب کنیم در تمرین حاضر شدند.
برانکو با اقتدار خودش اعلام کرد ک همه بازیکنان باید از روز اول سرتمرین باشن، و جز کمال ک با تاخیر قراردادشو تمدید کرده بود و وقتی اولتیماتوم برانکو بهش رسید و دید باشگاه بجای منت کشی داره با جایگزیناش مذاکره میکنه ،و سپس سریعا اضافه شد و بجز ملی پوشا ،بقیه بازیکنا از همون اول سرتمرین حاضر شدند،چون سیاست نقل و انتقالات برانکو روشن بود هرکی دلش با تیم نیست بره و هرکسیم هست از روزای اول باید بدنش توسط مارکو شلاق بخوره،این در حالیه که شفر ی روز جذب میکنه یه روز فسخ میکنه ، میزاره تو لیست سیاه باز ،باهاشون تمرین میکنه،خلاصه معلوم نیست چند چنده باخودش و نتیجش شده اینکه تا همین امروز بخاطر عدم اقتدار شفر تیمش کامل نیست،اقتدار شفروقتی زیر سوال رفت ک یکی مث وریا علنا سرتمرین میادو ب مربی حکم میکنه ک کجا بازی کنه،و مربی بخاطر حساسیت بازیا کاریش نداره تازه اطاعتم میکنه درحالی که برانکو بدون توجه به اسم ها و بازیهای پیش رو ،هرکسی ک خلاف اصول انضباطیش عمل کنه،هرکسی ک میخواد باشه رو میزاره کنار...
بهرحال همه چیز عیانه و ما خیلی خوشبختیم که برانکو رییس تیممونه
Read more
لطفا بعد دیدن کلیپ کپشن رو بخونید #زن_قرمزپوش_میدان_فردوسی_تهران راوی میگوید آن‌هایی که تهرانِ پیش از انقلاب را به یاد دارند زن سرخ‌پوش اطراف میدان فردوسی را دیده‌اند زنی بزک‌کرده، لاغراندام با قامتی متوسط، صورتی استخوانی که گذر عمر و ناگواری روزگار شکسته‌اش کرده بود همه چیزش #سرخ بود ... لطفا بعد دیدن کلیپ کپشن رو بخونید
#زن_قرمزپوش_میدان_فردوسی_تهران🌷
راوی میگوید آن‌هایی که تهرانِ پیش از انقلاب را به یاد دارند زن سرخ‌پوش اطراف میدان فردوسی را دیده‌اند زنی بزک‌کرده، لاغراندام با قامتی متوسط، صورتی استخوانی که گذر عمر و ناگواری روزگار شکسته‌اش کرده بود همه چیزش #سرخ بود کیف و کفش و جوراب و دامن و پیراهن و تل سر و بغچه‌ی همیشه‌دردستش.تهرانی ها بهش لقب یاقوت رو داده بودن و با همین اسم صداش میکردن. خودشم از این اسم خوشش میومد. «سال‌ها قبل یه جایی این دختر جوون عاشق پسری بود. پسر رنگ قرمز رو دوست داشت و دختر همیشه برای دیدن اون لباس‌های قرمز می‌پوشید. یه روز که قرار بود همدیگه رو ببینن قرار شد که دختر برای دیدن اون پسر بیاد میدون فردوسی. دختر اون روز هم مثل همیشه قرمز می‌پوشه و می‌آد سر قرار ولی خبری از پسره نمی‌شه. دختر روز بعد هم می‌آد همونجا. و روز بعد، و روز بعد…
می‌گویندسی سال ــ هر روز، صبح تا شب، ساکت و آرام در حوالی میدان فردوسی ایستاده بود چنان به اطراف میدان نگاه می‌کرد که گویی همین لحظه کسی که منتظرش بوده از راه می‌رسد.بیش‌تر او را در ضلع شمال شرقی میدان، امروز همان‌جایی که پاساژی ساخته‌اند به پایین میدان نگاه می‌کرد.همه می‌گفتند جفای معشوقی که از او خواسته بود با لباس سرخ بر سر قرار بیاید و قالش گذاشته بود.او را برای همیشه سرخ‌پوش و خیابان‌نشین کرده بود
آدم‌ها را یکی‌یکی نگاه می‌کرد مگر یکی از آن‌ها همانی باشد که باید...!.
وقتی خسته می‌شد روی سکوی مغازه‌ها می‌نشست مغازه‌دارهای اطراف با او مهربان بودند و به او چایی یا غذا می‌دادند بعضی گفته‌اند ره‌گذران به او پول هم می‌دادندگاهی لات‌ها و کودکان ول‌گرد و گدا سربه‌سرش می‌گذاشتند و او ناچار به جای دیگری از میدان می‌رفت اسطوره‌ی تهران بود همیشه ساکت بود و حرف نمی‌زد و اگر مسعود بهنود مصاحبه با او را در کاستی منتشر نکرده بود، امروز صدایش را هم نداشتیم .
پ.ن:
ولنتاين گذشت. اما ما مگر کم اسطوره درايران داريم همین یاقوت بانوی سرخ‌پوش اسطوره‌ی عشق روزگار ما هست می‌توان روز تولدش را یافت و این روز را روز عشق نامید و در آن روز همه‌ی عاشقان جفت‌جفت یا یکی‌یکی با لباسی سرخ در میدان فردوسی جمع شونديادرهرشهري دريکجاي بخصوص و به یاد یاقوت و همه‌ی عاشقان گم‌نام و نامدار و به یاد معشوق خود و به حرمت خودِ‌ عشق گل سرخی بر گِردی میدان بنهند می‌توان این‌گونه انسانی فرهنگ‌سازی کرد این سالم‌ترین اسطوره‌ای است که از دل همین مردم و کاملاً طبیعی ساخته شده. #زن_سرخ_پوش #عشق #ولنتاین #عاشق #زن_سرخ_پوش_میدان_فردوسی
Read more
. بسم الله الرحمن الرحیم . خانم منصوریان ، مدال آور ووشو در مصاحبه ای ادعا کردند که در سال 93 و پس از ...
Media Removed
. بسم الله الرحمن الرحیم . خانم منصوریان ، مدال آور ووشو در مصاحبه ای ادعا کردند که در سال 93 و پس از کسب مدال، خانم چرخنده بهشون رجوع کردند و با وعده خونه و ماشین و صد میلیون پول به هر کدام از خواهران!! ازشون خواسته چادر بپوشن!!!! و مدتی پوشیدن و کنارش گذاشتن ولی همیشه در راهپیمایی اربعین میپوشیدن ... .
بسم الله الرحمن الرحیم
.
خانم منصوریان ، مدال آور ووشو در مصاحبه ای ادعا کردند که در سال 93 و پس از کسب مدال، خانم چرخنده بهشون رجوع کردند و با وعده خونه و ماشین و صد میلیون پول به هر کدام از خواهران!! ازشون خواسته چادر بپوشن!!!! و مدتی پوشیدن و کنارش گذاشتن ولی همیشه در راهپیمایی اربعین میپوشیدن اما وعده خانم چرخنده عملی نشده و حالا بعد از چهار سال اومدن به اصطلاح افشاگری! و فقط این وسط خرج خرید چادر مونده روی دستشون!!
.
حالا نکته وار این سخنان رو تحلیل کنیم:
.
1-خواهران منصوریان در سوم آذر 93 در نامه ای به رهبری مدالهاشون رو به ایشون اهدا میکنن و دم از حجابشون میزنن و خانم چرخنده هشت روز بعد باهاشون دیدار میکنه و فیلمش هست که خواهران اعلام بسیجی بودن میکنن و میگن که از حالا میخوایم چادر بپوشیم... خب سوال: کسانی که قبلا معتقد به حجاب و مدعی اون بودن آیا نیازه بیای بهشون وعده خونه ماشین بدی برای چادر پوشیدن؟!
.
2-این سخنان رو اگر بر فرض محال درست بپنداریم، حقارت خود خانم منصوریان رو نشون میده که بخاطر ماشین و پول حاضره یک پوشش رو بپذیره... طبق همین اعتراف، خب حالا هم ممکنه بخاطر پول(احتمال به شدت قوی) این سخنان رو گفتن... پس به قول معروف تف سربالا شده براشون
.
3-گفتن که ما خودمون پیاده روی اربعین با چادر میریم... بعد میگن که این وعده فقط خرج چادر روی دستشون گذاشته!! خب وقتی واسه اربعین چادر دارید، دیگه خرجشو چرا ربط میدید به خانم چرخنده؟؟ اصلا چه خرجی؟؟؟ خانما یک چادر رو سالها شاید بپوشن... پس این حرفا هم فقط برای کوبیدن بوده
.
4-از آذر 93 و به قول خودشون وعده های خانم چرخنده چهار سال میگذره... بعد از وعده ها سه ماه شش ماه یک سال دو سال... اخه چهار سال گذشت حالا یادش افتاد که مثلا افشاش کنه؟؟؟
.
در دولت اصلاحات(خاتمی) کشور هر روز شاهد این هجمه ها علیه دین بود.. مثل حالا... البته اون زمان به جای اینستاگرام و تلگرام و توییتر، روزنامه های زنجیره ای داشتن و هدف این برنامه ها هم دو چیزه : کوبیدن دین و منحرف کردن اذهان مردم از افتضاحات دولتشون
.
فقط یک انسان بی بهره از هوش و ذکاوت میتونه این برنامه های هر روزه و شایعات و دروغ ها رو علیه دین ببینه و ندونه اینها سازمان دهی شده و هدفمند هستند....
.
#خواهران_منصوریان #الهام_چرخنده #حجاب #روحانی #دلار #تورم #فساد #رکود #بیکاری #برجام #سینما #فوتبال
.
@shahrbano.mansorian .
*313*
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span>️بسم الله الرحمن الرحیم<span class="emoji emoji2764"></span>️ . .<span class="emoji emoji1f4a0"></span>گاهی اینقدر دچار روزمرگی و تکرار و غفلت میشیم، که اصلا یادمون میره ...
Media Removed
️بسم الله الرحمن الرحیم️ . .گاهی اینقدر دچار روزمرگی و تکرار و غفلت میشیم، که اصلا یادمون میره خدایی هم هست. خدایی که باید باهاش حرف زد. زمان های مختلف، خاصیت‌ها و ویژگی‌های مختلفی دارن. یکی از بهترین زمان‌ها برای سخن گفتن با خداوند، زمان سحره. اینکه اینهمه سفارش شده به نمازشب و درک کردن وقت ... ❤️بسم الله الرحمن الرحیم❤️
.
.💠گاهی اینقدر دچار روزمرگی و تکرار و غفلت میشیم، که اصلا یادمون میره خدایی هم هست. خدایی که باید باهاش حرف زد. زمان های مختلف، خاصیت‌ها و ویژگی‌های مختلفی دارن. یکی از بهترین زمان‌ها برای سخن گفتن با خداوند، زمان سحره. اینکه اینهمه سفارش شده به نمازشب و درک کردن وقت سحر، حتما یه ویژگی مهمی داره. اگه عادت نداریم به نمازشب، می‌تونیم شب‌ها زودتر بخوابیم، و از تعداد روزهای کم شروع کنیم. مثلا از پنج روز شروع کنیم، بعد ده روز بعد پونزده روز تا چهل روز که کم‌کم این شب‌بیداری برای ما عادت بشه...ان شاءالله🌹🌸🌷
.
.
.🌳 #لقمان علیه السلام:
.
.
.🌷 ـ در سفارش به فرزند خود ـ فرمود : فرزندم! مبادا خروس از تو زرنگتر باشد، هنگام سحر كه تو در خوابى او بر مى خيزد و آمرزش مى طلبد!
.
.
.📚 #مستدرک_الوسائل
.
.
.
.
.
.
#هو_العلیم
#التماس_دعا
#یا_علی_مددی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
Read more
کبودی دور چشم.- اگر اتفاق بیفتد معمولا ظرف یکی دو هفته رفع می شود ورم دور چشم. - معمولا از فردای عمل ...
Media Removed
کبودی دور چشم.- اگر اتفاق بیفتد معمولا ظرف یکی دو هفته رفع می شود ورم دور چشم. - معمولا از فردای عمل شروع می شود و پس از دو روز به حداکثر رسیده و سپس در طی یکی دو روز بهبود می یابد . خونریزی یا ترشح خونابه از بینی - تا حدود یک هفته طبیعی است . بالا بودن نوک بینی -ممکن است تا شش ماه باشد . نوک بینی از زیر آتل ... کبودی دور چشم.- اگر اتفاق بیفتد معمولا ظرف یکی دو هفته رفع می شود
ورم دور چشم. - معمولا از فردای عمل شروع می شود و پس از دو روز به حداکثر رسیده و سپس در طی یکی دو روز بهبود می یابد . خونریزی یا ترشح خونابه از بینی - تا حدود یک هفته طبیعی است .
بالا بودن نوک بینی -ممکن است تا شش ماه باشد .
نوک بینی از زیر آتل بالاتر از واقعیت دیده می شود
زمان کشیدن تامپونها -سه روز بعد از عمل .
درد موقع کشیدن تامپونها -وجود ندارد یا خیلی کم است. بیشتر احساس چندش دارد . زمان برداشتن آتل - یک هفته بعد از عمل . زمان کشیدن بخیه ها - ده روز بعد از عمل .
اختلال تنفسی - معمولا ظرف یکی دوماه از بین می رود. ممکن است نیاز به تجویز اسپری داخل بینی داشته باشد . ورم استخوانی بالای بینی - معمولا ظرف شش ماه از بین می رود.وگرنه ممکن است به سوهان کشی تحت بیحسی موضعی در مطب نیاز پیدا کند .
ورم نوک بینی - ممکن است تا یکسال و بیشتر به طول بیانجامد .
بزرگی پره ها -معمولا بلافاصله بعد از جراحی هنوز بزرگ به نظر می رسند.ولی در طی ماههای بعد کوچکتر می شوند .
Read more
بعد از يك روز پر تراكم براى اين صندليها و ميز توى حياط، آخر شب همه ميرن سرجاشون آماده براى روز بعد <span class="emoji emoji1f60a"></span> شبتون ...
Media Removed
بعد از يك روز پر تراكم براى اين صندليها و ميز توى حياط، آخر شب همه ميرن سرجاشون آماده براى روز بعد شبتون خوش و زندگيتون سر جاش. #امروزتمام🤞 #تابستان۹۷ #ايران_اين_روزها # #instatags #kiafardaily #dailypicture #kiafardaily #kiafar #kiafarlifestyle #kiafarhome #kiafarlove #everydaykiafar ... بعد از يك روز پر تراكم براى اين صندليها و ميز توى حياط، آخر شب همه ميرن سرجاشون آماده براى روز بعد 😊 شبتون خوش و زندگيتون سر جاش. #امروزتمام🙏🤞 #تابستان۹۷ #ايران_اين_روزها # #instatags #kiafardaily #dailypicture #kiafardaily #kiafar #kiafarlifestyle #kiafarhome #kiafarlove #everydaykiafar #sweetpic #everydaylife #lifestyle #homemade #kiafar #faribarajabi #vancouver #tehran
#ايراني #ايران #زندگي #عكس_خوب #منتخب_روز #بهترين_شات #كيافر #لايف_استايل #فريبارجبي #عكس_روز
Read more
شغل منحصر به فردي دارم ؛ بطور كل عمده فصل هاي سال ارتباط كاريم به هيچ عنوان با مخاطب ايراني نيست . ولي ...
Media Removed
شغل منحصر به فردي دارم ؛ بطور كل عمده فصل هاي سال ارتباط كاريم به هيچ عنوان با مخاطب ايراني نيست . ولي خب، گاهي تو بعضي سيزن ها مجبورم بخشهاي حساسي از امور مشتريان رو هندل كنم . دفتر كارم دقيقا توي فروشگاهه و در آفيسمون توي حلق مشتري ها باز ميشه و اين خيلي خوبه ... خوب از اين جهت كه اونجا اصلا يه كشور جداست ... شغل منحصر به فردي دارم ؛ بطور كل عمده فصل هاي سال ارتباط كاريم به هيچ عنوان با مخاطب ايراني نيست . ولي خب، گاهي تو بعضي سيزن ها مجبورم بخشهاي حساسي از امور مشتريان رو هندل كنم . دفتر كارم دقيقا توي فروشگاهه و در آفيسمون توي حلق مشتري ها باز ميشه و اين خيلي خوبه ... خوب از اين جهت كه اونجا اصلا يه كشور جداست !! غالبا در بهترين حال و با شوق و ذوق ميان خريد ، در حال پوشيدن بهترين لباسهاي شهر ، تست كردن نحوه چرخش دامن موقع رقصيدن و شلنگ تخته انداختنهاي خاص خودشون بدووون هيچگونه رودربايستي و ادا اطواري كه معمولا تو مهمونيا به چشم ميخوره و ... و من مدام در حال تماشاي بهترين استايلهاي روز دنيام و اطلاعات خاص اين حوزه كاري رو بصورت تكنيكي و فني كسب ميكنم و در واقع بعد اين مدت براي خودم يه پا استايليست شدم .... اما بدي هاي خاص خودش هم داره ؛ مثلا به عنوان متخصص گاهي واقعا نميشه به مشتري رو قانع كرد لباسي كه انقدر چشمش رو گرفته به هيچ عنوان مناسب اندامش نيست ؛ مثلا چاقتر يا بلندتر يا لاغرترش ميكنه... يا نميشه فلان تغيير رو روش انجام داد تا به زور مناسب بشه ، در نهايت مجبوري بگي " انتخاب با شماست " و اين ميشه اول مصيبت !
توي اون حال خوش در حالي كه هنوز گرم شلنگ تخته انداختنهاشه ميره ... و اما امان از دو سه روز بعد كه يا شمسي خانم يا جاري بزرگه اختر خانم ابرو بالا بندازه و بگه وااااا خدا نكشتت دختر اينهمه پول دادي لباس ازين قشنگتر نبود كه بخري ؟ اگه گوني تنت كرده بودي كه قشنگتر شده بودي ؟! و فرداش طرف زنگ ميزنه و كلي كل كل و خط و نشون كه باااايد تعويض كنين وگرنه شيرم رو حلالتون نميكنم و متعاقبا اولين جمله هم كه بعد از شنيدن جمله " انتخاب خودتون بود " نثار واحد پشتيباني ميشه اينه " اون روز كه داشتين پول ميگرفتين كه خوش اخلاق بودين !!!" .
.
اينا رو گفتم كه بگم اينجا با همه حال خوب و خوشگلي ها و سختي ها و استرس هاش من يك شكل ديگه از زندگي رو ياد گرفتم
اينكه
دنيا بازتاب من و اخلاق و احوال و منش و رفتار منه
اينكه
انتخاب، انتخاب اگاهانه منه ، هيچكس مسئول انتخاب اشتباه من و عواقب اون نيست
اينكه
فرهنگ و شعور من نه ارتباطي با مدرك تحصيليم داره نه محل زندگيم و نه حساب بانكيم
اينكه
جاري بزرگه اختر خانم نباشم ! لايف استايل هر كسي فقط به خودش ارتباط داره
پي نوشت : قطعا اگر زمان به عقب برگرده يا تاريخ تكرار بشه با اين نحوه نگرش امروزم قطعا به جاي لباس عروس يه تيشرت و شلوار جين ميپوشم ، قول ميدم 🤭😅.
.
.
#جوجه_کباب ، مرينت خوب ميخاد ، قطعه بندي خوب ، حوصله و حرارت ملايم
Read more
دانشنامه فرزند . تشخیص بارداری از طریق هورمون hCG . برای تشخیص بارداری روش های مختلفی وجود دارد ...
Media Removed
دانشنامه فرزند . تشخیص بارداری از طریق هورمون hCG . برای تشخیص بارداری روش های مختلفی وجود دارد که بسته به شرایط مختلف می توان از هر کدام استفاده کرد. انواع روش های تشخیص بارداری عبارتند از: نوار تست حاملگی یا بی بی چک، آزمایش خون بارداری، آزمایش ادرار بارداری یا گراویندکس، سونوگرافی و ... ... دانشنامه فرزند
.
تشخیص بارداری از طریق هورمون hCG
.
برای تشخیص بارداری روش های مختلفی وجود دارد که بسته به شرایط مختلف می توان از هر کدام استفاده کرد. انواع روش های تشخیص بارداری عبارتند از: نوار تست حاملگی یا بی بی چک، آزمایش خون بارداری، آزمایش ادرار بارداری یا گراویندکس، سونوگرافی و ... متداول ترین، آسان ترین، ارزان ترین و سریع ترین روش تشخیص بارداری بررسی هورمون hCG یا گنادوتروپین جفتی انسانی در ادرار است. در این آزمایش با استفاده از بی بی چک سطح این هورمون در ادرار سنجیده می شود.

زمانی که اسپرم و تخمک لقاح پیدا می کنند، تخمک لقاح یافته به طرف رحم رفته و در جدار آن لانه گزینی می کند. بین ۳ تا ۱۰ روز بعد جفت تشکیل می شود. hCG در دو بخش آلفا و بتا توسط سلول های تروفوبلاستیک جفت، سنتز می شود. مهم ترین وظیفه این هورمون نگهداری از جسم زرد است که تولید استرادیول و پروژسترون می کند.

مقدار این هورمون در بارداری طبیعی و سالم از روز ششم تا دهم بعد از لقاح در سرم خون مادر شروع به بالا رفتن می کند. هورمون hCG ابتدا در خون و سپس در ادرار ظاهر می شود بنابراین آزمایش خون دقیق تر است و زودتر مثبت می شود. این هورمون ۳ تا ۵ روز بعد از عقب افتادن عادت ماهانه در ادرار و قبل از آن در خون قابل اندازه گیری است.

اگر مقدار هورمون BhCG کمتر از ۱۰ باشد شخص باردار نیست، اگر بیشتر از ۲۵ باشد فرد باردار است و اگر مقدارش بین ۱۰ تا ۲۵ باشد به این معناست که نمی توان با قاطعیت گفت باردارید یا خیر. سطح این هورمون در هفته های ۸ الی ۱۱ به حداکثر مقدار خود می رسد و سپس در ادامه بارداری کاهش می یابد. این مقدار هورمون در اوایل بارداری هر ۴۸ ساعت تقریبا دو برابر می شود.

در شرایطی مانند مصرف بعضی از داروها مانند پرومتازین یا کلردیازپوکساید، وجود بیماری هایی مانند پروتئینوری، هموگلوبینوری، زایمان جدید یا سقط جنین، اشتباه در روش اجرای تست و خطا در خواندن نتیجه ممکن است پاسخ مثبت کاذب دیده شود.

زمانی که hCG در حداکثر غلظت (در روزهای ۶۰ تا ۸۰) می باشد، ۵ الی ۱۰ درصد امکان ایجاد جواب منفی کاذب وجود دارد. پاسخ های منفی کاذب معمولا ناشی از خطا در انجام روش ارائه شده می باشند. علت دیگر پاسخ منفی کاذب تست در روزهای اول لقاح است که هنوز هورمون hCG وارد ادرار نشده است.
.
#فرزند #دانشنامه_فرزند #بارداری #تست_بارداری #بیبی_چک #بی_بی_چک #آزمایش_خون #آزمایش_خون_بارداری #هورمون_بارداری #مادر #مادرانه #جنین #اسپرم #تخمک #تخمکگذاری #تخمک_گذاری #قاعدگی #پریود
Read more
بدعت بزرگ اين روش فرزندان پادشاهان و سلاطين ظلم و جور است كه بعداز مرگ پدر جشن فرمانروايي خودشان ...
Media Removed
بدعت بزرگ اين روش فرزندان پادشاهان و سلاطين ظلم و جور است كه بعداز مرگ پدر جشن فرمانروايي خودشان را میگرفتند این حرف مانند این است شخصی پدرش از دنیا رفته است، و ما به جای تسلیت برویم و بگوییم: مبارک است از این به بعد تو بزرگتر خانواده شده ای اصلا با عقل جور در می آید؟ در كجاي تاريخ ديده ايد فرزندان ... بدعت بزرگ

اين روش فرزندان پادشاهان و سلاطين ظلم و جور است كه بعداز مرگ پدر جشن فرمانروايي خودشان را میگرفتند
این حرف مانند این است شخصی پدرش از دنیا رفته است، و ما به جای تسلیت برویم و بگوییم: مبارک است از این به بعد تو بزرگتر خانواده شده ای
اصلا با عقل جور در می آید؟
در كجاي تاريخ ديده ايد فرزندان ائمه بعداز شهادت پدر بزرگوارشان خوشحالي كنند؟ يا صحابي آنها به آنان شادباش بگويند؟ ⁉️آيا صحابي امام حسن(عليه السلام) از اينكه با شهادت اميرالمؤمنين(عليه السلام) به امامت رسيدند به ايشان تبريك گفتند؟ ⁉️آيا به امام حسين (عليه السلام) از اينكه پس از مسموميت برادر به امامت رسيدند تبريك گفتند؟ ⁉️پس از عاشورا به امام سجاد(عليه السلام) تبريك و شادباش گفتند؟ ️به كدام يك از ائمه روز بعد از شهادت پدرشان، به امامت رسيدن شان را تبريك گفته اند؟چرا روز ۲۹ صفر را برای آغاز امامت امیرالمومنین علیه السلام جشن نمیگیریم ؟
چرا ۲۲ ماه رمضان را جشن نمیگیریم برای امامت امام حسن ؟ چرا ۱۱ محرم را جشن نمیگیریم برای امامت امام سجاد؟ اصلا این سنت غلط است وما این چنین جشنی نداریم! به نظر شما با این وصف
آيا ما بايد به امام زمان صلوات الله عليه از اينكه پدرشان به شهادت رسيده اند و ايشان به مقام امامت واصل شده اند تبريك و شادباش بگوييم؟مگر نمیدانیدامام معصوم علیه السلام قبل از این جهان مقام امامت را خداوند جل اسمه اراده کرده است برای آنها که بر دوش او باشدودرجهاتی امام ناطق است ودرجهاتی امام صامت
مثل زمان حیات امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام که امام ناطق بودند
وامام حسن وامام حسین علیهم السلام امام صامت
ما هیچ روزی با عنوان آغاز امامت نداریم. دوستی خاله خرسِ با اهل بیت علیهم السلام نکنیم
اين عيد تنها و تنها به اين دليل بزرگ است كه روز به درك واصل شدن كسي است كه ⛔️از فرمان رسول خدا سرپيچي كرد و به سپاه اسامه نپيوست
⛔️به پيامبر تهمت زد كه هزيان مي گويند
⛔️احاديث پيامبر را سوزاند و منكر حديث ثقلين شد
⛔️غصب خلافت كرد
⛔️به در خانه وحي آتش برد ⛔️اميرالمومنين را خانه نشين كرد
⛔️باعث واقعه كوچه شد
⛔️باعث قتل حضرت زهرا (سلام الله عليها) بود
⛔️باعث شد ايشان بين در و ديوار
⛔️حضرت محسن كه پيامبر(صلى الله عليه و آله)اين نام را برايش گذاشته بودند به قتل رساند
⛔️باعث شد تا ١٣ سال تمام خنده از لبان مبارك اميرالمؤمنين(عليه السلام) برداشته شود
تا اينكه در نهم ربيع خبر به درك رفتن او را توسط جناب ابولؤلؤ به حضرت دادند
و ايشان بعد از ١٣ سال براي اولين بار خنديدندو ما از خنده و خوشحالي حضرت خوشحالیم
Read more
طاهری: مهم تر از برد، سبک بازی استقلال بود مربی تیم فوتبال استقلال در نشست خبری بعد از دیدار با سایپا ...
Media Removed
طاهری: مهم تر از برد، سبک بازی استقلال بود مربی تیم فوتبال استقلال در نشست خبری بعد از دیدار با سایپا شرکت کرد.  بیژن طاهری مربی استقلال با حضور در نشست خبری بعد از دیدار با سایپا درباره این دیدار گفت: بازی بسیار خوبی در این زمین ناهموار داشتیم. 10 دقیقه ابتدای بازی غافلگیر شدیم  و گل دریافت کردیم ... طاهری: مهم تر از برد، سبک بازی استقلال بود

مربی تیم فوتبال استقلال در نشست خبری بعد از دیدار با سایپا شرکت کرد.  بیژن طاهری مربی استقلال با حضور در نشست خبری بعد از دیدار با سایپا درباره این دیدار گفت: بازی بسیار خوبی در این زمین ناهموار داشتیم. 10 دقیقه ابتدای بازی غافلگیر شدیم  و گل دریافت کردیم اما سپس خیلی خوب به بازی برگشتیم. این برد را به هواداران تقدیم می کنم که بعد از عقب افتادن از ما حمایت کردند و به بازی برگشتیم.
وی ادامه داد: مهم تر از برد، فوتبال خوب استقلال بود. جوانان ما هفته به هفته بهتر می شوند. این پیروزی و سه امتیاز برای هواداران استقلال است.
مربی آبی های تهرانی در پاسخ به این سوال که چگونه با شفر ارتباط داشتید، بیان کرد: بین دو نیمه آقای شفر درباره تعویض ها به من گفتند و از کنار نیمکت نیز به ما صحبت های ایشان را منتقل می کردند.
طاهری درباره فرصت سوزی بازیکنان جوان مانند صیادمنش گفت: بازیکنان ما جوان هستند. صیادمنش خیلی جوان است و ما هر روز بعد از تمرین 45 دقیقه روی ضربات آخر کار می کنیم. مطمئن باشید استقلال در آینده صاحب یک مهاجم تمام عیار می شود.
او در ادامه درباره حضور همام بعد از حاشیه های زیاد در ترکیب، بیان کرد: آقای شفر صحبت های زیادی با همام داشتند. ایشان بازیکن حرفه ای است و از نظر روحی و روانی خیلی خوب برگشت و خیلی سرحال و آماده بازی کرد و آقای شفر تشخیص داد در ترکیب اصلی باشد.
وی ادامه داد: امیدوارم هفته به هفته بهتر شویم. از بازیکنان با تجربه که به تیم کمک می کنند، تشکر می کنم. نقش اصلی اینکه بازیکنان جوان می درخشند به بازیکنان با تجربه ای باز می گردد که حمایت می کنند.
طاهری درباره مصدومان استقلال گفت: فرشید اسماعیلی فیزیوتراپی می کند و حیدری مصدوم است. روزبه چشمی نیز بازی با بولیوی مصدوم بود. صیادمنش نیز اکنون در حال رفتن برای گرفتن mri است و پای این بازیکن خطر شکستگی داشته است.
مربی استقلال در پایان درباره وضعیت دروازه بان های استقلال، تصریح کرد: هر دو دروازه بان شرایط بسیار عالی دارند. آقای شفر تشخیص می دهد کدام بازیکن به میدان برود. هر دروازه بانی به میدان می رود، بهترین عملکرد را دارد. #استقلال
#استقلال_تهران
#بیژن_طاهری #وینفرد_شفر #ناصر_حجازی #اللهیار_صیادمنش #منصور_پورحیدری #فرهادمجیدی
Read more
(جنون قسمت دوم) چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته ...
Media Removed
(جنون قسمت دوم) چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته بودم پرت می شدم پایین.اما اون بی توجه پله هارو تند تند بالا رفت و ناپدید شد.دوباره عصبانی شدم اما یه حسی بهم می گفت:کارش از روی عمده.روز بعد دقیقا ه (جنون قسمت دوم) چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته بودم پرت می شدم پایین.اما اون بی توجه پله هارو تند تند بالا رفت و ناپدید شد.دوباره عصبانی شدم اما یه حسی بهم می گفت:کارش از روی عمده.روز بعد دقیقا ه
می‌خوام یه اعتراف بکنم! من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،عاشق یه دختر ...
Media Removed
می‌خوام یه اعتراف بکنم! من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته استکانی می‌زد و پونزده سال از خودم بزرگ‌تر بود،اون هر روز به خونۀ پیرزن همسایه می‌اومد تا ازش پیانو یاد بگیره. ازقضا زنگ خونۀ پیرزن خراب بود و معشوقۀ دوران کودکی من،مجبور ... می‌خوام یه اعتراف بکنم!
من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم،وقتی که فقط ده سال داشتم،عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته استکانی می‌زد و پونزده سال از خودم بزرگ‌تر بود،اون هر روز به خونۀ پیرزن همسایه می‌اومد تا ازش پیانو یاد بگیره.
ازقضا زنگ خونۀ پیرزن خراب بود و معشوقۀ دوران کودکی من،مجبور بود زنگ خونۀ ما رو بزنه، منم هر روز با یه دست لباس اتو کشیده می‌رفتم پایین و در رو واسه ش باز می‌کردم، اونم می گفت: «ممنون عزیزم!» لعنتی چقدر تو دل برو می‌گفت عزیزم.
پیرزن همسایه چند ماهی بود که داشت آهنگ «دریاچه قو » چایکوفسکی رو بهش یاد می‌داد و اون خوشبختانه این قدر بی‌استعداد بود که نتونه آهنگ رو یاد بگیره،به هر حال تمرین به بی‌استعدادی چربید و اون کم کم داشت آهنگ رو یاد می‌گرفت.
اما پشت دیوار،حال و روز من چندان تعریفی نداشت،چون می‌دونستم پیرزن همسایه فقط بلده همین آهنگ دریاچه قو رو یاد بده و بعد از اون دیگه خبری از عزیزم گفتن‌ها و صدای زنگ‌ها نخواهد بود!
واسه همین همۀ هوش و ذکاوتم رو به کار گرفتم و یه روز با سادیسم تمام،یواشکی چند صفحه از نت‌های آهنگ رو کش رفتم و تا جایی که می‌تونستم نت ها رو جابجا کردم و از نو نوشتم و گذاشتم شون سر جاش.
اون لحظه صدایی تو گوشم داشت فریاد می کشید،فکر کنم روح چایکوفسکی بود.
روز بعد و روزهای بعدش دختره دوباره اومد و شروع کرد به نواختن «دریاچۀ قو».شک ندارم کل قوهای دریاچه داشتن زار می‌زدن،پیرزنه فقط جیغ می‌کشید،روح چایکوفسکی هم تو گور داشت می‌لرزید.
 تنها کسی که این وسط لذت می برد،من بودم،چون می دونستم پیرزنه هوش و حواس درست و حسابی نداره که بفهمه نت‌ها دست‌کاری شدن.
همه‌چی داشت خوب پیش می‌رفت،هر روز صدای زنگ،هر روز «ممنونم عزیزم» و هر روز صدای پیانو بدتر از دیروز!
تا اینکه پیرزنه مُرد،فکر کنم دق کرد!بعد از اون دیگه دختره رو ندیدم،ولی بیست سال بعد فهمیدم تو شهرمون کنسرت تک نوازی پیانو گذاشته.
یه سبد گل گرفتم و رفتم کنسرتش،دیگه نه لاغر بود و نه عینکی، همۀ آهنگ ها رو هم با تسلط کامل زد تا اینکه رسید به آهنگ آخر.یکهو دیدم همون نت های تقلبی من رو گذاشت روی پیانو، این بار علاوه بر روح چایکوفسکی به انضمام روح پیرزنه،تن خودمم داشت می‌لرزید؛دریاچۀ قو رو به مضحکی هر چه تموم‌تر با نت‌های قلابی من اجرا کرد،وقتی که تموم شد سالن رفت رو هوا!
کل جمعیت ده دقیقه سر پا داشتن تشویقش می کردن، از جاش بلند شد و تعظیم کرد و اسم آهنگ رو گفت،اما اسم اون آهنگ دریاچه قو نبود!اسمش شده بود «وقتی که یک پسر بچه عاشق می‌ شود.»
#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
Read more
. ⁠⁣<span class="emoji emoji1f537"></span>يكی از نگرانی‌های افرادی که قصد عمل لازک چشم را دارند این است که؛ چه مدت بعد از عمل لازک می‌توانند ...
Media Removed
. ⁠⁣يكی از نگرانی‌های افرادی که قصد عمل لازک چشم را دارند این است که؛ چه مدت بعد از عمل لازک می‌توانند به فعالیت‌های روزانه ادامه دهند؟ . برای اینکه راحت‌تر تصمیم بگیرید و آگاهی‌تان را برای عمل لازک بالا ببرید به نکات زیر توجه کنید: . حداقل به مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از عمل لازک احساس درد خواهید ... .
⁠⁣🔷يكی از نگرانی‌های افرادی که قصد عمل لازک چشم را دارند این است که؛ چه مدت بعد از عمل لازک می‌توانند به فعالیت‌های روزانه ادامه دهند؟
.
👈 برای اینکه راحت‌تر تصمیم بگیرید و آگاهی‌تان را برای عمل لازک بالا ببرید به نکات زیر توجه کنید:
.
✅👈 حداقل به مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از عمل لازک احساس درد خواهید داشت.
.
✅👈 بعد از عمل لازک به مدت ۲۴ ساعت از انجام فعالیت‌های شدید خودداری کنید.
.
✅👈 ۲۴ ساعت بعد از عمل لازک با توجه ‌به شرایط جسمانی‌تان، می‌توانید کمی
فعالیت‌های خود را بیش‌تر کنید.
.
✅👈 ۴ روز بعد از عمل لازک می‌توانید اکثر
فعالیت‌های روزانه را آغاز کنید.
.
✅👈 تا یک هفته بعد از عمل لازک از برخورد آب به چشم‌های عمل شده جلوگیری کنید. اگر به طور غیر عمدی آب وارد چشم شد، یک قطره آنتی بیوتیک چشمی
(اگزوسین) در چشم بریزید.
.
✅👈 به مدت دو هفته بعد از عمل لازک از شنا کردن بپرهیزید.
.
✅👈 از آرایش چشم و مصرف لوسیون‌های پاک کننده چشم، به مدت یک هفته دوری کنید.
.
✅👈 در یک هفته می‌توانید همه فعالیت‌های روزانه خود را شروع کنید، به جز شنا كردن.
.
✅👈 تا یک سال بعد از عمل لازک از تابش شدید خورشید و دیگر شکل‌های
اشعه فرابنفش به چشم جلوگیری کنید.
.
✅👈 هنگامی که در روز از خانه خارج می‌شوید، از عینک‌های آفتابی برای جلوگیری از ورود اشعه فرابنفش به چشم استفاده کنید.
.
💠 دکتر كوروش قارويي جراح ومتخصص چشم و ليزر، فلوشيپ ICO انگلستان
.
@dr.kourosh_gharoei
.
آدرس مطب:
بابل، ميدان كشوري، خيابان سرداران ٢ ، ساختمان پزشكان روجين، طبقه ٤
.
تلفن ٠١١٣٢٢٨٩٠٨٩
.
دكتر كوروش قارويي جراح و متخصص چشم و ليزر ، بورد تخصصي، فلوشيپ ICO انگلستان
.
@dr.kourosh_gharoei
Read more
. از صفحه‌ی @mohammad_mszd . احتمالا بار ها شده اوضاع و احوال کشور رو دیدید و با خودتون گفتید چه ...
Media Removed
. از صفحه‌ی @mohammad_mszd . احتمالا بار ها شده اوضاع و احوال کشور رو دیدید و با خودتون گفتید چه اتفاقی داره می افته و جوابی براش پیدا نمی کنید و جواب های دیگران هم قانع کننده نیست و سطحیه. کار فلانیه... کار آمریکاست... در این کتاب آیزایا برلین ممکنه جواب سوال هاتون رو پیدا کنید.فقط به این جمله ... .
از صفحه‌ی @mohammad_mszd
.
احتمالا بار ها شده اوضاع و احوال کشور رو دیدید و با خودتون گفتید چه اتفاقی داره می افته و جوابی براش پیدا نمی کنید و جواب های دیگران هم قانع کننده نیست و سطحیه. کار فلانیه... کار آمریکاست...
در این کتاب آیزایا برلین ممکنه جواب سوال هاتون رو پیدا کنید.فقط به این جمله ی کتاب دقت کنید:
.
خطا و اشتباه فقط موقعی پیش می آید که رهنمود های حزب را بد تعبیر کنند...
.
آیزایا برلین یکی از بزرگترین و مشهور ترین متفکران غرب هست و در کتاب هاش به تاریخ اندیشه ی غرب می پردازه
در این کتاب سفر هاش رو قبل و بعد از جنگ جهانی دوم به شوروی شرح می ده و با نسل نویسندگانی مصاحبه می کنه که از تصفیه ی بزرگ رژیم استالین زنده بیرون اومدن. از مردمی می گه که مجبورن با خط مشی رژیم شوروی خودشون رو وفق بدن. کشتی گاهی به راست می چرخه و گاهی به چپ... یک روز تروتسکی نماد کامل انسان انقلابی هست و روز بعد حذف می شه... یک روز در جنگ اشعار ملی گرایی مد می شه و روز بعد ممنوع... بولگاکف نمی تونه اون چیزی که می خواد رو بنویسه و آخماتووا غمگین و افسرده است...
این کتاب و کتاب های دیگه ی آیزایا برلین رو نشر ماهی @mahipub چاپ کرده و مترجمان بزرگ کشورمون اون رو ترجمه کردن

متن کتاب:
از دنیای نوینی که قرار بود با انقلاب پدید آید هنوز خبری نیست و در نتیجه، دنبال علت و دلیل می گردند

جامعه ی شوروی برای خوشبختی، راحتی، آزادی سازمان دهی نشده. برای مبارزه و نبرد سازمان دهی شده

انستیتوی استادان سرخ عبارت بود از نقل کردن سخنانی از مارکس در تائید عمل استالین

هدف ها مورد قبول همه بودند، چون مخالفان و مرددان یا از بین رفته بودند یا ساکت شده بودند

#آیزایا_برلین #ذهن_روسی_در_نظام_شوروی #نشر_ماهی #رضا_رضایی #کتاب #معرفی_کتاب #کتاب_خوب #کتاب_خوب_بخوانیم #غرب #اندیشه_غرب #شوروی #استالین #بولگاکوف #آخماتووا #کتاب_بخوانیم #پاسترناک #معرفی_کتاب_خوب #جامعه_شناسی #جامعه #مطالعه
.
ذهن روسی در نظام شوروی، آیزایا برلین، رضا رضایی، ۴۱۶ صفحه، جلد سخت ۳۷۰۰۰ تومان، جلد نرم ۲۴۰۰۰ تومان
.
برای خرید کتاب‌های ماهی، می‌توانید به دیجیکالا، سایت نشر یا کتابفروشی‌ها سر بزنید.
@mahipub
www.nashremahi.com
Read more
نفر سوم مسابقه عكس منهتن گريل و برنده ربع سكه طلا 🤩 . @nazaninemam . با توجه به اعلام نتايج مسابقه عكس در مورخ ٩٧/١/١٧ تاريخ اهدا جوايز نفرات برگزيده اعلام شد و در پيج تاريخ ٩٧/١/٢٤ اطلاع رسانى شد. سه روز بعد از اين تاريخ سركار خانم امام با ما تماس گرفتن و فرمودن براى اين تاريخ در سفر هستن و امكان ... نفر سوم مسابقه عكس منهتن گريل
و برنده ربع سكه طلا 🤩
.
@nazaninemam
.
با توجه به اعلام نتايج مسابقه عكس در مورخ ٩٧/١/١٧ تاريخ اهدا جوايز نفرات برگزيده اعلام شد و در پيج تاريخ ٩٧/١/٢٤
اطلاع رسانى شد.
سه روز بعد از اين تاريخ سركار خانم امام با ما تماس گرفتن و فرمودن براى اين تاريخ در سفر هستن و امكان حضور ندارن.
بنا به اين دليل تاريخ اهدا جوايز به تاخير افتاد كه مجدد در تاريخ ٩٧/٢/١٢ ده روز جلوتر در پيج اعلام كرديم كه در صورت عدم حضور نفرات برگزيده در روز اهدا جوايز كه از ساعت ١٦ تا ١٨ جمعه مورخ ٩٧/٢/٢١ مى باشد
جايزه به ايشان تعلق نخواهد گرفت.
كه بعد از انتظار ٢ ساعته به همراه نفر اول و سوم مسابقه نفر دوم در رستوران حضور پيدا نكردند و جوايز تقديم دوستان حاضر شد.
نفر دوم بعد از ٨ روز با ما تماس گرفتن و خاطر عدم دريافت جايزه اعلام كلاهبردار بودن و تقلبى بودن مسابقه نمودند و اعلام كردند كه براى ما ضد تبليغ خواهند بود.
ممنون از مشاركت همه جانبه نفر دوم🙏
.
.
#manhattangrill #manhattangrilltehran
Read more
 #4 دقیقا 4 سال و یک روز پیش توی همچین روزی پدربزرگ رفت . صبح آخرین روز سرد آبانِ 93 . هیچوقت توی زندگیم ...
Media Removed
#4 دقیقا 4 سال و یک روز پیش توی همچین روزی پدربزرگ رفت . صبح آخرین روز سرد آبانِ 93 . هیچوقت توی زندگیم انقدر شوکه نشده بودم . نمیتونستم باور کنم کسی که کمتر از 24 ساعت قبل کنارم بوده الان دیگه نیست . نه برای یک روز یا چند هفته و یا حتی چند سال ! برای همیشه ! تا مدتها حتی لحظه ای فکر به اینکه رفت بدون اینکه بهش ... #4

دقیقا 4 سال و یک روز پیش توی همچین روزی پدربزرگ رفت . صبح آخرین روز سرد آبانِ 93 . هیچوقت توی زندگیم انقدر شوکه نشده بودم . نمیتونستم باور کنم کسی که کمتر از 24 ساعت قبل کنارم بوده الان دیگه نیست . نه برای یک روز یا چند هفته و یا حتی چند سال ! برای همیشه ! تا مدتها حتی لحظه ای فکر به اینکه رفت بدون اینکه بهش بگم چقدر دوسش دارم منو به گریه می انداخت . تمام امروز رو بی حوصله و غمگین توی خلوت خونه، تنهایی نشستم و آهنگ گوش دادم . دلم گرفته بود اما حتی نمیدونستم چرا تا اینکه تقویم رو دیدم . امروز یکم آذر بود و این یعنی دقیقا یک روز بعد از چهارمین سالگرد نبودنش . و من .. بله . فراموش کرده بودم ! درسته که تمام وجودم پر از غم بود ، اما نکته اینجاست که من دلیلش رو فراموش کرده بودم . عجیب نیست؟ هممون یه روز میمیریم . پدربزرگ درحالی که روی صندلی چوبی قدیمی توی اتاقش به تنهایی در حال خوردن صبحانه بود ، رفت . ما حتی نمیدونیم زمان مرگمون کیه . هممون یه روز فراموش میشیم . میتونین تصورش کنین؟ روزی رو که از تمام ذهن ها محو و توی جریانات زمان گم شین؟ حتی فکر بهش زجر آوره .
دلم گرفته و میدونم قرار نیست دوباره ببینمت .. حتی 100 سال دیگه .

Z.h

#پاییز #مرگ #دلتنگی #پدربزرگ
#ig_shutterbugs #photographer #photoart #photography #art #instaphotography #photographylovers #beautiful #instagood #photooftheday #portraitphotography #iran_photographer #ir_aks #ir_akasbashi #ir_ak30 #akas_khone #ak_30 #ir_photo
#عکاس #عکاسی_هنری #عکاسی📷 #عکاسان #عکاسی #عکاس_خونه # #عکاسان_ایرانی
Read more
... گفت و گوی #عقیق با وحید توکلی ؛ زائری که هر سال از عید قربان تا عید غدیر با دوچرخه راهی مشهدالرضا ...
Media Removed
... گفت و گوی #عقیق با وحید توکلی ؛ زائری که هر سال از عید قربان تا عید غدیر با دوچرخه راهی مشهدالرضا می شود • از امام رضا(ع) جواز کربلا می خواهم • * اولین سفرتان حدود ۱۳ سال پیش بوده و بعد از ۱۰ سال وقفه، سفرهای مداوم خود به مشهد را شروع کرده اید؟ این وقفه علت خاصی داشت؟ باتوجه به سن و سالم در آن دوران، ... ...
گفت و گوی #عقیق با وحید توکلی ؛ زائری که هر سال از عید قربان تا عید غدیر با دوچرخه راهی مشهدالرضا می شود

🔹از امام رضا(ع) جواز کربلا می خواهم

* اولین سفرتان حدود ۱۳ سال پیش بوده و بعد از ۱۰ سال وقفه، سفرهای مداوم خود به مشهد را شروع کرده اید؟ این وقفه علت خاصی داشت؟

باتوجه به سن و سالم در آن دوران، باید سرو سامانی به وضعیت شغلی خود می دادم و برای خودم زندگی دست و پا می کردم که به همین سبب به شدت درگیر کار شدم و همین موضوع مرا ده سالی از سفر بازداشت اما سه سال پیش وقتی احساس کردم اوضاع کار و زندگیم روبه راه شده، تصمیم گرفتم سفر به حرم امام رضا را از سربگیرم. البته با توجه به اینکه بعد از اولین سفرم به مشهد، دوچرخه ام را از منزلمان دزدیدند، باید دوچرخه جدیدی می خریدم که این کار را کردم و با دوچرخه جدید عازم مشهد شدم.

*پس طی سه سال گذشته با همین دوچرخه به پابوس آقا رفته اید.

نه متاسفانه. سال گذشته درست چند روز مانده تا عید قربان، بار دیگر دوچرخه ام را دزدیدند. اصلا دلم نمی خواست سفرم لغو شود اما پولی هم برای خرید دوچرخه دیگری نداشتم که به همین خاطر مجبور شدم برای خرید دوچرخه جدید، چک و ضمانت بدهم. گرچه با چنین شرایطی راهی سفر شدم اما خود امام رضا بعد از این سفر، چیزهای بیشتر و بهتری به من دادند و دستم را گرفتند. •
*طی سال های گذشته همیشه تنها سفر کرده اید، اگر با دیگر زائران دوچرخه سوار آشنا شوید، دوست دارید بصورت گروهی سفر کنید؟

تنها سفر کردن در این مسیر را دوست دارم و هیچ وقت به صورت گروهی سفر نخواهم کرد، زیرا تنهایی در این راه، چیزهایی به من می دهد که در هیچ شرایط دیگری بدست نمی آید و برایم بسیار ارزشمند است.

*چه چیزهایی؟

یک سفر چند روزه در جاده و بیابان، انسان را به فکر وا می دارد. این تنهایی، فرصتی برای خلوت کردن با خدا و خود امام رضا است. من در این سفرها بیشتر از همیشه با آقا حرف می زنم و دردل می کنم. گاهی آنقدر این حس عمیق می شود که مرا منقلب می کند و می توانم به راحتی گریه کنم. همچنین در طول مسیر تا جایی که درتوانم باشد، روضه امام حسین(ع) می خوانم و از ایشان طلب مدد می کنم؛ بنابراین هیچ وقت دلم نمی خواهد با سفر گروهی، این احساسات خوب و این ارتباط عمیق را از دست بدهم. •
*معمولا چند روز در مشهد می مانید؟

من برای تفریح به مشهد نمی روم. مثلا پیش آمده که فقط یکساعت در مشهد بوده و بلافاصله بعد از زیارت برگشته ام. امسال هم احتمالا یک روز بعد از رسیدن به مشهد و زیارت آقا، سوار اتوبوس یا قطار شده و به خانه برمی گردم.

مشروح گفت و گو در aghigh.ir
Read more
يك روز بعد از ظهر، تحت تاثير مشقات زندگي و روح نازك نارنجي اينجانب، اين دلِ صد دله رو يك دله كرديم و رفتيم ...
Media Removed
يك روز بعد از ظهر، تحت تاثير مشقات زندگي و روح نازك نارنجي اينجانب، اين دلِ صد دله رو يك دله كرديم و رفتيم تو ليست... بلاخره بعد از چندي انتظار روز موعود فرا رسيد! روزي كه قرار بود زره به تن بريم به دلِ استرس... خلاصه رفتيم و رفتيم. روستاي اول: چشم باز كردم ديدم وسط كارتوناي ايراني گير كردم! خانه هاي ... يك روز بعد از ظهر، تحت تاثير مشقات زندگي و روح نازك نارنجي اينجانب، اين دلِ صد دله رو يك دله كرديم و رفتيم تو ليست... بلاخره بعد از چندي انتظار روز موعود فرا رسيد! روزي كه قرار بود زره به تن بريم به دلِ استرس...
خلاصه رفتيم و رفتيم.
روستاي اول: چشم باز كردم ديدم وسط كارتوناي ايراني گير كردم! خانه هاي كاهگلي، بوي چوب سوخته، صداي جوي آب، آفتاب و نسيم خنك، درخت هاي ميوه اي كه از پشت ديوارهاي كوتاه كاهگلي دالي ميكنن، مردم بي ريا، ساده و بي آلايش كه عطر مهربونيشون به جان آدم مينِشست.
روستاي دوم: به فراي رمل هاي درازكشيده زير آفتاب تابستاني كه نگاه ميكردي، ميتونستي كارواني رو تصور كني كه سوار بر شتر به سوي مقصدي نامعلوم به اميد آباداني ميرفتن. عصر رو به اميد شب و گرما رو به اميد خنكي اي كه وعده داده شده بود گذرونديم و در نهايت شب به استقبالمون اومد.
نورهاي قرمز تو دل تاريكي به اميد ستاره بارون، ماسه ها رو پشت سر گذاشتن. رسيديم بالاي بالا. رو دامن شب اكليل پاشيده بودن. نشستم رو به روي برساوش تا سر از لاكش در بياره و رخي بنمايه. بعد از ساعاتي، انتظار به سر اومد. چشم تو چشم نشسته بوديم رو به روي هم
گفتم غم تو داشتم، گفتا غمت سرآمد؟ گفتم نه والله نابودمون كردي... هرچي بيشتر تو دامن شب جا خوش ميكرد و همه جا رو ستاره بارون ميكرد من ناگزيرتر ميشدم... ديگه كاربه جايي كشيد كه دست از جهان شسته خودمو از روي تپه ها قلوندم پايين تا اقامتگاه... شبو با همه رمز و رازش پشت پلكام گذاشتم و رفتم كه رفتم...
سپيده كه زد، تمام تاريكي هاي ديشبو شست و برد. همينطور كه خورشيد داشت پوستمو از هم ميشكافت زمزمه كنان گفت: ما ز ياران چشم ياري داشتيم، آيا غلط بود آنچه ميپنداشتيم؟
من هم به ياد آهنگي كه ميگفت وقتي كه خورشيد بشم به قلب آدمها خواهم تابيد گفتم: ‏melt in the sun, melt in the sun
Who wants to come with me and melt in the sun?!
#سفرنامه_به_سبك_خودمان
#رصد_بارش_شهاب_برساووشی
Read more
‌ این مال یه روز صبحه که مادرم گفت آشغالا رو یه دیقه ببر بذار تو سطل شهرداری و بیا.. روز قبلش یکی دیگه ...
Media Removed
‌ این مال یه روز صبحه که مادرم گفت آشغالا رو یه دیقه ببر بذار تو سطل شهرداری و بیا.. روز قبلش یکی دیگه از اون روزهای پنجاه هزار ساله ی زندگیم بود که کارگاه شناخت اسرار ازل برپا کردیم تو جنگل.. و من هنوز جزر و مد درس های کارگاه تو ذهن و روحم ساکن نشده بود.. دچار بودم کماکان. دو روز قبلش هم ملیسا و هانا رو ...
این مال یه روز صبحه که مادرم گفت آشغالا رو یه دیقه ببر بذار تو سطل شهرداری و بیا.. روز قبلش یکی دیگه از اون روزهای پنجاه هزار ساله ی زندگیم بود که کارگاه شناخت اسرار ازل برپا کردیم تو جنگل.. و من هنوز جزر و مد درس های کارگاه تو ذهن و روحم ساکن نشده بود.. دچار بودم کماکان.

دو روز قبلش هم ملیسا و هانا رو برده بودیم کارگاه طلا سازی واسه ملیسا حلقه طلا بسازیم. با نگین فیروزه. سهراب سپهری هم چند ده هزار روز قبلش یک جایی روی کاغذ وسط جر خوردگی های هر روزه ش از هجمه ی شهود و ابدیت نوشت: از زباله ها رو مگردان که پاره های حقیقت اند.

یکی دیگه هم که مطمئن نیستم کیه یک بار نوشت: جهان رازی ست که باید تجربه شود،
نه معمایی که باید حل شود.

هشت روز بعد توی یه سطل زباله ی دیگه یه آینه ی شکسته دیدم. بزرگ. قدی. همون روز یه کم بعدش تو یه سطل دیگه یه درخت سرو کوچولو دیدم. گردنش از سطل افتاده بود بیرون. همچنان سرو بود.

اما این پاره ی حقیقت که اون روز صبح توی سطل زباله ی شهرداری رها شده بود به من برای بار بیست و یکم گفت که دنبال جواب نباش جواد. دنبال این باش که ته زندگی ت با یه سوال درست این عالم رو ترک کنی. من هم برای بار بیست و یکم گفتم هه..


Read more
 # نویسنده_ناشناس از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی ...
Media Removed
# نویسنده_ناشناس از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند. از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این ... # نویسنده_ناشناس
از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند.
از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می‌خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است.
در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه‌شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می‌شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی‌کرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می‌روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس‌ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می‌شود. به زودی برمی‌گردیم...»
چند روز بعد، پزشکها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می‌کرد گفت: «اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه‌ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت، پرستاران زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند.
عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت و وقتی همه چیز رو به راه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب‌های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی‌هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی‌توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود.
از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می‌خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می‌خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می‌زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می‌شد.
روزی در راهرو قدم می‌زدم. وقتی از کنار مرد می‌گذشتم، داشت می‌گفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می‌شود و ما برمی‌گردیم.» نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. همچنان با تعجب به مرد روستایی نگاه می کردم که متوجه من شد،....
Read more
‌‌ <span class="emoji emoji26a1"></span> در خواب بیند پنبه دانه ‌‌ <span class="emoji emoji1f53b"></span> رهبرانقلاب، در دیدار اخیر: دهم دی سال۵۶، رئیس‌جمهور آمریکا آمد ...
Media Removed
‌‌ در خواب بیند پنبه دانه ‌‌ رهبرانقلاب، در دیدار اخیر: دهم دی سال۵۶، رئیس‌جمهور آمریکا آمد در تهران و گفت «ایران جزیره‌ی ثبات است»؛ کمتر از دَه روز بعد قیام قم، بعد قیام تبریز، بعد آن طوفان انقلاب اسلامی و نابودی رژیم وابسته‌ی سرسپرده‌ی پهلوی رخ میدهد. ‌‌ ️ همین چندی پیش یکی از دولتمردان ... ‌‌
⚡ در خواب بیند پنبه دانه
‌‌
🔻 رهبرانقلاب، در دیدار اخیر: دهم دی سال۵۶، رئیس‌جمهور آمریکا آمد در تهران و گفت «ایران جزیره‌ی ثبات است»؛ کمتر از دَه روز بعد قیام قم، بعد قیام تبریز، بعد آن طوفان انقلاب اسلامی و نابودی رژیم وابسته‌ی سرسپرده‌ی پهلوی رخ میدهد. ‌‌
🔺️ همین چندی پیش یکی از دولتمردان آمریکایی در جمع یک مشت اوباش و تروریست گفت امیدوار است که جشن کریسمس ۲۰۱۹ را در تهران بگیرد؛ جشن کریسمس ۲۰۱۹ همین چند روز پیش بود... قدرت محاسباتی آمریکا این است. ۹۷/۱۰/۱۹
Read more
. واقعا آن روز برایم سوال بود که چرا راننده سرویس‌مان با من آن‌طور برخورد کرد. روز اول سال تحصیلی بود. ...
Media Removed
. واقعا آن روز برایم سوال بود که چرا راننده سرویس‌مان با من آن‌طور برخورد کرد. روز اول سال تحصیلی بود. چندتايی توی سرویس مدرسه چپيده بودیم و داشتیم به خانه برمی‌گشتیم که تلفن همراه آقای راننده زنگ خورد. انگشتش را به حالت مرموزی گذاشت روی هندزفری بلوتوثی که به گوشش زده بود و بعد از چند ثانیه گفت: «چشم ... .
واقعا آن روز برایم سوال بود که چرا راننده سرویس‌مان با من آن‌طور برخورد کرد. روز اول سال تحصیلی بود. چندتايی توی سرویس مدرسه چپيده بودیم و داشتیم به خانه برمی‌گشتیم که تلفن همراه آقای راننده زنگ خورد. انگشتش را به حالت مرموزی گذاشت روی هندزفری بلوتوثی که به گوشش زده بود و بعد از چند ثانیه گفت: «چشم خانوم». با خونسردی و یک لبخند ترسناک از توی آینه نگاهی به من کرد، سرعتش را کم کرد و با یک حرکت سریع فرمان کنار خیابان ایستاد و به من گفت که پیاده شوم. فکر کردم که حتما هنوز مسیر را بلد نیست، بنابراین با مهربانی به او گوشزد کردم که هنوز به خانه‌مان نرسیده‌ایم اما او با عصبانیت تکرار کرد که سریع‌تر از ماشین او گورم را گم کنم وگرنه جور دیگری برخورد می‌کند؛ بنابراین من سریع گورم را از ماشینش گم کردم بیرون و گوشه خیابان منتظر تاکسی ایستادم.

فردای آن روز هم با استفاده از وسایل نقلیه عمومی به مدرسه رفتم و سریع به قصد شکایت از رفتار زشت آقای راننده وارد دفتر خانوم ناظم شدم. تا شروع به حرف زدن کردم، فهمیدم که او در جریان همه چیز قرار دارد. آن «خانوم» که دستور پایین انداختن من وسط راه را صادر کرده بود، خانوم ناظم بود. نمی‌فهمیدم چرا، احساس می‌کردم اسیر یک باند مخوف شده‌ام که دختران جوان را وسط راه از سرویس‌های‌شان پیاده می‌کند.

خانوم ناظم که چهره بهت‌زده من را دید، گفت که خودم را جمع کنم و این‌قدر قیافه مظلوم به خودم نگیرم چون همه چیز تقصیر خودم است. ماجرا از این قرار بود که روز حادثه، بعد از اینکه سوار شده و راه افتاده بودیم، خانوم ناظم دخلش را چک کرده و متوجه شده بود که من هنوز پول سرویس را نداده‌ام. بنابراین فوری تلفن را برداشته و دستور داده بود من را از ماشين بيرون بیندازند و اگر لازم شد به زور متوسل شوند حواس‌شان باشد آسيب جدی نبينم.

تقصیر خودم بود. پول سرویس را همراهم آورده بودم اما یادم رفته بود تحویل دهم، بنابراین فرآیند ثبت نام کامل نشده بود. بعد از آن اتفاق هم تصمیم گرفتم از سرویس استفاده نکنم چون از راننده‌اش خاطره‌ خوبی نداشتم.

چند روز بعد خانوم ناظم من را صدا کرد توی دفتر و گفت: «اون روز که راننده وسط راه پیاده‌ات کرد رو یادته؟» خیلی مهربان شده بود، حدس زدم که می‌خواهد به خاطر رفتار آن روزِ خودش و آقای راننده از من عذر خواهی کند. من هم لبخند زدم و گفتم: «بله خانوم، یادمه» لبخندش عمیق‌تر شد و نگاه مهربان و پرسشگرش را به من دوخت و گفت: «هزینه‌ اون نصف مسیری که اون روز از سرویس استفاده کردی رو کی تسویه می‌کنی گلم؟»
Read more
 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #اول_ذیحجه_سالروز_ازدواج_مولا_نیست . اقوال ازدواج و عروسی مولا ...
Media Removed
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #اول_ذیحجه_سالروز_ازدواج_مولا_نیست . اقوال ازدواج و عروسی مولا امیرالمومنین و صدیقه طاهره علیهماالسلام به حدود پانزده قول میرسد که نظریات شیعه و عامه را شامل میشود. اما طبق احادیث اهلبیت علیهم السلام و با کنار هم گذاشتن روایات مختلف، روشن و واضح است که اساسا ... #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اول_ذیحجه_سالروز_ازدواج_مولا_نیست
.
اقوال ازدواج و عروسی مولا امیرالمومنین و صدیقه طاهره علیهماالسلام به حدود پانزده قول میرسد که نظریات شیعه و عامه را شامل میشود.
اما طبق احادیث اهلبیت علیهم السلام و با کنار هم گذاشتن روایات مختلف، روشن و واضح است که اساسا روز اول ذی الحجه برای عروسی حضرت مولا ممکن نخواهد بود چون عروسی در روز اول ماه کراهت دارد و خاندان عصمت از ارتکاب هر مکروهی مصون و محفوظ هستند. و این قیل اول ذیحجه بسیار ضعیف و غیر قابل اعتماد است.

اما روایات معصومین علیهم السلام حاکی از تحقق یک عقد در عرش اعلی و یک عقد در زمین و یک عروسی بعد از آن می باشد. یعنی این ازدواج نورانی در سه مرحله رخ داده است که هر کدام تاریخ مجزایی دارد.

عقد آسمانی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما در عرش اعلی در روز ۲۴ ماه مبارک رمضان واقع شده است.
کشف الغمه ج۱ ص۳۶۴
بحار الانوار ج۴۳ ص۱۴

و همچنین مرحوم صدوق فاصله بین عقد آسمانی با عقد زمینی را ۴۰ روز نقل کرده اند. که حدود ۴ ذیقعده محاسبه میشود.
مناقب ابن شهرآشوب ج۳ ص۳۴۹

طبق روایت امیرالمومنین علیه السلام، یک ماه بعد از عقد زمینی، زنان پیامبر به امیر عالم علیه السلام پیشنهاد عروسی دادند و ایشان قبول کردند و زنان این پیشنهاد را به پیامبر داده اند که حضرت بسیار خوشحال گشته و از امیرالمومنین علیه السلام خواستند تا خود حضرت پیشنهاد را مطرح کنند الی آخر قضیه ...
نتیجتا ۷۰ روز بعد از عقد آسمانی (۲۴ رمضان) و ۳۰ روز بعد از عقد زمینی (۴ ذیقعده) پیشنهاد عروسی به مولا امیرالمومنین علیه السلام داده شده است که حدود چهارم ذیحجه میشود.

در مدت دو روز مراسم و لوازم عروسی محیا شد که در روایات به تفصیل آمده و روز ششم ذیحجه عروسی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما صورت گرفت.
امالی طوسی ص40
پس طبق جمع این دسته از روایات اول ذی الحجه به هیچ وجه نبوده است.

باید دوستداران اهلبیت علیهم السلام در اول و دوم ذیحجه نیز عنایت بیشتری نسبت به عزای امام جواد علیه السلام داشته باشند. چون بدن مبارک حضرت ۳ روز روی پشت بام ماند و در دوم ذیحجه به خاک سپرده شد.
باید جشن و شادی ازدواج مولا را صرفا به شب و روز ششم منتقل کرد و البته شام ششم ذیحجه نیز شب شهادت امام باقر علیه السلام است که باید عزاداری و مجالس عزا اقامه شود.
.
#پست_مشترک
Read more
جشن های سنتی زیادی در گوشه و کنار ایران در زمان های خاص برگزار می‌شود اما یکی از پرطرفدارترین آنها چه ...
Media Removed
جشن های سنتی زیادی در گوشه و کنار ایران در زمان های خاص برگزار می‌شود اما یکی از پرطرفدارترین آنها چه در ایران و چه در خارج از مرزها جشن تیرگان است. تیرگان جشنی باستانی است که هر سال در تاریخ ۱۳ تیرماه برگزار می‌شود. اما چه جور جشنی؟ تیرگان جشنی است که هر سال برای گرامی داشت ” تیشتر” که ستاره باران آور ... جشن های سنتی زیادی در گوشه و کنار ایران در زمان های خاص برگزار می‌شود اما یکی از پرطرفدارترین آنها چه در ایران و چه در خارج از مرزها جشن تیرگان است. تیرگان جشنی باستانی است که هر سال در تاریخ ۱۳ تیرماه برگزار می‌شود. اما چه جور جشنی؟

تیرگان جشنی است که هر سال برای گرامی داشت ” تیشتر” که ستاره باران آور در فرهنگ ایران باستان است برگزار می‌شود. هرچند که معروف است در این روز آرش کمانگیر بالای کوه دماوند رفته و تیر معروفش را پرتاب کرده. تیر از کوه و در و دشت را طی کرده تا در کنار رودخانه «جیحون» بر تنه درخت گردویی نشسته. از آن پس آنجا را مرز ایران و توران تعیین کرده‌اند و هر سال به یادش جشن میگیرند.

البته که روایت ها در حول و حوش تیرگان به همینجا ختم نمی‌شود. چنان که ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه» نوشته تیرگان روز بزرگداشت نویسندگان در دوره باستان بوده و بنا به روایت ابوریحان بیرونی، تیرگان روزی است که کیخسرو، شاه ایران بعد از شستشوی خود در چشمه‌ ناپدید شده.

در جشن تیرگان چه کار می‌کنند؟
آب در جشن تیرگان اهمیت زیادی دارد و به همین خاطر هم هست که این جشن معمولا در کنار رودخانه و چشمه برپا می‌شود. یکی از رسم و رسومات این جشن هم رسم جالب و هیجان انگیز آب پاشیدن روی همدیگر است تا گرمای هوای تیر به در شود. در مراسم آب پاشان، مردم به یاد فرشته تیشتر یا فرشته باران و به خاطر گرمای هوا همدیگر را به واسطه آب پاشیدن خنک می‌کنند. صدای خنده‌ها در هوا بلند می‌شود و برای لحظاتی تابستان از یاد می‌رود.

تیرگان با فال کوزه نیز همراه است. روز پیش از جشن تیرگان دختری کوزه سبز رنگی را پر از آب میکند و بین همه آنهایی که آرزویی دارند دور میچرخاند. آرزومندان هر کدام سکه، انگشتر، سنجاق سر یا چیز کوچکی را در کوزه می‌اندازند. دختر، کوزه را در زیر درخت همیشه سبزی مثل سرو یا کاج می‌گذارد. در روز جشن و بعد از مراسم آب پاشان، همان دختر کوزه را بین آنهایی که آرزو کرده اند، می‌برد. پیران جمع شعری را با صدای بلند می‌خوانند و دختر بعد از تمام شدن هر شعر دستش را درون کوزه می‌برد و شی هر کسی را به خودش می دهد. شعر خوانده شده هم جواب آرزویی است که کرده.

تیرگان روزی است مخصوص آرزومندان. یکی دیگر از رسم های تیرگان هم این است: در ابتدای مراسم و بعد از خوردن شیرینی، بندی که از هفت رنگ پارچه یا ریسمان رنگی بافته شده را به دست می بندند، بندی که به آن تیر و باد می‌گویند. ۹ روز بعد و در روز باد در پشت بام یا جای بلندی دستبند را به باد می‌سپارند تا آرزوهایشان را با خود ببرد
Read more
<span class="emoji emoji1f530"></span>درمان و از بین بردن لک‌ های صورت با لیزر روش بسیار خوبی برای حذف لک پوست ناخواسته ناشی از قرار گرفتن ...
Media Removed
درمان و از بین بردن لک‌ های صورت با لیزر روش بسیار خوبی برای حذف لک پوست ناخواسته ناشی از قرار گرفتن در معرض نور خورشید است. از بین بردن و رفع لک صورت با لیزر حدود ٢٠ دقیقه طول می کشد. از شما خواسته می شود صورتتان را بشویید. سپس از شما یک سری عکس پیش از درمان گرفته می شود. چشمان شما را با عينك محافظ می بندند. ... 🔰درمان و از بین بردن لک‌ های صورت با لیزر روش بسیار خوبی برای حذف لک پوست ناخواسته ناشی از قرار گرفتن در معرض نور خورشید است. از بین بردن و رفع لک صورت با لیزر حدود ٢٠ دقیقه طول می کشد. از شما خواسته می شود صورتتان را بشویید. سپس از شما یک سری عکس پیش از درمان گرفته می شود. چشمان شما را با عينك محافظ می بندند. سپس نور لیزر روی یک سری نقاط برای معالجه اعمال می شود. بعد از انجام لیزر کرم مخصوص بعد از معالجه و محافظ در برابر نور خورشید به پوست مالیده می شود و کار با شما تمام می شود.
⁉️آیا نتیجه بلافاصله مشخص می شود⁉️بلافاصله بعد از درمان و چند ساعت پس از آن، در بعضي از افراد لکه ها تیره تر می شوند. طی چند روز بعد در سطح پوست منتشر می شوند و به طور طبیعی همراه سلول های مرده پوست ریخته می شوند. در عده ي ديگري این لکه ها کاملاً از بین نمی روند بلکه فقط روشن تر می شوند. بعد از اولین و دومین معالجه بیمار متوجه بهبودی سریع می شود و بهبودی تدریجی تر هنگامی است که لک صورت روز به روز روشن تر می شود.
⁉️چند مرتبه معالجه نیاز است⁉️ ✅توصیه می کنیم برای دستیابی به نتیجه مطلوب حدود ٦ مرتبه درمان انجام دهید. ⁉️برای دریافت وقت مشاوره در خصوص #ليزر با ما تماس حاصل فرمایید:
☎ ٠٢١٨٨٨٥٦٣٧٥
☎٠٢١٨٨٨٥٦٣٩١
Read more
. #خبر #سردار_آزمون <span class="emoji emoji1f4a2"></span>آزمون به سرنوشت رحمتی دچار می شود؟<span class="emoji emoji1f4a2"></span> خداحافظی مهاجم تیم ملی خیلی ها را یاد ...
Media Removed
. #خبر #سردار_آزمون آزمون به سرنوشت رحمتی دچار می شود؟ خداحافظی مهاجم تیم ملی خیلی ها را یاد 5 سال قبل می اندازد، زمانی که مهدی رحمتی بعد از بازی با ازبکستان از تیم ملی خداحافظی کرد و دیگر هرگز به تیم ملی دعوت نشد. . ️سردار آزمون چند روز بعد از پایان کار ایران در جام جهانی به دلیل آنچه که بیماری ... .
#خبر
#سردار_آزمون 💢آزمون به سرنوشت رحمتی دچار می شود؟💢
خداحافظی مهاجم تیم ملی خیلی ها را یاد 5 سال قبل می اندازد، زمانی که مهدی رحمتی بعد از بازی با ازبکستان از تیم ملی خداحافظی کرد و دیگر هرگز به تیم ملی دعوت نشد.
.
⭕️سردار آزمون چند روز بعد از پایان کار ایران در جام جهانی به دلیل آنچه که بیماری مادرش خوانده بود از بازی های ملی خداحافظی کرد ولی کسی نیست که نداند او به خاطر فشارهایی که در این رقابت ها تحمل کرده بود این تصمیم احساسی را در سن 23 سالگی گرفت و البته یکی دو روز بعد هم اعلام آمادگی کرد که به این تیم برگردد.
⭕️اما واکنش کارلوس کی روش به شایعه خداحافظی آزمون چه خواهد بود؟ سرمربی پرتغال تیم ملی 5 سال قبل با مورد مشابهی روبرو بود، مهدی رحمتی در روزهایی که ستاره تیم ملی بود در واکنش به دعوت شدن دانیال داوری از تیم ملی خداحافظی کرد و بعد از آن هرچقدر تلاش و عذرخواهی کرد هرگز راهی به این تیم پیدا نکرد. ⭕️حالا همه در انتظار اولین واکنش کی روش به خداحافظی سردار آزمون هستند و منتظر هستند ببینند آیا رفتاری که 5 سال قبل با رحمتی شد را کی روش در مورد سردار آزمون در سن 23 سالگی تکرار می کند یا نه.
.
✅افاضلی: خداحافظی آزمون و رحمتی شبیه هم نیست
هومن افاضلی، مربی اسبق تیم ملی در مورد فرق خداحافظی رحمتی با سردار آزمون می گوید:  از نظر من فرق می کند. سردار آزمون بعد از مشورت با کی روش این کار را کرده است ولی مهدی در واکنش به تصمیم خود کی روش تصمیم به خداحافظی گرفت. خداحافظی قوچان نژاد بیشتر شبیه مهدی رحمتی است.
او ادامه داد: آن چیزی که مردم یادشان می رود این است که سردار آزمون جوان است. بازیکنان جوان تجربه هایشان محدود است و زیر فشارهایی می روند که حقشان نیست. مهدی طارمی می خواست توپ را گل کند ولی نشد. عادت بدی است مردم پیدا کرده اند و دوست و دشمن هم نمی شناسند، یک روز به پیج رونالدو و مسی حمله می کنند و یک روز بازی تیم ملی ایران را مورد فحاشی قرار می دهند.
.
ادامه در کامنت اول👇🏻
#mOzhi✨
Read more
 #تشرفات <span class="emoji emoji1f4a5"></span>زهری می گوید: من تلاش فراوانی برای زیارت حضرت صاحب الامر داشتم، اما به این خواسته نرسیدم. ...
Media Removed
#تشرفات زهری می گوید: من تلاش فراوانی برای زیارت حضرت صاحب الامر داشتم، اما به این خواسته نرسیدم. تا آن که به محضر حضرت محمد بن عثمان عمروی (نائب دوم حضرت بقیه الله در غیبت صغری) رفتم و مدتی ایشان را خدمت نمودم، روزی التماس کردم که مرا به محضر امام زمان روحی فداه برساند. قبول نکرد. ولی چون زیاد تضرع ... #تشرفات 💥زهری می گوید: من تلاش فراوانی برای زیارت حضرت صاحب الامر داشتم، اما به این خواسته نرسیدم. تا آن که به محضر حضرت محمد بن عثمان عمروی (نائب دوم حضرت بقیه الله در غیبت صغری) رفتم و مدتی ایشان را خدمت نمودم، روزی التماس کردم که مرا به محضر امام زمان روحی فداه برساند. قبول نکرد. ولی چون زیاد تضرع کردم فرمود: فردا اول وقت بیا. روز بعد، اول وقت به نزد او رفتم، دیدم شخصی آمد و جوانی خوش رو و خوش بو در لباس تجار همراه او بود و جنسی با خود داشت. ✨💫✨
عمروی به آن جوان اشاره کرد و به من فهماند این است آن که می خواهی. من به محضر آن حضرت رفتم و آنچه خواستم سوال کردم و جواب شنیدم . بعد حضرت به در خانه ای که خیلی مورد توجه نبود رسیدند و خواستند داخل مسجد شوند. عمروی گفت: اگر سوال داری بپرس که دیگر او را نخواهی دید. رفتم که سوالی بپرسم، اما حضرت گوش ندادند و داخل شدند و فرمودند: "ملعون است ملعون است کسی که نماز مغرب را تا وقتی که ستاره در آسمان زیاد شود به تأخیر بیندازد، ملعون است، ملعون است کسی که نماز صبح را تا وقتی که ستاره ها غائب شوند، به تأخیر بیندازند."
📚کرامات ملاقات با امام زمان، ص۴۲
Read more
خانمی یک طوطی گران قیمت خرید، اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند، او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت ...
Media Removed
خانمی یک طوطی گران قیمت خرید، اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند، او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت نمی کند. صاحب مغازه گفت: آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطی ها عاشق آینه هستند، آن ها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند. آن خانم یک آینه خرید و رفت. روز بعد باز آن خانم برگشت. طوطی هنوز صحبت نمی ... خانمی یک طوطی گران قیمت خرید، اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند، او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت نمی کند. صاحب مغازه گفت: آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطی ها عاشق آینه هستند، آن ها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند. آن خانم یک آینه خرید و رفت. روز بعد باز آن خانم برگشت. طوطی هنوز صحبت نمی کرد. صاحب مغازه پرسید: نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی ها عاشق نردبان هستند. آن خانم یک نردبان خرید و رفت. اما روز بعد باز هم آن خانم آمد. صاحب مغازه گفت: آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ نه؟ خب مشکل همین است. به محض این که شروع به تاب خوردن کند، حرف زدنش تحسین همه را بر می انگیزد.
آن خانم با بی میلی یک تاب خرید و رفت. وقتی که آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش کاملأ تغییر کرده بود. او گفت: طوطی مُرد. صاحب مغازه شوکه شد و پرسید: آیا او حتی یک کلمه هم حرف نزد؟ آن خانم پاسخ داد : چرا، درست قبل از مردنش رو به من کرد و با صدای ضعیفی گفت آیا در آن مغازه غذایی برای طوطی ها نمی فروختند؟! داستان زندگی برخی از ما هم همینطوره، متن و اصل نیازها و زندگی را فراموش کرده ایم و فقط نظر به حاشیه ها دوخته ایم! اگر سرگرم ظواهر زندگی و تجملات شویم، لذت بردن از زندگی و اصل زندگی را فراموش می کنیم و فرصت عمر را از دست می دهیم. 📆
Read more
. ‎قسمت یازدهم خاطرات کودکی ‎سر خیابونی که توش زندگی میکردیم یه کوه قشنگی بود که هروقت میرفتم تو ...
Media Removed
. ‎قسمت یازدهم خاطرات کودکی ‎سر خیابونی که توش زندگی میکردیم یه کوه قشنگی بود که هروقت میرفتم تو حیاط یا پشت پنجره، میدیدمش ‎یه روز جمعه به بابا گفتم که بریم بالای این کوهه امروز ‎اونم قبول کرد و راه افتادیم ‎اون سالا من خیلی تپل و به قول خودمون خمپلی بودم ‎منم اولین بارم بود میرفتم کوه ‎با یه ... .
‎قسمت یازدهم خاطرات کودکی
‎سر خیابونی که توش زندگی میکردیم یه کوه قشنگی بود که هروقت میرفتم تو حیاط یا پشت پنجره، میدیدمش
‎یه روز جمعه به بابا گفتم که بریم بالای این کوهه امروز
‎اونم قبول کرد و راه افتادیم
‎اون سالا من خیلی تپل و به قول خودمون خمپلی بودم
‎منم اولین بارم بود میرفتم کوه
‎با یه فلاکتی رفتیم بالا
‎از اون بالا خونمونو میدیدم که اندازه یه نقطه شده بود
‎تو راه برگشت داشتم از کنار دیوار سنگی آروم آروم میومدم پایین و دستمو گرفته بودم بهش
‎بابامم جلوتر از من بود
‎میخواستم برم برسم بهش و با اون بیام پایین که کنترلمو از دست دادم یا به قول معروف ترمز بریدم
‎حالا ندو و کی بدو
‎همچنان خوش خوشان در حال داد کشیدن داشتم میدویدم تو حالتی که هیچ کنترلی رو قدم هام نداشتم که دیدم یه تخته سنگ به چه عظمت جلوم سبز شد ‎منم با اقتدار کامل با کله رفتم توش
‎خونین و مالین بودم که بابام رسید بهم ‎همه ترسم این بود که دندونا جلوم خورد شده باشه
‎دندونام چیزی نشده بود، اما لب بالام کامل پاره شده بود از داخل و دماغمم شکسته بود
‎بگذریم از این که وقتی رسیدم خونه مامانم چه حالی شده بود
‎رفتیم بیمارستان و لبم رو که پاره شده بود بخیه زدن، سه شنبه هم نوبت عمل داشتم واسه بینیم
‎دکتر شیرانی عملم کرد و بعدشم گچ گرفتن
‎دو سه روز بعد که رفتم مدرسه همه بچه ها میترسیدن ازم
‎تا اومدن عادت کنن به چهره جدیدم، گچش رو باز کردیم ‎ماجرای کلاس پنجمم یه خورده طولانی شد
‎یه قسمت دیگه هم مونده که انشالله تو اولین فرصت میذارمش
‎لازم به ذکره که من هیچ شناختی از نویسندگی و این چیزا ندارم و صرفا واسه دل خودم و بعضی از دوستان مینویسم
‎من هرچی که تو ذهنم میگذره رو مینویسم
‎با همون جمله بندی و کلماتی که تو ذهنم میرسه
‎باید ببخشید اگه مشکلی چیزی دارن ❤
‎ #خاطرات_كودكي_سهراب
Read more
. جای هممون خالیه نجف کنار مولا علی (ع) روز مبعث مدح امیرالمؤمنین (ع) را باید بگیم مردم قدیما حاجت ...
Media Removed
. جای هممون خالیه نجف کنار مولا علی (ع) روز مبعث مدح امیرالمؤمنین (ع) را باید بگیم مردم قدیما حاجت داشتند روز #مبعث میرفتند کنار حضرت علی(ع) اگر مثلا دو روز بعد میرسیدن میموندن نجف اشرف تا سال بعد مبعث کنار علی باشند و بگویند آقا امروز روز مبعث است حاجت ما را بده . پیامبر گرامی اسلام در مسجد ... .
جای هممون خالیه نجف کنار مولا علی (ع)
روز مبعث مدح امیرالمؤمنین (ع) را باید بگیم
مردم قدیما حاجت داشتند روز #مبعث
میرفتند کنار حضرت علی(ع) اگر مثلا دو روز بعد میرسیدن
میموندن نجف اشرف تا سال بعد مبعث کنار علی باشند
و بگویند آقا امروز روز مبعث است حاجت ما را بده
.
پیامبر گرامی اسلام در مسجد فرمودند: الان یک قومی می‌آیند که از نظر ایمان از همه برترند
یک عدّه از مؤمنین ناز،کلی تعریف ‌کردند،
دیگر مردم به رسول خدا نگاه نمی کردن به درِ مسجد نگاه میکردند،خدایا چه کسی می آید؟
دیدند سه چهارتا پیرمرد از اهالی #یمن آمدند.
السلام عليك یا رسول الله
رسول خدا بلند شدند تحویل گرفتن
مردم هم دلشون ضعف رفته کی هستند که رسول خدا اینهمه تعریف کردند
عرض ارادت تمام شد
آقا یارسول‌الله! ما از یمن اینهمه راه آمدیم یک سؤال را بپرسیم.
بفرمایید!
گفتند آقا یارسول‌الله!
عمرت به درازای آفتاب باد
ما راهمان از اینجا دورست یک وقت شما از دنیا رفتید
جانشین شما کیست؟
آقا هِی ویژگی‌های #امیرالمؤمنین را فرمودند، اسم نیاوردند
اینها می‌گفتند آقا! خب کیست؟
آقا فرمود وصیّ من الان در بین مردم در صف نشسته اند.
از مقابل این مردم عبور کنید، ببینید
دلتان گواهی میدهد کدامیک جانشین من است؟
حالا همه مردم مسجد دارند نگاه میکنند
اینها بلند شدند راه افتادند از سر صف شروع کردند اولی دومی سومی یکی یکی ایستادند، دل تکان نخورد
همین جوری رد میکنن تا رسیدند جلوی علی ابن ابی طالب (ع)
جوانی در اصحاب رسول خدا حالا اینها همه پیرمردند،
دیدن دلشون داغ شد
خواستند اعتنا نکنن
خدایا یک چیزی شده دلمون، به هم یک نگاهی کردند،تأیید کردند
گفتند اعتنا نکنیم بریم، شاید این نباشد،
آمدند بروند، دیدن پاهاشون نمی‌کشد رد بشن دل کشیده
گریه‌شان گرفت
گفتند آقا ببخشید اسم شما چیست؟
تا علی(ع) لب از لب باز کرد
قلبشان از حرارت آتش گرفت
فرمود: من علی‌بن‌ابیطالبم
دیگه بقیه را امتحان نکردند برگشتند پیش_پیغمبر،
گفتند یارسول‌الله! جانشین تو #علی‌بن‌ابیطالب است؟
رسول خدا فرمود: بله
تعریف کنید چی شد؟
گفتند آقا یارسول‌الله!
فقط بگوییم وقتی مقابل این #جوان رسیدیم
آقا تا شروع کرد با ما حرف زدن احساس کردیم #پدرمان است. #عزیز_دلمان است
این دل را میخواد ایمان به پیغمبر
صفای شما را عشقه که این احساس را بعد از 1400 سال
نسبت به علی ای که ندیده ای داری
این خیلی قابل تقدیره
خدایا به حق رسول خودت
ختم المرسلین
بحق اول اوصیاء و برترین اولیاء بعد از رسول خدا
یعنی امیرالمؤمنین ما را امروز مورد شفاعت خاصه این دو بزرگوار قرار ده
.
#استاد_پناهیان #استاد #پناهيان #پناهیانی
.
Read more
. . ذهن ِ من ، يه عالمه وَرهاي مختلف داره كه طي سالهاي زندگيم و بنا به شرايط مختلف، افتخار آشنايي باهاشون ...
Media Removed
. . ذهن ِ من ، يه عالمه وَرهاي مختلف داره كه طي سالهاي زندگيم و بنا به شرايط مختلف، افتخار آشنايي باهاشون رو پيدا كردم . مثلا يكي از وَرها ، فقط بلده غر بزنه و همه چيز رو تيره و تار ببينه و نااميد باشه . يه ور ديگه هم داره ذهنم كه نقطه ء عكس اون يكيه: آروم و خوش بين و خوشحال و اميدواره. اين دوتا مثل موش و ... .
.

ذهن ِ من ، يه عالمه وَرهاي مختلف داره كه طي سالهاي زندگيم و بنا به شرايط مختلف، افتخار آشنايي باهاشون رو پيدا كردم .
مثلا يكي از وَرها ، فقط بلده غر بزنه و همه چيز رو تيره و تار ببينه و نااميد باشه .
يه ور ديگه هم داره ذهنم كه نقطه ء عكس اون يكيه: آروم و خوش بين و خوشحال و اميدواره.
اين دوتا مثل موش و گربه اند و اكثروقتها با هم دارن كلنجار ميرن. و پيروز شدن ِ هر كدومه كه تعيين ميكنه يه روزم خوب و انرژيك باشه يا نااميد و تيره.
ولي چيزي كه مهمه اينه كه دائم به خودم يادآوري ميكنم كه من، اين وَرهاي ذهنم نيستم و با اونا تعريف نميشم. جدا و فراتر از اونام . قرار نيست ملعبه شون باشم كه يه روز منو ببرن تا اوج ِ سرخوشي و روز بعد منو پرت كنن به حضيض ِ نااميدي.
من هستم كه به اونا هويت و موجوديت ميدم . نه اينكه اونها، سكاندار ِ من باشن.
.
.
Read more
خانواده ي آقاي كاشمي. قسمت دوم - دو روز بعد آقاي كاشمي به كريم دست طلا سپرد كه فولكس قورباغه اي را يك ...
Media Removed
خانواده ي آقاي كاشمي. قسمت دوم - دو روز بعد آقاي كاشمي به كريم دست طلا سپرد كه فولكس قورباغه اي را يك طوري آبش كند و خودش هم رفت يك ب-ام-و، دو هزا و دو خريد. و يك روز بعد ترش هم يك ماشين لباسشويي توشيباي اصل خريد و تازه عصرش هم دو تا النگو بيست و دو عيار براي زنش خريد. آن شب خانم كاشمي كلي براي آقاي كاشمي ... خانواده ي آقاي كاشمي. قسمت دوم
-
دو روز بعد آقاي كاشمي به كريم دست طلا سپرد كه فولكس قورباغه اي را يك طوري آبش كند و خودش هم رفت يك ب-ام-و، دو هزا و دو خريد.
و يك روز بعد ترش هم يك ماشين لباسشويي توشيباي اصل خريد و تازه عصرش هم دو تا النگو بيست و دو عيار براي زنش خريد.
آن شب خانم كاشمي كلي براي آقاي كاشمي اسفند دود كرد و گفت كه ايشالله هميشه سايه اش بالاي سرشان باشد.
دو سه ماهي كه گذشت و در يك ظهر گرم تابستاني وقتي آقاي كاشمي مشغول صرف تاس كباب ناهارش بود، آقاي ارباب رجوع دوباره با يكي از رفيقهايش وارد اتاق شد و هر چه هم آقاي كاشمي اصرار كرد، يك لقمه هم تاس كباب نزد.
ولي با پشت آرنجش يكي به شيكم رفيقش زد. بعد رفيق آقاي ارباب رجوع يك سررسيد آلبالويي روي ميز گذاشت و گفت كه اصلاً هم قابل ندارد.
ولي آقاي كاشمي ناراحت شد و گفت كه آن دفعه هم اشتباهي شده و اين كارها اصلاً به مذاقش خوش نمي آيد.
ولي آقاي ارباب رجوع گفت باز هم عيبي ندارد و اين دفعه يك دانه كيت كت به آقاي كاشمي داد و گفت كه اين يكي از تافي هم خيلي خوشمزه تر است و حتماً به مذاقش خوش مي آيد.
بعد آقاي كاشمي همينطور كه داشت ضبط اين يكي ملك آقاي ارباب رجوع را هم معلق ميكرد، پيش خودش فكر كرد كه واقعاً مزه ي كيت كت از تافي كره اي خيلي بهتر است.
سر شيش ماه كه شد، آقاي كاشمي به خانمش گفت كه به نظرش جايشان خيلي تنگ شده و بايد دنبال يك خانه ي سه تا اتاق خوابه طرفهاي "مستانيه" بگردند.
بعد هم رفت براي پسرش چوب اسكي خريد و دخترش را هم توي كلاس پيانوي استاد مشعوفي پيش ثبت نام كرد.
به خانمش هم پول داد كه برود هم ابروهايش را تتو بكند و به آرايشگاه هم بگويد كه براي موهايش يك "اِن ده"با كيفيتي بزند.
اوضاع كه روي غلطك افتاد، آقاي كاشمي به آقاي ارباب رجوع گفت كه ديگر شوكولات نميخواهد. چونكه هم قندش زده بالا و هم به نظرش، ديگر خود پاكتها به اندازه كافي شيرين شده اند.
بعد هم از آقاي ارباب رجوع آدرس يك وكيل كار درست را گرفت و رفت واسه ي اقامت كانادا اقدام كرد.
و سرانجام، آقاي كاشمي در يك روز زيباي بهاري از اداره ضبط املاك براي هميشه زد بيرون و با عيال و بچه ها در پي جستجوي افقي روشن تر، ترك وطن نمود.
شايان ذكر است كه خانم مهماندار هم در خاتمه ي پرواز براي آقاي كاشمي و خانواده ي محترم اقامت خوب و خوشي را آرزومند بود.
پانوشت: اون سال که این متل رو نوشتم به نظرم کولاک کرده بودم. حالا شما تازه فکر کن ، بدون شیر!
Read more
حالا كه به اين سن رسيدم و پس از خراب كردن كليه ى پلهاى پشت سر ،پيش رو ،كنارين و بطور كل هرگونه پل و معبرى ...
Media Removed
حالا كه به اين سن رسيدم و پس از خراب كردن كليه ى پلهاى پشت سر ،پيش رو ،كنارين و بطور كل هرگونه پل و معبرى و همچنين در نورديدن تپه هاى مجاور و ديگر مناطق، اين حس بهم دست داده كه قطعا و بلاشك زندگى اون حريف قلچماقى كه همواره فكر ميكردم نبوده يعنى در اقصى نقاط مراحلش بيشتر شبيه يه بچه ى لوسه كه هى ميخواد باهات ... حالا كه به اين سن رسيدم و پس از خراب كردن كليه ى پلهاى پشت سر ،پيش رو ،كنارين و بطور كل هرگونه پل و معبرى و همچنين در نورديدن تپه هاى مجاور و ديگر مناطق، اين حس بهم دست داده كه قطعا و بلاشك زندگى اون حريف قلچماقى كه همواره فكر ميكردم نبوده يعنى در اقصى نقاط مراحلش بيشتر شبيه يه بچه ى لوسه كه هى ميخواد باهات بازى كنه و اگه تو باهاش بازى نكنى به انواع ترفندا اعم از لوس بازى ،قهر ،شيشه شكستن و ديگر بلاياى طبيعى حاليت ميكنه كه هوى عمو بايد با من بازى كنى ، حالا از اين چيزاش كه بگذريم و بچه ى لوس بودن و بازيگوش بودنش اما خيلى معلم خوبيه يعنى بهترين معلميه كه تابحال شناختم همينجورى هر روز چيزاى جديد بهت ياد ميده و انتظار داره تو ازشون استفاده كنى و بازيت بهتر بشه،زندگى خوبياى زيادى داره كه ميشه عاشقش شد ازش لذت برد تو آغوشش غرق شد اصلا ،اما يه بدى داره يه بديه خيلى بد و غمگين اونم اينه كه اگه تو نباشى ام ادامه داره وقتيكه يه روز بميرى اون بازم به روى آدماى ديگه ميخنده باهاشون بازى ميكنه ونهايتن اگه بازيگر خوبى باشن محترمانه بدرقشون ميكنه و همينطور الى آخر ميدونم خيلى خودخواهانه است اين حرف ولى عين حقيقته همه زندگى رو واسه خودشون ميخوان ،يا نه لااقل اكثر آدما اونو واسه خودشون ميخوان، آره اين يه حقيقت تلخه كه زندگى نه تنها بدون ما و بعد ما ادامه داره بلكه بعد از گذشتن چند وقت اصلا مارو يادش نمياد ، خنده هامون ، حرفامون ،ردپاهامون جاهايى كه دوس داشتيم و كسايى كه دوس داشتيمو آروم آروم محو و پاك ميكنه و ما يه روز بعد از ظهر به خودمون ميايم ميبينيم ديگه بطور كامل نيستيم و زندگى بلكل مارو فراموش ميكنه.
از وقتى كه اينو فهميدم كه داستان يحتمل از اين قراره كه نه ميشه با يادگارى نوشتن رو درختا نه با پر كردن حافظه ى كامپيوترا از عكس و فيلم تو ياد زندگى موند نه با آدم معروف و مشهورى شدن نه با هيچكدوم از اين جلف بازياى معمول تصميم گرفتم ذهنمو به يه جايى وصل كنم ،آدم بودن رو پيدا كنم بعد روح سرگردانمو و بعدش شايد ، شايد بتونم يه كارى كنم كه رو تن اين بچه ى بازيگوش رو روحش يه ردى بذارم كه اگر بخوادم نتونه فراموشم كنه كى ميدونه شايد يه بعد از ظهر آفتابى سالها بعد از خودم تو كوچه من و اون باز به ياد قديما مثل دو تا بچه با هم بازى كنيم.. #نويدنقيبي
Read more
هفته ای که به سختی گذشت..😕<span class="emoji emoji1f614"></span> پ.ن : جمعه هفته پیش سفارشات روز مادرو میپختم و قرار بود از فرداش شروع کنم ...
Media Removed
هفته ای که به سختی گذشت..😕 پ.ن : جمعه هفته پیش سفارشات روز مادرو میپختم و قرار بود از فرداش شروع کنم به تزئین که مریض شدم و روز اول یکسره دراز کشیدم و دور از جون همه.. جوون دادم😑 و یکشنبه اش به اصرار مامان رفتم دکتر گفتن فشارت اومده پایین.. سرم و پنی سیلین دادن .. ولی خیلی رو بدنم تاثیر نکرد و هنوز بیحال ... هفته ای که به سختی گذشت..😕😔
پ.ن : جمعه هفته پیش سفارشات روز مادرو میپختم و قرار بود از فرداش شروع کنم به تزئین که مریض شدم و روز اول یکسره دراز کشیدم و دور از جون همه.. جوون دادم😑 و یکشنبه اش به اصرار مامان رفتم دکتر گفتن فشارت اومده پایین.. سرم و پنی سیلین دادن .. ولی خیلی رو بدنم تاثیر نکرد و هنوز بیحال بودم .. تصمیم گرفتم با عذرخواهی سفارشارو کنسل کنم ناجور حالم بد بود .. ک دیدم ازشون پیام دارم که سفارشمون به کجا رسیده؟ روم نشد حرفی بزنم.. میدونستم خیلیا برنامه ریزی کردن نمیشه راحت کنسل کرد..گفتم دارم آماده میکنم🤐 مجبور شدم تو همون حالت مریضی شروع کنم به درست کردن و بعد ارسال نتیجه این شد که مریضیم بدتر شد و اینبار به پیشنهاد یکی از دوستان رفتم مطب پزشکی پارس آقای دکتر محمد حسن پور تو خ نامجو ک ایشون گفتن فشارم به ۶ رسیده و نبضم خیلی کنده بلافاصله ۲ تا سرم بهم زدن و تاکید کردن ک رفتم خونه استراحت کنم و فردام بیام برای معاینه و سرم بعدی🙈اومدم خونه خیلی شارژ بودم انگار دوپینگ کرده بودم و متوجه نبودم ک ممکنه اثر سرم بره..یه سفارش دیگه داشتم ک باید تاساعت ۸ روز بعد تحویل میدادم نشستم تا ۵ صبح درست کردم و بعد خوابیدم همین کار اشتباهم باعث شد دوباره افت فشار پیدا کنم و کلی هم دکتر سرزنشم کرد 🙈🙊 خلاصه به کمک دکتر و پرسنل خوبشون دیروز تموم سعیشو کردن که فشارمو بیارن بالا و حالمو بهتر کردن ..
و از همینجا ازشون تشکر میکنم ..🌹
--------------------
پ.ن ۲: اینارو توضیح دادم که بگم با یکم استراحت حالم چند روز اول خوب میشد و این همه زجر نمیکشیدم اگر؛ میتونستم سفارشامو کنسل کنم ..
برای همین تصمیم گرفتم تمام طول این هفته رو فقط استراحت کنم و از این بعد یکم معقولانه تر سفارش بگیرم تا مجبور نشم ۵ بار سرم بزنم تا فشارم بیاد بالا 😄
Read more
‌ 🌞<span class="emoji emoji1f49a"></span> روز مادر مبارک <span class="emoji emoji1f49a"></span>🌞 ‌ ⚘دردامو گرفتی تا خوب باشه حالم ‌ ⚘نذاشتی بگیره هوای خیالم ‌ ⚘دستات آرامشم ...
Media Removed
‌ 🌞 روز مادر مبارک 🌞 ‌ ⚘دردامو گرفتی تا خوب باشه حالم ‌ ⚘نذاشتی بگیره هوای خیالم ‌ ⚘دستات آرامشم داد ‌ ‌‌ ‌______________________________________‌ ♪بیست و یک روز بعد‌ خواننده: مهدی یراحی ترانه سرا: امیرعلی بهادری ‌ تک آهنگ دسته بندی هشتگ طرح: #هوای_تو_بیست_و_یک_روز_بعد ...
🌞💚 روز مادر مبارک 💚🌞

⚘دردامو گرفتی تا خوب باشه حالم ‌
⚘نذاشتی بگیره هوای خیالم ‌
⚘دستات آرامشم داد ‌
‌‌
‌___________________🎼___________________‌
♪بیست و یک روز بعد‌
🎤خواننده: مهدی یراحی
✏ترانه سرا: امیرعلی بهادری ‌
💿تک آهنگ
🔍دسته بندی هشتگ طرح: #هوای_تو_بیست_و_یک_روز_بعد ‌
‌‌
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
‌ #آهنگ #مهدی_یراحی #ترانه #ترانه_گرافی #شعر #شعر_گرافی #ترانه_نوشت #تکست #تایپوگرافی #تکست_گرافی #گرافیک #آهنگ_جدید #موسیقی #موزیک #ایرانی #موزیک_ایرانی #بیست_و_یک_روز_بعد #روز_مادر #روز_مادر_مبارک
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم <span class="emoji emoji1f4a0"></span> نگاهی به زندگی یک شهید فرانسوی <span class="emoji emoji1f536"></span>️•<span class="emoji emoji1f538"></span>️«کمال کورسل» از تشیع تا شهادت نامش، ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم نگاهی به زندگی یک شهید فرانسوی ️•️«کمال کورسل» از تشیع تا شهادت نامش، ژروم بود؛ ژروم امانوئل کورسل، متولد فرانسه . پدرش تونسی‌الاصل بود و مادرش مسیحی فرانسوی. او در تونس ، اسلام را شناخت ؛ آن را برگزید و نام کمال را برای خود انتخاب کرد . او در همان ایام ، با بیانات امام ... بسم الله الرحمن الرحیم 💠 نگاهی به زندگی یک شهید فرانسوی 🔶️•🔸️«کمال کورسل» از تشیع تا شهادت

نامش، ژروم بود؛ ژروم امانوئل کورسل، متولد فرانسه .
پدرش تونسی‌الاصل بود و مادرش مسیحی فرانسوی.
او در تونس ، اسلام را شناخت ؛ آن را برگزید و نام کمال را برای خود انتخاب کرد .
او در همان ایام ، با بیانات امام رو به رو و از همان ایام هم مرید ایشان شد ؛ تا آنجا که تا پایان عُمر نام معظم له را با عنوان "حضرت امام" بر زبان می‌آورد .
در آن روزگار، دانشجویان ایرانی در پاریس، کانونی مذهبی داشتند که یکی از فعالیت‌های آنان، برپایی دعای کمیل در هر شب جمعه بود.
کمال به طور اتفاقی در یکی از این دعاهای کمیل شرکت کرد و با توجه به اصالت پدرش و اینکه او هم زبان عربی را به خوبی می‌فهمید، مجذوب مفاهیم متعالی این دعای شگرف شد. او هفته بعد و هفته‌های بعد، باز هم در مراسم دعای کمیل شرکت کرد.
یکی از دوستان کمال درباره آن ایام چنین گفته است: "بعد از آن روز، ژروم هر شب جمعه برای دعای کمیل می‌‌آمد. چند ماه بعد، یکی از دوستان نزد من آمد و گفت بیا ژروم را نگاه کن!
ژروم، در نمازخانه کانون مشغول نماز خواندن بود. به نمازخانه رفتم .
او تا آن روز ، همیشه بدون مهر و با دست‌های گره کرده نماز می‌خواند ، اما این بار دستهایش باز بود.
چند روز بعد دوباره وقت نماز سراغش رفتم ؛ البته طوری که متوجه نشود ، این بار دیدم که دست‌هایش باز و مُهر هم گذاشته است. می‌‌خواستم او را متوجه کنم که می‌دانم چطور نماز می‌‌خواند.
وارد نمازخانه شدم و از طاقچه آنجا، یک کتاب برداشتم.
شب که به خانه آمد پرسید : تو امروز ظهر مرا دیدی؟ سریع گفتم: مبارک است . احساس کردم که توضیح دادن برایش سخت است. گفتم: برویم شیرینی بخریم. بعد از خرید شیرینی گفت: من شیعه شدم. گفتم: خدا را شُکر، الحمدالله. چه کسی تو را شیعه کرد؟ منتظر بودم اسم یکی از دوستانمان را بشنوم. لحظه ‌ای سرش را پایین انداخت و گفت: دعای کمیل امام علی."
و اینچنین بود که کمال کورسل، به تشیع گروید و نامش را علی گذاشت.

او پس از آن، به مطالعه کتب آیت‌الله استاد مطهری پرداخت تا از شیعه بیشتر بداند و آموخته‌های خود را کامل کند.
چندی بعد او در کمال ناباوری تصمیم گرفت تا به قم بیاید و طلبه شود ،
سرانجام در اوایل دهه شصت هجری شمسی به قم آمد و در مدرسه علمیه حجتیه به تحصیل مشغول شد .
🔶️ ادامه در نظرات 👇👇
Read more
. ما سه نفر بودیم‌.. هر سه از گردان شهید بابایی و گروهان شهید باکری از راست به چپ امید امیر امیر بعد ...
Media Removed
. ما سه نفر بودیم‌.. هر سه از گردان شهید بابایی و گروهان شهید باکری از راست به چپ امید امیر امیر بعد از آموزشی هر سه باز افتادیم یه جا یعنی ستادکل نیروی هوایی ارتش هر سه مقیم مرکز تهران از راست به چپ ساکن یوسف آباد عباس آباد یوسف آباد بنزین گرون شده بود طرح زوج و فرد هم دائمی شده بود تصمیم گرفتیم هر ... .
ما سه نفر بودیم‌..
هر سه از گردان شهید بابایی و گروهان شهید باکری
از راست به چپ امید امیر امیر
بعد از آموزشی هر سه باز افتادیم یه جا یعنی ستادکل نیروی هوایی ارتش
هر سه مقیم مرکز تهران از راست به چپ ساکن یوسف آباد عباس آباد یوسف آباد
بنزین گرون شده بود طرح زوج و فرد هم دائمی شده بود
تصمیم گرفتیم هر روز یکی ماشین بیاره
صبح می رفتیم دنبال هم و موقع برگشتن هم دم ماشین قرار می ذاشتیم باهم برمی گشتیم
اما روزهایی که نوبت امید بود وقتی می رفتیم جایی که ماشین رو صبح پارک کرده بود می دیدیم ماشین نیست و ما دست از پا درازتر پیاده برمی گشتیم خونه
فرداش امید می گفت من کار داشتم مرخصی ساعتی گرفتم زودتر رفتم
این اتفاق هی بیشتر می افتاد
تا اینکه یه روز من طاقتم تموم شد و گفتم من دیگه با شما نمیام خودم هر روز ماشین بیارم راحت ترم
امیر دوم اول روش نشد به امید بگه اما چند روز بعد که دوباره امید پیچوندش اون هم شاکی شد گفت من هم دیگه با تو نمیام و از اون به بعد ما دوتا امیر باهم رفتیم
چند وقت بعد امید رو تو محوطه ستاد دیدیم از همیشه خوشحال تر پرسیدیم جریان چیه؟ گفت من خدمتم تموم شد فوق قبول شدم می رم دانشگاه تا درسمم تموم بشه بابام شصت سالش می شه من هم تک فرزندم معاف می شم دوستان خداحافظ ما که رفتیم آسیا یاحق...
ما هم از صمیم قلب براش آرزوی موفقیت کردیم.. دیگه امید رو ندیدیم اما همیشه ذکر خیرش بود تا دوسال پیش که نزدیک سه سال از پایان خدمت ما می گذشت یه روز امیر بهم زنگ زد گفت بگو کیو دیدم الان تو خیابون..؟ امید رو دیدم با لباس نیروهوایی..!!
فوقش رو گرفته رفته معافی بگیره گفتند اون قانون شصت سال و تک فرزندی عوض شده باید بری ادامه خدمت در ضمن این بار بیست و چهار ماه
لازم به ذکره که زمان ما هفده ماه بود
امید عزیز فکر کنم دیگه الان خدمتش تموم شده و روزهای زیبایی رو در کنار خانواده محترمش سپری می کنه
Read more
روز نوزدهم ماه ذی الحجه، به توصیه مرجعیت شیعه آیت الله العظمی شیرازی (مدظله)، «روز جهانی مظلومیت کربلا» نام گرفت. ️به گزارش شیعه ویوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له، این اقدام با هدف بزرگداشت و خطیر دانستن سال روز حمله وحشیانه وهابی‌ها و سنی‌های تندرو به شهر مقدس کربلا در روز عید غدیر ... 🔴روز نوزدهم ماه ذی الحجه، به توصیه مرجعیت شیعه آیت الله العظمی شیرازی (مدظله)، «روز جهانی مظلومیت کربلا» نام گرفت. ⭕️به گزارش شیعه ویوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له، این اقدام با هدف بزرگداشت و خطیر دانستن سال روز حمله وحشیانه وهابی‌ها و سنی‌های تندرو به شهر مقدس کربلا در روز عید غدیر سال 1216 قمری، صورت گرفت. ⭕️به شهادت تاریخ، در ۱۸ ذی الحجة ۱۲۱۶ قمری، وهابی ها تحت فرماندهی «سعود بن عبدالعزیز» فرزند پادشاه وقت عربستان سعودی «عبدالعزیز بن محمد» و به دستور وی، با همراهی ۱۲۰۰۰ نفر از بادیه نشینان نجد و حجاز؛ با سوءاستفاده از نبودن بسیاری از مردم که به مناسبت عید غدیر به نجف اشرف رفته بودند، به شهر مقدس کربلا حمله ور شدند. ⭕️علامه امینی در کتاب «شهداء الفضیله» خود می آورد: «وهابیابی ها به زور وارد کربلا شدند؛ مردم آن جا را به خاک و خون کشیدند و جز عده کمی که فرار کردند یا مخفی شدند، دیگران را به شهادت رسانده و مجروح کردند. آنان قبر مطهر امام حسین علیه السلام و حضرت عباس علیه السلام را ویران کرده، شبکه های ضریح مطهر را کنده، اموال آن جا را سرقت نموده و حرم مطهر را به آتش کشیدند. ⭕️وی تعداد کسانی که از سادات و بزرگان شهر گرفته تا زنان و کودکانی که توسط وهابیان کینه توز در این حمله بی شرمانه به شهادت رسیدند را 7 هزار نفر یاد کرده و برخی منابع شیعی این تعداد را 20هزار نفر دانسته اند که قریب 500 نفر از آن ها در صحن مطهر و 50 نفر در حرم مبارک به شهادت رسیده اند. 🔺این تعداد جدای از کسانی است که توسط آن سپاه خون ریز مجروح شدند. ⭕️علاوه بر مورخین، بسیاری از شعرای عرب ـ خصوصا کربلائی ها ـ با بزرگ دانستن این حمله وحشیانه، در باره آن اشعاری سروده و نام تعدادی از شهدای این واقعه تلخ را نیز در اشعار خود آورده اند. 🔸مرجعیت شیعه آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی، با توجه به این اتفاق در روز عید غدیر خم (18 ذی الحجه)، روز بعد از آن یعنی 19 ذی الحجه را «روز جهانی مظلومیت کربلا» نام گذاری کردند و فرمودند: یورش وحشیانه و بی خردانه وهابی های کینه توز به شهر مظلوم کربلا، تکرار دوباره ی وحشی گری بنی امیه در روز عاشوراست. 🔹رسانه های شیعی و فعالان فضای مجازی نیز با تشکیل کمپینی با عناوین: #روز_جهانی_مظلومیت_کربلا، #19_ذی_الحجه و #اليوم_العالمي_لمظلومية_كربلاء، انزجار خود را از این حمله وحشیانه نشان می‌دهند و یاد و خاطره ی شهدای این اتفاق دردناک را زنده نگه می دارند.
#روز_جهاني_مظلوميت_كربلا
Read more
. چرا مناسبت‌ها اهمیت دارند؟ هرروز آدمها از من می‌پرسند چه اهمیتی دارد که روز زن یا سالگرد ازدواج ...
Media Removed
. چرا مناسبت‌ها اهمیت دارند؟ هرروز آدمها از من می‌پرسند چه اهمیتی دارد که روز زن یا سالگرد ازدواج یا روز تولد پارتنرمان یادمان باشد و جشن بگیریم؟ چرا اصلا باید بیست و هفت ضربدر سیصد و شصت و سه پنج روز بعد از تولدش را جشن بگیریم به عنوان تولدت بیست و هفت سالگی؟ چرا مثلا ده هزارمین روز را تبریک نمی‌گوییم؟ ... .
چرا مناسبت‌ها اهمیت دارند؟ هرروز آدمها از من می‌پرسند چه اهمیتی دارد که روز زن یا سالگرد ازدواج یا روز تولد پارتنرمان یادمان باشد و جشن بگیریم؟ چرا اصلا باید بیست و هفت ضربدر سیصد و شصت و سه پنج روز بعد از تولدش را جشن بگیریم به عنوان تولدت بیست و هفت سالگی؟ چرا مثلا ده هزارمین روز را تبریک نمی‌گوییم؟ یا چرا باید تقویم را پر از روز فلان و بهمان کنیم و هی وقت خود را برای اینجور چیزها تلف کنیم؟
جواب ساده است. ما در کنار فراموشی تاریخی و فراموشی سیاسی که دو جز جدایی ناپذیر ناخودآگاه جمعی ایرانیان است، مبتلا به فراموشی هیجانی
Emotional amnesia
هم هستیم. یادمان می‌رود زمانی چه احساسی به همسرمان یا به ازدواج داشتیم. روزهای تلخ که می‌آیند همه‌ی حس‌های خوب گذشته را فراموش می‌کنیم گویی هرگز نبوده. نه عشقی بوده نه عاشقی.
روز پزشک هم برای من همین کاربرد را دارد. هر سال در این روز به خودم یادآوری می‌کنم. تجدید عهد و تجدید پیمان با باورهای کهنه‌ی خودم. ارزیابی نقاط ضعف و قوت خودم و تکرار مهمترین وظیفه‌ام در تمام سالهای پیشِ رو:
«یادت باشد قبل از اینکه روانپزشک باشی، پزشک بودی. روزهای اینترنی در بخش داخلی و جراحی و اعصاب را یادت باشد. مهم نبود که چقدر حال مریض بد است. مهم نیست آیا امیدی هست؟ سرطان؟ خونریزی مغزی؟ ایدز پیشرفته؟ تو همه‌ی تلاشت را می‌کردی. ماساژ قلبی و تنفسی مصنوعی تا آخرین لحظه حتی برای بدحال‌ترین بیماران هم ادامه داشت. حالا هم همین است. مهم نیست رابطه‌ای چقدر خراب باشد یا زن و شوهری چقدر به طلاق نزدیک باشند، وظیفه تو زنده نگه‌داشتن است. خوب کردن حالِ رابطه‌ها و حالِ آدمها.»
خوشحالم که پزشک هستم. پزشکی به من همه چیز داد و از همه مهمتر، حالِ خوب. که آن را مدیون مراجعان هستم؛ بزرگترین استادان، گرمترین دوستان و دلگرم کننده‌ترین انسانها. از همه شما ممنونم.
Read more
"هرچه تمرین من طولانی تر باشه، و زمان بیشتری رو در هر جلسه ی تمرین صرف کنم، نتیجه ی بهتری هم میگیرم". ...
Media Removed
"هرچه تمرین من طولانی تر باشه، و زمان بیشتری رو در هر جلسه ی تمرین صرف کنم، نتیجه ی بهتری هم میگیرم". باید خدمت دوستان عرض کنم که تمریناتی که کوتاه هستند، مفیدتر هستند. بعد از 15 دقیقه فعالیت، بصورت معمول شخص کم کم از لحاظ ذهنی دچار خستگی میشه. اگه بعد از این مدت شخص یک استراحت کوتاه، حالا اگه با چندتا ... "هرچه تمرین من طولانی تر باشه، و زمان بیشتری رو در هر جلسه ی تمرین صرف کنم، نتیجه ی بهتری هم میگیرم". باید خدمت دوستان عرض کنم که تمریناتی که کوتاه هستند، مفیدتر هستند. بعد از 15 دقیقه فعالیت، بصورت معمول شخص کم کم از لحاظ ذهنی دچار خستگی میشه. اگه بعد از این مدت شخص یک استراحت کوتاه، حالا اگه با چندتا حرکت کوتاه کششی هم باشه، به خودش بده، نتیجه ی بهتری میگیره، تا اینکه بخواد بصورت یک تکه 2 ساعت بشینه پشت پیانو. پس کسانی که فکر می کنن اگه 10 دقیقه وقت بذاریم واسه تمرین بی ثمر هست، بدونن دارن خودشون رو از یک تمرین خیلی خیلی مفید 10 دقیقه ای محروم میکنن، پس انجامش بدن حتما. بعدا میتونین یک تمرین 10 دقیقه ای دیگه انجام بدین، حالا همون روز یا روز بعد. مهم این هست که در اون مدت واقعا تمرین کنین، نه اینکه هدر بدین وقت و انرژی خودتون رو. دل بدین. نتیجه ی تمرین یک تکه ی 2 ساعتی این هست که روز بعدش دیگه انرژی و حوصله ندارین اصلا واسه تمرین کردن. و شاید حتی دو روز بعدش هم!! پس حتی 5 دقیقه هم مفیده. همین دقیقه ها هست که در کل زمان تمرین شما رو میسازن. این نکته خیلی خیلی مهم هست که در زمان خستگی، عصبانیت، حواس پرتی و چیزایی شبیه به این اصلا تمرین نکنید. دقت کنین، منظور ما اینجا خستگی ذهن هست. ممکنه که دستای شما اصلا احساس خستگی یا درد نداشته باشن، اما ذهن خستست. پیانو، ساز ذهن هست بیشتر، تا سازی که فقط بشه با دست و شرایط فیزیکی اون رو نواخت. @piano_violon
Read more
دوست واقعی مثل صبح میمونه ، نمیشه تموم روز داشتش ولی مطمئن هستی که فردا ، روز بعد ، هفته بعد ، سال بعد و ...
Media Removed
دوست واقعی مثل صبح میمونه ، نمیشه تموم روز داشتش ولی مطمئن هستی که فردا ، روز بعد ، هفته بعد ، سال بعد و تا ابد هست ! دوست واقعی مثل صبح میمونه ، نمیشه تموم روز داشتش ولی مطمئن هستی که فردا ، روز بعد ، هفته بعد ، سال بعد و تا ابد هست !
زمان ما سه تا مقطع تحصيلى بود ابتدايى راهنمايى دبيرستان، كلاس پنجم و ششم رو تو يه سال ميخونديم و ميرفتيم ...
Media Removed
زمان ما سه تا مقطع تحصيلى بود ابتدايى راهنمايى دبيرستان، كلاس پنجم و ششم رو تو يه سال ميخونديم و ميرفتيم مدرسه راهنمايى، يعنى بايد مدرسه عوض ميكرديم، وقتى وارد مدرسه راهنمايى شدم احساس ميكردم خيلى بزرگ شدم و تو راه مدرسه وقتى بچه هاى ابتدايى رو ميديدم ، حس بزرگ شدن در من بيشتر نمود پيدا ميكرد، برعكس ... زمان ما سه تا مقطع تحصيلى بود ابتدايى راهنمايى دبيرستان،
كلاس پنجم و ششم رو تو يه سال ميخونديم و ميرفتيم مدرسه راهنمايى، يعنى بايد مدرسه عوض ميكرديم،
وقتى وارد مدرسه راهنمايى شدم احساس ميكردم خيلى بزرگ شدم و تو راه مدرسه وقتى بچه هاى ابتدايى رو ميديدم ، حس بزرگ شدن در من بيشتر نمود پيدا ميكرد،
برعكس دوران ابتدايى كه كل سال با يك معلم بوديم، براى هر درسى معلم جداگانه داشتيم و اين تنوع چقدر برام جالب بود،
اون سال كتابهامو جلد هم نكردم و به مادرم گفتم ديگه بچه نيستم كه كتابامو كادو پيچ كنم ، فقط اسممو با خودكار روى جلد كتابهام نوشتم، يه كلاسور هم خريدم تا وقتايى كه درسهامون سبكه فقط كلاسور بگيرم دستم مثل مدل دانشگاهياى اون دوره،
سرم خيلى باد داشت، همون روزاى اول دوتا دوست خوب پيدا كردم افسانه و مرضيه،
يكى دو ماه از شروع مدرسه ها نگذشته بود كه ناظم پشت بلندگو اعلام كرد كه كلاسهاى غيردرسى گذاشتن و هركس دوست داره ميتونه تو اين كلاسها ثبت نام كنه و رشته مورد علاقش رو جدى تر دنبال كنه، من و دوستام بدو رفتيم سمت دفتر مدرسه كه پنجره اش به حياط بود و ديديم چندتا كلاس گذاشتن رشته كاراته، رقص، خطاطى، مرضيه گفت همين سه تا كلاسه فقط ،
من كه نميام بابام اجازه نميده تو مدرسه بمونم من و افسانه يه چشمك بهم زديم و رفتيم دفتر و تو كلاس رقص ثبت نام كرديم البته قرار شد چند روز بعد تست بديم و اگر قبول شديم معلم رقص باهامون كار كنه، وقتى به مادرم گفتم گفت كار خوبى كردى رقصت خوب ميشه به خواهراتم ياد ميدى ،فقط ننه نفهمه ، گفتم پس روزايى كه دير ميام خونه چى، ننه ميفهمه، مادر گفت ميگم رفتى كلاس خط، مگه هميشه بايد راستشو بگيم ، بعدش هر دو غش غش خنديديم،
چند روز بعد اولين كلاس رقص بود و من و افسانه با خوشحالى رفتيم براى تست رقص، تو بيست نفرى كه تست داديم سه نفر انتخاب شديم من و افسانه و سهيلا ،
تست رو خانم ناظم ازمون گرفت و گفت فردا مربى رقص مياد براى تعليم،
فردا شد و ما سه نفر تو اتاق كوچك بغل دفتر منتظر مربى ، روى صندلى نشسته بوديم كه ناظم وارد اتاق شد و پشت سر ايشون يه آقاى فوكول كراواتى اتو كشيده با كلاس، ناظم گفت ايشون آقاى ذكى همسر بنده و مربى رقص شما هستن، و ازين به بعد با شما كار ميكنند، من و بچه ها به هم نگاه كرديم و آب دهنمونو قورت داديم،
آقاى ذكى رفت سراغ ضبطى كه روى ميز بود و مشغول امتحان كردن ضبط صوت شد،
من و افسانه و سهيلا به هم نگاه ميكرديم و بدجورى تو معذوريت مونده بوديم، آقاى ذكى يه آهنگ از مهستى گذاشتن و روى صندلى چوبى 👇🏻
Read more
 #برنده #مسابقه ‌ ⁦🎖️⁩برنده مسابقه روز دوم #ازفیدیبوخریدم‌ ‌ امروز آخرین مهلت برای شرکت در مسابقه‌ست. ‌ <span class="emoji emoji1f381"></span> ...
Media Removed
#برنده #مسابقه ‌ ⁦🎖️⁩برنده مسابقه روز دوم #ازفیدیبوخریدم‌ ‌ امروز آخرین مهلت برای شرکت در مسابقه‌ست. ‌ جایزه؟‌ ۱۰۰ کتاب فیدیبو به انتخاب خودتون!‌ برای ۴ نفر ‌ برای شرکت در مسابقه دو راه وجود داره که شما می‌تونید از یکی راه‌ها یا هردوی آن‌ها تو این مسابقه شرکت کنید. ‌ راه شماره یک با ۳ ... #برنده #مسابقه ‌
⁦🎖️⁩برنده مسابقه روز دوم #ازفیدیبوخریدم‌

امروز آخرین مهلت برای شرکت در مسابقه‌ست.

🎁 جایزه؟‌
۱۰۰ کتاب فیدیبو به انتخاب خودتون!‌ برای ۴ نفر

برای شرکت در مسابقه دو راه وجود داره که شما می‌تونید از یکی راه‌ها یا هردوی آن‌ها تو این مسابقه شرکت کنید. ‌
راه شماره یک با ۳ برنده: تو روز‌های پنجشنبه، جمعه و شنبه یک کتاب (حداقل ۵ هزارتومانی) از فیدیبو بخرید. هر ۵ هزار تومان یک امتیاز محسوب می‌شه و می‌تونید بیشتر از یک کتاب هم بخرید. در پایان هر روز قرعه‌کشی ِشرکت‌کنندگان همون روز انجام می‌شه و برنده خوش‌شانس ۱۰۰ کتاب ۱۲ ظهر روز بعد همین‌جا اعلام می‌شه. ‌
📢 توجه: هر روزی که کتاب بخرید فقط می‌تونید تو قرعه‌کشی همون روز شرکت کنید. ‌

راه شماره دو با ۱ برنده: عکس کتابی که تو این سه روز از فیدیبو می‌خرید رو در اینستاگرام پست کنید، هشتگ #ازفیدیبوخریدم بزنید، صفحه اینستاگرام فیدیبو (fidibobooks) رو تگ کنید و بنویسید چرا کتابی که خریدید رو انتخاب کردید😏‌ (صفحه‌تون باید پابلیک باشه تا بتونیم پست رو ببینیم) برای شماره دو هر ۳ روز رو فرصت دارید و در پایان روز سوم، برنده ۱۰۰ کتاب از بین شرکت‌کنندگان به قید قرعه انتخاب می‌شه.‌

#ازفیدیبوخریدم #فیدیبوبخوانیم #فیدیبوبشنویم‌ #کتاب
Read more
 #مسابقه ‌ امروز ۱۶ شهریور روز جهانی خرید کتاب‌ه. به همین مناسبت فیدیبو یه مسابقه بزرگ داره<span class="emoji emoji1f60a"></span> ‌ ‌ <span class="emoji emoji1f3c6"></span> ...
Media Removed
#مسابقه ‌ امروز ۱۶ شهریور روز جهانی خرید کتاب‌ه. به همین مناسبت فیدیبو یه مسابقه بزرگ داره ‌ ‌ مسابقه #ازفیدیبوخریدم ‌ جایزه؟‌ ۱۰۰ کتاب فیدیبو به انتخاب خودتون!‌ برای ۴ نفر ‌ برای شرکت در مسابقه دو راه وجود داره که شما می‌تونید از یکی راه‌ها یا هردوی آن‌ها تو این مسابقه شرکت کنید. ‌ راه ... #مسابقه ‌
امروز ۱۶ شهریور روز جهانی خرید کتاب‌ه. به همین مناسبت فیدیبو یه مسابقه بزرگ داره😊 ‌

🏆 مسابقه #ازفیدیبوخریدم ‌
🎁 جایزه؟‌
۱۰۰ کتاب فیدیبو به انتخاب خودتون!‌ برای ۴ نفر

برای شرکت در مسابقه دو راه وجود داره که شما می‌تونید از یکی راه‌ها یا هردوی آن‌ها تو این مسابقه شرکت کنید. ‌
راه شماره یک با ۳ برنده: تو روز‌های پنجشنبه، جمعه و شنبه یک کتاب (حداقل ۵ هزارتومانی) از فیدیبو بخرید. هر ۵ هزار تومان یک امتیاز محسوب می‌شه و می‌تونید بیشتر از یک کتاب هم بخرید. در پایان هر روز قرعه‌کشی ِشرکت‌کنندگان همون روز انجام می‌شه و برنده خوش‌شانس ۱۰۰ کتاب ۱۲ ظهر روز بعد همین‌جا اعلام می‌شه. ‌
📢 توجه: هر روزی که کتاب بخرید فقط می‌تونید تو قرعه‌کشی همون روز شرکت کنید. ‌

راه شماره دو با ۱ برنده: عکس کتابی که تو این سه روز از فیدیبو می‌خرید رو در اینستاگرام پست کنید، هشتگ #ازفیدیبوخریدم بزنید، صفحه اینستاگرام فیدیبو (fidibobooks) رو تگ کنید و بنویسید چرا کتابی که خریدید رو انتخاب کردید😏‌ (صفحه‌تون باید پابلیک باشه تا بتونیم پست رو ببینیم) برای شماره دو هر ۳ روز رو فرصت دارید و در پایان روز سوم، برنده ۱۰۰ کتاب از بین شرکت‌کنندگان به قید قرعه انتخاب می‌شه.‌

#ازفیدیبوخریدم #فیدیبوبخوانیم #فیدیبوبشنویم‌ #کتاب
Read more
روز نوزدهم ماه ذی الحجه، به توصیه مرجعیت شیعه آیت الله العظمی شیرازی (مدظله)، «روز جهانی مظلومیت کربلا» نام گرفت. ️به گزارش شیعه ویوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له، این اقدام با هدف بزرگداشت و خطیر دانستن سال روز حمله وحشیانه وهابی‌ها و سنی‌های تندرو به شهر مقدس کربلا در روز عید غدیر ... 🔴روز نوزدهم ماه ذی الحجه، به توصیه مرجعیت شیعه آیت الله العظمی شیرازی (مدظله)، «روز جهانی مظلومیت کربلا» نام گرفت. ⭕️به گزارش شیعه ویوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له، این اقدام با هدف بزرگداشت و خطیر دانستن سال روز حمله وحشیانه وهابی‌ها و سنی‌های تندرو به شهر مقدس کربلا در روز عید غدیر سال 1216 قمری، صورت گرفت. ⭕️به شهادت تاریخ، در ۱۸ ذی الحجة ۱۲۱۶ قمری، وهابی ها تحت فرماندهی «سعود بن عبدالعزیز» فرزند پادشاه وقت عربستان سعودی «عبدالعزیز بن محمد» و به دستور وی، با همراهی ۱۲۰۰۰ نفر از بادیه نشینان نجد و حجاز؛ با سوءاستفاده از نبودن بسیاری از مردم که به مناسبت عید غدیر به نجف اشرف رفته بودند، به شهر مقدس کربلا حمله ور شدند. ⭕️علامه امینی در کتاب «شهداء الفضیله» خود می آورد: «وهابیابی ها به زور وارد کربلا شدند؛ مردم آن جا را به خاک و خون کشیدند و جز عده کمی که فرار کردند یا مخفی شدند، دیگران را به شهادت رسانده و مجروح کردند. آنان قبر مطهر امام حسین علیه السلام و حضرت عباس علیه السلام را ویران کرده، شبکه های ضریح مطهر را کنده، اموال آن جا را سرقت نموده و حرم مطهر را به آتش کشیدند. ⭕️وی تعداد کسانی که از سادات و بزرگان شهر گرفته تا زنان و کودکانی که توسط وهابیان کینه توز در این حمله بی شرمانه به شهادت رسیدند را 7 هزار نفر یاد کرده و برخی منابع شیعی این تعداد را 20هزار نفر دانسته اند که قریب 500 نفر از آن ها در صحن مطهر و 50 نفر در حرم مبارک به شهادت رسیده اند. 🔺این تعداد جدای از کسانی است که توسط آن سپاه خون ریز مجروح شدند. ⭕️علاوه بر مورخین، بسیاری از شعرای عرب ـ خصوصا کربلائی ها ـ با بزرگ دانستن این حمله وحشیانه، در باره آن اشعاری سروده و نام تعدادی از شهدای این واقعه تلخ را نیز در اشعار خود آورده اند. 🔸مرجعیت شیعه آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی، با توجه به این اتفاق در روز عید غدیر خم (18 ذی الحجه)، روز بعد از آن یعنی 19 ذی الحجه را «روز جهانی مظلومیت کربلا» نام گذاری کردند و فرمودند: یورش وحشیانه و بی خردانه وهابی های کینه توز به شهر مظلوم کربلا، تکرار دوباره ی وحشی گری بنی امیه در روز عاشوراست. 🔹رسانه های شیعی و فعالان فضای مجازی نیز با تشکیل کمپینی با عناوین: #روز_جهانی_مظلومیت_کربلا، #19_ذی_الحجه و #اليوم_العالمي_لمظلومية_كربلاء، انزجار خود را از این حمله وحشیانه نشان می‌دهند و یاد و خاطره ی شهدای این اتفاق دردناک را زنده نگه می دارند.
#روز_جهاني_مظلوميت_كربلا
Read more
روز نوزدهم ماه ذی الحجه، به توصیه مرجعیت شیعه آیت الله العظمی شیرازی (مدظله)، «روز جهانی مظلومیت کربلا» نام گرفت. ️به گزارش شیعه ویوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له، این اقدام با هدف بزرگداشت و خطیر دانستن سال روز حمله وحشیانه وهابی‌ها و سنی‌های تندرو به شهر مقدس کربلا در روز عید غدیر ... 🔴روز نوزدهم ماه ذی الحجه، به توصیه مرجعیت شیعه آیت الله العظمی شیرازی (مدظله)، «روز جهانی مظلومیت کربلا» نام گرفت. ⭕️به گزارش شیعه ویوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له، این اقدام با هدف بزرگداشت و خطیر دانستن سال روز حمله وحشیانه وهابی‌ها و سنی‌های تندرو به شهر مقدس کربلا در روز عید غدیر سال 1216 قمری، صورت گرفت. ⭕️به شهادت تاریخ، در ۱۸ ذی الحجة ۱۲۱۶ قمری، وهابی ها تحت فرماندهی «سعود بن عبدالعزیز» فرزند پادشاه وقت عربستان سعودی «عبدالعزیز بن محمد» و به دستور وی، با همراهی ۱۲۰۰۰ نفر از بادیه نشینان نجد و حجاز؛ با سوءاستفاده از نبودن بسیاری از مردم که به مناسبت عید غدیر به نجف اشرف رفته بودند، به شهر مقدس کربلا حمله ور شدند. ⭕️علامه امینی در کتاب «شهداء الفضیله» خود می آورد: «وهابیابی ها به زور وارد کربلا شدند؛ مردم آن جا را به خاک و خون کشیدند و جز عده کمی که فرار کردند یا مخفی شدند، دیگران را به شهادت رسانده و مجروح کردند. آنان قبر مطهر امام حسین علیه السلام و حضرت عباس علیه السلام را ویران کرده، شبکه های ضریح مطهر را کنده، اموال آن جا را سرقت نموده و حرم مطهر را به آتش کشیدند. ⭕️وی تعداد کسانی که از سادات و بزرگان شهر گرفته تا زنان و کودکانی که توسط وهابیان کینه توز در این حمله بی شرمانه به شهادت رسیدند را 7 هزار نفر یاد کرده و برخی منابع شیعی این تعداد را 20هزار نفر دانسته اند که قریب 500 نفر از آن ها در صحن مطهر و 50 نفر در حرم مبارک به شهادت رسیده اند. 🔺این تعداد جدای از کسانی است که توسط آن سپاه خون ریز مجروح شدند. ⭕️علاوه بر مورخین، بسیاری از شعرای عرب ـ خصوصا کربلائی ها ـ با بزرگ دانستن این حمله وحشیانه، در باره آن اشعاری سروده و نام تعدادی از شهدای این واقعه تلخ را نیز در اشعار خود آورده اند. 🔸مرجعیت شیعه آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی، با توجه به این اتفاق در روز عید غدیر خم (18 ذی الحجه)، روز بعد از آن یعنی 19 ذی الحجه را «روز جهانی مظلومیت کربلا» نام گذاری کردند و فرمودند: یورش وحشیانه و بی خردانه وهابی های کینه توز به شهر مظلوم کربلا، تکرار دوباره ی وحشی گری بنی امیه در روز عاشوراست. 🔹رسانه های شیعی و فعالان فضای مجازی نیز با تشکیل کمپینی با عناوین: #روز_جهانی_مظلومیت_کربلا، #19_ذی_الحجه و #اليوم_العالمي_لمظلومية_كربلاء، انزجار خود را از این حمله وحشیانه نشان می‌دهند و یاد و خاطره ی شهدای این اتفاق دردناک را زنده نگه می دارند.
#روز_جهاني_مظلوميت_كربلا
Read more
اقاي كيروش بگذار دوستت داشته باشيم.. کم کم داشت در دلمان برای خودش جایی باز می‌کرد. بعد از 90 دقیقه ...
Media Removed
اقاي كيروش بگذار دوستت داشته باشيم.. کم کم داشت در دلمان برای خودش جایی باز می‌کرد. بعد از 90 دقیقه رویایی مقابل مراکش، برد تیم ملی و گل دقایق پایانی خالد بوحدوز، 90 دقیقه توفانی برابر اسپانیا با تمام ستاره‌هایش و شکست خفیف یک بر صفر و البته تساوی با پرتغال که می‌توانست هر تنفری را تبدیل به علاقه ... اقاي كيروش بگذار دوستت داشته باشيم..
کم کم داشت در دلمان برای خودش جایی باز می‌کرد. بعد از 90 دقیقه رویایی مقابل مراکش، برد تیم ملی و گل دقایق پایانی خالد بوحدوز، 90 دقیقه توفانی برابر اسپانیا با تمام ستاره‌هایش و شکست خفیف یک بر صفر و البته تساوی با پرتغال که می‌توانست هر تنفری را تبدیل به علاقه کند.
با این اتفاقات ارزشمند، شیرین و تلخ برای چند روز عاشق کی روش شدیم، دوستش داشتیم و می‌خواستیم باز هم به او علاقه‌مند بمانیم چون همه چیز سر جای خودش بود. نه از حاشیه خبری بود و نه آن مصاحبه‌های گاه و بیگاه و آتشین. کت‌اش را در آورد، به هوا پرتاب کرد تا بگوید آماده شکست پرتغال است. پرتغال که او در آنجا رشد کرده و به موقعیت کنونی رسیده.
سه شنبه شب اما تمام این علاقه حدودا دو هفته‌ای رنگ باخت و به یکباره ناپدید شد. وقتی کی‌روش تنها یک روز بعد از بازی پرهیجان، فوق‌العاده و پرخاطره که تا سالها فراموشش نمی‌کنیم، همه این علاقه را تبدیل به یأس و ناامیدی کرد. صحبتهایی که اگر همه آنها را حق کی‌روش بدانیم به او انتقاد داریم که چرا تنها یک روز بعد از آن افتخارآفرینی؟
کی‌روش اجازه نداد برای چند روز دیگر دوستش داشته باشیم. او این حس علاقه را از بین برد و نگذاشت برای ما یک مرد ویژه باشد. تنها مردی که می‌تواند با تفکرات به روز و مدرن خود 90 دقیقه کریس رونالدو را از کار بیندازد، در زمین محوش کند و البته پرتغال را وادار به اتلاف وقت. اینها کی روش را نزد ما عزیز کرد. داشتیم او را باور می‌کردیم و به او ایمان می‌آوردیم، چون مدتی بود به کسی توهین نمی‌کرد و فقط کارش را به بهترین شکل ممکن انجام می‌داد. او اما اجازه نداد برای چند روز شاد باشیم، آب خوش از گلویمان پایین برود و تمام مشکلات را فراموش کنیم. همه چیز را به هم ریخت.
زد و تمام آرزوها و شادی‌هایمان را از بین برد. از آینده خبر نداریم. نمی‌دانیم با موفقیت احتمالی در جام ملتهای آسیا، باز هم می‌توانیم دوستش داشته باشیم یا نه چون کنارش نیستیم که بدانیم آیا به این دعاوی عجیب و غریب، آن هم بعد از ساخت روزهایی غرورآمیز، موفق و درخشان ادامه خواهد داد یا نه؟ ما و تمام مردم منتظر روزی می‌مانیم که این اختلاف‌ها به پایان برسد، نه توهینی از سوی کی روش ببینیم و نه زهرپاشی از طرف برانکو. ایران به هر دوی آنها نیاز دارد. بخصوص کی‌روش که نشان داد چه مرد قابلی است. او را می‌توانیم دیوانه‌وار دوست داشته باشیم، البته اگر خودش بخواهد و این علاقه را با رفتارش از بین نبرد. حداقل برای چند روز و چه بهتر اگر بشود چند ماه و چند سال.
Read more
 #برنده #مسابقه ‌ ⁦🎖️⁩برنده مسابقه روز اول #ازفیدیبوخریدم‌ ‌ امروز هم برای شرکت در مسابقه فرصت ...
Media Removed
#برنده #مسابقه ‌ ⁦🎖️⁩برنده مسابقه روز اول #ازفیدیبوخریدم‌ ‌ امروز هم برای شرکت در مسابقه فرصت دارید جایزه؟‌ ۱۰۰ کتاب فیدیبو به انتخاب خودتون!‌ برای ۴ نفر ‌ برای شرکت در مسابقه دو راه وجود داره که شما می‌تونید از یکی راه‌ها یا هردوی آن‌ها تو این مسابقه شرکت کنید. ‌ راه شماره یک با ۳ برنده: ... #برنده #مسابقه ‌
⁦🎖️⁩برنده مسابقه روز اول #ازفیدیبوخریدم‌

امروز هم برای شرکت در مسابقه فرصت دارید😊

🎁 جایزه؟‌
۱۰۰ کتاب فیدیبو به انتخاب خودتون!‌ برای ۴ نفر

برای شرکت در مسابقه دو راه وجود داره که شما می‌تونید از یکی راه‌ها یا هردوی آن‌ها تو این مسابقه شرکت کنید. ‌
راه شماره یک با ۳ برنده: تو روز‌های پنجشنبه، جمعه و شنبه یک کتاب (حداقل ۵ هزارتومانی) از فیدیبو بخرید. هر ۵ هزار تومان یک امتیاز محسوب می‌شه و می‌تونید بیشتر از یک کتاب هم بخرید. در پایان هر روز قرعه‌کشی ِشرکت‌کنندگان همون روز انجام می‌شه و برنده خوش‌شانس ۱۰۰ کتاب ۱۲ ظهر روز بعد همین‌جا اعلام می‌شه. ‌
📢 توجه: هر روزی که کتاب بخرید فقط می‌تونید تو قرعه‌کشی همون روز شرکت کنید. ‌

راه شماره دو با ۱ برنده: عکس کتابی که تو این سه روز از فیدیبو می‌خرید رو در اینستاگرام پست کنید، هشتگ #ازفیدیبوخریدم بزنید، صفحه اینستاگرام فیدیبو (fidibobooks) رو تگ کنید و بنویسید چرا کتابی که خریدید رو انتخاب کردید😏‌ (صفحه‌تون باید پابلیک باشه تا بتونیم پست رو ببینیم) برای شماره دو هر ۳ روز رو فرصت دارید و در پایان روز سوم، برنده ۱۰۰ کتاب از بین شرکت‌کنندگان به قید قرعه انتخاب می‌شه.‌

#ازفیدیبوخریدم #فیدیبوبخوانیم #فیدیبوبشنویم‌ #کتاب
Read more
این متن فوووووق العادس. لطفا تا آخر بخوانید دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب ...
Media Removed
این متن فوووووق العادس. لطفا تا آخر بخوانید دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول ... این متن فوووووق العادس. لطفا تا آخر بخوانید
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره .
روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند .
نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند .
اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند
اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد
و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... .
به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود .
آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد
مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت .
آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم
و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .
پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم
و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود !
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید.
تئودور داستایوفسکی
عظمت در دیدن نیست
عظمت در چگونگی دیدن است ❤️❤️❤️❤️
Read more
Loading...
Load More
Loading...