Loading Content...

زن جوانی در

Loading...


Unique profiles
90
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Iran, Málaga, Spain, Karaj
Average media age
857.2 days
to ratio
11.5
. این خانمه طرف راست در تصویر بالا اوریانا فالاچیه خبرنگار ایتالیایی که چهل سال قبل در حالیکه حدودا ...
Media Removed
. این خانمه طرف راست در تصویر بالا اوریانا فالاچیه خبرنگار ایتالیایی که چهل سال قبل در حالیکه حدودا نزدیک ۵۰ سال داشت اومد تهران و در مصاحبه با امام و در اعتراض به چادر سوالی از امام رضوان الله تعالی علیه کرد و‌جوابی شنید که خواندنی است، بخوانید: فالاچی: این چادر، آیا صحیح است که این زن ها خود را ... .
این خانمه طرف راست در تصویر بالا اوریانا فالاچیه خبرنگار ایتالیایی که چهل سال قبل در حالیکه حدودا نزدیک ۵۰ سال داشت اومد تهران و در مصاحبه با امام و در اعتراض به چادر سوالی از امام رضوان الله تعالی علیه کرد و‌جوابی شنید که خواندنی است، بخوانید:
فالاچی:
این چادر، آیا صحیح است که این زن ها خود را در زیر چادر مخفی کنند؟ این زن ها در انقلاب شرکت کردند. کشته دادند. زندان رفتند. مبارزه کردند، این چادر هم یک رسم از قدیم مانده ای است . حالا دیگر دنیا هم عوض شده . حالا این صحیح است که مثلاً این ها خودشان را مخفی کنند؟
امام رضوان الله علیه: * - اولاً این که این یک اختیاری است برای آن ها، خودشان اختیار کردند. شما چه حقی دارید که اختیار را از دست شان بگیرید؟ ما اعلام می کنیم به زن ها که هر کس چادر می خواهد یا هر کس پوشش اسلامی ، بیاید بیرون . از 35 میلیون جمعیت ما 33 میلیونش بیرون می آید. شما چه حقی دارید که جلو این ها را بگیرید؟ این چه دیکتاتوری است که شما نسبت به زن ها دارید؟ و ثانیاً این که ما یک پوششی خاص را نمی گوییم . برای حدود زن هایی که به سن و سال شما رسیده اند هیچ چیزی نیست . ما زن های جوانی که وقتی ایشان آرایش می کنند و می آیند، یک فوج را دنبال خودشان می کشند، این ها را داریم جلوشان را می گیریم . شما هم دل تان نسوزد. * - من دیگر بلند شوم . شما هم دل تان نسوزد.

من فکر کردم برای خانم طرف چپی در عکس بالا که در حدود پنجاه سالگی هوس کرده خودش باشد و‌چادر از سر بردارد این تکه از پاسخ امام به فالاچی را بازخوانی کنم که فرمود:
برای حدود زن هایی که به سن و سال شما رسیده اند هیچ چیزی نیست . ما زن های جوانی که وقتی ایشان آرایش می کنند و می آیند، یک فوج را دنبال خودشان می کشند، این ها را داریم جلوشان را می گیریم.
#اوریانا_فالاچی
#الهام_صفوی_زاده
#حجاب
#چادر
پ.ن توصیه می کنم با جستجوی ساده ای در کوگل متن کامل “مصاحبه فالاچی با امام” رضوان الله علیه را بخوانید
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span> یکی از صبح های سرد زمستان، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت. او به مدت 45 دقیقه، 6 قطعه ...
Media Removed
یکی از صبح های سرد زمستان، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت. او به مدت 45 دقیقه، 6 قطعه از "باخ" را نواخت. در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می رفتند. بعد از 3 دقیقه : یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد. او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ... ♥♥♥♥♥♥♥♥
یکی از صبح های سرد زمستان، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت.
او به مدت 45 دقیقه، 6 قطعه از "باخ" را نواخت.
در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می رفتند.
بعد از 3 دقیقه : یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد.
او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.
4 دقیقه بعد : ویولنیست، نخستین پولش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.
5 دقیقه بعد : مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت.
10 دقیقه بعد : پسربچه سه ساله ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می شد، به عقب نگاه می کرد و ویولنیست را می دید.
چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها، بچه ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند.
45 دقیقه نوازنده بی توقف می نواخت.
تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند.
بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه دادند.
ویولنیست ، در مجموع 150 دلار کاسب شد.
یک ساعت بعد : مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد.
"هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد"
"هیچ کس این نوازنده را نمی شناخت" و نمی دانست که او »جاشوآ بل« است،
یکی از بزرگ ترین موسیقی دان های دنیا.
او یکی از بهترین و پیچیده ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن اش که 3.5 میلیون دلار می ارزید، نواخته بود.
تنها سه روز قبل، جاشوآ در تالار اپرای بوستون کنسرتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی اش به طور متوسط 100 دلار بود.
این یک داستان واقعی است.
روزنامۀ (واشنگتن پست) در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع "ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم" ترتیبی داده بود که جاشوآ به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد.
سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می شوند:

1- در طول زندگی خود چقدر زیبایی در اطرافمان بوده که از دیدن آنها غافل شده ایم و حال به جز خاطره ای بسیار کمرنگ چیزی از آن نداریم؟
2- به زیبایی هایی که مجبور به پرداخت هزینه برای آن ها نبوده ایم چقدر اهمیت داده ایم؟
3- در تشخیص زیبایی های اطرافمان چقدر استقلال نظر داریم؟
4- تبلیغ زیبایی ها چقدر در تشخیص واقعی زیبایی توسط خودمان تاثیر گذار بوده؟
به عبارت دیگر آیا زیبایی را خودمان تشخیص میدهیم یا هیجان تبلیغات و قیمت آن
و نتیجه ای که از این داستان گرفته می شود،
اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا
Read more
نامه مردم ایران به تمام مقامات کشور منتشر شده در فضای مجازی : عرض سلام خدمت شما ما مردم ایران اگر نگوییم ...
Media Removed
نامه مردم ایران به تمام مقامات کشور منتشر شده در فضای مجازی : عرض سلام خدمت شما ما مردم ایران اگر نگوییم همه اما بخش بزرگی از مردم نیازی نداریم که از جانب ما حرفهایی بزنید و داد و هوار هایی کنید که نه حرف ما مردم است و نه به انها اعتقادی داریم و نه به شماها اعتمادی.ما مردم دهه شصت نیستیم و دنبال ارمان هایی ... نامه مردم ایران به تمام مقامات کشور منتشر شده در فضای مجازی :
عرض سلام خدمت شما
ما مردم ایران اگر نگوییم همه اما بخش بزرگی از مردم نیازی نداریم که از جانب ما حرفهایی بزنید و داد و هوار هایی کنید که نه حرف ما مردم است و نه به انها اعتقادی داریم و نه به شماها اعتمادی.ما مردم دهه شصت نیستیم و دنبال ارمان هایی که خیال میکردیم با این حکومت به انها میرسیم نیستیم.ما مردمی هستیم که از بعد از پایان جنگ در حسرت یک زندگی ساده و بدون دغدغه فردا مانده ایم و از ساده ترین امکانات زندگی هم محروم شده ایم.در دهه شصت از استین کوتاه شلوار لی لباسهای رنگی موسیقی اواز شادی دوستی و ......محروم شده و امروز هم از داشتن شغل معیشت ارامش فکری لب خندان ارتباط با دنیا و مردمش در صلح و ارامش.دیروز صدای اژیر قرمز ترس و وحشت را در دل و جان زن و فرزندانمان جاری میساخت و امروز بیکاری و بی ارزش شدن ریال و گرانی اجناس. دیروز شعار میدادید راه قدس از کربلا میگذرد و امروز هم میخواهید کاخ سفید را حسینیه کنید.به کدامش رسیده اید؟؟؟ چهل سال است مرگ بر این و ان میگویید و در نماز جمعه ها مرگ و نیستی و نفاق را فریاد میزنید که همه انها بر سر خود ما مردم نازل شد.دیروز رئیس بانک مرکزی رژیم گذشته را به جرم تورم و گرانی اعدام کردید و امروز رئیس بانک مرکزی دو تابعیتی دلار را یازده هزار تومان تحویل میدهد و میرود و اب از اب تکان نمیخورد.دیروز ادعای ساده زیستی و دوری از تجملات داشتید امروز در اشرافی گری با هم مسابقه گذاشته اید.دیروز مقامات رژیم گذشته را به جرم مفسد اقتصادی و سوءاستفاده از بیت المال اعدام کردید و امروز اختلاس های سه هزار میلیاردی و هشت هزار میلیاردی و.......امری عادی شده و نکبت زاده های این جماعت با پول مردم در اروپا کانادا و امریکا جولان میدهند و حساب ارزی انان به صد و چهل و هفت میلیارد دلار میرسد و کسی جرات ندارد بگوید بالای چشمشان ابرو. دیروز جوانان ما مومن و انقلابی نامیده میشدند و در جبهه ها حماسه میافریدند و امروز بسیاری از جوانان در اینستاگرام دنبال کلاهبرداری جمع کردن لایک و نهایتا رانندگی اسنپ اوقات طلایی جوانی را هدر میدهند.اری اقایان مثلا سردار حرف بسیار است و حوصله کم.ما مردم رویاهایمان شده ساده ترین امکانات اولیه مردمان کشورهای دیگر.داشتن شغل درامد یک سقف و خانواده برای بسیاری رویا شده رویایی دست نیافتنی. #ایران #ایرانی #فقر #روحانی #گرانی #اعتراضات👇🏻👇🏻👇🏻ادامه
Read more
. از چندین کیلومتر مانده به شهر کم کم چادرهای سفیدی نمایان می شد که اگر از حادثه زلزله اطلاعی نداشتم ...
Media Removed
. از چندین کیلومتر مانده به شهر کم کم چادرهای سفیدی نمایان می شد که اگر از حادثه زلزله اطلاعی نداشتم یاد مسافرت های نوروز می افتادم. . زمین هایی با وسعت زیاد که در کنار خانه باغی کوچکشان یک چادر هم دیده می شد؛ اما ورودی شهر چهره ایی دیگر داشت چادرهایی برپا بود به هم چسبیده با بند رخت هایی پر از لباس و ... .
از چندین کیلومتر مانده به شهر کم کم چادرهای سفیدی نمایان می شد که اگر از حادثه زلزله اطلاعی نداشتم یاد مسافرت های نوروز می افتادم.
.
زمین هایی با وسعت زیاد که در کنار خانه باغی کوچکشان یک چادر هم دیده می شد؛ اما ورودی شهر چهره ایی دیگر داشت چادرهایی برپا بود به هم چسبیده با بند رخت هایی پر از لباس و زنانی که در بیرون از چادرها مشغول شستن لباس و ظروف بودند.
.
هر چه جلوتر می رفتیم بر تعداد چادرها افزوده می شد...گویی پایانی وجود نداشت برای این ویرانی.... با چشم های م به دنبال مسکن مهری می گشتم که بخش زیادی از اخبار رسانه ها را در طول جریان اطلاع رسانی به مردم از مناطق زلزله زده را پر کرده بود..
.
و اولین منطقه ایی که برای بازدید آن رفتم مسکن مهر بود... اولین تصویری که با دیدن منطقه در ذهن م نقش بست سوریه بود...انگار به مناطق جنگ زده وارد شده بودم...
هیچ اثری از زندگی وجود نداشت گویی هزاران سال بود کسی آنجا زندگی نکرده بود... دیگر با گذشت سه ماه از زلزله بیشتر منطقه آوار برداری شده بود و جز اسکلت ساختمان ها چیزی وجود نداشت.
.
اولین چیزی که توجه من را به خود جلب کرد، از دور زن و مرد جوانی را میدیدم که داشتند با خانه ها عکس سلفی می گرفتند، کم کم به آنها نزدیک شدم و از صحبت های که داشتم متوجه شدم تعداد زیادی از ساکنین در این آپارتمان ها تازه عروس و داماد هایی بودند که تمام زندگی خود را از دست داده بودند وگاه گاهی برای دیدن خانه آرزوهایشان و به امید بازگشت به خانه هایشان به اینجا می آمدند؛ از خانه ویران شده شان عکس می گرفتند و در مورد آینده نامعلومشان صحبت می کردند ... کار هر روزشان پیگری اخبار بود و اگر مقامات یا ارگانی را در منطقه مشاهده می کردند، وضعیت شروع بازسازی ها را پیگری می کردند.
.
پ ن : در چند روز آینده دیده ها و شنیده هایم را با شما به اشتراک خواهم گذاشت. امیدوارم بتوانم با ارائه تصاویر و مطالب صحیح و خالی از اغراق، گامی بردارم جهت اطلاع رسانی به مردم و احتمالا برنامه ریزی هایی جهت ارائه خدمات بهتر در مناطق زلزله زده...
.
#earthquake #everydayIran #Iran
.
#سر_پل_ذهاب #کرمانشاه #ایران
Read more
با احترام زنده‌ها را قدر می‌دانیم و وجودشان را پاس می‌داریم و زندگانی را جشن می‌گیریم افتخار ...
Media Removed
با احترام زنده‌ها را قدر می‌دانیم و وجودشان را پاس می‌داریم و زندگانی را جشن می‌گیریم افتخار نودویکم: "ناهید طباطبایی" زمستان سال ۱۳۳۷ در شهر تهران به دنیا آمد‌. به‌واسطه‌ی شغل پدرش که در استخدام اداره‌ی تئاتر بود و به استان خوزستان منتقل شد، تحصیلات مقدماتی خود را تا دیپلم ریاضی در دزفول ... با احترام

زنده‌ها را قدر می‌دانیم و وجودشان را پاس می‌داریم و زندگانی را جشن می‌گیریم

افتخار نودویکم:
"ناهید طباطبایی" زمستان سال ۱۳۳۷ در شهر تهران به دنیا آمد‌. به‌واسطه‌ی شغل پدرش که در استخدام اداره‌ی تئاتر بود و به استان خوزستان منتقل شد، تحصیلات مقدماتی خود را تا دیپلم ریاضی در دزفول و اهواز گذراند. گرایشات ادبی در او با حضور پدر نمایش‌نامه‌نویس و دوستان تئاتری وی از نوجوانی شکل گرفت. او دانش‌آموخته‌ی ادبیات دراماتیک و نمایش‌نامه‌نویسی از دانشکده‌ی هنرهای دراماتیک است و در در مجموعه‌ کتاب‌های فرهنگ لغات بیهقی و شاهنامه زیر نظر شهید محمّد مختاری بسیار آموخت. نخستین داستان خود به نام "داستان گمشده" را در مجله‌ی سخن به چاپ رساند و اوّلین اثرش "بانو و جوانی خویش" در سال ۱۳۷۱ منتشر شد. طباطبایی در حوزه‌ی نشر نیز با عنوان مدیر نشر دید فعالیت می‌نماید. بسیاری از داستان‌های او به زبان‌های دیگر ترجمه و چاپ شده‌اند و هم‌چنین از دو داستان "چهل‌ساله‌گی" و "جامه‌دران" وی فیلم‌نامه‌هایی تهیه و ساخته شده‌اند. از این نویسنده مقالات و نقدهای بسیاری در مجلات بخارا، سمرقند و ... به چاپ رسیده است.

از او:
گونه‌ی ادبیات عامه‌پسند چه بخواهیم و چه نخواهیم وجود دارد. بسیاری از مردم دنیا این کتاب‌ها را می‌خوانند بی‌آن‌که بدانند چه فایده‌ای دارند. بسیاری از زن‌ها تصویر همه‌ی ایده‌آل‌ها و کامیابی‌های‌شان را در این آثار می‌بینند همانند سریال‌های عامه‌پسند سیما. به نظر من درصد بالایی از خانوم‌ها سریال‌های تلویزیونی را می‌بینند اما بعد برای این‌که کسر شان‌شان نباشد می‌گویند ندیدیم. وقتی رمان بامداد خمار منتشر شد خیلی‌ها اعتراض کردند که این اثر ضدزن است و ... امّا خیلی از همان خانوم‌ها این رمان را خواندند و با آن اشک ریختند. باید قبول کنیم که این ماییم، تا تغییر کنیم. حال، جماعت بسیاری از این‌ها به فکر نوشتن هم هستند و البته نویسنده شدن! اگر کسی می‌خواهد داستان بنویسد باید جدی بخواند و بخواند، باید فیلم زیاد ببیند، نمایش‌نامه زیاد بخواند. من به شدت با این موضوع که در کلاس‌های داستان‌نویسی می‌شود نویسنده‌گی را یادگرفت مخالف‌ام. نه کلاس و نه کتاب‌های آموزشی شما را نویسنده نمی‌کنند. برای نویسنده شدن به نظرم باید قبل از هر چیز از آدم‌های تثبیت‌شده در نوشتن خواند و خواند همان‌طور که استاد بیضایی به ما می‌گفت از شکسپیر بخوانید، نه درباره‌ی شکسپیر.

عمرش سبز و مستدام

#کتاب #ناهید_طباطبایی #نویسنده #فیلمنامه_نویس
Read more
پيش بينى به سبكِ رولتِ روسى، آخرين "دونادون" نوسترآداموس در لباس و جامه يك "پيشى پيشگو" به روايتِ ...
Media Removed
پيش بينى به سبكِ رولتِ روسى، آخرين "دونادون" نوسترآداموس در لباس و جامه يك "پيشى پيشگو" به روايتِ موزه هرميتاژ، تصويرى از مجموعه عكس هاىِ "الكساندر گالپرين" از خبرگزارى "اسپوتنيك" روسيه از "آشيل" گربه پيشگوىِ روس در كنارِ پرچمِ ايران: پيش گويى بخشى از جان و روان انسان در طول تاريخ بوده، اما وظيفه ... پيش بينى به سبكِ رولتِ روسى، آخرين "دونادون" نوسترآداموس در لباس و جامه يك "پيشى پيشگو" به روايتِ موزه هرميتاژ، تصويرى از مجموعه عكس هاىِ "الكساندر گالپرين" از خبرگزارى "اسپوتنيك" روسيه از "آشيل" گربه پيشگوىِ روس در كنارِ پرچمِ ايران: پيش گويى بخشى از جان و روان انسان در طول تاريخ بوده، اما وظيفه اش بيشتر به حيوانات و كاهنان معابد سپرده شده است، از پيشگويان معبد دلفى يونان، تا "پل قديس" اختاپوس و اين روزها آشیل كه نامِ گربه اى سفید موى و چشم آبی از نژاد روس است که بدل به نماد پیش‌گویی نتايجِ مسابقات جام جهانی سالِ دوهزار و هجده شده است، او پیش‌بینی کرد که تيمِ ملى ایران در بازی روز جمعه مقابل مراکش، پیروز خواهد شد. آشیل از جمله گربه‌های مقیم موزه هرمیتاژِ سن پترزبورگ است، او پس از آن که در مقابل دو ظرف غذای نزدیک پرچم دو کشور ایران و مراکش قرار گرفت، به سرعت و بدونِ ترديد به سمت ظرف غذای نزدیکِ پرچم ایران رفت و شروع به خوردن غذا کرد. آشیل گربه‌ای ناشنوا است و از گربه‌های مقیم موزه هرمیتاژ كه از دوران جوانی وظیفه مراقبت از این موزه و اشیا آن را در برابر آسیبِ موش ها بر عهده دارند، و در دوران پیری و بازنشستگی نیز به پاس خدماتشان به خوبی از آنها نگهداری می‌شود. بخش مراقبت ویژه از گربه‌هاى موزه یکی از بخش‌های پربازدید و پرآوازه در جهان به شمار می‌رود. اما همه پيشگويى ها در نهايت يك "بازى دو سر باخت" هستند، در نهايت چيزى از قبل روشن نيست و كودكى از روز ازل دارد در خرابه هاىِ جهان "تاس" مى ريزد، و ما كه حكايتمان هميشه حتى "جفت شش" هايش هم غمبار است، بُجول هايش بد جورى از طرفِ خرش آمده و آسِ دست هايمان همه رو شده، خال هايمان را كشيده ايم و تاريخمان دارد با چهره "پوكر فيس" طورش، اين ترانه را زير لب مى خواند، سه پلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزى از در وارد مى شود. اينجا "كافه نوستال" است، صداىِ راستينِ خاطرات و يادگارهاىِ ملتِ ايران.
Read more
Loading...
My top 20 films of 2017 3-Blade Runner 2049- Denis Villeneuve 20 فیلم برتر سال 2017 از دیدگاه من بلید ...
Media Removed
My top 20 films of 2017 3-Blade Runner 2049- Denis Villeneuve 20 فیلم برتر سال 2017 از دیدگاه من بلید رانر٢٠٤٩-دنیس ویلنوو هروقت می خواهم فیلمهای سال را معرفی کنم فیلمی از دنیس ویلنوو درش وجود دارد از Sicario و Prisoners گرفته تا Arrival و Enemy. همه هم در ژانرهای متفاوت. شاید بی دلیل نباشد ... My top 20 films of 2017
3-Blade Runner 2049- Denis Villeneuve
20 فیلم برتر سال 2017 از دیدگاه من
بلید رانر٢٠٤٩-دنیس ویلنوو
هروقت می خواهم فیلمهای سال را معرفی کنم فیلمی از دنیس ویلنوو درش وجود دارد از Sicario و Prisoners گرفته تا Arrival و Enemy. همه هم در ژانرهای متفاوت. شاید بی دلیل نباشد که کارگردانی كار از طرف ریدلی اسکات (كارگردان نسخه ارژينال و تهيه كننده نسخه فعلي) به او سپرده شده؛ چون سبک فیلمسازی ویلنوو بسیار شبیه به طی طریقی است که خود اسکات از ابتدای شروع کارش در سینما انجام داده. نسخه اول بلید رانر که اکنون به صورت یک فیلم کالت در آمده در اوج فروش فیلمهای علمی تخیلی جرج لوکاس و استیون اسپیلبرگ شکست تجاری بسیار سختی خورد و در طول مدت زمان بود که ارزشهای نهفته اش بر مردم آشکار شد و اکنون به عنوان یکی از آثار روانشناسانه، انسانی و فلسفی ژانر علمی تخیلی شناخته میشود.
لازم به ذکره که ساختن ادامه فیلمی که ابتدا شکست خورده بعد به صورت کالت مشهور شده، 35 سال پس از نسخه اریژینال بسیار سخت است. هریسون فورد، ادوارد جیمز اولمس و شون یانگ برای ایفای مجدد نقشهای خود بازگشته اند و فورد مانند همیشه درخشان است. رایان گاسلینگ که بدون شک یکی از 2-3 بازیگر درجه یک و مثال زدنی نسل خودش است انتخاب مناسب و به جا در کنار هریسون فورد است و به نوعی جوانی خود فورد در نسخه اصلی را به یادمان می آورد. رابین رایت جرد لتو سیلویا هوکس هیام عباس مکنزی دیویس و حتی دیو باتیستای کشتی کچ کار ( در سکانس افتتاحیه) همه عالی هستند.....آنا دی آرماس بازیگر کوبایی به عنوان نقش اصلی زن چندان به دلم ننشست و در مقابل گاسلینگ و فورد و به خصوص سیلویا هوکس همتای منفی خود کم می آورد. کاراکترش قرار است شیرین باشد ولی لوس از آب درآمده. در مجموع فیلم درجه یکی است که شانس این را داشتم تا در سینما باکیفیتی که منظور کاگردان بوده ببینم. مفاهیم فیلم بسیار عمیق تر و فلسفی تر از فیلمهای تخیلی امروز است که بتواند تماشاگران نوجوان این روزها را جذب كند. فیلمبرداری محشر راجر دیکنز ( که بالاخره توانست پس از 15 بار نامزدی جایزه اسکاربالاخره برنده شود) به فضای فیلم کمک شایانی کرده است (غیر قابل باور است که دیکنز، فیلمبردار کارهای اسکورسیزی و برادران کوئن، هیچوقت جايزه نبرده). ونجلیس آهنگساز ارژینال کار نپذیرفت تا موسیقی فیلم را بسازد، هانس زیمر بسیار زیبا موسیقی را در همان حال و هواساخته است.
با: رایان گاسلینگ هریسون فورد جرد لتو آنا دی آرماس سیلویا هوکس رابین رایت ادوارد جمیز اولمس دیو باتیستا شون یانگ
Read more
روزنامه فرهیختگان، امروز نگاهی به رمان «تار مو» نوشته سعید بردستانی زندگی به تار مویی بند است! نویسنده ...
Media Removed
روزنامه فرهیختگان، امروز نگاهی به رمان «تار مو» نوشته سعید بردستانی زندگی به تار مویی بند است! نویسنده : منصور یوسفی‌کیا این یک تار موی خاص با خصوصیاتی متفاوت از دیگر تارهای مو است. این چه تار مویی است که در نبودنش، آدمی را به اتاقک سرد و سیاه زیرشیروانی می‌فرستد؟ تار مویی که بیدار می‌کند، ... روزنامه فرهیختگان، امروز

نگاهی به رمان «تار مو» نوشته سعید بردستانی
زندگی به تار مویی بند است!
نویسنده : منصور یوسفی‌کیا

این یک تار موی خاص با خصوصیاتی متفاوت از دیگر تارهای مو است. این چه تار مویی است که در نبودنش، آدمی را به اتاقک سرد و سیاه زیرشیروانی می‌فرستد؟ تار مویی که بیدار می‌کند، صدا می‌زند، گاهی می‌آید و گاه نمی‌آید. تار مو شادی کوچکی است که آدمی با آن خو گرفته و تمام حمام‌ها و پیراهن‌های آستین‌بلند و... دشمنان این شادی کوچک هستند.
سعید بردستانی در مجموعه داستان «نهنگ تاریک» منتشرشده در نشر پیدایش نشان داد که حریم خصوصی و رازداری در زندگی شخصی از دغدغه‌های اصلی اوست. حالا این حفظ حریم و نگهداری راز را، باز هم در قالب رمانی سوررئالیسم نگاشته ‌است تا نخستین رمانش را بیافریند.
چرا آدمی از واقع‌گرایی به فراواقع می‌رود؟ مگر واقع‌گرایی چه کم دارد که فراواقعی قدرت و شوکت می‌یابد تا داستانی چون «تارمو» منتشرشده در نشر نیماژ خلق شود؟ بی‌گمان دلیل سفر از واقع به فراواقع، کشف حقیقت است که در ماورای طبیعت امکان یافتن آن بیشتر است. تخیلی شاعرانه در تمام متن رمان موج می‌زند. سطرها کوتاهند. سطور گاهی چنان زیر هم ردیف شده‌اند و کوتاه و بلند می‌شوند که احساس می‌شود گلستانی از ابیات در دست داری. همراه با تمثیل، استعاره، ایهام، کنایه و... و فصل‌ها که کوتاه و بلندی‌شان، نفس را بند می‌آورد. کاری که به دست سطور صورت می‌گیرد، فصل‌ها تکمیلش می‌کنند.
راز نگه‌داری آنقدر سخت است که گاهی به قیمت تمام زندگی آدمی تمام می‌شود. تنها امید صاحب تارمو، بعد از پشت کردن خواهرش به او، زن مومیایی است در کلکسیون. کسی که از او هیچ توقعی ندارد. بکر و دست‌نخورده است و چنان نفوذ‌ناپذیر که احساس می‌شود همیشه همین‌طور می‌ماند. اما آن مومیایی هم توسط مرد جوانی تسخیر می‌شود و با خنده‌های اغواگرانه، رگ و پی موم اندودش از هم می‌پاشد و اینچنین آخرین امیدهای صاحب تارمو به فنا می‌رود. خود را به مردن زدن، گاهی بهترین راه برای خلاصی از مردن و گرفتاری است. وقتی هیچ راهی نمی‌ماند و دیگران تو را فرو می‌کنند و همه‌چیز را، حتی شب غمگینت را می‌دزدند، ناچار خود را باید به مردن زد؛ مردنی که با فرو رفتن در خاک و جزئی از خاک شدن، آغاز زندگی تازه‌ای خواهد بود. زندگی که به راز «تارمو»یی بند است!
سبک رمان سوررئالیسمی است که نه‌تنها خواننده پروپا قرص رئال را پس نمی‌زند، بلکه چنان جملات و واژه‌هایش تراش خورده‌اند که در جذب مخاطبان بیشتری به سمت و سوی سوررئالیسم موثر واقع خواهند شد.
ادامه در http://newspaper.fdn.ir
Read more
Loading...
کتابهایی را که میخوانیم به دیگران معرفی کنیم اخیرا کتابی با نام حرمسرای قذافی خواندم که در ایران ...
Media Removed
کتابهایی را که میخوانیم به دیگران معرفی کنیم اخیرا کتابی با نام حرمسرای قذافی خواندم که در ایران ترجمه شده است و نشر ثالث آن را منتشر کرده و خواننده هم پیدا کرده است. کتاب حرمسرای قذافی نتیجه کار خبرنگاری فرانسوی است بنام آنیک کوژان. تحقیق و نگارش این کتاب البته بعد از سقوط ومرگ قذافی آغاز شده ... کتابهایی را که میخوانیم به دیگران معرفی کنیم
اخیرا کتابی با نام حرمسرای قذافی خواندم که در ایران ترجمه شده است و نشر ثالث آن را منتشر کرده و خواننده هم پیدا کرده است.
کتاب حرمسرای قذافی نتیجه کار خبرنگاری فرانسوی است بنام آنیک کوژان.
تحقیق و نگارش این کتاب البته بعد از سقوط ومرگ قذافی آغاز شده است و شاید تنها در شرایط بعد سقوط امکان تحقیق در این مساله به وجود آمده است. البته کمی از استنادش هم کم کرده است. معمولا بعد از سقوط هر رژیمی علیه آن حرف های مبالغه آمیزی زده می شود.. گرچه این مبالغه ها در صد اندکی است و به اصل تحقیق آسیبی نمی زند.
شاید ندانید که محافظان علنی قذافی در همه جا و حتی سفرهای خارجی اش دختر بودند.
نیمه اول کتاب حرمسرای قذافی گفتگوی دختری بنام ثریا است که ادعا دارد در دوران آغاز جوانی راز دبیرستان ربوده شده و و در زیر زمین العزیزیه زندانی بوده است تا هر ساعتی قذافی بخواهد مهمان اتاق خوابش باشد.
بیشتر خاطرات ثریا از مبروکه مدیر تشریفات زنانه قذافی است که حسابی با رهبر ندار بوده است. وسلیقه او را می شناخته و از کشورهای مختلف با کیف های هدایا، زنان زیبای جهان را به عنوان دیدار توریستی از لیبی عوت میکرده است و البته به اتاق خواب قذافی هم راهنمایی می شده اند.
در قسمت دوم کتاب مصاحبه با زنان دیگری است که به صورت موردی به دام اتاق خواب قذافی افتاده اند و در آنجا نمانده اند.آنها هم از هدایای عجیب غریب و رفتارهای هیستریک قذافی یاد می کنند.
همچنین خبرنگار توانسته است در زندانهای مختلف با نزدیکان قذافی فقط در مورد زن بارگی هایش مصاحبه کند.
از این نویسنده باید تشکر کرد که بر زندگی یکی از زورگوهای جنسی که زنان زیادی قربانی خودش و یا پول بی زبان نفت لیبی شده اند، نور تابانده.
شاید این روشها کمتر شده باشد اما خشونت های جنسی در همه جای دنیا به خصوص توسط کسانی که پول یا زور دارند کم نشده است
کتاب حرمسرای قذافی توسط نشر ثالث در سال ۹۷ منتشر شده است و بیژن اشتری ترجمه خوبی کرده است
Read more
ـ در زندگی هر دختر و پسر جوانی ممکن است اتفاقات و رویدادهایی وجود داشته باشد که بیانش در موقع ازدواج ...
Media Removed
ـ در زندگی هر دختر و پسر جوانی ممکن است اتفاقات و رویدادهایی وجود داشته باشد که بیانش در موقع ازدواج و بعد از آن غیرضروری و حتی چه بسا مشکل ساز باشد. یکی از آن مواردی که بیانش در هنگام ازدواج مشکل ساز است و باید جوان از بیان آن خودداری کند، احیانا اشتباهات و خطاهایی است که در گذشته انجام داده است، ولی ... ـ در زندگی هر دختر و پسر جوانی ممکن است اتفاقات و رویدادهایی وجود داشته باشد که بیانش در موقع ازدواج و بعد از آن غیرضروری و حتی چه بسا مشکل ساز باشد.

یکی از آن مواردی که بیانش در هنگام ازدواج مشکل ساز است و باید جوان از بیان آن خودداری کند، احیانا اشتباهات و خطاهایی است که در گذشته انجام داده است، ولی آن‌‌ها را در فرایند زندگی جبران کرده و دیگر تاثیر منفی روی زندگی‌ مشترک او ندارد و امکان فاش شدنش هم از راه دیگری وجود ندارد یا جوان در گذشته گناهانی را مرتکب شده است و او از آن گناهان پشیمان گشته و توبه کرده است و یا اختلافات و مشکلاتی که در خانواده جوان بوده، ولی دیگر تاثیری در زندگی مشترک او ندارد.

از طرفی از دیدگاه اسلام، بیان و اعتراف خطاها و گناهان به دیگران، خود گناهی دیگر است. «همان گونه که خداوند "ستار العیوب" است، دوست ندارد که افراد بشر پرده‏ درى کنند و عیوب مردم را فاش سازند و آبروى آن‌ها را ببرند، به علاوه می‌دانیم هر انسانى معمولاً نقاط ضعف پنهانى دارد که اگر بنا باشد این عیوب اظهار گردد، یک روح بدبینى عجیب بر سراسر جامعه سایه مى‏افکند و همکارى آن‌ها را با یکدیگر مشکل می‌سازد. بنابراین، به خاطر استحکام پیوندهاى اجتماعى و هم به جهت رعایت جهات انسانى، لازم است بدون در نظر گرفتن یک هدف صحیح پرده‏ درى نشود.»[1]

همچنین لازم نیست که دخترخانم، تعداد دقیق خواستگاران خود را برای نامزدش بگوید، ولی اگر یک رابطه جدی را در گذشته تجربه کرده است؛ مثلا در گذشته نامزدی داشته است، باید این مورد را به زبان آورد؛ زیرا ممکن است نامزد قبلی بطور ناگهانی سرو کله‌اش پیدا شود و یا اینکه شریک زندگی به صورت اتفاقی از جریان با خبر شود و نگفتن این موضوع سبب ناراحتی، سوءتفاهم و از بین رفتن اعتماد از سوی شریک زندگی دخترخانم شود.

یا اینکه خانمی به طور پنهانی به خانواده خود کمک می‌کند یا به آن‌ها سر می‌زند، در صورتی که می‌داند اگر شوهرش متوجه موضوع شود عکس العمل بدی نشان می‌‌دهد، این موارد از مصادیق پنهانی کاری نادرست است. در این موارد معمولا دیر یا زود، همسر از این جریان با خبر می‌شود. در اینجاست که اعتماد و امنیت میان طرفین نیز خدشه‌دار می‌شود. اگر هم، زن و شوهری اعتمادشان نسبت به هم از بین برود، دیگر ادامه زندگی برایشان بسیار سخت خواهد شد. پس در چنین مواردی سیاست درست، صداقت است.

#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #همسر_خوب #همسر #زندگی_خوب #همسر #عشق #احساسات #رضایت_همسر #پنهان_کاری
Read more
‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز در حقم عدالت را اجرا کنید صورتم ...
Media Removed
‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز در حقم عدالت را اجرا کنید صورتم را به من برگردانید هیچ‌کس حال من را نپرسید هرروز خدا را شکر می‌کردم که چقدر من را زیبا آفریده او را نمی‌بخشم اما مجازات نمی‌کنم از مسئولان می‌خواهم صورتم را به من برگردانند و عدالت را اجرا کنند بینایی ... ‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز
در حقم عدالت را اجرا کنید
صورتم را به من برگردانید
هیچ‌کس حال من را نپرسید
هرروز خدا را شکر می‌کردم که چقدر من را زیبا آفریده
او را نمی‌بخشم اما مجازات نمی‌کنم
از مسئولان می‌خواهم صورتم را به من برگردانند و عدالت را اجرا کنند
بینایی چشم‌های معصومه در این حادثه کم شده و به آنها قرنیه پیوند زده‌اند
صورت، قسمتی از گردن، گوش، سینه و کمر معصومه در اسیدپاشی از بین رفته است
برادر معصومه در گفت‌وگو با «شهروند»: بیمارستان برای هرشب بستری، یک‌میلیون تومان می‌خواهد و ما این پول را نداریم که پرداخت کنیم/ در بیمارستان شناسنامه و کارت ملی مادرم را گرو گذاشته‌ایم/ از خیران می‌خواهیم که برای درمان معصومه به او کمک کنند
نماینده مردم تبریز در گفت و گو با «شهروند»: پرونده «معصومه» را برای حمایت مالی و معنوی پیگیری می کنیم / منتظر ارائه طرح تشدید مجازات اسیدپاشی در صحن مجلس هستیم
مينا جعفري، وکیل دادگستری در گفتگو با «شهروند»:: تغيير در قوانين مجازات‌انگاري و برخورد با اسیدفروشان، بهترین شیوه مقابله با اسیدپاشی است
***
(الناز محمدی)

30 ساعت مانده به سال تحویل 97، خواستگار «معصومه جلیل پور» که از او جواب رد شنیده بود، رویش اسید پاشید.
«معصومه جلیل پور»، زن 26 ساله تبریزی، از آن روز تا به حال در بی خبری کامل رسانه ها و مسئولان در بیمارستان سینای تبریز بستری است.
«محمد- ن» مرد جوانی که خواستگار او بود بعد از آنکه شنید معصومه نمیخواهد با او ازدواج کند، اول با قمه دو انگشت او را برید و بعد نشست روی سینه اش و از فاصله نزدیک روی او اسید ریخت.
معصومه یک ماه گذشته را روی تخت بیمارستان گذرانده، صورتش را هنوز ندیده، شبها مدام کابوس آن روز را می بیند و از بقیه می خواهد که صورتش را به او برگردانند. «معصومه» با حال روحی بسیار بد اما با حوصله پاسخ سوالهای «شهروند» را داد و گفت که دلش نمی آید انسانی را مجازات کند اما هیچگاه «محمد» را نخواهد بخشید. او از روزهایی گفت که وقتی جلوی آیینه خودش را می دیده، خدا را شکر می کرده که چقدر زیبا او را آفریده است. «معصومه» و خانواده اش ساکن منطقه «منبع» در تبریزند که جزو مناطق فقیرنشین و تقریبا حاشیه ای تبریز است.
برادر «معصومه» هم که یک کارگر ساختمانی است در گفتگو با «شهروند» ماجرا را کامل تعریف می کند و می گوید خانواده او توان پرداخت هزینه های درمان او را ندارند. ‌ طرح دو‌فوریتی کمک به معصومه، قربانی اسیدپاشی در تبریز، در شورای این شهر تصویب شد.
Read more
با احترام زنده‌ها را قدر می‌دانیم و وجودشان را پاس می‌داریم و زندگانی را جشن می‌گیریم افتخار ...
Media Removed
با احترام زنده‌ها را قدر می‌دانیم و وجودشان را پاس می‌داریم و زندگانی را جشن می‌گیریم افتخار هشتادوهشتم: "سعیده قدس" سال ۱۳۳۰ در تهران چشم به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی خویش را در محله‌ی شمیران گذراند. او دانش‌آموخته‌ی مقطع کارشناسی رشته‌ی جغرافیا - گرایش سیاسی و کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی ... با احترام

زنده‌ها را قدر می‌دانیم و وجودشان را پاس می‌داریم و زندگانی را جشن می‌گیریم

افتخار هشتادوهشتم:
"سعیده قدس" سال ۱۳۳۰ در تهران چشم به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی خویش را در محله‌ی شمیران گذراند. او دانش‌آموخته‌ی مقطع کارشناسی رشته‌ی جغرافیا - گرایش سیاسی و کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی شهری از دانشگاه تهران می‌باشد. پس از ازدواج تحصیلات خویش را در رشته‌ی زبان و ادبیات آلمانی در دانشگاه برن ادامه داد. نویسنده‌گی را از جوانی آغاز نمود و نخستین اثرش "کیمیا خاتون" را در سال ۱۳۸۳ به چاپ سپرد که جایزه‌ی پروین اعتصامی را برای او به ارمغان آورد. سعیده قدس در نخستین سال‌های بازگشت‌اش به ایران با مشکل سرطان فرزندش مواجه شد و ایده‌ی یک سازمان حمایتی در ذهن‌اش شکل گرفت که با تاسیس موسسه‌ی "محک" به این مهم جامه‌ی عمل پوشاند. سال ۲۰۰۸ با انتخاب "وال‌استریت ژورنال" به عنوان یکی از پنجاه زن برتر سال جهان انتخاب شد. او که در کنار نوشتن، یاری رساندن به کودکان را سرلوحه‌ی زیستن خویش قرار داده، در گسترش سه سازمان دیگر نیز نقش به‌سزایی را ایفا نموده است: انجمن جهانی کودکان مبتلا به سرطان [ISCC]؛ انجمن سرطان پستان ایران [BCSI]؛ جبهه‌ی سبز حمایت از محیط زیست [GFI].
از بزرگ‌ترین آرزوهای او علاوه بر بهبودی کامل کودکان مبتلا به سرطان، طبیعتی بدون پلاستیک است.
از او:
خوش‌بختی مترادف با نبودن اختلاف در زنده‌گی مشترک نیست. شریک شما در کنار خصوصیات مورد پسندتان یک‌سری خصلت های دیگری هم دارد؛ چون او یک مجموعه است. بایستی او را به‌صورت کامل دوست بدارید. طبیعی است که بُعد روشنفکری و بُعد اقتصادی در یک آدم به یک اندازه رشد نکند. خوب است در زنده‌گی مشترک وقتی به مشکلی برمی‌خوریم یادمان باشد که این انتخاب خود ما بوده و این آدم‌ها در خیلی از مسائل دیگر به ما قولی نداده‌اند. از اول چنین دورنمایی وجود نداشته، نمی‌توانیم وسط بازی جز بزنیم و بگوییم چرا الان این آدمی که من می‌خواهم نیستی؟ چون در گذشته او را با باورهای دیگری پذیرفته‌ایم. اصل بر آزادی دو طرف است. نمی‌شود از کاسبی که در بازار بلد است چه‌طور یک تومان‌اش را به صد تومان تبدیل کند انتظار داشت شبیه یک روشنفکر فکر کرده و عمل نماید و برعکس. پس اگر افکار طرف مقابل را پسندیدیم نباید انتظارات مادی‌مان را خیلی بالا ببریم و برعکس. باید همیشه در سختی‌ها به یاد بیاوریم که این انتخاب ما بوده و به این انتخاب احترام بگذاریم.

عمرش سبز و مستدام

#کتاب #سعیده_قدس #نویسنده #کودکان_محک #محک
Read more
Loading...
همه جوان‌ها بالاخره یک روز عاشق می‌شوند؛ ولی همه زندگی به همان عشق اول ختم نمی‌شود. معمولا آدم با عشق اولش ازدواج نمی‌کند، حتی گاهی با او حرف هم نمی‌زند، اما احساس قشنگی است که همیشه خاطرات آدم را شیرین می‌کند. عشق‌های دوران جوانی همین ستاره‌ها هستند و تو هر وقت به ستاره‌ها نگاه کنی، می‌فهمی که ... همه جوان‌ها بالاخره یک روز عاشق می‌شوند؛
ولی همه زندگی به همان عشق اول ختم نمی‌شود. معمولا آدم با عشق اولش ازدواج نمی‌کند، حتی گاهی با او حرف هم نمی‌زند، اما احساس قشنگی است که همیشه خاطرات آدم را شیرین می‌کند.
عشق‌های دوران جوانی همین ستاره‌ها هستند و تو هر وقت به ستاره‌ها نگاه کنی، می‌فهمی که یک جایی، یک جایی از دنیا، یک کسی هست که وقتی به تو فکر می‌کند ته قلبش گرم می‌شود..
راستی دقت کردین:
معمولا زنها خواستار ازدواج اند...
مستبدانه و دیوانه وار می خواهند ازدواج کنند.
مردها انگار ازدواج را متحمل می شوند، مثل شروع یک کار جدید، زندگیِ جدید را شروع می کنند. قوانینش را مثل بچه ای که درسش را یاد می گیرد، با غُرغُر می آموزند.
از آنجایی که انتظار چندانی از ازدواج ندارند، از آن ناامید نمی شوند و حتی اگر ناموفق باشد نمیخواهند تمامش کنند، "مثل چسبیدن به کاری که برایتان لذت بخش نیست ولی در پایان ماه، نیازتان را تامین می کند."
در مورد زن ها ماجرا متفاوت است.
مردها مثل همه اند، زن ها مثل هیچکس...
Read more
‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز در حقم عدالت را اجرا کنید صورتم ...
Media Removed
‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز در حقم عدالت را اجرا کنید صورتم را به من برگردانید هیچ‌کس حال من را نپرسید هرروز خدا را شکر می‌کردم که چقدر من را زیبا آفریده او را نمی‌بخشم اما مجازات نمی‌کنم از مسئولان می‌خواهم صورتم را به من برگردانند و عدالت را اجرا کنند بینایی ... ‌ ‌ گفتگوی «شهروند» با «معصومه»، جدیدترین قربانی اسیدپاشی در تبریز
در حقم عدالت را اجرا کنید
صورتم را به من برگردانید
هیچ‌کس حال من را نپرسید
هرروز خدا را شکر می‌کردم که چقدر من را زیبا آفریده
او را نمی‌بخشم اما مجازات نمی‌کنم
از مسئولان می‌خواهم صورتم را به من برگردانند و عدالت را اجرا کنند
بینایی چشم‌های معصومه در این حادثه کم شده و به آنها قرنیه پیوند زده‌اند
صورت، قسمتی از گردن، گوش، سینه و کمر معصومه در اسیدپاشی از بین رفته است
برادر معصومه در گفت‌وگو با «شهروند»: بیمارستان برای هرشب بستری، یک‌میلیون تومان می‌خواهد و ما این پول را نداریم که پرداخت کنیم/ در بیمارستان شناسنامه و کارت ملی مادرم را گرو گذاشته‌ایم/ از خیران می‌خواهیم که برای درمان معصومه به او کمک کنند
نماینده مردم تبریز در گفت و گو با «شهروند»: پرونده «معصومه» را برای حمایت مالی و معنوی پیگیری می کنیم / منتظر ارائه طرح تشدید مجازات اسیدپاشی در صحن مجلس هستیم
مينا جعفري، وکیل دادگستری در گفتگو با «شهروند»:: تغيير در قوانين مجازات‌انگاري و برخورد با اسیدفروشان، بهترین شیوه مقابله با اسیدپاشی است
***
(الناز محمدی)

30 ساعت مانده به سال تحویل 97، خواستگار «معصومه جلیل پور» که از او جواب رد شنیده بود، رویش اسید پاشید.
«معصومه جلیل پور»، زن 26 ساله تبریزی، از آن روز تا به حال در بی خبری کامل رسانه ها و مسئولان در بیمارستان سینای تبریز بستری است.
«محمد- ن» مرد جوانی که خواستگار او بود بعد از آنکه شنید معصومه نمیخواهد با او ازدواج کند، اول با قمه دو انگشت او را برید و بعد نشست روی سینه اش و از فاصله نزدیک روی او اسید ریخت.
معصومه یک ماه گذشته را روی تخت بیمارستان گذرانده، صورتش را هنوز ندیده، شبها مدام کابوس آن روز را می بیند و از بقیه می خواهد که صورتش را به او برگردانند. «معصومه» با حال روحی بسیار بد اما با حوصله پاسخ سوالهای «شهروند» را داد و گفت که دلش نمی آید انسانی را مجازات کند اما هیچگاه «محمد» را نخواهد بخشید. او از روزهایی گفت که وقتی جلوی آیینه خودش را می دیده، خدا را شکر می کرده که چقدر زیبا او را آفریده است. «معصومه» و خانواده اش ساکن منطقه «منبع» در تبریزند که جزو مناطق فقیرنشین و تقریبا حاشیه ای تبریز است.
برادر «معصومه» هم که یک کارگر ساختمانی است در گفتگو با «شهروند» ماجرا را کامل تعریف می کند و می گوید خانواده او توان پرداخت هزینه های درمان او را ندارند. ‌ طرح دو‌فوریتی کمک به معصومه، قربانی اسیدپاشی در تبریز، در شورای این شهر تصویب شد.
Read more
در رمان #کیفر_آتش اثر #الیاس_کانتی اینگونه می خوانیم : روایتی تودرتو و چندلایه از روزگار پروفسور ...
Media Removed
در رمان #کیفر_آتش اثر #الیاس_کانتی اینگونه می خوانیم : روایتی تودرتو و چندلایه از روزگار پروفسور كین. مردی كه تمام عمرش را بر سر جمع‌آوری كتاب‌های مختلف گذاشته و چنان در عشق آن‌ها گم شده كه آن‌ها را چون ارواح بی‌گناه و قابل احترام نگهداری می‌كند. او سال‌های جوانی را گذرانده و به چین‌شناسی بزرگ ... در رمان #کیفر_آتش اثر #الیاس_کانتی اینگونه می خوانیم : روایتی تودرتو و چندلایه از روزگار پروفسور كین. مردی كه تمام عمرش را بر سر جمع‌آوری كتاب‌های مختلف گذاشته و چنان در عشق آن‌ها گم شده كه آن‌ها را چون ارواح بی‌گناه و قابل احترام نگهداری می‌كند. او سال‌های جوانی را گذرانده و به چین‌شناسی بزرگ تبدیل شده است. زندگی ساده‌ای دارد كه در كتاب‌های انبوه كتابخانه‌اش خلاصه می‌شود و او در پناه امنیت كلمه روزگار می گذراند. زنی زندگی‌اش را دگرگون می كند، او را می‌فریبد، با او ازدواج می‌كند و از خانه بیرون می‌اندازدش. در خیابان با مردمانی غریب و از طبقه پایین آشنا می‌شود و یكی از آن‌ها را كه گوژپشتی نیمه دیوانه است و در رویای سفر به آمریكا می‌سوزد به خدمتكاری می گیرد. او باقی‌مانده ثروت‌اش را در راه خرید كتاب‌هایی دیگر می‌گذارد و در این راه گوژپشت نیز او را تلكه می كند. زن مجنون‌اش نیز در سودای عشق ثروت او با سرایدار آپارتمان‌اش (كه لقب پروفسور را او به كین داده!) همراه شده و داستان جلو می‌رود... در پایان كین را می بینیم كه اسطوره‌وار، خود و كتاب‌هایش را در آتش غرق می‌كند... الیاس كانتی در رمان كیفر آتش، وضعیتی را می سازد كه در آن نهادینه شدن «تنفر از دیگری» به مولفه‌ای اصلی در روایت‌اش تبدیل شده است. انسان‌های مفلوك رمان وی (مفلوك در معنای جهان‌بینی و نه جایگاه طبقاتی) مدل‌هایی از آرمان‌گرایی پیش پا افتاده دوران بعد از جنگ اول هستند كه همواره از جهان و موجودات آن چیزی طلب‌كار هستند. در واقع می توان رمان كیفر آتش را رمانی در باب نفرت و انزجار از دیگری دانست. به نحوی كه جهان انسان‌های رمان كانتی به وضعیتی تبدیل می‌شود كه در آن مشی و باوری اخلاقی، عاملی برای استفاده از وجود دیگری برای كمك و یا حفظ استقلال خود می‌شود. این حركت در شكلی عینی و با استفاده از اتفاق های ریز و درشتی می‌افتد كه آدم‌های رمان در آن نقش دارند. مثلاً شخصیتی فوق‌العاده مانند ترزه، چنان درگیر توهم زیبایی و محترم شمرده شدن است كه در راه آن حاضر به قربانی كردن دیگران است. او نفرت را به مثابه ابزاری برای رهایی از زندگی رئالیستی و تبدیل شدن به ملكه‌ای دست نیافتنی به كار می‌برد و یا مرد گوژپشت كه نیمچه فیلسوفی حریص است، در عین وفاداری به اصول ولینعمت خود، با قواعد خودش از او به دلیل دنیای ناخوشی كه در آن طی طریق می كند، انتقام می گیرد. می‌توانید این کتاب را با ترجمه ی #سروش_حبیبی تهیّه کرده و بخوانید . بریده ای از کتاب:«مگر مرگ چیست؟ توقف یک سلسله اعمال فیزیولوژیکی! یک چیزِ منفی، یک هیچ!
Read more
Loading...
 #يك_فنجان_تفكر💭 به ما میگویند "زنان فرا آشپزخانه ای" ما دربند و اسیر غذای جسم نیستیم. ما اهل غذای ...
Media Removed
#يك_فنجان_تفكر💭 به ما میگویند "زنان فرا آشپزخانه ای" ما دربند و اسیر غذای جسم نیستیم. ما اهل غذای روحیم. کتاب زیاد میخوانیم. فیلم های ناب و درجه یک می بینیم. متن شعر موسیقی را می شنویم. ما همواره به دنبال آموختنیم. ما سفر را به مهمانی، کتاب خواندن را به دیدن سریال، گوش سپردن به موسیقی را به حرف ... #يك_فنجان_تفكر💭
به ما میگویند "زنان فرا آشپزخانه ای"
ما دربند و اسیر غذای جسم نیستیم. ما اهل غذای روحیم. کتاب زیاد میخوانیم. فیلم های ناب و درجه یک می بینیم. متن شعر موسیقی را می شنویم. ما همواره به دنبال آموختنیم.

ما سفر را به مهمانی، کتاب خواندن را به دیدن سریال، گوش سپردن به موسیقی را به حرف زدن با تلفن، ورزش را به ولع غذا خوردن ترجیح میدهیم.
ما با سازی که دلمان می نوازد می رقصیم. شادیم و از زندگی لذت میبریم.

ما عمرمان را برای پختن مرصع پلوی چند رنگ در آشپزخانه سیاه و مویمان را برای درست کردن آخرین دسر سال و چیدمان به روزترین میز دنیا سپید نمی کنیم و برای شنیدن تعریف و تحسین زنان فامیل تن به خودکشی نمی دهیم.

ما مهمانی های دورهمی را برای غیبت کردن پشت سر فامیل شوهر و حدس زدن پایان سریال های ترکیه ای برگزار نمی کنیم. ما ولع غیبت کردن نداریم و اصراری به درآوردن چشم زنان فامیل با مهمانی دادن و نمایش دادن خودمان نداریم.

ما جراحی زیبایی نمی کنیم چراکه باور داریم یک زن در معنای واقعی زن زیباست. ما برای دل خودمان و نشاط روحمان خود را می آراییم. چه با یک ماتیک قرمز آتشین چه با یک شاخه گل چیده شده از اولین درختچه ی سبز شده سر راهمان.

ما به تناسب اندام، نشاط روح، چهره ی خندان و ظاهری آراسته معتقدیم. ما "زنان فرا آشپزخانه ای" از آراستن خود لذت میبریم. چراکه معتقدیم ما را به ذات زیبا پسندمان در ازل متصل می کند.

ما همیشه برای رفتن به کنسرت، سینما، تئاتر، سالن های ورزش، استخر و پیاده روی و از همه مهمتر برای خرید کتاب وقت و حوصله و انرژی و پس انداز ذخیره شده داریم.

ما همیشه وقتمان را صرف رسیدن به خودمان، روحمان، شادابی مان، طراوت و جوانی مان میکنیم. بهترین و شادترین لحظاتمان را با همسرمان می گذرانیم. تفریح های دونفره را به هر خوشگذرانی دیگری ترجیح می دهیم. چمدان های ما همیشه بسته و آماده ی سفر است.
در رستوران و کافه با دوستان مان قرار می گذاریم و از سفارش خوردنی های جور واجور و حرف زدن راجع به آخرین سفرمان، آخرین کتابی که خوانده ایم، آخرین فیلمی که دیده ایم و جالب ترین آدم هایی که اخیراً ملاقات کرده ایم لذت می بریم.

ما عاشق خندیدن و گریه کردنیم. ما احساساتمان را همانگونه که باید بیان می کنیم. ما اشک شوق می ریزیم، احساساتی می شویم، قربان صدقه می رویم و دلتنگ می شویم. عصبانی می شویم، فریاد می زنیم. آرام می شویم.
آدرس كانال #كانون_هنر_داستان #زهرا_كمال_آرا. @massdzade
Read more
"هنر برای هنر" هنر برای هنر بود اگر کودک هم سایه سیر می خوابید و بمبِ هسته یی اعجازِ قرن نامیده ...
Media Removed
"هنر برای هنر" هنر برای هنر بود اگر کودک هم سایه سیر می خوابید و بمبِ هسته یی اعجازِ قرن نامیده نمی شد. مرا ببخشید که نمی توانم با پاهایی که ناخن هاشان را کشیده اند برایتان باله برقصم. من نقاشی انتزاعی را نمی فهمم و میانه ندارم با نقاشانی که وقتی پشتِ سه پایه هاشان می ایستند بغضی در گلو ... "هنر برای هنر"

هنر برای هنر بود
اگر کودک هم سایه سیر می خوابید
و بمبِ هسته یی
اعجازِ قرن نامیده نمی شد.

مرا ببخشید که نمی توانم
با پاهایی که ناخن هاشان را کشیده اند
برایتان باله برقصم.

من نقاشی انتزاعی را نمی فهمم
و میانه ندارم با نقاشانی که
وقتی پشتِ سه پایه هاشان می ایستند
بغضی در گلو ندارند.

من شعار می دهم اگر شعر
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم باشد
یا حکایتِ خر و کنیزک.
شعار می دهم و
پیش می روم و
نیش می زنم
مانندِ ماری که به کرم بودن متهم شده.
بگذار شاعرانِ دیگر بر قلاب ها برقصند
قبل از بلعیده شدن
به دستِ ماهیانی که زیبایی را دوست می دارند
و زیبایی به چشمشان
رقصِ کرمی ست
که قلاب را بر گلوگاهشان می دوزد.

نفت یک شبه ملی نشد
اما شاعرانی را می شناسم
که به چشم بر هم زدنی
ملی نامیده شدند
اگر چه جهانشان
تنها در دایره ی منقلی خلاصه می شد.

من هم می توانستم حرف هایی به بزرگیِ نوبل بزنم
و آن قدر شاعر بودم که بتوانم
در کافه های سیگار ممنوع بنشینم
و با ترانه های سوزناک
دل از دخترانِ نوجوان ببرم
اما خواستم وصله یی شوم بر پیراهنِ پاره ی تو
- پسرک سرماخورده ی پشتِ چراغ قرمز -
که دعاهای ضدِ آبت را حراج کرده یی
خواستم النگویی پلاستیکی باشم
بر دستانِ خواهرت
یا دستمالی که عرق از پیشانیِ پدرت بگیرد
وقتی از پیِ کار،
سربالاییِ راهِ کارخانه را بالا می رود
می خواستم هیزمی در بخاریِ چپرِ شما باشم
تا رماتیسم
از پای مادرت به قلبش نخزد.
این همه را خواستم و
نتوانستم.

کاش جهان به قشنگیِ بالِ پروانه بود
تا شعر از واژه های تاریک تهی می شد
اما وقتی پدربزرگ در جوانی
دندان هایش را
به دندان سازی طماع می فروشد
و گیس های مادربزرگ
یک شبه سفید می شوند
دیگر چه گونه می شود گفت:
زنده گی رسمِ خوش آیندی ست؟

من سنگی بودم
که فکرِ شکستنِ هیچ شیشه یی را در سر نداشت
و بطریِ کوکتل مولوتفی
که آرزو می کرد
شراب را بینِ دو عاشق قسمت کند.

اُپرای کارمن زیبا بود
اگر در هر ثانیه
صد نفر در جهان از بی غذایی نمی مُردند
و جنگل، جنگل درخت
قنداقِ تفنگ نمی شد
و هنر برای هنر نیست
وقتی کودکان را
در اینترنت حراج می کنند
و سربازان
شرط سرِ جنینِ زنِ حامله می بندند
و شکم می درند.

چه گونه می شود به جاودانه گی اندیشید
وقتی لوله ی تپانچه یی
مدام بر شقیقه ات احساس می شود
و ابداعاتِ شاعرانه چه اهمیتی دارند
وقتی در خاک زمین
یک مین به ازای هر انسان مدفون است؟

من خو نمی کنم به نظامِ سیرکی که در آن
تنها برای شیرهایی کف می زنند
که به ضربِ شلاقِ رام کننده می رقصند
غرشِ مرا اگر خوش ندارید
به گلوله
پاسخم دهید.

یغما گلرویی
Read more
 #داستانک <span class="emoji emoji1f496"></span> نمی توانستم درک کنم چرا همیشه #پری عاشق مردهای متاهل می شود... وقتی میگویم #عاشق یعنی ...
Media Removed
#داستانک نمی توانستم درک کنم چرا همیشه #پری عاشق مردهای متاهل می شود... وقتی میگویم #عاشق یعنی دقیقا دلباخته و شیفته! نمیشد او را جزء آن دسته زنان جوانی حساب کنم که موریانه خانواده ها می شوند. نه اهل عشوه های سرخ بود نه اهل فکرهای سیاه... دقیقا عاشقی بیچاره و دلتنگ بود که چیزی جز رنج نصیبش نمی شد. ... #داستانک 💖
نمی توانستم درک کنم چرا همیشه #پری عاشق مردهای متاهل می شود... وقتی میگویم #عاشق یعنی دقیقا دلباخته و شیفته! نمیشد او را جزء آن دسته زنان جوانی حساب کنم که موریانه خانواده ها می شوند. نه اهل عشوه های سرخ بود نه اهل فکرهای سیاه... دقیقا عاشقی بیچاره و دلتنگ بود که چیزی جز رنج نصیبش نمی شد. همیشه هم ته ماجرا به اینجا می رسید که یا همسر آن مرد به سراغش می آمد و حقش را می گذاشت کف دستش یا خود آن مرد سعی می کرد او را - با تمام محبت های اغراق آمیز و خفه کننده اش- از سر خود باز کند!
یکبار فکر می کنم همین پارسال بود که پری عاشق یک مرد عکاس شد. هر هفته به آتلیه اش می رفت و یک عکس می انداخت و ... آخرش هم آن عکاس بیچاره مجبور شد یک عکاس خانم استخدام کند. خودش هم رفت مسافرکشی... من میگویم عکاس خانم، اما خود پری می گفت زنش آمده دم و دستگاه را به دست گرفته است!
آخر سر، همین یک هفته پیش بود که سر از کارش در آوردم... لعنتی نمی شود که همه کسانی دوستشان داری هم اسمشان #ایرج باشد، هم متاهل باشند! مچش را گرفتم و قسمش دادم به خاک آقاجان خدابیامرزش که این چه رازی ست ؟!
و گفت...
یک قصه ی آبکی و خاله زنکی... از همان عشقهای سوزانی که همه ما توی دخترانگیهای نوزده - بیست سالگی مان تجربه کرده ایم... .
یک ایرج نامی بود... که دوستم داشت و می مردم برایش... آقاجانم که #ورشکست شد، او هم سرد شد... آقاجانم که مرد، ایرج هم غیب شد...
سر سال آقاجانم... وقتی طلبکارهای ریز و درشت جان را به لبمان رساندند... یک روز که سختم بود در خانه را باز کنم از ترس شرخرها و چکهای برگشتی ... کارت #عروسی ایرج و بانو به دستم رسید...
نمی دانی چه کارت قشنگی بود... رفتم عروسی اش! نمیدانی چه عروس قشنگی بود... اصلا عاشق خودش و زنش و آن ماشین گل زده اش شدم... اصلا من عاشق همه ایرجهای روی زمینم که #دامادی خیلی به شان می آید... آدم حظ می کند از این همه نامردیِ زیبا!!! از این همه بیرحمی ِ دلنشین...
.
.
.
فکر می کنم ما زن ها هیچ وقت نباید عاشق بشویم... چون از آن روز به بعد دنیا برایمان خلاصه می شود در کنج سینه ی یک مرد...
و وای از آن روز اگر آن مرد،
نامرد از آب در بیاید....
دنیا می شود هیچ... .
.
.
#مرجان_خاتون
#داستانک
..
...
برداشت آزادی از این قطعه تلخ و زیبا
👇👇👇👇👇 سیگار های بهمنش را دوست دارم
بوی بد پیراهنش را دوست دارم
گفتند دیوانه! شنیدی زن گرفته؟
دیوانه ام ، حتی زنش را دوست دارم!
#نفیسه_بالی .
Read more
Loading...
ماهیگیر پیری باشم در دورترین بندر دنیا. صبح‌ها قایق کهنه‌ام را به آب بیندازم، صورت چروکیده و آفتاب ...
Media Removed
ماهیگیر پیری باشم در دورترین بندر دنیا. صبح‌ها قایق کهنه‌ام را به آب بیندازم، صورت چروکیده و آفتاب سوخته‌ام را بگذارم چشم در چشم خورشید و بروم تا میانه‌های آبی دریا، نقطه شوم از چشم زنم که در ساحل نشسته و رادیو گوش می‌کند و به جوانی‌هایش فکر می‌کند که چه مچ‌های پایش نازک بود و چه قشنگ بود وقتی می‌رقصید. برسم ... ماهیگیر پیری باشم در دورترین بندر دنیا. صبح‌ها قایق کهنه‌ام را به آب بیندازم، صورت چروکیده و آفتاب سوخته‌ام را بگذارم چشم در چشم خورشید و بروم تا میانه‌های آبی دریا، نقطه شوم از چشم زنم که در ساحل نشسته و رادیو گوش می‌کند و به جوانی‌هایش فکر می‌کند که چه مچ‌های پایش نازک بود و چه قشنگ بود وقتی می‌رقصید.
برسم وسط آبهای آزاد. تورم را بیندازم، دراز بکشم داخل قایق، کلاه کهنه‌ام را روی سرم بگذارم و بی هیچ فکر تلخی بخوابم و چند ساعت بعد بیدار شوم و تور را جمع کنم و برگردم به ساحل که شلوغ شده و ماهی‌ها را به توریستها بفروشم و پولش را ببرم خانه، با زنِ چاقِ مهربان و نوه‌های کچل شلوغم غذا بخورم، تلویزیون نگاه کنم و اول شب با مرد همسایه مست کنیم و با هم درباره زنانی که با آنها خوابیده‌ایم خالی ببندیم و از بازی فوتبال و عرق فروشی‌های شهرهای دور حرف بزنیم و بعد، بخوابم.
ساده باشم، ساده ساده. شبها بتوانم بخوابم. روزها بتوانم به همه چیزهای دنیا فکر کنم بدون بغض کردن.
هرگز تو را ندیده باشم، هرگز تو را از دست نداده باشم ...
#حمیدسلیمی
Read more
 # #بسم_الله_الرحمن_الرحيم پیامبر اکرم(ص) اصرار داشتند جوان‌ها زود ازدواج کنند؛ چه دخترها ...
Media Removed
# #بسم_الله_الرحمن_الرحيم پیامبر اکرم(ص) اصرار داشتند جوان‌ها زود ازدواج کنند؛ چه دخترها و چه پسرها؛ البته با میل خودشان و با اختیار خودشان، نه این که دیگران برایشان تصمیم بگیرند. ما هم باید در جامعه خودمان، این را رواج دهیم. جوان‌ها در سنین مناسب، وقتی از دوران جوانی خارج نشده‌اند، در همان ... #
#بسم_الله_الرحمن_الرحيم

پیامبر اکرم(ص) اصرار داشتند جوان‌ها زود ازدواج کنند؛ چه دخترها و چه پسرها؛ البته با میل خودشان و با اختیار خودشان، نه این که دیگران برایشان تصمیم بگیرند. ما هم باید در جامعه خودمان، این را رواج دهیم. جوان‌ها در سنین مناسب، وقتی از دوران جوانی خارج نشده‌اند، در همان حال گرمی و شور و شوق باید ازدواج کنند. این برخلاف برداشت و تلقّی خیلی از افراد است که خیال می‌کنند ازدواج‌های دوران جوانی، ازدواج‌های زودرس است و ماندگار نیست، درست برعکس است. این‌گونه ازدواج‌ها اگر درست صورت بگیرد، ازدواج‌های بسیار ماندگار و خوبی هم خواهد بود و زن و شوهر در چنین خانواده‌ای کاملاً با هم صمیمی خواهند بود.

#مقام_معظم_رهبری
برگرفته از کتاب مطلع عشق

_______________________________________

فروش و مصرف کالای خارجی باید به‌عنوان یک ضد ارزش تلقی شود مگر آنجا که مشابه اش نیست. / تولید داخلی یک مسئله مقدس است.
#مقام_معظم_رهبری
#از تولید داخلی حمایت کنیم
#تولید_ملی👇🏻👇🏻👇🏻 @patiraam
@patiraam
@patiraam
Read more
. . <span class="emoji emoji1f48e"></span>زندگی دیگران را نابود نکنیم . جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار می‌کنی ؟ گفت: پیش فلانی، ماهانه ...
Media Removed
. . زندگی دیگران را نابود نکنیم . جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار می‌کنی ؟ گفت: پیش فلانی، ماهانه چند می‌گیری؟ ۵۰۰۰. همه‌ش همین؟ ۵۰۰۰ ؟ چطوری زنده‌ای تو؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه، خیلی کمه ! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت، ... .
.
💎زندگی دیگران را نابود نکنیم
.

جوانی از رفیقش پرسید :
کجا کار می‌کنی ؟ گفت: پیش فلانی،
ماهانه چند می‌گیری؟ ۵۰۰۰. همه‌ش همین؟ ۵۰۰۰ ؟ چطوری زنده‌ای تو؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه، خیلی کمه ! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت، اما حالا بیکار است.
.
زنی بچه‌ای را به دنیا آورد، زن دیگری گفت : به مناسبت تولد بچه‌تون، شوهرت برات چی خرید ؟ هیچی !
مگه میشه ؟! یعنی تو براش هیچ ارزشی نداری ؟؟! بمب را انداخت و رفت، ظهر که شوهر به خانه آمد، دید که زنش عصبانی است و .... کار به دعوا کشید و تمام.
.
پدری در نهایت خوشبختی است، یکی می‌رسد و می‌گوید : پسرت چرا به شما سر نمی‌زند ؟ یعنی آنقدر مشغوله که وقت نمیکنه ؟! و با این حرف، صفای قلب پدر را تیره و تار می‌کند . .
.
"" این است، سخن گفتن به زبان شیطان . "" .
.
در طول روز كلمات زيادي رد و بدل ميشود و يا خیلی سؤال ها را ممکن است از همدیگر بپرسیم؛
چرا نخریدی؟
چرا نداری؟
يعني واقعا نداري یه النگو بندازی دستت؟
چطور این زندگی را تحمل می‌کنی؟
یا چطور فلانی را؟
.
يا هزار جور تهمت و افترا و خبر چيني به دروغ، كه هدفمان هم کسب اطلاع یا فضولی و يا دو به هم زني و ايجاد اختلاف است.
و مي دانيم چه آتشی به جان شنونده می‌اندازیم !
.
شر نندازید در زندگی مردم، چرا كه شري بدتر انتظار خودتان را مي كشد. .
.

مُفسد نباشیم.
.
با دورويي و ظاهر سازي، خود را خوب جلوه دادن كارِ آدم هاي فاسد و منافق است. كه ديگران دير يا زود به فساد و خراب بودن باطنشان پي خواهند برد.
.
.
گر جان بدهد سنگِ سيه، لعل نگردد
.

با طينت اصلي چه كند؟ بَد گُهر افتاد .
.
Read more
_تا پای اسبم نرسیده به خشکی پاسخ بده منیژه ! _خشکی؟! از دهان خشک و چشمان حیرت زده منیژه فقط همان تک ...
Media Removed
_تا پای اسبم نرسیده به خشکی پاسخ بده منیژه ! _خشکی؟! از دهان خشک و چشمان حیرت زده منیژه فقط همان تک کلمه بیرون پریده بود . دستهایش خاج پشت زین را محکم چسبیده بود تا سینه اش را به عقب بگیراند مبادا پشت کمر خان لمسش کند . بر ترک مادیان کمیت خان چرا سوار شدی منیژه که وسط رودخانه بیرگان لول تفنگ چنین پرسشی ... _تا پای اسبم نرسیده به خشکی پاسخ بده منیژه !
_خشکی؟!
از دهان خشک و چشمان حیرت زده منیژه فقط همان تک کلمه بیرون پریده بود . دستهایش خاج پشت زین را محکم چسبیده بود تا سینه اش را به عقب بگیراند مبادا پشت کمر خان لمسش کند . بر ترک مادیان کمیت خان چرا سوار شدی منیژه که وسط رودخانه بیرگان لول تفنگ چنین پرسشی بر سینه ات سنگینی کند؟ !
کاش لول تفنگ بود .
تکان های رود خروشان و حرکت اسب ، علیرغم سعی اش ،گاه شانه هایش را به پشت شانه های پهن حیدرقلی خان نزدیک می کرد و کلاه سیاه خسروی خان به تمامی پهنای صورتش را می پوشاند .
چه گفته بود خان؟ پشت زین اسب از او خواستگاری کرده بود؟ باورش نمی شد رسم ایل که این نبود ؟ وانگهی خان بیش از دوبرابر او سن داشت ! درست است که زیبایی و یال و کوپال او را کمتر جوانی هم داشت به ایل . هااا پس آن پیرمرد ها که هفته پیش به سیاه چادرشان آمده بودند پی اینکار بودند و برای همین خانواده اش او‌را دنبال کاری فرستاده بودند و بعد که از مادر سوال کرده بود به او تشر زده بودند که چرا کنجکاوی می کند . پس برای این بود وقتی به روز ها قبل تر در مجلسی برای خان آب آورد ، قبل ازینکه کاسه آب را بنوشد با صدای نیرومندش از شاهنامه خواند که ؛ منیژه کجا دخت افراسیاب
درفشان کند باغ چون آفتاب
که رویش چنان است و بالا چنین
چنین آفریدش جهان آفرین
.....................................................................برشی کوتاه از رمانی بلند که فعلا بدون نام است و حکایت مردمان زاگرس است به روزگاران و اشاره ها هم دارد به زندگی پدربزرگم . عکس مادربزرگ عزیزم «بی بی منیژه» در حال سوارکاری در پرجفت

#زاگرس #زن #لر #ایل #بختیاری #سوار #سوارکاری #اسب #بختیاری #خوزستان #عروسی #جشن #ارسلان_شهنی
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span> تذکر: این دسته بندی، یک دسته بندی قطعی و به قول مشهور «وحی منزل» نیست و ممکن است کسانی، سیر مطالعاتی ...
Media Removed
تذکر: این دسته بندی، یک دسته بندی قطعی و به قول مشهور «وحی منزل» نیست و ممکن است کسانی، سیر مطالعاتی متفاوتی پیشنهاد کنند، اما به طور کلی نقشه راه مناسبی را به دست می دهد تا بدانیم #از_کجا_آغاز_کنیم و به کجا برویم : . . ۱) پدر٬ مادر ما متهمیم! (مجموعه آثار ۲۲ - مذهب علیه مذهب) ۲) از کجا آغاز کنیم؟ ( ... 🍃
تذکر: این دسته بندی، یک دسته بندی قطعی و به قول مشهور «وحی منزل» نیست و ممکن است کسانی، سیر مطالعاتی متفاوتی پیشنهاد کنند، اما به طور کلی نقشه راه مناسبی را به دست می دهد تا بدانیم #از_کجا_آغاز_کنیم و به کجا برویم :
.
.
۱) پدر٬ مادر ما متهمیم!
(مجموعه آثار ۲۲ - مذهب علیه مذهب)

۲) از کجا آغاز کنیم؟
( مجموعه آثار ۲۰ - چه باید کرد)

۳) چه باید کرد؟
(مجموعه آثار ۲۰ - چه باید کرد؟) ۴) نیاز های انسان امروز
( مجموعه آثار ۲۵ - انسان بیخود)

۵) نقش انقلابی یاد و یاوران در تاریخ تشیع
(مجموعه آثار ۲۵ - شیعه)

۶) انتظار عصر حاضر از زن مسلمان
(مجموعه آثار ۲۱ - زن- فاطمه فاطمه است)

۷) یک جلوش تا بینهایت صفر !
(مجموعه آثار ۳۵ - آثار گونه گون)

۸) خودآگاهی و استحمار
( مجموعه آثار ۲۰ - چه باید کرد)

۹) به کجا تکیه کنیم؟
(مجموعه آثار ۳۶ - آثار جوانی)

۱۰) فلسفه نیایش ۱
(مجموعه آثار ۸ - نیایش)

۱۱) ویژگیهای تمدن امروز
( مجموعه آثار ۱۲ - تاریخ و تمدن)

۱۲) نگاهی به تاریخ فردا
( مجموعه آثار ۳۱ - ویژگی های قرون جدید)

۱۳) تاریخ و ارزش آن در اسلام
( مجموعه آثار ۲۹ - میعاد با ابراهیم)

۱۴) دریغ ها و آرزوها
( مجموعه آثار ۲۵ - انسان بیخود+ مجموعه آثار ۲۷ - بازشناسی هویت ایرانی اسلامی)

۱۵) از هجرت تا وفات
( مجموعه آثار ۲۸ - روش شناخت اسلام)

۱۶) اقبال معمار تجدید بنای تفکر اسلامی ( مجموعه آثار ۵ - ما و اقبال)

۱۷) میزگرد پاسخ به سوالات و انتقادات
( مجموعه آثار ۲۲ - مذهب علیه مذهب )

۱۸) فاطمه فاطمه است
( مجموعه آثار ۲۱ - زن_ فاطمه فاطمه است)
.
.
.
برای دیدن پستهای بیشتر و سفارش کتاب به کانال های ما ذر شبکه های اجتماعی (تلگرام، سروش و ایتا) بپیوندید.
لینک در بیو 👆👆👆
.
.
.
#سیر_مطالعاتی_شریعتی #مجموعه_آثار #دکتر_علی_شریعتی #علی_شریعتی #شریعتی #دکتر_شریعتی #سیر_مطالعاتی #نمایشگاه_کتاب #مصلی_تهران #نمایشگاه_تهران #تهران #معلم_شهید #معلم_انقلاب #معلم #انقلاب #شهید #اخبار_بنیاد_شریعتی #اخبار_شریعتی #کتاب #غرفه_بنیاد_دکتر_شریعتی #بنیاد_فرهنگی_شریعتی #بنیاد_فرهنگی_دکتر_شریعتی
@doctor_alishariati
Read more
 #Repost @m.yazdanikhorram with @get_repost ・・・ . #رمان_ایرانی #نشر_نیماژ #کتاب_خوب «خاموش‌خانه» ...
Media Removed
#Repost @m.yazdanikhorram with @get_repost ・・・ . #رمان_ایرانی #نشر_نیماژ #کتاب_خوب «خاموش‌خانه» رمان بی‌ نقصی نیست. فراز و فرود در روند روایت ضربه‌هایی به آن زده ولی یک صدای تازه، بکر و جسور است... یک رمان سیاسی از انسانی نفس بریده در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد در تهران. داستانی که در ابتدا با ... #Repost @m.yazdanikhorram with @get_repost
・・・
. #رمان_ایرانی #نشر_نیماژ #کتاب_خوب «خاموش‌خانه» رمان بی‌ نقصی نیست. فراز و فرود در روند روایت ضربه‌هایی به آن زده ولی یک صدای تازه، بکر و جسور است... یک رمان سیاسی از انسانی نفس بریده در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد در تهران. داستانی که در ابتدا با حالتی نمادگرایانه آغاز می‌شود کم کم به سوی رئالیسمی می‌رود که پردامنه است. رمان از حضور یک هیات ایرانی در آلمان آغاز می‌شود و مرد جوانی که نقش درجه دو دارد در این هیات. در روز آخر سفر مردی آلمانی به او پیشنهاد می‌کند یک دستگاه شنود خاص به او بفروشد.دستگاهی گران در قالب خودکار. مرد جوان به تهران بازمی‌گردد و این شروع کشف رازهای و روابطی‌ست که زنده‌گی او را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. تنهایی ملال‌آورش ناگهان می‌شکند... ساناز زمانی تلاش کرده رمانی بنویسد از نفرت و رازهایی متراکم که جای هیچ جنس گریزی باقی نمی‌گذارند. از اقوام نزدیک فاسد تا مدیران مشکوک. از زن‌‌های بی‌خانه تا روابطی که در مدار قدرت بودن رقم‌شان می‌زند... نظرات انتقادی ام را درباره‌ی رمان جایی دیگر خواهم نوشت و این امری‌ست دیگر اما نمی‌توانم ستایش نکنم نویسنده‌ی جوان را که تلاش کرده به جنسی از تاریخ و آدم‌های بی‌رحم نزدیک شود. نویسنده‌ای که به مخاطب مهربانی نمی‌کند و به او باج عاطفی نمی‌دهد. برای همین است که پیشنهاد می‌کنم خاموش خانه را دریابید... سمفونی فساد و سقوط و تک‌افتاده‌گی...
Read more
. امروز تولد «جنیفر لارنس» است، دومین بازیگر جوانی‌ که موفق به تصاحب جایزه‌ی اسکار بهترین بازیگر ...
Media Removed
. امروز تولد «جنیفر لارنس» است، دومین بازیگر جوانی‌ که موفق به تصاحب جایزه‌ی اسکار بهترین بازیگر زن شده و با بزرگ ترین کارگردان های سینما جهان نیز همکاری داشته است. بسیاری از منتقدین معتقد هستند جنیفر لارنس پتانسیل دریافت مجدد جایزه اسکار را نیز دارد. جنیفر لارنس 28 ساله شد ️ . از فیلم های موفق ... .
امروز تولد «جنیفر لارنس» است، دومین بازیگر جوانی‌ که موفق به تصاحب جایزه‌ی اسکار بهترین بازیگر زن شده و با بزرگ ترین کارگردان های سینما جهان نیز همکاری داشته است. بسیاری از منتقدین معتقد هستند جنیفر لارنس پتانسیل دریافت مجدد جایزه اسکار را نیز دارد. جنیفر لارنس 28 ساله شد ❤️
.
از فیلم های موفق لارنس میتوان به آثار زیر اشاره کرد :
Winter's Bone - 2010
X-Men: First Class - 2011
Silver Linings Playbook - 2012
The Hunger Games: Catching Fire - 2013
American Hustle - 2013
X-Men: Days of Future Past - 2014
Joy - 2015
Passengers - 2016
Mother! - 2017
Red Sparrow - 2018
.
جنیفر لارنس تا بحال 3 بار نامزد جایزه اسکار شده است و برای بازی در فیلم «Silver Linings Playbook» جایزه اسکار بهترین بازیگر زن سال را کسب کرد 💫
.
بنظر شما بهترین بازی جنیفر لارنس در کدام فیلم میباشد ؟
Read more
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه ...
Media Removed
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی... مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟ مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده... مرد برای مبارزه آمده.... برای جهاد .... برای ... مردها تشنه روز مرد نیستند...
مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند....
مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی...
مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟
جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟
مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده...
مرد برای مبارزه آمده....
برای جهاد ....
برای سماجت...
برای جنگ با غول زندگانی ...
برای نبرد بی وقفه و بی انتها آمده...
برای به آرامش رساندن خانواده اش آمده...
برای شکسته شدن غرورش آمده...
همین که تبسم را بر لب زنش ببیند...
همینکه لبخند را برچهره دخترش ببیند...
همینکه پسرش بتواند پیش دوستانش سر افکنده نباشد...
همینکه خواهرش بتواند به او تکیه کند و مادرش با او درد دل کند و پدر پیرش جوانی خودش را در او ببیند....
مرد را خوشبخت میکند....
مرد آمده همه را خوشبخت کند ....
آمده تا شود ستون خانواده....
آمده بسوزد تا روشنایی بخشد.
جبر زندگانیش است ...اجباری ملس نه اختیاری با هوس.
هیچ گوهر گرانبهایی هیچ مرد جنگی را خوشحال نمیکند جز آرامش خانوده اش.
مرد مهرورزی بلد نیست...
چون مادر نیست.
بهترین هدیه برای یک مرد ..
یک تشکر واضح و شفاف به همراه
لبخند و آرامش خانوده اش هست‌. بدون هزینه...
« عمر و عزتشان زیاد »
امید که وجود چنین مردانی در روزگار ما کیمیا نباشد...!!! پيشاپيش روز مرد گرامي 💠
Read more
... خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی  بشنود دوستش از نامزدش دل برده  مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی  که ...
Media Removed
... خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی  بشنود دوستش از نامزدش دل برده  مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی  که به پرونده جرم پسرش برخورده خسته ام مثل پسربچه که در جای شلوغ  بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است  خسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاق  که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادش  غرق ... ...
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی 
بشنود دوستش از نامزدش دل برده 
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی 
که به پرونده جرم پسرش برخورده
خسته ام مثل پسربچه که در جای شلوغ 
بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است 
خسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاق 
که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است
خسته مثل پدری که پسر معتادش 
غرق در درد خماری شده فریاد زده 
مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس 
پسرش ، پیشِ زنش ، بر سرِ او داده زده ... خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم 
دکترش گفته به دردِ سرطان مشکوک است 
مثلِ مردی که قسم خورده خیانت نکند 
زنش اما به قسم خوردنِ آن مشکوک است
خسته مثل پدری گوشه آسایشگاه 
که کسی غیر پرستار سراغش نرود 
خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که 
عـــــید باشد ... نوه اش سمت اتاقش نرود !
خسته ام ! کاش کسی حال مرا می فهمید ... غیر از این بغض که در راهِ گلو سد شده است 
شدم ام مثل مریضی که پس از قطع امید 
در پی معجزه ای ... راهی مشهد شده است ..
. #علی_صفری
Read more
-آقا! آقا! توی سیلاب آدم‌ها،چندقدم مانده به باب رجاء حرم حسین ابن علی،شنیدم که کسی انگاری ما را می‌خوانَد.جوانی ...
Media Removed
-آقا! آقا! توی سیلاب آدم‌ها،چندقدم مانده به باب رجاء حرم حسین ابن علی،شنیدم که کسی انگاری ما را می‌خوانَد.جوانی بود بیست‌واندی‌ساله،با قدی کشیده و شکمی برآمده،سرتاپا سیاه‌پوش،ریش توپی مشکی به صورت،با موهای سری نامرتب؛مثل همهٔ ما خیابان‌خواب‌های حسین. آشنا نمی‌زد.باقی‌مان هم ایستادند؛اسم ... -آقا! آقا!
توی سیلاب آدم‌ها،چندقدم مانده به باب رجاء حرم حسین ابن علی،شنیدم که کسی انگاری ما را می‌خوانَد.جوانی بود بیست‌واندی‌ساله،با قدی کشیده و شکمی برآمده،سرتاپا سیاه‌پوش،ریش توپی مشکی به صورت،با موهای سری نامرتب؛مثل همهٔ ما خیابان‌خواب‌های حسین.
آشنا نمی‌زد.باقی‌مان هم ایستادند؛اسم دستهٔ پخش‌وپلای خودمان را گذاشته بودیم دستهٔ قادری‌پِلاس؛چهارتا قادری(داش‌هادی،آبجی‌سادات،خودم،فسقل‌السادات)و دو تا غیر قادری:شادوماد و عروس‌سادات.
-سلام!ایرانی هستین؟
توی ذهنمان گذشت حتما زن‌وبچه را با ما دیده،دویده،تا موکبی،حسینیه‌ای را به ما پیشنهاد دهد جهت بیتوته.توی دلمان گذشت که:
-«ای اخوی!ما دیشب دنبال جاخواب می‌گشتیم!الان که زیارت اربعین رو خوندیم و دیگه داریم میریم از کربلا»
از فراز شانه‌اش،دیدم،روی ساختمانی نیمه‌کاره که قرص‌ومحکم می‌زد،تابلویی نصب کرده‌اند و رویش نوشته شده:«حسینیهٔ تهرانی‌ها».درست رخ‌به‌رخ حرم حسینِ شهید؛به فاصله طی کردن عرض یک خیابان.گمانمان تقویت شد که حتمی،قصه اسکان زوار است.
-«این کالسکه‌ رو بذارین یه گوشه،خودتون بیاین بالا با گنبد حرم عکس بگیرین»
با چشمانی گِرد نگاهش می‌کردیم.فرصت تصمیم گرفتن نبود.آفتاب تازه دامنش را روی شهر کربلا پهن کرده بود.هرکس،از هرجا که مقدورش بود،روبه‌حرم،زیارت اربعین می‌خواند و سلامی می‌داد و عزم خروج از کربلا می‌کرد.تنه می‌خوردیم از زواری که مسیرشان را تنگ کرده بودیم.کالسکه را دادیم دست زائری عرب و پشت جوان،که با بی‌سیمی واکی‌تاکی،با آدم‌ها و رفقایش در داخل ساختمان هماهنگ می‌کرد راه افتادیم.
*
جایی روی پشت بام حسینیهٔ تهرانی‌ها،در محاصرهٔ ساختمان‌های بدشکل‌وقوارهٔ اطراف حرم که روی بام‌هاشان پر بود از دیش ماهواره،دمنده‌های کولرهای گازی،استودیوهای دست‌ساز ضبط برنامه‌های شبکه‌های خبری،ایستاده بودیم.دورتادور پشتِ این بام را،داربست زده بودند و با پارچه‌‌ای سبززنگ، استتار.
روبه‌رو،سکویی بود که با پله به فرازش می‌رفتی.زیر سکو،چندنفر با چاپگر و دو لپ‌تاپ نشسته بودند:همگی ایرانی؛و روی سکو،عکاسی با دوربین حرفه‌ای که روی سرش،چفیه انداخته بود.
عکاس،عکس را سریع تحویل زیرپله‌ای‌ها داد و آن‌ها هم سریع توی photo shop خوشگلمان کردند و ده دقیقه بعد،پرینت شده،روی کاغذِ عکس،تحویلمان دادند.یادگاری با امام.مِن‌حیث‌ُلایَحتسِب‌ترین رزق کربلا.
-پای عکستون یه کُده.بعد اربعین،توی تلگرام کُد رو بفرستین،فایل عکس رو بدم.
پسری خوش‌چهره و بیسیم‌به‌دست،عکس را تحویلم داد.
در کربلا،ارباب،بر بام‌ها هم موکب زده بود؛موکب عکس
شاید به جبران پشت‌بام‌های شام،کوفه.
Read more
. شماره ناشناس است . همیشه از شماره های ناشناس می ترسم . آدم نمی داند پشت این شماره ها چه خبر می تواند ...
Media Removed
. شماره ناشناس است . همیشه از شماره های ناشناس می ترسم . آدم نمی داند پشت این شماره ها چه خبر می تواند باشد. جواب می دهم . حال و احوال می کند . می خواهد بداند شناخته ام یا نه . نه . نشناخته ام . می گوید علیرضا هستم . علیرضا شاهین . می شناسمش . چهار پنج سال پیش رفیق تاتری بودیم . می گوید : از یاسر خبر داری یا نه ... .
شماره ناشناس است . همیشه از شماره های ناشناس می ترسم . آدم نمی داند پشت این شماره ها چه خبر می تواند باشد.
جواب می دهم . حال و احوال می کند . می خواهد بداند شناخته ام یا نه . نه . نشناخته ام . می گوید علیرضا هستم . علیرضا شاهین .
می شناسمش . چهار پنج سال پیش رفیق تاتری بودیم . می گوید : از یاسر خبر داری یا نه ؟
_ نه . خبر ندارم .
می پرسد : از کی ؟
_ دو سال . شاید هم سه سال پیش .
می گوید : دو سال پیش مریض شد . نمی دونم اسم مریضیش چی بود . مغزش کم کم کوچیک و کوچیک تر شد . فراموشی گرفت . یادش می رفت کجاس . آخرین باری که از خونه بیرون زد گم شد . سه ماه بعد تو رامسر پیداش کردن . بعد افتاد تو تخت . لاغر شد . انقدری که می تونستی مثل یه بچه تو بغلت بگیریش . آب شد و آب شد تا اینکه تموم کرد .
یاسر ؟ یاسر احمدزاده ؟ پسری که عشق بازیگری بود و زن و یک دختر هم داشت ؟ همانی که آخرین بار دم حنابندان برادرم تا جلوی در خانه آمد و زنگ زد و گفت بیا جلوی در دلم برایت تنگ شده ببینمت گفتم نه کار دارم نمی توانم ؟
بله . همان . همان یاسر . که آخرین بار به خاطر مساله ای کوچک ندیدمش . گفتم برود . گفتم کار دارم . الکی . کار آن چنانی نداشتم .و اطمینان دارم وقتی رفته ناراحت شده . غمگین بوده .

حالا که چه ؟ یقه ام را جر بدهم درست می شود ؟ نه . می شود برگشت به آن شب و بگویم بمان همین حالا می آیم جلوی در ؟ نه . نمی شود .
آدم یک وقت هایی همینطوری راحت از دست می دهد . همین قدر راحت .

توی نمایش آخری که با هم بودیم و نمایشنامه اش را من نوشته بودم و برای جشنواره شمسه اجرایش کردیم یاسر نقش پزشک دیوانه ی تامینات را داشت .
یکی از دیالوگهاش این بود : می تونم با یه تزریق بفرستمت بهشت . خیلیا رو با همین آمپول هوا فرستادم اونجا . هر شب به خوابم میان .میگن دستت درد نکنه که ما رو فرستادی بهشت.... مرتضی عبدی

به روح جوانی که زود رفت ، وقتی که دختری دو ساله داشت .
برای همه ی جوان هایی که جسم ندارند آرزوی آرامش و رحمت کنیم .
Read more
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه ...
Media Removed
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی... مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟ مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده... مرد برای مبارزه آمده.... برای جهاد .... برای ... مردها تشنه روز مرد نیستند...
مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند....
مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی...
مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟
جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟
مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده...
مرد برای مبارزه آمده....
برای جهاد ....
برای سماجت...
برای جنگ با غول زندگانی ...
برای نبرد بی وقفه و بی انتها آمده...
برای به آرامش رساندن خانواده اش آمده...
برای شکسته شدن غرورش آمده...
همین که تبسم را بر لب زنش ببیند...
همینکه لبخند را برچهره دخترش ببیند...
همینکه پسرش بتواند پیش دوستانش سر افکنده نباشد...
همینکه خواهرش بتواند به او تکیه کند و مادرش با او درد دل کند و پدر پیرش جوانی خودش را در او ببیند....
مرد را خوشبخت میکند....
مرد آمده همه را خوشبخت کند ....
آمده تا شود ستون خانواده....
آمده بسوزد تا روشنایی بخشد.
جبر زندگانیش است ...اجباری ملس نه اختیاری با هوس.
هیچ گوهر گرانبهایی هیچ مرد جنگی را خوشحال نمیکند جز آرامش خانوده اش.
مرد مهرورزی بلد نیست...
چون مادر نیست.
بهترین هدیه برای یک مرد ..
یک تشکر واضح و شفاف به همراه
لبخند و آرامش خانوده اش هست‌. بدون هزینه...
« عمر و عزتشان زیاد »
امید که وجود چنین مردانی در روزگار ما کیمیا نباشد...!!! '''پيشاپيش روز مرد را تبریک میگم .
Read more
. غريبانه ترين لحظه هايم را روی شانه های شما گريستم. و قريبانه ترين خاطراتم را از كودكی در حرم شما ...
Media Removed
. غريبانه ترين لحظه هايم را روی شانه های شما گريستم. و قريبانه ترين خاطراتم را از كودكی در حرم شما دارم. از كودكی ياد گرفتم كه كف صحن شما تا عرش به اندازه‌ی قامت يك نفر فاصله است! آسمانی كه روی زمين پهن شده و زواری كه روی ابر ها قدم ميزنند! هر بار در حرم كودكانی را ميبينم كه آزادانه بين ملائک ميدوند ... .
غريبانه ترين لحظه هايم را روی شانه های شما گريستم.
و قريبانه ترين خاطراتم را از كودكی در حرم شما دارم.
از كودكی ياد گرفتم كه كف صحن شما تا عرش به اندازه‌ی قامت يك نفر فاصله است!
آسمانی كه روی زمين پهن شده و زواری كه روی ابر ها قدم ميزنند!
هر بار در حرم كودكانی را ميبينم كه آزادانه بين ملائک ميدوند و بازی ميكنند...
بيمار فلجی كه سما ميكند در صحن عتيق روبروی پنجره فولاد...
جوانی که کنج گوهرشاد آن گوشه‌ی گوشه مستِ روضه‌ی یبن الشبیب است...
بدهكاری كه پناه عالم تنها سرمايه‌ی اوست...
پير مردان و پير زن هايی كه پشتشان به خورشيد گرم است...
پس حرم شما قطعاً خانه‌ی پدری همه‌ی ماست.
خانه‌ی پدری همه‌ی ما...

#اذا_نزلتـــ_بکــم_شدیدة_فاستعـــینوا_بنـــــا
#دلتنگ_حرم
Read more
. . By @mehdi.derakhshani51 #مادر نازنینم کاش بشود دردت را تقسیم کنم. کاش بشود سهم خویش را از ...
Media Removed
. . By @mehdi.derakhshani51 #مادر نازنینم کاش بشود دردت را تقسیم کنم. کاش بشود سهم خویش را از پا دردت بگیرم. کاش زیاده‌خواهی فرزندی‌اَم را در گرفتن دردهات/دردهایم نیز مراعات کنم. کاش جوانی کردنت، زن بودنت، هم‌سَر بودنت، حریم شخصی‌اَت، خویشتن‌دوستی‌اَت و ...، به مادر بودنت، به خواهر ... . .

By @mehdi.derakhshani51
#مادر نازنینم
کاش بشود دردت را تقسیم کنم.
کاش بشود سهم خویش را از پا دردت بگیرم.
کاش زیاده‌خواهی فرزندی‌اَم را در گرفتن دردهات/دردهایم نیز مراعات کنم.
کاش جوانی کردنت، زن بودنت، هم‌سَر بودنت، حریم شخصی‌اَت، خویشتن‌دوستی‌اَت و ...،
به مادر بودنت،
به خواهر بودنت،
به غصه خوردنت،
به فداکاری‌‌اَت،
به داغ‌های بیشمارت،
غلبه می‌کردند.
کاش غلبه کنند.
دوا و دارو و درمان، در حجم این همه غصه و داغ و حسرت و این گذشته‌ی سهمگین،
از شرم حقارت، محو می‌شود.
اما
هنوز، اکنون و فردا،
و هزاران دلیل برای امید و لبخند و شکر وجود دارد.
شاید دعایت برای تسکین درد خودت جواب نگیرد اما ایمان دارم دعایت در حق من اجابت می‌گردد.
دعا کن سهم دردم را از سر و چشم و دست و پاهای نازنینت، به تمامی بگیرم.
تو همه چیزت را با من شریک شدی، که نه! برای خودت کمتر برداشتی و برای من بیشتر گذاشتی.
دردت را نیز با من شریک شو.
منصف باش و کم نگذار!
Read more
. گفتم: مادربزرگ نمی‌خواهی بروی دکتر چین و چروک دور لب‌هایت را برداری کمی جوان شوی و زیباتر؟ . خندید ...
Media Removed
. گفتم: مادربزرگ نمی‌خواهی بروی دکتر چین و چروک دور لب‌هایت را برداری کمی جوان شوی و زیباتر؟ . خندید و گفت: خدابیامرز پدربزرگت مرا با همین اسناد و مدارک هم سخت می‌شناسد! این‌ها رد بوسه‌های آن دورانند ما به پای هم پیر نشدیم که حسرت جوانی بخوریم . گفتم: از کجا می فهمد، این لب همان لب است و ... .
گفتم:
مادربزرگ نمی‌خواهی بروی دکتر
چین و چروک دور لب‌هایت را برداری
کمی جوان شوی و زیباتر؟
.
خندید و گفت:
خدابیامرز پدربزرگت
مرا با همین اسناد و مدارک هم سخت می‌شناسد!
این‌ها رد بوسه‌های آن دورانند
ما به پای هم پیر نشدیم
که حسرت جوانی بخوریم
.
گفتم:
از کجا می فهمد، این لب همان لب است
و این غنچه همان غنچه؟
.
گفت باغبان هم نفهمد
گل که خوب می‌داند در کدام باغچه روییده... ❤
#رسول_ادهمی
.
تکنیک:تلفیقی
.

#نقاشی  #پرتره #آبرنگ #مداد_رنگ #زن #زیبا #تابلو #دکوراسیون #طراحی #طراحی_چهره  #دکور #نقاشی_مدرن #رنگ_روغن #سفارش_نقاشی_سفارشی #تاش #تاش_گالری
#art #artis #paint #painting #drawing #pic #pen #pencildrawing #wathercolor #modern #new #taash_gallery
.
Read more
در گذشت مادر مهربون خانم زهرا غفاری مادر بزرگ مرتضی پاشایی و مادر حاج ناصر پاشایی را به خانواده پاشایی ...
Media Removed
در گذشت مادر مهربون خانم زهرا غفاری مادر بزرگ مرتضی پاشایی و مادر حاج ناصر پاشایی را به خانواده پاشایی و عزیزان .و حاج ناصر عزیز تسلیت میگم امیدوارم غم اخرتون باشه من دوران بچگی و دوران نو جوانی خاطرات زیادی از این مادر دلسوز و خوش اخلاق و زن با خدا دارم .همیشه به ما مادری میکرد خیلی مهربون بود امیدوارم ... در گذشت مادر مهربون خانم زهرا غفاری مادر بزرگ مرتضی پاشایی و مادر حاج ناصر پاشایی را به خانواده پاشایی و عزیزان .و حاج ناصر عزیز تسلیت میگم امیدوارم غم اخرتون باشه من دوران بچگی و دوران نو جوانی خاطرات زیادی از این مادر دلسوز و خوش اخلاق و زن با خدا دارم .همیشه به ما مادری میکرد خیلی مهربون بود امیدوارم که خداوند این مادر مهربون و در بهشت برین قرار بده .لذا مجلس ختم سوم و هفتم مادر گرامی از ساعت 15 تا 16\5واقع در مسجد جامع الرسول (ص)واقع در سعادت اباد میدان کاج میباشد .حضور شما عزیزان باعث شادی انمرحوم و تسلی خاطر بازماندگان انمرحوم خواهد بود .
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span> نگاره‌ی‌ برگزیده امروز <span class="emoji emoji1f339"></span> <span class="emoji emoji1f337"></span>Congratulations to @fereshteh_hsn ▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄ . در ...
Media Removed
نگاره‌ی‌ برگزیده امروز Congratulations to @fereshteh_hsn ▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄ . در پانزده سالگی فکر میکردم در بیست و چند سالگی‌ام حتماً کدبانوی خانه‌ای چوبی در ییلاقی‌ترین خطه‌ی سبزه شمالم... لباسِ محلیِ رنگارنگ به تن دارم و تنها دغدغه‌ام بعد از باسواد شدنِ بچه‌های قد و نیم قدم ... 🌹 نگاره‌ی‌ برگزیده امروز 🌹
🌷Congratulations to @fereshteh_hsn
▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄
.
در پانزده سالگی فکر میکردم در بیست و چند سالگی‌ام حتماً کدبانوی خانه‌ای چوبی در ییلاقی‌ترین خطه‌ی سبزه شمالم...
لباسِ محلیِ رنگارنگ به تن دارم و تنها دغدغه‌ام بعد از باسواد شدنِ بچه‌های قد و نیم قدم حتماً باید پختنِ غذاهای مورد علاقه‌ی همسرم باشد...
تنها زنِ باسوادِ روستایی که هنوز گاز کشی نشده...
پزشکِ جوانی که به عشقِ عطرِ شالیزار و صدای قورباغه‌های دم صبح، قیدِ زندگی شهری و مطبِ شیک را زده،
تا بی صبرانه منتظرِ هفت ساله شدنِ سیرترشی‌هایش باشد...
مادری نمونه باشم...
پرتقال را با عشق از درخت‌های باغم بچینم و برای بچه‌هایم پوست بکنم...
شیرِ گاوهایمان را خودم بدوشم...
با مهارت مربای بهارنارنج و شقاقل بپزم...
احتمالاً هر روز ظهر زیباترین پیراهنم را تن کنم و با قابلمه ی غذا و ترشی، تا مرکزِ بهداشتِ روستا بِدوَم تا پدرِ بچه هایم گرسنه نماند...
در راهِ برگشت به خانه،دامنم پر شود از تمشک‌های وحشی،
و دست‌های رنگی و زخمی‌ام، دردناکترین حادثه‌ی زندگی ام باشد...
همسرم،گاهی دم غروب با یک دسته گُلِ وحشی به خانه برگردد و بگوید:
فردا برای خرید به شهر میرویم...
و من و بچه ها تا صبح از ذوق خوابمان نَبَرَد...
من امروز همان دخترِ بیست و چندساله‌ی ساکنِ شهرم که هنوز کاملاً پزشک نشده اما برای حالِ دلهایتان "خیال بافی" تجویز میکند...
.
#الناز_شهرکی
.
▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄
لطفا از گالری زیبای این هنرمند دیدن کنید 🎀
▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄▄
🌹Follow @dailytumblrshot
🌹official tag #DailyTumblr
🚫No stolen & Internet photos🚫
Read more
 #خسته_ام خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنود دوستش از نامزدش دل برده مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی ...
Media Removed
#خسته_ام خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنود دوستش از نامزدش دل برده مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی که به پرونده جرم پسرش برخورده خسته ام مثل پسربچه که در جای شلوغ بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است خسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاق که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادش ... #خسته_ام

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی
بشنود دوستش از نامزدش دل برده
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی
که به پرونده جرم پسرش برخورده
خسته ام مثل پسربچه که در جای شلوغ
بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است
خسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاق
که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است
خسته مثل پدری که پسر معتادش
غرق در درد خماری شده فریاد زده
مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس
پسرش ، پیشِ زنش ، بر سرِ او داده زده ...
خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم
دکترش گفته به دردِ سرطان مشکوک است
مثلِ مردی که قسم خورده خیانت نکند
زنش اما به قسم خوردنِ آن مشکوک است
خسته مثل پدری گوشه آسایشگاه
که کسی غیر پرستار سراغش نرود
خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که
عـــــید باشد ... نوه اش سمت اتاقش نرود !
خسته ام ! کاش کسی حال مرا می فهمید ...
غیر از این بغض که در راهِ گلو سد شده است
شدم ام مثل مریضی که پس از قطع امید
در پی معجزه ای ... راهی مشهد شده است ...
#قرارمون_تو_آسمون
Read more
اعلام عزای عمومی باید کرد . حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای حسینی قمی دیروز فرمودند با توجه به آمار دوازده میلیون جوانی که زمان ازدواجشون هست و نمیتونن ازدواج کنند برای کشور فاجعه است و باید اعلام عزای عمومی کنیم. @najmeddin.shariati واسطه‌گری برای ازدواج امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: ... اعلام عزای عمومی باید کرد
.
حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای حسینی قمی دیروز فرمودند با توجه به آمار دوازده میلیون جوانی که زمان ازدواجشون هست و نمیتونن ازدواج کنند برای کشور فاجعه است و باید اعلام عزای عمومی کنیم.
@najmeddin.shariati
واسطه‌گری برای ازدواج

امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر در ازدواج میانجیگری کنی تا خدا آن دو را گرد هم آورد.
پاداش وساطت در ازدواج

1-بهره‌مندی از لطف خدا در روز قیامت: امام صادق(ع) فرموده‌اند: هر کس زمینه ازدواج مجردی را فراهم کند از کسانی است که خدا در روز قیامت به او نگاه لطف آمیز می‌کند. "قال رسول الله (ص): مَنْ اَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مَنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ"؛ "هر كس صبح كند و به امور مسلمانان همّت نورزد، از آنان نیست و هر كس فریاد كمک خواهى كسى را بشنود و به كمكش نشتابد، مسلمان نیست."
#ازدواج #وساطت #مسلمان #شیعه #واسطه #خیر #خدا #الله #پیامبر #محمد #امام #فاطمه #صادق #علی #زینب #ایران #جوان #پسر #دختر #زیبا #خوشگل #مجرد #متاهل #زن #مرد #عروس #داماد #حجاب #چادر #رجب
Read more
یک مکان بسیار مشهور توریستی با نام اسپانیایی "La Isla de la Munecas" به معنی جزیره عروسک ها وجود دارد. ...
Media Removed
یک مکان بسیار مشهور توریستی با نام اسپانیایی "La Isla de la Munecas" به معنی جزیره عروسک ها وجود دارد. این جزیره در مکزیکو واقع شده است و از نام آن می توان انتظار مکان زیبایی را داشت که تاثیر جاودانی را برشما خواهد گذاشت. ولی حقیقت این است که وقتی شما هزاران عروسک زشت را ببینید که از درختان این جزیره ... یک مکان بسیار مشهور توریستی با نام اسپانیایی "La Isla de la Munecas" به معنی جزیره عروسک ها وجود دارد. این جزیره در مکزیکو واقع شده است و از نام آن می توان انتظار مکان زیبایی را داشت که تاثیر جاودانی را برشما خواهد گذاشت. ولی حقیقت این است که وقتی شما هزاران عروسک زشت را ببینید که از درختان این جزیره آویزان شده اند درست به برعکس و ناگواربودن این حقیقت پی می برید.

خلاصه این داستان این است که شخصی به نام دون جولین سانتانا به مدت 50 سال در این جزیره با وجود داشتن زن و فرزند منزوی و گوشه نشین زندگی می‌کرده است. کمی بعد از رسیدن به این جزیره او بر این باور بود که توسط دختر جوانی که در این جزیره غرق شده روحش به تسخیر درآمده است. برخی فکر می‌کردند که او این عروسک‌ها را از کانال در می‌آورده و از آنجا که دیوانه است آنها را کودک واقعی تصور می‌کرده است. او تصور می‌کرد که با آویختن عروسک‌ها از درخت ارواح را خوشحال می‌سازد و خودش را در برابر بدی‌ها محافظت می‌کند. ولی یک عروسک کافی نبود و او کل جزیره را زیارتگاهی مختص دختر جوان بیچاره قرار داد. او حتی خانه‌ای که برای رشد سبزیجات بود را برای عروسک‌های قدیمی خرید و به این مجموعه اضافه کرد. جسد دون جولیان توسط برادرزاده‌اش در همان کانالی که دخترک غرق شده بود پیدا شد. برخی براین باورند که دون اغلب صداهایی را از دریا می‌شنوید که او را فرا می‌خواند و به او اشاره می‌کرده که به پیش او برود. از زمان مرگ او این جزیره تبدیل به یک جزیره اسرارآمیز برای توریست‌ها شده است. تصور می‌شود که هر عروسک با انرژی دخترک زنده می‌شوند و با مسافران نجوا و حرکت می‌کنند و آنها را به خانه خود دعوت می‌کنند. در زمان ملاقات با آنجا شما باید عروسک ، شمع و آبنبات را برای شادی روح دخترک هدیه بدهید!
Read more
 #عکاسان_گناوه عکاس : مجید دشتی زاده @majid830 هشتگ #عکاسان_گناوه نحوه امتیازدهی: شفافیت ...
Media Removed
#عکاسان_گناوه عکاس : مجید دشتی زاده @majid830 هشتگ #عکاسان_گناوه نحوه امتیازدهی: شفافیت و فوکوس 1 نمره نور و بالانس 1 نمره رنگ و بالانس 1 نمره کادر و ترکیب بندی 1 انمره ایده وفکر 1 نمره در مجموع : 5 نمره #کلبه_فرهنگ_و_هنر genaveh_port #genaveh #phgr_genaveh #akkasi #گناوه #بندرگناوه #photographers #عکاسی #accessories #ترکیب_بندی #تبلیغ ... #عکاسان_گناوه
عکاس : مجید دشتی زاده
@majid830

هشتگ #عکاسان_گناوه

نحوه امتیازدهی:
شفافیت و فوکوس 1 نمره
نور و بالانس 1 نمره
رنگ و بالانس 1 نمره
کادر و ترکیب بندی 1 انمره
ایده وفکر 1 نمره
در مجموع : 5 نمره

#کلبه_فرهنگ_و_هنر
genaveh_port #genaveh #phgr_genaveh #akkasi #گناوه #بندرگناوه #photographers #عکاسی #accessories #ترکیب_بندی #تبلیغ #سیف_کالا #گناوه_پورت #گناوه_آنلاین #دیلم #بوشهر #گناوه #جشنواره_عکس #مستند_اجتماعی #مرد #زن #زندگی #love #دوربین_عکاسی #پیرمرد #زمانه #آسمان_آبی #جوانی
Read more
 #عکاسان_گناوه عکاس : امین رستمی @art_amin.rst هشتگ #عکاسان_گناوه نحوه امتیازدهی: شفافیت ...
Media Removed
#عکاسان_گناوه عکاس : امین رستمی @art_amin.rst هشتگ #عکاسان_گناوه نحوه امتیازدهی: شفافیت و فوکوس 1 نمره نور و بالانس 1 نمره رنگ و بالانس 1 نمره کادر و ترکیب بندی 1 انمره ایده وفکر 1 نمره در مجموع : 5 نمره #کلبه_فرهنگ_و_هنر genaveh_port #genaveh #phgr_genaveh #akkasi #گناوه #بندرگناوه #photographers #عکاسی #accessories #ترکیب_بندی #تبلیغ ... #عکاسان_گناوه
عکاس : امین رستمی
@art_amin.rst

هشتگ #عکاسان_گناوه

نحوه امتیازدهی:
شفافیت و فوکوس 1 نمره
نور و بالانس 1 نمره
رنگ و بالانس 1 نمره
کادر و ترکیب بندی 1 انمره
ایده وفکر 1 نمره
در مجموع : 5 نمره

#کلبه_فرهنگ_و_هنر
genaveh_port #genaveh #phgr_genaveh #akkasi #گناوه #بندرگناوه #photographers #عکاسی #accessories #ترکیب_بندی #تبلیغ #سیف_کالا #گناوه_پورت #گناوه_آنلاین #دیلم #بوشهر #گناوه #جشنواره_عکس #مستند_اجتماعی #مرد #زن #زندگی #love #دوربین_عکاسی #پیرمرد #زمانه #آسمان_آبی #جوانی
Read more
🛑هرآنچه درباره فيلم #carol بايد بدانيد🛑 <span class="emoji emoji2b55"></span>️نام فيلم: #كارول <span class="emoji emoji2b55"></span>️ژانر: #درام #عاشقانه <span class="emoji emoji2b55"></span>️سال ساخت: ...
Media Removed
🛑هرآنچه درباره فيلم #carol بايد بدانيد🛑 ️نام فيلم: #كارول ️ژانر: #درام #عاشقانه ️سال ساخت: #٢٠١٥ ️امتياز imdb:٧/٢ از ١٠ ️امتياز metacritic:٩٥٪‏ ️امتياز rotten tomatoes:٩٤٪‏ ️كارگردان فيلم: #تد_هاينس ️ستاره هاي فيلم: #كيت_بلانشت #روني_مارا ️خلاصه فيلم:تِرز (رونی ... 🛑هرآنچه درباره فيلم #carol بايد بدانيد🛑
⭕️نام فيلم: #كارول
⭕️ژانر: #درام #عاشقانه ⭕️سال ساخت: #٢٠١٥
⭕️امتياز imdb:٧/٢ از ١٠
⭕️امتياز metacritic:٩٥٪‏
⭕️امتياز rotten tomatoes:٩٤٪‏
⭕️كارگردان فيلم: #تد_هاينس
⭕️ستاره هاي فيلم: #كيت_بلانشت #روني_مارا
⭕️خلاصه فيلم:تِرز (رونی مارا) دختر جوانی است که به عنوان فروشنده موقت در یک فروشگاه اسباب بازی فروشی مشغول به کار است. وی که علاقه فراوانی به عکاسی نیز دارد در یکی از روزهای فعالیتش در این فروشگاه، با زنی به نام کارول (کیت بلانشت) آشنا می شود که قصد خرید یک اسباب بازی برای دخترش را دارد…
✅پ.ن.١:فيلم براساس رمان #بهاي_نمك نوشته خانم #پاتريشيا_هاي_اسميت ساخته شده است.
✅پ.ن.٢:بازيهاي درخشان خانم #cate_blanchett و #rooney_maraباعث شد در اكثر جشنواره ها مانند #اسكار و #كن نامزد دريافت جايزه بشن.
✅پ.ن.٣:تگ لاين تبليغاتي فيلم :some people change your life forever)بعضي افراد زندگيتو براي هميشه تغيير ميدن
✅پ.ن.٤:اين فيلم يه فيلم كاملا زنانس از نوع موضوع جنجال برانگيز همجنسگرايي كه به بهترين حالت ممكن عشق دوتا زن به همديگه رو نشون ميده و ما رو به درك بهتري از اين نوع دوست داشتن ميرسونه
✅لينك دانلود فيلم در كانال تلگرام موجود هست

آدرس تلگرام 🆔 @film_o_ahang

@rooney.mara @rooneymaraofficial @cateblanchett @cate_blanchett
Read more
‎مون گرلن با رایحه ی گلی)، عطری که از آنجلینا جولی الهام گرفته است را بشناسید. ‎با استقبال از ترکیب ...
Media Removed
‎مون گرلن با رایحه ی گلی)، عطری که از آنجلینا جولی الهام گرفته است را بشناسید. ‎با استقبال از ترکیب لطیف اسطخدوس و وانیل که در نسخه ی اصلی عطر Mon Guerlain وجود دارد و مقدار بسیار زیاد یاسمن در نسخه ی او دو پرفیوم فلورال که محبوب همیشگی عطرسازان برجسته ی ما بوده است. افزودن کمی طراوت و جوانی به رایحه ... ‎مون گرلن با رایحه ی گلی)، عطری که از آنجلینا جولی الهام گرفته است را بشناسید. ‎با استقبال از ترکیب لطیف اسطخدوس و وانیل که در نسخه ی اصلی عطر
Mon Guerlain
وجود دارد و مقدار بسیار زیاد یاسمن در نسخه ی او دو پرفیوم فلورال که محبوب همیشگی عطرسازان برجسته ی ما بوده است. افزودن کمی طراوت و جوانی به رایحه ای ممتاز. ‎"آزاد و رها، سخاوتمند، قوی، مطلوب"، آنجلینا جولی تجسم بخش زنانگی چند وجهی زن مدرن امروز است. زنی که ابعاد مختلف زندگی را در یک قالب دارد، کسی که رویای خود را دنبال می کند و رایحه ی خود را در توازن ظریف
Mon Guerlain Eau de Parfum Florale ‎می يابد .

Mon Guerlain Eau de Parfum Florale
Discover Mon Guerlain Eau de Parfum Florale, the new fragrance inspired by Angelina Jolie.

Complimenting the delicate blend of lavender and vanilla present in the original Mon Guerlain, the overdose of Jasmin of Eau de Parfum florale is a classic favorite of many of our Master Perfumeurs. Adding a dose of freshness and youthfulness to an already classic scent.

محصول جديد برند گرلن در اندازه ١٠٠ميلى ليتر با غلظت ادوپرفيوم و قيمت ٥٩٠.٠٠٠ تومان در فروشگاه سپيد موجود است.

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
‎هم اكنون مى توانيد اين محصول و ديگر محصولات برند گرلن را حضورى و يا از طريق تلگرام سفارش دهيد .
☎️٠٢١٨٨٣١٣٠٣٠
📱٠٩٣٧٤٧٠٦٠١٨
‎‏https://telegram.me/ATRSEPID
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
‎ارسال رايگان به سراسر ايران
Read more
<span class="emoji emoji1f4da"></span>آخرین وسوسه مسیح<span class="emoji emoji1f4da"></span> نویسنده نیکوس کازانتزاکیس ترجمه صالح حسینی تاریخ نشر۱۹۵۱ <span class="emoji emoji1f4da"></span>این کتاب دارای ...
Media Removed
آخرین وسوسه مسیح نویسنده نیکوس کازانتزاکیس ترجمه صالح حسینی تاریخ نشر۱۹۵۱ این کتاب دارای دیدگاهی «انسانی» و «زمینی شده» به شخصیت عیسی است که پس از انتشار کتاب به شدت مورد اعتراض دستگاه کلیسا و همچنین مسیحیان قرار گرفت. دیدگاه زمینی کازانتزاکیس به مسیح به گونه‌ای است که برای وی ... 📚آخرین وسوسه مسیح📚
نویسنده نیکوس کازانتزاکیس
ترجمه صالح حسینی
تاریخ نشر۱۹۵۱ 📚این کتاب دارای دیدگاهی «انسانی» و «زمینی شده» به شخصیت عیسی است که پس از انتشار کتاب به شدت مورد اعتراض دستگاه کلیسا و همچنین مسیحیان قرار گرفت. دیدگاه زمینی کازانتزاکیس به مسیح به گونه‌ای است که برای وی احتمال فریب خوردن از شیطان و اسیر  وسوسه‌های نفسانی شدن را قائل شده بود. این دیدگاه به فردی که تمامی مسیحیان وی را «خدایی که جسم پوشید» می‌دانند به شدت کفرآمیز تلقی شد. صالح حسینی این کتاب را به فارسی برگرداند و انتشارات نیلوفر برای اولین بار آن را در سال ۱۳۶۰ منتشر کرد. مارتین اسکورسیسی در۱۹۸۸ فیلمی با همین عنوان از روی کتاب ساخت.
اینک که پیرمردی گشته، در آستانهٔ در خانه‌اش نشسته‌است، و همچنان که تمناهای دوران جوانی خویش را به یاد می‌آورد، لبخندی از سر رضایت بر لبانش نقش می‌بندد. او، در گزینش جادهٔ انسان‌ها چه باشکوه و عاقلانه عمل کرده بود!
راستی را که نجات دنیا دیوانگی بوده‌است و فرار از محرومیت‌ها و شکنجه‌ها و صلیب چه لذتبخش! این «آخرین وسوسه» ای بود که در لمحه‌ای کوتاه به سراغ ناجی آمد تا لحظات واپسین را بر او پریشان سازد. اما به ناگاه مسیح سرش را با شدّت تکان داد، چشمانش را گشود و دید : نه!... سپاس خدای را که خائن نبود، که پیمان شکن نبود. او از عهدهٔ انجام مأموریتی که خداوند خدا، بار امانتش را بر دوش وی نهاده بود، برآمده بود. او عزب مانده و شهد گوارای زن و زندگی را نچشیده بود.  او به اوج ایثار رسیده بود : به صلیب چهارمیخ شده بود.

با رضامندی دیدگانش را فروبست.

پس آنگاه نغمهٔ بزرگ پیروزی سر داده شد : «وظیفه به انجام رسیده است!» و مسیح گفت : وظیفه‌ام را به انجام رسانیده‌ام، به صلیب کشیده شده‌ام. و در دام وسوسه نیفتاده‌ام»... #ketab_iran @ketab_iran #bookish #booklover #bookstagrammer #booklovers #books
#کتاب_تاریخی
#انتشارات_نیلوفر
#کتابخوانی
#کتاب_خوب_بخوانیم
#کتاب_صوتی
#کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #ترجمه #صالح_حسینی #آخرین _وسوسه_مسیح
#ترویج _فرهنگ_مطالعه #ترویج_کتابخوانی
Read more
‎مون گرلن با رایحه ی گلی)، عطری که از آنجلینا جولی الهام گرفته است را بشناسید. ‎با استقبال از ترکیب ...
Media Removed
‎مون گرلن با رایحه ی گلی)، عطری که از آنجلینا جولی الهام گرفته است را بشناسید. ‎با استقبال از ترکیب لطیف اسطخدوس و وانیل که در نسخه ی اصلی عطر Mon Guerlain وجود دارد و مقدار بسیار زیاد یاسمن در نسخه ی او دو پرفیوم فلورال که محبوب همیشگی عطرسازان برجسته ی ما بوده است. افزودن کمی طراوت و جوانی به رایحه ... ‎مون گرلن با رایحه ی گلی)، عطری که از آنجلینا جولی الهام گرفته است را بشناسید. ‎با استقبال از ترکیب لطیف اسطخدوس و وانیل که در نسخه ی اصلی عطر Mon Guerlain وجود دارد و مقدار بسیار زیاد یاسمن در نسخه ی او دو پرفیوم فلورال که محبوب همیشگی عطرسازان برجسته ی ما بوده است. افزودن کمی طراوت و جوانی به رایحه ای ممتاز. ‎"آزاد و رها، سخاوتمند، قوی، مطلوب"، آنجلینا جولی تجسم بخش زنانگی چند وجهی زن مدرن امروز است. زنی که ابعاد مختلف زندگی را در یک قالب دارد، کسی که رویای خود را دنبال می کند و رایحه ی خود را در توازن ظریف
Mon Guerlain Eau de Parfum Florale ‎می يابد .

Mon Guerlain Eau de Parfum Florale
Discover Mon Guerlain Eau de Parfum Florale, the new fragrance inspired by Angelina Jolie.

Complimenting the delicate blend of lavender and vanilla present in the original Mon Guerlain, the overdose of Jasmin of Eau de Parfum florale is a classic favorite of many of our Master Perfumeurs. Adding a dose of freshness and youthfulness to an already classic scent.

محصول جديد برند گرلن در اندازه ١٠٠ميلى ليتر با غلظت ادوپرفيوم و قيمت ٥٣٥.٠٠٠ تومان در فروشگاه سپيد موجود است.

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
‎هم اكنون مى توانيد اين محصول و ديگر محصولات برند گرلن را حضورى و يا از طريق تلگرام سفارش دهيد .
☎️٠٢١٨٨٣١٣٠٣٠
📱٠٩٣٧٤٧٠٦٠١٨
‎‏https://telegram.me/ATRSEPID
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
‎ارسال رايگان به سراسر ايران
Read more
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه ...
Media Removed
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی... مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟ مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده... مرد برای مبارزه آمده.... برای جهاد .... برای ... مردها تشنه روز مرد نیستند...
مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی...
مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟
جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟
مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده...
مرد برای مبارزه آمده....
برای جهاد ....
برای سماجت...
برای جنگ با غول زندگانی ...
برای نبرد بی وقفه و بی انتها آمده...
برای به آرامش رساندن خانواده اش آمده...
برای شکسته شدن غرورش آمده...
همین که تبسم را بر لب زنش ببیند...
همینکه لبخند را برچهره دخترش ببیند...
همینکه پسرش بتواند پیش دوستانش سر افکنده نباشد...
همینکه خواهرش بتواند به او تکیه کند و مادرش با او درد دل کند و پدر پیرش جوانی خودش را در او ببیند.... مرد را خوشبخت میکند....
مرد آمده همه را خوشبخت کند ....
آمده تا شود ستون خانواده....
آمده بسوزد تا روشنایی بخشد.
جبر زندگانیش است ...اجباری ملس نه اختیاری با هوس.

هیچ گوهر گرانبهایی هیچ مرد جنگی را خوشحال نمیکند جز آرامش خانوده اش.
مرد مهرورزی بلد نیست...
چون مادر نیست.
بهترین هدیه برای یک مرد ..
یک تشکر واضح و شفاف به همراه
لبخند و آرامش خانوده اش هست‌. بدون هزینه...
« عمر و عزتشان زیاد »
امید که وجود چنین مردانی در روزگار ما کیمیا نباشد . 🌹دوستان عزیز پیشاپیش روزتان مبارک🌹
Read more
. زیباترین بازدید سفر دو روزه به #لرستان . در مسیر آبشار #نوژیان به روستایی رسیدیم که #طلبه ای جوان ...
Media Removed
. زیباترین بازدید سفر دو روزه به #لرستان . در مسیر آبشار #نوژیان به روستایی رسیدیم که #طلبه ای جوان با همسرش عزم خدمت کرده بودند. طلبه ای که میتوانست مانند من در قم بماند ، در خانه ای محقر مستقر شده بود و تلاش میکرد از زیبایی های #اسلام عزیز برای مردم بگوید. . خانه همین یک اتاق را داشت اما پر از #عشق ... .
زیباترین بازدید سفر دو روزه به #لرستان
.
در مسیر آبشار #نوژیان به روستایی رسیدیم که #طلبه ای جوان با همسرش عزم خدمت کرده بودند. طلبه ای که میتوانست مانند من در قم بماند ، در خانه ای محقر مستقر شده بود و تلاش میکرد از زیبایی های #اسلام عزیز برای مردم بگوید.
.
خانه همین یک اتاق را داشت اما پر از #عشق و #محبت بود. انقدر صفا در این خانه بود که نمیشد به این راحتی از آنجا دل کند. خانه ای که مرد و زنش با هم از همه چیز شان، از #جوانی و رفاه شان برای اسلام گذشته بودند. .
طلبه را بوسیدم. به حالش غبطه خوردم و ازش خواستم برای ما که در ناکجا آباد دنیا و نفس خویش گرفتار شده ایم دعا کند. هنوز مردان و زنان #مخلص زیادند. و چقدر خوب است زن و مرد در کنار هم در مسیر اسلام مجاهدت کنند .
خدا قوت #رزمنده #مخلص #اسلام .
.
#تبلیغ_جهادی
#طلاب_جوان
Read more
. دوستان گلم <span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> کی میدونه این چیه؟؟؟؟<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> دوستانی که در سنین جوانی هستین شاید ندونین این چیه .... ...
Media Removed
. دوستان گلم کی میدونه این چیه؟؟؟؟ دوستانی که در سنین جوانی هستین شاید ندونین این چیه .... این که در عکس میبینین در قدیم دروازه خانه های قدیمی بود ... به همین سادگی و به همین راحتی با دو یا سه تکه چوب که در کنار هم قرار میدادن و این درب رو درست میکردن ... بهش میگفتن بلته 😀😀😀 البته شاید هرجایی ... .
دوستان گلم 🌹🌹
کی میدونه این چیه؟؟؟؟😍😍😍
دوستانی که در سنین جوانی هستین شاید ندونین این چیه .... این که در عکس میبینین در قدیم دروازه خانه های قدیمی بود ...
به همین سادگی و به همین راحتی با دو یا سه تکه چوب که در کنار هم قرار میدادن و این درب رو درست میکردن ... بهش میگفتن بلته 😀😀😀
البته شاید هرجایی یه چیز میگفتن ‌...
اما خواستم این رو بگم که با این همه سادگی دارای امنیت بالایی بود ...با همین دربها احساس امنیت وارامش در خانه ها موج میزد ..بهمدیگر اعتماد داشتن که اینگونه ورودی خانه هایشان را میساختند ....
اون هم بخاطر ورود حیوانات بود که داخل خانه ها نشن ..
اخه اون زمانها حیوانات هم آزاد بودند و رها ....امروز حتی حیوانات را هم در بند میکشیم ...
اون وقتها با همین دربهای ساده با آرامش شبها سر به بالین میگذاشتند و و آسوده بخواب میرفتند ..
امروزه با این همه مدرنیزه شده دربهای ضد سرقت و دزدگیرهای الکترونیکی باز هم با ارامش سر به بالین نمیگذاریم ..
واقعا چرا ؟؟؟ ما را چه شده است که حتی به همنوعان خودمان نمیتوانیم اطمینان داشته باشیم ؟؟ ایا عامل اینهمه ترس از همنوع در چیست ...؟؟ یکی میگوید فقر ..یکی بیکاری ...یکی جهل ....نمیدانم ..اما وقتی میبینم که چه بودیم وچه شدیم برایم سخت ناگوار هست ...
نکنه ما انسانها را هم فیلتر کرده باشن 😅😅😅
🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️
عکس و متن از @shahrzadd_m ..🌹
.
❌ارسال عکس از طریق تگ،هشتگ یا تلگرام ❌ .
⭕ #gile_zan #گيله_زن ⭕
Read more
به شوش که رسیدیم، انگار صدسال دیر رسیدیم. انگار شهر غارت شده است. انگار سرت کلاه رفته است. گویی فرهنگ ...
Media Removed
به شوش که رسیدیم، انگار صدسال دیر رسیدیم. انگار شهر غارت شده است. انگار سرت کلاه رفته است. گویی فرهنگ کشورت دزدیده شده و به‌جایش فرهنگ دیگری جایگزین شده؛ مثل تصویر غم‌انگیزی که به چشم دیدیم: جوانی که از پایه‌های ستون چندهزارساله بالا رفته بود تا سلفی بگیرد! فاجعه اما جای دیگر بود. بالاتر از کاخ ... به شوش که رسیدیم، انگار صدسال دیر رسیدیم. انگار شهر غارت شده است. انگار سرت کلاه رفته است. گویی فرهنگ کشورت دزدیده شده و به‌جایش فرهنگ دیگری جایگزین شده؛ مثل تصویر غم‌انگیزی که به چشم دیدیم: جوانی که از پایه‌های ستون چندهزارساله بالا رفته بود تا سلفی بگیرد! فاجعه اما جای دیگر بود. بالاتر از کاخ آپادانایِ شوش. قلعهٔ شوش قلعه‌ای است که برای سکونت باستان‌شناسان فرانسوی روی تپه تاریخی شوش بنا شد.تلخ‌ترین قاب همین عکس ساده بود. ساخت قلعه با استفاده از آجرهای کاخ داریوش هخامنشی و تعدادی از آجرهای منقوش به خط میخی چغازنبیل که ناشی از تخریب قسمتهایی از این بناها بوده انجام شده‌است. گویی تاریخ یک کشور میانِ آجرهای دیگر در حال نابودی است. فرانسوی‌ها بشکلی وقیحانه از آجرهای بناهای تاریخی مکشوفه، در ساخت این قلعه استفاده کردند. زن و شوهر فرانسوی با دربار ناصرالدین‌شاه به توافقی عجیب دست‌یافتند: اجازه کاوش در شوش بشرط آن‌که فلزات نظیر طلا که کشف می‌شود متعلق به دولت ایران باشد و سایر آثار نصف به نصف تقسیم شود! در سه‌سال کاوش فرانسوی‌ها، آثار کاخ‌های هخامنشی کشف می‌شود. از جمله این آثار گاو سنگی بزرگی به وزن حدود دوازده تن متعلق به سر ستون یکی از کاخها بود. مادام ژان دیولافوا در خاطرات خود نوشته از اینکه نمی‌توانست این توده‌ی عظیم سنگی را با حمل کند به شدت عصبانی شد و با پتک به جان سر ستون افتاد. سر ستون مثل میوه‌‌ی رسیده از هم شکافت و بدین ترتیب امکان حمل قطعات کوچک به فرانسه فراهم شد.آن‌ها سیصد و بیست‌وهفت صندوق از آثار باستانی ایران به وزن تقریبی پانصد تن را از راه بندر بوشهر رهسپار پاریس کردند و همین شد که گنجینه شوش در موزه لوور پاریس نگهداری شود. به شوش که می‌رسید انگار تاریخ کشورتان را غارت کرده‌اند. برای همیشه تصویری تلخ در ذهنم ماند.
Read more
. . میگن وقتی جوانی، بیکاری و رفاه در یک نفر جمع بشه، وقوع گناه حتمیه. وقتی هم جوانی، غیرت و استقامت ...
Media Removed
. . میگن وقتی جوانی، بیکاری و رفاه در یک نفر جمع بشه، وقوع گناه حتمیه. وقتی هم جوانی، غیرت و استقامت در مقابل سختی‌ها در یک نفر جمع میشه، وقوع حماسه قطعیه. فرقی هم نمیکنه در جبهه عراق و شام باشه یا در جبهه سیر کردن شکم زن و بچه؛ این خواست خداست که یک‌نفر شهادت نصیبش بشه یا نه. . . #حججی #محسن_حججی #شهید_محسن_حججی ... .
.
میگن وقتی جوانی، بیکاری و رفاه در یک نفر جمع بشه، وقوع گناه حتمیه.
وقتی هم جوانی، غیرت و استقامت در مقابل سختی‌ها در یک نفر جمع میشه، وقوع حماسه قطعیه.
فرقی هم نمیکنه در جبهه عراق و شام باشه یا در جبهه سیر کردن شکم زن و بچه؛ این خواست خداست که یک‌نفر شهادت نصیبش بشه یا نه.
.
.
#حججی
#محسن_حججی
#شهید_محسن_حججی .
.
Read more
. بعد از پستی که چندی پیش در مورد فرق «فمینیست اصیل» با یک «فمینیست سطحی‌نگر» منتشر کردیم و ظاهراً ...
Media Removed
. بعد از پستی که چندی پیش در مورد فرق «فمینیست اصیل» با یک «فمینیست سطحی‌نگر» منتشر کردیم و ظاهراً بسیاری از دوستان آزرده‌خاطر شدند، تصمیمم بر این شد که یکی از مهم‌ترین آثار فمینیستی را معرفی کنیم. نمیدانم که آیا اسم این اثر را باید «کتاب»، «مقاله» یا «جزوه» گذاشت، چرا که این اثر فقط کمی بیشتر از ... .
بعد از پستی که چندی پیش در مورد فرق «فمینیست اصیل» با یک «فمینیست سطحی‌نگر» منتشر کردیم و ظاهراً بسیاری از دوستان آزرده‌خاطر شدند، تصمیمم بر این شد که یکی از مهم‌ترین آثار فمینیستی را معرفی کنیم.
نمیدانم که آیا اسم این اثر را باید «کتاب»، «مقاله» یا «جزوه» گذاشت، چرا که این اثر فقط کمی بیشتر از ۵۰ صفحه است[پ.ن۱] امّا باید گفت «مانیفست یک فمینیست» از چیماماندا آدیشی، یک نویسنده و فعال حقوق زنان از کشور نیجریه، یکی از تٲثیرگذارترین آثار در زمینه حقوق زنان میباشد. هر کسی در هر جامعه‌ای، اعم از جامعه‌ی سنتی مثل کشورهای خاورمیانه و جنوب صحرای آفریقا، یا جوامع مدرن و توسعه‌یافته همچو اروپا، که حقوق زنان یکی از دغدغه‌های ذهنی او میباشد، میتواند نکته‌های شگرفی از این اثر دریافت کند.
این اثر با جملهٔ کلیدی «به دخترت بیاموز ...» دنبال میشود، به گونه‌ای که حس میشود این کتاب، یک مادر جوانی را مخاطب خود قرار میدهد که یک دختر خردسال دارد و میخواهد با تربیت صحیح دخترش آشنا شود. امّا، علاوه‌بر این که این اثر برای مادرانِ دختردار هم فوق‌العاده آموزنده و ارزشمند است، میتواند برای تمام دختران نوجوان و جوان و زنان میانسال[پ.ن۲] فوق‌العاده متحول‌کننده باشد. چرا که این کتاب راه‌های برابر بودن، مستقل بودن، اجتناب از ابزار خانگی و عروسک سکسی بودن برای جنس مذکر، راه‌های تعالی و رشد در جامعه، دور نموندن دیدگاه‌های تحقیرآمیز در مورد زنان و زن بودن و نکات بسیار زیادی که هر زنی میتواند در جامعه‌ی خودش، یک #انسان باشد نه یک موجودی که سیستم ارتجاعی نام آن را موجودی به نام «زن» گذاشته.
این کتاب ۱۵ پییشنهاد را در بر میگیرد.
پانوشت ۱: طبق معیار سازمان یونسکو، چون که بیشتر از ۴۹ صفحه است، کتاب محسوب میشود.
پانوشت ۲: یک پسر یا مرد هم، میتواند با خواندن این اثر، شیوه‌ی نگرش صحیح و غیر تبعیض‌آمیز و همچنین برخورد مناسب با زنان اطرافش را بیاموزد.

پُست و متن✍ : عرفان آرامش
🔷 @erfanarameshdel
🔶 #erfanaramesh
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ "قصه عمو نوروز"<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ خاله پیرزن شنیده بود که اگر در هنگام آمدنِ عمو نوروز بیدار باشد جوانی ...
Media Removed
️ "قصه عمو نوروز"️ خاله پیرزن شنیده بود که اگر در هنگام آمدنِ عمو نوروز بیدار باشد جوانی از سر خواهد گرفت و دوباره جوان و جمیل و پَری پیکر خواهد شد. اما نوروزها می گذشت و او خواب می ماند و همچنان خط عبور کالسکه زمان را بر چهره خود می خواند تا یک سال به راستی بیدار ماند اگرچه خود گمان ... 🔹️
🔹️
🔹️
"قصه عمو نوروز"🔹️
🔹️
خاله پیرزن شنیده بود
که اگر در هنگام آمدنِ عمو نوروز بیدار باشد
جوانی از سر خواهد گرفت
و دوباره جوان و جمیل و پَری پیکر خواهد شد.
اما نوروزها می گذشت و او خواب می ماند
و همچنان خط عبور کالسکه زمان را بر چهره خود می خواند
تا یک سال به راستی بیدار ماند
اگرچه خود گمان خواب داشت
عمو نوروز آمده بود، او را جوانی بخشیده بود و رفته بود
او همچنان بر سر کوی آرزو در انتظار بود
و در فراق جوانی اشک می ریخت
پس کنار نهری آمد تا اشک ها را از چهره بشوید
و چون در آب نگریست
جوان نوخاسته ای را دید
که رشک حورالعین و شاهزاده ماء و طین بود
و به یکدم دانست که این عکس خود اوست
که در آیینه آب پدیدار شده است:
روی تو خوش می نماید آیینه ما
کایینه پاکیزه است و روی تو زیبا
سعدی
🔹️
□ این قصه عمو نوروز و خاله پیرزن
آتش زن دلهای ماست
که هرچند غم و اندوه روزگار
ما را در جوانی نیز پیر و فرسوده کرده باشد
صبحگاهی در آب بنگریم
خود را "حورالعین" و "ولدان مخلدون" یابیم
و این اعجاز تنها از عمو نوروز می آید
که چون می آید
هر که را یابد جوانی جاوید می بخشد:
ز كوى يار مى آيد نسيم باد نوروزى
از اين باد ار مدد خواهى، چراغ دل بر افروزى
حافظ

دم عيسى است پندارى نسيم باد نوروزى
كه خاك مرده باز آيد از او روحى و ريحانى
سعدى

اما آن جمال و جوانی در پشت هفت پردۀ
خیالات و اوهام باطل پنهان است
پشت پرده حرص
پشت پرده حسد
پشت پرده غرور و خودپسندی
پشت پرده مال و جاه و مقام
و پس پرده آمال و آرزوهای دراز
پشت پرده لذات حسی و وهمی
و پشت پرده وسوسه های اهریمنی
و عمو نوروز جامی از حکمت مغانه در دست دارد
و هر که را بیدار یابد
از آن صبوح روح می نوشاند و صلا می زند که:
شراب لعل کش و روی مه جبینان بین
خلاف مذهب آنان جمال اینان بین
حافظ

این شراب پرده دَر
و باده کیمیا اثر است که
به یک جرعه هفت پرده را کنار می زند تا به تعبیر نظامی:
برون آید ز طرْف هفت پرده
"بنامْ ایزد" رخی هر هفت کرده
□ بیت بالا از نظامی در وصف شیرین است،
و عبارت "هر هفت کرده" کنایه از کمال زیبایی است،
که بعد از هفت آرایش پدید می آید.
و عبارت "بنامْ ایزد" اصطلاحی است به معنی چشم بد دور

نوشته حسین الهی قمشه ای
www.drelahighomshei.com
🔹️🔹️
#عمو_نوروز #نوروز #حسین_الهی_قمشه_ای #دکتر_الهی_قمشه_ای #قمشه_ای #اینستاگرام
#New_Years_Breeze #Nowruz #Drelahighomshei #Ghomshei #Instagram #Official
Read more
. #معرفی_کتاب . «غیب شدن ازمی لنوکس» در دهه 1930 در ادینبورو، خانواده لنوکس دردسرهایی با دختر ...
Media Removed
. #معرفی_کتاب . «غیب شدن ازمی لنوکس» در دهه 1930 در ادینبورو، خانواده لنوکس دردسرهایی با دختر کوچکترشان دارد. دخترک زبان تندی دارد، رفتارش غیرمتعارف است و مایه خجالت خانواده نزد دیگران. خانواده باید چاره‌ای بیندیشد. دهه‌ها بعد، زن جوانی به نام آیریس، نامه‌ای دریافت می‌کند و خبر می‌شود ... .
#معرفی_کتاب .
«غیب شدن ازمی لنوکس»

در دهه 1930 در ادینبورو، خانواده لنوکس دردسرهایی با دختر کوچکترشان دارد. دخترک زبان تندی دارد، رفتارش غیرمتعارف است و مایه خجالت خانواده نزد دیگران. خانواده باید چاره‌ای بیندیشد. دهه‌ها بعد، زن جوانی به نام آیریس، نامه‌ای دریافت می‌کند و خبر می‌شود که مادربزرگش خواهری داشته که به زودی از آسایشگاه روانی مرخص خواهد شد. آیریس هرگز حرفی از ازمی لنوکس به گوشش نخورده و مادربزرگش هم، که تنها کسی است که در این باره می‌داند، نمی‌تواند به سوالاتش جواب دهد. ازمی چه کرده بوده که مجبور شده عمری را در آسایشگاه روانی در حبس بگذراند؟ و چگونه ممکن است کسی این چنین به کلی از گذشته خانواده حذف شود؟

عنوان کتاب: #غیب_شدن_ازمی_لنوکس
نویسنده: #مگی_اوفارل

لینک این کتاب:
https://goo.gl/gteQ9M

@shahreketabonline
Read more
#هشدار_این_تنها_یک_روایت_است #شهر_من می زنم بیرون،سر خیابان بیست و‌پنجمم، تا مترو پیاده یا با تاکسی؟ شب، نور چراغ مغازه ها، خلوت، تنهایی و تاریکی این مجموعه یکصدا می گوید: پیاده پیاده. دارم تصمیم می گیرم که مردی فریاد می زند: پنالت پنالت. مرد جوانی که در کافه نشسته بود حالا وسط کافه بالا و‌ ... #هشدار_این_تنها_یک_روایت_است
#شهر_من
می زنم بیرون،سر خیابان بیست و‌پنجمم، تا مترو پیاده یا با تاکسی؟ شب، نور چراغ مغازه ها، خلوت، تنهایی و تاریکی این مجموعه یکصدا می گوید: پیاده پیاده. دارم تصمیم می گیرم که مردی فریاد می زند: پنالت پنالت. مرد جوانی که در کافه نشسته بود حالا وسط کافه بالا و‌ پایین می پرد. دخترک همراهش که همچنان آرام نشسته یک خنده پله ای می کند و می گوید: وای چیه؟ پسر به سریعترین شیوه به من فهماند امشب یک شب فوتبالی است. بیشتر به مغازه ها دقت می کنم، فروشنده ها دور هم جمع شده اند، همه به سمتی متمرکزند، سمتی که سمت مشتری ها نیست. کمی جلوتر بعد از کافه صدای فریادهایی می آید مشخص نیست فحش می دهند یا شادی می کنند. دنبال منشا صدا می گردم اما خبری نیست فقط پسرکی روسری فروش توی مغازه اش، یکی یکی روسری ها را تا می کند، انگار اصلا علاقه ای به فوتبال ندارد. صدایی مردانه فریاد می زند: برای ..... بلند صلوات بفرست قضیه بازم فوتبال است، اما نمی شنوم برای چی باید صلوات بفرستند. صدا از جلوتر می آید هنوز به مغازه منشا صدا نرسیده ام مغازه نیست یک در کوچک است سپس یک راهرو و مردانی که نشسته اند و هرکدام یک قلیان جلویشان است و با سرهای بالا فوتبال نگاه می کنند. فضای قهوه خانه دودآلود است چطور فوتبال می بینند؟ بوی بد همه قهوه خانه ها را می دهد، زود می گذرم. خانواده ای لباس مهمانی پوشیده همه پر زرق و‌برق تصمیم دارند به آنسمت خیابان بروند،‌ مردان خانواده انگار فوتبالی نیستند شاید هم استقلالی اند، زن جوان این خانواده می خواهد بچه به بغل با کفش پاشنه بلند از روی جوب بگذرد به پاشنه کفش هایش نگاه می کنم و نگرانش می شوم از کنارش رد شده ام اما برمی گردم دوباره نگاهش می کنم به سلامت گذشت خدا را شکر. واقعا با نگاه کردن چکار می خواستم بکنم؟ جز اینکه اگر حادثه ای اتفاق افتاد از جزییاتش مطلع تر می بودم اگر خیلی نگران بودم باید کاری می کردم. به خیابان یکم رسیده ام صدای موسیقی می آید، مردی فلوت می زند، ایستادم به تماشا. من و دوسه نفر دیگر در حال فیلم و عکس گرفتنیم، پسرکی پلاستیک جمع کن با کوله باری از زباله از کنار مرد فلوت زن رد می شود، با تعجب به اقبالی که به مرد شده نگاه می کند و شاید به داخل ظرفی که برای مرد پول می ریزند هم نیم نگاهی کرد و شاید حتی وزن کوله بار پلاستیکی اش را چک کرد و از خود پرسید: امشب چقدر کاسبم؟ بیشتر از مرد فلوت زن یا کمتر؟ حالا مرد موسیقی فیلم پدر خوانده را می زند چه تلاقی غریبی.
خیابان تمام شد به مترو رسیدم باید بروم کاش خیابان ادامه داشت.
Read more
سریال بازگشت زوجین ژانر : فانتزی ، عاشقانه، کمدی 12 قسمت نسخه کامپیوتری 5000 T خلاصه داستان ...
Media Removed
سریال بازگشت زوجین ژانر : فانتزی ، عاشقانه، کمدی 12 قسمت نسخه کامپیوتری 5000 T خلاصه داستان : این سریال درباره یک زن و شوهره که نمیتونن همدیگه رو تحمل کنن ، چویی بان دو و ما جین جو هر دو 38 ساله و یک زن و شوهر متاهل هستند . چویی بان دو با نداشتن کار سخت شده است و ما جین جو یک زن خانه دار با عزت نفس پایین ... سریال بازگشت زوجین
ژانر : فانتزی ، عاشقانه، کمدی
12 قسمت
نسخه کامپیوتری
5000 T

خلاصه داستان :

این سریال درباره یک زن و شوهره که نمیتونن همدیگه رو تحمل کنن ، چویی بان دو و ما جین جو هر دو 38 ساله و یک زن و شوهر متاهل هستند . چویی بان دو با نداشتن کار سخت شده است و ما جین جو یک زن خانه دار با عزت نفس پایین است . هر چند وقتی که ازدواج کردند یکدیگر را دوست داشتند ، هم اکنون از یکدیگر متنفر هستند . آنها هر دو پشیمان ازدواج در چنین سن جوانی . زن و شوهر در طول زمان سفر می کنند و زمانی که خود را دانشجویان 20 ساله می دانند

بازیگران : Son Ho Jun

Jan Na Ra

Heo Jeong Min

Han Bo Reum
U-Know Yunho – (cameo)
Read more
لطفاً بخوانید. #غم_بزرگ_رو_تبدیل_کنید_به_کار_بزرگ .مادرش گفته بود و او بهترین مجری این #فرمان ...
Media Removed
لطفاً بخوانید. #غم_بزرگ_رو_تبدیل_کنید_به_کار_بزرگ .مادرش گفته بود و او بهترین مجری این #فرمان بود. فرمانی بزرگتر از همه مادری‌هایی که برای همه هزاران دخترم و سه فرزند خودم، کرده‌ام. #توران هم در اجرای #فرمان_مادر به جای از دست دادن برادرش #فرهاد_میرهادی در اثر تصادف با ماشین، #مدرسه_فرهاد ... لطفاً بخوانید.
#غم_بزرگ_رو_تبدیل_کنید_به_کار_بزرگ
.مادرش گفته بود و او بهترین مجری این #فرمان بود. فرمانی بزرگتر از همه مادری‌هایی که برای همه هزاران دخترم و سه فرزند خودم، کرده‌ام.
#توران هم در اجرای #فرمان_مادر به جای از دست دادن برادرش #فرهاد_میرهادی در اثر تصادف با ماشین، #مدرسه_فرهاد و به جای از دست دادن فرزندش #کاوه_خمارلو ، در سیل شمال، #فرهنگنامه_کودکان_و_نوجوانان
را بنا نهاد. #غم‌های_بزرگ و #کارهای_بزرگ ...
.
قصه زندگی شخصی‌اش و ازدواج و ... هم بسیار زیباست. فیلم را ببینید.
فرزندش می‌گفت او دور خودش حبابی درست کرده بود که بدی‌ها رو نبینه تا بتونه به زندگی هدفمندش ادامه بده، حرف خیلی درستی‌ست. چون سال۵۸هم‌زمان #آموزش_پرورش چنین کسی را از فرآیند خدمت کنار گذاشت!!! مدرسه فرهاد رو از او گرفت!!! و همسر دوم‌ش #محسن_خمارلو فوت کرد. همسر اول‌ش #جعفر_وکیلی سال۱۳۳۳در دادگاه شاه اعدام شده بود ... چه کسی توان ادامه داره، جز با راهی که فرزندش گفت؟ وقتی می‌گم #اسطوره است، بی‌دلیل نیست ...
.
کاش بود و دست‌ش رو می‌بوسیدم، گفتم که خانم #توران_میرهادی از اسطوره‌های ذهنی من بوده و هست. از آن انسان‌هایی (نه فقط زن‌هایی) که توانست #عشق را به تمامه در #عرصه_زندگی به نمایش بگذارد. خانمی که «سپیدی موهای‌َش» را در کنار همه جوانی و علم و سایر توانایی‌های‌ش از دیگران دریغ نکرد. خداوند همه رحمت‌های ممکن را به روح این #زن_بزرگ عنایت کند ان‌شاءالله.
.
مثل همه مادرها به خودش حق می‌داد که هر لحظه از فرزندان‌ش خبر داشته باشد ولی پاسخِ درخوری برای این سوال که چرا موبایل رو قبول نمی‌کنی، نداشت. قشنگیِ ماجرا آن‌جاست که هر چند فرزندان‌ش این کار را دیکتاتوری نامیدند ولی مثل یک #فرزند_خوب این #دیکتاتوری_مادرانه را پذیرفته بودند، برخلاف بسیاری از جوانان امروز که #استقلال_شخصیتی ِ خود را در بزرگترین برخوردها با پدر و مادر می‌دانند!
.
چند ساعت محدود بیشتر از پخش اینترنتی فیلم نمانده. لطفاً ببینید.
.
ولی هدف من از این پست و #نکته_اصلی من در اینجا این است که غبطه می‌خورم به لطفی که #خدا در حق‌ش کرد. همیشه آرزوی‌م #توفیق_خدمت به مردم بوده. توفیق‌ی که در #نهایت_زیبایی و #نهایت_صمیمیت و #نهایت_عشق از طرف خدا به ایشان عنایت شد. خدای‌ش رحمت کناد 🥀
.
پی‌نوشت۱: تا الان سه بار فیلم را دیده‌ام. سیر نمی‌شم از دیدن‌ش ...
پی‌نوشت۲: الان در صفحه خانم #رخشان_بنی_اعتماد دیدم که اکران اینترنتی۴۸ساعت دیگه ادامه داره.
Read more
دلایل با ارزش بودن زن از نگاه دکتر شریعتی: زن اگر پرنده آفریده میشد؛حتمأ «طاووس »بود اگر حیوان ...
Media Removed
دلایل با ارزش بودن زن از نگاه دکتر شریعتی: زن اگر پرنده آفریده میشد؛حتمأ «طاووس »بود اگر حیوان بود؛ حتمأ «آهو »بود اگر حشره بود ؛ حتمأ «پروانه» بود اما او« انسان »آفریده شد ... تا« خواهر »و «مادر» باشد و ...«عشق »... زن چنان «بزرگ» است که «اشرف موجودات»خداست تا حدی که یک گل او را راضی می کند ٬ و ... دلایل با ارزش بودن زن از نگاه دکتر شریعتی:

زن اگر پرنده آفریده میشد؛حتمأ «طاووس »بود
اگر حیوان بود؛ حتمأ «آهو »بود
اگر حشره بود ؛ حتمأ «پروانه» بود
اما او« انسان »آفریده شد ... تا« خواهر »و «مادر» باشد و ...«عشق »... زن چنان «بزرگ» است که «اشرف موجودات»خداست
تا حدی که یک گل او را راضی می کند ٬
و یک کلمه او را به کشتن می دهد... پس ای مرد مواظب باش !!! زن از سمت چپ نزدیک قلب ساخته شده
تا او را در «قلبت »جا دهی... شگفت انگیز است
زن در کودکی درهای برکت را به روی «پدرش» میگشاید... در جوانی دین «شوهرش» را کامل می کند ... و هنگامیکه «مادر» می شود ... (بهشت زیر پای اوست)

قدرش را بدانیم.... تقدیم به تمام بانوان ایران زمین..
Read more
<span class="emoji emoji1f466"></span>🏿 یکی از مشهورترین شاعران و نمایش نامه نویسان جهان است، لورکا محبوبیتش را با انتشار ترانه های کولیها، ...
Media Removed
🏿 یکی از مشهورترین شاعران و نمایش نامه نویسان جهان است، لورکا محبوبیتش را با انتشار ترانه های کولیها، نمایشنامه هایش و مهمتر از همه زندگی پرشورش به دست آورد. خانه برنارد آلبا آخرین کار نمایشی لورکا بود که به دلیل مرگ دلخراش لورکا در ۳۸ سالگی در زمان حیاتش به روی صنه نیامد. عمده آثار نمایشی لورکا ... 👦🏿 یکی از مشهورترین شاعران و نمایش نامه نویسان جهان است، لورکا محبوبیتش را با انتشار ترانه های کولیها، نمایشنامه هایش و مهمتر از همه زندگی پرشورش به دست آورد. خانه برنارد آلبا آخرین کار نمایشی لورکا بود که به دلیل مرگ دلخراش لورکا در ۳۸ سالگی در زمان حیاتش به روی صنه نیامد.

عمده آثار نمایشی لورکا برگرفته از مشاهدات او از زندگیش بود و بارها آثار او به عنوان نمایشهایی بر ضد اخلاق جامعه محکوم و مورد حمله قرار گرفت. دنیای زنان در جامعه مردسالار و قدرت جادویی عشق جلوه درخشانی در آثار نمایشی لورکا دارند نمایشنامه هایی چون ماریانا پینه دا، همسر گیج کفاش که بازگو کننده ازدواج مردان پیر با دختران جوانی است که به خاطر هر نوع فقری تن به ازدواج با این مردان میدهند،
عروسی خون، یرما و خانه برنارد آلبا از جمله این آثار میباشند. محور اصلی قصه در بسیاری از نمایشهای لورکا عمدتا بر روی زندگی زنان میچرخدو در واقع میتوان گفت نمایشهای لورکا نمایش آوای زنان ستم دیده است. زنانی که جامعه از آنان میخواهد که عشقشان را در پستوی خانه هایشان پنهان کنند.
به طور مثال شخصیت یرماصدای فریاد یرما علیه دنیای مرد سالار ی است که عشق را به رسمیت نمیشناسد. درد یرما درد میلیون ها زن دنیا است . اما هنگامی که تراژدی یرما به صحنه رفت، روزنامه های مخالف، نمایش یرما را به عنوان اثری ضد اخلاق جامعه محکوم کردند. ولی لورکا از زبان شخصیت زن نمایشش اینگونه سخن گفت :آیا تا به حال یک پرنده زنده را محکم در میان دستانت نگاه داشته ای؟
مرگ لورکا همچون نمایشنامه ها و شعرهایش سمبلی از عصیان انسانی بود که در مقابل نظامی جزم اندیش قدم علم کرد و لورکا همانطور که در یکی از شعرهایش گفته بود:

من باز خواهم گشت
چرا که بال هایم
توان بازگشت را به من خواهند داد و او با نمایشها و شعرهایش دوباره بازگشت. چرا که پس از مرگ لورکا تا بحال بسیاری از گروههای
تئاتری دنیا هر ساله آثار او را به روی صحنه میآورند. لورکا نمایش نامه خانه برنارد آلبا را در5 سال آخر زندگی اش نوشت. این نمایش هر چند در زمان حیاتش فرصتی برای اجرا نیافت، اما ۹ سال پس از کشته شدن او برای اولین بار در ۱۹۴۵ در آرژانتین به روی صحنه رفت. خانه برنارد آلبا نیز همچون دیگر کارهای لورکا بازگو کننده دوران سیاهی از زندگی زنان است که وقتی مردان
هم در زندگیشان حضور ندارند خودشان قوانین و سنتهای دنیای مردسالار را حتی بهتر از مردان به اجرا میگذارند. در حقیقت تراژدی خانه برنارد آلبا هم چون نمایشهای عروسی خون و یرما تراژدی مرگ عشق و شور جوانی
Read more
. . . معرفی فیلم نام فیلم Sybil سال ساخت 2007  ژانر درام هیجانی  کشور آمریکا مدت زمان 90 ...
Media Removed
. . . معرفی فیلم نام فیلم Sybil سال ساخت 2007  ژانر درام هیجانی  کشور آمریکا مدت زمان 90 دقیقه IMDb 7/10  کارگردان  Joseph Sargent بازیگران Jessica Lange Tammy Blanchard Ron White داستان فیلم داستان فیلم برگرفته از زندگی واقعی زن جوانی است که در کودکی به دلیل مشکل شخصیتی ... .
.
.
معرفی فیلم
نام فیلم
Sybil
سال ساخت 2007
 ژانر
درام
هیجانی
 کشور
آمریکا
مدت زمان
90 دقیقه
IMDb 7/10
 کارگردان  Joseph Sargent
بازیگران
Jessica Lange
Tammy Blanchard
Ron White
داستان فیلم
داستان فیلم برگرفته از زندگی واقعی زن جوانی است که در کودکی به دلیل مشکل شخصیتی که داشته مورد سوء استفاده قرار گرفته است....
#معرفیفیلم
Read more
Devil’s Gate لینک IMDB سال انتشار :2018 ژانر : ترسناک / علمی تخیلی / هیجان انگیز امتیاز : ۵٫۱/۱۰ محصول ...
Media Removed
Devil’s Gate لینک IMDB سال انتشار :2018 ژانر : ترسناک / علمی تخیلی / هیجان انگیز امتیاز : ۵٫۱/۱۰ محصول : آمریکا زبان : انگلیسی کارگردان :  Clay Staub بازیگران :  Milo Ventimiglia, Amanda Schull, Bridget Regan خلاصه داستان : داستان فیلم در شهر کوچکی به اسم “دروازه شیطان” اتفاق می ... Devil’s Gate

لینک IMDB
سال انتشار :2018
ژانر : ترسناک / علمی تخیلی / هیجان انگیز
امتیاز : ۵٫۱/۱۰
محصول : آمریکا
زبان : انگلیسی
کارگردان :  Clay Staub
بازیگران :  Milo Ventimiglia, Amanda Schull, Bridget Regan

خلاصه داستان : داستان فیلم در شهر کوچکی به اسم “دروازه شیطان” اتفاق می افتد و در مورد زن جوانی است که به همراه پسرش ناپدید می شوند و یک مامور FBI به همراه کلانتر محلی ماموریت دارند تا آنها را پیدا کنند
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#سینما #فیلم #ترسناک #وحشت #رازآلود #مهیج #هیجان #کلیپ #وحشتناک #المخیف #هالیوود #ترس #جنایی #ژانر #جالب #سرگرمی #تلویزیون #زامبی #خوف #سریال #اسلشر #جن #فيلم_دروازه_شیطان
#DevilsGate #horrormovie #Unheimlich #Hollywood #movie #horror
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 8 تیر 1397
Read more
. .. . معرفی فیلم نام فیلم The Secret in Their Eyes (راز چشمهایشان) ژانر -درام،معمایی مدت ...
Media Removed
. .. . معرفی فیلم نام فیلم The Secret in Their Eyes (راز چشمهایشان) ژانر -درام،معمایی مدت زمان 129 دقیقه  سال ساخت . 2009 کشور آرژامتین کارگردان Juan José Campanella نویسندگان  Juan José Campanella Eduardo Sacheri بازیگران Ricardo Darín Soledad Villamil  Pablo ... .
..
.

معرفی فیلم
نام فیلم
The Secret in Their Eyes (راز چشمهایشان)
ژانر
-درام،معمایی
مدت زمان
129 دقیقه 
سال ساخت . 2009
کشور
آرژامتین
کارگردان
Juan José Campanella

نویسندگان  Juan José Campanella
Eduardo Sacheri

بازیگران
Ricardo Darín
Soledad Villamil
 Pablo Rago
IMDb . 8.2/10
جوایز :
برنده ی جایزه اسکار: بهترین فیلم به زبان خارجی
داستان فیلم
 بنجامین اسپوزیتو، وکیل بازنشسته ی دادگستری فدرال آرژانتین کتاب رمانی را بر اساس یک پرونده ی مختومه ی قدیمی اش می نویسد و آنرا نزد دوست و همکار قدیمی خود ایره نه ممندز می برد. پرونده مربوط به زن جوانی بوده که بر اثر تجاوز جنسی در منزل خود کشته می شود...
#معرفیفیلم
Read more
: #جنوب_دریاچه_سوپریور #الن_ایرگود مترجم: #آرتمیس_مسعودی ۴۵۶ صفحه/ ۲۱۵۰۰ تومان/ نشر آموت جنوب ...
Media Removed
: #جنوب_دریاچه_سوپریور #الن_ایرگود مترجم: #آرتمیس_مسعودی ۴۵۶ صفحه/ ۲۱۵۰۰ تومان/ نشر آموت جنوب دریاچه سوپریور، داستانی سرشار از احساس نوع‌دوستی و نیکی به دیگران است که طی آن ماجراهایی مانند گم شدن یک کودک، یک عشق بر باد رفته، تصادف اتومبیل، جشن عروسی، آتش‌سوزی، یک ازدواج رمانتیک، ... :
#جنوب_دریاچه_سوپریور
#الن_ایرگود
مترجم: #آرتمیس_مسعودی
۴۵۶ صفحه/ ۲۱۵۰۰ تومان/ نشر آموت

جنوب دریاچه سوپریور، داستانی سرشار از احساس نوع‌دوستی و نیکی به دیگران است که طی آن ماجراهایی مانند گم شدن یک کودک، یک عشق بر باد رفته، تصادف اتومبیل، جشن عروسی، آتش‌سوزی، یک ازدواج رمانتیک، گلدیس و آربیوتوس و بقیه ساکنان شهر کوچک میشیگان، به زن جوانی که محور داستان است می‌آموزند که چطور انسان بزرگی باشد.

وقتی مدلین از شیکاگو به مقصد ساحل دریاچه سوپریور خارج می‌شد، هرگز فکر نمی‌‌کرد زندگی‌اش تا این اندازه متحول شود. وقتی مسئولیت نگهداری یکی از دوستان خانوادگی‌اش را به عهده می‌گیرد، در کنار دو خواهر مسن که یکی تندمزاج و لجباز و دیگری شیرین‌تر از عسل است، احساس سردرگمی می کند اما ...
این رمان پس از انتشار خود با واکنش‌هایی از سوی برخی نویسندگان و منتقدان نیز همراه شده است. تیفانی بیکر، نویسنده رمان «غول پیکر کوچک دهکده آبردین» درباره این رمان می‌گوید: «جنوب دریاچه سوپریور، شعری عمیق در مورد شادی‌های کوچک زندگی است. شخصیت‌های داستان و فضای این شهر کوچک، شما را به وجد می‌آورد و پس از پایان کتاب، دلتان می‌خواهد نزدیکانتان را در آغوش بگیرید».
همچنین لسلی کاگن، نویسنده رمان «سوت زدن در تاریکی» معتقد است: این رمان آنقدر فوق‌العاده بود که تا چند هفته پس از خواندن آن، نمی‌توانستم فراموشش کنم.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
- آقای شایگان شما چه تصویری از مرگ دارید؟ اندیشیدن به مرگ، چقدر با اضطراب، ترس و دلهره همراه است؟ شاعرِ ...
Media Removed
- آقای شایگان شما چه تصویری از مرگ دارید؟ اندیشیدن به مرگ، چقدر با اضطراب، ترس و دلهره همراه است؟ شاعرِ بزرگ «ریلکه» چنین تصویری از مرگ ارائه می کند: «در بطنِ زنِ آبستن، در پسِ چهره‌ی خسته و مهربانش، دو میوه در شرفِ تکوین است: یکی مرگ و دیگری زندگی». مرگ جزئی از زندگی است و مرگ و زندگی جفتِ یکدیگر ... -
آقای شایگان شما چه تصویری از مرگ دارید؟ اندیشیدن به مرگ، چقدر با اضطراب، ترس و دلهره همراه است؟

شاعرِ بزرگ «ریلکه» چنین تصویری از مرگ ارائه می کند: «در بطنِ زنِ آبستن، در پسِ چهره‌ی خسته و مهربانش، دو میوه در شرفِ تکوین است: یکی مرگ و دیگری زندگی».
مرگ جزئی از زندگی است و مرگ و زندگی جفتِ یکدیگر هستند و همان لحظه‌ی ورود به عرصه‌ی حیات، مرگ آغاز می‌شود. در واقع هر روزی که زنده‌ایم، یک روز از مرگ دزدیده‌ایم. موقعی که جوانی، اصلاً به مرگ فکر نمی‌کنی، فکر می‌کنی تا ابد هستی؛ پا که به سن می‌گذاری، مرگ را درک می‌کنی و می‌فهمی‌اش. من به زودی هشتاد ساله می‌شوم، عمرِ مفیدم را کرده‌ام. از هفتاد به بالا می‌دانی که به سوی مرگ می‌روی. این است که حالا برای من مرگ رهایی است. پرونده بسته می‌شود و تمام!
هر چه جلوتر می‌روید خیابانِ پشتِ سر طولانی‌تر می‌شود و خیابانِ رو به رو کوتاه‌تر. به جایی می‌رسید که در مقابل‌تان فقط یک افق وجود دارد. خیابان به انتها می‌رسد و پشتِ سر یک خیابان دور و دراز است. من هم به جایی رسیده‌ام که روبه‌رویم دیگر خیابانی نیست. پشتِ سرم خیابانِ طویلی است، امّا روبه‌رویم دیگر راهی نیست.

#داریوش_شایگان
Read more
. نشسته بودیم به تماشای تعزیه .... از همان اول که اسرای سیه پوش پا در میدان گذاشتند دیدم که بازیگر ...
Media Removed
. نشسته بودیم به تماشای تعزیه .... از همان اول که اسرای سیه پوش پا در میدان گذاشتند دیدم که بازیگر نقش شمر چشمان خیسش را پاک میکرد گناهی ندارد بنده خدا که بعد از این همه تمرین نمیتواند جلوی خودش را بگیرد شاید لحظه ای در ذهنش قیاس کرد این اسرا را با زن و فرزندان خودش فقط قیاس کرد که به این حال افتاد جمعیت ... .
نشسته بودیم به تماشای تعزیه ....
از همان اول که اسرای سیه پوش پا در میدان گذاشتند
دیدم که بازیگر نقش شمر چشمان خیسش را پاک میکرد
گناهی ندارد بنده خدا که بعد از این همه تمرین نمیتواند جلوی خودش را بگیرد
شاید لحظه ای در ذهنش قیاس کرد این اسرا را با زن و فرزندان خودش
فقط قیاس کرد که به این حال افتاد
جمعیت اشک میریختند و حال عجیبی داشتند...
نوبت طفل شش ماهه رسیدتعذیه خوان طفلی را در آغوش کشید
صدای گریه جمعیت بالا گرفت، طفل سوزناک گریه میکرد
گویی واقعا تشنه بود و دلتنگ آغوش مادر دستور شکافتن گلوی طفل به حرمله داده شد!
بازیگر نقش حرمله تیر را در کمان آماده میکرد
به یکباره جوانی با هیبت نیرومندی از میان جمعیت برخواست و فریاد کشید تیروکمانت را زمین بگذار ملعون مادرم از حال رفت!
جوان گریه کنان و هق هق زنان با صدای بلندی فریاد میکشید جمعیت سکوت اختیار کرد
بازیگر نقش حرمله با آن هیکل و هیبت رنگ از رخساره اش پرید و
روی زمین نشست و رو به بازیگر نقش شمر کرد و زجه میزد و میگفت نمیتوانم،
کار من نیست
مادرش فقط با دیدن صحنه ای ساختگی از حال رفته بود
و من به رباب فکر میکردم که کودکش را در این حال دیده بود
مادرش از حال رفت و با آب قندی دوباره حالش خوب شد
و من به زینب کبری فکر میکردم که با لبهای خشکیده در تل زینبه
زیر آفتاب سوزان گلوی برادر زاده اش را نظاره میکرد
مادرش از حال رفت که اینگونه پسر جوان رگ غیرتش ورم کرد و طاقت نیاورد
ومن به حسین فکر میکردم به ابوالفضل العباس به علی اکبر که با آن
همه غیرت باید خواهر و مادر و دخترانشان را تنها میگذاشتند...
مادرش فقط صحنه ای ساختگی را دید و از حال رفت ...
جوان شیعه علی ست و حق داشت فریاد بکشد ، شیعه علی روی مادر حساس است
قلم میگوید این متن را همینجا رهایش کن
که اگر ادامه دهی میرسی به در و دیوار و پهلوی شکسته ...
رهایش کن که میرسی به مولایت علی
رهایش کن که قلم تو بیچاره است برای نوشتن از علی و مصیبت هایش
رهایش کن که قلم تو بیچاره است برای نوشتن از این همه عشق بی کران.....
رهایش کن که اینجا برای نوشتن از علی و آل علی هوا کم است...
علی_سلطانی
Read more
: اولین تصویر از بازسازی انیمیشن خاطره‌انگیز «مولان». . دیزنی پس ازگذشت دو سال از انتشار خبر تولید ...
Media Removed
: اولین تصویر از بازسازی انیمیشن خاطره‌انگیز «مولان». . دیزنی پس ازگذشت دو سال از انتشار خبر تولید بازسازی لایو-اکشن انیمیشن «مولان» (Mulan) ضمن اعلام این خبر که فیلمبرداری این فیلم به کارگردانی «نیکی کارو» آغاز شده، از اولین تصویر رسمی از «لیو ییفی» در نقش شخصیت اصلی با ظاهری غضب‌آلود و ... :
اولین تصویر از بازسازی انیمیشن خاطره‌انگیز «مولان».
.
دیزنی پس ازگذشت دو سال از انتشار خبر تولید بازسازی لایو-اکشن انیمیشن «مولان» (Mulan) ضمن اعلام این خبر که فیلمبرداری این فیلم به کارگردانی «نیکی کارو» آغاز شده، از اولین تصویر رسمی از «لیو ییفی» در نقش شخصیت اصلی با ظاهری غضب‌آلود و خشمگین و لباسی سرخ رنگ چنانکه همه انتظار داشتند رونمایی کرد.
.
ییفی ۳۰ ساله پس از انجام یک جستجوی بسیار طولانی آبان سال گذشته از میان بیش از ۱۰۰۰ داوطلب برای بازی در این نقش برگزیده شد و باید در کنار دیگر بازیگران فیلم از جمله «دانی ین» (روگ وان)، «جیسون اسکات لی»، «یوسان ان» (مِگ)، «اوتکارش امبادکار»، «روزالیند چائو»، «گونگ لی» و «جت لی» به بازی بپردازد.
.
اینکه کارو از ترانه‌های انیمیشن محبوب سال ۱۹۹۸ استفاده می‌کند یا نه هنوز نامشخص است، اما داستان فیلم که خیلی‌ها با آن آشنا هستند، در مورد زن جوانی است که خود را به شکل مردان درمی‌آورد تا برای مردم و خانوده‌اش بجنگد.
.
در سال ۱۹۹۸، دیزنی انیمیشن Mulan با صداپیشگی مینگ-نا ون در نقش هوآ مولان به‌همراه ادی مورفی و میگوئل فرر، را منتشر کرد که این انیمیشن موفق شد نامزد دریافت یک جایزه اسکار و دو جایزه گلدن گلوب شود. 💫
.
«مولان» در نیو زلند و چین فیلمبرداری می‌شود و در تاریخ ۲۷ مارچ سال ۲۰۲۰ اکران می‌شود.
.
شما هم انیمیشن خاطره‌انگیز «مولان» را به یاد دارید ؟
Read more
 #نقد_عکس ۔ ۔ ۔ نقد و بررسی عکس "رسیدن به آزادی در آب" رسیدن به آزادی در آب / Finding Freedom in ...
Media Removed
#نقد_عکس ۔ ۔ ۔ نقد و بررسی عکس "رسیدن به آزادی در آب" رسیدن به آزادی در آب / Finding Freedom in Water عکاس: آنا بویازیس / Ana Boyiazis سال: ۲۰۱۶ برنده جایزه دوم عکس ورلد پرس فوتو در بخش مردمی. منبع: World Press Photo #کانال_هنر_تهی ۔ ۔ ۔ زن جوانی یاد می‌گیرد که چگونه روی آب شناور بماند. ... #نقد_عکس
۔
۔
۔

نقد و بررسی عکس "رسیدن به آزادی در آب"
رسیدن به آزادی در آب / Finding Freedom in Water
عکاس: آنا بویازیس / Ana Boyiazis
سال: ۲۰۱۶
برنده جایزه دوم عکس ورلد پرس فوتو در بخش مردمی.
منبع: World Press Photo
#کانال_هنر_تهی
۔
۔
۔

زن جوانی یاد می‌گیرد که چگونه روی آب شناور بماند. زنی در حواشی اقیانوس هند در منطقه نیمه‌خودمختار زنگبار یکی از جزایر کشور تانزانیا واقع در شرق آفریقا.دختران منطقه زنگبار به خاطر سنت‌های منطقه از یادگرفتن شنا محروم هستند. این مانع برای شنا کردن دختران و زنان در این مناطق بیشتر به خاطر محدودیت و و آداب و رسوم منطقه، کهنه پرستی و عقاید خشک مذهبی موجود است. همچنین نبود لباس شنا که بدن شناگر را کامل بپوشاند هم باعث این ممنوعیت‌ها بوده است. در روستاهای واقع در شمالزنگبار، پروژه پانجی (پانجی به معنای ماهی بزرگ ترجمه شده است) شرایطی را فراهم کرده تا زنان و دختران منطقه بتوانند با پوششی کامل به یادگیری شنا بپردازند. بنابراین بر خلاف آیین و سنت‌های قدیمی منطقه، زنان هم می‌توانند وارد آب شوند و شنا یاد بگیرند.این عکس از زنی بومی که با پوشش کامل شنا روی آب شناور است را در نوامبر ۲۰۱۶ آنا بویازیس عکاس و مستندساز آمریکایی ثبت کرد. او توانست جایزه دوم ورلد پرس فوتو را در این سال برای این عکس کسب کند. موضوعات مورد توجه او معمولا حقوق بشر، سلامت عمومی و مسائل و مشکلات زنان و دختران است. در طول عکس‌هایی که گرفته است همیشه سعی داشته حس دلسوزی و مهربانی، انسانیت و نوع دوستی را در بیننده برانگیزد.
Read more
<span class="emoji emoji1f3ac"></span> سریال شاهزاده بزرگ <span class="emoji emoji1f448"></span> Grand Prince <span class="emoji emoji1f3ac"></span> <span class="emoji emoji1f3a5"></span> با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی <span class="emoji emoji1f3a5"></span> <span class="emoji emoji1f4cc"></span> مشخصات <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f3ad"></span> ژانر : تاریخی | ...
Media Removed
سریال شاهزاده بزرگ Grand Prince با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی مشخصات ژانر : تاریخی | عاشقانه | درام | سیا.سی زیرنویس : فارسی 🗓 سال انتشار : ۲۰۱۸ 🌐 کشور سازنده : #کره_جنوبی 🗣 زبان : کره ای تعداد قسمت ها : ۲۰+۱ 🎞 شبکه : TV Chosun قیمت محصول : نسخه خانگي : ۱۰۰۰۰ تومان نسخه ... 🎬 سریال شاهزاده بزرگ 👈 Grand Prince 🎬
🎥 با زيرنويس فارسی و كيفيت عالی 🎥
📌 مشخصات 👇
🎭 ژانر : تاریخی | عاشقانه | درام | سیا.سی
🔖 زیرنویس : فارسی
🗓 سال انتشار : ۲۰۱۸
🌐 کشور سازنده : #کره_جنوبی
🗣 زبان : کره ای
📂 تعداد قسمت ها : ۲۰+۱
🎞 شبکه : TV Chosun
💵 قیمت محصول : 👇
📺 نسخه خانگي : ۱۰۰۰۰ تومان
💻 نسخه كامپيوتری : ۹۰۰۰ تومان
📋 خلاصه داستان : این درام ، داستان شاهزاده ای را نشان میدهد که در میان عشق و نفرت گیر کرده است و برادرش را برای عشقش میکشد ، در این درام زن جوانی که زیبایی بسیاری دارد و در تمام کشور میخواهند به اون دست یابند وارد این مثلث عشق میشود . این زن زیبا ، دختر یک مقام دولتی معتبر است ، او شخصیت علمی پدرش را به ارث برده است؛ او دارای حس قوی و محبت و عدالت است، و همه چیز را با شور و اشتیاق روبرو می کند.
🔵 بازیگران مطرح : 👇
👉 #Yoon_Si_Yoon
👉 #Jin_Se_Yun
👉 #Joo_Sang_Wook
👉 #Ryu_Hyo_Young
🛍🎁🛍🎁🛍🎁🛍🎁🛍🎁
☎️ راه های ارتباطی برای سفارش 👇
🔴 Telegram & Tel : 09117082306 🔴
💯 کیفیت را با ما تجربه کنید 👇
👑 @Shinhwa_Shop 👑
Read more
سلطان قلب‌ها سلطان قلب‌ها فیلمی ایرانی به کارگردانی محمدعلی فردین در سال ۱۳۴۷ است. فیلم‌نامه این کار توسط فردین نگاشته شده است. عارف خواننده این فیلم است. از این فیلم به عنوان یکی از مشهورترین فیلم‌های سینمای ایران یاد میشود کارگردان محمدعلی فردین تهیه‌کننده مهدی میثاقیه نویسنده ... سلطان قلب‌ها🌺🌺🌺
سلطان قلب‌ها فیلمی ایرانی به کارگردانی محمدعلی فردین در سال ۱۳۴۷ است. فیلم‌نامه این کار توسط فردین نگاشته شده است. عارف خواننده این فیلم است. از این فیلم به عنوان یکی از مشهورترین فیلم‌های سینمای ایران یاد میشود
کارگردان🌺🌺🌺 محمدعلی فردین
تهیه‌کننده🌺
مهدی میثاقیه
نویسنده🌺🌺 محمدعلی فردین
حبیب‌الله کسمایی
بازیگران🌺🌺🌺🌺🌺 محمدعلی فردین
آذر شیوا
لیلا فروهر
محمدعلی تبریزیان (همایون)
ویکتوریا
حبیب‌الله بلور
جمشید مهرداد
نیکتاج صبری
غلامحسین بهمنیار
محمدتقی کهنمویی
یاسمین
موسیقی🌺
انوشیروان روحانی
فیلم‌برداری🌺
قدرت‌الله احسانی
🌺🌺🌺🌺🌺
خلاصه داستان فیلم سینمایی سلطان قلب‌ها
زوج جوانی در جریان حادثه‌ای هرکدام با این تصور که همسرش درگذشته،سالها دور از هم زندگی می‌کنند.مرد خواننده‌ی معروفی می‌شود و زن در حادثه‌ای بینایی‌اش را از دست می‌دهد.سالها بعد مرد اتفاقاٌ با دختری روبرو می‌شود و بی‌آنکه بداند دختر چه رابطه‌ای با او دارد سبب معالجه‌ مادر دختر و همسر خود می‌شود.مرد قصد ازدواج با زن متمولی را دارد اما در شب عروسی،همسر و فرزندش حضور می‌یابند تا از او تشکر کنند و بدین ترتیب زوج قدیمی پس از مدت‌ها یکدیگر را بازیافته و زندگی تازه‌ای را باهم شروع می‌کنند.🌺🌺تقدیم به دوست بسیار عزیزم سامان 🌺🌺🌺😘😘😘 #سلطان_قلبها #اذرشیوا #محمد_علی_فردین
#فردین #هالیوود #مترو_گلدوین_مایر #فیلم #کلاسیک #جلال #سینما #همایون #
Read more
. فوری مسافرکش قلابی که تبدیل به شکارچی زنان تهرانی شده بود دستگیر شد مأموران کلانتری 124 قلهک موفق به بازداشت راننده خودروی پرشیایی شدند که قصد داشت زن جوانی را با زور سوار بر خودرویش کند. مأموران پلیس، راننده پرشیا را در یک تعقیب و گریز بازداشت کرده و پس از بررسی‌های اولیه مشخص شد خودروی وی سرقتی ... .
فوری
مسافرکش قلابی که تبدیل به شکارچی زنان تهرانی شده بود دستگیر شد مأموران کلانتری 124 قلهک موفق به بازداشت راننده خودروی پرشیایی شدند که قصد داشت زن جوانی را با زور سوار بر خودرویش کند.
مأموران پلیس، راننده پرشیا را در یک تعقیب و گریز بازداشت کرده و پس از بررسی‌های اولیه مشخص شد خودروی وی سرقتی است.
تحقیقات تکمیلی نشان داد این متهم شیطان‌صفت تاکنون چندین زن و دختر را در شمال پایتخت مورد آزار و اذیت قرار داده و ربوده است.
یکی از دخترانی که توسط این متهم توسط آزار و اذیت قرار گرفته، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: ساعت 17:20 بیست و پنج فروردین سال جاری در حوالی قلهک سوار خودروی پرایدی شدم تا به حوالی سیدخندان بروم، در میانه راه راننده شروع به حرف زدن کرد که جواب او را ندادم و از وی خواستم مرا پیاده کند که وی با شنیدن این حرف من، چاقوی بزرگی از زیر پایش برداشت و چاقو را روی پهلویم گذاشت.از ترس دست و پایم به لرزه افتاده بود و راننده هم مسیرش را تغییر داد تا اینکه دقایقی بعد در خیابان خلوتی توقف کرد و مرا با تهدید چاقو مورد آزار و اذیت قرار داد.
متهم این پرونده در پوشش مسافرکش با خودروهای پژو ، پراید و ... زنان و دختران جوان را ربوده و پس از آزار و اذیت و سرقت اموالشان آنها را در خیابان رها می‌کرده است.
بازپرس پرونده با دستور انتشار تصویر بدون پوشش متهم در رسانه‌ها، از شهروندان خواست چنانچه فرد یا افرادی از سوی مرد شیطان‌صفت مورد آدم‌ربایی و آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، برای طرح شکایت به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران مراجعه کنند.
Read more
. فوری مسافرکش قلابی که تبدیل به شکارچی زنان تهرانی شده بود دستگیر شد مأموران کلانتری 124 قلهک موفق به بازداشت راننده خودروی پرشیایی شدند که قصد داشت زن جوانی را با زور سوار بر خودرویش کند. مأموران پلیس، راننده پرشیا را در یک تعقیب و گریز بازداشت کرده و پس از بررسی‌های اولیه مشخص شد خودروی وی سرقتی ... .
فوری
مسافرکش قلابی که تبدیل به شکارچی زنان تهرانی شده بود دستگیر شد مأموران کلانتری 124 قلهک موفق به بازداشت راننده خودروی پرشیایی شدند که قصد داشت زن جوانی را با زور سوار بر خودرویش کند.
مأموران پلیس، راننده پرشیا را در یک تعقیب و گریز بازداشت کرده و پس از بررسی‌های اولیه مشخص شد خودروی وی سرقتی است.
تحقیقات تکمیلی نشان داد این متهم شیطان‌صفت تاکنون چندین زن و دختر را در شمال پایتخت مورد آزار و اذیت قرار داده و ربوده است.
یکی از دخترانی که توسط این متهم توسط آزار و اذیت قرار گرفته، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: ساعت 17:20 بیست و پنج فروردین سال جاری در حوالی قلهک سوار خودروی پرایدی شدم تا به حوالی سیدخندان بروم، در میانه راه راننده شروع به حرف زدن کرد که جواب او را ندادم و از وی خواستم مرا پیاده کند که وی با شنیدن این حرف من، چاقوی بزرگی از زیر پایش برداشت و چاقو را روی پهلویم گذاشت.از ترس دست و پایم به لرزه افتاده بود و راننده هم مسیرش را تغییر داد تا اینکه دقایقی بعد در خیابان خلوتی توقف کرد و مرا با تهدید چاقو مورد آزار و اذیت قرار داد.
متهم این پرونده در پوشش مسافرکش با خودروهای پژو ، پراید و ... زنان و دختران جوان را ربوده و پس از آزار و اذیت و سرقت اموالشان آنها را در خیابان رها می‌کرده است.
بازپرس پرونده با دستور انتشار تصویر بدون پوشش متهم در رسانه‌ها، از شهروندان خواست چنانچه فرد یا افرادی از سوی مرد شیطان‌صفت مورد آدم‌ربایی و آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، برای طرح شکایت به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران مراجعه کنند.
Read more
دیر سالی ست که به حکم زن بودنم ،ترس دارم از مردان جامعه ام.مردانی که آنها را گاه در هیبت گرگهای ظاهر فریب ...
Media Removed
دیر سالی ست که به حکم زن بودنم ،ترس دارم از مردان جامعه ام.مردانی که آنها را گاه در هیبت گرگهای ظاهر فریب میپندارم.کسانی که گاه از ترس روبرو شدن با آنها، ندانستم که خود را کجا پنهان کنم. روزهایی را تجربه کردم که از دستان گرم و با محبت پدرم و آغوش صمیمی برادرم ترسیدم.و حال که به جوانی رسیدم با خود می اندیشم ... دیر سالی ست که به حکم زن بودنم ،ترس دارم از مردان جامعه ام.مردانی که آنها را گاه در هیبت گرگهای ظاهر فریب میپندارم.کسانی که گاه از ترس روبرو شدن با آنها، ندانستم که خود را کجا پنهان کنم. روزهایی را تجربه کردم که از دستان گرم و با محبت پدرم و آغوش صمیمی برادرم ترسیدم.و حال که به جوانی رسیدم با خود می اندیشم که چگونه میتوانم بکارت جسم و روحم را به دست موجودی که نامش مرد است بسپارم.
من این روزها دریافتم که زن بودنم، غرور زنانه ام و حقوق زنانه ام را قرن هاست که به تاراج برده اند بخاطر مردان و غرورشان و حقوقشان.
زن بودنم در این سالها به گونه ای گذشت که اجازه عاشقی را به قلب کوچکم ندادم و حال در حسرتش روزگار سپری میکنم.از قدم زدن های تنهایی در خیابان ترسیدم و حتی مانع خندیدن هایم شدم.
Read more
دو رمان كلاسيك به زبان انگليسي در يك كتاب عناوين : شب و روز ، اتاق جيكوب قيمت : ١٤٠٠٠ تومان نويسنده ...
Media Removed
دو رمان كلاسيك به زبان انگليسي در يك كتاب عناوين : شب و روز ، اتاق جيكوب قيمت : ١٤٠٠٠ تومان نويسنده : ويرجينيا ولف تعداد صفحات :٥٧٦ صفحه انتشارات : وردزورث ارجينال و چاپ لندن خريد حضوري براي ساكنين تهران ارسال پستي به سراسر كشور لطفا جهت سوال يا خريد به واتس اپ ، تلگرام يا دايركت پيام دهيد ... دو رمان كلاسيك به زبان انگليسي در يك كتاب
عناوين : شب و روز ، اتاق جيكوب
قيمت : ١٤٠٠٠ تومان
نويسنده : ويرجينيا ولف
تعداد صفحات :٥٧٦ صفحه
انتشارات : وردزورث
ارجينال و چاپ لندن
خريد حضوري براي ساكنين تهران
ارسال پستي به سراسر كشور
لطفا جهت سوال يا خريد به واتس اپ ، تلگرام يا دايركت پيام دهيد
لينك ربات تلگرام در Bio اينستاگرام
Tlgrm.me/newbooksalebot
@newbooksale
درباره رمان اتاق جيكوب:
رمان بازه زمانی بین کودکی تا جوانی کاراکتر اصلی -جیکوب فلندرز- را دربرمی‌گیرد و از سال‌های نسبتا آرام و باثبات پیش از جنگ اول شروع و به واقعیات مهلک جنگ بزرگ ختم می‌شود.گرچه تمام داستان حول محور جیکوب می‌گردد، اما واقعیتی مستقل نیست و به سختی در لابه‌لای سطور قابل دستیابی است. آنچه از جیکوب می‌دانیم تصور و برداشت دیگران از او در موقعیت‌های مختلف است. راوی در دادن اطلاعات امساک به خرج می‌دهد و به عمد او را رازآلوده و مبهم در معرض قضاوت می‌گذارد. البته وولف بسیار می‌گوید ولی انگار در این بسیار، هیچ نمی‌گوید. او با خودش در حال گفت‌وگو است و اصراری ندارد خواننده سر از این واگویه ها دربیاورد.خواننده معمولا پشت درهای اتاق جیکوب متوقف می‌شود و از آن بیش از یک میز گرد و دو صندلی چوبی با گلدانی زرد و جعبه‌ای سیاه مملو از نامه چیزی نمی‌بیند. کسی چه می‌داند شاید ساکن این اتاق، همان ویرجینیا است در ظاهری مذکر، که بعدها درباره «اتاقی از آن خود»اش می‌گوید .شخصیت جیکوب اگر به استناد برخی قرابت‌ها، اقتباسی از برادر کوچک وولف است، اما به‌طور کلی نماینده جوان هم‌نسل و هم‌عصر اوست که با سردرگمی و بی‌هویتی دست به گریبان است.جیکوب مرد این‌جهانی نیست، گرایشات او قدیمی و خواهان دنیایی رمانتیک است، شرایطی که ظاهرا او در آن احساس آرامش و امنیت می‌کند و اساس علایق مطالعاتی و سفرهایش را تشکیل می‌دهد.با اینکه داستان به هیچ روی زنانه نیست، اما جیکوب بیشتر از دیدگاه کاراکترهای زن داستان در سطوح مختلف درک و دانش و جایگاه اجتماعی توصیف می‌شود...
خلاصه رمان شب و روز :
ولف در رمان «شب و روز» از نمادهای بیرونی برای نشان دادن افت‌وخیزهای پی‌رنگ داستان استفاده می‌کند. زن و مردی نامزد می‌شوند و بعد به عللی نامزدی‌شان به هم می‌خورد. گره و کشمکش اصلی داستان در تعلق آدم‌های داستانی به طبقات مختلف اجتماعی ریشه دارد؛ مخاطب در رمان «شب و روز» با کمدی اجتماعی که در آدم‌شناسی فردی هم ریشه دارد، طرف می‌شود.
Read more
. خیلی از کسانی که امروز دنبال کننده ی صفحات مجازی هستند .احتمالا خانم بازیگر درجه یکی به نام " فریماه ...
Media Removed
. خیلی از کسانی که امروز دنبال کننده ی صفحات مجازی هستند .احتمالا خانم بازیگر درجه یکی به نام " فریماه فرجامی " را یا نمیشناسند و یا اگر بشناسند نمیدانند که این زن زیبا در دهه ی شصت و هفتاد /نه با زیبایی طبیعی و مسحور کننده اش / بلکه با توان بازیگری و حضور بی نظیر مقابل دوربین و یا حضور خیره کننده در صحنه ... .
خیلی از کسانی که امروز دنبال کننده ی صفحات مجازی هستند .احتمالا خانم بازیگر درجه یکی به نام " فریماه فرجامی " را یا نمیشناسند و یا اگر بشناسند نمیدانند که این زن زیبا در دهه ی شصت و هفتاد /نه با زیبایی طبیعی و مسحور کننده اش / بلکه با توان بازیگری و حضور بی نظیر مقابل دوربین و یا حضور خیره کننده در صحنه ی تاتر چه غوغایی میکرد .
در اوج جوانی و زیبایی رضایت داد تا در فیلم تکرار نشدنی سرب اثر مسعود کیمیایی موهایش را از ته بتراشند تا به نقش و اثر کمک کند .در فیلم نرگس از همه ی عناصر زنانگی اش فاصله گرفت تا آفاق را باور کنیم .در پرده ی آخر با تاکید بر سادگی ظاهر کاری کرد که عشق و جنون را یک جا بفهمیم .

پی نوشت : چرا دیگه فیلمهایی مثل مثل سرب و نرگس و پرده ی آخر ساخته نمیشه ؟چرا دیگه بازیگری مثل فریماه فرجامی نمیاد؟ .چرا این روزها انقدر غیر قابل درک شده همه چیز ؟
Read more
- اولین کتک باید آخرین کتک باشد! bit.ly/2r92f8G « دیشب فیلم "ملی و راه های نرفته‌اش" رو دیدم. ...
Media Removed
- اولین کتک باید آخرین کتک باشد! bit.ly/2r92f8G « دیشب فیلم "ملی و راه های نرفته‌اش" رو دیدم. امروز این خبر رو خوندم که در تبریز یک نامرد به صورت همسرش اسید پاشیده و این در حالی بود که این همسر چندبار به قهر رفته بود خونه پدرش ولی باز برگشته بود و حتی از اون نامرد بچه دار شده بود به امید اصلاح اون فرد. تو ... - اولین کتک باید آخرین کتک باشد!

bit.ly/2r92f8G «

دیشب فیلم "ملی و راه های نرفته‌اش" رو دیدم. امروز این خبر رو خوندم که در تبریز یک نامرد به صورت همسرش اسید پاشیده و این در حالی بود که این همسر چندبار به قهر رفته بود خونه پدرش ولی باز برگشته بود و حتی از اون نامرد بچه دار شده بود به امید اصلاح اون فرد.

تو اون فیلم هم شخصیت ملیحه، یک زن جوانی ست که علی رغم اینکه همسرش دست بزن داره و همیشه آزارش میده باز ازش بچه دار میشه به امید اینکه همسرش آدم بشه. من یک مرد هستم. ولی واقعا برام سواله خانم ها چطوری می تونن امید داشته باشند به اصلاح مردی که به کتک زدن همسرش عادت کرده؟ به نظر من حتی بین همسران هم علی رغم همه نزدیکی شون، یه حرمت هایی هست که یکی ش همین کتک زدنه. وقتی قبح کتک زدن بریزه، برای اون مرد خیلی راحت میشه که هر برخورد دیگه ای با همسرش داشته باشه.

می دونم طلاق در ایران خیلی سخته برای خانم ها اما به نظرم اولین کتک باید آخرین کتک باشه و طلاق باید راه حل نهایی باشه. خانم ها باید حرمت خودشون رو حفظ کنند. استقلال اقتصادی خانم ها به نظرم شاه کلید استقلال زن در حوزه های دیگه ست. زن نباید از لحاظ مالی خودش رو نیازمند مرد ببینه. حتی اگر رابطه شون خیلی هم خوب باشه». این متن را یکی از همراهان توانا فرستاده است. شما درباره سخن او چه فکر می کنید؟ - در سمت راست عکس، تصویر مریم، زن تبریزی که به صورتش اسید پاشیده شده است و در سمت چپ عکس، تصویر شخصیت «ملیحه» در فیلم «ملی و راه های نرفته اش» را می بینید.
دوره ها و وبینارهای توانا در زمینه حقوق زنان را فراموش نکنید!

دوره حمایتگری از دختران آسیپ پذیر
http://bit.ly/2k5FvoT
دوره حمایت از حقوق زنان در ایران
http://bit.ly/1iolbS5
وبینار ممنوعیت خروج زنان متاهل به خارج از کشور
http://bit.ly/2uKkNfS
وبینار سلامت روح و روان در زمینه خشونت خانگی
http://bit.ly/2hbi4bk
وبینار درباره خودسوزی زنان
http://bit.ly/1twFlzS
وبینار موانع حقوقی مشارکت فعال زنان در بازار کار ایران
http://bit.ly/1svWzih

@Tavaana_TavaanaTech
Read more
خردمند پیری در دشتی پوشیده از برف قدم می زد که به زن گریانی رسید. پرسید: چرا می گریی؟ - چون به زندگی ...
Media Removed
خردمند پیری در دشتی پوشیده از برف قدم می زد که به زن گریانی رسید. پرسید: چرا می گریی؟ - چون به زندگی ام می اندیشم, به جوانی ام, به زیبایی ای که در آینه می دیدم, و به مردی که دوستش داشتم. خداوند بی رحم است که قدرت حافظه را به انسان بخشیده است. می دانست که ... من بهار عمرم را به یاد می آورم و می گریم. خردمند در ... خردمند پیری در دشتی پوشیده از برف قدم می زد که به زن گریانی رسید.
پرسید: چرا می گریی؟
- چون به زندگی ام می اندیشم, به جوانی ام, به زیبایی ای که در آینه می دیدم, و به مردی که دوستش داشتم. خداوند بی رحم است که قدرت حافظه را به انسان بخشیده است. می دانست که ... من بهار عمرم را به یاد می آورم و می گریم. خردمند در میان دشت برف آگین ایستاد, به نقطه ای خیره شد و به فکر فرو رفت.

زن از گریستن دست کشید و پرسید: در آن جا چه می بینید؟
خردمند پاسخ داد: دشتی از گل سرخ. خداوند, آن گاه که قدرت حافظه را به من می بخشید, بسیار سخاوتمند بود. می دانست در زمستان, همواره می توانم بهار را یه یاد آورم و لبخند بزنم

#گیلان #ماسوله
Read more
<span class="emoji emoji1f499"></span><span class="emoji emoji1f474"></span>🏼🌳 Old is Gold 2 اگر دیدی قدیم جوانی بر درختی تکیه کرده مخصوصا با کلاه و عصا بدان عاشق نشده اما ...
Media Removed
🏼🌳 Old is Gold 2 اگر دیدی قدیم جوانی بر درختی تکیه کرده مخصوصا با کلاه و عصا بدان عاشق نشده اما در جستجوی چندمین زنه مشغول صحبت با عمو جعفر بودم که اومد نزدیک ما و گفت چی میگی دخترم!؟ اهل کجایی؟ داشتم میگفتم خوزستانی ام، بسرعت گفت از اونجا برام یه زن پیدا کن!؟ 🤣 عمو جعفر خندید گفت زشته، ... 💙👴🏼🌳
Old is Gold 2
اگر دیدی قدیم جوانی بر درختی تکیه کرده
مخصوصا با کلاه و عصا
بدان عاشق نشده اما در جستجوی چندمین زنه
مشغول صحبت با عمو جعفر بودم
که اومد نزدیک ما و گفت چی میگی دخترم!؟
اهل کجایی؟
داشتم میگفتم خوزستانی ام، بسرعت گفت از اونجا برام یه زن پیدا کن!؟ 😳😂🤣😱
عمو جعفر خندید گفت زشته، به ایشونم میگی؟ چه خبرته؟
دقیقا یادم نیست ۲تا زن داشت و میخواست سومی رو بگیره، یا ۳تا داشت هوس چهارمی در سر داشت...
عمو قدرت خان خسروی
۸۲ساله، ۲تا دختر و ۵تا پسر داشت!
برای من جالبتر از چندزن داشتنش، یه چیز دیگه بود، خان‌دایی عمو جعفر بودُ باغ متعلق به هردوتاشون بود!
بهش گفتم عمو قدرت چرا اینهمه زن گرفتی ( آخه فضولی مگه دختر!؟)🤔😉
گفت چرا نگیرم، سرحالم، پهلوونم، قدبلندم، قوی ام، پولدارم، خوشتیپم، خوشگلم، جوونم (عاشق پیرمرد پیرزنایی هستم که اینطوری از خودشون تعریف میکنن، با اینکه نزدیک به یک قرن از عمر و زندگیشون سپری شده ولی بازم میگن ما جوونیم- بعد ما جوونا همش میگیم پیریم، حوصله نداریم، خسته ایم، توان نداریم)😡
گفتم بر منکرش لعنت، ماشالله خیلی خوشتیپی، چشمهای قشنگی هم داری (از نزدیک سگ داشت چشاش، خیلی هم تنومند و قوی بود) ولی من براتون زن پیدا نمیکنم، خوب نیست چندتا زن دارید، به سهم خودتون راضی باشید 😂😅
داشت چپ چپ نگاهم میکرد که عمو جعفر گفت، خدا یکی، زن هم یکی 👍🏼👏🏼
منم گفتم احسنت، این درسته و سه تایی خندیدیم!
خلاصه کلی حرف زدیم و هر عکسی که میخواستم ازش بگیرم اخم میکرد و زول میزد توی دوربین یا با اخم به افق نگاه میکرد، بهش گفتم خوب بخند عمو، گفت خوب توام زن پیدا کن... ول کن نبود، منم فقط میخندیدم😂😅
عکسهاشو که نشونش دادم چقدر خوشحال شد، حیف که گوشیش هوشمند نبود براش بفرستم عکسش رو 😞
حیف تنظیمات اینستا سایز عکسهارو خراب میکنه، یه عکس تمام قد میخواستم ازش بذارم، که نصف میشد، با اینکه اینم ناقص شده!💙👴🏼🌳
۱۹ اَمرداد ۹۷
#امرداد #بروجرد #باغ #سفر #عکاسی_مستند #عکاسی_مستند_اجتماعی #پیرمرد #پدربزرگ #بابابزرگ #گفتگو #انرژی_مثبت #زندگی_زیباست #زندگی_خوب #زندگی_کن #عکاسی #documentaryphotography #lifeisbeautiful #oldman #vsco #vscocam #grandpa #grandfather
Read more
او دو زن دارد یکی بر روی تختش می‌خوابد، دیگری بر روی بستر رؤیایش. او دو زن دارد که او را دوست دارند! یکی ...
Media Removed
او دو زن دارد یکی بر روی تختش می‌خوابد، دیگری بر روی بستر رؤیایش. او دو زن دارد که او را دوست دارند! یکی در کنارش پیر می‌شود، دیگری جوانی‌اش را به او هدیه می‌کند و می‌گذرد! او دو زن دارد! یکی در قلب خانه‌اش، دیگری در خانهٔ قلبش... #مرام_المصری او دو زن دارد
یکی بر روی تختش می‌خوابد،
دیگری بر روی بستر رؤیایش.
او دو زن دارد
که او را دوست دارند!
یکی در کنارش پیر می‌شود،
دیگری جوانی‌اش را به او هدیه می‌کند
و می‌گذرد!

او دو زن دارد!
یکی در قلب خانه‌اش، دیگری در
خانهٔ قلبش...
#مرام_المصری
<span class="emoji emoji1f31f"></span>معرفی و پیشنهاد سریال<span class="emoji emoji1f31f"></span> برای کسانی که چند وقتی است سریال خوب تلویزیونی ندیده اند «Sharp Objects» ...
Media Removed
معرفی و پیشنهاد سریال برای کسانی که چند وقتی است سریال خوب تلویزیونی ندیده اند «Sharp Objects» مناسب ترین گزینه برای تماشا است. این مینی سریال دارای تمام مواردی است که شما همیشه آنها را از یک سریال می‌خواستید. همچنین این مجموعه دارای مواردی است که شما نمی‌دانستید که آنها را می‌خواهید ! . سازنده‌ی ... 🌟معرفی و پیشنهاد سریال🌟
برای کسانی که چند وقتی است سریال خوب تلویزیونی ندیده اند «Sharp Objects» مناسب ترین گزینه برای تماشا است. این مینی سریال دارای تمام مواردی است که شما همیشه آنها را از یک سریال می‌خواستید. همچنین این مجموعه دارای مواردی است که شما نمی‌دانستید که آنها را می‌خواهید !
.
سازنده‌ی فیلم تحسین‌شده‌ی «باشگاه خریداران دالاس»، این بار با ساخت سریالی روان‌شناسانه به عرصه‌ی تلویزیون و به شکل اختصاصی به HBO، بازگشته است. ژان-مارک ولی، بعد از تجربه‌ی موفق سریال «دروغ های کوچک بزرگ»، دومین کار خود در عرصه‌ی تلویزیون را همچون کار قبلی‌اش بر اساس اقتباسی از یک رمان ساخته‌است. «چیزهای تیز» بر اساس اولین رمان نوشته‌ی نویسنده‌ی زن آمریکایی، گیلین فلین، ساخته‌شده است که داستان تاریک و پیچیده ای از چندین قتل در شهری کوچک در میزوری را روایت می کند.
.
داستان این سریال درباره “کمیل پریکر” روزنامه نگاری جوانی است که به شهر دوران کودکی‌اش بازمی‌گردد تا اخبار قتل دو کودک خردسال را پوشش دهد. اما او در حالی که تلاش دارد تا هویت قربانیان را شناسایی کند، با معماهای حل نشده دوران گذشته زندگی خودش نیز رو برو می‌شود…
.
این سریال از آنگونه مجموعه‌هاست که تماشاگر را به شکل فعالی با خود همراه می‌کند. مطمئن باشید که پس از پایان قسمت اول بی‌صبرانه منتظر تماشای قسمت بعدی خواهید بود. بازی امی آدامز که تا به حال نامزد 5 جایزه اسکار شده است آنقدر فوق العاده است که از همین حالا یکی از مدعیان اصلی جایزه امی به شمار میرود 💫
.
موسیقی این سریال از نکات برجسته‌ی آن است. «سوزان جاکوبز» سرپرستی موسیقی این سریال را برعهده گرفته است. او که پیشتر از این جایزه‌ی امی را برای سریال «دروغ های کوچک بزرگ» در سال ۲۰۱۷ دریافت کرده بود، در این سریال با ساخت موسیقی رازگونه، جذابیت سریال را دوچندان کرده است.
.
اگر به داستان‌های معمایی و روان‌شناسانه هستید علاقه‌مند هستید، دیدن این سریال را به شما پیشنهاد می‌کنیم. در پایان باید اضافه کرد که این سریال لایه‌های پیچیده‌ای از روابط اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته و تفاوت نسلها را داراست، که همین چند لایه بودن مخاطب را به فکر وا می‌دارد و در عین حال نیز باعث موفقیت و ستایش آن نزد مردم و منتقدین شده است.
* Sharp Objects Series *
IMDB: 8.3/10
Rotten Tomatoes: 92%
Read more
اشکت در میاد بخونیش.. واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه.... نخوني از دستت رفته... روزی پیغمبر خدا حضرت ...
Media Removed
اشکت در میاد بخونیش.. واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه.... نخوني از دستت رفته... روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرستانی داشت عبور،،، میکرد یه وقت دید از داخلو یکی از قبرها صدای نعره ای میامد امد بالای سر قبر پاش رو محکم زد رو زمین و فرمودند:ای بنده ی خدا پاشو وایسا. قبر شکافته شد یه جوانی از تو قبر ... اشکت در میاد بخونیش.. واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه....
نخوني از دستت رفته... روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرستانی داشت عبور،،، میکرد یه وقت دید از داخلو یکی از قبرها صدای نعره ای میامد امد بالای سر قبر پاش رو محکم زد رو زمین و فرمودند:ای بنده ی خدا پاشو وایسا.
قبر شکافته شد یه جوانی از تو قبر اومد بیرون
از تمام بدن این جوان آتش میزد بیرون،
رسول خدا فرمودند:ای جوان تواز امت کدام پیامبری که اینقدر عذاب میکشی؟
عرض کرد یا رسوالله از امت شما
پیامبر خیلی دلش به حال جوان سوخت
پیامبر فرمود:تارک الصلات بودی؟
جوان گفت:نه یارسولله من پنج وعده نمازم رو به شما اقتدا میکردم
پیامبر:روزه نگرفتی؟
جوان: یارسولله نه فقط رمضان بلکه رجب و شعبان و رمضان رو هم روزه میگرفتم.
پیامبر فرمودند:ای جوان حج نرفتی؟
گفت:مستطیع نشدم
پیامبر فرمود:جهاد نکردی؟
جوان گفت:چرا جانباز یکی از جنگ ها هستم
پیامبر اکرم سرشو بالا گرفت و فرمود:خدایا من نمیتونم عذاب کشیدن امتم را ببینم به من بگو این جوان چرا ایقدر عذاب میکشه،،،؟
خطاب رسید یا رسوالله حقت سلام میرساند و میفرماید این جوان آق مادر شده تا مادرش رضایت نده عذاب همینه.
پیامبر به سلمان، ابوذر و مقداد مفرماید برید مادر این جوان رو پیدا کنید.
رفتند مادرشو پیدا کردند.یه پیرزن ضعیف و رنجور ومریض احوال بودند.
رسول خدا باز امر کرد قبر شکافته شد جوان از قبر امد بیرون.
پیامبر فرمودند:مادر ببین پسرت چطور داره عذاب میکشه.بیا از سر تقصیر پسرت بگذر و حلالش کن.
مادر جوان:سرشو بالا گرفت و گفت:ای خدا اگر حق مادری بر گردن این پسر دارم لحظه ب لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن!!!
تمام بدن این جوان آتش گرفت
رسول خدا فرمودند:آخه زن این بچه مگه در حق تو چه بدی کرده ک تو لحظه ب لحظه داری نفرینش میکنی؟
عرض کرد یا رسولله من با زنش یه روز تو خونه مشاجره کردم، دعوامون شد،از راه رسید از من نپرسید همینجوری منو هل داد تو تنور آتش سینه ام سوخت،موهام سوخت، قسمتی از بدنم سوخت، زن ها منو از تو آتش کشیدن بیرون لباسهام رو عوض کردند.
همون سینه سوختمو دردست گرفتم در حق پسرم نفرین کردم سه روز بعد مرد.
رسول خدا فرمودند:ای زن میدونی که من پیغمبر رحمتم به خاطر من بیا از تقصیر جوانت بگذر.
سرشو بالا گرفت و گفت:ای خدا به حق این پیغمیر رحمتت قسم میدهم ک لحظه ب لحظه عذابو ب پسرم زیاد کن ک کم نکن!!!
رسول خدا به سلمان فرمودند:سلمان برو به فاطمه ام بگو تنها نه علی هم بیاره، حسن و حسین رو هم بیاره.
سلمان رفت درخانه به فاطمه(س) گفت:پیامبر پیغام داده سریع بیایید.
مادر ما زهرا(س) آمد، ع
Read more
. ... <span class="emoji emoji1f4cc"></span>«نازی خیلی دوست داشتم ولی خودت کردی» این جمله‌ای  است که پدرام ٢٧ساله بر بالین جسد همسرش می‌گوید. ...
Media Removed
. ... «نازی خیلی دوست داشتم ولی خودت کردی» این جمله‌ای  است که پدرام ٢٧ساله بر بالین جسد همسرش می‌گوید. همسری که قرار بود پیش از مرگ در دادگاه طلاق از پدرام جدا شود ولی بر اثر یک اتفاق با ضربات شوهرش کشته شد. شاهدان حادثه تصاویر این جنایت را ضبط کردند. فیلم تکان‌دهنده دیگری که در فضای مجازی منتشر ... .
...
📌«نازی خیلی دوست داشتم ولی خودت کردی» این جمله‌ای  است که پدرام ٢٧ساله بر بالین جسد همسرش می‌گوید. همسری که قرار بود پیش از مرگ در دادگاه طلاق از پدرام جدا شود ولی بر اثر یک اتفاق با ضربات شوهرش کشته شد. شاهدان حادثه تصاویر این جنایت را ضبط کردند. فیلم تکان‌دهنده دیگری که در فضای مجازی منتشر شده است. این تصاویر ٤٨ثانیه است. تصاویری که نشان می‌دهد مرد چاقو به دست بر بالین جسد  همسرش  ایستاده و جملاتی را می‌گوید که نظر هر رهگذری را جلب می‌کند. جسد همسرش را تکان می‌دهد و به او می‌گوید: «دوست داشتم خودت کردی منو داری می‌بینی» عامل جنایت شماره تلفن مادرش را به یکی از عابران می‌دهد تا او هم درجریان قرار گیرد. رو به حضار فریاد می‌زند شماره مادرش را بگیرید و بگویید عروسش را کشتم! بعد هم رو به جوانی که در آن نزدیکی ایستاده، می‌گوید: «آقا یه‌ دقیقه برو جلوی دادگاه مادرش با یه بچه وایساده، بگو خانم رضایی.... بهش بگو بیا عروستو کشتم». اما شماره در دسترس نیست. مادر و دخترش همراه او به دادگاه آمده بودند تا شاهد دومین طلاق پدرام باشند. بعد از آن هم مرد دیگری به طرف مرد قاتل می‌رود و به او می‌گوید نمان، فرار کن، مرد قاتل می‌گوید خودرو ندارم نمی‌توانم فرار کنم و بعد هم دوشادوش مردی که به او پیشنهاد فرار داده بود، از محله حادثه دور می‌شود و در واقع فرار می‌کند. همان‌جاست تا شاهدان قتل، یاد اورژانس و پلیس می‌افتند و بالاخره با آنها تماس می‌گیرند. فیلم تمام می‌شود.
📌این جنایت ظهر چهارشنبه ٢٠ تیرماه زمانی رخ داد که مرد جوان فهمید همسرش پیش از ازدواج با او ٤مرتبه دیگر نیز ازدواج کرده است. آشنایی این زن و مرد بیمار که در یک بیمارستان روانی کلید خورد، قرار بود در دادگاه اسلامشهر پایان یابد اما پیش از دادگاه در پارکی حوالی اسلامشهر، زن جوان چاقویش را از کیفش بیرون کشید و پدرام را تهدید کرد که باید تمام حقم را بدهی. همان موقع بود که پیرزنی درحال عبور بود، با دیدن این تصاویر گفت: «زمونه برعکس شده» همین جمله کافی بود تا حواس نازنین پرت شود و در یک لحظه پدرام چاقو را از دستش بقاپد. خودش می‌گوید، دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاده و چندین ضربه به گردن و بدنش زدم. نازنین روی چمن‌ها افتاده بود و می‌خواستم مادرم را خبر کنم اما نشد، به همین خاطر فرار کردم.»
.منبع روزنامه شهروند
@nasrnews
Read more
@parastou_molaei . @parastou_molaei . <span class="emoji emoji1f308"></span> چرا زنان شوهردار در هوس ترمز می برند ؟! . صرف نظر از انگیزه ...
Media Removed
@parastou_molaei . @parastou_molaei . چرا زنان شوهردار در هوس ترمز می برند ؟! . صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت می‌کنند، نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و هفتاد به شدت روبه گسترش است. موضوع نگران کننده برای من این است که این مهلکه افرادی را به درون خود می‌کشاند که نه می‌خواستند ... @parastou_molaei .
@parastou_molaei .
🌈 چرا زنان شوهردار در هوس ترمز می برند ؟! .
صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت می‌کنند، نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و هفتاد به شدت روبه گسترش است.
موضوع نگران کننده برای من این است که این مهلکه افرادی را به درون خود می‌کشاند که نه می‌خواستند و نه حتی تصورش را می‌کردند که وارد رابطه‌ای دیگر شوند !! اما به خودشان که آمدند دیدند خیانت دارد اتفاق می‌افتد.
زن سی و سه ساله‌ای که با پسر خواهر شوهرش وارد رابطه شده. پسر جوانی که پانزده سال بااو تفاوت سنی دارد، زن هیچ وقت فکرش را نمی‌کرد که شوخی‌ها و تنها شدن‌ها و جای پسرم است و من با فلانی می‌روم خانه، برایش دردسرساز شود.
.
شخصا اعتقاد دارم انسان همچون سایر حیوانات موجودی غریزی و چندآمیزشی‌ست. اما آنچه او را از سایر حیوانات در این مورد مجزا کرد قوه یادگیری و تعقلِ در جهت سازگاری و بقاست. انسان روزی شروع به یادگیری کرد. شروع به فاصله گرفتن از غرایز. .
ما در ایران در آموختنی‌ها بسیار ضعیف عمل کرده ایم. رسوم و سبکی از زندگی وارد جامعه ما شد که متناسب با آنچه ما هستیم و بر ما می‌رود نبود.
ما مهارت ارتباط با دیگران را یاد نگرفتیم. حدومرزها را نمی‌شناسیم‌. محدوده اینکه دختر خاله ما به همسرمان باید چقدر نزدیک بشود را نمی‌دانیم.
محدوده اینکه زنمان با دوست دانشگاهی‌اش که مرد است و قرار است بیرون برود و روی پروژه‌‌شان کار کنند را نمی‌دانیم.
مرزهایش قابل تعریف نیست.
او نباید از زندگی خصوصی تو و همسرت تحت عنوان درددل کردن مطلع شود.
مفهومی به نام «جاست فرند» که ما چندین سال است آن را لق لقه‌ می‌کنیم و یک مفهوم وارداتی‌ست، هیچ کدام از این تعاریفی را شامل نمی‌شود که ما در مناسبت‌هامان آن را به جا می‌آوریم.
جاست فرند شما مشاور شما نیست !!
حد و مرز مشخصی دارد.
ما این مرزها را نمی‌دانیم. .
اصلا برایِ ما نیست. با آن بیگانه هستیم.
چون خودآگاهی نداریم گم می‌شویم. .
توی گروه تلگرامی «انجمن شاعران فلان» آقای فلانی ساعت دو بامداد به شما مسیج می‌دهد که:« بانو، سروده زیبایتان را خواندم،حضور شما در این جمع غنیمت است» .....
.
🌈ادامه متن و نتيجه گيري را در كانال مطالعه فرماييد 🌈
.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
.
🔰 لطفا جهت اطلاع از شرایط مشاوره حضوری و #مشاوره_آنلاین، از طریق شماره های روی پیج اقدام بفرمایید 🔰 .
.
🌈 كليه كليپ ها و پستها را ميتوانيد در كانال جستجو كنيد. 🌈
.
.
#رابطه #ازدواج #خانواده #عشق #مسئولیت #روابط #عاشقانه #آزادی #رهایی #مشاوره #درمان #روانشناسی #روانشناس #هنر
Read more
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنــود یـک نفـر از نــامــزدش دل بــرده مثـل یــک افـسر تحقـیق ...
Media Removed
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنــود یـک نفـر از نــامــزدش دل بــرده مثـل یــک افـسر تحقـیق شـرافـتـمـنـدی کـه بـه پـرونده ی جـرم پسرش بـرخورده . خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ بین دعوای پـدر مـادر خود گـم شده است خستـه مثل زن راضـی شده به مهر طلاق که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است . خسته ... خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی
بشنــود یـک نفـر از نــامــزدش دل بــرده
مثـل یــک افـسر تحقـیق شـرافـتـمـنـدی
کـه بـه پـرونده ی جـرم پسرش بـرخورده
.
خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ
بین دعوای پـدر مـادر خود گـم شده است
خستـه مثل زن راضـی شده به مهر طلاق
که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است
.
خسته مثـل پـدری کـه پسر معتـادش
غـرق در درد خمـاری شـده فـریـاد زده
مثل یک پیرزنی که شده سرباز عروس
پسـرش پیـش زنـش بـر سر او داد زده
.
خسته ام مثـل زنی حامله که ماه نهم
دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است
مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند
زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است
.
خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه
کـه کسـی غیـر پـرستار سراغش نرود
خستـه ام بیشتر از پیـر زنـی تنهـا کـه
عیـد باشد نـوه اش سمت اتاقش نرود
.
خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید
غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است
شـده ام مثل مریضی که پس از قطع امید
در پی معجزه ای راهی مشهد شده است «علی صفری»
#علی_صفری #خسته #ماه #معجزه #گل_سرخی_از_زندگی
#redfloweroflife
Read more
. نویسنده‌ی اثر، «هانا کنت»، با نگارش این کتاب به شکلی هیجان‌انگیز به زندگی زن محکومِ جوانی که در ...
Media Removed
. نویسنده‌ی اثر، «هانا کنت»، با نگارش این کتاب به شکلی هیجان‌انگیز به زندگی زن محکومِ جوانی که در اوایل قرن نوزدهم در برابر همگان در ایسلند گردن زده شد، جان بخشیده است. داستان «آیین خاک‌سپاری» با اشعار نغز و افشاگری‌های تکان‌دهنده‌اش، همان‌گونه که فردی چشمگیر را در زمان و مکانی دور مطرح می‌کند، ... .
نویسنده‌ی اثر، «هانا کنت»، با نگارش این کتاب به شکلی هیجان‌انگیز به زندگی زن محکومِ جوانی که در اوایل قرن نوزدهم در برابر همگان در ایسلند گردن زده شد، جان بخشیده است. داستان «آیین خاک‌سپاری» با اشعار نغز و افشاگری‌های تکان‌دهنده‌اش، همان‌گونه که فردی چشمگیر را در زمان و مکانی دور مطرح می‌کند، پرسشی اندوه‌ برانگیز را در ذهن خواننده برمی‌انگیزد: هنگامی‌که زندگیِ یک زن وابسته به سخنانی است که دیگران درباره‌ی او بر زبان می‌آورند، چگونه می‌تواند امیدوار باشد که دشواری‌های زندگی را تاب آورد؟
****
قهرمان داستان «آگنس ماگنوس‌داتر» به گناه کُشتنِ ددمنشانه‌ی دو مرد، به کشتزاری دور افتاده در شمال ایسلند، جایی که او بخشی از کودکی خود را سپری کرده است، فرستاده می‌شود تا چشم به راهِ اعدام خود باشد.
خانواده‌ای که در کشتزار زندگی می‌کنند، نگران و هراسان از این‌که آدمکشی را در خانه در کنار خود دارند، از او دوری می‌جویند. در این میان تنها کشیش، که آگنس او را به‌عنوان راهنمای معنوی خود برگزیده است، تلاش می‌کند تا او را بیش‌تر بشناسد. با گذشت روزهای زمستان و نزدیک شدن روز اعدام، خانم خانه و دخترانش درمی‌یابند که روایت دیگری نیز پیرامون رویداد پرهیاهویی که شنیده‌اند وجود دارد. آیا این آگاهی به رهاییِ آگنس می‌انجامد؟ آیا...
.
#آیین_خاکسپاری
#هانا_کنت
#فروزنده_طبیب
#نشر_مجید
.
وب‌سایت فروش انتشارات مجید: www.majidpub.com
.
تلگرام و اینستاگرام انتشارات: .
@majidpub
فروش نسخه الکترونیکی در اپلیکیشن فیدیبو
.
#کتاب #کتاب_دوست #معرفی_کتاب #کتابها #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #مطالعه #مطالعه_کنیم #کتاب_جالب #پیشنهادکتاب #پیشنهاد_کتاب #رمان #داستان #کتاب_صوتی #کانال_تلگرام #تلگرام #فروش_کتاب #ketab #ketabdoost #book #books #instabook #bookstagram #bookish
Read more
_2280 " معصومه " به دادخواهی " معصومه" به پا خواست و فریاد بر آورد ، " عدالت را اجرا کنید " آنچه " معصومه ...
Media Removed
_2280 " معصومه " به دادخواهی " معصومه" به پا خواست و فریاد بر آورد ، " عدالت را اجرا کنید " آنچه " معصومه ابتکار " معاون رییس جمهور روحانی طی نامه ای از ریاست قوه قضائیه به دادخواهی " معصومه جلیل پور " استمداد و درخواست کرد .... چند روز پیش " معصومه جلیل پور " زن بیست و شش ساله تبریزی که از سوی جوانی نادان و ... _2280 " معصومه " به دادخواهی " معصومه" به پا خواست و فریاد بر آورد ، " عدالت را اجرا کنید " آنچه " معصومه ابتکار " معاون رییس جمهور روحانی طی نامه ای از ریاست قوه قضائیه به دادخواهی " معصومه جلیل پور " استمداد و درخواست کرد .... چند روز پیش " معصومه جلیل پور " زن بیست و شش ساله تبریزی که از سوی جوانی نادان و احمق دو انگشتش با ضربات قمه او قطع و صورت و بدنش با اسید حماقت آن جوان بشدت سوخت ، از روی تخت بیمارستان ابن سینا تبریز فریاد بر اورد ؛ که خانواده ام به دلیل وضع بد مادی قادر به پرداخت هزینه درمانم حتی" برای یک شب " در بیمارستان نیستند و بیمارستان هم ..... و خدا و مردم را به استمداد طلبید که من صورت و چشمانم را از شما می خواهم ، و یاد اور شد ؛ جوانم با هزاار آرزو و می خواهم زندگی کنم ، منو کمک کنید ....
ناگفته نماند ؛ شب سال نو جوانی بنام " محمد " به خواستگاری معصومه رفت و در خواست ازدواج با او داد ، بنا به دلائلی معصومه خیلی محترمانه به جوان خواستگار جواب رد داد که در حد ناباوری جواب شنید ؛ اگر زنم نشی و جوابت " نه " به من باشد ، سرت را خواهم برید! معصومه و خانواده اش بدون اینکه نیت و ذات ناپاک جوان را بشناسند و بفوریت پلیس را در جریان تهدید او قرار دهند و به استمداد بطلبند ، با جواب " نه " و عذرخواهی از ازدواج درب خانه را بروی او می بندند و " محمد " خطا کار و بی وجدان دریک فاصله کوتاه در مقابل " معصومه " قرار می گیرند و صورت و بدن او را اسید می بپاشد و متواری میشود که با رساندن معصومه به بیمارستان ، نیر و انتظامی در جریان این جنایت قرار می گیرد و بلافاصله " محمد " را دستگیر و تحویل مقامات قضایی و جهت رسیدگی به پرونده او را راهی زندان می کنند .
با شنیدن فریاد ها و استمداد دختر تبریزی از این حادثه تلخ ،بلافاصله اعضا شورا شهر تبریز تشکیل جلسه میدهند وبا طرحی دو فوریتی در خواست رسیدگی به شرایط بد مالی خانواده معصومه و معالجه فوری او با هزینه شهرداری میشوند و بلافاصله از سوی پزشکان بیمارستان با حمایت شهرداری تبریز به امید دیدن ،چشمان معصومه مورد عمل قرار می گیرد و بانو معصومه ابتکار هم با پیگیری و نوشتن نامه ای به ریاست قوه قضائیه درخواست عدالت و اشد مجازات را برای اسید پاش معصومه و دختران اصفهانی که مورد اسید پاشی قرار گرفتند شد ، به حق که باید با حکم قاطع قوه قضائیه اسید پاش را به اشد مجازات " مرگ " محکوم کرد .
#اسید_پاشی #تبریز #و #استمداد_فوری #معصومه_ابتکار #از #قوه_قضائیه
Read more
. . عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم ...
Media Removed
. . عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم که از ما جدای از مادر و دختر بودن دو تا دوست ساخت سبب حایاتیم منیم، روزت رو تبریک می گم . روزت مبارک . عمرت مبارک . اقامت خوبی رو برات آرزو می کنم روی این کره ی خاکی . از خدا برای تو و برای همه ی دختران معصوم ... .
.
عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم که از ما جدای از مادر و دختر بودن دو تا دوست ساخت
سبب حایاتیم منیم، روزت رو تبریک می گم . روزت مبارک . عمرت مبارک . اقامت خوبی رو برات آرزو می کنم روی این کره ی خاکی . از خدا برای تو و برای همه ی دختران معصوم و پاک سرزمینم آینده ای رو آرزو می کنم که هر روز به پاس زن بودنتون خدارو شاکر باشین
روزهایی رو آرزو می کنم که شادی ساکن همیشگی دلتون بشه
آرزو می کنم غمهایی که سراغ ما مادرناتون و مادرانمون و مادران مادرانمون اومدن
هرگز و هرگز نشانی خونه ی شما رو پیدا نکنن
قوی باش دخترم
قوی باشید دختران من
محکم مثل کوه و از درون نرم مثل موم
فردا مال شما و دختران شما و دختران دختران دختران شماست
شما باید زنان مستقل و امیدواری بشید چون این زمین و سرزمین چشم به دهان شما دوخته تا زیباترین کلمات و وردهای عاشقانه رو بشنوه
براتون عشقی آرزو می کنم که تمام وسعت قلبتون رو تسخیر کنه
و مردانی که لایق عشق باشند
دخترم
دخترانم
ما ، مادران شما ، در سالهایی کودکی کردیم که سالهای سختی بودند
در سالهایی نوجوانی کردیم که پوشیدن جوراب سفید جرم بود
در سالهایی جوانی کردیم که زیبایی جرم بود
عشق گناه بود
ما با صدای آژیر قرمز قد کشیدیم
ما تو پناهگاههای تاریک مدرسه های دولتی بیشتر از اونکه از مرگ و بمباران بترسیم از عنکبوت ترسیدیم
ما زمانی مادر شدیم که زندگی سخت بود
که زندگی سخته
ولی همه ی سعیمون رو کردیم که مادران خوبی برای شما باشیم
ما مادران روزهایی شدیم که هرروز از یک خبر و حادثه ی تازه تنمون لرزید
در روزهایی که همه چیز تورم داشت الا عشق
برای شما آینده ی بهتری رو آرزو می کنم
روزهایی که برای دخترانتون فقط مادر باشید نه کلافی از دلشوره و دلنگرانی
دوستت دارم دخترم
.
.
پی نوشت :
و مادرم
مادرم
مادرم
دوستت دارم مادر . هرچند تو حتی سواد خوندن این نوشته رو نداری و حالا که من به این سطر رسیدم چشمهای خسته و مهربونت ر‌و خواب گرفته ‌ . فدای قلبت که در فاصله ی دو ماه داغ جوان دو تا خواهر رو تحمل کرده . قلبت ، خونه ی منه ، خونه ی دخترم ، خونه ی برادرم، خونه ی خواهرام ، حتی خونه ی مریم که مادرش رو خیلی زود از دست داد ....زود....خیلی زود خوب شو عزیزم . دلم می خواد سر پا بشی و حالت خوب بشه و ما سه تا بیایم خونت مهمون .....
Read more
فقط فرض کن یکبار در جهان عدالت برقرار میشد آنوقت شاید دانشجویی در چابهار رییس جمهور میشد ! زن زیبای ...
Media Removed
فقط فرض کن یکبار در جهان عدالت برقرار میشد آنوقت شاید دانشجویی در چابهار رییس جمهور میشد ! زن زیبای بازنشسته ای سیمرغ بلورین سینما را میگرفت! کولبری در بانه شاید پزشک حاذقی میشد! جوانی دستفروش در ونک دروازه بان منچستر بود و مردمم در آرامش.. به همین ناباوری ... فقط فرض کن یکبار در جهان عدالت برقرار میشد
آنوقت شاید دانشجویی در چابهار رییس جمهور میشد !
زن زیبای بازنشسته ای سیمرغ بلورین سینما را میگرفت!
کولبری در بانه شاید پزشک حاذقی میشد!
جوانی دستفروش در ونک دروازه بان منچستر بود و مردمم در آرامش..
به همین ناباوری ...
ای شالیکار گیلانی بر دستانت پینه بسته‌ات بوسه می‌زنم، تو که با مهرخود، برنج را در دامان پرمهرت پرورش می‌دهی و این یکی از نشانه‌هایی است که دیار من گیلان را به سرزمین سبز معروف کرده است. یکی از همین روزهای بهاری که مسافر جاده‌های دیارم بودم و همزمان نوای خوش «گل پامچال، گل پامچال، بیرون بیا- فصل ... 🌾
ای شالیکار گیلانی بر دستانت پینه بسته‌ات بوسه می‌زنم، تو که با مهرخود، برنج را در دامان پرمهرت پرورش می‌دهی و این یکی از نشانه‌هایی است که دیار من گیلان را به سرزمین سبز معروف کرده است.

یکی از همین روزهای بهاری که مسافر جاده‌های دیارم بودم و همزمان نوای خوش «گل پامچال، گل پامچال، بیرون بیا- فصل بهاره، عزیز موقع کاره، شکوفاهان، غنچه وا کنید، غنچه وا کنید- بلبل سر داره؛ بلبل سر داره- بیا دل بیقراره، بیا فصل بهاره و ...» در حال پخش بود و به حق، جنب‌وجوش زنان شالیکار گیلانی را به سینمایی زنده تبدیل کرده بود، لذا مصمم می‌شوم تا راویگر این قصه شوم ... کلاه حصیری‌ات را بالاتر می‌دهی، با دست‌های گِل آلودت عرق پیشانی‌ات را پاک می‌کنی و خطی از گِل جایش می‌نشانی. با لبخند می‌گویی: «دست‌های تو این کاره نیست. برای نوشتن خوب است. حالا که دیدی، هنوز که عرق بدنت و گٍل دست و پایت خشک نشده، برو و قصه‌ات را بنویس.» قلم به دست می‌گیرم و می‌نویسم تا بگویم، از رنج‌هایت بی‌خبر نیستم. از گالش‌های زنانه‌ات که هربار قدم‌هایت را تا دل آب و گِل بدرقه می‌کند و کنار مزرعه می‌ماند. از روزهایی که می‌روی تا با آب، زمین، باد و آفتاب یکی شوی و حاصل این کیمیاگریت با رنج، «برنج» در بشقاب‌های ما می‌شود.
زن مهربان روستا، من می‌شناسمت. آنگاه که چادرت را محکم به کمر می‌بندی و مؤمنانه به دشت رنج و زحمت، پا می‌گذاری. می‌روی و قامتت را می‌شکنی و نمازهایت را در آب می‌خوانی و حرف‌ها می‌زنی با دانه‌هایی که قرار است زمین خالی را سبزه‌زار کنند. بانوی شالیزارهای شمال، از رنج‌ها و مهربانی‌هایت باخبرم. از دستانت که در جوانی پیر شده‌اند و از رؤیاهایت که سال‌هاست چشم به آمدن تابستان دوخته‌اند. من، تو را می‌شناسم و از زمزمه‌های شیرینت با لاک‌پشت‌ها، مورچه‌ها، زالوها و قورباغه‌ها باخبرم.......
یادداشت از: #محدثه_مهدوی #خبرنگار #ایسنا #منطقه #گیلان
.
.
📽: @maryam.blush .
.
#گیلان #لنگرود
Read more
‌ فیلم سینمایی «دختران خورشید»(Girls of the Sun) به کارگردانی Eva Husson در بخش مسابقه جشنواره فیلم #کن2018 حضور دارد. #گلشیفته_فراهانی, امانوئل برکو, عربی غیب و .. در این فیلم به ایفای نقش میپردازند. . Eva Husson در مصاحبه‌های خود با رسانه‌ها، آگاهی از رفتار غیرانسانی داعش با ایزدی‌ها ...
فیلم سینمایی «دختران خورشید»(Girls of the Sun) به کارگردانی Eva Husson در بخش مسابقه جشنواره فیلم #کن2018 حضور دارد. #گلشیفته_فراهانی, امانوئل برکو, عربی غیب و .. در این فیلم به ایفای نقش میپردازند.
.
Eva Husson در مصاحبه‌های خود با رسانه‌ها، آگاهی از رفتار غیرانسانی داعش با ایزدی‌ها در شمال عراق و ماجراهای غم‌انگیز زنان و کودکان اسیر کرد را انگیزه اصلی خود از پرداختن به این موضع عنوان کرد. وی باور دارد دختران خورشید از معدود فیلم‌های جنگی زن محوری است که تصویری واقعی از رویدادهای این فجایع انسانی ارائه می‌دهد، درعین حال پیامی مثبت دارد و به بیان شایستگی‌ها و توانایی‌های زنان می‌پردازد.
.
گلشیفته فراهانی در این فیلم نقش «بهار» را بازی می‌کند، دختر جوانی که در بازگشت به روستای محل زندگی خود در کردستان همراه با پسرش و صدها زن دیگر توسط نیروهای داعش ربوده می‌شوند. بهار سرانجام فرار می‌کند و به عنوان فرمانده یک گردان ویژه از زنان مسلح کرد به نام «دختران خورشید» انتخاب می‌شود. تمامی اعضای گروه زن هستند و نقش مهمی در مبارزه علیه داعش و آزادسازی مناطق اشغالی دارند او مدت‌ها در شرایطی غیرانسانی زندانی می‌شود و مورد اذیت و آزار جنسی قرار می‌گیرد.
Read more
"خر ما از كرّگى دم نداشت مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون كشیدن آن خسته شده بود. برای ...
Media Removed
"خر ما از كرّگى دم نداشت مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون كشیدن آن خسته شده بود. برای كمك كردن دُم خر را گرفت و زور زد! دُم خر از جای كنده شد. فریاد از صاحب خر برخاست كه ، تاوان بده! مرد برای فرار به كوچه‌ای دوید ولی بن بست بود. خود را در خانه‌ای انداخت. زنی آنجا كنار حوض خانه نشسته ... "خر ما از كرّگى دم نداشت
مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون كشیدن آن خسته شده بود.
برای كمك كردن دُم خر را گرفت و زور زد!
دُم خر از جای كنده شد.
فریاد از صاحب خر برخاست كه ، تاوان بده!
مرد برای فرار به كوچه‌ای دوید ولی بن بست بود.
خود را در خانه‌ای انداخت.
زنی آنجا كنار حوض خانه نشسته بود و چیزی می‌شست و حامله بود.
از آن فریاد و صدای بلند در ترسید و بچه اش سِقط شد.
صاحب خانه نیز با صاحب خر همراه شد.
مرد گریزان بر روی بام خانه دوید. راهی نیافت ، از بام به كوچه‌ای فرود آمد كه در آن طبیبی خانه داشت. جوانی پدر بیمارش را در انتظار نوبت در سایۀ دیوار خوابانده بود.
مرد بر آن پیرمرد بیمار افتاد ، چنان كه بیمار در جا مُرد.
فرزند جوان به همراه صاحب خانه و صاحب خر به دنبال مرد افتاد!
مرد، به هنگام فرار ، در سر كوچه ای با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و او را به زمین انداخت. تکه چوبی در چشم یهودی رفت و كورش كرد.
او نیز نالان و خونریزان به جمع پیوست!
مرد گریزان ، به ستوه از این همه ،خود را به خانۀ قاضی رساند كه پناهم ده و قاضی در آن ساعت با زن شاكی خلوت كرده بود.
چون رازش را دانست ، چارۀ رسوایی را در طرفداری از او یافت و وقتی از حال و حكایت او آگاه شد ، مدعیان را به داخل خواند.
نخست از یهودی پرسید.
یهودی گفت : این مسلمان یك چشم مرا نابینا كرده است.
قصاص طلب میكنم.
قاضی گفت: دیه مسلمان بر یهودی نصف بیشتر نیست.
باید آن چشم دیگرت را نیز نابینا كند تا بتوان از او یك چشم گرفت! وقتی یهودی سود خود را در انصراف از شكایت دید ، به پنجاه دینار جریمه محكوم شد!
جوان پدر مرده را پیش خواند.
گفت : این مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد و هلاكش كرده است.
به طلب قصاص او آمده‌ام.
قاضی گفت : پدرت بیمار بوده است ، و ارزش زندگی بیمار نصف ارزش شخص سالم است.
حكم این است كه پدر او را زیرهمان دیوار بخوابانیم و تو بر او فرودآیی ، طوری كه یك نیمه ی جانش را بگیری!
جوان صلاح دید که گذشت کند ، اما به سی دینار جریمه ، بخاطرشكایت بی‌مورد محكوم شد!
نوبت به شوهر آن زن رسید كه از وحشت سقط کرده بود ، گفت : قصاص شرعی هنگامی جایز است كه راه جبران مافات بسته باشد.
حال می‌توان آن زن را به حلال عقد این مرد درآورد تا كودک از دست رفته را جبران كند.
برای طلاق آماده باش!
شوهرش فریاد میزد و با قاضی جدال می‌كرد كه ناگاه صاحب خر برخاست و به طرف در دوید.
قاضی فریاد داد : بایست كه اكنون نوبت توست!
صاحب خر كه می‌دوید فریاد زد
میروم مردانی بیاورم
که شهادت بدن خر من از کرگی دم نداشت😂
Read more
🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅 بانو سلام<span class="emoji emoji1f496"></span> روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم.... کلی عکس و ...
Media Removed
🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅 بانو سلام روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم.... کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده... دسته گلی از جوراب... جملاتی مثل جوراب پارهاتو،تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم.... در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن...اما.... توی ... 🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅
بانو سلام💖
روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم....
کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده...
دسته گلی از جوراب...
جملاتی مثل جوراب پارهاتو،تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم....😔
در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن...اما....
توی این زمونه مرد بودن،جرات میخواد...
که برای رفاه حال زن و بچه صبح زود بزنی بیرون و توتاریکیه شب برگردی...
مردهای این دوره،جوانی وزندگی کردن رو فراموش کردند...فشار مخارج و مسئولیت زندگی،بی سر وصدا دونه دونه،موهای تیره شونو سفید میکنه...
راستی خانما،تا حالا همسراتون از آرزوهاشون براتون گفتن؟
بی انصافیه،که اینهمه گذشت و تلاش رو در قالب شوخی ها باب شده قرار بدیم و مظلومیت وتلاش این بخش از هستی رو نبینیم...
بانو....
گاهی نگاهی به دستهای همسرت بنداز...
و به خطوطی که در اطراف چشم ها و پیشونی همسرت داره عمیق میشه...
گاهی به جای اینکه تو آغازکننده باشی،سکوت کن و اجازه بده که لحظاتی او هم گوینده باشه،واز خودش بگه...
بانو....گاهی عکسهاشو از جوانی تا الان کنار هم بچین و باور کن فقط تو جوانیتو توی این خونه نذاشتی...
بانو...همسرتو با ورزشکارای حرفه ای که ساعتها وقت میذارن و با برنامه ی غذایی و ورزشی به هیکل ایده آل تو میرسن مقایسه نکن...
و مرتب تلاششو در ترازو قرار نده و باعرضه بودن و نبودنش رو با کمتر و بیشتر داشتن دارائیهاش قیاس نکن...
سعیش رو ببین...و تغییراتشو بخاطر تو و زندگی مشاهده کن...
بانو،باور کن جهان هرگز به صلح نمیرسه اگر ما غرق مظلومیت خودمون باشیم...
تربیت کامل نمیشه،اگر یاد نگیریم که تمسخر مردان و زنان،در حقیقت تمسخر بخش مهمی از خودمونه...
کاش به جای هدیه دادنها و گرفتن ها، زمانی رو صرف شنیدنه بدون قضاوت کنیم...
اصلا فکر کردیم که چرا اینهمه هدیه که اینروزا رد و بدل میشه،نتونسته عشق رو در جامعه بیشتر کنه؟
بانو بیا امسال کنار هر هدیه ای که برای همسرت تهیه کردی،توی یه برگ کاغذ حداقل،بیست تا ویژگی همسرت رو هم بنویس و ازش بخاطر این ویژگیاش تشکر کن...(اون رو هم ضمیمه ی هدیه ت کن)
مطمئن باش نتایج شگفت آوری در وجود خودت و او خواهی دید...
یادمون باشه،بین ما سپاسگزاری و مشاهده ی همه جانبه ی افراد خیلی کم شده....ونوشته ی تو، سپاسگزاریه بزرگی خواهد بود برای جهان هستی?

روز مردانمون پیشاپیش مبارک و فرخنده باد........ ☘🌿🌿🌿🌿💐💐💐💐💐💐💐💐
Read more
‌ ‌مهاجم تراکتورسازی: جوانی‌ام را در آرسنال گذراندم. ‌‌‌ ‌‌ آنتونی استوکس شماره ۲۸ ایرلندی ...
Media Removed
‌ ‌مهاجم تراکتورسازی: جوانی‌ام را در آرسنال گذراندم. ‌‌‌ ‌‌ آنتونی استوکس شماره ۲۸ ایرلندی و ۲۸ ساله تراکتورسازی یکی از گل‌های تیمش را در شهرآورد تبریز به ثمر رساند. به همین بهانه با او قبل از سفر به کشورش گفت‌وگویی اختصاصی داشتیم که از نظرتان می‌گذرد. ‌‌‌ ‌‌‌ هواداران تراکتور تو را به ...
‌مهاجم تراکتورسازی: جوانی‌ام را در آرسنال گذراندم.
‌‌‌
‌‌
آنتونی استوکس شماره ۲۸ ایرلندی و ۲۸ ساله تراکتورسازی یکی از گل‌های تیمش را در شهرآورد تبریز به ثمر رساند. به همین بهانه با او قبل از سفر به کشورش گفت‌وگویی اختصاصی داشتیم که از نظرتان می‌گذرد.
‌‌‌
‌‌‌
هواداران تراکتور تو را به شکل جالبی تشویق می‌کردند، در این رابطه چه صحبتی داری؟مطمئناً گل‌زنی حس خوبی به مهاجم می‌دهد و تشویق هواداران پرشور تراکتورسازی هم انگیزه من را بیشتر می‌کند. در تیم تراکتور انگیزه‌های زیادی دارم تا بازی‌های درخور شأن نام بزرگ این تیم را انجام بدهم و لطف و محبت و تشویق هواداران تراکتور را جبران کنم.
‌‌‌‌
‌‌‌
تراکتور می‌تواند طلسم قهرمان نشدنش در لیگ را بشکند؟بازی‌های لیگ تازه شروع شده و به همین دلیل از حالا نمی‌توان راجع به شانس قهرمانی حرف زد، اما ما نشان دادیم که روح بزرگی داریم و توانایی بردن هر رقیبی را داریم. در بازی‌های اخیر هم این نکته را به خوبی نشان دادیم.
‌‌‌‌
‌‌‌
اما منظور ما بیشتر تیم‌های مدعی بود.
من اصلاً در مورد تیم‌های دیگر دوست ندارم حرف بزنم و به عنوان یک بازیکن حرفه‌ای فقط به تیم خودمان فکر می‌کنم تا هفته به هفته بهتر شویم و نمایش خوبی ارائه دهیم.
‌‌‌‌
‌‌‌‌
در مورد آقای گلی لیگ چه صحبتی داری و برای کسب این عنوان چه مهاجمانی را رقیب خودت می‌دانی؟به نظرم در ابتدای لیگ نمی‌توان حرفی از آقای گلی زد و مهم این است که تیم تراکتورسازی نتیجه بگیرد، اما آقای گلی یکی از اهداف من محسوب می‌شود و اصلاً نمی‌توانم منکر آن شوم.
‌‌
‌‌
سبک کدام گل‌زن را دنبال می‌کردی و دوست داشتی مانند او بازی کنی؟با توجه به این که بیشتر فوتبالم را در سن پایین در تیم آرسنال گذراندم، دنیس برگ‌کمپ، تیری آنری و هنریک لارسن جزو الگوهایم بودند و آن مهاجمان بزرگ را الگوی فوتبال خودم در گلزنی می‌دانم.


#tiraxturclub
Read more
سوال: ۲۵ ساله ام همسرم ۳۰ساله ۲سالی می شود که ازدواج کردیم بچه هم نداریم هنوز..همسرم خیلی سردمزاج ...
Media Removed
سوال: ۲۵ ساله ام همسرم ۳۰ساله ۲سالی می شود که ازدواج کردیم بچه هم نداریم هنوز..همسرم خیلی سردمزاج هست یعنی اصلااحساس نداره من هرچی بخودم میرسم اصلاانگارنه انگار . البته همسرم داروی افسردگی مصرف می کند دکترهم رفتیم قرص آفرودیت با او داد گفت روزی یکی بخورد میل جنسی او برمی گردد .یک ماهی مصرف کرد ولی ... سوال: ۲۵ ساله ام همسرم ۳۰ساله ۲سالی می شود که ازدواج کردیم بچه هم نداریم هنوز..همسرم خیلی سردمزاج هست یعنی اصلااحساس نداره من هرچی بخودم میرسم اصلاانگارنه انگار . البته همسرم داروی افسردگی مصرف می کند دکترهم رفتیم قرص آفرودیت با او داد گفت روزی یکی بخورد میل جنسی او برمی گردد .یک ماهی مصرف کرد ولی تاثیری نداشت. راسش من هم نسبت به زندگی سرد شدم، چکارکنم بنظرتون؟

پاسخ اجمالی:

ابتدا باید علل سرد مزاجی چه دلایل روانی و چه علل جسمانی آن با مشاوره حضوری در مراکز مشاوره مشخص شود. ولی به هر حال نباید این مشکل عاملی برای سردی روابط زن و شوهر شود. زوجین باید جهت درمان با همدیگر همکاری کنند. در نهایت نباید فراموش کنند که حل این مشکل تا حد زیادی مرهون همکاری و صبر وحوصله آنها می باشد.

پاسخ تفصیلی:
کاربر محترم اولين نكته توجه به علل سرد مزاجی است كه جهت تشخیص آن نیاز به اطلاعات و مشاوره حضوری در مراكز مشاوره است، سرد مزاجی و بیزاری از رابطه جنسی به ویژه در دوران جوانی كه این تمایل در انسان به اوج خود می‌رسد دلایل جسمانی از جمله مصرف برخی داروها از سوی مردان مثل داروهایی ضد افسردگی، روانی مثل افسردگی، خانوادگی و... می‌تواند داشته باشد، پس به نظر می رسد چون شوهرتان از داروی ضد افسردگی استفاده می کند یکی از دلایل سردمزاجی او شده است. شما باید در این خصوص با پزشک معالج او صحبت کنید.
کاربر محترم این را بدانید که مشكل سرد مزاجی قابل درمان بوده و نباید عاملی برای سردی روابط شما با شوهرتان شود. تكلیف خانمی كه شوهرش سردی مزاج دارد، همكاری جهت درمان این عارضه است. به این معنا كه با راهنمایی و تشویق، او را جهت حضور در مراكز مشاوره كمک کند و در فرایند درمان هم که به طور جدی نیاز به همکاری خانم (در بعضی موارد) هست، همکاری نماید.
شما باید در مورد مسأله سردمزاجی با همسرتان صحبت کرده و برای حل آن تلاش کنید. مثلاً آیا تحریک کافی انجام می گیرد؟ از روش های و شیوه های متنوع استفاده می کنید؟ زمان انجام مقاربت و نور اتاق مناسب می باشد؟ و خیلی مسائل دیگر...
همچنین توصیه می شود هرگز او را به خاطر مشکلی که دارد سرزنش نکنید. ضمن احترام گذاشتن به وی، سعی کنید اندیشه های خود را به تدریج مطرح کنید و توجه او را به این مسأله مهم (روابط عاطفی و جنسی با همسر) جلب کنید. اگر مستقیما او را تخطئه کنید و صریحا او را به خطا و اشتباه کاری متهم کنید، حرف شنوی او از شما و تغییر مسیر در او صورت نخواهد گرفت. همیشه اجبار وخشونت جواب منفی را با خود به همراه دارد.

#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #سرد_مزاجی
Read more
زندگی دیگران را نابود نکنیم : جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار می‌کنی ؟ پیش فلانی ، ماهانه چند می‌گیری ...
Media Removed
زندگی دیگران را نابود نکنیم : جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار می‌کنی ؟ پیش فلانی ، ماهانه چند می‌گیری ؟ ۵۰۰۰ ، همه‌ش همین ؟ ۵۰۰۰ ؟ چطوری زنده‌ای تو ؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه ، خیلی کمه !!! یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت ، اما حالا ... زندگی دیگران را نابود نکنیم :

جوانی از رفیقش پرسید : کجا کار می‌کنی ؟ پیش فلانی ، ماهانه چند می‌گیری ؟ ۵۰۰۰ ، همه‌ش همین ؟ ۵۰۰۰ ؟ چطوری زنده‌ای تو ؟ صاحب کار قدر تو رو نمی دونه ، خیلی کمه !!!
یواش یواش از شغلش دلسرد شد و درخواست حقوق بیشتر کرد ، صاحب کار هم قبول نکرد و اخراجش کرد ، قبلا شغل داشت ، اما حالا بیکار است.

زنی بچه‌ای را به دنیا آورد ، زن دیگری گفت : به مناسبت تولد بچه‌تون ، شوهرت برات چی خرید ؟ هیچی ! مگه میشه ؟! یعنی تو براش هیچ ارزشی نداری ؟!
بمب را انداخت و رفت ، ظهر که شوهر به خانه آمد ، دید که زنش عصبانی است و .... کار به دعوا کشید و تمام.

پدری در نهایت خوشبختی است ، یکی می‌رسد و می‌گوید : پسرت چرا بهت سر نمی‌زند ؟ یعنی آنقدر مشغوله که وقت نمیکنه ؟!! و با این حرف ، صفای قلب پدر را تیره و تار می‌کند
این است ، سخن گفتن به زبان شیطان.

در طول روز خیلی سؤال ها را ممکن است از همدیگر بپرسیم :
چرا نخریدی ؟
چرا نداری ؟
چطور این زندگی را تحمل می‌کنی ؟ یا فلانی را ؟
چطور اجازه می دهی ؟

ممکن است هدفمان صرفا کسب اطلاع باشد ، یا از روی کنجکاوی یا فضولی و .... اما نمی‌دانیم چه آتشی به جان شنونده می‌اندازیم !!!
کور ، وارد خانه‌ی مردم شویم
و کـَر از آنجا بیرون بیاییم.

مُفسد نباشیم ... مثل رعد و برق میمونن این حرفا
Read more
. ‍ ‍ <span class="emoji emoji2666"></span>️چه چیزی باعث می شود مردان فکر کنند در برابر زنی نمی توانند مقاومت کنند؟ و در عین حال چرا گاهی مردان ...
Media Removed
. ‍ ‍ ️چه چیزی باعث می شود مردان فکر کنند در برابر زنی نمی توانند مقاومت کنند؟ و در عین حال چرا گاهی مردان علاقه شان را برای ادامه راطه با یک زن از دست می دهند؟ : با حس جوانی و سرزندگیتان پیش بروید بیشتر زنان باور دارند که جاذبه، به بدن و زیبایی ظاهری یک زن ربط دارد: وزن، اندازه ی سینه و باسن، ساختار استخوان ... .
‍ ‍ ♦️چه چیزی باعث می شود مردان فکر کنند در برابر زنی نمی توانند مقاومت کنند؟ و در عین حال چرا گاهی مردان علاقه شان را برای ادامه راطه با یک زن از دست می دهند؟
: ✅ با حس جوانی و سرزندگیتان پیش بروید 🔺بیشتر زنان باور دارند که جاذبه، به بدن و زیبایی ظاهری یک زن ربط دارد: وزن، اندازه ی سینه و باسن، ساختار استخوان و … . در حالی که این موارد در جاذبه نقش دارند، چیزهای خیلی بیشتری وجود دارند که باید راجع به این که چرا مردان جاذبه را در مورد بعضی زنان احساس می کنند، و در مورد برخي خیر، بدانید. 🔺موضوعی در مورد روان شناسی مردان است که بیشتر زنان درکش نمی کنند. مردان در سراسر جهان دنبال سرزندگی در زنان هستند. 🔺معنای سرزندگی دقیقا چیست؟
سرزندگی یک طرز فکر است. شامل چیزهایی مثل معصومیت و انرژی کودکانه و این ها چیزهایی هستند که مردان را به طور ناخود آگاه تحریک می کنند. 🔺بیشتر زنان خودشان را با الزامات مدرسه و دانشگاه، کار و خانواده و مهم تر از همه تجربه های گذشته با مردان فرسوده می کنند. مساله این است که تمرکز کردن روی گذشته باعث نمی شود که مردان در زمان حال به شما جاذبه ی احساسی پیدا کنند. درکش برای بعضی زنان سخت است چون دائما به آنها یاد داده اند که جاذبه به اندازه ی سینه هایشان و خوش اندامیشان ربط دارد. ✅ جاذبه بیش از هر چیز به انرژی درونی ربط دارد. و این خبری خوش است چون نشان می دهد شما این توانایی را دارید تا سطح کشش او به خودتان را تغییر دهید. مردان، تازگی و طراوت و اینکه زن خودش را از ایده های منفی دیگران دور نگه داشته است را احساس می کنند. و همین طور وقتی زنی خودش را با الزامات زندگی از بین می برد و ارتباطش را با دختر کوچک درونش از دست می دهد متوجه می شوند. بچه ای که در پارک بازی می کند هنوز بار بزرگ شدن و مسئولیت های بالغ بودن را به دوش نکشیده است. تمام چیزی که به آن اهمیت می دهد بازی کردن و خوش گذراندن است. تازه است و شاداب. در گذشته گیر نکرده و نگران آینده نیست. 🔺مسئولیت پذیر بودن یک چیز است و این که اجازه دهید در آنها غرق شوید چیز دیگر. همیشه از دیدن دختران ۱۸ ساله ای که ۴۸ ساله به نظر می رسند متعجب می شوم و بعد زنان ۴۸ ساله ای را می بینم که احساس ۱۸ سالگی می کنند. مساله یاد گرفتن این است که چه نوع انرژی باعث برانگیختن پاسخ احساسی در مردان می شود

#fashionsandwich #fashionsandwichbybahar #streetstyle
Read more
. آرایشگر شانه‌تیغش را در دست داشت و‌موهای زن را ریز ریز کوتاه می‌کرد. دسته موهای بلندی که از ابتدا ...
Media Removed
. آرایشگر شانه‌تیغش را در دست داشت و‌موهای زن را ریز ریز کوتاه می‌کرد. دسته موهای بلندی که از ابتدا یکجا قیچی کرده بود هنوز مقابل آینه خودنمایی می‌کرد. دختر جوانی که پیشترش گفته بود تازه عروس است و در دقیقه سه بار با همسرش تلفنی صحبت می‌کرد آن هم پر از جانم عمرم، با تعجب تماشا‌گر صحنه بود. دست آخر طاقتش ... .
آرایشگر شانه‌تیغش را در دست داشت و‌موهای زن را ریز ریز کوتاه می‌کرد. دسته موهای بلندی که از ابتدا یکجا قیچی کرده بود هنوز مقابل آینه خودنمایی می‌کرد. دختر جوانی که پیشترش گفته بود تازه عروس است و در دقیقه سه بار با همسرش تلفنی صحبت می‌کرد آن هم پر از جانم عمرم، با تعجب تماشا‌گر صحنه بود. دست آخر طاقتش طاق شد و پرسید:
_ شوهرت کاری نداره داری با موهات اینطوری می‌کنی.
از درون آینه زیرچشمی نگاهی به زن جوان کرد و در جواب گفت:
_ مگه موی سر اونو کوتاه می‌کنم. موی خودمه. سر خودمه. اختیارش رو دارم.
زن جوان متعجب‌تر نگاه کرد. زنی که مویش کوتاه می‌شد همچنان ادامه داد:
_ ازدواج کردم. عقل و ‌اختیارم رو‌که نباختم. عقلم می‌گه الان منطقیه موهام کوتاه بشه. وقت ندارم. دوره دکتری فرصت رسیدگی به گیس افشون نمی‌ده. موهام همه از بین می‌ره. پس با اختیارم به منطق عقلم لبیک می‌گم.
زن جوان نگاهی باز متعحب‌تر کرد و‌گفت
_ الان همه دوست پسرا واسه دوست دختراشون تعیین تکلیف می‌کنن. شوهر واسه زن نکنه!
زنی که دانشجوی دکتری بود و‌ موهایش کوتاه می‌شد گفت:
_ اونا اسمشون سرشونه، دوستن، هم رو برای دوستی و ملحقاتش می‌خوان. زن و شوهر بعد این همه سال زندگی هم رو برای شراکت عمرشون می‌خوان. مردی که منو واسه یه وجب موی کوتاه‌تر و بلندتر بخواد بهتر نخواد. من زن زندگیشم. همدم خوشی و‌ناخوشیش.قرار نیست واسه خوش آیندش عذاب بکشم که، اصلا به موی سرم چه کار داره. اینا شخصیه. مال خود آدمه.موی سرم رو که نتونم کوتاه کنم پس اختیار چیو دارم دیگه، مگه من به اون می‌گم چی بپوش چی نه. خب اون سلیقه خودشو داره. من بهش احترام می‌ذارم، اون هم به انتخاب من درباره ظاهرم.
زن جوان چهرش طوری بود که انگار برایش مساله نسبیت یا نظریه بیگ بنگ توضیح می‌دهند.
موهای زن کوتاه شده بود. دستی لای موهاش برد و گفت
_ آخیش. راحت شدم....
_؟؟؟؟
.
شما نظرتون چیه؟
Read more
. . عجیب به نظر نمی‌رسد که بانویی در دوران جوانی و بی‌آن‌که دچار بیماری بیدرمانی باشد ، به فکر مردن ...
Media Removed
. . عجیب به نظر نمی‌رسد که بانویی در دوران جوانی و بی‌آن‌که دچار بیماری بیدرمانی باشد ، به فکر مردن بیفتد و برای سنگ مزار خود شعری بسراید؟ او که به قول برادرش در سوم فروردین در عین سلامت به بستر بیماری رفته بود، چه دلیلی داشته‌است که پیش از آن تاریخ چنان شعری سروده باشد. آیا وجود این شعر، نشانه‌ی افسردگی ... .
.

عجیب به نظر نمی‌رسد که بانویی در دوران جوانی و بی‌آن‌که دچار بیماری بیدرمانی باشد ، به فکر مردن بیفتد و برای سنگ مزار خود شعری بسراید؟ او که به قول برادرش در سوم فروردین در عین سلامت به بستر بیماری رفته بود، چه دلیلی داشته‌است که پیش از آن تاریخ چنان شعری سروده باشد. آیا وجود این شعر، نشانه‌ی افسردگی شدید «پروین» ، لااقل پس از جدایی از شوهر و مرگ پدر، نیست ؟چرا پزشک معالجش که ادعای حصبه کرده بود وقتی وخامت اوضاع را دید ، ناگهان غیب شد! و پزشک دوم هم که آشنای خانوادگی بود ، نیامد و پزشک سوم غریبه ای آمد که کار از کار گذشته بود. #حصبه ای در کار #نبود !

#افسردگی حاد ، از مدتها قبل ، خودش را نشان داده بود، طوری که همسایگانشان فکر میکردند پروین خودکشی کرده است !
.
.

ممنوع الکاری و تحقیر مدام جامعه به خاطر طلاق از شوهری پرخاشگر که "زن کتابخوان نمیخواست..." فقط خانه داری رام میخواست و دست بزن داشت ، مرگ پدر ، نداشتن آینده ی روشن شغلی ،و تنها استعداد سرودن شعردر جامعه ای بسته ، پروین را خانه نشین و بیمار کرد!حقش را میخوردند ،حق تدریس را، از او کم کم گرفتند ،
.
نمیخواست سربار خانواده باشد، هر چند خانواده اش، متمول بود، اما اومیخواست از توانمندیهایش ، شخصا استفاده کند. طلاق در آن دوران ، امری مکروه بود ، بی پدری و بیکسی مکروه تر ، و بدتر از همه رد کردن دستور رضا شاه ، برای پیوستن به گروه تاریخ خوانی در دربار برای او !
.
چرا پروین در جوانی ، شعر سنگ مزار خود را سرود ؟! .
. دیگر نگویید پروین ، با حصبه مرد ، تمام مدارک از زبان چند راوی نزدیک و برادرش ،فاش شده است. افسردگی ،ممنوع الکاری واقعی و پنهانی ، ولی نه #علنی ، ناامیدی و احساس سترون بودن ، پروین را کشت... و حتی عده ای میگویند: کشته شد! . .
.
. اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب ،پروین است
.

آدم در جوانی ،چنین شعری برای مزارش میگوید ؟! .

اينکه خاک سیهش بالین است/ اختر چرخ ادب پروین است
گر چه جز تلخی از ایام ندید/ هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز/ سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند / دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست/ سنگ بر سینه بسی سنگین است

#بقیه ی شعر جانشد. همه جا موجود است. .

#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#چیستا
#chista_yasrebi #writer
@chista_yasrebi.2پیج دوم من در اینستاگرام

دوستان گوشی من ،هنوز یافت نشده ،موقتا اکانت دوم اکانت دیگرخودم شده ام ! #موقتا ! وگرنه به زودی سیستم اینستاگرام ،بنده را از حضور در این جمع ،معاف اجباری میکند. #یاحق
Read more
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، ...
Media Removed
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» ... یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››
قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
Read more
... دلایل مهمی که نشان می دهد سن زن از شوهرش نباید بیشتر باشد به‌ قرار زیر است: ۱- زن، زودتر به بلوغ ...
Media Removed
... دلایل مهمی که نشان می دهد سن زن از شوهرش نباید بیشتر باشد به‌ قرار زیر است: ۱- زن، زودتر به بلوغ عقلی و فکری می‌رسد؛ درنتیجه، پختگی روانی لازم را زودتر پیدا می‌کند. ۲- زن، زودتر به بلوغ جسمی می‌رسد؛ بنابراین به نیازهای جنسی او باید زودتر پاسخ داده شود. ۳- زن به علت زایمان، زودتر طراوت جسمی ... ...
دلایل مهمی که نشان می دهد سن زن از شوهرش نباید بیشتر باشد به‌ قرار زیر است:
۱- زن، زودتر به بلوغ عقلی و فکری می‌رسد؛ درنتیجه، پختگی روانی لازم را زودتر پیدا می‌کند.
۲- زن، زودتر به بلوغ جسمی می‌رسد؛ بنابراین به نیازهای جنسی او باید زودتر پاسخ داده شود.
۳- زن به علت زایمان، زودتر طراوت جسمی خود را از دست می‌دهد. درنتیجه اختلاف سن باعث توازن فیزیکی و موازنه در شکستگی صورت و اندام‌ها می‌شود.
۴- نیازهای جنسی در زنان، زودتر فروکش می‌کند؛ به‌عبارت‌دیگر، زنان پس از ۵۰ سالگی نیاز زیادی به روابط جنسی ندارند. در عوض مردانی بوده‌اند که پس از ۸۰ سالگی – و ندرتاً بیشتر – هم بچه‌دار شده‌اند!
۵- زن، زودتر وارد مرحلۀ بلوغ اجتماعی شده و آماده برای ازدواج می‌شود.
■بنابراین تفاوت سنی در ازدواج نباید زیاد باشد. دلایل بالا، و سایر ادله‌ای که در اینجا نیامده، نشان داده‌اند که تفاوت سنی در ازدواج بین ۴ تا ۷ سال بهترین مدتی است که می‌ توان پیشنهاد کرد. این فاصله موجب می‌شود که زن و شوهر ازنظر عقلی،‌ تجربی، فیزیکی، و حتی هیجانات جوانی، جنسی و بالاخره در بیشتر رفتارهای اجتماعی و اخلاقی نزدیک و هماهنگ باشند. این عوامل باعث می‌شوند تا سایر اختلافات فکری، کمتر امکان بروز پیدا کنند.
#سن_ازدواج #ازدواج #
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
ما رو در تلگرام همراهی کنید لینک تلگرام در قسمت پروفایل پیج ⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️
Read more
<span class="emoji emoji1f4d6"></span> داستانک جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش ...
Media Removed
داستانک جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.» ... 📖 داستانک

جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.» حکیم گفت: «آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟» جوان گفت: «آری.» حکیم گفت: «اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.» جوان با تعجب پرسید: «چرا چنین سخنی می‌گویی؟» حکیم گفت: «چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟»
جوان گفت: «آری.» حکیم گفت: «مراقب چشمانت باش.» #ماسوله_گیلان
Read more
روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم.... کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی ...
Media Removed
روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم.... کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده... دسته گلی از جوراب... جملاتی مثل جوراب پاره هاتو،تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم.... در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن...اما.... توی این زمونه ... روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم....
کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده...
دسته گلی از جوراب...
جملاتی مثل جوراب پاره هاتو،تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم....😔
در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن...اما....
توی این زمونه مرد بودن،جرات میخواد...
که برای رفاه حال زن و بچه صبح زود بزنی بیرون و توتاریکیه شب برگردی...
مردهای این دوره،جوانی وزندگی کردن رو فراموش کردند...فشار مخارج و مسئولیت زندگی،بی سر وصدا دونه دونه،موهای تیره شونو سفید میکنه...
راستی خانما،تا حالا همسراتون از آرزوهاشون براتون گفتن؟
بی انصافیه،که اینهمه گذشت و تلاش رو در قالب شوخی ها باب شده قرار بدیم و مظلومیت وتلاش این بخش از هستی رو نبینیم...
بانو....
گاهی نگاهی به دستهای همسرت بنداز...
و به خطوطی که در اطراف چشم ها و پیشونی همسرت داره عمیق میشه...
گاهی به جای اینکه تو آغازکننده باشی،سکوت کن و اجازه بده که لحظاتی او هم گوینده باشه،واز خودش بگه...
بانو....گاهی عکسهاشو از جوانی تا الان کنار هم بچین و باور کن فقط تو جوانیتو توی این خونه نذاشتی...
بانو...همسرتو با ورزشکارای حرفه ای که ساعتها وقت میذارن و با برنامه ی غذایی و ورزشی به هیکل ایده آل تو میرسن مقایسه نکن...
و مرتب تلاششو در ترازو قرار نده و باعرضه بودن و نبودنش رو با کمتر و بیشتر داشتن دارائیهاش قیاس نکن...
سعیش رو ببین...و تغییراتشو بخاطر تو و زندگی مشاهده کن...
بانو،باور کن جهان هرگز به صلح نمیرسه اگر ما غرق مظلومیت خودمون باشیم...
تربیت کامل نمیشه،اگر یاد نگیریم که تمسخر مردان و زنان،در حقیقت تمسخر بخش مهمی از خودمونه...
کاش به جای هدیه دادنها و گرفتن ها، زمانی رو صرف شنیدن بدون قضاوت کنیم...
اصلا فکر کردیم که چرا اینهمه هدیه که اینروزا رد و بدل میشه،نتونسته عشق رو در جامعه بیشتر کنه؟
بانو بیا امسال کنار هر هدیه ای که برای همسرت تهیه کردی،توی یه برگ کاغذ حداقل،بیست تا ویژگی همسرت رو هم بنویس و ازش بخاطر این ویژگیاش تشکر کن...(اون رو هم ضمیمه ی هدیه ت کن)
مطمئن باش نتایج شگفت آوری در وجود خودت و او خواهی دید...
یادمون باشه،بین ما سپاسگزاری و مشاهده ی همه جانبه ی افراد خیلی کم شده....ونوشته ی تو، سپاسگزاریه بزرگی خواهد بود برای جهان هستی🙏🙏 پیشاپیش روز مردانه ی شیر مردان زندگیمون مبارک🎀
Read more
دولتی ها و وکیل الدوله های توئیتری، اگه از این ۴تا #دختر_خیابان_انقلاب فارغ شدن بگن برای #بیمه آتیه ...
Media Removed
دولتی ها و وکیل الدوله های توئیتری، اگه از این ۴تا #دختر_خیابان_انقلاب فارغ شدن بگن برای #بیمه آتیه یا #توانمندسازی اقتصادی واجتماعی ۲۰میلیون #زن در حریم خانه چه کار کردن؟ @anti_takhrib #سید_مولا_رهبر #مردم #ملت #جوان #جوانی #انقلابی #زن #بصیرت #بیداری #عمار #این_عمار #حجاب #مجلس ... دولتی ها و وکیل الدوله های توئیتری، اگه از این ۴تا #دختر_خیابان_انقلاب فارغ شدن بگن برای #بیمه آتیه یا #توانمندسازی اقتصادی واجتماعی ۲۰میلیون #زن در حریم خانه چه کار کردن؟ ⛔ @anti_takhrib
#سید_مولا_رهبر
#مردم #ملت #جوان #جوانی #انقلابی #زن #بصیرت #بیداری #عمار #این_عمار #حجاب #مجلس #دولت
Read more
Loading...
Load More
Loading...