زن چاق به که

Unique profiles
31
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Gilan Province, Iran،ahwaz, Tehran, Iran
Average media age
570.7 days
to ratio
متنی قابل تامل؛ زل زده بودم به یک مرداروپایي وبا خودم می گفتم چه خوش تیپ! ناگهان همسرش از در آمد تو. ...
Media Removed
متنی قابل تامل؛ زل زده بودم به یک مرداروپایي وبا خودم می گفتم چه خوش تیپ! ناگهان همسرش از در آمد تو. توی کشتی نشسته بودیم.در این مدت به زن ها زیاد نگاه نکرده بودم . اغلب زیاد به آدم ها نگاه نمی کنم، کلیت یک فضا بیشتر برایم جذاب است، یا گاهی جزییاتی خیلی خاص در موجودات غیر زنده. زن آن مرد توجه من را ... متنی قابل تامل؛

زل زده بودم به یک مرداروپایي وبا خودم می گفتم چه خوش تیپ!
ناگهان همسرش از در آمد تو. توی کشتی نشسته بودیم.در این مدت به زن ها زیاد نگاه نکرده بودم .

اغلب زیاد به آدم ها نگاه نمی کنم، کلیت یک فضا بیشتر برایم جذاب است، یا گاهی جزییاتی خیلی خاص در موجودات غیر زنده.

زن آن مرد توجه من را به خودش جلب کرد. تمام تن ،دست ها،پاهای او لک و پیس داشت، اما او پیراهن باز و دامن کوتاه پوشیده بود.

از آن روز به زنان بیشتری نگاه کردم، دختر رزوشن فلان جا که خیلی اضافه وزن داشت و نیم تنه می پوشید. فلان زن که چند خال گوشتی روی سینه اش داشت اما لباس باز پوشیده بود. رگ های واریس فلان زن و دامن کوتاهش.

با خودم فکر کردم چرا ندیده بودمشان؟ و اگر این ویژگی ها در بدن من بود چه اتفاقی رخ می داد؟ قطعا لباس باز نمی پوشیدم یا حتی هیچوقت لباس تنگ به تن نمی کردم مبادا چربی هایم بزند بیرون .

بعد به مردها فکر کردم، به زندگی هایی که از جسمانیت عبور کرده اند.مردهایی که نمی گویند خال گوشتی ات را بردار، یک فکری به حال خط واریس ات بکن، زن چاق که نیم تنه نمی پوشد،ماه گرفتگی ات را درست کن.

من به زن های ‌کشورم فکر کردم: ابروهات رو وردار خب! چرا نمی ری لیزر؟ چرا نمی ری خال گوشتی رو برداری؟ واااا، این چه هیکلیه؟با این هیکل چه لختی هم پوشیده! چقدر بی ریخته طرف.چه کوتاهه.چه درازه .
بعد، فکر کردن به جهان سوم کاری نداشت.

می دانید سخت است که ما هنوز برای هم لباس می پوشیم ,برای هم رژیم می گیریم و جسم و فیزیک به بدترین شکل ممکن اولویت ماست،شبیه هم بودن، برای زیبا بودن! نداشتن خود باوری واعتماد به نفس ومخفی کردن نداشته هایمان در پشت نقاب اندام وبینی های عمل شده و لب های پروتز.

فکر کر‌دم چرا اینطوری شد؟چرا در عین حالی که دیگران را واقعا نمی بینیم و دوستشان نداریم واحترام نمی گذاریم بهشان،تمام زندگیمان را بر اساس نگاهشان تنظیم می کنیم ؟؟؟ فکر کردم تفاوت فقط در منطقه جغرافیایی و وضعیت اقتصادی نیست که از  تفکرات و ذهنیت ها وخرافات و افکار مسموم رها شده اند،اما ما برده یکدیگریم !برده ی نگاه هم !برده ی قضاوت های بی جای هم !

#آلما_توکل
#لاهیجان #باغ ملی
Read more
دو سال و هفت ماه دیوانه وار یک نفر دوست داشتم آنقدر دوست داشتم که جرات نمیکردم بگویم آنقدر نگفتم که ...
Media Removed
دو سال و هفت ماه دیوانه وار یک نفر دوست داشتم آنقدر دوست داشتم که جرات نمیکردم بگویم آنقدر نگفتم که در یک بعد از ظهر تابستانی از آن بعد از ظهرهای جمعه که انگار آسمان فرهاد گوش داده است،خواهرم بعد از کلی منو من کردن گفت فلانی نامزد کرد کمی خیره ماندم و چیزی نگفتم انگار این خفه ماندن بخشی از تقدیرم بود شاید ... دو سال و هفت ماه دیوانه وار یک نفر دوست داشتم
آنقدر دوست داشتم که جرات نمیکردم بگویم
آنقدر نگفتم که در یک بعد از ظهر تابستانی از آن بعد از ظهرهای جمعه که انگار آسمان فرهاد گوش داده است،خواهرم بعد از کلی منو من کردن گفت فلانی نامزد کرد
کمی خیره ماندم و چیزی نگفتم
انگار این خفه ماندن بخشی از تقدیرم بود
شاید هم بزرگ شده بودم و باید با هر چیزی منطقی برخورد میکردم. خب اگر من را میخواست حتما میماند و دلش برای دیگری نمیرفت!
خلاصه منطقی برخورد کردم و تنها تعدادی تار موی سفید در این چند ساعت برایم باقی ماند!
غروب بود و قلیانی چاق کردم و به همراه آهنگی از هایده، کنار حوض نشستم
اهالی خانه فهمیده بودنند چه بلایی سرم آمده اما هیچ کدام به رویم نمی آورند
تا اینکه پدربزرگ آمد و کنارم نشست
چند کام از قلیان گرفت
حالا باید نصیحتم میکرد اما اینبار لحنش میلرزید!
چشم دوخت به زغال قلیان و بی مقدمه گفت:
سرباز سنندج بودم و دیر به دیر مرخصی میدادن تا اینکه یه روز مادرم با هزار بدبختی واسه دیدنم اومد پادگان.
فرمانده وقتی حال مادرمو دید دو هفته مرخصی داد.
خلاصه با کلی خوشحالی اومدیم سر جاده و سوار مینی بوس شدیم
دو تا صندلی از من جلوتر یه دخترکُرد نشسته بود که چشمای سیاه و کشیده اش قلبمو چلوند،
نگام که میکرد وا میرفتم.
نامرد انگار آرامشو به چهره ش آرایش کرده بودن و موهاشو هزارتا زن زیبا با ظرافت بافته بودن ،هر بادی که میوزید و شالش تکون میخورد ،دست و تن و دلم میلرزید
اصن یه حالی بودم.
یه ساعتی از مسیر گذشته بود که با خودم عهد کردم وقتی رسیدیم به مادرم بگم حتما با مادرش حرف بزنه
داشتم نقشه میکشیدم که چی بگم و چه کنم که مینی بوس کنار جاده واستادو اون دختر کُرد با مادرش پیاده شد و رفت
همه چیز تو چند لحظه اتفاق افتاد و من فقط ماتم برده بود.نمیدونستم باید چه غلطی بکنم،تا از شک در بیام کلی دور شده بودیم، خلاصه رفت و مام اومدیم
اما چه اومدنی؟کل حسم تو مینی بوس جا مونده بود
مثلا دو هفته مرخصی بودم، همه فکر میکردن خدمت آدمم کرده و سربه زیر و آروم شدم،بعضیام میگفتن معتاد شده اما هیچ کس نفهمید جونمو واسه همیشه تو نگاه یک دختر کُرد جا گذاشتم
.
.
پدر بزرگ گفت و رفت و حالا مفهوم لباس و شال کُردی مادر بزرگ ونام کُردی عمه و هزار رد پای دیگر برایم روشن شده بود
پدر بزرگ گفت و رفت
و من تا صبح
به نامت
به رنگ شال گردن ات
به لباس هایی که میپوشیدی فکر میکردم
که قرار است یک عمر
برایم باقی بماند...
Read more
باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ ...
Media Removed
باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد. که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند. دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی. و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی. دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون ... باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند
که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد.
که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند.
دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی.
و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی.
دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون هایت نصفه و نیمه پاک میشوند.
برایش مهم نباشد اگر ریشه یِ موهایت رنگِ طبیعیِ خودشان را گرفته اند.
یا که چشمهایت از گریه هایِ دلتنگی دیشبت پف دار و کوچک شده اند,
و به وقتِ تابستان وقتی صورتت کک و مک هایِ ریز و درشت میزنند و قرمزیِ پوستِ صورتت مثلِ هلویِ پوست کنده ات میکند,
تو را با همه ی خوب و بدَت دوست داشته باشد.
باید مردی کنارت باشد که که وقتی دستهایت را میگیرد امنیتِ بودنش گرمایِ مطبوعی زیر پوستِ صورتت بیاورد,
از چاق شدن نترسی.
از لاغر شدن هم نترسی,
حتی از پیر شدنِ کنارش هم نترسی,
بدانی همیشه حواسش پیِ تو میگردد.
تو را هرچه که هستی,
بی چون و چرا قبولت کند.
و مهربانی ات,
غر زدن هایِ عصبی ات را بفهمد,
که آخرِ هرشب لاک های ناخونهایت را ترمیم کند. و در گوشت آرام بگوید تو زیباترین زنِ رویایِ زندگیِ منی.
#فرگل_مشتاقی
Read more
باید یک #مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ #زندگی ات بماند که رنگِ #رژِ لب و #لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه ...
Media Removed
باید یک #مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ #زندگی ات بماند که رنگِ #رژِ لب و #لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد. که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات #آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند. دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی. و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی. دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ... باید یک #مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ #زندگی ات بماند
که رنگِ #رژِ لب و #لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد.
که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات #آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند.
دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی.
و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی.
دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون هایت نصفه و نیمه پاک میشوند.
برایش مهم نباشد اگر ریشه یِ #موهایت #رنگِ طبیعیِ خودشان را گرفته اند.
یا که #چشمهایت از گریه هایِ #دلتنگی دیشبت پف دار و کوچک شده اند,
و به وقتِ #تابستان وقتی صورتت کک و مک هایِ ریز و درشت میزنند و قرمزیِ پوستِ صورتت مثلِ هلویِ پوست کنده ات میکند,
تو را با همه ی #خوب و #بدَت دوست داشته باشد.
باید مردی کنارت باشد که که وقتی #دستهایت را میگیرد امنیتِ بودنش گرمایِ مطبوعی زیر پوستِ صورتت بیاورد,
از #چاق شدن نترسی.
از #لاغر شدن هم نترسی,
حتی از #پیر شدنِ کنارش هم نترسی,
بدانی همیشه حواسش پیِ تو میگردد.
تو را هرچه که هستی,
بی چون و چرا قبولت کند.
و مهربانی ات,
غر زدن هایِ عصبی ات را بفهمد,
که آخرِ هرشب لاک های ناخونهایت را ترمیم کند. و در گوشت آرام بگوید تو زیباترین #زنِ #رویایِ زندگیِ منی.

فرگل_مشتاقی
Read more
. باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه ...
Media Removed
. باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد. که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند. دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی. و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی. دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون ... .
باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند
که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد.
که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند.
دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی.
و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی.
دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون هایت نصفه و نیمه پاک میشوند.
برایش مهم نباشد اگر ریشه یِ موهایت رنگِ طبیعیِ خودشان را گرفته اند.
یا که چشمهایت از گریه هایِ دلتنگی دیشبت پف دار و کوچک شده اند,
و به وقتِ تابستان وقتی صورتت کک و مک هایِ ریز و درشت میزنند و قرمزیِ پوستِ صورتت مثلِ هلویِ پوست کنده ات میکند,
تو را با همه ی خوب و بدَت دوست داشته باشد.
باید مردی کنارت باشد که که وقتی دستهایت را میگیرد امنیتِ بودنش گرمایِ مطبوعی زیر پوستِ صورتت بیاورد,
از چاق شدن نترسی.
از لاغر شدن هم نترسی,
حتی از پیر شدنِ کنارش هم نترسی,
بدانی همیشه حواسش پیِ تو میگردد.
تو را هرچه که هستی,
بی چون و چرا قبولت کند.
و مهربانی ات,
غر زدن هایِ عصبی ات را بفهمد,
که آخرِ هرشب لاک های ناخونهایت را ترمیم کند. و در گوشت آرام بگوید تو زیباترین زنِ رویایِ زندگیِ منی.
.
.
فرگل_مشتاقی
Read more
<span class="emoji emoji1f60d"></span> ﺯﻧﺎﻥ ، ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ: - ضعيف ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ بزرگترين ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺍﻡ مي ﺁﻭﺭﻧﺪ. - ...
Media Removed
ﺯﻧﺎﻥ ، ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ: - ضعيف ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ بزرگترين ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺍﻡ مي ﺁﻭﺭﻧﺪ. - ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ . - ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺍﻫﺎﻧﺘﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ. اما ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻧﺪ : - ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﻨﺪ، ... 😍
ﺯﻧﺎﻥ ، ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ:
- ضعيف ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ بزرگترين ﻣﺸﮑﻼﺕ
ﺭﺍ ﺩﻭﺍﻡ مي ﺁﻭﺭﻧﺪ.
- ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﻭﻏﯽ
ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ .
- ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺍﻫﺎﻧﺘﯽ ﺭﺍ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ.

اما ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻧﺪ :
- ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .
- ﻣﺸﮑﻼﺗﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ.
- ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.
- ﺯﯾﺮﺍ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﻭﺭﺯﻧﺪ.

ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ .. .
- ﺗﻤﺎﻡ ﺯﯾﺒﺎﯾﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﺑﺎﻧﻮ ..... .
- ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟ !
- ﺍﯾﻦ، ﮐﻢ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ....
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﯽ ﻣﻨﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﯽ. ..
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ، ﺍﻣﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﺰﻟﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ
ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﺪ . ....
- ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ. ...
ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﯽ ﺳﻨﮕﯽ . .
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍ .... .
ﺗﻮ ! - ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ ... .
ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ
- ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ. ....
- ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺶ
ﻣﺮﺩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ. .....
- ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ . .................................
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و بينى خوني نيست!!!!!! خشونت اضطرابيست که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد، چاق تر باشد ،، زيباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگين تر باشد، خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد....
خشونت آن چيزيست که زن نيست و فکر ميکند بايد باشد!!!
خشونت آن نقابيست که زن به صورتش ميزند تا خودش نباشد .. تا براي مرد کافي باشد....!!
#gilan_aks #gilanaks #gilan_motahed #gilane_ziba #gilane_ziba
#MustSeeIran #رودسر #eshkevar #ایران #kelachay #ra6t #de_chereh #eshkevarat #املش
#rasht_official #ir_shomal #shomal_photo #aksiine #akas_khoone
#RashtGasht #gilDoost #beautiful_iran #اشکور #shomal_photo
#گل #gilantoor #iyalat_gilan #tourismgilan #gile_zan
Read more
خشونت عليه زنان ؛ هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خوني نيست. خشونت اضطرابي است که در جان زن ...
Media Removed
خشونت عليه زنان ؛ هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خوني نيست. خشونت اضطرابي است که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد ، زيباتر باشد ،خوشحال تر باشد،سنگين تر باشد ، خانه دار تر باشد،عاقل تر باشد... خشونت آن چيزي است که زن نيست و فکر ميکند بايد باشد! خشونت آن نقابي است ... خشونت عليه زنان ؛

هميشه يک چشم کبود
و دندان شکسته و دماغ خوني نيست.
خشونت اضطرابي است که در جان زن است
که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد ،
زيباتر باشد ،خوشحال تر باشد،سنگين تر باشد ،
خانه دار تر باشد،عاقل تر باشد...
خشونت آن چيزي است که زن نيست
و فکر ميکند بايد باشد!
خشونت آن نقابي است که زن به صورتش ميزند
تا خودش نباشد تا براي مرد کافي باشد... لطفا با زنان مهربان تر باشيد 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span>خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نيست... خشونت اضطرابی است که در جان زن ...
Media Removed
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نيست... خشونت اضطرابی است که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد زيباتر باشد خوشحال تر باشد سنگين تر باشد خانه دار تر باشد عاقل تر باشد ... خشونت آن چيزي است که زن نيست و فکر ميکند بايد باشد خشونت آن نقابي است که زن ... 🌹خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نيست...
خشونت اضطرابی است که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد
زيباتر باشد
خوشحال تر باشد
سنگين تر باشد
خانه دار تر باشد
عاقل تر باشد ...
خشونت آن چيزي است که زن نيست و فکر ميکند بايد باشد
خشونت آن نقابي است که زن به صورتش ميزند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد...
Read more
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و بينى خوني نيست!!!!!! خشونت اضطرابيست که در جان زن ...
Media Removed
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و بينى خوني نيست!!!!!! خشونت اضطرابيست که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد، چاق تر باشد ،، زيباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگين تر باشد، خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد.... خشونت آن چيزيست که زن نيست و فکر ميکند بايد باشد!!! خشونت آن نقابيست ... خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و بينى خوني نيست!!!!!! خشونت اضطرابيست که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد، چاق تر باشد ،، زيباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگين تر باشد، خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد....
خشونت آن چيزيست که زن نيست و فکر ميکند بايد باشد!!!
خشونت آن نقابيست که زن به صورتش ميزند تا خودش نباشد .. تا براي مرد کافي باشد....!! ."تهمينه ميلاني
Read more
 #نوشابه #نوستالژی شاید شما یادتان نیاید خانمها که حتما تا همین چند سال قبل شیشه خالی نوشابه ...
Media Removed
#نوشابه #نوستالژی شاید شما یادتان نیاید خانمها که حتما تا همین چند سال قبل شیشه خالی نوشابه را دست میگرفتی میرفتی مغازه محل ، شیشه نوشابه تحویل میدادی ، نوشابه میگرفتی دست خالی و بدون شیشه خالی میرفتی باید دو سه برابر پول نوشابه شیشه ای را حساب میکردی بعضی نوشابه ها داخل یخچال بود و خنک و ... #نوشابه #نوستالژی

شاید شما یادتان نیاید
خانمها که حتما

تا همین چند سال قبل شیشه خالی نوشابه را دست میگرفتی میرفتی مغازه محل ، شیشه نوشابه تحویل میدادی ، نوشابه میگرفتی
دست خالی و بدون شیشه خالی میرفتی باید دو سه برابر پول نوشابه شیشه ای را حساب میکردی

بعضی نوشابه ها داخل یخچال بود و خنک و اماده سر کشیدن ، بعضی توی جعبه بیرون مغازه گرم گرم

مغازه دار نخ کنار دستش را بالا میکشید و میرسید به دربازکن
در بازکن در دستش بود و به چشمانت زل میزد و میپرسید : میخوری یا میبری

مجردان تشنه لب میخوردند و متاهلان به یاد چشمان منتظر زن و فرزند میگفتند نه ، میبرم

این وسط نخاله هایی هم پیدا میشدند که بی توجه به چشم انتظاران داخل منزل ، میگفتند یکی را باز کن میخورم بقیه را میبرم
و می ایستاد آرام ارام و قورت قورت نوشابه اش را سر میکشید و اجناس مغازه را برانداز میکرد

یک سوال اساسی دیگر هم بود
زرد یا مشکی

عجب حق انتخابی

هر دو نوشابه بودند و هر دو در یک نوع شیشه
اما این کجا و ان کجا
یکی با طعم پرتقالی و آن یکی کولا

پرتقال را همگی میشناختیم اما #کولا را نه ، فقط میخوردیم پیدا و پنهان اروقش را میزدیم

عروسی که میشد برای خودش یک #انتخابات بود
زرد بود و مشکی ، دوغ یا سون آپ

اما دعوای اصلی بین همان زرد و مشکی
زرد یا مشکی را که میگرفتی فقط تا قبل از باز کردن نوشابه حق تعویض داشتی
باز که میشد دیگر باید #تا_انتها میخوردی
باز کردنش هم کار هر کسی نبود ، یا در بازکن میخواست یا قاشق و یا یک حرفه ای کله خراب که از دندانهایش سیر شده

بعضی از شرکت ها هم زیر تشتک نوشابه مینوشتند مجانی
اگر شانست میزد و نوشابه مجانی گیرت می آمد که دیگر نور علی نور بود و خوش خوشانت
میرفتی تشتک را میدادی و نوشابه را میگرفتی و د بخور ، خدا را بنده نبودی از لذت خوردن #نوشابه_مجانی

نوشابه برای خودش ابهتی داشت ، هنوز نه سرطان زا بود و نه چاق کننده
پادشاهی میکرد برای خودش وسط سفره عزا و میز عروسی
ابرو داری میکرد کنار قیمه و قرمه و عدس پلو
وقتی در جیب میزبان از پول خریدن مرغ و کباب خبری نبود

پ ن
این پست را گذاشتم تا بعضی کامنتهای زیر پست قبلی را بشورد ببرد پایین
آن همه فحش و بد و بیراه حیف است در گلو بماند و خدایی نکرده سر دیگران خالی شود
باید برود پایین ، پایین پایین پایین
Read more
باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ ...
Media Removed
باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد. که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند. دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی. و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی. دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون ... باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند
که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد.
که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند.
دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی.
و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی.
دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون هایت نصفه و نیمه پاک میشوند.
برایش مهم نباشد اگر ریشه یِ موهایت رنگِ طبیعیِ خودشان را گرفته اند.
یا که چشمهایت از گریه هایِ دلتنگی دیشبت پف دار و کوچک شده اند,
و به وقتِ تابستان وقتی صورتت کک و مک هایِ ریز و درشت میزنند و قرمزیِ پوستِ صورتت مثلِ هلویِ پوست کنده ات میکند,
تو را با همه ی خوب و بدَت دوست داشته باشد.
باید مردی کنارت باشد که که وقتی دستهایت را میگیرد امنیتِ بودنش گرمایِ مطبوعی زیر پوستِ صورتت بیاورد,
از چاق شدن نترسی.
از لاغر شدن هم نترسی,
حتی از پیر شدنِ کنارش هم نترسی,
بدانی همیشه حواسش پیِ تو میگردد.
تو را هرچه که هستی,
بی چون و چرا قبولت کند.
و مهربانی ات,
غر زدن هایِ عصبی ات را بفهمد,
و در گوشت آرام بگوید تو زیباترین زنِ رویایِ زندگیِ منی❤️🎈
#فرگل_مشتاقی
.
.
.
#دسر_شيركاكائو_نداپز
٤ ليوان شيركاكائو ( از اماده هاي بسته بندي استفاده ميكنم)
١٠٠ گرم شكلات تخته اي
يك بسته خامه صبحانه
٣ ق غ ژلاتين ( به همراه نصف ليوان اب بن ماري كنيد )
وانيل نوك ق چ
ابتدا خامه رو روي حرارت ملايم اب ميكنيم بعد شكلات تخته اي بهش اضافه ميكنيم مدام هم ميزنيم تا اب بشه شكلات ، سپس شير به دماي محيط رسيده رو اضافه هم ميزنيم و وانيل رو در انتها اضافه ميكنيم حرارت و خاموش كرده ژلاتين بن ماري شده رو اضافه هم ميزنيم و داخل قالب ميريزيم ٣ ساعت بعد امادست و احتياجي به شكر نداره چون شيركاكائو و شكلات تخته اي شيرين هستن
Read more
 #mahdisasafarikhah #bighanoon می‌گن دانشمندان یه سیستم طراحی کردن که زمان مرگ رو به آدم میگه. ...
Media Removed
#mahdisasafarikhah #bighanoon می‌گن دانشمندان یه سیستم طراحی کردن که زمان مرگ رو به آدم میگه. اگر یه روزی قرار باشه این سیستم روی من نصب بشه؛ بی‌شک یه سال زودتر از اون زمان می‌میرم؛ اما فکر می‌کنین قبلش چی‌کار می‌کنم؟ من می‌تونم درایو دی‌ رو ببخشم، توش پر از مطالبیه که تو روزنامه‌ها کار شد و هیچ‌وقت ... #mahdisasafarikhah #bighanoon
می‌گن دانشمندان یه سیستم طراحی کردن که زمان مرگ رو به آدم میگه. اگر یه روزی قرار باشه این سیستم روی من نصب بشه؛ بی‌شک یه سال زودتر از اون زمان می‌میرم؛ اما فکر می‌کنین قبلش چی‌کار می‌کنم؟ من می‌تونم درایو دی‌ رو ببخشم، توش پر از مطالبیه که تو روزنامه‌ها کار شد و هیچ‌وقت نتونستم پولش رو بگیرم پس خیالم از اون راحته. قبل از مرگم زنگ همسایه بالایی رو می‌زنم و می‌گم که وزن دقیقم چقدر بوده و چون همه این سال‌ها با اون جمله‌های کلیشه‌ای مسخره چاق یا لاغر شدی می‌خواست تحریکم کنه که وزن دقیقم رو بدونه.

بعد از اون برای همسرم یه زن انتخاب می‌کنم؛ ترجیحا از خودم زشت‌تر باشه این دیگه نهایت بخشندگیه که تو زندگی دارم. بعد می‌کشمش یه گوشه و بهش می‌گم با اون دمپایی سفیدها نصف شب راه نرو؛ در کابینت رو ببند؛ یخ‌ساز یخچال رو بذار روی خرد کن و هیچ‌وقت هیچ‌وقت به کاپوچینوی من دست نزن. وگرنه میام خودت و زنت رو با خودم می‌برم. به دخترم هم یه نامه می‌نویسم و همه هشتگ‌های این سال‌ها رو براش می‌نویسم و می‌گم درهمین حد مطالبه داشته باش و سعی کن در آینده حتما فرارمغزها بشی ولی هیچ‌وقت تو بفرمایید شام شرکت نکن.

با عشق اول ازدواج نکن؛ وقتی گفت چرا به باباش اشاره می‌کنم و می‌گم این می‌شه عاقبتتون. به خواهرم زنگ نمی‌زنم چون ۳۰۰ تومن دستی ازش گرفتم. آخرسر هم با همسر آینده همسرم چهارکلمه حرف می‌زنم که اونم توجیه بشه از اون بالا حواسم بهشون هست و قرار نیس تناردیه بازی دربیاره و بعد هم یه چک می‌خوابونم تو گوشش. البته من نمی‌دونم برای چی می‌زنم ولی اون می‌دونه برا چی چک رو خورده و با خیال راحت روی تختم که همه‌اش مال خودمه دراز می‌کشم و می‌میرم!
Read more
. . .باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه ...
Media Removed
. . .باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد. که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند. دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی. و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی. دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ... .
. .باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند
که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد.
که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند.
دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی.
و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی.
دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون هایت نصفه و نیمه پاک میشوند.
برایش مهم نباشد اگر ریشه یِ موهایت رنگِ طبیعیِ خودشان را گرفته اند.
یا که چشمهایت از گریه هایِ دلتنگی دیشبت پف دار و کوچک شده اند,
و به وقتِ تابستان وقتی صورتت کک و مک هایِ ریز و درشت میزنند و قرمزیِ پوستِ صورتت مثلِ هلویِ پوست کنده ات میکند,
تو را با همه ی خوب و بدَت دوست داشته باشد.
باید مردی کنارت باشد که که وقتی دستهایت را میگیرد امنیتِ بودنش گرمایِ مطبوعی زیر پوستِ صورتت بیاورد,
از چاق شدن نترسی.
از لاغر شدن هم نترسی,
حتی از پیر شدنِ کنارش هم نترسی,
بدانی همیشه حواسش پیِ تو میگردد.
تو را هرچه که هستی,
بی چون و چرا قبولت کند.
و مهربانی ات,
غر زدن هایِ عصبی ات را بفهمد,
که آخرِ هرشب لاک های ناخونهایت را ترمیم کند. و در گوشت آرام بگوید تو زیباترین زنِ رویایِ زندگیِ منی. .
سلام سلام ظهر بخیر کلی شب براتون مراحل دسر گذاشتم همونو هایلات کردم نیازی نیست استوریارو ذخیره کنید من هایلات (ذخیره)کردم بالای پیج هروقت بخایین هست پس دایرکت ندید که پست کن نیازی به پست نیست دوخل هایلایتا هیت هرسوالیه زیرپست بپرسید دونه دونه دایرکت نمیشه جواب داد
رفتنی بیرون دسرهارو جمع کردم به همسرم گفتم ماشینو نمیبرم خودت بیا که تودستم بگیرم دسرو خلاصه اومدجای دوتاشو عوض کرد😏😠که تو بد گذاشتی مقصد که رسیدم دیدم شارلوت دیگه شاربوت نیست گریه ام دراومد باچندتا گل ختمی بیرط پوشندیمش یه تیکه برداشتم خونه عکس بندازم حداقل ببینید سس داخلشو الان رفتم بیارم دیدم باز شوشو نزاشتش یخچال کل موس آب شده 😠😳😩شما بگیدازخجالت کارای امروزش چطور دربیام خیلی خیلی عصبیم 😑 حیف شد شارلوتم مراحل استوری هست هشتک میزنم فقط شارلوت رسپی نداره که بعدا کامنتا میزارم
یعنی متن بالا با عصبانیتم هیچ همخونی نداره☹☻بر کاسه فیلو ورقه های فیلورو ده در ده برش بزنید مابینشون کره یا روغن بزنید در داخل قالب مافین یا کیک یزدی که چرب کردید دو یا چهارلا در ۱۸۰ درجه یک رب بپزید ترد کرسپی مناسب برای مزه و پیش غذا دسر استوری شایدبزارم
#شارلوت_شکلاتی #موس_شکلاتی_شبنم #کرم_کارامل_شبنم #دسر_پارفه_شبنم #کاسه_فیلو_شبنم #کاسه_فیلو_با_پودینگ_وانیلی #پودینگ_شبنم #شارلوت_شبنم #پودینگ_وانیلی_شبنم #پارافه #موس_شکلاتی
Read more
دانشنامه فرزند . رابطه وزن و باروری . وزن خیلی کم یا خیلی زیاد می تواند باروری شما را تحت تاثیر قرار ...
Media Removed
دانشنامه فرزند . رابطه وزن و باروری . وزن خیلی کم یا خیلی زیاد می تواند باروری شما را تحت تاثیر قرار دهد. بدن شما در تعادل بین انرژی دریافتی به شکل غذا و میزان انرژی مصرفی توسط فعالیت ورزشی و نگه داری روز به روز دستگاه ها و بافت های بدن موجودیت پیدا می کند. تاثیر اضافه وزن بر باروری: اگر میزان خوراک ... دانشنامه فرزند
.
رابطه وزن و باروری
.
وزن خیلی کم یا خیلی زیاد می تواند باروری شما را تحت تاثیر قرار دهد. بدن شما در تعادل بین انرژی دریافتی به شکل غذا و میزان انرژی مصرفی توسط فعالیت ورزشی و نگه داری روز به روز دستگاه ها و بافت های بدن موجودیت پیدا می کند.

تاثیر اضافه وزن بر باروری:
اگر میزان خوراک شما بیش از حد مصرف انرژی تان باشد به تدریج مبتلا به اضافه وزن خواهید شد. سلامت سوخت و ساز رابطه نزدیکی با سلامت تولید مثل و توانایی حفظ بارداری در شما دارد. باروری زنان به شدت نسبت به تعادل انرژی و سوخت و ساز در بدن آنان حساس می باشد. هنگامی که انرژی مازاد به صورت چربی اضافی تجمع پیدا کند تعادل باروری به هم می خورد. زنانی که دچار اضافه وزن یا مبتلا به چاقی مفرط باشند دوره های ماهیانه غیر منظم، کاهش قدرت باروری و دیگر مشکلات تولید مثل را تجربه خواهند کرد. اگر دچار اضافه وزن یا چاقی مفرط هستید با کاهش 10 درصد از وزن بدن تان معمولا چرخه های قاعدگی تنظیم شده و شانس باروری شما بهبود پیدا می کند.

تاثیر کمبود وزن بر باروری:
زنانی که انرژی کمی دریافت می کنند با کاهش قدرت باروری مواجه می شوند. حمل یک جنین تا زایمان نیاز به انرژی بسیار زیادی دارد. سیستم تولید مثل تا زمانی که به توانایی شما تا حدی اطمینان حاصل نکند روی یک بارداری سرمایه گذاری نخواهد کرد. وقتی میزان ذخیره چربی در بدن یک زن کم باشد (کمتر از 25 درصد کل شاخص توده بدنی) دوره های عادت ماهیانه در او نامنظم شده و در نتیجه بارداری را با مشکل مواجه می سازد. اگر میزان شاخص توده بدنی کمتر از 17 درصد باشد دوره های عادت ماهیانه به کلی قطع می شود، به این وضعیت آمنوره (قطع کامل قاعدگی) می گویند. اگر دوره های ماهیانه در شما نامنظم است با افزایش اندک وزن تان هم ممکن است به تدریج مقدار بافت چربی در بدن شما افزایش پیدا کرده و هم دوره ماهیانه شکل منظم پیدا کند.
.
#فرزند #دانشنامه_فرزند #اضافه_وزن #کمبود_وزن #وزن #چاقی #لاغری #باروری #ناباروری #بارداری #سلامتی #سلامت #چاق #تغذیه #قاعدگی #تخمکگذاری #تخمک #تخمک_گذاری #لاغری_شکم #لاغر_شدن #دمنوش #دمنوش_گیاهی #دمنوش_لاغری #ورزش #باشگاه_ورزشی #تردمیل
Read more
(دماغمو دوست دارم<span class="emoji emoji1f60c"></span> ) استاد دماغتو نمیخوای عمل کنی!؟ 😐 غالبا جلوی آینه خودم را ورانداز می‌کنم و ...
Media Removed
(دماغمو دوست دارم ) استاد دماغتو نمیخوای عمل کنی!؟ 😐 غالبا جلوی آینه خودم را ورانداز می‌کنم و می‌گویم نسل شماها منقرض شد کا. می‌فهمم که مفهوم زیبایی عوض شده ولی چه بد شد که این مدلی عوض شد....کسی که از الگوی امروزه تبعیت نکند و خودش برای خودش معیاری باشد....می‌بینم که کمتر کسی عکسی از خودی که ... (دماغمو دوست دارم😌 )

استاد دماغتو نمیخوای عمل کنی!؟ 😐
غالبا جلوی آینه خودم را ورانداز می‌کنم و می‌گویم نسل شماها منقرض شد کا. می‌فهمم که مفهوم زیبایی عوض شده ولی چه بد شد که این مدلی عوض شد....کسی که از الگوی امروزه تبعیت نکند و خودش برای خودش معیاری باشد....می‌بینم که کمتر کسی عکسی از خودی که هست دارد....چاق‌ترها عکس بسته‌ای از صورت دارند.... در عکس‌های دسته‌جمعی، اغلب کسانی که چاقند، خود را قایم می‌کنند یا پلان اول عکس نمی ایستند....کسی که کچل است از کچلی خودش در عکسها رنج میبرد و خجالت میکشد...یا کسی که بینی بلندی دارد می‌گوید من با این دماغم عکس نیم رخ هم بگیرم؟ یا کسی که صورت تپلی دارد حتما آن یکی دستش را می‌چپاند زیر گلویش و عین ژوکوند لبخندی تصنعی می‌زند که لپ‌هایش به نظر نیایند.... چه خبر است؟ این تویی یا نه؟
چطور از این صورت طبیعی جذابت خجالت می‌کشی؟ از این فرم‌های به‌غایت زیبا؟ چون مجله‌های احمق دارند در مغزت نقاشی می‌کشند؟
این قیافه یعنی که من سی و هفت سال در این جهان زیسته ام و در باران زمستان و شرجی تابستان و آفتابش راه رفته‌ام ‌و ازغذاهایش خورده ام و عشق کرده‌ام ....کاش یک‌طوری بشود که بشر به خوشحالی طبیعی برگردد....به زیست طبیعی....قیافه های طبیعی....نه این که خیلی عقب برگردد. همین چهل پنجاه سال پیش هم کافی‌ست، جایی که مادران و پدران ما خیلی قشنگ و عمیق بودند... دامن‌ها و پیراهن های قشنگ می‌پوشیدند و کمی شکم و کمی پهلو باعث نمی‌شد غمگین باشند و بروند ته عکس بایستند...زندگی در بستری از صلح با خود جریان داشت....مادران ما روزنامه و کتاب می‌خواندند و از جهان خبر داشتند و خودشان را دوست داشتند....همه چیز تغییر کرد و بعضی چیزها بهتر شدند مثلن زن‌ها حقوق خود را بیشتر شناختند اما آخر زنی که با صورت خودش آشتی نباشد چطور ممکن است بتواند آزادی اش را پس بگیرد؟ و‌ یا‌ مردی که صورت خوبی ندارد آیا سیرت خوبی ندارد ؟ چطور مردی با عمل کردن و بند انداختن ابرو و هایلایت ‌کردن موها میتواند در اجتماع مردها از حقوق مردانگی خود دفاع کند ؟ خودت را همینطور که هستی دوست بدار...منم با همین دماغ خودم را دوست دارم که اگر این دماغ نبود ، امجد حلبی نژاد نبودم.
عکاس : @hosein_ebadi7
Read more
. سلام، بهارت چه طور است؟ بهار من که از سال‌تحویل شروع نشد. یعنی خیلی وقت است که این جوری شده. سال تحویل ...
Media Removed
. سلام، بهارت چه طور است؟ بهار من که از سال‌تحویل شروع نشد. یعنی خیلی وقت است که این جوری شده. سال تحویل برایم تخت شده. ولی هر بار یک جایی پیدا می‌شود که رنگی‌تر از سال‌تحویل است و از همانجا بهار من راه می‌افتد. امسال لاله عباسی‌های خاله که گل دادند آن هم یکهویی، بهار شروع شد. من توی حیاط بودم. داشتم_دقیقا ... .
سلام، بهارت چه طور است؟
بهار من که از سال‌تحویل شروع نشد. یعنی خیلی وقت است که این جوری شده. سال تحویل برایم تخت شده. ولی هر بار یک جایی پیدا می‌شود که رنگی‌تر از سال‌تحویل است و از همانجا بهار من راه می‌افتد. امسال لاله عباسی‌های خاله که گل دادند آن هم یکهویی، بهار شروع شد. من توی حیاط بودم. داشتم_دقیقا یادم نیست_قرآن می خواندم یا یک کتاب دیگر بود. باد ملایمی آمد عصر بود یا غروب بود که بوته بلند لاله‌عباسی گل داد. یک شاخه سه قلو بود. بنفشِ تازه. من صندلی‌ام را برداشتم و رفتم پیش آنها و به خودم عیدمبارکی گفتم. پارسال بوی سنجد بهار را برایم شروع کرد. من فصل را بو می‌کشیدم. تو کجایی؟ من رسیده‌ام به روستای جریان باریک آب و جاجیم پهن کرده‌ام زیر درخت. روزِ اینجا یک جور دیگر است. شکل دارد. حجم دارد. من می‌توانم استکان و فلاسک و نبات و کتاب بردارم و بیایم بیرون و روز را نگاه کنم. برایم یک جور جاندار است. دیدنی، خیلی دیدنی. و شاید تکرار نشدنی. روز، اینجا پرنده را که از پیشش رد می‌شود، می‌پراند. از باران ‌‌پناه می‌گیرد. می‌توانی یک ارتباط ملموس با آن برقرار کنی و بعدها خوابش را ببینی. اگر بپرسی روز اینجا زن است یا مرد؟ می‌گویم مرد است. اینجا دیگر پُر است از گیاه‌های کوچک. من «سر برنجاس» را شناخته‌ام. با چاهوک و خارشه هم توی راه که آمده‌ام اینجا چاق‌سلامتی کرده‌ام. به ظاهر کوچکشان نرو، طبعِ بزرگی دارند. مخصوصا برنجاس. تو می‌توانی اینجا تنها، راهِ خاکی تا درخت را راه بروی و اینقدر چیز باشد که با تو حرف بزند که وقت کم بیاوری. آدم‌ها را بگذار برای وقت دیگر. دیگر برایت بگویم که من اینجا پرنده‌ها را فتح کردم. صبح‌ها کنار خانه «هوبره» دیدم. درّاج دیدم و کاکا دیدم. ازشان خواستم عکس بیاندازم که نمی‌شد. تو بودی می‌گفتی اینها اکوتوریسم‌بازی است و از این حرف‌ها راه می‌انداختی. ولی نه، من به هوبره عاشقم. و این نمی‌تواند اکوتوریسم باشد. چون من دلم برایشان تنگ می‌شود. به اینها بگو معاشرت، نگو گردش...
.
.
.
#اینه_قصه‌م
#برمی‌_گردیم_به_حاشیه
#نامه_ها_پراکنده
Read more
... داری نمی آیی. این را بلاتکلیفیِ من می گوید و موکا ی امروز صبح که قهوه اش اسپرسو نبود، نسپرسو بود. ...
Media Removed
... داری نمی آیی. این را بلاتکلیفیِ من می گوید و موکا ی امروز صبح که قهوه اش اسپرسو نبود، نسپرسو بود. کافه چی گفت "دستگاه اسپرسومون باید بره سرویس" و من لبخند زدم ، از آن لبخندهایی بی دلیل که یعنی مهم نیست. چرا لبخند زدم ؟ چرا نگفتم می شود قلب مرا هم ببرید همراه با دستگاه اسپرسوتان سرویس کنید، چند وقتی ... ...
داری نمی آیی. این را بلاتکلیفیِ من می گوید و موکا ی امروز صبح که قهوه اش اسپرسو نبود، نسپرسو بود. کافه چی گفت "دستگاه اسپرسومون باید بره سرویس" و من لبخند زدم ، از آن لبخندهایی بی دلیل که یعنی مهم نیست. چرا لبخند زدم ؟ چرا نگفتم می شود قلب مرا هم ببرید همراه با دستگاه اسپرسوتان سرویس کنید، چند وقتی ست سخت نفس می کشم.
کافه چی زن بود ، کمی چاق و کتابخوان ، با ظاهری خوش برخورد و از آنجایی که هیچ مشتری ای نداشت خودش پشت یکی از میزها نشسته بود و کتاب "چشمهایش" را می خواند، با ورود من بلند شد و از من دعوت کرد جای خودش بنشینم، گفت خنک ترین جای کافه است و از گرما شکایت کرد، من پشت خنک ترین میز کافه نشستم و فکر کردم حالا که تو داری نمی آیی همان بهتر که گرم باشد هوا، اما در ظاهر با کافه چی موافقت کردم، به کافه چی ربطی نداشت که من از زمستان بی تو می ترسم، می ترسم از اینکه برف سنگینی ببارد و من هی سر بخورم لا به لای خنده هایم و تو نباشی که دستهایم را بگیری ، که حواست باشد به نیفتادنِ من.
به کافه چی ربطی نداشت که من می ترسم از اینکه دیگر کسی سر به هوا خطابم نکند.
به کافه چی ربطی نداشت که من پشت زنانگیِ پنهانم که تنها برای تو آشکار بود حالا هی باید قول های مردانه بدهم تا قوی به نظر برسم.
به کافه چی .... کافه چی موکا ی نسپرسو دارم را با لبخند مشتری پسندش سرو کرد و به رسم ادب یک نوش جان گفت و پشت میز دیگری در کافه نشست از بیکاری که شاید خیلی هم خنک نبود.
تو داری نمی آیی، این بلاتکلیفیِ من نمی تواند بی دلیل باشد و موکا ی امروز صبح که نسپرسو دار بود، اما طعمش هیچ فرقی با موکا ی اسپرسو دار نداشت، کافه چی گفت "کیفیتش بهترِ و گرون تر،اما من همون قیمت براتون حساب می کنم" و من لبخند زدم....
راستی می دانی چند وقت است ناخنهایم رنگ لاک را به خود ندیده اند؟؟؟؟؟!!!!!!
(سین.شین )
#سین_شین #سمیرا_شکوری #سمیراشکوری
#samirashakouri #samirashakoori
Read more
تحقیقات اخیر نشان داده پلی فنولهای موجود در سیب می تواند شما را از چاق شدن در امان نگه داشته و توان تان ...
Media Removed
تحقیقات اخیر نشان داده پلی فنولهای موجود در سیب می تواند شما را از چاق شدن در امان نگه داشته و توان تان را تقویت کند. حتماً شما هم این مثل را شنیده اید که: " اگر یک عدد سیب در روز مصرف کنید نیازی به دکتر پیدا نمی کنید ." ولی آیا این حقیقت دارد؟ و چرا این مثل را در مورد سیب ساخته اند نه پرتقال یا میوه ای دیگر؟ ... تحقیقات اخیر نشان داده پلی فنولهای موجود در سیب می تواند شما را از چاق شدن در امان نگه داشته و توان تان را تقویت کند.
حتماً شما هم این مثل را شنیده اید که: " اگر یک عدد سیب در روز مصرف کنید نیازی به دکتر پیدا نمی کنید ." ولی آیا این حقیقت دارد؟ و چرا این مثل را در مورد سیب ساخته اند نه پرتقال یا میوه ای دیگر؟ یک دلیل آن بر می گردد به پلی فنولهای موجود در سیب. مشابه فواید موادی که در برگ چای یافت می شود، پلی فنولهای موجود در سیب هم کاری بیش از دور نگهداشتن شما از دکتر انجام می دهند. بر اساس تحقیقات دانشگاه سایتاما (ژاپن) ، این مواد می توانند به بدن در کاهش ذخایر چربی کمک کنند. اما موضوع به اینجا ختم نمی شود، پلی فنولها می توانند توان و استقامت شما را هم افزایش دهند: مطالعه ای که در دانشگاه طب ورزش نیپون (توکیو) انجام شد، نشان داد که این مواد می توانند واقعاً به افزایش توان عضله و ممانعت از خستگی عضلات کمک کنند.
جزئیات مطالعات انجام شده :
در دانشگاه سایتاما، محققان به 71 مرد و زن چاق برای 12 هفته، روزانه 600 میلی گرم از پلی فنولهای موجود در سیب یا ماده ای بی اثر دادند. محققان "مجموع کلسترول" این افراد ، کلسترول LDL (کلسترول مضر) ، وزن بدن و چربی شکم آنها را قبل و پس از مطالعه اندازه گیری نمودند. در مطالعه ای دیگر، محققان در توکیو به موشهای نر برای سه هفته پلی فنولهای سیب یا ماده بی اثر دادند. آنها وزن بدن موشها، چربی بدن، قدرت عضلات دوقلوی آنها ، و استقامت عضلانی را قبل و پس از آزمایش اندازه گیری کردند.
نتایج :
هر دو تحقیق نشان دهنده فواید پلی فنولهای موجود در سیب بود. محققان دانشگاه علم ورزش نیپون در نشریه "علم و طب در ورزش و تمرین" گزارش کردند موشهایی که به آنها پلی فنولهای سیب داده شده بود کمی از وزنشان کاسته شده و حدود 30 درصد چربی بدنشان کمتر از موشهایی گزارش شد که به آنها ماده بی اثر داده شده بود. همچنین مشاهده کردند موشهایی که پلی فنول به آنها داده شد قدرت عضلات دوقلویشان صد در صد افزایش یافت ، و خستگی کمتری بدنبال فعالیت در عضلات شان ایجاد شد. محققان دانشگاه سایتاما هم گزارش کردند مصرف پلی فنولهای سیب تنها برای سه هفته کاهش محسوسی در "مجموع کلسترول" افراد ، LDL ، وزن بدن و چربی شکم ایجاد می کند در مقایسه با افرادی که به آنها مواد بی اثر داده شده بود. در مطالعه روی موشها، پلی فنولهای سیب توسط افزایش فعالیت ژنهایی که چربی سوزی را تقویت می کنند و تولید و ذخیره سازی چربی را کاهش می دهند، باعث کاهش چربی بدن شدند.
#oxygenfamily #oxygengroup
Read more
باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ ...
Media Removed
باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد. که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند. دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی. و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی. دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون ... باید یک مَردِ مهربان تر از خودت کنارِ زندگی ات بماند
که رنگِ رژِ لب و لاک هایِ ناخونهایَت با سلیقه یِ او باشد.
که به وقتِ دیدنش دیگر در کیفِ دستی ات آینه ی کوچک و فانتزی ات جا خُشک نکند.
دیگر از برهم خوردنِ ارایشت نترسی.
و دلهره ی پاک شدنِ رژِ لبت را پیش او نداشته باشی.
دیگر برایت مهم نباشد لاکِ ناخون هایت نصفه و نیمه پاک میشوند.
برایش مهم نباشد اگر ریشه یِ موهایت رنگِ طبیعیِ خودشان را گرفته اند.
یا که چشمهایت از گریه هایِ دلتنگی دیشبت پف دار و کوچک شده اند,
و به وقتِ تابستان وقتی صورتت کک و مک هایِ ریز و درشت میزنند و قرمزیِ پوستِ صورتت مثلِ هلویِ پوست کنده ات میکند,
تو را با همه ی خوب و بدَت دوست داشته باشد.
باید مردی کنارت باشد که که وقتی دستهایت را میگیرد امنیتِ بودنش گرمایِ مطبوعی زیر پوستِ صورتت بیاورد,
از چاق شدن نترسی.
از لاغر شدن هم نترسی,
حتی از پیر شدنِ کنارش هم نترسی,
بدانی همیشه حواسش پیِ تو میگردد.
تو را هرچه که هستی,
بی چون و چرا قبولت کند.
و مهربانی ات,
غر زدن هایِ عصبی ات را بفهمد,
که آخرِ هرشب لاک های ناخونهایت را ترمیم کند. و در گوشت آرام بگوید تو زیباترین زنِ رویایِ زندگیِ منی.

#ژست
#عکاسی
#دوربین
#هنری
Read more
<span class="emoji emoji1f4dd"></span> زُل زدن مایه ی #آزار است زُل نزنیم؛ به زن #چاق توی #پراید، به #النگوهای #طلایی ردیف توی دستش. به ...
Media Removed
زُل زدن مایه ی #آزار است زُل نزنیم؛ به زن #چاق توی #پراید، به #النگوهای #طلایی ردیف توی دستش. به #زن و شوهری که توی #خیابان بحث می کنند، به #مرد دست و پا شکسته ی #عصا به دست، به ویلچرنشینش حتی؛ با ماسک و بی #ماسک. به دختری که با علاقه به #گربه های کثیف و لاغر مردنی توی خیابان غذا می دهد، به زنی که روی #نیمکت ... 📝 زُل زدن مایه ی #آزار است زُل نزنیم؛
به زن #چاق توی #پراید، به #النگوهای #طلایی ردیف توی دستش.
به #زن و شوهری که توی #خیابان بحث می کنند، به #مرد دست و پا شکسته ی #عصا به دست، به ویلچرنشینش حتی؛ با ماسک و بی #ماسک.
به دختری که با علاقه به #گربه های کثیف و لاغر مردنی توی خیابان غذا می دهد، به زنی که روی #نیمکت #پارک تنها نشسته و آرام #اشک می ریزد.
به بچه ی مریض، به آدم علیل، به زیپ باز پیرمرد، به دست لرزان و چروکیده ی پیرزن، به دخترک ژنده پوش #فال فروش، به #جوان شیک #روزنامه فروش؛
زل نزنیم به آدم های ِتا مغز ِ استخوان خیسِ بدون چتر؛ به زن و شوهر با اختلاف سنی زیاد، که دست همدیگر را گرفته اند و راه می روند، به #دوست داشتنشان زل نزنیم؛ به درز پاره ی لباس، به صورت سوخته و پوست جمع شده، به زن #زیبا، به مرد #زشت، به زنی که دوربین به دست از زمین و زمان عکس می گیرد، به تنهایی زنی که برای خودش #گُل می خرد؛ به مردی که راه می رود و زیر لب با خودش حرف می زند.
به گدا، به #دیوانه؛ به دیوانه ها هم زل نزنیم، بگذاریم آرام برای خودشان #لبخند بزنند، بخندند.
بگذاریم آنکه دلش گرفته و اشک می ریزد هم با خیال راحت گریه کند، زل نزنیم، زل زدن مایه ی آزار است.
کاش مجلس قانونی وضع می کرد و زُل زدن را جرم اعلام می کرد. کاش سر در هر مدرسه ایی می نوشتند وای بر زُل زنندگان... 👤 #مریم_سمیع_زادگان
💟 هوای حوا @havaye.havva
Read more
ماهیگیر پیری باشم در دورترین بندر دنیا. صبح‌ها قایق کهنه‌ام را به آب بیندازم، صورت چروکیده و آفتاب ...
Media Removed
ماهیگیر پیری باشم در دورترین بندر دنیا. صبح‌ها قایق کهنه‌ام را به آب بیندازم، صورت چروکیده و آفتاب سوخته‌ام را بگذارم چشم در چشم خورشید و بروم تا میانه‌های آبی دریا، نقطه شوم از چشم زنم که در ساحل نشسته و رادیو گوش می‌کند و به جوانی‌هایش فکر می‌کند که چه مچ‌های پایش نازک بود و چه قشنگ بود وقتی می‌رقصید. برسم ... ماهیگیر پیری باشم در دورترین بندر دنیا. صبح‌ها قایق کهنه‌ام را به آب بیندازم، صورت چروکیده و آفتاب سوخته‌ام را بگذارم چشم در چشم خورشید و بروم تا میانه‌های آبی دریا، نقطه شوم از چشم زنم که در ساحل نشسته و رادیو گوش می‌کند و به جوانی‌هایش فکر می‌کند که چه مچ‌های پایش نازک بود و چه قشنگ بود وقتی می‌رقصید.
برسم وسط آبهای آزاد. تورم را بیندازم، دراز بکشم داخل قایق، کلاه کهنه‌ام را روی سرم بگذارم و بی هیچ فکر تلخی بخوابم و چند ساعت بعد بیدار شوم و تور را جمع کنم و برگردم به ساحل که شلوغ شده و ماهی‌ها را به توریستها بفروشم و پولش را ببرم خانه، با زنِ چاقِ مهربان و نوه‌های کچل شلوغم غذا بخورم، تلویزیون نگاه کنم و اول شب با مرد همسایه مست کنیم و با هم درباره زنانی که با آنها خوابیده‌ایم خالی ببندیم و از بازی فوتبال و عرق فروشی‌های شهرهای دور حرف بزنیم و بعد، بخوابم.
ساده باشم، ساده ساده. شبها بتوانم بخوابم. روزها بتوانم به همه چیزهای دنیا فکر کنم بدون بغض کردن.
هرگز تو را ندیده باشم، هرگز تو را از دست نداده باشم ...
#حمیدسلیمی
Read more
. @saerin . #لاشخور نباشیم! . حرفاتون بیشتر از اینکه گلایه به حقی باشه از #اشتباه یه #آخوند منبری، ...
Media Removed
. @saerin . #لاشخور نباشیم! . حرفاتون بیشتر از اینکه گلایه به حقی باشه از #اشتباه یه #آخوند منبری، بوی #کینه و عداوت از #انقلاب و انقلابی و منبر میده! بزرگوار! چرا اینقدر #عقده و کینه از انقلاب؟ . گویا گندی که سروران شما تو این سالیان اخیر تو #سیاست زدن چنان #فشار #روانی بر شما و سایر دوستدارانشون ... .
@saerin
.
#لاشخور نباشیم!
.
حرفاتون بیشتر از اینکه گلایه به حقی باشه از #اشتباه یه #آخوند منبری، بوی #کینه و عداوت از #انقلاب و انقلابی و منبر میده!
بزرگوار!
چرا اینقدر #عقده و کینه از انقلاب؟
.
گویا گندی که سروران شما تو این سالیان اخیر تو #سیاست زدن چنان #فشار #روانی بر شما و سایر دوستدارانشون آورده که سعی دارید به هر نحوی با مطرح کردن اشتباه یه آخوند ساده سالخورده بشوریدش؟
.

لطفا بگید اگه انقلاب و این آدمها نبودن الان امثال شما و #سینمای #ایران کجا بودین؟
.
غیر از این بود که انقلاب امثال شماها رو از ننگ #فیلم_فارسی ساختن نجات داد؟
قبل انقلاب محتوای #فیلم اکثرتون شده بود بغل کردن یه زن چاق لخت توسط یک لات دستمال به دست اهل دود و می!
.
این انقلاب بود که به امثال شما #شخصیت داد و به فیلماتون محتوا...
.
غیر از اینه شمایی که قبل انقلاب پاتونو اونور مرز نذاشته بودین حالا راه به راه مسافر فلان جشنواره های خارجی شدین؟
.
انقلاب واسه هرکی زحمت و #سختی داشته نون خوبی که گذاشته تو سفره شماها!
.
دوست عزیز، اصلا چرا همیشه بقیه باید به صنف معلوم الحال شما پاسخگو باشن؟
.
شد یه بار بیاین درباره علت فراری شدن بعضی دختران بازیگر از ایران توضیح بدین؟
اونا که میگفتن تو ایران پیشنهاد های بیشرمانه داشتن!
لابد این پیشنهاد ها رو هم #قرائتی بهشون میداده!
.
لابد وارد کردن دختران صرفا #خوشگل بدون توانایی به سینما هم کار قرائتی بوده!
.
لابد این قرائتی بوده که با تهیه کننده فیلم #شهرزاد پول معلما رو بالا کشیدن!
.
لابد این قرائتی بوده که به #مرجان_محتشم پیشنهاد بیشرمانه داده و اونو از سینما فراری داده؟
.
اصلا شاید قرائتی مسبب نرخ بالای #طلاق و اوضاع آبدوغ خیاری اخلاقی صنف سینماس!
.
.
یادمون نمیره کفتارهای سینماتون با سلحشور چه کردن!
با نورایی و چرخنده چه کردن!
.
پ.ن؛
بخاطر عقده و کینه، #نان انقلاب را خورده، آروغ اپوزیسیونی در نکنیم بزرگوار!
انقلاب اونقدر بزرگوار هست که نون امثال شما همیشه چرب تر از لقمه قرائتی ها بوده!
.
#معین_ثائر
.
@moieen_saaer
.

https://telegram.me/saerin
.
.
Read more
 #عروسها_در_صور_می‌میرند نگاهم را دزدید؛بی‌آنکه دیگر بتوانم پَسَش بگیرم؛ به یغما بردن البته،خیلی ...
Media Removed
#عروسها_در_صور_می‌میرند نگاهم را دزدید؛بی‌آنکه دیگر بتوانم پَسَش بگیرم؛ به یغما بردن البته،خیلی ادیبانه‌تر است ولی گزافه‌گویی است.شاید،برای چنین تاراجی باید.. زیباتر می‌بود؛زنی که پشت به ما،روبه دریای آبیِ آبیِ مدیترانه،روی صندلی بی‌ارج‌وقیمتی نشست. و کشیده‌تر،در همه چیز؛ابروها،بینی،چشم‌ها ... #عروسها_در_صور_می‌میرند
نگاهم را دزدید؛بی‌آنکه دیگر بتوانم پَسَش بگیرم؛
به یغما بردن البته،خیلی ادیبانه‌تر است ولی گزافه‌گویی است.شاید،برای چنین تاراجی باید..
زیباتر می‌بود؛زنی که پشت به ما،روبه دریای آبیِ آبیِ مدیترانه،روی صندلی بی‌ارج‌وقیمتی نشست.
و کشیده‌تر،در همه چیز؛ابروها،بینی،چشم‌ها و قدوبالا؛همان که می‌گویند رعناتر.دیگر پس از آن پاورقی کتاب فارسی پیش‌دانشگاهی،که نوشته بود رعنا از ارعن می‌آید و معنایش می‌شود احمق،رعنا،چه سریالش که سیدداوود میرباقری ساخته بود-و گلچهره سجادیه با آن صورت گرفته و جدی،مقابل چشمان دخترش رویا تیموریان توی تشت خون‌ بالا‌ آورد-و چه اسم دخترانه‌اش برای‌م آن عطر و بوی سابق را پیدا نکرد ولی، هنوز هم وقتی به زنی بالابلند برمی‌خورم که از برابرم یا در برابرم-وه چه باشکوه است این «در» نصیبت شود؛نه؟-دامن‌کشان عبور می‌کند،از ذهنم می‌گذرد بنویسم «رعناقامتی از اینجا گذر کرد».
نگاهم را دزدید؛بی‌آنکه دیگر بتوانم-صادق باید بود،نه؟ بحث توانستن نبود،نمی‌خواستم-پَسَش بگیرم؛زنی که پشت به ما،روبه آبیِ آرامِ مدیترانه نشست و برای خودش قلیانی سفارش داد؛و تو چه می‌دانی اندوه بی‌پایان دنیا را وقتی زنی تنها در ساحل قلیان می‌کشد.
من،دور از دیدرسش،زیر سایه آلاچیقی نشسته بودم و فارغ از هیاهوی همراهانم،زیر آفتاب کم‌رمق اسفند شهر صور،جایی در جنوب لبنان و نسیم هرازگاهی و خنک ساحل،نگاهش می‌کردم،درست از وقتی که از آن‌دوردورها پیدایش شد؛با دو پسرک پرجنب‌وجوشش که سربه‌سر هم می‌گذاشتند و ریگ و سنگ به دریا پرتاب می‌کردند.
این زن‌های لبنانی با آن مانتوهای بلندشان که پایینش گاه بر زمین سر می‌ساید،گویی همیشه خرامان از تو دور می‌شوند حتی وقتی که دارند به سوی‌ت می‌آیند.
پیش‌خدمت ترکه‌ای و سبزه رستوران ساحلی با آن دندان‌های زردمبو که بعدها فهمیدم معتاد نیست بلکه مصری است-وسط غوغای سفیدی و خوش‌‌بر و رویی لبنانی‌ها،باقی معتاد به نظر نرسند چه باشند خوب است؟-قلیانی برایش چاق کرد اما زن،سبک‌بار نشسته بود به نظاره دریا و انگاری مدیترانه هم بدش نمی‌آمد چونان گربه خپل ملوسی،خودش را برساند تا ساحل و پیش پای زن.
روی میز من و روی میز زن،به رسم اینجا،یک ظرف بلور پر از هویج خام برش‌خورده گذاشته بودند که طعم روغن زیتون و زیره می‌داد.
پایم را انداختم روی پایم و می‌دیدم گویی مالنایی به شهر برگشته باشد،پیش‌خدمت،برابر زن ذغال روی تنباکو را جابه‌جا می‌کرد،می‌گیراندش،تا باب طبع خانوم شود.
و‌«خانوم»شاید تنها کلمه‌‌ای است که با آن می‌شود زنی یکه و تکه،نشسته بر ساحلی چنین را صدا زد..
Read more
<span class="emoji emoji1f340"></span> برای کشتن یک زن نیازی نیست فریاد بزنی، ترکش کنی، رویاهایش را بدزدی یا به او خیانت کنی. برای کشتن یک ...
Media Removed
برای کشتن یک زن نیازی نیست فریاد بزنی، ترکش کنی، رویاهایش را بدزدی یا به او خیانت کنی. برای کشتن یک زن کافی ست وقتی برای تو پیراهن گل گلی اش را می پوشد فراموش کنی بگویی: چه زیبا شده ای. آنگاه تکه ای از زیبایی زن می افتد، و کمی از قلبش می ریزد، و اگر فقط چند بار دیگر به همین راحتی از نگاه تو بیفتد تمام او میشکند. ... 🍀
برای کشتن یک زن نیازی نیست فریاد بزنی، ترکش کنی، رویاهایش را بدزدی یا به او خیانت کنی. برای کشتن یک زن کافی ست وقتی برای تو پیراهن گل گلی اش را می پوشد فراموش کنی بگویی: چه زیبا شده ای. آنگاه تکه ای از زیبایی زن می افتد، و کمی از قلبش می ریزد، و اگر فقط چند بار دیگر به همین راحتی از نگاه تو بیفتد تمام او میشکند.
و یک روز صبح زنی را میبینی که روحش به مقصد جهنم تنهایی خانه ی تو را ترک کرده اما خودش مشغول چیدن میز صبحانه ی توست، و تو محکومی با جسد متحرک یک زن صبحانه بخوری.
آری ستایش کردن همدردت را بیاموز، خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و بینی خونی نیست. خشونت اضطرابیست که در جان زن است. که فکر میکند باید لاغرتر باشد، چاق تر باشد، زیباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگین تر باشد، خانه دارتر باشد، عاقلتر باشد... خشونت آن چیزی ست که زن نیست و فکر میکند باید باشد، خشونت آن نقابی ست که زن به صورتش می زند تا خودش نباشد، تا برای مرد کافی باشد...
Read more
گفتم مار از پونه بدش نمیاد گیتی خانوم. مار فقط زبون پونه رو بلد نیست واسه همین از هم میترسن. نگاهم کرد ...
Media Removed
گفتم مار از پونه بدش نمیاد گیتی خانوم. مار فقط زبون پونه رو بلد نیست واسه همین از هم میترسن. نگاهم کرد از بالای عینکش گفت چی میگی؟ گفتم هیچی. گفت دور ماندن چی میشه؟ چهار حرفی؟ گفتم فراق. گفت چی؟ گفتم فراق ف ر الف قاف. گفت آهان. نوشت تو جدولش. باز نگام کرد گفت چه قاف غلیظی هم گفتی. گفتم قافش غلیظه دوری، گیتی ... گفتم مار از پونه بدش نمیاد گیتی خانوم. مار فقط زبون پونه رو بلد نیست واسه همین از هم میترسن. نگاهم کرد از بالای عینکش گفت چی میگی؟ گفتم هیچی. گفت دور ماندن چی میشه؟ چهار حرفی؟ گفتم فراق. گفت چی؟ گفتم فراق ف ر الف قاف. گفت آهان. نوشت تو جدولش. باز نگام کرد گفت چه قاف غلیظی هم گفتی. گفتم قافش غلیظه دوری، گیتی خانوم جون. گفت از کی دوری حالا؟ گفتم از خودم دیگه. غش غش خندید. گفت تو یه جور خوبی خل و چلی. گفتم من کلا عاشق ماشقتم.
بعد پا شدم با ویلچرش بردمش تو حیاط. برف می اومد. وایسادیم به تماشا. خانوم پتو رو پیچید دور خودش گفت حالا رو نبین بچه، من یه وقتی مدل بودم. گفتم هنوزم مدلی. گفت مادام ژانت خیاط بود تو لاله زار لباسا رو می داد من بپوشم تو مزون راه برم که مشتریا ببینن خوششون بیاد. گفتم خوششون میومد؟ خندید گفت نه بابا زن ها از همدیگه خوششون نمیاد یه عیبی میذارن روی هم. گفتم ای بی تربیت. گفت زهرمار. بعد یه پکی زد به خودکارش که از بعد عمل ریه جای سیگار تو دستش بود، گفت خوششون نمیومد از من، زیادی لاغر بودم. آخرش هم مادام ورشکسته شد من هم دیگه شوهر کردم. بعد چاق شدم، شوهرم هم دوستم نداشت، می گفت چاقی. خندید. گذاشتم خنده هاش بشینه رو برفها که زودتر آب بشن. آخه چی میشه بگی به زنی که وقتی به دوست داشته شدن فکر میکنه غصه دار میشه صدای خندیدنش؟
نیم ساعت بعد همونجور که داروی عصرش داره اثر می کنه و خوابش می بره، جدول حل می کنه. می پرسه پایتخت اتریش چی میشه واو داره؟ میگم وین. میگه نوه من وین درس میخوند. بعد از بالای عینک نگام میکنه میپرسه بهادر زنگ نزد؟ میگم نه، گرفتاره، زنگ میزنه گیتی خانوم. خوابش برد، دعا کردم خواب ببینه بهادر و بقیه نوه هاش اومدن دیدنش، باهار شده، برفها آب شدن، بار دیگر روزگار چون شکر آمده. اقلا تو خواب.
بعد بقیه بدنم رو برمی دارم و از آسایشگاه مجلل خصوصی که بیشتر شبیه سالن انتظار مردن واسه اونایی طراحی شده که فقط پولشون براشون مونده، پیاده میرم تا وسطای شهر. تو راه، گیتی خانوم یه بند تو سرم جدول حل میکنه. پنج حرفی چی میشه؟ از مردن بدتر؟ ب داره.
بی کسی گیتی خانوم. بی کسی.
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span> <span class="emoji emoji2764"></span> <span class="emoji emoji2764"></span> جز جالبترین فیلمهای زنانه این روزهای فضای مجازی تولد سومین فرزند سلطنتی شاهزاده ویلیام و کیت ...
Media Removed
جز جالبترین فیلمهای زنانه این روزهای فضای مجازی تولد سومین فرزند سلطنتی شاهزاده ویلیام و کیت میدلتون؛ ۱-کیت مدیلتون زنی قدرتمند که حتی بعد چند ساعت از زایمان طبیعی اش کفش پاشنه بلند میپوشد و حتی اگر خسته و‌ناتوان هم باشد لبخند میزند. ۲-چاق و بدهیکل نشده است و با استایل همیشگی اش ظاهر میشود. ۳-خبری ... ❤ ❤ ❤
جز جالبترین فیلمهای زنانه این روزهای فضای مجازی تولد سومین فرزند سلطنتی شاهزاده ویلیام و کیت میدلتون؛
۱-کیت مدیلتون زنی قدرتمند که حتی بعد چند ساعت از زایمان طبیعی اش کفش پاشنه بلند میپوشد و حتی اگر خسته و‌ناتوان هم باشد لبخند میزند.
۲-چاق و بدهیکل نشده است و با استایل همیشگی اش ظاهر میشود.
۳-خبری از تزیینات و جشن وآذین بندی از درب بیمارستان نیست.
۴-مطمنا با بهترین دکترها و ماماها دوران بارداری اش را گذرانده ولی باز او یک زن است که فقط چندساعتی از زایمانش گذشته است.
۵- با این اوصاف آیا ما هم زنی قوی هستیم و چقدر تونستیم در شرایط سخت زندگی مون مثل یک ملکه رفتار کنیم یا به پول و قدرت و همسر همراهمون بستگی دارد؟ (با در نظر گرفتن این موضوع که ایشون واقعا یک ملکه با تمام امکانات هستند ولی مطمنا یک زن و مادر و همسر هم قبل اون هستند؟ )
پ.ن: اگر ایران بود میگفتن بچه از سرما کبود شده و لای چند تا پتو میپیچوندن😅🤪
.
بعدا نوشت:دوستان عزیز کسی ایشون با زنهای دیگه یا زنهای ایرانی مقایسه نکرده..اینکه هر زنی در هر شرایطی باز میتونه قوی باشه یا حداقل خودشو قوی نشون بده.صحبت روی جنس زنه که خیلی ها ضعیفه خطابش میکنند
Read more
 #bighanoon #alizarandooz سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد دیدار و مذاکره رهبر کره شمالی و دونالد ترامپ ...
Media Removed
#bighanoon #alizarandooz سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد دیدار و مذاکره رهبر کره شمالی و دونالد ترامپ که 40 سال است به تعویق می‌افتد، سرانجام امسال در برنامه ماه عسل و با حضور احسان علیخانی، انجام می‌شود. احسان علیخانی درباره اینکه برای این دیدار چه برنامه‌ای دارد، به خبرنگار ما گفت: «من مادر و فرزند ... #bighanoon #alizarandooz
سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد دیدار و مذاکره رهبر کره شمالی و دونالد ترامپ که 40 سال است به تعویق می‌افتد، سرانجام امسال در برنامه ماه عسل و با حضور احسان علیخانی، انجام می‌شود. احسان علیخانی درباره اینکه برای این دیدار چه برنامه‌ای دارد، به خبرنگار ما گفت: «من مادر و فرزند و زن و شوهرهای زیادی را به هم رسانده‌ام ولی این اولین بار است که دو تا سیاستمدار را به هم می‌رسانم و کلا در این باره هنوز تردید دارم که خودم هم در لحظه‌ای که این دو نفر در آغوش چاق یکدیگر قرار می‌گیرند، بزنم زیر گریه یا بگردم یکی از همسران یواشکی ترامپ را پیدا کنم و یهویی وارد برنامه‌اش کنم تا تمرکز او را به هم بزنم. البته گزینه حضور ناگهانی آقای ظریف و جان کری در استودیو هم از گزینه‌های روی میز است!». .
دونالد ترامپ اعلام کرد قصد دارد به زودی خود را از دنیای سیاست بازنشسته کند و برود سراغ کاری که از اول در آن استعداد داشت ولی متاسفانه چندان فرصت نکرده به آن بپردازد. پس از آن بود که خبرنگاران شروع کردند به حدس زدن اینکه ترامپ می‌خواهد برود سراغ چه کاری؟ یکی گفت: «ساخت و ساز؟» دیگری گفت: «انداختن توپ گلف در سوراخ؟» و نفر سوم هم گفت: «واردات جنس از چین!» اما ترامپ همه این گمانه‌زنی‌ها را رد کرد و گفت: «دبه! من از بچگی عاشق دبه کردن و دبه درآوردن بودم! الان هم می‌خواهم بروم کارخانه بزرگ دبه‌سازی ترامپ را افتتاح کنم... که البته برای کاندیداهای ریاست‌جمهوری و وزرای امور خارجه آمریکا که می‌روند پای میز مذاکره با بقیه کشورهای جهان، تا 90 درصد تخفیف داریم!» وی شعار صنایع دبه‌سازی ترامپ را این طور بيان کرد: «اونجا یه دبه درآر، بیا اینجا دو تا ببر!». .
یکی از مسئولان دانشگاهی کشور اعلام کرد از 40 سال قبل که گفتیم فرار مغزهای ما از میانگین جهانی هم پایین‌تر است، تا امروز به حدی این فرار مغزها از کشور کم شده که قیمت مغز در کله‌پزی‌ها حتی از پاچه هم ارزان‌تر است و در ساندویچی‌ها هم ساندویچ مغز و زبان حتی از فلافل هم با قیمت کمتری به متقاضیان عرضه می‌شود! همزمان با اعلام این خبر، رییس انجمن مغزهای موندنی اعلام کرد: احترام اینجا، کار اینجا، رفاه و تسهیلات اینجا... مغزهای ما کجا بروند به از اینجا؟ وی در ادامه از دولت درخواست کرد از برگشتن مغزهایی که در سال‌های گذشته از ایران خارج شده‌اند به کشور جلوگیری کند زیرا در حال حاضر ایران با افزایش ضریب جینی مغز روبه‌رو شده!
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
<span class="emoji emoji1f448"></span>قسمت دوم<span class="emoji emoji1f449"></span> مادر خطابش کردم.فکر میکنم در تلوزیون دیده بودم که پیرزن ها را مادر خطاب میکنند اما این ...
Media Removed
قسمت دوم مادر خطابش کردم.فکر میکنم در تلوزیون دیده بودم که پیرزن ها را مادر خطاب میکنند اما این زن واقعا مادر من بود.سر من را از میان پاهایش بیرون کشیده بودند و چسبانده بودندم به پستان هایش.این زن مادرم بود.وارد اتاق که شدم دیدم دارد تلاش میکند با دندان پارچه ای را که با آن دستش را به تخت بسته بودم ... 👈قسمت دوم👉
مادر خطابش کردم.فکر میکنم در تلوزیون دیده بودم که پیرزن ها را مادر خطاب میکنند اما این زن واقعا مادر من بود.سر من را از میان پاهایش بیرون کشیده بودند و چسبانده بودندم به پستان هایش.این زن مادرم بود.وارد اتاق که شدم دیدم دارد تلاش میکند با دندان پارچه ای را که با آن دستش را به تخت بسته بودم باز کند.نور آفتاب از لا به لای پارگی روزنامه هایی که به پنجره های اتاق چسبانده بودم داخل اتاق می افتاد.خواستم بروم سمتش که جیغ کشید و با صدای زمختی گفت : به من دست نزن.
با دندان گره ی پارچه را شل کرده بود.ناگهان بالا آورد.مایع ی زرد رنگ لزجی روی دست هایش و تخت ریخت.شروع کرد به گریه کردن.گفتم : باشد دست نمیزنم.خواستم از اتاق بیرون بروم که دوباره جیغ کشید : پسر.پسر.
اسمم را صدا نمیزد.خیلی وقت بود.فقط میگفت : پسر.پسر.حتی اگر میگفت دختر دختر و یا هوی و یا هرچیز دیگری باز هم سمتش میرفتم و میدانستم جز من کس دیگری نیست که بخواهد صدایش کند.به سمتش بازگشتم و شروع کردم به باز کردن گره ی پارچه.دست هایم چسبناک شده بود.با ناله گفت : صد بار گفتم نگذار این جانور بیاید به اتاق من.می آید و روی من مینشیند و خرناس میکشد.سرم را برگرداندم.گربه ی چاق با حرکات آرام خود را به تخت رساند و خودش را به پاهایم مالید.گربه ی نارنجی رنگ چاق و پیر.پیرزن ادامه داد : کثیف کاری میکند.خودش را میمالد به من و میرود.
نگاهی به دست هایم کردم که مایع زرد رنگ روی سرانگشتانم سر میخورد.پیرزن گفت : این گربه هفتاد سالش است.چرا نمیمیرد؟مگر این ها چند سال عمر میکنند؟چرا نمیمیرند؟
گره شل شده بود.گفتم : مادر شما پنجاه سال بیشتر با آقاجان زندگی نکردی چگونه این گربه هفتاد سالش است؟
پیرزن خواست با دندان گره ها را باز کند.سرش را نزدیک پارچه کرد.بوی تعفن نگرش داشت.باز عوق زد و گفت : هفتاد سالش است.از همان اول که آقاجانت پیدایش کرد و کوچک بود هفتاد سالش بود.نگاه کن مثل هفتاد ساله ها نگاه میکند.
نگاهم به آینه افتاده بود.گربه کف زمین بود و با دندان با لبه ی ملاحفه ور میرفت.انگار که میخواست ملافحه را پاره کند.مادر را دیدم که با خشم به گربه زل زده.مثل هفتاد ساله ها نگاه میکند.گره باز شد.به مادر گفتم : صبر کن.
گربه را از اتاق بیرون بردم.برگشتم به اتاق و در را بستم.پیرزن دور مچ هایش را مالید.از روی تخت بلند شد.نفس عمیقی کشید و هوای تهوع خود را در ریه هایش فرو برد و گفت : خب آن گربه را ولش کن برود.ببرش بیاندازتش سرکوچه و برگرد.
گفتم : بار ها این کار را کرده ام.برمیگردد.تو چه کار داری؟
👈ادامه در پست بعد....
Read more
زخمی که نمی بینیم : #خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزارو گاهی ...
Media Removed
زخمی که نمی بینیم : #خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزارو گاهی یک نگاه است. ترسی است که آرام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته  خشونت بی کلامِ مردیست که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا.؟؟ در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار ... زخمی که نمی بینیم :

#خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزارو گاهی یک نگاه است. ترسی است که آرام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته 
خشونت بی کلامِ مردیست که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود،
غمگین می شود.😢😢 نمی داند چرا.؟؟ در حضور مرد انگار کلافه باشد.
انگار خودش نباشد.
انگار بترسد که خوب نیست
. که کم است که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشدخانه دارتر باشد عاقل تر باشد.
#خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد.
خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد.
مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند.
بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند
 خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها.
می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند.
قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود ... خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم ... خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست😔
#نه_به_خشونت_علیه_زنان
#روز_جهانی
#خشونت
#۲۵_نوامبر
#نارنجی
Read more
. <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> . #خواهرِ_بهشت🦋 #ماهِ_قُم_دَستِ_خيالِ_ما_وَ_دامانِ_شما<span class="emoji emoji1f49c"></span> . دورانِ طَلاييِ ...
Media Removed
. . #خواهرِ_بهشت🦋 #ماهِ_قُم_دَستِ_خيالِ_ما_وَ_دامانِ_شما . دورانِ طَلاييِ دخترانِ ايران،زمانِ قاجار بوده، هَرچقَدر ميخواستَن غَذا ميخوردَن چاق ميشدَن🤢 آرايشگاه هَم نميرَفتَن🧔🏻 سوگلي هَم مَحسوب ميشدَن...😐 والاع . . جالبه بدونين كه : 🤦‍♀️ چاقی دَر میانِ ... .
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
.
#خواهرِ_بهشت🦋
#ماهِ_قُم_دَستِ_خيالِ_ما_وَ_دامانِ_شما💜
.
دورانِ طَلاييِ دخترانِ ايران،زمانِ قاجار بوده،
هَرچقَدر ميخواستَن غَذا ميخوردَن چاق ميشدَن🤢
آرايشگاه هَم نميرَفتَن🧔🏻
سوگلي هَم مَحسوب ميشدَن...😐
والاع😂
.
.
جالبه بدونين كه : 😂🤦‍♀️
چاقی دَر میانِ قاجاریان،نوعی زیبایی بَرایِ زَنان به شمار می رَفت،
دَر میانِ هَمین زَنانِ چاق، عَلاوه بَر شکمِ بزرگ،
داشتنِ غَبغب یکی از مهم ترین زینَت هایِ زَن به شمار می رفته است،
وَ باز نقل می کنند:
اَنیس الدوله (که زیباترین زنِ عَهدِ قاجار با مِعیارِ آن زَمان به شمار می رفته)،
دارایِ غَبغبی بسیار بزرگ وَ به اصطلاح هَفت طَبقه بوده است.😐🙄
.
.
خلاصههههه كه روزِ هَممون مبارَكااا مهربون هايِ مَن...😍💜😘
#الحمدلله_علي_كل_حال🦋
#ما_خيييييلي_خوبيم_خيليييييي🤓😛
.
پسرا هَم كه عااااخي !!!
هميشهِ تاريخ موردِ تَرَحم قَرار گرفتن(دلم ميسوزه بَراشون)😁😋
دَريغ از يك رووووز كه به نامشون ثَبت شه ها😂
.
.
🦋يكشنبه ٢٤ تيرماهِ سالِ ٩٧🦋
.
#ولادت
#دختر
#رقيه
#حضرت_معصومه
Read more
. زن متولد این هفته: زنی آرام، صبور و دست و دل باز که آرامش از سر و صورتش شره می‌کند و می‌ریزد روی زمین ...
Media Removed
. زن متولد این هفته: زنی آرام، صبور و دست و دل باز که آرامش از سر و صورتش شره می‌کند و می‌ریزد روی زمین و دوستانش حاضرند برای این که چند لحظه نگاهش کنند و یک کمی آرامش پیدا کنند حتی بلیت هم بخرند. همیشه چند بیت شعر آماده دارد، از این مدل‌ها که «بگذار زندگی تو را با خودش ببرد» و «امروز شادی باید تو را ببلعد» ... .
زن متولد این هفته:

زنی آرام، صبور و دست و دل باز که آرامش از سر و صورتش شره می‌کند و می‌ریزد روی زمین و دوستانش حاضرند برای این که چند لحظه نگاهش کنند و یک کمی آرامش پیدا کنند حتی بلیت هم بخرند. همیشه چند بیت شعر آماده دارد، از این مدل‌ها که «بگذار زندگی تو را با خودش ببرد» و «امروز شادی باید تو را ببلعد» که وقتی با صدای آرام خودش برای بقیه می‌خواند مثل اسید سولفوریک غم‌ها را می‌شورد و می‌برد.
.
او آخرین بازمانده از نسل در حال انقراض انسان‌های امیدوار است که هنوز هم صبح‌های جمعه از خواب بیدار می‌شود و ورزش می‌کند و فکر می‌کند با لبخند زدن می‌تواند همه مشکلات را حل کند. به آهنگ‌های قدیمی، شینیون عروسکی و سس فرانسوی علاقه دارد و بعضی وقت‌ها که روي فرم نیست الکی به هر کسی كه دور و برش باشد گیر می‌دهد. لپ گلی است و به همه می‌گوید اگر آب هم بخورد چاق می‌شود ولی از کشک و بادمجانی که دیشب با نان بربری زده بر بدن، حرفی نمی‌زند. هر وقت لباس خوبی ندارد و عجله‌ای از خانه بیرون آمده، کل فامیل و دوستان و آشنایان قدیمی را در خیابان می‌بیند ولی هر وقت که می‌خواهد ساعت جدیدش را با تکان دادن زیاد دستش به فک و فامیل نشان دهد، همه حواس‌شان توی گوشی است. اگر دوستش دارید، به خاطر تعداد رقبا کارتان زار است. این جور دخترها را همه دوست دارند.
.
مرد متولد این هفته:

یک مرد فعال و عمیق و کمی از خود راضی که به «عشق در یک نگاه به عکس پروفایل» خیلی اعتقاد دارد و به همین خاطر معمولا عکس‌های پروفایل دیگران را با دقت نگاه کرده و روی نقاط خاصی از آن زوم می‌کند. تکه کلامش «ولش کن بابا» است و کلا در حال ول کردن مسائل است به همین خاطر معمولا به موفقیت‌های عجیب و غریب نمی‌رسد ولی از همان جایگاهی که هست، لذت می‌برد. اگر موفقیت قله یک کوه باشد او جایی در کنار یک رود مشغول کباب درست کردن و آواز خواندن است. هفته‌ای سه نوبت مدل ریش و سبیلش را عوض می‌کند ولی باز هم به آن چیزی که خودش می‌خواهد نمی‌رسد. پس ولش می‌کند.
.
در یک رابطه، معنویات برایش در اولویت اول است. به همین خاطر به هدیه بردن و کادو ولنتاین دادن اعتقادی ندارد و فکر می‌کند زن باید جمله «دوستت دارم» را خودش از چشمان او بخواند و کیفش را ببرد. وقتی خیلی تو فکر باشد با گوشه سبیلش بازی می‌کند ولی وقتی خیلی عصبانی است لاله گوشش را می‌خاراند و زیر لب حرف‌های نامفهومی می‌زند. .
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
. زیر چشم‌هایش گود افتاده. سایه‌بانِ سمت خودش را پایین می‌دهد و از توی آینه‌ کوچکش خودش را نگاه می‌کند. ...
Media Removed
. زیر چشم‌هایش گود افتاده. سایه‌بانِ سمت خودش را پایین می‌دهد و از توی آینه‌ کوچکش خودش را نگاه می‌کند. مدادی سیاه و کوچک از توی کیفش در می‌آورد و می‌کشد گوشه‌ چشمش. دستش می‌لرزد. خطی تیز و کوچک گوشه‌ چشمش می‌کشد و می‌چرخد سوی من. می‌پرسد: «خوبه؟» نگاهش می‌کنم. خطی پهن و طولانی از گوشه‌ چشمش کشیده ... .
زیر چشم‌هایش گود افتاده. سایه‌بانِ سمت خودش را پایین می‌دهد و از توی آینه‌ کوچکش خودش را نگاه می‌کند. مدادی سیاه و کوچک از توی کیفش در می‌آورد و می‌کشد گوشه‌ چشمش. دستش می‌لرزد. خطی تیز و کوچک گوشه‌ چشمش می‌کشد و می‌چرخد سوی من. می‌پرسد: «خوبه؟» نگاهش می‌کنم. خطی پهن و طولانی از گوشه‌ چشمش کشیده و تا نزدیکی‌های شقیقه‌ ادامه‌اش داده. نگاهی به پُفِ زیر چشمش می‌اندازم و می‌گویم: «خوبه!». دوباره نگاهم را از او برمی‌دارم و خیره می‌شوم به روبه‌رو. با دستِ کشیده و استخوانی‌اش دستم را می‌گیرد. سرمای دستش تا تهِ جانم رسوخ می‌کند. می‌گوید: «چقدر دستات سرده!». نگاهم را می‌برم روی دستش، سبزه‌ است با انگشت‌های کوچک و فربه. دستش نمی‌لرزد. نگاهم را دوباره برمی‌دارم و زل می‌زنم به صخره‌ای که روبه‌رویم قد کشیده. برای خودش زیر لب می‌خواند: «وقتی میای صدای پات، از همه جاده‌ها میاد...». صدایش آرام و گوش‌نواز است، آن‌قدر آرام است که حتی نمی‌شنوم آن را. گوش تیز می‌کنم. ناگهان دستش را می‌گذارد زیر چانه‌ام و نگاهم را به زور می‌اندازد روی خودش. می‌پرسد: «کجایی؟» نگاهی به ساعت مچی‌ام می‌اندازم و زیر لب می‌گویم: «وقتشه!». صخره‌ای که روبه‌رویم ایستاده تکان می‌خورد. از دل صخره صدای زوزه می‌شنوم، انگار صدها زن و مرد درون شکم صخره اسیر شده‌اند و یک‌صدا زوزه می‌کشند. چرا زوزه می‌کشند؟ چرا فریاد نمی‌زنند؟ با خودم می‌گویم: «دنیای وحشی آدم رو وحشی می‌کنه!». کسی به شیشه می‌کوبد. نگاهم را از روی صخره برمی‌دارم و می‌چرخم سوی شیشه. با ناخن‌های بلندش روی شیشه ضرب گرفته. صورتش را چسبانده به شیشه و بازدمش روی شیشه بخار می‌نشاند. هر بار که بازدمش را بیرون می‌دهد نقشی شبیه چشم روی شیشه نقش می‌بندد. زیر چشم‌هایش گود افتاده. قطره‌ای اشک روی گودی چشمش می‌چکد و همان‌جا می‌ماند. دوباره دست می‌گذارد روی گونه‌ام و صورتم را می‌چرخاند سوی خودش. می‌گوید: «کجایی؟ اون بیرون که کسی نیست!» نگاهش می‌کنم. پف زیر چشم‌هایش بیشتر شده. دست‌هایش سفیدتر و فربه‌تر شده‌اند. نگاهم را می‌دزدم و پی صخره می‌گردم. صخره شبیه صورت پیرمردی چاق و پر آبله است. چشم می‌دوزم به دهانش. زنی را میان آرواره‌هایش می‌جَوَد و خرده‌های سنگ از کنار دهانش سُر می‌خورند و می‌افتند پای تابلویی که هشدار می‌دهد اینجا خطر ریزش سنگ دارد. زن به من خیره شده و هر بار که دندان‌های سنگی صخره در تنش فرو می‌روند نگاهش بی‌رمق‌تر می‌شود. می‌پرسد: «سردته؟» شالش را برمی‌دارد و می‌پیچدش دور گردنم. بوی یاس و نفتالین می‌پیچد توی دماغم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
 #نه_به_خشونت_علیه_زنان ماه آتی منتظرمان باشید @zan.gah . . خشونت علیه زنان همیشه یک چشم کبود ...
Media Removed
#نه_به_خشونت_علیه_زنان ماه آتی منتظرمان باشید @zan.gah . . خشونت علیه زنان همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت اضطرابی است که در جان زن است  که فکر میکند باید لاغرتر باشد چاق تر باشد ، زیباتر باشد ، خوشحال تر باشد، سنگین تر باشد ، خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد. خشونت ... #نه_به_خشونت_علیه_زنان
ماه آتی منتظرمان باشید
@zan.gah
.
.
خشونت علیه زنان همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست.
خشونت اضطرابی است که در جان زن است 
که فکر میکند باید لاغرتر باشد
چاق تر باشد ،
زیباتر باشد ،
خوشحال تر باشد،
سنگین تر باشد ،
خانه دار تر باشد،
عاقل تر باشد.
خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر می کند باید باشد.

خشونت آن نقابی است که زن به صورتش میزند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد

#تهمینه_میلانی
@tahminehmilani
جهان را #نارنجی کن #نه_به_خشونت_علیه_زنان #orangtheworld
#خشونت_علیه_زنان_را_متوقف_کنید
#خشونت_علیه_زنان_ممنوع
#خشونت_علیه_زنان
#stopviolenceagainstwomen
#stop_violence_against_women
.
Make up & photo by @fatemehmoghari
Read more
<span class="emoji emoji25aa"></span> (چنین گفت مومیایی) <span class="emoji emoji25aa"></span> <span class="emoji emoji25aa"></span> ایرانیا! در این شبِ بی‌دَر چگونه‌ای؟ از ظالمی به ظالمِ دیگر چگو‌نه‌ای؟! ‌ ای ...
Media Removed
(چنین گفت مومیایی) ایرانیا! در این شبِ بی‌دَر چگونه‌ای؟ از ظالمی به ظالمِ دیگر چگو‌نه‌ای؟! ‌ ای خسته از تعفّنِ شاهانِ سلطه‌ور! حالی در این فضای معطر چگو‌نه‌ای! ‌ ای شانه‌ات سبک شده از رنجِ تاج و تخت! امروز زیرِ پایه‌ی منبر چگونه‌ای؟! ‌ از کشتیِ شکسته رها کرده خویش را، بر تخته‌پاره ...
(چنین گفت مومیایی)


ایرانیا! در این شبِ بی‌دَر چگونه‌ای؟
از ظالمی به ظالمِ دیگر چگو‌نه‌ای؟!

ای خسته از تعفّنِ شاهانِ سلطه‌ور!
حالی در این فضای معطر چگو‌نه‌ای!

ای شانه‌ات سبک شده از رنجِ تاج و تخت!
امروز زیرِ پایه‌ی منبر چگونه‌ای؟!

از کشتیِ شکسته رها کرده خویش را،
بر تخته‌پاره مانده شناور چگونه‌ای؟!

ای گاوِ چاقِ خویش به دَر بُرده از مسیل!
با هفت گاوِ گُشنه‌ی لاغر چگونه‌ای؟!

ای از قفس پریده به شوقِ رهاشدن!
در باغ با شکستگیِ پر چگونه‌ای؟!

هان ای زنِ گُریخته از شویِ بدسرشت!
افتاده زیرِ یوغِ دو شوهر چگونه‌ای؟!

از زیرِ خاک رفته برون همچو مارِ گنج،
مغبون نشسته بر زبَرِ زَر چگونه‌ای؟!

ای کُلفَتِ رهاشده از خانِ خانگی!
همسایه را کنون شده نوکر چگونه‌ای؟!

از "باختر" رها شده اندر خیالِ خویش،
افتاده گیرِ قُلدُرِ خاور چگونه‌ای؟!

ای خلقِ خسته از سگکِ کفشِ داریوش!
زیرِ سُمِ جنابِ سکندر چگونه‌ای؟!

ای مرغِ پرکشیده از آن شاخه‌ی فقیر!
پَرکَنده بر زغالِ صنوبر چگونه‌ای؟!

از یک فریب گشته رها، اینزمان بگو:
حیران میانِ مکرِ مُکرّر چگونه‌ای؟!

زین پیش هرچه بود تنی بود و گردنی،
بر نیزه‌ی گداخته، ای سر چگونه‌ای؟!

ای شاکی از زمین و زمان! حُکم حُکمِ توست،
اینک بگو به کسوتِ داور چگونه‌ای؟!

ای از جهان شناخته چاهی و چاله‌ای!
یک عُمر در مدارِ مدوّر چگونه‌ای؟!

برما گذشت نیک و بدِ روزگار و رفت...
تا بینمت که در صفِ محشر چگونه ای!


#حسین_جنتی
#مومیایی
#بازی_چرخ

▪ ‌
Read more