زیر به این آتش

Unique profiles
91
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Kish, Iran, Mecca, Saudi Arabia, Mahalläti
Average media age
570.4 days
to ratio
6.7
اتش سوری مجتمع تجاری تفریحی ستاره جنوب فوری/به گزارش شهود عینی خودکشی یک زن از بالای بام مجتمع تجاری ...
Media Removed
اتش سوری مجتمع تجاری تفریحی ستاره جنوب فوری/به گزارش شهود عینی خودکشی یک زن از بالای بام مجتمع تجاری ستاره جنوب و اتش سوزی وسیع در این مجتمع . گروه های امداد در محل حضور دارند.... پس از گذشت دو ساعت امدادگران قادر به ماهر آتش نشده اند . آتش سوزی اندکی پس از گشودن مجتمع آغاز شده است... آتش از طبقات ... اتش سوری مجتمع تجاری تفریحی ستاره جنوب
فوری/به گزارش شهود عینی خودکشی یک زن از بالای بام مجتمع تجاری ستاره جنوب و اتش سوزی وسیع در این مجتمع . گروه های امداد در محل حضور دارند....
پس از گذشت دو ساعت امدادگران قادر به ماهر آتش نشده اند . آتش سوزی اندکی پس از گشودن مجتمع آغاز شده است...
آتش از طبقات بالا به پایین در حال سرایت است ... ازدحام در مسیر های ورودی محل حادثه
خبرگزاری تسنیم:مجتمع تجاری مسکونی ستار ه جنوب بندرعباس به دلیل اتصال سیم برق دچار حریق شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندرعباس، مجتمع تجاری مسکونی ستاره جنوب بندرعباس واقع در بلوار ساحلی این شهر امروز صبح دچار آتش سوزی شد.

این آتش سوزی که از ساعت 10 صبح امروز پنج شنبه به دلیل اتصال شبکه برق سالن شهربازی طبقه سوم این مجتمع شروع شده تا کنون ادامه دارد.

سازمان آتش نشانی با اعزام 4خودرو اطفاء حریق و انجام اقدامات امدادی در حال خارج کردن ساکنان مجتمع هستند .

به دلیل حجم بالای آتش و جمعیت ساکن در ساختمان امداد گران هلال احمر و فوریت های پزشکی به منطقه اعزام شده اند.

پلیس با مسدود کردن خیابان‌های منتهی به این مجتمع به دنبال کمک به نیرو های امدادی و تسهیل در اطفاء حریق است.

یک جوان حدودا 30ساله از ساکنان مجتمع خود را از طبقه پنجم به پشت بام ساختمان کناری پرت کرد که موجب مصدوم شدن وی شدو هم اکنون به بیمارستان انتقال داده شده است.

عضو امداد و نجات هلال احمر بندرعباس مستقر در موقعیت در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم اظهار داشت:کار امداد رسانی به حادثه دیدگان این حریق در حال انجام است.

وی در ادامه بیان داشت: به دلیل پیشرفت آتش به سمت طبقات مسکونی کار خروج ساکنان به کندی صورت می گیرد اما امدادگران آتش نشانی و هلال احمر با تسلط کامل در حال خدمات رسانی به ساکنان ومصدومان احتمالی هستند.

به گزار ش تسنیم: مجتمع تجاری ستاره جنوب بندرعباس در سال 1381 شروع به ساخت کرد و تحویل آن در سال 1382 آغاز شد و متراژ کل آن 30 هزار متر مربع است .

طبقه همکف این مجتمع به بورس طلا و جواهرات تخصیص داده شده است، طبقات اول و دوم این پاساژ نیز تجاری و در طبقه سوم آن دارای شهربازی ( بیلیارد و بولینگ و ...) و یک سینما مناسب در طبقه آخر است که دارای رستوران سنتی روبه دریا است

پارگینگ این مجتمع در طبقه زیر زمین و از طبقه چهارم به بعد دارای 48 واحد مسکونی است
Read more
. رُقی خانم ، طبق معمول هر صبح پنجشنبه اش، یک دسته سبزی می گرفت . یک زیر سفره ی صورتی چهارخانه مینداخت ...
Media Removed
. رُقی خانم ، طبق معمول هر صبح پنجشنبه اش، یک دسته سبزی می گرفت . یک زیر سفره ی صورتی چهارخانه مینداخت کف حیاط کوچک خانه اش و همسایه هایش را برای سبزی پاک کردن دعوت می کرد . مراسم سبزی پاک کنی رقی خانم ، از جمله مراسم های مهم محل بود و کمتر زنی از همسایه ها پیدا می شد که در آن شرکت نکند . وقت هایی که سبزی کوکو ... .
رُقی خانم ، طبق معمول هر صبح پنجشنبه اش، یک دسته سبزی می گرفت . یک زیر سفره ی صورتی چهارخانه مینداخت کف حیاط کوچک خانه اش و همسایه هایش را برای سبزی پاک کردن دعوت می کرد .
مراسم سبزی پاک کنی رقی خانم ، از جمله مراسم های مهم محل بود و کمتر زنی از همسایه ها پیدا می شد که در آن شرکت نکند . وقت هایی که سبزی کوکو و قرمه تمیز می کردند حسابی شلوغ میشد ، دیگر چه برسد به وقت هایی که رقی خانم نذر آش رشته داشت !! شوهر رقی خانم هم آدم بسازی بود . با اینکه خود رقیه خانم آدم پر جنب و جوشی بود ، شوهرش یک راننده ساکت و آرام بود و به کسی کاری نداشت . شش روز هفته کار می کرد و فقط پنجشنبه ها خانه می ماند؛ احتمالا هر مرد دیگری بود بنای شکایت و اعتراض می گذاشت «که زن ! بگذار یک روز هم در آسایش باشیم!» اما او ، به گوشه ای دور از غوغای زنان محل می خزید و سیگارش را آتش میزد .
این هفته هم خانه ی رقی خانم آشوبی به پا بود . قرار بود پسر بزرگش را راهی خدمت سربازی کند. زنان محل از هفت صبح نخود و لوبیا و عدس پاک می کردند و دیگ ها را توی حیاط جا به جا می کردند . هرچند که نمی توان از حرف های خاله زنکی زنان بیکار محل چشم پوشی کرد ، اما اینکار به افتخار و احترام رقی خانم که حالا سنی از او گذشته بود ، دست از غیبت کردن کشیدند و از خاطرات بچگی پسرش گفتند . مثلا زری خانم می گفت پسرت چهار بار شیشه ی ما را شکسته و شما هم هیچ وقت پولش را ندادید!
اعظم خانم هم می گفت پسرم و پسرت زنگ خانه ی همسایه ها می زدند و در می رفتند .  خلاصه همه ،چیزی می گفتند و می خندیدند . دست آخر ؛ بعد از پخش کردن آش رشته در محل ، نوبت بدرقه ی سعید «پسر رقی خانم » شد .
پدرش با همان طمانینه ی خاص و همیشگی ، پسرش را در آغوش کشید و چیزی زیر گوشش گفت . بعد هم اشاره کرد که «تو ماشین منتظرم » و رفت .
سعید ماند و مادرش !! آنقدر یکدیگر را تنگ در آغوش کشیدند و گریه کردند که حد نداشت . رقی خانم از وسایل توی ساک پسرش می گفت ؛ از جای لباس هایش، از جای خوراکی ها ...
حول و حوش ساعت سه بعد از ظهر بود که سعید و پدرش رفتند .
ما هم به خانه هایمان برگشتیم و رقی خانم ماند تنها ... فردای آن روز خبر رسید که رقی خانم در خانه اش سکته کرده و عمرش را داده به ما . خاطرات پس از آن روز را به درستی به یاد ندارم ؛ یادم هست  آنقدر جا خوردم که تصمیم گرفتم خاطرات خوب آش پختن های رقی خانم را به خاطر بسپارم و شاید باورتان نشود که حالا پس از گذشت بیست سال ، هیچ چیز از مراسم خاکسپاری همسایه قدیمی مان به خاطر ندارم ...
.
#دخترخوب
#دلنوشته_دخترخوب
۹.۶.۹۷
Read more
امشب چه بگویند به کودکان خود این مادران داغ دیده وطن مادر... پدرم چرا نیامده... پدرم چرا نیامده ...
Media Removed
امشب چه بگویند به کودکان خود این مادران داغ دیده وطن مادر... پدرم چرا نیامده... پدرم چرا نیامده وای چه بگویم از دل داغ دار یک پدر یا مادری که چشم دوخته به در تا که در وا کند آن دردانه پسر وای قلب این شعله های داغ از سنگست ای وای خواهرت تسلیت باد روز وداع با آتش و آب ۱/۱۱/۱۳۹۵ #آتش نشان پی ... امشب چه بگویند به کودکان خود
این مادران داغ دیده وطن

مادر...
پدرم چرا نیامده... پدرم چرا نیامده وای چه بگویم از دل داغ دار یک پدر
یا مادری که چشم دوخته به در
تا که در وا کند آن دردانه پسر
وای قلب این شعله های داغ از سنگست

ای وای خواهرت

تسلیت باد روز وداع با آتش و آب

۱/۱۱/۱۳۹۵
#آتش نشان

پی نوشت:لطفا برای این فرشتگان از دست رفته فاتحه ای بخونید و برای عزیزان فداکاری که زیر آوار موندن دعا کنید که بزودی و سلامت از زیر آوار خارج بشن
Read more
. . به بزم گریه همرنگ غروبم به زیر ابر ستار العیوبم . تسلای دلت اشک محبان خدا صبرت دهد آقای خوبم . در ...
Media Removed
. . به بزم گریه همرنگ غروبم به زیر ابر ستار العیوبم . تسلای دلت اشک محبان خدا صبرت دهد آقای خوبم . در این ده شب صدای نو فلک وای نوای ناله ملک و ملک وای . شهیدان سرخوش و ما مانده ایم و دم یا لیتنا کنا معک وای . خوشا آنانکه محرم با تو بودند شهیدانی که همدم با تو بودند . خوشا آنانکه در وقت شهادت لب ... .
.
به بزم گریه همرنگ غروبم
به زیر ابر ستار العیوبم
.
تسلای دلت اشک محبان
خدا صبرت دهد آقای خوبم
.
در این ده شب صدای نو فلک وای
نوای ناله ملک و ملک وای
.
شهیدان سرخوش و ما مانده ایم و
دم یا لیتنا کنا معک وای
.
خوشا آنانکه محرم با تو بودند
شهیدانی که همدم با تو بودند
.
خوشا آنانکه در وقت شهادت
لب تشنه محرم با تو بودند
.
منم زینب که معنای وفایم
منم که فانی راه بقایم
.
منم یک زن ولی در اوج غیرت
امیر فاتح کرب و بلایم
.
به زهرایی شبیه مادرم من
به مولایی بسان حیدرم من
.
حسینم رفت اما دین به جا ماند
به تنهایی امیر لشکرم من
.
کلید گنج اسرار حسینم
چو عباسم علمدار حسینم
.
حسینم گر به مقتل آرمیده
من امشب چشم بیدار حسینم
.
اگرچه زیر بار غم خمیدم
وگر جام بلا را سر کشیدم
.
اگرچه جسم بی سر دیدم اما
به غیر از عشق و زیبایی ندیدم
.
همین امروز دیدم دلبرم رفت
یگانه سایه روی سرم رفت
.
فرات و اشک خیمه موج می زد
لب تشنه حسینم از حرم رفت
.
به مقتل دیده های دخترش بود
که تیغ دشنه روی حنجرش بود
.
تمام لحظه های سر بریدن
سرش بر روی پای مادرش بود
.
زبان گفتنم آتش گرفته
ز کعب نی تنم آتش گرفته
.
حرم می سوخت طفلی داد می زد
که بابا دامنم آتش گرفته
.
غم تو آتشی بر جان ما زد
یکی آتش به جان خیمه ها زد .

یکی انگشت و هم انگشترت برد
یکی راس تو را بر نیزه ها زد
.
تو رفتی و میان خیمه ماندیم
تیمم کرده چادر را تکاندیم
.
نشسته خسته با دستان بسته
همه با هم نماز خویش خواندیم
. #امام_حسین_علیه_السلام #عاشورا #محرم #هیئت #حضرت_زینب #امام_حسین #امام_زمان
Read more
 # نگفتندش چو بیرون می کشاند از زادگاهش سر که آنجا آتش و دود است نگفتندش : زبان شعله می لیسد پر پاک جوانت ...
Media Removed
# نگفتندش چو بیرون می کشاند از زادگاهش سر که آنجا آتش و دود است نگفتندش : زبان شعله می لیسد پر پاک جوانت را همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است نگفتندش : نوازش نیست ، صحرا نیست ، دریا نیست همه رنج است و رنجی غربت آلود است پرید از جان پناهش مرغک معصوم درین مسموم شهر شوم پرید ، اما کجا باید فرود اید ؟ نشست ... #
نگفتندش چو بیرون می کشاند از زادگاهش سر که آنجا آتش و دود است
نگفتندش : زبان شعله می لیسد پر پاک جوانت را
همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است
نگفتندش : نوازش نیست ، صحرا نیست ، دریا نیست
همه رنج است و رنجی غربت آلود است
پرید از جان پناهش مرغک معصوم
درین مسموم شهر شوم
پرید ، اما کجا باید فرود اید ؟
نشست آنجا که برجی بود خورده بآسمان پیوند
در آن مردی ، دو چشمش چون دو کاسه ی زهر
به دست اندرش رودی بود ، و با رودش سرودی چند خوش آمد گفت درد آلود و با گرمی
به چشمش قطره های اشک نیز از درد می گفتند
ولی زود از لبش جوشید با لبخندها ، تزویر
تفو بر آن لب و لبخند
پرید ، اما دگر ایا کجا باید فرود اید ؟
نشست آنجا که مرغی بود غمگین بر درختی لخت سری در زیر بال و جلوه ای شوریده رنگ ، اما
چه داند تنگدل مرغک ؟
عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می پخت پرید آنجا ، نشست اینجا ، ولی هر جا که می گردد
غبار و آتش و دود است
نگفتندش کجا باید فرود اید
همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است
دلش می ترکد از شکوای آن گوهر که دارد چون
صدف با خویش دلش می ترکد از این تنگنای شوم پر تشویش
چه گوید با که گوید ، آه
کز آن پرواز بی حاصل درین ویرانه ی مسموم
چو دوزخ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش
همه پرهای پاکش سوخت
کجا باید فرود اید ، پریشان مرغک معصوم ؟
.
#اخوان_ثالث
Read more
. للحق پست نوشت:. دیروز برنامه #عصر میزبان خانم هیام عطوی بود.کسی که از پانزده سالگی همراه #شهید_چمران ...
Media Removed
. للحق پست نوشت:. دیروز برنامه #عصر میزبان خانم هیام عطوی بود.کسی که از پانزده سالگی همراه #شهید_چمران و جز آن 450 نفر کودک و نوجوانی بود که آقا مصطفی برای حمایتشان پشت پا زد به تمام خوشی و راحتی و آسایشی که در قلب آمریکا داشت. . هیام از عنفوان جوانی و زیر دست کسی تربیت شد که هرگز کسی عظمت روحش را نشناخت ... .
للحق پست نوشت:.
دیروز برنامه #عصر میزبان خانم هیام عطوی بود.کسی که از پانزده سالگی همراه #شهید_چمران و جز آن 450 نفر کودک و نوجوانی بود که آقا مصطفی برای حمایتشان پشت پا زد به تمام خوشی و راحتی و آسایشی که در قلب آمریکا داشت.
.
هیام از عنفوان جوانی و زیر دست کسی تربیت شد که هرگز کسی عظمت روحش را نشناخت و آنچنان هنوز عاشقانه از استادش نام میبرد که گویی هنوز او را حاضر و ناظر میبیند.
.
هیام حرفهایی زد که برای هر قلب آزاده و نه فقط مسلمان ,دردآور بود.از مظلومیت و در عین حال اقتدار #حزب_الله گفت و ناسپاسی ما ایرانی ها. از اینکه ما آنقدر نمک نشناش شده ایم که به او توصیه کرده اند وقتی که در ایران هست عربی حرف نزند.
.
خیلی حرفها زد و وقتی به #یمن رسید و روایت مظلومیت این ملت مقاوم و مستضعف را گفت که تصور می کنند قلب ملت ایران برایشان می تپد , آتش بر دل می زد.
.
خدا راشکر گویی آنجا هم سکوت رسانه ای برقرار است که خبر بی مهریها را به گوششان نرسانده است.
.
خدا را شکر که نمی دانند ملت ایران مغزشان پر شده با هجویات bbc و voa و آمدنیوز و من و تو و سرشان گرم دلقک بازی اعتدالیون و اصلاحات و بهاری هاست.
.
خدا را شکر که هنوز خبر کرختی رگ غیرت ایرانی ها به گوششان نرسیده که خبر عروسی فلان هنرپیشه با بهمان بازیگر برایشان داغتر است از داغ مردم یمن.
.
خدا راشکر که یمن گوشش به بعضی واقعیات هنوز بدهکار نشده, خدارا شکر.
.
و اینجا است که ذهن گریز می زند به حرفهای سید مرتضی :" وجود و بقای انقلاب به دین و دینداری مردم رجوع دارد؛ پس هر چه بتواند انسان را به غفلت بکشاند می تواند اسباب یک مبارزه سیاسی با انقلاب اسلامی واقع شود: از عکس های فوتبالیست های حرفه ای در آدامس های بادکنکی گرفته تا دانستنی های علمی، دیدنی های توریستی... رمان های عشقی و پلیسی و ایدئولوژی های سیاسی، یعنی هر چه بتواند بنیان دینداری را سُست کند، فی نفسه می تواند در خدمت مبارزه با انقلاب اسلامی که بر اصل « عینیتِ دیانت و سیاست » استوار است واقع شود. بنابراین، غرب برای مبارزه با انقلاب لازم نیست که حتماً روی به مقابله سیاسی و نظامی بیاورد؛ همه چیز، مشروط بر آنکه بتواند مردمان را از دین غافل کند، یک سلاح سیاسی است. "
.
و امروز این غفلت محقق شده است.
.
#یمن
#مقاومت
#حزب_الله
#انقلاب
#ما_بدهکاریم
Read more
۰ از هفت سالگی توی آب بودم. در آب قد کشیدم. دوست پیدا کردم. بازی کردم. خندیدم و البته گریه کردم بسیار. ...
Media Removed
۰ از هفت سالگی توی آب بودم. در آب قد کشیدم. دوست پیدا کردم. بازی کردم. خندیدم و البته گریه کردم بسیار. هفت سالگی من یعنی زمانی که اهواز یک استخر روباز برای خانم‌ها داشت، استخر موج. آخر فاز سه کوروش. جایی که بعدش زمین خاکی بود و بعدترش کارون. جایی که یک محله تمام میشد. روزهای شیرین کودکی من در تابستان‌های ... ۰
از هفت سالگی توی آب بودم. در آب قد کشیدم. دوست پیدا کردم. بازی کردم. خندیدم و البته گریه کردم بسیار. هفت سالگی من یعنی زمانی که اهواز یک استخر روباز برای خانم‌ها داشت، استخر موج. آخر فاز سه کوروش. جایی که بعدش زمین خاکی بود و بعدترش کارون. جایی که یک محله تمام میشد. روزهای شیرین کودکی من در تابستان‌های داغ اهواز با آب خنک موج شیرین‌تر می‌شد. آفتاب میزد فرق سرمان و کلاهای پلاستیکی‌مان آتش میشد. همان لحظه که سُر میخوردیم و سرمان میرفت زیر آب به کل لذت‌های دنیایی می‌ارزید. اولین مربی من یعنی کسی که شنا را یادم داد اسمش مریم بود. مریم جون. زنی زیبا، ظریف و بسیار مهربان. بزرگتر که شدم خانم جزایری مدیر استخر موج تیم استخرش را راه اندازی کرد. من هم عضو تیم شدم. مربی تیم خانم حسن زاده بود. زنی با جثه‌ای کوچک، موهایی فر و سرعتی باورنکردنی در شنا. بی اغراق یک طول استخر را از عمیق تا طناب (جداکننده‌ی کم عمق از عمیق) با سه دست کرال میرفت. کششی عجیب در آب داشت. من هرگز مثل او نشدم. اما شناگر خوبی بودم. دومین مربی تیم اِلا بود. زنی درشت اندام، جذاب، مهربان و در عین حال بسیار بد اخلاق که الگوی من در استایل شنایم بود زمانی که اصلاح تکنیک میکردیم و هر کس استایل خودش را پیدا میکرد. الا جون صدایش میکردیم. تمرینات ما هر روز ظهر بود. این بار دیگر استخر سر بازی وجود نداشت و ما در سر پوشیده تمرین میکردیم. همان موج. بالای استخر یعنی درست مشرف به تمام مجموعه یک تریای بزرگ بود با شیشه‌هایی سرتاسری که بعد از چند ساعت شنا پاتوق دلچسب ما بود برای سوخت گیری. تن‌هامان از پنج شش کیلومتر شنا کردن داغ بود و معده‌هامان خالیِ خالی. خیس زیر باد کولر گازی تریا مینشستیم و همبرگرهای فوق العاده خوشمزه‌ی زنی را میخوردیم که تریا را اداره میکرد. اسمش از یادم رفته. خوش تیپ بود و باحال. همیشه هم یک شلوارک جین پایش بود و پاهای گندمی‌اش با موزیک‌های تُرکی که گوش میداد خوب همخوانی داشت. عاشق چلیک بود. مثل من! یک روز دم دمای غروب که تمرین تیم تمام شده بود و داشتیم بازی میکردیم، با دو مثل همیشه میخواستم بپرم توی آب و سرم به آب نرسیده در هوا معلق بزنم که به لبه‌ی استخر نرسیده سُر خوردم و با چانه خوردم زمین و زیر چانه‌م دو سانتی پاره شد... ۰

۰
ادامه دارد... #ahvaz #اهواز
Read more
. <span class="emoji emoji1f534"></span> حکایت رفتار علی لاریجانی، روحانی و آن که در استخر غرق شد! <span class="emoji emoji1f530"></span> حمید رسایی: گاهی یک حکایت به اندازه یک ...
Media Removed
. حکایت رفتار علی لاریجانی، روحانی و آن که در استخر غرق شد! حمید رسایی: گاهی یک حکایت به اندازه یک کتاب به مخاطب پیام منتقل می کند. از جمله این که گفته اند: فردی هنگام راه رفتن، پایش به سکه ای خورد ... تاریک بود، فکر کرد طلاست! طمع کرد، کاغذی را آتش زد تا سکه را ببیند؛ آتش کاغذ که روشنایی موقت برایش ... .
🔴 حکایت رفتار علی لاریجانی، روحانی و آن که در استخر غرق شد! 🔰 حمید رسایی: گاهی یک حکایت به اندازه یک کتاب به مخاطب پیام منتقل می کند. از جمله این که گفته اند:
فردی هنگام راه رفتن،
پایش به سکه ای خورد ... تاریک بود، فکر کرد طلاست!
طمع کرد، کاغذی را آتش زد تا سکه را ببیند؛

آتش کاغذ که روشنایی موقت برایش آورد،
دید زیر پایش فقط سکه ۵۰۰ تومانی است!
نگاهی به کاغذی که به آتش کشیده بود، انداخت.
دید چک پول 50 هزار تومانی را به آتش کشیده!

این حکایت زندگی خیلی هاست. آقایان به طمع گرفتن امتیاز از او و ایجاد گشایش اقتصادی و کسب آرای مردم و رسیدن به قدرت بیشتر، تمام مقدمات را برای تحمیل یک توافقنامه فراهم کردند، هر چه دلسوزان هشدار دادند، فریاد زدند، خون دل خوردند، در راس آنها هر چه رهبر انقلاب فریاد زدند، تذکر دادند، شرط گذاشتند و ... فایده نداشت.
دانش هسته ای را به آتش کشیدند، غرور ملی را خدشه دار کردند، استقلال کشور را پای لاشه ای به نام برجام که از همان ابتدا بوی تعفن اش به مشام می رسید، سوزاندند، برای رسیدن به هیچ! بله هیچ! اعتماد به آمریکا از ابتدا مشخص بود که نتیجه ای جز هیچ ندارد.

حالا هم در حال تکرار اشتباه اول هستند.
اعتماد به اروپا همانقدر غلط است که به آمریکا اعتماد کرد.
.
Read more
 #خروج_از_برجام <span class="emoji emoji267b"></span>️ به همان دلایلی که روحانی وتیم همراهش در دولت ومجلس، دربرابر آمریکا مقاومت نکردند ...
Media Removed
#خروج_از_برجام ️ به همان دلایلی که روحانی وتیم همراهش در دولت ومجلس، دربرابر آمریکا مقاومت نکردند وبرجام تحمیل شد، به همان دلایل دربرابر اروپا هم کوتاه خواهند آمد و بدنبال برجام موشکی خواهند رفت. . ️ حکایت رفتار علی لاریجانی، روحانی و آن که در استخر غرق شد! گاهی یک حکایت به اندازه یک کتاب ... #خروج_از_برجام
♻️ به همان دلایلی که روحانی وتیم همراهش در دولت ومجلس، دربرابر آمریکا مقاومت نکردند وبرجام تحمیل شد، به همان دلایل دربرابر اروپا هم کوتاه خواهند آمد و بدنبال برجام موشکی خواهند رفت.
.
♻️ حکایت رفتار علی لاریجانی، روحانی و آن که در استخر غرق شد!

گاهی یک حکایت به اندازه یک کتاب به مخاطب پیام منتقل می کند. از جمله این که گفته اند:
فردی هنگام راه رفتن،
پایش به سکه ای خورد ... تاریک بود، فکر کرد طلاست!
طمع کرد، کاغذی را آتش زد تا سکه را ببیند؛

آتش کاغذ که روشنایی موقت برایش آورد،
دید زیر پایش فقط سکه ۵۰۰ تومانی است!
نگاهی به کاغذی که به آتش کشیده بود، انداخت.
دید چک پول 50 هزار تومانی را به آتش کشیده!

این حکایت زندگی خیلی هاست. آقایان به طمع گرفتن امتیاز از آمریکا و ایجاد گشایش اقتصادی و کسب آرای مردم و رسیدن به قدرت بیشتر، تمام مقدمات را برای تحمیل یک توافقنامه فراهم کردند، هر چه دلسوزان هشدار دادند، فریاد زدند، خون دل خوردند، در راس آنها هر چه رهبر انقلاب فریاد زدند، تذکر دادند، شرط گذاشتند و ... فایده نداشت.
.
دانش هسته ای را به آتش کشیدند، غرور ملی را خدشه دار کردند، استقلال کشور را پای لاشه ای به نام برجام که از همان ابتدا بوی تعفن اش به مشام می رسید، سوزاندند، برای رسیدن به هیچ! بله هیچ! اعتماد به آمریکا از ابتدا مشخص بود که نتیجه ای جز هیچ ندارد.

حالا هم در حال تکرار اشتباه اول هستند.
اعتماد به اروپا همانقدر غلط است که اعتماد به آمریکا غلط بود...
Read more
 #خروج_از_برجام <span class="emoji emoji267b"></span>️ به همان دلایلی که روحانی وتیم همراهش در دولت ومجلس، دربرابر آمریکا مقاومت نکردند ...
Media Removed
#خروج_از_برجام ️ به همان دلایلی که روحانی وتیم همراهش در دولت ومجلس، دربرابر آمریکا مقاومت نکردند وبرجام تحمیل شد، به همان دلایل دربرابر اروپا هم کوتاه خواهند آمد و بدنبال برجام موشکی خواهند رفت. ️ حکایت رفتار علی لاریجانی، روحانی و آن که در استخر غرق شد! گاهی یک حکایت به اندازه یک کتاب به ... #خروج_از_برجام
♻️ به همان دلایلی که روحانی وتیم همراهش در دولت ومجلس، دربرابر آمریکا مقاومت نکردند وبرجام تحمیل شد، به همان دلایل دربرابر اروپا هم کوتاه خواهند آمد و بدنبال برجام موشکی خواهند رفت. ♻️ حکایت رفتار علی لاریجانی، روحانی و آن که در استخر غرق شد!

گاهی یک حکایت به اندازه یک کتاب به مخاطب پیام منتقل می کند. از جمله این که گفته اند:
فردی هنگام راه رفتن،
پایش به سکه ای خورد ... تاریک بود، فکر کرد طلاست!
طمع کرد، کاغذی را آتش زد تا سکه را ببیند؛

آتش کاغذ که روشنایی موقت برایش آورد،
دید زیر پایش فقط سکه ۵۰۰ تومانی است!
نگاهی به کاغذی که به آتش کشیده بود، انداخت.
دید چک پول 50 هزار تومانی را به آتش کشیده!

این حکایت زندگی خیلی هاست. آقایان به طمع گرفتن امتیاز از آمریکا و ایجاد گشایش اقتصادی و کسب آرای مردم و رسیدن به قدرت بیشتر، تمام مقدمات را برای تحمیل یک توافقنامه فراهم کردند، هر چه دلسوزان هشدار دادند، فریاد زدند، خون دل خوردند، در راس آنها هر چه رهبر انقلاب فریاد زدند، تذکر دادند، شرط گذاشتند و ... فایده نداشت.
دانش هسته ای را به آتش کشیدند، غرور ملی را خدشه دار کردند، استقلال کشور را پای لاشه ای به نام برجام که از همان ابتدا بوی تعفن اش به مشام می رسید، سوزاندند، برای رسیدن به هیچ! بله هیچ! اعتماد به آمریکا از ابتدا مشخص بود که نتیجه ای جز هیچ ندارد.

حالا هم در حال تکرار اشتباه اول هستند.
اعتماد به اروپا همانقدر غلط است که اعتماد به آمریکا غلط بود...
Read more
شهر دوباره آرام شده و انگار نه انگار همین یک هفته پیش بخشی از پایتخت به « #منطقه_جنگی» تبدیل شده بود. ...
Media Removed
شهر دوباره آرام شده و انگار نه انگار همین یک هفته پیش بخشی از پایتخت به « #منطقه_جنگی» تبدیل شده بود. شاید فراموش کرده باشند، شاید خیلی ها هم ندانند اما یکی از شهدای #پاسداران،چند ساعت قبل از آنکه پیکر نیمه جانش با ماشین زیر گرفته شود کاری کرده بود که اگر در هر جای دیگر دنیا چنین کاری انجام می داد امروز ... شهر دوباره آرام شده و انگار نه انگار همین یک هفته پیش بخشی از پایتخت به « #منطقه_جنگی» تبدیل شده بود. شاید فراموش کرده باشند، شاید خیلی ها هم ندانند اما یکی از شهدای #پاسداران،چند ساعت قبل از آنکه پیکر نیمه جانش با ماشین زیر گرفته شود کاری کرده بود که اگر در هر جای دیگر دنیا چنین کاری انجام می داد امروز در تمام رسانه  ها به عنوان یک « #قهرمان» توصیف می شد.
.
خودتان را جای او بگذارید و تصور کنید در بین باران سنگ و چماق و شیشه، وقتی می بینید #اراذل و #اوباش کپسول گاز را وسط آتش می اندازند تا منفجر کنند، آیا جرات می کنید وسط آتش بروید و کپسول گاز را قبل از انفجار بیرون بیاورید؟.
هیچ کس نمیداند اگر او چنین کاری نمی کرد، چه فاجعه بزرگ تری رقم می خورد، چند انفجار دیگر شمال تهران را می لرزاند و چه وحشتی ساکنان آن خیابان ها را فرا می گرفت اما او این کار را انجام داد و بعد هم از سر تا سینه اش با گلوله های «اسلحه شکاری» سوراخ سوراخ شد، پشت سرش را شکافتند، چشم چپش را تخلیه کردند و در حالی که هنوز زنده بود با ماشین از او رد شدند.. جالب است که حالا خیلی ها مدعی هم شده اند و می گویند اصلا برای چه به آنجا رفته بود؟ مملکت مگر #پلیس و #نیرو_انتظامی ندارد که لباس شخصی ها وارد این درگیری ها می شوند؟.
آقایان! خانم ها! ببخشید، عذرخواهی می کنم! اتفاقا مملکت نیروی انتظامی هم دارد اما مگر نمی دانید دست نیروی انتظامی برای برخورد با دراویش بسته است؟ مگر نمی دانید دراویش عزیز با بخشنامه قطب شان، به جناب #دکترروحانی رای داده اند و به همین خاطر آقایان نگران برخورد با #دراویش بوده و هستند؟

اصلا مگر نمی دانید به فرموده وزیر کشور، «دراویش معتدل و منطقی» هستند و  آن شب کارهایی که انجام شد ربطی به دراویش نداشت؟ اصلا من هم نمی دانم چرا #لباس_شخصی_ها برای تامین جان مردم از کسی اجازه نمی گیرند و یکدفعه وسط معرکه پیدایشان می شود؟!؟
.
بگذریم، این چند خط را هم برای یادبود « #محمد_حسین» ننوشتم، او اصلا نیازی به یاد شدن توسط ما و امثال ما ندارد و اگر قرار به یاد شدن باشد این ما هستیم که باید از او بخواهیم از ما هم یادی کند.
ملت ها زمانی شکست می خورند که قهرمانان واقعی شان را نمی شناسند، یا اگر بشناسند در انبوه پمپاژ #اخبار_زرد، فراموش می کنند.اصلا به ما چه ربطی دارد که یک بسیجی « #آتش_به_اختیار» وارد مقابله با اراذل و اوباش میشود و جان چند نفر را نجات میدهد و خودش به فجیع ترین وضع ممکن به #شهادت می رسد؟ اخبار مهمتری وجود دارد که نباید از آنها عقب بیفتیم. دقت کردید چقدر اخبار مهم و سرنوشت سازی وجود دارد
Read more
من رویایی دارم! از این‌که امروز در تظاهراتی کنار شما هستم که روزی در تاریخ ملت ما به عنوان بزرگ‌ترین ...
Media Removed
من رویایی دارم! از این‌که امروز در تظاهراتی کنار شما هستم که روزی در تاریخ ملت ما به عنوان بزرگ‌ترین رخداد در راستای آزادی به ثبت خواهد رسید، خوشحالم. یکصد سال پیش، یک شهروند بزرگ آمریکایی که ما امروز زیر سایه‌ی نمادین او ایستاده‌ایم، اعلامیه‌ی آزادی بردگان را امضا کرد. این فرمان پربار، همچون ... من رویایی دارم!

از این‌که امروز در تظاهراتی کنار شما هستم که روزی در تاریخ ملت ما به عنوان بزرگ‌ترین رخداد در راستای آزادی به ثبت خواهد رسید، خوشحالم.

یکصد سال پیش، یک شهروند بزرگ آمریکایی که ما امروز زیر سایه‌ی نمادین او ایستاده‌ایم، اعلامیه‌ی آزادی بردگان را امضا کرد. این فرمان پربار، همچون فانوس دریایی، امیدی در دل میلیون‌ها برده‌ی سیاهپوست افکند که در آتش بی‌امان بیداد می‌سوختند. سپیده‌ی مسرت‌بخشی بود که پایان شب بلند بردگی‌شان را نوید می‌داد.

امروز، یکصد سال از آن روز می‌گذرد، اما هنوز سیاهپوستان آزاد نیستند. پس از یکصد سال، با تاسف باید اذعان کنیم که زندگی سیاهپوستان هنوز هم اسیر بند و زنجیرهای تبعیض و جدایی نژادی است. پس از یکصد سال، در پهنه‌ی بیکران دریای رفاه مادی آمریکا، هنوز سیاهپوستان در جزیره‌ی دورافتاده‌ی فقر به سر می‌برند. پس از یکصد سال، سیاهپوستان در گوشه و کنار جامعه‌ی آمریکا، زار و نزار، خود را تبعیدیانی در کشورشان می‌یابند
می‌دانم که برخی از شما به دلیل مصیبت‌ها و رنج‌های سختی که تحمل کرده‌اید به اینجا آمده‌اید. برخی از شما از سلول‌های تنگ زندان به اینجا آمده‌اید. برخی از شما از جاهایی آمده‌اید که در راه آزادی‌طلبی خود، ناگزیر با توفان‌های آزار و خشونت پلیس روبرو شده‌اید. شما کهنه سربازان رنج‌ها و محنت‌های خلاقانه هستید. با ایمان به کار خود ادامه دهید که رنج و عذاب ناخواسته موجب رستگاری است.

نگذاریم در دره‌ی ناامیدی غوطه‌ور شویم. خطاب من امروز با شماست، دوستان من، اگرچه با دشواری‌های امروز و فردا رودررو هستیم، اما من هنوز هم رویایی دارم. این رویا، رویایی است که ریشه‌های ژرفی در «رویای آمریکا» دارد.

رویای من اینست که روزی این کشور به‌پا می‌خیزد و به معنای واقعی اعتقادات خود جان می‌بخشد: «ما این حقیقت را که همه انسان‌ها برابر خلق شده‌اند آشکار و بدیهی می‌دانیم.» رویای من اینست که روزی فرزندان برده‌های پیشین و فرزندان برده‌داران پیشین بر فراز تپه‌های سرخ جورجیا کنار هم سر میز برادری خواهند نشست.

رویای من اینست که سرانجام روزی ایالتی مانند می‌سی سی پی، ایالتی که در آتش بیدادگری می‌سوزد، در آتش تعدی می‌سوزد، به واحه‌ی آزادی و عدالت بدل خواهد شد.

رویای من اینست که چهار فرزند کوچکم روزی در کشوری زندگی خواهند کرد که آنها را نه به سبب رنگ پوست، که با درونمایه‌ی شخصیتشان داوری خواهند کرد.

من امروز رویایی دارم!

رویای من اینست که روزی در آلاباما، با آن نژادپرستان وحشی‌اش، با فرماندارش که از گاله‌ی دهانش، عدم پذیرش مداخله در قوانین فرومی‌چکد،
Read more
کیک شکلاتی با رویه پنیری مثل گندم باش،زیرخاک میبرندش باز می روید، زیر سنگ میبرندش،آرد میشود،آتش ...
Media Removed
کیک شکلاتی با رویه پنیری مثل گندم باش،زیرخاک میبرندش باز می روید، زیر سنگ میبرندش،آرد میشود،آتش میزنندش نان میشود،به دندان میجوندش،جان میشود،نیرو میبخشد..... سلام و وقت بخیر دوستان با دستور تهیه کیکی که تو استوری قولشو داده بودم اومدم خدمتتون. از پیج ترکیه ای ترجمه اش کردم و اولین بار ... کیک شکلاتی با رویه پنیری
مثل گندم باش،زیرخاک میبرندش باز می روید،
زیر سنگ میبرندش،آرد میشود،آتش میزنندش نان میشود،به دندان میجوندش،جان میشود،نیرو میبخشد.....
سلام و وقت بخیر دوستان
با دستور تهیه کیکی که تو استوری قولشو داده بودم اومدم خدمتتون. از پیج ترکیه ای ترجمه اش کردم و اولین بار بود که درستش کردم.
ترجمه شده از پیج ترکیه ای:
@pacikanin_mutfagi
اول اینو بگم که قالب من 30در 30 بود و ارتفاع کیک زیاد بود،قالب کیک 30 در 40 مناسبتره.
اول #طرز_تهیه رویه #پنیری
یه دونه تخم مرغ، 3تا 5 قاشق پودرشکر،یه قاشق پودر نشاسته،و 200گرم پنیر ماسکارپونه یا لبنه،کمی هم وانیل
همه مواد رو تو یه کاسه میریزیم و کاملا مخلوط میکنیم،یا یه دور با همزن مخلوط میکنیم،این مواد رو تو قیف میریزیم وکنار میذاریم.
#مواد_لازم #کیک
یه لیوان شیر ولرم
یه لیوان پودرشکر
یه لیوان سرخالی روغن مایع
سه لیوان آرد یه قاشق مربا خوری بیکینگ پودر
وانیل نصف قاشق چایخوری
پودر کاکائو سه قاشق غذا خوری
تخم مرغ چهارتا
تخم مرغ و پودرشکر رو باهم حسابی مخلوط میکنیم که حجمش دوبرابر بشه و رنگش کاملا روشن بشه وانیلم بهش اضافه میکنیم،شیر ولرم و روغن رو میریزیم و کمی مخلوط میکنیم،آردو بیکینگ پودر و پودرکاکائو رو با هم مخلوط و روی مواد الک میکنیم و با هم مخلوط میکنیم که گلوله نداشته باشه،کف قالب رو کاغذ پهن میکنیم و مواد رو داخل قالب میریزیم،مواد رویه رو به شکل حصیری یا دایره روی مواد کیک میریزیم، فر رو اول با درجه 175 گرم میکنیم و قالب رو به مدت 25 دقیقه تو فرمیذاریم،بعداز این مدت حرارت رو به 160 میرسونیم و یک ربع دیگه بهش زمان میدیم.
(این درجه ها رو تو پیج ترکیه ای نوشته بود،ولی من با درجه 180 نیم ساعت پختم،بهتره که با خلال دندون بعداز 25دقیقه چک بشه که کیک بیش از حد پخته نشه.
پ،ن: اگه مثل من خیلی کیک شکلاتی دوست نداريد میتونید کیک رو ساده درست کنید و مواد رویه رو شکلاتی کنید.
ترجمه شده از پیج ترکیه ای:
@pacikanin_mutfagi

#ashpazi_khanegi #ashpazi_ba_ham_
#ashpazi_shoma #ashpazi_ba_ham #ashpazi_ba_herfeeiha #ashpazi_page #ashpazi_ba_asatid #ashpazi_ba_bartarin_kadbanuha #ashpazi #matbakhe_khatoon #lezzat_ashpazi #shirini_ba_asatid #shirinipazi #shirini #persian_pastry #persian_chefs
Read more
. -به من بگو ببینم او را چگونه #دوست داری؟ -نلی، این چه سوال احمقانه ‌‌ایست؟ همانطوری که دیگران همدیگر ...
Media Removed
. -به من بگو ببینم او را چگونه #دوست داری؟ -نلی، این چه سوال احمقانه ‌‌ایست؟ همانطوری که دیگران همدیگر را دوست دارند. -نه، این #جواب قانع کننده‌ای نبود. جواب حسابی بده. -من زمین زیر پاهای او و هوایی را که استنشاق می‌کند دوست می‌دارم. هر چیز را که دست می‌زند و هر سخنی را که بر زبان می‌آورد دوست می‌دارم. ... .
-به من بگو ببینم او را چگونه #دوست داری؟
-نلی، این چه سوال احمقانه ‌‌ایست؟ همانطوری که دیگران همدیگر را دوست دارند.
-نه، این #جواب قانع کننده‌ای نبود. جواب حسابی بده.
-من زمین زیر پاهای او و هوایی را که استنشاق می‌کند دوست می‌دارم. هر چیز را که دست می‌زند و هر سخنی را که بر زبان می‌آورد دوست می‌دارم. نگاه‌هایش را، تمام حرکاتش را و خودش را هر طور که هست و همانطور که هست تمام و کمال دوست می‌دارم. حالا این دلیل کافی است یا نه.

#بلندی_های_بادگیر ، #امیلی_برونته
#عشق #دوست_داشتن #پارك_آب_و_آتش #آغوش
Read more
فرهاد صفرى مدرس تنبك و تمام سازهاى كوبه اى آموزشگاه موسيقى آواى هيوا (صادقيه) فرهاد صفری - 1361 - تهران • فراگیری ساز تنبک از 10 سالگی نزد اژدر سلطان آبادی و عليرضا مشعوفی آغاز کرد. • سال ۱۳۸۰ گروه «ريتم نوين» را تشکيل داد و به اجراي کنسرت‎های مختلف پرداخت . اين گروه بر مبنای ريتم‎ها و پارتيتورهايی ... 🎼🎼🎼
فرهاد صفرى مدرس تنبك و تمام
سازهاى كوبه اى آموزشگاه موسيقى آواى هيوا (صادقيه)
فرهاد صفری - 1361 - تهران
• فراگیری ساز تنبک از 10 سالگی نزد اژدر سلطان آبادی و عليرضا مشعوفی آغاز کرد. • سال ۱۳۸۰ گروه «ريتم نوين» را تشکيل داد و به اجراي کنسرت‎های مختلف پرداخت . اين گروه بر مبنای ريتم‎ها و پارتيتورهايی که او برای سازهای کوبه‎ای می‎نوشت فعاليت می‎کرد.
• از سال 1381 شروع به طراحی و ساخت ساز های کوبه ای نمود که منجر به ساخت "کوبانه " گردید.
• در ادامه تحقيقات خود در این زمینه با تجربيات به‎دست‎آمده توانست سازهای ديگری با نام‎های «زروان»، «کارنگ»، «باژ»، «باژنگ»، «باديه»، «زجل» ،«دفك» و «سیلک» و «گاسان» را دراندازه‎های گوناگون ابداع و به ثبت رساند.
• 1387ضبط آلبوم تکنوازی تمبک با نام «بر مدار زمان» و انتشار آن در سال 1395
• همکاری با گروه‎های مختلفی از جمله «گروه مولوی » و «گروه فردوسی» (به همراه استاد شهرام ناظری)، استاد محمدرضا درویشی ، «گروه اينک»، «گروه قمر» و «گروه ناگفته» و ... • علاوه بر اجراهای داخل ایران می توان به کنسرت ها و فستیوال های برون مرزی زیر اشاره کرد؛
انگلستان، لندن (2016)
سوئد، استکهلم (2016)
سوئد ، یوتبوری، مالمو،استکلهم (2015(
برلین، آلمان (2015)
سنگاپور (2013(
کلمبیا ، مدلین فستیوال جهان صدا (2013(
روسیه ، مسکو (2013(
روسیه ، مسکو (2012(
سوییس ، لوگانو (2012(
سوییس ، لوکارنو ، فستیوال موسیقی فولک (2012(
ترکیه ، قونیه (2011(
امارات،دوبی (2011(
فرانسه ، پاریس کاخ اکتشافات (2006(
فرانسه ، پاریس سازمان یونسکو (2006(
از دیگر فعالیتهای وی می بایست به همکاری در بخش کوبه ای موسیقی مجموعه های تلویزیونی همچون پایتخت و شاهگوش و ... و نیز آلبوم های ذیل اشاره نمود:
• در آتش آوازها(1396)
• شب زیبا (1396)
• برمدار زمان (1395)
• آلبوم 10 تصنیف (1395)
• آلبوم از جان و از دل (1395)
• آلبوم درفش کاویانی (1394)
• آلبوم درنگ (1394)
• در سایه سار مهتاب (1393)
• آلبوم وطن (1393)
• آلبوم آتش 3 (1393)
• آلبوم فریاد دل (1393)
• آلبوم لامی (1393)
و آلبوم های دیگر که میتونید برای اطلاع از اونها به سایت ما مراجعه کنید.
@hivamusic.ac @aramparsa
#تنبک #سازهای_کوبه_ایی #آموزشگاه_موسیقی_هیوا #فرهاد_صفری #آموزش_موسیقی #آموزش_انواع_سازها
Read more
چطور کتابخون شدم ؟ آیا افسانه های «داعجمی» کنار آتش زمستانی بودند یا «متل»های داشازده به زیر آسمان ...
Media Removed
چطور کتابخون شدم ؟ آیا افسانه های «داعجمی» کنار آتش زمستانی بودند یا «متل»های داشازده به زیر آسمان سیاه و‌پرستاره زاگرس که که مفتون قصه هایم کردند ؟ یا بعدتر آن سال که سوم دبستان بودم، پدر و‌مادر به ایل بودند که معلم و مدرسه ای نداشت و ما را به شهر فرستادند که درس بخوانیم در خانه اقوام. آن‌سال اما موشک ... چطور کتابخون شدم ؟ آیا افسانه های «داعجمی» کنار آتش زمستانی بودند یا «متل»های داشازده به زیر آسمان سیاه و‌پرستاره زاگرس که که مفتون قصه هایم کردند ؟ یا بعدتر آن سال که سوم دبستان بودم، پدر و‌مادر به ایل بودند که معلم و مدرسه ای نداشت و ما را به شهر فرستادند که درس بخوانیم در خانه اقوام. آن‌سال اما موشک باران صدام ما را هم جنگزده کرد و‌رفتیم به دشتگل به خانه پدربزرگ آحیدرقلی که درس بخوانیم. معلم ها مسابقه ای گذاشتند و کتاب زیبای «جزیره اسرار آمیز» جایزه من شد که نفر اول شده بودم با قطعی بزرگ و‌پر از نقاشی. توی راه شروع کردم به خواندن کتاب و بچه ها به شوق دیدن آنهمه نقاشی قشنگ مگر می‌گذاشتند! .تا رسیدیم خانه هم پسین دایی لهراسب کتابم را گرفت که نگاه کند و فردایش با ترکیبی از چرب زبانی و تهدید گولم زد و کتابم را برد اما همان یک روز ، همان نیم روز ! کافی بود تا مزه این جزیره ی همیشه اسرارآمیز در ذهنم باقی بماند و شوق کشف و دیدن چیزها و مفاهیم و منظرهای تازه مدامت به سفر، به جستجو در دنیای کلمات بکشاند ...با اینهمه باید چهل سالت شود تا معنی بعضی چیزها را بفهمی و «نفهمیدن »هایت را هم متوجه شوی .حالا نرم نرمک معنی «من یار مهربانم » را می فهمم و اصلا معنی خود «مهربانی» را و حتی پیش از آن کم کمک معنی «یار»را... روز جاهنی کتاب مبارک باشد بر عاشقان کتاب و ازین عشق محرومانش هم 😊.............................................. پ.ن؛ عکس های اول تا سوم سه بخش متفاوت کتابخانه ام هست در پذیرایی و هال و اتاق خوابم و عکس چهارم شبی کنار آتش به یاد کودکی هاست . طبقه های کتابخانه اتاق خواب به وسایل کوهنوردی هم آراسته هستند😉 که همسرجان بخاطر کمبودفضا و شاید کمی لجاجت در کتابخانه جاشان داده است.
Read more
....پاره حرف در جوخه‌های اعدام  پس از شنیدن فرمان "آتش!" سربازی زود تر از همه شلیک می کند  سربازی دیرتر  و دیگر سربازها، در میان این دو قسم به مکث!  به اختلاف زمانی میان دو شلیک  ما همه سربازیم  آن که زودتر ماشه می چکاند  جلاد آن که دیرتر شلیک می کند  عاشق  و مابقی ماموریم  گاهی اما یکی  اسلحه‌اش ... ....پاره حرف

در جوخه‌های اعدام  پس از شنیدن فرمان "آتش!" سربازی زود تر از همه شلیک می کند  سربازی دیرتر  و دیگر سربازها، در میان این دو
قسم به مکث!  به اختلاف زمانی میان دو شلیک  ما همه سربازیم  آن که زودتر ماشه می چکاند  جلاد
آن که دیرتر شلیک می کند  عاشق  و مابقی ماموریم  گاهی اما یکی  اسلحه‌اش را  به سمت دهانی نشانه می رود  که فرمان آتش داده است  اوست که تنهاست

این روزها حال و احوال این سرزمین خوب نیست.مردمان این سرزمین زیر فشار مشکلات در حال فروپاشی هستند.صدای اعتراض آنها در سرتاسر این سرزمین شنیده می شود.این روزها دلم میخواهد در چهار دیواری خودم مانده و بیرون نروم.این روزها حتی #فضای_مجازی هم حالم را بدتر میکند.این روزها فقط صدای اعتراض شنیده می شود.اعتراض های طبقه بندی شده که برخی از آنها بسیار عجیب و خنده دار است.این روزها هرکس سهمی برای خود میخواهد،حال به هر طریقی و به هیچ عنوان مسیر برایش مهم نیست.بازی ناجوانمردانه جای تلاش و پشتکار را گرفته است.این روزها همه به هم توهین می کنند و هر و پدیده ای به بهانه ای برای توهین کردن تبدیل می شود،حال این پدیده میتواند ورزش #فوتبال و یا مسابقه #خنداننده_شو باشد.این روزها بی سواد ها #دابسمش می سازند و غذا #تیست می کنند.این روزها هر چه قدر سطح پایین تر بوده و پست های به اصطلاح حاشیه ای و زرد بگذارید بیشتر طرفدار دارید. این روزها #امیر_تتلو میخواهد در سالن ۲۰ هزار نفره کنسرت گذاشته و به روی صحنه برود.این روزها #سریال_پدر بیننده های زیادی را پای #تلویزیون کشانده و طرفداران زیادی دارد.‌این روزها بازیگران سینما در قالب برنامه های ترکیبی نقش مجری را بازی می کنند.این روزها #کودک_شو داریم، #خنداننده_شو داریم تازه #عبدی_شو هم داریم. این روزها حتی #وقتشه هم داریم.این روزها #دم_سرخ ها و #دشمن_زن ها روی پرده #سینما تماشاگر را میخکوب می کنند.تازه کلی #تئاتر درجه یک ‌داریم که نمی دانیم با این قیمت بلیط کدام را تماشا کنیم.این روزها در بدترین حالت می توانیم به کنسرت #حمید_هیراد و #کاوه_آفاق رفته و کلی از صدای این دو عزیز لذت ببریم. گردشگری هم که جای خود دارد،لطفا یک چرخی در خانه بزنید و با پول هایی که از موسسات مالی و اعتباری گرفتید #دلار و #سکه بخرید.این روزها هفته یکبار از #تهیه_غذای_قیمه_و_قورمه غذا سفارش داده و از طعم غذای اصیل ایرانی لذت ببرید.در نهایت هم هر روز بعدازظهر به #چهار_راه_ولیعصر و #چهار_راه_کالج رفته و در اعتراضات مردمی شرکت کنید.در پایان سریال #ساخت_ایران را دانلود غیرقانونی نکنید
Read more
‌ <span class="emoji emoji1f534"></span>70 درصد سازه تاریخی مسجد جامع ساری سالم است <span class="emoji emoji1f53a"></span>معاون میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری کشور گفت: ...
Media Removed
70 درصد سازه تاریخی مسجد جامع ساری سالم است معاون میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری کشور گفت: 70 درصد از سازه تاریخی مسجدجامع ساری سالم است و اکثر قسمت های آتش گرفته بخش های مرمتی می باشد. محمد حسین طالبیان روز جمعه در گفت و گو با خبرنگاران در محل مسجد جامع افزود: تمامی سقف و درهای چوبی مسجد، ...
🔴70 درصد سازه تاریخی مسجد جامع ساری سالم است
🔺معاون میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری کشور گفت: 70 درصد از سازه تاریخی مسجدجامع ساری سالم است و اکثر قسمت های آتش گرفته بخش های مرمتی می باشد.
🔺محمد حسین طالبیان روز جمعه در گفت و گو با خبرنگاران در محل مسجد جامع افزود: تمامی سقف و درهای چوبی مسجد، حوزه علمیه مسجد و همچنین سقف چندین دهنه مغازه که مربوط به مسجد جامع بود به طور کامل سوخته است.
🔺وی بیان کرد: فقط یک تیر چوبی مربوط به دوره قاجار بود که در آتش سوخت و منجر به تخریب سقف روی آن شد.
🔺معاون میراث فرهنگی کشور گفت: یکی از 2 مناره مسجد تا حدودی تخریب شده که علت اصلی آن فقدان یکپارچگی در سازه زیرین مناره بود.طالبیان ادامه داد: در حال حاضر آتش به خرد مناره دیگر مسجد رفته است و نیروهای آتش نشانی برای مهار کامل آتش در محل حضور دارند.
🔺وی با اشاره به اینکه علت آتش سوزی اتصال در شبکه داخلی برق یکی ازحجره های مسجد اعلام شد، ادامه داد: هم نیروهای آتش نشانی و تیم های متخصص در حال بازبینی دوربین های مداربسته مسجد برای قطعیت در باره علت آتش سوزی است.
🔺معاون میراث فرهنگی اظهار کرد: به دلیل کهنه بودن بنای مسجد خسارت ریالی حادثه مشخص نیست اما به محض پایان کار آوار برداری و تایید قطعی علت آتش سوزی، کارگاه مرمت در این مکان مستقر می شود.
🔺طالبیان با بیان اینکه هزینه مرمت بنای مسجد از محل اعتبارات استانی و ملی تامین می شود، افزود: تمامی مراحل مرمت و استقرار تمامی تاسیسات در مسجد تحت نظارت میراث فرهنگی انجام خواهد گرفت.
🔺وی هیات امنایی بودن و فقدان مدیریت یکپارچه را عامل اصلی استقرار تاسیسات غیر استاندارد در مسجد اعلام کرد و گفت: در تلاش هستیم با مذاکره با اوقاف استان و هیات امنای مسجد جامع ساری ، مدیریت یکپارچه زیر نظر میراث برای اداره مسجد ایجاد کنیم تا دیگر این اتفاق تکرار نشود.
🔺مسجد جامع ساری که بارها در طول دوره های مختلف تاریخی بازسازی یا نوسازی شده از چهار شبستان برخوردار است که فقط شبستان جنوبی مربوط به دوره قاجار می باشد و سه شبستان دیگر به دوره پهلوی باز می گردد.
🔺همچنین بر اساس گزارش های میراث فرهنگی استان،کل بنا بر سازه عصر ساسانی بناشده اما بنای بخش قاجاری آن بر روی سازه دوره صفوی بنا شده است.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
................................................................................
🔱ساری سرزمین رویایی #sari_dreamland
#ساری #مازندران #تهران #ایران #mustseeiran #بابل #قائمشهر #آمل #شمال #جنگل #بوستان #بهار_نارنج
Read more
بخش اول: افسانه نیست خون سیاووش بی‌گناه کز آنچه رفته است و نرفته ز یاد کس بر تو خبر دهد. هر چند خامشم من خود سیاوشم خود آزمای خویشم و دانم که جان پاک جسم مرا ز شعله‌ی آتش گذر دهد افسانه نیست این در چشم من ببین آیین من؟ نه ... نه که خود آیین هر چه مرد با زشتی و پلیدی و پستی کند نبرد آزاده ... 🎵🎶
بخش اول:

افسانه نیست
خون سیاووش بی‌گناه
کز آنچه رفته است و نرفته ز یاد کس
بر تو خبر دهد.
هر چند خامشم
من خود سیاوشم
خود آزمای خویشم و
دانم که جان پاک
جسم مرا ز شعله‌ی آتش
گذر دهد
افسانه نیست این
در چشم من ببین
آیین من؟
نه ... نه
که خود آیین هر چه مرد
با زشتی و پلیدی و پستی
کند نبرد
آزاده آن که در همه جا داد گسترد
آزاده نیست
تن چو به بیداد در دهد .
امروز،
در فرومایه ترین ناله ی نرم دشت
حکایت تکرار فانوس های غریب
بوی سیاووشان اساطیر می دهد!

و اما تو ای بازمانده ی تاریخ
خیره بر پهنه ی دلاوری های ناکام
چون بردگان سیاه خورشید
در تعلق گاه تاریکی های افروخته
بدان
"نام پهلوان" همچنان می تابد
پس بخوان
بخوان به نام حماسه ی افق های روشن
"پهلوانان هرگز نمی میرند"

گاه سختی ست که مردان را می شود محک زد .
جواهر وجود را در روزگاران سخت ، می توان قیمت نهاد .
تاریخ همواره تکرار می شود اما برای ما که روشنفکرانه ! تاریخ نمی خوانیم ،این تکرار هرگز تکراری نمی شود .
و شاید همین است که سالیان سال ، این سرزمین رنگ آزادی به خود ندیده است .
و سالیان سال است که در روزگاران دشوار ، سیاووش ها از آتش تهمت ها و کینه ورزی های ما به سلامت گذشته اند .

استاد همایون شجریان :
امروز آغوش مهر به روی ایران گشودی
جان خسته مان را به لطف جلا دادی
روح آشفته مان را به عشق آرام کردی
دل خونین مان را به مهرهمایونی مرهم نهادی
تا ابد به یادمان می ماند که چطور با روح بلند و قلب دریایی ، کنارمان ماندی و پناه امن دلتنگی هایمان شدی .
این بار می خواهیم قدرشناس باشیم
می خواهیم گوهر شناس باشیم
سپاس که آغوش مهربان و امنت را به رویمان گشودی و تکیه گاه روزهای سخت و طاقت فرسایمان شدی
مردانگی را تمام کردی
و پای مردمت ایستادی
وجودت بر ما همایون
که با بزرگواری همایونی دل به دل زخم خورده مان دادی .
تا ابد سجده ی شکر بر ما واجب است
به بودن نام بلند " شجریان "

شعر : حمید مصدق - سارا چگینی
موسیقی متن : برگرفته از آلبوم آرایش غلیظ
متن : آوای همایون
ادیت فیلم :
آوای همایون - همایون.می

پ.ن۱ : این فیلم در راستای همدلی و همراهی "همایون شجریان" با مردم ایران تهیه شده است و استفاده از آن باید همراه با هشتکهای زیر باشد .
#سیاووش_آواز_ایران
#خون_چشم_سیاووش
#همایون_شجریان
پ.ن۲ : ویدئو کامل را می توانید در کانال اینستاگرام آوای همایون و همایون.می ببینید.

#همایون
#همایون_شجریان
#استاد_همایون_شجریان
#سیاووش_آواز_ایران
#خون_چشم_سیاووش

#homayounshajarian
@homayounsharian
@avayehomayoun
@homayoun.me
Read more
این روزها قاب یک لبخند بردیوار سرزمین من کم است ؛ کبوترهای شادی در قفس ها زندانی شده اند و هر روز فصل ...
Media Removed
این روزها قاب یک لبخند بردیوار سرزمین من کم است ؛ کبوترهای شادی در قفس ها زندانی شده اند و هر روز فصل تازه ای از غم در فصلی سرد ورق می خورد ... بارانی نیست که بشوید ؛ زمستانی‌ست عجب سرد و غمگین و آسمانی بغض آلود که نمی بارد از سر غرور... آرزوهایمان زیر آوارو به دست دریا ربوده شده ؛کبوترهای شادی را آب ... این روزها قاب یک لبخند بردیوار سرزمین من کم است ؛
کبوترهای شادی در قفس ها زندانی شده اند و هر روز فصل تازه ای از غم در فصلی سرد ورق می خورد ...
بارانی نیست که بشوید ؛
زمستانی‌ست عجب سرد و غمگین و آسمانی بغض آلود که نمی بارد از سر غرور...
آرزوهایمان زیر آوارو به دست دریا ربوده شده ؛کبوترهای شادی را آب و دانه کنیم تا نشود عادت غم ،
شاید در پایان این دریای آتش ساحلی آرام به انتظارمان نشسته باشد... ناهید_آقاطبا
Read more
 #دزدان_دین_مردم #حاج_آقا ، #حجت_الاسلام #آیت_الله #حضرت_آیت_الله #مرجع_عالیقدر فرق است ...
Media Removed
#دزدان_دین_مردم #حاج_آقا ، #حجت_الاسلام #آیت_الله #حضرت_آیت_الله #مرجع_عالیقدر فرق است بین ما و شما در درک #دین و صد البته شما کجا و ما کجا اما بحث سر همان حرف قدیمیست که مشکل #قیمه ملت با غین یا قاف بودنش نیست که بیاییم شبانه روز برایشان بگوییم قیمه با قاف است ، و در پیدا و پنهان برایش دلیل ... #دزدان_دین_مردم

#حاج_آقا ، #حجت_الاسلام #آیت_الله
#حضرت_آیت_الله #مرجع_عالیقدر
فرق است بین ما و شما در درک #دین
و صد البته شما کجا و ما کجا

اما بحث سر همان حرف قدیمیست که مشکل #قیمه ملت با غین یا قاف بودنش نیست که بیاییم شبانه روز برایشان بگوییم قیمه با قاف است ، و در پیدا و پنهان برایش دلیل و ایه و برهان بیاوریم و ندانیم مشکل قیمه ملت با گوشتی است که اکثرا نمیتوانند بخرند
که این روزها دیگر لپه اش را هم ، و سیب زمینی اش حتی

مشکل این است که در همین اوضاع بعضی اصلا دیگر به قیمه اعتقادی ندارند ، چرا که تمام ظرف خورشتشان گوشت است و گوشت
و برخی بی اعتقادند چون حتی بوی قیمه هم به بینی ایشان نمیخورد
بحث این روزها این نیست که بالای منبر و در روضه امام حسین بجای بیان مصائب اهل بیت حرف سیاسی زده شود

حرف این نیست که احکام و مکارم و معارف دین بیان نشود
بحث این است که چرا اینهمه فاصله است بین نگاه شما و نگاه عامه مردم ، در حفظ دین

مگر شک دارید که اگر اوضاع جامعه اسلامی بهتر شود و دین و دنیای مسلمانان تامین ، گوشها شنونده تر و جانها پذیرنده تر وعظ و خطابه پای منابر میشود

مگر شک دارید که وقتی فقر وارد شد ایمان خارج میشود
مگر شک دارید هر پایی که به اسم اسلام کج گذاشته مشود حاصلش میشود هزاران لعن و نفرین بر مدعیان دین
مگر نه اینکه با این فرمان از مومنان کم میشود و بر مسافران دشمن دین اضافه میشود

مگر نه اینکه سیاست و دیانت مکمل اعتلای دین و دنیای این مردم است

مگر نه اینکه تمام اهل بیت فدای اسلام و ماندگاری اش شدند
مگر نه اینکه حفظ اسلام از جان معصومان هم بالاتر بوده که معصوم برای این آرمان از جان و مال و خانواده و طفل شش ماهه خود هم گذشته

چرا تلاشی برای حفظ جامعه اسلامی نمیکنید ، یا با چاشنی خوش بینی چرا تلاش شما برای حفظ جامعه اسلامی دیده نمیشود

بخواهید که اتفاقا در روزهای پیش رو درد مردم گفته شود
درد امت اسلامی بازگو شود و بر عاملانش تاخته

چرا دشمنان دین و دنیای مسلمانان از تیر و ترکش سخنان منبری ها و سخنرانان و مداحان در امان باشند و شیعیان و زن و مرد مسلمان زیر آتش خمپاره و موشک خیانت و ناکارآمدی ایشان

فکر چاره کنید
اول برای دین خود
بعد برای این مردم

پ ن
حضرات آیات
خطابه و عتابه شما باید خواب را بر چشم جماعت بدتر از حرامی و حرامیان حرام کند
که آن حرامی و حرامیان که تا ابد لعنت خدا بر ایشان باد به چند معصوم جسارت کرده اند و اینان با ناکارآمدی و خیانت ، بر تمام اسلام و اهل بیت

الا لعنت الله علی القوم الظالمین
من الآن الی قیام یوم الدین
Read more
بازنشر از صفحه کمپین حفاظت از محیط زیست ایران @mohitzeest.iran خبر از همان لحظه اول هولناک بود:چند ...
Media Removed
بازنشر از صفحه کمپین حفاظت از محیط زیست ایران @mohitzeest.iran خبر از همان لحظه اول هولناک بود:چند تن از فعالان محیط زیست مریوان در میان آتش جان خود را از دست دادند،بعد از خواندن خبر فقط یک چیز به ذهنم رسید:امیدوارم که شایعه ای بیش نباشد. کانال ها و سایت های خبری را برای خواندن حداقل یک خبر تکذیب ... بازنشر از صفحه کمپین حفاظت از محیط زیست ایران @mohitzeest.iran

خبر از همان لحظه اول هولناک بود:چند تن از فعالان محیط زیست مریوان در میان آتش جان خود را از دست دادند،بعد از خواندن خبر فقط یک چیز به ذهنم رسید:امیدوارم که شایعه ای بیش نباشد.
کانال ها و سایت های خبری را برای خواندن حداقل یک خبر تکذیب زیر و رو کردم ولی فایده ای نداشت خبر واقعی و موثق بود.
شریف باجور،امید حسین زاده به همراه جنگلبانان:رحمت حکیمی نیا و محمد پژوهی برای خاموش کردن آتش سوزی در جنگل های زاگرس واقع در اطراف روستای سلسی مریوان حضور داشتند که در اثر محاصره آتش جان خود را از دست میدهند.
امروز محیط زیست عزادار است.
ما امروز چهار شهید دادیم چهار شهیدی که برای پاسداری از جنگل های زاگرس رفته بوند.
قابل ذکر است است شهید شریف باجور در آتش سوزی جنگل های بلوط در سال نود و پنج جان یک تن را نیز نجات داده بود.
.
کمپین حفاظت از محیط زیست ایران این ضایعه غم بار را به خانواده عزیزشان،جامعه محیط زیست کردستان و انجمن سبز چیا تسلیت عرض مینماید.
.
با تجهیز و آموزش نیروهای مجرب میتوان از بروز چنین حوادثی پیشگیری کرد.
.
#کمپین_حفاظت_از_محیط_زیست_ایران
#کردستان #مریوان #جنگلهاي #زاگرس #آتش_سوزی #جنگل
#شهیدان #راه #وطن #جنگلبان
Read more
. یکی از مسئولان نازنین کشورمان امروز قبول زحمت کرده و قرار است برای‌مان ماهی کبابی درست ‏کند. این ...
Media Removed
. یکی از مسئولان نازنین کشورمان امروز قبول زحمت کرده و قرار است برای‌مان ماهی کبابی درست ‏کند. این مسئول تو دل برو، یک ماهی قزل‌آلای درشت برمی‌دارد و همین‌طوری که آن را پاک می‌کند، ‏توی دلش می‌گوید: «کاش بقایی بود! پاک کردن توی تخصص اونا بود، بی‌خودی که بهشون نمی‌گفتن پاکدست؟! . هرجا می‌رفتن ... .
یکی از مسئولان نازنین کشورمان امروز قبول زحمت کرده و قرار است برای‌مان ماهی کبابی درست ‏کند. این مسئول تو دل برو، یک ماهی قزل‌آلای درشت برمی‌دارد و همین‌طوری که آن را پاک می‌کند، ‏توی دلش می‌گوید: «کاش بقایی بود! پاک کردن توی تخصص اونا بود، بی‌خودی که بهشون نمی‌گفتن پاکدست؟!
.
هرجا می‌رفتن همه چی رو پاک می‌کردن، دیگه روز آخر پادری‌های کاخ ریاست ‏جمهوری رو هم پاک وانت کرده بودن!» و همین‌طوری که قالب کره، مقداری ریحان و پیاز در می‌آورد ‏تا ماهی را در آن بخواباند، با خودش می‌گوید: «دست زیاد شده‌ها، قبلا فقط مجسمه و مفاخر ادبی و ‏یه‌سری ورزش‌های باستانی رو از چنگ‌مون در میاوردن، پس فردا میان بالش زیر سرمونم ‏برمیدارن، چه وضعشه؟!»‏
.
مسئول نازنین همین‌طوری که سر و دم ماهی را جدا می‌کند، با خودش می‌گوید: «این رجب صفراُف ‏دیگه چه بلایی بود سر ما نازل شد؟ خودمون کم منبع موثق داریم، امثال اینم میان موازی کاری می‌‏کنن!».
.
سپس فیله ماهی را داخل یک ظرف کره آب شده و لیموترش می‌خواباند و با خودش می‌گوید: ‌‏«الان خزر اگه بره، آشغالامون رو کجا بریزیم؟ پوشک بچه‌ها رو کجا ول کنیم؟! بابا این دولت یازدهم ‏و دوازدهم واقعا لذت شنا با پیژامه توی دریا رو هم از ملت گرفت، این صفراُف به شما!».‏
.
سپس مقداری زغال را روی منقل گذاشته و ژل آتش زنه روی آن‌ها می‌ریزد تا آتش بر پا کند و با ‏خودش می‌گوید: «این دریاچه ارومیه هم بدجاستا! یه چند کیلومتر می‌رفتی بالاتر می‌مردی؟ بابا الان ‏نون توی خرید و فروشه، قشنگ توی دیوار آگهیش می‌کنی، دست واسطه هم کوتاه میشه به قیمت ‏میره!». ‏
.
مسئول مورد نظر همین‌طور که ماهی‌ها را روی آتش می‌گذارد، چیزی به ذهنش می‌رسد، با عجله ‏تلفن را برمی‌دارد و به یک نفر پشت خط می‌گوید: «الو! شاپور، بابا دست بجنبون لاکردار! آگهی کن، ‏بزن خرید جازموریان در محل، دریاچه نمک قم فقط اسکناس، زاینده‌رود که مال یه دکتر بوده ماهی ‏یه بار توش شنا می‌کرده زیر قیمت، گاوخونی فول اسپرت با تخفیف بیمه... ببینم چی کار می‌کنیا!».‏
.
البته این مسئول موردنظر که الان ماهی کبابی‌اش هم آماده شده، نمی‌داند که هوا شاید پس باشد اما ‏آش آنقدرها هم که او فکر می‌کند شور نیست. ما قول می‌دهیم دریاچه‌ها و دریاها را آلوده نکنیم و با ‏پیژامه کم‌تر در آن‌ها شنا کنیم، شما هم محبت کنید، هوای این بیچاره‌ها را داشته باشید، گناه نکرده‌‏اند اینجا تشکیل شده‌اندکه!‏
Read more
... در این دریا، چه می‌جویند ماهی‌های سرگردان مرا آزاد می‌خواهی؟ به تنگ خویش برگردان مرا از خود ...
Media Removed
... در این دریا، چه می‌جویند ماهی‌های سرگردان مرا آزاد می‌خواهی؟ به تنگ خویش برگردان مرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادی اگر این است آزادی مرا بی‌بال و پر گردان دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست خداوندا دعای دوستان را بی‌اثر گردان من از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده‌ام ای عشق طلسمی ... ...
در این دریا، چه می‌جویند ماهی‌های سرگردان
مرا آزاد می‌خواهی؟ به تنگ خویش برگردان

مرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادی
اگر این است آزادی مرا بی‌بال و پر گردان

دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست
خداوندا دعای دوستان را بی‌اثر گردان

من از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده‌ام ای عشق
طلسمی را که بر من بسته بودی، بسته‌تر گردان

به جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاری
همین خاکستر افسرده را زیر و زبر گردان

من از سرمایه عالم همین یک «قلب» را دارم
اگر چیزی دگر مانده ا‌ست، آن را هم هدر گردان

در این دوزخ به جز تردید راهی تا حقیقت نیست
مرا در آتش تردیدهایم شعله‌ور گردان

#فاضل_نظری / #ضد / #آزادی

@fazelnazarii
Read more
. ‌ ‌Arc De Triomphe , Paris , France , July 2017 ‌ فرانسه هم بدتر از ایران از ازل تا ابد درگیر جنگ ...
Media Removed
. ‌ ‌Arc De Triomphe , Paris , France , July 2017 ‌ فرانسه هم بدتر از ایران از ازل تا ابد درگیر جنگ و جدال و انقلاب بوده ! البته انقلاب نه چندان متمدنانه اونها در نهایت و بعد از چندین و چند سال و برعکس انقلاب ما به دموکراسی منتهی شد ! ‌ به خاطر همین تاریخ پر حادثه ، طاق پیروزی پاریس شاهد اتفاقات زیادی ... .

‌Arc De Triomphe , Paris , France , July 2017

فرانسه هم بدتر از ایران از ازل تا ابد درگیر جنگ و جدال و انقلاب بوده ! البته انقلاب نه چندان متمدنانه اونها در نهایت و بعد از چندین و چند سال و برعکس انقلاب ما به دموکراسی منتهی شد ! ‌
به خاطر همین تاریخ پر حادثه ، طاق پیروزی پاریس شاهد اتفاقات زیادی بوده . فقط آلمان‌ها دو بار زیر این طاق رژه پیروزی برگزار کردن . ‌

در زیر این طاق مقبره یک سرباز گمنام جنگ جهانی اول قرار داره که بر روی آن نوشته شده :

‌ “در اینجا یک سرباز فرانسوی که برای وطن کشته شده آرمیده است.”

یک شعله آتش همیشگی هم در زیر طاق به یاد سربازان و کشته‌شدگان جنگ های فرانسه روشن است .

در نمای بیرونی این بنا اشکال زنان و مردان جوان و برهنه فرانسوی به نمایش در آمده که با غریو و فریاد و با دست خالی در برابر سربازان آلمانی سراپا زره‌پوش و مسلح ، در حال مبارزه هستند .

این طاق رو باید هم تو شب با نورپردازی دید و هم روز . با خرید بلیط میشه به بالای این طاق رفت و چشم انداز زیبایی از پاریس و ۱۲ خیابان منتهی به میدان شار دو گل رو نظاره کرد . ‌

مرداد ۱۳۹۶ ‌

‌ #سفر #پاریس #سفرنامه_پاریس #سفرنامه #سفرنامه_فرانسه #کوله_گردی
Read more
امام صادق عليه‏ السلام : . تَخَيَّر لِنَفسِكَ مِنَ الدُّعاءِ ما أحبَبتَ واجْتَهِد ، فإنَّهُ (يَومَ ...
Media Removed
امام صادق عليه‏ السلام : . تَخَيَّر لِنَفسِكَ مِنَ الدُّعاءِ ما أحبَبتَ واجْتَهِد ، فإنَّهُ (يَومَ عَرَفَة) يَومُ دُعاءٍ و مَسألَةٍ ؛ ‏ . هر چه مى‏خواهى براى خود دعا بخوان و (در دعا كردن) بكوش كه آن روز (روز عرفه) روز دعا و درخواست است. . التهذيب الأحكام،ج۵،ص۱۸۲ . ‍ اعمال روز عرفه ‍ . روز ... امام صادق عليه‏ السلام :
.
تَخَيَّر لِنَفسِكَ مِنَ الدُّعاءِ ما أحبَبتَ واجْتَهِد ، فإنَّهُ (يَومَ عَرَفَة) يَومُ دُعاءٍ و مَسألَةٍ ؛ ‏
.
هر چه مى‏خواهى براى خود دعا بخوان و (در دعا كردن) بكوش كه آن روز (روز عرفه) روز دعا و درخواست است.
.
التهذيب الأحكام،ج۵،ص۱۸۲
.
🌷‍ اعمال روز عرفه 🌷‍
.
روز #نهم_ذی_الحجه - مصادف با سه شنبه 1397/05/30 - روز عرفه است.
.
✅اگر چه این روز به اسم عید نامیده نشده است، اما از اعیاد عظیمه است و روزى است که حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و مَوائد جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده است. در این روز شیطان خوار و حقیرتر و رانده تر و خشمناک ترین اوقات خواهد بود. روزی که حاجیان در سرزمین عرفات وقوف می کنند و نغمه ربنا را به لب جاری می سازند.
.
✨ از برترین اعمال این روز قرائت دعای عرفه است که این دعا میراث کلام دلنشین اربابمان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) می باشد.
.
🌻‍ اعمال مستحب روز عرفه 🌻‍
.
❶ غسل
.
❷ زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احادیث در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر کسی توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسی که در عرفات باشد نیست، بلکه زیاده و مقدّم است.
.
❸ پس از نماز عصر، پیش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهای عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالی به گناهان خود تا فایز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزیده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعیه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه علیهم ـ روایت شده و آنها زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود.
.
❹ #روزه گرفتن در روز عرفه نیز بسیار سفارش شده است.
.
🔶‍ چند حدیث از پیامبر اکرم (ص) در مورد روز عرفه 🔶‍
.
۱-خداوند در هیچ روزی با اندازه روز عرفه، بندگان را از آتش دوزخ نمی رهاند.
.
۲- برخی از گناهان جز در عرفات بخشوده نمی شوند.
.
۳- گناه کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا باز گردد در حالی که گمان می برد آمرزیده نخواهد شد.
.
Read more
🌍🏔🌎 سلام دختر عمه ی قشنگ و هنرمندِ من دیشب یه شعرِ خیلی عالی گفته… وقتی که لطف کرد و کتاب هبوط رو خوند، ...
Media Removed
🌍🏔🌎 سلام دختر عمه ی قشنگ و هنرمندِ من دیشب یه شعرِ خیلی عالی گفته… وقتی که لطف کرد و کتاب هبوط رو خوند، و مستند Before the Flood رو دید، با الهام از مسائلِ کتاب و مستند، همچنین فرضیه ی "گایا"، و تلفیق همه ی مطالبشون باهم، یه شعر بی‌نظیر نوشت… راجع به فرضیه ی گایا (مادر زمین) مختصر بگم که توسط جیمز ... 🌍🏔🌎
سلام
دختر عمه ی قشنگ و هنرمندِ من دیشب یه شعرِ خیلی عالی گفته…
وقتی که لطف کرد و کتاب هبوط رو خوند، و مستند Before the Flood رو دید،
با الهام از مسائلِ کتاب و مستند، همچنین فرضیه ی "گایا"، و تلفیق همه ی مطالبشون باهم، یه شعر بی‌نظیر نوشت…

راجع به فرضیه ی گایا (مادر زمین) مختصر بگم که توسط جیمز لاولاک مطرح شده و طی اون میگه که زمین یک اَبَر موجود زنده اس و طبق این تشبیه، رودخانه ها در حکم شریانها و سیاهرگها، جنگل در حکم ریه و اقیانوس به مثابه "قلب" زمین هستن…
و به طور کلی میگه که گایا به طور عمده و آگاهانه کنترل محیط زیست رو در اختیار داره و مسائل طبیعی که رخ میده، در راستای تعادل کردن چرخه های زیست محیطی و نظمِ زمینه،
نظمی که گونه ی انسان، مدام در حال برهم زدنشه…

شعرِ فوق العاده ی پریسای عزیزمو، لطفا حتما بخونید، مرسی: 🙏

_”مانده ام آواره و تنها در این ویران سرا
نیست حتی از حیات و زندگی ردی بجا

تو تمام هستی ما را دریدی ای زمین
زلزله طوفان و سیل ، آتش زدی بر جان ما

گاه لرزیدی و بلعیدی دیاری را بکام
گاه با طوفان ز جا کندی به یک آن شهر ها

کِشته های یک دِروگر غرق زیر سیل آب
خشک و آفت خورده محصول کشاورزی رها

حال تنها این منم با تو برایم شرح گو
قصه ی این جنگ خونین گشته آغاز از کجا!؟”
.
_”تو مرا خونین و بی‌رحمانه خواندی لیک من
مادرم ، با قلب اقیانوس و زخمی از شما

قصه از خودخواهی و سلطه گری آغاز شد
اینکه انسان اشرف خلق است و عاصی از فنا

خواست تا راهی برای این غرض پیدا کند
کشت حیوانات و غارت کرد سنگ از کوه ها

ریه هایم جنگلان بودند و آتش می‌زدید
رود شریان حیاتم غرقه شد در زهر ها

سالها من زخم خود را نیک درمان کرده‌ام
حال این آثار ویرانیست از آن شما

قلب اقیانوسیم کشتید و حتی بعد از آن
این منِ بی‌قلب نستاند از شما خونین بها

هرچه کردم بهر حفظ آن توازن بود و لیک
تو ببین با من چه کردی ای بشر ای بی‌وفا”

شاعر:
@parisakarimi__ ❤

ممنون از توجهتون 🙏

#Gaia
#JamesLovelock
#BeforeTheFlood
#LeonardoDicaprio
#Ishmael
#DanielQuinn
Read more
قسمت پنجم در آن شب گرم تابستان در خانه تنها بودم، مجتمع آپارتمانی بود ساکنانش قابل اعتماد بودند. ...
Media Removed
قسمت پنجم در آن شب گرم تابستان در خانه تنها بودم، مجتمع آپارتمانی بود ساکنانش قابل اعتماد بودند. ما طبقه ی اول می نشستیم ، خانه ای تقریبا بزرگ بود با پنجره های فراوان . اولین بار نبود که تنها می ماندم ولی آن شب کمی خوف داشت. خوابیدن را کلا فراموش کردم و برای اینکه خود را از این حال و هوا برهانم نشستم سر ... قسمت پنجم

در آن شب گرم تابستان در خانه تنها بودم، مجتمع آپارتمانی بود ساکنانش قابل اعتماد بودند. ما طبقه ی اول می نشستیم ، خانه ای تقریبا بزرگ بود با پنجره های فراوان . اولین بار نبود که تنها می ماندم ولی آن شب کمی خوف داشت. خوابیدن را کلا فراموش کردم و برای اینکه خود را از این حال و هوا برهانم نشستم سر کتاب خواندن ولی چند خطی پیش نمی رفتم که صداهایی به گوشم می رسید ، بلند می شدم اتاق ها و آشپزخانه را چک می کردم ولی خبری نبود. آن شب حتی از یخچال و کولر هم نواهای عجیب و غریبی می شنیدم ، مثل اینکه همه چیز دست به دست هم داده بود تا همچون اسپند بر آتش آرام و قرار نگیرم.. در آن زمان همان سال دوم دانشگاه بسیار نماز خوان بودم با خود گفتم : بهتر است بروم سر نماز شاید آرامشی به دست آورم . ساعت یک نیمه شب بود. وضو گرفتم و چادر سبز مغز پسته ای را به سر انداختم و تا زیر چانه پایین کشیدم مثل اینکه می خواستم خدا را بترسانم. دستهایم را بر گوشهایم گذاشتم از برای نیت کردن داشتم تلاش می کردم به ضرب و زور خودم را به خدا نزدیک کرده و حالتی روحانی به خود بگیرم که ناگهان صدای عجیبی به گوشم رسید که نه از یخچال بود نه کولر بلکه بیشتر شبیه به ناله ی انسان بود ولی احساس کردم دچار توهم شده ام بنابراین اهمیت ندادم و نیت دو رکعت نماز کردم برای یکی از درگذشتگان و مشغول شدم ولی هوش و حواسم همه جا بود جز نماز . به سجده ی دوم که رسیدم سر به مُهر شده بودم که صدایی مَرا از جا کَند .... ادامه دارد
Read more
. . سیما سعیدی روزنامه‌نگار و صاحب کافه‌ گل و مرغ لواسان از تعطیلی این کافه خبر داده است. سعیدی ...
Media Removed
. . سیما سعیدی روزنامه‌نگار و صاحب کافه‌ گل و مرغ لواسان از تعطیلی این کافه خبر داده است. سعیدی در پستی اینستاگرامی این‌طور نوشته: امروز جمعه یکی از تصمیمات سخت زندگیم را گرفتم. به چیزها وابسته نیستم اما نسبت به انتخاب‌هایم دلبستگی دارم: آدم‌ها، کتاب‌ها، یک اثر هنری کم‌بها و خیابان و خانه‌‌هایی ... .
.
سیما سعیدی روزنامه‌نگار و صاحب کافه‌ گل و مرغ لواسان از تعطیلی این کافه خبر داده است.

سعیدی در پستی اینستاگرامی این‌طور نوشته:

امروز جمعه یکی از تصمیمات سخت زندگیم را گرفتم. به چیزها وابسته نیستم اما نسبت به انتخاب‌هایم دلبستگی دارم: آدم‌ها، کتاب‌ها، یک اثر هنری کم‌بها و خیابان و خانه‌‌هایی که در آنها خاطره خوب و زیبا داشته‌ام، سرزمینی که در آن به‌دنیا آمده‌ام و شهری که در آن زیسته‌ام و بزرگ شده‌ام (این دو تای آخر را خودم انتخاب نکرده‌ام) مجموعه چیزهای دلبندم هستند. کارم را تا آنجا که اجبار گذران روزمره نبوده، خودم خواسته‌ام و حتی آنجا که دلم را نبرده بود، وظیفه‌شناس بودم و همه آنچه را بلد بودم، به کار بستم تا بهترینِ خودم را به عنوان اثر وجودی‌ام به جای بگذارم. در مورد کار شاید تنها جایی بوده که دنبال جوری از جاودانگی بوده‌ام. این‌ها را نه برای خودشیرینی که برای بیان میزان اندوه‌ امروزم می‌نویسم. من این روزها خودم را همدرد تعداد زیادی از ایرانیانی می‌دانم که مثل من مجبور شدند برای عبور از این بحران گویا تمام‌نشدنی، دلبستگی‌ها و امیدهایشان را ترک کنند. امروز آخرین روزی است که کافه «گل ‌و مرغ» زیبایم کار می‌کند. یک ایده ساده بدون چشم‌داشت‌ها و برداشت‌های زیاد مالی ۴ سال پیش پا گرفت. روزگاری که آنقدر امید بود. نگار [اسکندرفر] پشت این ایده ایستاد و یاری کرد و ما میزبان شدیم مثل گل برای مرغ عشق. قصه کوتاه کنم که قصه کوتاه بود. عمر این امید سر آمد نه از آن نقطه که برمی‌گردد به زیاد خواستن ما، بلکه از آنجایی که انگار ما، مردم، با سرمایه‌های اندک‌مان باید بلعیده بشویم و زیربار تورم و گرانی و بی‌لیاقتی و بی‌رحمی سیاست و اقتصاد خم و خم و خم‌تر بشویم و پایداری‌مان غیرممکن شود. گرچه گل دیگر میزبان نیست اما خورشید همچنان از شرقی‌ترین نقطه تهران بزرگ (با کمی اغراق) طلوع می‌کند.
این‌که تنها نیستیم در این حجم از ناامیدی و ناکامی جای خوشحالی نیست برایم، اتفاقا غمگین‌تر می‌شوم، چه چیزی از این بدتر که ما انتخاب نمی‌کنیم ما مجبوریم. همه این اندوه را می‌خواهم تبدیل کنم به امید، به شکیبایی و نگاه خیره به افق‌هایی که شاید گشوده شود. درس بزرگ این روزها همین است. اگر دوباره از خاکسترمان برنخیزیم آتش کوچکی زیر این خاکستر باقی خواهد بود مثل یک عشقِ دور و دیر که به یک دیدار اتفاقی دوباره شعله می‌کشد و باز «خوشبینى بر ناامیدى» غالب مى‌شود.
Read more
...........................ادامه از پست قبل <span class="emoji emoji2194"></span> ۱۸- بحران اقتصادی چه کسی می داند با کاهش وحشتناک ...
Media Removed
...........................ادامه از پست قبل ۱۸- بحران اقتصادی چه کسی می داند با کاهش وحشتناک محصولات و تولیدات چه بر سر اقتصاد خواهد آمد ! بدون همراهی طبیعت، صنعت غذا زمین گیر خواهد شد. بدون منابع غذایی تولید ورشکسته شده و هیولای گرسنگی بعنوان اولین دشمن انسان، جهان را فرا خواهد گرفت . ۱۹- ... ...........................ادامه از پست قبل ↔
۱۸- بحران اقتصادی
چه کسی می داند با کاهش وحشتناک محصولات و تولیدات چه بر سر اقتصاد خواهد آمد ! بدون همراهی طبیعت، صنعت غذا زمین گیر خواهد شد. بدون منابع غذایی تولید ورشکسته شده و هیولای گرسنگی بعنوان اولین دشمن انسان، جهان را فرا خواهد گرفت .
۱۹- کیفیت هوا
پی آمد پی در پی رخدادها موجب خواهد شد هوا کیفیت خود را از دست بدهد. هم اکنون کیفیت هوا در بعضی از نقاط جهان ناگوار است. در ایران شهرهایی مانند تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، اهواز، اراک و زابل با این مشکل درگیر هستند. حالا این اعداد را در میلیون ضرب کنید.
۲۰- کاهش جمعیت
اگر گرمایش زمین به همین منوال پیش رود، جمعیت این سیاره تا 75% کاهش خواهد یافت. با گسترش طوفان های سهمگین، سیل، زلزله و آتش سوزی های طبیعی نیمی از جمعیت زمین از بین خواهند رفت و 25% مابقی جان خود را به دلیل آلودگی هوا و بیماری های مربوط به اضمحلال اندام های تنفسی بدن، از دست خواهند داد.
۲۱- انقراض انسان
آنچه از زمینی که ما زمانی می شناختیم باقی می ماند اندکی بیشتر نخواهد بود. جمعیت باقی مانده زمین باید برای مصرف روزانه ی خود به دنبال منابع جایگزین انرژی باشند. دیری نمی گذرد که دومینوی تغییرات جهانی به سراغ تمام انسانها موجود در کره ارض می آید؛ تضمینی نداریم که روند پیش آمده پایان کار خود ما نیز نباشد.
۲۲-قطع منابع انرژی
اگر فکرش را هم نمی کنید که طوفانی را بدون برق و گاز از سر بگذرانید، تصور زمانی را کنید که هیچ منبع انرژی باقی نمانده باشد. با شدت گرفتن طوفان ها امکان قطع دسترسی انسان به منابع انرژی به شدت افزایش میابد.
۲۳- آب سالم
منابع آب شرب سالم با افزایش دما و گرمایش زمین بسیار محدود و اندک خواهند شد. با مرگ مرجان های دریایی و به دنبال آن اکوسیستم، آب جدید و تازه ی کمتری به چشمه ها، رودها و دریاچه ها... راه می یابد.
۲۴- نابودی کشورها
کشورهایی از قبیل گرینلند قطعن نابود خواهند شد و به آتلانتیس، شهری کهن که به زیر آب فرو رفت، خواهند پیوست. شهرهای زیبا و ابر شهرهای با عظمت و حتی قاره های جهان به زیر آب خواهند رفت ... ... THE END

#anyhopefornature
#امید_برای_طبیعت

#یوزتاابد
Read more
رفتی میان غصه مرا جا گذاشتی ما را در اوج غم تک و تنهاگذاشتی برداشتی تو بار خودت را ز بستر و آن را به ...
Media Removed
رفتی میان غصه مرا جا گذاشتی ما را در اوج غم تک و تنهاگذاشتی برداشتی تو بار خودت را ز بستر و آن را به روی شانه بابا گذاشتی یادم نمی رود بخدا لحظه ای که تو با یا علی به آتش در پا گذاشتی مادر لباس محسن خود را نبرده ای آن را به زیر بالش خود جا گذاشتی این یادگاری ات جگرم را کباب کرد دربین شانه موی خودت ... رفتی میان غصه مرا جا گذاشتی

ما را در اوج غم تک و تنهاگذاشتی
برداشتی تو بار خودت را ز بستر و

آن را به روی شانه بابا گذاشتی
یادم نمی رود بخدا لحظه ای که تو

با یا علی به آتش در پا گذاشتی
مادر لباس محسن خود را نبرده ای

آن را به زیر بالش خود جا گذاشتی
این یادگاری ات جگرم را کباب کرد

دربین شانه موی خودت را گذاشتی
گفتم که چار ساله کجا مادری کجا

این کار را برای اماگذاشتی
آن بوسه ای که سهم گلوی حسین بود

آخربرای زینب کبری گذاشتی
Read more
. #صادقیه #عارفانه #سوگنامه . . . #نا_مسلمانان_به_فکر_سن_و_سالش_نیستند #پا_برهنه_بی_عمامه_بی_عبایش_میکشند . #با_طناب_و_دست_بسته_سیلی_و_آتش_به_درب #لحظه_لحظه_عکس_مادر_را_برایش_میکشند . . . ناگهان ...
Media Removed
. #صادقیه #عارفانه #سوگنامه . . . #نا_مسلمانان_به_فکر_سن_و_سالش_نیستند #پا_برهنه_بی_عمامه_بی_عبایش_میکشند . #با_طناب_و_دست_بسته_سیلی_و_آتش_به_درب #لحظه_لحظه_عکس_مادر_را_برایش_میکشند . . . ناگهان سجّاده را از زیر پایش می کِشند مثل حیدر(ع)درمیان کوچه هایش ... .
#صادقیه
#عارفانه
#سوگنامه
.
.
.
#نا_مسلمانان_به_فکر_سن_و_سالش_نیستند
#پا_برهنه_بی_عمامه_بی_عبایش_میکشند
.
#با_طناب_و_دست_بسته_سیلی_و_آتش_به_درب
#لحظه_لحظه_عکس_مادر_را_برایش_میکشند
.
.
.
ناگهان سجّاده را از زیر پایش می کِشند
مثل حیدر(ع)درمیان کوچه هایش می کشند
🌲🌲🌲
نامسلمانان به فکر سنّ وسالش نیستند 
پابرهنه،بی عمامه،بی عبایش می کشند
🌲🌲🌲
بی مروّت ها سوار مرکب ودنبال خود 
پیرمردی راپیاده،بی عصایش می کشند
🌲🌲🌲
با طناب و دست بسته،سیلی و آتش به درب
لحظه لحظه عکس مادر را برایش می کشند
🌲🌲🌲
نای رفتن را ندارد در تنش اما به زور
درمیان کوچه زیر دست وپایش می کشند
🌲🌲🌲
روضه هارا در خیالش هی مجسم می کنند 
از مدینه ناگهان تا کربلایش می کشند
🌲🌲🌲
زینت دوش نبی افتاده بی سر بر زمین
وای بر من از کجاها تا کجایش می کشند
🌲🌲🌲
شاه غیرت روی خاک افتاده و بی غیرتان 
نقشه ی حمله به سوی خیمه هایش می کشند
🌲🌲🌲
چون نمی برّید خنجر حنجرش را از جلو 
ناکسان این بار خنجر از قفایش می کشند
🌲🌲🌲
کاروان عصمت وتوحید را،نامحرمان
کربلا تا کوفه وشام بلایش می کشند
🌲🌲🌲
اشک دختر بچه ای یک شهر را بر هم زده 
با سر باباش جان را از صدایش می کشند
🌲🌲🌲
در قنوتش رفته در فکر تمام روضه ها 
ناگهان سجاده را از زیر پایش می کشند
🌲🌲🌲
#مجتبی_خرسندی
.
@cafechenar
.
#اللهم_العن_الجبت_و_الطاغوت_و_النعثل
Read more
یکم شهریورماه، #روز_پزشک بر پزشکان متعهد ایران‌زمین مبارک باد‌<span class="emoji emoji1f33a"></span> ‌ ‌ #دست_هامان_نرسیده_ست_به_هم ...
Media Removed
یکم شهریورماه، #روز_پزشک بر پزشکان متعهد ایران‌زمین مبارک باد‌ ‌ ‌ #دست_هامان_نرسیده_ست_به_هم ... ‌ از دل و دیده، گرامی‌تر هم آیا هست؟ -دست، آری، ز دل و دیده گرامی‌تر: دست! ️ زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان، بی‌گمان دست گران‌قدرتر است. ‌ هرچه حاصل كنی از دنیا، دستاوردست! هرچه ... یکم شهریورماه، #روز_پزشک
بر پزشکان متعهد ایران‌زمین مبارک باد‌🌺


#دست_هامان_نرسیده_ست_به_هم ...

از دل و دیده، گرامی‌تر هم
آیا هست؟
-دست،
آری، ز دل و دیده گرامی‌تر:
دست!
▫️
زین همه گوهر پیدا و نهان
در تن و جان،
بی‌گمان دست گران‌قدرتر است.

هرچه حاصل كنی از دنیا،
دستاوردست!
هرچه اسباب جهان باشد، در روی زمین،
دست دارد همه را زیر نگین!
سلطنت را كه شنیده‌ست چنین؟!
▫️
شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوش‌ترین مایه‌ی دلبستگی من با اوست.
▫️
در فروبسته‌ترین دشواری،
در گرانبارترین نومیدی،
بارها بر سر خود، بانگ زدم:
-هیچت ار نیست مخور خون جگر،
دست كه هست!
بیستون را یاد آر،
دستهایت را بسپار به كار،
كوه را چون پرِ كاه از سر راهت بردار!
▫️
وه چه نیروی شگفت انگیزی‌ست،
دست‌هایی كه به هم پیوسته ست!
به یقین، هركه به هر جای، در آید از پای
دست‌هایش بسته‌ست!
▫️
دست در دست كسی،
یعنی: پیوند دو جان!
دست در دست كسی،
یعنی: پیمان دو عشق!
دست در دست كسی داری اگر،
دانی، دست،
چه سخن‌ها كه بیان می‌کند از دوست به دوست؛

لحظه‌ای چند كه از دست طبیب،
گرمی ِ مهر به پیشانی بیمار رسد؛
نوشداروی شفابخش‌تر از داروی اوست!
▫️
چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دست،
پرچم شادی و شوق است كه افراشته‌ای!
لشكر ِ غم خورد از پرچم دست تو شكست!
▫️
دست، گنجینه‌ی مهر و هنر است:
خواه بر پرده‌ی ساز،
خواه در گردن دوست،
خواه بر چهره‌ی نقش،
خواه بر دنده‌ی چرخ
خواه بر دسته‌ی داس،

خواه در یاری نابینایی
خواه در ساختن فردایی!
▫️
آنچه آتش به دلم می زند، اینک، هر دم
سرنوشت بشرست،
داده با تلخیِ غم‌های دگر دست به هم!

بارِ این درد و دریغ است كه ما،
تیرهامان به هدف نیک رسیده‌ست، ولی
دست‌هامان، نرسیده‌ست به هم!

#فریدون_مشیری
از دفتر #از_دیار_آشتی

‌🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
در تلگرام نیز همراه شما هستیم:
( لینک در قسمت بیو به رنگ آبی)
🚩 fereydoonmoshiri
🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼

#فریدون_مشیری #فريدون_مشيري #فریدون #مشیری #شعر_فارسی #شعر #شاعران_معاصر #ادبیات
#fereydoon_moshiri #fereydoonmoshiri #fereydoon #moshiri #fereydoun_moshiri #fereydounmoshiri #persianpoem #persian #poem #poetry #iranianpoems #iranianpoet
Read more
Iran, Hamedan Photo: me شقایق گفت با خنده نه بیمارم نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی ...
Media Removed
Iran, Hamedan Photo: me شقایق گفت با خنده نه بیمارم نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش میسوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی ... Iran, Hamedan
Photo: me
شقایق گفت با خنده نه بیمارم نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش میسوخت

تمام غنچه ها تشنه

ومن بی تاب و خشکیده

تنم در آتشی می سوخت

ز ره آمد یکی خسته

به پایش خار بنشسته

عشق از چهره اش پیدای پیدا بود

ز آنچه زیرلب می گفت

شنیدم سخت شیدا بود

نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود اما

طبیبان گفته بودندش

اگر یک شاخه گل آرد

از آن نوعی که من بودم

بگیرند ریشه اش رابسوزانند

برای دلبرش آندم شفا یابد

چنانچه با خودش می گفت

بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را

به دنبال گلش بوده

یکدم هم نیاسوده

که افتاد چشم او ناگه

به روی من

بدون لحظه ای تردید شتابان شد بسوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کردو

به ره افتاد

واو می رفت و من در دست او بودم

و او هر لحظه سر را رو به بالا ها

تشکر از خدا می کرد

پس از چندی

هوا چون کوره آتش زمین می سوخت

و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام میسوخت

به لب هایی که تاول داشت گفت

اما چه باید کرد

در صحرا که آبی نیست

به جانم هیچ تابی نیست

اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من

برای دلبرم هرگز دوایی نیست

و از این گل که جایی نیست

خودش تشنه بود اما

نمی فهمید حالش را چنان می رفت و

من در دست او بودم

وحالا من تمام هست او بودم

دلم می سوخت اما

راه پایان کو؟؟ نه حتی آبی نسیمی در بیابان کو؟؟ ودیگر داشت در دستش تمام جان من میسوخت

که نا گه

روی زانوی خود خم شد

دگر از صبر او کم شد

دلش لبریز ماتم شد

کمی اندیشه کرد آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی

زهم بشکافت ... زهم بشکافت ... صدای قلب او گویی جهان را زیر و رو می کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

و هر چیزی که هر جا بود با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه میگویم!! به جای آب خونش را

به من می داد

و بر لب های اوفریاد: "بمان ای گل"

که تو تاج سرم هستی

دوای دلبرم هستی

بمان ای گل

ومن ماندم

نشان عشق و شیدایی

و با این رنگ و زیبایی

و نام من شقایق شد

گل همیشه عاشق شد.

#mustseeiran_insta #mustseeiran #rangeetar #canon #instagram #hamedan #Iran #irantravel #nature #maryanaj #naturezaperfeita
#natgeography
#natgeo
#iranphotografy
Read more
‌‌ ‌برای شهید #محسن_خزایی ، که شرف حقیقی خبرنگاری بود در قاموس #انقلاب_اسلامی . مجاهد خبرنگاری که در سخت‌ترین و خطرناک‌ترین صحنه‌های نبرد جبههٔ حق و مقاومت اسلامی بر علیه باطل و تروریست‌های صهیونیستی و آمریکایی و غربی و سعودی و ترکیه‌ای حاضر بود. برای او که مجاهدی مخلص بود و بی ادعا ،،، شهید ... ‌‌
‌برای شهید #محسن_خزایی ، که شرف حقیقی خبرنگاری بود در قاموس #انقلاب_اسلامی .
مجاهد خبرنگاری که در سخت‌ترین و خطرناک‌ترین صحنه‌های نبرد جبههٔ حق و مقاومت اسلامی بر علیه باطل و تروریست‌های صهیونیستی و آمریکایی و غربی و سعودی و ترکیه‌ای حاضر بود.
برای او که مجاهدی مخلص بود و بی ادعا ،،، شهید آوینی :

آنان در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند و پیكرهاشان زیر شنی تانك‌های شیطان تكه‌تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پیوست. اما... راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا در نمی‌یابند. گردش خون در رگ‌های زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین‌تر است و نگو شیرین‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین‌تر است. راز خون در آنجاست كه همه‌ی حیات به خون وابسته است. اگر خون یعنی همه‌ی حیات و از ترك این وابستگی دشوارتر هیچ نیست، پس بیش‌ترین از آن كسی‌ست كه دست به دشوارترین عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب، خود را به كسی می‌بخشد كه این راز را دریابد. و آن كس كه لذت این سوختن را چشید، در این ماندن و بودن جز ملالت و افسردگی هیچ نمی‌یابد.
آنان را كه از مرگ می‌ترسند از كربلا می‌رانند. مردانِ مرد، جنگاوران عرصه‌ی جهادند كه راه حقیقت وجود انسان را از میان هاویه‌ی آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بیاموزد. و مؤ‌انسان حقیقت آنانند كه ره به سرچشمه‌ی فنا جُسته‌اند ،،، پی‌نوشت : سلام علیکم
Read more
 #قانون_اساسی_و_مجلس_خبرگان در کشور ما #قانون_اساسی زمانی به درد می خورد که بخواهیم از آن برای ...
Media Removed
#قانون_اساسی_و_مجلس_خبرگان در کشور ما #قانون_اساسی زمانی به درد می خورد که بخواهیم از آن برای دفاع از آرا خود بهرمند شویم.... در صورتی پرسش از وظایف نهادها و ارگان ها و مجلس و ..... باشد .... کاری نمی شود کرد؟ حتی پرسش از همین عملکرد سالهای گذشته #مجلس خبرگان چگونه هست؟ چه کسی باید سوال کند؟ مردم ... #قانون_اساسی_و_مجلس_خبرگان
در کشور ما #قانون_اساسی زمانی به درد می خورد که بخواهیم از آن برای دفاع از آرا خود بهرمند شویم.... در صورتی پرسش از وظایف نهادها و ارگان ها و مجلس و ..... باشد .... کاری نمی شود کرد؟ حتی پرسش از همین عملکرد سالهای گذشته #مجلس خبرگان چگونه هست؟ چه کسی باید سوال کند؟ مردم این وسط جز انتخاب! چه کاره هستند؟ با #بودجه های فراوان هر دوره جز چند سخنرانی و رفتن خدمت رهبری معظم چه کار دیگری می کنند؟
طبق روال قانونی و عرف مجلس خبرگان باید برود دیدن رهبری بزرگوار یا رهبری معظم باید برود مجلس خبرگان؟ (البته سوال کردم؛ برای رضای خدا فحش ندین و توهین نکنید؟) به نظر من که اصلا وجود و عدم وجود این مجلس خبرگان که داریم! تفاوتی نداره، ای کاش #تعطیل بشه.... حداقل بودجه اش شاید به درد ی مریضی و مشکلی به خورد! البته اگر جیب گشاد برخی! مدیران و موسسات و بانک ها و نهادهای بی مصرف و مدیران پنهان اجازه بدهد.....
#قانون_اساسی
#قانون_اساسی_را_یک_بار_بخوانید
#مجلس_خبرگان
#آیت_الله_دستغیب_شیرازی نماینده سابق مجلس خبرگان
#آتش_زدن_درب_منزل_آیت_الله_دستغیب
#سردار_غیب_پرور
#نامه_مهدی_کروبی
#ای_کاش_مجلس_خبرگان_تعطیل_شود
#رئیس_جمهور_تدارکاتچی
#همه_باید_پاسخگو_باشند
#رئیس_جمهور_همچون_دیگر_مسئولان_نظام_باید_پاسخگو_باشد
#نظارت_بر_مجلس_خبرگان_چگونه_هست؟
#نظارت_بر_عملکرد_مجلس_شورای_اسلامی_با_کیست؟
#نظارت_بر_نهادها_چگونه_هست؟
#در_جمهوری_اسلامی_مردم_باید_همه_کاره_باشند
#مردم_باید_ناظر_و_منتقد_باشند
#من زیر #پرچم #حق و حقیقت راه می روم، البته سعی می کنم
#برایم_اشخاص_مهم_نیستند_بلکه_حقیقت_درستی_مهم_هست
#حق_را_بشنوید_از_زبان_هر_کسی_باشد_امام_علی_ع
Read more
خر گوش بريده #خر در شعر فارسی «آدمی است از پی کاری بزرگ// گر نکند، اوست حماری بزرگ» امیر خسرو «آسوده ...
Media Removed
خر گوش بريده #خر در شعر فارسی «آدمی است از پی کاری بزرگ// گر نکند، اوست حماری بزرگ» امیر خسرو «آسوده کسی که خر ندارد// از کاه و جوش خبر ندارد» ناشناس «آلت اسکاف پیش زرگر// پیش سگ کَه استخوان درپیش خر» مولوی «آن دو شاخ گاو اگر خر داشتی// یک شکم در آدمی نگذاشتی» سعدی «آن‌کس که نداند و بداند که نداند// ... خر گوش بريده #خر در شعر فارسی «آدمی است از پی کاری بزرگ// گر نکند، اوست حماری بزرگ»
امیر خسرو
«آسوده کسی که خر ندارد// از کاه و جوش خبر ندارد»
ناشناس
«آلت اسکاف پیش زرگر// پیش سگ کَه استخوان درپیش خر»
مولوی
«آن دو شاخ گاو اگر خر داشتی// یک شکم در آدمی نگذاشتی»
سعدی
«آن‌کس که نداند و بداند که نداند// لنگان خرک خویش به منزل برساند»
فخرالدین رازی
«از بار هجو من خر خمخانه گشت لنگ// آن هم‌چو شیر گنده‌دهان، پیس چون پلنگ»
سوزنی سمرقندی
«از برای مصلحت، مرد حکیم// دمب خر را بوسه زد خواندش کریم»
مولوی
«اسب تازی در طویله گر ببندی پیش خر// رنگشان همگون نگردد طبعشان همگون شود»
روحی
«اسب تازی شده مجروح به زیر پالان// طوق زرین همه در گردن خر می‌بینم»
حافظ
«اگر خر نیاید به نزدیک بار// تو بار گران را به نزد خر آر»
فردوسی
«اگر سکندر با شاه همسفر بودی// ز اسب تازی زود آمدی فرود به خر»
فرخی سیستانی
«اهل نگردد به عمامه سفیه// خر نشود از جل دیبا فقیه»
امیر خسرو
«ای بسا اسب تیزرو که بمرد// خرک لنگ، جان به منزل برد»
سعدی
«بار گوناگون است بر پشت خران// هین بیک چوب این خران را تو مران»
مولوی
«بس کسا کاندر گهر و اندر هنر دعوی کند// همچو خر در یخ بماند چون گَهِ برهان بود»
فرخی سیستانی
«بسی خفتی کنون سر برکن ازخواب// خری خیره مده، مستان خیاری»
ناصرخسرو
«به هندوستان پیری از خر فتاد// پدر مرده‌ای را به چین گاو زاد»
نظامی
«به یک دل مهر پیوستن نشاید// چو خر، کش بار بر یک‌سو نیاید»
فخرالدین اسعد گرگانی
«بی‌چاره خر آرزوی دم کرد// نایافته دم دوگوش گم کرد»
ایرج‌میرزا
«پیش از آن کت برون کنند ز دِه// رخت بر گاو و بار بر خر نه»
نظامی
«پیش خر، خرمهره و گوهر یکی است»
مولوی
«پیشین خر، پسین را پل بود.» (خر پیشین، خر پسین را پل بود.)
قرة‌العین
«تو چه‌دانی که که بود آن خرک لنگت// که همی بر اثر استر او رانی»
ناصرخسرو
«تو دست چپ در این معنی ز دست راست نشناسی// کنون با این خری خواهی که اسرار خدا یابی»
سنایی
«تو هستی همچنان مرد قدم سست// نشسته بر خـر و خـر را همی جست»
عطار نیشابوری
«جز آدمی نزاد ز آدم در این جهان// وین‌ها ز آدمند چرا جملگی خرند»
ناصرخسرو
«چو برکنده شد گوش خر از بنه// جهید هم‌چو آتش ز آتش‌زنه// گریزید و تیزید و شد هم‌چو باد// پی شاخ شد، گوش بر باد داد»
ادیب پیشاوری
Read more
این مرد را تقریبا یکماه کمتر بود برای اولین بار از نزدیک دیدم که برای تست گریم وقرارداد سریال جدیدی ...
Media Removed
این مرد را تقریبا یکماه کمتر بود برای اولین بار از نزدیک دیدم که برای تست گریم وقرارداد سریال جدیدی که درحال بازی بودم آمده بود..(ممنوعه)قبلا اورا در فیلم دراکولا دیده بودم تقریبا یکساعتی که درحال گریم بود پشت سرش نشستم وبه صدای خاص وعجیبش که در فیلم دراکولا هم شنیده بودم توجه کردم با تعجبی کودکانه ... این مرد را تقریبا یکماه کمتر بود برای اولین بار از نزدیک دیدم که برای تست گریم وقرارداد سریال جدیدی که درحال بازی بودم آمده بود..(ممنوعه)قبلا اورا در فیلم دراکولا دیده بودم تقریبا یکساعتی که درحال گریم بود پشت سرش نشستم وبه صدای خاص وعجیبش که در فیلم دراکولا هم شنیده بودم توجه کردم با تعجبی کودکانه به او توجه میکردم گویا ستاره ای راکه یک نفر بعد ازسالها دیدنش در قالب فیلم وسینمابود را نظاره میکردم وزن زیادش که گریمور دوصندلی زیر پایش وبدون پشتی گذاشته بود برایم عجیب بود صدایش؛ نفس کشیدنش وحتی به خواب رفتن وخر وپف کوتاهش درآن تایم هم برایم عجیب بوددربین صحبتهایش بایکی ازهمکاران میگفت که میخواهد چندروز دیگر به کانادا برگرددکه مقیم آنجاست وعمل جراحی لاغری انجام دهدچون درآنجابیمه دارد. که به یک باره چندروز پیش خبر پیوستنش به ملکوت الهی راشنیدم.
روحش شادویادش گرامی.

پ.ن آه خدایا این روزها که ایران عزیزمن به مثلث برمودای کشورهای جهان لقب گرفته است چرا وچگونه میشود ومیتوانی انسانهای بی گناه را چنین به آغوش خاک بازگردانی تعدادی را باسقوط هواپیما تعدادی را با تصادف دوکشتی تعدادی راباجنگ وتعدادی را بازلزله وتعدادی رابا آتش سوزی وتعدادی رابه یکباره باسکته ومرگ های عجیب
آه ای خدا چه سال شوم وترسناک وپرازمرگی راگذراندیم.روح همه رفتگان شاد
#هوشمندهاشمی #ممنوفه #لوون هفتوان #سینما #مرگ #سینما #بازیگر
Read more
صبور باش. تا این چای کوهی دم بکشد مهلتی هست که به آتش خیره شوی. این چای سرانجام دم می‌کشد و تو آن را زیر ستاره باران گنبد بالای سرت می‌نوشی‌. صبور اگر نباشیم چه فرق میان فنجان چای کنار پنجره‌ی غبار آلود خانه‌ات با چای دودآلود زیر ستارگان فروچکنده؟ این آزمون ماست. نگاه‌اش کن تا مهلتی داری. @aria.varsh ... صبور باش. تا این چای کوهی دم بکشد مهلتی هست که به آتش خیره شوی. این چای سرانجام دم می‌کشد و تو آن را زیر ستاره باران گنبد بالای سرت می‌نوشی‌. صبور اگر نباشیم چه فرق میان فنجان چای کنار پنجره‌ی غبار آلود خانه‌ات با چای دودآلود زیر ستارگان فروچکنده؟ این آزمون ماست. نگاه‌اش کن تا مهلتی داری.
@aria.varsh @masoodshahryari @khorshid.mehr.mitra @muzhanmohaghegh @hamedkiaan @yaser_yaghoobzadeh #شهاب_باران
Read more
لیلا کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها کجایی اگر مجنون اگر لیلا غریبم در بیابان ها کجایی کجای این شب تاریک به روی ماه در بستی نه می گویی نه می دانم کجا ماندم کجا هستی من آتش بودم اما تو به خاکستر نشستی اگر شب هست و فردا نیست اگر راهی به رویا نیست چه آهوها که در چشمان لیلا نیست اگر ... لیلا

کجایی ای که عمری در هوایت
نشستم زیر باران ها کجایی
اگر مجنون اگر لیلا
غریبم در بیابان ها کجایی

کجای این شب تاریک
به روی ماه در بستی
نه می گویی نه می دانم
کجا ماندم کجا هستی
من آتش بودم اما تو
به خاکستر نشستی

اگر شب هست و فردا نیست
اگر راهی به رویا نیست
چه آهوها که در چشمان لیلا نیست

اگر گم کرده ام خود را
مرا در گریه پیدا کن
اگر از شکوه لب بستم
سکوتم را تماشا کن

کجایی ای که عمری در هوایت
نشستم زیر باران ها کجایی
اگر مجنون اگر لیلا
غریبم در بیابان ها کجایی

کجای این شب تاریک
به روی ماه در بستی
نه می گویی نه می دانم
کجا ماندم کجا هستی
من آتش بودم اما تو
به خاکستر نشستی

اگر گم کرده ام خود را
مرا در گریه پیدا کن
اگر از شکوه لب بستم
سکوتم را تماشا کن

ترانه سرا:اهورا ایمان
آهنگساز:ستار اورکی
خواننده:علیرضا قربانی
امید که به دلتان نشسته باشد❤
متن شعر و فایل با کیفیت موسیقی را از کانال رسمی بنده که لینک آن در بیو است بردارید❤
با سپاس از وحید کاظمی عزیز برای تصویر❤🙏
.
@sataroraki
@alireza_ghorbani

#ahooraiman_singer_poet
#ahoora_iman
#اهورا_ایمان_شاعر
#ستار_اورکی_آهنگساز
#علیرضا_قربانی_خواننده
#تیتراژ_سریال_پدر
Read more
‌ آتش زیر خاکستر مثل آدم های منتظر مرگ در بیمارستان... او اما سیم ها و ماسک های بیمارستان را شبانه ...
Media Removed
‌ آتش زیر خاکستر مثل آدم های منتظر مرگ در بیمارستان... او اما سیم ها و ماسک های بیمارستان را شبانه باز کرد و خود را با هزار آیا و اما رساند به طبیب دردها... آتشی به پا کرد، آتش عشق حسین و گدازه های آن امروز به ما جرات احرار شدن داده ‌ ‌ این تصویر را، از سایت #احرار دانلود نمایید. سایت احرار AhrarGroup.com ...
آتش زیر خاکستر
مثل آدم های منتظر مرگ در بیمارستان...
او اما سیم ها و ماسک های بیمارستان را شبانه باز کرد و خود را با هزار آیا و اما رساند به طبیب دردها...
آتشی به پا کرد، آتش عشق حسین
و گدازه های آن امروز به ما جرات احرار شدن داده


🔷 این تصویر را، از سایت #احرار دانلود نمایید.
💻 سایت احرار AhrarGroup.com 🔴
📱کانال تلگرام احرار @ahrar_group 🔵
‌‌‌
#اهل_بیت #حدیث #دعای_فرج #دعا #امام_زمان #قرآن #اسلام #دین #اللهم_عجل_لوليك_الفرج #مهدی #موعود #شیعه #انتظار #روایت #امام_مهدی #ظهور #shia #اباصالح #تابستان #گرافیک #طراحی #تایپوگرافی #هنر #محرم #امام_حسین #حسین
Read more
: من از شروع محرم سیاه می پوشم و تا کرانه ی ماتم سیاه می پوشم زبان عشق چه داند کسی که عاشق نیست من عاشقانه ...
Media Removed
: من از شروع محرم سیاه می پوشم و تا کرانه ی ماتم سیاه می پوشم زبان عشق چه داند کسی که عاشق نیست من عاشقانه در این غم سیاه می پوشم ز کعبه یاد گرفتم سیاه پوشی را کنار خلوت زمزم سیاه می پوشم برای سینه زدن مدتی ست دلتنگم به زیر سایه ی پرچم سیاه می پوشم در آتش دل پر درد خویش می سوزم هم آه می کشم و هم سیاه می ... :
من از شروع محرم سیاه می پوشم
و تا کرانه ی ماتم سیاه می پوشم
زبان عشق چه داند کسی که عاشق نیست
من عاشقانه در این غم سیاه می پوشم
ز کعبه یاد گرفتم سیاه پوشی را
کنار خلوت زمزم سیاه می پوشم
برای سینه زدن مدتی ست دلتنگم
به زیر سایه ی پرچم سیاه می پوشم
در آتش دل پر درد خویش می سوزم
هم آه می کشم و هم سیاه می پوشم
نشسته ای به عزا ای شب سیه معجر
در اقتدا به تو من سیاه می پوشم
به رنگ مردم دیده کنار چشمه ی نور
به نور دیده ی خاتم سیاه می پوشم
برای این که شوم روسفید در محشر
دو ماه پشت سر هم سیاه می پوشم
بیا و دست مرا هم بگیر یا مهدی
برای زخم تو مرهم سیاه می پوشم
_______________ #شاه_سلام_علیک . #اللهم_الرزقنا_ڪربلا #اللهم_ارزقنا_حرم #اللهم_ارزقنا_زياره_الحسين #صلي_الله_عليك_يا_ابا_عبدالله_الحسين #حسين #السلام_علی_الحسین_و_علی_علی_ابن_الحسین_و_علی_اولاد_الحسین_و_علی_اصحاب_الحسین
Read more
هُوَالدمُوع . . . . ذَٰلِــکَ وَمَنْ يُعـــَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّه فَــــإِنَّهَا مِـــنْ تَــــقْوَى الْــقُلُوبِ #سوره_حج . . . . . پـی نِوشت سماحه المرجعیه الکبیرمحی شعائرالحسینیه حـــضرت آیَــه اللّه العُـظمی وَحــیدخُــراسانی (حفظه اللّه تعالی): ســــَیدالشُهدا(علیه ... هُوَالدمُوع
.
.
.
.
ذَٰلِــکَ وَمَنْ يُعـــَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّه
فَــــإِنَّهَا مِـــنْ تَــــقْوَى الْــقُلُوبِ
#سوره_حج .
.
.
.
.
🍇پـی نِوشت🍇
سماحه المرجعیه الکبیرمحی شعائرالحسینیه
حـــضرت آیَــه اللّه العُـظمی وَحــیدخُــراسانی
(حفظه اللّه تعالی):
ســــَیدالشُهدا(علیه السلام) را آنچنان که در بـیان
رسول خُـــدا هست، به مردم معرفی کنید، تا یــک
#عده_عوام نــــگویند:ایــــنها #افراط درعـــزاداری
است.آنـــچه مردم در عزاداری برای او انجام بدهند
همـــه #تفــــریط است. #ایــن_عـــزا_افراط_نــدارد
فَــقیه، #میرزای_نائینی اســت،اوکسـی اســـت کـــه
اســـاطین فُـــقهابر کلمه به کلمه رساله لباس مشکوک
اودقت میکنند،همچوکسی صریح فتوایش این است:
اگردرعزای حسین بن علی به #سینه، #زنجیرو #تیغ
بــــزنندو #خون بیاید، #هیچ_اشکالی نــداردعــظمت
مُـصیبت چِنان است که بَـکی عَلیه مایَریِ ومالایَری
بــنابرایــــن زنــجیر زدن من و #سیاه شدن تن من،کجا
بــــه گِــرد این مُـــصیبت عُظمی میرسد،عـقل میماند!!
الـــــهی!به خـــــون پاک آن حضــرت به ما معرفت بده
دیــدارباخدام حسینی(سَلام اللّه علیه) ۱۸مهرماه۱۳۹۴
.
.
.
.
.
📃مِض٘ـرابُ القَلَــم٘📃
گَشتند أنبيا همه از غم سِياه پوش
گُوئي مگر مصيبت سالار انبياست
#ميرزا_احمد_شيرازي
.
.
.
.
@imamhussainorg
@nariman__panahi
@fatemyeh_valiasr
@wahid_not_alone
@madrass_tabrizi_qom
@khamenei_ir .
.
.
.
.
.
#سلوک_الی_الله_فی_باب_الحسین
#زیر_سـم_سینه_زنی_میکند_حسیـن
#ذوب_در_ولایتن_انکه_دیوانه_توست
#اللهم_لعن_جبت_و_الطاغوت_والنعثل
#ز_آتش_بیداد_سوخت_حاصل_اوقات_ما
#ما_با_ذکر_اباعبدالله_مســــت_میشیم
#بــــرین_توهـم_لــه_شو_برا_حــسین
#کاتبلی_الله_علی_الجبین
#علموا_اولادکم_حب_الحسین
#لطمه_علی_جبیـن_والخدود
#واعطشا_بکربلا
#مجالسنا_مدارسنا
#الشعائر_الحسينية
#ما_اُمتِ_وَحیـدیم
#گودالیــــم_ما
Read more
Rest In Peace 🕊🖤🕊 عزت سينماي ايران "آقاي بازيگر" پركشيد. روحش شاد و يادش تا ابد گرامي باد The Legendary ...
Media Removed
Rest In Peace 🕊🖤🕊 عزت سينماي ايران "آقاي بازيگر" پركشيد. روحش شاد و يادش تا ابد گرامي باد The Legendary Ezatollah Entezami, one of the most prominent Iranian actors, passed away at early morning of Friday. The great actor lost his life at 94 after suffering a prolonged tough period of illness. Born ... Rest In Peace 🕊🖤🕊
عزت سينماي ايران "آقاي بازيگر" پركشيد. روحش شاد و يادش تا ابد گرامي باد
The Legendary
Ezatollah Entezami, one of the most prominent Iranian actors, passed away at early morning of Friday.
The great actor lost his life at 94 after suffering a prolonged tough period of illness.

Born on June 21, 1924 in Tehran, Entezami starred in numerous movies, TV series and theatres. He graduated from theatre and cinema school in Hanover, Germany in 1958 and then started his career on stage in 1941.

His debut performance in Darius Mehrjui’s film, The Cow, received the Silver Hugo in Chicago International Film Festival in 1971. He shined in the role of a naive villager who cannot endure the death of his beloved cow and starts to believe that he is the cow
himself ◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️
عزت الله انتظامی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر
صبح امروز 26 مرداد ماه در بیمارستان "باهنر تهران" درگذشت.

طبق پیگیری های خبرنگار ایسنا از خانه سینما، صحت این خبر تایید شده است.

عزت‌الله انتظامی معروف به "آقای بازیگر" طی چند سال اخیر خانه نشین شده بود و ساعت 4 صبح، 26 مرداد ماه از دنیا رفت.

او که امسال در خرداد ماه؛ 94 سالگی را پشت سرگذاشت،خالق نقش‌های ماندگاری در سینمای ایران بوده است.

عزت‌الله انتظامی سال 93 در سالروز تولدش اظهار امیدواری کرد همه سلامت باشند و او هم کمردردش بهبود پیدا کند.

او به ایسنا گفته بود: از ناحیه کمر درد زیادی دارم که حرکت کردن برایم مشکل شده است؛ دائم در خانه هستم و پزشک معالجم وضعیتم را زیر نظر دارد. بیشتر وقتم همچنان به مطالعه می‌گذرد.

عزت‌الله انتظامی متولد 30 خرداد 1303 در تهران فارغ‌التحصیل دانشکده‌ هنرهای زیبای تهران در سال 1351 است که برای ادامه‌ تحصیل به مدرسه‌ شبانه‌ تئاتر و سینما در هانوفر رفت و در سال 1337 به ایران بازگشت.

از فیلم‌های سینمایی این بازیگر می‌توان به «آقای هالو»، «پستچی»، «گاو»، «ستارخان»، «صادق کرده»، «حاجی واشنگتن»، «گراند سینما»، «هامون»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «روز واقعه»، «خانه‌ای روی آب»، «دیوانه‌ از قفس پرید»، «گاو خونی»، «مینای شهر خاموش»، «آتش سبز»، «راه آبی ابریشم» و «چهل‌سالگی» اشاره کرد
#عزت_الله_انتظامی #هنرمندان #سينما #ايران #
#hamednikpay #hamednikpey #
Read more
عزت الله انتظامی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر صبح امروز 26 مرداد ماه در بیمارستان "باهنر تهران" درگذشت. عزت‌الله انتظامی معروف به "آقای بازیگر" طی چند سال اخیر خانه نشین شده بود و ساعت 4 صبح، 26 مرداد ماه از دنیا رفت. او که امسال در خرداد ماه؛ 94 سالگی را پشت سرگذاشت،خالق نقش‌های ماندگاری در ... عزت الله انتظامی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر صبح امروز 26 مرداد ماه در بیمارستان "باهنر تهران" درگذشت.

عزت‌الله انتظامی معروف به "آقای بازیگر" طی چند سال اخیر خانه نشین شده بود و ساعت 4 صبح، 26 مرداد ماه از دنیا رفت.

او که امسال در خرداد ماه؛ 94 سالگی را پشت سرگذاشت،خالق نقش‌های ماندگاری در سینمای ایران بوده است.

عزت‌الله انتظامی سال 93 در سالروز تولدش اظهار امیدواری کرد همه سلامت باشند و او هم کمردردش بهبود پیدا کند.

او گفته بود: از ناحیه کمر درد زیادی دارم که حرکت کردن برایم مشکل شده است؛ دائم در خانه هستم و پزشک معالجم وضعیتم را زیر نظر دارد. بیشتر وقتم همچنان به مطالعه می‌گذرد.

عزت‌الله انتظامی متولد 30 خرداد 1303 در تهران فارغ‌التحصیل دانشکده‌ هنرهای زیبای تهران که در سال ۱۳۳۲ به آلمان غربی رفت و در مدرسه شبانه تئاتر و سینما به نام «فولکس هوخ شوله» در «هانوفر» تحصیل کرد و در سال ۱۳۳۷ به ایران بازگشت.

از فیلم‌های سینمایی این بازیگر که در این لینک تمام فعالیت‌هایش قابل مشاهده است می‌توان به «آقای هالو»، «پستچی»، «گاو»، «ستارخان»، «صادق کرده»، «حاجی واشنگتن»، «گراند سینما»، «هامون»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «روز واقعه»، «خانه‌ای روی آب»، «دیوانه‌ از قفس پرید»، «گاو خونی»، «مینای شهر خاموش»، «آتش سبز»، «راه آبی ابریشم» و «چهل‌سالگی» اشاره کرد.
#انتظامی
#عزت_الله_انتظامی
#سینما
#تئاتر
#فیلم
#تلویزیون
#هنرمند
#سوپراستار
#بازیگر
#بازی
#هنرپیشه
#هنر
#هنر_هفتم
#ایران
#تهران
#هزاردستان
#دیالوگ
#فیلمنامه
#کارگردان
#فیلم_فجر
#سیمرغ
#سیمرغ_بلورین
Read more
بخش دوم: افسانه نیست خون سیاووش بی‌گناه کز آنچه رفته است و نرفته ز یاد کس بر تو خبر دهد. هر چند خامشم من خود سیاوشم خود آزمای خویشم و دانم که جان پاک جسم مرا ز شعله‌ی آتش گذر دهد افسانه نیست این در چشم من ببین آیین من؟ نه ... نه که خود آیین هر چه مرد با زشتی و پلیدی و پستی کند نبرد آزاده ... 🎵🎶
بخش دوم:
افسانه نیست
خون سیاووش بی‌گناه
کز آنچه رفته است و نرفته ز یاد کس
بر تو خبر دهد.
هر چند خامشم
من خود سیاوشم
خود آزمای خویشم و
دانم که جان پاک
جسم مرا ز شعله‌ی آتش
گذر دهد
افسانه نیست این
در چشم من ببین
آیین من؟
نه ... نه
که خود آیین هر چه مرد
با زشتی و پلیدی و پستی
کند نبرد
آزاده آن که در همه جا داد گسترد
آزاده نیست
تن چو به بیداد در دهد .
امروز،
در فرومایه ترین ناله ی نرم دشت
حکایت تکرار فانوس های غریب
بوی سیاووشان اساطیر می دهد!

و اما تو ای بازمانده ی تاریخ
خیره بر پهنه ی دلاوری های ناکام
چون بردگان سیاه خورشید
در تعلق گاه تاریکی های افروخته
بدان
"نام پهلوان" همچنان می تابد
پس بخوان
بخوان به نام حماسه ی افق های روشن
"پهلوانان هرگز نمی میرند"

گاه سختی ست که مردان را می شود محک زد .
جواهر وجود را در روزگاران سخت ، می توان قیمت نهاد .
تاریخ همواره تکرار می شود اما برای ما که روشنفکرانه ! تاریخ نمی خوانیم ،این تکرار هرگز تکراری نمی شود .
و شاید همین است که سالیان سال ، این سرزمین رنگ آزادی به خود ندیده است .
و سالیان سال است که در روزگاران دشوار ، سیاووش ها از آتش تهمت ها و کینه ورزی های ما به سلامت گذشته اند .

استاد همایون شجریان :
امروز آغوش مهر به روی ایران گشودی
جان خسته مان را به لطف جلا دادی
روح آشفته مان را به عشق آرام کردی
دل خونین مان را به مهرهمایونی مرهم نهادی
تا ابد به یادمان می ماند که چطور با روح بلند و قلب دریایی ، کنارمان ماندی و پناه امن دلتنگی هایمان شدی .
این بار می خواهیم قدرشناس باشیم
می خواهیم گوهر شناس باشیم
سپاس که آغوش مهربان و امنت را به رویمان گشودی و تکیه گاه روزهای سخت و طاقت فرسایمان شدی
مردانگی را تمام کردی
و پای مردمت ایستادی
وجودت بر ما همایون
که با بزرگواری همایونی دل به دل زخم خورده مان دادی .
تا ابد سجده ی شکر بر ما واجب است
به بودن نام بلند " شجریان "

شعر : حمید مصدق - سارا چگینی
موسیقی متن : برگرفته از آلبوم آرایش غلیظ
متن : آوای همایون
ادیت فیلم :
آوای همایون - همایون.می

پ.ن۱ : این فیلم در راستای همدلی و همراهی "همایون شجریان" با مردم ایران تهیه شده است و استفاده از آن باید همراه با هشتکهای زیر باشد .
#سیاووش_آواز_ایران
#خون_چشم_سیاووش
#همایون_شجریان
پ.ن۲ : ویدئو کامل را می توانید در کانال اینستاگرام آوای همایون و همایون.می ببینید.

#همایون
#همایون_شجریان
#استاد_همایون_شجریان
#سیاووش_آواز_ایران
#خون_چشم_سیاووش
#همایون_شجریان

#homayounshajarian
@homayounsharian
@avayehomayoun
@homayoun.me
Read more
خامنه ای در سالگرد خمینی! سخنان دیروز رهبری در #حرم_مطهر_امام راحل و دستور راه اندازی #۱۹۰_هزار_سو ...
Media Removed
خامنه ای در سالگرد خمینی! سخنان دیروز رهبری در #حرم_مطهر_امام راحل و دستور راه اندازی #۱۹۰_هزار_سو از پشت تریبون پرمخاطب ترین و درعین حال حساس ترین سخنرانی ایشان طی یک سال، بیش ازآنکه اذهان را به سمت #حکم_حکومتی و اتمام حجت رهبری با دولت بچرخاند، بازیابی اقتدار از دست رفته رهبری طی دوره آغاز ... خامنه ای در سالگرد خمینی!

سخنان دیروز رهبری در #حرم_مطهر_امام راحل و دستور راه اندازی #۱۹۰_هزار_سو از پشت تریبون
پرمخاطب ترین و درعین حال حساس ترین سخنرانی ایشان طی یک سال، بیش ازآنکه اذهان را به سمت #حکم_حکومتی و اتمام حجت رهبری با دولت بچرخاند، بازیابی اقتدار از دست رفته رهبری طی دوره آغاز #مذاکرات_هسته_ای تا دیروز بود.

گرچه به نظر می رسید تیم مذاکره کننده تمایلی به دنبال کردن و فصل الخطاب قرار دادن فرمایشات و توصیه های اکید و در عین حال خطوط قرمز معظم له ندارد و درنتیجه شد آنچه نباید و #بزک کردن چهره کریه المنظر آمریکا، تنها آورده آن بود، اما پس از سالها دیروز #آیت_الله_خامنه ای به عنوان #فرمانده_کل_قوا، هم دشمن را تهدید به واکنش سریع تر و قدرتمندتر از آنچه بیندیشند کرد و هم در لابلای دستور راه اندازی مجدد پروسه غنی سازی، از جایگاه ولایت مطلقه دفاع نمود.

اگرچه خط و نشان کشیدن رهبری برای آمریکا درخصوص نقض برجام هرگز جامه عمل پوشانده نشد و ایشان تا مذاکره مشروط با اعضای اروپایی برجام نیز عقب نشینی کردند (چراکه دولت زیر بار نرفت) اما دیروز فاتحه آن عقب نشینی نیز خوانده شد.
.

رهبری معظم در کهولت سن و با زبان روزه در واپسین ساعات طاقت فرسای روزه داری خرداد، پرصلابت از جایگاه ولایت فقیه دفاع کرده و روح امید را در آن دسته ی جوان که پیش ازین توسط حامیان برجام "دلواپسان" نامیده شده بودند دمیده و بار دیگر در جایگاه اصلی خود قرار گرفتند.
#تضعیف_جایگاه_رهبری اندیشه مبهم و البته باطلی است که سالهاست توسط عناصر نفوذی پیگیری می شود.
بک روز در قالب #فتنه مطبوعاتی و روز دیگر در قالب فتنه انتخاباتی و ... تا جایی که بگویند "اگر عکس مراهم آتش زدند..." و "من جسم ناقصی دارم..." .
رهبری معظم در جایگاه فرمانده کل قوا از یک سو و ولایت فقیه از سوی دیگر، به هر دلیلی چه در مقام شخص حقیقی و چه در جایگاه حقوقی اشان تضعیف شوند، کل کشور تضعیف شده و خطر هجوم دشمن را افزایش می دهد.
این را بهتر از هرکسی خود رهبری می دانند!

فی الواقع این معظم له بوندند که به معنای واقعی کلمه، عصر دیروز شر #سایه_جنگ را از سر مملکت کوتاه و کم کردند.
#مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_آمریکا
#سر_خم_می_سلامت_شکند_اگر_سبویی
#دلواپسان
#دستمال_سرخ_ها

#شهید_اصغر_وصالی
#مرگ_بر_آمریکا_شعار_نیست_اعتقاد_ماست
Read more
. سونی با خرید EMI Music به بزرگترین ناشر موسیقی دنیا تبدیل شد کمپانی سونی با افزایش سهام ۳۰ درصدی ...
Media Removed
. سونی با خرید EMI Music به بزرگترین ناشر موسیقی دنیا تبدیل شد کمپانی سونی با افزایش سهام ۳۰ درصدی خود در شرکت EMI Music به ۹۰ درصد، حالا بزرگترین ناشر موسیقی در جهان به شمار می رود. مسئولان این شرکت ژاپنی با خریداری سهم شرکت اماراتی «مبادله» مالک ۹۰ درصد از شرکت EMI Music Publishing شدند که ... .
سونی با خرید EMI Music به بزرگترین ناشر موسیقی دنیا تبدیل شد

کمپانی سونی با افزایش سهام ۳۰ درصدی خود در شرکت EMI Music به ۹۰ درصد، حالا بزرگترین ناشر موسیقی در جهان به شمار می رود.

مسئولان این شرکت ژاپنی با خریداری سهم شرکت اماراتی «مبادله» مالک ۹۰ درصد از شرکت EMI Music Publishing شدند که به لطف آلبوم اسطوره هایی نظیر «دیوید بویی» و «فرانک سیناترا» ۴.۷۵ میلیارد دلار ارزش دارد.

EMI Music یکی از بزرگترین و متنوع ترین گنجینه های موسیقی دنیا را در اختیار دارد که شامل ترانه های مدرن و کلاسیک یک قرن گذشته می شود. «ادیب مطر»، از مسئولان ارشد این موسسه معتقد است که ترانه سرایان و هنرمندان از انتشار موزیک ها در پلتفرم این شرکت بهره برده و باید از پیوستن به خانواده سونی افتخار کنند

در صورتی که سازمان های رگولاتوری با این قرار داد مخالفت نکننند، EMI Music عملا به یکی از زیرمجموعه های سونی تبدیل شده و این شرکت را به بزرگترین ناشر موسیقی در جهان تبدیل خواهد کرد. «کنچیرو یوشیدا»، مدیرعامل جدید سونی که برخی از او به عنوان منجی این شرکت نام می برند درباره این قرارداد گفته است:

هدف ما از افزایش سهام در EMI Music حفظ موقعیت برتر در صنعت نشر موسیقی بوده است. این بازار در سال های اخیر حیاتی دوباره یافته که بخش عمده آن مدیون سرویس های استریم پولی بوده است. ما در پی ایجاد زیر ساختی قوی در صنعت سرگرمی هستیم و خرید EMI Music نیز در رشد بلندمدت سونی تاثیر به سزایی خواهد داشت.

مبلغ پرداختی شرکت ژاپنی به مبادله هنوز قطعی نشده و به برخی شرایط نهایی بستگی دارد با این حال انتظار می رود در نهایت برابر با ۲.۳ میلیارد دلار باشد.  موسسه مبادله در زمینه سرمایه گذاری در فناوری دستی بر آتش دارد و یکی از زیرمجموعه آنها به نام ATIC در حوزه صنایع نیمه هادی و توسعه اکوسیستم تکنولوژی ابوظبی سرمایه گذاری های گسترده ای را صورت داده است.

به نقل از: digiato.com
PuyA . .
#sony
Read more
. . از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای داشت؛ یک‌جور وقار و یک برقِ غریبی توی این چشم بود ...
Media Removed
. . از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای داشت؛ یک‌جور وقار و یک برقِ غریبی توی این چشم بود که آتش می‌زد و خاکستر می‌کرد و یک‌جور غرور هم بود که نگاه نمی‌کرد و این چشم هیچ‌وقت نمی‌چرخید آن‌طرفی که ما بودیم و هیچ‌وقت آشنایی نداد به ما و غریبه ماند. از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای ... .
.
از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای داشت؛ یک‌جور وقار و یک برقِ غریبی توی این چشم بود که آتش می‌زد و خاکستر می‌کرد و یک‌جور غرور هم بود که نگاه نمی‌کرد و این چشم هیچ‌وقت نمی‌چرخید آن‌طرفی که ما بودیم و هیچ‌وقت آشنایی نداد به ما و غریبه ماند. از نیم‌رُخ که می‌دیدی، یک‌جور ملاحتِ معرکه‌ای داشت؛ یک‌جور طمأنینه‌ که به چشمِ ما می‌آمد و ما دزدکی، پنهانی، زیرِچشمی، از لابه‌لای کتاب‌های روزانه، می‌دیدیم.
یک‌ احتیاج بود؛ یک‌جور جیره‌ی روزانه؛ یک وظیفه‌ی خودخواسته که تا این چشم را نمی‌دیدیم، روز برنمی‌آمد و آفتاب نمی‌تابید و آبیِ آسمان به چشم نمی‌آمد و یک صبح که همین‌جور دست توی جیب کرده بودیم و راه می‌رفتیم یک برقِ غریبی از کنارِ دستِ ما جهید و به ما خورد و همچه که سر بلند کردیم یک ملاحتِ معرکه، یک‌جور وقار را دیدیم که کنارِ ما، پشتِ شیشه‌ی کتاب‌فروشی‌ست و دارد همان کتاب‌هایی را می‌بیند که ما می‌بینیم و چشمش روی همان کلمه‌هایی می‌افتد که ما می‌بینیم و تا بجُنبیم و تا نفس بکشیم و تا این نفسی را که توی سینه حبس شده بیرون بریزیم، دیدیم که یک آسمانِ صافِ و زلالِ بی‌ابر زُل زده است به چشم‌های حیرانِ ما و همچه نگاه می‌کند که انگار غریبه نیستیم. یک‌جور خنده، یک لبخندِ شیرین، یک شیرینیِ جاودانه توی این چشم بود که نمی‌شد ندیده‌اش گرفت و یک سفیدیِ معرکه‌ای داشت که روحِ آدم را تازه می‌کرد. و یک بوی خوشی داشت که شبیه هیچ عطری نبود، یک‌جور شیرینیِ دل‌پذیری داشت که آدم دوست داشت خیال کند مالِ بهترین شیرینی‌فروش‌های شهر است و هیچ کم ندارد از شیرینی‌های بی‌بی. • #این_روزها_که_میگذرد #روزها_در_راه #یک_گوشه_پاک_و_پرنور #در_باغ_زیتون_چه_کسی_اضافه_بود #چگونه_میشنویدم_من_از_این_دور_حرف_میزنم #ویوین_مایر
Read more
. من تا آخر این ادای دین هرجایی نوشته‌ام «شاملو» ایستاده‌ام. تا پایان این سوگواره‌ بی‌دهان هر جایی ...
Media Removed
. من تا آخر این ادای دین هرجایی نوشته‌ام «شاملو» ایستاده‌ام. تا پایان این سوگواره‌ بی‌دهان هر جایی گفته‌ام «عشق» ، از چشمان آیدا خجالت کشیده‌ام. نمی دانم اولین باری که از آویشن صدایش شریان‌های بدنم بوی شعر گرفت کجا بود ولی دوست دارم اولین بار آن شبی باشد که شهر، تهران بود،خیابان، «ولیعصر» و من ... .
من تا آخر این ادای دین هرجایی نوشته‌ام «شاملو» ایستاده‌ام. تا پایان این سوگواره‌ بی‌دهان هر جایی گفته‌ام «عشق» ، از چشمان آیدا خجالت کشیده‌ام.
نمی دانم اولین باری که از آویشن صدایش شریان‌های بدنم بوی شعر گرفت کجا بود ولی دوست دارم اولین بار آن شبی باشد که شهر، تهران بود،خیابان، «ولیعصر» و من انقلاب. شب پشت پنجره می بارید و شانه های من از باران سرفه می‌کرد. وسط نشر «چتر»  تاب می خوردم، گیج از بوی کتاب و اسامی کسانی که دوستشان دارم. هوس غزل کردم.دیوان حافظ را برداشتم، چشمانم را بستم، به نیت همیشگی صفحه ای باز کردم و نگاهم را به غزل دادم :«منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن/ منم که دیده نیالوده‌ام به بددیدن/ وفا کنیم و ملامت...» داشتم ابیات را با بغض برای خودم می‌خواندم که در همان کنج، صدایی پیر با سینه‌ای عطشناک آرام بغلم کرد  و گفت: «شانه ات مجابم می کند در بستری که عشق تشنگی‌ست/ زلال شانه هایت همچنانم عطش می دهد/ در بستری که عشق مجابش کرده است...» حافظ را بوسیدم و سر جایش گذاشتم ، گوش‌هایم را به شعر گره زدم. بدنم از رحم مادر گرم‌تر شده بود. به متصدی کتاب‌فروشی گفتم:« می‌شه صدای این شعرو بیشتر کنید.» گفت:« آلبوم «ققنوس در باران»، احمد شاملو... هر وقت بارون می‌آد این آلبوم‌و پخش می‌کنم، اولین بار زیر بارون از دستای زیبای یه عشق هدیه گرفتمش.» انگار کلید خاطراتش را  فشار داده باشم، انگار دلش مثل من گرفته بود و آماده باریدن. نمی‌دانستم خودم را در گندمزار گرم و گیرای شاملو گم کنم یا حرف‌های آن مرد کتابفروش عاشق... پولم کم بود ولی همانجا تصمیم گرفتم با اتوبوس به مشهد برگردم و لی تمام  آلبوم‌های شاملو را  داشته باشم.  آلبوم «باغ آینه» ، «کاشفان فروتن شوکران»، «ابراهیم در آتش»، «در آستانه» و ... .

صـدای احمد شاملو برای من مثل «ساعت صفر عاشقی»است. دوست دارم به اندازه عشق میان شاملو و آیدا کسی را دوست داشته باشم و بلند بلند برایش نامه بنویسم.
هر بار مادرم به من زنگ می زند، می پرسد:« پس تو کی می‌خوای این صدای گریه دارو از پیشواز گوشیت برداری؟ یعنی چی قشعریره درد؟» کاش می توانستم به مادرم بگویم «قشعریره درد در لطمه جان»، یعنی نبودن خودش، یعنی نبودن عشق، یعنی همین روزهای ما که به زنجیر زنجره می ماند.

آن شب بارانی ولیعصر ، همان‌طور که داشتم برای بار هزارم شعر«شانه‌ات مجابم می کند» را... . ... ادامه در کامنت اول
.

#جلال_حاجی‌_زاده
#احمد_شاملو #آیدا
Read more
. بشنو از من چون حکایت می کنم خواب دیشب را روایت می کنم دیشب اندر خواب دیدم #مولوی شاعر دهها هزاران ...
Media Removed
. بشنو از من چون حکایت می کنم خواب دیشب را روایت می کنم دیشب اندر خواب دیدم #مولوی شاعر دهها هزاران #مثنوی صاحب دیوان #شمس پرگهر پاسدار ملک عرفان و هنر بازگشت از آن دیار ماندگار زنده شد از زیر خاک آن یار غار روح او از #قونیه تیک آف کرد یک نظر بر عالم اطراف کرد قرنها بود از دیارش دور بود یاد ایران ... .
بشنو از من چون حکایت می کنم
خواب دیشب را روایت می کنم
دیشب اندر خواب دیدم #مولوی
شاعر دهها هزاران #مثنوی
صاحب دیوان #شمس پرگهر
پاسدار ملک عرفان و هنر
بازگشت از آن دیار ماندگار
زنده شد از زیر خاک آن یار غار
روح او از #قونیه تیک آف کرد
یک نظر بر عالم اطراف کرد
قرنها بود از دیارش دور بود
یاد ایران عقل و هوشش را ربود
پر زد و در آسمان پرواز کرد
پر و بالش سوی ایران باز کرد
چون گذشت از مرز بازرگان همی
زیر لب میخواند با خود مثنوی:
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
او بسوی #بلخ و مشرق می شتافت
با سماعش لایه های جو شکافت
گفتم ای مولای خوب و پاک ما
بلخ دیگر نیست جزو #خاک ما
بلخ و #خوارزم و #بخارا از #وطن
گشته منفک و ز غوغا راحتن
گفت پس کو #بامیان و #نخجوان
یا #سمرقند و #هرات و ایروان
گفتم اینها چون زیادی بوده اند
شاهها از کیسه شان بخشیده اند
بانگ زد کو #غیرت ایرانیان
پس کجایند آن یلان آریان
شیر بی یال و دم و اشکم که دید؟
شیر #ایران از چه رو عزلت گزید؟
گفتم آن شیر مهیب و زورمند
گشته اینک گربه ای خرد و نژند
گفت پس اندر کدامین سرزمین
می زیند ایرانیان راستین؟
گفتمش شیراز و رشت و اصفهان
زاهدان تبریز و سمنان سیستان
مشهد و ساری اراک و بیرجند
عده ای هم که ز ایران رفته اند
گفت اکنون مرکز ایران کجاست
در کدامین شهر غوغاها بپاست؟
گفتمش تهران بود مولای ما
لیدر تورت شوم با من بیا
بردمش با خود به تهران بزرگ
آن کلانشهر عظیم و بس سترگ
چون که دود شهر را از دور دید
از تعجب یک وجب از جا پرید
گفت این دود پراکنده ز چیست
آتشی در نیستان یا خرمنی است؟
زود باش آتش گرفته شهرتان
کن خبر داروغه و آتش نشان
گفتمش مولا نزن تو بال بال
دود خودروهاست بابا بی خیال
ما همه مشتاق آثار توییم
عاشق و سرمست اشعار توییم
نام خود بینی بهرجا بنگری
کافه رستوران هتل یا زرگری
چارراه و هم خیابان مولوی
کوچه و بن بست و میدان مولوی
گفت من آگه نبودم اینقدر
عاشق شعرید و فرهنگ و هنر
سینه ام شد شرح شرح از اشتیاق
تا به کی سازم به این درد فراق؟
دست من گیر و به آنجاها ببر
تا ببینم مردم کُوی و گذر
بردمش با خود خیابان خودش
مطمئن بودم که می آید خوشش
از سرا و تیمچه تا پامنار
از سر بازارچه تا پاچنار
می کشاندم مولوی را با خودم
در میان ازدحام و دود و دم
بین مردم در پیاده رو موتور
از سر بازار تا میدان حر
خلق در طول خیابانها روان
بین خودروها ولو پیر و جوان
#بوق و #سوت و #گاز و #ویراژ و موتور
گوییا گم گشته با بارش شتر
کودکی اموال دزدی می فروخت
گوشی همراه و #ارز و کارت سوخت
.
ادامه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
هشت سال در خط مقدم جبهه اقتصادی جنگیدیم....هشت سال جنگ مثل هشت سال دفاع مقدس...! خود را چون سربازی ...
Media Removed
هشت سال در خط مقدم جبهه اقتصادی جنگیدیم....هشت سال جنگ مثل هشت سال دفاع مقدس...! خود را چون سربازی از تمام امکانات زندگی معمولی محروم کردیم و در این راه دشوار قدم برداشتیم و خون ریختیم! #سانچی...یکی از آن سنگرهای خط مقدم بود که در مظلومانه ترین شکل ممکن زیر آتش سوخت و خاکستر شد! سنگری که دریانوردان؛ ... هشت سال در خط مقدم جبهه اقتصادی جنگیدیم....هشت سال جنگ مثل هشت سال دفاع مقدس...!
خود را چون سربازی از تمام امکانات زندگی معمولی محروم کردیم و در این راه دشوار قدم برداشتیم و خون ریختیم!

#سانچی...یکی از آن سنگرهای خط مقدم بود که در مظلومانه ترین شکل ممکن زیر آتش سوخت و خاکستر شد!

سنگری که دریانوردان؛ این غیورمردان بهمراه شیرزنان شان سنگربانان آن بودند!

هشت روز از این حادثه گذشت....
پیکر مطهر سه تن از جگرگوشه های خانواده مظلوم دریایی ایران را از میان خاکسترهای نفتکش سانچی بیرون کشیدند...
شهادت کمترین درجه ایست که می توان به این غیورمردان و شیرزنان داد...
آنها که پروانه وار در آتش سوختند!

سه تن از دریانوردان فداکار و پاره های تن مان در میان آب و آتش به شهادت رسیدند!
Read more
با همه‌ی احترامی که برای مصطفی کیایی قائلم و علاقه‌ام به فیلمسا‌زی‌ش، این حرکت دقیقن مصداق بارز گرفتن ...
Media Removed
با همه‌ی احترامی که برای مصطفی کیایی قائلم و علاقه‌ام به فیلمسا‌زی‌ش، این حرکت دقیقن مصداق بارز گرفتن ماهی از آب گل‌آلوده! یعنی از وایرال شدن حرکت ضدتبلیغ یک فیلم، به‌نفع خود استفاده کردن و تبلیغ کردن! (که البته ضد تبلیغ می‌شود) در دنیای حرفه‌ای تبلیغات این کار هم خیلی ناشیانه‌س و هم نشون‌دهنده‌ی ... با همه‌ی احترامی که برای مصطفی کیایی قائلم و علاقه‌ام به فیلمسا‌زی‌ش، این حرکت دقیقن مصداق بارز گرفتن ماهی از آب گل‌آلوده!
یعنی از وایرال شدن حرکت ضدتبلیغ یک فیلم، به‌نفع خود استفاده کردن و تبلیغ کردن! (که البته ضد تبلیغ می‌شود)
در دنیای حرفه‌ای تبلیغات این کار هم خیلی ناشیانه‌س و هم نشون‌دهنده‌ی سطح پایینِ سوادِ تبلیغاتی مدیر تبلیغات و تیم تهیه، چون ارزش فیلم و به خصوص آتش‌نشان‌های مظلوم پلاسکو رو زیر سوال می‌بره.
پی‌نوشت: من خودم تا الان همه کارای آقای کیایی رو دیدم و این هفته فیلم جدیدش‌و هم می‌بینم.
.
بعدن‌نوشت: حرکت به خودی خود خوبه، اما نه واسه تبلیغ فیلم که بشه ضد تبلیغ! مثلن مجموعه کوروش شروه به پخش گل و‌شیرینی کنه خیلی هم درست و به‌جاس.
ضمنن اگر گروه تبلیغات فیلم یکم واردتر بودن حداقل از قبل اطلاع‌رسانی نمی‌کردن و امشب غافلگیرانه این حرکت رو می‌کردن.
#از_آب_گل_آلود_ماهی_نگیریم
#تبلیغات #ضد_تبلیغ #سواد_تبلیغلتی #سودجویانه #حفظ_ارزش
Read more
نیمه‌ی خالی خواننده: مهدی باقریان آهنگساز و تنظیم کننده: کارن همایونفر میکس و مستر: میلاد فرهودی ترانه سرا: یغما گلرویی (بر مبنای ملودی) خوابِ یک شهر زیرِ بارونم شبِ تاریکِ یه خیابونم شکلِ تصویرِ ماه تو چاهم قدِ عمر «فروغ» کوتاهم آمبولانسِ توی ترافیکم مثلِ یه اتفاق نزدیکم یه ... نیمه‌ی خالی
خواننده: مهدی باقریان
آهنگساز و تنظیم کننده: کارن همایونفر
میکس و مستر: میلاد فرهودی
ترانه سرا: یغما گلرویی
(بر مبنای ملودی)

خوابِ یک شهر زیرِ بارونم
شبِ تاریکِ یه خیابونم
شکلِ تصویرِ ماه تو چاهم
قدِ عمر «فروغ» کوتاهم
آمبولانسِ توی ترافیکم
مثلِ یه اتفاق نزدیکم
یه پیانوی پیرِ ناکوکم
به زمین و زمانه مشکوکم
حرفِ از یاد رفته‌ام بی‌تو
تهِ «بربادرفته‌»ام بی‌تو

بی‌تو زنده‌م ولی یه زنده به گور، 
تو رو احساس می‌کنم از دور
توی مردابِ لحظه‌هام هستی
شکلِ یه قوی عاشق و مغرور.

ذوب می‌شم مثِ یه کوهِ یخی، 
با یه آتش‌فشان توی سینه‌
بغض می‌شم تو چشمای یه گوزن
که بهم زل زده رو شومینه

وقتی دور از منی هوا ابره
خاطراتت به شیشه می‌کوبن
زندگی بوی مرگ می‌گیره
دنیا آوار می‌شه رو سرِ من

اما وقتی کنار من باشی
رنگ می‌شم تو حوض نقاشی
سبز می‌شم شبیه سیسنگان
وقتشه، وقتشه که پیداشی

با همون عطرِ نابِ پاریسی
با چشای درشتِ ایرانی
نیمه‌ی خالی با تو پر نمی‌شه
نیمه نه... تو تمام لیوانی.

حال خیلی عجیب یعنی تو
شوقِ یه باغِ سیب یعنی تو
با یه لبخندِ ساده کاری کن،
دوباره هفت‌ساله‌شم از نو

منو سنجاق کن به رویاهات
نگهم دار پشتِ لبخندت
دوست دارم تمام عمرم رو
باتو باشم مثِ گلوبندت.
نسخه کامل این آهنگ را می توانید در کانال رسمی یغما گلرویی در تلگرام بشنوید. برای پیوستن به این کانال کافیست روی لینک زیر که در بخش توضیحات پروفایل هم قرار گرفته استفاده کنید:
https://telegram.me/yaghmagolrouee

@karenhomayounfar
@mehdimirzabagherian
@miladfarhoodi
Read more
<span class="emoji emoji1f49a"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f49a"></span> دوستم داشت البته من از اولش این را نمیدانستم. تقریبا این را همه محل فهمیده بودند که پسر حاجیِ معتمد ...
Media Removed
دوستم داشت البته من از اولش این را نمیدانستم. تقریبا این را همه محل فهمیده بودند که پسر حاجیِ معتمد محل، همان جوان لاغر و دراز و سبزه و خجالتی، عقلش عیب پیدا کرده و دلش را به آتش پاره ترین دختر محل داده است. اصلا من از کجا فهمیدم؟! از همان روزی که توی حیاط گیتی خانم سمنو پزان داشتیم و مادرش جواب سلامم ... 💚🌸💚
دوستم داشت البته من از اولش این را نمیدانستم. تقریبا این را همه محل فهمیده بودند که پسر حاجیِ معتمد محل، همان جوان لاغر و دراز و سبزه و خجالتی، عقلش عیب پیدا کرده و دلش را به آتش پاره ترین دختر محل داده است. اصلا من از کجا فهمیدم؟! از همان روزی که توی حیاط گیتی خانم سمنو پزان داشتیم و مادرش جواب سلامم را با ابروی بالا رفته داد و پشت بندش هم قربان صدقه دختر آمصطفی لحافدوز رفت. من هم چه کار کردم؟! هیچ شانه ام را بالا انداختم و خیال کردم این زن هم یک تخته اش کم است و رفتم توی جمع دخترها که دور هم حلقه زده بودند و در مورد پسرانی که امسال به سربازی می رفتند پچ پچ میکردند. بعدش هم یکی از آن سیاه سوخته هایشان صاف چرخید سمت من و گفت تو که اوضاعت از همه بدتر است، هم باید برای درسش توی دانشگاه صبر کنی هم خدمتش، من که عقلم به این چیزها درست و حسابی قد نمیداد مگر چند سالم بود؟! شاید سیزده شاید چهارده... وقتی دخترها شیرفهمم کردند که اوضاع از چه قرار است مثل خنگها گریه کردم که این حرفها عیب دارد و اگر بابایم بفهمد روزگارم سیاه است... اصلا برای همین میگویم این پسر سر به زیر خجالتی عقلش عیب کرده بود دلش را فرستاده بود دنبال خنگ بازیهای من... بابا از او بدش نمی آمد... گرچه مامان از مادرش دل خوشی نداشت.
برای همین بود شاید وقتی سال بعد از آن محل رفتیم، زیاد دلم برایش تنگ نشد...
ولی خب،
گالیله ثابت کرده که زمین گرد است و گذشت و گذشت و ما توی یک مدرسه پسرانه همکار شدیم. من معلم یار اول دبستانیها بودم و مدام آبدماغشان را می گرفتم و با گریه هایشان مدارا می کردم و او مدیر مدرسه بود و به زور از خودش جذبه نشان میداد...
نمی توانست. اصلا آدمی نبود که بشود او را جدی گرفت. حتی وقتی توی زنگ تفریح توی اتاق چهار متری کتابخانه گیرم انداخت و گفت
#دوستت_دارم من ابرویی نازک کردم و گفتم خاک بر سرت یک جای رمانتیک تر سراغ نداشتی بعد از این همه چشم انتظاری حرفت را بزنی؟!
و همان زنگ یکی از شاگردها پرسیده بود خانم رومالتیت یعنی چه؟!
اینکه جواب آن وروجک را چه دادم را درست یادم نیست اما خیلی وقت است که یک زندگی رومالتیت را شروع کرده ایم😊
#داستانک
#مرجان_خاتون
#منم_ابابیل
Read more
... چهار تا فیلمه یک) فرشتگان با صورت‌های کثیف دو) ما فرشته نیستیم سه) فرشتگان چارلی چهار) ...
Media Removed
... چهار تا فیلمه یک) فرشتگان با صورت‌های کثیف دو) ما فرشته نیستیم سه) فرشتگان چارلی چهار) فرشتگان و شیاطین که اصلا ارتباطی به این عکس نداره! جز اینکه توی اولی همفری بوگارت بازی کرده، از روی دومی فیلم مارمولک رو درست کردن و در قسمت دوم از مورد سوم پینک ایفای نقش کرده، چهارمی هم تازگیا دیدم ... ...
چهار تا فیلمه

یک) فرشتگان با صورت‌های کثیف
دو) ما فرشته نیستیم
سه) فرشتگان چارلی
چهار) فرشتگان و شیاطین

که اصلا ارتباطی به این عکس نداره! جز اینکه توی اولی همفری بوگارت بازی کرده، از روی دومی فیلم مارمولک رو درست کردن و در قسمت دوم از مورد سوم پینک ایفای نقش کرده، چهارمی هم تازگیا دیدم که عجب چیزیه
اینا هم یه تاریخ ادبیات بود گفتم دور هم

در خلال جنگ اودین و زئوس من نقش خودم رو ایفا کردم، دوست داشتم در رکاب میکائیل باشم
اما اسمم ساجادائیل بود به زبان فردوسِ برین یعنی «سوال از جواب آن داند خدای» که بعد از فرود بر زمین تغییر کرد تا راحتتر تلفظ بشه
گرچه جنگ رو توصیه نمی‌کنم چون همونطور که می‌دونید هر دوی این خدایان به رعد تسلط دارن و هالیوود همیشه در حال منفی نشان دادن کسی است که توانایی کنترل برق و مغناطیس را دارد، مثلا مگنتو در مردان ایکس، دکتر دوم در چهار شگفت‌انگیز، الکترو در مردعنکبوتی بی‌نظیر قسمت دوم و ... خوب مشخصه که هالیوود در حال تخریب خدایان است و الا مگر تصادفی می‌شود؟ حالا شما ممکنه بگی تور خدای رعده ولی ببین اودین این قدرت رو بهش داده، ولی زئوس چی به بچه‌اش داد؟ تپه کار نکرده باقی نذاشت، از خدا و تایتان و انسان یه دستی رسوند و همه مدله ارث‌خور تولید کرد حتی پدرش هم کشت ولی بعدش چی؟ نیمه‌خداها ظهور کردند

به قول لکس لوتر در فیلم بتمن علیه سوپرمن، همیشه فکر می‌کردیم شیاطین از زیر پامون میان ولی این بار از آسمون قراره بیان، آره خصوصا که حالا کره شمالی آزمایش موشکی موفق دیگری هم داشته و قراره لک‌لک‌ها جای بچه برامون بمب بیارن ترامپ هم که مستعد جنگ، ولی نمیدونم چرا نمیره تایلند تا اسلحه و اینا بکنه توی پاچه‌ی کشور خاور دور همه توی این خاورمیانه اتفاق میوفته! دقیقا عین دورانی که پیامبران حضور داشتن و همشون هم در همین حوالی خاورمیانه، البته پرسیدم گفتن که چین هم کنفسیوس داشته، یا نهایت اسم صد پیامبر رو میدونیم در صورتی بیشتر از صد و بیست و چهار هزار نفر بودن

درنظر داشته باش یه زمانی در سِیلِم کلی آدم به جرم جادوگری زنده زنده آتش زده شدند و نتیجه‌اش چی شد؟ برای همین وقتی شیطان از بالا قراره بیاد پایین، انتظار اینکه فرشته از پایین به بالا بره کم نیست

ازم پرسید بالات اذیتت نمی‌کنه؟
ترسیدم جواب بدم، منظورش مشخص نبود که بال‌هام منظورش بود یا قسمت بالاییم
منم بهتون پیشنهاد می‌کنم جواب این سوال رو ندید که بعدا پدرتون درنیاد

یه کلیشه‌ای هم هست که فرشته‌ها خوشگلن! خوب راست میگن

نکته : تو ولی لیاقت داشتی تا من، بیا از رفتن کنار، می‌دونی لازمه یکی که آزاده
Read more
‌ ده #زن عصیان‌گر سینمای ایران . اختصاصی #سلام_سینما - در این یادداشت به این زنان به یادماندنی ...
Media Removed
‌ ده #زن عصیان‌گر سینمای ایران . اختصاصی #سلام_سینما - در این یادداشت به این زنان به یادماندنی سینمای ایران پرداخته‌ایم هرچند که شمار زیاد چنین کاراکترهایی در سال‌های اخیر و البته سلیقه شخصی هر تماشاگر در مواجهه با سینما می‌تواند این لیست را زیر و رو کند. همچنین لازم به ذکر است که آثار پیش از ...
ده #زن عصیان‌گر سینمای ایران
.
اختصاصی #سلام_سینما - در این یادداشت به این زنان به یادماندنی سینمای ایران پرداخته‌ایم هرچند که شمار زیاد چنین کاراکترهایی در سال‌های اخیر و البته سلیقه شخصی هر تماشاگر در مواجهه با سینما می‌تواند این لیست را زیر و رو کند. همچنین لازم به ذکر است که آثار پیش از انقلاب، مادرانه‌ها و فیلم‌هایی مانند «صد سال به این سال ها» که ایران خانوم در این لیست قرار نگرفتند.
.
🔻متن کامل در سایت سلام سینما
.
نایی جان- «باشو، غریبه کوچک» با بازی #سوسن_تسلیمی
شخصیت نایی‌جان، زنی مصمم و جدی و در عین حال دل‌رحم است. حتی اگر اهل فیلم دیدن هم نباشید، مطمئنا پلان نمادین و معروف معرفی نایی‌جان را نه تنها دیده‌اید که در خاطرتان هم مانده است.
.
سارا- «سارا» با بازی #نیکی _کریمی
.
لیلا- «لیلا » با بازی #لیلاحاتمی
«لیلا» هرچند فیلمی بسیار زنانه است اما بیشتر سبب حیرت و افسوس و اندوه زنان تماشاگر می‌شود تا همدلی برانگیزی و این از اعجاب کاراکتر لیلا سرچشمه می‌گیرد.
.
سیما ریاحی- «شوکران» با بازی #هدیه_تهرانی
پرستاری زیبا و دلربا...زنی خوش مشرب که آدم دوست دارد ساعت‌ها بعد از همان دیدار اول با او معاشرت کند و وقت بگذراند. زنی با دلبری‌ها و در عین حال جدیت‌های مخصوص خودش و از اولین زنان سرکش مهم تاریخ سینمای ایران است.
.
رویا- «کاغذ بی‌ خط» با بازی هدیه تهرانی
.
گلرخ کمالی-« #سگ_کشی» با بازی #مژده_شمسایی
همه کسانی که در جشنواره آن سال به «سگ کشی» رای دادند نام گلرخ کمالی را در ذهن دارند. نماد مقاوت در برابر ناملایمت‌ها و بی‌عداوتی‌ها. او هم شکست می‌خورد اما تبدیل به شجاع‌ترین زن قربانی در تاریخ سینمای ایران می‌شود.
.
آتیه-«ماهی ها عاشق می شوند» با بازی #رویانونهالی
.
فروزنده-«حکم» با بازی لیلا حاتمی
.
سپیده-«درباره الی» با بازی #گلشیفته_فراهانی « #درباره_الی» اصلا پیش از آن‌که درباره الی باشد درباره سپیده است. زن مستحکم و سرحالی که در انتها، در لحظه موعود که مجبور می‌شود لب بگشاید و در جواب سوال نامزد الی که از اینکه متاهل بوده یا نه چیزی گفته است، بگوید «نه نگفت» و خودش و همه جهانش را به آتش بکشد.
.
غزل-«آسمان زرد کم‌عمق» با بازی #ترانه_علیدوستی
غزل را می‌توان جذاب‌ترین کاراکتری هم دانست که بهرام توکلی تا به اینجا در فیلم‌های خود خلق کرده است/ چه چیزی زیباتر از تصویر زنی زیبارو و آبستن که به فرزندش در داخل شکمش جان می‌دهد و البته در همان لحظه هم در فکر گرفتن جانش است...
Read more
 #وَالْأَرْضَ_بَعْدَ_ذَلِكَ_دَحَاهَا_أَخْرَجَ_مِنْهَا_مَاءَهَا_وَمَرْعَاهَا #نازعات_آیه_۳۰_۳۱ . للحق ...
Media Removed
#وَالْأَرْضَ_بَعْدَ_ذَلِكَ_دَحَاهَا_أَخْرَجَ_مِنْهَا_مَاءَهَا_وَمَرْعَاهَا #نازعات_آیه_۳۰_۳۱ . للحق عكس نوشت : شش روز گذشت و قدرت ذات #الهی جلوه‏ ای کرد.. #خاک، آرام آرام قد کشید و ابراز وجود کرد و زمین نام گرفت که دریایی سبز و روان آن را به دوش می ‏کشد و زمین در برابر فرمان خداوند فروتن ... #وَالْأَرْضَ_بَعْدَ_ذَلِكَ_دَحَاهَا_أَخْرَجَ_مِنْهَا_مَاءَهَا_وَمَرْعَاهَا #نازعات_آیه_۳۰_۳۱
.
للحق عكس نوشت : شش روز گذشت و قدرت ذات #الهی جلوه‏ ای کرد..
#خاک، آرام آرام قد کشید و ابراز وجود کرد و زمین نام گرفت که دریایی سبز و روان آن را به دوش می ‏کشد و زمین در برابر فرمان خداوند فروتن و در برابر شکوه خداوندی هماره تسلیم و سر به زیر است..
.
این سیاره رها شده در وسعتی آبی که به دستهای ستونهایی بلند و نامرئی از آسمانها محافظت می‏شود..
خاک، سر تسلیم فرود آورد و خاشع شد تا گاهواره‏ ای شود برای رنج و اندوه #آدم..
و خاک، به اذن #خدا، جان گرفت و آدم پدید آمد.
اولین رد پای #خلقت، بر وسعت #زمین نمایان شد تا جاده‏ های بی‌نهایت را بپیماید.
و زمین، مهد #آسایش و #آرامش قرار گرفت و گناه آدمیان را به جان پذیرا شد..
رودها جاری گشت و آبشارها خروشیدن گرفت و پرنده‏ ها بر ارتفاع شاخسارها به #تسبیح و تحمید #خداوند مشغول شدند.
.
و زمین، با عظمت کوه‏ ها که چونان میخ هایی بزرگ تکه تکه‌‏اش را نگاهبان شدند و با دریاها که تصویری از #شهود و ادراکند و با درختان که برگ برگ معرفت می‏آموزند..
این گاهواره ابدی که می ‏پروراند از مهر.
این سیاره خاموش که هزار فریاد را در خود فروخفته...
زمین، این نگران همیشه از آینده #فرزندان خویش..
خاک پدید آمد تا جایگاهی شود برای آسایش بنی‌آدم.
تا پیشانی غرور انسان، سجده ‏گاهی داشته باشد برای تضرع و خشوع..
زمین آفریده شد تا از مناجات عاشقانه ابوتراب سرمست شود..
که خوب و بد از هم جدا شوند در محکی بزرگ..
زمین، این سیاره در معصیت فرو رفته!!
این سرگردانِ در جست‏ وجوی آرامش..
این گورستان خاطرات تلخ و شیرین..
این جایگاه شادی ‏ها..
جایگاه غم‏ ها..
مهربانی‏ ها..
غارت‏ ها..
ستم‏ ها...
و عدالت‏ها...
و زمین آفریده شد...
تا آدم در تجارتی بزرگ با خدا معامله کند و زمین آفریده شد با طبقاتی در هم فشرده از خاک و سنگ و چوب و آب و آتش...
تجلی قدرت لایتناهی پروردگار در آیینه خاک...
فلسفه بزرگ خلقت...
و زمین گاهواره در حال چرخش چونان شتری رام شده که سواران خود را به مقصد می‏ برد و ابتدای زمین در #دحوالارض از شروع خلقت از نقطه‏ ای به بلندای رستگاری..
از یک مکعب روشن که ثقل زمین است و پناهگاه بنی‌‏آدم...
از همان روزی که بنیان نهاد ابراهیم خشت خشت خانه خدا را...
و زمین چون نقطه‏ ای روشن بر مدار خویش هنوز می‏ چرخد و می ‏چرخد...ياحق.
.
.
پ‌ن : در اين شب دعاى ظهور اولين و تنها دعايمان باشد.
.
.
كاملاً بى ربط : ماه من!!!
شعرم زمینی بود اما آخرش..
عشق تو یک روز ما را آسمانی میکند.
.
Read more
. سلام <span class="emoji emoji2764"></span>️دو، سه دقیقه ی تماشایی... <span class="emoji emoji1f448"></span>کناری ایستاده بودم و تماشا می کردم؛ درنگ و وقفه ای کوتاه در کنار ...
Media Removed
. سلام ️دو، سه دقیقه ی تماشایی... کناری ایستاده بودم و تماشا می کردم؛ درنگ و وقفه ای کوتاه در کنار کودک واکسی. نیمه روز بود و پسرک زیر تیغ آفتاب بساط کرده بود. تنها پوش بالای سرش، خنکی بنر تبلیغاتی بزرگی بود که روی بساطش سایه کرده بود و همین نیز هرازگاهی با باد جابجا می شد. به جبینش عرق نشسته و سخت ... .
سلام
❤️دو، سه دقیقه ی تماشایی... 👈کناری ایستاده بودم و تماشا می کردم؛ درنگ و وقفه ای کوتاه در کنار کودک واکسی.
نیمه روز بود و پسرک زیر تیغ آفتاب بساط کرده بود. تنها پوش بالای سرش، خنکی بنر تبلیغاتی بزرگی بود که روی بساطش سایه کرده بود و همین نیز هرازگاهی با باد جابجا می شد.
به جبینش عرق نشسته و سخت مشغول بود که مرد جوانی از کنارش رد شد و بعد از چند قدم مجدد برگشت تا کفشش را واکس بزند. تمیزی و رنگ و روی کفش نشان می داد دلش زار پسرک است و خواسته به بهانه ای کمک کند. می توانست صدقه ای دهد و برود و بکارش برسد. اما ماند و خیلی جدی گفت "لطفا واکس خوب بزن" و پسرک کفش های واکس خورده را مجدد واکس زد.
در همین اثنا دختر جوانی از کنار بساط واکسی رد شد و بعد از مزاح صمیمانه و سلام و علیک گرم، یک بستنی کیم به او داد و به سرعت رد شد. از اینکه در این آتش نمیروزی، به این کودک واکسی توجه کرده است و مغازه رفته و بستنی خریده است و با روی خوش و با احترام تقدیمش می کند لذت بردم. می توانست پول بستنی را بدهد و رد شود. می توانست وقتش را برای احوال پرسی و شوخی کردن نگذارد.
دخترجوان رفت و اما کودک بی اعتنا به بستنی، مشغول کار بود. گفتم بستنی ات آب می شود؛ گفت "روزه ام. این دخترخانم نمی داند و هر روز برایم بستنی میاورد." گفتم "مگه چند سالته؟" گفت "12 سال". گفتم "به سن تکلیف نرسیدی که؟" گفت "روزه گرفتن را دوست دارم." گفتم "آخه با زبان روزه و در این گرما؟" که گفت: "دختر شماست؟" گفتم "بله. اسمش حسناست." گفت: "بی زحمت این بستنی را بده حسنا. اب نشه، حیفه." دخترم بستنی را گرفت و مرد چند برابر قیمت واکس به پسرک پول داد و من در خلسه این تصاویر تماشایی؛ که پسر واکسی گفت: "نوبت شماست."
. 🌻🌷 این شهر زیباست به مردمان زیبایش
.

#محسن_مهدیان
Read more
معبد اولوواتو ‏Uluwatu‏ ،بالی ---------------------------------------------------------- ...
Media Removed
معبد اولوواتو ‏Uluwatu‏ ،بالی ---------------------------------------------------------- یکی از زیباترین مناظر را در بالی دارد. این معبد بالای یک صخره به ارتفاع 97 متر از سطح آب ‏قرار گرفته است. محل قرار گیری این معبد باعث شده است گردشگرانی که به این منطقه می آیند در کنار بازدید از یک مکان ... معبد اولوواتو ‏Uluwatu‏ ،بالی
---------------------------------------------------------- یکی از زیباترین مناظر را در بالی دارد. این معبد بالای یک صخره به ارتفاع 97 متر از سطح آب ‏قرار گرفته است. محل قرار گیری این معبد باعث شده است گردشگرانی که به این منطقه می آیند در کنار بازدید از یک مکان ‏مذهبی ، چشم اندازی خارق العاده نیز پیش رو داشته باشند. نام اولوواتو نیز به همین معناست " برفراز سنگها ". افرادی که برای ‏بازدید به این معبد می آیند به زیبایی عظمت و بیکرانی اقیانس هند را خواهند دید و ضربه زدن امواج این اقیانوس را زیر پای ‏خود مشاهده خواهند کرد. علاوه بر اینکه ، اینجا یکی از نقاطیست که زیباترین غروب ها را می توان در آن دید. ‏ ‏ ‏ ‏‏ علاوه بر اینها ، گردشگران در این منطقه می توانند یکی از زیباترین رقص های سنتی مردم بالی را نیز مشاهده کنند. این رقص ‏توسط 50 الی 100 نفر انجام می شود ، این رقصنده ها معمولا مرد هستند و با حرکات نمایشی خود داستانی را برای بیننده ها ‏بازگو می کنند. این نمایش معمولا بین ساعات 6 تا 7 عصر و بخصوص زمانیکه خورشید غروب می کند با روشن کردن آتش ، ‏انجام می گیرد. اطراف این معبد غذاخوری های مختلفی وجود دارد و اگر علاقه مند به سپری کردن شب در این منطقه باشید می ‏توانید از هتل ها و ویلاهای منطقه که معمولا قیمت گرانتری دارند استفاده کنید.‏ این معبد در غربی ترین نقطه بالی قرار گرفته است ، معمولا از مرکز بالی می توانید با تاکسی طی 2 الی 2.5 ساعت به این نقطه ‏بروید اما روش ارزانتر شاید استفاده از تورهایی باشد که روزانه به این نقطه حرکت می کنند.
Read more
مواظب #غلیظ ها باشید. هر جایی دیدی یک #رفتار به شکل غلیظ اظهار می شود بدانید که به احتمال بسیار زیاد ...
Media Removed
مواظب #غلیظ ها باشید. هر جایی دیدی یک #رفتار به شکل غلیظ اظهار می شود بدانید که به احتمال بسیار زیاد در پشت صحنه( یعنی در باطن فرد) عکس این رفتار وجود دارد. کسی که خیلی غلیظ با #ادب است، باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است. کسی که خیلی غلیظ خودش را سربه زیر و ماخوذ به #حیا نشان می ... مواظب #غلیظ ها باشید.

هر جایی دیدی یک #رفتار به شکل غلیظ اظهار می شود بدانید که به احتمال بسیار زیاد در پشت صحنه( یعنی در باطن فرد) عکس این رفتار وجود دارد.
کسی که خیلی غلیظ با #ادب است، باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است.
کسی که خیلی غلیظ خودش را سربه زیر و ماخوذ به #حیا نشان می دهد، بدانید که خشمی فراوان پشت این #شرم پنهان است.
یا اگر کسی خیلی بیش از حد و غلیظ اظهار #معتمد بودن می کند، بدانید که در باطنش #خیانت اولین گزینه است.
کسی که خیلی غلیظ با #غیرت و #متعصب است در باطنش آتش فشانی از #فساد منتظر انفجار است.
آدم ها پشت رفتارهای غلیظ #پنهان می شوند تا حجم بزرگ #منفی های درونشان را استتار کنند.

مواظب رفتارهای غلیظ باشید و از همه آنها مهم تر سراغ غلیظ های خودتان بروید.
ببینید کدام رفتار #افراطی را از خود نشان می دهید. آن را بنویسید و با نگاهی بدون قضاوت و بی طرفانه رهگیری کنید که درباطن شما چه چیزی زیر پوشش این رفتار افراطی پنهان شده است.
غلیظ های درونتان را قبل از اینکه سرباز کنند و #زندگی تان را به باد دهند پیدا کنید و بگذارید خورشید آگاهی تان به آنها بتابد و محوشان کند.
یک زندگی #سالم ، زندگی معتدلانه است.
رفتارهای غلیظ هرگز زندگی سالمی برای شما به #ارمغان نمی آورند.
_____

با تگ کردن دوستاتون اونا رو به هوای حوا @Havaye.Havva دعوت کنید 🤗
Read more
«به جنگل متروکت برگرد» از یادداشتهای روزانه درست همان چیزی شد که آنها می خواستند. آرام و هدایت ...
Media Removed
«به جنگل متروکت برگرد» از یادداشتهای روزانه درست همان چیزی شد که آنها می خواستند. آرام و هدایت شده نوک پیکانها را به سمت سینه ی تو برگرداندند و حالا گوسفندان گوشتخوار گله به فرمان چوپان دروغگو، سگ نگهبان خود را هم می درند. گله ی خندانی که قهقهه های هیستریکشان علت نمی طلبد. از بُرد و باخت فلان ورزشکار، ... «به جنگل متروکت برگرد»

از یادداشتهای روزانه

درست همان چیزی شد که آنها می خواستند. آرام و هدایت شده نوک پیکانها را به سمت سینه ی تو برگرداندند و حالا گوسفندان گوشتخوار گله به فرمان چوپان دروغگو، سگ نگهبان خود را هم می درند. گله ی خندانی که قهقهه های هیستریکشان علت نمی طلبد. از بُرد و باخت فلان ورزشکار، زندگی شخصی بهمان چهره ی هنر، صورت با اسید سوخته ی زنان، تا بازداشت یک شاعر و آوازخوان، مرگ یک کارگردان و حتا تصویر سرهای بریده هم می توانند اسباب خنده ی این کرور کریه جُک ساز و فحش پران باشد. هشتگ بافان همه فن حریفی که همه از ترس حمله هاشان، بدل به گیاهان دست آموزی شدیم که برای رسیدن به چکه ای نور بیشتر، دور گردن هم می پیچیم. بی اعتنایی به اطراف و ندیدن یکدیگر را شیرفهمان کردند. این لشکر بی چهره که قمه هاشان در گوشی هاشان پنهان شده و استمناء کیفناکشان را با حمله های گازانبری لیچار به فعل می رسانند و حتا برای تجاوز به دختران نوسال هم جک می سازند. هر فاجعه ای می تواند اسباب تفریح و توییت بازیهای بوناکشان شود. وزغ های گرد مردآبی که به فریاد استمداد رو به غرقان می خندند و مانند مجنونان داعش، با سرهای بریده فوتبال بازی می کنند. واکنش نشان دادن هنرمند به پیرامونش را کفر می دانند و او را عروسک خیمه شب بازی مبتذلشان می کنند. باید یکی از این تیمارستان همگون خوش خنده شوی. باید زبان به دهان بگیری تا قیچی اش نکنند. باید قطره ای از این فاضلاب باشی و همجهت جریانش. موجسوارت می خوانند آنهایی که به سونامی های ویرانگر هم بی اعتنایند. کاش زودتر می فهمیدی شعر را به میان عام بردن همین عواقب را دارد. توده ی ناآگاه به هر چه نمی فهمد یا می خندد، یا ناسزایش می گوید و در حسرت فهمش تو تنها موسفید می کنی. پس مقابل هر فاجعه ای شانه بالا بینداز اگر شانه هایت هوس تازیانه ی ناسزا نکرده اند. یا پا به پای این گله بخند، یا خود را در پستوی خانه پنهان و به نادانی شان گریه کن. ختم قصه همانی شد که دستهای پنهان پشت پرده می خواستند. ما قهرمان فحاشی در فضای نت جهان شدیم. این گربه را طوری تربیت کردند که تمام بچه هایش را بخورد. جمعیت ترحم آمیز را مانند خمیربازی شکل دادند و از آن بوآی بانمکی ساختند که دم خود را بلعیده و این خودخوری کیفناک را از یک دَم اندیشه خوشتر دارد. غرش شیرها در سیرک، پاسخی جز گوجه و تخم مرغ گندیده نخواهد داشت. یا با کلاه بوقی بر سرت از حلقه های اتش بپر، یا به جنگل متروکت برگرد! شیر بودن زیر این چادر ممکن نیست! همه برای خندیدن به این سیرک آمده اند.

یغما گلرویی
Read more
 #زایمان در قدیم<span class="emoji emoji1f447"></span> زایمان در قدیم آداب و رسومی داشت که زحمت زیاد اون به قول معروف نفس اطرافیان را میگرفت. ...
Media Removed
#زایمان در قدیم زایمان در قدیم آداب و رسومی داشت که زحمت زیاد اون به قول معروف نفس اطرافیان را میگرفت. به این شکل بود که وقتی درد زائو شروع میشد فورا رختخوابى در گوشهٔ اطاقی انداخته و به زائو کلوخی میدادند و به او میگفتند که آن را در چاه یا حوض خانه انداخته و بگوید اى کلوخ، الهى تا تو واشى من هم فارغ شوم🤗 سپس ... #زایمان در قدیم👇
زایمان در قدیم آداب و رسومی داشت که زحمت زیاد اون به قول معروف نفس اطرافیان را میگرفت. به این شکل بود که وقتی درد زائو شروع میشد فورا رختخوابى در گوشهٔ اطاقی انداخته و به زائو کلوخی میدادند و به او میگفتند که آن را در چاه یا حوض خانه انداخته و بگوید اى کلوخ، الهى تا تو واشى من هم فارغ شوم🤗
سپس کسی را سراغ #قابله فرستاده و زنان همسايه و بستگان زائو نيز به خانهٔ وى مى‌شتافتند و در اطاق زائو هر يک خدمتى را بعهده میگرفتند.
يکى ميخ به چارچوب در اطاق میکوبید تا درد زائو در شکم او ميخ‌کوب شود و ديگرى پوست پياز و سير در آتش میريخت تا درد زادن بر زائو آسان گردد.سومى سرکه را در آستانهٔ در میپاشید تا اگر کسى طلسم و جادو کرده باشد باطل شود.چند #زن هم ختم امَّن يجيب میگرفتند تا زائو به #تندرستى و عافیت بزايد. قابله که میرسید دستور میداد مجمعه بزرگی پر از خاکستر و چند عدد خشت خام بياورند و زائو را بلند کرده و روی چهارخشت مینشاند و یک خشت هم زیر زائو قرار میداد.
در اين موقع يکى از نزديکان زائو که حتما باید زنی قلچماق و قوی بنیه باشد چهار پايهٔ کوچکى جلو مجمعه خاکستر میگذاشت و خود روى چهارپايه در مقابل زائو مى‌نشست و به اصطلاح پيش‌نشين زائو میشد.
این پیش نشین وظیفه بسیار دشواری داشت و تمام درد و فریاد و بی تابی زائو که شامل چنگ زدن و هل دادن و غیره بود میبایست تحمل میکرد و چه بسا بعد از زایمان بیهوش و زخمی کناری میافتاد و عده ای به او رسیدگی میکردند، #ماما هم خودش در عقب #زائو پس‌نشين او میشد.
پس از انجام اين مقدمات زائو خم میشد و دو دست را بر شانه‌هاى پيش‌نشين مى‌گذاشت و با آرنج‌ها به او تکيه مى‌کرد. #ماما هم کف دست‌ها را با روغن بادام يا روغن زرد چرب میکرد و مدت چند دقيقه شکم زائو را مالش مى‌داد تا اگر #بچه در شکم زائو به حالت غيرطبيعى قرار گرفته به وضع عادى و طبيعى درآيد.
پس از انجام اين عمل حوله ای را گرم میکرد و چند بار به دور کمر زائو میگذاشت تا خون در اطراف شکم و رحم زائو به جريان بيفتد و وضع حمل را تسريع کند.
در اين موقع زنی اسپند دود میکرد و دیگران آب جوش میاوردند و مدام با صدای بلند دعا و صلوات میفرستادند.
بعد گیاهی به نام #پنجهٔ_مريم در آب مى‌انداختند و معتقد بودند که وقتى حضرت #مريم دردش گرفت و در بيابان چيزى نيافت تا از آن مدد بگیرد به ناچار چنگ زد و گياهى را که امروز پنجهٔ مريم نام دارد گرفت و آنقدر در دست خود فشرد تا حضرت عيسى زاده شد.
گاهى اتفاق مى‌افتد که با تمام اين عمليات باز هم زائو فارق نمیشد.ادامه پست بعدی😉
#ماما_مشاور #مامایی
Read more
ووووی... ترسیدم... دیروز ثابت کردیم دغدغه مسوولان «کی با کی در کجا چه کار می‌کردند» است و به اینجا ...
Media Removed
ووووی... ترسیدم... دیروز ثابت کردیم دغدغه مسوولان «کی با کی در کجا چه کار می‌کردند» است و به اینجا رسیدیم به من - میدون دوم - و سوفیا به دلیل نداشتن شناسنامه هتل ندادند، بعد سریع بنده مدیریت بحران کردم و گفتم: پس به ما دوتا اتاق سوا بدهید. هتلی‌یه گفت: نچ! کور خواندی. اتاق نداریم. گفتم: اخوی، دوتا ... ووووی... ترسیدم... دیروز ثابت کردیم دغدغه مسوولان «کی با کی در کجا چه کار می‌کردند» است و به اینجا رسیدیم به من - میدون دوم - و سوفیا به دلیل نداشتن شناسنامه هتل ندادند، بعد سریع بنده مدیریت بحران کردم و گفتم: پس به ما دوتا اتاق سوا بدهید.
هتلی‌یه گفت: نچ! کور خواندی. اتاق نداریم.
گفتم: اخوی، دوتا اتاق سوا دغدغه شما را باید برطرف کند دیگر؟
هتلی‌یه گفت: خیر. زیر یک سقف ممنوع.
گفتم: هر اتاق یک سقف مستقل دارد ها.
هتلی‌یه گفت: شما سقف خانه‌تان را اتاق به اتاق قیرگونی و ایزوگام کردی، یا با هم؟
گفتم: با هم.
گفت: دیدی؟ وقتی از پشت بام یکی است، از سقف هم یکی است. می‌خواهی دوتا اتاق بگیرید که قایم باشک بازی کنید؟
گفتم: شفتالو به این منطقت. حالا ما نصفه‌شبی چی کار کنیم؟
هتلی‌یه گفت: تنها راه این است اتاق خانم برود طبقه ۱۰ انتهای راهروی شرقی. خودت هم باید بخوابی در لابی، روی همین مبل جلوی در، جلوی چشم خودم!
گفتم: من اتاق می‌خوام.
گفت: آتش و پنبه نباید پیش هم باشند.
گفتم: ببین برادر، من یا آتشم یا پنبه. تنهایی می‌رم توی یک اتاق و می‌خوابم.
هتلی‌یه گفت: من فیزیک ۱ را پاس کردم. اگر روی پنبه زوم کنی تنهایی هم شعله‌ور می‌شود.
گفتم: متقاعد شدم. فقط متوجه نشدم چرا این‌قدر تبلیغ می‌کنند آدم‌ها سفر کنند؟ هم اخلاق‌تان بد است هم با پول دو شب هتل توی ایران که آخرش هم با این کارهاتون، از دماغ آدم درمی‌آید، آدم می‌تواند برود یک هفته خارجه و دماغش چاق بشود.
هتلی‌یه گفت: می‌دانستی بیش‌تر هتل‌های ایران، مال یک سازمان یا نهاد است و ربطی به بخش خصوصی ندارد؟
گفتم: بله. ولی ربطش چیست؟
هتلی‌یه گفت: معلوم است که عقلت به این چیزها نمی‌رسد.
گفتم: بی‌ادب. ما عمرا به هتل شما برگردیم.
هتلی‌یه قاه قاه زد زیر خنده و گفت: ووووووووی... ترسیدم...
😱
قسمت قبلی در پست قبل
#پوریا_عالمی
#اصفهان
Read more
هرگز حديث حاضر غایب شنیده‌ای من در میان جمع و دلم جای دیگر است دیروز سوم ابان 96 مادرم مراسم سومین ...
Media Removed
هرگز حديث حاضر غایب شنیده‌ای من در میان جمع و دلم جای دیگر است دیروز سوم ابان 96 مادرم مراسم سومین سالگرد نوه اش ريحانه را در خانه برگزار کرد . دهها زن شریف و مهربان حاضر با مادرم همدلی کردند . چرا که آنان ریحان را دختر خودشان میدانند و خاموش و بی صدا عدالت ذبح شده در دادگاهها را فریاد میزنند . امروز ... هرگز حديث حاضر غایب شنیده‌ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است

دیروز سوم ابان 96 مادرم مراسم سومین سالگرد نوه اش ريحانه را در خانه برگزار کرد . دهها زن شریف و مهربان حاضر با مادرم همدلی کردند . چرا که آنان ریحان را دختر خودشان میدانند و خاموش و بی صدا عدالت ذبح شده در دادگاهها را فریاد میزنند . امروز نیز خانواده ام به همراه تنی چند از دوستان و اقوام در بهشت زهرا یاد ریحان را گرامی داشتند . حضور چشمگیر و گسترده ماموران امنیتی همچون سالهای گذشته نشان داد که خواست آنان فراموش کردن عزیزانمان است . روشی که از دهه های گذشته به شکل سیستماتیک بکار برده اند . اما آنان نمیدانند همچنانکه نتوانستند آتش قلب بازماندگان اعدامهای گسترده پیشین را خاموش کنند اکنون نیز قادر نخواهند بود گرد فراموشی بر یاد جوانانمان بپاشند . امروز من همان حاضر غایب بودم بر سر مزار . اما ریحان حاضر بود در جان و تنم . مادرم با تمام وجودش در غیابم از ریحان دفاع کرده و گفته است که :
ریحانه قربانی تاریک‌اندیشی شد ولی برای مردم روشن گشت که در این کشور هر چیزی به طور دلخواه مقدس می‌شود. در کشور ما جنگ مقدس شد، تاراج مقدس شد و آقایان نیز مقدس شدند.
او گفت که امروز مردم میبینند که قضاوتگرانی که حکم ریحان را امضا کردند خود کانون فسادند . فسادهایی چون غارتگری و دزدی از کیسه مردم بینوایی که سرنوشتشان در دادگاهها رقم میخورد تا جاسوسی برای بیگانه و فساد اخلاقی .
آنان که به پدر ریحانه افترا زدند نتوانستند مردم را فریب دهند و امروز رسوای خاص و عامند .
بعضی از مامورین نیز به شکل نجوا از خانواده ام حلالیت طلبیده و گفته اند که میدانند ریحانه بی گناه بوده است .
پیام من به این مامورین این است که اگر ندای وجدانتان را شنیده و میدانید که باید حلالتان کنیم دست از آزار بازماندگان ریحان بردارید . دست از آزار و پراکندن کسانی که با خانواده ام همدلی میکنند و به مزار دخترم که ظالمانه اعدام شد میروند بردارید . دور نیست ان زمان که باید از همه خانواده هایی که آزارشان داده اید ، عزیزانشان را کشته اید ، هست و نیستشان را بالا کشیده و آواره شان کرده اید حلالیت بطلبید .
در غیر اینصورت این هم نقشه پلید دیگری است که به شکل سیستماتیک اجرا میکنید . تنها راهتان اين است كه افشا كنيد كه چه نامردمى ها و چه ستمهايى كرده ايد، با جزئیات.
ریحان از میان ما رفت اما چشمهای درخشان و بیگناهش نوری شد که ظلمت بیعدالتی را شکست داد . خشم آمیخته به غم ناشی از ذبح عدالت ، آتشی ست زیر خاکستر صبوری ما مردم . دور نيست روزی که این اتش زبانه بکشد .
ادامه 👇
Read more
. گزینه‌ی اشعار سیاوش کسرائی (1305-1374)، از انتشارات مروارید. کسرائی یکی از برجسته‌ترین شاعران ...
Media Removed
. گزینه‌ی اشعار سیاوش کسرائی (1305-1374)، از انتشارات مروارید. کسرائی یکی از برجسته‌ترین شاعران معاصر ایران که شاگرد، پیرو و شیفته‌ی نیما یوشیج (از بنیانگذاران شعر مدرن فارسی) بود، که سروده‌ای حماسی‌اش تأثیر شگرفی در انقلاب 57 داشت. او عضو حزب توده‌ی ایران بود و در سراسر عمرش به این حزب خدمت ... .
گزینه‌ی اشعار سیاوش کسرائی (1305-1374)، از انتشارات مروارید.
کسرائی یکی از برجسته‌ترین شاعران معاصر ایران که شاگرد، پیرو و شیفته‌ی نیما یوشیج (از بنیانگذاران شعر مدرن فارسی) بود، که سروده‌ای حماسی‌اش تأثیر شگرفی در انقلاب 57 داشت. او عضو حزب توده‌ی ایران بود و در سراسر عمرش به این حزب خدمت کرد؛ او پس از سرکوب حزب توده در ایران، ابتدا به کابل و سپس به اتحاد جماهیر شوروی مهاجرت کرد و در نهایت، در سال 1374 در اثر بیماری قلب در وین درگذشت.
اینجا یکی از اشعارش باهم میخوانیم:
«ژاله بر سنگ افتاد چون شد ؟ / ژاله خون شد

خون چه شد ؟ خون چه شد ؟ / خون جنون شد

ژاله خون کن /خون جنون کن

سلطنت زین جنون واژگون کن /ژاله بر گل نشان، گلپران کن

بر شهیدان زمین گلستان کن / نام گمنام‌ها جاودان کن

تا به صبح آید این شام تیره / در شب تیره آتش فشان کن
دست در کن/ شو خطر کن/ خانه ی ظلم زیر و زبر کن
جان خواهر، روستایی، برادر/ پیشه ور، ای جوان، ای دلاور

ما همه یک صف و در برابر/ آن ستمکار، آن تاج بر سر

خواهر من، گرامی برادر / چون به هر حال تنهاست مادر

من به خاک افتادم تو بگذر/ بهر ایجاد دنیای بهتر
ای شما ای صف بی شماران / اشک من در نثار شمایان

بر سر هر گذرگاه و میدان/ ژاله شد، ژاله شد، ژاله چون شد؟

ژاله خون شد، ژاله دریای خون شد/ خون جنون، خون جنون

سلطنت واژگون، واژگون شد».
پُست و متن✍ : عرفان آرامش
🔷 @erfanarameshdel
🔶 #erfanaramesh
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>هواپیمایی که به کوه خورده به جای شمع، کشتی غرق شده سانچی به جای ماهی قرمز، خاک خشکسالی زده به جای سمنو، ...
Media Removed
هواپیمایی که به کوه خورده به جای شمع، کشتی غرق شده سانچی به جای ماهی قرمز، خاک خشکسالی زده به جای سمنو، آدمی که زیر سبزه دارد له میشود، پولی که زیر تار عنکبوت بی ارزش و محصور شده، آینه ترک خورده و... این هفت سین ایران ستیزی است. هفت سین امیدکُشی است. هفت سین کلنگی کردن دل و ذهن و اندیشه هشتاد میلیون ... 🔹هواپیمایی که به کوه خورده به جای شمع، کشتی غرق شده سانچی به جای ماهی قرمز، خاک خشکسالی زده به جای سمنو، آدمی که زیر سبزه دارد له میشود، پولی که زیر تار عنکبوت بی ارزش و محصور شده، آینه ترک خورده و...
🔸این هفت سین ایران ستیزی است. هفت سین امیدکُشی است. هفت سین کلنگی کردن دل و ذهن و اندیشه هشتاد میلیون ایرانی است.
🔹این روی جلد مجله «اصفهان نیم روز» است. این روی جلد دقیقا هم‌راستای پروژه ترامپ-بن‌سلمان است: حمله به امنیت ذهنی ایرانیان و تخریب امید ملی به آینده. این روی جلد نماد کامل «ایران‌ستیزی» است. باید مقابل این نگاه ضدایرانی ایستاد. نه اینکه با دادستانی و بستن روزنامه برایشان مشروعیت کاذب خرید. نه! با بسیج افکار عمومی و آگاهی.
🔸شک نکنید که دشمنان خارجی نحوه نگاه مردم مقاوم این سرزمین به زندگی را هدف گرفته‌اند. شک نکنید که در میانه جنگ روانی سختی قرار گرفته‌ایم که در ریاض و واشنگتن و تل آویو و لندن طراحی شده. داریم مجازات میشویم. با بمبهای تبلیغاتی روزانه. فقط به این دلیل که نمیخواهیم نوکر آمریکا باشیم. فقط به این دلیل که نمیخواهیم موشکهایمان را هم واگذار کنیم. و عده‌ای نادان و عده‌ای فاقد کرامت ملی و عده‌ای بدون بصیرت بر آتش این جنگ روانی از داخل می‌دمند.
🔹ما میدانیم که ضعفهای فراوانی داریم. اما ما میدانیم توان‌مان بیشتر از ضعفهایمان است. همان توانی که انقلاب را ممکن کرد. همان توانی که هشت سال مقاومت در جنگ را و چهل سال مقاومت برابر آمریکا را ممکن کرد و امروز ما را به مهم‌ترین قدرت مستقل منطقه و چشم امید مردم مظلومش تبدیل کرده.
🔸 «سیاهنمایی» امروز ابزار جدید دشمن برای حمله به ایران است. باید افکار عمومی را مقابل این هجمه و موج حمله جدید بسیج کرد. باید با سیاهنمایی ضدایرانی چه از سوی دشمن خارجی و چه از سوی ناآگاهان جنگ جناحی ایستاد.
#علی_علیزاده
#عید
#نوروز
#عید_نوروز
#هفت_سین
#ایران
#هواپیما
#سانچی
#مدافعان_حرم
#فقر
#اقتصاد
#آب
#ایران
#آقا
#امام
#امام_خامنه_اي
#امام_خامنه_اى
#رهبر
#رهبری
#رهبر_انقلاب
#خامنه_ای
#خامنه_اي
#iran
#khamenei_ir
#khamenei
Read more
 #bighanoon #farivarkharabati شب قبل از بازی ایران و پرتغال تعدادی از هموطنان غیور و دلاورمان با ...
Media Removed
#bighanoon #farivarkharabati شب قبل از بازی ایران و پرتغال تعدادی از هموطنان غیور و دلاورمان با حضور به موقع در هتل محل اقامت پرتغال جلوی تمام دسیسه‌هایی که قرار بود آن‌ها برای ما بچینند را گرفتند. این عزیزان که هرکدام‌شان کتاب بیشعوری ناطق هستند با حضور در مقابل این هتل و خواندن شعار «دم دروازه ... #bighanoon #farivarkharabati
شب قبل از بازی ایران و پرتغال تعدادی از هموطنان غیور و دلاورمان با حضور به موقع در هتل محل اقامت پرتغال جلوی تمام دسیسه‌هایی که قرار بود آن‌ها برای ما بچینند را گرفتند. این عزیزان که هرکدام‌شان کتاب بیشعوری ناطق هستند با حضور در مقابل این هتل و خواندن شعار «دم دروازه میدن عدس پلو، رونالدو تیمتو بردار و برو!» کاری کردند که رونالدو که قول داده تا روزی که در جام هستند ریش خود را نزند، تمام ریش‌هایش ریخت. این عزیزان البته پیش از این هم دسته گل‌های خوشگلی در روسیه آتش زده‌اند که در جریان آن‌ها قرار دارید، فقط امیدوارم طوری در روسیه نباشند که در جام‌جهانی بعدی با برخي بحران‌هاي خانوادگي روبه‌رو باشيم، بگذریم... اما برای به هم ریختن پرتغالی‌ها نیاز به این همه جار و جنجال نبود، کافیست فیلم جیغ کشیدن‌های مستر تیستر را به آن‌ها نشان می‌دادیم، مستر تیستر انقدر جیغ کشیده بود که بنفش شده بود و بهتر است از این به بعد او را آقای بنفش صدا بزنیم؛ فیلم را که ببینند آن وقت خودشان دل‌شان نمی‌آید به ما گل بزنند، یا رضا پرستش را به هتل تیم ملی پرتغال بفرستیم تا پادر میانی ما را پیش رونالدو بکند و بگوید: «عشقم چطوره؟! ببین من توی این جام گل نزدم، بیا توام گل نزن!» آن‌وقت رونالدو می‌فهمد که این مسی واقعی نیست، به پلیس زنگ می‌زند، رضا پرستش را هم بازداشت می‌کنند. اما هر وقت در کشور ما یکی از سر فصل‌های کتاب بیشعوری رخ می‌دهد، پاسخ ما این است: «همه ایرانیا این‌طوری نیستن!» مثلا وانت هندوانه چپ می‌کند، یک عده از هموطنان برای کمک به کسی که بارش چپ شده، بار او را زیر بغل می‌زنند و داخل ماشین‌های خودشان می‌برند، فیلم را در فضای مجازی می‌بینیم و یک عده می‌گویند: «اینجور آدما خیلی کم هستن، تعدادشون به انگشت سه تا دستم نمیرسه!» یا مثلا پس بازی ایران و اسپانیا به صفحه شکیرا برویم و فحاشی کنیم، باز یک نفر می‌گوید: «مگه چند نفرن؟! اینا همونایی هستن که میرن جلوی هتل پرتغال و نیناش ناش میکنن، همونایی هستن که با موتور میرن توی پیاده رو، همونایی هستن که زیر درخت آتیش روشن میکنن، همونایی هستن که 100 تومن میدن معاینه فنی میخرن، که سر جمع هزار نفرم نمیشن!» همین را می‌گویند و اگر پشت فرمان باشند، با سرعت 80کیلومتر وارد ورود ممنوع می‌شوند.
Read more
"فایدهٔ تحریم ها بر علیه ایران" !! تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی را داشت که بدانیم کجای کار ایستاده‌ایم. داشتیم از خودکفایی در تولید"موشک" هوار می‌زدیم که تحریم یادمان انداخت"پوشک" هم نداریم! . از نوشتن برنامه‌های مدیریت جهانی سخن می‌گفتیم،یادمان آمد جوهرِ خودکارهای‌مان ... 💢 "فایدهٔ تحریم ها بر علیه ایران" !! تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی
را داشت که بدانیم کجای کار
ایستاده‌ایم.
داشتیم از خودکفایی در تولید"موشک"
هوار می‌زدیم که تحریم یادمان
انداخت"پوشک" هم نداریم!
.
از نوشتن برنامه‌های مدیریت جهانی
سخن می‌گفتیم،یادمان آمد جوهرِ
خودکارهای‌مان هم وارداتی است!
از هویت ایرانی - اسلامی حرف
می‌زدیم،دیدیم بدنه‌ٔ کارت‌های
هویتی‌مان هم تولید خودمان نیست!
.
در اندیشه‌ٔ رسیدن به "دروازه‌"های
سعادت بشری بودیم،چشم باز کردیم
دیدیم "درِ" آب‌معدنی‌مان را هم داریم
از همسایه‌ها می‌خریم!
قرار بود دلخوش به این نباشیم که
دنیای‌مان آباد می‌شود،
قرار بود آخرت‌مان هم گلستان شود،
یک‌مرتبه دیدیم دیگر دنیایی نداریم
که بواسطه‌اش آخرت را آباد کنیم!
.
خواستیم به"آزادی" برسیم،حالا با
کله‌های خَف‌کرده در پنجه،گرفتار
تأمین کالاهای اساسی مانده‌ایم!
از "آتشبارها"ی‌مان حرف می‌زدیم
که دیدیم مرد شرمنده‌ای در یک ظهر
تابستان شهریور خودش را به "آتش"
کشید!
.
ما ماندیم و شرمی که تا هستیم
قامت راست نتوانیم کرد.
تحریم‌ها یادمان انداخت دنیای ما
دنیای "عربده‌کشی"‌ها با دهان‌های
کف‌کرده نیست.
یادمان انداخت تفاوت است میان
"استقلال" و "انزوا".
.
"ملت مستقل" را نمی‌توان از پهنه‌ٔ
جهان حذف کرد،اما "ملت منزوی"
را می‌توان.
راهی دراز است از "شعار" تا "شعور"!
حالا رسیده‌ایم به انتها.
.
می‌توان با "دالامب و دولومب"‌های
کرکننده‌ٔ ایدئولوژیک ملتی را سال‌ها
اداره و کنترل کرد،اما "اقتصاد"،
ایستگاه آخر است!
.
ملتی که "آزادی" ندارد می‌تواند با
خیال امنیت زندگی کند،اما او که"نان"
در سفره ندارد،مرگ در "خیابان" یا
"خانه" برایش توفیر نمی‌کند!
.
ملتی که چهاردهه به شیطان بزرگ
تف و لعن می‌فرستاد، حالا در صف‌های
طولانی به انتظار خرید یک واحد از
پول این دشمن قداره‌بند است که
مبادا "ریال" کم‌جانش مثل تکه‌یخی
زیر آفتاب ذوب شود.
کوچک شود.
کوچک‌تر شود!
.
سخن از عزت گفتیم،زیاد هم گفتیم؛
اما میان این هیاهوهای گیج‌کننده
یادمان رفت ملتی که "نان" ندارد‌
"عزت" ندارد،"هیچ" ندارد...!!
Read more
 #تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی را داشت که بدانیم کجای کار ایستاده‌ایم. داشتیم از خودکفایی در ...
Media Removed
#تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی را داشت که بدانیم کجای کار ایستاده‌ایم. داشتیم از خودکفایی در تولید #موشک هوار می‌زدیم که تحریم یادمان انداخت #پوشک هم نداریم. از نوشتن برنامه‌های مدیریت جهانی سخن می‌گفتیم، یادمان آمد جوهر خودکارهای‌مان هم وارداتی است. از هویت ایرانی - اسلامی حرف می‌زدیم، ... #تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی را داشت که بدانیم کجای کار ایستاده‌ایم.
داشتیم از خودکفایی در تولید #موشک هوار می‌زدیم که تحریم یادمان انداخت #پوشک هم نداریم.
از نوشتن برنامه‌های مدیریت جهانی سخن می‌گفتیم، یادمان آمد جوهر خودکارهای‌مان هم وارداتی است.
از هویت ایرانی - اسلامی حرف می‌زدیم، دیدیم بدنه‌ی کارت‌های هویتی‌مان هم تولید خودمان نیست.
در اندیشه‌ی رسیدن به "دروازه‌"های سعادت بشری بودیم، چشم باز کردیم دیدیم "در" آب‌معدنی‌مان را هم داریم از همسایه‌ها می‌خریم.
قرار بود دلخوش به این نباشیم که دنیای‌مان آباد می‌شود، قرار بود آخرت‌مان هم گلستان شود، یک‌مرتبه دیدیم دیگر دنیایی نداریم که به‌واسطه‌اش آخرت را آباد کنیم.
خواستیم به #آزادی برسیم، حالا با کله‌های خَف‌کرده در پنجه ،گرفتار تامین کالاهای اساسی مانده‌ایم.
از "آتشبارها"ی‌مان حرف می‌زدیم که دیدیم مرد شرمنده‌ای در یک ظهر تابستان شهریور خودش را به "آتش" کشید. ما ماندیم و شرمی که تا هستیم قامت راست نتوانیم کرد.
تحریم‌ها یادمان انداخت دنیای ما دنیای عربده‌کشی‌ها با دهان‌های کف‌کرده نیست. یادمان انداخت تفاوتی است میان "استقلال" و "انزوا". ملت مستقل را نمی‌توان از پهنه‌ی جهان حذف کرد، اما ملت منزوی را می‌توان.
راهی دراز است از "شعار" تا "شعور."
حالا رسیده‌ایم به انتها. می‌توان با دالامب و دولومب‌های کرکننده‌ی ایدئولوژیک ملتی را سال‌ها اداره و کنترل کرد، اما "اقتصاد"، ایستگاه آخر است. ملتی که آزادی ندارد می‌تواند با خیال امنیت زندگی کند، اما او که نان در سفره ندارد، مرگ در "خیابان" یا "خانه" برایش توفیر نمی‌کند.
ملتی که چهاردهه به شیطان بزرگ تف و لعن می‌فرستاد، حالا در صف‌های طولانی به انتظار خرید یک واحد از پول این دشمن قداره‌بند است که مبادا ریال کم‌جانش مثل تکه‌یخی زیر آفتاب ذوب شود. کوچک شود. کوچک‌تر شود.
سخن از عزت گفتیم، زیاد هم گفتیم. اما میان این هیاهوهای گیج‌کننده یادمان رفت ملتی که نان ندارد‌ عزت ندارد، هیچ ندارد ...
Read more
@hoseinghadyani - <span class="emoji emoji2712"></span> ماشاءالله حزب‌الله . دشمن با سوءاستفاده از دوست و دشمن‌دوست هدف گرفته ایمان ...
Media Removed
@hoseinghadyani - ماشاءالله حزب‌الله . دشمن با سوءاستفاده از دوست و دشمن‌دوست هدف گرفته ایمان ما را به درایت شما و امید ما را به یاری خدا اما حضرت آقا! دشمن کور خوانده می‌مانیم پای انقلاب و پای رهبر انقلاب که شما باشی سخت‌تر از شب‌های جبهه نیست این روزها بگذار از آسمان آتش ... @hoseinghadyani - ✒
ماشاءالله حزب‌الله
.
دشمن
با سوءاستفاده از دوست
و دشمن‌دوست
هدف گرفته
ایمان ما را
به درایت شما
و
امید ما را
به یاری خدا
اما حضرت آقا!
دشمن
کور خوانده
می‌مانیم پای انقلاب
و پای رهبر انقلاب
که شما باشی
سخت‌تر از شب‌های جبهه نیست
این روزها
بگذار از آسمان
آتش ببارد
بگذار روان‌مان را
نشانه بروند
بگذار نتانیاهو
علاوه بر نقاشی
کارگاه قصه هم راه بیندازد!
بگذار ترامپ
توهم بزند که پول خرید انقلاب اسلامی را هم دارد
بگذار مجازستان
ایمان ما را امتحان کند
اما باز قصه همان است
قمقمه‌ها شاید
خالی از آب شود
اما دل‌ها
خالی از امید نمی‌شود
گیرم حاج‌بخشی نیست
«ماشاءالله حزب‌الله» که هست
گیرم حاج‌حسین نیست
مستند «علمدار» که هست
گیرم آوینی نیست
«روایت فتح» که هست
تازه!
ما به زنده بودن حاج‌احمد هم امیدواریم
در انتهای افق
و تازه اول انقلاب است
اما این بار
حرمله
به جای گلو
فریاد علی‌اصغر را هدف گرفته
به آسمان پرتاب کن
خون دل ما را
یا حسین!
نوشتم «حسین»
یاد شهدا افتادم
در سه‌راهی شهادت
یاد لب‌های تشنه
یاد حنابندان
یاد بادگیرهای سورمه‌ای
یاد سربندهای سرخ
هیچ معلوم هست کجایید شهیدان؟!
دلم برادران دستواره می‌خواهد
برادران جمهور
دلم سخنرانی شما را می‌خواهد
حضرت آقا
در بالکن حسینیه‌ی امام خمینی
چقدر مصرع
زیاد شده علیه بیت
این روزها
چه تجهیزی
چقدر دشمن
چقدر نقشه
چقدر حیله
رسما شرق ابوالخصیب است
چقدر تیر
چقدر گلوله
چقدر خبر
چقدر درد
سلمنا!
به این می‌گویند امتحان الهی
از همه طرف می‌بارد
ببارد
ما خدا را داریم
خدای خنده‌های خرازی
خدای گریه‌های سلیمانی
خدای قایق عاشورا
خدای بچه‌های تخریب
خدای بسیجیان گردان حبیب
خدای صبحگاه دوکوهه
خدای پادگان حمید
به همین خدا قسم
ذره‌ای به تدبیر رهبرمان
تردید نداریم
ما آرامیم
در دل طوفان
و اگر قرار بود مشکلات
کمر انقلاب را خم کند
۴۰ ساله نمی‌شد
تنهاتر از عصر والفجر ۸ که نیستیم
هیهات!
مرد
از جزر و مد اروند
نمی‌ترسد
بی‌خود رجز می‌خواند ابلیس
نام عموی ما عباس است
مظهر وفاداری
می‌مانیم پای شما
حضرت آقا
زیر تیرباران دشمن
بیشتر می‌چسبد
دیروز
روزگار جنگ بود
و امروز
جنگ روزگار
و مگر در خیبر
چند تا بسیجی
خط مجنون را نگه داشتند؟!
و مگر در بدر
چند تا قایق عاشورا داشتیم؟!
خدا امروز هم معجزه را بلد است
«شرق» توهم زده
مشاوران خوبی دارد نتانیاهو!
غرب‌زده است دیگر!
چه می‌داند
رنگ سبز گنبد مسجدالاقصی
عالی می‌شود با رنگ سبز لباس سپاه
و‌ رنگ طلایی قبة‌الصخره
عالی می‌شود با پرچم طلایی حزب‌الله
سلام حاج‌قاسم
سلام سیدحسن
سلام حضرت سیدعلی
چفیه ات را عشق است
.
Read more
؛ بسم الله و هوالمصور؛ صبح سی ام دی نودوپنج در مسیر کاشان در حال رانندگی بودم، خلاف رویه همیشگی رادیو ...
Media Removed
؛ بسم الله و هوالمصور؛ صبح سی ام دی نودوپنج در مسیر کاشان در حال رانندگی بودم، خلاف رویه همیشگی رادیو گوش میکردم که گوینده از آتش سوزی #ساختمان_پلاسکو خبر داد! یاد خاطرات خرید لباس و ... افتادم. خبرها پشت سر هم از عملیات اطفاء حریق خبر میداد که یکدفعه گزارشگر گفت ساختمان فرو ریخت و احتمالا تعدادی ... ؛
بسم الله و هوالمصور؛
صبح سی ام دی نودوپنج در مسیر کاشان در حال رانندگی بودم، خلاف رویه همیشگی رادیو گوش میکردم که گوینده از آتش سوزی #ساختمان_پلاسکو خبر داد! یاد خاطرات خرید لباس و ... افتادم. خبرها پشت سر هم از عملیات اطفاء حریق خبر میداد که یکدفعه گزارشگر گفت ساختمان فرو ریخت و احتمالا تعدادی از خبرنگاران و #آتش_نشانان در ساختمان محبوس شده اند!
انگار آوار روی سرم ریخت، دوست داشتم همانجا دوربزنم و به سمت تهران برگردم اما قول داده بودم و باید #کاشان میرفتم... وقتی کاشان رسیدم لحظه به لحظه از عملیات آواربرداری خبر میگرفتم و در خبرها شنیدم که رفیق نازنینم #جواد_هادی عکاس فارس هم جزو کسانی بوده که در زمان ریزش در پلاسکو بوده و خبری از او نیست، اینستاگرام و سایتها را چک کردم، فهمیدم خانم #مرضیه_سلیمانی عکاس ایرنا هم در آخرین لحظات آنجا بوده! الحمدلله اول فهمیدم خانم سلیمانی قبل از ریزش خارج شده و الحمدلله جواد هم زنده است یعنی #خبر_خوب...
اما اخبار دقیق حاکی از حبس حدود پانزده نفر از نیروهای امدادگر خبر میداد! وای چقدر دردناک بود، تعدادی زیر آوار سنگ و سیمان و آهن و آتش گرفتارند، فکر اینکه آن زیر چه حالی دارند و خانواده شان چه حالی هستند دیوانه ام میکرد، دعا میکردم زودتر این سفر هرچند دیدار #والدین بود به پایان برسد و برگردم و خودم را به #پلاسکو برسانم...
پایان دومین شب به تهران رسیدم، سراسیمه بچه ها را منزل گذاشتم و #دوربین_کامپکت رو برداشتم و زنگی به #علی_قنبرلو زدم و باهم به سوی #پلاسکو رفتیم...
داستان عبور از حلقه و گیتهای پلیس و التماس و خواهش و قربونت برم طبق معمول تکرار شد. هرکسی را حتی با #کارت_خبرنگاری و #مجوز_عکاسی هم به این محدوده راه نمیدادند! #عکاسی_بحران در این کشور اینجور مواقع نشان داده هیچ مجوزی حتی نعوذبالله از #خدا هم اعتبار ندارد و #عکاس_بحران موی دماغ و ستون پنجم دشمن است. اما اگر عکاس زرنگ باشد باید مفرّ و #راه_نفوذ را بداند.
خلاصه با علی رد شدیم و تل آوار و #آتش_نشانان درگیر در آواربرداری را دیدیم...
ادامه دارد...
.
.
.
.
.
#عکاس_مسلمان
#سید_شهاب_الدین_واجدی
#حادثه_پلاسکو #مدافعان_وطن
#آتش_نشان_فداکار #فرشتگان_آب_و_آتش
Read more
. قسمت چهارم: قطعه ی چهارم "نقش" . نمیدانم تا به حال در لغت نامه دنبال واژه ی "نگار"گشتید یا نه!اگر ...
Media Removed
. قسمت چهارم: قطعه ی چهارم "نقش" . نمیدانم تا به حال در لغت نامه دنبال واژه ی "نگار"گشتید یا نه!اگر اینکار را بکنید با سه مجموعه از معانی رو به رو میشوید. 1 نقش  2 بت  3 معشوق . حالا این موضوع چه ربطی به این قطعه دارد؟ "نقش" ادامه ی  قطعه ی "نگار" می باشد. در قطعه ی نگار علی با مخلوق خود صادقانه سخن می ... .
قسمت چهارم: قطعه ی چهارم "نقش"
.
نمیدانم تا به حال در لغت نامه دنبال واژه ی "نگار"گشتید یا نه!اگر اینکار را بکنید با سه مجموعه از معانی رو به رو میشوید. 1 نقش  2 بت  3 معشوق
.
حالا این موضوع چه ربطی به این قطعه دارد؟ "نقش" ادامه ی  قطعه ی "نگار" می باشد. در قطعه ی نگار علی با مخلوق خود صادقانه سخن می گوید و نگار فقط در حد یک  جواب ساده ایفای نقش می کند ولی در قطعه ی نقش تمام سخنان از زبان نگار گفته می شود.این موضوع را با توجه به لحن بچه گانه و سرزنده و همچنین جواب های نگار به سخنان علی در قطعه ی قبل  می توان فهمید.همانطور که گفتیم معانی نقش و نگار هر دو یکسانند و چون ترک نقش ادامه ی ترک نگار می باشد می تواند یک نوع اشاره از طرف خودعلی برای فهمیدن این موضوع باشد. ولی اگر کمی هنری تر به موضوع نگاه کنیم استفاده از این اسم رو از طرف خود نگار و لجاجتی که داره خواهیم دانست.نگار در این ترک نوعی به خالقش قدرت نمایی می کند واو را در کنترلش عاجز می داند.
.
می کشم زیر صدام آتیش نفس داغ ریمو
صدام می گیره گر بیدار می کنه خواب ریمو
تموم خیابونا زیر پاهام زیر صدام
.
زیر نگاه گیرای چشام می گیره گر می گه نگار
.
اگر یادتان باشد گفتیم که توصیه علی به نگار زندگی در خفقان و تاریکی بود و به عبارتی دیگر "مانند باد زیستن" ولی نگار اینطور فکر نمی کند و از دیگر عنصر وجودش یعنی "آتش" پرده برمی دارد. برعکس علی میگفت:
.
"میون این همه مژدگونی بگیر که خوابن یه عمر و راه رفتن رو پنجه های پا نصیبته" او پای کوبی می کند و ترسی از شنیده شدن ندارد.
زندگی منهای همه آینه های بی چشم سرخ
می فهمی ؟ یه سرطان ضد سرب
یعنی ته پاییزتو جوری جر می دم عشق کنی
سرتو بگیر بالا باید باز منو آرایش کنی
.
این قسمت شاید کمی پیچیده باشد و برداشت ها و نظرات متفاوتی وجود داشته باشد ولی با توجه به معنای لغوی و تفسیر ادبی میشود گفت:
.
چشم سرخ کردن : خشمگین نگاه کردن_آشفته نگاه کردن
.
"من زندگی ساکت وآرام بدون هیچ خشم و کینه رو نمیخوام و من یک توده ی کشنده هستم برای کسایی که یک روز قصد کشتنم رو داشتند"
.
رقص من رو صورت قانونای چرت تو دفترت
یادت بمونه من کی ام بیرون می زنم از سرت
من خط هفتمم از هفت خط ترین هفت خطت
.
آزاد می کنمت از جایی که زمان بستتت
.
این قسمت یک نوع رجز خوانی و ادعای برتری از طرف نگار می باشد.نگار به علی یاد آور می شود که "من همون نقشی هستم که از اندیشه ی تو ساخته می شم و  تو  هر چیزی که  باشی من بخش اصلیش رو تشکیل میدم"

ادامه ی پست تو کامنت ها 👇👇👇
Read more
. آتش زیر خاکستر! <span class="emoji emoji261d"></span>🏻 ماشین وسطی که میبینین یه جگوار F Type مدل R هستش. زمانی که اومد جزیره کیش نه مثل ...
Media Removed
. آتش زیر خاکستر! 🏻 ماشین وسطی که میبینین یه جگوار F Type مدل R هستش. زمانی که اومد جزیره کیش نه مثل لامبورگینی هوراکان و گالاردو سر و صدا کرد و نه مثل BMW M4 و شورولت کوروت و نیسان GT-R سر و صدا! جگوار زیر کاپوت این نسخه یه نیروگاه اتمی ۸ سیلندر ۵ لیتری گذاشته و باز راضی نشده! بنابراین به مقدار لازم ... .
آتش زیر خاکستر! ☝🏻
ماشین وسطی که میبینین یه جگوار F Type مدل R هستش.
زمانی که اومد جزیره کیش نه مثل لامبورگینی هوراکان و گالاردو سر و صدا کرد و نه مثل BMW M4 و شورولت کوروت و نیسان GT-R سر و صدا!
جگوار زیر کاپوت این نسخه یه نیروگاه اتمی ۸ سیلندر ۵ لیتری گذاشته و باز راضی نشده! بنابراین به مقدار لازم چاشنی سوپرشارژر هم بش اضافه کرده تا قدرتش به ۵۵۰ اسب بخار و گشتاورش به ۶۸۱ نیوتن متر برسه.
حالا این جگوار شتابش ۴.۲ ثانیه شده و تا مرز ۳۰۰ کیلومتر بر ساعتم نفس داره که پیش بره 😎
#jaguar #ftype #r #jaguarftyper #kish
Read more
. دیروز به ملاقات اش در یکی از آسایشگاه‌های بنیاد جانبازان رفتم. یهویی همه چی جلوی ذهن م رژه رفت. این پیر به کنج قفس زمان افتاده همان خیبر صفری مسئول اطلاعات گردان ضدزره بود. در همان بحبوحه درگیری روزهای اول عملیات کربلای پنج کار گره خورده بود و کربلایی به پا شده بود . نبرد تانک و تن نبرد ناجوانمردانه ... .
دیروز به ملاقات اش در یکی از آسایشگاه‌های بنیاد جانبازان رفتم. یهویی همه چی جلوی ذهن م رژه رفت.
این پیر به کنج قفس زمان افتاده همان خیبر صفری مسئول اطلاعات گردان ضدزره بود.
در همان بحبوحه درگیری روزهای اول عملیات کربلای پنج کار گره خورده بود و کربلایی به پا شده بود .
نبرد تانک و تن
نبرد ناجوانمردانه ای بود .
از قرارگاه به ما ابلاغ شد که وارد منطقه درگیری شویم و به شکار تانک ها بپردازیم ؛ لازمه این کار شناسایی منطقه قبل از حضور نیروها و تجهیزات و تسلیحات می بود.
رو به او کردم که در شجاعت زبان زد بود .
بهش گفتم :
برو منطقه رو شناسایی کن
یه نگاهی به جهنم آتش در منطقه کرد و لبخند به لب رو به من کرد و گفت:
باشه میرم!

رفت و کارش را خوب انجام داد
همه چی مهیای اعزام موشک های ضدزره به خط مقدم بود که ناگهان با صدای انفجار توپ دشمن بخود آمدیم.
پیکر خیبر صفری نقش بر زمین شده در حالیکه قسمتی از مغز او که بر اثر شکافته شدن سرش بر روی زمین پخش شده بود به عقب فرستاده شد.
امیدی به زنده ماندنش نبود .
شب همه مغموم در سنگر زیر نور فانوس مجلس ختمی برایش گرفتیم .
تقدیر الهی بر آن بود که زنده بماند ؛ هر چند که قوه تکلم اش را از دست داده بود .
او گمنام و بی ادعا در آسایشگاه جانبازان شهر اهواز با درد دست و پنجه نرم میکند.
باز هم حکایت تلخ غفلت مسئولین و جوونای شهر نسبت به قهرمان روزهای نه چندان دور درد آور است.

خیبر صفری ها سند گویای هویت یک ملت اند .
تا خیلی زود دیر شود او را در یابیم.
اگر دیده نشوند راه را
گم خواهیم کرد .
گم خواهیم شد.
گم خواهیم شد. . .
#جانباز
#خیبر_صفری
#کربلای_پنج
#دفاع_مقدس
Read more
شاید باید تمام سال عکس‌های پروفایل‌هایمان را در تلگرام، اینستا، تویتر و ... مشکی کنیم و گه‌گداری ...
Media Removed
شاید باید تمام سال عکس‌های پروفایل‌هایمان را در تلگرام، اینستا، تویتر و ... مشکی کنیم و گه‌گداری عکس گلی یا خودمان را به مناسبت عیدی چیزی برگردانیم. البته باز اگر داغ‌های روزگار بگذارد. روزها می‌گذرد هر روزمان به‌جای این‌که بهتر باشد بدتر می‌شود. چشممان به دسته‎گلی جدیدتر آب می‌خورد. یک ... شاید باید تمام سال عکس‌های پروفایل‌هایمان را در تلگرام، اینستا، تویتر و ... مشکی کنیم و گه‌گداری عکس گلی یا خودمان را به مناسبت عیدی چیزی برگردانیم. البته باز اگر داغ‌های روزگار بگذارد.

روزها می‌گذرد هر روزمان به‌جای این‌که بهتر باشد بدتر می‌شود. چشممان به دسته‎گلی جدیدتر آب می‌خورد.

یک روز باید برای سربازان خاکی از دست رفته‌ی داخل اتوبوس غمدار باشیم، روز دیگر 13 دسته‌ی گلمان را زیر هزارتن آوار و آتش که روزی نماد اقتصاد نوین ایران بود گم می‌کنیم. باز خوب است که نشانی از خودشان باقی گذاشته‌اند! روز بعد زمین می‌لرزد لرزشی نه به اندازه‌ی ژاپن و مکزیک. کودک و جوان و پیر زیر هزاران آجر باقی‌می‌مانند و خواهند ماند، و زنان و مردانی که روحشان از میان ذره‌های خاک پر می‌کشند. روز دیگر نیامده به‌جای این‌که صدای سوت کشتی آسمان اسکله و بندرگاه را از حضور خود مطلع کند باید دست به دامان غواصان باشیم که بعد از آتش و آب شاید اندک نشانی برایمان از 32 فرشته، روی شن‌های رقصان دریا بیاورند.
اقوام هر کجا باران و برف می‌آید جشن سال پر برکت می‌گیرند شاکر الطاف خدا، ولی ما باید در قرن 21 منتظر باشیم که خدای ناکرده سیلی نیاید، که آن روز باید دست به مقایسه برداریم که تعداد کشته‌های‌مان از فلان کشور کمتر است. آنجا طوفان کاترینا می‌آید اینجا باد و باران کشته می‌گیرد.

راستی یادم رفت بگویم که عزیز معدنکار اگر زیر سقف آسمان هم که راه رفتی کلاهت برسرت باشد تا از آوارهای روزگار و گرانی در امان باشی. بهای جان اینجا کم است! تو در هزارتوی معدنی ما کاری به‌جز دعا کردن از دست‌هایمان برنمی‌آید.
این نوشته را برای سانچی نوشتم. نوشته بودم روز دیگری هواپیمایی به‌جای این‌که دل آسمان‌ها را بشکافد دل خاک را می‌شکافد. شاید باورم نمی‌شد که امروز کوه دنا آرامگاه عزیزانمان باشد.

که ای کاش که ای کاش نمی نوشتم. که ای کاش قلم در دستانم می‌شکست، دستم از حرکت باز می‌ایستاد. ای کاش می‌مردم.

شاید باید دست به دامان مسئولان شبکه‌های اجتماعی بشویم تا یک فضای غمدار و سیاه مخصوص ما درست کنند، که یادمان باشد به فردا نرسیده غمی دیگر در راه است.

فقط به مرهم گذشت زمان و فراموشی زنده‌ایم. موی سفید می‌کنیم و اشک می‌ریزیم. تا غم بعدی.
Read more
. #آناتومی_افسردگی ، دومین رمان و چهارمین کتابی است که #محمد_طلوعی در حوزه ادبیات داستانی چاپ می ...
Media Removed
. #آناتومی_افسردگی ، دومین رمان و چهارمین کتابی است که #محمد_طلوعی در حوزه ادبیات داستانی چاپ می کند. او پیش تر، مجموعه داستان «من ژانت نیستم»، رمان «قربانی باد موافق» و مجموعه داستان «تربیت های پدر» را به چاپ رسانده است. این رمان ۳ داستان موازی و مستقل از هم را شامل می شود که به نوعی با یکدیگر در ... .
#آناتومی_افسردگی ، دومین رمان و چهارمین کتابی است که #محمد_طلوعی در حوزه ادبیات داستانی چاپ می کند. او پیش تر، مجموعه داستان «من ژانت نیستم»، رمان «قربانی باد موافق» و مجموعه داستان «تربیت های پدر» را به چاپ رسانده است. این رمان ۳ داستان موازی و مستقل از هم را شامل می شود که به نوعی با یکدیگر در ارتباط اند.
پری آتش‌برآب، اسفندیار خاموشی و مهران جولایی ۳ شخصیت اصلی این رمان هستند که قرار است داستان های موازی شان با هم تلاقی کند. پری، دختری است که با انسان های دیگر رابطه ای ندارد. اسفندیار پیرمردی است که تازه به ایران برگشته و مهران هم جوان ثروتمندی است که راه خوشبختی را بلد نیست.
قطار سرگردان، درهای دریافت و آخرین پل، فصل های اصلی این رمان اند که هرکدام به بخش های مختلف تقسیم می شوند.
پیش از شروع رمان، ابتدای کتاب این جمله از نویسنده، درج شده است: خاطره هامان وقتی می میریم کجا می روند؟
در قسمتی از این رمان می خوانیم:
مهران گونی را که تویش اسلحه بود بالا گرفت، گفت: «این رو چه کار کنم؟»
اسفندیار نفهمید توی گونی چیست. هرچه فکر کرد یادش نیامد. گفت: «چه بدونم پسرجون. یه چیزیه دست تو، خودت ببین به چه کاریت می آد.» روزی را یادش آمد که با کارلا و علی به پارک گرونالوند رفته بودند. این خاطره را انگار از ته یک جعبه از انباری درآورده بود. خاطره را اگر با کسی مرور نکنی همین می شود، خاطره را اگر کسی نباشد هرچند وقت یک بار یاد بیاورد، همین می شود. علی را گرفته بود توی بغلش و به پوست ساق هاش دست می کشید. دکترها تشخیص داده بودند خونریزی علی، پورپورای هنوخ شوئن لاین است. گفتند وقتی شانزده ساله شود خود به خود بیماری خوب می شود اما او و کارلا نگران بودند. پاهای علی خونریزی زیر جلدی داشت، روی ران ها و ساق ها و باسن، انگار بچه را کتک زده باشند و بعد برای اینکه از دلش در بیاورند آورده باشندش شهربازی. مردم این طوری خیال می کردند و بعد از اینکه نظرشان به پاهای علی جلب می شد برای اسفندیار و کارلا سر تکان می دادند و می رفتند.

پ. ن : برای خواندن اطلاعات بیشتر می توانید به لینک زیر مراجعه بفرمایید :
https://www.mehrnews.com/news/3991641/آنالیز-آناتومی-افسردگی-تأثیرگذاری-از-عهده-ادبیات-ساقط-شده-است

عنوان : آناتومی افسردگی
نویسنده : محمد طلوعی
@mohammad.tolouei
ناشر : افق
@ofoqpublication
#کتابخوار
#کتابخوار_ادبیات_ایران
Read more
_________________ " سوء " امروز یادم افتاد دوسال پیش تحت درمانی قرار گرفتم که عوارض سوء داروهایی ...
Media Removed
_________________ " سوء " امروز یادم افتاد دوسال پیش تحت درمانی قرار گرفتم که عوارض سوء داروهایی که قبل از آن به اشتباه تجویز شده و مصرف کرده بودم را از بین ببرد. حالا دارم به حال و روز خودم و زندگی ام فکر میکنم و ........ . . . از عوارض سوء "انتخاب آدمهای زندگیمان" میتوانم به موارد زیر اشاره کنم ... _________________ " سوء "
امروز یادم افتاد دوسال پیش تحت درمانی قرار گرفتم که عوارض سوء داروهایی که قبل از آن به اشتباه تجویز شده و مصرف کرده بودم را از بین ببرد.
حالا دارم به حال و روز خودم و زندگی ام فکر میکنم و ........
.
.
.
از عوارض سوء "انتخاب آدمهای زندگیمان" میتوانم به موارد زیر اشاره کنم :
-انزوا
_همه ترسی
_خودناباوری
_فراموش کردن توانایی ها
_فراموش کردن ذوق و خلاقیت ذاتی
_از دست دادن قدرت انتخاب
_پرتاب به عقب تا قطر 10 سال و از دست دادن فرصت های کنونی
_حیرانی در جمع های مختلف همراه با پیچیدن این حدیث در سر : "من کیستم؟ من که بودم؟"
_و داشتن افق نگاهی به "هیج"....
.
.
.

حالاهم فکر میکنم یک شب در حالی که گربه ی یک چشم دردانه ام را در آغوش نوازش میکنم و بر روی صندلی ام تاب میخورم و به آتش شومینه نگاه میکنم، یک نفر درب را آهسته باز میکند و میگوید :
" برویم دوره ی درمان سوء زندگی کردنت را بگذرانیم... "
و من با چروک های گوشه ی چشمم  لبخند میزنم، گربه ام را رها میکنم و برمیخیزم و گوشه ی دامن پیراهن زرشکی سیرم، جا سیگاری ام را می اندازد و من، تا می آیم خاکسترش را جمع کنم، درب بسته میشود و شومینه و اتاق و چشمهایم... خاموش.
_____ "ز.ح.م.ک"
#ز_ح_م_کریمی
#سوء
Read more
. - پل واکر که در مجموعه فیلم‌های سریع و خشمگین نقش برایان اوکانر را بازی می‌کرد، در صفحه‌ی توییترش ...
Media Removed
. - پل واکر که در مجموعه فیلم‌های سریع و خشمگین نقش برایان اوکانر را بازی می‌کرد، در صفحه‌ی توییترش خود را "معتاد به آدرنالین" معرفی کرده بود. این بهترین توصیف برای واکر بود چون حین فیلمبرداری فیلم‌های سریع و خشمگین ترجیح می‌داد بسیاری از بدلکاری‌های نقش اوکانر را هم خودش انجام بدهد . - دوران ... .
- پل واکر که در مجموعه فیلم‌های سریع و خشمگین نقش برایان اوکانر را بازی می‌کرد، در صفحه‌ی توییترش خود را "معتاد به آدرنالین" معرفی کرده بود. این بهترین توصیف برای واکر بود چون حین فیلمبرداری فیلم‌های سریع و خشمگین ترجیح می‌داد بسیاری از بدلکاری‌های نقش اوکانر را هم خودش انجام بدهد
.
- دوران بازیگری واکر در سینما از سال ۱۹۸۶ با فیلم کمدی – ترسناک «هیولا در قفسه» آغاز شد. حضور واکر در سالهای بعد در سینما موفقیت چندانی برای او به همراه نداشت تا اینکه در سال ۱۹۹۸ با بازی در فیلم «ملاقات با دیدلز» توانست تا حدودی نام خود را بر سر زبانهای بیندازد. واکر در فاصله کوتاهی پس از اکران این فیلم در چندین فیلم در نقش مکمل ظاهر شد تا اینکه در سال ۲۰۰۱ موفق به حضور در فیلم اکشن «سریع و خشمگین» در مقابل ون دیزل شد. فیلمی که با فروش خیره کننده در گیشه باعث شهرت روز افزون واکر شد و ساخت دنباله های متعدد برای این فیلم ، جای پای وی را به عنوان یک بازیگر مستعد مطرح کرد
.
- در سالهای بعد واکر فارغ از حضور در مجموعه فیلمهای دنباله دار «سریع و خشمگین» ، در چندین اثر ارزشمند از جمله «پرچم پدران ما» به کارگردانی کلینت ایستوود و «هشت درجه زیر صفر» حضور پیدا کرد که به اعتبار جایگاه بازیگری وی افزود. در سال ۲۰۱۰ هم در مجموعه‌ای تولیدی از شبکه‌ی نشنال جئوگرافیک به ساحل مکزیک رفت تا در برنامه‌ی شکار کوسه‌های سفید شرکت کند
.
- همه چیز داشت خوب پیش می رفت تا این که در حدود ساعت ۳:۳۰ بعد از ظهر ۳۰ نوامبر ۲۰۱۳ واکر به همراه دوستش راجر روداس از مراسم خیریه مرتبط با قربانیان طوفان هایان خارج می‌شود. اندکی پس از ترک محل با پورشه کاررا جی‌تی قرمز رنگ روداس، راننده کنترل خودرو را از دست می‌دهد و پس از برخورد با تیر چراغ برق و درخت در والنسیا سانتا کلاریتا، کالیفرنیا خودرو منفجر شده و در آتش می‌سوزد. در پی آن کلانتری بخش لس آنجلس خبر مرگ دو تن را گزارش می‌دهد. پس از آن ایمی ون ایدن مدیر تبلیغات واکر خبر فوت او را تایید می‌کند. کلانتری بخش لس آنجلس سرعت را دلیل اصلی حادثه اعلام کرده است. و این پایانی شوکه کننده و بهت‌آور زندگی پل واکر بود.. او اکنون در آرامگاه فارست لان مموریال پارک آرامیده است
.
- پل واکر در سال ۲۰۰۱ از طرف مجله "پیپل" به عنوان یکی از پنجاه شخص زیبای جهان برگزیده شد و جالبه بدانید معمولاً علاقه ای نداشت که خودش را بر پرده سینما ببیند. او یک راننده اتومبیل حرفه ای بود
.
- پل واکر دوست داشتنی اگه در قید حیات بود امروز ۴۵ ساله می شد❤️🙏🌹
===========
#PaulWalker #45th #HBD
#CinemaNewss_HBD
Read more
. ماشین آتش نشانی بزرگ قیمت : 3,940,000 یکی از لوازم مشاغل کودک آتش نشانی است. این ماشین اسکلت ...
Media Removed
. ماشین آتش نشانی بزرگ قیمت : 3,940,000 یکی از لوازم مشاغل کودک آتش نشانی است. این ماشین اسکلت چوبی دارد و به عنوان یک ماکت برای نقش بازی کردن کودکان در خانه بازی ها استفاده میشود. در پشت این ماشین آتش نشانی جایگاهی برای بازی کودکان طراحی شده است. در قسمت جلوی این ماشین ، فرمان و صندلی راننده ... .
ماشین آتش نشانی بزرگ
قیمت : 3,940,000
یکی از لوازم مشاغل کودک آتش نشانی است.
این ماشین اسکلت چوبی دارد و به عنوان یک ماکت برای نقش بازی کردن کودکان در خانه بازی ها استفاده میشود.
در پشت این ماشین آتش نشانی جایگاهی برای بازی کودکان طراحی شده است.
در قسمت جلوی این ماشین ، فرمان و صندلی راننده قرار دارد و در پشت این ماشین آتش نشانی جایگاهی برای بازی کودکان طراحی شده است.
جنس بدنه Mdf می باشد.
ابعاد ماشین
طول 150
عرض 80
ارتفاع 120

لینک خرید
https://piccotoys.com/product/mashin-atash-neshani-chobi-fi-125
🚩جهت خرید حضوری به آدرس زیر مراجعه کنید
🏫مازندران-ساری خیابان فرهنگ روبروی سالن تختی 09126278119_01133111324
📱جهت خرید غیرحضوری به وب سایت ما مراجعه نمایید.
🌐www.piccotoys.com.

جهت مشاوره شماره موبایل "09126278119" در گوشی خود ذخیره کرده و از طریق برنامه های زیر عکس کالا را برای ما بفرستین :
📲Telegram,📲whats app.
📱و یا با شماره 01133111324 با ما در تماس باشید.
🕙ساعت کاری دفتر فروش همه روزه 8.30 الی 19 (پنجشنبه ها تا 13.00)
🕙ساعت کاری فروشگاه همه روزه 10 الی 14 عصرها 17.30 الی 21.30 (جمعه ها تا 17:30 الی 20:30)
🏍 ارسال کالا تهران یک روزه
📮ارسال شهرستان 48 تا 72 ساعت کاری
توجه:
📦«هزینه ارسال برای خرید های بالای 250 هزار تومان که در سایت ثبت شوند رایگان می باشد»

#piccotoys #baby #kids #throwback #preschool #boygirltwins #children #boy #girl
#پیکوتویز #اسباب_بازی #اسباببازی #مهد_کودک #خانه_بازی #هدیه #کودکی #کودکانه #دخترانه #پسرانه #اسباب_بازی_دخترانه #اسباب_بازی_پسرانه #مادروكودك #ماکت_چوبی #قصر_کودک #اسباب_بازی #آتش_نشانی #آتش_نشانی_چوبی #لوازم_مشاغل
Read more
نخست وزیر رژیم صهیونیستی در سفر روز چهارشنبه خود به روسیه بیرون کردن ایران از سوریه را شرط اسرائیل ...
Media Removed
نخست وزیر رژیم صهیونیستی در سفر روز چهارشنبه خود به روسیه بیرون کردن ایران از سوریه را شرط اسرائیل برای عدم تهدید حکومت سوریه بشار اسد اعلام کرد به گفته یک مقام اسرائیلی بنیامین نتانیاهو خطاب به ولادیمیر پوتین گفته است ما علیه رژیم بشار اسد اقدامی نخواهیم کرد شما هم ایران را بیرون بیاندازید این ... نخست وزیر رژیم صهیونیستی در سفر روز چهارشنبه خود به روسیه بیرون کردن ایران از سوریه را شرط اسرائیل برای عدم تهدید حکومت سوریه بشار اسد اعلام کرد

به گفته یک مقام اسرائیلی بنیامین نتانیاهو خطاب به ولادیمیر پوتین گفته است ما علیه رژیم بشار اسد اقدامی نخواهیم کرد شما هم ایران را بیرون بیاندازید
این مقام صهیونیست به رسانه ها گفت که پیشنهاد روسیه در این دیدار برای دور نگاه داشتن ایران از مرز اسرائیل تا هشتادکیلومتری بلندی‌های جولان بوده است وی افزود که این پیشنهاد درخواست اسرائیل برای اخراج کامل ایران از سوریه را برآورده نمی‌کند
در این ملاقات که سومین دیدار این دو در شش ماه گذشته بود بنیامین نتانیاهو از تلاش خود برای خنثی کردن هرگونه تهدید به مرزهای خود خبر داد و افزود که اسرائیل رویدادهای سوریه و نقش ایران را به دقت زیر نظر خواهد داشت

وی ضمن تاکید بر لزوم پایبندی دمشق بر توافق آتش‌بس در مناطق مرزی خود افزود ما همچنان به اقدامات سختگیرانه خود در برابر نقض حریم هوایی و زمینی اسرائیل ادامه می‌دهیم و از همه انتظار داریم که به حق حاکمیت ما احترام بگذارند

نخست وزیر رژیم اسرائیل همچنین گفت واضح است که تمرکز ما بر سوریه و ایران است و به نظر ما ایران باید خاک سوریه را ترک کند
Read more
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در ...
Media Removed
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... . بگذار به جای من آوینی بگوید : . آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر ... . ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی!
.

آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... .

بگذار به جای من آوینی بگوید :
.
آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر زبان بیاورم چیزی برای گفتن نمی‌ماند. 
دوست من، می‌دانم که چه می‌کشی خوب می‌دانم اما تو که در دامنه آتشفشان منزل گرفته‌ای باید بدانی که چگونه می‌توان زیر فوران آتش زیست. ما را خداوند برای زیستنی چنین به زمین آورده است چرا که مرغ عشق ققنوس است که در آتش می‌زید نه آنکه رنگین کمان می‌پوشد و در بوستان‌های عافیت، شکر می‌خورد و شکرشکنی می‌کند. مگر سوخته دلی و سوخته جانی را جز از بازار آتش می‌توان خرید؟ 
گفتم بازار آتش و یاد کربلای پنج افتادم کربلای پنج، چهار تن از دوستان من و تو بود.حسن هادی، رضا مرادی، ابوالقاسم بوذری و امیراسکندر یکه‌تاز که تو او را دیده بودی که چگونه در خون خویش فرو می‌غلتد. خون نیز همرنگ آتش است و همان سان فوران می‌کند. یادم هست که حیرت شهادت یکه‌تاز تا آنگاه که راز خون را کشف نکردی در تو فرو ننشست. در همان نخستین قدم هنوز فرصت فیلمبرداری نیافته سفیر عشق سر رسیده بود و امیر اسکندر یکه‌تاز را در برابر چشمان حیرت زده تو با خود برده بود با خود می‌گفتی او که هنوز فرصت انتخاب نیافته است حال آنکه او پس از انتخاب روی به راه نهاده بود من نمی‌دانستم و تو هم دریافتی. آن روزهای آخر، دیگر عصرها به خانه نمی‌رفت. می‌آمد و کنار من پشت میز موویلا می‌نشست وحرف می‌زد. چیزی در درونش شکسته بود و مثل منتظران دل به اکنون نمی‌سپرد. فهمیده بود که در عالم رازی هست که عقل به آن راه نمی‌برد. فهمیده بود که میان این راز و آسمان، رابطه‌ای هست فهمیده بود که آدم‌ها بر دو گونه‌اند. آنان که با عقل‌شان می‌زیند و دیگرانی که زیستشان با دل است چه بسیارند آنان و چه قلیلند اینان چه سهل است آنگونه زیستن و چه دشوار است این گونه بودن. 
بهشت ارزانی عقل‌اندیشان، اما در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود ظاهر عالم در سایه اسم ساتر و ستاره پرده بر این راز کشیده است و پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را. تا جز کشتگان راه عشق راهی به حریم این حرم نیابند. تو خود به چشم خویش دیدی که بهای ورود در این حرم چیست. (ادامه در کامنت)
.
@hatamikia
#من_یک_فیلمساز_وابسته_ام
#ابراهیم_حاتمی_کیا
#پرواز_به_وقت_شام
#بادیگارد
#آژانس_شیشه_ای

#بوی_پیراهن_یوسف
#از_کرخه_تا_راین
#دیدبان
#مهاجر
Read more
. یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم از قند تو می نوشم با پند تو ...
Media Removed
. یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم از باغ جمال تو یک بند گیاهم من وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم بر گرد تو این عالم خار سر دیوار ... .
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم
زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم
از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم
من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم
جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست
سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم
از باغ جمال تو یک بند گیاهم من
وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم
بر گرد تو این عالم خار سر دیوار است
بر بوی گل وصلت خاری است که می خارم
چون خار چنین باشد گلزار تو چون باشد
ای خورده و ای برده اسرار تو اسرارم
خورشید بود مه را بر چرخ حریف ای جان
دانم که بنگذاری در مجلس اغیارم
رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت
گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم
دیدم همه عالم را نقش در گرمابه
ای برده تو دستارم هم سوی تو دست آرم
هر جنس سوی جنسش زنجیر همی‌درد
من جنس کیم کاین جا در دام گرفتارم
گرد دل من جانا دزدیده همی‌گردی
دانم که چه می جویی ای دلبر عیارم
در زیر قبا جانا شمعی پنهان داری
خواهی که زنی آتش در خرمن و انبارم
ای گلشن و گلزارم وی صحت بیمارم
ای یوسف دیدارم وی رونق بازارم
تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان
در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم
در شادی روی تو گر قصه غم گویم
گر غم بخورد خونم والله که سزاوارم
بر ضرب دف حکمت این خلق همی‌رقصند
بی‌پرده تو رقصد یک پرده نپندارم
آواز دفت پنهان وین رقص جهان پیدا
پنهان بود این خارش هر جای که می خارم
خامش کنم از غیرت زیرا ز نبات تو
ابر شکرافشانم جز قند نمی‌بارم
در آبم و در خاکم در آتش و در بادم
این چار بگرد من اما نه از این چارم
گه ترکم و گه هندو گه رومی و گه زنگی
از نقش تو است ای جان اقرارم و انکارم
تبریز دل و جانم با شمس حق است این جا
هر چند به تن اکنون تصدیع نمی‌آرم

#مولانا
Read more
وقتی یک میگ توسط کبری نصف می شود آن چه خواهید خواند یکی از همین تجربیات تاریخی و استثنایی است که توسط ...
Media Removed
وقتی یک میگ توسط کبری نصف می شود آن چه خواهید خواند یکی از همین تجربیات تاریخی و استثنایی است که توسط یک خلبان بالگرد ایرانی انجام گرفته است جانباز خلبان اسماعیل صحتی که به دلیل این عملیات نامش در تاریخ جنگ های هوایی جهان به ثبت رسیده است به دنبال شلیک دومین موشک به سمت ناوچه عراقی من (اسماعیل صحتی ... وقتی یک میگ توسط کبری نصف می شود

آن چه خواهید خواند یکی از همین تجربیات تاریخی و استثنایی است که توسط یک خلبان بالگرد ایرانی انجام گرفته است جانباز خلبان اسماعیل صحتی که به دلیل این عملیات نامش در تاریخ جنگ های هوایی جهان به ثبت رسیده است

به دنبال شلیک دومین موشک به سمت ناوچه عراقی من (اسماعیل صحتی ) متوجه شدم آب سطح رودخانه اروندرود که زیر پای ما بود انگار هر لحظه چندمتر بالا و پایین می‌رود به کمک‌خلبان گفتم محمد آب چرا این جوری می‌شه پس از مکثی گفت سه تا میگ دارن به سمت ما تیراندازی می‌کنند با مشاهده برخورد موفقیت‌آمیز دومین تاو به هدف به سرعت گردش کرده و از اینجا تعقیب و گریز سه جنگنده میگ بیست و یک با هلیکوپتر ما آغاز شد
ناگهان متوجه شدم یکی از جنگنده‌های عراقی گردش بسیار تندی انجام داد و شاخ به شاخ از روبه‌رو به سمت ما شیرجه زد کاملا مشخص بود که تا ثانیه‌هایی دیگر هرچه گلوله و راکت دارد روی سر ما خالی کرده و به چشم به هم زدنی هلیکوپتر ما را خاکستر خواهد کرد کمتر از چند ثانیه پیش از این‌که در موقعیت شلیک راکت قرار گیرد من به سرعت سر تیربار بیست میلیمتری را به طرف جنگنده گرفته و رگباری از گلوله به سمتش شلیک کردم صحنه‌ای شگفت‌انگیز رخ داد جنگنده عراقی از کمر نصف شد و در حالی که از لاشه دو نیم‌شده‌اش آتش مهیبی زبانه می‌کشید از روی سر ما رد شد و خلبان آن حتی فرصت خروج اضطراری را به دلیل ارتفاع کم پیدا نکرد در همین حین دومین جنگنده عراقی نیز به وسیله پدافند زمینی منهدم گردید که خلبان آن خروج اضطراری کرد و به اسارت نیروهای خودی درآمد

میگ سومی با مشاهده وضعیت بلافاصله صحنه را ترک کرد و ما نیز با توجه به کمبود سوخت و این‌که شر مزاحمان را از سر کبرا و نیروهای خودی کم کرده بودیمبه پایگاه بازگشتیم
نبودند تلگرام و اینستاگرام ها که این رکورد های شگفت را ثبت و دست به دست کنند
امیدوارم سرتیپ صحتی و سرتیپ انصاری همیشه سلامت و پیروز باشند
یا علی
Read more
. تقویم روی میز از تکرار می‌گفت دیروز خود را کشته ام، اخبار می‌گفت تکرار بود، افسردگی هم بود، غم ...
Media Removed
. تقویم روی میز از تکرار می‌گفت دیروز خود را کشته ام، اخبار می‌گفت تکرار بود، افسردگی هم بود، غم هم پرتاب می‌کردم خودم را از خودم هم در این زمانه زنده بودن بی حیایی است راه نجاتم روی پل‌های هوایی است مثل فرار از درس، از ترس ریاضی این روزهای سخت چون درس ریاضی این روزهای سخت خیلی فکر مرگم مانند ... .
تقویم روی میز از تکرار می‌گفت
دیروز خود را کشته ام، اخبار می‌گفت

تکرار بود، افسردگی هم بود، غم هم
پرتاب می‌کردم خودم را از خودم هم

در این زمانه زنده بودن بی حیایی است
راه نجاتم روی پل‌های هوایی است

مثل فرار از درس، از ترس ریاضی
این روزهای سخت چون درس ریاضی

این روزهای سخت خیلی فکر مرگم
مانند مجنون بعد لیلی فکر مرگم

هر روز می‌کشتم خودم را غیر از امروز
در حسرت دیدار فردا، غیر از امروز

در لحظۀ آخر خودم را هل ندادم
بالای پل تصویر تو آمد به یادم

فرم لبت یا خنده‌ات در آخرین عکس
بیچاره‌ام کردی عزیزم با همین عکس

آرامش #تو، مکث تو زیباست خانم
دیوار زیر عکس تو زیباست خانم

روح من از زیبایی‌ات آتش گرفته
پیراهنم عطر تو را دستش گرفته

تنظیم فرموده خدا طنازی‌ات را
آتش زبان وا کرده آتش بازی‌ات را

در شدت لب‌های تو انگور جوشید
مرداب افسرده، لباس موج پوشید

آبی به روی این من بدمست پاشید
از جیب‌هایم «من دلم تنگ است» پاشید

با خنده‌هایت مشکلات عمده حل شد
از چشم‌های تو جهان ضرب العسل شد

از پله‌ها امروز هم رفتیم بالا
اما عوض شد با حضورت قصه حالا

باید پس از این قصه‌ها گفت از رهایی
از بوسه‌ها بالای پل‌های هوایی... .
.
آرش_شفاعی
.
#عاشقانه
Read more
شمارو نمیدونم اما من #دهه_شصتی جرقه جدی انقلابی گریم و مطالعه سیر شکل گیری انقلاب، اشخاص و جناح ...
Media Removed
شمارو نمیدونم اما من #دهه_شصتی جرقه جدی انقلابی گریم و مطالعه سیر شکل گیری انقلاب، اشخاص و جناح هام از ۱۸ تیر۷۸ شروع شد. (بگذریم که بابت خوندن کتب حجازی تکفیر هم شدم) 😑 قویا معتقدم پایه گذاری وضع موجود در همان روز انجام شد. آسیب پذیری مملکت به حد اعلا رسیده و عده ای برای بستن روزنامه موهن وابسته ... شمارو نمیدونم
اما من #دهه_شصتی
جرقه جدی انقلابی گریم و مطالعه
سیر شکل گیری انقلاب، اشخاص و جناح هام
از ۱۸ تیر۷۸ شروع شد. (بگذریم که بابت خوندن کتب حجازی تکفیر هم شدم)
😑
قویا معتقدم پایه گذاری وضع موجود در همان روز انجام شد.
آسیب پذیری مملکت به حد اعلا رسیده
و عده ای برای بستن روزنامه موهن وابسته به جریان سیاسی خاص، با تحریک دانشجوها به خیابان ها ریخته بودند و ته اقدامشان این که هرکه ظاهر #حزب_الهی داشت را به قصد کشت می زدند.
گرچه آنجا هم رهبری وارد میدان شد و از خود هزینه کرد و گفت‌ "اگر عکس مرا هم آتش زدند و پاره کردند، سکوت کنید..."
ریشه لیبرالیزم رسانه ای و تشکیل اپوزیسیون دولتی که از زمان #منتظری کاشته شده بود، در همانجا کود دهی شد و دست آخر کار به جایی رسید که با ورود رهبری، شورای امنیت ملی ، مردم و نیروی انتظامی قائله جمع شد... اما شد آتش زیر خاکستر ۸۸ و ۹۶ و ۹۷ ..
.
. سو استفاده از جریانات هیجانی مانند دانشجویان و کسبه و... همیشه جواب می دهد. سواستفاده از اقشار موثر برای حاشیه سازی ها همیشه جواب داده است🙄
،
این سواستفاده همیشه از جریانات خاص سیاسی هدایت می شود، حالا شده قصه #مائده_هژبری #رقاص باشد یا بستن #روزنامه_سلام ، مهم این است که در آن مقطع گند #دولت_خاتمی و در این مقطع گند #دولت_روحانی درآمده... .
#علی_برکت_الله
#موسوی_خوئینی_ها #فتنه۷۸ #فتنه۸۸
#شاخ_اینستا
#مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_آمریکا_شعار_نیست_اعتقاد_ماست

#نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم
Read more
این زن که از برابر طوفان گذشته بود عمرش کنار حضرت باران گذشته بود صبرش امان حوصله ها را بریده بود وقتی ...
Media Removed
این زن که از برابر طوفان گذشته بود عمرش کنار حضرت باران گذشته بود صبرش امان حوصله ها را بریده بود وقتی که از حوالی میدان گذشته بود باران اشک بود و عطش شعله می کشید آب از سر تمام بیابان گذشته بود آتش گرفته بود و سر از پا نمی شناخت از خیمه های بی سروسامان  گذشته بود اما هنوز آتش در را به یاد داشت آن ... این زن که از برابر طوفان گذشته بود
عمرش کنار حضرت باران گذشته بود
صبرش امان حوصله ها را بریده بود
وقتی که از حوالی میدان گذشته بود
باران اشک بود و عطش شعله می کشید
آب از سر تمام بیابان گذشته بود
آتش گرفته بود و سر از پا نمی شناخت
از خیمه های بی سروسامان  گذشته بود
اما هنوز آتش در را به یاد داشت
آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود
آن  پرده های آخر صفین ناگهان
از پیش چشم آینه یک آن گذشته بود
می دید آیه آیه آن زیر دست و پاست
کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود
زینب هزار بار خودش هم شهید شد
از بس که ازکنار شهیدان گذشته بود
یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت
عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود
بر صفحه های سرخ مقاتل نوشته اند
این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود
Read more
❆﷽❆ . . برای همسر #شهید_حججی <span class="emoji emoji2935"></span> #خودت_را_به_کاروان_برسان خواهرم: این روزها همه جا حرف از ...
Media Removed
❆﷽❆ . . برای همسر #شهید_حججی #خودت_را_به_کاروان_برسان خواهرم: این روزها همه جا حرف از شما و شهید شماست.. . آنگونه که در خاطرات شما و همرزمان شهیدتان شنیده ایم، ایشان دوست داشتند که نحوه ی شهادتشان چون مادر سادات "حضرت زهرا" و "سید الشهدا (ع)" باشد؛ و چه اجابت شیرینی که خود میدانید ... ❆﷽❆
.
.
برای همسر #شهید_حججی ⤵

#خودت_را_به_کاروان_برسان

خواهرم:
این روزها همه جا حرف از شما و شهید شماست..
.
آنگونه که در خاطرات شما و همرزمان شهیدتان شنیده ایم،
ایشان دوست داشتند که نحوه ی شهادتشان چون مادر سادات "حضرت زهرا" و "سید الشهدا (ع)" باشد؛
و چه اجابت شیرینی که خود میدانید و ما هم میدانیم،
که شهادتشان روایتی دیگر از عاشورا بود و روضه ی پهلوی شکسته..
🔼تاریخ به یاد دارد که با دخت پیامبر چه کردند!
🔼تاریخ به یاد دارد که با پسر پیامبر چه کردند!
🔼اما دردی که اهل بیت را از واقعه ی عاشورا بیشتر میسوزاند،
اسارت عمه ی سادات ،
هتک حرمت ها به اهل بیت حضرت ،
زخم زبان ها ،
زخم زبان ها
وامان از زخم زبان ها..
خواهرم...
در جایی از زبان خود شما شنیدم که با صلابت و اقتدار گفتید که :
"(محسن سرش رفت که روسری نرود..)"
ولی امان از زخم زبان ها...
همانکه با پول دولتها و حمایت رسانه های غربی،
کمپین #چهارشنبه_های_سفیدش ،
جشن و شادی بزرگی برای مردان و پسرانی است که چاشنی خستگی ناشی از ترافیک تهران،
میتواند نگاه به راست و چپی باشد که بانوانی دست به دست هم داده اند،
تا خود را بزک کرده و یک نمایشگاهی برای رفع خستگی و لذت آقایان در روزهای چهارشنبه بسازد؛
که ای کاش برای دفاع از حقوق واقعی بانوان عفیف و نجیب ولیکن کم حجابی که رهبری دغدغه ی آنها را سالهاست بیان میکند به پا میخواست

که اینچنین زخم زبان میزند بر دل شما...
که همان جمله ی حضرت زینب در دربار یزید برای آنان بس که فرمودند:
یزید!
هر کید و مکر که داری بکن،
هر کوشش که خواهی بنمای،
هر جهد که داری به کار گیر،
به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی،
وحی ما را نتوانی از بین ببری
به نهایت ما نتوانی رسید
هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود،
رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،
‌در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.1
.
.
↩و اما چه تسلای خاطری بود دل نوشته همسر #شهید_بلباسی خطاب به شما:
"خوب گوش کن
بین هیاهوی شهر
هنوز جرس شتران به گوش می آید.
بانگ الرحیل کاروان را میشنوی؟
راس حسین بروی نیزه جلودار شده و زینب و اهل حرم به دنبالش
خودت را به کاروان برسان
به زنان و اطفال حرم...
به آنها که زیر سایه ی سر حسین و زلف پریشانش گام برمیدارند
عقیله ی بنی هاشم برایت آغوش گشوده.
بین آن چادر سوخته،
دل داغدارت را رها کن...
الرحیل
الرحیل "
.
✔مارا دعا کن بحق شهیدتان که دعایش اجابت شد
.
🔺پ.ن :منبع 1 : ابومخنف،مقتل الحسین.اولین مقتل سالار شهیدان.مترجم سید علی محمد موسوی.ص393

#آتش_به_اختیار
Read more
هنگام ملاقات با یک شخص ،یکی از این دو اتفاق رخ می دهد: یا با او دوست می شویم، و یا سعی می کنیم عقاید و باورهای ...
Media Removed
هنگام ملاقات با یک شخص ،یکی از این دو اتفاق رخ می دهد: یا با او دوست می شویم، و یا سعی می کنیم عقاید و باورهای خود را به این شخص تحمیل کنیم. وقتی زغال نیمسوزی به زغال دیگری برسد، همین اتفاق می افتد: یا در آتش خود با او شریک می شود، و یا زیر فشار زغال دیگر، خفه و خاموش می شود. معمولاً وقتی در ملاقات اول به خود ... هنگام ملاقات با یک شخص ،یکی از این دو اتفاق رخ می دهد: یا با او دوست می شویم، و یا سعی می کنیم عقاید و باورهای خود را به این شخص تحمیل کنیم.
وقتی زغال نیمسوزی به زغال دیگری برسد، همین اتفاق می افتد: یا در آتش خود با او شریک می شود، و یا زیر فشار زغال دیگر، خفه و خاموش
می شود.
معمولاً وقتی در ملاقات اول به خود مطمئن نیستیم، سعی می کنیم خود را بی تفاوت، مغرور، یا بیش از حد فروتن نشان بدهیم.
نتیجه این است که دیگر خودمان نیستیم و حوادث ما را به دنیای غریبی می راند که از آنِ ما نیست.
برای جلوگیری از این اتفاق، بگذارید که احساسات نیک تان هم از نخست, آشکار شود.
غرور، اغلب نقابی بیهوده بر ترس است، پس مانع شکوفایی رخدادهای خیر در زندگی شما می شود.

پائولوکوئلیو
قصه هایی برای پدران فرزندان نوه ها

#رودسر #رحیم آباد...
Read more
. 【آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست، حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست】 . . راحت بخواب ای شهر! آن ...
Media Removed
. 【آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست، حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست】 . . راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده ست در پیله ی ابریشمش پروانه مرده ست . در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه ور نیست آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده ست . یک عمر زیر پا، لگد کردند او را اکنون که می گیرند روی شانه مرده ست . گنجشک ... .
【آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست، حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست】
.
.
راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده ست
در پیله ی ابریشمش پروانه مرده ست
.
در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه ور نیست
آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده ست
.
یک عمر زیر پا، لگد کردند او را
اکنون که می گیرند روی شانه مرده ست
.
گنجشک ها! از شانه هایم برنخیزید
روزی درختی زیر این ویرانه مرده ست
.
دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش
آن شمع را خاموش کن! پروانه مرده ست...
.
.
⇜ این روزها دلتنگی پشت دلتنگی..
عجب دنیای عجیب و غریبی...
Read more
جنگنده کوثر ؛ از نخستین جت جنگنده ایرانی رونمایی شد جنگنده کوثر نخستین جت جنگنده ایرانی است که در ...
Media Removed
جنگنده کوثر ؛ از نخستین جت جنگنده ایرانی رونمایی شد جنگنده کوثر نخستین جت جنگنده ایرانی است که در آستانه روز صنعت دفاعی در حضور رئیس جمهور به پرواز درآمد. اولین جنگنده بومی ایرانی به سامانه‌های اویونیک و کنترل آتش بومی نسل ۴ مجهز است. به گزارش تکراتو و به نقل از میزان، در آستانه ۳۱ مرداد و روز صنعت ... جنگنده کوثر ؛ از نخستین جت جنگنده ایرانی رونمایی شد

جنگنده کوثر نخستین جت جنگنده ایرانی است که در آستانه روز صنعت دفاعی در حضور رئیس جمهور به پرواز درآمد. اولین جنگنده بومی ایرانی به سامانه‌های اویونیک و کنترل آتش بومی نسل ۴ مجهز است.
به گزارش تکراتو و به نقل از میزان، در آستانه ۳۱ مرداد و روز صنعت دفاعی کشور، حسن روحانی، رئیس جمهور، با حضور در سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع جدا از رونمایی از برخی طرح‌ها و دستاوردهای صنعت دفاعی، از نخستین جنگنده رزمی و آزمایشی ایرانی با نام “کوثر” رونمایی کرد.

جنگنده کوثر ؛ یک هواپیمای جنگنده جدید ایرانی

جنگنده کوثر که به دست کارشناسان سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ساخته شده است از مزیت‌هایی برخوردار است. از جمله ویژگی‌های جت جنگنده جدید ایرانی کوثر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

بهره گیری از معماری یکپارچه پیشرفته و اویونیک

کنترل آتش با استفاده از شبکه داده دیجیتال نظامی منطبق با نسل ۴

بهره گیری از کامپیوتر محاسبات بالستیک سلاح و سامانه پیشرفته نشانه روی مقابل خلبان (HUD) به منظور افزایش دقت اصابت سلاح و مهمات

بهره گیری از رادار پیشرفته و چندمنظوره کنترل آتش جهت بالا بردن دقت کشف اهداف و تهدیدات

بهره گیری از ناوبری دقیق به صورت رادیویی و مستقل

استفاده از سامانه نقشه متحرک هوشمند

هواپیمای کوثر یک جنگنده پیشرفته با ماموریت پشتیبانی نزدیک هوایی است که به دست کارشناسان ایرانی ساخته شده است. با طراحی و ساخت این جت جنگنده جدید، ایران در زمره معدود کشور‌های دارای فناوری طراحی و ساخت هواپیما و جنگنده‌های ارگانیک و کنترل آتش ۹۴ قرار گرفته است. چند روز پیش بود که امیر حاتمی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح از رونمایی از یک جت جنگنده ایرانی خبر داده بود.

#جنگاوران
Read more
خواب می دیدم شب مرگ من است فصل پاییز گل و برگ من است غسل کردند و کفن پوشاندنم درمیان قبر خود خواباندنم زیر ...
Media Removed
خواب می دیدم شب مرگ من است فصل پاییز گل و برگ من است غسل کردند و کفن پوشاندنم درمیان قبر خود خواباندنم زیر تل خاک ناپیدا شدم همرهان رفتند و من تنها شدم از نهیب ترس اعضایم گرفت لرزه از وحشت سراپایم گرفت بعد چندی باز شد چشم ترم دو ملک بودند بالای سرم آن یکی با قهر سرکش آمده این یکی باگرز آتش آمده آن ... خواب می دیدم شب مرگ من است
فصل پاییز گل و برگ من است
غسل کردند و کفن پوشاندنم
درمیان قبر خود خواباندنم
زیر تل خاک ناپیدا شدم
همرهان رفتند و من تنها شدم
از نهیب ترس اعضایم گرفت
لرزه از وحشت سراپایم گرفت
بعد چندی باز شد چشم ترم
دو ملک بودند بالای سرم
آن یکی با قهر سرکش آمده
این یکی باگرز آتش آمده
آن یکی می گفت از ربت بگو
این یکی ميگفت اعمال تو کو
باخودم گفتم عذابم می کنند
از شرار خشم آبم می کنند
وای بر من قلب من را می درند
عنقریبم سوی آتش می برند
زیر لب گفتم به آوایی حزین
پس کجایی یا امیرالمومنین
ناگهان نوری به قلبم چیره شد
چشم های خیره ی من خیره شد
آمد آقایی که یکسر نور بود
قبر من از نور کوه طور بود
گفت با اذن حق امدادش کنید
با تولای من آزادش کنید
گرچه دور از انتظارم بوده است
لیک عمری ریزه خوارم بوده است
سالها در هیئت من گریه کرد
بارها برغربت من گریه کرد
درعزای همسرم فریاد زد
لطمه ها برخود از آن بیداد زد
اینک این بندکفن را وا کنید
تا پلاک عشق اوپیدا کنید یک کبودی هست روی سینه اش
حاکی ازدرد و غم دیرینه اش
از زمان کودکی باشور و شین
سینه زن فریاد میزد یاحسین
Read more
<span class="emoji emoji1f448"></span> غواصان نگران شدند و آمدند...(این متن زیبا را حتما shareکنید) بسیار جای دلسوزی دارد اما بیش از ...
Media Removed
غواصان نگران شدند و آمدند...(این متن زیبا را حتما shareکنید) بسیار جای دلسوزی دارد اما بیش از اینکه دل ما بر مظلومیت آنان بسوزد دل آنها نگران ماست.شهدا رفت و آمدشان هم ،بی حساب و کتاب نیست؛ هم رفتنشان پیام دارد و هم آمدنشان. شهدا هیچ گاه حزبی و جناحی نبودند اما تک تک وصیت نامه هایشان را که ورق ... 👈 غواصان نگران شدند و آمدند...(این متن زیبا را حتما shareکنید)

بسیار جای دلسوزی دارد اما بیش از اینکه دل ما بر مظلومیت آنان بسوزد دل آنها نگران ماست.شهدا رفت و آمدشان هم ،بی حساب و کتاب نیست؛ هم رفتنشان پیام دارد و هم آمدنشان.

شهدا هیچ گاه حزبی و جناحی نبودند اما تک تک وصیت نامه هایشان را که ورق بزنیم خواهیم دید که بر پیروی محض از دستورات ولی فقیه تاکید داشته اند و امروز آمده اند تا دوباره پشتیبان ولایت فقیه باشند. آمده اند تا سندی باشند بر سخنان ولی فقیه زمان.

آمده اند تا به ما بگویند: اگر امروز حضرت سید علی می فرماید اجازه بازرسی از مراکز نظامی و دانشمندان ایرانی را نمی دهم ؛ نگران تکرار سرنوشتی است که جاسوسی های آمریکا بر سر غواصان شهید آورد.

آمده اند تا به ما بگویند: آهای مردمی که وقتی شنیدید حدود سی سال پیش 175 غواص با دستان بسته توسط بعثی ها زنده در خاک شده اند دلتان آتش گرفت و بر مظلومیت آنها اشک ریختید، مراقب باشید بلایی که بعثی ها با اطلاعات جاسوسی آمریکا بر سر غواصان آوردند دوباره تکرار نشود!

آمده اند تا به ما بگویند: اگر دیروز آمریکا با هواپیماهای جاسوسی اش عملیات کربلای 4 را لو داد و غواصان را دست بسته در چنگال بعثی ها انداخت ، امروز نگذارید بازرسی ها و نظارت های جاسوسان آمریکا، جان فرزندان برجسته این سرزمین را به خطر اندازد و آنان را در تیررس حملات تروریستی اسرائیل قرار دهد.

آمده اند تا به ما بگویند: گمان نکنید با بازرسی های مشروط و مدیریت شده می توانید جلوی جاسوسی دشمن را بگیرید. هوشیار باشید و بدانید دشمن، خیلی خوب بلد است مدیریت شده هم جاسوسی کند. به خون غلطیدن شهدای هسته ای گواه این مدعاست.

175 غواصی که مظلومانه با دستان بسته زنده در خاک شدند؛ امروز آمده اند تا جلوی بسته شدن دستان نخبگان هسته ای و دفاعی کشور را بگیرند. آنان مستقیم پای حرف های شهدای هسته ای نشسته اند و از خون دل خوردن هایشان خبر دارند.

آمده اند تا به ما بگویند:
آمریکا دیروز ما را تحریم کرد و امروز شما را.
دیروز از عملیات های ما جاسوسی می کرد و امروز از پیشرفت های هسته ای و دفاعی شما جاسوسی می کند.

دیروز صدام را تجهیز کرد و به جان ما انداخت و امروز داعش و تفاله های بعثی را پرورش داده و برای امنیت شما خط و نشان می کشد و جاسوسانش را در قالب بازرسان آژانس به ایران می فرستد.  175 غواص با دستان بسته ، زنده زیر خاک رفتند اما زیر بار حرف زور نرفتند.

پی نوشت:تیم مذاکره کننده ایران می گوید بازرسی از مراکز نظامی مدیریت شده است.
اما بازرسی مدیریت شده از مراکز نظامی یعنی چه؟
Read more
 #پلاسکو امیدوار باشیم بهتره ....<span class="emoji emoji261d"></span> شاید قلب های زیر خرابه و شعله های اتش میزنه... پس امید .امیدوار ...
Media Removed
#پلاسکو امیدوار باشیم بهتره .... شاید قلب های زیر خرابه و شعله های اتش میزنه... پس امید .امیدوار باشیم.. هرچند نمیشه ناراحت و نگران نبود.. ما که به این روزا عادت کردیم.... ما که ... #پلاسکو
امیدوار باشیم بهتره ....☝
شاید قلب های زیر خرابه و شعله های اتش میزنه...
پس امید .امیدوار باشیم..
هرچند نمیشه ناراحت و نگران نبود..
ما که به این روزا عادت کردیم....
ما که ...
. کپشن ۱ ؛ خودروی ب ام و که بلوار صدرا یکی از شهروندان شهر داراب استان فارش را حوالی مجتمع تجاری شهروند ...
Media Removed
. کپشن ۱ ؛ خودروی ب ام و که بلوار صدرا یکی از شهروندان شهر داراب استان فارش را حوالی مجتمع تجاری شهروند زیر گرفته است. این شهروند در اثر شدت جراحات فوت کرده است. کپشن۲؛ خودروی BMW که دیشب به دلیل سرعت زیاد و انجام حرکات نمایشی و مسابقه با خودروهای دیگر جان یک شهروند دارابی را گرفت. . کپشن ادمین ؛ ... .
کپشن ۱ ؛ خودروی ب ام و که بلوار صدرا یکی از شهروندان شهر داراب استان فارش را حوالی مجتمع تجاری شهروند زیر گرفته است.
این شهروند در اثر شدت جراحات فوت کرده است.
کپشن۲؛ خودروی BMW که دیشب به دلیل سرعت زیاد و انجام حرکات نمایشی و مسابقه با خودروهای دیگر جان یک شهروند دارابی را گرفت.
.
کپشن ادمین ؛ همون بهتر که خودروی خارجی و پرفورمانس بالا خریدش سخته!!! نپرسین چرا چون توی مناطق آزاد زیاد دیدم چه اتفاقی میوفته! منتها تر و خشک در این آتش میسوزند!
Read more
در ایران عملا خودروهای شاسی بلند وجود ندارد. در ایران چند وقتی است که به واژه شاسی بلند برمی خوریم ...
Media Removed
در ایران عملا خودروهای شاسی بلند وجود ندارد. در ایران چند وقتی است که به واژه شاسی بلند برمی خوریم . در خلغ ورود خودروهای آمریکایی ها عرصه برای خودروهای چینی گسترده شده است . آمریکایی ها همیشه عاشق اتومبیل بزرگ چند تنی با مصرف بشکه ای بنزین بوده اند. آمریکایی ها سبک متفاوت زندگی دارند با باور های ... در ایران عملا خودروهای شاسی بلند وجود ندارد.
در ایران چند وقتی است که به واژه شاسی بلند برمی خوریم . در خلغ ورود خودروهای آمریکایی ها عرصه برای خودروهای چینی گسترده شده است . آمریکایی ها همیشه عاشق اتومبیل بزرگ چند تنی با مصرف بشکه ای بنزین بوده اند. آمریکایی ها سبک متفاوت زندگی دارند با باور های خاص انها اتومبیل ها بزرگ می خواهند تا بتوانند با زامبی ها روبرو شوند . از گلوله ادم فضایی ها در امان باشند. از زیر گدازه اتش فشان فرار کنند و.هواپیما بکسل کنند و یا چند راس بوفالو را نجات بدهند ........ مصادیق این تفکرات در فیلم های هالیودی کاملا مشهود است .
ما در کل چند نوع خودروی اس یو وی داریم .

1- کراس آور مانند نیسان قشقایی
2- اس یو وی های متوسط مانند کیا سورنتو
3- و اس یو وی های لاکچری مانند ولو xc90

4- , و دست آخر اس یو وی های بزرگ و وانت های بزرگ یا همان شاسی بلند واقعی مانند . cadillac escalade

بد نیست نگاهی به این اتومبیل ها بکنیم تا واژه شاسی بلند را اشتباه بکار نبریم .
Read more
. . 🤔دو نما از تهران، شهرِ دویستمِ جهان!🤔 . <span class="emoji emoji2712"></span> شاید در بین دویست شهرِ مورد بررسی در گزارش سال جاری ...
Media Removed
. . 🤔دو نما از تهران، شهرِ دویستمِ جهان!🤔 . شاید در بین دویست شهرِ مورد بررسی در گزارش سال جاری #موسسه_مرسر، فقط ده شهر را بتوان یافت که در سال بیشتر از تهران پول می بلعد! اما چرا #تهران رتبه دویست را کسب کرده؟! . . به این دو تصویر خوب دقت کنید: چند نوازنده دوره گرد با ادواتی نامعمول مشغول آفرینش ... .
.
🤔دو نما از تهران، شهرِ دویستمِ جهان!🤔
.
✒ شاید در بین دویست شهرِ مورد بررسی در گزارش سال جاری #موسسه_مرسر، فقط ده شهر را بتوان یافت که در سال بیشتر از تهران پول می بلعد! اما چرا #تهران رتبه دویست را کسب کرده؟!
. .
⭕ به این دو تصویر خوب دقت کنید: چند نوازنده دوره گرد با ادواتی نامعمول مشغول آفرینش موسیقی هستند، اما آدمهای اطراف انگار نه انگار که آنها را می بینند! چرا؟ در تصویر دوم که صبح امروز در مقابل مرکز تجاری بوستان گرفتم، ماکت یک دوچرخه سفید وسط چهارراه پونک خودنمایی می کند، اما عابری که در کنارش ایستاده، ظاهراً در حال و هوای دیگری است ... در پس زمینه، آسمان شهر همچنان در حال فروخته شدن و جرثقیل ها برافراشته هستند در حالیکه نشان ورود ممنوع مشهور و قرمزرنگ خودنمایی می کند؛ تبلیغ و تشویق شهرداری به استفاده از دوچرخه توسط شهروندان در حالی است که هیچ مسیر ویژه ای برای تردد #دوچرخه_سواران تعریف نشده؛ هیچ مدیر شهری با دوچرخه در پایتخت دیده نمی شود و تکلیف دوچرخه سواری نیمی از جمعیت شهر هنوز در هاله ای از ابهام است! و در تصویر سوم: جنگلهای شمال به کبریت بدل می شود ... درحالیکه انواع فندکهای سنگی، خورشیدی و گازی در بازار موجود است! نیست؟ یادداشتم را در اینباره در #درویشنامه به نشانی زیر بخوانید و برایم بگویید: چرا تهران به چنین فلاکتی رسید؟ درست مثل #هیرکانی حتی پیش از آتش سوزی اخیر در #لاهیجان و #دیلمان ... مثل #ارومیه؛ حتی پیش از طوفان عجیب نمک در چند روز اخیر و مثل اندک یوزپلنگهای باقیمانده؛ حتی پیش از بازداشت یوزبانان به اتهام جاسوسی! .
https://t.me/darvishnameh/6913
.
⭕ چرا کاری نمی کنیم؟ چرا اگر #شهردار_تهران را هم به دادگاه فرامی خوانیم نه برای کسب چنین رتبه شرم آوری است! که شرم را در چیزهای مهم تر دیگر می جوییم ...
.
Read more
میل عشاق همان میل خطر داشتن است زیر شمشیر بلا سینه سپر داشتن است .... در #نگاه حججی جلوه ای از عباس بود شرط عاشق شدن اصلا به جگر داشتن است..... ارباب.. داریم با حسین حسین پیر میشویم‌ دلخوش به این جوانی از دست داده ایم گلدسته و گنبد و علم‌ حک بکنید یک بیت ز شعر محتشم حک بکنید بر (سنگ‌ مزار) ... میل عشاق
همان میل خطر داشتن است
زیر شمشیر بلا
سینه سپر داشتن است ....
در #نگاه حججی
جلوه ای از عباس بود
شرط عاشق شدن اصلا
به جگر داشتن است..... ارباب..
داریم با حسین حسین پیر میشویم‌
دلخوش به این جوانی از دست داده ایم
گلدسته و گنبد و علم‌ حک بکنید
یک بیت ز شعر محتشم حک بکنید
بر (سنگ‌ مزار) من، کنار اسمم
نام شهید #مدافع_حرم حک بکنید
به #تابوت_شهدا،دقت کرده اید این روزها؟!
#سن هایشان را دیده اید ؟!
هجده، نوزده، بیست و یک ، بیست و دو، بیست و....... چند سالته رفیق؟
ببین........جا موندی ...
یکی را عمه سادات برد ..
یکی رو هم مثل من تیرهای شیطانی می برد !
#،حواسمون _باشه..... #کلنا_عباسک_یا_زینب
#لبیک_یا_زینب
#مدافعان_حرم
#مدافع_حرم
#مدافع_وطن
#شهدای_امنیت
#شهدای_آتش_نشان
#شهدای_پلاسگو
#شهید_حاج_احمد_غلامی
#شهید_محمد_رضا_شیبانی
#شهید_یدالله_ترمیمی
#شهید_مهدی_شکوری
#شهید_سجاد_پورجباری
#شهید_حجت_اللہ_رحیمے
#سردار_شهید_قربان_فرجی
#سردار_سلیمانی
#شهید_گمنام
#شهدای_غواص
#شهدای_خان_طومان
#سردار_شهید_حسین_همدانی
#خداحافظ_رفیق ها
# مدافعان‌_حرم
#ح.ف
#م.ک
#ه.ع
#ک.ب
#و.م
#ا.ع
Read more
‎<span class="emoji emoji2b55"></span>️ توریست در شمال یعنی:هرجایی که دلش میخواهد یه چادر میزند و میخوابد،پارک،پیاده رو،دم در خونت،جوب ...
Media Removed
️ توریست در شمال یعنی:هرجایی که دلش میخواهد یه چادر میزند و میخوابد،پارک،پیاده رو،دم در خونت،جوب و... . ‎توریست در شمال یعنی: با هر پوشش و تیپ و لباسی در هرجایی ظاهر میشود و اصلا به این موضوع کاری ندارد مردم ان منطقه چه دین و گرایش مذهبی و سنن و اداب رسومی دارند. ‎توریست در شمال یعنی: فرهنگ برخورد ... ‎⭕️
توریست در شمال یعنی:هرجایی که دلش میخواهد یه چادر میزند و میخوابد،پارک،پیاده رو،دم در خونت،جوب و...
.
‎توریست در شمال یعنی: با هر پوشش و تیپ و لباسی در هرجایی ظاهر میشود و اصلا به این موضوع کاری ندارد مردم ان منطقه چه دین و گرایش مذهبی و سنن و اداب رسومی دارند. ‎توریست در شمال یعنی: فرهنگ برخورد با منابع طبیعی را ندارد(چون ندیده) و هر نوع اشغال و کثیفی را با خود می آورد و میریزد.
.
‎توریست در شمال یعنی: نود درصدی پولی که خرج میکند در جیب ارگان های دولتی میرورد(از ورودی دریاها و مکانهایی که زیر نظر دولت میباشد)
.
‎. . توریست در شمال یعنی:صدها هکتار از جنگل های سه استان شمالی توسط انها به اتش کشیده شد.
.
‎توریست در شمال یعنی منافعی که دارد بسیار کمتر از ضرر هایی است که میزند.
.
@mazandaran.tabari .
.
.
.
.
.
#مازندران #رامسر #شهسوار #ساری #تنکابن #چالوس #نوشهر #بابل #آمل #بهشهر #نکا #قائمشهر #فریدونکنار #علی_ابادکتول #کردکوی #سوادکوه #جویبار #گلوگاه #کلاردشت #بابلسر #نور #تبرستان #متل_قو #شمال #محمودآباد #طبرستان #طبری
#mazandaran
#shomal
#tabarestan
Read more
<span class="emoji emoji1f319"></span>حوادث سال های گذشته در مراسم حج در سال ۱۹۸۷، پس از آن که حجاج ایرانی در طی تظاهرات برائت از مشرکین، ...
Media Removed
حوادث سال های گذشته در مراسم حج در سال ۱۹۸۷، پس از آن که حجاج ایرانی در طی تظاهرات برائت از مشرکین، «شعار مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر می‌دادند، نیروهای امنیتی عربستان بر آنان آتش گشودند. در این تظاهرات ۴۰۲ نفر کشته و ۶۴۹ نفر زخمی شدند. در سال ۱۹۹۰ بر اثر ازدحام جمعیت در تونل منتهی به مسجد ... 🌙حوادث سال های گذشته در مراسم حج

در سال ۱۹۸۷، پس از آن که حجاج ایرانی در طی تظاهرات برائت از مشرکین، «شعار مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر می‌دادند، نیروهای امنیتی عربستان بر آنان آتش گشودند. در این تظاهرات ۴۰۲ نفر کشته و ۶۴۹ نفر زخمی شدند.

در سال ۱۹۹۰ بر اثر ازدحام جمعیت در تونل منتهی به مسجد الحرام و افتادن حجاج زیر دست و پای دیگران ۱۴۲۶ نفر کشته شدند.

در مراسم رمی جمرات سال ۱۹۹۴ به علت ازدحامی که به هنگام خروجِ حجّاج از منا بر روی پل جمرات روی داد، ۲۷۰ زائر جان خود را از دست دادند.
در سال ۱۹۸۷ در آتش سوزی گسترده ای که در منا به وقوع پیوست ۳۴۰ حاجی زنده زنده در آتش سوختند و ۱۵۰۰ نفر دیگر نیز زخمی شدند.
در سال ۱۹۹۸ در نتیجه مراسم رمی جمرات ۱۱۸ تن از حجّاج بیت الله الحرام جان باختند.

فوریه ۲۰۰۴ نیز حادثه ای مشابه در منطقه رمی جمرات افتاد که به مرگ ۲۴۴ حاجی و مجروح شدن دهها نفر دیگر انجامید.

در سال ۲۰۰۶ میلادی اثر ازدحام جمعیت در ورودی شرقی پل رمی جمرات ۳۴۵ نفر کشته و ۲۸۹ نفر زخمی شدند.

در سال ۲۰۰۶ نیز در اثر فرو ریختن ساختمان یک هتل ۸ طبقه در مکه مکرمه ۷۶ نفر از زائران که همگی از حجاج آسیایی بودند، جان خود را از دست دادند.

در سال ۲۰۱۵ سقوط یک جرثقیل بزرگ در مسجدالحرام بود که ۱۰۷ کشته و ۲۳۸ مجروح برجا گذاشت.

و این حادثه...
Read more
Loading...
Load More