سارا من

Loading...


Unique profiles
74
Most used tags
Total likes
0
Top locations
پرديس سينما گالري ملت Mellat Cinema Complex, Bath, Somerset, Taleghan طالقان
Average media age
936.9 days
to ratio
4.3
البآرت العاشر محمد صحى من النوم و حاول يطول الجرس حق الممرضات لكن ما قدر ، يحس بصداع مو طبيعي حاول يقوم ...
Media Removed
البآرت العاشر محمد صحى من النوم و حاول يطول الجرس حق الممرضات لكن ما قدر ، يحس بصداع مو طبيعي حاول يقوم و يضغط الجرس لكنه طاح ع الارض و اغمى عليه ... في الظهران كانو واقفين عن بوابة ١٠ و متجمعين يتفقون كيف يتقسمون منال تكلمت انا و سمّو و مناهل و هنوف و غفران و شمس بنروح مع بعض و هديل و بسمه و سارا و سلوى ... البآرت العاشر
محمد صحى من النوم و حاول يطول الجرس حق الممرضات لكن ما قدر ، يحس بصداع مو طبيعي حاول يقوم و يضغط الجرس لكنه طاح ع الارض و اغمى عليه ... في الظهران كانو واقفين عن بوابة ١٠ و متجمعين يتفقون كيف يتقسمون
منال تكلمت انا و سمّو و مناهل و هنوف و غفران و شمس
بنروح مع بعض و هديل و بسمه و سارا و سلوى و سلمى يروحون مع بعض ، اوككييه؟
البنات: اوكي مافي مشكله
بسّام: خلاص الوعد هنا ١٠ و نص اللحين الساعه ٩ عندكم ساعه و نص و بعدها نتجمع هنا عشان العشا ، ما امداه يكمل جملته الا جاو اثنين اولاد بالمتوسط تقريبا و يبون يصورون معه صور معهم و تفرقو البنات قسمين و بسام و ملك اللي كان يحلف و حايمه كبده لان كل خمس دقايق يوقفونهم ناس و يصورون مع بسام
عند ريان بالمزرعه سلّم على تركي و الشيّاب و ركب سيارته و حرّك ل مرابطته و هو يهمس :/ اللهم اني استودعتك هنوف فاحفظها بحفظك
عند منال و اللي معها
منال: ابي انا نومينيشن عشان بصلح سوراتي و توجهو للبنات للمحل و كانت منال تتكلم مع البنت اللي تبيع و تقولها
سمّو كانت واقفه يم شمس : شرايك بهذي تجنن صح
شمس: شوفي الموديل اللي مرهه صغير احلى
سمّو: اي و الله يهبل
طلعت شمس من المحل و راحت ل غفران و مناهل اللي كانو واقفين برى اما هنوف راحت تشتري مويا من الكافيه
خذت سمّو وحده و خذت ثنين كل وحده غير شكلها و قالت لها تغلفهم و طلعو بعد ما خلصت منال و كانو يلفون بالمحلات
سارا: بسوم شوفي شوفي كيف لابسه عبايتها ذي
كانت وحده لابسه عباية بطانتها سودا اما من فوق جميع الالوان و حاطه سوار فسكي و كرستالات
هديل: ذكروني بأهلي بالامارات يلبسون العبايه هذي لما يروحون عرس
بسمه: امشو بنات نقعد بالكافيه تعبت
سارا: من جد هديل كذا يلبسون؟؟
هديل: اي اذا جاو يروحون العرس يلبسون فستان عادي و يلبسون العباية و فوق العبايه يلبسون عبايتهم العاديه يعني
سلمى:/ صراحة شكل العبايه حلو لكن مو للسوق
بسمه: الله يهديها و يهدينا جميعا الا بنات كم باقي على ١٠ و نص؟
سارا: الحين ١٠ و ١٠ دقايق يعني باقي ٢٠ دقيقه
بسمه: اففف جعت
اما سلوى اللي مو عاجبتها الطلعه و ٢٤ ساعه كانت تسولف ع جوالها
بالمزرعة
نوف: كان لازم يوصل من نص ساعه و للحين ما دق و جواله مقفل و ما تبيني احاتي يا يمه
الجده: بالهداوه يا نوف يمكن خلص شحن جواله و بيشحنه عقب بيدق وحدي ربك
زينه: اي صح يمكن خلص الشحن هدي يا قلبي ان شاء الله بيدق .
.
.
يتبع 🌸
Read more
Loading...
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد سارا ... دخترک خودش را جمع و جور کرد،سرش را پایین انداخت و خودش ...
Media Removed
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد سارا ... دخترک خودش را جمع و جور کرد،سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش میزد،توی چشمان سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس، دفترتو سیاه و پاره نکن؟ ها!؟ فردا ... معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد سارا ... دخترک خودش را جمع و جور کرد،سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش میزد،توی چشمان سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس، دفترتو سیاه و پاره نکن؟ ها!؟ فردا مادرت رو میاری مدرسه میخام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم. دخترک جونه لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:خانوم... مادرم مریضه اما...بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن... اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که از گلوش خون نیاد...اونوقت میشه واسه خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه...اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یک دفتر بخره که من دفترای دادشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول میدم مشقامو... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخاند و گفت بنشین سارا... کاسه اشک چشم معلم که روی گونه اش خالی شد... روی تخته سیاه نوشت: زود قضاوت نکنید,,
(تا کفش کسی رو نپوشیدی,الکی راه رفتنشو مسخره نکن)
Read more
گیسو نام کار جدید سپیدار در حمایت از جامعه ی ال. جی. بی. تی ایرانی New song by Sepidar to show support for LGBT of Iran. #sepidarmusic #newsong #gisoo #iranianlgbt #blueheartsofiran #Repost @sepidarmusic ・・・ موزيك ويديو جديدم به نام #گيسو با #عشق تقديم شما #سكوت_نكن.... #زمزمه_كن! گاهى ... گیسو نام کار جدید سپیدار 💙
در حمایت از جامعه ی ال. جی. بی. تی ایرانی
🌈
New song by Sepidar to show support for LGBT of Iran.
#sepidarmusic #newsong #gisoo #iranianlgbt #blueheartsofiran
#Repost @sepidarmusic
・・・
موزيك ويديو جديدم به نام #گيسو 🌈
با #عشق تقديم شما

#سكوت_نكن....🌈
#زمزمه_كن!🎼
گاهى #آرام #پرواز كن...🦋
اين #آبى_بيكران مال تو نباشد...🦋
مال كيست؟
تو كه باشى بس است
مگر من جز #نفس چه ميخواهم
زندگى يعنى🦋
همين كه تو باشى و من #ديوانه_وار دوستت بدارم🦋 🦋ممنون از سارا و ميتراى عزيزم براى هنرنماييشون🦋
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
سارای عزیزم بدون شک تو یکی از هنرمندان موفق سینمای ما خواهی شد.طوریکه هم من و هم پدرت به تو افتخار خواهیم ...
Media Removed
سارای عزیزم بدون شک تو یکی از هنرمندان موفق سینمای ما خواهی شد.طوریکه هم من و هم پدرت به تو افتخار خواهیم کرد.شخصیت هنریتو دوس دارم. ساکت، هنرمند،عکاس، نوازنده،نقاش،بدون های و هو بدون سروصدا هنرهای خودتو انجام میدی و من کیف میکنم از داشتنت.دلمو بردی با این عکسای هنریت آخه عزیز من #سارابهارلو ... سارای عزیزم بدون شک تو یکی از هنرمندان موفق سینمای ما خواهی شد.طوریکه هم من و هم پدرت به تو افتخار خواهیم کرد.شخصیت هنریتو دوس دارم. ساکت، هنرمند،عکاس، نوازنده،نقاش،بدون های و هو بدون سروصدا هنرهای خودتو انجام میدی و من کیف میکنم از داشتنت.دلمو بردی با این عکسای هنریت آخه عزیز من😍😊
#سارابهارلو #سارا_بهارلو #هنرمند #بازیگر #عکس_هنری #بازیگر_نوجوان #بازیگر_دختر #هیس_دخترها_فریاد_نمیزنند #قشنگ_مامانی
Read more
اولین باری که دیدمش سال ۷۹ سر ضبط سارا نایینی عزیزم در استودیو بم بود،منم که اونموقع ها غد بودم داشت ...
Media Removed
اولین باری که دیدمش سال ۷۹ سر ضبط سارا نایینی عزیزم در استودیو بم بود،منم که اونموقع ها غد بودم داشت روزنامه میخوند من فقط سلام کردم بعد از یه مدت کوتاه وقتی کار رو ضبط کردم و در تمامی مراحل ضبط حضور داشت شاید بعد از ۴ ساعت پرسید شما اسمت چیه؟منم گفتم رضا گفت چه کار خوبی و رفت و من پیتر رو از همون زمان شناختم،سکسوفونیست ... اولین باری که دیدمش سال ۷۹ سر ضبط سارا نایینی عزیزم در استودیو بم بود،منم که اونموقع ها غد بودم داشت روزنامه میخوند من فقط سلام کردم بعد از یه مدت کوتاه وقتی کار رو ضبط کردم و در تمامی مراحل ضبط حضور داشت شاید بعد از ۴ ساعت پرسید شما اسمت چیه؟منم گفتم رضا
گفت چه کار خوبی و رفت و من پیتر رو از همون زمان شناختم،سکسوفونیست کلارینتیست فلوتیست و کمی هم باسیست،یک مالتی اینسترومنت ،سر وقت خوش قول دانا در کارش و کمی درونگرا،حیف که بیشتر نشد با هم کار کنیم
امیدوارم مراسمی در شانش برگزار شه
Read more
Loading...
اكثر اسم بيوصلني ف الكومنت بحط اسمها .. . زفاتنا الجديدة والحصرية فقط لدى برايد الإمارات . .(*). ٢٠١٨ . . . . زفة خطاوي العشق . . .منشنو سارا .. وشو حابين الاسم القادم 😙🤗 ㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ [ منآسبه : [طلــه & جسر& كوشــه ] ㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ [ ملاحظه : تَنفذَ آلزفه بآلآسمـآء وبدون موسيقى ... اكثر اسم بيوصلني ف الكومنت بحط اسمها .. 👏
.
زفاتنا الجديدة والحصرية فقط لدى
برايد الإمارات . .(*)👰👰👏👏. ٢٠١٨
. . . .
زفة خطاوي العشق
. .
.منشنو سارا .. وشو حابين الاسم القادم 😙🤗😘
ㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ
✔[ منآسبه :
[طلــه & جسر& كوشــه ]
ㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ
✔[ ملاحظه :
تَنفذَ آلزفه بآلآسمـآء وبدون موسيقى أو موسيقى حسب طلبكم }~ ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
ㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤㅤㅤ . .✔↓للطلب الزفة كامله ومن غير حقوق .Whats↓ .
الاتصال من اللإمارات | 📲

0507774486
الاتصال من خارجها |📲
00971507774486
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
.࿐͟🎀🌼 هشتاق الزفات . .
#زفات_برايد
Read more
تا حالا شده از ديدن بازي بازيگري ميخكوب به پرده سينما بمونيد؟ سارا بهرامي در داركوب كاري با من كرد ...
Media Removed
تا حالا شده از ديدن بازي بازيگري ميخكوب به پرده سينما بمونيد؟ سارا بهرامي در داركوب كاري با من كرد كه سالها بود در هيچ سالن سينمايي چه داخل چه خارج از كشور هيچ بازيگري با من نكرده بود ، سارا جان خوشبختم كه تجربه كار كنارت رو در سمپاتي داشتم و از اخلاق حرفه ايت و بازي درخشانت آموختم ، داركوب رو بايد روي ... تا حالا شده از ديدن بازي بازيگري ميخكوب به پرده سينما بمونيد؟
سارا بهرامي در داركوب كاري با من كرد كه سالها بود در هيچ سالن سينمايي چه داخل چه خارج از كشور هيچ بازيگري با من نكرده بود ، سارا جان خوشبختم كه تجربه كار كنارت رو در سمپاتي داشتم و از اخلاق حرفه ايت و بازي درخشانت آموختم ، داركوب رو بايد روي پرده ديد تا بهتر درك كرد آنچه اتفاق مي افتد رو . خسته نباشي واقعا كه مطمئنم خيلي براي اين نقش زحمت كشيدي و الحق كه درخشيدي.
برين تا دير نشده داركوب رو روي پرده ببينيد و از ديدن يك بازي درخشان لذت ببريد.
Read more
Loading...
: #اسب_رقصان نوشته‌ی #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر آموت/ چاپ چهارم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ ...
Media Removed
: #اسب_رقصان نوشته‌ی #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر آموت/ چاپ چهارم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ تومان در گوشه‌ای از لندن، هنری لاشاپل که پنجاه سال پیش در فرانسه در یک آموزشگاه سوارکاری مخصوص نخبگان تعلیم دیده است، به نوه و اسبش می‌آموزد چگونه بر نیروی جاذبه‌ی زمین غلبه کنند و حرکات نمایشی ... :
#اسب_رقصان
نوشته‌ی #جوجو_مویز
ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی

نشر آموت/ چاپ چهارم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ تومان
در گوشه‌ای از لندن، هنری لاشاپل که پنجاه سال پیش در فرانسه در یک آموزشگاه سوارکاری مخصوص نخبگان تعلیم دیده است، به نوه و اسبش می‌آموزد چگونه بر نیروی جاذبه‌ی زمین غلبه کنند و حرکات نمایشی انجام دهند. سپس مشکلاتی پیش می‌آید و سارای چهارده ساله مجبور می‌شود خود به تنهایی کار را ادامه دهد.
ناتاشا مکولی، وکیل و حقوقدان، به‌اجبار با همسر سابقش در یک خانه زندگی می‌کند، زندگی او مختل شده و توانایی حرفه‌ای‌اش به دلایلی زیر سوال رفته است. وقتی بازی روزگار سارا را در مسیر او قرار می‌دهد، این فرصت نصیب ناتاشا می‌شود تا به زندگی خود سر و سامانی بدهد. اما او نمی‌داند که سارا رازی در دل دارد... رازی که زندگی همه‌ی آنها را تغییر خواهد داد.

دنیایی محدود با آرزوهایی بزرگ که شما را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.
دیلی‌میل

قصه‌ای بدیع و خلاقانه، جذاب و شگفت‌انگیز و سحرآمیز.
دیلی‌اکسپرس

مویز در مقام قصه‌گو فضایی همچون چارلز دیکنز خلق می‌کند، به‌راحتی طرح داستان را تغییر می‌دهد و به‌ظرافت از طرحی به طرح دیگر می‌رود. واشنگتن‌پست

مریم مفتاحی، فارغ‌التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی و زبان‌شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. او پیش از این رمان جنجالی «من پیش از تو» را که پرفروش‌ترین کتاب سال‌های ۹۴ و ۹۵ و ۹۶ در طرح «عیدانه با کتاب» و طرح «تابستانه با کتاب» و «پاييزه كتاب» کتابفروشی‌های ایران شد ترجمه کرده است. رمان‌هاي «پس از تو» و «يك بعلاوه‌ يك» و «ميوه خارجي» نوشته‌ جوجو مویز و «همسر خاموش» نوشته‌ ای.اس.ای هریسون نیز از دیگر ترجمه‌های این نویسنده است که از سوی نشر آموت منتشر شده. جلد سوم رمان‌هاي «من پيش از تو» و «پس از تو» نيز به زودي با ترجمه‌ي خانم مريم مفتاحي در نشر آموت منتشر مي‌شود.
رمان «اسب‌رقصان» نوشته‌ی «جوجو مويز» با ترجمه‌ي «مريم مفتاحي» در ۶۵۶ صفحه و به قیمت ۴۰۰۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout‌
Read more
: #اسب_رقصان نوشته‌ی #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر آموت/ چاپ چهارم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ ...
Media Removed
: #اسب_رقصان نوشته‌ی #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر آموت/ چاپ چهارم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ تومان در گوشه‌ای از لندن، هنری لاشاپل که پنجاه سال پیش در فرانسه در یک آموزشگاه سوارکاری مخصوص نخبگان تعلیم دیده است، به نوه و اسبش می‌آموزد چگونه بر نیروی جاذبه‌ی زمین غلبه کنند و حرکات نمایشی ... :
#اسب_رقصان
نوشته‌ی #جوجو_مویز
ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی

نشر آموت/ چاپ چهارم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ تومان
در گوشه‌ای از لندن، هنری لاشاپل که پنجاه سال پیش در فرانسه در یک آموزشگاه سوارکاری مخصوص نخبگان تعلیم دیده است، به نوه و اسبش می‌آموزد چگونه بر نیروی جاذبه‌ی زمین غلبه کنند و حرکات نمایشی انجام دهند. سپس مشکلاتی پیش می‌آید و سارای چهارده ساله مجبور می‌شود خود به تنهایی کار را ادامه دهد.
ناتاشا مکولی، وکیل و حقوقدان، به‌اجبار با همسر سابقش در یک خانه زندگی می‌کند، زندگی او مختل شده و توانایی حرفه‌ای‌اش به دلایلی زیر سوال رفته است. وقتی بازی روزگار سارا را در مسیر او قرار می‌دهد، این فرصت نصیب ناتاشا می‌شود تا به زندگی خود سر و سامانی بدهد. اما او نمی‌داند که سارا رازی در دل دارد... رازی که زندگی همه‌ی آنها را تغییر خواهد داد.

دنیایی محدود با آرزوهایی بزرگ که شما را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.
دیلی‌میل

قصه‌ای بدیع و خلاقانه، جذاب و شگفت‌انگیز و سحرآمیز.
دیلی‌اکسپرس

مویز در مقام قصه‌گو فضایی همچون چارلز دیکنز خلق می‌کند، به‌راحتی طرح داستان را تغییر می‌دهد و به‌ظرافت از طرحی به طرح دیگر می‌رود. واشنگتن‌پست

مریم مفتاحی، فارغ‌التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی و زبان‌شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. او پیش از این رمان جنجالی «من پیش از تو» را که پرفروش‌ترین کتاب سال‌های ۹۴ و ۹۵ و ۹۶ در طرح «عیدانه با کتاب» و طرح «تابستانه با کتاب» و «پاييزه كتاب» کتابفروشی‌های ایران شد ترجمه کرده است. رمان‌هاي «پس از تو» و «يك بعلاوه‌ يك» و «ميوه خارجي» نوشته‌ جوجو مویز و «همسر خاموش» نوشته‌ ای.اس.ای هریسون نیز از دیگر ترجمه‌های این نویسنده است که از سوی نشر آموت منتشر شده. جلد سوم رمان‌هاي «من پيش از تو» و «پس از تو» نيز به زودي با ترجمه‌ي خانم مريم مفتاحي در نشر آموت منتشر مي‌شود.
رمان «اسب‌رقصان» نوشته‌ی «جوجو مويز» با ترجمه‌ي «مريم مفتاحي» در ۶۵۶ صفحه و به قیمت ۴۰۰۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout‌
Read more
خواهر داشتن حس عجیبیه... یه وختایی دیوونه میشی از دستش اما همیشه دیوونَشی😗 یه جاهای کلافت میکنه ...
Media Removed
خواهر داشتن حس عجیبیه... یه وختایی دیوونه میشی از دستش اما همیشه دیوونَشی😗 یه جاهای کلافت میکنه اما همه جا بهش افتخار میکنی یه لحظه هایی هر چند فقط چند ثانیه دشمنه اما همیشه تو خاکریز ما داداشی ها فرماندَس️ یه جاهای عزیز دُردونه میشه که ما داداشا جلو ننه باباهه خراب میشیم ولی تو دلمون ... خواهر داشتن حس عجیبیه...
یه وختایی دیوونه میشی از دستش اما همیشه دیوونَشی😗
یه جاهای کلافت میکنه اما همه جا بهش افتخار میکنی👸
یه لحظه هایی هر چند فقط چند ثانیه دشمنه اما همیشه تو خاکریز ما داداشی ها فرماندَس👩‍✈️👩‍✈️
یه جاهای عزیز دُردونه میشه که ما داداشا جلو ننه باباهه خراب میشیم ولی تو دلمون قند آب میشه از دسته کاراش😊
یه وختای با کاراش باعثه سربلندی خانواده میشه که همه چپ چپ به ما داداشا نیگا میکنن که خجالت بکش یه دختره ولی تو لندهور😑🤔!!!
اما عجییییب بودنشون تو خونه مثل هوا واس نفس کشیدن واجبه!😍😍
یه جاهایی کارت و راه می ندازه که خدا هم هاج و واج می مونه این چی بود من خَلقیدم؟!😀
یه روزایی که همه تو خونه مثل بمب ساعتی هستن یهو مثل تفنگ آبپاش همه رو سورپرایز میکنه🙋‍♀️
اینا همه رو گفتم که اول به خودم دوم به همه برادرهای که مثل خودم فرشته خواهر و دارن بگم مواظب فرمانده های خاکریزمون باشیم آدم های گرگ و فرصت طلب تو جامعه زیاده...
(پ:ن، روز ۱۳ ام فروردین ۹۷ اسم باغ هم یادم نی چی بود😊 عکاس عزیزمون سارا جون بود که بعد ۶ واحد پاس کردن عکاسی یه همچی عکسی گرفت که من خودم و از رو لباسهام فقط شناختم!!!😅مرسی سارا جون @sarabaharlooi )
#علی_بهارلویی #کارگردان #فیلمبردار #عکاس #آتلیه_پرتره #آتلیه #خواهر #فرشته #ننه #بابا #فرمانده #۱۳_بدر
Photo:@sarabaharlooi
Read more
هم شاگردی ها آخرین کلاس جامعه شناسی عکاسی..استاد خوبم سارا بانو.من و هم کلاسی ها
Media Removed
هم شاگردی ها آخرین کلاس جامعه شناسی عکاسی..استاد خوبم سارا بانو.من و هم کلاسی ها هم شاگردی ها
آخرین کلاس جامعه شناسی عکاسی..استاد خوبم سارا بانو.من و هم کلاسی ها
Loading...
تو لایو با فائزه به جمله ای که دیروز خوندم اشاره کردم. «به ادامه دادن ادامه دهیم» <span class="emoji emoji1f64c"></span>🏻 شاید خیلی از ...
Media Removed
تو لایو با فائزه به جمله ای که دیروز خوندم اشاره کردم. «به ادامه دادن ادامه دهیم» 🏻 شاید خیلی از لحاظ ادبیاتی مسخره بیاد، ولی برای من پر از حس تشویقه. تورنتو که بودم، کنار برادرم و سارای عزیزم، براشون از این گفتم که اینستاگرام چقدر تو قوی شدن شخصیت من تاثیر مثبت داشته، و احساس دینی میکنم به این ... تو لایو با فائزه به جمله ای که دیروز خوندم اشاره کردم. «به
ادامه دادن ادامه دهیم»
🙌🏻
شاید خیلی از لحاظ ادبیاتی مسخره بیاد، ولی برای من پر از حس تشویقه.
تورنتو که بودم، کنار برادرم و سارای عزیزم، براشون از این گفتم که اینستاگرام چقدر تو قوی شدن شخصیت من تاثیر مثبت داشته، و احساس دینی میکنم به این آدم ها که حتی با انتقاد هاشون به محکم شدن شخصیتم و روبه رو شدن با اینکه قرار نیست همیشه تایید شم کمک کردند. تعریف ها و انرژی های مثبت هم که بماند🍃.
درست همون شب با بزرگترین درامای اینستاگرامی این چهار سال رو به رو شدم. راستش شوک شدم. هی یه ور مغزم حرف هایی که به وحید و سارا زده بودم مرور میکرد و یه ور دیگه تو گیجی و شوک و نا امیدی درجا میزد.
لازم داشتم بازم برم تو لاک تنهایی خودم، ولی قاطی آدم ها باشم و خودم و هدف هام رو با دیدن آدم ها که بخش بزرگ زندگیم هستند مرور کنم. رفتم به مرکز خرید بزرگ و هی راه رفتم و هی فکر کردم.( من رو احتمالا تنهایی و ارتباط نداشتن با آدم ها میتونه بکشه)
این جمله برام تلنگر خوبی بود.
تو همین عکس، یه گلشید پر از سر و صدا تو مغز رو میبینید که حالا کله اش آروم گرفته.
چون شما بخش مهمی از زندگیم هستید خواستم بیام بگم تو کله آرومم الان چی میگذره!
راستش من مدت هاست دارم تمرین میکنم بی سانسور زندگی کنم. خود ‌خودم باشم. اولش سخته، بروز دادن سخته. ولی وقتی خالی میکنی صداهای مغزت و اونجه که هستی رو، تازه بادت میفته چقدر خودت رو زندگی کردن بی ترس از قضاوت لذت بخشه.
من آدم هایی که بدونند این گلشید هم با
همسرش دعوا میکنه، گاهی الکل میخوره، موقع های عصبانیت داد میزنه، ارتباط همیشگی با روانشناس داره و هزار تابوی دیگه ( فرهنگی) و اینکه بدونند این گلشید نه تنها کامل نیست که خیلی هم ناقصه رو‌ دوست ندارند ،من نیازی به ادامه ارتباط باهاشون نمیبینم.
حالا هم بگم من به لایو ها، با وجود کم خوابی، با وجود سخت بودن تنظیم زمان تا زمانی که حس خوبی کنم ادامه میدم. چون برام لذت بخشه. چون هزار پیام خوب و مثبت رو دوست ندارم فدای چند پیام‌ منفی کنم. چون من نیاز به مفید بودن، کمک کردن و ارتباط و دیده شدن دارم و این موضوع برام لذت بخشه.
هر جوری که هر کسی بخواد به این موضوع نگاه کنه، مسلما مشکل و اشتباه من نیست، تا زمانی که آسیبی به کسی نزنم.
لایو ها اغلب سه روز در هفته است.
امیدوارم وقت کنید ببینید، الان که با یوتیوب و IGtv میتونید بعدا ببینید.
و اینکه حالا دیگه برعکس تصویر این عکسم، تو سرم یه صدای پر از آرامش که دارم راه رو درست میرم پخشه.
دوستتون دارم
Read more
ان روزها همچون فاتحي بي رقيب، مي تازاندم بي مهابا، اسب سركش روياهايم را در جاده هايي كه به شور مي نشستند ...
Media Removed
ان روزها همچون فاتحي بي رقيب، مي تازاندم بي مهابا، اسب سركش روياهايم را در جاده هايي كه به شور مي نشستند از رنگ سبز جواني ام !!! من جوان بودم و فاتح تمام مرزها، تمام رنگها، تمام شورها!!! بي هوا مي تازاندم و هيچ جاده ايي مرا به تماشا نمي نشاند!!! اين روزها، همچنان با شور رنگ مي ريزم بر تنها جاده ايي كه در ... ان روزها همچون فاتحي بي رقيب، مي تازاندم بي مهابا، اسب سركش روياهايم را در جاده هايي كه به شور مي نشستند از رنگ سبز جواني ام !!! من جوان بودم و فاتح تمام مرزها، تمام رنگها، تمام شورها!!! بي هوا مي تازاندم و هيچ جاده ايي مرا به تماشا نمي نشاند!!! اين روزها، همچنان با شور رنگ مي ريزم بر تنها جاده ايي كه در ان امدنت را به انتظار نشسته ام ...سارا
Read more
. به مناسبت سالگرد #ندا_آقا_سلطان غزل #ندا دنیای بی مروّت، رحمی به ما ندارد ایمان تفنگ دارد، ...
Media Removed
. به مناسبت سالگرد #ندا_آقا_سلطان غزل #ندا دنیای بی مروّت، رحمی به ما ندارد ایمان تفنگ دارد، ایران ندا ندارد از قول من به دارا، از قول من به سارا ای کاش گفته بودی، دنیا وفا ندارد دارا همیشه دارد، نادار هم ندارد این رسم روزگار است، چون و چرا ندارد دارا سه یار دارد، او می تواند اما سارا نمی ... .
به مناسبت سالگرد #ندا_آقا_سلطان
غزل #ندا
دنیای بی مروّت، رحمی به ما ندارد
ایمان تفنگ دارد، ایران ندا ندارد

از قول من به دارا، از قول من به سارا
ای کاش گفته بودی، دنیا وفا ندارد

دارا همیشه دارد، نادار هم ندارد
این رسم روزگار است، چون و چرا ندارد

دارا سه یار دارد، او می تواند اما
سارا نمی تواند، زیرا خدا ندارد

دهقان ما ز سرما، چائیده آن شب آنجا
باشد طبیبش اما، پول دوا ندارد

کوهی اگر بریزد، این بار نوبت کیست؟
گیرم که نفت باشد، دهقان ردا ندارد

با نرخ روز خوردیم، یک عمر نان و مردیم
اینگونه زندگانی، حول و ولا ندارد

دستم بدون دستت، دستت بدون دستم
باور کنیم دستی، تنها صدا ندارد

مردی میان باران، با اسب آمد اما
کاری نکرد او هم، می گفت جا ندارد

گر سوختند جانش، بستند اگر دهانش
شمشیر شد زبانش، «کیوان» ابا ندارد

#مرتضی_کیوان_هاشمی

#مرتضا_کیوان_هاشمی #کیوان_هاشمی #کیوان #ترکه_و_تبر #عکس_نوشته #عاشقانه #شعر #شعرگرافی #تک_بیت #تک_بیتهای_ناب #غزل #قافیه #شعر_نو #ایران #ندا_آقاسلطان #فراموش_نمیکنیم #سال_۸۸
#neda
Read more
Loading...
يلداي امسال من،با همكاري شيرين در كنار آقاي صادقي عزيز در قطعه يلدا (آره يانه) شروع شد، و به سفر با همسفران عزيز در شهر تاريخي عقدا (يزد) ختم شد. با تشكر از دكتر مهدي خواجوي بابت ويديو يلدا مبارك موزيك و تنظيم؛رضا صادقي تار؛ترگل خليقي پيانو ؛رضا تاجبخش تنبك؛حامد همتي ترانه؛سارا بالو #يلدا ... يلداي امسال من،با همكاري شيرين در كنار آقاي صادقي عزيز در قطعه يلدا (آره يانه) شروع شد، و به سفر با همسفران عزيز در شهر تاريخي عقدا (يزد) ختم شد.
با تشكر از دكتر مهدي خواجوي بابت ويديو
يلدا مبارك 😊🌹
موزيك و تنظيم؛رضا صادقي
تار؛ترگل خليقي
پيانو ؛رضا تاجبخش
تنبك؛حامد همتي
ترانه؛سارا بالو
#يلدا #آره_يا_نه
@rezasadeghi_official
@dr_mehdi_khajavi
Read more
 #آذر . هر کس دنیا را از زاویه دید خود قضاوت می‌کند. گاهی بهتر است جای خود را برای‌ بهتر دیدن عوض ...
Media Removed
#آذر . هر کس دنیا را از زاویه دید خود قضاوت می‌کند. گاهی بهتر است جای خود را برای‌ بهتر دیدن عوض کنید. هیچ وقت در زندگی‌تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید. همهٔ ما بارها این جمله را شنیده‌ایم که «بدترین اتفاقی که ممکن است بیافتد چیست؟ مثلاً اینکه بمیرید؟» اما مرگ، بدترین اتفاقی که ممکن ... #آذر
.
هر کس دنیا را
از زاویه دید خود قضاوت می‌کند.
گاهی بهتر است
جای خود را برای‌ بهتر دیدن
عوض کنید.
هیچ وقت در زندگی‌تان
به خاطر احساس ترس عقب ننشینید.
همهٔ ما بارها
این جمله را شنیده‌ایم که
«بدترین اتفاقی که
ممکن است بیافتد چیست؟
مثلاً اینکه بمیرید؟»
اما مرگ، بدترین اتفاقی که ممکن است برای‌تان رخ دهد نیست!»
بدترین اتفاق در زندگی
این است که اجازه دهید
در عین زنده بودن،
از درون بمیرید.

#مارتين_سليگمن
.
انگار مرا خوب می شناسد .
گفت ؛ میدانم حسابی سرت را شلوغ کرده ای اما ، این روزها بیشتر بباف .
از همان همیشگی ها . رنگی ها . بیشتر بباف .
مرا خوب می شناسد و میخواهد زنده بمانم . خودم ، دستم و قلبم .
زنده می مانم رفیق ، زنده می مانم .
#خانوم_پاف
#شمیم_دانشفر
#حال_دلتون_عشق 🍂🍁
.
پ.ن
چیزی هست
که اگر به خاطر بیاوری
حال من
خوب می شود.
.
#سارا_محمدی_اردهالی
Read more
♾ بِهمان برای من یه آرِزو بود ، یه ابر که هَربار که بچّه هایِ گلفروشِ سرِ چهارراه رو میدیدم، بالایِ ...
Media Removed
♾ بِهمان برای من یه آرِزو بود ، یه ابر که هَربار که بچّه هایِ گلفروشِ سرِ چهارراه رو میدیدم، بالایِ سرَم تشکیل میشُد و هیچ وقت نمی بارید . . . فقط تو دودِ اگزوزِ ماشینِ جلویی محو و محوتَر میشد و با بوقِ ماشین عقبی ،کلُّهُم بار و بندیلِشو می بست . . . دور بود ، خیلی ی ی ی دور . . . تا اینکه بچه ها انگاری اون ...
بِهمان برای من یه آرِزو بود ، یه ابر که هَربار که بچّه هایِ گلفروشِ سرِ چهارراه رو میدیدم، بالایِ سرَم تشکیل میشُد و هیچ وقت نمی بارید . . .
فقط تو دودِ اگزوزِ ماشینِ جلویی محو و محوتَر میشد و با بوقِ ماشین عقبی ،کلُّهُم بار و بندیلِشو می بست . . .
دور بود ، خیلی ی ی ی دور . . .

تا اینکه بچه ها انگاری اون ابر رو از آسمون برداشتنش آوردَنِش یه جایِ نزدیک ، خیلی ی ی ی ی نزدیک . . .
مثلِ سقفِ اتاقَم، یا حتی از اونَم نزدیکتَر . . .

اونقَدر نزدیک که صداش می پیچید تویِ گوشَم ، اونقدر نزدیک که یهو توپِشون میومَد سمتَم ، اونقدر نزدیک که یهو دستشون اومَد تو دستَم . . .
اون روزا درگیرِ پایان نامه بودَم و فقط هروقت سارا رو میدیدَم تند و تند ازش میپرسیدَم حالِشو، همین . . .

کَم کَم دیدَم انگاری نارنجی میبینَم یه حالی میشَم ، کم کم دیدَم ای بابا ، نارنجی هَم عجب رنگِ قشنگیه ها ، این رفتگرای تو خیابون چقدِ دلبَر شدن . . .
پرتقال می دیدم، می خندیدم . . .
نارنگی میدیدم، می خندیدَم . . .
این سطلایِ بازیافت ِ تو خونه رو میدیدَم ، می خندیدم . . .
حتی اون حاشیه ی دورِ تابلویِ پارکِ ماشینِ سی پِی رو هَم میدیدَم ، میخندیدَم . . .

هیچی دیگه ، دیدم ای دلِ غافِل " دُچار " شدیم، کم کَم جمعه ها شد یا رفتن تو بِه خونه یا حسرتِ نرفتن و دیدنِ لایوا و استوریاش . . . " بهمان " شد یه حالِ خوش،شد یه خونه، یه خانواده ، یه سرزمین ، یه جهان . . .
یه در، یه در که انگاری هرکی از اون در رد میشد، مثل تو این انیمیشنای دیزنی که یهو یه مشت ماه و ستاره دورِشونو میگیره و ویش ش ش ش ش ش . . .
همه چی عوض میشد . . .

خلاصِه سرِتونو درد نیارَم ،اون ابر بارید و بارید و بارید . . .
خیلی جاها نم نَم، خیلی جاها تند و رَگباری . . .
یه وقتایی خیس شدیم، یه وقتایی هَم زیرِ سقف موندیم . . .
یا چتر شدیم واسه هم، یا همه با هَم خیس . . .
امروز این ابرِمون ثبت شد . . .
اینجوری بگم : امروز به ما یه زمین خشک دادَن که قراره کلّی با هَم ، مثلِ تمامِ این یکسال ، توش بباریم . . .
زمین هایِ صافشو سبزِ سبز کنیم ، پَستی هاشو دریا کنیم و رو بلندی هاش سُربُخوریم و تو دل کوه جاری شیم . . .

خلاصه " به " باشیم و " بِه " بِمونیم . . .
🧡🧡🧡
@behmaan
🎥 : @ramtiano
Read more
Loading...
: #اسب_رقصان نوشته‌ی #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر آموت/ چاپ ششم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ ...
Media Removed
: #اسب_رقصان نوشته‌ی #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر آموت/ چاپ ششم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ تومان در گوشه‌ای از لندن، هنری لاشاپل که پنجاه سال پیش در فرانسه در یک آموزشگاه سوارکاری مخصوص نخبگان تعلیم دیده است، به نوه و اسبش می‌آموزد چگونه بر نیروی جاذبه‌ی زمین غلبه کنند و حرکات نمایشی انجام ... :
#اسب_رقصان
نوشته‌ی #جوجو_مویز
ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی

نشر آموت/ چاپ ششم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ تومان
در گوشه‌ای از لندن، هنری لاشاپل که پنجاه سال پیش در فرانسه در یک آموزشگاه سوارکاری مخصوص نخبگان تعلیم دیده است، به نوه و اسبش می‌آموزد چگونه بر نیروی جاذبه‌ی زمین غلبه کنند و حرکات نمایشی انجام دهند. سپس مشکلاتی پیش می‌آید و سارای چهارده ساله مجبور می‌شود خود به تنهایی کار را ادامه دهد.
ناتاشا مکولی، وکیل و حقوقدان، به‌اجبار با همسر سابقش در یک خانه زندگی می‌کند، زندگی او مختل شده و توانایی حرفه‌ای‌اش به دلایلی زیر سوال رفته است. وقتی بازی روزگار سارا را در مسیر او قرار می‌دهد، این فرصت نصیب ناتاشا می‌شود تا به زندگی خود سر و سامانی بدهد. اما او نمی‌داند که سارا رازی در دل دارد... رازی که زندگی همه‌ی آنها را تغییر خواهد داد.

دنیایی محدود با آرزوهایی بزرگ که شما را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.
دیلی‌میل

قصه‌ای بدیع و خلاقانه، جذاب و شگفت‌انگیز و سحرآمیز.
دیلی‌اکسپرس

مویز در مقام قصه‌گو فضایی همچون چارلز دیکنز خلق می‌کند، به‌راحتی طرح داستان را تغییر می‌دهد و به‌ظرافت از طرحی به طرح دیگر می‌رود. واشنگتن‌پست

مریم مفتاحی، فارغ‌التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی و زبان‌شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. او پیش از این رمان جنجالی «من پیش از تو» را که پرفروش‌ترین کتاب سال‌های ۹۴ و ۹۵ و ۹۶ در طرح «عیدانه با کتاب» و طرح «تابستانه با کتاب» و «پاييزه كتاب» کتابفروشی‌های ایران شد ترجمه کرده است. رمان‌هاي «پس از تو» و «يك بعلاوه‌ يك» و «ميوه خارجي» نوشته‌ جوجو مویز و «همسر خاموش» نوشته‌ ای.اس.ای هریسون نیز از دیگر ترجمه‌های این نویسنده است که از سوی نشر آموت منتشر شده. جلد سوم رمان‌هاي «من پيش از تو» و «پس از تو» نيز به زودي با ترجمه‌ي خانم مريم مفتاحي در نشر آموت منتشر مي‌شود.
رمان «اسب‌رقصان» نوشته‌ی «جوجو مويز» با ترجمه‌ي «مريم مفتاحي» در ۶۵۶ صفحه و به قیمت ۴۰۰۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout‌
Read more
آدم پنجاه و يكم | سارا حبيب كاغذ مچاله شده را دوباره و دوباره خواند در وانفساى پيچ جاده " تو مشغول مردن ...
Media Removed
آدم پنجاه و يكم | سارا حبيب كاغذ مچاله شده را دوباره و دوباره خواند در وانفساى پيچ جاده " تو مشغول مردن ات بودى و من در " نيمه غايب تو " به دنبال " فرصت دوباره " پيش از " والس خداحافظى " كه " درباره معنى زندگى " به " سلوك " بنشينم ، حبيب اسم سارا را خواند و كاغذ را مثل اولش مچاله كرد كه سارا نداند او خوانده اش پ ... آدم پنجاه و يكم | سارا
حبيب كاغذ مچاله شده را دوباره و دوباره خواند در وانفساى پيچ جاده " تو مشغول مردن ات بودى و من در " نيمه غايب تو " به دنبال " فرصت دوباره " پيش از " والس خداحافظى " كه " درباره معنى زندگى " به " سلوك " بنشينم ،
حبيب اسم سارا را خواند و كاغذ را مثل اولش مچاله كرد كه سارا نداند او خوانده اش
پ . ن : آى آدم ها
#digikala_myhaiku
Read more
سارا •••••• پونى پرنسس : توايلايت پونى معمولى : تركسى •••••• ساراهارو تگ كنين <span class="emoji emoji1f60b"></span> •••••• اسمتون ...
Media Removed
سارا •••••• پونى پرنسس : توايلايت پونى معمولى : تركسى •••••• ساراهارو تگ كنين •••••• اسمتون رو زير پست كامنت كنين •••••• لطفا بيش از 1 بار اسمتون رو نگين وگرنه گذاشته نميشه ، 1 بار ك بگين من يادداشت ميكنم ميذارم سارا
••••••
پونى پرنسس : توايلايت
پونى معمولى : تركسى
••••••
ساراهارو تگ كنين 😋
••••••
اسمتون رو زير پست كامنت كنين
••••••
لطفا بيش از 1 بار اسمتون رو نگين وگرنه گذاشته نميشه ، 1 بار ك بگين من يادداشت ميكنم ميذارم
افتتاح مهرجان البندقية السينمائي بحضور المشاهير ، من بينهم سارا سامباو، نعومي واتس بفستان من أرماني ...
Media Removed
افتتاح مهرجان البندقية السينمائي بحضور المشاهير ، من بينهم سارا سامباو، نعومي واتس بفستان من أرماني بريفي، كلير فوي بفستان من فالنتينو ولوتي موس #VeniceFilmFestival #RedCarpet #OpeningCeremony #Fashion #Style #Venice #MyDubai افتتاح مهرجان البندقية السينمائي بحضور المشاهير ، من بينهم سارا سامباو، نعومي واتس بفستان من أرماني بريفي، كلير فوي بفستان من فالنتينو ولوتي موس
#VeniceFilmFestival #RedCarpet #OpeningCeremony #Fashion #Style #Venice #MyDubai
. نمایش #روی_پوست_شهر . نویسنده و کارگردان: علی جعفری بازیگران: معصوم احمد زاده، رضا قراگوزلو، ...
Media Removed
. نمایش #روی_پوست_شهر . نویسنده و کارگردان: علی جعفری بازیگران: معصوم احمد زاده، رضا قراگوزلو، ایمان عبادیان، ‌زهرا طراحی، علی جعفری . خلاصه: گاهی اوقات همون لحظه‌ایی که نباید باشه سر وکله اش پیدا می‌شه. الان وقتش نیست لعنتی... من خیلی وقته که فراموشت کردم چی از جونم می‌خوای!؟ من به کاری ... .
نمایش #روی_پوست_شهر
.
نویسنده و کارگردان: علی جعفری
بازیگران: معصوم احمد زاده، رضا قراگوزلو، ایمان عبادیان، ‌زهرا طراحی، علی جعفری
.
خلاصه: گاهی اوقات همون لحظه‌ایی که نباید باشه سر وکله اش پیدا می‌شه. الان وقتش نیست لعنتی... من خیلی وقته که فراموشت کردم چی از جونم می‌خوای!؟ من به کاری که دارم می‌کنم خیلی فکر کردم. تمام احتمالات رو در نظر گرفتم.‌ من باید این کار رو بکنم چون راه دیگه‌ای برام نمونده... خواهشن بفهم اینو، تو کلت فرو کن.
.
سبک:اجتماعی رئال
.
📍 خانه نمایش مهرگان (سالن شماره ۲)
📅 ۰۴ تا ۱۸ شهریور | ⏰ ۱۸:۰۰
⏳ ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
💳 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان
#تخفیف_عمومی: ٪۲۰ تخفیف
.
طراح لباس: سارا حجت
طراح گریم: مینا فتحی پور
طراح صحنه و نور: علی جعفری
کاریکاتور: هادی اشرفی
گرافیست: حسین مرادی
عکاسان: رامین زمین پیما، نگار رئوفی
دستیار کارگردان: حامد حقانی
منشی صحنه: فاطمه آقایی
مدیر صحنه: جعفر شکرپور
مدیر اتاق فرمان: مهسا پولادین
مجری نور: شریفه مهدی زاده
مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه ایی: محمد صادق سیادت (تصویر تئاتر)
تبلیغات مجازی: ارسلان گل محمدی (تصویر تئاتر)
ساخت تیزر: مجتبی حسن زاده، علی دولت آبادی (تصویر تئاتر)
ساخت کلیپ: افسانه محتشمی
.
اطلاعات بیشتر و خريد بليت: www.tiwall.com
.
#tiwall #theater #tiwalltheater #تيوال #تئاتر
Read more
ادامه قسمت قبل: چشمامو باز کردم یه نور سفید بالا سرم دیدم خواستم بلند بشم که یکی گفت:وایسا وایسا ...
Media Removed
ادامه قسمت قبل: چشمامو باز کردم یه نور سفید بالا سرم دیدم خواستم بلند بشم که یکی گفت:وایسا وایسا نباید تکون بخوری اینو یه زنی که موهای بلوند بلند با چشمای ابی داشت گفت اون اومد بالاب سرم و با یه لبخند گفت: من الکساندرا هستم...و تو هم لیامی مگه نه؟ من سرمو تکون دادم به جایی که چاقو خورده بودم نگاه ... ادامه قسمت قبل:
چشمامو باز کردم
یه نور سفید بالا سرم دیدم
خواستم بلند بشم که یکی گفت:وایسا وایسا نباید تکون بخوری
اینو یه زنی که موهای بلوند بلند با چشمای ابی داشت گفت
اون اومد بالاب سرم و با یه لبخند گفت: من الکساندرا هستم...و تو هم لیامی مگه نه؟
من سرمو تکون دادم
به جایی که چاقو خورده بودم نگاه کردم
بخیه زده بودن
من:تا کی باید اینجا بمونم؟
الکساندرا:اگه تا فردا خوب شدی میتونی بری،درد داری؟
من:نه زیاد،ولی خیلی گرسنه ام
الکساندرا:نگهبانا گفتن که نذارم حتی اب بخوری ولی نمیتونی با شکم گرسنه دارو بخوری،پس من حرف اونا رو نادیده میگیرم،تو تکون نخور تا برم یه چیزی برای خوردن بیارم
داستان از نگاه امیلی:
ما روی کاناپه نشسته بودیم و قهوه میخوردیم که خوابمون نبره
من:اوووم....میدونم که الان خوشحالیمو نمیخواین این خراب بشه ولی یه چیزی میخوام بگم
دمی:بگو
من:چند روز دیگه دادگاهه،ما میخوایم چیکار کنیم؟
کارا:انتظار داری چیکار کنیم؟میریم همه ی کارایی که باهامون کردنو میگیم،همشونو
من هیچی نگفتمو یکم از قهوم خوردم
من همیشه عادت دارم که وقتی حوصلم سر میره با پام به زمین ضربه میزنم
مثل همیشه این کارو کردم ولی یه صدای خاصی از جایی که ضربه میزدم میومد
پامو بردم روی یه سرامیک دیگه و ضربه زدم ولی این صدا رو نداد
خم شدمو به سرامیک نگاه کردم
کارول:چیزی شده؟
من: فک کنم اینجا یه چیزی هست
مایلی:یعنی چی؟
من:اخه صداش فرق داره
دمی:بیاین ببینیم اینجا چیه!
من قهومو گذاشتم روی میز و از توی اشپزخونه یه چاقوب بزرگ اوردم
ما نشستیم روی زمین و دمی چاقو رو از من گرفت چون اون تقریبا زورش از هممون بیشتر بود
کارا: من که فک نمیکنم چیزب اونجا باشه
دمی شروع کردم به کندن دور سرامیک
یعد ۱۵ دقیقه بالاخره تونستیم سرامیکو بر داریم
چیزی که اون زیر بود باعث شد هممون تعجب کنیم
کارا میخواست یکی از اونا رو برداره که من دستشو گرفتمو گفتم:ما نمیدونیم اونا با این تفنگا چیکار کردن،شاید کسیو کشتن
کارا:بیخیال اگه کسیو با اینا کشته بودن توی خونه قایمش نمیکردن
اونا سه تا هفت تیر بود
کارول:حالا باید با اینا چیکار کنیم
دمی:به نظر من که باید ازشون استفاده کنیم
مایلی:ازشون استفاده کنیم؟نظرتون چیه بریم شان و تونی رو بکشیم
اون اینو گفتو خندیدیم
دمی:منظورم ابنه که میتونیم نگهشون داریم و وقتی یه اتفاقی افتاد و بهشون احتیاج پاشتیم ازشون استفاده میکنیم
لطفا دوستاتونو تگ کنین یا شاتم کنین اگه فالوورام ۹۰۰ تا بشه قول میدم هرروز بزارم
*سارا
Read more
پیج مشکلات جنی ؟ سلام من یه جن هستم 20 سالمه و یه مدتیه عاشق یه انسان شدم خیلی فکر کردم چطور باهاش ارتباط ...
Media Removed
پیج مشکلات جنی ؟ سلام من یه جن هستم 20 سالمه و یه مدتیه عاشق یه انسان شدم خیلی فکر کردم چطور باهاش ارتباط برقرار کنم. آخه اون منو نمی‌بینه و فقط من اونو می‌بینم. آخر سر تصمیم گرفتم یک اکانت لاین درست کنم و خودمو یه انسان جا بزنم تا یکمی باهام حرف بزنه و بعد که بهم عادت کرد هویت واقعی‌مو فاش کنم.اما یه ... پیج مشکلات جنی ؟
سلام من یه جن هستم 20 سالمه
و یه مدتیه عاشق یه انسان شدم
خیلی فکر کردم چطور باهاش ارتباط برقرار کنم. آخه اون منو نمی‌بینه و فقط من اونو می‌بینم. آخر سر تصمیم گرفتم یک اکانت لاین درست کنم و خودمو یه انسان جا بزنم تا یکمی باهام حرف بزنه و بعد که بهم عادت کرد هویت واقعی‌مو فاش کنم.اما یه مشکلی هست. اونم اینه که اون زیاد دروغ میگه. مثلا میگه من موهام شرابیه در حالیکه شب‌ها که من میرم بالای سرش می‌بینم که قهوه‌ای تنباکویی‌.به نظر شما چی کار کنم؟ خواب و خوراک ندارم. حالام گیر داده می‌خوام ببینمت. تازه فکر می‌کنه من چشام مشكیه، درحالی‌که قرمزه! حالا لنز ازکجا گیر بیارم؟ لطفا بین شوخی‌هاتون، راهنمایی جدی هم بکنید.
. . .
.
محمدرضا:بسم الله الرحمن الرحیم الله ،الله و لا اِلٰاه االَه لاو هوالحی و الفیوم ...
.

حمید:بسم الله،بسم الله،...
.

سروش:یا ابرررفرض
.
ثریا:left
.
کیوان: left
.
حسن:left
.
بهرام: left
.
سارا :left
.
بهنام:delete for ever
.
بنفشه : جییییییغغغغغغغ؛ نتم ضعیفه نمیتونم لفت بدم تروخدا با من کاری نداشته باش
.
رضا:بخدا قسم نزدیک من بیای جیغ میزنما!!!
.
#funny #lol #laugh #fun #friends #crazy @tagsuplikes #joke #jokes #joking #instagood #khandeh #jok #خنده #لول #شادی #لبخند #شوخی #شوخ #دوستان #جوک #جوکها #مسخره #دیوانه #احمق
Read more
؛ من از تمام این دنیا عشق میخواهم و مُشتی شعر! گلهای شمعدانی پشت پنجره و لبخندهای تو که تکثیر میکند ...
Media Removed
؛ من از تمام این دنیا عشق میخواهم و مُشتی شعر! گلهای شمعدانی پشت پنجره و لبخندهای تو که تکثیر میکند عشق را به بی نهایت! اما نه! من از تمام این دنیا، آسمانی می خواهم آبی و هوایی که در آن، عطر نفست باشد همین که باشی برای من کافیست... #سارا_قبادی ؛ #بیست_ساله شدیم #خدایا_شکرت #لا_حول_و_لا_قوه_الا_بالله ... ؛
من از تمام این دنیا عشق میخواهم و مُشتی شعر!
گلهای شمعدانی پشت پنجره
و لبخندهای تو
که تکثیر میکند عشق را به بی نهایت!

اما نه!
من از تمام این دنیا،
آسمانی می خواهم آبی
و هوایی که در آن،
عطر نفست باشد
همین که باشی
برای من کافیست...
#سارا_قبادی
❤❤❤❤❤ ؛
#بیست_ساله شدیم
#خدایا_شکرت
#لا_حول_و_لا_قوه_الا_بالله
#ماشاالله
Read more
. دیروز اولین روز اجرای #پسرهای_پشت_نقاب بود زودتر از ساعت تعیین شده رسیدم پسرها داشتند تمرین میکردند ...
Media Removed
. دیروز اولین روز اجرای #پسرهای_پشت_نقاب بود زودتر از ساعت تعیین شده رسیدم پسرها داشتند تمرین میکردند مرضیه طبق معمول با ریزبینی از اتاق فرمان چکشون میکرد...بیشتر دقیق شدم....یه کم استرس برای روز اول طبیعی بود...و هرکدوم یجوری داشتن حلش میکردن....بهزاد سکوت کرده بود و تو خودش بود...آرمان ... .
دیروز اولین روز اجرای #پسرهای_پشت_نقاب بود زودتر از ساعت تعیین شده رسیدم پسرها داشتند تمرین میکردند مرضیه طبق معمول با ریزبینی از اتاق فرمان چکشون میکرد...بیشتر دقیق شدم....یه کم استرس برای روز اول طبیعی بود...و هرکدوم یجوری داشتن حلش میکردن....بهزاد سکوت کرده بود و تو خودش بود...آرمان و امیر بعد از تمرین تو اتاق گریم موزیک گوش میکردن...حمیدرضا بیشتر تو فکر رسیدن مادرش بود و هماهنگی ها...علی هم که مدیراجرایی سالن بود و همه اش در رفت و آمد...کمتر از یه ساعت برای گریمشون وقت داشتیم...سارا فون میزد و صورت ها آماده میشد برای ضربه خوردن..‌مایوس بودن..‌اخمو شدن...رنگ های آبی و قرمز و سیاه و قهوه ای ترکیب میشدن واسه کبودی صورت حمیدرضا و بهزاد...امیر باید اخم میکرد تا خطوط چهره اش پیدا بشه و با رنگ مشخص بشه.‌‌..آرمان باید اندوه صورتش چند برابر میشد...و علی که کلا با یک جای شلیک و رد خون کارش تموم بود و البته سفیدی موهای شقیقه اش که امروز باید واضحتر بشه...
و خلاصه اینکه اجرای خوبی بود همون دوسه دقیقه ی اول بچه ها غرق در نقش هاشون شدن و بخوبی از عهده ی اجرا براومدن...خدارو شکر استقبال خوبی شد و من و سارا روی پله ها نشستیم و نمایش رو دیدیم...
#theboysbehindthemask
@theboysbehindthemask
Read more
الموضوع: نزل من الدرج مستعجل شاف أهله يفطورون باس راس أـبووهوأمه فهد : صباح الخير الجميع : صباح ...
Media Removed
الموضوع: نزل من الدرج مستعجل شاف أهله يفطورون باس راس أـبووهوأمه فهد : صباح الخير الجميع : صباح النور ام فهد : أقعد يافهد أفطر فهد : لا مو مشتهي يبه تبي شي أنا طالع للشركه أبوفهد : لا سلامتك ياولدي بعد نص ساعه بروح شركتي فهد : مع السلامه الجميع : مع السلامه رؤى : بابا أبي أروح السوق اليوم أبو ... الموضوع: نزل من الدرج مستعجل شاف أهله يفطورون باس راس أـبووهوأمه
فهد : صباح الخير
الجميع : صباح النور
ام فهد : أقعد يافهد أفطر
فهد : لا مو مشتهي يبه تبي شي أنا طالع للشركه
أبوفهد : لا سلامتك ياولدي بعد نص ساعه بروح شركتي
فهد : مع السلامه
الجميع : مع السلامه
رؤى : بابا أبي أروح السوق اليوم
أبو فهد : وليه وأنا أبوك ياكثر ماتروحون لهالأسواق اللي مامنها فايده
أم فهد : خلها ياأبو فهد تروح وتنبسط الخير واجد ولا بخيل على بنتك
أبو فهد : لا بنيتي لو تطلب عيوني عطيتها بس ليه وأنا أبوك تبين السوق
رؤى : بااابا الدنيا عطله أبي أرووح أنبسط
أبو فهد : خلاص روحي يابابا بس مو تطوليين
رؤى ( بدلع ) : من عيوني يلا أنا طااالعه أنام أمس مانمت زين تصبحون على خير
أم فهد وأبو فهد : وأنتي من أهله
( بجناح ثاني بنفس الفله ) : كانت واقفه قدام المرايا تمشط شعرها بعد ماأخذت شاور ألتفتت لسرير اللي يكفي 4 أشخاص شافت حبيبها نااااايم أبتسمت على طريقة نومه وراحت له تصحيييه
خلود : فارس حبيبي يالله أصحى
فارس : امممممم خليني نايم
خلود : حبيبي مايصير يعني مو رايح للشركه
فارس ( قام بسرعه ) : يالله نسيييت اليوم عندي شغل ضروري
خلود : حبيبي مايصير يعني مو رايح للشركه
فارس ( قام بسرعه ) : يالله نسيييت اليوم عندي شغل ضروري
خلود : ههههه طيب يالله أصحى
فارس : قام أخذ منشفته ودخل يأخذ شاور ماكمل سبع دقايق الا وهو طالع
شاف خلود واقفه عند التسريحه
راح لها وهو لاف المنشفه على خصره
ضمها من ورا
وباس رقبتهااااا
: فديتك حلوه وربي حلوه
خلود ( بدلع ) : أدري
فارس : ياااااواثق
خلود : هههههه يحق لي
فارس : خلي الدلع عنك وخلينا ننزل نفطر ولا وربي أتهوور
خلود ( بحياء ) : لالا خلاص
فارس : حريم مايجون الا بالعين الحمرا هههه
خلود : ههههههه

عايله أبو فهد

أبوفهد : من أكبر الاغنياء بشرقيه صاحب شركات كثيييره
وطيب وحنووون حيل على عياله عمره 55

أم فهد : مغرووووره حييل وتهما المظاهر
وماتهتم بعيالها عمرها 47

فهد : وسيييم وجسمه رياضي وعصبي حييل له هيبه قدام أخوانه
مسوي له شركه خاصه فيه عمره 31 ماتزوج الى الان بتعرفون بعدين لييه ماتزوج

فارس ( أخو فهد ) : شخص عاااقل وهادي متزوج خلود بنت عمه
وعنده بنت عمرها سنه أسمها سارا عمره 28 ( بعد شوي بنتعرف على خلود )

ريم : أختهم بس متزوجها ولد عمها أبو سلطان و اسم زوجها عادل
حبوووبه حيييل وجمالها حلوو شعرها لحد كتفها
رؤى : دلوووووعه وجمييله أبوفهد مره يحبها ويخاف عليها
عمرها 18 شعرها لنص ظهرها أسود بالحيل صديقة بنت عمها سمر
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
اولين ويديوي پشت صحنه فيلم زعفرانيه ١٤ تير همزمان با شروع تدوين منتشر شد. همزمان با به اتمام رسيدن ٥٠ درصد از فيلمبرداري فيلم سينمايي "زعفرانيه ١٤ تير" به كارگرداني سيد علي هاشمي و تهيه كنندگي سليمان علي محمد تدوين فيلم توسط سارا آهني آغاز شد. مهدي هاشمي- هنگامه قاضياني- مسعود رايگان- نازنين ... اولين ويديوي پشت صحنه فيلم زعفرانيه ١٤ تير همزمان با شروع تدوين منتشر شد.
همزمان با به اتمام رسيدن ٥٠ درصد از فيلمبرداري فيلم سينمايي "زعفرانيه ١٤ تير" به كارگرداني سيد علي هاشمي و تهيه كنندگي سليمان علي محمد تدوين فيلم توسط سارا آهني آغاز شد.

مهدي هاشمي- هنگامه قاضياني- مسعود رايگان- نازنين بياتي و ليندا كياني بازيگران اين فيلم هستند.
عوامل عبارتند از :
نویسنده : جابر قاسمعلی ،مشاور کارگردان : کمال تبریزی ، مدیر فیلمبرداری : علیرضا برازنده ، تدوین : سارا آهنی ، صدابردار : کامران کیان ارثی ، طراح گریم ، سودابه خسروی ، طراح صحنه : رضا دین محمدی ، طراح لباس : شکوفه هاشمیان ، مدیر تولید : حسین فیض آبادی ، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز : ایما استمراری ، منشی صحنه : غزل رشیدی ، مدیر تدارکات : محسن ظفری ، عکاس : زهرا مصفا ، ساخت فیلم پشت صحنه : مانی قدرت نما ، مشاور رسانه ای : نگین موسوی

در خلاصه داستان آمده است : تو شروع کردی ... اما من تمومش می کنم...
Read more
بخش اول: افسانه نیست خون سیاووش بی‌گناه کز آنچه رفته است و نرفته ز یاد کس بر تو خبر دهد. هر چند خامشم من خود سیاوشم خود آزمای خویشم و دانم که جان پاک جسم مرا ز شعله‌ی آتش گذر دهد افسانه نیست این در چشم من ببین آیین من؟ نه ... نه که خود آیین هر چه مرد با زشتی و پلیدی و پستی کند نبرد آزاده ... 🎵🎶
بخش اول:

افسانه نیست
خون سیاووش بی‌گناه
کز آنچه رفته است و نرفته ز یاد کس
بر تو خبر دهد.
هر چند خامشم
من خود سیاوشم
خود آزمای خویشم و
دانم که جان پاک
جسم مرا ز شعله‌ی آتش
گذر دهد
افسانه نیست این
در چشم من ببین
آیین من؟
نه ... نه
که خود آیین هر چه مرد
با زشتی و پلیدی و پستی
کند نبرد
آزاده آن که در همه جا داد گسترد
آزاده نیست
تن چو به بیداد در دهد .
امروز،
در فرومایه ترین ناله ی نرم دشت
حکایت تکرار فانوس های غریب
بوی سیاووشان اساطیر می دهد!

و اما تو ای بازمانده ی تاریخ
خیره بر پهنه ی دلاوری های ناکام
چون بردگان سیاه خورشید
در تعلق گاه تاریکی های افروخته
بدان
"نام پهلوان" همچنان می تابد
پس بخوان
بخوان به نام حماسه ی افق های روشن
"پهلوانان هرگز نمی میرند"

گاه سختی ست که مردان را می شود محک زد .
جواهر وجود را در روزگاران سخت ، می توان قیمت نهاد .
تاریخ همواره تکرار می شود اما برای ما که روشنفکرانه ! تاریخ نمی خوانیم ،این تکرار هرگز تکراری نمی شود .
و شاید همین است که سالیان سال ، این سرزمین رنگ آزادی به خود ندیده است .
و سالیان سال است که در روزگاران دشوار ، سیاووش ها از آتش تهمت ها و کینه ورزی های ما به سلامت گذشته اند .

استاد همایون شجریان :
امروز آغوش مهر به روی ایران گشودی
جان خسته مان را به لطف جلا دادی
روح آشفته مان را به عشق آرام کردی
دل خونین مان را به مهرهمایونی مرهم نهادی
تا ابد به یادمان می ماند که چطور با روح بلند و قلب دریایی ، کنارمان ماندی و پناه امن دلتنگی هایمان شدی .
این بار می خواهیم قدرشناس باشیم
می خواهیم گوهر شناس باشیم
سپاس که آغوش مهربان و امنت را به رویمان گشودی و تکیه گاه روزهای سخت و طاقت فرسایمان شدی
مردانگی را تمام کردی
و پای مردمت ایستادی
وجودت بر ما همایون
که با بزرگواری همایونی دل به دل زخم خورده مان دادی .
تا ابد سجده ی شکر بر ما واجب است
به بودن نام بلند " شجریان "

شعر : حمید مصدق - سارا چگینی
موسیقی متن : برگرفته از آلبوم آرایش غلیظ
متن : آوای همایون
ادیت فیلم :
آوای همایون - همایون.می

پ.ن۱ : این فیلم در راستای همدلی و همراهی "همایون شجریان" با مردم ایران تهیه شده است و استفاده از آن باید همراه با هشتکهای زیر باشد .
#سیاووش_آواز_ایران
#خون_چشم_سیاووش
#همایون_شجریان
پ.ن۲ : ویدئو کامل را می توانید در کانال اینستاگرام آوای همایون و همایون.می ببینید.

#همایون
#همایون_شجریان
#استاد_همایون_شجریان
#سیاووش_آواز_ایران
#خون_چشم_سیاووش

#homayounshajarian
@homayounsharian
@avayehomayoun
@homayoun.me
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

بازخوانی از خانم سوگند رمضانی
@sogandramzanii
www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
بخند چونكه غم تو دنيا رو عوض نميكنه. ممنون از سارا جان مهربانم و نيلوفر عززيزم و بانو انصارى نازنينم ...
Media Removed
بخند چونكه غم تو دنيا رو عوض نميكنه. ممنون از سارا جان مهربانم و نيلوفر عززيزم و بانو انصارى نازنينم براي مهر و و لطفى كه هميشه به من دارند.. ممنوم سارا جونم كه با اون دستهاى جادوييت به خانمها طراوت وزيبايى ميبخشي.🏼‍♀️ سپاس از اقاى مهدى تركمان مدير محترم مزون ميرامى و پوروتو و تشكر از دكتر مهربون ... بخند چونكه غم تو دنيا رو عوض نميكنه.
ممنون از سارا جان مهربانم و نيلوفر عززيزم و بانو انصارى نازنينم براي مهر و و لطفى كه هميشه به من دارند..
ممنوم سارا جونم كه با اون دستهاى جادوييت به خانمها طراوت وزيبايى ميبخشي.💜👱🏼‍♀️
سپاس از اقاى مهدى تركمان مدير محترم مزون ميرامى و پوروتو
و تشكر از دكتر مهربون و كار بلد امين رضا چلبيانلو 🙏🌺
Read more
... رفيق قديمي،رفيق درست و حسابي باسواد،مهربون،كاردرست... مي دونم كه تو ،اتفاقي در سينماي ايران، مي ...
Media Removed
... رفيق قديمي،رفيق درست و حسابي باسواد،مهربون،كاردرست... مي دونم كه تو ،اتفاقي در سينماي ايران، مي دونم كه روزهاي درخشاني در انتظارته... و من چقدر خوشحالم كه شانس رفاقت با تو رو دارم. لطفا تا هميشه ،به همين اندازه ،كاردرست ،صادق وبا سواد باقي بمون. پ ن: ***نهمین جشنواره بین المللی ... ... رفيق قديمي،رفيق درست و حسابي
باسواد،مهربون،كاردرست...
مي دونم كه تو ،اتفاقي در سينماي ايران،
مي دونم كه روزهاي درخشاني در انتظارته...
و من چقدر خوشحالم كه شانس رفاقت با تو رو
دارم.
لطفا تا هميشه ،به همين اندازه ،كاردرست ،صادق وبا سواد باقي بمون.
پ ن:
***نهمین جشنواره بین المللی (تامیل) نروژ جایزه بهترین بازیگر زن را به سارا بهرامی برای فیلم ایتالیاایتالیا اهدا کرد.
خيلي هم ممنون😉😇
#ايتاليا_ايتاليا #فيلم #كاوه_صباغ_زاده #سارا_بهرامي
Read more
هنرجوی خوبم سارا قاسمی ۹ ساله. از اول پیانو رو با من شروع کرده. #pianist #piano #amalie #yanntiersen #sara #music_movie #music # #پیانو #پیانیست # #موسیقی #املی #موسیقی_فیلم # اموزشگاه #تدریس #اموزشگاه_موسیقی #سارا_قاسمی هنرجوی خوبم سارا قاسمی ۹ ساله.
از اول پیانو رو با من شروع کرده.

#pianist #piano #amalie #yanntiersen #sara #music_movie #music # #پیانو #پیانیست # #موسیقی #املی #موسیقی_فیلم # اموزشگاه #تدریس #اموزشگاه_موسیقی #سارا_قاسمی
اين ترانه رو به خواهرم سارا تقديم كرده ام. متن كامل ترانه رو اينجا نوشتم براى علاقمندان.. ‎ . . . دنياى ساده مو ياد گرفتى از هر كار ِ من ايراد گرفتى تا پاى آرزوهام وسط بود هر چى گفتم ، تو گفتى غلط بود انگار كه توى گِل مونده پاهام كم كم ترسيدم از اشتباهام نقصامو از نگاه تو ديدم از ظاهرم خجالت ... اين ترانه رو به خواهرم سارا تقديم كرده ام. متن كامل ترانه رو اينجا نوشتم براى علاقمندان.. 🙏🙏🌹‎ .
.
.

دنياى ساده مو ياد گرفتى
از هر كار ِ من ايراد گرفتى
تا پاى آرزوهام وسط بود
هر چى گفتم ، تو گفتى غلط بود

انگار كه توى گِل مونده پاهام
كم كم ترسيدم از اشتباهام
نقصامو از نگاه تو ديدم
از ظاهرم خجالت كشيدم
شك كردم به تمام وجودم
اونروزا من يه ديوونه بودم
اگه راهى بود به گذشته ى من
.الانمو ميبرد پيش خودم
به خودم ميگفتم ازت دور شه
كه من با تو در اصل تنها شدم
.

كاش ميشد به من ِ اونروزا بگم
به خاطر اون چشماتو تر نكن
گذشته ى من خيلى زود باوره
به خودم بگم بچه ! باور نكن!
.

يه روز يكى مياد توى زندگيت
بفهمى بقيه نموندن چرا
هنوز خيلى بايد دلت بشكنه
ولى صبر كن تا ته ماجرا
.

قويت ميكنه دردى كه نكشت
تو زيبايى اينو نديدى هنوز
توى زندگيت بدترين آدمو
بى منت ميتونى ببخشى يه روز .
.
@arghavanofficial
گذشته_ى_من
مونا برزويى
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
"زعفرانيه ١٤ تير" از نيمه گذشت / آغاز تدوين . اولين ويديوي پشت صحنه فيلم زعفرانيه ١٤ تير همزمان با شروع تدوين منتشر شد. مشاور رسانه اي- همزمان با به اتمام رسيدن ٥٠ درصد از فيلمبرداري فيلم سينمايي "زعفرانيه ١٤ تير" به كارگرداني سيد علي هاشمي و تهيه كنندگي سليمان علي محمد تدوين فيلم توسط سارا آهني ... "زعفرانيه ١٤ تير" از نيمه گذشت / آغاز تدوين
.
اولين ويديوي پشت صحنه فيلم زعفرانيه ١٤ تير همزمان با شروع تدوين منتشر شد.
مشاور رسانه اي- همزمان با به اتمام رسيدن ٥٠ درصد از فيلمبرداري فيلم سينمايي "زعفرانيه ١٤ تير" به كارگرداني سيد علي هاشمي و تهيه كنندگي سليمان علي محمد تدوين فيلم توسط سارا آهني آغاز شد.
.
مهدي هاشمي- هنگامه قاضياني- مسعود رايگان- نازنين بياتي و ليندا كياني بازيگران اين فيلم هستند.
عوامل عبارتند از :
نویسنده : جابر قاسمعلی ،مشاور کارگردان : کمال تبریزی ، مدیر فیلمبرداری : علیرضا برازنده ، تدوین : سارا آهنی ، صدابردار : کامران کیان ارثی ، طراح گریم ، سودابه خسروی ، طراح صحنه : رضا دین محمدی ، طراح لباس : شکوفه هاشمیان ، مدیر تولید : حسین فیض آبادی ، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز : ایما استمراری ، منشی صحنه : غزل رشیدی ، مدیر تدارکات : محسن ظفری ، عکاس : زهرا مصفا ، ساخت فیلم پشت صحنه : مانی قدرت نما ، مشاور رسانه ای : نگین موسوی
.
در خلاصه داستان آمده است : تو شروع کردی ... اما من تمومش می کنم...
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
 #سارا_باتمان او #سارتجي_بارتمان . . . #قصه_حقيقيه . . توفيت سارة عام 1816 من غير أن تذرف ...
Media Removed
#سارا_باتمان او #سارتجي_بارتمان . . . #قصه_حقيقيه . . توفيت سارة عام 1816 من غير أن تذرف عليها دمعة واحده بسبب مرض ما. حقيقة هذا المرض غير معروفة لكن يبدو أنه التهاب الرئة أو الزهري. لم تنته رحلة عذابها بموتها، فحتى بعد موتها تعرضت جثتها للاهانة حيث أنه خلال أقل من أربعة وعشرين ساعة ... #سارا_باتمان
او
#سارتجي_بارتمان
.
.
.
#قصه_حقيقيه
.
.
توفيت سارة عام 1816 من غير أن تذرف عليها دمعة واحده بسبب مرض ما. حقيقة هذا المرض غير معروفة لكن يبدو أنه التهاب الرئة أو الزهري.
لم تنته رحلة عذابها بموتها، فحتى بعد موتها تعرضت جثتها للاهانة حيث أنه خلال أقل من أربعة وعشرين ساعة بعد وفاتها تم تشريح جثتها بواسطة العالم كوفييه حيث انتزع منها المخ وبعض الأجزاء الحساسة، واحتفظ بها في الفورمالين، ثم احتفظ بهيكلها العظمي ليصنع منه قالبا للجسد. تم عرض رفات سارة في متحف في باريس يدعى متحف الإنسان. هناك أيضا تابع كوفييه دراسته في التشريح المقارن محاولا أن يثبت أنها أقرب إلى القرد، بالذات إنسان الغاب أورانج أوتان orangutan. في عام 1974 تم ازالة هذه الرفات من المتحف في باريس ووضعت في المخزن ونسي أمرها تماما.
لكن يبدو أن المجتمع الأفريقي لم ينس أبدا. ظهرت في ذلك الوقت محاولات متفرقة لاستعادة رفات سارة برتمان، لكن أول محادثات جادة كانت في عام 1994، عندما تولى نيلسون مانديلا الحكم حيث أجرى محادثات مع الحكومة الفرنسية مطالبا باستعادة جسد سارة. أخذت المحادثات فترة طويلة جدا حتى كان عام 2002، السادس من مارس، حيث تم أخيرا السماح لجسد سارة بالعودة إلى أرض الوطن.
كتبت الشاعرة الأوروبية ديانا فيرراس Diana Ferrus ، وهي أصلا من جنوب أفريقيا من قبيلة الخويسان، شعرا بعنوان "قصيدة سارتيجي بارتمان"
و انتج المخرج التونسي عبد اللطيف كشيش فيلم يحكي قصة سارتجي بعنوان فينوس السوداء .

والى اليوم تستمر عنصرية الغرب رغم الادعائات و المزاعم انهم حملة السلام و الحريات .
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشده_است #شماره_ده کلافم، حس میکنم یکی مغزم رو مثل ته مداد ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشده_است #شماره_ده کلافم، حس میکنم یکی مغزم رو مثل ته مداد کرده تو دهنش وداره هی گاز‌گاز میزنه. یه نخ سیگار روشن میکنم تا شاید ویار سیگار کرده باشم اما داستان این نیست؛ یکی تراش برداشته و نوک کلم رو گذاشته بین تیغ و دیوار و هی داره خاطرات رو میتراشه میریزه رو ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشده_است
#شماره_ده
کلافم، حس میکنم یکی مغزم رو مثل ته مداد کرده تو دهنش وداره هی گاز‌گاز میزنه. یه نخ سیگار روشن میکنم تا شاید ویار سیگار کرده باشم اما داستان این نیست؛ یکی تراش برداشته و نوک کلم رو گذاشته بین تیغ و دیوار و هی داره خاطرات رو میتراشه میریزه رو کیبرد. کیبرد، کی‌برد، کیبرد، کی‌برد... دست میبرم به کیبرد، حسه توعه لعنتی رو بالا میارم رو صفحه مانیتور. رفیق بودم اما نارفیقی کردی، پات بودم اما پام رو از زندگی خودم بریدی، روزم بی تو شب نمیشد اما چه شبایی منو دور زدی که چی رو ثابت کنی؟ بعد از مدت‌ها تازه حسم به دنیا عوض شده بود. تازه حس میکردم یکی اومده که میتونم تک‌تک این خیابونا رو با خاطراتش پر کنم؛ اما تو مگه آدم بودی که بفهمی عشق یعنی چی؟ چیو میخواستی به کی ثابت کنی؟ تنهاییم رو میخواستی به رخم بکشی؟ خوب بود. ناز شصتت! اما کثافت من دوسش داشتم. آشغال من بهت اعتماد کردم. چی رو با چی بر زدی که بی‌بی دل افتاد زیر اسب سفید و شاه تو قلعه خودش کیش شد؟ خدایا من وسط این نسل به کثافت رفته چیکار میکنم دقیقا؟ نه جزو بچه پولداراش بودم، نه جزو بچه خوشگلاش. توو یه خراب شده‌ای کار میکردم که بابام هم اسمش رو نمیتونست تلفظ کنه. اصلا همه چی از همین تلفظ لعنتی شروع شد؛ تلفظ اسم اون هرزه پتیاره بود که کک انداخت به جونت تا به من نشون بدی کمربند مشکی مخ‌زنی داری و تا سر چرخوندم چنان با یه دولیوچاگی گذاشتی زیرگوشم که یاد اولین چک افسری بابام افتادم وقتی دید دارم به سارا نامه میدم. باور کن اینا دارن تلافی میکنن. به قرآن که اینا عشق رو با اسباب‌بازی‌های شهربازی اشتباه گرفتن. تا میبینن لبخند رو لبت افتاده و داری کیف میکنی، دکمت رو میزنن و بدون اینکه بفهمن تو دلت داره غنج میره که یک دور دیگه بزنی، پیادت میکنن. من با چشم دیدم! دوم دبیرستان بودم که شبا تو شهربازی کار میکردم. حسم میگه میرزا شکست‌خورده‌های عشقی قیام کردن. حسم میگه یه انقلاب عاطفی از شهربازی‌ها کلید خورده. من هر وقت گریه‌هاشون رو میدیدم میدونستم انتقام میگیرن. تو هم یکی از همونا بودی که میخواستی انتقام بگیری اما چرا من؟ این روزا شبیه اون بچه‌هایی هستم که به زور کلشون رو از لای نرده‌های شهربازی رد کردن و دارن با حسرت به بچه‌های داخل نگاه میکنن. همیشه بستنی که میخریدم مامانم قفلی میزد که برو یه گوشه‌ای بخور، بچه‌های مردم میبینن دلشون میخواد. اشتباه کردم که جلوت خاطراتم رو لیس‌لیس زدم. میدونی چیه؟ اشتباه کردم، اشتباه...
#شهاب_دارابیان
#یادداشت #دلنوشته
عکس:
@mahnazrahimloo
Read more
عشق نفرت میشد و تنم زیر نگاه سرد سایه های متهم هم مردنی ترین هجای شعر من بود قاتل همسایه های متهم این ...
Media Removed
عشق نفرت میشد و تنم زیر نگاه سرد سایه های متهم هم مردنی ترین هجای شعر من بود قاتل همسایه های متهم این بیرون سایه ها کشیده ترن بابا من که فقط مخاطب این نمایشم دیوار پشتم انقدری بدون سایس که شک میکنم حتی به حضور و بودنم گاهی دوتا دست سر میخورد تو هم دوتا دست که از هم پر میشد بزرگ میشد با غروب خورشید ... عشق نفرت میشد و تنم
زیر نگاه سرد سایه های متهم
هم مردنی ترین هجای شعر من بود
قاتل همسایه های متهم
این بیرون سایه ها کشیده ترن بابا
من که فقط مخاطب این نمایشم
دیوار پشتم انقدری بدون سایس
که شک میکنم حتی به حضور و بودنم
گاهی دوتا دست سر میخورد تو هم
دوتا دست که از هم پر میشد بزرگ میشد
با غروب خورشید تووی پرده ی بعد گرگ میشد
من از دیدن تئاتر گرگ ها رو‌ دیوار
بیمار تر شدم از امنیت مردن
یه هیولا جلوم یه شبنم رو میخورد
وقتی دونه ی اشک‌ کوچیکمو ‌میخوردم
یه دختر که موشو میتراشن آی نزنید
اون همه آرزوشه موهاش
یه سایه ی تموم معصومیت من بود
میبینی پدر
پاشیدم آره
سایه ی زندگیم تو دست باد وحشی
به سیلی روزگار خندید
غبار نفرت سایه های مادر
میکنه پایان این تئاتر و ‌زخمی
من کنار سارا کنار مونا کنار همه آرزوهای بی گناه
چهار تماشاگر اعدام آفتابیم
چهار قاضی اتهام سایه ها
من از اون کوچیدگانم به درون
توی نغمه دلم با رنگ زبون
منم آخر زرد خزون
نادون بی امون دل نگرون
که باد تموم خونمو برد
آشیونمو خورد
توی جنگ تموم

پ.ن : روزت مبارك شاعر ، اين روز ها بد هم حالتم 🖤 @a.sorena
Read more
 #سارا_باتمان او #سارتجي_بارتمان . . . #قصه_حقيقيه . . سارتجي بارتمان (1789 - 29 ديسمبر، ...
Media Removed
#سارا_باتمان او #سارتجي_بارتمان . . . #قصه_حقيقيه . . سارتجي بارتمان (1789 - 29 ديسمبر، 1815). ولدت سارتجي بارتمان لأحد القبائل الأفريقية المعروفة بـ (خوي خوي) ، عملت سارة بارتمان كخادمة لفلاحين هولانديين وهي في العشرين من عمرها، وأثناء عملها لفتت نظر جراح بريطاني جاء زائرا ويدعى ... #سارا_باتمان
او
#سارتجي_بارتمان
.
.
.
#قصه_حقيقيه
.
.
سارتجي بارتمان (1789 - 29 ديسمبر، 1815). ولدت سارتجي بارتمان لأحد القبائل الأفريقية المعروفة بـ (خوي خوي) ، عملت سارة بارتمان كخادمة لفلاحين هولانديين وهي في العشرين من عمرها، وأثناء عملها لفتت نظر جراح بريطاني جاء زائرا ويدعى دنلوب ما لفت نظره فيها هو حجم مؤخرتها الكبير ، وافقت سارة على السفر مع دانلوب إلى بريطانيا بعد أن وعدها بالشهرة والثراء على أن تذهب كموضوع لعلم البحث والتشريح بسبب شكل جسمها الغريب.
وافقت سارة على السفر مع دانلوب إلى بريطانيا بعد أن وعدها بالشهرة والثراء على أن تذهب كموضوع لعلم البحث والتشريح بسبب شكل جسمها الغريب > هذه روايه ، و هناك روايه اخرى تقول انه تم اخذها بالقوه الى لندن .
وصلت سارتجي الى لندن سنة 1810م ، خضعت في بداية الأمر لعدد من الدراسات لتشريح جسمها الغريب. كانت سارة تعرض في سيرك (بيكاديللي) تحت إشراف مدرب "الحيوانات" المفترسة. كان يسمح للمشاهدين بلمس مؤخرتها الكبيرة مقابل زيادة في سعر التذكرة !
أجبرت سارة على العمل في السيرك وكان يتم عرضها وهي عارية تماما، وكانت تجبر على القيام بعروض تظهر فيها كحيوان مفترس حيث أنها تؤمر الجلوس والوقوف، وكانت تحبس في قفص للحيوانات المفترسة وتجبر على الرقص لسجانيها.
بعد أربع سنوات من قدومها إلى لندن، تم نقل سارة إلى باريس أيضا لتعمل في السيرك تحت إمرة مدرب للحيوانات المفترسة حيث بقيت هناك خمسة عشر شهرا. درس كثير من العلماء التشريحيين هناك جسدها باعتباره "ظاهرة" وعلى رأسهم البارون جورج كوفييه، وهو الجراح الخاص بنابليون بونابارت. على أساس ذلك تم نشر عدد من الدراسات التشريحية المزورة ومفادها أن أجسام الأفارقة متشابه مع القردة وأن الجنس الأوروبي هو الجنس السامي.

يبدو أن التشريح الجسمي الغريب لسارة ألهم بعض "المبدعين" الفرنسيين، فتم تأليف مسرحية هزلية في الأوبرا الفرنسية الهزلية. تدعى هذه المسرحية فينوس الهوتنتوت أو "المكروهة للنساء الفرنسيات" Hottentot Venus or Hatred to French Women ، وهي عبارة عن خليط من الفلسفات العرقية والفنتازيا الجنسية التي شغلت المجتمع الأوروبي لفترة وقتها. يبدو أيضا أن سارة استغلت في ما هو أسوء بعد ذلك إذ أنها اشتغلت في الدعارة، كما يروى أنها أفرطت في الشراب علها تهرب من الذل والمهانة التي تتعرض لهما يوميا.
حزينة ووحيدة، #قصص_رعب #قصص_حقيقيه #قصص_اشباح #روايات #قصص_كويلي #قصص_جن
Read more
فتح الأندلس وفي عام 90 هـ، راسل الكونت يوليان موسى بن نصير[26][27] وقيل قائده في طنجة طارق بن ...
Media Removed
فتح الأندلس وفي عام 90 هـ، راسل الكونت يوليان موسى بن نصير[26][27] وقيل قائده في طنجة طارق بن زياد يدعو المسلمين لغزو الأندلس، لعداوة بينه وبين رودريك ملك القوط.[28]فكتب موسى للوليد يخبره بدعوة يوليان، فأمره باختبارها بالسرايا، ولا يغرر بالمسلمين بخوض بحر شديد الأهوال. إلا أن موسى ... فتح الأندلس

وفي عام 90 هـ، راسل الكونت يوليان موسى بن نصير[26][27] وقيل قائده في طنجة طارق بن زياد يدعو المسلمين لغزو الأندلس، لعداوة بينه وبين رودريك ملك القوط.[28]فكتب موسى للوليد يخبره بدعوة يوليان، فأمره باختبارها بالسرايا، ولا يغرر بالمسلمين بخوض بحر شديد الأهوال. إلا أن موسى طمأنه بأنه ليس بحرًا وإنما خليج، فرد الوليد بأنه وإن كان خليجًا اختبره بالسرايا. فأرسل موسى في رمضان 91 هـ سرية من 400 مقاتل ومائة فارس بقيادة طريف بن مالك، فنزلوا جزيرة سميت بعد ذلك بجزيرة طريف، أصابت مغانم كثيرة.[29]

عندئذ، جهز موسى جيشًا من 7,000 مقاتل معظمه من البربر وولى قيادته طارق بن زياد، وأمره بالعبور للأندلس عام 92 هـ. فجاز طارق بجنوده في 5 رجب 92 هـ[30] إلى موضع الجبل الذي ينسب إليه اليوم. وحين بلغ رودريك خبر جيش طارق جمع جيشًا عظيمًا بلغ نحو مائة ألف مقاتل، وزحف به من عاصمته طليطلة. وحين بلغ طارق خبر حجم حشود رودريك، استمد موسى فأمده بخمسة آلاف مقاتل، ليصبح جيشه 12,000 مقاتل.[31] والتقى الجيشان في 28 رمضان 92 هـ/17 يوليو 711 م قرب شذونة جنوب بحيرة خندة عند وادي لكة،[32] فهزم المسلمون جيش رودريك، وفر رودريك ولم يظهر مرة أخرى.[33] ثم قسم طارق جيشه فبعث مغيث الرومي مولى الوليد بن عبد الملك في سبعمائة فارس إلى قرطبة،[34] وأرسل مجموعات أخرى إلى إلبيرةورية، وتوجه هو بباقي الجيش إلى طليطلة.[35] نجحت مجموعات قرطبة وإلبيرة ورية في فتح تلك المناطق، كما دارت معركة صغيرة بين المسلمين والقوط في تدمير، نتج عنها معاهدة بين المسلمين وقائد القوط تدمير.[36]

أرسل طارق إلى موسى يُعلمه بالفتح. فأرسل موسى إلى الوليد بن عبد الملك يبشره، وإلى طارق يأمره بأن لا يستكمل الفتح ويبقى بقرطبة حتى يلحق به. ثم استخلف موسى ابنه عبد الله على القيروان، وعبر إلى الأندلس في رجب 93 هـ.[37] بعد نزوله الأندلس، سلك موسى طريقًا غير الذي سلكه طارق، وافتتح مدن شذونة وقرمونة وإشبيليةوباجة وماردة. ثم ثار أهل إشبيلية على حاميتها من المسلمين وقتلوهم، فأرسل لهم موسى ولده عبد العزيزفأعاد فتحها، ومنها افتتح عبد العزيز لبلة.[38] ثم سار موسى يريد دخول طليطلة، فلقيه طارق في طلبيرة، وأنّبه على مخالفته له في بعض الأمور ثم سارا معًا إلى طليطلة، ثم أرسل من افتتح سرقسطة ومدنها.[39]

وفي عام 95 هـ، جاءت رسل الخليفة الوليد تدعو موسى بالقدوم عليه، فخرج موسى ومعه طارق بن زياد ومغيث الرومي يريدون دمشق، واستخلف ولده عبد العزيز مكانه الذي اتخذ من إشبيلية قاعدة له.[40] ووفد موسى
Read more
«زعفرانيه ١٤ تير» از نيمه گذشت / آغاز تدوين . اولين ويديو پشت صحنه فيلم «زعفرانيه ١٤ تير» همزمان با شروع تدوين منتشر شد . همزمان با به اتمام رسيدن پنجاه درصد از فيلمبرداری فيلم سينمايی «زعفرانيه ١٤ تير» به كارگردانی سيد علی هاشمی و تهيه كنندگی سليمان علی محمد تدوين فيلم توسط سارا آهنی آغاز ... 🎥
«زعفرانيه ١٤ تير» از نيمه گذشت / آغاز تدوين
.
اولين ويديو پشت صحنه فيلم «زعفرانيه ١٤ تير» همزمان با شروع تدوين منتشر شد
.
همزمان با به اتمام رسيدن پنجاه درصد از فيلمبرداری فيلم سينمايی «زعفرانيه ١٤ تير» به كارگردانی سيد علی هاشمی و تهيه كنندگی سليمان علی محمد تدوين فيلم توسط سارا آهنی آغاز شد
.
مهدی هاشمی، هنگامه قاضيانی، مسعود رايگان، نازنين بياتی و ليندا كيانی بازيگران اين فيلم هستند
.
عوامل عبارتند از :
نویسنده : جابر قاسمعلی ،مشاور کارگردان : کمال تبریزی ، مدیر فیلمبرداری : علیرضا برازنده ، تدوین : سارا آهنی ، صدابردار : کامران کیان ارثی ، طراح گریم ، سودابه خسروی ، طراح صحنه : رضا دین محمدی ، طراح لباس : شکوفه هاشمیان ، مدیر تولید : حسین فیض آبادی ، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز : ایما استمراری ، منشی صحنه : غزل رشیدی ، مدیر تدارکات : محسن ظفری ، عکاس : زهرا مصفا ، ساخت فیلم پشت صحنه : مانی قدرت نما ، مشاور رسانه ای : نگین موسوی
.
در خلاصه داستان آمده است :
تو شروع کردی ... اما من تمومش می کنم...
#فیلم_نیوز۹۷
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
آلبوم تازه #همایون_شجریان با نام #ایران_من به زودی در #شهر_کتاب_بوستان 🤗 این اثر شامل بخش موسیقی کنسرت- نمایش «سی» و کنسرتِ «ایران من» است و در آن قطعاتی چون «ایران من» ، آوازِ «راه بى پایان»، «خوب شد»، «قلاب»، «مرگ اسفندیار»، «ابر بهار»، «اسفند، نوروزخوانی و نوروز» آمده است. در این اثر ... آلبوم تازه #همایون_شجریان با نام #ایران_من به زودی در #شهر_کتاب_بوستان 🤗💛🔊
این اثر شامل بخش موسیقی کنسرت- نمایش «سی» و کنسرتِ «ایران من» است و در آن قطعاتی چون «ایران من» ، آوازِ «راه بى پایان»، «خوب شد»، «قلاب»، «مرگ اسفندیار»، «ابر بهار»، «اسفند، نوروزخوانی و نوروز» آمده است.

در این اثر «دل‌نیا آرام» به عنوانِ خواننده‌ی سوپرانو حضور داشته و نوازندگانی چون «تهمورس پورناظری» تار، «آزاد میرزاپور» عود، «حسین رضایی‌‌نیا» دف، «مهیار طریحی» سنتور و بم‌سنتور، «آیین مشکاتیان» تنبک، کوزه، کاخن و ضرب زورخانه، «آرشاک ساهاکیان» دودوک و کلارینت، «آتنا اشتیاقی» ویولون‌سل، «پیام جوانی» بم‌تار و «سهراب پورتاظری» کمانچه، سه‌تار و دیوان نواخته‌اند. نوازندگانِ سازهای غربی نیز در این اثر حضور داشته‌اند که از جمله‌ی آنان می‌توان می‌توان به استفانی بیبو، سارا چازین، تینگ نینگ هو (ویولون اول) فیلیپ برزینا، کیتلین مک شری، کشی الیوت (ویولون دو)، سمسون ون لون، جیمز جافه، گابریل بیستلین (ویولون سل)، رابرت مک کارتی (کنترباس) و کاتلین اسمیت- فرانکلین (فرنچ‌هورن) اشاره کرد. اشکان کمانگری، مهرداد ناصحی، آیین مشکاتیان نیز هم‌آوایانِ این اثر بوده‌اند.

در جدیدترین تجربه‌ی مشترکِ «همایون شجریان» و «سهراب پورناظری» از اشعارِ شاعرانی چون فردوسی، سعدی شیرازی، خواجه شمس الدین محمد، اسحاق انور، پوریا سوری و اهورا ایمان بهره گرفته شده است.

#سهراب_پور_ناظری #فردوسی #سعدی #اسحاق
Read more
تقدیم به تمام کودکان دهه پنجاه و شصت ... . . . من پُرم از خاطرات وقصه های کودکی اینکه روباهی چگونه،می ...
Media Removed
تقدیم به تمام کودکان دهه پنجاه و شصت ... . . . من پُرم از خاطرات وقصه های کودکی اینکه روباهی چگونه،می فریبد زاغکی قصه ی افتادن دندان شیری از هُما لاک پشت وتکه چوب وفکرهای اُردکی قصه ی گاو حسن ، دارا و سارا و امین روز بارانی، کتاب خیس کُبرا طِفلکی تیله بازی درحیاط وکوچه وفرشِ اتاق برسرکبریت ... تقدیم به تمام کودکان دهه پنجاه و شصت ...
.
.
.
من پُرم از خاطرات وقصه های کودکی
اینکه روباهی چگونه،می فریبد زاغکی

قصه ی افتادن دندان شیری از هُما
لاک پشت وتکه چوب وفکرهای اُردکی

قصه ی گاو حسن ، دارا و سارا و امین
روز بارانی، کتاب خیس کُبرا طِفلکی

تیله بازی درحیاط وکوچه وفرشِ اتاق
برسرکبریت و سکه، یاکه درب تَشتکی

چای والفجر و ،سماورنفتی کنجِ اتاق
مادرم هرگز نیاورد، استکان بی نلبکی

سکه ها و پولهایم ، ثروت آن دوره ام
جمع میشد اندک اندک، در درون قُلکی

داستان نوک طلا با مخمل و مادربزرگ
در دهی زیبا که زخمی گشته،بچه لَکلَکی

حاج زنبور عَسل ،نِل در فراق مادرش
یاد دوران اوشین و نقطه های برفکی

هشت سال از دوره شیرین، اما تلخ ما
پر ز آژیر خطر ، با حمله های موشکی

تا کجاها میبرد این خاطره امشب مرا
کاش میرفتم به آن دوران خوبم دزدکی

یاد آن دوره همیشه بامن و در قلب من
من بیاد وخاطراتت زنده ام ای کودکی
یوسف محقق

#نوستالژی #نوستالژي #نوستالژیک #دهه_شصت #عکس #شعر #یوسف_محقق #خاطره #خاطره_ها
Read more
. بیست و چند سال از اون روزايى كه سارا من رو "آما" صدا ميکرد یا از روزى كه خاله اجازه داد سهيل براى اولين ...
Media Removed
. بیست و چند سال از اون روزايى كه سارا من رو "آما" صدا ميکرد یا از روزى كه خاله اجازه داد سهيل براى اولين بار با ما به پارك آبى بياد گذشت. بسترى شدن مادربزرگ تو بيمارستان بهانه اى شدكه بعد چند سال دوباره كنار هم باشيم و يادمون بيفته چه چيزايى رو چند سال نداشتيم... Photo: @masih32 .
بیست و چند سال از اون روزايى كه سارا من رو "آما" صدا ميکرد یا از روزى كه خاله اجازه داد سهيل براى اولين بار با ما به پارك آبى بياد گذشت.
بسترى شدن مادربزرگ تو بيمارستان بهانه اى شدكه بعد چند سال دوباره كنار هم باشيم و يادمون بيفته چه چيزايى رو چند سال نداشتيم...
Photo: @masih32
چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر ...
Media Removed
چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر آدمهای تلخ ،از کوچه های اکنون مان گذشته اند و در گذشته اند اما جاوید اما روحشان هنوز در حریم چشمها و لبهایشان در قاب عکس کهنه لبخند میزند هنوز شیرین ترین شیرینی ها و نوبرترین میوه ها از دستان تو روح مرا ... چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر آدمهای تلخ ،از کوچه های اکنون مان گذشته اند و در گذشته اند اما جاوید اما روحشان هنوز در حریم چشمها و لبهایشان در قاب عکس کهنه لبخند میزند هنوز شیرین ترین شیرینی ها و نوبرترین میوه ها از دستان تو روح مرا سیراب میکند و نگاه ترین نگاه ها ب چشمان تو آرامشم میبخشد هنوز دستهای توانمند تو نوازشگر گیسوی در هم پیچیده پسر جان و دختران باباست هنوز خنده های تو نشانگر شادی ماهاست هنوز از هر ماهی که بگذریم از تو نمیگذریم تو ماه تری؛ بابای خوب من هر شب ماه که به ایوان آسمان می‌نشیند تو در قاب سینه اش نشسته ای نگاه توست که مرا اسیر جذابیت ماه میکند ،دلبری را از تو آموختیم نه دلشکنی را مهربانی را از تو اموختیم نه نامهربانی را مردانگی را از که جویم که بهانه ای برای دل سپردن باشد هزاران روز هم که بگذرد روز ها یاد تو و شب ها بی قرار غربت ایامی هستیم که بی تو سپری میکنیم هنوز خاطره های دور تو حریم روح در هم شکسته مارا ترمیم میکند هر روز کنار مایی اما بدون کالبدی که که میخواهیمش نیازمان ب دستان پر عطوفت و نگاه گیرای توست گل گیرای تو دلنشین قلب های عاشق ماست عزیز سارا
احساست میکنم صد سالم هم که بشود بابا گفتن را دوست دارم بابای من بدون بابا دنیای دخترها غم انگیز و تلخ است کاش میماندی تا کوچکترین عضو خانه باتو خوشبخت تر میشد
جان من نیاز من شب آرمیدن تو همیشه شب تلخ قصه های من است امشبم را دوست ندارم این را ب خدا میگویم که هر بار گلی را چید که من بوییده بود و جانی را گرفت که من دلسپرده اش بودم اما باز هم ستایش مخصوص خدایی ست که گل وجود مرا با تو عاشق تر ساخت و ب نگاهی حتی مهربانتر
Read more
گاهي مي شود همين حوالي اشنا، من در انكار من، از من روي برگرداند !!! همان مني كه هميشه بند مي زند بر تركهاي ...
Media Removed
گاهي مي شود همين حوالي اشنا، من در انكار من، از من روي برگرداند !!! همان مني كه هميشه بند مي زند بر تركهاي نازك جانم، تلنگري مي شود به فروريختنم! همان مني كه مي كشاند كالبد خسته از نرسيدنهايم را، ترديد مي شود به زير پاي لغزانم! همان مني كه ستاره مي شود در تاريكي شبهايم، سايه مي شود در روشني روزهايم ! همان ... گاهي مي شود همين حوالي اشنا، من در انكار من، از من روي برگرداند !!! همان مني كه هميشه بند مي زند بر تركهاي نازك جانم، تلنگري مي شود به فروريختنم!
همان مني كه مي كشاند كالبد خسته از نرسيدنهايم را، ترديد مي شود به زير پاي لغزانم!
همان مني كه ستاره مي شود در تاريكي شبهايم، سايه مي شود در روشني روزهايم !
همان مني كه به وقت بي قراري تنگ مي پيچاند مرا در خود تا صداي هق هق شبانه ام در گلو بيصدا شود، چنگي مي شود در گريبانم!
همان مني كه هر چه انكارم كند، باز مي شود تنها ناجي روياهايم ...سارا #reflection
Read more
هل تعلم ان مسلسل "سالي" الكرتوني مستوحى من قصة واقعيه ؟ تصويري من المكان الذي عاشت وعانت فيه "سالي" سالي المسلسل الكرتوني المقتبس من الرواية الشهيرة للكاتبة الفرنسيه فرانسيس هودسون برنيت، التي نقلت هذه الرواية من قصة حقيقية لفتاة طيبة تدعى"سارا كريو" يعتبر هذا المسلسل الكارتوني من أنجح ... هل تعلم ان مسلسل "سالي" الكرتوني مستوحى من قصة واقعيه ؟ تصويري من المكان الذي عاشت وعانت فيه "سالي"
سالي المسلسل الكرتوني المقتبس من الرواية الشهيرة للكاتبة الفرنسيه فرانسيس هودسون برنيت، التي نقلت هذه الرواية من قصة حقيقية لفتاة طيبة تدعى"سارا كريو" يعتبر هذا المسلسل الكارتوني من أنجح المسلسلات الكارتونية المدبلجة إلى العربية وذلك لاحتوائه على فكرة عميقة جداً وهي أن انتقال الإنسان من مرحلة الغنى إلى الفقر لا يعني نهاية العالم وان الامل والإيمان قادر على تحويل أسوأ الظروف إلى أجملها.
ولكن المفاجأة أن سالي هي قصة حقيقية واسمها الحقيقي هو "سارا كريو" من أب هندي وأم فرنسية وهي غنية لدرجة أنها تستطيع أن تدفع ديون دولة، درست في بريطانيا عندما كبرت في فترة1885ولكن مات والدها من حمى شديدة وأخبرها محامي والدها، أن والدها أعلن إفلاسه وأنه سوف يأخذ كل شيء وأخذتها مديرة المدرسة لتجعلها خادمة في مدرستها.
وبعد وقت طويل، وجدت صديق والدها الذي كان يبحث عنها منذ زمن وأخذت ورثها وورث صديق والدها لأنه لايملك أطفال واعتبرها مثل ابنته!
وفي عام 1888 نقلت قصتها الكاتبة: فرانسيس هودسون برنيت وحولتها إلى رواية في عنوان : سارا كريو.
ثم تم إعادة صيغتها في عام 1905 بعنوان: الأميرة الصغيرة، التي حولت إلى مسلسل تلفزيوني بعنوان سالي ولاقت صدى كبير ، وأيضاً رواية "الحديقة السرية" 1911 هي الرواية التي خلدت في قلوب الأطفال ولاتزال محبوبة لدى الاطفال .
Read more
. دلم ساعت ده شب میخواد که دیرم شده باشه که آژانس بگیرم و بنشینم صندلیه عقب و تمام اضطراب و تشویشم را ...
Media Removed
. دلم ساعت ده شب میخواد که دیرم شده باشه که آژانس بگیرم و بنشینم صندلیه عقب و تمام اضطراب و تشویشم را پرت کنم کنارم همانجا که می توانست مردی نشسته باشد که من تنها نباشم ، به راننده آدرس را بدهم و بگویم از هر مسیری می خواهی برو فقط سوال نپرس ، بعد خودم پنجره را بکشم پایین که باد خودش را بکوبد به صورتم و باز گمان ... .
دلم ساعت ده شب میخواد که دیرم شده باشه که آژانس بگیرم و بنشینم صندلیه عقب و تمام اضطراب و تشویشم را پرت کنم کنارم همانجا که می توانست مردی نشسته باشد که من تنها نباشم ، به راننده آدرس را بدهم و بگویم از هر مسیری می خواهی برو فقط سوال نپرس ، بعد خودم پنجره را بکشم پایین که باد خودش را بکوبد به صورتم و باز گمان کنم از آن طبل های کوبایی هستم و با صدای طبل خودم همانطور که یک گوشه ی ذهنم پنجره های خانه هارا دنبال میکند و از زندگی ها تصویر میسازد ، ذهن دیگرم باز شروع کند با خودم حرف زدن ، که مثلا چه قرار مزخرفی بود ، چه کافه ی خوبی بود ، یا گور بابای شرکت و کار یا اصلا شاید فردا تنها نباشم ، شایدم بد نباشد پیشنهاد فلانی را قبول کنم و یا برسم خانه حوصله ی مسواک زدن ندارم و بعد شروع کنم در مغزم نوشتن و یکهو دلم بخواهد با شخصی حرف بزنم و درست شماره شخصی را از ته گوشی بکشم بیرون که فکرش را هم نمیکند الان اسم من روی گوشیش بیفتد ، اصلا یکی از مهم ترین دلایلی که من ده شب را دوست دارم این است که امکان ندارد جواب تلفنت را ندهند انگار همه ساعت ده منتظرند یک نفر بپرسد خوبی؟ و او شروع کند به درد و دل و دم آخر که رسیدم به راننده بگویم انتهای کوچه باز است تا غصه ی دنده عقب رفتنش را نخورد من خوب می دانم غصه های کوچک هم آدم را پیر میکند.
سارا
Read more
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال ...
Media Removed
. من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این ... .
من نمیفمم،نمیدونم چرا آدما فقط برا یه تجربه،یه تصور و خیال،یه عطش واس سر دادن ترانه تشنگی،و خیال خام چیزی که هیچوخ نیست،زندگی یه آدم دیگه رو به بازی میگیرن؟بخدا نمیفمم چطوری شد که تو این عصر آهن و اصطکاک این جوری تصورات آهنی و قلبای سخت و ذهنای جامدی شکل گرفت..این همه آهن ،اینهمه سختی،اینهمه جهل،این همه صورتک،اینهمه من..تنها،خسته..
ای آدمایی که بی چراغ دوس میدارین..آدمایی که به هوس سرک کشیدن به یه دیوار کوتا سرخم میکنین و آرامش اون ور دیوارو ستایش میکنین..بخدا اون آدم ساده که دیوار دلش کوتاس وسیله ای واس ابراز و ارضای عقده هات نیست!..تو این عصر صورتکای دروغین دنیا بیشتر از همیشه به سادگی ساده ها محتاجه..انقد اذیتشون نکنین!..بزارین سادگی دوس داشتن های بی دلیل افسانه تو قصه های کودکی مون نباشه..
دوس داشتن یه وظیفه نیست،اجبار نیست،چیزی نیست که همه حتما باید یه روز بش برسن..دوس داشتن یه موهبته،یه عطیه الهی،یه لیاقته که هرکسی بش نمیرسه..
تعداد مجنونارو بشمار،تعداد لیلی هارو بشمار،بشمار اونایی رو که سارا موندن،اونا که لیلا شدن..بخدا انگشت شمارن اونایی که دوس داشتن دونستن و عاشق موندن..بشمار لولیدن های تو همو،بشمار صدای فنر تختها رو،بشمار اشکای رو گونه لغزیده رو،بشمار عاشقای تو راه مونده رو..بخدا زیادن مدعیای بیخبر و هوسای زودگذر..
دوس داشتن از عشق فراتره..دوس داشتن گرم کردنه و عشق سوزوندن،دوس داشتن آرامش ساحله و عشق تلاطم دریا..اما..برا اونی که تارش از عشق باشه و پودش از دوس داشتن،دوس داره عشقو و عاشقونه دوس داره..
من هنوز،اینجام برا تو،از پشت این دیوار حرف میزنم،از پشت این دیوار خودخواهی و حماقت،ازین ور پرچین کوتاه دلم،از دوس داشتنای بی دلیل و از قلب همون علیرضا که هنو چشماش خیس میشه..پسری که هنوز یادشه شوق اون دو چشم خیسی که با گریه نکا میکرد..من هنوز از پشت دیوار ادمکا حرف میزنم،از سایه روشن خاطرات شیرین کودکی مون..
عشق حماقتیه از رو اختیار،عشق نجوای عاشقونه :"عزیزم تو یه فرشته ای " نیس..عاشق که باشی ساکتی،نمیدونی عاشقی یا آدمی،عشق به جات حرف میزنه..
عشق لذتیه که از درد کشیدن میبری..میبینی؟هیچ آدمی دنبال درد نمیگرده..هر آدمی عاشق نیست..عشق حماقتیه که به جون خریدی،حماقت میکنی و درد میکشی،آزار میده و باز دوس داری..
عشق لذت نرسیدنه،عشق گذر سالهاس به انتظار یه لحظه دیدن..عاشقا ساده دلخوش میشن..به یه نامه،به یه صدا..
خدا قسمت میدم به اشکای اون دل ساده که ساده شکست،تورو قسم به سادگی اون اسم چار حرفی،تورو به عشق،به اشک،هوای ساده هارو داشته باش!
#عـلـیـرضـا
Read more
دخل الدكتور علينا وقال :ان كل الي سوتو ذيك (يقصد صفيه )اثر عليها مافي فايده من العلاج احنا راح نعطيها ...
Media Removed
دخل الدكتور علينا وقال :ان كل الي سوتو ذيك (يقصد صفيه )اثر عليها مافي فايده من العلاج احنا راح نعطيها مسكنات عشان مايئلمها وكذا امي تصيح وانا مصدومه امي وهي تبكي :دكتور بنتي راح تعيش الدكتور : مو علطول بس فرحوها بالمده القصيره الي راح تعيشها امي : انشالله جو احمد وسارا وسالو على حالتي مرا حزنو ... دخل الدكتور علينا وقال :ان كل الي سوتو ذيك (يقصد صفيه )اثر عليها مافي فايده من العلاج احنا راح نعطيها مسكنات عشان مايئلمها وكذا امي تصيح وانا مصدومه
امي وهي تبكي :دكتور بنتي راح تعيش
الدكتور : مو علطول بس فرحوها بالمده القصيره الي راح تعيشها
امي : انشالله
جو احمد وسارا وسالو على حالتي مرا حزنو احمد وسار دخلو عليا انا اول ما شفتهم لفيت وجهي
احمد وسار بصوت واحد :كيفك الحين
انا بدون نفس :بخير وقمت علشان بروح الحمام احمد جا وحضني بقوه بعد 3دقايق
وبديت اصيح واشهق وهو يصيح معاي ويبكي ساره جالسه تصيح دخلت امي وساره راحت حضنتها وتصيح على المنظر بعدين طحت على الارض ويغمى علي يوم قمت شفت الكل يطاله فيه بعد 20يوم تقريبا خرجت من المستشفى عيوني راحت سود وفمي موف منظري كان يحزن ويكسر القلب شالو التسريحه عشان مااشوف وجهي سبب تسميتي وصيتي قبل الموت امي قالت اكتبي وصيتك قبل الموت انا كاتبه وصيتي لي 5ايام ومن ضمنها اني اذا مت سارا تكتب لكم اني مت والدكتور يقول مارح اطول راح اموت لي عايشه اكثر من 28يوم احس وجهي بدأ يتحسن ادعولي بالشفاء لتذكير القصه من تاليفي
Read more
احب المطاعم اللي فيها قصص اشخاص ملهمين ... <span class="emoji emoji1f34a"></span><span class="emoji emoji1f373"></span><span class="emoji emoji2615"></span>️كان فطوري مع لانا وليا لذيذ وممتع وانا احكيلهم قصه ...
Media Removed
احب المطاعم اللي فيها قصص اشخاص ملهمين ... ️كان فطوري مع لانا وليا لذيذ وممتع وانا احكيلهم قصه نجاح المطعم سارابيث ليڤاين قصة نجاح عمرها ٣٠ سنة! .. المرأة العصامية ولدت الثانية بين ٥ اخوة في ولاية فلوريدا، درست تخصص العلوم الاجتماعية! و تزوجت بسن مبكرة وكانت ربة منزل تقليدية تعلمت أصول الطبخ ... احب المطاعم اللي فيها قصص اشخاص ملهمين ... 🍊🍳☕️كان فطوري مع لانا وليا لذيذ وممتع وانا احكيلهم قصه نجاح المطعم
سارابيث ليڤاين قصة نجاح عمرها ٣٠ سنة! .. المرأة العصامية ولدت الثانية بين ٥ اخوة في ولاية فلوريدا، درست تخصص العلوم الاجتماعية! و تزوجت بسن مبكرة وكانت ربة منزل تقليدية تعلمت أصول الطبخ من والدة زوجها! . انفصلت سارا عن زوجها بعد ان رزقت بابنين، و تنقلت بين وظائف متعددة لا تمت الى الطبخ بصلة، حتى قابلت لافاين صاحب مقهى صغير، و ارتبطت به وأضافت شيئا من السحر الى ذلك المقهى بوصفات مربى البرتقال الذي تعلمته في منزل الزوجية الاول! وكانت تعد وصفاتها من مطبخها الصغير في الشقة التي تسكن بها! . . حققت وصفاتها شهرة كبيرة، وحازت مع الوقت على جوائز عالمية! يبقى سر سارا بث هو : " لا يجب ان يكون لديك مطبخا معقدا و فارها كي تطهو أصنافا ناجحة من الطعام!".. و تعتمد على البساطة في الأكل، لكنها بساطة متقنة تتفنن في تقديم إطباق إفطار لا يمكن مقاومتها!! . . منذ الفرع الاول في عام ١٩٨١ لمطعم سارابيث، وحتى اليوم بأربعة أفرع في مدينة نيويورك ، تستقبل أفرع سارابيث السائحين و محبي الإفطار اللذيذ الهادي بجو منزلي حميمي.. . سارابيث لقبت عن استحقاق ب queen of breakfast . .
Read more
سالي هو مسلسل رسوم متحركة ياباني (أنمي) ذو عمق إنساني، الشخصية الرئيسية فيه هي طفلة اسمها سالي. سالي ...
Media Removed
سالي هو مسلسل رسوم متحركة ياباني (أنمي) ذو عمق إنساني، الشخصية الرئيسية فيه هي طفلة اسمها سالي. سالي هو الاسم العربي للشخصية الرئيسية للمسلسل الكارتوني ذو الإنتاج الياباني المقتبس من الرواية الشهيرة للكاتبة فرانسيس هودسون برنيت ، التي نقلت هذه الرواية من قصة حقيقية لفتاة طيبة تدعى"سارا ... سالي هو مسلسل رسوم متحركة ياباني (أنمي) ذو عمق إنساني، الشخصية الرئيسية فيه هي طفلة اسمها سالي.
سالي هو الاسم العربي للشخصية الرئيسية للمسلسل الكارتوني ذو الإنتاج الياباني المقتبس من الرواية الشهيرة للكاتبة فرانسيس هودسون برنيت ، التي نقلت هذه الرواية من قصة حقيقية لفتاة طيبة تدعى"سارا كريو" يعتبر هذا المسلسل الكارتوني من أنجح المسلسلات الكارتونية المدبلجة إلى العربية وذلك لاحتوائه على فكرة عميقة جداً وهي أن انتقال الإنسان من مرحلة الغنى إلى الفقر لا يعني نهاية العالم وان الامل والإيمان قادر على تحويل أسوأ الظروف إلى أجملها. "سارا كريو" من أب هندي وأم فرنسية و هي غنية لدرجة أنها تستطيع أن تدفع ديون دولة ، درست في بريطانيا عندما كبرت في فترة 1885، ولكن مات والدها من حمى شديدة وأخبرها محامي والدها، أن والدها أعلن إفلاسه وأنه سوف يأخذ كل شيء وأخذتها مديرة المدرسة لتجعلها خادمة في مدرستها.
وبعد وقت طويل، وجدت صديق والدها الذي كان يبحث عنها منذ زمن وأخذت ورثها وورث صديق والدها لأنه لايملك أطفال واعتبرها مثل ابنته!
وفي عام 1888 نقلت قصتها الكاتبة: فرانسيس هودسون برنيت وحولتها إلى رواية في عنوان : سارا كريو.
ثم تم إعادة صيغتها في عام 1905 بعنوان: الأميرة الصغيرة، التي حولت إلى مسلسل تلفزيوني بعنوان سالي ولاقت صدى كبير ، وأيضاً رواية "الحديقة السرية" 1911 هي الرواية التي خلدت في قلوب الأطفال ولاتزال محبوبة لدى الأطفال.
Read more
@donyaye__fashion <span class="emoji emoji1f51e"></span> اولین رابطه جنسی در حضور همسر اول <span class="emoji emoji1f631"></span> <span class="emoji emoji1f633"></span><span class="emoji emoji1f633"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span> عاشق بهرام بودم برای همین با درخواست ...
Media Removed
@donyaye__fashion اولین رابطه جنسی در حضور همسر اول عاشق بهرام بودم برای همین با درخواست سارا (دوستم) موافقت کردم...سارا نازاس رحمش کیست ساز بود از بوی بد واژن گرفته تا کیست وعفونت...این موارد باعث نازاییش شده بود واز من خواسته بود یه مدت #صیغه همسرش باشم و بچه ای براشون بیارم... شوهرش ... @donyaye__fashion
🔞 اولین رابطه جنسی در حضور همسر اول 😱
😳😳😔😔😔😔
عاشق بهرام بودم برای همین با درخواست سارا (دوستم) موافقت کردم...سارا نازاس رحمش کیست ساز بود 😔
از بوی بد واژن گرفته تا کیست وعفونت...این موارد باعث نازاییش شده بود
واز من خواسته بود یه مدت #صیغه همسرش باشم و بچه ای براشون بیارم...
شوهرش عاشق بچه بود وبرای اینکه سارا اونو از دستش نده تصمیم به این کار گرفت
ولی باورم نمیشد وقتی قراره من با بهرام باشم سارا هم حضور داره و میخواد رابطه ی مارو از نزدیک ببینه... من رو تخت نشسته بودم و سارا رو صندلی کنار تخت که بهرام وارد شد وقتی بدن ورزیده و ورزشکاری بهرام رو دیدم دیگه توجهی نکردم که سارا هست و شروع کردم به...
تا اینکه سارا.....😳😳
.
وادامه ماجرا در پیج زیر
@donyaye__fashion
@donyaye__fashion
@donyaye__fashion
@donyaye__fashion
Read more
#سفـارشـــی #خــــودمــونــی . ‎آنقدر دوستت دارم که یادم نمی آید از کجا شروع شدسارا ا/️ ‎داستان ما نه شروع دارد نه پایان/️ ‎تو یکهو پایت را همان جایی گذاشتی که باید میگذاشتی/️ ‎دیگر هم از من نپرس تا کی دوستم داری/️مگر میشود جلوی راه اقیانوس را بست؟سارا/️مگر میشود جلوی خورشید چیزی ... #سفـارشـــی #خــــودمــونــی
.
‎آنقدر دوستت دارم که یادم نمی آید از کجا شروع شدسارا ا/❤️
‎داستان ما نه شروع دارد نه پایان/❤️
‎تو یکهو پایت را همان جایی گذاشتی که باید میگذاشتی/❤️
‎دیگر هم از من نپرس تا کی دوستم داری/❤️مگر میشود جلوی راه اقیانوس را بست؟سارا/❤️مگر میشود جلوی خورشید چیزی قرار داد که دیگر نتابد؟/❤️
‎برای دوست داشتن های من هیچ پایانی وجود ندارد/❤️
‎اگر تو نباشی و حتی اگر تو نخواهی/❤️
‎این نویسنده داستان خودش را مینویسد/زندگیم ..❤️
‎تموم دنیام تو هستي سارارا جونم.❤️
‎بدون که تا ابد دیوانه وار دوستت دارم سارا جونم❤
.
#سالگرد_عشقمون_مبارک 🎈
#مرسی_که_شدی_همه_زندگیم 💝
.
💕 از طرف #احسان به جانِ جانش #سارا 💕
@ehsan_m123
✴جهت #سفارش پست و تبلیغات به دایرکت پیام بدین
Read more
 #bighanoon #gitahosseini سارا همان‌طور که داشت ناخنای مشتریش رو طراحی می‌کرد، گفت: «وای ملی خانم ...
Media Removed
#bighanoon #gitahosseini سارا همان‌طور که داشت ناخنای مشتریش رو طراحی می‌کرد، گفت: «وای ملی خانم شما چقدر اطلاعات دارید. چه جوری انقدر درمورد همه چیز می‌دونید؟» . ملی: «خیلی ساده. مطالعه می‌کنم». . سارا: «وای من که اصلا وقت ندارم». . ملی: «آدم اگه بخواد وقتشم پیدا میکنه. مثلا من وقتی ... #bighanoon #gitahosseini
سارا همان‌طور که داشت ناخنای مشتریش رو طراحی می‌کرد، گفت: «وای ملی خانم شما چقدر اطلاعات دارید. چه جوری انقدر درمورد همه چیز می‌دونید؟»
.
ملی: «خیلی ساده. مطالعه می‌کنم».
.
سارا: «وای من که اصلا وقت ندارم».
.
ملی: «آدم اگه بخواد وقتشم پیدا میکنه. مثلا من وقتی دارم کتلت سرخ می‌کنم، گوشیمم دستمه و تند تند دستورهای آشپزی رو که اولش یه کپشن سخن بزرگان داره میخونم. اینجوری هم نکات آشپزیو یاد می‌گیرم هم پند و اندرز بزرگون رو. حالا گیریم که این وسط چهارتا کتلتمم بسوزه مهم نیست، هر پیشرفتی هزینه داره».
.
سارا: «آفرین».
.
ملی: «اما اینم بهت بگما فقط مطالعه کافی نیست آدم باید هر چیزی که یاد میگیره نشر بده. به قول پروفسور سمیعی نشر دانش نشانه وارستگی است».
.
سارا: «چقدر شما بزرگوارید».
.
ملی: «ای بابا کی قدر میدونه؟ مردم ما انقدر درگیر ظواهر شدن که حوصله‌ای برای آموختن ندارن. مثلا من هربار یک مطلب علمی جالب یاد می‌گیرم، سریع تو همه گروه‌هایی که هستم ميذارم تا بقیه هم در دانشم شریک بشن بعد فکر می‌کنی چی؟ یه عده آدم بیکار میان از من ایراد هکسره میگیرن. آخه شما چیکار به شکل نوشتن داری، فحوای کلام رو دریاب».
.
سارا: «حیف حیف که قدر شما رو نمیدونن».
.
ملی: «البته من دلسرد نمیشم بالاخره باید یه فرقی بین منو این آدمای سطحی باشه دیگه». همین موقع سارا گفت: «ملی خانم طراحی ناخنتون تموم شد امیدوارم راضی باشید». ملی خانم با دقت تک‌تک ناخوناش رو نگاه کرد و بعد گفت: «نه جونم ببین، بنفش گلبرگ سمت راست شست چپم با بنفش سگک وسطی بند کیفم ست نیست. حالا تا تو اینو پاک می‌کنی دوباره بکشی منم برات چند روش ساده درمان خانگی انحراف ستون فقرات رو توضیح میدم»
Read more
 #justfarah_vintage the Spencer Tiara تاج عايلة سبنسر ،، لبسته ديانا في زفافها رغم ان الملكة اهدتها ...
Media Removed
#justfarah_vintage the Spencer Tiara تاج عايلة سبنسر ،، لبسته ديانا في زفافها رغم ان الملكة اهدتها تاج للزفاف بس قررت ديانا تتمسك بتقاليد عايلتها و لبست تاج يسمى بتاج سبنسر ،، قصة هذا التاج تعود احجاره من القرن الثامن عشر (قرن تاسيس نبل العايلة) التاج كان موجود من قرون من عادات العايلة في الزفاف ... #justfarah_vintage the Spencer Tiara تاج عايلة سبنسر ،، لبسته ديانا في زفافها رغم ان الملكة اهدتها تاج للزفاف بس قررت ديانا تتمسك بتقاليد عايلتها و لبست تاج يسمى بتاج سبنسر ،، قصة هذا التاج تعود احجاره من القرن الثامن عشر (قرن تاسيس نبل العايلة) التاج كان موجود من قرون من عادات العايلة في الزفاف يلبسونه، بس كان شكله مختلف. احدى ورثة العايلة ليدي سارا لم تتزوج وورثته وورثت مجموعة مجوهرات، فالتاج مع مرور الزمن بدؤوا يضيفون عليه ومن مجوهرات ليدي سارا وبعض مجوهرات الفيسكونتيسة فرانسس ورثتها سارا بطريقة محد يعرفها لليوم تمت اضافتهم في التاج سنة ١٩١٩ مع الجوهرة اللي بالمنتصف لزفاف سينتيا من الوريث السابع لعايلة سبنسر. و في سنة ١٩٣٠ تم اعادة تصميم التاج في ثلاثينيات القرن السابق و شكلوه بما هو عليه اليوم. واغلب عروسات عايلة سبنسر لبسوه (من الجدير بالذكر والدة ديانا لم تلبسه ماندري ليش🙈) ولبسته زوجة وريث العايلة (اخ ديانا) سنة ١٩٨٩ و لبس التاج جميع خوات ديانا. التاج مو من مقتنيات ديانا الخاصة انما يعود لعايلة سبنسر كانت تستعيره و ترده لوالدها (ورث للعايلة) اما التاج اللي اهدتها ياه الملكة اليزابيث كانت تلبسه بعدة مناسبات ملكية بس كانت تفضل تاج سبنسر لانه مريح وخفيف باللبس. بعد طلاقها من تشالرز اعادت ديانا التاج (الهدية) الى الملكة وبعد وفاة ديانا لليوم محد لبسه وهو الحين في متحف. ومحد يتوقع في اي وقت قريب في احد ممكن يلبسه. لهذا السبب كيت و ميقان مستحيل يلبسونه لانه ملك عايلة سبنسر وليست للاسرة الحاكمة
Read more
♫نشود فاش کسی آنچه میان من و تست*•♫ تا اشارات نظر نامه رسان من وتوست *•♫گوش کن با لب خاموش سخن میگویم*•♫ *•♫پاسخم ...
Media Removed
♫نشود فاش کسی آنچه میان من و تست*•♫ تا اشارات نظر نامه رسان من وتوست *•♫گوش کن با لب خاموش سخن میگویم*•♫ *•♫پاسخم گو به نگاهی که زبان من و تست*•♫ روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید *•♫حالیا چشم جهانی نگران من و تست گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید*•♫ همه جا زمزمه عشق نهان من و توست *•♫گو بهار دل و جان ... ♫نشود فاش کسی آنچه میان من و تست*•♫
تا اشارات نظر نامه رسان من وتوست
*•♫گوش کن با لب خاموش سخن میگویم*•♫
*•♫پاسخم گو به نگاهی که زبان من و تست*•♫
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
*•♫حالیا چشم جهانی نگران من و تست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید*•♫
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
*•♫گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ار نه
*•♫ای بسا باغ و بهاران که خزان من و تست*•♫
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفتگویی و خیالی ز جهان من و تست
*•♫نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل*•♫
هرکجا نامه عشق است نشان من و تست
سایه ز آتشکده ماست فروغ مه و مهر
*•♫وه ازین آتش روشن که به جان من و تست*•♫ پ.ن: پیشنهاد میکنم اگه این شعر رو با صدای #سارا_نایینی نشنیدین، حتما گوش کنید خیلی حس خوبی داره.
#هوشنگ_ابتهاج #خونه #ما #انتظار #شلوغی #آینده #آرامش #روزهای_خوب #ما_۴نفر
Read more
. پاییز پارسال همین وقتا در فاکد آپ ترین ورژن خودم بودم. واقعا زمستون زندگیم شروع شده بود. رها شده بودم. برنامه‌های زندگیم تماما رفته بود هوا و هیچ چیزی (هیچ چیزی) نبود که بتونم تو زندگیم بهش چنگ بزنم. بی ریشه، بی ساقه، بی برگ! من "هیچ" بودم وقتی وارد ۲۳ سالگی شدم! تمام درها به روم‌ بسته بود. تمام ... .
پاییز پارسال
همین وقتا
در فاکد آپ ترین ورژن خودم بودم. واقعا زمستون زندگیم شروع شده بود. رها شده بودم. برنامه‌های زندگیم تماما رفته بود هوا و هیچ چیزی (هیچ چیزی) نبود که بتونم تو زندگیم بهش چنگ بزنم. بی ریشه، بی ساقه، بی برگ! من "هیچ" بودم وقتی وارد ۲۳ سالگی شدم!
تمام درها به روم‌ بسته بود. تمام ادم‌های اطرافم بجز ۴ ۵ نفر رو گذاشته بودم کنار. رفتم توی غار! درونگرا شدم،‌ انزوا طلب شدم و دچار وحشت از معاشرت! اون روی نایس و لایف ایز بیوتیفول نابود شده بود.
حالا الان بعد از یک سال
تمام درهای زندگیم بازه
چارطاااق
و دارم چیزهایی رو تجربه میکنم که بی نهایت روشنه و نا محدوده.
کردیتِ این من تعلق میگیره به سارینا، به الهام و سینا که تو تاریک‌ترین، کثافت‌ترین و سردترین روزهای زندگیم، کنارم ایستادن. موندن باهام.
کردیتِ این‌ من تعلق میگیره به بقیه‌ی دوستایی که ایستادن کنارِ من توی تاریکی رو انتخاب کردن.
من توی اون روزهای تاریک، هیچ‌وقت اون شبِ ساحلِ هرمز و حرف‌هام با فرید و هومن رو ندیده بودم. هرمز و اون مومنت‌هایی که قلبم و روحم رو عمیقا تاچ کرد رو ندیده بودم. این جمع رو ندیده بودم.
این شب‌های روشن‌ رو واقعا ندیده بودم
جلو روم فقط تاریکی بود.
دیدم هومن ته فیلمی که دیشب گرفته گفته زهرا تولدت مبارک، امیدوارم اون چیزایی که برات مبهمه، روشن و قطعی بشه.
روشن تر از همیشه است هومن.
پیمان گفت خوشحالم تیکه‌های پازل زندگیت سر جاشه، هست پیمان. همه چیز سر جاشه!
به فرید گفتم مدت‌هاست شب‌ها با لبخند میخوابم. گفت زندگی مگه جز اینه؟ نه نیست.
پگاه پرسید حست چیه و جواب من "خیلی" بود.
من سرشارم. سرشار! و ۲۳ سالگیم رو میبوسم.
این "من" بهترین منِ ممکنه!
بچه‌ها دوستون دارم هر ۱۹ نفرتون رو. حضورتون گرمم کرد. هی ازتون فاصله میگرفتم و نگاهتون میکردم و دلم ضعف میرفت برای چیزی که هستیم.
تولدم رو مبارک کردید.
دستم رو گذاشتم رو شونه‌ی غزاله و با لبخند گفتم: کی فکرشو میکرد؟
.
پیمان انگار داره دیوار رنگ میکنه با اون اسپری. خیلی متعهدانه. یه جوری که من قدم قدم دارم دور میشم:))))
سارا که کلاه رو گذاشته سرش یه جوری که انگار تولد اونه. این بچه رو قبل تولد‌ها توجیه کنید:)))))
کامنت‌های علیرضا در زمینه‌ی فیلم:))) غُرررر غُرررر
بچه رو از بیمارستان کشوندن همین میشه دیگه. غزاله این وقتا بهت یه چیزی میگه، همون:)))) مرسی که رسوندی خودتو:))))
دوستون دارم❤✨
Read more
فيصل قام وراح حضنها وساره من صدمه ليه فيصل :شكرا سارا انك طيحتي صفيه طلعت مو حامل كذبت علي وطلقتها وورقت ...
Media Removed
فيصل قام وراح حضنها وساره من صدمه ليه فيصل :شكرا سارا انك طيحتي صفيه طلعت مو حامل كذبت علي وطلقتها وورقت طلاقها بتوصلها بكرا اخ بس رحت المستشفى وانا افكر لو صار لولدي شي راح اعاقبك ساره :هذا ونا عايشه 18سنه معاك وهو ولا يوم فيصل :بس الولد من صفيه كيف ماازعل احمد :ابوي امي 24سنه عايشه معاك ومتحمله ... فيصل قام وراح حضنها وساره من صدمه ليه فيصل :شكرا سارا انك طيحتي صفيه طلعت مو حامل كذبت علي وطلقتها وورقت طلاقها بتوصلها بكرا اخ بس رحت المستشفى وانا افكر لو صار لولدي شي راح اعاقبك ساره :هذا ونا عايشه 18سنه معاك وهو ولا يوم فيصل :بس الولد من صفيه كيف ماازعل
احمد :ابوي امي 24سنه عايشه معاك ومتحمله كل عيوبك اما صفيه 3سنين ماكملت قلت :ابوي انت ماتحس بامي عايشه
امي نزلت بدون مانحس وقالت :اه يافيصل انا الوحيده الطيبه بين الحريم كلهم ولودور بالكون مارح تلقى بطيبتي الكل :اييه سارا واحمد : ولو دور مثلها مارح تلقا انا :يبا امي احن نساء العالم الكل :اييه دخلت صفيه :انتا فيصل طلقتني ليش انا فيصل .... وش تتوقعون يرد عليها وتتوقعون يرجع ولا
توقعاتم تساعدني 😕
Read more
. آخرین باری که این کافه بودم، با حانی بود. روز جشن فارغ التحصیلی‌. سالِ پیش. امروز دلم براش تنگ شد و رفتم ازشون غذایی که همیشه سفارش میداد رو گرفتم و راه افتادم سمت کارگاهش. نشستم جلوی کافه تا ماشین پیدا کنم. به روزها و شب‌هایی که کافه سارا پاتقمون بود فکر میکنم. روزهایی که قیمتِ بالای منو برامون ... .
آخرین باری که این کافه بودم، با حانی بود.
روز جشن فارغ التحصیلی‌. سالِ پیش. امروز دلم براش تنگ شد و رفتم ازشون غذایی که همیشه سفارش میداد رو گرفتم و راه افتادم سمت کارگاهش.
نشستم جلوی کافه تا ماشین پیدا کنم. به روزها و شب‌هایی که کافه سارا پاتقمون بود فکر میکنم. روزهایی که قیمتِ بالای منو برامون مهم نبود و فضای باحال کافه و کافه‌ مَنِ خوش اخلاقش کافی بود تا هفته‌ای چند بار بریم پیششون.
تصویرم از کافه سارا، روزهای کوتاهِ زمستونه که وقتی ازش میزدیم بیرون همیشه شب بود.
به خودم میام میبینم دارم آهنگ امپراطور یراحی رو میخونم. ۴ ساله گوش ندادم بهش. ولی این فضا و لحظه،‌منو برد و وصل کرد به پاییز ۹۲.
حال و هوای اون پاییز خود این آهنگ بود.
چرا؟ چون تصورم از جوونی و حال و هواش همچین چیزایی بود. واقعا اینجوری بود؟ نه نبود. تحت تاثیر رمان‌های م.مودب‌پور بودم و فکر میکردم زندگی اینه. من اون رمان‌های بولشت رو زندگی کردم. عوضش داستان‌های همینگوی و پل استر و سارتر و پاییز فصل آخر سال است رو هم زندگی کردم‌. فرندز رو هم زندگی کردم. میخوام بگم رویِ زرد و سخیفش رو زندگی کردم، روی عمیق و حسابیش هم همینطور.
همین یه صحنه‌ای که فیلمش رو گذاشتم، کلِ این چهار سال رو گذاشت جلو چشمم. پاییز‌هاش رو بیشتر. سرما و برفش رو بیشتر.
درسته که شلوغی برنامه‌هامون نمیذاره بریم کافه سارا، ولی کافه سارا رو که میشه آورد توی کارگاهت حانیا.
آقای مدیری عمیقا احساس خوشبختی میکنم.
Read more
. طرح جلد کتاب_ (دوقلو‌های یخی ) انتشارات ‌البرز طراح : امیر علایی . . . بخشی از کتاب: آنگس ...
Media Removed
. طرح جلد کتاب_ (دوقلو‌های یخی ) انتشارات ‌البرز طراح : امیر علایی . . . بخشی از کتاب: آنگس و سارا مورکــــرافت، یک ســــال پس از آنکــــه لیدیا، یکی از دوقلــــوهای همسانشــــان ، در تصادفى کشته می‌شود، به جزیره‌ای کوچک در اسکاتلند می‌روند. آنگس، این جزیره را از مادربزرگش به ارث برده ... .
طرح جلد کتاب_ (دوقلو‌های یخی )
انتشارات ‌البرز
طراح : امیر علایی
.
.
.
بخشی از کتاب:
آنگس و سارا مورکــــرافت، یک ســــال پس از آنکــــه لیدیا، یکی از دوقلــــوهای همسانشــــان ، در تصادفى کشته می‌شود، به جزیره‌ای کوچک در اسکاتلند می‌روند. آنگس، این جزیره را از مادربزرگش به ارث برده است. آنان می‌خواهند به‌این‌ترتیب، زندگی از‌هم‌پاشیدۀ خود را ترمیم کنند.اما زمانی‌که کریستی، دختری که زنده ‌مانده، ادعا می‌کند که آنان هویت او را اشتباه گرفته‌اند و او در اصل لیدیاست، بارى دیگر زندگی همۀ آنان دستخوش طوفان می‌شود.با نزدیک شدن زمستان، آنگس مجبور می‌شود جزیره را برای کار رها کند، سارا به شدت احساس تنهایی می‌کند و کریستی (یا لیدیا) هر روز گوشه‌گیرتر می‌شود. زمانی که طوفانی سهمگین سارا و دخترش را به دام می‌اندازد، سارا مجبور می‌شود با گذشته‌اش دست‌و‌پنجه نرم کند. روزی که یکی از دخترهای دوقلوی او جانش را از دست داد، دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

تو همه‌اش می‌گویی او مرده است. ولی او هرروز به اینجا می‌آید تا با من بازی کند. همین الان هــــم اینجا بود. در مدرســــه هم در کنار من بــــود. او خواهر من اســــت. اصلاً چه فرقی می‌کند اگر مرده باشـد؟ او اینجاست.من هــــم همینطور.چرا اینقدر اصرار می‌کنـــی که هــــردوی ما مرده‌ایم وقتی زنده‌ایم؟ هردوی ما زنده هستیم!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
book cover
Alborz Publication
designer : Amir Alaei
. .
#کتاب #کتاب_خوب #کتاب_باز #کتابخوار #کتابیسم #کتابدوست #کتابخوان #کتابخانه #کتابسرا #کتابدونی #رمان #رمان_ایرانی #طراحی_جلد #جلد #جلدکتاب #داستان #معرفی_کتاب #معرفی_کتاب_خوب #کتاب_رمان #کتاب_دوست #کتابخونه #قصه #کتاب_کمیاب #کتابباز #کتاب_جدید #کتاب_خوانی #کتاب_بخونیم #کتابفروشی #کتابخون #رمان_فارسى #رمان_ایرانی
Read more
سلام شبتون بخير... من ديشب واقعاً از اين همه ذوق و سليقه سارا دوست عزيزم به وجد اومدم... سارا جون زحمت ...
Media Removed
سلام شبتون بخير... من ديشب واقعاً از اين همه ذوق و سليقه سارا دوست عزيزم به وجد اومدم... سارا جون زحمت سفره عقد من رو هم دو سال پيش كشيد و همسر دوست صميمى پيروز هستن و من بعد از ازدواجم با اين زوج عزيز و مهربون آشنا شدم و هر بار كه ما دعوت ميشيم خونشون و مهمونى برگزار ميكنن هميشه سورپرايز ميشيم از سليقه سارا ... سلام شبتون بخير... من ديشب واقعاً از اين همه ذوق و سليقه سارا دوست عزيزم به وجد اومدم... سارا جون زحمت سفره عقد من رو هم دو سال پيش كشيد و همسر دوست صميمى پيروز هستن و من بعد از ازدواجم با اين زوج عزيز و مهربون آشنا شدم و هر بار كه ما دعوت ميشيم خونشون و مهمونى برگزار ميكنن هميشه سورپرايز ميشيم از سليقه سارا و اينبار واقعاً دلم نيومد به شما نشون ندم شايد شمام دوست داشته باشيد با سارا و هنرش آشنا بشيد ... .
پ.ن١:من اول از دور فكر كردم يه پارچه گل دار روى ميز پهن شده و وقتى رفتم جلوتر تازه فهميدم داستان چيه😂 جاى همه خالى
پ.ن٢: اين ميز براى مهمونى با تعداد زياد طراحى شده و همش استفاده شد
پ.ن٣: خيلى بايد هنر مند باشى كه يه اثر نقاشى با غذا خلق كنى و به نظر من از هر چيزى به اندازه بود اما تنوع زياد بود به همين دليل اسراف نشد
@rasher.event
Read more
هل تعلم أن مسلسل "سالي" الكرتوني مستوحى من قصة واقعية؟ ستبهرك صور سالي "سارا كريو" الحقيقية! سالي هو مسلسل رسوم متحركة ياباني (أنمي) ذو عمق إنساني. الشخصية الرئيسية فيه هي طفلة اسمها سالي. سالي هو الاسم العربي للشخصية الرئيسية للمسلسل الكارتوني ذو الإنتاج الياباني المقتبس من الرواية ... هل تعلم أن مسلسل "سالي" الكرتوني مستوحى من قصة واقعية؟ ستبهرك صور سالي "سارا كريو" الحقيقية!

سالي هو مسلسل رسوم متحركة ياباني (أنمي) ذو عمق إنساني. الشخصية الرئيسية فيه هي طفلة اسمها سالي.
سالي هو الاسم العربي للشخصية الرئيسية للمسلسل الكارتوني ذو الإنتاج الياباني المقتبس من الرواية الشهيرة للكاتبة فرانسيس هودسون برنيت، التي نقلت هذه الرواية من قصة حقيقية لفتاة طيبة تدعى"سارا كريو" يعتبر هذا المسلسل الكارتوني من أنجح المسلسلات الكارتونية المدبلجة إلى العربية وذلك لاحتوائه على فكرة عميقة جداً وهي أن انتقال الإنسان من مرحلة الغنى إلى الفقر لا يعني نهاية العالم وان الامل والإيمان قادر على تحويل أسوأ الظروف إلى أجملها.
ولكن المفاجأة أن سالي هي قصة حقيقية واسمها الحقيقي هو "سارا كريو" من أب هندي وأم فرنسية وهي غنية لدرجة أنها تستطيع أن تدفع ديون دولة، درست في بريطانيا عندما كبرت في فترة 1885، ولكن مات والدها من حمى شديدة وأخبرها محامي والدها، أن والدها أعلن إفلاسه وأنه سوف يأخذ كل شيء وأخذتها مديرة المدرسة لتجعلها خادمة في مدرستها.
وبعد وقت طويل، وجدت صديق والدها الذي كان يبحث عنها منذ زمن وأخذت ورثها وورث صديق والدها لأنه لايملك أطفال واعتبرها مثل ابنته!
وفي عام 1888 نقلت قصتها الكاتبة: فرانسيس هودسون برنيت وحولتها إلى رواية في عنوان : سارا كريو.
ثم تم إعادة صيغتها في عام 1905 بعنوان: الأميرة الصغيرة، التي حولت إلى مسلسل تلفزيوني بعنوان سالي ولاقت صدى كبير ، وأيضاً رواية "الحديقة السرية" 1911 هي الرواية التي خلدت في قلوب الأطفال ولاتزال محبوبة لدى الأطفال
Read more
. ‎قسمت نهم خاطرات کودکی ‎کلاس دوم دبستان که بودم، کانون پرورش فکری کلاس ارف میرفتم سه ‎ترم همزمان ...
Media Removed
. ‎قسمت نهم خاطرات کودکی ‎کلاس دوم دبستان که بودم، کانون پرورش فکری کلاس ارف میرفتم سه ‎ترم همزمان با کلاس و درس میرفتم اونجا ‎فلوت و بلز یادمون میدادن ‎کتاب نوای بهار ‎خانم زندی معلممون بودن، هاله زندی ‎خیلی شیطون بودم ‎خیلی اذییت میکردم خانم زندی رو ‎گاهی وقتا اینقد از دستم عصبانی میشد ... .
‎قسمت نهم خاطرات کودکی
‎کلاس دوم دبستان که بودم، کانون پرورش فکری کلاس ارف میرفتم
سه ‎ترم همزمان با کلاس و درس میرفتم اونجا
‎فلوت و بلز یادمون میدادن
‎کتاب نوای بهار
‎خانم زندی معلممون بودن، هاله زندی
‎خیلی شیطون بودم
‎خیلی اذییت میکردم خانم زندی رو
‎گاهی وقتا اینقد از دستم عصبانی میشد که میگفت برو ته سالن، پشت به کلاس وایسا
‎خیلی خانم مهربونی بود، منم هی سو استفاده میکردم
‎یه بار بهم گفت به خاطر نی نی ای که تو دلمه اینقد اذییتم نکن
‎اینقد خجالت کشیدم...
‎اما کو گوش شنوا...
‎یه خودکار داشتن که روش اسمشون با حروف انگلیسی حک شده بود
‎جنس چوبش هم بلوط بود
‎همیشه واسه یاد گرفتن یه چیزی، از شعر ها و مسخره بازی هایی که واسش درس میکردن استفاده میکردم
‎مثلا نت ها رو این شکلی تو ذهنم سپرده بودم
‎دو، ر ، می، فا، سل، لا، سی ، تو تنبل کلاسی
‎چند دقیقه استراحت میکردیم وسط کلاس
‎چند جلسه مونده بود به تموم شدن کلاس ها، که گفتن کنسرت داریم
‎خانم زندی یه قطعه از حسن کسایی رو خارج از کتاب میخواست اجرا کنیم
‎چهار مضراب ماهور استاد کسایی
‎تنها پسری که انتخاب کرده بودن واسه اجرای این قطعه من بودم
‎دخترا رو فقط چندتاشونو یادم میاد
‎سارا پاکروان، سارا غنی، ثمین و چندتا دیگه
‎استراحت های وسط کلاس ما چندتا میموندیم و تمرین میکردیم با خانم زندی
‎خلاصه، کنسرت برگذار شد و خانم زندی هم راضی بود ازمون
‎یه روز گفتن یه کنسرت دیگه هم داریم
‎آماده شدیم واسه کنسرت بعدی
‎رفتیم واسه اجرا، دیدیم سارا غنی نیومده
‎سارا زایلوفون میزد
‎چیز زیادی از کاربرد این ساز یادم نمیاد
‎اما مثه بلز بود ولی همه چیزش بزرگ تر بود
‎صداشم خیلی بم بود
‎قبل شروع شدن فلوت ها یه ریتم خاصی رو میزد، تو طول آهنگ هم یه سری نت رو میزد
‎خانم زندی نیم ساعت قبل شروع کنسرت اومد سراغ من و ماجرا رو گفت
‎منم تا حالا به این زایلوفون دستم نزده بودم
‎آماده شدمو رفتیم رو سن
‎اول کار که شروع کردم یه ترکمون زدم و نت رو جابجا زدم ولی همون یکی بود تا آخر
‎نا گفته نماند که یه بچه ها بد چش غره ای رفت بهم
‎ولی خدا رو شکر تا آخر دیگه اتفاقی نیفتاد
‎روزای خوبی بود...
‎یادش بخیر...
‎یاد تموم ستاره هایی که پشت بلزم میزد وقتی تمرینامو درست انجام میدادم بخیر... #خاطرات #موسیقی #کنسرت #فلوت #بلز #کلاس #ارف #کانون_پرورش_فکری
‎ #خاطرات_كودكي_سهراب
Read more
وای خدا چقدر این عکس واسم جالب بودو خاطراتو واسم زنده کرد<span class="emoji emoji1f60d"></span> تازه معروف هم شدم عكسم رفته رو تقويم😎هه!<span class="emoji emoji1f602"></span>🤦🏻‍♀️ دوران ...
Media Removed
وای خدا چقدر این عکس واسم جالب بودو خاطراتو واسم زنده کرد تازه معروف هم شدم عكسم رفته رو تقويم😎هه!🤦🏻‍♀️ دوران #کنکور نمیدونم بگم شیرین بود یا تلخ🤷🏼‍♀️ فقط میدونم با تمام سختی هاش شیرین بود و جدا خوش میگذشت کلاس پیچوندنا جوگیر شدنامون تو اردو مطالعاتی و خر زدنا😐 سوال قلم چی خریدنامون ... وای خدا چقدر این عکس واسم جالب بودو خاطراتو واسم زنده کرد😍
تازه معروف هم شدم عكسم رفته رو تقويم😎هه!😂🤦🏻‍♀️
دوران #کنکور
نمیدونم بگم شیرین بود یا تلخ🤷🏼‍♀️
فقط میدونم با تمام سختی هاش شیرین بود
و جدا خوش میگذشت😍
کلاس پیچوندنا😂
جوگیر شدنامون تو اردو مطالعاتی و خر زدنا😐
سوال قلم چی خریدنامون و وقتی بچه ها حرص میخوردن😂😂😂🤦🏻‍♀️
#اره دوستان بعضی ازون ازمونا که همتون گند میزدین ما سوال داشتیم😂🤦🏻‍♀️
امتحان نهایی و...
گریه ی عهدیه تو اسانسور
کتاب خونه رفتنا و ۱۰ به بالا ساعت درس خوندنام😐
کافی شاپ شهربانو
۳۰کیلو اینا چاق شدنم(۲۰کیلوشو کم کردم)😐
غیبت کردنا و کل کلامون😠
قر دادنا تو نماز خونه💃🏼
پوست ارزو
لوس کوچولو بودن سارا
من چرا چاق نمیشمای نازی
شیر قهوه های یاسی
پرستار اینده ی چشم قشنگمون
ریاضیو با بدبختی پاس کردنامون
جریمه های اقای صالحی
علاقه ی شدید من به اقای سلیمانی و درسش
تو زمستون و برف لخت اومدنای آقای سیدمنیر
و کلی خاطره های دیگه
بهترین سال تحصیلی بود و خیلی زیاد زود گذشت خیلییییی..هرکی میگفت بهترین سال همین پیش عه میگفتم چرت نگو این لعنتی اصلا خوب نیس فقط باید تموم شه ولی الان میفهمم
واقعا اشتباه میکردم☹️
از ته دلم..دلم براتون تنگ شده حتی برای عن خانوم😂🤦🏻‍♀️
مرسی که بودین و بهترین سال تحصیلیو باهم ساختیم♥️
@nazanin__mti @svqvh @ahdiye_etesami @yac.mh @arezoo_fr @__s_shadi
اي دي خيليارو نداشتم تگ كنم
.
+كنكوري هاي امسال واقعا قدر تك تك لحظه هاتونو بدونين
Read more
سارا من الناس اللي مره احب تصويرها وافكارها تلهمني دايمًا 🧡🧡<span class="emoji emoji1f31f"></span>. . #دعم_سيرا @luckyseira
Media Removed
سارا من الناس اللي مره احب تصويرها وافكارها تلهمني دايمًا 🧡🧡. . #دعم_سيرا @luckyseira سارا من الناس اللي مره احب تصويرها
وافكارها تلهمني دايمًا 🧡🧡🌟.
.
#دعم_سيرا @luckyseira
گوشیرو قطع کردم و به بچه ها گفتم که حاضر بشن..خودم یه تاپ سفید با شلوارک لی پوشیدم و موهامم باز گذاشتم ...
Media Removed
گوشیرو قطع کردم و به بچه ها گفتم که حاضر بشن..خودم یه تاپ سفید با شلوارک لی پوشیدم و موهامم باز گذاشتم و آرایش هم کردم لئو یه تیشرت سفید با کت قرمز و شلوار لی پوشید..نیکی یه پیرهن صورتی و دنی هم تیشرت زرد پوشید با شلوار مشکی و کلاه کپش سوار مازراتی لئو شدیم و رفتیم(جوووون باو) من داشتم ادرسو خوندم ... گوشیرو قطع کردم و به بچه ها گفتم که حاضر بشن..خودم یه تاپ سفید با شلوارک لی پوشیدم و موهامم باز گذاشتم و آرایش هم کردم😆😆
لئو یه تیشرت سفید با کت قرمز و شلوار لی پوشید..نیکی یه پیرهن صورتی و دنی هم تیشرت زرد پوشید با شلوار مشکی و کلاه کپش😝
سوار مازراتی لئو شدیم و رفتیم(جوووون باو)😂🚗
من داشتم ادرسو خوندم و بعدش گوشیمو گذاشتم تو کیفم👛
وارد خیابون اصلی شدیم..ولی خیلی خلوت بود و راحت میرفتیم لئو گفت:
_باید بپیجم تو کوچه دیگه؟
_فکر کنم😁
_خب یه بار دیگه آدرسو بخون📱
گوشیمو از کیفم در آوردم و تا اومدم آدرسو بخونم ماشین از رو دست انداز رد شد منم دستم خورد آدرس پاک شد😳
_بخون دیگه ماهی.!!!!
_اممم چیزهههه.....آدرس.... پاک شد😂
_جانم؟؟؟؟؟😲
_ماشینت تکون خورد منم دستم خورد اشتباهی پاکید😂
دنی: _خب بدبخت شدیم😅
نیکی: _خب ماه عسل تو که آدرسو حفظ بودی؟؟ بگو کجا بریم دیگه😏
من: _خب من محله های اینجارو که بلد نیستم😂
لئو: _بچه ها بیخیال شید..الان از یکی آدرسو میپرسم.!!
یه مردی اونجا وایساده بود و رفتیم ازش پرسیدیم ولی دیوث گفت من اهل اینجا نیستم😣
همش این ور بپیچ و اون ور بپیچ...تا یکی رو پیدا کردیم😂😂
یه مرد بود که به نظر میرشید اهل اینجاست کنار خیابون وایساده بود..رفتیم و پرسیدیم:
_ببخشید اقا.!! شما میدونید خیابون اسکای(sky) کجاست؟؟
_بله ولی بستگی داره کجا بخاید برید..!!
_ما میخوایم بریم خیابون اسکای...میدون پیکاسو..کوچه البانو(چی ساختم.!!!!)😂😂
_ببینم شما خونه ی سارا کارلی میرید؟؟
_خب بله!! ولی شما از کجا میشناسیدش؟؟😳😳😳
_ایشون رو همه تو این محله میشناسن چون بازیگر معروف هالیوودی هستن.. و یه دکتر متخصص😃😃 _آهان..خب میشه آدرس بدید؟؟
_بله حتما😇
آدرسو گرفتیمو و راه افتادیم..اصلا فکر نمکردم سارا اینقدر معروف شده باشه و انتر بوزینه هیچی به من نگفته😂
به کوچشون که رسیدیم چند تا مغازه دیدم..همه تو ماشنی موندن و من رفتم یه چسزی برای سارا بخرم😜
براش یه دسته گل💐 یه پیرهن آبی👗 یه رز صورتی 💄 گرفتم(گفتم کم نباشه)😅 بعدش رسیدیم به یه خونه ی بزرگ ..لامصب عجب چیزی بود (^.^) #DreamAndLove__mahasal
@mahasal_mh❤@mehrnoosh.j.m.💕@mahsa_Nicki💞@sara.kiaani.PV💝
Read more
دخل تركي البيت و مخه ملااص انفك من التفكير ، شاف خواته بالصالة قاعدين و اول ما دخل تمو يخزونه تذكر ان ...
Media Removed
دخل تركي البيت و مخه ملااص انفك من التفكير ، شاف خواته بالصالة قاعدين و اول ما دخل تمو يخزونه تذكر ان قالهم انتظرو بخلص شغلة و برجع ممات ضحك و قال: طولت بس لقيت لكم حل غفران اللي و لا كأن سوى شيء نطت و قالت: و الله؟؟؟؟ تركي: اي شفت اليوم واحد من اخوياي و عزمنا على مزرعتهم يوم الاربعا و فيه بنات بعمركم شتبون ... دخل تركي البيت و مخه ملااص انفك من التفكير ، شاف خواته بالصالة قاعدين و اول ما دخل تمو يخزونه تذكر ان قالهم انتظرو بخلص شغلة و برجع ممات ضحك و قال: طولت بس لقيت لكم حل
غفران اللي و لا كأن سوى شيء نطت و قالت: و الله؟؟؟؟
تركي: اي شفت اليوم واحد من اخوياي و عزمنا على مزرعتهم يوم الاربعا و فيه بنات بعمركم شتبون بعد
شمس نطت و خمت اخوها و قعدت تصارخ و غفران راحت تجهز شنطتها من الحماس
ريان قال لامه عن عزيمته لتركي و عطو خبر للجده منال و رحبت فيهم
يوم الاربعا في المزرعة لحظة وصول تركي و اهله كان ريان واقف مع ثاني و يمهم منال
نزل تركي و راح سلّم على ريان و ثاني و منال خذت ام تركي و غفران و شمس ل داخل قسم الحريم
قسم الحريم:
هنوف: هلاا و الله و طبعا بدى السلاام و سلمو كلهم على بعض
مناهل: شمس و غفران تعالو
ريما: بجي معكم
سارا: ماففيه ماففيه انتي متزوجةة ما نبيك
ريما: يا الشريرين عيالي نايمين بجي من غير احد
بسمه: خلااص سامحناتس
سارا: حتى لو بدون عيالها ما نبيها
ريما: يا الوصخه اختتس انا
سارا: افففف من التلصق
و راحو لفوق طبعا فوق في ثلاث اجنحة جناح للجد و الجده و جناح للضيوف اللي هم عيالهم لما يجون طبعا للحريم يعني بناتهم و حريم عيالهم و جناح ل منال و طبعا البنات ينامون معها
بتقولون ليه الجد مسوي جناح ل منال بالذات ، لانها سمية زوجته يححبهااا و يموت فيها
نروح ل منال و سمّو
منال: اي اي بنتين هم اتوقع بس مدري عن اعمارهم كبار تو صغار
بدخلة البنات كلهم و معهم شمس و غفران طبعا هنوف تبرعت و عرفت شمس و غفران على منال و اشرت على سمّو: و هذي الله يسلمتس صديقة منال بس صارت من الأهل خلاص اسمها سمّو
في البداية كانو شمس و غفران مستحيين لكن شوي شوي بدو يسولفون
القسم اللي يفصل بين الرجال و الحريم في جلسةة كبيرهه و عادهه ما يقعدون فيها كلهم طبعا الحريم بعبايتهم
نزلو البنات لتحت و ما شافو احد
هديل: يمكن برى
بسمه: الخونة ما قالو لنا
مناهل: بسكم تحلطم و خل نطلع
بسام: اجل وين مشاعل ماهيب معكم
هديل: يوم ما تعرف بنت اخوك ام قليب ما تفارق الكتب لا اله الا الله ما شاء الله بس يخي الكتاب زهق يبي يقعد بالرف ماهيب مخليته
كلههم ضححكو و تدخل فيصل: خلوهاا تدرس و ان شاء الله تصير دكتورهه و بعدين انتي ادبي و تتفلسفين
بسمه: هاه بابا هاه بدينا نغلط
فيصل: و انا صادق عند ربي
هنوف: اققول عاد عمي فيصل الا بنات الادبي ماا ارضى عاد
رائد: يوهه انتي بعد درستي ادبي
ريما: يخي بابا و الله لازم تسوي فحوصات شاكه ان فيك الزهايمر
ثاني: سامي أدب حرمتك و لا منت برايح معنا .
.
يتبع.
Read more
. از مرگ؟ خیلی می‌ترسم، خیلی زیاد امروز وقتی حالم بد شد، اون جا که گذاشتنم روی برانکارد و داشتن میبردنم ...
Media Removed
. از مرگ؟ خیلی می‌ترسم، خیلی زیاد امروز وقتی حالم بد شد، اون جا که گذاشتنم روی برانکارد و داشتن میبردنم سمت آمبولانس، چیزی که میدیدم آسمون آبیِ آبی بود، ابرای سفید و تمیز و قلمبه و یه نسیم خنک هم داشت میومد و میپیچید لای روسریم که از سرم افتاده بود، دیگه مهم نبود که نفسم به شماره افتاده بود و چشمام داشت ... .
از مرگ؟ خیلی می‌ترسم، خیلی زیاد
امروز وقتی حالم بد شد، اون جا که گذاشتنم روی برانکارد و داشتن میبردنم سمت آمبولانس، چیزی که میدیدم آسمون آبیِ آبی بود، ابرای سفید و تمیز و قلمبه و یه نسیم خنک هم داشت میومد و میپیچید لای روسریم که از سرم افتاده بود، دیگه مهم نبود که نفسم به شماره افتاده بود و چشمام داشت سیاهی میرفت، کجا داریم رفتن و دل کندن از زمین با پایان به این قشنگی؟
ولی چی میشه که رفتن و سخت میکنه؟
________
بغض سارا که ترکید و محیا که داشت با تمام وجود تلاش می‌کرد که قوی باشه و نذاره من توی اون وضعیت اشکش و ببینم، صدای بچه‌ها که با اورژانس حرف میزدن و اسپری سالبوتامول میزدن برام و .. همش انگار خیلی ازم دور بود، کم و بیش میشنیدم، انگار که در حال غرق شدن باشم و آدمایی از روی آب صدام کنن، خودم و از کف دریا بکشم بالا و چنگ بزنم به دستاشون که بیشتر توی آب فرو نرم
________
نفس‌ها که یکی درمیون میشه و به شماره میفته خون کمتر به مغز میرسه و مغز انرژیش و ذخیره میکنه برای کارای مهم، اولویت‌بندیش هم اینجوریه که حرکت دادن دست و پا و بدن رو میذاره کنار، میشی فلج و بی‌حرکت
اینجا بود که گفتم خدایا این دیگه عدالت نیست، این واقعا عدالت نیست که من برای چندمین بار از حرکت بایستم
اولین بارم نیست که میخوام دستم و بلند کنم و نمیتونم، که میخوام روی پاهام بایستم و نمیتونم، حالا یه دور بیدار میشم و میبینم پاهام رو حس نمی‌کنم که دکترا اسمش رو میذارن گیلن‌باره، یه دور مثل امروز نفس کم میارم و نمیتونم هیچ حرکتی کنم که میشه‌ حمله‌ی تنفسی آسم
حین غرغر کردن توی دلم، چشمم داشت بدو بدوی سارا رو میدید از پذیرش به داروخانه و دنبال دکتر، و محیا که از برانکارد بلندم می‌کرد و میذاشتم روی تخت رادیولوژی و سرم و ماسک اکسیژن میداد دست پرستار، و داداش بزرگه که خودش و رسوند که تر و خشکم کنه، که بغلم کنه و دستم و بگیره وقتی دارم گریه می‌کنم از درد سوزنی که فرو کردن توی شاهرگم
خدا بود که بهم گفت عدالتم اینه، سخته ولی تنها نیستی، حالت خوب نیست اما ببین اینایی که بهت دادم فرشته‌های منن که شدن فرشته‌های نگهبان تو، تحمل سختی رو داری با اینا؟
و منم که همیشه تحمل سختی رو با شماها
_________
روزای سخت که میان و میبینم که چقدر دلِ نگران هست برام، تازه میفهمم که خدا هزار برابر چیزهایی که از من گرفته بهم دوست و خانواده‌ی خوب داده که پشت و پناهن برام
که وقتی بعد از هر روز سختی ازم بپرسن زندگی قشنگه یا نه؟ بی‌برو‌برگرد جواب مثبت بدم به دلگرمی وجودشون توی زندگیم و اینکه موندن برام
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
سامي يسوي نفسه خايف : لا تبشر تبشر طال عمرك اللي تبيه يصير و التفت ل ريما و يسوي نفسه معصب: ما تستحين تقولين ...
Media Removed
سامي يسوي نفسه خايف : لا تبشر تبشر طال عمرك اللي تبيه يصير و التفت ل ريما و يسوي نفسه معصب: ما تستحين تقولين لابوتس كذا ريان اللي جاب رقم بسمه ارسل لها مسج: انا ريان ولد عمك ابيك ف موضوع ضروري اتمنى ما تتضايقين بس قومي و بدق عليك بسمه قرت المسج و ناظرت هننوف و قامت و دخلت داخل د الغرف استنت دقيقه و دق ... سامي يسوي نفسه خايف : لا تبشر تبشر طال عمرك اللي تبيه يصير و التفت ل ريما و يسوي نفسه معصب: ما تستحين تقولين لابوتس كذا
ريان اللي جاب رقم بسمه ارسل لها مسج:
انا ريان ولد عمك
ابيك ف موضوع ضروري
اتمنى ما تتضايقين بس قومي و بدق عليك
بسمه قرت المسج و ناظرت هننوف و قامت و دخلت داخل د الغرف استنت دقيقه و دق ريان
بسمه: هلاا
ريان: امم بسمه شخبارك
بسمه: تمام ، وش الموضوع
ريان: امم بصراحةة و من غير مقدمات انا احب هنوف
بسمه انصدمت لكن فرحت ححييل و باستغراب: طيب و ليه تقولي هالكلام تحبها تقدم لها
ريان: عارف بس عندي مرابطة بعد يومين شهر و اسبوع بس و بصراحةة انا كنت اقول بعد ما ارجع بس لما سمعت انها انخطبت ووافقت خفت فقلت لو هي ما عندها خلاف عليّ تنتظر لما اخلص مرابطة
بسمه: خلاص راح اقولها ، تامرني ب شيء ثاني
ريان: مشكورهه ما قصرتي و سوري ع الازعاج
بسمه سكرت منه و دقت على هنوف قالت لها بسرعه بسرعه تعالي داخل
زينه: ايش عندهم كل شوي دخلت وحده
مريم: الله يعلم شيسون بناتكم داخل
الجده بصرامه : شنو يسون يعني؟؟ بنات و يبون يسولفون براحتهم فيها شيء
مريم ما علقت
هديل: بس لا صدق هنيف و بسيم صايرين كله يروحون بروحهم ترى اذا اجتمعو بنات الادبي يشكلون مصيبه ى ضحكت
سارا: تعترفين انكم مصايب
مناهل: شفيهم شفيهم بنات الادب ترى ما ارضى
ريما: اوه اوه مناهل تبين ادبي انتي؟
مناهل: اي بدرس زي بسومةة علم نفس
هديل: و الله مب اسمه علم نفس اسمه سحر
تدخل ثاني: شدعوهه شدعوهه
سارا: و الله ما تشوفها اذا جينا نتكلم تقعد تقول فلانه انتي اصلا كذا تحسين و سويتي كذا لانك تحسين بكذا
منال: تطبق دراستها علينا و ضحكت
سمّو: طيب هي كذا تدرس يعني
حمد: يخي شعليكم انتو مناهل ما عليك دخلي علم نفس او اي تخصص تبينه المهم تحبينه عشان تبدعين فيه

عند محمد كان يتمشى على البحر و يفكر بكرهه عمليته الدكتور يقول مافي نسبة نجاح للعمليهه عشان كذا كتب كل املاكه اذا توفى ل تركي -عطاه ورقتين قبل لا يسافر ورقه تثبت ان لو مات محمد تركي هو الوارث الوحيد و وورقه وصية لتركي- رجع لغرفته بالمستشفى و قرر يشيل الافكار من مخه و يرتاح
داخل المزرعة
هنوف/ انقلعي انا بطلع زين
بسمه: ريان كلمني
هنوف تعفست ملامح وجهها : طيب و يعني
بسمه: مو انتي تحبينه
هنوف بكبرياء : من قال اصلا نسيته خلاص
بسمه: طيب و لو تقدم لتس
هنوف: بسمه بتتكلمين عدل و لا شلون
بسمه: كلمني ريان بكره بالليل بيطلع لمرابطةة و بيخصلها بعد شهر و اسبوع و قالي قوليلها لا توافق على اي شخص لان يحبك و يبي يتقدم لك الا اذا انتي ما تحبينه ف براحتك .
.
يتبع.
Read more
دیشب با سارا در جاده می‌راندیم و گپ می‌زدیم، حرف از قبل‌ترها شد، همین ده سال پیش، اینکه چه چیزهای عجیب و کوچکی ذهنمان را ورق می‌زد، همین که چنتایی باشیم که کنار هم معاشرت آرام کنیم و شب را صبح و خوش باشیم. به خدا، فقط خوش باشیم. رسیدیم به مریم ، او هم از همان رفقای دور است ، حالا بچه دارد و من دیشب چند ساعتی ... دیشب با سارا در جاده می‌راندیم و گپ می‌زدیم، حرف از قبل‌ترها شد، همین ده سال پیش، اینکه چه چیزهای عجیب و کوچکی ذهنمان را ورق می‌زد، همین که چنتایی باشیم که کنار هم معاشرت آرام کنیم و شب را صبح و خوش باشیم.
به خدا، فقط خوش باشیم.
رسیدیم به مریم ، او هم از همان رفقای دور است ، حالا بچه دارد و من دیشب چند ساعتی با رادین کیف کردم و یادم رفت چقدر خسته‌ام.
حرف زدیم ، شام خوردیم و من و سارا برگشتیم به سمت تهران.
رفاقتمان پانزده ساله شده، چند نفری هستیم، هیچ وقت یادم نمی‌آید کسی از این جمع حرفی پشت دیگری زده باشد، بابت حال خوب خودش دیگری را تنبیه شخصیتی کرده باشد، چند نفرمان دیگر ایران نیستند، چنتایی ازدواج کرده‌اند ولی از هم خبر داریم.همه این ها را گفتم که بگویم همه چیز همدیگر را می‌دانیم ولی دلیل بودنمان با هم چیزهایی نیست که از هم می‌دانیم، چه خوب ، چه بد!
دلیل ماندگاری این جمع یک چیز است:
پیرامون ما ،جهان بین ما را تغییر نداد.
از موفقیت های هم خوشحال شدیم، از غم های هم ناراحت، هر کدام لب تر کردیم دیگری آماده بود، برای هم دست زدیم، حتما یک روزهایی از هم دلگیر شدیم ، اما گفتیم و حل شد.
حرف زیاد است ، باید مراقب بود که به قول فروغ : به روز بود و انسان ...
تغییر های جهان کم نیستند ، دلیل برای بد شدن تا دلتان بخواهد هست !
برای انسان نبودن، برای خشم، نفرت، حسادت، دروغ، بی‌شرفی، خیانت و ...
اما
باید اِستاد و فرود آمد
بر آستان ِ دری که کوبه ندارد،

چرا که اگر به گاه آمده باشی دربان به انتظار ِ توست و
اگر بیگاه
به درکوفتن ات پاسخی نمیآید.
کوتاه است در،
پس آن به که فروتن باشی.
.....
پ ن : ویدئو محصول کمپانی دو صاد است🌿☺️(صبا و صابر)
عکس از من و جانش از صبا.
@sabanassiri
....
صدایی که می شنوید فروغ فرخ زاد است در مصاحبه با رادیو
Read more
. . سلام بچه ها خوبين<span class="emoji emoji270b"></span> . مقوله ي خوراك در هر کشوري به عنوان نماد فرهنگي و پیشینه تاریخی محسوب ميشه ...
Media Removed
. . سلام بچه ها خوبين . مقوله ي خوراك در هر کشوري به عنوان نماد فرهنگي و پیشینه تاریخی محسوب ميشه كه موجب مباهات اون كشوره و همين تفاوت هاي فرهنگي كشورهاست. كه با افتخار، كشور ايران از معدود كشورها با تنوع غذايي بسيار بالاست و چه خبري از اين بهتر🏻 به گزارش خبرگزاري خبرآنلاین به نقل از روابط ... .
.
سلام بچه ها خوبين✋
.
مقوله ي خوراك در هر کشوري به عنوان نماد فرهنگي و پیشینه تاریخی محسوب ميشه كه موجب مباهات اون كشوره و همين تفاوت هاي فرهنگي كشورهاست.
كه با افتخار، كشور ايران از معدود كشورها با تنوع غذايي بسيار بالاست😍
و چه خبري از اين بهتر👍🏻
به گزارش خبرگزاري خبرآنلاین به نقل از روابط عمومي و امور بين الملل شهرداري رشت ، رشت به عنوان شهر خلاق و تنوع غذايي ثبت جهاني در يونسكو شد👏🏻👏🏻👏🏻
.
❤️تمام ايران سراي من است❤️
.
خب حالا بریم سراغ یکي از همين خوراكهاي استان گيلان(بيشتر شرق گيلان) كه سواي خوووووشمزه بودنش خيليم مقرون به صرفه اس
.
ترشِ واش خورش
كه ممكنه در شهرهاي ديگه با روش و اسمهاي ديگه درست بشه كه اصالتأ در ظرفهاي سفالي (سبزرنگ) به اسم گَمَج طبخ ميشه كه معمولا هم در كنارش ماهي شور ، دودي يا كولي ميذارن
مواد لازم براي شش نفر
سينه مرغ ٥٠٠ گرم
بادمجان متوسط سرخ شده ٦ عدد
گوجه فرنگي ٤ عدد
رب آلوچه ١/٤ پيمانه
آبغوره ١/٤ پيمانه
سير يك بوته
نمك فلفل زردچوبه روغن به ميزان لازم
.
اگه استوري هاي طرزتهيه شو ديده باشين ( به اسم ترش واش خورش هايلايت شده) گفتم چون چندتا از سبزيهاشو نداشتم از سارا جون سبزي سرخ شده و آماده شو گرفتم ( تو استوري پيج سارا جونو تگ كردم ) اما اگه شما بخواين خودتون سبزي بگيرين
سبزي ترش واش ٥٠٠گرم
سير ٥٠ گرم
تره و جعفري و گشنيز ١٥٠ گرم
چوچاق و خالواش و نعناع و كمي برگ چغندر جمعأ ٢٠٠ گرم

طرزتهيه
در ظرفي يكم روغن بريزين و سينه هاي مرغو تفت بدين چند حبه سير له شده رو اضافه كنين و بعد از مخلوط شدنش با مرغ و بلند شدن عطرش زردچوبه بزنين و حدود يك ليتر آب اضافه كنين بعد از جوش اومدن حرارتو كم كنين وقتي مرغ كاملا پخت سبزي سرخ شده رو به مرغ اضافه كنين يكي دوجوش كه زد رب آلوچه رو اضافه كنين و با همون حرارت كم بزارين خورش جابيوفته ، نمك و فلفلشو اندازه كنين و براي حفظ ويتامين سي چاشني آبغوره رو در آخر اضافه كنين ميتونين بادمجونهارو هم به خورش اضافه كنين ميتونين بعد از اينكه خورش رو سرو كردين كنارش بذارين ، گوجه ها رو از وسط نصف و سرخ كنين و دست آخر كنار ظرف خورش بچينين و نووووش جونتون كنين👌🏻😋
.
چرا بادمجوناش معلوم نيس😩🤦‍♀️
.
شمام همينجوري درست ميكنين ؟🤔
.
اين خورش معمولا كم آبه اگر حين پخت آبش كم بود يكم آب اضافه كنين اگر زياد بود در ظرف خورشت رو بردارين تا آب اضافي خورش تبخير بشه.
اين خورش معمولا با كته ي دودي خورده ميشه نه آبكش و نه زعفروني😉
.
❤️تي بلاميسر❤️
.
#بزن #ترش_واش_خورش_آذرالسلطنه
.
.
Read more
‎ يه جمله هست كه سارا هميشه به من ميگه وقتي ازش ميپرسم وقت داري، من هميشه واسه شما وقت دارم خانم.دوست ...
Media Removed
‎ يه جمله هست كه سارا هميشه به من ميگه وقتي ازش ميپرسم وقت داري، من هميشه واسه شما وقت دارم خانم.دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست ، توی زندگیت يه چيزي رو کم احساس كني ! ‎دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه. ‎دوست یعنی یه دل اضافه داشتن ... ‎ يه جمله هست كه سارا هميشه به من ميگه وقتي ازش ميپرسم وقت داري، من هميشه واسه شما وقت دارم خانم.دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی که نیست ، توی زندگیت يه چيزي رو کم احساس كني !
‎دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه.
‎دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار که دلت می گیره ، یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه.
‎دوست یعنی وقت اضافه … یعنی تو همیشه براش عزیزی حتی توی وقت اضافه.
‎دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم که می فهمیشون …
‎دوست یعنی یه راه دو طرفه ٬ یه قدم من ، یه قدم تو … اما بدون شمارش و حساب و کتاب.
‎دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده
‎دوست يعني يه چيز گرمي رو تو قلبت احساس مي كني كه هميشه از خاموش شدنش ميترسي. معنی دوست :
د = دور از هم
و = واسه هم
س = سایه هم
ت = تا عمر داریم کنار هم
. 👩‍❤️‍💋‍👩👭💞💋🥂🙏🏻 #parisamusic @sarapouldesign #دوست #دوستي #دوستخوب #بهسلامتي_دوست
Read more
. 🔅پست جدید #سارا_دشتگرد ، عضو شورای شهر کرج: #Repost @sara.dasht_gard.karaj ・・・ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ...
Media Removed
. 🔅پست جدید #سارا_دشتگرد ، عضو شورای شهر کرج: #Repost @sara.dasht_gard.karaj ・・・ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا اندر احوالات جایی که صدا به صدا نمی رسد: #آقای_پاک_دست ... .
🔅پست جدید #سارا_دشتگرد ،
عضو شورای شهر کرج:
#Repost @sara.dasht_gard.karaj
・・・
مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
اندر احوالات جایی که صدا به صدا نمی رسد:
#آقای_پاک_دست مصاحبه می کند که تقلب در مدرسه جرم نیست، بلکه برای #طرف پاپوش دوخته اند.
#طرف مصاحبه می کند، که بعضی از تأیید صلاحیت من احساس خطر می کنند.
#آقای_سلامت_صداقت_شفافیت هر روز به تهران می رود تا #حکم انتصاب #طرف را بگیرد.
نه!!! برادر من اینطور نیست.
باید از ماجرای مدیر #دو_شغله تبری کنید.
باید مسئولیت اینهمه هزینه که برای #شهر تراشیدید را به عهده بگیرید.

لازم باشد عطای #آب_دهن_بز را به لقای شما می بخشیم و این #دکان را تعطیل می کنیم.
با #یک_نیسان بار به این #شهر نیامده ام که بخواهم با #یک_خاور بار کوچ کنم.
ریشه در این #خاک دارم و در کنار این #مردم هستم.
در برابر مدیر #دو_شغله سکوت نمی کنم.
در برابر جذب #غیر_قانونی سکوت نمی کنم.
در برابر #عدم_حضور نماینده شهرداری در محاکم قضایی سکوت نمی کنم.
در برابر واگذاری #بی_حساب املاک به افراد #خاص سکوت نمی کنم.
لطفا به مردم پاسخ بدهید.
#لیست_امید
#تذکرات_بی_پاسخ
#شورای_شهر_کرج
#رأی_مردم
#شعارهای_پوشالی
#سارا_دشت_گرد
Read more
: #اسب_رقصان نوشته‌ی #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر آموت/ چاپ ششم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ ...
Media Removed
: #اسب_رقصان نوشته‌ی #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر آموت/ چاپ ششم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ تومان در گوشه‌ای از لندن، هنری لاشاپل که پنجاه سال پیش در فرانسه در یک آموزشگاه سوارکاری مخصوص نخبگان تعلیم دیده است، به نوه و اسبش می‌آموزد چگونه بر نیروی جاذبه‌ی زمین غلبه کنند و حرکات نمایشی انجام ... :
#اسب_رقصان
نوشته‌ی #جوجو_مویز
ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی

نشر آموت/ چاپ ششم/ ۶۵۶ صفحه/ ۴۰۰۰۰ تومان
در گوشه‌ای از لندن، هنری لاشاپل که پنجاه سال پیش در فرانسه در یک آموزشگاه سوارکاری مخصوص نخبگان تعلیم دیده است، به نوه و اسبش می‌آموزد چگونه بر نیروی جاذبه‌ی زمین غلبه کنند و حرکات نمایشی انجام دهند. سپس مشکلاتی پیش می‌آید و سارای چهارده ساله مجبور می‌شود خود به تنهایی کار را ادامه دهد.
ناتاشا مکولی، وکیل و حقوقدان، به‌اجبار با همسر سابقش در یک خانه زندگی می‌کند، زندگی او مختل شده و توانایی حرفه‌ای‌اش به دلایلی زیر سوال رفته است. وقتی بازی روزگار سارا را در مسیر او قرار می‌دهد، این فرصت نصیب ناتاشا می‌شود تا به زندگی خود سر و سامانی بدهد. اما او نمی‌داند که سارا رازی در دل دارد... رازی که زندگی همه‌ی آنها را تغییر خواهد داد.

دنیایی محدود با آرزوهایی بزرگ که شما را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.
دیلی‌میل

قصه‌ای بدیع و خلاقانه، جذاب و شگفت‌انگیز و سحرآمیز.
دیلی‌اکسپرس

مویز در مقام قصه‌گو فضایی همچون چارلز دیکنز خلق می‌کند، به‌راحتی طرح داستان را تغییر می‌دهد و به‌ظرافت از طرحی به طرح دیگر می‌رود. واشنگتن‌پست

مریم مفتاحی، فارغ‌التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی و زبان‌شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. او پیش از این رمان جنجالی «من پیش از تو» را که پرفروش‌ترین کتاب سال‌های ۹۴ و ۹۵ و ۹۶ در طرح «عیدانه با کتاب» و طرح «تابستانه با کتاب» و «پاييزه كتاب» کتابفروشی‌های ایران شد ترجمه کرده است. رمان‌هاي «پس از تو» و «يك بعلاوه‌ يك» و «ميوه خارجي» نوشته‌ جوجو مویز و «همسر خاموش» نوشته‌ ای.اس.ای هریسون نیز از دیگر ترجمه‌های این نویسنده است که از سوی نشر آموت منتشر شده. جلد سوم رمان‌هاي «من پيش از تو» و «پس از تو» نيز به زودي با ترجمه‌ي خانم مريم مفتاحي در نشر آموت منتشر مي‌شود.
رمان «اسب‌رقصان» نوشته‌ی «جوجو مويز» با ترجمه‌ي «مريم مفتاحي» در ۶۵۶ صفحه و به قیمت ۴۰۰۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout‌
Read more
<span class="emoji emoji1f3ac"></span> سارا بهرامی با دو نقش متفاوت بر پرده سینماها . دو فیلم سینمایی «دارکوب» و «هزارپا» که این روزها ...
Media Removed
سارا بهرامی با دو نقش متفاوت بر پرده سینماها . دو فیلم سینمایی «دارکوب» و «هزارپا» که این روزها روی پرده سینماها هستند، بازیگر مشترکی دارند که دو نقش متفاوت را در آنها ایفا کرده است . او در جشنواره ‌سی‌وششم فیلم فجر سیمرغ بلورین را برای بازی در فیلم «دارکوب» گرفت و در آن نقش یک زن معتاد را بازی ... 🎬
سارا بهرامی با دو نقش متفاوت بر پرده سینماها
.
دو فیلم سینمایی «دارکوب» و «هزارپا» که این روزها روی پرده سینماها هستند، بازیگر مشترکی دارند که دو نقش متفاوت را در آنها ایفا کرده است
.
او در جشنواره ‌سی‌وششم فیلم فجر سیمرغ بلورین را برای بازی در فیلم «دارکوب» گرفت و در آن نقش یک زن معتاد را بازی کرده که کاملا متفاوت از نقشی است که در کمدی «هزارپا» ایفا کرده است
.
«دارکوب» در جشنواره فیلم فجر سال گذشته حضور داشت و بهرامی در آن نقش یک زن معتاد را بازی کرده است.
او که از بین چند گزینه برای ایفای این نقش انتخاب شده، گفته است که تلاش زیادی کرده که نشان دهد توانایی لازم را دارد تا شعیبی برای انتخابش در این فیلم قانع شود
.
بهرامی که پس از بازی در فیلم «ایتالیا ایتالیا» پیشنهاد فیلمی را نپذیرفت تا نقش‌های مشابه را آنچه بازی کرده بود نپذیرد، برای «دارکوب» با چند مؤسسه ترک اعتیاد ارتباط گرفت تا به بهانه غذادادن به مصرف‌کنندگان، شب‌ها به دیدار آن‌ها برود. او تاکید دارد، برای ایفای این نقش چند بار به کمپ رفته و فیلم هم زیاد دیده است و حدود هشت ماه از زندگی خود را با این افراد گذرانده است
.
این بازیگر همچنین با تاکید براینکه تلاش کرده تا نقش خود را شبیه هیچ فیلم و بازیگر دیگری درنیاورد، گفته است: در ابتدای کار نمی‌دانستم چه قدر ماجرا وحشتناک می‌شود، اما روزی به جایی رسیدم که زندگی طبیعی‌ام را هم نمی‌توانستم داشته باشم.بهرامی که معتقد است برای نقش «مهسا» دارکوب، تمام توان خود را گذاشته است
.
این بازیگر جدا از نقشی سخت و تراژیک که در فیلم «دارکوب» داشته، «هزارپا» به کارگردانی ابوالحسن داودی را هم روی پرده دارد
.
داودی درباره حضور سارا بهرامی در فیلم خود که پس از گذشت حدود دو دهه سراغ یک اثر کمدی رفته و اینکه آیا بازی او در «ایتالیا ایتالیا» سبب شده که برای «هزارپا» انتخاب شود؟ می‌گوید: سارا بهرامی را ابتدا خودم از نزدیک دیدم و بعد از بستن قرارداد برای بازی در این فیلم، فرصت دیدن «ایتالیا، ایتالیا» حاصل شد. اما مدتی قبل‌تر فیلم «من دیگو مارادونا» بهرام توکلی را دیده بودم، در آنجا سارا بهرامی خصوصیاتی داشت و یک جور آشفتگی در بازی او دیده می‌شد که برایم دلچسب بود بنابراین احساس کردم او می‌تواند نقش یک شخصیت دوست‌داشتنی گاه نفرت‌انگیزِ را بازی کند
#فیلم_نیوز۹۷
Read more
... انا سلمكم الله اذا بحط حناء آلبس لبس الحناء اللي هو عباره عن بجامه وصخه صارلها عشر سنين عندج رايح ...
Media Removed
... انا سلمكم الله اذا بحط حناء آلبس لبس الحناء اللي هو عباره عن بجامه وصخه صارلها عشر سنين عندج رايح لونها كلها طبعات حناء كاشه عليج من كثر الغسيل والفرك سيقانج طالعه...آتمنى تخيلتوا المنظر ...في هذا اليوم الاقشر آختي الكبيره كانت نفاس في بيتنا .. وآنا انسانه معروفه بالتسدح والتبطح لو القى ... ... انا سلمكم الله اذا بحط حناء آلبس لبس الحناء اللي هو عباره عن بجامه وصخه صارلها عشر سنين عندج رايح لونها كلها طبعات حناء كاشه عليج من كثر الغسيل والفرك سيقانج طالعه...آتمنى تخيلتوا المنظر ...في هذا اليوم الاقشر آختي الكبيره كانت نفاس في بيتنا ..😭
وآنا انسانه معروفه بالتسدح والتبطح لو القى سرير بالشارع فطست فيه...انا وحده نفاس على مدار السنه ..😂😅
المهم و انسدح بسرير اختي النفاس واهي راحت وانتوا بكرامه للحمام...انا متملكه على واحد امه كيوته 💅 يعني انا العجوز واهي الكتكوته...سلمكم الله وانا مندمجه بالتسدح ولافه شعري بكيس زباله وحجاب خدامه عشان ما يطبع الحناء وجهي فيه كم شخبوطه من الحناء...الا اسمع صوت ام زوجي وبناتها عند باب الغرفه... 😳
لا لا موووو وقتكم شسوي شلون انحاش اذا طلعت لازم يشوفوني بالمنظر هذا مافي مجال اطلع ابد ابد...واسمع امي تقولهم ي هلا حياكم الله ادخلوا الغرفه....يما قلبي وقف وقسم لو تشوفني كذا اهي طلقني مو ولدها .. 😭
وانسدح بالسرير واغطي وجهي واكتم نفسي...ودخلوا الغرفه واقعدوا...وتدخل عليهم اختي وتسلم وتقعد عندهم...ويقولون لها لا لا روحي انسدحي تعب عليج مو زين انتي نفاس ..😭
وتجي اختي وترفع المفرش عن وجهي الا تشوف خشتي متحنطه اطالع السقف
و تعطيكم اختي نظرة المخروشه اللي فيها ضحكة...😏
وراحت قعدت على طرف السرير... و يقولون لها انسدحي انسدحي..واهي تقول لا تعبت من السرير ابي اقعد ...ويقعدون يسولفون ويندمجون بالسوالف وانا نشف دمي قمت اخذ نفس من حلقي لو اتحرك شوي بيوضح انه في احد داخل السرير...جعلكم شفتوني بالوصاخه هذي ولا اني اموت شهيده على فراش نفاس...بس خلاص ابتلشت بالمصيبه اللي سويتها...ومع السوالف الا تقول عمتي وين عروستنا نبي نشوفها و ما تنزل لنا ..😢 عاد امي ضربت الصدر لا يويلي اللحين تنزل لك انا قلت لها عمتج جايه اليوم..😳
متى يمه ليه وشوله وكيف ولماذا تنسين تعلميني .. 😭
و امي تقول اللحين ادق عليها تنزل والتلفون معاي منسدح و امي تدق على تلفوني ويرن التلفون ويطالعون على طول السرير..قالت اختي اي اهي نسته وصعدت فوق انا اناديها لكم..😊
قالت امي لا انا بقوم وتعطيكم صفيرة الحكم يااااااااااساره انزلي عمتج تبيج ياااااساره يااااساره ياافاره ياااخشت الحماره .. 😂
يعني دلع وكذا قدام عمتي تقول سارا الفارا خشت حمارا ..😱
وعمتي نظام كيوته عاد تعرفون امي عصبت عيب ما انزل وخلت الحريم وتصعد فوق ما تلقاني وتسأل الكل محد يدري عني وسوت لنا امي اكشن وعمتي وبناتها استغربوا ودقت على ابوي انت ماخذ سارا معاك مكان ... قال : لا !! 😳
يتبع ـ ـ ـ
Read more
"زعفرانيه ١٤ تير" از نيمه گذشت / آغاز تدوين اولين ويديوي پشت صحنه فيلم زعفرانيه ١٤ تير همزمان با شروع تدوين منتشر شد. مشاور رسانه اي- همزمان با به اتمام رسيدن ٥٠ درصد از فيلمبرداري فيلم سينمايي "زعفرانيه ١٤ تير" به كارگرداني سيد علي هاشمي و تهيه كنندگي سليمان علي محمد تدوين فيلم توسط سارا آهني ... "زعفرانيه ١٤ تير" از نيمه گذشت / آغاز تدوين

اولين ويديوي پشت صحنه فيلم زعفرانيه ١٤ تير همزمان با شروع تدوين منتشر شد.
مشاور رسانه اي- همزمان با به اتمام رسيدن ٥٠ درصد از فيلمبرداري فيلم سينمايي "زعفرانيه ١٤ تير" به كارگرداني سيد علي هاشمي و تهيه كنندگي سليمان علي محمد تدوين فيلم توسط سارا آهني آغاز شد.

مهدي هاشمي- هنگامه قاضياني- مسعود رايگان- نازنين بياتي و ليندا كياني بازيگران اين فيلم هستند.
عوامل عبارتند از :
نویسنده : جابر قاسمعلی ،مشاور کارگردان : کمال تبریزی ، مدیر فیلمبرداری : علیرضا برازنده ، تدوین : سارا آهنی ، صدابردار : کامران کیان ارثی ، طراح گریم ، سودابه خسروی ، طراح صحنه : رضا دین محمدی ، طراح لباس : شکوفه هاشمیان ، مدیر تولید : حسین فیض آبادی ، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز : ایما استمراری ، منشی صحنه : غزل رشیدی ، مدیر تدارکات : محسن ظفری ، عکاس : زهرا مصفا ، ساخت فیلم پشت صحنه : مانی قدرت نما ، مشاور رسانه ای : نگین موسوی

در خلاصه داستان آمده است : تو شروع کردی ... اما من تمومش می کنم...
#فيلميران #زعفرانيه_١٤تير
@seied_ali_hashemi @soleyman_alimohamad @nazanin__bayati @lindakiani4
Read more
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر ...
Media Removed
: #تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم (رمان خارجی) #كری_لانزديل ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی ... :
#تمام_چیزهایی_که_نمی_گوییم
(رمان خارجی)
#كری_لانزديل
ترجمه‌ی #سارا_نجم_آبادی
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم

رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» داستانی است از اندو‌هی ناشی از فقدان، بازگشت به خود و سرمستی حاصل از عشقی دوباره و هیجان آشکار شدن حقایقی درباره‌ی کسانی که دوست‌شان داریم.
ایمی تیرنیی، سرآشپز عالی، برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، یک دستور پخت عالی در نظر دارد؛ با عشق دوران کودکی‌اش ازدواج کند، خانواده‌ای بسازد و رستوران پدر و مادرش را بخرد. اما زمانی که نامزدش، جیمز دوناتو، در یک سانحه‌ی دریایی ناپدید می‌شود، دستور پخت زندگی ایمی را هم آب می‌برد، تا او در روزی که قرار بود در کلیسا برای مراسم ازدواجشان حاضر شود، در تشییع جنازه‌ی جیمز شرکت کند. مراسمی که بیش از آن که باعث آرامش و تسلی‌خاطر ایمی شود او را دچار آشفتگی می‌کند.
کتاب لانزدیل با داشتن لایه‌های داستانی متعدد و مجموعه‌ای از اتفاقات هیجان‌انگیز و غیرمنتظره، یک داستان عاشقانه‌ی متاثر کننده و پر از سوالهای بی‌پاسخ است که شما را تا پایان همراه نگه خواهد داشت. (کارما براون)

یک داستان مسحور کننده و به یاد ماندنی. رمانی که رازهای خانوادگی را در قالب یک داستان پر تعلیق از غم، عشق و هنر را به تصویر می‌کشد. این کتاب یک گوهر ناب است. (باربارا کلایوپی وایت)

خیلی وقت بود یک کتاب را از اول تا آخر یک نفس نخوانده بودم. اما در مورد رمان تمام چیزهایی که نمی‌گوییم، این اتفاق افتاد و من از همان ابتدا جذب شدم. داستان پر از سوال است و لانزدیل به جذاب‌ترین و هیجان‌انگیزترین شکل به آنها پاسخ می‌دهد. (کامیل دی مایو)

#کری_لانزدیل نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های پرفروش تمام چیزها، در آمازون و وال‌استریت ژورنال است. لانزدیل یکی از بنیانگذاران انجمن زنان نویسنده در آمریکاست.
رمان «تمام چیزهایی که نمی‌گوییم» نوشته‌ی «كری لانزديل» با ترجمه‌ی «سارا نجم‌آبادی»‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
شعر برگزیده جلسه چهارشنبه ۹۷/۵/۱۰ در بخش سپید کوتاه سارا کاظمی متولد 1375 دانشجوی زبان و ادبیات ...
Media Removed
شعر برگزیده جلسه چهارشنبه ۹۷/۵/۱۰ در بخش سپید کوتاه سارا کاظمی متولد 1375 دانشجوی زبان و ادبیات فارسی شهر تهران وی از سال نو و دو ،وارد فضای حرفه ای ادبیات شده و به طور جدی از سال نود سه شروع به سرودن اشعار در قالب سپید کوتاه کرده و تا به امروز اشعار موفق فراوانی را خلق کرده است تو می روی و جهان ... شعر برگزیده جلسه چهارشنبه ۹۷/۵/۱۰ در بخش سپید کوتاه
سارا کاظمی
متولد 1375
دانشجوی زبان و ادبیات فارسی
شهر تهران وی از سال نو و دو ،وارد فضای حرفه ای ادبیات شده و به طور جدی از سال نود سه شروع به سرودن اشعار در قالب سپید کوتاه کرده و تا به امروز اشعار موفق فراوانی را خلق کرده است
🌹🌹
تو می روی و جهان را
دنبال دامنت می کشی
من ایستاده ام
روی چهارپایه
در اخرین نقطه جهان
جایی که دامنت
زیر چهارپایه گیر کرده است... #سارا_کاظمی
Read more
سارا نایینی اشارات نظر من خودم نسخه ی سارا نایینی رو توصیه می کنم، ولی میتونید نسخه میلاد درخشانی ...
Media Removed
سارا نایینی اشارات نظر من خودم نسخه ی سارا نایینی رو توصیه می کنم، ولی میتونید نسخه میلاد درخشانی یا حتی سنتیشو گوش کنید. #lyrics #ترانه_گرافی #متن #ترانه #سارا_نائینی #هوشنگ_ابتهاج #اشارات_نظر سارا نایینی
اشارات نظر
من خودم نسخه ی سارا نایینی رو توصیه می کنم، ولی میتونید نسخه میلاد درخشانی یا حتی سنتیشو گوش کنید.
#lyrics #ترانه_گرافی #متن #ترانه #سارا_نائینی #هوشنگ_ابتهاج #اشارات_نظر
صباح الرضا <span class="emoji emoji1f49c"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> . . . فخورة جداً في نفسي حتى لو اني ماوصلت لـ مراحل الاحتراف .. حتى لو اني ما حصلت ع جوائز ...
Media Removed
صباح الرضا . . . فخورة جداً في نفسي حتى لو اني ماوصلت لـ مراحل الاحتراف .. حتى لو اني ما حصلت ع جوائز عالميه .. حتى لو ماوصلت لمرحله كبيره.. حتى لو اني واجهت من الناس الي حولي بعض المشاكل ! لو ولو ولو .. . . . فخورة بنفسي لمن اشوف سارا وين كانت ؟ من رمزززززيات لـ بورتريه ! . . من اشياء رمزيه بسيطه ... صباح الرضا 💜🍃
.
.
.
فخورة جداً في نفسي حتى لو اني ماوصلت لـ مراحل الاحتراف .. حتى لو اني ما حصلت ع جوائز عالميه .. حتى لو ماوصلت لمرحله كبيره.. حتى لو اني واجهت من الناس الي حولي بعض المشاكل ! لو ولو ولو .. .
.
.
فخورة بنفسي لمن اشوف سارا وين كانت ؟ من رمزززززيات لـ بورتريه ! .
.
من اشياء رمزيه بسيطه ، ل حياة الناس ! .
.
حتى لو توقفت فتره كذا عن التصوير بسبب الضغط وبسبب اشياء كثيرهه ؛ بس اوعدكم انه سارا راح ترجع احسن من قبل بس انتظروا عليها 😍😍 .
شكراً لكل شخص واقف معي . لـ هاللحظه .
.
وفِي ناس يتابعوني من اول مافتحت الانستا اكيد يعرفون وين كنت وين صرت ❤️
.
.
هالصورة الجميلة التقطتها في مدينة ريفيه في اذربيجان ( غابالا بالتحديد) السوق المركزي . #بائع_الكرز ❤️
Read more
<span class="emoji emoji2b55"></span> <span class="emoji emoji1f534"></span>Tag your friends <span class="emoji emoji1f534"></span>Tag your friends <span class="emoji emoji26a1"></span>اِنـــِـــــــرژے اَدمین<span class="emoji emoji2b05"></span> لایڪْ و تـــــَگــــــــــْ ...
Media Removed
Tag your friends Tag your friends اِنـــِـــــــرژے اَدمین لایڪْ و تـــــَگــــــــــْ ڪـــــَردن دوستـــــــــــــــــــانتون GRAMMAR USED TO تو پست قبلی گفتیم که از این عبارت وقتی میخواهیم بگیم کاری رو در گذشته انجام میدادیم که الان دیگه انجام نمیدیم یا چیزی تو گذشته ...
🔴Tag your friends
🔴Tag your friends
⚡اِنـــِـــــــرژے اَدمین⬅ لایڪْ و تـــــَگــــــــــْ ڪـــــَردن دوستـــــــــــــــــــانتون
💫 GRAMMAR
💬 USED TO
👈 تو پست قبلی گفتیم که از این عبارت وقتی میخواهیم بگیم کاری رو در گذشته انجام میدادیم که الان دیگه انجام نمیدیم یا چیزی تو گذشته درست بوده که الان دیگه نیست استفاده میکنیم.
* Sarah wasn't used to driving on the left.
* سارا عادت نداشت از چپ به راست رانندگی کنه.
* I used to play tennis many years ago but I don't now.
* سالها پیش عادت داشتم تنیس بازی کنم اما الان دیگه نه.
💬GET USED TO DOING
👈 از این ساختار برای اشاره به فرایندی که چیزی به مرور زمان برای ما عادی میشه استفاده میکنیم.
* After a lot of practice, driving on the left became less strange for Sarah and she got used to driving on the left.
* بعد از کلی تمرین، رانندگی از چپ به راست برای سارا آسونتر شد و سارا بهش داشت عادت میکرد.
* I have always lived in the country but now I'm begining to get used to living in the city.
* من همیشه تو روستا زندگی کرده بودم اما الان دارم به زندگی تو شهر عادت میکنم.
💬 BE USED TO DOING
👈 از این عبارت وقتی به چیزی تو زمان حال عادت کردیم و داریم الان انجامش میدیم استفاده میکنیم.
* Sarah is used to driving on the left now.
* سارا الان دیگه به رانندگی از چپ به راست عادت کرده. (سارا تو انگلستان زندگی میکرده و به رانندگی از راست به چپ عادت داشته)
* They've always lived in hot countries so they aren't used to living in cold places.
* اونها همیشه تو کشورهای گرم زندگی کرده بودند و بنابراین به زندگی کردن تو جاهای سرد عادت ندارن.
🔔 دقت کنید حتما حتما حتما بعد از to در
Get used to & Be used to
فعلی که‌استفاده میشه باید ing دار باشه و به هیچ عنوان از شکل ساده فعل نبایستی استفاده بشه.
Read more
لبآرت التاسع .. مناهل: خالتي الله يخليك و الله ما يصير شيء معنا بسام ام تركي: يا ماما بسام محرم لكم ...
Media Removed
لبآرت التاسع .. مناهل: خالتي الله يخليك و الله ما يصير شيء معنا بسام ام تركي: يا ماما بسام محرم لكم مو لهم بسمه: خلاص اجل مب طالعين هديل: يا نطلع كلنا يا نقعد كلنا ام تركي: اللحين ريما و مشاعل ما بيروحون ليه ما قلتو هالكلام؟ هنوف: هم ما يبون يروحون قلعتهم اما غفران و شمس يبون يروحون سارا: خالتي ... لبآرت التاسع .. مناهل: خالتي الله يخليك و الله ما يصير شيء معنا بسام
ام تركي: يا ماما بسام محرم لكم مو لهم
بسمه: خلاص اجل مب طالعين
هديل: يا نطلع كلنا يا نقعد كلنا
ام تركي: اللحين ريما و مشاعل ما بيروحون ليه ما قلتو هالكلام؟
هنوف: هم ما يبون يروحون قلعتهم اما غفران و شمس يبون يروحون
سارا: خالتي و الله ما نسوي قلة حيا اصلا لو فكرت وحده فينا تسوي شيء طراق من بسام يردها ل وعيها و -ضحكت-
سمّو: خالتي خلّك فري هذاني اروح و اجي معهم و الوضع طبيعي خلك ايزي مثل بابا
ام تركي و هي تضحك: خلااص بس لا تتأخرون
بسمه تحمست و قامت باست راس ام تركي: من عيوني ما نتأخر يلاا بنات انتشروا
نجلا مبتسمه: نشفتي ريقهم يا نورا ع الفاضي بالاخير رضيتي قلتلك ما تقدرين عليهم
زينه: اي و الله ما ينقدر عليهم يا نورا -ام تركي اسمها نورا-
دق جوال نجلا و لمّا شافته كان عزيز قامت من الصاله: عن اذنكم
نوف: يويو حبيب القلب دق
زينه و ام تركي و الجده ضحكو اما نجلا اشرت ل نوف ب أوريك و راحت تكلم عزيز
عزيز: يا قلبي اشتقت لك
نجلا: حتى انا و الله اشتقت لك بس شسوي
عزيز: امم شرايك اليوم نطلع نتعشى انا عازمك من زمان ما قعدنا مع بعض
نجلا: يوهه و نخليهم و نطلع
عزيز: يعني مافي الا عبد العزيز و نجلا المزرعه مليانه اوادم
نجلا ابتسمت: خلاص حبيبي على هواك ،، تامرني ب شيء
عزيز: لا حبيبتي سلاامتك مع السلاامه
سكرت نجلا و دخلت للصاله عند الحريم
البنات خلال ٩ دقايق خلصو و باقي دقيقه و يغيّر رايه عبدالملك
طلعو يتراكضون
بسمه و هي تلهث: اننا اوول وحدهه انا اول وححدهه
مناهل: جب جب يا ام عص تعبت و انا اركض
سارا: ركضتو و تعبتو عمركم ع الفاضي يا المهابيل
ركبو البنات مع ملك و منال و سمّو و غفران و شمس بعد عشان ما يتضايقون البنات في سيارة اسف اللي يسوقها ملك
محمد اللي فقد جزء من ذاكرته يتذكر الاشخاص اللي بحياته بس ما يتذكر التفاصيل طبعا الحوار بالانقلش
محمد: دكتور ابيك تدق على صديقي و تعطيه خبر
الدكتور: ان شاء الله
محمد بلحظتها: لا لا دكتور مو مشكله خلاص بعدين اتصل فيه
الدكتور باستغراب: براحتك
عبدالله كان يكلم تركي بالجوال!
عبدالله: تركي ما صارت من كم يوم و انت مو راضي تقولي عن محمد شيء تراني خويه حالي من حالي
تركي: يا عبدالله افهم هو محلفني ما اقول ل مخلوق يخلق ما اقدر شفيك
عبدالله: انا مابي اعرف وش قالك بس هو وينه فيه انا ابي اكلمه
تركي: مدري وينه فيه اللي اعرفه قلت لك اياه غير كذا انا ما اعرف
عبدالله: الله يهديك يا محمد
تركي: اممين ، عبدالله انا مو بالبيت معزوم بعدين اكلمك .
.
يتبع 💙
Read more
. بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟ . شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. ... .
بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟
.
شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. من به نشونه‌ها خیلی اعتقاد دارم.
من به نظریه‌ی "شش درجه‌ی جدایی" هم خیلیییییی اعتقاد دارم. (همون نظریه که می‌گه بین شما و هرررر آدمی که تو ذهنتون میاد، تنها شش نفر فاصله‌ست و یا در طول عمرتون به اون شش نفر برمی‌خورین و به اون آدم تو ذهنتون می‌رسین، یا ممکنه تا الآن فقط یکی دوتاش رو دیده باشین و هنوز راه باشه..)
#6degreesofseperation
.
دیروز انقدر بورژوآ بود که اصن نگم!
یه طرف نیما از اورجین‌های مختلف دنیا قهوه دم می‌کرد، یه طرف سارا از جمع الهام می‌گرفت و قطعه موسیقی می‌ساخت، یه طرف راجع به انواع کاج در دنیا مطالعه می‌کردن.
و من احساس می‌کردم باید با تمام حواسم، گوش و چشم و لامسه و .. حتی دوربین همه چیز رو جذب کنم. چون یه روز خاصه که از زندگی عادی دوره. من پامو که بذارم بیرون، دیگه دنیا انقدر پرفکت نیست.
("این واژه به دستهٔ بالاتر یا مرفه وسرمایه دار در جامعه اطلاق می‌شود. این دسته قدرت خود را از استخدام، آموزش و ثروت به دست می‌آورند و نه لزوماً ازاشراف‌زادگی."
به این دلیل گفتم بورژوآ که یکی از معانی این کلمه به قدرتی که از علم و آموزش میاد تعلق داره و واقعا همه در مورد مسائلی حرف می‌زدیم که توش علم داشتیم. و منظور من تنها همین بخش بود و قشنگ می‌شه که به منظور من اهمیت بدین نه تصورات خودتون.)
.
تو راه برگشت با نیما حرف می‌زدیم که، ما چیزی که تقریبا خیلی به دنیای ایده‌آل تو ذهنمونه رو دیدیم و لمس کردیم و زندگی کردیم. حالآ می‌دونیم چقدر باید کار کنیم تا بهش برسیم. حالآ تکلیفمون با خودمون مشخص‌تره..
و از این لذت می‌بریم که زندگیمون هر روز داره شکل بیشتری می‌گیره و یه آینده‌ی نامعلوم که عین پازل می‌مونه، چجوری قطعه قطعه‌هاش رو باهم پیدا می‌کنیم.
.
من پونصد میلیون عکس گرفتم از این خونه تا بعدا یادم بمونه حرفش رو زدم و به چشم دیدم و چقدر بعدها برای رسیدن بهش تلاش می‌کنم.
(البته که برای عکس گرفتن اجازه هم گرفتم.)
و شاید فک کنین هر پونصد میلیونش رو شیر نمی‌کنم و چشماتون خون نمیاد، که باید بگم #هارهورهیر!
.
دلم برای اون سگ گنده‌های دلبر تنگ شده.
ببینین کی بی‌جنبه‌ترین دختر عالم هستیه؟
Read more
در من قراری بود با باد، برای تا همیشه رفتن و نماندن! و رها در باد، #کولی کوچه ها ی شهر، می گذشتم یک به یک ...
Media Removed
در من قراری بود با باد، برای تا همیشه رفتن و نماندن! و رها در باد، #کولی کوچه ها ی شهر، می گذشتم یک به یک از روزن ها. پنجره را که گشودی، در جذبه صمیمیت ِ نگاهت، پای رفتنم به ره نماند و من پیچان، در حریرِ پرده هایت، راهی جستم به لمس لطافت گونه هایت و نوشیدنِ حال خوبِ چشمانت و چون #پیچکی به قرار نشستم به پای پنجره ... در من قراری بود با باد، برای تا همیشه رفتن و نماندن! و رها در باد، #کولی کوچه ها ی شهر، می گذشتم یک به یک از روزن ها. پنجره را که گشودی، در جذبه صمیمیت ِ نگاهت، پای رفتنم به ره نماند و من پیچان، در حریرِ پرده هایت، راهی جستم به لمس لطافت گونه هایت و نوشیدنِ حال خوبِ چشمانت و چون #پیچکی به قرار نشستم به پای پنجره ایی که در آن سویش، شبهایم را زلالِ  برق ِ چشمانت روشن می کرد و روزهایم وعده ایی بود با روشنی آفتاب حضورت ...سارا
پ.ن عكس و متن قديمي است 🍂🍂
Read more
اول شي اعرفكم على نفسي انا ريماس عمري 14 كلشي فيني زين حتى اني كوميديه وضحتي عاليه والي يشوفني يقول ...
Media Removed
اول شي اعرفكم على نفسي انا ريماس عمري 14 كلشي فيني زين حتى اني كوميديه وضحتي عاليه والي يشوفني يقول خاليه من المشاكل بس يوم ارجع البيت كل شي يتغير بس ماحب انكد على نفسي برا البيت نبدا امي وابوي بينهم مشاكل ابوي تزوج حرمه ثاني حرمه مو حلو اصلا مدري كيف تزوجها وهي الله لا يسامحها كانت دق بالهرج يوم ابوي ... اول شي
اعرفكم على نفسي انا ريماس عمري 14 كلشي فيني زين حتى اني كوميديه وضحتي عاليه والي يشوفني يقول خاليه من المشاكل بس يوم ارجع البيت كل شي يتغير بس ماحب انكد على نفسي برا البيت نبدا
امي وابوي بينهم مشاكل ابوي تزوج حرمه ثاني حرمه مو حلو اصلا مدري كيف تزوجها وهي الله لا يسامحها كانت دق بالهرج يوم ابوي يروح زي مثلا انا سعيده والله مااخليه يتزوج عي ..الخ اختي سارا هي الوحيده الي تبرد كبدي دايم احنا مقالب فيها ونحط نفسنا بالغلط ونظحك عليها وهي تتفشل وتعلم ابوي مرا من المرات جات البيت وقالت لابوي انها حامل فرح ابوي وفرحت وتتغزل ببوي قدامنا انا وامي واخواتي وامي تقوم وينكسر قلبها جابعدها اخوي احمد وقال عندي فكره تخلي الي ببطنها يطيح

توقعاتكم شنو الخطه وراح يسقط بالي بطنها ولا
Read more
???????????????? اوقاتِ خوش آن بود که با دوست بِسر شد???????? و دیروزی که اینچنین با سارا و سمیرا ...
Media Removed
???????????????? اوقاتِ خوش آن بود که با دوست بِسر شد???????? و دیروزی که اینچنین با سارا و سمیرا گذشت و بسی خوش گذشت???? البته بعد از یک ساعت سرپا وایسادنِ من تو پارک از ترسِ گربه‌های بی‌عدب در انتظار دوست‌جون‌هااا???????? من اصن نمیدونستم پارک لاله معرو ???????????????? اوقاتِ خوش آن بود که با دوست بِسر شد???????? و دیروزی که اینچنین با سارا و سمیرا گذشت و بسی خوش گذشت???? البته بعد از یک ساعت سرپا وایسادنِ من تو پارک از ترسِ گربه‌های بی‌عدب در انتظار دوست‌جون‌هااا???????? من اصن نمیدونستم پارک لاله معرو
چیزی پشت درِ #پاییز جا مانده است! چیزی مثل امیدِ هزار رنگِ آخرین تک برگِ به جا مانده بر درخت، که با هر ...
Media Removed
چیزی پشت درِ #پاییز جا مانده است! چیزی مثل امیدِ هزار رنگِ آخرین تک برگِ به جا مانده بر درخت، که با هر رنگش نقشی با دلهره از آخرین دیدار می آفریند و به ناگاه همه نقشهایش در هجوم بادِ ناسازگار زمانه بر آب می شود و از حسرتِ ندیدنِ آخرین سپیده فردا، بر خود می پیچد و بر خاک می شود. چیزی پشت در پاییز جا مانده است ... چیزی پشت درِ #پاییز جا مانده است! چیزی مثل امیدِ هزار رنگِ آخرین تک برگِ به جا مانده بر درخت، که با هر رنگش نقشی با دلهره از آخرین دیدار می آفریند و به ناگاه همه نقشهایش در هجوم بادِ ناسازگار زمانه بر آب می شود و از حسرتِ ندیدنِ آخرین سپیده فردا، بر خود می پیچد و بر خاک می شود. چیزی پشت در پاییز جا مانده است ! مثلِ بی قراری خاک از لمس ِخنکای نسیمی که شوق روییدن به آن می دهد و  شوقی که به ناگاه در تاخت و تازِ  بی شرمِ روزگار، در نطفه یخ می زند و خاکی که باز خاموش می ماند. چیزی پشت در پاییز جا مانده است! چیزی  مثلِ حسرت من از لمسِ واپسین نگاهِ تر تو، که لطافت جهان را به یکجا در خود باز می تاباند ... سارا.
خداحافظ زيباي هزار رنگ من
Read more
و من خود، زاده #پاییزم و ناگزیر مبتلا به بی قراری رنگها!!! درونم عجین شده است با هجوم بی امانِ #رنگ در ...
Media Removed
و من خود، زاده #پاییزم و ناگزیر مبتلا به بی قراری رنگها!!! درونم عجین شده است با هجوم بی امانِ #رنگ در رنگ پاییزی که با هر رنگ، نقشی نامنتظره می بندد، گوشه ایی از شورها، پریشانی ها، غم ها و شادیهای ناگهانیم! من #خنده می شوم ناگهان، لابلای #اشک هایم! اشک می شوم بی امان، در میان شورهایم! دلتنگ می شوم به ... و من خود، زاده #پاییزم و ناگزیر مبتلا به بی قراری رنگها!!! درونم عجین شده است با هجوم بی امانِ #رنگ در رنگ پاییزی که با هر رنگ، نقشی نامنتظره می بندد، گوشه ایی از شورها، پریشانی ها، غم ها و شادیهای ناگهانیم! من #خنده می شوم ناگهان، لابلای #اشک هایم! اشک می شوم بی امان، در میان شورهایم! دلتنگ می شوم به ناگاه، در میان #عاشقی هایم! #عاشق می شوم و بی قرار، در نهایتِ دلتنگیهایم ! بهار می شوم و سبز، در لحظه های فصلِ خشکسالی ام !!! ومن هر لحظه هزاران بار مبتلا می شوم به بی قراری هجومِ بی امانِ هزاران رنگِ #پاییزی... سارا

امدنت مبارك زيباي فريباي هزار رنگ 🍂🌾🌾🍂
Read more
چیرۆکێکی ڕاستەقینە ئەڤین ئازاد جارێکی تر دەستم کردەوە بەکاری لەش فرۆشی، چونکە لانەیەکم نەبوو ...
Media Removed
چیرۆکێکی ڕاستەقینە ئەڤین ئازاد جارێکی تر دەستم کردەوە بەکاری لەش فرۆشی، چونکە لانەیەکم نەبوو رووی تێبکەم، ئەمە وتەی سارای تەمەن ٢٦ ساڵە دوای ئەوەی جاری یەکەم سزا دەدرێت بە کاری لەشفرۆی و ماوەی زیندانی تەواو دەکات و دەرواتە دەرەوەی زیندان دووبارە دەست دەکاتەوە بەتاوانی لەشفرۆشی . دوای ... چیرۆکێکی ڕاستەقینە ئەڤین ئازاد
جارێکی تر دەستم کردەوە بەکاری لەش فرۆشی، چونکە لانەیەکم نەبوو رووی تێبکەم، ئەمە وتەی سارای تەمەن ٢٦ ساڵە دوای ئەوەی جاری یەکەم سزا دەدرێت بە کاری لەشفرۆی و ماوەی زیندانی تەواو دەکات و دەرواتە دەرەوەی زیندان دووبارە دەست دەکاتەوە بەتاوانی لەشفرۆشی .
دوای ئەوەی گوێبیستی ئەمەبووم کە لەسەر ھەمان کار بەردەوام بووە حەزم کرد سارا باسی ژیانی خۆیم بۆ بکات چۆن ژیانی بەسەر بردووە تا دووجار بکەوێتە ھەڵەیەکی وەھاوە .
سارا وتی : من تەمەنم ١٥ ساڵ بوو کاتێک باوکم کۆچی دوای کرد تەنھا دوو خوشکم ھەبوو برام نەبوو، بۆیە نزیکەی ٣ ساڵ تەنھا بە خێری خەڵک دەژیاین یارمەتیان بۆ دەناردین ئەوەش زۆر کەمبوو، بۆیە بریارمدا واز لە خوێندن بێنم و دەست بکەم بەکارکردن, ئەوەبوو سەرەتا دەستم کرد بەکاری کارگوزاری و نزیکەی ٢ ساڵ ئەو کارەم کرد پاشان چوومە پرسگەیەک کارم دەکرد رۆژانە چەندین کەسی جیاوازم دەبین و دەناسی لە پرسگە، دوای ئەوەی ھاوریًَیەکم دۆزیەوە کە بەردەوام لەگەڵمدا بوو پێی وتم تۆ مانگی چەند وەردەگریت لەم کارە منیش بۆم باسکردوو وتی، ئەگەر من کارێکی ترت پێبلێم ئامادەیت بیکەیت منیش وتم گەر مووچەم باشبێت بۆ نا واز  لەم کارە دەھێنم وتی نا پێویست ناکات واز بھێنیت دەتوانی لەم کارەشت بەردەوام بیت منیش وتم بۆ ئەم کارە چیە ؟ دوای ئەوەی بۆی باس کردم لەگەڵ چەند کەسێکدا بخەوم ئەوا برە پارەیەکی باشم دەست دەکەوێت، وتم نا من ھەرگیز کاری واناکەم ئەو مووچەیەم بەشی دایکم و خوشکە بچووکەکانم دەکات بۆیە ببورە ناتوانم کاری وابکەم, بەڵام رۆژانە ھاورێکەم زۆری لەگەڵ دەوتم تا وای لێکردم رازی کردم و یەکەمجار بردمی بۆلای کەسێک کاتێک گەرامەوە ماڵەوە پارەکەم دایە دەست دایکم و وتی کچم لەشت ساخ بێت، بەڵام تۆ وتت جارێک زۆرمان ماوە تا مووچە وەربگرین، منیش رەنگم گۆراو نەمدەزای چیبکەم و چی بلێم بۆیە ھەرچۆنێک بوو وتم چەند ئیشێکی جیاوازم کردووە لەسەر کارەکەم ھی ئەوەیە، بەلام  ھەستێکم ھەبوو بەجۆرێک کە باس ناکرێت دایکم و خوشکەکانم چاوەروانن من پارەیان بۆ پەیدا بکەم و منیش خەریکی چیم؟
سارا وتی، بۆ جاری دووەم کە چوومەوە بۆ کارەکە وەک بلێی راھاتم کەمتر ھەست بە خەفەت دەکرد , تا وای لێھات بەردەوام کارەکەم  دەکرد و تا ئەو رۆژەی پۆلیس بە کارەکەی زانی و دەستگیرکراین و خراینە بەردەم دادگاو سزای کاری لەشفرۆشی درا بەسەرمدا لەو ساتەدا ئەوەی بیرم لێدەکردەوە تەنھا ئەوەبوو دەبێت ئەو کاتەی دایکم ھەواڵی دەستگیرکردنم دەبیستێت چی بکات و چۆن  خەفەت لەوە بخوات کە ئەو کچەی پەروەردەی کردووە ئێستا بە قێزەو
Read more
اليوم الثاني يوم الخميس يوم عملية محمد و مرابطة ريان الحوار بين الطبيب المشرف على حالته -١- و الطبيب ...
Media Removed
اليوم الثاني يوم الخميس يوم عملية محمد و مرابطة ريان الحوار بين الطبيب المشرف على حالته -١- و الطبيب اللي سوى العملية -٢- طبعا بالانقلش طبيب ١: كيف تغلط هذي الغلطه طبيب٢: انا ما غلطت كان من المتوقع ان يصير هذا الشيء طبيب١: اجل ليه سويتها؟؟؟ طبيب٢: هو اللي اصرّ ع العملية و قلت له هالاحتمال ... اليوم الثاني يوم الخميس يوم عملية محمد و مرابطة ريان
الحوار بين الطبيب المشرف على حالته -١- و الطبيب اللي سوى العملية -٢- طبعا بالانقلش

طبيب ١: كيف تغلط هذي الغلطه
طبيب٢: انا ما غلطت كان من المتوقع ان يصير هذا الشيء
طبيب١: اجل ليه سويتها؟؟؟
طبيب٢: هو اللي اصرّ ع العملية و قلت له هالاحتمال و ما عارض
طبيب١: كان من المفترض ترفض تسويها حتى لو وافق
في المزرعة كانو قاعدين بالقسم اللي بالنص و يسولفون عند الشباب
ريان بتأثر و يسوي نفسه يصيح : اههه ماابي اراابط ماابي
ثاني: تستاههل عساك بهالحال و اردى
فيصل: شدعوه شدعوه عليك ثاني شسوى لك مسكين يكسر الخاطر
ريان: اي و الله اني مسكين
ثاني: يعني انت تخيل ان رئيسه وعده ان ما يرابط بس صار نقص مع ذلك ما قال له تعال و رابط بدل النقص اللي صار راح سوى نفس انا البطل اللي محد قدّي و يا رئيسي عادي انا ارابط بدل النقص
فيصل ناظر ب ريان: انت حمار؟
طبعا كلهم ماتو ضحك على تعليق فيصل اما عبدالملك اللي كان يشرب ماي غص و شرق من كثر ما ضحك
ريان: الله ياخذ وجه ابليسك لهالدرجةة المووضوع يضحك
طبعا هنوف ما ضحكت بالعكس متضايقه لان بيروح عنهم بس مبسوطة ان طلع يبادلها نفس الشعور
شمس و غفران حاسين ب سعاده مو طبيعيه الاهل نعمه ما تتعوض لكنهم مرهه مبسوطين بعايلة سعود
هنننوف: اللحين يعني متى بتطلعونا خالي عزيز تراك صاير توعد و تخلّف
بسمه: اي صح عمي يعني ندري مو بيدك بس ع الاقل يعني الظهران خلاص ما نبي البرّ
ريما: يخي بسام خلك عم رحيم و طلعنا
التفت سارا: نعععم نعععم نعععم حبيبتي متزوجات مافي
هديل: ذا اللي ناقص ياربي ذي بس تتلصق
مناهل: متزوجات ما نبي بعدين تقولين و -تتدلع بصوتها ب ملاقة- زوجي يقول يلاا اللحين نرجع ! و رجعت لو صوتها الطبيعي و ترجعينا كلنا عشان حضرت جنابك و لا بنتي تصيح في البيت يلاا نرجع ماافي ماافي ماففي
مشاعل اللي نادر ما تسولف : وجع وجع كليتو البنت ما عليك ريومةة حبيبتي روحي انبسطي انا امسك عيالتس و الله
ريما من الحماس قامت و باست راس مشاعل: و الله انتس اخق وحدهه فيهم كلهم بس لا عادي روحي انبسطي
مشاعل: انا كذذا و لا كذا مب رايحة رحتي و لا قعدتي
فيصل: اللحين انتو تتخانقون و لا عندكم احد يوديكم ترى بسام مب معطيكم وجه منال: اول شيء ما اسمح لك تقول عن بسام ما يعطينا وجه لانه كله يودينا ثانيا اذا عاقت و ما قدر يودينا الله يخليلنا اسف بعد قلبي ما يقصر كله يودينا
رائد باستغراب: من ذا اسف بعد
زينه: لا حبيبتي تروحون مع سواقين مافيه
هنوف: اجل قولي ل عيالتس يودونا .
.
يتبع🌸'
Read more
Loading...
Load More
Loading...