Loading Content...

سال دیگه هم گذشت

Loading...


Unique profiles
94
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Adalya Elite Lara, Shahsavar, Mazandaran, Iran, Rasht, Iran
Average media age
887.4 days
to ratio
9
 #تولدم_مبارک  تولدم شد و یک سال دیگه هم گذشت ... اولش همه شبیه هم هستیم.. کوچولو و کچل! حتی صداهامون ...
Media Removed
#تولدم_مبارک  تولدم شد و یک سال دیگه هم گذشت ... اولش همه شبیه هم هستیم.. کوچولو و کچل! حتی صداهامون هم شبیه به هم دیگه ست. هی بزرگ میشیم بزرگ و بزرگ تر اون قدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم! دیگه هیچ چیزی مون شبیه به هم نیست، حتی صداهامون. گاهی باهم میخندیم، گاهی به هم! گاهی همدیگرو ... #تولدم_مبارک 
تولدم شد و یک سال دیگه هم گذشت ...
اولش همه شبیه هم هستیم..
کوچولو و کچل!
حتی صداهامون هم شبیه به هم دیگه ست.
هی بزرگ میشیم
بزرگ و بزرگ تر
اون قدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم!
دیگه هیچ چیزی مون شبیه به هم نیست،
حتی صداهامون.
گاهی باهم میخندیم،
گاهی به هم!
گاهی همدیگرو و گاهی متنفر میشیم.
یک سال دیگه گذشت
یک سال دیگه گذشت و باید صفحه سفید دیگه ای که پیش روم گذاشتن و پر کنم.
خدا کنه امسال روسفید باشم و صفحه م رو کم غلط تحویل بدم .
یک سال بزرگ تر شدم 
یک سالی که نمیدونم توش واقعا تونستم بزرگ تر بشم یا نه؟
تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟
تونستنم همونی باشم که میخواستم ؟
تونستم بعضی از عیب هام رو بر طرف کنم ؟
تونستم کسی رو نرنجونم؟
تونستم دل کسی رو شاد کنم؟
تونستم حال اطرافیانمو خوب کنم؟
نمیدونم...
باید فکر کنم ...
شاید اون جوری که میخواستم باشم ،نبودم
ولی یک سال بزرگ تر شدم 
اونم خیلی سریع !
روز قشنگیه
همیشه روز تولد ادم قشنگه 
و وقتی همه اون هایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک میگن ،
تازه میفهمی
چه قدر زیادن ادم هایی که دوستت دارن !
و این خودش روزت رو قشنگ تر میکنه.
مرسی از همه ی عزیزانی که تبریک گفتین
و ببخشید نتونستم همه پیام هامو جواب بدم...
امیدوارم سال دیگه این موقع حال دل همه ی مردم نازنین کشورم خوب باشه
ارادتمند شما
محمد بصیری
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
Read more
Loading...
چقدر دوست داشتن تو خوب است. دوست داشتن تو  ماهی قرمز هیچ سفره هفت سینی نیست. دوست داشتن تو عین ساعت تحویل ...
Media Removed
چقدر دوست داشتن تو خوب است. دوست داشتن تو  ماهی قرمز هیچ سفره هفت سینی نیست. دوست داشتن تو عین ساعت تحویل سال است. ــ همیشه منتظرش مانده ایم.ــ دوست داشتن تو  عیدی اول فروردین است. کاش همیشه عید بود. کاش همیشه تو را عیدی می گرفتم. تو را دوست دارم زمین از چرخیدن می ماند. و خورشید فراموش می کند که باید غروب ... چقدر دوست داشتن تو خوب است. دوست داشتن تو  ماهی قرمز هیچ سفره هفت سینی نیست. دوست داشتن تو عین ساعت تحویل سال است. ــ همیشه منتظرش مانده ایم.ــ دوست داشتن تو  عیدی اول فروردین است. کاش همیشه عید بود. کاش همیشه تو را عیدی می گرفتم. تو را دوست دارم زمین از چرخیدن می ماند. و خورشید فراموش می کند که باید غروب کند. تو را دوست دارم. سیب ها  همه ی فصل ها به شکوفه می نشینند. چلچله ها کوچ نمی کنند. وقتی تو را دوست دارم دختر کوچک آسمانم هنوز.
#فخری_برزنده
پ ن: ۲۸ اسفند،روز آخر سال رو مگه میشد بدون دوست و خنده گذروند... هرجا که بودیم و با کلی ترافیک خودمونو به ولیعصر جان رسوندیم و روز آخر سال رو طبق معمول که نمیتونیم جلو خنده امون رو بگیریم وقتی به هم میرسیم گذروندیم تا سال ۹۷ امون کلی با خنده شروع شه و حال دل تک تکمون خوب باشه 😍😍😍😍 پارسال روز آخر سال رو‌ خیلی اتفاقی که هم دیگه رو تو خیابون دیدیم گذشت و دوستیامون از دوستیای معمولی تبدیل شد به دوستیای صمیمی... امسال همون اکیپ جمع شدیم تا یه سال دیگه رو خوشحال طور و با خنده بگذرونیم 😂😂😍😍😍
Read more
‏🏴 #Karajinsta 🏴 یک سال دیگه گذشت، خدارو شکر می کنیم که بازهم سیاهپوش و عزادار امام حسین و خاندانش هستیم. امسال هم مثل سه سال قبل، می خواهیم باهم #۱۰پیمان و قرار بذاریم. قرارهایی دوستانه بین خودمان، این شب ها، نذر فرهنگی داریم، اگر همراهید ، بسم الله... ️ #١٠پيمان #لطفا_خوب_باشيم ----------------------------------- با ... ‏🏴 #Karajinsta 🏴
✨یک سال دیگه گذشت،
خدارو شکر می کنیم که بازهم سیاهپوش
و عزادار امام حسین و خاندانش هستیم.
امسال هم مثل سه سال قبل،
می خواهیم باهم #۱۰پیمان و قرار بذاریم.
قرارهایی دوستانه بین خودمان،
این شب ها، نذر فرهنگی داریم،
اگر همراهید ، بسم الله... ❤️
#١٠پيمان #لطفا_خوب_باشيم
-----------------------------------
با تگ كردن دوستان خود در اين راه به ما كمك كنيد

✅این ویدیو رو می تونید از
کانال های تلگرام زیر دانلود کنید:
@karajinsta
@10peiman
Read more
. *پست آخر (تا اطلاع ثانوی) به افتخار اولین شهردار آق قلا ، حاج احمد توکلی و شهردار سابقمون ، دکتر رشید ...
Media Removed
. *پست آخر (تا اطلاع ثانوی) به افتخار اولین شهردار آق قلا ، حاج احمد توکلی و شهردار سابقمون ، دکتر رشید قرنجیک* با اینکه سن و سالی ازشون گذشته بود (متولد ۱۲۹۸) ولی خیلی از خاطره های دوران شهرداریشون رو برامون تعریف کردند، اینکه طی دو سال شهرداریشون چه کارهایی که برای آق قلا نکرد .مردمان این شهر همیشه ... .
*پست آخر (تا اطلاع ثانوی) به افتخار اولین شهردار آق قلا ، حاج احمد توکلی و شهردار سابقمون ، دکتر رشید قرنجیک*
با اینکه سن و سالی ازشون گذشته بود (متولد ۱۲۹۸) ولی خیلی از خاطره های دوران شهرداریشون رو برامون تعریف کردند، اینکه طی دو سال شهرداریشون چه کارهایی که برای آق قلا نکرد .مردمان این شهر همیشه قدردان شما خواهند بود .
____________
پ.ن : سال دوم دانشگاه بود (۹۳) که یهو جرقه ی پیج به ذهنم اومد و شروع به کار کردم ، روزهایی میشد که ۴-۵ ساعت پشت سیستم بودم هعی سایت هارو چک میکردم که عکس های مختلف و قدیمی از شهر پیدا کنم و همه رو همینجا آرشیو کنم،گذشت و گذشت سال های آخر دانشگاه شد و فشار درس اجازه ی فعالیت زیادی نمیداد و یه مدتی بی فعالیت شد،شاید چندبار هم خواستم حذف کنم ولی زحمت هایی که کشیدم بهم اجازه نمیداد،شاید چند سال دیگه عکس های اینجا به درد یکی خورد ،شایدم نوستالژی باشد برای سال های بعد و بعدتر.
الانم عازم #سربازی ام و تا دو سال پیج فعالیتی نخواهد داشت .
آرزوی موفقیت برای همه
*ایزدی*
Read more
. هر که نان از عمل خویش خورد ، منت حاتم طائی نبرد !!️ . . اون موقعا که تازه ازدواج کرده بودیم هروقت میخواستم چیزی از طبقه بالای کابینت ها بردارم ، آقای همسر رو صدا میکردم !! البته صدا کردن ایشان از باب مهرورزی بود و بس !! وگرنه تا دلتون بخواد صندلی و چارپایه تو خونه بود !!! . تو ذهن دخترانه و ... .
هر که نان از عمل خویش خورد ،
منت حاتم طائی نبرد !!😁✌️
.
.
اون موقعا که تازه ازدواج کرده بودیم هروقت میخواستم چیزی از طبقه بالای کابینت ها بردارم ، آقای همسر رو صدا میکردم !! 😁 البته صدا کردن ایشان از باب مهرورزی بود و بس !! وگرنه تا دلتون بخواد صندلی و چارپایه تو خونه بود !!!😂😂😂 .
تو ذهن دخترانه و عاشق پیشه ی خودم خیال میکردم مثلا وقتی صداش میکنم تا بیاد تو آشپزخونه و کمکم کنه ، چه قندی تودلش آب میشه !! 🤭🙄😉🤣🙊🙈
.
اوایل با جون و دل میومد و وقتی از طبقه بالای کابینت مثلا آبمیوه گیری رو برمیداشت میپرسید ؛ حالا این آبمیوه گیری رو برات کجا بذارمش عزیزم ؟؟!! 😂😂🤭😉
.
اما چندماه بعد که صداش میزدم و میومد ، میگفت : عزیزم این وسایلی که زودبه زود لازم داری رو ، بچین طبقات پایینی که دستت بهش برسه !!🤔😏😔
.
دیگه سال اول که گذشت ، سال دوم به بعد که داشت اخبار میدید یا تلویزیون تماشا میکرد وقتی صداش میکردم بیا اینو از این بالا بده ، اینقدر ، الان میام ، الان میام میگفت که من دیگه یادم میرفت که میخواستم گوشت چرخ کنم یا آب میوه بگیرم ؟!!! 🤗🤭🤔😳😂
.
بعدها که دیگه بچه دار شده بودیم هروقت میگفتم بیا اینا رو از اون بالا بیار پایین ، روش زیاد شده بود و میگفت : من چرا روز خواستگاری فکر اینو نکردم که یه زن قد بلند بگیرم ؟؟!!! 😳🙄🤔😨😡😱
.
جدیدا که دیگه تو این دولت های آخری ، خیلی روش زیاد شده و دیگه خدا رو هم بنده نیست و میدونه با این وضع قانون و مقررات تو این گوشه دنیا و تو این خراب شده 🤐، هرکی هر غلطی بکنه اونی محکومه که شکایت بکنه 😔، میگه : ایندفه اگه بخوام زن بگیرم ، قد بلندشو میگیرم که فرت و فرت صدام نکنه بیا اینو از بالای کابینت بیار پایین !!!🤔🙄😳😳🤭😔
.
.
خواستم بگم ; به همین خیال باش !! 😏🤨محبت و‌ مهرورزی بهتون نیومده !!😬🧐و اینکه با وجود این کابینت های همه فن حریف ☝️، ما دیگه شما همسران عزیز رو می خواهیم چیکار ؟؟؟!!!!! 😂😂واللا !!😂💪💪💪
.
.
#لوازم_آشپزخانه_سفره_خونه_ #سفره_خونه #sofrehkhune
Read more
«آمدی، وه که چه مشتاق و پریشان بودم» ۴۸ ساعتی که گذشت حسابی پر از استرس و بی‌قراری بودم. استرس یه دلیل ...
Media Removed
«آمدی، وه که چه مشتاق و پریشان بودم» ۴۸ ساعتی که گذشت حسابی پر از استرس و بی‌قراری بودم. استرس یه دلیل عمده داره: دو هفته‌س که منتظر شنیدن یه خبر مهمم و چند تا خبر کوچیک‌تر هم روش جمع شدن و من هر شب منتظر خو‌ابم می‌بره و صبح سرخورده می‌شم وقتی تو اینباکس خبری نیست. اما بی‌قراریِ دیگه بی دلیل و اضافه بود، ... «آمدی، وه که چه مشتاق و پریشان بودم»
۴۸ ساعتی که گذشت حسابی پر از استرس و بی‌قراری بودم. استرس یه دلیل عمده داره: دو هفته‌س که منتظر شنیدن یه خبر مهمم و چند تا خبر کوچیک‌تر هم روش جمع شدن و من هر شب منتظر خو‌ابم می‌بره و صبح سرخورده می‌شم وقتی تو اینباکس خبری نیست. اما بی‌قراریِ دیگه بی دلیل و اضافه بود، و دست و پاگیر، بین این‌همه درس و امتحان و پروژه‌ی در حال پایان برای آخر ترم. فکرم همه‌ش درگیر یه سری جزییات روابط پیچیده‌ی انسانی، جبر دوران و تبعیض بود و با اینکه می‌دونستم ۲،۳،۵ سال دیگه هیچ کدومش نه تنها یادم نیست که اهمیتی هم نداره بازم کلافه بودم. هفت شب اومدم خونه و موقع چرخیدن تو سوشال مدیا خبر فوت یه جوون ۲۵-۲۶ ساله رو شنیدم که دورادور خیلی می‌شناختمش. همه‌ی اعصاب خوردیا و کلافگی و دغدغه‌ها جاش رو داد به یه غصه‌ی بزرگ و ناباوری و بی‌قراریِ بیشتر. از تصور این‌همه نزدیک بودن مرگ، به من و دوستام و هم‌سن‌هامون، تمام کارایی که برای فردا داشتم به موقع بهتری موکول شده.
باید یه متن بنویسم و بگم «بعد از سه سال و نیم،
هیچ کلمه‌ای برای وسعت این فاجعه پیدا نمی‌کنم».
Read more
Loading...
. تولده امسالمم دیگه آخراشه....یک سال بزرگتر شدم و یک سال دیگه ب تجربه هام اضافه شد<span class="emoji emoji263a"></span>امسالم با همه ...
Media Removed
. تولده امسالمم دیگه آخراشه....یک سال بزرگتر شدم و یک سال دیگه ب تجربه هام اضافه شدامسالم با همه ی خوب و بدش گذشت...حتی لحظه ها و روزهایی ک فک میکردم این دیگه آخره همه ی اتفاقای بده...فک میکردم آخره دنیاس!اما خب میگذره...زندگی یه جور نمیره جلو و خوب و بد داره! امسال هم خیلیا اومدن و خیلیام رفتن...حتی ... .
تولده امسالمم دیگه آخراشه....یک سال بزرگتر شدم و یک سال دیگه ب تجربه هام اضافه شد☺امسالم با همه ی خوب و بدش گذشت...حتی لحظه ها و روزهایی ک فک میکردم این دیگه آخره همه ی اتفاقای بده...فک میکردم آخره دنیاس!اما خب میگذره...زندگی یه جور نمیره جلو و خوب و بد داره!
امسال هم خیلیا اومدن و خیلیام رفتن...حتی رفتن آدما هم تجربه شد...هرچقدرم تلخ تجربه شد!...
اما اونایی رو باید ستایش کرد ک ساده میان...یهویی میان...اما همیشه هستن...اونایی ک دوستیاشونم پایداره...احساسشونم پایداره...اونا حضورشون خیلی خیلی ارزش داره...
و در آخر😂😂😂با تشکر ویژه از آیدای عسیسم@aaidyy2 💙👭🐤🐣
#۲۴دی
Read more
هفت اذر بازم یک سال پیر تر شدم تقریبا اونایی که باس تبریک میگفتن بهم تبریک گفتن یه سال دیگه بدون اونی ...
Media Removed
هفت اذر بازم یک سال پیر تر شدم تقریبا اونایی که باس تبریک میگفتن بهم تبریک گفتن یه سال دیگه بدون اونی که دلم میخاست کنارم باشه گذشت از نظرخودم خیلی پخته تر شدم وبه گذشته که فک میکنم میبینم بعضی کارا رو نباس میکردم در کل از خودمم وزندگیم راضیم هرچند که اذر ماهیا عشقن از عدد هفت هم بگم که بهترین عددی ... هفت اذر
بازم یک سال پیر تر شدم
تقریبا اونایی که باس تبریک میگفتن بهم تبریک گفتن
یه سال دیگه بدون اونی که دلم میخاست کنارم باشه گذشت
از نظرخودم خیلی پخته تر شدم وبه گذشته که فک میکنم میبینم بعضی کارا رو نباس میکردم
در کل از خودمم وزندگیم راضیم
هرچند که اذر ماهیا عشقن
از عدد هفت هم بگم که بهترین عددی هست که خدا هم خیلی اونو دوس داره
دوستون دارم رفقا
فدای همه
انشاا. سال دیگه یه عکس دونفره بزارم
7/9/94
21:31
Read more
Loading...
. شاید این زمستونی که گذشت واسه شما فقط یه زمستون بود ؛ ولی واسه ما شبیه زمستون سریال گیم آو ترونز بود که از چند ماه قبلش هی یه صدایی تو گوشمون میگفت " وینتر ایز کامینگ " ، یعنی فقط همینو بدونید که دیگه هیچوقت اون آدمای سابق نمیشیم !  شرح ما وقعش بماند ، فقط از ما که گذشت ولی از من به همه ی اینترنا نصیحت که ... .
شاید این زمستونی که گذشت واسه شما فقط یه زمستون بود ؛ ولی واسه ما شبیه زمستون سریال گیم آو ترونز بود که از چند ماه قبلش هی یه صدایی تو گوشمون میگفت " وینتر ایز کامینگ " ، یعنی فقط همینو بدونید که دیگه هیچوقت اون آدمای سابق نمیشیم !
 شرح ما وقعش بماند ، فقط از ما که گذشت ولی از من به همه ی اینترنا نصیحت که تو زمستون ، اونم با تعداد کم بخش #اطفال نرید
نرو اینترن
من میگم نرو چون نمیدونی این بخش زمستونش چطوریه ؟
چون مریض زیاده ، تو بری تنها میمونی
چون خونه زندگیت بو میگیره
ولی اگه رفتی دیگه برنگرد
چون نمیگن تعدادشون کم بود ، آنفولانزا اپیدمی شده بود ، میگن مشکل از ماااست
تو رو قرآن یکمم به فکر ما باش ، نذار حرف دهن این اتندا شیم
نرو اینترن
.
پ.ن ۱ : یه نصیحت دیگه هم اینکه اگه بعد از ۱۲۰ سال تونستین تشکیل خانواده بدین و یه روز بچتون گفت می خوام پزشکی بخونم ، فلفل بریزید تو دهنشو از ارث محرومش کنین ، اون نمیفهمه چرا اینکارو میکنید ولی شما  که می فهمید
پ.ن ۲ : حالا که سهمیه های رزیدنتی رو مورد عنایت قرار دادن واقعا جا داره به اینترنایی که تو زمستون با تعداد کم میرن اطفال هم یه سهمیه ی ایثارگری یا جانبازی تعلق بگیره
پ.ن ۳ : بدون این عزیزان دل قطعا خیلی سخت تر میگذشت
@mhmdrza_mslmi
@kamyarfatahi71
@amirmousapasandi
پ.ن ۴ : آهنگ از گروه #دال_بند به نام #فصل_آخر
پ.ن ۵ : عید همگیتونم پیشاپیش مبارک 🌸🌸 ، ایشالله که امسال با تلاش و زحمت بیشتر به موفقیت های بیشتر برسین همتون و شاد باشین و سلامت 🌸🙏
.
#ابد_و_یک_روز #نوید_محمدزاده
.
#محمد_هستم_یک_اینترن
Read more
<span class="emoji emoji1f464"></span><span class="emoji emoji2615"></span>️ انگار همین دیروز بود ، لحظه سال تحویل تو کافه ... روزمره از فردا شروع ميشه .. دیروز داشتم به دوستی ...
Media Removed
️ انگار همین دیروز بود ، لحظه سال تحویل تو کافه ... روزمره از فردا شروع ميشه .. دیروز داشتم به دوستی میگفتم این دو ماه آخر سال خیلی منتظر عید بودم نه بخاطر عید چون از یه سنی به بعد دیگه عید اون حال و هوای قدیم رو برات نداره ، فقط بخاطر اینکه امسال رو بر خلاف سال های گذشته تهران بمونم و استراحت کنم ... استراحت ... 👤☕️ انگار همین دیروز بود ، لحظه سال تحویل تو کافه ...
روزمره از فردا شروع ميشه ..
دیروز داشتم به دوستی میگفتم این دو ماه آخر سال خیلی منتظر عید بودم نه بخاطر عید چون از یه سنی به بعد دیگه عید اون حال و هوای قدیم رو برات نداره ، فقط بخاطر اینکه امسال رو بر خلاف سال های گذشته تهران بمونم و استراحت کنم ... استراحت که چه عرض کنم ، نمیتونم بگم بد گذشت چون برام رانندگی تو اتوبان های خلوت و دوری از اون ترافیک لعنتی و روزی پنج یا شیش تا کافه و رستوران بدون هم همه خیلیییی لذت بخش بود اما یه تجربه خوب دیگه هم به همراه داشت و اون این بود که ممکنه در ادامه روزمرگیها بیشتر قدر زمان ها رو بدونم و از روز ها استفاده بهتری بکنم ، فكر كنم كه هر روز هم بايد سخت تلاش كنم و اينكه فكر كنم تعطيله اونطوري بهتر ميتونم با لحظه چيكار كنم و براش برنامه ريزي كنم ...

#photooftheday #dailylife #goodmood #aliyegane #streetphotography #tehrandailylife #cafelover #streetlook
Read more
. از دیروز تا حالا خیلی برام پیام اومد که جواب #کنکور اینطوری شده و چیکار کنیم. از یه طرف هم پست های خیلی ...
Media Removed
. از دیروز تا حالا خیلی برام پیام اومد که جواب #کنکور اینطوری شده و چیکار کنیم. از یه طرف هم پست های خیلی خوبی خوندم که به نظرم کامل توضیح داده بودن. خیلی خلاصه بگم که من سال اولی که کنکور دادم قبول نشدم یعنی رتبه ام شد بیست و سه هزار و اصلا فایده نداشت. فقط هم محیط زیست یا فضای سبز یا رشته های مرتبط با بیابان ... .
از دیروز تا حالا خیلی برام پیام اومد که جواب #کنکور اینطوری شده و چیکار کنیم. از یه طرف هم پست های خیلی خوبی خوندم که به نظرم کامل توضیح داده بودن. خیلی خلاصه بگم که من سال اولی که کنکور دادم قبول نشدم یعنی رتبه ام شد بیست و سه هزار و اصلا فایده نداشت. فقط هم محیط زیست یا فضای سبز یا رشته های مرتبط با بیابان رو میخواستم. سال دوم هم رتبه ام به پنج هزار و سیصد رسید که چون نمیخواستم از شهر خودم خارج شم محیط زیست دانشگاه تهران قبول نمیشدم بنا بر این مشتاقانه منتظر جواب دانشگاه آزاد شدم و محیط زیست تهران شمال قبول شدم
.
توی سال های لیسانس هر روزی که گذشت بیشتر به این رشته علاقه مند شدم و تصمیم گرفتم حتما ارشد بخونم. دلم میخواست این بار یه تجربه دیگه داشته باشم و به همین خاطر برای کنکور دانشگاه تهران درس خوندم. این کنکور خیلی راحت تر از لیسانسه. شرکت کننده کمتره و شما رشته ای رو کنکور میدین که درس هاشو دوست دارین.اصلا هم به این حرف کاری نداشته باشین که اگه لیسانس آزاد باشین پس دانشگاه های برتر تهران قبول نمیشین یا دکترای دانشگاه تهران میگن لیسانس آزاد بوده و این حرفهای عجیب که می شنوم. اصلا اینطوری نیست و کافیه منابع رو درست بخونین و بسیار کار راحت‌تریه که ارشد بیاین این دانشگاه. توی ارشد هم باز بیشتر علاقه مند شدم که بیشتر درس بخونم و این شد که سه بار کنکور دادم تا سال سوم رتبه ام شد ۳ و دکترای همین دانشگاه تهران دوباره قبول شدم
.
میخوام بگم رتبه بیست و سه هزار و هفتصد کنکور لیسانس به ۳ دکترا رسیدم و این فقط و فقط به خاطر این بود که رشته ام رو دوست داشتم. خیلی زیاد. شما هم به جای اینکه الان برین رشته ای بخونین که دوست ندارین فقط به خاطر اینکه دانشگاه سراسری شهرتون باشه چیزی رو بخونین که دوست دارین و همون رو ادامه بدین و میتونین ارشد دانشگاه دولتی خوب باشین و دکترا اپلای کنین و انشالله از ایران برین یه دانشگاه درجه یک در دنیا درس بخونین. مهم و مهم اینه که لیسانس رو خیلی خوب بخونین و همزمان زبان انگلیسی رو خیلی حرفه ای دنبال کنین تا ارشد یه دانشجویی باشین که چندین لول بالاتر از بقیه بچه هاست و برای اپلای راحت باشین چون هم مقاله های خوب دارین و هم نمره آیلتس و تافل خوب یا حتی مصاحبه دکترای ایران نشون بدین که چقدر خوبین
.
پس اگر از من می پرسین فقط و فقط چیزی رو بخونین که دوست دارین و ته قلبتون بهش کشش دارین و تاکید میکنم که زبان انگلیسی رو خیلی حرفه ای بخونین تا شخصیت پرقدرتی باشین. رشته‌ای رو بخونین که شب و روزتون اگر بهش گره خورد خوشحال باشین چون تمام زندگی شما میشه
Read more
سلام به همه ی دوستان و کسایی که دارن این پستو میخونن. سال نو رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم بهترین ...
Media Removed
سلام به همه ی دوستان و کسایی که دارن این پستو میخونن. سال نو رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم بهترین و قشنگ ترین اتفاقا تو این سال واسه همتون بیفته و همیشه شاد و سلامت کنار خانواده و دوستاتون باشین. سال 95 هم با تمام خوبیا و بدیاش گذشت.شاید خیلیا بگن سال "میمونی" بود ولی وقتی برمیگردیم و نگاه میکنیم،حداقل ... سلام به همه ی دوستان و کسایی که دارن این پستو میخونن.
سال نو رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم بهترین و قشنگ ترین اتفاقا تو این سال واسه همتون بیفته و همیشه شاد و سلامت کنار خانواده و دوستاتون باشین.

سال 95 هم با تمام خوبیا و بدیاش گذشت.شاید خیلیا بگن سال "میمونی" بود ولی وقتی برمیگردیم و نگاه میکنیم،حداقل من خودم،میبینم که درسته سال سختی بود،ولی لحظه ها و اتفاقای خیلی قشنگی هم واسم یادگار گذاشت.تموم شدن مدرسه و ورود به دانشگاه،آشنایی با آدمای جدیدی که هرکدومشون درسای کوچیک و بزرگ و تجربه های جدیدی واسم بجا گذاشتن،پیدا کردن دوستای قدیمی که آشناییمون برمیگرده به 13 سال پیش،گذشتن یک سال دیگه از آشنایی با دوستایی که حتی هیچوقت همدیگه رو ندیدیم ولی دلامون خیلی بهم نزدیکه و خیلی اتفاقای قشنگ دیگه.

واسه تک تکتون بهترین ها رو توی سال جدید میخوام.ان شاا... تنتون سالم و لبتون همیشه خندون باشه.

اگه با هر حرف و رفتاری باعث رنجشتون شدم،ازتون معذرت میخوام و ازتون خواهش میکنم که تو این چند دقیقه ی باقیمونده تا تحویل سال منو ببخشید و از دعاتون محرومم نکنید.

#سال_نو #96 #عید
Read more
Loading...
 #mastajphotos . دو سال از این عکس هم گذشت... به همین سادگی... دوسال دیگه هم میگذره ساده تر از چیزی ...
Media Removed
#mastajphotos . دو سال از این عکس هم گذشت... به همین سادگی... دوسال دیگه هم میگذره ساده تر از چیزی که فکرشو کنیم... اما این وسط یه چیز تعیین کنندست ، اینکه وقتی به خاطرات اون دوسال بر میگردی لبخند بزنی یا...! عکاس: @mtajvidi . #mastajstories #ax_matn #one__shot__ #akas_khoone #igerspersia ... #mastajphotos
.
دو سال از این عکس هم گذشت... به همین سادگی...
دوسال دیگه هم میگذره ساده تر از چیزی که فکرشو کنیم...
اما این وسط یه چیز تعیین کنندست ، اینکه وقتی به خاطرات اون دوسال بر میگردی لبخند بزنی یا...!
عکاس: @mtajvidi
.
#mastajstories
#ax_matn #one__shot__ #akas_khoone #igerspersia #iranian_photography #ig_persia #icu_iran #photoss_ir #pix__2__pix #akkas_bashy #aksdastan #harfeaks #photogram35 #nature2000 #ig_iran_ #insta_iran #instapersia #insiran1 #lenspersia #persianlikes
#negahe_shoma #am_iranaks #akkasan #ig_4every1 #ir_aks #lenspersia #pasandha #insiranian #lenzak
Read more
یک‌سال دیگه ماژانی هم‌گذشت ... بچه ها بزرگتر شدن ... تعدادی از این قاب کم شدن و خیلی ها اضافه ... تو این ...
Media Removed
یک‌سال دیگه ماژانی هم‌گذشت ... بچه ها بزرگتر شدن ... تعدادی از این قاب کم شدن و خیلی ها اضافه ... تو این یک سال ویوات ، اسپات ، ژمد و ... متولد شدن ... خودمون بزرگتر شدیم ، مثل تیممون ... سختی کشیدیم ، خندیدیم ، گاهی هم ناراحت شدیم ... مثل هر جای دیگه تو این کره خاکی‌ ... اما یادمون نرفت همین پستی و‌ بلندی ... یک‌سال دیگه ماژانی هم‌گذشت ... بچه ها بزرگتر شدن ... تعدادی از این قاب کم شدن و خیلی ها اضافه ... تو این یک سال ویوات ، اسپات ، ژمد و ... متولد شدن ... خودمون بزرگتر شدیم ، مثل تیممون ... سختی کشیدیم ، خندیدیم ، گاهی هم ناراحت شدیم ... مثل هر جای دیگه تو این کره خاکی‌ ... اما یادمون نرفت همین پستی و‌ بلندی ها که زندگی رو جذاب می‌کنه ... بی خوابی کشیدیم و خواستیم که خستگی ناپذیر باشیم ... تلاش کردیم و‌جنگیدیم ...
و در تمام این مدت برای یک هدف مشترک پیش رفتیم ... پیشرفت و‌ موفقیت ...
ممنون از پدر عزیزم که نبودن های من در دفتر رو‌ جبران می‌کنه و در همه حال بهترین رفیق و همراه من بوده ...🙏🏻
❤️
ممنونم از خانواده های این عزیزان که کم بودن‌ها و خستگی‌ ‌فرزندانشون رو تحمل می‌کنن ...🌺
همگی حسابی خسته نباشید ... 🙏🏻💪🏻
ممنون که بد اخلاقی های من رو‌تحمل می‌کنید ...🌹
سالتون نو‌ ... دلتون خوش ...🌺
📎پی‌نوشت :
۱-خیلی ها تو‌ این یکسال زحمت های زیادی کشیدن‌ و جاشون توی عکس‌آخر سال ما خالیه ...
امین پژوهنده یار با وفای من ،حسن موسوی ، شهاب حسینی ، کسری‌ شمس ، احمدی ، پورفاطمی،پورسعید، صابری ،مدرسی و ...
۲-امسال خیلی کمتر از سال های قبل به عکس های ‌دسته جمعی بچه ها رسیدم ... اما هر طور که بود تلاش کردم تا آخرین عکس سال رو ‌از دست ندم ... عکس دوم هم زمانی ست که از آمدنم نا امید شده بودند و عده ای نتوانسته بودند بیشتر بمانند و در عکس اصلی جایشان خالی است ...
البته این قدر ها هم که به نظر‌می رسه در نبود من بی نظم‌نیستند اما خب‌گاهاً حضور من بیشتر کمک می کنه ...☺️😅
Read more
An other year past. I learn many things in that year & l should learn more in future. I wish best for ...
Media Removed
An other year past. I learn many things in that year & l should learn more in future. I wish best for my mom_my dad & my bro. I apologize to my family for all teasing. A love them یک سال دیگه گذشت. من در این سال خیلی چیز ها آموختم و در آینده هم خواهم اموخت. من بهترین اتفاق هارو ... An other year past. I learn many things in that year & l should learn more in future. I wish best for my mom_my dad & my bro. I apologize to my family for all teasing.
A love them😘😘😘😘😘😘😍😍😍😍😍😍😍💞💞💞💞💞💕💕💕
یک سال دیگه گذشت. من در این سال خیلی چیز ها آموختم و در آینده هم خواهم اموخت. من بهترین اتفاق هارو برای مادرم پدرم و برادرم ارزو دارم. من از خانوادم عذرخواهی میکنم بابت تمام مشکلاتی که برایشان بوجود آوردم. من عاشقشونم😘😘😘😘😘😘😍😍😍😍😍😍😍💞💞💞💞💞💕💕💕
Birthday :7/11/1380
Today :7/11/1396
Death :...🚫🚫🚫...... 🚫🚫🚫
Read more
Loading...
. • دیدم همه دارن عکس یلدا ملدا میذارن، گفتم یه وقت من جا نمونم! 😀 ‍ • حالا یه کم متفاوت هم باشیم، بدک ...
Media Removed
. • دیدم همه دارن عکس یلدا ملدا میذارن، گفتم یه وقت من جا نمونم! 😀 ‍ • حالا یه کم متفاوت هم باشیم، بدک نیست. 😀 ‍ • ایشون که ملاحظه میفرمایین، آچار #پیچ_ارتودنسی هستن که کمی customize شدن، اصطلاحاً سفارشی برای بیمار ساختم، کاملاً یلدایی و هندونه‌ای!! ‍ • یکی دو ساله موج جدیدی از هنر توی ... .
• دیدم همه دارن عکس یلدا ملدا میذارن، گفتم یه وقت من جا نمونم! 😀

• حالا یه کم متفاوت هم باشیم، بدک نیست. 😀

• ایشون که ملاحظه میفرمایین، آچار #پیچ_ارتودنسی هستن که کمی
customize
شدن، اصطلاحاً سفارشی برای بیمار ساختم، کاملاً یلدایی و هندونه‌ای!! ✌🍉😁

• یکی دو ساله موج جدیدی از هنر توی رشته ما، یعنی ساخت #پلاک_ارتودنسی ، به راه افتاده، و اونم جینگول پینگول کردن پلاک و مخلفاتشه، که مثلاً بچه‌ها تشویق بشن بیشتر پلاکشونو بذارن و درمانشون زودتر تموم بشه. 💪 دوره ما ازین خبرا نبود. 👎😐

• راستی، یلدای همگی مبارک. 🍉😍 امسال هم یلدای کم‌آجیل گذشت. 😶 ایشالا سال دیگه همین موقع مشکلات اقتصادی برطرف شده باشه و یلدای پرباری داشته باشیم. 😇

#orthodontic_appliances #orthodonticappliance #orthodonticappliance #orthodonticscrew #orthodonticscrewkey #orthodontic_screw_key
Read more
.@fatemehmiss خانوم انصاری فاطمه......دوست شیش ساله . دختر ساکت ، عجیب ، کم حرف و مصمم کمی که ...
Media Removed
[email protected] خانوم انصاری فاطمه......دوست شیش ساله . دختر ساکت ، عجیب ، کم حرف و مصمم کمی که آشنا تر شدیم.... شاد و دیوونه و همراه رفیقه کنکور رفیق لحظه های سختم،پر حرفیام،حماقت هام،نقشه ی دیوار پریدن هام...... پیچوندن کلاسای میدیا نقشه ی آينده مون رو کشیدن ها . "کسی که منو باور داره ... [email protected]
خانوم انصاری
فاطمه......دوست شیش ساله
.
دختر ساکت ، عجیب ، کم حرف و مصمم
کمی که آشنا تر شدیم.... شاد و دیوونه و همراه
رفیقه کنکور
رفیق لحظه های سختم،پر حرفیام،حماقت هام،نقشه ی دیوار پریدن هام......
پیچوندن کلاسای میدیا
نقشه ی آينده مون رو کشیدن ها
.
"کسی که منو باور داره حتی وقتی خودم نداشتم"
ّ

کسی که رو پاهاش وای میسته
.
کسی که هر وقت دوست و غریبه ها به کمک کسی نیاز دارن بدون صبر کردن برای شنیدن یک کلمه ازشون در سکوت میبینیش که داره کمکشون میکنه...به هرکسی....تو هر شرایط
آروم و تودار و ساکت....وقتایی که اوضاع سختشه
....پرسر و صدا ، شاد و بروز دهنده حال و هواش....
وقتی که شاده
از مامانو بابات ممنون که بدنیا اومدی
و از مسیر سرنوشت که شیش سال پیش همکلاسی هم شدیم
از اصرار دیگران بجای معماری و نقاشی ،گرافیک رو خوندن تو هنرستان....از اینکه روزای اول هنوز دوربینمو نداشتم و اومدم با گروه شماها...
از اینکه سریال کره ای دیده بودیم دوتایی
روزهایی که پنج تایی گذروندیم و بهترین...خاصترین و زیباترین روزای نوجونیم بود و خیلی وقتا بنظرم تو بودی که ماهارو دور هم جمع کرده بودی
.
روزایی که از آزمون ورودی میدیا میترسیدیم ....
(چقد خوبه که کسی رو داشته باشی که جلوش راحت بترسی...)
چند روزی که نگران بودیم موقع اعلام اسامی میدیا تو کلاسای جداگونه بیوفتیم
سال کنکوری که نفهمیدم چه جوری سریع گذشت...
ولی تو خاطراتم مهمترین دلگرمیم تو شرایط سختش تو بودی و خانواده ام
و بعد از شش سال دیگه ميشه بگم تو هم یکی هستی مث خانواده ام....از یه جنس دیگه ولی مث یه عضو واقعی
و یادمه وقتی انتخاب رشته ام رو اشتباه زدم و قبول شدم اولین دلگرمیم این بود "...دیوونه کننده اس ولی آخ جون فاطمه هم هست..."
تو یه دانشگاهیم
و خداروشکر
تو تمام دوستی های فوق العاده ام بنظرم این دوستی خیلی مهمه که امتدادش اشتباه قبول شدنم تو یه دانشگاه و رشته ی دیگه هم بوده

بخاطر همه ی این ها
از خدا ممنونم....
.
از دست کسی یا چیزی ناراحت نشو
سالم باش
کمتر قهوه بخور دخترجان
خودتو باور کن....چوون هممون باورت داریم
وقتی از دست چیزای مختلف عصبانی ای بروز بده
پیامای مردم رو هم بخون و جواب بده
این قد دی ماهی بازی در نیار
بیا یه دیوار جدید تو یه جای جدید پیدا کنیم .
.
#شومپت
#بهترین_شومپت
#تولدت_مبارک
#22
From znp
Read more
انشتین در نظریه نسبیت خودش میگفت که وجود یک جسم در زمان-فضا یک گودال درست میکنه که انحناهایی به وجود ...
Media Removed
انشتین در نظریه نسبیت خودش میگفت که وجود یک جسم در زمان-فضا یک گودال درست میکنه که انحناهایی به وجود میاره و اگه یک جسم دیگر رو اضافه کنیم گودال رو احساس میکنه و مانند گلوله ای شروع میکنه به چرخیدن. این مکانیزمیه که جهان بر پایه اون عمل میکنه؛ ستاره ها گودال ایجاد میکنن و سیاره ها تحت تاثیرشون میچرخن ... انشتین در نظریه نسبیت خودش میگفت که وجود یک جسم در زمان-فضا یک گودال درست میکنه که انحناهایی به وجود میاره و اگه یک جسم دیگر رو اضافه کنیم گودال رو احساس میکنه و مانند گلوله ای شروع میکنه به چرخیدن.
این مکانیزمیه که جهان بر پایه اون عمل میکنه؛ ستاره ها گودال ایجاد میکنن و سیاره ها تحت تاثیرشون میچرخن و سیاره خودش هم گودالی میسازد در زمان-فضا و قمر ها رو میچرخونن و حتی توی نظریه کوانتم و ذرات همین حکایت برای ذارت و اتم ها حاکمه که جاذبه رو تولید میکنن تا یک جسم دیگه رو بچرخونن.
جاذبه جلوه ای از انحنای ایجاد شده اس در زمان و فضا، یعنی میشه گفت این انحنا ست که جاذبه رو به وجود میاره؛ مثل انحنای ریل قطار.
میگفت که هرچه سرعت یک جسم بیشتر بشه زمان برای اون جسم در همون فضا کند تر میگذره.
مثل اینکه دور سیاه چاله های بزرگ بچرخی و زمان دیر تر بگذرد و اگه با سرعت نور مدت یک هفته حرکت کنیم به 100 سال بعد سفر کردیم.
مثل همین قطار که هرچه سرعتش تغییر کنه نحوه گذر زمان هم براش متفاوت از بقیه خواهد بود.
نمیدونم چند میلیونوم ثانیه یا خیلی بیشتر، شاید 10 سال ولی سریعتر میگذشت. شاید سرعتش خیلی بالا بود که کاملا متوجه اختلاف فاحش گذشت زمان بودم.
اصلا کاری به فرمول های علمی ندارم؛ بسیاری از عوامل دیگه هم ظاهرا در تغییر گذشت زمان تاثیر گزار هستند؛ وقتی طمع نرفتنت که بیشتر شود یا هی پیله کنی که بمانی و همین وقت ها که محیط اطراف و انسان های دور و برت دوست داشتنی تر میشن و دنبال کاراکتری خواهی گشت که به آن احساس تعلق بیشتری داری.
اینکه کسی هم نباشه تا بدرقه ات کند و حتی همین نگرانی که کاش زمان می ایستاد تا بالاخره کسی پیدا شود و از نرفتنت بگوید.
و یا حواست خودآگاه آنقدر پرت کنی بلکه وقت بیشتری بگذرد از نرفتنت.
ظاهرا خیلی چیزها در سرعت و گذشت زمان تاثیر گذار است و مطمئنم فقط انحنای ریل قطار و چرخیدن و چرخاندن و چاله و گودال و ... نبود.
راستش دیگر تفاوت چندانی هم ندارد.
96/06/17

#امیر_قدمی
#نسبیت #جاذبه #رفتن #انشتین #زمان #فضا #انحنا #قطار #مترو
#relativism #attraction #going
Read more
Loading...
هر سال که میگذره روزای آخر سال و فقط فکر میکنم به چیزایی که تو طول سال گذشت .. 96 داره تموم میشه با تمام ...
Media Removed
هر سال که میگذره روزای آخر سال و فقط فکر میکنم به چیزایی که تو طول سال گذشت .. 96 داره تموم میشه با تمام روزای عجیبی که گذشت ولی بازم جای شکرش باقیه که زنده ایم .. هرسال که میگذره دوستامو سرشماری میکنم ببینم کم شدن ؟ اضافه شدن؟ خداروشکر ریزشش کمه هر سال بیشتر میشن اول خداروشکر میکنم برای داشتن یه خونواده ... هر سال که میگذره روزای آخر سال و فقط فکر میکنم به چیزایی که تو طول سال گذشت .. 96 داره تموم میشه با تمام روزای عجیبی که گذشت ولی بازم جای شکرش باقیه که زنده ایم ..
هرسال که میگذره دوستامو سرشماری میکنم ببینم کم شدن ؟ اضافه شدن؟
خداروشکر ریزشش کمه هر سال بیشتر میشن
اول خداروشکر میکنم برای داشتن یه خونواده خوب ... پرند ،سپیده ، شمیم ، نگین ، سروش مرسی که چهارساله همه جوره هستین پگاه مرسی که رفیقی و باهات خوش میگذره ، سام و نازنین که بی شک تو این یک سال رفاقت و تموم کردین واسم ،ملیسا دمت گرم که هستی رفیق آیسان خیلی وقته ندیدمت دلم به شدت برات تنگه دختر ،
استاد رها سلطانی عزیز مرسی که از اولین روز دانشگاه هم دوست بودین هم استاد ، استاد نقاشیان مرسی که منو به شاگردی پذیرفتین و بی شک مسیر زندگیمو تغییر دادین زهرا و ریحون شماها از اتفاقات خوب 96 بودین برام روژینا خوشالم که دوستمی ، سعیده عزیز رازدار ترین آدم زندگیمی و یکی از بهترین دوستان ، شقایق تو هنوز گلی خودمی و خیلی های دیگه که گفتنشون چند روز طول میکشه ....
96 بازم اتفاق خوب زیاد داشت : - شیما که واسم حافظ باز میکنه - حنانه :)) - چند نفر دیگه هم هستن که بخاطر مسائل امنیتی از بردن اسمشون معذورم
امیدوارم منم براتون دوست خوبی بوده باشم
.
.

@pegahjavanbakht @_p.mlk @shamimasd @soroushnri
@sammehrany @nazi.mnop
@hannanehshoeybi @rahasoltani
@_rayora_ @zizi__farshbaf__
@mlkahssy @shima.sw @n_h277
@sepiiiiidehsa @reyhan_mirhosseini
@shindalllll ....
.
.
و خیلی دوستای دیگه که زیاده اگر اسم بگم 💙
Read more
خواستم ببینم معنی عشق از نظره هرکس چی می تونه باشه عنوان : وقتی دوباره او نو دیدی ممکنه اولین عشقمونو ...
Media Removed
خواستم ببینم معنی عشق از نظره هرکس چی می تونه باشه عنوان : وقتی دوباره او نو دیدی ممکنه اولین عشقمونو جایی ببینیم کوتاه یا طولانی دیدتون چیه ؟!؟ تلخ یا شیرین !!! آیا تا به حال به دیدار دوباره ی اولین عشقت فکر کردی ؟!؟ ...... ساناز با اینکه قرار مدار ازدواج با عشقشو گذاشته بود، ولی با مرد دیگه ... خواستم ببینم معنی عشق از نظره هرکس چی می تونه باشه
عنوان :
وقتی دوباره او نو دیدی
ممکنه اولین عشقمونو جایی ببینیم
کوتاه یا طولانی
دیدتون چیه ؟!؟ تلخ یا شیرین !!!
آیا تا به حال به دیدار دوباره ی اولین عشقت فکر کردی ؟!؟
......
ساناز با اینکه قرار مدار ازدواج با عشقشو گذاشته بود، ولی با مرد دیگه ای ازدواج کرد. ۱۵ سال پس از آخرین ملاقاتشان ، اونو در صفحه اینستاگرامش دید. اما حتی با گذشت این همه سال، شعله ی عشق مثل همون روزهای نوجونی تو قلبش شعله ور شد. خواستم صحبت کنه و بگه زمانیکه عشقشو ترک کرد، فکر کرد چقدر دلش می شکنه، چطور با کس دیگه ای همراه شد، اما نتونست حرف بزنه و حرفو عوض کرد !!!
......
علی اولین عشقشو ملاقات کرد: بعد از ۱۳ سال. وقتی برای اولین بار همدیگرو تو دانشگاه دیدن ۱۹ سال داشت. عشقی واقعی بود…اگر چنین حسی تو اون سن وجود داشته باشه و حالا پس از گذشت اینهمه سال باز هم عاشق ۱۹ سالگیش بشه، پس عشقش واقعی بوده اینبار عشق علی کاملاً با قبل متفاوت بود
از دیدن دوباره ی عشقش، سر از پا نمی شناخت
ولی
علی در آینده دوست نداره کنار عشقش باشه !!!
علتشو پرسیدم، اما فقط نگاه کرد !!!
.......
تجدید دیدار شهاب در اینترنت اتفاق افتاد: در ماه خرداد که آنلاین شده بود در شبکه های مجازی و یکسری کارهاشو انجام می داد، عکسیو دید. بله خودش بود-نزدیک بود قلبش وایسه، دوست داشت که هنوز با او در ارتباط باشه.
شهاب می گفت اولین و تنها عشق من بوده و خواهد بود!!!
اما نشد که بشه !!!
...
یاسی اعتراف می کنه: من فقط یه عشق واقعی داشتم اما تمومش کرد . سالهای آخر دبیرستان بود، که با هم آشنا شدیم و دو سال بعد از هم جدا شدیم. از همون اول می گفتم اون همونه که من می خواستم . اما به قول اون ما برای هم ساخته نشدیم.
!!!
...
نادر می گه: اون به من  احساس شگفت انگیزی می داد. ۱۳ ماهی که با هم گذروندیم، شادترین روزهای زندگی من بود . اصلاً نمی دونستم زمانیکه با منه به من خیانت می کنه
اما با خیانتی که کرد، باز هم دوستداشت کناره من باشه
حالا با اینکه عاشقشم
اما
ازش گذشتم
این دفعه من از تعجب زیاد، فقط نگاه کردم —
گاهی وقتها اولین عشق چیزهایی به ما یاد می ده که این درس ها می دونم اون چیزی نیست که دوست داشته بودیم که یاد بگیریم.
اما می نویسم
چند سطر سکوت به عنوان یادگاری
تا در خلوت خودتون
هر طور می خواین معنی کنید
امیدوارم
قصیده ی زندگیتون به کلمه خوشبختی ختم بشه که توو دنیاتون بیانگره همه چیز از نوع یک رنگی، صفا، صمیمیت و صد البته اول آرامش و بد آسایش باشه
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
@nabaacoffee
Read more
 #تولد خودم مبارک باشه یک سال دیگه گذشت منم یک سال بزرگتر شدم… یـکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم ...
Media Removed
#تولد خودم مبارک باشه یک سال دیگه گذشت منم یک سال بزرگتر شدم… یـکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ »بشم یا نه ؟ … تونستم همونی باشم که هستم ؟ … نمی دونم … شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم…. ولی یکسال بزرگتر شدم…اونم خیلی سریع…. یکسال گذشت روزایه خوب و بد زیادی بود! به خیلیا بدی کردم ... #تولد خودم مبارک باشه

یک سال دیگه گذشت
منم یک سال بزرگتر شدم…
یـکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ »بشم یا نه ؟ …
تونستم همونی باشم که هستم ؟ …
نمی دونم … شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم…. ولی یکسال بزرگتر شدم…اونم خیلی سریع…. یکسال گذشت
روزایه خوب و بد زیادی بود!
به خیلیا بدی کردم که حقشون نبود😔
بدی های زیادی هم دیدم که حقم نبود👍
با آدمای جدیدی اشنا شدم❤
یه کوچولو  #عاقل تر شدم😁
پستی و بلندی زیادی دیدم👎
عوضش هرجا ناامید شدم  #خدارو دیدم🙏
یه تشکر از همه دوستای گلم و خوانوادم که هوامو داشتن❤
امیدوارم هرچی میخوان تو  #زندگی داشته باشن❤
#تولد
#تولدم_مبارک❤
امیدوارم هرکی به هرچی میخواد برسه🙌🙌❤💚💛💜💖💕
Read more
یکی از دوستانم هر موقع بهش تولدش تبریک میگفتم سرش مینداخت پایین و هیچی نمیگفت وقتی بهش میگفتم چیه چی ...
Media Removed
یکی از دوستانم هر موقع بهش تولدش تبریک میگفتم سرش مینداخت پایین و هیچی نمیگفت وقتی بهش میگفتم چیه چی شده هیچی نمیگفت خلاصه یک سال ازش به زور پرسیدم گفت سالها پیش وقتی خیلی کودک بوده هر سال پدر مادرش به دروغ میگفتن سال بعد برات تولد میگیریم و هیچ وقت تولد نگرفتن یکبار پدرش هدیه تولد یک تور مسافرتی گرفتن ... یکی از دوستانم هر موقع بهش تولدش تبریک میگفتم سرش مینداخت پایین و هیچی نمیگفت وقتی بهش میگفتم چیه چی شده هیچی نمیگفت خلاصه یک سال ازش به زور پرسیدم گفت سالها پیش وقتی خیلی کودک بوده هر سال پدر مادرش به دروغ میگفتن سال بعد برات تولد میگیریم و هیچ وقت تولد نگرفتن یکبار پدرش هدیه تولد یک تور مسافرتی گرفتن اما وقتی در حال اماده کردن وسایل سفر بودن پدر مادرش سر یک وسیله خیلی کوچک (جاصابونی ) با هم دعوا کردن و این دوست من که فقط ده سال داشت شاهد کتک کاری مادر پدرش برای اولین بار تو عمرش به بهانه کادو تولدش میشه . یکبار دیگه هم یک وسیله موسیقی خیلی مدرن براش کادو خریدن اما خود پدر مادرش بدون اطلاع خودش آن را فروختن چند سال بعد هم یک کامپیتر برای خانه خریدن اول گفتن کادو تولدشه بعدش گفتن نه این برای خانه هست نه برای تو یعنی دوباره ی جورایی کادو رو پس گرفتن گفت الباقی ایامم یا کادو نگرفتم یا اگر گرفتم ازم پس گرفتن یا خودشون شکستنش یا کار دیگری که یادم نیست دیگه .ازش پرسیدم خب چرا فراموش نمیکنی گفتم خودم فراموش کردم اما روحم نمیتونه فراموش کنه چون روی روح کودکی من نشسته و جالب تر اینکه بعد از ازدواجمم یک جور دیگه هنوز روی روحم هست که هر چه اصرار کردم بگه نگفت ازش پرسیدم الان از این موضوع چه نتیجه ای میشه گرفت گفت یا هیچ وقت صاحب فرزند نمیشم یا اگرم بر فرض محال صاحب فرزند شدم هیچ گاه فرزندم را احمق فرض نمیکنم گفتم آیا این تفکر روی رابطه خودت با پدر مادرت بعد از ۳۰ سال گذشت روت تاثیر نزاشته گفت چرا نزاشته هر وقت نزدیک تاریخ تولدم میشه دچار افسردگی میشم و ارزو میکردم هیچ گاه بدنیا نمیومدم تا انقدر رو دوش دیگران بار نباشم که بخوان برای تهیه یک کادو تولد انقدر اسمان به ریسمون ببافن .
متاسفانه پدر مادر ها نمیدونند کار های کوچکشان چه اثرات طولانی و ماندکاری روی افراد میگذاره این دوست من اکنون ۳۵ سال سن داره اما شاید در ده سال اخیر فقط ۵۰ بار پدر و مادرش رو دیده یعنی ۵ بار کمتر در سال دیدتشون و گفت اگر هم رفتم دیدنشون فقط برای این بود که انها پدر مادرم هستن وگر نه انتها دلم به شدت از دستشون ناراحته گفتم ولی من پدر مادرت میشناسم اونا عاشقانه دوست دارن و همه جا کلی ازت تعریف میکنند این بی انصافیه اینجوری در موردشون میگی گفت درسته من سعی کردم فرزند خوبی براشون باشم اما اونا پدر مادر خوبی برای من نبودن متاسفانه همه جا در مورد تکالیف فرزندان نسبت به والدین صحبت میشه اما از تکالیف والدین نسبت به فرزندان هیچ صحبتی نمیشه. ادامه در اولین کامنت ذیل
Read more
 #withgalaxy قدیما که این جمله رو می‌شنیدم که ما باید فکر کنیم مرگ به ما خیلی نزدیکه می‌گفتم چه حرفیه ...
Media Removed
#withgalaxy قدیما که این جمله رو می‌شنیدم که ما باید فکر کنیم مرگ به ما خیلی نزدیکه می‌گفتم چه حرفیه و ما باید امیدوار باشیم که سال‌های سال زنده هستیم و همین باعث بشه که دید روشنی به روزهای زندگی داشته باشیم. از این تفکر سال‌ها گذشت تا بعد از پست دیشب و حرف‌های شما، از خودم پرسیدم چرا انقدر سعی می‌کنم ... #withgalaxy قدیما که این جمله رو می‌شنیدم که ما باید فکر کنیم مرگ به ما خیلی نزدیکه می‌گفتم چه حرفیه و ما باید امیدوار باشیم که سال‌های سال زنده هستیم و همین باعث بشه که دید روشنی به روزهای زندگی داشته باشیم. از این تفکر سال‌ها گذشت تا بعد از پست دیشب و حرف‌های شما، از خودم پرسیدم چرا انقدر سعی می‌کنم همه چی در حد توانایی خودم و استانداردهایی که برای زندگیم دارم به بهترین شکل باشه؟ چرا دوست دارم زیاد بخونم و چرا انقدر مقاله حتی خارج از موضوع تزم دانلود می‌کنم و خلاصه می‌نویسم و دسته‌بندی می‌کنم. یا برای مثال کتاب‌های جدید حتی فیکشن هیجان‌زده‌ام میکنه. مثلاً توی همین کتاب آخری که دارم میخونم (بیکامینگ) ترکیب جملات منو ذوق‌زده میکنه و برمی‌گردم باز دوباره میخونم و باز میخونم و نگاه میکنم می‌بینم فصل دوم رو سه بار خوندم
.
لهجه‌های زیبا در هر زبانی مخصوصا انگلیسی، فرانسه و فارسی ته دلمو می‌لرزونه و خیلی وقتها یه قسمت از یه فایل رو بارها و بارها گوش میدم و همونطوری تکرار میکنم و از این خاصیت تکلم با اکسنت های مختلف واقعا ذوق‌زده میشم
.
قهوه خوشحالم میکنه و وقتی وارد جایی میشم که عطر کیک و قهوه پیچیده عمیق تر نفس می کشم تا به ته وجودم بره. از همه مهم تر دیدن صورت پدر و مادر دلگرمم میکنه و یادم می اندازه که دنیا چه جای زیباییه و دلم میخواد بارها و بارها دست بکشم روی انگشتان مادرم
.
خیلی مفاهیم دیگه هم بود که کم کم وارد زندگیم شد. مثل اینکه کار نمیکنم که پول دربیارم. کار میکنم تا هر روز دوستان و همکارهام رو ببینم و تسک های متفاوت انجام بدم و بتونم در یه کاری تاثیرگذار باشم که این پول کم یا زیاد یه جایی میذاریمش و میریم. همین که یه سقفی بالاسرمون هست و گرسنه نیستیم در خلقت طبیعت و آفرینش بشر کافیه و بقیه اش هرچی که باشه باعث بهبود کیفیت زندگی ما میشه ولی نمی تونه در مسیر حرکت و رشد شخصی ما تاثیرگذار باشه و جریانات مینیمالیسم که بارها براتون گفتم
.
حالا اینو میخوام بگم که وقتی به همه این چیزها فکر کردم برگشتم به اینکه من همیشه فکر میکنم شاید امروز آخرین روز هر کدوم از این موضوع هایی که گفتم باشه و باید به خاطرش خوشحال باشم. تا من خوشحال نباشم نمیتونم شمارو خوشحال و امیدوار کنم. نذاریم آدم هایی که نمیدونن از زندگی چی میخوان مارو از مسیر بکشن بیرون و بگن ولش کن، نا امید شو ایران که جای این حرفها نیست
.
دنیا خیلی زیباست فقط باید کشف کنیم توی این دنیا چی مارو خوشحال میکنه و در نهایت ِریلکسی لحظاتمون رو وقف همون موضوع کنیم
.

اعتراف هم میکنم صبح فقط یک ساعت درس خوندم #درآینه
Read more
. دلم برای حماقت های هفده هجده سالگیم تنگ شده!! برای وقتی که بهترین خواننده ها لیلا فروهر و منصور بودن ...
Media Removed
. دلم برای حماقت های هفده هجده سالگیم تنگ شده!! برای وقتی که بهترین خواننده ها لیلا فروهر و منصور بودن و بهترین رمان دنیا بامداد خمار!! دلم برای وقتی که فکر میکردم هزار سال دیگه وقت دارم تا صاحب رویایی ترین عشق دنیا باشم و یکی نذاره حتی خودم در ماشین رو باز کنم تنگ شده..! دلم برای وقتهایی که بی دغدغه ... .
دلم برای حماقت های هفده هجده سالگیم تنگ شده!! برای وقتی که بهترین خواننده ها لیلا فروهر و منصور بودن و بهترین رمان دنیا بامداد خمار!!
دلم برای وقتی که فکر میکردم هزار سال دیگه وقت دارم تا صاحب رویایی ترین عشق دنیا باشم و یکی نذاره حتی خودم در ماشین رو باز کنم تنگ شده..!
دلم برای وقتهایی که بی دغدغه ساعتها می خوابیدم و جز خواب خوش هیچ خوابی نمی دیدم تنگ شده.. دلم برای روزهاییکه تا سی سالگی قرن ها راه بود و به نظرم سی ساله ها خیلی گنده بودن تنگ شده..
زمانیکه پدر و مادر سروحال بودن و هیچوقت فکر تلخِ مرگ، پیری، یا نبودشون سراغم نمیومد، انگار قرار بود همیشه همونطوری بمونن..
دلم برای دغدغه ها و دلخوشیهای کوچک و آرزوهای بزرگ تنگ شده.. زمانیکه انگار چیزی به نام "گذشته" که وقتی بهش فکر کنی دلت بگیره وجود نداشت.. همه چیز توی زمان حال و یه آینده ی پر از رویا خلاصه میشد... راستی برای شما هم فکر به گذشته ها و روزهای خیلی دور غم انگیزه یا فقط برای من اینطوره؟
زمانی قسمتی از زندگیمون نامِ "گذشته" گرفت که بزرگ شدیم!!!
و انگار دیگه برای آدمهای اطرافمون زندگی کردیم نه برای خودمون.! سایه ی سنگینِ نگاه و قضاوتِ مَــردُم روی زندگی و انتخابهامون افتاد و اینکه کسی برامون حرف درنیاره! یا همه ازمون راضی باشن! شد یکی از دغدغه های اصلیمون..!
چه تأسف بار! معلوم نیست زندگی میکنیم یا فقط زنده ایم..! مدام و بیهوده می جنگیم برای چیزهایی که مطمئنن نمی تونیم تغییرشون بدیم. برای آدمهایی که سخت به باورهای خودشون چسبیدن و زمانی که از خودت یا تفکرت میگی با تعجب یا پوزخند نگات میکنن.. چرا وقتی میشه از کنار خیلی از آدمها به سادگی گذشت می ایستیم و ثانیه های عمر رو صرف مبارزه میکنیم؟؟
جنگیدن برای بی ارزش ها!!
خودِ من؛ همیشه جنگیدم برای همه چیز تا پیش وجدان خودم سربلند باشم. امّا این روزها فهمیدم که با خیلی ها نباید جنگید... گاهی فقط باید از کسی یا چیزی فاصله گرفت یا نادیده گرفت و به سادگی گذشت.. به قول کیومرث مرزبان: یک روزهایی باید زره را از تن در بیاوریم، دست خودمان را بگیریم و ببریم گردش!
بی هیچ جنگ و هیاهو...
امّا ای کاش از کودکی یاد میگرفتیم با قلبهامون زندگی کنیم تا ناخودآگاه قضاوت نکنیم کسایی رو که دلی زندگی میکنن.. و کاش می پذیرفتیم که کاری به کار هم نداشته باشیم.. و باور می کردیم که تک تک آدمها زخمی اند، هر کس درد خودش رو داره، دغدغه ی خودش رو داره، مشغله ی خودش رو داره.. به قول گفتنی:
آدمها را لحظه ها پیر نمی کنند، .. آدم را ، آدمها پیر می کنند...
Read more
خب ۳۵ سالگی قشنگم هم گذشت، با همه بالا و پایین هاش <span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f388"></span> . منتظرم ببینم زندگی برام امسال چه سورپرایزهای ...
Media Removed
خب ۳۵ سالگی قشنگم هم گذشت، با همه بالا و پایین هاش . منتظرم ببینم زندگی برام امسال چه سورپرایزهای جدید و هیجان انگیزی داره . پ.ن اول : شادی برای من یعنی همه اونایی که تو عکس هستن . پ.ن دوم : امسال بیشتر از هر سال دیگه ای احساس کردم که آدم ها چقدر دارن از هم فاصله میگیرن و دور میشن. مراقب این فاصله ... خب ۳۵ سالگی قشنگم هم گذشت، با همه بالا و پایین هاش 🎈🎈🎈
.
منتظرم ببینم زندگی برام امسال چه سورپرایزهای جدید و هیجان انگیزی داره
.
پ.ن اول : شادی برای من یعنی همه اونایی که تو عکس هستن
.
پ.ن دوم : امسال بیشتر از هر سال دیگه ای احساس کردم که آدم ها چقدر دارن از هم فاصله میگیرن و دور میشن. مراقب این فاصله ها باشیم
Read more
. . ابوبصير گويد: امام صادق - عليه ‏السلام - فرمود: چيزي يافت نمي‏شود مگر اينکه حد و مرز و تعريفي دارد.  عرض کردم: فدايت شوم؛ حد #توکل چيست؟  حضرت فرمود: #يقين .  عرض کردم: يقين چيست؟  حضرت فرمود: اينکه با خدا هستي از چيزي نترسي. . الکافي: ج 2 ص 57، بحارالأنوار: ج 67 ص 142 ح 6 . . . . #مولوی ... .
.
ابوبصير گويد: امام صادق - عليه ‏السلام - فرمود: چيزي يافت نمي‏شود مگر اينکه حد و مرز و تعريفي دارد. 
عرض کردم: فدايت شوم؛ حد #توکل چيست؟ 
حضرت فرمود: #يقين . 
عرض کردم: يقين چيست؟ 
حضرت فرمود: اينکه با خدا هستي از چيزي نترسي.
.

الکافي: ج 2 ص 57، بحارالأنوار: ج 67 ص 142 ح 6
.
.
.
.
#مولوی :

استعانت جستن از غیر #خدا
مرد را بی شک فزاید ابتلا
خواهش دل در طریق اولیاء
کفر باشد جستن از غیر خدا
.
.
.

در دفتر ششم #مثنوی ، با اشاره به #داستان #حضرت_یوسف علیه السلام و ماجرای #زندانی شدن او، آمده :

حتی پیامبری چون #یوسف علیه السلام ، آن گاه که یک لحظه غفلت می کند و برای رهایی خویش، به هم سلولی خود متوسل می شود تا نزد عزیز مصر از او وساطت به عمل آورد، از طرف پروردگارش تنبیه می شود و چند سال دیگر در زندان باقی می ماند. همو می سراید:

پس جزای آن که دید او را معین
ماند یوسف حبس در بضع سنین

زین گنه که آمد از آن نیکوخصال
ماند در زندان ز داور چند سال

که چه تقصیر آمد از خورشید داد
تا تو چون خفاش رفتی در سواد

پس ادب کردش بدین جرم اوستاد
که مساز از چوب پوسیده عماد
.
.
.
.

و در روایتی از #امام_صادق علیه السلام می خوانیم که خدای تعالی فرمود:

به عزت و جلالم سوگند، آرزوی هرکس را که به غیر من #امید بندد، به نومیدی قطع می کنم. او در گرفتاری ها به غیر من #آرزو می بندد، در صورتی که رفع #گرفتاری ها به دست من است و درِ خانه غیر مرا می کوبد، با آنکه کلیدهای همه درهای بسته نزد من است. کیست که در گرفتاری های خود، به من امید بندد و من امیدش را قطع کرده باشم؟ کیست که در کارهای بزرگش به من امیدوار گشته و من امیدش را از خود بریده باشم؟! .
.
.
.
.
.
بعدنوشت : ولادت امام موسی کاظم ع با تاخیر مبارک 😊
شب جمعه هم گذشت و سلام بر امام حسین ع ماند ...
دیگه کسی خوب باشه مثل خدا و اهل بیت آدم ها هم میشن اهل کم کاری ... سلام ولو با تاخیر بر تو یا حسین ....
اما بعدتر فردا هم روز مباهله است و اونم تبریک میگم ...
راستی #کلیپ #زیبا هم امیدوارم لذت ببرید ...
دیگه هر کی یک مدل پست میگذاره مال منم این مدلیه ....
الهی خدا بپسنده
شما هم لذت ببرید ...
تا پست بعدی فعلا
به درودددددد 😊
.
.
Read more
 #withgalaxy #russia #shotons9 راستش من فکر میکنم وقتی ما به جایی برای مدت کوتاهی سفر میکنیم درست ...
Media Removed
#withgalaxy #russia #shotons9 راستش من فکر میکنم وقتی ما به جایی برای مدت کوتاهی سفر میکنیم درست مثل این میمونه که به اقیانوس برسیم و یک پامون رو به آب بزنیم. با سفر کوتاه نه وارد جامعه میشیم و نه میتونیم با اقشار مختلف جامعه هم‌صحبت شیم نه از وضع زندگی و از مشکلات اجتماعی خبردار شیم و نه حتی از روی ... #withgalaxy #russia #shotons9
راستش من فکر میکنم وقتی ما به جایی برای مدت کوتاهی سفر میکنیم درست مثل این میمونه که به اقیانوس برسیم و یک پامون رو به آب بزنیم. با سفر کوتاه نه وارد جامعه میشیم و نه میتونیم با اقشار مختلف جامعه هم‌صحبت شیم نه از وضع زندگی و از مشکلات اجتماعی خبردار شیم و نه حتی از روی ظاهر آدم‌ها میتونیم به نتیجه ای برسیم ،چون حتی لباس و ظاهر و حال آدم‌ها بستگی به حال و روز و فصل و موقعیتی که ما شاید اتفاقی اونجا بوده باشیم داره.
اما ما با سفر به یه نقطه شروع میکنیم در خودمون جستجو کردن. پیش فرض‌ها و تصوراتمون رو از انبار ذهنمون بیرون میکشیم و مثل یه آلبوم تو منطقه ورقشون میزنیم.
#روسیه برای من پیش فرض‌های متفاوتی داشت و این تصاویر به سه دلیل وارد اون انباری شده بودن. یکی کتاب‌های دوران نوجوونی بود. رمان‌های قطور روسی که برای اون دوران ما در دست‌رس ترین بودن و من چه شبها که جلد جلد این کتابها رو تو ورق نمیزدم. تصاویری از کمونیسم ، سرما و جنگ از منطقه عجیب و با قدمت تاریخی به اسم شوروی.
یکی دیگه، هم‌کلاس‌های روسم بودن. دوستان نوجونی مثل خودم که پوست و مو و چشمانی روشن داشتن و قدهای بلند، و به غیر از اسم و فامیلی که نشون میداد از این منطقه هستن هیچ فرقی با بقیه نوجون‌های کلاس نداشتن. سومین روش رسیدن تصاویر هم عموی جوانم بود که از سال فروپاشی شوروی وارد مسکو شده بود، با خانمی روس ازدواج کرده بود و چند وقت یکبار با عکس‌ها، سوغاتی‌ها و داستان‌های روسی از زندگی‌اش در مسکو به ما سر میزد. داستان‌هایی که از خونگرمی و خجالتی بودن این مردم، غذاهای متفاوت و شکل زندگیشون میگفت.
این چند هفته سفر در روسیه با ورق زدن این آلبوم و ساعت‌ها در شهر راه رفتن گذشت و برای من این تصاویر رو ساخت که نه تمام مردم روس بلوند و قدبلند هستن و نه همه به یه شکل. از موی بلوند چشم آبی گرفته تا موهای مشکی و چشمان بادومی. نه همه لاغر و خوش اندامن و نه همه صبح تا شب مشغول نوشیدن ودکا! نه همه مردم به ادبیات کلاسیک علاقه دارن و نه همه مدرن و خوش لباس.
تو این چند روز غریبه‌ها بدون داشتن زبون مشترک کمکن کردن و اون تصویر مردم سرد و اخمو رو از توی ذهنم برداشتن. مسکو خیلی شهر تمیزی بود و مردم با ریتم تندی زندگی میکردن در حالی که سن‌پترزبورگ برام زیباتر بود و آروم تر بود با شب‌های روشن تابستونی. کازان شهر مسلمون‌ها و تاتارها و مساجد بود و سارانسک جایی کوچیک و بی سر و صدا با زنان مسیحی که با روسری به کلیسا میرفتن. همه در کشور ستاره‌ی سرخ.
پ.ن ممنون برای همه کامنت‌ها و توضیحات پست قبل :)
Read more
Marda inaaaaan پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای ...
Media Removed
Marda inaaaaan پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود. اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم. می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست اولاش نمی خواستیم بدونیم با خودمون ... Marda inaaaaan
پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم...
ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم.
سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود.
اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم.
می دونستیم بچه دار نمی شیم.
ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست
اولاش نمی خواستیم بدونیم
با خودمون می گفتیم
عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه
بچه می خوایم چی کار؟
در واقع خودمونو گول می زدیم

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم
تا اینکه یه روز علی نشست رو به رومو گفت
اگه مشکل از من باشه
تو چی کار می کنی؟
فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم
خیلی سریع بهش گفتم…من حاضرم به خاطر تو رو همه چی خط سیاه بکشم
علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد
گفتم:تو چی؟ گفت:من؟
گفتم:آره… اگه مشکل از من باشه… تو چی کار می کنی؟
برگشت…زل زد به چشام…گفت: تو به عشق من شک داری؟
فرصت جواب نداد و گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم

با لبخندی که رو صورتم نمایان شد
خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره
گفتم:پس فردا می ریم آزمایشگاه
گفت:موافقم…فردا می ریم
و رفتیم… نمی دونم چرا اما دلم مثل سیر و سرکه می جوشید
اگه واقعا عیب از من بود چی؟
سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم
طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه
هم من هم اون…هر دو آزمایش دادیم
بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره
یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید
اضطرابو می شد خیلی اسون تو چهره هردومون دید

با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیست
بالاخره اون روز رسید
علی مثل همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب ازمایشو می گرفتم
دستام مثل بید می لرزید
داخل ازمایشگاه شدم
علی که اومد خسته بود
اما کنجکاو…ازم پرسید جوابو گرفتی؟
منم زدم زیر گریه…فهمید که مشکل از منه
اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود

یا از خوشحالی
روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد

تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود
بهش گفتم:علی… تو چته؟ چرا این جوری می کنی…؟
اونم عقده شو خالی کرد گفت: من بچه دوس دارم مهناز…مگه گناهم چیه؟
من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم
دهنم خشک شده بود… چشام پراشک… گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری
گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی… پس چی شد؟
گفت:آره گفتم… اما اشتباه کردم… الان می بینم نمی تونم… نمی کشم
نخواستم بحثو ادامه بدم… پی یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گ
Read more
سی و چند سال پیش بود که شاه گریه کرد و رفت…! مردم ریختن تو خیابون و شادمانه شیرینی و شکلات پخش میکردن... چند ...
Media Removed
سی و چند سال پیش بود که شاه گریه کرد و رفت…! مردم ریختن تو خیابون و شادمانه شیرینی و شکلات پخش میکردن... چند تا بچه داد میزدن شاه فراری شده سوار گاری شده…! یه شیرین عقل دیگه‌ای هم داد میزد مَمَد دِماغ دَر رَفت…! مردم جلوی ماشین‌ها رو میگرفتن و تا راننده رو پیاده نمیکردن که برقصه نمیذاشتن بره…! عکس ... سی و چند سال پیش بود که شاه گریه کرد و رفت…!
مردم ریختن تو خیابون و شادمانه شیرینی و شکلات پخش میکردن...
چند تا بچه داد میزدن شاه فراری شده سوار گاری شده…!
یه شیرین عقل دیگه‌ای هم داد میزد مَمَد دِماغ دَر رَفت…!
مردم جلوی ماشین‌ها رو میگرفتن و تا راننده رو پیاده نمیکردن که برقصه نمیذاشتن بره…!
عکس شاه رو از روی اسکناس‌ها رو درآورده بودن و با خوشحالی بههم نشون میدادن و نمیدونستن عکس شاه اعتبار اون کاغذ‌ها بود…!
تا اون روز هر دلار هفت تا یک تومانی بود …!
تا اون روز هر تومان کلی ریال با ارزش…!
تا اون روز ایران ما قدرت پنجم نظامی جهان بود
تا اون روزحجاب ازاد و حق مادرامون با ما یکی بود
تا اون روز سپاه دانش بود
تا اون روز پیش آهنگی داشتیم
تا اون روز تغذیه رایگان بود !
تا اون روز برای ادامه تحصیل بورسیه از طرف دولت بهت داده میشد!
تا اون روز ورود ما به همه جای کره خاکی ازاد و بدون دردسر بود!
تا اون روز مسلمان در مسجد و عرق خور در میخانه بود!
تا اون روز مادری در انتظار بازگشت فرزندش از جنگ نبود!
تا اون روز پدری بر سر مزار پسر شهیدش نبود
تا اون روز خیابانها رنگی بود !
تا اون روز خواهرامون تو خیابانها امنیت داشتند!
تا اون روز ورزشکارامون مجبور نبودن آبمیوه بفروشن!
تا اون روز روی کسی اسید نپاشیده بودن
تا اون روز به دختری قبل از اعدام تجاوز نکرده بودن!
تا اون روز بچه ۱۷ ساله اعدام نکرده بودن!
تا اون روز پول نفت خرج لبنان و فلسطین و سوریه و عراق نکرده بودن!
تا اون روز ایرانی اعتبار و احترام و اقتدار داشت!

و سالها گذشت از اون روز…

دیگه مردم از شاه بعنوان مَمَد دِماغ یاد نمیکنن
بلکه آه میکشن و میگن خدا بیامرزدش…!
نور به قبرش بباره ایشالله…!
دیگه جان بی‌ارزش شد!
پولها بی‌ارزش شد…!
دلار افسار بريد
برکت هم رفت…!
آب و برقی مجانی نشد!
معنویاتمان هم بر باد رفت…!
رقصیدن جُرم شد…!
زیبایی جُرم شد…!
گردش جُرم شد…!
تفریح جُرم شد…!
لباس جُرم شد…!
آرایش جُرم شد…!
مهمانی جُرم شد…!
خوردن جُرم شد…!
نوشیدن جُرم شد…!
نگاه کرد جُرم شد…!
عشق جُرم شد…!
اعتراض جُرم شد…!
ورزش جُرم شد…!
خنده جُرم شد…!
سر در گریبونیم ما خود کرده‌های بي تدبير.. 37 سال دستاورد انقلاب اسلامي :

۹٠٠٠ پزشك بيكار ،٧ ميليون جوان بيكار ، ۸ میلیون آواره دنیا
ازهر١٠ ازدواج ٦طلاق ،٦ ميليون معتاد. ٦٨% افسردگي ،رسيدن سن فحشا به ١۳ سالگي ، فروش سالانه ١٣ هزار كليه ،٤٢% زير خط فقر
و در اخر ارزش جان مادرمان هم شد نصف بیضه چپ یک آخوند!!
Read more
بعضی از شادی هارو کسایی خراب کردن، که اصلا رنگی از معرفتو یه رنگیو نچشیدن یا لامصبا فقط خدا خدا ...
Media Removed
بعضی از شادی هارو کسایی خراب کردن، که اصلا رنگی از معرفتو یه رنگیو نچشیدن یا لامصبا فقط خدا خدا می کنن که مثلا آره خدا رو ما می شناسیم بهش رسیدیم اَه . آره حالم از تک تکشون به هم می خوره آدماییکه جوابه معرفتو با کثافت می دن خیلی از اشتباها تکرار می شه که خودمونو می زنیم به کوری. انقدر این ... بعضی از شادی هارو کسایی خراب کردن،
که اصلا رنگی از معرفتو یه رنگیو نچشیدن
یا
لامصبا فقط
خدا خدا می کنن
که مثلا
آره
خدا رو ما می شناسیم
بهش رسیدیم
اَه .
آره حالم از تک تکشون به هم می خوره
آدماییکه
جوابه معرفتو با کثافت می دن
خیلی از اشتباها تکرار می شه که خودمونو می زنیم به کوری.
انقدر این ناراحتیها تکرار می شه که اونا هم باورشون می شه که شاید واقعا کوریم .
هر کسی هم که این موضوعها رو می شنوه
مثله یه نواره ضبط شده
فقط و فقط می گه
زندگیه دیگه...
یک وقت هایی نوک پا راه رفتم که خیس نشم
اما الان دیگه
خستم
خیلی خستم
دوستدارم فقط بخوابم
سال تا سال
اما
نمیتونم
زمانش رسید که دار و ندارمو به آب بزنم، پس دل به دریا می زنم ...
هر چی هست این داستان تو یه لحظه اتفاق افتاد .
اما حالا که دل به دریا زدم
از اتفاقهاییکه برام افتاد
گذشتم،
یا
گذشتم
اما
واسه
یه لحظه از مهلت دادن دیگه خسته شدم
آره زمان می گذره
حتی
عمرمم تموم می شه
من
فقط پشته هر اشتباهی فرصت دادم که بگذره
که شاید درست بشه
اون زمان، گذشت و گذشتم
و دوباره
گذشتم
کسیکه لایق نباشه
ازش می گذرم
پس از تو هم گذشتم
آره دلم پُره، پُره
تو
چاییه بودی که یخ کردی که روی میز گذاشته بودنت، خودم دمت کرده بودم اما، یادت رفت، سرد شدی، از دهن افتادی
طعمت تلخ و گس شد حالا با هیچ قند و شکلاتی به مذاق من که نه، به هیچ طبعی نمی شینی ...نمی شه بوت کرد.
فرصت دادم کاغذیکه از طرفه تو له شده بودو صاف کنی، اما دیگه گذشت
الان مثل آبِ تُنگِ ماهی که به وقتش عوض نشدی منم همون ماهی شدم که تو یه تُنگ بودم مطمئن باش دیگه اون ماهی هم، نمی شم...
قدر لحظاتتو ندونستی
اشتباه کردید
اشتباه کردی
دیگه منم مثله
زندگی
منتظر هیچ‌کس نمی‌مونم
امیدوارم
قدر لحظهامونو بدونیم
چون خیلی زود دیر می شه !!!
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
. . گذر تک تک این ثانیه های عمرم به قدیمی شدن نوکریم می ارزد . . . . <span class="emoji emoji1f448"></span>اَلْحَمدولله عَلى كُلِّ ...
Media Removed
. . گذر تک تک این ثانیه های عمرم به قدیمی شدن نوکریم می ارزد . . . . اَلْحَمدولله عَلى كُلِّ حالْ دائِماً واَبَدا بله ، یکسال دیگه هم از عمرمون گذشت... و به قول قدیمی ها به مرگ نزدیک تر شدیم، خداروشاکرم⚘ در مجموع سال خوبی رو پشت سرگذاشتم و خاطرات خوبی برام به یادگار موند ، که سرآمد ... .
.
گذر تک تک این ثانیه های عمرم
به قدیمی شدن نوکریم می ارزد
.
.
.
.
👈اَلْحَمدولله عَلى كُلِّ حالْ دائِماً واَبَدا👉

بله ، یکسال دیگه هم از عمرمون گذشت...
و به قول قدیمی ها به مرگ نزدیک تر شدیم،

خداروشاکرم⚘

در مجموع سال خوبی رو پشت سرگذاشتم
و خاطرات خوبی برام به یادگار موند ، که
سرآمد همش توفیق زیارت دوبانوی دمشق
قبل از زیارت اربعین حسینی بود.
.
خلاصه...
نمیدونم بهترین ها در نظرتون چگونست
ولی برای همتون همون رو آرزومندم.
.
شاه علی مدد
محتاج دعام
محمد حسین فخلعی⚘

1396/10/28
.
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
Read more
سفری بود و گذشت، مثل همه لحظات زندگی که موندگار نیستند... باید از گذشته درس گرفت و با نگاه به آینده ...
Media Removed
سفری بود و گذشت، مثل همه لحظات زندگی که موندگار نیستند... باید از گذشته درس گرفت و با نگاه به آینده ، در حال زندگی کنیم. چهار سال دیگه قطر میزبان بزرگترین و مهیج ترین آوردگاه ورزشیه و ما هنوز اندر خم یه کوچه ایم. نمیخوام از ناامیدی حرف بزنم ولی کلا مردم فراموشکاری شدیم. خیلی زود با حاشیه ها سرمون گرم ... سفری بود و گذشت، مثل همه لحظات زندگی که موندگار نیستند...
باید از گذشته درس گرفت و با نگاه به آینده ، در حال زندگی کنیم. چهار سال دیگه قطر میزبان بزرگترین و مهیج ترین آوردگاه ورزشیه و ما هنوز اندر خم یه کوچه ایم. نمیخوام از ناامیدی حرف بزنم ولی کلا مردم فراموشکاری شدیم. خیلی زود با حاشیه ها سرمون گرم میشه و از اصل غافل میشیم. ساختن رو باید اول از خودمون شروع کنیم. وقتی خیلی راحت حق همدیگه رو پایمال میکنیم،به هم تهمت میزنیم، توهین میکنیم و مثل ریگ دروغ میگیم و شایعه پراکنی میکنیم،بایدم وقتی به جایی میرسیم،اختلاس و دزدی و غارت کنیم. تخم مرغ دزد ، شتر دزد میشه. خدایا کمکمون کن که بخواهیم و عمل کنیم تا عاقبت بخیر بشیم🙏🙏🙏🌹
#جام_جهانی #روسیه #علیرضانجف_زاده
Read more
این محرم هم گذشت ایشالا تا سال دیگه زنده بمونیم نوكري كنيم
Media Removed
این محرم هم گذشت ایشالا تا سال دیگه زنده بمونیم نوكري كنيم این محرم هم گذشت ایشالا تا سال دیگه زنده بمونیم نوكري كنيم
یکسال دیگه هم زیر سایه ی استاد بزرگوارم ، استاد امیر جمشیدی که با دستی گشاده و قلبی مهربان اموزش میدن ...
Media Removed
یکسال دیگه هم زیر سایه ی استاد بزرگوارم ، استاد امیر جمشیدی که با دستی گشاده و قلبی مهربان اموزش میدن و در کنار دوستان هنرمند و مهربونم گذشت ، خدای مهربون برای این که این رو روزی من قرار دادید ازتون ممنونم ، جای تمام هم کلاسیهام که تو عکس نیستن خالی بود هفته ی اخر سال ۱۳۹۶ یکسال دیگه هم زیر سایه ی استاد بزرگوارم ، استاد امیر جمشیدی که با دستی گشاده و قلبی مهربان اموزش میدن و در کنار دوستان هنرمند و مهربونم گذشت ، خدای مهربون برای این که این رو روزی من قرار دادید ازتون ممنونم ، جای تمام هم کلاسیهام که تو عکس نیستن خالی بود
هفته ی اخر سال ۱۳۹۶
Hello 18 <span class="emoji emoji1f388"></span> این یه سال سریع تر از اونی که فکر میکردم گذشت... و دوباره زاده شدم... <span class="emoji emoji1f60c"></span> <span class="emoji emoji25ab"></span> <span class="emoji emoji25ab"></span> پ ن: تولد دو ...
Media Removed
Hello 18 این یه سال سریع تر از اونی که فکر میکردم گذشت... و دوباره زاده شدم... پ ن: تولد دو سال دیگه م رو هم که اینجا نیستیم و اونی که باید میدونه کجاییم... # #FN_KRM #6دی #95 Hello 18 🎈
این یه سال سریع تر از اونی که فکر میکردم گذشت...
و دوباره زاده شدم... 😌


پ ن: تولد دو سال دیگه م رو هم که اینجا نیستیم و اونی که باید میدونه کجاییم... #❤
#FN_KRM
#6دی
#95
خب دیگه خوش گذشت اکسیژن زیاد از حد هم برای بدن خوب نیست ماسک ها رو دربیارید که از فردا میریم که داشته باشیم ...
Media Removed
خب دیگه خوش گذشت اکسیژن زیاد از حد هم برای بدن خوب نیست ماسک ها رو دربیارید که از فردا میریم که داشته باشیم اون روی تهران تا سال دیگه همین موقع . . . . . . . . #tehran #iran #life #oxygen #beatiful #nice #tourist #تهران #ایران #زیبا #پیاده #زیبا #nostalgia خب دیگه خوش گذشت اکسیژن زیاد از حد هم برای بدن خوب نیست ماسک ها رو دربیارید که از فردا میریم که داشته باشیم اون روی تهران تا سال دیگه همین موقع . 🙌😍😊.
.
.
.
. .
. #tehran #iran #life #oxygen #beatiful #nice #tourist #تهران #ایران #زیبا #پیاده #زیبا #nostalgia
باید درباره یک نفر دیگه هم که امسال نقش مهمی در موفقیت تیم پارس جنوبی داشت صحبت کنم اقای احد علوی مدیررسانه ...
Media Removed
باید درباره یک نفر دیگه هم که امسال نقش مهمی در موفقیت تیم پارس جنوبی داشت صحبت کنم اقای احد علوی مدیررسانه ای باشگاه وتیم ؛ نباید از زحمات تک تک بچه ها که برای موفقیت تیم تلاش کردن به سادگی گذشت . اما خوشحالم که یک نفر مثل آقا علوی بود که این زحمات رو به چشم کارشناسان و رسانه ها بیاره، اونم تیمی که سال ... باید درباره یک نفر دیگه هم که امسال نقش مهمی در موفقیت تیم پارس جنوبی داشت صحبت کنم
اقای احد علوی مدیررسانه ای باشگاه وتیم ؛
نباید از زحمات تک تک بچه ها که برای موفقیت تیم تلاش کردن به سادگی گذشت .
اما خوشحالم که یک نفر مثل آقا علوی بود که این زحمات رو به چشم کارشناسان و رسانه ها بیاره،
اونم تیمی که سال اول حضورش در لیگ برتر بود.
چه خوب که شما کنار ما بودین تا با سابقه ای که در رسانه داشتید به پیشرفت و دیده شدن جوونای تیم که کم هم نبودن کمک کنین.
امیدوارم خانواده پارس جنوبی قدردان آقا احد علوی باشه
ممنون که یک فصل نذاشتی حاشیه گریبان گیر پارس جنوبی بشه،
ممنون که هنوزم هم دلسوز تیم هستی،
من به خاطر شخص شما فعلا سکوت می کنم وگرنه حرف زیاده
Read more
جوان تر که بودم،واسه خرج و مخارج تحصیلم مجبور شدم توی یه رستوران کار کنم،من اون جا گارسون بودم،رستوران ...
Media Removed
جوان تر که بودم،واسه خرج و مخارج تحصیلم مجبور شدم توی یه رستوران کار کنم،من اون جا گارسون بودم،رستوران ما به مرغ سوخاری هاش معروف بود،البته نمی شد از سیب زمینی سرخ کرده هاش هم گذشت،خلاصه اینکه پاتوق دختر پسرهای جوان بود. صاحب رستوران مرد با انصافی بود،از اون سبیلوهای باحال،خیلی هوای زیردست هاش ... جوان تر که بودم،واسه خرج و مخارج تحصیلم مجبور شدم توی یه رستوران کار کنم،من اون جا گارسون بودم،رستوران ما به مرغ سوخاری هاش معروف بود،البته نمی شد از سیب زمینی سرخ کرده هاش هم گذشت،خلاصه اینکه پاتوق دختر پسرهای جوان بود. صاحب رستوران مرد با انصافی بود،از اون سبیلوهای باحال،خیلی هوای زیردست هاش رو داشت،ما بهش می گفتیم رئیس.
یه روز که می خواستم غذای مشتری ها رو ببرم،رئیس من رو کشید کنار و گفت:میز شماره دو،اون دختر مو بورِ،بدجور دیوونش شدم،هرکاری بخواد واسش می کنم.
گفتم:ببین رئیس،خیلی خوبه ها،ولی فکر نکنم پا بده!
رئیس گفت:اون هر روز با دوست هاش می آد اینجا،می دونی که من خجالتیم،آمارش رو بگیر،جبران می کنم.
چند دقیقه بعد وقتی که غذای اون دخترها رو روی میزشون میذاشتم،شنیدم که داشتن در مورد این حرف میزدن که سبیل چه چیز مزخرفیه،بعد من رو کردم به دختر مو بورِ و گفتم:غذای شما با طراحی مخصوص آقای رئیس سرو شده.
دخترِ هم یه نگاه به رئیس انداخت که دست هاش رو زیر چونه اش زده بود و اون رو دید میزد.
به رئیس گفتم که طرف انگار با سبیل حال نمی کنه،رئیس رو میگی،رفت تو دستشویی و بدون اون سبیل های فابریکش برگشت.
فردای اون روز وقتی باز داشتم غذای دخترها رو روی میز میذاشتم بو بردم که اون ها دانشجوی زبان فرانسه هستن.
رئیس هم بلافاصله دوره فشرده زبان فرانسه ثبت نام کرد و بعدش هم ما منوی رستوران رو فرانسوی کردیم!
اما داستان به همین جا ختم نشد،چون وقتی یه روز رئیس نقاشی 'جیغ' اثر معروف 'ادوارد مونچ' رو تو دست دختر مو بورِ دید،به سرش زد که دیوارهای رستوران رو پر از نقاشی های 'ادوارد مونچ' کنه،رئیس ما از یه سبیلو که فقط بلد بود مرغ سرخ کنه،تبدیل شد به یه دلباخته نقاشی که یه سیگار برگ همیشه گوشه لبش بود.
تا اینکه یه روز من پا پیش گذاشتم و به دخترِ گفتم که مادمازل،رئیس ما بدجور خاطر شما رو می خواد!
دخترِ فقط نگاه کرد و هیچ جوابی نداد.
از اون روز دیگه دختر مو بورِ با دوست هاش به رستوران نیومد و وقتی قضیه رو از دوست هاش جویا شدم،گفتن که اون رژیم گرفته،من هم که فهمیدم جریان از چه قراره،واسه اینکه حال رئیس گرفته نشه،بهش گفتم طرف رژیم گرفته.
رئیس هم منوی رستوران رو عوض کرد و از اون به بعد فقط غذای رژیمی سرو میشد .اوضاع همینطوری ادامه داشت،اما من دیگه درسم تموم شد و از اون شهر رفتم.
وقتی بعد از چند سال به اونجا برگشتم دیدم که جای اون رستوران یه گالری نقاشی دایر کردن و بالاش به فرانسوی نوشتن:
êtes-vous toujours sur l'alimentation?
یعنی، هنوزم رژیم داری؟

#روزبه_معين 📚
.
.
.
#StoryLife #BookLife #Cafe
Read more
‏🇮🇷 #Karajinsta 🇮🇷 🔅وزیر نیرو اعلام کردپرونده خاموشی تابستان سال ۱۳۹۷ بسته شده. ‌ جا داره خسته ...
Media Removed
‏🇮🇷 #Karajinsta 🇮🇷 🔅وزیر نیرو اعلام کردپرونده خاموشی تابستان سال ۱۳۹۷ بسته شده. ‌ جا داره خسته نباشید بگیم به مردم به کسی که کیلو کیلو مرغ و گوشت و شیر و ... از اجناسش فاسد شد و دور ریخت به صنعتگری که به خاطر قطعی برق، مجبور به زمین گذاشتن ابزار خودش شد به مادری که در اوج گرما و نبودن برق، گریه ... ‏🇮🇷 #Karajinsta 🇮🇷
🔅وزیر نیرو اعلام کردپرونده خاموشی
تابستان سال ۱۳۹۷ بسته شده.

جا داره خسته نباشید بگیم به مردم
به کسی که کیلو کیلو مرغ و گوشت و شیر
و ... از اجناسش فاسد شد و دور ریخت
به صنعتگری که به خاطر قطعی برق،
مجبور به زمین گذاشتن ابزار خودش شد
به مادری که در اوج گرما و نبودن برق،
گریه فرزندش رو دید و آرومش کرد
به همه، به همه کسانی که محق بودن
و متضرر شدن.

گذشت، اما آقای وزیر نیرو، باز هم
مردم هوای شما رو داشتن،

باز هم بار مالی و ... روی دوش مردم بود.
لطفا فکری اساسی کنید تا سال دیگه این اتفاق نیفته
Read more
بعد از لایو امروز با لیلی عزیز علی که همیشه پشتیبان همه تصمیم های منه و نظرهاش برای من خیلی مهمه و یه ...
Media Removed
بعد از لایو امروز با لیلی عزیز علی که همیشه پشتیبان همه تصمیم های منه و نظرهاش برای من خیلی مهمه و یه جورایی حجته، خیلی مهربون میگه گلشید فکر میکردم لباس رسمی تری بپوشی برای لایو! بعد که با مامانم حرف میزنم، مامان همیشه نگرانم میگه گلشید چرا انقدر چشم هات بی حالت بودند! خیلی خسته ای دخترم، یه کم استراحت ... بعد از لایو امروز با لیلی عزیز
علی که همیشه پشتیبان همه تصمیم های منه و نظرهاش برای من خیلی مهمه و یه جورایی حجته، خیلی مهربون میگه گلشید فکر میکردم لباس رسمی تری بپوشی برای لایو!
بعد که با مامانم حرف میزنم، مامان همیشه نگرانم میگه گلشید چرا انقدر چشم هات بی حالت بودند! خیلی خسته ای دخترم، یه کم استراحت کن.
و من یاد جمله معروف دوست داشتنیم میفتم!
“هر وقت شروع به کاری کردی که همه چی درست و سر جاش بود، یعنی خیلی دیر شروع کردی.”
.
مامانم راست میگه، من خیلی کم خوابم. چهل روزی میشه هایپر شدم، خواب به چشم هام نمیاد! استراحت و خواب این روزها برام مسکن که نیست هیچ، مایه اضطرابه.
علی هم راست میگه، خیر سرم من طراح لباسم، شاید باید متناسب تر لباس بپوشم!
ولی دلم می‌خواد کژوال باشم!
دلم می‌خواد بگم زندگی عادی یه طراح لباس هم میتونه همینقدر بی دغدغه و بی ترس از قضاوت با لباس راحت تری باشه. دلم می‌خواد به هدف فکر کنم و از مسیر لذت ببرم، نه به دغدغه آخ چی بپوشم، یادم بره هدف چی بود!
بدن من همیشه کبوده! چون عاشق صخره نوردیم! دوست ندارم برای ترس از کبودی بدنم، دل از ورزش مورد علاقه ام ببرم.
.
نظرهای دیگران رو گوش میدم! با دقت!
تا جایی اجراشون میکنم که از هدفم دور نشم و همچنان مسیر برام لذت بخش باشه، هرچند که انتهای مسیر مشخص نباشه.
مسلما همین لایوها، که شیش ماه بیشتره تو فکرشم، اگر میخواست با چشم خوشگل آرایش کرده و هر بار لباس های آنچنانی اتفاق بیفته، حالا حالا ها استارتش نمیخورد.
😱
سی سال مثل برق و باد گذشت! نهایت سی سال دیگه دارم خودم رو زندگی کنم! چرا که نه؟!
🌱☘️
چه کاری مدت هاست دوست دارید انجام بدید، از ترس قضاوت آدم ها، یا ترس اینکه هنوز آماده نیستید به تاخیر انداختید؟
Read more
سلام این آقارو اکثراً میشناسیم من که از بچگی باهاش خاطره دارم وقتایی که مستندهای حیات وحشو با صدا ...
Media Removed
سلام این آقارو اکثراً میشناسیم من که از بچگی باهاش خاطره دارم وقتایی که مستندهای حیات وحشو با صدا و تصویر و توضیحات جالبش میدیدم و تو سرم رویای رسیدن به همچون جایی و بودن جای اون آقارو که حتی اسمشم نمیدونستمو، داشتم شغل مورد علاقم همین بود همین که برم تو دل حیات وحش و ساعت ها و روزها و ماه ها زندگی ... سلام
این آقارو اکثراً میشناسیم
من که از بچگی باهاش خاطره دارم
وقتایی که مستندهای حیات وحشو با صدا و تصویر و توضیحات جالبش میدیدم و تو سرم رویای رسیدن به همچون جایی و بودن جای اون آقارو که حتی اسمشم نمیدونستمو، داشتم
شغل مورد علاقم همین بود
همین که برم تو دل حیات وحش و ساعت ها و روزها و ماه ها زندگی و رفتار حیوانات رو از نزدیک بررسی کنم و بتونم از نزدیک خیلیاشونو لمس و نوازش کنم و روزامو در کنار اونا بگذرونم…
هر بار با دیدن مستندهاش کلی خیال پردازی میکردم و از آفریقا و ساوان تا جنگلهای آمازون و استرالیا سفر میکردم و گونه های جانوری مختلفو از نزدیک میدیدم و بررسی میکردم و تو عشقم غرق میشدم…
بچه بودم و فکر میکردم این کارارو دامپزشکا انجام میدن!
براهمین هرکی ازم میپرسید دوس داری چیکاره بشی؟ میگفتم دامپزشک!
روزا گذشت و بزرگ شدم و فهمیدم این کار دامپزشک نیست، ولی نمیدونستم کار کیه، تو رسیدن به عشق و هدفم شکست خوردم و سرخورده زندگیمو ادامه دادم…
بازم مستندهای این آقارو میدیدم ولی با افسوس و بدون رویاپردازی…
تا چندماه پیش، تو سن ۲۸سالگی، بالاخره فهمیدم از چه راهی میشه مسیر مورد علاقمو برم!
راهشو با کمک خدا پیدا کردم و دوباره کل وجودم سرشار از عشق و خواستن شد…
حالا بازم مستندهای آقای اتنبرو رو نگاه میکنم…
ولی اینبار بازم مثل بچگیام با رویاپردازی و عشق و علاقه و امید
اینبار میدونم اسم این آقا دیوید اتنبروئه
اینبار با دانش بیشتر، دانش اینکه تقریبا میدونم شروع این راهو از کجا باید رفت
گرچه نمیدونم مسیرم چیه و به کجا و کی میرسم، ولی همین قدم اول و شروعش برام سرشار از عشق و خواستنه…
هنوز وارد راه مورد علاقم نشدم، ولی همین که میدونمش برام قدِ یه دنیا انرژی و انگیزه و امید ایجاد کرده…
به خاطرش از خدا خیلی ممنونم…

از آقای دیوید اتنبرو هم باید ممنون باشم،
کسی که یه عمر زندگیشو (بالای ۶۰سال) با عشق، برای ساخت برنامه های مستندی گذاشت که یه دختر بچه از یه کشور خیلی دور برنامه هاشو ببینه و به عشق و هدف وجودیش پی ببره و با تمام بالا پایین های زندگیش، بالاخره یه روزی با کمک خدا راه ورود بهشو پیدا کنه…

ورود من به این مسیر، نمیدونم امسال باشه یا سال دیگه یا حتی چندسال دیگه، ایناش مهم نیست
حتی اینم مهم نیست که هیچ دید و ذهنیتی نسبت به مسیر پیش روم و آیندم و سختیاش ندارم
مهم اینه که با تمام وجودم میخوامش و این راهیه که حاضرم کل عمر و زندگی و حتی جونمو براش بزارم…

امیدوارم خدا کمکم کنه و از شما هم میخوام لطف کنید و برام دعا کنید
مرسی 🙏

#DavidAttenborough
#Wildlife
#Environment
Read more
🙄 . من این لحظه رو خیلی دوست دارم ولی ، یه چیزی تو این عکس چشم رو آزار میده ، و ما چه راحت پذیرفتیم ، حیف ...
Media Removed
🙄 . من این لحظه رو خیلی دوست دارم ولی ، یه چیزی تو این عکس چشم رو آزار میده ، و ما چه راحت پذیرفتیم ، حیف ، تک تک ایرانیها هرجای دنیا که باشن ، در واقعیت امروز ایران و در این ماجرا سهم دارن، و کسی نمیتونه دیگری رو مقصر بدونه، نسل ما کنار دریا رو یه شکل دیگه هم دیدن ، همونجوری که باید باشه ، پر از شادی ... 🙄
.
من این لحظه رو خیلی دوست دارم ولی ،
یه چیزی تو این عکس چشم رو آزار میده ،
و ما چه راحت پذیرفتیم ،
حیف ،
تک تک ایرانیها هرجای دنیا که باشن ،
در واقعیت امروز ایران و در این ماجرا سهم دارن،
و کسی نمیتونه دیگری رو مقصر بدونه،
نسل ما کنار دریا رو یه شکل دیگه هم دیدن ،
همونجوری که باید باشه ،
پر از شادی و نشاط و مطابق با طبیعت انسانها،
و بعد از گذشت چهل سال ،
دریای خزر داره پاسخ بَدعَهدیِ مارو میده ،
داره داد میزنه : "خلایق ، هرچه لایق"
.
#iran1966_shomal
#sea #mazandaran #khazar
#خزر #مازندران #دریا #شمال #قایقرانی
#قایق #حجاب #روسری #مانتو #تعطیلات #تفریح #ایران #ایرانی .
Read more
تولدمه<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> تولد خودم مبارک باشه یک سال دیگه گذشت منم یک سال بزرگتر شدم… یـکسالی که نمی دونم ...
Media Removed
تولدمه تولد خودم مبارک باشه یک سال دیگه گذشت منم یک سال بزرگتر شدم… یـکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ »بشم یا نه ؟ … تونستم همونی باشم که هستم ؟ … نمی دونم … شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم… اما یک سال بزرگ تر و با تجربه تر شدم پس تلاش میکنم تا به آنچه می خوام برسم ....... ولی ... تولدمه😍💕💕💕😍 تولد خودم مبارک باشه

یک سال دیگه گذشت

منم یک سال بزرگتر شدم…

یـکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ »بشم یا نه ؟ …

تونستم همونی باشم که هستم ؟ …

نمی دونم … شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم… اما یک سال بزرگ تر و با تجربه تر شدم پس تلاش میکنم تا به آنچه می خوام برسم ....... ولی یکسال بزرگتر شدم…اونم خیلی سریع….
دلم می خواست امشب شما رو در شادی ام شریک کنم........
امروز من رو اساسی غافلگیر کردن اما بدون هماهنگی همین جور یهوو دو سه تا کیک با هم اومد😅 کسی کیک میخوره براش بفرستم😁؟؟؟
البته از بس هول شدم و شلوغ بود همین یک عکس موند که اونم به یادگار اینجا ماندگار خواهد شد.......
راستی دوستان مهربانم از تبریکهاتون خیلی خیلی ممنونم واقعا خوشحالم که دوستانی مثل شما دارم .... حجم دایرکت ها خیلی بالا بود ببخشید اگر هنوز جواب بعضی از دوستان رو ندادم .....💖💕💕💕💕💕💖
#هفت_خرداد #تولد #خردادی #شادی #کیک #عشق #مهربوتی #تولدمه #شادی #دورهمی
Read more
یارب العباس ع... سلام امسالم باهمه ناخوشی ها وخوشی ها داره تموم میشه یکسال دیگه هم از عمر مارفت خوب ...
Media Removed
یارب العباس ع... سلام امسالم باهمه ناخوشی ها وخوشی ها داره تموم میشه یکسال دیگه هم از عمر مارفت خوب یا بد شاد یا باناراحتی داره تموم میشه ولی بازم شکر که با امام حسین گذشت والحمد الله در پناه حسینیم .... رفقا ایام عید نزدیکه کمک یار هم باشیم به دور برمون نگاه کنیم وبی تفاوت رد نشیم چیزی که دست مارا میگیره ... یارب العباس ع... سلام
امسالم باهمه ناخوشی ها وخوشی ها داره تموم میشه
یکسال دیگه هم از عمر مارفت خوب یا بد شاد یا باناراحتی داره تموم میشه ولی بازم شکر که با امام حسین گذشت والحمد الله در پناه حسینیم .... رفقا ایام عید نزدیکه کمک یار هم باشیم به دور برمون نگاه کنیم وبی تفاوت رد نشیم چیزی که دست مارا میگیره گرفتن دسته پس بیایید دست گیر باشیم اینقد راهم مردونگی نمرده
نماز خوبه روزه خوبه هیت خوبه ولی هیچ لذتی مثل کمک کردن نیس
که خدا خوش میاد وهم اهل بیت هم بنده خدا

اوضاع خوبی نیس جای خیلی چیزا باهم عوض شده ولی میشه درست کرد میشه دوباره شروع کرد میشه هنوز ریش گرو گذاشت گلریزون کرد میشه .... ایشالله به حق علی اینقد صفا وشادی کمک کردنا زیاد بشه که امسال شب عید هیچ خونه ایی خالی از محبت وخنده نباشه هیچ پدرومادری شرمنده بچه اش نباشه

هرکس اندازه وسعش بیاد وسط ومنم وبعضی اخلاقا بزاره کنار کارا حله همه خوشحال میریم سال جدید مردم باید به فکر مردم باشن وگرنه این دولت واون دولت به فکر ملت نیست ... پیشاپیش سال نو مبارک ایشالله نوکریتون مستدام زیر پرچم مولا
تازود دیر نشده بسم الله .... بد کردیم بد گفتیم بد رفتیم حلال کنید
Read more
شب تولدم که میشه، هم‌ دلم میگیره، هم خوشحالم، خوشحال برای اینکه هنوز هستم و امید هست و زندگی زیبایی ...
Media Removed
شب تولدم که میشه، هم‌ دلم میگیره، هم خوشحالم، خوشحال برای اینکه هنوز هستم و امید هست و زندگی زیبایی هاشو هنوز داره و میشه آینده رو ساخت و خانواده و رفقا هستن، دلگیر واسه روزایی که از دست دادم و عمری که گذشت و عزیزانی که سالهای پیش کنارم بودن و حالا به هر دلیلی دیگه کنارم نیستن، امشب رفتم پست های سالهای ... شب تولدم که میشه، هم‌ دلم میگیره، هم خوشحالم، خوشحال برای اینکه هنوز هستم و امید هست و زندگی زیبایی هاشو هنوز داره و میشه آینده رو ساخت و خانواده و رفقا هستن، دلگیر واسه روزایی که از دست دادم و عمری که گذشت و عزیزانی که سالهای پیش کنارم بودن و حالا به هر دلیلی دیگه کنارم نیستن،
امشب رفتم پست های سالهای گذشته ام که ۲۴ اذر برای تولدم گذاشته بودم رو‌نگاه کردم،کلی حال داد،حرفام هم هموناست تقریبا.و چقدر خوبه این اینستاگرام که خاطره ها و لحظه هارو ثبت میکنه.
مرسی از عزیزانی که یادشون بود و تبریک گفتن، مخلص تمام رفقا هستم، و در آخر این شعر از استاد موسوی که هرسال روز تولدم یادش می‌افتم:
خوش به حال کبوتر های سفید
تو میمیری اگر اسیر بشی
راستی ظاهرا تولدته
تا که یک سال دیگه پیر بشی
Read more
. امسال اولین نفر به علیرضا زنگ زدم تبریک عیدو بگم که توی تبریکش گفت امسال پیشرفتمون باید خیلی بیشتر ...
Media Removed
. امسال اولین نفر به علیرضا زنگ زدم تبریک عیدو بگم که توی تبریکش گفت امسال پیشرفتمون باید خیلی بیشتر بشه و سالی که گذشت خیلی هم عالی نبودیم. معنی دیگه حرفش میتونه این باشه که من روی تو بیشتر حساب باز کرده بودم و نبودی. خب اولش توقعم شد از این جهت که من همه ی تلاشمو کردم، از طرفی بیراه نمیگه و کار مدیر بالاتر ... .
امسال اولین نفر به علیرضا زنگ زدم تبریک عیدو بگم که توی تبریکش گفت امسال پیشرفتمون باید خیلی بیشتر بشه و سالی که گذشت خیلی هم عالی نبودیم. معنی دیگه حرفش میتونه این باشه که من روی تو بیشتر حساب باز کرده بودم و نبودی.
خب اولش توقعم شد از این جهت که من همه ی تلاشمو کردم، از طرفی بیراه نمیگه و کار مدیر بالاتر تلنگر زدن در این مواقع هم هست، فاصله ی خوب بودن تا عالی بودن، وقتی تلنگر میخوری نمیخوای قبولش کنی، از طرف دیگه هم به اون جمله ی معروف فکر میکردم که اگر اونی باشی که بودی، همون نتیجه ای رو میگیری که گرفتی، پس حتما یه چیزایی باید تغییر کنه که خروجی مطلوب تر بشه. اما چه چیزهایی؟
بزرگترین حسن سال نو و تعطیلاتش فرار از روزمرگی هست، فرصتی برای رفرش شدن و با خودت بودن، برنامه ریزی جدید و بازبینی هدفات و حذف روزمرگی ها و عادتای بد.
توی آمار گوشیم دیدم بطور میانگین روزانه ۶۰ بار و جمعا ۴ ساعت زمان استفاده من از گوشی هست که ۳.۵ ساعتش صرف اینستا و تلگرام میشه، یعنی سالانه تقریبا ۲ ماه کامل از عمر من، نشستم هزینه فایده کردم دیدم هرمدلی حساب میکنم این هزینه برای سوشیال خیلی سنگین تر از چیزیه که فکر میکردم، خیلی کارای مهم میشه باهاش انجام داد و واقعا انقدر آورده ی مفید برای من نداره
فکر میکنم بزرگترین تغییری که میتونم امسالمو باهاش شروع کنم همین باشه، حذف پرت زمانی سوشیال و جایگزین مناسب برای رشد بهتر و سریعتر

پ ن: برای شروع از الان یک ماه به اینستا سر نمیزنم و تلگرام هم فقط روی پی سی بررسی میکنم
Read more
به ۲۳ سالگی: سال قبلی که گذشت پر از رابطه های اشتباه بود رابطه هایی که به دلایل مختلف قطع شد آدم هایی ...
Media Removed
به ۲۳ سالگی: سال قبلی که گذشت پر از رابطه های اشتباه بود رابطه هایی که به دلایل مختلف قطع شد آدم هایی ک اومدن عمیقا دوست داشته شدن و بعد نمیدونم چرا رفتن آدمایی که اومدن بشون اعتماد نشد و رفتن آدمایی که اومدن و بعد دور انداخته شدن آدمایی که فقط برای سو استفاده اومده بودن آدمایی که اونقدر شرمنده ام جلوشون ... به ۲۳ سالگی:
سال قبلی که گذشت پر از رابطه های اشتباه بود رابطه هایی که به دلایل مختلف قطع شد آدم هایی ک اومدن عمیقا دوست داشته شدن و بعد نمیدونم چرا رفتن آدمایی که اومدن بشون اعتماد نشد و رفتن آدمایی که اومدن و بعد دور انداخته شدن آدمایی که فقط برای سو استفاده اومده بودن آدمایی که اونقدر شرمنده ام جلوشون ک باید بذارم ک برن .
من هم پشمونم هم نیستم .هم عذر میخوام از ۲۲ هم نه. sorry not sorry. بدون هیچ حس شاعرانه گی بدون هیچ احساس لطیف و بدون هیچ خیالبافی ای تو رو شروع میکنم. نه میتونم قول بدم ک دیگه اشتباه نمیکنم نه میتونم بگم که خودم و بقیه رو بخشیدم . خیلی چیزا رو نمیدونم که میخوام بفهمم و خیلی چیزا رو میدونم که کاش نمیدونستم.
تنهام ولی نه خیلی شاید اندازه بقیه شاید بیشتر شاید کمتر. هنوزم میترسم اما کمتر از همیشه. سخته ولی دلم میخواد همه چیو درست کنم شاید بیشتر از همیشه.
شاید من و تو با هم خوب باشیم شایدم نه .
هیچی مطمئن نیست ۲۳ جان.
هیچی.
ولی با همه اینا من هنوزم خوشحالم!
#تولد_تولد_تولدم_مبارک
#۲۳
پ.ن اعتراضی: دوست داشتم مث بچه گیام تبریکای زیاد و جشن بزرگ داشته باشم ولی خب دوستا و فامیلای من مث مردم بابل پخش و پلای این ور و اونورن!😐
پ.ن خشمگین: ازم میپرسن تو دی ماهی نبودی و مورد داشته ک تو ابان بم تبریک گفتن... ولی خب بازم ممنون از این دوستان!😫
پ.ن خوشحال: خانمی شدما!... قبلنا فک میکردم ۱۷ سال خیلیه!😆
Read more
امسال اولین سالی بود که لحظه تحویل سال خونه پدر مادرم بودم به همراه کنعان و پونه.نمیدونم .ولی با اینکه ...
Media Removed
امسال اولین سالی بود که لحظه تحویل سال خونه پدر مادرم بودم به همراه کنعان و پونه.نمیدونم .ولی با اینکه خودمون سفره انداخته بودیم یه چیزی بهم گفت که باید برم خونه بابا.خیلی هم به ما هم به بقیه خوش گذشت.رفتن علی که تو تک تک این لحظه های خوشی جای خالیشو هممون حس میکنیم به من یاد داد که باید قدر همه داشته هامو ... امسال اولین سالی بود که لحظه تحویل سال خونه پدر مادرم بودم به همراه کنعان و پونه.نمیدونم .ولی با اینکه خودمون سفره انداخته بودیم یه چیزی بهم گفت که باید برم خونه بابا.خیلی هم به ما هم به بقیه خوش گذشت.رفتن علی که تو تک تک این لحظه های خوشی جای خالیشو هممون حس میکنیم به من یاد داد که باید قدر همه داشته هامو بدونم.شاید سال دیگه این موقع من تو این عکس دسته جمعی نبودم.سال نود و شش با همه فجایعش تموم شد.اگه بخوای فکر کنی بهش و به گذشته چشم داشته باشی یه عقب گرده.ایران به فنا رفت .یکی از بهترینهای زندگیم #علی_علوی رفت.خیلی اتفاقهای بد و خوب افتاد ولی آخرش فک میکنم معجزه وار خیلی خوب تموم شد برامون.من اخر سال دست خدارو خیلی بیشتر از قبل تو زندگیم دیدم که در یه لحظه همه چی عوض شد.سیاهی به سپیدی و حال بد جاشو به حال خیلی خوب داد..
به هر حال نود و هفت رو شروع میکنیم با چشم به فروردینی که میتونه بهترین ماه سال باشه برام.البته انشالله که باشه و اردیبهشت که همیشه بهترینه.
همیشه پیش میرم چون میدونم یکی اون بالا بدجور هوامو داره.
#عید #نوروز #نوروز۹۷ #خانواده #عشق😍 #صفا #صمیمیت #افراکتی_بزرگ #تیمورلند
Read more
. ‎قسمت چهارم خاطرات کودکی ‎کلاس اول دبستان گذشت با خانم ابراهیمی و رفتم دوم ‎تو همون مدرسه شهید ...
Media Removed
. ‎قسمت چهارم خاطرات کودکی ‎کلاس اول دبستان گذشت با خانم ابراهیمی و رفتم دوم ‎تو همون مدرسه شهید ذاکر ‎معلممون خانم شیرانی بودن، ژیلا شیرانی ‎یادش بخیر ‎خانمی با قد بلند و صورت کشیده و قلب فوق العاده مهربون ‎یادشون افتادم دلم تنگ شد ‎همچنان با همون بچه های سال قبل بودیم ‎من همیشه به خاطر ... .
‎قسمت چهارم خاطرات کودکی
‎کلاس اول دبستان گذشت با خانم ابراهیمی و رفتم دوم
‎تو همون مدرسه شهید ذاکر
‎معلممون خانم شیرانی بودن، ژیلا شیرانی
‎یادش بخیر
‎خانمی با قد بلند و صورت کشیده و قلب فوق العاده مهربون
‎یادشون افتادم دلم تنگ شد
‎همچنان با همون بچه های سال قبل بودیم
‎من همیشه به خاطر فامیلم ، اسمم دومین نفر بود
‎به طور عجیبی دلم میخواست اولین نفر باشم
‎نفر اول دفتر معلم یکی بود به اسم آرین آیتی
‎آروم، درس خون و از اینا بود که کاری به کسی نداش و سرش تو لاک خودش بود
‎خاطره زیادی به ذهنم نمیرسه از اون سال
‎فقط یادمه آخر اون سال من به آرزوم رسیدم و شدم نفر اول دفتر
‎آرین از اون مدرسه رفت
‎دیگه هم ازش خبری ندارم تا همین حالا
‎حالا خودمونیم، دلم براش تنگ شده بود ، ولی از طرفی هم تو  پوست خودم نمیگنجیدم
‎دوستان، عکس ها مربوط به زمان یاد شده نیستن ‎ #خاطرات #زندگی #دبستان ‎ #خاطرات_كودكي_سهراب
Read more
#سوال_مهم هرچند هنوز بعد اینهمه سال معنی #عید رو‌ نفهمیدم؛ و فرقش رو با بقیه ی روزای سال نمیدونم؛ اما همینکه میبینم عزیزانم خوشن؛ منم خوشم... پس اگه حالتون خوبه: #عیدتون_مبارک هرچند #به_تقویمها_اعتباری نیست اما #تقویم یه چیزو درست میگه: اینکه یک سال دیگه به تقویم با هم بودنمون ... 🍂♻️🍃 #سوال_مهم
هرچند هنوز بعد اینهمه سال معنی #عید رو‌ نفهمیدم؛
و فرقش رو با بقیه ی روزای سال نمیدونم؛
اما همینکه میبینم عزیزانم خوشن؛ منم خوشم...
پس اگه حالتون خوبه: #عیدتون_مبارک
🍁⏳🍀
هرچند #به_تقویمها_اعتباری نیست
اما #تقویم یه چیزو درست میگه:
اینکه یک سال دیگه به تقویم با هم بودنمون اضافه شد؛
این، هم جای #شکر داره و هم #خوف !
یکسال دیگه گذشت...
به #رسم_ایستادگی
یکسال از پرونده ی #آنتی_سلبریتی مون!
به امید اینکه شما بفهمید...
دلیل تک تک کارهامو...

یکسال دیگه گذشت
و ما همچنان در #صبر یم...
مثل آدمیکه بعضی از دعواها رو نمیفهمه...
میدون جنگش‌، میدون جنگ‌ این روزا نیست...
و بیرونِ میدون، با “میدونِ جنگ” میجنگه!
با #شمشیر ی فراری از پستو
با #دلی‌آرام
چون معتقدیم که هم خزان #بگذرد و هم رونق زمان!
اما‌ ما وسط #ریل منتظر قطار میمونیم!
چون: “این بی خبری داده خبر که: #خبری_هست
.
🔻👇🔻
برسم سالهای قبل؛مرور میکنیم سالی که با هم گذشت رو؛
و توی این لحظه از همه چیز برام مهمتر اینه که بدونم:
🔻
👈کدومیک از این #بیست‌اتفاق۹۶ که باهم تجربه کردیم رو از همه مهمتر میدونید؟👇
۱-پرونده سلبریتی
۲-جعبه سیاه
۳-پریدن صفحه اینستاگرام
۴-مسابقه های ایستاده پرس*
۵-راه اندازی توییتر *
۶- آهنگ بگذرد
۷-آهنگ‌ دلارام
۸-کنسرتها و اجراها در سکوت رسانه ای
۹-آهنگ خبری هست
۱۰-رسم ایستادگی
۱۱-لغو اجرای مشهد
۱۲- آهنگ شمشیر
۱۳-نذر فرهنگی اربعین
۱۴-نیم شعرم و نیم موسیقی (منشع ها)
۱۵-مسابقه خاطره بازی اهنگهای امام رضا
۱۶- تغییر “ایستابند”
۱۷-آهنگ برد غیرت
۱۸-فراخوان استدیو ایستاده (خوانندگی-تولیدآثار موسیقایی و‌تصویری)
۱۹-آهنگ ریل
۲۰-لایو هفتگی استودیو ایستاده

پ‌ن:
•گزینه ی ۵و۶ بدلیل محدودیت زمانی‌ در ویدئو جا‌نشد!
•از خانم‌ کیومرثی‌ ممنونم که توی‌لحظات آخر تحویل سال نشستن تا این ویدئو‌ رو‌ فورس‌ماژور برسونن
#سال۹۶ 🔓
#اولین_پست_سال۹۷ 🔒
Read more
... به نام خالقم تولدم شد و یک ‌سال دیگه هم گذشت… اولش همه شبیه هم هستیم، کوچولو و کچل! حتی صداهامون ...
Media Removed
... به نام خالقم تولدم شد و یک ‌سال دیگه هم گذشت… اولش همه شبیه هم هستیم، کوچولو و کچل! حتی صداهامون هم شبیه به هم‌دیگه‌ست. با اولین گریه بازی شروع می‌شه هی بزرگ می‌شیم بزرگ و بزرگ‌تر اون‌قدر بزرگ که یادمون می‌ره یه روز کوچولو بودیم! دیگه هیچ چیزی‌مون شبیه به هم نیست، حتی صداهامون. گاهی ... ...
به نام خالقم
تولدم شد و یک ‌سال دیگه هم گذشت…
اولش همه شبیه هم هستیم،
کوچولو و کچل!
حتی صداهامون هم شبیه به هم‌دیگه‌ست.
با اولین گریه بازی شروع می‌شه
هی بزرگ می‌شیم
بزرگ و بزرگ‌تر
اون‌قدر بزرگ که یادمون می‌ره یه روز کوچولو بودیم!
دیگه هیچ چیزی‌مون شبیه به هم نیست،
حتی صداهامون.
گاهی با هم می‌خندیم،
گاهی به هم!
گاهی دوست می‌داریم و گاهی متنفر می‌شیم.
یک سال دیگه گذشت
يک سال ديگه گذشت و بايد صفحهٔ سفيد ديگه‌ای كه پيش روم گذاشتن‌و پر كنم.
خدا كنه امسال رو سفيد باشم و صفحه‌م رو كم‌غلط تحويل بدم.
یک سال بزرگ‌تر شدم
یک سالی که نمی‌دونم توش واقعاً تونستم “بزرگ” بشم یا نه؟
تونستم با مشکلات خودم کنار بیام؟
تونستم همونی باشم که می‌خواستم؟
تونستم بعضی از عیب‌هام رو برطرف کنم؟
تونستم کسی رو نرنجونم؟
تونستم دل کسی رو شاد کنم؟
نمی‌دونم…
باید فکر کنم…
شاید اون‌جوری که می‌خواستم باشم، نبودم
ولی یک سال بزرگ‌تر شدم
اونم خیلی سریع!
پیرمردی دیروز ازم پرسید چندسال داری؟
 گفتم فردا وارد سی و سه میشم
 سی وسه سال دارم...
پیرمرد گفت
«نبایدبگویی ۳۳سال دارم
باید بگویی ۳۳سال را دیگر ندارم !راستی
ما به جای سالهایی که دیگر نداریم،چه داریم؟
چه کردیم؟
جزمحبت ونيكی چيزی باقی نمیماند
محمدنوید نادرشاهی
یاعلی
تیرماه-۲۵
#mohammadnavidnadershahi
Read more
یک سال دیگه هم گذشت میگن خاک فراموشی میاره نمیدونم چرا هر روز بیشتر دلم برای نبودنت تنگ میشه بابایی ...
Media Removed
یک سال دیگه هم گذشت میگن خاک فراموشی میاره نمیدونم چرا هر روز بیشتر دلم برای نبودنت تنگ میشه بابایی شاید علتش مهربونی و بامحبتیت بودک هبچ کس و هیچ چیز نمیتونه نه جات رو پر کنه نه باعث بشه حتی لحظه ای ب یادت نباشم حتی در بدترین شرایط زندگیمم تنها جای ارامشم کنار قبر تو بود روحت شاد تا لحظه ای ک شاید دنیای ... یک سال دیگه هم گذشت میگن خاک فراموشی میاره نمیدونم چرا هر روز بیشتر دلم برای نبودنت تنگ میشه بابایی شاید علتش مهربونی و بامحبتیت بودک هبچ کس و هیچ چیز نمیتونه نه جات رو پر کنه نه باعث بشه حتی لحظه ای ب یادت نباشم حتی در بدترین شرایط زندگیمم تنها جای ارامشم کنار قبر تو بود
روحت شاد تا لحظه ای ک شاید دنیای دیگه ای باشه منتظر دیدنتم و لحظه شماری میکنم
Read more
بعضي وَقتا زندگي اون چیز‌یو كه میخواي بهت نمیده ، نه واسه اینکه ل‍ایقِش نیستي ؛ بخاطرِ اینکه لایق ...
Media Removed
بعضي وَقتا زندگي اون چیز‌یو كه میخواي بهت نمیده ، نه واسه اینکه ل‍ایقِش نیستي ؛ بخاطرِ اینکه لایق بیشتر از اونی یه سال دیگه هم گذشت. بعضي وَقتا زندگي اون چیز‌یو كه
میخواي بهت نمیده ،
نه واسه اینکه ل‍ایقِش نیستي ؛
بخاطرِ اینکه لایق بیشتر از اونی
یه سال دیگه هم گذشت.
و تولد این یادآوری که یک سال دیگه هم گذشت ... یک پرادکس عجیب باید خوشحال بود یا ناراحت ۲۷!!! شوخی ...
Media Removed
و تولد این یادآوری که یک سال دیگه هم گذشت ... یک پرادکس عجیب باید خوشحال بود یا ناراحت ۲۷!!! شوخی نکن... امیدوارم یک‌ کم این سپری شدن روزها و شب ها برای همه با کیفیت تر و کندتر باشه مرسی از همه کسانی که به یادم بودن و تبریک گفتن The greatest #gift in life is to be #remember #birthday #1369 #january و تولد
این یادآوری که یک سال دیگه هم گذشت ...
یک پرادکس عجیب
باید خوشحال بود یا ناراحت
۲۷!!! شوخی نکن... امیدوارم یک‌ کم این سپری شدن روزها و شب ها برای همه با کیفیت تر و کندتر باشه
مرسی از همه کسانی که به یادم بودن و تبریک گفتن 🙏
The greatest #gift in life is to be #remember
#birthday #1369 #january
بالاخره یه‌ سال دیگه‌ هم ‌گذشت و رفتم تو ۲۴ <span class="emoji emoji1f388"></span>
Media Removed
بالاخره یه‌ سال دیگه‌ هم ‌گذشت و رفتم تو ۲۴ بالاخره یه‌ سال دیگه‌ هم ‌گذشت و رفتم تو ۲۴ 🎈
. حس عجیبیه وقتی کسی نمیدونه که امشب متّولد شدی... . من این حسو خیلی خیلی خوب میشناسم... . فکر کنم از اون حس عجیبتر اینه که موقع مرگ هم کسی متوجه نشه که رفتی... . نمیدونم شما نظرتون چیه! ولی از همه مهمتر اینه که من هنوز هستم... . تلاش میکنم که باشم... . #یک_سال_دیگه_هم_گذشت #اِلٰهی_رِضاً_بِرِضاٰئِک .
حس عجیبیه وقتی کسی نمیدونه که امشب متّولد شدی... .
من این حسو خیلی خیلی خوب میشناسم... .

فکر کنم از اون حس عجیبتر اینه که موقع مرگ هم کسی متوجه نشه که رفتی... .

نمیدونم شما نظرتون چیه!

ولی از همه مهمتر اینه که من هنوز هستم... .
تلاش میکنم که باشم... .

#یک_سال_دیگه_هم_گذشت
#اِلٰهی_رِضاً_بِرِضاٰئِک
۱۳۶۵/۹/۱۶ یک سال دیگه هم گذشت با تمام سختی ها و با تمام اتفاقات خوب و بدش. ************** یه سالی ...
Media Removed
۱۳۶۵/۹/۱۶ یک سال دیگه هم گذشت با تمام سختی ها و با تمام اتفاقات خوب و بدش. ************** یه سالی که اتفاقات خوبی تو ورزش برام افتاد و فکر کنم بهترین سال ورزشیم بود که اول با توکل بخدا و دوم وجود خانواده و همسر عزیز و دوستای گلم بود که برام اتفاق افتاد ممنونم از همه عزیزانی که پیام تبریک فرستادن و ... ۱۳۶۵/۹/۱۶
یک سال دیگه هم گذشت با تمام سختی ها و با تمام اتفاقات خوب و بدش.
**************
یه سالی که اتفاقات خوبی تو ورزش برام افتاد و فکر کنم بهترین سال ورزشیم بود که اول با توکل بخدا و دوم وجود خانواده و همسر عزیز و دوستای گلم بود که برام اتفاق افتاد
ممنونم از همه عزیزانی که پیام تبریک فرستادن و بنده رو مورد لطف و محبت خودشون قرار دادن
اگه دل کسی رو رنجوندم و از دستم ناراحته امیدوارم به بزرگی خودش بخشیده باشه
دست تک تک عزیزان رو میبوسم و براتون بهترین ها رو آرزو میکنم
***********
1986/11/7
I passed a good year with my wife and family,and also alot of good thing happened to me in exercise **** Tlgrm.me/asgharjabari1986
#kyokushinfighter #kyokushinkarate #karate #champions #champion #kwu #kwunion #kyokushinkai #kyokushinkan #kyokushin_Iran #trx #fitness #tkd #world #اصغرجباری #رزمی #سوسای #اوياما #انگیزشی #کيوکوشين #کاراتهgallery #photo #انگیزشی #razmi #kyokushin_karate #بوشیدو #bushido #سبکهای ازاد #wko
Read more
 #پایان_زمستان یه سال دیگه هم گذشت و به پایان عمر نزدیک تر شدیم... . عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ ...
Media Removed
#پایان_زمستان یه سال دیگه هم گذشت و به پایان عمر نزدیک تر شدیم... . عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ [ ﺁﺭﻯ ، ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﻣﻘﺪﺭ ﻛﺮﺩﻳﻢ ] ﺗﺎ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﺷﻤﺎ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﻰ ﻛﻪ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﻴﺪ ﺁﻓﺮﻳﻨﺸﻰ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺨﺸﻴﻢ/واقعه.61/ #یاحی_و_یا_قیوم #این_غافله_عمر_عجب_میگذرد #آخرین_پست_سال_نود_و_پنج #پایان_زمستان
یه سال دیگه هم گذشت و به پایان عمر نزدیک تر شدیم...
.
عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ [ ﺁﺭﻯ ، ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﻣﻘﺪﺭ ﻛﺮﺩﻳﻢ ] ﺗﺎ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﺷﻤﺎ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﻰ ﻛﻪ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﻴﺪ ﺁﻓﺮﻳﻨﺸﻰ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺨﺸﻴﻢ/واقعه.61/

#یاحی_و_یا_قیوم
#این_غافله_عمر_عجب_میگذرد
#آخرین_پست_سال_نود_و_پنج
. دنیا داد می زنه که وحشی باش ولی پدرم یاد داد که مشتی باش یک سال دیگه هم گذشت با تفاوت چند تار موی سفید ...
Media Removed
. دنیا داد می زنه که وحشی باش ولی پدرم یاد داد که مشتی باش یک سال دیگه هم گذشت با تفاوت چند تار موی سفید تر ( سال نوتون مبارک ) ۳ فروردین ۱۳۹۵ #me #face #life #dusk #style #alone .
دنیا داد می زنه که وحشی باش
ولی پدرم یاد داد که مشتی باش
یک سال دیگه هم گذشت با تفاوت چند تار موی سفید تر
( سال نوتون مبارک )
۳ فروردین ۱۳۹۵
#me #face #life #dusk #style #alone
یه سال دیگه هم گذشت یه سال بزرگتر شدمو باتجربه تر خدایا ممنونم به امید روزای روشنو خوب کنار خانواده ...
Media Removed
یه سال دیگه هم گذشت یه سال بزرگتر شدمو باتجربه تر خدایا ممنونم به امید روزای روشنو خوب کنار خانواده ودوستان عزیز یه سال دیگه هم گذشت
یه سال بزرگتر شدمو باتجربه تر خدایا ممنونم
به امید روزای روشنو خوب کنار خانواده ودوستان عزیز👍👍👍👍👌
خیلی از بچه ها رو میشه تو پست هایی که سال پیش همین موقع گذاشتم دید....... یک سال دیگه هم گذشت
Media Removed
خیلی از بچه ها رو میشه تو پست هایی که سال پیش همین موقع گذاشتم دید....... یک سال دیگه هم گذشت خیلی از بچه ها رو میشه تو پست هایی که سال پیش همین موقع گذاشتم دید....... یک سال دیگه هم گذشت
یک سال دیگه هم گذشت!! نمیدانم,هرسال که می گذرد. یک سال به عمرم اضافه می شود!!؟؟ یا یک سال از ان کم ...
Media Removed
یک سال دیگه هم گذشت!! نمیدانم,هرسال که می گذرد. یک سال به عمرم اضافه می شود!!؟؟ یا یک سال از ان کم می شود. 1986.01.02 1364.10.12 یک سال دیگه هم گذشت!!
نمیدانم,هرسال که می گذرد.
یک سال به عمرم اضافه می شود!!؟؟
یا یک سال از ان کم می شود.

1986.01.02
1364.10.12
یک‌سال دیگه‌هم گذشت ✍🏼 #TAVALODAME <span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f388"></span>
Media Removed
یک‌سال دیگه‌هم گذشت ✍🏼 #TAVALODAME یک‌سال دیگه‌هم گذشت ✍🏼 #TAVALODAME 🎈🎈
. وقتی #شب تولدت به روزهای رفته فکر می کنی و سالی که پشت سر گذاشتی، همه وجودت پر از سوال میشه که عمر رفته ...
Media Removed
. وقتی #شب تولدت به روزهای رفته فکر می کنی و سالی که پشت سر گذاشتی، همه وجودت پر از سوال میشه که عمر رفته رو چیکار کردی و مدام از خودت می پرسی واقعا یک سال دیگه هم گذشت؟! تو این کلافگی سوال و جواب با خودت هستی که نگرانی از راه رسیدن سال پیش رو هم بهش اضافه میشه و شب تولدت میشه ی شب دلهره آور با کلی سوال بی جواب....😯 اما ... .
وقتی #شب تولدت به روزهای رفته فکر می کنی و سالی که پشت سر گذاشتی، همه وجودت پر از سوال میشه که عمر رفته رو چیکار کردی و مدام از خودت می پرسی واقعا یک سال دیگه هم گذشت؟! تو این کلافگی سوال و جواب با خودت هستی که نگرانی از راه رسیدن سال پیش رو هم بهش اضافه میشه و شب تولدت میشه ی شب دلهره آور با کلی سوال بی جواب....😯😓😢
اما با وجود دلهره و نگرانی و کلی فاز ناخوب یهو با این صحنه ها غافلگیر میشی 😉😉😉
🔰خوبی #جشن تولد اینکه متوجه میشی هنوز #زندگی جریان داره و غروب روزهای رفته طلوع روزهای نیامده است 😀😄
🔰خوبی جشن تولد گرفتن اینکه بدونی #ی نفر هست که حضورش #آرامش و #امیدبخشه و این حس خیلی خوبه😊😋
⬅ممنونم از زحمات همسر جان و حضورش (چه خوبه ک تو رو دارم)😙😚😘😗😍
Read more
<span class="emoji emoji1f341"></span><span class="emoji emoji1f342"></span> . یک سال دیگه هم گذشت سالی که برام خوب شروع شد و خوب هم به اتمام رسید ( خدا را شکر) . منتظر یک سال ...
Media Removed
. یک سال دیگه هم گذشت سالی که برام خوب شروع شد و خوب هم به اتمام رسید ( خدا را شکر) . منتظر یک سال پر هیجانم که شروع شده واز خدا میخوام برام خوب تمومش کنه، ان شاالله . از دوستانی که روز تولدم را با تماس و پیام دادن تبریک گفتن ممنونم و امیدوارم همیشه سلامت و پاینده باشن. . 🏻 . همه آبانیااااااااا ... 🍁🍂
.
یک سال دیگه هم گذشت
سالی که برام خوب شروع شد و خوب هم به اتمام رسید ( خدا را شکر)
.
منتظر یک سال پر هیجانم که شروع شده واز خدا میخوام برام خوب تمومش کنه، ان شاالله
.
از دوستانی که روز تولدم را با تماس و پیام دادن تبریک گفتن ممنونم و امیدوارم همیشه سلامت و پاینده باشن.
.
🍁🌻🍂❤️🍻🎂✌🏻😉💐
.
همه آبانیااااااااا 😋😍
Read more
‌ یه سال دیگه هم گذشت !! یادمون نره هر لحظه ای ک میگذره دیگه بر نمیگرده ، گول ساعت گرد و نخوریم و از زندگیمون ...
Media Removed
‌ یه سال دیگه هم گذشت !! یادمون نره هر لحظه ای ک میگذره دیگه بر نمیگرده ، گول ساعت گرد و نخوریم و از زندگیمون ۱۰۰% استفاده کنیم و سعی کنیم در هر حال دلیلی و بهونه ای برای لذت بردن پیدا کنیم . امید وارم سال بعد این موقع به تموم آرزوهامون رسیده باشیم . #سال_نو_مبارک
یه سال دیگه هم گذشت !! یادمون نره هر لحظه ای ک میگذره دیگه بر نمیگرده ، گول ساعت گرد و نخوریم و از زندگیمون ۱۰۰% استفاده کنیم و سعی کنیم در هر حال دلیلی و بهونه ای برای لذت بردن پیدا کنیم . امید وارم سال بعد این موقع به تموم آرزوهامون رسیده باشیم . #سال_نو_مبارک
یک سال دیگه هم گذشت. یک سال سخت که گفتن دوباره ش تکرار مکرراته. سال از دست دادن ها و پیدا کردن ها. سالی ...
Media Removed
یک سال دیگه هم گذشت. یک سال سخت که گفتن دوباره ش تکرار مکرراته. سال از دست دادن ها و پیدا کردن ها. سالی که گذشت رو اما دوست دارم، شاید چون راهم رو پیدا کردم، حرفام رو زدم و از همه مهمتر آدمای جدیدی شناختم که دوباره امیدوارم کردن به روشن بودن زندگی فوتو بای @ehsan_arbab عزیز که همیشه‌ دمش گرم بود و گرمتر ... یک سال دیگه هم گذشت. یک سال سخت که گفتن دوباره ش تکرار مکرراته.
سال از دست دادن ها و پیدا کردن ها.
سالی که گذشت رو اما دوست دارم، شاید چون راهم رو پیدا کردم، حرفام رو زدم و از همه مهمتر آدمای جدیدی شناختم که دوباره امیدوارم کردن به روشن بودن زندگی

فوتو بای @ehsan_arbab عزیز که همیشه‌ دمش گرم بود و گرمتر شد
Read more
یک سال دیگه هم گذشت...سی و یک ساله شدم...ولی وقتی به گذشته نگاه میکنم،حالم بد نمیشه،خوشحالم از اکثر ...
Media Removed
یک سال دیگه هم گذشت...سی و یک ساله شدم...ولی وقتی به گذشته نگاه میکنم،حالم بد نمیشه،خوشحالم از اکثر کارهایی که انجام دادم و اکثر کارهایی که انجام ندادم ! حالم خوب بود،با بودن تو بهتر هم شد...بمونی تا همیشه برام...دوستت دارم زیاد... یک سال دیگه هم گذشت...سی و یک ساله شدم...ولی وقتی به گذشته نگاه میکنم،حالم بد نمیشه،خوشحالم از اکثر کارهایی که انجام دادم و اکثر کارهایی که انجام ندادم ! حالم خوب بود،با بودن تو بهتر هم شد...بمونی تا همیشه برام...دوستت دارم زیاد...😍💑👈❤👉
-- ی سال دیگه هم گذشت... شاید پیرتر شده باشم ولی اصلا برام مهم نیست چون هنوزم دارم برای خودمو هدف ...
Media Removed
-- ی سال دیگه هم گذشت... شاید پیرتر شده باشم ولی اصلا برام مهم نیست چون هنوزم دارم برای خودمو هدف هام زندگی میکنم. روزای سخت زیادیرو گذروندم و انرژی منفی زیادیرو تحمل کردم ولی همیشه برای جلو رفتن و بیشتر خودم شدن میجنگم. تا الان بهم ثابت شده که، من میتونم... پس میتونم. بیست و پنج سالگی سلام.. --
ی سال دیگه هم گذشت...
شاید پیرتر شده باشم
ولی اصلا برام مهم نیست چون هنوزم دارم برای خودمو هدف هام زندگی میکنم.
روزای سخت زیادیرو گذروندم و انرژی منفی زیادیرو تحمل کردم ولی
همیشه برای جلو رفتن و بیشتر خودم شدن میجنگم.
تا الان بهم ثابت شده که،
من میتونم...
پس میتونم.
بیست و پنج سالگی سلام..
یک سال دیگه هم گذشت، سالی که هم ناراحتی های زیادی داشت و هم خوشحالی های بی نظیر ، آدمای جدیدی که خاطرات ...
Media Removed
یک سال دیگه هم گذشت، سالی که هم ناراحتی های زیادی داشت و هم خوشحالی های بی نظیر ، آدمای جدیدی که خاطرات خوبی ساختن .همه گذشت امیدوارم سال جدید خوشحالی ها بیشتر باشن. سال نو مبارک یک سال دیگه هم گذشت، سالی که هم ناراحتی های زیادی داشت و هم خوشحالی های بی نظیر ، آدمای جدیدی که خاطرات خوبی ساختن .همه گذشت امیدوارم سال جدید خوشحالی ها بیشتر باشن. سال نو مبارک ❤️❤️😘😘💋
یک سال دیگه گذشت یک سال دیگه رفاقت یک سال دیگه همکار بودن یک سال دیگه بالاسری بودن یک سال دیگه واستادن پای تمام خوبی ها بدی ها اره یک سال دیگه هم گذشت رفیق بی ادعا بزرگ ترین نعمت زندگی داشتن برادری مثل تو هست روز زمینی شدنت مباااااارک مجتبی جوادپور یار همپای همیشگی امسال سال ویژن هات هست یک سال دیگه گذشت
یک سال دیگه رفاقت
یک سال دیگه همکار بودن
یک سال دیگه بالاسری بودن
یک سال دیگه واستادن پای تمام خوبی ها بدی ها
اره یک سال دیگه هم گذشت رفیق بی ادعا
بزرگ ترین نعمت زندگی داشتن برادری مثل تو هست
روز زمینی شدنت مباااااارک
مجتبی جوادپور
یار همپای همیشگی
امسال سال ویژن هات هست
تولدم شد و یک ‌سال دیگه هم گذشت… اولش همه شبیه هم هستیم، کوچولو و کچل! حتی صداهامون هم شبیه به هم‌دیگه‌ست. با ...
Media Removed
تولدم شد و یک ‌سال دیگه هم گذشت… اولش همه شبیه هم هستیم، کوچولو و کچل! حتی صداهامون هم شبیه به هم‌دیگه‌ست. با اولین گریه بازی شروع می‌شه هی بزرگ می‌شیم بزرگ و بزرگ‌تر اون‌قدر بزرگ که یادمون می‌ره یه روز کوچولو بودیم! دیگه هیچ چیزی‌مون شبیه به هم نیست، حتی صداهامون. گاهی با هم می‌خندیم، گاهی ... تولدم شد و یک ‌سال دیگه هم گذشت…
اولش همه شبیه هم هستیم،
کوچولو و کچل!
حتی صداهامون هم شبیه به هم‌دیگه‌ست.
با اولین گریه بازی شروع می‌شه
هی بزرگ می‌شیم
بزرگ و بزرگ‌تر
اون‌قدر بزرگ که یادمون می‌ره یه روز کوچولو بودیم!
دیگه هیچ چیزی‌مون شبیه به هم نیست،
حتی صداهامون.
گاهی با هم می‌خندیم،
گاهی به هم!
گاهی دوست می‌داریم و گاهی متنفر می‌شیم.
یک سال دیگه گذشت
يک سال ديگه گذشت و بايد صفحهٔ سفيد ديگه‌ای كه پيش روم گذاشتن‌و پر كنم.
خدا كنه امسال رو سفيد باشم و صفحه‌م رو كم‌غلط تحويل بدم.
یک سال بزرگ‌تر شدم
یک سالی که نمی‌دونم توش واقعاً تونستم “بزرگ” بشم یا نه؟
تونستم با مشکلات خودم کنار بیام؟
تونستم همونی باشم که می‌خواستم؟
تونستم بعضی از عیب‌هام رو برطرف کنم؟
تونستم کسی رو نرنجونم؟
تونستم دل کسی رو شاد کنم؟
نمی‌دونم…
باید فکر کنم…
شاید اون‌جوری که می‌خواستم باشم، نبودم
ولی یک سال بزرگ‌تر شدم
اونم خیلی سریع!
روز قشنگیه
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همهٔ اون‌هایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می‌گن، تازه می‌فهمی چه‌قدر زیادن آدم‌هایی که دوستت دارن!
و این خودش روزت رو قشنگ‌تر می‌کنه.
97.4.23
#تولد #تیر #مبارک #خوشی #کیک
Read more
🖤 • • بابایی جونم ی سال از یهویی رفتنت گذشتا • ی ساله که نه صدام زدی بگی فاطی بگم ها جانم • نه به اسم صدات زدم ممد و بگی من ممدم ؟بگم هاااا من ایجوری دوس دارم صدات بزنم • بابایی یه سال شد که شکمتو فشار ندادم بگم واویلا این چی توشه برم چاقو بیارم و پاره اش کنم و بعدم با نخ سوزن بخیش بزنم تو هم بگی یعنی دلت ... 🖤


بابایی جونم ی سال از یهویی رفتنت گذشتا

ی ساله که نه صدام زدی بگی فاطی بگم ها جانم

نه به اسم صدات زدم ممد و بگی من ممدم ؟بگم هاااا من ایجوری دوس دارم صدات بزنم

بابایی یه سال شد که شکمتو فشار ندادم بگم واویلا این چی توشه برم چاقو بیارم و پاره اش کنم و بعدم با نخ سوزن بخیش بزنم تو هم بگی یعنی دلت میاد؟!
بگم هااااا تازه هر چی بدرد نخوره از شکمتم برات بیرون میارم کوچیکش میکنم دلتم بخواد تو هم بگی تقصیر مامانته غذاهای خوشمزه درست میکنه شکمم بزرگ شده

ی ساله برات قهر نکردم تو هم شب تا نازم نکشی بوسم نکنی از دلم در نمی آوردی نمیخوابیدی

ی ساله که صبح از خواب بیدار شدم مامان بهم نگفت که دیشب تو باباتو اذیت کردی سر به سرش گذاشتی ولی بابات آروم قرار نداشت گفت شاید حرفی زده ناراحت شدی میبوسیدت تو خواب و من ذوق مرگ میشدم

ی ساله که تو دیگه موقع هایی که خوابم سنگین میشد مامان چاره ام نمیکرد نماز صبح بیدارم کنه نیومدی بالا سرم با بوس و ناز بگی بابا فاطی جان پاشو نماز صبحت بخون بعد دوباره بگیر بخواب

بابا ی ساله برام ترانه دختر بابا نخوندددددددی و من جلو داداشا ذوق مرگ بشم که داری برام میخونی و بگم چقد گناه دارین بابا براتون نمیخونه😭😭😭 •
هیچوقت روز آخر رفتنت که چقد آروم بودی یادم نمیره

لحظه ای که اومدم تو سرد خونه تمام صداهای دورو برمو برا خودم خفه کردم تنها گوشامو گذاشتم رو قلبت که بفهمم واقعا این دکترای احمق راست میگن ؟؟بخدا که مثه همیشه که سرم میذاشتم رو قلبت نفست تو گوشم پیچید اما همه گفتن که تو دیگه نیستی ..

بخدایی که تو رو برد تو آسمونا همون شب تا صبح بیدار بودم که از بیمارستان خبر بیارن بگن تو زنده ای

حتی لحظه آخری که خواستن بزارنت تو قبر باز سرم گذاشتم رو قلبت شاید زنده شدی •
و عمیق بوس پیشونیت کردم بازم باورم نمیشد که تو دیگه نیستی

وچقد تلخه اون لحظه ای که گفتم آخه چطور دلت میاد بابامو خاک کنی چطور دلت میاد رو بابام رفیقته خاک بریزی با چ نگاه تلخ و غم انگیزی رفیقت بهم نگاه کرد وسرش انداخت پایین😭

بخدا رسمش نبود اینقد زود تنهامون بزاری بری

تا کی باید بگم ی سال دیگه هم گذشت ؟

بابا کی روزی میرسه باز هم باهم تو اون دنیا کنار هم باشیم 😞😞😞 •
کاش این ی سال همش خواب باشم و تو واقعا باشی ...
Read more
یه سال دیگه هم گذشت بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
Media Removed
یه سال دیگه هم گذشت بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس یه سال دیگه هم گذشت
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
. یک سال دیگه هم گذشت..... آی خِدااااا😐 #تولد_۲۶_سالگی #
Media Removed
. یک سال دیگه هم گذشت..... آی خِدااااا😐 #تولد_۲۶_سالگی # .
یک سال دیگه هم گذشت.....
آی خِدااااا😐
#تولد_۲۶_سالگی #
‌ <span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f48d"></span>۹۷۰۱۰۲۴<span class="emoji emoji1f48d"></span><span class="emoji emoji1f491"></span> بعد شش سال عشق و دوستی ما مال هم شدیم خوشا ب بخت بلندم که در کنار منی هیچ چیز به اندازه رسیدن ...
Media Removed
۹۷۰۱۰۲۴ بعد شش سال عشق و دوستی ما مال هم شدیم خوشا ب بخت بلندم که در کنار منی هیچ چیز به اندازه رسیدن به عشق واقعی لذت بخش نیستمیخوام از لحظه ای بگم كه همش عاشقونه بود مثل همه ی لحظه های عاشقونه و زيبايی كه تو اين شش سال داشتيم و داريم و اگه میخواستم همه ی اين لحظه ها رو ثبت كنم هزاران صفحه ميشد كاش هميشه ... ‌ 💑💍۹۷۰۱۰۲۴💍💑
بعد شش سال عشق و دوستی ما مال هم شدیم خوشا ب بخت بلندم که در کنار منی هیچ چیز به اندازه رسیدن به عشق واقعی لذت بخش نیست💕میخوام از لحظه ای بگم كه همش عاشقونه بود مثل همه ی لحظه های عاشقونه و زيبايی كه تو اين شش سال داشتيم و داريم و اگه میخواستم همه ی اين لحظه ها رو ثبت كنم هزاران صفحه ميشد كاش هميشه مجال اين بود كه خودم رو و دوست داشتنم رو اونطوری كه هست تموم و كمال مینوشتم و بيانش میكردم.نمیدونم از کجا شروع کنم و چجوری بنویسم فقط میتونم بگم اینقد حس عجیبی دارم که هنوزم باورم نشده بعد شش سال عشق و دوستی به هم رسیدیم و مال هم شدیم💑نمیدونم چجوری باید از حس و حال روز عقدمون بگم،از چیا بگم از لرزش دستامون موقع امضا کردن و فراموش کردن امضای خودم😀و گرفتن نفسم موقه ی بله گفتن از تموم فکرایی که موقه ی خطبه خوندن تو سرم میگذشت،تموم این شش سال جلوی چشمم گذشت و فقط خداروشکر میکردم.فقط میتونم آرزو کنم که انشالله تموم عاشقا این لحظه ی شیرین وصالُ تجربه کنن واقعا قابل وصف نیست.توی یه اطاق پر از آدم که همه با لبخندای مهربونشون به ما دو تا خیره شدن،ما دوتا من و مصطفی مهربونم💑روی یه مبل قشنگ کنار هم جلوی یه سفره ی قشنگ روبروی همه نشستیم.عشقم کنارم مثل ماه شده مثل همیشه چشماش معصومه😍اولین لحظه که از آرایشگاه اومدم بیرون وقتی چشممون بهم افتاد شوق رو تو چشمای قشنگش دیدم.وقتی گفت خانومم چه خوشکل شدی یه نفس راحت از ته دل کشیدم ولی خودش نمیدونس دلم براش چه قنجی رفت وقتی لحظه اول تو کت شلوار دومادی دیدمش مثل همیشه شیک و جذاب شده بود برای من مثل یه شاهزاده بود منم بهش گفتم تو هم ماه شدی😍تو راه دستمو تو دستش گرفت و گفت دیدی بالاخره به هم رسیدیم،دیدی میگفتم ما مال همیم این حرفاش دلگرمم کرد،مثل همیشه بهم گفت محکم باش با اعتماد به نفس کامل با هم میریم تو محضر.بعد شش سال کنار هم نشسته بودیم و قرآن کریم تو دستمون بود و تو دلمون آروم میخوندیمش همهمه زیاد بود ولی هر دو صدای قلبمونو میشنیدیم من یه بغض کوچولویی ته صدام بود که تو گفتن جملم معلوم شد.بالاخره بعد از شش سال وقتش رسید.لحظه ای که من و عشقم تو تموم این سال ها بارها براش ذوق کرده بودیم با هم،یه لحظه شکوهمند برای هر زوج عاشقی،این برای ما لحظه مقدس به هم رسیدن بود💕حالا میتونیم برای همه دنیا داد بزنیم من و تو حالا دیگه واقعا ما شدیم💕
💑💍 @mostafa.khodamehri 💍💑 #شش_سال #عشق #عشقم #عشق_جان #عشق_همیشگیمی #عشق_همیشگی #عشق_همیشگیم #عشق_همیشگیمی😘 #عشق_همیشگی_من #عقد #ازدواج #جشن_عقد #جشن_عقد💍 #همسر #همسرم #همسر_جان
Read more
این آخریشه باید سنگ تموم بزارید : : چهار سال پیش تو یه برنامه تلویزیونی شب عید به مجری گفتم که مثل مرتضی نخواهد آمد . مجری گفت از کجا میدونی شاید بیاد . چهار سال گذشت و کسی حتی یه کوچولو شبیهشم نیومد . باز الانم میگم چهار سال که هیچی چهل سال دیگه هم بگذره همانندِ مرتضی نخواهد آمد .... این آخریشه باید سنگ تموم بزارید
:
:
چهار سال پیش تو یه برنامه تلویزیونی شب عید به مجری گفتم که مثل مرتضی نخواهد آمد . مجری گفت از کجا میدونی شاید بیاد . چهار سال گذشت و کسی حتی یه کوچولو شبیهشم نیومد . باز الانم میگم چهار سال که هیچی چهل سال دیگه هم بگذره همانندِ مرتضی نخواهد آمد ....
. گذشت... گذشت... گذشت... سالیان سال از ورودم گذشت.. سالیان سال هم میگذره تا مهر اخراجم بخوره... کسی ...
Media Removed
. گذشت... گذشت... گذشت... سالیان سال از ورودم گذشت.. سالیان سال هم میگذره تا مهر اخراجم بخوره... کسی چه میدونه؟؟ اصلا شاید به سال نکشید.. شاید همین فردا.. شایدم پس فردا... اگه قرار بود بدونم که مزه ش میرفت دیگه دنیا غم و غصه بود برام.. هی میترسیدم موعدش برسه... ولی الآن میدونم یه ... .
گذشت...
گذشت...
گذشت...
سالیان سال از ورودم گذشت..
سالیان سال هم میگذره تا مهر اخراجم بخوره...
کسی چه میدونه؟؟
اصلا شاید به سال نکشید..
شاید همین فردا..
شایدم پس فردا...
اگه قرار بود بدونم که مزه ش میرفت
دیگه دنیا غم و غصه بود برام..
هی میترسیدم موعدش برسه...
ولی الآن میدونم یه سال نزدیک تر شدم..
نمیدونم چرا عوض نمیشم...همون آدم سابقم..همون آدم..
نه بهتر شدم ونه الحمدلله بدتر...
هی به خودم میگم
کجا داری میری؟براچی داری میری؟اصن میدونی داری کدوم سمت میری؟
دیدی یه سال دیگم گذشت؟
دیدی؟دیدی؟
پس کوشی؟کجایی؟
«یک دقیقه سکوت برای لحظه ای که. خودمان را گم کرده ایم»
تولدم مبارک🎈🎈
Read more
. خیلی وقتها علتی که باعث میشه ما به سراغ پایان نامه ای که باید بنویسیم نمیریم یا کاری که باید انجام ...
Media Removed
. خیلی وقتها علتی که باعث میشه ما به سراغ پایان نامه ای که باید بنویسیم نمیریم یا کاری که باید انجام بدیم و یا مقاله ای که باید تهیه کنیم و ازش فرار می‌کینم، استرسی هست که عقب انداختنش به مدت طولانی به ما وارد کرده. من کاری ندارم که اینکه عقب افتاده و به مدت طولانی انجام نشده چه ضررهایی داشته ولی اینو میدونم ... .
خیلی وقتها علتی که باعث میشه ما به سراغ پایان نامه ای که باید بنویسیم نمیریم یا کاری که باید انجام بدیم و یا مقاله ای که باید تهیه کنیم و ازش فرار می‌کینم، استرسی هست که عقب انداختنش به مدت طولانی به ما وارد کرده. من کاری ندارم که اینکه عقب افتاده و به مدت طولانی انجام نشده چه ضررهایی داشته ولی اینو میدونم که اینکه امروز شروع بشه بهتر از فرداست حتی اگر تا احساس کنیم تا گردن داخل یه مردابی گیر کردیم و راه فرار نیست
.
شاید انجام ندادنش به خاطر عدم دانش بوده. شاید از تنبلی بوده. شاید از بی برنامگی بوده و شاید از اینکه احساس میکردیم انقدر عالی نیستم که کار خوبی تحویل بدم. شاید اصلا همین که به گذشته بر میگردم اصلا نمیدونم چی شد و چرا ننوشتم. چطوری زمان گذشت و چشم رو هم گذاشتم دو سال از تصویب پروپوزال گذشته. مهم نیست. این حرف ها فقط زمان بیشتری رو از بین میبره و هیچی رو درست نمیکنه. هدف اینه که این کار انجام بشه و برای انجام دادنش باید شروع کرد و با فکر فقط فشار بیشتری به بدن و سلامتی وارد میشه به جای اینکه کاری پیش بره
.

باید هدف رو مشخص کرد و همونطوری که قبلا هم گفتم به هدف های ریزتر تقسیم کرد. اصلا هیچی تو ذهنم نیست؟ مهم نیست باید شروع کرد به نوشتن هرچیزی که بی هدف توی ذهن ما در رابطه با پایان نامه میاد و همونارو انقدر مکتوب کنیم که دیگه چیزی توی ذهن نباشه که فکر کنیم ذهنم پراکنده است. به اندازه کافی بلد نیستم؟ این سوال بیشترش به خاطر این به وجود میاد که خودمون و ذهنمون رو باور نداریم. اینکه ایده های ساده ی من که در طی زمان تو ذهنم اومده چقدر ارزشمنده و اینکه این تفکر غلطه که اگر چیزی نوشتم که پیچیده بود و هیشکی نفهمید پس من خیلی آدم بزرگیم و درسم خوبه
.
اگر به خاطر ایده آل گرایی بوده باید قبول کرد که وقت تنگه ولی انقدر باسواد هستم که بتونم یه چیز خوبی بنویسم و دست از ایده آل گرایی بردارم و به کار عالی رضایت بدم. تازه حتی اگر عالی هم نشه بعد از دفاع وقت هست که با آرامش بیشتر خوند و مقاله ای رو نوشت که دوست داریم. اگر به خاطر تنبلی و بی برنامگی بوده و الان به خاطرش استرس دارم باید با خودمون رو راست باشیم که تنها راه مقابله با این استرس نوشتنه و هیچ راه فراری غیر از این وجود نداره که موجب آرامش بشه. بقیه جلو هستن و من عقب؟ چه تاثیری بقیه توی زندگی من دارن؟ شاید من دو سال دیگه زنده باشم و شاید بیست سال دیگه و هیشکی نه از کسی عقب تره و نه از کسی جلوتره. این مسیر منه که باید تمام سعیم رو بکنم این کار ناتموم رو به سرانجام برسونم
Read more
یک‌سال دیگه هم کنار بهترین ها گذشت ... مرسی از نگاه های مهربونتون ... @baharnarenjtv3
Media Removed
یک‌سال دیگه هم کنار بهترین ها گذشت ... مرسی از نگاه های مهربونتون ... @baharnarenjtv3 یک‌سال دیگه هم کنار بهترین ها گذشت ... مرسی از نگاه های مهربونتون ...
@baharnarenjtv3
‌ چون تا هر وقتی گیر میارم زرتی کت و شلوار می‌پوشم <span class="emoji emoji1f602"></span> یه سال دیگه هم برام گذشت. زمانی که هر چقدرم بگذره ...
Media Removed
‌ چون تا هر وقتی گیر میارم زرتی کت و شلوار می‌پوشم یه سال دیگه هم برام گذشت. زمانی که هر چقدرم بگذره خاطرش برام می‌مونه. امیدوارم بازم همین‌طور بمونه و بگذره.
چون تا هر وقتی گیر میارم زرتی کت و شلوار می‌پوشم 😂

یه سال دیگه هم برام گذشت. زمانی که هر چقدرم بگذره خاطرش برام می‌مونه. امیدوارم بازم همین‌طور بمونه و بگذره.
... - بهار بی حضورِ خنده تو شبیه شعری ست که شاعرش را گم کرده باشد... . #مهدی_یوسفی_نژاد . - بهارها ...
Media Removed
... - بهار بی حضورِ خنده تو شبیه شعری ست که شاعرش را گم کرده باشد... . #مهدی_یوسفی_نژاد . - بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی زنده یاد #سیمین_بهبهانی . - با تجربه ترها خوب می دانند زودگذر ترین نعمت دنیا عمر مادر است... . * عزیزترینم یه سال دیگه هم بی تو ... ...
- بهار بی حضورِ خنده تو
شبیه شعری ست
که شاعرش را گم کرده باشد...
.
#مهدی_یوسفی_نژاد
.
- بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی

زنده یاد #سیمین_بهبهانی
.
- با تجربه ترها خوب می دانند
زودگذر ترین نعمت دنیا
عمر مادر است...
.
* عزیزترینم یه سال دیگه هم بی تو شرو شد...
Read more
یکسال دیگه هم گذشت قشنگ گذشته تازه فهمیدم ادماهرچی بیشترسختی بکشن بیشترمقاومتر میشن واسه همین ...
Media Removed
یکسال دیگه هم گذشت قشنگ گذشته تازه فهمیدم ادماهرچی بیشترسختی بکشن بیشترمقاومتر میشن واسه همین هرچی سختی اومدگلایه نکردم سعی کردم باخوشی وخوبی بگذرونمشون دیگه ادم غمگین وناامید قبل نیستم شاد بودم خوش بودم اهنگ شادگوش میدم اینجور بهتر میگذره هرچی ادم بزرگ میشه وبه گذشتش نگاه میکنه میبینه ... یکسال دیگه هم گذشت
قشنگ گذشته
تازه فهمیدم ادماهرچی بیشترسختی بکشن بیشترمقاومتر میشن

واسه همین هرچی سختی اومدگلایه نکردم سعی کردم باخوشی وخوبی بگذرونمشون
دیگه ادم غمگین وناامید قبل نیستم شاد بودم خوش بودم اهنگ شادگوش میدم اینجور بهتر میگذره
هرچی ادم بزرگ میشه وبه گذشتش نگاه میکنه میبینه چه کارایی کرده من که خندم میگیره از بعضی کارام.ازبعضی پستای قبلیم خندم میگیره چرا اینجور بودم
ادمای زیادی اومدن ادمای زیادی رفتن امااز کسی گله ای ندارم
امیدوارم کسی از من گله ایی نداشته باشه
اتفاق قشنگ میتونه پسرم باشه که خریدمش مسافرت های خیلی قشنگی که بادوست گلم مصطفی رفتیم
خلاصه ی کلام کتاب خونی خیلی عوضم کرد
حالا ارزوها
ازادی
ازادی
ایرانی قشنگ
این ارزو درونش همه چیز هست مث سلامتی مث پول همچی هست
شب قشنگم رو عشقم قشنگتر رقمش زد
دوسش دارم
این جمله روبازتکرارمیکنم.امیدوارم سال دیگه یه عکس دونفری
7/9/1395
#تولد #7اذر #اذر #آزادی #فیروزابادصدوق # #فیروزاباد #
Read more
یک سال دیگه هم از عمرم گذشت... از خدا ممنونم که در کنارتون نفس میکشم...<span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f37a"></span><span class="emoji emoji1f44c"></span>
Media Removed
یک سال دیگه هم از عمرم گذشت... از خدا ممنونم که در کنارتون نفس میکشم... یک سال دیگه هم از عمرم گذشت... از خدا ممنونم که در کنارتون نفس میکشم...❤️🍺👌
یه سال دیگه هم از عمرم گذشت بد یا خوب گذشت و چیزی که مهمه اینده است. تلاش میکنم این سال از زندگیمو بهتر ...
Media Removed
یه سال دیگه هم از عمرم گذشت بد یا خوب گذشت و چیزی که مهمه اینده است. تلاش میکنم این سال از زندگیمو بهتر از پارسال باشم باس ساله خوبی باشه #waiting for good days... #my #birthday یه سال دیگه هم از عمرم گذشت
بد یا خوب گذشت و چیزی که مهمه اینده است.
تلاش میکنم این سال از زندگیمو بهتر از پارسال باشم
باس ساله خوبی باشه😊
#waiting for good days...
#my #birthday🎂🎁🎉🎈
یه سال دیگه هم تموم شد... صدای پای عید، صدای گذر عمره...اومدن و رفتن هر سال یعنی اینکه فرصتمون خیلی ...
Media Removed
یه سال دیگه هم تموم شد... صدای پای عید، صدای گذر عمره...اومدن و رفتن هر سال یعنی اینکه فرصتمون خیلی کمتر از چیزیه که فکرشو میکنیم و اگه مواظبش نباشیم چشم روی هم میزاریم و میبینیم که تموم شده و ما هیچ کاری نکردیم... وقتی برمیگردم و به روزای سالی که گذشت نگاه میکنم پستی و بلندیای زیادی رو میبینم...پیچ ... یه سال دیگه هم تموم شد...
صدای پای عید، صدای گذر عمره...اومدن و رفتن هر سال یعنی اینکه فرصتمون خیلی کمتر از چیزیه که فکرشو میکنیم و اگه مواظبش نباشیم چشم روی هم میزاریم و میبینیم که تموم شده و ما هیچ کاری نکردیم...
وقتی برمیگردم و به روزای سالی که گذشت نگاه میکنم پستی و بلندیای زیادی رو میبینم...پیچ وخمای زیادی که گذروندم...
نمیدونم کجای این دنیام...یعنی نمیدونم چه جایگاهی برای این دنیا و آدماش دارم...چقد تونستم مفید باشم...چقد تونستم حال دیگرانو خوب کنم و چقد تولید کننده ی حال خوب بودم....
فقط اینو میدونم که دلم آرومه...
دلم آرومه چون حس میکنم برای خوب بودن همه ی تلاشمو کردم...برای خوب کردن حال دیگران...برای مهربون بودن...برای مفید بودن...
و از همه مهم تر برای آرزوهام...امسال سعی کردم این آیه رو توی زندگیم عملی کنم:
انَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان خودشان تغییر دهند
و برای رسیدن به خواسته هام،آرزوهام،رویاهام و ارزش هام تلاش کنم....
مهم نیست چقد موفق شدم....یا اصلا موفق شدم یا نه....فقط دلم آرومه چون براشون جنگیدم و تلاشمو کردم...
از خدا میخوام توی سال جدید همه ی آدمای دنیا توی آرامش و سلامتی باشن و حال دل همه ی ادمای دنیا مخصوصا آدمای عزیز زندگیم خوب باشه....از خدا میخوام توی سال جدید بیشتر از قبل حواسش به کسایی که جز خودش امید و پناهی ندارن باشه و حقی نا حق نشه و اگرم حقی ناحق شده خیلی زود به حق دار برسه...
Read more
- PERS <span class="emoji emoji2b50"></span>️ POLIS - آخرین پنجشنبه سال 96 هم گذشت..! ولی برام همه پنجشنبه‌های سال؛ روز شوک، گریه، غم ...
Media Removed
- PERS ️ POLIS - آخرین پنجشنبه سال 96 هم گذشت..! ولی برام همه پنجشنبه‌های سال؛ روز شوک، گریه، غم و... شوم ترین روز خبری بود! پنجشنبه لعنتی؛ پنجشنبه‌ای که، همه خبر از نبودنت رو دادن.!! خبر از سردی این روزگار حال ما..! هر پنجشنبه‌ای که شد برامون خبر از رفتنت.! شدی یه قصه‌ایی که زود تموم ... - PERS ⭐️ POLIS -
آخرین پنجشنبه سال 96 هم گذشت..!
ولی برام همه پنجشنبه‌های سال؛
روز شوک، گریه، غم و...
شوم ترین روز خبری بود!
پنجشنبه لعنتی؛
پنجشنبه‌ای که،
همه خبر از نبودنت رو دادن.!!
خبر از سردی این روزگار حال ما..!
هر پنجشنبه‌ای که شد برامون خبر از رفتنت.!
شدی یه قصه‌ایی که زود تموم شد...
و مایی که همین پنجشنبه‌های دلتنگی رو داریم؛
که بیاییم و بگیم؛
برای باور آنکه دیگه نیستی تموم سال را جنگیدیم،
حالا خسته‌ایم.!
و حجم نبودنت تو سال، ماه و روز بهونه‌اس!!
ما
از ابتدای نبودنت دلتنگ شدیم
از ابتدای رفتنت تک تک عکس‌هاتو بوسیدیم
و همچنان؛
از ابتدا دلتنگ ماندیم،
ولی ما همچنان زندگی را ادامه میدیم..
با یادت که در قلبمون خالکوبی کردیم...
ولی شده گاهی هنوزم خودمو گول میزنم که نرفتی، هستی فقط یه مصدومیته..!
میشه باور کرد!!!
سال‌ها هم بگذره، نبودت قابل باور نیست..!!!
کاپیتان💔
هرچند زندگی میهمانی و جشن آمدن‌ها و رفتن‌هاست..!
یادت همچنان زنده‌اس💔
#پرسپولیسیم✌
#perspolis
Read more
#my_birthday #29farvardin از دوهفته به تولدم، با تمام توان مقاومت میکنم🤨 در برابر چی! در برابر کی! نمیدونم🤔 خب منطقیه یک سال دیگه گذشته و باخودم یه حساب کتاب سرانگشتی میکنم و میگم ای دل غافل 🤕 روبروی من ایستاد زل زد توی چشمام ولی پشتِ نگاهم رو میدید لبهاشو کمی حرکت داد چشماش خیس ... #my_birthday 🍰🌸 #29farvardin
از دوهفته به تولدم، با تمام توان مقاومت میکنم🤨
در برابر چی!
در برابر کی!
نمیدونم🤔
خب منطقیه
یک سال دیگه گذشته و باخودم یه حساب کتاب سرانگشتی میکنم و میگم ای دل غافل 🤕

روبروی من ایستاد
زل زد توی چشمام
ولی
پشتِ نگاهم رو میدید
لبهاشو کمی حرکت داد
چشماش خیس شد
صدای خَش‌دارش از بین لبهاش گوشم رو پُرکرد
-سیگار داری؟
از درون، مثل آتیش سیگار میسوخت
لبه‌ی پاکت سیگاری که از جیب پیرهنش بیرون زده بود رو با دو انگشت بیرون کشیدم
در پاکت رو باز کردم
آخرین نخ سیگارو از پاکت درآوردم
بین دولبِ خسته‌ش گذاشتم
توی پاکت یه فندکم بود
صدای سنگ فندک شعله‌ای رو بیدار کرد
و قطره‌ اشکی از چشم خیره ماندش چکید
صدای سوختن توتون سیگار
توی گوشم پیچید
و چشماش پشتِ دود سیگار محو شد
به سمت حوض رفت
کفشهاشو درآورد
لبه‌ی حوض نشست
و پاهاش رو توی حوض گذاشت
شاید درونش برای دمی خاموش بشه
شاید آروم بگیره
آخه این عادی نیست
که... آدم شب تولدش فیلم #طعم_گیلاس ببینه!
#دلنوشته 🖋ناهیدمحبی
پ.ن: ازخانواده‌ام عزیزم که دارایی‌های معنوی و حامی من هستن و دوستان عزیزم از صمیم قلبم سپاسگزارم🙏🏻🌸💕🌷
#جشن_تولد #یکسال_دیگه_هم_گذشت
#تولد #آرزوهای #شیرین
#۲۹فروردین
#دلنوشته_های_من #دلنوشته_ها
#nahidmohebi #delneveshte #honar
#داستان_کوتاه
Read more
اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی ...
Media Removed
اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی به هم! گاهی دوست میداریم وگاهی متنفر میشویم.......... ... اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!
گاهی دوست میداریم وگاهی متنفر میشویم.......... یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.
يك سال ديگه گذشت و بايد صفحه سفيد ديگري كه پيش روم گذاشتنا پر كنم. خدا كند سال رو سفيد باشم و صفحه‌ام را كم غلط تحويل بدهم.  یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ ... تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که هستم ؟ ... تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ ...
نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم....ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع...........
روز قشنگیه!!!!!!!!
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزو قشنگتر می کنه
واما ارزوم روز تولدم:
 بزرگترین آرزوی من اینه كه به تمام آرزوهام برسم...................................
#تولد
#۱۳_آبان
Read more
<span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f331"></span> یکسال دیگه هم گذشت... سی و سه سال گذشته و من هنوز اندر خمِ کوچه‌ی آرزوها موندم! هنوز هم مثل بچه ها ...
Media Removed
یکسال دیگه هم گذشت... سی و سه سال گذشته و من هنوز اندر خمِ کوچه‌ی آرزوها موندم! هنوز هم مثل بچه ها از دیدن کیک تولد ذوق میکنم و بی صبرانه منتظر لحظه‌ای هستم که کادوهام رو باز کنم. هنوز هم دلم میخواد فشفشه دستم بگیرم و بادکنک بترکونم. امسال اولین سالی بود که دخترکم موقع فوت کردن شمع‌ها کنارم بود و ... 🎂🌱
یکسال دیگه هم گذشت... سی و سه سال گذشته و من هنوز اندر خمِ کوچه‌ی آرزوها موندم! هنوز هم مثل بچه ها از دیدن کیک تولد ذوق میکنم و بی صبرانه منتظر لحظه‌ای هستم که کادوهام رو باز کنم. هنوز هم دلم میخواد فشفشه دستم بگیرم و بادکنک بترکونم.😅 امسال اولین سالی بود که دخترکم موقع فوت کردن شمع‌ها کنارم بود و همش سعی میکرد با سر بره تو کیک!😄 از همین الان منتظر دوازده بهمن سال دیگه‌م!😁 ممنونم از همه‌ی عزیزانی که این شب زیبا رو برام زیباتر کردن.
پ.ن: عکس سوم برادرم هست که دقیقا دو سال از من بزرگتره و هرسال تولدمون رو با هم جشن میگیریم. خودتون نکته‌ی عکس رو دریابید😁
#تولد
Read more
روز قشنگیه!! همیشه روز تولد آدم قشنگه و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه ...
Media Removed
روز قشنگیه!! همیشه روز تولد آدم قشنگه و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن و این خودش روزو قشنگتر می کنه. یک سال دیگه گذشت یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت یکی میگه یک سال بزرگتر شدم😎 یکی میگه یک سال پیرتر شدم یکی میگه یک سال دیگه ... روز قشنگیه!!
همیشه روز تولد آدم قشنگه و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن و این خودش روزو قشنگتر می کنه. یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم😎
یکی میگه یک سال پیرتر شدم😂
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.
و اما یه چیزی مامان میگه دقیقا روز چهارشنبه ب دنیا اومدی و‌توی این چند سال اتفاق نیفتاده بود تولدت تو روز چهارشنبه باشه😍.خلاصه این ک میریم ک امسالم بترکونیم😎😎 با چندتا هدف مشخص🤗.تولد بیست و‌دو سالگی😅😑🙁 #تولدم #۱۶اسفند #بیست #دوسالگی #
Read more
بسم الله النور #یکسال_گذشت! یک سال از ترک کردن دوستی که... تازه وقتی رفت،متوجه شدی چه اثر عمیقی ...
Media Removed
بسم الله النور #یکسال_گذشت! یک سال از ترک کردن دوستی که... تازه وقتی رفت،متوجه شدی چه اثر عمیقی بر روح وروانت داشته... کسی که۷سال باهاش زندگی کردی... کسی که بزرگ بود و دوست داشتنی... حافظ کل قرآن،محجوب،آروم،مهربون وصميمي،بخشنده،بسيارپرانرژي وپراميد ،شاکر،عاشق خدا وامام زمان،مطیع ... بسم الله النور
#یکسال_گذشت!
یک سال از ترک کردن دوستی که...
تازه وقتی رفت،متوجه شدی چه اثر عمیقی بر روح وروانت داشته...
کسی که۷سال باهاش زندگی کردی...
کسی که بزرگ بود و دوست داشتنی...
حافظ کل قرآن،محجوب،آروم،مهربون وصميمي،بخشنده،بسيارپرانرژي وپراميد ،شاکر،عاشق خدا وامام زمان،مطیع امر پدر ومادرو...
هنوز باورمون نمیشه رفتنش رو...
چی شد اصلا؟
چه حسی داره ۳هفته مونده به امتحان کنکور،وقتی نشستی سرکتابت،یهو یه نفر اس ام اس بزنه خونه فاطمه آتش سوزی شده و الان تو بیمارستانه...تو سراسیمه بدويي و زنگ بزنی تا ببینی قضیه چی بوده وديوانه وار پاشی بري بیمارستان وببيني...
بعد بهت بگن مرگ مغزی شده
وبعد هم،اهدای اعضا...
چه حسی داره برای اولین بار،غسالخونه،قبر کنده شده،سنگ لحد وکفن و... رو ببینی برای بهترین وصميمي ترین دوستت؟
و وقتی یه لحظه کفن رو کنار بزنن،ببینی ازبس خون ازدست داده حین عمل اهدای اعضا،رنگ بدنش سفييييييده...
فاطمه...
#نبودنت،مادرت را پیر کرده و پدرت را غمین ودوستانت را...
یقین داریم که کنون میشنوی،
همه ی این حرفها را..
تو جایت امن است...
مطمئنیم...
اما #بی_تو_دنیای_دلمان_ناامن_است ،
...
شبی که #فاطمه_وار،پشت #در_بسته، پشت آتش،مرگت را به چشم دیدی،
روزی که زندگیت را بخشیدی؛ به قیمت #زندگی دیگران...
روزی که پر کشیدی...
...
امروز ۱۴خرداد ۹۴مصادف با اولین سالگرد، #فاطمه_پرورش، #ستاره دخت ایران زمین است.
فاطمه ی عزیز‌‌ بر اثر سانحه آتش سوزی منزلشان،دچار #مرگ_مغزی شد و سپس با #اهدا ی اعضای بدنش،از این دنیای فانی پرکشید... برای #شادی_روحش_صلوات
#حمد #قل_هو_الله_احد
پ.ن:مراسم ساعت۱۶تا۱۸ دراصفهان،سالن اهل بیت واقع درانتهای خ فرشادی،ابتدای خ نشاط برگزار میگردد..
⚫ 📝قلم فاطمه:
سلام. عیدتون مبارک!
خدای مهربونم…. مهربون مهربونا: شکرت!
ازت ممنونم که بهمون این اجازه و این افتخارو دادی که ۱ سال دیگه هم … ۱ سال دیگه هم بندگی تو رو به جا بیاریم…
مهربونم…. !
کمکمون کن تا توی این سال جدید بتونیم کمتر گناه کنیم و بندگی تو رو به نحو احسن به جا بیاریم.
خدای گل من !!!
دلمون برای بابامون تنگ شده… امسال رو آخرین سال غیبت بابای اصلی تموم ما جهانیا قرار بده.
ارحم الراحمینم!
بهمون این لیاقت رو بده که سال دیگه با بابای مهربونمون سالمون رو تحویل کنیم… !
الیس الصبح بقریب…. ؟
…… الحمد لله رب العالمین…
#ستاره_دخت_ایران
#فاطمه_پرورش_قرآن
#نابغه_قرآنی
#مسابقات اوقاف
#جامعه القرآن استان اصفهان
#دختر_نمونه_اصفهان
#اهدای_عضو
#اِنّا_لِلّه_وَ_اِنّا_اِلیه_الرّاجِعون
#فاطمه_وار_پر_کشید
#بهشت_سرایش_باد
Read more
تولدم مبارک من همچین روزی به دنیا اومدم مامانمو خیلی دووووس دارم اخه منو به دنیا اورده<span class="emoji emoji1f605"></span>روز تولدمو ...
Media Removed
تولدم مبارک من همچین روزی به دنیا اومدم مامانمو خیلی دووووس دارم اخه منو به دنیا اوردهروز تولدمو خیلی زیاااااد دوس دارم چون خودمو دووووس دارم و برای خودم جشن میگیرم و بهترین رووووز در ساله واسم و هیچکی هم نمیتونه این روزمو خراب کنه یه سال گذشت با تموم خوبیها و بدیها تو این یه ساااال خیلی رو شناختم ... تولدم مبارک من همچین روزی به دنیا اومدم مامانمو خیلی دووووس دارم اخه منو به دنیا اورده😅روز تولدمو خیلی زیاااااد دوس دارم چون خودمو دووووس دارم و برای خودم جشن میگیرم و بهترین رووووز در ساله واسم و هیچکی هم نمیتونه این روزمو خراب کنه یه سال گذشت با تموم خوبیها و بدیها تو این یه ساااال خیلی رو شناختم خیلی تجربه کردم با خیلیا اشنا شدم کلا حساب کنیم سال خوووبی بود به سال بزرگتر شدم ولی پیر نشدم هنوزززز کودک درونم زنده هس😅😅ان شاالله چندین سال دیگه هم هستم در خدمتون و تولدمو در کنار دوستانم و بهترین ادمای زندگیم جشن میگیرم۲۵سااال گذشت و بهترینا و کنار عزیزان تجربه کردم مخصوصا امسال😍😍😍
ممنون از دوستای که پست گذاشتن و تبریک گفتن واز اینجا از همه شما تشکر میکنم ببخشید که جواب همه رو ندادم
🎁🎉🎊🎂
روز خوووبی رو برای همتون ارزو میکنم
بهترین رووووز من تولدم😍😍😍
#تولدم مباااااارک
Read more
تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به ...
Media Removed
تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم یک سال دیگه گذشت یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت یکی میگه یک سال بزرگتر شدم یکی ... تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت………………..
اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم

یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

يك سال ديگه گذشت و بايد صفحه سفيد ديگري كه پيش روم گذاشتنا پر كنم. خدا كند سال رو سفيد باشم و صفحه‌ام را كم غلط تحويل بدهم. یک سال بزرگتر شدم … یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ … تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ تونستم کسی رو نرنجونم ؟ … تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ …
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزت رو قشنگتر می کنه 💝💝💝💙💙💙🎁🎁🎁🎂🎉🎉🎉🎊🎊🎊👏👏 #تولد #وحید_کاظمی #عشق #دی_ماهی #تهران
۱۳۹۶/۱۰/۱۳
Read more
. . تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه ...
Media Removed
. . تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی ... .
.
تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت………………..
اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!

گاهی دوست میداریم وگاهی متنفر میشویم…

یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

يك سال ديگه گذشت و بايد صفحه سفيد ديگري كه پيش روم گذاشتنا پر كنم. خدا كند سال رو سفيد باشم و صفحه‌ام را كم غلط تحويل بدهم. یک سال بزرگتر شدم … یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ … تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ … تونستم همونی باشم که هستم ؟ … تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ … تونستم کسی رو نرنجونم ؟ … تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ …
نمی دونم … باید فکر کنم … شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم….ولی یکسال بزرگتر شدم…اونم خیلی سریع……….. روز قشنگیه!!!!!!!!
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزت رو قشنگتر می کنه
#تولدم_مبارک🎂🎈
.
.
#P_H_G:@behnamranjbar12
.
.
#Tnx:@zhav_studio_wedding
.
.
🤞🏻 #FAMOUS_HACKING_BRAND🤞🏻
.
.
مرسی از بهنام رنجبر عزیز برایه #کادو_تولد 🙏🏻
Read more
تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به ...
Media Removed
تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی به هم! گاهی ... تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت………………..
اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!

گاهی دوست میداریم وگاهی متنفر میشویم…

یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

يك سال ديگه گذشت و بايد صفحه سفيد ديگري كه پيش روم گذاشتنا پر كنم. خدا كند سال رو سفيد باشم و صفحه‌ام را كم غلط تحويل بدهم. یک سال بزرگتر شدم … یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ … تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ … تونستم همونی باشم که هستم ؟ … تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ … تونستم کسی رو نرنجونم ؟ … تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ …
نمی دونم … باید فکر کنم … شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم….ولی یکسال بزرگتر شدم…اونم خیلی سریع……….. روز قشنگیه!!!!!!!!
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزت رو قشنگتر می کنه

از شاگردای عزیزم ممنونم #❤
Read more
تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به ...
Media Removed
تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی به هم! گاهی ... تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت………………..
اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!

گاهی دوست میداریم وگاهی متنفر میشویم………. یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

يك سال ديگه گذشت و بايد صفحه سفيد ديگري كه پيش روم گذاشتنا پر كنم. خدا كند سال رو سفيد باشم و صفحه‌ام را كم غلط تحويل بدهم. یک سال بزرگتر شدم … یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ … تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ … تونستم همونی باشم که هستم ؟ … تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ … تونستم کسی رو نرنجونم ؟ … تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ …
نمی دونم … باید فکر کنم … شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم….ولی یکسال بزرگتر شدم…اونم خیلی سریع……….. روز قشنگیه!!!!!!!!
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزت رو قشنگتر می کنه
#تولدم_مبارک🎂
Read more
یکسال دیگه هم گذشت.................... اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه ...
Media Removed
یکسال دیگه هم گذشت.................... اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی ... یکسال دیگه هم گذشت.................... اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!

گاهی دوست میداریم وگاهی متنفر میشویم.......... یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

يك سال ديگه گذشت و بايد صفحه سفيد ديگري كه پيش روم گذاشتنا پر كنم. خدا كند سال رو سفيد باشم و صفحه‌ام را كم غلط تحويل بدهم.  یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ ... تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که هستم ؟ ... تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ ...
نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم....ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع........... روز قشنگیه!!!!!!!!
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزو قشنگتر می کنه

واما ارزوم روز تولدم:  بزرگترین آرزوی من اینه كه به تمام آرزوهام برسم............................................
Read more
تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به ...
Media Removed
تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت……………….. اولش همه شکل هم هستیم کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون گاهی با هم می خندیم گاهی به هم! گاهی ... تولدم شد و یکسال دیگه هم گذشت………………..
اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!

گاهی دوست میداریم وگاهی متنفر میشویم………. یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

يك سال ديگه گذشت و بايد صفحه سفيد ديگري كه پيش روم گذاشتنا پر كنم. خدا كند سال رو سفيد باشم و صفحه‌ام را كم غلط تحويل بدهم. یک سال بزرگتر شدم … یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ … تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ … تونستم همونی باشم که هستم ؟ … تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ … تونستم کسی رو نرنجونم ؟ … تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ …
نمی دونم … باید فکر کنم … شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم….ولی یکسال بزرگتر شدم…اونم خیلی سریع……….. روز قشنگیه!!!!!!!!
همیشه روز تولد آدم قشنگه
و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزت رو قشنگتر می کنه
#تولدم_مبارک
Read more
‌ رفته بودیم بهشت زهرا، با لباس‌های مشکی بر تن و غصه سنگین بر جان. قطعه نام آوران. همگی با هم داشتیم ...
Media Removed
‌ رفته بودیم بهشت زهرا، با لباس‌های مشکی بر تن و غصه سنگین بر جان. قطعه نام آوران. همگی با هم داشتیم پاره‌ای از تنمان را به خاک می‌سپردیم، انگار جانمان داشت «در» می‌رفت. داشتیم با ناصرخان احمدپور وداع می‌کردیم، جملگی صاحب عزا. اما برخی داغ بر دلشان سوزان تر. مثلا عباس آقا. عباس آقا عبدالملکی. جگرش ...
رفته بودیم بهشت زهرا، با لباس‌های مشکی بر تن و غصه سنگین بر جان. قطعه نام آوران. همگی با هم داشتیم پاره‌ای از تنمان را به خاک می‌سپردیم، انگار جانمان داشت «در» می‌رفت. داشتیم با ناصرخان احمدپور وداع می‌کردیم، جملگی صاحب عزا. اما برخی داغ بر دلشان سوزان تر. مثلا عباس آقا. عباس آقا عبدالملکی. جگرش سوخته بود. همان جا بود که لختی با او تنها و همکلام شدم. کنار خاک سردی که قرار بود رفیق چهل ساله عباس آقا را در آغوش کشد. یک عالم گله داشت، یک سینه پر از درد. می‌گفت که ناصرخان «دق» کرد. دق کرد از این جور بی‌انتها. از این ستم که همه ما جماعت ورزشی‌نویس را بی تاب و بی قرار کرده. می‌گفت و می‌گفت و می‌گفت. ناگهان گفت: «داش‌علی! باورت میشه من هنوز بیمه ندارم؟ هنوز بعد از ده‌ها سال سیاه کردن کاغذهای سپید بازنشستگی ندارم؟ مگر ناصر داشت؟ مگر بقیه بزرگترهای ما دارند؟»
عباس آقا عبدالملکی آن «روزِ سیاه» قفل از زبان گشوده بود. از جفاهایی می‌گفت که همه ورزش و اهالی ورزش در حق ما جماعت ورزشی‌نویس روا داشته‌اند. دلش پر بود. راست هم میگفت وقتی می‌پرسید: «کجایند آنها که قلم ناصرخان نردبان ترقی‌شان شد؟» قلم خودش هم نردبان صعود خیلی‌ها بود. اما آنها چون از نردبان بالا رفتند، نه تنها صاحب نردبان را تکریم نکردند بلکه سنگش هم زدند. سهمش از «سفره چند هزار میلیارد تومانی ورزش» را که ندادند هیچ، حقش از کارش را هم خوردند.
عباس آقا عبدالملکی وقتی از ظلم‌ها و ظالم‌ها گفت، ناگهان حرف آخر را هم زد: «همین روزها نوبت من است. دیگر توان ادامه ندارم. به ته خط رسیده‌ام. شاید هم آمدم همین جا کنار رفیق چهل ساله‌ام خوابیدم، شاید آن روز این دردها تمام شود...» گفتم: «عباس‌آقا! بیخیال... انشاالله ۱۲۰ سال با عزت زندگی کنید» گفت: «دیگه نمیتونم، دیگه نمیکشه این تن و جانم...»
آن روز گذشت، و گذشت تا رسیدیم به دم «تحویل سال» ۹۶ ، همین چند روز قبل. از جوار بارگاه ثامن الحجج برای عباس آقا پیامک تبریک فرستادم. در پاسخ از بیماری‌اش گفت و از تحملی که تمام شده. گفت داش‌علی! دعا کن....
حالا خبر رسیده که عباس آقا هم رفت. پاره‌ای دیگر از تنِ ما ورزشی‌نویسان رفت. حالا لابد سهمش می‌شود یک تکه از قطعه نام‌آوران. او رفت، با سینه‌ای پر از درد. اما با آبرو. او رفت، با یک دنیا گله. اما با شرف. او رفت، با کوله‌باری از رنج. اما با سربلندی. او از تبار شریفان بود، از قبیله عاشقان. شریف زندگی کرد و عاشقانه قلم زد. از او این عشق و شرافت تا ابد در ذهن ما یادگار است. ‌
#عباس_عبدالملکی #عبدالملکی #ورزشی_نویس #روزنامه_نگار #سردبیر
Read more
Loading...
Load More
Loading...