Loading Content...

سعدی به عشق

Loading...


Unique profiles
66
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Kashan, Grand Bazaar, Tehran, Shiraz, Iran
Average media age
762.5 days
to ratio
11.5
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت آخر ...
Media Removed
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت آخر عمر از جهان چون برود خام رفت ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت همت سعدی به عشق میل نکردی ولی می چو فرو شد به کام عقل به ناکام رفت. #سعدی #شیخ_اجل #سعدی_جان گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فرو شد به کام عقل به ناکام رفت. #سعدی #شیخ_اجل #سعدی_جان
Loading...
. پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد سست ...
Media Removed
. پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را خنک آن درد که یارم به عیادت ... .
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را
گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را
گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را
خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را
باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن
تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را
از سر زلف عروسان چمن دست بدارد
به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را
سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان
چون تأمل کند این صورت انگشت نما را
آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت
که سراپای بسوزند من بی سر و پا را
چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان
خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا را
همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را
مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند
به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری
#سعدی
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ "عاشقان زیبایی"<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد ز هر در می دهم پندش ولیکن در ...
Media Removed
️ "عاشقان زیبایی"️ دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد خدا را ای نصیحت گو حدیث از مطرب و می گو که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی گیرد صراحی می کشم پنهان و مردم دفتر انگارند عجب گر آتش اين زرق در دفتر نمی گیرد: سخن حافظ این است که: من عاشق زیباییم بیش ... 🔹️
🔹️
🔹️
"عاشقان زیبایی"🔹️
🔹️
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد
ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد
خدا را ای نصیحت گو حدیث از مطرب و می گو
که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی گیرد
صراحی می کشم پنهان و مردم دفتر انگارند
عجب گر آتش اين زرق در دفتر نمی گیرد:

سخن حافظ این است که:
من عاشق زیباییم
بیش از شِلی و کیتس
و بیش از گوته و بلیک
و بدون خیال و اندیشه زیبایی
مرا آرامش و آسایشی نیست
چه بسیار این دل رمیده را پند می دهم
که این سودای زیباپرستی را از سر بدر کن
و خود را به هزار فتنه و آشوب مینداز
اما دلم هیچ رضایت نمی دهد و
به گفته سعدی:

مرا شکیب نمی باشد ای مسلمانان
ز روی خوب، لکم دینکم ولی دینی

من وقتی چون حافظان دفتر وحی الهی را می خوانم
آن را خط جمال لایزال می یابم
و جمال چهره او در پس این جلوه های وحی
حجّت موجه ما بر عشق و مستی و شور و می پرستی است
اما مردمان صورت پرست گمان برند
که من چون ایشان به تلاوت حرف و گفت و صوت مشغولم
در حالی که من همچون مولانا خواهم که:

حرف و گفت و صوت را بر هم زنم
تا که بی این هر سه باشد دم زنم

این شرابخواری روحانی
از چشم مردمان پنهان است
و ایشان تنها آن تلاوت صوری را می شنوند
ومن در اعجابم که چگونه این دوگانگی و دو رنگی
و این زرق و سالوس که آتش اشتیاق ماست
برقی نمی زند و دفتر را نمی سوزاند.
ای کاش این برق
که از خیمه لیلی می جهد
خرمن خیالات و دفتر بی معنی کلمات را خاکستر می کرد
و ایشان را از این خیال واهی
که قرآن می خوانند و ثواب می برند، بیرون می آورد.

برگرفته از کتاب "در صحبت حافظ"
به قلم حسین الهی قمشه ای
تصویر: از نقاشیهای چهل ستون اصفهان
#عاشقان_زیبایی #در_صحبت_حافظ #حسین_الهی_قمشه_ای #دکتر_الهی_قمشه_ای #قمشه_ای #اینستاگرام
#The_Lovers_of_Beauty #In_the_Realm_of_Hafez #Drelahighomshei #Ghomshei #Instagram #Official
Read more
#گناه_عشق #همایون_شجریان #علی_قمصری #شعر : #سعدی بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری مکن که مظلمه خلق را جزایی هست توانگران را عیبی نباشد ار وقتی نظر کنند که در کوی ما گدایی هست به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز ز دوستان نشنیدم ... #گناه_عشق
#همایون_شجریان
#علی_قمصری
#شعر : #سعدی

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری
مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

توانگران را عیبی نباشد ار وقتی
نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز
ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

کسی نماند که بر درد من نبخشاید
کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی
از این طرف که منم همچنان صفایی هست

به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت
هنوز جهل مصور که کیمیایی هست

به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید
و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست
که در جهان به جز از کوی دوست جایی هست
Read more
هر که نامهربان بود یارش واجب است احتمال آزارش طاقت رفتنم نمی‌ماند چون نظر می‌کنم به رفتارش وز ...
Media Removed
هر که نامهربان بود یارش واجب است احتمال آزارش طاقت رفتنم نمی‌ماند چون نظر می‌کنم به رفتارش وز سخن گفتنش چنان مستم که ندانم جواب گفتارش کشته تیر عشق زنده کند گر به سر بگذرد دگربارش هر چه زان تلخ‌تر بخواهد گفت گو بگو از لب شکربارش عشق پوشیده بود و صبر نماند پرده برداشتم ز اسرارش وه ... هر که نامهربان بود یارش
واجب است احتمال آزارش

طاقت رفتنم نمی‌ماند
چون نظر می‌کنم به رفتارش

وز سخن گفتنش چنان مستم
که ندانم جواب گفتارش

کشته تیر عشق زنده کند
گر به سر بگذرد دگربارش

هر چه زان تلخ‌تر بخواهد گفت
گو بگو از لب شکربارش

عشق پوشیده بود و صبر نماند
پرده برداشتم ز اسرارش

وه که گر من به خدمتش برسم
خود چه خدمت کنم به مقدارش

بیم دیوانگیست مردم را
ز آمدن رفتن پری وارش

کاش بیرون نیامدی سلطان
تا ندیدی گدای بازارش

سعدیا روی دوست نادیدن
به که دیدن میان اغیارش

نون.الف

#شعربايدشعرباشد #دیوان_سعدی #غزلیات #شعر #شماره۳۲۴ #شعرمعاصر #شعركلاسيك #شعرنو #شاعر #كتاب #sherbayadsherbashad #poem #lyric #book
Read more
چشم که بر تو مي کنم چشم حسود مي کنم شکر خدا که باز شد ديده بخت روشنم هرگزم اين گمان نبد با تو که دوستي ...
Media Removed
چشم که بر تو مي کنم چشم حسود مي کنم شکر خدا که باز شد ديده بخت روشنم هرگزم اين گمان نبد با تو که دوستي کنم باورم اين نمي شود با تو نشسته کاين منم اين نه نصيحتي بود کز غم دوست توبه کن سخت سيه دلي بود آن که ز دوست برکنم گر همه عمر بشکنم عهد تو پس درست شد کاين همه ذکر دوستي لاف دروغ مي زنم پيشم از اين سلامتي ... چشم که بر تو مي کنم چشم حسود مي کنم
شکر خدا که باز شد ديده بخت روشنم

هرگزم اين گمان نبد با تو که دوستي کنم
باورم اين نمي شود با تو نشسته کاين منم

اين نه نصيحتي بود کز غم دوست توبه کن
سخت سيه دلي بود آن که ز دوست برکنم

گر همه عمر بشکنم عهد تو پس درست شد
کاين همه ذکر دوستي لاف دروغ مي زنم

پيشم از اين سلامتي بود و دلي و دانشي
عشق تو آتشي بزد پاک بسوخت خرمنم

شهري اگر به قصد من جمع شوند و متفق
با همه تيغ برکشم وز تو سپر بيفکنم

چند فشاني آستين بر من و روزگار من
دست رها نمي کند مهر گرفته دامنم

گر به مراد من روي ور نروي تو حاکمي
من به خلاف راي تو گر نفسي زنم زنم

اين همه نيش مي خورد سعدي و پيش مي رود
خون برود در اين ميان گر تو تويي و من منم

#سعدی

پ ن : طرح به افتخار خودم 😂😂😂😂
Read more
Loading...
 #سعدی آن شکرخنده که پرنوش دهانی دارد نه دل من، که دل خلق جهانی دارد به تماشای درخت چمن‌ش حاجت نیست هر ...
Media Removed
#سعدی آن شکرخنده که پرنوش دهانی دارد نه دل من، که دل خلق جهانی دارد به تماشای درخت چمن‌ش حاجت نیست هر که در خانه چون او سرو روانی دارد کافران از بت بی‌جان چه تمتع دارند؟ باری آن بت بپرستند که جانی دارد ابرویش خم به کمان ماند و قد راست به تیر کس ندیدم که چنین تیر و کمانی دارد علت آن است که «وقتی ... #سعدی
آن شکرخنده که پرنوش دهانی دارد
نه دل من، که دل خلق جهانی دارد

به تماشای درخت چمن‌ش حاجت نیست
هر که در خانه چون او سرو روانی دارد

کافران از بت بی‌جان چه تمتع دارند؟
باری آن بت بپرستند که جانی دارد

ابرویش خم به کمان ماند و قد راست به تیر
کس ندیدم که چنین تیر و کمانی دارد

علت آن است که «وقتی سخنی می‌گوید»
ور نه معلوم نبودی که دهانی دارد

حجت آن است که «وقتی کمری می‌بندد»
ور نه مفهوم نگشتی که میانی دارد

ای که گفتی مرو اندر پی خون‌خواره‌ی خویش
با کسی گوی که در دست عنانی دارد

عشق داغی‌ست که تا مرگ نیاید نرود
هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد

سعدیا! کشتی از این موج به در نتوان برد
که نه بحری‌ست محبت که کرانی دارد

آینه‌ی جام | @ayeneyejam
Read more
 #سعدی ما را همه شب نمی‌برد خواب ای خفته روزگار دریاب در بادیه تشنگان بمردند وز حله به کوفه می‌رود ...
Media Removed
#سعدی ما را همه شب نمی‌برد خواب ای خفته روزگار دریاب در بادیه تشنگان بمردند وز حله به کوفه می‌رود آب ای سخت کمان سست پیمان این بود وفای عهد اصحاب خار است به زیر پهلوانم بی روی تو خوابگاه سنجاب ای دیده عاشقان به رویت چون روی مجاوران به محراب من تن به قضای عشق دادم پیرانه سر آمدم به کتاب زهر ... #سعدی
ما را همه شب نمی‌برد خواب
ای خفته روزگار دریاب
در بادیه تشنگان بمردند
وز حله به کوفه می‌رود آب
ای سخت کمان سست پیمان
این بود وفای عهد اصحاب
خار است به زیر پهلوانم
بی روی تو خوابگاه سنجاب
ای دیده عاشقان به رویت
چون روی مجاوران به محراب
من تن به قضای عشق دادم
پیرانه سر آمدم به کتاب
زهر از کف دست نازنینان
در حلق چنان رود که جلاب
دیوانه کوی خوبرویان
دردش نکند جفای بواب
سعدی نتوان به هیچ کشتن
الا به فراق روی احباب
Read more
Loading...
. همین یه بیت سعدی سرلوحه زندگیمون باشه کافیه برا همه عمرمون : تیغ بُرّان گر به دستت، داد چرخ روزگار ...
Media Removed
. همین یه بیت سعدی سرلوحه زندگیمون باشه کافیه برا همه عمرمون : تیغ بُرّان گر به دستت، داد چرخ روزگار ، هر چه می‌خواهی بِبُر، اما مَبُر نان کسی ... . ترک دنیا به مردم آموزند خویشتن سیم و غله اندوزند! عالِم آن کس بُود که بد نکند نه بگوید به خلق و خود نکند! ١ ارديبهشت روز بزرگداشت سعدی . #ایران ... .
همین یه بیت سعدی سرلوحه زندگیمون باشه کافیه برا همه عمرمون :

تیغ بُرّان گر به دستت، داد چرخ روزگار ،
هر چه می‌خواهی بِبُر، اما مَبُر نان کسی ... .
📕📕📕 ترک دنیا به مردم آموزند
خویشتن سیم و غله اندوزند!
عالِم آن کس بُود که بد نکند
نه بگوید به خلق و خود نکند!

١ ارديبهشت روز بزرگداشت سعدی .
#ایران #ایرانشناسی #ایرانگردی #اینستاگرام #سعدی #شعر #غزل #کتاب #شاعر #آرامگاه #شیراز #شیرازی #عشق #عاشقانه #عاشق #عشقی #ارديبهشت #بزرگداشت #یکم #لایک #فالو #ایرانی #پارس #پارسی #فارس #فارسی
Read more
. <span class="emoji emoji2764"></span>️بیست و سومین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...<span class="emoji emoji2764"></span>️ . بعد از اتفاقات اخیر ، دیگه حس و حالی نبود واسه نوشتن... ...
Media Removed
. ️بیست و سومین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...️ . بعد از اتفاقات اخیر ، دیگه حس و حالی نبود واسه نوشتن... از عالم و آدم طلبکار بودم و هستم...😑 تنفر عجیبی دارم نسبت به آدمایی که با کاراشون خیلیا رو ناراحت کردن و باعث بعضی اتفاقا شدن... گاهی وقتا واقعا به نقطه ای میرسم که می بینم هیچ کاری از دستم برنمیاد ... .
❤️بیست و سومین پست بعد از " #لایکـــ"ـش...❤️
.
بعد از اتفاقات اخیر ، دیگه حس و حالی نبود واسه نوشتن... از عالم و آدم طلبکار بودم و هستم...😑
تنفر عجیبی دارم نسبت به آدمایی که با کاراشون خیلیا رو ناراحت کردن و باعث بعضی اتفاقا شدن...👊
گاهی وقتا واقعا به نقطه ای میرسم که می بینم هیچ کاری از دستم برنمیاد و اون وقته که دیوونه میشم... :))
حرف چه فایده داره وقتی کسی اهمیتی نده...؟! :)
دعا چه فایده ای داره وقتی انگار اصن خدا صداتو نمیشنوه...؟! :)💔
هی بهم گفتن صبر کن صبر کن همه چی حل میشه... پس کو ؟ کجاس ؟...
چرا توی پازل زندگی من هیچی سر جای خودش نیست ؟؟؟؟؟؟
خدا !! الووووو ؟!!!
میشنوی ؟!...... :)
.
❤️ @seyedmohamadmousavi 🍃
💙 @seyedmohamadmousavi 🍂
💚 @seyedmohamadmousavi 🍁
.
🎧 #موزیک_در_حال_پخش...
تو نبودی وقتی رو سقف شبم
دست هیچ کسی چراغی نگرفت
وقتی هیچ کسی به غیر از بی کسی
بعد تو از من سراغی نگرفت...😊💔
.
تو ندیدی وقتی چترت رو سر
هر کی وا شد سیل بارون میشدم☔️
تو قدم که میزدی هر جای شهر
من زمینِ اون خیابون میشدم... :)
.
تو نمیتونی بفهمی حالمو
به جنون بد دارم عادت میکنم...💔
من به هر کسی که میبینه تو رو
با همه جونم حسادت میکنم...... :))))
.
عشق یعنی صد ساله دیگه ام
بهش حسی که داری
توی دلت جوونه💓
عشق یعنی همه بفهمن
برای اون چه کردی
ولی خودش ندونه... :))❤️
.
زیر سقف دودی - #سینا_سرلک
.
❤️ @seyedmohamadmousavi 🍃
💙 @seyedmohamadmousavi 🍂
💚 @seyedmohamadmousavi 🍁
.
+ پی نوشت:
این چه حالیست که عشق تو برای من ساخت
این چه عشقی ست که دنیای مرا گیر انداخت...؟ :)
.
+ پی تر نوشت:
بیدل گمان مبر که نصیحت کند قبول
من گوشِ استماع ندارم
لمن یقول!؟😕
آخر نه دل به دل رود؟
انصاف من بده!
چون است من به وصل تو مشتاق و تو ملول...؟💔
#سعدی
.
+ پی ترین نوشت:
حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست...!!✋
.
❤️ @seyedmohamadmousavi 🍃
💙 @seyedmohamadmousavi 🍂
💚 @seyedmohamadmousavi 🍁
.
❎هرگونه کپی #ممنوع است❎
#با_شعور باشید و کپی نکنید😏
❌کپی⬅️بلاک و ریپورت💣
✖️کپی پیگرد #الهی دارد☝️
.
❤️میشه تگش کنین؟🙏
ممنونم :))🌹🌹
Read more
. <span class="emoji emoji1f339"></span> خطاب به اهواز عزیزم <span class="emoji emoji1f339"></span> . سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم . گاه ...
Media Removed
. خطاب به اهواز عزیزم . سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم . گاه گویم کـه بنـــالم ز پریشـــانی حــــــالم بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم . من در اندیشه آنم کــه روان بر تو فشانم نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم . نه مــــرا طاقت غربت نه تو را خاطر ... .
🌹 خطاب به اهواز عزیزم 🌹
.
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم
.
گاه گویم کـه بنـــالم ز پریشـــانی حــــــالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم
.
من در اندیشه آنم کــه روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
.
نه مــــرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم
.
👤 #سعدی_جان
.
Photo 📷 by @soroush_olapour
#AhwazPictures
.
.
#Ahwaz #Ahvaz #Ahwazi #Ahvazi #Ahvazia #khoozestan #khouzestan #Karoon #karoun #kiyanpars #kianpars #اهوازی #کارون #نه_به_انتقال_آب_کارون #الاهواز #خوزستان #خوزستانی #خوزستانیها #کیانپارس #کیانپارس_اهواز #اهواز_هوا_ندارد #خوزستان_آب_ندارد #کارون_جان_ماست #کارون_آب_ندارد #ساحلی_اهواز #ساحلی_کارون #پل_سیاه #هلیشات
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span>️بسم الله... اگه دوست داشتید یک بیت مرتبط کامنت کنید<span class="emoji emoji1f337"></span> . . از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی ...
Media Removed
️بسم الله... اگه دوست داشتید یک بیت مرتبط کامنت کنید . . از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم . گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم . چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم . گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن ... ❤️بسم الله...
اگه دوست داشتید یک بیت مرتبط کامنت کنید🌷
.
.
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
.
گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم
.
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم
.
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم
.
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
.
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
.
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
.
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
.
او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
.
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
.
.
#سعدی .
.
.
.
#شعر_خوب_بخوانیم
.
.
.
.
.
.
.
Read more
Loading...
روز_معلم <span class="emoji emoji1f388"></span> تو بزرگترین آموزگار زندگی ام هستی. تا قبل از تو تاریخ را نمی دانستم نه ساسانیانی را می ...
Media Removed
روز_معلم تو بزرگترین آموزگار زندگی ام هستی. تا قبل از تو تاریخ را نمی دانستم نه ساسانیانی را می شناختم و نه سامانیانی! تنها سلسله ی آشنای روزها و شب هایم اشکانیان بود!! تو آمدی و سر و سامان بخشیدی تمام اشک هایم را... اصلا تا قبل از تو نه مولانایی بود و نه سعدی ای و نه حافظی! حافظه ام خالی از هر گونه ... روز_معلم 🎈

تو بزرگترین آموزگار زندگی ام هستی. تا قبل از تو تاریخ را نمی دانستم نه ساسانیانی را می شناختم و نه سامانیانی! تنها سلسله ی آشنای روزها و شب هایم اشکانیان بود!! تو آمدی و سر و سامان بخشیدی تمام اشک هایم را...
اصلا تا قبل از تو نه مولانایی بود و نه سعدی ای و نه حافظی! حافظه ام خالی از هر گونه واژه ی خیال انگیز پروازی و شعر های ناب روز ها و شب های عاشقی بود...تو آمدی به من آموختی شعر های حافظ را ، تازه پس از تو بود که فهمیدم " عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها " یعنی چه! بعد از تو بود فهمیدم سعدی چه می گوید و " تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی " یعنی چه!

تا قبل از دیدنت حتی نمی دانستم که "عشق" با کدامین "ق" می نویسند، ولی حالا این شعله های راز چشمانت است که در من زبانه میکشد و در این حرارت سوزان می فهمم که "تب عشق" چیست و صائب شیرازی چه زیبا می گوید " من طبیبا ز تو بر خویش خبر دار ترم / که مرا سوز فراق است و تو گویی که تب است "
بعد از تو بود که خدا را شناختم. من از لبخندت، از نگاهت، مهربانیت، ... این را فهمیدم تو پیامبری هستی که جنس معجزه ات فقط عشق است..
"روزت مبارک بزرگ ترين آموزگار زندگى ام"
🌸🎈🌸
Read more
. جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال بدار یک نفس ای قائد این زمام جمال که دیده سیر نمی‌گردد از نظر به جمال دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل پیام ما که رساند مگر نسیم شمال به تیغ هندی دشمن قتال می‌نکند چنان که دوست به شمشیر غمزه قتال جماعتی که نظر را حرام می‌گویند نظر حرام ... .
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
بدار یک نفس ای قائد این زمام جمال
که دیده سیر نمی‌گردد از نظر به جمال
دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل
پیام ما که رساند مگر نسیم شمال
به تیغ هندی دشمن قتال می‌نکند
چنان که دوست به شمشیر غمزه قتال
جماعتی که نظر را حرام می‌گویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مرد است در کمند غزال
تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال
اگر مراد نصیحت کنان ما این است
که ترک دوست بگویم تصوریست محال
به خاک پای تو داند که تا سرم نرود
ز سر به در نرود همچنان امید وصال
حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
به آب دیده خونین نبشته صورت حال
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست
که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال
به ناله کار میسر نمی‌شود سعدی
ولیک ناله بیچارگان خوش است بنال
#سعدی
Read more
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم ای روی دلارایت مجموعه زیبایی مجموع چه غم دارد از من که پریشانم دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم با وصل نمی‌پیچم ... آن دوست که من دارم وان یار که من دانم

شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم

بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را

بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم

ای روی دلارایت مجموعه زیبایی

مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من

چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم

با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم

حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم

ای خوبتر از لیلی بیم است که چون مجنون

عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم

یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند

از روی تو بیزارم گر روی بگردانم

در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم

وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم

دستی ز غمت بر دل پایی ز پیت در گل

با این همه صبرم هست وز روی تو نتوانم

در خفیه همی‌نالم وین طرفه که در عالم

عشاق نمی‌خسبند از ناله پنهانم

بینی که چه گرم آتش در سوخته می‌گیرد

تو گرمتری ز آتش من سوخته تر ز آنم

گویند مکن سعدی جان در سر این سودا

گر جان برود شاید من زنده به جانانم

#سعدی #دیوان_اشعار #غزلیات #غزل #سعدی #شیراز #میثم_یگانه #سعدی_ #سعدیه #غزل_ #غزلیات #shirazman #shiraz #saadi #qazaliyat #meysamyeganeh_official
Read more
Loading...
—- —- خودم همیشه به همه میگم هیچ چیزی رو خیلی قاطع نگین،مثلا نگین محاله چنین اتفاقی بیفته یا امکان ...
Media Removed
—- —- خودم همیشه به همه میگم هیچ چیزی رو خیلی قاطع نگین،مثلا نگین محاله چنین اتفاقی بیفته یا امکان نداره من فلان حرف رو بزنم یا عمراً فلان کار رو انجام بدم. اما باز خودم امروز کاری رو انجام دادم که تا صبح که هنوز از تخت کنده نشده بودم قاطعانه پشت تلفن به مریم گفتم :«نه» وقتی مریم گفت چرا نه؟ جوابی برای ... —-
—-
خودم همیشه به همه میگم هیچ چیزی رو خیلی قاطع نگین،مثلا نگین محاله چنین اتفاقی بیفته یا امکان نداره من فلان حرف رو بزنم یا عمراً فلان کار رو انجام بدم.
اما باز خودم امروز کاری رو انجام دادم که تا صبح که هنوز از تخت کنده نشده بودم قاطعانه پشت تلفن به مریم گفتم :«نه»
وقتی مریم گفت چرا نه؟ جوابی برای چراش نداشتم؛جواب منطقی منظورمه.
تو دلم گفتم حافظ چی میگه؟
حافظ گفت : عشوه ای فرمای تا من طبع را موزون کنم ...
تو آشپزخونه داشتم با خودم کلنجار میرفتم که شهره زنگ زد،گفت چرا صدات اینجوریه؟
گفتم خوبم فقط مستأصلم،می خوام یه کاری بکنم نمی دونم بکنم یا نه... شهره گفت بکن بابا،دلتو بزن به دریا.
دلمو که زدم به دریا تکست از یه دوست اومد،بهش گفتم به دعا اعتقاد داری؟برام دعا کن.
به دعا اعتقاد داشت و عجیییییب مطمئنم از ته دل دعا کرد.
من اون کاری رو که یک ماه بود با قدرت گفته بودم که امکان نداره انجام بدم،انجام دادم.
و پشیمون نیستم.
شاید خیلی خیلی خوب نبود،ولی خوب بود!😊
درس امروز : هیچ وقت نگو امکان نداره... لحظه و شرایط ممکنه همه چی رو تغییر بده.
.
.
.
پ ن۱: آدم ها رو با فرمول خودمون نسنجیم،هر کس فرمول خودش رو داره.
پ ن۲:
همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
#سعدی .
.
.
#ششمین_روز
#چله_نشینی
#عشق
#دل
#دریا
Read more
. بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو . خوب تا اینجایش مشکلی نیست سعدی ...
Media Removed
. بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو . خوب تا اینجایش مشکلی نیست سعدی جان، غم عشق است و تشویش همیشگیش، طبیعیست، حتی ناخوش بودنش هم جزو لاینفک این غم است، گرچه خودتان حکیمید، ولی ناخوشی این درد دست حکیم و دوا نیست، خودتان که واقفید بزرگوار. به آن بزرگواره فرمودید میبینی ... .
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو
.
خوب تا اینجایش مشکلی نیست سعدی جان، غم عشق است و تشویش همیشگیش، طبیعیست، حتی ناخوش بودنش هم جزو لاینفک این غم است، گرچه خودتان حکیمید، ولی ناخوشی این درد دست حکیم و دوا نیست، خودتان که واقفید بزرگوار. به آن بزرگواره فرمودید میبینی حال و روز مرا؟ میبینی ناخوشم؟ کوری? نميبينی که در غم عشقت مشوشم بی تو? بیا دیگر لامصب، پاشو بیا... حتی پیام هم دادید، همراه با استیکر مریض و درجه تب و یک قلب شکسته، ولی او چه کرد؟ ها؟ چه کرد؟ کاش اقلکم سین نمیکرد اصلا، کاش سین میکرد جواب نمیداد، کاش جواب میداد و میگفت حالا وقت کردم می آیم، این چه جوابی بوده که به شمای بیمار داده؟ پیام دادید گفتید پاشو بیا حال مرا خوش کن، بی ادب گفته مهم منم که من خوشم بی تو...
.
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو
.
اگر من جای شما بودم چهارتا از آن اساسی ها بارش میکردم و بعد بلاک.
بعد می رفتم سراغ بزرگواره ی بعدی، خدا برکت بدهد به کانتکت ها و فالوئرها، خدا برکت بدهد به سلام علیک های معمولی که در آب نمک است...
پاشو سعدی جان، پاشو ناخوشی را جمع کن برو سراغ بعدی...
وااااالللللا
با این شعراتون
.
.
.
#سعدی جان گفت
#سعید بداهه نوشت
فروردین 1397
.
.
.
.
.
#شعر #مصرع #کاليگرافى #کاليگرافي #خوشنویسی #خط #خطاطی #دستنوشته #بداهه_نويسى #ثلث #تایپوگرافی #گرافیک #قلم #calligraph #calligraphy #calligraphic #handwriting #typography #graphicdesi
Read more
ایّام بر شما مبارک باد! <span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f343"></span>🦋<span class="emoji emoji1f33b"></span><span class="emoji emoji1f343"></span>🦋<span class="emoji emoji1f33c"></span><span class="emoji emoji1f343"></span>🦋🥀<span class="emoji emoji1f343"></span>🦋<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f343"></span>🦋<span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span>🦋 ایّام می آیند تا با شما مبارک شوند ایّام شمایید ... شمس ...
Media Removed
ایّام بر شما مبارک باد! 🦋🦋🦋🥀🦋🦋🦋 ایّام می آیند تا با شما مبارک شوند ایّام شمایید ... شمس تبریزی پیرایه یغمایی در مورد غزلش « ایام شمایید!» در فیس بوک خود چنین نوشته است: با درودها و شادباش های فروردینی: به مناسبت نوروز ،غزلی به نام «ایآم شمایید» پیشکش شما عزیزان کردم که بعد از چند ساعتی، ... ایّام بر شما مبارک باد! 🌺🍃🦋🌻🍃🦋🌼🍃🦋🥀🍃🦋🌹🍃🦋🌸🍃🦋 ایّام می آیند تا با شما مبارک شوند ایّام شمایید ... شمس تبریزی
پیرایه یغمایی در مورد غزلش « ایام شمایید!» در فیس بوک خود چنین نوشته است:
با درودها و شادباش های فروردینی:
به مناسبت نوروز ،غزلی به نام «ایآم شمایید» پیشکش شما عزیزان کردم که بعد از چند ساعتی، هم خودم دریافتم و هم دوستان خبر دادند که بعضی ها آن را به مولانا جلال الدین منسوب کرده اند. این موضوع هم باعث خنده بود و هم حیرت / چرا که دیدم آنها مولانای بزرگ را همانقدر می شناسند و همانفدر با او مهربان هستند که پیرایه یغمایی کوچک را !/ و دریافتم که آنها حتا یک غزل که نه - بلکه یک بیت هم از این شاعر بزرگ نخوانده اند و اگر خوانده بودند هرگز این اشتباه آشکار را نمی کردند/ و راستی ... بر ما مردم سرزمین حافظ و سعدی و مولانا و خیام و شعر و ادب و گل و بلبل ،چه رفته است که اینهمه بدون تفکر و تأمل شده ایم؟/ اینک دوباره غزل را می گذارم تا عزیزانی که به این موضوع برخورد می کنند ماجرا را دانسته باشند:
نوروز بمانید که ایّام شمایید
آغاز شمایید و سرانجام شمایید
آن صبح نخستین بهاری که به شادی،
می آورد از چلچله پیغام، شمایید
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما ، عشق شما ، بام شمایید
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود ؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید
هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است ،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید
ایّام به دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید
پیرایه یغمایی

عكسها ؛ از طبيعت فيليپين 😍😍
Read more
Loading...
عكس در كنار پروفسور" احسانِ يار شاطر " سپتامبر ٢٠١٥ و آپريل ٢٠١٨ مراسم نكوداشتى با حضور جمعى از فرهيختگان ...
Media Removed
عكس در كنار پروفسور" احسانِ يار شاطر " سپتامبر ٢٠١٥ و آپريل ٢٠١٨ مراسم نكوداشتى با حضور جمعى از فرهيختگان كه از طرف خانم پروين ملك مدير بخش " كانونِ فرهنگ و هنر فرِزنو " يكى از شهرهاى كاليفرنيا برگزار شده بود . پروفسور ، بنيانگذار مركزِ مطالعاتَ ايران شناسى و سر ويراستار دانشنامه " ايرانيكا " ... عكس در كنار پروفسور" احسانِ يار شاطر " سپتامبر ٢٠١٥ و آپريل ٢٠١٨
مراسم نكوداشتى با حضور جمعى از فرهيختگان كه از طرف
خانم پروين ملك مدير بخش " كانونِ فرهنگ و هنر فرِزنو " يكى از شهرهاى كاليفرنيا برگزار شده بود .
پروفسور ، بنيانگذار مركزِ مطالعاتَ ايران شناسى و سر ويراستار دانشنامه " ايرانيكا " مى باشند، كه يكى از بزرگترين و جامع ترين پروژه ايران شناسى است و تا به امروز ١٥ جلد آن منتشر و قرار است به ٤٥ جلد برسد. خانمِ دكتر "ماندانا زنديان"كتابى در باره زندگى و اثار پرفسور به چاپ رسانده اند . بخشى از آن: «وطن ما، به یک معنی، سرزمینی‌ست پر از صحراهای فراخ و کوه‌های بلند و رودها و دریاچه‌هایی که در درازای زمان بارها زیر پای مهاجمان مختلف کوفته شده و باز به‌پاخاسته... ولی ما وطن دیگری هم داریم که در ذهنمان جای دارد. وطنی که رودکی در آن چنگ می‌نواخت و فردوسی از خِرَد و دلاوری‌های قهرمانان سخن می‌گفت، و خیام سرگردانی انسان را بازمی‌نمایاند و ابوسعید و نظامی و سعدی و مولوی و حافظ، با استادی حیرت‌انگیز، از ظرایف روان انسان – بیش از همه عشق – سخن می‌گفتند. این وطن را می‌توان از گزند حوادث در امان داشت. وطن من این وطن است... وطن من زبان فارسی‌ست.» (صفحات ۱۳۲ و ۱۳۳ کتاب
درپايان از دوست نازنين و فرهيخته ام روزنامه نگار و پزشك نازنين بانو دكتر ماندانا زنديان شنيدم كه پروفسور در نود چند سالگى تلاش كرده اند زبان روسى را با خود آموز ياد بگيرند.
# احسان_ يار شاطر #ايرانيكا #ماندانا_زنديان #پروين_ ملك #كانونِ فرهنگ و هنر فرزنو # گوهر خيرانديش
Read more
. کهن شود همه کس را به روزگار ارادت مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت . #جناب_سعدی همیشه حرف دل رو ...
Media Removed
. کهن شود همه کس را به روزگار ارادت مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت . #جناب_سعدی همیشه حرف دل رو میزنه . آرامگاه #سعدی علیه الرحمة . ارادت من به عالیجناب سخن بسیار دلی و دیرینه ست. قطعا یکی از ده شخصیت مورد علاقه ی من ایشونه رفیق روز و شبهای سکوتم. همیشه وقتی نمیتونم حسمو به حرف تبدیل کنم ... .
کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت
.
#جناب_سعدی
همیشه حرف دل رو میزنه💖
.
آرامگاه #سعدی علیه الرحمة
.
ارادت من به عالیجناب سخن بسیار دلی و دیرینه ست. قطعا یکی از ده شخصیت مورد علاقه ی من ایشونه🍃🌸 رفیق روز و شبهای سکوتم. همیشه وقتی نمیتونم حسمو به حرف تبدیل کنم آخر سر حرف دلمو تو شعرای سعدی پیدا می کنم.
.
#سعدیه #آرامگاه_سعدی #شیراز
#shiraz #tombofsaadi #saadientombs #mustseeiran .
چهارتا عکس آخر باز نمیشد مجبور شدم پست رو پاک کنم دوباره بذارم :)
Read more
‍ <span class="emoji emoji1f499"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f499"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️ باز امشب من نشستم با خودم باز امشب آدمی دیگر شدم با خدای خویش خلوت کرده ام رو به محراب عبادت ...
Media Removed
️ باز امشب من نشستم با خودم باز امشب آدمی دیگر شدم با خدای خویش خلوت کرده ام رو به محراب عبادت کرده ام عشق من امشب چراغی روشن است چون خدای عاشقی پیش من است پس بمان و لحظه ای خاموش باش بهر من امشب سراپا گوش باش حرف ها دارم برایت نازنین قصه ای از مردم این سرزمین قصه ای از مردمانی سخت گیر مردمی ... ‍ 💙❤️💙❤️
باز امشب من نشستم با خودم
باز امشب آدمی دیگر شدم
با خدای خویش خلوت کرده ام
رو به محراب عبادت کرده ام
عشق من امشب چراغی روشن است
چون خدای عاشقی پیش من است
پس بمان و لحظه ای خاموش باش
بهر من امشب سراپا گوش باش
حرف ها دارم برایت نازنین
قصه ای از مردم این سرزمین
قصه ای از مردمانی سخت گیر
مردمی با فکرهایی پوچ و پیر
در کنار مردمانی خوب و پاک
عده ای هستند تیره تر ز خاک
کارشان از غصه و غم دم زدن
روی دنیا پرده ماتم زدن
یادشان رفته ست زیبایی ماه
جملگی قهرند با پروانه، آه !
قلب ها محروم از شادی شده
بارش باران دگر عادی شده
غرق دریاییم، اما آب نیست
آب, گل شد حرفی از سهراب نیست
شعرهای سعدی و حافظ چه شد؟
در بساط کولیان بازیچه شد
قصه مادربزرگ از یاد رفت
عشق شیرین از دل فرهاد رفت
داستان ها جنگ و نابودی شده
چشم ها هم عینک دودی شده
خسته ام از فکرهای تارشان
بغض های سمی از افکارشان
هیچ کس در عصر افکار جدید
بهت و سرگردانی ما را ندید
ما که دل را ساده با هم باختیم
داشتیم دنیای نو می ساختیم
مثل دوران خوش و سبز قدیم
رنگ بر دیوار دنیا می زدیم
عشق من! دنیای رنگی داشتیم
آرزوهای قشنگی داشتیم
خانه ای در جنگلی از یاس ها
ساده بود اما پر از احساس ها
ما هنوز افکارمان سنگی نبود
آرزومان سفره رنگی نبود
ما دوتا پروانه بودیم و جهان
گرد ما می گشت و ما هم گرد آن
آن قدر گفتند از غم پیشمان
تار شد افکار نیک اندیشمان
این یکی می گفت دنیا بی وفاست
آن یکی می گفت زندان بلاست
دیگری می گفت حتی عشق هم
می شود کم رنگ زیر بار غم
خسته ام از این همه افکار خیس
این قلم های سیاه غم نویس
عشق من ! چشمان پاکت را ببند
یا به هر چیزی که می بینی بخند
ما که مثل این قلم ها نیستیم
ما مگر انسان زیبا نیستیم؟! دلبرم از این جماعت دور باش
مملو از شوق و نشاط و شور باش
از نگاهم تا نگاهت پل بزن
خیره شو در چشم هایم زل بزن
چشم بردار از جهانی این چنین
زندگی را در نگاه من ببین
راه ما از مردم دنیا جداست
لحظه هامان مملو از بوی خداست
من به کوری دو چشم تارشان
یا که آن اندیشه بیمارشان
تا ابد عاشق ترین آزاده ام
طبق قولی که به مجنون داده ام
عاشقم من عاشق دنیای خویش
دلخوشم حتی به رویاهای خویش
من نمی گنجم درون پوستم
با درخت و کوه و دریا دوستم
آسمان ما هنوزم آبی است
لحظه هامان غرق در بی تابی است
با غم و افسردگی بیگانه ایم
ما هنوزم عاشق پروانه ایم
خانه ای هم رو به ساحل ساختیم
قایقی در قلب آب انداختیم
سوی دنیای تعالی می رویم
گرچه با دستان خالی می رویم
دست در دستان من تا آسمان
لحظه ای در وصف این رویا ب
Read more
. اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با من ...
Media Removed
. اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با من کرد نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟ به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار جواب داد فلانی ازان ماست هنوز چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز بتا تو روی ز من برمتاب ودستم ... .
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز

ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟

به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز

چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز

بتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر
که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز

کجاست خانه‌ی قاضی که در مقالت عشق
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز

سلام من برسان ای صبا به یار و بگو
که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز

#سعدی
پ.ن: یکم اردیبهشت سالروز بزرگداشت سعدیِ جان گرامی باد .
Read more
■برای زخم قلبت ای بامداد■ ميبينمت در آن صبح غمگين، در جمع زندانیان وقتی از بلندگو خبر اعدام مرتضی ...
Media Removed
■برای زخم قلبت ای بامداد■ ميبينمت در آن صبح غمگين، در جمع زندانیان وقتی از بلندگو خبر اعدام مرتضی کیوان را پخش میشود ،آن که همه جان های شیفته را با مهربانی نگهبان بود .شعر سالهای بعد ،آغاز فریادهای تازه است .حالا آن کودکی که به دیدن شلاق خوردن آن سرباز ،گریه اش بند نمی آمد ،زبانی دارد به وسعت ادبیات ... ■برای زخم قلبت ای بامداد■
ميبينمت در آن صبح غمگين،
در جمع زندانیان وقتی از بلندگو خبر اعدام مرتضی کیوان را پخش میشود ،آن که همه جان های شیفته را با مهربانی نگهبان بود .شعر سالهای بعد ،آغاز فریادهای تازه است .حالا آن کودکی که به دیدن شلاق خوردن آن سرباز ،گریه اش بند نمی آمد ،زبانی دارد به وسعت ادبیات فارسی ،بلکه بزرگتر که میتوانست این درد را بسراید .
در " آهن ها و احساس " بغض بودی اما دیر نپائيد که ترکیدی .
" هوای تازه "اعلام حضور کسی بود که تا چهل سال بعد که زنده ماند دیگر کسی انکارش نتوانست .
در تیره ترین روزگار یک نسل ،در شوره زاری که سر برآورده بود تو روییدی .اگر غم نان نبود ،اگر بستگی فضای سیاسی نبود که مجال به هیچ آزاده ای نميداد می بایست در همان زمان صدایت به جهان می رسید ، اما افسوس که فقر تاریک و سرد با دربدری و بسته بودن درها حتی مجال نمیداد در آن تفنن - روزنامه نگاری ،لختی بیاسايي .
ده سال بعد از روزگاری که #صادق_هدایت کلید وجود خود را زد و خاموش کرد
ده سال بعد از زمهرير سکوت و سانسور و تاریکی ،اینک این نوری بود که با آیدا در خانه جانت روشنی گرفت .آیدا شریک سختی ها و آوارگی ها.
این مقام که چون شاعر انگشت اشاره شعر خود را به سویی بگیرد ،جاودانگیش بخشد همان رتبتي هست که حافظ و سعدی و دیگر قله های شعر این دیار بدان دست یافته بودند .آری به قله رسیدی بامداد خسته ،گرچه مجال بی رحمانه اندک بود و واقعه سخت نامنتظر ،تو رسیدی .هم از این رو چهار نسل طلبت کرد و در شعرت یاس و نومیدی ،شادی و سرور ،امید و سرمستی ،و زخم دل خود را دید .
آن سالها که آوازه در افتاد که تو را در جمع نامزدان نوبل نشانده اند ،یکی آن خطابه را که باید خوانده میشد در علت گزينش تو ،در معتبرترین نشریه فرانسه نوشت " سخن از مردی است که عمر را از بزرگی انسان ،از عشق ،از آزادی سروده است "
جاودانگی ارزانی تو باد که شایسته بودی و بی گمانم که نسل ها در واژه های تو رازی را جست و جو خواهند کرد و تو را به سالیان خواهند خواند ،حتی اگر هنوز به راز آن هزاران صفحه تاریخ و فرهنگ کوچه های این دیار دست نیافته باشند که تا آخرین دم بر سر آن بودی .
بگذار شب کوران از درد بمیرند و از حسد ، #شاملو نامی است به بزرگی که از روزگاران ما نثار تاریخ شد ،از يک قرن ،قرنی که او در آن زیست اگر دو نام ایرانی در حافظه تاریخ جای بگيرد ،یکی #احمدشاملو است .
.
Read more
<span class="emoji emoji1f447"></span>🏻 در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود... #شعر: #سعدی_شیرازی ...
Media Removed
🏻 در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود... #شعر: #سعدی_شیرازی #عکس: #هانا_کامکار . #photo by @hanakamkar #hanakamkar #photography #reflection #love #saadi #tomb #tombofsaadi #iphonography #instagraphy #poemgraphy #poem_pic #بازتاب ... 👇🏻
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود...
#شعر: #سعدی_شیرازی
#عکس: #هانا_کامکار
.
#photo by @hanakamkar
#hanakamkar #photography #reflection #love #saadi #tomb #tombofsaadi #iphonography #instagraphy #poemgraphy #poem_pic
#بازتاب #عشق #سعدی #آرامگاه_سعدی #سعدی_گرافی #سعدی_بازی
.
🔴یکم اردیبهشت #روز_سعدی_گرامی_باد
#happysaadiday
.
پی نوشت: #زادروز دو همکار بسیار خوب موسیقی ام @kouroshbabaei و @samanehteshami
هم شادباش فراوان...
Read more
. تفاوتی نکند قدر پادشایی را که التفات کند کمترین گدایی را به جان دوست که دشمن بدین رضا ندهد که در ...
Media Removed
. تفاوتی نکند قدر پادشایی را که التفات کند کمترین گدایی را به جان دوست که دشمن بدین رضا ندهد که در به روی ببندند آشنایی را مگر حلال نباشد که بندگان ملوک ز خیل خانه برانند بی‌نوایی را و گر تو جور کنی رای ما دگر نشود هزار شکر بگوییم هر جفایی را همه سلامت نفس آرزو کند مردم خلاف من که به جان می‌خرم ... .
تفاوتی نکند قدر پادشایی را
که التفات کند کمترین گدایی را
به جان دوست که دشمن بدین رضا ندهد
که در به روی ببندند آشنایی را
مگر حلال نباشد که بندگان ملوک
ز خیل خانه برانند بی‌نوایی را
و گر تو جور کنی رای ما دگر نشود
هزار شکر بگوییم هر جفایی را
همه سلامت نفس آرزو کند مردم
خلاف من که به جان می‌خرم بلایی را
حدیث عشق نداند کسی که در همه عمر
به سر نکوفته باشد در سرایی را
خیال در همه عالم برفت و بازآمد
که از حضور تو خوشتر ندید جایی را
سری به صحبت بیچارگان فرود آور
همین قدر که ببوسند خاک پایی را
قبای خوشتر از این در بدن تواند بود
بدن نیفتد از این خوبتر قبایی را
اگر تو روی نپوشی بدین لطافت و حسن
دگر نبینی در پارس پارسایی را
منه به جان تو بار فراق بر دل ریش
که پشه‌ای نبرد سنگ آسیایی را
دگر به دست نیاید چو من وفاداری
که ترک می‌ندهم عهد بی‌وفایی را
دعای سعدی اگر بشنوی زیان نکنی
که یحتمل که اجابت بود دعایی را
#سعدی
Read more
. این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست من بعد از این اگر به دیاری سفر ...
Media Removed
. این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست من بعد از این اگر به دیاری سفر کنم هیچ ارمغانی نبرم جز سلام دوست رنجور عشق به نشود جز به بوی یار ور رفتنیست جان ندهد جز به نام دوست - . . . ـــــــــــــــــــــــــــــ #عشق #عاشقانه #ترانه_گرافی #غزل #عکس_نوشته ... .
این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست
تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست

من بعد از این اگر به دیاری سفر کنم
هیچ ارمغانی نبرم جز سلام دوست

رنجور عشق به نشود جز به بوی یار
ور رفتنیست جان ندهد جز به نام دوست -
💙
.
.
.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
#عشق #عاشقانه #ترانه_گرافی #غزل
#عکس_نوشته #تایپوگرافی #شعر_گرافی
#طراحی #طرح #کالیگرافی #عکسنوشته
#دیزاین #تکست_گرافی #فتوشاپ #گرافیک
#سعدی_جان #استاد_سخن
Read more
🌞 در نگارستان آفرینش آن هنگام که نقش #شیراز رنگ می‌گرفت، قلم و شاید دست نقاش، مست و مدهوش از عشق بود ...
Media Removed
🌞 در نگارستان آفرینش آن هنگام که نقش #شیراز رنگ می‌گرفت، قلم و شاید دست نقاش، مست و مدهوش از عشق بود که شیراز، شد شهر عشق و ترانه و زیبایی، شهر دل و دلستان و دلیری و دلباختگی، شهر سرسپردگی، شهر معنا و معنویت، شهر عظمت، شهر تاریخ و رودیدادهای تاریخی، شهر یادها و یادمانها و شهر خاطرات شیرین و به یادماندنی. شیراز ... 🌞
در نگارستان آفرینش آن هنگام که نقش #شیراز رنگ می‌گرفت، قلم و شاید دست نقاش، مست و مدهوش از عشق بود که شیراز، شد شهر عشق و ترانه و زیبایی، شهر دل و دلستان و دلیری و دلباختگی، شهر سرسپردگی، شهر معنا و معنویت، شهر عظمت، شهر تاریخ و رودیدادهای تاریخی، شهر یادها و یادمانها و شهر خاطرات شیرین و به یادماندنی.
شیراز شکرانه آفرینش است، شیراز، شهر یادمانهای باستانی است ،از عهد هخامنشیها، شهر تخت جمشید و پاسارگاد است...
شهر قرآن، شهر لسان‌الغیب حافظ، شهر سعدی، شهر عرفای شوریده حال...
شیراز، شهر هنرهای سنتی است، شهر معماری زیبای ایران در سده‌های میانه، شهر خط نگاره‌ها، شهر منبت، شهر قرآن نگاره‌ها، شهر شاعران قرآن نگار، چون وصال شیرازی که 97 بار قرآن را در خط خوش استنساخ کرده است و امروزه تزئین موزه‌های جهان است 
شیراز، شهر باغهای نارنج است و نارنجستان‌ها، شهر گلزارها و گلستانها است. شهر بوستان‌های طبیعت، در شهر گلستانهای دانش و معرفت.
در یک کلام شیراز، شهر هنر و معرفت است...
شیراز، به تنهایی، یک ایران است و به اندازه تمام ایران دیدنی دارد.
.
🌹15 اردیبهشت #روز_شیراز،شهری به قدمت تاریخ ایران مبارک🌹
.
.
خوب اینم هدیه من به شما به مناسبت روز شیراز...
#کلوچه_مسقطی_شیرازی_سوزان
قبلا مسقطی رو آموزش دادم...فکر کنم حدودا سال گذشته همین موقع بود ...ولی ایندفعه از مراحل تهیه #مسقطی ویدئو گرفتم و همین طور دستور #کلوچه_برنجی_شیرازی که همیشه با مسقطی سرو میشه رو هم براتون به همراه ویدئو میذارم 😍👌
.
🔴ویدئوها رو ادیت و هر کدوم رو با دستور تهیه به صورت مجزا براتون میذارم.
@souzan.shariat
.
.
.

#شیرینی_سوزان
15.اردیبهشت.97
Read more
. هر که هست التفات بر جانش گو مزن لاف مهر جانانش #درد من بر من از طبیب منست از که جویم دوا و درمانش آن ...
Media Removed
. هر که هست التفات بر جانش گو مزن لاف مهر جانانش #درد من بر من از طبیب منست از که جویم دوا و درمانش آن که سر در کمند وی دارد نتوان رفت جز به فرمانش چه کند بنده حقیر فقیر که نباشد به امر سلطانش ناگزیرست یار #عاشق را که ملامت کنند یارانش وان که در بحر قلزمست غریق چه تفاوت کند ز بارانش گل به ... .
هر که هست التفات بر جانش
گو مزن لاف مهر جانانش

#درد من بر من از طبیب منست
از که جویم دوا و درمانش

آن که سر در کمند وی دارد
نتوان رفت جز به فرمانش

چه کند بنده حقیر فقیر
که نباشد به امر سلطانش

ناگزیرست یار #عاشق را
که ملامت کنند یارانش

وان که در بحر قلزمست غریق
چه تفاوت کند ز بارانش

گل به غایت رسید بگذارید
تا بنالد هزاردستانش

عقل را گر هزار حجت هست
عشق دعوی کند به بطلانش

هر که را نوبتی زدند این تیر
در جراحت بماند پیکانش

ناله‌ای می‌کند چو گریه طفل
که ندانند درد پنهانش

سخن عشق زینهار مگوی
یا چو گفتی بیار برهانش

نرود هوشمند در آبی
تا نبیند نخست پایانش

سعدیا گر به یک دمت بی دوست
هر دو عالم دهند مستانش
.
#سعدی #شعر_معاصر #شعر_کهن #غزل_فارسی #شعرنو #شعر_نو #بیت_ناب #شاه_بیت #غزل_معاصر #ادبيات #ادبی #هنر #فرهنگ #شعر_ناب #شعروغزل #شعروگرافی #عکس_نوشته #شعر_پارسی #شعر_فارسی #اشعار_ناب #اشعارناب #تک_بیت #poem #Persian #poetry #Iran
Read more
. سال نو مبارک <span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span> از استاد سخن سعدی شیرازی: برخیز که می‌رود زمستان بگشای در سرای بستان نارنج ...
Media Removed
. سال نو مبارک از استاد سخن سعدی شیرازی: برخیز که می‌رود زمستان بگشای در سرای بستان نارنج و بنفشه بر طبق نه منقل بگذار در شبستان وین پرده بگوی تا به یک بار زحمت ببرد ز پیش ایوان برخیز که باد صبح نوروز در باغچه می‌کند گل افشان خاموشی بلبلان مشتاق در موسم گل ندارد امکان آواز دهل ... . سال نو مبارک
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
از استاد سخن سعدی شیرازی:
برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
Read more
. پره خاطرات گریه ها و خنده ی همیم من و تو جون همیم خون همیم قلب تپنده ی همیم... . #احمداميرخليلى . [شعر ...
Media Removed
. پره خاطرات گریه ها و خنده ی همیم من و تو جون همیم خون همیم قلب تپنده ی همیم... . #احمداميرخليلى . [شعر بود آقا شعر! من نمیگم که حافظ میگه: حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت! من نمی گم که سعدی میگه: باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی! من نمی گم که مولانا میگه: ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟! من ... .
پره خاطرات گریه ها و خنده ی همیم
من و تو جون همیم
خون همیم
قلب تپنده ی همیم...
.
#احمداميرخليلى
.
[شعر بود آقا شعر! من نمیگم که حافظ میگه:
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت!
من نمی گم که سعدی میگه:
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی!
من نمی گم که مولانا میگه:
ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟!
من نمی گم که همه میگم! همه نه اینه فقط شاعرا، همه آدما! منم یه آدم معمولی یه لحظه رد شد و شدم شاعر، یهو گفتم:
همیشه همینقدر زیبا بمون
یهو گفتم:
کسی که شکل تو باشه یه معجزه س واسم
یهو گفتم:
خدا کنه توبه آخرم نباشه دختر!
من گفتم و شعر شد! اون شعر بود که من به گفتن افتاد! گفتم و گفتم و گفتم تا شدم شاعرش! حالا من ازش میگم و شما بشنوید:
فقط تویی که میذارم صدام کنی احمد...]
.
#تهران #ایران #عشق #شعر #شاعر #شبانه #حافظ #سعدی #مولانا #روز
عکس از: @sunface.fa
Read more
. . #سعدی جان<span class="emoji emoji2764"></span> : . بی حسرت از جهان نرود هیچکس به در ، الا شهید عشق ... . . #Calligrapher #خط #خطاطی #خوشنویسی #هنر #هنرمند #هنر_ایرانی #هنر_اسلامی #هنر_مدرن #شعر #ادبیات #نستعلیق #شکسته #سیاه_مشق #کتابت #تذهیب #لیقه #مرکب #قلم #آموزش_خوشنویسی #نقاشیخط #انجمن_خوشنویسان #عشق #عرفان #چاپ #عکس #قاب #طرح #احسان_رسول_منش
Media Removed
. . #سعدی جان : . بی حسرت از جهان نرود هیچکس به در ، الا شهید عشق ... . . #Calligrapher #خط #خطاطی #خوشنویسی #هنر #هنرمند #هنر_ایرانی #هنر_اسلامی #هنر_مدرن #شعر #ادبیات #نستعلیق #شکسته #سیاه_مشق #کتابت #تذهیب #لیقه #مرکب #قلم #آموزش_خوشنویسی #نقاشیخط #انجمن_خوشنویسان #عشق #عرفان #چاپ #عکس #قاب #طرح #احسان_رسول_منش .
.
#سعدی جان❤ :
.
بی حسرت از جهان نرود هیچکس به در ، الا شهید عشق ...
.
.

#Calligrapher
#خط #خطاطی #خوشنویسی #هنر #هنرمند #هنر_ایرانی #هنر_اسلامی #هنر_مدرن #شعر #ادبیات #نستعلیق #شکسته #سیاه_مشق #کتابت #تذهیب #لیقه #مرکب #قلم #آموزش_خوشنویسی #نقاشیخط #انجمن_خوشنویسان #عشق #عرفان #چاپ #عکس #قاب #طرح #احسان_رسول_منش
کس ندیده‌ست به شیرینی و لطف و نازش کس نبیند که نخواهد که ببیند بازش مطرب ما را دردیست که خوش می‌نالد مرغ ...
Media Removed
کس ندیده‌ست به شیرینی و لطف و نازش کس نبیند که نخواهد که ببیند بازش مطرب ما را دردیست که خوش می‌نالد مرغ عاشق طرب انگیز بود آوازش بارها در دلم آمد که بپوشم غم عشق آبگینه نتواند که بپوشد رازش مرغ پرنده اگر در قفسی پیر شود همچنان طبع فرامش نکند پروازش تا چه کردیم دگرباره که شیرین لب دوست به ... کس ندیده‌ست به شیرینی و لطف و نازش
کس نبیند که نخواهد که ببیند بازش

مطرب ما را دردیست که خوش می‌نالد
مرغ عاشق طرب انگیز بود آوازش

بارها در دلم آمد که بپوشم غم عشق
آبگینه نتواند که بپوشد رازش

مرغ پرنده اگر در قفسی پیر شود
همچنان طبع فرامش نکند پروازش

تا چه کردیم دگرباره که شیرین لب دوست
به سخن باز نمی‌باشد و چشم از نازش

من دعا گویم اگر تو همه دشنام دهی
بنده خدمت بکند ور نکنند اعزازش

غرق دریای غمت را رمقی بیش نماند
آخر اکنون که بکشتی به کنار اندازش

خون سعدی کم از آن است که دست آلایی
ملخ آن قدر ندارد که بگیرد بازش

نون.الف

#شعربايدشعرباشد #دیوان_سعدی #غزلیات #شعر #شماره۳۲۵ #شعرمعاصر #شعركلاسيك #شعرنو #شاعر #كتاب #sherbayadsherbashad #poem #lyric #book
Read more
. . . درود . ماه فروماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در ...
Media Removed
. . . درود . ماه فروماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در نظر قدر با کمال محمد وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت لیلهٔ اسری شب وصال محمد آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی آمده مجموع در ظلال محمد عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمد وآنهمه پیرایه بسته ... .
. .

درود .
ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد
وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد
وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتباد
نور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابند
پیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمی‌گیرد از خیال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد

#سعدی
جلسه بعدی
سه شنبه . 28آذرماه ساعت 4.30.فرهنگسراس شهرداری
موضوع.شاملو خوانی
انجمن ادبی ترنج زرین شهر
بدرود
Read more
مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام تو فارغی و به افسوس می‌رود ایام شبی نپرسی و روزی که: «دوستدارانم چگونه ...
Media Removed
مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام تو فارغی و به افسوس می‌رود ایام شبی نپرسی و روزی که: «دوستدارانم چگونه شب به سحر می‌برند و روز به شام؟» به کام دل، نفسی با تو، التماس منست بسا نفس که فرورفت و برنیامد کام مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق نه پای رفتن از این ناحیت، نه جای مُقام چه دشمنی تو، که از عشق ... مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام
تو فارغی و به افسوس می‌رود ایام
شبی نپرسی و روزی که: «دوستدارانم
چگونه شب به سحر می‌برند و روز به شام؟» به کام دل، نفسی با تو، التماس منست
بسا نفس که فرورفت و برنیامد کام

مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق
نه پای رفتن از این ناحیت، نه جای مُقام

چه دشمنی تو، که از عشق دست و شمشیرت
مطاوعت به گریزم نمی‌کنند اقدام

ملامتم نکند هر که معرفت دارد
که عشق می‌بستاند ز دست عقل زمام

بر آتش غم سعدی کدام دل که نسوخت؟
گر این سخن برود در جهان نماند خام!
Read more
سعدی<span class="emoji emoji1f337"></span> آواز دهل نهان نماند در زیر گلیم و عشق پنهان بس جامه فروخته‌ست و دستار بس خانه که سوخته‌ست ...
Media Removed
سعدی آواز دهل نهان نماند در زیر گلیم و عشق پنهان بس جامه فروخته‌ست و دستار بس خانه که سوخته‌ست و دکان ما را سر دوست بر کنار است آنک سر دشمنان و سندان چشمی که به دوست برکند دوست بر هم ننهد ز تیرباران خوشنویس"پوریاخاکپور اجرا"سال 90 پهنای قلم "پانزده میلیمتر تذهیب"خانوم غربی https://telegram.me/pouryakhakpour #شعر ... سعدی🌷

آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان

بس جامه فروخته‌ست و دستار
بس خانه که سوخته‌ست و دکان

ما را سر دوست بر کنار است
آنک سر دشمنان و سندان

چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران

خوشنویس"پوریاخاکپور
اجرا"سال 90
پهنای قلم "پانزده میلیمتر

تذهیب"خانوم غربی
https://telegram.me/pouryakhakpour
#شعر #سعدی #خط #خطاطی #خطاط #خوشنویسی #خوشنویس #خوشنویسان #نستعلیق #میرزا_غلامرضا #استاد_امیرخانی #موسیقی #موسیقی_سنتی #اواز #خواننده #تار #نی #سه_تار #کرمانشاه #پوریاخاکپور #پوریا_خاکپور #عشق #کرمانشاه #سیاه_مشق #تذهیب #پوریاخاکپور
Read more
ای پیک پی خجسته که داری #نشان_دوست با ما مگو به جز سخن دل نشان دوست حال از دهان #دوست شنیدن چه خوش بود یا ...
Media Removed
ای پیک پی خجسته که داری #نشان_دوست با ما مگو به جز سخن دل نشان دوست حال از دهان #دوست شنیدن چه خوش بود یا از دهان آن که شنید از دهان دوست ای یار آشنا علم کاروان کجاست تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار ما سر فدای پای رسالت رسان دوست دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت دستم نمی‌رسد ... ای پیک پی خجسته که داری #نشان_دوست
با ما مگو به جز سخن دل نشان دوست
حال از دهان #دوست شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید از دهان دوست
ای یار آشنا علم کاروان کجاست
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست
گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سر فدای پای رسالت رسان دوست
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمی‌رسد که بگیرم عنان دوست
رنجور #عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست
گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد
تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست
گر آستین دوست بیفتد به دست من
چندان که زنده‌ام سر من و آستان دوست
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا #شهید_عشق به تیر از کمان دوست
بعد از تو هیچ در دل #سعدی گذر نکرد
وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست

ممنون الطاف و عنايات خاص سيد الاحرار هستيم كه ذره پروري ميكنه و اجازه ميده در حوالي آستانش پرسه بزنيم و تو اين مسير بزرگترايي رو سر راهمون قرار داد كه حقاً پير طريق و صاحب نفسن...
خدا به حق آبروداراي درگاهش سايه پيرغلامارو بالاسرمون حفظ كنه و مارم در خونه #سيدالشهدا پير و عاقبت به خيرمون كنه...
دم همه رفقايي كه زحمت كشيدن و از جون مايه گذاشتن گرم؛ باشد كه قبول افتد...
عكس مربوط به #شام_غريبان #محرم ١٤٣٩ هـ.ق كه البته خيلي از عزيزان جاشون تو عكس خاليه و دست تك تكشون رو مي بوسم.
#لطف_حسين_ما_را_تنها_نميگذارد
#هيئت_طريق_الشهدا #اربعين #كربلاء
Read more
 #Amin ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست خلق را بیدار باید ...
Media Removed
#Amin ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست خلق را بیدار باید بود از آب چشم من وین عجب کان وقت می​گریم که کس بیدار نیست نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد قصه دل می​نویسد حاجت گفتار نیست بی​دلان را عیب کردم لاجرم بی​دل شدم آن گنه را این عقوبت همچنان بسیار ... #Amin

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست

خلق را بیدار باید بود از آب چشم من وین عجب کان وقت می​گریم که کس بیدار نیست

نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد
قصه دل می​نویسد حاجت گفتار نیست

بی​دلان را عیب کردم لاجرم بی​دل شدم
آن گنه را این عقوبت همچنان بسیار نیست

ای نسیم صبح اگر باز اتفاقی افتدت
آفرین گویی بر آن حضرت که ما را بار نیست

بارها روی از پریشانی به دیوار آورم
ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست

ما زبان اندرکشیدیم از حدیث خلق و روی
گر حدیثی هست با یارست و با اغیار نیست

قادری بر هر چه می​خواهی مگر آزار من
زان که گر شمشیر بر فرقم نهی آزار نیست

احتمال نیش کردن واجبست از بهر نوش
حمل کوه بیستون بر یاد شیرین بار نیست

سرو را مانی ولیکن سرو را رفتار نه
ماه را مانی ولیکن ماه را گفتار نیست

گر دلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکن
بدر بی نقصان و زر بی عیب و گل بی خار نیست

لوحش الله از قد و بالای آن سرو سهی
زان که همتایش به زیر گنبد دوار نیست

دوستان گویند سعدی خیمه بر گلزار زن
من گلی را دوست می​دارم که در گلزار نیست

سعدی
Read more
• نمی‌شه وقتی بحث عشق می‌شه، از عشق عرفانی حرف زد، عاشقی‌های سعدی رو خوند، و در عین حال، ترسید از راه...! ...
Media Removed
• نمی‌شه وقتی بحث عشق می‌شه، از عشق عرفانی حرف زد، عاشقی‌های سعدی رو خوند، و در عین حال، ترسید از راه...! اگر دم از عشق زدی، ترس به دلت راه نده و برو جلو...گاهی باید پیش بری و نذاری چیزی جلوت رو بگیره...حتی شک...تردید...تنهایی...ترس...خستگی... مثل رود باش...به مسیرت فکر کن و به اکنون... • پ. ...
نمی‌شه وقتی بحث عشق می‌شه، از عشق عرفانی حرف زد، عاشقی‌های سعدی رو خوند، و در عین حال، ترسید از راه...! اگر دم از عشق زدی، ترس به دلت راه نده و برو جلو...گاهی باید پیش بری و نذاری چیزی جلوت رو بگیره...حتی شک...تردید...تنهایی...ترس...خستگی...
مثل رود باش...به مسیرت فکر کن و به اکنون...

پ. ن. تنها بودیم...کوچه، به طرز عجیبی خلوت بود...به محض شروع راه، ترسیدیم، اما برنگشتیم...پیش رفتیم...تا کشف کنیم! و‌کشف دلچسبی بود برای منی که عاشق در و دیوارم...عاشق قِدمتم...عاشق خاطره‌ام...برای کشف کردن، باید پیش رفت...هر چند ترسناک...هر قدر تنها
•📌 #حسینیه_رحیمیان #ابنیه_تاریخی #محله_پایین_خیابان #مشهد #ایران #در #دیوار #آجر
قدمت: اواخر دورهٔ #قاجار ( #احمدشاه قاجار)
Read more
. بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در الا شهید عشق به تیر از کمان دوست . #سعدی #تک_بیت #خسرو_آواز_ایران . . . @officialshajarian . . #استادمحمدرضاشجریان #محمدرضا_شجریان #استاد_شجریان #همایون #همایون_شجریان #شجریان_بشنویم #شجریان_من #شجریان_بودن_سخت_است #تنت_به_ناز_طبیبان_نیازمند_مباد ... .
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در

الا شهید عشق به تیر از کمان دوست
.
#سعدی
#تک_بیت
#خسرو_آواز_ایران
.
.
.
@officialshajarian .
.
#استادمحمدرضاشجریان #محمدرضا_شجریان #استاد_شجریان #همایون #همایون_شجریان #شجریان_بشنویم #شجریان_من #شجریان_بودن_سخت_است #تنت_به_ناز_طبیبان_نیازمند_مباد #موسیقی_اصیل_ایرانی #موسیقی_سنتی #موسیقی_کلاسیک #آواز #نی #تار
#shajarian #homayounshajarian #music #classicalmusic #traditionalmusic #classic #traditionalmusic #iraniantraditionalmusic #musician #poem #poet
Read more
. با کاروان مصری چندین شکر نباشد در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید وین ...
Media Removed
. با کاروان مصری چندین شکر نباشد در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید وین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد گفتم به شیرمردی چشم از نظر بدوزم با تیر چشم خوبان تقوا سپر نباشد ما را نظر به خیرست از حسن ماه رویان هر کو به شر کند میل او خود بشر نباشد هر آدمی که بینی از سر عشق ... .
با کاروان مصری چندین شکر نباشد
در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد

این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید
وین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد

گفتم به شیرمردی چشم از نظر بدوزم
با تیر چشم خوبان تقوا سپر نباشد

ما را نظر به خیرست از حسن ماه رویان
هر کو به شر کند میل او خود بشر نباشد

هر آدمی که بینی از سر عشق خالی
در پایه جمادست او جانور نباشد

الا گذر نباشد پیش تو اهل دل را
ور نه به هیچ تدبیر از تو گذر نباشد

هوشم نماند با کس اندیشه‌ام تویی بس
جایی که حیرت آمد سمع و بصر نباشد

بر عندلیب #عاشق گر بشکنی قفس را
از ذوق اندرونش پروای در نباشد

تو مست خواب نوشین تا بامداد و بر من
شب‌ها رود که گویی هرگز سحر نباشد

#دل می‌برد به دعوی فریاد شوق #سعدی
الا بهیمه‌ای را کز دل خبر نباشد

تا آتشی نباشد در خرمنی نگیرد
طامات مدعی را چندین اثر نباشد
.
#سعدی #شعر_کهن #غزل_فارسی #بیت_ناب #شاه_بیت #ادبيات #ادبی #هنر #فرهنگ #شعر_ناب #شعروغزل #شعروگرافی #عکس_نوشته #شعر_پارسی #شعر_فارسی #اشعار_ناب #اشعارناب #تک_بیت #poem #Persian #poetry #Iran
Read more
. آیا کسی می تواند بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می کند؟ آدم پر می شود. ...
Media Removed
. آیا کسی می تواند بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می کند؟ آدم پر می شود. جوری که نخواهد به چیز دیگری فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ گاه دچار تردید نشود. . #سمفونی_مردگان- #عباس_معروفی . . #چقدر_تو_آشناترین_منی . #quedateconmigo #گلم ... .
آیا کسی می تواند بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می کند؟ آدم پر می شود. جوری که نخواهد به چیز دیگری فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ گاه دچار تردید نشود.
.
📚 #سمفونی_مردگان- #عباس_معروفی .
.
#چقدر_تو_آشناترین_منی ❤️🔒
.
#quedateconmigo 🍃
📷 #گلم 😌❤️🌹
_________________________________
پ.ن:
کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان عشق اول است و زیادت
.
#سعدی
.
Read more
. . . . از صبح درگیریم همه امان سر کار با ارباب رجوع با مردم کوچه،بازار با #همسر و #فرزند و والدین ...
Media Removed
. . . . از صبح درگیریم همه امان سر کار با ارباب رجوع با مردم کوچه،بازار با #همسر و #فرزند و والدین نسنجیده دلمان را شکستند نسنجیده، دل شکستیم با کلام ناپخته ای ،فکرمان را به هم ریختند و با جواب ناشایستی حالی را خراب کردیم #شب که میخواهیم به جسممان #آرامش دهیم سوهان حرف های مردم به سراغمان ... .
.
.
.
از صبح درگیریم
همه امان
سر کار با ارباب رجوع
با مردم کوچه،بازار
با #همسر و #فرزند و والدین
نسنجیده دلمان را شکستند
نسنجیده، دل شکستیم
با کلام ناپخته ای ،فکرمان را به هم ریختند
و
با جواب ناشایستی حالی را خراب کردیم
#شب که میخواهیم به جسممان #آرامش دهیم
سوهان حرف های مردم به سراغمان می آید
اگرم خیلی با انصاف باشیم و دقت کنیم
پشیمانی از کارهای بچه گانه امان،
بی خوابمان می کند
شایدم #بی_پولی
شایدم #عشق
شایدم #مریضی
و
شایدم فراق
شما چی؟

#خدا کند حال #دل همه #خوب باشد

#شعر
#سعدی. #زندگی
Read more
عشق لب شیرینت... بس (صد) شور برانگیزد 50/70cm . تیر 1397. . . .سعدی » . هشیار کسی باید کز ...
Media Removed
عشق لب شیرینت... بس (صد) شور برانگیزد 50/70cm . تیر 1397. . . .سعدی » . هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد آن کس که دلی دارد آراسته معنی گر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد آخر نه منم تنها در ... عشق لب شیرینت... بس (صد) شور برانگیزد
50/70cm
.
تیر 1397.
.
.
.سعدی » .

هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد

وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد

آن کس که دلی دارد آراسته معنی

گر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد

گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد

ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد

آخر نه منم تنها در بادیه سودا

عشق لب شیرینت بس شور برانگیزد

بی بخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت

بی‌مایه زبون باشد هر چند که بستیزد

فضل است اگرم خوانی عدل است اگرم رانی

قدر تو نداند آن کز زجر تو بگریزد

تا دل به تو پیوستم راه همه دربستم

جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد

سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز

ور روی بگردانی در دامنت آویزد
Read more
وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی ...
Media Removed
وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها تا خار غم عشقت آویخته ... وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها
گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها
ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها
وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها
تا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها
آن را که چنین دردی از پای دراندازد
باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها
گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
چون عشق حرم باشد سهل است بیابان‌ها
هر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها
هر کاو نظری دارد با یار کمان ابرو
باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها
Read more
. یار با ما بی‌وفایی می‌کند بی‌گناه از من جدایی می‌کند شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا جای دیگر روشنایی ...
Media Removed
. یار با ما بی‌وفایی می‌کند بی‌گناه از من جدایی می‌کند شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا جای دیگر روشنایی می‌کند می‌کند با خویش خود بیگانگی با غریبان آشنایی می‌کند جوفروش است آن نگار سنگدل با من او گندم نمایی می‌کند یار من اوباش و قلاش است و رند بر من او خود پارسایی می‌کند ای مسلمانان به فریادم ... .
یار با ما بی‌وفایی می‌کند
بی‌گناه از من جدایی می‌کند
شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا
جای دیگر روشنایی می‌کند
می‌کند با خویش خود بیگانگی
با غریبان آشنایی می‌کند
جوفروش است آن نگار سنگدل
با من او گندم نمایی می‌کند
یار من اوباش و قلاش است و رند
بر من او خود پارسایی می‌کند
ای مسلمانان به فریادم رسید
کان فلانی بی‌وفایی می‌کند
کشتی عمرم شکسته‌ست از غمش
از من مسکین جدایی می‌کند
آنچه با من می‌کند اندر زمان
آفت دور سمایی می‌کند
سعدی شیرین سخن در راه عشق
از لبش بوسی گدایی می‌کند
#سعدی
Read more
 #سعدی جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد یاری که تحمل نکند یار نباشد گر بانگ برآید که سری در قدمی رفت بسیار ...
Media Removed
#سعدی جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد یاری که تحمل نکند یار نباشد گر بانگ برآید که سری در قدمی رفت بسیار مگویید که بسیار نباشد آن بار که گردون نکشد یار سبکروح گر بر دل عشاق نهد بار نباشد تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی تا شب نرود صبح پدیدار نباشد آهنگ دراز شب رنجوری مشتاق با آن نتوان گفت که بیدار نباشد از ... #سعدی
جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد
یاری که تحمل نکند یار نباشد
گر بانگ برآید که سری در قدمی رفت
بسیار مگویید که بسیار نباشد
آن بار که گردون نکشد یار سبکروح
گر بر دل عشاق نهد بار نباشد
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد
آهنگ دراز شب رنجوری مشتاق
با آن نتوان گفت که بیدار نباشد
از دیده من پرس که خواب شب مستی
چون خاستن و خفتن بیمار نباشد
گر دست به شمشیر بری عشق همان است
کانجا که ارادت بود انکار نباشد
از من مشنو دوستی گل مگر آن گاه
کم پای برهنه خبر از خار نباشد
مرغان قفس را المی باشد و شوقی
کان مرغ نداند که گرفتار نباشد
دل آینه صورت غیب است ولیکن
شرط است که بر آینه زنگار نباشد
سعدی حیوان را که سر از خواب گران شد
در بند نسیم خوش اسحار نباشد
آن را که بصارت نبود یوسف صدیق
جایی بفروشد که خریدار نباشد
Read more
آن قدر اين روز را كه صبحش بچه ها گل به دست به سمت مدرسه ها مى روند و بعد از ظهرش خانم معلم ها و آقا معلم ها با ...
Media Removed
آن قدر اين روز را كه صبحش بچه ها گل به دست به سمت مدرسه ها مى روند و بعد از ظهرش خانم معلم ها و آقا معلم ها با يك بغل گل به سمت خانه بر مى گردند ، دوست دارم. امروز عید میلاد امام عصر س و روز تعطیل بود و #روز_مُعلّم گفتم امروز من به مانند آن بچه ها گل به دست به خدمت دوستان و معلمان عزیزم برسم روزتان مبارک! #معلمت ... آن قدر اين روز را كه صبحش بچه ها گل به دست به سمت مدرسه ها مى روند و بعد از ظهرش خانم معلم ها و آقا معلم ها با يك بغل گل به سمت خانه بر مى گردند ، دوست دارم.
امروز عید میلاد امام عصر س و روز تعطیل بود و #روز_مُعلّم
گفتم امروز من به مانند آن بچه ها گل به دست به خدمت دوستان و معلمان عزیزم برسم😊
روزتان مبارک!

#معلمت همه شوخی و دلبری آموخت
جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت
غلام آن لب ضحاک و چشم فتانم
که کید سحر به ضحاک و سامری آموخت
تو بت چرا به #معلم روی که بتگر چین
به چین زلف تو آید به بتگری آموخت
هزار بلبل دستان سرای عاشق را
بباید از تو سخن گفتن دری آموخت
برفت رونق بازار آفتاب و قمر
از آن که ره به دکان تو مشتری آموخت
همه قبیله من عالمان دین بودند
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت
مرا به شاعری آموخت روزگار آن گه
که چشم مست تو دیدم که ساحری آموخت
مگر دهان تو آموخت تنگی از دل من
وجود من ز میان تو لاغری آموخت
بلای عشق تو بنیاد زهد و بیخ ورع
چنان بکند که صوفی قلندری آموخت
دگر نه عزم سیاحت کند نه یاد وطن
کسی که بر سر کویت مجاوری آموخت
من آدمی به چنین شکل و قد و خوی و روش
ندیده ام مگر این شیوه از پری آموخت
به خون خلق فروبرده پنجه کاین حناست
ندانمش که به قتل که شاطری آموخت
چنین بگریم از این پس که مرد بتواند
در آب دیده #سعدی شناوری آموخت
آلبوم تصاویر: اردیبهشت ۱۳۹۷ گلهای صادراتی #بالکن به باغچه #مادر_عزیزم
Read more
. زبان حال مردم این روزها در ایران... . چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق چنان ...
Media Removed
. زبان حال مردم این روزها در ایران... . چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق چنان آسمان بر زمین شد بخیل که لب تر نکردند زرع و نخیل بخوشید سرچشمه‌های قدیم نماند آب، جز آب چشم یتیم نبودی به جز آه بیوه زنی اگر برشدی دودی از روزنی چو درویش بی برگ دیدم درخت قوی بازوان سست و درمانده ... .
زبان حال مردم این روزها در ایران...
.
چنان قحط سالی شد اندر دمشق
که یاران فراموش کردند عشق
چنان آسمان بر زمین شد بخیل
که لب تر نکردند زرع و نخیل
بخوشید سرچشمه‌های قدیم
نماند آب، جز آب چشم یتیم
نبودی به جز آه بیوه زنی
اگر برشدی دودی از روزنی
چو درویش بی برگ دیدم درخت
قوی بازوان سست و درمانده سخت
نه در کوه سبزی نه در باغ شخ
ملخ بوستان خورده مردم ملخ
در آن حال پیش آمدم دوستی
از او مانده بر استخوان پوستی
وگرچه به مکنت قوی حال بود
خداوند جاه و زر و مال بود
بدو گفتم: ای یار پاکیزه خوی
چه درماندگی پیشت آمد؟ بگوی
بغرید بر من که عقلت کجاست؟
چو دانی و پرسی سؤالت خطاست
نبینی که سختی به غایت رسید
مشقت به حد نهایت رسید؟
نه باران همی آید از آسمان
نه بر می‌رود دود فریاد خوان
بدو گفتم: آخر تو را باک نیست
کشد زهر جایی که تریاک نیست
گر از نیستی دیگری شد هلاک
تو را هست، بط را ز طوفان چه باک؟
نگه کرد رنجیده در من فقیه
نگه کردن عالم اندر سفیه
که مرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق
نیاساید و دوستانش غریق
من از بینوایی نیم روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد
نخواهد که بیند خردمند، ریش
نه بر عضو مردم، نه بر عضو خویش
یکی اول از تندرستان منم
که ریشی ببینم بلرزد تنم
منغص بود عیش آن تندرست
که باشد به پهلوی رنجور سست
چو بینم که درویش مسکین نخورد
به کام اندرم لقمه زهرست و درد
یکی را به زندان بری دوستان
کجا ماندش عیش در بوستان؟
- سعدی .
.
Splash
Iran
© Tolerant
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#iran #people #آسمان
#stunning  #باران #fantastic  #سعدی #Tolerant #photo #آب #دلار
#artistic #everydayiran  #beautiful #landscape #sky #aowesome  #spring #sunset #lake #insta #ایران #instagramers
#instagram #instago
#instaphoto
#traveling
#sailing
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
Read more
. ای دل نه هزار عهد کردی کاندر طلب هوا نگردی؟ کس را چه گنه تو خویشتن را بر تیغ زدی و زخم خوردی دیدی ...
Media Removed
. ای دل نه هزار عهد کردی کاندر طلب هوا نگردی؟ کس را چه گنه تو خویشتن را بر تیغ زدی و زخم خوردی دیدی که چگونه حاصل آمد از دعوی عشق روی زردی؟ یا دل بنهی به جور و بیداد یا قصه عشق درنوردی ای سیم تن سیاه گیسو کز فکر سرم سپید کردی بسیار سیه، سپید کردست دوران سپهر لاجوردی صلحست میان کفر و اسلام با ما ... .
ای دل نه هزار عهد کردی
کاندر طلب هوا نگردی؟
کس را چه گنه تو خویشتن را
بر تیغ زدی و زخم خوردی
دیدی که چگونه حاصل آمد
از دعوی عشق روی زردی؟
یا دل بنهی به جور و بیداد
یا قصه عشق درنوردی
ای سیم تن سیاه گیسو
کز فکر سرم سپید کردی
بسیار سیه، سپید کردست
دوران سپهر لاجوردی
صلحست میان کفر و اسلام
با ما تو هنوز در نبردی
سر بیش گران مکن، که کردیم
اقرار به بندگی و خردی
با درد توام خوشست ازیراک
هم دردی و هم دوای دردی
گفتی که صبور باش، هیهات
دل موضع صبر بود و بردی
هم چاره تحملست و تسلیم
ورنه به کدام جهد و مردی
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله کار خویش گیرم
#سعدی
#ترجیع_بند_۷
Read more
یکم اردیبهشت روز بزرگداشت استاد سخن سعدی که بی ارتباط با منم نیست <span class="emoji emoji1f609"></span>گرامی باد سخن عشق تو بی آن که برآید ...
Media Removed
یکم اردیبهشت روز بزرگداشت استاد سخن سعدی که بی ارتباط با منم نیست گرامی باد سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم گر چنانست ... یکم اردیبهشت روز بزرگداشت استاد سخن سعدی که بی ارتباط با منم نیست 😉گرامی باد سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم
هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر
که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم
گر چنانست که روی من مسکین گدا را
به در غیر ببینی ز در خویش برانم
من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم
نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم
گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم
من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم
که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم
درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت
نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم
سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم #سعدی #اردیبهشت
Read more
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بیدل بدیم پرده ...
Media Removed
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بیدل بدیم پرده برانداختی کار به اتمام رفت ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت عارف مجموع را ... هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بیدل بدیم

پرده برانداختی کار به اتمام رفت

ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت

سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت

مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق

خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت

عارف مجموع را در پس دیوار صبر

طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت

هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت

آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان

راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت

همت سعدی به عشق میل نکردی ولی

می چو فرو شد به کام عقل به ناکام رفت
Read more
عجب مدار که سعدی به یاد دوست بنالد که عشق موجب شوق است و خمر علت مستی ای جان به مناسبت روزی سعدی شیرازی #سعدی #سعدی_شیرازی #اواز #استاد_ایرج #ایرج #تار #جلیل_شهناز #دستگاه_ماهور #ماهور #موسیقی_سنتی_ایران #موسیقی_خوب #موسیقی_سنتی_ایران #موسیقی_سنتی #اردیبهشت #اردیبهشت_شیراز ... عجب مدار که سعدی به یاد دوست بنالد
که عشق موجب شوق است و خمر علت مستی
ای جان❤
به مناسبت روزی سعدی شیرازی
#سعدی #سعدی_شیرازی #اواز
#استاد_ایرج #ایرج #تار #جلیل_شهناز #دستگاه_ماهور #ماهور #موسیقی_سنتی_ایران #موسیقی_خوب #موسیقی_سنتی_ایران #موسیقی_سنتی #اردیبهشت #اردیبهشت_شیراز #ستار #ضرب #سنتور #کمانچه_نوازی #کمانچه #بزرگداشت_سعدی
Read more
درست‌ترین تعریف به عشق در کل جهان همانی است که سعدی گفته : "به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینم..."
Media Removed
درست‌ترین تعریف به عشق در کل جهان همانی است که سعدی گفته : "به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینم..." درست‌ترین تعریف به عشق در کل جهان
همانی است که سعدی گفته : "به دریایی درافتادم که پایانش نمی‌بینم..."
 #مشاعره لطفاً دوستان شعر خودشون رو با حرف آخر شعر ارسالی در کامنت قبلی ارسال کنند. . شما میتوانید ...
Media Removed
#مشاعره لطفاً دوستان شعر خودشون رو با حرف آخر شعر ارسالی در کامنت قبلی ارسال کنند. . شما میتوانید دوستان اهل شعر خودتون رو تگ کنید و برای چند لحظه فارغ از زمان از شعر خوانی و مشاعره لذت ببرید. . شب دراز به امید صبح بیدارم مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم عجب که بیخ محبت نمی‌دهد بارم که بر وی این همه ... #مشاعره
لطفاً دوستان شعر خودشون رو با حرف آخر شعر ارسالی در کامنت قبلی ارسال کنند.
.
شما میتوانید دوستان اهل شعر خودتون رو تگ کنید و برای چند لحظه فارغ از زمان از شعر خوانی و مشاعره لذت ببرید.
.
شب دراز به امید صبح بیدارم
مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم

عجب که بیخ محبت نمی‌دهد بارم
که بر وی این همه باران شوق می‌بارم

از آستانه خدمت نمی‌توانم رفت
اگر به منزل قربت نمی‌دهی بارم

به تیغ هجر بکشتی مرا و برگشتی
بیا و زنده جاوید کن دگربارم

چه روزها به شب آورده‌ام در این امید
که با وجود عزیزت شبی به روز آرم

چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی
چه کرده‌ام که به هجران تو سزاوارم

هنوز با همه بدعهدیت دعاگویم
هنوز با همه بی مهریت طلبکارم

من از حکایت عشق تو بس کنم هیهات
مگر اجل که ببندد زبان گفتارم

هنوز قصه هجران و داستان فراق
به سر نرفت و به پایان رسید طومارم

اگر تو عمر در این ماجرا کنی #سعدی
حدیث #عشق به پایان رسد نپندارم

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
یکی تمام بود مطلع بر اسرارم
.
#مولانا #مولوی #شعر_ناب #شعر_کهن #غزل_فارسی #بیت_ناب #شاه_بیت #ادبيات #ادبی #هنر #فرهنگ #شعر_ناب #شعروغزل #شعروگرافی #عکس_نوشته #شعر_پارسی #شعر_فارسی #اشعار_ناب #اشعارناب #تک_بیت #poem #Persian #poetry #Iran
Read more
. The Grand Bazaar of Tehran ای نفس خرم باد صبا از بر یار آمده‌ای مرحبا قافله شب چه شنیدی ز صبح مرغ ...
Media Removed
. The Grand Bazaar of Tehran ای نفس خرم باد صبا از بر یار آمده‌ای مرحبا قافله شب چه شنیدی ز صبح مرغ سلیمان چه خبر از سبا بر سر خشمست هنوز آن حریف یا سخنی می‌رود اندر رضا از در صلح آمده‌ای یا خلاف با قدم خوف روم یا رجا بار دگر گر به سر کوی دوست بگذری ای پیک نسیم صبا گو رمقی بیش نماند ... .
The Grand Bazaar of Tehran

ای نفس خرم باد صبا

از بر یار آمده‌ای مرحبا

قافله شب چه شنیدی ز صبح

مرغ سلیمان چه خبر از سبا

بر سر خشمست هنوز آن حریف

یا سخنی می‌رود اندر رضا

از در صلح آمده‌ای یا خلاف

با قدم خوف روم یا رجا

بار دگر گر به سر کوی دوست

بگذری ای پیک نسیم صبا

گو رمقی بیش نماند از ضعیف

چند کند صورت بی‌جان بقا

آن همه دلداری و پیمان و عهد

نیک نکردی که نکردی وفا

لیکن اگر دور وصالی بود

صلح فراموش کند ماجرا

تا به گریبان نرسد دست مرگ

دست ز دامن نکنیمت رها

دوست نباشد به حقیقت که او

دوست فراموش کند در بلا

خستگی اندر طلبت راحتست

درد کشیدن به امید دوا

سر نتوانم که برآرم چو چنگ

ور چو دفم پوست بدرد قفا

هر سحر از عشق دمی می‌زنم

روز دگر می‌شنوم برملا

قصه دردم همه عالم گرفت

در که نگیرد نفس آشنا

گر برسد ناله سعدی به کوه

کوه بنالد به زبان صدا

#شعرشبانه شماره ۳۱۷
#سعدی » دیوان اشعار » #غزلیات .
#sbgdti
#بازار #بازارتهران #Bazar #Bazaar #TehranBazar #GrandBazar #Tehran #ShoppingCenter #Shopping
#saba #Artist #Art #ArtWorks #ArtWork #Architect #Architecture
Read more
______________________________ هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به ...
Media Removed
______________________________ هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم که ... ______________________________

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم به در برند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکرده است از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند می ننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم ______________________________
#الهم_عجل_لولیک_الفرج
#الهم_عجل_لولیک_الفرج
#الهم_عجل_لولیک_الفرج
Read more
 #سعدی من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم طاقت نمی‌دارم ولی افتان و خیزان می‌برم از دست او جان ...
Media Removed
#سعدی من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم طاقت نمی‌دارم ولی افتان و خیزان می‌برم از دست او جان می‌برم تا افکنم در پای او تا تو نپنداری که من از دست او جان می‌برم تا سر برآورد از گریبان آن نگار سنگدل هر لحظه از بیداد او سر در گریبان می‌برم خواهی به لطفم گو بخوان خواهی به قهرم گو بران طوعا و کرها ... #سعدی
من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم
طاقت نمی‌دارم ولی افتان و خیزان می‌برم
از دست او جان می‌برم تا افکنم در پای او
تا تو نپنداری که من از دست او جان می‌برم
تا سر برآورد از گریبان آن نگار سنگدل
هر لحظه از بیداد او سر در گریبان می‌برم
خواهی به لطفم گو بخوان خواهی به قهرم گو بران
طوعا و کرها بنده‌ام ناچار فرمان می‌برم
درمان درد عاشقان صبر است و من دیوانه‌ام
نه درد ساکن می‌شود نه ره به درمان می‌برم
ای ساربان آهسته رو با ناتوانان صبر کن
تو بار جانان می‌بری من بار هجران می‌برم
ای روزگار عافیت شکرت نکردم لاجرم
دستی که در آغوش بود اکنون به دندان می‌برم
گفتم به پایان آورم در عمر خود با او شبی
حالا به عشق روی او روزی به پایان می‌برم
سعدی دگربار از وطن عزم سفر کردی چرا
از دست آن ترک خطا یرغو به قاآن می‌برم
من خود ندانم وصف او گفتن سزای قدر او
گل آورند از بوستان من گل به بستان می‌برم
Read more
 #سعدی من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم طاقت نمی‌دارم ولی افتان و خیزان می‌برم از دست او جان ...
Media Removed
#سعدی من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم طاقت نمی‌دارم ولی افتان و خیزان می‌برم از دست او جان می‌برم تا افکنم در پای او تا تو نپنداری که من از دست او جان می‌برم تا سر برآورد از گریبان آن نگار سنگدل هر لحظه از بیداد او سر در گریبان می‌برم خواهی به لطفم گو بخوان خواهی به قهرم گو بران طوعا و کرها ... #سعدی
من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم
طاقت نمی‌دارم ولی افتان و خیزان می‌برم
از دست او جان می‌برم تا افکنم در پای او
تا تو نپنداری که من از دست او جان می‌برم
تا سر برآورد از گریبان آن نگار سنگدل
هر لحظه از بیداد او سر در گریبان می‌برم
خواهی به لطفم گو بخوان خواهی به قهرم گو بران
طوعا و کرها بنده‌ام ناچار فرمان می‌برم
درمان درد عاشقان صبر است و من دیوانه‌ام
نه درد ساکن می‌شود نه ره به درمان می‌برم
ای ساربان آهسته رو با ناتوانان صبر کن
تو بار جانان می‌بری من بار هجران می‌برم
ای روزگار عافیت شکرت نکردم لاجرم
دستی که در آغوش بود اکنون به دندان می‌برم
گفتم به پایان آورم در عمر خود با او شبی
حالا به عشق روی او روزی به پایان می‌برم
سعدی دگربار از وطن عزم سفر کردی چرا
از دست آن ترک خطا یرغو به قاآن می‌برم
من خود ندانم وصف او گفتن سزای قدر او
گل آورند از بوستان من گل به بستان می‌برم
Read more
. کهن شود همه کس را به روزگار ارادت مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت کجا ...
Media Removed
. کهن شود همه کس را به روزگار ارادت مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت گرم به گوشه چشمی شکسته‌وار ... .
کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت
گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت
کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت
مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد
که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت
شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان
تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت
گرم به گوشه چشمی شکسته‌وار ببینی
فلک شوم به بزرگی و مشتری به سعادت
بیایمت که ببینم کدام زهره و یارا
روم که بی‌تو نشینم کدام صبر و جلادت
مرا هرآینه روزی تمام کشته ببینی
گرفته دامن قاتل به هر دو دست ارادت
اگر جنازه #سعدی به کوی دوست برآرند
زهی حیات نکونام و رفتنی به شهادت
🌺
اولين روز و اولين هفته از ماه بهشتیِ ارديبهشت كه مصادف است با ايام و #اعياد خجسته #شعبانيه و همچنين روز بزرگداشت شيخ اجل سعدی شيرازی، بر همه شما خوبان نازنين مبارک باد.
در #ارديبهشت #بهار به كمال می‌رسد و زمين و زمان به اوج زيبايی و تعادل.
تا می‌توانيم به مدد حضرت جميل لذت ببريم و خاطره‌های شيرين و به يادماندنی بسازيم.
شاد و سلامت و پيروز باشيد.
با احترام و ارادت:
#مجيد_اخشابی ٩٧.٢.١
Read more
 #سعدی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد ای بوی آشنایی دانستم از ...
Media Removed
#سعدی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد ای بوی آشنایی دانستم از کجایی پیغام وصل جانان پیوند روح دارد سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را ور نه کدام قاصد پیغام ما گزارد هم عارفان عاشق دانند حال مسکین گر ... #سعدی
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد
ای بوی آشنایی دانستم از کجایی
پیغام وصل جانان پیوند روح دارد
سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد
فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد
باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را
ور نه کدام قاصد پیغام ما گزارد
هم عارفان عاشق دانند حال مسکین
گر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد
زهرم چو نوشدارو از دست یار شیرین
بر دل خوشست نوشم بی او نمی‌گوارد
پایی که برنیارد روزی به سنگ عشقی
گوییم جان ندارد یا دل نمی‌سپارد
مشغول عشق جانان گر عاشقیست صادق
در روز تیرباران باید که سر نخارد
بی‌حاصلست یارا اوقات زندگانی
الا دمی که یاری با همدمی برآرد
دانی چرا نشیند سعدی به کنج خلوت
کز دست خوبرویان بیرون شدن نیارد
Read more
. من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟ نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟ چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟ من ...
Media Removed
. من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟ نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟ چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟ من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟ جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارم از پی دوستی تو به بلا افتادم حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگر من بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟ پایمردی کن و از روی کرم ... .
من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟
نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟

چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟
من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟

جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارم
از پی دوستی تو به بلا افتادم

حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگر
من بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟

پایمردی کن و از روی کرم دستم گیر
که بشد کار من از دست و ز پا افتادم

تا چه کردم، چه گنه بود، چه افتاد، چه شد؟
چه خطا رفت که در رنج و عنا افتادم؟

چند نالم ز عراقی؟ چه کند بیچاره؟
که درین واقعهٔ بد ز قضا افتادم
.
#عراقی #شعر_کهن #غزل_فارسی #بیت_ناب #شاه_بیت #ادبيات #ادبی #هنر #فرهنگ #شعر_ناب #شعروغزل #شعروگرافی #عکس_نوشته #شعر_پارسی #شعر_فارسی #اشعار_ناب #اشعارناب #تک_بیت #poem #Persian #poetry #Iran #سعدی #مولانا #حافظ
Read more
. هر که سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش آن پی مهر تو گیرد که نگیرد ...
Media Removed
. هر که سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش هر که از یار تحمل نکند یار مگویش وان که در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش گفتم از ورطه عشقت به ... .
هر که سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش
نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش
آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش
وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش
هر که از یار تحمل نکند یار مگویش
وان که در عشق ملامت نکشد مرد مخوانش
به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق
مژه بر هم نزند گر بزنی تیر و سنانش
گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیم
باز می‌بینم و دریا نه پدید است کرانش
عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانیست که هرگز نزند باد خزانش
نرسد ناله سعدی به کسی در همه عالم
که نه تصدیق کند کز سر دردیست فغانش
گر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد
عاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش
حضرت شیخ اجل #سعدی_شیرازی
.
.
.
.
#خط_گرافیک #بداهه_نگاری #هنر #گرافیک #خوشنویسی #قلم #مرکب #تایپوگرافی #تایپوگرافی_فارسی #کالیگرافی #حروف_نگاری #طراحی_حروف #خط_نگاره #خط_در_گرافیک #موسیقی #محمد_رضا_شجریان #استاد_شجریان #آواز #کنسرت_همنوا_با_بم
#calligraphy #art #hosein_shirazi #typography #persiantypographyj #graphic #sadi
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ "گوساله سالاری"<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ چون سامری مباش که زر داد و از خری موسی نهاد و از پی گوساله می رود حافظ اگر ...
Media Removed
️ "گوساله سالاری"️ چون سامری مباش که زر داد و از خری موسی نهاد و از پی گوساله می رود حافظ اگر بگوییم که خدای حاکم بر اکثریت عالم در طول تاریخ تا به امروز نیز همان گوسالۀ سامری است سخنی به گزاف نخواهد بود زیرا خدای یا ارباب هر کس همان است که به خاطر او به عشق سودای او کار می کند و اکثریت مردم ... 🔹️
🔹️
🔹️
"گوساله سالاری"🔹️
🔹️
چون سامری مباش که زر داد و از خری
موسی نهاد و از پی گوساله می رود
حافظ

اگر بگوییم که خدای حاکم بر اکثریت عالم در طول تاریخ تا به امروز نیز همان گوسالۀ سامری است سخنی به گزاف نخواهد بود زیرا خدای یا ارباب هر کس همان است که به خاطر او به عشق سودای او کار می کند و اکثریت مردم را سودایی جز درهم و دینار نیست و به خاطر اوست که جنگ ها می کنند و جانها می ستانند، دامها می گسترند و آدمها را شکار می کنند.
درهم و دینار در تحلیل نهایی همان هوای نفس و خودپرستی است واینهمه بانگ و غوغای زرسالاری بانگ گاوی بیش نیست که همه را سحر کرده است. و ای کاش مردمان از سِحرِ حرامِ سامری بِرَهند و به سِحرِ حلالِ سعدی و سنایی برسند.

برگرفته از کتاب "در صحبت قرآن"
به قلم حسین الهی قمشه ای
نقاشی "ستایش گوسالۀ طلایی" اثر Niccolò Possino
#گوساله_سامری #در_صحبت_قرآن #حسین_الهی_قمشه_ای #دکتر_الهی_قمشه_ای #قمشه_ای #اینستاگرام
#The_Golden_Calf #In_the_Realm_of_the_Quran #Drelahighomshei #Ghomshei #Instagram #Official
Read more
• ای کربوبلانین یئری ای کعبه دن اشرف الله معرف سنه، سن بیته معرف تپراقیوی هرکیمسه ائوپوب کامه چاتیبدی شانون ...
Media Removed
• ای کربوبلانین یئری ای کعبه دن اشرف الله معرف سنه، سن بیته معرف تپراقیوی هرکیمسه ائوپوب کامه چاتیبدی شانون ده بو بسدور کی حسین سنده یاتیبدی مرحوم استاد سید رضا حسینی تبریزی(سعدی زمان) • بختش بلند آنكه به منوال عاشقي از شوق كربلاي تو شاداب مي شود هرلحظه كه به عشق شما فكر مي كنم تصوير كربلا ...
ای کربوبلانین یئری ای کعبه دن اشرف
الله معرف سنه، سن بیته معرف
تپراقیوی هرکیمسه ائوپوب کامه چاتیبدی
شانون ده بو بسدور کی حسین سنده یاتیبدی
مرحوم استاد سید رضا حسینی تبریزی(سعدی زمان)

بختش بلند آنكه به منوال عاشقي
از شوق كربلاي تو شاداب مي شود
هرلحظه كه به عشق شما فكر مي كنم
تصوير كربلا به دلم قاب مي شود
احسان معبودی

غرض اینکه لطفا حلالم بفرمایید، یاعلی
Read more
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است برادران طریقت نصیحتم مکنید که ...
Media Removed
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است برادران طریقت نصیحتم مکنید که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگ است دگر به خفیه نمی‌بایدم شراب و سماع که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است به یادگار کسی دامن نسیم صبا گرفته‌ایم ... دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

برادران طریقت نصیحتم مکنید

که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگ است

دگر به خفیه نمی‌بایدم شراب و سماع

که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است

چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم

مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است

به یادگار کسی دامن نسیم صبا

گرفته‌ایم و دریغا که باد در چنگ است

به خشم رفتهٔ ما را که می‌برد پیغام

بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است

بکش چنان که توانی که بی مشاهده‌ات

فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است

ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق

سیاهی از حبشی چون رود که خودرنگ است

سعدی
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> تو پری‌زاده ندانم ز كجا می ‌آيى كآدمیزاده نباشد به چنين زيبايى . راست خواهى، نه حلال است كه پنهان ...
Media Removed
تو پری‌زاده ندانم ز كجا می ‌آيى كآدمیزاده نباشد به چنين زيبايى . راست خواهى، نه حلال است كه پنهان دارند؛ مثل اين روى و نشايد كه به كس بنمايى . سرو با قامت زيباى تو در مجلس باغ نتواند كه كند دَعوىِ همبالايى . در سراپاى وجودت هنرى نيست كه نيست عيبت آن است كه بر بنده نمی بخشايى . به خدا بر تو ... 💠
تو پری‌زاده ندانم ز كجا می ‌آيى
كآدمیزاده نباشد به چنين زيبايى
.
راست خواهى، نه حلال است كه پنهان دارند؛
مثل اين روى و نشايد كه به كس بنمايى
.
سرو با قامت زيباى تو در مجلس باغ
نتواند كه كند دَعوىِ همبالايى
.
در سراپاى وجودت هنرى نيست كه نيست
عيبت آن است كه بر بنده نمی بخشايى
.
به خدا بر تو كه خونِ من بيچاره مريز
كه من آن قدر ندارم كه تو دست آلايى
.
بى رخت چشم ندارم كه جهانى بينم
به دو چشمت كه ز چشمم مرو اى بينايى...
.
نه مرا حسرت جاه است و نه انديشه ی مال
همه اسباب مهياست، تو در می بايى
.
بر من از دست تو چندان كه جفا می ‌آيد
خوشتر و خوبتر اندر نظرم می ‌آيى
.
ديگرى نيست كه مهرِ تو در او شايد بست
چاره بعد از تو ندانيم به جز تنهايى...
.
ور به خوارى ز در خويش برانى ما را
همچنان شكر كنيمت كه عزيز مايى
.
من از اين در به جفا روى نخواهم پيچيد
گر ببندى تو به روى من و گر بگشايى
.
چه كند داعیِ دولت كه قبولش نكنند؟
ما حريصيم به خدمت... تو نمی ‌فرمايى
.
___
سعديا، دخترِ انفاس تو بس دل ببرد
به چنين زيورِ معنى كه تو می ‌آرايى
.
باد نوروز كه بوى گل و سنبل دارد
لطف اين باد ندارد كه تو می ‌پيمايى...
.
#سعدی
.
اول اردیبهشت ماه جلالی
روز بزرگداشت #خداوندگار_ملک_سخن، سعدی علیه الرحمه ست.
و در معیت نفس تازه ی طبیعت به دم مسیحایی بهار، چه روز دل انگیزی ست.
.
عاشقی رو از غزلیاتش
زندگی رو از بوستانش
و اخلاق رو از گلستانش بیاموزید
که آموزگاری بهتر از او نخواهید یافت
الحمدلله کسی نیست که سعدی رو نشناسه در این روزگار
بیشتر باهاش مأنوس باشیم
.
اگه تمایل داشتید بیتی از سعدی به یادگار زیر این پست بنویسید ❤️
.
______💠______
#غزل #ناب #عاشقانه #عشق #فارسی #غزل_فارسی #پارسی #شعر #شعر_فارسی ‏ #sher #Qazal #Farsi #Iran #Persian #poem #poetry #Love
.
Read more
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی گر پیر مناجاتست ور رند خراباتی هر ...
Media Removed
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی گر پیر مناجاتست ور رند خراباتی هر کس قلمی رفته‌ست بر وی به سرانجامی فردا که خلایق را دیوان جزا باشد هر کس عملی دارد من گوش به انعامی ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم تو عشق گلی داری من عشق گل اندامی سروی به لب جویی گویند چه خوش ... بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی

گر پیر مناجاتست ور رند خراباتی

هر کس قلمی رفته‌ست بر وی به سرانجامی

فردا که خلایق را دیوان جزا باشد

هر کس عملی دارد من گوش به انعامی

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم

تو عشق گلی داری من عشق گل اندامی

سروی به لب جویی گویند چه خوش باشد

آنان که ندیدستند سروی به لب بامی

روزی تن من بینی قربان سر کویش

وین عید نمی‌باشد الا به هر ایامی

ای در دل ریش من مهرت چو روان در تن

آخر ز دعاگویی یاد آر به دشنامی

باشد که تو خود روزی از ما خبری پرسی

ور نه که برد هیهات از ما به تو پیغامی

گر چه شب مشتاقان تاریک بود اما

نومید نباید بود از روشنی بامی

سعدی به لب دریا دردانه کجا یابی

در کام نهنگان رو گر می‌طلبی کامی
Read more
هر دوستی که این پست را می بیند؛ لطفا بیتی از سعدی جان را که بیشتر دوست می‌دارد برایمان بنویسد. هرچند ...
Media Removed
هر دوستی که این پست را می بیند؛ لطفا بیتی از سعدی جان را که بیشتر دوست می‌دارد برایمان بنویسد. هرچند که سخت است از گلستان اشعار سعدی؛ گلی را بچینی و به تعبیر خودش بوی گل چنان مستت نکند که دامن از دست برود... من از بند عشق استفاده می کنم و غزل کامل را می گذارم... . ای یار جفا کرده پیوند بریده این بود وفاداری ... هر دوستی که این پست را می بیند؛ لطفا بیتی از سعدی جان را که بیشتر دوست می‌دارد برایمان بنویسد. هرچند که سخت است از گلستان اشعار سعدی؛ گلی را بچینی و به تعبیر خودش بوی گل چنان مستت نکند که دامن از دست برود... من از بند عشق استفاده می کنم و غزل کامل را می گذارم... .
ای یار جفا کرده پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
الا به کمان مهره ابروی خمیده
میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
غمزت به نگه کردن آهوی رمیده
گر پای به در می‌نهم از نقطه شیراز
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی
گر دیده به کس باز کند روی تو دیده

#سعدی ❤️ #عشق #زندگی #ما_عاشق_شماییم
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> حضرت #سعدی: من آن نی‌ام که دل از مهر دوست بردارم... ‌ #شعر کامل: من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم و ...
Media Removed
حضرت #سعدی: من آن نی‌ام که دل از مهر دوست بردارم... ‌ #شعر کامل: من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم و گر ز کینه دشمن به جان رسد کارم نه روی رفتنم از خاک آستانه دوست نه احتمال نشستن نه پای رفتارم کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست سفر کنید رفیقان که من گرفتارم نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما نمی‌کند ... 💠 حضرت #سعدی:
من آن نی‌ام که دل از مهر دوست بردارم...

#شعر کامل:
من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم
و گر ز کینه دشمن به جان رسد کارم
نه روی رفتنم از خاک آستانه دوست
نه احتمال نشستن نه پای رفتارم
کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست
سفر کنید رفیقان که من گرفتارم
نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما
نمی‌کند که من از ضعف ناپدیدارم
اگر هزار تعنت کنی و طعنه زنی
من این طریق محبت ز دست نگذارم
مرا به منظر خوبان اگر نباشد میل
درست شد به حقیقت که نقش دیوارم
در آن قضیه که با ما به صلح باشد دوست
اگر جهان همه دشمن شود چه غم دارم
به عشق روی تو اقرار می‌کند سعدی
همه جهان به درآیند گو به انکارم
کجا توانمت انکار دوستی کردن
که آب دیده گواهی دهد به اقرارم
📗 #دیوان_اشعار، #غزلیات، #غزل شماره‌ی ۳۸۷
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> حضرت #سعدی: دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد ‌ #شعر کامل: دیدار ...
Media Removed
حضرت #سعدی: دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد ‌ #شعر کامل: دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد ای بوی آشنایی دانستم از کجایی پیغام وصل جانان پیوند روح دارد سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد باشد ... 💠 حضرت #سعدی:
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

#شعر کامل:
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد
ای بوی آشنایی دانستم از کجایی
پیغام وصل جانان پیوند روح دارد
سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد
فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد
باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را
ور نه کدام قاصد پیغام ما گزارد
هم عارفان عاشق دانند حال مسکین
گر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد
زهرم چو نوشدارو از دست یار شیرین
بر دل خوشست نوشم بی او نمی‌گوارد
پایی که برنیارد روزی به سنگ عشقی
گوییم جان ندارد یا دل نمی‌سپارد
مشغول عشق جانان گر عاشقیست صادق
در روز تیرباران باید که سر نخارد
بی‌حاصلست یارا اوقات زندگانی
الا دمی که یاری با همدمی برآرد
دانی چرا نشیند سعدی به کنج خلوت
کز دست خوبرویان بیرون شدن نیارد
📗 #غزلیات، #غزل شماره‌ی ۱۶۴
Read more
. هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل ...
Media Removed
. هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم من رمیده دل آن به که در سماع نیایم که ... .
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
#سعدی
Read more
. تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی صد نعره همی‌آیدم از هر بن مویی خود ...
Media Removed
. تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی صد نعره همی‌آیدم از هر بن مویی خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت می‌افتم و می‌گردم چون گوی به پهلوی خود کشته ابروی توام من به حقیقت گر ... .
تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی
تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی
صد نعره همی‌آیدم از هر بن مویی
خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی
بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی
سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت
می‌افتم و می‌گردم چون گوی به پهلوی
خود کشته ابروی توام من به حقیقت
گر کشتنیم بازبفرمای به ابروی
آنان که به گیسو دل عشاق ربودند
از دست تو در پای فتادند چو گیسوی
تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد
سر بر نگرفتم به وفای تو ز زانوی
بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل
کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی
عشق از دل سعدی به ملامت بتوان برد
گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی
#سعدی
Read more
هر که #دلارام دید از دلش #آرام رفت چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت یاد تو می‌رفت و ما #عاشق و بیدل ...
Media Removed
هر که #دلارام دید از دلش #آرام رفت چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت یاد تو می‌رفت و ما #عاشق و بیدل بدیم پرده برانداختی کار به اتمام رفت ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت #عارف مجموع را در ... هر که #دلارام دید از دلش #آرام رفت

چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو می‌رفت و ما #عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت

ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
#عارف مجموع را در پس دیوار صبر

طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت

هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب #دوستان

راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
همت #سعدی به #عشق میل نکردی ولی
می چو فرو شد به کام #عقل به ناکام رفت
Read more
تا خبر دارم از او بی خبر از خویشتنم با وجودش زمن آواز نیاید که منم (حضرت عشق سعدی) به امید روز و روزگاری ...
Media Removed
تا خبر دارم از او بی خبر از خویشتنم با وجودش زمن آواز نیاید که منم (حضرت عشق سعدی) به امید روز و روزگاری که بشود سعدی درمانی کرد تا فارغ شویم از همه جهل و فراق.....سعدی تو کیستی....؟ تا خبر دارم از او بی خبر از خویشتنم
با وجودش زمن آواز نیاید که منم
(حضرت عشق سعدی)
به امید روز و روزگاری که بشود سعدی درمانی کرد تا فارغ شویم از همه جهل و فراق.....سعدی تو کیستی....؟
.ویدیو دو قسمتی #ایران #ایران_من . شعری زیبا از عارف قزوینی تقدیم ایران و ایرانی . هنگام می ...
Media Removed
.ویدیو دو قسمتی #ایران #ایران_من . شعری زیبا از عارف قزوینی تقدیم ایران و ایرانی . هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد در بار بهاری تهی از زاغ و زغن شد از ابر کرم، خطه ری رشک ختن شد دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد چه کج‌رفتاری ای چرخ چه بدکرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ نه دین داری، نه آیین داری ای ... .ویدیو دو قسمتی
#ایران
#ایران_من
.
شعری زیبا از عارف قزوینی تقدیم ایران و ایرانی
.
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
در بار بهاری تهی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم، خطه ری رشک ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد

چه کج‌رفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ

بند دو

از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کج‌رفتاری ای چرخ

بند سه

خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانه ویران
یارب بستان داد فقیران ز امیران

چه کج‌رفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ

بند چهار

از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست بسر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
اندر جلو تیر عدو، سینه سپر کن

چه کج‌رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ

بند پنج

از دست عدو ناله من از سر درد است
اندیشه هر آنکس کند از مرگ، نه مرد است
جان‌بازی عشاق، نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است

چه کج‌رفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ

بند شش

عارف ز ازل، تکیه بر ایام نداده‌است
جز جام، به کس دست، چو خیام نداده‌است
دل جز بسر زلف دلارام نداده‌است
صد زندگی ننگ بیک نام نداده‌است

چه کج‌رفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ

#عارف_قزوینی #شعر #شاعر #سرزمین #تاریخ #حافظ #سعدی #مولوی #عشق #خانه #گویندگی #دوبلاژ #عارف #درویش #خدا
Read more
@cobaltjewelryiran انگشتر طلا سخن عشق شناسه اثر: 528 وزن طلا: 12.420 گرم قیمت: 6.550.000 تومان ---------------------------------------------------------- سخن ...
Media Removed
@cobaltjewelryiran انگشتر طلا سخن عشق شناسه اثر: 528 وزن طلا: 12.420 گرم قیمت: 6.550.000 تومان ---------------------------------------------------------- سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم بازگویم که عیان ... @cobaltjewelryiran
انگشتر طلا سخن عشق
شناسه اثر: 528
وزن طلا: 12.420 گرم
قیمت: 6.550.000 تومان
----------------------------------------------------------
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم
سعدی
---------------------------------------------------------- #cobaltjewelry #کبالت #handmade #gold #gift #fashion #طلا #زیورالات_دستساز #هديه #خاص #متفاوت #unique #beauty #ایده_نو #girl #عشق #ring #artwork #انگشتر #designer #handmadejewellery #jewellerydesign #کالیگرافی #love #fashionjewellery #jewellerylover #jewelleryaddict #سخن_عشق #cobaltjewelryiran #هنر_ایرانی
Read more
یار گرفته‌ام بسی چون تو ندیده‌ام کسی شمع چنین نیامدست از در هیچ مجلسی عادت بخت من نبود آن که تو یادم ...
Media Removed
یار گرفته‌ام بسی چون تو ندیده‌ام کسی شمع چنین نیامدست از در هیچ مجلسی عادت بخت من نبود آن که تو یادم آوری نقد چنین کم اوفتد خاصه به دست مفلسی صحبت از این شریفتر صورت از این لطیفتر دامن از این نظیفتر وصف تو چون کند کسی خادمه سرای را گو در حجره بند کن تا به سر حضور ما ره نبرد موسوسی روز وصال دوستان ... یار گرفته‌ام بسی چون تو ندیده‌ام کسی
شمع چنین نیامدست از در هیچ مجلسی

عادت بخت من نبود آن که تو یادم آوری
نقد چنین کم اوفتد خاصه به دست مفلسی

صحبت از این شریفتر صورت از این لطیفتر
دامن از این نظیفتر وصف تو چون کند کسی

خادمه سرای را گو در حجره بند کن
تا به سر حضور ما ره نبرد موسوسی

روز وصال دوستان دل نرود به بوستان
یا به گلی نگه کند یا به جمال نرگسی

گر بکشی کجا روم تن به قضا نهاده‌ام
سنگ جفای دوستان درد نمی‌کند بسی

قصه به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد
مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی

این همه خار می‌خورد سعدی و بار می‌برد
جای دگر نمی‌رود هر که گرفت مونسی

#سعدی
Read more
<span class="emoji emoji1f4cb"></span> شب شب یاره، شب دلداره / #سرود_مبعث / مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی / ویژه #عید_مبعث شب شبِ یاره ...
Media Removed
شب شب یاره، شب دلداره / #سرود_مبعث / مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی / ویژه #عید_مبعث شب شبِ یاره ، شب دلداره شب پیغمبری احمد مختاره شب شادیِ ، عالمین اومد شب آقایی جد الحسنین اومد عشق پاک رسول‌الله شده با دلم صمیمی بزار تا صفا کنیم باز ما با این شعر قدیمی ماه فرو ماند از جمال محمد سرو ... 📋 شب شب یاره، شب دلداره / #سرود_مبعث / مداحی‌های کربلایی سیدرضا نریمانی / ویژه #عید_مبعث
شب شبِ یاره ، شب دلداره
شب پیغمبری احمد مختاره
شب شادیِ ، عالمین اومد
شب آقایی جد الحسنین اومد

عشق پاک رسول‌الله
شده با دلم صمیمی
بزار تا صفا کنیم باز
ما با این شعر قدیمی

ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس‌است و آل محمد

خدا نوشته به روی دلا اباالزهرا
سلام ما به حبیب خدا اباالزهرا "صلواتٌ‌صلواتٌ ، صلواتٌ‌صلواتٌ
صلوات صلوات علی محمد" 🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠 بگو جانانه ، شب ایمانه
شب میلادیه‌ی کتاب قرآنه
آسمونی‌ها هم هوایی شن
همه‌ی اهل جهان گرم گدایی شن

داره از جاذبه‌های
یه نور منجلی میگه
رسول خدا هم امشب
با خدا یاعلی میگه

شده نوای همه انبیا اباالزهرا
پدر بزرگ شهِ کربلا اباالزهرا "صلواتٌ‌صلواتٌ ، صلواتٌ‌صلواتٌ
صلوات صلوات علی محمد" 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 یاعلی میگم ، تا سحر برلب
خوش‌به‌حال اونایی که مشهدن امشب
عاشقا باید ، با علی باشند
شب مبعث زائرای یه علی باشند

از آقا میخوام که هرسال
دیگه صحنشو ببینم
شب مبعث رو به زیرِ
ایوون نجف بشینم

من آمدم به جهان ذکر یاعلی گویم
همیشه نعره‌زنان ذکر یاعلی گویم
جنازمو میبرن وادی‌السلامِ علی
علی امام من است و منم غلام علی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#عید_مبعث_بر_همگان_مبارک_باد
#ما_فرو_ماند_از_جمال_محمد
#سرو_نباشد_به_اعتدال_محمد
#سعدی_اگر_عاشقی_کنی_و_جوانی
#عشق_محمد_بس_است_آل_محمد
Read more
‌ بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم شوق است در جدایی و جور است در نظر هم جور ...
Media Removed
‌ بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم شوق است در جدایی و جور است در نظر هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست بازآ که روی در قدمانت بگستریم ما را سریست با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من از خاک بیشتر ...
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم
+
#سعدی


Read more
. . . . بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم شوق است در جدایی و جور است در ...
Media Removed
. . . . بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم شوق است در جدایی و جور است در نظر هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست بازآ که روی در قدمانت بگستریم ما را سریست با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم گفتی ز خاک بیشترند اهل ... .
.
.
.
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست

بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سریست با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب

در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب

نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم

ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس

آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند

چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم.
.
.
.
.
#دیباچه #تابستان #سعدی
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> غلام آن سبک روحم كه با من سر گران دارد جوابش تلخ و پندارى شكر زير زبان دارد . مرا گر دوستى با او به ...
Media Removed
غلام آن سبک روحم كه با من سر گران دارد جوابش تلخ و پندارى شكر زير زبان دارد . مرا گر دوستى با او به دوزخ می ‌برد شايد به نقد اندر بهشت است آن كه يارى مهربان دارد . كسى را كاختيارى هست و محبوبى و مشروبى مُراد از بخت و حظ از عمر و مقصود از جهان دارد . برون از خوردن و خفتن حياتى هست مردم را به جانان زندگانى ... 💠
غلام آن سبک روحم كه با من سر گران دارد
جوابش تلخ و پندارى شكر زير زبان دارد
.
مرا گر دوستى با او به دوزخ می ‌برد شايد
به نقد اندر بهشت است آن كه يارى مهربان دارد
.
كسى را كاختيارى هست و محبوبى و مشروبى
مُراد از بخت و حظ از عمر و مقصود از جهان دارد
.
برون از خوردن و خفتن حياتى هست مردم را
به جانان زندگانى كن، بَهايم* نيز جان دارد
.
محبت با كسى دارم كز او باخود نمی ‌آيم
چو بلبل كز نشاط گل فراغ از آشيان دارد
.
نه مردى گر به شمشير از جفاى دوست برگردى
دُهُل را كاندرون باد است زانگشتى فغان دارد
.
به تشويش قيامت در، كه يار از يار بگريزد
مُحِب از خاک برخيزد محبت همچنان دارد
.
خوش آمد باد نوروزى به صبح از باغ پيروزى
به بوى دوستان ماند نه بوى بوستان دارد
.
يكى سر بر كنار يار و خواب صبح مستولى
چه غم دارد ز مسكينى كه سر بر آستان دارد؟
.
چو سعدى عشق تنها باز و راحت بين و آسايش
به تنها ملک می ‌راند كه منظورى نهان دارد
.
#سعدی
.
بهایم: چارپایان
.
______💠______
#غزل #ناب #عاشقانه #عشق #فارسی #غزل_فارسی #پارسی #شعر #شعر_فارسی ‏ #sher #Qazal #Farsi #Iran #Persian #poem #poetry #Love
.
Read more
. هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی یا چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داند هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی دیوانه عشقت را جایی نظر افتاده‌ست کآنجا نتواند رفت اندیشه دانایی امید تو بیرون برد از دل همه امیدی سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی زیبا ننماید ... .
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی

ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی

یا چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داند

هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی

دیوانه عشقت را جایی نظر افتاده‌ست

کآنجا نتواند رفت اندیشه دانایی

امید تو بیرون برد از دل همه امیدی

سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی

زیبا ننماید سرو اندر نظر عقلش

آن کش نظری باشد با قامت زیبایی

گویند رفیقانم در عشق چه سر داری

گویم که سری دارم درباخته در پایی

زنهار نمی‌خواهم کز کشتن امانم ده

تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی

در پارس که تا بوده‌ست از ولوله آسوده‌ست

بیم است که برخیزد از حسن تو غوغایی

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت

گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی

گویند تمنایی از دوست بکن سعدی

جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی
.   #سعدی
#محمدرضا_شجریان .
آلبوم پیوند مهر
.
تار : #استاد_فرهنگ_شریف .
تنبک : #جهانگیر_ملک .
.
@officialshajarian .
.
.
#شجریان #محمدرضاشجریان #استادمحمدرضاشجریان #همایون_شجریان #موسیقی #موسیقی_سنتی #موسیقی_اصیل_ایرانی #موسیقی_کلاسیک #تنت_به_ناز_طبیبان_نیازمند_مباد #شجریان_بودن_سخت_است #شجریان_بشنویم
#shajarian #mohammadrezashajarian #ostadmohammadrezashajarian #ostadshajarian #homayoun_shajarian #homayounshajarian #classicalmusic #iranianclassicalmusic #traditionalmusic #traditional #classic #iraniantraditionalmusic #saadi
Read more
 #سعدی اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با ...
Media Removed
#سعدی اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با من کرد نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟ به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار جواب داد فلانی ازان ماست هنوز چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز عداوت از طرف آن شکسته پیمانست وگرنه ... #سعدی
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
عداوت از طرف آن شکسته پیمانست
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
بتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر
که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز
کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز
نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد
قیاس کردم و ز اندیشه‌ها و راست هنوز
سلام من برسان ای صبا به یار و بگو
که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز
Read more
به تشویش قیامت در که یار از یار بگریزد محب از خاک برخیزد محبت همچنان دارد خوش آمد باد نوروزی به صبح از باغ پیروزی به بوی دوستان ماند نه بوی بوستان دارد یکی سر بر کنار یار و خواب صبح مستولی چه غم دارد ز مسکینی که سر بر آستان دارد چو سعدی عشق تنها باز و راحت بین و آسایش به تنها ملک می‌راند که منظوری نهان ... به تشویش قیامت در که یار از یار بگریزد
محب از خاک برخیزد محبت همچنان دارد
خوش آمد باد نوروزی به صبح از باغ پیروزی
به بوی دوستان ماند نه بوی بوستان دارد
یکی سر بر کنار یار و خواب صبح مستولی
چه غم دارد ز مسکینی که سر بر آستان دارد
چو سعدی عشق تنها باز و راحت بین و آسایش
به تنها ملک می‌راند که منظوری نهان دارد
#سعدی
#حسین_علیزاده
#نوبانگ_کهن
Read more
احسان یارشاطر، مردی که زبان فارسی را وطن خود می‌دانست، درگذشت . احسان یارشاطر، بنیان‌گذار و سرویراستار ...
Media Removed
احسان یارشاطر، مردی که زبان فارسی را وطن خود می‌دانست، درگذشت . احسان یارشاطر، بنیان‌گذار و سرویراستار دانشنامه‌ ایرانیکا در ۹۸سالگی در کالیفرنیا درگذشت. او عمرش را وقف زبان فارسی و فرهنگ و تاریخ ایران کرده بود. دانشنامه‌ ایرانیکا که او بنا نهاد، یکی از بزرگترین و جامع‌ترین پروژه‌های ایران‌شناسی ... احسان یارشاطر، مردی که زبان فارسی را وطن خود می‌دانست، درگذشت
.
احسان یارشاطر، بنیان‌گذار و سرویراستار دانشنامه‌ ایرانیکا در ۹۸سالگی در کالیفرنیا درگذشت. او عمرش را وقف زبان فارسی و فرهنگ و تاریخ ایران کرده بود. دانشنامه‌ ایرانیکا که او بنا نهاد، یکی از بزرگترین و جامع‌ترین پروژه‌های ایران‌شناسی است و طبق گفته‌ خودش تا سال ۲۰۲۰ در ۴۵ جلد تکمیل خواهد شد، اما او نماند تا پایان کار را ببیند.
.
یارشاطر در کودکی زندگی سختی داشت. مادر و پدرش را از دست داد و نگاهداری‌اش به یکی از فامیل سپرده شد. او دو بار سعی کرد خودکشی کند. از مدرسه دور افتاده بود و چون این آرزوی مادرش را ناکام گذاشته بود، خود را ملامت می‌کرد. در ۱۳سالگی به وزارت معارف رفت و از رئیس بازرسی خواست تا امکان تحصیلش را فراهم کند. در نهایت با تاسیس دانشسراهای مقدماتی، وارد دانشسرا شد و بعدها دکترای ادبیات فارسی گرفت و بعد با بورس تحصیلی به لندن رفت و سپس در دانشگاه آمریکا به کرسی استادی نشست.
.
یارشاطر بنیان‌گذار مرکز مطالعات ایران‌شناسی و استاد بازنشسته‌ مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا در نیویورک بود. او نخستین فرد ایرانی بود که پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا به مرتبه‌ استادی رسید. در سال ۱۳۴۷ تدوین دانشنامه‌ ایرانیکا را آغاز کرد و جلد اول این مجموعه را در ۱۳۶۱ به چاپ رساند. پس از انقلاب ایران تامین مالی این طرح در آمریکا انجام میشد. البته طی سال‌ها فعالیت‌ هرجا که طرح با کمبود بودجه روبرو میشد، یارشاطر از دارایی خود مایه می‌گذاشت. برای مثال مجموعه آثار تاریخی خود را به موزه متروپولیتن نیویورک واگذار کرد. او کتابخانه‌ سعید نفیسی را خرید و همراه با کتابخانه‌ خودش به مرکز ایران‌شناسی بخشید. یارشاطر ویراستاری ۳ جلد از تاریخ ایران کمبریج را نیز برعهده داشت و ۱۶ جلد کتاب تاریخ ادبیات ایران را نوشت.
.
یارشاطر عشق فراوانی به زبان فارسی داشت. او می‌گفت: «وطن ما، به یک معنی، سرزمینی‌ است پر از صحراهای فراخ و کوه‌های بلند و رودها و دریاچه‌هایی که در درازای زمان بارها زیر پای مهاجمان مختلف کوفته شده و باز به‌پاخاسته… ولی ما وطن دیگری هم داریم که در ذهنمان جای دارد. وطنی که رودکی در آن چنگ می‌نواخت و فردوسی از خِرَد و دلاوری‌های قهرمانان سخن می‌گفت، و خیام سرگردانی انسان را بازمی‌نمایاند و ابوسعید و نظامی و سعدی و مولوی و حافظ، با استادی حیرت‌انگیز، از ظرایف روان انسان – بیش از همه عشق – سخن می‌گفتند. این وطن را می‌توان از گزند حوادث در امان داشت. وطن من این وطن است… وطن من زبان فارسی‌ است.» #احسان_یارشاطر #ایرانیکا
Read more
. تفاوتی نکند قدر پادشایی را که التفات کند کمترین گدایی را به جان دوست که دشمن بدین رضا ندهد که در ...
Media Removed
. تفاوتی نکند قدر پادشایی را که التفات کند کمترین گدایی را به جان دوست که دشمن بدین رضا ندهد که در به روی ببندند آشنایی را مگر حلال نباشد که بندگان ملوک ز خیل خانه برانند بی‌نوایی را و گر تو جور کنی رای ما دگر نشود هزار شکر بگوییم هر جفایی را همه سلامت نفس آرزو کند مردم خلاف من که به جان می‌خرم ... .
تفاوتی نکند قدر پادشایی را
که التفات کند کمترین گدایی را
به جان دوست که دشمن بدین رضا ندهد
که در به روی ببندند آشنایی را
مگر حلال نباشد که بندگان ملوک
ز خیل خانه برانند بی‌نوایی را
و گر تو جور کنی رای ما دگر نشود
هزار شکر بگوییم هر جفایی را
همه سلامت نفس آرزو کند مردم
خلاف من که به جان می‌خرم بلایی را
حدیث عشق نداند کسی که در همه عمر
به سر نکوفته باشد در سرایی را
خیال در همه عالم برفت و بازآمد
که از حضور تو خوشتر ندید جایی را
سری به صحبت بیچارگان فرود آور
همین قدر که ببوسند خاک پایی را
قبای خوشتر از این در بدن تواند بود
بدن نیفتد از این خوبتر قبایی را
اگر تو روی نپوشی بدین لطافت و حسن
دگر نبینی در پارس پارسایی را
منه به جان تو بار فراق بر دل ریش
که پشه‌ای نبرد سنگ آسیایی را
دگر به دست نیاید چو من وفاداری
که ترک می‌ندهم عهد بی‌وفایی را
دعای سعدی اگر بشنوی زیان نکنی
که یحتمل که اجابت بود دعایی را
#سعدی
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ "جدایی"<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ چشم تو سیاه دل من سنگین من و تو باید از هم ببُریم زان پیش که صبح برسد از راه زان ...
Media Removed
️ "جدایی"️ چشم تو سیاه دل من سنگین من و تو باید از هم ببُریم زان پیش که صبح برسد از راه زان پیش که صبح برسد از راه من و تو باید از هم ببُریم دل من سنگین چشم تو سیاه ماری الیزابت کالِریج ️ "Separation" Heavy is my heart, Dark are thine eyes, Thou and I must part Ere the sun rise Ere ... 🔹️
🔹️
🔹️
"جدایی"🔹️
🔹️
چشم تو سیاه
دل من سنگین
من و تو باید از هم ببُریم
زان پیش که صبح برسد از راه
زان پیش که صبح برسد از راه
من و تو باید از هم ببُریم
دل من سنگین
چشم تو سیاه
ماری الیزابت کالِریج
🔹️
"Separation"
Heavy is my heart,
Dark are thine eyes,
Thou and I must part
Ere the sun rise
Ere the sun rise
Thou and I must part,
Dark are thine eyes,
Heavy is my heart.
Mary Coleridge
🔹️
□ خانم ماری الیزابت کالِریج خواهرزادۀ ساموئل تیلر کالریج، شاعر معروف رمانتیک بود
که هم ذوق داستان سرایی داشت و هم شعرهای لطیف و عمیق می سرود.
مدتی آثار خود را با نام مستعار منتشر می کرد
اما به توصیۀ رابرت بریج که تحت تاثیر اشعار او قرار داشت
در آخرین سال حیاتش مجموعه ای از اشعار خود را
با عنوان "در پیروی عشق" با نام اصلی خود منتشر کرد.
🔹️
□ شاعر، در این قطعه شعر، از تقارن آیینه ای استفاده کرده
و محور تقارن۟ خود آیینه است که غیب است.
این تقارن صوری از مقارنت نزدیک وصال و فراق و فراق و وصال حکایت می کند
که چگونه شب هنگام عشق از چشم سیاه آغاز می شود
و پیش از آنکه عاشق و معشوق در مهتاب وصال بخرامند صبحگاهِ جدایی فرا می رسد.
🔹️
□ و انّی غذاة البین یوم تحملوا
لذی سمرات الحی ناقف حنظل
امرء القیس، شاعر معروف عرب در دورۀ جاهلی
در آن بامداد جدایی
آن روز که قافله بارها را بستند و رفتند
من در کنار درختان قبیله ایستاده بودم
و چنان تلخکام بودم که گویی دانه های حنظل در دهانم خرد می کردم.
🔹️
□ دلی از سنگ بباید به سر راه فراق
تا تحمل کند آن روز که محمل برود
سعدی
🔹️
□ ابر می بارد و من می شوم از یار جدا
من جدا گریه کنان ابر جدا یار جدا
امیر خسرو دهلوی
🔹️
□ بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
سعدی
🔹️
برگرفته از کتاب "در قلمرو زرین"
ترجمه و توضیح: حسین الهی قمشه ای
نقاشی اثر Pablo Picasso
#جدایی #ماری_الیزابت_کالِریج #در_قلمرو_زرین #حسین_الهی_قمشه_ای #دکتر_الهی_قمشه_ای #قمشه_ای #اینستاگرام
#Separation #Mary_Coleridge #In_the_Realm_of_Gold #Drelahighomshei #Ghomshei #Instagram #Official
Read more
. اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با من کرد نشان ...
Media Removed
. اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با من کرد نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟ به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار جواب داد فلانی ازان ماست هنوز چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز عداوت از طرف آن شکسته پیمانست وگرنه ... .
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
عداوت از طرف آن شکسته پیمانست
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
بتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر
که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز
کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز
نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد
قیاس کردم و ز اندیشه‌ها و راست هنوز
سلام من برسان ای صبا به یار و بگو
که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز
#سعدی
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @maryresi شب دراز به امید صبح بیدارم مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم عجب ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @maryresi شب دراز به امید صبح بیدارم مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم عجب که بیخ محبت نمی‌دهد بارم که بر وی این همه باران شوق می‌بارم اگر تو عمر در این ماجرا کنی سعدی حدیث عشق به پایان رسد نپندارم حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست یکی تمام بود مطلع بر اسرارم برای دیدن ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@maryresi

شب دراز به امید صبح بیدارم
مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم

عجب که بیخ محبت نمی‌دهد بارم
که بر وی این همه باران شوق می‌بارم

اگر تو عمر در این ماجرا کنی سعدی حدیث عشق به پایان رسد نپندارم

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست یکی تمام بود مطلع بر اسرارم

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#صبحانه_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>️<span class="emoji emoji1f539"></span>️<span class="emoji emoji1f539"></span>️ "پرسشهای متداول"<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️سوال : می پرسند معنى اين بيت مولانا چيست که می فرماید: "عقل گويد ...
Media Removed
️ "پرسشهای متداول"️سوال : می پرسند معنى اين بيت مولانا چيست که می فرماید: "عقل گويد شش جهت حد است و بيرون راه نيست عشق گويد راه هست و رفته ام من بارها"️پاسخ : عقل براى هر چيز حد و اندازه و بالا و پايين و كوتاه و بلند و محدوديت هاى گوناگون تعيين می کند و بدون اين محدوديت ها آنها را نمى ... 🔹️🔹️🔹️
"پرسشهای متداول"🔹️
🔹️
🔹️سوال : می پرسند معنى اين بيت مولانا چيست که می فرماید: "عقل گويد شش جهت حد است و بيرون راه نيست
عشق گويد راه هست و رفته ام من بارها"🔹️
🔸️پاسخ : عقل براى هر چيز حد و اندازه و بالا و پايين
و كوتاه و بلند و محدوديت هاى گوناگون تعيين می کند
و بدون اين محدوديت ها آنها را نمى شناسد.
نزد عقل هر ماهيتى تعريفى دارد،
اما عشق همه اين حد و مرزها را بهم مي زند
و از حقايق بى مثال و بى حد و مرز سخن مى گويد؛
عشق به بيرون از زمان و مكان مى پرد،
از این روست که در ساحت عشق
خانقاه و خرابات و شاه و گدا
کنار هم می آیند،
پیر ناگهان جوان می شود
و مست و هوشیار با هم می رقصند:

در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست
حافظ

بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب اصفهانی

چه ره بود این که زد در پرده مطرب
که می رقصند با هم مست و هوشیار
حافظ

تا همه شهر بیایند و ببینند که ما
پیر بودیم و دگر بار جوان گردیدیم
سعدی

طراحی دیجیتال: حسین الهی قمشه ای
www.drelahighomshei.com🔸️
#پرسشهای_متدوال #سوال #پاسخ #مولانا #عقل #عشق #حسین_الهی_قمشه_ای #دکتر_الهی_قمشه_ای #قمشه_ای #اینستاگرام
#Drelahighomshei #Ghomshei #Mawlana #Reason #Love #FAQ #Instagram #Official
Read more
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد سست ...
Media Removed
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را خنک آن درد که یارم به عیادت ... پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را
گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را
باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن
تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

از سر زلف عروسان چمن دست بدارد
به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را
سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان
چون تأمل کند این صورت انگشت نما را

آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت
که سراپای بسوزند من بی سر و پا را
چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان
خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا را

همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را
مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند
به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری

#پیش_ما_رسم_شکستن_نبود_عهد_وفا_را
#سعدی
#عکس_نوشته
#شعر_خوب_بخوانیم
Read more
. یار گرفته‌ام بسی چون تو ندیده‌ام کسی شمع چنین نیامده‌ست از در هیچ مجلسی عادت بخت من نبود آن که تو ...
Media Removed
. یار گرفته‌ام بسی چون تو ندیده‌ام کسی شمع چنین نیامده‌ست از در هیچ مجلسی عادت بخت من نبود آن که تو یادم آوری نقد چنین کم اوفتد خاصه به دست مفلسی صحبت از این شریفتر صورت از این لطیفتر دامن از این نظیفتر وصف تو چون کند کسی خادمه سرای را گو در حجره بند کن تا به سر حضور ما ره نبرد موسوسی روز وصال دوستان ... .
یار گرفته‌ام بسی چون تو ندیده‌ام کسی
شمع چنین نیامده‌ست از در هیچ مجلسی
عادت بخت من نبود آن که تو یادم آوری
نقد چنین کم اوفتد خاصه به دست مفلسی
صحبت از این شریفتر صورت از این لطیفتر
دامن از این نظیفتر وصف تو چون کند کسی
خادمه سرای را گو در حجره بند کن
تا به سر حضور ما ره نبرد موسوسی
روز وصال دوستان دل نرود به بوستان
یا به گلی نگه کند یا به جمال نرگسی
گر بکشی کجا روم تن به قضا نهاده‌ام
سنگ جفای دوستان درد نمی‌کند بسی
قصه به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد
مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی
این همه خار می‌خورد سعدی و بار می‌برد
جای دگر نمی‌رود هر که گرفت مونسی
#سعدی
Read more
... ابومحمد مُصلِح‌الدین بن عَبدُالله نامور به سعدی شیرازی و مشرف الدین ( ۵۶۸ یا ۵۸۸ – ۶۷۱ هجری شمسی) ...
Media Removed
... ابومحمد مُصلِح‌الدین بن عَبدُالله نامور به سعدی شیرازی و مشرف الدین ( ۵۶۸ یا ۵۸۸ – ۶۷۱ هجری شمسی) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. آوازهٔ او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. جایگاهش نزد اهل ادب تا بدان‌جاست که به وی لقب استاد سخن و شیخ اجل داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان ... ...
ابومحمد مُصلِح‌الدین بن عَبدُالله نامور به سعدی شیرازی و مشرف الدین ( ۵۶۸ یا ۵۸۸ – ۶۷۱ هجری شمسی) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. آوازهٔ او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. جایگاهش نزد اهل ادب تا بدان‌جاست که به وی لقب استاد سخن و شیخ اجل داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات و دیوان اشعار اوست که به این سه اثر کلیات سعدی می‌گویند.
آثار سعدی
از سعدی آثار بسیاری در نظم و نثر برجای مانده‌است .
بوستان: منظومه‌ای است حاوی حکایات اخلاقی.
گلستان: به نثر مسجع.
دیوان اشعار: شامل غزلیات و قصاید و رباعیات و مثنویات و مفردات و ترجیع‌بند و غیره (به فارسی) و چندین قصیده و غزل عربی.
مواعظ: کتابی است چون دیوان اشعار.
صاحبیه: مجموعه چند قطعه فارسی و عربی است که سعدی در ستایش شمس‌الدین صاحب دیوان جوینی، وزیر اتابکان سروده‌است.
قصاید سعدی: قصاید عربی سعدی حدود هفتصد بیت است که بیشتر محتوای آن غنا، مدح، اندرز و مرثیه‌است. قصاید فارسی در ستایش پروردگار و مدح و اندرز و نصیحت بزرگان و پادشاهان آمده‌است.
مراثی سعدی: قصاید بلند سعدی است که بیشتر آن در رثای آخرین خلیفه عباسی المستعصم بالله سروده شده‌است.
مفردات سعدی: مفردات سعدی شامل مفردات و مفردات در رابطه با پند و اخلاق است.
رسائل نثر:هزلیات سعدی
کتاب نصیحةالملوک
رساله در عقل و عشق
الجواب
در تربیت یکی ازملوک
مجالس پنجگانه
.
#آرامگاه_سعدی #سعدی
#shirazchik #shiraz_shari #fars_update #shiraztagram #shiraaziha #aroundshiraz #shirazi #shirazLover #shirazcity #shahre_raz #shiraz1400 #shiraz_photo #shiraz #shirazioy_bahal #shiraz_media #shiraz_shahrvand #tomb
Read more
. بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در الا شهید عشق به تیر از کمان دوست ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست با ما مگو به جز سخن دل نشان دوست حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود یا از دهان آن که شنید از دهان دوست ای یار آشنا علم کاروان کجاست تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار ما ... .
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست

ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
با ما مگو به جز سخن دل نشان دوست

حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید از دهان دوست

ای یار آشنا علم کاروان کجاست
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست

گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سر فدای پای رسالت رسان دوست

دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمی‌رسد که بگیرم عنان دوست

رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست

گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد
تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست

گر آستین دوست بیفتد به دست من
چندان که زنده‌ام سر من و آستان دوست

بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست

بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد
وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست
#استاد_محمدرضا_شجریان #استاد_محمد_رضا_شجریان #استادمحمدرضا_شجریان #استادمحمدرضاشجریان #شجریان #شجریانیها #شجریان_بشنویم #استادشجریان #استاد_شجریان #موسیقی_سنتی #موسیقی_اصیل #موسیقی_سنتی_ایران #همایون_شجریان #سعدی_شیرازی #غزل_سعدی #سعدی #محمدرضاشجریان #محمد_رضا_شجريان #خداوندگار_آواز #خسرو_آواز #خسرو_آواز_ایران
Read more
 #آرامگاه_سعدی شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من عاشقم گر بسوزم رواست تو ...
Media Removed
#آرامگاه_سعدی شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گریه و سوز باری چراست؟ بگفت ای هوادار مسکین من برفت انگبین یار شیرین من چو شیرینی از من بدر می‌رود چو فرهادم آتش به سر می‌رود همی گفت و هر لحظه سیلاب درد فرو می‌دویدش به رخسار زرد که ای ... #آرامگاه_سعدی
شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گریه و سوز باری چراست؟

بگفت ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من

چو شیرینی از من بدر می‌رود
چو فرهادم آتش به سر می‌رود

همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فرو می‌دویدش به رخسار زرد

که ای مدعی عشق کار تو نیست
که نه صبر داری نه یارای ایست

تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من استاده‌ام تا بسوزم تمام

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت

همه شب در این گفت و گو بود شمع
به دیدار او وقت اصحاب، جمع

نرفته ز شب همچنان بهره‌ای
که ناگه بکشتش پری چهره‌ای

همی گفت و می‌رفت دودش به سر
همین بود پایان عشق، ای پسر

ره این است اگر خواهی آموختن
به کشتن فرج یابی از سوختن

مکن گریه بر گور مقتول دوست
قل الحمدلله که مقبول اوست

اگر عاشقی سر مشوی از مرض
چو سعدی فرو شوی دست از غرض

فدائی ندارد ز مقصود چنگ
وگر بر سرش تیر بارند و سنگ

به دریا مرو گفتمت زینهار
وگر می‌روی تن به طوفان سپار

شب خوش🌙
Read more
<span class="emoji emoji25fd"></span>به بهانه‌ی اول اردیبهشت، روز #بزرگداشت_سعدی شیرازی شعری بخوانیم در ستایش او با قلم زنده یاد فریدون ...
Media Removed
به بهانه‌ی اول اردیبهشت، روز #بزرگداشت_سعدی شیرازی شعری بخوانیم در ستایش او با قلم زنده یاد فریدون مشیری: ‌ #همراه_آفتاب (دنیا نیرزد آن‌که پریشان کنی دلی زنهار بد مکن که نکرده‌ست عاقلی- #سعدی) ‌ همراه آفتاب جوانی، وقتی جوانه می‌زد در من نهال عشق، دست دلم به دامن شعرش رسیده بود. میخانه‌ی ... ◽به بهانه‌ی اول اردیبهشت،
روز #بزرگداشت_سعدی شیرازی شعری بخوانیم در ستایش او با قلم زنده یاد فریدون مشیری:

🔸 #همراه_آفتاب
(دنیا نیرزد آن‌که پریشان کنی دلی
زنهار بد مکن که نکرده‌ست عاقلی- #سعدی)

همراه آفتاب جوانی،
وقتی جوانه می‌زد در من نهال عشق،
دست دلم به دامن شعرش رسیده بود.
میخانه‌ی غزل!
شعری که عشق،
ــ گرم و درخشان ــ چو آفتاب،
از مشرق طلایی آن سر کشیده بود.
شعری که آن زمان و، همیشه
در چشم من
«ز رحمت محض آفریده» بود.

پر می‌کشید روح پر از التهاب من
از تشنگی به سوی غزل‌های او، نخست
در مکتب محبّت او، حرف عشق را
تا درس پاک سوختن، آموختم درست.

در دفتر ستایش نیکویی،
در نامه‌ی پرستش زیبایی،
آموختم چگونه به محبوب بنگرم!
آموختم چگونه به سودای یک نگاه
از جان و مال و زندگی خویش بگذرم.
آموختم چگونه
در پیش او بمیرم و دم برنیارم!

آموختم چگونه بر اندام واژه‌ها
از سوز آرزو
آتش درافکنم
آموختم که شور درون را
شیرین بیان کنم.

همراه آفتاب جوانی،
آن عاشقانه‌های دلاویز،
آرام ، چون نسیم،
در تار و پود جان و دل من وزیده بود.

زان پس که هرچه قول و غزل داشت،
همچو جان،
در پرده‌های حافظه، در خاطرم، نشست؛
راه مرا به بوی «گلستان» خویش بست!
چندی در آن بهشت طربناک، مست مست،
چون او برفت دامنم از بوی گل ز دست.

دریایی از لطافت و دنیایی از هنر
آمیخته به آن سخنان گزیده بود.

اما، تمام عمر،
من بودم و هوای خوش «بوستان» او.
روشن‌ترین ستاره،
در کهکشان او
«آرام جان و انس دل و نور دیده» بود.
در نغمه‌های بر شده از ساز جان او،
آیین رستگاری انسان، درین جهان،
گلبانگ آدمیت،
قانون مردمی،
راه رهایی بشریت.
دنیای آرمانی، در شأن آدمی،
گفتی مگر کلام و پیام پیمبران
در گوهر زبان و بیانش دمیده بود.

او پادشاه ملک سخن بود، بی‌گمان.
«روی زمین گرفته به تیغ سخنوری»
با منکرش بگو که بیا روبرو کنیم!
با مدعی بگو، بنشیند به داوری.

حیران بی‌نیازی اویم، که با نیاز
«وجه کفاف» بود اگر نامعین‌اش
«سیمرغ» بود و «قاف قناعت» نشیمنش
با «دست سلطنت» که بر اقلیم شعر داشت؛
«پای ریاضتش همه در قید دامنش»!

می‌گفت با غرور:
«گر گویی‌ام که سوزنی از سفله‌ای بخواه،
چون خارپشت، بر بدنم موی، سوزن است!
صد ملک سلطنت به بهای جوی هنر،
منت بر آن‌ که می‌دهد و حیف بر من است»!

روحی بزرگ،
در تن او، آرمیده بود....


#فریدون_مشیری
از دفتر: #با_پنج_سخن_سرا

🔴🔴🔴🔴🔴

به دلیل محدودیت اینستاگرام، متن کامل شعر را در کانال تلگرام رسمی فریدون مشیری بخوانید:
⬇⬇⬇⬇⬇
( لینک در قسمت بیو به رنگ آبی)
🚩 t.me/fereydoonmoshiri
‌‌⬆⬆⬆⬆⬆
Read more
. آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست نابوده به که بودن او غیر عار نیست در عشق باش که مست عشقست هر چه هست بی ...
Media Removed
. آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست نابوده به که بودن او غیر عار نیست در عشق باش که مست عشقست هر چه هست بی کار و بار عشق بر دوست بار نیست گویند عشق چیست بگو ترک اختیار هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد دل ... .
آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست
نابوده به که بودن او غیر عار نیست

در عشق باش که مست عشقست هر چه هست
بی کار و بار عشق بر دوست بار نیست

گویند عشق چیست بگو ترک اختیار
هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست

عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار
هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست

عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد
دل بر جز این منه که به جز مستعار نیست

تا کی کنار گیری معشوق مرده را
جان را کنار گیر که او را کنار نیست

آن کز بهار زاد بمیرد گه خزان
گلزار عشق را مدد از نوبهار نیست

آن گل که از بهار بود خار یار اوست
وان می که از عصیر بود بی‌خمار نیست

نظاره گو مباش در این راه و منتظر
والله که هیچ مرگ بتر ز انتظار نیست

بر نقد قلب زن تو اگر قلب نیستی
این نکته گوش کن اگرت گوشوار نیست

بر اسب تن ملرز سبکتر پیاده شو
پرش دهد خدای که بر تن سوار نیست

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست

چون ساده شد ز نقش همه نقش‌ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

از عیب ساده خواهی خود را در او نگر
کو را ز راست گویی شرم و حذار نیست

چون روی آهنین ز صفا این هنر بیافت
تا روی دل چه یابد کو را غبار نیست

گویم چه یابد او نه نگویم خمش به است
تا دلستان نگوید کو رازدار نیست

#مولوی

#فردوسی #خیام #نظامی #مولوی #سعدی #حافظ #عراقی #بیدل_دهلوی #صائب_تبریزی #خواجو_کرمانی #وحشی_بافقی #سنایی #جامی #رودکی #منوچهری #خاقانی #نیما #فروغ #اخوان_ثالث #شاملو
Read more
. نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی چو دل به عشق دهی دلبران یغما را
Media Removed
. نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی چو دل به عشق دهی دلبران یغما را . نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را
پروانه نمی‌شکیبد از دور ور قصد کند بسوزدش نور هر کس به تعلقی گرفتار صاحب نظران به عشق منظور #سعدی ...
Media Removed
پروانه نمی‌شکیبد از دور ور قصد کند بسوزدش نور هر کس به تعلقی گرفتار صاحب نظران به عشق منظور #سعدی #تعلق #نور ... #طبیعت بکر و # #زیبای #مازندران #تابستان۱۳۹۶ #آرش #نوچیان #آرش_نوچیان #fixation #light #beautiful and #virgin #nature of #Mazandaran province #summer2017 #nikonegaresh ... پروانه نمی‌شکیبد از دور
ور قصد کند بسوزدش نور
هر کس به تعلقی گرفتار
صاحب نظران به عشق منظور
#سعدی
#تعلق #نور ... #طبیعت بکر و # #زیبای #مازندران #تابستان۱۳۹۶ #آرش #نوچیان #آرش_نوچیان
#fixation #light #beautiful and #virgin #nature of #Mazandaran province #summer2017 #nikonegaresh #nikoniran #persianlikes #nokate_axasi #mustseeiran #aks__ir #ir_aks #iranemoon #Arash #Nochian #Arash_Nochian #ArashNochian
Read more
. آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود نقش او در چشم ما هر روز خوشتر می‌شود عشق دانی چیست سلطانی که هر ...
Media Removed
. آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود نقش او در چشم ما هر روز خوشتر می‌شود عشق دانی چیست سلطانی که هر جا خیمه زد بی خلاف آن مملکت بر وی مقرر می‌شود دیگران را تلخ می‌آید شراب جور عشق ما ز دست دوست می‌گیریم و شکر می‌شود دل ز جان برگیر و در بر گیر یار مهربان گر بدین مقدارت آن دولت میسر می‌شود هرگزم در سر ... .
آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود
نقش او در چشم ما هر روز خوشتر می‌شود
عشق دانی چیست سلطانی که هر جا خیمه زد
بی خلاف آن مملکت بر وی مقرر می‌شود
دیگران را تلخ می‌آید شراب جور عشق
ما ز دست دوست می‌گیریم و شکر می‌شود
دل ز جان برگیر و در بر گیر یار مهربان
گر بدین مقدارت آن دولت میسر می‌شود
هرگزم در سر نبود اندیشه سودا ولیک
پیل اگر دربند می‌افتد مسخر می‌شود
عیش‌ها دارم در این آتش که بینی دم به دم
کاندرونم گر چه می‌سوزد منور می‌شود
تا نپنداری که با دیگر کسم خاطر خوشست
ظاهرم با جمع و خاطر جای دیگر می‌شود
غیرتم گوید نگویم با حریفان راز خویش
باز می‌بینم که در آفاق دفتر می‌شود
آب شوق از چشم سعدی می‌رود بر دست و خط
لاجرم چون شعر می‌آید سخن تر می‌شود
قول مطبوع از درون سوزناک آید که عود
چون همی‌سوزد جهان از وی معطر می‌شود
#سعدی
Read more
Loading...
Load More
Loading...